Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
11 اوت
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 11 اوت
پیام مخاطب: ابهام در فروش بلیت هواپیما، ارز مسافر، زیان سپرده گذاری بانکی با این درصد تورم ـ دولت توجه کند
این پیام حاوی چند نکته اساسی امروز (20 اَمُرداد 1397 – 11 آگوست 2018) از یک مخاطب ساکن آمریکا ـ منطقه شهر واشنگتن واصل شد:
    
    "مادر 73 ساله ام که به اصرار من، پنج سال پیش به آمریکا آمده و هر سال برای تجدید وکالتِ دریافت حقوق بازنشستگی و سود سپرده بانکی اش به ایران می رود، دیروز از تهران به من تلفن کرد و با ناله و شیون گفت:
    من که از غم و اندوه و با این پای چلاق دارم جان می سپارم و گمان نکنم که مرا دوباره ببینید.
    گفتم چه شده، شما که تا چند روز پیش سالم بودی و تندرست.
    گفت: مانند سال های پیش برای خرید بلیت رفت و برگشت به آژانس همیشگی مراجعه کردم گفت که مقام مربوط هواپیمایی کشوری با جملات مبهم و غیر واضح گفته که بلیت پروازهای خارجی باید به نرخ ارز رسمی باشد و ما و نمایندگی های شرکت های هواپیمایی نمی دانیم کدام نرخ رسمی، دو تا نرخ رسمی اعلام شده است نرخ بازار اولیه (4200 تومان) و نرخ بازار ثانویه (8 ـ 9 هزار تومان، هر دلار). آژانس مرا به دفتر نمایندگی شرکت هواپیمایی فرستاد و کرایه تاکسی تا آنجا شد 30 هزار تومان. این نمایندگی گفت که چون به ما ابلاغیه رسمی نداده اند ما بلیت را به دلار می فروشیم نه ریال!. گفتم که دلار ندارم. گفت برو تهیه کن. گفتم که تا بلیت نداشته باشم نمی دهند. گفت، این دیگر به ما مربوط نیست. [طبق ضوابط بین المللی، فروش بلیت مسافرت هوایی در پرواز خارجی و داخلی در هر کشور باید به پول همان کشور باشد.]
    از دفتر شرکت هواپیمایی سراغ صرّافی ها رفتم تا از قیمت ارز با خبر شوم. نیمی از آنها هنوز باز نکرده اند و چند تا یی که باز بودند گفتند هنوز دقیقا نمی دانند که ارز به مسافر مقیم آمریکا (کارت سبزی و تبعه) باید بفروشند یا خیر. گفتم تبعه ایران و گذرنامه ایرانی که با هم فرق ندارد. گفتند در بخشنامه که به صورت جدول است نوشته اند به مسافر دارای بلیت و گذرنامه و ویزا معادل 5 هزار یورو به نرخ آزاد فروخته شود. خیلی مبهم است ما هم به خودمان درد سر نمی دهیم، وقت صرف کنیم و از بانک مرکزی بپرسیم برو کنار خیابان از دستفروش ها پانصد تومان گران تر بخر و بیا، ما با دریافت اندکی کارمزد اسکناس ها را چک می کنیم که جعلی نباشند.
    من به علت پیری و درد پا از کارت به کارت کردن و گرفتن پول از ماشین بانک اطلاع ندارم. به بانک رفتم گفتند کارت ملی؟، گفتم با خودم نیست، گذرنامه با خود دارم، گفتند: نه، باید کارت بیاوری. گفتم گذرنامه که اعتبار بیشتری دارد، شماره کارت ملی و شناسنامه هم در آن درج شده است. گفتند: نه!. تازه، کارت ملی هم باید تجدید شود. گفتم من چند سال پیش گرفتم. گفتند که این شرکت ها دانش بنیان هم باید نان بخورند، هی باید تجدید کنی و همه چیز دیجیتالی می شود. گفتم در کشوری که تقریبا 10 میلیون بی سواد و حدود 30 میلیون کم سواد دارد؟!.
    در همین موقع یکی از همکاران سابق عصا زنان وارد بانک شد گفت چقدر توی بانک داری گفتم 210 میلیون گفت بگیر و برو طلا و یا یک آپارتمان بخر، تا چند ماه دیگر ارزش این پول نصف می شود.
    سراغ همان بنگاهی که 5 سال پیش آپارتمان 80 متری مرا 240 میلیون فروخته بود که 210 میلیون آن را سپرده کرده بودم رفتم گفت: خانم، خواب هستی! همان آپارتمان شما شده 480 میلیون ظرف همین یک سال اخیر. با شنیدن این سخن سرم گیج رفت و از هوش رفتم که گویا بنگاهی خانم همسایه اش را صدا کرده و این زن مرا بر کف دفتر بنگاه خوابانده و آب یخ به صورتم زده بود تا به هوش آمدم.
    مادر، چرا مرا به آمریکا بُردی. اگر اینجا بودم خانه ام را نمی فروختم و این قدر سرگردان ارز و بلیت و ... نمی شدم.".
    
    مخاطب اضافه کرده است: این است مشکلات امروز ایران. بخشنامه ها مبهم، بوروکراسی تجدید کارت، تورّم و .... درآمد سالانه مادرم 22 میلیون از بازنشستگی است که 30 سال کار کرده و 30 میلیون هم از سود پس انداز که می شود 5 هزار یورو. چرا بخشنامه ها مبهم تنظیم می شوند و درد سر آفرین. می گویند ایران روز خبرنگار دارد، این خبرنگاران باید بروند و بپرسند و بنویسند تا ابهام بخشنامه ها بر طرف شود. به هر حال خوب است که دولت سریعا مسئله فروش بلیت هواپیما (با کدام پول) و نیز فروش ارز به مقیمان خارج را روشن کند و از همه مهمتر، گرانی روزافزون را.
    این را برای شما فرستادم که در تاریخ بماند و دولت بخشنامه ها و تصمیمات را روشن و واضح ابلاغ کند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ايران
جنگ دريايي ايران و يونانيان در دماغه آرتميسيوم در دریای اژه


