Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
      خورشيدي

 
9 مي
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 



 


   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 9 مي
ايران
درسي از تاريخ ايران براي همه اعصار و همه ملل
در ماه مه سال 570 ميلادي ژنرال «وهرز ديلمي» فرمانده نيروهاي اعزامي ايران به يمن، پس از ايراد نطقي براي افرادش، دستور داد كه كشتي هاي نيرو بر را آتش بزنند و غرق كنند تا سربازان خيال عقب نشيني و بازگشت را به ذهن خود نياورند. اين نيرو به درخواست سران قبايل يمن، به دستور شاه وقت دولت ساساني ايران، «خسرو انوشيروان» از طريق خليج فارس به يمن فرستاده شده بود تا ارتش اشغالگر حبشه را از آنجا براند. سپهبد «وهرز» پس از پياده شدن در يمن متوجه شد كه شمار نيروي حبشي اشغالگر (ابرهه) بيش از سه برابر سربازان اوست. وي پس از كسب اطلاع از شمار نيروي حبشي ها خطاب به سربازان خود گفت: ما به اينجا آمده ايم تا متجاوز را بشكنيم و برانيم. ما براي شكست خوردن، به اسارت درآمدن، شكنجه و تحقير شدن و به صورت برده در بازار به فروش رفتن نيامده ايم. براي يك سرباز، مردن در ميدان نبرد به مراتب بهتر از اسارت و تحقير و عمري بردگي است. نياكان ما اين را مي دانستند كه تسليم شدن سرباز ايراني را منع اكيد كرده اند. براي احترام به اين قانون مقدس نياكان، من دستور مي دهم كه همين امروز كشتي هايي را كه با آنها آمده ايم آتش بزنند تا در برابرمان تنها دو راه داشته باشيم: پيروزي و يا مرگ. ما از حمايت مردم يمن برخوردار هستيم كه امتيازي است بزرگ. ما با تاكتيك تازه اي وارد جنگ مي شويم كه آن را طرح كرده ام و اين تاكتيك با آن چه كه شما تجربه كرده ايد تفاوت دارد. از فيلهاي جنگي نظاميان حبشي نهراسيد؛ فيل از شتر مي ترسد و ما با دوانيدن گله شتر به سوي فيلها، آنها را فراري مي دهيم و سپس پياده حبشه را ازجاي بر مي كنيم و به دريا مي ريزيم.
     در جنگ يمن نيروهاي اعزامي ايران پيروز شدند ، سپاه ابرهه با كشته شدن پسر او ، مسروق ، فراري شد و يمن تا زمان گسترش اسلام در جزيرة العرب تحت الحمايه ايران بود.
لغو كاپيتالاسيون در ايران
نهم ماه مه سال ۱۹۲۷ (۱۹ ارديبهشت ۱۳۰۶) كاپيتالاسيون (تسليم و در اصطلاح قضايي به مفهوم قضاوت كنسولي) در ايران لغو شد و از 19 ارديبهشت 1307 (درست يك سال بعد) حتي در مورد كشورهاي كاملة الوداد هم بلا اثر گرديد.
    اين امتياز را دولت قاجاريه به پاره اي ازدولتها داده بود و به اين ترتيب قسمتي از حاكميت ملي را واگذار كرده بود. رسيدگي به جرائم محلي و مجازات متخّلف تكليف يك دولت حاكم مسئول در برابر اتباع كشور است و از تكليف نمي توان گذشت و آن را واگذار كرد.
    كاپيتالاسيون از دهه 1340 به صورت محدود در مورد پاره اي از اتباع آمريكا در ايران برغم مخالفت ها و اعتراض هاي فراوان بار ديگر به اجرا در آمده بود.
ريختن آب به آسياب دشمن با انتشار خبر مجعول
يك مقام دولت دكتر مصدق در اين روز از ارديبهشت 1331 خبر 15 ارديبهشت روزنامه اطلاعات را كه به نقل از يك خبرگزاري عرب! (کدام خبرگزاري؟) نوشته بود كه دولت درصدد برآمده كنگره رجال با تجربه (قديمي) را براي بحث درباره مسائل كشور (عمدتا نفت) برگذار كند تا راه حل ارائه كنند بي اساس، و آن را نوعي «خط دادن» از سوي محافل وابسته به استعمار خواند.
    وي گفت كه برخي محافل با هدف «قرار دادن نقشه هاي امپرياليستها» در ذهن برخي مقامات و آماده سازي مردم به قبول آن، از سوي منابع مجهول به جعل خبر مي پردازند كه يك اقدام ضد ملي و ريختن آب به آسياب دشمن است و ....
اعدام هفت تن ديگر به جرم همكاران با حکومت پهلوي، ازجمله حبيب القانيان
حبيب القانيان
نوزدهم ارديبهشت 1358 هفت تن ديگر از جمله يك وزير اطلاعات و جهانگردي (ارشاد) پيشين كه ازسوي قاضي شرع دادگاه انقلاب مفسد في الارض شناخته شده بودند تيرباران شدند.
     در ميان اين اعدام شدگان حبيب القانيان رئيس يك انجمن يهوديان ايران و نيز رحيم علي خرم (صاحب پارك تفريحي در غرب تهران) ديده مي شدند. در كيفرخواست القانيان آمده بود كه طبق گزارش، وي در نزديكي تل اويو در اسرائيل زمين براي خود خريداري كرده بود و در نشستي در اسرائيل، به مقامات اين كشور ازجمله موشه دايان و آباابان وزيران دفاع و خارجه قول جمع آوري پول بيشتري از يهوديان ايراني جهت كمك مالي به اسرائيل داده بود و ....
    
