Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
20 اوت
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 20 اوت
نظرات واصله پیرامون موضوعات روز و مسائل در سه روز گذشته
در سه روز گذشته نظرات متعدد در باره کنوانسیون تازه دریای مازندران، مقامات دو تابعیتی، راههای توقف تورّم پول و امروز و فردا کردن در انتشار جزئیات سوء استفاده از تصمیمات قبلی بانک مرکزی در مورد دلار 4200 تومانی و فروش سکه طلا واصل شده است که خلاصه و رئوس مطالب به ترتیب موضوع در زیر می آید:
    
    
تصویب کنوانسیون دریای مازندران در رفراندم و یا با آراء موافق دوسوم نمایندگان مجلس

    
    در نظرات 9 گانه واصله در سه روز گذشته و عمدتا انتقادی مطرح شده است که چون موضوع کنوانسیون اخیر درباره دریای مازندران (دریای قزوین ـ کسپین سی) به نوعی تحدید حدود و تغییرات مرزی است و ناقض قراردادهای 1921 و 1940 ایران و روسیه شوروی، مطابق استاندارد بین المللی به نظرخواهی ملت در یک رفراندم برسد و یا در مجلس طرح شود و در این صورت نیار به دو سوم آراء موافق مجلسیان است. اصل 125 قانون اساسی جمهوری اسلامی تاکید بر تصویب هرگونه موافقت نامه و قرارداد با کشورهای دیگر در مجلس دارد و نیز به شکلی دیگر در اصل 77. سه تن از نظردهندگان ضمن اشاره به اعدام هویدا که با استقلال بحرین بدون برگزاری رفراندم سراسری و کسب نظر ملت ایران موافقت کرده بود گفته اند که نباید ترکمن چای دیگری در تاریخ ایران ثبت شود. نباید روی کرملین نشینان که هر روز رنگ عوض می کنند حساب کرد.
    
    
دو تابعیتی ها

    
    چهار نظر درباره مقام های دو تابعیتی بود که دو نظردهنده آخر (واصله در روز یکشنبه 19 آگوست) اشاره به اظهارات ابوالفضل ترابی نماینده مجلس کرده اند که گفته است یک مقام بسیار بالا تابعیت انگلستان را دارد. این نظردهندگان می گویند که در این زمینه ها نباید مبهم گویی شود باید صریح و با ذکر نام، این مقامات اعلام شوند. این، اتهام نیست واقعیت است.
    
    
تورّم پول باید متوقف شود

    
    سه نظر دهنده خواسته اند که تا دیر نشود، مسئله بزرگ اقتصاد کشور که همانا تورم پول است دست کم متوقف شود، دولت بیش از درآمد خرج نکند، با بالابردن سود سپرده و یا فروش اوراق قرضهِ تضمین شده پول های سرگردان را که مسئله ساز ارز، طلا و مستغلات هستند جذب کند و نیز درصد مالیات بر افزوده مخصوصا در مستغلات را بالا ببرد و در وصول و نظارت دقت بیشتری کند، به ارزان فروشی بنزین پایان دهد. در آمریکا که خود استخراج کننده نفت است، خریدار بنزین سه نوع عوارض باید بپردازد ـ عوارض شهر، عوارض ایالت و مالیات دولت فدرال ـ بهای متوسط هر لیتر بنزین به حساب بهای ارز در ایران، 8 هزار تومان است (هر گالن 4 لیتری اندکی بیش از 3 دلار) و همچنین مالیات بر سیگار. می دانید که در برخی از ایالات آمریکا که کشوری تولید کننده توتون است هر پاکت سیگار 5 تا 7 دلار است (50 تا 70 هزار تومان). و همچنین می دانیم که یک دسته از تورم پول سود می برند و آن خرده فروش ها هستند که پیش از گرانی مرحله ای خرید می کنند و جنس را به قیمت روز و پس از افزایش درصد تورم (پایین آمدن قدرت خرید پول) می فروشند که باید کنترل شود و مالیات افزوده از آنها گرفته شود. یکی از این سه نظردهنده گفته است که از نیروی بسیج برای نظارت جهت کنترل استفاده شود که این هم نوعی دفاع از مردم است.
    
    
با اعلام اسامی مفسدین اقتصادی، محاکمه سریع آنها و تشکیل دادگاه مشابه دادگاه خلخالی (با قاضی شرع) تفکر فساد از میان می رود

    
    یک مخاطب نوشته است قرار بود که اسامی متهمان به فساد اقتصادی اعلام شود، محاکمات آنان سریع، علنی و بدون تشریفات زائد باشد تا تفکر فساد از میان برود که ما هنوز انتظار تحقق این وعده ها را می کشیم. همین دو روز پیش محکوم شدن مدیر یک موسسه اعتباری اعلام شد بدون اشاره به میزان مجازات تا باعث تنّبُه دیگران شود. باید دادگاههایی مشابه دادگاههای دو سه سال اول پس از انقلاب با قاضی شرع ـ نظیر دادگاههای شیخ صادق خلخالی برای این موارد تشکیل شود. همچنین نباید به سادگی از مقاماتی گذشت که چند ماه پیش دلار 4200 تومانی در اختیار بعضی ها گذاردند که ما تصور می کردیم 11 میلیارد دلار بود و مقام رهبری در سخنرانی اخیر اشاره به 18 میلیارد کردند. باید از اینها شروع کرد که چرا و به دستور چه کسانی این کار را کردند. این مخاطب از شناور شدن نرخ ارز و تعیین نرخ برپایه تقاضا و عرضه حمایت کرده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ايران
روزي كه دكتر مصدق و يارانش بازداشت شدند
دكترمصدق را پس از دستگير كردن، از خودرو زندان نظامي خارج مي كنند