يازدهم آگوست سال 480 پيش از ميلاد، «اوريبيادسEurybiades» فرمانده اسپارتي بخشي از ناوگان اتحاديه يونانيان كه از نتيجه جنگ ترموپيل و كشته شدن لئونيداس پادشاه اسپارت با همه نيروهايش در اين تنگه، آگاه نبود تصميم گرفت كه با 127 كشتي سه رديف پاروزن (تريرمTrireme) به ناوگان ايران كه به موازات نيروي زميني خود در حركت بود و آذوقه رساني مي كرد شبيخون بزند. هدف از اين حمله آسيب رساني به كشتي هاي حامل خواربار بود كه زير حمايت كشتي هاي جنگي قرار داشتند. اوريبيادس گمان كرده بود كه با از دست رفتن كشتي هاي حامل خواربار، ارتش عظيم ايران ناچار به بازگشت خواهد شد.
     فرماندهي ناوگان ايران که فعالیّت ناوگان اتحادیه را زیر نظر داشت با مشاهده برخی تحرّكات در ميان كشتي هاي يوناني، متوجه نقشه حمله شده بود و براي خنثي كردن آن، شماري از كشتي هاي خود را مامور كرده بود كه جزيره «اوويا» را دور بزنند و 127 كشتي يوناني را محاصره كنند كه اوريبيادس از طريق يك يوناني زبان فراري از ناوگان ايران (از مردم ايوني ـ غرب تركيه امروز که در آن زمان بخشی از قلمرو ایران بود) متوجه قضيه شد و بي درنگ (همان روز) دست به حمله زد.
    اوريبيادس در جريان زد و خورد كه دريا هم توفاني شده بود اطلاع يافت كه لئونيداس كشته شده و جنگ ترموپيل پايان يافته و نيروي زميني ايران حركت به سوي آتن را آغاز كرده است كه از ادامه جنگ دست كشيد و با كشتي هايش كه تعدادي از آنها هم از دست رفته بودند با عجله عازم سالاميس شد تا در انتقال خانواده هاي آتني از شهر و انتقال آنان به جزاير دوردست كمك كند. چون جنگ دريايي يازدهم آگوست در دماغه آرتميسيوم واقع در شمال جزيره «اوويا» روي داده بود اين جنگ در «تاريخ» به نبرد دريايي آرتميسيوم Artemisium معروف شده است. معبد آرتميس در همان داغه قرار دارد.
    شرح اين نبرد را هرودوت نوشته و تعداد كشتي هاي ايران را چند برابر شمار واقعي گزارش كرده است. عكس بالا محلی را که 25 قرن پیش، نبرد آرتميسيوم در آنجا صورت گرفت نشان مي دهد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
رفراندوم انحلال مجلس ـ اخطار سفیر آمریکا به مصدق که اگر تظاهرات هواداران او ادامه یابد کارکنان سفارت را از ایران بیرون خواهد بُرد و ...
بیستم اَمُرداد 1332 (11 آگوست 1953) نتايج رفراندوم انحلال دوره هفدهم مجلس شوراي ملي اعلام شد و نشان داد که مردم راي موافق به پيشنهاد انحلال داده بودند. این رفراندُم در تهران 12 اَمُرداد برگزار شده بود و انجام آن و کار شمارش آراء در شهرستانها تا 19امُرداد ادامه داشت.
     دربارِ سلطنت این رفراندوم را قبول نداشت و مدعی بود که طبق اصلاحیه سال 1328 قانون اساسی، تنها شخص شاه است که می تواند یک دوره پارلمانی را منحل کند و نه مردم!.
     در آن روزها، مطبوعات چپگرای اروپا که مقالاتشان توسط خبرگزاری های چهارگانهِ بزرگتر مخابره می شد اشاره به احتمال وقوع یک توطئه براندازی دولت مصدق با کمک دو دولت خارجی (با ذکر نام این دو کشورـ انگلستان و آمریکا) داشتند و نظر می دادند که این دو دولت بیم از آن دارند که در انتخابات پارلمانی بعدی ایران، شماری چشمگیر ازچپگرایان ازجمله کمونیست ها وارد پارلمان شوند و وضعیت در خلاف جهت آن دو تغییر کند.
    مصدق که تا حدی از این نظرات آگاه بود به توصیه مشاوران خود که آنان نیز بیم از کودتا داشتند توجه کرد و بیستم اَمُرداد 1332 شش ژنرال و سه سرهنگ دیگررا بازنشسته كرد كه براي پيشگيري از كودتا ـ کودتاي 28 اَمُرداد ـ خيلي دير بود.
     مشاوران مصدق ادامه حضور مردم در صحنه (تداوم تظاهرات خیابانی) را در آن شرایط توصیه کرده بودند که «لوي هِندرسون» سفير وقت آمريكا كه از خارج به تهران بازگشته بود دو شب پیش از کودتا به ديدار دكتر مصدق ـ در خانه اش ـ شتافته بود و به او متذكر شده بود كه تظاهر كنندگان، اتباع آمريكا را آشگارا تهديد مي كنند و اگر تظاهرات ادامه يابد، دولت آمريكا ايران را «منطقه ناامن» اعلام خواهد كرد و اتباع خود را از اينجا خارج خواهد ساخت.
     مصدّق در پی دریافت این تذّکُر، با اين كه متوجه طرح نقشه بر ضد خود بود ولی نمی خواست که ایران ـ کشوری ناامن اعلام شود و چهره ای کِدِر به خود گیرد، از مردم خواست كه از تظاهرات خیابانی دست بردارند و به مأموران انتظامي هم دستور داد كه مانع ادامه تظاهرات و راهپیمایی ها شوند و اين همان وضعيتي بود كه طرّاحان نقشه براندازي آرزوي آن را داشتند.
     برخی از تاریخ نگاران پذیرش تذکّر هِندرسون از سوی مصدق را نوعی فریب خوردگی او تلقی کرده اند زیراکه وی همان شب خواسته بود که تظاهرات پایان یابد و هوادارانش از خیابان ها بیرون روند و با این کار، عوامل مخالف جای هواداران اورا در خیابانها گرفتند و ....
    به این ترتیب، 18 آگوست 1953 (27 اَمُرداد 1332) خيابانهاي تهران پس از چند روز تظاهرات و راهپیمایی های صدهاهزار نفري ضد انگلیسی و ضد هرگونه سُلطه نسبتا خلوت بود.
     مؤلفان کتاب های مربوط به رویداد 28 اَمُرداد نوشته اند كه اگر مصدق دستور منع راهپیمایی ها را نداده بود و چنانچه كارگرانِ حتی دو كارخانه از کارخانه های تهران هم در خيابانها بودند، توطئه 28 اَمُرداد نمي توانست به آن آساني به نتيجه برسد.
    دكتر مصدق در صفحه 182 خاطرات خود نوشته است كه هِندرسون بمانند «گريدي ـ سفير پیشین آمريكا در تهران» یک دیپلمات بي نظر نبود و به همين سبب هم «ايدِن» مقام انگليسي در كتابش از او سپاسگزاري كرده است ـ همان ايدني كه در کتاب خاطرات و تجربه خود نوشته است: "جنبش مصدق نفوذ ما را در خاورميانه متزلزل كرده بود و ادامه حكومت او بر ايران براي انگلستان بسيار ناگوار بود، او فردی به غایت میهندوست و انعطاف ناپذیر بود و باید می رفت [حذف می شد].".
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تبعيد غيرقانوني ده ساله مصدق در احمدآباد کرج که ايرانيان هرگز آن را فراموش نخواهند کرد
20 اَمُرداد 1335 (11 آگوست 1965) معلوم شد كه اقامت دكتر محمد مصدق در روستاي احمد آباد كرج (ناحیه ساوجبلاغ)، تبعيد ـ تبعيد غيرقانوني ـ خواهد بود و وي در آنجا تحت نظر ماموران انتظامي (ژاندارمری) خواهد بود و بدون اجازه مقامات دولتي حق خروج از اين روستا را نخواهد داشت.
    دكتر مصدق سیزدهم امرداد (7 روز پيش از اين) در آستانه سپري شدن دوران سه ساله محكوميتش به زندان، كه وي و ساير روشنفكران و وطندوستان آن را یک ظلم عِیان خوانده اند از زندان به روستاي احمد آباد منتقل شده بود. دکتر مصدق 16 روز پيش از اتمام سه سال زندان به احمد آباد منتقل شده بود، زیراکه مقامات وقت نمی خواستند که پس از پایان دوران محکومیت و آزادشدن از زندان، دوباره اورا بگیرند و تبعید کنند که واکنش داخلی و جهانی داشت، زندانی را می شود به هر نقطه منتقل کرد ولی تبعید یک فرد آزاد نیاز به محاکمه و حکم قاضی دارد.
    مصدق بدون اين كه از سوي يك مرجع قضايي محكوم به تبعيد شده باشد تا پايان عُمر (اسفند ماه 1345) به مدت ده سال و هفت ماه در اين روستا درتبعيد غيرقانوني و حَصر بود كه ايرانيان هرگز آن را فراموش نخواهند كرد. آرامگاه مصدق در احمدآباد قرار دارد.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
... و هادريان آشتي كردن با ايران را برگزيد
Hadrian
هادريان (هادريانوس) امپراتور روم يازدهم آگوست سال 117 ميلادي با دولت ايران صلح كرد. وي سه روز پيش از اين تاريخ (هشتم آگوست) بر جاي تراژان نشسته بود كه در جريان جنگ با ايران درگذشته بود. برخلاف تراژان كه از طريق جنگ امپراتوري روم را حفظ مي کرد و وسعت مي داد، هادريان با مخالفان حكومت روميان سازش مي کرد و يا به راههاي ديگري جز جنگ متوسل مي شد. براي مثال: براي احتراز از جنگ با مخالفان سلطه روم بر انگلستان كه در شمال اين جزيره سكونت داشتند، در آن جزيره ديواري نظير ديوار چين ميان قسمت متصرفي روم و اراضي غيرمتصرفي كشيد. هادريان پس از امضاي قرارداد صلح با ايران و صرفنظر كردن از دعاوي تراژان، در 9 ژوئيه سال بعد (118 ميلادي) از شرق مديترانه به شهر رم بازگشت و از سناي امپراتوري درخواست راي اعتماد كرد و موفق به دريافت آن شد. وي پيش از دريافت راي اكثريت سنا، امپراتور برگزيده ژنرالهاي رومي بود زيرا كه تراژان درگذشته بود و طبق قانون روم، حتي براي يك روز هم نمي شد كشور را بدون رئيس گذارد و «سنا» كه مقر آن در شهر رم بود در دسترس نبود كه در روز درگذشت تراژان، جانشين او را برگزيند. به علاوه، بدون حضور نامزد امپراتوري در جلسه سنا و گفتن برنامه هاي خود و قانع شدن سناتورها، راي گيري امكان نداشت.
     خسرو، شاه اشكاني ايرانيان كه در سال 107 ميلادي از سوي مِهِستان (سناي ايران) به آن مقام انتخاب شده بود تا لحظه روي كارآمدن هادريان، بيشتر وقت خود را صرف جنگ با تراژان كرده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
موج سراسری اعتراض و تظاهرات «ضد حکومت» در ايران ـ شعار: وعده فضای باز سیاسی یک فریب است
20 اَمُرداد 1357 (11 آگوست 1978 ـ سال انقلاب) موج اعتراض و تظاهرات ضدِ حكومت، ايران را فراگرفته بود كه صحنه هاي گسترده و خشن آن در اصفهان، شيراز، قزوين و تبريز به چشم خورد. متعاقب اين تظاهرات، در اصفهان حكومت نظامي برقرار و فرودگاه اين شهر بسته و رفت و آمد در معابر عمومي از ساعت هشت شب تا شش بامداد و اجتماع بيش از سه نفر ممنوع شده بود. دولت تلفات رويدادهاي 20 اَمُرداد اصفهان را 4 كشته و 66 مجروح اعلام و اضافه کرده بود كه در تظاهرات اصفهان به هتل شاه عباس، و ساختمانهاي ديگر از جمله چندين بانك آسيب وارد آمده است. اعلامیه آن روز دولت برخشم اصفهانی ها افزود زیرا که شمار تلفات را به مراتب بیش از آنچه که در اعلامیه آمده بود می دانستند. تظاهرکنندگان شعار می دادند: "وعده های مبهم شاه [فضای باز سیاسی] همه اش فریب است و عمل نخواهد داشت؛ حرف زدن ارزان است، فساد و تباهی با نطق و سخن پایان نخواهد یافت، وطن به دست شماری کم، دارد غارت می شود و ....".
    داريوش همايون [متوفی در سویس] وزير و سخنگوي دولت وقت در اين زمينه گفته بود كه در هر شهري كه از اين حوادث روي دهد در آنجا حكومت نظامي بر قرار خواهد شد. وي در عين حال تاكيد كرده بود كه سياست دولت مبني بر «فضاي باز سياسي» تغيير نخواهد كرد و ادامه خواهد يافت.
    اعتراضات 20 امُرداد چند روز پس از اعلام سياست فضاي باز سياسي و اشاره دولت به انجام انتخابات آزاد (بدون ذکر تاريخ برگزاري) با مشارکت هرکس که بخواهد (نامزد شود) از جمله مخالفان صورت گرفته بود.
    روزنامه هاي تهران صفحات اول و بسياري از صفحات ديگر خود را به انتشار عكس ها و گزارشهاي مربوط اختصاص داده بودند كه کُپی قسمت بالاي روزنامه اطلاعات، شماره آن روز، در زير آمده است:


