Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
14 فوريه
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 










   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 14 فوريه
ايران
لشكركشي چين به فرارود و شكست از لشكريان ايران
فوريه سال 102 ميلادي (و طبق محاسبات کرونیکل نگاران؛ چهاردهم فوریه و امسال، مصادف با 26 بهمن ماه)، «وادي» امپراتور وقت چين با استفاده از فرصت درگيري ايران با روميان در غرب، يك سپاه چهل هزار نفري از نيروهاي خود را روانه منطقه فرارود كرد. اين حمله در ناحیه فرغانه و در نيمه راه خجند به سمرقند، بدون نياز به اعزام افراد پادگانهاي تپورستان (مازندران)، آثرپاتيگان* (آذربايجان)، توسط نيروهاي محلي پارت (خراسان)، آريانا (هرات و غرب افغانستان امروز) و كُهِستان در هم شكسته شد و بسياري از چينيان به اسارت درآمدند. اسيران چيني هدف حمله نظامي را به دست آوردن اسپان دره فرغانه كه بزرگتر از اسپان چين، نيرومند و پُرطاقت اند بيان كرده بودند. [چون حرف «پ» در الفبای عربی وجود ندارد به تدریج اسپ «اسب» نوشته شده است.].
     قضيهِ اعترافِ اسیرانِ چینی به مِهستان (سناي ايران) در تيسفون گزارش شد و قرار شد كه اگر رئيس کشور چين پوزش بخواهد، اسيران چيني آزاد و سه هزار اسپ و عمدتا مادیان (اسپ ماده) نيز به خاقان فروخته شود كه خاقان پذيرفت و به جاي پول نقد، بابت بهاي اسبان به ايران ابريشم تحويل داد.
    در آن زمان منطقه کاشغر و مناطقي که امروزه مسکن اويغورها است عمدتا تاجيک نشين و پارسي زبان بودند. ميان چين و قلمرو ايران، چند ايل نشينِ داراي استقلال وجود داشت. اين مناطق و نيز تبت، طبق یک سازش قدرت های استعمارگر اروپایی، در آگوست سال 1907 به چين داده شدند و ترکستان شرقي نام گرفتند. هدف انگليسي ها از اين عمل اين بود که روسيه نتواند از طريق منطقه هيماليا هم به هندوستان (هندوستان انگلیس) دست يابد. در آن زمان هر قطعه از چين زير نفوذ يک قدرت وقت بود. انگليسي ها قبلا مناطق خاوري ايران را هم از اين کشور جدا ساختند و افغانستان نام نهادند تا روسيه نتواند از اين طريق، هندوستان را از چنگ آنان خارج سازد.
     ــــــــــــــــــــ
     * آثرپاتيگان از نام آثرپاتي (آذربُد) شهربان و موبد (روحاني زرتشتي) اين خطه گرفته شده كه هنگام حمله اسكندر مقدونی به ايران، در راس امور آن ساتراپی (خَشثْرَپاون = استان ایران) بود.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تردیدها به انگیزه تصرف چندساعته سفارت آمریکا در تهران سه روز پس از پیروزی انقلاب
یک روز پس از ورود پُر از تردید شماری مسلح و غیر مسلح به ساختمان سفارت آمریکا در تهران (خیابان تخت جمشید وقت) که چهارشنبه 25 بهمن 1357 و در آن سال مصادف با 14 فوریه (در سال 1979) صورت گرفت، به سردبیران روزنامه های تهران توصیه شد که به اعضای تحریریه خود تذکر دهند که حتی الامکان از تماس با مقامات سفارت آمریکا خودداری کنند و به تلفن هایی که از این سفارت شود پاسخ ندهند. دادن خبر از سفارتخانه ها به روزنامه ها قبلا امری عادی بود و رسانه ها (روزنامه ها و دو خبرگزاری وقت ـ خبرگزاری پارس و خبرگزاری رادیوتلویزیون) حتی برای نوشتن تلفّظ درست نام مقامات تازه هم که در اخبار می آمد با سفارتخانه هاي مربوط تماس می گرفتند.
    با اینکه با حمایت نکردن دولت وقت واشنگتن از شاه در سال 1357، به پیروزی انقلاب کمک شده بود و دولت آمریکا 23 بهمن ـ یک روز پس از سقوط دولت سلطنتی ـ دولت موقت مهدی بازرگان را به رسمیت شناخته بود، از دومین روز پیروزی انقلاب ـ 24 بهمن 1357، در تهران دادن شعار ضد آمریکا (دولت واشنگتن) آغاز شده بود که به باور برخی از اصحاب نظر در آن روزها، کار کمونیست ها بود که در انقلاب شرکت کرده بودند. در آن زمان، کمونیست های ایران در چند گروه فعالیت می کردند ازجمله حزب توده، چریک های فدایی خلق (دو دسته)، حزب کمونیست ایران (به ادعای موسسان آن؛ مستقل و بدون داشتن ارتباط با مسکو) و ... که پس از پیروزی انقلاب تا چند ماه ـ تا حدّی آزادی عمل داشتند.
    ساختمان سفارت آمریکا در تهران روز سوم پیروزی انقلاب (25 بهمن 1357) مورد حمله قرار گرفت، تصرف شد و به مدت چند ساعت در حالت تصرف بود ولی به اسناد آن، دست برده نشد. بسیاری بودند که به همین دلیل به انگیزه کار تردید کرده بودند.
    در روز هجوم، تفنگداران آمریکایی محافظ ساختمان سفارت، از خود مقاومت نشان داده و یک نفر مجروح شده بود. تصرف کنندگان ساختمان سفارت پس از خروج از ساختمان که به خواست مقامات دولت موقت و تلاش شماری دیگر ازجمله کمیته انقلاب صورت گرفت، 9 تن از کارکنان آن را ظاهرا جهت تحقیق و بازجویی به یک کمیته محلی (وابسته به خودشان) برده بودند.
    تردیدها به اینکه چه انگیزه ای و چه عاملی باعث تصرف چند ساعته سفارت آمریکا شده بود، وقتی بیشتر شد که مجله تایم عکسی را از یک فرد مسلح که در هجوم به ساختمان سفارت شرکت کرده بود در کنار سفیر وقت آمریکا منتشر ساخته بود. این مجله نوشته بود که گفته شده است که تصرف سفارت کار کمیته حاج ماشاء الله قصّاب بود و شایعات متعدد دیگر. رئیس این کمیته بعدا و به عللی دیگر از تهران رفت و در بندر انزلی پنهان شد. در چند هفته پس از پیروزی انقلاب، برخی از افراد که اسلحه و نفر در کنار خود داشتند، کمیته ایجاد کرده بودند و ....
    [شرح ورود به ساختمان سفارت در بهمن ماه 1357 و تیتر صفحه اول روزنامه اطلاعات در این باره، در سایت 13 فوریه این تاریخ آنلاین برای ایرانیان درج شده است.]
    
درج کُپی صفحه اول روزنامه اطلاعات شماره 25 بهمن 1357 حاوی گزارش تصرف سفارت آمريکا در سومين روز پيروزي انقلاب در اینجا تکرار می شود

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سردار رضایی در بهمن 1392: حجم نقدینگی ما خیلی بالاست، اگر اقتصاد‌مان را از نفت جدا کرده بودیم تحریم ها بی اثر بود ـ اقتصاد مقاومتی؛ راه حل
سردار محسن رضایی فرمانده پیشین سپاه پاسداران و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام 24 بهمن ماه 1392 (13 فوریه 2014) در یک برنامه گفت ‌و‌ شنود تلویزیونی گفت که آمریکا در آرزوی عقب‌نشینی و تسلیم شدن جمهوری اسلامی است که باید بداند این آرزو، یک خیال باطل است. برای آمریکا ثابت شده است که تا جمهوری اسلامی ایران در منطقه است نمی‌تواند با سوریه، عراق و لبنان کاری کند. دشمنان تصور دارند که در کُشتیِ اقتصاد، می‌توانند ما را خاک کنند.
    سردار رضایی گفت: وقتی ما خودباوری را شکوفا، و با تدبیر و حکمت عمل ‌کنیم استعدادهای درونی‌مان نیز فعّال می‌شوند و در آن صورت است که می‌توانیم بر مشکلات غلبه کنیم ـ این مشکلات می‌تواند سیاست، دفاع و یا اقتصاد باشد. این خودباوری را از طریق تبلیغ، آگاهی دادن و آموزش می‌توان عمومی کرد. ما نمی‌توانیم، امروز به جوانان‌مان بگوییم اینگونه باشید و آنگونه زندگی کنید در حالی که آنان در زندگی خودِ ما تناقض‌های بسیار می‌بینند. در اینجا می خواهم هشدار ‌دهم؛ چرا که ما در دولت تازه، از نسل دوم به نسل اول بازگشته ایم. آیا این به معنای آن نیست که فتیله خودباوری را پایین کشیده‌ایم؟. ما در کشور، ده میلیون جوان تحصیلکرده در مقاطع عالی داریم. دولتی‌ها نباید تصور کنند که فقط با دوستان‌شان می‌توانند کشور را اداره کنند. باید از همه کارشناسان، از اهل تجربه و حتی از همکاران دولت قبل استفاده کنند زیراکه خیلی از اطلاعات ممکن است در اختیار مقامات دولت تازه نباشد.
    سردار رضایی گفت که ما در اقتصاد، مشکلی جز خودمان نمی‌بینیم و تحریم‌ها نیز مشکل اصلی ما نیست. ما اگر مشکل خودمان را حل کنیم، حل مسائل دیگر آسان خواهد بود. حجم نقدینگی ما خیلی بالاست. ما بالای 500 هزار میلیارد تومان نقدینگی [پول در گردش] داریم. شتاب‌زدگی، بی‌انضباطی و عدم قاعده‌مند بودن، مشکل اصلی اقتصاد ما هستند. اگر ما برنامه چشم‌انداز را که ده سال پیش ابلاغ شده است اجرا و اقتصاد‌مان را از نفت جدا کرده بودیم امروز تحریم های غرب روی ما اثر نمی‌گذاشت و نباید تا این حد تحت فشار قرار می‌گرفتیم. مقام رهبری به زودی برنامه اقتصاد مقاومتی را ابلاغ خواهد کرد که دستورالعمل برای ما در اقتصاد و تجارت خواهد بود. [اقتصاد مقاومتی اعلام و رعایت آن توصیه شده است]
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دلار آمریکا در 24 بهمن 1396 در مرز 5 هزار تومان (700 برابر نرخ آن در سال انقلاب)، در 24 بهمن 1398 در کانال 13 هزار تومان و در 24 بهمن 1399 حدود 25 هزار تومان
به گزارش 24 بهمن ماه 1396 (13 فوریه 2018) خبرگزاری فارس، در این روز ارزش برابری دلار آمریکا در بازار تهران برای ساعاتی به 4 هزار و 930 تومان رسید [700 برابر نرخ آن در سال انقلاب و تا دو سال پس از انقلاب] که پایین آمد و طبق تابلوی صرّافانِ میدان فردوسی که پروانه از بانک مرکزی دارند به 4888 تومان رسید.
    طبق گزارش این خبرگزاری، در این روز نرخ یورو (پول واحد اتحادیه اروپا) 50 تومان افزایش یافت و به 6134 تومان رسید و سکه طلا 13 هزار تومان افزایش داشت و به یک میلیون و 586 هزار تومان رسیده بود. افزایش و نوسان ارزها، تیتر اول بسیاری از روزنامه های تهران ـ شماره چهارشنبه 25 بهمن 1396 قرارگرفت که کُپی شماری از آنها در زیر آمده است.
     24 بهمن 1397 ارزش برابري ارزها نزديک به سه برابر 24 بهمن 1396 بود و دلار آمريکا اصطلاحا در کانال 12 هزار تومان. دلار آمريکا در اوائل پائيز 1397 به 15 هزارتومان هم رسيده بود.
    به گزارش خبرگزاری فارس، بهای سکه طلا در 24 بهمن 1398 به حدود 5 میلیون و 125 هزار تومان رسیده بود و دلار آمریکا حدود 13 هزار و 800 تومان و یورو حدود 15 هزار و 150 تومان.
    طبق گزارش های رسانه ای دلار آمریکا در 24 بهمن 1399 در صرّافی های تهران حدود 25 هزار تومان معامله می شد و سکه طلا (بهار آزادی) حدود 12 میلیون تومان.
    



