Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
8 فوريه
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 










   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 8 فوريه
Translation instructions from Farsi to another language

    
Chrome: Click the “Translate this page” button at the top of the window at the end of the address bar - icon next to the star
Internet Explorer and Firefox require a translation extension
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ايران
سالمرگِ «هلاگوخان مغول» که بغداد و دمشق را تصرف و ویران ساخت ـ هلاگو از حمایت اروپاییان برخوردار بود
تصوير هلاکوخان (هولاگو) و زنش دوقوزخاتون
هولاگوخان، ايلخانِ متصرفات مغولان در آسياي غربي و از جمله ايران هشتم فوريه 1265 در 48 سالگي درگذشت و در جزيره كبود واقع در درياچه اروميه دفن شد. [عرب «هُلاكو» مي نويسند زيرا كه حرف «گ» ندارند]. وي كه نوه چنگيز و برادر قوبيلاي قاآن (خان بزرگتر مغولان و خاقان چين) بود در طول ايلخاني خود، بين النهرين، شام (سوريه) و قسمت هاي ديگري از آناتولي (ترکیه امروز) را تصرف كرد، شهر بغداد را در دهم فوريه 1258 و شهر دمشق را در يكم مارس 1260 ميلادي (دو سال بعد) تصرف، قتل عام و ويران ساخت و به خلافتِ «اسمي» عباسيان [در بغداد] و حكومت ايّوبيان ـ کُردها [بر سوريه] پايان داد، ولي ارتش او در سوم سپتامبر 1260 در ناحيه «عين جالوت» از نيروهاي سلطان مصر (از دودمان مَملوك) شكست خورد و فلسطين و بيشتر سوريه را از دست داد و به شرق فرات عقب نشست.
     هولاگو (هُلاكو) كه مادرش مسيحي نَسطوري و زنش [دوقوز خاتون] نيز عیسوی بود از حمايت مسيحيان منطقه و اروپا برخوردار بود و با سلاطين دیار فرنگ و پاپ مكاتبه داشت. برخي از مورّخان، وي را ضد مُسلِم نوشته اند.
    هلاكو پس از انتصاب به سمت ايلخان آسياي غربي، آن شمار از ايرانيان و عمدتا «لُر ـ بختياري» ها را كه در برابرش ايستاده بودند شكست داده بود و پيروان حسن صباح (فدائيان) را با تصرف و انهدام دژهای کوهستانیِ شان از میان برداشته بود.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزی که «نورجهان» کودتای یک ژنرال هندی برضد شوهرش جهانگیرشاه را شکست داد ـ در واقع، حكمرانِ هندوستان بانويِ ايرانيِ امپراتور بود
جهانگيرشاه که تصوير نورجهان را به دست دارد

هشتم فوريه سال 1627 «نورجهان» بانوي ايراني جهانگيرشاه امپراتور گوركاني هندوستان كودتاي ژنرال محبت خان فرمانده پادگان دهلي برضد شوهرش را سركوب و توطئه گران را به بند كشيد. هنگام كودتا، جهانگيرشاه در بستر بيماري بود و ژنرال محبت خان در نظر داشت كه پس از پيروزي كودتا، «خُرّم» پسر نابيناي شاه را بر تخت بنشاند و خود، عملا صاحب اختيار هندوستان شود؛ حال آن كه «اورنگ زيب» پسر ديگر جهانگيرشاه شايستگي بيشتري داشت و با فساد و خودسري دولتمردان مخالف بود.
     جهانگيرشاه بسال 1605 پس از درگذشت پدرش اكبرشاه بر جاي او نشسته بود و چهار پسر به نام هاي خرّم، خسرو ، دارا شكوه ، و اورنگ زيب داشت. نورجهان كه نام او قبلا «نورالنساء» بود بانوي دوم جهانگيرشاه بود. از علاقه جهانگير شاه نسبت به زن ايراني اش با وجود دو شكست نظامي از ايران در دهه 1620 در منطقه قندهار كاسته نشده بود و پدر او را هم به وزارت منصوب و از كمك به گسترش فرهنگ، هنر و ادب ايراني در هند فرو گزار نكرده بود.
    جهانگیرشاه كه از اواخر سال 1626 ميلادي بيمار و بستري شده بود 28 اكتبر 1627 درگذشت. پيش از بيماري او هم، امور كشور عملا در دست «نورجهان» بود، زيرا جهانگيرشاه به علم و هنر و ادب بيش از سياست و کشورداري علاقه داشت.
    «توماس رو Thomas Roe» انگليسي در خاطرات خود از اقامت در هند نوشته است كه به سبب بي علاقگي جهانگيرشاه به امور سياست، در بيشتر سالهاي سلطنت او، زمام امور هند عملا در دست زنش بانو «نورجهان» دختر اعتمادالدوله ايراني بود كه زني باهوش و جسور بود و اطلاعات منطقه اي و تاريخي فراوان داشت.
    به نوشته توماس رو، جهانگيرشاه پژوهشهاي علمي و بحث و همنشيني با دانشمندان و اديبان را بر كار سياست ترجيح مي داد. يك نمايشگاه بزرگ مينياتور و يك هزار و 400 نقاشي ترسيم شدهِ بر پرده داشت. زبان دربار او «فارسي» بود و شاعران فارسي گو بيش از شاعران هندي به آنجا رفت و آمد داشتند. نورجهان تعمدا از داخل حرمسرا حكومت مي كرد؛ زيراکه نمي خواست مقامات اداري به او دسترسي داشته باشند، چاپلوسي کنند، دروغ بگويند و نظر اورا تغيير دهند. او حتي احكام اعدام را از جانب شوهرش امضاء مي كرد. نورجهان از همان نخستين روز ازدواج با جهانگيرشاه، کارِ اندرزدادن به او را آغاز كرده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ايران، يا منطقه تحت نفوذ اعليحضرت تزار همه روسيه؟!
هشتم فوريه سال 1908 (19 بهمن) دولت روسیه در پي دادن اخطار به دولت عثماني (به پایتختی استانبول) كه نيروهايش را از مرز ايران بازگرداند به اعزام واحدهاي تازه نفس به مرزهاي عثماني دست زد.
     دولت مسكو در اخطاريه خود به دولت استانبول، به جاي بردن نام ايران نوشته بود: «منطقه تحت نفوذ اعليحضرت تزارِ همه روسيه»!.
    اين هشدارِ به عثمانی، يك سال و پنج ماه و هشت روز پس از امضاي سازشنامه مورخ 31 آگوست 1907 انگلستان و روسيه معروف به معاهده سن پترزبورگ مبني بر تقسيم ايران به دو منطقه نفوذ ميان اين دو قدرت اروپايي داده شده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي که بعثي هاي عراق دولت شاه را متهم به شركت در توطئه کودتا بر ضد دولت بغداد کردند
دولت عراق [دولت حزب بعث] نوزدهم بهمن 1348 (هشتم فوريه 1970) ضمن صدور اعلاميه اي شديداللحن دولت وقت ايران را متهم كرد كه در توطئه كودتاي عراق كه سركوب شده بود به آمريكا كمك كرده و در تحريك كُردها برضد دولت بغداد ابزار سياست آمريكا شده و آمريكا از طريق ايران پول و اسلحه به كُردهاي عراق مي رساند. دولت ايران پاسخي صريح به اين اعتراض دولت عراق نداد. دولت عراق در همین سال با کُردهای این کشور به توافق رسید و به آنان امتیازهایی داد تا شاید از تحریک خارجی بکاهد. دولت بغداد بعدا از اجرای توافقنامه سر باز زد و درگیری با کُردها ازسرگرفته شد که از 1974 شدت گرفت. در این درگیری دوباره، آمریکا و ایران ایفای نقش سابق را ازسرگرفتند و همچنین اعتراض های مجدد دولت بغداد.
     مندرجات كتاب خاطرات هنري كيسينجر مقام وقت دولت آمريكا که دو دهه بعد انتشار یافت نشان داد که اعتراض فوریه 1970 و اعتراض های بعدی دولت عراق بي مورد نبود. طبق خاطرات کيسينجر، دولت ايران كمكهاي آمريكارا به كُردهاي عراق كه با دولت اين كشور در حال جنگ بودند منتقل می کرد، رابط دو طرف بود و بعدا به مصطفي بارزاني اجازه داده بود كه در ايران سكونت و از اينجا مبارزه و ضدیّت با حكومت بغداد را رهبري كند.
     اين رويداد شباهت معکوسي به مبادله اعتراضيه هاي شوروي و ايران نسبت به يکديگر در سال 1326 (سوم فوریه 1948) داشت. دولت مسكو اعتراض كرده بود كه چرا ايران بر خلاف قراداد 1921 رفتار كرده و با مساعي آمريكا بر ضد شوروي همكاري مي كند و دولت ايران در پاسخ 14 بهمن ماه سال 1326 خود به اعتراض دولت مسكو متقابلا به اين دولت اعتراض كرده بود كه چرا مصطفي بارزاني را كه همدست تجزيه طلبان ايران [قاضی محمد] بوده پناه داده است.
    [مشروح انتقال كمكهاي نظامي آمريكا به كُردهاي عراق از طريق ايران را مي توانيد در كتاب خاطرات هنري كسينجر بخوانيد]
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
رهبر جمهوری اسلامی: ملت ایران مذاکره زیر فشار و تهدید را قبول نمی کند ـ عليه مصدق که به آمريکا اعتماد کرده بود، کودتا سازماندهي کردند
آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران هفتم فوریه 2013 (19 بهمن 1391) در دیدار با گروهی از فرماندهان و افراد نیروی هوایی ارتش ضمن بیان مطالبی، به اشاره اخیر مقامات دولت آمریکا درداشتن آمادگی برای مذاکره با ایران واکنش نشان داد و گفت که با توجه به سوابق و واقعیات، تأکید می کنیم که مذاکره و فشار دو راه جداگانه هستند و ملت ایران قبول نمی کند که زیر فشار و تهدید، با تهدید کننده مذاکره کند. هرکس که بخواهد سلطه آمریکا را مجدداً برقرار کند و برای جلب رضایت آمریکایی ها از منافع ملی، پیشرفت کشور و استقلال ملی صرفنظر کند ملت گریبان اورا می‌گیرد و من هم اگر خلاف این خواست عمومی حرکت کنم مورد اعتراض مردم واقع می شوم. ما با هر کشوری که علیه ایران توطئه نداشته است مذاکره و ارتباط داشته ایم و این روش را در خدمت منافع ملی می دانیم.
    خبرگزاری فارس که این سخنان را به نقل از وبسایت دفتر آیت الله خامنه ای منتشر ساخته نوشته است که در ديدار 19 بهمن 1391، رهبر جمهوری اسلامی با انتقاد از شماری ساده لوح و یا دارای غرض که از پیشنهاد امریکا ابراز خرسندی می کنند گفت: مذاکره با امریکا مشکلی را حل نمی کند چرا که این دولت در 60 سال گذشته (از امُرداد 1332) به هیچیک از وعده های خود عمل نکرده است. سازماندهی کودتای 28 امُرداد علیه دکتر مصدق آن هم در حالیکه او به امریکاییان اعتماد کرده بود و نیز حمایت مستمر از حکومت ظالمانه و مستبد پهلوی، دو نمونه از تبیین رفتار آمریکایی ها در قبال ایرانیان بوده اند. پس از انقلاب هم در برهه‌ای، مسئولان از روی خوش بینی به آمریکاییان اعتماد کردند اما آنها ایران را محور شرارت خواندند و به ملت ایران اهانتی بزرگ کردند.
    به گزارش فارس، رهبر جمهوری اسلامی همچنین با اشاره به پیشنهاد 4 سال پیش آمریکا برای مذاکره گفت: همان موقع تأکید شد که ما پیشداوری نمی کنیم و منتظریم عمل آنان را ببینیم اما در این چهار سال جز ادامه توطئه ها، کمک به فتنه گران و حمایت از تروریست ها که دانشمندان ایران را ترور کردند چیزی مشاهده نشد.
    رهبر جمهوری اسلامی در این دیدار گفت که مردم ایران در این 3 دهه، به ملتهای دیگر آموختند که می توان و باید در مقابل سلطه بیگانگان ایستاد و حرکت مستقل، پیشتاز و سرافرازانه را ادامه داد.
    فارس نوشته است که آیت الله خامنه ای در دیدار 19 بهمن 1391 استمرار فشارهای گوناگون و تهدیدات 34 ساله آمریکا همزمان با سخنان مسئولان این کشور درباره آمادگی برای مذاکره با ایران را نشان دهنده فقدان حسن نیّت اینان دانست و هوشیاری و مرعوب نشدن ملت ایران در مقابل حرکتهای حیله گرانه را مورد تأکید قرارداد و گفت: طرح مجدد و مکرّر آمادگی برای مذاکره با ایران در سخنان اخیر مقامات امریکا تازگی ندارد و آنها در مقاطع مختلف، آن را تکرار کرده اند. آیا سخن گفتن از مذاکره همزمان با ادامه فشار و تهدید معنایی دارد؟. ما البته نیاز آنها به مذاکره را درک می کنیم چون سیاست خاورمیانه ای آمریکا دچار شکست شده و آنها برای ترمیم این شکست نیاز دارند برگ برنده ای را رو کنند. آنها می خواهند به دنیا بگویند که حسن نیّت دارند، اما کسی این حسن نیّت را نمی بیند. آنان اسلحه را مقابل ملت ایران می گیرید و می گویید یا مذاکره یا شلیک می کنیم!، فشار با مذاکره سازگار نیست.
    به گزارش فارس، آیت‌الله خامنه‌ای در این دیدار بصیرت و بیداری را رمز موفقیت برشمرد و گفت: مردم با هوشیاری و بصیرت عمومی، دست آمریکایی ها و صهیونیستها را در هر حرکتی، بخوبی می خوانند و در رفتار و مواضع خود دچار خطا نمی شوند. حرکت عظیم مردم ایران حرکتی در جهت تأمین منافع «ایران، امت اسلامی و جامعه بشری» است و این ملت (ایران) امت اسلامی را به اوج افتخار خواهد رساند.
    اظهارات آیت الله خامنه ای انعکاس جهانی داشت. دویچه وله (صدای جهانی آلمان به دهها زبان) آن را چنین گزارش کرد:
    آیت‌الله خامنه‌ای پیشنهاد معاون رئیس جمهور آمریکا [جو بایدن] برای مذاکره مستقیم میان دو کشور را رد کرد. او گفت که استقبال برخی از پیشنهاد مذاكره آمریكا "از روی ساده لوحی یا غرض" بوده است. [علی اکبر صالحی] وزیر امور خارجه‌ی کابینه احمدی نژاد از پیشنهاد «جو بایدن» استقبال کرده‌ است. يک هفته پیش از این و در جریان کنفرانس سالانه امنیتی مونیخ، جو بایدن معاون رئیس جمهور آمریکا گفته بود که در صورت جدّی بودن ایران، برای رفع بحران هسته‌ای این کشور آمادگی مذاکره دوجانبه داریم.
    رسانه های آمریکا در این زمینه خبر اسوشییتدپرس را نقل کرده بودند که نوشته بود رهبر جمهوری اسلامی پیشنهاد مذاکره دوجانبه آمریکا با ایران را قویّا رد کرد. گزارش اسوشییتدپرس بامداد پنجشنه 7 فوريه 2013 به وقت واشنگتن از شبکه های تلویزیونی آمریکا نیز پخش شد.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
بهمن 1392، حجت الاسلام حسن روحانی: چرا تنها یک عدهِ معدودِ کم سواد که «از جای خاص تغذیه می شوند» باید از توافق نامه ژنو حرف انتقادي بزنند
به گزارش 15 بهمن 1392 خبرگزاری فارس، حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور [رئیس جمهور وقت] در نشست روسای دانشگاه ها و مدیران پارک های علم و فناوری که در دانشگاه شهید بهشتی برگزار شده بود، با انتقاد از برخی جریان های سیاسی کشور، گفته بود: "یک عده، متوّلی مردم شده اند ـ شما چه کاره اید که متوّلی مردم شده اید؟. مگر با یک شعار، انسان متولی می‌شود؟، به چه مناسبت شما دلسوزتر از دیگران هستید!.".
    حسن روحانی با اشاره به برخی انتقادات از توافق نامه ژنو نیز گفته بود: "چرا فقط یک عدهِ «معدودِ کم سواد» که «از جای خاص تغذیه می شوند» باید از این توافق حرف انتقادي بزنند، چرا استادانِ دانشگاه های ما خاموش اند و درباره این اتفاق بزرگ بین المللی حرف نمی‌زنند؟، چرا با مردم همراه نمی شوید؟.".
    حسن روحانی در این اجلاس گفته بود: "وحشت غول کنکور در مقطع کارشناسی [لیسانس] از میان رفته، اما آیا مشکلات ما حل شده است؟. چرا در علوم انسانی پیشرفت نمی کنیم، ولی در سایر علوم پیشرفت می کنیم؟، چون در شیمی خط قرمز نداریم، ولی در علوم انسانی داریم.".
    رئیس جمهور [رئیس جمهور وقت] با بیان اینکه دانشگاه محل «سیاسی کاری» و حزب گرایی نیست، گفته بود که با پول خودشان بروند ساختمان بگیرید و کار سیاسی کنند نه با پول ملّت.
     روحانی با بیان اینکه شناخت جهان و سیاست باید در دانشگاه صورت گیرد، گفته بود: "این به معنای این نیست که دانشگاه مرکز حزب و جناحی باشد. هیچ‌کس حق ندارد با پول بیت‌المال برای تبلیغ یک حزب یا یک جناح در دانشگاه کار کند. ".
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
واکنش به عبارت «کم سوادها»: درخواست 19 نماینده مجلس از رئیس رادیوتلویزیون دولتی که به منتقدان توافق نامه هسته ای ژنو فرصت ابراز نظر دهد
به گزارش 17 بهمن ماه 1392 خبرگزاری های داخلی، 19 تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در نامه ای از رئیس صدا و سیما (رادیوتلویزیون دولتی) خواسته بودند فرصتی دهد تا منتقدان توافق نامه هسته ای ژنو بتوانند درباره آن ابراز نظر و با موافقان توافق نامه مناظره و بحث کنند تا ملت آگاه شود و قضاوت کند.
    خبرگزاری تسنیمTasnim متن نامه را به این شرح منتشر کرده بود:
    