     بیستم آگوست 1953 ـ يك روز پس از براندازي 28 اَمُرداد 1332، دكتر مصدق و چند تَن از يارانش از جمله دكتر غلامحسین صديقي و دكتر شايگان در خانه اي در خيابان كاخ دستگير و زنداني شدند.
     آنان عصر 28 امُرداد هنگامي كه خانه دكتر مصدق زير گلوله بود از طریق ديوار خانه خارج شده بودند.
دكتر مصدق بمانند
همه رهبران ملّي
غالبا لباس ساده
و خانه مي پوشيد


    در همين روز بسياري از مقامات و هواداران دكتر مصدق دستگير و به افسران و نظامیانی كه در عمليات براندازي شركت كرده بودند يك درجه ترفيعي داده شد.
    دسته هاي شعار دهنده بر ضد دكتر مصدق در 29 اَمُرداد هم به دادن شعار در خیابانها ادامه می دادند. (طبق نوشته ها) هدف، خودنمایی و سهم خواهی بود. این دسته ها در روز 28 امُرداد، روزي كه با آرامش و مطابق معمول آغاز شده بود 200- 300 نفري بودند كه عمدتا با كاميون حركت مي كردند، ولي ماموران انتظامي حاضر به جلوگيري از آنان نمي شدند و مانعي بر سر راهشان نبود. در آن روز (28 اَمُرداد) ظرف چند ساعت سه بار روساي شهرباني كل تغيير يافته بودند و ....
     دكتر مصدق تا آخرين لحظه باور نمي كرد كه تغيير دولت او با اين عمليات ظاهرا كوچك و محدود عملي باشد. طبق مندرجات صفحه 341 خاطرات دكتر مصدق، وي رجال كشور و مقامات ارشد (آن زمان) را سه گروه مي دانست: يك گروه را مخلوق سياست خارجيان معرفي مي كرد كه با نظر خارجي وارد كار مي شوند و مصالح خود را با مصالح خارجي توأم مي كنند و آنجا كه براي خارجي نفعي نباشد، آنان نفعي ندارند و ... و دو دسته ديگر رجال و مقامات خيرخواه وطن و هموطنان هستند، منتها شماري از آنان خيرخواه غير مبارز هستند كه براي سربلندي، استقلال و آزادي عمل كشور و پيشرفت آن بايد گروه اول را به حداقل و «صِفر»رساند و خيرخواهان غيرفعال را تشويق و دلگرم به فعال شدن كرد و ....
    
