Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
      خورشيدي

 
26 ژانويه
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 26 ژانويه
ايران
«گراس روتس دمکراسی» در ایران باستان ـ تصميم خسروانوشيروان به انتخاب دِهگان براي هر روستاي ايران و تماس مستقيم با مردم
باقيمانده تالار کاخ خسروانوشيروان در تيسفون (ايوان مدائن)

بيست و ششم ژانويه سال 560 ميلادي (چهار روز مانده به جشن سده) خسروانوشيروان ـ شاه ساساني ايران در ديدار با موبدان و بزرگان ايران در تالار تيسفون (ايوان مدائن که ساختمان آن تا به امروز باقی مانده است) براي اطلاع از چگونگي برپايي مراسم جشن سده آن سال كه پنجاه روز پيش از نوروز برگزار مي شود به آنان گفت كه تصميم گرفته است كه براي هر روستاي ايران يك «دهگان (دهقان)» انتخاب شود و تنظيم امور روستا، جمع آوري ماليات، معرفي سرباز هنگام ضرورت، پرورش اسب براي فروش به ارتش و داوري براي حل اختلاف برزگر و ارباب زمين به او واگذار شود و چنين فردي بايد هم برزگر باشد و هم صاحب زميني كه در آن كشت مي كند (خرده مالك) تا با مشكلات هر دوطرف آشنا باشد. به علاوه او بايد لايق، منصف، امين و راستگو و مورد اعتماد بيشتر ساكنان روستا باشد و اگر روستا كوچك است؛ چند روستاي مجاور هم يك دهگان [کدخدا] داشته باشند. اين دهگان يك تكليف عمومي هم دارد و آن گزارش وضعيت محصولات روستا، و نارضايي هاي محلي و ستمگري و اجحاف مقامهاي دولتي و اربابان به نمايندگان شخص اوست كه در هر گوشه و كنار كشور در دسترس خواهند بود. اين دهگانان بركنار نخواهند شد مگر اين كه درستي و كفايت خود را از دست بدهند. وظيفه ميهني اين دهگانان اين است كه بدون چشمداشت بكوشند كه توليدات روستا سال به سال افزايش يابد و همچنين بتوانند هنگام بروز خطر با بسيج مردان روستا، در کار دفاع مشارکت كنند.
     اين تصميم كه شرح آن در دائرة المعارف دمكراسي آمده است به اجرا درآمد و به تدريج زیر عنوان «گراس روتس دمکراسی Grassroots democracy = People or society at a local level rather than at the center of major political activity» جهانی و ماندگار شده است. خسروانوشیروان شخصا به شکایات مردم و نیز نظرات و پیشنهادها رسیدگی می کرد و دیدار عام داشت. لنین به اقتباس از شاه ساسانی ایران این ابتکار را اجباری کرد که پس از مرگ او در 21 ژانویه 1924 دیری نپایید و حذف تماس مستقیم مقامات و مردم از علل فروپاشی نظام کمونیستی روسیه بشمار آورده شده است. در ایران ـ در دهه 1340 (1960 میلادی) و تا نیمه دهه بعد، وزیران و مدیران کل اجبار داشتند که یک روز در هفته را اختصاص به دیدار و گفتگو با مردم دهند و این دیدار عام عموما در یک تالار و علنی انجام می شد.
     درميان سران ايران باستان، خسرو انوشيروان از لحاظ سازماندهي و تنظيم امور قضايي و اداري، وضع ضوابط و سامان دادن به امور مالياتي، ايجاد دارالترجمه و دارالتحرير به منظور ترجمه و تحرير كتاب، و تشويق ورزش و سرگرمي هاي سالم رهبري ممتاز و شاخص است. مورخان اورا به دليل توجه به امور قضايي و احقاق حق و رسيدگي مستقيم به مشكلات مردم و آگاه شدن از درد دل آنان رهبري كه به پيشبرد تمدن بشر كمك بسيار كرد توصيف كرده، «دادگر» لقب داده و «انوشيروان دادگر» خطاب مي كنند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
«خجند» شهر آرين ها و شعر پارسي دست از مقاومت كشيد و چهره منطقه تغيير كرد
يک دژ قديمي مرمت شده در خجند
شهر باستاني خجند در كنار سيردريا (رود سيحون = Jaxartes ـ منطقه فرارود) و حاكم نشين ايالت سُغديانا = سُغد ايران باستان، در ژانويه 670ميلادي (19 سال پس از يزدگرد سوم و فروپاشي امپراتوري ايران درجريان حمله عرب) به دست اعراب افتاد و يك واحد نظامي عرب از 26 ژانويه آن سال در دژ ساسانيان معروف به مقرّ مرزبان سيردريا كه مشرف بر ابتداي دره فرغانه است مستقر شد. مرزبان سيردريا به اميد بازگشت «پيروز ساساني» با كمك ارتش چين به قدرت، تا اين زمان پابرجا مانده بود. شهر خجند [دومين شهر جمهوري پارسي زبان و ایرانی تبار تاجيكستان] كه از سال 1939تا فروپاشي شوروي به لنين آباد تغيير نام داده شده بود همچنان حاكم نشين ايالت سُغد [پايگاه اصلي مهاجرت آرين ها به سراسر فلات ايران، شمال و غرب هندوستان، اروپاي شمالي و مركزي ـ آلمان و اتريش] است. با فروپاشی مرزبانی سیردریا بود که اقوام آلتائیک گام به خاک ایران گذاردند و تا آناتولی و مصر در غرب پیش رفتند و تغییراتی در فرهنگ و روانشناسی مردم پدید آورده اند. کنت دو گوبینو فیلسوف و نژادشناس فرانسوی با مطالعه تغییرات فرهنگی و منش در ایران زمین بود که فرضیه «نژاد است که تمدن می سازد» را به دست داد.
    خجند همچنین مهمترين ايستگاه كاروانها در طول «راه تاريخي ابريشم» بود. به باور بسياري از اوِستاشناسان و پژوهشگران تحولات دوران باستان، والدين زرتشت در كنار «رود درگاه» و در ناحيه اي كه سُغد در آنجا واقع شده است مي زيستند كه سرزمين آرين ها (آريانا) بوده است. دولت ساسانيان ايران از سال226 تا 651 ميلادي، بمانند هخامنشيان از هجوم و مهاجرت اقوام آلتائيك به قلمرو ميهن جلوگيري مي كرد. بهرام گور (بهرام پنجم شاه ساساني ايران از سال 421 تا 438ميلادي) و خسروانوشيروان (شاه ديگر اين دودمان از سال 531 تا 579 ميلادي) هون هاي سفيد (هپتاليت ها) را كه از سيردريا (رود سيحون) گذشته بودند شكست سخت دادند و در اروپا پراكنده ساختند. «كوروش بزرگ» جان خود را در همين منطقه و برسر جلوگيري از مهاجرت اقوام با تمدني عقب مانده به قلمرو ايران گذارده بود. اسكندر مقدوني كه درجريان تصرف ايران، تا سغديان پيش رفته بود در سال 329 پيش از ميلاد و هنگام توقف در سمرقند، به پيروي از انديشه كوروش بزرگ، يك واحد نظامي يوناني را در پادگان هخامنشيان در خجند (كناره سيردريا) مستقر ساخته بود تا مانع مهاجرت اقوام شمالي و شرقي شود. درپي ورود عرب به خجند، راه به روي اقوام آلتائيك (مغول و ... و شبه زرد ها) باز شد كه در قرون دهم و يازدهم ميلادي از دو سوي، تا آناتولي پيش آمدند و دو امپراتوري گسترده در خاورميانه از جمله در ايران (سلجوقيان) و در آناتولي (عثماني ها) تاسيس كردند كه متعاقب آنان چنگيزيان هم وارد شدند و رواج زبانهاي آلتائيك در اين منطقه از جهان ريشه در همان زمان دارد.
     تزار روسيه تا سال 1866تصرف آسياي ميانه و ازجمله شهر خجند را تكميل كرد و دولت تهران را به ضميمه شدن خان نشين هاي آسياي ميانه (خراسان بزرگتر) به روسيه راضي ساخت و امضاء گرفت. اين منطقه در پي فروپاشي شوروي داراي پنج جمهوري مستقل مشترك المنافع شده است.
     منطقه خجند كه طبق بررسي كارشناسان محيط زيست داراي هوايي بسيار «كم آلوده» است به سبب قرار گرفتن در كنار كوه، دره، يك درياچه و رودخانه «سيردريا» و آثار باستاني متعدد و فرهنگ ايراني گسترده و تئاتر و موسيقي از نقاط توريستي جهان است. در دو دهه اخير ايرانيان و ايراني تبارها و به ويژه پارسيان هند قسمت عمده اين گردشگران را تشكيل داده اند. خجند همانند سمرقند داراي يك انجمن بزرگ زرتشتيان است كه اخيرا مراسم «تجديد حيات آرين ها» در اين منطقه را برگزار كردند. به دليل خوبي هوا و فراواني ميوه و سبزي ها و پرستار مهربان، بسياري از كمپاني به تاسيس خانه سالمندان در اين منطقه دست زده اند و همچنين دفتر شعبه. خجند از زمان شوروي داراي يك دانشگاه صنعتي بزرگ و كالج هاي ديگر است. پس از شيراز، خجند به دومين شهر شعر فارسي معروف است. اين شهر بر سر راه سمرقند به بخارا، مرو و اشك آباد و سرخس و مشهد واقع شده است و ايرانيان با اتومبيل شخصي و اتوبوس به آنجا سفر و از آثار نياكان ديدار مي كنند و از شنيدن مکالمه پارسي با لهجه تاجيك لذت مي برند و واژه هاي گمشده پارسي را به دست مي آورند و با خود به وطن مي آورند. اين ديدارها مي رود كه خجند را كه داراي يك فرودگاه بزرگ بين المللي است به عظمت پيشين و مركز «ارواسيا» بازگرداند.
    
