Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
28 اكتبر
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 










   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 28 اكتبر
ايران
تفرقه ميان درباريان ايران و گزارش محرمانه نماينده روم در تيسفون به دولت خود درباره آن
ماكزتيوس
در سال 310 ميلادي كه زمان دقيق آن بعدا 28 اكتبر به دست داده شده است، «ماكزن تيوس» امپراتور روم كه كشورش دچار دشواري هاي فراوان داخلي بود گزارش محرمانه نماينده سياسي دائمي روم در تيسفون ـ پايتخت ايران را در نشست اعضاي سنا و ژنرال هاي رومي مطرح ساخت. نماينده روم در تيسفون در گزارش خود از ادامه تفرقه ميان درباريان ايران خبر داده بود و تاكيد كرده بود كه زماني بهتر از اين براي تعرّض نظامي به ايران و انهدام قدرت آن به دست نخواهد آمد، زيرا چند سال طول خواهد كشيد تا شاه 17 ساله (شاهوقت) بر اوضاع مسلط شود.
    در آن روز هيچيك از حاضران درجلسه، لشكر كشي به شرق را در حالي كه امپراتوري روم در آستانه جنگ داخلي بود به مصلحت نديد. با وجود اين، چون «ماكزنتيوس» بي علاقه به جنگ با ايران نبود قرار شد كه گزارش همچنان در دستور كار باشد ( امروزه اصطلاحا؛ روي ميز).
    تفرقه در دربار ايران پس از مرگ هرمز دوم آغاز شده بود. برخي از بزرگان كشور با پسر او «آذر نرسي» كه شهرت به بدخويي داشت به مخالفت دست زده و باعث قتل او شده و فرزندِ ديگرِ هرمز را كه هنوز به دنيا نيامده بود شاه كشور ناميدند.
    بحران داخلي ايران در سال 310 ميلادي پس از 17 ساله شدن شاپور دوم (ذوالاكتاف) و كنار گذاردن نايب السلطنه، رو به پايان گذارد و در روم هم كنستانتين اول جنگ داخلي را در 312 ميلادي بُرد و دو امپراتوري از بحران داخلي خارج و سپس به جان هم افتادند و ....
    ( براي اطلاع از سرنوشت ماکزتيوس به بخش «ساير ملل» مراجعه شود).
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تأييد حُكم اعدام دكتر حسين فاطمي و اجراي حکم
دكتر فاطمي در زمان وزارت
ششم آبان 1333 مَحكمه تجديد نظر نظامي تهران حكم اعدام دكتر حسين فاطمي وزير امور خارجه دولت دكتر مصدق را تأييد كرد و اين حُكم به اجرا در امد.
    دكتر فاطمي (فوريه 1917 - نوامبر 1954) بارها صريحا و با بكار بردن واژه هايي تند از شاه و بستگان او انتقاد كرده بود و به همين جهت، شاه توصيه مشاهير و روحانيون اصفهان براي دادن تخفيف مجازات به او را نپذيرفته بود. انتقاد هاي دكتر فاطمي از شاه و نظام سلطنتي عمدتا در مقالات روزنامه باختر امروز منعكس مي شد كه ناشر آن دكتر فاطمي بود.
    دکتر فاطمی كه مي دانست شاه كينه وي را به دل دارد از همان لحظه كودتا خود را پنهان كرده بود. دكتر فاطمي روز 28 امرداد 1332 در خانه دكتر مصدق بود و پس از آن كه خانه را در آستانه محاصره شدنِ كامل ديد، در زير گلوله از آنجا خارج شده و خودرا مخفی کرده بود. وی ماهها بعد در مخفیگاه خود که خانه ای در شمیران بود برحسب اتفاق دستگیر شده بود. وي در اين چندماه ريش گذاشته بود که شناخته نشود.
دكتر فاطمي
پس از دستگيري