سعادتمند در آخرين روز حيات
سعادتمند در آخرين روز حيات
سپهبد سعادتمند (گيلاني) معاون و سپس وزير اطلاعات و جهانگردي (ارشاد) در اواسط دهه 1340 خورشيدي يكي ديگر از اعدام شدگان 19 ارديبهشت بود. وي كه قبل از اين مشاغل، سخنگوي سازمانهاي نظامي بود متهم به اعمال اختناق و نيز كوشش در تحكيم و تثبيت رژيم پهلوي از طريق همكاري با آن دولت شده بود و به گونه اي اوامر رژيم وقت را بدون چون و چرا اطاعت مي كرد كه به تيمسار «به چشم = بله چشم» معروف شده بود!.
    يکي از اتهامات اعدام شده ديگر، دکتر محمد بقايي يزدي، اين بود که با نامزد کردن خود براي عضويت در مجلس (پارلمان) سعي در تثبيت رژيم سلطنتي (پهلوي) کرده بود. در دادگاه گفته شد که دکتر بقايي يزدي يک زمان رئيس بهداري ساواک بود و بعدا نماينده مجلس شده بود.
در قلمرو انديشه
روزي كه شيلر درگذشت، انديشمندي که گفت: خواست اكثريت نمي تواند حق را پايمال كند
شيلر
فردريك شيلر مورخ، فيلسوف، نويسنده، نمايشنامه نگار و شاعر شهير آلمان و مردي كه از زيبايي ها و نكويي ها سخن گفته است نهم ماه مه سال 1805در 46 سالگي درگذشت. شيلر تاريخ جنگهاي سي ساله (اروپا) را كه پر از پند و اندرز است در نوامبر 1793 منتشر كرد، كتابي كه گفته شده است كمك بسيار به اتحاد فعلي اروپاييان كرده است. كتاب «ماري استوارت» و داستان «مرد (درگذشت) و ناتمام ماند» نيز براي بشر امروز، از بي مقام و صاحب قدرت و از فقير تا دارا پند آموزند. وي بدون اشاره مستقيم به كارهايي كه به نام انقلاب فرانسه صورت گرفته بود؛ در يك رساله، عدالت را از اراده اكثريت جدا كرد و تاكيد كرد كه صداي اكثريت دليل اثبات عدالت نيست، خواست اكثريت نمي تواند حقي را پايمال كند. قانون موضوعه بايد توسط يك هيات بي طرف (بدون داشتن حب و بغض) بررسي مجدد شود تا حق اقليت، حتي اگر اقليت، يك فرد باشد از دست نرود، عدالت يعني رعايت و حفظ حقوق افراد.
در قلمرو دموکراسي
مشارکت در دمکراسي همچنان رو به کاهش است!
نتيجه انتخابات شهرداري شهر «چساپيك» آمريكا واقع در ايالت ويرجينيا كه سه شنبه چهارم ماه مه 2004 برگذار شد نشان داد كه مشاركت در دمكراسي به ويژه در انتخابات محلي بازهم رو به كاهش گذارده است. در انتخابات اين شهر كمتر از 20 درصد واجدين شرايط راي دادن شركت كرده بودند! و شهردار و اعضاي شوراي شهر از ميان كساني انتخاب شدند كه شهرت به افزايش عوارض شهري ( ماليات مستغلات و اتومبيل و بنزين و ....) دارند و درخواست تبديل مناطق مسكوني به تجاري را آسانتر مي پذيرند. گزارش روزنامه ها حاكيست همان مردمي كه از افزايش مالياتهاي شهري هراس و ناله داشتند و مي توانستند با دادن راي به نامزدهاي مخالف اين افزايش، ورق را برگردانند در انتخابات شركت نكرده بودند!!.
در قلمرو دانش
ساخت قرص تنظيم خانواده (ضد آبستني) و نگاهي به تاريخچه آن
پروفسور ماركر كه 14 سال پيش در 93 سالگي درگذشت
پروفسور ماركر كه 14 سال پيش در 93 سالگي درگذشت

