Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
23 اكتبر
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 23 اكتبر
ایران
حكمران گرجستان و مسئله مالیات معوقه
حكمران گرجستان كه دو سال بود از پرداخت مالیات این سرزمین به خزانه ایران (دولت صفویان) تعلل كرده بود پس این كه شنید، شاه وقت صفوی سپاهی را از پایتخت روانه گرجستان كرده است در نامه ای كه به تاریخ 23 اكتبر 1580 میلادی به «میرزا سلمان» وزیر مربوط دولت صفوی نوشت آمادگی خود را برای تادیه مالیات معوقه اعلام داشت و از تاخیری كه حاصل شده بود پوزش خواست.
    این تاریخ (23 اکتبر 1580) پس از تطبیق تقویم ها توسط مورخان روس به دست داده شده است. گرجستان تا اوایل قرن نوزدهم وابسته به ایران بود.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
قرارداد مارس 1857 انگلستان با ایران و جداکردن هرات و مناطق اطراف آن منحوس تر از معاهده تركمن چای
هر استاد تاریخ معاصر ایران و هر نویسنده تاریخ عهد قاجاریه در بیانات و نوشته هایش از قرارداد چهارم مارس 1857 انگلستان با ایران كه در پاریس تنظیم و امضاء و در بغداد مبادله شد به عنوان نمونه بارزی از تحمیلات عصر استعمار (نوع قدیم آن) و منحوس تر از عهدنامه تركمن چای نام برده و از ایرانیان خواسته است كه آن را به دقّت بخوانند و از یاد نبرند تا تکرار نشود كه «ضعف» بدبختی بزرگی برایشان خواهد بود.
     سی ام مهرماه 1331 روزنامه های تهران به مناسبت قطع مناسبات ایران با انگلستان و بسته شدن ساختمان سفارت دولت لندن در خیابان فردوسی، برای دومین بار پس از 93 سال ـ به ماجرای نخستین قطع رابطه كه مربوط به لشكر كشی انگلستان به ایران و جدا كردن هرات و مناطق اطراف آن از پیكر ایران بود مشروحا اشاره كرده و متن قرارداد مورخ چهارم مارس 1857 دو كشور را به چاپ رسانده و از باب تهدید، یادآور شده بودند كه فصل هفتم این قرارداد كه منجر به جدایی هرات شد به دولت ایران این حق را داده است كه اگر از ناحیت افغانستان احساس خطر كند بتواند لشكر به افغانستان بكشد و منطقه خطر را متصرف و اصحاب خطر را تنبیه و مجازات كند. تنها در فصل هفتم از این قرارداد 15 فصلی چنین امتیازی به ایران داده شده بود و این كوتاه آمدن هم به این سبب بود كه سربازان ایرانی سریعا مناطق شرقی وطن خود (افغانستان امروز) را كه انگلیسی ها می خواستند برای جلوگیری از پیشروی روس ها به سوی آسیای جنوبی در اختیار گیرند تخلیه كنند. انگلیسی ها كه به منظور فشار وارد آوردن بر ایران، با دادن اعلان جنگ و لشکرکشی منطقه بوشهر، چند جزیره و مناطقی در خوزستان را تصرف كرده بودند نیروی زمینی كافی در هند نداشتند كه غرب افغانستان را هم از بدنه ایران جدا کنند. به علاوه، احتمال كمك نظامی روسیه هم به ایران می رفت.
    خواندن سایر فصول قرارداد پاریس دردآور است ازجمله اصل چهارم مبنی بر مجبور كردن ایران به عفو ایرانیانی كه در این جریانات از انگلیسی ها حمایت كرده بودند و ....
    سرزمینی که انگلیسی ها نام افغانستان بر آن نهاده اند نزدیک به 24 قرن بخش اصلی ایرانزمین بود و بسیاری از مردم آن لقب پارسیبان = پارسیوان داشتند. بیشتر قهرمانان و مبارزان کسب استقلال و حاکمیت ایران ازجمله یعقوب لیث از آن منطقه بودند و همچنین نخستین شعراء پارسی گو و نویسندگان. شهر هرات سال ها پایتخت ایران و حاکم نشین خراسان بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
عهدنامه رعایت بیطرفی و تأمین متقابل، میان ایران و شوروی ـ نگاهی به فروپاشی اتحاد شوروی
23 اكتبر 1927 (یکم آبان 1306) عهدنامه رعایت بی طرفی و تأمین متقابل كه میان تهران و مسكو امضاء شده بود مبادله شد. این عهدنامه هشتم مِهرماه همین سال میان دو دولت تنظیم شده بود كه پارلمان ایران با تصویب یك ماده واحده در 27 مِهرماه مبادله و اجرای آن را قانونی ساخته بود. تا كنون به لغو این عهدنامه كه دارای هشت فصل است اشاره نشده است.
     پس از فروپاشیِ اتحاد شوروی ـ اتحادیهِ 15 گانه که بر جای روسیه تزاری نشسته بود ـ بدون رفراندم سراسری که دومای روسیه ضمن مصوّبه ای آن را غیرقانونی خوانده است، روسیه فدراتیو متعهد به رعایت قرادادهای آن دولت شده (دولت روسیه سیالیستی ـ دولت اتحاد شوروی) شده است.
     اتحاد شوروی که برجای امپراتوریِ یکپارچه روسیه نشسته بود با این شرط به دست سه نفر و در پی یک ضیافت عَرَق خوری در جنگل، منحل شد که تبدیل به یک جامعه مشترک المنافع شود. انحلال شوروی که به تصمیم سه مقام ازجمله یک معتاد به الکل صورت گرفت مطابق تعاریف مربوط و استانداردها نبود یعنی که بدون برگزاری یک رفراندم سراسری صورت گرفت و نظر مردم جماهیریه در باره تبدیل وضعیت استعلام نشد که جای اعتراض به این نوع فروپاشی باقی است، بویژه که رفراندم جدایی کاتالونیا (منطقه ساحلی شمال شرقی اسپانیا و بارسلونا بزرگترین شهر آن) از اسپانیا که جز در یکی دو قرن اخیر حاکمیّت جداگانه داشته و نیز رفراندم کُردستان عراق با 93 درصد رای موافق، از سوی مادرید و بغداد غیرقانونی خوانده شده اند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مسئله تورّم پول در ایرانِ 1322و ایرانِ 1392 ـ استخدام اقتصاددان و کارشناس خارجی برای حل مسئله تورّم در دهه 1320 ـ تورّم 40درصدی شهریور1392
23 اكتبر 1943 (یکم آبان سال 1322) که ایران بمانند دهه 1390دچار تورّم پول (اصطلاحا کثرت نقدینگی) و در نتیجه گرانی اجناس شده بود، مجلس شورای ملی برای حل مسئله، با استخدام شماری اقتصاددان و ازجمله 60 كارشناس امور پول، مالیات و استخدام از آمریكا موافقت كرد. در آن زمان، تصوّر انتقال الکترونیکی پول و خرید و فروش از این طریق که با توسل به آن، حجم نقدینگی به چشم نیاید به ذهن هم نمی آمد که اینک (دهه دوم قرن 21) در برخی نقاط به آن عمل می شود که تاثیر آن ظاهری است.
    در آن زمان (پاییز 1322) استدلال شده بود كه مسائل مالی و اقتصادی ایران نتیجه بی تدبیری دولت و تأمین كسری بودجه از محل انتشار اسكناس جدید و نیز فشار متفقین که ایران را در اشغال نظامی داشتند به انتشار بیش از حد اسکناس جدید بوده است که از نظر علم اقتصاد، کار نادرستی است و حل آن به دست کارشناس ایرانی که امکان دارد تحت نفوذ دولت قرارگیرد امکان پذیر نیست. قرار شده بود که این کارشناسان در وزارت دارایی (مالیه) که بر امور مالی و اقتصادی ایران نظارت داشت مستقر شوند. جمع آوری اسکناس های اضافی (نقدینگی زائد، پول بدون پشتوانه در دوران استاندارد طلا که در آن زمان، پایه و ضابطه چاپ اسکناس بود) تنها با وضع مالیات های تازه و جمع آوری مالیات های عقب افتاده، واردات بر حسب فهرست مصوّب با توجه به نبود و یا کمبود و ناتوانی از تولید آن کالا در داخل و نیز قطع کامل ورود کالا از خارج به صورت قاچاق صورت خواهد گرفت و نیز اِمساک در پرداخت های دولت [صرفه جویی].
     از شهریور 1320 و اشغال نظامی ایران توسط نیروهای دولت لندن و دولت مسکو، و در نتیجه تضعیف دولت و ناامن شدن كشور، كار جمع آوری مالیات مختل شده بود و قوانین مالیاتی وقت که برپایه اوضاع سابق (دهه های 1300 و 1310) وضع شده بود، مطابق وضعیت روز نبودند و باید بازنگری و دوباره نویسی می شدند. [آمریکا در شهریور 1320 که ایران و آن هم در پی خیانت و خریداری شدن چند فرمانده نظامی، سیاستباز و دولتمرد اشغال نظامی شده بود هنوز گام به جنگ جهانی دوم نگذارده بود.].
     ایران از سال 1352 (1973 میلادی) و افزایش درآمد ارزی تا سال 1357 (سال انقلاب) نیز دچار تورّم پول شده بود که نتیجهِ سوء تدبیر و سیاست های خلاف منطقِ مقامات وقت بود. دولت وقت در آستانه افزایش درآمدِ حاصل از صادرات نفت، ریال را از استاندارد طلا خارج کرده بود تا دستش برای چاپ اسکناس باز باشد و با این کار، تورم ایجاد شده بود. مورّخان همین تورّم پول را که برشانه طبقه کم درآمد سنگینی و ایجاد خشم و ناخرسندی می کرد از علل انقلاب ایران بشمار آورده اند. «تاریخ ملل» نشان داده است که تورّم پول، فساد اداری و نفوذ طبقه خاص در یک جامعه از عوامل گسترش فاصله طبقات فقیر و غنی از هم بوده که با یک جرقه به قیام و انقلاب انجامیده است.
    خبرگزاری تَسنیم 14 اکتبر2013 (22 مهرماه 1392) گزارش کرده بود که ولی‌الله سیف رئیس بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران [که در تابستان 1397 از این سمت کنار رفت و معاون ارزی او بازداشت شد] ضمن اشاره به تورّم 40 درصدی پایان شهریورماه 1392 و تورّم 30.5 درصدی پایان سال 1391 گفته بود که پیش بینی می‌شود تا پایان سال [سال 1392] با توجه به برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته و برقراری انضباط در رابطه با کنترل نقدینگی، متوسط تورّم به حدود 36 درصد برسد.
    به گزارش تَسنیم، رئیس بانک مرکزی گفته بود که حجم نقدینگی (در مهرماه 1392) 500 هزار میلیارد تومان است (بود) که این رقم خیلی بالاست. رشد نقدینگی (اسکناس و چک بانک) در 6ماهه اول سال 1391 حدود 15.8 درصد بود. سیف همچنین از رشد اقتصادی منفی 5.8 درصدی در پایان سال 1391 خبر داده بود.
    رئیس کل بانک مرکزی [رئیس وقت] در رابطه با تورّم وقت گفته بود که به‌قول یکی از دوستان، «مسکن مِهر» از جیب ضعفاء ساخته شد، چراکه تورّم حاصل از اجرای این طرح ِ «48 هزار میلیارد تومانی» را مردم ضعیف [توده ها] تحمّل کرده اند. حجم نقدینگی باید 100 هزار میلیارد تومان باشد نه 500 هزار میلیارد تومان.

