Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
27 مارس
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 27 مارس
ایران
روزی كه حلّاج، یک ایرانی انقلابی اعدام شد - نگاهی کوتاه به اندیشه های حلّاج؛ برابری اقتصادی ـ اجتماعی مردم و ایجاد جامعه بدون طبقه و تبعیض
27 مارس سال 922 میلادی حسین ابن منصور معروف به «حلّاج» ـ صوفی، انقلابی، نویسنده، شاعر و آموزگار ایرانی به تصمیم وزیرِ المقتدر عباسی خلیفه وقت با شقاوت تمام اعدام شد. حلاج كه در سال 858 میلادی در ولایت «طور بیضاء» از ایالت فارس به دنیا آمده بود و 64 سال از عُمرش گذشته بود در بغداد كشته شد. وی برضد مالکان بزرگ و هرگونه استثمار، و به نوعی خواهان برابری اقتصادی - اجتماعی مردم، و ایجاد جامعه بدون طبقه و تبعیض بود.
     حلّاج دست به سفر های متعدد و طولانی زده و از دریای سرخ تا خلیج بنگال را دیدن كرده و همه جا به آموزش افكار خود پرداخته بود. او درباره افکارِ بودا، مانی، فلاسفه یونان باستان و نیز اندیشه های سوسیالیستی مَزدَک تحقیق و مطالعه کرده بود. حلّاج بر خلاف سایر اندیشمندان معاصر خود و قرون وسطا، تفكراتش را به میان توده ها برده بود و به همین سبب دشمنی مقامات وقت را نسبت به خود كه از روشن شدن توده ها و وقوف آنان بر اهمیت و حقوق خود هراس داشتند برانگیخته بود.
    حلّاج که بسیاری از سالهای عُمر را در شهرهای خوزستان اقامت کرده بود از جنبش هایی که ایرانیان بانی آنها بودند از جمله «قرامطه» حمایت، و با این عمل با سیاست خلفای وقت که بر پایه سیادت عرب در سرزمین های اسلامی قرار داشت مخالفت و عملا مبارزه می کرد. به این دلایل، دستگاه خلافت عباسیان در پی فرصت بود تا حلّاج را از میان بردارد و این فرصت با کودتایی که یاران او برضد خلیفه کردند فراهم آمد، ولی برای مجازات حلّاج که هواداران فراوان داشت اتهامات مذهبی لازم بود. نخست او را متهم کردند که حمله به خانه کعبه را که توسط قرامطه صورت گرفته بود تایید کرده است. حلّاج در حال خَلسه گفته بود كه هرچه می گوید حقیقت است، و برای بیان این مطلب عبارت «انا الحق» را بكار برده بود. دستگاه خلافت كه او را یك خطر برای خود می پنداشت؛ این عبارت را شِرك و كُفر و ادعای خدا بودن عنوان داد، و حلّاج را که در زندان بغداد بود، پس از شكنجه فراوان اعدام كرد.
    گفته اند كه پیش از اعدام، به حلّاج یك هزار! تازیانه زده بودند و دست و پایش را قطع كرده بودند و او این شكنجه ها را تحمّل كرد و خم به اَبرو نیاورد.
    در برخی از تواریخ، روز اعدام حلاج «26 مارس» نوشته شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ایران زیر بار سازشی كه نقض حاكمیت ملّی باشد نمی رود
دکتر علی امینی
دكتر علی امینی نخست وزیر وقت هفتم فروردین 1341 اعلام داشت كه ایران مایل است با شوروی روابط دوستانه داشته باشد و با این دولت دوستی كند، ولی زیر بار آن نوع سازش كه مغایر حاكمیت و استقلال ملی اش باشد نمی رود و اگر روس ها علاقه مند به دوستی با ایران هستند نباید چیزی بخواهند و كاری كنند كه حاكمیت ملی ایران را نقض كند. ایرانیان باتوجه به تاریخچه مداخلات خارجی در امور وطن خود، نسبت به چنین سازش و نرمش هایی در قبال دولت های بیگانه حسّاسیّت دارند و زیر بار نمی روند.
    دكتر امینی این مطلب را به مناسبت پایان جنگ رسانه ای دو كشور در سالروزِ آغاز آن بیان داشت. جنگ رسانه ای و عمدتا رادیویی ایران و دولت مسکو (شوروی) هفتم فروردین 1338 از جانب مسكو و دهم فروردین همین سال از سوی تهران آغاز شده بود. مقامات شوروی برای این منظور، حتی در مرزهای شمالی ایران بلندگو نصب كرده بودند تا مرزنشینان به انتقادهایی كه از دولت وقت می شد گوش كنند.
     جنگ سرد دو دولت ـ مسکو و تهران ـ عملا پیش از این تاریخ و در پی اتحاد ایران با آمریكا و پیوستن ایران به اتحادیه زنجیره ای غرب آغاز شده بود ولی شدت چندان نداشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
احتمال بازگشت جهان به دوران اتحادیه سازی


