Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
7 مي
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 7 مي
ایران
استراتژی رومی: درسی همیشگی برای همه قدرت ها و دولت ها - ترس امپراتوری روم از ناسیونالیسم ایرانی
اردشیر پاپكان احیاءگر ناسیونالیسم ایرانی
شكست های نظامی سنگین امپراتوری روم در سال های 238، 244 و 260 میلادی از ایران (زمان اردشیر ساسانی و پسرش شاپور) و از دست دادن دو امپراتور در این جنگ ها و تعهد پرداخت باج و خراج به ایران، دعاوی بانو «زنوبیا Zenobia» ملکه پالمیرا (منطقه ای در سوریه و شهری به همان نام) بر حاکمیت مصر و مناطقی در آناتولیا، حمله فرانك ها از آلمان به فرانسه (كشور گل) و اسپانیا، تعرض گُت ها (Goths ژرمن نژادها) و وَندال ها به حواشی شمال شرقی ایتالیا و شورش طوایف ساكن شمال آفریقا، امپراتوری روم را از آغاز بهار سال 261 میلادی در وضعیتی بَد قرار داده بود.
     این فشارهای نظامی و مقاومت ها، منجر به گرانی مواد ضروری در رُم و سایر شهرهای شبه جزیره ایتالیا، بی نظمی های اجتماعی و كمیابی خواروبار شده بود.
     اواخر اپریل 261 میلادی، بزرگان امپراتوری روم هنگامی كه خودرا با روحیه خودمختاری ارتش های چهارگانه این كشور كه هر كدام درصدد معرفی یك نامزد امپراتوری به سنا، و نیز پیدایش فئودالیسم به علت خرید اراضی خرده مالكین از سوی توانگران و خشم ملّی رو به رو دیدند احساس خطر كردند، اختلافات فیمابین را كنار گذاردند و در نشستی كه ششم و هفتم ماه می سال 261 میلادی در «رُم» تشكیل دادند دولت ساسانیان را خطر اول و مسبّب همه این دشواری ها وانمود کردند، زیرا كه سیاست كلی ساسانیان بر این اصل قرار گرفته بود كه رومیان قدم به آسیا نگذارند و نیز به آنان اجازه تاخت و تاز در مصر، سوریه و سواحل غربی آسیای صغیر (تركیه امروز) را ندهند. این نشست، خطر دوم را پیدایش فئودالیسم و توانمند شدن ثروتمندان دانست كه فئودال ها و ثروتمندان در هر شكل ذاتاً مخالف نظام حكومتی جمهوری هستند. بزرگان روم همچنین علل شكست های نظامی سه دهه گذشته از ایران را، در جنگیدن همزمان در چند جبهه تشخیص دادند و این تصمیم ها را كه صورتجلسه آن باقی مانده است اتخاذ كردند:
     ـ تلاش برای تضعیف ناسیونالیسم ایرانی و حتی المقدور نَه با جنگ، بلكه با بازی های دیپلماتیك و ظاهرا دوستانه، و از درون (با ایجاد چنددستگی و اختلاف میان بزرگان و ژنرال ها)، به گونه ای كه دولت ساسانیان از توسعه طلبی و دفاع از شرق (مشرق زمین) دست بردارد و به آنچه كه دارد قانع باشد.
     ـ محدود كردن مالكیّت اراضی كشاورزی و بازخرید اراضی كشاورزان از فئودال های نوخاسته و فروش آنها به اقساط طویل المدت به صاحبان قدیم و لغو اسناد معاملات سالهای اخیر اراضی كشاورزی. به علاوه، بستن مالیات سنگین بر ثروت و درآمدهای ناشی از معاملات (به زبان امروز: كَپیتال گِین = سود حاصله از سرمایه و خرید و فروش دارایی ها ـ امروزه سهام، خانه و زمین، ارز و طلا، مسكوك، اشیاء عتیقه و هنری و ....
     ـ ممنوع كردن جنگِ همزمان در بیش از یك جبهه. هر جنگ تازه باید پس از پایان گرفتن كامل جنگ جاری (درجریان) صورت گیرد.
     با اجرای این سه تصمیم كه در تاریخ عمومی؛ «استراتژی رومی» عنوان گرفته است و باید درس و پند برای هر قدرت جهانی و هر دولت باشد، رومیان در دو مورد آخر موفق بودند، ولی هیچگاه نتوانستند ناسیونالیسم ایرانی را تضعیف كنند كه به قول «هِگِل» ابدی و در ذات آرین هاست، و بمانند آتشفشان گَهگاه دچار شعله پراكنی، انفجار و طغیان می شود. (ایستادگی تاریخی افغان ها كه آرین هستند در دو قرن گذشته در برابر انگلیسی ها، روس ها و آمریکا نمونه كوچكی از آن است. تاریخ نشان داده است که این ایستادگی های آرین ها پیش از رسیدن به نتیجه، پایان نخواهد یافت).
     با این كه استراتژی رومی در كتاب های تاریخ عمومی و دروس «استراتژی و پالیسی» آمده است، هیتلر و پیش از او ناپلئون ـ هیچكدام ـ از تصمیم سوم بزرگان روم در ماه می 261 كه نتیجه یك تجربهِ گران بود استفاده نكردند، در چند جبهه ـ همزمان جنگیدند، شكست خوردند و نابود شدند.
    