آثار باستاني دو هزار و سيصد ساله در خجند که از زير خاک بيرون بيرون آورده شده است

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ژانویه 1962 ـ ماه تظاهراتِ ضد اصلاحاتِ علی امینی در تهران ـ کِنِدی محرّک و حامی اصلاحات و ژنرال بختیار مخالف آن
دکتر علی امینی متوفی در 1992
بهمن 1340 (ژانویه 1962 و دوران نخست وزیری دکتر علی امینی،اصلاحات ارضی و بازشدن نسبی پنجره آزادی ها)، تهران صحنه تظاهرات، زد و خوردها و سخن از توطئه کودتا در میان بود. فئودال ها (اربابان املاک) که قرن ها در ایران قدرت را به دست داشتند و نمی خواستند تحوّل تازه را که پرزیدنت جان اف. کندی محرّک و حامی آن (دمکراتیزه کردن ایران) بود بپذیرند با پرداخت پول به شماری یکه بزن و گردنکش محله ها ـ که بعضا در کودتای 28 اَمُرداد 1332 شرکت کرده و شهرت و امتیاز به دست آورده بودند، تظاهرات تهران را به راه انداخته بودند. کمونیست ها و ملی گرایان نیز با استفاده از فرصت و تنها با هدف تضعیف هرچه بیشتر دولت وارد میدان شده و دانشگاه و دبیرستان ها را صحنه تظاهرات کرده بودند که در جریان تظاهرات این دسته و زد و خورد با پلیس، 89 تن زخمی و یک دانش آموز کشته شده بود.
     در پی این نطق ِ علی امینی که یک گروه 2 هزارنفری مقامات اداری، قضایی و پارلمانی را تیول خود کرده اند، دزدان بزرگ در ادارات و شرکت ها باعث دزدشدن کوچکترها (کارمندان) شده اند و فساد اداری همه جا دیده می شود و مثلا ابوالحسن ابتهاج (رئیس پیشین سازمان برنامه که همان روزها بازداشت شده بود) برای اجرای برنامه دوم عمران کشور، به جای دادن انجام پروژه ها به اتباع ایران آنهارا با پرداخت چند برابر ارزش و هزینه برآورد شده قبلی به خارجیان داده است، افرادی معیّن روی پولهای بانک ملّی دست انداخته و بدون رعایت قواعد و شرایط وام کلان گرفته اند، سازمان امنیت کشور (ساواک) با فشار به مطبوعات مانع انتشار و دنبال کردن فساد اداری می شود که این فساد سرطان جامعه ایران است و ... مقامات ارشد دولتی و بازرگانان نیز حامی تظاهر کنندگان شده بودند که دولت دانشگاه را تعطیل و 56 تن ازجمله شماری چپگرا، مصدقی و تنی چند از ضد مصدقی های شرکت کننده در کودتای 28 امُرداد را دستگیر و از سپهبد تیمور بختیار (موسس و رئیس پیشین ساواک) خواست که ایران را ترک کند که بختیار ششم بهمن (26 ژانویه 1962) به رم رفت. در میان بازداشت شدگان چند وزیر کابینه مصدق دیده می شدند.
     امینی در همین ماه واردات غیر ضروری ازجمله اتومبیل (با انتقال ارز، نه بدون انتقال ارز از کشور) را به ایران ممنوع کرد (که اتومبیل مدل 1962 در ایران پلاک نشده است). وی همچنین وعده داد که در زمان مقتضی برنامه اصلاحات (اصلاحات ارضی و مالکیت اراضی کشاورزی، ملّی شدن جنگل ها، سهیم شدن کارگران در سود کارخانه ها و کارگاهها، اصلاح قانون انتخابات و مشارکت بانوان در آن و تاسیس سپاه دانش) به رفراندم گذاشته خواهد شد و هرکس که موافق نیست رای منفی بدهد و صندوق آراء ملاک است نه رفتن به خیابان و فریاد زدن و درگیری با پلیس که پلیس برای برقراری و حفظ نظم و امنیت ایجاد شده است. تمدن یعنی احترام به قانون. [رفراندم وعده داده شده، ششم بهمن ماه سال بعد ـ سال 1341 و زمان نخست وزیری امیراسدالله عَلَم برگزار شد.].
     در پی خروج بختیار گفته شد که وی قصد کودتا داشت و با چند ژنرال ارتش و افسر ژاندارم و پلیس در این زمینه تماس گرفته بود. همزمان با انتشار این موضوعات در تهران، در رُم ـ بختیار در یک مصاحبه عمومی گفته بود که با اصلاحات ارضی و برنامه های دمکراتیزه کردن علی امینی ـ به صورتی که می خواهد انجام دهد ـ مخالف است زیراکه جامعه ایران آمادگی چنین جهشی را ندارد و با رفتن فئودال ها، توانگران شهری جای آنهارا می گیرند و کار اِعمال نفوذ و مداخله در امور شروع، فساد اداری همه گیر می شود و ثروت در دست یک طبقه قرار می گیرد که سرانجام آن، طغیان تودهِ مردم و افتادن کشور در دست کمونیست هاست. باید مقدمات کار فراهم و هر مورد اصلاحات، قانون شود که مراحل دارد و قانون اجرا شود، نه اراده رئیس دولت ـ انقلاب که نشده است. با انتشار این مصاحبه، برای بختیار پرونده قضایی تشکیل و به تهران احضار شد که اعتناء نکرد و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برگزاری رفراندم براي تصويب برنامه اصلاحات و اصول «انقلاب سفيد» ـ توصيه جان اف. کِندي به شاه براي انجام اصلاحات داخلي
ششم بهمن 1341 (26 ژانویه 1963) رفراندم براي تصويب اصول شش گانه اصلاحات معروف به «انقلاب سفيد» در سراسر ايران برگزار شد و براي نخستين بار زنان هم در راي دادن شركت كرده بودند. جان اف. كندي رئيس جمهوري وقت آمريكا برگزاري رفراندم را تبريك گفت و از آن پس تا پيروزي انقلاب در بهمن ماه 1357، هر سال به آن مناسبت در روز ششم بهمن مراسمي برگزار مي شد كه بزرگترين اين مراسم در ششم بهمن سال 1356 (يك سال پيش از رفتن شاه) برگزار شده بود كه گزارش شده بود بیش از یک ميليون نفر در اجتماع مربوط، در میدان آزادی (شهیاد وقت) و خیابان منتهی به این میدان شركت كرده بودند!.
     به نوشته برخي از مورخين و اسناد دولتي آمريکا، جان اف. کندي [از حزب دمکرات] در ديداري که پس از آغاز حکومت خود، با شاه در واشنگتن داشت به او توصيه کرده بود که براي کاهش فشار کمونيستها و انتقاد ديگران دست به يک رشته اصلاحات داخلي بزند ـ اصلاحاتي که بعدا «انقلاب سفيد» نام گرفت و شالوده آن به دست دکتر علي اميني در زمان نخست وزيري اش ريخته شده بود. دکتر اميني به داشتن روابط دوستانه با حزب دمکرات آمريکا شهرت داشت و تا ماههای آخر نخست وزیری اش مورد حمایت دولت جان اف. کندی بود. وي زماني سفير ايران در آمريکا بود و اين دوستي ريشه در همان زمان داشت.
    اسنادی که اخیرا انتشار یافته حکایت از آن دارد که جان اف. کندی از علی امینی و حتی سپهبد تیمور بختیار خواسته بود که اصلاحات در ایران انجام، و کشور دمکراتیزه شود. وی به شاه گفته بود که اگر می خواهد شورش و انقلاب نداشته باشد و با خاطر آسوده ریاست کند باید انتخاباتِ ایران برپایه اصول دمکراسی انجام شود و ایران شورای انتخابی شهر و استان داشته باشد و نمی شود نیمی از جمعیت (زنان) را از مشارکت در دمکراسی (رای دادن و رای گرفتن و احراز مقام) ممنوع داشت. تاسیس حزب و انتشار نشریه که ابزار دمکراسی هستند باید آزاد باشد و انحصاری نباشد و اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر نقض نشود.
    تیمور بختیار سال ها بعد ضمن اعتراف به تماس خود با کاخ سفید واشنگتن در سفرش به آمریکا، گفته بود که پرزیدنت کِندی تنها تاکید بر رعایت اصول دمکراسی و رعایت حقوق بشر در ایران داشت و حرفی از اصلاحات ارضی نزده بود. ولی دیگران گفته اند که کِنِدی با فئودالیسم (نظام ارباب و رعیتی ـ روش قدیمی مالکیت مزرعه، دِه و روستا) مخالف بود و این روش را متناسب با وضعیت و پیشرفت های قرن 20 نمی دانست. به گفته همین منابع، سپهبد بختیار در تماس با کاخ سفید واشنگتن اشاره کرده بود که به مصلحت کشور است که با انجام کودتا، شاه را برکنار کند.
    



    
دو تصوير از ملاقات شاه با جان اف. کندي

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نخست وزیرشدن هویدا پس از درگذشت حسنعلی منصور
ششم بهمن 1343 (26 پانويه 1965) امیرعباس هویدا به نخست وزیری منصوب شد و 13 سال در این سمت بود. همان روز حسنعلی منصور که يكم بهمن پس از پياده شدن از خودرو نخست وزيري در ميدان تاريخي بهارستان براي ورود به ساختمان مجلس، هدف سه گوله قرار گرفته بود در بیمارستان جان سپرده بود. در پی انتصاب هویدا به نخست وزیری، سرلشکر حسن پاکروان رئیس ساواک جای خودرا به سپهبد نعمت الله نصیری داد و وزیر اطلاعات و جهانگردی شد. نخست وزيري حسنعلی منصور که وزیر دارایی اش امیرعباس هویدا ـ دوست نزدیک او ـ بود ده ماه و چهارده روز طول كشيده بود. يكي از انگيزه هاي ترور حسنعلي منصور اصرار او به دادن مصونيت قضايي به نظاميان آمريكايي در ايران بود. حسنعلي منصور ـ پسر علی منصور نخست وزیر شهریور 1320 كه موسس حزب ايران نوين بود قبلا دبيري شوراي عالي اقتصاد را بر عهده داشت. هفتاد روز پس از اين رويداد، در كاخ مرمر به سوي شاه نيز تيراندازي شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دولت ايران متهم به نقض مكرر حقوق بشر شد - واکنش دولت وقت
هواداران رعايت حقوق بشر و جنبش هاي مربوط كه از سراسر جهان در هلند گرد آمده بودند در اين روز در ژانويه سال 1976 (بهمن 1355) اجتماع خود را به اعتراض و تظاهرات بر ضد حكومت ايران تبديل كردند و دولت وقت ايران را متهم به نقض همه جانبه حقوق بشر در قبال اتباع خود ساختند.
    در واكنش به اين اعتراض كه وسيعا در رسانه هاي كشورهاي صنعتي منعكس شده بود مقامات دولت تهران مدعي شدند كه تظاهركنندگان به دعوت سازمان عفو بين المللي در هلند اجتماع كرده بودند و اين سازمان از دولتهاي معيني در جهان حرف شنوي دارد و به نوعي عامل اين دولتها است و اين دولتها از زماني كه ايران از سياست نفتي اوپك و حفظ منافع دولتهاي صادركننده نفت به جانبداري پرداخته، در خريدهاي خود از خارج تجديد نطر كرده، روش بهتري با همسايگان در پيش گرفته، قدرت اول خليج فارس شده و وعده ورود به تمدن بزرگ و جرگه کشورهاي پيشرفته به ايرانيان داده است اين بازي ها را به راه انداخته اند، و همين دولتها قبلا سپهبد بختيار و کنفدراسيون بين المللي دانشجويان ايراني را در برون مرز علم كرده بودند و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
بازداشت دانشمندان اتمي پاکستان و تکذيب همکاري اتمي پاکستان با ايران ـ نگاهي به جريان اتمي شدن پاکستان
A. Q. Khan
در ژانويه 2004 هشت کارشناس معروف اتمي پاکستان از جمله دکتر عبدالقدير خان A. Q. Khan که در مظان اتهام فروش اسرار اتمي به ايران، ليبي و کره شمالي قرار گرفته اند بازداشت شده بودند. عبدالقدير خان که یک مهندس فلزشناس بود به پدر بمب اتمي پاکستان معروف شده است. وی (متولد اپریل 1936 در ایالت بهوپال Bhopal هند که در سال 1952 با خانواده اش به پاکستان مهاجرت کرد) موسس آزمایشگاه تحقیقات علمی Kahuta است.
     اين گروه در «آزمايشگاه اتمي خان» سرگرم کار بودند که دستگير شدند. شايع شده بود که يک ايراني! به آژانس بين المللي انرژي اتمي گفته بود که ايران برخي وسائل و آموزشها را از اين لابراتوار پاکستاني به دست آورده است.
     دولت پاکستان 25 ژانويه 2004 همکاري اتمي خود با ايران را تکذيب ولي اشاره کرده بود که ممکن است برخي کارشناسان پاکستاني شخصا و به دور از چشم دولت، در تماس با ايران و دولتهای دیگر بودند و متعاقب آن، دولت پاکستان ـ گویا تحت فشار دولت آمريکا دست به بازداشت هشت کارشناس زد تا از آنان در اين باره تحقيق شود. روزنامه های آمریکا به نقل از آگاهان نوشته بودند که عبدالقدیرخان و همکارانش آمادگی نشان داده بودند که به هر دولتی که تقاضا کند اطلاعات و راهکارهای اتمی بفروشند. دادگاه پاکستان در سپتامبر 2009 و پس از نزدیک به شش سال این دانشمندان را که در حصر خانگی بودند آزاد و رفت و آمد آنان را مجاز کرد.
    تلاش برای اتمی شدن پاکستان از 20 ژانویه 1972 و با تشکیل نشست مولتان مرکب از دانشمندان پاکستانی علم فیزیک و مهندسی آغاز شد. این نشست به دعوت ذوالفقار علی بوتو برگزار شده بود که پس از استقلال بنگلادش نگران بقای پاکستان بود. مُنیر احمدخان مامور اجرای این طرح شده بود و گویا عبدالقدیر خان از سال 1976 به آن پیوسته بود. [پاکستان از دهه 1960 با کمک فرانسه و انگلستان تلاشهایی برای ایجاد نیروگاه اتمی بعمل آورده بود ولی در فکر تسلیحات اتمی نبود]. پاکستان در 28 ماه می 1998 و چند روز پس از یک آزمایش اتمی دیگر هند، دفعتا پنج آزمایش اتمی انجام داد و وارد باشگاه اتمی ها شد. این آزمایش ها در منطقه چاگای Chagai بلوچستان انجام شده بود. هند از سال 1974 اتمی شده بود. در سال 2011 برآورده شده بود که پاکستان بیش از یکصد سلاح اتمی [طبق برخی گزارشها 110 بمب و کلاهک] در اختیار دارد و دور بُردترین موشک آن 2 هزار و پانصد کیلومتری است.
    درباره اتمی شدن پاکستان شایعات متعدد رایج است. یکی از این شایعات، کمک چین ـ رقیب هند است. گفته شده است که علاوه بر کمک ارسالی، در زمان حکومت ضیاء الحق بر پاکستان، دانشمندان پاکستانی از تاسیسات اتمی چین نیز دیدار و در محل، حتی در جریان دو آزمایش اتمی چین قرار داشتند. شایعه دیگر، اطلاع غرب از برنامه های اتمی پاکستان از آغاز کار و سکوت در قبال این وضعیت بوده است. هدف، احتمالا درگیر و در نگرانی همیشگی قراردادن هند یک میلیارد و دویست میلیونی بوده که اتمی شده بود و قدرت نظامی خودرا در جریان استقلال بنگلادش نشان داد. [هند صادر کننده ریاضی دان، مهندس، دکتر، اقتصاددان و روزنامه نگار به سراسر جهان شده و می رود تا کنترل تکنولوژی و رسانه هارا به دست گیرد]. غرب و بویژه دولت لندن بسود خود می داند که پاکستان دست نخورده (در همین مرزها) باقی بماند و از اختلافات مرزی آن با همسایگان با خبر است و چندان نگران دوستی دیرپای آن با چین نیست زیرا که در مشرق زمین، با تغییر دولت، سیاست ها و دوستی ـ دشمنی ها تغییر می کنند. غرب نگران حرکت چین به سوی آسیای غربی و منابع آن از طریق کوههای پامیر و دره پنجشیر افغانستان است و به همین دلیل است که در افغانستان مانده و پاکستان را هم درگیر ماجرا کرده است. فرانسوا میتران در سال 1990 ضمن دیدار از پاکستان قول دادن رآکتور و نیروگاه اتمی به این کشور داد.
     شایعه دیگر، بی اعتنایی دولت مسکو بود که از جریان و محل تاسیسات اتمی در حال توسعه پاکستان اطلاع داشت و در جریان استقرار در افغانستان، به بهانه موشک باران کردن راههای ارسال اسلحه برای مجاهدان افغان از طریق پاکستان، آن تاسیسات را از میان نبُرد. شایعه دیگر؛ پاکستان پیش از آزمایش پنجگانه سال 1998 دارای توان اتمی شده بود زیراکه ضیاء الحق رئیس جمهور این کشور در سال 1986 هندرا تهدید کرده بود که اگر گام به خاک پاکستان بگذارد شهرهایش را نابود خواهد کرد.
    نگرانی غرب از بی ثباتی و ناهمگونی پاکستان و در نتیجه دستیابی دیگران ازجمله گروههای مسلح و معارض [تروریستها] به تاسیسات اتمی این کشور است و برای رفع این نگرانی بود که دولت آمریکا در سال 2001 دستگاههای پیشرفته متعدد برای حفاظت از تاسیسات اتمی که عمدتا در خوشاب ـ جوهرآباد هستند به پاکستان داد.
دختر يكي از دانشمندان اتمي پاكستان كه از محل بازداشت پدرش اطلاع نداشت در تظاهراتي كه بر پا شده بود تابلويي به دست گرفته كه سئوال مي كند: پدرم كجاست؟

