Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
21 ژانويه
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 










   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 21 ژانويه
گام به 83 سالگی گذاردن مؤلف این «تاریخ آنلاین برای ایرانیان» با 63 سال تجربه روزنامه نگاری و تاريخ نويسي
نوشیروان کیهانی زاده (با تحصیلات دانشگاهی تا فوق دکترا در تاریخ نظامی ـ سیاسی، دکترا در تاریخ و مطالعات خاورمیانه، فوق لیسانس در روزنامه نگاری و فوق لیسانس در علوم کتاب) امروز ـ 21 ژانویه 2020 (که بیست و یکم ژانویه در سال تولّد او مصادف با یکم بهمن 1315 بود) گام به 83 سالگی گذارد. وی 63 سال تجربه روزنامه نگاری (نوشتاری و برادکَستینگ) در کارنامه خود دارد که از یکم شهریور 1335 پس از گذراندن نخستین دوره آموزش روزنامه نگاری آکادمیک در ایران، در روزنامه اطلاعات آغاز شده است، به علاوه 22 سال تدریس تاریخ، تألیف چند کتاب ازجمله دو کتاب درسی دبیرستان و دانشسرا، نگارش هزاران مقاله و دو دوره 4 ساله عضویت انتخابی در شورای آموزش و پرورش تهران و در انتخابات دور دوم (مهرماه 1351) با بیش از 450 هزار رای. وی همچنین از بنیادگذاران سندیکای روزنامه نگاران ایران است.
     این تاریخ آنلاین برای ایرانیان (تاریخ عمومی در همه زمینه ها و عمدتا برای ایرانیان و پارسی زبانان با شیوه نگارش ژورنالیستی و به صورت روزنگار ـ کرونیکل) که بزرگترین آنلاین از این دست از سال 2001 است مهمترین کار او بشمار آورده شده است که بدون قبول کوچکترین کمک مالی از احدّی (دولت و فَرد) نزدیک به 19 سال است که آن را دایر و تاکنون (ژانویه 2020) برای آن از جیب خود حدود 355 هزار دلار ـ تنها هزینه ارزی کرده است. روزنامَک ـ روزنامه آنلاین وی پس از 12 سال، از نوروز 1393 (اپریل 2014) به صورت مجله ماهانه (ماهنامه) چاپی نیز در تهران انتشار یافته است که نسخه هایی از آن به چند شهر ایرانی نشین برون مرز هم ارسال شده است. قرار است که بعدا «پی دی اف صفحات این مجله» به لُس آنجلس، واشینگتن، تورنتو، احتمالا سیدنی و استکهلم جهت چاپ و انتشار فرستاده (ایمیل) شود.
     وی کتاب کردن مطالب اين تاریخ آنلاین و نیز خاطرات ژورنالیستی خود و همچنین به صورت داستان کوتاه و واقعی در آوردن مطالبی را که در طول دوران خبرنگاری خود (از حوادث شهر تهران) جمع آوری کرده در برنامه کارهای خود دارد. نظرات او و نیز مشاهدات توأم با خاطرات وی در آنلاین های ژورنالیست نوشیروان و هیستورین نوشیروان خواهد آمد. این مطالب نیز کتاب خواهد شد.
    
     دبیرخانهِ تاریخ آنلاین ایرانیان ـ آمریکا
    ------
    
    
کیهانی زاده از 1954 تا 2013


    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ايران
هزار و 764 سال پیش ارتش ایران در جنگ با رومیان در سوریهِ امروز، از جنگ افزار شیمیایی استفاده کرد
گزارش جامع همراه با عکس و ویدئو درباره نخستین بکارگیری گاز خفه کننده و سلاح شیمیایی در جنگ که یکم ژانویه 2009 در نشست انستیتوی باستان شناسی آمریکا در شهر فیلادلفیا مطرح شده بود 21 ژانویه آن سال! در رسانه ها انتشار یافت. این گزارش توسط دکتر سایمون جیمز Simon James باستانشناس انگلیسی، همکار موزه بریتانیا و استاد دانشگاه لیسستر Leicester تهیه و ارائه شده بود. وی که دنباله بررسی های دهه های 1920 و 1930 باستان شناسان فرانسوی ـ آمریکایی را در سوریه و ترکیه و بویژه منطقه «دورا ـ اوروپوس» گرفته است ثابت کرده است که ارتش ایران در زمان شاپور یکم ـ شاه ساسانی، درجریان پس گرفتن شهر «دورا» در کنار فرات (واقع در سوریه) که باروی مستحکمی داشت از رومیان، از گاز خفه کننده استفاده کرده بود. به این ترتیب تاریخ استفاده از سلاح شیمیایی به سال 256 میلادی (1764 سال پیش) باز می گردد که برخی، تاریخ بکارگیری آن را از دوران جنگ جهانی اول نوشته اند. بازپس گیری «دورا» بود که والریانوس امپراتور وقت روم را به جنگ با ایران برانگیخت که در این جنگ که دومین جنگ ایران و روم در زمان شاپور یکم بشمار می رود والریانوس با ژنرال هایش و چهل تا شصت هزار لژیونر اسیر شدند، والريانوس در برابر شاپور یکم زانو زد و امپراتوری روم تحقیر شد. تصویر والریانوس که در برابر شاپور یکم زانو زده است در نقاطی از ایران بر کوه نقش شده است تا ایرانیان نسل های بعد نسبت به وطن خود که چنان قدرت نظامی داشته افتخار و مباهات کنند.
    طبق گزارش دکتر جیمز به نشست «ای. آی. ای AIA»، یگانهای مهندسی ارتش ایران برای ورود به دژ «دورا Dura» دست به ساختن تونل های زیر زمینی زدند و این کار را از داخل چادرهای خود آغاز کردند تا نظامیان رومی از بالای برج های دژ متوجه این فعالیت آنان نشوند. مقطع این تونل ها دو متر در دو متر بود. اتفاقا رومیان نیز همزمان به همین فکر افتاده بودند و ایرانیان هنگامی متوجه این فعالیت آنان شدند که یکی از تونل ها پس از 11 متر کنده شدن به تونل رومی ها برخورد کرد.
    جنگ در تونل های دو متری با شمشیر و نیزه امکان نداشت و در اینجا بود که مهندسان ارتش ایران یک ماده قابل اشتعال و دودزا و خفه کننده را که از ترکیب قیر (بیتومن ـ نفت خام) و سولفور (گوگرد) ساخته بودند به درون تونل (نَقب) منتقل و با پرتاب شعله، آتش زدند و پس از خفه شدن رومیان و انتقال هوای تازه، از آن طریق وارد دژ شدند و آن را گشودند و بارویش را تخریب کردند که آثار آن باقی مانده است. در بررسی های باستانشناسی دهه 1930 بقایای اجساد 20 لژیونر رومی و جنگ افزارهای آنان در یکی از این تونل ها به دست آمد.
    تحقیقات تازه دکتر جیمز و آزمایش استخوانهای لژیونرهای رومی در لابراتوار، خفه شدن آنها و نوع گاز خفه کننده را به دست داده است. تسلیحات و آموزش ارتش ایران در جهانِ باستان در برهه هايي از تاريخ، برتر از ملل دیگر بود و بهرام چوبین (ژنرال بنام ایرانی و متولّد شهر ری) در جنگ بلخ از نوعی سلاح مشابه راکت های امروز استفاده کرده بود. با وجود این، بزرگترین جنگ افزار ایرانیان در طول تاریخ، ناسیونالیسم توفنده ایرانی بوده است که به نظر مي رسد دارد دوباره زنده می شود.
در این مجموعه؛ تصاویر باقیمانده باروی «دورا»، دکتر جیمز، استخوانهای یک لژیونر رومی به دست آمده در تونل محاصره دورا در سال 256 میلادی و به زانو درآمدن والریانوس امپراتور روم در نوامبر 260 میلادی در برابر شاپور یکم دیده می شود