    



    
    
تابلوی بیرونی یک صرّافی

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
هوای اهواز در بهمن 1396 به گزارش روزنامه دولت

    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تیتر صفحه اول روزنامه کیهان از بیانیه 24 بهمن 1397 رهبرجمهوری اسلامی با عنوان «گام دوم»


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نظرات محمود احمدی نژاد در صفحات اول دو روزنامه: روزنامه کار و کارگر 26 بهمن ـ روزنامه جمله 25 بهمن 1399

    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسي
دلايل پسر جيمي كارتر براي سناتور شدن و ...
جک کارتر

جك كارتر پسر جيمي كارتر رئيس جمهور پيشين آمريكا كه از فوريه 2006 فعاليت انتخاباتي خود را براي نوامبر 2006 (9 ماه بعد) آغاز كرده بود گفته بود به اين دليل خودرا نامزد عضويت در سناي آمريكا از ايالت نوادا کرده است كه حزب جمهوريخواه كه هر سه قوه را به دست دارد [داشت] موفق نشد به موقع از فاجعه توفان دريايي در نيوارلئان جلوگيري كند، مانع افزايش بهاي نفت شود و كسر بودجه افزايش نيابد كه اين افزايش تنها در سال 2006 بيش از 700 ميليارد دلار برآورد شده است و ... و حالا مي خواهند با حذف پولي كه دهها سال به دفن و ختم بازنشستگان متوفا اختصاص داشت قسمتي از آن را جبران كنند!.
    جك در سال 1947 هنگامي كه پدرش در نيروي دريايي آمريكا بود در بندر پرتسموت در ايالت ويرجينيا به دنيا آمد و بعدا در رشته حقوق تحصيل كرد. جك كارتر يك دمكرات غربي (خيلي ليبرال) است. در آمريكا، دمكرات ها به دمكراتهاي جنوبي (تقريبا همفكر جمهوري خواهان) و دمكراتهاي غربي (ايالات غربي آمريكا) تقسيم مي شوند.
    با افشاگري هاي وقت به ويژه اظهارات يك مقام بازنشسته «سيا» كه كاخ سفيد در آستانه حمله نظامي به عراق به هشدارهاي آن سازمان توجه نكرد و گزارش سيا را پس از تحريف كردن منتشر و به آن استناد كرد، پيش بيني شده بود كه در انتخابات پارلماني نوامبر 2006، كنترل قوه مقننه آمريكا به دست دمكرات ها افتد [که افتاد ولي چون از اصلاح وضعيت و «تغییر» وعده داده شده خبري نشد راي دهندگان در دو ـ سه انتخابات بعدی به اکثریت دمکرات ها، نخست در مجلس نمایندگان و سپس سنای آمریکا پایان دادند.].
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
امپراتوري كه پاپ او را برگزيد
14 فوريه 1014 ميلادي پاپ بنديكت هشتم در كنار پلكان سن پترز در رم، هانري دوم از آلمان را پذيرفت و اورا عنوان امپراتور كاتوليكهاي اروپا داد و به همين سبب قلمرو او امپراتوري مقدس خوانده مي شد. وي دومين آلماني بود كه براي دريافت اين مقام رنج سفر رم را برخود هموار كرده بود.
    هانري دوم پسر حاكم باوير آلمان و داماد امير لوكزامبورگ سپس پشت سر پاپ وارد كليسا شد و تعهد سپرد كه حافظ كليسا و كاتوليكها در قلمرو خود باشد و سپس پاپ كره زرين سلطنت كاتوليكها را كه بربالايش يك صليب طلائي بود در دست او گذارد و عمل انتصاب انجام شد.
     پيش از او « اوتو سوم» ــ او هم از ميان آلماني ها از سوي پاپ امپراتور كاتوليكها شده بود. نامزد اين مقام بايد حمايت فرانكها و ژرمن هارا از خود قبلا به اطلاع پاپ مي رسانيد. با وجود اين، قدرت مطلق در دست خود پاپ بود. هانري دوم پس از اين انتصاب با دشواري طغيان اميران چند نقطه از امپراتوري رو به رو شدو ....
هانري دوم كره ( ا’رب) زرين امپرتوري مقدس را در دست چپ گرفته است

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
135 هزار كشته و مجروح در بمباران «درسدن» آلمان، حملات هوايي که هدفي جز انتقام گيري از مردم آلمان نمي تواند داشته باشد
شهر «درسدن Dresden» آلمان واقع در ایالت ساکسونی (زاکسونی) 13 فوريه سال 1945 و دو ماه و نیم پیش از خودکشی هیتلر مورد حمله 772 بمب افكن انگليسي و آمريكايي قرار گرفت و 14 فوريه (روز بعد) دوباره 311 بمب افکن آن را بمباران کردند که شديدا آسيب ديد و از نفوس آن حدود 45 هزار تَن كشته و 90 هزار نفر ديگر مجروح شدند. به نوشته مورّخان، اين بمباران لازم نبود زيراکه که شکست آلمان قطعي و نيروهايش درحال عقب نشيني بودند. در زمان بمباران، ارتش سرخ (نیروهای دولت مسکو) در نزدیکی آن منطقه بودند و در حال پیشروی.
     درسدن واقع در نزدیکی مرز جمهوری چِک (شرق آلمان) و اینک شهری نیم میلیون نفری در ژانویه 1944 نیز شدیدا بمباران شده بود.
     در بمباران درسدن از بمب هاي آتشزا استفاده شده بود كه گرمايي معادل ششصد درجه ايجاد و تيرهاي آهن ساختمانها را ذوب كرده بودند. در بمباران فوریه 1945 دو کلیسای قدیمی و معروف شهر درسدن نیز ویران شدند.
    در اين زمينه كتابهاي متعدد از جمله كتاب «آتش» تأليف فردريك مورّخ آلماني و كتاب «كشتارگاه شماره پنج» تأليف نويسنده آمريكايي كورت ودنه گات انتشار يافته است. مورّخان، بمباران درسدن را به آن صورت و در آن زمان يک انتقام گيري از ملت آلمان بشمار آورده اند.
     13و 14 فوريه 2003 و همچنين فوريه 2010 به اين مناسبت راهپيمايي هاي گسترده اي بر ضد بمباران «درسدن» برگزار شده بود و بازماندگان اين بمباران با گزارشگران تلويزيونها مصاحبه كردند.
    بمباران مراكز غير نظامي آلمان در سال های 1944 و 1945 عمدتا با هدف تضعيف روحيه آلماني ها و کمر راست نکردن آنان صورت می گرفت که برخي از ایشان در آن زمان و قبلا خودرا «سوپرمَن» مي دانستند ولي کمتر از سه ماه مانده به پايان جنگ، چرا؟. نيروي هوايي آلمان در ماههاي آخر جنگ به سبب نداشتن سوخت، قادر به دفاع از آسمان اين كشور نبود.
«درسدن» پس از بمباران فوریه 1945


    
پس از بمباران فوریه 1954 شهر درسدن، زنان به بازکردن راه عبور از میان ویرانه ها کمک می کردند زیرا که مردان آلمانی به استثنای سالخوردگان و معلولین در جبهه بودند و یا اسارت

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي كه كاپيتان كوك در هاوايي كشته شد
14 فوريه سال 1779 كاپيتان «جيمز كوك» انگليسي در سفر خود به منطقه اقيانوس آرام، در هاوايي به دست يكي از مردان اين جزيره كشته شد. هاوايي كه كوك در خاطراتش آن را جزاير «ساندويچ» نوشته است در آن زمان يك كشور مستقل و متمدن و داراي نظام حکومتي سلطنتي و پادشاه بود.
    كوك به هرجا كه مي رسيد، روي كاغذ و يا نصب يك پرچم، انگلستان را مالك آن اعلام مي كرد كه بعدا سند بلعيدن اين مناطق توسط دولت انگلستان قرارگرفت.
    كوك در سفر اول خود به جنوب اقيانوس آرام تا استراليا و نيوزيلند پيش رفته بود كه قبل از او هلندي ها به آنجا رسيده و نامگذاري كرده بودند. وي تا توانست نام هاي هلندي را حذف و نام انگليسي بر آن مناطق گذارد. براي مثال؛ آن قسمت از استراليا را كه به آنجا رسيده بود «نيو ساوت ويلز» ناميد. در سفر دوم، وي تا منطقه منجمده جنوبي پيش رفت. كوك قبل از اين سفر ها كاپيتان كشتي هاي بازرگاني در آبهاي اروپا از جمله بالتيك بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سرآغاز دوستی آمریکا با دولت سعودی و ورود کمپانی های نفتی آمریکا به آن کشور ـ نارضایی چرچیل و تهران از آن
14 فوریه سال 1945 ابن سعود پادشاه کشور سعودی وارد رزمناو آمریکایی کوینسی USS Quincyدر آبهای مصر شد و با روزولت ملاقات و مذاکره کرد.
     در پی این مذاکرات بود که میان دو کشور مناسبات سیاسی برقرار شد و متعاقب آن کمپانی های نفتی آمریکا وارد کشور سعودی شدند و به کشف و استخراج نفت پرداختند که ادامه دارد. تا آن زمان، سعودی یک کشور نفتی نبود. دولت سعودی عمدتا به خاطر دوستی خود با آمریکا حاضر نشد با شوروی تا اواخر دهه 1980 (دوران زوال و فروپاشی) روابط سیاسی برقرار کند.
     در آن ماه روزولت برای شرکت در مذاکرات سران سه قدرت در یالتا (کریمه) با رزمناو کوینسی تا جزیره مالت (مدیترانه) و از آنجا با هواپیما به کریمه رفته بود زیرا که آلمان داشت از پای درمی آمد و توان هوایی نداشت که به هواپیمای حامل روزولت دسترسی یابد و آسیب برساند. روزولت در بازگشت از کریمه به مالت، با همان کشتی به مصر رفت و با ابن سعود، فاروق پادشاه وقت مصر و هایله سلاسی امپراتور وقت اتیوپی ملاقات و شالوده مناسبات آمریکا با آنان را ریخت.
     چرچيل نخست وزير وقت انگلستان که در يالتا با روزولت مذاکره کرده بود از اين ديدار راضي نبود زيراکه نمي خواست آمريکا وارد حوزه نفوذ انگلستان بويژه کشور سعودي شود ـ که این کشور نیز با کمک دولت لندن ایجاد شده بود.
     مقامات دولت وقت تهران هم تلویحا ابراز نگرانی کرده بودند که ممکن است وضعیتی در جهان و یا منطقه پیش آمد کند که واشنگتن بیش از تهران به ریاض بچسبد. رادیو تهران گفته بود نگرانی از فرارسیدن روزی است که واشنگتن در روابط خود، دولت سعودی را که با شوروی هم همسایه نیست بر ایران مقدّم بدارد. یک مقاله نگار ایرانی وقت نوشته بود که مسئله ایران این است که بر خلاف سعودی، نفت آن در انحصار انگلیسی ها است و کمپانی های آمریکایی امکان ورود و دسترسی به آن را ندارند. گذشت زمان نشان داد که توجه آمریکا به دولت سعودی بیش از سایر کشورهای منطقه شده است.
    
