Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
18 فوريه
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 18 فوريه
ايران
روزی که تيپ قزاق به قصد كودتا رهسپار تهران شد
رضاشاه در دهه 1920
واحدهاي تيپ قزاق هجدهم فوریه1921 (29 بهمن 1299 )، به قصد تصرف تهران و كودتا به سوي پايتخت به حركت درآمدند. تيپ قزاق که آموزش نظامي روسي داشت در آن وقت در قزوين مستقر بود. اين نيرو به فرماندهي رضاخان میرپنج (سرتیپ و بعدا رضاشاه پهلوی) پنج روز بعد تهران را متصرف و دولت را تغيير و سيدضياء طباطبايي يزدي را نخست وزير كرد.
     قرائنی در دست است که نشان می دهد اين كودتا به اشاره و حمايت دولت انگلستان انجام شد که پس از سوسیالیست شدن روسیه و خروج مسکو از رقابت های استعماری، براي ايران و کُلِ آسياي غربي و جنوبي نقشه هاي تازه اي در سر داشت. ولی، رضاشاه از اواسط دهه 1930 متمایل به سران آلمان و ایتالیا شد زیرا که هر سه افکار ناسیونالیستی و وجوه مشترک متعدد داشتند. رضاشاه شیفته هدف های موسولینی به احیاء امپراتوری روم باستان شده بود و با کمک او برای ایران یک نیروی دریایی بi وجود آورد و با این نیرو انگلیسی ها را از چند پایگاه خود در خلیج فارس ازجمله «باسعیدو» بیرون راند. رضاشاه با هدف بازآوردن دست کم بخشی از سرزمین های ازدست رفته در دوران قاجارها، محرمانه با هیتلر به توافق رسیده بود و اگر خیانت چند نفر در آگوست 1941 نبود، ارتش ایران از جنوب و ارتش آلمان از شمال، قفقازرا تصرف کرده بودند. رضاشاه نقشه پس گرفتن نقاط از دست رفتهِ خراسان بزرگتر را هم در سر داشت.
     از آنجاکه رضاشاه ازمیان مردم برخاسته و از «هیچ» آغاز کرده بود دردها و دشواری ها را درک می کرد. وی احساسات نیرومند ناسیونالیستی ایرانیان را می دانست و در ملاقات با ناسیونالیست معروف آلمانی ـ دکتر شاخت این مطلب را با او درمیان نهاده بود و دکتر شاخت پس از جنگ جهانی دوم و در بازجویی هایی که از او به عمل آمد آن را بطور کامل بیان داشته بود.
    (جزئيات ديگري درباره كودتا و تغيير دولت در مطالب 23 فوريه اين تاريخ آنلاين آمده است)
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزی که سرود «ای ایران» موثرترين ـ برانگيزاننده ترين و ميهنگراترين سرود ملّي كشورها تشخیص داده شد
18 فوریه 1954 نشست بين المللي كارشناسان بررسي سرودهاي ملّي در شهر وين، سرود «اي ايران» را از نظر محتوا و آهنگ، بسيار ميهني و مهيّج اعلام داشت و تاکید کرد که «ای ایران» تا این زمان، موثرترين ـ برانگيزاننده ترين و ميهنگراترين سرود ملّي كشورها است كه هر ايراني با شنيدن آن برانگيخته و آماده فداكاري براي ميهن مي شود.
    روح الله خالقي سازنده آهنگ سرود ملّي «اي ايران» بود که 21 آبان 1344 (12 نوامبر 1965) در 59 سالگی فوت شد. خالقي در سال 1906 (1285 هجري خورشیدی) در كرمان به دنيا آمده بود.
    خالقي كه بر انواع فرضيه هاي موسيقي و علوم صدا تسلط كامل داشت در زنده كردن موسيقي اصيل ايراني خدمات ارزنده به عمل آورد از جمله توجه به چَنگ رودكي. وي بود كه توصيه مي كرد ريشه موسيقي ايراني و واژه هاي گمشده پارسي را بايد در ميان تاجيك ها و مردم جنوب روسيه و قفقاز شمالي جستجو كنند.
     صدها آهنگ جاويدان از خالقي باقي مانده است كه معروفترين آنها آهنگ سرود «اي ايران» است كه شعر آن را «حسين گلگلاب» استاد وقت دانشگاه تهران (و عضو فرهنگستان ايران) سروده است. اين سرود در سال 1323 (1944 و در جريان اشغال نظامي ايران از سوي متفقين) تكميل شد. انگيزه سرودن اين شعر، مشاهده بي حرمتي هاي نظاميان اشغالگر بود كه از تاريخ و تمدن ايرانيان بي خبر بودند و قضاوتِ شان بر پايه مشاهده وضعيت روز بود. ایران قرن ها تنها اَبَرقدرت جهان و بیش از 8 قرنِ متوالی، یکی از دو اَبَرقدرت بود و در قرون وُسطا که غرب در ظلمت و تاریکی بود، اَبَرملّت در ادبیات، دانش، اندیشه و تألیفات.
    طبق يك آمار، در ربع قرن منتهي به 1385 (2006 ميلادي) نوار و سي دي سرود «اي ايران، اي مرز پرگهر ـ اي خاكت سرچشمه هنر» ... «مهر تو شد چون پيشه ام ـ دور از تو نيست انديشه ام» ... «در راه تو كي ارزشي دارد اين جان ما ـ پاينده باد خاك ايران ما» بيش از هر آهنگ و سرود فارسي ديگر توليد و تقريبا در خانه هر ايراني در درون مرز و برون مرز وجود دارد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تکمیل محاصره شوروی با ایجاد پيمان بغداد (سِنتو) ـ مشوّق شاه به عضویت ایران در این اتحادیه ـ انتقاد خروشچف از شاه ـ كانتينمِنت تازه و ...
نیکیتا خروشچف
در اجرای سیاست (استراتژی) دولت واشنگتن و با هدف نهائی محاصره شوروی و سدّ ِ گسترش کمونیسم در آسیای غربی (خاورمیانه) و از اینجا به آفریقا و جزایر اقیانوس هند غربی، 26 فوريه 1955 يك پيمان نظامي و دفاع مشترك ميان تركيه و عراق به امضاء رسيد كه بعدا (در سپتامبر آن سال) انگلستان، پاكستان و ايران هم به آن پيوستند و دولت آمریکا عضو ناظر این اتحادیه شد که Baghdad Pact (پیمان بغداد) نام گرفت. علت خودداری ظاهری آمریکا از عضویت رسمی در پیمان بغداد این بود که احتمال جنگ عرب ازجمله عراق با اسرائیل می رفت و دولت واشنگتن نمی خواست مستقیما درگیر آن شود. قبلا و در مارس 1946 میان ترکیه و عراق یک پیمان تعاون و دوستی امضاء شده بود که عبارت دفاع مشترک در آن دیده نمی شد. اعلام تشکیل دولت مهاباد، دو دولت ترکیه و عراق را که هرکدام دارای مناطق کُردنشین هستند وادار به امضای آن پیمان کرده بود.
    جلال بایار رئیس جمهوری وقت ترکیه در دیدار از ایران در نخستین هفته مِهرماه 1334 (سپتامبر 1955) شاه را تشویق به عضویت در پیمان بغداد کرد و شاه دو هفته بعد عضویت ایران در این پیمان را ضروری و لازم اعلام داشت و دو روز بعد حسین علاء نخست وزیر وقت لایحه الحاق ایران به پیمان بغداد را به پارلمان داد که تا سی ام مهرماه هر دو مجلس آن را تصویب کردند و قانون شد. احتمالا یکی از علل قصد قتل حسین علاء در مسجد، همین اقدام او بود که با جراحت وارده به بغداد رفت و در نشست تأسیس اتحادیه شرکت کرد.
     تفسیرنگاران چپگرای اروپایی نوشته بودند که این، Julius Holmes دیپلمات آمریکایی (از 1955 تا 1965 ـ سه بار سفیر آمریکا در ایران) بود که خودرا دوست نزدیک شاه (پهلوی دوم) نشان می داد و وی را ترغیب به عضویت ایران در پیمان بغداد کرد. شاه در آن زمان (و حتی تا پایان دهه 1960 که پس از آن، ایران از برکت گران شدن نفت ثروتمند شد) هر بار که کشور را نیازمند به پول و یا تسلیحات تازه می دید آمریکا را تهدید به نزدیک شدن به دولت مسکو می کرد.
     پس از حذف سلطنت از عراق در 14 جولای 1958 و خروج عراق از پيمان بغداد، اين اتحاديه نظامي، نخست به «مِتو» و سپس به سازمان پيمان مركزي «سِنتو» تغيير نام داد با همان هدف، و در راستاي استراتژي دولت آمريكا مبني بر ايجاد حلقه اي از اتحاديه هاي نظامي وابسته به غرب پيرامون شوروي و چين (و اصطلاحا: كانتينمنت آنها).
     با همين هدف، در جنوب شرقي آسيا نيز «سيتو» كه ظاهرا يك اتحاديه دفاع مشترك بود به وجود آمده بود و پيش از همه آنها؛ ناتو ـ كه با وجود فروپاشي بلوك شرق و شوروي (و برخلاف تعهد دو جانبه) نه تنها باقي مانده است بلكه در حال گسترش است؟!. در آن زمان، پاکستان با عضویت در سنتو و سیتو و ترکیه در سنتو و ناتو حلقه های متصله این زنجیر بودند. دو جنگ سالهای 1965 و 1971 هند و پاکستان و اِکراه سنتو و سیتو از کمک نظامی مستقیم و علنی به پاکستان، این دو اتحادیه را تا حدی تضعیف کرد. انقلاب ایران و برقرارشدن نظام اسلامی و شعار نه غربی و نه شرقی، به عُمر سنتو پس از 23 سال پایان داد.
     18 فوريه 1959 و در چهارمين سالروز تاسیس پیمان بغداد نيكيتا خروشچف رهبر وقت شوروي شاه را با اشاره به عضويت ايران در پيمانهاي نظامي غرب و رسما متحد شدن با آمريكا بر ضد شوروي، شديدا مورد حمله و نكوهش قرارداد و گفت كه شاه، ايران را به صورت ابزاري در دست آمريكا قرار داده و اين كشور را به پايگاه آمريكا مبدل ساخته كه شوروي نمي تواند در قبال چنين وضعيتي بي اعتنا بماند. وی گفت: "ایران با در پیش گرفتن یک سیاست بی طرفانه می توانست بیش از آمریکا از ما (دولت مسکو) کمک بگیرد. آمریکا به دولت ایران اسلحه می دهد تا از سیاست آن دولت که محاصره ما است دفاع کند. هدف ما استثمار نیست بلکه حذف استثمار و نابرابری ها است که ملت ایران هم گرفتار آن است.".
     خروشچف در سخنان خود، مفاد قرارداد سال 1921 ايران و روسيه را به شاه ياد آور شد و گفت كه از بيم همين قرارداد، انگلستان در طول سالهاي ملي شدن نفت ايران نتوانست دست به حمله نظامي بزند و مناطق نفتخيز ايران را تصرف كند.
    در پي اين انتقاد، جنگ راديويي دوكشورـ تهران و مسکو ـ شدت يافت.
    مورّخان تداوم ماندن ایران در کنار غرب تا 1979 را مانع اصلی گسترش سوسیالیسم و نفوذ مسکو در منطقه خلیج فارس (به استثنای عراق) می دانند که اگر این مانع نبود، جریان نفت از دست غرب خارج می شد و شوروی که در دهه 1980 رو به ضعف نهاده بود در پایان این دهه از درون فروپاشی نمی شد.
    با فروپاشی جماهیریه شوروی و گسترش ناتو در اقمار این جماهیریه و حتی در بالتیک شوروی پیشین، گفته می شود که محاصره روسیه که سلاحهای موشکی ـ اتمی خودرا همچنان حفظ کرده و از نظر وسعت بزرگترین کشور جهان است و دارای معادن نفت و طلا، به صورتی دیگر ادامه دارد.
     در دوران حکومت جورج دبليو بوش برخي از سياسيون واشنگتن سخن از گسترش «ناتو» تا عراق و افغانستان و آن سوي اين دو كشور به ميان آورده بودند و .... مورّخان معارضه تازه غرب با روسيه را که هنوز (جز مشاهده دو نمونه اش در اوکراين و گرجستان و نيز مقدمات استقرار شبکه ضد موشکي آمريکا در لهستان و جمهوري چک) علني نشده است از زماني مي دانند که «کوزوو» با کمک غرب از صربستان جدا شد. چندي است که کرملین تلويحا از طرح پنهاني «كانتينمنت» تازه غرب انتقاد و اشاره به انتقامگيري مي كند.
    «كانتينمنت» سده 21 رنگ دیگری دارد زیراکه وجود تسلیحات اتمی ـ موشکی، اثرگذاری اتحادیه های نظامی را ازمیان برده است و هرگونه برخورد نظامی مستقیم میان دو قدرت اتمی، سریعا به جنگ اتمی خواهد انجامید و بنابراین، نیازی به اتحادیه و لشکرکشی نیست. جنگ اتمی ظرف یکی ـ دو ساعت تعیین سرنوشت می کند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
رویداد سیاهکل ـ تشکيل گروه چريکي به سبک «چه گوارا» در ايران ـ عملیات مسلحانه این چریک ها در سال انقلاب
هفته آخر بهمن 1349 (فوریه 1971) گزارشهای روزانه رویداد سیاهکَل (گیلان) جای اخبار جنگ ویتنام را که در اوج شدّت بود در رسانه های گوشه و کنار جهان گرفته بود.
     رویداد سیاهکل 19 بهمن آن سال با حمله چند کمونیست مسلح به پاسگاه ژاندارمری محل آغاز شده بود. این پاسگاه قبلا یک مرد مسلح را در جنگلهای منطقه دستگیر و در پاسگاه بازداشت کرده بود و حمله 19 بهمن به پاسگاه برای رهانیدن او بود. درحمله به پاسگاه، یک ژاندارم و یک غیر نظامی کشته و بقیه افراد پاسگاه مجبور به فرار، و مهاجمان همدست بازداشت شده خودرا آزاد و با سلاحهای موجود در پاسگاه از آنجا خارج و در جنگل پنهان شده بودند.
     بررسی های بعدی حکایت از تشکیل یک گروه چریکی به سبک «چه گوارا» و با هدف مبارزه با رژیم سلطنتی داشت. روز بعد از حمله به پاسگاه، چند واحد ژاندارم به محل اعزام و جنگلهای سیاهکل محاصره و در طول یک هفته یک رشته زد و خورد صورت گرفت که ضمن آن هفت مامور کشته، شماری زخمی و چند چریک دستگیر شده بودند.
     رادیو تهران 29 بهمن به نقل از اعلامیه مشترک ژاندارمری و ساواک، شمار چریکهارا بیش از سی تَن و عدهِ دستگیر شدگان را 13 و مقتولان آنان را دو تن گزارش کرد و گفت که تلاش برای دستگیری بقیه ادامه دارد و عکس چند نفر از آنان که شناخته شده اند تکثیر و در نقاط مختلف شهر قرارداده خواهد شد تا مردم مخفیگاه آنان را به مأموران نشان دهند.
     اسامی ماموران مقتول در زد و خوردهای سیاهکل به این شرح اعلام شده بود: ستوان تقی مهدی نژاد مظفری، استوار نریمان عبادی، استوار اسماعیل رحمت پور، گروهبان نصیری، گروهبان اسماعیل روشن و دو تن دیگر. دستگیرشدگان سیاهکل بعدا محاکمه و چند تَن از آنان اعدام شدند.
سپهبد فرسيو


