Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
12 مارس
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 12 مارس
ایران
گفت و شنود نخستین سفیر ایران در حبشه با امپراتور این كشور در سال 524 پیش از میلاد درباره ایرانیان
مصریان یونانی تبار و مورّخان یهودِ عهد باستان روایات حبشی ها را درباره گفت و شنود نخستین سفیر ایران با امپراتور حبشه (اتیوپی بزرگتر) كه در سال 524 پیش از میلاد و نزدیك به نوروز ایرانیان (طبق محاسبات تقویمی تازه، مارس 524 پیش از میلاد) صورت گرفته بود این چنین نقل کرده اند كه بعدا در برخی کتاب های رومیان آمده است:
     امپراتور حبشه كه برگزیده بزرگان این كشور بود از سفیر كامبیز (كامبوزیا، كمبوجیه، کبوجیه Cabudjia *) شاه وقت ایران كه از مصر به حبشه (اتیوپی) فرستاده شده بود می پرسد كه ایرانیان در چه سنی می میرَند، غذای اصلی آنان چیست و آدابشان كدام است؟.
     سفیر پاسخ می دهد كه عمدتا تا هشتاد سالگی عُمر می كنند و غذای اصلی ایشان عبارتست از: نان گندم، گوشت و میوه. آب، زمین و آتش را هم آلوده نمی سازند. اهورامزدا را كه خدای دانا، توانا و یگانه است پرستش می كنند؛ دروغ نمی گویند، كار بد نمی كنند و نیّت بد داشتن را گناه می دانند و با پوشش كامل و پاپوش (كفش) از خانه خارج می شوند، اسپ را دوست دارند و مانند ملل دیگر در مزرعه و باركشی مورد استفاده قرار نمی دهند و نسبت به سالخوردگان خود نهایت احترام را رعایت می كنند و از آنان به خاطر خدماتشان سپاسگزارند و هنگام دیدار، با بوسیدن دستشان ادای احترام می كنند.
     امپراتور حبشه (اتیوپی) كه هدایای كامبیز پسر كوروش بزرگ را مقابل خود گذارده بود تا حاضران در مجلس مشاهده كنند سپس از سفیر ایران علت تصرف مصر را می پرسد كه سفیر پاسخ می دهد:
     به این علت كه فراعنه (سران پیشین مصر) به غیر مِصریان (به نوشته مورخان یهود؛ نسبت به یهودیان ساكن مصر) ظلم می كردند.
     امپراتور حبشه سئوال می كند كه چرا باید در كشور شما (ایران) سلطنت موروثی باشد، اگر پسر شاه دیوانه و یا افلیج باشد بازهم باید جانشین پدر شود؟، آیا این كار خطرناك نیست؟.
    سفیر پاسخ می دهد كه در چنین وضعیتی، بزرگان پارس (Persia) حق دارند كه بیشتر وظایف چنین شاهی را به دست گیرند.
    ---------
     * «كبوجیه Cabudjia» نامی است كه در كتیبه داریوش ذكر شده است. یونانیان «كامبوزیا» و رومیان و به نقل از آنان اروپاییان امروز «كامبیز» می خوانند. وی پس از تصرف مصر به عنوان سرسلسله بیست و هفتم این كشور شناخته شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اخطار تاریخی اردشیر سوم به پادشاه مقدونیه مبنی بر دفاعِ ایران از كشورهای ضعیف، که الگوی اَبَرقدرت ها شده است
آن دسته از «كشور ـ شهر» های یونانی كه از سوی فیلیپ دوم پادشاه مقدونیه تهدید می شدند در مارس 342 پیش از میلاد (اسفندماه) برای رفع خطر از خود به اردشیر سوم شاه ایرانزمین ار دودمان هخامنشی متوسل شدند و اردشیر در این زمینه به پادشاه مقدونیه اخطار داد و ضمن آن تهدید كرد كه اگر به این شهرهای كوچك كه خطری برای او ندارند و حاكمیّت و استقلال دارند تعرّض نظامی بَرَد، در این جنگ نابرابر، ایران به دفاع از این شهرها كه حق دارند راه خود را بروند خواهد پرداخت و معترّض را تنبیه خواهد کرد.
     این تهدید موثر واقع شد و فیلیپ دوم تا اردشیر سوم در قید حیات بود از تصرّف بقیه این «كشور ـ شهرها» خودداری كرد. فیلیپ دوم (پدر اسكندر) قبل از مارس 342 پیش از میلاد چند شهر یونانی را متصرف شده بود.
    به باور مورّخان، این اخطار اردشیر سوم، در قرون جدید و معاصر از سوی اَبَرقدرت ها اقتباس و اُلگو شده است. «تاریخ» نشان داده است که اَبَرقدرت ها پی در پی جای خودرا به دیگری داده اند. برای مثال؛ در قرون جدید یک دوره را زمان برتری اسپانیا، دوره دیگر را زمان برتری انگلستان و ... نوشته اند. فساد داخلی، بوروکراسی و ضعف مدیریّت ها عامل عقب رفتن و در مواردی اضمحلال یک قدرت شده است و وضعیت و رفتار رئیس دولت در این پیشرفت و پَسرفت، نقش اساسی داشته است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
معاهده مارس سال 1735 ایران و روسیه ـ پیمان اتحاد
تصوير مجسمه نادر (خراسان)