سران دولتهای ژاپن و استرالیا كه چنین دستهایشان را به سوی یکدیگر دراز می كنند (تصویر بالا) در مارس 2007 میان خود یك پیمان امنیت مشترك امضاء كردند ـ نظیر پیمانی كه آمریكا در دهه 1950 با ژاپن امضاء كرده است. آمریكا و استرالیا ـ از متحدان دوران جنگ جهانی دوم برضد ژاپن وقت بودند. به تعبیر اصحاب نظر، امضای این پیمان و یارگیری های دیگر احتمالا جهان را به دوران اتحادیه سازی های نظامی قرن بیستم باز می گرداند.
    در دوران جنگ جهانی دوم، امپراتوری ژاپن با هدف پایان دادن به سلطه مهاجران انگلیسی بر استرالیا به تعرّض نظامی و بمباران این کشور دست زده بود. به زعم امپراتوری ژاپن؛ این مهاجران و عمدتا جانیان و زندانیان انگلیسی دو قرن پیش به استرالیا فرستاده شدند تا یك كلنی دیگر برای پادشاه آن كشور بسازند. مهاجران انگلیسی به همان گونه كه در آمریكای شمالی (ایالات متحده امروز) عمل كرده بودند، بومیان استرالیا را نابود كردند و برجایشان نشستند.
    در تفسیرهای آن زمان آمده بود که از زمان مهاجرت انگلیسی ها به استرالیا و در آغاز کار با فشار دولت لندن و فرستادن مجرمین و زندانیان، آسیایی ها (زردها) با استقرار اروپاییان در منطقه خود مخالف بوده اند و امپراتوری ژاپن به نام اخراج اروپاییان از آسیا بود كه وارد جنگ جهانی دوم و در این منطقه شد. اینک وضعیت دیگری در منطقه به وجود آمده است زیراکه استقرار جوامع بزرگ چینی در سراسر آسیای جنوب شرقی مشاهده می شوند. اروپاییان که مخالفت آسیایی ها با آن مهاجرت ها و کشتار بومیان استرالیا و نیوزیلاند را احساس کردند، این منطقه را «اقیانوسیه» نامیدند تا از دیدگاه آنان جدا از آسیا باشد! و بتوانند به استناد آن، ایراد و انتقادها را رد کنند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
«ویندفارم»، شغلی تازه



