Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
      خورشيدي

 
19 ژوئن
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 19 ژوئن
رهبرجمهوری اسلامی ایران در دیدار 28 خرداد 1396 خود، سخنان خصمانه و تهدیدآمیز مقامات آمریکایی را گزافه گویی افراد تازه کار و بی تجربه خواند
به گزارش خبرگزاری فارس، آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی و انقلاب عصر یکشنبه (28 خرداد 1396) در یک دیدار و ضمن بیاناتی، به سخنان خصمانه و تهدیدآمیز مقامات آمریکایی اشاره کرد و با گزافه خواندن این تهدیدها گفت: "دولتمردان آمریکایی از ابتدای پیروزی انقلاب همواره به دنبال تغییر نظام جمهوری اسلامی بوده اند اما نخواهند توانست به ملّت ایران سیلی بزنند بلکه این ملّت ما است که به آنها سیلی خواهد زد.".
    خبرگزاری فارس نوشته است که رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به بقای نظام اسلامی ایران به رغم مواجهه با دشمنی های سخت، اظهارداشت: "گزافه‌گویی‌های این رئیس جمهوری آمریکا [دانالد ترامپ] موضوع تازه ای نیست زیرا نظام اسلامی ایران از ابتدا با توطئه های گوناگونی مواجه بوده است اما بدخواهان ملت ایران هیچ غلطی نتوانسته اند بکنند. آن زمانی که نظام اسلامی یک نهال تازه‌روییده و نحیف بود، نتوانستند به آن آسیبی برسانند، چه برسد به این زمان که این نظام به یک درخت تناور تبدیل شده است.".
    به گزارش خبرگزاری فارس، آیت الله خامنه ای در این دیدار با اشاره به سخنان اخیر مقامات آمریکایی مبنی بر تلاش برای تغییر نظام اسلامی ایران خطاب به اینان گفت: "در طول 38 سال گذشته، چه زمانی بوده که شما نمی خواستید نظام اسلامی را تغییر دهید؟، اما همواره سرتان به سنگ خورده است و از این پس هم همین‌گونه خواهد بود.".
    خبرگزاری فارس نوشته است که رهبر جمهوری اسلامی ایران، ضمن سخنان خود در این دیدار، مقامات تازه کاخ سفید واشنگتن را افرادی بی‌تجربه و تازه‌کار خواند و تأکید کرد: "این افراد بی‌تجربه، ملّت و مسئولان ایران را نشناخته اند و هنگامی که تودَهَنی بخورند، آن زمان متوجه خواهند شد، حساب و کتاب [واقعیّت] چیست.". "سردمداران آمریکا، از ابتدای پیروزی انقلاب در تلاش برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی ایران بودند، اما کسانی که چنین حسرتی داشتند، این آرزو را به گور بُردند و از این پس نیز همین‌گونه خواهد بود.".
    به گزارش فارس، آیت الله خامنه ای با تأکید گفت: "همه ـ اَعَم از دشمنان، دوستانِ با اخلاص و دوستانی که برخی مواقع دلشان می لرزد، بدانند که جمهوری اسلامی مستحکم و با اقتدار کامل ایستاده و دشمنان نمی توانند به ملّت ایران سیلی بزنند بلکه این ملّت ما است که به آنها سیلی خواهد زد.". رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر ارزش شهدا در جامعه، در تجلیل از نقش شهیدان گفت: "اگر مدافعان نبودند، امروز باید با عناصرِ فتنه‌گر، خبیث و دشمن اهل‌بیت (ع) در شهرهای ایران می‌جنگیدیم، زیرا آنان قصد داشتند از مرزهای عراق وارد ایران شوند اما جلوی آنها گرفته شد و تار و مار شدند و اکنون نیز در عراق و سوریه به‌طور کامل در حال ریشه‌کن شدن هستند.
    امنیتِ کنونی کشور را باید مرهون مدافعان مرزهای ایران بدانیم. امنیت مرزها و شهرهای کشور به برکَت تلاشهای مرزدارانی است که با همه وجود از ایران دفاع، و همچنین از ورود مواد مخدر جلوگیری می‌کنند، گرچه این تلاشها به‌خوبی منعکس و دیده نمی‌شود و به این لحاظ، مرزداران فداکار مظلوم واقع شده اند.".
    آیت الله خامنه‌ای، شهیدانِ فعالیت‌های امنیتی و اطلاعاتی را از جمله دیگر فداکاران در تأمین امنیت و جلوگیری از اقدامات تروریستی و کشته‌شدن مردم بی‌گناه خواند و گفت: "خدمت به کشور فقط تأمین آب و نان نیست بلکه بالاتر از آن، تأمین امنیت است.".
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ايران
ورود برادران شِرلی به قزوین و سرآغاز نفود و مداخله انگلستان در ايران، جنگ عثمانی (سُنّی) و صفویه (شیعه)، گسترش استعمار، تغییرات جغرافیایی و ...



