Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
7 مي
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 7 مي
ايران
استراتژي رومي: درسي هميشگي براي همه قدرت ها و دولت ها - ترس امپراتوري روم از ناسيوناليسم ايراني
اردشير پاپكان احياءگر ناسيوناليسم ايراني
شكست هاي نظامي سنگين سال هاي ۲۳۸، ۲۴۴ و ۲۶۰ ميلادي از ايران (زمان اردشير ساساني و پسرش شاپور) و از دست دادن دو امپراتور در اين جنگ ها و تعهد پرداخت باج و خراج به ايران، دعاوي بانو «زنوبيا» در مصر و مناطق شرقي آن، حمله فرانك ها از آلمان به فرانسه (كشور گل) و اسپانيا، تعرض گُت ها و وَندال ها به حواشي شمال شرقي ايتاليا و شورش طوايف ساكن شمال آفريقا، امپراتوري روم را از آغاز بهار سال 261 ميلادي در بدترين وضعيت خود قرار داده بود.
     اين فشارهاي نظامي و مقاومت ها، در رم و شهرهاي شبه جزيره ايتاليا منجر به گراني مواد ضروري، بي نظمي هاي اجتماعي و كميابي خواروبار شده بود. در اواخر اپريل سال ۲۶۱ ميلادي بزرگان امپراتوري روم هنگامي كه خودرا با روحيه خودمختاري ارتش ها چهارگانه اين كشور كه هر كدام درصدد معرفي يك نامزد امپراتوري به سنا و نيز پيدايش فئوداليسم به علت خريد اراضي خرده مالكين از سوي توانگران و خشم ملي رو به رو ديدند احساس خطر كردند، اختلافات فيمابين را كنار گذاردند و در نشستي كه ششم و هفتم ماه مي سال ۲۶۱ ميلادي در «رم» تشكيل دادند دولت ساسانيان را خطر اول و مسبب همه اين دشواري ها تشخيص دادند، زيرا كه سياست كلي ساسانيان بر اين اصل قرار گرفته بود كه روميان قدم به آسيا نگذارند و نيز به آنان اجازه تاخت و تاز در مصر، سوريه و سواحل غربي آسياي صغير (تركيه امروز) را ندهند. اين نشست، خطر دوم را پيدايش فئوداليسم و ثروتمندتر شدن ثروتمندان دانست كه فئودال ها و ثروتمندان در هر شكل ذاتاً مخالف نظام حكومتي جمهوري هستند. بزرگان روم همچنين علل شكست هاي نظامي سه دهه گذشته از ايران را، در جنگيدن همزمان در چند جبهه تشخيص دادند و اين تصميم ها را كه صورتجلسه آن باقي مانده است اتخاذ كردند:
     ـ تضعيف ناسيوناليسم ايراني و حتي المقدور نه با جنگ، بلكه با بازي هاي ديپلماتيك و ظاهرا دوستانه، و از درون (با ايجاد چنددستگي و اختلاف ميان بزرگان و ژنرال ها)، به گونه اي كه دولت ساسانيان از توسعه طلبي و دفاع از شرق دست بردارد و به آنچه كه دارد قانع باشد.
     ـ محدود كردن مالكيت اراضي كشاورزي و بازخريد اراضي كشاورزان از فئودالهاي نوخاسته و فروش آنها به اقساط طويل المدت به صاحبان قديم و لغو اسناد معاملات اراضي كشاورزي سالهاي اخير. به علاوه، بستن ماليات سنگين بر ثروت و درآمدهاي ناشي از معاملات (به زبان امروز: كپيتال گين = سود حاصله از سرمايه و خريد و فروش دارايي ها ـ امروزه سهام، خانه و زمين، ارز و طلا، مسكوك، اشياء عتيقه و هنري و ....
     ـ ممنوع كردن جنگ همزمان در بيش از يك جبهه. هر جنگ تازه بايد پس از پايان گرفتن كامل جنگ جاري (درجريان) صورت گيرد.
     با اجراي اين سه تصميم كه در تاريخ عمومي؛ «استراتژي رومي» عنوان گرفته است و بايد درس و پند براي هر قدرت جهاني و هر دولت باشد، روميان در دو مورد آخر موفق بودند، ولي هيچگاه نتوانستند ناسيوناليسم ايراني را تضعيف كنند كه به قول «هِگِل» ابدي و در ذات آرين هاست، و بمانند آتشفشان گَهگاه دچار شعله پراكني، انفجار و طغيان مي شود. (ايستادگي تاريخي افغانها كه آرين هستند در دو قرن گذشته در برابر انگليسيها و روسها و اينك «ناتو» نمونه كوچكي از آن است و اين ايستادگي پيش از رسيدن به نتيجه، پايان نخواهد يافت).
     با اين كه اين استراتژي در كتاب هاي تاريخ عمومي و دروس «استراتژي و پاليسي» آمده است، هيتلر و پيش از او ناپلئون ـ هيچكدام ـ از تصميم سوم كه نتيجه يك تجربه گران بود استفاده نكردند، در چند جبهه ـ همزمان جنگيدند، شكست خوردند و نابود شدند.
    