     ــ پرداخت یارانه به اتباع جمهوری اسلامی (پول جیبی و به گفتهِ برخی از سیاستمداران آمریکا، با هدف تداوم حمایت) که دولت دهم برقرار کرده است از عوامل افزایش نقدینگی (به جریان گذاردن اسکناس اضافی ـ توزیع آن در جامعه که گرانی و ... به دنبال دارد) و به عبارت دیگر تورّم پول بشمار می آید. معاون برنامه‌ریزی و نظارت رییس‌جمهور و سخنگوی دولت یازدهم بیستم مهرماه 1392 (12 اکتبر2013) گفته بود که دولت هر ماه تقریبا 3500 میلیارد تومان یارانه [کمک نقدی به اتباع] توزیع می‌کند که در پرداخت این یارانه نقدی، هرماه حدود یک هزار میلیارد تومان کسری دارد. [که برای تامین آن باید از بانک مرکزی ـ بانک ناشر اسکناس ـ قرض بگیرد].
     ــ طبق گزارش‌ صندوق بین‌المللی پول، میزان تورّم پول در ایران در سال 2013 بالاترین تورّم پول میان 188 کشور جهان بود. سال 2012 کشور بلاروس با تورّم 50 درصدی و بالاتر، این مقام را داشت که تورّم این کشور در سال 2013 با تلاش دولت و اجرای برنامه صرفه جویی ها (اصطلاحا؛ اقتصاد مقاومتی) و افزایش مالیات ها به 17 درصد کاهش یافته بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
داستان دوساله شدن دوره سنای ایران
23 اكتبر 1952 (یکم آبان 1331) در پی انتشار مقاله ای در روزنامه «باختر امروز» كه سناتورها (همان شخصیت های کهنسال قدیمی) مجری سیاست های انگلستان در ایران هستند كه نوعی خیانت است، مجلس شورای ملی با تصویب یك طرح فوری، دوره سنا را به دو سال تقلیل داد.
    سناتور ها برای اعتراض به این مصوّبه به بهارستان رفتند، ولی آنان را به مجلس شورای ملی راه ندادند.
    مجلسیان و احزاب برای جلوگیری از خودداری شاه از امضای مصوبه مجلس شورای ملی از مردم خواستند كه كمك كنند و مردم به خیابانها ریختند و شاه را تهدید كردند كه اگر مصوبه را امضاء نكند خواهان لغو سلطنت خواهند شد و شاه مصوبه را پنجم آبان (چهار روز بعد) امضاء كرد.
     این قانون نیز همانند سایر قوانین مصوّب ِ دوران حكومت دكتر مصدق، بعدا لغو شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ادامه محاكمه و اعدام افسران كمونیست ایران و خشم مردم، خشمی كه به عقده تبدیل شد و باقی ماند
23 اكتبر 1954 (یکم آبان سال 1333) چهار تَن از 11 افسر گروه سوم نظامیان كمونیست ایران به اعدام و هفت تَن دیگر به حبس ابد محكوم شدند. هیچكدام از آنان، نه از عمل خود ابراز پشیمانی و نه از شاه درخواست بخشودگی كرده بودند. آنان هم مانند افسران دسته اول و دسته دوم پیروی از یك مَكتَب سیاسی و یك نظریه اقتصادی ــ اجتماعی را كه بستگی به متمایل فرد و احتمالا ریشه در نهاد او دارد، تا این حد عملی مجرمانه ندانسته و گفته بودند كه «اقدام» می تواند جرم تلقی شود، نه صرفا «اندیشه». آنان در جریان براندازی 28 اَمُرداد با واحدهای خود به کمک مصدق نیامده بودند. سازمان نظامی حزب توده یکصد تا دویست افسر و عمدتا سرهنگ و سرگرد در ارتش، ژاندارمری و پلیس داشت. به علاوه، صدها نظامی هوادار (نه، عضوی رسمیِ دارای کارت حزب و شماره حزبی).
     روز بعد (دوم آبان) هم چهارمین دسته افسران كمونیست در پی محاكمه ای نسبتا كوتاه محكوم شدند. مجازات چهار تن از اعضای این دسته اعدام و دو تَن دیگر حبس دائم تعیین شده بود.
    هشتم آبان شش افسر و هفدهم آبان پنج افسر دیگر از محكومان گروههای دوم، سوم و چهارم تیرباران شدند كه سرهنگ جلالی، سرهنگ افشار بكشلو، سرهنگ جمشیدی و سرگرد وكیلی در میان آنان بودند. بیشتر افسران دستگیر شده در ساعات فراغت خود در سالهای 1331 و 1332در دبیرستان های دولتی كشور كه این دبیرستان ها به دلیل ضعف مالی دولت وقت (ناشی از محاصره اقتصادی) دچار كمبود دبیر شده بودند به رایگان تدریس كرده بودند.
     اعدام این افسران سبب شد كه مردم خشمی را كه نسبت به حزب توده داشتند كه چرا با این توان نظامی، كودتای 28 اَمُرداد را در هم نشكسته بود فراموش کنند و بیش از پیش ضد دولتی شدند. وجود فرمانداری نظامی و منع رفت و آمد شبانه و محدودیت اجتماعات و سانسور مطبوعات مانع هرگونه اقدام ملت بود و لذا خشم آنان را به عُقده تبدیل كرد و تا سال 1357 باقی ماند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سالروز تاسیس تلویزیون دولتی ایران و گسترش آن ـ قطع سانسور از اخبار رادیوتلویزیون با ایستادگی رضا قطبی که تحوّل بزرگی در ژورنالیسم ایران بود
رضا قطبی

یکشنبه شب ـ یکم آبان 1345 (مصادف با بیست و پنجم اکتبر 1966) نخستین فرستنده تلویزیون دولتی به نام شبكه ملّی آغاز بكار كرد (عنوانی در برابر تلویزیون غیردولتی آن زمان كه از 1337 فعالیت می كرد و حبیب ثابت متولّد 1901 در تهران و متوفّی در 20 فوریه 1990 در لُس آنجلس آن را تأسیس کرده بود). کار تلویزیون ملّی تا چهارشنبه چهارم آبان آن سال ـ زادروز محمدرضاشاه ـ جنبه آزمایشی داشت. مهندس رضا قطبی متولّد 1318 هجری خورشیدی و قبلا یک پان ایرانیست مدیریت تلویزیون ملّی را به دست داشت و مدیریت او بر این سازمان و ادغام همه رادیوـ تلویزیونهای کشور در 1350 (1971) در یک سازمان ملّی تا بیستم شهریور 1357 (سه روز پس از کشتار میدان ژاله به دست عوامل فرمانداری نظامی) ادامه داشت که در این روز کناره گیری کرد.
     رضا قطبی (متوفی در 1403) فارغ التحصیل مهندسی در فرانسه در سال 1345 با جذب ماهرترین روزنامه نگاران وقت از جمله «مصطفی قریب» موفق شد با پخش اخباری جامع و بدون سانسور دولتی و خود سانسوری، انبوه مخاطبان را به خود جلب كند و همین امر كمك به تصویب بودجه این سازمان مستقل در مجلس و بعدا قانون یكی شدن رادیو ـ تلویزیونهای ایران كرد كه اجرای آن در سال 1350 (1971) تكمیل و صدا وسیما با خبرگزاری مستقل خود به وجود آمد و در محل فعلی ــ جام جم ــ مستقر شد.
    پیش از تأسیس تلویزیون ملّی، اخبار رادیو دولتی و تلویزیون غیردولتی در چارچوب یک دستورالعمل دولتی تنظیم و پخش می شد و اخبار که در خبرگزاری پارس تنظیم می شد، پیش از پخش به اطلاع وزیر مربوط و یا معاون سیاسی او می رسید ـ تلفنی و یا حضوری. [عادت بر این شده بود که سردبیر وقت اخبار شبانگاهی و بامدادی را تلفنی برای آنان بخواند تا پس از گرفتن اُکِی به پخش دهد، بولتن شوند و برای رسانه ها ارسال. زیراکه وزیر و معاون در آن ساعات در خانه بودند].
     رضا قطبی که عمیقا دیدگاه ناسیونالیسی داشت، بدون اعتناء به خطوط قرمز ساواک، تصمیم گیری درباره اخبار را ـ جز اخبار مورد نظر شخص شاه ـ به سردبیران واگذار کرده بود که بر حسب اهمیتِ خبر، انتخاب و تنظیم ژورنالیستی کنند و مستقیما و بدون گرفتن اُکِی به پخش بدهند و تا آخرین لحظه کنارگیری (پس از 12 سال مدیریت) این سیاست خودرا که بارها مورد انتقاد ساواک قرار گرفته بود تَرک نکرد و از دست ساواک برای آسیب زدن به او (به سبب پسر دائی فرح پهلوی بودن) کاری بر نمی آمد. بدون سانسور شدن اخبار رادیوتلویزیون ملّی سبب شد که دو روزنامه بزرگ وقت و نیز روزنامه آیندگان در برابر سانسورهای ساواک دست به مقاومت بیشتری بزنند که تحوّل بزرگی بود.
     پس از ادغام رادیو دولتی و سایر رادیو تلویزیون ها با تلویزیون ملّی و ایجاد سازمان رادیوتلویزیون، تورج فرازمند سردبیر اسبق روزنامه اطلاعات و مفسر رادیو ایران مدیر اخبار رادیو شد که مرتضی اُخوّت معاونت اورا برعهده داشت، و ایرج گرگین مدیر اخبار تلویزیون. غلامحسین صالحیار سردبیر پیشین روزنامه اطلاعات و خبرگزاری پارس و اولین سردبیر آیندگان نیز برای سازمان رادیو ــ تلویزیون ملی، یك خبرگزاری مستقل حرفه ای به وجود آورد به نام «واحد مركزی خبر» که بعدا تغییر نام داده شده است. صالحیار بسیاری از ژورنالیست های حرفه ای کشور و دبیران میزهای روزنامه ها و خبرگزاری پارس را وارد کار خبر در سازمان رادیوتلویزیون ملی کرد.
    پس از کناره رضا قطبی، طولی نکشید که بسیاری از کارکنان اخبار سازمان رادیو تلویزیون ملّی دست از کار کشیدند و به اعصتاب 61 روزه ژورنالیست ها پیوستند. شاپور بختیار آخرین نخست وزیر نظام سلطنتی «مسعود برزین» روزنامه نگار بنام ایران را مدیر این سازمان کرد و برزین طرح شورایی شدن اداره «سازمان رادیوتلویزیون ملی» را و حتی بیشتر برنامه ها را تنظیم کرد که انقلاب پیروز شد. در جریان پیروزی انقلاب، کارکنان کمونیست رادیوتلویزیون آن را متصرف و چریک های فدائی خلق نگهبان آن شدند. این وضعیت بسیار موقّتی بود و آیت الله خمینی صادق قطب زاده را به مدیریت سازمان منصوب کرد و کار اخراج فله ای کارکنان آغاز شد.
    قانون اساسی جمهوری اسلامی اصل 175 خودرا به سازمان رادیو تلویزیون ملّی اختصاص و عزل و نصب رئیس آن را در دست مقام رهبری قرارداد و شورایی مرکب از نمایندگان سه قوه را ناظر مشترک بر این سازمان کرد. به این ترتیب، سازمان رادیوتلویزیون جمهوری اسلامی شخصیتی مستقل یافت. در بازنگری قانون اساسی و باز در اصل 175، تأکید شد که در این سازمان، آزادی انتشار مطالب طبق موازین اسلامی باید تأمین شود.
    