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
احمدی نژاد در یک پیام ویدئویی با اشاره به حسن روحانی: شاید بهترین راهش این باشد که دیگر ادامه ندهید
یک پیام ویدئویی محمود احمدی نژاد رئیس جمهور پیشین که 18 اَمُرداد 1397 انتشار یافت انعکاس نسبتا گسترده داشته و تفسیر و تحلیل شده است.
    درباره این پیام، دویچه وله (صدای جهانی آلمان) نهم آگوست 2018 (18 اَمُردادماه 1397) در وبسایت فارسی خود و با تیترِ «محمود احمدی‌نژاد خواستار کناره‌گیری حسن روحانی شد» چنین آورده بود:
    کانال تلگرامی دولت بهار، پیام رسان حامیان [محمود احمدی نژاد] رئیس دولت‌های نهم و دهم پنجشنبه، 18 اَمُرداد 1397 بخش‌هایی از یک پیام ویدئویی وی را منتشر کرده و وعده داده است که فیلم کامل این پیام را به زودی منتشر خواهد کرد.
     این پیام، انعکاس جهانی داشت.
    طبق گزارش دویچه وله (صدای جهانی آلمان) در وبسایت خود www.dw.com/fa-ir ، احمدی‌نژاد در این پیام می‌گوید که قصد دارد به طور مشخّص درباره «دولت فعلی یعنی دولت یازدهم و دوازدهم ـ دولت حسن روحانی» با مردم صحبت کند.
    احمدی نژاد در این پیام می گوید در طول پنج سالی که حسن روحانی رئیس جمهور کنونی دولت را در اختیار داشته یک رکود اقتصادی ادامه‌دار به کشور تحمیل شده است. حال آنکه سخنان حسن روحانی در مبارزات انتخاباتی اش مبنی بر این بود که "انبارها خالی است، خزانه خالی است، دولت هم بدهکار است"، که چنین نبود. حسن روحانی و حامیان او بعدا (پس از انتخابات) هم گفته بودند که دولت یازدهم در حالی کار خود را آغاز کرد که تورّم بالای 40 درصد، و رشد اقتصادی منفی بود.
    به گزارش دویچه وله، احمدی‌نژاد در این پیام همچنین خاطر نشان کرده است که پنج سال پس از بر سر کار آمدن دولت حسن روحانی، اقتصاد ایران "در آستانه بحران" است و "اعتماد عمومی به کل سیستم به صفر نزدیک شده است"، اما مسئولان دولتی کماکان مطالب "خلاف واقع تحویل ملّت می‌دهند.".
    احمدی‌نژاد سپس خطاب به حسن روحانی گفته است: "بنابراین، ادامه حضور شما، هم به زیان ملّت است و هم به ضرر خود شما.". "باید رضایت ملّت را جلب کنید و شاید بهترین راهش این باشد که دیگر ادامه ندهید.".
    دویچه وله در وبسایت خود نوشته است: پیام ویدئویی احمدی‌نژاد و اندرز کناره‌گیری به حسن روحانی، در روزهایی منتشر می‌شود که طرح سؤال از رئیس دولت دوازدهم در دستور کار مجلس شورای اسلامی قرار دارد و مدتی پیش نیز شماری از اصول‌گرایان تندرو زمزمه طرح عدم کفایت رئیس جمهور را مطرح کرده‌ بودند.
    دویچه وله اضافه کرده است: احمدی‌نژاد 22 آبان 1396 در نامه‌ای به آیت الله علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی خواستار برکناری رئیس قوه قضائیه شده بود.
    به نوشتهِ دویچه وله، رئیس دولت‌های نهم و دهم [احمدی نژاد] در این نامه همچنین نوشته بود: "شرایط جاری کشور، امید به تحقق آینده ای بهتر را، از رهگذر ساز و کارهای موجود، به حداقل رسانده است.".
    دویچه وله در این گزارش خود اظهار نظر کرده است که افزایش تورّم [حجم بیش از حد و روزافزون نقدینگی] و کاهش شدید ارزش پول ملّی (کاهش قدرت ریال) سبب شده است که حتی برخی از حامیان حسن روحانی از روش کار دولت او انتقاد کنند.
    بی بی سی فارسی، صدای آمریکا، رادیو فردا و ... در باره پیام احمدی نژاد گزارش های مشابهی منتشر کرده بودند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
عزت‌الله یوسفیان ملّا نماینده مجلس: 9 میلیارد دلار ارز دولتی چه شده است؟
به گزارش خبرگزاری تسنیم در 18 اَمُرداد 1397، عزت‌الله یوسفیان ملّا از اعضای کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی درباره اختصاص ارز دولتی بر شفّافیت تاکید کرده و گفته است: "هیچ دلیلی وجود ندارد که کسی ارزی را برای واردات مثلا گندم یا کالاهای ضروری مانند دارو گرفته باشد و این عمل و مراحل آن محرمانه بماند.".
    طبق این گزارش، یوسفیان ملّا به اختصاص 11 میلیارد دلار ارز دولتی اشاره کرده و گفته است: "از این مبلغ تنها جزئیات دو و نیم میلیارد دلار آن اعلام و افشاء شده و مشخص نیست که نزدیک به 9 میلیارد دلار دیگر چه شده است.".
    در پاسخ به اظهارات یوسفیان ملّا٬ روز بعد (19 اَمُرداد) بانک مرکزی در اطلاعیه‌ای اشاره کرده است که سرنوشت 9 میلیارد دلار دیگر مشخّص است. ثبت سفارش٬ دریافت ارز دولتی و نهایتا واردات کالا یک فرآیند چند ماهه است٬ این که تا این تاریخ ارزی داده شده ولی کالایی وارد نشده٬ به معنای آن نیست که این کالا وارد نخواهد شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
چند اظهارنظر مهم درباره وضعیت اقتصادی کشور: تورّم مسئله اصلی اقتصاد ایران است ـ سود سپرده های بانکی وسیله کنترل ـ مافیا و اُلیگارشی
به گزارش ایسنا، دکتراحمد توکلی اقتصاددان در توییتر خود نوشته است:
    از بسته ارزی دولت"چنین به نظر می‌رسد که دولت چندان هم از دلار هفت ـ هشت هزار تومانی بدش نیامده است. ولی باید بدانند که گشایش در پرداخت های دولت خیلی کوتاه خواهد بود؛ چراکه خیلی زود تورم ناشی از ارز دو برابر شده، دولت و ملت را دچار مخمصه خواهد کرد.".
    
    ـ سجاد برخورداری استاد دانشگاه تهران چنین اظهار نظر کرده است: در صورتی که بانک مرکزی راهکار مناسبی برای نرخ سود بانکی در شهریور ماه ارایه ندهد قطعا تاثیرات منفی بر تورّم خواهد داشت. به نظر من، بانک مرکزی اگر به طور موقت و مناسب، درصد سود سپرده های بانکی را برای 6 ماه دوم سال افزایش دهد از تشدید بحران ناشی از تورّم و در نتیجه گرانی ها جلوگیری خواهد کرد و فرصت لازم برای عادی سازی شرایط را به دست خواهد آورد. سود سپرده های بانکی یک وسیله کنترل وضعیت اقتصاد و یک دریچه اطمینان است. باید از آن به موقع و مطابق منطق بازار استفاده کرد.
    