والرين (والريانوس) امپراتور روم که در جنگ به اسارت ايرانيان درآمده بود در برابر شاپور يكم به زانو درآمده است (نقش رستم) ـ هدف از ساخت اين نقش در چند نقطه ايران اين بود که نه تنها غرور و اتکاء به نفس را در ايرانيان تقويت کند بلکه ديگران را از انديشه تعرض نظامي به ايران بازدارد

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
مصدق: استعمار به آساني ريشه كن نخواهد شد؛ مگر ...
دکتر مصدق
دكتر مصدق نخست وزير وقت در مصاحبه اي كه هفتم ماه مي سال 1952 (ارديبهشت 1331) در رسانه هاي آمريكا انتشار يافت گفته بود:
    "استعمار اروپايي بر ساير ملل كه از قرن شانزدهم آغاز شده به اين آساني ريشه كن نخواهد شد. ما، ايرانيان، نخستين سنگ بناي اين مبارزه را قرار داده ايم. ما به درخت كهن استعمار، توفان وار، تكان شديد وارد ساخته ايم. هرچند سادگي است اگر تصور رود كه با اين يك تكان، اين درخت تنومند ريشه كن خواهد شد. به همانگونه كه استعمارگران هر وقت كه لازم باشد براي حفظ منافع خود با يكديگر متحد مي شوند، ما استعمار زدگان هم اگر بخواهيم موفق شويم بايد گرد هم آييم و يكپارچه عمل كنيم و بدانيم كه استعمارگران نمي خواهند مارا متحد ببينند و با تمام نيرو و توان و توسل به انواع نيرنگ مي كوشند مانع همصدايي و يكدلي ملل استعمار زده شوند و ما هنگامي موفق خواهيم شد، كه به اين حقيقت پي ببريم. ملل استعمارزده تا روشن و آگاه نشوند نخواهند توانست سرنوشت خود را به دست گيرند. در درجه اول، ما بايد مطبوعاتي داشته باشيم كه نيّت آنها خدمت به مردم و دفاع از حقوق آنان و روشن ساختن ايشان از حقايق باشد و ....".
     اين مصاحبه كه طولاني بود به مناسبت پايان يكمين سال حكومت دكتر مصدق، در آخرين روز اپريل ۱۹۵۲ در تهران با خبرنگاران آمريكايي انجام شده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دنياي هنر
زادروز چايكوفسكي
چايکوفسکي
امروز زادروز چايكوفسكي (پيوتر ايليچ) آهنگساز بنام روس است كه هفتم ماه مي سال 1840 به دنيا آمده بود. وي كه از پنج سالگي پيانو مي نواخت در طول عمر پُربار خود كوشش بسيار كرد كه موسيقي ملل را با ساخت آهنگ به يكديگر نزديك سازد تا انسانها از طريق موسيقي هم، يكپارچه و يك پيكر شوند.
    چايكوفسكي در جريان اين تلاش، آهنگهاي مخلوط (ملل) خلق كرد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
صنايع و فنون
روز راديو
Alexander S. Popov
روس ها بيش از يك قرن است كه هفتم ماه مي هر سال را به نام «روز راديو» برگزار مي كنند زيرا نخستين گيرنده راديو در جهان در اين روز در سال 1895 توسط «الكساندر پوپوفAlexander S. Popov» روس در شهر سن پترزبورگ به معرض تماشا گذارده شد.
    پوپوف كه اهميت نداد اختراع او ثبت شود نخستين سازنده يك راديو كامل در جهان شناخته شده است. قبل او، دانشمندان فيزيك اصول و قواعدي درباره امواج الكترومانيتيك به دست آورده بودند.
     پوپوف فيزيكدان روس و نخستين سازنده يك راديو كامل چهارم مارس سال 1859 متولد و 31 دسامبر سال 1905 درگذشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دانش
زادروز Hrozny كه خطوط ميخي و زبانهاي عهدِ باستان را خواند و سرقت آثار باستاني را يك جنايت بين المللي اعلام کرد
Bedrich Hrozny

