Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
29 اوت
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 29 اوت
ايران
... و ميترائيسم در ايرانزمين نماد مِهرورزي و دوستي و دانايي شد ـ پیدایش جشن مهرگان
محاسبات تقويمي تازه بر پايه نوشته هاي يونانيان و روميانِ عهد باستان نشان مي دهد كه آگوست سال 500 پيش از ميلاد (دهه اول اَمُرداد تا دهه اول شهریور) و دوران پادشاهي داريوش بزرگ و به احتمال زیاد 29 آن ماه، ميترا [در زبانهاي اروپايي میثرا] از سوي دربار هخامنشي پس از مشورت با روحانيون آيين زرتشت، به عنوان مَظهر (سمبل) نور (آفتاب)، مِهر و دانايي رسميت يافت.
     ميترا كه اينك نام صدها هزار زن در سراسر جهان است، هزاران سال پيش، از خدايان آرين هاي جنوبي بود كه پس از پيدايش آيين زرتشت و رسميت يافتن آن، از قرن ششم پيش از ميلاد مقام خدايي را از دست داد كه با تأییدیه آگوست سال 500 پيش از ميلاد دولت هخامنشیان ایران؛ نماد مهرورزي، محبت، صميميّت و دوستي شد و قرار شد اين صفات كه تا آن زمان اختصاص به ايرانيان داشت، جهاني شوند و دولت ایران ـ تنها ابرقدرت جهان وقت مبلّغ آن باشد. به علاوه، هر سال در روز مِهر از ماه مِهر (جشن مِهرگان) تدابيري بكار گرفته شود (مثلا سخنراني و اندرز گفتن) تا مِهرورزی، دوستي و نور و دانايي در دلها تقويت شود و نهال مهرورزي، صمیمی و پاکدست بودن پرورش يابد و پندار بَد، دشمني ورزيدن و ظلمت نَهي گردد، و از اين زمان بود كه انتخاب نام «ميترا» براي افراد، عمومي و عادي شده است كه پس از گذشت قرون و اعصار، ميترا در مواردی هم به «مهري ـ مهربانو» و ميتراداد به مِهرداد تبديل شده است.
     هخامنشيان از ميترائيسم كه آيين زرتشت جاي آن را گرفته بود برداشت ديگري هم كردند و آن، جهاني كردن اين برداشت به عنوان يك عامل مبارزه دروني با شيطان، ناداني، بدي ها، تاريكي و ستم بود. تا به اين وسيله مردم از جنگ و خونريزي بيزار شوند و «مسائل عمومی و اختلاف دولت ها» راه حل انساني به دست آورد و به تدريج اين نوع ميترائيسم را در اروپا ترويج و گسترش دادند به گونه اي كه مَكتَب روميان و به ويژه ايلريها (مردم ساكن يوگوسلاوي سابق) قرار گرفت و تا زماني كه مسيحيت خود را با آن هماهنگ نكرد موفق نشد در قلمرو روم پذيرفته شود و گسترش يابد.
     واژه هاي مِهر به مفهوم محبت، مهربان، نامهربان، مهرباني كردن و نظاير آن از همان زمان و اختصاصا ميان ايرانيان باقي مانده است و به همين دليل هنوز ايرانيان در سراسر جهان خود را مهربانتر از ساير ملل مي دانند و به مهربان بودن شهرت يافته اند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
مشكلاتي كه «هنري مورتيمر دوراند»، ديپلمات انگليسي براي ايران و آسياي جنوبي ساخته و مسئله جاری افغانستان یکی از آنهاست
Sir Henry Mortimer Durand
Henry Mortimer Durand هنري مورتيمر دوراند (داراي لقبSir) که از سال 1894 تا سال 1903 وزير مختار دولت انگلستان در تهران بود اواخر آگوست 1899 ناگهان و بدون دادن اطلاع به دولت ايران، آماده ديدار از جنوب غربي وطن ما شد كه اين سفر سه ماهه و دو هزار كيلومتري او، هفته نخست ماه سپتامبر آن سال (سال 1899) آغاز شد و در دسامبر به پايان رسيد، بدون اين كه دولت تهران انجام آن را مداخله در امور خود اعلام دارد و اعتراض كند!. اين سفر بذر فتنه هاي متعدد را كشت كرد كه يكي از آنها تهيه طرح خط تقسيم وطن ما به دو منطقه تحت نفوذ روسيه و انگلستان بود (که در 31 آگوست 1907 در نشست سن پترزبورگ روي آن توافق شد). دوراند قبلا خط مرزي دو هزار و ششصد كيلومتري ميان افغانستان و هندوستان انگلستان (پاكستان امروز) را ترسيم كرده و در سال 1893 آن را به عبدالرحمان خان - امير كابل قبولانده بود كه از قرن بيستم تاكنون منشأ فتنه، اختلافات و مسائل متعدد بوده است و ازجمله مسئله جاری القاعده و طالبان، مشکل منطقه وزیرستان، مسئله کشمیر و .... «دوراند» با ترسیم مرز افغانستان و هندوستان، تعمدا 28 میلیون پشتون را از افغانستان جدا و به هندوستان داد که اینک در پاکستان زندگی می کنند و در دهه 1960 نزدیک بود بر سر آنان میان افغانستان و پاکستان جنگ درگیر شود.
    هنری دوراند در سپتامبر 1899 سفر خود به غرب ايران را از اصفهان آغاز كرد. او در اين سفر ضمن تعيين منطقه اي از ايران که براي انگلستان اهميت بسيار و استرتژيک داشت با سران قبايل بختياري و لرستان و بزرگان و معتمدان محلي منطقه كارون (خوزستان) ملاقات و دوستي برقرار كرد و پس از دادن آموزش و وعده به آنان، به تهران بازگشت. دوراند اطلاعات فراوان درباره سيستان، كرمان و فارس به دست آورده بود. او يك دهه پيش گزارش رساله مانندي درباره اهميت سيستان كه ريشه شاهان باستاني ايران (كيانيان) از آنجاست براي دولت انگلستان فرستاده و گفته بود که سلاطین مغول تبار تهران (قاجارها) را از آن ناحیت می توان ترسانید و امتیاز گرفت!. دوراند در گزارش ديگري، دولت متبوع خودرا از تاريخچه برخوردهاي اعراب شيعه و سني بين النهرين (عراق) آگاه كرده و نوشته بود كه اين برخوردها با حكومت بوئيان ديلمي (ايرانيان) كه شيعه اثنی عشری بودند بر بين النهرين آغاز شد و در اين دوره شيعيان برتري داشتند، بعدا با روي كارآمدن سلجوقيان اين برتري از آن سني ها شد و صفويه دوباره برتري شيعيان را در عراق احياء كرد كه عثماني ها ورق را برگردانيدند و اين تناوب ادامه داشته است.
     محصول ديدار دوراند از جنوب غربي ايران ترسيم خطي از خانقين به سيستان بود كه ازهمدان، اصفهان، يزد و كرمان مي گذشت. همين خط كه به «دوراند لاين» دوم معروف شده است در سال 1907 در مذاكرات سن پترزبورگ مورد استناد قرار گرفت و خط تقسيم ايران به دو منطقه نفوذ آن دو قدرت اروپايي (انگلستان و روسیه) شد. خط یکم (دوراند) قبایل پشتون را قسمت کرده است.
     دوراند در زمان امتياز نفت، قتل ناصرالدين شاه، به شاهي رسيدن پسرش مظفرالدين و مشروطه خواهي در ماموريت تهران بود. وی زماني ماموریت در سفارت انگلستان در تهران یافته بود كه نفوذ روسها در دربار ايران رو به گسترش گذارده بود و «لُرد رُزبري» نخست وزير وقت از «دوراند» خواسته بود كه نظرش را بدهد. دوراند پس از يك بررسي كامل چنين نظر داده بود: روس ها مي خواهند كه سلطنت ايران رونوشتي از سلطنت روسيه باشد. لذا، سياست ما در ايران كه دربار شاه و رجال آن به ويژه علي اصغرخان (اتابك اعظم) به دام روس ها افتاده اند نمي تواند خارج از يكي از اين سه راه باشد:
     ا ـ همكاري و هماهنگي با روس ها با هدف حفظ منافع انگلستان.
     2 ـ به روسيه اخطار شود كه اگر در غرب ايران پيشروي بيشتري كند (نفوذ خود را گسترش دهد) با واكنش انگلستان رو به رو خواهد شد و نخواهد توانست گام به مناطق جنوبي ايران بگذارد و حتی کنسولگری دایر کند.
     3 ـ با حفظ نظام سلطنتي، كمك به ايجاد تغييرات روزافزون در مديريت و اداره كشور (مشروطيت ـ محدود شدن اختيارات دربار). دولت انگلستان راه سوم پيشنهادي «دوراند» را پذيرفت و ....
     دخالت هاي دوراند در اوضاع ايران و ايجاد تغييرات در وضعيت سياسي به قدري گسترده و علني بود كه حتي مورد اعتراض هربرت بوئن نماينده سياسي آمريكا در تهران قرارگرفت که جريان را به واشنگتن گزارش كرد و گزارش او در در مطبوعات آمريكا انعكاس يافت. اين انتقاد به قدري مستدل بود كه نظر سالزبري نخست وزير انگلستان (از حزب محافظه كار) را نسبت به دوراند تغيير داد و بعدا محل ماموريت دوراند به مادريد و سپس واشنگتن تغيير يافت و وي پس از ماموريت واشنگتن، به كار نويسندگي روي آورد و كتاب هاي متعدد نوشت از جمله «نادرشاه»، «ديدار پاييزه از غرب ايران»، «پدرم ژنرال ماريون دوراند (بيوگرافي پدرش)» و ... و يك اتوبيوگرافي (زندگينامه خودش).
     درباره كارهاي اين ديپلمات انگليسي كتاب ها و رسالات متعدد انتشار يافته كه كاملترين آنها را توماس اسميت تحت عنوان «نفت و كانوا» نوشته است.
