Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
14 ژوئن
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 14 ژوئن
ايران
رسميت يافتن ترويج آيين مانوي در چين
امپراتور وقت چين از دودمان «تانگ» 14 ژوئن سال 732 ميلادي طي صدور فرماني ترويج آيين مانوي را كه ايران زادگاه و گهواره آن بوده در قلمرو چين بلامانع اعلام داشت. پيروان اين آيين در سال 705 چنين درخواستي را داده بودند كه به سبب وقوع كودتا در چين و بركناري ملكه اين كشور، كار رسيدگي آن به تعويق افتاده بود.
     «ماني» انديشمند بزرگ در نيمه قرن سوم ميلادي آموزش و اندرزهاي خود را در ايرانزمين مطرح ساخت كه از ايران تا اروپا گسترش يافت و بعدا آيين رسمي قوم اويغور هم قرار گرفت و از اين طريق تا چين و خاور دور بسط يافت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
زماني که ژنرال رضاخان پهلوي وزير جنگ بود دكتر مصدق وزير امورخارجه شد
مشيرالدوله رئيس الوزراء وقت 24 خرداد 1302 دكتر محمد مصدق را به عنوان وزير امورخارجه ايران به مجلس معرفي كرد. در اين كابينه ژنرال رضاخان پهلوي كه دو سال بعد شاه شد وزير جنگ و سردارِ سپه بود.
    دكتر مصدق بيش از چهار ماه در اين سمت باقي نماند. وي ذاتا نمايندگي مردم درمجلس را بر وزارت و سمت اجرايي ترجيح مي داد.
پهلوي يکم زماني که سرتيپ و وزير جنگ بود

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
آغاز بکار نخستين دوره آموزش روزنامه نگاري در ايران ـ چگونگی امتحان مسابقه و آموزش
نخستين دوره آموزش روزنامه نگاري در ايران 14 ژوئن 1956 (24خرداد 1335) با استفاده از استادان داخلي و خارجي در ساختمان مؤسسه مطبوعاتي اطلاعات (تهران - ابتداي خيابان خيام) آغاز به كار كرد. مدیریت وقت موسسه اطلاعات برگزاری امتحان انتخاب دانشجو براي اين دوره آموزشي را به دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران سپرده بود. مواد امتحان كتبي عبارت بود از معلومات عمومی، هوش و نيز سنجش استعداد (تِست آمریکایی که تا آن زمان در ایران سابقه نداشت). امتحان شفاهی (مصاحبه) برای تشخیص داشتن قيافه جذّاب و برخورد اجتماعي متناسب بود. شرایط داوطلبان باید مطابق استاندارد بین المللی دانشجويان رشته روزنامه نگاری می بود. در کشورهای صنعتی (اصطلاحا؛ پیشرفته) تنها رشته تحصیلی که اصطلاحا کنکور ورودی دارد «رورنامه نگاری» است؛ نه برای انتخاب شماری کم از میان انبوه داوطلب بلکه برای برگزیدن افراد مستعد این حرفه. پذيرفته شدن در امتحان استعداد و هوش، پيش شرط ورود به رشته هاي روزنامه نگاري در دانشگاههای این ممالک است، زیرا که روزنامه نگاري يک ديسيپلين صد درصد آکادميک نيست، و براي توليد يک روزنامه نگار موفق؛ استعداد، معلومات عمومي، هوش سرشار، بنيه جسمانی و علاقه مندي فراوان به این پیشه لازم حتمی است. «روزنامه نگاری» حرفه ای تجربی است و بنابراین، بدون داشتن استعداد لازم و تنها با شرکت در کلاس درس نمی توان روزنامه نگار شد به همانگونه که نمی توان از کلاس درس شاعر، سوارکار و چترباز بیرون آمد. در آن سال از میان صدها داوطلب، تنها سیزده نفرشان شایسته ورود به دوره آموزشی تشخیص داده شده بودند که پس از گذشت 58 سال هنوز چهارنفر از آنان به کار قلم سرگرم اند. روش کار نخستین دوره آموزش روزنامه نگاری ایران بسيار مدرن بود؛ به اين ترتيب که دانشجويان در ساعات صبح در تحريريه روزنامه کارآموزی مي کردند و با خبرنگاران به دنبال خبر می رفتند و عصرها و شبها در کلاس به درس مدرّسان گوش فرا مي دادند.
     غلامحسين صالحيار (متوفي)، ر. اعتمادي، نوشيروان كيهاني زاده (ناشر روزنامک و مؤلف تاریخ آنلاین ایرانیان)، هوشنگ پورشريعتي (متوفي)، محسن ميرزايي، همايون فروزان، يوسف خوشرو، محمدعلي مقدس زاده، دكتر مستوفي، منوچهر صمصامي و ... از جمله فارغ التحصيلان اين دوره بودند.
عكسي از دانشجويان نخستين دوره آموزش روزنامه نگاري ايران كه در تيرماه 1335 برداشته شده است

اين تصوير بخشي از شرکت کنندگان در مسابقه ورودي نخستين دوره آموزش روزنامه نگاري ايران را در 12 خرداد 1335نشان مي دهد