ششم ماه مي زادروز «بدريك هروزنيBedrich Hrozny» شرق شناس چِك است كه در سال 1879 به دنيا آمد و 83 سال عمر كرد. او كه زبانهاي عهد قديم از جمله آكادي، سومري، پارسي باستان، سانسكريت و زبان هيتيت Hittite را فرا گرفته و خطوط ميخي را مي خواند در طول اقامت طولاني خود در تركيه موفق به خواندن اسناد آرشيو سران دولت هيتيت شد كه در بغازكويBogazkoy (يکصد و پنجاه کيلومتري شمال شرقي آنكارا) كشف شده بودند.
    هروزني با خواندن اسناد اين آرشيو اعلام كرد كه هيتيت ها كه روزگاري بر آناتولي، شمال عراق امروز و قسمتي از سوريه تسلط داشتند، آرين بودند و زبانشان هند ـ اروپايي بود و ارتباطي با زبانهاي موجود در مزوپتاميا Mesopotamia ندارد. (واژه Mesopotamia كه از زمان سلوكي ها متداول شده است از دو واژه يوناني به معناي ميانِ رودها = مابين النهرين = بين النهرين، سرزميني كه ميان دجله و فرات و اطراف اين دو رود واقع شده است ـ عمدتا عراق امروز). اين واژه سمتيك (سامي = هبرو ـ عربي) و همريشه زبانهاي آرامي، آكادي و سومري (هر سه سمتيك) نيست.
    هروزني در بين النهرين (عراق) بيش از هزار تابلِت به خط ميخي از زمان آشوريان به دست آورد كه كار بسيار مهمي بوده است. اين تابلت ها وضعيت تجارت آن زمان را نشان مي دهد. وي علاوه بر آناتولي و بين النهرين، يك رشته مطالعات باستانشناسي وسيع در ايران و هند و مناطق تاجيك نشين به عمل آورد و تاجيكيان را ايرانياني اصيل اعلام کرد. وي بود كه گفت اروپاييان در قرن نوزدهم عمدتا در جستجوي عتيقه و نفع مادي در خاورميانه اكتشافات باستانشناسي كرده بودند.
    هروزني تصاحب اشياء و آثار باستاني (تمدن يك ملت) را يك جنايت بين المللي خواند و توصيه كرد كه يك پليس بين الملل براي كشف و استرداد اين اشياء نادر و مسروقه تشكيل شود و هركشوري براي حراست از اين آثار، يك انجمن ملي داشته باشد. هروزني 12 دسامبر سال 1952 درگذشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
172 ساله شدن هفته نامه «کمبریج کرونیکل»ـ راه تطبيق با عصر اينترنت
هفته نامه «کمبریج کرونیکل» که هنوز در شهر کمبریجِ ایالت ماساچوست آمریکا منتشر می شود هفتم ماه می 1846 [روزی چون امروز] نخستین شماره خود را به توزیع داد. با این حساب، این هفته نامه در هفتم ماه می 2018 یکصد و هفتاد و دو ساله شد.اندرو رید Andrew Reid مؤسس آن بود. وی تا مدتی به تنهایی مطالب این هفته نامه را تهیه و تنظیم می کرد و به دست چاپ می سپرد. نخستین چاپخانه نیز در همین شهر که نام آن از شهر کمبریج انگلستان گرفته شده است دایر شده بود.
    به رغم کاهش تیراژ رسانه های چاپی در سال های اخیر، کمبریج کرونیکل هنوز به 18 درصد خانه های شهر کمبریجِ استيت مشترک المنافع ماساچوست فرستاده می شود. این هفته نامه نیز خودرا با وضعیت عصر اینترنت تطبیق داده و تنها رویدادهای شهر را منعکس و بر مطالب حاشیه ای خود افزوده است ازجمله نشر خاطرات سالخوردگان و تحليل نتايج تجربيات آنان با هدف پيشگيري از تکرار اشتباه.
    در راستای تطبیق داده شدن با عصر اینترنت و گسترش آنلاین ها، مطبوعات آمریکا منظمأ نظر مخاطبان را جویا می شوند و می پرسند که از روزنامه و یا مجله آنها چه انتظاری دارند تا همان را تهیه و عرضه کنند.
    «کمبریج کرونیکل» دارای یک اِدیشن آنلاین است که در آن به رغم هفته نامه بودن، لحظه به لحظه آخرین رویدادهای مهم را درج می کند. در ادیشن آنلاین، دست سردبیر در انتشار مطالب باز است و آنلاین این هفته نامه محلی، اخبار کشور و جهان را هم پوشش می دهد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
ماجراي كشته شدن يك رئيس سرخپوست (بومي)
Tashuka Witko
«تاشوكا ويتكو» رئيس طايفه اوگلالا Oglala از قبيله سو (بوميان شمال غرب آمريكا ـ سرخپوستان) در پي جنگها متعدد با دولت واشنگتن به منظور حفظ اراضي نياكان از خطر تصرف آنها توسط اروپاييان مهاجر، ششم ماه مي سال 1877 دست از جنگ كشيد و در نبراسكا تسليم شد. مهاجران اروپايي و فيلمسازان هاليوود اورا «كريزي هورس» خوانده اند كه ترجمه غلط نام خودماني او بوده است (ترجمه درست: داراي اسب سركش).
     چيف «تاشوكا ويتكو» در سال 1876 اتحادي از قبايل بومي لاكوتا و شيان (ساكن در داكوتاهاي شمالي و جنوبي و مناطق اطراف آنها) تشكيل داد و هفدهم ژوئن اين سال با يكهزار و پانصد مرد (مشهور به: دلاور) به نيروهاي دولت فدرال آمريكا به فرماندهي ژنرال كروك شبيخون زد و تلفات وارد ساخت. وي با اين شبيخون، مانع از الحاق اين واحد به واحد هفتم سوار به فرماندهي ژنرال كاستِر شد و به همين سبب، واحد هفتم و ژنرال كاستر در نبرد «ليتل بيگهورن» نابود شدند. از آن پس ميان مردان چيف «تاشوكا ويتكو» و نظاميان دولت فدرال زد و خورد ادامه داشت و دامنه اين زد و خوردها تا ايالت شمالي مونتانا كشانده شده بود.
     اوايل ماه مي 1877، چيف (رئيس) كه چند روز گرفتار سرماي ناگهاني شده بود و اطلاع يافته بود كه طوايف بومي دچار كمبود خوراك و پوشاك هستند به دولت فدرال آمريكا اطلاع داد كه طي شرايطي حاضر به آتش بس و صلح است و چون «تامين» يافت، ششم اين ماه تسليم شد و او و مردانش به ميان خانواده هايشان بازگشتند و به جمع آوري محصول پرداختند. اين وضعيت چهار ماه طول كشيد.
     درجريان يك مذاكره ميان چيف و افسران امريكايي، مترجم افسران اظهارات چيف را نادرست ترجمه كرد كه بوي تهديد از آنها استشمام مي شد به همين سبب بعدا چيف براي اداي توضيح به قرارگاه لشكر احضار شد و درآنجا به ضرب سرنيزه يك نظامي نگهبان كشته شد. در پي وقوع اين رويداد كه بخشي از تاريخ ايالات متحده را تشكيل مي دهد، نظاميان قرارگاه گزارش كرده بودند كه چيف قصد فرار داشت كه ضمن خروج از محل با نگهبان درگير شد و سرنيزه خورد. مرگ چيف پنجم سپتامبر 1877 اتفاق افتاد.
    در قرن بيستم، هاليوود چند فيلم درباره چيف «تاشوكا ويتكو» توليد کرد که يکي از آنها «کريزي هورس» عنوان داشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
فتح دژ «ديِن بيِن فو» و شكست نظامي استعمار فرانسه در «شبه جزيره هند و چين»
Vo Nguyen Giap
هفتم ماه مي ۱۹۵۴ داوطلبان مسلح ويتنامي مركب از كمونيست ها و ناسيوناليست ها با هدايت ژنرال وو نگوين جياب (نويِن جاپ) Vo Nguyen Giap، نابغه جنگ هاي ميهني و نامنظم، دژ «دين - بين فوDien Bien Phu» را گشودند و هزاران تَن از ورزيده ترين نظامیان فرانسه را به اسارت گرفتند و به استعمار فرانسه بر وطن خود و سراسر شبه جزيره «هندوچين» پايان دادند.
    جياب متولّد 25 آگوست 1911 قبلاً يك دبير تاريخ در دبيرستان ها بود. وي در طول چهار دهه يكي پس از ديگري؛ سه قدرت ژاپن، فرانسه و آمريكا را به زانو درآورد.
     جياپ 24 اکتبر 2013 در 102 سالگي درگذشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي كه دوماي روسيه انحلال شوروي را غير قانوني خواند - حاصل فروپاشي؟!
يلتسين و سران وقت بلاروس و اوکراين که در يک تفريحگاه زمستاني جمع شده و بدون انجام رفراندم سراسري، هشتم دسامبر 1991 شوروي را منحل کردند! پس از امضاي موافقتنامه خود معروف به Belavezha Accords اين عکس يادگاري را گرفتند