    جناب ضرغامی، ریاست [وقت] سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
    
    با سلام
    
    نظر به اینکه رئیس‌جمهور [حجت الاسلام حسن روحانی] در جمع استادان دانشگاه نه‌تنها استادان دانشگاه را به‌جهت عدم دفاع از توافق‌نامه [هسته ای] ژنو به ترسو بودن متهم ساخته، بلکه منتقدان این توافق‌نامه را نیز با ادبیات نامناسبی «کم‌سواد» خطاب کرده است [کرده بود] و این سخنان از سیمای جمهوری اسلامی [تلویزیون دولتی] پخش شده است [شده بود].
    مقتضی است فرصتی فراهم آورید تا منتقدان این توافق‌نامه ـ که [این توافق نامه] قطعاً حقوق مسلم مردم ما را مخدوش کرده است، با حضور موافقان به بحث و بررسی آن بپردازند.
    19 نماینده مجلس، امضاء کنندگان نامه:
    محمود نبویان*، حسین نقوی‌حسینی، محمدجواد کولیوند، ‌حسین طلا، محمد دهقان، مهدی کوچک‌زاده،‌ مِهرداد بذرپاش، محمد کوثری، زهره طبیب‌زاده نوری، علیرضا زاکانی، حمید رسایی، سلیمانی، ناصر سودانی، مسعود میرکاظمی، مهدی موسوی‌نژاد،‌ علی‌اصغر زارعی، روح‌الله حسینیان و حسین نجابت.
    