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اهمیت حیاتی روزنامه نگار حرفه ای ـ دلایل شهرت جهانی آمریکا از زبان نخستین دبیر سندیکای روزنامه نگاران ایران
24 خرداد 1345 هجري خورشيدي (14 ژوئن 1966) و در مراسمی به مناسبت دهمین سالروز آغاز بکار نخستین دوره آموزش روزنامه نگاری در ایران، مسعود برزین نخستین دبیر انتخابی سندیکای روزنامه نگاران ایران ضمن تشریح اهمیت حیاتی روزنامه نگار حرفه ای به معنای واقعی کلمه برای جامعه ملی و جامعه جهانی (بشریت)، از تجربه خود مثالی آورد و گفت: "در بهار سال 1332 (1953 میلادی) مستقیما از دکتر مصدق که با او دیدار داشتم، و دو سال بعد از آن شخصا از نهرو [رهبر وقت هند] که باهم گفت و شنود داشتیم شنیدم که گفتند برتری یافتن ایالات متحده بر سایر کشورها در قرن 20، نتیجه داشتن روزنامه نگار خوب، سینماگر قابل [هالیوود] و دیپلمات آگاه، باتجربه و دلسوز بوده است. به علاوه، وسعت دادن به قلمرو دلار [جهانی کردن آن] که این هم نتیجه وجود اقتصاددانان شایسته است که سود کشور را بر منافع شخصی ترجیح می دهند. همچنین عادت [روش] مقامات دولتی و دیپلماتیک آمریکایی که پس از کناره گیری و یا از دست دادن کار نمی روند تجربه و دانش خودرا حبس کنند بلکه آن را بدون چشمداشت برای «دادن نظر [و اندرز]» بکار می برند.".
    انتشار همین بیان در تهران و رسیدن آن به گوش شاه سبب ایجاد دوره لیسانس روزنامه نگاری در دانشگاه تهران شد و به اضافه، دوره های شبانه «آموزش ضمن کار» برای روزنامه نگاران شاغل زیر نظر مسعود برزین. برزین که در آگست 2010 در 91 سالگی درگذشت در عین حال آخرین مدیرعامل سازمان رادیوتلویزیون دولتی ایران در نظام پیشین [زمان نخست وزیری بختیار] بود که طرحی برای شورایی کردن مدیریت برنامه های آن تهیه کرده بود که بعدا به دست صادق قطب زاده افتاد که آن را ظاهرا به دور افکند.
    نهرو نظر خودرا به اجرا گذارد؛ «بالیوود» در برابر هالیوود به وجود آمد و روزنامه نگاران و اقتصاددانان هندی اینک در سراسر جهان و حتی در ایالات متحده سرگرم بکار و مصدر امور هستند ولی کشورهای دیگر هنوز نتوانسته اند به حد آمریکا، انستیتوی بررسی های استراتژی ـ پالیسی (تینک تانک = اندیشکده) داشته باشند که اعضای آنها عمدتا مقامات و دیپلمات های پیشین هستند. جهانیان از اوایل قرن 20 با آمریکا از طریق فیلمهای تولید شده در هالیوود و نقل و ترجمه مقالات رسانه های این کشور ازجمله کتابها و نیز کامل و ساده نویس بودن اخبار اسوسییتدپرس آشنا شدند و همچنین خودروهای ساده ساخت و ارزان ایالات متحده.
    آموزش 4 ساله روزنامه نگاری دانشگاه تهران (لیسانس) که در دهه 1340 دایر شده بود تنها یک دوره عمر کرد زیرا نشریه کافی برای جذب فارغ التحصیلان آن وجود نداشت!. این دوره تحصیلی سالها بعد در این دانشگاه از سر گرفته شد. در این فاصله، دکتر مصباح زاده ناشر روزنامه کیهان یک مدرسه عالی آموزش روزنامه نگاری تاسیس کرده بود. باید دانست که آموختن قواعد روزنامه نگاری برای روزنامه نگار شدن کافی نیست باید استعداد این کار، هوش سرشار و علاقه مندی به انسان داشت و به دور از مادیگری بود. ضعف جهان امروز ـ از دهه دوم قرن 20 به این سوی، کمبود روزنامه نگار و تاریخنگار خوب است و این کمبود از آغاز قرن 21 بیش از گذشته احساس می شود.
عکسي از يک ديدار برزين با نهرو در دهه 1330

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در دنياي داستان نويسي
ماكسيم گوركي نویسنده توده ها که استالین و مولوتُف شخصا تابوت اورا به گورستان حمل کردند
Maxim Gorki

چهاردهم ژوئن 1936 ماكسيم گوركي (الکسي پشيکوف Aleksey M. Peshkov ) نويسنده بزرگ روس كه دردهاي مردم و دشواري هاي جوامع را در قالب داستان بازتاب مي داد تا برايشان راه حل پيدا شود در مسكو درگذشت. استالین و مولوتف دو تن از مقامات ارشد شوروی بودند که تابوت ماکسیم را در جریان تشییع جنازه حمل می کردند.
    ماکسیم که در ده سالگی یتیم شده بود مارس 1867 به دنیا آمده بود. او پیش از انقلاب و از سال 1906 تا 1913 و پس از انقلاب از سال 1921 تا 1929 در خارج از روسیه بسربُرد و در این مدت در چندین کشور اقامت داشت و پیرامون زندگی مردم و رفتارها مطالعه کرد. ماکسیم از نقاط مختلف امپراتوری روسیه هم دیدن کرده و درد دل توده ها را شنیده بود. روش رئالیسم سیالیست Socialist Realism از او است.
    تاریخ عمومی ادبیات از ماکسيم گورکي به عنوان نويسنده حامي ستمديدگان و استثمارشدگان یادکرده است که نوشته های او در تصمیم گیری های سران کرملین تاثیر گذار بود.
     گورکی از ایالات متحده آمریکا نیز دیدن کرده بود. وی مخالف کافه نشستن نویسنده و نوشتن بود و عقیده داشت که نویسنده باید سیر و سفرکند، با مردم آمیزش داشته و دردهای آنان را لمس کند تا بتواند بازتاب دهد. ماکسیم جمعا 36 کتاب نوشت ازجمله کتابهای «لنین»، «تولستوی، چخوف و ...»، «این مخلوق هم زمانی انسان بودند»، «فرزندان خورشید»، «اعتراف»، «مادر»، «دراین دنیا»، «26 مرد و زن»، «ترانه شاهین» و ....
    برخی از کرونیکلرها سالروز درگذشت ماکسیم را 18 ژوئن نوشته اند. روسها تقویم قدیمی ژولیان را دیرتر از ملل دیگر کنار گذاشته اند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسي
نظر هِگِل درباره رئيس كشور ـ هِگِل: رئيس كشور بايد حامي و نگهبان حقوق اتباع باشد
Georg W. F. Hegel
14 ژوئن سالروز انتشار «فلسفه حق» تأليف هِگِل است که در سال 1821 در شهر برلین به توزیع داده شد. هگل (Georg Wilheln Friedrich Hegel) فيلسوف ـ مورّخ آلماني نيمه اول قرن نوزدهم از پايه گذاران «فلسفه تاريخ» است (تكرار رويداد ها و معتقد بودن به قانون و يا قوانين و اصول معيّن كه رويدادها را شكل مي دهد) که ماركس را در اعتقاد به فلسفه تاريخ، يكي از پيروان او مي دانند. «هگل» که تحصيلات خودرا در رشته الهيات آغاز كرده بود نخستين رساله اش را درباره «حق طبيعي»، «قانون مؤثر» و Phenomenology of Mind نوشت که كار بزرگي بود. او سپس كتاب «فلسفه حق» را تاليف کرد. هگل همچنين علم منطق را جان تازه داد.
    اين نكته كه چه كسي، و چگونه رئيس كشور شود براي «هِگل» اهميت ندارد، حتي اگر رئيس كشور يك «پادشاه» باشد كه موروثي و غير دموكراتيك است، ولي با اين شرط كه اين فرد [رئيس كشور] حامي و نگهبان حقوق اتباع باشد و بكوشد كه قواي سه گانه حكومتي منفك از هم عمل كنند. هگل تاكيد دارد كه هرگونه اصلاحات در يك جامعه بايد از دادگستري (دستگاه قضايي) آغاز شود و مي گويد که بدون داشتن يك سازمان قضايي بي عيب و نقص، تحول و پيشرفت در يك جامعه تحقق نخواهد يافت و خيال اتباع از فساد و قانون شكني آسوده نخواهد شد و احساس حفظ حق امنيت، و دفع تعدي و اجحاف نخواهند كرد.
     پاره اي از پيروان «هگل» که به تفسير عقايد وي پرداخته اند دمكراسي را پروسه اي چندين مرحله اي خوانده اند كه اگر دفعتاً در كشوري پياده شود؛ بيشتر از سود، به آن جامعه زيان خواهد زد. برای مثال؛ اگر در جریان تمرین دمکراسی ناکامل، كشور گرفتار تضاد داخلی و یا داراي دشمن خارجي باشد احياناً به ناآرامی و تشنج و احتمالا تجزيه منجر خواهد شد. كارل ماركس و تني چند از فلاسفه تأكيد بر اجراي عقايد هِگِل از راه انقلاب داشته اند که سریع الوصول تر از طریق تحوّل است به این شرط که این انقلاب بدون تخریب و یا با کمترین تخریب باشد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو ادبيات
سالگرد درگذشت مترجم انگليسي رباعيات خيّام
Edward FitzGerald