     مجلس نمايندگان روسيه (دوما) در اين روز در سال 1996 با تصويب طرحي، انحلال اتحاد شوروي را عملي غيرقانوني اعلام داشت، اين اقدام را بي اعتبار خواند و ابطال كرد.
     اين طرح مصوّب با اعتراض و انتقاد شديد يلتسين رئيس جمهور وقت روسيه كه يكي از سه نفر منحل كنندگان شوروي بود رو به رو شد. اين طرح هنوز به امضاي رئيس كشور روسيه نرسيده است تا لازم الاجرا شود!. استدلال اصحاب نظر در امور حكومت (علوم سياسي) اين است كه انحلال «اتحاد جماهير شوروي» و هرگونه تجزيه يك كشور بايد پس از تصويب آن در يك رفراندوم سراسري و دست كم با دو سوم آراء صورت گيرد، نه با مصوبه پارلمان، اراده روساي دولت ها و حتي رفراندم محلي (نه، سراسري).
    اين سه مقام شوروي را (به استدلال خودشان) داوطلبانه فروپاشانيدند تا صلح و پيشرفت حاصل شود، رقابت هاي نظامي كه درآمد دولت ها را مي بلعيد پايان يابد، فكر تعرض نظامي يك قدرت به كشورهاي ضعيف تر از ميان برود، مبادلات علمي گسترش يابد و بازرگاني بين المللي از قيد و بندها رهايي يابد.
    تجربه سال هاي بعد از انحلال شوروي نشان داد كه چنين نشده است، ناتو به جاي تبديل شدن به يك انجمن سياسي تقويت شده و تا قلمرو شوروي سابق پيشروي كرده است، دولتهاي عضو اتحاد شوروي سابق برضد يكديگر تحريك مي شوند و نمونه اش برداشتن خشونت آميز و پرتلفات مجسمه يادبود سرباز جنگ جهاني دوم از ميداني در پايتخت كشور استوني در اپريل 2007 بود، عمليات نظامي در عراق و افغانستان، فروپاشيدن کنفدراسيون يوگوسلاوي و انهدام رژيم ليبي و ... و نيز تصميم بلوک غرب به استقرار سيستم دفاع ضد موشكي در خاك لهستان و جمهوري چك (به بهانه ترس از ايران و كره شمالي!) و ... و مسكو به سکوت بي تفاوتي ادامه مي دهد و همانند گورباچف (طبق خاطرات رونالد ريگان) از غرب مي ترسد!.
    یلتسین در 31 دسامبر 1999 [و عمدتا به دلیل ضعف مزاج ناشی از افراط در مصرف الکل] از ریاست جمهوری کناره گیری کرد و قدرت را به دستیار خود ولادیمیر پوتین (متولد 1952) سپرد که دوشنبه هفتم ماه می 2012 برای سومین بار و يک دوره شش ساله ریاست جمهوری روسیه فدراتیو را به دست گرفته است. وی از سال 2000 تا 2008 رئیس جمهوری بود و چون نمی توانست متوالیا برای سومین بار این مقام را به دست آورد چهار سال بعدی را نخست وزیر بود که پس از اصلاح قانون اساسی، دوباره در انتخابات شرکت کرد و پیروز شد.
مخالفان فروپاشي شوروي با چاپ اين مجموعه عکس در جرايد خود اشاره کرده اند که وي به دستور «ودکا» و نيز تحت تاثير تلقينات برخي از مقامات واشنگتن اتحاد شوروي را منحل کرد!


