Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
23 آوريل
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 23 آوريل
ایران
اتحادیه «دِلوس» بر ضد امپراتوری ایران ـ اعلامیه دِلوس و نتایج ایجاد این اتحادیهِ عهد باستان
Aristides مبتكر اتحاديه Delos

پائوسانياس (پوزانياس) كه از ايران پول مي گرفت


    23 اپریل سال 478 پیش از میلاد، سران كشور ـ شهرها و جزایر یونانی كه اتحادیه دلوس«Delos League» را به منظور مقابله گروهی با تهدیدهای ایران ـ تنها اَبَرقدرت وقت جهان ـ تشكیل داده بودند اعلامیه ای را امضاء كردند كه در آن آمده بود: وجود یك اَبَر قدرت در جهان؛ مغایر نظم گیتی، منطق و عقل سلیم و منافع ملل است و آنان این اتحادیه را تشكیل داده اند تا در برابر هرگونه زورگویی بایستند و بدون دغدغه از خطر تجاوز نظامی و تنها ماندن در برابر تعرض، به زندگانی خود ادامه دهند. [بیست و سوم اپریل (آوریل) طبق محاسبات تقویمی بدست آمده است].
    مورخان یونانی و بعدا رومی، بخشهایی از این اعلامیه را در تألیفات خود آورده اند. «دِلوس» نخستین اتحادیه ملل كوچك در برابر یك دولت بزرگ در طول تاریخ بشمار آورده شده است. نام این اتحادیه از جزیره «دِلوس» گرفته شده است، زیرا طلا و نقره جمع آوری شده از اعضای اتحادیه (خزائن) در این جزیره نگهداری می شد. اتحادیه «دلوس» كه بی شباهت به كنفدراسیون های امروز نبود به ابتكار آریستیدس آتنی Aristides (متوفا در 468 پیش از میلاد) تاسیس شده بود.
    پس از دو حمله سنگین ایران به یونان و سقوط آتن، بیشتر یونانیان انتظار حمله دیگری را می كشیدند. در حمله دوم ایران، آتنی ها مجبور به انتقال خانواده های خود به كشتی و انتقال آنان به جزایر شده بودند و پس از بازگشت ایرانیان تصمیم به كشیدن دیوار به گرد شهر آتن گرفتند كه اسپارتی ها مخالفت كردند و استدلالشان این بود كه ایرانیان شهر را تصرف و چون دارای دیوار است آنجا را تبدیل به یك دژ دائمی در قلب جهان یونانیان خواهند كرد. آتنی ها به این مخالفت توجه نكردند و دیوار را كشیدند و اسپارت نیز از شركت در اتحادیه «دِلوس» خودداری كرد و به سوی ایران متمایل شد، مخصوصا كه پائوسانیاس (پوزانیاس) ژنرال اسپارتی به ایران نزدیك شده بود و پولی را كه به صورت طلا منظما ایران برای او ارسال می داشت می پذیرفت.
    پس از تشكیل اتحادیه «دلوس» بدون شركت اسپارت، ایران از این وضعیت استفاده كرد و هنگامی كه میان اسپارت و آتن جنگ در گرفت، به رساندن پول (طلا) و كمك نظامی و تجهیزات به اسپارت پرداخت و به دست اسپارتی ها استقلال آتن را نابود ساخت و از همین زمان مورخان یونانی واژه «امپریالیست» را برای توصیف ایران بكار بردند. زد و خوردهای اسپارت و آتن كه توسیدیدس Thucydidesمورخ آن عصر و شاهد عینی، شرح آنها را نوشته است در تاریخ، به جنگهای «پلوپونز» معروف شده اند. توسیدیدس با نوشتن شرح جنگهای «پلوپونز» نخستین خبرنگار نظامی تاریخ بشر بشمار آورده شده است. به استناد همین کار او، همچنین «تاریخ» دنباله «روزنامه نگاری» خوانده و تعریف شده است.
    
مجسمه شير محافظ در جزيره «Delos» يادگار همان زمان است

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
امیرتیمور و تعرّض به هند
امیرتیمور 23 اپریل 1398از طریق تنگه خِیبَر، آهنگ تصرف هند كرد و 17 دسامبر همین سال پس از غلبه بر ارتش 50 هزار نفری سلطان هند وارد دهلی شد و این شهر را غارت كرد و ویران ساخت.
     امپراتوران هند تا زمان سلطه انگلستان از تیموریان بودند، به فارسی سخن می گفتند و مغول خطاب می شدند. امیرتیمور مغول تبار بود.
     وی قبلا در اصفهان، بغداد و دمشق قتل عام کرده بود.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نخستین لشكر كشی عثمانی به ایران
سلیم یکم
23 اپریل سال 1514 قشون عثمانی اردوی آمادگی خود را برپا كرد تا با همه امكانات و در راس آن ـ سلطان سلیم یكم به سوی ایران به حركت درآید و دولت نوبنیاد ایران به رهبری شاه اسماعیل صفوی را كه می رفت تا امپراتوری ساسانیان را احیاء كند نابود سازد. برخورد دو نیرو 23 آگوست (درست چهار ماه بعد) در چالدران نزدیك خوی صورت گرفت .
     سلیم ملقب به یاووز (عبوس) كه پس از پیروزی بر برادرش، سلطنت خود را از 1512 آغاز كرده بود در شرق و جنوب با دو رقیب رو به رو بود؛ شاه صفوی در شرق و «ممالیك» در سوریه، و وی به جنگ با شاه صفوی اولویت داد زیرا كه با اعلام شیعه اثنی عشری به عنوان مذهب رسمی ایران، شیعیان آناتولی (علویان) متمایل به ایران شده بودند، تركمانان ساكن مناطق شرقی و جنوب شرقی آناتولی نیز دولت تازه ایران را ترجیح می دادند و كُردهای آن مناطق از تبار ایرانی، و تمایل و وفاداری به ایران داشتند. اروپاییان از دشمنی دو دولت همسایه بعدا سوء استفاده بسیار كردند و موفق هم شدند.
     سرانجام سلیم یكم بر هردو حریف فائق آمد. شكست ایران در چالدران به علت نداشتن اسلحه آتشین بود كه عثمانی ها به آن مجهز بودند. سلیم شاه اسماعیل را در آگوست 1514 و ممالیك را در آگوست 1516 در جنگ حلب و سال بعد در قاهره شكست داد و در 22 سپتامبر 1520 در 50 سالگی پس از هشت سال حكومت درگذشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اخراج انگلیسی ها از شمال ایران با کمک بلشویک های روسیه
تروتسكی، زمانی كه كمیسر ارتش سرخ بود
لئو تروتسكی L. Trotsky كمیسر ارتش سرخ (نیروی نظامی بلشویك های روسیه) در اپریل 1920 چند واحد ضربتی را با كشتی روانه بندر انزلی كرد تا انگلیسی ها را از شمال ایران برانند. این یگانها 25 اپریل گام به خاک ایران گذاردند و تا بیستم ماه می (پایان اردیبهشت 1299) ماموریت خود را پیروزمندانه به انجام رسانیدند.
     انگلیسی ها پس از سقوط حكومت تزاری روسیه در صدد بلعیدن همه ایران برآمده بودند. قبلا دو دولتِ لندن و مسکو طبق سازشنامه آگوست سال 1907 سن پترزبورگ ایران را به سود خود به دو منطقه نفوذ تقسیم كرده بودند و هرکدام از آنها در منطقه نفوذی خود نیروی نظامی داشت. با پیروزی انقلاب بلشویکی و لغو سازشنامه سن پترزبورگ از سوی لنین و خروج نظامیان روس از ایران، انگلیسی ها یکه تاز میدان شده بودند.
    انقلابیون گیلان (جنبش جنگل) پیش از رسیدن نیروهای تروتسکی، کار مبارزه با انگلیسی ها را در شمال ایران آغاز کرده بودند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
پاسخ درباریان و مقامات وقت به پرسشهای رضاشاه: "خاطر مبارك آسوده باشد!"
رضاشاه در سالخوردگی
روزنامه های لندن از طریق انتشار مقاله و خبر در شماره های 22 ، 23 و 24 اپریل سال 1941 خود، رضاشاه پهلوی را متهم به هواداری و نزدیك شدن كامل به دولت وقت آلمان (حكومت حزب ناسیونال سوسیالیست كارگران آلمان به رهبری هیتلر) كرده و مدعی شده بودند که سران این دو دولت با هم یک پیمان محرمانه امضاء کرده اند و هیتلر و موسولینی وعده داده اند که اگر رضاشاه به مساعی آنان کمک کند اورا در احیاء امپراتوری پارسیان کمک خواهند کرد. هدف از این نوشته ها آماده ساختن افکار عمومی برای تعرض نظامی به ایران بود که چهار ماه بعد صورت گرفت. ظاهرا این دعاوی مطبوعات لندن و تفسیر آنها را که می توانست نوعی هشدار به دولت ایران باشد به موقع به گوش رضاشاه نرسانده بودند تا گوش به زنگ باشد و با بسیج نیرو و گسترش مراقبت نسبت به تماس بیگانگان با افسران ارشد ارتش و دولتمردان و ممانعت از چنین تماس هایی ایران را برای مقابله با پیش آمدهای احتمالی آماده كند.
     مقامات ارشد دولتی و افراد نزدیک به دربار، در برابر پرسشهای رضاشاه كه چه خبر است؟. پاسخ می دادند: خاطر مبارك آسوده باشد!.
    دیدیم که این پاسخ ها، رضاشاه را که در سنین کهولت بود آسوده خاطر کرد و دو ـ سه افسر ارشد که یکی از آنان هم بعدا پاداش گرفت و وزیر جنگ شد، سربازان وظیفه پادگانها را بدون اطلاع فرمانده کل (رضاشاه) مرخص کردند و ایران، بدون مقاومت تسلیم و اشغال نظامی شد و رضاشاه خلع و از کشور تبعید و عملا به اسارت دولت لندن درآمد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ترور سرلشکر قره نی ـ تلاش برای كوچك كردن ارتش! ـ هشدار تأمل برانگیز مسكو به تهران که بهانه به دست آمریکا ندهد و ...
محمدولی قره نی (قرنی)
پیش از ظهر سوم اردیبهشت 1358، در حالی كه هنوز تیترهای اخبار مربوط به هشدار مسكو به تهران، رویدادهای نقده و اعزام واحدهای تازه نفس ارتش به سوی این منطقه، ابلاغ مصوبه مهم شورای انقلاب به دولت كه تنها سه ماه مهلت دارد تكلیف مالكیت های بزرگ را برپایه تعالیم اسلامی كه نه مشابهت با اقتصاد كمونیستی دارد و نه اقتصاد كاپیتالیستی روشن سازد و آنها را ملی کند و یا به بنیاد مستضعفان و سازمانهای عام المنفعه بدهد، انتصاب دكتر ابراهیم یزدی به سمت وزیر امورخارجه، تعیین سفیر تازه آمریكا در ایران، خودداری آمریكا از تحویل چهار كشتی جنگی خریداری شده توسط دولت شاه، اخطار جمهوری اسلامی به دولت مكزیك كه شاه بركنار شده را به كشور خود راه ندهد و ... روی میز سردبیران روزنامه های عصر تهران بود كه كدام را تیتر اول كنند كه خبر رسید سرلشكر محمدولی قره نی (قَرِنی) رئیس مستعفی ستاد ارتش در خانه اش ترور شده است. سرلشكر قره نی نخستین رئیس ستاد ارتش، پس از پیروزی انقلاب، هفتم فروردین از این سمت كناره گیری كرده و جای خود را به معاونش، سرلشكر ناصر فَربُد داده بود.
    پس از کناررفتن قره نی گفته شده بود كه علت این کناره گیری، مخالفت چپگرایان که در انقلاب نقش داشتند با سختگیری قره نی درقبال رویدادهای تجزیه طلبانه كُردستان، خوزستان و گنبد کاووس (گرگان) و اعزام واحدهای ضربتی ارتش به این مناطق بود!.
    در این تغییرات «شادمهر» معاون دیگر قره نی نیز سمت خود را از دست داده بود.
    دو هفته اول فروردین 1358 گزارشهای مربوط به رویدادهای گنبد كاووس (گرگان) و كُردستان، ایرانیان را نگران آینده وطن خود كرده بود، مخصوصا كه در خوزستان هم معارضاتی در جریان بود و حرف هایی از بلوچستان به گوش می رسید.
    سرلشكر قره نی كه پیش از سال 1336 معاون ستاد ارتش و قبل از آن رئیس اطلاعات ارتش (رُكن دوم ستاد) بود در آن سال دستگیر و پس از یك محاكمه غیرعلنی به زندان و اخراج از ارتش محكوم و سه سال بعد از زندان آزاد شده بود. وی متهم شده بود كه در صدد كودتا برضد شاه بود. از آن پس، سرلشكر قره نی در جامعه ایران به عنوان شخصیتی ملّی و ضد سلطنت شناخته می شد، با آیت الله طالقانی و سران نهضت آزادی رفت و آمد داشت و مورد احترام بود.
    
