Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
3 مارس
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 3 مارس
ایران
برخی دلایل پیروزی ایرانیان در جنگ حرّان بر رومیان که افسران رومی در سنای این کشور بیان کرده بودند



    یك قسمت از مذاكرات جلسه سوم مارس سال 52 پیش از میلاد سنای روم حاوی اظهارات چند افسر رومی در باره شكست نظامی از ایران در جنگ كارهه (حرّان) بود كه در بهار سال 53 پیش از میلاد (حدود 9 ماه قبل از آن) صورت گرفته بود و ضمن آن كراسوس كنسول روم كشته شده بود. اظهارات افسران شکست خورده رومی در سنای این امپراتوری به این شرح در تاریخ روم آمده است:
    "سپهبد سورنا فرمانده ارتش ایران در این جنگ از تاكتیك و سلاحهای تازه استفاده كرد. هر سرباز سوار ایرانی با خود مشك كوچكی پر از آب حمل می كرد و مانند ما دچار تشنگی نمی شد. به پیادگان با مشكهایی كه بر شتر ها بار بود آب و مهمات می رساندند. سربازان ایرانی به نوبت و با تاكتیك خاصی كه برای ما تازگی داشت از میدان [نبرد] خارج می شدند و به استراحت می پرداختند. سواران ایران قادر به تیراندازی از پشت سر هستند كه ما تجربه آن را نداریم. ایرانیان كمانهای تازه اختراع كرده اند كه با آنها توانستند پای پیادگان مارا كه باسپرهای بزرگ در برابر آنان و برای محافظت از سوارانمان قلعه درست كرده بودیم به زمین بدوزند. ایرانیان دارای زوبین های دوكی شكل بودند كه با دستگاه كاملا تازه ای تا فاصله دور پرتاب می شد. شمشیرهای آنان شكننده نبود. هر واحد تنها از یك نوع سلاح استفاده می كرد و مانند ما خودرا سنگین نمی كرد. سربازان ایرانی حق عقب نشینی و تسلیم شدن ندارند و تا آخرین نفس باید بجنگند. این بود كه ما شكست خوردیم و هفت لژیون را به طور كامل از دست دادیم و به چهار لژیون دیگر تلفات سنگین وارد آمد.
    
كراسوس

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دستور ساختن شهر «ایوان كِی» در ایالت ری
فرهاد یکم شاه ایران از دودمان اشكانی درمارس سال 178 پیش از میلاد دستور ساختن «ری» نوین را در غرب شهر ری (منطقه ورامین ـ جنوب شرقی تهران امروز) صادركرد كه بعدا «ایوان كی» خوانده شده است. مورخین یونانی شهر تازه ـ ایوان کی ـ را «گاراكس یا خاراكس Xarhages» نوشته اند. یونانیان «ری» را هم «راگسRhages» می نوشتند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
انگلستان حاضر به فروش هواپیمای نظامی به ایران نشد
دولت انگلستان سوم مارس 1940 (12 اسفند 1318) درخواست دولت وقت ایران را برای فروش هواپیمای نطامی رد كرد. نیروی هوایی ایران سالها پیش از آن با خرید هواپیما از آلمان و روسیه شوروی تاسیس شده بود. دلخوری انگلیسی ها بیشتر از این بابت بود كه ایران با كمك ایتالیای موسولینی برای خود یك نیروی دریایی كارآمد به وجود آورده بود و در خلیج فارس موی دماغ انگلستان شده بود. به علاوه، تمایل به آلمان در بسیاری ازمقامات وقت ایران دیده می شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اعتراض دكتر مصدق به شوروی ـ ایرانیان با تجربه از گذشته نمی خواهند که دست نشانده شوند



    دكتر مصدق نماینده تهران در مجلس شورای ملی در جلسه 12 اسفند سال 1324 به شوروی كه حاضر به خارج ساختن نیروهایش از ایران نمی شد اعتراض كرد و سران مسكو را افرادی خواند كه به تعهد خود و میثاقهای جهانی و موازین بین المللی كه ضامن رعایت حقوق ملتهاست بی اعتنا هستند و بااین كار خود، حاكمیت ملتها و صلح جهانی را به مخاطره می افكنند و كره زمین را به صورت جنگلی كه قوی ضعیف را پاره می كند در می آورند و از این راه، تمدن بشر راتضعیف و خارج از اخلاقیات می سازند. وی گفت كه مماشات با رهبران مسكو بر میزان توقعات آنان می افزاید؛ جهان حساب و كتاب دارد باید با سماجت قضیه را دنبال كرد.
    دكترمصدق گفته بود كه رهبران مسكو باید بدانند كه ایران با تاریخ درخشان و مردم وطندوست خود اروپای شرقی نیست و با تجربه از 140 سال گذشته نمی خواهد که دست نشانده شود.
     با انعكاس این مطالب در رسانه های جهان، كمتر از سه هفته بعد ترومن رئیس جمهوری آمریكا به شوروی اخطاركرد كه اگر نیروهایش را از ایران خارج نسازد آمریكا هم نیرو به ایران خواهد فرستاد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
گسترش تظاهرات و اجتماعات برای ملی شدن نفت
اجتماعات تهران با هدف درخواست لغو قرارداد نفت با انگلستان و ملی كردن صنعت نفت در 12 اسفند 1329 (سوم مارس 1951) بیش از روزهای دیگر بود و چهار روز بعد رزم آرا نخست وزیر كه مخالف ملی شدن نفت بود جان خود را بر سر این مخالفت گذارد. در این اجتماعات از هرگروهی ــ ملی گرا، مذهبیون و كمونیست ــ دیده می شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
وزارت «امر به معروف و نهی از منکر» ایجاد نشد و فساد و بزه از ایران رَخت بَرنبست
طبق گزارش روزنامه های تهران، مندرج در شماره های 12 اسفندماه 1357 (و در آن سال؛ روز شنبه) آیت الله عظمی خمینی گفته بود که باید در ایران یک وزارت «امر به معروف و نهی از منکر» ایجاد شود.
    بسیاری از برجستگان وقت این اظهار رهبر انقلاب را تایید کرده و گفته بودند که بدون ایجاد یک وزارت «امر به معروف و نهی از منکر»، نظام کشور «اسلامی تمام عیار» نخواهد شد و جرم و فساد [که ریشه 700 ساله ـ از زمان مغولان دارد] از میان نخواهد رفت و رنج های ناشی از آن که انقلاب را پدید آورد باقی خواهد ماند. دستگاه قضایی «مرتکب بزه» را محاکمه و پس از ثبوت جرم مجازات می کند ولی باید وزارت امر به معروف باشد تا با اصلاح افراد، از وقوع جرم پیشگیری کند و افراد به خود اجازه ورود به بزهکاری و نقض حق را ندهند. جرم ها و خیانت ها ناشی از ضعف اخلاقیات است و اسلام کامل ترین دستورهای اخلاقی را به دست داده است و انقلاب اسلامی برای این بوده است که فساد و تباهی نباشد و حقوق فرد و دولت محفوظ بماند.
    نظر آیت الله خمینی و تایید آن از سوی برجستگان کشور توسط خبرگزاری ها مخابره شده بود و چند روحانی اسلامی در چند کشور دیگر از آن جانبداری کرده بودند.
    مرور زمان نشان داد که هنوز چنین وزارتخانه ای تاسیس نشده است و جرم، بزهکاری و ریشه فساد دولتی باقی ماند و رسانه های جمهوری اسلامی در چندسال گذشته وقوع برخی از این فساد و بزهکاری ها را به صورت خبر منعکس کرده اند از جمله فساد بانکی بزرگ و ....
    بخشی از صفحه اول شماره دوازدهم اسفندماه 1357 روزنامه اطلاعات (20 روز پس از پیروزی انقلاب) حاوی اظهارات رهبر انقلاب بود که باید در ایران وزارت امر به معروف تاسیس شود.
    می دانیم هرچه که امروز خبر است فردا می شود تاریخ. صفحات روزنامه یک سرنخ برای تاریخ نگاران، پژوهشگران و مؤلفان است و سند قضاوت وضعیت وقت:
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
کُپی صفحه اول و چند مطلب دیگر از شماره 15799 ـ 13 اسفند 1357 روزنامه اطلاعات (21 روز پس از پیروزی انقلاب) برای یادآوری گذشته و پژوهش:

    



    
    _ _ _ _ _
    تقریبا نیمی از صفحه دوم این شماره روزنامه اطلاعات حاوی مطالب مربوط به مصدق بود که یکی از آنها این مطلب جالب در توصیف مصدق است:
    
    