     در جریان تعقیب بقیه اعضای این گروه چریکی بود که در چند نقطه تهران چند خانه محاصره و زدوخورد روی داد. یک صحنه شدید این زدوخوردها پنجم خرداد 1350 در کوی نیروی هوایی (دوشان تپه) صورت گرفت که ضمن آن «پرویز پویان» کمونیست معروف کشته شد. افراد گروه نیز بیکار ننشستند؛ یک بار نگهبان کلانتری قلهک را کشتند و باردیگر سپهبد ضیاء فرسیو رئیس وقت دستگاه قضایی ارتش را.
     فرسیو از خانه اش در قلهک رهسپار محل کار بود که مورد حمله قرارگرفت. در لحظه تیراندازی، پسر فرسیو در اتومبیل بود که او هم مجروح شده بود. فرسیو در سر راه به اداره، فرزندش را به مدرسه می رسانید. عملیات چریکی و از این قبیل در تهران و حومه تا آستانه انقلاب به صورت پراکنده ادامه داشت. چریکها که عمدتا کمونیست و چپگرا بودند در موارد متعدد مستشاران آمریکایی را هدف قرارداده، کشته و یا مجروح ساخته بودند.
    چریک های کمونیست معروف به «چریک های فدایی خلق» در جریان انقلاب سال 1357 بر ضد دستگاه انتظامی دست عملیات مسلحانه زدند و در روزهای 21 و 22 بهمن درگیری های مسلحانه متعدد در تهران و یک مورد آن در ساختمان مؤسسه مطبوعاتی اطلاعات به راه انداختند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
کُپی صفحه اول شماره 29 بهمن 1357 روزنامه اطلاعات که رویدادهای مهم وقت را بازتاب داده بود، برای ماندن در تاریخ

