Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
2 ژانويه
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 2 ژانويه
ايران
سالگشت درگذشت «سيبويه» ايراني كه براي زبان عربي «صرف و نحو» نوشت و به اين مناسبت نگاهي به اهميت جهاني ادبيات فارسي
صفحه اي از يك «كليله و دمنه» كه در سال 1429 از روي اصل آن رونوشت برداري شده و در موزه استانبول نگهداري مي شود


    طبق نوشته روزنگارهاي بين المللي، «سيبويهSibbuyeh» زبان شناس معروف ايراني در نخستين هفته ژانويه سال 793 ميلادي در شيراز درگذشت. وي در زماني كه هنوز دقيقا به دست نيامده است در شهر بيضاء در استان فارس به دنيا آمده بود. اهميت تاريخي سيبويه از آن جهت است كه نخستين فردي بود كه براي زبان عربي صرف و نحو (گرامر) نوشت و صداها را در اين زبان مشخص ساخت. بنابراين، علامات ضمه، فتحه، كسره و تنوين ها اختراع و كار سيبويه ايراني است. وي با اين عمل عنوان «سيبويه نحوي» را به خود اختصاص داد. بدون كاري كه سيبويه كرد و در آن زمان يك شاهكار بود، پيشرفت زبان عربي ميسر نبود و استحكام اين زبان به اين صورت باقي نمي ماند. به اين ترتيب، اين ايرانيان بودند كه براي اعراب دستور زبان (صرف و نحو) نوشتند.
    سيبويه در لغت به معناي كسي است كه بوي ميوه سيب مي دهد. تلفظ عربي آن چيز ديگري است.
    به مناسبت سالگشت درگذشت «سيبويه» نگاهي كوتاه به اهميت بين المللي ادبيات فارسي:
     هنگامي كه از ادبيات يك ملت نام برده مي شود، قضاوت درباره آنها به صورت من حيث المجموع در طول زمان (سراسر تاريخ) است. به علاوه وقتي كه به ادبيات فارسي اشاره مي رود، يعني مطالبي كه به صورت نظم و نثر، فيكشن (داستاني) و نان ـ فيكشن (غير داستاني و مستند) در سراسر «ايران زمين» و نيز توسط ايرانيان و فارسي گويان سراسر جهان در طول زمان تاليف و تصنيف شده است. قلمرو «Persian Literature» شامل تمامي خاك امپراتوري قديم ايران است كه در قرن 19 قرباني مطامح و يا رقابت هاي استعماري اروپائيان شد. بنابراين ادبيات سرزمين كنوني ايران، كل آسياي ميانه، ايران خاوري (افغانستان تا رود سند)، كشمير، قفقاز و ايران غربي سابق را شامل مي شود. مي دانيم كه قرن ها زبان دربار امپراتوران هند و عثماني و روشنفكران هندي و روسيه جنوبي «فارسي» بود و در آنجا، مي توان امير خسرو دهلوي و محمد اقبال را مثال زد. پس از ايجاد كشور پاكستان، سرود ملي آن كشور به زبان فارسي تنظيم شد. در حال حاضر هم در افغانستان، تاجيكستان و هر نقطه ديگر هر نوشته توسط فارسي زبانان و فارسي تبارها، ادبيات فارسي بشمار مي رود.
     در همه دائرة المعارف ها، ادبيات فارسي به عنوان وسيعترين ادبيات در همه جهان توصيف شده است كه با احتساب «اوستاAvesta» سابقه سه هزار ساله دارد. ادبيات فارسي و به ويژه در قرون وسطا داراي بهترين كيفيت در طول تاريخ است. ارزش جامعه شناسي ادبيات فارسي قرون وسطا در اين است كه آكنده از پند و نصحيت به همگان از نوجوانان تا دولتمردان است. كثرت شعر در ادبيات فارسي، اين زبان را كه معرف روانشناسي و وسعت انديشه مردمانش است به «زبان شعر» معروف ساخته كه ما بايد آن را مرهون سامانيان و فردوسي و شعراي قرن نهم تا 13 ميلادي خود بدانيم كه عمدتا از ايران خاوري و شمال خاوري (افغانستان و آسياي ميانه) و فارس برخاسته بودند. همين اشعار بود كه موسيقي ايراني را متمايز از موسيقي ساير ملل كرده است. ادبيات يك ملت مرزهاي قراردادي را نمي شناسد و در نتيجه سند هويت و وحدت مردمي است كه اين ادبيات متعلق به آنان است و در مالكيت آنها شريك هستند. اين افتخاري بزرگ است كه كتاب كاووسنامه (قابوسنامه) 11 قرن پيش ما كه توسط يك امير (پرنس) مازندراني از دودمان زياريان نوشته شده بود به همه زبان ها ترجمه شده است؛ نخست به يوناني و سپس به ترتيب هبرو، اسپانيايي، لاتين (ايتاليايي قديم)، آلماني، انگليسي (توسط سر توماس نورث)، فرانسه و ....
    همچنين بايد بدانيم كه ادبيات در جهان عرب با ترجمه «كليله و دمنه» از فارسي ساساني به عربي در قرن هشتم ميلادي توسط روزبه (ابن مقفع) آغاز شد. با وجود اين خدمت با ارزش، منصور خليفه عباسي كه با كمك نظامي ـ سياسي ايرانيان بر سر كار آمده بود او را اعدام كرد!. اگر سيبويه ايراني براي زبان عرب صرف و نحو (گرامر) ننوشته بود اين زبان در نوشتار همانند لهجه (گويش) يكنواخت بودن خود را از دست مي داد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دو مورد از توطئه بلشویک های روسیه بر ضد ایرانیّت ـ قضیه افتادن بخارا، سمرقند و مَرو به دست روس ها و تغییر نام قفقاز جنوبی و ...
دولت مسكو یکم ژانويه 1925 و درست سه سال پس از اعلام تبديل نام «روسيه شوروي» به «اتحاد جماهير شوروي» و تقسیمات دست ساخت بر پایه معتقداتِ جهان وطنی و رسیدن به هدفِ وجود یک کنفدراسیون جهانی با یک دولت (نوعی جامعه مشترک المنافع) بخارا، سمرقند، مَرو (مری) و ساير مناطق شمالی خراسان بزرگتر را كه مَهد و پاسدار زبان و ادبيات فارسي، فرهنگ و تمدن ايراني بوده اند از هم جدا كرد و بخشی از مردم تاجيك (پارسي زبانان، ایرانی تباران، غیرعربان و غیر آلتائیک ها و غُزها) مناطق شمال شرقی خراسان بزرگتر را به نام منطقه خود مختار بدخشان از مرزهاي ايران دورساخت تا به انديشه يكپارچه شدن با ايران و افغانستان و احياء «ايرانزمين» نيافتند. با همين سياست كه 65 سال بعد ثابت شد كه اشتباه بود، دولت مسكو در همان دهه مناطقي از قفقاز جنوبي (اَران ARAN) را كه قبلا طبق قراردادهاي گلستان و تركمن چاي از ايران جدا ساخته بود «جمهوري آذربايجان» ناميد.
     مقاماتِ ـ قبلا کمونیست ـ اين جمهوريهای ساختگی و اسمی، پس از اعلام انحلال جماهیریه شوروي در دسامبر 1991 ـ به دست 3 مقام روس، بلاروس و اوکراینی، نه رفراندم سراسری ـ اعلام استقلال کردند. يعني همان اشتباه دولت مسكو در دهه 1920 مبني بر تقسيم امپراتوري روسيه (بر پايه انترناسيوناليسم کمونيستي و خیال کنفدراسیون کردن جهان) عامل اين تجزيه قرار گرفت که در آن دهه (71 سال پیش از فروپاشی) قابل پيش بيني نبود. اين وضعيت براي دولت فعلي روسيه توليد درد سر كرده است زيرا كه برخي از گردانندگان اين جمهوري ها با رقيبان قديمي دولت مسكو (غرب) وارد سازش شده اند و يك كانون جهانی بحران به وجود آورده اند.
     از آنجا که اکثریت سمرقندی ها و بخارایی ها ایرانی تبار و پارسی زبان هستند مایلند که از ازبکستان جدا شوند و به جمهوری تاجیکستان به پیوندند. این دو شهر و منطقه مَرو ـ مری و اَشک آباد (عِشق آباد!) به فاصله ای نه چندان دور از مرز ایران قرار گرفته اند. بخارا پایتخت سامانیان که در هزاره اول پیش از میلاد به دست سیاوش پسر کیکاووس و پدر کیخسرو ساخته شده است از زمان داریوش بزرگ یک ساتراپی ایران بود و در زمان ساسانیان 300 هزار جمعیت داشت (سومین شهر بزرگ جهان وقت) و یک مرکز جهانی تجارت بود. بزرگترین کتابخانه عمومی جهان وقت که الگوی کتابخانه های امروز قرارگرفته است در زمان سامانیان در مَرو قرار داشت که این شهر بمانند سایر شهرهای خراسان به دست چنگیزخان مغول ویران شد. ارتباطِ خان نشین های بخارا، خیوه و ... در دهه 1880 با ایران قطع و ضمیمه روسیه شدند که با دولت لندن بر سر متصرفات دو کشور در ایرانزمین به سازش دست یافته بود و قرار بود که از آمودریا (جیحون) فراتر نباشد، تا هندوستان به مخاطره افتد. روسیه نخست افسران قفقازی ارتش خودرا در لباس تاجر به آن دیار فرستاده بود و پس از جمع آوری اطلاعات، دست به لشکرکشی زده بود. فرماندهان دو واحد نظامی ـ دو شاهزاده قاجار ـ که از تهران برای کمک به خان نشین ها روانه این منطقه شده بودند در میان راه با هم بر سر موضوعات جزئی و عمدتا خودمانی مشاجره کردند و متوقف شدند و مأموریت انجام نشد!. بعدا یک پادشاه قاجار بخشی از ناحیه سرخس را به تزار وقت روسیه بخشید! که اینک ناحیه ای از ترکمنستان است. به رغم ایجاد شهر اَشک آباد به دست یک پادشاه اشکانی ایران، این نام در ایران ـ و تنها در ایران ـ عِشق آباد تلفظ می شود تا ایرانیان هوای مالکیّت آن را در سر نپرورانند. عِشق آباد خواندن اَشک آباد خواست تزارهای روسیه بود.
    تجزیه جماهیریه روسیه به دست سه تَن (نه، رفراندم سراسری) در دسامبر 1991، از سوی پارلمان روسیه (دوما) غیر قانونی اعلام و در این زمینه طرحی به تصویب پارلمان رسید ولی یلتسین آن را امضا نکرد و همچنان در دفتر کرملین باقی مانده است. در جلسه ای که این طرح مورد بحث بود، یک نمایده مجلس روسیه گفته بود که آمریکاییان در دهه 1860 وارد یک جنگ داخلی با صدها هزار تلفات انسانی شدند تا کشورشان از فدراسیون به کنفدراسیون تبدیل نشود و ما به تصمیم 3 نفر تسلیم شدیم و با تجزیه میراث خود اعتراض نکردیم. در همین جلسه، شماری از نمایندگان خواستند که گرفتن خونبهای 35 میلیونن نفری ازجمله 27 میلیون روس [تلفات تعرض آلمان به روسیه ـ جنگ جهانی دوم] از آلمانی ها گرفته شود و این غرامت گیری قانون شود که به رغم تکرار آن در سالهای بعد، هنوز وارد مرحله اقدام نشده است. [پس از انتخاب ترامپ به ریاست فدراسیون آمریکا و ژست دوستانه پوتین با او، پیش بینی اصحاب نظر بر این است که ممکن است که بسیاری از این مسائل روسیه که ناشی از فروپاشی سال 1991 است حل شود. گفته شده است که اکثریت مردم جماهیریهِ تبدیل به جامعه مشترک المنافع شده خواهان بازگشت به وحدت پیشین هستند.].
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اعدام همدستان پيشه وري و قاضي محمد، نگاهي به نقشه هاي ضد ايراني استالين و اشاره به قرارداد ازدست رفتن آسياي ميانه
استالين در دهه 1940
23 افسر پیشین كه در طول تجزيه طلبي جعفر پيشه وري به شکلی با او همدستی داشتند كه وی به تصميم و طبق نقشه و سياست استالين و با حمايت نيروهاي شوروي مستقر در ايران دست به اين كار زده بود دوم ژانويه سال 1947 (12 دي ماه 1325) اعدام شدند. جرم آنان خيانت به ميهن با اقدام برضد يكپارچگي آن و همكاري با عوامل بيگانه و آلت اجراي سياست يك دولت خارجي شدن بود. دادگاهي كه اين عده و شمار ديگري را محاكمه كرد 25 آذر ماه، چهار روز پس از پايان غائله تشكيل شده بود.
    سختگيري در مورد غيرنظامياني كه با تجزيه طلبان همكاري كرده بودند كمتر بود به گونه اي كه از 148 نفري كه در آذرماه محاكمه شده بودند تنها سه نفرشان اعدام شدند و مجازات بقيه زندان بود كه از ميان آنان هم تنها چهار نفرشان به حبس ابد محكوم شدند. كساني كه ابراز ندامت كرده بودند به مجازات زندان محكوم شده بودند.
     25 دي ماه، اين دادگاه نظامي كه در مهاباد همدستان «قاضي محمد» را محاكمه كرده بود همچنين 10 نظامي را كه با وي در اعلام خودمختاري كردستان همكاري كرده بودند اعدام كرد. همين دادگاه چهار روز بعد قاضي محمد و دو تن از همدستان نزديك او را كه اقدام به تجزيه كردستان از پيكر ميهن كرده بودند به آن دنيا فرستاد. در همين ماه يك همكار پيشه وري كه دستگير شده بود موسوم به ژنرال كبيري اعدام شده بود.
    