والرين (والريانوس) امپراتور روم که در جنگ به اسارت ايرانيان درآمده بود در برابر شاپور يكم به زانو درآمده است (نقش رستم) ـ هدف از ساخت اين نقش در چند نقطه ايران اين بود که نه تنها غرور و اتکاء به نفس را در ايرانيان تقويت کند بلکه ديگران را از انديشه تعرض نظامي به ايران بازدارد

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مصدق: استعمار به آسانی ریشه كن نخواهد شد؛ مگر ...
دکتر مصدق
دكتر محمد مصدق رئیس دولت وقت در مصاحبه ای كه هفتم ماه می سال 1952 (اردیبهشت 1331) در رسانه های آمریكا انتشار یافت گفته بود:
    "استعمار اروپایی بر سایر ملل كه از قرن شانزدهم آغاز شده به این آسانی ریشه كن نخواهد شد. ما، ایرانیان، نخستین سنگ بنای این مبارزه را قرار داده ایم. ما به درخت كهن استعمار، توفان وار، تكان شدید وارد ساخته ایم. هرچند سادگی است اگر تصور رود كه با این یك تكان، این درخت تنومند ریشه كن خواهد شد. به همانگونه كه استعمارگران هر وقت كه لازم باشد برای حفظ منافع خود با یكدیگر متحد می شوند، ما استعمار زدگان هم اگر بخواهیم موفق شویم باید گرد هم آییم و یكپارچه عمل كنیم و بدانیم كه استعمارگران نمی خواهند مارا متحد ببینند و با تمام نیرو و توان و توسل به انواع نیرنگ می كوشند مانع همصدایی و یكدلی ملل استعمار زده شوند و ما هنگامی موفق خواهیم شد، كه به این حقیقت پی ببریم. ملل استعمارزده تا روشن و آگاه نشوند نخواهند توانست سرنوشت خود را به دست گیرند. در درجه اول، ما باید مطبوعاتی داشته باشیم كه نیّت آنها خدمت به مردم و دفاع از حقوق آنان و روشن ساختن ایشان از حقایق باشد و ....".
     این مصاحبه كه طولانی بود به مناسبت پایان یكمین سال حكومت دكتر مصدق، در آخرین روز اپریل 1952 در تهران با روزنامه نگاران آمریكایی انجام شده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دنیای هنر
زادروز چایكوفسكی
چایکوفسکی
امروز زادروز چایكوفسكی (پیوتر ایلیچ) آهنگساز بنام روس است كه هفتم ماه می سال 1840 به دنیا آمده بود. وی كه از پنج سالگی پیانو می نواخت در طول عُمرِ پُربار خود كوشش بسیار كرد كه موسیقی ملل را با ساخت آهنگ به یكدیگر نزدیك سازد تا انسان ها از طریق موسیقی هم، یكپارچه و یك پیكر شوند.
    چایكوفسكی در جریان این تلاش، آهنگهای مخلوط (ملل) خلق كرد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
صنایع و فنون
روز رادیو
Alexander S. Popov
روس ها بیش از یك قرن است كه هفتم ماه می هر سال را به نام «روز رادیو» برگزار می كنند، زیرا نخستین گیرنده رادیو در جهان در این روز در سال 1895 توسط الكساندر پوپوفAlexander S. Popov روس در شهر سن پترزبورگ به معرض تماشا گذارده شد.
    پوپوف كه اهمیت نداد اختراع او ثبت شود نخستین سازنده یك رادیو كامل در جهان شناخته شده است. پیش از او، دانشمندان فیزیك، اصول و قواعدی درباره امواج الكترومانیتیك به دست آورده بودند.
     پوپوف فیزیكدان روس و نخستین سازنده یك رادیو كامل چهارم مارس سال 1859 به دنیا آمد و 31 دسامبر سال 1905 درگذشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو دانش
زادروز Hrozny كه خطوط میخی و زبانهای عهدِ باستان را خواند و سرقت آثار باستانی را یك جنایت بین المللی اعلام کرد
Bedrich Hrozny