    ـ شماری از اقتصاددان ایران در نامه‌ای سرگشاده که 15 اَمُرداد 1397 انتشار یافت خطاب به حسن روحانی رئیس جمهور، جمع‌بستی از مشکلات اقتصادی کشور را ارائه داده اند. در این نامه به فساد، رانت‌خواری، استقرار اقتصاد رفاقتی به جای اقتصاد رقابتی و بی‌اعتمادی مردم اشاره شده است.
    این اقتصاددانان در نامه‌ی خود به فاصله گرفتن دولت از اقتصاد «تولید محور» اشاره کرده‌اند ـ کاری که درست نبوده است.
    نویسندگان نامه از تولّد یک اُلیگارشی در جمهوری اسلامی نام برده اند که از طریق بهره‌گرفتن از فرصت‌ها، رانت‌ها و درآمدهای حاصل از توزیع منابع طبیعی شکل گرفته است.
    به باور این اقتصاددانان دولت با وضع مقررات ناپخته و فاقد کارشناسی کافی فرصت برای رانت‌های گسترده از صنایع نفت و گاز و همچنین دسترسی به منابع مالی و اعتبارات بانکی را فراهم آورده است.
    این اقتصاددانان گفته اند که به جای استقرار یک اقتصاد رقابتی که زمینه‌های حضور همگان در تولید را فراهم می سازد، اقتصادی رفاقتی در کشور شکل گرفته که از طریق نزدیکی به قدرت سیاسی (رانت)، شماری معدود و مشخّص، پول و ثروت کلان کسب کرده اند.
    
    ـ نیمه اَمُرداد 1397 پروفسور استیو هانکه، استاد اقتصادکاربُردی دانشگاه جانز هاپکینزگفته است که تورّم موجود در ایران را خیلی بالاتر از آن می داند که دولت اعلام می کند. دولت نرخ تورم را اندکی بیش از ده درصد اعلام کرده است. او می گوید که هزینه های دولتی ایران رو به افزایش است و به تصور دولت، آسان ترین راهی که می تواند آنرا جبران کند، چاپ اسکناس و شبه اسکناس است که تورم را بالا و بالاتر می برَد و به همین نسبت همه چیز گران می شود. ببینید، اخیرا ظرف مدتی کوتاه، نرخ ارزها در ایران دو برابر شد و این دو برابر شدن یعنی نصف شدن ارزش ریال و قدرت خرید آن و نتیجتا گرانی. قاعده بر این است؛ دولتی که با تحریم اقتصادی رو به رو می شود از هزینه های خود می کاهد، ولی در ایران خلاف این قاعده را می بینیم؛ هزینه های دولتی رو به افزایش است.
    پروفسور هانکه گفته است: مردم وقتی که ببینند تورّم نقدینگی رو به افزایش است و موجودی پولشان ارزش خودرا از دست می دهد به خرید طلا، مستغلات و حتی خودرو، شکر، آرد و ... روی می آورند و همه چیز گران می شود و وضعیتی خاص در جامعه پدید می آید. مسئله بزرگ ایران، تورم پول است که از 1990 [1369 و دوره اول دولت هاشمی رفسنجانی] آغاز شده و دولت ها ندانسته برای تأمین هزینه ها و بعضا غیر ضروری به چاپ کردن اسکناس متوسل شدند. تورم پول اگر در یک جامعه نهادینه شود محیط را برای رشد تبه کاری هایی اقتصادی از نوع مافیا آماده می کند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
موضوعات روز و تیترهای بیستم اَمُرداد 1397 چند روزنامه تهران:

    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
بهای سکه طلا بار دیگر از خط 4 میلیون تومان گذشت
18 اَمُرداد 1397 محمد کشتی‌آرای رئیس اتحادیه سازندگان و فروشندگان طلا، جواهر، نقره و سکه به خبرنگار اقتصادی ایلنا در خصوص قیمت سکه و طلا در این روز گفت: روند قیمت طلا و سکه از روز گذشته (چهارشنبه) با توجه به افزایش قیمت ارزها، حدود یک میلیون تومان افزایش داشته است!.
    وی گفت: امروز (18 اَمُرداد) قیمت سکه 4میلیون و 200هزار تومان، نیم سکه یک میلیون و 950 هزار تومان و ربع سکه 950 هزار تومان بود. این افزایش ناشی از افزایش قیمت ارز است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو ادبيات
Alex Haley ـ نويسنده اي که ريشه بردگي و تبار بردگان را به دست آورده است
Alex Haley

يازدهم آگوست زادروز الكس هيلي Alex Haley نويسنده سياهپوست آمريكايي است كه بسال 1921 در نيويورك به دنيا آمد. وي عمدتا يك بيوگرافر و نمايشنامه نگار بود كه به صف نويسندگان داستان پيوست و داستان بسيار معروف و نافذ «ريشه ها Roots» را نوشت که به 37 زبان ترجمه شده است. اين کتاب درباره تبار آمريکاييان بويژه سياهپوستان است که از کجا و چگونه آمده و يا آورده شده اند و چه بر سرشان آمده است. طبق تحقيق وي، جد پدري اش را در سال 1767 از گامبيا به آمريکا منتقل و فروخته بودند. وي حتي درباره کشتي که جد اورا از گامبيا به آمريکاي شمالي منتقل کرده بود تحقيق کرده، آن را يافته و مالکيت و برده فروشان را به دست داده است و پس از آن به سراغ تبار جد مادري اش رفته و همه چيز را برنگاشته و نگذاشته که چيزي در تاريکي باقي بماند. در اين داستان، وي تا شش نسل خودرا كه به افريقا و سپس به بردگي گرفته شدن ختم مي شد به رشته تحرير كشيد و باعث شد كه مهاجران آمريكا به ويژه سياهان در صدد شناختن نياكان خود بر آيند و به ريشه خود توجه كنند و ....
    از تاليفات ديگر او نوشتن بيوگرافي ملکم ايکس است که پس از 50 جلسه مصاحبه با وي، آن را نوشته است. در اين کتاب وي افکار ملکم و فرضيه او درباره «پان افريکانيسم» و ملت سياه و ... شرح داده است.
    الکس هيلي که روزنامه نگاري خوانده و ژورناليست شده بود دهم فوريه 1992 در 71 سالگي درگذشت. وي 43 سال روزنامه نگار بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در دنياي تاريخ‌نگاري
نظرات تاريخدان بزرگ ويتنامي درباره انسانِ اسیر نَفس، خواهر ـ برادر بودن اتباع یک کشور، اهمیت مرور بر سرگذشت هر فرد و ...
پروفسور Tran Quoc Vuong

