Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
19 ژوئن
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 19 ژوئن
ایران
ورود برادران شِرلی به قزوین و سرآغاز نفود و مداخله انگلستان در ایران، جنگ عثمانی (سُنّی) و صفویه (شیعه)، گسترش استعمار، تغییرات جغرافیایی و ...



    Anthony Shirley و Robert Shirley (انتونی و رابرت شِرلی ـ دو برادر انگلیسی) 19 ژوئن سال 1598 میلادی (29 خرداد در 419 سال پیش) در شهر قزوین ـ پایتخت وقت ایران ـ با شاه عباس یکم (1629– 1578) دیدار كردند كه به نوشته مورّخان، با این دیدار نفوذ و سپس مداخله انگستان در امور ایران آغاز شده است كه ایرانیان خاطرات بسیار بدی از این مداخلات و نتایج آن دارند. این دو برادر با 14 انگلیسی دیگر سیزدهم ژوئن آن سال وارد قزوین شده و درخواست ملاقات با شاه عباس را كرده بودند كه پس از شش روز انتظار به آن موفق شدند. انگلستان که با پیروزی بر اسپانیا در جنگ دریایی سال 1588، قدرت برتر اروپا شده بود و دوران اصطلاحا «گُلدن ایج ـ الیزابتیَن» خودرا آغاز کرده بود با هدفهای استعماری که لازمه رسیدن به آنها در آسیا نفوذ در ایران و میخکوب کردن عثمانی در جای خود بود، فرستادن گروه شرلی زیر نام گردشگر به ایران را راه مقدماتی رسیدن به این هدف ها تشخیص داده بود. الیزابت یکم که پس از 45 سال پادشاهی در 28 مارس 1603 درگذشت پادشاه انگلستان بود. دولت لندن پیش از شاه عباس یکم هم (و در زمان شاه طهماسب یکم) درصدد نفوذ درایران بر آمده بود، ولی موفق نشده بود و شاه طهماسب فرستاده دولت لندن را که از مسیر روسیه آمده بود با نشان دادن تعصبّات مذهبی خاص خود، با بی اعتنایی بازگردانده بود.
     شاه عباس كه قصد عقب راندن عثمانی را از مرزهای غربی ایران، بازگرداندن سرزمین های ازدست رفته و اخراج پرتغالی ها را از خلیج فارس و نیز تاسیس یك ارتش ملّی و مدرن و خلاص كردن دولت از دست قزلباش (قشون ایلات و عشایر) را داشت، در ژوئن 1598 از پیشنهادهای برادران شِرلی که با همراهان خود یک گروه را تشکیل می دادند به مستشار شدن در زمینه های نظامی، دیپلماسی و تجارت خارجی استقبال کرد. گروه شرلی در باطن مأموریت داشت که دشمنی شاه عباس را با عثمانی (شیعه بر ضد سُنّی) به اوج برساند تا کمکی به دولت های مسیحی اروپا شود که نگران توسعه طلبی عثمانی در غرب بودند و همچنین اورا مصمم به اخراج پرتغالی ها از خلیج فارس کند (تا راه ورود انگلیسی ها به این منطقهِ ناظر بر هندوستان هموار شود)، به این ترتیب ماموریت برادران شرلی در حقیقت استعماری و با هدف نفوذ و مداخله بود. گروه شرلی ارتش ایران را به سَبک انگلستان نوسازی کرد تا به قول برخی از مورّخان مشرق زمین، به نیابت از اروپاییان با عثمانی بجنگد و اروپاییان با خیال آسوده به استعمار آسیا و آفریقا بپردازند.
    انتونی (برادر بزرگتر) پس از انجام ماموریت و نیز سفرهای دیپلماتیک از جانب شاه عباس در اروپا، مدتی هم در سوریه (لِوانت ـ شام) اقامت کرد و نوشت که این سرزمین (سوریه) که در طول عُمر، همواره میدان درگیری قدرت های شرق و غرب بوده می تواند یک جای پای خوب برای اروپاییان (غرب) در آسیای غربی باشد و نباید از آن چشم بپوشند ـ سرزمینی است سرنوشت ساز. انتونی دیگر به ایران بازنگشت.
     رابرت شرلی و گروه او در ایران به نوسازی ارتش و (در اجرای مأموریت خود) تلقین به شاه عباس ادامه دادند. گروه شرلی به سَبک انگلیسی برای ایران توپخانه و نیز واحد غیر منظم (میلیشیا) به وجود آورد و .... رابرت در فوریه 1608 (بهمن ماه) در ایران زن گرفت ـ دختر اسماعیل خان برادر زن شاه عباس و از درباریان وقت را. اسماعیل خان اصالتا از قفقاز شمال غربی بود که این منطقه در آن زمان و تا جنگ های روسیه با ایران در دهه های اول قرن نوزدهم بخشی از قلمرو ایران بود. رابرت ـ متولّد 1581 میلادی پس از سه دیدار دیپلماتیک از جانب شاه عباس از اروپا، 13 جولای 1628 (تیرماه) در قزوین درگذشت ولی بعدا زنش معروف به لِیدی شِرلی پس از رفتن به اروپا و اقامت در رَم، نبش قبر کرد و جسد را به این شهر (رُم) بُرد و در آنجا دفن کرد تا هر روز از گور شوهر دیدن کند و اشک بریزد. رابرت در یک مأموریت اروپایی، در لندن با جیمز اول پادشاه وقت [جانشین الیزابت یکم که انگلستان از زمان جیمز یکم، بریتانیای کبیر خوانده شد] دیدار کرد و نتایج اقامت گروه خود در ایران را به طور کامل و عمیق به او گزارش کرد و میان لندن و اصفهان روابط کامل دیپلماتیک برقرار شد و Dodmore Cotton به عنوان نخستین سفیر دولت لندن به ایران آمد و در یک مأموریت دیپلماتیک اروپایی هم رابرت شِرلی را همراه بود!.
    رابرت علاوه بر انتونی (1635 – 1565) برادر دیگری به نام Thomas Shirley (1634 – 1564) داشت که توماس چند دوره هم از اعضای مجلس نمایندگان (اصطلاحا؛ مجلس عوام) انگلستان بود. هر سه برادر ـ متولّد ساسِکس انگلستان و از بزرگ زادگان این کشور از پادشاه کشور خود لقب «سِرSir» گرفته بودند. انتونی که در دانشگاه تحصیل کرده بود و هدفش از سفر به ایران تحریک شاه صفوی بر ضد عثمانی بود که سلاطین آن خود را خلیفه اسلام می خواندند و نیز نفوذ دولت لندن در دربار ایران و بسطِ تجارت. برای تداوم جنگ با عثمانی، تقویت ارتش ایران و مدرنیزه کردن آن لازم و ضروری تشخیص داده شده بود. انتونی به قدری شاه عباس را تحت تأثیر گفته های خود قرار داده بود که از او لقب «میرزا = امیرزاده» گرفته بود. انتونی تجربه نظامی داشت و در لشکرکشی های اروپایی انگلستان شرکت کرده بود.
    شاه عباس پس از چندبار شنیدن اظهارات توأم با اصرار و تلقین های انتونی مبنی بر داشتن رابطه و اتحاد با دولت های اروپایی (نوعی اتحاد برضد عثمانی)، او را از جانب خود به مأموریت دیپلماتیک به اروپا ازجمله روسیه وقت فرستاده بود که این کار را بعدا برادرش رابرت دنبال کرد. [شرح کارهای انتونی در رساله The True Report of Sir Anthony Shirley,s Journey و نیز تألیف خود او؛ «روابط و مسافرت به پرژیا ـ ایران» آمده است. یادداشت های انتونی شِرلی در این زمینه در کتابخانه ای در آکسفورد نگهداری می شود. انتونی پس از انجام آخرین دیدار دیپلماتیک و سفر به سوریه (لِوانت)، دیگر به ایران بازنگشت.
     میانجی گری در تنظیم قرارداد تركمنچای به سود روسیه، سازش و معامله با مسکو در قطع نفوذ و اقتدار ایران در نواحی تاجیک نشین منطقه فرارود و دادن این مناطق به روسیه، جدا كردن افغانستان و سرانجام منطقه هرات و نواحی تاجیک نشین از ایران، سلطه بر خلیج فارس، امضای قرارداد سال 1907 سن پترزبورگ با روسیه و تقسیم ایران به دو منطقه نفوذ میان آن دو دولت (طرفین قرارداد) و تأسیس واحد نظامی انگلیسی «اس. پی. آر. S. P. R» در منطقه نفوذ انگلستان در ایران، جداکردن قطعه بزرگی از بلوچستان و ضمیمه کردن آن به هندوستان خود و تحریک بلوچ های باقی مانده به ضدیت با دولت تهران و بعضا دستبرد و غارت مناطق مجاور ـ استان کرمان، تحمیل قراردادهای متعدد و گرفتن امتیازهای فراوان از جمله نفت و نشر اسكناس، آوردن و بردن دولت ها و اشخاص و خریدن بسیاری از مقامات، رجال و ناشران روزنامه ها با دادن پول و وعده و حمایت ـ چند نمونه از مداخلات انگلستان در ایران از دهه دوم قرن نوزدهم بوده است و اینک به صورتی دیگر ازجمله تلقین سیاسی به سایر دولت ها و نیز از طریق بی بی سی که اِعمال این سیاست اینک بوسیله بی بی سی و به باور لاروش ـ رئیس حزب فدرالیست آمریکا ـ از طریق تلقین و دادن خط به سران واشنگتن و اتحادیه اروپا و شیوخ و امیران عرب ادامه دارد. با دیدار از وبسایت بی بی سی به زبان فارسی ـ صرف نظر از کدام روز ـ می شود پی بُرد که دولت لندن از کدام اشخاص، سیاست ها و برنامه ها حمایت و زمینه سازی و تلقین می کند.
     353 سال بعد از ورود گروه شرلی به قزوین، در19 ژوئن = 29 خرداد (مصادف با همان روز ورود گروه شرلی به قزوین)، ایرانیان در یك مورد موفق به نجات خود از دست انگلستان شدند. در این روز (29 خرداد) در سال 1330 هجری خورشیدی خَلع یَد از انگلستان در نفت ایران به عمل آمد و یک روز بعد (سی ام خرداد 1330) دكتر محمد مصدق رئیس دولت گزارش آن را به مجلس داد و پایان یك تجاوز استعماری دهها ساله به حقوق ایرانیان را اعلام داشت و خواست كه گزارش تصویب شود. این گزارش تنها با مخالفت یك نماینده به تصویب رسید [که این طَرد انگلیسی ها از ایران، دو سال و اندی بیشتر طول نکشید].
     از تحولات دهه یکم قرن 21 و تا به امروز در عراق و افغانستان (و سراسر آسیای غربی و آسیای جنوبی) چنین بر می آید که انگلیسی ها در قبال منطقه، هنوز در همان اندیشه ها و سیاست های قدیمی خود هستند. در مارس 2003 در حمله نظامی به عراق مشاركت كردند، اما تنها در منطقه بصره مستقر شدند كه نبض منطقه نفت است و ... ـ بصره 14 قرن پیش و پس از افتادن ایران به دست عرب ساخته شد تا از آنجا بر ایران نظارت شود. مشارکت در استقرار نظامی در افغانستان و «خط دادن ها» درباره آن هم دنباله همان سیاست های قدیمی لندن است. استقرار غرب (ناتو) در افغانستان که چندی پس از خروج نیروهای نظامی دولت مسکو از آنجا صورت گرفته است مآلا احتمال معارضه روسیه، هند و نیز رژیم پکن (3 قدرت در حال طلوع) با آن قدرت را افزایش داده است که اصحاب نظر اقدام رژیم پکن در گرفتن تسهیلات بندری در «کوادر» پاکستان را که ناظر بر شرق اقیانوس هند و ازجمله دریای عُمان و خلیج فارس است نخستین زمینه برای این درگیری می دانند. پکن با دریافت این تسهیلات از پاکستان به همان راهی پای گذارده است که پرتغالی ها 5 قرن پیش به آن وارد شده بودند. پاکستان که در 1947 از بطن هندوستان به وجود آمده اینک با مشکلات متعدد رو به رو است بویژه مسئله پشتون ها (پختون ها = پاتان ها) که انگلیسی ها به دلایلی با ترسیم مرز دورَند (تلفظ محلی؛ دوراند) آنان را از پشتون های افغانستان جدا کردند. همچنین درگیری سنّی با شیعه و مسیحیان. در جریان استقرار روس ها در افغانستان در دهه 1980، آمریکا و سعودی در منطقه سی میلیونی پشتون نشین پاکستان دسته مسلح ضد روس ایجاد کردند که طالبان بعدا از میان آنها برخاستند و ماجرای القاعده پیشامد کرد. طبق بیشتر پیش بینی ها، ناآرامی در منطقه پشتون نشین پاکستان ادامه خواهد داشت که در صورت تشدید، احتمال تجزیه پاکستان از این ناحیت هم وجود خواهد داشت. پشتون ها پارسی تبار هستند.
    