    



    
    
تصویری دیگر از ديدار ياسر عرفات با آيت الله خميني در تهران

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
آیت الله خامنه ای: مسئله هسته ای، بهانه است و اگر ـ بر فرض محال ـ مطابق خواست آمریکا هم حل شود، آمریکایی‌ها مسائل دیگر را پیش خواهند کشید
آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران و انقلاب 28 بهمن 1392 در دیداری در تبریز که به مناسبت سی و ششمین سالگرد قیام مردم این شهر (در 29 بهمن سال 1356) برگزار شده بود تسلیم نشدن در مقابل زورگویی و باج خواهی نظام سلطه را آرمان انقلاب اسلامی خواند و تأکید کرد که ملّت ایران در اجتماعات و راهپیمایی های 22 بهمن 1392 اعلام کرد که تسلیم زورگویی و باج خواهی آمریکا نخواهد شد.
    وی با انتقاد از برخی تلاش ها برای معرفی یک چهره غیر واقعی از آمریکا به مردم، گفت که برخی افراد تلاش دارند با بزک کردن چهره آمریکا، زشتی ها و خشونت ها و وحشت آفرینی ها را از این چهره بزدایند و دولت آمریکا را دولتی علاقه مند به مردم ایران و انسان‌دوست معرفی کنند، اما تلاش این افراد به نتیجه نخواهد رسید.
    رهبر انقلاب اسلامی فهرست وار سوابق کارهای دولت آمریکا در هشتاد سال اخیر ازجمله کودتای 28 اَمُرداد 1332 و توطئه ها و تحریم ها برضد جمهوری اسلامی ایران را برشمرد و گفت که چگونه می توان این چهره را در برابر ملت ایران، با بزک تغییر داد. ضدیت آمریکا با ما هنوز ادامه دارد.
    آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به سخنان خود در آغاز سال 1392 در مشهد گفته بود: "تصور بعضی از دولتمردان دولت قبلی [دولت محمود احمدی نژاد] و همچنین برخی از دولتمردان دولت فعلی [دولت حسن روحانی] این است که اگر ما در قضیه هسته ای، با آمریکا مذاکره کنیم، مسئله حل خواهد شد. من به دلیل اصرار آنان بر مذاکره در خصوص موضوع هسته ای، گفتم که مخالفتی ندارم و همان موقع هم تاکید کردم که خوشبین نیستم. نشانه های خوشبین نبودن، اینک در حال آشکار شدن است که البته ملت ایران در راهپیمایی 22 بهمن امسال (سال 1392)، به مقامات آمریکایی که اظهارات اهانت آمیز کرده بودند تودهنی زد. یکی از علل حضور گسترده تر و پرشورتر ملت در راهپیمایی 22 بهمن 1392 ـ گستاخی، زیاده خواهی، بی ادبی و پررویی مقامات آمریکایی بود. موضوع هسته ای، بهانه ای بیش نیست. اگر روزی ـ بر فرض محال ـ قضیه هسته ای مطابق خواست آمریکا، حل شود، آمریکایی‌ها مسائل دیگر را پیش خواهند کشید. سخنگویان دولت امریکا هم اکنون نیز از موضوعات حقوق بشر و توانایی موشکی ـ دفاعی ایران، سخن به میان می آورند.
    رهبر جمهوری اسلامی در اشاره به مذاکرات هسته ای گفت: کاری که وزارت امور خارجه و مسئولان دولتی در این خصوص آغاز کرده اند ادامه خواهد یافت و ایران نقض‌کننده کاری را که شروع کرده است، نخواهد بود. اما، همه بدانند که دشمنی آمریکا با اصل انقلاب اسلامی و اسلام است و این دشمنی، با مذاکرات پایان نخواهد یافت. تنها راه علاج این دشمنی تکیه بر اقتدار ملی و توان داخلی و مستحکم تر کردن ساخت درونی کشور است.
    وی با اشاره به سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی که ابلاغ خواهد شد گفت: راه حل مشکلات کشور، اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی و تکیه به درون و چشم ندوختن به بیرون است. تا وقتی که چشم ما به دست دیگران، یا به کاهش تحریم ها و یا اظهارات مقامات آمریکایی دوخته شده باشد، به جایی نخواهیم رسید. اگر این کار [تکیه بر توان داخلی و ساخت درونی کشور] انجام شود، قطعاً همه درهای بسته باز خواهد شد و بنابراین، باید در همین مسیر حرکت و عمل کرد. امید است که اهداف استکبار جهانی نسبت به ملت ایران و نظام اسلامی شکست خورد و ملت پیروزی خودرا در برابر چشم بدخواهان جشن بگیرد.
    [سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی روز بعد ـ 30 بهمن 1392 ـ اعلام و ابلاغ شد.]
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
خودسوزی یک کارمند بازنشسته وزارت نفت در این وزارتخانه، همزمان با دیدار حسن روحانی از آنجا
همزمان با حضور حسن روحانی، رئیس جمهور کشور اسلامی ایران در ساختمان وزارت نفت در 28 بهمن 1392 ـ پیش از ظهر، یک کارمند سابق و 58 ساله صنعت نفت در همان ساختمان اقدام به خودسوزی کرد.
    گویا این فرد قبلا در تاسیسات نفت در جنوب کشور سرگرم کار بود.
    سخنگوی وزارت نفت با تائید خبر خودسوزی این مرد گفت: "امروز پس از بازدید و خروج رئیس جمهور از وزارت نفت یکی از کارکنان در محوطه خروجی ساختمان اقدام به خودسوزی کرد.".
    این فرد که دچار سوختگی 55 درصدی شده بود در بیمارستان بستری شد. هویت این فرد و انگیزه او از خودسوزی اعلام نشده است.
    گفته شده است که با ادامه مشکلات اقتصادی، کارگران و کارمندان شرکت‌های مختلف در دو سال اخیر بارها دست به تجمع های اعتراضی زده‌اند. بازنشستگان پالایشگاه آبادان نیز در آذرماه 1392 در اعتراض به شرایط زندگانی، در مقابل وزارت نفت تجمع کرده بودند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
مسائل جامعهِ ایران از دیدگاه دکتر الهه کولایی ـ رانت یعنی فساد و فساد شوروی را از درون پوساند و ...
دکتر الهه کولایی