ششم ماه می زادروز «بدریك هروزنیBedrich Hrozny» شرق شناس چِك است كه در سال 1879 به دنیا آمد و 83 سال عمر كرد. او كه زبانهای عهد قدیم از جمله آكادی، سومری، پارسی باستان، سانسكریت و زبان هیتیت Hittite را فرا گرفته و خطوط میخی را می خواند در طول اقامت طولانی خود در تركیه موفق به خواندن اسناد آرشیو سران دولت هیتیت شد كه در بغازكویBogazkoy (یکصد و پنجاه کیلومتری شمال شرقی آنكارا) كشف شده بودند.
    هروزنی با خواندن اسناد این آرشیو اعلام كرد كه هیتیت ها كه روزگاری بر آناتولی، شمال عراق امروز و قسمتی از سوریه تسلط داشتند، آرین بودند و زبانشان هند ـ اروپایی بود و ارتباطی با زبانهای موجود در مزوپتامیا Mesopotamia ندارد. (واژه Mesopotamia كه از زمان سلوكی ها متداول شده است از دو واژه یونانی به معنای میانِ رودها = مابین النهرین = بین النهرین، سرزمینی كه میان دجله و فرات و اطراف این دو رود واقع شده است ـ عمدتا عراق امروز). این واژه سمتیك (سامی = هبرو ـ عربی) و همریشه زبانهای آرامی، آكادی و سومری (هر سه سمتیك) نیست.
    هروزنی در بین النهرین (عراق) بیش از هزار تابلِت به خط میخی از زمان آشوریان به دست آورد كه كار بسیار مهمی بوده است. این تابلت ها وضعیت تجارت آن زمان را نشان می دهد. وی علاوه بر آناتولی و بین النهرین، یك رشته مطالعات باستانشناسی وسیع در ایران و هند و مناطق تاجیك نشین به عمل آورد و تاجیكیان را ایرانیانی اصیل اعلام کرد. وی بود كه گفت اروپاییان در قرن نوزدهم عمدتا در جستجوی عتیقه و نفع مادی در خاورمیانه اكتشافات باستانشناسی كرده بودند.
    هروزنی تصاحب اشیاء و آثار باستانی (تمدن یك ملت) را یك جنایت بین المللی خواند و توصیه كرد كه یك پلیس بین الملل برای كشف و استرداد این اشیاء نادر و مسروقه تشكیل شود و هركشوری برای حراست از این آثار، یك انجمن ملی داشته باشد. هروزنی 12 دسامبر سال 1952 درگذشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
179 ساله شدن هفته نامه «کمبریج کرونیکل»ـ راه تطبیق با عصر اینترنت
هفته نامه «کمبریج کرونیکل» که هنوز در شهر کمبریجِ استیت مشترک المنافع ماساچوستِ (ماساچوستسِ) آمریکا منتشر می شود هفتم ماه می 1846 [روزی چون امروز] نخستین شماره خود را به توزیع داد. با این حساب، این هفته نامه در هفتم ماه می 2023 یکصد و هفتاد و هفت ساله شد. اندرو رید Andrew Reid مؤسس آن بود. وی تا مدتی به تنهایی مطالب این هفته نامه را تهیه و تنظیم می کرد و به دست چاپ می سپرد. نخستین چاپخانه نیز در همین شهر که نام آن از شهر کمبریجِ انگلستان گرفته شده است دایر شده بود.
    به رغم کاهش تیراژ رسانه های چاپی در سال های اخیر و «آنلاین خوان» شدن مردم، کمبریج کرونیکل هنوز به 18 درصد خانه های شهر کمبریجِ استیت مشترک المنافع ماساچوست فرستاده می شود. این هفته نامه نیز خودرا با وضعیت عصر اینترنت تطبیق داده و عمدتا و مشروحا رویدادهای شهر کمبریج را منعکس و بر مطالب حاشیه ای خود نیز افزوده است ازجمله نشر خاطرات سالخوردگان و تحلیل نتایج تجربیات آنان با هدف پیشگیری از تکرار اشتباه، گزارش از زندگانی روزمره مردم و دردِدلها و مصاحبه.
    در راستای تطبیق داده شدن با عصر اینترنت و گسترش آنلاین ها، مطبوعات آمریکا منظمأ نظر مخاطبان را جویا می شوند و می پرسند که از روزنامه و یا مجله آنها چه انتظاری دارند تا همان را تهیه و عرضه کنند.
    «کمبریج کرونیکل» دارای یک اِدیشن آنلاین است که در آن به رغم هفته نامه بودن، لحظه به لحظه آخرین رویدادهای مهم را درج و اینترنتی می کند. در ادیشن آنلاین، دست سردبیر در انتشار مطالب باز است و آنلاین این هفته نامه محلی، اخبار کشور و جهان را هم پوشش می دهد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
ماجرای كشته شدن رئیس یک طایفه از بومیان آمریکا (اصطلاحا؛ سرخپوستان)
Tashuka Witko
«تاشوكا ویتكو» رئیس طایفه اوگلالا Oglala از قبیله سو (بومیان شمال غرب آمریكا ـ سرخپوستان) در پی جنگهای متعدد با دولت واشنگتن به منظور حفظ اراضی نیاكان از خطر تصرف آنها توسط اروپاییان مهاجر، ششم ماه می سال 1877 دست از جنگ كشید و در نبراسكا تسلیم شد. مهاجران اروپایی و فیلمسازان هالیوود اورا «كریزی هورس» خوانده اند كه ترجمه غلط نام خودمانی او بوده است (ترجمه درست: دارای اسب سَركش).
     چیف «تاشوكا ویتكو» در سال 1876 اتحادی از قبایل بومی لاكوتا و شیان (ساكن در داكوتاهای شمالی و جنوبی و مناطق اطراف آنها) تشكیل داد و هفدهم ژوئن این سال با یكهزار و پانصد مرد (معروف به: دلاور) به نیروهای دولت فدرال آمریكا به فرماندهی ژنرال كروك شبیخون زد و تلفات وارد ساخت. وی با این شبیخون، مانع از الحاق این واحد به واحد هفتم سوار به فرماندهی ژنرال كاستِر شد و به همین سبب، واحد هفتم و ژنرال كاستر در نبرد «لیتل بیگهورن» نابود شدند. از آن پس میان مردان چیف «تاشوكا ویتكو» و نظامیان دولت فدرال زد و خورد ادامه داشت و دامنه این زد و خوردها تا استیت شمالی مونتانا كشانده شده بود.
     اوایل ماه می 1877، چیف (رئیس) كه چند روز گرفتار سرمای ناگهانی شده بود و اطلاع یافته بود كه طوایف بومی دچار كمبود خوراك و پوشاك هستند به دولت فدرال آمریكا اطلاع داد كه طی شرایطی حاضر به آتش بس و صلح است و چون «تأمین» یافت، ششم این ماه تسلیم شد و او و مردانش به میان خانواده هایشان بازگشتند و به جمع آوری محصول پرداختند. این وضعیت چهار ماه طول كشید.
     درجریان یك مذاكره میان چیف و افسران امریكایی، مترجم افسران اظهارات چیف را نادرست ترجمه كرد كه بوی تهدید از آنها استشمام می شد به همین سبب بعدا چیف برای ادای توضیح به قرارگاه لشكر احضار شد و درآنجا به ضرب سرنیزه یك نظامی نگهبان كشته شد. در پی وقوع این رویداد كه بخشی از تاریخ فدراسیون آمریکا را تشكیل می دهد، نظامیان قرارگاه گزارش كرده بودند كه چیف قصد فرار داشت كه ضمن خروج از محل با نگهبان درگیر شد و سرنیزه خورد. مرگ چیف پنجم سپتامبر 1877 اتفاق افتاد.
    در قرن بیستم، هالیوود چند فیلم درباره چیف «تاشوكا ویتكو» تولید کرد که یکی از آنها «کریزی هورس» عنوان داشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
فتح دژ «دیِن بیِن فو» و شكست نظامی استعمار فرانسه در «شبه جزیره هند و چین»
Vo Nguyen Giap
هفتم ماه می 1954 داوطلبان مسلح ویتنامی مركب از كمونیست ها و ناسیونالیست ها با هدایت ژنرال وو نگوین جیاب (نویِن جاپ) Vo Nguyen Giap، نابغه جنگ های میهنی و نامنظم، دژ «دین - بین فوDien Bien Phu» را گشودند و هزاران تَن از ورزیده ترین نظامیان فرانسه را به اسارت گرفتند و به استعمار فرانسه بر وطن خود و سراسر شبه جزیره «هندوچین» پایان دادند.
    جیاب متولّد 25 آگوست 1911 قبلاً یك دبیرِ تاریخ در دبیرستان ها بود. وی در طول چهار دهه و یكی پس از دیگری؛ سه قدرت ژاپن، فرانسه و آمریكا را به زانو درآورد.
     جیاپ 24 اکتبر 2013 در 102 سالگی درگذشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی كه دومای روسیه انحلال شوروی را غیر قانونی و خلاف قاعده خواند ـ حاصل فروپاشی؟! ـ اشاره ای به وضعیت تازه
يلتسين و سران وقت بلاروس و اوکراين که در يک تفريحگاه زمستاني جمع شده و بدون انجام رفراندم سراسري، هشتم دسامبر 1991 شوروي را منحل کردند! پس از امضاي موافقتنامه خود معروف به Belavezha Accords اين عکس يادگاري را گرفتند