    
نگاه صميمانه دكتر مصدق به فاطمي، زماني كه وزير امور خارجه اش بود

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تصمیم محمدعلی رجایی نخست وزیر وقت به قطع مستمری بازنشستگان ایرانی برون مرز
محمدعلی رجایی نخست وزیر وقت جمهوری اسلامی ایران به رغم مخالفت ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهور وقت و ادامه جنگ عراق با ایران، در نیمه اول آبان 1359 (1980میلادی) تصمیم گرفت مستمری بازنشستگانی را که از ایران خارج شده بودند چنانچه تا آذرماه آن سال باز نگردند و وضعیت خودرا روشن نسازند از دیماه 1359 قطع و پول به خزانه داري کل برگشت داده شود. این تصمیم به صورت اعلامیه ای در رسانه ها انتشار یافته بود. دولت موقت انقلاب به نخست وزيري مهدي بازرگان در طول حکومت خود مستمري بازنشستگان ايراني مقيم خارج را حتی به ارز پرداخت مي کرد که به محل اقامت آنان حواله مي شد.
     در اجرای تصمیم محمدعلی رجایی، مستمری بازنشستگانی که به سبب ادامه جنگ و بمباران جاده ها و فرودگاهها و نیز دلایل دیگر نتوانستند در آن مهلت به کشور بازگردند از آغاز زمستان 1359 (ژانویه 1981 میلادی) قطع شد و افراد تحت تکفّل آنان در ایران به زحمت و فقر و فلاکت افتادند. طبق قانون کیفری وقت، فرزند ـ گرچه بازنشسته ـ متعهد به تأمین هزینه پدر و مادر از کارافتاده و نادار و اولاد صغیر بود و تَرک انفاق، مجازات زندان داشت. برخی از این بازنشستگان که خانه های خود در کشور را اجاره داده بودند نه تنها اجاره بها بلکه خانه را هم (به ادعای مجهول المالک بودن) از دست دادند و نیز ارثیه والدین را که در طول غیبت آنان فوت شده بودند و دیگران خودرا وارثان منحصر آن به فرد اعلام کرده بودند و ....
     همچنین به مجلس پیشنهاد شده بود که تصویب کند اموال داخلی ایرانیان برون مرز که در مهلتی که مقرر خواهد شد به کشور بازنگردند مصادره شود. مجلس این پیشنهادرا که انعکاس منفی جهانی یافته بود (به دلیل مغایرت با اعلامیه حقوق بشر) رد کرد.
    برخی از بازنشستگان ایرانی که همان زمان با رسانه های اروپا و آمریکا مصاحبه کرده بودند گفته بودند که در سنین کهولت هستند و نیاز دارند که فرزندان از آنان نگهداری کنند و این فرزندان در خارج اقامت دارند. پاره ای دیگر از آنان گفته بودند که در ایران متکفّل افرادی ازجمله والدین از کارافتاده خود هستند که اینان، با قطع پرداخت مستمری به زحمت خواهند افتاد و احتمالا گرسنه خواهند ماند زیراکه ایران مقررات بازنشستگی همگانی ندارد و سالخوردگان مُتکی به فرزندان هستند و بسیاری از این فرزندن ـ خودشان بازنشسته.
     این بازنشستگان همچنین از تصمیم واریزشدن مستمری ها به جای حساب جاری (چِکینگ) به حساب پس انداز (قرض الحسنه) که مستلزم حضور در ایران براي بازکردن اين حساب، دريافت دفترچه و شخصا دریافت از این حساب بود ابراز نگرانی کرده بودند. بعدا موافقت شد که با وکالت ـ نه بیش از یکساله هم بشود از این حساب ها برداشت کرد.
     پس از پایان جنگ عراق با ایران و بازگشت برخی از بازنشستگان به کشور برای برقرارشدن مجدد دریافت مستمری، گزارش شده بود که این تجدید پرداخت مستلزم رسیدگی به سوابق و نداشتن مشکل قضایی ـ امنیتی است و کار رسیدگی ممکن است چند ماه طول بکشد.
     به آن دسته از بازنشستگان که بعدا به ایران بازگشته و درصدد زنده کردن مستمری خود برآمده بودند گفته شده بود که باید به وزارت اطلاعات ، دفتر مربوط (ساختمانی در خیابان جُردَن) بروند و ... و طی کردن هفت خوان رستم. این بوروکراسی در مورد پاره ای از افراد بیش از شش ماه طول کشیده بود و شماری از مقیمان آمریکا اعتبار کارت سبز خودرا از دست داده بودند. این خبر که به دیگران رسید سریعا تبعه آمریکا شدند تا گذرنامه این کشور را به دست آورند و اقامت بیش از 6 ماه در ایران در بازگشتنشان تاثیر نداشته باشد.
    [محمدعلي رجايي از دوم آگوست 1981 تا سي ام اين ماه به مدت 28 روز رئيس جمهور شد.].
    
[در این تاریخ آنلاین و در میان رویدادهای روز 15 ژانویه، مطلبی درباره اجرای تصمیم محمدعلی رجایی درج شده است]
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو انديشه
جان لاك: توان محافظت از حقوق اتباع، درجه شايستگي يك دولت را نشان مي دهد ـ حق انتخاب دولت و قانون سازان (نمايندگان پارلمان)
لاك