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
چند مورد درگیری سُنّی و شیعه از 13 قرن پیش تا به امروز ـ جنگ علویان با خلیفه عباسی ـ تصرف بغداد و برکنار شدن خلیفه به دست ایرانیان و ...
درگیری طولانی شیعه و سُنّی که از رویداد کربلا در 13 اکتبر سال 680 میلادی و قیام مختار ابی عبیده ثقفی و نبرد معروف او در سال 686 با امویان آغاز شده بود 21 ژانویه 763 به جنگ تمام عیار طرفین در نزدیکی کوفه انجامید که در آن سنّی ها به ریاست المنصور خلیفه عباسی وقت شیعیان را شکست دادند. این جنگ در پی بپاخیزی شیعیان در ماههای سپتامبر و نوامبر سال 762 روی داده بود. در این دو ماه، دو دسته از شیعیان (علویان که مورخان اروپایی Alids نوشته اند و بعدا Alawi) و یکی پس از دیگری در جنوب بین النهرین (عراق امروز) و نیز در شهر مدینه (حجاز) برضد المنصور خلیفه عباسی بپاخاسته و خلافت عباسیان را حکومت سلطنتی و نامشروع اعلام کرده بودند.
    درگیری شیعه و سُنّی که بعضی اوقات و به صورت پراکنده در برخی از مناطق آسياي غربي و جنوبي مشاهده و گزارش می شود با بپاخیزی مختار ابی عبیده ثقفی در دهه 680 میلادی (چهار دهه پس از اضمحلال امپراتوری ساسانیان) در بین النهرین و به خونخواهی امام حسین (ع) آغاز شد. پیروان مسلح مختار را عمدتا ایرانیانی تشکیل می دادند که زبان عربی نمی دانستند و مختار که چندبار ارتش یزید را شکست داد با آنان از طریق مترجم سخن می گفت.
    در ژانویه 946 و 260 سال پس از قیام مختار، احمد ديلمي (معزالدوله) بغداد را متصرف شد، المستكفي ـ بيست و دومين خليفه عباسي را بركنار كرد و قدرت به دست شیعیان افتاد. بوئيان گیلانی «شيعه اثني عشري» را با ناسيوناليسم ايراني درآميختند تا ميهن آنان ـ ایران ماهيّتي كاملا مستقل داشته باشد.
    ایرانیان در طول حکومت مغول (ایلخانان)، تلاش کردند تا مغول ها و ایلخانانِ آنان مسلمان و شیعه شوند. بنابراین، مذهب شیعه بر شانه ناسیونالیسم ایرانی قرار داشته است و شاه اسماعیل صفوی 11 مارس سال 1502 (مصادف با بيستم اسفند) شیعه اثنی عشری را مذهب رسمی ایران اعلام کرد تا بتواند مانع گسترش امپراتوری عثمانی در شرق شود که تشدید درگیری های سنّی و شیعه را تا دو ـ سه قرن به دنبال داشت. امپراتوران عثمانی خودرا خلیفه مسلمین (سُنّی ها) می دانستند و استانبول (اسلامبول) دارالخلافه مسلمین خوانده می شد.
    با انهدام دولت بعثی عراق (دولت صدام حسین) در سال 2003 و سپس قدرت گرفتن شیعیان عراقی، می توان گفت که رویداد ژانویه 946 (افتادن بغداد به دست احمد دیلمی) تکرار شد که این وضعیت همانا فلسفه تاریخ است.
     برخی از مورّخان که نظرات آنان در رسانه ها منعکس می شود درگيري در سوریه را که از دهه دوم قرن 21 آغاز شده و در آن شیعیان این کشور از دولت علویِ آن حمایت می کنند، و نیز پاره ای از انفجارهای انتحاری عراق، پاکستان و افغانستان و چند مورد در بلوچستانِ پاکستان و نیز جنگ یمن و کشتارهای نیجریه را دنباله همان درگیری های قرون هفتم و هشتم میلادی بشمار آورده اند و اذعان دارند که جمهوری اسلامی ایران مخالف بزرگ کردن اختلاف شیعه و سُنّی است و نمی خواهد که تفرقه میان مسلمانان باشد. در سوریه، حکومت در دست علویان است. شیعیان در عراق، یمن، بحرین و جمهوری آذربایجان اکثریت دارند. مورّخان که ورود روسیه به جریانات سوریه به نام قطع دست داعش و به حمایت از دولت علوی دمشق را بزرگترین رویداد پس از فروپاشی بلوک شرق می دانند و بسیار حساس، زیراکه در میدان سوریه، غرب هم وجود دارد. وضعیت سوریه همچنین دارد ترکیه سُنّی مذهب را وارد این مناقشه می کند ـ وضعیتی که دست کم در ظاهرِ کار، آمریکا و اروپای غربی مایل به آن نیستند و ... و به باور برخی از مفسران، اگر ترکیه در قبال سوریه راهی دیگر درپیش گیرد ممکن است که عضویت آن در «ناتو» به مخاطره افتد و آمریکا پایگاه هوایی خود در انجیرلیک را به جای دیگر و احتمالا اِربیل منتقل و کمک های مالی اش را تعلیق و یا قطع کند. موافقت با عضویت ترکیه در «ناتو» که در منطقه اتلانتیک شمالی قرار ندارد به دلیل وجود اتحاد شوروی در همسایگی آن بود که دهها سال از فروپاشی آن می گذرد و سلاح های موشکی ـ اتمی، وجود اتحادیه های نظامی را بی حاصل کرده اند.
    
عزت ابراهيم الدوري پیش از کشته شدن

حزب بعث عراق [تاسیس شده در 1951]، در پی کودتای فوریه 1963 و کشتن ژنرال دو رگه ـ کُرد و عرب ـ عبدالکریم قاسم حاکم عراق، شعار «خطر فارسی ـ صفوی» را برای مبارزه با ایرانی و شیعه مذهبان به وجود آورد. «فارسی = پارسی» اشاره به دعاوی ایرانیان نسبت به عراق است که هشت قرن پایتخت ایران در آنجا قرار داشت و «صفوی» اشاره به سیاست های شاهان صفوی ایران است که نمی خواستند کربلا، نجف، سامرا و کاظمین در کنترل سُنّی ها باشد و تعصب ضد سُنّی داشتند.
     عزت ابراهیم الدوری معاون حزب بعث (معاون وقت صدام حسین) که در ژانویه 2013 در جنوب عراق آفتابی شده بود و چندی بعد کشته شد آخرین مقام بعث بود که به شعار «فارسی ـ صفوی» اشاره و تهدید کرده بود. آفتابی شدن او در سال 2013 در مجاورت مرز کشور سعودی به نشانه گسترش ضدیت با ایران و شیعیان با کمک احتمالی سعودی ها تفسیر شده بود. صدام حسین حتی در زیر چوبه دار از دادن شعار برضدِ ـ به زبان خودش ـ فارس ها دست بر نداشته بود و محکوم به اعدام شدنش را نتیجه نفوذ فارس ها بیان کرده بود.
    پایگاه نظامی آمریکا در عین الاسد که در دیماه 1398 (ژانویه 2020) مورد حمله موشکی جمهوری اسلامی ایران ـ از راه دور قرار گرفت و آسیب دید در ایالت سُنّی نشین الانبار قرار گرفته است. چند سال پس از سقوط دولت صدام، برخی از طوایف الانبار ـ همسایه کشور اردن ـ دَم از تجزیه طلبی زده بودند. اصحاب نظر ملاقات ترامپ رئیس جمهوری آمریکا با نچیروان بارزانی رئیس اقلیم کردستان عراق در حاشیه فارومِ داوُس (در سویس) در ژانویه 2020 را بی سابقه و حسّاس خوانده اند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ترس دولت روسيه از نادر شاه:
بدون جنگ از همه دعاوي خود گذشت و از همان راهي كه آمده بود بازگشت
نادر شاه
21 ژانويه سال 1732 دولت روسيه طبق يادداشتي كه در رشت به نماينده دولت ايران تسليم شد مفاد قرارداد سال 1724 خود با دولت عثماني را كه به امضاي پتر يكم و سلطان عثماني رسيده بود كان لم يكن و بلااثر اعلام داشت. طبق اين قرارداد كه با ظهور نادر و از ترس او لغو شد، دولتين روسيه و عثماني با سوء استفاده از ضعف ايران به سبب جنگ داخلي (تصرف اصفهان به دست قندهاري های ايراني) توافق كرده بودند كه سراسر غرب ايران ــ از گرجستان تا خوزستان ــ به عثماني و نواحي ساحلي شمال ايران ــ از حاجي طرخان تا استراباد ــ به روسيه تعلّق داشته باشد. پتر يكم تزار روسيه چند روز پس از امضاي اين قرارداد درگذشت.
     در سال 1724 دولت عثماني هنگامي كه شنيد كه پتر يكم امپراتور روسيه با 45 هزار نظامی و صدها توپ در حاجي طرخان مستقر شده و قصد راندن به جنوب و رساندن دست روسیه [به گفته خودش به آبهاي گرم اقيانوس هند] را دارد كه هدف نهايي اوست پيشنهاد انعقاد آن قرارداد را داده بود كه ميان دو دولت برسر ايران كه اوضاع مبهمي داشت درگيري روي ندهد و به علاوه، روس ها طمع به غرب ايران نكنند. پتر يکم با اين پيشنهاد موافقت كرده بود.
     جانشينان پتر پس از اطلاع از ظهور نادر و قلع و قمع قندهاري ها و عقب راندن عثماني و بركنار كردن طهماسب دوم ـ شاه صفوي، حساب كار خود را كردند و ضمن لغو يكجانبه قراردادي كه باعثماني امضاء كرده بودند از همه دعاوي که داشتند دست برداشتند و دستور بازگشت نيروها را صادر كردند.
     باوجود لغو اين قرارداد و بازگرداندن عمده نيروها، روسيه در بيرون بردن باقيمانده واحدهاي نظامي خود از بادكوبه (باكو) تعلّل مي ورزيد كه نادر دو سال بعد عازم داغستان شد و روس ها با شنيدن اين خبر به واحدهاي باقيمانده در دژ بادكوبه دستور تخليه و بازگشت فوري دادند و شتاب در اين كار به قدري زياد بود كه نظامیان روس تعدادي از توپ هاي خود را برجاي گذارده بودند.
     اسناد آرشيو «سن پترز بورگ» نشان مي دهد كه به تزار وقت روسيه (جانشين پتر يکم) گزارش كرده بودند كه اگر نادر از منطقه دَربَند قفقاز (داغِستان) عبور كند به تصرف روسيه قانع نخواهد شد و تا اروپاي مركزي پيش خواهد راند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
محمدرضا وجدانی دادستان کل کشور شد و از مردم خواست که طبق وظیفه شرعیِ شان اورا از سوء استفاده ها آگاه کنند
یکم بهمن 1315 محمدرضا وجدانی، قاضی دیوان عالی کشور «دادستان کل کشور» شد و اعلام شد که هدف از این انتصاب، مبارزه تا قطع هرگونه سوء استفاده، قانون گریزی و قانون شکنی بوده است و دادستان کل کشور اختیار این کار را دارد.
    وجدانی در همین روز به روزنامه نگاران گفته بود که دادستان کل می تواند وارد هر موضوعی بشود که جرمانه باشد و در این موارد، نیاز به شکایت و وصول اعلام جرم نیست، و اگر مردم ـ هر تبعه معمولی ـ پس از مشاهده و یا اطلاع از یک قانون شکنی و سوء استفاده، وی را در جریان بگذارد به وطن و دین خدمت خواهد کرد. هر مسلمان شرعا وظیفه دارد که دادستان کل را از وقوع جرم، بخصوص جرائم دولتی آگاه سازد. دفتر او به روی همگان باز است و گرفتن وقت ملاقات لازم نیست. به همه نامه ها دقیقا و شخصا رسیدگی خواهد شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
جمعیت اصفهان، شیراز، همدان و کرمانشاه در 1319 هجری خورشیدی (1940)
نتایج سرشماری خانه به خانه در شهرهای ایران که در آذرماه 1319 پایان يافته بود، از دهه اول دی ماه به تدریج و پس از آماده شدن انتشار می یافت.
    طبق اعلامیه هاي منتشره تا این تاریخ، جمعیت چهار شهر از این قرار بود:
    ـ اصفهان: 204 هزار و 198 تَن.
    ـ شیراز: 129 هزار و 23 تَن.
    ـ همدان: 103 هزار و 874 تَن.
    ـ کرمانشاه: 88 هزار و 622 تَن.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تأسیس نخستین بانک غیر دولتی ایران در بهمن 1328 و اعلامِ تضمینِ حساب ها و سپرده ها از سوی دولت
یکم بهمن ماه 1328 اعلام شد که دولت وقت با تأسیس یک بانک غیر دولتی که نخستین بانک از این دست در ایران است موافقت کرده است و این بانگ به نام «بانک بازرگانی ایران» بزودی با سرمایه 5 میلیون تومان [پول آن زمان] آغاز بکار خواهد کرد، هیج خارجی در آن سهیم نیست و نخستین شعبه آن در خیابان بوذرجمهری تأسیس خواهد شد. مؤسس و مدیر آن «مصطفی تجدّد» است.
    روز بعد مقام مریوط در دولت وقت به مردم اطمینان داد که اگر در بانک غیر دولتی بازرگانی ایران حساب باز کنند و پول سپرده کنند، دولت همچنانکه که در سایر کشورها مرسوم است، پول آنان و بازداخت آن را تضمین می کند. در آن زمان، ایران هنوز بانک مرکزی نداشت و بانک ملّی تا حدودی وظایف بانک مرکزی را انجام می داد. بانک مرکزی یازده سال بعد، در 1339 تأسیس شد. طبق یک استاندارد جهانی، مؤسس و یا مؤسسان بانک غیر دولتی و یا مختلط باید معادل نیمی از سرمایه اسمی خود را در بانک مرکزی بسپارند تا تضمینی برای مردم باشد و در صورت مسئله دارشدنِ یک بانک، بانک مرکزی اداره آن را بدست می گیرد تا سر و سامان یابد و مشتریان نیز احساس اطمینان و آرامش کنند. تاریخ قرون 19 و 20 نشان داده است که در چند کشور، ورشکستگی یک بانک به اعتراض عمومی اصحاب حساب ها و آشوب انجامیده بود. بانک مرکزی و شورای پول و ذخایر هر کشور مجوّز تأسیس بانک صادر می کنند و در نتیجه مسئولیت دارند.
    بانک بازرگانی ایران در سال 1331 و پس از اینکه دکتر مصدق بانک شاهی متعلق به انگلیسی ها را در تهران تعطیل کرد ساختمان آن در میدان سپه [میدان امام خمینی] را خرید و شعبه مرکزی خودرا در آنجا مستقر ساخت و به تأسیس شعب در سراسر کشور دست زد. این بانک پس از انقلاب، بمانند بانک های غیر دولتی دیگر مصادره شد و بانک بازرگانی «بانک تجارت» نام گرفته است. اصل 44 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، بانک ها را در ردیف مؤسسات دولتی قرار داده است.
     مصطفی تجدد در 1358 و در 71 سالگی درگذشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي که حسنعلي منصور نخست وزير وقت در ميدان بهارستان هدف گلوله قرارگرفت و در بیمارستان درگذشت ـ 3 قتل دیگر از این دست
منصور زمانی كه دبير شوراي عالي اقتصاد بود
يكم بهمن 1343 (21 ژانويه 1965) حسنعلي منصور نخست وزير وقت پس از پياده شدن از خودرو نخست وزيري در ميدان تاريخي بهارستان براي ورود به ساختمان مجلس، هدف سه گوله قرار گرفت و محمد بخارايي كمي پايين تر از مسجد سپهسالار به اتهام تيراندازي به او دستگير شد. منصور در پياده رو ميدان بهارستان، بلافاصله پس از پياده شدن از اتومبيل و پيش از ورود به مجلس هدف گلوله قرارگرفته بود. منصور که بر اثر اصابت گلوله مجروح شده بود چهار روز بعد در بيمارستان پارس درگذشت.
     چند ساعت پس از انتقال منصور به بيمارستان، «شاه» امير عباس هويدا ـ وزير دارايي کابينه وقت و دوست نزديك حسنعلي منصور ـ را به رياست موقت شوراي وزيران برگزيد كه پس از درگذشت منصور [نخست وزير] جاي وي را گرفت و نخست وزير شد و 13 سال در اين سمت باقي بود.
منصور و هويدا ـ زماني که هويدا وزير دارايي کابينه او بود