    --------
عباس اميرانتظام


    
    دو روز پیش از ترور قره نی، عباس امیرانتظام معاون نخست وزیر و سخنگوی دولت موقت خبر از تصمیم به كوچك كردن ارتش داده و گفته بود كه چون ارتش محدود خواهد شد نیازی به خرید اسلحه تازه نیست!. در این میان گزارش هایی نیز پیرامون احتمال كاهش دوره خدمت وظیفه عمومی به یك سال انتشار یافته بود. خودداری آمریكا از عدم تحویل چهار كشتی جنگی خریداری شده، لغو قرارداد خرید از سوی دولت موقت انقلاب اعلام شده بود و دولت واشنگتن به سنای آمریکا اطلاع داده بود كه تهران قرارداد را لغو كرده است!، همچنین لغو خرید پنج جمبو جت برای هواپیمایی ملی ایران (هما) را.
    دولت آمریكا كه در آن روزها گرفتار یافتن جایی برای اسكان دادن شاه بود «والتر كاتلر» را نامزد سفارت آن كشور در تهران (به جای ویلیام سولیوان) كرده بود. گزارش ها اشاره به رفتن شاه به مكزیك داشت و دولت مكزیك در پاسخ به اخطار تهران اعلام كرده بود كه شاه به عنوان توریست ویزای ورود گرفته و با این ویزا نمی تواند بیش از سه ماه درمكزیك بماند و فعالیت دیگری جز گردشگری داشته باشد. تهران با دریافت این پاسخ، گذرنامه شاه را لغو كرد. به نظر محافل تهران، دولت وقت واشنگتن می خواست كه شاه سابق را به عنوان یك اهرم و وسیله فشار به جمهوری اسلامی در دسترس داشته باشد و درنتیجه در یكی از كشورهای مجاور آمریكا سكنی دهد.
     انتصاب دكتر یزدی معاون نخست وزیر دولت موقت در امور انقلاب به سمت وزیر امورخارجه از چهارم اردیبهشت عملی شد. دكتر سلامتیان معاون وقت وزیر امورخارجه كه از سوی دكتر سنجابی نخستین وزیر امور خارجه پس از انقلاب منصوب شده بود همزمان با انتصاب دكتر یزدی، كناره گیری خود را اعلام كرده بود.
    اما هشدار مسكو به تهران. این هشدار اشاره به آغاز وضعیتی داشت كه عملی شد و هنوز در منطقه ادامه دارد و كانون اخبار بین المللی.
    مسكو در هشدار خود آورده بود: دولت آمریكا تحركاتی را كه ازدیرباز انتظار می رفت در منطقه اقیانوس هند و درجهت پیشروی به سوی خلیج فارس آغاز كرده است و می خواهد جای انگلستان را در شرق آبراه سوئز كه تخلیه آن را در سال 1976 تكمیل كرده است بگیرد و به دنبال بهانه است و نباید این بهانه را به دست آورَد. واشنگتن تهران را زیر ذره بین قرارداده است تا از كوچكترین حركت، بهانه لازم را بتراشد. ورود آمریكا به خلیج فارس باعث بازگشت لندن هم خواهد شد و استقرار این دو در منطقه، سرآغاز درگیری هایی خواهد شد كه ادامه خواهد داشت زیرا كه پای منافع دركار است، آن هم منافع اساسی (حیاتی).
    در هشدار مسكو كه یك سند تاریخی است چنین آمده بود: سران غرب سال گذشته در نشست خود در «گوادالوپ» اوضاع خاورمیانه و وضعیت دولت های این منطقه حساس و نفتخیز را بررسی و در زمینه سیاست ها، تحركات و خیزش های خود در این منطقه به توافق هایی دست یافته و دست واشنگتن و لندن را باز گذارده اند. آنها در نشست جاری خود (اپریل 1979) در ژاپن به تكمیل آن بررسی ها با توجه به عوامل تازه پرداخته اند و ورود ناو هواپیمابر آمریكایی «میدوی» به اقیانوس هند در اجرای همین توافق ها است و ....
    مسكو تاكید كرده بود: خاورمیانه و به ویژه منطقه مهم خلیج فارس در همسایگی ما (مسكو) قراردارد، ما در اینجا دوستان و منافع استراتژیك بسیار داریم و لذا مجبوریم كه دقیقا مراقب اوضاع باشیم و نمی خواهیم كه از ناحیه همسایگان (ایران) بهانه به دست آمریكا داده شود كه مداخله خود را مشروعیت دهد و علنی سازد كه استقرار غرب در منطقه خطر درگیری ها را افزایش خواهد داد و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
درگذشت ملك الشعراء
ایرانیان دراردیبهشت 1330 در سوك درگذشت محمدتقی بهار ــ ملك الشعراء خود ــ نشسته بودند كه در آغاز این ماه در 67 سالگی فوت شده بود.
    بهار در عین حال یك دولتمرد و سیاستمدار، و مدتی هم وزیر فرهنگ وطن بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سوم اردیبهشت 1348 ـ روزی كه به ارتش ایران برای مقابله با عراق آماده باش داده شد
23 اپریل 1969 (سوم اردیبهشت 1348) ایران و عراق در آستانه یك جنگ تمام عیار قرار گرفته بودند. دولت ایران به ارتش آماده باش داده بود و جنگ تبلیغاتی دو كشور به اوج خود رسیده بود. همزمان با اعلام آماده باش ارتش، مین باشیان به فرماندهی نیروی زمینی و فریدون جم به ریاست ستاد ارتش منصوب شده بودند.
     این وضعیت را دولت عراق با بازداشت آموزگاران دولتی و اعزامی از ایران برای مدارس ایرانیانِ عراق آغاز كرده بود و دست به زندانی كردن، شكنجه روانی و اخراج ایرانی تبارها از آن كشور زده بود. دولت عراق یادداشت اعتراضیه دولت ایران در این زمینه ها را نپذیرفته بود و همان روزی كه یادداشت ایران را نپذیرفته بود پانصد ایرانی تبار را كه اخراج شده بودند به مرز خسروی فرستاد كه دولت ایران این مرز را بست.
     دولت ایران به موازات آماده باش نظامی، به فعالیت های دیپلماتیك هم دست زده بود و با دولت تركیه در این زمینه وارد مذاكره شده بود. دولت عراق متقابلا ایران را متهم كرده بود كه كُردهای عراق را تحریك به تجدید عملیات نظامی كرده است.
    خصومت ایران و عراق از زمانی رو به شدت گذارده بود كه دولت تهران دولت عراق را متهم به حمایت از سپهبد تیمور بختیار در لبنان كرده بود و از دولت لبنان استرداد او را خواسته بود كه چون دولت لبنان درخواست ایران را رد كرده بود، تهران مناسبات سیاسی خود را با لبنان معلق ساخته بود. در این میان مجلس ایران نیز رای به مصادره اموال تیمور بختیار داده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
قرارگرفتن نخستین ماهواره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در مدار زمین که انعکاس جهانی داشت ـ اظهارات فرمانده کل سپاه در این باره
به گزارش ساعت 9 و 44 دقیقه چهارشنبه، سوم اردیبهشت 1399 خبرگزاری تَسنیم به نقل از سپاه نیوز؛ «ماهوارهِ نور» ـ نخستین ماهواره نظامی جمهوری اسلامی ایران بامداد امروز [چهارشنبه 3 اردیبهشت 1399] از ماهواره‌بَرِ 3مرحله‌ای قاصِد [موشکِ قاصد] از کویر مرکزی ایران توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با موفقیت پرتاب شد و در مدار 425کیلومتری زمین قرار گرفت. این اقدام، دستاوردی بزرگ و تحوّلی نوین در عرصه فضایی برای ایران اسلامی خواهد بود.
    به گزارش خبرگزاری مِهر، سردار امیرعلی حاجی‌زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب در تشریح عملیات پرتاب ماهوارهِ نور توسط ماهواره‌بَرِ قاصِد، اظهار داشت: این «ماهواره‌بَر» تفاوتی با کارهای گذشته دارد و آن هم این است که پیشرانِ آن از نوع ترکیبی سوخت مایع و جامد است.
    وی گفت: "دستیابی به فضا یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است و باید جایگاهِ‌مان را در فضا پیدا کنیم.".
    سرلشکر حسین سلامی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پس از پرتاب و در مدار قرارگرفتن نخستین ماهواره چند منظوره جمهوری اسلامی ایران که کاربُرد دفاعی هم دارد توسط سپاه، گفت: پرتاب موفقیت آمیز این ماهواره، ابعاد جدیدی از قدرت دفاعی جمهوری اسلامی ایران را ارتقاء بخشید و سپاه، امروز فضایی شد.
    سرلشکر سلامی دستیابی نیروی دفاعی قدرتمندی چون سپاه پاسداران انقلاب به فناوری‌های فضایی به منظور رسیدن به «توانمندی‌های بَرتَرساز» را یک ضرورت توصیف و تصریح کرد: "امروز ارتش ها بدون قرار گرفتن در فضا دارای نقش دفاعی جامعی نیستند و دستیابی به این «فناوری بَرتَرساز» که ما را به فضا منتقل و قلمرو توانایی‌هایمان را گسترش می‌دهد یک دستاورد راهبردی است. امروز ما می‌توانیم جهان را از فضا رؤیت کنیم و این به معنای گسترش اطلاعات راهبردی نیروی دفاعی قدرتمند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.".
    سرلشکر سلامی با اشاره به دستیابی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به این فناوری ها گفت که از امروز، سپاه [سالگرد ایجاد خود] وارد یک عرصه تحوّل شده است که توفیق بزرگی برای کشور است.
    قرارگرفتن ماهواره نور در مدار زمین انعکاس گسترده جهانی داشت. نقل دو پاراگراف اول گزارش یونایتدپرس اینترنشنال برای نمونه:
    
    
April 22 (UPI) -- Iran successfully launched its first military satellite into space on Wednesday, authorities in Tehran said, spurring warnings from Washington and heightening tensions between the two countries
    Officials said the Nour-1 satellite was put into orbit 255 miles above the surface of the Earth after it departed Iran,s Dasht-e Kavir desert
    Iranian leader Ayatollah Seyyed Ali Khamenei congratulated the military on the launch, which occurred on the anniversary of the founding of Iran,s Islamic Revolutionary Guard Corps in 1979

    
    روزنامه های کشور تیتر چشمگیر صفحات اول شماره های پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1399 خودرا به گزارش ماهواره نور اختصاص داده بودند. کُپی سه تیتر از سه روزنامه به عنوان نمونه:
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ابرازنظرها درباره تصمیمات ارزی فروردین 1397 دولت وقت
در پی انتشار اعلامیه، پشتِ اعلامیه در تهران و مصاحبه درباره تغییر وضعیت فروش ارز، تعیین بهای پایه برای دلار (دلار آمریکا) به صورت برابر ـ یکنواخت برای همگان، از چهارشنبه 11 اپریل 2018 (22 فروردین 1397)، دبیرخانه تاریخ آنلاین برای ایرانیان، در این زمینه ابرازنظرهای متعدد دریافت کرد و برپایه این دریافتی ها، نظر چند کارشناس و اهل تجربه را نیز که نخواستند نامشان ذکر شود جویا شد که به لحاظ آموزنده بودن و داشتن اطلاعات جالب و تأمل برانگیز، خلاصهِ دسته بندی شدهِ نظرات دریافتی تا غروب 26 فروردین (15 اپریل 2018)، در زیر آورده شده است. وصولی های بعدی و موارد دیگر در این زمینه ، پایین تر از این قسمت درج شده است.
    
    
خلاصهِ نظرات واصله تا غروب 26 فروردین 1397 که بر حسب مورد دسته بندی شده اند

    
    1ـ به مصلحت نبود که در این وضعیت منطقه و کمتر از 4 هفته مانده به تصمیم گیری ترامپ که آیا تسهیلات برجام را برای یک دوره دیگر تمدید کند و یا نه، موضوع ارز بمیان می آمد و بزرگ می شد و تیتر بسیاری از رسانه های خارجی، همراهِ با تفسیر. این مطرح شدن و اقدامات، حسّاسیّت ایران ـ دولت و مردم ـ را نسبت به ارز (پول کشورهای دیگر) نشان می دهد و برای مخالف، فرصت می سازد. «پول کشور دیگر» به آن درجه از اهمیت نیست که این چنین روی آن تمرکز شود. ایران نفت و مواد معدنی دیگر می دهد پول می گیرد و با این پول جنس می خرد. میان ـ فرضا؛ ساعت ساخت سویس و فرانک فرقی نیست، هر دو از یک کشور هستند و می آیند. عادت به واردات در ایران باید از میان برود. دکتر علی امینی در زمان نخست وزیری اش، واردات اتومبیل را ممنوع کرد و مسئله ای هم به وجود نیامد. بروید تحقیق کنید؛ اتومبیل مدل سال 1962 وارد ایران نشده است مگر چندتایی توسط مسافران و بدون انتقال ارز. وقتی چیزی وارد نشود می روند و در داخل تولید می کنند.
    
    2 ـ حذف اختصاص دادن ارز ارزانتر برای برخی از اقلام واردات و یکنواخت کردن آن، کار بسیار خوبی بود، ولی عبارات بخشنامه ها باید روشن باشند، ابهام نداشته باشند. همین ابهامات، بوروکراسی می سازد و ناراضی تراشی. انشاء موارد 33 گانه تخصیص ارز همه اش مبهم است و معلوم نیست که چه مرجعی باید گواهی بکند تا بانک ارز بدهد. این کار را نباید برعهده وزارتخانه های مربوط گذاشت که بوروکراتیک می شود، باید بمانند سایر کشورهای پیشرفته، در طبقه پایین (لابی ساختمان) و در مورد ارز، ساختمان بانک مرکزی چند نفر را مامور پاسخگویی و رفع ابهام فروش ارز کنند. گیج شدن و به این اداره و آن اداره پاس داده شدن، مراجعین را ناراضی و خشمگین می کند و همچنین ایمیل بازی.
    
    3 ـ خریداران غیر تجاری ارز، عمدتا بازنشستگان و سالخوردگان مقیم خارج هستند که نزد فرزندانشان بسر می برند زیراکه در یکی ـ دو دهه آخر عُمر هستند و نیاز به نگهداری و مراقبت دارند. عُمری را خدمت کرده اند تا در این سنین آسوده و مطابق میل زندگی کنند نباید آنان را ناراضی ساخت. قرآن مجید انسان را مسلّط بر اموال خود کرده است و یک انسان می خواهد که بخشی از اموالش را بدهد و پول کشور دیگر بگیرد، خرید و فروش ارز که تریاک و هروئین و کالا و عمل غیر شرعی نیست. بنابراین، نمی توان عنوان قاچاق بر آن گذارد. اگر زمینه آن در بازار کم است، مانعی ندارد که مظنّه اش بالا برود (قاعدهِ جهانی عرضه و تقاضا که بها را تعیین می کند). اینک میلیونها ایرانی در خارج و بیش از دو میلیون از ایشان در آمریکا زندگی می کنند. فراموش نشود که ایرانیان برون مرز و عموما دانشجو در اواخر تابستان و نیز پاییز سال 1356 (3 ـ 4 ماه پیش از انتشار آن نامه کذایی در روزنامه اطلاعات و بپاخیزی طلبه و روحانیون در شهر قم) در اروپا و آمریکا با تظاهرات خود و حمله به سفارتخانه ها سکه شاه را نزد سران این کشورها شکستند. در هر شهر آمریکا که بیش از 20 هزار ایرانی باشد، نشریه فارسی منتشر می شود و این نشریات، اخیرا! از محدود شدن انتقال ارز از ایران گزارش می دهند که برای مخاطبانشان نگرانی آور و خشم آور است.
    
    4 ـ ارز برای پژوهشگران، دارندگان فرصت های مطالعاتی و دفاتر خدمات فرهنگی در خارج بدون تعیینِ محلِ مراجعه و دریافت معرفی نامه! جهت دادن به شعبه بانک برای خرید. بانک مرکزی، در اعلامیه خود مرجع (فرد و یا کمیسیون و دائره) و محل مراجعه پژوهشگر، نویسنده و روزنامه نگار برای دریافت معرفی نامه را تعیین نکرده است. شعبه بانک و یا صرّاف که نمی تواند پژوهشگر را تنها با معرفی خود او، تشخیص دهد و ارز بفروشد. این کار، یک مرجع می خواهد که به تقاضا رسیدگی کند و معرفی نامه بدهد. از آنجا که شمار پژوهشگران و روزنامه نگاران محدود است، مرجع رسیدگی یک نفر هم که باشد کافی است، ولی این فرد باید در کار خود خبره باشد. همچنین لازم است که محل مراجعه اعلام شود.
    
    5ـ تشویق آنان که پول کشور دیگر در خانه دارند و احتمالا همین دو ـ سه ماه اخیر به خاطر فرار از زیان تورّم ریال، هر دلار را بالای 5 هزار تومان خریده اند به سپرده گذاری در بانک ها پاسخ نمی دهد. در دهه گذشته هم چنین تشویقی صورت گرفت. یک مخاطب با ذکر شعبه بانک (بانک تجارت) و شماره حساب خود نوشته است که مبلغی و نه زیاد، دلار داشتم و حساب باز کردم. پس از مدتی، وقتی که سراغ حساب خود رفتم گفتند که سود را مطابق آمریکا (کمتر از یک در صد) حساب کرده ایم. گفتم پس پولم را بدهید که مرا نزد معاون و رئیس فرستادند و سرانجام پس از یکی دو روز پولم را گرفتم. دلارهای خریداری شدهِ بالای 5 هزار تومان در خانه ها باقی خواهند ماند زیرا که دارنده آنها حاضر به زیان دادن نمی شود. راه عملی عرضه این ارزهای خانگی، صرافی ها و ارزی های دوره گردِ میدان فردوسی هستند. اینان ارز را گرانتر می خرند و گرانتر هم می فروشند و طرفین راضی خواهند شد و در غیر این صورت، ارزها همچنان در خانه ها باقی خواهند ماند. وجود صرّافی ها برای یک کشور ضروری اند زیراکه بانک، جای چانه زنی و ... نیست و انعطاف ندارد.
    
    
این عکس با تیتر و زیرعکس آن از یک رسانه آمریکایی کُپی شده است:Iranian travelers standing in front of a currency exchange bureau in Tehran, in the hope of getting Dollars or Euros


    
    6 ـ ناکافی بودن مبلغ ارز مسافرتی. آیا می دانند که ماندن یک شب در هتل در اروپا و آمریکا نزدیک به هزار دلار تمام می شود. در تاجیکستان، هتل هر شب 60 تا 100 دلار می گیرد. یک کشور، ارز را برای همین مصارف ـ برای مردمش می خواهد، نباید نسبت به آن این قدر حسّاس باشد. ایران به اظهار مقامات مربوط، سالانه حدود 90 میلیارد دلار درآمد ارزی دارد که مبلغ کوچکی نیست. «نفت و معادن» میراث همه ایرانیان است.
    
