Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
4 فوريه
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 4 فوريه
ایران
«اِستِر» شهبانوی یهودی ایران - روزی كه خشایارشا یهودیان را از توطئه قتل عام نجات داد
مجسمه «اِستِر» كه پس از فوت او ساخته شده است
خشایارشا ــ شاه وقت ایران ــ كه بر سرزمینی از هند تا دانوب و از استپ های شمال خاوری آسیای میانه تا لیبی حكومت می كرد، پس از فرونشاندن شورش بابل (عراق جنوب غربی امروز) در 482 پیش از میلاد، تصرف آتن در سال 480 پیش از میلاد و باز گشت از لشكركشی به اروپا، در چهارم فوریه 479سال پیش از میلاد (15 بهمن) توسط بانویش «اِستِر Esther» از خاندان شائول و یهودی كه در شهر همدان مدفون است از توطئه هامان «بزرگ وزیر» خود برای كشتار اتباع یهودی امپراتوری ایران آگاه شد و همان شب دستور لغو آن را صادر كرد كه به نوشته مورخان یونانی و یهود، این دستور در سه روز به سراسر امپراتوری رسید كه با وسائل آن زمان، ركوردی بی سابقه است. طبق كتاب «اِستِر» كه 24 قرن قدمت دارد، هامان به دروغ از قول خشایارشا به شهربانان ایران ابلاغ كرده بود كه همه یهودیان ـ ازخرد و بزرگ ـ را بكشند. در آن زمان همه یهودیان جهان از اتباع امپراتوری ایران بودند، در قلمرو این امپراتوری زندگی می كردند و در وفاداری آنان به شاه ایران تردید نبود.
     خشایارشا (پسر داریوش كبیر و نوه دختری كوروش بزرگ) پس از لغو بخشنامه «هامان»، وی را به دادگاه سپرد كه محاكمه و در شهر شوش (پایتخت اداری ایران) اعدام شد و از آن زمان تاكنون، یهودیان هر سال (مطابق تقویم خودشان) به این مناسبت جشن می گیرند كه به عید «پوریم» معروف است.
    
سكه زرين خشايارشا با تصوير وي


    
آرامگاه «اِستِر» شهبانوي 25 قرن پيش ايران در شهر تاريخي همدان پايتخت ايران باستان


    
نقشه امپراتوري ايران پيش از لشكركشي خشايارشا به اروپا و عبور از ترموپيل و تصرف آتن ــ مندرج در كرونيكل جهان ، چاپ آمريكا ، صفحه 96


    
خشایارشا (نقش رستم ـ فارس)

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دکتر مصدق بار دیگر نماینده اول تهران شد
درانتخابات پارلمانی سال 1322 ایران که نتایج آن 15 بهمن ماه این سال انتشار یافت، باز دكتر مصدق نماینده اول تهران شد. در نخستین انتخابات پس از استقرار مشروطیت، دكتر مصدق از شهر اصفهان به نمایندگی مجلس انتخاب شده بود كه پس از تبدیل زادروز او از تقویم قمری به خورشیدی، كسر نصاب سنی! آورده و انتخاب او هنگام بررسی اعتبارنامه ها در مجلس ردّ شده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تیراندازی به شاه در دانشگاه تهران و پیامدهای آن: غیر قانونی شدن حزب توده، افزایش اختیارات شاه، اتحاد با غرب و ...
شاه در سال 1327

پانزدهم بهمن1327 (چهارم فوریه 1949) در دانشگاه تهران و مقابل ساختمان دانشكده حقوق، به سوی شاه كه برای شرکت در مراسم «پانزدهمین سالروز آغاز بنای دانشگاه تهران در محل كنونی اش» وارد دانشگاه شده و مقابل ورودی دانشکده حقوق از اتومبیل پیاده شده بود تا وارد تالار مراسم شود تیراندازی شد. این رویداد مآلا مسیر تاریخ ایران را تغییر داد؛ حزب توده غیر قانونی شد، ایران به غرب نزدیک و بعدا متحد آن شد، شاه اختیارات بیشتری به دست آورد و بعدا راه دیکتاتوری در پیش گرفت و ... و بنابراین ذکر جزئیات رویداد لازم است.
    در آن روز از پنج گلوله که به سوی شاه شلیک شده بود سه گلوله به کلاه او اصابت کرده بود، یک گلو له به صورت مماس بر بدن از پشت او گذشته و خراش مختصری وارد ساخته و یک گلوله هم با عبور از کنار صورت او در ناحیه پشت لب اندك جراحتی بوجود آورده بود. ضارب رولور داشت ولی پیش از آنکه دو گلوله باقی مانده را شلیک کند هدف گلوله ماموران قرارگرفت برزمین افتاد که بر سرش ریختند و اورا زیر مشت و لگد گرفتند و از حال رفت. وی در میان بیش از ده خبرنگار ـ عکاس روزنامه ایستاده بود و دوربین به گردن داشت. ضارب پس از پیاده شدن شاه از اتومبیل، خودرا به فاصله کمی از او رسانیده و از این فاصله نزدیک تیراندازی کرده بود. در جیب او کارت خبرنگاری روزنامه "پرچم اسلام" که همان روز صادر شده بود و شناسنامه اش به دست آمد. طبق شناسنامه، او ناصر فخرآرایی نام داشت و ازدواج کرده بود. تیراندازی ساعت 3 بعد از ظهر صورت گرفت. شاه و ضارب به دو بیمارستان جدا ازهم منتقل شدند، ضارب درگذشت و شاه ساعتی بعد پس از پانسمان بیمارستان را ترک کرد و محمد ساعد (ساعد مراغه) نخست وزیر وقت در یک اعلامیه رسمی که از رادیو پخش شد اعلام کرد که مختصر آسیب وارده به شاه خالی از خطر بوده و وی به محل اقامت بازگشته است. روزنامه اطلاعات یک ساعت پس از خروج شاه از بیمارستان یک شماره فوق العاده منتشر کرد.
شاه پس از پانسمان در بيمارستان


    پلیس از خانه ناصر فخرآرایی بازرسی کرد و اسنادی به دست آورد که نشان می داد او عضو حزب توده بود. ناصر قبلا در روزنامه "فریاد ملت" کار می کرد. متعاقب بازرسی از خانه ناصر، پدر او و نیز "فقیهی شیرازی" مدیر روزنامه "پرچم اسلام" دستگیر شدند تا درباره ناصر توضیح بدهند.
     از آغاز بهمن ماه 1327 صدای اعتراض به قرارداد نفت انگلستان و ایران از گوشه و كنار كشور به گوش می رسید؛ روزی نبود كه در این زمینه در مجلس (مخصوصا توسط نمایندگان پارلمانی حزب توده) نطقی ایراد نشود و روزنامه ها به ویژه نشریات احزاب ملی گرا و چپ مقاله ننویسند. صدای این اعتراضها از دوم بهمن كه مهندس رضوی كرمانی نماینده مجلس (بعدا نایب رئیس) و از معترضین به قرار داد نفت از دست یك سرهنگ كتك خورد رساتر شده بود و روز 14 بهمن دانشجویان دانشگاه تهران دست به تظاهراتی وسیع زده بودند و خواستار لغو قرارداد نفت (قرارداد 1313 هجری) و هرگونه امتیازی شده بودند كه به انگلستان داده شده بود. پیش از ظهر 15 بهمن هم اعضای حزب توده و چپگرایان دیگر به مناسبت سالمرگ دكتر تقی ارانی موسس احزاب كمونیستی در ایران كه در سال 1318 در زندان درگذشته بود و كمونیستها مدعی بودند كه مقتول شده بود اجتماع بزرگی برپاداشته و شعار داده بودند که به دستور رضاشاه دکترارانی کشته شده بود و در این شرایط، شاه به دانشگاه رفته بود!.
     در پی این واقعه، درتهران حكومت نظامی اعلام شد و دستگیری مخالفان از جمله معترضان به قرارداد نفت آغاز گردید كه یكی از دستگیر شدگان آیة الله كاشانی بود. شورای وزیران از فرصت استفاده كرد و همان شب حزب توده را دارای مرام اشتراکی و مروّج آن توصیف کرد و غیرقانونی اعلام داشت و لایحه مربوط را به مجلس داد كه سریعا تصویب شد. طبق یک مصوبه مربوط به دهه 1320، این مرام و ترویج آن در ایران غیر قانونی اعلام شده بود ولی حزب توده در آغاز فعالیت چنین عباراتی را صریحا وارد مرامنامه خود نکرده بود.
مهندس رضوي كرماني ملّي گراي بنام