von Kaufman

با مروري گذرا بر تاريخ طولاني ايران خواهيد ديد كه آذربايجان و كردستان حتي پيش از كوروش بزرگ زيربناي كشور ايران را ساخته بودند (ماد) و هميشه سنگر دفاعي نخست ايران بوده اند. استالين كه در انديشه گسترش شوروي تا مديترانه شرقي و كوتاه كردن دست انگلستان و غرب از خاورميانه نفتخيز بود؛ از لحظه درگذشت لنين به توطئه هاي متعدد براي بازكردن راه خود از طريق مناطق شمال غربي ايران به انتهاي آسياي غربي دست زده بود. وي (كه يك گرجستاني بود و مي دانست تزارهاي روسيه در اوايل قرن نوزدهم گرجستان را ايران جدا كرده بودند و ...) نقشه هاي دور و دراز براي ايران درسر داشت، در شمال شرقي تا مي توانست تاجيكها را از مرز ايران دور ساخت و آنان را عمدتا به منطقه خودمختار بدخشان در دامنه هاي پامير فرستاد و منزوي ساخت. وي بعدا نام خود را بر شهركي گذارد كه تاجيكهاي فراري (پارس ها) از بخارا، مرو و سمرقند محل سكونت خود قرارداده بودند (استالين آباد) كه اين شهر به تدريج بزرگتر شد و پس از آغاز اقدام خروشچف به استالين زدايي، به شهر دوشنبه (زيرا كه در قديم، دوشنبه بازار آن شهرت داشت) تغيير نام داد كه اينك پايتخت جمهوري تاجيكستان (وارث دولت سامانيان) است و .... با وجود اين پارس زدايي، هنوز دهها هزار پارسي زبان در بخارا و سمرقند (جمهوري ازبكستان) زندگي مي كنند. آسياي ميانه از جمله امارت بخارا، خيوه (مركز امارت خوارزم)، مرو، سرخس و اشك آباد (عشق آباد) طبق قرارداد 21 سپتامبر 1881 (تهران و مسكو) به روسيه واگذار شد. اين مناطق در سالهاي ميان 1868 و 1873 توسط لشكريان ژنرال آلماني تبار روس «كنستانتين كائوفمان» براي تزار وقت تصرف شده بودند. نيروي اعزامي از تهران براي دفاع از آنها به فرماندهي دو شاهزاده قاجار، نرسيده به ميدان جنگ، به سبب ايجاد اختلاف ميان اين دو شاهزاده متوقف شد و چند سال بعد دولت قاجار تن به امضاي قرارداد واگذاري داد و قديمي ترين بخش ميهن ازدست رفت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
زادروز «مسعود رِفقی» کارشناس بنام امور مسافرت های هوایی و مدیر و مالک آژانس «پرس وایاژ»
Masoud Refghi