ايرج گرگين


    
تورج فرازمند


    
غلامحسین صالحیار در سالخوردگی


    
رضا قطبی و دکتر منوچهر آزمون معاون سیاسی و خبری وقت وزارت اطلاعات و جهانگردی (ارشاد). دکتر آزمون به رغم بودن نوه آیت الله شیخ فضل الله نوری، پس از انقلاب اعدام شد

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
گزارش روزنامه اطلاعات درباره تأسیس تلویزیون ملّی ایران
روزنامه اطلاعات آغاز بکار تلویزیون ملی ایران در یکم آبان 1345 را که در ساعات اوایل شب انجام شده بود در صفحه اول شماره 12114 خود ـ دوشنبه دوم آبان 1345 (26 اکتبر 1966) چنین گزارش کرده بود:
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
خواست کمپانی های نفتی غرب از شاه در اکتبر 1973 (آبان 1352) ـ مسائل ناشی از پول بادآورده نفت، انقلاب و تغییر نظام حکومتی
23 اكتبر 1973 (یکم آبان 1352) در پی تحریم و قطع صدور نفت ممالک عرب به كشورهای غرب، مدیران کمپانی های نفتی غرب به تهران وارد شدند تا از شاه بخواهند؛ تولید نفت ایران تا آن حد بالا رود كه كمبود شدید در بازارهای جهانی روی ندهد و بهای سوخت زیاد بالا نرود. آثار تحریم نفتی عرب سالهای بر اقتصاد غرب دیده می شد. ایران از جمله كشورهایی بود كه به تحریم نفت نپیوسته بود و با این عمل، هم پول فراوانی به دست آورد و هم دشمنان بیشتری. کشورهای عرب با هدف گرفتن انتقام از غرب که در جنگ مصر و اسرائیل از اسرائیل حمایت می کردند، صدور نفت به کشورهای عضو آن بلوک و نیز ژاپن را تحریم کرده بودند.
    برخی نوشته اند که همان پولِ بادآورده به تغییر نظام حکومتی ایران کمک کرد، زیرا که، اسراف و لوکس گرایی پدید آمد، پولدارها پولدارتر شدند و چون نرخ ارز به رغم تورم پول (ریال) ثابت مانده بود، برخی از افراد با فروش مستغلات خود که بهای آنها ظرف سه ـ چهار سال چند برابر شده بود دلارهای نفتی را خارج ساختند و یا لوکس گرا شدند که بر کینهِ طبقه بی پول افزود که دستش از آن پول کوتاه بود و به محض مشاهده جرقه انقلاب به آن پیوست و ....
     درآمد بی سابقه ایران از نفت در آن سال ها، فاصله فقیر و غنی در جامعه کشور را دفعتا چند برابر کرده بود و وقوع انقلاب قابل پیش بینی بود و نیاز به یک جرقه داشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ریشه های بیماری مزمن ایران از زبان دكتر علی امینی - مطلبی که باید دقیقا به آن توجه شود
علي اميني