    در پي تيراندازي به منصور، سرلشكر حسن پاكروان رئيس وقت ساواك جاي خود را به سپهبد نعمت الله نصيري رئیس شهرباني کل کشور داد. [تفصيل اين جا به جايي را بانو فاطمه پاكروان بيان داشته كه در قسمت تاريخ شفاهي ايران در دانشگاه هاروارد محفوط است].
    نخست وزيري منصور ده ماه و چهارده روز طول كشيده بود. از نوشته اصحاب اطلاع چنين بر مي آيد كه يكي از انگيزه هاي قتل حسنعلي منصور اصرار او به دادن مصونيّت قضايي به نظاميان آمريكايي در ايران بود. چند روز پس از درگذشت منصور، شاه شديدا سياست انگلستان را به باد انتقاد گرفت. پاره اي از مفسران با توجه به انتقاد شاه از انگلستان حدس زده بودند كه ممكن است رقابت پنهاني انگلستان و آمريكا در ايران به ترور حسنعلي منصور انجاميده باشد، زيرا در هواداري منصور از سياست آمريكا ترديد وجود نداشت. همچنين در جامعه ايراني وقت، از ديرزمان اين شايعه رواج داشت که دولت لندن از حاميان بازاريان مذهبي است. طرّاحان ترور حسنعلي منصور از اين دسته از بازاريان بودند. منصور سومین نخست وزیر ایران بود که ازآبان 1328 ترور شده بودند.
     هفتاد روز پس از اين رويداد، در كاخ مرمر به سوي شاه نيز تيراندازي شد.
     علي منصور پدر حسنعلي در زمان رضاشاه نخست وزير ايران بود. وي در شهريور 1320 و در زماني بسيار حساس [ورود نیروهای خارجی برای اشغال نظامي ايران به کشور، پس از خیانت برخی افسران ارشد و مرخص کردن سربازان وظیفه از پادگان ها] كناره گيري كرده و فروغي که شهرتِ دوستي با دولت لندن داشت و ميانه خوبي با رضاشاه نداشت برجايش نشسته بود. حسنعلي منصور كه موسس حزب ايران نوين بود قبلا دبيري شوراي عالي اقتصاد را بر عهده داشت.
    شاپور بختیار آخرین نخست وزیر نظام سلطنتی چند بار گفته بود که در طول دوره کوتاه نخست وزیری اش همواره در این اندیشه بود که بر سر او همان آید که بر سر هژیر در آبان 1328، رزم آرا در اسفند 1329 و حسنعلی منصور در بهمن 1343 آمد. شاپور بختیار نیز 13 سال پس از برکناری، در سال 1991 (1370 هجری خورشیدی) در پاریس کشته شد.
حسنعلي منصور در زمان نخست وزيري

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سقوط هواپیما و کشته شدن دختر دکتر مصدق در نتیجه بی نظمی های اداري پس از انقلاب
بی نظمی های اداري پس از انقلاب ایران، یک سال پس از سقوط نظام کهن باعث به کوه خوردن یک هواپیمای مسافربرِ «ایران اير» شد و 128 تن از جمله بانو منصوره متین دفتری دختر دکتر مصدق و مادر دکتر هدایت الله متین دفتری (حقوق دان و مؤسس جبهه دمکراتیک ملي) کشته شدند.
     این سانحه یکم بهمن ماه 1358 (21 ژانویه 1980 آن سال) روی داد. هواپیما که خلبان آن یک انگلیسی بود از مشهد به تهران پرواز می کرد که مسیر پرواز بر فراز ورامین و جنوب تهران است، ولی هواپیما در لشکرک! ـ شمال تهران ـ به کوههای البرز خورده و منهدم شده بود!.
    در آن روز و برای چند ساعت، کارکنان مراقبت پرواز (ترافیک هوایی مهرآباد) اعتصاب کرده بودند، رادار فرودگاه هم از کار افتاده بود، هواپیما پیش از تَرک مشهد معاینه فنی نشده بود و .... هواپیما از نوع بوئینگ 727 و متعلق به هواپیمایی ملی ایران (هما) بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
بکارگیری دستگاهِ سنجشِ میزان الکل در بدن، در مورد رانندگان اتومبیل ـ مشکوک به مصرف آن، از بهمن 1339 در ایران
پلیس ایران از بهمن ماه 1339 (ژانویه 1961) مجهز به دستگاه سنجش میزان الکل در بدن رانندگان Breathalyzer شد. این دستگاه از طریق آزمایش تنفس (دمیدن در دستگاه)، میزان الکل در بدن را می سنجید. طبق آمار یک ساله ـ از بهمن 1339 تا بهمن 1340 ـ با بکار گرفتن این دستگاه، وضعیت رانندگی تا 30 درصد بهتر شده بود زیراکه ماموران پلیس ایران با مشاهده اتومبیلی که در حرکت کنترل نداشت آن را متوقف می ساختند و وضعیت الکل در بدن راننده اش را می سنجیدند. وجود الکلِ بیش از سطح معیّن در بدن برای بار اول؛ جریمه و توقیف گواهینامه به مدت 60 روز را در پی داشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
چند پاراگراف از سرمقاله شماره دهم مجله روزنامک: خطر جهانی گسترش فاصله فقیر و غنی از هم ـ «نفت» مسئله ساز نفتدارها
سرمقاله شماره دهم مجله روزنامک چاپ تهران (منتشر شده در دهمین ماهِ سال 1393) به پاسخ دادن به چند پرسش در ارتباط با موضوعات بین المللی وقت اختصاص داده شده بود که چند پاراگراف آن برای درج در این تاریخ آنلاین نقل می شود:
    از ناشر این مجله (مؤلف این تاریخ آنلاین) پرسش شده بود که آینده جهان را که در آن فاصله فقیر و غنی رو به گسترش و به عبارت دیگر؛ عدالت اقتصادی رو به پایان است چگونه می بیند.
    