تصویری از شاه عباس یکم


    
تصویری از بانوی قفقازی ـ ایرانی رابرت شرلی که در ایتالیا ترسیم شده است


    
تصوير «Robert Shirley» كه دستاري به سبك قزلباش بر سر نهاده است!


    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ایجاد نیروی هوایی ایران ـ چگونگی ایجاد این نیرو و نیروی دریایی نوین ایران
دولت وقت ایران، با شعار دفاع از آسمان وطن 29 خرداد 1303 (19 ژوئن 1924میلادی) ده افسر جوان (وابسته به نیروی زمینی) را برای فراگرفتن فنون خلبانی در آموزشگاههای شوروی روانه مسكو كرد. در بازگشت این عده به وطن، نیروی هوایی ایران با آرم «بلند آسمان جایگاه من است» به وجود آمد و آسمان ایران دارای دفاع شد. نخستین هواپیمای نیروی هوایی ایران پنجم اسفند 1304 در آسمان شهر تهران ظاهر شد و نمایش پرواز داد. تهرانی ها برای تماشای آن به پشت بامها رفته بودند. این نیرو در شهریور 1320 بدون توجه به بخشنامه سرلشكر نخجوان كه خود افسر نیروی هوایی بود، تا آخرین قطره بنزین از آسمان كشور دفاع كرد و برای خود تاریخ ساخت.
     دولت ایران در دهه 1930 هم مخفیانه گروهی از افسران نیروی زمینی وطن را به ایتالیا فرستاده بود تا فنون نیروی دریایی فراگیرند. این افسران سپس با ناوهایی که از ایتالیای موسولینی خریداری شده بود از طریق دماغه امید نیک (جنوب آفریقا) به گونه ای که انگلیسی متوجه نشوند که آبراه سوئز را در کنترل داشتند خودرا به آبهای خلیج فارس رسانیدند و پایگاههای نیروهای انگلیسی را در چند نقطه ازجمله «باسعیدو» درهم کوبیدند و برچیدند. همین امر باعث ایجاد کینه در دل انگلیسی ها شد و در شهریور 1320 با توسل به خدعه، با کشتن بسیاری از افسران و غرق و یا تصرف کشتی ها، این ناوگان را عملا منحل کردند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اتهام رشوه از دیدگاه انقلابیون ایران و اینک ... ـ زمانی که سفر رفتن خبرنگار با وزیر، رشوه بشمار می آمد! ـ ماجرای تریاک خوردن مترجمِ متهم شده
21 ژوئن 1979 (خرداد 1358) و 4 ماه و 8 روز پس از انقلاب و زمانی که نزاع میان گروههای انقلاب کننده بر سر کسب قدرت و اختیارات داشت وسعت و شدّت می یافت، در یک بامداد فتوکپی گزارش های محرمانه ساواک را که در هر وزارتخانه مامور داشت بر در و دیوار اطاق خبر روزنامه ها چسبانیدند و به استناد این گزارش های مبهم، نارسا و بعضا غرض آلود، برخی روزنامه نگاران را متهم به گرفتن رشوه از وزارتخانه حوزه خبری خود کردند و تحت تعقیب قراردادند و شماری را اخراج کردند که ضمن رسیدگی های بعدی معلوم شد این رشوه ها چیزی نبود جز تهیه بلیت سفر و تامین اطاق هتل برای خبرنگارانی که وزیر مربوط از آنان و از طریق سردبیری روزنامه دعوت کرده بود که با او برای پوشش مراسم به شهرستان بروند ـ روشی که در همه دنیا امری عادی است. روزنامه تنها هزینه پوشش حوادث نقاط دوردست مثلا وقوع زلزله و توفان را برای خبرنگار خود تامین می کند نه رفتن با وزیر برای گشودن یک سد و یا کارخانه، دانشگاه و سمینار و پوشش خبری چنین مراسمی را.
    به رغم اعلام نتایج این رسیدگی، اتهام رشوه باقی ماند و اخراج های ناشی از آن دائمی شد. تیرباران شدن غلامرضا کیانپور وزیر اطلاعات و جهانگردی پیشین (ارشاد امروز) به حکم قاضی شرع دادگاه انقلاب در همان زمان، حسّاسیّت جامعه نسبت به مطبوعات را افزایش داده بود. یکی از اتهامات وارده به کیانپور دادن کمک مالی و بعضا به صورت آگهی دولتی به برخی روزنامه های وقت بود.
    به رغم این اتهامات، اعدام کیانپور و اخراج ها ـ به نظر می رسد که از دو ـ سه دهه پیش دادن کمک مالی به مطبوعات در جمهوری اسلامی امری عادی شده و در مواردی به پیشنهاد دولت، مجلس این کمک ریالی و ارزی را تصویب و در بودجه عمومی قرار داده است. همچنین برخی از روسای قوه مجریه به مناسبت هایی مثلا نوروز به خبرنگاران پاداش نقدی می دادند (آخرین پاداش، هرخبرنگار 400 هزار تومان بود). خبرگزاری مِهر 12 ژوئن 2013 (22 خرداد 1392) نوشته بود: "برخی افراد شاغل در رسانه‌ها که عنوان خبرنگار نیز نداشتند و در مشاغل اداری و خدماتی مشغول به کار بودند، پاداش نقدی رئیس جمهور ـ مربوط به سال 1391 را دریافت کرده بودند!.".
     جمهوری اسلامی ایران شاید تنها کشور در جهان باشد که به روزنامه ها کمک مالی و به خبرنگار هدیه نقدی داده است که به زعم استادان روزنامه نگاری، عملی خلاف اصول این حرفه [رکن چهارم دمکراسی] است که باید منفک از دولت (3 رکن دیگر) باشد.