چهاردهم ژوئن سال 1883 ادوارد فيتزجرالد Edward FitzGerald مترجم و مفسر رباعيات عمر خيّام به زبان انگليسي در 74 سالگي درگذشت. فيتزجرالد 31 مارس 1809 به دنيا آمده بود.
     رباعيات خيّام نیشابوری ـ رياضي دان، فضا شناس، فيلسوف و اديب ايراني و متولد هجدم ماه مي سال 1048 ميلادي و متوفی در چهارم دسامبر1131 ـ به زبان انگليسي با حاشيه نويسي فيتزجرالد هر سال در سراسر جهان تجديد چاپ مي شود. انگليسي زبانها از همين طريق با مضامين رباعيات خيّام آشنا شده اند و از آنها در گفتارها مثال مي آورند. آثار ديگر خيام از جمله «نوروزنامه» و «رساله در وجود» معروف هستند. پاره اي از مورخان خيام را در عين حال يك ناسيوناليست ايراني خوانده اند كه برخي ويژگي هاي ايرانيان از جمله مهربان بودن و مهرباني كردن و نیز فلسفه جشن مهرگان را به بهترين صورت توصيف كرده است.
     تقويم هجري خورشيدي كه مورد استفاده ايرانيان است، ششم مارس 1079 ميلادي توسط حكيم عمر خيام تكميل شد. عمر خيام علاقه اي عجيب به زادگاهش، نيشابور، داشت كه يادگار دوران ساسانيان (شاپور يكم) است و يک بار هم براي مدتي كوتاه پايتخت ايران شده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
زادروز مولف «كلبه عمو تام»
Harriet
14 ژوئن زادروز بانو «هاريت بيچر ستو Harriet Beecher Stowe» نويسنده قرن 19 آمريكاست كه در سال 1811 به دنيا آمد و بر ضد بردگي سياهان داستان نوشت. معروفترين داستان او كه يك شاهكار ادبي است «كُلبه عمو تام» عنوان دارد. از وي كه نخست يك آموزگار بود، ده داستان باقي مانده است. هاريت كه 85 سال عمر كرد و در 1896 درگذشت از مردم شمال شرق ايالات متحده (نيو اينگلند) بود. وي مخصوصا صحنه دلخراش جدا كردن كودكان بردگان سياهپوست را از مادرانشان براي فروش در شهري دور دست و نامعلوم كه براي هميشه امكان ديدن يكديگر را نداشتند چنان منعكس كرده است كه با خواندن آن، ايالات شمالشرقي و شمالي آمريكا از برده داري متنفر شدند.
    +++
    ××× در همين روز در سال 1899 «ياسوناري كاواباتا» داستان نگار ژاپني و برنده جايزه نوبل در ادبيات نيز به دنيا آمد.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دانش
زادروز دو پژوهشگر پزشكي بزرگ : آلزايمر و لاندستاينر ـ درباره عارضه فراموشی و راه کُند کردن پیشرفت این عارضه
دكتر آلزايمر
پروفسور الويس آلزايمر Alois Alzheimer و پروفسور كارل لاندستاينر ــ دو پژوهشگر پزشكي معروف ــ 14 ژوئن به فاصله 4 سال از يكديگر در دوكشور ژرمن ـ آلمان و اتريش ـ به دنيا آمدند.
    
    *دکتر آلزایمر 14 ژوئن 1864 (24 خرداد) در آلمان به دنيا آمد. وی يك پزشك اعصاب و آسيب شناس بود كه ضمن بررسي روي بيماري هاي مغز و سلسله اعصاب به ويژه انواع بيماري هاي مربوط به نقصان حافظه متوجه شد كه شديدترين نوع اين بيماري بر اثر از ميان رفتن سلولهاي مغز در بخشي كه مربوط به حافظه است روي مي دهد كه يك بيماري مزمن ِ در حال پيشرفت است و از آنجا كه سلول هاي مرده مغز نمي توانند جانشين به دست آورند تنها راه اين است كه مرگ آنها را كُند كرد و به تأخير انداخت. از آن زمان اين بيماري (نسيان ـ فراموشي) به نام او به «آلزايمر» معروف شده است.
    دکتر آلزایمر متوجه شده بود که بیماری فراموشی عمدتا سالخوردگان پس از گذشت از مرز 60 سالگی را گرفتار می کند و همزمان با کاهش حافظه که تدریجی است، شخصیت و رفتار فرد نیز تغییر می کند و غالبا دچار اضطراب، خشم، بی خوابی و بی نظمی در کار و امورات زندگی است و علل آن وراثت، محیط زیست، تغذیه و طرز زندگانی فرد است. این بیماری از کوچک شدن (مُردن سلول ها) در بخشی از مغز و یا تورّم این قسمت آغاز می شود.
    پس از دکتر آلزایمر، پژوهشگران دیگر دنباله کار اورا گرفتند ولی هنوز به نتیجه کامل نرسیده اند. این پژوهشگران نخست به این نتیجه رسیدند که این بیماریِ دوران پیری علاوه بر ژنتیک (ارثی) بودن، بیشتر در کسانی دیده شده است که سابقه بیماری های قلبی، سکته مغزی و قند داشته بودند. بازنشستگی و دست کشیدن از تفکّر و مطالعه و نیز ورزش (فعالیت بدنی) به ابتلاء و یا تسریع بیماری فراموشی کمک می کند. پژوهشگران توصیه کرده اند که افراد سالخورده وقتی که احساس کنند که واژه ها، اسامی افراد، آدرس ها و ... را فراموش کرده اند و همزمان، و بدون علت عبوس و خشمگین و بدرفتار شده اند به پزشک اعصاب جهت امتحان (پرسش و پاسخ)،CT و MRI از مغز و دریافت داروی کُند کننده پیشرفت بیماری مراجعه کنند.
    در حال حاضر یکی از این داروها (داروی فقط کُند کننده پیشرفت بیماری) که مصرف بیشتری دارد Ariceptا ست و جنریک آن
    Donepezil. هنوز علت اصلی ابتلاء یک فرد به آلزایمر تا پس از مرگ او و آزمایش مغزش در لابراتوار (آتوپسی) امکان پذیر نیست.
    بیماری فراموشی انواع مختلف دارد که آلزایمر یکی از آنها و سخت ترین شان است. نگهداری از یک بیمار آلزایمری مخصوصا در سال های آخر، بسیار دشوار و پُرهزینه است و ....
    