     نهم ماه مه سال 1960 (روزي چون امروز) آژانس آمريكايي دارو و غذا (اف.دي. ا) بر مصرف قرص تازه ساز تنظيم خانواده (ضد آبستني) مشروط بر اين كه تنها مصرف كلينيكي داشته باشد صحه گذارد و مسئله بزرگي حل شد. اين آژانس كه با مخالفت برخي گروههاي مسيحي رو به رو شده بود، در نخستين مرحله اجازه فروش اين دارو را در داروخانه ها نداد كه بعدا جماعتي به دادگاه متوسل شدند و حكم توزيع آن در داروخانه ها را از دادگاه گرفتند و «اف.دي.ا.» كه بي صبرانه در انتظار چنين حكمي بود فروش آن را با نسخه دكتر آزاد كرد كه از سال 1964 وارد داروخانه ها شد. با وجود اين، برخي دولتها احتياط بيشتري به خرج دادند. مثلا در فرانسه، اين دارو از سال 1967 وارد باز شد.
    در تاريخ پيشرفت هاي پزشكي، پروفسور «راسل ماركر» استاد رشته بيوشيمي دانشگاه دولتي پنسيلوانيا را كاشف عامل بازداري از حامله شدن ذكر كرده اند. پرفسور ماركر از دهه 1940 در جريان مطالعه روي هورمون هاي گياهي، در درخت كاكتوس به هورموني برخورد كرد كه مي توانست روي هورمون هاي ديگر تاثير بگذارد و وضعيت آنها را تنظيم كند. وي در سفري به مكزيك، اين هورمون را به مقدار بيشتري در «يام (نوعي سيب زميني دوكي شكل)» به دست آورد و سپس در كارخانه «سينتكس» در همان كشور به توليد «پروجستين» از «يام» موفق شد و جريان را به مطبوعات و نيز چند پژوهشگر پزشكي و زيست شناس اطلاع داد. بعدا دكتر «چان» يكي از اين پژوهشگران، در آزمايشگاه خود با دادن «پروجستين» به يك خرگوش ماده، موقتا (براي مدتي، و تا زماني كه تاثير هورمون باقي بود) مانع عبور تخمك از لوله هاي مربوط و در نتيجه حامله شدن آن جانور شد.
    «كاترين مك كورميك» زيست شناس و وارث يك ثروت از جمله مالكيت بنياد «ورسستر» و از مبارزان حمايت از خانواده پس از اطلاع از كار دكتر چان، پول و وسائل خود را در راه تكميل آن بكار انداخت. طولي نكشيد كه پژوهشگران با افزودن استروژن به هورمون ساخت پرفسور ماركر، تجربه دكتر چان را تكميل كردند و قرص ضد آبستني را ساختند كه توسط دكتر «ادريس رايس ري» در پورتوريكو روي انسان تجربه شد و نتيجه مطلوب داد. جريان اين كشف سپس به آژانس آمريكايي دارو و غذا (اف.دي.ا.) گزارش شد و در گزارش توضيح داده شد كه هر قرص با مصرف آن براي يك شبانه روز از باروري زن در طول دوره 21 روز در هر ماه جلوگيري مي كند.
     پس از به بازار آمدن اين قرص (كنتراسپتيو)، كار پژوهش پايان نيافت و بعدا داروهايي هايي ساخته شده است كه با مصرف يك بار آن، براي مدتي معين توليد مثل در زن متوقف مي شود. بعد از آن قرص هايي به بازار آمده كه اگر چند ساعت بعد هم مصرف شوند، همان تاثير را خواهند داشت و تلاش براي تكميل چنين دارويي براي مردها ادامه دارد.
    طبق گزارش منابع رسمي، داروي ضد بارداري از لحاظ مصرف درجهان سالهاست كه ركورد شكن بوده است و در برخي از كشورها در هر روز تا يك چهارم بانوان آن را مصرف مي كنند زيرا كه در دنياي امروز كه كره زمين دو برابر منابع خود نفوس دارد پرورش فرزند اضافي دشوار و بسيار گران تمام مي شود.
در قلمرو رسانه‌ها
نخستين کاريکاتور ژورناليستيک