ابن سعود با روزولت از طريق يک مترجم نظامي در رزمناو کوينسي مذاکره مي کند

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
... و اين بار صدام را با زور به دادگاه برده بودند! - وضعيت و اظهاراتي که در اوراق تاريخ خواهد ماند
صدام درجلسه 13 فوريه 2006

بامداد دوشنبه (13 فوريه 2006) مشاوران قضايي، صدام حسين و شركاء اتهام وارده به او در كشتار 140 شيعه در سال 1982 (21سال پيش از اشغال نظامي عراق)در دجيل، از شركت در جلسه دادگاه خودداري كرده بودند و خليل الدوليمي صدر مشاوران قضايي او گفته بود كه تا رئوف عبدالرحمن رئيس دادگاه باشد در جلسه حاضر نخواهند شد زيرا كه عبدالرحمن در زمان اقتدار صدام غيابا به حبس ابد محكوم شده و به دليل كينه شخصي نمي تواند منصفانه قضاوت كند. به علاوه، ازآنجاکه اين محاكمه مورد توجه جهانيان است و غير علني هم اعلام نشده است؛ چون همه نمي توانند تماشاگر مستقيم آن باشند لذا ضرورت دارد كه پخش مستقيم تلويزيوني شود تا عراقي ها و جهانيان در جريان آن قرار داشته باشند. اين جلسه پس از يك وقفه چندين روزه تشكيل شده بود زيرا كه در آخرين جلسه هم وكيلان صدام و خود او به حالت اعتراض، از جلسه خارج شده بودند.
    ساعتي پس از اعلام اظهارات خليل الدوليمي، ماموران مربوط صدام حسين و برادرش «برزان ابراهيم التكريتي» را با زور به دادگاه برده بودند.
    
برزان برادر صدام با زير پيراهني در دادگاه

مامور گارد برزان را كه زير پيراهن برتن داشت و نشان مي داد كه با جبر و زور به دادگاه منتقل شده بود، حتي با زور دست وارد جايگاه متهمان ساخت و خواست او را بر صندلي بنشاند كه برزان بر زمين نشست و پشت خود را به رئيس دادگاه كرد. وي بعدا بپاخاست و دست به اعتراض زد و گفت كه او را شكنجه كرده بودند. رسانه هاي برخي از کشورها نوشته بودند: از آنجا که عراق تحت اشغال نظامي آمريکاست و قدرت اول در عراق، دست کم بايد در اين يک مورد، تشريفات محاکمات آمريکا رعايت مي شد و متهم را با زور و چنين وضعيتي به جلسه محاکمه منتقل نمي کردند - کاري که در اوراق تاريخ خواهد ماند و ....
    در اين ميان صدام كه پيراهن عربي آبي رنگ بلندي بر تن و دمپايي برپا داشت (لباس اطاق) و كت پالتو مانندي را بر روي اين پيراهنش پوشانده بودند، در حالي که مانند جلسات قبل يك جلد قرآن به دست داشت، بدون نشستن بر صندلي، خطاب به رئيس دادگاه شعار مرگ بر جورج دبليو بوش را سر داد. وي سپس به رئيس دادگاه گفت: شرم بر تو، رئوف!. با اين رفتار مي خواهي حقارت خود را جبران كني؟!.
    خليل الدوليمي وكيل ارشد صدام پس از اطلاع از قضيه (انتقال صدّام به جلسه محاکمه با زور) گفت كه ما به تحريم دادگاه تا تعويض رئيس آن ادامه مي دهيم زيرا كه طبق اصول بين المللي امر قضاوت، قاضي دادگاه نبايد خصومت شخصي با متهم و يا متهمان داشته باشد. طبق استاندارد بين المللي كه به صورت ميثاق جهاني درآمده است نمي توان با زور يك متهم را به جلسه دادگاه برد. به علاوه، در تعريف بين المللي، دادگاه مركب است از قاضي (بيطرف)، داديار (نماينده دادستان) از يكطرف و از سوي ديگر متهم و وكيل يا وكيلانش. شهود جايگاه ديگري دارند. چون ما وكيلان صدام، به دليل عدم صلاحيت رئيس تازه دادگاه، جلسات آن را تحريم كرده ايم، محاكمه نمي تواند بدون رسيدگي قبلي به صلاحيت اين رئيس ادامه يابد. محاكمه غيابي در صورتي است كه متهم در دسترس نباشد و ناپيدا باشد. در تعيين وكيل تسخيري نيز موافقت متهم؛ شرط است. بنابراين، از نظر او (الدوليمي) ادامه اين محاكمه، قانوني و مطابق استاندارد بين المللي نمي تواند باشد.
رمسي کلارک


    «رمسي كلارك» دادستان اسبق آمريكا هم قبلا گفته بود كه جورج دبليو بوش مي خواهد كه صدام اعدام شود زيرا كه گفته شده است صدام براي قتل پدر او در جريان سفرش به كويت در اوايل دهه 1990 توطئه كرده بود. بنابراين، هرچه را که او مي بيند پيرامون کينه شخصي دور مي زند!.
    صدام و برادرش بعدا اعدام شدند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
جزئيات تيراندازي ديک چني در شكارگاه به يك حقوقدان تكزاسي
Cheney

ساعت پنج و نيم بعد از ظهر شنبه 11 فوريه 2006، در رانچ (مزرعه) پنجاه هزار ايكري خانواده آرمسترانگ در جنوب تكزاس (نزديك به شهر كورپس كريستي)، ديک چني (در آن زمان 65 ساله و بيمار قلبي) جورج دبليو بوش رئيس جمهور وقت آمريكا كه به شكار پرنده بد ـ بده (به زبان تركي: بلدرچين) سرگرم بود «هري ويتينگتون» حقوقدان 78 ساله تكزاسي را گلوله زد و از ناحيه راست بدن، صورت، گردن و سينه مجروح كرد كه اعلام شد اصابت گلوله تصادفي بود.
     به اظهار بانو «آرمسترانگ» ميزبان چني، ويتينگون هنگام نشانه گيري، ناگهان از ميان بوته ها نمودار شده بود!. «چني» در آن لحظه به سوي دسته اي از بلدرچين ها كه از ميان آن بوته ها به پرواز در آمده بودند با فشنگ ساچمه اي تيراندازي كرد كه ساچمه ها به بدن ويتينگتون اصابت كرد و محافظان چني او را به بيمارستاني در كورپس كريستي منتقل كردند. با چني كه به بيماري قلبي مبتلاست، هميشه يك دكتر همراه است و اين دكتر مانع خونريزي شديد ويتينكتون شده بود.
     خبر اين تيراندازي پس از گذشت 24 ساعت انتشار يافته بود كه شبكه هاي تلويزيوني آمريكا با تعجب از تاخير انتشار رويداد، يكشنبه شب (12 فوريه) آن را پخش كردند و اشاره كردند كه اگر روزنامه محلي «كورپس كريستي كالر تايمز» به آن اشاره نكرده بود، شايد باز هم به اطلاع آنها نمي رسيد!.
    