دویچه وله (صدای جهانی آلمان) در میان گزارش های 16 فوریه 2018 خود به زبان فارسی، اظهارات دکتر الهه کولایی استاد علوم سیاسی و مطالعات بین الملل دانشگاه تهران، نماینده پیشین مجلس، پژوهشگر و مؤلف را نقل کرده بود که گفته بود: "ساختار معیوب اقتصادی دولتی یعنی رانت، رانت یعنی فساد. این، همان مسئله ای است که شوروی را از درون پوساند و ظرف 10 سال، این اَبَرقدرت از میان رفت. ساختار اقتصادی معیوب، مسئله آب، آموزش، رفتن نخبگان به خارج از کشور، ناامیدی که بزرگ‌ترین تهدید برای جامعه ایرانی است، مسئله اُفت سرمایه اجتماعی و بحران ریزگردها از جمله چالش های امروز جامعه ایران هستند.".
    به گزارش «دویچه وله»، بانو کولایی این مطالب را 26 بهمن 1396 (15 فوریه 2018) در نشست «حزب اتحاد ملّت» که در آن موضوع «انقلاب اسلامی و چشم‌انداز پیشِ ِ ‌رو» بررسی می شد مطرح کرد. بانو دکتر کولایی در زمینه فروپاشی شوروی دارای تألیف است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
صدور کیفرخواست برای حسین فریدون برادر حسن روحانی رئیس جمهور
تهران ـ خبرگزاری مِهرـ 28 بهمن 1397: حجت الاسلام غلامحسین محسنی اژه‌ای سخنگوی قوه قضائیه در یکصد و سی و ششمین نشست خبری خود، در پاسخ به پرسش خبرنگار مِهر در رابطه با نامه نمایندگان مجلس به رئیس قوه قضائیه که خواستار رسیدگی سریع به پرونده حسین فریدون (برادر حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور) و برگزاری محاکمه به صورت علنی [حضور روزنامه نگار در جلسات دادگاه] شده اند و اینکه این پرونده در چه مرحله‌ای است گفت: از نمایندگان مجلس برای پیگیری پرونده‌ها تشکر می‌کنم. خودِ قوه قضائیه برای به سرانجام رسیدن پرونده ها تلاش می‌کند. پیش از نامه نمایندگان، و در دوم بهمن ماه کیفرخواست پرونده «حسین فریدون» صادر و به دادگاه ارسال شده است و بزودی محاکمه این فرد برگزار می‌شود، انشاءاللله در اسفندماه [اسفند 1397]. ولی، اینکه دادگاه علنی باشد یا نباشد منوط به نظر رئیس دادگاه است.
    - - - - -
    خبرگزاری تَسنیم در این زمینه توضیح بیشتری گزارش کرده و نوشته است که نامه را 20 نماینده مجلس امضاء کرده بودند و متذکر شده بودند که در طول یک سال و نیم گذشته، افکار عمومی در انتظار تعیین تکلیف پرونده اتهامیِ دو فرد ـ برادر رئیس جمهور و نیز برادر معاون اول رئیس جمهور بوده اند.
    به گزارش نسبتا طولانی تَسنیم، اتهام حسین فریدون در رابطه با امور بانکی و نیز تحصیل در مقطع دکتری است. تَسنیم گزارش های قبلی در این رابطه را به عنوان سابقه اتهام و رسیدگی با ذکر اسامی افراد بر خبر خود افزوده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو انديشه
اصول و تفسیر سوسیالیسم قرن 21 که به زعم چاوس، ونزوئلائی ها در رفراندم فوریه 2009 رأی به اجرای آن دادند
چاوس در روز پيروزي (15 فوريه 2009)
پنج سال پس از انتشار فرضیه سوسیالیسم قرن 21، نتیجه رفراندم 15 فوریه 2009 ونزوئلا راه را برای پیاده کردن آن باز کرده است و به همین سبب بوده است که بسیاری از تفسیرنگاران این رفراندم را نوعی انقلاب آرام (بدون تخریب و خونریزی) تلقی کرده اند. فرضیه هوگو چاوس ـ سوسياليسم قرن 21 ـ نخستین فرضیه سیاسی است که کار اجرای آن از دهه یکم قرن 21 آغاز شده است.
    چاوس (متوفی در پنجم مارس 2013) که از دیرزمان درصدد یافتن راهی ـ به زعم او، تامین وسیله خوشبختی بشر بود با توجه به تجربه حاصل از نظام هاي سوسياليستي در قرن 20 و با ایجاد تغییرات متناسب با شرایط قرن 21 در آن فرضيه ها، و مخلوط ساختن این نظرات با عقايد سيمون بوليوار ـ قهرمان ملي آمريکاي لاتين ـ فرضیه سوسياليسم قرن 21 را اعلام داشت که داراي چهار ستون اصلي است:
    1 ـ توزيع عادلانه درآمد، رفاه و فرصت ها.
    2 - دمکراسي خلق.
    3 - استقلال اقتصادي و خودکفا بودن یک جامعه از این لحاظ.
    4 - بازگشت به انسانيت و پايان هرگونه فساد.
     برخي از انديشمندان، سوسياليسم چاوس را نوعي سوسياليسم ملي (لاتینو ـ هیسپانیک) خوانده اند زيرا که در اين فرضيه، او در موارد متعدد از بوليوار نام برده است. به باور اين انديشمندان، چون در اين فرضيه اشاره به ديکتاتوري پرولتاريا نشده مي توان آن را «سوسیال دمکرات» هم عنوان داد. در آمريکاي لاتين، مردم منطقه خودرا اعضاي يک ملت واحد مي دانند.
    اندیشمندانی که فرضیه چاوس (سوسیالیسم قرن 21) را تفسیر کرده اند گفته اند که شکست سوسیالیسم شوروی عمدتا به خاطر فساد گسترده اداری و آلودگی مقامات و تظاهر آنها به ایدئولوژی حاکم و ضعف در آدمسازی (آموزش و پرورش و ژورناليسم) به دلیل کمبود معلم و روزنامه نگار دلسوز و ماهر درکار خود بود که چاوس قطع فساد را یکی از اصول اصلی سوسیالیسم قرن 21 [پایان دادن به هرگونه فساد و بازگشت به انسانیت] قرارداده است. با بکاررفتن عبارت «بازگشت به انسانيت»، سوسياليسم چاوس به معنويات هم توجه کرده حال آنکه فرضيه هاي سوسياليستي قديمي تر عمدتا بر ماديات و برابري اقتصادي تاکيد داشتند.
    موضوع تازه ديگر در اين فرضيه، قطع فساد است. چاوس گويد: تا فساد اداری و کمبود معلم و روزنامه نگار واقعی وجود داشته باشد سوسیالیسم پیاده نخواهد شد و این [قطع فساد]، عنصری است که مارکس و لنین به آن توجه آنچنانی نکرده بودند. موضوع ديگر، خودکفا بودن در اقتصاد است یعنی اینکه لازم نباشدبرای تامین مایحتاج داخلی و رفع نیاز روزمره زیر بار دیگران بروند و مجبورباشند به ساز آنها برقصند که عملی مغایر استقلال و حاکمیت ملی است. چاوس با توجه به شکست مسکو که حکومت سوسياليستي آن پس از مرگ لنين «انگیزه» و «میهندوستی» را تضعیف کرد، توزیع برابر فرصت ها را بر توزیع عادلانه درآمد و رفاه (تامین مساوات) افزوده و تاکید بر ملی بودن (لاتینو بودن) فرضیه خود کرده لذا هدف صادرکردن آن را ندارد؛ اگر نتیجه کار رضایتبخش باشد دیگران به صورت داوطلبانه اقتباس کنند، نه کور ـ کورانه. چاوس دمکراسی خلق (رفراندم و نوعی ساویت) را جانشین دمکراسی سبک غرب کرده است و بمانند بسیاری دیگر از اهل تفکر می گوید با آنچه را که درانتخابات برخي از کشورها ديده ایم؛ روش غربی ها دیگر دمکراسی نیست و نمایشنامه ای است که بازیگرانش قبلا با محاسبات اصحاب منافع و کمپانی های بزرگ انتخاب شده اند و در نتیجه به مراتب بدترند از حکومت های موروثی سابق و ارباب ملک (فئودال ها). مثالی که می زد: انتخاب جورج دبلیو بوش در سال 2000 یک نمونه از تئاتر دمکراسی به روش غرب بود. فرضیه چاوس در بطن خود ضدیت با سلطه دارد زیرا که تا قطع کامل ریشه سلطه و چنین تفکری، پیاده کردن هرگونه مسلک که با منافع دولت سلطه گر منافات داشته باشد دشوار خواهد بود و در نیمه راه از اصول خود منحرف خواهد شد که نمونه های متعدد آن در نیمه دوم قرن بیستم تجربه شدند و ....
    در پی تایید پیشنهادهای چاوس در رفراندم 15 فوریه 2009، وي خطاب به ونزوئلایی ها گفت: آنانکه در رفراندم رای «بله» دادند، این «بله» را به سوسیالیسم گفتند و فرضیه او ـ «سوسیالیسم قرن 21» را تایید کردند و به وی ماموریت اجرای آن را دادند. او افزود که رفع محدودیت دوره اي ریاست جمهوری و مقامات انتخابی دیگر را (که قبلا دو دوره متوالی بود) تنها برای پیاده کردن سوسیالیسم قرن 21 درخواست کرده بود و آنچه را که خواسته بود دریافت کرد. او از مردم خواسته بود که امکان ادامه خدمت بدهند تا به نگرانی، اندوه و نابرابری ها پایان دهد. او گفت: "من در این دنیا جز شادی انسان چیز دیگری را نمی خواهم و شما با «بله» گفتن در رفراندم 15 فوريه 2009 ماموریت تامین شادی و نيکبختي به من دادید.".
    چاوس که به بيماري سرطان دچار شده بود 18 فوريه 2013 پس از ده هفته درمان اين بيماري در کوبا به ونزوئلا بازگشت تا شاید بتواند دور تازه رياست جمهوري خودرا آغاز کند که پنجم مارس 2013 درگذشت.
    