امروز، نهم ماه مه سال 2006، درست 260 سال از روزي مي گذرد كه بنجامين فرانكلين از پدران ايجاد «ايالات متحده آمريكا» در هفته نامه خود «پنسيلوانيا گازت» چاپ شهر فيلا دلفيا كاريكاتوري را چاپ كرد كه عنوان نخستين كاريكاتور ژورناليستيك در آمريكا (احتمالا در همه جهان) را به خود اختصاص داده است. فرانكلين در زير اين كاريكاتور كه يك مار دو پاره شده را نشان مي دهد خطاب به دو قطعه مار نوشته است: به هم ملحق شويد و يا بميريد.
     فرانكلين خواسته است به اين وسيله به مردم متفرق مهاجر نشين ها بگويد كه اگر باهم متحد و يكي نشوند بايد به صورت مردگان بي اراده همچنان كلني انگليسي ها باشند و دستورهاي لندن را از فاصله هشت هزار كيلومتري اجرا كنند.
     از آن پس رسانه هاي آمريكايي داراي كاريكاتور شدند و روزنامه اي در اين كشور بدون چاپ يك يا چند كاريكاتور در هر روز منتشر نمي شود و روزنامه نگاران حرفهايي را كه نمي خواهند مستقيما بگويند در قالب اين كاريكاتور ها بيان مي دارند و طبق نظر سنجي از مخاطبان، اين كاريكاتورها صد در صدر مشتري دارند. چون كاريكاتور در رديف طنز قرار گرفته است تعقيب قضايي ترسيم كننده و ناشر آن نيز آسان نيست.
زادروز مايک والاس - يک نمونه از کشش و نيروي علاقه به روزنامه نگاري
مايک والاس
امروز، نهم ماه مه، زادروز مايك والاس گزارشگر قديمي راديو تلويزيون است كه در 88 سالگي - باوجود بازنشسته شدن - هنوز گهگاه به اين كار ادامه مي دهد. وي كه 38 سال براي مجله تلويزيوني شبكه «سي.بي.اس.» معروف به سيكستي مينيتز گزارش اينوستيگيتيو تهيه كرده است در سال 1918 در يك خانواده يهودي از مهاجران روس در آمريكا به دنيا آمد. والاس كه در 21 سالگي از دانشگاه ميشيگان ليسانس گرفت از همان زمان به كار نوشتن و گزارشگري پرداخته است و با اين حساب (تا سال 2006)، 67 سال در عالم خبر و عمدتا در راديو ـ تلويزيون بوده است. مايك چهاردهم مارس 2006 (56 روز پيش از 88 ساله شدن) اعلام كرد كه خود را بازنشسته كرده است، ولي با وجود اعلام اين تصميم، همچنان به صورت دلبخواهي سرگرم كار خبر بوده است. اين است يك نمونه كوچك از نيروي عشق و علاقه به روزنامه نگاري كه نبايد حتي يک اهل اين حرفه از ادامه آن محروم شود.
يادداشتي که روزنامه نگاران مولدوا براي رئيس دولت اين کشور فرستادند
سازمانهاي روزنامه نگاران جمهوري مولدوا در نخستين هفته ماه مه سال 2004 به تصميمات دولت اين كشور عضو سابق اتحاد شوروي اعتراض كرده و اين تصميمات را نهايتا در جهت كنترل رسانه هاي مولدوا و قراردادن آنها، عملا در دست دولت دانسته بودند. اين اعتراضيه كه به صورت يادداشت به رئيس دولت تسليم شده توسط اعضاي اتحاديه ها ، سنديكاها و انجمن هاي روزنامه نگاران امضاء و در آن تاكيد گرديده بود كه رسانه ها مدافع منافع جامعه و اعضاي آن در برابر اقدام دولت متبوع و مدافع دولت متبوع و مردم در مقابل تعرض و تحميلات خارجيان هستند و در اين مقام بايد جايگاه مستقل از دولت داشته باشند و لذا، هرگونه تلاش دولت براي تحميل كنترل خود بر رسانه ها را رد و در برابر آن مقاومت خواهند كرد. در اين اعتراضيه تهديد شده بود كه ممكن است سازمانهاي روزنامه نگاران مولدوا در اين زمينه بر ضد دولت به دادگاه متوسل شوند و تقاضاي صدور حكم كنند، زيرا كه تلاش دولت، اقدامي مغاير قانون اساسي، موازين و اصول ژورناليسم و حقوق روزنامه نگاران است.