Harry Whittington

ويتينگتون كه اعلام شده بود در وضعيت چندان خطرناك نيست، قبلا از اعضاي شوراي مديريت زندانهاي تكزاس بود كه پيش از رويداد مزرعه خانواده آرمسترانگ به عضويت كميسيون ايالتي نظارت بر گورستانها (تدفين و ترحيم) منصوب شده بود. وي يك جمهوريخواه و از كمك دهندگان مالي به انتخابات جورج دبليو بوش بود، ولي بر سر ايجاد يك پاركينگ عمومي در شهر آستين (پايتخت تكزاس) در محل مستغلات (خانه هاي متعلق به او ويژه اجاره دادن) با شهرداري محل مرافعه داشت.
     به شكار رفتن هاي «چني» در گذشته نيز خالي از جنجال نبود. يکي از اين قضايا مربوط به سال 2003 است كه چني در پنسيلوانيا به شكار قرقاول رفته بود. روزنامه ها نوشته بودند كه محافظان چني چند دسته قرقاول را كه قبلا به قفس انداخته بودند آزاد كردند تا چني آنها را بزند و او در آن روز 70 قرقاول از اين دست را تير زده بود. انتشار اين خبر خالي از ايجاد خشم و نفرت در برخي از مردم نبود. در سال 2004 نيز وي با «آنتونيو سكاليا» قاضي ديوان عالي به شكار اردك به لوئيزيانا رفته بود كه مقاله نگاران روزنامه ها نوشتند دعوت از سكاليا به شكار، درحالي صورت گرفته بود كه ديوان عالي به يك پرونده نفتي در رابطه با «ديک چني» رسيدگي مي كرد.
    رويداد تيراندازي در رانچ «آرمسترانگ» سبب شده بود كه رسانه ها در باره اين رانچ هم بنويسند. اين مزرعه در سال 1882 (124 سال پيش) توسط يك رنجر تكزاسي (پليس آن زمان ـ هفت تير كش) در اراضي بوميان (سرخپوستان) اخراج شده ساخته شده كه به ميراث براي فرزندان و نوه هايش باقي مانده است كه از ميان آنان سفير و سياستمدار هم برخاسته است.
    از فوريه 2006 که ويتينگتون مجروح شد ديگر خبري درباره اين قضيه و احوال مجروح انتشار نيافته است تا مردم در جريان کار قرار داشته باشند و خواستار روشدن ساير پروندهاي چني ازجمله مسائل نفتي او و سوء استفاده هاي کمپاني هاليبرتون و واقعيات تعرض نظامي به عراق و ... شوند!.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
خودكشي در توالت هواپيما!
يك مسافر 56 ساله 11 فوريه2006 در يك پرواز شبانه شركت هواپيمايي «يونايتد» از شهر واشنگتن به لس آنجلس در توالت هواپيما خودكشي كرد. وي در توالت هواپيما خود را حلق آويز كرده بود، كاري كه سابقه نداشته است. خدمه پرواز كه متوجه اشغال توالت براي مدتي بيش از 15 دقيقه شده بودند و از داخل آن صدايي نشنيده بودند، در را باز كردند و با جسد مسافر رو به رو شدند. طبق بليت و اسناد به دست آمده از جيب متوفا، وي «جرالد جورجتيس» نام داشت و ساكن شهر ميامي فلوريدا بود. جزئيات بيشتري در اين زمينه انتشار نيافته است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
قتل 3 استاد دانشگاه به دست یک استاد دیگر، هشدار به مقامات بود که مانع ورود «سیاست» به امور اداری ـ استخدامی شوند
Amy Bishop
یک دانشیار 42 ساله زیست شناسی دانشگاه آلاباما شعبه هانتسویل Huntsville، جمعه ـ 12 فوریه 2010 در جلسه استادان و مدرّسان دپارتمان زیست شناسی این دانشگاه با شلیک تپانجه سه استاد را کشت، دو استاد دیگر و یک کارمند دپارتمان را مجروح ساخت، سپس از اطاق محل برگزاری جلسه بیرون رفت، تپانچه را به گوشه ای افکند و چند دقیقه بعد در همان ساختمان ـ ساختمان دانشکده علوم ـ دستگیر شد و به مرکز پلیس انتقال یافت. وی بانو «ایمی بیشاپ Amy Bishop» نام دارد، از دانشگاه هاروارد در رشته فیزیولوژی سلسله اعصاب (Neuroscientist) دکترا گرفته و از پژوهشگران برجسته ژنیتک بود که با کشفیاتی در زمینه رشد سلول در چارچوب اینکیوبیتور Incubator (جانداران حاصل از تولد زودرس) امید ورود به باشگاه نوابغ دانش بیولوژی و نامزدی جایزه نوبل را داشت. دکتر بیشاپ متولد ایالت ماساچوست (ایالت شمال شرقی، معروف به لیبرال دمکرات) از سال 2003 به جنوب ایالت متحده منتقل شده و به عنوان استاد موقت (دانشیار) به استخدام دانشگاه دولتی آلامابا (ایالت شدیدا محافظه کار آمریکا) درآمده بود. وی دارای همسر و چهار فرزند است. در جلسه دوازدهم فوریه 2010 دپارتمان (گروه زیست شناسی) دانشگاه آلاباما شعبه هانتسویل 12 استاد و دانشیار شرکت داشتند.
    دکتربیشاپ به رغم داشتن نبوغ در رشته تخصّصی خود انتظارداشت که درخواست او برای ارتقاء به استادی ـ که یک عنوان استخدامی دائمی است موافقت شود ولی این درخواست ردّ شده بود. وی از این رای تقاضای تجدید نظر کرده بود که ضمن رسیدگی مجدد رای قبلی مورد تایید قرارگرفت. طرح مسئله در جلسه 12 فوریه استادان و مدرّسان دپارتمان زیست شناسی دانشگاه ظاهرا آخرین تلاش دکتر بیشاپ برای تبدیل وضعیت استخدامی خود بود و تفسیر تصمیم او به تیراندازی، این بوده است که این جلسه هم اورا مأیوس کرده و از حالت طبیعی خارج ساخته بود. وجود رئیس دپارتمان درمیان مقتولین، درستی این نظریه را تا حدّی تایید می کند. دکتر بیشاپ هنگام انتقال با اتومبیل پلیس به بازداشتگاه، با صدای بلند تنها موفق به ادای این جمله شده بود ...که راه دیگری برایش باقی نمانده بود.
دکتر بيشاپ از اتومبيل پليس پياده مي شود


    شعبه دانشگاه آلاباما در شهر هانتسویل دارای 7 هزار و پانصد دانشجو است. این شهر که یکی از مراکز تحقیقات فضایی آمریکا در آنجا قراردارد در شمال این ایالت و نه چندان دور از ایالت تنسی واقع است.
    بعدا یک مامور بازنشسته پلیس ماساچوست گفته بود که «ایمی بیشاپ» در سال 1986 (زمانی که 18 ساله بود) در خانه والدین، برادرش را تیر زده بود که در آن زمان والدین او به ماموران تحقیق ثابت کرده بودند که «ایمی» سرگرم بازدید تفنگ شکاری تازه پدرش بود که گلوله از آن خارج شد و به برادرش که از راهرو خانه می گذشت اصابت کرد و پدر او این تفنگ را همان روز خریداری کرده بود زیراکه که چند شب پیش از آن خانه آنان در معرض دستبرد قرارگرفته بود و تا آن زمان «ایمی» طرز کار با تفنگ را نمی دانست. ماموران تحقیق و دستگاه قضایی محل این استدلال را پذیرفته و قرار منع تعقیب صادر کرده بودند و برای «ایمی» هم سابقه نشده بود.
    اصحاب نظر طرح این ماجرای کهنه را پس از 24 سال احتمالا با هدف انحراف اذهان از ردّ درخواست استاد دائمی شدن دکتر بیشاپ دانسته بودند که مسئله ساز بوده و گفته بودند که در ایالات جنوبی و محافظه کار آمریکا معمولا «سیاست»، «محافظه کاری» و گاهی هم «تبعیض و لجبازی» در کار ارتقاء و ترفیع استخدامی مداخله داشته است و عمل دکتر بیشاپ باید یک هشدار و «ویکینگ کال Waking - call» برای مقامات ارشد باشد.
    دادگاه دکتر بیشاپ را به حبس دائم محکوم کرده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
آزمایش سلاح لیزری ضدموشکی آمریکا ـ نسل نوین جنگ افزارهای دفاع موشکی



    12 فوریه 2010 آژانس دفاع موشکی آمریکا اعلام کرد که یک سلاح لیزری ضد موشک را در آسمان کالیفرنیا آزمایش کرده است و این نخستین آزمایش از این دست درجهان است. با این آزمایش، طبقه و نسل نوینی از سلاحهای ضد موشکی پا به عرصه وجود گذارده است. قبلا سلاحهای ضد موشکی ـ همانند خود موشک از سوخت شیمیایی استفاده می کردند که سلاح تازه یک «Ray – Gun» و اشعه ای و ایربورن لیزر Airborne Laser و کم هزینه است.
    اعلامیه آژانس مربوط در پنتاگون حکایت داشت که در آن آزمایش، سلاح ضد موشکی مورد بحث از داخل یک جمبو جت (بوئینگ400 – 747) ) عمل کرده و یک موشک بالیستیک چند مرحله ای را در آسمان ردگیری و منهدم ساخته بود. موشک بالیستیک از دریا و از ساحل میانی ایالت کالیفرنیا پرتاب شده بود و بوئینگ حامل سلاح لیزری ضد موشک از پایگاه هوایی ادواردز واقع در همین ایالت به پرواز درآمده بود.
     این جمبو جت برای حمل سلاح لیزری و عملکرد این سلاح در جریان پرواز هواپیما، تغییر وضعیت داده شده بود. در اعلامیه آژانس دفاع موشگی پنتاگون، زمان آزمایش سلاح لیزری تازه به دست داده نشده بود. این آژانس عکس بالا را از جمبو جت تغییر وضعیت داده شدهِ حامل سلاح لیزری ضد موشکی تازه در اختیار رسانه ها قرار داده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
شهرت دویدن با پای مصنوعی داشت که شهرتِ قتل «دوست دختر» بر آن اضافه شد
اُسکار در یک مسابقه دویدن سرعت

اين، اُسكار پيستوريوس Oscar L. Pistorius دونده ایتالیایی تبار آفريقاي جنوبي است كه با پاي مصنوعي در يك ميدان ورزشي در شهر رُم در حال دويدن سرعت (دویدن 400 متري) است. كميته بين المللي المپيك در ژانويه 2008 با شركت او در مسابقه هاي مربوط مخالفت كرده و گفته بود كه پاي مصنوعي ِ Prosthetic racing blades به اُسكار كمك مي كند كه تندتر بدود و اين امتيازي غير منصفانه براي اوست که این مخالفت بعدا ردّ شد. اُسكار 22 نوامبر 1986 با دو پای ناقص در فدراسیون آفریقای جنوبی به دنیا آمده بود که چندی بعد، جرّاحان هر دو پاي او را از زیر زانو قطع کردند. قطع هر دو پا، اُسکار را از تعقیب علاقه اش به دویدن بازنداشت. دویدن و تمرین دویدن کردن او با پای مصنوعی جلب توجه کرد و انتشار تصاویر او در این حالت در رسانه ها، برایش شهرت جهانی کسب کرد و همین شهرت مانع از آن شد که نتوانند اورا از شرکت در مسابقه های دویدن ـ در بخش سرعت (100 متری، 200 متری و 400 متری) بازدارند و در مسابقه های جهانی سال 2012 در دوِ ِ 400 متری برنده جایزه طلا و در دوِ ِ 200 متری برنده نقره شد.
    