    Anthony Shirley و Robert Shirley (انتوني و رابرت شِرلي ـ دو برادر انگليسي) 19 ژوئن سال 1598 ميلادي (29 خرداد در 419 سال پيش) در شهر قزوين ـ پايتخت وقت ايران ـ با شاه عباس يکم (1629– 1578) ديدار كردند كه به نوشته مورّخان، با اين ديدار نفوذ و سپس مداخله انگستان در امور ايران آغاز شده است كه ايرانيان خاطرات بسيار بدي از این مداخلات و نتایج آن دارند. اين دو برادر با 14 انگليسي ديگر سيزدهم ژوئن آن سال وارد قزوين شده و درخواست ملاقات با شاه عباس را كرده بودند كه پس از شش روز انتظار به آن موفق شدند. انگلستان که با پیروزی بر اسپانیا در جنگ دریایی سال 1588، قدرت برتر اروپا شده بود و دوران اصطلاحا «گُلدن ایج ـ الیزابتیَن» خودرا آغاز کرده بود با هدفهاي استعماري که لازمه رسیدن به آنها در آسیا نفوذ در ایران و میخکوب کردن عثمانی در جای خود بود، فرستادن گروه شرلی زیر نام گردشگر به ایران را راه مقدماتی رسیدن به این هدف ها تشخیص داده بود. الیزابت یکم که پس از 45 سال پادشاهی در 28 مارس 1603 درگذشت پادشاه انگلستان بود. دولت لندن پيش از شاه عباس یکم هم (و در زمان شاه طهماسب یکم) درصدد نفوذ درايران بر آمده بود، ولي موفق نشده بود و شاه طهماسب فرستاده دولت لندن را که از مسیر روسیه آمده بود با نشان دادن تعصبّات مذهبی خاص خود، با بی اعتنایی بازگردانده بود.
     شاه عباس كه قصد عقب راندن عثماني را از مرزهاي غربي ايران، بازگرداندن سرزمین های ازدست رفته و اخراج پرتغالي ها را از خليج فارس و نيز تاسيس يك ارتش ملّي و مدرن و خلاص كردن دولت از دست قزلباش (قشون ايلات و عشاير) را داشت، در ژوئن 1598 از پيشنهادهاي برادران شِرلي که با همراهان خود یک گروه را تشکیل می دادند به مستشار شدن در زمینه های نظامی، دیپلماسی و تجارت خارجی استقبال کرد. گروه شرلی در باطن مأموریت داشت که دشمنی شاه عباس را با عثمانی (شیعه بر ضد سُنّی) به اوج برساند تا کمکی به دولت های مسیحی اروپا شود که نگران توسعه طلبی عثمانی در غرب بودند و همچنین اورا مصمم به اخراج پرتغالی ها از خلیج فارس کند (تا راه ورود انگلیسی ها به این منطقهِ ناظر بر هندوستان هموار شود)، به این ترتیب ماموریت برادران شرلی در حقیقت استعماری و با هدف نفوذ و مداخله بود. گروه شرلی ارتش ایران را به سَبک انگلستان نوسازی کرد تا به قول برخی از مورّخان مشرق زمین، به نیابت از اروپاییان با عثمانی بجنگد و اروپاییان با خیال آسوده به استعمار آسیا و آفریقا بپردازند.
    انتونی (برادر بزرگتر) پس از انجام ماموریت و نیز سفرهای دیپلماتیک از جانب شاه عباس در اروپا، مدتی هم در سوریه (لِوانت ـ شام) اقامت کرد و نوشت که این سرزمین (سوریه) که در طول عُمر، همواره میدان درگیری قدرت های شرق و غرب بوده می تواند یک جای پای خوب برای اروپاییان (غرب) در آسیای غربی باشد و نباید از آن چشم بپوشند ـ سرزمینی است سرنوشت ساز. انتونی دیگر به ایران بازنگشت.
     رابرت شرلی و گروه او در ایران به نوسازی ارتش و (در اجرای مأموریت خود) تلقین به شاه عباس ادامه دادند. گروه شرلی به سَبک انگلیسی برای ایران توپخانه و نیز واحد غیر منظم (میلیشیا) به وجود آورد و .... رابرت در فوریه 1608 (بهمن ماه) در ایران زن گرفت ـ دختر اسماعیل خان برادر زن شاه عباس و از درباریان وقت را. اسماعیل خان اصالتا از قفقاز شمال غربی بود که این منطقه در آن زمان و تا جنگ های روسیه با ایران در دهه های اول قرن نوزدهم بخشی از قلمرو ایران بود. رابرت ـ متولّد 1581 میلادی پس از سه دیدار دیپلماتیک از جانب شاه عباس از اروپا، 13 جولای 1628 (تیرماه) در قزوین درگذشت ولی بعدا زنش معروف به لِیدی شِرلی پس از رفتن به اروپا و اقامت در رَم، نبش قبر کرد و جسد را به این شهر (رُم) بُرد و در آنجا دفن کرد تا هر روز از گور شوهر دیدن کند و اشک بریزد. رابرت در یک مأموریت اروپایی، در لندن با جیمز اول پادشاه وقت [جانشین الیزابت یکم که انگلستان از زمان جیمز یکم، بریتانیای کبیر خوانده شد] دیدار کرد و نتایج اقامت گروه خود در ایران را به طور کامل و عمیق به او گزارش کرد و میان لندن و اصفهان روابط کامل دیپلماتیک برقرار شد و Dodmore Cotton به عنوان نخستین سفیر دولت لندن به ایران آمد و در یک مأموریت دیپلماتیک اروپایی هم رابرت شِرلی را همراه بود!.
    رابرت علاوه بر انتونی (1635 – 1565) برادر دیگری به نام Thomas Shirley (1634 – 1564) داشت که توماس چند دوره هم از اعضای مجلس نمایندگان (اصطلاحا؛ مجلس عوام) انگلستان بود. هر سه برادر ـ متولّد ساسِکس انگلستان و از بزرگ زادگان این کشور از پادشاه کشور خود لقب «سِرSir» گرفته بودند. انتونی که در دانشگاه تحصیل کرده بود و هدفش از سفر به ایران تحریک شاه صفوی بر ضد عثمانی بود که سلاطین آن خود را خلیفه اسلام می خواندند و نیز نفوذ دولت لندن در دربار ایران و بسطِ تجارت. برای تداوم جنگ با عثمانی، تقویت ارتش ایران و مدرنیزه کردن آن لازم و ضروری تشخیص داده شده بود. انتونی به قدری شاه عباس را تحت تأثیر گفته های خود قرار داده بود که از او لقب «میرزا = امیرزاده» گرفته بود. انتونی تجربه نظامی داشت و در لشکرکشی های اروپایی انگلستان شرکت کرده بود.
    شاه عباس پس از چندبار شنیدن اظهارات توأم با اصرار و تلقین های انتونی مبنی بر داشتن رابطه و اتحاد با دولت های اروپایی (نوعی اتحاد برضد عثمانی)، او را از جانب خود به مأموریت دیپلماتیک به اروپا ازجمله روسیه وقت فرستاده بود که این کار را بعدا برادرش رابرت دنبال کرد. [شرح کارهای انتونی در رساله The True Report of Sir Anthony Shirley,s Journey و نیز تألیف خود او؛ «روابط و مسافرت به پرژیا ـ ایران» آمده است. یادداشت های انتونی شِرلی در این زمینه در کتابخانه ای در آکسفورد نگهداری می شود. انتونی پس از انجام آخرین دیدار دیپلماتیک و سفر به سوریه (لِوانت)، دیگر به ایران بازنگشت.
     ميانجي گري در تنظيم قرارداد تركمنچاي به سود روسيه، سازش و معامله با مسکو در قطع نفوذ و اقتدار ایران در نواحی تاجیک نشین منطقه فرارود و دادن این مناطق به روسیه، جدا كردن افغانستان و سرانجام منطقه هرات و نواحی تاجیک نشین از ايران، سلطه بر خليج فارس، امضاي قرارداد سال 1907 سن پترزبورگ با روسيه و تقسيم ايران به دو منطقه نفوذ ميان آن دو دولت (طرفين قرارداد) و تأسيس واحد نظامي انگليسي «اس. پي. آر. S. P. R» در منطقه نفوذ انگلستان در ايران، جداکردن قطعه بزرگی از بلوچستان و ضمیمه کردن آن به هندوستان خود و تحریک بلوچ های باقی مانده به ضدیت با دولت تهران و بعضا دستبرد و غارت مناطق مجاور ـ استان کرمان، تحميل قراردادهاي متعدد و گرفتن امتيازهاي فراوان از جمله نفت و نشر اسكناس، آوردن و بردن دولت ها و اشخاص و خريدن بسياري از مقامات، رجال و ناشران روزنامه ها با دادن پول و وعده و حمايت ـ چند نمونه از مداخلات انگلستان در ايران از دهه دوم قرن نوزدهم بوده است و اینک به صورتی دیگر ازجمله تلقین سیاسی به سایر دولت ها و نیز از طریق بی بی سی که اِعمال این سیاست اینک بوسیله بی بی سی و به باور لاروش ـ رئیس حزب فدرالیست آمریکا ـ از طریق تلقین و دادن خط به سران واشنگتن و اتحادیه اروپا و شیوخ و اميران عرب ادامه دارد. با دیدار از وبسایت بی بی سی به زبان فارسی ـ صرف نظر از کدام روز ـ می شود پی بُرد که دولت لندن از کدام اشخاص، سیاست ها و برنامه ها حمایت و زمینه سازی و تلقین می کند.
     353 سال بعد از ورود گروه شرلی به قزوین، در19 ژوئن = 29 خرداد (مصادف با همان روز ورود گروه شرلی به قزوین)، ايرانيان در يك مورد موفق به نجات خود از دست انگلستان شدند. در اين روز (29 خرداد) در سال 1330 هجري خورشيدي خَلع يَد از انگلستان در نفت ايران به عمل آمد و يک روز بعد (سي ام خرداد 1330) دكتر محمد مصدق رئيس دولت گزارش آن را به مجلس داد و پايان يك تجاوز استعماري دهها ساله به حقوق ايرانيان را اعلام داشت و خواست كه گزارش تصويب شود. اين گزارش تنها با مخالفت يك نماينده به تصويب رسيد [که اين طَرد انگليسي ها از ايران، دو سال و اندي بيشتر طول نکشيد].
     از تحولات دهه يکم قرن 21 و تا به امروز در عراق و افغانستان (و سراسر آسیای غربی و آسیای جنوبی) چنين بر مي آيد که انگليسي ها در قبال منطقه، هنوز در همان انديشه ها و سیاست های قدیمی خود هستند. در مارس 2003 در حمله نظامي به عراق مشاركت كردند، اما تنها در منطقه بصره مستقر شدند كه نبض منطقه نفت است و ... ـ بصره 14 قرن پیش و پس از افتادن ایران به دست عرب ساخته شد تا از آنجا بر ایران نظارت شود. مشارکت در استقرار نظامي در افغانستان و «خط دادن ها» درباره آن هم دنباله همان سياست هاي قديمي لندن است. استقرار غرب (ناتو) در افغانستان که چندی پس از خروج نیروهای نظامی دولت مسکو از آنجا صورت گرفته است مآلا احتمال معارضه روسيه، هند و نيز رژیم پکن (3 قدرت در حال طلوع) با آن قدرت را افزایش داده است که اصحاب نظر اقدام رژیم پکن در گرفتن تسهیلات بندری در «کوادر» پاکستان را که ناظر بر شرق اقیانوس هند و ازجمله دریای عُمان و خلیج فارس است نخستین زمینه برای این درگیری می دانند. پکن با دریافت این تسهیلات از پاکستان به همان راهی پای گذارده است که پرتغالی ها 5 قرن پیش به آن وارد شده بودند. پاکستان که در 1947 از بطن هندوستان به وجود آمده اینک با مشکلات متعدد رو به رو است بویژه مسئله پشتون ها (پختون ها = پاتان ها) که انگلیسی ها به دلایلی با ترسیم مرز دورَند (تلفظ محلی؛ دوراند) آنان را از پشتون های افغانستان جدا کردند. همچنین درگیری سنّی با شیعه و مسیحیان. در جریان استقرار روس ها در افغانستان در دهه 1980، آمریکا و سعودی در منطقه سی میلیونی پشتون نشین پاکستان دسته مسلح ضد روس ایجاد کردند که طالبان بعدا از میان آنها برخاستند و ماجرای القاعده پیشامد کرد. طبق بیشتر پیش بینی ها، ناآرامی در منطقه پشتون نشین پاکستان ادامه خواهد داشت که در صورت تشدید، احتمال تجزیه پاکستان از این ناحیت هم وجود خواهد داشت. پشتون ها پارسی تبار هستند.
    