امروز زادروز مسعود رِفقی Masoud Refghi کارشناس بنام امور مسافرت های هوایی و مدیر و مالک آژانس «پرس وایاژ» است که دوم ژانویه 1936 به دنیا آمده است.
    «پرس وایاژ» بزرگترین آژانس ایرانی مسافرت هوایی سی ام ماه می 1974 در نیویورک ـ خیابان پنجم ـ تاسیس شد و اینک نه تنها در نیویورک بلکه در فلوریدا (Boca Raton)، لس آنجلس، واشینگتن و رُم دفتر و تاسیسات دارد و تسهیلات رفت و آمد صدها هزار تن را فراهم می کند. انجمن آمریکایی مسافرت ـ ASTA پرس وایاژ را کتبا تقدیر کرده و آن را به لحاظ امانت داری، رعایت اصول حرفه و اخلاق ستوده است.
    این آژانس و ابتکار مدیر آن به ارزان بودن بلیت مسافرت هوایی، عامل چشمگیر و موثر در تسهیل رفت و آمد ایرانیان ساکن مغرب زمین ـ آمریکا و اروپا ـ به وطن بشمار می رود. به قول یک کارشناس جهانی امور مسافرت، اگر تسهیلات آژانس 40 ساله «پرس وایاژ Persvoyage» نبود شاید نیمی از صدها هزار ایرانی مقیم آمریکا موفق نمی شدند هر یکی ـ دو سال یکبار به کشور زادگاه رفت و آمد کنند و این ارتباط انسانی و عاطفی برقرار باشد.
    این آژانس در عین حال که نمایندگی همه شرکت های هواپیمایی را برعهده دارد، با روش های ابتکاری خود ازجمله «هول سِیل» و فروش بلیت ارزانتر به مسافر، کمک بزرگی به تداوم رفت و آمد به ایران می کند ـ کمکی در خور توجه. با این کمک و تسهیلات، ارتباط فامیل ها تضعیف نمی شود و وطن نیاکان از یاد نمی رود. همچنین این ارتباط و رفت و آمد به سرمایه گذاری های خُرد، توسعه فرهنگی و حفظ روابط عاطفی کمک بسیار می کند.
    مسعود رِفقی Masoud Refghi مالک و مدیر پرس وایاژ ـ متولّد دوم ژانویه 1936 ـ قبلا با هواپیمایی ملی ایران کار می کرد و سالها نماینده «هُما» در ترکیه، انگلستان و مدیر دفتر هُما در ایتالیا، ژاپن و آمریکا بود. او در طول مدیریت دفتر هُما در ژاپن، بر پروازهای میان ایران، فیلیپین و سنگاپور هم نظارت داشت.
    رِفقی که تا زمان قطع روابط آمریکا و ایران و موقوف شدن پروازهای هما به آمریکا، در دفتر این هواپیمایی در نیویورک کار می کرد متوجه شد بیشتر ایرانیان، آن استطاعت مالی پرواز با شرکت های دیگر را به ایران ندارند و یا اینکه پرداخت مَبلَغ برایشان سنگین است زیراکه «هُما» به کارمندان دولت و بازنشستگان چهل درصد و به دانشجویان 50 درصد تخفیف می داد، لذا به توسعه «پرس وایاژ» همّت گماشت و با یک رشته ابتکار، راههای ارزان بودن بلیت رفت و آمد به ایران را به دست آورد و با شرکت های هوایی در این زمینه به توافق رسید. وی کار خودرا در درجه اول، یک خدمت میهنی می داند و در آرزوی این است که هرچه زودتر آن روز فرا رسد که دوباره هُما (ایران اِر) بتواند پروازهای خود به آمریکارا از سرگیرد که کمک بزرگی است به حفظ همبستگی های خانوادگی ایرانیان دو سوی مرز.
    تقریبا همه ایرانیان ساکن آمریکا تلفن رایگان پرس وایاژ را می دانند و از هرکس که درباره مسافرت هوایی سئوال شود شماره آن را که (8767 – 729 – 800 -1) است می دهد و نیز ای ـ میل آن را: persvoyage@persvoyage.com
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
باهنر در دیماه 1391: با افزایش یارانهِ نقدیِ شهروندان، تولید و کشاورزی کاهش و نان سنگک 15 هزارتومان می شود
محمدرضا باهنر
محمدرضا باهنر نایب رئیس وقت مجلس شوراي اسلامی در جلسه (هفته اول دیماه 1391) در واکنش به تمایل دولت وقت به ریاست محمود احمدی نژاد به افزایش یارانه‌ها گفت: "در صورتی که آنچه رئیس جمهور می‌گوید اجرایی شود چیزی به نام تولید و کشاورزی باقی نمی‌مانَد.".
    احمدی‌نژاد شنبه‌شب دوم دی‌ماه 1391 در یک مصاحبه تلویزیونی گفته بود که دولت، این توان را دارد که مرحله دوم قانون هدفمندی را اجرا کند و میزان یارانه‌های نقدی را حتی تا پنج برابر! افزایش دهد. [پرداخت ماهانه پول نقد به هر ایرانی که اینک کمي بیش از 45 هزارتومان است. این درحالی است که در کشورهای دیگر، مردم به دولت پول ـ مالیات ـ می دهند تا برای اداره امور و گردش چرخها هزینه کند.].
    به گزارش خبرگزاری مِهر (مستقر در تهران)، مهندس محمدرضا باهنر بر این باور است؛ در صورتی که آنچه را که رئیس جمهور می‌گوید اجرایی شود قیمت نان سَنگک به ۱۵ هزار تومان می‌رسد و چیزی به نام تولید و کشاورزی باقی نمی‌مانَد. [مهندس محمدرضا باهنر یک کرمانی است و صداقت کرمانی ها، شهره آفاق است. در دوران حکومت دکتر مصدق نیز یک کرمانی ـ مهندس رضوی ـ نایب رئیس مجلس بود.].
     همچنين احمد توکلی، از اعضای وقت کمیسیون برنامه و بودجه، وزیر پیشین و یک اقتصاددان، پیامد سیاست‌های اقتصادی دولت [قوه مجریه] را چنان وخیم دیده بود که خواستار دخالت مستقیم رهبر جمهوری اسلامی ـ آیت الله علی خامنه‌ای شده بود.
    به اظهار سخنگوی وقت هيأت رئیسه مجلس شورای اسلامی و به نقل از اظهارات یک نماینده مجلس در يک نشست غیرعلنی؛ "اگر قرار است به مردم گفته شود که به شما یارانه نقدی بیشتری تعلّق می‌گیرد باید آنان را روشن کرد که در کنار این پول، ۳ هزار تومانی شدن گازوئیل نیز وجود خواهد داشت و ....".
    ....
    به نظر اندیشمندان، با پرداخت پول نقد به اتباع، نمی توان هوادار دائمی به وجود آورد زیراکه شهروند می داند که این پول، در حقیقت انتقال از یک جیب او به جیب دیگرش است و این پول را حق خود و مال خود می داند ـ دولت ها که از خود پول ندارند، پول از کشور (ملّت) است. به علاوه، پول مُفت، افراد را تنبل و بی انگیزه می کند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اديان و روحانيون
جان پُل دوم (پاپ وقت) خواهان يک نظم نوين جهاني و اصلاح سازمان ملل شد
پاپ جان پل دوم

پاپ ـ جان پل دوم (متوفي در 2005) -در مراسم حلول سال 2004 نطقي ايراد كرد كه همگان آن را از مهمترين اظهارات او دانسته اند. وی كه از اشغال نظامي عراق بدون مجوّز سازمان ملل علنا انتقاد كرد و خواستار برقراري يك نظم نوين جهاني شد كه شئون انسان، برابري حقوق ملل و رعايت ضوابط و ميثاق هاي بين المللي را تامين كند.
    پاپ وقت گفت كه در جهان بايد نظمي برقرار شود كه پاسخگوي مسائل روز و حلّال آنها باشد و همبستگي ملل ـ فقير و غني را تامين و اسباب شريك شدن آنها را در منابع و پيشرفتهاي فني و علمي فراهم آورد.
    پاپ وقت براي نخستين بار به نام رئيس كل كليساهاي كاتوليك كه بيش از يك ميليارد نفر عضو دارند خواستار اصلاح اصول سازمان ملل شد و گفت كه اصول اين سازمان به گونه اي بايد باشد كه براي حل مسائل نياز به توسل به نيروي نظامی نباشد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در هائيتي تظاهرکنندگان فرياد مي زدند: همکاران يک کشیش و هر مقام مذهبی (مرد خدا) نبايد دزد، فاسد و نالايق باشند
دوم ژانویه 2004، هزاران تَن از مردم هائيتي دويستمين سالروز استقلال اين كشور را بدون توجه به حضور ميهمانان خارجي به تظاهرات گسترده ضد دولتي تبديل كرده بودند. ناپلئون بناپارت رهبر وقت فرانسه كه به اروپا توجه بيشتري داشت تا به مستعمرات آن کشور در قاره آمريکا، يکم ژانويه 1804 به «هائيتي» مستعمره قديمي فرانسه در قاره آمريكا (منطقه کارئيب) استقلال داد كه از همان زمان به كشور كودتا و فساد دولتي و در نتيجه آن فقر شهرت يافته است. هائيتي در نيمه غربي جزيره هيسپانيولا واقع شده است. نيمه شرقي اين جزيره ـ جمهوري دو مينيکن ـ که فساد دولتي ندارد؛ آباد، دمکراتيک و نسبتا ثروتمند و از مناطق گردشگري و استراحت قاره آمريکا است.
     «ژان برتران آرستيد Jean - Bertran Aristide» رئيس جمهوري وقت هائيتي كه يك كشيش کاتوليک ـ کشيشي که داراي زن و فرزند است با اختصاص دادن 15 ميليون دلار به برگزاري مراسم دويستمين سالروز استقلال هائيتي و دعوت از سران چند كشور، با آن وضعيت منفي رو به رو شده بود. تظاهركنندگان عمدتا بر ضد فساد اداري (دولتي) و ندانمکاري هاي رئيس دولت شعار مي دادند و مي گفتند كه همكاران يک کشیش (priest) و هر مقام مذهبی ـ مَرد خدا [اشاره به آرستيد Aristide] نبايد دزد و فاسد و نالايق باشند.
    طبقه کم درآمد هائيتي که قبلا سخنان آرستيد را در کليسا برضد فساد دولتي شنيده بودند سه بار اورا رئيس دولت کردند تا وضعيت را اصلاح کند که برايشان کاري نکرد و فساد و فقر گسترش بيشتري يافت. وي (متولد 1953) دو بار با کودتا برکنار شد و بار آخر به آفريقا تبعيد گرديد و تا سال 2011 در آنجا بود.
Jean - Bertran Aristide در دو چهره: مرد عبادت و مرد سياست!