     دوراند پسر ژنرال ماريون دوراند فرمانده نيروهاي انگليسي در هند كه بر زبان فارسي كاملا مسلط بود به رغم مخالفت شديد مسكو، از سوي لرد رزبري نخست وزير وقت انگلستان به عنوان نماينده ديپلماتيك اين دولت در ايران تعيين و 17 نوامبر سال 1894 وارد تهران شده بود. دوراند قبل از ماموريت ايران، چند ماموريت در افغانستان انجام داده بود. وي كه به همراه ژنرال رابرتز در دومين جنگ انگلستان و افغان ها شركت كرده بود با ترسيم خط مرزي افغانستان با هندوستان وقت كه مرز فعلي افغانستان و پاكستان را تشكيل مي دهد و قبايل منطقه را به زيان افغانستان تقسيم كرده است مسئله آفرين شده است. دولت كابل تاكنون بارها به اين خط (دوراند لاين1) اعتراض كرده و در سال 1993 انقضاي اعتبار آن را اعلام داشته است. غير طبيعي (مغرضانه) بودن همين خط و ترسیم آن بدون ملاحظات انسانی و واقعیت ها و قواعد جغرافیایی باعث شده است كه يك ايالت مرزي پاكستان به صورت فدراسيون قبيله اي اداره شود كه گزارش شده است مخفيگاه القاعده است. ناقص بودن همين خط نزديك بود كه در دهه 1960 به جنگ افغانستان و پاكستان منجر شود كه با ميانجيگري دولت وقت ايران مسئله موقتا فيصله يافت، ولي آتش زير خاكستر باقي مانده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ورود چند شخصیت مصدقی از جمله صدیقی، آذر، الهیار صالح و بختیار به جريان انقلاب در 7 شهريور 1357
هفتم شهریور 1357 (29 آگوست 1978) و در جریان انقلاب، روزنامه های تهران گزارش کرده بودند که شماري چشمگير از ملیِّون و نیز چپگرایان فعال در دهه 1330 باردیگر فعال شده اند و هرکدام نظر و خواستی دارند.
    در این راستا، روزنامه های تهران درگزارش خود از تشکیل و یا تجدید فعالیت 14 حزب و جمعیت نام برده و همچنین نوشته بودند که چند شخصیت ملی گرا و نیکنام و بعضا همکار پیشین دکتر مصدق از جمله دکتر مهدی آذر وزیر فرهنگ دولت مصدق، دکتر غلامحسین صدیقی وزیر کشور کابینه او و نیز الهیار صالح و شاپور بختیار به صورت مستقل وارد صحنه مبارزات و فعالیت شده اند.
     به نوشته روزنامه های تهران، ورود دوباره همین شخصیت ها به صحنه انقلاب سبب شده است (شده بود) که دولت واشنگتن موضع بیطرفانه به خود گیرد و با خشونت ماموران انتظامی و تیراندازی به معترضان مخالفت و تماس شاه با ملیّون و اصلاح طلبان را توصیه و تشویق کند. احتمالا همین توصیه سبب شده بود که شاه بعدا از دکتر صدیقی بخواهد که نخست وزیر شود و او قبول پیشنهاد شاه را مشروط و موکول به دست کشیدن وی از اختیارات و اعمال قدرت خارج از چارچوب قانون اساسی و احیانا خروج موقت از کشور کرده بود که شاه پیشنهاد نخست وزیری را به یک همکار دیگر مصدق ـ شاپور بختیار ـ داد و وی پذیرفت و نخست وزیر شد، آما دیگر خیلی دیر شده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي که ابراهیم یزدی درخواست عضويت ایران در جنبش نامتعهدها را تسليم نشست هاوانا کرد
29 آگوست 1979 ابراهیم یزدی وزیر امورخارجه وقت ایران [که 27 آگوست 2017 = ششم شهریور 1396 و در 86 سالگی در ازمیر ترکیه از بیماری سرطان درگذشت] درخواست عضویت این کشور در جنبش کشورهای نامتعهد را تسلیم نشست این جامعه در شهر هاوانا کرد که به تصویب رسید.
     ایران در دوران نظام سلطنتی از متحدین غرب، دوست نزديک آمریکا و عضو «سنتو» و طبق سياست بلوک غرب درگیر معارضه با مسکو و کمونیسم بود. جنبش غیر متعهدها (معروف به جهان سومی ها) در 1961 و در جريان جنگ سرد دو بلوک وقت تاسیس شده است. شعار این جامعه وارد نشدن به معارضات دو قدرت وقت بود.
     به اظهار برخی از صاحبنظران، این جامعه پس از فروپاشی بلوک شرق عملا علت وجودی خودرا از دست داده است زیراکه جهانی دوم وجود ندارد که جهان سوم باقی باشد و پیشنهاد شده است که با توجه به اوضاع جهان در قرن 21 ، هدف و برنامه های تازه برای فعالیت خود تنظیم کند. برخی از دولت های وابسته به شوروی سابق اینک خودرا نامتعهد و در چارچوب این جامعه قرارداده اند و افغانستان و عراق که با واشنگتن پیمان مشترک استراتژیک امضاء کرده اند همچنان خودرا نامتعهد می دانند و نيز چند دولت ديگر عملا متحد غرب. این جامعه 120 عضو رسمی و 16 عضو ناظر دارد. در حال حاضر در جهان تنها یک اتحادیه نظامی وجود دارد ـ ناتو.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اظهارات هفتم شهریور 1394 رئیس جمهور و ادامه بحثِ بردن و یا نبردنِ توافق نامه اتمی به مجلس
خبرگزاری فارس اظهارات حسن روحانی رئیس جمهور در نشست خبری هفتم شهریور 1394 را با این تیتر آغاز کرده بود:
    "چیزی امضا نکرده‌ایم که آن را به مجلس بفرستیم"
    رئیس جمهور گفت: "بر اساس اصل 125 قانون اساسی چیزی را که رئیس‌جمهور یا نماینده‌اش امضاء کند به مجلس فرستاده می شود. در حالی که ما چیزی را امضاء نکردیم و نیازی هم نبوده امضاء کنیم، و به طور کلی «برجام» قاعده‌اش بر این بوده که دولت‌ها با یکدیگر تفاهم کنند.".
    تیترهای اول صفحات اول (شماره های یکشنبه هشتم شهریور 1394) روزنامه حکومتی کیهان و روزنامه جام جم وابسته به سازمان رادیوتلویزیون هم به همین صورت است و کیهان در برابر تیتر خود [که کُپی آن در زیر آمده است] علامت تعجب [!] قرار داده است.
    در چند روز گذشته چند مقام دولتی دیگر هم مطالبی به همین صورت گفته بودند که درج دو اصل قانون اساسی در این زمینه لازم می آید:
    * اصل هفتاد و هفتم قانون‌ اساسی جمهوری اسلامی: عهدنامه‌ها، مقاوله نامه‌ها، قراردادها و موافقت نامه‌های بین‌المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد.
    *اصل یکصد و بیست و پنجم قانون اساسی جمهوری اسلامی: امضای عهدنامه‌ها، مقاوله نامه‌ها، موافقت‌نامه‌ها و قراردادهای دولت ایران با سایر دولت‌ها و همچنین امضای پیمان‌های مربوط به اتحادیه‌های بین‌المللی پس از تصویب مجلس شورای اسلامی با رئیس جمهور یا نمایندهِ قانونی اوست.
    نمایندگان مجلس برپایه این دو اصل [که برایشان تکلیف تعیین کرده است] خواسته اند که توافق نامه و یا با حروف اختصاری ـ برجام ـ به مجلس داده شود. اصل 125 صراحت دارد که «پس از تصویب مجلس»، رئیس جمهور و یا نماینده قانونی او آن را امضاء می کند تا اجرایی شود و اجرای آن با مشکل ـ مشکل قضایی رو به رو نشود. اصل 77 اشاره به امضای رئیس جمهور ندارد ولی شامل تمامی توافق ها است. توافق ها توسط نمایندگان دولت ها در هر سطح ـ بالا و یا پایین ـ به دست می آیند و همه نمایندگان تابع رأس هرم (رئیس قوه مجریه) هستند. رئیس اداره را مدیرکل، مدیرکل را وزیر و وزیر را رئیس دولت تعیین می کند. دادن یک توافق نامه به مجلس ـ توافق نامه ای که باید اجرا شود و فصلی از تاریخ کشوررا تشکیل خواهد داد و تا ابدیت باقی خواهد ماند و مورد قضاوت قرار خواهد گرفت جای نگرانی ندارد.
     به علاوه، اظهار نظر درباره اصول قانون اساسی از جانب شورای نگهبان باید صورت گیرد [اصل 98 قانون اساسی]. مجلس (قوه مقنّنه) وکیل آحاد نفوس کشور است و قاعدتا حافظ منافع عمومی. از آنجا که «برجام» باید به اجرا درآید و اجرای آن مستلزم هزینه است و تبعات دارد باید قانون شود یعنی که به تصویب مجلس برسد. کار قوه مجریه اجرای قوانین است و در یک دمکراسی، هدف از تفکیک قوا و به قول انگلیسی زبانان؛ چِک و بالانس (3 قوه مراقب کارهای یکدیگر بودن و حفظ موازنه میان آنها) است. اینک این سئوال به ذهن می آید که آیا می شود بدون مصوّبه مجلس و تأیید شورای نگهبان دست به اقدام (اجرای توافق) زد که ارتباط با حقوق عمومی دارد. فعالیّت های هسته ای تا به این پایه، هزینه داشته و مردم (نمایندگان آنان ـ مجلس) باید از این هزینه صرف نظر کنند. اگر تردید به بردن و یا نبردن به مجلس است، برای رفع تردید باید شورای نگهبان که پاسدار قانون اساسی است و نیمی از اعضای آن از میان حقوق دانان انتخاب می شوند اظهار نظر کند و گرنه در آینده هریک از اتباع کشور می تواند به قوه قضایی و یا کمیسیون اصل 90 دادخواست بدهد، قضیه تعقیب شود و ... و رشته ای خواهد بود که سر دراز خواهد داشت، مخصوصا که قدرت های شش گانه ـ هرکدام نظر و هدف خاص خودرا از این توافق داشته اند.
    رئیس جمهور در همدان گفته بود که قانون بالاتر از همه است و او مسئول اجرای قانون اساسی است ـ که مادر قوانین موضوعه و ضوابط دولتی است. جملاتی بسیار مهم بوده است و قطعا شامل اصل 30 قانونی اساسی یعنی رایگان بودن آموزش و پرورش هم خواهد بود. آموزش و پرورش در ایران، سال ها پیش از تصویب اصل 30 رایگان بود و تا 12 سال پس از تصویب قانون اساسی (در آذرماه 1358). پیش از تصویب اصل 44 قانون اساسی بانک های ایران مصادره و دولتی شده بودند و بانک های مختلط نیز منحل. رعایت قوانین باید از اصول قانون اساسی آغاز شود.
    