    اندکی پس از صدور مصوبه شورای وزیران مبنی بر غیر قانونی شدن حزب توده، همان شب بسیاری از سران و معاریف این حزب دستگیر و گروهی دیگر از آنان نیز پنهان شدند. در میان دستگیرشدگان که اسامی آنان اعلام شده بود نام نورالدین کیانوری، دکتر مرتضی یزدی، دکتر حسین جودت، عبدالحسین نوشین، نورالدین الموتی، ضیاء الموتی، نصرالدین الموتی، و دانش بوبخت دیده می شد. اسامی پنهان شدگان که فرمانداری نظامی در جستجوی آنان بود نیز اعلام شده بود ازجمله نام دکتر رادمنش، دکتر کشاورز و احسان طبری. ازآن پس تا مدتی هركس از دیگری دلخوری داشت اورا به عنوان توده ای معرفی می كرد (به اصطلاح آن زمان «لو!» می داد.).
     كار به اینجا خاتمه نیافت و شاه خواستار اختیارات بیشتری شد و چون قانون اساسی اجازه نمی داد دستور انتخابات مجلس موسسان داده شد و این مجلس اختیارات شاه را به همان گونه كه خواسته بود افزایش داد و از آن پس این اختیار را به دست آورد كه بتواند مجلس را هم منحل كند و .... باوجود این، تلاش ملت برای ملّی كردن نفت خود ادامه یافت و در اسفند 1329 به نتیجه رسید.
    دومین تیراندازی به شاه 17 سال بعد صورت گرفت ـ 21 فروردین 1344 (دهم اپریل 1965) در كاخ مرمر، سرباز وظیفه رضا شمس آبادی به سوی شاه كه پس از پیاده شدن از اتومبیل، رهسپار دفتر كار خود بود آتش گشود. گلوله ها به شاه اصابت نكرد ولی ضمن آن، دو درجه دار گارد و رضا كشته شدند.
     در پی این تیراندازی، عده ای ازجمله چند فارغ التحصیل چپگرای دانشگاههای خارج كه به وطن بازگشته بودند دستگیر و بعدا محاكمه و محكوم به تحمل مجازات شدند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
پایان ماموریت حساس یک ماهه ژنرال هایزر در تهران و کتابی که درباره این ماموریت نوشت
Huyser

ژنرال هوایی «رابرت ای. هایزرRobert E. Huyser » فرستاده كارتر به تهران در جریان انقلاب 1357 چهارم فوریه 1979 ایران را ترك و عازم واشنگتن شد تا گزارش ماموریت خود را در جلسه كابینه دولت آمریكا مطرح سازد.
     وی درباره این ماموریت حساس كه در تغییر مسیر تاریخ ایران موثر افتاد كتابی تحت عنوان «ماموریت تهران» تالیف كرده است كه در سال 1986 به توزیع داده شد. در این كتاب 306 صفحه ای، ژنرال هایزر جزئیات ماموریت خود در تهران و چگونگی مذاكراتش با ژنرالهای ایرانی را به صورت گزارش روزانه ـ از چهارم ژانویه تا چهارم فوریه 1979و سپس شرح ملاقات خود با كارتر و جزئیات امر تا پایان 11 فوریه (به مدت 39 روز ) را افشاء كرده است.
    ژنرال هایزر كه در زمان ماموریت تهران معاون ژنرال هیگ فرمانده نیروهای امریكا در اروپا بود اول ژوئیه 1981 بازنشسته شد و 22 سپتامبر 1997 در 73 سالگی بر اثر حمله قلبی درگذشت. بااینكه (طبق گزارش برخی از رسانه های وقت!) هایزر بدون اطلاع ژنرال هیگ از چگونگی ماموریت او به تهران اعزام شده بود، هیگ (از حزب جمهوریخواه) كه بعدا وزیرامور خارجه دولت رونالد ریگان شد بر كتاب او مقدمه نوشته است.
    «راجر موریس» در صفحات369 و 370 كتاب خود تحت عنوان «هیگ»، به ماموریت هایزر معاون او در تهران اشاره كرده و نوشته است كه سیاست مبهم كارتر و ترس و تردید او از جهت گیری قاطع در قبال اوضاع ناآرام ایران به پایان یافتن كار شاه سرعت بخشید. طبق نوشته راجر موریس، ژنرال هیگ به كارتر پیشنهاد كرده بود كه ژنرالهای شاه را تشویق به كودتا كند زیراکه با رفتن شاه معلوم نیست که دولت بعدی دوستی با آمریکارا ادامه دهد كه كارتر ترتیب اثر نداده بود. پس از انتصاب شاپور بختیار به نخست وزیری، کارتر به شاه اطلاع داده بود که ماندن او در تهران به آرام شدن اوضاع کمک نخواهد کرد. یک سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در ژانویه 1979 که هنوز هایزر در تهران بود در پاسخ به پرسشهای روزنامه نگاران گفته بود که هایزر ماموریت دارد فرماندهان نظامی ایران را از فکر هرگونه کودتا منصرف کند و افزوده بود که دولت آمریکا آماده همکاری با دولت بختیار است. تفسیرنگاران آمریکایی قبلا نوشته بودند که هایزر در تهران ضمن گفتگو با ژنرالهای ایران باید نظر آنان را نسبت به بختیار نخست وزیر تازه و میزان تمایل آنان به همکاری با وی را ارزیابی و به کارتر گزارش می کرد. این تفسیرنگاران که اعلامیه های رسانه های شوروی و اظهارات مقامات این کشور در قبال رویدادهای ایران را دنبال کرده بودند گفته بودند که مسکو مایل به روی کارآمدن یک دولت اسلامی در ایران نیست. وجود چنین دولتی عملا راه گسترش منطقه ای را بر شوروی می بندد.
    به نوشته برخی از تفسیرنگاران، بختیار با خودداری از مخالفت با بازگشت آیت الله خمینی به ایران، به اضمحلال نظام سلطنتی در ایران کمک کرد. طبق همین نوشته ها، همفکران سابق بختیار ازجمله مهدی بازرگان اورا تحت فشار قرارداده بودند که مانع بازگشت آیت الله خمینی به وطن نشود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
کُپی تیترهای صفحه اول شماره 16 بهمن 1357 روزنامه اطلاعات و سه خبر از صفحه آخر و یک خبر از صفحه دوم این شماره آن روزنامه برای ماندن در تاریخ