    
دكتر لاندستاينر


    *دكتر كارل لاندستاينر در 1868 در اطريش به دنيا آمد و پدرش روزنامه نگار بود. او در دانشگاه وين پزشكي خواند و استاد «ايميونولوژي» شد. اولين تاليفش درباره خون بود كه ثابت كرد مواد موجود در خون به تغديه فرد مربوط است و اگر خون جاندار ديگر و حتي خون انساني كه از گروه ديگر باشد (جز گروه «O») به يك فرد تزريق شود دچار شوك و بعدا يرقان و ... خواهد شد و تنها خون همگروه (و گروه O) قابل انتقال است.
     وي در زمينه آنتي ژنها و آنتي بادي ها و طبيعت آنها و مكانيسم دفاع طبيعي بدن و راههاي تقويت آن تحقيقات متعدد بعمل آورد و به خاطر اين تلاش خود برنده جايزه نوبل در پزشكي شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
زادروز «پير سالينجر» روزنامه نگار آمريكايي
Pierre Salinger
14 ژوئن زادروز «پير سالينجرPierre Salinger» روزنامه نگار معروف آمريكايي است كه به اظهار بسياري از اصحاب اين حرفه، اصول ژورناليسم را فداي سياست و يا اميال خود نکرد. وي كه در سال 1925 به دنيا آمده بود از مدافعان روزنامه نگاري حرفه اي و بي طرف بودن و حب و بغض نداشتن روزنامه نگار بود.
    سالينجر که در فرانسه فوت شد مدتي نيز مشاور مطبوعاتي جان اف. كندي رئيس جمهوري آغاز دهه 1960 آمريكا بود. سالينجر بارها گفته بود كه به خاطر دوستي اش با كندي و كمك به اجراي برنامه هاي او كه جنبه نوآوري داشت موقتا اين سمت را پذيرفته بود. وي براي مدتي کوتاه نيز سناتور کاليفرنيا بود. سالينجر سالها از فرانسه مطالب خود را براي رسانه هاي آمريكا مي فرستاد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اطلاعيه كم سابقه روزنامه اطلاعات در پي بازداشت نورالدين نوري نويسنده قديمي اين روزنامه
نورالدين نوري
در پي بازداشت نورالدين نوري نويسنده قديمي روزنامه اطلاعات كه بيش از چهار دهه در اين روزنامه قلم زده بود، 24 خرداد 1359 هيات پاكسازي اين موسسه مطبوعاتي در اطلاعيه اي كه در صفحه دوم شماره 24 خرداد 1359 روزنامه اطلاعات انتشار يافت از كاركنان نمايندگي هاي اين موسسه در سراسر كشور خواست كه اگر شكايتي از او دارند به آن هيات اعلام دارند ؛ كه چنين اقدامي از سوي يك رسانه همگاني برضد يك همكار قديمي خود كه تا همان ماه در آنجا كار كرده بود كم سابقه بوده است. نوري بيستم خرداد از سوي دادستان انقلاب بازداشت شده بود و روزنامه اطلاعات كه از شهريور ماه سال 1358 مصادره شده بود در شماره 22 خرداد سال 1359 خود در صفحه اول خبر بازداشت نوري را چاپ كرده و نوشته بود كه نوري از مهره هاي رژيم سابق در روزنامه اطلاعات بود كه دهم اين ماه از سوي هيات پاكسازي اخراج شده بود و عكسي را كه هنگام ديدار شاه در اواخر دهه 1340 از موسسه اطلاعات برداشته شده بود و با نوري دست داده بود به عنوان سند به چاپ رسانده بود كه در آن بازديد ، شاه باهمه نويسندگان موسسه اطلاعات ، بلا استثناء ، دست داده بود و از اين تشريفات عكس گرفته شده است. نوري كه قبلا خبرنگار پارلماني روزنامه اطلاعات بود سالها نيز مسئوليت اخبار و نمايندگي هاي اين روزنامه در سراسر كشور را برعهده داشت و در اين سمت مردي سختگير و دقيق بود كه لازمه مسئوليت خبر و كار ضرب الاجل است ، و به همين جهت برخي از زيردستانش با او ميانه خوبي نداشتند و پس از مصادره موسسه اطلاعات اين فرصت را به دست آورده بودند كه از او شكايت كنند و ....
    نوري با داشتن بيماري مزمن قند سالها در زندان بود. نوری اخیرا فوت شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
شماره 25 مجله روزنامک به توزیع داده شد



    
روی جلد شماره 25

    
    
    مطالب اين شماره و شماره هاي قبلي مجله روزنامک را مي توانيد در اديشن آنلاين آن به آدرس زير بخوانيد:
    
     www.rooznamak-magazine.com
    
     و همچنين با کليک کردن روي پنجره «مجله روزنامک» در حاشيه سمت راست وبسايت خبري:
    
    www.rooznamak.com
    
    فهرست مطالب این شماره:
    
    • سرمقاله: از خريد بليت هواپيما و سهولت كار در فرودگاه امام ص1
    • گشتي در رويدادهاي ماه صص 2-4
    • خاطرات داستاني ص 5
    • مشاهدات ناشر روزنامك و تجربه، با هدف حل مسائل صص 6-7
    • خاطرات ژورناليستي نوشيروان كيهاني زاده صص 8-17
    • دوربين هم تاريخ مي نويسد صص 18-19
    • اين ماه در گذر تاريخ صص 26-20
    • ادامه سرمقاله صص 27
    • نظرات اندیشمندان در گذر زمان صص 29-28
    • اين ماه در دنياي رسانه ها صص 31-30
    • دانستني ها صص 32
    • عکس های مورلی سیفر صص 33