    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دریافت نظرات و خواست ها و انعکاس آنها به مقامات مربوط و تعقیب قضیه ـ نخستین خواست: تعقیب قضایی ولی الله سیف
29 اَمُرداد 1397 دکتر احمد توکّلی اقتصاددان، مؤسس و رئیس سازمان «دیده بان شفّافیت و عدالت» با ارسال نامه ای به دادستان کل جمهوری اسلامی خواستار ممنوع الخروج شدن و تعقیب قضایی ولی الله سیف رئیس کل پیشین بانک مرکزی شد.
    دکتر توکلی اخیرا وبسایتی (اصطلاحا؛ سامانه ای) ایجاد کرده که هر فرد می تواند نظر خودرا در آن منعکس کند و بخواهد هرکس که «هم ـ نظر» اوست، جریان را در همانجا اعلام کند. در پایان هر هفته ـ هفت روز پس از انتشار «نظریه، پیشنهاد و خواست»، سازمان دیده بان شفّافیّت نظرات و خواست هایی را که موافق بیشتری داشته باشند اعلام و به مقامات مربوط تسلیم و قضیه را تعقیب خواهد کرد.
دکتر توکّلی


    این کار تازه ای است که در ایران شده است.
    هفته گذشته در پی انتشار یک درخواست و پس از تشریح دلایل، بیش از دو هزار نفر (2300 نفر) درخواست ممنوع الخروج شدن ولی الله سیف رئیس پیشین بانک مرکزی و تعقیب قضایی اورا کرده بودند. به باور این شمار که باید در رسیدگی قضایی ثابت شود، ولی الله سیف در مشکلات ارزی، فروش طلا و نیز مؤسسات اعتباری و بعضا غیر مجاز که در آنها از سپرده های مردم سوء استفاده شده مسئولیت داشته است.
    دکتر توکلی 29 اَمُرداد 1397 اعلام کرد که این خواست را طی نامه ای به دادستان کل کشور منعکس کرده است.
    خبرگزاری مِهر متن نامه دکتر توکلی را عینا منتشر کرده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
5 سئوال از حسن روحانی در مجلس ـ فقط یک پاسخ نمایندگان را قانع کرد ـ چهار سئوال دیگر به دستگاه قضایی ارجاع می شود
در پی رای عدم اعتماد مجلس به دو وزیر کابینه حسن روحانی (علی ربیعی وزیر کار و تعاون و سپس مسعود کرباسیان وزیر اقتصاد) و کنار رفتن آنان از عضویت در دولت، وی سه‌شنبه ششم شهریور 1397 (28 آگوست 2018) در مجلس شورای اسلامی حضور یافت تا به پرسش های نمایندگان پاسخ دهد. طرح سئوال از حسن روحانی (حجت الاسلام) که به امضای 80 نماینده رسیده بود قبلا در مجلس تصویب شده بود.
    نمایندگان مجلس مطابق با تبصره یک ماده 212 آیین‌نامه داخلی مجلس مجموعا پنج سؤال از رییس‌جمهور پرسیدند. این پرسش‌ها مسئله قاچاق، استمرار تحریم‌های بانکی، بیکاری، رکود اقتصادی، افزایش نرخ ارز و کاهش ارزش پول ملی را شامل می‌شدند. در پایان جلسه و با پایان رأی‌گیری، نمایندگان پاسخ‌‌های روحانی درباره چهار سؤال را قانع‌کننده ندانستند و گفته شد قرار است که این سوالات جهت رسیدگی به قوه قضاییه ارسال شود. (بعدا علی لاریجانی رئیس مجلس ارجاع سوال از رئیس جمهور به قوه قضاییه را منتفی دانست، ولی چند نماینده مجلس همچنان می گویند که موضوع، طبق آیین نامه داخلی مجلس ـ ماده 213 این آیین نامه ـ باید به قوه قضاییه احاله شود.).
    در این جلسه، مجتبی ذوالنور نماینده قم خطاب به حسن روحانی گفت: "آقای رئیس جمهور شما یک کاخ آرزوها به نام برجام ساختید که با یک لگد ترامپ این طور شد.".
    روحانی در مورد وضعیت بازار در ماه‌های اخیر گفت: "در زمینه ارز؛ مسائل اجتماعی، روانی و سیاست خارجی تأثیرش بیشتر بوده است تا مسائل اقتصادی.".
    وی زمان وقوع مشکلات اقتصادی در کشور را پنجم دیماه 1396 (دسامبر 2017) دانست و گفت: "هر کس تاریخ دیگری دهد به نظر من آدرس غلط داده است. مردم ناگهان دیدند در خیابان‌ها عده‌ای آمدند و شعار می‌دهند و شعارها کم کم تبدیل شد به شعارهای هنجارشکنانه و دچار حیرت شدند.". او این وقایع را انگیزه‌ای [یک فرصت] برای دونالد ترامپ رییس‌جمهوری آمریکا دانست که اعلام کند کشورش از برجام خارج می‌شود.
    روحانی همچنین به تجمع اخیر پُرحاشیه مدرسه فیضیه قم و شعارهایی که در این تجمع علیه او سر داده شده بود، اشاره کرد. [شعارِ "ای آنکه مذاکره شعارت ـ استخر فرح در انتظارت"].
    