    پاسخ:
    
    اگر نظریه های پروفسور جورج ستیگلر اقتصاددان متوفی را بخوانید متوجه خواهید شد که به راه حل های این برنده جایزه نوبل هم اعتناء نشده است و پس از عقب نشینی سوسیالیسم ـ به علت پیاده شدن در یک منطقه ناهماهنگ، جهان به سرعت به سوی بی عدالتی و یکه تازی شماری پولدوست پیش می رود. استاد ستیگلر گفته بود که اگر بخواهیم عدالت نسبی برقرار شود که بشر ذاتا خواهان آن است و از طغیان هایِ نظیر انقلاب های سال 1848 اروپا و احیاء آنارکیسم جلوگیری کنیم باید به «پولیتیکال کورَپشِن» پایان دهیم و تدوین ضوابط، آیین نامه ها و طرح و پیشنهاد قوانین را از دست اصحاب منافع و شرکاءِ سیاسی ـ دولتی آنان خارج سازیم تا تصمیمات به زیان اکثریت جامعه نباشد. باید از فساد اداری جلوگیری کنیم و به احتکار، که نتیجه اش اجحاف است یعنی سوء استفاده از فرمول عرضه و تقاضا پایان دهیم و ....
    چندین سال است که سازمان دهها ساله Oxfam که رفع بی عدالتی اقتصادی را هدف خود قرار داده است و هر سال وضعیت جهانی ثروت و فقر را در گزارشی مشروح منتشر می کند هشدار می دهد که ادامه بی عدالتی اقتصادی برای صلح و مدنیّت خطر محتوم دارد ولی گوش شنوا نیست و فاصله فقیر و غنی (کلاس در جامعه) هر دَم بیشتر می شود.
    همین امسال و چند روز پیش (سال 2014)، این سازمان گزارش کرده بود که 805 میلیون گرسنه در جهان وجود دارد و نزدیک به نیمی از ثروت جهان در دست یک درصد از نفوس گیتی است. جهان 80 ثروتمند ردیف بالا دارد که ثروت آنان ظرف شش سال گذشته [پیش از این سال] دو برابر شده است. طبق این گزارش، 80 درصد از جمعیت جهانِ 7 میلیارد نفری تنها 5 درصد ثروت ها را در دست دارند. بنابراین دولت ها در حقیقت محافظ منافع همان شمار ِ کم یعنی ثروتمندان هستند و اگر نبودند که ثروت این شمار افزوده نمی شد. اگر کمک مقامات دولتی و محافظت از منافع رو به تزاید آنان نبود که تا این حد ثروتمند نمی شدند. ثروت در جهان بمانند آب، عنصری است محدود، بنابراین وقتی به جیب یک و یا چند نفر رود از جیب شمار بیشتری خارج می شود.
    تفسیرنگارانی که آخرین گزارش اُکسفام را تحلیل کرده بودند گفته بودند که اگر این روند ادامه داشته باشد نمی توان به آینده جهان خوش بین بود. باید کنترل ثروتمندان بر مقامات دولتی پایان یابد که بدون حمایت دولتی، این ثروتمندان نمی توانند ثروت مختصر تنگدستان را که نتیجه دسترنجشان است با توسل به ضوابطی که عوامل خودشان تدوین کرده اند و ... به خود منتقل کنند. به باور این تفسیرنگاران، خشم تنگدستان که در سالهای اخیر کم و بیش به چشم می خورد خطرناک تر از بمب اتمی است. بهتر است که ثروتمندان کشورها به جای دل به حمایت مقامات دولتی بستن، حرص خودرا به مال تعدیل کنند.
    اگر چند بیت از اشعار رودکی را که به مناسبت زادروز او در همین مجله [و نیر تاریخ آنلاین ایرانیان] درج شده است ترجمه کنند و بگوش آن 80 ثروتمند ردیف اول برسانند شاید که محدود بودن عُمر را در نظر آورند و در کار ثروت اندوزی خود تعدیل ایجاد کنند. این ابیات:
    
    مِهتران جهان، همه مُردند ـ مرگ را سَر فرو همي كردند
    
     زير ِ خاك اندرون شدند آنان ـ كه، همه كوشك ها بَرآوردند
    
    از هزاران هزار نعمت و ناز ـ نه به آخر، به جز كفن بُردند
    
    [کوشک یعنی کاخ و مِهتران یعنی بزرگان]
    
    ـ همچنین سئوال شده بود که چرا تنها چند کشور جهان کانون بحران هستند.
    
    پاسخ:
    
    اگر منظورتان نیجریه، لیبی، عراق و ... است. به چند علت اصلی. یکی مرزهای ساختگی و ترسیم شده توسط انگلیسی ها بدون درنظرگرفتن تبار و فرهنگ ملل و بعضا مشارکت این دولت با دولت فرانسه در دوران استعمار وقت که استعمار تازه جانشین آن شده است، دیگری ذخائر نفت، گاز و برخی معادن سهل الوصول دیگر که درآمد تقریبا مُفت خوانده می شوند و از قدیم الایّام دعوا بر سر پول مُفت مثلا میراث و ... وجود داشته است و در مورد برخی از کشورها، استراتژیک بودن موقع آنها و یا رقابت قدرت ها بر سر نفوذ در آنها. اندونزی تا زمانی که صادرکننده نفت بود گرفتار کودتا و ناآرامی بود. پاتریس لومومبا به محض اینکه دَم از معادن الماس کاتانگا [یکی از ایالت کنگو] زد گرفتار آشوب شد و سرانجام در ژانویه 1961 اورا گرفتند و کشتند. آنگولا تا سالها گرفتار همین وضعیت بود و همچنین جنوب سودان. تجزیه کوتاه مدت نیجریه و اعلام استقلال منطقه نفتدار جنوب غربی آن بنام «بیافرا» و سه سال جنگ داخلی از 1967 تا 1970 با یک میلیون تَن کشته تلفات بر سر آن، همه اش بوی نفت می داد. ناآرامی های نیجریه به صورتی دیگر تا به امروز ادامه داشته است. زیرا هر گروه در این فدراسیون، سهمی از پول نفت می خواهد. لیبی اگر نفت نداشت دچار مشکل نمی شد و به این روز نمی افتاد. انگلیسی ها به خاطر نفتِ بین النهرین، در سال 1917 به بهانه جنگ با عثمانی وارد آن شدند و سپس همه جزیرة العرب را گرفتند، مرز ساختند و کشور درست کردند که چون مرزها طبیعی نیست مسائل پایان یافتنی نخواهد بود. مسئله پشتون ها در پاکستان و افغانستان نیز همین مرزبندی غیر طبیعی و تقسیم طوایف با خط کش روی نقشه کاغذی است. مسئله یمن سرانجام به داخل کشور نفتدار سعودی کشانده خواهد شد، یمنی ها در اصل، ادعای ارضی دارند. یمن که به صورت دو کشور مستقل جنوبی و شمالی بود نباید به خواست برخی قدرت ها یکپارچه می شد که قبلا نبود. تقسیم روسیه تزاری به 15 کشور، طبیعی نبود ـ بلشویکی بود و گمان نمی رود که وضعیت کنونی بقاء داشته باشد و هر درگیری وسیع در آنجا، نظمی را که با ازمیان رفتن بلوک شرق به وجود آمده است برهم خواهد زد که به باور برخی از اصحاب نظر به سود اکثریت جهانیان است.
    