    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
آموزش و پرورش اجباري و رايگان در آمريکا
مهاجر نشين انگليسي ماساچوست 14 ژوئن 1642 مقررات آموزش وپرورش اجباري و رايگان را به اجرا گذارد كه بعدا گسترش يافت و تا به امروز درسراسر آمريكا ادامه دارد. درایالات متحده آمریکا امور آموزش و پرورش برعهده شهرهاست و از محل عوارض مستغلات (سالانه یک درصد بهای زمین و ساختمان) هزینه آموزش و پرورش رایگان و اجباری و انتقال دانش آموزان از هر نقطه شهر و حومه را با اتوبوس به مدارس تامین می کنند. اگر خانه دانش آموز فاصله زیاد به مدرسه داشته باشد و مسائل دیگر، معلم برای تدریس او به خانه اش می فرستند. والدینی که فرزند خودرا از رفتن به مدرسه بازدارند مجازات می شوند و احیانا فرزند آنان به فاستر هاوس فرستاده می شود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
«جنبش مشتزنان در چین» برضد دولتهای سلطه گر ـ آغاز حمله به تاسيسات خارجيان در پكن
بپاخيزي چينيان برضد سلطه خارجيان بر وطنشان و نيز فعاليت ميسيونهاي مسيحي معروف به جنبش «مشت زنان» از 14 ژوئن سال 1900 (به افق پكن 13 ژوئن) آغاز شد و جهان آن روز را به لرزه در آورد. از همين روز حمله به تاسيسات خارجيان در پكن شروع شده بود.
     افراد جنبش كه از مداخله خودسرانه قدرتهاي وقت در امور وطنشان و قطعه ــ قطعه كردن چين به ستوه آمده بودند از اين روز در پكن حمله به سفارتخانه هاي اين دولتها و مراكز مبلغان مسيحي و تاسيسات خارجيان را آغاز كردند.
     نطفه اين جنبش پس از شكست نظامي چين از ژاپن در سال 1898 بسته شده بود. مشت زنان تا رسيدن نيروهاي اعزامي كشورهاي قدرتمند وقت (انگلستان، فرانسه، آلمان، ايالات متحده آمريكا و ژاپن)، به مدت دو ماه شهر پكن را در كنترل داشتند.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
«چه» قهرمان انقلابگران ـ اندیشه و کارهای چه گوارا
پشت جلد يکي از دهها کتاب
امروز زادروز دكتر ارنستو (چه) گوارا پزشك آرژانتيني و از انقلابگران بزرگ قرن 20 است كه 14 ژوئن سال 1928 پا به عرصه وجود گذارد. وي ـ يك سوسياليست ـ در جريان انقلاب كوبا دستيار فيدل كاسترو بود. «چه» در سال 1967 در جريان كمك به انقلاب كشاورزان بوليوي (كه 38 سال بعد در سال 2005 به ثمر رسيد و مورالس از پیروان خط او رئیس این جمهوری شده است) كشته شد. تا سال 2010 درباره اندیشه و كارهاي چه گوارا و چگونگی مرگ او سه هزار و 119 کتاب انتشار یافته بود.
    در ميان اسناد محرمانه دولت انگلستان كه در آگوست 2004 از طبقه بندي خارج و در دسترس روزنامه نگار و مورخ قرار گرفته است، سندي درباره شخصيت «چه گوارا» ديده مي شود كه حاوي نظر ماموران اطلاعاتي انگلستان است. در این سند از چه گوارا به عنوان فردي دلچسب و بافرهنگ يادشده كه به هدفي كه در پيش گرفته بود ايمان مطلق داشت. در اين سند آمده است: چه گوارا از شغل پزشكي و زندگاني مرفه در ميان فاميل (طبقه متوسط آرژانتين) گذشت تا با تمام وجود در خدمت انقلاب سوسياليستي جهانی قرار گيرد. او مردي توانا و دانابود كه نمي شد وي را از راهي كه مي رفت بازگردانيد (خريداري كرد). او جز نيكبختي همه مردم به چيزي ديگر نمي انديشد.
     چه گوارا که از تبار ايرلندي ـ اسپانيايي بود پس از پيروزي انقلاب كوبا، به منظور كمك به انقلابيون لاتين و آفريقايي به چند كشور قاره آفريقا و آمريكاي لاتين سفر كرده بود و در جريان همين تلاش در بوليوي دستگير و بدون محاكمه، و طبق برخي گزارشها به اشاره «سيا» اعدام شد. سالها بعد استخوانهاي وي به كوبا حمل و طي مراسمي در اين سرزمين مدفون شده اند.
    «چه» که پس از پيروزي انقلاب کوبا، وزير صنايع این کشور شده بود هشتم اكتبر سال 1967 در زد و خورد با ژاندارمهاي كشور بوليوي دستگير و همان روز و يا روز بعد در اسارت كشته شد و دهم اكتبر عكس جسد اورا به روزنامه ها دادند تا مرگ وي را ثابت كنند. قتل فوري او براي اين بود كه اگر زنده بودنش ثابت مي شد، به علت كثرت هوادارانش در سراسر جهان، و مداخله دولتهاي كمونيست از جمله شوروي، ديگر كشتن او امكانپذير نبود. بعدا برخي از افسران ارشد بوليوي اعتراف كردند كه به خواست «سيا» چه گوارا به قتل رسيد. «چه» هنگام کشته شدن 39 ساله بود. «چه» دو سال پيش از مرگ، كوبا را ترك كرده بود تا مردم ساير كشورها را با انقلاب مسلحانه آشنا سازد، زيرا عقيده داشت كه در جهان نيروهايي هستند كه با همه امكانات خود مانع انجام هرگونه تحوّل از راههاي مسالمت آميز مي شوند.
che در 23 سالگي


    آن گونه كه در شرح حال «چه» آمده است، وی پس از مطالعه جزييات براندازي 28 اَمُرداد تهران (آگوست 1953) به عنصري ضد غرب تبديل شده بود و دشمني دولتهاي استعماري و امپرياليستي را به دل گرفته بود و با اين احساس، در سال 1954 با يك گروه پزشكي جوان جهت مطالعه بيماري هاي منطقه حاره به گواتمالا رفت و در آنجا شاهد كودتاي «سيا» بر ضد دولت قانوني گواتمالا ـ مشابه آنچه كه در تهران اتفاق افتاده بود شد و احساسات انقلابي وي به غليان درآمد؛ به گونه اي كه از ادامه كار پزشكي دست كشيد و مبارزه ضد امپرياليستي و ضد كاپيتاليستي را بر پزشكي كردن ترجيح داد و در سال 1955 به مكزيك رفت و به جمع ياران فيدل كاسترو پيوست و .... «چه» با اين كه طرّاح نزديك شدن كوبا به شوروي بود، از منتقدين رديف اول بوروكراسي مسكو و هرگونه بوروكراسي، فرصت طلبی و سوء استفاده از موقعیت ديگر بود که در شوروی وقت بیش کشورهای دیگر به چشم می خورد.
     «چه» عقيده داشت كه بوروكراسي بد منجر به فساد و دزدي مي شود و يك دزد اداري و فاسد، جامعه يي را فاسد و توده مردم را ناخرسند و خشمگین مي كند و به شكست کشور منتهي مي سازد. او در اصلاح شدن كامل يك فاسد ترديد داشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سقوط پاریس و سازش فرانسه با هیتلر ـ ارتش هیتلر وارد پاریس شد
يک منظره از ورود نظاميان به پاريس در ژوئن 1940