    



    ـ ـ ـ ـ ـ
    



    ـ ـ ـ ـ ـ
    



    ـ ـ ـ ـ ـ
    



    ـ ـ ـ ـ ـ
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
میهندوستیِ کرباسچی
خبرگزاری فارس، شانزدهم بهمن 1391 به نقل از شنیده شده ها نوشته بود:
     ... اخیراً کرباسچی* [غلامحسین کرباسچی ـ استاندار اسبق اصفهان، شهردار پیشین تهران، بنیادگذار روزنامه همشهری و از بنیادگذاران حزب کارگزاران سازندگی] گفته است: "برای من زندگی کردن ـ حتی در زندان‌های ایران و هوای این آب و خاک را استنشاق کردن بسیار مطبوع تراست از زیستن در هر جای دیگر دنیا و به هرگونه. بدون آنکه بخواهم به عزیزانی که به هر دلیل یا اجبار رنج آوارگی را تحمل می‌کنند اشاره‌ای داشته باشم، می‌دانم هر ایرانی وطن‌پرست چنین احساسی دارد.". ـ ـ ـ ـ ـ
    
    *کرباسچی که با مدیریت خود، شهر تهران را به صورت گلستان درآورده بود پس از تَرک شهرداری تهران مدتی از عُمر خودرا در زندان گذرانید.[کرباسچی متولد سال 1332 در دوران نظام سلطنتی نیز چندبار زندانی شده بود.].
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
انتقاد بی سابقه از توزیع کمک خوراکی دولت در بهمن ماه 1392
رسانه های تهران در نیمه بهمن ماه 1392 تقریبا همگی و یکزبان ـ روش توزیع، نوع مواد و شیوه شناسایی افراد مشمول کمک خوراکی دولت را به زیر انتقاد کشیده و عکس های متعدد از این وضعیت منتشر کرده بودند که قبلا کمتر سابقه داشت. بر پایهِ طرح دولت قراربود که 5 ماده خوراکی به این اتباع کم درآمد داده شود: کارمندان دولت با هر نوع قرارداد، بازنشستگان دولتی و نیروهای مسلح و خانوارهای کم درآمد. افراد تحت‌پوشش بهزیستی و کمیته امداد نیز مشمول دریافت‌ سبد کالا شدنه بودندد.
    حسن روحانی رئیس جمهور در بهار 1392 و در تبلیغات انتخاباتی خود موضوع یارانه به صورت کالا را برای تأمین مایحتاج ضروری خانوار مطرح کرده بود.
    دادستان کل کشور اتفاقات رخ داده در توزیع سبد کالا را با عزتمندی مردم مغایر دانسته و گفته بود: این گونه اتفاقات در شأن مردم ما نیست و دولت باید تدبیر خوبی داشته باشد و قضیه را بهتر مدیریت کند.
    در آن روزها این تیترها در رسانه ها چاپی به چشم می خورد:
    ناکارآمدی مدیریت و جولان سودجویان ـ در ماجرای توزیع سبد کالا دو نفر کشته شدند ـ تصویر جهانی ایران پشت صف طولانی سبد کالا و ....
    برای مثال؛ روزنامه شرق در پاراگراف لید خود در این باره چنین نوشته بود: شماری از «در‌صف ایستادگانِ طرح مواد خوراکی رایگان اهدایی دولت» گفتند: برنج هندی [که قبلا گزارش شده بود آلودگی دارد]، مرغ یخزده برزیلی و روغن و پنیر با ماهیت نامعلوم نمی خورند و این برنج و مرغ را به افرادی مستحق که خود می‌شناسند هدیه خواهند کرد. برخی دیگر گفتند که مرغ عرضه‌شده را از روی ناچاری گرفته اند. این صف و این ترتیب توزیع در شأن ایرانی نیست. یک خبرگزاری داخلی نوشته بود: از مدت ها قبل حاشیه دار بودن مساله «توزیع سبد کالا »برای اجرا کنندگان آن مشخص بود ولی سعی شد با بی تفاوتی از کنار آن عبور شود. اعلام خارجی بودن برنج ها و عدم استفاده از برنج مرغوب ایرانی نکته دیگری بود که صدای منتقدان طرح را درآورده بود. مشمولان دریافت سبد کالا، 4 میلیون و پانصد هزار نفر اعلام شده بودند، ولی پیش از آن گفته شده بود که 17 میلیون از نفوس کشور واجد دریافت این سبد کالا خواهند بود.
    در این میان، طرح تحقیق و تفحص از نحوه خرید مواد خوراک این سبد کالا به هیئت رئیسه مجلس داده شده بود. خبرگزاری فارس متن این طرح را منتشر کرده بود. موضوع قابل ملاحظه در این طرحِ ِ تحقیق، چگونگی انتخاب و تهیه اقلام سبد کالا و علت عدم انتخاب برنج ایرانی در آن بود که انتظار می‌رفت برای حمایت از محصولات کشاورزی ایرانی در این سبد استفاده می‌شد. این عکس ها نیز به عنوان سند گزارش ها به چاپ رسیده بود:
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تیترهایِ واکنش کیهان و جام جم در بهمن 1395 به اخطار دولت دونالد ترامپ به جمهوری اسلامی ایران و تحریم های تازه

    
کُپی تيترهاي صفحات اول شماره های شنبه 16 بهمن 1395 (چهارم ژانویه 2017) روزنامه حکومتی کیهان و روزنامه جام جم وابسته به سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران که نسبت به اخطار دولت دونالد ترامپ به اِعمال تحریم های تازه واکنش نشان داده بودند


    
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ادیان و روحانیون
ادعای یک مُبلّغ آمریکایی مسیحیّت: پیروزی مجدد جورج دبلیو بوش از جانب خدا به من الهام شد!
پت رابرتسون

فوریه 2004 «پَت رابرتسون Pat Robertson متولد 22 مارس 1930» مُبلّغ تلویزیونی مسیحیّت كه مؤسس دانشگاه «ریجِنت» و شبكه تلویزیونی سی بی ان ( CBN ـ شبكه سخن پراكنی ویژه مسیحیت) و از راستگرایان آمریكا بشمار می آمد در برنامه خود (باشگاه 700)، كه بعدا آن را در مصاحبه با «وولف بلیتزرWolf Blitzer» گزارشگر سی ان ان هم تكرار كرد گفت كه در پایان چند روز عبادت، از جانب خدا به او الهام شد كه جورج دبلیو بوش در انتخابات نوامبر 2004 آمریكا پیروز خواهد شد! و او (رابرتسون) مكلّف است كه این موضوع را به گوش مردم برساند!، خداوند به بوش عنایت دارد.
    گزارشگر پس از شنیدن این موضوع، از رابرتسون پرسید: نتایج نظرسنجی حكایت از رقابت تنگاتنگ نامزدهای دو حزب بزرگتر آمریکا می كند و اگر بوش بازنده شود، وی [رابرتسون] به مردمی كه حرف او را باور کرده باشند چه جوابی دارد كه بدهد؟، ممكن است كه آنان در ایمان خود سست شوند. رابرتسون گفت كه این را در اواخر دسامبر 2003 در جریان عبادت، از جانب خدا شنیدم!.
    روزنامه ویرجینیان پایلوت چاپ شهر نورفك در صفحه آخر شماره دوم فوریه سال 2004 خود در این زمینه گزارش مفصلی چاپ كرده بود.
    در همان زمان درباره این ادعای رابرتسون كه سالها در جریان انتخابات برای نامزدهای جمهوریخواه (راستگرایان) تبلیغ می كرد كاریكاتور و طنز های متعدد در روزنامه های آمریكا منتشر شده بود كه كار او را نوع بسیار تازه تبلیغ انتخاباتی وانمود كرده بودند.
    رابرتسون که هشتم ژوئن 2023 در 93 سالگی درگذشت، یك بار هم ـ خودش داوطلب نامزدی انتخابات ریاست جمهوری آمریكا شده بود كه توفیق نیافت.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای داستان نویسی
نویسندهِ بزرگ عرب که داستان سیاسی می نوشت
عبدالرحمان منيف