تصویری از شاه عباس یکم


    
تصویری از بانوی قفقازی ـ ایرانی رابرت شرلی که در ایتالیا کشیده شده است


    
تصوير «Robert Shirley» كه دستاري به سبك قزلباش بر سر نهاده است!


    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ایجاد نیروی هوایی ایران ـ چگونگی ایجاد اين نيرو و نیروی دریایی نوين ایران
دولت وقت ايران، با شعار دفاع از آسمان وطن 29 خرداد 1303 (19 ژوئن 1924ميلادي) ده افسر جوان (وابسته به نيروي زميني) را براي فراگرفتن فنون خلباني در آموزشگاههاي شوروي روانه مسكو كرد. در بازگشت اين عده به وطن، نيروي هوايي ايران با آرم «بلند آسمان جايگاه من است» به وجود آمد و آسمان ايران داراي دفاع شد. نخستین هواپیمای نیروی هوایی ایران پنجم اسفند 1304 در آسمان شهر تهران ظاهر شد و نمایش پرواز داد. تهرانی ها برای تماشای آن به پشت بامها رفته بودند. اين نيرو در شهريور 1320 بدون توجه به بخشنامه سرلشكر نخجوان كه خود افسر نيروي هوايي بود، تا آخرين قطره بنزين از آسمان كشور دفاع كرد و براي خود تاريخ ساخت.
     دولت ایران در دهه 1930 هم مخفیانه گروهی از افسران نیروی زمینی وطن را به ایتالیا فرستاده بود تا فنون نیروی دریایی فراگیرند. این افسران سپس با ناوهایی که از ایتالیای موسولینی خریداری شده بود از طریق دماغه امید نیک (جنوب آفریقا) به گونه ای که انگلیسی متوجه نشوند که آبراه سوئز را در کنترل داشتند خودرا به آبهای خلیج فارس رسانیدند و پایگاههای نیروهای انگلیسی را در چند نقطه ازجمله «باسعیدو» درهم کوبیدند و برچیدند. همین امر باعث ایجاد کینه در دل انگلیسی ها شد و در شهریور 1320 با توسل به خدعه، با کشتن بسیاری از افسران و غرق و یا تصرف کشتی ها، این ناوگان را عملا منحل کردند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اتهام رشوه از دیدگاه انقلابیون ايران و اینک ... ـ زمانی که سفر رفتن خبرنگار با وزیر، رشوه بشمار مي آمد! ـ ماجراي ترياک خوردن مترجم متهم
21 ژوئن 1979 (خرداد 1358) و 4 ماه و 8 روز پس از انقلاب و زمانی که نزاع میان گروههای انقلاب کننده بر سر کسب قدرت و اختیارات داشت وسعت و شدّت می یافت، در یک بامداد فتوکپی گزارش های محرمانه ساواک را که در هر وزارتخانه مامور داشت بر در و دیوار اطاق خبر روزنامه ها چسبانیدند و به استناد این گزارش های مبهم، نارسا و بعضا غرض آلود، برخی روزنامه نگاران را متهم به گرفتن رشوه از وزارتخانه حوزه خبری خود کردند و تحت تعقیب قراردادند و شماری را اخراج کردند که ضمن رسیدگی های بعدی معلوم شد این رشوه ها چیزی نبود جز تهیه بلیت سفر و تامین اطاق هتل برای خبرنگارانی که وزیر مربوط از آنان و از طریق سردبیری روزنامه دعوت کرده بود که با او برای پوشش مراسم به شهرستان بروند ـ روشی که در همه دنیا امری عادی است. روزنامه تنها هزینه پوشش حوادث نقاط دوردست مثلا وقوع زلزله و توفان را برای خبرنگار خود تامین می کند نه رفتن با وزیر برای گشودن یک سد و یا کارخانه، دانشگاه و سمینار و پوشش خبری چنین مراسمی را.
    به رغم اعلام نتایج این رسیدگی، اتهام رشوه باقی ماند و اخراج های ناشی از آن دائمی شد. تیرباران شدن غلامرضا کیانپور وزیر اطلاعات و جهانگردی پیشین (ارشاد امروز) به حکم قاضی شرع دادگاه انقلاب در همان زمان، حسّاسیّت جامعه نسبت به مطبوعات را افزایش داده بود. یکی از اتهامات وارده به کیانپور دادن کمک مالی و بعضا به صورت آگهی دولتی به برخی روزنامه های وقت بود.
    به رغم این اتهامات، اعدام کیانپور و اخراج ها ـ به نظر مي رسد که از دو دهه پیش دادن کمک مالی به مطبوعات در جمهوری اسلامی امری عادی شده و در مواردي به پیشنهاد دولت، مجلس این کمک ریالی و ارزی را تصویب و در بودجه عمومی قرار داده است. همچنين برخي از روساي قوه مجريه به مناسبت هايي مثلا نوروز به خبرنگاران پاداش نقدی می دادند (آخرین پاداش، هرخبرنگار 400 هزار تومان بود). خبرگزاری مِهر 12 ژوئن 2013 (22 خرداد 1392) نوشته بود: "برخی افراد شاغل در رسانه‌ها که عنوان خبرنگار نیز نداشتند و در مشاغل اداری و خدماتی مشغول به کار بودند، پاداش نقدی رئیس جمهور ـ مربوط به سال 1391 را دریافت کرده بودند!.".
     جمهوری اسلامی ایران شاید تنها کشور در جهان باشد که به روزنامه ها کمک مالی و به خبرنگار هدیه نقدی داده است که به زعم استادان روزنامه نگاری، عملی خلاف اصول این حرفه [رکن چهارم دمکراسی] است که باید منفک از دولت (3 رکن دیگر) باشد.