    هر روز در این جهان، مشاغل تازه با نام های زیبا به وجود می آید كه برخی از این مشاغل، مورد تشویق دولت ها و مجامع بین المللی هم قرار می گیرد. یكی از این مشاغل، خرید زمین در یك منطقه لم یزرع بادخیز و نصب پروانه و تولید برق، بدون استفاده از سوخت زیان آور فسیلی است. نام این تاسیسات را كه به سرمایه گذاری هنگفت نیاز ندارد «ویند فارمwindfarm (مزرعه باد)» گذارده اند. این سرمایه گذاری سودآور و مورد تقدیر جهانی را تشبیه به بطری كردن آب كرده اند كه این روزها هركس در كنار یك چشمه و یا چاه آرتزین تاسیسات آن را دایر كرده و كلی سود می برد. در مارس 2007 انجمن بین المللی حفظ محیط زیست ضمن صدور اعلامیه ای، از تاسیس «ویند فارم» ستایش كرد و روزنامه ها این اعلامیه را همراه با عكس بالا منتشر ساختند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
درگیری ها و ناآرامی هایِ مارس 2008 در مناطق شیعه نشین عراق و اخطارها و شعارهایی كه قبلا سابقه نداشت
درگیری هایِ از 25 تا 27 مارس 2008 در عراق كه طبق گزارش دفاتر خبرگزاری های غرب از بغداد، عمدتا میان میلیشیای وابسته به مقتدا صدر موسوم به «سپاه المهدی» و نیروهای عراقی صورت گرفته بود، در آن سه روز 105 كشته و دهها مجروح داشت.
    آن درگیریها، در جریان دیدارهای نیمه مارس 2008 سناتور مك كین در آن زمان71 ساله (نامزد وقت جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری نوامبر آن سال و متوفی در آگوست 2018 در 82 سالگی) و سپس دیك چنی معاون رئیس جمهوری وقت آمریكا از عراق آغاز شده بود كه هر دو مدعی شده بودند که وضعیت در عراق رو به آرامش گذارده است!.
     درگیری های اواخر مارس 2008 با انفجارهایی در كربلا (و در روز ورود چِنی به بغداد) آغاز شده بود كه ضمن آن شماری و ازجمله چند زائر ایرانی كشته شدند. متعاقب انفجارهای كربلا، انفجارهای انتحاری دیگری در بعقوبه، بغداد و موصل روی داد. پس از این انفجارهای پُرتلفات كه شیعیان هدف آنها بودند، چهار روز متوالی از نقاط مختلف بغداد بخشی از این شهر كه به منطقه سبز معروف است و تاسیسات حساس دولتی و سفارت آمریكا در آنجا قرار گرفته و شدیدا محافظت می شود به راكت بسته شده بود كه تلفات و زیانهایی وارد ساخته و ژنرال آمریكایی دیوید پترائوس این راكت ها را فرستاده از ایران اعلام كرده بود.
    این زد و خوردها، در پی سفر شتاب زده نوری المالكی نخست وزیر وقت عراق به بصره و نیز شدت عمل نیروهای عراقی، به جنوب عراق و ازجمله بصره، كوت و چند شهر شیعه نشین دیگر گسترش یافته بود. مقتدا صدر كه از هفت ماه پیش از این، یك آتش بس یكجانبه اعلام كرده بود ضمن اشاره به این درگیری ها گفته بود كه آتش بس حق دفاع از خود را نقض نمی كند و افراد سپاه المهدی اگر مورد حمله قرارگیرند دفاع خواهند كرد.
    در این میان (و در آن زمان) سختگیری نسبت به ورود ایرانیان و عمدتا زائر به عراق درمرز ورودی افزایش یافته و این سختگیری و ازجمله انگشت نگاری، مستقیما از جانب نظامیان آمریكایی به عمل می آمد.
    نوری المالكی به افراد مسلح (میلیشیا) در بصره و شهرهای شیعه نشین و ازجمله محله صدر در بغداد سه روز مهلت داده بود كه اسلحه بزمین بگذارند؛ التیماتومی كه قبلا از لحاظ تندی لحن كلام سابقه نداشت و باعث تشدید درگیری شده بود. وی در اولتیماتوم خود این افراد را «قانون شكنان» خطاب كرده بود.
    همزمان با تشدید درگیری ها، در نقاط شیعه نشین و ازجمله محله صدر بغداد، برضد المالكی تظاهرات صورت گرفته و تظاهركنندگان كه طبق گزارش خبرگزاری های غرب، بیشترشان از هواخواهان مقتدا صدر بودند حتی خواستار كناره گیری المالكی كه خود یك شیعه مذهب است شده بودند.
    گزارش بامداد 27 مارس 2008 حكایت از انفجار یكی از دو لوله اصلی انتقال نفت خام عراق جهت صدور داشت. در محل انفجار طبق عكس هایی كه مخابره شده بود حریق گسترده ای روی داده بود. برخی از عراقی ها به خبرنگاران خارجی گفته بودند كه انفجار لوله نفت زیانی به مردم معمولی عراق وارد نمی سازد زیرا كه سوء استفاده از نفت عراق زیاد است از سرقت گرفته تا قاچاق آن و انتقال پولش و .... این عراقی ها گفته بودند كه از آغاز اشغال نظامی عراق فساد دولتی دهها برابر شده و گمان نمی رود بتوان وضعیت را در مدتی كوتاه اصلاح كرد. برخی از مفسران آمریكایی چهارشنبه شب (26 مارس 2008) اظهار نظر كرده بودند كه برقراری آرامش نسبی چند ماه گذشته در عراق به لطف ایران بود.
    
رسانه هاي غرب ضمن انتشار اين تصويرها كه از بصره ارسال شده بود، از اين افراد به عنوان ميليشياي شيعه (سپاه المهدي) نام برده بودند


    
دو نمونه از تظاهرات ضد دولتي در مناطق شيعه نشين عراق


    
تصوير سمت راست شعار - بزعم شعاردهنده - المالكي را همدست آمريكا و اسرائيل مي داند!