    - - - - -
    هفته یکم تیرماه 1358(اواخر ژوئن 1979) و 4 ماه و سه هفته پس از انقلاب و چند روز پس از چسبانیدن نام مظنونان به گرفتن رشوه (مثلا دعوت به ناهار با شرکت کنندگان در یک سمینار، سمپوزیوم و یاگشایش مراسم با حضور وزیر!)، اوراق دیگری بر در و دیوار تحریریه روزنامه هاس تهران چسبانیده شد و در هر روزنامه برخی متهم شدند که خبرچین ِ ساواک بودند. در آن زمان در هر اطاق خبر و بویژه از میان دستیاران میز سردبیری، از یک و یا دو نفر خواسته می شد که به اصطلاح آن زمان ـ اندرزهای ساواک، وزارت اطلاعات و جهانگردی (امروزه؛ به نام وزارت ارشاد) و نیز سخنگوی دولت را که تلفنی داده می شد یادداشت کنند و به اطلاع سردبیر اجرایی، دبیر میز و خبرنگار مربوط برسانند تا رعایت کنند. نام این رابطین که بعضا حتی ساختمان ساواک را ندیده بودند و نویسنده ستادی (نشسته ـ پشت میز نشین) بودند در آن اوراق بود. در روزنامه اطلاعات ـ در این اوراق نام یک مترجم خبر که روزگاری از جانب سندیکای روزنامه نگاران و برای دفاع از یک نویسندهِ در معرض سوء ظن، در یک جلسه با مقام ساواک شرکت کرده بود مشاهده شد. این فرد ـ قبلا یک کمونیست، ضد شاه و از فعالان انقلاب و محرّکان به اعتصاب 62 روزه رسانه ها بود ـ پس از مشاهده نام خود در آن فهرست به قصد خودکشی تریاک خورد، در یک اطاقک در ساختمان روزنامه خودرا تا فرارسیدن مرگ پنهان کرد که در آخرین دقایق پیش از مرگ و برحسب اتفاق به بیمارستان انتقال و نجات داده شد. چگونگی یافتن او ـ خود داستانی جالب است. راننده کشیک شب اطاق خبر، به دلیل ابتلاء به دلدرد، ساعاتی از شب پیش را در آن اطاقک استراحت می کند. روز بعد متوجه گم شدن کیف بغلی حاوی گواهینامه رانندگی اش می شود. به گمان اینکه در آن اطاقک کیف از جیبش بیرون افتاده است به آنجا می رود و با مترجم که بر کف اطاقک افتاده و در آستانه مردن بود رو به رو می شود و همگان را باخبر می سازد و اورا به بیمارستان منتقل می کنند. این مترجم بعدا به کانادا رفت.
    البته در اطاق های خبر، برخی هم بودند که برای ساواک خبرچینی می کردند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
كنار ه گیری سرتیپ مجللی، ژنرال هوادار دكتر مصدق از ریاست شهربانی (پلیس)
29 خرداد 1358، چهار ماه و چند روز پس از پیروزی انقلاب، سرتیپ مجللی كه در زمان حكومت مصدق در خدمت او و از هوادارانش بود از سمت خود به عنوان رئیس شهربانی ایران كناره گیری كرد. وی كه پس از براندازی 28 مرداد، به دلیل هواداری از دكتر مصدق گرفتار دشواری ها متعدد شده بود، نخستین رئیس شهربانی (پلیس همه کشور) دولت موقت انقلاب بود.
     در همین روز دكتر سنجابی رئیس وقت جبهه ملی ایران فاش ساخت كه كوششهایی برای منزوی ساختن تدریجی این جبهه درجریان است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
28 خرداد 1396، رهبرجمهوری اسلامی ایران: سخنان خصمانه و تهدیدآمیز مقامات آمریکایی را گزافه گویی افراد تازه کار و بی تجربه خواند
به گزارش خبرگزاری فارس، آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی و انقلاب عصر یکشنبه (28 خرداد 1396) در یک دیدار و ضمن بیاناتی، به سخنان خصمانه و تهدیدآمیز مقامات آمریکایی اشاره کرد و با گزافه خواندن این تهدیدها گفت: "دولتمردان آمریکایی از ابتدای پیروزی انقلاب همواره به دنبال تغییر نظام جمهوری اسلامی بوده اند اما نخواهند توانست به ملّت ایران سیلی بزنند بلکه این ملّت ما است که به آنها سیلی خواهد زد.".
    خبرگزاری فارس نوشته است که رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به بقای نظام اسلامی ایران به رغم مواجهه با دشمنی های سخت، اظهارداشت: "گزافه‌گویی‌های این رئیس جمهوری آمریکا [دانالد ترامپ] موضوع تازه ای نیست زیرا نظام اسلامی ایران از ابتدا با توطئه های گوناگونی مواجه بوده است اما بدخواهان ملت ایران هیچ غلطی نتوانسته اند بکنند. آن زمانی که نظام اسلامی یک نهال تازه‌روییده و نحیف بود، نتوانستند به آن آسیبی برسانند، چه برسد به این زمان که این نظام به یک درخت تناور تبدیل شده است.".
    به گزارش خبرگزاری فارس، آیت الله خامنه ای در این دیدار با اشاره به سخنان اخیر مقامات آمریکایی مبنی بر تلاش برای تغییر نظام اسلامی ایران خطاب به اینان گفت: "در طول 38 سال گذشته، چه زمانی بوده که شما نمی خواستید نظام اسلامی را تغییر دهید؟، اما همواره سرتان به سنگ خورده است و از این پس هم همین‌گونه خواهد بود.".
    خبرگزاری فارس نوشته است که رهبر جمهوری اسلامی ایران، ضمن سخنان خود در این دیدار، مقامات تازه کاخ سفید واشنگتن را افرادی بی‌تجربه و تازه‌کار خواند و تأکید کرد: "این افراد بی‌تجربه، ملّت و مسئولان ایران را نشناخته اند و هنگامی که تودَهَنی بخورند، آن زمان متوجه خواهند شد، حساب و کتاب [واقعیّت] چیست.". "سردمداران آمریکا، از ابتدای پیروزی انقلاب در تلاش برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی ایران بودند، اما کسانی که چنین حسرتی داشتند، این آرزو را به گور بُردند و از این پس نیز همین‌گونه خواهد بود.".
    به گزارش فارس، آیت الله خامنه ای با تأکید گفت: "همه ـ اَعَم از دشمنان، دوستانِ با اخلاص و دوستانی که برخی مواقع دلشان می لرزد، بدانند که جمهوری اسلامی مستحکم و با اقتدار کامل ایستاده و دشمنان نمی توانند به ملّت ایران سیلی بزنند بلکه این ملّت ما است که به آنها سیلی خواهد زد.". رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر ارزش شهدا در جامعه، در تجلیل از نقش شهیدان گفت: "اگر مدافعان نبودند، امروز باید با عناصرِ فتنه‌گر، خبیث و دشمن اهل‌بیت (ع) در شهرهای ایران می‌جنگیدیم، زیرا آنان قصد داشتند از مرزهای عراق وارد ایران شوند اما جلوی آنها گرفته شد و تار و مار شدند و اکنون نیز در عراق و سوریه به‌طور کامل در حال ریشه‌کن شدن هستند.
    امنیتِ کنونی کشور را باید مرهون مدافعان مرزهای ایران بدانیم. امنیت مرزها و شهرهای کشور به برکَت تلاشهای مرزدارانی است که با همه وجود از ایران دفاع، و همچنین از ورود مواد مخدر جلوگیری می‌کنند، گرچه این تلاشها به‌خوبی منعکس و دیده نمی‌شود و به این لحاظ، مرزداران فداکار مظلوم واقع شده اند.".
    آیت الله خامنه‌ای، شهیدانِ فعالیت‌های امنیتی و اطلاعاتی را از جمله دیگر فداکاران در تأمین امنیت و جلوگیری از اقدامات تروریستی و کشته‌شدن مردم بی‌گناه خواند و گفت: "خدمت به کشور فقط تأمین آب و نان نیست بلکه بالاتر از آن، تأمین امنیت است.".
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
انجام انتخابات 28 خرداد 1400 ریاست دولت
به گزارش 29 خرداد 1400 (19 ژوئن 2021) خبرگزاری مِهر، پس از 19 ساعت رأی‌گیری در 67 هزار شعبه شهری و 75 هزار شعبه روستایی، ستاد انتخابات جمهوری اسلامی ایران پایان اخذ رأی در سراسر کشور را اعلام کرد و شمارش آراء با فَک پلمب صندوق ها آغاز شد و پس از آن ـ لحظه به لحظه، نتیجه شمارش آراء هر حوزه به مرور اعلام می شد.
    به باور و اظهار برخی از اصحاب نظر، مردم خواهان حل مشکلات اقتصادی روزافزون سه دهه گذشته بوده اند که آن را عمدتا ناشی از ناکارآمدی ها، فساد اداری، رعایت دوستان، اقوام و نیز وابستگانِ بزرگان و رانت ناشی از آن و بازگشت روال اداری به وضعیتی مشابه پیش از انقلاب و بروکراسی وقت می دانند و انتظار دارند رئیس جمهور آینده به این وضعیت پایان دهد و نیز اموال و منابع دولتی از دست رفته را بازگرداند که تورّم نتیجه همان ندانمکاری ها و خرج بیشتر از دخل است، نه تحریم و نگاه به دست خارجی و بیش از حد به صدور نفت داشتن.
    این اصحاب نظر گفته بودند که مردم ایران از دیرباز در آرزویِ اسلامیِ واقعی شدن امور کشور و رفتارها و کردارها بوده اند و با همین امید و آرزو، انقلاب سال 1978 (1357 هجری خورشیدی) را از نیمه راه، انقلاب اسلامی صد درصد کردند بگونه ای که حتی سران گروههای کمونیستی و رهبران ملی گرایان ایران که خواست واقعی مردم را می دانستند به پاریس رفتند و رهبری آیت الله خمینی را پذیرفتند. مسائل امروز ایران، دورشدن از شعارهای انقلاب و تعالیم و اخلاقیات اسلامی بوده است و خواهان اصلاح قوانین و ضوابط ناراضی سازِ وضع شده ـ بویژه از سال 1370 هستند و نیز می خواهند که دستورهای اسلامی ازجمله امر به معروف و نهی از منکر قانون شوند و دروغگویی و خُلف وعده کردن دارای مجازات قضایی گردد.
    صفحات اول 29 خرداد 1400 سه روزنامه تهران که تیترهای دوتای آنها روایت از تغییر (در دوران دولت بعدی ـ دولت منتخب انتخابات خرداد 1340) دارد:
    