    - - - - -
    هفته یکم تیرماه 1358(اواخر ژوئن 1979) و 4 ماه و سه هفته پس از انقلاب و چند روز پس از چسبانیدن نام مظنونان به گرفتن رشوه (مثلا دعوت به ناهار با شرکت کنندگان در یک سمینار، سمپوزیوم و یاگشایش مراسم با حضور وزیر!)، اوراق دیگری بر در و دیوار تحریریه روزنامه هاس تهران چسبانیده شد و در هر روزنامه برخی متهم شدند که خبرچین ِ ساواک بودند. در آن زمان در هر اطاق خبر و بویژه از میان دستیاران میز سردبیری، از یک و یا دو نفر خواسته می شد که به اصطلاح آن زمان ـ اندرزهای ساواک، وزارت اطلاعات و جهانگردی (امروزه؛ به نام وزارت ارشاد) و نیز سخنگوی دولت را که تلفنی داده می شد یادداشت کنند و به اطلاع سردبیر اجرایی، دبیر میز و خبرنگار مربوط برسانند تا رعایت کنند. نام این رابطین که بعضا حتی ساختمان ساواک را ندیده بودند و نویسنده ستادی (نشسته ـ پشت میز نشین) بودند در آن اوراق بود. در روزنامه اطلاعات ـ در این اوراق نام یک مترجم خبر که روزگاری از جانب سندیکای روزنامه نگاران و برای دفاع از یک نویسنده در معرض سوء ظن، در یک جلسه با مقام ساواک شرکت کرده بود مشاهده شد. این فرد ـ قبلا یک کمونیست، ضد شاه و از فعالان انقلاب و محرّکان به اعتصاب 62 روزه رسانه ها بود ـ پس از مشاهده نام خود در آن فهرست به قصد خودکشی تریاک خورد، در یک اطاقک در ساختمان روزنامه خودرا تا فرارسیدن مرگ پنهان کرد که در آخرین دقایق پیش از مرگ و برحسب اتفاق به بیمارستان انتقال و نجات داده شد. چگونگی یافتن او ـ خود داستانی جالب است. راننده کشیک شب اطاق خبر، به دلیل ابتلاء به دلدرد، ساعاتی از شب پیش را در آن اطاقک استراحت می کند. روز بعد متوجه گم شدن کیف بغلی حاوی گواهینامه رانندگی اش می شود. به گمان اینکه در آن اطاقک کیف از جیبش بیرون افتاده است به آنجا می رود و با مترجم که بر کف اطاقک افتاده و در آستانه مردن بود رو به رو می شود و همگان را باخبر می سازد و اورا به بیمارستان منتقل می کنند. این مترجم بعدا به کانادا رفت.
    البته در اطاق های خبر، برخی هم بودند که برای ساواک خبرچینی می کردند..
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
كنار ه گيري سرتيپ مجللي، ژنرال هوادار دكتر مصدق از رياست شهرباني (پليس)
29 خرداد 1358، چهار ماه و چند روز پس از پيروزي انقلاب، سرتيپ مجللي كه در زمان حكومت مصدق در خدمت او و از هوادارانش بود از سمت خود به عنوان رئيس شهرباني ايران كناره گيري كرد. وي كه پس از براندازي 28 مرداد، به دليل هواداري از دكتر مصدق گرفتار دشواري ها متعدد شده بود، نخستين رئيس شهرباني (پليس همه کشور) دولت موقت انقلاب بود.
     درهمين روز دكتر سنجابي رئيس وقت جبهه ملي ايران فاش ساخت كه كوششهايي براي منزوي ساختن تدريجي اين جبهه درجريان است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو انديشه
نخستين گردهمايي كمونيستها باحضور مارکس و انگلس در لندن
از نخستين گردهمايي كمونيستها و ايجاد اولين انجمن آنها به نام «Communist League» درست 165 سال مي گذرد كه در آن «كارل ماركس Karl Marx »، «فردريك انگلس Friedrich Engels» و «استفان بورن Stefan Born» شركت داشتند و همين انجمن پايه تشكيل احزاب كمونيست قرار گرفت.
     اين نشست 19 ژوئن سال 1847 در لندن گشايش يافت كه در آن، ماركس فرضيه خودرا براي ساختن جهاني كه در آن؛ در درجه اول برابري اقتصادي ـ اجتماعي همه مردم تامين شود مطرح ساخت كه در كنوانسيون منعقده در دسامبر (آذر ماه) همان سال به تصويب رسيد و سال بعد (سال 1848) مانيفست كمونيست انتشار يافت و در پي آن، يک رشته انقلاب كشورهاي فرانسه، آلمان، ايتاليا، لهستان و اتريش را فراگرفت و ....
    ماركس كه يك روزنامه نگار و متفكر آلماني بود در نشست كمونيستها در لندن، «تاريخ» را سراسر مملو از مبارزات طبقاتي خواند و اقتصاد را عامل به وجود آوردن «تاريخ» معرفي كرد.
    