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
انتقاد مدير روزنامه کيهان از وزارت ارشاد دولت خاتمي
شريعتمداري

حسين شريعتمداري مدير روزنامه کيهان در مطلبي که در صفحه دوم شماره 18 ژانويه 2004 اين روزنامه به چاپ رسيده نوشته بود:
    "مدعيان اصلاحات [همکاران خاتمي] در چهار سال گذشته حد اقل 20 ميليارد تومان از بيت المال را براي خريد کتاب از ناشراني که بسياري از آنان تعهدي به اسلام و نظام ندارند هزينه کرده و اين کتاب ها را که بعضا ضد اخلاقي و ضد ديني است به مدارس و مساجد فرستاده اند.... همين آقايان [ظاهرا وزارت ارشاد اسلامي] آثار مستهجن يک مجسمه ساز فراري را چند صد ميليون تومان خريداري کرده اند، هشت ميليون تومان بدهي فيلمسازان را به آنان بخشيده اند و همه ساله براي سمينارها و يادبودها و همايش هاي بي خاصيت و بعضا زيانبار هزينه کرده اند، ولي ....".
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اظهارنظرهای تازه درباره توافق هسته ای ژنو و اجرای آن
اظهار نظر درباره توافق هسته ای دستگاه اجرایی جمهوری اسلامی که از آگوست 2013 (آَمُرداد 1392) کار خودرا آغاز کرده است با شش دولت (پنج دولت فاتح جنگ جهانی دوم + آلمان) ادامه دارد که در رسانه ها و عمدتا آنلاین ها که کمتر، تحت تاثیر نفوذ دولت ها، کمپانی ها و سیاسیون قرار دارند منعکس شده اند و چهار ابرازنظر دیگر که تا 24 ژانویه 2014 به این تاریخ آنلاین واصل شده بود که در زیر، متن و یا اشاره به آنها آمده است:
    
    
توافق ژنو باید پس از تصویب مجلس و تأیید شورای نگهبان اجرا می شد، نه با این عجله

    یک مخاطب نوشته است:
    "من درس قانون خوانده ام و وکالت قضایی کرده ام، به انگیزه سیاسی و اقتصادی توافق ژنو که این چنین با شتاب شکل گرفت و اجرای آن شروع شد کار ندارم و به قضیه از دیدگاه قانون و حق نگاه می کنم. به نظر من و آشنایان حقوقدان من، توافق هسته اي ژنو باید پس از تصویب در مجلس شورای اسلامی به اجرا گذاشته می شد تا بعدا جای ایراد و اعلام آن به دستگاه قضاء نداشته باشد. قانون اساسی جمهوری اسلامی در دو اصل که این روزها ـ از بس تکرار و مطرح شده ـ هرکس آنها را می داند تاکید و تصریح بر لزوم طرح و تصویب قراردادهای با خارجیان در مجلس کرده و به عبارت دیگر؛ بدون تصویب وکلاء مردم و تشخیص مغایرت نداشتن آن با اصول و احکام مذهب رسمی کشور و عدم تعارض با اصول قانون اساسی در شورای نگهبان نباید اجراء می شد. یک وزیر کابینه و حتی تمامی قوه اجرائیه قاعدتا نمی تواند قانون، مخصوصا قانون اساسی و به قول آمریکاییان «لاو آو ذ لند Law of The Land» را دور بزند. طرف های خارجی این توافق قطعا این را می دانند زیراکه در آن کشورها در کنار هر مقام اجرایی، یک مشاور حقوقی نشسته است. این خارجیان این شتاب در حصول توافق را هم به حساب نیاز ما می گذارند و سوء استفاده خواهند کرد. پیشرفت های علمی و صنعتی ـ کشاورزی حق مردم یک کشور است و حصول به آنها بار مالی و مرارت داشته و نمی توان بدون جلب نظر مردم که هزینه داده اند و انتظار محصول کشیده اند و در اینجا نمایندگان آنها (مجلس) گذشتی کرد.".
    از شما (مؤلف تاریخ ایرانیان) انتظار دارم که تا چند روز و به لحاظ آموزش عمومی که تکلیف هر نویسنده و مؤلف است، دو اصل قانون اساسی مربوط به قراردادهای خارجی [اصول 77 و 125] را در بالای مطالب آن روز درج کنید تا در ذهن مردم باقی بماند که بخش کوچکی از حقوق ایشان است.
    
     اصل 77 قانون اساسی جمهوری اسلامی صراحت دارد که «عهدنامه‌ها، مقاوله‌نامه‌ها و موافقت‌نامه‌های بین‌المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد» و اصل 125 قانون اساسی «امضای عهدنامه‌ها، مقاوله‌نامه‌ها و قراردادهای دولت ایران با سایر دولتها و ...» را تنها پس از تصویب مجلس شورای اسلامی، قانونی می‌داند. بنابراین، مجلس و مردم باید [بدون چون و چرا] در جریان جزئیات توافق ژنو قرار داشته باشند.
    
مات و مبهوت از شنیدن خبر پلمب شدن پیشرفت های هسته ای وطن

    
    یک مخاطب دیگر:
    "من پس از اینکه شنیدم که توافق هسته ای ژنو این چنین سریع به اجرا درآمده و پیشرفت هایی که هشت سال آن همه با افتخار و غرور از آنها یاد می شد و مظهر خلاقیّت و توان ایرانیان شده و تهران را در ردیف قدرت ها قرار داده بود پلمب شده است مات و مبهوت شدم و هرچه که به مغز خود فشار می آورم تا پاسخی برای این سئوال بیابم که چرا باید از 100 تا 200 میلیارد دلاری که می گویند صرف آنها شده به خاطر موافقت با انتقال قسطی چهار میلیارد دلار از پول ایران ـ آن نیز برای واردات از همان کشورها و ... صرف نظر شود، به جایی نمی رسم. آیا سود و زیان این کار را قبلا محاسبه کرده بودند و اگر کرده بودند چرا برای اطلاع مردم از تلویزیون دولتی و یا در مجلس اعلام نکرده بودند؟، تا بدانیم که ارز وارده و ارزهای بعدی چگونه مصرف خواهند شد و به دست چه کسانی. قبلا ما فقط تحریم آمریکارا داشتیم که پس از گروگانگیری کارمندان سفارتش وضع شده بود و بیشتر تحریم های دیگر مربوط به 8 سال گذشته و تشدید آنها از دو سال پیش است. اگر همه این تحریم ها هم لغو شود ما به سال 1369 و شروع حکومت «سازندگی» باز می گردیم که ایجاد یک طبقه ثروتمند و توانمند مشاهده شد، جامعه مصرف گرا، اسراف گر و تورّم به مرز 40 درصد رسید. در هشت سال دوران اصلاح طلبان وضعیت بر همان منوال بود و دولت کنونی شماری چشمگیر از همان مقامات را به میزها بازگردانیده است. خدا عاقبت کاررا به خیر کند.".
    