    طبق اصل 175 قانون اساسی، در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، آزادی بیان و نشر افکار ـ با رعایت موازین اسلامی و مصالح کشور باید تأمین شود.
    ـــــــــ
    * محمود نبویان نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی و مدرّس دانشگاه و حوزه، یک هفته پیش از آن گفته بود: "در جلسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس جملاتی را از متن توافق‌نامه ژنو برای عراقچی (نماینده وزارت امورخارجه در مذاکرات ژنو) خواندم و گفتم ما [مجلسیان] نسبت به این توافق نامه انتقاداتی داریم و به نظر ما در این توافق‌نامه بین «داده‌ها» و «گرفته‌ها»ی جمهوری اسلامی توازن برقرار نیست. در این توافق نامه، ما تقریبا 90 درصد از توانمندی هسته‌ای خود را داده‌ایم، حال آنکه طرف های دیگر کمتر از ده درصد ـ 5 تا 10 درصد ـ تحریم ها را برداشتند و 90 درصد دیگر باقیمانده اند و این توازن نیست و چیزی دست ما را نگرفته است. ما در 28 مورد تعهد داده‌ایم. اینکه در مذاکرات چه گفتید و چه نگفتید، فایده‌ای ندارد و مهم، آن چیزی است که به عنوان سند امضاء کردید. آنطورکه معلوم است طرف های دیگر می خواهند که 90 درصد باقیمانده تحریم‌های نفتی و بانکیِ مصوّب خود و یا منعکس در قطعنامه‌های شورای امنیت را پس از 20 سال! بردارند [که در این فاصله ممکن است دست به انواع بازی و بهانه گیری بزنند و چیزهای دیگری از ما بخواهند]. در توافق نامه، ما تعهد داده‌ایم که نصف مجتمع غنی‌سازی نطنز، سه‌چهارم مجتمع غنی‌سازی فردو، کُلِ آب‌سنگین اراک و بیش از 90 درصد تولید سانتریفیوژ را از دست بدهیم، ولی در آن (توافق نامه) مطلقا اشاره ای به «حق غنی‌سازی» ما دیده نمی شود.".
    به عراقچی همچنین گفتم: "یک جای توافق‌نامه را به من نشان بدهید که نوشته شده باشد ما حتی حق غنی‌سازی یک درصدی! داریم.". "در این توافق‌نامه عزّت مردم ایران زیرپا گذاشته شده است و در قبال آن هیچ چیز نگرفته‌ایم. برای مثال؛ ما قبول کرده ایم که آمریکا اجازه ی میزان و مکان غنی‌سازی و نیازِ عملی هسته‌ای مارا بدهد.". "ازعراقچی خواستم که او و یا ظریف [وزیر امورخارجه] یک‌بار هم که شده عین (متن) توافق نامه را از شبکه‌های صدا وسیما (رادیوتلویزیون دولتی) برای مردم ایران بخوانند. خود من دو بار تقاضا کردم تا متن آن را در صدا و سیما برای آگاهی ملت ایران بخوانم اما موافقت نکردند! و اجازه ندادند!، پس خودشان متن را برای مردم بخوانند تا حقیقت را بدانند.". "به عراقچی همچنین گفتم یک جلسه بگذارید، حاضرم در آن جلسه با شما مناظره کنم و اگر با این پیشنهاد موافق نباشید، ترتیبی بدهید تا یک جلسه محرمانه‌! با هم داشته باشیم. در جلسه‌ بیایید و ما را قانع کنید، ما که با شما دعوا نداریم، حق و عزّت ملت را می خواهیم. اگر در توافق نامه ژنو ـ حق، عزّت و منافع ملت ما حفظ نشده باشد، بیایید و به خاطر امضای آن توافق نامه از مردم عذرخواهی کنید." و ....
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
واکنش آیت الله مصباح یزدی و چند نماینده مجلس به «کم سواد» خوانده شدن منتقدان توافق نامهِ ژنو
در پی انتشار سخنرانی حسن روحانی رئیس جمهور [رئیس جمهور وقت] در نیمه بهمن 1392 در نشست روسای دانشگاه ها درباره منتقدان توافق اتمی ژنو که آنها را "عده‌ای معدود و کم سواد که از بخش‌های خاصی تغذیه می‌شوند" خوانده بود، آیت الله مصباح یزدی، چند نماینده پارلمان و شماری دیگر به این اظهارات او واکنش نشان داده بودند.
    آیت الله محمد تقی مصباح ‌یزدی 16 بهمن 1392 در حمله ای بی‌سابقه‌ای به حسن روحانی چنین هشدار داد: "عزّت ملت را نفروشید و خون شهیدان را به باد ندهید.".
    او با اشاره به کم‌سواد خوانده شدن منتقدانِ توافق نامه ژنو گفته بود: "اینها می گویند انتقاد را دوست داریم، اما اینک ثابت شد که دروغ می گویند.".
    مصباح یزدی همچنین گفته بود: "عزت مردم را می‌فروشند، خون هزاران شهید را که در طول این سه دهه ریخته شده به باد می‌دهند تا اینکه چند روزی ـ چند دلاری که از پول‌های خودمان است بازگردانند ـ زهی خیال باطل!.". "امروز به روحانیت می‌گویند تو که تخصّص نداری در مسائل اقتصادی و سیاسی چرا حرف می‌زنی؟ برو دنبال درس حوزه. شاه همین حرف هارا می زد و می گفت که روحانیون نمی دانند سیاست چیست و چه دنیایی داریم.".
     مصباح یزدی به دولت هشدار داد که ارزش ها را فراموش نکند و کارهای خودرا به حساب رهبری و موافقت او نگذارد.
    ــ حمید رسایی نماینده مجلس (دوره قانونگذاری وقت) نیز اظهارات رئیس جمهور را "ادبیات نامناسب" خواند و گفت : "علماء، نخبگان دانشگاهی و نمایندگان مجلس هم از این توافق نامه انتقاد می‌کنند.".
    رسایی یک روز پس از آغاز اجرای توافق نامه ژنو، این روز را در صحن مجلس به ملت "تسلیت" گفته بود. رسایی گفته بود که با اجرای توافق نامه ژنو بخش کوچکی از اموال خودمان در قبال از بین رفتن دسترنج 10 ساله هسته‌ای بازگردانده می شود. این دستاورد هسته‌ای به نماد غیرت و عزت ایرانی و استقلال و حاکمیت کشور تبدیل شده که با توافق نامه ژنو بر باد می‌رود.
    ــ قاسم جعفری نماینده بجنورد (دوره قانونگذاری وقت) نیز از این اظهارات حسن روحانی انتقاد کرده و گفته بود: "توافق نامه ژنو، راه درستی نبود.".
    ــ مهرداد بذرپاش نماینده تهران (دوره قانونگذاری وقت) در مجلس شورای اسلامی در واکنش به بی‌سواد خوانده شدن منتقدان توافق‌نامه ژنو، گفته بود: "در پاسخ به این اظهارات رئیس‌جمهور باید گفت، ما بی‌سوادیم و سواد شما هم در نحوه توزیع سبد کالا کاملاً نمایان و مشهود بود.".
    وی افزوده بود: "بهترین پاسخ به آقایان، این یک مصرع است که ادبِ مَرد بِه از دولت اوست.
    آقا محمدی نماینده خرم آباد در مجلس (دوره قانونگذاری وقت) با اشاره به سخنان رئیس جمهور در جمع روسای دانشگاهها و کم سواد خواندن منتقدین توافق نامه ژنو گفته بود: "رئیس جمهور از این موضوع عصبانی است که در هیچ قشری از این تفاهم نامه استقبال نشده است.". وی گفت که رئیس جمهور یک حقوقدان هستند نه یک سرهنگ ولی او در نقش سرهنگ و به صورت فرمانده به استادان دانشگاهها دستور داد که از تفاهم‌نامه ژنو دفاع کنند. ما به عنوان اعضای کمیسیون امنیت ملی هنوز در جریان جزئیات توافق نامه نیستیم، چگونه رئیس جمهور از مردم می خواهد از امری که برایشان مبهم است دفاع کنند.
    آقامحمدی در عین حال از عملکرد ظریف وزیر امورخارجه در ژنو انتقاد کرد. وی گفت که توافق نامه ژنو باید در شورای امنیت ملی مطرح و بحث و بررسی شود.
    [حسن روحانی در سخنرانی خود در جمع رئیسان دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی ایران، ضمن ابراز نظر پیرامون موقع و نقش دانشگاهیان در بررسی مسایل کشور، به خاطر خودداری استادان از اظهارنظر صریح در مورد توافق نامه اتمی ژنو گله کرده بود.]
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
انتقاد حسین شریعتمداری از توزیع سبد کالا و «کم سواد» خوانده شدن منتقدینِ توافق نامهِ ژنو و اشاره او به پیامدهایِ تلخ آن
حسین شریعتمداری مدیر و سردبیر روزنامه کیهان در سرمقاله شماره 16 بهمن 1392 این روزنامه از بی تدبیری در توزیع سبد کالا و «کم سواد» خوانده شدن منتقدین توافق نامه ژنو انتقاد کرده و نوشته بود که در آینده‌ای نه چندان دور، واقعیت تلخی که این توافق نامه در پی دارد، آشکار خواهد شد. چند پاراگراف از مقاله شریعتمداری از این قرار است:
    بی‌تدبیری صورت گرفته در اختصاص و توزیع سبد کالا با هیچ توجیهی قابل توضیح نیست و به وضوح حاکی از آن است که برخی از دولتمردان و مدیران پیرامونی کابینه رئیس‌جمهور برخلاف آنچه ادعا می‌شود، در اداره امور اجرایی کشور و انجام وظایفی که برعهده آنهاست؛ از تجربه، دانش و تدبیر لازم برخوردار نیستند، تا آنجا که توزیع سبد کالا را که می‌توانست نشانه توجه دولت به اقشار کم درآمد جامعه باشد به اقدامی خسارت‌آفرین و همراه با تحقیر نسبت به مردم تبدیل کردند، انبوهی از این اقشار را در سرمای زیر صفر درجه و در صف‌های طولانی به مراکز توزیع سبد کالا کشاندند و بسیاری از آنان را دست خالی به خانه‌هایشان روانه کردند و دهها پی‌آمد ناپسند دیگر.
    بعد از این بی‌تدبیری خسارت آفرین دولتِ مدعی تدبیر در توزیع سبد کالا که اعتراض و انتقاد همگانی را در پی داشت انتظار آن بود ـ یک انتظار منطقی و به‌جا ـ که رئیس‌جمهور به خاطر این همه بی‌تدبیریِ دست‌اندرکاران طرح یاد شده، از مردم پوزش بخواهد و برای جبران تحقیر ِ ناروایی که در جریان توزیع سبد کالا مشاهده شد، دستور پی‌گیری عوامل موثر در پیدایش این پدیده ناپسند را صادر کرده و خواستار مجازات و یا دستکم توبیخ و برکناری آنان شود.
    رئیس جمهور در اجلاس روسای دانشگاه‌ها و مدیران پارک‌های علم و فناوری به منتقدان توافق ژنو اعتراض کرد! و از آنان با عنوان «عده‌ای معدود و کم‌سواد»! یاد کرد که به گفته وی «از جای خاص تغذیه می‌شوند»! و در همان حال جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهور نیز که در مراسم معارفه و تودیع روسای جدید و قدیم سازمان میراث فرهنگی شرکت کرده بود، طی سخنانی که عجیب به نظر می‌رسید، انتقاد به توافق نامه ژنو را «از روی حسادت»! دانست و گفت «منتقدان می‌گویند چرا این کار را ما انجام ندادیم!».
    رئیس‌جمهور در حالی منتقدان توافق نامه ژنو یعنی بسیاری از علما، مراجع، دانشگاهیان، متخصّصان حقوق بین‌الملل و دانش هسته‌ای را «کم‌سواد» معرفی کرد که پیش از این، بارها بر ضرورت انتقاد و حتی تشویق منتقدان تاکید ورزیده بود. به عنوان نمونه ـ و فقط نمونه ـ بیست و سوم دی‌ماه در جشنواره تحقیقاتی علوم پزشکی رازی با تأکید بر ضرورت تشویق منتقدان گفته بود: "اگر نگذاریم اندیشه و نقد و پرسش بروز و ظهور پیدا کند، ناچار زیرزمینی می‌شود و این به‌نفع جامعه نیست.". روحانی در جای دیگری، گریز از نقد را زمینه‌ساز دیکتاتوری دانسته بود و نیز، در کتاب خود با عنوان «امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای» که چند سال پیش چاپ و توزیع شده است، آورده بود: "گاهی فکر می‌کنیم که اعتراف به هرگونه اشتباه به معنای شکست خواهد بود. این یکی از بزرگترین اشکالات در نظام تصمیم‌گیری کشور است. متأسفانه هنوز در جامعه ما انتقاد جایگاه خودرا پیدا نکرده است. باید انتقاد به یک معروف و کار شایسته تبدیل شود و انتقادکننده در انتظار تشویق باشد و نه تنبیه. بزرگترین شجاعت، پذیرش اشتباه و خطا از طرف مسئولان است.".
    اکنون باید از رئیس‌جمهور پرسید؛ اگر «انتقاد» را لازمه پیشرفت، مانع دیکتاتوری و انتقادکنندگان را درخور تشویق می‌دانید، چرا به کسانی که بسیاری از آنان با ارائه مستندات روشن، به توافق نامه ژنو انتقاد کرده‌اند، تهمت «کم‌سوادی!» و مواجب‌بگیری! می‌زنید؟ و چنانچه حاضر نیستید کمترین انتقادی را تحمل کنید چرا پذیرش اشتباه و انتقاد را بزرگترین شجاعت مسئولان معرفی کرده‌ بودید؟. چرا در بحبوحه اعتراض همگانی به بی‌تدبیری و ناتوانی دولت در توزیع سبد کالا به یاد توافق نامه ژنو و اهانت به منتقدان آن افتاده‌اند؟! و معاون اول رئیس جمهور نیز، این پرسش را بی‌پاسخ گذاشته است که دولت در توافق ژنو، کدام دستاورد قابل ارائه و امتیاز درخور توجهی را برای ملت به ارمغان آورده است که به گفته وی، برای برخی از منتقدان این توافق نامه «حسادت برانگیز!» باشد؟، «امتیاز نقد» دادن و «وعده نسیه» گرفتن، افتخار نیست که حسادت دیگران را در پی داشته باشد.
    به رئیس جمهور و دولتمردانی که توافقنامه ژنو را «بزرگترین توافق قرن»! و «نتیجه تسلیم قدرت‌های بزرگ»! می‌دانند پیشنهاد می‌کنیم زمینه‌ای برای یک نشست مشترک میان برخی از منتقدان و حامیان توافق نامه یاد‌شده فراهم آورند و هر دو طرف با این شرط که فقط به شواهد مستند از متن توافقنامه تکیه کنند، درباره آن به اظهارنظر بنشینند. باور ما این است که در آینده‌ای نه چندان دور، واقعیت تلخی که این توافق نامه در پی دارد، آشکار خواهد شد، اگر چه نشانه‌های آن از هم‌اکنون نیز قابل دیدن است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
هفدهم بهمن ماه 1392 دولت آمریکا چند شرکت و فرد تازه را که با جمهوری اسلامی همکاری کرده بودند وارد لیست سیاه خود کرد
هفدهم بهمن ماه 1392 اعلام شد که وزارت خزانه‌داری آمريکا چندين فرد و شرکت از اروپا و خاورميانه را به سبب کمک به جمهوری اسلامی ايران برای دور زدن تحريم‌ها وارد فهرست سیاه خود کرده است. این وزارت اعلام کرده بود که اين شرکت‌ها و افراد چون مرتکب نقض تحريم‌های مالی آمريکا عليه ايران شده بودند مجازات شده اند و این مجازات از ششم ژانویه 2014 اجرا می شود.
    اين دومين بار از زمان توافق هسته‌ای 24 نوامبر 2013 (سوم آذر 1392) بود که دولت آمريکا افراد و شرکت‌هايی را به خاطر نقض تحريم‌های ايران در لیست سیاه خود قرار داده بود. با این اقدام آمریکا، اين شرکت‌ها از آن پس نمی توانستند با نظام مالی آمريکا در ارتباط باشند و از تسهیلات متداول بهره برگیرند.
    وزارت خزانه‌داری آمریکا اعلام کرده بود: افراد و شرکت‌هايی که به فهرست سیاه آمريکا اضافه شده‌اند از کشورهای ترکيه، اسپانيا، آلمان، گرجستان، افغانستان، ايران، ليختن اشتاين و امارات عربی متحده هستند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
رهبر جمهوری اسلامی با تأکید قطعی، شرط بازگشت ایران به تعهدات برجام را لغو همه تحریم ها در عمل و پس از راستی آزمائی اعلام کرد
نوزدهم بهمن 1399 آیت‌الله خامنه ای رهبر انقلاب و جمهوری اسلامی در دیدار شماری از فرماندهان نیروی هوایی به مناسبت سالروز دیدار همافران نیروی هوایی با آیت الله عظمی خمینی در 19 بهمن 1357 که همانا پیوستن بخشی از نیروهای مسلح وقت به انقلاب بود و ضربه ای به دولت سلطنتی، با اشاره به اظهارنظر مقام‌های اروپایی و آمریکایی درباره برجام و تحریم‌ها تأکید کرد: "آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها حق هیچ‌گونه شرط‌ گذاری ندارند، زیرا تعهدات برجامی خود را نقض کردند و آن طرفی که باید شرط بگذارد جمهوری اسلامی است که به تعهدات خود پایبند بود. بنابراین، ایران هنگامی به تعهدات برجامی خود بازخواهد گشت که آمریکا همه تحریم‌ها را در عمل و نَه در حرف یا بر روی کاغذ، لغو کند و این لغو تحریم‌ها مورد راستی‌آزمایی ایران قرار گیرد. این، سیاست قطعی و غیرقابل برگشت جمهوری اسلامی و مورد اتفاق همه مسئولان است و هیچکس از آن عدول نخواهد کرد.".
    این تاکید قطعی رهبر جمهوری اسلامی که انعکاس جهانی داشت، تیتر بزرگ صفحات اول شماره های دوشنبه بیستم بهمن ماه 1399 روزنامه های ایران قرارگرفت که در زیر چند تیتر از چند روزنامه به عنوان نمونه کُپی شده است تا در تاریخ بماند:
    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اعتراض رسمی ایران به وزارت خارجه روسیه درباره بکاربردن واژه جعلی برای خلیج فارس، در روز ورود رئیس مجلس به مسکو
به گزارش 19 بهمن 1399 خبرگزاری تَسنیم، سعید خطیب زاده سخنگوی وزارت امور خارجه درباره استفاده از واژه جعلیِ «خلیج عربی» برای خلیج فارس در حساب رسمیِ [Account = ترتیب دسترسی به اپلیکِیشن، وبسایت، توضیح، گزارش و ...] وزارت خارجه روسیه (به زبان عربی) در توئیتر، گفت که کشورمان نسبت به این موضوع اعتراض رسمی کرده و از طریق سفارت ایران در مسکو، یادداشت اعتراضی به وزارت خارجه روسیه ارائه شده است.
    همین خبرگزاری [تسنیم] در گزارش دیگری به نقل از خبرنگار اعزامی خود به مسکو، خبر از ورود محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی به پایتخت روسیه داد که رئیس مجلس در نخستین اظهاراتش در مسکو با تأکید بر اینکه "روابط ما با روسیه باید راهبردی، مستمر و مداوم باشد"، گفته بود: انگیزه سفر من به روسیه، اطمینان‌بخشی به این دولت بوده است تا بداند که بروز هر اتفاقی در غرب، هیچ تأثیری بر روابط ما با آن [مسکو] نمی‌گذارد و ما اکنون نیازمند زیرساخت‌های جدیدی برای استفاده از ظرفیت‌ها هستیم. وی همچنین گفت که در این سفر حامل پیام رهبری است که حاوی ادامه‌دار بودن طرح‌های راهبردی [برای مقامات روسیه] است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو ادبيات
«آن رادكليف» مادر گوتيک نويسي و داستانهاي عاشقانه ترس آور
Ann Ward Radcliffe
بانو «آن رادكليف Ann Ward Radcliffe» داستان نويس انگليسي هفتم فوريه 1823 چشم ازجهان فروبست. وي که 59 سال عمر كرده بود، نهم جولاي 1764 درلندن به دنيا آمده و شش داستان ترس آور (Gothic) و نيز روماتيك نوشت كه سبک رومانتيک نويسي او سرخط براي زناني شده است كه در دو قرن اخير داستان نوشته اند. بااينکه Horace Walpole نوشتن داستانهاي ترس آور و اصطلاحا گوتيک را در قرن هجدهم باب کرد رسم بر اين شده است که «آن رادکليف» را مادر گوتيک نويسي (Gothism) بشمار آورند.
    نگارش بانو «آن رادکليف» روان و محاوره اي است. داستان را بدون توجه به روش علمي كتاب نويسي، از جايي شروع و به جاي ديگر ختم مي كند. توجه او معطوف به امور روزمره شخصيت هاي دادستان است تا نتيجه گيري از آن.
    داستانهاي معروف او عبارتند از: رمانس جنگل، قصرهاي اتلين، كار مرموز يودولفوUdolpho، روزهاي زندگي (سفرنامه)، و «ايتاليايي» كه داستان ايتاليايي را که آخرين ناول او بود يك شاهكار ادبي خوانده اند. از بانو «آن کليف» يک مجموعه شعر هم باقي مانده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در دنياي تاريخ‌نگاري
«روزنامه نگاري و تاريخ نگاري» نياز به يك انقلاب داخلي دارند تا بشر وارد مشکلات بیشتری نشود