جهان عربی زبان با مرگ دكتر عبدالرحمان منیف كه 24 ژانویه 2004 اتفاق افتاد یكی از بزرگترین نویسندگان معاصر خود را از دست داد. منیف كه در 71 سالگی در دمشق درگذشت با نوشتن 15 داستان سیاسی معروفیت جهانی یافت. تألیف او
    «شهرهای نمك» كه به زبانهای مختلف ترجمه شده به طرزی جالب و بی نظیر ـ داستان مانند، تاثیر استخراج نفت، نفوذ امریكاییان و اشرافیت را بر زندگانی روزمره، روانشناسی و جامعه شناسی اتباع كشور سعودی ترسیم و نشان می دهد.
     این كتاب كه به صورت سریال است توسط مترجمان جداگانه و با انشاهایی متفاوت به زبان انگلیسی انتشار یافته است.
     كتاب های معروف دیگر او عبارتند از: «شرق مدیترانه» ،«درباره شكنجه» ،«سفری به درازای عُمر» ،«هنر» و .... نقدنگاران غرب نوشته اند كه هیچ نویسنده عرب به اندازه دكتر منیف نتوانست وارد جزئیات تاثیر تحولات سیاسی و اوضاع اقتصادی بر زندگانی مردم شود. تألیفات دكتر منیف در برخی از مناطق عربی از جمله كشور سعودی ممنوع الانتشارند. دولت سعودی تابعیت دكتر منیف را در سال 1963 لغو كرد. [پدر منیف ازاتباع سعودی و مادرش عراقی بود. منیف در اردن به دنیا آمده بود.] منیف پس از این اقدام دولت سعودی، در کشورهای دیگر و از دهه 1980 در دمشق زندگی سكونت داشت. منیف در اقتصاد نفت دكترا داشت ولی پس از مدتی از كار نفت دست كشید و اعلام كرد كه در دنیای امروز تنها با «قلم» است كه می توان به مردم خدمت كرد و سپس وارد كار نوشتن شد. وی به موازات تألیف کتاب برای رسانه ها نیز مقاله و نظر می نوشت ـ عمدتا مقالات سیاسی.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
سالروز درگذشت احمد بورقانی، روزنامه نگار وفادار به این حرفه
Ahmad Boorghani
احمد بورقانی فراهانی، روزنامه نگار 13 بهمن 1386 بر اثر حمله قلبی در تهران درگذشت. وی 48 ساله بود و از 20 سالگی كار روزنامه نگاری را از میز خبر ایرنا آغاز كرده بود. احمد در این خبرگزاری به مقام دبیری و سردبیری اخبار و سپس مدیریت خبر ارتقاء یافته بود و بعدا از سوی خبرگزاری مامور تهیه و ارسال اخبار مربوط به فعالیت های سازمان ملل شده بود و در مقرّ این سازمان در نیویورك استقرار یافته بود.
     پس از انتخاب محمد خاتمی به ریاست جمهوری، بورقانی به معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد منصوب شد. در زمان معاونت او در وزارت ارشاد، عیسی سحرخیز مدیر كل مطبوعات داخلی بود. هر دو قبلا در نیویورك به نمایندگی ایرنا به كار خبر مشغول بودند. بورقانی در دوره ششم تقنینیه، نماینده مجلس شورای اسلامی بود.
    احمد بورقانی مردی فروتن، خوش برخورد، خندان و منصف بود. وی و سحرخیز برای نوسازی و ارتقاء مطبوعات ایران و اصلاح قانون مطبوعات برنامه داشتند كه موفق به اجرای آن نشدند. هردو از وفاداران به ژورنالیسم حرفه ای و سپرده شدن امور مطبوعات به صنف روزنامه نگار بودند. بورقانی تا پایان عُمر برای این صنف فعالیت كرد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
روزی که پرتغالی ها به جنوب آفریقا رسیدند و دوران استعمار و استثمار اروپایی آغاز شد ـ یک خاطره نویسی اروپاییان را برتر کرد



    سوم فوریه 1488 Bartolomeu Dias بزرگزاده پرتغالی و افسر دریایی در جریان تلاش برای یافتن راه دریایی به هندوستان، به یک خلیج در جنوب آفریقا رسید که اینکMossel Bay خوانده می شود و در 400 کیلومتری شرق شهر کیپ تاون (یکی از پایتخت های فدراسیون آفریقای جنوبی) واقع است. دیاز (دیاس) به خواست «جان دوم» پادشاه وقت پرتغال عازم این مأموریت شده بود. جان دوم ملقب به پِرفِکت (کامل) که از 1481 تا 1495 پادشاه پرتغال بود همان هدفی را دنبال می کرد که پیش از او، هِنریک (هِنری و معروف به دریانورد ـ متوفّی در 1460 در 66 سالگی) در سر داشت و در زمان هِنریک، پرتغالی ها ـ از یک سوی، ساحل غربی آفریقا تا سیِرالئون امروز را طی کرده و بعضا متصرف شده بودند و بعدا تا آنگولای امروز. و از سوی دیگر (اواسط اقیانوس اطلس)، آنان تا جزیره آزور پیش رفته بودند. آنان قبلا گوشه ای از کشور مغرب (مراکش) را گرفته بودند تا پایگاهشان در نیمه راه باشد.
    در سفر دریایی دیاز، وسکو داگاما با او بود که سپس با دیگران به یافتن راه دریایی به هندوستان از طریق جنوب آفریقا را ادامه دادند. این تلاش ها راه را برای استعمار و استثمار قاره های دیگر باز کرد. کریستف کلمب (کریستوفر کلمبوس) 4 سال پس از رسیدن دیاز به جنوب آفریقا، رسیدن به هندوستان از طریق دریای غرب را آغاز کرد که به قاره آمریکا رسید و تمامی این قاره مَسکون، متمدن و دارای تقویم، کتابت و ... و برگزاری مراسم زادروز به مالکیّت اروپائیان در آمد. این مردم فقط تفنگ نداشتند و با کمان و تیشه نمی شد در برابر تفنگ و کشتی توپدار دفاع کرد. سفرنامه مارکو پولو اروپاییان را دارای توپ و تفنگ و قطب نما کرد تا دست به تصرف سرزمین های دیگران بزنند و برتری یابند. مارکو پولو در سفر به چین متوجه ساخت باروت شده بود که چینیان در آتشبازی جشن ها بکار می بردند و نیز قطب نما که برای دریانوردی و عبور از اقیانوس لازم است. مارکو در جریان سفر خود به چین، از ایران نیز دیدن کرد و تمدن و انضباط ایرانیان و مهربان بودن و گذشت داشتن کرمانی ها را ستوده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
كنفرانس دشواری ساز سال 1945 یالتا و ادامه تلاش بشر برای برقراری نظمی منطقی در جهان - هرآنچه را که استالین در یالتا بدست آورد گورباچف بر باد داد
از راست به چپ: استالين، روزول ، وچرچيل در يالتا واقع در كريمه در چهارم فوريه 1945 ــ 3 ماه پيش از پايان جنگ جهاني دوم در جبهه هاي اروپا