علی امینی دیپلمات، سیاستمدار، وزیر و نخست وزیر پیشین كه 12 دسامبر 1992 در پاریس درگذشت و در جریان انقلاب باردیگر دست به فعالیت سیاسی زده بود در مصاحبه ای كه در لندن انتشار و سی ام مهر سال 1357 در روزنامه های تهران انعكاس یافت گفت كه تنها برحسب وظیفه ملّی و میهنی ریشه های بیماری مزمن وطن را عیان می كند تا مورد توجه قرار گیرد و درمان شود.
    وی سپس به تشریح این ریشه ها پرداخته و گفته بود: در ایران، ریشه بیماری باید كنده شود؛ نه عمل تسكین درد. در طول دهها سال گذشته به «ایرانِ بیمار» فقط داروی مسكن داده شد و درد باقی ماند. درد ایران با آزادی زندانیان سیاسی، افزایش دریافتی كارمندان دولت و دادن پایه و گروه تازه به آنان، لغو سانسور مطبوعات و انحلال اداره نگارش (بازبینی كتابها پیش از انتشار)، آزادی زیارت عتبات و ... درمان نمی شود. یك ریشه بیماری ایران در سازمانهای قضایی ناسالم این كشور نهفته است و این دستگاه از آغاز كار ناسالم بوده و تا اصلاح نشود نمی توان انتظار برقراری عدالت و امنیت اجتماعی و تامین رضایت عمومی در وطن را داشت. از یك قانون خوب، اگر دستگاه سالمی نباشد كه ناقض، و فرد بی اعتنا به آن را كیفر دهد و سركوب كند كاری ساخته نخواهد بود و همانا سطوری خواهد بود در یك كتاب در قفسه ای دربسته. ریشه دیگر این بیماری نداشتن دلسوز اقتصادی است. برای مثال: پس از افزایش درآمد ایران از نفت كه از سال 1352 هجری (1973 میلادی) آغاز شد و جنگ اعراب و اسرائیل و تحریم نفتی عرب باعث آن بود، به جای توجه به كشاورزی و صنایع مربوط به آن و خودكفا ساختن كشور از این بابت، آمدند به بذل و بخشش پرداختند و به ولخرجی دست زدند؛ فروش دلارهای نفتی را آزاد كردند، با هدف خودنمایی؛ به كشورهای دیگر وام دادند، بازپرداخت وام برخی كشورها را بخشیدند و به زندگی لوكس روی آوردند و شكاف میان فقیر و غنی را چنان عمیق و عیان ساختند كه طبقه محروم از درآمد نفت، بپا خاست و تا به نتیجه نرسد آرام هم نخواهد گرفت. وقتی كه به مسئولان گفتند چرا چنین می كنید، نفت كه یك محصول دائمی نیست پاسخ دادند كه كویت و عربستان هم چنین می كنند، ولی حساب نكردند كه جمعیت كویت یك پنجاهم ایران است. اگر مشكلی در صدور نفت ایران پیش آید، با این كشاورزی ناتوان نمی شود شكم مردم را سیر كرد. قطع واردات محصولات صنعتی را ده سال هم می شود تحمل كرد، ولی محصولات كشاورزی و خوراك مردم را به هیچوجه. به مسئولان گفتند كه درمعاملات سرمایه گذاری با خارجی بدانند كه اگر به منافع خارجی لطمه بخورد و تضمین ها عملی نشود بیم تحریم جهانی و بلوكه شدن همه سرمایه ایران وجود خواهد داشت كه توجه نكردند. ریشه سوم بیماری ایران «ساواك» است كه نتوانست مشكلات مردم را كشف و به موقع و بدون ملاحظات به گوش رئیس كشور، اعضای دولت و مجلس برساند و به آنان اخطار دهد تا برای رفعشان اقدام كنند. ساواك (دستگاه اطلاعاتی وقت) تنها برای جاسوسی بر ضد مردم و دادن گزارش راست و دروغ و افزودن بر حجم پرونده های محرمانه اشخاص كه جز مشكل سازی و دشمن تراشی دردی را درمان نمی كند به وجود نیامده است. وظیفه آن جمع آوری اطلاعات است، در درجه اول اطلاعات مربوط به مشكلات مردم، نارضایی ها، خواستها و ناخواستها و رساندن این اطلاعات به گوش مقامات مربوط است تا راه حل بیابند و پیش از این كه دیر شود مشكل را از میان بردارند. این سازمان (ساواك) با این كاركنان (که واجد شرایط لازم نیستند) و تشكیلات ناقص و نیز وابستگی اش به كابینه و نداشتن استقلال كامل در امور خود نمی تواند در جهت تشخیص بیماری و پیشنهاد تجویز دارو، موثر باشد. كار این سازمان در طول عمر خود شده است پرونده سازی و در نتیجه دردسرسازی برای مردم و دولت و ایجاد ناراضی و دشمن و دورساختن میهندوستان و دلسوزان وطن از خدمت. فساد اداری و انجام امور از راههای بوروكراتیك كه عمدتا از انتصابات غیر اصولی مدیران و روسای دوایر و توصیه بازیها ناشی می شود یك ریشه دیگر بیماری ایران است و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دو نامه سرگشاده حاوی راهکارهای اقتصاددانان ایران برای جلوگیری از بروز یک بحران اقتصادی در کشور که در پاییز 1397 انتشار یافتند
نیمه مهرماه 1397 (اکتبر 2018) پنجاه تَن از اقتصاددانان ایران در نامه ای سرگشاده با هدف خروج اقتصاد ایران از بحران پیشنهادهایی را مطرح کرده بودند. اینان نوشته بودند که اگر چاره جویی نشود ممکن است که با بروز یک فاجعه ملّی رو به رو شویم.
     38 تن از این اقتصاددانان قبلا و در نیمه اَمُرداد 1397 نامه تقریبا مشابهی را به دفتر رئیس جمهور فرستاده بودند.
    این اقتصاددانان در نامه اول خود، 20 راهکار پیشنهاد کرده بودند ازجمله پایان دادن به «رانت» و محدود کردن اقتصاد خصولتی (خصوصی ـ دولتی، مختلط) و بانک های وابسته به آن، پایان دادن به فساد اقتصادی و بوروکراسی، اصلاح مدیریت ها و وضعیت مالیاتی. آنان همچنین خواستار تغییر کُلّی در سیاست های وارداتی و عَرضه ارزها (پول های خارجی) شده بودند.
    اقتصاددانان در نامه دوم خود به بحران وقت نرخ ارزها و اثرات نامطلوب آن بر اقتصاد ایران و معیشت ایرانیان اشاره کرده و این رویدادها را «بازی خطرناک با نرخ ارزها» دانسته بودند که تداوم آن تبعاتی چون «تورم بالا و شاید 50 ـ 60 درصدی» و «رفتن نیمی از جمعیت به زیر خط فقر مطلق» خواهد داشت.
     اقتصاددانان در نامه دوم، 14 راهکار و بعضا متفاوت از 20 راهکار مندرج در نامه اول ارایه کرده بودند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
رییس پلیس تهران: افزایش «موبایل‌قاپی» به دلیل افزایش قیمت
ژنرال حسین رحیمی رییس پلیس تهران [رئیس وقت] بیستم مهرماه 1397 به خبرنگار ایلنا (یک خبرگزاری مستقر در تهران) گفت که به دلیل افزایش قیمت موبایل (سِلفون)، موبایل‌قاپی در ماه‌های اخیر افزایش داشته است.
    وی گفته بود: متاسفانه به دلیل مشکلات اقتصادی و افزایش قیمت موبایل مراجعات شهروندان درباره «موبایل‌قاپی» به پلیس افزایش یافته است و برای مقابله با موبایل‌قاپی چندین طرح برای دستگیری سارقان به اجرا درآمده و اقدامات دیگری در شرف اجرا است.
    ژنرال رحیمی خواسته بود که مردم هم مراقبت بیشتری در این زمینه داشته باشند. او در این مصاحبه گفته بود که در مورد ایجاد مزاحمت های اتومبیلی برای بانوان به این مزاحمین اخطار داده است که این قبیل مزاحمت ها عمدتا در خیابانهای شمال شهر و در ساعت های شب دیده شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
افزایش مسافرت ایرانیان در سال 1398 به ترکیه ـ تا این زمان، 268 هزار از طریق سرمایه گذاری، مجوّز اقامت در ترکیه گرفته بودند!
ایلنا ـ 30 مهرماه 1398ـ کُد خبر 825540: مسعود بنابیان رئیس کمیسیون صنعت و معدن اتاق بازرگانی تبریز در گفت‌وشنودی با خبرنگار ما [ایلنا] اظهارداشت که در ششماه نخست سال 1398، سفر ایرانیان به ترکیه افزایش 45 درصدی (نسبت به مدت مشابه سال پیش) داشت و پیش بینی می شود که این روند ادامه داشته باشد، زیراکه با دلارِ حدودا 11 هزارتومانی؛ تفریحات، اقامت و خرید بویژه پوشاک در آن کشور ارزان‌تر از ایران است. نیاز نداشتن به ویزای ورود به ترکیه یکی دیگر از جاذبه های این مسافرت است. به طور مثال؛ هزینه اقامت یک شب در یک هتل 5 ستاره در تهران 800 هزار تومان است، در صورتی‌که همین کلاس هتل در استانبول 250 هزار تومان است. امروزه، هزینه سفر به جزیره کیش با سفر به استانبول تقریبا برابر است. نرخ دلار آمریکا حدود 11 هزارتومان است ولی در بازارهای ما، اجناس عملا با دلار 18 هزار تومانی تعیین قیمت می‌شوند. همچنین برخی شایعات حاکی از این دارد که دولت ترکیه با هدف کسب درآمد ارزی، برای تشویق و ترغیب ایرانیان به مسافرت به آن کشور به آژانس‌های مسافرتی سوبسید می‌دهد.
    بنابیان در پاسخ به این پرسش خبرنگار که بحث خرید ملک و گرفتن اقامت تا چه اندازه بر روند این مسافرت ها تاثیر داشته است گفت: در یک سال و نیم اخیر که قانون دریافت اجازه اقامت در صورت خرید ملک در ترکیه به مبلغ حد اقل 250 هزار دلار و یا سپرده گذاری بانکی در حد یک میلیون دلار اجرایی شده است، نزدیک به 268 هزار نفر مجوّز اقامت ترکیه گرفته اند. این مجوّزِ اقامت شامل همه اعضای یک خانواده (زن و شوهر و فرزندان تحت تکفل) می شود. برپایه این محاسبه، در این مدت نزدیک به یک میلیارد و 500 میلیون دلار ارز از کشور خارج شده است. ولی کاهش اخیر ارزش برابری لیر ترکیه به همین اندازه به خریداران ایرانی ملک (خانه و ...) زیان وارد ساخته است. اقتصاد ترکیه با این درگیری ها، ثبات چندان ندارد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نظریه یک اقتصاددان ایرانی: در شرایط کنونی، خوب است که موقتا توافق لغو ویزای مسافرت ایرانیان به ترکیه و سایر کشورهای نزدیک تعلیق شود
دوم آبان 1401 این نامه از یک ایرانی مقیم اروپا که نوشته است در ایران، علوم اجتماعی و در اروپا [بدون ذکر نام کشور] اقتصاد خوانده و 22 سال است که در این رشته کار می کند دریافت شد. او نوشته است:
     "دو بار و در دو سال متوالی مطلبی را که در این تاریخ آنلاین به نقل از ایلنا [مطلب بالا] درباره افزایش مسافرت هموطنان به ترکیه و بدست آوردن مجوز اقامت از طریق سرمایه گذاری درج شده است خواندم و همچنین چند گزارش در سال های اخیر در رسانه های اروپا در زمینه گسترش خرید مسکن و محل کسب و کار توسط ایرانیان در ترکیه تا بتوانند مجوز اقامت بگیرند.
    تعجب کردم که چرا دولت اقدام و یا دست کم اظهار نظر نکرده است تا از خروج ارز و نیروی انسانی به این صورت جلوگیری شود. راه جلوگیری آسان است؛ موقتا تعلیق «لغو ویزای رفت و آمد با ترکیه». این حذف ویزا موضوعی است مربوط به زمانی که ایران و ترکیه از اعضای اتحادیه نظامی سنتو بودند. پدرم که کارمند وزارت دارایی و پس از بازنشستگی کارمند اطاق بازرگانی بود می گفت که همین حذف ویزای مسافرت به ترکیه و چند کشور دیگر، در سال های پیش از انقلاب باعث هدر رفتن میلیاردها دلار کشور و نیز دهها برابر شدن خرید اتومبیل کارکرده از آلمان و سوار شدن بر آنها و عبور از چند کشور ازجمله ترکیه و آوردن به ایران و ایران را تبدیل به گورستان اتومبیل شدن کرده بود. اتومبیل کارکرده نیاز پی در پی به تعمیر و پارت دارد که هزینه اش بیش از قیمت اتومبیل نو است. نباید فریب این کلک مطبوعاتی خارجی ها را خورد که ورود با گذرنامه ایران به بیشتر کشورها نیاز به گرفتن قبلی ویزا دارد. این ضعف نیست، قوت است. مشکل ویزاگیری و وقتگیری آن، از ولخرجی ها و مسائل دیگر جلوگیری می کند. بهتر است که در این شرایط، دولت دست کم موقتا توافق لغو ویزا میان ایران و کشورهای همسایه و نزدیک مثلا ترکیه و گرجستان را تعلیق کند.
    نظر پدرم در این باره مرا به فکر بررسی این موضوع انداخت و مطالعات یک ساله من این نتیجه را بدست داد که لغو و یا تعلیق ویزای رفت و آمد به سود کشورهای لغو و یا تعلیق کننده آن است، نه کشورهای طرف دیگر که سود اقتصادی، سیاسی و اجتماعی از برقرار بودن آن می برند و ترکیه دهها سال پس از انحلال سنتو به همین جهت، توافق لغو ویزا با ایران را حفظ کرده است. با ادامه نبودن ویزا، هرکس گمان خواهد کرد که راه حل مسئله شخصی اش خروج از کشور است ـ با پول با هدف سرمایه گذاری و یا بدون پول به قصد پناهجویی که به اعتبار جهانی وطنش آسیب می زند. نبود ویزا همچنین برخی از افراد را به فکر می اندازد که به جای استفاده از مرخصی در تفریح گاههای وطن، به خارج [کشورهای بدون ویزا] بروند و ارز کشور را خرج کنند و نیز این کار باعث دلخوری، حسادت و همچشمی دیگران می شود و ....
    این موضوع را که موضوع کوچکی نیست برایتان نوشتم، درج کنید تا شاید مجلس شورای اسلامی و دولت [قوه مجریه] بررسی کنند که اگر در این شرایط به سود جامعه [ملّت] باشد موقتا توافق لغو ویزا را تعلیق کنند تا ارزهای کشور بی جهت خارج نشود، ولخرجی در مسافرت به خارج صورت نگیرد و هرکس که مشکلی دارد به فکر مهاجرت از طریق ترکیه بر نیاید.".
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ادیان و روحانیون
با فتوای امام محمد غزالی
23 اكتبر سال 1086 «یوسف ابن تشفین» رهبر المرابطون (بربرهای مسلمانی كه مراكش، الجزایر، صحرای غربی تا مزر غنا را در تصرف و بر حكام اسلامی اندلوس نظارت فائقه داشتند)، به اسپانیا لشكر كشید و آلفونسو ششم پادشاه كاستیل را شكست داد.
    وی سپس با دریافت فتوا از روحانیون ارشد آن زمان ازجمله امام محمد غزالی توسی امیران مسلمان مناطق اسپانیا (اندلوس) را هم كه راه اشرافیت در پیش گرفته و زندگی لوكس و تشریفات سلطنتی برای خود ساخته بودند سركوب و بركنار كرد و بار دیگر پرتغال را به متصرفات اسلامی بازگردانید و لقب امیر المسلمین گرفت. وی كه از طوارق بود شهرِ مراكش را در كشور مغرب و شهر الجزیره را در الجزایر بنا نهاد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سینما
دیانا دورس
Diana Dors


    «دیانا دورسDiana Dors» بازیگر انگلیسی فیلم های سینمایی 23 اكتبر 1931 به نام «دیانا فلاك» به دنیا آمد و چهارم ماه می 1984 از بیماری سرطان درگذشت. زیبایی او که به اصرار مادرش وارد حرفه نمایش شده بود كمك كرد كه در این حرفه شهرت یابد. خودمانی رفتار كردن او در فیلم ها و به زبان عامیانه و گاهی به شوخی حرف زدنش سبب شد كه نتواند در هالیوودِ آمریكا باقی بماند و به انگلستان بازگشت.
     تولید كنندگان فیلم های سینمایی آمریكا در باره او گفته بودند كه دیانا كار بازی در فیلم را جدّی نمی گیرد و چون در آرزوی جایزه هنری نیست حس رقابت و انگیزه پیشرفت ندارد. ولی، كارگردانان انگلیسی خلاف این عقیده را داشتند.
     دیانا پس از خودكشی سومین شوهرش دچار اندوهی طولانی شده بود و با این كه چند سال با داشتن سرطان به كار هنری ادامه داد نتوانست بیش از 53 سال زندگی كند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسی
راهپیمایی وسیع زنان آمریکا در اکتبر 1915 برای به دست آوردن حق مشارکت در دمکراسی
23 اکتبر 1915 بیش از 25 تا 33 هزار زن آمریكایی كه درخواست به دست آوردن حق رای در انتخابات را داستند در خیابانهای نیویورك راهپیمایی كردند و شعار دادند. این، بزرگترین تظاهرات از این دست تا آن زمان بشمار آمده است. زنان آمریكا بالاخره پس از اصلاح قانون اساسی این كشور در 1920 تحت عنوان اصلاحیه 19 این حق را به دست آورده اند.
    