نوشته يک روزنامه نگار آمريکايي درباره لطمه اي که شکنجه گري در زندان " ابو غريب " بغداد به اعتبار آمريکا در جهان وارد ساخته است
توماس فريدمن روزنامه نگار آمريكايي در تفسيري كه هشتم ماه مه سال 2004 در برخي از روزنامه هاي اين كشور انتشار يافته بود نوشته بود: تا آنجا كه مي دانم هيچگاه به اندازه امروز آمريكا و رئيس جمهوري اش مورد تنفر جهانيان نبوده است. كاخ سفيد براي پاك كردن چهره آمريكا در برابر جهانيان، بايد از خير پيروزي در عراق بگذرد و سياست خود را در قبال اين كشور مورد تجديد نظر كامل قرار دهد. اين تجديد نظر بايد با بركناري فوري رامسفلد ( امروز بهتر از فردا و يا يك ماه ديگر است) آغاز شود. آن چه كه در زندان « ابوغريب » انجام شد، به اعتبار و ارزشهاي آمريكا و آمريكايي سخت آسيب زده و بعدا بر ضد آمريكا مورد استناد قرار خواهد گرفت و اعتراض و انتقادهاي آمريكا از ديگران را بي اثر، تضعيف و محدود خواهد ساخت و ....
    اين روزنامه نگار آمريکايي در مقاله خود افزوده بود: كاري كه در «ابو غريب» صورت گرفت قابل قبول هيچ كس نيست. با توجه به اين كه در عراق سلاح كشتار جمعي به دست نيامده و مدركي دال بر مداخله دولت صدام در رويداد 11 سپتامبر وجود ندارد راه حل اين است كه بدون لجبازي بيشتر، بوش ساير سران كشورهاي عضو دائمي شوراي امنيت، دبيران كل سازمان ملل و ناتو و نيز رهبران مصر، سوريه، سعودي و اردن را به «كمپ ديويد» دعوت و حل مسئله عراق را به آنان واگذار كند و ....
    رامسفلد در نوامبر سال 2006 (دو سال و چند ماه پس از انتشار اين مقاله) کنار گذاشته شد ، ولي با اين که اکثريت آمريکاييان هم همان حرف هاي مندرج در مقاله را مي زنند هنوز (ماه مه 2008) به ساير اندرزهاي نويسنده مقاله، از جانب کاخ سفيد واشنگتن توجه نشده است.
ساير ملل
تسليم بدون قيد و شرط و اعلام «روز پيروزي»
ژوكف فاتح برلن
ده روز پس از خودكشي هيتلر و برافراشته شدن پرچم شوروي برفراز ساختمان پارلمان آلمان و يك هفته پس از تصرف كامل شهر برلين و حومه اش به دست ارتش سرخ، نهم ماه مه سال 1945 ژنرال «هانس جرگن ستامپ» از سوي مارشال كيتل رئيس ستاد ارتش آلمان قرارداد امضاء شده تسليم رايش سوم (آلمان نازي) را به ژوكوف، مارشال شوروي و فاتح برلين تسليم كرد. ژنرال جدرل نيز از جانب مارشال كيتل با متفقين غربي (آمريكا، انگلستان و فرانسه) قرارداد تسليم بدون شرط امضاء كرد. در آن زمان ارتش هاي آمريكا، انگلستان و فرانسه هنوز تا برلين چند صد كيلومتر فاصله داشتند. با تسليم شدن ستاد ارتش آلمان به شوروي، دولت شوروي نهم ماه مه را «روز پيروزي» اعلام داشت كه هنوز همين روز را برگزار مي كند. ژوكوف ارتش هيتلر را از دروازه مسكو عقب زده بود و تا برلين دنبال كرده بود. جمع تلفات شوروي در جنگ جهاني دوم نزديك به 27 ميليون يعني نيمي از کل تلفات جنگ بود که گورباچف هنگام انحلال پيمان ورشو و يلتسين و شرکائش در زمان فروپاشيدن اتحاد شوروي آن را ناديده گرفته بودند!.
    