     مجلس نمایندگان روسیه (دوما) در این روز در سال 1996 با تصویب طرحی، انحلال اتحاد شوروی را عملی غیرقانونی اعلام داشت، این اقدام را بی اعتبار خواند و ابطال كرد.
     این طرح مصوّب با انتقاد یلتسین رئیس جمهوری وقت روسیه كه یكی از سه نفر منحل كنندگان شوروی بود رو به رو شد. این مصوّبه دوما هنوز به امضای رئیس كشور روسیه نرسیده است تا لازم الاجرا شود!. استدلال اصحاب نظر در امور حكومت (علوم سیاسی) این است كه انحلال «اتحاد جماهیر شوروی» و هرگونه تجزیه یك كشور و یا قطع بخشی از قلمرو و ضمائم آن باید پس از تصویب آن در یك رفراندوم سراسری و دست كم با دو سوم آراء صورت گیرد، نه با مصوبه پارلمان، اراده روسای دولت ها و حتی رفراندم محلی (نه، سراسری).
    این سه مقام، شوروی را (به استدلال خودشان) داوطلبانه فروپاشانیدند تا رقابت های نظامی كه درآمد دولت ها را می بلعید پایان یابد و ....
    تجربه سال های بعد از انحلال شوروی نشان داد كه چنین نشده است؛ ناتو ـ تنها اتحادیه نظامی جهان ـ به جای تبدیل شدن به یك اتحادیه سیاسی، تقویت نظامی شده، گسترش یافته و تا قلمرو شوروی سابق پیشروی كرده است، تلاش که روسیه کشوری ضعیف باشد ادامه داشته، تحریک دولت های عضو اتحاد شوروی سابق برضد یكدیگر و فراموش کردن گذشته و تعهدات خود نسبت بیکدیگر قطع نشده و کوچکترین نمونه اش برداشتن خشونت آمیز و پرتلفات مجسمه یادبود سرباز جنگ جهانی دوم از میدانی در پایتخت كشور استونی در اپریل 2007 بود. همچنین عملیات نظامی آمریکا در عراق و افغانستان که قبلا از متحدان دولت مسکو بودند، فروپاشیدن کنفدراسیون یوگوسلاوی و انهدام رژیم لیبی و ... ـ دوستان مسکو و نیز تصمیم بلوک غرب به استقرار سیستم دفاع ضد موشكی در خاك لهستان و جمهوری چِك (به بهانه ترس از موشک های ایران و كره شمالی!)، دور ساختن گرجستان و اوکراین از روسیه و تلاش برای وارد ساختن آنها به بلوک غرب و در محاصره تنگتر قراردادن روسیه و ... و مسكو تا آغاز دهه 2020 به سکوت و تقریبا بی تفاوتی ادامه می داد و ظاهرا همانند گورباچف (طبق خاطرات رونالد ریگان) از غرب می ترسید!. ولی روسیه در دوران سکوت از پیشرفته تر ساختن سلاح های استراتژیک خود دست برنداشت و یکی از دو قدرت نظامی ردیف اول جهان باقی ماند و با دادن اولتیماتوم معروف در دومین ماه سال 2022 و عملیات نظامی در اوکراین، بپاخاسته و تداوم اقدامات آن به تغییر وضعیت جهان و آغاز فصل تازه ای در تاریخ عمومی منجر خواهد شد که اصحاب نظر این عملیات را مشابه آنچه که در سال 1914 روی داد و به آغاز جنگ بزرگ اروپاییان انجامید تعبیر کرده اند که آن جنگ تا قلمرو عثمانی گسترش یافت و عنوان جنگ جهانی بدست آورد و نتیجه اش انهدام امپراتوری های عثمانی، اتریش و آلمان، تغییر نقشه جغرافیایی آسیای غربی، ایجاد چند کشور تازه، کمونیست شدن روسیه و تبدیل اسمی آن به اتحاد شوروی و ورود آمریکا که به دور از صحنه های آتش بود به صف قدرت ها شد.
    یلتسین در 31 دسامبر 1999 [و عمدتا به دلیل ضعف مزاج ناشی از افراط در مصرف الکل] از ریاست جمهوری کناره گیری کرد و قدرت را به دستیار خود ولادیمیر پوتین (متولد 1952) سپرد. وی از سال 2000 تا 2008 رئیس جمهوری بود و چون نمی توانست متوالیا برای سومین بار این مقام را به دست آورد چهار سال بعدی را نخست وزیر بود که پس از اصلاح قانون اساسی، دوباره در انتخابات شرکت کرد و پیروز شد و ....
    