اُسکار و ریوا

در فوریه 2013 (بهمن 1391)، اُسکار و در آن زمان 25 ساله دوباره خبرساز شد و این بار، نه به خاطر دویدن با آن پای مصنوعی معروف، بلکه به علّت «قتل» ـ قتل دوست دخترش Reeva که قبلا گزارش شده بود علاقه زیاد نسبت به یکدیگر دارند و در آستانه امضاء کردن قرارداد نکاح هستند. «قتل» 14 فوریه (25 بهمن) در ساعات شب و در خانه اُسکار و با شلیک گلوله صورت گرفته بود. اُسکار به پلیس گفته بود، صدای باز شدن غیر معمول در را شنید و به گمان ورود دزد و یا دشمن، به آن سوی که روشنی نداشت (راهرو) شلیک کرد که گلوله به «ریوا» که وارد خانه شده بود اصابت کرد. هیأت منصفه دادگاه اورا مجرم تشخیص داد ـ ولی جرم ِ قتلِ بدون سَبق تصمیم و قصد کشتن «ریوا» را از قبل داشتن، که در اصطلاح قضاییCupadle Homicide خوانده می شود و قاضی دادگاه اورا به پنج سال زندان محکوم کرد ـ مجازات قتل غیرِ عمد. وکیل اُسکار نسبت به این حکم درخواست پژوهش (تجدید نظر) داده است.
     «ریوا» در دانشگاه، تحصیل حقوق کرده و در یک دارالوکاله سرگرم گذرانیدن دوران کارورزی خود بود. «ریوا» در دوران تحصیل با یک آژانس آگهی های تلویزیونی کار می کرد. وی باید تا رسیدن به 30 سالگی دستیار وکیل دعاوی می بود تا پروانه وکالت بگیرد زیراکه «داشتن حد اقل 30 سال سن» از شرایط وکیل و مشاور قضایی شدن است و تا این سن، پارالیگال (دستیار وکیل دعاوی) خوانده می شوند. «ریوا» در جوانی یک سوارکار بود که پس از افتادن از اسب و آسیب دیدن کمر و پایش از ادامه آن دست کشیده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تبرئه ترامپ در محاکمه پارلمانی و اظهارات او حاکی از بازگشت و اشاره وی به جنبش میهن پرستانه و ...
13 فوریه 2021 (25 بهمن 1399) و 23 روز پس از تغییر رئیس جمهوری آمریکا، سنای این فدراسیونِ 333 میلیونی، دونالد ترامپ ـ چهل و پنجمین رئیس جمهوری را از اتهام «تحریک هوادارانش که ششم ژانویه 2021 به ساختمان کنگره حمله کردند که ضمن آن 4 تن کشته شدند» تبرئه کرد. مجلس نمایندگان آمریکا که در آن حزب دمکرات اکثریت دارد رأی به محاکمه پارلمانی (ایمپیچمنت) ترامپ داده بود و محاکمه در سنا صورت گرفت، 4 روز طول کشید، ولی نتوانست آراء دو سوم سناتورها را بدست آورد. 57 سناتور رای به محکومیت دادند که کافی نبود. حزب جمهوریخواه 50 سناتور دارد که 7 سناتور این حزب با دمکرات ها و غیر حزبی ها همآواز شده بودند. ترامپ که مدعی تقلّب در انتخابات سوم نوامبر 2020 است هنوز نتایج این انتخابات را رسما تأیید نکرده است.
    ترامپ نخستین رئیس جمهوری آمریکا است که دوبار ایمپیچ شده است.
    دونالد ترامپ ضمن سپاسگزاری از سناتورهایی که در جریان محاکمه پارلمانی از او حمایت کردند گفت که جنبش میهن پرستانه از سر گرفته خواهد شد و در آینده ای نزدیک، چیزهای زیادی را که برای گفتن دارد مطرح می کند.
    وی با تأکید گفت که برنامه های متعدد پیش روی دارد و بزودی برای تأمین آینده درخشان آمریکا پا به میدان خواهد گذارد.
    در تفسیر اظهارات ترامپ گفته شده است که باید منتظر شد و دید که آیا او در چارچوب حزب جمهوریخواه فعالیت خودرا آغاز می کند و یا جداگانه، که اگر جداگانه باشد، حزب جمهوریخواه تضعیف خواهد شد و احتمالا منشعب. در این تفسیرها آمده است که با توجه به آسیبی که ترامپ در طول 4 سال حکومت خود از رسانه ها که عمدتا مخالف او بودند دیده است، ممکن است که درصدد ایجاد یک گروه ژورنالیست ورزیده و چند رسانه و حتی سرچ انجین و شبکه سوشل میدیا برآید و به هر حال چهره داخلی آمریکا رنگ دیگری خواهد داشت. ترامپ در انتخابات سوم نوامبر 2020 هفتاد چهارمیلیون و 111هزار و 419 رای و عمدتا در استیت های جنوبی و مرکزی بدست آورد و بیشتر این افراد در هواداری و اِعمال عقیده تعصب خاص دارند.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تاريخ از نگاهي به تصوير
یک دیدار یک واکنش و دهها تفسیر و اظهار نظر
دیدار در مسکو در فوریه 2014

این تصویر 13 فوریه 2014 از فیلدمارشال عبدالفتّاح السیسسی فرمانده وقت ارتش مصر که اشاره کرده بود ممکن است در انتخابات ریاست جمهوری این کشور نامزد شود تا مسائل سیاسی و اختلاف نظرها در جامعه مصر ازمیان برود با ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه فدراتیو در کاخ کرملین برداشته شده و در رسانه ها ـ در گوشه و کنار جهان ـ انتشار یافته بود. پوتین در این ملاقات خطاب به السیسی گفته بود: "تصمیم شما به نامزدشدن در انتخابات، وظیفه شناسی تان را در قبال مصریان ثابت می کند.". این اظهار پوتین، تعبیر به حمایت او از تصمیم السیسی براي ریاست بر مصر شده بود.
    اصحاب نظر که از دیدار به دور از انتظار السیسی از مسکو در وضعیت آن روز مصر شگفت زده شده بودند گفته بودند که این دیدار و احتمال خرید 3 میلیارد دلار اسلحه از روسیه نشان از بازگشت قاهره به سوی مسکو و نتیجه اش دورشدن از آمریکا است. مصر از دهه 1950 تا اواسط دوران حکومت انورسادات، متحد مسکو بود و از روسیه اسلحه می خرید و بسیاری از افسران مصری ازجمله حُسنی مبارک که 30 سال رئیس جمهوری مصر بود در مسکو آموزش نظامی دیده بودند و در جریان ملّی شدن آبراه سوئز، اگر اخطار مسکو نبود ـ انگلستان، فرانسه و اسرائیل مصررا تصرف کرده بودند.
     شگفتی اصحاب نظر همچنین از این بود که السیسی می خواست با پول دولت سعودی و امارات ـ دوستان آمریکا ـ از روسیه اسلحه بخرد. تعجب دیگر، واکنش وزارت امور خارجه آمریکا به اظهارات پوتین درباره نامزدی السیسی در انتخابات ریاست جمهوری مصر بود حال آنکه در اظهارات پوتین و السیسی در کرملین اشاره ای به آمریکا نشده بود. این دیدار، اظهارات، واکنش و تفسیرها در زمانی صورت می گرفت که مسکو دوباره وارد مدیترانه شده و در یک بندر سوریه استقرار یافته است.
    مرور زمان نشان داد که السیسی در انتخابات شرکت کرد و رئیس جمهوری شده است و پوتین در فوریه 2015 ـ در جریان بحران اوکراین و تحریم محدود روسیه از جانب غرب، از مصر دیدار و با او گفت و گو کرد.
    
دیدار در قاهره در فوریه 2015

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
4 عکس از میان عکس های برگزیده سال 2016 که هرکدام واقعیتی را عیان و بیان می کند و سندی برای تاریخ
بنیاد غیر انتفاعی World Press Photo که در 1955 تاسیس شده و مقرّ آن در امستردام (هلند) است و داوران آن هر سال، بهترین عکس های سال پیش از آن را در زمینه های فتوژورنالیسم، عکس از زندگی روزمره و ... انتخاب و به برندگان جایزه نقدی می دهد، 13 فوریه 2017 عکس های انتخاب شده سال 2016 ـ را اعلام کرد که بمانند گذشته بزودی در یک کتاب چاپ و توزیع می شوند. قبلا عکس های فتو ژورنالیستی برای داوری انتخاب می شدند ولی از سال 2011 عکس هایی از زندگی روزمره که در رابطه با حقوق بشر باشند ـ صرف نظر از اینکه فتوژورنالیست و یا فرد خارج از این حرفه گرفته باشد در این داوری شرکت داده می شوند. از زمانی که سلفون ها و تابلت ها و برخی انواع ساعت های مچی و جیبی می توانند عکس ثابت و یا متحرک بگیرند، هرکس می تواند از صحنه های جالب و یا رویداد که برایش غیر مترقبه و یا برای دیگران درس و سند باشد عکس بگیرد و از طریق رسانه ها و امروزه سوشل میدیا منتشر کند که خدمت بزرگی است به بشریت و افشاء فساد و نقض حقوق انسان.
     این بنیاد 13 فوریه 2017 شماری از عکس های برگزیده سال 2016 را به صورت ردیف بندی برندگان اول تا ... در وبسایت خود و نیز در اختیار رسانه ها قرار داده و انتشار یافته اند. 4 عکس از عکس های برتر سال 2016 از این قرار اند:
    
    



    این عکس که 19 دسامبر 2016 توسط برهان اوزبیلیچی فتوژورنالیست اسوشییتدپرس در ترکیه گرفته شده مولود آلتین تاش پلیس 22 ساله را نشان می دهد که در یک نمایشگاه هنری آنکارا پس از کشتن نیکلای کارلوف سفیر روسیه، بالای جنازه بر زمین افتاده او ایستاده و شعار می دهد. مولود در روز استراحت خود بود (اصطلاحا؛ آف دیوتی). وی همانجا کشته شد و با مرگ او، واقعیت امر و انگیزه وی از این قتل به درستی کشف نشده است. چه کسی به او گفته بود که در آن روز، سفیر روسیه از نمایشگاه دیدن خواهد کرد؟!. به رغم قتل سفیر، دولت روسیه به دلایل ژئوپولیتیک و سیاست های دیگر برآشفته نشد و واکنش تند که انتظار می رفت از خود نشان نداد و بنابراین، قضاوت به تاریخ سپرده شد.
    _ _ _ _ _
    
    



    گروهی پناهجوی با این زجر و مشقّت از رودخانه عبور می کنند تا از یونان به مقدونیه و از آنجا اگر بتوانند به یک کشور اروپایی دیگر بروند. آنان پس از آوارگی از خانه و کاشانه خود در وطن، دل به دریا زده و با تحمل رنج، درد و عذاب، عبور از بیابان، کوه و دریا در سال 2016 خودرا به یونان رسانده بودند و یک پرسش در سر داشتند: چرا باید به این روز سیاه می افتادیم؟، چه سیاستی باعث بدبختی و آوارگی ما شد؟ و بر باعث آن نفرین می کردند. «وادیم گیردا» فتوژورنالیست اسوشییتدپرس که این عکس را گرفته گفته است: با این کاروانِ درد و عذاب همراه شدم و عکس ها گرفتم تا این عکس ها باعث شود که قدرتمداران پیش از طرح سیاست و برنامه، زیانها و آوارگی های انسانی ناشی از آن را در نظر آورند. تاریخ نشان می دهد که مقام ها همیشه بر خَرِ مُراد سوار نبوده اند. قدرت دائمی نیست.
    _ _ _ _ _
    
    



    شب بود و این زن و شوهر در خانه روستایی خود در دهکده لوهانسکایای اوکراین در رختخواب غنوده بودند که در نیمه شب از صدای انفجار بمب و غرّش هواپیما از خواب پریدند. یک بمب خانه همسایه را منهدم کرده بود و ایندو از میان آتش و دود چنین دست بفرار زدند که چند لحظه بعد آتش به خانه آنان هم سرایت کرد و همه جا را سوزاند و ویران ساخت. چرا روسیه باید جماهیریه می شد و پس از گذشت 5 قرن یکپارچگی، فروپاشی می کرد و اوکراینی ها که قربانی گروهی قدرت طلب داخلی و خصومت و رقابت قدرت های بزرگتر شده اند، دیگر آرامش نداشته باشند و مأیوس از آینده خود. این عکس را والری ملنیکوف گرفته است.
    _ _ _ _ _
    
    