    درپی پیروزی ارتش ایران به فرماندهی نادر بر عثمانی در بین النهرین [نبرد آق دربند و نبرد کَرکوک] و کشته شدن «توپال عثمان» ژنرال ارشد ارتش عثمانی [معروف به سَرعَسکر = سردار] و پس گرفتن نجف، کربلا، حِلّه و سامره (سامرا) و در محاصره قراردادن بغداد، نادر عازم قفقاز جنوب غربی شد تا عَساکر (سپاهیان) عثمانی را از آنجا هم براند. عثمانی ها درجریان جنگ داخلی ایرانیان و افتادن اصفهان به دست امیرمحمود قندهاری [هوتکی]، از فرصت استفاده کرده و چند شهررا در بین النهرین (عراق امروز)، ارمنستان و قفقاز از دست فرمانداران ایران خارج ساخته بودند. همزمان، روسیه نیز در دربند [داغستان] و باکو نیروی نظامی مستقر ساخته بود. دولت روسیه که از پیروزی نادر بر عثمانی خرسند شده بود و امیدوار بود جنگ و ستیز ایران و عثمانی ادامه یابد و درنتیجه، عثمانی از تعرّض به قلمرو آن دولت در منطقه دریای سیاه منصرف شود نماینده خود «سرگی دمیتریوویچ گولیتسین Sergei D. Golitsyn» را روانه اردوی نادر کرد ـ که نادر تا این زمان شیروان و شماخی را پس گرفته و داوطلبان اَرمنی ارتش ایران و یکان های سه لشکر را مأمور پس گرفتن ایروان و قارص کرده بود.
    گولیتسین [امیرزاده روس] که قبلا هم با نادر ملاقات کرده بود برای فرونشاندن خشم نادر از استقرار نظامی روسیه در دربند و باکو، به او اطمینان داده بود که روسیه قصد تصرف این دو شهر را نداشته بلکه برای جلوگیری از افتادن این دو منطقه به دست عثمانی در آنجا نیرو مستقر ساخته و این یگانها ظرف 15 روز باکو و تا دو ماه دیگر دربند را تخلیه و به آن سوی کوههای شمالی داغستان بازخواهندگشت. پس از تحقّق این وعده [خروج روس ها از باکو و دربند]، گولیتسین از جانب تزار وقت به نادر پیشنهاد کرد که میان دو دولت یک معاهده اتحاد بسته شود و طبق این معاهده، ایران و روسیه تعرّض خارجی به خاک طرف دیگررا حمله نظامی به قلمرو خود تلقی کنند. همچنین دو دولت بدون اطلاع یکدیگر با عثمانی صلح نکنند و دژ «سولاق» مرز دو کشور باشد. به این ترتیب، دولت روسیه حاکمیّت ایران بر تمامی قفقاز ازجمله داغستان را به رسمیت شناخت.
    متن معاهده که مورّخان آن را نوعی «پیمان دفاع مشترک» خوانده اند آماده شد و مطابق تقویم میلادی یورنیورسال (گریگوری) دهم مارس 1735 [یک سال پیش از انتخاب شدن نادر به شاهی ایران] در شهر گَنجه (قفقاز جنوبی) به امضاء رسید.
     از آن زمان تا 60 سال، تعرضی چشمگیر از جانب روسیه برای تصرف قفقاز مشاهده نشد. سرکوبی خشونت آمیز شهر تفلیس در سال 1795 توسط آغامحمدخان قاجار که حکمران آن متوجه دولت روسیه شده و خودرا مطیع این دولت اعلام کرده بود، به الکساندر یکم تزار وقت روسیه که تحقق آرزوی پتر بزرگ [توسعه روسیه در جنوب] را در سر داشت فرصت و بهانه داد تا به چند شهر قفقازِ ایران ازجمله باکو نیرو بفرستد. بعدا در باکو ژنرال «پاول تسی تسی یانوف» فرمانده روس به دست حسینقلی خان فرماندار شهر کشته شد. تصرف باکو [بادکوبه واقع در منطقه آبشوران] از سوی روس ها باعث دو جنگ طولانی ایران و روسیه در سه دهه نخست قرن نوزدهم شد که آتش بیار آن انگلیسی ها بودند. این دو جنگ به ازدست رفتن قفقاز انجامید که روس ها هم 160 سال بعد آن را از دست دادند.
    میان ایران و روسیه قراردادهای متعدد نظامی بسته شده است ازجمله قرارداد 1921 که دولت موقت انقلاب (به نخست وزیری مهدی بازرگان) به اشاره واشنگتن و کارگردانی دو وزیر او که نزدیک به دولت آمریکا بودند، این قرارداد را که در دوران حکومت مصدق، ایران را از خطر تعرّض دولت لندن مصون ساخته بود، یکجانبه لغو کرد. طبق همان قراردادها، دریای مازندران متساویا میان روسیه و ایران تقسیم شده است. قانون اساسی، تغییر در قلمرو کشور را ممنوع کرده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
آیت الله خامنه ای: نظام اسلامی رونق اقتصادیِ بدون عدالت اجتماعی را قبول ندارد ـ مسئولان از اِسراف و ریخت و پاش پرهیز کنند ـ برخورد با مفسدان
آیت‌الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی [رهبر وقت] بیستم اسفندماه 1392 در جمع مسئولان دستگاهها گفت که مجموعه سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی، در واقع الگویی بومی و علمی، برآمده از فرهنگ انقلابی و اسلامی و متناسب با وضعیت امروز و فردای کشور است. سیاست های اقتصاد مقاومتی، فقط برای شرایط کنونی نیست بلکه یک تدبیر بلندمدت برای اقتصاد کشور و رسیدن به اهداف بلند اقتصادی است. این سیاست ها، قابل تکمیل و انطباق با شرایط گوناگون است و شکنندگی اقتصاد در شرایط مختلف را برطرف می کند. گرایش به اقتصاد مقاومتی فقط مخصوص کشور ایران نیست و در سالهای اخیر با توجه به بحران جهانی اقتصاد، بسیاری از کشورها با توجه به شرایط و ساختارهای درونی خود به دنبال مقاوم سازی اقتصاد بوده اند. البته نیاز ما به اقتصاد مقاومتی بیش از کشورهای دیگر است.
     آیت‌الله خامنه ای ضمن برشمردن مؤلفه های دهگانه اقتصاد مقاومتی گفت: با اجرای سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی، شاخص هایی همچون رشد اقتصادی، تولید ملی، عدالت اجتماعی، اشتغال، تورّم و رفاه عمومی بهبود خواهد یافت و رونق اقتصادی به وجود خواهد آمد. عدالت اجتماعی، مهمترین شاخص، در میان این شاخص ها است زیرا نظام اسلامی رونق اقتصادی بدون عدالت اجتماعی را قبول ندارد و در هرگونه پیشرفت اقتصادی کشور، باید وضع طبقات محروم به معنی واقعی کلمه بهبود یابد.
    آیت الله خامنه ای گفت که اجرای سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی، با حرکت عادی و احیاناً خواب آلوده و بدون حساسیت امکان پذیر نیست و نیازمند برنامه ریزی، حرکت علمی، همّت و مدیریت جهادی است. کاهش وابستگی به درآمد فروش نفت یکی از ویژگیهای اصلی این سیاست ها است. الگوی مصرف باید اصلاح شود و مسئولان در حوزه مأموریتی خود، از اسراف و ریخت و پاش بطور جدی پرهیز و در زندگی های شخصی خود نیز رعایت کنند. پایبندی مسئولان به پرهیز از ریخت و پاش، موجب تسرّی این روحیه به جامعه خواهد شد. منظور از اصلاح الگوی مصرف، سخت گیری و زندگی ریاضتی نیست بلکه هدف، مصرف براساس الگویی عاقلانه، مدبّرانه، صحیح و اسلامی است. لازمه فعالیت سالم و پُرتحرک اقتصادی، امنیت است و لازمه امنیت اقتصادی نیز، برخورد با مفسدان اقتصادی و افرادی است که قانون را دور می زنند. شفاف سازی شرط اصلی مقابله با فساد اقتصادی است. باید فضای رقابتی و باثبات اقتصادی به وجود آید و در چنین فضای سالمی، فعال اقتصادی احساس امنیت خواهد کرد.
     آیت‌الله خامنه ای تکیه بر ظرفیت های داخلی را مورد تاکید قرارداد و گفت: این ظرفیت ها شامل ظرفیت های گسترده علمی، انسانی، طبیعی، مالی، جغرافیایی و اقلیمی است که باید برای اجرای سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی، بر آنها تکیه شود و تکیه بر ظرفیت های داخلی به معنای چشم بستن بر امکانات کشورهای دیگر نیست.
    آیت الله خامنه ای با اشاره به اعلام آمادگی سه قوه حکومتی برای مقابله با فساد اقتصادی گفت که در این موضوع، گفتنِ صرف کافی نیست، و همه مسئولان اجرایی، قضایی و مقننه در این خصوص مسئول هستند. اقتصاد مقاومتی به هیچ وجه سیاستی مقطعی نیست بلکه تدبیری راهبردی است که برای همه دورانها ـ چه تحریم باشد و چه نباشد ـ مفید و راهگشا و پیش برنده است.
    آیت‌الله خامنه ای تاکید کرد که برنامه های زمان بندی شده اجرای این سیاست ها یک ضرورت است و باید سهم هر قوه و همچنین سهم هر دستگاه در اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی، بطور دقیق مشخص شود. باید موانع مزاحم برداشته شود تا فعالان اقتصادی، کارآفرینان، مبتکران و دانشمندان، با آرامش به این میدان عمل روی آورند و احساس کنند با موانع غیرمعقول روبرو نیستند.
     وی بحث و ارائه تصویری درست از اقتصاد مقاومتی را وظیفه صدا و سیما، رسانه ها، مسئولان، دلسوزان و صاحبان فکر و اندیشه خواند و گفت که از مسئولان «موضوع پایش و اطلاع رسانی دقیق» انتظار است. باید مرکزی قوی و بینا برای رصد و پایش دقیق فعالیت ها وجود داشته باشد.
    این مطلب از خبرگزاری های داخلی نقل شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تیترهای صفحات اول 21 اسفند1397 روزنامه های تهران:



    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ادیان و روحانیون
هفت گناه تازه که كاتولیك های جهان از ارتکاب آنها نَهی شده اند ازجمله مواد مخدر و حرص مال دنیا
Gregory the Great

گریگوری یكم كه در «تاریخ عمومی» عنوان پاپ بزرگ دارد 12 مارس سال 604 میلادی درگذشت. وی كه از سوم سپتامبر سال 590 و در پنجاه سالگی به سمت پاپ انتخاب شده بود به دلیل پژوهش هایش و بحث با پیروان ادیان دیگر به «دیالوگوسDialogus» هم معروف است.
     گریگوری یكم ـ متولد ایتالیا ـ برپایه تعالیم مسیح و نقل قولهای حواریون، هفت عمل را گناه بزرگ (كاردینال وایس Cardinal Vices = گناه كبیره) اعلام داشت و به كلیساها ابلاغ كرد تا ارتكاب آنها را نهی كنند. این هفت گناه عبارتند از: تكّبر ـ بخل و حسد ـ شكم پرستی ـ لاسیدن (لاستLust ـ نظر شهوانی داشتن) ـ خشم ـ آزمندی و طمع به مال دیگران ـ تنبلی و مفتخوری.
    واتیكان 12 مارس 2008 به مناسبت سالگشت فوت گریگوری قدّیس (پاپ كبیر)، برپایه مطالعات وی و تفسیر آنها و تطبیق با دنیای معاصر (قرن 21) هفت گناه تازه بر آن «كاردینال وایس» ها اضافه كرد و عنوان آنها را «گناهان اجتماعی = Social Sins) گذارد كه می توان «مصرف مواد مخدر و اشتغال به آنها» را در صدر این گناهان تازه قرار داد. این نخستین بار است كه كلیسای كاتولیك مواد مخدر را رسما گناه اعلام می دارد و جریان را به كلیساهای سراسر جهان بخشنامه می كند تا روی آن موعظه كنند.
    گناه تازه دیگر كه از این پس كاتولیكها نباید وارد آن شوند «جمع مال بیش از نیاز» و حرص زدن برای مال دنیویExcessive Wealth
     است. می دانیم كه همانند اسلام، مذهب كاتولیك «كاپیتالیسم» را هیچگاه تایید نكرده است. كاپیتالیسم در غرب با پروتستانیسم به وجود آمد و با آن همزاد است.
     آلوده ساختن محیط زیست نیز از جمله گناهان تازه است كه كاتولیكها نه تنها از ارتكاب آن نهی شده اند بلكه باید دیگران را هم تشویق به محافظت از محیط زیست كنند.
     گناه تازه دیگر؛ دست زدن به اقدامی است كه فاصله (شكاف) انسانها از لحاظ ثروت را افزایش دهد و فاصله دارا از نادار را بیشتر كند Contributing to widening divide between rich and poor كه خلاف خواست خدا است.
    همچنین، طبق اعلامیه جدید واتیكان كه اخلاقا برای هر كاتولیك لازم الرعایه است، یك كاتولیك اعم از اینكه تبعه معمولی باشد و یا رئیس دولت نباید در محیط خود و میان ملل دیگر دست بكاری زند كه فقر عمومی به وجود آورد و یا آن را افزایش دهدCreating poverty.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای داستان نویسی
روزی که نویسنده داستانِ «... و ما هنوز انسان هستیم» درگذشت
12 مارس 2004 «فین كارلینگ Finn Carling» داستان نگار بلند آوازه نروژی در 78 سالگی درگذشت. وی که یک جامعه شناس ـ روانشناس تحصیلکرده نروژ و آمریکا بود كار داستان نگاری را در سال 1949 با انتشار ناوِل «پل» و نمایشنامه «توپ كریستال» آغاز كرده بود و آخرین ناوِل او كه چند ماه پیش از درگذشتش منتشر شد «مدد رسانان كوچك» عنوان دارد.
    معروف ترین داستانهای كارلینگ «... و ما هنوز انسان هستیم» است كه به چندین زبان ترجمه شده است. وی در عین حال یک مقاله نگار و تفسیر نویس بود.
    فین کارلینگ سالها به نوعی بیماری صَرع Cerebral palsy دچار بود و این وضعیت خود را در اتوبیوگرافی اش به بهترین وجهی منعكس كرده است.
Finn Carling

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو ادبیات
نظامی گنجوی، شاعری كه مَدح نگفت ـ او یک ایراندوست بود
تصویر مجسمه نظامی

نظامی گنجوی (ابو محمد الیاس) كه در مارس 1209 میلادی (به نوشته بسیاری از موخان 12 مارس برابر 21 اسفند) دیده ازجهان فروبست شاعری داستانسرا و متخصص مثنوی داستانی بود. لیلی و مجنون، خسرو و شیرین، خمسه، هفت پیكر و اسكندرنامه از جمله آثار این شاعر نامدار ایرانی هستند . وی که شهرت از شهر گنجهِ قفقاز برده مردی گوشه گیر بود كه امیران زمان خود را مدح نگفت. نظامی مَدح شاهان، امیران و مقامات وقت را گفتن؛ دروغ و چاپلوسی و نوعی گناه می دانست. وی در این زمینه گفته است:
    
چو نتوان راستی را درج كردن ــــــ دروغی را چه (چرا) باید خرج كردن

    این شعر گنجوی که به انگلیسی و زبانهای اروپایی دیگر ترجمه شده در مقدمه کتاب های درسی «خبرنویسی» درج شده و با استناد به آن به کسانی که بعدا «خبرنویس» می شوند گوشزد می شود که اگر نتوانند حقیقت یک رویداد را بنویسند بهتر است که از آن بگذرند تا مطلب نادرست و ناقص بنویسند و بخورد مخاطب دهند. مخاطب خریدار خبر است و نباید به او کم فروشی و بُنجُل فروشی کرد.
     نظامی که به گفته خودش از یک پدر پارسی و یک مادر کُرد به دنیا آمده بود از زادگاه خود شهر گنجه، جز یك سفر و گویا به تبریز خارج نشد. داستانهای دوران ساسانیان و تمدن و فرهنگ ایرانیان زمینه ساز نظامی در تنظیم خسرو و شیرین و هفت پیكر (بهرام نامه)، مخزن الاسرار، و ... بوده اند. دیوان رباعیات، غزلیات و قصاید نظامی در ادبیات فارسی جایگاه ویژه دارد . وی بمانند فردوسی در اعتلای ایران و فرهنگ ایرانی تلاش بسیار کرد که از این بیت او پیداست:
    
    همه عالم تَن است و ایران؛ دل ــ نیست گوینده زین قیاس؛ خجل
    
    چونکه «ایران» دل زمین باشد ــ دل ز تَن بِه بوَد، یقین باشد
    
    مَیَنگیز فتنه مَیَفروز کین ــ خرابی مَیاوَر در ایرانزمین
    
    برای این كه بعدا به نظامی ایراد گرفته نشود كه چرا درباره اسكندر كه میهنش را اشغال نظامی كرد سخن گفته است، وی او را در كتاب خود به عنوان یك حكیم و مردی دانا توصیف كرده، نه یك فاتح و نظامی (جنگجو).
تصوير آرامگاه نظامی در شهر گنجه

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سالمرگ ایرج میرزا شاعر طنزسرا