مخالفان فروپاشي شوروي با چاپ اين مجموعه عکس در جرايد خود اشاره کرده اند که وي به دستور «ودکا» و نيز تحت تاثير تلقينات برخي از مقامات واشنگتن اتحاد شوروي را منحل کرد!


    
یلتسین و سران وقت اوکراین و بلاروس هشتم دسامبر 1991 در حال امضای سازشنامه انحلال شوروی 74 ساله هستند که برجای امپراتوری روسیه با همان مرزها نشسته بود (عکس بالا) ـ از آن پس تا پایان عمر، هر وقت که با یلتسین از انحلال شوروی سخن رفت با انگشتان خود علامت V (ویکتوری) ساخت و انحلال وطن خود و تاثیر آن را بر زندگانی و امید ميليون ها انسان یک پیروزی خواند! (عکس بالا - مياني) ـ در سال 1995 که یلتسین برای شرکت درمجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک رفته بود ویلیام کلینتون با استفاده از فرصت خواست که از او در حل مسئله «بوسنی» امتیاز بگیرد که یلتسین سر میز ناهار تنها در فکر خوردن الکل بود و با اینکه قرار بود پس از ناهار و توافق بر سر مسئله بوسنی، در یک مصاحبه مطبوعاتی مشترک شرکت کنند پس از صرف ناهار هم تقاضای شراب به عنوان «دسر!» کرد و در این میان از پیروزی خود در انحلال شوروی چنان با حرارت سخن گفت که کلینتون را این چنین (عکس بالا) به خنده درآورد.


    
مجسمه يادبود جنگ جهاني دوم که برداشتن آن از ميداني در استوني حقايق بسياري را عيان ساخته و کرملين را به خود آورده است

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مدیر اِکزان: بهای نفت نه تنها تابع قاعده عرضه و تقاضا است، بلکه تحت تاثیر سیاست و اشاره قدرت هاست
به مناسبت بالارفتن بهای بنزین معمولی در آمریكا در ماه می سال 2004، «چارلی رُز» روزنامه نگار آمریكایی در این زمینه با مدیر كمپانی نفتی «اِكزان ـ موبیل» آمریکا مصاحبه كرد ـ یک مصاحبه یک طرفه ـ که از شبکه PBS پخش شد. در آن ماه، هر گالن چهار لیتری بنزین از دو دلار بالاتر رفته بود.
    مدیر اكزان در این مصاحبه گفته بود: در حال حاضر در بازار جهانی، كمبود نفت خام وجود ندارد، ولی مصرف بنزین در حال افزایش یافتن است و چون برای هر مقدار تولید بنزین، تقاضا وجود دارد، لذا قیمت پایین نمی آید. آمریكا یك پنجم نفت تولیدشده جهان را مصرف می كند و چین دارد به صورت یك مصرف کننده دیگر همانند آمریکا و با جمعیتی چهار برابر آن در می آید و همچنین هند و می دانیم كه جنگ های یك قرن اخیر بر سر همین مواد خام بوده است و به اظهار مورّخان، اقتصاد عامل جنگ و نزاع است و ....
     مدیر اکزان در عین حال گفت که بهای نفت نه تنها تابع قاعده عرضه و تقاضا است بلکه تحت تاثیر سیاست و اشاره قدرت ها.
    در ماه می 2006، و دو سال پس از پخش مصاحبه، بهای نفت خام هر بشکه به 70 دلار و در جایگاههای بنزین در آمریکا، هرگالن بنزین به سه دلار و شش سال بعد (بهار 2012) این ارقام در مورد هر بشکه نفت خام 104 دلار شد و هرگالن بنزین نزدیک به 4 دلار رسید. در بهار 2013 و به رغم تحریم ایران بهای نفت خام به کمتر از صد دلار و بنزین در آمریکا به هر گالن حدود سه دلار و نیم پایین آمد و در بهار سال 2015 تقریبا تا نصف پایین آمد و بنزین در آمریکا به 2 دلار رسید که بار دیگر از اواخر اپریل و این بار به بهانه جنگ یمن رو به افزایش گذارد به گونه ای که در آمریکا، یکشبه هر گالن بنزین بیش از 30 سنت بالا رفت و به 2 دلار و 39 سنت رسید، و در آینده ...؟!.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 7 مي
  • 351:   یهودیان با شنیدن خبر ورود کنستانتینوس گالوس به آنتیوک (انتاکیه ـ جنوب غربی ترکیه امروز) مقرّ حکمران مناطق شرقی امپراتوری روم، علیه این امپراتوری که نسبت به غیر مسیحیان ظلم می کرد دست به شورش زدند. گالوس که با مصوّبه سنای روم، امپراتور متصرفات شرقی آن امپراتوری شده بود با فرستادن یک سپاه به فلسطین، یهودیان را شکست داد. این جنگ نزدیک به دو سال طول کشید. در پی مسیحی شدن امپراتوران روم، مسیحیان فلسطین (زادگاه مسیح) امکان یافته بودند که نسبت به غیر مسیحیان بویژه یهودیان زورگویی کنند. گالوس در پی ناموفق بودن ژنرالهای رومی در معارضات خود با ارتش ایران (زمان ساسانیان) به سمت تازه منصوب و به شرق وارد شده بود. وی تا سال 354 در این سمت بود.
        