تیترهای صفحه اول چند روزنامه سراسری به عنوان نمونه درباره نتیجه سئوال از حسن روحانی

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو انديشه
حقوق انسان از ديدگاه «جان لاک»
John Locke
29 آگوست زادروز جان لاك John Locke فيلسوف تجربه گراي (Empiricist) انگليسي است که درسال 1632 به دنیا آمد و برپايه افكار او اعلاميه استقلال ايالات متحده نوشته شده و علوم سياسي و فلسفه سياسي شكل گرفته است.
     به باور لاك؛ هر فكر، عقيده و دانش ناشي از تجربه است.
    لاک گفته است که بشر طبيعتا داراي حقوق و تكاليفي است و اين حقوق عبارتند از: حق حيات، حق آزادي، حق مالكيت و .... «حق آزادي» از نظر لاك همانا برابري سياسي افراد و برخورداري از حقوق مدني است. وظيفه هر دولت محافظت از حقوق مردم است و توجيه وجود دولت در همين محافظت از حقوق مردم قرارداده شده است كه بهتر از خود فرد مي تواند اين وظيفه را انجام دهد و توان محافظت از حقوق اتباع؛ درجه شايستگي يك دولت را نشان مي دهد و اگر يك دولت نخواهد و يا نتواند حقوق اتباع را محفوظ بدارد، منطق وجودي خود را از دست مي دهد و بر مردم است كه حاكم ديگري را برگزينند. اين فقط مردم هستند كه بايد تصميم بگيرند كه چه كسي بر آنان حكومت كند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسي
دختر 19 ساله افغان نامزد انتخابات پارلمانی سوئد
مریم اصغری