    
یلتسین و سران وقت اوکراین و بلاروس هشتم دسامبر 1991 در حال امضای سازشنامه انحلال شوروی 74 ساله هستند که برجای امپراتوری روسیه با همان مرزها نشسته بود (عکس بالا) ـ از آن پس تا پایان عمر، هر وقت که با یلتسین از انحلال شوروی سخن رفت با انگشتان خود علامت V (ویکتوری) ساخت و انحلال وطن خود و تاثیر آن را بر زندگانی و امید ميليون ها انسان یک پیروزی خواند! (عکس بالا - مياني) ـ در سال 1995 که یلتسین برای شرکت درمجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک رفته بود ویلیام کلینتون با استفاده از فرصت خواست که از او در حل مسئله «بوسنی» امتیاز بگیرد که یلتسین سر میز ناهار تنها در فکر خوردن الکل بود و با اینکه قرار بود پس از ناهار و توافق بر سر مسئله بوسنی، در یک مصاحبه مطبوعاتی مشترک شرکت کنند پس از صرف ناهار هم تقاضای شراب به عنوان «دسر!» کرد و در این میان از پیروزی خود در انحلال شوروی چنان با حرارت سخن گفت که کلینتون را این چنین (عکس بالا) به خنده درآورد.


    
مجسمه يادبود جنگ جهاني دوم که برداشتن آن از ميداني در استوني حقايق بسياري را عيان ساخته و کرملين را به خود آورده است

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 7 مي
  • 351:   یهودیان با شنیدن خبر ورود کنستانتینوس گالوس به آنتیوک (انتاکیه ـ جنوب غربی ترکیه امروز) مقرّ حکمران مناطق شرقی امپراتوری روم، علیه این امپراتوری که نسبت به غیر مسیحیان ظلم می کرد دست به شورش زدند. گالوس که با مصوّبه سنای روم، امپراتور متصرفات شرقی آن امپراتوری شده بود با فرستادن یک سپاه به فلسطین، یهودیان را شکست داد. این جنگ نزدیک به دو سال طول کشید. در پی مسیحی شدن امپراتوران روم، مسیحیان فلسطین (زادگاه مسیح) امکان یافته بودند که نسبت به غیر مسیحیان بویژه یهودیان زورگویی کنند. گالوس در پی ناموفق بودن ژنرالهای رومی در معارضات خود با ارتش ایران (زمان ساسانیان) به سمت تازه منصوب و به شرق وارد شده بود. وی تا سال 354 در این سمت بود.
        
  • 1718:   فرانسویان که علاوه بر کانادا، بر مناطق مرکزی آمریکای شمالی (ایالات متحده) مسلّط شده و از دریاچه های 5 گانه تا خلیج مکزیک، چند مهاجرنشین ایجاد کرده و چندین شهر ساخته بودند و همه این مناطق را لوئیزیانا (به نام پادشاه فرانسه) می خواندند، در جنوبی ترین نقطه این مهاجرنشینان و جایی که رود «می سی سی پی» به خلیج مکزیک می ریزد ایجاد شهر نئواُرلِئان (نیوارلیان) را که اینک 350 هزار و با حومه اش یک و نیم میلیون تَن جمعیت دارد اعلام کردند. این شهر که به زادگاه موسیقی جاز معروف شده است در جریان توفان کاترینا در ماه آگوست سال 2005 آسیب فراوان دید. نیوارلیان همچنان و تا حدی فرهنگ فرانسوی خودرا حفظ کرده است. ناپلئون متصرفات و مهاجرنشینان فرانسه در ایالات متحده را به دولت واشنگتن فروخت.
        
  • 1832:   استقلال یونان به پادشاهی شاهزاده آلمانی اوتو Otto از ایالت باواریا در نشست لندن قطعی و به رسمیت شناخته شد. در نشست قبلی لندن ترتیب استقلال یونان داده شده بود. یونان از زمان ابرقدرت شدن روم، دیگر استقلال نداشت و حدود سه قرن نیز در کنترل عثمانی بود که با کمک قدرت های وقت اروپا از دست دولت استانبول که بر جای روم شرقی نشسته بود خلاص شده بود.
        