Karl Marx

Friedrich Engels

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سالروز درگذشت علی شریعتی
علي شريعتي
19 ژوئن 1977 علی شریعتی جامعه شناس دینی، مدرّس دانشگاه مشهد و سخنران حسینیه ارشاد در «ساوت همتون» انگلستان دچار یک عارضه ناگهانی شد و درگذشت. وی که در مزینان خراسان (سبزوار) به دنیا آمده بود از آغار کار، معلمی را پیشه خود ساخته بود. از ورود او به انگلستان بیش از سه هفته نگذشته بود که درگذشت و این درگذشت ناگهانی شایعه های متعدد به دنبال داشته است. علی شریعتی که در مدرسه عالی تربیت معلم و دانشگاه مشهد تحصیل کرده بود به تحصیلات خود در فرانسه ادامه بود. او که در چارچوب جنبش مقاومت و جنبش آزادی ایران با حکومت شاه مبارزه می کرد چندبار بازداشت شده بود. شریعتی در فرانسه نیز یک بار به اتهام حمایت در صحنه از پاتریس لومومبا و استقلال الجزایر زندانی شده بود. علی شرعتی که مطالعات فراوان در تاریخ مذاهب داشت و در این زمینه صاحب نظر بود و تالیف دارد پس از تاسیس حسینیه ارشاد در آنجا سخنرانی می کرد. پس از پیروزی انقلاب و در زمان دولت موقت مهدی بازرگان خیابان کوروش کبیر را به نام او تغییر اسم دادند!.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در دنياي داستان نويسي
نويسنده شايو (غروب) که ثابت کرد شکست در تامين نياز مادي و روزمره، انسانيت را تضعيف مي كند
Osamu Dazai
19 ژوئن زادروز «اسامو دازايي Osamu Dazai» داستان نگار بلندآوازه ژاپني است كه 13 ژوئن سال 1948 همراه با همسرش خود را غرق كرد.
    اسامو در1909 در يك خانواده اشرافي و قديمي ژاپن در جزيره «هنشو» به دنيا آمده بود، ولي با وجود برخورداري از پول و رفاه كامل، در اثناي تحصيل در دانشگاه توكيو به صف كمونيستها پيوسته و به نشانه مخالفت و اعتراض به اشرافيت و ثروت بيش از ضرورت، نام خود را از «كاناگي» به «اسامو دازايي» تغيير داده بود. او كار نويسندگي را از نوشتن داستانهاي كوتاه براي مجله ها آغاز كرد. نخستين داستان او كه به صورت كتاب انتشار يافت درباره تجربه خانوادگي اش بود و سپس دهها داستان ديگر كه همه انعكاس دشواري هاي بشر است. شاهكار ادبي او داستان «شايو = غروب» است كه در زمينه تاثير جنگ جهاني دوم بر تغيير بافت اجتماعي ژاپن و از جمله ويراني دنياي اشراف و ثروتمندان غير تاجر ژاپني و به زير آمدن آنان از تخت عاج و درهم شكستن افاده و تكبر بي معناي آنان است. در اين داستان، درعين حال مصيبت هاي يك جنگ با مهارت خاص بازتاب داده شده است.
     داستان ديگر او تحت عنوان «خلع از انسانيت» كه مترجم انگليسي آن، عنوانش را به «نو لانگر هيومن» تغيير داده در زمينه بدبختي هاي پس از جنگ است كه خصلت هاي خوب يك انسان به خاطر نياز مادي و روزمره به فراموشي، و زير پا نهاده مي شود و انسانيت تضعيف مي گردد.
     كتاب «اعتراف» اسامو نوعي اتوبيوگرافي است كه در قالب داستان تنظيم شده و تجربه هاي خوب و بد خودش را منعكس ساخته تا در ظلمت زندگي پيش پاي ديگران را روشن سازد.
     آخرين كتاب اسامو كه نيمه تمام ماند «وداع» عنوان دارد كه پس از خودكشي نويسنده، توسط دختر او كه وي نيز يك نويسنده است تكميل شده است. كتاب اسامو كه نيمه تمام ماند «وداع» عنوان دارد كه پس از خودكشي نويسنده، توسط دختر او كه وي نيز يك نويسنده است تكميل شده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ويليام جرالد گلدينگ که در داستانهايش، ظلم و حق كشي را منشأ شورش، عصيان و تضعيف تمدن و قانون دانسته است
W. G. Golding
ويليام جرالد گلدينگ W. G. Golding داستان نگار و شاعر انگليسي و برنده جايزه ادبي نوبل و لقب «سر»، در هشتاد و دو سالگي در نوزدهم ژوئن سال 1993 (29 خرداد) درگذشت و داستانهاي متعدد باقيماندني از جمله «لُرد مگس ها»، «آتش در زير خاكستر»، «منار»، «سقوط آزاد»، «وارثان»، «قرارگاه تعطيل شده»، «حق عبور» و ... از خود برجاي گذارد كه بسياري از آنها به صورت فيلم سينمايي درآمده اند. داستان «لرد مگس ها» در تقبيح بدي و بدي كردن به همنوع، تنها در دو دهه 1980 و 1990 چهار بار تجديد چاپ شده بود. هدف گلدينگ از داستان نويسي كه در نگارش سبك خاصي را دنبال نمي كرد تقبيح ظلم، دفاع از حق و عدالت و ترويج انسانيت بود. وي در داستانهايش، ظلم و حق كشي را منشأ شورش و عصيان و تضعيف تمدن و قانون دانسته و بشر ناآزاد و تحت تبعیض و ستم را آتشي در زير خاكستر خوانده كه با وزش هر نسيم شعله ور مي شود و همه چيز را مي سوزاند و نظم و پيشرفت حاصل از زحمات انديشمندان و دولتمردان نسلهاي گذشته را برباد مي دهد. به باور گلدينگ، آدمي كه احساس كند حق او سلب شده است به صورت بمبي در مي آيد كه آماده كوچكترين جرقه است تا منفجر شود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دانش
نخستين اندازه گيري محيط زمين و زمان وقوع رويدادها
Eratosthenes
اراتوستنس Eratosthenes دانشمند يوناني تبار عهد باستان 19 ژوئن سال 240 پيش از ميلاد اندازه گيري محيط زمين را بر پايه علم هندسه به پايان برد. وي در اسكندريه مصر و در لحظه اي كه خورشيد در اوج بود (ظهر) فاصله آن را بر اساس احتساب زاويه برآورد كرد.
     اراتوستنس كه بسال 267 پيش از ميلاد در سيرن واقع در شمال آفريقا (ليبي امروز) به دنيا آمده بود 72 سال عمر كرد. وي نخستين رياضيدان و فضا شناسي است كه به اندازه گيري محيط زمين پرداخته بود. او با محاسبات خود، زمان نسبتا دقيق وقوع رويدادهاي مهم تاريخ قرون قديم را به دست آورده بود كه در قرون معاصر پس از تطبيق با تقويم ميلادي تازه اعلام شده اند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
مسیری را که یک امپراتوری بزرگ رسانه ای پیموده است
Edward Willis Scripps در جواني و پيري
امروز، 19 ژوئن ـ زادروز «ادوارد ویلیس سکریپس Edward Willis Scripps» روزنامه نگار آمریکایی موسس یک امپراتوری بزرگ رسانه ای و خبرگزاری یونایتدپرس است که در سال 1854 به دنیا آمد و 72 سال عمر کرد. ادوارد پس از کسب تجربه خبرنگاری و مقاله نویسی وارد کار رسانه داری شد و به تدریج 25 نشریه را خریداری و برای تغذیه آنها در سال 1907 خبرگزاری یونایتدپرس را تاسیس کرد. وی تنها 51 درصد سهام نشریات را می خرید تا دست صاحبان قبلی آنها که تجربه و علاقه مندی داشتند کوتاه نشود. جمع نشریات موسسه سکریپس در طول حیات ادوارد به 33 روزنامه رسید. ادوارد سکریپس در نشریاتش میزان اخبار و مطالب دولتی و سیاسی را به ده درصد کاهش داد و با این کار، از رقیبان جلو افتاد. کمپانی او که در 1878 تاسیس شده است در دهه های بعد چند فرستنده رادیویی و پس از آن شماری شبکه تلویزیونی را بر نشریاتی که داشت اضافه کرد و خبرگزاری «اینترنشنال نیوز سرویس» را هم خرید و به یونایتدپرس ضمیمه کرد که «یونایتدپرس اینترنشنال UPI» شد.
     نخستین تلفات رسانه ای این کمپانی، خبرگزاری اش بود که حرّاج شد و یک عرب آن را خرید. در دهه یکم قرن 21 و ریزش مخاطبان، کمپانی سکریپس مجبور شده است که چاپ 18 روزنامه از نشریات خود از جمله روزنامه های قدیمی و معروف نیویورک ورلد، هوستون پرس، واشینگتن دیلی نیوز و ایندیانا پولیس تایمز را تعطیل و آنلاین کند و به انتشار مجله تخصّصی روی آورد و از حجم اخبار و سیاسی گویی ده شبکه تلویزیونی اش بکاهد و چند شبکه تلویزیونی تخصّصی از جمله کانالهای «غذا و آشپزی»، «پزشکی و تندرستیFine Living TV»، «خانه و باغچه (HG TV)»، «جانوران» و ... دایر کند و وارد امور فنی اینترنت شود و یک کانون بزرگ توزیع مقاله، سفرنامه روزنامه نگار، فیچر و محصول کار روزنامه نگاران فری لنس به نام «یونایتد میدیا» به راه اندازد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
رسانه ها در آمريکا و تاسيس اف.سي.سي FCC
19 ژوئن 1934 كميسيون ارتباطات فدرال آمريكا (FCC) براي نظارت و تنظيم امور راديو، تلفن و تلگراف كه بعدا تلويزيون هم بر آنها اضافه شده است آغاز بكار كرد ولي اجازه نيافت در امور رسانه هاي چاپي (Press) كه قانون اساسي اين كشور آزادي آنها را تضمين كرده است مداخله كند. در آمريكا انتشار روزنامه و مجلات نياز به دريافت پروانه از دولت ندارد، ولي براي تاسيس راديو تلويزيون بايد از اف.سي. سي. پروانه گرفت. پروانه ها يكساله هستند و هر سال قبل از انقضاي اعتبار بايد تجديد شوند. شرط دريافت پروانه، تجربه و مهارت در كار و داشتن سرمايه كافي (حد اقل معادل هزينه يك سال اداره موسسه مورد درخواست) است. در آمريكا كمك مالي دولت به رسانه هاي داخلي نوعي رشوه تلقي مي شود كه جرم است مگر انتشارات دولتي (به صورت بروشور) و نشريات دانشگاهي (كه رايگان توزيع مي شوند و حق گرفتن اعلان ندارند)، و كمك دولت به مجلات تخصّصي صرفا به صورت خريد قسمتي از نسخه هاي آنها و توزيع ميان كتابخانه هاي عمومي و مدارس است. راديو صداي آمريكا (اخيرا راديو تلويزيون) كه از بودجه دولت استفاده مي كند حق پخش برنامه براي داخل آمريكا را ندارد و ويژه مخاطبان خارجي است. به اين ترتيب رسانه هاي عمومي و جامع (حرفه اي) در ايالات متحده آمريكا غيردولتي هستند و درآمد آنها صرفا از اعلان و فروش تامين مي شود و لذا مجبورند که محتواي خوب داشته باشند و مخاطبان به آنها همانند نان شب احساس نياز کنند. سه خبرگزاري از كل چهار خبرگزاري عمومي آمريكا نيز هركدام از طريق سرمايه گذاري و مشاركت يك دسته از روزنامه ها تاسيس شده اند كه پس از عموميت يافتن اينترنت اين خبرگزاري ها تلاش خودرا متوجه توليد اخبار اينوستيگيتيو و اختصاصي و فيچر کرده اند زيرا كه هر موسسه و مقام با ايجاد وب سايت اختصاصي اطلاعيه ها و مطالب خودرا در آن قرار مي دهد و هرکس نيز مي تواند با ايجاد وبسايت براي خود يک منبع خبر (شنيده ها، ديده ها و نظراتش) براي افراد و رسانه ها باشد. «خبرگزاري» رسانه نيست، نوعي دستگاه كمكي به رسانه ها است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ورود ایرانی تبارها به عنوان صاحبنظر به رسانه های آمریکا
رویدادهای پس از انتخابات 22 خرداد 1388 ايران (12 ژوئن 2009) عنصر تازه ای را وارد رسانه ها آمریکا کرده است و آن ورود ایرانیان به عنوان صاحب نظر به این رسانه ها بویژه شبکه های تلویزیونی است که احتمالا در این رسانه ها که در به در درجستجوی تحلیلگر و مفسر هستند باقی خواهند ماند.
    صاحبنظران ایرانی که در یک هفته منتهی به 19 ژوئن در رسانه های صوت و تصویری آمریکا مشاهده شدند عمدتا ایرانی تبارهای آمریکایی در سنین 30 ـ 40 سالگی بوده اند و از مطالبی که بیان داشتند چنین بر می آید که اطلاعات آنان عمدتا کتابی است تا عینی و تجربه در محل (واقعیات جامعه امروز ایران). در دهه نخست پس از انقلاب تلاش رسانه های آمریکایی برای جلب تحلیلگر و صاحبنظر ایرانی از میان مهاجران به جایی نرسیده بود و این ایرانیان جز دو سه نفر حاضر به اظهار نظر و شرکت در میزهای گرد و حضور در تلویزیونها نشده بودند و در دهه های بعدی موردی پیش نیامده بود که کسب نظر آنان لازم باشد.
    فعاليت از اين دست را هنديان در آمريکا آغاز کرده اند و رسانه اي در آمريکا نيست که روزنامه نگار و نويسنده هندي و پاکستاني نداشته باشد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
اعدام امپراتور اتريشي مكزيك - شرح مراسم اعدام
maximilian
19 ژوئن سال 1867 گرانددوك اتريشي ماكسيميلين Maximilian پس از سه سال و اندي كه امپراتور مكزيك بود در اين كشور اعدام شد. وي قبلا همسرش كارلوتا (شارلوت Charlotte) را به اتريش فرستاده بود تا ضمن در امان ماندن از گزند، تلاش كند سران اروپا براي او كمك بفرستند.
    ماكسيميلين از خانواده هابسبورگ و برادر فرانتس ژوزف امپراتور وقت اتريش بود كه در اثناي جنگ داخلي ايالات متحده به خواست محافظه كاران مكزيك و حمايت ناپلئون سوم امپراتور فرانسه قبول كرد امپراتور مكزيك شود تا در اين كشور جمهويخواهان بار ديگر برسركار نيايند و به علاوه، ايالات متحده (دولت واشنگتن) تعرض ديگري به مكزيك نكند. ايالات متحده قبلا چند ايالت مكزيك از جمله كاليفرنيا را ضميمه قلمرو خود ساخته بود.
    ماكسيميلين كه برادرش اجازه نداده بود بيش از فرماندهي نيروي دريايي و حكومت «ونيز» و «لمبارديا» مقام بالاتري داشته باشد پذيرفت كه به مكزيك برود و امپراتور اين كشور شود. ناپلئون سوم يك سپاه فرانسوي را با او به مكزيك فرستاد.
    در مكزيك، جمهوريخواهان (چپ هاي ميانه رو) به رهبري «بنيتو هوارز» با او بناي مخالفت گذاردند و ماكسيميلين كه به دليل پرورش اروپايي خود، خواست محافظه كاران (راستگرايان و هواداران امپراتوري بودن مکزيک و گسترش آن) را برآورده نساخته بود پس از سه سال حكومت در وضعي قرار گرفت كه نه محافظه كاران مكزيك جانب او را داشتند و نه جمهوريخواهان از جنگ با او دست بر مي داشتند. اندكي بعد هم ناپلئون سوم ــ احتمالا تحت فشار ايالات متحده آمريكا كه از جنگ داخلي خود رهايي يافته بود ــ نيروهايش را از مكزيك احضار كرد و طولي نكشيد كه ماكسيميلين از نيروهاي مخالف شكست خورد و با دو تن از ژنرالهايش دستگير و اعدام شد. ماكسيميلين هنگام اعدام 35 ساله بود.
    مراسم اعدام او به اين صورت در تاريخ ضبط شده است:
    "ماكسيميلين را بامداد 19 ژوئن با دو تن ديگر ـ هر دو ژنرال ـ به روي تپه اي بردند تا اعدام كنند. وي روحيه اش را نباخته بود. به افراد جوخه اعدام سكه طلا داد و گفت كه از آنان كينه اي به دل نخواهد داشت و خواست كه به صورتش تير نزنند كه پس از رسيدن جنازه او به اتريش، مادرش يك بار ديگر بتواند روي اورا ببيند. وي همچنين خواست كه افراد جوخه اعدام قلب اورا هدف قرار دهند كه آرام و سريع بميرد و براي اين كار دستمال قرمز رنگي را روي ناحيه قلب خود قرار داد كه آنجا را نشانه بگيرند و سپس فرياد زد: زنده باد مكزيك كه گلوله ها شليك شد و جنازه او با يك ناو جنگي به اتريش فرستاده شد تا در وطن دفن شود.".
كارلوتا (چارلوت Charlotte)كه تلاش او در اروپا براي جلب حمايت از شوهرش به جايي نرسيد