مریم اصغری ـ افغان‌تبار و نوزده ساله که خانواده اش از افغانستان به سوئد مهاجرت کرده اند، در انتخابات نهم سپتامبر 2018 (امسال) سوئد نامزد نمایندگی پارلمان از حوزه استکهلم شده است. وی همچنین نامزد عضویت در شورای شهر استکهلم (پایتخت سوئد) شده است.
    او در مصاحبه‌ای گفته است که هدفش از عضویت در پارلمان و شورای شهر، تلاش برای حذف تفاوت ها در جامعه است ـ تفاوت ثروت، کشور زادگاه و .... پولدار و بی پول هر دو انسان هستند و باید از لحاظ شئون انسانی و حقوق، برابر باشند و به این برابری احترام گذاشته شود.
    او گفته است که پس از مطالعه درباره ایدئولوژی ها و احزاب سیاسی، به حزب سوسیال دموکرات سوئد پیوسته است.
    در انتخابات سپتامیر 2018 سوئد، احزاب دمکرات و سوسیال دمکرات سوئد، دو رقیب اصلی هستند. حزب دمکرات محدود کردن مهاجرت را تبلیغ می کند و رای دهندگان سوئدی که از انبوه مهاجرت به کشورشان ناراضی به نظر می رسند، تمایل بیشتری نسبت به این حزب دارند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو ادبيات
نويسنده شنهاي جزيرةالعرب و ... که از ایران هم دیدن کرد
پشت جلد آنتالوژي Thesinger با عکس او

ويلفرد تزينگر Wilfred Thesinger مؤلف انگليسي كتابهاي «شنهاي جزيرة العرب»، «اعراب باتلاق نشين»، «رودخانه اي كه به دريا نمي رسد»، «زندگي با سامبوروها» و ... 24 آگوست 2003 در 93 سالگي درگذشت.
     كتابهاي تزينگر نتيجه سفرها و تجربه هاي خود او است. او در 1946 از «ربع الخالي» كشور سعودي عبور كرد و احتمالا نخستين غير بومي بود كه دست به اين سفر خطرناك زده بود. وي سپس تمام سال 1948 را با اعراب بدوي ربع الخالي زندگي كرد و كتاب شن هاي جزيرةالعرب نتيجه همين دو سفر بود.
    تزينگر که در اتيوپي به دنيا آمده و در جريان جنگ با ايتاليا در اتيوپي و نيز جنگهاي جهاني اول و دوم جهانی، يک نظامي انگليسي بود پس از پايان جنگ جهاني دوم دست به مسافرت تحقيقاتي به آفريقا، خاور ميانه ازجمله ايران و آسياي جنوبي زد، مدتي را با اعراب حواشي باتلاقهاي دجله و فرات در عراق جنوبي بسر برد كه كتاب «عرب باتلاق نشين» محصول آن است. كتاب «رودخانه اي كه به دريا نمي ريزد» شرح چنين رودخانه اي در كشور اتيوپي است. ويلفرد سالها ميان قبيله سامبورو در کشور كِنيا زندگي كرد تا موفق شد تفاوت زندگي انسان ابتدايي و زندگاني نوين انسان را برنگارد و ....
    برخي نيز هستند که نسبت به سفرهاي ويلفرد با ديده سوء ظن مي نگرند بويژه که دولت لندن به او لقب Sir داده است و ....
    



    ويلفرد در 1946 به اين صورت ار ريع الخالي گذشت. عكس بالا، وي رابا شترش در ميان شن ها نشان مي دهد. او در كتاب خود از كوههاي متحرك اين منطقه كه همانا شنهاي روان هستند نام برده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
«علیرضا خانی» روزنامه نگار ـ جامعه شناس و سردبیر روزنامه اطلاعات و از بهترین مقاله نگاران ایران، در یک نگاه
عليرضا خاني

علیرضا خانی سردبیر روزنامه 90 ساله اطلاعات (چاپ تهران) هفتم شهریور 1350 (29 آگوست 1971) در شمیران به دنیا آمده است. او یک روزنامه نگار ـ جامعه شناس است که از سال 1388 سردبیری آن روزنامه قدیمی و بسیار معروف ایران را برعهده دارد و بر کرسی روزنامه نگارانی بنام، همچون احمد شهیدی، غلامحسین صالحیار، علی اصغر و حسن صدر حاج سیدجوادی، منصور تاراجی، مهدی بهره مند و تورج فرازمند نشسته است.
    خانی که رفتار دوستانه او مشهور خاص و عام است، کار خبر را از 1368 (بیش از ربع قرن پیش) از میز اقتصادی روزنامه اطلاعات آغاز کرد و سپس به میز اجتماعی ـ فرهنگی منتقل، آنگاه دبیر میز اقتصادی و معاون سردبیر شد و در سمت عضویت شورای سردبیری بود که سردبیر شده است. وی که در رشته های روزنامه نگاری و جامعه شناسی تحصیلات دانشگاهی تا بالاترین حدّ خود (دوره دکترا) دارد سیاست حجت الاسلام محمود دعایی را که روزنامه اطلاعات یک روزنامه خبری کامل باشد به خوبی اجرا کرده است. حجت الاسلام دعایی که از پایان بهار 1359 (چهار دهه پیش) مدیریت مؤسسه مطبوعاتی اطلاعات ازجمله روزنامه اطلاعات را برعهده دارد معتقد به رعایت بی طرفی در نشر اخبار و انتشار همه اخبار و «کامل نگاری» خبر است تا این روزنامه «تاریخِ جاری» باشد. وی با همین هدف، شماره های چاپی روزنامه اطلاعات را از آغاز تأسیس تا کنون به صورت مجلّد و «سی. دی.» در آورده تا کار تحقیق بر پژوهشگران و تاریخ نگاران آسان باشد و این مجلّدها و سی. دی ها به بهای ارزان در دسترس همگان است.
     خانی که از بهترین مقاله نگاران و نقدنویسان کشور بشمار آورده شده است با تداوم کار در روزنامه اطلاعات، در دهه 1370 به راه اندازی روزنامه ملّی ایران و بویژه میز اقتصادی این روزنامه نیز کمک بسیار کرد. در آن دوران، اطلاعات یک روزنامه عصر و ایران یک روزنامه صبح بود. دکتر فریدون وردی نژاد بنیادگذار دور نوین روزنامه ایران، در سال 1373 از همه روزنامه نگاران کشور ـ از قدیم و جدید و حتی روزنامه نگاران شاغل در رسانه های دیگر ـ خواسته بود که به راه اندازی آن روزنامه ملّی کمک کنند و در تلاش های مربوط مشارکت داشته باشند.
    خانی که با توجه به تحصیلات و تجربه، از کارشناسان امور اجتماعی و فرهنگی کشور است در بهارِ سال 1394 گزیده ای از 10 سال (1384 ـ 1393) مقالات خودرا با عنوان «در فضیلت نقد» به صورت یک کتاب تألیف کرده که سازمان انتشارات مؤسسه مطبوعاتی اطلاعات این کتاب پُرمخاطب را چاپ و به توزیع داده است. کُپی روی جلد کتاب «درفضیلت نقد» که طبق گزارش سازمان انتشارات و توزیع با اقبال عمومی مواجه شده است در زیر آورده شده است:
    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
قتل امپراتور اينكا Inca
29 آگوست 1533 ميلادي «فرانسيسكو پيزارو» كه از سوي دولت اسپانيا ماموريت تصرف اراضي امريكاي جنوبي و انتقال طلاي آنجا را به اسپانيا داشت پس از دستگيري كردن آتاهوالپا Atahualpa امپراتور اينكاها و گرفتن خزانه طلاي او كه اسپانيا را ثروتمند كرد وي را برخلاف وعده اي كه داده بود به قتل رساند.
    پيزارو با 150 سرباز از جمله 62 سوار و دو توپ عازم شهر كوسكو Cusco پايتخت امپراتوري اينكا (واقع در کشور پرو Peru) شده بود. حال آن كه اين امپراتوري دهها هزار سرباز داشت، ولي فاقد دو چيز بود، يكي دروغ گفتن و ديگري اسلحه آتشين. پيزارو پس از رسيدن به كوسكو؛ بر فراز تپه اي مستقر شد و دو توپ خود را زير شاخه هاي بريده شده درخت پنهان كرد و از امپراتور خواست كه با هم مذاكره كنند و پيام داد كه اين مذاكره درباره تشويق قوم اينكا به مسيحي شدن است و قصد تصرف جايي را ندارد، زيرا نيروهاي او كم و خسته راه هستند. امپراتور فريب خورد و با هفت هزار تن از سربازان خود و سران كشورش به ديدار پيزارو رفت. هنگامي كه اين عده به تيررس توپها رسيدند زير آتش قرار گرفتند. بيشتر اين عده كشته شدند و امپراتور اسير شد. پيزارو قول داد كه اگر مخزن طلايش را به او نشان دهد آزاد خواهد شد كه فريب خورد و چنين كرد. پيزارو پس از تصاحب طلاها دستور داد كه امپراتور را گردن زدند و مردم اينكا كه از آتش توپ و تفنگ و ديدن سوار نظام و سرباز زره پوشيده ترسيده بودند تسليم شدند و سرزمين و استقلال و آزادي خود را از دست دادند. باستان شناسان كه سرگرم بيرون آوردن اشياء، ساختمانها و مردگان اينكاها از دل خاك هستند از پيشرفت تمدن آنان متعجب شده اند. اين قوم مردگان خود را پس از موميايي كردن دفن مي كرد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تحقيقات قضايي از توني بلر که متهم به گزارش خلاف واقع درباره عراق شده بود