ایرج میرزا شاعر خوش ذوق و طنزسرا در این روز بسال 1304 (12 مارس 1926) در تهران در 54 سالگی درگذشت و مرگ او سكته اعلام شد.
    وی در عین حال یك شاهزاده قاجار بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
نخستین روزنامه انگلیسی در سال 1702 ـ نگاهی گذرا به تاریخ روزنامه نگاری
شماره 12 مارس 1702 ديلي کورنت

بانو الیزابت مالتElizabett Mallet روزنامه خود «The Daily Courant» را در مارس 1702 به توزیع داد. نخستین شماره آن تاریخ 11 مارس را دارد. صفحه اول این روزنامه یک ورقی، دو ستون داشت و اخبار و مقالات آن عمدتا درباره رویدادهای بین الملل بود. بانو مالت در روزنامه اش می نوشت که مسئول هرمقاله فردی است که آن را نوشته و نامش در بالا و یا پایین مقاله ذکر شده است و او فقط مسئول نوشته های بدون ذکر نام نویسنده (اخبار) است. این روزنامه منظما به مدت 33 سال منتشر و در سال 1735 با «سپکتیتورThe Spectator» ادغام شد. دفتر انتشار «دیلی کورنت» در خیابان فلیت استریت لندن (Fleet Street) واقع بود که بعدا و تا اوایل دهه یکم قرن 21 رسم و عادت شده بود که مقرّ روزنامه نگاری انگلستان (دفاتر جراید و خبرگزاری) در این خیابان باشد. برخی از مورخان «نویچ پستThe Nowich Post»را نخستین روزنامه انگلیسی معرفی کرده اند که در سال 1701 منتشر شده بود، ولی انتشار این روزنامه منظم نبود و چند شماره بیشتر منتشر نکرد و جریده نامنظم ـ در عرف ژورنالیسم، روزنامه محسوب نمی شود.
    تاریخچه روزنامه نگاری به قرن یکم پیش از میلاد بازمی گردد که ژولیوس سزار امپراتور روم «Acta Diuma» را در شهر رم منتشر می کرد و آن را که مطالبش بر پوست و تخته چوب نوشته می شد در میدانهای شهر آویزان می کردند تا مردم باسواد بخوانند. اردشیر پاپکان در نیمه اول قرن سوم میلادی (طبق برخی نوشته ها؛ از سال 233 میلادی) کارهای دولت ایران را در «کارنامک» می نوشت تا بزرگان، مدیران و موبدان کشور آگاه شوند. دولت چین (دودمان «هان») در همان قرن و پنجاه سال پس از اردشیر، کار انتشار منظم «Tipao» حاوی کارهای روزمره دولت را آغاز کرد که چاپ بلوکی (مهر زنی با مرکب بر کاغذ) بود. می دانیم که چین مبتکر ساخت مرکب، کاغذ و چاپ بلوکی درجهان است. نخستین روزنامه عمومی جهان (جامع، بی طرف و حاوی انواع مطالب) از سال 1556 در جمهوری ونیز (بندری در ایتالیا) منتشر شد و چون به یک گازتا (سکه وقت جمهوری ونیز) بفروش می رفت به «Gazzetta» معروف شد و این واژه بتدریج وارد سایر زبانها و لغتنامه ها شده و مفهوم «روزنامه» پیداکرده است. پس از «ونیز»، یک آلمانی به نام یوهان کارولوسY. Carolus در سال 1605 در استراسبورگ به انتشار روزنامه دست زد. یک آلمانی دیگر در سال1609 روزنامه Avias را منتشر ساخت. هلندی ها در سال 1618 روزنامه Folio (با مطالب مجله ای) را چاپ کردند. فرانسه در سال 1631 لاگازتا را به توزیع داد و بعدا و تا سال 1645 پرتغال، اسپانیا و سوئد هم دارای روزنامه شدند. روزنامه سوئدی منتشره در سال 1645 هنوز بکار انتشار ادامه می دهد و اخیرا آنلاین شده است. انگلستان از سال 1701 و در حقیقت 1702 وارد عالم روزنامه نگاری شد و آمریکا از سال 1704 و در شهر بوستون.
    با پیدایش رادیو از سومین دهه قرن بیستم، وضعیت روزنامه ها بهتر شد زیرا مردمی که اخباررا به صورت کوتاه از رادیو شنیده بودند برای کسب جزئیات به خرید روزنامه می پرداختند ولی با پیدایش تلویزیون (رسانه سمعی و بصری) قضیه برعکس شد و روزنامه ها برای ادامه بقاء به مقاله نویسی (نظر)، نگارش فیچر (گزارش توام با سابقه مطلب، جزئیات و ...) و مصاحبه های خیابانی (کسب نظر مردم پیرامون اقدامات، تصمیمات و حوادث روز) پرداختند، ولی به نظر می رسد که تلاش آنها از دهه یکم قرن 21 در رقابت با آنلاین ها و وبلاگ ها بی نتیجه بوده و تا ماه نهم سال 2009 سیزده درصد روزنامه ها تعطیل و یا آنلاینی شده اند. علت اصلی، طبق گزارش یک موسسه بررسی قضیه (میدیا ریسرچ)، عمدتا این بوده است که روزنامه نگاران ماهرتر وبلاگ نویس و یا جلب تلویزیونها شده اند و پیرامون رویدادها اظهار نظر می کنند و خبرنویسی روزنامه ها به دست هرکس که جویای کار بوده (صرف نظر از نوع تحصیلات و تجربه) افتاده و از قاعده و اصول خارج شده که بازگشتی است به مطوّل نویسی قرن نوزدهم که از حوصله مخاطب قرن 21 خارج است. بیشتر مخاطبان روزنامه ها از قرن نوزدهم از طبقه متوسط هرجامعه بوده اند.
    بررسی همین موسسه در سال 2016 نشان داده است که «سوشل میدیا» که رواج فراگیر یافته به نشریات و همچنین رسانه های برادکستیک از لحاظ شمار مخاطبان آسیب بیشتری زده و بسیاری از مخاطبان قبلی آنها اصطلاحا دیجیتال خوان شده اند.
    از نتایج بررسی سال 2018 چنین برآمده است که مخاطبان متوجه فروش بسیاری از رسانه های همگانی به صاحبان نفوذ شده اند و برای مثال؛ فروش واشنگتن پُست به Jeff Bezos میلیاردر شماره یک جهان (صاحب موسسه آمازون)، و بنابراین متوجه سوشل میدیا، آنلاین ها و تماس خبری با یکدیگر و خواندن اعلامیه ها و نظرات مقامات در سوشل میدیا مخصوصا توئیتر شده و نشریات چاپی مخاطب بیشتری و در نتیجه آگهی از دست داده اند.
    از زمان روی کارآمدن ترامپ و «فِیک نیوز» خواندن مطالب رسانه ها (رسانه های آمریکا که صاحبان آنها اصحاب نفوذ و یا شرکت های خارج ار حرفه رسانه داری هستند) بر این آسیب زدگی افزوده شده و می رود که سوشل میدیا و آنلاین ها رسانه های ردیف یکم شوند. درآمد هنگفت صاحبان گوگل، فیس بوک و ... به دلیل همین تحوّل است. در سال 2019 یک کمپانی رسانه ای دیگر آمریکا که صاحب چندین روزنامه ازجمله هرالدتریبیون و چند رادیو تلویزیون بوده است اعلام ورشکستگی کرد.
.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
جنایت بزرگ در كرملین، آیا استالین را مسموم كردند؟ ـ طرح محرمانه حمله غافلگیرانه احتمالی اتمی استالین به انگلستان و آمریکا
استالين