راهپيمايي سال 1915 زنان آمريكايي در نيويورك

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو ادبیات
زادروز مولف «لاروس»، مردی که بدون چشمداشت، به بشریت خدمت کرد
Pierre Larousse


    «پیر لاروس Pierre Larousse» زبان شناس و دائرة المعارف نویس معروف فرانسه و مولف لاروس 23 اكتبر سال 1817 به دنیا آمد. وفات او در سوم ژانویه سال 1875 و براثر سکته مغزی ناشی از کار زیاد اتفاق افتاد.
    لاروس که پدرش یک آهنگر بود از آموزگاری مدرسه آغاز کرده بود، ولی با برنامه های درسی وقت و محتوای کتاب های درسی و حتی روش تدریس آن زمان موافقت نداشت و لذا درصدد کمک به آموزش عمومی برآمد؛ از راه انتشار فرهنگ لغت و دائره المعارف شامل تمامی معلومات مورد نیاز بشر و تنظیم آن بر پایه ردیف بندی واژه ها (دیکسیونر) و به این کار همت گماشت و موفق شد که در تاریخ به عنوان یک خادم بشریت معرفی و توصیف شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برنده جایزه نوبل شدن بوریس پاسترناك ـ راه مبارزه و بازتاب ضعف ها با کتاب ـ انتقاد از سیاسی کاری داوران جوائز نوبل
Boris Pasternak
كمیته جوایز نوبل 23 اكتبر 1958 داستان دکتر ژیواگو Doctor Zhivago کار بوریس پاسترناك Boris Pasternak داستان نگار و شاعر یهودی روسیه و مترجم تالیفات گوته، شیلر، د لا بارکا و شکسپیر را برنده جایزه ادبی آن سال اعلام كرد. داستان «دكتر ژیواگو» اثر پاسترناك را قبلا از روسیه شوروی به شهر میلان ایتالیا قاچاق کرده و در اروپا و آمریكا به زبان انگلیسی چاپ و با تامین هزینه ترجمه و انتشار آن از سوی دولت های معیّن كه با شوروی رقابت داشتند در بسیاری از كشورها از جمله ایران توزیع كرده بودند. داستان دکتر ژیواگو در روسیه ممنوع الانتشار بود. قبلا چند داستان و ترجمه از پاسترناک انتشار یافته بود که «خواهر من» و «زندگانی» معروف تر هستند. ماجرای دکتر ژیواگو بازتاب بخشی از وضعیت دورانی از 1905 تا جنگ جهانی دوم است. ترجمه داستان دکتر ژیواگو در سال 1957 در اروپا و آمریکا انتشار یافته بود.
     با اعلام نام پاسترناك به عنوان برنده جایزه ادبی آن سال، صدای اعتراض از گوشه و كنار بلند شد كه انگیزه كمیته داوران، «سیاسی» بوده، نه ادبی و تحت فشار برخی قدرت ها به این اقدام زده است زیرا كه همین یك اثر از پاسترناك در خارج از شوروی انتشار یافته و [طبق مقررات جوائز] خود او هم درخواست بررسی تسلیم نكرده و حاضر به قبول جایزه هم نشده و داستان او جز انتقاد از یك روش معمول در شوروی از نظر ادبی به مراتب ضعیف تر از سایر آثاری است كه به كمیته داده شده بود.
     این اعتراض ها راه را برای انتقاد از کمیته جوائز نوبل بویژه جایزه صلح آن در سالهای بعد هموار ساخت، به گونه ای كه در حال حاضر به جوائز ملی و جوائز بعضی بنیادهای دیگر از جمله پولیتزر اهمیت بیشتری داده می شود؛ تا نوبل و سایر کشورها بویژه ملل غیر متعهد زیر فشارند تا به صورت گروهی جوایزی همتراز نوبل بنیاد نهند.
    با وجود این، داستان دکتر ژیواگو راهی را در جهان باز کرده است که ادامه دارد و آن روشنگری و انعکاس حقایق از طریق انتشار کتاب است. نویسنده کتاب، ملاحظات روزنامه ها و رادیوتلویزیونها را ندارد زیراکه مستقل عمل می کند و مدیر و سهامدار و ... ندارد. کار پاسترناک را سولژنیتسین نویسنده دیگر شوروی دنبال کرد. به باور تاریخنگاران، کار این دو نویسنده در فروپاشیده شدن نظام شوروی تاثیر داشت. از آن پس دولتها می کوشند که حتی الامکان نویسنده ناراضی نداشته باشند. با پیدایش «ای بو ک ها = کتابهای الکترونیک» و تبلت ها (تابلت) های خواندن کتاب از راه دور، مخاطبان کتاب رو به افزایش هستند.
    پاسترناک که دهم فوریه 1890 در مسکو به دنیا آمده بود و مادرش یک هنرمند بود سی ام ماه می 1960 از بیماری سرطان ریه درگذشت. وی به رغم انتقاد از نظام کمونیستی شوروی، تا پایان عمر در کوی نویسندگان روسیه زندگی می کرد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای تاریخ‌نگاری
به دانش «تاریخنگاری» خیانت نكرد و اعدام شد!
«بان كو» مورخ چینی كه با كمك پدر و خواهرش تاریخ سلسله منقرض شده «هان» را جمع آوری كرده بود 23 اكتبر سال 92 میلادی در پی یك محاكمه كوتاه اعدام شد.
     وی متهم شده بود كه با بزرگ كردن بیش از واقع دودمان «هان» خواسته است به طور غیر مستقیم دودمان سلطنتی تازه را بد جلوه دهد و تحقیر كند.
     از «بان كو» خواسته شده بود كه برای رفع اتهام وارده به خود، كتابی هم در باره پادشاه تازه چین بنویسد كه «بان كو» این پیشنهاد را رد كرده و گفته بود كه رویدادهای جاری به دلیل مشخص نبودن نتایج نهایی آنها و دشوار بودن كشف علل و انگیزه وقوعشان «تاریخ» محسوب نمی شوند و مورخان آینده باید در باره آنها بنویسند نه مورخان هم عصر. مورخان هم عصر می توانند برای آیندگان یادداشت بگذارند.
     این استدلال علمی او نیز از سوی پادشاه حمل بر تنفر «بان كو» از خود شد و دستور محاكمه اش را به اتهام انزجار از حاكمیت و دشمنی و تحقیر آن و سرپیچی از اراده سلطان وقت صادر كرد و پس از صدور حكم، دستور اجرای فوری آن را داد. «بان كو» اعدام شد، ولی «تاریخ سلسله هان» نوشته او باقی مانده و نام وی را زنده نگهداشته است. تاریخ سلسله «هان» نوشته «بان كو» یكی از كامل ترین تواریخ عهد باستان است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
زادروز یک روزنامه نگار پُرکار ایران ـ مدیر و سردبیر روزنامه آنلاین «ساعت 24» ـ نظرات «جنان صفت» در حرفه روزنامه نگاری
Journalist M. S. Jenan Safat
امروز زادروز محمدصادق جنان صفت روزنامه نگار پُرکار معاصر ایران است که یکم آبان 1335 (23 اکتبر 1956) در تهران به دنیا آمده و درست در زادروز خود، در سال 1371 (23 اکتبر 1992) کار روزنامه نگاری را آغاز کرده است. وی که در رشته «اقتصادِ نظری» از دانشگاه فارغ التحصیل شده است پس از دیدن یک دوره روزنامه نگاری با تخصّص در اقتصادی نویسی بکار قلم پرداخته است. جنان صفت از آن دسته از روزنامه نگارانی بود که از سوی غلامحسین کرباسچی مؤسس «روزنامه همشهری» برای کار در این روزنامه [در آن زمان] در شرف تاسیس دستچین شده بودند.
    جنان صفت یکم آبان 1371 در روزنامه همشهری، گام به اطاق خبر گذارد و همچنانکه خواست او بود عضو میز گروه اقتصادی شد. جنان صفت که کار در همشهری را از شماره صِفر این روزنامه آغاز کرده بود 13 سال در آنجا و در همان میز اقتصادی قلم زد بگونه ای که نام او مترادف با گروه اقتصادی شده بود. وی با این تفکر که اقتصاد قوه محرّکه و عامل تحولات و روند تاریخ است در اندک مدتی در ردیف اقتصادی نویس های ایران قرار و در این زمینه طرف مشورت بوده است.
    جنان صفت در عین حال طرّاح گروه اقتصادی (بیزینس دِسک) روزنامه جامعه به سردبیری ماشاءالله شمس الواعظین بود و تا توقیف این روزنامه اصلاح طلب در آنجاهم در سمت معاون گروه اقتصادی فعالیت داشت. در روزنامه های خرداد و فتح دبیر گروه (میز) اقتصادی بود. در سال 1378در به راه اندازی روزنامه «هم میهن» به محمود صدری (سردبیر دور اول این روزنامهِ بسیار معتبر و معروف) کمک کرد و تا توقیف این روزنامه متعلق به غلامحسین کرباسچی، عضو شورای سردبیری آن بود. در سال 1385 محمود صدری سردبیر روزنامه کارگزاران، جنان صفت را به این روزنامه دعوت و عضو شورای سردبیری کرد. جنان صفت در روزنامه آزاد نیز دبیر خبر بود.
    جنان صفت همزنان با فعالیت قلمی در چند روزنامه، در سال 1383 روزنامه «جهان صنعت» را به کمک ناشر آن راه اندازی کرد و یک سال سردبیر آن بود. وی از شهریورماه 1388 سردبیر مجله «صنعت و توسعه» به مدیریت دکتر اسحق جهانگیری شد.
    جنان صفتِ پُرکار و عاشق حرفه روزنامه نگاری همزمان با فعالیت در آن همه نشریه، در مهرماه 1381 برای راه اندازی روزنامه «دنیای اقتصاد» دعوت شد و کمک بسیار کرد و عضو شورای سردبیری این روزنامه شد.
    ایجاد صفحه های «اقتصاد سیاسی» در روزنامه پُرپرستیژ «هم میهن» و «اندیشه اقتصادی» در روزنامه «دنیای اقتصاد» از ابتکارات ژورنالیستی جنان صفت است که روزنامه های دیگر از آن اقتباس کرده اند.
    با این تجربه طولانی، نظرات جنان صفت درباره حرفه روزنامه نگاری و روزنامه های تهران حائز اهمیت است. وی نگران انحصار آگهی های دولتی و شرکت های وابسته به دولت است که نشریات غیر دولتی را در مضیقه مالی قرار می دهد. او می گوید که نبود تداوم آموزش روزنامه نگاری به خبرنگاران [آموزش ضمن کار] به کُلّی نویسی روزنامه ها منجر شده است حال آنکه مخاطب جزئیات را می خواهد ـ کلیّات را از خبرگزاری ها و وبسایت ها به دست می آورد. اصلاح و نوسازی امرِ توزیع نشریات باید در اولویّت باشد و سرلوحه برنامه های وزارت ارشاد قرارگیرد. در کشورهای پیشرفته، توزیع مجله ها عمدتا در سوپر مارکت ها و دراگ استورها صورت می گیرد و این قبیل فروشگاهها تا جایگاهِ ویژه فروش مجله اختصاص ندهند پروانه کار دریافت نمی کنند. فروش مجله در کیوسک ها جاگیر است و در کمتر کشوری دیده شده است. جنان صفت همچنین موافق حمایت مالی مستقیم دولت به نشریات نیست و کمکی به بهبود محتوا نمی کند. او می گوید که دادن نشریه یک کسب و کار است و اگر محتوا و محصول مرغوب نباشد خریدار (مخاطب) نخواهد داشت و مجبور به توقف انتشار و یا ارتقاء محتوا می شود و این یک اصل اقتصادی است. وی با روش رسانه های کشورهای صنعتی که برخی اخبار واصله را به صورت آگهی بدون شماره چاپ می کنند مخالفت ندارد. این نوع آگهی که در ایرانِ پیش از انقلاب نیز مرسوم بود به «خبر پولی» معروف است. در این کشورها، اخبار ارسالی کم مخاطب که دهنده خبر از انتشار آن متنفع می شود باید پولی باشد.
    جنان صفت با توجه به آنلاین خوان شدن مخاطبان، چند سال است که یک روزنامه آنلاین خبری ـ تحلیلی به نام ساعت 24(saat24.news) دایر کرده است. این آنلاین تقریبا همه اخبار روز را پوشش می دهد و یک آنلاین خبری تحلیلی بزرگ به زبان فارسی است (تلفن 44077839 تهران).
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سریع ترین کاریکاتوریست ایران ـ اهمیت کاریکاتور ـ کانادا اقامتگاه اهل قلم
جمال رحمتي