  • 1848:   انجمن پزشگی آمریکا AMA در شهر فیلادلفیا تاسیس شد. این انجمن از همان زمان (نیمه قرن نوزدهم) عملا کنترل امور پزشگی این فدراسیون از آموزش پزشگی تا امور درمان را زیر نظر گرفته است و با داشتن یک لابی نیرومند مانع تصویب پیشنهاد هر قانون می شود که منافع پزشگ و بیمارستان را به مخاطره افکند و بنابراین فعالیت آن بسود مردم معمولی نیست. فعالیّت های همین انجمن سبب شده است که امر درمان در فدراسیون آمریکا غیر دولتی باشد و گران. انجمن پزشگی آمریکا جدا از نظام پزشگی این کشور است.
        
  • 1861:   Rabindranath Tagore ادیب (نویسنده و شاعر)، صورتگر و فیلسوف بنگالی هند به دنیا آمد و 80 سال عمر کرد. وی نخستین نویسنده غیر اروپایی است که در سال 1913 جایزه ادبی نوبل را دریافت کرد.
        
    Tagore

    تاگور مؤلف دهها کتاب ازجمله راجهِ (پادشاه) اطاق سیاه، لانه شکسته، قربانی، پریرخ، گلزار، میهن و جهان، روزهای نوجوانی و ... است. وی کتاب های متعدد نیز از انگلیسی ترجمه کرده است. تاگور در نوشتن سبک تازه ای ابتکار کرده است بویژه در نوشتن داستان کوتاه. وی یک بار نیز از ایران دیدن کرد. تاگور که هفتم می 1861 به دنیا آمده بود هفتم آگوست 1861 فوت شد.
  • 1915:   زیردریایی شماره 20 آلمان در جریان محاصره انگلستان (جزایر بریتانیا) ـ در اقیانوس اطلس و نزدیک به سواحل ایرلند با شلیک اژدر کشتی مسافربر Lusitania را غرق کرد که یک هزار و 198 تَن از 1959 سرنشین آن جان دادند. این رویدادِ دومین سال جنگ جهانی اول باعث تبلیغات جهانی دولت های معاند آلمان بر ضد آن شد.
        
  • 1948:   با صدور اعلامیه نشست لاهه، شورای اروپا تأسیس شد.
        
  • 1999:   در جریان جنگ ناتو با یوگوسلاوی بر سر کوزوو، هواپیماهای آن اتحادیه شهر بلگراد را بمباران کردند. در جریان این بمباران، ساختمان سفارت چین آسیب دید، سه چینی کشته و چندین نفر دیگر در ساختمان سفارت زخمی شدند.
        