پروفسور «تران كواك وونگTran Quoc Vuong» مورّخ، نویسنده و صاحبنظر بزرگ ويتنامي ششم آگوست 2005 (15 امرداد 1984) در 71 سالگي از بيماري سرطان مري درگذشت. «تران» استاد دانشگاه هانوي و صاحب روشهاي تازه در پژوهش و نيز تاليفات متعدد بود.
     تهیه و نشر سرگذشت زندگی هر فرد معمولي (عمدتا سالخورده) و نتيجه گيري از آن براي انعكاس وضعيت جامعه (كشور) در بُرهه ها و مقاطع زماني (در طول عمر فرد مورد نظر) و يافتن ضعف ها و قوّت ها جهت یافتن راه حل از ابتكارهاي پروفسور تران است كه جهاني شده است. تران کواک وونگ گفته است كه سرگذشت هر فرد ـ هم تاريخ، هم داستان و هم مقاله است، جالب و پند آموز به این شرط که تهیه کننده آن مهارت کافی و معلومات عمومی لازم را داشته باشد. بررسي و كنكاش در زندگي يك فرد همچنین تاثير اقتصاد، روش دولت، رفتار پليس و ... را در آن بُرهه ها بر زندگي فرد و جامعه او به دست مي دهد زيراكه اين تاثيرات، رفتار و روحيه فرد و جامعه را تغيير مي دهد كه فساد، جرم، مهرباني، خشم، تعاون و ... نتيجه آن است.
    پروفسور «تران» كه زماني رئيس انجمن تاريخ بود در یک رساله تحت عنوان «سكوتي كه مادر فريادهاست» نوشته است كه بي اعتنايي يك مدير جامعه ـ از جامعه ملی (کشور) تا جامعه كوچك (خانواده) ـ به خواست ها و نیازها، اعضاي جامعه را آماده نشان دادن واكنش ناگهاني و شديد مي كند که از هرفرصت براي انعکاس اين واكنش كه گاهي انفجارآميز و مخرّب است استفاده خواهند كرد.
     تران گفته است: "مطالعه تاریخ به من آموخته است که انسانِ گروگان و اسیرِ خود (اسير خودخواهي، خوشگذراني، مال اندوزي، قدرت طلبی و ...) حلاوت زندگی نخواهد داشت. «عادت» که اکتسابی است باعث اسارت می شود؛ عادت به مقام، به زر، به شهرت، ... و ازجمله عادت به دخانیات و .... این اعتیاد، انسان آزادرا گروگان می کند و یک گروگان همیشه در قفسِ خواستهای خودش است (قفسِ نَفس). بنابراین، برای خوشبخت زیستن و دغدغه نداشتن باید که از گروگان شدن دوری جست.".
     تران که این نظریه «اصل مانند» را در یک رساله نوشته است، درپایان رساله اش نتيجه گيري كرده است كه بهتر است مديريت جامعه ملي در دست گروه (حزب) باشد زيرا كه گروه كمتر از فرد اشتباه مي كند ـ فرد، کم و یا زیاد، تحت تاثیر خواست ها و اندیشه های خودش است.
     مطالعات پروفسور تران درباره فرهنگ و رسوم ويتنامي ها كامل و وسيع است كه در كتاب او «بهار و رسوم ويتنامي ها» آورده شده است. دو تاليف ديگر از كارهاي او «هزار سال Ha - Noi» و «شخصيت هاي تاريخي» عنوان دارند. «تران» كه مطالعات وسيع باستان شناسي هم داشت در كتابهايش كوشيده است كه به ويتنامي ها بفهماند كه ملتي بزرگ هستند و بايد ميراث و فرهنگ خودرا دوست بدارند و چون نياكان، فرهنگ و رسوم شان مشترك و صدها سال عضو جامعه واحدي بوده اند بايد نسبت به يكديگر علاقه و محبت داشته و خودرا از آن هم ـ بمانند برادر و خواهر ـ بدانند و درغم و شادي يكديگر شريك شوند تا به صورت يك پيكر واحد در آيند و وطن را پیشرفت دهند که پیشرفت و تعالی کشور، پیشرفت، رفاه و سربلندی همگان را تأمین و موجب می شود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
زادروز احمد خادم الملّه مديرعامل پيشين ایرنا و 6 سال رئیس دفتر این خبرگزاری در نیویورک
خادم
احمد خادم المله مديرعامل پيشين خبرگزاري جمهوری اسلامی ايران ـ آژانس پارس پیشین در روزي چون امروز (بيستم اَمُرداد) در سال 1338 به دنيا آمده است. وی در طول بیش از ربع قرن تجربه روزنامه نگاري خود شش سال نمايندگي خبرگزاری دولت را در نیویورک برعهده داشت.
    خادم فنون و اصول خبرگيري، خبرنويسي و اِديت كردن را در مدارس عالي روزنامه نگاري ايران تدريس کرده است و از علاقه مندان روزنامه نگاري اينوستيگيتيو و In-Depth است. خادم كه در دانشگاه علامه طباطبايي رشته روزنامه نگاري را تحصيل كرده بعدا به تحصيلات خود (ضمن كار خبر) در رشته مديريت و به ويژه مديريت رسانه ها ادامه داده بود.
     «خادم» پيشه روزنامه نگاري را با خبرنگاري آغاز و سپس مراحل ترقي در اين كار، يعني دبيري و سردبيري خبر را طي كرده است. خادم كه به نظر مي رسد توان تحمل استرس را داشته باشد به عنوان مديريت مطلوب برای دستگاه خبرگيري و خبر نويسي در لحظات بحراني (اخبار غير مترقبه) شناخته شده است كه هنر بزرگي است و مي تواند تيم هاي خبري را بمانند و مثابه ژنرال ميدان جنگ هدايت، و محصول كار آنان با حوصله تمام تنظيم و منتشر سازد. خادم حتي در زمان رياست اطاق خبر در ایرنا (خبرگزاري جمهوری اسلامی ایران)، خود شخصا به تهيه اخبار مهم و حساس مي پرداخت كه كاري سخت، دقيق و استرس زا است. وي در طول شش سال رياست دفتر ايرنا در مقرّ سازمان ملل موفق شد كه يك شبكه خبري در قاره آمريكا از كانادا تا آرژانتين ايجاد كند و گزارش هاي دست اول اين ديار را به رسانه هاي ايران برساند و آنان را از ترجمه اخبار خبرگزاري هاي كشورهاي بيگانه بي نياز سازد.
    خادم كه از آغاز كار روزنامه ايران (روزنامه دولت ـ وابسته به ایرنا) با آن همكاري داشت بعدا در سمت مدير عامل خبرگزاري جزئيات كار آن را زير نظر قرار داد.
    روزنامه نگاران ايران خادم را به دليل كار خبر در طول بیش از ربع قرن در داخل و خارج و تدريس حرفه خبر در مدارس عالي از جمله دانشكده خبر، مردِ خبر مي خوانند. در زمان رياست او بر ایرنا، طرز تنظيم اخبار و عرضه آنها بهتر از گذشته شده بود و بر اخبار، سابقه نوشته مي شد تا از لحاظ اطلاع رساني كامل باشند و براي مخاطب جاي سئوال باقي نگذارند. خادم در طول مديريت بر ایرنا ـ خبرگزارس پارس پیشین ـ همچنین به ايجاد خبرگزاري هاي تازه كمك مي کرد. وي همچنين از كارشناسان روزنامه نگاري الكترونيك (سايبر ـ آنلاين) و خبرنويسي پيشرفته است. خادم به موازات کار ژورنالیستی، فعالیت ها و مدیریت های اقتصادی داشته است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نقد رسانه و روزنامه نگار، تحولات رسانه ها، خاطرات و سفرنامه های ژورنالیستی و شرح مشاهدات درwww.journalistnushiravan.com
ضعف جهانی و روزافزون رسانه ها (نشریات، رادیوتلویزیونها و ...) و خروج آنها از چارچوب اصول و تعاریف ژورنالیسم که ریزش مخاطبان را درپی داشته انگیزه مؤلف این تاریخ آنلاین در ایجاد وِبسایت www.journalistnushiravan.com بوده است تا با نقد آنها و انگشت گذاردن بر ضعف هایشان و روشن شدن مخاطبان، شاید کمکی به رعایت اصول ژورنالیسم کرده باشد. روزنامه نگاری و تاریخ نگاری پیشه مادام العمر این مؤلف است که 62 سال پیش (شهریور 1335) وارد این پیشه شده است و ادامه می دهد. وبسایت تازه و صِرفا حرفه ای و تخصّصی بزودی (نیمه سال 2018) فعّال خواهد شد.
    در یک دهه گذشته، ریزش مخاطبان و یا بی اعتنایی آنان به مطالب و محتوا سبب شده است که بسیاری از نشریات از انتشار چاپی (کاغذي) دست بردارند و آنلاین شوند و نیوزویک با بیش از یک میلیون تیراژ یکی از آنها بود، واشنگتن پست تنها به 250 میلیون دلار به یک تاجر (صاحب مؤسسه آمازون) بفروش رفت و کمپانی شیکاگو تریبون صاحب 40 نشریه و رادیو ـ تلویزیون ازجمله لس آنجلس تایمز پس از اعلام ورشکستگی قبلی و دست به دست شدن، دوباره به معرض فروش گذارده شد و یک سرمایه دار فعال در امور مستغلات و خانه سازی آن را خریداری کرد. قبلا اعلان های کوتاه (نیازمندی ها) حیات روزنامه ها را حفظ کرده بودند که اینک آنها هم اینترنتی شده اند، یا دارند می شوند و .... رسانه های فروش رفته به سرمایه داران، اصحاب کمپانی های خارج از حرفه روزنامه نگاری مجری خواست و سیاست های صاحبان تازه خود هستند و ....
     «ژورنالیسم حرفه ای» روزنامه نگار را از آلوده شدن به سیاست بازی و ابزار دست دولتمردان و سیاستمداران شدن، کمک مالی گرفتن عامل تلقین بودن و نقش روابط عمومی را برعهده گرفتن منع کرده است. اما، می بینیم که در عمل چنین نیست بویژه در دو ـ سه دهه اخیر و در سطح جهان. تا 1995 روزنامه نگار چاره ای نداشت جز اینکه کم و بیش همرنگ ناشر و سردبیر شود تا شغل و وسیله امرار معاش را از دست ندهد. امروزه روزنامه نگار می تواند (به موازات کار در رسانه ای که در آن اشتغال دارد) روزنامه آنلاین خود و دست کم یک وبلاگ داشته باشد و «اصل مطلب» و واقعیت هارا در آنجا درج کند. بنابراین، کار آنلاین «ژورنالیست نوشیروان» بیرون کشیدن ضعف های خبرگیری و خبرنویسی و محتوای رسانه هایی خواهد بود که می خواند، می بیند و می شنود و به نظر او خدمتی است بزرگ به «هم ـ نوع» و ژورنالیسم.
     «خبر» متفاوت از «نظر» است. یک روزنامه نگار در مقالهِ امضاء شده خود، هرچه را که بخواهد و یا به او دیکته شده باشد می تواند برنگارد و یا بگوید، قضاوت با مخاطب و نیز تاریخ نگار ـ به عنوان دادیار و مدعی العموم دادگاه تاریخ است، ولی نه در خبر که باید کامل باشد و یکطرفه نباشد. تجاری و وابسته شدن سرچ انجین ها و سوشِل نِت وُرک ها و رفتن اینها به راههایی که اصحاب منافع و ... می خواهند مزید بر علت شده است و اینها مطالبی را نقل می کنند که باید نقل کنند. مخاطبان باید روشن شوند تا دست آنها را بخوانند.
     راه نجات؛ بازگشت به اصول حرفه روزنامه نگاری و حفظ اصالت آن است. آنها که بازگشته اند موفق بوده اند. برای مثال: شبکه فاکس نیوز و وال استریت جرنال به رغم ماهیّت محافظه کار بودن، چون از چارچوب حرفه ژورنالیسم خارج نشده اند موفق بوده اند. می دانیم که سرمایه اصلی یک رسانه، انسان ماهر و علاقه مند (روزنامه نگار) است که به قول اصحاب نظر در این سال ها شده است موجودی نادر و کمیاب.
     در وبسایت «ژورنالیست نوشیروان» علاوه بر نقد رسانه و روزنامه نگار، تحولات رسانه ها، خاطرات ژورنالیستی و شرح مشاهدات مؤلف نیز درج خواهد شد و سعی خواهد شد که مفید و آموزنده باشند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دشواري بزرگ و جهاني روزنامه ها ـ نظرات و راه حلها