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
وعده كمك نظامي ايران به «وسپاسيانوس» و تغيير مسير تاريخ روم ـ سپاسگزاری رسمی وسپاسیانوس از بلاش، شاه وقت ایران
تصوير مجسمه Vespasianus
در پي خودكشي «نرون» كه اكثريت خودرا در سناي روم از دست داده بود و وجود ترديد در شايستگي او در ميان ژنرالهاي اين كشور، سناي روم «گالبا» را به عنوان امپراتور تازه انتخاب كرد، ولي ارتش روم در منطقه «راين» كه آلمان و فرانسه را زير نظر داشت اين انتخاب را نپذيرفت و دوم ژانويه سال 69 ميلادي ـ 12 دی، «اولوس ويته ليوس» رئيس سياسي اين ارتش را به امپراتوري برگزيد و اين انتخاب را به سنا اعلام كرد كه ردّ شد و ارتش «راين» به نافرماني متهم گرديد. ارتش «راين» كه چنين ديد، از آلمان به سوي ايتاليا به حركت در آمد.
     گارد محافظ امپراتور براي جلوگيري از يك جنگ داخلي، گالبا را كه حاضر به كناره گيري نبود مقتول ساخت و «اوتو» جانشين وي شد.
     «اوتو» ارتش مركزي (يكم) را مأمور سركوب ارتش «راين» كرد كه شكست خورد و خودكشي كرد و «ويته ليوس» وارد شهر رُم شد و بدون مراجعه به سنا و درخواست رأي اعتماد به رئيس امپراتوري شدن خود، به نام امپراتور تازه، به حكومت كردن پرداخت.
     ژنرال وسپاسيانوس Vespasianus فرماندار متصرفات شرقي روم و فرمانده لژيون هاي رومي مستقر در مصر امپراتوري ويته ليوس را غير قانوني اعلام داشت و سپس از دولت ايران براي برانداختن وي كمك خواست. امپراتوری ايران با تصويب سناي خود ــ مِهِستان ــ وعده اعزام چهل هزار سوار را به وسپاسيانوس [در صورتي كه وي نتواند به تنهايي موفق شود] داد و «بلاش» شاه وقت ایران این نیرو را به فرماندهی دو ژنرال به دو بندر در سوریه امروز فرستاد تا به محض دریافت اشاره وسپاسیانوس، با کشتی عازم ایتالیا شوند.
     وسپاسيان = وسپاسيانوس با اتكاء به اين وعده، با لژيونرهاي خود عازم ايتاليا شد و پس از شكست دادن نيروهاي وفادار به «ويته ليوس» وارد شهر رُم شد و سنای روم رأی به امپراتور شدن او داد. وی سپس و پس از کسب تأییدیه از سنا، با ارسال نامه، از بلاش سپاسگزاری کرد.
     مورّخان تاريخ عهد باستان اظهار نظر كرده اند كه اگر وعده دولت اشكاني ايران نبود، وسپاسيانوس جرأت لشكركشي به ايتاليا را به خود راه نمي داد و مسير تاريخ روم تغيير نمي كرد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزی که لوئي 12 ــ انوشيروان دادگرِ فرانسه درگذشت ـ وی که تاریخ خسروانوشیروان را خوانده بود روش و اندیشه اورا در فرانسه بکار بُرد
لويي 12
لوئي 12 معروف به پدر ملت، پادشاه موجّه و ... در اين روز درسال 1515 درگذشت و با مرگ او سلطنت دودمان اُرلئان هم بر فرانسه پايان يافت. وي كه 27 ژوئن سال 1462 به دنيا آمده بود 27 سال بر فرانسه سلطنت كرد.
    لوئي 12 كه قبلا عنوان «دوك دو ارلئان» را داشت به علت بدگويي از شاه وقت فرانسه و ظالم خواندن او سه سال از عُمر خود را در زندان گذرانده بود و همين حبس به او فرصت داد تا دست به مطالعه تاريخ بزند و شيفته كارهاي خسروانوشيروان، شاه ايران از دودمان ساساني شود.
    پس از درگذشت شارل هشتم، چون فرزند نداشت «دوك دو ارلئان» را كه روزگاري زنداني وي بود به نام لوئي 12 پادشاه فرانسه كردند و او گام به گام كارهاي انوشيروان دادگر را كه نزديك به ده قرن پيش از او حكومت كرده بود پياده كرد. ازجمله، به همان گونه كه شاه ساساني ايران كرده بود بهترين و منصفانه ترين نظام قضايي را براي فرانسه به وجود آورد. سپس همانند خسروانوشيروان با تنظيم يك ضابطه مالياتي، طبقه كم در آمد را از زير بار ماليات سنگين نجات داد و ترتيبي برقرار كرد كه شخصا به نامه ها و تظلّمات مردم رسيدگي كند و دو روز در هفته را براي پذيرفتن عوام الناس تعيين كرده بود. او سلاطين را در طول حكومت خود از افزودن بر اموال شخصی و املاكشان برحذر داشته بود و افزايش دارايي يك سلطان و مقام ارشد دولتی در طول حكومت و ریاست را غير قانوني و مغاير عَدل و انصاف اعلام كرده بود و براي پايان يافتن جنگ ها در اروپا پيشنهاد كرده بود كه اعضاي خانواده هاي سلطنتي اروپا همسران خود را ازميان يكديگر انتخاب كنند. وي عنوان پادشاهي را به «پدر ملت» تبديل كرده بود و حاضر نبود براي خود جانشين تعيين كند و مي گفت كه پادشاه بايد موجّه باشد و من به تنهايي از كجا بدانم كه چه كسي موجّه است تا او را به وليعهدي انتخاب كنم و به همين سبب با مرگ او، دودمان ارلئان هم پايان يافت. آخرين تصميم او حذف گارد محافظ خود بود كه پيش از انجام آن درگذشت.
    در مباحثات و مناظرات ميان هواداران انتخابي بودن و طرفداران موروثي بودن رئيس يك كشور در سه قرن اخير، غالبا در آغاز بحث شرط مي شود كه مثال لوئي 12 مطرح نشود كه او يك پادشاه استثنايي بوده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تصميم نيکسون به تصرف ميدانهاي نفتي کشور سعودي، کويت و ابوظبي در صورت احتمال خطر قطع دوباره صدور نفت ـ تفسيرهاي مربوط
ريچارد نيکسون

طبق يك سند محرمانه دولت انگلستان كه برپايه قاعده «علني شدن اسناد طبقه بندي شده پس از 30 سال» 31 دسامبر 2003 و چند ساعت مانده به آغاز سال 2004 ميلادي در دسترس مورخان، پژوهشگران و روزنامه نگاران قرار گرفته است؛ ريچارد نيكسون رئيس جمهوري وقت آمريكا كه مسئله تحريم نفت اعراب در پاييز 1973 (در جريان جنگ رمضان) را پشت سر گذارده بود، با نگراني از احتمال تجديد جنگ اعراب و اسراييل و خطر قطع دوباره نفت، در دسامبر سال1973 تصميم گرفته بود كه اگر وضعيت مشابهي روي دهد ميدانهاي نفتي كشور سعودي، كويت و ابوظبي را تصرف و مانع قطع جريان نفت به غرب و كشورهاي صنعتي شود تا صنايع و پيشرفت اقتصاد آنها آسيب نبيند. وي در اين زمينه دستور لازم جهت آماده شدن نيروهاي مسلح آمريكا را براي رو به رو شدن با چنين وضعيتي كه بيم مداخله شوروي را هم داشت داده بود. 13 دسامبر 1973 جيمز شلزينگر وزير دفاع وقت آمريكا دولت انگلستان را درجريان تصميم نيكسون قرار داده بود و يادداشت فوق محرمانه وي به دولت انگلستان حاوي جزئيات تصميم نيكسون بود كه 31 دسامبر 2003 از طبقه بندي خارج شد. شلزينگر در اين يادداشت نوشته بود: دولت آمريكا تصميم گرفته است كه اقدامهايي نظير تحريم نفت از سوي دولتهاي عقب مانده و كم جمعيت را تحمل نكند و ....
جيمز شلزينگر