یکم آبان 1351 (13 اکتبر 1972) زادروز جمال رحمتی از کاریکاتوریست های معاصر ایران است. کاریکاتورهای او عمدتا خبری و بعضا سیاسی در بسیاری از روزنامه های تهران چاپ شده است. خریدار کاریکاتورهای رحمتی عمدتا روزنامه های اصطلاحا «اصلاح طلب» تهران بوده اند؛ از جمله هم میهن، جامعه، نشاط و ... . کاریکاتورهای رحمتی از سال 1390 (2011 میلادی) وسیعا در روزنامه اعتماد چاپ شده اند. دکتر بهروز بهزادی سردبیر اعتماد و چند سردبیر دیگر متفقا گفته اند که رحمتی سریع ترین کاریکاتوریست ایران امروز است و پس از دریافت سوژه حتی می تواند ظرف چند دقیقه کاریکاتور مورد نظر را ترسیم کند. در قرن 21، کاریکاتور (طنز تصویری ـ ابراز نظر از این طریق) یکی از بخشهای پُر مخاطب روزنامه ها است. کتاب های منحصرا کاریکاتور (کاریکاتور به جای نوشته) در دهه های اخیر تیراژ میلیونی داشته اند.
    جمال رحمتی را در ردیف احمد سخاورز و نیک آهنگ کوثر (هر دو مقیم کشور کانادا) و ... به شمار می آورند. کانادا تنها کشور جهان است که روزنامه نگار، نویسنده و هنرمند بودن را در ردیف شرایط مهاجرت قرار داده و برآورد شده است که این کشور در آینده ای نزدیک اقامتگاه روشنفکران و نویسندگان جهان خواهد بود. کنفدراسیون کانادا که از نظر وسعت دومین کشور جهان (پس از فدراسیون روسیه) است همچنین تنها کشور به معنای واقعی کلمه «چندین فرهنگی» جهان بشمار آورده شده است.
جمال رحمتي قبلا اين کاريکاتور را از مؤلف اين تاريخ آنلاين (نوشيروان کيهاني زاده) به مناسبت نقل يکي از مطالب تاريخ در روزنامه کشيده بود

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
قتل شش روزنامه نگار در یك شهر روسیه؛ روزنامه نگارانی که برضد غارت اموال عمومی نوشته بودند!
والری ایوانف
اکتبر 2015 از قتل «والری ایوانف Valery Ivanov» روزنامه نگار روس و ناشر «تولیاتی ریویو» 13 سال گذشت. او تنها قربانی اوضاع پس از فروپاشی شوروی و تنها روزنامه نگاری نبود كه در شهر صنعتی و مركز كارخانه های اتومبیلسازی منطقه ولگا به دست مافیای روس كشته شده بود. در شهر تولیاتی كه تا مسكو صدها كیلو متر فاصله دارد و به نام دبیر كل پیشین حزب كمونیست ایتالیا تجدید نام شده است از سال 1995 تا 2002 شش روزنامه نگار جان خود را بر سر افشاگری فساد گذارده بودند ـ فسادی كه زاییده ادغام سیاست، كسب و كار، و مافیا در روسیهِ پس از انحلال شوروی بود. از سال 2000 تا 2003 در روسیه 13 روزنامه نگار منتقد این اوضاع جان خود را از دست دادند. هدف از ترور آنان عمدتا این بود كه نه تنها سد راه ادامه فساد نباشند، بلكه روزنامه نگار دیگری پیدا نشود كه مثلا بنویسد: شماری در روسیه اموال عمومی را كه محصول 70 سال سوسیالیسم، و متعلق به همه مردم اند دارند غارت می كنند و با ثروتی كه به هم زده اند وزیر و وكیل و ... تعیین می كنند و به این وسیله باقی می مانند و مابقی روس ها را بمانند دوران «سِرفدُم» استثمار می كنند.
    سطور بالا خلاصه ای بود از آن چه كه 17 اكتبر 2003 بر سر گور «والری ایوانف» به مناسبت یکمین سالگرد قتل وی بیان شد و روزنامه ها از جمله نیویورك تایمز به آن اشاره داشتند. قتل ایوانف، آخرین ترور روزنامه نگاران اینوستیگیتیو روسیه که از 1991 آغاز شده است نبود. طبق برخی آمار شمار این ترورها به دهها مورد رسیده است. روزنامه نگار حرفه ای، یک خادم وطن و بشریت خوانده شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
انفجارهای انتحاریِ همزمانِ قرارگاههای نظامیان آمریکایی و فرانسوی در بیروت که 299 کشته، تلفات داشت ـ آغاز دوران انفجارهای انتحاری
قرارگاه نظامیان اعزامی رونالد ریگن رئیس جمهوری وقت آمریكا به لبنان که در منطقه فرودگاه بیروت واقع بود ساعت 6 و 20 بامداد 23 اكتبر 1983 منفجر شد و بر اثر فروریختن این ساختمانِ چهار طبقه، 241 نظامی و عمدتا مورین (Marines کماندو دریا بُرد) كشته شدند. در آن سپیده دم، راننده یك وانت مرسدس بنز پُر از مواد منفجره با عبور از ورودی قرارگاه و کوبیدن خودرو خود به محل «لابی» ساختمان، این انفجار را به وجود آورده بود. این وانت نسبتا بزرگ علاوه بر راننده، یک سرنشین دیگر هم داشت. برآورد شده است که این مواد، قدرت انفجاری برابر با شش هزار کیلوگرم «تی ان تی» داشت.
    دو دقیقه پس از این رویداد، انفجار مشابهی در قرارگاه نظامیان اعزامی فرانسه در گوشه دیگری از شهر بیروت روی داد كه باعث مرگ 58 تن شد. این دو رویداد باعث شد که رونالد ریگن تصمیم به انتقال نظامیان آمریکایی به ناوهای این کشور بگیرد که در آبهای لبنان متوقف بودند.
     مورخان نوشته اند که با این دو رویداد، جهان وارد دوران انفجارهای انتحاری شده است و بنابراین، رویدادهای 23 اکتبر 1983 بیروت فصل تازه ای از مبارزه خشونت آمیز را در تاریخ عمومی بازکرده است ـ فصلی که هر روز مطلب و عکس تازه ای بر آن افزوده می شود.
    به نوشته مورخان، قدرت انفجاری موادی که در وانت حمل می شد برابر 6 هزار کیلو گرم «تی ان تی» بود. راننده این وانت پس از عبور از بلوکهای سیمانی، و سیمهای خاردار آن را به ساختمان قرارگاه نظامیان آمریکایی کوبیده بود. در آن لحظه، تنها خلبان یک هلی کوپتر آمریکایی شاهد این صحنه بود و از بالا، حرکت وانت را به گرد ساختمان و پارکینگ آن دنبال می کرد.
ساختمان قرارگاه پس از انفجار به اين صورت درآمده بود

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
معمار پشت پرده سیاست سختگیرانه آمریكا در چند دهه، و فروپاشی شوروی از درون
Paul H.Nitze