    در دسامبر 2005 يك استاد دانشگاه با ذكر نام و نشاني، در پيامي از تهران چنين نوشته بود: اشاره به «رويدادهاي تاريخ» در روزنامه هاي تهران كاري است مورد تاييد، ولي بايد به صورتي باشد كه در كشورهاي ديگر در رسانه ها منعكس مي شود: با هدف «يادآوري» و به مناسبت. جز مطالب شما در اين باره كه آنها را از روزنامه «ايران» آغاز كرده، در همشهري و بعدا اعتماد و شرق ادامه داده و اينک در جای ديگري مي خوانم، مطالب ساير نشريات داخلي درباره تاريخ، به صورت كتاب نويسي است. در قرن گذشته، چند استاد در اروپا و آمريكا روش تاريخ نويسي براي رسانه ها را ابداع كردند به نام «جُرناليستيك هيستريوگرافي»، كه اصول و قواعد ويژه دارد و روزنامه هاي ما نيز بايد اين قواعد و طرز نگارش را رعايت كنند. به حساب تحقيق اخير من [فرستنده پيام]، تاريخ نويسي كتابي (آكادميك) خواننده معمولي را جلب نمي كند و چنين خواننده اي به خواندن تيتر و مشاهده عكس مطالب اكتفا مي كند و در نتيجه، اتلاف انرژي و صفحات روزنامه است. من براي نوشتن يك رساله دانشگاهی كه آماده شده است، در اين زمينه شخصا بررسي كرده و براي يكصد دبير تاريخ (در دبيرستان ها) پرسشنامه فرستاده بودم. نتيجه اين بررسي كتبي ثابت مي كند كه 73 درصد دانش آموزان در درس تاريخ نمره خوب نگرفته بودند. از اين «درصد»، ميزان مخاطبان مطالب تاريخ در يك روزنامه را اگر به صورت كتاب نويسي باشد مي توان استنباط كرد و حدس زد. [این استاد در پایان پیام خود نوشته است که نمی خواهد نامش ذکر شود].
    
     نظر مؤلف این تاریخ آنلاین:
    
     در درستي نظر استاد ترديد نيست. در مورد تاريخ نگاري ژورناليستي كه استاد گرامي به آن اشاره كرده است، اين كار در تهران از «روزنامه ايران» آغاز نشد، اين نگارنده (نوشیروان کیهانی زاده مؤلف این تاریخ ـ کرونیکل ژورنالیستی ـ آنلاین) براي نخستين بار از بهمن ماه سال 1350 مطلب «امروز در تاريخ» را براي كانال دوم تلويزيون ملي (در آن زمان تلويزيون رنگي) ايجاد كردم که در دنباله آخرين بخش اخبارِ شب که قسمت بين المللي آن را خودم تنظيم مي کردم مي آمد به اين صورت: اين بود رويدادهاي امروز جهان و حالا نگاهي داريم به رويدادهاي جهان در چنين روزي در طول تاريخ (مشابه آنچه را که شبکه تلويزيوني فاکس نيوز از قرن 21 پخش مي کند). بعدا (سال 1353) آن را در بولتن روزانه خبرگزاري پارس (ايرناي امروز) براي استفاده مطبوعات قرار دادم و از زمستان سال 1356 هم در صفحه ششم روزنامه اطلاعات منتشر كردم. پيش از روزنامه ايران، اين مطالب را براي روزنامه همشهري مي فرستادم که در اين روزنامه در ستوني با عكس، در صفحه «دور دنيا» به چاپ مي رسيد كه مهندس عطريانفر سردبير وقت اين روزنامه خواست که عنوان آن به «برگي از تاريخ» تغيير داده شود وبه طور روزانه در صفحه آخر اين روزنامه چاپ شود و به همين ترتيب در روزنامه شرق پس از اينکه سردبيرکل اين روزنامه شده بود. پس از شرق هم در اعتماد، روزنامه کرمانِ امروز و ... به چاپ رسيد. برخي از مطبوعات فارسي و دو زبانه در کشورهاي ديگر بخش هايي را که بپسندند از این تاريخ آنلاين و با ذکر مأخذ نقل مي کنند ازجمله روزنامه ايران تايمز بين المللي چاپ واشنگتن و یک مجله چاپ لس آنجلس و ....
    در دهه هاي اخير ايراد فراوان به «روزنامه نگاري» و ادامه آن «تاريخ نگاري» وارد آمده است و تا کنون نتيجه اين بوده است که تا «روزنامه نگاري» به راه اصلي و اصول آن بازنگردد انتظار زيادي از مورّخ نمي توان داشت و تا اين دو حرفهِ مربوط به هم به «اصول و قواعد» خود باز نگردند جوامع ملّي و جامعه جهاني اصلاح نخواهند شد.
    به نظر می رسد که از اواسط قرن نوزدهم روي تاريخ هيچ كشوري كار درست و حسابي نشده است، زيرا كه نه مقام هاي مربوط خواسته اند و نه مورخان و روزنامه نگاران زحمت اين كار را به خود داده اند. تارخ نويسي ادامه كار روزنامه نگاري است. صاحبان رسانه ها از پایان قرن 20 و آغاز قرن 21 شده اند بازرگان و يا سياستمدار و به دنبال درآمد و مقام، و روزنامه نگاران هم كه با اميد فراوان و قصد خدمت گام به اين حرفهِ خدمت به انسان مي گذارند در همان اوايل کار سردرگم سراب شده و برخی از آنان ناخواسته به ابزار سياست و خدمه تبليغ تبديل و سپس در متن آن قرار مي گيرند و در چنين شرايط و وضعيت، کار بر تاريخ نويس بسیار سخت، وقتگیر و پُرهزینه می شود. نتيجه اش اين مي شود كه همان اشتباهات تكرار مي شود زیراکه تاریخ نویسی برای پندآموزی و وارد نشدن فرد و دولت به راه خطا و اشتباه است. بنابراين، روزنامه نگاري و تاريخ نگاري نياز به يك انقلاب داخلي دارند و چه كسي و دستگاهی و از كجا اين انقلاب را شروع كنند، معلوم نيست. تا اين انقلاب «در اين حرفهِ به بيراهه افتاده» صورت نگيرد مشكلات بشر در مسير حل شدن قرار نخواهد گرفت.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
روزی که Facebook در یک اطاق خوابگاه دانشجویی ایجاد شد و اینک یک ششم نفوس جهان مشتری آن ـ نگاهی کوتاه به این نِت ورک و مبتکر آن
zuckerberg مرد سال تایم
فیس بوک ـ یک Social Networking Services ـ چهارم فوریه 2015 (15 بهمن ماه 1393) 11 ساله شد. «فیس بوک Facebook» چهارم فوریه 2004 در یک اطاق خوابگاه دانشگاه هاروارد به ابتکار Mark Elliot Zuckerberg متولد 14 ماه می 1984 و در آن روز یک دانشجوی 20 ساله و با کمک چهار همشاگردی و هم اطاق او؛ Andrew McCollum ،Dustin Moskovitz ،Eduardo Saverin و Christopher Hughes ساخته شد. نخست در چارچوب هاروارد، بین ِ دانشجویی و به صورت راهنما (دیرکتوری) عمل می کرد و سپس میان دانشجویان سایر دانشگاههای آمریکا و دانش آموزان دبیرستانی بالای 13 سالگی گسترش یافت و کارش مبادله پیام و عکس ثابت و متحرّک میان کسانی بود که در آن حساب باز می کردند (ثبت نام). فیس بوک از سال 2006 (دو سال پس از ایجاد) عمومی شد و شرط بازکردن حساب در آن، داشتن ایمیل معتبر و سن بالای 13 سال تعیین شد. پس از باز کردن حساب، مشترکان می توانند عکس و شرح حال بگذارند و پروفایل درج کنند و ضمن قراردادن مطلب، به افزودن افراد برای مبادله پیام و ارتباط بپردازند. در 2007 کمپانی مایکرو سافت بخشی از سهام فیس بوک را خرید و این مؤسسه در سال 2008 در شهر دوبلین (جمهوری ایرلند) دفتر جهانی دایر کرد. مؤسسه فیس بوک از سال 2012 به فروش سهام در بورس دست زد و در تابستان 2014 اعلام کرد که شمار کاربَران آن از رقم یک میلیارد و 300 میلیون بیشتر شده است.
     مدیر عامل و فرد شماره یک مؤسسه فیس بوک (CEO) مارک زوکِربِرگ است و دفتر موسسه در مِنلو پارک (منطقه سانفرانسیسکو = بِی اِریا) و رئیس عملیاتی آن بانو سَندبِرگ Sheryl Sandberg چهل و پنج ساله و قبلا رئیس دفتر وزیر خزانه داری آمریکا. درآمد خالص این موسسه در سال بیش از یک و نیم میلیارد دلار و دارای بیش از 9 هزار کارمند است.
    Mark Zuckerberg مدیر عامل فیس بوک و مبتکر آن یک پروگرامر کامپیوتر و یکی از دو فرد در این دنیا است که در جوانی و پیش از رسیدن به 30 سالگی میلیارد شده اند. وی که پدرش دندانپزشک و مادرش روانپزشک است و در ایالت نیویورک به دنیا آمده است در 27 سالگی میلیاردر شد. ثروت او به گزارش مجله تایم که وی را مرد سال کرده بود در ژوئن 2014 (خرداد 1393) از رقم 33 میلیارد دلار بیشتر شده بود. اندیشه ایجاد فیس بوک در اکتبر 2003 (مهرماه 1382) زمانی که «مارک» دانشجوی سال دوم دانشگاه هاروارد بود به ذهن او راه یافت.
    مطالعه شرح حال افرادی همچون «مارک زوکربرگ» است که جوانان را به اندیشه ابتکار بویژه در دنیای دیجیتال و اینترنت می اندازد.
    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اینترنت کارخانه ساخت ابزار قدرت و کنترل شده است و راهی نیست جز ساخت سرچ انجین و دائرةالمعارف آنلاین بی طرف

    مخاطب: اینترنت کارخانه ابزار قدرت سازی و کنترل شده است، چرا واقعیت هایش را نمی نویسید تا دست کم مردم روشن شوند و فریبِ زیرک بازیها را نخورند؟.
    
    پاسخ به پرسش این مخاطب که ششم فوریه 2023 (17 بهمن 1401) دریافت شد:
    
    غرب از نیمه دوم قرن نوزدهم انحصار خبررسانی به رسانه ها و کار تغذیه آنهارا بدست گرفت و از طریق چهار خبرگزاری خود ـ اسوشییتدپرس، یونایتدپرس اینترنشنال، فرانس پرس و رویترز ـ هر خبر، نظر و مطلبی را که می خواست و با انشاء دلخواه به رسانه های سایر ملل می فرستاد و ذهن مخاطبان را در سراسر جهان در راستای آنچه را که می خواست قرار می داد و به این ترتیب این خبرگزاری ها عملا عامل روابط عمومی و سخنگوی قدرت های غرب بودند و ائتلاف دولت های غیر متعهد نیز اقدام به ایجاد یک خبرگزاری جهانی بی طرف نکرد. تکلیف سازمان ملل که می دانیم طرّاح آن کدام دولت ها بوده اند و به چه انگیزه روشن است.
    در سه دهه اخیر، اصحاب منافع در غرب دست به خرید رسانه های عمومی زدند و مالک آنها شدند تا شیپورشان باشند که این کار آنها در برخی از کشورهای دیگر هم دنبال شده است. قبلا و از قرن بیستم در آمریکا، شرکت های بزرگ و بیلیونرها مؤسس رادیو تلویزیونها بوده اند. تا همین دو ـ سه دهه گذشته، در کشورهای دیگر به استثنای دو کشور در جهان و یکی از این دو کشور؛ آمریکا، رادیوتلویزیون ها در دست دولت ها بودند که هنوز هم در بیشتر کشورها هستند. پیدایش آنلاین ها و سوشل میدیا و کاهش توجه به مَس میدیا (رسانه های گروهی)، راه دیگری برای اصحاب منافع و برخی قدرت ها باز کرده است و آن در دست گرفتن سرچ انجین ها و دائرةالمعارف های اینترنتی و اصطلاحا دانشنامه ها است که بتوانند هرکس و هر موضوع را که بخواهند بزرگ و کوچک و هر خبر و نظر را نقل و عمومی کنند و یا حذف کنند (منتقل نکنند). برای مثال نام یک نویسنده معروف را که در جهت آنها نبوده است از ردیف نویسندگان حذف کنند و یا امکان دهند که پیشینه یک فرد تخریب شود و تا کنون فرد و یا دولتی هم نبوده است که در برابر آنها سد ایجاد کند. با کمی صرف وقت، در این دائرة المعارف های آنلاینی خواهید دید که چقدر استونیایی ها را بزرگ می کنند، چرا؟ برای اینکه نشان دهند که استقلال و معروفیت داشتند تا دولت مسکو مدعی الحاق دوباره این سرمین کوچکِ کم جمعیتِ دارای یک اقلیت بزرگ روس نشود.
     دولت هایی که می خواهند قدرت و اَبَرقدرت شوند باید بدانند که سلاح اتمی و حتی کنترل معاملات پولی، امروزه ـ دیگر به تنهایی عامل حفظ قدرت و قدرت شدن نیست، باید سرچ انجین و آنلاین های اسما عمومی دیگری همچون دائرة المعارف دایر کنند و بیطرفی پیشه سازند تا توجه از این ابزارهای اینترنتی متعلق به غرب را که دارند کنترل معلومات و در نتیجه افکار را بدست می گیرند کاهش دهند و انساندوست های بنام و «انجمن های بشر دوست» نیز با کمک سازمان ملل و یا بدون این سازمان، چنین ابزارهای اینترنتی کاملا بی طرف و همگانی حتی با گرفتن اعانه به میزان محدود از مردم معمولی ایجاد کنند تا کنترل دانش، ذهن، رفتار و در نتیجه اندیشه افراد از دست عوامل غرب خارج شود. اینترنت پس از ایجاد آن که با سرمایه آمریکا بود و استفاده از آن رایگان! است، به تدریج کارخانه ساخت ابزار قدرت و کنترل شده است.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
تيغ جلاد انگلیسی بر گردن ملكه اسكاتلند
Mary Stewart; Qween of Scots