در پي انتشار مقاله هشدار دهنده نشريه «كريسچن ساينس مانيتور» كه در شماره نهم آگوست 2005 اين نشريه انتشار يافته بود، اصحاب نظر مركب از جامعه شناس، روانشناس، روزنامه نگار و دست اندر كاران فنون كامپيوتر و اينترنت در باره كاهش فروش رسانه هاي چاپي به ذكر عوامل و راه حلها پرداختند. مانيتور نوشته بود كه ناشران روزنامه ها اين روزها سخت نگرانند زيرا كه شمار مخاطبان آنها هر روز كم مي شود، اعتماد مردم نسبت به مطالب روزنامه ها رو به كاهش است و ناشران نمي دانند كه مشكل از عرضه مطالب است كه مطابق خواست و سليقه مخاطب كنوني آگاهتر از گذشته (قرن 21 ) نيست و يا اين كه عوامل ديگري دارد.
    جامعه شناساني كه در اين باره اظهار نظركرده بودند متفقا گفته بودند كه سردبير روزنامه بايد مانند هر عرضه كننده كالا، جنس خود را مطابق سليقه و تمايل مشتري تهيه كند و اين ميل و سليقه عاملي متغيير است. يك زمان مردم علاقه داشتند مطابق اشراف فرانسوي و با تشريفات و اتيكت غذا بخورند، ولي حالا خوردن ساندويچ به صورت سرپايي و يا در داخل اتومبيل را مي پسندند. صاحبان رستوران هايي كه خود را با اين سليقه تطبيق داده و ساندويچ ساز شده اند پيروز بوده اند ولي سردبيران روزنامه ها هنوز مي خواهند خواست و سليقه و سياست خود را به مخاطب تحميل كنند. تا پيش از پيدايش اينترنت و وب سايت ها، مخاطبان چاره اي جز خواندن روزنامه ها نداشتند، ولي اينك وبلاگها شده اند رقيب روزنامه ها و هر مخاطب مي داند كه در كدام وبلاگ مطلب مورد علاقه اش را مي تواند به دست آورد و آن را براي دوستان نيز اي ميل مي كند و ديگر نيازي به خريد روزنامه، مگر مشاهده اعلان هاي كوتاه نيازمندي ها و تفسير ها ندارد. يكي از دلايل توجه مخاطبان سابق روزنامه ها به وبلاگها اين است كه صاحب هر وبلاگ روي تخصص و علاقه خود كار مي كند و رويدادها را با اظهار نظر خود و به صورت خلاصه و روشن (زبان مردم معمولي) منعكس مي سازد و محدوديت و واهمه و ملاحظه روزنامه را ندارد. چرا مردم دوباره به خواندن روزنامه هاي حزبي كشش پيدا كرده اند زيرا كه مي دانند هركدام از آنها برپايه ايدئولوژي و سياست حزب درباره چه موضوعهايي مي نويسد. نشريات حزبي مقيد به انتشار خبر مطلق و يا همه خبرهاي روز نيستند و رويدادها را از ديدگاه حزب بررسي و با اظهار نظر منعكس مي كنند و مخاطب مايل است از همه نظرها درباره يك تصميم آگاه شود و سردبيران روزنامه هاي عمومي (حرفه اي) با اين كه به اين واقعيت پي برده اند، هنوز حاضر به نقل از مطالب روزنامه هاي حزبي نيستند، چرا؟. و به دليل اين بي اعتنايي (و شايد خودخواهي و غرور) است كه دارند تيراژ خود را به وبلاگها مي بازند. در سابق، مخاطبان اخبار و آگهي هاي رسمي را در روزنامه مي خواندند، ولي اينك در وب سايت هر سازمان و هر مقام، از رئيس جمهور گرفته تا مدير مدرسه ابتدايي. آگهي هاي موسسات هم كوتاه شده است. تنها عنوان آگهي را به روزنامه مي دهند و در زيرش مي نويسند كه مشروح آن در «وب سايت» به نشاني ....
    روانشناساني كه در اين زمينه نظر داده اند به نوبه خود گفته بودند كه طبق بررسي هاي آنان، اگر روزنامه هاي حرفه اي (مستقل) خود را با سليقه مخاطب امروز كه به مراتب آگاهتر از والدينش است و شكيبايي كمتري دارد تطبيق ندهند و متاعي مطابق خواست او توليد نكنند بازهم تيراژ از دست خواهند داد و در نتيجه آگهي و درآمد. نسل تازه، ساده زندگي مي كند و ساده نويسي، واضح نويسي و كامل نويسي را دوست دارد و اگر سردبيران به اين روحيه و روانشناسي مخاطبان تازه توجه نكنند بايد خود را براي برگزاري مجلس ترحيم روزنامه آماده سازند. ادامه بي اعتنايي در اين امر نوعي خودكشي است.
    كارشناسان رايانه و اينترنت اظهار داشته بودند: روزگاري، عشق مردم داشتن اتومبيل بود و اينك اينترنت جاي آن را گرفته است و استفاده از آن هر روز آسانتر مي شود و تهيه «وب سايت» و نگهداري از آن به آساني نوشيدن آب است و هر ماه حدود ده دلار هزينه دارد كه دهها و بلكه صدها هزار بار كمتر از انتشار يك روزنامه فقط در يك روز است. لينك ها مبادله سريع معلومات و ارتباط وب سايت ها را آسان ساخته اند. لپ تاپ هاي بدون سيم در هر جا كه دارنده آن باشد وي را با جهان و هرچه كه در آن است مرتبط مي كنند و سردبيران روزنامه ها با توجه به اين وضعيت بايد راهي در پيش گيرند كه مخاطب پس ازهمه جستجوهايش در اينترنت، بازهم احساس نياز به روزنامه كند و آن را با اشتياق خريداري و مطالعه كند. ذخيره (سيو) و استفاده بعدي بدون نياز به تايپ كردن مطالب، از امتيازات ديگر رايانه و اينترنت است.
    از ميان روزنامه نگاران، ريچارد پوسنر Richard Posner از نيويورك تايمز با صراحت گفته بود كه روزنامه ها راهي جز تغيير روش سنتي ندارند. به همان گونه كه پس از پيدايش راديو تلويزيون دست به رقابت زدند و خود را با آن وضعيت مطابقت دادند بايد يك بار ديگر در كل روشهاي خود تجديد نظر كنند. در جهان امروز با گسترش وبلاگ نويسي، همه مردم هر آن كه بخواهند مي توانند روزنامه نگار شوند كه ما عنوان «سيتيزن ژورناليست» به آنان داده ايم. اين بار، روزنامه ها و ژورناليست هاي حرفه اي بايد با اين طبقه رقابت كنند كه كار آساني هم نيست، ولي شدني است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
تشكيل شوراي انقلاب در فرانسه پس از بازداشت پادشاه اين کشور
يازدهم آگوست 1792، پس از اشغال كاخ سلطنتي و زنداني كردن لوئي 16 پادشاه فرانسه، انقلابيون اين كشور يك شوراي شش نفري براي اداره امور فرانسه به نام «شوراي انقلاب فرانسه» ايجاد كردند كه در آن ژرژ دانتون و ژان ماري رولن عضويت داشتند. نخستين اقدام اين شورا، انتخاب «آنتوان سانتر» به رياست گارد ملي انقلاب فرانسه بود. انقلابيون كه از 20 ژوئن (هفت هفته پيش از اين) حاضر به ترك خيابانها نشده بودند كاخ سلطنتي فرانسه را كه از آن دو هنگ نظامي اجير شده سويسي محافظت مي كردند تصرف كرده بودند. در حمله انقلابيون به کاخ بيش از يك هزار تن از افراد گارد سويسي شاه فرانسه كشته شدند. لوئي 16 كه در اطاق نوكرانش پنهان شده بود دستگير شد.
    انقلابيون فرانسه از 11 آگوست كه داراي گاردملي انقلاب شدند عنوان خود را هم به «جامعه انقلابي» تغيير دادند و اعلام كردند كه گارد انقلاب كه رئيس آن آنتوان سانتر خواهد بود وظيفه دارد كه از دستاوردهاي انقلاب حراست كند و نگذارد كه انقلاب فرانسه از مسير تعيين شده خارج گردد (جزئيات، برحسب روز وقوع، به موقع خود در اين تاريخ آنلاين آمده است ).
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
چرا «سعدي كارنو» رئيس جمهوري فرانسه ترور شد؟
Sadi Carnot