    [در این سرمقاله که به قلم مؤلف این تاریخ آنلاین و ناشر مجله روزنامک (نوشیروان کیهانی زاده) است، به پرسش های دیگری که مخاطبان فرستاده بودند پاسخ داده شده بود.]
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دنياي هنر
«پروين» بازيگر فيلمهاي سينمايي «بالي وود» هند
پروين
«پروين» بازيگر فيلمهاي هندي (بالي وود) 21 ژانويه 2005 در56 سالگي در خانه اش بر اثر تشديد بيماري قند درگذشت. وي كه در 29 فيلم سينمايي شركت كرده بود معروفترين بازيگر زن در فيلمهاي هندي دهه هاي 1970 و 1980 بود. پروين دختر «ولي محمد» از مسلمانان ايالت گجرات هند و تحصيلكرده دانشگاه بود. وي تلاش داشت كه در فيلمها در نقش زني با يك اراده آهنين ظاهر شود. ديوار، خوددار و طاقت سه عنوان فيلم هاي او از اين دست هستند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو انديشه
قدرتِ ناشي از معنويات ـ اندرزهای «ماهاویرا» ـ آموزش های زرتشت و نظریه اوگوست کُنت
مورخان، اندرزهاي «ماهاويرا» را كه نوشته اند مربوط به قرن پنجم پيش از ميلاد است و در آن قدرتِ ناشي از معنويات را ابدي و خلل ناپذير خوانده، شكل گيري دو جريان فكري متفاوت در شرق و غرب باعث شده است كه جريان فكري شرق را بودا، فلسفه هند و كنفسيوس بر پايه ترويج معنويات و اخلاقيات كه باعث ايجاد حس بي نيازي در افراد و دورساختن آنان از فساد و تباهي مي شود پايه گذارده، و پايه گذار جريان فكري غرب را كه بر اساس كنترل افراد با وضع قانون و ضوابط ِلازم الاجرا و تعيين مجازات دنيوي و نيز حكومت به رضايت مردم (دمكراسي) است فلاسفه يونان دانسته اند و تاكيد كرده اند كه روش فكري ايران (آموزش هاي زرتشت) كه پيش از اين دو جريان فكري متفاوت شِكل گرفته بود ميانگين اين دو تفکّر است. زرتشت ضمن اندرز به رعايت اخلاقيات مخصوصا پرهيز از دروغگويي و عَمَل و انديشه بَد نسبت به ديگران، از فكر ِ يافتن راهي براي تضمين اجرايي آنها كه همانا وجود يك دولت نيرومند است غافل نبوده است.
    اوگوست كنت فيلسوف و جامعه شناس فرانسوي متولّد در سال 1798 در اين زمينه گفته است: "رفتار خوب و مطلوب يك فرد نتيجه دانش و ارزش هاي معنوي اوست. اگر دانش را كه كاهش پذير نيست عامل ثابت بشمار آوريم، متغیّر آن ارزشهاي معنوي است. به اين ترتيب تغيير رفتار يك فرد نتيجه تضعيف ارزشهاي معنوي در اوست كه جلوگيري از تضعيف آن به اراده فرد و يا با ضوابط و نظامات دولتي مي تواند صورت گيرد.".
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سالروز تاسيس حزب كمونيست ايتاليا، كه زماني بزرگترين حزب ماركسيستي جهان غرب بود
Amadeo Bordiga
21 ژانويه 1921 «آمادئو بورديگا Amadeo Bordiga» رهبر ماركسيست هاي حزب سوسياليست ايتاليا با يارانش از اين حزب جدا شد و با كمك آنتونيو گرامشيAntonio Gramsci (گرامشچي) حزب كمونيست ايتاليا را به نام «پارتيتو كمونيستا داايتاليا» در شهرLivorno ليورنو تاسيس كرد كه در 1970 يك سوم راي دهندگان ايتاليايي را پشت سر خود داشت و عنوان بزرگترين حزب كمونيست دنياي غرب را به دست آورده بود.
     حزب كمونيست ايتاليا در دوران حكومت موسوليني غير قانوني اعلام شده بود.
     اين حزب با فروپاشي شوروي نظرات خود را تعديل كرد و با توجه به شرايط جهان امروز و تفكّر نسل نوين اروپا عملي تر ساخت. این حزب اينك زير نام حزب دمكراتيك چپ به فعاليت ادامه مي دهد.
    
Antonio Gramsci

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در دنياي داستان نويسي
نخستين ناول (داستان) چاپ آمریکای شمالی
داستان «The Power of Sympathy = نيروي همدردي» 21 ژانويه سال 1789 در شهر بوستون (باستن) استیت مشترک المنافع ماساچوستس آمريكا به توزيع داده شد.
    تاريخ عموميِ ادبيات، اين داستان را به احتمال زياد، نخستين ناولي مي داند كه در آمریکای شمالی (انگلیسی زبان) به چاپ رسيده باشد. برخي بانو «سارا مورتن» را نويسنده اين داستان مي دانند، ولي پاره اي ديگر «ويليام براون» را.
    نام «مؤلف» در روی جلد كتاب و صفحه معروف به شناسنامه کتاب ذكر نشده است.
    كساني كه ويليام براون را نويسنده اين داستان مي دانند استدلال مي كنند كه ويليام همسايه بانو «سارا مورتن» بود كه شرح زندگاني سارا را به صورت داستان نوشت و به دست چاپ داد. اين داستان يك ماجراي حقيقي بیان و منعکس کرده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سالروز درگذشت «جورج اُروِل»، نويسنده اي كه پيشي بيني هاي او تحقّق يافت
George Orwell
«جورج اورول George Orwell» روزنامه نگار انگلیسی و مؤلف كتاب «1984» 21 ژانويه 1950، هفت ماه و 12 روز پس از انتشار اين كتاب كه در آن، اوضاع 36 سال بعد جهان از لحاظ محدوديت هاي انسان و گسترش ابزارهاي كنترل را در قالب داستان پيش بيني كرده بود از بيماري سِل درگذشت.
     جورج كه يك روزنامه نگار و داستان نويس بود كار تأليف اين كتاب معروف خود را در سال 1948 آغاز و عنوانش را با جا به جا كردن دو رقم آخر عددِ 1948 تعيين كرده و «1984» قرار داده بود. كتاب به صورت داستان است ولي تمامي آن چه را كه نوشته است عينا در دهه هاي آخر قرن بيستم و پس از آن تحقق يافته است. وي شخصيتهاي كتاب خود را در وضعيت سال 1984 «افرادی خيالي» قرار داده بود كه هركس به دنبال پول است و در جوامع بشری مادي گري محض حكمفرماست و از صفا و دوستي واقعي خبري نيست. كسي وقت پختن غذا، استراحت و لذّت بردن از زندگاني را ندارد. همهِ مردم، شب و روز مي دوند و نگران آينده خود و تأمين معاش هستند. دولت ها با انواع وسائل [بعدا الكترونيك] مردم را حتي در زندگاني خصوصي و خلوتشان تعقيب و استراق سمع مي كنند، و هيچكس از آن ايمن نيست. فرد نسبت به فرد ديگر بدبين است و واهمه دارد كه مبادا مامور پليس سياسي باشد. هركدام ديگري را به چشم خبرچين دولت نگاه مي كند. دولت ها از راه دور گفتگوهاي مردم را مي شنوند و بر جزئيات كار آنان مسلط اند. آزادي و دمكراسي، در گفتار و نوشتار كلماتي زيبا هستند ولي در عمل رعايت نمي شوند و به نام آنها هرگونه فشاري به مردم وارد مي آيد و ....
     در زمان انتشار كتاب، كسي باور نمي كرد كه اين داستان روزي تحقق يابد و بسياري از نقد نگارانِ رسانه ها آن را يك داستان بي مزه و بي محتوا خوانده بودند كه بعدا يك كتاب نادر قرن 20 تلقي شد. داستان «1984» توسط دكتر مهدي بهره مند (روزنامه نگار و مرحوم) در نيمه دهه 1330 به زبان فارسي ترجمه شد. دکتر بهره مند با هدف پاورقی شدن در روزنامه اطلاعات دست به ترجمه کتاب جورج اُروِل زد ولی پس از چند روز که با ناباوری مردم از محتوا رو به رو شد، هدف خودرا متوجه انتشار آن به صورت کتاب کرد.
     داستان معروف ديگر «اورول» كه نام اصلي او «اريك آرتر بلر»، و در خُردي، پدرش كارمند دولت انگلستان در هندوستان بود «اَنيمال فارم» عنوان دارد. اين نويسنده كه تنها 47 سال عُمر كرد كتاب هاي متعدد ديگر و صدها مقاله منتشر ساخته است. نخستين داستان پرفروش او «روزهاي برمه اي» عنوان دارد. وي در جريان جنگ داخلي اسپانيا به اين كشور رفت و در كنار چپها برضد سلطنت طلبان جنگيد و مجروح شد. ضعف ناشي از همين جراحت باعث ابتلاء وي به بيماري سِل شد كه در آن زمان داروي موثر براي درمان نداشت. اورول با وجود چپگرايي، با نظام حكومتي شوروي ضديت داشت و آن را «سوسياليست دروغين» مي خواند و پیش بینی سقوط و یا تغییر ماهیّت آن را کرده بود. اُرول زمانی هم همکار بی بی سی بود.
Orwell در حال نوشتن با تايپ رايتر خود

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسي
روزنامه نگار در نقش آموزگار و پاسدار دمكراسي
William John Lang
«ويليام جان لانگ William John Lang» روزنامه نگار آمريكايي و از دبيران مجله لايف Life بيست و يکم ژانويه 1968 در 54 سالگي درگذشت. وي كار روزنامه نگاري را از 22 سالگي در روزنامه «شيكاگو ديلي نيوز» و پس از اتمام دانشگاه آغاز كرده بود. ویلیام لانگ پس از پوشش انتخابات سالهاي 1936 و 1940 رياست جمهوري آمريكا، در يك مقاله طولاني و ماندني نظريه اي را ابراز داشت كه از همان زمان مورد توجه خاص سردبيران رسانه ها و دمكراسي دوستان است. وي نوشته است كه اگر روزنامه نگار به هنگام تحرير اخبار مربوط به رقابت هاي انتخاباتي، در قالب گزارش روزنامه و به شيوه ژورناليستي، اصول دمكراسي و نظر مردم و كارهاي گذشته (بد و خوب) نامزدها را دقيقا و منصفانه برنگارد نه تنها مردم معمولي آموزش دمكراسي مي بينند بلكه دمكراسي از اصول و هدفهاي خود دور نمي شود و رتوريك Rhetoric هاي نامزدها (نطق هاي عمومي و عمدتا توخالي و لفّاظي ها) نخواهد توانست راي دهندگان را بفريبد و مانع از آن شود كه اقدامات منفي خود درگذشته را پنهان كنند.
    «لانگ» روزنامه نگاران را آموزگار و پاسدار دمكراسي خوانده و با اين دو رسالت از آنان خواسته است كه در پوشش اخبار مربوط به فعاليت هاي انتخاباتي «حُب و بُغض» شخصي خود را كنار بگذارند و اصول و سود جامعه را در نظر داشته باشند. وي در همين مقاله به سردبيران روزنامه هاي ساير كشورها توصيه كرده بود كه با هدف خدمت به آموزش و رشد معلومات ملت خود، مبارزات انتخاباتي كشورهاي ديگر را به طور روزانه، مشروح و «بي واسطه (از طريق خبرنگار خود و نه به نقل از خبرگزاري ها و رسانه هاي ديگر و توجه به متن اعلاميه هاي رسمي)» پوشش دهند.
عليرضا شيخ عطار