    این عکس که از ساق پای یک بانوی اُیغور گرفته شده است نشان می دهد که او اسکناس هایش را به جای گذاردن در کیف دستی، در جوراب خود قرار داده است. عکّاس مربوط خواسته است نشان دهد که تَرک عادت و سنّت زمان می برَد. سالها است که گذاردن اسکناس در جوراب، عادت بانوان این منطقه از جهان و امتداد آن تا دریای عُمان شده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
یک عکس خبری انتخابی «ورلد پرس فتو» از میان عکس های سال 2009: فریاد در تاریکی شب و از پشت بام!
«ورلد پرس فتو World Press Photo» در فوريه هر سال در آمستردام از میان عکس های خبري آن سال چند عکس را (طبق قضاوت خود) به عنوان تصاویر خوب انتخاب و اعلام می کند.
    طبق اصول روزنامه نگاری، عكس خبري خوب تصويري است كه مخاطب با مشاهده آن (بدون خواندن زيرعكس و مطلب آن) متوجه موضوع شود. به عبارت ديگر: عكس، خود داستان را بيان دارد، و به همين جهت است كه گفته اند روزنامه نگار علاوه برقلم، با دوربين هم مي نويسد.
    درمیان عکس های خبری سال 2009 که در فوریه 2010 برای معرفی انتخاب شدند عکسی وجود دارد که فتوژورنالیست ایتالیایی پیترو ماستوزو Pietro Masturzo در تهران گرفته بود. طبق اعلامیه ورلد پرس فتو، این عکس (عکس زیر) بیست و چهارم ژوئن 2009 (سوم تیرماه 1388) برداشته شده بود و به اظهار فتوژورنالیستِ صاحب آن زنی را در ساعات شب در پشت بام و درحال دادن شعار اعتراض به نتیجه انتخابات ایران که دو هفته پیش از آن اعلام شده بود نشان می دهد.
    بسیاری از رسانه ها بویژه رسانه های آمریکا این عکس و اعلامیه «ورلد پرس فتو» را بدون اظهار نظر پخش و منتشر کرده بودند! .


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 14 فوريه
  • 1349:   گروهي از مردم استراسبورگ (شهري در شمال شرقي فرانسه، در منطقه آلزاس و نزديک به مرز آلمان) به جان يهوديان شهر افتادند، جمعي از آنان را سوزاندند و بقيه را اخراج کردند. يك روزنگار (کرونیل) مسيحي، شمار يهوديان مقتول در اين رويداد را دو هزار تن نوشته است.
        
        
  • 1400:   ریچارد دوم که از ده سالگی! پادشاه انگلستان شده بود و پس از 22 سال سلطنت، توسط عمویش ـ هنری چهارم برکنار و در قصر پاترفراکت Ponterfract زندانی شده بود درگذشت. به نوشته مورخان، هنری چهارم به نگهبان قصر دستور داده بود که او را گرسنگی دهد تا بمیرد. هنری چهارم شنیده بود که برخی از فرماندهان ارتش می خواهند ریچارد را به سلطنت بازگردانند.
        
        
  • 1849:   جيمز ناکس پولک James knox Polk نخستين رئيس جمهوري آمريکا بود که 14 فوریه 1849 با دوربين از او عکس گرفته شد. اين عکس در شهر نيويورک گرفته شد. در آن تاريخ، از عُمر دوربين عکاسي و چاپ عکس، زماني طولانی نمي گذشت. قبلا تصاوير به صورت ترسيم بود. با طرح و نقشه پولک بود که کالیفرنیا و چند منطقه دیگر را با جنگ از مکزیک جدا و ضمیمه فدراسیون آمریکا کردند.
    James Polk


        
  • 1876:   «الکساندر گراهام بِل» اختراع خود ـ تلفن را به ثبت داد تا به نام او باقي بماند.
        
        
  • 1899:   در پي یک جرّ و بحث هاي طولاني، کنگره آمريکا بر استفاده از ماشين راي گيري Voting Machine صحّه گذارد و نصب آن در حوزه هاي راي گيري را تصويب کرد. اين ماشين در آغاز کار دستي بود، نه برقي و الکترونيک که بعدا تکمیل شده است. با وجود این، در هر رای گیری به دقّت این ماشین ها تردید و از آن انتقاد می شود. به هر حال، اگر نسبت به نتیجه آراء اعتراض باشد، آراء از بایگانی خارج و با دست شمرده می شوند و مشاهده است که نتایج شمارش با دست با شمارش ماشین فرق داشته است.
        
    In 1881, Anthony Beranek of Chicago patented the first voting machine appropriate for use in a general election in the United States
        
  • 1895:   «ماكس هركايمر» فيلسوف و جامعه شناس آلماني به دنيا آمد.
        
        
  • 1918:   روسيه شوروي تقويم گريگوري را جانشين تقويم ژوليان کرد و به اين ترتيب يکم فوريه ـ 14 فوريه شد. اين اقدام روسيه از يکم فوريه طبق تقويم ژوليان آغاز و تقويم آن کشور 14 روز به جلو کشانيده شد. تقويم ژوليان از سال 46 قبل از ميلاد عموميت يافته بود و تقويم گريگوري که از قرن بيستم تقويم يونيورسال (جهاني) شده است از سال 1582. روسيه آخرين کشور اروپايي بود که تقويم ژوليان را کنار گذارد. تطبیق تاریخ ها مدت ها طول کشید تا از ذهن برود.
        
        
  • 1929:   در این روز (14 فوریه 1929 ـ روز والنتاین) در شهر شیکاگو، چهار گانگستر وابسته به اَل کاپون در گاراژ یک پارک، هفت تَن از گانگسترهای دسته رقیب ـ دسته مورانا را بدام انداختند و دستور دادند که در کنار دیوار بایستند و هر هفت را اعدام وار با شلیک گلوله کشتند که این رویدا به Valentine,s Day Massacre عنوان گرفته است. دسته چهارنفری، لباس پلیس بر تن داشتند.
        
        
        
  • 1941:   آلمان براي حمايت از نظامیان ايتاليائي در شمال آفريقا كه مورد تعرض انگليسي ها قرار گرفته بودند در ليبي و تونس نيرو پياده كرد و جنگ شمال آفريقا شدت گرفت.
        
        
  • 1942:   چتربازان ژاپني با شعار اخراج استعمارگران غرب از مشرق زمین در سوماترای اندونزی فرود آمدند و ضمن جنگ با هلندي های استعمارگر به تصرف اين منطقه پرداختند که جزيره اي بزرگ است.
        
        
  • 1946:   «بانک انگلستان» ملّی (دولتی) شد.
        
        
  • 1956:   خروشچف رهبر وقت شوروي در آخرين جلسه كنگره بيستم حزب كمونيست اين كشور برخي از اقدامات خشونت آميز استالين رهبر متوفاي شوروي را محكوم و تقبيح كرد. به باور برخي از مورخان، خروشچف با اين اقدام طلسمي را شکست که مآلا به فروپاشي شوروي انجاميد.
        
        
  • 1958:   پادشاهان اردن و عراق ـ دو کشور دست ساخت انگلستان پس از جنگ جهانی اول كه موجوديت خود را در برابر گسترش ناصريسم در خطر مي ديدند تصميم به تاسيس فدراسيون اردن و عراق گرفتند كه پنج ماه بعد كودتاي ژنرال قاسم به عُمر سلطنت در عراق پايان داد.
        
        
  • 1979:  


    آدولف دابز Adolph Dubs سفير آمريكا در كابل ربوده و كشته شد. دابز 59 ساله با روي کارآمدن کمونيست ها، به سفارت آمريکا در کابل منصوب شده بود. گفته شده بود که ربوده شدن او، کار گروه «سِتَم ملی» به رهبری محمدطاهر بدخشی بود ولی این اتهام هنوز ثابت نشده است. بدخشی با اینکه قبلا از همکاران حزب کمونیست افغانستان بود و به وزارت رسیده بود مخالف تمرکز قدرت در دست پشتون ها بود و از تقسیم اختیارات دولتی جانبداری می کرد. وی چندی پس از قتل سفیر آمریکا کشته شد. دابز پس از ربوده شدن با اتومبیلش از خیابان، به یک هتل برده شده بود که پلیس هتل را محاصره و تیراندازی روی داده بود که در جریان تیراندازی دو تن از ربایندگان دابز نیز کشته شدند. دولت آمريکا از زمان قتل دابز تا سال 2002 (پس از برکنارشدن طالبان) سفير ديگري به کابل نفرستاده بود.
        
        
  • 1989:  


    چهاردهم فوریه 1989 از سوي آية الله خميني براي سَرِ «سلمان رُشدي» نويسنده كتاب آيه هاي شيطاني جايزه تعيين شد و اين فتوا همچنان به قوت خود باقي است. به رغم مُرتَد خوانده شدن سلمان رشدي از سوی آیت الله خمینی، پادشاه انگلستان در سال 2007 به او لقب Sirداد. رُشدی در بمبئي هند به دنياآمده و تبعه انگلستان است. وی کتاب های داستانی و غیرداستانی متعدد نوشته است.
        
        
        
  • 1981:   يک نايت کلاب (بار و جايگاه رقص) در شهر دوبلين (جمهوري ايرلند) ديروقت شب آتش گرفت که ضمن آن 48 تَن کشته و 214 نفر مجروح شدند. هنگام وقوع حريق، بيش از هشتصد نفر در اين نايت کلاب بودند. وقوع چنين رويدادي در مورد نايت کلاب ها بي سابقه نبوده است.
        
        
  • 1991:   در حمله موشكي آمريكا به بغداد 300 تن كشته شدند.
        
        
  • 2005:  


    «رفيق حريري» ميلياردر لبناني و قبلا پنج بار (متناوبا از سال 1992 تا سال 2004) نخست وزير اين کشور بر اثر انفجار کشته شد. اين انفجار به قدرت هزار کيلوگرم تي ان تي هنگام عبور خودرو حامل حریری از يک خيابان بيروت، به وقوع پيوست. انفجار به رهگذران و ساختمانهاي اطراف آسيب رسانيد و جمعا 21 تن کشته شدند. وي يک دولتمرد مخالف مداخله سوريه در امور لبنان بود. رفیق حریری که ثروت خودرا عمدتا از کار ساختمان در کشور سعودی به دست آورده بود سال ها در این کشور زندگی و فعالیت کسب و کار کرده بود. وی همچنین تابعیت دولت را سعودی به دست آورده بود. با اينکه براي بررسي اين رويداد و کشف عامل اصلي آن يک کميسيون بين المللي تشکيل شده است هنوز نتيجه قطعي به دست نيامده است.
        
        
  • 2005:   از این روز You Tube ویژه اشتراک ویدئو آغاز بکار کرده است.
        
        
  • 2008:  
    Steven

    در این روز که در آمریکا و کشورهای انگلیسی زبان والنتاین دی Valentine Day است و روز ارسال گل و احترام، یک دانشجوی 27 ساله فوق لیسانس به نام Steven Kazamierczak مسلحانه وارد یک تالار دانشگاه ایلی نوی شمالی در شهر دکالب شد و به سوی سخنران که یک استاد بود و دانشجویان تیراندازی کرد. در این تیراندازی 5 دانشجو کشته و 21 تن دیگر مجروح شدند و استیون پیش از ورود پلیسِ دانشگاه، خودکشی کرد و انگیزه عمل او در پرده باقی ماند. وی با خود چند سلاح حمل می کرد که آنها را زیر لباس زمستانی اش پنهان کرده بود.
        