    



    تصویرهایی از دیدار چنی معاون رئیس جمهور وقت آمریكا از عراق و سایر نقاط منطقه
    بالا ـ از سمت چپ: علامت اختلاف نظر با گیتز وزیر دفاع وقت در قبال ایران ـ ملاقات با حكیم ـ ملاقات گرم با بارزانی ـ ملاقات با كرزای
    پایین ـ از سمت چپ: ملاقات با قابوس بن سعید ـ دیدار با دوست قدیمی اش پادشاه سعودی
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاریخ از نگاهی به تصویر
نظامی خسته


رسانه های آمریكا كه 13 مارس 2007 این عكس را از یک نظامی خسته و در حال خواب آمریکایی در عراق منتشر كرده بودند، همچنین نوشته بودند كه سی در صد از نظامیان آمریکایی كه در عراق مجروح شده اند، پس از انتقال به بیمارستان تشخیص داده شده است که به نوعی بیماری عصبی نیز دچار بوده اند و تمایل به خودكشی میان آنان مشاهده شده است.
     در آن زمان (مارس 2007) گفته شده بود: چون دیگر و بمانند سابق، جوانان آمریكایی داوطلب استخدام شدن در ارتش نیستند، برای اعزام نیرو به عراق، عمدتا از افراد گارد ملی استیت های 50 گانه آمریکا كه افرادی سالمند و دارای شغل و زن و فرزند هستند و یا خارجیانی كه مایلند در آمریكا اقامت كنند (كارت سبز بگیرند و بعدا تبعه نچرالایزد شوند) استفاده می شود.
    افراد گارد ملی كه عمدتا نظامیان ذخیره هستند در حالی كه وجودشان در عراق است، دائما در اندیشه زن و فرزندان و کسب و کار خود در آمریكا هستند و از این بابت نگران.
    نیروهای رَزمی آمریکا (نَه هم نظامیان) تا دسامبر 2011 و پس از تصویب پیمان استراتژیک مشترک دو کشور خاک عراق را ترک کردند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
منظره ای در مرز غزه و مصر (مارس 2007)


در بهار 2007 مرز غزه (فلسطین) با مصر، هر چند روز برای چند ساعت باز می شد. این عكس در نیمه مارس 2007 و در ساعتی كه این مرز باز بود از فلسطینی هایی كه به این صورت با تاكسی عازم سفر به مصر بودند گرفته شده بود.
    مشاهده این قبیل مناظر در طول سال 2007 ادامه داشت و از آغاز سال 2008 و درپی محاصره اقتصادی نوار غزه توسط اسرائیل و تشدید زدوخوردها شدت بیشتری به خود گرفته بود زیرا که مردم غزه نیاز به موادغذایی و سوخت داشتند و ناچار بودند که آن را از مصر (که تا جنگ 1967 عرب و اسرائیل در کنترل این دولت ـ دولت مصر بودند) تامین کنند و در چند مورد مرزبانان مصری مانع از ورود آنان شده بودند و بی نظمی روی داده بود.
    این وضعیت چند ماه بعد به حملات نظامی تمام عیار اسرائیل به نوار غزه انجامید که در طول زد و خورد به این منطقه کوچک (365 کیلومتری) آسیب فراوان وارد آمد و طبق گزارش های رسانه ای؛ حدود 13 هزار تن نیز جان خود را از دست دادند. (جمعیت غزه در سال 2015 بالغ بر یک میلیون و 850 هزار تن بود. این جمعیت در منطقه ای به طول 41 کیلومتر و عرض 6 تا 12 کیلومتر در حاشیه دریای مدیترانه زندگی می کنند). حکومت غزه که میان مصر، اسرائیل و دریای مدیترانه واقع شده است از سال 2007 در دست «حماس» است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
بنزین گالنی 4 دلار و رئیس جمهوری وقت آمریکا در اندیشه بُزِخانگی خود! - پیش بینی اقتصاددانان از آسیب جهانی ناشی از بورس بازی روی حواله ها