    
    ـ ـ ـ ـ ـ
    
    ساعت 11 و 5 دقیقه بامداد شنبه 29 خرداد 1400 به وقت تهران، خبرگزاری های فارس و تَسنیم، خبر از پایان شمارش و جمع بندی حدود 90 درصد آراء مأخوذه تا آن ساعت داده بودند و از قول رئیس ستاد انتخابات گزارش کرده بودند که از 90 درصد آراء شمارش شده تا آن ساعت، ابراهیم رئیسی 62 و 23 صدم درصدِ آراء، محسن رضایی 11 و 53 صدم درصدِ آراء، عبدالناصر همتی 8 و 39 صدم درصدِ آراء و امیرحسین قاضی زاده هاشمی سه و 49 صدم درصدِ آراء را بدست آورده بودند و نتیجه شمارشِ کامل آراء تا ساعاتی دیگر اعلام خواهد شد. همان ساعت رضایی و همتی پیروزی رئیسی را به عنوان هشتمین رئیس جمهور کشور تبریک گفته بودند و حسن روحانی برای گفتن تبریک پیروزی آیت الله ابراهیم رئیسی به دفتر وی (در ساختمان قوه قضایی) رفته بود و محمدباقر قالیباف، رئیس‌مجلس شورای اسلامی در پیامی ضمن تبریک به ابراهیم رئیسی، آمادگی مجلس شورای اسلامی برای همکاری همه‌جانبه با دولت وی را اعلام کرده بود.
    طبق گزارش تَسنیم، ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری فدراتیو روسیه نیز همان ساعت و پس از اعلام نتایجِ 90 درصدی آراء و تفاوت بسیار زیاد آراء رئیسی پیروزی وی در انتخابات 28 خرداد 1400 را به او تبریک گفته و ابراز امیدواری کرده بود که در این سمت به توسعه روزافزون همکاریِ دوجانبهِ سازندهِ ایران و روسیه در زمینه‌های مختلف و همچنین تعامل مشارکتی در امور بین‌الملل مساعدت کند و تأکید کرده بود که این همکاری، تحکیم و گسترش آن پاسخگوی منافع روسیه و ایران و در مسیر تحکیم امنیت و ثبات منطقه‌ای خواهد بود.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نتایج نهایی شمارش آراء و انتخاب ابراهیم رئیسی به ریاست جمهور که اعلام کرد دولتی انقلابی و ضدِ فساد تشکیل خواهد داد
عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور (وزیر وقت) عصر 29 خرداد 1400 آمار نهایی شمارش آراء سیزدهمین انتخابات و پیروزی آیت الله سید ابراهیم رئیسی را اعلام کرد.
    آمار نهایی شمارش آراء از این قرار بود:
    ـ آیت الله سید ابراهیم رئیسی 17 میلیون و 926 هزار و 345 رای ـ 61.95 درصد
    ـ محسن رضایی 3 میلیون و 412 هزار و 712 رای ـ 11.79 درصد
    ـ عبدالناصر هِمّتی 2 میلیون و 427 هزار و 201 رای ـ 8.38 درصد
    ـ سید امیرحسین قاضی‌زاده هاشمی 999هزار و 718 رای ـ 3.45 درصد
    ـ آراء سفید و باطله 3 میلیون و 726 هزار و 870 ـ 12.88 درصد
    کل آراء مأخوذه: 28 میلیون و 933 هزار و 4 ـ 48.8 درصد (59میلیون و 310هزار و 307 نفر واجد شرایط شرکت در انتخابات بودند.)
    این انتخابات از ساعت 7 بامداد جمعه 28 خرداد 1400 آغاز شد و 19 ساعت بعد، پس از چند نوبت تمدید، در ساعت 2 بامداد شنبه 29 خرداد 1400 به پایان رسید.
    سیزدهمین دوره انتخابات رئیس جمهور به‌همراه ششمین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا در سراسر کشور برگزار شده بود و در برخی از حوزه‌ها همراه با انتخابات میان‌دوره‌ای مجلس شورای اسلامی و دومین میان‌دوره‌ای پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری.
    آیت‌الله رئیسی، رئیس جمهور منتخب عصر 29 خرداد 1400 با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد که ان شاء الله دولتی پُرکار، انقلابی و ضدِ فساد را تشکیل خواهد داد، و به سوی بسط عدالت، به‌عنوان مأموریت محوری انقلاب اسلامی حرکت خواهند کرد و تمام ظرفیت های دولت را برای ایجاد نهضت بزرگ خدمت به ایرانیان عزیز به کار خواهند بست.
     آمار رسمی نتایج شمارش آراء حدود ساعت 5 بعد از ظهر 29 خرداد 1400 در وبسایت خبرگزاری های کشور قرار گرفته بود. خبرگزاری مِهر جدول زیر را ضمیمه گزارش خود کرده بود:
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو اندیشه
نخستین گردهمایی كمونیست ها باحضور مارکس و اِنگِلس در لندن
از نخستین گردهمایی كمونیستها و ایجاد اولین انجمن آنها به نام «Communist League» درست 165 سال می گذرد كه در آن «كارل ماركس Karl Marx »، «فردریك انگلس Friedrich Engels» و «استفان بورن Stefan Born» شركت داشتند و همین انجمن پایه تشكیل احزاب كمونیست قرار گرفت.
     این نشست 19 ژوئن سال 1847 در لندن گشایش یافت كه در آن، ماركس فرضیه خودرا برای ساختن جهانی كه در آن؛ در درجه اول برابری اقتصادی ـ اجتماعی همه مردم تامین شود مطرح ساخت كه در كنوانسیون منعقده در دسامبر (آذر ماه) همان سال به تصویب رسید و سال بعد (سال 1848) مانیفست كمونیست انتشار یافت و در پی آن، یک رشته انقلاب كشورهای فرانسه، آلمان، ایتالیا، لهستان و اتریش را فراگرفت و ....
    ماركس كه یك روزنامه نگار و متفكر آلمانی بود در نشست كمونیستها در لندن، «تاریخ» را سراسر مملو از مبارزات طبقاتی خواند و اقتصاد را عامل به وجود آوردن «تاریخ» معرفی كرد.
    
Karl Marx

Friedrich Engels

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سالروز درگذشت علی شریعتی
علی شریعتی
19 ژوئن 1977 علی شریعتی جامعه شناس دینی، مدرّس دانشگاه مشهد و سخنران حسینیه ارشاد در «ساوت همتون» انگلستان دچار یک عارضه ناگهانی شد و درگذشت. وی که در مزینان خراسان (سبزوار) به دنیا آمده بود از آغار کار، معلمی را پیشه خود ساخته بود. از ورود او به انگلستان بیش از سه هفته نگذشته بود که درگذشت و این درگذشت ناگهانی شایعه های متعدد به دنبال داشته است. علی شریعتی که در مدرسه عالی تربیت معلم و دانشگاه مشهد تحصیل کرده بود به تحصیلات خود در فرانسه ادامه بود. او که در چارچوب جنبش مقاومت و جنبش آزادی ایران با حکومت شاه مبارزه می کرد چندبار بازداشت شده بود. شریعتی در فرانسه نیز یک بار به اتهام حمایت در صحنه از پاتریس لومومبا و استقلال الجزایر زندانی شده بود. علی شرعتی که مطالعات فراوان در تاریخ مذاهب داشت و در این زمینه صاحب نظر بود و تالیف دارد پس از تاسیس حسینیه ارشاد در آنجا سخنرانی می کرد. پس از پیروزی انقلاب و در زمان دولت موقت مهدی بازرگان خیابان کوروش کبیر را به نام او تغییر اسم دادند!.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای داستان نویسی
نویسندهِ شایو (غروب) که ثابت کرد شکست در تامین نیازهای مادی و روزمره، انسانیّت را تضعیف می كند
Osamu Dazai
19 ژوئن زادروز «اسامو دازایی Osamu Dazai» داستان نگار بلندآوازه ژاپنی است كه 13 ژوئن سال 1948 همراه با همسرش خود را غرق كرد.
    اسامو در1909 در یك خانواده اشرافی و قدیمی ژاپن در جزیره «هنشو» به دنیا آمده بود، ولی با وجود برخورداری از پول و رفاه كامل، در اثنای تحصیل در دانشگاه توكیو به صف كمونیستها پیوسته و به نشانه مخالفت و اعتراض به اشرافیت و ثروت بیش از ضرورت، نام خود را از «كاناگی» به «اسامو دازایی» تغییر داده بود. او كار نویسندگی را از نوشتن داستانهای كوتاه برای مجله ها آغاز كرد. نخستین داستان او كه به صورت كتاب انتشار یافت درباره تجربه خانوادگی اش بود و سپس دهها داستان دیگر كه همه انعكاس دشواری های بشر است. شاهكار ادبی او داستان «شایو = غروب» است كه در زمینه تاثیر جنگ جهانی دوم بر تغییر بافت اجتماعی ژاپن و از جمله ویرانی دنیای اشراف و ثروتمندان غیر تاجر ژاپنی و به زیر آمدن آنان از تخت عاج و درهم شكستن افاده و تكبر بی معنای آنان است. در این داستان، درعین حال مصیبت های یك جنگ با مهارت خاص بازتاب داده شده است.
     داستان دیگر او تحت عنوان «خلع از انسانیت» كه مترجم انگلیسی آن، عنوانش را به «نو لانگر هیومن» تغییر داده در زمینه بدبختی های پس از جنگ است كه خصلت های خوب یك انسان به خاطر نیاز مادی و روزمره به فراموشی، و زیر پا نهاده می شود و انسانیت تضعیف می گردد.
     كتاب «اعتراف» اسامو نوعی اتوبیوگرافی است كه در قالب داستان تنظیم شده و تجربه های خوب و بد خودش را منعكس ساخته تا در ظلمت زندگی پیش پای دیگران را روشن سازد.
     آخرین كتاب اسامو كه نیمه تمام ماند «وداع» عنوان دارد كه پس از خودكشی نویسنده، توسط دختر او كه وی نیز یك نویسنده است تكمیل شده است. كتاب اسامو كه نیمه تمام ماند «وداع» عنوان دارد كه پس از خودكشی نویسنده، توسط دختر او كه وی نیز یك نویسنده است تكمیل شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ویلیام جرالد گلدینگ که در داستانهایش، ظلم و حق كشی را منشأ شورش، عصیان و تضعیف تمدن و قانون نشان داده است
W. G. Golding
ویلیام جرالد گلدینگ W. G. Golding داستان نگار و شاعر انگلیسی و برنده جایزه ادبی نوبل و لقب «سر»، در هشتاد و دو سالگی در نوزدهم ژوئن سال 1993 (29 خرداد) درگذشت و داستانهای متعدد باقیماندنی از جمله «لُرد مگس ها»، «آتش در زیر خاكستر»، «منار»، «سقوط آزاد»، «وارثان»، «قرارگاه تعطیل شده»، «حق عبور» و ... از خود برجای گذارد كه بسیاری از آنها به صورت فیلم سینمایی درآمده اند. داستان «لرد مگس ها» در تقبیح بدی و بدی كردن به همنوع، تنها در دو دهه 1980 و 1990 چهار بار تجدید چاپ شده بود. هدف گلدینگ از داستان نویسی كه در نگارش سبك خاصی را دنبال نمی كرد تقبیح ظلم، دفاع از حق و عدالت و ترویج انسانیت بود. وی در داستانهایش، ظلم و حق كشی را منشأ شورش و عصیان و تضعیف تمدن و قانون دانسته و بشر ناآزاد و تحت تبعیض و ستم را آتشی در زیر خاكستر خوانده كه با وزش هر نسیم شعله ور می شود و همه چیز را می سوزاند و نظم و پیشرفت حاصل از زحمات اندیشمندان و دولتمردان نسلهای گذشته را برباد می دهد. به باور گلدینگ، آدمی كه احساس كند حق او سلب شده است به صورت بمبی در می آید كه آماده كوچكترین جرقه است تا منفجر شود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو دانش
نخستین اندازه گیری محیط زمین و یافتن زمانِ [زمانِ تقویمی] وقوع رویدادهای تاریخساز عهد باستان
Eratosthenes
اراتوستنس Eratosthenes دانشمند یونانی تبار عهد باستان 19 ژوئن سال 240 پیش از میلاد اندازه گیری محیط زمین را بر پایه علم هندسه به پایان بُرد. وی در اسكندریهِ مصر و در لحظه ای كه خورشید در اوج بود (ظُهر) فاصله آن را بر اساس احتساب زاویه برآورد كرد.
     اراتوستنس كه بسال 267 پیش از میلاد در سیرن واقع در شمال آفریقا (لیبی امروز) به دنیا آمده بود 72 سال عُمر كرد. وی نخستین ریاضیدان و فضا شناسی است كه به اندازه گیری محیط زمین پرداخته بود. او با محاسبات خود، زمانِ نسبتا دقیق وقوع رویدادهای مهم تاریخ قرون قدیم را به دست آورده بود كه در قرون معاصر پس از تطبیق با تقویم میلادی تازه اعلام و ثبت کتاب های تاریخ شده اند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای تاریخ‌نگاری
درج تحولات اوضاع اوکراین و نظرات مربوط، خواست مخاطبان