        
  • 2018:  
    نیکلاس در لباس زندان

    یک جوان 18 ساله به نام نیکلاس کروز Nikolas Cruz در در این روز ـ Valentine Day در دبیرستان پارک لَند در استیت فلوریدا به سوی دانش آموزان و کارکنان مدرسه تیراندازی کرد، 17 تن را کشت و 17 نفر دیگر را مجروح ساخت و فرار کرد. وی ساعتی بعد دستگیر شد و با اینکه سه سال از این واقعه گذشته هنوز حُکم مجازات او صادر نشده و انگیزه او از این اقدام، مبهم مانده است!. این، پُرتلفات ترین تیراندازی در یک دبیرستان آمریکا بوده است. در سال 1999 در دبیرستان کُلمباینِ استیت کلرادو تیراندازی مشابهی روی داده بود که ضمن آن 15 نفر کشته شده بودند.
        
        
  • کارنامک نوشيروان (خاطره ای از مولف)
    ... و دکتر روزنفلد، اندرزگوی بهداشت هم درگذشت ـ پزشکی که در ایران به همان اندازهِ آمریکا شهرت داشت، چرا؟
    نیمه دوم دهه 1330 بود و من در تحریریه روزنامه اطلاعات، خبرنگار. سردبیران وقت، اظهارات تلفنی و یا نامه مَکتوب مخاطبان را که درباره روزنامه و مطالب آن بود در تابلو اعلاناتِ اطاق خبر قرار می دادند تا همه دبیران میزها، نویسندگانِ نشسته (ستادی) و خبرنگاران بخوانند، آگاه شوند و اقدام کنند ـ همین کاری که در آمریکا، پابلیک اِدیتورها می کنند. موردی که مخاطبان روزنامه پی در پی خواستار آن بودند؛ پاسخ به پرسش های پزشگی بود که قبلا مهدی نراقی به صورت پراکنده می نوشت و چاپ می شد ولی از زمانی که رئیس اداره ثبت شرکت ها شده بود، وقت این کار را نداشت و ستون مربوط حذف شده بود. او عمدتا از منابع فرانسوی ترجمه می کرد.
        این خواستِ مخاطبان در ذهن من مانده بود تا اینکه در سال 1356 و برای یک سال، نماینده روزنامه اطلاعات در آمریکای شمالی شدم. یکی از کارهای من در اینجا، دیدن تلویزیون ها، گوش کردن به رادیوها و خواندن نشریات بود تا مطالب مهم و جالب را انتخاب، ترجمه و به تهران تلکس کنم. ضمن این کار، دیدم که یک پزشک بسیار دانشمند و ساده گو و ساده نویس به نام دکتر عیسادور روزنفِلد Dr. Isadore Rosenfeld در رسانه های آمریکا نه تنها به پرسش های پزشکی پاسخ می دهد ـ پاسخ قابل فهم عامه، بلکه هربار به مناسبتی درباره علائم یک بیماری، راههای پیشگیری و درمان و ... سخن می گوید و می نویسد.
        تألیفات او تا آن زمان و بریده نوشته هایش را با خود به ایران آوردم تا ستون اختصاصی در روزنامه بازکنیم که انقلاب آغاز شد و به تدریج صفحات روزنامه کم شد و دچار کمبود جا شدیم.
        در بازگشت به آمریکا کتاب ها و مطالب تازه دکتر روزنفلد بویژه مطالب او در مجله پارید را جمع آوری کردم، آنها را به صورت پرسش و پاسخ در آوردم مخصوصا از کتاب های او؛ سیمپتوم، بهترین درمان، راههای تازه پیشگیری، جانشین داروها، طول عُمر و ... که شهرداری تهران یک روزنامه غیرسیاسی به نام «همشهری» تأسیس کرد و من که از فروردین 1372 در آن روزنامه دارای چند ستون شده بودم، جای مطالبی را که از تألیفات و نوشته های دکتر روزنفلد به صورت پرسش و پاسخ درآورده بودم در صفحه آخر این روزنامه یافتم که دبیر آن محمد فاضلی (سردبیر کنونی روزنامه ایران و قبلا ایرنا) بود.
         این پرسش و پاسخ ها سال ها در همان محل (صفحه آخر روزنامه همشهری) چاپ می شد و مخاطب فراوان داشت. مؤسسه همشهری در سال 1375 یک کتاب 328 صفحه ای حاوی این پرسش و پاسخ ها چاپ و منتشر کرد بدون اینکه نام تهیه کننده آن مطالب را که من بودم درج کند و نوشت: ترجمهِ واحد رسانه های خارجی همشهری! که من با این واحد ارتباط نداشتم. این عمل، در نظام اسلامی و در یک مؤسسه عمومی صورت گرفت. هزاران نسخه از کتاب بفروش رفت و بر شهرت دکتر روزنفلد در ایران افزود.
         این مطلب را به این جهت نوشتم که سی ام ژانویه 2018 رسانه ها خبر از درگذشت دکتر روزنفلد دادند که مرا هم غمزده ساخت. وی متولّد هفتم سپتامبر 1926، در 91 سالگی جان سپرد. دکتر روزنفلد که در مونترآل کانادا و در یک خانواده مهاجر از روسیه به دنیا آمده بود از 4 سالگی آرزوی پزشک شدن داشت. او در دانشگاه مَکگیل کانادا و نیز در آمریکا به تحصیلات خود ادامه داد و Cardiologist (کارشناس قلب) شد ولی پزشک عمومی بودن را هم از دست نداد، با دختر یک پزشک قلب ازدواج کرد و دارای سه پسر و یک دختر شد. او ضمن مطب داری و فعالیت رسانه ای و تألیف کتاب، به تدریس در دانشکده پزشکی دانشگاه کُرنِل نیز ادامه می داد، یکشنبه ها یک برنامه پرسش و پاسخ پزشکی پُر مخاطب در شبکه تلویزیون فاکس نیوز داشت، از مقامات جامعه پزشکی نیویورک بود و از فعالان «درمان یکنواخت برای همه، صرف نظر از هزینه آن».
        
    دکتر روزنفلد


        
    روی جلد معروف ترین کتاب تالیف دکتر روزنفلد

     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    نامه به مولف
    به جاي ساختن، واژه هاي فارسي را در ميان تاجيکيان و نقاط دور دست بيابيد و جايگزين سازيد
  •   مخاطبي نهم فوريه 2006 در ایمیل ارسالی خود نوشته بود:
        
        "تلاش هاي اخير براي فارسي سازي كلمات در خور قدرداني است و توصيه من اين است كه نخست، تلاش شود كلمات فارسي از روستاها و شهرستانهاي دوردست و از ميان تاجيكها (افغانستان و تاجيكستان و بخارا) جمع آوري شود و ترجيحا از آنها استفاده شود؛ تا ساختن واژه تازه از ترکيب کلمات و يا با افزودن پيشوند و پسوند که مي شوند واژه هاي ساختگي، و مشکل است در ذهن مخصوصا ذهن سالمندان و ایرانیان برون مرزی جاگزين شوند و جا بيافتند و اگر شمار اين ويژه ها زياد شود از خير خواندن روزنامه و کتاب خواهند گذشت. مثلا: تاجيكها حامي را «ياريگر»، ماوراءالنهر را «فرارود» و ... گويند كه كلماتي شيوا و مانوس هستند. به هر حال، دعوت از زبان شناسان و اديبان تاجيك براي مشاركت در فرهنگستان ما لازم است زيرا كه زبان فارسي منحصر به ما نيست، به همه فارسي زبانان تعلق دارد كه بايد در غني سازي و پالايش آن همكاري كنند.".

  • فوريه 2006 - رفتار نه چندان دوستانه با مسافران ترانزيت ايراني در فرودگاه پاريس
  •   در دو هفته منتهی به دهم فوريه 2006، چهار پيام جداگانه از مخاطبان در آمريكا دريافت شده بود كه اين مخاطبان مدعي شده بودند كه در سر راه خود از آمريكا به ايران، از طريق پاريس، و همچنين در بازگشت از همين مسير، در فرودگاه پاريس رفتار عادي و مناسب از كاركنان فرودگاه نسبت به ايرانيان مشاهده نكرده بودند.
        اين مخاطبان اضافه كرده بودند كه قبلا از اين فرودگاه براي رفت و بازگشت به وطن استفاده نكرده بودند و اين بار تنها به دليل 200 دلار ارزانتر بودن بليت هاي ارفرانس، اين مسير را انتخاب كرده بودند كه پشيمان هستند. اين مخاطبان نوشته بودند كه درباره تمدن و فرهنگ فرانسويان داستانها شنيده بودند كه اينك نسبت به اين شهرت مردّد شده اند و ....
        

  • تداعي اظهارات فوریه 2006 محمد خاتمي در کوالالامپور در ذهن يك استاد دانشگاه
  •   12 فوريه 2006 استاد ايراني يك دانشگاه در ايالت واشنگتن آمريكا (ايالت شمال غربي اين كشور) در پيامي ارسالی نوشته بود:
        
        "هر زمان كه در رسانه ها نامي از محمد خاتمي (رئيس جمهور سابق) مي بينم و يا مي شنوم، ناخودآگاه به ياد تقاضاي شما (مؤلف این تاریخ آنلاین) به تجدید پروانه انتشار يك نشريه (سپيده دم) مي افتم كه دولت وي (معروف به دولت اصلاحات!) در طول هشت سال زمامداري، برايش اقدام مثبتي نكرد. من شرح قضیه را در تاریخ آنلاین شما و یک روز که در سفر تهران بودم، آنجا در یک روزنامه محلی خواندم. امشب (12 فوريه 2006) از تلويزيون شنيدم كه او (خاتمي) در كوالالامپور باز از دمكراسي سخن گفته بود و حفظ آرامش و دوري گزيدن از راديكاليسم. بايد گفت كه دمكراسي براي حفظ حقوق انسان طراحي شده است، ابزار تامين حقوق انسان است، و يك انسان كه عمري را صرف تحصيل و كسب تجربه كرده است حق دارد در ميهنش و جايي كه به دنيا آمده است اين تحصيلات و تجربه را بكار اندازد و خود و ديگران از آن سود ببرند. شما (مؤلف این تاریخ آنلاین) دهها سال تجربه موفق در روزنامه نگاری دارید، چرا نباید از خود روزنامه داشته باشید که پروانه انتشار چنین روزنامه ای (روزنامه سپیده دم) را در تابستان 1359 به نام شما تصویب و صادر کردند؟.".
        
        

  • احتمال جنگ آمریکا و کره شمالی یک در صد (تقریبا صِفر) است ـ شرح ملاقاتی کم سابقه و لبخندی که به تغییر اذهان کمک کرد
  •   پرسش
        13 فوریه 2018، مخاطب این تاریخ آنلاین از کالیفرنیا: در پی این همه تهدید متقابل، سرانجام آیا آمریکا و کره شمالی وارد جنگ خواهند شد؟.
        