بيست و هشتم اكتبر 1704 روزي است كه «جان لاك» فيلسوف تجربه گراي انگليسي درگذشت. وي در 29 اوت 1632 به دنيا آمده بود كه بر پايه افكار او اعلاميه استقلال ايالات متحده نوشته شده و علوم سياسي و فلسفه سياسي شكل گرفته است.
     به باور لاك، هر فكر ـ عقيده و دانش ناشي از تجربه است. او مي گويد كه بشر طبيعتا داراي حقوق و تكاليفي است و اين حقوق عبارتند از: حق حيات، حق آزادي، حق مالكيت، حق پرداختن به كاري كه در آن علاقه و استعداد دارد، حق انتخاب دولت و قانون سازان (نمايندگان پارلمان)، حق محاكمه شدن در دادگاهي كه داراي هيئت منصفه و قاضي عادل باشد، حق اعتراض به تبعيض و انحصار و ....
     آزادي از نظر لاك همانا برابري سياسي افراد و برخورداري از حقوق مدني است. او مي گويد: وظيفه هر دولت محافظت از حقوق اتباع كشور است و توجيه وجود دولت در همين محافظت از حقوق مردم قراردارد كه بهتر از خود فرد مي تواند اين وظيفه را انجام دهد و توان محافظت از حقوق اتباع، درجه شايستگي يك دولت را نشان مي دهد و اگر يك دولت نخواهد و يا نتواند حقوق اتباع را محفوظ بدارد، منطق وجودي خود را از دست مي دهد و بر مردم آن كشور است كه حاكم ديگري را برگزينند. لاك با تاكيد مي گويد: اين فقط مردم هستند كه بايد تصميم بگيرند كه چه كسي بر آنان حكومت كند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي که مولر (ميولر) شرقشناس بزرگ درگذشت
Friedrich Max Müller
28 اکتبر 1900 روزی است که «ماكس ميولر (فردريخ ماكس مولر)» شرق شناس شهير آلماني درگذشت. وی كه بسال 1823 به دنيا آمده بود 77 سال عمر كرده بود. مولر درباره زبان سانسكريت، هندوئيسم و مهاجرت آريايي ها (آرين ها) تحقيق فراوان كرد و ريشه و خويشاوندي زبانهاي آريائي (از جمله آلماني ، پارسي و انگليسي) را به دست داده است. وي كتابهاي مذهبي هند باستان را به آلماني و انگليسي ترجمه كرده است. مولر عمدتا در آكسفورد انگلستان، نتيجه تحقيقات خود را مي نوشت زيرا كه در اين كشور دسترسي او به اسناد هند باستان كه توسط مقامات استعماري انگلستان (کمپانی هند شرقی) به لندن انتقال يافته بودند امکانپذیر بود.
     نتيجه تحقيقات مولر نشان مي دهد كه آريايي ها مردمي شكيل، نجيب، صحيح العمل، قدردان، خوشرفتار و با سلوك، آرام و موقر، منظم و مرتب، سخت كوش و با استعداد، داراي طبيعتي خوب، علاقه مند به امور نظامي، متمدن و قانونمند، وفادار به فاميل و مردگان خود، عاشق اسب و شكار (ورزش) بوده اند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اعتراض چينيان باستان به اسراف و ولخرجي
28 اكتبر سال 165 ميلادي چينيان مراسم ياد بود «وانگ فو» فيلسوف اين كشور را به تظاهراتي وسيع بر ضد اسراف و نيز زندگاني لوكس ثروتمندان تبدل كردند. اين تاريخ پس از تبديل سال قمري چين به ميلادي برپايه تقويم تازه به دست آمده است.
    امپراتور وقت چين براي متفرق كردن تظاهر كنندگان به نيروي نظامي متوسل شد و خروج افراد از منازل را به مدت سه روز ممنوع كرد.
     وانگ فو» در طول عمر خود بر ضد ولخرجي اندرز مي داد. او مي گفت كه منابع موجود محدود است و امكان نمي دهد كه همه به زندگاني لوكس كه مردم به آن هوس دارند دست يابند ؛ بنابراين چون نمي توان براي همه زندگاني لوكس تامين كرد پس بايد جلوي اسراف و زندگاني پر تجمل و لوكس را گرفت تا از دشمني مردم با هم و رقابت غيرمنصفانه و مجرمانه براي رسيدن به ثروت و تجمل جلوگيري شود و اين، وظيفه دولت است. طبق نظريه «وانگ فو» جامعه اي در آرامش خواهد بود كه مردم از لحاظ داشتن ثروت تفاوت زياد باهم نداشته باشند كه هرچه اين تفاوت زيادتر شود بي نظمي، فساد و احتمال طغيان بيشتر خواهد بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو ادبيات
ستاره تازه شعر انگليسي که خيلي زود غروب کرد
سيلويا پلث شاعره با قريحه در زبان انگليسي 27 اکتبر 1932 در بوستون به دنيا آمد و يازدهم فوريه 1963 در 31 سالگي در آپارتماتش در شهر نيويورک پس از خواب کردن دو دختر خود که يکي دوساله و ديگري چند ماهه بود خود کشي کرد . انگيزه خودکشي که در اوج شهرت اين شاعره روي داد هنوز به درستي روشن نيست.
    وي پس از اتمام دانشگاه در زادگاه خود شهر بوستون براي تحصيل در دانشگاه کامبريج به انگلستان رفت و در آنجا با شاعر انگليسي تد هيوز آشنا شد که منجر به ازدواجشان گرديد.
    سيليويا در طول اقامت در انگلستان دو مجموعه شعر تحت عناوين " کلوسوس " و " بررسي حيات " منتشر ساخت که اديبان زبان انگليسي با مطالعه آنها اعلام داشته بودند که ستاره درخشاني در آسمان شعر انگليسي طلوع کرده و شکسپير ديگري پا به عرصه وجود گذارده است.
    در پي خودکشي سيلويا که به آمريکا باز گشته بود ، شوهرش و چند انجمن ادبي سه کتاب ديگر از اشعار او تحت عناوين " آريل " ،
    " گذرگاه آبي" و " درختهاي زمستانه " را منتشر ساخته اند.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
روي جلد شماره 18 مجله روزنامک (مهرماه 1394) ـ ناشر مجله روزنامک با کمک مالي دولت به نشريات موافقت ندارد و آن را دريافت نمي کند



    
    مطالب اين شماره، شماره هاي قبلي و شماره های بعدی مجله روزنامک و اینک تا شماره 53 را مي توانيد در اديشن آنلاين آن به آدرس زير بخوانيد:
    
    www.rooznamak-magazine.com
    
    و همچنين با کليک کردن روي مجله روزنامک در حاشيه سمت راست وبسايت خبري: www.rooznamak.com
    