  • 1718:   فرانسویان که علاوه بر کانادا، بر مناطق مرکزی آمریکای شمالی مسلّط شده و از دریاچه های 5 گانه تا خلیج مکزیک، چند مهاجرنشین ایجاد کرده و چندین شهر ساخته بودند و همه این مناطق را لوئیزیانا (به نام پادشاه فرانسه) می خواندند، در جنوبی ترین نقطه این مهاجرنشینان و جایی که رود «می سی سی پی» به خلیج مکزیک می ریزد ایجاد شهر نئواُرلِئان (نیوارلیان) را که اینک 350 هزار و با حومه اش یک و نیم میلیون تَن جمعیت دارد اعلام کردند. این شهر که به زادگاه موسیقی جاز معروف شده است در جریان توفان کاترینا در ماه آگوست سال 2005 آسیب فراوان دید. نیوارلیان همچنان و تا حدی فرهنگ فرانسوی خودرا حفظ کرده است. ناپلئون متصرفات و مهاجرنشینان فرانسه در ایالات متحده را به دولت واشنگتن فروخت.
        
  • 1832:   استقلال یونان به پادشاهی شاهزاده آلمانی اوتو Otto از ایالت باواریا (آلمان) در نشست لندن قطعی و به رسمیت شناخته شد. در نشست قبلی لندن ترتیب استقلال یونان داده شده بود. یونان از زمان ابرقدرت شدن روم، دیگر استقلال نداشت و حدود سه قرن نیز در کنترل عثمانی بود که با کمک قدرت های وقت اروپا از دست دولت استانبول که بر جای روم شرقی نشسته بود خلاص شده بود.
        
  • 1848:   انجمن پزشگی آمریکا AMA در شهر فیلادلفیا تاسیس شد. این انجمن از همان زمان (نیمه قرن نوزدهم) عملا کنترل امور پزشگی این فدراسیون از آموزش پزشگی تا امور درمان را زیر نظر گرفته است و با داشتن یک لابی نیرومند مانع تصویب پیشنهاد هر قانون می شود که منافع پزشگ و بیمارستان را به مخاطره افکند و بنابراین فعالیت آن بسود مردم معمولی نیست. فعالیّت های همین انجمن سبب شده است که امر درمان در فدراسیون آمریکا غیر دولتی باشد و گران. انجمن پزشگی آمریکا جدا از نظام پزشگی این کشور است.
        
  • 1861:   Rabindranath Tagore ادیب (نویسنده و شاعر)، صورتگر و فیلسوف بنگالی هند به دنیا آمد و 80 سال عمر کرد. وی نخستین نویسنده غیر اروپایی است که در سال 1913 جایزه ادبی نوبل را دریافت کرد.
        
    Tagore

    تاگور مؤلف دهها کتاب ازجمله راجهِ (پادشاه) اطاق سیاه، لانه شکسته، قربانی، پریرخ، گلزار، میهن و جهان، روزهای نوجوانی و ... است. وی کتاب های متعدد نیز از انگلیسی ترجمه کرده است. تاگور در نوشتن سبک تازه ای ابتکار کرده است بویژه در نوشتن داستان کوتاه. وی یک بار نیز از ایران دیدن کرد. تاگور که هفتم می 1861 به دنیا آمده بود هفتم آگوست 1861 فوت شد.
  • 1915:   زیردریایی شماره 20 آلمان در جریان محاصره انگلستان (جزایر بریتانیا) ـ در اقیانوس اطلس و نزدیک به سواحل ایرلند با شلیک اژدر کشتی مسافربر Lusitania را غرق کرد که یک هزار و 198 تَن از 1959 سرنشین آن جان دادند. این رویدادِ دومین سال جنگ جهانی اول باعث تبلیغات جهانی دولت های معاند آلمان بر ضد آن شد.
        
  • 1948:   با صدور اعلامیه نشست لاهه، شورای اروپا تأسیس شد.
        
  • 1999:   در جریان جنگ ناتو با یوگوسلاوی بر سر کوزوو، هواپیماهای آن اتحادیه شهر بلگراد را بمباران کردند. در جریان این بمباران، ساختمان سفارت چین آسیب دید، سه چینی کشته و چندین نفر دیگر در ساختمان سفارت زخمی شدند.
        
  • کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    ماجرای شنیدنی سانسور مطلب مصدق حتی در «ستون تاریخ» روزنامه! ـ ترس از نوشتن نام مصدق ـ مصدقِ میهندوست و ضد سلطه و فساد
    صفحه ششم روزنامه اطلاعات سال ها اختصاص به نظرات و اندیشه ها داشت و از نیمه دهه 1350، یک تحلیل اخبار داخله و یک تفسیر اخبار بین الملل هم به این صفحه منتقل شده بود. به علاوه، کاریکاتورِ روز و عمدتا سیاسی. از نیمه دوم سال 1356 (در تقویم آن زمان، سال 2536) ستون «امروز در تاریخ» نوشتهِ من نیز به این صفحه انتقال یافته بود. در سال های 1356 و 1357، تفسیر رویدادهای بین الملل را عمدتا و یک روز در میان، من می نوشتم با ذکر نام زیراکه تفسیر، نظر نویسنده و بیانگر آن است و نام او باید ذکر شود.
        پس از تعطیلات نوروزی سال 1357 (سال 2537 وقت)، بوی خواست تحوّل در کشور و از جمله آزادی قلم و اظهار نظر بیش از پیش احساس می شد که چون به خواست ها عملا توجه نشد، به تدریج اعتراض تبدیل به انقلاب شد. این بوی خواست تحوّل، مرا بر آن داشت که هشتم اردیبهشت، نخست وزیر شدن محمد مصدق در سال 1330 را در ردیف رویدادهای هشتم اردیبهشتِ ستون «امروز در تاریخ» قرار دهم و برای چاپ و انتشار به حروفچینی و صفحه بندی روزنامه بفرستم. در این ستون، هر رویداد معمولا از دو ـ سه جمله تجاوز نمی کرد، ولی نخست وزیرشدن مصدق را در چندین جمله به این صورت نوشته بودم:
        "محمد مصدق به خواست پارلمان نخست وزیر ایران شد و از این روز [هشتم اردیبهشت 1330] کار خودرا در این سمت آغاز و چهار روز بعد [12 اردیبهشت = دوم ماه می 1951] برنامه اش را اعلام داشت که این برنامه جز با یک رای مخالف در مجلس و 3 رای مخالف در سنا تصویب شد. سَرخَط های این برنامه از این قرار بود؛ اجرای قانون ملی شدن نفت و برخورداری کامل ایرانیان از منافع نفتِ خود، استعمارزدایی که ایران از دهه دوم قرن 19 (دوران فتحعلی شاه قاجار) گرفتار آن بوده، قطع فساد دولتی، رشوه خواری و نفوذ خواص، برقراری عدالت در جامعه و حكومت قانون، رعایت آزادی ها و حقوق انسانی ایرانیان، اصلاح قانون انتخابات، انتخابی شدن شهرداران با رای مستقیم ساکنان شهرهای مربوط، آزادی زندانیان سیاسی و در بَند نبودن افراد به خاطر دگراندیشی و بیان نظرات و انتقادهای خود از اوضاع، اصلاح امور اداری ـ قضایی و انتصابات بر پایه كارشناس رشته مربوط بودن ـ تجربه و شایستگی لازم را داشتن، قطع هرگونه اِعمال نفوذ و توصیه و تشبّث (پارتی بازی) در امور دولتی و معاملات، نپوتیسم (مشاغل و معاملات دولتی را به بستگان نزدیک دادن) و ....".
        همچنین نوشتم که «تاریخ» ثابت کرده است که مصدق قدرت طلب نبود، میهندوست و ایرانی دوست بود، می خواست که به ایرانیان خدمت کند و آنان را نجات دهد و در جامعه جهانی بر جایگاهی رفیع بنشاند، کوچکترین تردید به پاکدامنی و بی اعتنایی او به مال دنیا مشاهده نشده و خواهان استقرار دمکراسی واقعی در کشور بود ولی معتقد بود که تا مردم دمکراسی را درک نکنند برقرار نمی شود و بنابراین نظر به آموزش عمومی آن داشت. مصدق که با سخنان و کارهایش وارد قلوب مردم شده بود همچنین عقیده داشت که تا ایرانیان گذشته میهن و جانبازی های نیاکان خود (تاریخ وطن) را آنچنانکه «باید» ندانند خودخواه و خودبین باقی خواهند ماند و پیشرفت میهن و هموطنان را هدفِ نخست خود قرار نخواهند داد.".
        در آن زمان، حروف چینی با «لاینو تایپ» بود. «حروف چین» که مطلب را خوانده بود نزد من (میز اخبار بین الملل روزنامه) آمد و گفت: "می ترسم که این مطلب، برایت درد سر ساز شود، برو قسمت تصحیح (پروف ریدینگ) آن را دوباره بخوان و تعدیل کن.".
        من به این توصیه اعتناء نکردم. صفحه ششم در سِکشِن اخبار روز نبود، در ساعات شب بسته می شد و بامدادان با سِکشِن های لایی به چاپ می رسید و همان وقت ـ ظاهرا پنهانی، نسخه هایی از این سِکشِن ها (مجموعه لایی) به دوائر اطلاعاتی ـ امنیتی مربوط فرستاده می شد تا بخوانند و اگر از نظر آنان (دولت) ایرادی داشت، تا فرصت باقی بود بگویند که رفع شود. در آن زمان روزنامه اطلاعات یک روزنامه عصر بود و بعد از ظهرها به توزیع داده می شد و تیراژ آن (تکفروشی) صدها هزار نسخه بود.
        ساعت 8 بامداد روز بعد، از یک دائره دولتی به سردبیری تلفن شد که پاراگراف دوم مطلب مصدق حذف شود. این کار یعنی دوباره چاپ کردن آن سِکشِن که هزینه سنگین داشت و وقتگیر هم بود. طولی نکشید که از یک دائره دیگر به سردبیری تلفن شد که همه مطلب حذف شود زیراکه برای معترضین خیابانی وقت، خوراک! خواهد بود. هنوز کار حذف و تجدید چاپ آن سِکشِن بپایان نرسیده بود که از خود من تلفنی سئوال شد که هدف از نوشتن مطلب چه بوده و چرا برخلاف موارد دیگر [در ستون امروز در تاریخ]، از دو ـ سه جمله تجاوز کرده بود و ... و بالاخره مطلب حذف شد و صفحه بندی اصلاح.
        مطلب تحریرشده را که به من بازگردانده شده بود نزد خود نگهداشتم تا روزی بازگو کنم.
        