شادي هواداران فرضيه «سوسياليسم قرن 21» از پيروزي رفراندم فوريه 2009 که در رسانه هاي آمريکا آنطور که بايد، بازتاب داده نشد

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
به حكم كليساي کاتوليک، فيلسوف ايتاليايي را در ملاء عام آتش زدند
17 فوريه سال 1600 ميلادي در شهر رم، «برونو Filippo Bruno» فيلسوف، رياضي دان و فرضيه پرداز ايتاليائي پس از يك محاكمه طولاني، از سوي كليساي كاتوليك به اعدام محكوم و سوزانده شد.
    وي كه از رواقيون بود و «افلاتونيسم نوين» را تبليغ مي كرد. اتهام او ترويج عقايد مذهبي غير قابل قبول کليساي کاتوليک و كُفر بود كه چون توبه نكرد محكوم شد. اورا در رُم به تيري بستند و در ملاء عام آتش زدند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سالروز درگذشت ميكلانژ
ميكلانژ (ميكلانجلو Michelangelo) تصوير نگار، پيكر ساز، معمار، مهندس و شاعر ايتاليايي عصر رنسانس 18 فوريه 1564 در شهر رم ديده از جهان فرو بست. وي ششم مارس سال 1475 ميلادي به دنيا آمده بود. آثار هنري ميكلانژ تماما و از اشعار او سيصد شعر تا به امروز باقي مانده است.


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ترس دولت روسيه تزاري از کتابِ آن چه را كه من باور دارم تأليف تولستوي
پليس روسيه 18 فوريه 1884 دستور يافت كه نسخه هاي كتاب تازه تولستوي نويسنده شهير آن كشور را جمع آوري كند و از دسترس خارج سازد.
     اين كتاب، «آن چه را كه من باور دارم» عنوان داشت و محتواي آن انتقاد از اوضاع آن زمان روسيه ـ روسيه تزاري ـ بود و دولت وقت گمان مي كرد كه مطالعه كتاب، اتباع ناراضي را به عصيان خواهد كشاند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو ادبيات
«بالزاک» بانی ساده نویسی
Balzac
ژان لوئی بالزاک نویسنده فرانسوی که شیوه ساده نگاری را عمومی ساخت که اینک جهانی شده است هجدهم فوریه سال 1654 و در در 69 سالگی درگذشت. تا زمان بالزاک، نویسندگان در پیچیده نویسی و بکار بردن واژه های سخت و نامانوس و ... با هم کوس رقابت می گذاشتند و به همین سبب مخاطبان تالیفاتشان کم و طبقه تحصیلکرده بود. خواندن و درک مفاهیم کتاب ها به قدری دشوار بود که برای هر کتاب، کلاس درس تشکیل می دادند و خواندن یک کتاب از آن دست یک امتیاز تحصیلی بود. بالزاک که مطالب خودرا تحت عنوان «نامه ها» می نوشت زبان مردم کوچه و بازار را بکار می برد و عینا به همان صورت محاوره، که الگو شده است و مدرسان روزنامه نگاری اصطلاحی دارند به این مضمون که خبر و مطلب ژورنالیستیک باید به سبک بالزاک یعنی روان و ساده و بدون تکلّف نوشته شود. بالزاک در عین حال از موسسان آکادمی فرانسه بوده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دانش
کاشف قرص ضد آبستني درگذشت
دکتر گارسيا

پروفسور رامون گارسيا Celso-Ramon Garcia كاشف قرص ضد آبستني در 82 سالگي در فوريه 2004 بر اثر حمله قلبي در گذشت. دكتر گارسيا در دهه 1950 ماده اي ساخت كه هربار مصرف آن، تا 24 ساعت از ترشح هرمون محرك باروري تخمك جلوگيري مي كرد . سپس دكتر گرگوري پنكاس Pincus و دكتر جان راك Rock اين ماده را به صورت قرص ( خوردني ) درآوردند و ترتيب مصرف آن را در روزهايي از ماه نوشتند كه در سال 1960 به تاييد «اف دي ا - FDA» رسيد و به بازار آمد. پروفسور گارسيا استاد دانشگاه پنسيلوانيا بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
سالمرگ محمد حسنین هیکل که 75 سال روزنامه نگاری کرد، از حادثه نویسی تا پوشش جنگها، 50 سال مقاله و نیز 40 کتاب نوشت ـ نظرات و اندرزهای او
محمد حسنین هیکل به رغم توصیه پزشکان سیگار را تَرک نکرد