«سعدي كارنو M. F. Sadi Carnot» رئيس جمهور وقت فرانسه كه 24 ژوئن سال1894 به دست «سانتو سازريو S. G. Caserio» آنارشيست 21 ساله ايتاليايي كشته شد يازده آگوست 1837 به دنيا آمده بود و نام «سعدي» شاعر و نويسنده بنام ايران بر وي گذارده شده بود. چون كارنو که 7 سال رئيس جمهور فرانسه بود حاضر نشده بود به خواست آنارشيست ها، «وايلان» مردي را كه به جرم شروع به انفجار پارلمان فرانسه زنداني شده بود عفو كند جان خود را از دست داد.
Caserio


     آنارشيستها حكومت فرد و افراد معدود را ردّ و خواستار حکومت شوراها و انجمن ها (گروه) بوده اند و حاكمان را (به صورتي که تعيين و يا انتخاب مي شده اند) مردمي جاه طلب و خودخواه كه در فكر مردم و وطن نيستند مي پنداشته اند. در دهه هاي آخر قرن 19 و اوايل قرن 20، آنارشيست ها شماري از سران کشورها و دولتمردان ازجمله روساي جمهور آمريکا و فرانسه و پادشاه ايتاليا را کشتند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
آخرين نبرد بزرگ جنگ جهاني اول



    11 آگوست 1918 درميان نيروهاي آلمان در نبرد آمينز Amiens (منطقه اي است در فرانسه، نزديک Somme) آثار شكست آشكار شد و اين وضعيت شكست هاي ديگري را در پي داشت كه به عقب نشيني نيروهاي آلماني در همه جبهه ها و ورود نيروهاي متحدين به خاك آلمان و تسليم اين كشور ظرف درست 3 ماه منجر شد و جنگ جهاني اول ساعت 11 روز 11 ماه يازدهم سال ميلادي 1918 پايان يافت. دلايل عمده عقب نشيني آلمان در آگوست 1918 ورود تعداد بسيار زيادي تانک از سوي متحدين به جبهه و تبديل جنگ از خندقي به زرهي و پشتيباني هوايي، پايان يافتن نيروي ذخيره آلمان، تسليم پي در پي يکانهاي خسته و نااميد آلماني و نيز تظاهرات چپها در برلين بود. 11 آگوست 1918، براي آلمان تنها 600 هزار نظامي باقي مانده بود. عكس، زرهي شدن جنگ و پيشروي تانکها به سوي خاك اصلي آلمان را نشان مي دهد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
مك آرتور مامور تحويل گرفتن ژاپن شد
11 آگوست 1945، يك روز پس از اين كه ژاپن اعلام داشت كه حاضر است تسليم شود، ژنرال مك آرتور از سوي رئيس جمهوري آمريكا مامور تحويل گرفتن امور ژاپن و امضاي قرارداد تسليم اين كشور شد. با وجود اين، حملات هوايي آمريكا به خاك ژاپن به صورت محدود و از باب احتياط ادامه داشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزی که مسکو صاحب بمب هیدرژنی شد
11 آگوست 1953، دولت مسکو نخستين بمب هيدروژني را آزمايش كرد و بر قدرت نظامي خود افزود. طبق برخي گزارش ها، دولت مسکو پيش از فروپاشي شوروی بيش از كشورهاي ديگر سلاح هسته اي داشت، و موشك. عهدنامه ستارت، شمار سلاحهاي اتمي مسكو و واشنگتن را محدود و مشخّص کرده است؛ هر يك داراي شش تا هفت هزار بمب و كلاهك، که توافق سال 2010 با هدف کاهش این شمار امضاء شده است.
     از زمان ساخت و آزمایش سلاح اتمي در سال 1945، اين سلاح تنها دو بار و آن هم بر ضد امپراتوري ژاپن بكار رفت ولي بازدارندگي آن از یک جنگ جهانی دیگر (جنگ قدرت ها) به ثبوت رسيده و به علاوه، از ابزار قدرت و اقتدار ملّي است. هنوز هیچیک از کشورهای دارنده سلاح اتمی، هدف تعرض نظامی قرار نگرفته است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
درگیری نظامی مسکو و پکن در جولای و آگوست 1969
جولای 1969 ـ در طول تمامی این ماه و ده روز نخست آگوست ـ درگیری نظامی شوروی و چین (مسکو و پکن) در مرزهای منچوری و سینکیانگ از اخبار اول رسانه های جهان بود. این دو کشور از دیرزمان اختلاف های مرزی داشته اند، ولی پس از فروپاشی شوروی، دو کشور در منطقه سینکیانگ ـ دیگر مرز مشترک ندارند. اختلافات وقت دو دولت از زمانی شدّت یافت و علنی شد که مسکو در نظام سوسیالیستی جماهیریه شوروی کار تجدید نظر را آغاز کرد و سران وقت پکن که سوسیالیست افراطی بودند ضمن خواندن روس ها به تجدید نظر طلبی در سوسیالیسم مارکسیستی، راه خصومت در پیش گرفتند. دو کشور در ربع قرن اخیر باردیگر به یکدیگر نزدیک شده اند و اتحادیه بریکس و سازمان تعاون شانگهای تشکیل داده اند اما دوستی درازمدت دو کشور همسایه که یکی از آنها کشور اول جهان به لحاظ جمعیت و دیگری کشور اول جهان به جهت وسعت است و دومی کمی بیش از یک دهم کشور اول جمعیت دارد در برابر علامت سئوال است. سوسیالیست های چینی ها با کمک روس ها دولت و قدرت شدند.
    درگیری نظامی مسکو و پکن روزهای متوالی خبر اول روزنامه های تهران نیز بود که کُپی تیترهای یک روز یکی از آنها در زیر آمده است. دولت آمریکا خودرا از این درگیری کنار کشیده بود:
    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 11 اوت
  • 1795:   مجلس ملي فرانسه نظام پولي «فرانك» را به وجود آورد كه از 15 آگوست قدرت اجرايي يافت. از دهه يکم قرن 21 سيستم پول واحد اروپايي (يورو) جاي آن را گرفته است.
  • 1813:   روسيه، سوئد و پروس ( آلمان) بر ضد ناپلئون متحد شدند كه يك اتحاديه تازه تلقي شده است.
  • 1860:   نيروهاي فرانسه و انگلستان عمليات تازه نظامي خود را در چين آغاز كردند و چهار روز بعد شانگهاي و نزديك به دو ماه پس از آن پكن را تصرف و كاخ سلطنتي چين را غارت كردند.
  • 1898:   دولت واشنگتن مجمع الجزاير هاوايي را كه قبلا كشوري مستقل در اقيانوس آرام و داراي يک پادشاه بومي بود ضميمه قلمرو خود كرد.
  • 1906:   (1285 هجري خورشيدي) شش روز پس از صدور فرمان مشروطيت، ديگر متحصّن در ساختمان سفارت انگلستان در تهران باقي نمانده بود. تحصّن در سفارت انگلستان بعدا يك امتياز منفي براي متحصّنين و لكه ننگي بر پيشاني آنان شد.
  • 1916:   نيروهاي عثماني كه از طريق خاك عراق وارد ايران شده بودند شهر همدان را متصرف شدند و از طريق قزوين عازم تهران گرديدند.
  • 1922:   (1301 هجري خورشيدي): تيپ آذربايجان به فرماندهي سرتيپ امان الله ميرزا قلعه چهريق را تصرف و اسماعيل آقا سميتقو را با تلفات سنگين به تركيه فراري داد و اسلحه و مهمات فراوان به دست آورد.
  • 1932:   هيتلر نپذيرفت كه معاون «پاپن» صدر اعظم آلمان شود.
  • 1990:   اوضاع پاكستان در سومين روز پس از بركناري بي نظير بوتو و كابينه او به تصميم رئيس جمهوري اين كشور همچنان بحراني بود.
  • 2012:   در این روز در ساعت 5 بعد از ظهر به وقت محل، دو زمین لرزه متوالی به شدت کمی بیشتر از شش ریشتر در آذربایجان میان تبریز و اهر روی داد که ضمن آن 306 تَن کشته و هزاران نفر دیگر مجروح شدند. این منطقه روی کمربند زلزله قرار دارد و در طول تاریخ شاهد زمین لرزه های متعدد بوده است.
  • کارنامک نوشيروان (خاطره ای از مولف)
    سازنده شعر آهنگ «مرا ببوس» ـ داستان سرودن اين شعر و ساخت آهنگ آن ـ احضار علی مسعودی به ساواک و ...
    علي مسعودي
    نیمه دوم اَمُرداد 1349 بود و اطاق خبر روزنامه اطلاعات [در آن زمان، یک روزنامه عصر] در هیجان نزدیک شدن د ِد لاین و مُهلت ارسال آخرین خبر به حروف چینی، که خبر رسید از ساواک آمده اند علی مسعودی مدیر امور هنری روزنامه را توقیف کنند و ببرند. همه گیج شده بودیم و دلواپس، که اگر اورا ببرند تکلیف تَمشیّت صفحات ـ به لحاظ زیبا بودن و جلب توجه کردن و اندازه و محل قرارداده شدن عکس ها در صفحات، اندازه تیترها، کادربندی مطالب و ادیت کاریکاتورها را چه خواهد شد، و روزنامه و دیگر نشریات موسسه بدون او، قیافه ای زیبا و دلپسند نخواهند داشت، و هیچکدام نمی دانستیم چه شده که سراغ علی آمده بودند ـ علی که یک ناسیونالیست ضد کمونیست است.
        این نگرانی سبب شد که سناتور مسعودی (ناشر وقت نشریات موسسه اطلاعات) و دیگران به چاره جویی افتند و ساواک راضی شود که به جای انتقال تحت الحفظِ علی به محل مربوط در همان روز، او روز بعد در ساعتی که کار روزنامه سبک است شخصا به یکی از دفاتر ساواک [که نشانی اش به او داده شده بود] برود.
        علی مسعودی روز بعد و آخر وقت که صفحات روزنامه زیر چاپ رفته بود به ساواک رفت. همه منتظر بازگشت او بودیم. در پایان کار، کسی به خانه نرفت که علی چند ساعت بعد آمد و گفت که محل تحقیق از او ساختمان شماره 44 کوچه عابدینی خیابان ایرانشهر بود و پس از تحقیق، به قید تعهد شخصی آزاد شده است.
        دهها نویسنده و خبرنگار که گِرد علی مسعودی جمع شده بودند، بی صبرانه می خواستند بدانند که چرا به ساواک احضار شده بود. علی گفت که قضیه به سال 1333 (16 سال پیش از آن) باز می گردد و از این قرار بوده است:
        "داریوش فروهر رهبر حزب ملت ایران بر بنیاد پان ایرانیست که پس از براندازی 28 اَمُرداد 1332 دستگیر و در پادگان تیپ دوم زرهی زندانی بود، سال بعد (سال 1333) پیغام فرستاده بود که 29 خرداد این سال و به مناسبت سالروز خلع یَد از دولت لندن در صنعت نفت ایران باید به کوه البرز برویم و در قُلّه توچال آتش روشن کنیم بگونه ای که در تهران ـ همه آنرا ببینند و قضیه ملی شدن صنعت نفت فراموش نشود. در آن زمان، ادامه قلع و قمع مبارزان راه مصدق (حقوق انسان، لیبرالیسم و دمکراسی) در تهران در دست فرمانداری نظامی شهر بود و ساواک هنوز تاسیس نشده بود. ما ـ ناسیونالیست های ایرانی ـ برای اینکه ایجاد سوء ظن نکنیم قرارگذاشتیم که به دسته های چهار ـ پنج نفری روانه کوه شویم. قبلا وظیفه هر فرد در مراسم آتش افروزی در توچال معیّن شده بود. دسته ای که من در آن بودم عبارت بودند از حیدر رِقابی (شاعر)، دکتر ایرج برومند، فاتح و هوشنگ حق نویس. می دانستیم که دست کم نیمی از مارا که دهها تن بودیم خواهند گرفت. افراد دسته ما باهم قرار گذاشته بودیم که یک روز زودتر برویم و شب را در کوه و در «بند ِ اُسون» بخوانیم و روز بعد در توچال باشیم. حید رقابی به من گفت که چون ممکن است دستگیر شویم و حتی گلوله بخوریم، بهتر است که پیش از خروج از تهران به خیابان بهار کوچه بهشت ـ خانه دختر مورد علاقه اش برود و با او خداحافظی کند.
        این خداحافظی عاطفی که احتمال داشت آخرین دیدار باشد، حیدر را سخت به خود مشغول و برانگیخته کرده بود بگونه ای که همان شب در کوه، شعر «مرا ببوس، برای آخرین بار، خدا تورا نگهدار و ...» را سرود که بعدا خالدی بر روی آن آهنگ ساخت و گُلنراقی خواننده اش شد و روزگاری نه تنها معروف ترین ترانه ایران بود بلکه رنگ سیاسی هم به آن دادند و چپگراها استفاده فراوان از آن کردند.
        