«آخرین جنایت در كرملین» كتابی است 402 صفحه ای كه در پنجاهمین سال درگذشت استالین انتشاریافته است كه «تاریخدان روس ولادیمیر نائوموف» و «جاناتان برنت» پژوهشگر دانشگاه ییل آمریكا آن را برپایه یافته های خود از مطالعه اسناد دهه 1950 شوروی كه پس از فروپاشی این جماهیریه از طبقه بندی خارج شده اند برنگاشته اند. اسناد ارائه شده در این كتاب كه در مارس 2003 به توزیع داده شد فرضیه قتل استالین را تقویت كرده است. استالین پنجم مارس 1953 به سبب خونریزی مغزی و پس ازچهار روز اغماء درگذشت.
     اسناد ارائه شده در این كتاب حكایت از این دارد كه استالین با «وارفارین» كه ماده ای بی رنگ و بی طعم و بی بو است مسموم شده بود. مولفان مدعی شده اند كه در ضیافت شام یکم مارس 1953 در كرملین، این ماده را به خورد استالین داده بودند كه نتیجه اش خونریزی مغزی او بود كه چهار روز بعد درگذشت. وارفارین كه در عین حال یك نوع مرگ موش است خون را سریعا و شدیدا رقیق می كند. در آن ضیافت «بریا» رئیس سازمانهای امنیت شوروی، مالنكوف، خروشچف و بولگانین اعضای دفتر سیاسی حزب كمونیست شوروی حضور داشتند. پس از مرگ استالین؛ مالنكوف، بولگانین و خروشچف یكی پس از دیگری برجای او نشستند و خروشچف نخستین مقامی بود كه به انتقاد علنی از استالین دست زد، او را تقبیح كرد و جنازه اش را كه در محفظه شیشه ای در آرامگاه لنین بود از اینجا خارج ساخت و در كنار دیوار كرملین به خاك سپرد. مولفان نوشته اند كه اگر همان دم [پس از وقوع سکته] استالین را كه به خونریزی مغزی دچار شده بود به بیمارستان رسانیده بودند نجات یافته بود، ولی كسی این كار را نكرد!.
     به حدس مولفان، از میان این چهار تن [که در بالا، ذکر نام آنان رفت] احتمال قتل استالین به دست «بریا» بیشتر است زیرا كه او از طرح محرمانه استالین مبنی حمله اتمی غافلگیرانه به انگلستان و آمریكا اطلاع داشت و نگران نتایج آن بود؛ برای این كه در حمله اتمی متقابل آمریكا بیش از نیمی از نفوس شوروی نابود می شدند. هیچ كس جز «بریا» نمی دانست كه حمله اتمی غافلگیرانه نزدیك است و استالین منتظر رسیدن شمار بمب های اتمی شوروی به حد لازم است تا دستور انجام حمله را صادر کند. «بریا» می دانست كه خیال متلاشی شدن شوروی به دست آمریكا لحظه ای استالین را آرام نمی گذارد. استالین بارها گفته بود كه تا كاپیتالیسم آمریكا باقی باشد سوسیالیسم پیشرفت واقعی نخواهد داشت و مردم جهان در بدبختی ابدی غوطه ور خواهند بود. به نظراستالین، سران كاپیتالیسم آمریكا كمر به انشعاب و تضعیف و سپس فروپاشانیدن شوروی بسته بودند زیرا كه تا شوروی وجود می داشت كاپیتالیسم نمی توانست یکه تاز جهان شود و استثمار ادامه یابد.
     مولفان این كتاب مدعی شده اند كه «بریا» بعدا نزد مولوتوف اعتراف ضمنی به قتل استالین كرده بود و گفته بود كه اگر استالین برای مدتی بیشتر زنده می ماند و در صدر دولت بود، زود و یا دیر همه اطرافیانش را نیست و نابود می ساخت. مولوتوف از طرح استالین درمورد حمله اتمی احتمالی به آمریکا آگاه بود.
     این كتاب حاوی 20 صفحه گزارش پزشگی فوت استالین است. مولفان ابراز تعجب كرده اند كه چرا گزارش پزشكان در طول چهار روزی كه استالین در اغماء بود سه ماه بعد (در ژوئن 1953) تنظیم و به بایگانی داده شد و چرا وی پس از خونریزی مغزی دچار خونریزی معده هم شده بود كه این دو عارضه ارتباطی باهم ندارند.
     مطالعه این كتاب ماجرای قتل نادرشاه پادشاه قرن هجدهم ایران زمین را در ذهن تداعی می كند. زیرا كه تنی چند از ژنرالهای او از ترس جان خود شبانه به خوابگاهش ریختند و اورا كشتند.
     باید دانست كه نسبت به مرگ پی در پی دو رهبر دیگر شوروی در دهه 1980 ـ آندروپوف و چرننكو ـ که پس از برژنف و پیش از گورباچف، یکی پس از دیگری قدرت را به دست گرفته بودند نیز تردید هایی وارد آمده است. اشتباهات و یا تعمد گورباچف به فروپاشی بلوک شرق و اتحاد شوروی انجامید.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
مبارزه منفی گاندی بر ضد مالیات نمك



     گاندی مبارزه منفی خودرا (اصطلاحا: نافرمانی مدنی ـ بی اعتنایی آرام و بدون خشونت نسبت به تصمیم مقامات) برضد مالیات نمك كه از سوی حكومت انگلیسی هند [در آن زمان "هندوستان" زیرا که شبه قاره تجزیه نشده بود و پاکستان وجود نداشت] وضع شده بود از این روز در مارس 1930 آغاز کرد زیرا که آن را عادلانه نمی دانست، بعلاوه بدون حضور نمایندگان مردم هند تدوین شده بود. گاندی پیشاپیش هزاران تن از هندیان از منطقه احمد آباد پیاده عازم ساحل دریا در «دندی» شد تا دست به جمع آوری نمك از دریا بزنند و مردم آنرا با مالیات خریداری نكنند. این پیاده روی 480 كیلو متری 25 روز طول كشید و این جمعیت از ششم آوریل سرگرم جمع آوری نمك طعام از دریا شد كه پلیس انگلیسی هند بسیاری از معترضین از جمله «رام داس» پسر گاندی را دستگیر كرد و به زندان افكند.
    حكومت انگلیسی هند بر هر 40 كیلو گرم نمك طعام یك روپیه مالیات وضع كرده بود كه وضع مالیات بر این كالا در هند سابقه نداشت و گاندی مبارزه منفی خود را بر ضد آن به آزمایش گذارد. این راهپیمایی نسبتا طولانی كه در سر راه، مردم به آن می پیوستند در عین حال كمك بزرگی به بیدار شدن ناسیونالیسم هندی از خواب طولانی خود بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تلفات بمباران توکیو بیش از صد هزار کشته اعلام شد
تصاويري از بمباران توکيو


    12 مارس 1945 امپراتوری ژاپن اعلام داشت که در بمباران شهر توکیو و حومه آن توسط بمب افکن های سنگین «بی ـ 29» آمریکا که نهم و دهم مارس صورت گرفته بود بیش از یکصد هزار تن غیر نظامی کشته شدند. این بمباران با بمب های آتشزا صورت گرفته بود. این سنگین ترین تلفات یک بمباران متعارفی [غیر اتمی] در طول تاریخ بشمار آورده شده است. کالیس ـ ژنرال آمریکایی فرماندهی این حملات را برعهده داشت. پنج ماه بعد، آمریکا دو شهر دیگر ژاپن را بمباران اتمی کرد که دو برابر بمباران توکیو تلفات داشت و امپراتوری ژاپن مجبور به تسلیم شد. 30 درصد ژاپنی ها که تاریخ مشروح جنگ جهانی دوم را نخوانده و یا فراموش کرده اند در نظر سنجی سه سال پیش گفته بودند که از آمریکا به خاطر آن بمبارانها دلخوری ندارند!.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اعلام طرح دكترین ترومن در مارس 1947 ـ «دكترین ترومن» که میدان بازی جهان را تغییرداد و جهان، 44 سال دواَبَر بازیگر داشت
Harry S. Truman