    در چند روزِ منتهی به هجدهم ژوئن 2022 = 28 خرداد 1401 چندین مخاطبِ این تاریخ آنلاین از مؤلف آن پرسیده بودند: چرا واقعیت های تحولاتِ روز به روز اوکراین و دیدگاه خود در باره آنها را که رسانه های بلوک غرب و عمدتا رسانه های انگلیس و آمریکا می کوشند آن را کمرنگ کنند، کوچک نشان دهند و رویدادهای مربوط را برپایه سیاست دولت متبوع تنظیم و منتشر کنند در این آنلاین و یا وبلاگ روزنامک و نیز مجله روزنامک قرار نمی دهیم و نیز تفسیر وضعیت را در آنلاین های هیستوریَن نوشیروان و یا ژورنالیست نوشیروان؟.
    
    پاسخ:
    
    درست است که تاریخ نویسی و روزنامه نگاری در یک ردیف و به قولی در یک قلمرو و یک صَف قرار دارند، که طبق اصول ژورنالیسم، روزنامه نگار ـ لحظه به لحظه، مسیر تحولات یک واقعه را باید گزارش و نظر اصحاب نظر و سابقه را بر آنها اضافه کند، ولی تاریخ نویس در مورد یک رویدادِ تاریخساز که درجریان باشد، آغاز و علل آغاز آن را اعلام و منتظر پایان و دست کم پایان هر مرحله آن (نتایج) می نشیند و سپس موضوع را با ذکر سابقه و پیش بینی تحولات بعدی ـ اگر ریشه و ریشه هایش باقی مانده باشد بیان می دارد که نوعی ثبت واقعه است و سند می شود و لذا باید قطعی، کامل و درست باشد. تاریخ نگار گزارش های رسانه ای روز را برای بررسی و دنبال کردن جمع آوری می کند، امّا متأسفانه گزارش های رسانه ای دو ـ سه دهه اخیر درباره اوکراین که عمدتا از اظهارات و اعلامیه های رسمی و دیپلماتیک و برپایه منافع و سیاست ها انتشار می یابند و هر لحظه تغییر چهره می دهند نمی توانند برای تاریخ نگار ـ حتی سرنخ باشند. بنابراین، در این وضعیت ـ کار تاریخ نویس، مخصوصا در یک کرونیکلِ ژورنالیستی (روزنگاریِ وقایع به روش ژورنالیستی و به عبارت دیگر؛ تاریخ جاری که هر رویداد و بیان در همان روز را منعکس کند تا وسیله سنجش در سال های بعد در همان روز و نیز در طول تاریخ باشد) تا حدی دشوار است و نیاز به تأمل، بررسی منابع مختلف و سوابق کار دارد.
    در مورد اوکراین، به علت تغییر لحظه ای در عمل و بیان، رفتار و گفتار خلاف تصوّر و نیز تحریف واقعیت ها و خروج خبرنویسان از اصول ژورنالیسم و PR (عامل روابط عمومی) شدن آنان، کار «تاریخ نگار ـ ژورنالیست» تا حدّی وقتگیر است. با وجود این، سعی خواهد شد که به موقع، واقعیت های تحولات اوکراین و دیدگاه این مؤلف و اصحاب نظر درباره آنها در این آنلاین و همزمان در وبسایت روزنامک درج شود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
مسیری را که یک امپراتوری بزرگ رسانه ای پیموده است
Edward Willis Scripps در جوانی و پیری
امروز، 19 ژوئن ـ زادروز «ادوارد ویلیس سکریپس Edward Willis Scripps» روزنامه نگار آمریکاییِ موسس یک امپراتوری بزرگ رسانه ای و خبرگزاری یونایتدپرس است که در سال 1854 به دنیا آمد و 72 سال عُمر کرد.
    ادوارد پس از کسب تجربه خبرنگاری و مقاله نویسی وارد کار رسانه داری شد و به تدریج 25 نشریه را خریداری و برای تغذیه آنها در سال 1907 خبرگزاری یونایتدپرس را تاسیس کرد. وی تنها 51 درصد سهام نشریات را می خرید تا دست صاحبان قبلی آنها که تجربه و علاقه مندی داشتند کوتاه نشود. جمع نشریات موسسه سکریپس در طول حیات ادوارد به 33 روزنامه رسید. ادوارد سکریپس در نشریاتش میزان اخبار و مطالب دولتی و سیاسی را به ده درصد کاهش داد و با این کار، از رقیبان جلو افتاد. کمپانی او که در 1878 تاسیس شده است در دهه های بعد چند فرستنده رادیویی و پس از آن شماری شبکه تلویزیونی را بر نشریاتی که داشت اضافه کرد و خبرگزاری «اینترنشنال نیوز سرویس» را هم خرید و به یونایتدپرس ضمیمه کرد که «یونایتدپرس اینترنشنال UPI» شد.
     نخستین تلفات رسانه ای این کمپانی، خبرگزاری اش بود که حرّاج شد و یک عرب آن را خرید. در دهه یکم قرن 21 و ریزش مخاطبان، کمپانی سکریپس مجبور شده است که چاپ 18 روزنامه از نشریات خود از جمله روزنامه های قدیمی و معروف نیویورک ورلد، هوستون پرس، واشینگتن دیلی نیوز و ایندیانا پولیس تایمز را تعطیل و آنلاین کند و به انتشار مجله تخصّصی روی آورد و از حجم اخبار و سیاسی گویی ده شبکه تلویزیونی اش بکاهد و چند شبکه تلویزیونی تخصّصی از جمله کانالهای «غذا و آشپزی»، «پزشکی و تندرستیFine Living TV»، «خانه و باغچه (HG TV)»، «جانوران» و ... دایر کند و وارد امور فنی اینترنت شود و یک کانون بزرگ توزیع مقاله، سفرنامه روزنامه نگار، فیچر و محصول کار روزنامه نگاران فری لنس به نام «یونایتد میدیا» به راه اندازد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
رسانه ها در آمریکا و تاسیس اف.سی.سی FCC
19 ژوئن 1934 كمیسیون ارتباطات فدرال آمریكا (FCC) برای نظارت و تنظیم امور رادیو، تلفن و تلگراف كه بعدا تلویزیون هم بر آنها اضافه شده است آغاز بكار كرد ولی اجازه نیافت در امور رسانه های چاپی (Press) كه قانون اساسی این كشور آزادی آنها را تضمین كرده است مداخله كند. در آمریكا انتشار روزنامه و مجلات نیاز به دریافت پروانه از دولت ندارد، ولی برای تاسیس رادیو تلویزیون باید از اف.سی. سی. پروانه گرفت. پروانه ها یكساله هستند و هر سال قبل از انقضای اعتبار باید تجدید شوند. شرط دریافت پروانه، تجربه و مهارت در كار و داشتن سرمایه كافی (حد اقل معادل هزینه یك سال اداره موسسه مورد درخواست) است. در آمریكا كمك مالی دولت به رسانه های داخلی نوعی رشوه تلقی می شود كه جرم است مگر انتشارات دولتی (به صورت بروشور) و نشریات دانشگاهی (كه رایگان توزیع می شوند و حق گرفتن اعلان ندارند)، و كمك دولت به مجلات تخصّصی صرفا به صورت خرید قسمتی از نسخه های آنها و توزیع میان كتابخانه های عمومی و مدارس است. رادیو صدای آمریكا (اخیرا رادیو تلویزیون) كه از بودجه دولت استفاده می كند حق پخش برنامه برای داخل آمریكا را ندارد و ویژه مخاطبان خارجی است. به این ترتیب رسانه های عمومی و جامع (حرفه ای) در ایالات متحده آمریكا غیردولتی هستند و درآمد آنها صرفا از اعلان و فروش تامین می شود و لذا مجبورند که محتوای خوب داشته باشند و مخاطبان به آنها همانند نان شب احساس نیاز کنند. سه خبرگزاری از كل چهار خبرگزاری عمومی آمریكا نیز هركدام از طریق سرمایه گذاری و مشاركت یك دسته از روزنامه ها تاسیس شده اند كه پس از عمومیت یافتن اینترنت این خبرگزاری ها تلاش خودرا متوجه تولید اخبار اینوستیگیتیو و اختصاصی و فیچر کرده اند زیرا كه هر موسسه و مقام با ایجاد وب سایت اختصاصی اطلاعیه ها و مطالب خودرا در آن قرار می دهد و هرکس نیز می تواند با ایجاد وبسایت برای خود یک منبع خبر (شنیده ها، دیده ها و نظراتش) برای افراد و رسانه ها باشد. «خبرگزاری» رسانه نیست، نوعی دستگاه كمكی به رسانه ها است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
اعدام امپراتور اتریشیِ مكزیك - شرح مراسم اعدام
maximilian
19 ژوئن سال 1867 گرانددوك اتریشی ماكسیمیلین Maximilian پس از سه سال و اندی كه امپراتور مكزیك بود در این كشور اعدام شد. وی قبلا همسرش كارلوتا (شارلوت Charlotte) را به اتریش فرستاده بود تا ضمن در امان ماندن از گزند، تلاش كند سران اروپا برای او كمك بفرستند.
    ماكسیمیلین از خانواده هابسبورگ و برادر فرانتس ژوزف امپراتور وقت اتریش بود كه در اثنای جنگ داخلی ایالات متحده به خواست محافظه كاران مكزیك و حمایت ناپلئون سوم امپراتور فرانسه قبول كرد امپراتور مكزیك شود تا در این كشور جمهویخواهان بار دیگر برسركار نیایند و به علاوه، ایالات متحده (دولت واشنگتن) تعرض دیگری به مكزیك نكند. ایالات متحده قبلا چند ایالت مكزیك از جمله كالیفرنیا را ضمیمه قلمرو خود ساخته بود.
    ماكسیمیلین كه برادرش اجازه نداده بود بیش از فرماندهی نیروی دریایی و حكومت «ونیز» و «لمباردیا» مقام بالاتری داشته باشد پذیرفت كه به مكزیك برود و امپراتور این كشور شود. ناپلئون سوم یك سپاه فرانسوی را با او به مكزیك فرستاد.
    در مكزیك، جمهوریخواهان (چپ های میانه رو) به رهبری «بنیتو هوارز» با او بنای مخالفت گذاردند و ماكسیمیلین كه به دلیل پرورش اروپایی خود، خواست محافظه كاران (راستگرایان و هواداران امپراتوری بودن مکزیک و گسترش آن) را برآورده نساخته بود پس از سه سال حكومت در وضعی قرار گرفت كه نه محافظه كاران مكزیك جانب او را داشتند و نه جمهوریخواهان از جنگ با او دست بر می داشتند. اندكی بعد هم ناپلئون سوم ــ احتمالا تحت فشار ایالات متحده آمریكا كه از جنگ داخلی خود رهایی یافته بود ــ نیروهایش را از مكزیك احضار كرد و طولی نكشید كه ماكسیمیلین از نیروهای مخالف شكست خورد و با دو تن از ژنرالهایش دستگیر و اعدام شد. ماكسیمیلین هنگام اعدام 35 ساله بود.
    مراسم اعدام او به این صورت در تاریخ ضبط شده است:
    "ماكسیمیلین را بامداد 19 ژوئن با دو تن دیگر ـ هر دو ژنرال ـ به روی تپه ای بردند تا اعدام كنند. وی روحیه اش را نباخته بود. به افراد جوخه اعدام سكه طلا داد و گفت كه از آنان كینه ای به دل نخواهد داشت و خواست كه به صورتش تیر نزنند كه پس از رسیدن جنازه او به اتریش، مادرش یك بار دیگر بتواند روی اورا ببیند. وی همچنین خواست كه افراد جوخه اعدام قلب اورا هدف قرار دهند كه آرام و سریع بمیرد و برای این كار دستمال قرمز رنگی را روی ناحیه قلب خود قرار داد كه آنجا را نشانه بگیرند و سپس فریاد زد: زنده باد مكزیك كه گلوله ها شلیك شد و جنازه او با یك ناو جنگی به اتریش فرستاده شد تا در وطن دفن شود.".
كارلوتا (چارلوت Charlotte)كه تلاش او در اروپا براي جلب حمايت از شوهرش به جايي نرسيد