    
    _ _ _ _ _
    صفحه چهارم این شماره روزنامه اطلاعات نیز اختصاص به «یادنامه مصدق» داشت که محسن میرزائی آن را تنظیم کرده بود ازجمله مصاحبه مشروح با آیت الله زنجانی درباره مصدق. محسن میرزایی که از فارغ التحصیلان نخستین دوره آموزش روزنامه نگاری ایران در سال 1335 (1956 میلادی) است همچنان بکار روزنامه نگاری و تاریخ نویسی ادامه می دهد. وی در روزنامه اطلاعات تا دستیاری مدیریت آن پیش رفت و از سال 1373 در روزنامه ایران سرگرم کار شد و .... میرزایی تحصیلات روزنامه نگاری خود را در اروپا و آمریکا تکمیل کرده است:
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
گزارش رسانه ها درباره برکنارشدن عبدالناصر همّتی از وزارت اقتصاد و دارایی و کناره گیری محمدجواد ظریف از معاونت رئیس جمهور
یکشنبه 12 اسفند 1403 (دوم مارس 2025) جلسه مجلس شورای اسلامی برای بررسی استیضاح عبدالناصر همّتی وزیر اقتصاد و دارایی کابینه دکتر مسعود پزشکیان رئیس جمهور برگزار شد و در پی اظهارات همّتی و دکتر پزشکیان و برخی از نمایندگان، رای گرفته شد که 182 نماینده رای به عزل و 89 نماینده رای به ابقاء همّتی در سمت وزارت دادند. از اظهارات نمایندگان چنین بر آمده است که کاهش ارزش پول ملی، تورّم و مسائل معیشی از دلایل استیضاح بود. همتی 67 ساله، همدانی و مورد حمایت حزب کارگزاران سازندگی قبلا رئیس بانک مرکزی بود. وی در دانشگاه، نیز مدرّس عِلم اقتصاد بوده است. در پی رای منفی اکثر نمایندگان مجلس، دکتر پزشکیان برای وزارت اقتصاد و دارایی یک سرپرست موقت منصوب کرد.
    چند ساعت پس از رای گیری مجلس و انتشار نتیجه، گزارش های مربوط به کناره گیری محمد جواد ظریف از معاونت راهبردی رئیس جمهور نیز تأیید شد. ظریف در شبکه اجتماعی ایکس (تویتر) نوشته است که دیروز به «دعوت» رئیس قوه قضاییه به دیدار وی رفت و او [رئیس قوه قضائیه] با اشاره به شرایط کشور توصیه کرد که برای پیشگیری از فشار بیشتر بر دولت، به دانشگاه [کار تدریس] بازگردد که «بی‌درنگ» این توصیه را پذیرفت. فشارها عمدتا مرتبط با دوتابعیتی بودن فرزندان ظریف بوده است.
    گزارش استیضاح همّتی تیتر بزرگ صفحات اول شماره دوشنبه 13 اسفند روزنامه ها بود که به عنوان نمونه کپی تیتر چند روزنامه ها در زیر درج شده است:
    