ماري استيوارت Mary stuart = Mary Stewart ملكه اسكاتلند هشت روز پس از امضاي حكم اعدام وی از سوي اليزابت يكم ملكه انگلستان (اينگلند)، هشتم فوريه سال 1587 گردن زده شد. انگليسي ها ملكه اسكاتلند را متهم كرده بودند كه مخفيانه از پادشاه اسپانيا خواسته بود كه به انگلستان لشكر بكشد و اين سرزمين را تصرف كند.
     ماری که خویشاوند الیزابت یکم بود همچنین متهم شده بود که برای قتل الیزابت و ضمیمه اسکاتلند ساختن اینگلند توطئه طرح کرده بود.
    در آن زمان اسكاتلند استقلال داشت و در لحظه گردن زده شدن ماری، پسر او پادشاه اسکاتلند بود. ملكه ماري پس از ازدواج با پادشاه فرانسه، کاتولیک شده بود و بعد از فوت شوهر حاضر به دست کشیدن از این مذهب نشده بود که انگلیسی ها با آن مخالفت داشتند. ماری هنگام اعدام شدن، 41 ساله بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي كه نخستين ناو زره دار جهان وارد نبرد شد


هشتم فوريه سال 1862 و در جريان جنگهاي داخلي آمريكا، نخستين ناو توپدار ـ زره دار جهان متعلق به كنفدراسيون آمریکا (استیت های جنوبي) اولین ماموريت جنگی خودرا آغاز كرد و در دهانه خليج «چساپيك»، در محلي كه اينك بزرگترين پايگاه دريايي آمریکا قرار گرفته است ـ نورفكِ ويرجينيا ـ كشتي هاي جنگي فدراسيون آمریکا (استیت های شمالي) را گلوله باران کرد و به آتش كشيد، بدون اين كه آسيب ببيند. ملوانان فدراسيون در اين روز براي نخستين بار با ناوي رو به رو شده بودند كه شبيه لاك پشت بود و گلوله توپ بر آن كارگر نمي افتاد.
     اين كشتي كه «مريماك» نام داشت و بعدا به «ويرجينيا» تغيير نام داد مدت ها يكه تاز ميدان بود تا اين كه شمالي ها با کمک یک مهندس سوئدی زره داري مشابه آن به نام «مانيتور» ساختند و اين دو «زره دار» آن قدر يكديگر را كوبيدند كه هر دو آسيب ديدند و از ميان رفتند. مريماك که در سال 1861 (161 سال پیش) ساخته شده بود ظاهري شبيه زيردريايي هاي امروز داشت كه در سطح آب عمل مي كرد. شرح عملیات مریماک و نبرد آن با مانیتور فصلی از تاریخ نظامی جهان را تشکیل می دهد.
     ساخت مانيتور اين اصل را به دست داده است كه «جنگ و يا حالت آمادگي دفاعی یک ملّت» باعث تكميل جنگ افزارها و پيدايش سلاحهاي تازه و تاكتيك هاي نوین مي شود. در پي موفق بودن مريماك و مانيتور ساير كشور ها دست به ساختن ناو رزهدار زدند.
طرح زره دار مريماك كه پس از 150 سال بارديگر مدل آن مورد توجه قرار گرفته و قرار است ناوهاي جنگي به اين شكل ـ همانند تانك ـ ساخته شوند

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
شبيخون ناوگان ژاپن به ناوگان روسيه در پورت آرتور، جنگ دو دولت و اَبَرقدرت شدن ژاپن
ناوگان ژاپن در حال حركت به سوي پورت آرتور
سحرگاه هشتم فوريه سال 1904 (نهم فوريه به وقت محلي - خاور دور)، بدون صدور اعلان جنگ، ناوگان ژاپن که با کمک انگلستان نوسازی شده بود به ناوگان روسيه در پورت آرتور (لوشون Lushun) حمله غافلگيرانه برد ـ درست همانند حمله اي كه 37 سال بعد به پرل هاربور Pearl Harbor كرد. ناآرامی و تظاهرات در سن پترزبورگ این فرصت را به ژاپنی ها داده بود که روسیه را در خاور دور مورد تعرض نظامی قراردهند. با اين حمله، ناوگان روسيه در خاور دور درهم كوبيده شد و ژاپني ها با تصرف پورت آرتور، به سيبري نيز دست اندازي كردند و در قلمرو روسيه دست به پيشروي زدند. جنگ ژاپن و روسيه كه تا سال 1905 طول كشيد و به شکست روسيه انجامید تظاهرات خیابانی ناراضیان روس را به یک رشته انقلاب پیاپی تبدیل کرد كه بالاخره به اضمحلال نظام سلطنتي اين كشور انجاميد. لوشون واقع در دماغه شبه جزيره ليائودونگ Liaodong چين است که روس ها به عنوان يکي از قدرت هاي وقت در آنجا مستقر شده بودند. در آن زمان، قدرت هاي وقت هرکدام گوشه اي از چين را زير نفوذ خود قرارداده بودند. ژاپني ها که به منچوري چين و همه شبه جزيره کره نظر داشتند مايل به حضور روسيه در آن منطقه نبودند. ژاپني ها لوشون (پورت آرتور) واقع در ناحيه لوشونکو Lashunkou را که يک بندر استراتژيک است کليد منچوري مي دانستند. پورت آرتور از نام ناوسروان انگليسي ويليام آرترwilliam Arthur گرفته شده است که در جريان جنگ دوم ترياک (با چين) در سال 1860 در آنجا يک تعميرگاه موقت کشتي داير کرده بود.
     تعرض ژاپن به ناوگان روسيه، هدف امپرياليستي داشت. ژاپنی ها از طریق لندن متوجه شده بودند که تزار روسیه به منچوری چين و نيز شمال شبه جزيره كره چشم طمع دارد و طرح شبیخون به پورت آرتور، یک پیشدستی و عقب راندن روسیه از آن منطقه کليدي بود. قبلا ژاپني ها بيشتر قسمتهاي شبه جزيره كره را از دست چيني ها خارج ساخته بودند كه روسها به رقابت پرداخته، راه آهن کشيده و وارد لوشون ـ نه چندان دور از شمال كره شده بودند.
     انگليسي ها رقيب استعماری روسها که از دیرزمان نگران گسترش نفوذ روسیه در چین بودند در خفا ژاپني ها را تحريك مي كردند. بالعکس، دولت آمريكا كه با وارد آوردن یک شکست نظامی به اسپانیا و تصرف فیلیپین، گوام و پورتوریکو و استقرار در کوبا تازه وارد صحنه سياست بين المللي شده بود قدرت گيري ژاپن را به مصلحت خود نمي ديد و به همين دليل باشتاب تمام میان ژاپن و روسيه به ميانجيگري پرداخت و موفق شد كه دو كشور متخاصم را به امضاي قرارداد ترك مخاصمه راضی سازد كه در تاريخ به قرارداد پورتسموت (شهري در شمال شرقي آمريكا) معروف شده است. تعرض به روسیه و تحولات بعدی ناشی از آن بود که ژاپن را وارد باشگاه ابرقدرتهاي جهان كرد که چهل سال باقی بود. تعرض به چین در دهه 1930 و تصرف مناطق شرقی و شمال شرقی این کشور دنباله ابرقدرت شدن ژاپن بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
زادروز خطوط هواپيمايي مسافري در جهان
Goliath
هشتم فوريه زادروز خطوط هواپيمايي مسافري در جهان است. در اين روز در سال 1919 نخستين هواپيماي شركت اي .ا. سي. تي. «برلن ــ پاريس ــ لندن» به نام «گلياتGoliath » از لندن به پاريس به صورت بازرگاني (فروش بليت) مسافر حمل كرد و فاصله دو شهر را در 3 ساعت و 30 دقيقه با سرعت 155 كيلومتر در ساعت طي كرد و روز بعد با همين تعداد مسافر به لندن بازگشت و اين پرواز رفت و برگشت، ديگر قطع نشده است.
     خلبان هواپيما به روزنامه نگاران گفت كه در طول سفر، باد شمال چند بار هواپيما را دچار تلاطم ساخت و مسافران، بدون وقفه سيگار دود مي كردند و به بازي «بريج» پرداخته بودند تا سرگرم شوند و ترس را فراموش كنند.
     وي گفت كه قرار است به زودي ترتيب پذیرایی از مسافران با قهوه، ساندويچ و نیز روزنامه داده شود. فعلا استفاده از گرامافون هَندلي و پخش موسيقي در هواپيما دشوار است، زيرا كه با هر تكان هواپيما، سوزن گرامافون از روي صفحه خارج مي شود.
    پذیرایی از مسافران از همان زمان مرسوم و هواپیماها دارای مهماندار شده اند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اعدام فرمانده سپيدها (ضد سرخ ها ـ ضد انقلاب بلشويکي روسيه)
كوليچاك
نيروهاي انقلاب روسيه موسوم به ارتش سرخ (سرخها) درسيبري بر نيروهاي ضد انقلاب معروف به سپيدها (مقابل واژه سرخها) پيروز شدند و فرمانده آنها درياسالار الكساندر كوليچاك را كه در سيبري با حمايت دولت هاي اروپاي غربي، ژاپن و آمريكا تشكيل حكومت ضد بلشويكي داده بود دستگير و هشتم فوريه سال 1920 اعدام كردند.
    كوليچاك كه تجربه جنگهاي با ژاپن در سالهاي 1904 و 1905 را داشت در جنگ دريايي سال 1916 ناوگان عثماني در درياي سياه را نابود و شهرت بسيار كسب كرده بود. در سال 1917 فرمانده ناوگان روسيه در درياي بالتيك بود كه انقلاب بلشويكي پيروز شد و بلشويک ها (کمونیست ها) قدرت را به دست گرفتند و از همان زمان كوليچاك با كمونيست ها وارد جنگ شده بود که انگلستان، فرانسه و آمريکا (فاتحان جنگ جهاني اول) و نيز ژاپين به او کمک نظامي مي کردند و نيرو (واحد نظامی) به روسيه فرستاده بودند تا انقلاب شکست خورد [که 7 دهه بعد از درون فروپاشید، زیراکه شعارهای انقلاب اکتبر 1917 به فراموشی سپرده شده بود و اصول سوسیالیسم نیز رعایت نمی شد و ...].
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
زادروز كتابخانه سيّار ـ «بوک موبيل» در یک نگاه ـ اهميت فرهنگي بوک موبيل ها
يکي از «بوک موبيل»هاي شهر سانفرانسيسکو