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
قتل عام موروها (مسلمانان فيليپيني) به دست ژنرال پرشينک در ژوئن 1913
Pershing
15 ژوئن سال 1913 افراد يك تيپ پياده آمريكا به فرماندهي ژنرال جوزف جي. پرشينگ Pershing (فرماندار وقت منطقه مسلمان نشين ميندانائو فيليپين، متولد 1880 و متوفا در 1948) در جريان عمليات از ميان برداشتن مقاومت موروها (مسلمانان فيليپيني که ناآرامي داشتند)، در ناحيه «بودباگساك» بيش از دو هزار مرد، زن و كودك فيليپيني را كشتند كه اين رويداد در تاريخ آمريكا به قتل عام «بودباگساك» معروف شده است. ژنرال پرشينگ (در آن زمان يك سرتيپ) كه از 1909 تا 1913 فرماندار ميندانائو بود بعدا در دفاع از اين عمل گفته بود كه موروها در دژي سنگي كه در ارتفاع ده هزار متري ايجاد كرده بودند، مقاومت شديد داشتند و خطر بزرگي براي نيروهاي او به وجود آورده بودند و او مجبور به بکاربردن توپ و خمپاره انداز شد. در همين عمليات كه چهار روز طول كشيده بود، براي نخستين بار سلاح كمري «كُلت 45» آزمايش شد. فيليپين از سال 1898 و پس از شكست اسپانيا در نبرد دريايي خليج مانيل، به مدت 48 سال در كنترل دولت آمريكا قرارداشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اعدام «روزنبرگ» ها در نيويورک به جرم جاسوسي اتمي!
Julius و Ethel در آستانه اعدام شدن
19 ژوئن 1953در نيويورك (زندان سينگ ــ سينگ) يك زن و شوهر آمريكايي به نام ژوليوس و اثل روزنبرگ Julius & Ethel Rosenberg به جرم همكاري اتمي با شوروي (دولت وقت مسکو) كه دادستاني آمريكا بر آن عنوان «جاسوسي اتمي» گذارده بود اعدام شدند. این دو، تنها غیر نظامیانی بوده اند که در ایالات متحده به جرم جاسوسی اعدام شده اند. مراحل تحقیق و محاكمه اين زوج دو سال طول كشيده بود. ژولیوس متولد 12 می 1919 و یک مهندس برق بود. او در یک خانواده مهاجر یهودی در نیویورک به دنیا آمده بود و از جوانی وارد حزب کمونیست آمریکا شده بود. «اثل» متولد 25 سپتامبر 1915 (چهار سال جوانتر از ژولیوس) یک علاقه مند به خوانندگی و بازیگری در فیلم سینمایی بود. وی نیز تمایلات کمونیستی داشت و از فعالان دفاع از حقوق کارگران بود و ضمن این فعالیتها با ژولیوس آشنا و باهم ازدواج کرده و دارای 2 پسر شده بودند. نام خانوادگی اثل، پیش از ازدواج، گرین گلاس Green Glass بود. این زن و شوهر چهار شریک جرم (همدست) داشتند ازجمله «دیوید» برادر «اثل» که در آزمایشگاه اتمی «لاس آلاموس» کار می کرد و اطلاعات را در اختیار می گذاشت و همچنین دو دانشمند آلمانی که در این آزمایشگاه کار می کردند. این سه تن و نفر چهارم به خاطر همکاری با بازپرس و پلیس با رعایت تخفیف به زندان مدت دار محکوم شدند.
    اعدام اين زن و شوهر با صندلي الكتريك و به صورت علني صورت گرفت و برخی از روزنامه های آمریکا ازجمله لس آنجلس تایمز برای انتشار خبر اعدام آنان، فوق العاده (Extra) منتشر کردند.
کپي فوق العاده (Extra) لس انجلس تايمز درباره اين اعدام