    
    
احتیاط: انقلاب بر ضد سلطنت به خاطر وابستگی اقتصادی آن به خارج و نفوذ طبقه «ثروتمندشده» بود

    مخاطب سوم:
    "برطرف شدن تحریم ها (به فرض) سبب انبوه انواع واردات، بستن قرارداد با خارجیان (زیر نام زیبای توسعه) و ... و بازگشت پول ها به همان جایی که آمده بودند خواهد شد و وابستگی ایران به خارجی را بیشتر خواهد کرد که انقلاب بر ضد سلطنت به خاطر همین وابستگی اقتصادی آن بود از طریق مونتاژبازی صنعتی و دادن کارها به کمپانی های خارجی به رغم گرانفروشی آنها و رو به خالی شدن گذاشتن ذخایر معدنی کشور و ایجاد یک طبقه ثروتمند و متنفّذ و نشستن این طبقه بر جای فئودالهای سابق بود که وطندوستی بیشتری داشتند. آن وضعیت بود که باعث انقلاب شد و لازم است که شعارهای انقلاب که جمهوری اسلامی نتیجه آن انقلاب است رعایت شود. کوچکترین فرزند من، سه ساله است و عمر متوسط انسان ـ طبق محاسبات تازه، 78 سال است. با روند فعلی که پایه اقتصاد کشورعملا بر صادرات ذخائر معدنی قرار گرفته است، هنگامی که این فرزند من به 70 سالگی برسد دیگر معدن و نفتی باقی نخواهد ماند که وسائل نگهداری، درمان و رفاه اورا تامین کند. آیا مقاماتی که فقط روی صادرات نفت و پول آن تمرکز کرده اند، آینده را در نظر دارند؟، آنها هم مثل من فرزند خردسال دارند. جهان ده سال و 20 سال دیگر با جهان امروز تفاوت بسیار خواهد داشت و بیش از امروز حساب و کتاب در کار خواهد بود.".
    
    
    
یک مقام دولتی درهر گامی که بر می دارد باید «قضاوت تاریخ» را در نظر بگیرد ـ عبرت گرفتن از قراردادهای قاجاریه با خارجیان

    
    مخاطب چهارم:
    "من اقتصاد خوانده ام و به شما (تاریخ آنلاین ایرانیان) می گویم که با حل مسئله تحریم ها (که نهایتا محدود خواهد بود) تورّم و گرانی ها حداکثر بیش از 10 ـ 20 درصد ـ آن هم در طول یکی دو سال ـ کاهش نخواهند یافت. باید به جای مسکن مِهر روستاهارا خانه سازی و آباد می کردند تا مهاجرت داخلی صورت نگیرد و به جای واردات کالا، کشاورزی و صنعت (نه صنعت مونتاژ) را گسترش می دادند که کشور خودکفا شود. افزایش واردات (به سبب داشتن دلار نفتی) بر بیکاری و کاهش تولیدات داخلی خواهد افزود، طبقه خاص و ثروتمند امروز را ثروتمندتر خواهد کرد و بر نفوذ آن خواهد افزود. طبق یک تجربه اقتصاد، به همین نسبت که بر ثروت اغنیاء افزوده شود فقراء فقیرتر خواهند شد و بشر دنیایِ گسترش آگاهی ها و ارتباط ها آن را تحمل نخواهد کرد و احتمال پیدایش وضعیتی در جهان ـ مشابه وضعیت اواخر سده نوزدهم خواهد داشت. گزارش ژانویه 2014 اکسفام OXFAM برای هر دولتی باید درس و هشدار باشد. طبق گزارش این سازمان، فاصله غنی و فقیر در جهان سریعا رو به گسترش است و نیمی از کُل ثروت جهان در دست یک در صد مردم قرار گرفته و در میان این یک درصد هم در دست کمتر از 5 هزار نفر ـ صاحبان 500 کمپانی و موسسه. «نظام اسلامی» نباید چنین امکانی را در قلمرو خود بدهد. یک مقام دولتی درهر گامی که بر می دارد باید «قضاوت تاریخ» را در نظر بگیرد. در ایران هر دانش آموز دبیرستان از قراردادهای نامتوازن قاجاریه با خارجیان اطلاع دارد واین موارد را در کتاب های درسی تاریخ خوانده است و می داند که بی خبری این دودمان و ندانمکاری و ضعف کشوردوستی و آینده نگری گردانندگان آن چه بدبختی ها بر سر ایرانیان آورده است. با فروپاشی شوروی در دسامبر 1991 عصر تاریخی نوینی در جهان آغاز شده است ـ عصر قدرت کمپانی های بزرگ و ثروتمندان (اِلیت ها) که رسانه هارا خریده و یا تاسیس کرده اند تا بر افکار عمومی مسلط باشند و دولت ها، برنامه ها و سیاست ها را به مصلحت خود تغییر دهند. طبق پیش بینی ها، این دوران ـ عمر طولانی نخواهد داشت زیراکه بشر امروز به سرعت آگاه و از قالب سابق خارج می شود و از جان گذشته و تساوی طلب است. به نظر من [مخاطب]، ضرورت داشت و منطقی بود که توافق هسته ای ژنو، پیش از اجراء، در مجلس شورا و محافل دیگر مطرح و یک برنامه وسیع تلویزیونی تا مدتی اختصاص به پخش اظهارنظرها داده می شد و جمع بندی آنها به صورت گزارش انتشار می یافت وبه آن استناد می شد تا اجرای آن توافق در «تاریخ» به صورت یک ضعف ـ پس آن همه قدرت نمایی و مبارز طلبی درج نشود که تا دنیا برقرار است باقی بماند. در مذاکرات، استناد به نظرات دست مذاکره کننده را قوی تر می کند.".
    
    
    
نظرات واصله 25 ژانویه 2014

    
    ــ منطق حکم می کند که مذاکرات هسته ای همانند سابق، برعهده شورای امنیت ملی گذاشته شود. وزارت امور خارجه کار دیپلماتیک می کند و با نزاکت خاص و لبخند و احترام. مصالح امنیتی چیز دیگری است. به هر حال، اجرای این توافق پیش از بحث و تصویب در مجلس، به نظر من (مخاطب) منطبق با اصول قانون اساسی نیست.
    ــ
سردار جعفری

در یکی ـ دو هفته اخیر، اظهار نظری درباره توافق هسته ای از زبان سرداران سپاه نشنیده ام، جز واکنش امروز (پنجم بهمن ماه) سردار محمدعلی جعفری (فرمانده سپاه که پاسدار دستاوردهای انقلاب ازجمله اصول قانون اساسی است) به تهدیدهای اخیر جان کِری (وزیر امورخارجه آمریکا) مبنی بر احتمال استفاده از گزینه های نظامی. سردار جعفری گفته است: "آقای کری! آمریکا و قدرت نظامی آن، در مقابل چشم مردم ِ مجاهد و با ایمان ما بسیار کوچک هستند. اگر شما تخصّص و فهم مسائل نظامی یا امنیتی را ندارید از کارشناسان مجرّب خود بپرسید که آیا واقعا آمریکا توان و طاقت تحمّل تبعات عمل کردن این گزینه علیه ایران را دارد؟." و "بدانید ایران و ایرانی از تهدید خارجی نمی ترسد و بر عکس، [این تهدیدها] عامل انسجام جامعۀ مؤمن و غیرت مند ایران و متحدین انقلابی اش در سراسر جهان خواهد بود.". " آیا می دانید چند هزار مسلمان انقلابی که دل در گروۀ انقلاب اسلامی دارند و به آن ایمان آورده اند ـ در سراسر جهان در انتظارند تا شما این گزینه را از روی میز به صحنۀ عمل بیاورید؟.".
    ــ با اجرای توافق ژنو مسئله تورّم، گرانی و بیکاری حل نمی شود. این تحریم ها (جز تحریم قدیمی آمریکا مشابه تحریم کوبا از پنجاه و سه سال پیش) مربوط به دو ـ سه سال اخیر است ولی تورم نقدینگی از 23 سال پیش شروع شده، که در این 2 ـ 3 سال به خود شتاب گرفته است. یارانه نقدی و طرح مسکن مِهر و ریخت و پاش در ادارات بیش از تحریم ها باعث تورم و گرانی بوده است. سه سال پیش و چند روز مانده به نوروز، در تهران به دیدن یک دوست به یک سازمان دولتی رفته بودم. بدون مقدمه، به من چند تقویم و دفتر یادداشت مجلد گران قیمت، انواع دفترچه های دیگر، یک کتاب و قلم و مقداری شیرینی خشک هدیه کردند که مثالی از ولخرجی است. دولت تازه عنوان خودش را دولت «امید و تدبیر» گذاشته است و به نظر من (مخاطب)، بزرگترین «تدبیر» مبارزه و قطع فساد اداری ـ اقتصادی، قاچاق کالا و کاهش واردات و تعیین تکلیف یارانه نقدی و کنترل قیمت ها در اسرع اوقات است. دولت باید بداند که ایرانیان سالها بود که به پیشرفت های هسته خود مخصوصا که خارجی درباره اش آن همه سخن پراکنی می کرد «امید» بسته بودند. در جلسه نشستن و گذشت کردن هنر نیست. اصلا لازم نبود که به این سرعت به ژنو می رفتیم. مسائل ما داخلی است، باید خودکفا شویم. همه می دانند که سود رفع تحریم ها به جیب چه کسانی می رود. چند روزنامه معلوم الحال که فروشی هم ندارند تبلیغ می کنند که کمپانی های ... آماده سفر به ایران هستند و .... بروید روزنامه های پس از کودتای 28 مرداد را در کتابخانه مجلس ورق بزنید، تیترهایی به همین شکل زده بودند. کمپانی خارجی که دلش برای ما نسوخته، پول می خواهد و نیز عامل دولت متبوع خودش است و جای پا می خواهد. فشار همین کمپانی ها، صادرکنندگان، بیمه ها و ... دولت های 1 + 5 را این همه شتابان به مذاکره کرده است.
    
    
چند اظهار نظر که قبلا درج شده بود:

    
    ــ در یک ابراز نظر آمده بود که موافقت قوه مجریه جمهوری اسلامی با توقف و محدود شدن مساعی تکنولوژی هسته ای اش پس از آن همه مبارزه و ایستادگی برایم خواب و خیال شده است، تصور می کنم که خواب می بینم.
    ــ در ابراز نظر دیگر آمده است: سکوت رهبری که گفته اند زیاد راضی نیست تأمل برانگیز است و بنابراین، نباید توقف پیشرفت های هسته ای را قطعی و دائمی تصور کرد. پیشرفت های هسته ای و تسلط بر تکنولوژی آن لزوما به معنای تولید سلاح هسته ای نیست [نباید تلقی شود]. پیشرفت های بالقوه در این زمینه هم ابزاری بازدارنده است. ده ـ یازده دولت سلاح اتمی دارند و 40 ـ 50 دولت قادر به تولید آن در اسرع وقت هستند، چرا؟، زیراکه این توانایی به آنها آرامش می دهد و بازدارنده تعرّض و زورگویی است. همه آمریکاییان در خانه خود و برخی در کیف شان اسلحه دارند ولی بکار نمی برند. دلیل آن؛ بازدارندگی است. این حق را قانون اساسی شان به آنان داده است. یک معاند و بَدنظر از تعرّض و ورود به خانه ای که می داند در آنجا اسلحه است هراس دارد و احتیاط می کند و سرانجام از فکر تعرض، منصرف می شود. در مورد تحولات تازه باید بگویم که صلاح مملکت خویش خسروان دانند ولی این را هم نباید نادیده گرفت که «نه به آن شوریِ شور و نه به این بی نمکی».
     ــ یک نظر واصله از این قرار است: "آیا جمع و تفریق کرده اند که نفع و زیان این معامله که در ژنو صورت گرفت برای جمهوری اسلامی چه بوده است؟، کدام طرف بُرده و کدام طرف باخته است؟، در کوتاه مدت و دراز مدت نتیجه چه خواهد بود؟. اگر به خاطر پول است که ارزهای نفتی صرف واردات، مقاطعه کاری ها، فروش در بازار (برای پرداخت حقوق کارمندان) و پرداخت های دیگر که ضرورت هم ندارند [احیانا ریخت و پاش] خواهد شد. از همین حالا کمپانی های خارجی بار سفر به تهران را بسته اند. تحریم ها در مورد ورود قطعات یدکی اتومبیل و ... برداشته شده و گندم و برنج و روغن نباتی، چرا ایران خودش نمی تواند اینهارا تولید کند. به عقیده من (مخاطب)، استقلال و حاکمیت ملی وقتی کامل است که یک کشور از لحاظ خوراک و داروی مورد نیاز ملّت خودکفا باشد.
     ــ در یک نظر، ضمن اشاره به اقدام روزنامه «وطن امروز» که ظاهرا به نشانه تأسف، به جای چاپ رنگی، با چاپ سیاه و سفید توزیع شده آمده است: معلوم نیست که چرا بعضی از روزنامه های تهران از توافق نامتوازن ژنو حمایت می کنند، عکس «ظریف» زیور صفحات اول آنهاست، چه هدفی دارند؟. این رفتار نشان می دهد که اصطلاحا دُم هرکدام به جایی بند است ولی نهایتا چیزی عاید نخواهند کرد.
     ــ یک مخاطب نوشته است: "توافق ژنو که به نظر می رسد مورد حمایت اصولگرایان نیست، ملی گرایان ـ نه ملی مذهبی های هوادار غرب ـ را به اصولگرایان نزدیک کرده است برای اینکه هر دو گروه خواهان اقتدار و قدرت بودن کشور هستند. خیلی ها سکوت کرده اند ولی این سکوت طولانی نخواهد بود. دولت سازندگی با برنامه و سياست هاي خود به همدلی و اتفاق مردم که در دوران جنگ 8 ساله مشاهده مي شد پایان داد و راه تازه ای گشود و طبقه خاص و ثروتمند و به زبان امروز «ویژه خوار» به وجود آمد، دولت اصلاحات بدون پس زدن دسته اول و با اندک تغییر مسیر، دسته دیگری را روی کار آورد و دیدیم که هر دو دسته زیاده خواه و انحصارطلب بودند که احمدی نژاد راه دیگری را رفت، و وضعیت جاری عنصر تازه ای است. به هر حال، کاهش موقّت تحریم ها به توّرم و گرانی پایان نخواهد داد و فاصله غنی و فقیر همچنان افزایش خواهد یافت که خالی از عواقب نخواهد بود. نفت صادر و جنس وارد خواهد شد یعنی که پول آن به جیب خارجی بازگشت خواهد کرد. بهانه بعدی قدرت های غرب حمایت تهران از دولت سوریه خواهد بود و ... ".
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسي
تفسيرها و پيشداوري ها درباره انتخابات ژانويه 2005 عراق، براي ثبت در تاريخ دمکراسي
هرچه كه روز انجام انتخابات عراق (30ژانويه 2005) نزديكتر مي شد اظهار نظر درباره آن در رسانه ها افزايش مي يافت. بيشتر نظرهاي 26 ژانويه آن سال از جانب استادان و مدرسان دروس دمكراسي و علم حكومت مطرح شده بود تا سياستمداران، زيرا كه مخاطبان رسانه ها عموما حرفهاي دسته اخير (سياستمداران) را گوشه اي از بازي مي پندارند و كمتر توجه مي كنند. بيشتر نظرات دانشگاهيان بر اين مدار بود كه انتخابات (آن سال) عراق ـ صرف نظر از چگونگي انجام آن و شرايط محيط ـ مسائل پيچيده اين کشور را ـ که عمدتا نژادي، مذهبي و ايدئولوژيک اند ـ در درازمدت حل نخواهد كرد، و بعد از آن هم مقاومت و زد و خورد ادامه خواهد داشت و اين بار انتخاب شدگان نيز هدف قرار خواهند گرفت. اين اصحاب نظر گفته بودند: در جايي كه فرماندار، رئيس پليس و قاضي كشته شوند، قتل يك نماينده مجلس كه شمار آنان 275 تن خواهد بود سخت تر نخواهد بود.
    به اظهار اين كارشناسان (در ژانويه 2005)، انجام انتخابات عراق [در آن شرايط و وضعيت]، طبق برنامه دولت جورج دبليو بوش، آزمايش مطلوبي براي بسط دمكراسي در خاورميانه نخواهد بود. مجلسي كه به اين ترتيب و در اين شرايط در عراق تشكيل شود نخواهد توانست يك قانون اساسي براي اين كشور تدوين كند كه همه گروهها را راضي سازد، و لذا نفاق و درگيري و احيانا با شدت بيشتري دنبال خواهد شد. قضاوت عراقي ها كه انتخابات گذشته اين کشوررا تجربه كرده اند اين خواهد بود كه نه در آن زمان كسي از ترس ديكتاتورها جرات داشت خودرا مستقلا نامزد كند و نه در اين زمان از ترس افراد مسلح. دست كم در آن زمان، هر ديكتاتور مي كوشيد كه نامزد نمايندگي از ميان كارشناسان هر رشته باشد. در آن زمان مردم را تشويق به دادن راي به كساني كه اسمشان اعلام شده بود مي كردند و در اين زمان از آنها مي خواهند كه به احزاب راي بدهند كه اين احزاب در چند ماه اخير توسط افراد مشخصي تاسيس شده و هدفهايشان بر مردم روشن نيست و مردمي كه كشورشان هنوز تحت اشغال نظامي است راه ديگري ندارند. گفته اند كه در شب انتخابات مقررات منع رفت و آمد شبانه بر قرار مي شود و حوزه هاي راي گيري در محاصره نظاميان خواهد بود. اين وضعيت باعث خواهد شد كه به اين انتخابات اتهاماتي از جمله تعويض صندوقها و آراء در ساعات شب وارد شود ـ اتهامي كه تا ابديت نمي توان آن را پاك كرد.
    اصحاب نظر ترديد کرده بودند كه انتخاب شوندگان بتوانند كار زيادي انجام دهند و گفته بودند كه دادن راي به خودي خود كافي نيست و مشكلي را حل نمي كند. مجلس آتي عراق با مجالس قبلي تفاوت زياد نخواهد داشت زيرا انتخابات به همان گونه است (اصطلاحا؛ فرمايشي) و با اين تفاوت، كه اين بار بيشتر نامزدها «نديد» هستند. انتوني كوردس تحليلگر مركز مطالعات استراتژيك بين المللي آمريكا گفته بود: "در پي انتخابات عراق، كاخ سفيد آن را پيروزي و مخالفان دولت بوش «شكست» خواهند خواند و مسئله ادامه خواهد داشت.".
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
نبرد چیف سیاتل با مهاجران آمریکایی ـ نام سياتل بر شهري بزرگ در شمال غربي ايالات متحده
Chief Seattle
26 ژانویه 1856 (156 سال پیش در روزي چون امروز) ناو توپدار «دکاتور USS Decatur» که از سوی دولت فدرال آمریکا به کمک مهاجران شمال غربی فرستاده شده بود بومیان (سرخپوستان)را در نبردگاه شان با مهاجران مسلح (محلی که شهر سیاتل در آنجا ساخته شده است) به توپ بست و سپس نظاميان دريابُرد آمریکا (مورين ها) از کشتی پیاده شدند و بومیان را که از دیار خود دفاع می کردند به عقب راندند. تلفات دو طرف نسبتا سنگین بود.
     در این نبرد که چندی پیش از آن آغاز شده بود چیف (رئیس) سیاتل Chief Seattle با مردانش از دو قبیله سوکوامیش Suquamish و دوامیش duwamish با مهاجران ـ اروپايي و يا از شرق آمريکا ـ که تازه وارد شده و به تصاحب اراضی آنان دست زده بودند می جنگیدند. در این منطقه که بعدا ایالت واشنگتن شده است روسیه و انگلستان دو رقیب دولت فدرال آمریکا بودند که مصرّانه قصد داشت قلمرو خودرا تا سواحل اقیانوس آرام گسترش دهد. روسها و انگلیسی ها نیز در همین اندیشه بودند. دولت فدرال آمریکا رسیدن به هدف را با تشویق اتباع خود به مهاجرت به منطقه مورد نظر آغاز می کرد و سپس از این مهاجران با اعزام واحد نظامی به دفاع می پرداخت، نظامیان را باز نمی گردانید، در همانجا می ماندند و طولی نمی کشید که منطقه ضمیمه قلمرو دولت فدرال می شد.
    باوجود شکست نظامی بومیان منطقه شمال غربی (بعدا ایالت واشنگتن)، نام چیف سیاتل بر شهر تازه ساز گذارده شد که باقی مانده است. تلفظ بومی این نام «سیال Siahl» بوده است که مهاجران انگلیسی زبان «سیاتل» تلفظ می کردند که به همينگونه باقي مانده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
قيام كشاورزان بدهكار آمريكا به رهبري سرهنگ دانيل شي
سرهنگ دانيل شي
قيام كشاورزان بدهكار ماساچوست آمريكا به رهبري سرهنگ دانيل شي 26 ژانويه سال 1787 شكست خورد و پايان يافت . سرهنگ « شي » فرمانده هنگ 5 پياده و از قهرمانان جنگهاي استقلال آمريكا پس از اطلاع از ياس و نارضايي كشاورزان منطقه خود كه بهره ظالمانه و سنگين وامهايي كه گرفته بودند ، آنان را در معرض از دست دادن اراضي شان قرارداده بود ، به مقامات وقت آمريكا پيام فرستاد؛ انقلاب مسلحانه ما برضد انگلستان و آن همه فداكاري و جان بر كف نهادن براي اين نبود كه عده اي انگشت شمار كه به هر طريقي پولي به دست آورده اند دسترنج كشاورزان را به يغما ببرند و مزارع آن دسته را كه قادر به پرداخت اقساط بدهي در سر رسيد نباشند تصاحب و حراج كنند و .... وي اضافه كرده بود: به نظر مي رسد كه قضات دادگاهها به جاي حفاظت از حق، از نزولخور ها حمايت مي كند.
     سرهنگ شي چون جواب مساعد نشنيد در سال 1786 با افراد هنگ خود و گروهي از كشاورزان بدهكار به ساختمان دادگستري ماساچوست كه قضات آن حكم به توقيف و حراج مزارع مي دادند حمله برد ، نگهبانان را خلع سلاح كرد ، پرونده ها را آتش زد و بر در ساختمان قفلي بزرگ زد و آن را تعطيل كرد.
     دولت مركزي پس از آگاه شدن از اين عمل ، چهار هزار و چهارصد سرباز به فرماندهي يك ژنرال را مامور سركوبي قيام كرد.
     سرهنگ شي اميد داشت كه با تصرف يك انبار اسلحه ارتش ، كشاورزان مقروض را مسلح كند و قيام را به پيروزي برساند كه موفق نشد و كشاورزان بدون اسلحه كه بيش از يك هزار تن نبودند به تدريج مايوس و پراكنده شدند و هنگ ششصد و هشتاد نفري نفري «دانيل شي» هم نتوانست براي مدتي طولاني در برابر افراد يك لشكر و عمدتا سوار ايستادگي كند و قيام شكست خورد.
     دولت تازه تاسيس آمريكا بعدا پذيرفت كه اعتراض سرهنگ شي در اصل و ماهيتا «حق» بوده و او را مورد عفو قرار داد و چندي بعدي وامهاي كشاورزي را تسهيل و شرايط آنها را آسان ساخت كه از آن زمان ، رعايت تسهيلات كشاورزي در آمريكا عادت و قانون شده است و به اين دليل، مورخان نوشته اند كه قيام سرهنگ شي به همان نتيجه رسيد كه هدف نهايي اش بود و نمي توان آن را «شكست خورده» تلقي كرد.
    