    این كاریكاتور سیاسی در مارس 2008 توسط یك كاریكاتوریست آمریكایی ترسیم و از سوی سندیكای مربوط میان روزنامه های این كشور توزیع و چاپ شده بود. كاریكاتوریست با ترسیم این شكل، خواسته بود بگوید كه بهای بنزین در آمریكا هرگالن (اندكی كمتر از 4 لیتر) به 4 دلار رسیده ولی جورج دبلیو بوش (رئیس جمهوری وقت) در مزرعه (رانچ) خود در تكزاس، بی خیال از افزایش قیمت ها، دارد یادداشت های مربوط به بُزِ خانگی اش را می خواند. كاریكاتوریست پشت جلد پوشه ای كه در دست جورج بوش است عبارت: «بُزِ خانگی من» را نوشته است؛ یعنی پرونده بُز.
    اقتصاددانان اروپایی همان زمان در تحلیل های مطبوعاتی خود (منتشره در رسانه ها)، كاهش ارزش دلار آمریكا را كه نتیجه بالارفتن قرض های این كشور است یكی از عوامل گرانی بهای نفت خام به دست داده بودند كه در مارس 2008 هربشكه میان صد تا 110 دلار نوسان داشت ولی نوشته بودند که دلیل عمده این افزایش، بورس بازی (خرید و فروش حواله های نفتی) و آزمندی کمپانی های نفتی و اصحاب پالایشگاهها است و لغو ضوابط بورس در اوایل دهه 1980 (دی ـ رگیولاریسیون)، این نوع فعالیت را در آمریکا مجاز کرده که فعالیتی ناسالم است و مآلا به اقتصاد جهان صدمه وارد خواهد ساخت. مرور زمان درستی این نظرات را نشان داد و طولی نکشید که بحران مالی جهانی آغاز گردید.
    با این بورس بازی، بهای نفت خام تا جولای 2008 هر بشکه تا 147 دلار بالا رفت که چند ماه بعد با شکست بورس بازان و بیمه گران آنان به یک سوم کاهش یافت. با وجود این (آسیب زنی صدها میلیارد دلاری به جهانیان)، هنوز کسی از این بابت تحت تعقیب قضایی قرار نگرفته و صحبتی هم از آن و نیز اصلاح روش در میان نیست.
    این وضعیت در سه ماه نخست سال 2012 و در پی تصمیم به کاستن ورود نفت از ایران از جولای (ماه هفتم سال میلادی) تکرار شده بود!. بهای هر بشکه نفت خام ـ تنها پس انتشار این گزارشها در اواخر مارس این سال به 127 دلار رسید و بنزین در جایگاههای فروش در آمریکا به گالنی 4 دلار. در بهار سال 2013 نیز کمپانی های نفتی صاحب جایگاههای فروش (اصطلاحا پمپ ها) بهای این کالا را به بهانه آسیب رسیدن به پالایشگاهها در جریان توفان، بالا بردند! و این، در حالی بود که بهای نفت خام سیر نزولی را طی می کرد.
    در مارس 2019 نیز بهای هر گالن بنزین در آمریکا ـ به بهانهِ رویدادهای ونزوئلا ـ تا نزدیک به یک دلار بالا رفت. این بار، آن دسته از رسانه ها که در چند سال اخیر به دست سرمایه داران بزرگ و میلیاردرها افتاده اند خبری هم در باره این گرانی نداده اند تا تفسیری بر آن نوشته و یا گفته شود. در دهه های اول و دوم قرن 21 بیشتر رسانه های ـ قبلا همگانی ـ زیر کنترل میلیاردرها و اصحاب نفوذ و منافع قرار گرفته اند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ادامه اعتراض جهانیان به تعرّض «ناتو» به لیبی در مارس 2011 ـ برخی از شعارهای تأمل برانگیز ضد جنگ