    7 ـ در اعلامیه نوشته شده است: مبلغ قابل تأمین ارز دانشجوییِ قابل پرداخت حداکثر سالانه 15000 دلار یا معادل آن به سایر ارزها بابت شهریه دانشگاه، و حداکثر ماهیانه 1000 دلار یا معادل آن به سایر ارزها برای دانشجو و حداکثر ماهیانه 500 دلار برای هر عضو خانواده وی است. ببینید؛ دانشجو برای درس خواندن می رود نه ماندن و مقیم شدن، بنابراین عضو و یا اعضای خانواده که قاعدتا نباید با او باشند. وقتی که به دانشجو این همه ارفاق می شود، دیگران هم می خواهند.
    
    8 ـ ارزِ درمانی ـ آن طور که در اعلامیه آمده است ابهام عبارتی دارد. درمان در خارج ارزان نیست و طول درمان مشخّص نمی تواند باشد. اینها و اینکه چه مرجعی باید گواهی کند باید روشن شود. یک مخاطب 77 ساله (بازنشسته که نزد دخترش در آمریکا زندگی می کند) نوشته است که در ایران و آمریکا بیمه است. در ایران با اینکه هر سال دو بار سر می زند از زمانی که به آمریکا رفته از بیمه استفاده نکرده است. در آمریکا هر ماه 57 دلار به شرکت بیمه می دهد، بیماری قند و ... دارد. دکتر برایش قرص Tradjenta و گویا ساخت آلمان تجویز کرده است زیراکه کبد او قرص های دیگر را تحمّل نمی کند و سهم پرداخت او برای هر 90 دانهِ این قرص می شود 421 دلار ـ هر روز 5 دلار. اگر نتواند مستمری بازنشستگی اش و سودی را که از سپرده بانکی اش می گیرد تبدیل به دلار کند و با خود بیاورد خواهد مُرد. در سال 1385 که دخترش ترتیب رفتن او را به آمریکا داد، آپارتمان 94 متری اش را به 110 میلیون تومان فروخت و پولش را در بانک سپرده کرد. امسال که برای تماشای آن آپارتمان و تجدید خاطره رفته بود که 20 سال پیش زنش در آنجا فوت شده بود به او گفتند که ارزش آن 540 میلیون شده است!.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
خلاصهِ نظرات واصله و کسب شده در باره تصمیمات ارزی دولت از غروب 26 فروردین 1397 تا ساعت 11 بامداد 28 فروردین 1397

    
زیان دولت با تثبیت 4200 تومانی دلار آمریکا

    
     ـ حذف نرخ تخفیفی ارزها (اصطلاحا؛ نرخ رسمی) اقدامی درست بود، ولی تَک نرخی کردن دلار و بستن دست صرّاف ها (مراکز غیر دولتی، ولی پروانه دارِ اِکسچِنجِ پول) که به قواعد بازار بویژه قاعدهِ عَرضه و تقاضا توجه نکنند نوعی دستوری کردن بازار است که کشورهای سوسیالیستی در قرن گذشته آن را تجربه کردند و شکست خوردند. با نگاهی به نرخ تورّم نقدینگی در ایران و بالارفتن قیمت ها (کالا و خدمات)، پایین آوردن نرخ برابری دلار آمریکا به 4200 تومان، یک زیان 30 درصدی برای دولت است. بازار ایران در زمستان 96 و تا دهه سوم فروردین 97 که دستی آزاد داشت، ارزش دلار نسبت به ریال را تعیین کرد ـ شش هزار تومان. باید به جای 4200 تومان همان نرخ شش هزار تومان و یا 5500 تومان، پایه قرار می گرفت. چرا این کاهش دستوری به زیان دولت است؟، برای اینکه بیشتر ارز حاصل، از صدور نفت و کالای ملّی (مواد معدنی، مشتقات آنها و ...) است و درآمد دولت. طبق اظهارات مقامات دولتی مربوط، درآمد ارزی سالانه ایران حدود 90 میلیارد دلار است. بنابراین، با پایین آوردن دستوری ارزش برابری این ارز که بازار (قاعدهِ عرضه و تقاضا) آن را به 6 هزار تومان رسانده بود، به 4200 تومان و منع موقّت صرّافی ها که قاعدتا باید با قانون بازار کار کنند تا همان نرخ 6 هزارتومانی بمیان آید زیان پولی دولت را می توان محاسبه کرد. اینکه گفته شده است با تثبیت نرخ برابری دلار در 4200 تومان، بهای کالا پایین می آید و دست کم بالا نمی رود، در عمل چنین نتیجه ای نخواهد داشت زیراکه عوامل متعدد باعث افزایش بهای کالا و خدمات می شود. اینکه گفته اند در مورد دلار نرخ 6 هزار تومان مصنوعی و ساختگی بود درست نمی تواند باشد. این، ارزش واقعی آن بود. در ایران انواع کالا و مستغلات، طلا و ... هزار تا دو هزار برابر افزایش یافته اند ولی ارزها با مداخله مقامات، حدود 700 برابر که با بخشنامه اخیر (دستور العمل)، در مورد دلار به 600 برابر پایین آورده شده است.
    
    
فعالیّت صرّافی های خارج از کشور و مبادلات فردی از سرگرفته می شود

    
    ـ فراموش شده است که پس از انقلاب و بویژه در دوران جنگ 8 ساله و تا چندی پس از آن که نقل و انتقال ارز سخت بود، در کشورهای محل اقامت ایرانیان برون مرز، صرّافی های متعدد دایر شده بود که کار مبادله را انجام می دادند. به عبارت دیگر، در ایران از طریق عوامل خود از مشتری «ریال» می گرفتند و در محل، به او ارز مورد تقاضا را می دادند. نشریات فارسی برون مرز پُر از آگهی های این صرّافی ها بود که بعدا مستغلاتی (ریِلتور) شدند. هنوز هم در اروپا، برخی از آنان سرگرم فعالیت هستند و اعلان های آنان در رسانه های فارسی زبان به چشم می خورد. با محدود کردن فعالیت صرّافی های داخلی که به دور از منطق اقتصادی است، تردید نیست که صرّاف های برون مرز کار خود را از سر می گیرند. به علاوه، افراد از طریق سوشل میدیا، آنلاین ها و تلفنی می توانند نیاز ارزی خودرا به صورت مبادله برطرف کنند. بسیاری هستند که در ایران به ریال نیاز دارند. لذا، محدود کردن فعالیت صرّاف های داخلی تأثیری نخواهد داشت. کسانی هم که ارز در خانه دارند، راهی جز فروش آنها به معامله گران سرپایی ندارند، زیراکه نمی خواهند ضرر کنند و دلار خریداری کرده 5 ـ 6 هزار تومانی خودرا به 4200 تومان به بانک بفروشند و ... کسی که نمی رود پولش را آتش بزند. دست کم باید تا مدتی دست صرّاف ها برای خرید و فروش ارزهای اصطلاحا خانگی باز گذارده شود. باید تدابیری بکار برده شود که این ارزهای خانگی به دست قاچاقچیان مواد مخدر و ... نیافتد.
    
    
فرهنگ کینه ارزی باید از میان برود

    
    ـ در سال انقلاب و از اواخر تابستان آن سال (سال 1357 هجری خورشیدی ـ 1978 میلادی)، در تهران کارکنان یکی از بانک ها فهرست هایی از خریداران ارز که هربار از آن بانک بیش از صدهزار دلار خریداری کرده بودند در بولتن هایی قرارداده و در تظاهرات و راهپیمایی ها توزیع کردند که به تدریج به شعار و می توان گفت که به نوعی کینه تبدیل شد و در ذهن باقی ماند. پس از انقلاب و آزاد شدن مسافرت به خارج از کشور، همین انقلابیون که بازرس فرودگاه شده بودند به بازرسی دقیق از مسافران دست زدند که هیچکدام بیش از 3 هزار دلار خارج نکند و این ماجرای حسّاسیّت نسبت به «داشتن پول خارجی» که موضوعی عادی است و غیر قانونی نیست ریشه در آن زمان دارد که بهتر است از میان برود تا بعدا دردسر ساز نشود. همین حسّاسیت نسبت به پول خارجی سبب حرص زدن به داشتن هرچه بیشتر از آن نیز شده است. نباید بیش از این برای پول خارجی (ارز) اهمیت سازی شود.
    
    
چرا نباید سالخوردگان و بازنشستگان از پول خود در هرجا که باشند استفاده کنند، آنان آفتاب لب بام هستند ـ این عاقبت همه انسان ها است

    
    ـ یک فرد تحصیل و تلاش می کند، نه تنها برای تأمین زندگی روزانه بلکه آسودگی و بی نیازی در ایام پیری. سال های پیری و دوران بازنشستگی نسبتا کوتاه و زودگذر است. دهها هزار بازنشسته ایرانی نزد فرزندان و بستگان خود در برون مرز زندگی می کنند تا تنها و بی کس نباشند. چرا نباید مستمری و مختصر درآمد دیگر خودرا به ارز و به خارج منتقل نکنند. در داخل کشور که تقریبا همه چیز وارداتی است و ارز بَر. چه فرقی دارد؟. نمی دانیم که پس از انقلاب و فرار برخی از مقامات بازنشسته وقت و ثروتمندان سابق به کشورهای دیگر، چرا تا این حد نسبت به سالخوردگان مقیم خارج حسّاسیت پیدا شده است. یک بازنشسته باید هزار تا دو هزار دلار بلیت بخرد و به وطن سر بزند و آن وقت اجازه ندارد بیش از 1200 دلار با خود ببرد. چرا؟. خیابانها پُر از خودرو خارجی و مغازه ها پُر از اجناس خارجی و .... 99 درصد ما بازنشستگان در سال انقلاب 30 ـ 40 ساله و شاغل بودیم. سالخوردگان عهد سلطنت فوت شده اند. اگر مهندس مهدی بازرگان مستمری بازنشستگان را به ارز نمی داد و به محل اقامتشان حواله نمی کرد که بیشتر آنان در خارج نمی ماندند. این ارسال پول تا زمان رجایی ادامه داشت. بهتر است که با سالخوردگان مهربانتر بود. این، شتری است که درِ خانه هرکس می خوابد. از پیری و افتادگی گریزی نیست.
    
    
قصه پُر غصه یک مخاطب که می خواست 20 هزار دلار برای اجرای طرح پژوهشی اش بخرد و موفق نشد

    
    ـ یکی از مخاطبان (ش. م.) نوشته است:
    "از دانشگاه دولتی اُرِگون Oregon آمریکا دکترای جغرافیا دارم. خواستم به قاره آفریقا بروم و پس از تحقیق در محل، به شیوه تازه ـ نه استعماری ـ برای هموطنان به زبان فارسی یک کتاب درباره کشورها و قبایل این قاره؛ از استعمار تا مرزبندی ها، نژاد و رفتار تا سیاست و اقتصاد آنها بنویسم و طبق برآورد خودم، این کار نیاز به داشتن حدودا 20 هزار دلار دارد. معادل ریالی آن را دارم. مدتی امروز و فردا کردم، تا زمستان گذشته [زمستان 1396] که بهای ارزها بالا رفت و داشتن ارز محدود به معادل ده هزار یورو شد. دوستان گفتند که چون کار من خدمت به هموطنان است، بانک مرکزی ممکن است ارز لازم را ارزانتر از صرّاف به من بفروشد و سقف ده هزار یورو ای را دو برابر کند. به بانک مرکزی ـ ساختمان شماره 198 خیابان میرداماد رفتم کسی را که کمک کند نیافتم، از طریق 29954780 (تلفن دفتر رئیس کل) هم موفق نشدم که خواست خودرا به گوش برسانم و ... و در کشوری که می گویند هر سال 50 تا 100 میلیارد دلار درآمد ارزی دارد، ده ـ پانزده میلیارد دلار کالای قاچاق و سنگ قبر و تیشه و ماله و کود وارد می شود و این همه سیگار و ... و ایران شده است قبرستان اتومبیل های ساخت خارج، پژوهشگر مشکل خرید 20 هزار دلار دارد. لذا، از خیر رفتن به آفریقا و نوشتن کتاب گذشتم. در ذهن من، این را که در اعلامیه نوشته اند ارز برای پژوهش،چیزی جز تبلیغ نیست. امتحان کنید و ببینید ـ امتحانش مجّانی است. اجرای این اعلامیه [بخشنامه بانک مرکزی] را که من خواندم، بر میزان بوروکراسی کشور می افزاید و ناراضی می سازد.".
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نظرات تازه (در شبانه روز گذشته و تا ساعت 11 امروز، 29 فروردین 1397 به وقت تهران) در باره تصمیمات ارزی

    
اشاره یک مخاطب به «قاچاق 6481 خودروی وارداتی»

    
    ـ یک مخاطب ضمن ارسال مطلبی که عینا در زیر نقل شده و تنظیم خبری دارد نوشته است: در کجای این دنیای بیش از 7 میلیارد نفری، داشتن پول کاغذی یک کشور در جیب و یا خانه، بیش از مبلغ معیّن قاچاق خوانده می شود که در کشور ما برخی از مقاماتِ میانی این اتهام را به زبان می آورند. اگر پولی که از دسترنج افراد به دست می آید و برای روز مبادا نگهداری می شود قاچاق محسوب شود، پس این اتهام را به هر کالا حتی نگهداری نان اضافی در خانه هم می توان وارد ساخت. گمان نمی رود که یک پارلمان، داشتن یک کالای معمولی را که در جیب هرکس می تواند باشد قاچاق اعلام کند و مجازات برایش در نظر بگیرد. دستگاه قضاء برپایه قانونِ مصوّب عمل می کند نه خواست و تصمیم یک دستگاه اداریِ وابسته به قوه مجریه. قانون باید عملی را قاچاق بداند که «قاچاق» یک واژه تُرکی است با مفاهیم خاص. «مانی لاندری» هم مفهوم دیگری دارد یعنی که فرد پول به دست آمده از عمل غیرقانونی و مجرمانه اش را تبدیل و یا به نامی دیگر سپرده گذاری کند تا رنگ قانونی بگیرد.
    امروز خبری خواندم با تیتر «قاچاق 6481 خودروی وارداتی». از درستی آن بی اطلاع هستم و آن را می فرستم تا اگر بخواهید نقل کنید. آیا اتومبیل با آن حجم را می توان قاچاقی وارد کرد؟، چه نوع پولی و از کجا بابت خرید آنها داده شده است. امیدوارم که خبر به این صورت درست نباشد.
    
    خبر ارسالی مخاطب:
    "خبرگزاری تسنیم، 27 فروردین 1397 [16 اپریل 2018] گزارش از واردات 6481 خودرو به صورت قاچاق داده بود. روز بعد (28 فروردین) این خبرگزاری توضیح داده بود که یک مقام گمرک جمهوری اسلامی گفته است که این موضوع [قاچاق اتومبیل] را در حوزه صنعت، معدن و تجارت باید پیگیری کرد!.
    این مقام درباره ترخیص شماری خودروی وارداتی از گمرک در زمان بسته بودن سایت ثبت سفارش، گفته است که همه اقلام وارداتی باید از گمرک ترخیص گردد و ثبتِ سفارشِ معتبر داشته باشد. در حال حاضر بین گمرک و سامانهِ ثبت سفارش که متعلق به سازمان توسعه تجارت است یک ارتباط الکترونیک وجود دارد. زمانی که می‌خواهند واردات کالایی را اظهار کنند از جمله خودرو، باید یک کُدِ 8 رقمی را وارد «باکس مربوط» کنند تا سیستم اجازه دهد مراحل بعدی کار انجام شود. اگر ثبت سفارش توسط سیستم خوانده نشود عملاً چیزی به‌ عنوان اظهار و اعلام [درخواست] سفارش وجود نخواهد داشت [ثبت نخواهد شد]. بنابراین، این موضوع [ورود اتومبیل های مورد بحث] را در حوزه صنعت، معدن و تجارت باید پیگیری کرد.
    تسنیم نوشته است که این مقام تعداد خودروهای ثبت‌سفارش‌شده در زمان بسته بودن «سایت ثبت سفارش خودرو» را بیش از 6 هزار دستگاه عنوان کرد.".
    