چهارم فوریه سال 1945 میلادی روزولت، استالین و چرچیل [سران وقت آمریكا و اتحاد شوروی و رئیس دولت انگلستان] مذاكرات هشت روزه خود را در كاخ محل استراحت تزارها در شهر یالتا واقع در شبه جزیره كریمه آغاز كردند تا سرنوشت آلمان و مناطق نفوذ سه دولت [فاتحان] پس از پایان جنگ و خطوط تازه مرزی را روشن سازند. به خواست و اشاره چرچیل، از شارل دوگل رهبر وقت فرانسویان برای شركت در این مذاكرات دعوت نشده بود. در آن هنگام، كار آلمان پایان یافته تلقی می شد. واحدهای ارتش سرخ كمتر از سه ماه از تاریخ برگزاری كنفرانس یالتا، برلین را تصرف و به عُمر رایش سوم پایان دادند و هیتلر برای این كه به اسارت كمونیست ها كه همیشه با آنان دشمنی كرده بود نیافتد خودكشی كرد. در آگوست همین سال ، سه ماه و چند روز پس از سقوط برلین، امپراتوری ژاپن كه طعم بسیار تلخ سلاح هسته ای آمریكا را چشیده بود تسلیم شد و جنگ در هردو جبهه پس از شش سال و بر جای گذاردن حدود 50 میلیون كشته و ویرانی های بسیار پایان یافت، ولی معارضه دو دولتی كه به صورت دو اَبَرقدرت جهان ازمیان ویرانه های این جنگ سر برافراشته بودند تقریبا از همان لحظه خاموش شدن توپهای جنگ آغاز شد كه والتر لیپمن (روزنامه نگار) عنوان «جنگ سرد» بر آن گذارد که این اصطلاح باقی مانده است.
    این معارضه كه 45 سال طول كشید جهان را وارد عصر تشكیل اتحادیه های نظامی، جنگهای منطقه ای و داخلی، كودتاها، براندازی ها و ... ناشی از آن ساخت.
    هنوز سپیده دم پایان این معارضه فرساینده با كنار رفتن (پس از گرفتن چند تعهد از طرف مقابل) و بعدا فروپاشی یكی از دو حریف نمودار نشده بود كه جهان خسته و كوفته با مسائل برخاسته از جولان یك ابر قدرت (جهانِ تَک قدرتی) در پهنه خود رو به رو شد كه ادامه یافته و تروریسم (به گفته گِرهارد شرودر صدر اعظم سوسیال دمكرات وقت آلمان؛ جنگ غیر دولتی) یك نمونه آن و مبارز طلبی پاره ای از دولت های كوچكتر و منفرد و نیز فعالیت پیگیر جنبش هایی ازقبیل جنبش مبارزه با «جهانی شدن اقتصاد برپایه برنامه كشورهای صنعتی» نمونه دیگر آن است و به نظر می رسد كه بعضی دولت های بزرگتر و منفرد هم دركمین به دست آوردن فرصت برای یارگیری نشسته اند تا به نوعی دیگر از موازنه قدرت دست یابند و شماری هم به سوی اَبَرقدرت شدن پیش می روند و روس ها در اندیشه احیاء روسیه پیشین. بنابراین، برقراری نظمی نوین در جهان ـ در آینده ای نه چندان دور قابل پیش بینی است و این نظم پایه منطق ریاضی خواهد داشت و اصطلاحا «رَشنال» خواهد بود؛ زیرا كه شرایط جهانی توسعه تكنولوژیك و تكامل فكری بشر به دلیل تعمیم ابزار كسب معلومات و اطلاعات، آن را ایجاب می كند و بشر بی صبرانه درجستجوی چنین نظمی است و تا به دست آوردن آن قرار نخواهد داشت.
    در مذاكرات یالتا كه 12 فوریه 1945 پایان یافت، قرار شده بود كه آلمان به چهار بخش تقسیم و هرقسمت به یك فاتح جنگ سپرده شود و این فاتحان عبارت بودند از شوروی، آمریكا، انگلستان و فرانسه. فرانسه بنا به ملاحظاتی به این فهرست اضافه شده بود.
     كنفرانس تصمیم گرفته بود كه نیروهای سه دولت بلافاصله پس از جنگ، ایران را ترك كنند، اروپای شرقی و سرزمین هایی كه توسط ارتش سرخ از تصرف آلمان خارج شده اند در منطقه نفوذ شوروی قرار گیرند. یوگوسلاوی به دست تیتو فرمانده پارتیزان ها سپرده شود و چون كمونیست بود مورد موافقت استالین قرارگرفت. همچنین قرار شده بود كه اتریش بعدا به صورت كشوری مستقل و بی طرف در آید. این كنفرانس نتوانست در باره یونان تصمیم بگیرد كه پس از جنگ، نزاع شرق و غرب (معروف به جنگ سرد) از همین یونان آغاز شد.
     استالین با اینكه در یالتا امضا داده بود كه بلافاصله پس از جنگ نیروهای خود را از ایران خارج كند دیدیم که دست به تعلل و بهانه جویی زد و نزدیك بود این تعلل به تجزیه ایران منجر شود.
    مرور زمان نشان داد که هرآنچه را که دولت مسکو در کنفرانس یالتا به دست آورده و درنتیجه، پس از جنگ جهانی دوم یکی از دو اَبَرقدرت جهان شده بود، گورباچف در اواخر دهه 1980 و یلتسین در طول دهه 1990 از دست دادند. شوروی در جنگ دوم جهانی بیش از 27 میلیون کشته داده بود و امتیازات به دست آورده در نشست یالتا و کنفرانس پتسدام خونبهای آنان و غرامتِ ویرانی وارده به آن اتحادیه سوسیالیستی بودند که گورباچف و یلتسین آنهارا برباد دادند. فروپاشی شوروی که بر جای روسیه تزاری نشسته بود بدون برگزاری رفراندم سراسری صورت گرفت و دلیلی است برای اعلام ابطال آن.
    پوتین که پس از یلتسین قدرت را بدست گرفت، تا چند سال تنها می گفت که فروپاشی شوروی یک مصیبت و خلاف خواست مردم بود که به تدریج وارد عمل شده است و پیش بینی شده است که برای احیاء روسیه پیشین و نیز وادارکردن غرب به رعایت تعهدات کنفرانس یالتا و نیز وعده های دهه های 1980 و 1990 اقدام کند و هرگونه اقدام او و رهبر چین در خاوردور نظم دیگری را بر جهان حاکم خواهد ساخت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
چهار زلزله مرگبار در چهارم فوریه (15 بهمن) در طول تاریخ جدید و معاصر
چهارم فوریه، جهان در طول قرون جدید و معاصر شاهد چهار زمین لرزه شدید و پُرتلفات به این شرح بود:
     ــ درسال 1783 در منطقه «كالابریا» در ایتالیا زلزله ای شدید روی داد كه براثر آن بیش از 50 هزار تَن كشته شدند.
     ــ در سال 1797 در مناطق مرکزی اكوادور (واقع در آمریکای جنوبی) یک زمین لرزه شدید روی كه شهر ریوبامبا Riobamba را ویران ساخت. جمع تلفات این زلزله بیش از 40 هزار تَن بود.
     ــ زلزله چهارم فوریه آمریكای مركزی در سال 1976 كه جان بیست و دو هزار و 778 را در دو كشور گواتمالا و هُندوراس گرفت.
     ــ زلزله شمال شرق افغانستان در سال 1998 كه 4 تا 5 هزار کشته و هزاران زخمی داشت. گزارشی که همان روز درباره این رویداد انتشار یافته بود از این قرار است:
     "زمین لرزه چهارم فوریه 1998 ایالت تَخار افغانستان حدود چهار هزار کشته و دو برابر این شمار زخمی داشته و بیش از 15 هزار تن خانه های خودرا از دست داده و در زیر برف و سرما در انتظار کمک هستند ولی منطقه آنان در کنترل نیروهای شمال است و دولت کابل (طالبان) امکان کمک رسانی ندارد. دولت تاجیکستان که تخار همسایه این کشور است کمک هایی کرده است.".
     کانون این زمین لرزه شهر رستاق بود. عکس زیر، تنی چند از تخارستانی ها را در زیر بارش برف نشان می دهد که خانه های خودرا از دست داده بودند. بیشتر خانه های آن منطقه با خشت خام (خشت و گِلی) ساخته شده بودند.