    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو اندیشه
لیمونوف، مردی با فرضیه های تازه در آسمان روسیه: ناسیونال بلشویسم National Bolshevism
Eduard Limonov
ادوارد ساونكو Eduard V. Savenko (لیمونوف Eduard Limonov) نویسنده و شاعر روس و صاحب یك فرضیهِ «ناسیونال سوسیالیسم» تازه، موسس حزب «ناسیونالیست بلشویكز = ناسیونال بلشویک National Bolshevik» و منادی انقلابی از نوع جدید كه از آغاز قرن 21 شهرت بیشتری یافته 22 فوریه 1943 به دنیا آمده است. «لیمونوف» نام مستعار و قلمی اوست، زیرا كه پوستش كمرنگ و اصطلاحا لیمویی است و دوستانش از نوجوانی اورا با این نام خطاب می كرده اند. وی كه نزدیک به هشت سال (از 1974) در آمریكا اقامت اجباری داشت و یكی از كتابهایش را كه «این من هستم؛ اِدی! It,s Me, Eddie» عنوان دارد در آنجا منتشر ساخت كه بعدا به روسی، آلمانی،فرانسه و ... هم ترجمه شد و بیش از یك میلیون نسخه فروش داشت می گوید كه «آمریكائیسم» از «كاپیتالیسم» جداست، هردو به حال جهان زیان آورند و بر مردم آمریكاست كه دولتِ شان را مجبور به ترك و یا تعدیل این دو روش كنند. احتمالا شعار اوباما ـ تغییر ـ در جریان نخستین کمپین انتخاباتی اش بر همین پایه بود.
     وقتی كه از لیمونوف سئوال می شود؛ او كه هشت سال از كمكهای رفاهی (وِلفِر) آمریكا استفاده كرده بود چرا با سیاست های آن كشور تا این حد مخالف است؛ می گوید كه آمریكا دنیا را می چاپد، و این پول از خود آن نیست و به علاوه، كمك معیشتی به پناهندگان سیاسی را به خاطر تبلیغ سیاسی علیه دولت هایِ بخصوصی می دهد. اگر دولت آمریكا وارد جنگ سرد با شوروی نشده بود، دولت مسكو آن همه مامور اطلاعاتی نداشت كه به من (در آن زمان یك جوان) اشاره كنند: از عقیده ات (سوسیالیسم ملّی) دست بردار و یا از كشور (وطن خود) برو، و گرنه جای تو در سیبری خواهد بود كه من مجبور شدم به آمریكا بروم و چون تا مدتی و پیش از اینکه نویسنده یک نشریه روس زبان در آن کشور شوم بیكار بودم نان آنان را بخورم. لیمونوف كه به روسی، انگلیسی و فرانسه تكلم می كند گفته است كه 44 كتاب نوشته از جمله 15 داستان و به نوشتن كتاب و مقاله ادامه می دهد. لیمونوف پس از تَرک آمریکا تا 1991 در فرانسه زندگی می کرد که تحولات روسیه در این سال، ترس اورا از بازگشت به وطن برطرف کرد.
     لیمونوف كه پس از خروج اجباری در سال 1974 از وطن، به ترتیب در اتریش، ایتالیا، آمریكا و فرانسه زندگی می كرد در سال 1991 به وطن بازگشت و به انتشار نشریه «لیمونكا» دست زد كه هنوز چاپ می شود. مقامات روسیه فدراتیو بعدا او را به دادگاه بردند كه «لیمونكا» در اذهان یك مفهوم دیگر هم دارد و آن «نارنجك دستی كوچك، شبیه لیمو» است و این نام درحقیقت تهدیدكردن دولت است كه دادگاه این اتهام را نپذیرفت.
     فرضیه های لیمونوف كه هركدام در یك كتاب قرارداده شده اند متعدد اند. فرضیه های شماره یك و دو او عبارتند از:
    تمدن نوین. وی معتقد است كه كار بشر با این تمدن (تمدن کنونی) به جایی نمی رسد و این «بن بست» در طول تاریخ بارها و به دفعات به اثبات رسیده است. ، این تمدن فسادآفرین شده و مقام انسانی را تنزل داده و به انحطاط می كشاند. در این تمدن، مردم آنچه را كه می گویند عمل نمی كنند و یا عكس آن را انجام می دهند، آزمند، بیرحم و خودخواه شده اند و به خاطر پول یكدیگر را پاره می كنند. این تمدن را نمی توان اصلاح كرد، جز با انقلاب ـ انقلابی از نوع فرهنگی، و تا چنین انقلابی روی ندهد؛ بشر آرامش و سعادتی را كه در جستجویش است به دست نخواهد آورد.
     روسیه ای دیگر The Other Russia؛ به باور لیمونوف، ساختار اجتماعی ـ انسانی روسیه باید تغییر كند زیرا كه در این ساختار، آزمایش دو نظام فئودالی و سوسیالیستی با شكست رو به رو شد و بنابراین باید نخست روانشناسی روس ها را تغییر داد، باید آینده نگر باشند، نه «روزگذر و نزدیك بین» و .... فكر فساد باید از ذهن روس ها پاك شود به گونه ای كه به محض مشاهده اثری از آن، جملگی بپاخیزند و در نطفه خفه اش كنند. او می گوید كه لنین فرضیه اقتصاد ماركسیستی را تعدیل كرد و اجازه داد كه فعالیت خصوصیِ محدود ادامه داشته باشد كه پس از مرگش زیر این تعدیل زدند و شكست از همین جا آغاز شد و ادامه یافت. دمكراسی شورایی كه بهترین راه حل برای مسئله حكومت و تحقق حكومت مردم بر مردم است و لنین انتظارش را داشت در شوروی عملی نشد و مردم، نمایشی از آن را می دیدند. لیمونوف یک حزب نیز بر پایه این عقیده اش به نام The Other Russia تاسیس کرده است.
    لیمونوف درعین حال كه ملی فكر می كند و خواهان اجرای فرضیه هایش در روسیه است؛ از ایجاد اتحادیه ای از ملل «اوراسیاEurasia» كه از منافع بین المللی این ملل دفاع كند و به تحكیم همبستگی های اقتصادی و فرهنگی ملل منطقه بپردازد جانبداری می كند و بنابراین در این راستا از پیروان عقیده «هگلHegel» مبنی بر همكاری و همبستگی منطقه ای است كه نزدیك به دو قرن پیش آن را اعلام داشت. با وجود این، لیمونوف می خواهد كه روسیه در كانون «اوراسیا» قرارداشته باشد.
     لیمونوف كه حزب «ناسیونالیست بلشویكز » را در سال 1993 تاسیس كرده است فاشیسم را رد می كند و می گوید كه آن دو كلمه (ناسیونالیسم و بلشویسم) یعنی عشق به وطن و هموطنان. «سوسیالیسم محدود و ملی ـ داخلی» وطن را نیرومند و هموطنان را سعادتمند و فارغ از رنج و تعَب خواهد كرد. تحقق سوسیالیسم جهانی كه كمونیست ها پیرو آن هستند به علت تفاوت فرهنگها و شرایط اجتماعی ـ اقتصادی ملل، اگر محال نباشد بسیار دشوار خواهد بود و به علاوه، نیروهایی هستند كه مانع خواهند شد و سد ایجادخواهند كرد بمانند ایستادگی آمریكا در برابر شوروی سابق كه به شكست انترناسیونالیسم انجامید، ولی نیرویی وجود ندارد كه با منطق قوی بگوید برای وطن و هموطنان فداكاری نكن.
    لیمونوف می گوید: استدلال دولت روسیه كه حزب اورا قانونی نمی داند یكی مشابهت نام آن با حزب ناسیول سوسیالیست آلمان (نازی) است و یكی دیگر اینكه چرا اعضای حزب عمدتا جوانان هستند و یا اینكه چرا من «پریده رنگ» لباس مشكی می پوشم و عكس میخائیل یاكونینMikhail Bakunin (آناركیست روس) در یكی از اطاق های حزب دیده شده است و ...، پس افراطی است و افراطی گری (اكستریمیسم) را تبلیغ خواهد كرد.
    لیمونوف می گوید: چند سال پیش پس از خرید یك تفنگ كالاشنیكوف مرا دستگیر و اتهام تروریسم و اینكه می خواهم دسته مسلح تشكیل و معادن طلای كزاخستان «قزاقستان» را تصرف كنم و به روسیه بازگردانم وارد ساختند كه دادگاه جز اتهام خرید تفنگ ـ پیش از دریافت پروانه، اتهامات دیگر را نپذیرفت و دو سال در زندان بودم و در این مدت هشت كتاب نوشتم كه زمینه آنها خاطرات خود من از شوروی، از آمریكا، از دوران دوری از میهن و ... بود.
    كتاب های داستانی معروف لیمونوف عبارتند از: «مرخصی آمریكایی»، ارقه (ناكس)، آناتومی یك قهرمان، وحشیان هم ...، زندانی مرد مرده، عشق عشقها (مادر همه علاقه مندی ها) و ....
    لیمونوف كه بزرگترین عشق را علاقه به مردم و وطن می داند برای نامزد شدن در انتخابات دوم مارس 2008 دو میلیون امضاء جمع آوری كرده بود، و دیگر معلوم نشد كه چرا نام او در میان نامزدهای احراز مقام ریاست جمهوری نبود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای داستان نویسی
نظرات و انتقادهای نویسنده ممنوع القلم شوروی ـ اگر کرملین به اندرزها و هشدارهای این نویسنده گوش فراداده بود، شوروی فروپاشی نمی کرد
فیودور ابراموف Fyodor Abramov یک روستازاده روس بود که 29 فوریه 1920 به دنیا آمده بود. وی که سختی ها را دیده بود در جوانی و با اشتیاق کمونیست شده و به دانشگاه رفته بود. آتش جنگ جهانی دوم که به لنینگراد (سن پترزبورگ) ـ شهر محل اقامت ابراموف رسید، لباس سربازی بر تَن کرد و به دفاع از وطن برخاست. پس از جنگ و تکمیل تحصیلات، مدرّس دانشگاه شد. وی که مشکلات جامعه را لمس و آنهارا ناشی از سوء مدیریت و ضوابط اداری ـ اجرایی خلاف منطق دستگاهها دیده بود به نوشتن مقاله و انتقاد پرداخت. انتقادهای او، کمیته مرکزی حزب کمونیست را خشمگین ساخت بگونه ای که وی را ممنوع القلم کرد و نشریات از چاپ نوشته ها و نظرات او منع شدند. ابراموف که چنین دید به نوشتن داستان روی آورد ـ کاری که در چنین شرایط از زمان نوشته شدن داستانِ هندیِ «کلیله و دِمنه» رواج داشت. وی ناله های خودرا در قالب داستان سر می داد و ضمن بیان مشکل و تشریح آن، راه حل نیز نشان می داد. ولی، جز دو ـ سه داستان نخست، توزیع کتاب های او ممنوع شد. به رغم این ممنوعیّت، به نوشتن و منتظر فرصت برای انتشار آنهاشدن ادامه داد. وی در این زمینه و انتقاد از این وضعیت نکته ای معروف و جهانی دارد که ضرب المثل نویسندگان و اصحاب فکر شده است، از این قرار است: "نویسنده در دوران ممنوعیّت و حتی در زندان می تواند بهتر بیاندیشد و بهتر بنویسد، اندیشه و اندیشیدن را نمی توان زندانی کرد.".
     چند داستان دیگر ابراموف بعدا و در زمان حکومت خروشچف [اصطلاحا دوره اصلاحات و به قول مائو، دوره تجدید نظر طلبی] به چاپ رسید و چاپ و ترجمه آنها به زبان انگلیسی، آلمانی و اسپانیایی از اواخر دهه 1970 آغاز و توزیعِ شان جهانی شد.
     از نوشته های ابراموف که چهاردهم ماه می 1983 و در 63 سالگی درگذشت چنین برمی آید که بلشویک های روسیه از همان نخستین روز پیروزی انقلاب (اکتبر 1917) به بیراهه افتادند. رهبری انقلاب، و احتمالا از روی ناچاری و فشار، اداره امور کشوررا به کسانی [طلبکاران از انقلاب] سپرد که رموز مدیریت را نمی دانستند، باهم ـ پنهان و آشگار ـ مبارزه و رقابت داشتند، از جزئیات فرضیه مارکس و تفسیرهای آن، علل و ریشه انقلاب روسیه و هدف و انتظارِ از آن، آنطور که باید آگاه نبودند، به سوسیالیسم و شعارهای انقلاب وفاداری و نسبت به منافع جامعه دلبستگی و دلسوزی قلبی نداشتند و تنها به رفاه، جاه و مقام خود می اندیشیدند و اصطلاحا مُشتی فرصت طلب بودند و با این روحیه و رفتار به تدریج از مردم و انتظار و نیاز آنان فاصله گرفتند که عملا، یک عقب گرد و بازگشتی به روش های اداری عهد تزارها بود ـ بازگشتی که قدرت های رقیب و معاند خواهان آن بودند. این جماعت فرصت طلب و ناآگاه از رموز مدیریّت، و بی وفا و بی علاقه به اصول سوسیالیسم، در عین حال خودرا در پناه دیوار بلند سوسیالیسم پنهان کرده بودند و واقعیت هارا نمی دیدند.
     به باور مفسّرانِ مشاهدات و نظراتِ ابراموف و نقدنگاران نوشته هایش، وی از نیمه دهه 1950 فروپاشی شوروی و سوسیالیسمِ به بیراهه افتاده آن را پیش بینی کرده و هشدار داده بود. وی تضعیف ناسیونالیسم روس توسط بلشویک های اولیه را عامل شماره یک مسائل و ضعف ها خوانده بود و گفته بود که پیشرفت و قدرت تنها در سایه میهندوستی و وطن شناسی (اطلاع از جزئیات تاریخ وطن، شرح احوال گذشتگان و آگاهی از تجربه های نیاکان) به دست می آید.
     داستانهای اخیر ابراموف به فساد اداری و لوکس گرایی مدیران و مقامات شوروی هم اشاره دارد که به بیماری خوره یک سیستم و رژیم تعبیر شده است.
     ابراموف در کتاب نرمش و انعطاف [که ناشران عنوان ترجمه انگلیسی آن را «اکثریت ساکت» گذارده اند] نوشته است که کرملین نباید سکوت مردم را حَمل بر رضا کند [می کرد] و بی خیال بنشیند [می نشست].
     نخستین داستان ابراموف زندگی در کلخوز ـ پس از جنگ [جنگ جهانی دوم] عنوان دارد که مشکلات بویژه سختی های کار و زندگانی کشاورزان را به دست داده ازجمله نارضایتی از منع انتقال (مهاجرت) از یک کلخوز (مزارع اشتراکی) به کلخوز دیگر، تَرک کار کشاورزی و پرداختن به کاری دیگر ـ اشتغال مورد علاقه، و نیز انتقاد از مطبوعات وقت که از هر چیز چهره زیبا ترسیم می کنند تا سران حزب و مدیران دولتی را راضی سازند. وی نوشته است که از نظام سوسیالیستی چنین رفتارها انتظار نبود.
     ابراموف در کتاب «راه و چهار راه» از ضعف و سوء مدیریت در شوروی که اسما یک جامعه ایدئولوژیک بود نالیده و در عین حال راه حل هایی را که به نظرش می آمده ارائه کرده است، ولی در آن زمان گوشِ شنوا نبود.
     ابراموف در داستان تحت عنوان «خوانده نشده» نشان داده است که بخشنامه های حزب [حزب حاکم، حزب کمونیست] و نطق ها و توصیه های عمومی سران حزب و دولت خوانده نمی شوند [نمی شدند] و بسیاری از مدیران [وقت] اصول سوسیالیسم و فرضیه مارکسیسم ـ لنینیسم را کاملا نخوانده و به رعایت آن اعتناء ندارند [نداشتند] و ....
     وی در داستان تحت عنوان کتاب تمیز [کتابی که ورق نخورده باشد تا دست مالی و کثیف شود] اشاره کرده است که کتابهای آموزشی حزب حتی از سوی مسئولان خوانده نمی شوند و همچنان کاملا نو و تمیز باقی می مانند. داستان های دیگر او ازجمله «دو زمستان و سه تابستان»، «خانه»، «برادران و خواهران»، «زندگانی نو»، «پرواز قوها» و ... همه اش در انعکاس وجود تبعیض، فاصله گرفتن مقامات و بزرگان از توده مردم و بی اعتنایی آنان به گزارش ضعف ها و مشکلات، و وجود دشواری های روزافزون در جامعه شوروی وقت بوده است.
     فروپاشی شوروی از درون و تفسیر نظرات ابراموف که در قالب داستان بیان شده است وی را در عداد نویسندگان و اندیشمندان بزرگ قرارداده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نویسنده ای که 61 داستان و 27 کتاب دیگر نوشت!
Edward F. Benson
ادوارد بنسون Edward F. Benson نویسنده انگلیسی 29 فوریه 1940 در 73 سالگی درگذشت. وی داستان نگار، شرح حال نویس (بیوگرافر) و تاریخنگار بود.
    بنسون در طول عمر نویسندگی 61 ناول (داستان) و 13 داستان کوتاه (شورت ستوری) نوشت. داستانهای کوتاه او که رویداد واقعی بودند نخست به صورت پاورق در مجلات به چاپ می رسیدند. بنسون 11 تاریخچه به سبکی خاص که بی شباهت به «شرح حال = بیوگرافی» نیستند نوشته است ازجمله کتاب های «فردیناند ماژلان»، «فرانسیس دریک»، «دختران ملکه ویکتوریا» و قیصر [قیصر آلمان] و بستگان انگلیسی اش [خاندان سلطنتی انگلستان] که قسمتی از تاریخ جنگ جهانی اول است [دو خانواده سلطنتی که بستگان یکدیگر بودند برضد هم وارد جنگ شدند و پس از آغاز جنگ خانواده سلطنتی انگلستان از ترس انگلیسی ها نام خانوادگی خودرا تغییر داد]. «تاریخ اجتماعی انگلستان» مهمترین کار تاریخنگاری بنسون است. وی خاطرات و اتوبیوگرافی اش را در سه جلد منتشر کرده است.
    معروفترین و تاثیرگذارترین داستانهای بنسون عبارتند از: زندگانی مخفی، اطاقی در برج، میراث خور، از امور خانوادگی، آنطور که بودیم، مردی که نمی اندیشید، پا در هوا و شهر بی قانون.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دنیای ورزش
سازماندهی "هاکی روی یخ Ice Hockey"
Arthur Hockey