    
نظر رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس در زمینه اشکالات ساماندهی بازار ارز ـ حذف صرّافی ها یک خطای راهبردی بود ـ حدسِ احتمال نبودن بانک مرکزی در جریان برنامه جامع تیم اقتصادی دولت برای ساماندهی بازار ارز

    
    ـ محمدرضا پورابراهیمی رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس [رئیس وقت] گفته است که از نظر ما در خصوص ساماندهی بازار ارز، اشکالات وجود دارد و بیان عدد 4200 تومان برای هر دلار مغایر با قانون نرخ ارز شناورِ مدیریت شده بوده و به لحاظ فنی قابلیّت اجرا ندارد.
    پورابراهیمی در مورد جلسه امروز اعضای کمیسیون اقتصادی با وزیر اقتصاد و قائم مقام وزیر صنعت، معدن و تجارت و مسئولان بانک مرکزی اظهار داشت: بخش زیادی از اقداماتی که از سوی دولت درباره ساماندهی بازار ارز گزارش شده است خیلی مشخص نیست و کمیسیون اقتصادی نمی‌تواند، بر اساس این گزارش‌ها نظر خود را ارائه کند.
    


به اظهار پورابراهیمی، بانک مرکزی و وزارتخانه های اقتصاد و صنعت، معدن و تجارت باید گزارش‌های مکتوبی در خصوص وضعیت ساماندهی بازار ارز ارائه کنند که تاکنون این گزارش ها به کمیسیون مجلس ارسال نشده است. اقدامات، خیلی مشخّص نیست و کمیسیون اقتصادی نمی‌تواند نظر خود را ارائه کند. ما منتظر دریافت گزارش حاوی جزئیات هستیم تا نظر بدهیم. رئیس کل بانک مرکزی و معاون ارزی این بانک تاکنون جزئیات تصمیمات اتخاذ شده در حوزه بازار ارز را ارائه نکرده‌اند و در این خصوص نامه‌ای به رئیس مجلس و رئیس جمهور درباره عدم همکاری بانک مرکزی به دلیل عدم ارائه برنامه جامع ساماندهی بازار ارز داده خواهد شد.
    پورابراهیمی گفت: اگر حدس ما مبنی بر اینکه بانک مرکزی در جریان برنامه جامع تیم اقتصادی دولت برای ساماندهی بازار ارز نیست، درست باشد، دیگر طرف ما برای بررسی مسائل ارزی، بانک مرکزی نخواهد بود و باید در این موضوع با رئیس جمهور و تیم اقتصادی دولت تصمیم گیری صورت بگیرد.
    رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس با اشاره به صحبت‌هایش با رئیس بانک مرکزی در صحن علنی مجلس گفت: این برداشت وجود دارد که بخشی از اقدامات بانک مرکزی در حوزه ساماندهی بازار ارز مورد تایید این بانک نباشد، بنابراین با تناقض در رفتار نمی‌توان تصمیم کارشناسی اتخاذ کرد که قابلیت اجرا داشته باشد.وی گفت: اقدامات دولت در حوزه ساماندهی بازار ارز به مفهوم کلان مورد تایید است، اما باید در حوزه تصمیمات اجرایی بازنگری صورت بگیرد. تیم اقتصادی دولت باید به مسائل توجه جدّی کند. برای مثال؛ حذف صرّافی ها یک خطای راهبردی محسوب می شود چرا که در طول تحریم ها، از مسیر صرّافی ها، سازوکار برای نقل و انتقال وجوه ارزی فراهم شد، البته ساماندهی صرّافی ها یک ضرورت است.
    پورابراهیمی افزود: با وجود اشکالات اساسی و وجود مشکل در اجرای تصمیمات ارزی دولت، اقدامات مثبتی نیز صورت گرفته است ازجمله ایجاد حساب‌های ارزی با تضمین بانک مرکزی به نحوی که امکان جذب ارز توسط بانک ها را فراهم می کند.
    پورابراهیمی گفت که علاوه بر این کارها، باید به مدیریت واردات نیز توجه شود.
    
    
تصاعدی کردن نرخ ارز به جای محدود کردن و ناراضی تراشی

    
    یک اقتصاددان ایرانی مقیم اروپا نوشته است:
    "این همه هیاهو بر سر پول کشورهای دیگر که با یک تکان ارزش خودرا از دست خواهند داد، برای چیست؟. هرکس حق دارد هر کالای مشروع و رایج را که در دسترس است همانند اسکناس به هر مقدار که بخواهد و بتواند در اختیار داشته باشد. دولت می تواند با یک سیاست درست از آزادی معاملات ارز، سود سرشار ببرد به این ترتیب که بگوید: خرید تا 3 هزار یورو با نرخ فرضا هر یورو 5 هزار تومان، از 3 هزار تا 10 هزار، هر یورو 7 هزار تومان و از این مبلغ تا 20 هزار یورو هر یورو 10 هزار تومان و .... به علاوه، دست صراف را باز بگذارد تا بر طبق وضعیت بازار (اصلِ عَرضه و تقاضا) عمل کند.
    در مورد بیمار، پژوهشگر و افرادی در این ردیف، بدون کاغذبازی و سردوانی مبلغ معیّن و منطقی با نرخ عادلانه. وارد کننده کالا جز دارو و وسائلی که در کشور وجود ندارد و مورد نیاز مُبرم است، برود و مستقیما از صادرکننده و یا صرّاف بخرد. به این ترتیب بر حجم صادرات افزوده و از واردات کاسته می شود.
    دولت سال ها است که به هر ایرانی هر ماه ـ همانند حقوق، پول بدون عوض می دهد که راضی باشد. ولی ارز ایرانیِ برون مرز را که خدمت او در کشور پایان یافته و بازنشسته شده و به کنار بچه هایش رفته محدود به هزار یورو می کند، آن هم هروقت که به کشور بیاید. این ایرانی هم باید راضی باشد، دست او بازتر است و صدایش آسان تر به گوش ها می رسد. سهم این بازنشستگان خارج نشسته را باید در نظر گرفت مثلا هر ماه هزار یورو با نرخ بازار و کاغذبازی هم درست نکرد که به این گوشه برود و آن گوشه تا گواهی بگیرد و .... این بازنشستگان که عموما تحصیلکرده و زبان دان هستند و در طول خدمت، اطلاعات بدست آورده اند می دانند که کشور چقدر درآمد ارزی دارد و چگونه هزینه می شوند.
    
    
باید قضاوت تاریخ را از نظر دور نداشت ـ در روش اجرای ساماندهی فروش ارز تجدید نظر شود

    
    مخاطب از آمریکا (کالیفرنیا):
    
    در میان اخبار خبرگزاری فارس خبری را خواندم که مدیرعامل بانک توسعه صادرات گفته بود که در سال 1396 پنج میلیارد دلار حواله ارزی صادر کرده و در این زمینه مشکلی هم نداشته است.
    وقتی یک مسافر خارج که قطعا تحصیلکرده و در «سوشل میدیا» دارای حساب است و احتمالا وبسایت هم دارد این حبر را می خواند و خبر دیگر که کشورش هرسال نزدیک به صد میلیارد دلار درآمد ارزی دارد از اینکه فقط 1000 یورو به او فروخته اند افسرده می شود و در فرصت مناسب افشاگری خواهد کرد. ما برون مرزی های یک شهر از وضعیت و دارایی یکدیگر با اطلاع هستیم، دور هم جمع می شویم و درد دل می کنیم. این روزها کتاب نویسی شده است دفاع از خود کردن و انتقاد از دیگران. وبسایت ها و مطالب رسانه های شخص پاک می شوند ولی کتاب باقی خواهد ماند و سند و مدرک و حد اقل سوژه تاریخ نویسی می شود و هر مقام ـ از کوچک و بزرگ باید مراقب قضاوت تاریخ باشد. پیش از دست زدن به هر کار، نتیجه اش را در نظر آورد. اندیشه این تغییرات تازه در چگونگی «فروش ارز به افراد عادی» که ساماندهی ارزی عنوان داده شده فکر خوبی است ولی روش اجرای آن تا اینجا که شنیده ام، در عمل تولید نارضایتی می کند، بروکراتیک است و وسیله انتقاد، و معاندین از همین نارضایتی ها استفاده خواهند کرد. باید نرمتر عمل کرد و انعطاف داشت. کشور متساویا متعلق به آحاد ملت است و نباید کاری کرد که بوی تبعیض بدهد.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اظهارات 23 اپریل 2013 دو مقام اسرائیلی درباره فعالیت های اتمی جمهوری اسلامی ایران
ژنرال بنیامین گانتس Benjamin Gantz رئیس وقت ستاد ارتش اسرائیل 23 اپریل 2013 در تل‌آویو گفت: "اسرائیل بیش از یک سال است که برای حمله نظامی به تاسیسات اتمی ایران آماده‌ شده است. ما منتظر نمی مانیم تا جمهوری اسلامی ایران به سلاح اتمی دست یابد. ایران از ادامه‌ی مذاکرات با کشورهای گروه 1+5 به شکل یک استراتژی‌ و خرید وقت هرچه بیشتر برای ادامه‌ی فعالیت‌های اتمی خود استفاده می‌کند. تحریم‌های اقتصادی ایران مانع از ادامه‌ی فعالیت اتمی این کشور نشده است.جمهوری اسلامی ایران به دنبال آن است که در منطقه نفوذ و برتری داشته باشد. ارتش اسرائیل ایران و حزب‌الله لبنان را زیر نظر دارد.".
    در همین روز آموس یادلینAmos Yadlin رئیس وقت بخش اطلاعات ارتش اسرائیل (بعدا رئیس موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل Institute for National Security Studies) هم گفته بود که جمهوری اسلامی از «خط قرمز» ساخت بمب اتمی که بنیامین نتانیاهو در سازمان ملل به آن اشاره رفته بود عبور کرده، به اندازه کافی اورانیوم غنی‌شده برای ساخت بمب در اختیار دارد و تابستان امسال (سال 2013) تنها یک تا دو ماه با تصمیم‌گیری نهایی برای ساخت بمب اتم فاصله خواهد داشت و اگر کار به این صورت ادامه یابد ما در پایان امسال (سال 2013) شاهد یک درگیری خواهیم بود!. [از انتشار اظهارات این دو مقام اسرائیلی 9 سال و 3 روز گذشته است، ولی ....].
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
جمع بندی نظرات تازه ابراز شده در شبانه روز گذشته ـ تا ظهر سی ام فروردین 1397 ـ درباره تصمیمات ارزی دولت، به اختصار

    ـ از اظهارات محمدرضا پورابراهیمی رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس چنین بر می آید که میان دولت و بانک مرکزی در زمینه تصمیمات ارزیِ تازه اختلاف نظر وجود داشته است و این تصمیمات مطابق نظر دولت اتخاذ شده است. از همان سالِ 1339 که ایران دارای بانک مرکزی شد، این ایراد بمیان آمده است که اعضای دوره ای شورای پول باید مستقل از دولت باشند و بمانند سایر کشورها به انتخاب کارشناسان مالی و استادان عِلم اقتصاد. نمایندگان سه قوهِ تشکیل دهنده دولت و اطاق های بازرگانی، صنعت و ... به عنوان «ناظر» و حق داشتن اظهار نظر در جلسات شرکت کنند و رئیس بانک مرکزی به انتخاب شورا از میان کارشناسان مربوط باشد تا مستقل عمل کند. این ایراد همچنان باقی است.
    
    ـ نظردهندگان از این پیشنهاد، که در شرایط اقتصادیِ روز کشور، ارز مسافرت به لحاظ نرخ فروش، تصاعدی شود همانند بهای برق و آب مصرفی که با مصرف بیشتر از سقف معیّن، مصرف کننده باید پول بیشتری بدهد حمایت کرده اند. البته که میزان و سقف ارز همراه مسافر باید منطقا تعیین شود و مثل سابق بوروکراتیک و توأم با کاعذبازی و ویزابازی نباشد. وقتی که مقرر باشد که ارز را در فرودگاه و پس از عبور از میز گذرنامه بدهند، به کاغذبازی قبلی نیاز نیست، مسافر با داشتن کارت سوارشدن بر هواپیما که متصدی صدورِ آن قبلا ویزا، کارت اقامت و گذرنامه معتبر مسافر را دیده و تأیید کرده است از میز گذرنامه می گذرد. البته، در مورد ارز بیماری و پژوهشی و مطالعه و داشتن دفتر کار در خارج ـ کاری که در خدمت کشور باشد و هزینه های آن از سقف معیّن بالاتر نرود، باید قبلا گواهی مربوط را به بانک بدهند.
    
    ـ بازنشستگان و افراد بالاتر از 65 ـ 70 سالگی باید از ارفاق بیشتری برخورداری داشته باشند زیراکه پول را برای زندگی کردن و زنده ماندن می خواهند نه سرمایه گذاری و پولسازی. رعایت احوال ایشان لازم است برای اینکه سریعا نارضایتی خودرا به بستگان و آشنایان منتقل می کنند و نارضایتی گسترش می یابد. همین سالخوردگان هستند که برای دریافت و احیانأ انتقال مستمری خود که رقم چشمگیری نیست منظما به کشور می آیند و می روند.
    
    ـ نظردهندگان از کنترل حواله های ارزی حمایت کرده و گفته اند که خروج مبالغ بیش از 10 ـ 20 هزار دلار، از طریق حواله صورت گرفته است. کمتر کسی است که بیش از این مَبلَغ را در جیب خود بگذارد که خطر سرقت و ... دارد.
    
    ـ دولت باید راههای انصراف از مهاجرتِ افراد در سنین کار (کمتر از 65 سالگی) را بیابد تا مهارت ها که بزرگترین ثروت هر کشور است خارج نشوند. همچنین باید با تبعیضات و فساد اداری ـ اقتصادی مبارزه جِدی تر و قطعی صورت گیرد تا نسل جوان و نسل پس از انقلاب امیدواری بیشتری به آینده خود داشته باشند.
    