در چنین روزی در سال 1947 هری ترومن رئیس جمهور وقت آمریكا با یک پیشنهاد غیر منتظره به دستگاه قانونگزاری این كشور، سیاست خارجی آمریكا را در جهت تازه ای قرار داد كه در «تاریخ» به «دكترین ترومن» معروف شده است. او هنگام طرح پیشنهاد خود درجلسه كنگره ـ بدون ذكر نام شوروی ـ گفت كه این وظیفه دولت آمریكا باید بشود كه به كمك مللی كه از خارج و یا توسط اقلیت مسلح داخلی در معرض سلطه كمونیسم قراردارند بشتابد.
     ترومن سپس وارد جزئیات شد و گفت كه دولت یونان در زیر حملات كمونیستهای مسلح این كشور كه از خارج كمك می شوند قرار دارد و افزود: تا پایان ماه قرار است نظامیان انگلیسی یونان را ترك گویند و اگر ما به كمك دولت این كشور نشتابیم، یونان به دست كمونیستها خواهد افتاد، و به همین گونه هم تركیه، و چنانچه این دو كشور به دست كمونیستها افتند همه منطقه مدیترانه و نیز خاورمیانه با منابع خود به میدان فعالیت عوامل مسکو تبدیل خواهند شد. ما از راههای مختلف کمک کردیم تا روس ها ایران را تخلیه کنند و توطئه تجزیه این کشور باستانی خنثی شود ولی عوامل کمونیست [حزب توده] هنوز در آنجا فعال هستند. ایران نه تنها دروازه آسیای غربی بلکه کلید ورودی آسیای جنوبی است. این ملت از مرزهای شرقی هند تا ساحل شرقی مدیترانه نفوذ فرهنگی دارد. ترومن سپس درخواست تصویب یك كمك 400 میلیون دلاری برای یونان وتركیه كرد.
     سخنرانی ترومن در جلسه کنگره طولانی بود و انعكاس وسیع سخنان او چنان ترسی در دل امریكاییان ایجاد كرد كه تا 40 سال و اندی مخالفتی با مبارزات پرهزینه این دولت با شوروی و كمونیسم نکردند که به «جنگ سرد» معروف است. این مبارزه، رسانه های آمریکارا در راستای سیاست های دولت قرارداد که ادامه این وضعیت، آنهارا در جایگاه سیاسی تازه ای قرارداده است [میدیاکراسی].
     اعلام دكترین ترومن در 12 مارس 1947 فصل تازه ای را در تاریخ عمومی (جهان) بازکرد که با تغییر شکل دادن های بعدی ادامه دارد؛ پنج دهه اول، بهانه بلوک غرب به رهبری واشینگتن مبارزه با كمونیسم بود و دوران ایجاد اتحادیه های نظامی بَرگِرد بلوک شرق و شوروی و رقابت های این دو بلوک بایکدیگر. با فروپاشی بلوک شرق (پیمان ورشو) در پی وعده های غرب به سران وقت مسکو (که عملی نشدند) و نیز فروپاشی اتحاد شوروی از درون و دگرگون شدن سیاست و روش های چین پس از درگذشت مائو، دکترینِ ترومن تغییر چهره داده و در دو دهه نخست قرن 21 ـ مبارزه با تروریسم، جلوگیری از گسترش سلاحهای كشتارجمعی، دفاع از دمکراسی و ... را عملا جانشین آن کرده است و به رغم وعده های داده شده به سران وقت مسکو در ددهه های 1980 و 1990، با استناد به موارد و بهانه های تازه، تنها اتحادیه نظامی باقیمانده جهان [ناتو] گسترش یافته، حوزه فعالیت آن عملا جهانی شده، فرماندهی نظامی خاورمیانه (به مرکزیت بحرین) به وجود آمده، پس از تصرف موقت عراق و افغانستان با این دو کشور پیمان استراتژیک امضاء شده، تلاش برای نفوذ در منطقه فرارود کرده و به نام استقرار دمکراسی، در جمهوری های شوروی سابق (گرجستان و اوکراین) انقلاب نارنجی به راه انداخته و ... و سه جمهوری شوروی سابق [جمهوری های بالتیک] را به عضویت «ناتو» درآورده و کوشش داشته که اوکراینِ روسیه سابق را وارد ناتو کند که از اواخر سال 2021 روسیه سکوت 30 ساله را شکسته، وارد عمل شده، معارضه از سرگرفته شده و می رود تا فصل تازه ای در تاریخ جهان گشود شود.
    قدرت شدن و یکه تازی غرب از زمان ساخت باروت و اسلحه آتشین در اروپا ـ در پی انتشار خاطرات مارکو پولو از سفر چین و مشاهده باروت و قطب و طرز ساخت آنها در این کشور و برپایه آن آغاز شد و پرتغال و اسپانیا آغازگر آن بودند و طولی نکشید که این دو دولت با کمک قطب نما اقیانوس نورد شدند و با آتش توپ های خود بر قاره آمریکا، بخش هایی از آفریقا، هندِ جنوب غربی و گوشه های از آسیای جنوب شرقی استیلا یافتند و در پی آنها، انگلیس، فرانسه و هلند که انگلیسی ها استرالیا و نیوزیلند را مالک شدند و ....
    
آلبوکرک درياسالار پرتغالی که پس از استقرار در گوا Goa (جنوب غربی هند) با ناوهای توپدار خود وارد خلیج فارس شد و ...