    ويليام جان لانگ روند جنگ جهاني دوم از شمال آفريقا تا شهر برلین و ازجمله نبرد بالژ را پوشش داده بود.
    در تاريخ ژورناليسم ايران، اين نوع پوشش خبري تنها در مورد انتخابات سال 2004 رياست جمهوري آمريكا در روزنامه همشهري كه عليرضا شيخ عطّار (بعدا قائمقام وزير امورخارجه و سپس سفير ايران در آلمان) سردبيري آن را بر عهده داشت زير نظر دكتر جواد وعيدي انجام گرفت. اين دو از يك روزنامه نگار حرفه اي حاضر در صحنه خواسته بودند كه مبارزات را به طور روزانه و به گونه اي كامل و بي طرفانه گزارش كند و قسمتي از جاي روزنامه را به درج اين گزارش ها به نقل از اين روزنامه نگار اختصاص داده بودند كه در آرشيو همشهري موجود است.
دكتر جواد وعيدي

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو ادبيات
نقش سرود ميهني و اشعار مهيّج: روزنامه نگاري كه اعلاميه استقلال آرژانتين را نوشت
Cayetano Jose Rodriguez
«كايتانو خوزه رودريگزCayetano Jose Rodriguez» روزنامه نگار، مؤلف و شاعر آرژانتيني 21 ژانويه سال 1823 در 62 سالگي درگذشت. از كارهاي مهم او نوشتن اعلاميه استقلال كشور آرژانتين است. [برخي از مورخان نوشته اند كه ويراستار اعلاميه بود!]. رودريگز عضو كنگره اي بود كه در سال 1815 قانون اساسي آرژانتين را نوشت. كار جاودانه ديگر او انشاءِ سرودی ميهني [مشابه سرودِ اي ايران] به هنگام تعرّض انگليسي ها به آرژانتين بود كه با خواندن آن، جوانان آرژانتيني به حركت درآمدند و انگليسي ها را شكست و فراري دادند.
     رودريگز اشعاري هم در ذَم «برده داري» نوشت كه باعث الغاء برده داري در اين كشور آمريكاي لاتين (آرژانتین) شد. رودريگز مدتها سردبيري يك روزنامه را در وطن خود برعهده داشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
جورج مور: خاطره نگاري و بيوگرافي نويسي «پندآموز» و خدمت به جوامع انسانی هستند
تصويرGeorge Moore
21 ژانويه 1933 «جورج مورGeorge Moore» داستان نگار، درام نويس، شاعر و خاطره نگار ايرلندي در 81 سالگي فوت شد. وي از معروفترين داستان نگاران رئاليست اروپا بشمار مي رود كه 47 ناول، پنج بيوگرافي و چندين خاطره از خود برجاي گذارده است. وي كه تحصيلكرده فرانسه بود كار داستان نگاري را با نوشتن داستانهاي كوتاه آغاز كرده بود. «جورج مور» هر گزارش مطبوعات در زمينه اتفاقات شهري را كه به نظرش داراي ارزش اجتماعي مي آمد هفته ها دنبال مي كرد و مجموعه اين وقايع را در يك كتاب منتشر مي ساخت. نخستين ناول مطوّل او «عاشق مدرن (نوظهور)» عنوان دارد. داستانهاي بعدي جورج «زوجه هنرپيشه نقابدار»، لويس سيمور و زنان نيويوركي، فقر در روزهاي بهاري، عزب ولي محدود، شمارش روزهاي بربادرفته عمر، قتل آرزوها، مردم آزاري و ....
     «مور» خاطره نگاري و بيوگرافي نويسي را «پندآموز» و خدماتي بزرگ به جامعه مي دانست. وي توصيه كرده است كه براي بيوگرافي نويسي «خادمان گمنام» نبايد فراموش شوند؛ گرچه همه تجربه هاي انساني براي ديگران مثمر ثمر هستند. در جوامع بشري، بسياري از افراد دلسوز و خوش فكر و داراي حسن نيّت بوده و خدمات بي شائبه كرده اند ولي چون تجربه آنان به صورت كتاب باقي نمانده برباد رفته است كه (به باور جورج مور) خيانتي است به جامعه و نسلهاي بعدي كه نبايد اشتباهات را تكرار كنند.
    «مور» سرچشمه نوآوري هاي متعد بود كه در تاريخ عمومي ادبيات آمده است.
پشت جلد کتابي که Adrian Frazier درباره جورج مور تاليف کرده است

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
صنايع و فنون
روزی که نخستين اتومبيل «اُپِل» ساخته شد
Adam Opel
21 ژانويه سال 1899 كارخانه «آدام اپلAdam Opel» آلمان نخستين دستگاه اتومبيل ساخت خود به نام «اپل» را به معرض تماشاي عمومي گذارد. اين كارخانه كه در 21 ژانويه سال 1863 در «روسل شايم» آلمان (نزديك فرانكفورت) تاسيس شده بود قبلا قفل، چرخ خياطي و دوچرخه توليد مي كرد. كمپاني جنرال موتورز آمريكا كارخانه اپل را در سال 1929 به مبلغ 33 ميليون دلار از خانواده آدام اپل (كه سالها قبل از آن فوت شده بود) خريداري كرد و با راه اندازي كارخانه «واكسهال» انگلستان به صورت جنرال موتور اروپا درآورد.
    «اپل» در دهه 1970 در ايران مونتاژ مي شد و در دو نوع با نام «شورلت ايران» به فروش مي رسيد!. پس از انقلاب، احتمالا همين نام سبب توقف توليد آن در ايران شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
كنكورد در خطوط هوايي
هواپيماي تجاري فوق سرعت صوت «كنكورد» ساخت يك كنسرسيوم اروپايي كه توليد آن قبلا تكميل شده بود از 21 ژانويه 1976 در دو خط هوايي فعاليت مسافررساني خودرا آغاز كرد. فعاليت اين نوع هواپيما كه هردستگاه آن در آن زمان 46 ميليون دلار بها گذاري شده بود در 26 نوامبر 2003 پايان يافت و از خطوط هوايي برچيده شد. كنكورد در طول 27 سال پرواز تنها يك سقوط داشت. توپولف (تي يو ـ 144) دومين هواپيماي تجاري فوق سرعت صوت است كه در روسيه ساخته شده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
پارسيان هند يك اتومبيل پنج ـ نفره، چهار در و 4 ويل ـ درايو «دو هزار و پانصد دلاري» ساختند كه پديده اي تازه در جهان بشمار آمد
«راتان تاتا» در كنار نانو Nano ارزانترين اتومبيل جهان


    
جمشيد نوشيروان تاتا

دهم ژانويه 2008 شبكه هاي تلويزيوني آمريكا در اخبار مشروح شبانه خود گزارش از ساخت يك اتومبيل پنج ـ نفره، چهار ـ در و 4 ويل ـ درايو «دو هزار و پانصد دلاري» در هند داده و گفته بودند كه ارزانترين اتومبيل موجود در جهان است. به گزارش اين شبكه ها، اين اتومبيل كه در كارخانه هاي «تاتا»، بزرگترين تاسيسات صنعتي هند، توليد شده است «نانو Nano» نام دارد و مصرف سوخت آن هر 60 كيلومتر يك گالون بنزين و سرعت اطمينان بخش (Safe) آن تا صد كيلومتر در ساعت است.
    تلويزيون هاي آمريكا اين اتومبيل را به عنوان يك پديده تازه بمانند ساخت فولكس واگن در آلمان در سال 1936 و اتومبيل فورد مدل «تي» در سال 1908 توصيف كرده و آن را «اتومبيل مردم عادي» خوانده و پيش بيني كرده بودند كه اين اتومبيل مي تواند همه را در كشورهاي كم درآمد، اتومبيلدار کند.
    طبق اين گزارش ها، در روز نمايش اين اتومبيل «راتان تاتا» مدير [در آن زمان] 71 ساله تاسيسات صنعتي تاتا (پسر هرمز، نوه جمشيد و نواده نوشيروان تاتا) از پارسيان معروف هند آن را رانندگي كرد. نوشيروان تاتا كه يك موبد زرتشتي بود پسرش جمشيد را تشويق به صنعتي كردن هند كرد و جمشيد شهر «جمشيدپور» را ساخت و كارخانه ها و انستيتوي تكنولوژي خود را در آنجا تاسيس كرد. اين تاسيسات كه از لحاظ بزرگي در هند يك ميليارد و دويست ميليون نفري در جايگاه يکم قرار دارند اين كشور را به ميان ممالك صنعتي و تكنولوژيك جهان برده اند. در تاريخ صنعت، خاندان ايراني تبار تاتا موسسان پولادسازي هند خوانده شده اند. اعضاي اين خاندان علاقه ويژه به سرزمين نياكان خود «ايران» دارند و موسسات فرهنگي متعدد از جمله دبيرستان انوشيروان دادگر را ساخته و به ايران هديه كرده و در صنعتي كردن وطن نياكان و به ويژه در بندرعباس مشاركت دارند.
يك اتومبيل نانو در معرض تماشا

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
شقّه شدن «پوگاچف» انقلابي معروف روسيه
پوگاچف در قفس آهنين

بيست و يکم ژانويه سال 1775 (طبق تقويم ميلادي سابق: دهم ژانويه اين سال) «يمليان پوگاچفYemelyan Ivanovich Pugachev» قزاق انقلابي روسيه، به فرمان تزار وقت در مسكو چهار شقّه شد. وي كه از قزاقهاي ناحيه «دنDon» بود قبلا سروان ارتش تزار بود و در جنگ با عثماني و آلمان شركت كرده بود. پوگاچف در جريان يك ماموريت داخلي در منطقه ولگاVolga از مشاهده وضعيت رقت برانگيز سرفهاي منطقه (كشاورزاني كه با مزرعه بفروش مي رسيدند و به نوعي «برده» بودند) و نيز نبودن قانون و ضوابط رعايت حق و انصاف آزرده شد و برضد تزار وقت (كاترين دوم) كه پوگاچف تزارها را منشاء ظلم و فساد مي دانست دست به قيام زد و در اندك مدتي بيش از ده هزار هوادار مسلح به دست آورد و شهرستان «كازانKazan» را تصرف كرد ولي بعدا از ارتش تزار كه به فرماندهي دو ژنرال از دو سوي وي را مورد حمله قرار داده بودند شكست خورد و تني چند كه خودشان را در زمره ياران او جازده بودند تا بلكه به نوايي برسند وي را در 14 سپتامبر 1974 دستگير و به ژنرالهاي تزار تسليم كردند كه در يك قفس آهنين به مسكو منتقل و در اينجا در يك ميدان عمومي شقّه شد. پوشكين نويسنده نامدار روس در كتاب «دختر كاپيتان» جزئيات دستگيري و قتل پوگاچف را شرح داده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي كه لوئي16 گردن زده شد
لوئي شانزدهم