برای نخستین بار در تاریخ ورزش، سوم مارس 1875 و در مونترآل کانادا هاکی روی یخ Ice Hockey (نوعی بازی چوگان روی یخ) سازمان داده شد. سرگرمی انفرادی سریدن و لیزخوردن روی یخ سابقه هزاران ساله دارد ولی از این تاریخ دارای سازمان، تیم، قواعد و اصول شده است. قواعد این بازی ازجمله شمار بازیکنان هرتیم که شش نفر باید باشند، دیسک بازی و گلر (گلی) و نوع کفش (اسکیت) در نشریه مونترآل گازت انتشار یافت. به علت طبیعت یخ، این بازی باید در سالن سرپوشیده انجام شود. هاکی روی یخ از سال 1920 بر بازیهای المپیک (زمستانی) اضافه شده است. هم اکنون 69 کشور دارای تیم های هاکی روی یخ هستند.
    تاریخ ورزش از آرتور هاکیArthur Hockey ـ اشراف زاده انگلیسی به عنوان تنظیم کننده و مدرنیزه کننده بازی هاکی یاد کرده است که عنوان این بازی از نام او گرفته شده است. وی در قرن هفدهم می زیست و ظاهرا در سال 1614 اصلاحات خودرا درباره بازی قدیمی هاکی (چوگان) منتشر کرد و تعمیم داد.
Ice Hockey

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
زادروز محمدسعید حبشی روزنامه نگار و داستان نویس ایرانی ـ یک نمونه دیگر از نیروی اشتیاق
Mohammad-Saeed Habashi
12 اسفندماه زادروز محمدسعید حبشی روزنامه نگار و داستان نویس ایرانی است که بسال 1322 (مارس 1944 میلادی) در شیراز به دنیا آمده و در ایالات متحده (شهر لس آنجلس) بکار قلم ادامه می دهد.
    حبشی در همه بخش های ژورنالیسم ـ از روزنامه و مجله تا رادیو تلویزیون ـ مهارت کامل دارد. وی که از نوجوانی اشتیاق به «نوشتن» داشته هنوز دوران تحصیلات متوسطه را به پایان نرسانده بود که وارد دنیای ژورنالیسم شد. حبشی همزمان با تهیه مطلب برای مطبوعات استان فارس، به نوشتن نمایشنامه برای رادیو شیراز دست زد. انتشار «بوسه روی شن های ساحل» که یک مجموعه داستانهای کوتاه است و نیز دو نمایشنامه بر شهرت او افزود که هر سه در تهران [انتشارات آسیا] تجدید چاپ شدند. با این شهرت، حبشی وارد کار فیلمنامه نویسی شد و در عداد سناریست های حرفه ای قرارگرفت.
    شهرت ژورنالیستی حبشی باعث شد که مدیر عامل وقت خبرگزاری پارس ـ خبرگزاری ملی ایران و اینک معروف به «ایرنا» ـ از او دعوت به همکاری کند و تا ریاست دفتر این خبرگزاری در شیراز ارتقاء یابد.
    با اینکه «روزنامه نگاری» حرفه ای است تجربی و ارتباط به استعداد، هوش، اشتیاق، ظرفیت و دانش عمومی دارد، حبشی برای دیدن دوره روزنامه نگاری دانشگاه تهران به پایتخت نقل مکان کرد. وی در اینجا، همزمان با تحصیل در دانشگاه، در روزنامه اطلاعات و سازمان رادیوتلویزیون ملی سرگرم بکار شد بگونه ای که در شبانه روز، تنها 4 ـ 5 ساعت فرصت استراحت داشت. از آنجاکه داستان نگار بود، در اطاق خبر روزنامه اطلاعات ـ قدیمی ترین روزنامه پایتخت ـ میز حوادث شهری (مسئول پوشش رویدادهای پلیسی ـ قضایی) را انتخاب کرد و طولی نکشید که به معاونت دبیر این میز ارتقاء یافت و بر جای احمد سروش داستان نگار بنام ایران که در دهه 1330 همین مقام را در میز حوادث روزنامه اطلاعات داشت نشست. حبشی به دلیل تجربه در کار خبرگزاری، در سازمان رادیوتلویزیون ملی، عمدتا در خبرگزاری اختصاصی این سازمان [اینک معروف به دفتر مرکزی خبر] که غلامحسین صالحیار ـ ژورنالیست بزرگ ایران ـ آن را در نیمه دوم سال 1350 ایجاد کرده بود فعالیت داشت. این فعالیت ها، مانع از تداوم داستان نگاری و فیلمنامه نویسی حبشی نشد که همه اینها ـ از روزنامه، رادیوتلویزیون، کتاب، فیلم و عکس ـ The mass media و به فارسی «رسانه گروهی» خوانده می شوند. حبشی با این فعالیت ها یک بار دیگر درستی فرضیه «دیوید هیومDavid Hume» فیلسوف انگلیسی را به اثبات رسانید که گفته است اشتیاق (Desire) حاکم بر کردار انسان است تا دلیل و منطق (Reason) و مسیر حرکت اورا تعیین می کند.
    پس از انقلاب، حبشی نیز بمانند بسیاری از روزنامه نگاران، نویسنگان و هنرمندان (روشنفکران) ایران جلای وطن کرد و به آمریکا نقل مکان و ساکن لس آنجلس (اصطلاحا تهرانجلس) شده و به فعالیت ژورنالیستی، داستان نگاری و فیلم ادامه داده است. فیلم «برخورد فرهنگها ـ قصه عشق» یک محصول کار حبشی در آمریکاست. وی در این کشور یک نشریه هفتگی به نام «تلاش» منتشر کرد که زمین لرزه سال 1994 کالیفرنیا به دفتر نشریه او در لس آنجلس آسیب سخت وارد ساخت و در نتیجه، حبشی به انتشار آن پایان و سردبیری دو نشریه «هنرمند» و «تهران» را برعهده گرفت.
    حبشی که دارای سه فرزند است اینک از همکاران مجله پُرتیراژ دوزبانه بین المللی «جوانان» به مدیریت مهدی ذکایی، و مقاله نویس روزنامه «عصر امروز» است و برای تلویزیون کانال یک (لس آنجلس) نیز تفسیر سیاسی می نویسد که جمعه ها پخش می شود. آخرین کتاب او که به توزیع داده شده است «برهنه در مرداب» عنوان دارد که حاوی 21 داستان کوتاه است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزنامه نگار، تاریخنگار و سردبیر دائرة المعارف بریتانیکا ـ اشاره ای به اصل «اعتیاد به روزنامه نگاری»
Walter Yust
29 فوریه سالمرگ والتر یوست Walter Yust روزنامه نگار و تاریخنگار آمریکایی است که در سال 1960 و در 66 سالگی درگذشت.
    یوست از 23 سالگی و پس از اتمام تحصیل در دانشگاه پنسیلوانیا به کار «خبر و نظر» پرداخت و برغم سردبیری دائرة المعارف بریتانیکا و تالیف کتاب، تا آخرین روز حیات از آن دست نکشید. وی که 22 سال سردبیری بریتانیکا در آمریکارا بر عهده داشت در کتاب خاطرات و اندرزهای خود نوشته است: " روزنامه نگاری یک اعتیاد ترک نشدنی است. کسانی که بخواهند گام به این حرفه بگذارند باید این واقعیت را بدانند. ترک این حرفه به مرگ زودرس روزنامه نگار منجر می شود. من این واقعیت را از مطالعه سرگذشت دهها روزنامه نگار به دست آورده ام. روزنامه نگار عاشق مردم است و خواهان رفاه، سعادت و شادزیستن آنان. خبر و نظر رسانی حرفه ای (بی طرفانه و کامل) از بزرگترین خدمات به بشریت است. بشر نیاز به اندرز دارد و اندرز با طرح مشکلات و اشتباهات دیگران داده می شود که کار روزنامه نگار است.".
    یوست علاوه بر نوشتن هزاران مقاله و سردبیری بریتانیکا، چندین کتاب که همگی زمینه تاریخی دارند تالیف کرده است. مرگ نسبتا زودرس اورا افراط در کار و کمبود خواب و استراحت و بیماری های ناشی از آن اعلام کرده اند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
جنگ دوم تریاک با چین ـ قدرت های وقت چین را مجبور به خرید تریاک کردند! که نتیجه اش اعتیاد چینیان بود
سوم مارس 1857 انگلستان و فرانسه به چین اعلان جنگ دادند و جنگ دوم تریاک آغاز شد که تا سال 1860 ادامه یافت و به شکست نظامی چین انجامید. در جریان این جنگ، قدرت های جهانی دیگر به انگلستان و فرانسه پیوسته بودند.
    طبق قراردادهای پایانی این جنگ، دولت وقت چین که از توان نظامی کافی برخوردار نبود قبول کرد که تجارت تریاک انگلستان با چین قانونی شود که نتیجه اش اعتیاد چینی ها بود. طبق این قراردادها، دولت چین همچنین موافقت کرد که بنادر خودرا به روی قدرت های وقت بازبگذارد، از واردات این کشورها عوارض گمرکی نگیرد، مانع مهاجرت کارگران «ارزان مزد» چینی به آمریکای شمالی (کانادا و ایالات متحده) و مستعمرات قدرت های وقت نشود، کشتی های نظامی آنان بتوانند وارد بنادر چین شوند، مانع فعالیت مروجّین مسیحیت نشود و هرگونه قرارداد به زبان انگلیسی نوشته شود.
     نخستین جنگ تریاک، تنها میان چین و انگلستان روی داده بود زیرا که چینی ها تریاک ها انگلیسی ها را که از هند به چین صادر می شد به دریا ریخته بودند. در این جنگ، «هنگ کنگ» چین به تصرف انگلستان درآمده بود
     مورّخان معاصر نوشته اند که تسلیم چین به این شرایط باعث رشد امپریالیسم شد، به همانگونه که پس از فروپاشی شوروی نیز فعالیت های امپریالیستی شدّت گرفت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
پیمان «سن استفانو» و قرارگرفتن مسکو و لندن در برابر یکدیگر در بالکان
سوم مارس 1878 به رغم مخالفت انگلستان، قرارداد پایان جنگ روسیه و عثمانی معروف به پیمان «سن استفانو» میان دو دولت امضاء شد. روسیه از این جنگ كه تا دروازه های استانبول گسترش یافته بود، دو هدف داشت؛ یكی اجباركردن عثمانی به تایید استقلال صربستان، مونته نگرو، مقدونیه و بلغارستان بود كه اكثریت جمعیت این منطقه اسلاو و همنژاد روس ها هستند و دیگری بسط نفوذ خود از طریق این اسلاوها (اسلاوهای جنوبی) تا مدیترانه. انگلستان رقیب استعماری وقت روسیه مایل به این کار نبود، مخصوصا نمی خواست كه بلغارستان به دریای سیاه و دریای اژه راه یابد.
     با این كه انگلستان برای ادامه جنگ با روسیه به كمك عثمانی كشتی جنگی فرستاده بود و این كشتی ها به تنگه «بُسفور» (منطقه استانبول) رسیده بودند، سران عثمانی ترجیح دادند كه با روسیه سازش كنند، زیرا می دانستند كه انگلستان تنها به منافع خودش می اندیشد. عثمانی با امضای پیمان «سن استفانو» درعین حال روسیه و انگلستان را در برابر یكدیگر قرارداد.
     در واکنش به این پیمان، انگلستان به تحریک صربستان و بلغارستان برضد یکدیگر پرداخت و ایندو را به جان هم انداخت و هنگامی كه روسیه برای پایان دادن به جنگ این دو كشورِ همسایه به میانجیگری پرداخت، انگلستان نیز وارد مذاكرات شد كه از سوم مارس 1886 در بوخارست آغاز گردیده بود. مذاكرات بوخارست موفق به برقراری صلح میان صربها و بلغارها شد ولی، دیگر انگلستان از منطقه بالكان خارج نشد و اثر انگشتش همه جا در رویدادهای بعدی بالكان مشاهده می شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سیاست خارجی آلمان، 7 سال پس از وحدت و امپراتوری شدن ـ سیاست تقسیم مسالمت آمیز جهان میان اروپاییان!
ديسرائيلي --------------------- بيسمارک