دكتر شايگان و دكتر صديقي ـ دو مرد نامدار وطن ـ همزمان با دكتر مصدق دستگير شدند

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نقش اينتليجنس سرويس انگلستان در براندازي دكتر مصدق
پشت جلد كتاب قطور «ام. آي ـ 6» تاليف استيفن دوريل
در زمينه براندازي 19 آگوست 1953 (28 اَمُرداد 1332) كتابهاي متعدد و نظرات بسيار انتشار يافته است كه هر كدام حاوي تاريخچه اي از اين رويداد است، از جمله كتابي كه در زير به آن اشاره شده است :
     (اينتليجنس سرويس انگلستان MI6 از درون) عنوان كتابي است كه محقّق و استاد انگليسي، استيفن دوريل Dorril، آن را تأليف كرده و از كتب منتشره سال 2000 است. در اين كتاب كه يك فصل آن (فصل 28 از صفحه 558 تا 600) به ايران اختصاص يافته، مؤلف نوشته است كه معمولا رسم و عادت نبوده است كه درباره اين سازمان كه يكي از سرويسهاي جمع آوري اطلاعات در جهان است عكس و مطلب انتشار يابد و رسانه ها قلمفرسايي كنند. به نوشته مولف كساني كه تاكنون درباره كارهاي اين سازمان نوشته اند از رقباي آن و يا از اعضاي ناراضي بوده اند و پس از انتشار نيز از مزاحمت و ارعاب اين سازمان مصون نمانده اند. بنابراين، كتاب 900 صفحه اي او منحصر به فرد است. در اين كتاب آمده است با اين كه انگلستان، ديگر يك قدرت بزرگ جهاني نيست معذلك اينتليجنس سرويس آن به همان روش دوران امپراتوري ادامه كار مي دهد. اين سازمان نقش مهمي در جريان جنگ سرد داشت و به عقيده "دوريل" وجود آن براي انگلستان ضرورت حياتي دارد.
    مولف درباره فعاليتهاي اينتليجنس سرويس در دوران حكومت مرحوم دكتر مصدق، نوشته است كه دولت انگلستان در سال 1949 از طريق ايستگاه اينتليجنس سرويس در تهران متوجه شده بود كه سهم ايران از نفت (10 تا 12 درصد) بسيار ناچيز است و به تدريج صداي مردم را در مي آورد. بنابراين يك ضميمه به قرارداد 1933 تهيه شد كه دكتر محمد مصدق مخالفت با استثمار نفت را آغاز و مردم عاطفي و احساساتي ايران را وارد يك مبارزه دامنه دار ناسيوناليستي كرد و در اين شرايط كسي جرات نمي كرد بدون قبول خطر، اين ضميمه را به مجلس بدهد. در اين زمان، آمريكا با كشور سعودي يك قرارداد نفتي 50 – 50 امضاء كرد و اين وسيله بسيار خوبي براي دكتر مصدق بود كه ايرانيان را پشت سر خود متحد سازد.
    به توصيه ميلن Milne رئيس ايستگاه اينتليجنس سرويس در تهران كه در مجلس عواملي داشت،
    انگليسي ها تصميم گرفتند كه بر ضميمه قرارداد 1933، اصلاحيه اي بنويسند و سهم ايران را افزايش دهند و مبلغي نيز علي الحساب به دولت ايران بدهند تا حقوق كارمندان عقب نيفتد و مخالفت ها كمتر شود كه دكتر مصدق روز 19 فوريه سال1951 طرح ملي شدن صنعت نفت ايران را به كميسيون نفت مجلس داد. روز سوم مارس (12 روز بعد) سپهبد رزم آرا نخست وزير وقت كه شهرت به دوستي با انگلستان را داشت طي اعلاميه اي كه در مجلس قرائت و از راديو دولتي خوانده شد اقدام دكتر مصدق را به دلايل فني غيرعملي خواند كه چهار روز بعد ترور شد و مجلس طرح ملي شدن نفت را تصويب كرد و شاه كه همواره كوشش داشت افراد ضعيفي را نخست وزير كند تا قدرت در دست خودش باشد تحت تاثير احساسات ناسيوناليستي ايرانيان كه مقاومت در برابر آن امكان ناپذير است، بر خلاف ميل باطني و از روي اجبار تمايل مجلس به نخست وزير شدن دكتر مصدق را پذيرفت. مصدق كه به صورت يك بت درآمده و رهبري ناسيوناليسم ايراني را به دست گرفته بود روز دوم ماه مه شاه را وادار به امضاي مصوبه مجلس كرد و انگلستان نه تنها نفت ايران بلكه درآمد قابل ملاحظه خود از ماليات نفت را از دست داد و هنگامي كه دكتر مصدق اعلام كرد كه ملي كردن صنعت نفت مقدمه پاك كردن ايران از هرگونه نفوذ خارجي است كه از 1557 ميلادي آغاز شده، قلمرو ايران را كوچك و ايرانيان را تحقير كرده است، اينتليجنس سرويس به دولت انگلستان هشدار داد كه اگر دكتر مصدق و افكار او دوام يابد ساير كشورهاي مشابه ايران چنين خواهند كرد و ... و از همان زمان طرح انواع نقشه براي از ميان برداشتن دكتر مصدق و سركوب كردن ناسيوناليسم ايراني پيش از آن كه جهان را همانند گذشته به دنبال خود بكشاند آغاز شد. سازمانهاي اطلاعاتي آمريكا دكتر مصدق را مردي فوق العاده آگاه، با هوش، ولي يكدنده، دوست داشتني و سخنور كه مطلقا حاضر نمي شود بر سر منافع ايران و ايرانيان وارد معامله شود توصيف كردند و اينتليجنس سرويس فقط صداقت و امانت و ايراندوستي او را قبول داشت و وي را در مسائل ملي بدون گذشت و تقريبا خشن گزارش كرده بود.
     منابع آمريكايي محبوبيت فوق العاده دكتر مصدق را نتيجه خسته بودن ايرانيان از مقامات آزمند و خائن پيش از او، فساد اداري و موروثي شدن ادارات دولتي ميان خاندانهاي معين و ناامني راهها و اجحاف سرمايه داران و فئودالها و نيز رقابت قدرتهاي اروپائي با هم بر سر ايران مي دانستند و معتقد بودند كه ايرانيان دكتر مصدق را به صورت يك فرشته نجات مي پندارند، كه به همه اين مسائل پايان خواهد داد.