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تولید سلاحهای اتمی كوچك (مینی نیوك)
پس از یك دهه وقفه، دولت آمریكا دهم مارس 2003 رسما پیشنهاد لغو محدودیت ساخت سلاحهای كوچك اتمی را اعلام داشت كه مفسران، آن را یک عامل احتمالی دیگر برای از سرگیری مسابقات تسلیحاتی بیان کردند. طبق گزارش آن روز رسانه ها، دولت جورج دبلیو بوش تصمیم گرفته بود كه از سال میلادی 2004 دست به تولید مجدد «مینی نیوك» بزند و این نام به آن دسته از سلاحهای هسته ای اطلاق می شود كه قدرت انفجاری آنها زیر 5 هزار تن «تی ان تی» است. بمبی كه در آگوست 1945 بر هیروشیمای ژاپن فروافكنده شد نزدیك به 20 هزار تن« تی ان تی» قدرت انفجار داشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 12 مارس
  • 1925:   دكتر سون یات سن بنیاد گذار نظام جمهوری در چین در 58 سالگی درگذشت.
  • 1938:   شوشنیگ از صدر اعظمی اتریش كناره گیری كرد تا مانعی بر سر راه وحدت دو سرزمین آلمانی نژاد (آلمان و اتریش) باقی نباشد.
  • 1941:   قانون عاریه و كرایه (Lend - Lease) اسلحه از جانب آمریكا به كشورهایی كه با آلمان و ایتالیا در جنگ بودند به تصویب كنگره این كشور رسید. هنوز آمریكا وارد جنگ جهانی دوم نشده بود.
  • 1942:   ژنرال مك آرتور بر اثر فشار نیروهای ژاپنی، فیلیپین را ترك و به استرالیا رفت.
  • 1957:   اعلام شد كه 22 لشكر شوروی در آلمان شرقی مستقر هستند.
  • کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    نگاهی به علل و چگونگی فروپاشی شوروی و حرکت های تازه برای کسب قدرت از دست رفته و اراضی ـ نظام جهانی در آستانه تغییر چهره
    نیمه مارس 1985 بود. استادان گروه آموزش تاریخ در دانشگاه دولتی «اُلد دومینیون» مستقر در شهر نورفکِ ویرجینیا یک نشستِ کنفرانس مانند را برای بحث درباره درگذشت پی در پی و کم سابقهِ سه رهبر شوروی به فاصله 30 ماه، برگزیده شدن گورباچف به رهبری این جماهیریه ـ یکی از دو ابرقدرت جهان [جهان وقت] و با این گزینش، پیش بینی مسیر تحولات جهان بویژه آیندهِ بلوک شرق برگزار کرده بودند. من [مؤلف این تاریخ آنلاین] هم به عنوان یک شنونده (تماشاگر) به آن کنفرانس رفته بودم.
        این استادان ـ جز یکی از آنان، هر یک ضمن اشاره به باورهایی گفتند که گورباچفِ میانسال با تجربه کارکرد در سازمان اطلاعاتی شوروی، همان راه رهبران پیشین را ادامه خواهد داد و شاید هم سخت تر [ادامه جنگ سرد]. استادی که نظر دیگری داشت و مرور زمان نشان داد که درست گفته بود چنین ابراز نظر کرد:
         "گورباچف از نسل دوم انقلاب بلشویکی 1917 است. ضعف ها و نارسایی های سوسیالیسمِ طبق فرضیه کارل مارکس آلمانی را با پوست و استخوان خود لمس کرده و دیده است که این ایدئولوژیِ بدون انعطاف در عمل ـ اگر مدیریت شایسته نداشته باشد؛ انگیزه، حس میهندوستی و عطوفت را از انسان سلب می کند، انسان را تنبل، مادی گر و خوددوست و تشنه لذائذ ازجمله معتاد به الکل و ... و نیز سیگار می کند. سوسیالیسمِ به قول «دوبچِک» با چهره انسانی (لیبرال سوسیالیسم یا سوسیال دمکراسی و نظایر اینها) خوب است ولی «مارکسیسم» سوسیالیسمی متفاوت از طبیعت و روانشناسی بشر است و تنها با انقلاب، کودتا و اشغال نظامی می شود آن را به صورت ظاهر به اجرا درآورد و با دیکتاتوری به آن ادامه داد. این وضعیت پایدار نخواهد ماند و به محض پیدایش رخنه و ضعف دولتی و یا بازشدن روزنه از سوی دولت، از کنترل خارج خواهد شد و برقرار کردن مجدد آن آسان نخواهد بود. گورباچف در طول فعالیت های اطلاعاتی خود که بخشی از آن «دریافت گزارش از وضعیت مردم و نارضایی ها است» این واقعیت ها را درک کرده است و چون از کودکی در گوش او «جهان وطنی» فرو رفته تعصّب و علاقه مندی کامل هم به حفظ اقمار دولت مسکو در کنار این دولت ندارد. بنابراین، می شود اورا قانع به بازکردن فضای باز و نیز بازنگری در فرضیه مارکس و همچنین خارج ساختن نظامیان روسیه از اقمار مسکو ازجمله آلمان شرقی و لهستان کرد که پس از شکست هیتلر در آنجا مانده اند و در این صورت، بازگرداندن روس ها و نیز اقمار مسکو به حالت اول امکان پذیر نخواهد بود، فروپاشی قدرت مسکو آغاز خواهد شد و یک «دِنگ شیائو پینک» از نوع روسی آن (بی حال و متمایل به فساد) برجای گورباچف خواهد نشست و دوران (پریود) تاریخی تازه ای آغاز خواهد شد که تا پیدایش حس وطندوستی در روس ها (بازگشت ناسیونالیسم روس) و درصدد احیاء امپراتوری تزاری برآمدن ادامه خواهد یافت.".
        نظرات این استاد [که تا کسب اجازه از او، نامش در اینجا ذکر نخواهد شد] مورد تایید حاضران در آن نشست علمی قرار نگرفت. اما، مرور زمان نشان داد که عینا به وقوع پیوسته اند و اینک به مرحله پیدایش ناسیونالیسم روس ـ البته در برخی از روس ها رسیده و ماجرای اوکراین و بازگردانیدن کریمه به قلمرو روسیه که خروشچفِ متولد اوکراین (بدون توجه به تلفات 710 هزار نفری روسیه در جنگ 1853 ـ 1856 که روس ها در دفاع از کریمه با ائتلافی مرکب از عثمانی، انگلستان، فرانسه و دولت پادشاهی شمال ایتالیا جنگیدند) آن را ضمیمه اوکراین ـ یکی از جمهوری های اسمی و روی کاغذی جماهیریه شوروی کرد نشانه آن است.
        باز گردیم به وقایع پس از انتخاب گورباچف به رهبری شوروی؛ یك روز پس از درگذشت «كنستانتین چرنِنكو» 73 ساله رهبر پیشین شوروی، گردانندگان حزب كمونیست این كشور یازدهم مارس 1985 «میخائیل گورباچف» ـ در آن زمان 54 ساله دستیار یوری آندروپوف رهبر اسبق (پیش از چرننکو) را در جای چرننکو قرار دادند و او را رهبر شوروی ـ یکی از دو ابرقدرت وقت کردند. درگذشت سه رهبرِ پی در پی شوروی ــ برژنف، آندروپوف و چرننكو ـ به فاصله دو سال و نیم، در انتخاب گورباچف كه مردی میانسال بود مؤثر بود، زیرا حزب حاکم نمی خواست كه چند ماه بعد، باز هم یك مراسم تدفین دیگر برگزار كند، ولی انتخاب گورباچف آغاز پایان عُمر اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، حاكمیت حزب كمونیست و فروپاشی بلوك شرق بود (كه ایجاد این بلوك، به قولی به بهای خون بیش از 30 میلیون تَن از مردم شوروی در جریان جنگ دوم جهانی تمام شده بود) و نیز عقب نشینی مارکسیسم (سوسیالیسم مطلق)، و طولی نکشید که به آرامی و تقریبا بدون درگیری و سر و صدا، نظام و وضعیتی تازه بر جهان حاكم شد كه جز برای برخی در اروپای غربی، اِلیت های چینی، كورپوریشن های بزرگ آمریكا و سرمایه داران کشورها و اصحاب بَند و بست، برای میلیاردها انسان (توده ها) بهتر از گذشته نبوده است و بنابراین، تاریخدانان در نوشته ها و گفته های خود متفقا انتخاب گورباچف در 11 مارس 1985 را عامل ورود جهان به عصری نو، ولی با عُمری نه چندان زیاد به شمار آورده اند ـ عصری که با فروپاشی بلوک شرق در 1989 و جماهیر شوروی در دسامبر 1991 آغاز شده و رویدادهای اوکراین، مسئله سوریه، خروج انگلستان از اتحادیه اروپا، اتمی شدن کره شمالی، مداخله های اینترنتی در امور دیگران، حرکت روسیه به سوی نوسازی تسلیحات خود، سیاست های تازه ترکیه، حرکت چین با جمعیت زیاد و وسعتِ کم به سوی یک ابرقدرت نظامی ـ اقتصادی شدن، مهاجرت هندیان با هدف صاحب قدرت و مقام شدن در کشورهای دیگر بویژه کشورهای انگلیسی زبان ازجمله آمریکا، کانادا، انگلیس و ... گسترش مسائل اقتصادی برخی از ملل و ... دارد نقطه پایان بر آن می گذارد که عصر دیگری با ویژگی هایی را به دنبال خواهد داشت.