        پاسخ
        
        احتمال وقوع جنگ میان آمریکا و کره شمالی یک در صد (تقریبا صِفر) است. کره شمالی طبق برآوردها، 13 تا 63 بمب اتمی در زرّادخانه خود دارد با موشک های دوربُرد که بتوانند این بمب ها را به هدف برسانند. انفجار بمب هسته ای، چه به هدف بخورد و چه «فال اوت» کند، محیط اطراف را آلوده، ناسالم و کشنده می سازد و کره شمالی همسایه دیوار به دیوار چین و روسیه ـ دو قدرت نظامی است. ولادی وُستوک ـ بندر بزرگ و پُرجمعیت روسیه در فاصله ای نه چندان به دور از مرز کره شمالی قرار دارد و همچنین شهر بزرگ شِنیانگ چین و .... بیژینگ (پکن) پایتخت چین نیز به محاذات کره شمالی واقع شده است. بنابراین، روسیه و چین ـ به خاطر خود هم که شده ـ مانع از جنگ آمریکا و کره شمالی خواهند شد. شهر سئول پایتخت کره جنوبی در جنوب مدار 38 درجه عرض جغرافیایی واقع است که دو کره را از هم جدا کرده است.
        اگر به فرض تقریبا محال، میان آمریکا و کره شمالی جنگ روی دهد، این جنگ اتمی خواهد بود و کره شمالی ها ژاپن و صنایع کره جنوبی ها که در ارتباط با آمریکا هستند و پایگاههای نظامی آمریکا در کره جنوبی و مناطق اطراف را هدف قرار خواهند داد. آمریکا در کره جنوبی نزدیک به 40 هزار نظامی دارد. شمالی ها می دانند که ژاپن میلیاردها دلار در آمریکا ذخیره پولی دارد که در صورت آسیب دیدن، این پول را خارج خواهد ساخت تا خرابی ها را ترمیم کند. به علاوه، معاملات ژاپن با کشورهای دیگر، عمدتا با دلار آمریکا صورت می گیرد که در صورت بمباران اتمی شدن، به پول آمریکا که نقش وسیعی در قدرت این کشور دارد آسیب وارد خواهد شد و همچنین در مورد صنایع کره جنوبی. کره ای ها ـ چه شمالی و چه جنوبی ـ مسئله جدایی خود را نتیجه اشغال نظامی 35 ساله ژاپنی ها می دانند. ژاپن در 1910 شبه جزیره کره را که قبلا وابسته به چین بود پس از وارد ساختن یک شکست نظامی به چین، رسما وابسته به خود کرد. در سال 1945 و دو روز پس از بمباران اتمی ژاپن، دولت مسکو به ژاپن اعلان جنگ داد و شمال شبه جزیره کره را تصرف کرد که پس از جنگ، آمریکا هم در جنوب این شبه جزیره مستقر شد و قرار بر این بود که دو قسمت کره با برگزاری انتخابات، یکی شوند که چنین انتخاباتی برگزار نشد و کره شمالی که کمونیست شده بود در ژوئن 1950 با لشکرکشی به جنوب درصدد تأمین وحدت از طریق جنگ برآمد و شهر سئول را تصرف کرد. دو روز پس از تعرّض، شورای امنیت سازمان ملل جلسه تشکیل داد. نماینده دولت مسکو تعمّدا در این جلسه حضور نیافت تا پیشنهاد فرستادن نیرو به کره را «وِتو» کند زیراکه مسکو خواهان ادامه جنگ و آسیب دیدن آمریکا ـ رقیب وقت خود ـ بود. به رغم اعزام نیرو از آمریکا و 20 کشور دیگر ازجمله ترکیه به کره جنوبی که در اجرای قطع نامه شورای امنیت صورت گرفت، کره شمالی در مدتی کوتاه همه کره جنوبی جز ناحیه کوچکی (پوزان) در جنوب غربی این سرزمین را تصرف کرد که آمریکا صدها هزار نیروی دیگر فرستاد که با صدها هزار داوطلب چینی رو به رو شدند. مسکو نیز علاوه بر تأمین اسلحه، چند اسکادران جت تازه ساختِ میگ ـ 15 به کمک شمالی ها فرستاد و به این ترتیب، پس از جنگ جهانی دوم، برای نخستین بار قدرت های وقت مستقیما در برابر هم قرار گرفتند. جنگ تا جولای 1953 ادامه یافت و بیش از دو میلیون کشته داد ازجمله 38 هزار آمریکایی. در جولای 1953 ترک مخاصمه اعلام شد که ادامه دارد. به عبارت دیگر؛ حالت جنگ پایان نیافته است و مدار 38 درجه همچنان خط تقسیم موقّت دو بخش کره است. ضمنا کره ای ها ظلم ژاپنی ها را از یاد نبرده اند که یک مورد از این ظلم ها، «سِکس سلِیو» کردن زنان کره ای و در اختیار نظامیان ژاپنی قراردادن آنان در جریان جنگ جهانی دوم بوده است. چینی ها نیز کشتارهای غیر ضروری ساکنان شهرهای خود به دست ژاپنی ها را فراموش نخواهند کرد.
        به نظر می رسد که کره ای های شمالی و جنوبی از کشتن یکدیگر اکراه دارند، زیراکه برادرند و همخون. در جریان جنگ سه ساله کره، شمالی ها تلاش داشتند که حتی الامکان از واردآمدن تلفات به غیرنظامیان جنوبی خودداری شود. دیده شده است که در 7 دهه اخیر، هرگاه احتمال وقوع جنگ رفته، با هم کنار آمده اند ازجمله در جریان بازی های المپیک زمستانی که در کره جنوبی برگزار شد و در آن ورزشکاران شمالی نیز شرکت کردند و با ورزشکاران جنوبی در یک دسته رژه رفتند. دهم فوریه 2018 بانو Kim Yo-Jong سی و یک ساله خواهر رهبر کره شمالی و عضو دفتر سیاسی حزب کمونیست این کشور، تحصیلکرده در سویس و دارای مقام دولتی به همراه Kim Yong-Nam رئیس جمهوری تشریفاتی کره شمالی که روز پیش از آن به جنوب آمده بودند در مراسم آغاز مسابقات شرکت کردند که مایک پنس معاون رئیس جمهوری آمریکا (معاون وقت) نیز به همین منظور در آنجا حضور داشت. باید توجه داشت که کره ای ها دارای چند نام خانوادگی معدود هستند.
        Moon Jae-In رئیس جمهوری کره جنوبی از بانو کیم و هیأت همراه او استقبال کرد و بانو کیم دعوت دستنویس برادرش از رئیس جمهوری کره جنوبی برای سفر به کره شمالی را به دست او داد که دعوت پذیرفته شد و مسئله اتمی ـ موشکی شدن کره شمالی کمرنگ گردید.
        همچنین انتشار عکس های بانو کیم با آن لبخند های دلنشین در گوشه و کنار جهان، خشونت ذهنی را که مردم سایر کشورها از کره شمالی داشتند تا حدی زیاد برطرف کرد که دیپلماسی جالبی بشمار آورده شده است.
        
    «مون جائه ـ این» رئیس جمهوری کره جنوبی از بانو «کیم یو ـ جونگ» خواهر رهبر کره شمالی استقبال می کند ـ در گوشهِ دیگر عکس، بانو کیم در کنار «کیم یونگ ـ نام» رئیس جمهوری تشریفاتی کره شمالی پس از ورود به جنوب دیده می شود و نیز عکسی از شعار ِ تصویریِ سران دو کره که در یک قایق سرنوشت قرار دارند ـ سرنوشت مشترک



  • پيام‌هاي تازه
    مخاطب: مطلبِ سازمان یابی مشروطه خواهان مندرج در سایت 13 فوریه را اصلاح کنید ـ مشروطه خواهان گیلانی و بختیاری بودند
  •  
        این پیام سیزدهم فوریه 2021 (25 بهمن 1399) واصل شد که پس از اندکی اِدیت در اینجا درج می شود و همینجا باقی خواهد ماند:
        
        سلام:
        
        در سایت 13 فوريه = 25 بهمن این تاریخ آنلاین برای ایرانیان، در مطلب زیر عنوان «سازمان يابي مشروطه خواهان ایران در گيلان ...» ـ مطلب اول سایت، خواندم که نوشته شده است: محمد ولی خان تُنکابنی از تنکابن (مازندران) به رشت (گیلان) آمد. این جمله از چند جهت درست نیست؛ یکی آن که تُنکابن با نام اصلی دیلم خاصه، در طول تاریخ بخشی از دیلمستانِ بزرگ و گیلان بود که در دوره معاصر در زمان محمدرضاشاه از استان اصلی خود گیلان جدا و ضمیمه مازندران شد که این تصمیم دولتی در آن زمان به باور اهالیِ امروزِ تنکابن از اول هم اشتباه بود. به علاوه تنکابن هنوز هم که هنوز هست مردمش فرهنگ گیلانی دارند و خود را بیشتر گیلانی می پندارند تا مازندرانی. در آن مطلب، جوری نوشته شده که محمد ولی خان تنکابنی از تنکابنِ مازندران به گیلان رفت، انگار که ایشان از کره مریخ درآمدند و به کره زمین ـ کشور ایران، استان گیلان آمدند. در حالی که فاصله تنکابن هنوز هم که هنوز هست چه از نظر مسافت، چه از نظر فرهنگی و چه از نظر نوع زبان گیلکی، به رشت مرکز گیلان نزدیکتر است تا شهر ساری مرکز مازندران. در پاراگراف بعدی نوشته شده که مشروطه خواهان شمال (گیلان و مازندران!). در حالی که در همه منابع تاریخی آمده است؛ شکست استبداد صغیر به دست مشروطه خواهان گیلان و بختیاری صورت گرفت.
        در تاریخ معاصر ایران، با جدایی شهرستان تُنکابن که آن زمان شامل رامسر تا نوشهر بود به اندازه کافی و بیشتر از حد کافی به گیلان ظلم شد. امید است که تاریخ نگاران واقعیت ها را طوری بنویسند که بیش آن به گیلان ظلم نشود و مجاهدت ها و سلحشوری های مشروطه خواهان گیلانی را تنها به خاطر ظلمی که به گیلان در دوره پهلوی شده و منطقه بزرگ دیلمستان بخش زیادی از آن از گیلان جدا شده، به ناحق با اسم مازندران تقسیم نکنند. [دیلمستان در عین حال خاستگاه استقلال طلبان ایران پس از سلطه عرب بود].
        شکست استبداد صغیر حاصل مجاهدت های مشروطه خواهان گیلانی و بختیاری و محمدولی خان تنکابنی هم از دیار تاریخی دیلمستانِ گیلان به شهر رشتِ گیلان آمده بود و از جای دور و خارج از گیلان نیامده بود. آن جنبش مشروطه از رشت برخاسته بود و دلیلی بر قسمت کردن مجاهدت های مشروطه خواهان گیلانی با غیر وجود نداشته است.
        
        ه. س. ر. (مخاطب گرامی فعلا نخواسته است که نام کامل او درج شود)
        




  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com