«پال نیتسهPaul H. Nitze» یكی از معماران سیاست سختگیرانه آمریكا نسبت به شوروی و كشورهای رقیب و غیر دوست 19 اكتبر 2004 در 97 سالگی درگذشت. وی دهها سال بدون این كه «رسما» سمتی داشته باشد در حد یك وزیر و مشاور ارشد به هشت رئیس جمهوری آمریكا در تنظیم و اداره سیاست خارجی این كشور كمك كرد و در حقیقت گرداننده امور در پشت صحنه، و مردی بسیار متنفذ و موثر بود كه می كوشید كمتر در انظار دیده و در مصاحبه ها شنیده شود. گفته شده است وی بود كه در نیمه قرن بیستم موضوع ایجاد «اطاق فكر = اندیشکده» و نیز «نشست مشترك كارشناسان و استادان» هر رشته را در جوار دفتر رئیس كشور و هر مدیر ارشد دیگر مطرح ساخت كه پذیرفته شده و اینك در برخی از كشورها مورد توجه است.
    پال گفته بود كه درباره این اطاق ها و نشست ها نباید تبلیغ شود، باید تا حدی نامرئی باشند تا اعضایشان تحت نفوذ صاحبان منافع قرار نگیرند و تلقین نشوند.
     «نیتسه» آلمانی تبار انستیتوهای مطالعات استراتژیك و تحقیقات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی پیشرفته متعدد ازجمله مدرسه مطالعات بین المللی پیشرفتهِ دانشگاه جانز هاپكینز را تاسیس كرده است كه برای آمریكا مطالعه و تفكر كنند و پیشنهاد دهند. انستیتوی فارین پالیسی (سیاست خارجی) نیز از موسساتی است كه او آن را به وجود آورده است.
    نیتسه بود كه كارتر را مجبور به خروج از قرارداد سالت ـ 2 كرد. وی از ماجرای ورود نیروهای شوروی به افغانستان استفاده كرد و به كارتر توصیه كرد كه آن را بهانه قرار دهد و از سالت 2 خارج شود. نیتسه عقیده داشت كه قراردادهایی نظیر سالت باعث خواهند شد كه هزینه نظامی مسكو كاهش یابد و سران كرملین به مسائل داخلی و رفاه توجه كنند و نظام سوسیالیستی شوروی تثبیت شود و در جهان الگو قرار گیرد. ریگن بیش از سایر سران آمریكا از نیتسه حرف شنوی داشت. وی به ریگن گفته بود كه قرارداد خارج ساختن موشكهای بُرد متوسط دو كشور از اروپای مركزی به سود آمریكاست و اورا ترغیب به امضای چنین موافقتنامه ای با شوروی كرده بود.
    نیتسه از سال 1950 كار برنامه ریزی برای محاصره شوروی را آغاز كرده بود. توصیه او این بود كه شوروی از درون باید فرو بپاشد زیرا در صورت وقوع جنگ، جهان از میان خواهد رفت و در یك جنگ اتمی چیزی باقی نخواهد ماند و سیاست فروپاشی شوروی از درون كه طراح آن «نیتسه» بود در اواخر سال 1991 به همان نتیجه ای رسید كه او مراحل آن را در نظر گرفته بود.
     نیتسه در دهه 1970 پیش بینی كرده بود كه به مرور زمان از میزان تعصب رهبران شوروی به كمونیسم كاسته خواسته خواهد شد و حاضر به قربانی كردن برخی از اصول آن در هر سازشی خواهند شد. لذا فعلا باید كاری كرد كه از پرداختن به تامین رفاه مردم بازمانند و متوجه امور فرعی و وقت گیر و بی نتیجه شوند. رفاه مردم از میزان ناراضیان داخلی خواهد کاست و امیدی به فروپاشی از درون باقی نخواهد گذارد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
چنی و رامسفلد سیاست خارجی دولت جورج بوش را برنامه ریزی می کردند، نَه خود او
Lawrence Wilkerson

به گزارش 22 اكتبر 2005 آژانس فرانس پرس، لارنس ویلكرسونL. Wilkerson (یك سرهنگ بازنشسته) و رئیس دفتر ژنرال پاول در طول تصدی وزارت امور خارجه آمریكا در آخرین جلسه فاروم سیاست خارجی كه در محل بنیاد آمریكای نوین تشكیل شده بود گفته بود كه جورج دبلیو بوش به جزئیات سیاست خارجی توجه ندارد [نداشت] و رامسفلد [وزیر دفاع وقت] و چنی [معاون بوش] رئوس سیاست خارجی آمریكا را بر پایه منافع اصحاب سرمایه و كمپانی های این كشور تنظیم می كنند [می کردند] و تصرف عراق محصول كار این كانون دو نفره است [بود]. نگاه این دو (رامسفلد و چنی] به كره شمالی و ایران هم به همین گونه است [بود].
    ویلكرسون 16 سال از همكاران نزدیك ژنرال پاول بود. از اظهارات ویلكرسون چنین نتیجه گرفته شده است كه بانو رایس وزیر امور خارجه (در دور دوم ریاست جمهوری جورج دبلیو بوش) نقشی عمده در برنامه ریزی سیاست خارجی آمریكا نداشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
«پلیم گیت» ـ دو مقام کاخ سفید متهم شدند که با نقض قانون، یک بانوی عضو عملیات محرمانه «سیا» را لو داده بودند
Valerie Plame در کنگره آمريکا به پرسشهاي قانونگزاران پاسخ مي دهد


    22 اكتبر 2005 در حالی كه «لویس لیبیLibbY»، یك مقام دیگر كاخ سفید واشنگتن متهم به «لو دادن» والری پلیم Valerie Plameجاسوسه سیا شده بود، شبكه های تلویزیونی آمریكا برای نخستین بار عكس این بانو را پخش كردند. در آن زمان «لویس لیبی» رئیس دفتر دیك چنی معاون رئیس جمهوری آمریكابود. قبل از او، «كارل رو» از مشاوران جورج بوش متهم به افشاء نام «والری پلیم» شده بود.
     طبق پرونده ای كه در دستگاه قضایی آمریكا در دست بررسی بود و دو روزنامه نگار و دو مقام ارشد كاخ سفید تحت تعقیب قرار گرفته بودند، در پی تكذیب اتهام خرید اورانیوم از سوی صدام حسین از کشور نیژر توسط جوزف ویلسون شوهر والری كه یك دیپلمات وزارت امور خارجه آمریكا بود و مامور رسیدگی به آن معامله احتمالی شده بود، مقامات كاخ سفید از راه انتقام گیری از او، نام و شغل زنش ـ والری را به عنوان یک مدیر عملیات محرمانه سیا فاش ساخته بودند كه به همین صورت در روزنامه ها انتشار یافته بود. افشای نام مأمور اطلاعاتی آمریکا از سوی هرمقام، طبق قانون تاسیس «سیا» عملی غیر قانونی بوده است.
    رسیدگی در این زمینه كه به «پلیم گیت» معروف شده است، با وجود محکومیت یافتن «لویس لیبی» و از دست دادن مقام خود ادامه یافت.
     جورج دبلیو بوش رئیس جمهوری وقت آمریکا با استفاده از اختیارات قانونی خود مجازات «لیبی» را تخفیف داد که باعث انتقادهای متعدد شد. اصحاب نظر بر این عقیده بودند که بعدا و در زمان مقتضی حقایق بیشتری در این زمینه منتشر خواهد شد؛ مخصوصا که گمان می رود که بانو والری قضیه را دنبال کند، زیرا که با افشاء نام و سمت، وی شغل خود را از دست داده و از این بابت دچار زیان شده است.
    بانو والری که به کنگره آمریکا برای ادای توضیح احضار شده بود گفته بود که به مدت 5 سال بر عملیات محرمانه سیا در عراق نظارت داشت، ولی کار او ارتباط به ماموریت شوهرش نداشته و نباید قربانی حقیقت گویی شوهرش می شد که گزارش کرده بود؛ معامله اورانیوم میان عراق و نیژر صورت نگرفته است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
یك نمونه از ترس آمریكایی ها از آنفلوآنزای مرغی در اکتبر 2005
Luisa Conlan


    اخبار مربوط به گسترش آنفلوآنزای مرغی در اروپا و آمریكای لاتین كه منشا آن آسیا بود، در نیمه دوم اكتبر 2005 باعث نگرانی آمریكاییان از این بابت شده بود.
    22 اكتبر 2005 شبكه «سی بی اس» در اخبار مشروح خود گفت كه وجود آنفلوآنزای مرغی در كرواسی و انگلستان هم تایید و در آمریكای لاتین مرزهای پنج كشور منطقهِ «آندز» بسته شده بود. در انگلستان این بیماری در طوطی هایی كه از آمریكای لاتین وارد شده بودند مشاهده شده و در كرواسی لاشهِ شماری قویِ مهاجر كه از این بیماری مرده بودند به دست آمده بود.
    در آن زمان، ترس آمریكایی ها از این بیماری به قدری بود كه فروش و خوردن مرغ را به حداقل رسانیده و هركس با یك عطسه گمان می بُرد كه به آنفلوآنزای مرغی دچار شده است.
    این شبكه تلویزیونی سپس با Luisa Conlan لوئیسا كانلن (عكس بالا) كه به فرانسه سفر كرده و در بازگشت به آمریكا دچار علائم سرماخوردگی شده و نیمه شب از ترس ابتلاء به آنفلوآنزای مرغی و انتقال این بیماری (H5N1) از فرانسه به آمریكا، به اورژانس بیمارستان رفته بود مصاحبه كرد. پزشكان بیمارستان كه نخست این موضوع را به مركز پیشگیری از بیماری های واگیر گزارش كرده بودند بعدا اعلام داشتند كه بیماری بانو لوئیسا سرماخوردگی عادی بود ولی نگرانی او، امری قابل درک بوده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاریخ از نگاهی به تصویر
بخشی از صفحات اول روزنامه اطلاعات شماره های یکم آبان 1357، 1347 و 1337 ـ که روایت از وضعیت روز می کنند

    شماره یکم آبان 1357 (سال انقلاب):
    
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
بخشی از بالای صفحه اول روزنامه اطلاعات ـ شماره یکم آبان 1347

    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
صفحه اول روزنامه اطلاعات ـ شماره یکم آبان 1337

    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 23 اكتبر
  • 1021:   سلطان محمود غزنوی تصرف كشمیر را تكمیل كرد. وی قبلا مناطق غربی هندوستان (پاكستان امروز) را تصرف كرده بود.
        
        
  • 1945:   (دوم آبان 1324) در این روز مجلس شورای ملّی تمایل خود را به نخست وزیر شدن ابراهیم حکیمی (حکیم الملک) ابراز داشت که همان روز، فرمان نخست وزیری وی صادر شد. ایران در آن زمان، حکومت پارلمانی داشت و انتخاب رئیس دولت (رئیس قوه مجریه) از اختیارات پارلمان بود. سه روز پیش از ابراز تمایل مجلس به نخست وزیرشدن حکیمی، محسن صدر (صدرالاشراف) از نخست وزیری کناره گیری کرده بود.
        