فتح برلن به اين ترتيب؛ با برافراشته شدن پرچم شوروي برفراز پارلمان رايش سوم اعلام شده بود
فتح برلن به اين ترتيب؛ با برافراشته شدن پرچم شوروي برفراز پارلمان رايش سوم اعلام شده بود
تاريخ جاري
اعتراف رسمي وزير ارشاد اسلامي و معاون مطبوعاتي او به كمك هاي مالي دولت به مطبوعات و دادن آگهي هاي دولتي حتي به نشريات كم تيراژ!!
صفارهرندي
روزنامه همشهري كه ناشر آن شهرداري تهران است در شماره 16 ارديبهشت سال 1385 خود گزارش مشروحي منتشر ساخته بود كه به صورت يك سند تازه بر تاريخ مطبوعات ايران افزوده مي شود. اين گزارش نشان مي دهد كه دولت جمهوري اسلامي به نشريات موجود كمك مالي مي كند كه عملي مغاير ژورناليسم حرفه اي است و به رشد آنها كمك نخواهد شد. ژورناليسم قوه چهارم دمكراسي يك كشور است كه اين قوا بايد منفك از يكديگر باشند و لذا دادن كمك مالي (يارانه) در هر شكل آن، از سوي دولت به مطبوعات بايد ممنوع باشد. يكي از اتهامات غلامرضا كيانپور وزير پيشين اطلاعات و جهانگردي (ارشاد فعلي) كه 19 ارديبهشت 1358 به حكم قاضي شرع دادگاه انقلاب تيرباران شد، دادن كمك مالي به برخي مطبوعات و توزيع آگهي هاي دولتي ميان روزنامه هاي كم تيراژ وقت بود. آگهي دولتي براي اطلاع قانوني مردم و افراد ذينفع منتشر مي شود، مثلا مزايده ها، مناقصه ها، استخدام و ... و اگر در روزنامه كم تيراژ انتشار يابد نقض غرض است. كمي تيراژ، يعني بي توجهي مردم به يك روزنامه. «تاريخ» بعدا درباره دادن كمك مالي دولت به مطبوعات قضاوت خوب نخواهد كرد. مطبوعات براي مردم بايد به منزله آب و نان باشند تا احساس نياز به آن كنند و مي دانيم كه متاع مطبوعات مطالب آنها است. كمك دولت مانع از بهبود كيفيت مطبوعات مي شود و .... بعدا (سالها و قرنها بعد) تفسير خواهد شد كه محروم كردن برخي از اتباع وطن از انتشار نشريه به اين سبب بوده كه سهم كمك مالي دولت به روزنامه هاي موجود كه از پرتو درآمد «تمام شدني» نفت است كم نشود. مورخان بعدا پرونده هاي نشريات را از لحاظ اين كه چه كساني صاحبشان هستند و با چه هدفي وارد اين كار شده اند بررسي و در تاليفات خود منعكس خواهند كرد. دنيا، امروز و فردا و پس فردا پايان نخواهد يافت. مضار كمك مالي دولت به مطبوعات متعدد است كه جاي بحث آن در اينجا نيست، و اينك بپردازيم به سندي كه در اين زمينه به دست داده شده است.
    «همشهري» نوشته است:
    «محمدحسين صفارهرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در سيزدهمين نمايشگاه مطبوعات و خبرگزاري ها كه 14 ارديبهشت 1385 (چهارم ماه مه 2006) در تهران گشايش يافت ضمن مطالبي كه بيان داشت گفت كه مطبوعات بايد زير پوشش همه جانبه حمايت دولت قرار گيرند، اما بايد نحوه اين حمايت ها مشخص شود.
     اين كه يارانه هاي اختصاصي دولت به مطبوعات به نفع آنان است و يا عناصر واسطه، بيشترين بهره را از آن مي برند بايد با نظر كارشناسان بررسي و بهترين راهكار انتخاب شود. در صورتي كه يارانه ها (كمك مالي دولت به مطبوعات) به شكل مناسب توزيع شود، جرايد با قيمت مناسب به مخاطبان عرضه خواهد شد. يك راه ابتدايي آن است كه يارانه را به پول نقد تبديل كرده و به اهالي مطبوعات داده شود و تلاش مي شود تا اين كار طي ۶ ماهه نخست سال اجرايي شده و يا تا پايان سال عملياتي شود.».
     به گزارش همشهري، در اين مراسم مختارپور معاون مطبوعاتي وزير ارشاد نيز در خصوص وضعيت آگهي هاي جرايد گفت:
    «روند فعاليت يك رسانه بايد به صورتي باشد كه نيازهاي مالي خود را قبلا پيش بيني كرده باشد، اين توقع كه نشريه اي با كمك هاي دولتي، همه هزينه هاي خود را پوشش دهد، اشتباه است. وزارت ارشاد پيشنهاد افزايش سهميه كمك ارزي به مطبوعات را كه در بودجه سال مالي 1385 بيست و پنج ميليون دلار است به مجلس داد كه مجلس با پيشنهاد افزايش موافقت نكرد. طرح ساماندهي آگهي هاي دولتي در مطبوعات در حال اجراست تا مؤسسات دولتي آگهي هاي خود را تنها به نشريات پرتيراژ ندهند. افزايش تعرفه آگهي هاي دولتي (بهاي آگهي كه به نشريات پرداخت مي شود) از ديگر مواردي است كه در آئين نامه تازه به آن توجه شده و پس از تصويب در هيأت نظارت بر مطبوعات به اجرا درخواهدآمد. با تصويب اين آئين نامه، مؤسسات دولتي موظف هستند به ازاي دادن آگهي به نشريات پرتيراژ، به ۴ نشريه با تيراژ معدود (كم) نيز آگهي دهند!! تا همگان از تسهيلات اين بخش استفاده كنند!.».
    اگر در متني كه در بالا آمده است دقيق شويم خواهيم ديد كه دبير مربوط در «همشهري»، در اين متن جاي چند پرسش براي مخاطب باقي گذارده است. يكي اين كه «واسطه ها» چه كساني هستند و چرا در كار كمك مالي دولت، واسطه هم بايد دخالت كند و ديگري كمك ارزي، چرا؟.
    اين شايعه كه برخي ناشران، تيراژ كمتري منتشر مي كنند و كاغذ اضافي دولتي را مي فروشند و يا كاغذ خوب را با كاغذ نامرغوب تعويض مي كنند اگر درست باشد، پاي واسطه را به ميان مي آورد. آيا در حرفه اي شريف، چون روزنامه نگاري بايد چنين هدف ها و كارهايي صورت گيرد؟!.
براي اطلاع