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
224 سال از استقرار انگلیسی ها در استرالیا گذشت (روز ملی استرالیا)
Arthur Phillip
26 ژانویه (ششم بهمن) در استرالیا «روز ملی» است. در این روز در سال 1788 (درست 224 سال پیش) آرتور فیلیپ ناوسروان انگلیسی (بعدا دریاسالار) با چند کشتی نظامی و صدها تن محکومان و زندانیان که آنان را باخود آورده بود تا مهاجرنشین بسازد در جنوب غربی استرالیا مستقر شد و شهری را که ساخت به نام لرد سیدنی (وزیر داخله وقت انگلستان) «سیدنی» گذارد. استرالیا به معنای جنوبی نامی است که یک دریانورد هلندی براین منطقه گذارده است زیرا که در اقیانوس آرام جنوبی واقع شده است. هلندی ها پیش از سایر اروپاییان وارد استرالیا و نیوزیلند شده بودند.
    مهاجران انگلیسی پس از استقرار در سیدنی، تعرض به بومیان و نابودی آنان و تمدنشان را آغاز کردند و به همین سبب بسیاری از مردم آسیا 26 ژانویه را «روز تعرض» می خوانند و در جریان جنگ جهانی دوم یکی از هدفهای امپراتوری ژاپن پایان دادن به سلطه مهاجران اروپایی بر استرالیا بود و این هدف با انتقال قدرت از غرب به آسیا از نخستین روز قرن 21 تقویت شده است.
     20 سال پس از استقرار مهاجران انگلیسی در سیدنی و ایجاد کلنی استرالیا، در همین روز (26 ژانویه 1808) نظامیان انگلیسی برضد حکمران انگلیسی این کلنی کودتا کردند و قدرت را موقتا به دست گرفتند و مخالفان ادامه ریاست پادشاه انگلستان بر استرالیا (که هنوز به قوّت خود باقی است) روز ملّی استرالیارا روز شورش "رام ریبیلیون" - Rum Rebellion می خوانند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
آخرين سرعت يك خودرو در سال1901
Mercedes در کودکي
در مسابقه خودرو راني كه 26 ژانويه سال 1901 در «نيس» فرانسه برگزار شد يك مرسدس [بعدا مرسدس بنز] ساخت کارخانه دايملر آلمان حد اكثر سرعت آن زمان را شكست و ركورد تازه 85 كيلومتر(53 مايل) در ساعت را بر جاي گذارد، حال آنکه سرعت نهايي اين اتومبيل هنگام ساخت 35 مايل در ساعت تعيين شده بود. آن شمار از روزنامه ها که اين خبررا منتشر ساخته بودند مجبور شده بودند درباره نام خودرو كه مرسدس (نام زن) است توضيح دهند و بنويسند كه صاحب كارخانه گوتليب دايملر آلمان نام «مرسدس» دختر اميل ژلينكEmil Jellinek سرمايه گذار و عضو هيات مديره کارخانه را بر اين اتومبيل گذارده است. اميل ژلينک که بعدا سركنسول امپراتوری اتريش (کشور آلماني زبان و ژرمن تبار) در «نيس» شد يک سرمايه دار ـ دیپلمات يهودي متولد آلمان و بزرگشده اتريش بود. نام مرسدس پس از ادغام کمپانی دايملر با کمپانی کارل بنز در سال 1926، همچنان براين خودرو باقي مانده است. مرسدس ژلينک بعدا وارد دنياي موسيقي شد و در 39 سالگي از بيماري سرطان درگذشت. وازه مرسدس به معناي هديه Mercedes است.
    
اين خودرو مرسدس بنز ركورد 85 كيلو متر در ساعت را برجاي گذارد

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
«درسدن Dresden» آلمان پس از بمباران هاي ژانويه 1944 و فوریه 1945
اين عكس 26 ژانويه سال 1944 در پي بمبارانهاي سخت و پياپي شهر «درسدن Dresden» آلمان، از اين شهر برداشته شده است كه جز ويرانه اي از آن باقي نمانده بود. رهبران آلمان با به ياد آوردن اين مناظر است كه به آساني با هرگونه جنگ در هر جاي كره زمين موافقت نمي كنند.
    درسدن ـ مرکز ایالت ساکسونی ـ از 13 تا 15 فوریه سال 1945 و کمتر از سه ماه به پایان جنگ جهانی دوم در جبهه های اروپا نیز در چندین نوبت پیاپی توسط یک هزار و 249 بمب افکن آمریکایی و انگلیسی بمباران و ویران شد. در این بمباران 23 تا 25 هزار تَن از ساکنان شهر نیز کشته شدند. فرماندهان نظامی متفقین در پاسخ به این پرسش که چرا کمتر از سه ماه مانده به پایان جنگ و اطمینان قطعی از شکست آلمان، دست به چنین بمبارانی زده بودند گفته بودند که هدف، تاسیسات صنعتی شهر بود که آلمان نتواند سریعا نوسازی شود و به قدرت بازگردد!.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
رنج سفر كانادا به خاطر زر
پيروز شدن تبليغات « كشف طلا معروف به گلد راش » در كاليفرنيا كه عمدتا به منظور مهاجرت آمريكائيان ساكن مناطق شرقي و مركزي اين كشور به كاليفرنيا بود تا نفوس انگليسي زبانهاي اين منطقه اسپانيايي زبان افزايش يابد ، باعث شد كه در آخرين دهه قرن 19 چنين تبليغاتي براي انتقال مردم به منطقه « كلن دايك Klondike » كانادا ( در همسايگي آلاسكا ) صورت گيرد و در اين روز ــ 26 ژانويه سال 1896 ــ جمعيت مهاجران ثابت اين منطقه به 20 هزار تن برسد كه عمدتا به طمع كسب پول آسان از ايالات متحده منتقل شده بودند . در آن دهه جمعا 60 هزار آمريكايي به منطقه كلندايك رفته بودند كه چهل هزار نفرشان پس از رو به رو شدن با اين واقعيت كه آواي دهل شنيدن از دور خوش است به وطن بازگشته بودند. عكس ، دو مرد امريكايي را در دهه مذكور در راه مهاجرت به منطقه زر ! در كانادا نشان مي دهد.
    
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سومالی تنها کشور بدون دولت در جهان از کودتای 1969 تا شورش نظامی 1991 ـ سوسیالیسم «زیاد باره»
Mohammad Siad - barre
26 ژانويه سال 1991 «زياد باره = محمد سیاد بری» رئيس جمهوري وقت سومالي كه گرفتار شورش يك دسته از نظاميان و چند دستگي طوايف سومالي شده بود به جنوب کشور فراركرد. وی چندی بعد باکمک نظامیان هوادار خود و حمایت قبیله اش عزم تسخیر مغدیشو پایتخت را کرد که از نیروهای محمد آیدید (عیدید) ـ یکی از ژنرالهای شورشی شکست خورد و از سومالی خارج شد که با فرار او از کشور، دوران بي دولت شدن سومالي نیز آغاز شد كه هنوز ادامه دارد. "زياد باره" که دوم ژانویه 1995 در هفتاد و شش سالگی در نیجریه درگذشت بیستم اکتبر 1970 (درست یک سال پس از آغاز زمامداری و در سالروز آن) در سومالی نظام سوسیالیستی اعلام کرده بود. سوسیالیسم زیاد باره ترکیبی از دستورهای قرآن، ناسیونالیسم و لنینیسم بود. با وجود این، وی در طول 21 سال حکومت خود تلاش چندانی برای پایان دادن به کلانیسم (قبیله گرایی ـ قبیله سالاری) در سومالی نکرد. وی که در ایتالیای موسولینی آموزش نظامی دیده بود و مزه استعمار ایتالیا و سپس انگلستان را چشیده بود و از تقسیم سومالی بزرگ میان استعمارگران اروپایی دل پرخونی داشت در طول حکومت خود به مسکو نزديك شده بود، براي دولت مسكو تسهيلات بندري در سومالي برقرار كرده بود و از اين كشور اسلحه فراوان دريافت داشته بود. تمایلات ناسیونالیستی «زیاد باره» که در سال 1919 و در اوج استعمار اروپایی بر قاره آفریقا به دنیا آمده بود پس از دریافت اسلحه فراوان از دولت مسکو و آموزش ارتش سومالی توسط افسران روس براندیشه سوسیالیستی اش غلبه کرد و پس از تغییر الفبای کتابت در سومالی به نوعی لاتین و استفاده از برخی حروف قدیمی، بفکر احیاء سومالی بزرگ و ایجاد یک کشور واحد توانمند در شاخ آفریقا برآمد و در اجرای این هدف در سال 1977 بر سر منطقه «اوگادن» با اتیوپی وارد جنگ شد که در آن موفقیت نداشت. دولت کنیا که اطمینان یافته بود پس از اتیوپی، نوبت آن است که مورد حمله نظامی سومالی قرارگیرد در سطح جهان دست به یک رشته تبلیغات زد که بر روابط کشورها با سومالی تاثیر گذارد. مارکسیست شدن اتیوپی هم باعث کاهش حمایت مسکو از سومالی شد و از آن پس مشکلات دولت زیاد باره آغاز شد. نظر به موقع استراتژيك سومالي واقع در منطقه شاخ آفريقا، غرب از حرکات ناسیونالیستی "زياد باره" به خشم آمده بود و اورا ديكتاتور سومالي مي خواند و ضمن گسترش محدودیت سیاسی و اقتصادی به کشف و تقویت مخالفانش در ارتش و میان سران قبایل پرداخت که در ژانویه 1991 به نتیجه رسید و شورش نظامی آغاز شد. زیاد باره درجریان فعالیت های ناسیونالیستی اش که غرب و مسکو را نگران ساخته بود به تهران آمد تا ضمن گسترش مناسبات اقتصادی، از شاه بخواهد که نظر غرب را نسبت به او جلب کند. زياد باره که با کودتای 21 اکتبر 1969 و قتل عبدالرشید شرمارک رئیس جمهور وقت به قدرت رسیده بود پس از فرار از سومالی، به دفاع از خود پرداخت و گفت حكومت كردن بر سومالي كه نظام قبيله اي را ترك نگفته جز با روشي كه او در پيش گرفته بود امكان پذير نبود. هدف سوسیالیسم او جلوگیری از گسترش شکاف میان غنی و فقیر و پیدایش ثروتمند همانند سرمایه داران غرب در سومالی بود. وی ضمن دفاع از تعرض به اوگادن گفته بود که رسالت هر رئیس دولت است که اراضی ازدست رفته را بازستاند. زیاد باره از دو دوزه بازی کردن دولت وقت مسکو انتقاد کرده و گفته بود: این دولت در زمانی که غرب دشمن تمام عیار سومالی شده بود مارا ترک کرد ـ همانند تخلیه افغانستان و رها ساختن دولت کمونیستی کابل در دست دشمنان. وی افزوده بود که سومالی چوب موقع استراتژیک خودرا می خورد. منطقه سومالي در قرون گذشته هم قرباني موقع سوق الجيشي خويش بود و قدرتهاي اروپايي به همين دليل بر سر آن مرافعه داشتند و آن را ميان خود به چند قطعه تقسيم كرده بودند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دو زلزله شدید در یک روز در شرق و غرب کره زمین
26 ژانویه 2001 یک زمین لرزه سخت که در ایالت گجرات فدراسیون هند روی داد بیش از 20 هزار تن را کشت. در همین روز در سال 1700 یک زلزله شدید در سواحل غربی آمریکا (کالیفرنیا و ارگون) روی داد که مقامات اسپانیایی مکزیک آن را گزارش کرده اند. در آن زمان سواحل غربی آمریکا در کنترل اسپانیای نوین (مکزیک) بود. پژوهشگران ژاپنی ضمن بررسی زلزله های گذشته شدت زلزله ژانویه 1700 آمریکا را 9 ریشتر برآورد کرده اند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
بازرس ارشد آمريکايي تسليحات عراق گفت: ما در عراق اسلحه کشتار جمعي به دست نياورديم
David Kay