ساعت ده و سي دقيقه بامداد 21 ژانويه 1793 لويي شانزدهم پادشاه برکنارشده فرانسه كه سه روز پيش از آن در يك دادگاه انقلاب پاريس به جرم خيانت به وطن (دعوت محرمانه از دولت هاي خارجي براي حمله نظامي به فرانسه و بازگرداندن او به سلطنت)، ولخرجي بدون مجوز از خزانه کشور و دستور تيراندازي به مردم غير مسلّح که براي ابراز خواست خود اجتماع کرده بودند به اعدام محكوم شده بود در برابر چشمان هزاران پاريسي با گيوتين گردن زده شد و سر او را دقايقي چند در برابر جمعيت گرفتند و جمعيت فرياد زنده باد جمهوري برآورد. لويي 16 پيش از قراردادن گردنش در دستگاه گيوتين، چند جمله خطاب به حاضران (مردم) بيان داشته بود، ولي طبّالان صداي طبلها را آن چنان بلند كردند كه جز اطرافيان، كسي متوجه حرفهاي او نشد. باوجود مخالفت لويي 16، جّلاد دستهاي اورا از پشت بست و گردنش را زير گيوتين قرار داد.
    
تصوير صحنه اعدام لويي 16 و دستگاه گيوتين

تصوير ديگري از مراسم اعدام لويي 16 در 21 ژانويه در ملاء عام

تصويري از جلاد، که سر جدا شده لويي شانزدهم را به دست گرفته تا حاضران در ميدان مشاهده کنند

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سالمرگ لنین که وصیت های او رعایت نشد و شوروي فروپاشيد ـ اهميت رسيدگي به نامه ها و نظرات مردم
آخرين عكس لنين و همسرش كه وصيتنامه خود را به او ديكته كرده بود

بيست و يکم ژانويه 1924 لنين رهبر انقلاب بلشويکي اکتبر 1917، بنيادگذار روسيه شوروي و طراح سوسياليسم لنينيستي در پي يك سكته مغزي كه قبلا عارض او شده بود، پيش از آن كه نظام تازه اش هفت ساله شود درگذشت. سپس وارثان انقلاب بلشويکي روسیه (انقلاب اکتبر 1917)، بدون توجه به وصيتنامه لنين، بر سر قدرت وارد يك جنگ شش ساله با يکديگر شدند كه فاتح اين جنگ استالين بود كه عقيده به استقرار سوسياليسم حتي با توسل به خشونت و نيز صدور سوسياليسم به ساير كشورها داشت. لنين وصيتنامه خودرا به بانويش Naddezhda Krupskaya ديکته کرده بود و خواسته بود که بعد از مرگ او، آن را به دست مقامات مربوط ـ نه، يک نفر ـ برساند. از جمله اين وصايا، يکي هم شايسته نبودن استالين براي دبير کلي حزب کمونيست بود. بانو کروپسکايا (متولد 1869 و متوفي در 1939 و دکتر در آموزش و پروش و از اعضاي قديمي حزب کمونيست) پس از مرگ شوهرش بيوگرافي اورا نوشت. کروپسکايا 5 سال پس از مرگ لنين معاون وزارت آموزش و پرورش شوروي شد.
Naddezhda Krupskaya بانوي لنين


    وارثان حتي آن قسمت از وصيتنامه لنين كه در كنار مادرش دفن شود نه در يک ميدان شهر مسکو و در ساختماني اختصاصي، و «سن پترزبورگ» را به اسم او به «لنينگراد» تغيير نام ندهند و مقامات دولتي و حزبي همانند مردم معمولي (عوام الناس) زندگي ساده داشته باشند، انتصاب مقامات پس از آزمایشهای سخت و اطمینان از دلسوز بودن و وفاداری به سوسیالیسم صورت گیرد و از تجمل بپرهيزند رعايت نشد. لنين مخالف تداوم انقلاب و تلاش براي گسترش آن به ميان ساير ملت ها بود و مي گفت که اگر مردم ما راضي باشند و پيشرفت داشته باشند ساير ملل خودشان نظام مارا اقتباس خواهند کرد و لزومي به تحميل کردن آن نيست. لنین تاکید بر اولوّیت ساخت یک ژورنالیسم ممتاز کرده بود که زیربنای روسیه شوروی باشد و پاسدار وطن و سوسیالیسم که به آن هم توجه نشد و همچنين ايجاد دفاتري در سراسر کشور براي دريافت و رسيدگي به اعتراض ها، شکايات، نظرات و پيشنهادهاي مردم و انتخاب اعتراض ها و پيشنهادهاي اساسي از ميان آنها براي انعکاس و طرح در روزنامه ها. مورخان بی اعتنایی به وصیتنامه لنین و مخصوصا نبود یک ژورنالیسم ممتازرا از عوامل فروپاشی شوروی در 1991 بشمارآورده اند.
در دو سال آخر عمر، ناديا زن لنين هميشه در کنار شوهر بود


    
لنين و بانويش در ساعات استراحت

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اخطار اتمي روسيه در ژانويه 2008 ـ تهديد اتمي ژنرال روس كه نظير آن از 1991 شنيده نشده بود
21 ژانويه 2008 رسانه هاي غرب اظهارات ژنرال «يوري بالويفسكي Yuri Baluyevsky» رئيس ستاد ارتش روسيه را همراه با تفسير منتشر كرده بودند كه گفته بود: ما مي توانيم در صورتي كه خود و متحدين مان را در معرض خطر جدّي ببينيم دست به حمله پيشگيرانه اتمي بزنيم. از زمان فروپاشي شوروي در دسامبر 1991 تا اين زمان، چنين اخطاري از مسکو شنيده نشده بود. با اين خبر، در برخي از روزنامه ها عكس ژنرال بالويفسكي چاپ شده بود كه دست در دست همتاي چيني خود ژنرال «لينانگ گوانگليLiang Guanglie» قرار داده بود [عكس مربوط به چند ماه پيش بود كه در سيبري و در جريان يك مانور نظامي مشترك گرفته شده بود]. به علاوه، عكسي از يك زيردريايي اتمي روسيه.
     اين رسانه ها در ماههاي آخر سال 2007 «ولاديمير پوتين» مرد قدرتمند روسيه را با نيكلاي يکم تزار اين كشور در نيمه اول قرن نوزدهم مقايسه كرده و با اين نوشته هاي خود عکس پوتين در کنار قاپ عکس تزار را به چاب رسانده بودند. در زمان نيکلاي يکم بود که ايران در دومين جنگ هم از روسيه شکست خورد و تن به امضاي قرارداد ترکمنچاي و از دست دادن قلمرو خود در شمال رود ارس و ارمنستان شد.
زيردريايي روس ـ درسمت راست بالاي عكس؛ ژنرال بالويفسكي در حال صحبت با رسانه ها و در عكس سمت چپ دست در دست ژنرال ليانگ ديده مي شود

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
انتخابات كوبا
بيستم ژانويه 2008 هشت ميليون و 400 هزار راي دهنده كوبايي به حوزه هاي راي گيري رفته بودند تا 614 عضو مجمع ملّي اين كشور را انتخاب كنند. فيدل كاسترو (در آن زمان 81 ساله و متوفي در 25 نوامبر 2016) يكي از نامزدهاي عضويت در مجمع ملي كوبا بود. آخر وقت اين روز اعلام شد كه 95 درصد راي دهندگان به حوزه ها مراجعه كرده بودند. در انتخابات كوبا، نامزدهايي كه كمتر از 50 درصد آراء حوزه خود را به دست آورند پذيرفته نخواهند شد.
    این دوره مجمع بعدا 31 تن را براي انتخاب رئيس جمهوری كوبا تعيين كرد و اين منتخبين بيست و چهارم فوريه 2008 رائول کاسترو را به سمت رئيس جمهوری انتخاب کردند.
    فيدل كاسترو که 25 نوامبر 2016 در نودسالگی درگذشت به سبب ابتلاء به بيماري روده، از جولای 2007 اختياراتش را به برادرش رائول تفويض كرده بود ولي پس از برخاستن از بستر بيماري، به صورت محدود بار ديگر از خود فعاليت هايي نشان مي داد ازجمله ملاقات با سران كشورهاي آمريكاي لاتين که به هاوانا مي رفتند. فيدل کاسترو پس از بازنشسته شدن اندرزها و نظرات خودرا به صورت مقاله منتشر مي کرد و اين مقالات بلافاصله پس از انتشار به سراسر جهان مخابره و نقل مي شد و خلاصه اي از آنها هم به اطلاع سران دولت ها مي رسید.
    زمستان 2008 که «دا سيلوا» رئيس جمهوری وقت برزيل (يك سوسياليست) در هاوانا با كاسترو ديدار كرد همچنانكه در عكس زير ديده مي شود؛ اين دو از يكديگر عكس گرفتند. در اين عكس، كاسترو هنوز سرحال به نظر مي رسيد.