چهاردهم ژوئن 1940 (24 خرداد 1319) واحدهای ارتش آلمان ناسیونال سوسیالیست وارد پاریس شدند و پس از عبور از خیابانهای این شهر در آنجا استقرار یافتند. هیتلر قبلا اعلام کرده بود که اگر پاریس مقاومت نکند به آن آسیب وارد نخواهد ساخت و ژنرال هرینگ فرماندار نظامی پایتخت فرانسه این قول را پذیرفته و نظامیان را از شهر بیرون برده بود و بنابراین پاریس در جنگ جهانی دوم آسیب چندان ندید. هیتلر پس از اینکه انگلستان و فرانسه بر سر لهستان به او اعلان جنگ دادند از دهم ماه مه 1340 تعرض به غرب را آغاز و پس از تصرف بلژیک و هلند نیروهای مشترک انگلستان و فرانسه را درهم کوبید و 340 هزار تن باقیمانده آنان را در دونکرک محاصره کرد که با دادن 64 هزار کشته و اسیر با بی نظمی بی سابقه ای تخلیه شدند. پس از پیروزی در دونکرک، واحدهای آلمان که قبلا خط دفاعی ماژینو را شکسته بودند به سوی پاریس به حرکت درآمدند تا این شهر و ورسای را بگیرند و با تصرف ورسای قرارداد تسلیم آلمان در آنجا در پایان جنگ جهانی اول جبران شود. هیتلر تا زمان ورود نیروهای مسلح آمریکا به صحنه های جنگ در اروپا و شمال آفریقا با روزولت و دولت واشنگتن مناسبات خوب داشت و باور نمی کرد که آمریکا علیه آلمان وارد جنگ شود. دولت واشنگتن با محاسبات دقیق از نیمه جنگ وارد آن شد تا ابرقدرت شود. این دولت همین کاررا در دوران جنگ جهانی اول کرده بود.
     سه روز پس از سقوط پاریس، با اینکه «پل ریمون» نخست وزیر وقت فرانسه سازمانهای اداری را به بوردو (بردو) منتقل کرده بود جای خودرا به مارشال پتن قهرمان فرانسه در جنگ جهانی اول داد و پتن که 17 ژوئن زمام امور را به دست گرفته بود با آلمان وارد مذاکره شد. مذاکرات 22 ژوئن خاتمه یافت و بیست و پنجم ژوئن دو دولت ترک مخاصمه اعلام کردند. ریمون که تنها سه ماه نخست وزیر فرانسه بود، پس از شکسته شدن خط دفاعی ماژینو به توصیه پتن که با هیتلر وارد مذاکره شود گوش نکرده بود. در پی سقوط پاریس و فرار باقیمانده نظامیان فرانسه به انگلستان، ریمون به چنگ هیتلر افتاد و تا پایان جنگ زندانی بود. وی که در 88 سالگی و در سال 1966 درگذشت بعدا به دنیای سیاست بازگشته و مقام دولتی و انتخابی به دست آورده بود. پتن که به خواست و اصرار فرانسویان در لحظات بحرانی ریاست دولت را پذیرفته بود پس از جنگ جهانی دوم به اتهام خیانت محاکمه شد. وی در جلسه دادگاه گفته بود که اگر با آلمان به توافق نمی رسید فرانسه نابود می شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
بمباران لندن با بمب بدون خلبان
(Vergltungswaffe –1 (V – 1