    درج نظرات در این زمینه در این تاریخ آنلاین تا دوم اردیبهشت ادامه خواهد داشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نظرات تازه ابراز شده در شبانه روز گذشته ـ تا پیش از ظهر یکم اردیبهشت 1397 درباره تصمیمات ارزی دولت

    
روزنامه «کسب وکار»: سرگردانی متقاضیان سفرخارجی در بازار ارز ـ اظهار نظر دو کارشناس؛ امیر یوسفی مقدّم و ضیاأالدین خرمشاهی

    



    روزنامه «کسب و کار» چاپ تهران تیتر بزرگ صفحه اول شماره یکم اردیبهشت 1397 خودرا به یک مسئله ارزی روز که در پی اجرای تصمیمات تازه ارزی دولت پدید آمده است اختصاص داده و مطلب آن را چنین آغاز کرده است:
    تثبیت نرخ ارز و اطلاعیه‌هایی که بانک مرکزی برای تسهیل اجرای آن منتشر کرد در بخش‌های مختلف یک سری محدودیت‌ها ایجاد کرده است که در بخش مربوط به مسافرت‌های خارجی بیشتر به چشم می‌آید.
    طبق اطلاعیه شماره 2 بانک مرکزی؛ ارز مسافرتی برای یک بار سفر در سال به میزان 1000 یورو یا معادل آن به سایر ارزها به مسافران در مرزهای خروجی هوایی [فرودگاهها] پرداخت می‌شود. میزان ارز مسافرتی پرداختی به مسافران هوایی به کشورهای هم مرز و کشورهای مشترک المنافع به غیر از عراق 500 یورو یا معادل آن به سایر ارزها است. اما، مساله اینجاست شرایطی که بانک مرکزی پیش روی دارندگان ارز به ویژه ارزهای مسافرتی گذاشته است، تا حدود زیادی بر مسافرت‌های خارجی و سفرهای خارج از کشورِ مردم سایه منفی می‌گذارد و تا حدودی به معنی سلب آزادی آنها در رفت و آمدهای خارجی است که به نظر مشکل زا می‌آید. از آنجایی که در کنار این اطلاعیه‌های محدود‌کننده، مسئولان نیز سعی در کنترل خروج ارز از کشور دارند، به نظر می‌آید شرایط برای مسافران به خارج از کشور دشوار‌تر شود.
    «روزنامه کسب و کار» سپس نظرات دو کارشناس را بر مطلب خود افزوده است.
    امیر یوسفی‌مقدم، کارشناس بازار مالی در این خصوص به روزنامه «کسب‌وکار» گفته است: محدودیت‌هایی که از سوی مسئولان بانک مرکزی به این منظور اِعمال شده است به دلیل التهابات دور از انتظار بازار ارز بود و برای کنترل این التهابات بود که چنین تصمیماتی گرفته شده است، اما باید گفت که اجرای این تصمیمات همیشگی نیست و به نظر می‌رسد که مسئولان بانک مرکزی در بلندمدت، در این تصمیمات تجدید نظر کنند.
    ضیاءالدین خرمشاهی، کارشناس اقتصادی در این زمینه ضمن اشاره به ضرب‌المثل «آزموده را آزمودن خطاست» گفته است که محدودیت تازه پرداخت ارز به مسافران، تازگی ندارد و از اول انقلاب تاکنون بارها اِعمال شده و در تمام موارد نیز ناکارآمد بودن آن به اثبات رسیده است، اما معلوم نیست که چرا تصمیم‌سازان، آزموده‌های ناموفق را باز می‌آزمایند. [چهل سال پیش، مسافر می توانست به نرخ دولتی، تا سه هزار دلار با خود داشته باشد و این مبلغ در گذرنامه اش درج می شد.].
    خرمشامی گفته است که استفاده‌کنندگان از ارز مسافرتی به دو دسته اصلی تقسیم می‌شوند؛ گروه اول کسانی هستند که برای انجام امور کاری، تجاری، درمانی و ... مسافرت می‌کنند و غالبا سفرهای آنها بیش از یک‌بار در طول سال است و اِعمال محدودیت برای آنان معذوریت نمی‌آورد. این گروه برای رسیدن به اهداف خود ناگزیر از خرید ارز آزاد هستند و از راه‌های مختلف این ارز مورد نیاز را تامین خواهند کرد و گروه دیگر کسانی هستند که سفر را با نیّت تفریحِ و سیاحت و زیارت انجام می‌دهند که در این مورد خاص باید تاکید کرد که در سال‌های اخیر و با توجه به بالا رفتن قیمت ارز، کسانی که سفر خارجی را برای تفریح از باب ارزان بودن نرخ ارز بر می‌گزیدند، کاهش یافته است و درست‌تر آن است که گفته شود کسانی که هنوز سفر خارجی را بر مسافرت داخلی ترجیح می‌دهند، افرادی هستند که گرانی نرخ ارز تاثیری بر تصمیم آنها نمی‌گذارد و بنیه مالی آنان بالاتر از آن است که تحت‌تاثیر نوسانات ارزی قرار بگیرند و در نتیجه آنچه که اتفاق می‌افتد، کاری است تا حدی عبث که پس از مدتی از سوی خود دستگاه تصمیم‌گیر رها می‌شود. مجموع آنچه در قالب تدابیر کنترل بازار ارز اتخاذ می‌شود غالبا از همین جنس هستند و تقریبا غیر از ایجاد مزاحمت برای افراد نیازمند واقعی ارز که تغییر قیمت برای آنها تأثیرگذار است، چیزی به دنبال ندارد. در یک مثال ملموس؛ تاجری که برای انجام مذاکرات تجاری خود ناگزیر از چند بار سفر با استفاده از ارز غیررسمی است، برای جبران چاره‌ای غیر از افزودن بر قیمت کالای خود ندارد و در نهایت مصرف‌کننده نهایی تاوان این محدودیت بی‌مورد را می‌پردازد. نتیجه کلام اینکه ادامه این سبک کاریها که عدم تاثیرگذاری آن بارها و در طول 4 دهه گذشته به اثبات رسیده است پیامدی قابل ملاحظه نخواهد داشت، همانطور که اعلام نرخ 4200 تومانی برای دلار توسط معاون اول رئیس‌جمهور تاثیر مثبت چشمگیر به همراه نداشت و کمتر کسی دوام آن را باور دارد. لذا شایسته است که در این زمینه ها واقع‌بینانه‌تر عمل شود. ـ ـ ـ ـ ـ
    
    - - - - -
    
موضوع مالکیّت پول ـ آیا نگهداری پول در خانه می تواند قاچاق خوانده شود؟

    
    دویچه وله (صدای جهانی آلمان) در بخش فارسی خود گفته است:
    بانک مرکزی ایران برای یکسان سازی نرخ ارز، دستورالعملی را صادر کرده بود که مهلت آن جمعه 31 فروردین 1397 ( بیستم اپریل 2018) بپایان رسید. بر اساس این دستورالعمل هر فرد مجاز است تنها ده هزار یورو یا معادل آن از سایر ارزها در اختیار داشته باشد.
    بانک مرکزی به افرادی که مَبلغ بیشتری پول خارجی در اختیار داشته باشند، هشدار داده است که اگر تا پایان فروردین 1397 مازاد ارز خود را نفروشند یا به سپرده‌گذاری ارزی تبدیل نکنند، طبق قانون با آنها برخورد می‌شود.
    از قرار معلوم، بانک مرکزی این اخطار به برخورد را با توجه به بند (خ) ماده (۲) قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز متذکر شده است. در این بند آمده است: ورود، خروج، خرید، فروش و حواله ارز بدون رعایت ضوابط تعیینی توسط دولت و بدون مجوزهای لازم از بانک مرکزی، قاچاق محسوب می‌شود و نهادهای ذیصلاح با مرتکب، بر اساس قوانین و مقررات جاری از جمله قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز برخورد می‌کنند.
    امّا، در این بند اشاره‌ای به نگهداری شخصی شهروندان [نگهداری ارز در منزل و ...] و چگونگی کنترل آن توسط «نهادهای ذیصلاح» نشده است. دستورالعمل بانک مرکزی 21 فروردین و در روزهای پُرالتهاب بازار ارز ایران صادر شد.
    محمود صدری، روزنامه‌نگار اقتصادی نویس و باتجربه در مقاله‌ای نوشته است که دولت «لابد از سر اضطرار» برای مقابله با بحران ارز برای دارندگان آن تعیین تکلیف کرده است. وضع محدودیت برای حمل پول (اسکناس) سابقه دارد ولی این محدودیت نمی تواند متوجه مالکیّت آن (پول) شود.
    دویچه وله ادامه داده است:
    سارا بازوبندی، مدرّس اقتصادِ سیاسی مقیم لندن یکی از دلایل التهاب در بازار ارز تهران را نزدیک‌شدن زمان تصمیم‌گیری آمریکا در مورد ماندن یا خروج از برجام بیان کرده است. احتمال دارد که ترامپ دوازدهم ماه می (22 اردیبهشت 97) تهدید خود را عملی کند و آمریکا از برجام خارج شود.
    سارا بازوبندی، گفته است؛ طبیعی است که مردم می‌خواهند دارایی خود را پیش از آنکه ارزش آن کمتر شود به ارز، طلا و ... تبدیل کنند. دولت جمهوری اسلامی نمی‌تواند بدون انجام اقدامات اساسی و گسترده برای اصلاح اقتصاد، ارزش برابری پول ملّی کشور را حفظ کند.
     - - - - -
    
    
بهروز علیشیری استاد و کارشناس اقتصاد: رقم 4200 تومان برای نرخ دلار از کجا آمد؟ ـ تصمیمات تازه ارزی عمق ندارد

    
    بهروز علیشیری استاد و کارشناس اقتصاد بین‌الملل در مورد تصمیمات ارزی اتخاذ شده از سوی دولت به خبرگزاری فارس گفته است: این تصمیم را در ردیف تصمیماتی می‌‌بینیم که عمق ندارند و در اینجا یک سؤال وجود دارد و آن این است که رقم 4200 تومان برای نرخ دلار از کجا آمد؟.
    
بهروز عليشيري

این کارشناس اقتصادی با تشکیک در نرخ اعلام شده ارز [دلار آمریکا] از سوی دولت به پیامدها و آثار منفی این نرخ‌گذاری اشاره کرد و گفت: در این فرایند، شکاف‌های تحلیلی به وجود می‌آید که به اقتصاد آسیب می زند. اقدام اخیر دولت دو کارکرد فوری داشته: 1ـ مردم صف کشیدند که دلار 4200 دلار بگیرند، اما تاکنون دلاری به مردم عرضه نشده است. این سیاست در کوتاه مدت جلوی بخشی از خرید و فروش ارز را می‌گیرد، اما آرام آرام مسیر را باز کرده و به سمت جلو می‌رود. 2:‌ دولت با دستکاری نرخ و حذف ارز مبادله‌ای، نرخ دلار موجود خود را بالاتر خواهد فروخت. این تصمیمات یک شبه آمده که باید مدیریت شود. علیشیری مثال آورد و گفت: امروز به شما می‌گویند این خانه 5 میلیون می‌ارزد، اما به شما تاکید می کنند که حق ندارید بیشتر از 3 میلیون بفروشید، شما هم نمی‌فروشید و درنتیجه اقدامات پنهانی و زیرزمینی ایجاد می‌شود و یا در پشت بازار کار، دلالی جدید شکل می‌گیرد. در اینجا متغیّر دیگری نیز وارد می‌شود و آن، پول در دست مردم است. ارز میزان‌الحراره اقتصاد ایران است. اکنون با افزایش قیمت نفت، درآمد دولت بالا رفته ـ پس، تراز تجارت متعادل است. این بحث در اظهارات مسئولان ارزی نیز وجود دارد که می گویند تولیدکنندگان و تجار نگران نباشند، نیازهای واقعی را پوشش می‌دهیم. علیشیری با طرح این سؤال که با دلار 4200 تومانی چه اتفاقی افتاده که مسئولان می‌گویند نیازهای واقعی را پوشش می‌دهند، آیا ارز بیشتری ذخیره شده است؟.
    این کارشناس توسعه اقتصادی تاکید کرد:‌ حساب سرمایه کشور بِلبشوترین نظام اداری در مدیریت نظام ارزی در دنیا است حتی برای سرمایه‌گذاران خارجی هم این اتفاق می‌افتد، اگر دقیق رجیستر (ثبت) نشده باشد، دولت‌هایی که حساب سرمایه باز دارند، اجازه خروج با هر قیدی نمی‌دهند، بلکه کارشان حساب و کتاب دارد. دقیق نمی‌دانیم تقاضای سرمایه و خروج آن چقدر است. عامل دیگری که به موضوع ارز باز می‌گردد، بسیاری از شرکت‌هایی که صادرات کالا دارند وابسته به دولت هستند. در اینجا سؤالی مطرح می‌شود که آیا این شرکت‌ها ارز صادراتی خود را به داخل کشور می‌آورند یا خیر، مثلاً پتروشیمی‌ها ارزشان را کجا وارد کرده و ثبت می‌کنند. این شرکت‌های صادراتی از رانت انرژی و تعرفه‌های ترجیحی استفاده کرده و یارانه‌های متعددی گرفته اند، اما امروز ارز خود را برنمی‌گردانند. در کجای سیستم چنین چیزی نوشته شده است. شرکت‌ها در کشورهای اروپایی با سود 2 درصد حساب باز کرده ارزها را به چرخه اقتصاد داخلی نمی‌آورند.
    همچنین باید بخش ارز ناشی از صادرات غیرنفتی در اقتصاد کشور مدیریت شود. ما خطای بالانس ارزی داریم و در این وضعیت چگونه می‌خواهند به نیازهای واقعی ارز پاسخ ‌دهند، باید دید که پول‌هایی که از کشور خارج شده از کجا رفته است. ریال تبدیل به ارز شده و خارج شده است.
    علیشیری گفت: حجم نقدینگی در جامعه، مربوط به سال 1396 بالغ بر 23 درصد نسبت به سال 95 افزایش یافته است و بخشی از رقم 1500 هزار میلیارد تومان که رقم بزرگی است و در اختیار مردم قرار دارد هر لحظه امکان دارد به بازارها ورود کند. هر سال 20 تا 25 درصد به نقدینگی اضافه شده است. با توجه به اینکه ارزش پول پایین می‌آید، هر جا اقتصاد علامت دهد مردم آنجا سرمایه‌گذاری می‌کنند. شرایط اقتصاد و بازارهایی همچون مسکن و تولید طبق آمارها رکودی هستند. بنابراین این پول‌ها از بازار غیرمتشکل سر در می‌آورند و یک دفعه به سمت بازار سکه یا ارز می‌روند.
    نرخ دلار 4200 اعلام شده است و چون نمی‌توانند با این نرخ به اندازه کافی ارز تزریق کنند خواهید دید که از ماه‌ دیگر رگه‌های زیرزمینی مبادلات ارز به راه خواهد افتاد.
    امروز از متولّی ارز کشور بپرسید طی 2 سال گذشته یا 6 ماه قبل چقدر ارز خارج شده، آماری ندارد. وقتی اطلاعات غیرصحیح از اقتصاد داریم، تصمیم‌گیری غلط نیز ایجاد می‌شود. نظام ارزی شفاف باید هرچه زودتر شکل بگیرد.
    این اقتصاددان تصریح کرد: خیلی از ثبت سفارش‌ها در کشور صوری است، از رانت بازار مبادله و آزاد استفاده می‌کنند و لازم است که نظام متمرکز و شفاف در واردات، ارز، کالا و مالیات ایجاد شود. ما تخصّص داریم که این مسائل را دور بزنیم. به ترکیب واردات نگاه کنید؛ میعانات گازی، گاز طبیعی، پروپان، روغن سبک، متانول که 15 میلیارد دلار از صادرات غیرنفتی را تشکیل می‌‌دهد، خام‌فروشی مطلق است. مواد خام صادر می‌کنیم کالای ساخته شده می‌گیریم. این اقتصاد شکننده است.
    خبرگزاری فارس اظهارات علیشیری را که خلاصه ای از آن در بالا آمد یکم اردیبهشت 97 انتشار داده است.
    
    - - - - -
    
    
تسنیم: ارز مسافرتی تنها به «یورو» پرداخت می شود و هر یورو 5400 تومان (240 تومان بیشتر از نرخ اعلام شده!)

    
    
    به گزارش یکم اردیبهشت 1397 خبرگزاری تَسنیم، پس از اجرای تصمیم دولت در مورد دلار تک نرخی، برابر 4200 تومان و محدود کردن فروش ارز به مسافر، خبرنگار این خبرگزاری به چند شعبه بانک ملی که مسئولیت فروش ارز مسافرتی را برعهده دارند مراجعه کرد و گزارش او حکایت از آن دارد که این شعب به مسافران در همان ابتدا اعلام می کنند که فقط «یورو» را به عنوان ارز مسافرتی می فروشند. [و مسافران کشورهایِ خارج از منطقه یورو باید این ارز را پس از ورود به مقصد با پرداخت کارمزد تبدیل به پول کشور مورد نظر کنند که یک زیان مضاعف است.].
    شعب فروشنده ارز مسافرتی، نرخ یورو را برای یکم اردیبهشت 1397 (روز تهیه گزارش خبرنگار تسنیم) نزدیک به 5400 تومان اعلام کرده و می گفتند: این نرخ هر روز از سوی بانک مرکزی اعلام می شود و متغیّر است.
    این درحالی است که بانک مرکزی نرخ فروش «یورو» را در این روز در مرکز مبادلات ارزی 5161 تومان اعلام کرده بود!.