بیست و ششم مارس 2011 تعرض نظامی دولت های بلوک غرب [ناتو] به لیبی وارد هشتمین روز خود شده بود و به همینگونه تظاهرات جهانی ضد جنگ. این تظاهرات در همه جا از لندن و رُم تا بِلگراد و واشنگتن (مقابل کاخ سفید) به چشم می خورد [تصاویر بالا].
     شعارهای تظاهرکنندگان عبارت بودند از: نفت برتر از خون لیبیایی ها!، انهدام یک کشور به جرم داشتن نفت، کشور وُلتِر و مونتِسکیو [فرانسه] آتش بیار جنگ، ننگ بر روسیه [که قطعنامه شورای امنیت را «وِتو» نکرد]، روسیه قطعنامه ضد زیمباوه را «وتو» کرد، ولی راه انهدام لیبی را نبست، تعرض به لیبی زنده بودن استعمار و استثمار ملل را ثابت کرد، سکوت در برابر تعرض «ناتو» خیانت به بشریت است، از «اوباما» انتظار جنگ نبود، کاخ سفید خانه جنگ است و چه سیاه در آن بنشیند چه سفید، کامِرون [نخست وزیر انگلستان] برای مدارس پول ندارد ولی برای جنگ بله، دستها کوتاه از لیبی، دلارها باید صرف رفع بیکاری شود نه جنگ در لیبی، جنگ ـ جنگ می زاید، لیبی که به اروپا و آمریکای شمالی تعرض نکرده بود که بمباران شود، تعرض «ناتو» به لیبی = تعرض هیتلر به چک اسلواکی و لهستان، تعرض «ناتو» به لیبی یادآور تعرض قدرت های وقت در 1900 به چین و سرکوب ملی گرایان چینی (جنبش بوکسورها) است، پاریس و لندن در لیبی شورش بپا کردند تا نفت را تصاحب کنند و این کار در کشورهای دیگر دنباله خواهد داشت، و دهها شعار مشابه دیگر.
    مقاله نگاران در ستونهای خود و اصحاب نظر در مصاحبه های شان که 26 مارس انتشار یافت برخی از شعارهای ضد جنگ لیبی را تفسیر کرده بودند. یک مفسر روس نوشته بود که روسیه اشتباه کرد که قطعنامه را که تنظیم آن کار پاریس و لندن بود «وتو» نکرد، چه ساخت و پاختی با مسکو در میان بود؟ ـ تکلیف پکن که روشن است. پس از مدیترانه نوبت دریای خزر [دریای مازندران] است که در اینجا، غرب کمک خواهد کرد که آذربایجان، ترکمنستان و کزاخستان ناوگان بسازند، سهم بیشتری بخواهند و روسیه و ایران را به دردسر بیاندازند. غرب می خواهد که روسیه در درون خود و درون چارچوب امپراتوری پیشین گرفتار باشد. غرب نخست مسکو را از ردیف یک قدرت جهانی پایین کشید و اینک به قدرت منطقه ای شدنش هم راضی نیست. روسیه با خودداری از «وتو» کردن قطعنامه شماره 1973 ـ داوطلبانه از میدان قدرت ها بیرون رفت. جهانیان از این پس روی روسیه حساب نخواهند کرد و برایش پشیزی قائل نخواهند شد. پیروزی غرب در شورای امنیت و تحقیر شدن روسیه به دست خودش، برای آن بلوک مهمتر از بزانو درآوردن لیبی بوده است. با این پیروزی، قدرت های استعماری اروپا بعدا امر و نهی کردن های از نوع قرن نوزدهم را به دولت های کوچک و بی دفاع از سرخواهند گرفت و از اینجاست که تروریسم و اشتهاء به داشتن جنگ افزار تازه [اتمی ـ شیمیایی] در میان کشورهای ضعیف گسترش خواهد یافت. [ظاهرا همین تفسیر و اظهارنظرهای مشابه تاثیر خودرا بخشید و روسیه در قبال مسائل سوریه که تشابه زیاد به وضعیت لیبی آن سال داشته ایستادگی کرده، ناوگان در دریای مدیترانه مستقر ساخته و مانع تصویب قطعنامه پیشنهادی غرب در شورای امنیت شده است. پس از استقرار روسیه در یک بندر سوریه، یک مفسر آمریکایی نوشته بود که روس ها به تازگی یاد گرفته اند که از فرصت ها استفاده کنند.].
    مفسر شبکه تلویزیونی «فاکس نیوز» همان زمان (مارس 2011) چند مقاله نویس بویژه ستون نویس های روزنامه های معروف را که با هر تحولی در خاور میانه عازم این منطقه می شوند و خودرا کارشناس منطقه معرفی می کنند محرّک «بارک حسین اوباما» در تسلیم شدن به اصرار فرانسه و انگلستان و مشارکت در بمباران و موشکباران لیبی خوانده بود. این شبکه گفته بود اعتراض ها و شورش هایی که اینک (آن سال) در چند کشور خاورمیانه در جریانند در صورت پیروزی باعث روی کارآمدن کسانی خواهند شد که تجربه اداره امور دولت را ندارند، انتقامجو و بی باک هستند و ناآرامی ادامه خواهد یافت و پیشرفت متوقف خواهد شد. این نوع اعتراض و عصیان نتیجه نبودِ احزاب، سندیکاها، اتحادیه ها و بالاخره رسانه های حرفه ای [بی طرف] است. دولت واشنگتن باید از ایجاد این بنیادها حمایت کند. حزب، حرفِ (نظر و خواست) خودرا در نشریات و یا اجتماعات مسالمت آمیز می زند و سپس با دولت برای قبولاندن نظرش وارد مذاکره و چانه زدن می شود و شورش و نافرمانی و ... که به تخریب و جا به جایی نفوس (مهاجرت) خواهد انجامید رخ نخواهد داد.
    26 و 27 مارس 2011 چند صاحبنظر آمریکایی در مصاحبه های خود گفته بودند که در قبال مسئله لیبی، آمریکا تسلیم وسوسه پاریس و لندن شد، لیبی برضد امریکا نبود، آماده هرگونه سازش با ما بود و به رغم ادامه بمباران هنوز هم از آمریکا بد نگفته است. در قرن 21 هرخانواده در هرگوشه از جهان دسترسی به شبکه های تلویزیونی و اینترنت دارد و می تواند از دیدگاه خود رویدادها و اظهارات مقامات را تفسیر کند. این مردم می دانند که منابع نفت لیبی عمدتا در نیمه شرقی این کشور واقع شده اند ـ همانجایی که شورش آغاز شد و همینکه نظامیان دولت لیبی شورشیان را که اسلحه به دست داشتند فراری و در آستانه شکست قرارداده بودند قطعنامه 1973 ـ بدون مخالفت مسکو و پکن! ـ تصویب شد و چند ساعت بعد بارانی از موشک بر مراکز نظامی دولت لیبی ریزش کرد و ادامه یافت و شورشیان جان تازه کردند و شهرهای از دست رفته بازستاندند. قضاوت مردم از این وضعیت این است که شورش و ... طرح غرب بوده و ... و رویگردان می شوند و به صدای دیگران گوش می دهند. جهانیان روسیه را شریک طرف متعرّض می پندارند زیرا که قطعنامه را «وتو» نکرد و انتقاد پوتین را یک بازی می دانند و می گویند مگر می شود که در قبال چنین قطعنامه ای حساس بدون جلب موافقت او عمل می شد.
    Helge Luraas پژوهشگر نروژی مسائل بین الملل در زمینه جنگ نابرابر لیبی در مصاحبه ای گفته بود که این جنگ و پیامدهای آن تا مدت ها طول خواهد کشید. با از میان رفتن رژیم قذّافی مسائل تازه ای وارد حیات لیبیایی ها خواهد شد. نمی توان درک عمومی را که لشکرکشی جاری به خاطر نفت لیبی بوده است رد کرد. همچنین نمی توان این ادعارا رد کرد که شورشیان قبلا با فرانسه و یا انگلستان تماس و ساخت و پاخت نداشتند. متشکل شدن این گروه هم سئوال برانگیز است زیراکه عوامل ضد آمریکایی ازجمله القاعده در میان مخالفان مسلح قذافی دیده شده اند. در کشوری با سیستم اطلاعاتی کارآمد چگونه این جماعت دفعتا متشکل و همفکر و یکپارچه شده اند و صدها سئوال دیگر از این دست که به ذهن می آید و مورخان بعدا برایشان جواب خواهند یافت. مسئله لیبی قطعا باردیگر موجودیت «ناتو» را در افکار عمومی زیر سئوال خواهد برد زیراکه طبق قاعده دسته بندی و اتحادیه سازی، یک اتحادیه نظامی وقتی به وجود می آید و موجودیت آن توجیه شدنی است که چند ملت از یک دولت بزرگتر و یا اتحادیه و اتفاق چند دولت احساس خطر کنند و باهم متحد شوند. با کنار رفتن بلوک شرق و متلاشی شدن شوروی که در سطح گیتی، دیگر دشمن و اتحادیه وجود ندارد. پس، فلسفه وجود «ناتو» و وجاهت آن چیست و چرا باید در حال گسترش روزافزون باشد؟. اعضای آن از چه می ترسند؟. در برابر این پرسشها، این پاسخ به ذهن می آید: برای تامین منافع و حفظ آن. این پاسخ با مسئله لیبی تطبیق می کند که منافع اتحادیه از نفت و کنترل مدیترانه و خاموش کردن مردی دائما منتقد [نِق زن] همچون قذافی که مبلّغ نوعی سوسیالیسم و روش حکومتی «ساویت مانند» است مداخله در امور لیبی را ایجاب می کرد. [حمله تروریستی سال بعد به کنسولگری آمریکا در بنغازی و قتل چهار آمریکایی ازجمله سفیر این کشور در لیبی که برای بازدید از کنسولگری بنغازی به آنجا رفته بود و این عملیات کار القاعده اعلام شده است، درستی نظر پژوهشگر نروژی را ثابت کرده است.].
رزمناو مسکو، يکي از چندين ناو روسيه که در بهار 2013 در مديترانه مستقر شد. ناوگان روسيه پس از فروپاشي شوروي مديترانه را ترک کرده بود