    تحليلگران در ژانويه 2004 ( چند روز پس از انتشار سند) در تفسير اين تصميم نيكسون نوشته بودند كه در اجراي اين تصميم نبايد ترديد داشت و آن را «بلوف» دانست؛ زيرا كه دولت آمريكا برخلاف دولتهاي ديگر، از زمان استقلال تاكنون تصميمات نظامي خود را بدون هرگونه ملاحظه به اجرا در آورده و يكي از دلايل ترس ساير كشورها از آن نيز همين امر بوده است. بسياري از كشورها بوده اند كه قدرت نظامي بيشتري داشته اند ولي آن را بكار نبردند تا از دستشان رفت.
    برخي از مفسران احتمال داده اند كه استقرار نظامي آمريكا در مناطق نفتخيز خاورميانه از سال 1990 كه صدام حسين با تصرف كويت، بهانه آن را فراهم ساخت شايد دنباله همان سياست نيكسون باشد و تصرف عراق را هم مي توان ادامه همان سياست بشمار آورد. افزايش جهاني مصرف نفت و در نتيجه بهاي آن، وضعيت تازه اي را بر جهان مستولي ساخته است. نيكسون و جورج بوش ها (پدر و پسر) از يك حزب (حزب جمهوريخواه آمريكا) بوده اند.
    طبق نوشته هاي اخير مورخان تاريخ معاصر، استقرار نظامي آمريكا در خليج فارس از زمان حكومت كارتر و لشكركشي هاي جورج بوش ها (پدر و پسر) به كويت و عراق و استقرار در كشور سعودي و حضور در اردن در اجراي همان استراتژي نيكسون است و دولت آمريكا، صرف نظر از حزب حاكم، نيروهاي آن كشور را به طور كامل از عراق بيرون نخواهد برد. ورود به عراق، هدف آمريكا از دهه سوم قرن بيستم بود و ادامه ناآرامي عراق كمك به هدف آمريكا خواهد كرد. به باور اين اصحاب نظر، دارزده شدن عجولانه صدام حسين در سي ام دسامبر 2006 ممكن است در همين راستا و با هدف گسترش منازعات داخلي عراق صورت گرفته باشد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دو زلزله با شدت زمين لرزه «بَم» در دو نقطه ديگر جهان ، اما بدون تلفات - ادامه گزارشها درباره زلزله بم
كره زمين سال 2004 ميلادي را با دو زلزله شديد آغاز كرد، ولي هيچكدام تلفات و نیز زيان چشمگیر وارد نياورد. پيش از ظهر یکم ژانویه این سال يك زلزله 5 و 9 دهم ريشتري جزيره تايوان را لرزانيد و بعد از ظهر همان روز يك زمين لرزه 6 و 3 دهم ريشتري غرب كشور مكزيك را كه تا مكزيكو سيتي احساس شد.
    سازمانهای دولتی مربوط در تايوان گفتند كه زياني وارد نشده و دولت مكزيك اعلام كرد كه در ايالت «گوررو» تنها ساختمان چند خانه ترَك برداشته است. انتشار اين دو خبر در حالي بود كه گزارشهاي زلزله بَم با همه علامات سئوال و تعجب مربوط، همچنان در صدر خبرها قرار داشت و روزنامه هاي آمريكا در شماره آخرين روز دسامبر 2003 خود داستان غم انگيز كودكان يتيم بَم در پرورشگاه كرمان از جمله رفتار «عاطفه رزمي» 6 ساله راكه هنوز در انتظار آمدن پدرش بود وسيعا بازتاب داده و نوشته بودند كه در ايران از دير زمان، كُد (ضابطه و مقررات) ساختمانساري جدّي گرفته نشده و در اين زمينه جريمه كردن در دست كارمندان اداري است. حال آن كه قاعدتا هرگونه مجازات نقض قانون، ولو اين كه كيفر آن جريمه اي مختصر باشد بر عهده دادگاه بايد باشد و احدي جز قاضي
    (به دليل تفكيك قوا) حق مجازات و جریمه كردن ندارد و قاضي طبق اصول قضايي، براي تكرار جرم مجازات سنگين تر درنظر مي گيرد و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
حكومت «لولا دا سيلوا» بر برزيل
Lula da Silva
لولا دا سيلوا (luiz Inacio Lula da Silva) سياستمدار متمايل به سوسياليسم كه در برزيل به «لولا» معروف است نخستين دور کار خودرا به عنوان رئيس جمهوري برزيل، بزرگترين كشور لاتين، يکم ژانويه 2003 آغاز كرد و گفت كه برزيلي ها در يك امپاسِ (تنگنا) خطرناك اقتصادي ـ اجنماعي و اخلاقيات قرار گرفته اند و براي نجات آنان از اين ورطه بايد دليرانه و بدون ترس و با شتاب عمل كرد. در همين روز در سال 2018 Jair Bolsonaro يک راستگراي افراطي کار خودرا در سمت رئيس جمهوري برزيل آغاز کرد.
    لولا که قبلا يك كارگر فلزكار بود گفته بود كه در پيمودن راههاي سوسياليستي احتياط خواهد كرد. او در انتخاب وزيران كابينه اش روشهاي معمول را كنار گذارده و از ميان موافق و مخالف، به زعم خود بهترين برزيلي ها را برگزيده از جمله رقيب انتخاباتي اش را وزير «وحدت ملي» كرده بود.
    در مراسم آغاز نخستين دوره رياست جمهوري لولا داسيلوا، فيدل كاسترو هم حضور داشت. كاسترو در مراسم آغاز بكار آلنده و چاوس هم شرکت کرده بود.
    داسيلوا (متولد 1945) که در انتخابات اکتبر 2002 با 61 درصد آراء برنده شده بود در اکتبر 2006 با 60 درصد آراء دوباره به رياست جمهوري برزيل انتخاب شد که از يکم ژانويه سال 2007 دور دوم کار خود در اين سمت را آغاز کرده بود، ولي اين بار فيدل کاسترو که در بيمارستان بستري بود نتوانست در اين مراسم شرکت جويد. دو دوره رياست داسيلوا بر برزيل يکم ژانويه 2011 به پایان رسيد. از این روز (یکم ژانویه 2011) بانو دیلما روسف Dilma Rousseff و در آن زمان شصت و سه ساله بر کرسی دا سیلوا تکیه زد. دیلما از یاران لولا دا سیلوایِ سوسیالیست [و قبلا رئیس دفتر داسیلوا] در مراسم سوگند در پارلمان برزیل گفته بود که سیاست ها و برنامه های لولا دا سیلوا را ادامه خواهد داد زیرا که اجرای این برنامه ها بود که برزیل 193 میلیون نفری و هشت میلیون کیلومتری و یک قدرت درحال طلوع با رشد اقتصادی سالانه هفت درصد [وقت] را به جایگاه یک ابَرقدرت نزدیک ساخته است.
     وی قول داد که در برزیل، فقیر نباشد. او گفت نخواهد آسود اگر بشنود یک برزیلی گرسنه سر بربالین نهاده است. وی سی و ششمین رئیس جمهور برزیل بود.
    دیلمای بلغاری تبار که در جامعه برزیل به «دیلما چریک» معروف بود از سال 1964 و در پی وقوع یک کودتای نظامی در برزیل برضد کودتاگران به یک گروه چریکهای شهری پیوست و در سال 1970 ضمن عملیات چریکی دستگیر، زندانی و شکنجه شد. در آن زمان دیلما به نام یک مارکسیست شناخته می شد. دیلما که قبلا وزیر معادن برزیل بود از این سمت صرف نظر کرده بود تا رئیس دفتر دا سیلوا و نزدیکترین همکار او شود و این سمت را پنج سال و تا زمان نامزد شدن برای انتخابات سال 2010 برعهده داشت. دیلما بمانند داسیلوا در آن زمان محبوب برزیلی ها بود. پدر داسیلوا که یک اقتصاددان و مارکسیست بلغاری بود از وطن خود ـ زمانی که چپها در معرض دستگیری و زندانی شدن بودند گریخت و از طریق فرانسه به برزیل مهاجرت کرد. نام خانوادگی او نشان می دهد که از روس تبارهای بلغارستان است.
    در نظر سنجی دسامبر 2010 هشتاد و هفت درصد برزیلی ها سیاست ها داسیلوا را تایید و گفته بودند که داسیلوا محبوب آنان است و همیشه نسبت به او وفادار خواهند ماند. با وجود این، دیلما روسف در سال 2016 متهم به نقض قانون بودجه برزیل شد، محاکمه پارلمانی ـ Impeachment و در 31 آگوست این سال (سال 2016) با رای اکثریت سنای برزیل از سمت ریاست جمهوری برکنار شد. بعدا لولا نيز به اتهام وجود فساد در دوران رياست جمهوري اش زنداني شد و اينک (ژانويه 2019) در بازداشت است. همين اتهامات سبب شد که در انتخابات اخير، بيشتر برزيلي ها به يک راستگراي افراطي و ميلياردر راي دهند و اورا رئيس کشور کنند که قول اکيد به ريشه کن ساختن فساد داده است..
ديلماي سرخپوش در جريان مبارزات انتخاباتي سال 2010


    
دا سيلوا حمايل رياست جمهوري برزيل را بر دوش Dilma مرتّب مي کند (يکم ژانويه 2011) و جاي خودرا به او مي دهد. ديلما برخلاف عادت در اينجا لباس سفيد بر تَن دارد

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
پوتين: هر تجديد نظر در رويدادهاي جنگ جهاني دوم يك خيانت به عدالت تاريخي است ـ پرسش: غیرقانونی بودنِ فروپاشی شوروی چطور؟!
ولاديمير پوتين رئيس جمهوری روسيه در پيامي به مناسبت آغاز سال 2005، اين سال را براي روسيه يك سال ويژه و برگزاري شصتمين سالگرد پيروزي ميهني بزرگ در جنگ 1941 ـ 1945 با آلمان اعلام كرد. در اين پيام، پوتين از مردمي كه زير پرچم شوروي با آلمان جنگيدند، قهرماني ها كردند و با تحمل دهها ميليون تَن تلفات پيروزي را در آغوش گرفتند به عنوان «بستگان تاريخي» يادكرد و گفت كه هر موفقيت نياز به همكاري گروهي و فداكاري دوستانه دارد زيراکه هدف، واحد است و نيل به آن تلاش جمعي لازم دارد. او نسل جنگ دوم جهاني را نسل خط آتش خواند و گفت كه نبايد فداكاري و جانبازي آن نسل فراموش شود. [پوتين به موضوع گرفتن خونبهاي دهها ميليون روس از آلمان که اينک برايش کُرکُري مي خوانَد و نيز غيرقانوني بودن فروپاشاندن شوروي ـ جانشين روسيه تزاري اشاره نکرد!].
    پوتين گفت كه كسي حق ندارد آن فداكاري ها را كوچك انگارد و تاكيد كرد كه هر تجديد نظر در انتشار رويدادهاي جنگ يك خيانت به عدالت تاريخي و بي احترامي به رفقاي جنگنده و تخريب نام افتخار آميز آنان است كه يك جنايت آشگار خواهد بود. تحريف منفي رويدادهاي گذشته بازداشتن نسل نوين از فداکاري است. [چه کسي اين افتخارات و نتايج آن فداکاري ها را بر باد داد؟، يلتسين و يلتسين بود که پوتين را به قدرت رساند!.]
    رسانه ها در تفسير پيام پوتين نوشته بودند كه اشاره پوتين احتمالا به محاكمه و محكوم شدن واسيلي كونونوف 80 ساله قهرمان شوروي در لتوني به زندان بود. جرم وي در لتوني شرکت در عمليات گريلايي سال 1944 (60 سال پيش از آن) بر ضد آلمان نازي بود که باعث مرگ هشت تَن از لتونيايي ها هم شده بود!. لتونی از اعضای جماهیریه شوروی پس از فروپاشی این اتحادیه استقلال یافته است. اتحاد شوروی که قبلا روسیه تزاری و یکپارچه بود در سال 1991 بدون برگزاری یک رفراندم سراسری فروپاشانده شد! و به رغم رای دومای روسیه که این فروپاشی را غیرقانونی و غیر استاندارد خوانده است اقدام دیگری صورت نگرفت و پوتین هم بمانند یلتسین، مصوّبه پارلمان روسیه را امضاء و اجرا نکرده است!. حال آنکه در سال 2017 با نتایج مثبت دو رفراندم محلی در اقليم کُردستان عراق و کاتالان (اسپانیا) مخالفت شده است. فروپاشی شوروی به آسانی نوشیدن آب، و سکوت پوتین در این باره از معمّاهای تاریخ بشر است، بویژه که «ناتو» در بالتیک شوروی سابق مستقر شده و همان پایگاههایی را که با پول روس ها در این منطقه ساخته شده بود از آن خود کرده است!. تازه غرب با فراموش کردن حتی تاریخ و علل جنگ های سده نوزدهم در کریمه، ایراد می گیرد که چرا روسیه کریمه را بار دیگر ضمیمه خود ساخته و در اوکراین که تا پایان دهه 1990 هیچگاه از روسیه جدا نبوده دخالت می کند!. پوتین لازم است که بداند مردمِ امروز همه چیز بویژه رویدادهای تاریخ را می دانند و حرف های مقامات را خوردن نان به نرخ روز و دیپلماتیک می پندارند و لذا، باور ندارند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
13 انفجار اتومبيلي در يک روز در عراق ـ این روش مبارزه در قرن 21 ادامه یافته و «وسیله» شده است!
نتیجه يكي از انفجارهاي سال نو 2006 در عراق


    شبكه هاي تلويزيوني، اخبار مشروح خود در نخستين روز سال ميلادي 2006 را با پخش گزارش هاي مربوط به ادامه ناآرامي هاي عراق آغاز كرده و گفته بودند كه در آن روز 13 انفجار اتومبيلي در آن کشور به وقوع پيوسته بود. این انفجارها از آن پس همچنان ادامه داشته، سراسر جهان را فرا گرفته و تلفات بیشتری به بار آورده است. یکم و دوم ژانویه 2017، نُه (9) انفجار از این دست و عمدتا در نواحی شرقی و شیعه نشین بغداد ازجمله در محله صدر روی داد که دهها کشته بر جای گذارد.
     در ژانویه 2006، تفسیرنگاران و اندیشمندان ابراز نگرانی کرده بودند که تخریب های انتحاری، ترورها و آدمکشی های از این دست؛ عادت، روال و وسیله شود و آرامش را از جهان برگیرد. [به نظر می رسد که این پیش بینی درست بوده است.]. تاریخ نگاران، عملیات نظامی آمریکا در افغانستان و عراق را باعث پیدایش و تداوم این روش مبارزه به دست داده اند که از سال 2016 وارد شدن با اتومبیل به پیاده رو خیابانها و کشتن مردم بی گناه با هدف انتشار خبر، جلب توجه و ... بر انفجاهای انتحاری اضافه شده است. تاریخ نگاران همچنین لشکرکشی آمریکا به عراق بدون مجوّز سازمان ملل را زاینده حوادث کنونی آسیای غربی دانسته که پایان آنها قابل پیش بینی نیست.
    