    _ _ _ _ _
    
    روی جلد مجله روزنامک شماره 41:
    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سرمقاله شماره 18 مجله روزنامک درباره یادآوری گذشته ـ رعایت اصول و ضوابط ـ اعتناء به نظرات و شکایات با ذکر مثال
37 سال [تا زمان انتشار شماره هجدهم مجله] از انقلاب گذشته است و آنان که دست کم زیر 45 سالگی هستند به درستی و کاملا نمی دانند که چرا انقلاب شد، در طول 13 ماه دوران انقلاب چه گذشت، پس از پیروزشدن آن در 2 ـ 3 سال نخست چه اتفاقاتی روی داد، چه بحث هایی روی یکایک اصول قانون اساسی در مجلس مربوط صورت گرفت و فلسفه تدوین هر اصل چه بود تا در رعایت آن اصول و خواست ها کمال دقّت را به عمل آورند. زیر 45 ساله ها در آن زمان نبودند و یا کودک بودند و چیزی را لمس نکردند، قضایا را تنها شنیده اند.
    «یادآوری گذشته» تکلیف رسانه ها و نویسندگان بویژه تاریخ نگاران و آموزگاران است. در کشورهای دیگر تا آنجا که این نگارنده دیده است بویژه پس از آغاز عصر آنلاین ها، دست کم یک صفحه در هر روزنامه زیر عنوان «بازگشت به این روز در گذشته» دیده می شود که یک مورد از این عنوان که مربوط به دهم اکتبر 1965 (18 مهرماه 1344) یک روزنامه چاپ آمریکا است در زیر کُپی شده است. این بازگشت، اِسکن (کلیشه و کُپی) کردن اصل عکس و خبر مندرج در آن روز در گذشته و از همان روزنامه است. آن روز مربوط به یک سال نیست، رویدادِ قابل یادآوری همه سال ها ـ اگر چنین رویدادی باشد ـ با تایپ سال وقوع روی آن کُپی می شود و تزیین صفحه و در برخی روزنامه ها دو صفحه مقابل هم بسیار جالب و دیدنی است. شبکه های تلویزیونی این صفحه را در برنامه های خود؛ «امروز در تاریخ» پخش می کنند، البته هر تلویزیون، روزنامه محل خودرا. به این ترتیب، هیچکس گذشته را و دست کم گذشته نزدیک (رویدادهای آخرین یکی ـ دو قرن معاصر) را فراموش نمی کند، در جریان قرار می گیرد، احترام می گذارد و رعایت می کند.


در ایران، روزنامه اطلاعات از حدود نیم قرن پیش ستون «چهل سال پیش در این روز» را دایر کرد ولی به صورت نقل سطوری از چند رویدادِ انتخابی، نه کُپی اصل مطالب مندرج در صفحات روزنامه تا به چشم آید و اثبات بی طرفی در انتخاب. این نگارنده از 45 سال پیش ستون و بخش «امروز درتاریخ» را در رسانه های کشور ایجاد و اخیرا به انتشار شماری از خاطرات خود دست زده که در اصل، آنها را برای انتشار کتاب تهیه کرده است. از آنجا که یک دست صدا ندارد لازم است که نشریات تهران و تلویزیون دولتی دست به این کار بزنند تا اظهارات، اصول، تصمیمات و منطق اتخاذ آنها، رویدادها و ... فراموش نشوند که این فراموشی باعث بازگشت به گذشته خواهد شد و همان مسائل و تکرارها. اگر قرار است که اجرای ضابطه ای عملا متوقف شود باید لغو شود و یا به حالت تعلیق درآید. برای مثال: در سراسر جهان همه می دانند که داشتن خانگی آنتن ماهواره در جمهوری اسلامی ممنوع است و اخبار جمع آوری پلیسی این آنتن ها را شنیده و یا خوانده اند ولی با یک نگاه، می توان روی پشت بام ها و حتی در روستاها، بشقاب آنتن ها را دید. در اخبار رسانه های خارج بود که در ایران، برخی از رسانه های خارجی قرارداده شده در اینترنت، فیلتر می شوند ـ نه یک مطلب مورد نظر، بلکه همهِ یک رسانه و به صورت دائم. امسال برای نخستین بار، جمعی از بومیان (سرخپوستان) آمریکای شمالی (کشورهای متحده) در روز کلمبوس (کریستُف کلُمب) ـ 12 اکتبر که هر سال به مناسب رسیدن او از اسپانیا با سه کشتی به قاره غربی و ناشناخته برای اروپاییان برگزار می شود، در نیویورک شعار منفی حمل کرده و دست به تظاهرات زده و ورود او به قاره خودرا باعث قتل عام بومیان خوانده و .... چون برای اولین بار این تظاهرات انجام و یا رسانه ای شده بود و من پاراگراف اول و تصویری کوچک و محدود از تظاهرات را در «گوگل نیوز» دیده بودم خواستم که همه مطلب و عکس های بزرگتری را از آن ببینم و در «تاریخ آنلاین برای ایرانیان» قرار دهم که دیدم فیلتر است، سراغ رسانه های روسیه ـ دوست ایران رفتم و روی سایت های اسپوتنیک و تلویزیون روسیه کلیک کردم، آنها هم فیلتر بودند و تعجب کردم و با خود به این نتیجه رسیدم که به حد کافی کارشناس برای خواندن مطالب نیست تا مطلب نامطلوب فیلتر شود نه همه رسانه و به لحاظ صرفه جویی همه وبسایت یک رسانه ... فیلتر می شود حال آنکه ممکن است مطلب مفید و مطلوب هم داشته باشد. برای خواندن اعتراض سرخپوستان عازم یک روزنامه تهران شدم که خیال کردم از فیلتر مستثنی است، ولی در تاکسی و میان راه چند بار مقصد خودرا از یک روزنامه به روزنامه دیگر تغییر دادم که راننده تاکسی تعجب کرد و علت را پرسید قضیه را گفتم، گفت که چرا از همان اول به او نگفتم که بیاید و فیلترشکن کند. گفتم نخواستم که تصمیم دولتی را نقض کرده باشم. از راننده تحصیلاتش را پرسیدم گفت که لیسانسیه یک شعبه دوردست یک دانشگاه غیر دولتی است، ولی چیزی یاد نگرفته که خریدار داشته باشد و راننده تاکسی شده و راضی است. از رفتن به روزنامه منصرف شدم، به خانه بازگشتم و از یکی از فرزندانم در آمریکا خواستم که مطلب و عکس اعتراض سرخپوستان را از رسانه های آنجا کُپی بگیرد و برایم ایمیل کند، عکس زیر:


ما روزنامه نگاران ـ تاریخ نویسان هنگام بررسی وضعیت یک کشور، نخست به چگونگی رعایت اصول قانون اساسی آن می پردازیم. اصول قانون اساسی ستون های ساختمان یک کشور اند که نباید لرزان، سست و خلل پذیر باشند و بعد صفحه نامه به سردبیر در روزنامه ها و پاسخ به انتقادها و تذکرات را و سپس اخبار جنایی و قضایی روزنامه ها را تا ببینیم که آن جامعه چه ضعف هایی دارد ـ ضعف های اقتصادی اجتماعی و بی اعتنایی به اخلاقیات [ضعف آموزش و پرورش]. این ضعف ها آن حوادث را باعث می شوند. به خاطر دارم حدود ربع قرن پیش (اواخر سال 1370) که به زادگاه خود ـ استان کرمان رفته بودم، خواستم به بیابان واقع میان کرمان، جوپار و ماهان بروم تا میدان جنگ پُرتلفات داوطلبان کرمانی با ارتش قراختائیان را یک بار دیگر ببینم. در سال 1333 دبیر درس تاریخ، ما دانش آموزان را با اتوبوس به آنجا برده بود تا میدان جنگ را نشان دهد و گفت که در کشورهای دیگر میدان های جنگ های وطنی دارای تابلو توضیحات اند و محل به همانگونه نگهداری می شود با سلاحها و لباس های نظامی همان دوره که در کشور باستانی ما با آن همه جنگ دفاعی، چنین نیست. در دهه 1340 به دعوت جنگلبانی از روزنامه نگاران به همان محل رفتیم که درخت گَز، تاغ و ... کشت کرده بودند تا حرکت شن متوقف شود ولی این بار، دیدم که باغسازی شده و تابلو هفت باغ و مؤسسه خیریه مولی الموحدین دارد (قبلا نشنيده بودم که آن بيابان مالک مشخّص داشته باشد. بیابانها و کوهها قاعدتا متعلق به ملّت هستند، و تنها دولت که نماینده ملّت است می تواند طبق شرايطي که قانون معيّن مي کند و طي مراحلي ازجمله برگزاري مزايده عمومي واگذار و پول حاصله را به خزانه داری ـ بیت المال ـ واریز کند و درآمد ملّی باشد). پرسیدم که مگر این اراضی بلاصاحب نبود که گفتند استاندار که از بستگان رئیس جمهور است با یک روحانی شهر و چند تن دیگر این نهاد را تأسیس و این اراضی را خیابان بندی کرده و بفروش می رسد، هواپیمایی ماهان را هم همین موسسه به وجود آورده و .... گفتم که طبق اصل 44 قانون اساسی جمهوری اسلامی، هواپیمایی های ایران باید دولتی باشند، یک موسسه خیریه که قاعدتا دولت و مؤسسه دولتی نیست!، پاسخی نشنیدم. به خاطر دارم در دسامبر 1979 (که دبیر میز اخبار بین الملل روزنامه اطلاعات بودم) میلوشویچِ صِرب [سیاستمدار وقت] پس از انتشار گزارش های مربوط به قریب الوقوع بودن نخستین دور انتخابات رئیس جمهور ایران، این وضعیت را پیش کرده بود. وی گفته بود که حالت انقلاب (اداره کشور بدون بوروکراسی و رعایت تشریفات اداری ـ حل ضربتی مسائل) با همه خصوصیات آن باید دست کم 3 تا 5 سال طول می کشید تا همه شعارهای انقلاب جا افتد (نهادینه شود) و آنگاه اوضاع به حالت عادی (انتخاب رئیس جمهور و ایجاد پارلمان و ...) بازگشت داده می شد، نه 11 ماه. آژانس فرانس پرس این نظر میلوشویچ را مخابره کرده و نوشته بود که وی از کارشناسان تجربه های انقلابی است. در آن زمان از مصادره شدن روزنامه اطلاعات حدود 4 ماه گذشته بود، يک بازاري مدير آن شده بود و سردبيري روزنامه شورايي بود و اين شورا مصلحت ندانست که ترجمه آن خبر آژانس فرانس پرس درج شود.
    بی اعتنایی نباید در یک جامعه نهادینه شود. برای مثال: سالها بود که از پیاده رو ناقص خیابان دماوند شرقی (ضلع جنوبی ایستگاه داریوش) ناله سرداده و این اعتراض را رسانه ای کرده بودم تا اینکه در اسفندماه 92 در یک شب بارانی در آنجا بر زمین افتادم و مجروح شدم و عکس آن را روی جلد مجله روزنامک چاپ کردم که نقل چند نشریه در خارج و تاریخ آنلاین شد ولی به آن اعتناء نشد و پاسخی نشنیدم. در سابق سریعا، به این قبیل انعکاس ضعف ها پاسخ داده می شد و حتی دولت از صفحه «نامه به سردبیر» در نشریات برای پیشبُرد سیاست خود استفاده می کرد و یک مورد آن تعمیر مدارس ایرانی ترکیه بود که این دولت مانع می شد و دولت تهران یک نامه ساختگی از قول یک ایرانی مقیم ترکیه به روزنامه اطلاعات داد و آن را سند کرد و دولت ترکیه را مجبور به تسلیم و موافقت با تعمیر مدارس. همین نامه ساختگی «رشیدی مطلق» منتشره در روزنامه اطلاعات که جرقه انقلاب را زد یکی از آنها بود. باید خصلت اعتناء کردن به نظرات، اعتراض و ناله ها به جامعه بازگردانده شود. اگر در سال دوم و سوم پس از انقلاب، روزنامه نگاران حرفه ای و با تجربه کشور را که سرمایه ملّی بودند از رسانه ها اخراج نکرده بودند ـ آن هم بدون دلیل و نپرداختن غرامتِ اخراج، اصول و ضوابط و حتی رفتار و اخلاقیات تضعیف نمی شد. این روزنامه نگاران اخراجیِ 35 سال پیش، هنوز می توانند بنویسند و دست کم آنچه را که بر سرشان آمد. روزنامه نگار به تمام معنا؛ واقعی، در جهان امروز عنصری کمیاب است. آنان بودند که در سال انقلاب به گسترش و پیروزی آن کمک کردند. در کشوری که «روز خبرنگار» برگزار می شود و خبرنگار با 20 سال سابقه کار و دریافت پاداش می تواند بازنشسته شود، به کودک شیرخوار کمک نقدی داده می شود، چرا نباید به روزنامه نگار اخراجیِ 35 سال پیش غرامت اخراج داده شود. تنی چند از همین اخراجی ها بودند که روزنامه همشهری را به این مرتبه و مقام رسانیدند و .... باید کمی اندیشه کرد. ایجاد تاریخ آنلاین ایرانیان با این وسعت بی نظیر به هزینه شخصی ـ برای نشان دادن عظمت ایران و ایرانی و آموزش عمومی، کار یکی از همین اخراجی های سال 1359 از مطبوعات کشور است.
    