ديويد کي David Kay بازرس ارشد آمريکايي تسليحات عراق پس از کناره گيري از اين سمت، 25 ژانويه 2004 در راديو عمومي آمريکا اعلام داشت که دولت صدام حسين پيش از حمله نظامي آمريکا به عراق در مارس 2003 ، فاقد هرگونه سلاح کشتار جمعي بود و ما اين را مي دانستيم. وي گفت که سازمانهاي اطلاعاتي بايد بگويند که چرا و تحت فشار چه مقامي گزارش کرده بودند که عراق داراي اسلحه کشتار جمعي است و به استناد گزارش آنها، جورج بوش به کنگره و ملت آمريکا بگويد که به دليل وجود چنين سلاحهايي در عراق، حمله نظامي به اين کشور لازم و ضروري است.
    Kay گفته بود که ما در عراق هرچه جستجو کرديم، چنين سلاحي به دست نياورديم. قانون اساسي ايالات متحده (فدراسيون آمريکا) جنگ غير ضروري را منع کرده است.
     دکتر Kay در جلسه 28 ژانويه 2004 کميسيون سناي آمريکا ويژه نيروهاي مسلح نيز شهادت داد که وي ضمن بازرسي هاي خود در عراق نتوانست اسلحه کشتار جمعي به دست آورد که دليل حمله نظامي آمريکا به عراق اعلام شده بود. متعاقب اين جلسه که جزئيات آن از شبکه هاي تلويزيوني پخش شد تصميم گرفته شد که تحقيق شود که چرا سازمانهاي اطلاعاتي آمريکا تاييد کرده بودند که عراق داراي سلاحهاي کشتار جمعي است که بر پايه آن جورج دبليو بوش نطق سالانه خود خطاب به جلسه مشترک مجلسين آمريکا ( 20 ژانويه 2003 ) را تنظيم و ايراد کند که توجيهي براي حمله به عراق بوده است.
    Kay با بيان اين مطلب، مهمات لازم را به نامزد هاي حزب دمکرات داده بود تا در طول مبارزات انتخاباتي سال 2004 از جورج بوش انتقاد کنند و بخواهند که روشن سازد چرا منابع اطلاعاتي گزارش خلاف واقع داده بودند. با وجود اين، آمريکاييان که دوستدار قدرت نظامي، برتري و ابرقدرت بودن هستند در انتخابات نوامبر 2004 جورج بوش را براي يک دوره ديگر انتخاب کردند و حزب جمهوريخواه اکثريت خودرا در کنگره آن کشور هم حفظ کرد!.
    يک استاد علم حکومت که درباره نتايج انتخابات آن سال آمريکا اظهار نظر کرده بود گفته بود که احساس برتري جهاني داشتن؛ روانشناسي و عامل غرور آمريکاييان شده است. اين احساس را رسانه هاي اين کشور در ذهن آمريکاييان زنده نگهميدارند تا قسمتي از شادي آنان تامين شود و هرکس بخواهد که تبعه آمريکا شود و گذرنامه اين کشوررا به دست آورد که مسافرت با آن آسان و بدون درد سر و معطلي است. اين استاد گفته بود که از زمان کودتاي ژنرال عبدالکريم قاسم و بيرون رفتن عراق از پيمان بغداد و بويژه پس از تغيير نظام حکومتي در ايران و لغو پيمان استراتژيک (پيمان 1959) با آمريکا از سوي دولت نظام تازه، واشنگتن همواره در صدد بازگشت به منطقه بود و استقرار نظامي در خليج فارس را کافي نمي دانست.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
مقاطعه کار به گروگان گرفته شده آمريکايي در عراق جورج دبليو بوش را «خود ـ محور» خوانده بود
Roy Hallums

بيست و پنجم ژانويه 2005 در آستانه تسليم يك لايحه 80 ميليارد دلاري ديگر از جانب دولت جورج دبليو بوش به كنگره اين كشور براي تامين هزينه هاي نظامي در عراق و افغانستان، ويدئو اظهارات «روي هالمسRoy Hallums» مقاطعه كار آمريكايي به گروگان گرفته شده از تلويزيونهاي اين كشور بخش شد كه گفت: از رهبران عربي، و نه جورج بوش مي خواهم كه مرا از اعدام رهايي بخشند زيرا كه به نظر او بوش يک «خود ـ محور» است و جز برنامه هاي خودش به چيزي ديگر از جمله جان من فكر نمي كند. هالمس که يکي از مقاطعه کاران تامين غذاي آماده (پاکتي) براي نظاميان آمريکايي در عراق بود بعدا آزاد شد. وي پيش از ورود به عراق، در کشور سعودي فعاليت مي کرد.
    هزينه هاي دولت آمريكا در عراق و افغانستان تا ژانويه 2005 به 280 ميليارد دلار رسيده بود كه كسر بودجه اين كشور را بالا برده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در جريان بحران انتقال نفت و گاز روسيه به اروپا، پوتین از توطئه های ضد روس حکومت جورج بوش پرده برداشت ـ داستان خودخواهي هاي يوليا تيموشنکو


بيست و پنجم ژانویه 2009 و شش روز پس از توافق روسیه و اوکراین برای عقد یک قرارداد ده ساله فروش و انتقال گاز طبیعی، و رفع نسبی بحران ناشی از قطع انتقال گاز روسیه به اروپا، ولادیمیر پوتین مرد نیرومند روسیه در گفت و شنودی با تلویزیون بلومبرگ آمریکا (متعلق به شهردار نیویورک و شرکاء) حکومت جورج دبلیو بوش را متهم به ایجاد همه مشکلاتی کرد که در قلمرو شوروی سابق (جانشين امپراتوري تزاري روسيه) بویژه در چهار سال منتهي به بيستم زانويه 2009 پدید آمده بود. به نوشته مفسران رسانه ها، پوتین با این مصاحبه، از توطئه های ضد روس دولت آمریکا که به طرقی دیگر ادامه دارد پرده برداشت و نشان داد که دولت واشنگتن نمی خواهد روسیه جایگاه تاریخی خودرا در جهان بازیابد.
     وی گفته بود که دولت جورج بوش معلوم نیست با چه نیّت تصمیم به برهم زدن نظم کشورهای مشترک المنافع روسيه (با دست کم گرفتن توانايي هاي ما) گرفته بود، در گرجستان و اوکراین و یکی دو نقطه دیگر درشوروی سابق انقلاب مخملی به راه انداخت و می دانید که به چه طریق دولت های این دو کشور را تغییر داد. سپس با زدن چراغ سبز به دولت های دست نشانده در این دو کشور که می دانیم از چه قماش افرادی تشکیل شده اند خواست که تقاضای عضویت در «ناتو» بدهند و با اینکه حساسیّت مارا نسبت به این موضوع می دانست تقاضانامه های آنهارا را پذیرفت تا در آن اتحادیه نظامی مطرح سازد.
    پوتین افزوده بود که داستان بازی های علنی دولت بوش و یکی دو متحدش (انگلستان و فرانسه) را که قبلا در اروپا به این صورت سابقه نداشت همه می دانند و نیاز به بازگفتن ندارد. با انواع تلاش، انتخابات اوکراین را برهم زد و آنقدر بازی درآورد تا برنده انتخابات (که روابط خوب با ما داشت) کنار برود و ویکتور یوشچنکو و بانو یولیا تیموشنکو (که سوابق آنان را همه می دانند) برسر کار آیند و به همین ترتیب در گرجستان عمل کرده بود که بالاخره منجر به تجاوز تفلیس به اوستیای جنوبی شد که این بار گوشه کوچکی از قدرتمان را نشان دادیم و مانع بازشدن فصل دیگری شدیم. قدرت نظامی ما همچنان سر جایش است، به علاوه ثروتمند هم شده ایم و خودرا از زوائد و آویزه ها رها ساخته ایم. حکومت بوش این واکنش و قدرت مان (در قبال گرجستان) را دید، باز آرام نگرفت و اگر دوم دسامبر 2008 آلمان و چند کشور دیگر مخالفت نکرده بودند عضویت اوکراین و گرجستان در «ناتو» تصویب می شد و معلوم نبود که چه وضعیتی در جهان پیش آمد می کرد زیرا که روسیه مصمم است که اجازه چنین کاری را ندهد و نخواهد داد و دولت بوش این را می دانست؛ باوجود این معلوم نیست که چرا بازهم ادامه می داد. بازی اوکراین بر سر انتقال گاز طبیعی روسیه به اروپا که یک پنجم مصرف این قاره را تامین می کند زیر سر دولت بوش بود. تردید نیست که حکومت بوش مقامات اوکراینی حرف شنو خودرا وادار به یک پرده بازی کرده بود که منجر به قطع گاز به اروپا در سرمای سخت شود تا اروپاییان قبول کنند که ما ـ روس ها شرکاء اطمینان بخشی نیستیم و نباید به تعهدات ما و رفتارمان اتکاء کنند. دولت بوش ده روز پیش از رفتنش (از کاخ سفيد)، با اوکراین و گرجستان قرارداد شراکت استراتژیک امضاء کرد که این عمل جز به کندن چاه برای افتادن دولت «اوباما» به داخل آن، تعبیر دیگری نمی تواند داشته باشد.
    پوتین در اين مصاحبه گفته بود که همین دولت بوش بود که برای تحریک ما به اقدام (آغاز معارضه و جنگ سردی دیگر) داستان استقرار سیستم های ضد موشکی را در لهستان و جمهوری چک به میان آورد و دنبال کرد تا اینکه با تهدید جدّی و عملی ما رو به رو شد. در همه این بازیها و تحریکات، دولت لندن با حکومت جورج بوش همکاری می کرد و احتمالا محرّک دولت بوش بود. اروپائیان عضو ناتو که در قرن گذشته دوبار طعم جنگ را چشیده اند می دانند که برای پیشگیری از جنگی دیگر چه باید بکنند ولی معلوم نیست که دولت جورج بوش چه فکری در سر داشت که از این تحریکات ـ تحریک روسیه اتمی ـ فضایی و اینک عاری از بسياري از مسائل اقتصادی ـ اجتماعی سابق ـ دست بر نمی داشت. درباره دولت «اوباما» من احتیاط را از دست نمی دهم و از پیش، نمی گویم که بازی های دولت بوش تکرار نخواهد شد. «اوباما» یک نفر است باید دید که اطرافیانش (Inner Circle کاخ سفيد) از چه قماشی هستند. به هرحال ما گوش بزنگ و مراقب اوضاع هستیم و توان هرگونه مقابله و هرکاری را هم داریم.
    -----
    هجدهم ژانویه 2009 یولیا تیموشنکو Yulia timoshenko (متولد 27 نوامبر 1960) نخست وزیر وقت و هوادار غرب اوکراین برای مذاکره با پوتین درباره مسئله فروش گاز به اوکراین و نیز انتقال گاز روسیه از طریق خاک اوکراین به سایر نقاط اروپا وارد مسکو شده بود. عکس بالا، اورا در حال رفتن با پوتین به جلسه مذاکرات نشان می دهد.
    