    هفدهم فوریه 2016 (28 بهمن ماه 1394) محمد حسنین هیکل روزنامه نگار شهیر مصری و از مؤلفان و صاحبنظران جهان عرب درگذشت. وی که 23 سپتامبر 1923 به دنیا آمده بود 92 سال و 4 ماه و 24 روز عُمر کرده بود. هیکل از هفده سالگی وارد کار روزنامه نگاری شده بود.
    هیکل کار روزنامه نگاری را از نشریه «گازِت» آغاز کرده بود و خبرنگار رویدادهای جنایی (اصطلاحا حوادث ـ قضایی) این نشریه بود. در 1942 نوزده ساله بود که به او مأموریت پوشش اخبار جنگ العَلمِین (واقع در شمال غربی مصر ـ ساحل مدیترانه) را داده بودند که میان ارتش هشتم انگلستان (عمدتا مرکب از نظامیان هِندی) به فرماندهی مونتگمری و سپاهیان آلمان و ایتالیا به فرماندهی رومل در جریان بود و تا 11 نوامبر آن سال طول کشید و در آن 311 هزار نظامی با 1580 تانک و 1450 توپ شرکت داشتند و 50 هزار کشته تلفات داشت. این مأموریت، هیکل را وارد کار نظامی ـ سیاسی کرد که مستلزم مطالعه تاریخ است. وی همان زمان در مقاله ای نوشته بود که هدف آلمان از ورود به مصر؛ تصرف آبراه سوئز، قطع رابطه اروپا از این طریق با شرق و خارج ساختن نفت ایران از کنترل دولت لندن بود که موفق نشد زیرا که نظامیان ایتالیایی استعداد جنگیدن نداشتند و در طول جنگ، سَربار آلمانی ها بودند.
     هیکل سپس به نشریه رُز الیوسف
    Rose al-Yusuf
     رفت و از سال 1953 سردبیر «آخرالساعه» و آنگاه «الاخبار» شد.[رُز الیوسف نام یک بانوی متولّد سوریه است که بر این نشریه مصری گذارده شده است.]. پیش از سردبیرشدن، هیکل در سال 1948 پوشش اخبار نخستین جنگ عرب و اسرائیل را انجام داده بود که 9 ماه و سه هفته طول کشیده بود و ضمن آن، نوار غَزّه به تصرف مصریان درآمده بود. وی در جریان ملّی شدن نفت ایران ضمن سفر مطبوعاتی به تهران در جریان احساسات ایرانیان و مبارزات مصدق قرار گرفته بود که تجربه خود از این دیدار را در کتابی زیر عنوان «ایران روی آتشفشان» منتشر کرد. در این کتاب که در همان سال (سال 1951) انتشار یافت؛ گذشته ایران، مداخلات دولت لندن، وضعیت روز و خواست ایرانیان منعکس شده است. هیکل مدتی نیز در شبه جزیره کره، چگونگی جنگ این منطقه را پوشش داده بود و چند هفته پیش از فوت گفته بود که وضعیت سوریه دارد شبیه جنگ کره در آغاز دهه 1950 می شود. جنگ کره یک جنگ بین المللی محدود به همان منطقه بود، ولی در مورد سوریه ....
    هیکل که تمایلات ناسیونالیسی و تا حدی سوسیالیستی داشت از زمان انقلاب نظامی مصر (کودتا علیه ملک فاروق) در جولای 1952 و سپس تغییر نظام حکومتی این کشور، به جمع هواداران جمال عبدالناصر که پرچم پان ـ عربیسم توأما با چپگرایی را بدوش گرفته بودند پیوست و مبلّغ اندیشه و فرضیه و کارهای ناصر شد که در 1956 رسما بر کُرسی ریاست جمهوری نشست و از همین سال، هیکل را سردبیر روزنامه الاهرام کرد. هیکل به موازات سردبیری و مقاله نویسی به عضویت کمیته مرکزی «اتحادیه سوسیالیست عرب» ـ حزب حاکم مصر که عبدالناصر رهبری آن را به دست داشت انتخاب شد. هیکل در جریان ملی شدن آبراه سوئز و سپس جنگ انگلیس، فرانسه و اسرائیل با مصر، با مقالات خود احساسات عربان را برضد غرب برانگیخت به گونه ای که آمریکا به میانجیگری میان دو طرف دست زد و جنگ پایان یافت. هیکل در اکتبر 1961 با مقالات خود تلاش کرد مانع از انحلال جمهوری عربی متحده مرکب از مصر، سوریه و یمن شمالی شود که در فوریه 1958 به عنوان نخستین گام در راه ایجاد یک جامعه مشترک المنافع عربی مرکّب از همه کشورهای عربی ایجاد شده بود ولی موفق نشد. جمهوری عربی متحده 28 سپتامبر 1961 با کودتای گروهی از افسران ارتش سوریه منحل شد. هیکل خطر وجود اختلافات داخلی و احزاب سیاسی از کمونیست، سوسیالیست و ... و چند میلیون کُرد در سه نقطه در شمال سوریه و در مرز ترکیه و نیز خطر حمله نظامی اسرائیل را به سران کودتا یادآور شده بود و اندرز داده بود که بهتر است متحد مصر باقی بمانند.
    هیکل در 1970 (سال درگذشت ناصر) ضمن ادامه کار قلم، وزیر ارشاد ملّی مصر شد و برای مدتی کوتاه نیز با حفظ سمت، کفیل وزارت امور خارجه مصر. وی از همان آغاز کار انورسادات ـ جانشین ناصر ـ با کارهای او موافق نبود و در سال 1974 کنار رفت و مجله «وِجهات نظر» را منتشر کرد. هیکل پس از پیروز انقلاب ایران به تهران آمد و با آیت الله خمینی رهبر انقلاب دیدار کرد. محصول این دیدار کتابی با عنوان «بازگشت آیت الله» است که در 1981 به توزیع داده شد. وی سال بعد کتاب دیگری درباره ایران منتشر ساخت زیر عنوان «انقلاب ایران؛ از مصدق تا خمینی».
     هیکل بکار نوشتن در مجله «وِجهات نظر» تا 17 فوریه 2003 ادامه داد و در این تاریخ از فرصت 80 ساله شدن استفاده کرد و اعلام داشت که از روزنامه نگاریِ تمام وقت خودرا بازنشسته و مجله را واگذار می کند. وی در عین حال گفته بود که تا زنده باشد درباره مشاهدات، خاطرات و نظرات خود می نویسد و می گوید تا تجربه های او منتقل شود و کمک به حل مسائل کند. او گفته بود که سال ها روزنامه نگاری کردن و در جریان تحولات بودن و ضعف ها و قوّت ها را دیدن، فرد را مورّخ عصر خود [دورات حیات خویش] می کند و یک مورّخ نباید معلومات خودرا محبوس کند، من زنده هستم که بنویسم. یک روزنامه نگار یک شاهد عینی تحولاتِ روز است و بهتر از هرکس دیگر درجریان رویدادها و لازم و مکلّف است که نظر دهد و با قلم خود به جامعه ملّی و جهانی کمک کند. روزنامه نگار شاهد تکوین و تطور است و باید با مشاهده اشتباهات، قضاوت تاریخ را یادآور شود و این، یک وظیفه است.
    با انتشار این بیانات، تلویزیون الجزیره (متعلق به کشور قَطَر) برای او یک برنامه هفتگی به نام «با هیکل» ایجاد کرد که پنجشنبه ها پخش می شد. در این برنامه، هیکل بعضا مطالب و نظرات خود در باره رویدادهای روز و مسائل را به صورت پرسش و پاسخ تنظیم و بیان می کرد. در این برنامه، هیکل «اُستاد» خطاب می شد.
    مقالات هیکل در الاهرام که در شماره پایان هفته این روزنامه انتشار می یافت و خبرگزاری های جهانی آن را مخابره می کردند در رسانه های سراسر جهان ترجمه و نقل می شد. به رغم وجود اختلاف میان ناصر و پهلوی دوم (شاه) و اینکه هیکل از نظریه پان عربیسم بر پایه سوسیالیسم جانبداری می کرد، خلاصه مقالات هفتگی او از رادیو دولتی و تلویزیون های دولتی و غیر دولتی ایران بخش می شد و روزنامه اطلاعات ترجمه متن آنها را چاپ می کرد. کاظم چایچیان مقالات هیکل را برای روزنامه اطلاعات ترجمه می کرد. چایچیان که 1333 عضو تحریریه روزنامه اطلاعات بود بعدا به ایجاد «الاخاء» برای این موسسه و «الوفاق» برای مؤسسه مطبوعاتی ایران کمک موثر کرد.
    انورسادات که می دانست هیکل مخالف اوست، وی را متهم به حمایت از دولت مسکو کرد و در جریان بازداشت فله ای روشنفکران مصری در تابستان 1981 (ماه سپتامبر) دستور بازداشت اورا صادر کرد ولی این بازداشت طولی نکشید و سادات ششم اکتبر 1981 ترور شد و حُسنی مبارک جانشین سادات وی را آزاد کرد اما بدون رابطه و دیدار و فاصله گرفت. هیکل در انتقاد از رفتار و نحوه حکومت کردن سادات کتاب «خزان خشونت» را نوشت.
     تألیفات هیکل که مورد توجه مقامات دولتی کشورهای دینفع هستند عبارتند از: «تئوری توطئه» درباره مداخلات خارجی و اجرای سیاست ها با توطئه چینی و ....، «فلسفه انقلاب» و «نشست باندونگ» درباره ایجاد جامعه عدم تعهّد (اصطلاحا جهان سوم) که هیکل آن را آغازی بزرگ خوانده بود ولی گفته بود که قدرت های بزرگ (واشنگتن و مسکو) برضد آن هستند [که آن جامعه پس از فروپاشی شوری کمرنگ و غیر فعّال شده است، ولی دو عضو مؤسس آن؛ چین و هند اینک خود قدرت شده اند.]. «افول قدرت» تألیف دیگر اوست که از امپراتوری عثمانی آغاز و به دولت واشنگتن پایان برده است و نفاق داخلی، فساد دولتی، ولخرجی از جیب مردم، بی اعتنایی به قانون و انتخاب مدیران ناشایسته را از عوامل این افول به دست داده است.
    آخرین کتاب از 40 تألیف هیکل که در 2012 انتشار یافت و عمدتا درباره ناخرسندی های مردم و ناآرامی های وقت و کنار رفتن حسنی مبارک در 2011 است. وی در این کتاب نوشته است که حسنی مبارک (ژنرال نیروی هوایی) تجربه و استعداد سیاست و کشورداری نداشت و نه تنها خود او متمایل به فساد بود بلکه مانع فساد دولتی نشد که نتیجه اش بپاخاستن مردم بود.
    هیکل از اقدام ژنرال عبدالفتّاح السیسی به حذف دولت مصر که نوعی کودتا بود حمایت کرد و گفت که اگر اقدام السیسی نبود، مصر از دست رفته بود. وی ثابت کرده است که در مواردی، مداخله ارتش لازم است و این عمل، وقتی ضروری خواهد بود که راههای دیگر برای اصلاح امور بویژه فساد دولتی به نتیجه نرسیده باشد. او پیشرفت مردم عرب را در اتحاد آنان دانسته و گفته بود که مشکلات خاورمیانه از تقسیم بندی های
    Sykes – Picot
    در 1916 و کشورسازی های آن دو انگلیسی ـ فرانسوی در جهان عرب و بی تکلیف گذاردن میلیون ها کُرد آغاز شده است. اجرای این کشورسازی های خلاف منطق پس از جنگ جهانی اول عامل شماره یک بی ثباتی خاورمیانه بوده است.
    السیسی رئیس جمهوری مصر پس از اطلاع از فوت هیکل، اعلامیه درگذشت او را که دارای سه پسر است امضاء کرد و انتشار یافت. برخی از رسانه ها با اشاره به اعتنایی هیکل به توصیه پزشکان که دود کردن سیگار را تَرک و یا دست کم کاهش دهد به مخاطبان خود یادآور شده اند که سیگار قاتل انسان است. هیکل دچار بیماری کلیوی بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
سالروز درگذشت بانی پروتستانیسم که منع طلاق و ازدوج مجددرا لغو کرد
تصوير لوتر
18 فوريه سالروز فوت «مارتين لوتر» كشيش آلماني و بانی پروتستانیسم است كه در سال 1546 در 63 سالگي درگذشت . وي بسياري از تشريفات كليساي كاتوليك را زائد اعلام داشت و با اصلاحات خود پيروان فراوان يافت به گونه ای که پروتستان مذهبان (پیروان آموزشهای لوتر و کالون فرانسوی) در چند کشور و ازجمله در ایالات متحده اکثریت دارند. يكي از اصلاحات لوتر آزادكردن ازدواج كشيش ها و منع بخشودن گناهان افراد از سوي كليساها پس از اعتراف و احيانا با پرداخت پول و اعانه بود. لوتر می گفت که منع ازدواج یک مرد [کشیش] و نیز نامشروع خواندن طلاق و ازدواج مجدد عملی مغایر منطق، آزادی [حق انسان] و نظم طبیعت است. مگر می شود دو نفر (زن و شوهر)را که نمی خواهند باهم باشند مجبور به ادامه زندگی مشترک کرد، این اجبار نوعی مجازات بسیار شدید، بدون ارتکاب جرم است و همچنین چرا باید به یک مرد که کشیش شده است تا خدمت کند و راهنمای اخلاقی مردم باشد اکیدا گفت که با غرائز طبیعی اش دریک جنگ دائمی باشد و ازدواج نکند. غریزه زناشویی ودیعه خداوند است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تکميل احیاء وحدت ایتالیا با تعيين پادشاه و دو درس از تاریخ
کاوور
18فوريه 1861 «کاميلو كاوور Camillo Cavour»، مردي كه همه تلاش و مهارت هاي خودرا در راه تامين وحدت وطن خود ايتاليا بكار انداخته بود «ويتوريو امانوئله» پادشاه پيه مونته و ساردينيا را به عنوان پادشاه همه ايتاليا معرفي (نامزد) كرد، و اعلام داشت كه نظام سلطنتي در شرايط موجود بيش از رژيم جمهوري ضامن بقاء وحدت ايتاليا خواهد بود كه 14 قرن از يكپارچگي برخوردار نبود. به اين ترتيب در اين روز احياء وحدت و يکپارچکي ايتاليا تکميل شد.
     جمهوري خواهان از جمله گاريبالدي امر تعيين رئيس كشور را به پارلمان محول كرده بودند كه پارلمان در نيمه مارس (يك ماه بعد) راي به پادشاهي امانوئله بر همه ايتاليا داد مشروط براينكه نظام حکومتی، پارلمانی و اختیارات در دست نخست وزير منتخب مجلس باشد. نظام پادشاهي ايتاليا تا بعد از جنگ جهاني دوم ادامه داشت و با انجام یک رفراندم به جمهوري تغيير يافت.
    