  • کارنامک نوشيروان (خاطره ای از مولف)
    ماجرای شنیدنی سانسور مطلب مصدق حتی در «ستون تاریخ» روزنامه! ـ ترس از نوشتن نام مصدق ـ مصدقِ میهندوست و ضد سلطه و فساد
    صفحه ششم روزنامه اطلاعات سال ها اختصاص به نظرات و اندیشه ها داشت و از نیمه دهه 1350، یک تحلیل اخبار داخله و یک تفسیر اخبار بین الملل هم به این صفحه منتقل شده بود، به علاوه کاریکاتور ِ روز و عمدتا سیاسی. از نیمه دوم سال 1356 (در تقویم آن زمان، سال 2536) ستون «امروز در تاریخ» نوشتهِ من نیز به این صفحه انتقال یافته بود. در سال های 1356 و 1357، تفسیرهای بین الملل را عمدتا و یک روز در میان، من می نوشتم.
        پس از تعطیلات نوروزی سال 1357 (سال 2537 وقت)، بوی تحوّل و آزادی قلم و اظهار نظر بیش از پیش احساس می شد که چون به خواست ها عملا توجه نشد به تدریج تبدیل به انقلاب شد. این بوی تحوّل، مرا بر آن داشت که هشتم اردیبهشت، نخست وزیر شدن محمد مصدق در سال 1330 را در ردیف رویدادهای هشتم اردیبهشتِ ستون «امروز در تاریخ» قرار دهم و برای چاپ بفرستم. در این ستون، هر رویداد معمولا از دو ـ سه جمله تجاوز نمی کرد، ولی نخست وزیرشدن مصدق را در چندین جمله به این صورت نوشته بودم:
        "محمد مصدق به خواست پارلمان نخست وزیر ایران شد و از این روز [هشتم اردیبهشت 1330] کار خودرا در این سمت آغاز و چهار روز بعد [12 اردیبهشت = دوم ماه می 1951] برنامه اش را اعلام داشت که این برنامه با یک رای مخالف در مجلس و 3 رای مخالف در سنا تصویب شد. سَرخَط های این برنامه از این قرار بود؛ اجراي قانون ملي شدن نفت و برخورداری کامل ایرانیان از منافع نفت خود، استعمارزدایی که ایران از دهه دوم قرن 19 (دوران فتحعلی شاه قاجار) گرفتار آن بوده، قطع فساد دولتی، رشوه خواری و نفوذ خواص، برقراري عدالت در جامعه و حكومت قانون، رعايت آزادي ها و حقوق انساني ايرانيان، اصلاح قانون انتخابات، انتخابی شدن شهرداران با رای مستقیم ساکنان شهرهای مربوط، آزادي زندانيان سياسي و در بَند نبودن افراد به خاطر دگراندیشی و بیان نظرات و انتقادهای خود از اوضاع، اصلاح امور اداري ـ قضايي و انتصابات بر پايه كارشناس رشته مربوط بودن ـ تجربه و شايستگي لازم را داشتن، قطع هرگونه اِعمال نفوذ و توصيه و تشبّث (پارتي بازي) در امور دولتي و معاملات، نپوتیسم (مشاغل و معاملات دولتی را به بستگان نزدیک دادن) و ....".
        همچنین نوشتم که «تاریخ» ثابت کرده است که مصدق قدرت طلب نبود، میهندوست و ایرانی دوست بود، می خواست که به ایرانیان خدمت کند و آنان را نجات دهد و در جامعه جهانی بر جایگاهی رفیع بنشاند، کوچکترین تردید به پاکدامنی و بی اعتنایی او به مال دنیا مشاهده نشده و خواهان استقرار دمکراسی واقعی در کشور بود ولی معتقد بود که تا مردم دمکراسی را درک نکنند برقرار نمی شود و بنابراین نظر به آموزش عمومی آن داشت. مصدق که با سخنان و کارهایش وارد قلوب مردم شده بود همچنین عقیده داشت که تا ایرانیان گذشته میهن و جانبازی های نیاکان خود را آنچنانکه «باید» ندانند خودخواه و خودبین باقی خواهند ماند و پیشرفت میهن و هموطنان را هدفِ نخست خود قرار نخواهند داد.".
        در آن زمان، حروف چینی با «لاینو تایپ» بود. «حروف چین» که مطلب را خوانده بود نزد من (میز اخبار بین الملل روزنامه) آمد و گفت: "می ترسم که این مطلب، برایت درد سر ساز شود، برو قسمت تصحیح (پروف ریدینگ) آن را دوباره بخوان و تعدیل کن.".
        من به این توصیه اعتناء نکردم. صفحه ششم در سِکشِن اخبار روز نبود، در ساعات شب بسته می شد و بامدادان با سکشن های لایی به چاپ می رسید و همان وقت، نسخه هایی از این سِکشِن ها (مجموعه لایی) به دوائر اطلاعاتی ـ امنیتی مربوط فرستاده می شد تا بخوانند و اگر از نظر آنان (دولت) ایرادی داشت، تا فرصت باقی بود بگویند که رفع شود. در آن زمان روزنامه اطلاعات یک روزنامه عصر بود و بعد از ظهرها به توزیع داده می شد و تیراژ آن صدها هزار نسخه بود.
        ساعت 8 بامداد روز بعد، از یک دائره دولتی به سردبیری تلفن شد که پاراگراف دوم مطلب مصدق حذف شود. این کار یعنی دوباره چاپ کردن آن سِکشِن که هزینه سنگین داشت و وقتگیر هم بود. طولی نکشید که از یک دائره دیگر به سردبیری تلفن شد که همه مطلب حذف شود زیراکه برای معترضین خیابانی خوراک! خواهد بود. هنوز کار حذف و تجدید چاپ آن سِکشِن بپایان نرسیده بود که از خود من تلفنی سئوال شد که هدف از نوشتن مطلب چه بوده و چرا برخلاف موارد دیگر [در ستون امروز در تاریخ]، از دو ـ سه جمله تجاوز کرده بود و ....
        مطلب تحریرشده را که به من بازگردانده شده بود نزد خود نگهداشتم تا روزی بازگو کنم.
        