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
قتل موروها (مسلمانان فیلیپینی) به دست ژنرال پِرشینگ در ژوئن 1913
Pershing
15 ژوئن سال 1913 افراد یك تیپ پیاده آمریكا به فرماندهی ژنرال جوزف جی. پرشینگ Pershing (فرماندار وقت منطقه مسلمان نشین میندانائو فیلیپین، متولد 1880 و متوفا در 1948) در جریان عملیات از میان برداشتن مقاومت موروها (مسلمانان فیلیپینی که ناآرامی داشتند)، در ناحیه «بودباگساك» بیش از دو هزار مرد، زن و كودك فیلیپینی را كشتند كه این رویداد در تاریخ آمریكا به قتل عام «بودباگساك» معروف شده است.
    ژنرال پرشینگ (در آن زمان یك سرتیپ) كه از 1909 تا 1913 فرماندار میندانائو بود بعدا در دفاع از این عمل گفته بود كه موروها در دژی سنگی كه در ارتفاع ده هزار متری ایجاد كرده بودند، مقاومت شدید داشتند و خطر بزرگی برای نیروهای او به وجود آورده بودند و او مجبور به بکاربردن توپ و خمپاره انداز شد.
    در همین عملیات كه چهار روز طول كشیده بود، برای نخستین بار سلاح كمری «كُلت 45» آزمایش شد. فیلیپین از سال 1898 و پس از شكست اسپانیا در نبرد دریایی خلیج مانیل، به مدت 48 سال در كنترل دولت آمریكا قرارداشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
هشدار امیرتیمور که 536 سال بعد تحقّق یافت، گور او را باز کردند و هیتلر به روسیه حمله بُرد!
تصویری از امیرتیمور
میخائیل گراسیموف Anthropologist ـ انسان شناس و فرهنگ شناس روس (کارشناس تحوّلات جوامع و انسان در هر جامعه) نوزدهم ژوئن 1941 گور امیرتیمور گورکان (تیمور لَنگ) را در آرامگاه او در سمرقند شکافت و در آنجا لوحی را مشاهده کرد که رویش نوشته شده بود: "روزی که گورِ مرا باز کنند و دست بزنند، یک فاجعه برایشان روی خواهد داد.".
     کسی این هشدار را پس از مشاهده آن باور نکرد، ولی سه روز پس از آن، تعرّض هیتلر به شوروی ـ به رغم داشتن پیمان عدم تعرّض و تقسیم لهستان میان خود؛ آغاز شد. هیتلر که درک درست از تاریخ و درس هایی که می دهد نداشت و شکست نهایی ناپلئون از تعرّض به روسیه به رغم تصرف مسکو را تحلیل نکرده بود به شوروی حمله نظامی بُرد که جنگ حدود چهار سال طول کشید و بیش از 30 میلیون روس و شهروندان جماهیریه ازجمله شماری از نظامیان سمرقند در آن کشته شدند. هدف گراسیموف از بازکردن گور امیرتیمور، مشاهده باقیمانده استخوانهای سر و صورت ـ اسکلت او بود تا تصویر درستی از او ترسیم شود و در کتاب های تاریخ درج گردد و همچنین ساخت مجسمه وی که چنین شد. گراسیموف به همین ترتیب کمک به ترسیم تصویر درست و ساخت مجسمه از «رودکی» و سایر معاریف قرون وُسطا در خراسان بزرگتر کرد. امیرتیمور در جریان لشکر کشی به چین و با هدف ضمیمه کردن آن به قلمرو خود در محل شهر Otrar ـ نه چندان به دور از رود سیحون (شمال این رود) بیمار شد و در فوریه 1405 (دوازدهم و یا هفدهم این ماه) و در 69 سالگی درگذشت و جنازه اش را به سمرقند بازگردانیدند و دفن کردند که به «گورِ امیر» معروف است. تیمور که تبارِ تُرک ـ مغول داشت در اپریل 1336 در فرارود به دنیا آمده بود. شهر محل فوت امیرتیمور که در جنوب شرقی جمهوری کزاخستان واقع شده است به نام پارسی آن «فاراب» بازگشت داده شده است. امپراتوری ایران این شهر را «پاراب» نام گذاری کرده بود ـ محلی که پاره و شاخه ای از رود سیحون از آنجا می گذرد و آن را آبیاری می کند. [شرح کارهای امیرتیمور، در زمان های مختلف در این تاریخ آنلاین آمده است که می توان با قرار دادن کلمه امیرتیمور و یا تیمور لنگ در پنجرهِ جستجو و کلیک، به آنها دسترسی یافت ـ تکرار آنها در اینجا لازم نیامد.].
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سالروز اعدامِ «روزنبِرگ» ها در نیویورک به جرم جاسوسی اتمی!
Julius و Ethel در آستانه اعدام شدن
19 ژوئن 1953در نیویورك (زندان سینگ ــ سینگ) یك زن و شوهر آمریكایی به نام ژولیوس و اثل روزنبرگ Julius & Ethel Rosenberg به جرم همكاری اتمی با شوروی (دولت وقت مسکو) كه دادستانی آمریكا بر آن عنوان «جاسوسی اتمی» گذارده بود اعدام شدند. این دو، تنها غیر نظامیانی بوده اند که در ایالات متحده به جرم جاسوسی اعدام شده اند. مراحل تحقیق و محاكمه این زوج دو سال طول كشیده بود. ژولیوس متولد 12 می 1919 و یک مهندس برق بود. او در یک خانواده مهاجر یهودی در نیویورک به دنیا آمده بود و از جوانی وارد حزب کمونیست آمریکا شده بود. «اثل» متولد 25 سپتامبر 1915 (چهار سال جوانتر از ژولیوس) یک علاقه مند به خوانندگی و بازیگری در فیلم سینمایی بود. وی نیز تمایلات کمونیستی داشت و از فعالان دفاع از حقوق کارگران بود و ضمن این فعالیتها با ژولیوس آشنا و باهم ازدواج کرده و دارای 2 پسر شده بودند. نام خانوادگی اثل، پیش از ازدواج، گرین گلاس Green Glass بود. این زن و شوهر چهار شریک جرم (همدست) داشتند ازجمله «دیوید» برادر «اثل» که در آزمایشگاه اتمی «لاس آلاموس» کار می کرد و اطلاعات را در اختیار می گذاشت و همچنین دو دانشمند آلمانی که در این آزمایشگاه کار می کردند. این سه تن و نفر چهارم به خاطر همکاری با بازپرس و پلیس با رعایت تخفیف به زندان مدت دار محکوم شدند.
    اعدام این زن و شوهر با صندلی الكتریك و به صورت علنی صورت گرفت و برخی از روزنامه های آمریکا ازجمله لس آنجلس تایمز برای انتشار خبر اعدام آنان، فوق العاده (Extra) منتشر کردند.
کپي فوق العاده (Extra) لس انجلس تايمز درباره اين اعدام