نوشیروان کیهانی زاده
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
پيروزي کنستانتين بر ماکزنتيوس و رسميت يافتن مسيحيت در روم
كنستانتين اول
28 اكتبر سال 312 ميلادي كنستانتين ژنرال رومي و حكمران قلمرو شرقي امپراتوری روم در يك جنگ يكروزه معروف به «جنگ پل ميلويان» بر سپاهيان «ماكزنتيوس» امپراتور روم پيروز شد. ماکزنتيوس در همین روز (28 اکتبر) کشته شد. وی 28 اکتبر 306 میلادی امپراتور روم شده بود و 28 اکتبر سال 310 میلادی موضوع جنگ با ایران را در جلسه مشترک سنا و شورای ژنرالهای روم مطرح ساخته بود که تصویب نشد ولی قرارشد که در دستور کار باقی بماند.
     ماكزن تيوس از حاميان انتخاب امپراتور از سوي سناي روم و كنستانين مخالف اين روش بسيار قديمي روميان بود. به علاوه، ماكزنتيوس پيشنهاد كنستانتين را كه امپراتوري روم به صورت كنفدراسيوني مركب از دوم قسمت غربي و شرقي آن در آيد رد كرده بود وآن را مآلا موجب تجزيه و نابودي روم مي دانست. ماکزنتيوس 28 اکتبرو در جريان جنگ پل "ميلويان" کشته شد.
    كنستانتين كه ميترائيست بود پس از اين پيروزي سربازانش را جمع كرد و خطاب به آنان گفت كه در اثناي جنگ كه روي به خورشيد كرده بود تا طلب پيروزي كند، صليبي نوراني را مقابل خورشيد ديد و در پي مشاهده اين صليب كه همراه با پيروزي در جنگ بود تصميم گرفته است مسيحي شود و اصراري به مسيحي شدن ديگران ندارد.
    گرويدن كنستانتين كه نام او برشهر قسطنطنيه (استانبول) گذارده شده است به صدور منشور ميلان در نهم نوامبر (12 روز بعد) مبني بر رسميت يافتن و تحمل شدن مسيحيت در قلمرو روم انجاميد. طبق همين منشور، كساني كه به خاطر مسيحي بودن زنداني بودند آزاد شدند و اموال مصادره شده به صاحبانشان پس داده شد.به اين ترتيب كنستانتين نخستين امپراتور مسيحي روم است. بايد دانست كه روم (ايتاليا) نخستين كشور مسيحي جهان نيست، ارمنستان اولين كشوردر جهان است كه مسيحيت را دين رسمي خود اعلام كرده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
28 اکتبر: راهپیمایی سیاهپوشان، نخست وزیر شدن موسولینی و حمله ارتش ایتالیا به یونان
راهپیمایی سیاهپوشان به رهبري موسوليني