     در جریان محاکمه این زن و شوهر و انتشار اظهارات آنان در روزنامه ها، مقامات مسكو اين قضيه را انكار كرده و گفته بودند كه قبلا راههاي علمي توليد بمب اتم را به دست آورده بودند كه آمريكاييان، خود، از طريق دانشمندان ساير كشورها به ويژه آلماني ها و ايتاليايي ها بر آن وقوف يافته بودند. با وجود دستیابی به مدارک سرّی شوروی پس از فروپاشی این جماهیریه و اعتراف های برخی دست اندرکاران وقت و مطالب مربوط در کتاب خاطرات خروشچف، هنوز جزئیات انگیزه و کارهای ژولیوس و اثل و واقعیت کار به درستی و وضوح روشن نشده است. این محاکمه در یک جوّ ضد کمونیستی که در آن زمان فضای آمریکا را پُر کرده بود و در گیر و دار جنگ سرد دو قدرت صورت گرفته بود.
     برخي از مورخان نوشته اند كه انگيزه همكاري ژوليوس و اثل با شوروي اين بود كه نمي خواستند انحصار سلاح هسته اي در دست آمريكا باشد و از ساير ملل باج خواهي كند، نفع مادی در کار نبود. اين مورّخان هم پذيرفته اند كه دانشمندان فيزيك شوروي سالها قبل از آن بر اسرار ساخت سلاح هسته اي واقف شده بودند.
    سلاح اتمي هشت دهه پس از بكار رفتن آن در جنگ، هنوز عامل قدرت در جهان بشمار مي رود و به همين لحاظ برخي دولتهاي دارنده آن نمي خواهند اين انحصار را از دست بدهند و ساير ملل هم بر اين سلاح مظهر قدرت (و نیز بازدارنده هرگونه اندیشه حمله نظامي) دست يابند.
ژوليوس و اثل پيش از دستگيرشدن

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
کویت، و روزی که انگلیسی ها به آن استقلال دادند ـ پيدايش مسئله اي تازه
ژنرال عبدالکريم قاسم
19 ژوئن 1961 دولت لندن به شيخ نشين كويت كه تحت الحمايه اش بود استقلال داد و چون عراق مدعي شد كه كويت پيش از استعمار انگلستان گوشه اي از خاك آن كشور بوده و آن را با توسل به نیروی سرباز تصرف خواهد كرد، دولت انگلستان تعهد سپرد كه از تماميت كويت دفاع كند و اين وضعيت سرآغاز مسئله اي ديگر در منطقه شده است.
    استناد ژنرال عبدالکریم قاسم رهبر وقت عراق به ادعای مالکیت کویت در سال 1961، تاریخ و تقسیمات جغرافیایی ایران باستان بود. مهرداد دوم شاه ایران از دودمان اشکانیان در سال 123 پیش از میلاد و پس از ساختن شهر تیسفون در سال 135 پیش از میلاد در کنار دجله (تقریبا رو به روی سلوکیه) و انتقال پایتخت و مجلس تازه تاسیس مِهستان به آن شهر، اعلام داشت که تیسفون در عین حال مرکز استان (ساتراپی) ایران جلگه ای جنوبی (ایراک = اراک = ایران جنوبی) است که تا میش ماهی (بحرین) امتداد دارد. سلوکی ها (جانشینان اسکندر مقدونی در آسیای غربی) قبلا این منطقه را به زبان یونانی مزوپوتامیا (بین النهرین ـ منطقه میان دو رودخانه) می خواندند که مهرداد دوم بر وسعت آن افزوده بود و این استان به همین صورت تا پایان دوران ساسانیان به مدت هفتصد و 60 سال پابرجا بود. در صدر اسلام، عمر ابن خطاب شهر بصره را ساخت و امور تمامی آن منطقه در این شهر تمرکز یافت و .... امپراتوری عثمانی هم پس از تصرف جزیرة العرب، وضعیت را تغییر چندان نداد ولی انگلیسی ها پس از نشستن برجای عثمانی، ریاست خاندان الصباح بر امور داخلی کویت را برسمیت شناختند که طایفه آنان (طایفه بنی خالد) در سال 1756 از «نجد» به کویت مهاجرت کرده بود. ورود انگلیسی ها به بصره از سال 1770 آغاز شد که در این شهر دفتر تجاری دایرکرده بودند و مقاصد سیاسی آنان از سال 1899 و با مخالف خوانی با تصمیم آلمان به کشیدن راه آهن میان برلین و بغداد آشگارشد ولی تا زمان شکست نظامی عثمانی در جنگ جهانی اول، این دولت که خودرا عامل خلیفه مسلمین معرفی کرده بود قدرت اصلی بود. کویت تا نیمه قرن 20 که نفت آن استخراج شد درآمدی جز صید مروارید نداشت. کویت در جریان جنگ عراق با ایران 65 میلیارد دلار به عراق داده بود که پس از جنگ بر سر وضعیت این پول اختلاف نظر پیداکردند و لشکرکشی و ضمیمه کردن کویت به عراق و مداخله آمریکا که از قبل آمادگی داشت صورت گرفت.
     کويت در آگوست 1990 از سوي عراق تصرف شد که ادامه اين اشغال نظامي، منجر به لشكركشي آمريکا به منطقه و جنگ با عراق در آغاز سال 1991 شد. در جریان تعرض نظامی عراق به کویت بیش از سیصد هزار کویتی از این سرزمین فرارکردند و دولت آمریکا از مصاحبه های آنان در خارج با رسانه ها استفاده تبلیغاتی کرد. تلفات کویت در تعرّض نظامی عراق حدود یک هزار تن گزارش شده بود. بیشتر ساکنان کویت همانند سایر کشورهای کوچک صاحب نفت خارجیان بوده اند. نظامیان عراقی که 26 فوریه 1991 کویت را تخلیه کردند ضمن عقب نشینی از کویت چاههای نفت این سرمین 20 هزار کیلومتر مربعی را آتش زدند. دولت کویت بعدا 17 میلیارد دلار بابت هزینه نظامی امریکا در اخراج عراقی ها از کویت پرداخت کرد. دولت سعودی هم پرداخت بخشی دیگر از هزینه لشکرکشی امریکا را برعهده گرفت. استقرار نظامی آمریکا در چند کشور عربی منطقه خلیج فارس، تشکیل یک فرماندهی نظامی در منطقه و تصرف عراق در سال 2003 از سوي آمريکا دنباله همان جنگ است و ....
     مورخان بر اين باورند كه اگر تصرف كويت توسط عراق، پيش از عقب نشيني گورباچف از برابر غرب صورت گرفته بود، تاريخ منطقه اينك مسيري ديگر داشت. به باور مورخان، وضعيت نوين آسياي غربي (نفوذ آمريکا درسرزمين هاي عربي شرق سوئز) ادامه خواهد داشت.
     عبدالکريم قاسم که مسئله کويت را دامن زد از يک مادر کُرد ـ لُر و يک پدر عرب که از عساکر (نظاميان) ارتش عثماني بود به دنيا آمده بود، فردي چپگرا و ناسيوناليست بود. يکي از والدين او سنّي و ديگري شيعه بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اعتراف رامسفلد و كيفرخواست دادستان آمريكا در رابطه با زندانيان عراقي و افغان
Donald H. Rumsfeld
رامسفلد Donald H. Rumsfeld وزير دفاع وقت آمريكا بالاخره 18 ژوئن 2004 اعتراف كرد كه دستور داده بود يك عراقي را كه دستگير شده بود بدون ثبت نام وي در دفتر آمار زندانيان در بازداشت نگهدارند تا ماموران صليب سرخ جهاني كه ناظر بر رعايت ميثاقهاي ژنو هستند اورا نيابند و مصاحبه نكنند. با وجود اين، رامسفلد اين عمل خودرا به حساب درخواست مدير وقت سازمان اطلاعاتي «سيا» گذاشت. روزنامه ها شمار زندانيان بدون ثبت نام (غير قانوني) را بيش از يك تن نوشته بودند كه رامسفلد (متولد 9 ژوئيه 1932) تنها يك مورد را تاييد كرد.
    در همين روز دادستان كل وقت، جان اشكرافت، اعلام كرد كه براي «ديويد پاسارو» 38 ساله ساکن ايالت کاروليناي شمالي كه در طول ماموريت در افغانستان با زندانيان افغان با خشونت رفتار كرده كيفر خواست مجازات زندان صادر كرده است. دست كم يكي از زندانيان افغان به نام عبدالولي به دست اين متهم با ضربه مشت و لگد جان سپرده بود. از قاضي دادگاه براي او چهار بار مجازات ده سال زندان درخواست شده بود.
     تحليلگران رسانه ها دستگيري و صدور كيفرخواست براي ديويد پاسارو را به حساب فشار روزنامه ها گذارده بودند. پاسارو يك نظامي آمريكايي بود كه مرخصي بدون حقوق گرفته بود تا به استخدام «سيا» درآيد، به افغانستان برود و به گرفتن اعتراف از دستگير شدگان بپردازد. همسر سابق ديويد، اورا مردي خشن توصيف كرده بود. عبدالولي كه به دست او در جلال آباد كشته شد خودرا داوطلبانه به ماموران آمريكايي كه در جستجوي آگاهان و شهود بودند معرفي كرده بود كه اورا متهم به دست داشتن در حمله با راكت به نظاميان آمريكا كردند و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اوراسیا در برابر اتحادیه اروپا!
نشست يك روزه تاشكند (17 ژوئن 2004) كه سران روسيه، تاجيكستان، ازبكستان، قزاقستان، قرقيزستان و رژیم پکن در آن حضور داشتند و كرزاي رئيس جمهور افغانستان هم به عنوان مهمان و ناظرحضور داشت توجه مفسران و اصحاب نظر را به خود جلب كرده بود، زيرا كه يك روز پيش از تصويب قانون اساسي اتحاديه اروپا (در بروكسل) و ده روز قبل از كنفرانس سران ناتو (در استانبول) برگزار شده بود. در پی این نشست، طولي نکشيد که دولت ازبکستان از واشنگتن خواست که نيروهاي خودرا آن کشور خارج سازد و دولت قرقيزستان که اجازه استفاده نظامی از یک فرودگاه خودرا به آمریکا داده است دو بار با اعتراض هايي رو به رو و دگرگون شد.
    آمريكا با استفاده از فرصتي كه رويدادهاي 11 سپتامبر سال 2001 به دست داد به نام مبارزه با تروريسم در افغانستان، در ازبكستان و بعدا قرقيزستان تسهيلات نظامي به دست آورد.
    سران شش كشور شرکت کننده در نشست تاشکند، در سال 1996 ميان خود يك سازمان تعاونی به وجود آورده اند كه در آن زمان يك اتحاد «اوراسيا» معادل با اتحاديه اروپا و از همان دست توصيف شده بود. به باور اصحاب نظر، دعوت از كرزاي برای حضور در نشست تاشکند براي اين بود كه تفهیم شود كه بدون همکاری كشورهاي منطقه نمي تواند به آرامش دست يابد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
قتل فجيع آمريکايي مهندس هلي کوپتر در کشور سعودي
پال مارشال جانسون