    
در اين تصوير ادغام شده؛ ساختمان کنسولگري آمريکا در بنغازي در حال سوختن و جسد کريستوفر استيونس سفير آمريکا در ليبي پس از کشته شدن و نيز عکسي از او ديده مي شوند ـ حمله به کنسولگري در سپتامبر 2012 صورت گرفت

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 27 مارس
  • 1512:   هوان پونسه دو لئون Juan Ponce de Leon اسپانیایی نخستین اروپایی بود که پا به منطقه فلوریدا در آمریکای شمالی گذارد و این منطقه تا قرن 19 از مستملکات اسپانیا بود که دولت واشنگتن آن را از اسپانیا خریداری کرد و اینک یک استیت عضو فدراسیون آمریکا را تشکیل می دهد.
  • 1668:   کینگ چارلز پادشاه وقت انگلستان منطقه بمبئی هند را به کمپانی انگلیسی هند شرقی بحشید!.
  • 1884:   تلفن راه دور برای نخستین بار در این روز میان دو شهر نیویورک و بوستون آغاز بکار کرد.
  • 1941:   در پی برکناری پرنس «پل» در بلگراد که هواخواه هیتلر بود، رهبر وقت آلمان دستور تصرف یوگوسلاوی را صادر کرد.
  • 1962:   (1341 هجری خورشیدی) کاظم زاده ایرانشهر روشنفکر و فرهنگدوست ایرانی در سویس دیده از جهان فروبست.
  • 1962:   (1341 خورشیدی) از این روز، ایران مانند سایر کشورها دارای یک شرکت ملی هواپیمایی (اختصارا: هما) شد. «ایران ایر» قبلا یک شرکت غیردولتی بود.
  • 1964:   در آلاسکا زلزله روی داد و 125 نفر را کشت و دهها تن دیگر را مجروح ساخت. این زلزله به شهر Anchorage زیان فراوان وارد ساخت.
  • 1968:   یوری گاگارین فضانورد شوروی و نخستین انسانی که با ماهواره کره زمین را دور زد در یک سانحه عادی هوائی در 34 سالگی جان سپرد.