    13 ژوئن 1944نيروي هوايي آلمان بمباران شهر لندن با بمب هاي هدايت شونده «( Vergltungswaffe –1 (V – 1» را آغاز كرد كه تا 29 مارس 1945 (يك ماه پيش از تصرف برلين به دست شوروي و خودكشي هيتلر) ادامه داشت. واژه آلماني كه براي ناميدن اين بمب ها از آن استفاده شد به معناي «اسلحه انتقامي» بود. از اين بمب ها كه قبلا روي نقطه ديگري در انگلستان آزمايش شده بود منحصرا در كوبيدن لندن و مواضع متفقين در بلژيك و به ويژه بندر آنتورپ Antwerp استفاده مي شد. نيروي هوايي آلمان «13ژوئن» را از اين لحاظ براي بمباران لندن با وي ـ 1 انتخاب كرده بود كه در اين روز در سال 1917 (دوران جنگ جهاني اول) بمباران هوايي آن شهر را آغاز كرده بود. استفاده از هواپيما در جنگ، از دوران جنگ جهاني اول آغاز شده بود. «وي ـ 1» ها از پايگاههايي شبيه سكوي اسكي درفرانسه و هلند كه در اشغال نظامي آلمان بودند پرتاب و برخي از آنها هم با هواپيما و از آسمان به سوي هدف رها مي شدند. نيروي هوايي آلمان، پس از ساخت وي ـ 1، ساخت موشك هاي «وي ـ 2» را كه فرق زيادي با موشك هاي كروز فعلي نداشتند آغاز كرد و بكار برد. بكار گيري اين بمب و موشك هم ثابت كرد كه تنها با حملات هوايي نمي توان يك جنگ را برد. هيتلر منتظر ساخت بمب اتمي بود كه دانشمندان آلمان ذر توليد آن به پيشرفت هاي زياد نائل شده و به مراحل تقريبا نهايي رسيده بودند، اما پيش از تكميل آن، شهر برلين به تصرف روس ها درآمد و عمر رايش سوم پايان يافت و دانشمندات اتمي ـ موشكي آلمان به روسيه و عمدتا به آمريكا منتقل شدند و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
جاسوسه يهودي هيتلر!
Stephanie
بانو «استفاني فون هوهنلوههStephanie von Hohenlohe» كه در يك خانواده از يهوديان اتريش به دنيا آمده بود و پس از ازدواج با يك شاهزاده اتريشي، پرنسس خطاب مي شد 13 ژوئن 1972 در 81 سالگي درگذشت. وي پس از جدايي از شوهرش، در فرانسه و انگلستان فعاليت شديد و با خانواده هاي بزرگان و دولتمردان و سياستمداران غرب رفت و آمد داشت كه سازمان اينتليجنس (MI- 6
    ) انگلستان در سال 1938 هشدار داده بود كه وي جاسوسه هيتلر است. از سال 1936 اتريش به آلمان پيوسته و يك كشور را تشكيل داده بودند. درباره فعاليت هاي جاسوسي «استفاني» براي آلمان نازي چند كتاب تاليف شده است. در يكي از اين كتاب ها نوشته شده است كه هيتلر استفاني را «پرنسس عزيز» خطاب مي كرد. طبق مندرجات همين كتاب، استفاني با ريبنتروپ وزير امورخارجه آلمان نازي، هرمان گورينگ مقام دوم اين دولت و هيملر رئيس اس اس ها دوستي و رفت و آمد داشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 14 ژوئن
  • 1158:   «مونیخ Munich» واقع در جنوب آلمان، «شهر» اعلام شد. مونیخ (به زبان آلمانی؛ Munchen) که حاکم نشین «باواریا» است و در کنار رود Isar و نه چندان به دور از کوههای آلپ و مرز اتریش قرار دارد در سال 2016 با حواشی اش (متروپولیتین) 6 میلیون جمعیت داشت و سومین شهر بزرگ آلمان پس از برلین و هامبورگ بشمار آمده است. در این سال، جمعیت داخلی شهر مونیخ یک میلیون و پانصد هزارتَن بود.
  • 1285:   مغول ها در دومین تعرّض به ویتنام هم شکست خوردند. مغول ها که چین را تصرف و دودمان سلطنتی یووان را ایجاد کرده بودند سه تعرض به سرزمین ویتنام در سال های 1258، 1285 و 1287 کردند و در هر سه تهاجم شکست خوردند.
  • 1775:   ارتش آمريكا [در آمريكا منظور از بکاربردن واژه ارتش؛ نيروي زميني است.] تأسيس شد.
  • 1830:   تعرّض فرانسه به الجزایر برای مستعمره کردن این سرزمینِ واقع در شمال آفریقا با 34 هزار نظامی آغاز شد. این نظامیان که با کشتی فرستاده شده بودند در این روز گام به خاک الجزایر گذاشتند، ولی تصرف الجزایر برای فرانسه آسان و ارزان نبود.
  • 1834:   كاغذ سمباده اختراع شد.
  • 1846:   مهاجران اروپايي انگليسي زبان در سونومايSonoma كاليفرنيا برضد دولت مكزيك كه كاليفرنيا يك ايالت آن بود بپاخاستند و براي خود اعلام جمهوري كردند. همين قيام يكي از علل تصرف نظامي كاليفرنيا و تبديل آن به يك ايالت آمريكا شد.
  • 1900:   جمهوري هاوايي يك سرزمين وابسته به ايالات متحده اعلام گرديد.
  • 1905:   افراد كشتي جنگي «پوتمكين battleship Potemkin» وابسته به ناوگان روسيه بر ضد آتوكراسي (حكومت خودسرانه و بدون رعايت قوانين كشور و حقوق مردم) و آريستوكراسي (حكومت طبقه ممتاز ـ خواص، اشراف و ...) دست به شورش زدند كه مقدمه بپاخيزي هاي ديگر و ازجمله انقلاب 1917 روسيه شد.
  • 1940:   در جریان جنگ جهانی دوم، شهر پاریس سقوط کرد و واحدهای نظامی آلمان وارد این شهر شدند و استقرار یافتند. ارتش فرانسه از دست زدن به نبرد خیابانی در پاریس خودداری کرده بود زیراکه در چنین زد و خوردهایی، شهر ویران می شود و تلفات غیرنظامیان زیاد خواهد بود بویژه که ارتش آلمان که پس از پیروزی در دونکرک به سوی پاریس به حرکت درآمده بود بیش از فرانسه و متحدین آن تانک و توپ داشت و در بکار بردن آنها حتی در شهر درنگ نمی کرد.
  • 1946:   Donald Trump چهل و پنجمین رئیس جمهوری فدرال آمریکا در محله کوین شهر نیویورک به دنیا آمد. پدر بزرگ او (پدر بزرگ پدری اش) از آلمان به آمریکا مهاجرت کرده بود و مادر وی در 18 سالگی از اسکاتلند به آمریکا آمده بود. ترامپ که در رشته اقتصاد تحصیل کرده است در کار مستغلات و ساختمان سازی مشغول بود و دارای شماری ساختمانهای چندین طبقه (اصطلاحا؛ برج)، هتل، کازینو و گُلف کُرس است. ثروت وی که سه بار ازدواج کرده و دارای 5 فرزند است در سال 2015 برابر با 3 میلیارد و پانصد میلیون دلار گزارش شده بود. وی از سال 2004 تا 2015 در شبکه «ان بی سی» هم یک برنامه تلویزیونی زیر عنوان کارآموز اجرا می کرد. ترامپ که در سال 2000 نیز در چارچوب حزب اصلاحات نامزد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شده بود تجربه کار دولتی نداشت. وی در جریان کمپین انتخابات سال 2016 شعارهای پاپیولیستی و ناسیونالیستی می داد.
  • 1951:   براي نخستين بار كامپيوتر (سيستم UNIVACI) در كارهاي عمومي ( اداره سرشماري آمريكا ) بكار گرفته شد.
  • 1982:   جنگ 74 روزه آرژانتين و انگلستان بر سر مالكيت جزاير فالكلند پايان يافت. ولي مسئله همچنان لاينحل باقي مانده است زيرا که آرژانتيني ها همچنان اين جزاير را از آن خود مي دانند و دولت لندن را استعمارگر. وضعيت سياسي آمريکاي لاتين در دهه يکم قرن 21 نسبت به سال 1982 فرق بسيار کرده و دولتهاي اين منطقه باهم متحد و چپگرا شده اند.
  • نامه به مولف
    هشدار یک مخاطب به رای دهندگان انتخابات
  •   یک پیام فاکسی که 12 ژوئن 2013 (22 خرداد 1392) دریافت شد و به نظر فرستنده آن یک هشدار انتخاباتی بود:
        
        " این روزها که در ایران کمپین انتخابات در جریان است ـ انتخاباتی بسیار حساس و تعیین کننده ـ لازم است که ایرانیان درون مرز و برون مرز به وبسایت های رسانه های دولتی کشورهای دیگر که بخش فارسی دارند سر بزنند و ببینند که این دولت ها از چه کسانی حمایت می کنند و نام می برند. این دولت ها که قدرت جهانی و یا منطقه ای هستند به رایگان و به خاطر دلسوزی که تبلیغ و تلقین نمی کنند، برای حفظ و تامین منافع خودشان است. این کار آنها تنها یک فایده برای ایرانیان دارد و آن این است که بدانند کدام قدرت پشت سر چه مقام و شخصیت در ایران ایستاده است و چشم و گوش خودرا بازکنند و ندانسته نان در سفره خارجی نگذارند. «بی بی سی» که از یک روحانی سالخورده ـ که 35 سال در قدرت بوده و خاندان، نزدیکان و همفکران او حمایت می کند سخنگوی دولت لندن است ـ دولتی که از زمان فتحعلی شاه قاجار تاکنون (حدود دو قرن) مارا به این روز افکنده، ایران را کوچکتر کرده و دولت آورده و دولت برده است، مانع پیشرفت ایران و ایرانی شده و .... پروردگار به یکایک ایرانیان عقل سلیم عنایت فرماید که بزرگترین نعمت است.".
        