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
عراق كشور شیون و زاری و ادامه انفجارهای انتحاری در سال 2008 ـ برخوردهای نژادی ـ مذهبی و گزارش های غیر دقیق
چهارم فوریه 2008 گزارش شده بود که در دو انفجار دو روز پیش از آن که به فاصله 20 دقیقه از یكدیگر در دو بازار در شهر بغداد روی داده بود 99 تن كشته شدند و ممكن است كه با مرگ برخی از مجروحان، تلفات این دو انفجار انتحاری بازهم افزایش یابد. مواد منفجره به صورت كمربند بر بدن دو زن بسته شده بود.
     یك مقام عراقی قبلا گفته بود كه این دو زن بیمار روانی بودند و نمی دانستند كه چه اشیایی را حمل می كنند!. ولی بیشتر رسانه ها این ادعا را نپذیرفته بودند زیرا كه هویت این دو زن كه قطعه ـ قطعه شده بودند روشن نشده تا معلوم گردد كه بیمار روانی بودند!. همچنین ادعای این مقام كه گفته بود بر بدن هركدام از این زنان 15 كیلو گرم مواد منفجره بسته شده بود مورد تردید رسانه ها قرار گرفته بود زیرا كه پس از انفجار، وزن كردن مواد منفجره امكان پذیر نیست!.
    برخی از روزنامه های اروپا، با این خبر عكس سه بانوی عراقی گریان را چاپ كرده و نوشته بودند: عراق ـ كشور شیون و زاری زنان و بیوگان و انفجار انتحاری است. (عكس زیر)
    



    وضعیت عراق از آن زمان تغییر نکرده است و زد و خوردهای نژادی و مذهبی و انفجارهای انتحاری ادامه دارد. برای مثال: چهارم فوریه 2013 رسانه ها خبر از وقوع چهار انفجار انتحاری و چند تیراندازی داده بودند که دوم و سوم فوریه روی داده بودند. طبق این گزارش ها، سوم فوریه 2013 در یک انفجار انتحاری در کرکوک، 36 تن کشته و 105 نفر دیگر مجروح شده بودند. عامل انفجار لباس پلیس برتن و اتومبیل او نیز مارک پلیس داشت و می خواست که وارد یک قرارگاه پلیس شود.
    در همین روز در یک منطقه بغداد نیز دو انفجار از آن دست روی داده بود و یک زد و خورد در منطقه سنّی نشین انبار.
محل انفجار انتحاري کرکوک (سوم فوريه 2013)

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
قانون بازگشت بعثی های عراق به کارهای دولتی
شورای ریاست جمهوری عراق سوم فوریه 2008 مصوبه پارلمان این كشور مبنی بر مجاز بودن اعضای حزب بعث و كاركنان دولت در زمان حكومت پیشین را در اشتغال به كارهای دولتی تصویب كرد و به صورت قانون درآورد. پارلمان عراق این موارد را در جلسه 12 ژانویه خود تصویب كرده بود. با اجرای این قانون كه گویا خواست دولت آمریكا هم بود، هزاران مقام سابق عراقی می توانند بكار بازگردند.
    برخی از محافل واشنگتن از همان آغاز اشغال نظامی عراق با اخراج بعثی ها از مقامات میانی و پایین تر دولتی مخالف بودند و آن را باعث ازهم پاشیدگی امور می دانستند و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 4 فوريه
  • 211:   «سه وروس Severus» امپراتور روم در 64 سالگی و پس از 18 سال حكومت درگذشت. سه وروس در خاك انگلستان ـ از سرزمین های تابعه امپراتوری روم وقت فوت کرد. ایران و روم در آن زمان و حدود 8 قرن دو اَبَرقدرت جهان بودند و پیش از آن، ایران تنها ابرقدرت جهان بود و قلمرو آن از هندوستان تا سودان و لیبی و از خجند (تاجیکستان) تا غرب دریای سیاه (مرز اوکراین) وسعت داشت. سه وروس در وصیتنامه خود نوشته بود: روم بدون یك ارتش بسیار نیرومند نمی تواند پایدار بماند و رفاه سپاهیان باید تامین باشد. به ملل دیگر باید به چشم حقارت نگاه شود! و .... وی از پدر و مادر رومی در شمال آفریقا به دنیا آمده بود.
        
        
  • 1552:  
    ادوارد كك

    ادوارد كك coke حامی «كامان لا common law» در امور شخصیه نظیر ازدواج به دنیا آمد. وی مدتی رئیس پارلمان و زمانی هم دادستان كل انگلستان بود.
         عقاید او در زمینه «كامان لا = قرارِ بین خودمان» در دنیای امروز هواداران فراوان پیدا كرده و در حال حاضر بیش از ده درصد ازدواجها در كشورهای صنعتی غرب بر پایه «كامان لا» انجام می شود، یعنی طبق شرایط طرفین و نَه ثبت عقد نكاح در مراجع رسمی. این نوع ازدواج مشابه مُتعه در کشورهای اسلامی است. تشریفات وقتگیر طلاق و تبعات حقوقی آن باعث شده است که در دهه های اخیر گرایش به «کامان لا» بیشتر شود.
        
        
  • 1915:   در این روز و در جریان جنگ جهانی اول، دولت آلمان با زیردریایی های خود جزابر بریتانیا را محاصره (بلوكه) كرد و به همه دولت ها اعلام داشت: هركِشتی در منطقه محاصره، ممكن است هدف قرارگیرد. این دومین محاصره دریایی انگلستان پس از آغاز قرن نوزدهم بود. نخستین محاصره به تصمیم ناپلئون بناپارت (امپراتور وقت فرانسه) انجام شده بود. آزادشدن دست زیردریایی های آلمان در حمله به هرگونه هدف ازجمله کشتی های غیرنظامی، یکی از فرصت هایی بود که به دست آمریکا برای ورود به جنگ جهانی اول افتاد. به رغم تداوم جنگ، آمریکا به تجارت با اروپا بویژه انگلستان ادامه می داد و «کشتی» عامل حمل کالا از آمریکا به اروپا بود که با تصمیم آلمان به آزادگذاردن دست فرماندهان زیردریایی ها در حمله به هر هدف، کشتی های غیرنظامی آمریکا به خطر افتاده بودند.
        