         «تاریخدانان» فروپاشانیدن كنفدراسیون یوگوسلاوی، رویدادهای افغانستان و پاكستان، تغییر وضعیت عراق از طریق اشغال نظامی چند ساله، استقرار نظامی آمریكا در منطقه خلیج فارس، بی خاصیت و ابزاری شدن اتحادیه عرب، ساکت شدن جنبش غیرمتعهدها، گسترش ناتو و حضور آن در نقاطی در آن سوی اروپا و آمریكای شمالی و نوعی ژاندارم جهان شدن آن، تغییر نظام و دولت لیبی با نوعی جنگ داخلی با کمک غرب (ایجاد نو فلای زُن)، مسئله یمن، سنگ اندازی برسر راه سایر ملل كه می خواهند «قدرت» شوند، گلوبالیزاسیون اقتصاد و ... را نتیجه همین یك انتصاب نادرست (انتخاب گورباچف به رهبری دولت مسکو) می دانند و می گویند كه گورباچف احتمالا تعمّد نداشت، اشتباه و سادگی كرد و فرد شایسته و متناسب با مقام، كمتر مرتكب اشتباه می شود كه توجه به این نكته درسی است بزرگ برای همه ملل.
         به باور تاریخدانان، گورباچف تصور می كرد كه اگر كمی دریچه را به روی باد ـ آنچه را كه در غرب وزش آزادی سیاسی گویند ـ باز كند و گوش به توصیه مستشارانی که غرب به او معرفی کرده بود ـ ظاهرا مستشاران اقتصادی ـ بدهد مسائل شوروی ـ بدون تغییر نظام ـ سریعا حل خواهد شد!. با همین تصور، گورباچف در نخستین نطق خود از «تغییر؟!» سخن به میان آورد.
         دو روز بعد از انتصاب، گورباچف پس از شركت در مراسم تدفین چرنِنكو، با جورج بوش (پدر) معاون رونالد ریگن رئیس جمهوری وقت آمریكا كه در ظاهر امر برای شرکت در آن مراسم به مسكو رفته بود ملاقات كرد و ضمن مذاكره ای طولانی با او، پیام ریگن را كه پیشنهاد ملاقات داده بود دریافت كرد. در پایان این دیدار اعلام شد كه طرفین خواهان تشنج زدایی و قطع مسابقات تسلیحاتی هستند.
         گورباچف به نظر قریب به اتفاق مفسران ـ مردی زودباور و فاقد دورنگری و معلومات عمومی لازم بود، شایستگی رهبری جماهیریه ای پهناور همچون شوروی را نداشت و در كار سیاست سادگی می كرد. وی بعدا در ملاقات های متعدد با سران آمریكا و انگلستان (که برنامه کار با دقت تمام در واشنگتن و لندن تهیه شده بود) حضوریافت، وعده های فراوان شنید و به راهی گام گذارد که سرانجام آن، بر باد رفتن دستاوردهای تزارهای روسیه و سپس انقلاب این کشور بود و در سطح جهان نیز بربادرفتن آرزوهای آن شمار از مردم بود که به سوسیالیسمِ سَبک مسکو و تامین برابری و شادمانی بشر چشم امید دوخته بودند.
        یلتسین، شوشکویچ و کرافچوک سران وقت جمهوری های (اسما) روسیه، اوكراین و بلاروس هفتم دسامبر 1991 در یك محفل خصوصی در استراحتگاه «بلوژفسکایا» واقع در بلاروس تصمیم به انحلال شوروی گرفتند. بیست و پنجم دسامبر آن سال بوریس یلتسین به كاخ كرملین رفت و به گورباچف (رهبر وقت) گفت كه اتحاد جماهیر شوروی منحل شده و او دیگر سمتی ندارد. اندکی بعد، گورباچف در یك نطق كوتاه رادیو تلویزیونی گفت كه با انحلال شوروی به این صورت قاعدتا نمی تواند موافق باشد ولی چون در برابر عمل انجام شده قرار گرفته است چاره دیگری (جز قبول) ندارد!. به این ترتیب یک اتحادیه بزرگ با آن همه دندان اتمی ـ موشکی، دهها هزار تانک، صدها زیردریایی و پیشرفتهای فضایی همانند برف بر شیروانی داغ ذوب شد و از میان رفت، بدون این که یک رفراندم سراسری (که قاعده این کار است) برگزار و نظر مردم اتحادیه استعلام شده باشد. این جمهوری ها، قرن ها با هم امپراتوری روسیه را تشكیل می دادند. با این كه دومای روسیه انحلال اتحاد شوروی 69 ساله مركب از 15 منطقه (اسما کشور) را به آن ترتیب غیر قانونی اعلام كرده، هنوز درباره این مصوّبه اقدامی صورت نگرفته است!. بلشویک ها پس از پیروزی در انقلاب 1917 و جنگ داخلیِ متعاقبِ آن، بر روسیه تزاری که اوکراین بخش اصلی آن بود نام «روسیه سوسیالیستی» گذاشته بودند که بعدا و با هدف ساخت یک جهان تک دولتی و به عضویت درآوردن همسایگان، آن را به 15 منطقه اسما «جمهوری» تقسیم کردند و نام اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بر آن نهادند و پیروزی مسکو بر آلمان در جنگ جهانی دوم، مناطق اسلاو نشین اروپا و نیز بخش هایی از اروپای مرکزی ازجمله نیمی از آلمان را به صورت اقمار دولت مسکو درآورد که پس از خروج نیروهای روسیه از این اقمار به تصمیم گورباچف، برخی از ناسیونالیست های روسیه می گویند که این کشورها که اینک وارد اتحادیه اروپا شده اند غرامت آزادشدن خود از دست هیتلر را به روسیه بپردازند زیراکه که روسیه میلیونها کشته داد تا آنها آزاد شدند.
        نام روسیه از کی اِف یان روس (روس های منطقه کی اف شامل بخش هایی از اوکراین، بلاروس و روسیه) گرفته شده است. روسیه پس از فروپاشی شوروی غرق در فساد اداری ـ اقتصادی شد و نتوانست بپاخیزد. با اینکه یلتسین «ولادیمیر پوتین» را برجای خود نشانید و تصور می رفت که همرنگ او باشد ولی اخیرا حرکت های ناسیونالیستی و ضد غرب از او به چشم می خورد ازجمله کمک به ایجاد سازمان تعاونی شانگهای (اوراسیا)، شورای بریکس (برزیل، هند، روسیه، چین و فدراسیون آفریقای جنوبی) و ... و ایستادگی در قبال مسئله سوریه و اوکراین و استقرار در سوریه. پوتین در انتظار فرصت برای بازگردانیدن کریمه به روسیه و کوتاه کردن دست غرب از کنترل دریای سیاه بود که این فرصت را غرب با حمایت از تظاهرات «کی اِف» به دست او داد. با تحولات جاری، در سال های آتی شاهد تغییرات چشمگیر در جهان و نظام جهانی خواهیم بود.
    یلتسین (25 دسامبر 1991 در کاخ کرملین و در برابر ميکروفن تلويزيون) خطاب به گورباچف: بگو، ازهمينجا بگو که شوروي منحل شد!


        - - - - -
        
        این مطلب در 12 مارس 2014 درج شده و در 12 مارس 2020 بر حسب تحولات بعدی جهان، اصلاح شده است.
        
     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
    برای اطلاع



     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاریخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نیز در اپریل 2014 (اردیبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه یافته است.

    نسخه آنلاین: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com