توني بلر نخست وزير وقت انگلستان 29 آگوست 2003 در حالي كه در طرفين مسيرش، لندني ها بر ضد او تظاهرات مي كردند و کاريکاتورهايش را با شعارهاي ضد جنگ (عکسهاي بالا و پايين) حمل مي کردند وارد ساختمان ديوان عدالت انگلستان شد كه سرگرم رسيدگي به ماجراي خودكشي «ديويد كلي» و اظهارات سابق بلر در پارلمان در توجيه مشارکت در لشکرکشي به عراق بود (که بعدا معلوم شده بود گزارش نادرست داده بود).
     در پي خودكشي «ديويد كلي» بازرس (انگليسي) سابق سازمان ملل در عراق براي کشف اسلحه کشتار جمعي و مشاور وزارت دفاع انگلستان كه ادعاي بلر را گزافه گويي خوانده و در اين زمينه مطالبي به راديو اين كشور (بي بي سي) گفته بود، اين تحقيقات قضايي ضرورت يافته بود.
    بلر در پارلمان انگلستان گفته بود كه صدام حسين ظرف 45 دقيقه مي تواند سلاحهاي كشتار جمعي خود را آماده براي بكار گيري سازد، حال آن كه پس از اشغال نظامي عراق چنين سلاحهايي به دست نيامد.
     بلر دومين نخست وزير انگلستان است كه چنين تحقيقاتي از او شده است.


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
جنگ انگلستان و چين معروف به جنگ تَریاک و نگاهي كوتاه به تاريخچه ترياك ـ این جنگ سرآغاز نفوذ قدرت های وقت در چین و زورگویی شد
انگليسي ها كشت ترياك را در مستعمره خود هند گسترش دادند و محصول آن را به چين صادر كردند و ...
29 آگوست 1842 جنگ چين و انگلستان معروف به «جنگ اول ترياک» با امضاي قرارداد نانژينگ پايان يافت. اين جنگ به پيروزي انگلستان و از دست رفتن هنگ كنگ چين و بازشدن درهاي چين به روي بازرگانان انگليسي انجاميد. طبق اين قرارداد، دولت چين پذيرفت كه بنادر چين ـ از كانتون تا شانگهاي ـ به روي كشتي هاي قدرت هاي بزرگ باز باشد و تعرفه هاي گمركي تجار انگليسي ثابت بماند، انگليسي ها از حق محاكمه كنسولي برخوردار باشند و دولت چين بابت غرامت جنگ 21 ميليون اونس نقره به دولت انگلستان بدهد. اين قرارداد در عرشه ناو انگليسي «كورن واليس» در آبهاي نانژينگ امضا شد. انگلستان سالها بود كه ترياك محصول هند را به چين صادر مي كرد و چينيان با مصرف اين ترياك ارزان معتاد شده بودند. سالها بعد، دسته اي از چينيان ميهندوست با تشويق دولت چين به كشتي هاي باري انگلستان حمله بردند و صندوقهاي ترياك را به دريا ريختند كه اين امر بهانه جنگي شد كه مورخان بر آن نام جنگ اول ترياك نهاده اند. به اين مناسبت نگاه كوتاهي به تاريخچه ترياك بيافكنيم:
    بوته ترياك به دليل سازش با هر آب و زميني از قديم الايام در اطراف درياي مديترانه به صورت خود رو به دست مي آمد و به علت داشتن گلهاي زيبا، به تدريج به دست انسان كشت شد. نخست مصريان قديم، سپس ساكنان آسياي صغير (تركيه) و آنگاه يونانيان و بعد از آنها روميان با اين ماده (بوته ترياك و شيره آن) آشنا شدند. بقراط كه آن را Opium مي ناميد براي درمان بيماريها آن را تجويز مي كرد. در كتابخانه ي "آجر نبشته" آشور بانيپال (2700 سال پيش) از آن به عنوان داروي مسكن نام برده شده است. اسكندر مقدوني آن را با خود از يونان به ايران آورد تا در صورت بيمار شدن سربازانش به آنها بخوراند و سپس آن را در شرق افغانستان (آن زمان آريانا يعني سرزمين آرين ها خوانده مي شد) كشت كرد. عربها كه در گسترش آن در آسياي جنوبي سهيم هستند، آن را داروي رفع سردرد مي پنداشتند. رازي نخستين شيميداني بود كه هزار سال پيش خواص شيميائي ترياك را شناخت و آن را افيون Afiyun (واژه شكسته شده Opium) خواند. سپس ابن سينا در آزمايشگاه خود در اصفهان روي اين ماده تجربه فراوان كرد و به اعتياد آور بودن آن پي برد و توصيه كرد كه فقط براي رفع تسكين درد، درمان اسهال و اسهال خوني و چشم درد به طور موقت و مقطوع از آن استفاده شود. احتمالا از همين زمان اين ماده ترياك Teriac (داروي مسكن) خوانده شده است. در آن زمان براي رفع تسكين درد شيره آن را به مقدار كم با عسل مي خوردند. مصرف ترياك به ميزان محدود بود زيرا خوردن زياد آن باعث مرگ مي شد. مغولها و تيموريان (تاتارها) اولين قومي بودند كه از ترياك به عنوان ماده مخدر استفاده كردند. آنها اين ماده را به سربازان خود مي خوراندند تا در ميدان جنگ از كشتن و كشته شدن نهراسند و فرار نكنند. استفاده از ترياك به عنوان ماده مخدر از قرن شانزدهم به تدريج معمول شد. انگليسي ها پس از تصرف هند و دست يافتن به مزارع خشخاش اين كشور به تجارت ترياك به كشورهاي ديگر مخصوصا چين دست زدند كه به دو جنگ معروف به ترياك در قرن 19 انجاميد. احتمالا تشويق ايرانيان به كشيدن ترياك مربوط به همين دوره است. در قرن 20، علي رغم ممنوعيت اين ماده از سوي جامعه ملل (سابق) و سازمان ملل كشت ترياك در چند نقطه از جمله افغانستان و مثلث طلايي، و مصرف آن و مشتقاتش از جمله هروئين ادامه دارد.
تصويري كه در نيمه قرن 19 از جنك ترياك انگلستان و چين ترسيم كرده اند