    heidar Reghabi

    به هر حال ما، طبق برنامه شب را در «بند ِ اُسون» خوابیدیم و روز بعد خودرا به قوچال رسانیدیم و مراسم آتش افروزی به خوبی انجام شد و در تهران صدا کرد. ما می دانستیم که ماموران فرمانداری نظامی در دربند و پایین کوه درانتظارمان هستند تا دستگرمان کنند و لذا، هر دسته از نقطه دیگری از کوه فرودآمد.
         پس از آهنگ و ترانه شدن شعر رقابی که آن شب آن را در کوه البرز ساخته بود، چون گُلنراقی نمی خواست شناخته شود، همه چیز ترانه در ابهام بود و کمونیست ها از این وضعیت استفاده تبلیغاتی کردند و شایع کردند که شعر ترانه را سرهنگ مُبشّر (افسر کمونیست و عضو سازمان نظامی حزب توده) در شب پیش از اعدام شدن برای دخترش سروده بود و این شایعه، احساسات مردم را به حمایت از این افسران برانگیخته بود و تنفر ایرانیان از حزب توده که چرا با آن سازمان نظامی، براندازی 28 امُرداد را خنثی نکرد کاهش داد. تلاش ما ایراندوستان برای آگاهانیدن ایرانیان که شعر از سرهنگ مبشّر نیست کافی نبود تااینکه حیدر رقابی کتابی در این زمینه نوشت، ولی دولت ـ با اینکه انتشار کتاب تبلیغ کمونیست هارا خنثی می کرد ـ مانع چاپ آن شده بود، و ماجرای چاپ کردن کتاب از این قرار بود که اوایل سال 1970 (زمستان 1348) که به آمریکا رفته بودم، حیدر رقابی را در آنجا دیدم که برای چاپ و انتشار کتابش از من کمک خواست. رقابی از فعالان کنفدراسیون دانشجویان ایرانی برون مرز بود و ساواک دشمن او. در بازگشت، تلاش من برای چاپ کردن کتاب که نقاشی پشت جلد آن را هم کشیده بودم به جایی نرسید. تا اینکه به ذهن من رسید که آن را در چاپخانه دولت چاپ کنم که با مدیر آن (حسینی انور) دوستی داشتم. کتاب در این چاپخانه دولتی! چاپ شد ولی به محض دادن آن به توزیع، ساواک متوجه قضیه شد و احضار و تحقیق من به همین جهت بود که به آنها گفتم که بزرگترین عامل بقای ایران ـ ناسیونالیسم ایرانی بوده است، باید مشوّق ناسیونالیست ها باشید نه سرکوب کننده آنان و ایجاد ارعاب. یک ناسیونالیست خوشبختی هم میهن و سربلندی میهن را می خواهد و بنابراین فسادستیز و ترقی خواه است.".
        نویسندگان موسسه اطلاعات پس از ساعت ها انتظار، با شنیدن اظهارات علی مسعودی به خانه رفتند.
        علی مسعودي پس از 27 سال کار در موسسه مطبوعاتی اطلاعات و چهار ماه و چند روز پس از تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی که اصل 22 آن حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص را از تعرض مصون داشته ـ بدون ذکر دلیل و دریافت غرامت اخراج، برکنار شد و به آمریکا رفت و پس از مدتی اشتغال در نشریه ایران تایمز بین المللی (دو زبانه) چاپ واشنگتن، مقیم کالیفرنیا شده است و همچنان یک ایراندوست، یک ناسیونالیست و یک ژورنالیست ایرانی است.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.



     

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com