     مولف نوشته است كه تفاوت سياست آمريكا و انگلستان از آغاز جنبش ناسيوناليستي دكتر مصدق سبب شد كه هماهنگي 10 ساله (از زمان جنگ دوم) دو كشور بر سر ايران بر هم بخورد. با وجود اين اينتليجنس سرويس پي در پي مسائلي را براي آمريكائيان مطرح مي ساخت تا آنها را وادار به سرنگون ساختن حكومت مصدق كند. اينتليجنس سرويس ماموران تازه اي را كه فارسي مي دانستند در لباس روزنامه نگار، كارمند سفارت و يا استاد و محقق به ايران گسيل داشت كه يكي از آنها بانو لامتون Lambton بود.
     بررسي هاي اين ماموران و تماس آنها با مقامات محلي در حوزه هاي نفتي باعث شد كه در يك مورد، دولت انگلستان تصميم به اعزام نيرو جهت تصرف مناطق نفت خيز ايران بگيرد، ولي از مداخله شوروي براساس قرارداد 1921 تهران و مسكو هراس داشت و در اين زمينه با دولت آمريكا كه در «كره» درگير جنگ بود به مشورت پرداخت كه رئيس جمهوري آمريكا زمان و مكان را براي اين حمله مناسب و منطقي ندانست و گفت كه روسها جبهه تازه اي خواهند گشود كه مسير تاريخ را عوض خواهد كرد. به علاوه، كنترل (ره گيري) مخابرات واحدهاي ارتش ايران توسط ناو انگليسي Urius نشان داد كه در صورت حمله نظامي، مقاومت ارتش ايران شديد خواهد بود و صدها هزار ناسيوناليست داوطلب به صفوف ارتش خواهند پيوست و اگر آبادان هم تصرف شود نگهداري آن دشوار خواهد بود.
     از آن پس، كار اينتليجنس سرويس شده بود ترسانيدن آمريكائيان از كمونيست شدن ايران با اين استدلال كه دكتر مصدق دست به اصلاحات اجتماعي خواهد زد و ایرانیان با سوسياليسم آشنا خواهند شد، بسياري از آنها از آن راه خواهند رفت و سرانجام ايران می شود «ايرانستان»! و یک کشور سوسیالیستی و احتمالا یکی از جمهوری های شوروی و یا وابسته به آن. از سوي ديگر انگلیسی ها به آمريكائيان نويد مي دادند كه در صورت حل مسئله نفت، چهل درصد آن را به شركتهاي آمريكايي خواهند داد. هدف انگليسي ها آن بود كه اگر حادثه اي رخ دهد آمريكا را در برابر شوروي قرار دهند كه فقط آن دو دولت قادر به معارضه هم بودند.
    اينتليجنس سرويس از دوستان شاه نيز غافل نبود از جمله پرون Perron و شاپور پورتر كه تابعيت ايران و هند – هر دو – را داشت. ماموران سرويس جاسوسي انگلستان حتي پي برده بودند كه شاه با زني از خانواده "د" رفاقت دارد. آنها براي برانداختن حكومت مصدق به گردآوري افراد پرداختند كه دو برادر "رشيديان" از آن جمله بودند. به نوشته مولف، ماموران انگليسي به اين دو برادر هرماه ده هزار ليره استرلينگ (در آن زمان هر ليره مساوي با چهار دلار آمريكا بود) مي دادند و كار آنها در آغاز جمع آوري "راي" براي مخالفان دكتر مصدق در انتخابات بود تا از اكثريت نيافتند. همچنين اين ماموران فرزندان اين دو برادر را به لندن برده بودند تا درس بخوانند و هر گونه وعده به آنها مي دادند. اين زمان، ايامي بود كه انگليسي ها به هر كس كه قادر بود اقدامي بر ضد دكتر مصدق كند پول مي دادند از جمله تيمور بختيار كه با ثريا زن وقت شاه بستگي خانوادگي داشت. غافل از اين كه آمريكائيها هم به خانهاي قشقايي پول و وعده مي دادند!.
     بالاخره پليس دكتر مصدق خانه ريچارد سدان Seddon يكي از مقامات نفتي انگلستان در تهران را مورد بازرسي قرارداد و اسناد متعدد از رشوه دادنها و توطئه ها را به دست آورد كه به "پرونده سدان" معروف شده است.
    ماموران مخفي آمريكا كه در طول اين مدت بيكار نبودند هدفهاي خود را كه گاهي با هدفهاي انگليسي ها موازي بود دنبال مي كردند. هدف اصلي آمريكا اين بود كه جاي انگلستان را در ايران بگيرد و در آن زمان برايش مبارزه با كمونيسم بر منافع نفت مي چربيد.
    مولف كتاب ضمن بر شمردن اسامي جاسوسان آمريكا و انگلستان در ايران نوشته است پس از قطع روابط ايران و انگلستان، ماموران آمريكا فعالتر شدند و ابتكار عمل را به دست گرفتند.
    كناره گيري قوام السطنه پس از چند روز حكومت بر اثر فشار و تظاهرات بي سابقه و خونين مردم، به آمريكا و انگلستان فهماند كه خاتمه دادن به حكومت مصدق كار آساني نيست و اگر بر ضد جان او هم سو قصد شود ايران غرق در آتش و خون خواهد شد. كودتاي نظامي راه حل تشخيص داده شد و به موازات آن تبليغات ضد مصدق، كه ايران را با سياستهاي خود ويران ساخته و ... شروع شد و براي اين منظور حتي سيد ضياء طباطبايي را از فلسطين به تهران آوردند. ژنرال زاهدي كه بعدا نخست وزير دولت كودتا شد از سوي ماموران انگليسي به آمريكائي ها معرفي شد. انگليسي ها در دوران جنگ جهاني دوم زاهدي را كه يك افسر معمولي در اصفهان بود زيان آور تشخيص داده بودند و او را به فلسطين تبعيد كرده بودند!
    ماموران آمريكايي ضمن جلب ژنرالهاي ناراضي از مصدق، بانكداران ايران از جمله ابتهاج و دكتر محمد نصيري و جمعي از سياسيون را به سوي خود كشانيدند. به گونه اي كه سران بانك ملي آنها را از جزئيات وضعيت مالي دولت كه به علت محاصره اقتصادي و قطع درآمد نفت خوب نبود آگاه مي كردند. لغو نظام سلطنتي در مصر و روي كار آمدن افسران آزاده و ظهور ناسيوناليسم عرب كه المثناي ايران بود غرب را بر آن داشت پيش از آن كه افكار مصدق جهانگير شود و به ملل ديگر سرايت كند به حكومت او پايان دهد.