يوليا را به دادگاه آورده اند

ناشر یک وبلاگ ضمن درج این عکس نوشته بود: «یولیا Yulia Tymoshenko» نباید فراموش کند که پوتین یک افسر اطلاعاتی سابق، و از گذشته او آگاه است و می داند که از سازمان جوانان حزب کمونیست آغاز کرد، خودرا یک کمونیست تشنه به خون بلوک غرب نشان داد و با اين بازي از پلکان ترقی بالا رفت و چون این را کافی ندانست با Oleksandr پسر یک مقام محلی کمونیست ازدواج و از این طریق صاحب پارتی شد و چون اقتصاد خوانده بود با پول دولت موفق به تاسیس یک مرکز کرایه ویدئو در بخش تعاونی سازمان جوانان حزب کمونیست (Communist Union of Youth = Komsomol ) اوکراين شد که در جریان خصوصی سازی ها، آن را به تملک خود درآورد. این مالکیت هم اورا قانع نکرد و وارد کار معاملات نفت و گاز شد و با کسب ثروت به صورت یک اولیگارش درآمد و بمانند همه زیاده خواهان و قدرت طلبان وارد سیاست شد و خودرا در سایه نفوذ غرب بويژه آمریکا قرارداد و در جریان انقلاب مخملی (سال 2005) با استفاده از زیبایی و آرایش ویژه موهایش که جلب نظر می کرد به یک قدرت تبدیل و دارای یک مقام انتخابی و سپس نخست وزیر شد (از24 ژانويه تا 8 سپتامير 2005) و در طول اين سمت همه تلاش او اين بود که رئیس جمهور اوکراین شود و به همین لحاظ گاهی مصلحت را در این می ديد که به مقامات کرملین هم لبخند بزند. رقابت او با ویکتور یوشچنکو Yushchenko رئیس جمهور وقت (و هوادار غرب) اوکراین 46 میلیونی گاهی تولید سر و صدای سیاسی می کرد و اورا به جلو پیش می راند. يوليا براي دومين بار از 18 دسامبر 2007 تا 4 مارس 2010 نخست وزير اوکراين بود. ولي در انتخابات ژانويه 2010 اوکراين موفقيت نداشت . در اين انتخابات، ويکتور يانوکويچ سياستمدار هوادار روسيه و مخالف يوليا رئيس جمهور شد. يوليا بعد از اعلام نتايج انتخابات، حاضر به قبول شکست نشد و به مقامات مربوط اعتراض و سر و صداي فراوان بپا کرد و حرف هايي زد که باعث شد پرونده هاي او بازگشوده و گزارش هاي دستگاه اطلاعاتي اوکراين براي اثبات اتهامات بر آنها افزوده شود و حتي معلوم شود که در جريان معامله سوخت در سال 2009 (که براي انجام آن به روسيه رفته و با پوتين ملاقات کرده بود) سوء استفاده مالي کرده است و .... وي تاکنون به اتهام همين يک مورد در دادگاه محاکمه و 11 اکتبر 2011 به 7 سال زندان محکوم شده و زنداني است.
يوليا در ميان دختر و شوهرش در دادگاه


    در طول اين محاکمه يوشچنکو رئيس جمهور وقت عليه او شهادت داد ـ عملي که تأمل برانگيز تلقي شده است. اولکسار شوهر او پس از محکوم شدن يوليا از دولت جمهوري چک تقاضاي پناهندگي کرد که پذيرفته شده است!. يوجنيا Yevgenia دختر يوليا که براي تحصيل در رشته سياست و کسب مهارت در زبان انگليسي به انگلستان فرستاده شده بود با صلاحديد مادر با يک موسيقي دان انگليسي که 12 سال از او بزرگتر است ازدواج و مقيم آن کشور شده است. انديشمندان کارهاي يوليا را مثالي از جاه طلبي و آزمندي برخي از انسانها خوانده اند که براي ارضاء اين احساس خود از هرگونه خطر کردن و ارتکاب ابا ندارند.
    اوکراین کشور فقیری است که درآمد سرانه در آن در میان کشورهای جهان در ردیف هشتاد و هشتم است. جمعیت این کشور درحال کاهش يافتن است و ظرف هفت سال دو میلیون جمعیت از دست داده که عمدتا مهاجرت کرده اند. ساکنان مناطق جنوبی و شرقی اوکراین عمدتا روس هستند. این سرزمین قرنها بخشی از امپراتوری روسیه بود و چند مقام ارشد شوروی سابق هم اوکراینی بودند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
مقاله هاي فيدل کاسترو و توجه سران دولتها ـ اظهار نظر کاسترو درباره ايالات متحده و باراک اوباما
دفتر ریاست جمهوری آرژانتین در بوئنوس آیرس 26 ژانویه 2009 این عکس را که 21 ژانویه 2009 (5 روز پیش از آن) درهاوانا و درجریان دیدار بانو «کریستینا فرناندز» رئیس جمهور آرژانتین از کوبا، از او و فیدل کاسترو گرفته شده بود به روزنامه ها داد تا منتشر کنند. ظاهرا، هدف از این کار رفع نگرانی هواداران فیدل بود که پس از انتشار یکی از مقاله هایش که اشاره به احتمال مردنش کرده بود، دلواپس شده و منتظره دریافت اطلاع بیشتری از وضعیت مزاجی وی بودند و در این زمینه برای آنان ادامه انتشار مقاله ها و اظهار نظرهایش پیرامون مسائل جهانی کافی نبود.
     فیدل کاسترو چند روز پیش از دیدار با کریستینا که یک پرونیست (ناسیونالیست چپگرا) است در مقاله ای ضمن اشاره به انتخاب «باراک اوباما» به ریاست قوه اجرایی ایالات متحده نوشته بود که شاید پایان دوره چهاره ساله «اوباما» را نبیند ولی از این که این جوان گفته است که به حاکمیت ملی کشورهای دیگر احترام می گذارد شادمان شده است و به همین دلیل هم اگر امکان دست دهد، «رائول» آمادگي دیدار و مذاکره مستقیم با اورا دارد.
     کاسترو که پس از بازنشسته کردن خود به مقاله نگاری روی آورده که بزعم او نوعی اندرزگویی و اظهار نظر برای آگاهی مردمان است در مقاله مربوط به انتخاب شدن «اوباما» نوشته بود که ایالات متحده دیرزماني است که یک امپراتوری شده است و دشوار است که به این آسانی ماهیت آن تغییر یابد و افزوده بود که با تغییر چهره ها و لباسها (ظاهر) ماهیّت تغییر نمی کند و «اوباما» هم دیر و یا زود قربانی تار و پود نظام این امپراتوری می شود و از اختیاراتی که به دست آورده نمی تواند آنطور که می خواهد (برای تغییراتی که وعده داده است) استفاده کند و خیلی زود احساس خواهد کرد که این اختیارات به علت ضد و نقیض های فراوان در ساختار سیستم ایالات متحده و این جامعه، برای حل مسائل بلااثر خواهند بود.
     کاسترو (در آن وقت، 82 ساله) در همین مقاله نوشته بود که ممکن است وضعیت مزاجی او اجازه ندهد که مقالات خودرا که نظر و اندرزهای ناشی از تجربه هستند و دلسوزی، منظما منتشر سازد ولی نهایت تلاش را بکار خواهد برد تا چیزی را ناگفته نگذارد و تجربه او که گران به دست آمده مدفون نشود. همین اشاره کاسترو به وضع مزاجی اش (در این مقاله) بود که هواداران وی را در گوشه و کنار جهان نگران ساخته بود.
     کاسترو نوشته بود: من حرفهای خودرا می زنم و انتظار ندارم که رعایت شوند. من ـ اینک که در بازنشستگی هستم ـ در روند کار دولت کوبا و حزب مداخله نمی کنم، رفقا هر تصمیم مقتضی را که لازم است اتخاذ کنند. هدف، تامین ساختن زندگانی بهتری برای مردم است و مادیات به تنهایی عامل تامین سعادت بشر نیستند. بشر باید احساس کند که در محیطی امن زندگی می کند که در آن شئون و حقوق و مساوات رعایت می شود و نگرانی وجود ندارد و می دانیم که شادی با حذف نگرانی پدید می آید.
     این مقاله این نگرانی را بوجود آورده بود که وضعیت مزاجی فیدل کاسترو که از سال 2006 و از زمان بستری شدن در بیمارستان گوشه گیر شده و از سال 2008 جای خود را به «رائول 76 ساله ـ برادرش» سپرده بدتر شده باشد و انتشار عکس دیدار با کریستینا برای رفع این نگرانی بود. روزنامه های منطقه لاتین نشین قاره آمریکا این عکس را با عکسی که کاسترو در ژوئن 2008 با چاوس و رائول گرفته بود در زیر هم (به صورتی که در پایین آمده است) چاپ کرده بودند تا نشان داده شود که در ژانویه 2009، وی سرحال تر از آن زمان است.
     از زمانی که چپ ها و سوسیالیست ها در چند نقطه ديگر آمریکای لاتین قدرت را به دست گرفته اند و خودرا مرید و پیرو خط فیدل کاسترو می دانند، شهر هاوانا به صورت مقصد آنان درآمده و هر چند وقت یکی از آنان و گاهی به اتفاق به هاوانا می روند و با فیدل کاسترو دیدار می کنند و همچنین سران کشورهای دیگر.
     نتیجه یک بررسی جهانی و کسب اطلاع از دفاتر سران کشورها و دولتها نشان داد که مفاد مقالات فیدل کاسترو (به زبان اصلی و یا ترجمه آن) سریعا به اطلاع این سران می رسد و در برخی از کشورها برای مقامات دولتی و اعضای پارلمان نیز ارسال می شود.
    
عکس با بانو کریستینا: 21 ژانویه 2009 (دوم بهمن 1387) و عکس با چاوس و رائول: ژوئن 2008 = خرداد 1387

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اشاره اي به تقويم چين
یکشنبه ـ 25 ژانویه 2009 ـ به مناسب آغاز سال نو قمری چین رسانه ها در گوشه و کنار جهان به تاريخچه تقويم چين اشاره کرده بودند تا وظيفه آموزش عمومي خودرا به انجام رسانده باشند. پیدایش تقویم چین که مخلوطی از نظام قمری – شمسی (Lunisolar) است مربوط به دوران دودمان شانگ Shang Dynasty است که از 1766 تا سال 1122 پیش از میلاد بر چین حکومت داشتند و بنابراین، قدمت این تقویم بیش از سه هزار سال است. سال چین که از 25 ژانويه 2009 آغاز شده بود سال نرّه گاو (Ox) - یکی از صور حیوانات 12 گانه بود. چینیان سال با علامت گاو را سالی نسبتا آرام، سالی توام با سخت کوشی، اتخاذ تصمیمات قاطع و در عین حال سال پر از یکدندگی کردن ها می پندارند. سال قبل از آن، سال موش بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تاريخ از نگاهي به تصوير
کاخ «سیگار ممنوع» و اوباما


کاخ سفید واشنگتن ـ مقر رئیس جمهور آمریکا با دو قرن عمر، از سالها پیش یک ساختمان «سیگار ممنوع» اعلام شده است. «باراک اوباما» چهل و چهارمين رئیس جمهور هنگام نقل مکان به اين خانه در بيستم ژانويه 2009، اعتیاد به سیگار داشت که گزارش هاي منتشر شده در دو سال بعد از آن، حکايت از آن داشته که اوباما عادت دودکردن سيگار را ترک کرده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 26 ژانويه
  • 76:   هادريانوس كه از سال 117 تا 138 ميلادي امپراتور روم بود به دنيا آمد .
  • 90:   ارتش روم پس از 16 سال جنگ سراسر آلمان را تصرف كرد و سناي روم تصويب كرد كه نقشه جغرافيايي امپراتوري اصلاح شود و نقشه تازه، آلمان را هم شامل گردد.
  • 1693:   داسيلوا سوليس شاعر پرو كه يكي از قطعاتش به عنوان هجو مقامات يك كليسا تلقي شده بود آتش زده شد.
  • 1833:   برنهارد اردمانسدر تاريخدان آلماني ديده به جهان گشود .
  • 1918:   (1296 هجري) انگليسيها كه ايران را در اشغال داشتند سليمان ميرزا رهبر حزب دمكرات ايران را به بهانه همكاري با آلمان دستگير و زنداني كردند!.
  • 1922:   ( 1300 هجري) به عادت سلاطين قاجاريه، احمد شاه با بدرقه ژنرال رضاخان سردار سپه عازم ديدار از اروپا شد.



  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    nhistorian (a) cox.net
    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com