    طبق تصمیم بانک مرکزی که چند روز پیش اعلام شد، ارز مسافرتی برای یک بار سفر در سال!، به میزان 1000 یورو یا معادل آن به سایر ارزها به مسافران فروخته می شود. میزان ارز مسافرتی پرداختی به مسافران هوایی به کشورهای هم مرز و کشورهای مشترک المنافع به غیر از عراق 500 یورو یا معادل آن به سایر ارزها اعلام شده است.
    مقتاضیان ارز مسافرتی باید در یک شعبه بانک ملی با ارائه گذرنامه معتبر جمهوری اسلامی ایران، بلیت هواپیما، ویزای کشور مقصد (در مورد کشورهایی که نیاز به ویزا دارند) و رسید پرداخت عوارض خروج از کشور و واریز ریال معادل ارز، رسید دریافت کنند و در گیت خروجی فرودگاه رسید را بدهند و ارز مربوط را دریافت کنند*.
    مسافران حداکثر چهار روز پیش از سفر، به شعب بانک ملی مراجعه و نسبت به خرید ارز مقرر اقدام کنند.
    ـ ـ ـ ـ ـ
    *یک مخاطب این تاریخ آنلاین مراجعه به شعبه بانک ملی در شهر و ارائه آن همه مدارک را یک عمل اضافی و وقتگیر و بوروکراتیک خوانده و گفته است: "در همه کشورها و از جمله فرودگاه امام (تهران)، مسافر پرواز خارجی برای دریافت بُردینگ پَس (کارت سوارشدن بر هواپیما) باید گذرنامه دارای مُهر ویزای کشور مقصد و یا کارت اقامت و بلیت خودرا به کارمند شرکت هواپیمایی مربوط بدهد تا کارت پرواز بگیرد و در مورد ایران، سپس با در دست داشتن گذرنامه و رسید عوارض خروج از کشور که امسال 3 برابر گذشته شده است به قسمت بازدید گذرنامه برود، گذرنامه و رسید عوارض را بدهد و مُهر خروجی بگیرد تا بتواند وارد محوطه گیت ها مربوط شود. دراینجاست که می تواند ریال ـ اسکناس و یا کارت انتقال ـ بدهد و ارز مربوط را بگیرد و از دوباره کاری که وقتگیر و خستگی آور است جلوگیری شود.".
    این مخاطب می گوید در سال 1359 و در آغاز جنگ عراق با ایران به مسافر 3 هزار دلار می دانند و اینک که طبق آمار دولت، سالانه تقریبا صد میلیارد دلار درآمدی ارزی دارد فقط هزار یورو که برای تبدیل آن در مقصد به پولی غیر از یورو باید کارمزد سنگین هم داد. خوب است که دولت به ملت گزارش دهد که این صد میلیارد دلار چگونه خرج می شود. یک شهروند می تواند پیراهن و کشف چینی، اتومبیل اروپایی و اسباب بازی ساخت خارج که با دادن ارز وارد کشور شده است خریداری کند ولی خودش نمی تواند پول بگیرد و در خارج آنهارا بخرد. به سود کشور نیست که در این شرایط جهان، میلیون ها ایرانی برون مرز و بستگان داخلی ایشان را ناراضی کند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
گزارش ها و نظرات تازه ابراز شده تا پیش از ظهر دوم اردیبهشت 1397 درباره تصمیمات ارزی دولت

    
تحلیل رئیس بانک مرکزی از وضعیت ارزی و التهابات آن ـ عدم نظارت بر بازگشت ارز حاصل از صادرات به چرخه اقتصادی کشور ـ اجبار به استفاده از روش نقدی ـ نَقش صرّافی ها به عنوان مُکمّل بانک ها و ...

    
    به گزارش خبرگزاری فارس در یکم اردیبهشت 1397، ولی الله سیف رئیس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی [رئیس وقت] در نشستِ هم اندیشی مدیران ارشد دولت با اشاره به اینکه در شرایط عادی، نرخ ارز تابع وضعیت عرضه و تقاضاست ولی در حالت تعادل عرضه و تقاضا ممکن است به دلیل هیجانات و التهاباتی که بر اطمینان و انتظارات اثر می‌گذارد شاهد نوسانات در نرخ باشیم، گفت: با وجود ثباتی که طی سال های اخیر بر بازار ارز حاکم شده بود، این بازار در نیمه دوم سال 1396، دچار التهاباتی شد. در این شرایط، وظیفه بانک مرکزی جلوگیری از نوسانات هیجانی است که معمولا کوتاه مدت هستند، چراکه نوساناتِ رخ داده در بازار، سیاست های ارزی را نیز تحت تأثیر قرار می دهد. در حال حاضر نمی توانم برخی از دلایل بروز التهابات در بازار ارز را بیان کنم و امیدوارم در آینده بتوانم این موارد را به تفصیل شرح دهم. آنچه مسلم است نباید امکان دهیم که دشمنان از اطلاعات ما سود و بهره برند و بهتر است به طور جامع، در آینده به آن پرداخته شود. در شرایطی که تعادل میان عَرضه و تقاضا بر بازار حاکم است، فضاسازی و التهاب آفرینی می تواند، موجب بروز شوک و عدم تعادل هایی شود. به بیان بهتر؛ این التهابات با اقدامات دشمنان خارجی آغاز می شود و سفته بازان با اقدامات خود در داخل به آن دامن می زنند.
    
ولی الله سیف

سیف درخصوص چرایی بروز ناآرامی ها و تلاطمات در بازار ارز گفت: "عدم نظارت و مراقبت در بازگشت ارز حاصل از صادرات به چرخه اقتصادی کشور که در خوشبینانه ترین شرایط، صَرف واردات کالاهای قاچاق می‌شد. در ظاهر بانک مرکزی ارزی را تخصیص نمی داد، اما همه ارز ِ حاصل از صادرات غیر نفتی کشور به بازار عَرضه می‌شد، که این مدل می‌تواند برای کشور مخرّب نیز باشد.". سیف در ادامه سخنان خود به تشریح دلایل نابسامانی بازار ارز پرداخت و گفت: از دیگر دلایل نابسامانی بازار ارز، وجود استثنائات برای واردات کالاهای خارج از کانال های رسمی و خارج از چارچوب های سیاست تجاری کشور مانند مناطق آزاد، مناطق ویژه اقتصادی، کوله بَری، تَه لِنجی و کالای همراه مسافر است. حجم تقاضا برای تأمین ارز ِ موردنیاز از طریق این کانال ها در بازار، بسیار بالا بود و باعث از میان رفتن کنترل ها بر بازار ارز و ناکارآمدی ابزارها می شد. همچنین تبدیل دارایی ها به ارز و نیز «عدم تعادل بودجه» که باعث افزایش حجم نقدینگی می شود و نهایتا باعث بروز تورّم و افزایش تقاضای ارز. به دلیل شرایط تحریم و عدم همکاری بانک های بزرگ بین المللی برای تسویه معاملات تجاری، با دشواری هایی روبرو هستیم و این امر نیاز به نقدینگی، و تسویه حساب از طریق قدیمی ترین شیوه های پرداخت که همان استفاده از اسکناس است را اجبارا ایجاب می کند. استفاده از اسکناس در حجم زیاد در معاملات، روشی منسوخ است ولی به دلیل محدودیت های موجود، ما ناگزیر به استفاده از این روش هستیم. اقبالِ کم ِ هموطنان به استفاده از تولیدات داخلی در مقایسه با تولیدات مشابه خارجی که نتوانسته است تقاضا برای تولیدات خارجی را کاهش دهد باعث افزایش روزافزون تقاضا برای ارز و نیز توجه به گردشگری در مقاصد خارج از کشور به بالارفتن تقاضا در بازار ارز دامن می زند و تصمیمات تازه برای حل این مسائل و بازگرداندن آرامش به بازار ارز اتخاذ شده است. نظام نرخ ارز در کشور، نظام شناور ِ مدیریت شده است که متناسب با روند متغیّرهای اقتصادی تغییر خواهد کرد. هدایت واردات کالا و خدمات به کانال های رسمی، اطمینان از بازگشت ارز حاصل از صادرات به چرخه اقتصادی کشور، اطمینان از تخصیص منابع ارزی کشور متناسب با اولویّت نیازهای واقعی کشور و جلوگیری از خروج منابع ارزی از طریق قاچاق، حذف و تعدیل استثنائات در واردات و صادرات و شفافیت کامل در عرضه و تقاضای بازار ارز از تصمیمات تازه هستند. سیف در این نشست، درباره «سامانه نیما» گفت: نیما سه ویژگی دارد؛ داده ها و اطلاعات کامل و واقعی از عَرضه و تقاضای ارز را فراهم می کند، فرایند تأمین منابع و تخصیص مصارف ارزی را در یک ساختار یکپارچه شکل می دهد و عملیاتی می کند و با فرایند تجارت خارجی کشور از ثبت سفارش تا ترخیص کالا به صورت ارگانیک پیوند خورده است. «نیما» علاوه بر پوشش نیازمندی های کلان مربوط به نیازهای تجاری، قابلیت پوشش نیازهای خُردِ مردم نظیر ارز مسافرتی، درمانی و دارویی را هم دارد. نهایتا ضمانت اجرایی نیما در آن است که هیچ واردات رسمی و قانونی بدون رصد و تایید بانک مرکزی در خصوص جنبه های ارزی آن قابل انجام نیست.
    وی درباره نقش صرّافی ها گفت که نقش شبکه صرافی ها در سامانه، مکمل نقشی است که بانک ها ایفا می کنند و این یک امر اساسی و ضروری است.
تیتر سه روزنامه تهران ـ شماره های دوم اردیبهشت 1397 درباره وضعیت ارز


    ـ ـ ـ ـ ـ
    
    
عُمر کوتاه ارز تک نرخی ـ یوروی جایگزین دلار عملا دو نرخی شد

    
    
    
    خبرگزاری فارس یکم اردیبهشت 1397 در گزارشی تحلیلی نوشته است: هر چند که با سهمیه‌بندی‌هایی که بعد از اعلام «ارزِ تک نرخی» تعیین شد، مشخص شد که یکسان‌سازی فعلا فقط در کلام باقی می‌مانَد، چرا که ارز قاعدتا در زمانی تک نرخی باقی خواهد ماند که همه تقاضاها برای دریافت ارز مورد نظر بتواند با نرخی واحد تامین شود. بعد از آنکه نرخ دلار در بازار به رکورد 6 هزار تومان و فراتر از آن رسید، دولت رسما وارد میدان شد و معاون اول رئیس جمهور بهای دلار را 4200 تومان و تک نرخی اعلام کرد و گفت نیازهای ارزی متناسب با این نرخ تامین می‌شود.
    برای یکسان کردن نرخ دلار، بانک مرکزی فروش ارز به ویژه دلار و یورو را در صرّافی‌ها متوقف و شروع به تدوین مقررات و ضوابط جدید ارزی کرد. در این مدت نرخ ارز در ظاهر تَک نرخی بود و دیگر صف‌های طولانی خرید ارز در بازار و در برابر صرّافی ها دیده نمی‌شد، اما کاملا روشن بود که این وضعیت قابل ادامه یافتن نیست. رئیس کل بانک مرکزی هم در دیدار با نمایندگان صرافی‌ها تاکید کرده بود که بانک مرکزی قصد حذف صرافی‌ها را ندارد و وضعیت فعلی موقتی است.
    این شرایط ادامه داشت تا اینکه چهارشنبه (29 فروردین 1397) شورای وزیران در مصوّبه‌ای کلیه وزارتخانه ها، سازمان‌ها و شرکت های دولتی را مؤظف کرد «یورو ـ پول واحد چند کشور عضو اتحادیه اروپا» را به جای دلار آمریکا به عنوان ارز مبنای گزارشگری و انتشار آمار، اطلاعات و داده های مالی خود بکاربرند. همچنین بانک مرکزی مؤظف شد از تاریخ ابلاغ این مصوبه، نرخ برابری ریال در مقابل یورو را به صورت مستمر اعلام و مدیریت کند.
    با این مصوّبه، عملا ارز ِ مبنای محاسبات برای اقتصاد ایران از «دلار آمریکا به «یوروِ اروپا» تغییر کرد. این در حالی است که امروز [یکم اردیبهشت] در بازار تهران «یورو» حدود 6750 تومان معامله می‌شد ولی نرخی را که بانک مرکزی برای آن تعیین و به بانک ها ابلاغ کرده 5200 تومان است.
    به این ترتیب؛ در عمل نرخ یورو نسبت به ریال ایران ـ یورویی که در محاسبات جای دلار را گرفته است و نرخ رسمی و بانکی آن 5200 تومان اعلام شده، در بازار 6750 تا 6800 معامله شد و این، یعنی خداحافظی با ارز تک نرخی.
    از همان ابتدا مشخص بود که زمینه دوام تک نرخی بودن ارز آنهم در شرایط اضطرار برای مدتی طولانی وجود ندارد. این سیاست، مشابه سیاست‌های شکست‌خورده دوره‌های گذشته است؛ یک بار در سال 1374 [دوران دولت هاشمی رفسنجانی] و بار دیگر در سال 1390 و 1391 [دوران دولت احمدی نژاد].
    ـ ـ ـ ـ ـ
    
    
رعایت اصول اقتصاد آزاد راه حل مسئله است و بخشنامه های درمانی تنها یک مسکّن هستند

    
    یک مخاطب نوشته است که یکم اردیبهشت 1397 تفسیری در وبسایت یک خبرگزاری مستقر در تهران خواندم که جالب به نظر می رسد. آن را با دوباره نویسی خودم برایتان ارسال می کنم تا اگر بخواهید درج کنید که در تاریخ بماند.
    
    مطلب ارسالی مخاطب به نقل از خبرگزاری:
    
    طرفداران اقتصاد بازار آزاد اگرچه منتقد تصمیم دولت [دولت حسن روحانی] درباره سیاست‌های ارزی هستند، اما با توجه به التهابات اخیر در بازار ارز، فعلا نظاره‌گر اجرای این سیاست‌ها خواهند بود ولی بر این باور هستند که سیاستگذاری‌های صورت گرفته درباره بازار ارز نمی‌تواند در میان مدت و بلندمدت تداوم داشته باشد و منطق اقتصادی حُکم می‌کند که در آینده‌ای نه‌چندان دور، قیمت‌گذاری ارز تنها برمبنای ملاحظات اقتصادی (عرضه و تقاضا و محدود نبودن میزان خرید و فروش و قراردادن آن در چارچوب) صورت بگیرد. رعایت اصول اقتصاد آزاد راه حل مسئله است و بخشنامه های درمانی تنها یک مسکّن هستند. دیده شده است که این بخشنامه ها پس از گذشت زمان به ضد خود تبدیل شده اند.
    از ابتدای دولت حجت الاسلام حسن روحانی بسیاری از اصحاب نظر گفته اند که اگر امکان داده نشود که بازار با ساز و کار قیمت (قاعده عِلمی عرضه و تقاضا) شکل بگیرد و تولید به سمت رقابتی شدن رود، نخواهیم توانست اقتصادی بالنده داشته باشیم.
    اصول حاکم بر بازار با بخشنامه و فرمان تغییر نمی‌کنند و در طول زمان این بخشنامه‌ها هستند که از توان اجرایی شان ‌ کاسته می‌شود نه توصیه‌های عِلم اقتصاد و قواعد بازار (که متغیّرِ عرضه و تقاضا «بها» را تعیین می کند). اقتصاددانان از دریچه امنیتی و سیاسی به اقتصاد نگاه نمی‌کنند اما معتقدند که دولت‌ها بهتر است به تدریج خود را با اصول اقتصاد وفق دهند و به تصمیم‌های ضربتی و شوک درمانی روی نیاورند.
    
    ـ ـ ـ ـ ـ
    
    
«تعجب مخاطب» از سکوت معنا دار بی بی سی فارسی درباره تحولات ارز در تهران

    
    یک مخاطب این تاریخ آنلاین نوشته است که نه به خاطر اطلاع از اخبار، بلکه برای مشاهده و درک سیاست های روباه پیر [دولت لندن] که هنوز دست از سر دنیا برنداشته و دشواری های ما ایرانیان زیر سر آن است، هر وقت که خبری داغ باشد سراغ وبسایت بی بی سی فارسی می روم. در این چند روز که اخبار وضعیت ارزها در بازار ایران داغ بوده و رسانه ای نیست که در این باره خبر و تفسیر نداده باشد، در بی بی سی در آن زمینه خبر و تفسیر ندیدم و دچار شک و تردید شدم. انتظار دارم در هر موردی از این دست که پیش آید، شما دست این روباه مکّار را باز کنید که خدمتی است بزرگ.
    این پیام، امروز (دوم اردیبهشت 1397) واصل شد.
    