     در پي قطع رابطه ايران با انگلستان، اينتليجنس سرويس از قبرس با عوامل خود در ايران ارتباط داشت. ورود محققان و روزنامه نگاران و نمايندگان شركتهاي واقعي يا دروغين آمريكايي به ايران چند برابر شد و همه آنها، نتيجه بررسيهاي خود را به "سيا" گزارش مي كردند. ايرانيان ضد مصدق كه در عين حال به آمريكا نزديك بودند تشويق به دريافت پروانه نشريه مي شدند تا با مقالات خود مردم را از اطراف دكتر مصدق پراكنده سازند و نسبت به او مايوس كنند. با وجود اين، ترومن در دست زدن به كودتا بر ضد دكتر مصدق ترديد داشت كه ژنرال آيزنهاور در ژانويه 1953 روي كار آمد و تصميم به اجراي نقشه كودتا گرفت. مرگ ناگهاني استالين سد بزرگي را از سر راه برداشت. انگليسي ها عوامل خود از جمله دو برادر رشيديان را در اختيار آمريكائيان قرار دادند. شاه نيز كه اختياراتش توسط دكتر مصدق محدود شده بود آماده قبول هر پيشنهادي بود. "كرميت روزولت" رئيس ماموران سيا در خاورميانه يك رشته مذاكرات طولاني را با سران اينتليجنس سرويس درباره ساقط كردن حكومت دكتر مصدق برگزار كرد اواخر فوريه سال 1953 (ماجراي 9 اسفند 53 مقابل كاخ شاه) دست به يك آزمايش كوچك در تهران زده شد تا توان مقابله نظامي دكتر مصدق ارزيابي شود و سپس به ايجاد چند گروه از جمله كميته نجات وطن، اتحاد ميهن پرستان و ... اقدام شد. گيلانشاه فرمانده نيروي هوائي، نصيري فرمانده گارد شاه، تيمور بختيار فرمانده پادگان كرمانشاه، يك افسر ژاندارم به نام "اردوبادي"، غلامرضا اويسي فرمانده گردان تانك، محمد خواجه نوري و ... بر اثر ترغيب و وعده هاي ماموران آمريكا به جمع ناراضيان از حكومت مصدق كه ماموران جاسوسي انگلستان معرفي كرده بودند پيوستند. عمليات از 25 ژوئن آغاز شد. در كره جنگ در حال فروكش كردن بود و آمريكا ماموراني را از آن كشور به ايران فرستاده بود. شاه عمدتا به تقاضاي آمريكا فرمان عزل دكتر مصدق را محرمانه صادر و زاهدي را نخست وزير كرد، ولي دكتر مصدق فرمان را مغاير قانوني اساسي خواند و رد كرد زيرا طبق قانون اساسي آن زمان، مجلس بايد فردي را به عنوان نخست وزير به شاه پيشنهاد مي كرد نه اين كه شاه، خود نخست وزير برگزيند. اين اقدام شاه يك كودتا تلقي شد. شاه از ترس و نيز به توصيه ماموران آمريكائي از كشور فرار كرد. مردم به خيابانها ريختند و خواهان جمهوري شدند و غرب بر آنها عنوان كمونيست گذارد. در يك روز هشت روزنامه ضد مصدق كه پروانه آنها قبلا صادر شده بود دست به انتشار زدند. دكتر مصدق ظاهرا به تقاضاي سفير آمريكا ادامه تظاهرات را ممنوع كرد و همين امر باعث شد كه نظاميان ناراضي از يك سوي، عربده كشان خياباني و دسته هاي اوباش كه از ماموران آمريكايي پول نقد گرفته بودند از سوي ديگر به حركت درآمدند هر جا را كه رسيدند سوزاندند و غارت كردند. مقابل خانه دكتر مصدق در خيابان كاخ با مقاومت شديد و خونين افراد گارد وي رو به رو شدند ولي پايداري طولي نكشيد. زاهدي كه در تانك مخفي شده بود به راديو (بيسيم – مجاور پل سيدخندان) رفت و فرمان نخست وزيري خود را قرائت كرد. با اين كودتا ايران عملا زير سلطه آمريكا قرار گرفت و تا سال 1979 يكي از جبهه هاي جنگ سرد دو ابر قدرت بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
انقلاب دانشگاهي در ايران به دست پروفسور رضا
پروفسور رضا
شوراي دانشگاه تهران 29 امُرداد 1347 پروفسور فضل الله رضا از دانشمندان طراز اول رياضيات و الكترونيك جهان را به رياست دانشگاه تهران انتخاب و با اين انتخاب، دگرگوني و تحوِل در تعليمات عالي ايران آغاز شد. پروفسور رضا كه يكم ژانويه 1915 (11 ديماه 1293) در رشت به دنيا آمده است قبلا استاد دانشگاههاي آمريكا و كانادا و نيز رئيس دانشگاه صنعتي شريف بود. رضا كه از اصحاب اينفورميشن ثياري (تئوري انفرماسيون) است و از طريق محاسبات رياضي معروف به «تقريب» به اكتشافات فضايي و مهنوردي كمك بسيار كرده است از دانشگاههاي كلمبيا و نيويورك دكترا گرفته است. وي كه در عين حال يك شاعر، اديب و فيلسوف است در سمت رئيس دانشگاه تهران انحصار تدريس در دانشگاه در دست گروهي مشخص را شكست و استخدام دانش آموختگان ايراني براي تدريس و احراز سمت دانشياري و استادي را آزاد و درهاي دانشكده هاي به روي دانش آموختگاني كه داراي شغلهاي ديگر بودند در ساعات فراغت باز كرد كه اين كار او به عنوان يك انقلاب دانشگاهي وارد تاريخ آموزش و پرورش ايران شده است. مطبوعات تهران بويژه روزنامه اطلاعات صفحات فيچر خودرا تحت عناويني ازجمله «خون تازه در رگهاي دانشگاه» به اين تحول بزرگ اختصاص داده و عکسهاي استادان جديد را منتشر کرده بودند. رضا همچنين برنامه هاي درسي و ضوابط تحصيلي را اصلاح كرد و با كشورهاي پيشرفته منطبق ساخت، آزمايشگاههاي دانشكده ها و كتابخانه هاي پژوهشي را نوسازي و تاليف كتابهاي درسي و امر تحقيق را تشويق و رونق داد. رضا دكتر محمدحسن گنجي استاد جغرافيا و پدر هواشناسي ايران را معاون دانشگاه تهران كرد. دكتر گنجي همان ناسيوناليست ايراني است كه دستور داده بود به روزنامه هايي كه درياي مازندران را درياي خزر بنويسند گزارش هوا (پيش بيني هواشناسي) ندهند زيراكه چنين قومي كه مهاجر موقت بودند ديگر در اطراف درياي مازندران وجود ندارد و بكاربردن اين واژه جز خدمت به بيگانه چيز ديگري نمي تواند باشد.
    