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
قيام استثمارشدگان بر ضد بی عدالتی در آمریکای شمالی، معروف به بپاخیزی Shays
قيام كشاورزان تهیدست، بدهکاران، ورشکست شدگان از بهره سنگین، ناراضیان از ضوابط دولتیِ خلاف منطق و جستجوگران عدالت اقتصادی در ايالت ماساچوست آمريكا 29 آگوست 1786 به رهبري دانيل شي Daniel Shays ـ از مبارزان سابق انقلاب استقلال آمريكا آغاز شد، در 26 دسامبر همان سال به اوج رسيد و در 25 ژانويه 1787 سركوب شد. این قیام به تدریج مسلحانه شده بود و شمار قیام کنندگان مسلّح تا دسامبر 1786 به 4 هزار تَن رسیده بود. دانیل شیز می گفت: "ما انقلاب برای کسب استقلال نکردیم تا گروهی کم، از آن بهره برداری کنند، دست به استثمار بزنند و در سر راه خود هرجا که به مشکل برخورد کردند و یا با مخالفت رو به رو شدند برای عبور از آنها، به سود خود و در جهت منافع خویش ضابطه برقرار کردند و ....
    كشاورزان منطقه كه از خشونت طلبكاران و بهره سنگین به ستوه آمده بودند خواهان اصلاح «قانون تصرّف مايملك كشاورز از سوي طلبكار در صورت عدم پرداخت بدهي در سررسيد آن» شده بودند که ضابطه ای بود به سود اصحاب منافع و سرمایه داران. همین اصحاب منافع ـ خود، قدرت را به دست داشتند و واضع قانون بودند!.
    این اعتراض ها از مدت ها پیش از سال 1786 آغاز شده بود ولي به خواست معترضان توجه نشده بود كه همچنین مي گفتند نبايد به دليل بدهكاري، زمين و ابزار كار آنان به سود طلبكار توقيف و حرّاج شود بلكه بايد به آنان امكان داده شود كه به فعاليت ادامه دهند و در فرصت ديگر قروض خودرا بپردازند و از سنگين بودن ماليات نيز شكوه داشتند و آن را ظالمانه می خواندند. این ناله ها به تدریج فریاد شد تا اینکه دانیل شیز ـ یک فرمانده پیشین در جنگ های انقلابِ برای استقلال به آنان پیوست. اعتراض آنان به هدايت «شي ـ شیز» وارد مرحله تازه ای شد و 26 دسامبر 1786 يك تظاهرات 1200 نفري به راه انداختند و سپس دست به اسلحه بُردند. در آن زمان جمعیت ایالت ماساچوست و تمامی آمریکا چشمگیر نبود. این قیام مسلحانه که از آن به عنوان نخستین اقدام آنارکیستی نام می برَند از آغاز سال 1787 با واحدهای نظامی دولت رو به رو شد و پس از چند برخورد، 25 ژانويه سال 1787 در «اسپرينگ فيلد» واقع در ایالت مشترک المنافع ماساچوست توسط نيروهاي دولتي سركوب شد و «دانیل شي» فرار كرد.
     در پی شکست قیام کنندگان در جنگ با نیروهای دولتی، بسیاری از سران آنان دستگیر و محاکمه شدند که به رغم محکوم شدن، مجازات جز دو تَن از آنان تعلیق شد و دانیل شیز هم که غیابا محاکمه شده بود بخشوده شد و تا پایان عمر (سپتامبر 1825) مستمری بازنشستگی دریافت می کرد. وی 78 سال عمر کرد. درباره این قیام که سرآغاز قیام ها و انقلاب هایی از این دست در 230 سال گذشته بوده است کتاب های متعدد انتشار یافته است. برخی از اصحاب نظر، وضعیت امروز جهان را بی شباهت به وضعیت ایالت ماساچوست در زمان قیام «شیِ ز» نمی بینند. این وضعیت به تدریج و پس از ازمیان رفتن موازنه قدرت در جهان و عقب نشینی سوسیالیسم پدید آمده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سالروز توفان کاترینا و ايجاد ويراني سنگين در نیوارلئان و نواحی اطراف آن (جنوب ایالت لوئیزیانای آمریکا)
29 آگوست 2005 توفان دریایی کاترینا که 23 آگوست در دریای کاراییب به وجود آمده و آبهای گرم خلیج مکزیک بر شدّت آن افزوده بود به شهر بندری نیو ارلینز (نیو ارلئان = نول ارلئان) رسید و تا هشتاد درصد آن را به زیر آب فرو بُرد. با وجود تخلیه شهر و مناطق شمالي خليج مکزيک (جنوب مرکزی فدراسیون آمریکا) پیش از رسیدن توفان، در اين مناطق جمعا 1836 تن کشته و 115میلیارد دلار زیان وارد آمد.
    نيو ارلئان که در 1718 به دست فرانسویان و با معماری فرانسه ساخته شده است در آگوست 2005 یک میلیون و پانصد هزار تَن جمعیت داشت که این جمعیت به کمتر از یک سوم رسید و در سال 2011 کمی بیش از چهارصد هزار تَن بود. دولت فرانسه در سال 1803 نیو ارلئان و همه متصرفات خود در ایالات متحده امروز را به دولت واشینگتن فروخت ولی فرهنگ فرانسوی و نام های فرانسوی شهرها تا حدی در آنجا باقی مانده است.
    نیوارلئان زادگاه موسیقی «جاز = جَز» است. ویران شدن بخشي از نیوارلئان در عین حال موارد متعدد از قصور و ضعف های اداری را آشگار ساخت ازجمله در ساخت دیواره ها و موج شکن های رود «می سی سی پی» که از آن شهر می گذرد.
    در همين روز در سال 2012 یک توفان دريايي دیگر به نام آيزک که به همان صورت در کارائيب ايجاد و در خليج مکزيک شدت يافته است به سواحل جنوبي ايالات متحده ازجمله شهر بندري نيوارلئان رسيده بود که زیان وارده از آن چشمگیر نبود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نشست آگوست 2008 سران سازمان همكاري هاي شانگهاي ـ موافقت با گسترش سازمان
نشست سران سازمان همكاري هاي شانگهاي در شهر «دوشنبه» 28 آگوست 2008 با صدور يك قطعنامه به مذاكرات خود پايان داد. طبق اين قطعنامه، سران شركت كننده در نشست موافقت كردند كه سطح همكاري با كشورهاي ايران، هند، پاكستان و مغولستان ـ آنطور كه اين ممالك «ناظر» خواستار آنند ـ گسترش يابد و يك هيات ويژه بوجود آيد كه چگونگي گسترش «سازمان همكاري شانگهاي» را بررسي، گزارش مربوط را تنظيم و جهت تصويب تسليم دارد.
    نشست، همچنين ضرورت مشاركت سازمان همكاري هاي شانگهاي در حل مسائل افغانستان را با ايجاد يك كنفرانس ويژه در چارچوب آن سازمان را اعلام داشت. حامد كرزاي در اين نشست شركت كرده بود. نشست دوشنبه تصويب كرد كه مبادلات ممالك وابسته به سازمان تا سال 2010 (16 ماه بعد) تا 200 ميليارد دلار افزايش يابد.
    مدوديف رئيس جمهور وقت روسيه فدراتيو در اين نشست ضمن اشاره به مسئله گرجستان گفته بود: ما بايد به آنان كه در اين جهان مي كوشند سپيد را سياه و سياه را سپيد جلوه دهند علامت ايست بدهيم.
     نشست، در قطعنامه خود مداخله روسيه در مسئله اوستياي جنوبي را «تلاش براي رفع درگيري درگرجستان و برقراري صلح و حفظ آن» خواند و از آن حمايت كرد. نشست در عين حال نگراني اش را از هرگونه تشنج از آن دست [مسئله گرجستان] كه امنيت جهان را به مخاطره مي افکند اعلام داشت. به اين ترتيب نشست سران سازمان شانگهاي مقامات وقت [هوادار غرب] گرجستان را عامل تشنج قلمداد و متهم به دست زدن به حمله نظامي به اوستياي جنوبي کردند.
چند عکس از ملاقات سران کشورهايي که در نشست سال 2008 شهر دوشنبه شرکت داشتند