سپيده دم به زبان انگليسی

   

از آنجا كه تلاش پيگير چندين ساله ناشر اين سايت (تاريخ ايرانيان به صورت روزشمار آنلاين) با نيم قرن تجربه روزنامه نگاري و تحصيلات مربوط، براي تجديد پروانه روزنامه چاپي «سپيده دم» جهت انتشار در ميهن گرامي به جايي نرسيده است و از سوي ديگر «روزنامك» را به فارسي به صورن آنلاين منتشر مي سازد؛  تصميم گرفته كه به زودي به انتشار سپيده دم آنلاين به زبان انگليسي در نشاني زير اقدام كند كه حاوي اخبار و عكسهاي جالب و مهم روز و نقل گزارش ها و مقالات مربوط ايران از منابع انگليسي زبان خواهد بود:

www.IranianDawnNewspaper.com


روزنامک

روزنامک آنلاين كه مولف سالهاست با اين عنوان مطالبي در برخي روزنامه هاي تهران منتشر مي ساخته مدتي است كه در نشاني زير منتشر مي شود. اين سايت، روزانه است و بازتابي است از نظر و احساس ناشر در باره مطالبي كه در آن روز خوانده، شنيده، ديده و يا درگير آن بوده و بي شباهت به يك كارنامك نيست كه كاري است تازه در قلمرو ژورناليسم. به علاوه، درج پيامهاي دريافت شده و پاسخ به پرسشهايي كه بعمل مي آيد. مطالب، كوتاه خواهد بود تا مطالعه آن وقتگير نباشد و اطلاعات كافي به مخاطب بدهد تا فايده برگيرد:

www.rooznamak.com

 




 

مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.

 تماس با مولف: nhistorian@cox.net