  • پيام‌هاي تازه
    تعريف تاريخ
  •   چند بازديد كننده اين سايت، عموما دانشجو ، تعريف «تاريخ» را از ديدگاه نگارنده جويا شده اند.
         اين نگارنده «تاريخ» را بررسي گذشته مي داند، گذشته اي كه ديروز را هم در بر مي گيرد، و به دست دادن علل و نتايج رويدادها به گونه اي كه راهنما و چشم انداز براي طرحها و كارهاي آينده باشند و با توجه به تجربه گذشته درس و اندرز بدهند و چون «گذشته» ديروز را هم شامل مي شود؛ تاريخ نگاري دنباله روزنامه نگاري است. بنابراين، شرح جزئيات و بررسي هر حادثه كه براي يك فرد عادي( هر عضو جامعه ) هم روي داده باشد مي تواند بسياري از ضعف ها و نيز قوت هاي جامعه را نشان دهد و آموزنده باشد. پس، پرونده هاي قضايي هم منابع مورخان هستند .
        

  • نظر یک روزنامه نگار پیشین درباره ادعای ارعاب بستگان کارکنان بی بی سی در ایران و ...
  •   پیام یک روزنامه نگار ایرانی ساکن کالیفرنیا که 14 ژوئن 2013 واصل شد:
        
        "صادق صبا، رئیس بخش فارسی بی‌بی‌سی [23 خردادماه 1392] گفته است که در چند روز اخیر در ایران، دور تازه ای از ارعاب و فشار‌ بر خانواده افرادی که در آن بخش (بی‌بی‌سی فارسی) کار می‌کنند، وارد شده است.
        من تا دو سال و 5 ماه پیش که به آمریکا آمده ام در یک موسسه مطبوعاتی تهران کار می کردم. چهار نفر در سالهای مختلف از این موسسه برای کار در بی بی سی به لندن رفتند. این کار محرمانه نبود و آنها از ماهها پیش از رفتن به بی بی سی به هرکس که می رسید می گفتند بی بی سی مارا قبول کرده و بزودی خواهیم رفت. یکی از اینها هنگام خدا حافظی از مدیر امور اداری موسسه، قصد خود از کناره گیری را صریحا بیان کرد و من خودم درآن لحظه در دفتر آن مدیر بودم. اگر رفتن به لندن برای کارکردن در بی بی سی منعی داشت در همان تهران به آنها تذکر داده می شد. دو نفر از همکاران روزنامه دیگر که سمت دبیری خبر و معاونت سردبیررا داشتند برای کار در بی بی سی عازم لندن شدند و از یک سال پیش از آن، همه می دانستند که عزم کار در بی بی سی را دارند. دستیار سردبیر یک نشریه که باهم آشنا بودیم ماهها پیش از رفتن به لندن به هرکس که می رسید قصد خودرا می گفت و آخر سر هم تلفنی خداحافظی کرد و رهسپار لندن شد.
        من نمی توانم داستان ارعاب و ... را باور کنم. نسبت به رسانه های مشابه، بی بی سی که مطلب آنچنانی و تند ندارد. روزی نیست که از هاشمی رفسنجانی مطلب نداشته باشد و ایشان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هستند و اگر واقعا در نقش مخالف بودند که این مقام را نداشتند و تایید نشدن درخواست نامزدشدنشان هم به خاطر سن ایشان بود که تا چند ماه دیگر 80 ساله می شوند و اگر تایید شده بودند در این سن برایشان مشکل بود که هر روز برای تبلیغ انتخاباتی به چند استان بروند و نطق کنند. حالا هم که ایشان راضی هستند و سپاسگزار. اگر بی بی سی مخالف بود که می گفت در زمان ریاست همین آقای هاشمی بود که به رغم یک اصل قانون اساسی [اصل 30] اجازه داده شد مدرسه پولی دایر شود که در ایران از 1353 تا 1370 مدرسه پولی نداشتیم و از 1321 قانون تعلیمات اجباری و رایگان اجرا می شد. می دانید که نقض قانون اساسی ـ اصلی که سالها اجرا می شد چه مجازات سنگینی دارد. از این لحاظ همین یک مورد را مثال زدم که دو روز پیش برادرم ضمن یک مکالمه تلفنی از تهران گفت که امسال باید 5 میلیون تومان شهریه مدرسه فرزند 15 ساله اش را بدهد و این پول، یک سوم کل درآمد سالانه اوست. روزی که ایشان رئیس جمهور شد دلار 60 تومان بود. در سال 1371 شد 142 تومان و سه سال بعد 600 تومان!، چرا؟. در آن سالها که تحریم مالی در کار نبود، پس حساب های دیگری بود و یا سوء مدیریت اقتصاد و ضعف دورنگری.
        این بی بی سی که مطالب آقای خاتمی را با آب و تاب پخش می کند. در دوران ریاست او بر دولت، من خبرنگار بودم و اصلاحی از دولت او ندیدم. اگر اصلاحی بوده اعلام کنند تا من بنویسم غلط کردم. (*)
        وبسایت بی بی سی در ذیل اظهارات صادق صبا نوشته است که این شبکه در ایران 11 میلیون و 800 هزار مخاطب دارد. طبق آمار، ایران دارای 14 میلیون خانوار است و در این کشور داشتن آنتن ماهواره ممنوع است. ممکن است که چند هزار نفری به دور از چشم پلیس، برای چند صباحی ماهواره داشته باشند و اینها هم موزیک و نمایش و فیلم نگاه می کنند. آنهایی که خبر گوش می کردند از ایران مهاجرت کرده اند. چهار ماه پیش که به ایران رفته بودم و بسته ای از یک دوست در آمریکا برای یک روزنامه نگار ساکن کوی نویسندگان برده بودم، ناگهان پلیس وارد کوی شد و آنتن ها را جمع کرد. به من گفتند که هر چند وقت یک بار چنین می شود.
        به علاوه، ایرانی ها از انگلیس این قدر بد شنیده اند که اعتناء به رادیو تلویزیون آن هم ندارند و به نظر من که این رقم و حتی یک دهم آن هم درست نیست و اعراق است. در ایران وبسایت بی بی سی فیلتر می شود.".




  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com