    علاوه بر جنگ پل «میلیویان»، امپراتور شدن ماکزن تیوس و کشته شدنش و طرح پیشنهاد جنگ با ایران که هر چهار واقعه در چهار 28 اکتبر روی داده بود، در 28 اکتبر 1922 و در دومین روز «پیش به سوی رم» که در این راهپیمایی دهها هزار سیاهپوش (پیراهن سیاه) ناسیونالیست شرکت کرده بودند، پادشاه ایتالیا موسولینی رهبر آنان را رئیس دولت کرد. موسولینی که اعلام کرده بود امپراتوری باستانی روم را احیاء خواهد کرد 28 اکتبر 1940 پس از اینکه دولت یونان حاضر نشد بمانند عهد قدیم گوشه ای از امپراتوری روم باشد، به 530 هزار نظامی ایتالیایی مستقر در آلبانی دستور داد که یونان را تصرف کنند که موفق نشدند و هیتلر متحد موسولینی به یونان نیرو فرستاد و این کشور را اشغال نظامی کرد. نیروهای موسولینی در اجرای برنامه احیاء امپراتوری روم، در سال 1939 آلبانی را تصرف کرده بودند. موسولینی همچنین نیرو به شمال آفریقا فرستاده بود که لیبی و سومالی لند را تصرف کرده بودند. این نیروها بعدا با حمله متقابل انگلیسی ها رو به رو شدند و چون در وضعیتی نامساعد قرارگرفته بودند هیتلر بهترین سپهبد آلمان ـ مارشال اروین رومل ـ را با چند تیپ زرهی به شمال آفریقا فرستاد و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سوغات های دیدار كريستف كلمب از كوبا: سيب زميني، گوجه فرنگي و توتون
28 اكتبر سال 1492 كريستف كلمب كه از جانب دولت اسپانيا مامور يافتن راه وصول به هند از طريق درياهاي غرب شده بود به كوبا رسيد. وي قبلا به جزاير آنتيل (باهاماس) رسيده بود.
     كلمب با مشاهده سواحل كوبا گمان برد كه به ژاپن رسيده است، ولي با مشاهده ساكنان بدون لباس آنجا كه پوستي قهوه اي رنگ داشتند، زود به اشتباه خود پي برد.
     كوبا از آن روز تا سال 1898 از مستملكات اسپانيا بود. سوغات سفر كلمب از كوبا بذر سيب زميني، گوجه فرنگي و توتون بود كه تا ان زمان در قاره هاي ديگر ديده نشده بودند. پس از انتقال اين سه بذر به اروپا، از اینجا به ساير كشورها منتقل شدند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 28 اكتبر
  • 1636:   دانشگاه هاروارد در كمبريج ماساچوست تحت نام كالج «جان هاروارد» تاسيس شد كه نخستين مؤسسه آموزش عالي امريكا است و دومين آن دانشگاه «كالج ويليام اند مري» در استيت مشترک المنافع ويرجينيا است. «جان هاروارد» يكي از بنيادگذارانِ كالجِ هاروارد بود.
        
        
  • 1790:   استيت نيويورك با دريافت 30 هزار دلار، از دعاوي خود كه سرزمين «وِرمانت» وابسته به آن استيت است صرف نظر كرد و ورمانت به صورت يك استيت جداگانه اعلام موجوديت كرد.
        
        
  • 1793:   «الي ويتني» در كاروليناي شمالي ماشين پنبه پاك كني (جين) را كه ساخته بود به ثبت رسانيد.
        
        
  • 1904:   انگشت نگاري براي تشخيص هوّيت رسميّت يافت که از دهه آخر قرن بيستم آزمايش DNA وسيله ديگري براي تشخيص هويّت شده و بعدا خواندن اعضاي ظاهري بدن (چشم و ...) توسط رايانه بر آن دو اضافه گرديده است.
        
        
  • 1918:   در پي فروپاشي امپراتوري اتريش كه نتيجه جنگ جهاني اول بود كه خود اتريش مسبب ان بود چك اسلواكي اعلام استقلال كرد.
        
        
  • 1922:   موسوليني زمام امور ايتاليا را به دست گرفت.
        
        
  • 1940:   نيروهاي ايتاليا كه در پي اِعمال اقتدار باستاني اين كشور بر حوزه مديترانه بودند از طريق آلباني خاك يونان را مورد حمله قرار دادند که یونان قرن ها در قلمرو روم بود.
        
        
  • 1929:   براي نخستين بار يك نوزاد در هواپيماي در حال پرواز (برفراز فلوريداي امريكا) به دنيا آمد و از آن پس سوار شدن بانوان حامله در هواپيما داراي ضابطه شد.
        
        
  • 1962:   خروشچف رهبر وقت شوروي پس از سازش با جان اف كندي رئيس جمهوري وقت امريكا دستور پياده كردن سكوهاي پرتاب موشك در كوبا و باز گرداندن انها را به شوروي صادر كرد.
        
        
        
  • کارنامک نوشيروان (خاطره ای از مولف)
    اطلاعات تلفن تهران شماره روزنامه شرق را نداشت!
    اواخر اَمُرداد 1392 برای دریافت یک نسخه از شماره های چندماه پیش از آنِ روزنامه شرق درصدد تلفن کردن به این روزنامه برآمدم ولی شماره تلفن را نداشتم. به اطلاعات تلفن تهران (شماره 118) زنگ زدم، گفتند که شماره ای از روزنامه شرق را ندارند!. با این پاسخ مجبور شدم به میدان آرژانتین (که به میدان بیهقی تغییر نام داده شده است) بروم و در این سن و سال و سابقه جرّاحی قلب، در یک سربالایی در کوچه آرشیاک (مقابل بیمارستان کسری) خود را به ساختمان روزنامه شرق برسانم و نسخه ای از شماره مورد نظر را به دست آورم.
        شهر تهران دهها سال است که دفتر راهنمای تلفن ندارد و اپراتورهای 118 بدون دادن نشانی، شماره تلفن نمی دهند. داشتن دفتر راهنمای تلفن که در عین حال یک رِفرِنس است برای هر شهر لازم است و کمک بزرگی، مخصوصا به روزنامه نگاران. در دهه 1330 و زمانی که در میز اقتصادی روزنامه اطلاعات، خبرنگار بودم با کمک همین دفتر راهنمای تلفن شماره کسانی را که بتازگی (آن زمان) شرکت تاسیس کرده بودند و ... به دست می آوردم تا چگونگی را بپرسم و بنویسم و بعدا کسانی را که حادثه دیده بودند و .... در آن زمان تهران دفتر راهنمای تلفن و اصطلاحا؛ «یلوپیج» داشت.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    نامه به مولف
    نامه تأمل برانگیز یک مخاطب که اخبار برداشت های میلیاردی از صندوق ذخیره فرهنگیان، حقوق های نجومی، قاچاق و رانت خواری او را به خودزنی کشاند
  •   متن نامه پُستی دریافتی (در چهارم آبان 1395) از یک مخاطب با چند اصلاح عبارتی:
        