  • 1977:   در برخورد دو جمبوجت (بوئینگ 747) مسافربر، یکی آمریکایی (پان امریکن) و دیگری هلندی (ک. ال. ام)، در فرودگاه جزیره کاناریCanary (متعلق به اسپانیا) پانصد و هشتاد و سه تن مسافران دو هواپیما کشته شدند که تا آن زمان حادثه بی سابقه ای بود. علت، مه آلود بودن فضای فرودگاه اعلام شده بود. یکی از دو هواپیما از لس آنجلس بپرواز درآمده بود
    هواپیمای KLM پس از تصادف و سوختن. هیچیک از مسافران و خدمه این هواپیما زنده نماند

  • 1990:   دولت واشنگتن با هدف تبلیغ برضد دولت کوبا یک فرستنده تلویزیونی بنام «تلویزیون مارتی» دایر کرد.
  • 1998:   اف. دی. اِ. آمریکا داروی ضد ضعف جنسی مردان به نام قرص Viagra را تائید کرد تا به بازار آید.
  • نامه به مولف
    آنچه را که در لیبی دیدم
  •   نامه ای که با حذف تعارفات در زیر آمده است 26 مارس 2011 واصل شد:
        
        ... چند سال پیش که برای ادامه تحصیل از اهواز به انگلیس آمدم و بعدا در همینجا ماندگار شدم در آموزشگاه تحصیل زبان انگلیسی با چند لیبیایی آشناشدم که آمده بودند مثل من انگلیسی یاد بگیرند. با یکی از ایشان که همسن من است دوست شدم و تماس ما با هم پس از بازگشت او به لیبی قطع نشد و چندبار که به انگلیس آمد درخانه من سکونت کرد. او چهار سال پیش (سال 2007 در ماه جنیواری = ژانویه) مرا به عروسی اش که در بِنغازی برگزار شد دعوت کرد. من که بر زبان عربی مسلط هستم در این سفر از طُبرُق، اجدابیا، طرابلس و یکی دو شهر دیگر دیدن کردم. لیبی کشوری به وسعت ایران است با جمعیتی یک دهم ایران. در این کشور رفاه کامل برقرار بود، آموزش و پرورش و درمان رایگان و عمومی بود. فقر دیده نمی شد، گرانی و بیکاری نبود و دهها و شاید صدها هزار کارگر خارجی در آنجا کار می کردند و راضی بودند. سیستم حکومتی خاصی داشت و رئیس و مرئوس در کار نبود. می گفتند که جماهیریه هستیم و شعبیه و اشتراکیه یعنی سوسیالیستی خلق و قذافی مقام دولتی ندارد، پدر ملت است. کسی از پلیسی بودن کشور و مامور امنیت و مراقبت های این چنینی حرفی نمی زد و همه از طرز حکومت راضی بودند و شکمهایشان سیر.
        چند هفته پیش که شنیدم تظاهرات شده و جنگ خیابانی، تعجب کردم و به مادرم گفتم که این خبرها همه اش دروغ است و یک کلاغ ـ چهل کلاغ. چون اخبار به همانصورت ادامه یافت به دوستم در بِنغازی تلفن کردم تا واقعیت را استعلام کنم گفت که او نیز از تجمع افراد در خیابانها تعجب کرده، پلیس هم ممانعت و سختگیری نمی کند و نمی داند که پشت پرده چه خبر است. می گفت که مردم برضد دولت نیستند، دست خارجی توی کار است ولی سر و صدا خواهد خوابید. چند روز پیش به دوستم زنگ زدم تا قضیه را بپرسم کسی گوشی را برنداشت. با ارسال این سطور خواستم شما را در این اطلاعات با خودم شریک کنم. ....

  • برای اطلاع



     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاریخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نیز در اپریل 2014 (اردیبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه یافته است.

    نسخه آنلاین: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com