        
  • 1950:  


    دکتر محمدحسین لقمان ادهم پایه گذار آموزش پزشکی نوین در ایران و نخستین رئیس دانشکده پزشکی تهران در 71 سالگی در این شهر درگذشت. دولت بپاس خدمات او به کشور، بیمارستان سیصد تختخوابی خود واقع در جنوب باغشاه (پادگان حرّ ) ـ خیابان مخصوص را به نام او «بیمارستان لقمان الدوله» نامگذاری کرد. دکتر لقمان ادهم در 1258 هجری خورشیدی در تبریز به دنیا آمده بود و در فرانسه پزشکی خوانده بود.
        
        
  • 1944:   ارتش سرخ (ارتش شوروی) در تعقیب نیروهای آلمان در این روز وارد مجارستان شد.
        
        
  • 1952:   در پی تصویب کاهش دوره سنای ایران از 4 سال به 2 در مجلس شورای ملّی، در این روز سناتورها به صورت گروهی عازم مجلس در بهارستان شدند تا بخواهند مصوّبه را مشمول دوره های بعدی سنا کند، نَه دوره جاری و استدلال کنند که «قانون عطف بماسبق نمی شود» و دوره جاری سنا را نمی تواند شامل شود که آنان را به ساختمان مجلس راه ندادند. سناتورها به خانه «نظام مافی» رفتند و در آنجا اعلامیه امضاء کردند که باید دوره جاری خود را تمام کنند، ولی مجلس و دولت مصدق نپذیرفتند و مجلس یک مصوّبه دیگر صادر کرد که آن دوره سنا هم مشمول مصوّبه قبلی است و شاه وادار به امضای آن شد و آن دوره سنا منحل گردید. روز بعد (سوم آبان 1331) روزنامه های هوادار دولت ازجمله روزنامه باختر امروز سناتورهای وقت را مُشتی قدیمی و عامل انگلیس خواندند.
        
        
  • 1954:   چهار دولت فاتح جنگ جهانی دوم موافقت كردند كه به حالت اشغال نظامی آلمان پایان دهند و با حفظ نیروهای خود در دو قسمت آلمان در امور دو آلمان مداخله نكنند. نیروهای نظامی آمریکا، انگلستان و فرانسه بعدا به نام «ناتو» در آلمان غربی و نظامیان شوروی تحت نام پیمان ورشو در آلمان شرقی ماندگار شدند که پس از فروپاشی شوروی و تامین وحدت آلمان، نظامیان روسیه به تصمیم یلتسین از آلمان خارج شدند که بزرگترین باخت روسیه خوانده شده بود اما نیروهای نظامی آمریکا همچنان در آنجا مانده اند!.
        
        
  • 1955:   اکثریت مردم سارلند Saarland که پس از جنگ جهانی دوم در کنترل فرانسه قرار گرفته بود در یک رفراندم رای به الحاق به آلمان دادند. این منطقه آلمانی یک بار هم بدست ناپلئون از آلمان جدا شده بود و باردیگر طبق قراردادهای پایان جنگ جهانی اول.
        
        
  • 1956:   برخی از مجارستانی ها بر ضد استالینیسم و ادامه استقرار نیروهای شوروی در آن کشور ــ نه سوسیالیسم ــ بپاخاستند. این قیام كه از سی ام اكتبر با ورود تانك های شوروی به خیابانها سركوب شد در پی مخالفت شوروی با عقاید «ایمر ناگی» نخست وزیر مجارستان كه دَم از «دمكراسیِ سوسیالیستی» زده بود آغاز شد. سران شوروی «دمكراسی سوسیالیستی» را یك میان بُر به سوی كاپیتالیسم خوانده بودند. این واقعه همزمان با بحران آبراه سوئز روی داده بود.
    گوشه از تظاهرات مجارستاني ها در شهر بوداپِست در اين روز


        
  • 1956:   برای نخستین بار به جای فیلم، شبكه های تلویزیونی آمریكا كاسِت ویدیویی مغناطیسی برای تهیه برنامه های خود بكار بردند.
        
        
  • 2004:   در سن دیاگو (جنوب كالیفرنیا) تنی چند از افراد خانواده نظامیان به شبكه سی بی اس گفتند كه دریافتی ماهانه نظامیان كافی نیست و متوسط آن با این گرانی ها یكهزار و یكصد دلار است و بعضی اوقات آنان مجبور می شوند از «فود لاكِر» های پایگاه، مواد غذایی رایگان دریافت دارند.
        
        
  • 2011:   یک زمین لرزه شدید، 582 را در منطقه وان در جنوب شرقی ترکیه کشت و صدها تن دیگر را مجروخ ساخت.
        
        
  • کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    تاریخ در امروز (23 اکتبر = یکم آبان) به قلم مولف این تاریخ آنلاین مندرج در صفخه ششم روزنامه اطلاعات - یکم آبان 1357


     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
    نامه به مولف
    یک مخاطب که در پاییز 1397 از ایران دیده کرده بود؛ قیمت ها دو ـ سه برابر، پسته کیلویی 180 هزار تومان و بلیت آمد و رفت به آمریکا 14 میلیون تومان
  •   نامه ای که درج آن در زیر آمده است نهم اکتبر 2018 = 17 مِهر 1397 به دفتر دو رسانه فارسی زبان در لس آنجلس ارسال شده بود که نسخه ای از آن نیز از طریق پُست، 22 اکتبر به دبیرخانه «تاریخ آنلاین ایرانیان» واصل شد که چند پاراگراف از آن در اینجا عینا نقل می شود:
        
        "یک بانوی بازنشسته دولت ایران هستم که از چهار سال پیش در خانه دخترم در کالیفرنیا زندگی می کنم. دریافتی من از دولت ایران بابت بازنشستگی، با اضافات امسال، سالانه حدود 27 میلیون تومان است. تا 3 ـ 4 ماه پیش، این پول هزینه بنزین، دارو، سلمانی، لباس و خُرده خرجی های مرا در آمریکا کفاف می کرد. مَسکن، خورد و خوراک را دخترم تأمین می کند. هر سال یک بار به ایران می روم و تا امسال، هر سال با 5 ـ 6 هزار دلار بر می گشتم. ولی امسال وضعیت خاصی دیدم. این وضعیت را ظاهرا از زمان اجرای مرحله اول تحریم ها [تحریم های آمریکا] برقرار کرده اند. بعضی می گویند که سیاست دولت است و از فرصت استفاده کرده [است]. 15 شهریور 97 [1397] رفتم [به ایران رفتم] و 15 مهر برگشتم. قیمت ها جز بنزین دو ـ سه برابر شده است و کار مردم شده است امساک. می گویند دولت قیمت بنزین را که برایش بیشتر تمام می شود ثابت نگهداشته تا اعتراض اتومبیلی نشود. بلیت رفت و برگشت آمریکا که قبلا سه میلیون و دویست ـ سیصد هزار تومان بود شده است 14 میلیون تومان و به همین نسبت بلیت پروازهای داخله و من نتوانستم جز به نوشهر و قزوین به جای دیگر بروم، با اتوبوس. پسته که سال گذشته هر کیلو 40 تا 50 هزار تومان بود شده است هرکیلو 180 تا 200 هزار تومان. قیمت خانه، یک و نیم تا دو برابر شده و خریدار نیست و به همین نسبت اجاره ها. از من بابت کرایه تاکسی از فرودگاه امام تا خانه خواهرم در خیابان نواب شمالی 110 هزار تومان گرفتند که قبلا خیلی کمتر بود. این گرانی مردم را خسیس هم کرده است. هرکس که پول داشته سکه طلا و اتومبیل و امثال آنها خریده و یا ثبت نام کرده تا بخرد به امید اینکه روزی گران شود و یا ارزش پولشان کم نشود. می گویند که تورم از 20 درصد بالاتر است. مردم به بانک ها اعتماد چندان ندارند. به نوشهر به دیدن یک فامیل رفتم گفت که مردم از نقاط دیگر کشور آمده و اینجا و در نقاط ساحلی دیگر آپارتمان می خرند تا پولشان ارزش خودرا از دست ندهد. گفتم مگر نمی دانند که در سال های 1354 تا 1356 هم آمدند و خریدند و پس از انقلاب، محلی ها آنها را از دستشان گرفتند و تصاحب کردند. بروند در شهر خودشان بخرند. در هرجا که مهمان بودم، در هر نقطه تلویزیون ماهواره ای نگاه می کردند. اسم بی بی سی را گذاشته اند تلویزیون ... و نگاه نمی کنند. تلویزیون صدای آمریکا و رادیو فردا را که توأمان هستند زیاد دوست ندارند و می گویند که بخش نگاهی به مطبوعات ایران را باید حذف کند که تبلیغ برای دولت است. اخبار مطبوعات تهران همه اش بازی است و درست نمی نویسند و یا متعلق به دولت هستند و یا نمایندگان مجلس و اصحاب قدرت. صدای آمریکا باید این بخش را از برنامه های خود حذف کند. ... . روزنامه های تهران که مردم فقط تیترهایشان را می بینند که روی پیاده رو قرار داده می شوند. درست یادم نیست، روز یکشنبه و یا دوشنبه هفته اول مهر بود که تیتر زده بودند دلار [که قبلا 16 ـ 17 هزار تومان شده بود] درهم شکست، فرو پاشید و .... به خیابان فردوسی دویدم تا با بقیه پولم چند صد دلار بخرم، که دیدم از ارزان شدن ارزها خبری نبود. نه می خریدند و نه می فروختند. عده ای جمع شده بودند که مصنوعا شلوغی را نشان دهند و شاید هم مامور ... بودند. 4 ساعت بالا و پایین رفتم تا از یک صرافی، ششصد دلار و هر دلار 15 هزار و هفتصد تومان خریدم و با همین مختصر پول به آمریکا برگشتم. عوارض خروج برای بار اول در هرسال شده است 240 هزار تومان و برای دفعات بعدی بیشتر. در بانک بودم که مشتریان به یکدیگر می گفتند حواس ات به جیب و کیف ات پس از خارج شدن از بانک باشد، موتوری ها [موتوسیکلت سوارها] قاپ می زنند، قاپ زنها زیاد شده اند و .... اتفاقا از بانک که بیرون آمدم، در پیاده رو یک موتوری موبایل خانمی را که داشت با آن تلفنی صحبت می کرد قاپید و دررفت. چون پولی در بساط نداشتم از دوست خواهر زاده ام خواستم با اتومبیلش مرا به فرودگاه برساند. در فرودگاه همه چیز آرام بود و برخلاف گذشته از جمعیت زیاد و صف خبری نبود.




  •  

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com