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 29 اوت
  • 1521:   عثمانی پس از چند نبرد با اسلاوهای جنوبی، شهر بِلگراد (شهر سپید) را تصرف کرد. بلگراد که یک شهر بیش از دو هزار ساله است و اینک با حومه اش حدود سه میلیون جمعیت دارد و در کنار رود دانوب واقع شده است بیش از هر شهر دیگر هدف تاخت و تاز قدرت های وقت قرار گرفته است. مورّخان، 115 تعرّض نظامی قدرت های بزرگ در طول تاریخ به این شهر (پایتخت صربستان) و 44 بار ویران شدن آن را ثبت کرده اند. این شهر نزدیک به یک قرن پایتخت یوگوسلاوی بود.
  • 1526:   ارتش عثماني به فرماندهی سلطان سلیمان در نبرد Mohacs بر ارتش مجارستان پیروز شد. در این جنگ پادشاه مجارستان (هنگری) کشته شد ولی تصرف همه مجارستان تا آگوست 1941 (20 سال پس از تصرف بلگراد) میسر نشد. عثمانی با تصرف همه مجارستان با امپراتوری اتريش همسايه شد.
        
  • 1825:   دولت پرتغال در این روز با استقلال برزیل مستعمره بزرگ خود در قاره آمریکا موافقت کرد. برزیلی ها در هفتم سپتامبر 1822 اعلام استقلال کرده بودند که روز ملّی این کشور 8 میلیون و 500 هزار کیلومتری و 205 میلیون نفری است. برزیل در 22 اپریل 1500 و پس از ورود یک دسته پرتغالی به ریاست پدرو آلوارز کابرال به آنجا، به عنوان مستعمره (ملک) دولت پرتغال اعلام شده بود. پرتغالی ها پس از ورود به ساحل برزیل و دیدن درخت های چوب قرمز، این سرزمین را برزیل (چوب قرمز) خواندند. از برزیل به عنوان یکی از قدرت های در حال طلوع نام برده می شود. نزدیک به نیمی از نفوس این کشور از نژاد مخلوط بومیان و مهاجران هستند که در طول 5 قرن با یکدیگر ازدواج کرده اند. 48 درصد جمعیت برزیل را سفید پوستان و 7 درصد را سیاهپوستان تشکیل می دهند.
  • 1835:   شهر ملبورن Melbourne استراليا بنا نهاده شد.
        
  • 1898:   کارخانه لاستیک سازی گودیِر آمریکا تأسیس شد.
  • 1922:   یک رادیو غیر دولتی در نیویورک از این روز به پخش منظم آگهی دست زد. قبل آن برنامه رادیوها، خبر و گفتار بود. این رادیو به نام رادیو موج متوسط WEAF بکار ادامه می دهد.
  • 1949:   روسیه دارای بمب اتمی شد. تا این روز، انحصار سلاح انمی در دست آمریکا بود. اینک 9 کشور دارای چنین سلاحی هستند و چند کشور دیگر می توانند ظرف چند روز اتمی شوند.
  • 1991:   فعالیت حزب کمونیست جماهیریه شوروی از این روز و پس از 79 سال عُمر و 74 سال حکومت کردن ممنوع، دفاتر آن و اثاثه این دفاتر حرّاج شد. این حزب در 1912 در پی انشعاب حزب سوسیال دمکرات روسیه به دو جناح بُلشویک (اکثریت) و مِنشویک (اقلیت) تاسیس شده بود. بُلشویک ها (اکثریون) حزب کمونیست را که عقاید سوسیالیستی اش برپایه نظرات مارکس و لنین بود تاسیس کرده بودند. این حزب پس از درگذشت لنین در 1924 از مسیر خود منحرف شده بود و شعارهای اولیه آن رنگی نداشت.
        دو سال پس از انحلال آن حزب، حزب کمونیست نوین روسیه (در سال 1993) تاسیس شده است و به فعالیت ادامه می دهد و نمایندگان متعدد در پارلمان روسیه دارد.
        
  • 2003:   در یک انفجار تروریستی در مسجد امام علی (ع) در نجف، آیت الله سید محمدباقر حکیم و بیش از صد تَن دیگر جان خودرا از دست دادند. آیت الله حکیم 64 ساله بود.
  • نامه به مولف
    عِمران خان یک پشتون (افغانِ ایرانی تبار) است که رئیس دولت پاکستان شده است
  •   25 آگوست 2018 یک مخاطب از لُس آنجلس نوشته است: هزاران خبر درباره انتخاب عِمران خان ـ کریکت باز معروف پاکستان به ریاست دولت این کشور انتشار یافت ولی هیچکدام اشاره به پشتون بودن (افغان بودن) او نکردند. وی اصالتا یک افغان ایرانی تبار است که «دورَند» دیپلمات استعمارگر انگلیسی با کشیدن یک خط بر نقشه جغرافیایی ایران باستان، قبیله ایرانی تبار بیش از 30 میلیون نفری پشتون (پختون ـ پاتان) را به دو بخش تقسیم کرد و به دو کشور داد.
    عِمران خان در جوانی با کلاه افغانی






  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com