     در جریان محاکمه این زن و شوهر و انتشار اظهارات آنان در روزنامه ها، مقامات مسكو این قضیه را انكار كرده و گفته بودند كه قبلا راههای علمی تولید بمب اتم را به دست آورده بودند كه آمریكاییان، خود، از طریق دانشمندان سایر كشورها به ویژه آلمانی ها و ایتالیایی ها بر آن وقوف یافته بودند. با وجود دستیابی به مدارک سرّی شوروی پس از فروپاشی این جماهیریه و اعتراف های برخی دست اندرکاران وقت و مطالب مربوط در کتاب خاطرات خروشچف، هنوز جزئیات انگیزه و کارهای ژولیوس و اثل و واقعیت کار به درستی و وضوح روشن نشده است. این محاکمه در یک جوّ ضد کمونیستی که در آن زمان فضای آمریکا را پُر کرده بود و در گیر و دار جنگ سرد دو قدرت صورت گرفته بود.
     برخی از مورخان نوشته اند كه انگیزه همكاری ژولیوس و اثل با شوروی این بود كه نمی خواستند انحصار سلاح هسته ای در دست آمریكا باشد و از سایر ملل باج خواهی كند، نفع مادی در کار نبود. این مورّخان هم پذیرفته اند كه دانشمندان فیزیك شوروی سالها قبل از آن بر اسرار ساخت سلاح هسته ای واقف شده بودند.
    سلاح اتمی هشت دهه پس از بكار رفتن آن در جنگ، هنوز عامل قدرت در جهان بشمار می رود و به همین لحاظ برخی دولتهای دارنده آن نمی خواهند این انحصار را از دست بدهند و سایر ملل هم بر این سلاح مظهر قدرت (و نیز بازدارنده هرگونه اندیشه حمله نظامی) دست یابند.
ژوليوس و اثل پيش از دستگيرشدن

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
کویت، و روزی که انگلیسی ها به آن استقلال دادند ـ پیدایش مسئله ای تازه
ژنرال عبدالکریم قاسم
19 ژوئن 1961 دولت لندن به شیخ نشین كویت كه تحت الحمایه اش بود استقلال داد و چون عراق مدعی شد كه كویت پیش از استعمار انگلستان گوشه ای از خاك آن كشور بوده و آن را با توسل به نیروی سرباز تصرف خواهد كرد، دولت انگلستان تعهد سپرد كه از تمامیت كویت دفاع كند و این وضعیت سرآغاز مسئله ای دیگر در منطقه شده است.
    استناد ژنرال عبدالکریم قاسم رهبر وقت عراق به ادعای مالکیت کویت در سال 1961، تاریخ و تقسیمات جغرافیایی ایران باستان بود. مهرداد دوم شاه ایران از دودمان اشکانیان در سال 123 پیش از میلاد و پس از ساختن شهر تیسفون در سال 135 پیش از میلاد در کنار دجله (تقریبا رو به روی سلوکیه) و انتقال پایتخت و مجلس تازه تاسیس مِهستان به آن شهر، اعلام داشت که تیسفون در عین حال مرکز استان (ساتراپی) ایران جلگه ای جنوبی (ایراک = اراک = ایران جنوبی) است که تا میش ماهی (بحرین) امتداد دارد. سلوکی ها (جانشینان اسکندر مقدونی در آسیای غربی) قبلا این منطقه را به زبان یونانی مزوپوتامیا (بین النهرین ـ منطقه میان دو رودخانه) می خواندند که مهرداد دوم بر وسعت آن افزوده بود و این استان به همین صورت تا پایان دوران ساسانیان به مدت هفتصد و 60 سال پابرجا بود. در صدر اسلام، عمر ابن خطاب شهر بصره را ساخت و امور تمامی آن منطقه در این شهر تمرکز یافت و .... امپراتوری عثمانی هم پس از تصرف جزیرة العرب، وضعیت را تغییر چندان نداد ولی انگلیسی ها پس از نشستن برجای عثمانی، ریاست خاندان الصباح بر امور داخلی کویت را برسمیت شناختند که طایفه آنان (طایفه بنی خالد) در سال 1756 از «نجد» به کویت مهاجرت کرده بود. ورود انگلیسی ها به بصره از سال 1770 آغاز شد که در این شهر دفتر تجاری دایرکرده بودند و مقاصد سیاسی آنان از سال 1899 و با مخالف خوانی با تصمیم آلمان به کشیدن راه آهن میان برلین و بغداد آشگارشد ولی تا زمان شکست نظامی عثمانی در جنگ جهانی اول، این دولت که خودرا عامل خلیفه مسلمین معرفی کرده بود قدرت اصلی بود. کویت تا نیمه قرن 20 که نفت آن استخراج شد درآمدی جز صید مروارید نداشت. کویت در جریان جنگ عراق با ایران 65 میلیارد دلار به عراق داده بود که پس از جنگ بر سر وضعیت این پول اختلاف نظر پیداکردند و لشکرکشی و ضمیمه کردن کویت به عراق و مداخله آمریکا که از قبل آمادگی داشت صورت گرفت.
     کویت در آگوست 1990 از سوی عراق تصرف شد که ادامه این اشغال نظامی، منجر به لشكركشی آمریکا به منطقه و جنگ با عراق در آغاز سال 1991 شد. در جریان تعرض نظامی عراق به کویت بیش از سیصد هزار کویتی از این سرزمین فرارکردند و دولت آمریکا از مصاحبه های آنان در خارج با رسانه ها استفاده تبلیغاتی کرد. تلفات کویت در تعرّض نظامی عراق حدود یک هزار تن گزارش شده بود. بیشتر ساکنان کویت همانند سایر کشورهای کوچک صاحب نفت خارجیان بوده اند. نظامیان عراقی که 26 فوریه 1991 کویت را تخلیه کردند ضمن عقب نشینی از کویت چاههای نفت این سرمین 20 هزار کیلومتر مربعی را آتش زدند. دولت کویت بعدا 17 میلیارد دلار بابت هزینه نظامی امریکا در اخراج عراقی ها از کویت پرداخت کرد. دولت سعودی هم پرداخت بخشی دیگر از هزینه لشکرکشی امریکا را برعهده گرفت. استقرار نظامی آمریکا در چند کشور عربی منطقه خلیج فارس، تشکیل یک فرماندهی نظامی در منطقه و تصرف عراق در سال 2003 از سوی آمریکا دنباله همان جنگ است و ....
     مورخان بر این باورند كه اگر تصرف كویت توسط عراق، پیش از عقب نشینی گورباچف از برابر غرب صورت گرفته بود، تاریخ منطقه اینك مسیری دیگر داشت. به باور مورخان، وضعیت نوین آسیای غربی (نفوذ آمریکا درسرزمین های عربی شرق سوئز) ادامه خواهد داشت.
     عبدالکریم قاسم که مسئله کویت را دامن زد از یک مادر کُرد ـ لُر و یک پدر عرب که از عساکر (نظامیان) ارتش عثمانی بود به دنیا آمده بود، فردی چپگرا و ناسیونالیست بود. یکی از والدین او سنّی و دیگری شیعه بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اعتراف رامسفِلد و كیفرخواست دادستان کل آمریكا در رابطه با زندانیان عراقی و افغان
Donald H. Rumsfeld
رامسفلد Donald H. Rumsfeld وزیر دفاع وقت آمریكا بالاخره 18 ژوئن 2004 اعتراف كرد كه دستور داده بود یك عراقی را كه دستگیر شده بود بدون ثبت نام وی در دفتر آمار زندانیان در بازداشت نگهدارند تا ماموران صلیب سرخ جهانی كه ناظر بر رعایت میثاق های ژنو هستند او را نیابند و مصاحبه نكنند. با وجود این، رامسفلد این عمل خود را به حساب درخواست مدیر وقت سازمان اطلاعاتی «سیا» گذاشت. روزنامه ها شمار زندانیان بدون ثبت نام (غیر قانونی) را بیش از یك تَن نوشته بودند كه رامسفلد (متولد 9 جولای 1932 و دو بار در کابینه های جرالد فورد و جورج دبلیو بوش، وزیر دفاع) تنها یك مورد را تایید كرد.
    در همین روز دادستان كل وقت ـ جان اشكرافت، اعلام كرد كه برای «دیوید پاسارو» 38 ساله ساکن ایالت کارولینای شمالی كه در طول ماموریت در افغانستان با زندانیان افغان با خشونت رفتار كرده بود كیفر خواست مجازات زندان صادر كرده است. دست كم یكی از زندانیان افغان به نام عبدالولی به دست این متهم با ضربه مشت و لگد، جان سپرده بود. از قاضی دادگاه برای او چهار بار مجازات ده سال زندان درخواست شده بود.
     تحلیل گرانِ رسانه ها دستگیری و صدور كیفرخواست برای دیوید پاسارو را به حساب فشار روزنامه ها گذارده بودند. پاسارو یك نظامی آمریكایی بود كه مرخصی بدون حقوق گرفته بود تا به استخدام «سیا» درآید، به افغانستان برود و به گرفتن اعتراف از دستگیر شدگان بپردازد. زن سابق دیوید، اورا مردی خشن توصیف كرده بود. عبدالولی كه به دست او در جلال آباد كشته شد خود را داوطلبانه به ماموران آمریكایی كه در جستجوی آگاهان و شهود بودند معرفی كرده بود كه او را متهم به دست داشتن در حمله با راكت به نظامیان آمریكا كردند و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نشستِ 17 ژوئن 2004 تاشکند ـ «اوراسیا» در برابر اتحادیه اروپا
نشست یك روزه تاشكند (17 ژوئن 2004) كه سران روسیه، تاجیكستان، ازبكستان، قزاقستان، قرقیزستان و چین در آن حضور داشتند و كرزای رئیس جمهوری وقت افغانستان هم به عنوان مهمان و ناظرحضور داشت توجه مفسران و اصحاب نظر را به خود جلب كرده بود، زیرا كه یك روز پیش از تصویب قانون اساسی اتحادیه اروپا (در بروكسل) و ده روز قبل از كنفرانس سران ناتو (در استانبول) برگزار شده بود. در پی این نشست، طولی نکشید که دولت ازبکستان از واشنگتن خواست که نیروهای نظامی خود را از آن کشور خارج سازد و دولت قرقیزستان که اجازه استفاده نظامی از یک فرودگاه خودرا به آمریکا داده بود دو بار با اعتراض هایی رو به رو و دگرگون شد.
    آمریكا با استفاده از فرصتی كه رویدادهای 11 سپتامبر سال 2001 به دست داده بود، به نام مبارزه با تروریسم در افغانستان، در ازبكستان و بعدا قرقیزستان تسهیلات نظامی به دست آورده بود.
    سران شش كشور شرکت کننده در نشست تاشکند، در سال 1996 میان خود یك سازمان تعاونی به وجود آورده اند كه در آن زمان یك اتحاد «اوراسیا» معادل با اتحادیه اروپا و از همان دست توصیف شده بود. به باور اصحاب نظر، دعوت از كرزای برای حضور در نشست تاشکند برای این بود كه تفهیم شود كه افغانستان بدون همکاری كشورهای منطقه نمی تواند به آرامش دست یابد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
درباره قتلِ فجیع آمریکاییِ مهندس هلی کوپتر در کشور سعودی با هدف سیاسی
پال مارشال جانسون