        
  • 1926:   «سایپل» صدر اعظم وقت اتریش ابراز تمایل كرد كه اتریش و آلمانِ همنژاد و همزبان (هر دو ملت، ژرمن نژاد) كشور واحدی را تشكیل دهند. هیتلر پس از به قدرت رسیدن، آن نظریه را دنبال کرد و ژرمن های اروپای مرکزی یک کشور واحد شدند.
        
        
        
        
  • 1948:   سیلان Ceylon مستعمره انگلستان در شمال اقیانوس هند استقلال یافت و نام سریلانکا بر خود گذارد که ترکیب دو نام قدیمی آن است. نام «سِیلان» را انگلیسی ها با تغییر تلفظ پرتغالی ها بر آن نهاده بودند. پرتغالی ها سریلانکا را که اینک یک جمهوری سوسیال دمکرات است سیلانو Ceilano تلفظ می کردند و عرب ها: سَراَندیب. سریلانکا که یک جزیره 22 میلیونی با 65 هزار و 610 کیلومتر مربع وسعت است در جنوب شبه قاره هند واقع شده و دارای دو پایتخت است؛ کلمبو محل استقرار دو قوه مجریه و قضائیه و کوته محل استقرار قوه مقننه. چهارم فوریه روز ملی (روز استقلال) سریلانکا است.
        
        
        
  • 1962:   ایزوستیا (به معنای؛ اطلاعات) روزنامه دولت شوروی به مناسبت برگزاری بازی های «بیس بال» نوشت كه بیس بال (بازی چوگان) از ایران به روسیه و از روسیه به انگستان، آمریكا و سایر کشورها انتقال یافته و بنابراین، بیس بال در مشرق زمین ریشه گرفته است.
        
        
  • 1980:  
    بني صدر

    آیت الله العظمی خمینی حُكم ریاست جمهوری ابوالحسن بنی صدر را امضاء كرد. بنی صدر كه در انتخابات پنجم دی ماه 1358 ـ نخستین انتخابات رئیس جمهور ایران ـ حائز اكثریت شده بود پس از تَنفیذ حُكم، كار خود را آغاز كرد. طبق اصل 110 قانون اساسی جمهوری اسلامی، امضای حُكم رئیس جمهورِ منتخب و تنفیذ آن، از اختیارات رهبری است. در نخستین انتخابات ریاست جمهور ایران، دریادارِ کرمانی؛ دكتر احمد مدنی دوم شده بود. بنی صدر 19 اکتبر 2021 در 88 سالگی در خودتبعیدی در پاریس درگذشت. احمد مدنی در فوریه 2006 (23 بهمن 1384) در خودتبعیدی در آمریکا فوت شد. دکتر مدنی یک ناسیونالیست بود و در چارچوب جبهه ملی ایران فعالیت سیاسی داشت.
        
        
  • 1992:   هوگو رافائل چاوس (چاوز) فریاس، سرهنگ نیروهای ویژه ونزوئلا (نیروی كماندو) برضد «كارلوس اندرس پرز» رئیس جمهوری وقت این كشور دست به كودتا زد ولی موفق نشد و به زندان افتاد. وی هفت سال بعد با رای مردم، رئیس جمهوری ونزوئلا شد و كوشید تا فرضیه خود ـ «دمكراتیك سوسیالیسم» را که به سوسیالیسم قرن 21 معروف شده است در این كشور پیاده كند. چاوس كه در 28 جولای 1954 به دنیا آمده بود یك بومی تبار قاره آمریكا و فردی ضد امپریالیسم بود. وی پنجم مارس 2013 درگذشت. علت فوت او بیماری سرطان اعلام شد.
        
        
  • کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    روزی که به جای «گویندهِ اخبار رادیو» مرا جریمه کردند ـ اشاره به ابتکار استخدام جلسه ای برای رسانه های ایرانِ وقت که اینک جهانی شده است