امروز زادروز كتابخانه سيار (بوك موبيل Bookmobile) است که براي نخستين بار در فوريه 1857 در انگلستان بهره برداري از آن آغاز شد. بوک موبيل ها که از آن پس تکامل يافته و اينک مجهز به کامپيوتر عمومي و کتابهاي ضبط شده روي نوار و سي دي و ... شده اند وسیله ای مفيد و در دسترس، براي کسب معلومات و اطلاعات عمومي بشمار مي روند. اين ابتكار به سرعت جهاني شده است، ولي ما ايرانيان فاقد آن هستیم. اين کتابخانه هاي سيار ضميمه کتابخانه هاي هر شهر هستند که هزينه آنهارا شهرداري ها تامين مي کنند.
    کتابخانه هاي سيّار چرخدار قرن نوزدهم با اسب و يا قاطر (واگن اسبي) به ميدانهاي شهر و پارکها منتقل مي شدند و علاوه بر کتاب، صندلي با خود حمل مي کردند تا اگر مراجعين مايل به خواندن کتاب و يا برداشتن يادداشت از موضوعات در همان محل باشند جاي نشستن داشته باشند. از دهه دوم قرن بيستم و براي نخستين بار در آمريکا، از اتومبيل براي اين کار استفاده شد و از سال 1917 بوک موبيلها به نام موبيل لايبراري Mobile Library به شکل اتوبوس در آمده اند.
    شهرداري سانفرانسيسکو هشتم فوريه 1957 و به مناسبت صد ساله شدن بوک موبيل، در اين شهر چند بوک موبيل با اتوبوسهايي که براي اين کار ساخته شده بودند راه اندازي کرد. قبلا از اتوبوسهاي معمولي عمدتا از رده خارج شده براي اين کار استفاده مي شد. نخستين بوک موبيل در آمريکا در سال 1904 توسط شهرداري چسترChester ايالت کاروليناي جنوبي راه اندازي شده بود.
     كتابخانه های سیّار شعب كتابخانه هاي عمومي هر شهر هستند كه از بام تا شام در ساعات معين در ميدانها و نقاط مشخص شهر متوقف مي شوند و شهروندان به آنها مراجعه مي كنند. اين واحدها معمولا در يك اتوبوس بعضا از رده خارج شده شهري قرار دارند كه رنگ آميزي مجدد و میزگذاری و قفسه بندی مي شود. هر كتابخانه عمومي شهر داراي چند واحد سيار است كه هركدام مسير مشخص دارند و شهرداري ها هزينه آنها تقبل مي كنند.
     اين اتوبوسها كتب رفرنس (مرجع كه عاريه دادن آنها ممنوع است) و مجلات تخصصي، نوار کتاب (کتابهای ضبط شده در نوار)، سی. دی، روزنامه ها و کتابها و كاست فيلمهاي آموزشي و فیلمهای سینمایی را (جهت عاریه دادن) باخود حمل مي كنند و از قرن 21 متصل به اینترنت شده اند که افراد از طریق آن می توانند ایمیل رد و بدل کنند و از رویدادها آگاه شوند و از مطالب مورد نظر کاپی رایگان بگیرند. این بوک موبیلها دارای ماشین فتوکپی برای رفع نیاز ارباب رجوع هستند. در سابق، كارتهاي كاتالوگ كتابها را با خود مي بردند که اينك به كامپيوتر حاوي فهرست كتابها بر حسب نام مولف، عنوان كتاب و يا موضوع آن مجهزند.
    در هر اتوبوس يك كتابدار حرفه اي كار مي كند كه عمدتا رانندگي اتوبوس را هم برعهده دارد. ساكنان محل اگر كتابي را بخواهند عنوان و مولف و موضوع را به كتابدار مي دهند. كتابدار دربازگشت به كتابخانه عمومی مربوط كتاب را دريافت مي دارد و اگر موجود نباشد از يك كتابخانه ديگر در هرگوشه كشور كه باشد عاريه مي كند و تلفني به متقاضي اطلاع مي دهد كه چه روزي و ساعتي براي دريافت كتاب به «بوک موبیل» مربوط مراجعه كند. همچنين كساني كه از هر كتابخانه شهر كتاب عاريه كرده باشند مي توانند كتاب را به اين واحد سیّار بازگردانند و لزومي به رفتن به ساختمان كتابخانه نيست. مردمي كه كتاب اضافي درخانه دارند و يا بخواهند كتاب به كتابخانه عمومی شهر اهداء بكنند به همين واحدها مراجعه مي كنند و كتاب را تحويل مي دهند. تلفني هم مي شود از كتابخانه شهر كتابي را خواست و روز بعد در اين واحدها تحويل گرفت.
     در كشورهاي انگليسي زبان «كتابدار حرفه اي» فردی است كه در اين رشته از دانشگاههاي مشخصي دست كم فوق ليسانس گرفته باشد، زيرا كه بايد قادر باشد به هر پرسشي پيرامون هر موضوعي با مراجعه به كتب و منابع مرجع پاسخ دهد.
در اين مجموعه، عکسهاي تاريخگذاري شده چند نمونه از تکامل بوک موبيلهارا نشان مي دهد


    
داخل «بوك موبيل» ها در طول زمان

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
کودتا پشت کودتا در عراقِ دست ساخت دولت لندن و ناآرامی ها
عبدالکريم قاسم
هشتم فوريه سال 1963 ژنرال عبدالكريم قاسم كه در سال 1958 به نظام سي و چند ساله سلطنتي عراق پايان داده، اين کشورِ دست ساخت دولت لندن را از اتحاديه نظامي غرب موسوم به پيمان بغداد خارج ساخته، و با استناد به تاریخ ایران مدعي کويت شده بود در كودتاي مشترك افسران ناصري ـ بعثي كشته شد. وی یک ژنرال دورگهِ کُرد و عرب بود.
     پس از جنگ جهانی اول و شکست و اضمحلال امپراتوری عثمانی، عراق به دست انگلیسی ها از ترکیب سه ایالت آن امپراتوری؛ کُرد، عرب ـ فارس شیعه، عرب سنُّی و یک جامعه ترکمان ساخته شده است. این کشور از زمان کودتای مشترک ژنرال عبدالکریم قاسم (متمایل به کمونیسم) و سرهنگ عبدالسلام عارف (دارای تمایلات پان عربیسم ـ ناصریسم) در 14 جولای 1958 وضعیت ثابت و آرام نداشته است. از آنجاکه سرزمین عراق امروز ـ تماما و یا قسمتی از آن بیش از دو هزارسال گوشه ای از ایران بود، حدود 8 قرن پایتخت ایران در آنجا قرار داشت و اکثریت مردم شیعه هستند و محل اماکن مذهبی شیعیان، اوضاع دو کشور در 90 سال اخیر هم بمانند گذشته بر یکدیگر تأثیر داشته است.
     هشتم فوریه 1963 عبدالسلام عارف با کمک بعثی ها (نوعی سوسیالیست) کودتا کرد و برجای قاسم که کشته شده بود نشست. وی بعدا بعثی ها را که دو دسته شده و یک دسته از آنها با آمریکا ارتباط برقرار کرده بود کنار زد و یک حزب سوسیالیست عربی تشکیل داد و دَم از وحدت عربی به صورت تشکیل یک جمهوری واحد و یا یک کنفدراسیون زد. عارف یک شورش مسلحانه بعثی هارا در سال 1964 شکست داد. او 13 اپریل 1966 (فروردین 1345) در سقوط هلی کوپتر در جنوب عراق کشته شد و برادرش عبدالرحمن عارف برجایش نشست که حکومت او در 16 جولای 1868 به دست بعثی ها پایان داده شد و احمد حسن البکر زمام امور عراق را به دست گرفت ولی در دوران او، کارها عمدتا به دست معاون وی ـ صدام حسین تِکریتی اداره می شد.
     البکر که در اپریل 1972 با مسکو پیمان دوستی همه جانبه منعقد ساخت، در تابستان 1979 کناره گیری کرد و صدام [که ضد آمریکایی هم نبود] برجایش نشست ولی به علت ضعف دورنگری، آگاهی های لازم و شایستگی مدیریت اشتباهات سیاسی ـ نظامی متعدد مرتکب شد ازجمله تعرّض به ایران در سپتامبر 1980 و ده سال بعد تصرف کویت. صدام که با رفتار خود بهانه به آمریکا داده بود در بهار سال 2003 با تعرض نظامی مشترک آمریکا و انگلستان به عراق برانداخته و اعدام گردید و دوران بی ثباتی عراق ازسرگرفته شده است و ....
    
قاسم و عارف در کنار هم در سال 1959

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اظهار نظر و پيش بيني هاي چارلز فريمن ديپلمات آمريکايي درباره جنگ با عراق در آستانه اين جنگ: هدف بوش حذف صدام و رژيم حزب بعث!
charles freeman
ششم فوريه 2003 چارلز فريمن سفير پيشين آمريكا در كشور سعودي [در دوران جنگ آمريكا با عراق بر سر كويت] در سخنراني خود در نشست «شوراي امور جهانيِ دانشگاهِ Old Dominion» گفته بود كه از اوضاع و احوال (جوِّ) سیاسی ـ نظامیِ روز چنین برمی آید که جورج دبليو بوش با اين هدف، گام به كاخ سفيد گذارد كه صدام را از اريكه قدرت پايين بكشد و اینک (فوریه 2003) وقت خود را روي اين كار گذارده است. هدف های سیاسی ـ اقتصادی آمریکا در خاورمیانه را می توان بدون حذف صدام حسین هم تامین کرد. بنابراین، و به نظر او، جنگ با عراق و صِرفا با هدف بركنار كردن صدام حسين ممکن است بعدا «يك اشتباه» قضاوت شود زیراکه محتمل است چنین جنگی «یک جنگ محدود» نباشد و آرامش به دنبال نداشته باشد. [هنگام ايراد اين سخنراني، تعرض نظامي آمريکا به عراق قريب الوقوع به نظر مي رسيد. اصطلاح «جنگ محدود» از بیسمارک است.].
     فریمن گفته بود که بهتر است پرزيدنت بوش و مشاورانش تأمل بيشتري کنند که تصرف عراق یک بحراني طولاني زیان آور برای آمریکا به دنبال نداشته باشد، بازیگران منطقه جا بجا شوند و حتی تغییراتی در نقشه های جغرافیایی به وجود آید نتایج این جنگ باید پیش از آغاز آن، دقیقا برآورد شود ـ در کوتاه مدت و همچنین در درازمدت. برآوردِ «درصد» مخالفت داخلی با حکومت صدام حسین باید دقیق و کمتر از دو ـ سوم نباشد. باید پیش بینی دقیق شود که چه کسانی جانشین صدام خواهند شد و چه خواهند کرد، کُردها و تُرکمان ها چه خواهند خواست و اکثریت شیعه با اقلیت سنّی چه رفتاری خواهد داشت. می دانیم که سعودی ها و دوستان دیگر ما در منطقه، جانب سنّی های عراق را رها نخواهند ساخت. باید حساب کرد که بعدا روس ها چه امتیازی در قبال سکوت خود در قبال تعرض آمریکا به عراق مطالبه خواهند کرد. صدام به روس ها بابت خریدهای قبلی بدهکاری دارد و ....
    فريمن در سمت رئيس «شوراي سياست خاورميانه اي آمريکا» در اين سخنراني گفته بود که گمان نمي رود که هيچ دولتي، جز خود آمريكا هزينه سنگین ـ مالی و جانی ـ اين جنگ را برعهده بگيرد. دولت هايي كه تاکنون (فوريه 2003) با طرح آمريکا مبني بر تعرض به عراق مخالفت نكرده اند، به علامت موافقت تنها سر تكان داده اند و گمان نمي رود که همه آنها كمك عملي چشمگير كنند. ولی در سهم خواهی پس از جنگ، بله.
     فریمن که شهرت به نوشتن مقالات و ایراد سخنانِ گاهي تند و انتقادي داشته است گفته بود که جهانیان هنوز [در فوریه 2003]کاملا توجیه نشده اند که چرا باید با دولت بعثی ها در عراق جنگ شود. تبلیغ و توجیه رسانه ای و روابط عمومی، کافی برای آماده ساختن اذهان جهانیان به قبول و دست کم تحمل تعرّض نظامی به عراق نبوده است. جهانیان پیش از جنگ با عراق بر سر کویت توجیه شده بودند و مخالفت چشمگیر وجود نداشت. به علاوه، چند دولت منطقه [سعودی و ...] قبول کرده بودند که هزینه مالی جنگ [بر سر کویت] را برعهده بگیرند. همچنین، دوران (طول) جنگ احتمالی با صدام حسین و رژیم بعثی او پیش بینی نشده است و بیم از آن است كه اگر طرح تصرف عراق عملي شود، عمليات نظامي «open- end ـ نامحدود» باشد و آمریکارا گرفتار وضعيتي همانند وضعیت فرانسه در الجزايرِ پيش از سال 1962 كند. ما در ويتنام در بسياري از نبردها پيروز شديم، ولي در مجموع؛ جنگ را باختيم. عراق کشوري است چند نژادي و چند مذهبی که شيعه و سنّي آن قرن ها است که باهم اختلاف دارند و مرزهاي جغرافيايي آن را اروپاييان [انگليسي ها] پس از جنگ جهاني اول و فروپاشیدن عثماني تعيين و طرّاحی کرده اند و ... و بنابراين یک لانه زنبور است.
    فريمن نویسنده و تحلیلگر ـ متولد 1943 در سالهاي 1993 و 1994 مسئول امور امنيتي وزارت دفاع آمريكا بود. وی 30 سال در وزارت خانه های امور خارجه و دفاع آمریکا صاحب مقام بود و از آن پس به کار قلم، ابراز نظر و فعالیت در اندیشکده ها ادامه داده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 8 فوريه
  • 1725:  
    پتر بزرگ

    پتر بزرگ (Pyotr A. Romanov) تزار روسیه ـ مردی که روسیه را یک امپراتوری اعلام و قدرت کرد و به دریا رساند و دارای نیروی دریایی کرد، جامعه این کشور را متحوّل (رفورم) و اروپایی ساخت و شهر سن پترزبورگ را در ساحل بالتیک ساخت و پایتخت را از مسکو به آن شهر منتقل کرد تا به فرهنگ های اروپایی و قدرت های وقت اروپا نزدیک باشد درگذشت. او سن پترز بورگ را «پنجره ای به اروپا» خواند. وی در ژوئن 1672 در مسکو به دنیا آمده بود و 52 سال عُمر کرد. از خصوصیات ظاهری او، یکی بلندی قدش ـ بیش از دو متر بود. او برای رساندن روسیه به دریا، با عثمانی و سوئد جنگ کرد و پیروز شد. نقشه او رسیدن به اقیانوس هند بود که فوت شد و جانشینان او از ترس نادرشاه، از اطراف دریای مازندران عقیب نشینی کردند. پتر بزرگ به قدری اشتیاق به داشتن یک ناوگان جنگی داشت که به طور ناشناس مدتی در کارگاه کشتی سازی یک قدرت اروپایی کارگری و کارآموزی کرد. اقدام مهم و تاریخساز دیگر او پایان دادن به آریستوکراسی قرون وسطایی در روسیه بود. وی به سبک اروپای غربی در روسیه مدرسه تأسیس کرد. در زمان او بود که روسیه دارای نخستین روزنامه شد و در اروپا و چند کشور دیگر دارای سفارت.
        درگذشت پتر بزرگ در همان روزی روی داد که یک پادشاه دیگر روسیه ـ ایوان پنجم درگذشته بود. ایوان پنجم نیز هشتم فوریه درگذشته بود.
        