دولت آلمان به صدر اعظمی بیسمارک هفت سال پس ازاینکه موفق شد آلمانی هارا به زیر یک پرچم بیاورد و امپراتوری اعلام کند از مارس 1878 سیاست خارجی تازه ای در پیش گرفت و این سیاست پایه استعماری و سهم خواهی داشت ولی بدون درگیری بارقیبان. اجرای این سیاست نیاز به این داشت که میان قدرتهای اروپایی به جای معارضه سازش بر قرار باشد. با همین هدف، دولت آلمان کنگره برلن را در 13 ژوئیه 1878 برای حل اختلاف مستعمراتی اروپائیان و تصاحب مسالمت آمیز سایر سرزمین ها، ایجاد تفاهم میان قدرتهای اروپایی و در همین راستا رفع بحران تازه روابط انگلستان و روسیه و تشكیل داد. دراین كنگره بود كه تمامی قفقاز به روسیه، بوسنی ــ هرزگوین به اتریش، قبرس به انگلستان و کنگو به بلژزیک داده شد و میان اروپاییان برسر تقسیم آفریقا توافق بعمل آمد و .... همچنین قرارشد كه بلغارستان، مقدونیه و آلبانی با حفظ استقلال خود؛ اسما ( و تشریفاتی) جزیی از امپراتوری عثمانی به شمار آیند.
    در كنگره برلن دیسراییلی نخست وزیر یهودی انگلستان از فرصت استفاده كرد و اندیشه روسیه از ایجاد یك اتحادیه سراسری «پان اسلاو» از خاوردور تا دریای آدریاتیك را افشاء كرد. اما، این افشا گری با مداخله بیسمارك به حمایت از روسیه به جایی نرسید.
    انگلستان به تحریكات خود در خارج از جلسات كنگره ادامه داد و صربستان و بلغارستان را به جان هم انداخت و هنگامی كه روسیه برای پایان دادن به جنگ این دو كشور همسایه به میاجیگری پرداخت انگلستان نیز وارد مذاكرات شد كه از سوم مارس 1886 در بوخارست آغاز گردیده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ادامه و تشدید دامنه اعتراضات روسیه به رغم کوتاه آمدن تزار نیکلای دوم
نیکلای دوم
سوم مارس 1905 نیکلای دوم تزار روسیه که با تظاهرات و ناآرامی رو به رو شده بود با ایجاد مجلسی مرکب از نمایندگان منتخب به نام «دوما» موافقت کرد. ناآرامی و اعتراض عمدتا به سبب فقر توده ها و نظام ارباب و رعیتی و زورگویی اعیان ـ اشراف روسیه بود. این اقدام تزار معترضان روس را راضی نکرد و ناآرامی ها ادامه و شدّت یافت و مدیریت تظاهرات به تدریج به دست کسانی افتاد که ادامه عمر نظام تزاری را مانع و سدِ به قدرت رسیدن خود می پنداشتند و رنگ دمکراسی خواهی به آن زدند و .... دولت های استعماری رقیب روسیه هم کمک کردند و تزار به توصیه اطرافیان ناچارشد دوم مارس 1917 تفویض اختیارات کند شاید که اوضاع آرام شود که بازهم بی نتیجه بود. با کنار رفتن تزار وقت [گرچه ظاهری]، سوسیال دمکراتهای روسیه منشعب و به دو گروه بُلشویک (اکثریون) و مِنشویک (اقلیت ـ اعتدالیون) تقسیم شدند. بلشویکها با عبور از دمکراسی طلبان و سوسیال دمکراتها، خود میداندار شدند و در اکتبر آن سال [طبق تقویم قدیم ـ ژولیان؛ ماه نوامبر1917] انقلاب بلشویکی همه چیزرا در آن امپراتوری زیر و رو کرد. تزار نیکلای دوم و افراد خانواده اش 17 جولای 1918 در تبعیدگاه و بدون محاکمه، به تصمیم یک کمیته محلی انقلاب کشته شدند و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که دولت لندن به دنبال نفت و سلطه، «بغداد» را تصرف كرد و با ساخت کشور عراق و مرزهای مسئله دار همه جا چوب لای زخم گذاشت
نقشه بغداد