        63 سال پیش در ماه ژوئن (16 ژوئن 1960 ـ 26 خرداد 1339)، فرانسه به مستعمره 593 هزار کیلومتر مربعی خود، ماداگاسکار Madagascar ـ چهارمین جزیره بزرگ جهان و در سال 2023 کشوری 29 میلیونی ـ واقع در جنوب قاره آفریقا و در اقیانوس هند استقلال داده بود و این اقدام «خبرِ روز» شده بود ـ گرچه سران این جزیره حدود دو سال پیش از موافقت فرانسه، اعلام استقلال کرده بودند که به رسمیت شناخته نشده بود.
         در آن زمان اخبار رادیو سراسری ایران و تلویزیون غیر دولتی را خبرگزاری پارس (ایرنا) تنظیم می کرد و اخبار رادیو را مستقیما و بدون واسطه به پخش می داد و به روزنامه ها و مقامات دولتی و مشتریان اخبار اقتصادی به صورت بولتن ارسال می داشت.
        قرار بر این بود که گوینده اخبار رادیو ایران 20 دقیقه پیش از پخش، به اطاق خبر در خبرگزاری پارس که تا استودیو پخش چند قدمی بیش فاصله نداشت (ساختمان میدان 15 خرداد) بیاید و خبرهارا با حضور دبیر و یا سردبیر بخواند، اِشکال را بپرسد و با خود به اطاق پخش ببرَد. دبیر خبر، لاتین اسامی و کلمات بیگانه را در کنار آنها و کَسرِه، ضمّه و فتحه هارا در بالا و پایین می نوشت و با خط مایلِ مَکث، عبارات را از هم جدا می کرد تا در خواندن مطلب اشکالی پیش نیاید. من (این نگارنده) در آن زمان در ساعات شب دبیر اخبار بین الملل خبرگزاری پارس بودم. نورالدین ثابت ایمانی همان ماهها وارد کار گویندگی خبر شده بود و جوانی بود مؤدب. وی آن شب در خبر استقلال ماداگاسکار که از سال 1897 مستعمره فرانسه و قبلا پادشاهی بود، پایتخت این کشور ـ شهر Tananarive را Tananario تلفظ کرد. فرانسویان این نام را برای سهولت تلفظ؛ «تانا» می گفتند. با اینکه در آن زمان در ایران، شمار کسانی که تلفظ درست این نام را می دانستند از انگشتان دست تجاوز نمی کرد، مرا ـ نَه ثابت ایمانی را 5 روز دستمزد جریمه کردند حال آنکه من لاتین اسم را در کنار فارسی اش نوشته بودم. در آن زمان دستمزد روزانه یک دبیر خبر؛ 13 تومان و 3 قران بود. وقتی اعتراض کردم گفتند یک نفر هم که متوجه اشتباه شود پی به ضعف معلومات ما و در نتیجه ضعف وطن می بَرَد و ایران زمانی بزرگترین امپراتوری جهان بود و مَهد تمدن، با آن همه اندیشمند و دانشمند و ادیب، نباید اشتباه کنیم. در آن زمان کارکنان خبرگزاری و رادیو (طبق مصوّبه سال 1334) دستمزدی و اصطلاحا جلسه ای بودند و هر روز و یا هر شب در پایان کار، به محل صندوق می رفتند و از صندوقدار ـ آقای حقیقی و اینک مقیم فلوریدای آمریکا مزد آن روز را می گرفتند. اینان نَه تعطیلی آخر هفته داشتند، نَه مرخصی سالانه و نَه بیمه و نَه بازنشستگی و می توانستند در ساعات پیش از آن و یا پس از آن در جای دیگر کارکنند که کار هم می کردند. اینان در کار خود بی همتا بودند. برای مثال؛ یک سرهنگ پلیس [سرهنگ طاهری] در ساعات فراغت، مترجم اخبار زبان فرانسه بود که پس از یکی شدن رادیو و تلویزیون از سال 1350، در خبرگزاری این سازمان هم به رغم کلانتر شدنش [کلانتری تهران پارس]، در ساعات پس از نیمه شب، مترجم اخبار بود.
         سالها از آن واقعهِ جریمه شدن گذشت، رادیو ـ تلویزیون های کشور در سال 1350 در هم ادغام شدند و ما ـ بیشتر خبرنگاران، مترجمان و دبیران خبرگزاری پارس به کار در رادیو تلویزیون ملّی (صدا و سیما) در ساعات فراغت دعوت شدیم ـ کارِ مشابه در هر دو سازمان و به ساختمان خیابان جام جم هم می رفتیم. در اینجا یک روز ثابت ایمانی (متوفی در لس آنجلس در سپتامبر 2012) شتابان نزد من آمد و گفت: در خبرها آمده بود که نام پایتخت ماداگاسکار را به Antananarivo (شهر هزار نگهبان) تبدیل کرده اند که در تلفظ، تقریبا همان است که در خرداد سال 1339من خوانده بودم، برو 5 روز جریمه ات را پس بگیر!.
         غرض از ذکر این خاطره این بود که بیاد بماند که آن روزها چه دلسوزی برای ایران وجود داشت که نباید یک اسم نامأنوس به اشتباه تلفظ می شد، مبادا که از اهمیت ایرانی کاسته شود و گفته شود که کم سواد بود. این نکته را هم بگویم که پس از یکی شدن رادیو ـ تلویزیون های ایران و ایجاد سازمان رادیو ـ تلویزیون ملی (صدا و سیما) و انتقال به ساختمان جام جم، دست خبرگزاری پارس (ایرنا) از تنظیم اخبار رادیویی و تلویزیونی که قواعد متفاوت از تنظیم برای روزنامه دارند و مستقیما دادن به پخش کوتاه شده بود و غلامحسین صالحیار ـ روزنامه نگار بنام برای سازمان رادیو تلویزیون ملی یک خبرگزاری ایجاد کرده بود و چون دچار کمبود خبرنگار، دبیرِ خبر و مترجم شد، همان خبرنگاران، دبیران و مترجمان خبرگزاری پارس و روزنامه اطلاعات را (که خودش در هر دو جا تجربه کار داشت) به صورت دستچین به آنجا دعوت کرد که در ساعاتی که در خبرگزاری و روزنامه نبودند در آنجا کار کنند و به این ترتیب در هر دو جا کار می کردند، ازجمله محمد رضا شریف و ابوالقاسم وطن دوست که هر دو از دبیران بنام خبرگزاری پارس بودند در هر دو جا کار می کردند که پس از پیروزی انقلاب و انتخابی شدن مدیرعامل خبرگزاری پارس (ایرنا) و سردبیری روزنامه ها، کارکنان تحریری خبرگزاری پارس محمدرضا شریف را به سمت مدیر عامل خبرگزاری انتخاب کردند. او از استان فارس برخاسته بود.
         این را هم اضافه کنم که پس از اجرایی شدن مصوّبه بکارگرفتن جلسه ای افراد حرفه ای در رادیو و خبرگزاری (مصوّبه سال 1334)، روزنامه ها نیز بر پایه ارزشگذاری اخبار و به قول سناتور عباس مسعودی؛ «پواَنی» دستمزد پرداخت می کردند و تنها پرداخت جمعه ها و تعطیلات بر پایه حقوق ثابت بود. این ابتکار، کیفیت کار رسانه های ایران را بالا برده بود. از دهه دوم قرن 21 و توجه مخاطبان رسانه ها به آنلاین خوانی و آنلاینی شدن اعلانات و پایین آمدن درآمد رسانه های سُنّتی، در بسیاری از کشورها، روزنامه نگاران و عمدتا تازه کارها حق التحریری شده اند.
     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
    نامه به مولف
    روزافزون بودن مطالعه و توجه کرونیکل ها (روزشمارها)، چرا؟
  •  
        مخاطب: کرونیکل نگاری ـ چه آنلاینی و چه چاپ شده در سال های اخیر به طرز چشمگیری افزایش یافته و روزنامه ها و تلویزیون ها هم به آن توجه کرده اند. اگر سبب را بنویسید ممنون خواهم بود. کرونیکل شما [این تاریخ آنلاین] چیزهای بیشتری دارد ازجمله رویدادهای روز که بعدا تاریخ خواهند شد و یا اینکه به مورّخ سرنخ خواهند داد که در تعریف، به این نوع تاریخ نگاری، کرونیکل نویسی ژورنالیستی گویند:
        
        پاسخ به این پرسش که یکم فوریه 2023 از سوئد دریافت شد:
        
        مطالعه روزنگارها (کرونیکل ها) که وقایع همان روز در طول تاریخ را در صفحات و یا ستون های مربوط درج می کنند و یا وقایع را بر حسب مورد و مشابهت در یکجا و برحسب تاریخ وقوع عرضه می دارند نه تنها درس می دهد و گذشته را یادآور می شود بلکه گاهی نشان می دهد که رویدادهای مشابه در یک روز، ولی در سال های مختلف اتفاق افتاده است که رسانه ها از آغاز قرن 21 توجه بیشتری به آن نشان داده اند زیراکه مخاطبان به خواندن و یا شنیدن خبر اقناع نمی شوند بویژه که اخبار از چارچوب اصول ژورنالیسم خارج شده اند و در تنظیم و ارائه خبر به عناصر چرا (انگیزه و علت) و چگونه توجه ندارند و شبیه اطلاعیه های دولتی هستند که دهها سال پیش به مطبوعات داده می شدند. به علاوه، مروری بر رویدادهای یک روز معیّن در طول تاریخ در مواردی تکرار حوادث را نشان می دهد که همانا فلسفه تاریخ است. درس گرفتن از تاریخ ـ از اشتباهات دیگران و همچنین پیروزمندی ها با مروری بر وقایع همان روز در طول تاریخ آسانتر و سریع تر است تا یافتن و خواندن کل قضیه. یک مثال از این دست:
        برای نخستین بار در طول تاریخ، شهر لندن در 13 ژوئن 1917 ـ چهارمین سال جنگ جهانی اول توسط هواپیماهای نیروی هوایی آلمان بمباران شد که 162 تَن کشته و 432 نفر مجروح شدند. هواپیما به عنوان ابزار جنگ از همان دوره بکار گرفته شده بود. 27 سال بعد، درست در همان روز ـ 13 ژوئن (ژوئن 1944) و درجریان جنگ جهانی دوم، آلمان شهر لندن را موشک باران کرد ـ موشک تازه ساز، کروزهای اولیه به نام V-1 و در آن زمان معروف به بمب پرنده.
        




  •  

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com