یک اتومبیل منفجر شده در دوم ژانویه 2017 در محله شیعه نشین صدر در بغداد

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 2 ژانويه
  • 17:   «پوبليوس اويديوس ناسو» شاعر رومي درگذشت.
  • 1738:   چارلز كورنوالس (لُرد انگلیسی) به دنيا آمد كه اين نكته از اوست: همين كه آماده شوي شليك كن. درنيمه دوم قرن 20 رهبران احزاب كمونيست هر وقت كه فرصتي مي يافتند اين نكته را به رهبران وقت شوروي ياد آورمي شدند.
  • 1757:   انگليسي ها كلكته هند را تصرف كردند.
  • 1847:   شهر «يربا بوئنا» در کالیفرنیا به سانفرانسيسكو تغيير نام داده شد.
  • 1896:   بوئرها (مهاجران هلندي افريقاي جنوبي) در جنگ «دورن كوپ» نيروهاي انگليسي را شكست دادند. در جریان این جنگ، دولت هاي مخالف انگلستان در اروپا از جمله آلمان به بوئرها كمك مي رسانيدند.
  • 1905:   ژاپني ها پس از شكست دادن نيروهاي روسيه «پورت آرتور» را تصرف كردند. ناوگان روسيه در اين بندر خود را به ژاپني ها تسليم کرده بود.
  • 1918:   «سيژبه باكر» كه بر پايه تعاليم مسيح، فرضيهِ نوعي سوسياليسم تحت عنوان «سوسياليسم مسيحي» را طرح ریزی كرده بود درگذشت. برپایه این فرضیه، در اروپا احزاب سوسیال مسیحی تأسیس شده است.
  • 1919:   دورتازه بپاخيزي ايرلندي ها بر ضد اشغال و سلطه انگليسي ها آغاز شد. ايرلندي ها به قيام خود به سبب آغاز جنگ جهاني اول موقتا پايان داده بودند.
  • 1933:   (دیماه 1312) کارخانه سیمان ایران در نیمه راه شهر ری و تهران آغاز بکار کرد. ماشین آلات این کارخانه از سوئد و دانمارک خریداری شده بود.
  • 1939:   دولت لندن که نگران اتحاد رضاشاه با آلمان بود به فرماندار خود در هندوستان محرمانه دستور داد که افراد یک لشکر را برای اعزام به نقاطی نزدیک به ایران که وابسته به انگلیس بودند بویژه کویت آماده سازد که از تأسیسات نفت خوزستان و در آن زمان متعلق به انگلیس حفاظت کنند تا در کنترل آلمان قرار نگیرند.
  • 1942:   نيروهاي امپراتوري ژاپن شهر مانيل در فيليپين را تصرف كردند.
  • 1946:   23 تَن از افسران نیروهای مسلح ایران که در آذربایجان در عملیات تجزیه طلبانه فرقه دمکرات شرکت کرده بودند اعدام شدند. 13 روز بعد ده نظامی نیز که در کُردستان در عملیات تجزیه طلبانهِ قاضی محمد شرکت کرده بودند در مهاباد اعدام شدند. ارتش در آذرماه این سال به هر دو حرکت تجزیه طلبانه پایان داده بود.
  • 1953:   (ديماه 1332) محكمه تجديد نظر هم متهمان به ربودن و قتل افشار توس رئيس شهرباني (در دوران حكومت دكتر مصدق) را به رغم اعتراف هايي كه كرده بودند تبرئه كرد!.
  • 1956:   كمونيست ها و سوسياليست ها اكثريت را در پارلمان فرانسه به دست آوردند و اول فوريه (4 هفته بعد) گي مولهِ سوسياليست را نخست وزير فرانسه كردند.
  • 1958:   براي كمك به تأمين آب مصرفي تهران، با ساختن سد لار و لَتيان موافقت شد.
  • 2016:   شیخ نمر (نمر باقر النمر) فقیه شیعه و مدرّس علوم دینی، معروف به شیخ عوامیه (شهری در شرق کشور سعودی) اعدام شد. وی که 4 سال در زندان دولت سعودی بود قبلا هم چندبار دستگیر شده بود و یک بار بر اثر تیراندازی ماموران دولت سعودی مجروح شده بود. شیخ نمر که در زمان اعدام 57 ساله بود در ایران و سوریه نیز تحصیل علوم دینی کرده بود. وی متهم به مخالفت با دولت سعودی و وهابیون شده بود. اعدام شیخ نمر موج اعتراض برانگیخت و بر اختلاف شیعه و سنّی افزود. وی در عوامیه به دنیا آمده بود.
  • نامه به مولف
    نوسان شگفت انگیز بهای نفت در سال 2008 و عدم کشف علت و اعلام آن
  •   چند مخاطب قبلا و یک مخاطب یکم ژانویه 2009 از تهران نوشته بودند که تعجب آنان از نوسان شگفت انگیز بهای نفت خام است که ظرف پنج ماه (از جولای تا دسامبر 2008) تا به یک سوم و چند روز حتی تا به یک چهارم کاهش یافت. آیا تحقیق شده است که چرا؟!.
        
        پاسخ:
        
        بورس بازی. البته عوامل دیگری هم درکار بود از جمله سیاست. از پایان جنگ جهانی دوم؛ جهان به دلایلی که روشن است دچار کمبود شدید پژوهشگر در تحولات اجتماعی، اقتصادی، امور انسانی و سیاسی شده است. رسانه ها فاقد روزنامه نگار اینوستیگیتیو شده اند و ... تا حقایق کشف و اعلام (افشاء) شود. بدیهی است که یک دلیل آن دشوار و وقتگیر بودن این تحقیقات و مخاطره آمیز بودنشان است و تازه اگر همه وافعیات کشف شود انتشار آنها مشکل است و به این دلایل، انسان امروز به رغم داشتن سواد ـ سواد استفاده از اینترنت و رِفرنس ها همچنان در بی اطلاعی از عمق حقایق است. شاید که در آینده، با تعمیم و گسترش «سوشل میدیا»، افشاگري و خبردهنده شدن همه مردم اصطلاحا؛ مردم در نقش روزنامه نگار، مقام های دولتی و اصحاب اطلاع به نام اصلاح و یا تکذیب شایعاتِ مبادله شده در سوشل میدیا و آنلاین ها وادار به دادن جزئیات شوند.
        

  • چرا آلماني، نه ژرمن؟
  •   مخاطبي از تهران سئوال كرده است كه چرا ما ژرمن ها را آلماني مي گوييم؟.
        
        پاسخ:
        
         به تقليد از فرانسويان، زيرا كه بيشتر مترجمان ما در قرن 19 و نيمه اول قرن بيستم فارغ التحصيل فرانسه بودند. امپراتوري روم باستان که قبايل ژرمن و فرانک را تحت الحمايه داشت؛ ژرمن هاي ساکن منطقه ماينز را آلماني می خواند ـ که در این واژه «ی» آن ساکن است. این واژه و عنوان که وارد زبان فرانسه شده و نه تنها در ايران، در ساير کشورهاي خاورميانه از ترکيه تا ممالک عربي «آلماني» تلفظ مي شود. روميانِ حاكم بر فرانسه (گُل) در زمان امپراتوري «كاراكالا» در سال 213 ميلادي اتحاديه طوايف ژرمن را كه در جنوب آلمان امروز (منطقه راين) براي جنگ با روميان تشكيل شده بود «آلماني ـ آلاماني» خطاب كردند. اين اتحاديه در سال 366 از «راين» گذشت و فرانسه را مورد حمله قرارداد و از آن پس، فرانسويان اقوام ژرمن و كشورشان را آلماني و آلمان خطاب كردند. در سابق، در كتابهاي درسي جغرافيا كه در ايران چاپ مي شد، ايالات متحده آمريكا را هم به لفظ فرانسوي «اتازوني» مي نوشتند.