گروهي که خودرا «القاعده جزيرة العرب» معرفي کرده بودند 18 ژوئن 2004 اعلام داشتند که «پال مارشال جانسون» مهندس 49 ساله آمريکايي کارشناس تعمير هلي کوپتر را که براي کارخانه لاکهيد آمريکا در کشور سعودي کار مي کرد پس از يک محاکمه منصفانه گردن زده است!. «پال» يک هفته پيش از آن توسط اين گروه در شهر رياض به گروگان گرفته شده بود. اين گروه که قطعات بدن «پال» را در گوشه اي در حاشيه شهر رياض رها ساخته و عکسهاي سر و بدن اورا (پس از گردن زده شدن) در وبسايتي در اينترنت قرار داده بود اعلام کرده بود که با هلي کوپترهاي آپاچي که «پال» تعمير مي کرد، بسياري از اعراب کشته شده اند.
     مقتول که سالها در کشور سعودي کار مي کرد داراي يک زن تايلندي بود و در ايالت نيوجرزي آمريکا به دنيا آمده بود.
    در پي قتل «پال»، ژنرال پاول وزير امور خارجه وقت آمريکا از خارجيان مقيم کشور سعودي که عده آنان بيش از يک ميليون نفر است خواست که اين کشور را ترک نکنند زيرا که قاتلان «پال» خروج آنان را به حساب پيروزي خود خواهند گذارد.
«پال» هنگامي که در گروگان بود

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 19 ژوئن
  • 1623:  


    پاسکال (Blaise Pascal) دانشمند فرانسوی قرن هفدهم که قواعد و فرضيه متعدد در رياضي، فيزيک و فلسفه به دست داده است به دنیا آمد. وی که در 1662 درگذشت تنها 39 سال عمر کرد. پاسکال موفق به ساختن ماشين حسابگر مکانيکي (کلکوليتور) شد. او که روش تحقيق در علوم را به دست داده در زمينه مايعات، خلاء و فشار مطالعه کرده و قواعد و اصولي را به دست آورده است که بکار برده مي شوند. پاسکال همچنين راه استفاده از قوانين و روش رياضي را در اقتصاد و علوم اجتماعي ارائه داده است.
  • 1862:   در آمريكا برده داري ممنوع شد. 3 ماه و 3 روز بعد لينکن رئيس جمهور وقت اعلام کرد که بزودي اعلام لغو بردگي سراسري را صادر خواهد کرد و 3 ماه و هشت روز بعد (يکم ژانويه 1963 و در جريان جنگ داخلي) اعلاميه وعده داده شده تحت عنوان Emancipation Proclamation صادر و بردگان سياه آزاد شدند. با وجود اين، خبر انتشار اين اعلاميه تا دو سال بعد به اطلاع سياهان ايالت تکزاس نرسيده بود. اصلاحيه 13 قانون اساسي آمريکا مصوب دسامبر 1865 به طور کامل و براي هميشه به بردگي در سراسر ايالات متحده آمريکا پايان داد.
  • 1903:   نخستين مسابقه اتومبيلراني مسافت زياد به پايان رسيد و اتومبيل برنده مسابقه در سه ماه از سانفرانسيسكو خود را به نيويورك رساند . امروزه اتومبيلها اين مسافت را به صورت عادي سه روزه طي مي كنند.
  • 1917:   در اين روز كه انگلستان با آلمان در جنگ بود، خانواده سلطنتي انگلستان كه اصلا آلماني هستند نام خانوادگي و القاب آلماني خود را رها ساختند و نام خانوادگي «ويندزر Windsor» بر خود نهادند.
  • 1951:   خلع يد از انگلستان در نفت ايران 29 خرداد 1330 تكميل شد و دكتر محمد مصدق نخست وزير وقت سي ام خرداد 1330 گزارش آن را به مجلس داد و پايان يك تجاوز استعماري به حقوق ايرانيان و برخورداري انحصاري انگلستان از نفت ايران را اعلام داشت که اين گزارش همان روز به تصويب مجلس رسيد.
  • 1935:   در اين روز در سال 1314 خورشيدي در تهران اعلام شد كه از اول تيرماه ، صرف نظر از وسعت كشور و قرار گرفتن نصف النهارها، ساعت رسمي در همه نقاط يكنواخت خواهد بود.
        
  • 1951:   بنياد فورد در آمريکا در گزارشي آغاز دوران فرهنگ تلويزيوني و نفوذ در اذهان از طريق اين رسانه را اعلام کرد.
  • 1951:   در انتخابات پارلماني فرانسه کمونيستها اول و سوسياليستها سوم شدند و به اين ترتيب جناح چپ انتخابات را برد.
  • 1963:   بانو «ترشكوا» سرهنگ دوم روس و نخستين زني كه با سفينه فضايي (وستوك ـ 6) چند بار كره زمين را دور زد به زمين باز گردانده شد.
  • 1964:   قانون «حقوق مدنی» در آمریکا که محصول مبارزات طولانی سیاهان بوده است به تصویب رسید و رفع تبعیض به عمل آمد.
  • 2009:   در شهر شیشون Shishon چین، مردم برضد دولت شورش کردند و دولت برای سرکوبی آنان ده هزار مامور مسلح به این شهر فرستاد!.
        
        



  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com