        
  • 1881:   بوئرهای آفریقای جنوبی (مهاجران هلندی) در نبرد «ايگوگو» بر نظامیان انگليسي پيروز شدند.
        
        
  • 1917:   دولت واشینگتن براي سومين بار از زمان جنگ آمریکا با اسپانيا، در كوبا نيرو پياده كرد.
        
        
  • 1933:   در برلین، سوسيال دمكرات هاي آلمان شكست كمونيست های این کشور از هواداران هيتلر (اعضاء و هواداران حزب ناسیونال سوسیالیست آلمان ـ نازی) را جشن گرفتند و اين سركوبي را مرگ كمونيسم در آلمان خواندند.
        
        
  • 1939:  


    امروز زادروز Sose M. Sison بنیادگذار حزب کمونیست فیلیپین بر پایه فرضیه ها و اندیشه های مارکس، لنین و مائو و انسانشناسی و جامعه شناسی فیلیپینی ها و جوامع مشابه است که در هشتم فوریه 1939 به دنیا آمده است (در سال 2021 هشتاد و دو ساله). وی که یک نویسنده و پژوهشگر است هر سال پیرامون رویدادهای مهم سال و مسائل وقت و راه حل ها، رساله منتشر کرده است. به باور وی، انسان معاصر بیش از دوره های پیشتر، خواهان عدالت و تساوی و زندگانی در یک جامعه خالی از فساد و تباهی است و ثبات می جوید. مبارزات ضد کاپیتالیستی ـ امپریالیستی سیسون سبب شد که دولت آمریکا او را تحریم کند و مشوّق تروریسم بخواند. اتحادیه اروپا اقدام دولت آمریکا را رد و نام او را از فهرست مشوقان تروریسم حذف (Delist) کرد. سیسون در هلند بود که متهم شد؛ یک عمل تروریستی در فیلیپین به تحریک او صورت گرفته و استرداد و تعقیب قضایی او درخواست شد، ولی دستگاه قضایی هلند پس از بررسی و حتی 90 روز تحت نظر قرار دادن او، اتهام وارده را رد کرد. گزارش های رسانه ای حاکی از تحت نظر پلیس قرارگرفتن سیسون در هلند سبب شد که در کشورهای اندونزی، استرالیا، فرانسه، چند کشور در آمریکای لاتین، اسپانیا و ... و هنگ کنگ، چپگرایان دست به تظاهرات خیابانی بزنند.
        
        
  • 1950:   Stasi ـ سازمان اطلاعات و امنیت جمهوری دمکراتیک آلمان (آلمان شرقی وقت) تأسیس شد. سالها بعد ولادیمیر پوتین ـ افسر اطلاعاتی وقت شوروی (ک. گ. ب.) و اینک مرد نیرومند روسیه که ماموریت آلمان شرقی داشت با استاسی همکاری داشت. در آن زمان، نظامیان شوروی در آلمان شرقی استقرار داشتند و این منطقه، حکومت کمونیستی داشت.
        
        
  • 1953:   (1331 هجری خورشیدی): مجلس شوراي ملي [زمان حکومت مصدق] ميگساري را در ايران محدود و عربده كشي مستانه و رانندگي در حال مستي را جرم اعلام كرد.
        
        
  • 1956:   (1334 هجری خورشیدی و سی ماه پس از براندازی دولت مصدق) سلوين لويد Selwyn Lloyd وزير امور خارجه وقت انگلستان (متوفی در 1978) به منظور مذاكره درباره مشاركت هرچه بيشتر ايران در مساعي غرب براي محاصره شوروي و نيز مسائل نفتِ منطقه وارد تهران شد.
        
        
  • 1965:   ليندن جانسون رئيس جمهوري وقت آمريكا دستور داد كه از 11 فوريه اين سال بمباران ويتنام شمالي آغاز شود كه حدود هشت سال طول كشيد. آغاز این بمباران قبلا بهانه سازی شده بود (تیراندازی به یک ناو آمریکا در خلیج تونکن)
  • 1971:   ... و بالاخره زنان سويس اجازه شركت در انتخابات به دست آوردند!.
        
        
  • 1993:   هواپیمای توپولِف ازنوع تی یو ـ 154، پرواز 962 ایران ایرتور اندکی پس از پرواز از فرودگاه مهرآبادِ تهران به مقصد مشهد، در آسمان قلعه حسنخان (شهر قدس، حومه جنوب غربی تهران و 15 کیلومتری فرودگاه) با یک هواپیمای نظامی از نوع سوخوی که در حال فرود آمدن بود برخورد کرد و 133 تن ـ مسافران، خدمه و خلبانان دو هواپیما کشته شدند.
        ـ در همین روز در سال 1989 (4 سال پیشتر) یک هواپیمای شرکت هواپیمایی ایندیپندنت در منطقه آزورِ پرتغال واقع در اقیانوس اطلس به کوه برخورد کرده بود و 119 مسافر و سرنشین آن کشته شده بودند.
        
        
  • 1996:   قانون منع انتشار تصویرِ مُستهجن (تصویر ثابت و متحرّک) در رسانه ها و شبکه های آمریکا زیر عنوان Communications Decency Act در قوه مقننه این فدراسیون تصویب شد و مرتکب تحت تعقیب قضایی قرار می گیرد. در دو دهه اخیر افراد متعدد که عکس مُستهجن در حساب های خود در شبکه های سوشل میدیا قرار داده بودند و یا Pornography کرده بودند تعقیب قضایی و مجازات شدند.
        
        
  • 2014:   یک هتل بزرگ در مدینه منوّره در اوایل شب بر اثر اشکالات برقی آتش گرفت و 15 زائر مصری کشته شدند و 130 زائر دیگر آسیب دیدند. علت مرگ و آسیب دیدگی این زائران حج عُمره عمدتا براثر استنشاق دود تشخیص داده شد. در لحظه آغاز حریق، حدود 700 زائر از کشورهای مختلف در هتل بودند.
        
        
  • 2016:  


    در این روز Amelia Bence بازیگر آرژانتینی فیلم های سینمایی و نمایش های تلویزیونی در 102 سالگی درگذشت. خانواده او از بلاروس به آرژانتین مهاجرت کرده بودند و او در 13 نوامبر 1914 در بوئنوس آیرس به دنیا آمده بود. امیلیا از 1933 تا 2012 به مدت 79 سال در کار بازیِ نقش در فیلم ها و نمایش های تلویزیونی فعّال بود. او در 44 فیلم سینمایی و 11 نمایش تلویزیونی شرکت کرد.
        
        
  • کارنامک نوشيروان (خاطره ای از مولف)
    پرویز خسروانی زمانی که رئیس ژاندارمری تهران بود، رقابت با سپهبد نصیری ـ یک ابتکار شنیدنی او ـ اظهاراتش درباره براندازی 28 اَمُرداد و ...

        
    خسروانی، زمانی که افسر ژاندارم بود

    پرویز خسروانی افسر ژاندارم و بنیادگذار چند باشگاه ورزشی ازجمله تاج (امروزه؛ باشگاه استقلال) و دیهیم اواخر سال 1339 با درجه سرهنگی و در 38 سالگی رئیس ژاندارمری تهران و استان مرکزی وقت شد که کرج، ساوه، قم، قزوین، دماوند و گرمسار هم در این ناحیه استحفاظی قرار گرفته بودند. شهرآرا، وحیدیه، نارمک، تهران پارس، تهران نو، دولاب، مسگرآباد، خزانه، روستاها و مناطق اطراف شهر ری، ورامین، شهریار، مهرآباد، کَن، دَریانِ نو، امیرآباد، کوی گیشا، وَنَک، سعادت آباد، اوین و درکه، لویزان، مجیدیه و شمس آباد که نیمی از جمعیت تهران را در خود جای داده بودند در حوزه استحفاظی ژاندارمری قرار داشتند. در آن زمان سپهبد نعمت الله نصیری رئیس شهربانی (پلیس محدوده شهرها) بود. چندی پس از انقلاب، پلیس و ژاندارمری ادغام شدند و سازمان نیروی انتظامی را به وجود آورده اند. سرهنگ پرویز خسروانی از دیرزمان با نصیری رقابت داشت که این رقابت، در مقام تازه و تداخل حوزه ها و درگیری های ناشی از آن گسترش یافته بود.
        در آن زمان، من از دبیران اخبار بین الملل خبرگزاری پارس و رادیو ایران و نیز حادثه نگار روزنامه اطلاعات بودم. انتصاب سرهنگ خسروانی فرصت مناسبی به من داده بود تا تمرکز بیشتری روی اخبار حوزه ژاندارمری داشته باشم زیرا در آذرماه آن سال (سال 1339) نصیری که انتشار پاره ای از اخبار در صفحه حوادث روزنامه اطلاعات باعث انتقاد از او شده بود و من آن خبرها را نوشته بودم مرا با توسل به نیرنگ به دفتر خود خواست و در اینجا دست به تهدید کردن زد که به او گفتم بدون کسب اجازه از دادستان حق احضار مرا آن هم با کلَک و به عنوان مصاحبه نداشته که خشمگین شد و دستور تراشیدن سر و کتک زدن داد که یک خبر جهانی و اعتراض سران چند دولت به شاه و اجبار نصیری به پوزش خواهی در جمع روزنامه نگاران شد.
        پرویز خسروانی که در اَمُرداد 1394 در نود و سه سالگی و 43 سال پس از بازنشستگی با درجه سپهبدی، در لندن و در خودتبعیدی درگذشت عقیده داشت که بدون همکاری رسانه ها نمی شود به هدف های اداری، اجتماعی و سیاسی ـ اقتصادی رسید و در نتیجه مناسبات دوستانه با روزنامه نگاران داشت و بر پایه این باور، خودش هم بعدا یک هفته نامه ورزشی تأسیس کرده بود.
         پس از ایجاد برنامه رادیویی «در گوشه و کنار شهر» که برادکَستینگ همان صفحه حوادث روزنامه ها بود، خسروانی اتومبیل خودرا در اختیار مجری و گزارشگران این برنامه گذارد. من مبتکر و مدیر این برنامه بودم. در آن زمان، سازمان انتشارات و رادیو بودجه کافی نداشت تنها دو اتومبیلِ خدمت داشت و بودجه برنامهِ روزانه ما (در گوشه و کنار شهر)، هر ماه ـ تنها 1900 تومان! بود، ما با اتومبیل های شخصی خودمان به کلانتری های پلیس، پاسگاههای ژاندارمری، دادسراها، بیمارستان ها و محل وقوع رویدادهای شهری می رفتیم که خسروانی مسئله رفت و آمد ما را حل کرد.
        خسروانی از همان آغاز کار، دست به چند ابتکار تازه زده بود ازجمله تقاضا از ورزشکاران داوطلب که شب ها با ژاندارم ها به گشت بروند. برای جلب اطمینان ساکنان حوزه استحفاظی خود، برخی از شب ها درخواست می کرد که درِ ورودی ها خانه ها و همچنین اتومبیل های پارک شده در خیابان قفل نباشد و قول می داد که اگر سرقتی روی دهد، غرامت آن را خواهد داد و ... و دادن پاداش نقدی به کسانی که رشوه گیران و زمین خوارها بویژه مسیل خوارها، قاچاقچیان و خریداران اموال دزدی را لو بدهند.
        خسروانی که بعدا سپهبد و معاون ژاندارمری کشور و چند سال هم معاون نخست وزیر و رئیس تربیت بدنی و ورزش کشور شد همچنین در نخستین سال های ریاست بر ژاندارمری مرکز، بعضی از شب ها با لباس مبدل و دوچرخه برای اطلاع از طرز کار ژاندارم های خود (ژاندارم های گَشتِ شب) و آزمایش درستی آنان، به خیابانها و کوچه های منطقه می رفت و برای اینکه شناخته نشود، دستمالی به چانه خود می بَست و دو سر آن را روی سرش گره می زد و یک کلاه بافتنی بر سر می گذاشت.
        دوم خرداد 1340، در ساعات بعد از نیمه شب که خسروانی با لباس مبدّل و دوچرخه به نارمَک رفته بود، در گودالی در شمال محلی که امروزه میدان رسالت است و دولت از محل 3 درصد درآمد شهرداری تهران، داشت در آنجا یک مدرسه می ساخت صدای سرفهِ شدید و مُمتد از داخل گودال (محل خاک برداری برای ساختن مدرسه) شنید به آنجا رفت و دید که مرد جوانی تریاک در نوشیدنی حل کرده و به قصد خودکشی آن را خورده و چون در خوردن شتاب کرده، قطراتی از محلول وارد ریه اش شده و به سرفه افتاده است. در آن زمان از خیابان رسالت که در نیمه دوم دهه 1340 ساخته شد اثری نبود. مرد جوان گفته بود که از کودکی به دختر عمویش دلبستگی داشته و قرار بود ازدواج کنند که دکتر خانوادگی که از بستگانشان است مخالفت کرده و گفته است که فرزندان محصول این ازدواج ممکن است دچار مشکلات ناشی از همخونی شوند و او که مأیوس شده قصد خودکشی کرده است. سرهنگ خسروانی با تاکسی اورا به بیمارستان رسانده و با تاکسی دیگر که دوچرخه اش را هم حمل کرده بود به نارمک بازگشته بود که دو ژاندارم را در حال گشت می بیند. در مسیر آنان، خیلی جلوتر دوچرخه اش را کنار دیوار یک خانه قرار می دهد و روی دوچرخه می رود تا ژاندارم ها پس از رسیدن به آنجا تصور کنند قصد بالا رفتن از دیوار و ورود به خانه را دارد و او را دستگیر کنند و وی برای آزمایش کردنشان رشوه نقدی دهد و ....
        وی پس از رسیدن ژاندارم ها و در برابر پرسش آنان، اعتراف به قصد بالا رفتن از دیوار خانه می کند و دستگیر می شود و ضمن راه پانصد تومان (پول آن روز) رشوه می دهد تا اورا آزاد کنند که ژاندارم ها نمی پذیرند و اورا با پول (به عنوان سند رشوه دادن) به پاسگاه محله می برند که در آنجا شناخته می شود و به هریک از دو ژاندارم از جیب خود 500 تومان پاداش می دهد و برای اینکه این عمل، آموزنده و درس شود، روز بعد جریان را به روزنامه ها خبر می دهند. این خبر تقریبا به همین صورت در صفحه 26 شماره سوم خردادماه 1340 روزنامه اطلاعات درج شده است.
        خسروانی سعی داشت که همکاران قدیمی اش را ترک نکند بویژه منوچهر اسدی معاونش در دوران ریاست بر ژاندارمری مرکز را. پس از بازنشسته شدن، خسروانی در دبیرخانه مشترک ورزشگاههای خود واقع در جنوب خیابان فخرآباد که تأسیس آنها را از سال 1945 (1324 هجری خورشیدی) آغاز کرده بود بکار پرداخته بود و منوچهر اسدی هم با او بود. یک روز که برحسب اتفاق با خبرنگار میز ورزش روزنامه به آن دبیرخانه رفته بودیم، درباره مشارکت او در براندازی 28 اَمُرداد 1332 سئوال کردم. گفت: می دانید که برادرم ـ شهاب یک مصدقی بود. کمونیست های داخلی از نوروز 1332 و حتی از یکی ـ دو ماه پیش از آن و از زمان رئیس جمهوری آمریکا شدن ژنرال آیزنهاور فعّال تر شده بودند، شمار آنان روزافزون بود و می خواستند پیش از اینکه آیزنهاور ورق را برگرداند، قدرت را به دست گیرند و .... ما افسران چپگرا را می شناختیم ولی از سازمان کمونیستی آنان خبر نداشتیم. از خرداد 1332 به این سوی، خبر از کمونیستی شدن نظام کشور، ایجاد جمهوری خراسان بزرگتر، آذربایجان بزرگتر، سیستان بزرگتر، کردستان بزرگتر و ... به گوش می رسید که شنیدن آن هر ایرانی را دچار اندوه می کرد. آمریکا و انگلیس دیدگاه دیگری داشتند و می ترسیدند که با پیوستن ایران به اقمار دولت مسکو، «کمونیسم» در جهان عرب، قاره های آفریقا و آسیا فراگیر شود. نگرانی دیگر ما، پول هایی بود که عوامل داخلی انگلیس به جاهلان محله های تهران داده بودند و سفارت آمریکا هم به آن عوامل، اسکناس صددلاری می داد و همه اینها می شدند طلبکار و پس از کنار رفتن مصدق خواهان مقام و امتیاز می شدند و کشور پا به قهقرا می گذاشت و بنابراین برخی از افسران نیروهای مسلح وارد عمل شدند و به مخالفان مصدق پیوستند تا شمار آن طلبکارانِ بالقوهِ کم سواد کمتر شود. بنابراین، اقدام ما ناسیونالیستی بود. ما بودیم که در خفا مانع اعدام مصدق شدیم و مجازات او کاهش یافت و به 3 سال زندان محدود شد و آن هم به خاطر دور ساختن وی از هوادارانش و قطع رابطه با آنان در طول آن 3 سال. در خوب بودن مصدق تردید نیست و «تاریخ» باید قضاوت کند، ولی ایرانِ وقت شده بود کانون رقابت های شرق و غرب و رئیس دولت بودن در این شرایط و شرایط تحریم که دولت لندن برقرار کرده بود بسیار دشوار است.
        خسروانی در تابستان سال 1356 (چندی پیش از آغاز تظاهرات و اعتراض های منجر به انقلاب) گفته بود که مشاوران قدیمی و آگاه همه رفته اند ـ مرده اند و یا کنار گذارده شده اند و نسبت به اطرافیان کنونی شاه تردید دارم.
         از وی نقل شده است که در مهرماه 1359 در لندن گفته بود که لازم بود شاه به موقع بیماری خودرا که درمان نداشت به اطلاع ملّت می رساند، به قولی که داده بود که دمکراسی کامل برقرار خواهد کرد عمل می کرد، اعضای مجلسِین را به کاخ نیاوران دعوت و فی المجلس آزادی تأسیس احزاب را قانون می کرد، یک برنامه روزانه رادیوتلویزیونی چند ساعته به احزاب برای آموزش دمکراسی و تبلیغ آن اختصاص می داد و انتخابات آزاد برگزار می شد تا مردم به جای ریختن به خیابانها، هر نامزد ـ روحانی، ناسیونالیست و یا سوسیالیست را که بخواهند انتخاب کنند و این مجلس رئیس دولت را برگزیند و شاه تا زنده بود استراحت کند و رئیس کشور باشد بمانند رئیس کشورهای انگلیس، هلند، نروژ و سوئد.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    نامه به مولف
    درباره بومیان (اصطلاحا؛ سرخپوستان آمریکای شمالی)، از کشتار و تبعید تا استقرار در رزرویشن ها (حَصر) و ...
  •  
        مخاطب: این روزها (فوریه 2022 = بهمن 1400) در پی انتشار اُلتیماتوم های پوتین، تمرکز 125 هزار نظامی روس در مرز شمالی اوکراین و در روسیه خوانده شدنِ اوکراین به عنوان سرزمین مادری و ابراز تمایل به احیاء روسیه تزارها، مطالبی هم از زبان برخی مقامات روس درباره آلاسکا و بومیان آمریکای شمالی و ... انتشار می یابد. خواستم که درباره این بومیان، از دیدگاه تاریخ، اطلاعات بیشتری بدست آورم.
        