    مُصَدّق

     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    انتشار یک مصاحبه که معلوم نشد چه کسی آن را ترجمه کرده بود، معمّای رفتن شاه و اصرار او به خارج شدن هویدا را پیچیده تر ساخته است
    ششم اردیبهشت 1358 (2 ماه و 14 روز پس از انقلاب) در صفحه آخر روزنامه اطلاعات مطلبی درباره مصاحبه شاه در «باهاماس» با نشریه آلمانی «دی وِلت Die Welt» چاپ شده بود که بر معمّای سکوت شاه در قبال تظاهرات یک ساله و تَرکِ کشور کردن او و تردیدها افزوده است ـ معمّایی که پس از گذشت 38 سال، هنوز از پیچیدگی آن کاسته نشده است و درست بمانند معمّای فروپاشی شوروی. گورباچف می توانست به گارد کرملین دستور دهد که یلتسین را هنگام ورود و اجبار او به قبول فروپاشی شوروی دستگیر کنند!، که نکرد.
        ترجمه دقیق و یا نادقیق مطلب «دی ولت» در میان اخبار بین الملل روزنامه درج شده بود که قاعدتا باید میز اخبار بین الملل که من دبیر آن بودم، آن را تهیه کرده باشد، ولی این میز تا انتشار روزنامه اطلاعات در آن روز، از آن مصاحبه اختصاصی شاه با «دی ولت به معنای جهان» خبر نداشت. روزنامه اطلاعات در آن زمان به علت نبود آگهی و تیراژ تقریبا میلیونی و نیاز به کاغذ، تنها در هشت صفحه چاپ می شد. کار انتشار «دی ولت» در سال 1947 (دو سال پس از خودکشی هیتلر) با کمک نظامیان انگلیسی ِ اشغال کننده آلمان آغاز شد و سه سال بعد ظاهرا استقلال یافت و بعدا به یک مؤسسه مطبوعاتی دیگر فروخته شد و بکار ادامه می دهد.
        شاه در این مصاحبه، به نقل از «دی ولت» که در دو ـ سه جای خبر، دولت [دِولت] چاپ شده بود، گفته بود که در 15 آبان 1357 (هفتم نوامبر 1978 و سه ماه و 7 روز پیش از سقوط سلطنت) و نیز در 25 دیماه آن سال (دو روز پیش از تَرک ایران) به هویدا [که 18 فروردین 1358اعدام شد] اصرار کردم که از کشور خارج شود تا آسیب نبیند. بار اول خودم به او گفتم که خارج شود و گفتم که هواپیمای اختصاصی خودرا در اختیارش می گذارم که برود ولی نپذیرفت. بار دوم به او پیغام فرستادم. سپهبد ازهاری نخست وزیر وقت وی و دهها مقام دیگر ازجمله سپهبد نصیری را با این تصوّر بازداشت کرده بود که مردم که از آنان ناراضی بودند آرام شوند که مؤثر واقع نشد. هویدا بار دوم پاسخ داده بود که کاری نکرده که بترسد و از کشور برود. به ازهاری گفته بودم که هویدا را بازداشت نکند، ولی بازداشت کرده بود [!].
        انتشار این مطلب [ترجمه از دی ولت]، برخلاف پیش بینی ها، بر تردید آن گروه از مردم که نسبت به سکوت طولانی شاه در طول انقلاب بویژه ماههای آخر آن و سپس خروج او از کشور دچار ابهام و سَردَرگُمی شده بودند افزوده بود و در این باره تلفن ها و حتی مراجعه به تحریریه روزنامه اطلاعات آغاز شد. تلفن ها به میز اخبار بین الملل وصل می شد و مراجعین نیز به این میز فرستاده می شدند. خلاصهِ پرسش های آنان که با من به عنوان دبیر میز در میان گذاشته می شد از این قرار بود:
        ـ اگر شاه در آبان ماه می دانست که سلطنت رفتنی است، چرا تا دیر نشده بود و فرصت داشت به خواست انقلابیون تسلیم نشده بود تا این همه برکناری، اعدام، مصادره و فرار از کشور صورت نگیرد؟.
        ـ در آبان ماه، هنوز شاه می توانست، همان کند که در خرداد 1342 کرده بود. اگر نگران خونریزی بود، می توانست اعدام های جاری [وقت] را حدس بزند و پیش بینی کند. او که خودرا عقل کُل می پنداشت باید تاریخ انقلابات و بعضا نتایج تخریبی آنها را می دانست و بر این پایه تصمیم می گرفت. چرا در آبان ماه کابینه را به ژنرالها سپرد ولی حکومت نظامی را بی اثر کرد که اویسی مجبور به کناره گیری شد؟. همه اش فشار خارجی به او بود. از همان شهریور 1320، او حرف شنو خارجی بود. چرا باید مراسم 2500 ساله تأسیس دولت مرکزی ایران با آن همه تبلیغات را برگزار می کرد که شرق و غرب نگران قدرت شدنِ ایران، به خطر افتادن منافع خود در منطقه و ... شوند؟.
        ـ چرا تَن به فرار داد. باید می ماند و .... انتظار مردم نیز همین بود؟.
        ـ چرا فقط برای هویدا پیغام می فرستاد، دهها تَن دیگر از مقامات قبلی حکومت او هم در پادگان جمشیدیه بازداشتِ صوری بودند که چون در بَند مانده بودند، بیشترشان ازجمله نیک پی، 22 بهمن به چنگ انقلابیون افتادند و اعدام شدند.
        ـ چرا باید اجازه مذاکره با فرماندهان ارتش را، به ژنرال هایزر آمریکایی می داد، مگر ایران حاکمیّت ملّی نداشت که خارجی این چنین علنی مداخله کند؟.
        ـ اگر در چند ماه اول، نظر و خواست راهپیمایان را که عمدتا خواهان دمکراسی (سلطنت کردن او نه حکومت کردنش) بودند پذیرفته بود به احتمال زیاد ناآرامی پایان می یافت.
        ـ چرا مردم را از بیماری سرطان خود آگاه نکرد تا کوتاه آیند و چرا شریف امامی را نخست وزیر کرد تا نفوذ لندن بازگشت کند، مردم متنفّر و خود او تحقیر شود؟. شریف امامی امتحان خودرا در سالهای 1339 و 1340 داده بود که نتیجه اش اعتصاب معلّمان بود.
        ـ چرا پسرش را بر جای خود ننشاند و کناره گیری نکرد؟.
        ـ اگر دنیای معلومات و تجربه بود، چرا امکان داد که پس از گران شدن نفت، عده ای معدود پولدار شوند و شکاف طبقاتی بیشتر شود، چرا ساواک را منحل و یا مدیریت آن را شورایی نکرد که خواست همه بود؟.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.



     

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com