    نیروهای انگلیسی كه با هدف بیرون آوردن بین النهرین از دست عثمانی وارد این سرزمین شده بودند از سوم مارس 1917 (12اسفند 98 سال پیش) حمله به شهر بغداد را آغاز كردند و این شهر هشت روز بعد (11 مارس) به تصرف آنان درآمد.
     از نظر انگلیسی ها بغداد كلید تصاحب نفت عراق و سلطه بر سرزمین های عربی و کلید آسیای غربی بشمار می رود. منطقه بغداد از زمان تأسیس تیسفون و استقرار پایتخت ایران در آنجا در سال 135 پیش از میلاد مركز قدرت در شرق بوده است. پس از اشكانیان و ساسانیان، عباسیان آنجا را پایتخت خود قرار دادند و دولت عثمانی با دادن امتیازات فراوان به ایران، بغداد را از آن خود کرده بود. همه تلاش سلاطین عثمانی ـ از آغاز کار این دودمان که خودرا خلیفه مسلمین سنّی اعلام کرده بودند، تصرف بغداد بود و می خواستند که با در دست داشتن بغداد جانشین عباسیان شناخته شوند. عثمانی ها، عملا از بغداد بود که بر مناطق عربی شرق مصر حُکم فرمایی می كردند.
    در جریان جنگ انگلستان با عثمانی برسر عراق، نیروهای عثمانی بسختی مقاومت کردند و در چند نبرد ازجمله زد و خورد مدائن (نه چندان به دور از طاق کسری) واحدهای انگلیسی را به عقب رانده بودند. حكومت انگلیسی ها بر بغداد آسان نبود و دائما گرفتار بپاخیزی، شورش و زد و خورد بودند.
     انگلیسی ها بودند که 9 دهه پیش عراق را از سه ایالت مختلف المذهب و نژاد امپراتوری منحله عثمانی به وجود آوردند، مرزهایش را طبق سیاست خود ـ استخوان گذاردن لای زخم ـ ترسیم و نام قدیمی ایرانی آن (اِراک = ایراک) را برآن نهادند. در دوران ساسانیان، ایالتی که تیسفون (پایتخت) در آن واقع شده بود و تمامی کویت را در بر می گرفت «اراک، به کسر الف» خوانده می شد. تعیین مرزهای مسئله دار عراق و ایران بویژه در اروند رود (شط العرب) کار انگلیسی ها است که در مارس 1970 نزدیک بود کار به یک جنگ تمام عیار میان ایران و عراق بکشد زیراکه ایران قرارداد 1316 هجری را که در آن خط القعر (تالوِگ ـ وسط المیاه) اروند رود تعیین نشده بود و کشتی ها باید با اجازه بصره وارد این رود می شدند و راهنمای عراقی می داشتند لغو کرده بود. منطقه بصره و نواحی شیعه نشین شرق دجله تا اواخر عهد زندیه و منطقه سلیمانیه تا زمان سلطنت محمدشاه قاجار وابسته به ایران بودند. مسائل امروز از آسیای جنوبی تا آفریقا نتیجه همان مرزبندی ها و کشورساختی های استعمار اروپایی است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
کشف نفت در کشور سعودی و نگاهی کوتاه به سیر تحول آن
سوم مارس 1938 کمپانی آمریکایی «استاندارد اویل کالیفرنیا» و شریک آن کمپانی «تکزاس اویل» در منطقه دمام واقع در جنوب شرقی کشور سعودی (نه چندان دور از شهر ظهران و خلیج فارس) نفت کشف کردند. شهر الدمام Ad Dammam حاکم نشین ایالت جنوب شرقی کشور سعودی اینک سومین شهر این کشور پس از جده و ریاض است.
     کمپانی استاندارد اویل 29 ماه مه 1933 از پادشاه وقت کشور سعودی امتیاز اکتشاف نفت گرفته بود که نزدیک به پنج سال بعد موفق به کشف آن شد. یک سال پس از کشف نفت در بحرین بود که این کمپانی تلاش کرد تا از پادشاه سعودی امتیاز اکتشاف و استخراج نفت بگیرد زیرا که متوجه شده بود که سراسر منطقه دارای ذخایر نفت خام است. این ماده چند دهه قبل از آن در ایران و بعدا در عراق کشف و استخراج آن آغاز شده بود. کمپانی استاندارد اویل در سال 1944 بر شعبه خود در کشور سعودی نام آرامکو = Arabian American oil Company گذارد. در سال 1950 و در جریان مبارزات ملت ایران به ملی کردن نفت خود، عبدالعزیز ابن سعود پادشاه وقت کشور سعودی نیز با تهدید به ملی کردن، از کمپانی آمریکایی خواست که قسمتی از سهام آرامکو و سهم بیشتری از درآمد نفت را به آن دولت بدهد. پس از یک رشته تحولات دیگر، آرامکو از 1988 به «سعودی آرامکو» تغییر نام داده است. کشور سعودی اینک بزرگترین صادرکننده نفت درجهان است و ذخایر نفتی آن نیز بیش از سایر کشورهاست و هرسال حدود 3 میلیارد بشکه نفت استخراج می کند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
چند تلاش بی اثر با هدف جلوگیری از تعرض نظامی آمریکا به عراق در مارس 2003
چند تلاش بی اثر در سطح جهان با هدف جلوگیری از تعرض نظامی آمریکا به عراق در یکم و دوم مارس 2003 بعمل آمده بود که ظاهری از این قرارداشت:
    ــ اعلامیه نشست سران عرب در شرم الشیخ مصر. این نشست این استدلال آمریکا را که توسل به نیروی نظامی برای عاری ساختن عراق از اسلحه کشتار جمعی لازم و ضروری است رد کرده و خواسته بود که مسئله عراق از راههای مسالمت آمیز و درچارچوب سازمانها و قوانین بین المللی حل شود. این نشست همچنین كشور های عربی را از شركت در مساعی جنگی علیه عراق و یا هر كشور عربی دیگر را منع و تاکید کرده بود كه اگر قرارست منطقه از وجود سلاحهای كشتار جمعی پاك شود اسراییل هم باید عاری از این نوع سلاحها گردد. [مرور زمان نشان داد که هیچیک از موارد این اعلامیه رعایت نشد و به صورت سطوری بر کاغذ باقی ماند].
    ــ دولت روسیه ملاحظات را كنار گذارد و رسما گفت كه آماده است به خاطر حفظ ثبات جهان، در شورای امنیت از «وتو» استفاده كند و مانع جنگ آمریکا با عراق شود. كمونیستهای روسیه در روز «مدافعان وطن» از پونین خواسته بودند كه با ایستادگی در برابر عزم آمریكا به جنگ، اراده و شخصیت خود را نشان دهد. [مرور زمان نشان داد که آمریکا شورای امنیت را دور زد و بدون مجوز آن، عراق را اشغال نظامی کرد].
    ــ شیراك رئیس جمهور [وقت] فرانسه به مخالفت با حمله نظامی به عراق ادامه داد و دستگاههای سنجش افكار گزارش كرده بودند كه وی با این عمل برای خود و فرانسه در سطح جهان پرستیژ ویژه كسب كرده است. ــ پارلمان تركیه هم با استقرار نیروهای زمینی آمریكا در آن كشور و حمله از خاك تركیه به عراق موافقت نكرد.
    ــ مخالفان تونی بلر نخست وزیر [وقت] انگلستان روش او در قبال عراق را مشابه سیاست و ژست های هیتلر در اواخر دهه 1930اعلام و دست اورا رو کردند.
    ـــ تظاهرات ضد جنگ در سراسر جهان ادامه داشت و در كشور شیلی برای جلب توجه افكار عمومی، صدها تن از تظاهر كنندگان به حالت برهنه در خیابان راهپیمایی كردند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دمیتری مدودیف برنده انتخابات دوم مارس 2008 ریاست جمهوری روسیه ـ راهی که پوتین برای انتخاب شدن خود در مارس 2012 باز کرد
سوم مارس 2008 نتیجه انتخابات ریاست جمهوری روسیه فدراتیو که روز پیش از آن انجام شده بود به این شرح اعلام شد:
     ــ دمیتری مِدودیف (سِنتریست ـ میهندوست و نامزد حزب روسیه متحد به رهبری پوتین): 2ر70 درصد آراء
     ــ ژیرینوفسكی (ناسیونالیست): 4ر9 درصد آراء
     ــ زیوگانوف (كمونیست): 17ر8 درصد آراء
     ــ بوگادوف (لیبرال دمكرات): 3ر1 درصد آراء
    این «درصدها» در عین حال تغییرات ایدئولوژیک (تفکر سیاسی) روس ها را در دهه یکم قرن 21 نشان می داد. مدودیف به رغم قولی که در مسابقه های انتخاباتی داده و گفته بود که با مصرف الکل که عامل «بی خیال شدن» روسهاست مبارزه خواهد کرد برنده شد. اصحاب نظر گفته بودند که در انتخابات مارس 2012 ولادیمیر پوتین قدرت اصلی پشت پرده بود که از 2000 تا 2008 بر روسیه ریاست داشت و چون قانونا نمی توانست متوالیا برای بار سوم نامزد این مقام شود مدودیف را نامزد کرد تا چهار سال بعد، خودش دوباره نامزد شود و بر کرسی ریاست جمهوری بنشیند. مدودیف قبلا رئیس دفتر پوتین بود.
    مدودیف رئیس جمهوری منتخب از هفتم ماه می 2008 كار خودرا به عنوان سومین رئیس جمهوری روسیه پس از فروپاشی شوروی آغاز كرد. وی كه هنگام آغاز بکار در سمت رئیس جمهوری 42 ساله بود، جوانترین رئیس جمهوری روسیه در طول تاریخ جمهوریت این کشور بشمار می رود. وی كه هنگام فروپاشی شوروی 25 ساله بود از نسل پس از این رویدادِ (معمّاگونه) بشمار آورده شده است که تمایلات میهندوستانه دارند و متأسف از تجزیه روسیهِ تزاری و 7 دهه بعد فروپاشی آن.
    دمیتری مدودیف (متولد 14 سپتامبر 1965) در جریان فعالیتهای انتخاباتی، ضمن ارائه برنامه هایش گفته بود كه تلاش خواهد كرد مصرف الكل را در روسیه كاهش دهد. به باور وی، بسیاری از مشكلات اجتماعی ـ اقتصادی روسیه، افراط روس ها درمصرف الكل بوده که این كار عادت آنان شده است.
     ولادیمیر پوتین در جریان تبلیغات انتخابات سال 2008 روسیه تاکید کرده بود که امور دولتی روسیه را تَرک نخواهد کرد و برنامه هایی را که از آغاز قرن 21 به اجرای درآورده است در مقامی دیگر (نخست وزیر) ادامه خواهد داد، ازجمله مبارزه با فساد اداری ـ اقتصادی را تا پاك كردن سازمانها و افراد دنبال خواهد کرد، زیراکه ریشه مسائل روسیه هستند.
     یكی از وعده های پیش از انتخابات مدودیف هم این بود كه تلاش خواهد كرد ولادیمیر پوتین (در آن زمان 55 ساله) سمت ریاست دولت (نخست وزیری ـ ریاست شورای وزیران) را بپذیرد تا از اندیشه و تجربه او همچنان استفاده شود. این وعده (که به تعبیر مفسران غرب؛ یک سازش قبلی بود) عملی شد و بعدا با اصلاح قانون راه بر انتخاب مجدد پوتین برای احراز مقام ریاست جمهوری در انتخابات مارس سال 2012 باز شد و ....
    پس از اعلام نتایج انتخابات، مدودیف بامداد سوم مارس 2008 در نطقی گفته بود: ما تصمیم گرفته ایم که باهم (با پوتین) به راهی كه روسیه از آغاز قرن 21 گام در آن نهاده است ادامه دهیم. ما باهم پیش خواهیم رفت، پیشروی بیشتری خواهیم داشت و پیروز خواهیم بود.
    چهار نامزد رقیب که در انتخابات دوم مارس 2008 روسیه شرکت کرده بودند:
Boganov_Zhirinovsky_Zyuganov_Medvedev