گاريبالدي

ایتالیا پس از 14 قرن تجزیه و قطعه قطعه بودن به همت یک روزنامه نگار به نام کاوور و یک چریک به اسم گاریبالدی وحدت و یکپارچگی خود را به دست آورد و «تاریخ» آن را مرهون قلم کاوور و تفنگ گاریبالدی می داند. تجزیه امپراتوری روم و قطعه ـ قطعه شدن شبه جزیره ایتالیا نتیجه سلطه گری و ظلم طولانی امپراتوری روم به اروپاییان و طوايف مهاجر رانده شده از شرق بود. تجزیه ایتالیا سبب شده بود که هر قدرت اروپایی بر گوشه ای از آن تسلط داشته باشد و این تجربه پس از فروپاشی شوروی مورد توجه قرار گرفته و تلاش دولت های صاحب قدرت بر تجزیه کشورها و فدراسیون ها است و از یوگوسلاوی آغاز کرده، به صورتي ديگر در ليبي پياده کرده و بعيد نيست که چنین نقشه هایی را برای عراق و افغانستان و ... نيز در نظر داشته باشند زیرا که رخنه و تسلط بر دولت های کوچکتر آسانتر است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دكترينِ نيکسون
ريچارد نيكسون رئيس جمهوري وقت آمريكا كه با تظاهرات بدون وقفه مخالفان آمريكايي ِ ادامه جنگ ويتنام و نيز هزينه هاي سنگين اين جنگ و بُن بَست نبرد رو به رو شده بود 18 فوريه 1970 اعلام داشت كه از اين پس هنگامي آمريكا به يك متحد خود كه در معرض تهاجم و خطر است كمك خواهد كرد كه اين متحد، خود نيز قادر به اقدام باشد. به عبارت ديگر كمك كردن به دولتي كه خود نتواند براي باقي ماندن كاري انجام دهد بيهوده است.
     نيكسون اعلام كرد كه كمكهاي آمريكا از آن پس «غير مستقيم» خواهد بود و نظامیان آمريكايي مگر در شرايط خاص به کمک اعزام نخواهند شد.
    اين اعلاميه به «دكترين نيكسون» معروف شده است.
ریچارد نیکسون