  • پيام‌هاي تازه
    نامه یک حقوق دان بین المللی ایرانیِ مقیم ژنو درباره سیاست‌های کلی اصل 44 و ...
  •   پیامی که در زیر آمده است، یکم ژانویه 2013 در ساعت شب واصل شد:
        
        "یک تحصیلکرده در رشته حقوق بین الملل و مقیم ژنو هستم ـ متولّد ایران و برای تجدید دیدار با دوستان، این روزها در پاریس. امروز ـ یکم ژانویه 2013، ایسنا [یکی از دهها وبسایت خبری تهران] گزارش از اظهارات وزیر امور اقتصادی و دارایی جمهوری اسلامی در چهارمین همایش ملّی ابعاد اجرایی سیاست‌های کلی اصل 44 قانون اساسی داده بود. خواستم بگویم که مقامات دولتی (اجرایی) باید پاسخگوی هر تصمیمی باشند که کوچکترین تغییر در اصول قانون اساسی یک کشور دهد ـ چه این اعتراض قضایی، امروز صورت گیرد و چه دهها سال بعد. هرگونه تغییر در کلمات و عبارات اصول یک قانون اساسی باید توسط مجلس موسسان ـ با هر نامی که این مجلس داشته باشد ـ صورت گیرد و مصوّبه این مجلس به تایید ملت در یک رفراندم برسد. می دانیم که تفسیر، تغییر نیست، روشنتر سازی و قابل فهم کردن عبارت است بدون تغییر کلمات. یکی از اتهامات وارده به شاه و مقامات او نادیده گرفتن بعضی از اصول قانون اساسی بود که بسیاری از آنان هم پس از انقلاب اعدام شدند. چند ماه پیش نواده صاحب یکی از بانک های غیر دولتی تهران که در 1358 ملّی شدند جهت مشورت (با پرداخت حق الزحمه) نزد من آمد و گفت حالا که دارند بانک پدربزرگ مرا واگذار و دوباره غیر دولتی می کنند می خواهم شکایت کنم و حق خود را بگیرم. او افزود: یک دوست مجارستانی تبار من که در دهه 1940 کارخانه داروسازی پدر بزرگش را در این کشور ملّی کرده و خودش را فراری داده بودند پس از سقوط رژیم کمونیستی مجارستان به آنجا رفت و وارثان دیگر را هم بُرد و کارخانه را پس گرفت و اجاره داد.
         به این مشتری خود گفتم که می تواند به دادگاه محل اقامت خود دادخواست بدهد و قضیه را تعقیب کند (کشوری که تابعیت آن را دارد و دولت این کشور باید از حقوق اتباع، بویژه حقوق مالی آنان دفاع کند) ولی چون ایرانی زاده است، در این سال تشدید تحریم ها مصلحت نیست؛ او که سالی را صبر کرده ماهی را نيز صبر کند. اگر فعلا شکایت کند، موضوع رسانه ای و سیاسی و جنجالی می شود و از چارچوب دستگاه قضایی خارج.".

  • بی اطلاعی بی بی سی از «فلسفه تاریخ»
  •   یکی از مخاطبین یکم ژانویه 2009 درباره نفی«تکرار تاریخ» از سوی بی بی سی سئوال کرده است.
        
        پاسخ:
        
        این نگارنده این مطلب را ندیده است و اگر توضیح مفصل مخاطب درست باشد باید به نویسنده بی بی سی گفت که برود و مبحث «فلسفه تاریخ» را بخواند که هگل ـ فیلسوف، منطق دان و مورّخ آلمانیِ قرن نوردهم ضمن تعریف آن، تاریخ طولانی ایران را از لحاظ فلسفه تاریخ نمونه دانسته است.
        طبق تعریف هگل، نیرو و عامل واحد و یا چند نیروی مشخّص حاکم بر شکل گیری تاریخ هستند (شرایط و وضعیت زمان داریوش سوم، یزدگرد سوم و شاه سلطان حسین باعث تضعیف و تصرف ایران شد). شناخت نیروها، انتخاب ها، و رویدادها که عامل دگرگونی جایگاهها و اوضاع می شوند تکوین تاریخ (در جهت مثبت و یا منفی) عنوان دارد و بنابراین «آموختن از تاریخ ـ تجربه گذشتگان» امری بسیار مهم است. تاریخ یعنی «گذشته انسان ـ تجربیات گذشتگان» و بدون به یاد داشتن گذشته و گرفتن سرمشق و درس از آن نمی توان پیشرفتِ بدون خطر داشت و از لحظات و هر فرصتی استفاده کرد. مارکس، سارتر و ... از اصحاب فلسفه تاريخ بوده اند.
        احتمالا هدف بی بی سی این بوده است که ایرانیان را از جمع و جور و هماهنگ کردن و حالت اتحاد تعاونی دادن به قطعات منفصله امپراتوری پارسیان و تقویت وحدت فرهنگی و خویشاوندی مأیوس کند که چون نیروها و عوامل که در بالا ذکر آنها رفت در کارند تلقین بی بی سی و هر دستگاه دیگر بی حاصل است.

  • تعجب يک شهروند ايراني از تصميمات ناگهاني احمدي نژاد در ماههاي آخر عمر دولت خود!
  •   پیام زیر 11 دیماه 1391 دریافت شد:
        
        یک شهروند دلسوز ایرانی هستم و نگران وطن. این روزها و بویژه امروز (دوشنبه 11 دیماه 1391) رسانه ها خبر از استخدام ناگهانی دهها هزار تَن در سراسر کشور ازجمله در آموزش عالی و آموزش عمومی به دستور رئیس جمهور داده بودند ـ که تنها تا چند ماه دیگر این مقام را دارد، قبلا نیز اخبار برکناری چند وزیر و ادغام وزارتخانه های با وظایف بعضا ناهمگون در یکدیگر، اصرار او به افزایش پرداخت نقدی ماهانه به اتباع ـ صرف نظر از سطح درآمد و دارایی آنان و محل اقامت و ... و شتاب در اجرای سیاست های اصل 44 (که تجربه عمیقا منفی آن ازجمله افزایش فساد اقتصادی را در روسیه، اوکراین، گرجستان، کلمبیا، مکزیک، عراق، لیبی و ... و اتهامات بانکي در ايران مشاهده کرده ایم). دکتر احمد توکلی فریاد برداشته که رئیس جمهور در پایان دوره دولت خود می خواهد زمین سوخته (مسئله برای رئیس جمهور بعدی) به میراث بگذارد و .... [اصطلاح زمین سوخته از زمان تعرض نظامی ناپلئون به روسیه آغاز شد که نظامیان روسیه در جریان عقب نشینی، آبادی ها را آتش می زدند تا افراد ناپلئون در سرما، گرسنه بمانند و ...].
        این شهروند نوشته است: "معمولا یک دولت در حال رفتن، در ماههای آخر عُمر خود دست به کار تازه نمی زند و تنها به امور جاری می پردازد. تفکّر درباره این تصمیمات ناگهانی و غیر منتظره دولت، دارد مرا «هم عقیده» دکتر توکلی می کند. در این حالت حساس کشور و جنگ اقتصادی ناشی از تحریم، لازم است که هرکس به سهم خود «شرط بلاغت» را بگوید.".
        
    Ahmad Tawakkoli



  • نظرات اصلاحی و حائز اهميت یک وطندوست، در نامه او به تاریخ آنلاین ایرانیان در دسامبر 2013:
  •  
    قرارگرفتن بانک مرکزی زیر نظر دفتر رهبری ـ بازگشت وزارت نفت به همان شرکت ملی نفت با همان ضوابط اداری ـ قطع چاپ اسکناس به اعتبار دلارهای نفتی ـ بازگشت به زمان سهمیه بندی واردات و تعیین مهلت ـ اجرای کامل اصول قانون اساسی ـ تدوین ضابطه «پیش شرط» برای احراز مدیریت های اجرایی ـ یافتن اشتباهات دستگاههای اجرایی از سال 1370 و ....

        
        نامه ای با تیترهای آمده در بالا ـ 31 دسامبر 2013 ـ واصل شد که دو روز بعد (دوم ژانويه) درج شده است:
        
        "این نامه را از آلمان می فرستم. برای دیدار فرزندم به اینجا آمده ام که بانوی آلمانی دارد و از 19 سال پیش که برای تحصیل در دوره دکترا به آلمان آمده است در این کشور زندگی می کند و دارای یک فرزند است زیرا که زوجه آلمانی اش زیر بار داشتن بیش از یک فرزند نمی رود. من نوه دو روحانی هستم، در دوران نظام سابق 6 سال و در نظام اسلامی ایران 24 سال و چند ماه کارمند دولت بودم و در دوائر اقتصادی. همگان از درج نظرات و پیشنهادها که اخیرا در ذیل هر خبر اقتصادی درج می کنید باید قدردان باشند که گفته اند؛ هر نظر و پیشنهاد می تواند مفید و دست کم قابل ملاحظه [مطالعه] باشد و از درج و مطالعه آن به کسی ـ فرد و افراد ـ آسیب نمی رسد".
        
    صفّار هرندي

    دیدن دو خبر در وبسایت های فارسی؛ یکی چاپ و به جریان گذاشتن 10 میلیارد پول در هر ساعت در ایران به نقل از ایلنا [یک وبسایت خبری دارای مجوّز و مستقر در تهران]، و دیگری انتقاد مهندس محمدرضا باهنر نایب رئیس مجلس [نايب رئيس وقت] که به درستی، پاکدامنی و دلسوز بودن او اطمینان دارم از یارانه نقدی، و نیز مطالعه 20 اظهار نظر درباره مصرف 42 میلیارد دلار توسط 18 بانک ـ در شرایط تحریم بانکی ـ و همچنین خواندن چند خبر در وبسایت مطبوعات تهران ازجمله انتقاد یک نماینده مجلس از ورود کالا به کشور بدون پرداخت عوارض گمرک و اظهارات صفّار هرندی روزنامه نگار و وزیر پیشین که به او نیز اعتماد دارم در اظهار نظر به برکناری (بدون ذکر دلیل) وزیران بهداشت و ارتباطات و بیم از برکناری برخی دیگر آن هم در چند ماه آخر عُمر دولت مرا بر آن داشت تا نظر خودم را که برپایه تحصیلات و تجربه و شناخت روحیه هموطنان است بنویسم و ارسال دارم تا اگر بخواهید درج کنید. این نظرات که برای تایپ آنها، چندین ساعت صرف وقت کرده ام، اگر فعلا مورد توجه قرار نگیرند سوژه تحقیق و پژوهش در آینده خواهند بود:
        "حدود یک سال پس از پیروزی انقلاب [و در سال 1358]، (دکتر) علی اصغر صدر حاج سیدجوادی ـ روزنامه نگار، صاحب فرضیه و سیاستمدار و فعلا ساکن فرانسه [متوفي در تيرماه 1397] در یک سخنرانی گفته بود که نگرانی او این است که اگر مقامات اقتصادی و بانکی کشور بدون پیش شرط و صرفا به توصیه خواص و یا به معرفی و فشار کمیته ها منصوب شوند، از آنجاکه آسیب پذیری ایران از اقتصاد است و درآمد نفت، این تکیه کلام «امروز نیز بگذرد» که تفکّری مخرّب است به مغزِ «به مقام رسیده های بدون پیش شرط» خطور می کند و .... امور اقتصاد باید در دست کارشناس و دوراندیش باشد و ....
        در آن روزها که داشت اداره امور از دست ملی ـ مذهبی ها و باقیمانده قدیمی ها خارج و به دست انقلابیون و فعالان در کمیته ها می افتاد، سخنانی شبیه نظر علی اصغر صدر حاج سیدجوادی را از دهان شخصیت های دیگر که از فعالان انقلاب سال 1357 بودند شنیدم که تازگی خودرا از دست نداده اند.
        این را هم تاکید کنم که عیب و ایراد از نظام و قانون اساسی نیست، مجلس و قوه قضایی هم کارشان را می کنند، مشکل از دستگاه اجرایی است که از یک سال پس از پایان جنگ عراق و ایران آغاز شده و به تدریج شتاب گرفته است. هر اصلاحی که باید صورت گیرد در همین دستگاه اجرایی است و از انتصابات باید آغاز شود و شرایط انتخاب مدیران اجرایی از سطح رئیس اداره تا وزیر و حتی نامزدی برای انتخابات رئیس جمهور باید قانون شود، جمهوری اسلامی، انگلیس و فرانسه نیست که انتخاب وزیر «سیاسی» باشد و به معرفی و اصرار حزبِ برنده انتخابات. و نظراتی چند که برایتان در زیر می فرستم و درخواست دارم که با رعایت اصل آزادی بیان درج کنید، زیر عنوان نظرات یک تبعه کوچک.".
        