        پاسخ به این پیامِ واصله در هفتم فوریه 2022:
        
        در آخرین ماه تابستان 1876 دولت واشنگتن (در اجرای قانون مصوّب کنگره) به بوميان این فدراسیون (اصطلاحا؛ سرخپوستان) دستور اكيد داد كه بايد در اراضي محصوري كه برايشان در نظر گرفته شده است (رزرویشن ها) زندگي كنند و به عبارت دیگر در حَصر باشند*. این بومیان در رزرویشن ها تحت مراقبت پليس فدرال (اف بی آی) قرار دارند و در برخی استیت ها به رغم قانون مصوّب سال 1924 که تمامی کسانی که در آمریکا بدنیا آمده اند و می آیند شهروند آمریکا هستند مقررات خودشان را رعایت می کنند، و به استناد قانون مصوب سال 1871، تا حدی حاکمیّت قبیله ای را از دست نداده اند و خودرا به نوعی مستقل می دانند و شماری کم از قبایل، حتی برای مسافرت از گذرنامه های صادره خودشان استفاده می کنند. به اظهار برخي از گردشگران خارجی، بنظر می رسد که بوميان ساکن رزرويشن ها به نوعي غير مستقيم تشویق به مصرف الکل و قمار می شوند.
         بومیان که در اصل از سيبري و شمال شرقي چين و از طریق تنگه برینگ به قاره آمریکا آمده اند هزاران سال، پيش از مهاجرت اروپاييان در این قاره زندگي مي كردند و صاحب اراضی و منابع این قاره بودند. نخستين مهاجرنشين انگليسي در آمريكاي شمالي در 1607 تاسيس شد. از جمعيت 335 ميليونی فدراسیون آمریکا کمتر از دو درصد از بازماندگان بوميان هستند. طبق برخی برآوردها، هنگام ورود انگليسي ها به آمريكاي شمالي، شمار بوميان اين منطقه ده تا چهل ميليون بود. اسپانیایی ها در سال 1492 (115 سال زودتر از انگلیسی ها) وارد قاره آمریکا و عمدتا آمریکای مرکزی و جنوبی شدند و متعاقب آنان؛ پرتغالی ها، و با بومیان جز سرانِشان رفتار دوستانه داشتند بگونه ای که اینک شمار بومیان و یا نژاد مخلوط در این منطقه از آمریکا (اصطلاحا؛ آمریکا لاتین) از جمع شمار اروپائیان مهاجر، و سیاهان که به صورت بَرده از آفریقا منتقل شده اند بیشتر است. در آمریکای شمالی بویژه در مناطق شرقی و شمال شرقی (انگلیس نو) ـ 13 مهاجرنشین انگلیسی بومیان را با هدف تصاحب اراضی و منابع از میان بردند و یا به مناطق مرکزی که در کنترل فرانسه و مناطق جنوبی و غربی که در کنترل اسپانیا بود فرار دادند. در حال حاضر نیز بومیان عمدتا در همین مناطق زندگی می کنند و طبق آمارهای دولتی؛ 758 هزار تَن در کالیفرنیا (که قبلا در دست اسپانیا و مکزیک بود)، 391 هزار تَن در آریزونا (که این استیت هم قبلا وابسته به مکزیک بود) و صدها هزار تَن در نیومکزیکو، داکوتای جنوبی و شمالی، مونتانا و ویومینگ و استیت واشیگتن که این مناطق تا نیمه قرن هجدهم در دست دولت واشیگتن نبودند زندگی می کنند. 525 هزار تن از بومیان در استیت اُکلاهما زندگی می کنند که فرزندزادگان تبعیدی ها و اخراجی هایِ از شرق آمریکا هستند. حدود 20 درصد جمعیت آلاسکا را بومیان تشکیل می دهند که این سرزمین قبلا از آن روسیه بود و روس های مهاجر رفتار بدی با بومیان نداشتند که در نیمه دوم قرن هجدهم دولت واشینگتن آلاسکا را از تزار روسیه خرید.
        ـ ـ ـ ـ ـ
        
        * بومیان آمریکای شمالی از هنگام ورود و استقرار نخستين دسته مهاجران انگلیسی ها در آن سرزمین در سال 1607 با آنان در حال جنگ و مبارزه بودند. تصاحب اراضی، علت اصلی این مقاومت بود. درگیری مسلحانه بومیان با مهاجران، پس از استقلال یافتن مهاجرنشینان 13 گانه شرق آمریکای شمالی نیز با دولت واشنگتن تا دهه 1890 ادامه داشت. مقامات دولتي به همان اندازه که برشمار مهاجران اروپایی افزوده می شد و نیاز به زمین داشتند بر فشار خود به بومیان می افزودند و آنان را به سمت مناطق غربی می راندند ـ مناطقي که هنوز مهاجرنشین نشده و یا در کنترل فرانسه و اسپانیا بود.
        در یک مورد، این بومیان و عمدتا چروکی ها که مردمی متمدن و دارای کتابت بودند مجبور شدند از مناطق شرق آمریکا هزاران کیلومتر راه را پیاده طی کنند تا به اکلاهما برسند که مورخان در تالیفات خود به این انتقال «تریل آو تیرز» عنوان داده اند به مفهوم مسیر اَشک، و به عبارت دیگر؛ رفتن راه طولانیِ اجباری توأم با گریه و اشک ریزی. در این انتقال با پای پیاده، بیش از چهار هزار تَن جان دادند.
        



        

  • در سال 2023، پخش اخبار از رادیو، وارد یکصد و سومین سال شده است
  •  
        مخاطب: این روزها به رغم آنلاین شدن خبرها و کاهش مشتریان رسانه های قدیمی، همچنان گوش کردن به اخبار از رادیو در اتومبیل و کارگاه ادامه دارد و کم نشده است، خواستم بدانم که پخش خبر از چه وقت از رادیو آغاز شده است. اتفاقا چون اخبار رادیوها خلاصه است، اِعمال نظر هم در آنها نمی شود و به قول شما روزنامه نگاران؛ «خبرِ مطلق» هستند.
        
        پاسخ:
        
        31 آگوست 1920 پخش نخستين برنامه اخبار از راديو آغاز شد. از این روز فرستنده راديوِ ديترويت آمریکا پخش خبرهاي شهر دیترویت، استیت میشیگان، فدراسیون آمريكا و ساير ملل را هر روز يك نوبت آغاز كرد. اين رادیو در نخستين هفته، اخبارش را به نقل از رسانه هاي چاپي پخش مي کرد سپس از خبرگزاری اسوشییتدپرس (خبرگزاری روزنامه هاي آمريكا که از سهامداران آن هستند). این رادیو از اسوشییتدپرس خواست اجازه دهد نسخه‌يي از همه خبرهاي اين خبرگزاري را جهت پخش، همانند يك روزنامهِ عضو دريافت دارد كه موافقت شد و اين كار بعدا مورد اقتباس ساير ايستگاه‌هاي راديويي كه تا آن زمان فقط موسيقي زنده و داستان و آگهي پخش مي كردند قرار گرفت. اخبار رادیوها اینک (پس از تلویزیون دار شدن خانه ها) در اتومبیلها و پیک نیک شنیده می شود و کدبانوها هنگام پخت و پز در آشپزخانه و کارگران سرگرم کار در کارگاهها به آنها گوش می دهند. با عادت شدن آنلاین خوانی از قرن 21، از شمار مخاطبان اخبار تلویزیون ها و روزنامه ها کاسته شده است، ولی نَه از رادیو ها که در اتومبیل و کارگاه شنیده می شوند.
        

  • براي اطلاع



     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاريخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نيز در اپريل 2014 (ارديبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه يافته است.

    نسخه آنلاين: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com