    ـ ـ ـ ـ ـ
    
    
درخواست بازنشستگان ایرانی مقیم خارج که مشمول خرید ارز آزاد و نه بیشتر از 10 ـ 12 هزار دلار در سال قرار گیرند تا دهه آخر عُمر را در عُسرَت نباشند ـ همه روزی بازنشسته می شوند و باید که از هم اکنون آن روزها را در نظر بگیرند

    
    دوم اردیبهشت 1397 این پیام به دبیرخانه این تاریخ آنلاین واصل شد:
    "ما شش بازنشسته بالاتر از 70 سالگی دیشب در رستورانی در چندصد قدمی جاده کمربندی شهر واشنگتن (بِلت وِی 495) نشسته بودیم تا شام بخوریم. همه بحث ما، نگرانی از محدود شدن خرید ارز بود. ما و هزاران بازنشسته ایرانی دیگر که با فرزندانمان که در گوشه و کنار جهان زندگی می کنند بسر می بریم هر سال یکی ـ دو بار برای آوردن حقوق بازنشستگی که در بانک صادرات جمع می شود و مختصر درآمد دیگری که داریم مثلا کرایه خانه و یا سود سپرده، به وطن می رویم. جمع این درآمدها با بالارفتن ارزش ارزها از 10 ـ 12 هزار دلار در سال تجاوز نمی کند و معمولا از صرّاف ها خریداری می کنیم. این محدودیت های تازه مارا نگران کرده است. درآمد فرزندان این قدر نیست که آن را صرف مخارج و درمان دردهای های ما کنند. همه و همین آقایانی که این تصمیمات را می گیرند روزی بازنشسته می شوند باید خودرا جای ما بگذارند و ما بازنشستگان مقیم خارج را هم مشمول خرید ارز به هر قیمت ـ ازجمله قیمت بازار کنند و آن را محدود به سالی 10 ـ 12 هزار دلار. ما بیش از این درآمد و هزینه نداریم. ما ـ هر شش نفر ـ یکی ـ دو دهه آخر خدمت خودرا در دوران نظام اسلامی کار کرده بودیم، خدا را خوش نخواهد آمد که در دیار غربت در عسرت بسر بریم. وقتی که نتوانیم از مستمری بازنشستگی خود در دهه آخر عمر استفاده کنیم، آن سی سال زحمت کشی به چه درد می خورد. ما در اینجا و در همسایگی خود می بینیم که بستگان مقامات کشور چه خانه هایی خریداری کرده اند و در ناز و نعمت زندگی می کنند. من که بنمایندگی از 5 دوست دیگر این پیام را می فرستم در یک مجتمع مسکونی زندگی می کنم که چند فیلیپینی، کلمبیایی و لیبریایی هم زندگی کنند و همه آنها بازنشسته کشور خودشان، همه شان از کشورشان حقوق بازنشستگی می گیرند که برایشان به آمریکا حواله می شود و مثل ما نیستند که برای گرفتن چند غاز حقوق، سالی دو بار و هربار بیش از هزار دلار بدهیم و بلیت هواپیما بخریم با دوتا چمدان سوغات و به ایران برویم تا پولمان بگیریم و یک هفته هم از این صرافی به آن صرافی برویم تا آن را تبدیل کنیم. این قضیه را برای هرکس ـ جز ایرانی که بگوییم تعجب می کند و باور نمی کند
    اگر با درج این پیام صدای ما را برسانید ممنون می شویم و برایتان طول عمر آرزو می کنیم. اگر هم به این نالهِ ما توجه نشود، دست کم در تاریخ خواهد ماند و درسی برای آیندگان و سوژه ای برای کتاب نویسان خواهد شد. سه سال پیش یک همسایه لیبیایی داشتم که به صورت جیمز باندی از کشورش فرار کرده بود، قصه فرار خودرا به یک نویسنده آمریکایی فروخت. او چون آواره است و کسی را ندارد و ضمن فرار، قایق حامل او در دریای مدیترانه به صخره برخورد کرده و پایش شکسته، از دولت آمریکا مقرّری می گیرد و ازجمله کرایه خانه.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو اندیشه
لنین: طبقه استثمارگر می كوشد كه حكومت و رسانه ها را از دست ندهد ـ اعلامیه لنین درباره عامل اختلاف طبقاتی



    لِنین ( ولادیمیر ایلیچ) 22 اپریل 1917 (سوم اردیبهشت) و شش روز پس از بازگشت از تبعید به وطن، در زادروز خود بیانیه ای منتشر ساخت كه یک تعریف جامع از ایجاد طبقه (کلاس) میان اعضای یک جامعه (مردم) و کینه و نفاق به شمار آمده است.
     در این بیانیه چنین آمده بود: بشر ذاتا جمع ثروت در دست یك، یا چند فرد و چند خانواده را عملی درست، منطقی و به حق نمی داند و در نتیجه نمی تواند آن را تحمل كند. بنابراین، سرچشمه دشمنی ها و مبارزات پنهان و آشگار از همین جاست. همین اختلاف طبقاتی و جداسازی انسانها كه یكسان و برابر زاده می شوند در طول تاریخ باعث جنگها و طغیان ها بوده است و تا مسئله ثروت و خروج آن از دست شماری كم حل نشود؛ این جنگ و جدالها ادامه خواهد داشت. تاریخ نشان داده است که توده ها از هر فرصت به دست آمده، برای پس گرفتن ثروت که آن را حق خود می دانند استفاده خواهند کرد که غالبا همراه با خونریزی و تخریب بوده است. توده ها مقامات دولتی را هم دست نشانده ثروت جویان و پولپرستان می دانند و با به دست آوردن فرصت آنان را به زیر خواهند کشید. طبقه ثروتمند استثماركننده سایرین است و استثمارگر همه تلاشها و نیرنگها را بكار می گیرد تا این امتیاز خود را از دست ندهد و در درجه اول می كوشد كه طبقه تحت استثمار و ستم آگاه و روشن و صاحب معلومات لازم (معلومات عمومی و ضروری) نشود. طبقه استثمارگر مساعی خود را بكار می برد كه نه تنها قدرت حکومتی و دولت را دركنترل داشته باشد بلكه ابزارهای اطلاع رسانی و روشنگری (مطبوعات) هم مستقیم و غیر مستقیم از دستش خارج نشود و ... و ما بپاخاسته ایم تا به این وضعیت و این بی عدالتی عظیم پایان بدهیم، زیرا که عدالت و برابری خواست نهائی هر انسان است. شوق به جمع كردن پول كه یك عادت روانی، و به زیان توده ها است باید تبدیل به اشتیاق های دیگر شود ــ شوق خدمت به همنوع، به بشریت، به دانش، به تحقق جامعه بدون طبقه، به تامین سعادت مردم، به بسط عدالت، به صلح و برادری و ....
    لنین که پولپرستی، جاه و برتری جویی از این طریق را عامل ایجاد « طبقه و كلاس» در یک جامعه خوانده بود ثابت کرده بود که توده ها (اکثریت و طبقات پایین تر) آرامش نخواهند داشت، زیرا که کینه ثروت دارها روانِ آنان را رها نخواهد ساخت و آماده طغیان خواهند بود. لنین نیز بمانند مارکس اقتصاد را عامل اصلی جنگ ها، و نابرابری اقتصادی و وجود کلاس در جامعه را عامل نه تنها جنحه و جنایات روزمره بلکه طغیان عمومی (انقلاب) به دست داده بود که کوتاهی دولت هایی که در کنترل اصحاب پول هستند آن را دامن می زنند.
     لنین در بیانیه قبلی خود (بیانیه 16 اپریل 1917) كه آن را پس از بازگشت از تبعید 11 ساله صادر كرده بود كاپیتالیسم و آزمندی دولتهای استعمارگر را عامل جنگ جهانی اول (و در آن زمان؛ جنگ جاری) خوانده بود كه نتوانسته بودند بر سر چاپیدن كشورهای ضعیف تر و بلعیدن مواد خام و كارگر ارزان سرزمین ها به سازش برسند.
     لنین درگیری و هرگونه جنگ بر سر استثمارملل و گسترش منطقه نفوذ را یك بیشرمی گستاخانه و جنایت نسبت به بشریت خوانده بود.
     لنین که 22 اپریل 1870 به دنیا آمده بود و با انقلاب اکتبر 1917 روسیه تزاری را به صورت یک جمهوری فدراتیو سوسیالیستی درآورده بود 54 سال عُمر كرد و 21 ژانویه 1924 درگذشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسی
دمكراسی شدن بلژیك و اندرز های مهمی كه به رای دهندگان داده شد
23 آوریل سال 1893 مردان بالغ بلژیك اجازه یافتند نماینده انتخاب كنند و این نمایندگان تشكیل پارلمان و شوراهای شهر دهند و به نمایندگی از جانب آنان حكومت كنند. تعیین نخست وزیر و تایید انتصاب وزیران هم در اختیار پارلمان قرار گرفت.
     در همان زمان به رای دهندگان بلژیكی تاكید شد كه با چشم باز آراء خود را به صندوق ها بیندازند و در انتخاب نماینده تحت تاثیر تبلیغات و تلقین دیگران قرار نگیرند و گرنه منظور از دمكراسی و رای مخفی تحقق نخواهد یافت.
    به رای دهندگان (از طریق ارسال بخشنامه و اعلامیه) همچنین تاكید شده بود كه مهمترین كار پارلمان و شورای شهر وضع مالیات و عوارض است كه از جیب آنان خارج می شود و اگر در انتخاب نماینده دقت نكنند، مسئول این سهل انگاری خودشان خواهند بود و پس از انتخاب نماینده اعتراضشان به كارهایی كه او به نام آنان انجام خواهد داد موثر واقع نخواهد شد، مگر در روز انتخابات بعدی. آنان تنها می توانند كه دوباره آن نماینده را انتخاب نكنند و دمكراسی یعنی همین، اما توجه داشته باشند كه دو سال و یا بیشتر، برای آزمایش یك نماینده زمانی طولانی است و اشتباهات او در این فاصله ممكن است جبران ناپذیر باشد، بنابر این؛ هم اكنون دقت كنند و با چشم بسته رای ندهند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای تاریخ‌نگاری
پس از رسیدن به سالخوردگی است كه انسان به محدود بودن توان خود پی می برَد
James Anthony Froude
23 اپریل زادروز جیمز آنتونی فرود James Anthony Froude مورّخ بنام است که در سال 1818 به دنیا آمد.
    «فرود» كه «تاریخ آنگلو ساكسون ها» و «الهه انتقام» مهمترین تالیفاتش هستند نكته های جالب و آموزنده متعدد دارد از جمله: پس از رسیدن به سالخوردگی است كه انسان به محدود بودن توان خود پی می برد. اگر بتوان یك انسان را از سنین 20 تا 30 سالگی تحت كنترل قرارداد بقیه عُمر قادر خواهد بود خود را كنترل كند. ایجاد ترس در انسان حتی اگر از ناحیه والدین باشد نوعی ظلم است، زیرا كه ترس ممتد اعتماد به نفس را از افراد سلب می كند. مطالعه تاریخ به من آموخته است كه با فریب و نیرنگ نمی شود برای مدتی طولانی برجماعتی ریاست كرد. حیوانات جنگل برای ورزش و تفریح دست به کشتن نمی زنند، اما تاریخ نشان داده است كه پاره ای از انسان ها از كشتن و كشته شدن همنوع لذت می برند. آموزش اخلاقیات به مراتب مهمتر و موثرتر از آموزش دانش است. باید به نوجوانان آموخت كه از تجربه دیگران (که در بیوگرافی ها، خاطرات و كتابهای تاریخ آمده است) استفاده كنند، زیرا اگر بخواهند از تجربه خود درس بگیرند؛ این درس خیلی گران و خیلی دیر به دست خواهد آمد و ممكن است برای استفاده از آن هم از عُمر چیزی باقی نمانده باشد.
     «فرود» كه در آكسفورد تحصیل كرده بود و در 1894 درگذشت در زمینه تاریخنگاری گفته است: اگر مورخ نكات عبرت آموز را از یك رویداد بیرون نكشد و آنها را آموزش و اندرز ندهد كار و زحمت او بی حاصل خواهد بود.
    
    ـ توماس رایت مورخ بنام دیگر نیز در 23 اپریل و در 1810 به دنیا آمده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سالروز درگذشت چهار نویسنده و سه تن از آنان در یک سال؛ شکسپیر، سِروانتِس و گارسیلاسو!
میگوئل دو سروانتس ساودرا Miguel de Cervantes Saavedra نویسنده «دون كیشوت Don Quixote»، ویلیام شكسپیر William Shakespeare نویسنده هاملت و «رومئو و ژولیت» و گارسیلاسو نویسنده سرگذشت «اینکاها» 23 اپریل سال 1616 دیده از جهان فرو بستند، شكسپیر درست در پنجاه و دومین زادروزش درگذشت! (وی 26 اپریل 1564 و گویا سه روز پس از تولد، در کلیسا باپتایزد = غسل تعمید داده شده بود). سروانتس اسپانیایی، گارسیلاسو Garcilaso de la Vega پرویی Peru و شكسپیر انگلیسی بودند و هر سه در نوشتن نبوغ داشتند. شكسپیر در عین حال یك بازیگر تئاتربود. درام نویسی او كم نظیر توصیف شده است. او همچنین یک شاعر بود. برخی از مولفان شکسپیر را بزرگترین نویسنده در زبان انگلیسی توصیف کرده اند که به این زبان خدمت بسیار کرده است. پاره ای هم وی را نویسنده ملی انگلیسی زبانها می نامند.
    جوانی سروانتس که در 1547 به دنیا آمده بود بمانند شكسپیر آرام نبود. وی در جوانی به ایتالیا رفته بود، سرباز شده بود و در جنگ دریایی سال 1571، معروف به لپانتو (نزدیكی قبرس) كه میان ائتلافی از اروپاییان و عثمانی روی داد شرکت کرده بود. سروانتس در این جنگ مجروح شد و یك دست او از كار افتاد. در راه بازگشت به وطن، كشتی حامل سروانتس ربوده شد و پنج سال در الجزایر بسر برد و در این مدت زندگانی بر او سخت گذشت و همین ماجراها اورا به صورت نویسنده ای بزرگ در آورد.
    سروانتس از 35 سالگی كار نوشتن را آغاز كرد و داستانها و درامهای جالب و كهنه نشدنی از خود باقی گذارد که «Don Quixote» معروفترین آنهاست. سروانتس 69 سال عمر كرد.
    ـ گارسیلاسو دِ لا وگا Garcilaso de la Vega نویسنده بنام کشور پرو Peru نیز 23 اپریل 1616 در همان روز و سالی درگذشت که شکسپیر و سروانتس فوت شدند. پدر گارسیلاسو یک اسپانیایی و مادرش از بومیان (سرخپوستان) اینکا بود. از آنجاکه گارسیلاسو تالیفاتی درباره تاریخ اینکاها، فرهنگ و تمدن آنان دارد تاریخنگار هم به حساب آمده است. به دلیل زمینه نوشته هایش، در تاریخ ادبیات جهان بر نام او ...El Inca اضافه کرده اند تا وابستگی او هم به اینکاها مشخص شود. بیشتر نوشته های گارسیلاسو داستانی هستند. وی بسال 1539 به دنیا آمده بود.
    ـ 23 اپریل همچنین سالروز درگذشت بانو «ترسا دِ لا پارا Teresa de la Parra» نویسنده قرن بیستم ونزوئلا است که در سال 1939 فوت شد. وی پنجم اکتبر 1889 به دنیا آمده و پیش از اینکه 47 سالگی اش تکمیل شود جان سپرده بود. وی در طول عمر کوتاه خود داستانهای متعدد نوشته که عموما زمینه واقعی دارند. بیشتر داستانهای او قبلا به صورت پاورق و عمدتا در روزنامه «ال اونیورسال» به چاپ رسیده بودند. معروفترین داستانهای بانو ترسا عبارتند از: Mama X، یادداشتهای روزانه زن جوان، سوغاتی ها ماما بلانکا و .... بانو ترسا در بیوگرافی اش آرزو کرده است روزی فرارسد که روزنامه نگاران به نشر تجربه افراد هم توجه کنند و اشتباهات آنان را برنگارند تا غم و اندوه و جرم و جنایت از جهان رخت بربنندد. وی توصیه های متعدد به نویسندگان کرده است.
از راست به چپ: شکسپیر، سروانتس، گارسیلاسو و بانو «ترسا دِ لا پارا»