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تاريخ از نگاهي به تصوير



    اين، اسكار پيستوريوس Oscar Pistoriusدونده آفريقاي جنوبي است كه با پاي مصنوعي در يك ميدان ورزشي در شهر رُم در حال دويدن سرعت (دویدن 400 متري) است. كميته بين المللي المپيك در ژانويه 2008 با شركت او در مسابقه هاي مربوط مخالفت كرده و گفته بود كه پاي مصنوعي ِ Prosthetic racing blades به اُسكار كمك مي كند كه تندتر بدود و اين امتيازي غير منصفانه براي اوست که این مخالفت بعدا ردّ شد. اُسكار 22 نوامبر 1986 با دو پای ناقص در فدراسیون آفریقای جنوبی به دنیا آمده بود که چندی بعد، جرّاحان هر دو پاي او را از زیر زانو قطع کردند. قطع هر دو پا، اُسکار را از تعقیب علاقه اش به دویدن بازنداشت. دویدن و تمرین دویدن کردن او با پای مصنوعی جلب توجه کرد و انتشار تصاویر او در این حالت در رسانه ها، برایش شهرت جهانی کسب کرد و همین شهرت مانع از آن شد که نتوانند اورا از شرکت در مسابقه های دویدن ـ در بخش سرعت (100 متری، 200 متری و 400 متری) بازدارند و در مسابقه های جهانی سال 2012 در دوِ ِ 400 متری برنده جایزه طلا و در دوِ ِ 200 متری برنده نقره شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 21 ژانويه
  • 420:   طبق برخي نوشته ها، يزدگرد يکم شاه ساساني ايران بيست و يکم ژانويه 420 ميلادي پس از 21 سال سلطنت بر اثر لگد اسب جان سپرد، ولي بيشتر تاريخ نگاران و اسناد موجود نشان مي دهد که در نهم نوامبر سال 420 ميلادي فوت شده بود. وي يک شاه صلح طلب بود و پيروان اديان ديگر را تحمل مي کرد.
        
        
  • 1824:   توماس جكسون ژنرال معروف كنفدراسيون آمريكا در طول جنگهاي داخلي اين كشور به دنيا آمد. وي كه به علت دلاوري هايش به «ستون وال» معروف شده بود در سال 1863 كشته شد. ويرجينيايي ها هجدم ژانويه هر سال را به عنوان روز «لي ـ جكسون» برگزار مي كنند. در طول جنگهاي داخلي آمريكا، ژنرال لي فرمانده كل نيروهاي كنفدراسيون بود.
        
        
  • 1861:   سناتورهاي ايالات جنوبي آمريكا از جمله جفرسون ديويس كه بعدا رئيس كنفدراسيون آمريكا شد از عضويت سنا كناره گيري كردند كه مقدمه جنگ داخلي 4 ساله آمريكا شد.
  • 1925:   نظام حكومتي آلباني واقع در ساحل درياي آدرياتيك جمهوري شد. اين سرزمين قبلا از متعلقات عثماني در اروپا و پيش از آن وابسته به امپراتوري روم بود.
        
        
  • 1950:   «جورج اورول George Orwell» مولف انگليسي كتاب «1984» ـ 21 ژانويه 1950، هفت ماه و 12 روز پس از انتشار اين كتاب كه در آن اوضاع كنوني جهان ـ جهان سال 1984 و پس از آن را به لحاظ محدوديت هاي انسان و گسترش ابزارهاي كنترل در قالب داستان پيش بيني كرده بود از بيماري سل درگذشت. در زمان انتشار كتاب، كسي باور نمي كرد كه اين داستان روزي تحقق يابد و بسياري از نقدنگاران در آن زمان آن را يك داستان بي مزه و بي محتوا خوانده بودند كه بعدا كتاب شگفت انگیز قرن 20 شد و مولف آن به صورت یک نابغه و پیشگو در آمد.
        
        
  • 1953:   دولت دکتر مصدق در اين روز (يکم بهمن 1331) اجراي بيمه هاي اجتماعي کارگران (کارکنان) را مصوّب کرد که به دستور او (دکتر مصدق) از روز يعد (دوم بهمن 1331) به اجرا درآمده و اينک سازمان تامين اجتماعي عنوان دارد. مصدق وعده بيمه بازنشستگي، از کار افتادگي، بيکاري و درمان کارگران را قبلا داده بود که تا آن زمان در ايران وجود نداشت. «تاريخ»، تاسيس اين سازمان در ايران را به نام مصدق ثبت کرده است.
        
        
  • 1952:   در پي بسته شدن كنسولگري هاي انگلستان به تصميم دكتر مصدق در شهرهاي ايران، مردم در سراسر كشور دست به شادماني زدند و اين روز را تعطيل عمومي اعلام كردند، زيرا كه خاطرات بدي از مداخله اين كنسولگري ها در امور وطن خود به ويژه پس از تقسيم ايران ميان روسيه و انگلستان داشتند.
        
        
  • 1954:   ناتیلوس Nautilus نخستین زیردریایی در تاریخ جهان که نیروی محرکه آن هسته ای بود (زیردریایی اتمی) در یک بندر ایالت کانه تیکت آمریکا به آب انداخته شد. این زیردریایی در سال 1980 بازنشسته شد و اینک در همان ایالت در موزه قرار دارد.
        
        
  • 2002:   جورج دبلیو بوش رئيس جمهوري وقت آمريكا ايران، عراق و كره شمالي را «محور شرارت Axis of Evil»خواند.
        
        
  • 2008:   در اين روز اعلام شد كه روسيه در پايان سال 2007 چهارصد و پنجاه ميليارد دلار افزايش صادرات بر واردات داشته است. اين درآمد هنگفت نتيجه گران شدن بي سابقه بهاي نفت خام در سال 2007 بوده است كه صادرات اصلي روسيه را تشكيل مي دهد. صادرات اسلحه روسيه در رديف دوم قرار دارد.
        
        
  • 2008:   طبق يك آمار جهاني كه در اين روز (21 ژانويه 2008) انتشار يافت، شمار استفاده كنندگان از اينترنت در كشور چين روزانه به رقم 210 ميليون رسيده بود كه بيش از هر كشور ديگر درجهان است.
        
        
  • نامه به مولف
    بانوی ایرانی منشی اوباما و مشاور شورای امنیت ملی آمریکا ـ معاون ایرانی وزارت خزانه داری آمریکا
  •   یک مخاطب این تاریخ آنلاین در نامه ای که در نیمه ژانویه 2015 (دیماه 1393) واصل شد نوشته بود: "در خبرگزاری ایرانشهر خبری خواندم که در کاخ سفید واشنگتن، یک بانوی ایرانی منشی اوباما رئیس جمهوری [وقت] آمریکا است، شما چه اطلاعی در این زمینه دارید؟.".
        
        پاسخ به مخاطب که در 21 ژانویه 2015 درج شد:
        
        بله، این بانو ـ «فریال گواشیری Ferial Govashiri» است و مسلّط بر زبان فارسی و از سال 2009 با اوباما کار می کند [می کرد] ـ از منشیان او، معاون رئیس دفتر کاخ سفید و مشاور شورای امنیت ملّی آمریکا است [بود]. [گُواشیر نام باستانی شهر کرمان است].
        ایرانیان ـ که همچنان تابعیت ایرانی خودرا حفظ کرده اند ـ در بسیاری از کشورها از معاریف هستند و دارای مقام انتصابی و انتخابی مهم. برای مثال: یک عضو کابینه سوئد و یک عضو کابینه کانادا ایرانی هستند و رامین طلوعی تهرانی (متولّد ایران) معاون وزارت خزانه داری آمریکا و هماهنگ کننده برنامه های مربوط به امور مالی جهانی و رابط با G. 20 (گروه کشورهای ثروتمند) است. در آمریکا، تقریبا همه مسئولان و یا کارکنان سازمان های در ارتباط با ایران، بر زبان فارسی مسلّط و با تاریخ ایران و امپراتوری پارسیان آشنا هستند. Allan Eyre مقام [وقت] وزارت امور خارجه آمریکا نه تنها مسلّط بر زبان فارسی و اصطلاحات محاوره ای آن است، بلکه آگاه از جزئیات ادبیات فارسی و تاریخ ایران.
        
    فریال گواشیری با اوباما و نیز در مراسم نصب نشان بر سینه «جو بایدن» معاون رئیس جمهوری آمریکا


        
    رامین طلوعی تهرانی


        
    Allan Eyre



  • علیشیر عثمانوف با 15 تا 20 میلیارد دلار ثروت، از نزدیکان پوتین!
  •   پرسشِ مخاطب (20 ژانویه 2015):
        
         آیا درست است که می گویند چند پولدار ـ از میلیاردرهای معروف به «یکشبه پولدار شده»! ـ از دوستان و نزدیکان ولادیمیر پوتین هستند و تا وضعیت چنین باشد تکانی نخواهد خورد و نظم جهانی ناشی از فروپاشی شوروی که در بیشتر کشورها، همچنان ثروتمندان را ثروتمندتر و دولتی تر خواهد کرد ادامه خواهد داشت؟، اگر ممکن است یکی از این میلیاردرها را نام ببرید.
        
        پاسخ (21 ژانویه 2015):
        
        
    علی شیر عثمانوف

    علی شیر بُرهان عُثمانوف ـ اُزبَک و متولّد ازبکستان و ساکن مسکو و لندن ـ 61 ساله دارای 15 تا 20 میلیارد دلار ثروت و شوهر مربّی معروف ژیمناستیک، ایرینا وینر Irina Viner شصت و شش ساله، و ایرینا از اعضای پُرتوان جامعه یهودیان روسیه است. ایرینا در سمرقند به دنیا آمده و به نوشته رسانه ها، دوستی پوتین با عثمانوف از طریق او (ایرینا) بوده است. عثمانوف که قبلا به جرم کلاهبرداری و تقلّب به 6 سال زندان محکوم شده است در کار معادن و فلزکاری، سِلفون (کمپانی موبایل)، کمپانی ایمیل (مگافورم) و ... فعالیت دارد و دارای یک کمپانی انتشاراتی! و یکی از مالکان یک باشگاه فوتبال است ـ مشابه وضعیتی که همه میلیادرهای جهانِ پس از برقراری نظم نوین دارند و همان گامها را برداشته اند. معمّای میلیاردر شدن در روسیه که تا آخر سال 1991 سوسیالیست بود و میلیونر که هیچ، «آدم دارای ده هزار دلار» هم نداشت از معمّای فروپاشی پیچیده تر است.




  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com