        پدرم درس حوزوی (علوم دینی) خوانده بود و با مدرک تحصیلی آن، در سال 1334 در تهران به استخدام وزارت فرهنگ [آموزش و پرورش] درآمد و معلم دبستان شد. وی معمّم بود و عمیقا دیندار. چندماه پس از آغاز کار تدریس، ناگهان به خانواده اش خبر داد که می خواهد تَرک عبا و عمّامه کند زیراکه یک بار به شاگردان وعدهِ بی عمل داده و یک بار هم که تأخیر ورود داشته به مدیر مدرسه دروغ گفته بود. در آن روز مهمان دوستش بود ولی عذر یک ساعت دیر رفتن به مدرسه را بیماری مادر و انتقال او به بیمارستان! بیان کرده بود که از آن پس وجدان او ناراحت است و کسی که عمّامه و عَبا دارد نباید وعده بی عمل بدهد و دروغ بگوید که هر دو عمل در قران مجید نهی شده است.
        در آن زمان، پدرم هنوز ازدواج نکرده بود. وی سال بعد و چندماه پس از برداشتن عَبا و عمّامه خود، ازدواج کرد و من در سال 1336 به دنیا آمدم. پدرم به رغم تَرک عبا و عمّامه به تدریس تعلیمات دینی در مدارس و رعایت وسواسانه احکام اسلام و اخلاقیات ادامه داد و در نتیجه ما هم از او پیروی می کردیم و رونوشت برابر اصل.
        در سال انقلاب 21 ساله و دانشجوی دانشگاه بودم و یک انقلابیِ اسلامی به تمام معنی، برای اینکه احساس می کردم که راه حل مسائل اجتماعی ایرانِ وقت، اجرای دقیق احکام اسلامی و دستورهای قرآنی است. از کارهای انقلابی آن سالِ من یکی هم تکثیر نوارهای آیت الله عظمی امام خمینی بود که دیگران از خارج از کشور دریافت می کردند و پس از تکثیر، میان ما توزیع می شدند و من به نوبه خود برخی از این نوارها را که به نظرم لازم می آمد در منزل تکثیر و به دیگران می دادم. به خاطر دارم که در مردادماه 1357 یک روز و یک شب از یک نوار 19 دقیقه ای امام، 50 نسخه تهیه کردم. تکثیر نوار با آن ضبط صوت خانگیِ قراضه، کاری دشوار بود. من این نوارها را روز بعد به همدان بردم و با ترس و لرز توزیع کردم.
        در ماههای آخر انقلاب یک شب هنگام دیوارنویسی شعار، از دست یک صاحبِ خانه (که دیوار خانه اش رنگی شده بود) کتک خوردم و شب را در کلانتری پلیس محل بازداشت بودم که از آنجا فرار کردم.
        اظهارات آیت الله امام خمینی در آن سالها اگر تا به امروز اجرا می شد؛ مردم، برابر و برادر و کشور بهشت می شد. تا امام در قید حیات بود مردم «برادروار» زندگی می کردند، معاضد و یار و یاور هم بودند، اتومبیل ها و اشیاء قدیمی را تعمیر و استفاده می کردند و از سوء استفاده، اسراف، پارتی بازی و کاغذبازی اثری نبود. ولی پس از رحلت ایشان به تدریج وضعیت به حالت سابق [قدیم] بازگشت و در مواردی خرابتر شد. بسیاری از اصول قانون اساسی به فراموشی سپرده شد و همچنین دستورهای اسلامی. تحمّل نیاوردم و در سال 1377 در 41 سالگی به اروپا نقل مکان کردم و چهار سال بعد به آمریکا آمدم ولی هر یکی ـ دو سال یک بار به ایران می روم و وضعیت را می بینم.
        امشب [آبان 1395] پس از دیدن اخبار ایران در وبگاههای تهران [وبسایت های خبری و نشریات] و خواندن اخبار مربوط به برداشت صدها میلیارد تومان از صندوق ذخیره یک میلیون فرهنگی، به قدری ناراحت شدم که کنترل از دست دادم و آنقدر بر سر خودم مشت زدم که فرزندم بیدار شد و دستم را گرفت و آب سرد به چهره ام زد. من قبلا اخبار ورود میلیاردها تومان کالای قاچاق و آن هم پوشاک! و از این قبیل و یا حقوق های نجومی دهها میلیونی، قراردادهای درد سر ساز با خارجیان، رانت خواری، واگذاری ساختمان ها و مدارس دولتی به اشخاص و انواع تقلّب و فساد دیگر را خوانده و شنیده بودم و نمی دانم که چطور شد با خواندن سوء استفاده از صندوق ذخیره فرهنگیان خونم به جوش آمد. پسرم راه رفع ناراحتی مرا، نوشتن این نامه دید. از کردارهای امروز تا گفتار آیات عظام در سال انقلاب، شعارها و وعده های انقلاب و دستورهای اسلامی هزاران کیلومتر فاصله افتاده است. چرا یکی از آیات عظام و حجج اسلام پا نمی شود و جلوی این فساد را بگیرد، نمی دانم.
         چرا ما ایرانیان ـ هرکدام فقط در فکر خودمان هستیم و هیچ چیز حتی ترس از روز قیامت و کیفر خداوند نمی تواند ما را اصلاح کند.

  • براي اطلاع



     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاريخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نيز در اپريل 2014 (ارديبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه يافته است.

    نسخه آنلاين: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com