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
گسترش انفجارهای انتحاری مرگبار به عنوان یک روش مبارزه!
انفجارهای انتحاری كه از عراق آغاز شده بود، بعدا به افغانستان و سپس پاكستان گسترش یافته است. این روش مبارزه که در این گوشه از جهان به صورت امری روزمره درآمده و به همین سبب پیشگیری از آن هم بسیار دشوار شده است، به باور صاحبنظران می رود که جهانی شود!.
    دوم مارس 2008 پاكستان شاهد یكی از این انفجارها بود، و تا آن زمان پرتلفات تر از همه. در این روز یك نفر كه مواد منفجره بربدنش بسته بود در اجتماعی از ریش سفیدان منطقه «درّه آدم خیل» در شمال غربی پاكستان كه طبق معمول در یك زمین باز برپا شده بود خودرا منفجر كرد و باعث مرگ 80 نفر و جرح بیش از یكصد تن دیگر شد. عكس های زیر یك مجروح این رویداد مرگبار، قسمتی از بقایای اجساد سوخته، و زمین خون آلود را پس از جمع آوری اجساد نشان می دهد:
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
فیدل كاسترو درمقاله سوم مارس 2008 : طبل دیگری در آمریکای لاتین نباید به صدا درآید
فیدل كاسترو رهبر انقلاب و بنیادگذار جمهوری سوسیالیستی كوبا كه پس از كناره گیری از ریاست شورای كشور و فرماندهی ارتش، به نوشتن مقاله پرداخته بود در مقاله ای كه به تاریخ سوم مارس 2008 انشاء شده و در روزنامه «گرانما» انتشار یافته بود؛ تنش وقت در مرزهای كلمبیا با ونزوئلا و اكوادور را فتنه دولت واشنگتن خوانده بود که تغییر چهره آمریکای لاتین آن را متوحش و نگران ساخته است. کاسترو نوشته بود: "این تغییر چهره و برکنار شدن دست نشاندگان واشنگتن به این سرعت و یکی پس از دیگری خلاف انتظار این دولت بوده است.". كاسترو در این مقاله از دولت واشنگتن به نام «امپراتوری یانكی» یاد کرده بود.
    تنش در آمریكای لاتین از یکم مارس 2008 و پس از ورود كماندوهای كلمبیا به خاك اِكوادور و حمله به یك مخفیگاه چریك های چپگرای كلمبیایی در اکوادور آغاز شده بود كه ضمن آن 25 چریك و ازجمله یكی از فرماندهان آنان كشته شده بودند. در پی این رویداد، ونزوئلا و اكوادور به حالت اعتراض مناسبات سیاسی خود با كلمبیا را قطع كرده، مرزهای مشترك را بسته و واحد های نظامی متعدد به مرز فرستاده بودند. درپی این دو دولت، دولت نیكاراگوئه هم مناسبات سیاسی خود با كلمبیا را به حالت تعلیق درآورده بود. دولت های ونزوئلا و اكوادور تجاوز كلمبیا به اکوادور را نوعی اعلان جنگ خوانده بودند. دولت كلمبیا بعدا در نشست سازمان كشورهای قاره آمریكا از این عمل خود پوزش خواست و تنش فروکش کرد. سران سه کشور از چهار کشور درگیر در این قضیه ـ اکوادور، ونزوئلا و نیکاراگوئه سوسیالیست بودند و آمریكای لاتین در آن زمان عمدتا توسط چپگرایان اداره می شد.
    فیدل کاسترو در مقاله سوم مارس 2008 نوشته بود: "صدای طبلی [کشتار چریک های چپگرا] که از آمریكای لاتین بلند شده نتیجه یك نقشه جنایتكارانه و تفرقه افکنانه دولت واشنگتن است و وجدانی یافت نمی شود كه «امپراتوری یانكی» را در این كار متهم نداند. همه می دانند كه رئیس جمهوری كلمبیا متحد دولت واشنگتن است ولی ما جملگی باید کوشش کنیم که صدای این طبل خاموش شود و طبل دیگری هم از این دست به صدا در نیاید.".
    مقاله های فیدل كاسترو که 25 نوامبر 2016 درگذشت حاوی نظرات او پیرامون مسائل روز، همچنین اندرز، مطالب فلسفی و آموزنده بود که پس از انتشار بلافاصله توسط خبرگزاری ها مخابره و در رسانه های سایر ملل نقل می شد.
چاوس و کوريا سران وقت ونزوئلا و اِکوادور (مارس 2008)

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاریخ از نگاهی به تصویر
سانحه هوایی با 346 کشته ـ «دی. سی ـ 10» های سه موتوره از بیشتر خطوط مسافری حذف شده اند
سوم مارس 1974 (12 اسفند) یک هواپیمای مسافربر شرکت هواپیمایی ترکیه از نوع «دی. سی ـ 10» در سر راه خود از پاریس به لندن در خاک فرانسه سرنگون شد که 346 تن کشته شدند. این مرگبارترین سانحه هوایی تا آن زمان بود. هواپیماهای سه موتوره «دی. سی ـ 10» در پی چند حادثه پُرتلفات از بیشتر خطوط مسافری حذف و به قسمت باربری منتقل شده اند.
روزنامه هایی که اين عکس را منتشر کرده بودند نوشته بودند که تصوير ـ به صورت اتفاقی ـ چند لحظه پيش از برخورد هواپیمای ترکیه به زمین از آن برداشته شده بود. صدای غیر عادی هواپیما و نزدیک شدن غیر متعارف آن به زمین، فردی را که در آن نزدیکی بود و دوربین با خود داشت متوجه قضیه کرده بود و این عکس را گرفت و به مطبوعات و شبکه های تلویزیونی داد. سالها پس از وقوع آن حادثه و در دهه های اخیر، همه سِلفون ها دارای دوربین هستند و چیزی از چشم آنها پنهان نمی مانَد

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دیدار از عراق
محمود احمدی نژاد در دور اول ریاست جمهوری اش دوم مارس 2008 برای یك دیدار دو روزه از عراق وارد بغداد شده بود. به دلایل متعدد، رسانه ها در گوشه و کنار جهان به این دیدار توجه ویژه کرده بودند.
    عكس های زیر، از دیدار احمدی نژاد و وزیر امور خارجه وقت کابینه اش از عراق در مارس 2008 و ملاقات با رئیس جمهور و نخست وزیر وقتِ این کشور برداشته شده و در رسانه ها انتشار یافته بود:


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 3 مارس
  • 1193:   در این روز (و طبق برخی نوشته ها در چهارم مارس ـ نیمه شبِ پس از پایان سوم مارس)، صلاح الدین ایّوبی حاكم كُردِ مصر و بخش های دیگری از شمال آفریقا، سوریه (لِوانت)، شمال عراق، حجاز، یمن و مدافع جهان اسلام در برابر هجوم صلیبیون اروپایی، در دمشق درگذشت و در همینجا مدفون شده است. وی که در تاریخ عمومی به جوانمردی شهرت دارد هنگام درگذشت، از مال دنیا تنها یک سکّه طلا داشت. او که مؤسس دودمان ایّوبیان است در تِکریت به دنیا آمده بود. وی در پی چند روز ابتلاء به تَب فوت شد.
    تصویری از صلاح الدین ایّوبی (کُرد)

  • 1259:   هلاكوخان ایلخان مغولِ ایران دمشق را تصرف كرد. وی 10 فوریه 1258 بغداد را متصرف شده بود و آخرین خلیفه عباسی را كشته بود.
        