        متن نظرات این تبعه کوچک (فرستنده پیام):
        1 ـ بانک مرکزی همانند سازمان رادیو تلویزیون باید جدا از دولت (سه قوه) باشد و پاسخگوی رهبری. این بانک باید توسط یک شورای 11 نفری اداره شود مرکب از 2 نماینده از هریک از سه قوهِ تشکیل دهنده دولت، چهار استاد اقتصاد و یا اقتصاددان به قید قرعه از میان این استادان، و اقتصاددانان داوطلب و نیز نماینده دفتر رهبری، که نماینده دفتر رهبری باید رئیس شورا باشد و رئیس بانک مرکزی؛ دبیر شورا. شورا رئیس بانک مرکزی را برای یک دوره معیّن انتخاب و برکنارکردن و تجدید انتخاب او به دست شورا باشد و سیاست های پولی کشور و هرگونه تصمیم در این زمینه، قبلا در این شورا طرح و اخذ رای شود تا اجرایی گردد. شورا یک وبسایت اختصاصی برای اعلام تصمیمات و نظرخواهی داشته باشد و نظرات وارده را عینا منعکس و بررسی کند. این تغییرات با وضع قانون ـ به صورت طرح نمایندگان مجلس و یا لایحه پیشنهادی شورای وزیران به مجلس ـ باید صورت گیرد.
        2 ـ نباید پول در جریان صرفا به استناد دلارهای نفتیِ وارده، افزایش یابد که [چاپ اسکناس اضافی] تورّم زا و باعث گرانی، بیکاری و عدم رضایت عمومی خواهد بود. عقاید اقتصاد کاپیتالیستی، به صورتی که در کشورهای نیرومند فعلی [منظور نویسنده نامه، احتمالا آمریکا و اتحادیه اروپا است] ملاک عمل است که پول شان جهانی است در ایران اسلامی کارآیی ندارد. درآمد عمده دولت ایران از نفت و گاز است، ما خط فقر را تعیین نکرده ایم که در آلمان، این خط، شاخص در آمدهای ماهانه کمتر از سه میلیون و دویست هزار تومان (نزدیک به 800 یورو) است. معنای زیر خط فقر در کشورهای صنعتی یعنی مستحق گرفتن کمک مالی از دولت (کمکِ اجاره خانه، آب و برق، کوپن غذا و درمان رایگان) بودن است. ما ضابطه حداقل دستمزد برحسب ساعت کار نداریم [مینیمُم ویج] که کمتر از آن نباید داده شود. پول ما جهانی نیست. بنابراین، ما نمی توانیم همانند آمریکا اسکناس چاپ کنیم و برای معامله، این اسکناس ها را به کشورهای دیگر بدهیم. کدام کشور پول ما را قبول می کند؟. در نظام سابقِ حکومتی، اسکناس ایرانی را به هر بانک در هر کشور که می دادند تسعیر می شد. «نفت» کالای تولیدی نیست، یک ذخیره تمام شدنی ملّی است ـ بمانند میراث و ماترکِ گذشتگان، که نباید پول حاصل از فروش آن را صرف خرید کفش و کلاه و به قول نمایندگان مجلس «زین اسب» کرد. فردا که این ذخایر تمام شود و یا خریدار نداشته باشد آنگاه است که اعلام جرم ها به دستگاه قضایی درباره اسراف این پول شروع می شود و موضوع استرداد متهم از کشور محل اقامت و .... چرا باید ما برای دهن کجی کردن به غرب، ذخیره ملّی و تمام شدنی خودرا به یکی دو کشور بدهیم و در عوض اسباب بازی، پیراهن و کفش بگیریم و مردم خودمان را که تولید کننده این اجناس و مرغوب تر بودند بیکار کنیم و برای خاموش کردن ایشان، اسکناس چاپ کنیم و یارانه نقدی بدهیم که مسائل دیگر به وجود می آید. به نظر من، اگر دستگاه اداری نفت به جای وزارت، همانند قدیم «شرکت ملی نفت» بود و به همان صورت، شورای سیاستگذاری داشت و کارمندان آن نیز مانند سابق کارمند دولت محسوب نمی شدند بهتر بود.
        3 ـ تجارت خارجی ایران از قدیم الایّام در دست دولت بوده و دولت هر سال، چند روز مانده به نوروز، برحسب وضعیت تولیدات کشور، نیازهای واقعی و صادرات، سهمیه واردات منتشر می کرد و این فهرست سهمیه که دهها نوع کالای ممنوعه داشت و ضمن آن تعرفه های گمرکی متناسب با وضعیت سال تغییر می یافت قبلا به تصویب شورای عالی اقتصاد که رئیس وقت کشور [شاه] هم در آن جلسه شرکت می کرد بررسی و با کم و زیاد کردن ها می رسید و در نتیجه واردات زین اسب و ... در کار نبود. این، از ذهنیّات ایرانیان شده است که سیاست واردات و صادرات در دست دولت است و به این لحاظ، قوه مجریه را مسئول هر مشکلی می دانند که در این زمینه مشاهده کنند و وارداتِ خلاف منطق (بی رویه) را ناشی از ویژه خواری، نفوذ و مساعدت به برخی افراد می پندارند.
        4 ـ ارز دولتی باید به واردات ماشین آلات برای تولید و یا دارو و اجناسی که در ایران تولید نمی شود و یا کمبود دارد نه خودرو سواری لوکس و لوازم خانگی معمولی و اسباب بازی و ... اختصاص یابد. می گویند کالای ضروری، ـ کالای ضروری باید با آمار و دلیل مشخّص شود و برای هر جنس مثلا برنج یک مهلت نزولی (پایین رونده) چند ساله اعلام شود که تا در پایان این مهلت، کشور ما به خودکفایی برسد و در پایان مهلت از صورت ضروری خارج شود. واردات چای از هند و سریلانکا تا این حد، برای چه؟. چایکاری گیلان دارد متوقف می شود. اگر پرونده چای را بخوانید خواهید دید که در دهه 1330 مالنکوف مقام ارشد وقت شوروی به دولت وقت ایران پیشنهاد کرده بود که اجازه دهد روس ها سطح چایکاری شمال ایران را چندین برابر کنند و در عوض به روسیه از همان چای اضافی صادر شود.
         مبلغی از ارزی که بانک مرکزی روزنامه و یا هفتگی به فروش می گذارد و به صرافی ها برای فروش می دهد باید تابع قانون عرضه و تقاضا باشد نه ارزش ثابت و معیّن. یک روز در فصل مسافرت، خریدار بیشتر است و عَرضه ثابت. در این روز باید ارزش بالا برود و روز بعد که مشتری کمتر است پایین آید. اشتباه دولت شاه ثابت نگهداشتن ارزش پول خارجی بود. ارز هم یک نوع کالا است و نمی تواند نرخ ثابت داشته باشد.
        5 ـ لازم است که تمامی اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی دقیقا اجرا شوند که به نظر می رسد از برخی از آنها عبور می شود. رئیس جمهور که شخص دوم کشور (پس از رهبر) اعلام شده است مسئول اجرای کامل قانون اساسی است. هر یک از اتباع و نیز دادستان کل می توانند در صورت مشاهده کوتاهی در این زمینه طرح دعوی کنند، ولی چه بهتر که قوه قضایی همچنانکه که قرار بود، دارای یک دادگاهِ قانون اساسی شود. ضرورت دارد که امور اجرایی 21 سال گذشته (از سال 1370) مرور شود و اگر قانون شکنی شده باشد تعقیب قضایی صورت گیرد. تفکر رفتن به خارج و یا فرستادن بستگان به خارج مخصوصا در قرن 21 که همگان (از طریق اینترنت و سوشل نت ورک ها) هر آن از هر تغییر و تحوّل و خروج و ورود و حتی از غذا خوردن دوستان و بستگان اطلاع می یابند مسئله را حل نمی کند. بختیار، اویسی، شهریار شفیق [پسر اشرف پهلوی]، علی طباطبایی و ... هم رفته بودند. شاه اگر 19 ماه پس از فرار و دربدری نمرده بود، خدا داند که بر سر او چه می آمد. این روزها، روزنامه های هر شهر جزئیات انتقال مستغلات و سرمایه گذاری های دیگر را با ذکر نام خریدار و فروشنده می نویسند و ... و این روزنامه ها در کتابخانه ها آرشیو می شوند.




  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com