گروهی که خودرا «القاعده جزیرة العرب» معرفی کرده بودند 18 ژوئن 2004 اعلام داشتند که «پال مارشال جانسون» مهندس 49 ساله آمریکایی کارشناس تعمیر هلی کوپتر را که برای کارخانه لاکهیدِ آمریکا در کشور سعودی کار می کرد پس از یک محاکمه منصفانه، گردن زده است!.
    «پال» یک هفته پیش از آن توسط این گروه در شهر ریاض به گروگان گرفته شده بود. این گروه که قطعات بدن «پال» را در گوشه ای در حاشیه شهر ریاض رها ساخته و عکس های سر و بدن او را (پس از گردن زده شدن) در وبسایتی در اینترنت قرار داده بود اعلام کرده بود که با هلی کوپترهای آپاچی که «پال» تعمیر می کرد، بسیاری از مردم عرب کشته شده اند.
     مقتول که سالها در کشور سعودی کار می کرد دارای یک زن تایلندی بود و در ایالت نیوجرسی آمریکا به دنیا آمده بود.
    در پی قتل «پال»، ژنرال پاول وزیر امور خارجه وقت آمریکا از خارجیان مقیم کشور سعودی که در آن زمان شمار آنان بیش از یک میلیون نفر بود خواست که این کشور را ترک نکنند زیرا که قاتلان «پال» خروج آنان را به حساب پیروزی خود خواهند گذارد.
«پال» هنگامي که در گروگان بود

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 19 ژوئن
  • 1623:  


    پاسکال (Blaise Pascal) دانشمند فرانسوی قرن هفدهم که قواعد و فرضیه متعدد در ریاضی، فیزیک و فلسفه به دست داده است به دنیا آمد. وی که در 1662 درگذشت تنها 39 سال عمر کرد. پاسکال موفق به ساختن ماشین حسابگر مکانیکی (کلکولیتور) شد. او که روش تحقیق در علوم را به دست داده در زمینه مایعات، خلاء و فشار مطالعه کرده و قواعد و اصولی را به دست آورده است که بکار برده می شوند. پاسکال همچنین راه استفاده از قوانین و روش ریاضی را در اقتصاد و علوم اجتماعی ارائه داده است.
        
        
  • 1790:   شورای انقلاب فرانسه، با هدف رفع تبعیض و تأمین برابری که از شعارهای انقلاب بود، همه القاب را در آن کشور از جمله پرنس، پرنسس، عالیجناب و ... جز القاب علمی (حاکی از دانش) را حذف و بکاربردن آنها را جرم (جرم نقض برابری و احیاء برتری) اعلام کرد که به اجرا درآمد.
        
        
  • 1862:   در آمریكا برده داری ممنوع شد. 3 ماه و 3 روز بعد، لینکن رئیس جمهوری وقت اعلام کرد که بزودی اعلام لغو بردگی سراسری را صادر خواهد کرد و 3 ماه و هشت روز بعد (یکم ژانویه 1963 و در جریان جنگ داخلی) اعلامیه وعده داده شده تحت عنوان Emancipation Proclamation صادر و بردگان سیاه آزاد شدند. با وجود این، خبر انتشار این اعلامیه تا دو سال بعد به اطلاع سیاهان ایالت تکزاس نرسیده بود. اصلاحیه 13 قانون اساسی آمریکا مصوّب دسامبر 1865 به طور کامل و برای همیشه به بردگی در سراسر فدراسیون آمریکا پایان داده است.
        
        
  • 1903:   نخستین مسابقه اتومبیلرانی مسافت زیاد به پایان رسید و اتومبیل برنده مسابقه در سه ماه از سانفرانسیسكو خود را به نیویورك رساند . امروزه اتومبیل ها این مسافت را به صورت عادی سه روزه طی می كنند.
        
        
  • 1917:   در این روز (در جریان جنگ جهانی اول) كه انگلستان با آلمان در جنگ بود، خانواده سلطنتی انگلستان كه اصلا آلمانی هستند نام خانوادگی و القاب آلمانی خود را رها ساختند و نام خانوادگی «ویندزر Windsor» بر خود نهادند.
        
        
  • 1926:   بانو Erna S. Hoover ریاضی دان آمریکایی که دستاوردهای متعدد در علم کامپیوتر دارد از جمله در کامپیوتری کردن ارتباط ها و ترافیک تلفنی به دنیا آمد. دستاوردهای وی عمدتا ضمن کار در آزمایشگاههای بِل حاصل شده است.
    Erna


        
  • 1951:   خَلع یَد از انگلستان در نفت ایران 29 خرداد 1330 تكمیل شد و دكتر محمد مصدق نخست وزیر وقت سی ام خرداد 1330 گزارش آن را به مجلس داد و پایان یك تجاوز استعماری به حقوق ایرانیان و برخورداری انحصاری انگلستان از نفت ایران را اعلام داشت که این گزارش همان روز به تأیید مجلس رسید.
        
        
  • 1935:   در این روز در سال 1314 هجری خورشیدی در تهران اعلام شد كه از اول تیرماه (تیرماه آن سال)، صرف نظر از وسعت كشور و قرار گرفتن نصف النهارها، ساعت رسمی در همه نقاط ایران یكنواخت خواهد بود.
        
        
  • 1944:   نیروهای نظامی امپراتوری ژاپن در جریان تصرف چین، شهر چانگشا Changsha (و اینک شهری 9 میلیونی و مرکز ایالت هونان در مرکز جنوبی چین) را تصرف کردند.
        
        
  • 1951:   بنیاد فورد در آمریکا در بیانیه ای آغاز دوران «فرهنگ تلویزیونی و نفوذ در اذهان از طریق این رسانه» را اعلام کرد.
        
        
  • 1951:   در انتخابات پارلمانی فرانسه کمونیست ها (سوسیالیست های مارکسیستی) اول و سوسیالیست ها (سوسیالیست های میانه رو) سوم شدند و به این ترتیب جناح چپ، انتخابات پارلمانی فرانسه را بُرد.
        
        
  • 1963:   بانو «والنتینا ترشكوا» سرهنگ دوم روس و نخستین زنی كه با سفینه فضایی (وستوك ـ 6)، چند بار كره زمین را از فضا دور زده بود به زمین باز گردانده شد.
    سرهنگ Tereshkova


        
        
        
  • 1964:   قانون «حقوق مدنی» در آمریکا که محصول مبارزات طولانی سیاهان (آفریقایی تبارها) بوده است به تصویب رسید و رفع تبعیض کامل در جامعه آمریکا اعلام و نقض آن جرم شناخته شد.
        
        
  • 1990:   حزب کمونیست نوین روسیه تأسیس شد. حزب کمونیست پیشین، سراسری و جهان وطنی بود. حزب کمونیست نوین که از 1993 گِنادی ژیوگانوف Gennady Zyuganov متولد ژوئن 1944 رهبری آن را به دست دارد تنها در چارچوب فدراسیون روسیه فعالیت دارد و ایدئولوژی آن اندکی تعدیل و عملی تر شده است. این حزب در مجلس روسیه دارای چند نماینده است. گنادی ژیوگانوف که تاکنون چهار بار در انتخابات ریاست جمهوری روسیه نامزد شده است عضو مجلس نمایندگان این فدراسیون (دوما) است. وی از تلاشگران انتقال قدرت از بلوک غرب به اوراسیا است و نیز بازگرداندن اوکراین به روسیه و می گوید که بلوک غرب (ناتو) کوشش دارد که وارد اوکراین شود و امنیت روسیه را به خطر اندازد و مانع انتقال قدرت جهانی به اوراسیا شود. او گفته است؛ اروپاییان که با خواندن خاطرات مارکو پولویِ ونیزی (ایتالیایی) که سالها در چین بود، باروت سازی یادگرفتند و تفنگ ساختند و قطب نما و با این دستاورد حدود شش قرن است که قدرت شده و سرزمین های مختلف را مستعمره کرده و یا زیر نفوذ خود قرار داده و بومیان قاره غربی (قاره آمریکا) را نابود کرده و اراضی آنها را مالک شده اند و ضوابط اصطلاحا جهانی را برپایه حفظ منافع خود تدوین کرده اند که این وضعیت باید تغییر کند. اخیرا چند گروه کمونیستی دیگر در روسیه ایجاد شده است با ایدئولوژی های تعدیل شده و متفاوت که با هم در ائتلاف هستند و رهبری ژیوگانف را قبول دارند.
    Zyuganov


        
  • 2007:   بر اثر انفجار یک کامیون بمب گذاری شده مقابل مسجد الخیلانیِ بغداد 78 تن کشته و 218 نفر دیگر مجروح شدند. قبلا هم در یک انفجار مشابه مقابل مسجد العسکریِ بغداد تلفات به وجود آمده بود.
        
        
  • 2009:   در شهر شیشون Shishon چین، مردم برضد دولت شورش کردند و دولتِ حزب کمونیستِ چین برای سرکوبی آنان ده هزار مامور مسلح به این شهر فرستاد!.
        
        
  • 2015:   James Salter نویسندهِ بنام آمریکایی و برنده 5 جایزه مهم ادبی در 90 سالگی درگذشت.



        نخستین داستان او زیر عنوان «شکارچیان» در سال 1957 انتشار یافت و همچنان تجدید چاپ می شود. او در طول عُمر نویسندگی خود دهها داستان، داستان کوتاه، نمایشنامه و کتاب غیرداستانی و صدها مقاله ـ رساله نوشته است که دو جلد از کتاب های او پس از درگذشتش چاپ و انتشار یافته اند. شرح دیدارها و تجربه های شخصی سالتر پُرخواننده ترین کتاب های او بوده اند ـ هر مسافرت و دیدار گردشگری و حقیقت یابی؛ یک کتاب. کتاب های سالتر در دو دهه اخیر دارای نسخه دیجیتالی (e-Book - e-Edition) شده اند. وی دهم ژوئن 1925 به دنیا آمده بود و 19 ژوئن 2015 درگذشت و یک بار دیگر و برای دهها هزارمین بار ثابت شد که دانشمندان، اندیشمندان و هنرمندان واقعی در همان ماهی که به دنیا آمده اند فوت می کنند.
        
        



  •  

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com