پروفسور رضا (در 1968)

پروفسور رضا بعدا نماينده ايران در يونسكو شد و چون استاد دانشگاه مكگيل كاناداMcGill University (واقع در شهر Montreal
     ایالتQuebec ) بود خواست كه اورا سفير ايران در اين كشور كنند و گويا هنوز به تدريس در كانادا ادامه مي دهد. رضا از علاقه مندان كانادا است. دانشگاه مکگیل که در سال 1821 تاسیس شده است از دانشگاههای ردیف اول جهان است که یک پنجم دانشجویان آن را خارجیان تشکیل می دهند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
باني استقلال كشور شيلي و سرانجام او
Bernardo O’ Higgins
امروز زادروز برناردو او هيگينز Bernardo O’ Higgins باني استقلال كشور شيلي است كه 20 آگوست 1778 به دنيا آمد. وي سرهنگ نيروهاي نظامي محلي وابسته به دولت اسپانيا بود كه در سال 1810 به جنبش استقلال طلبان شيلي پيوست، اما در جنگي كه روي داد از نيروي اعزامي اسپانيا كه شيلي را يك مهاجر نشين خود مي دانست شكست خورد و به پرو Peru گريخت.
    وي در جنگ بعدي هم از اسپانيا شكست خورد و باز از عقيده اش عدول نكرد و در سومين جنگ پيروز شد و به عنوان نخستين رئيس جمهوري شيلي انتخاب گرديد.
    O’ Higgins مردي ليبرال چپ و هوادار اصلاحات ارضي و بر ضد فئوداليسم و اشرافيت بود كه برنامه تقسيم اراضي او و اعطاي حقوق برابر به توده ها، دشمني مالكان بزرگ اراضي و ثروتمندان را برانگيخت؛ به گونه اي كه ادامه حكومت برايش دشوار شده بود. بO’ Higgins براي سركوب مخالفان به خشونت متوسل نشد و به خاطر بقاء شيلي و پايان دو دستگي در جامعه از رياست كشور كناره گيري كرد و به «پرو» رفت و تا پايان عُمر همانجا ماند. او در سال 1842 فوت شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سالروز ترور تروتسكي صاحب فرضيه «اجبار دائمي بودن يک انقلاب» با تيشه يخ شكني
Trotsky
بيستم آگوست 1940 «لئون تروتسكي» از رهبران انقلاب اکتبر 1917 روسیه و بنیادگذار ارتش سرخ و یک فرضیه پرداز، در محل سکونت خود در Coyoacan واقع در حاشیه شهر مكزيكوسیتی [اینک محله ای از این شهر] به دست یک کمونیست اسپانیایی تبار که بعدا معلوم شد از عوامل استالین است با ضربه تیشه مجروح شد و روز بعد در بیمارستان درگذشت. وی 60 ساله بود.
    Ramon Mercader قاتل تروتسکی و در آن زمان 27 ساله، با تروتسکی رفت و آمد داشت و به همین دلیل، محافظانِ ساختمان، مانع ورود او به آنجا نشده بودند. رامون یک تیشهِ کُلَنگی کوتاه ویژه کوهنوردان را که هنگام بالا رفتن از کوه با آن یخ های سر راه خودرا می شکنند در آستین پنهان کرده بود و ضمن صحبت با تروتسکی با استفاده از یک لحظه فرصت، آن را بیرون آورد و بر سر تروتسکی زد و وی را مجروح ساخت. نگهبانان وارد اطاق شدند ولی تروتسکی که هنوز قادر به تکلم بود آنان را از تیرزدن به رامون منع کرد و گفت که او باید زنده بماند تا در دادگاه واقعیت قصد خود را برای درج در تاریخ بگوید. مادر رامون نیز یک کمونیست بود که در جنگ داخلی اسپانیا شرکت کرده بود. پنج ماه پیش از آن نیز تروتسکی از یک توطئه قتل، جان بدر برده بود.
    تروتسکی صاحب فرضیه تروتسکیسم که در جوانی در روسیه (در ایالت خِرسون که اینک در اوکراین واقع شده است) در مدرسه آلمانی ها تحصیل کرده و بعدا فلسفه خوانده بود سعادت بشر و صلح و آرامش را در زندگانی سوسیالیستی (برابری اقتصادی ـ اجتماعی، و مالکیّت ها؛ عمومی و در دست دولت) می دانست و در آغاز کار در گروه مِنشکویک ها (اقلیت ـ سوسیال دمکرات ها) فعالیت داشت و بعد به گروه اکثریت (بلشویک ها ـ مارکسیست ها) پیوست و در کنار لنین قرار گرفت.