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 18 فوريه
  • 1568:   امپراتوري مقدس كه تحت رهبري فائقه پاپ بود آمادگي خود را براي پرداخت پول به امپراتور عثماني و خريدن صلح اعلام كرد. قرارداد مربوط براي مدت هشت سال امضاء شد.
  • 1673:   «موليِر» نمايشنامه نويس شهير فرانسه در این روز در 51 سالگي درگذشت.
  • 1834:   «انسان» نخستين نشريه چپگرا ي آمريكاست كه از اين روز در نيويورك انتشار يافت.
  • 1915:   در جريان جنگ جهاني اول، آلمان با واحدهاي زيردريايي خود محاصره انگلستان را آغاز كرد.
  • 1932:   دولت ژاپن «منچوري» را منطقه اي جدا از چين اعلام داشت.
  • 1942:   نيروهاي ژاپني جزيره بالي در اندونزي را از دست هلندي ها خارج كردند.
  • کارنامک نوشيروان (خاطره ای از مولف)
    خاطره اي از مولف اين تاريخ آنلاين

        
    زمانی که تهرانی ها از دیدن نام «مِرسِدس» بر تاکسی های شهر شگفت زده شده و به پرس و جو افتاده بودند!
    از 15 ديماه 1332 (5 ژانويه 1954) خطوط اتوبوسراني تهران تغيير قيافه دادند و داراي بليت ژتوني (پولك فلزي)، باجه بليت فروشي و اتوبوس بنز شدند كه دولت وقت از آلمان وارد كرده بود. به علاوه، خطوط اتوبوسراني تغيير شماره داده و بر حسب شمالي ـ جنوبي و شرقي ـ غربي بودن مسير، رديف بندي شده بودند. قبلا هر اتوبوس و يا هر چند اتوبوس متعلق به يك فرد حقيقي بود و نظم و ترتيب وجود نداشت و طرز كار، دلبخواهي بود. از مسافران پول نقد (يك قران) دريافت مي شد كه خُرد كردن پول (چِنج)، وقت گير بود. رانندگان بر سر مسافر و پُركردن اتوبوس با هم مسابقه سرعت مي گذاشتند كه گاهي منجر به مرافعه و كتك كاري و يا تصادف مي شد. اتوبوس ها غالبا قراضه بودند و ضمن راه از كار مي افتادند و مردم سرگردان مي شدند و ....
        ورود اتوبوس های بنز، باردیگر ایرانیان را آلمان گرا کرده بود و بنابراین، از همین سال تاکسی های تهران که تا آن زمان واکسهال (واکسال) و فورد انگلیسی بودند به تدریج «بنز» شدند ـ بنز170 که بعدا سیتروئن ساخت فرانسه که شباهت زیاد به بنز ـ 170 داشت وارد دنیای تاکسی رانی تهران شد که نرخ ثابت هر کورس آن ـ صرف نظر از دوری و نزدیکی راه (مسیر) ده ریال بود. تا سال 1355 بیش از یک سوم تاکسی های تهران بنز ـ 170 شده بود که مارک 170-SD و یا 170-SV داشت و کلمه بنز دیده نمی شد. در این سال که تازه من خبرنگار میز اقتصادی (بیزنس دِسک) شده بودم صدها بنز ـ 170 تازه وارد تاکسیرانی تهران شده بود که مارک (علامت تجاری)
        Mercedes داشتند و مردم گیج شده بودند که چرا یک نوع اتومبیل ـ بدون کوچکترین تغییر در شکل و ظاهرـ دارای دو نام است و «مِرسِدِس» چه نامی است. سردبیری روزنامه مرا مامور تهیه و تنظیم یک فیچر (خبر مشروح) در این زمینه کرد.
         در آن زمان همه جا سخن از آلمان بود، روزنامه ها زمان رفت و آمد کشتی های هانزا لاین (خطوط کشتیرانی آلمان) را می نوشتند و سخن از ایجاد فروشگهای زنجیره ای دولتی به نام فروشگاه فردوسی به دست آلمانی ها با هدف کنترل قیمت ها بود و ...، در خیابان لاله زار و چند نقطه دیگر شهر آموزشگاههای زبان آلمانی دایر شده بود و اعلان اعزام دانشجو به آلمان از روزنامه ها قطع نمی و در مورد رشته های کشاورزی با هزینه دولت آلمان. با این احياء آلمانیزه شدن ها به نظر می رسید که برای پی بردن به نام «مرسدس» مشکل در کار نباشد.
        به نمایندگی بنز در تهران رفتم، گفتند که بنزهای 170 که با مارک «مرسدس» به خیل تاکسی ها پیوسته اند ساخت آرژانتین و شعبه کارخانه بنز در این کشور هستند که چند ماه است تعطیل شده و اتومبیل های بفروش نرفته به ایران منتقل شده اند و با شرایط سهل بفروش می رسند ولی ما اطلاع دیگری از تاریخچه بکاربردن این نام نداریم و تنها می دانیم که اسم زن است و اين نام را عمدتا لاتین های اروپا بکار می برند. به وابسته اقتصادی سفارت آلمان در خیابان فردوسی (ابتدای کوچه برلین) مراجعه کردم مرا به دکتر هاینه(طراح و سازنده فروشگاههای فردوسی) حواله دادند و دکتر هاینه (!) هم مرا نزد یک دستیار خود فرستاد که این فرد به من گفت سروان ارتش هیتلر بود و با روس ها جنگیده بود. این شخص که بر چند زبان مسلط بود و اندکی فارسی هم می دانست تاریخچه اختراع جهانی موتور بنزینی (انفجاری) چهارزمانه و جعبه دنده توسط «مهندس دایملر بنز» آلمانی در سال 1886 و ساخت اتومبیل بنز در همان سال و شریک «دایملر» شدن او و تبدیل نام کمپانی به دایملر بنزرا برایم گفت تا رسید به نامگذاری این اتومبیل و گفت که یکی از سهامداران این کمپانی یک دیپلمات یهودی اتریشی به نام «امیل ژلی نِک» بود که عضو هیات مدیره کمپانی شده بود و کمپانی دایملر بنز نام دختراو ـ مرسدس ـ را که کودکی بیش نبود بر اتومبیل ساخت این کارخانه گذارد که باقی مانده است. باقی ماندن نام شاید به این دلیل باشد که «مرسدس ژلی نِک» بعدا یک موسیقی دان بنام شد. شهرت اتومبیل با این نام وقتی جهانی شد که در مسابقه اتومبیلرانی فرانسه (26 ژانویه 1901 ـ نیس فرانسه) رکورد سرعت 85 کیلومتر در ساعت از خود برجای گذارد. مهندس کارل بنز نوامبر 1844 به دنیا آمد و 85 سال عمر کرد (تا سال 1929).
        تلاش من در آن زمان برای یافتن عکسی از دوشیزه مرسدس به جایی نرسید که اینک در اینترنت فراوان است.
    «بنز ـ 170» پنجاه و 7 سال پیش، مهندس کارل بنز و دوشیزه مرسدس

     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    براي اطلاع



    سپيده دم به زبان انگليسی

       

    از آنجا كه تلاش پيگير چندين ساله ناشر اين سايت (تاريخ ايرانيان به صورت روزشمار آنلاين) با نيم قرن تجربه روزنامه نگاري و تحصيلات مربوط، براي تجديد پروانه روزنامه چاپي «سپيده دم» جهت انتشار در ميهن گرامي به جايي نرسيده است و از سوي ديگر «روزنامك» را به فارسي به صورن آنلاين منتشر مي سازد؛  تصميم گرفته كه به زودي به انتشار سپيده دم آنلاين به زبان انگليسي در نشاني زير اقدام كند كه حاوي اخبار و عكسهاي جالب و مهم روز و نقل گزارش ها و مقالات مربوط ايران از منابع انگليسي زبان خواهد بود:

    www.IranianDawnNewspaper.com

     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاريخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نيز در اپريل 2014 (ارديبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه يافته است.

    نسخه آنلاين: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com