    مُصَدّق

     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
    انتشار یک مصاحبه که معلوم نشد چه کسی آن را ترجمه کرده بود، معمّای رفتن شاه و اصرار او به خارج شدن هویدا را پیچیده تر ساخته است
    ششم اردیبهشت 1358 (2 ماه و 14 روز پس از انقلاب) در صفحه آخر روزنامه اطلاعات مطلبی درباره مصاحبه شاه (پهلوی دوم) در «باهاماس» با نشریه آلمانی «دی وِلت Die Welt» چاپ شده بود که بر معمّای سکوت شاه در قبال تظاهرات یک ساله و تَرکِ کشور کردن او و تردیدها افزوده است ـ معمّایی که پس از گذشت 42 سال، هنوز از پیچیدگی آن کاسته نشده است و درست بمانند معمّای فروپاشی شوروی. گورباچف می توانست به گارد کرملین دستور دهد که یلتسین را هنگام ورود و اجبار او به قبول فروپاشی شوروی دستگیر کنند!، که نکرد.
        ترجمه دقیق و یا نادقیق مطلب «دی ولت» در میان اخبار بین الملل روزنامه درج شده بود که قاعدتا باید میز اخبار بین الملل که من دبیر آن بودم، آن را تهیه کرده باشد، ولی این میز تا انتشار روزنامه اطلاعات در آن روز، از آن مصاحبه اختصاصی شاه با «دی ولت به معنای جهان» خبر نداشت. روزنامه اطلاعات در آن زمان به علت نبود آگهی و تیراژِ تقریبا میلیونی و نیاز به کاغذ، تنها در هشت صفحه چاپ می شد. کار انتشار «دی ولت» در سال 1947 (دو سال پس از خودکشی هیتلر) با کمک نظامیان انگلیسی ِ اشغال کننده آلمان آغاز شد و سه سال بعد ظاهرا استقلال یافت و بعدا به یک مؤسسه مطبوعاتی دیگر فروخته شد و بکار ادامه می دهد.
        پهلوی دوم در این مصاحبه، به نقل از «دی ولت» که در دو ـ سه جای خبر، دی دولت [دِولت] چاپ شده بود، گفته بود که در 15 آبان 1357 (هفتم نوامبر 1978 و سه ماه و 7 روز پیش از تغییر نظام) و نیز در 25 دیماه آن سال (دو روز پیش از تَرک ایران) به هویدا [که 18 فروردین 1358 اعدام شد] اصرار کردم که از کشور خارج شود تا آسیب نبیند. بار اول خودم به او گفتم که خارج شود و گفتم که هواپیمای اختصاصی خودرا در اختیارش می گذارم که برود ولی نپذیرفت. بار دوم به او پیغام فرستادم. سپهبد ازهاری نخست وزیر وقت وی و دهها مقام دیگر ازجمله سپهبد نصیری را با این تصوّر بازداشت کرده بود که مردم که از آنان ناراضی بودند آرام شوند که مؤثر واقع نشد. هویدا بار دوم پاسخ داده بود که کاری نکرده که بترسد و از کشور برود. به ازهاری گفته بودم که هویدا را بازداشت نکند، ولی بازداشت کرده بود [!].
        انتشار این مطلب [ترجمه از دی وِلت]، برخلاف پیش بینی ها، بر تردید آن گروه از مردم که نسبت به سکوت طولانی شاه در طول انقلاب بویژه ماههای آخر آن و سپس خروج او از کشور دچار ابهام و سَردَرگُمی شده بودند افزوده بود و در این باره تلفن ها و حتی مراجعه به تحریریه روزنامه اطلاعات آغاز شد. تلفن ها به میز اخبار بین الملل وصل می شد و مراجعین نیز به این میز فرستاده می شدند. خلاصهِ پرسش های آنان که با من به عنوان دبیر میز در میان گذاشته می شد از این قرار بود:
        ـ اگر شاه در آبان ماه می دانست که سلطنت رفتنی است، چرا تا دیر نشده بود و فرصت داشت به خواست انقلابیون تسلیم نشده بود تا این همه برکناری، اعدام، مصادره و فرار از کشور صورت نگیرد؟.
        ـ در آبان ماه، هنوز شاه می توانست، همان کند که در خرداد 1342 کرده بود. اگر نگران خونریزی بود، می توانست اعدام های جاری [وقت] را حدس بزند و پیش بینی کند. او که خودرا عقل کُل! می پنداشت باید تاریخ انقلابات و بعضا نتایج تخریبی آنها را می دانست و بر این پایه تصمیم می گرفت. چرا در آبان ماه کابینه را به ژنرال ها سپرد ولی حکومت نظامی را بی اثر کرد که اویسی مجبور به کناره گیری شد؟. همه اش فشار خارجی به او بود. از همان شهریور 1320، او حرف شنوِ خارجی بود. چرا باید مراسم 2500 ساله تأسیس دولت مرکزی ایران با آن همه تبلیغات را برگزار می کرد که شرق و غرب نگران قدرت شدنِ ایران، به خطر افتادن منافع خود در منطقه و ... شوند؟.
        ـ چرا تَن به فرار داد. باید می ماند و محاکمه می شد و حرف هایش را می زد. انتظار مردم نیز همین بود؟.
        ـ چرا فقط برای هویدا پیغام می فرستاد، دهها تَن دیگر از مقامات قبلی حکومت او هم در پادگان جمشیدیه بازداشتِ صوری بودند که چون در بَند مانده بودند، بیشترشان ازجمله نیک پی، 22 بهمن به چنگ انقلابیون افتادند و اعدام شدند.
        ـ چرا باید اجازه مذاکره با فرماندهان ارتش را، به ژنرال هایزر آمریکایی می داد، مگر ایران حاکمیّت ملّی نداشت که خارجی این چنین علنی مداخله کند؟.
        ـ اگر در چند ماه اول، نظر و خواست راهپیمایان را که عمدتا خواهان دمکراسی (سلطنت کردن او نه حکومت کردنش و انجام انتخابات آزاد و بدون مداخله) بودند پذیرفته بود به احتمال زیاد ناآرامی پایان می یافت.
        ـ چرا مردم را از بیماری سرطان خود آگاه نکرد تا کوتاه آیند و چرا شریف امامی را نخست وزیر کرد تا نفوذ لندن بازگشت کند، مردم متنفّر و خود او تحقیر شود؟. شریف امامی امتحان خودرا در سالهای 1339 و 1340 داده بود که نتیجه اش اعتصاب معلّمان بود.
        ـ چرا پسر 18 ساله اش و یک شورای سلطنت را بر جای خود که سرطانی شده بود ننشاند، مگر با با تصویب قانون فرح پهلوی نایب السلطنه تعیین نشده بود؟.
        ـ اگر دنیای معلومات و تجربه بود، چرا امکان داد که پس از گران شدن نفت، عده ای معدود پولدار شوند و شکاف طبقاتی بیشتر شود، چرا ساواک را منحل و یا مدیریت آن را شورایی نکرد که خواست همه بود؟.
     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.



     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com