    تروتسکی عقیده به دائمی بودن انقلاب داشت و استدلال می کرد که اگر پایان انقلاب اعلام و اصطلاحا وضعیت عادی شود، فساد اداری پدیدار خواهد شد و دیری نخواهد پایید که شعارها و انتظارات از انقلاب کمرنگ و ناپدید خواهند شد و وضعیت به حالت سابق و حتی بدتر باز خواهد گشت و بازنده توده ها خواهند بود. باید دستگاهی با اختیارات کامل ناظر بر امور دولتی باشد و ارتش سرخ که در آغاز کار برای جنگ با گروههای سلطنت طلب (سفیدها) ایجاد شده بود ضابط آن دستگاه باشد و پليس سياسي وقت (چِکا ـ نخستین سازمان امنیت و اطلاعات حکومت کمونیستی روسیه) مراقب رفتار مدیریت ها و سازمان های دولتی، تا فساد اداری و بوروکراسی ریشه نگیرد. تروتسکی مسلط بر زبان فرانسه و آشنا با چند زبان دیگر، مدتی هم کمیسر روابط خارجی دولت لنین بود. وی در عین حال عقیده داشت که در جامعهِ تَک حزبی هم، گردش کار باید دمکراتیک باشد، مدیریت ها شورایی و امور طبق موازین مصوّب انجام شود. لنین موافق نظرات تروتسکی بود و رعایت می کرد. ولی پس از وفات لنین و افتادن قدرت به دست استالین، ورق برگشت خورد. استالین نظرات تروتسکی در زمینه امور داخلی و تعیین مدیریت ها به طریقه دمکراتیک را با این بهانه که برای جامعه روسیه زود هستند قبول نداشت و تروتسكي با استالين كه مخالف صدور انقلاب سوسياليستي به ساير نقاط جهان بود و مي گفت كه اتباع هر كشور خودشان رسالت انقلاب دارند و ربطي به ما ندارد دشمني مي كرد و همين وضعيت باعث تبعيد او از شوروي شد و در آن زمان، چون جز تركيه كشور ديگري او را نپذيرفت. مدتي در اينجا بود، سپس به فرانسه رفت و با اینکه رئیس دولت فرانسه احترام اورا رعایت می کرد مانع فعالیت های عقیدتی و حتی اقامت او در پاریس بود. تروتسکی از فرانسه به مکزیک رفت و مورد استقبال رئیس جمهوری این کشور قرارگرفت و برایش نگهبان و محل سکونت معیّن شد. در اینجا، تروتسکی با کمونیست های ایالات متحده رابطه برقرار کرد و چند کتاب ازجمله کتاب «تاریخ انقلاب»، «خیانت به انقلاب» و ... را نوشت و بر دشمنی استالین که راه دیکتاتوری مطلق در پیش گرفته بود با خود افزود. تروتسکی که دو دوران حکومت تزاری روسیه دو بار به زندان افتاده و مدتی هم تبعید در سیریه بود در اینجا هم دو کتاب تحت عنوان کاپیتالیسم روسیه [کاپیتالیسم بر جای فئودالیسم ـ همان وضعیتی که پس از اصلاحات ارضی نیمه اول دهه 1340 در ایران به وجود آمده بود] و «لنین و لنینیسم» نوشته بود.
    تروتسکی که از جوانی عقیده ای استوار بر اهمیت و نفوذ روزنامه نگار در یک جامعه و شکل گرفتن آن داشت پس از فرار از روسیه، در لندن برای Iskra (جرقّه) به مدیریت لنین که یک نشریه کمونیستی منتشره در لندن و ... بود مقاله می نوشت.
    پس از فرار تروتسکی، زن او الکساندرا که او نیز یک انقلابی بود در تبعید باقی مانده بود. تروتسکی چندماه پس از فرار از سیبری، با ناتالیا یک سوسیالیست دیگر آشنا شد و ازدواج کرد ولی روابط دوستانه او با الکساندرا ادامه یافت. الکساندرا که عقاید تروتسکی را دنبال می کرد در دوران تصفیه استالینی، در 1938 سر به نیست شد.
    ناتالیا که با تروتسکی در مکزیک بود، پس از قتل تروتسکی راه اورا ادامه داد و از مبارزه دست نکشید، انتشار کتاب های تروتسکی را از سرگرفت و خود نیز کتابی درباره تروتسکی ـ شامل بیوگرافی و عقاید او نوشت. وی که یک کتاب هم درباره ایجاد طبقه خاص در روسیه کمونیستی و کاپیتالیسم دولتی آن و سرانجام خسته شدن مردم از آن وضعیت نوشت تا سال 1962 زنده بود. دو پسر تروتسکی از ناتالیا که یکی از آنان فعالیت ضد استالینی داشت به طرز مرموزی کشته شدند.
    «رامون مرکادِر» قاتل تروتسکی پس از محاکمه به 20 سال زندان!! محکوم شد و تا اوایل سال 1961 در زندان بود و پس از آزاد شدن به کوبا رفت و در سال 1978 در اینجا درگذشت. پس از قتل تروتسکی، استالین به «مرکادر» مدال قهرمانی داده بود.
    