  • 1837:   دولت واشنگتن استقلال جمهوری تكزاس را که عُمری کوتاه داشت به رسمیت شناخت. تکراس چندی بعد به فدراسیون آمریکای شمالی به پایتختی شهر واشنگتن پیوست.
        
  • 1847:   الكساندر گراهام بِل اسكاتلندی مخترع تلفن به دنیا آمد.
        
  • 1861:   الکساندر دوم تزار روسیه در سالروز سلطنت خود (دوم مارس) با صدور اعلامیه ای به سِرفدُم در روسیه پایان داد (Serfdom = خرید اراضی زراعی با کشاورزان ـ کشاورزان وابسته به زمین های زراعی، هشتاد درصد نفوس آن زمان روسیه را تشکیل می دادند). الکساندر دوم (1818 ـ 1881) مارس 1855 تزار روسیه شده بود. عنوان او همچنین پادشاه لهستان و دوک بزرگ فنلاند بود. وی در سال 1881 ترور شد. قلمرو تزارها پس از انقلاب بلشویکی سال 1917، به روسیه سوسیالیستی (روسیه شوروی) تغییر نام داد که بعدا عنوان آن را جماهیریه شوروی گذاشتند که در آخرین ماه سال 1991 به گونه ای معمّاآمیز و بدون انجام یک رفراندم سراسری تجزیه شده است. گفته شده است که اگر یک رفراندم در قلمرو تزارها برگزار شود، اکثریت به یکپارچه شدن مجدد رای خواهند داد. جماهیریه شدن روسیه، ناشی از تفکّرِ جهان وطنی کمونیست های حاکم و الگوی آنان برای ساخت یک جهان نوین بود که توفیقِ عمل نیافت.
    الکساندر دوم

  • 1847:   امروز زادروز الکساندر گراهام بِل مخترع تلفن و ... است که بسال 1847 بدنیا آمد و 75 سال عُمر کرد. او یک آمریکاییِ اسکاتلندی تبار بود.
        
  • 1871:   كنگره آمریكا با وضع یك قانون به استقلال سرخپوستان (بومیان) این فدراسیون در اراضی محصور نیز پایان داد. بومیان در پی یک رشته جنگ در طول 250 سال با مهاجران اروپایی و شکست خوردن از آنان، به اراضی محصور در مناطق مختلف انتقال یافته اند.
        
  • 1815:   دولت آمریكا به الجزایر كه كشتی ها و اتباع این كشور را بازداشت كرده بود اعلان جنگ داد.
        
  • 1904:   ویلهلم دوم امپراتور (قیصر) آلمان نخستین رهبر یک کشور بود که پیام رسمی خودرا در صفحه گرامافون (طریقه ادیسون) ضبط کرد. دهها سال طول کشید تا نوار ضبط صوت ساخته شود.
        
  • 1917:   نیكلای اول تزار روسیه تفویض اختیار كرد و دولت موقت قدرت را به دست گرفت كه هشت ماه بعد انقلاب بلشویكی این دولت موقت را بركنار ساخت.
        
  • 1942:   یک اسکادران بمب افکن ژاپنی به شهر بروم Broome استرالیا حمله بُرد و در این بمباران بیش از یکصد استرالیایی کشته شدند. «بروم» که شهری ساحلی در منطقه کیمبِرلی است در غرب استرالیا واقع شده است و قبل از مهاجرت انگلیسی ها، مسکن قبیله یاوورو Yawuru بود. مهاجران انگلیسی بسیار از بومیان استرالیا ازجمله یاووروها را نابودکردند و برجایشان نشستند. امپراتوری ژاپن می گفت که آسیا مال آسیایی هاست و مهاجران اروپایی که به حالت تعرّض وارد استرالیا و ... شده اند باید حکومت را به بومیان بسپارند. جغرافیون آسیایی از دیرزمان، خواندن استرالیا به عنوان اقیانوسیه (اشاره به قاره ای جدا از آسیا) را بخشی از توطئه استعمارگران اروپایی بیان کرده اند که به این ترتیب خواسته اند برای آن سرزمین ماهیّت جداگانه بتراشند تا اعتراض آسیاییان به مهاجرنشین انگلیسی ساختن آن را عملا ردّ کرده باشند.
        
  • 1949:  


    امروز زادروز Ronald Chernow تاریخ دان بنام است که سوم مارس 1949 بدنیا آمده است. وی ـ از برندگان جایزه پولیتزر، در ردیف تاریخ نگارانی است که رویدادهای گذشته، تأثیر و دگرگون سازی آنها را در قالب بیوگرافی افراد و از درون تجربه آنان نوشته است. او عقیده دارد که کسب و شرح دقیق و عمیق گذشته یک فرد و یا افراد، علل وقوع، نتایج و آموزندگی تحولات را بدست می دهد. وی که در 2026 هفتاد و شش ساله شده است در عین حال یک تحلیل نگار و یک روزنامه نگارِ فری لَنس است.
        
  • 1923:   مجله هفتگی تایم با ماهیت محافظه کارانه (راستگرا و ضد کمونیسم بودن) انتشار خودرا آغاز کرد. این مجله توسط دو روزنامه نگار؛ Henry Luce و Briton Hadden انتشار یافت که Hadden شش سال بعد درگذشت. Henry Luce یک آمریکاییِ متولد چین بود. والدین او در چین مروّج یک فرقه مسیحیت بودند که وی به دنیا آمد. مالکیّت مجله تایم بعدا تغییر یافت.
        
  • 1928:   نیروی هوایی انگلستان وهّابیون مسلح را كه از كشور سعودی به مرزهای عراق و كویت رخنه كرده بودند بمباران كرد. در آن زمان عراق و كویت عملا تحت الحمایه انگلستان بودند. با شکست امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول و سپس فروپاشی آن، در پایان این جنگ، دولت لندن، کشورهای عربی شرق آبراه سوئز ازجمله عراق، کویت و اردن را ایجاد کرده است. طبق یک سازش، سوریه و لبنان در کنترل دولت فرانسه قرار گرفته بود. فلسطین در تصرف انگلیس بود که بعدا تحت الحمایه این دولت شد و مسئله فلسطین به وجود آمد.
        
  • 1985:   زمین لرزه دیگری در کشور شیلی واقع در آمریکای جنوبی روی داد، حدود 200 نفر را کشت و صدها تن دیگر را مجروح ساخت.
        
  • 1991:   بمبِ کارگذاری شده در یک خودروِ پارک شده در خیابانی در شهر کلمبو که مسیر همیشگی معاون وقت وزارت دفاع جمهوری سریلانکا بود هنگام رسیدن خودرو این مقام به نزدیکی آن اتومبیل، از راه دور منفجر شد که در این رویداد، آن مقام و 18 تن همراهان او و رهگذران کشته و شماری نیز مجروح شدند. در آن زمان، سریلانکا دچار جنگ داخلی بود و تامیل ها در حال جنگ با دولت بودند.
        
  • 2013:   در این روز یک انفجار تروریستی در محله شیعه نشین کراچی حدود 50 تن را کشت و حدود 200 دیگر را مجروح کرد.
        
  • 2023:  


    در سال 2023 و در این روز Kenzaburo Oe نویسنده ژاپنی و برنده جایزه ادبی سال 1994 نوبِل در 88 سالگی درگذشت. وی ازجمله نویسندگانی بود که داستان، کتاب غیر داستانی، مقاله ژورنالیستی، تحلیل و تفسیر می نوشت و برای نوشتن یک تحلیل حتی به کشور مربوط سفر می کرد و با مقام عامل رویداد و تحوّل مربوط ملاقات و مصاحبه می کرد و مائو تسه دانگ یکی از این مقامات بود. او در این زمینه به روسیه و چندین کشور دیگر سفر کرده بود. او باور داشت که از اخبار رسانه ها تنها باید سوژه بدست آورد و آن را اگر ارزش داشته باشد شخصا دنبال کرد. اُاِ 66 سال با این روش، نویسندگی کرد. کتاب های او به زبانهای انگلیسی و اسپانیایی ترجمه شده و انتشار یافته است. خبرگزاری ها مقالات ژورنالیستی وی را پس از انتشار به سراسر جهان مخابره می کردند و در رسانه های محلی ترجمه و نقل می شد.
        
  • برای اطلاع



     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاریخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نیز در اپریل 2014 (اردیبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه یافته است.

    نسخه آنلاین: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com