Ramon Mercader قاتل تروتسکی


    
روی جلد کتابی که در دفاع از تروتسکی تألیف شده است

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
وسيله مرگ بيش از 140 هزار ژاپني در موزه واشنگتن
بمب افكن بي ـ 29 شماره 82 نيروي هوائي آمريكا كه سَرخلبان آن نام مادرش «انولاگي» را بر آن گذارده بود با هزينه كردن ميليونها دلار مرمت شده و به حالت اوليه درآمده و از آگوست 2003 در موزه اسميتسونيان شهر واشنگتن قرار گرفته است تا عموم بتوانند از آن ديدن كنند.
     با اين بمب افكن ، ششم آگوشت سال 1945 نخستين بمب اتمي كه در جنگ بكار رفت بر شهر هيروشيماي ژاپن فروافكنده شد كه ضمن آن بيش از 140 هزار ژاپني كشته شدند.
    تصميم مربوط به قرار گرفتن اين بمب افكن در موزه واشنگتن كه چندي پيش اتخاذ شده بود در همان زمان با مخالفت برخي ژاپني ها رو به رو شده بود كه تاثيري در اجراي تصميم نداشت.
    
بمب افكن انولاگي در موزه واشنگتن

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 20 اوت
  • 636:   در پی شکست ارتش روم شرقی از سپاه مسلمانان عرب به فرماهی خالد بن ولید در منطقه یَرموک، کنترل سوریه (شام) و فلسطین از دست دولت قسطنطنیه خارج شد. قبلا این مناطق در کنترل امپراتوری ایران بود. این بزرگترین پیروزی نظامی مسلمانان عرب تا آن تاریخ بشمار آمده است. مسلمانان عرب، دو ماه و 29 روز بعد (19 نوامبر 636)، در قادسیه ارتش امپراتوری ایران را هم شکست دادند.
  • 1794:   نیروهای نظامی دولت فدرال آمریکا که از عُمر آن بیش از دو دهه نمی گذشت در شمال ایالت اُهایو (محلی که امروز شهر تولیدو و حومه اش قرار دارد ـ جنوب دریاچه) ائتلاف هشت قبیله بومیان آمریکا (سرخپوستان) را شکست داد. این بومیان میان خود کنفدراسیونی به نام کنفدراسیون شمال رود اهایو تشکیل داده بودند تا در برابر سیل مهاجران اروپایی که اراضی آنان را تصاحب می کردند مقاومت کنند.
  • 1858:   چارلز داروین انگلیسی فرضیه خود ـ Evolution را منتشر کرد.
  • 1896:   تلفن مجهز به دستگاه شماره گير (خودكار) به ثبت داده شد.
  • 1908:   دولت بلژيك نام مستعمره بزرگ خود در آفريقا را «كنگوي بلژيك» گذارد.
  • 1914:   در جریان جنگ جهانی اول، شهر بروکسل (بلژیک) به تصرف ارتش امپراتوری آلمان درآمد.
  • 1920:   نخستين فرستنده راديو بازرگاني روزانه (WWJ) در شهر ديترويت ايالت ميشيگان آمريكا كار خودرا آغاز كرد؛ درست 20 سال پيش از اين كه ايران داراي فرستنده راديويي شود.
  • 1953:   چند روز پس از اين كه منابع غرب اعلام كردند كه شوروي دست به آزمايش بمب هيدرژني زده است، اين دولت رسما اعلام كرد كه در زرّادخانه خود داراي بمب هيدرژني است.
  • 1955:   بپاخيزي الجزايري ها و مراكشي ها بر ضد استعمار فرانسه به اوج خود رسيد و نيروهاي فرانسه در اين روز صدها معترض و بعضا مسلح الجزايري را كشتند. الجزايري ها و مراكشي ها در جريان بپاخيزي خود به موسسات و مساكن اروپاييان حمله مي بردند و تخريب مي كردند.
  • 1968:   نيروهاي پيمان ورشو براي سركوب هواداران سوسياليسم ملايم (دوبچك) وارد چك اسلواكي شدند. منابع غرب شمار آنان را بالغ بر 650 هزارتن! گزارش كرده بودند.
  • 1985:   طبق برخي منابع، (در جريان جنگ عراق و ايران) اسرائيل از جانب آمريكا و از طريق يك دلال بين المللي اسلحه، 96 راكت ضد تانك «تو ـTOW» به ايران فروخت.



  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com