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
... و به آسانی نوشیدن آب، سرزمین پهناور برزیل متعلق به پرتغال شد!
Pedro Alvarez Cabral
پدرو آلوارز كابرال Pedro Alvarez Cabral دریانورد پرتغالی كه آرزویش ثروتمند شدن خود و توانمند ساختن وطنش پرتغال بود و 23 اپریل سال 1500 (22 اپریل به وقت برزیل) به سرزمینی در قاره آمریكا رسید ه بود كه چون دارای جنگلهای درخت برزیل (چوب سرخ) بود نامش را برزیل گذارده، پس از یك توقف هشت روزه، اول ماه می آنجا را ملك شخصی پادشاه پرتغال اعلام داشت و با نصب یك پرچم پرتغال و یك صلیب چوبی كه همانجا ساخته شده بود آن سرزمین پهناور و مسكون را به همین آسانی متصاحب شد. كابرال که فرمانده 13 کشتی توپدار بود قصد سفر به قاره آمریكا را نداشت كه هشت سال پیش از آن (سال 1492) كریستف كلمب از جانب اسپانیا به آنجا رسیده بود، اما در میان اقیانوس اطلس جنوبی راه را گم كرده و به برزیل رسیده بود که پس از اعلام تملك آن به نام پادشاه پرتغال! عازم ماموریت اصلی شد كه رسیدن به هند و جزایر ادویه (اندونزی) بود.
     كابرال و همراهانش هنگام ورود به برزیلِ 8 میلیون و پانصدهزار کیلو متری و اینک 218 میلیونی با انبوه بومیان رو به رو شدند كه در كلبه های بزرگ زندگی می كردند و در گهواره (هموك) می خوابیدند و برای شكار از تیر و كمان استفاده می كردند، ولی توپ و تفنگ نداشتند و ضعف آنان هم همین بود ـ توپ و تفنگ عامل برتری اروپاییان شد. بومیان برزیل مردمانی صلح طلب بودند و در صدد وارد ساختن آزار به تازه واردین برنیامدند و به همین جهت پس از گذشت 5 قرن، بیش از نیمی از نفوس برزیل مخلوطی از نژاد اروپایی و بومی هستند (حاصل از ازدواج دو نژاد ـ بومی و مهاجر).
     كابرال (متولد 1467 و متوفی در 1520) چند مجرم را كه از زندان پرتغال با خود آورده بود و نگران مرگ آنان نبود در برزیل باقی گذارد و یكی از كشتی هایش را روانه پرتغال ساخت تا خبر این كشف را به پادشاه برسانند و از آنجا عازم هند شد، ولی در میان راه، شش کشتی خود را بر اثر توفان اقیانوس از دست داد.
    وی از جانب پادشاه پرتغال ماموریت داشت كه در سر راه خود به هند كه قبلا وسكو دوگاما و همراهان پرتغالی او رفته بودند پاسگاه میان راه تاسیس كند و نظامی بگمارد. در اجرای این ماموریت، کابرال با خود 1200 مرد مسلح و 13 كشتی برده بود.
    پادشاه پرتغال با این كه «دیاز» را که قبلا به جنوب آفریقا رفته بود با كابرال همراه كرده بود؛ با توجه به تجربه وسكو دوگاما، به او توصیه كرده بود بیش از دریانوردان قبلی در جهت جنوب در اقیانوس اطلس پیش برود و سپس از آنجا به سوی اقیانوس هند حركت كند تا گرفتار توفان های مجاور دماغه امید نیك نشود. «دیاز» 12 سال پیش از آن به عنوان نخستین اروپایی به دماغه امید نیك در منتهی الیه قاره آفریقا رسیده بود و راه ورود به اقیانوس هند را پیدا كرده بود. وسكو دوگاما در 23 ماه می 1498پس از طی همین مسیر خود را به هند رسانده بود.
    میان راه كشتی های كابرال دچار توفان و قطعات یخهای سرگردان شدند و شش كشتی و بسیاری از مردان او از جمله «دیاز» از دست رفتند. با وجود این، كابرال به ماموریت خود ادامه داد و از مناطق مورد نظر دیدن كرد.
    این سفر ها مقدمه برتری اروپا (غرب) بر سایر نقاط شده است كه هنوز ادامه دارد. عامل این برتری از همان زمان اسلحه پیشرفته بود كه هنوز هم به قوت خود باقی است. اروپاییان با استفاده از سفرنامه ماركو پولو از چگونگی ساخت باروت و قطب نما كه در چین معمول بود آگاه شدند؛ توپ و تفنگ ساختند و قادر به عبور از دریاهای عمیق و دور دست شدند و ... و از آن زمان تا به امروز كوششان بر این است كه كشوری دیگر دارای اسلحه پیشرفته نشود كه كلید آقایی كردن و یا خارج شدن از مرحله آقا داشتن است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
طرح توطئه کودتا در فرانسه برای جلوگیری از دادن استقلال به الجزایر
R. Salan
چهار ژنرال و پنج سرهنگ فرانسوی که مخالف دادن استقلال به الجزایر (مستعمره وقت فرانسه از قرن نوزدهم) بودند، پس از اطلاع از تماس دولت فرانسه (دوران ریاست جمهوری شارل دوگل و نخست وزیری میشل دبره) با انقلابیون الجزایر، سرگرم طرح توطئه کودتا شدند. طبق این طرح، قرار بود که الجزایر از کنترل دولت پاریس خارج و سرهنگ «آنتوان آرگود» با واحدهای چترباز وابسته به لژیون خارجی فرانسه پاریس را تصرف و دولت را ساقط کند.
    این توطئه 22 اپریل 1961 کشف شد ولی توطئه گران در الجزایر دست بکار شده بودند و عملیات آنان تا 26 اپریل ادامه داشت و شکست خورد. این کودتا که گفته شده است مورد حمایت سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) بود تنها یک کشته ـ تلفات داشت.
    مغز اصلی توطئه ژنرال «رائول سالان» بود و سه ژنرال دیگر ازجمله شال و اندره زلز همدستان او. توطئه گران محاکمه، سالان و یک تن دیگر به اعدام و بقیه به زندانهای طولانی محکوم شدند که بعدا نه تنها مورد بخشودگی قرارگرفتند بلکه امتیازات نظامی شان به آنان بازگردانده شد.
    الجزایر در سال 1962 طبق قرارداد «اویان» استقلال یافت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اریتره و استقلال
23 اپریل 1993 اکثریت قاطع مردم اریتره Eritrea در یک رفراندم که زیر نظر سازمان ملل انجام شد رای به جدایی از اتیوپی و استقلال کامل دادند. اریتره از کشورهای ساحلی دریای سرخ که میان سودان، جیبوتی و اتیوپی و رو به روی کشور سعودی و یمن قرارگرفته دارای شش میلیون جمعیت و 118 هزار کیلومتر مربع وسعت است.
    اریتره که یک منطقه سوق الجیشی است در سال 1936 به تصرف ایتالیا درآمد، سپس تحت الحمایه انگلستان و آنگاه وابسته به اتیوپی شد. جنبش استقلال طلبان اریتره که اینک حکومت این کشوررا به دست دارد سالها با اتیوپی جنگیده بود.
     شهر اسمره Asmara پایتخت جمهوری اریتره است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
جاسوس 2 جانبه!
طبق یك بولتن رسمی، پلیس آمریكا (پلیس فدرال) در اپریل 2003 در كالیفرنیا یك جاسوس دوجانبه را كه زنی49 ساله بود دستگیر و به قاضی سپرده بود. این زن متهم شده بود در حالی كه خبرچین سازمان امنیت داخلی آمریكا (اف بی آی) بود و از این بابت جمعا یك میلیون و هفتصد هزار دلار دستمزد دریافت كرده بود برای چین هم جاسوسی می كرد.
    كاترینا لئونگ (احتمالا چینی تبار) در كالیفرنیا دارای فعالیت بازرگانی و كسب و كار بود.
     پلیس فدرال آمریكا در زمان دستگیری این زن بیم و نگرانی از آن داشت كه كاترینا اسامی عوامل آمریكا در چین را كه درباره سلاحهای تازه این كشور به ویژه بمب نوترونی اطلاعات جمع آوری می كنند و نیز نام مامورانی كه در آمریكا چینیان مورد سوءظن را می پایند، و شیوه كار آنان را به دولت چین داده باشد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
زیاده طلبی «ناتو» و بازگشت از سازش با کرملین (کرملینِ گورباچف)
نخستین نشست وزیران ناتو در قلمرو جماهیریه پیشین شوروی! 23 اپریل 2005 در شهر 500 هزار نفری ویلنیوس پایتخت لیتوانیای 2 میلیون و هشتصد هزار نفری واقع در منطقه بالتیك برگزار شد و از روسیه خواست كه موافقت كند هر وقت كه لازم باشد آن اتحادیه (ناتو) بتواند نیروهایش را از طریق خاك آن كشور جا به جا كند!. ناتو ـ اتحادیه نظامی غرب كه دهها سال هدفش انهدام قدرت مسکو و بلوك شرق و به گوشه راندن مارکسیسم بود پس از فروپاشی شوروی نیز به رغم قول و قرارهای سابق همچنان به گسترش خود ادامه داده است و اقمار سابق دولت مسکو (اعضای پیمان منحله ورشو) و سه جمهوری پیشین شوروی واقع در ساحل بالتیک عضو این پیمان شده اند و در سال 2023 فنلاند که زمانی یک دوک نشین روسیه بود و مرز طولانی مشترک دارند.
     ناتو كه طبق توافق (توافق ریگن و گورباچف)، قرار بود پس از انحلال پیمان ورشو (بلوک شرق) به یك سازمان سیاسی تبدیل شود، فعالیت نظامی خودرا گسترش داده و حتی جهانی کرده است که اصحاب نظر آن را زیاده طلبی خوانده و گفته اند که زیاده طلبی ها نقطه بازگشت را نزدیک می سازد.
    به اظهار این صاحبنظران، اگر یلتسین و جانشینان او مصوّبه پارلمان روسیه مبنی بر غیرقانونی بودن انحلال جماهیریه را امضاء کرده بودند، ناتو پای بر قلمرو شوروی پیشین نمی گذارد و در همان پایگاهها که با پول و زحمتکشی روس ها در بالتیک ساخته شده است مستقر نمی شد
.
    تفسیرنگاران در نیمه قرن 20 و در پی شکسته شدن انحصار سلاح اتمی نوشته بودند که وجود اتحادیه نظامی چند کشور دارنده سلاح اتمی در برابر اتحادیه نظامی و یا کشور اتمی دیگر عملی خلاف منطق و عقل سلیم است زیراکه جنگ اتمی، فاتح و مغلوب ندارد، طرفین نابود می شوند.
     د. ترامپ زمانی که خودرا برای انتخابات نوامبر 2016 ریاست جمهوری آمریکا نامزد کرده بود گفته بود که «ناتو» اتحادیه ای است «کهنه شده» و بی اثر. این اتحادیه، زمانی که دولت مسکو سلاح اتمی نداشت برای مقابله با آن ایجاد شد که آن دولت اتمی شد و بعد هم تغییر لباس داد. آیا حساب کرده اید که اگر روسیهِ کنونی مدعی یک عضو ناتو شود چه وضعیتی پیش خواهد آمد؟، این روسیه به تنهایی معادل همه کشورهای دیگر سلاح اتمی دارد و نیروهای نظامی متعارف آن هم از هر یک از اعضای اروپایی ناتو بیشتر است و فاصله آمریکا از اروپا بیش از 3 هزار مایل (5 هزار کیلومتر).
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
امر و نهی كردن بانو رایس به وزیر امور خارجه روسیه در بهار 2005، به روایت پراودا
22 اپریل 2005 پراودا در ادیشن انگلیسی و آنلاین خود درباره دیدار وزیر امور خارجه وقت ایالات متحده، بانو رایس از مسكو و مذاكره با وزیر امور خارجه روسیه تفسیری انتشار داده بود.
     از نوشته پراودا چنین بر می آمد؛ به رغم این كه گفته شده بود رایس كارشناس امور روسیه است و زبان روسی می داند، وی بر این زبان مسلط نیست و طرز برخورد و چگونگی رفتار با روس ها را هم نمی داند. بانو رایس در این دیدار، به وزیر امور خارجه روسیه گفته بود: "من (بانو رایس) مخالف تمركز امور روسیه در كرملین هستم!". پراودا كه به صورت یك روزنامه مستقل (نه، حزبی) عمل می كند ضمن درج این جمله از اظهارات بانو «رایس» که در بالا آمده است نوشته بود: "باید به این وزیر امورخارجه كه قاعدتا باید یك دیپلمات باشد و نزاكت دیپلماتیك را رعایت كند گفته شود كه امور روسیه به او چه مربوط است كه بخواهد و یا نخواهد ....". پراودا اضافه كرده بود وزیر امور خارجه روسیه به رایس گفته بود كه حاضر به شنیدن این عبارت نیست که یک پاسخ نَرم ـ دیپلماتک ـ تلقی شده است.
     پراودا همچنین نوشته بود: رایس دولت روسیه را متهم به كنترل مطبوعات این کشور می كند. او باید می دانست كه ما منابع اخبارمان را چك و سپس نقل می كنیم، ما مطالب را نمی پیچانیم، ما بی جهت چیزی را بزرگ نمی كنیم، ما مطالب را همچون قلاب ماهیگیری به سوی مخاطبان رها نمی كنیم كه ندانسته به دام افتند و بی خبر هرچه را كه می گوییم و تلقین می كنیم بپذیرند و باور كنند. ما میان خبر و مطالب محرمانه دولت فرق قائل می شویم، منافع عمومی را درنظر می گیریم و ....
Lavrov بی اعتناء به بانو Rice

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در اعتراض به برائت كوفی عنان - داستان سوء استفاده در برنامه نفت در برابر غذا (درعراق)
دو تن از بازرسان آمریكایی مامور رسیدگی به اتهام فساد مالی و بده ـ بستان در كار فروش نفت عراق موسوم به «نفت در برابر غذا» از كار خود كناره گیری كردند و به رسانه ها گفتند كه به گزارش كمیسیون رسیدگی به این امر كه كوفی عنان (دبیرکل سابق سازمان ملل) را دور زده و عملا او را مبرّا دانسته معترض هستند.
    به گزارش تفسیرگونه مورخ 22 اپریل 2005 شبكه تلویزیونی «ان. بی . سی» آمریکا، این دو بازرس ـ «رابرت پارتن» افسر سابق اف. بی. آی. و بانو «میراندا دانكن» نوه دیوید راكفلر میلیاردر معروف ـ گفته بودند که برنامه فروش نفت و خرید غذا كه زیر نظر سازمان ملل صورت گرفته بود تا سال 2005 حدود 64 میلیارد دلار معامله داشت. پسر عنان یكی از متهمان به سوء استفاده از مقام پدرش بوده كه توانسته با اِعمال نفوذ، شركت سویسی را كه در آنجا استخدام بوده از مقاطعه كاران این برنامه قرار دهد و ....
     پارتن گفته بود: كمیسیون رسیدگی به اتهام فساد در «برنامه غذا در برابر نفت» كه ریاست آن با رئیس سابق شورای ذخیره فدرال (آمریكا) است نسبت به عنان نظر مساعد داشته و كشفیات آن دو نفر بر ضد او را نادیده گرفته و لحن گزارش، بسیار نرم و در تنظیم آن ملاحظه در كار بوده است. به اظهار پارتن، پسر عنان در كانون رسیدگی قرارداشت، ما گزارش لازم را دادیم ولی كمیسیون نتیجه دیگری از آن گرفت. پارتن همچنین گفته بود: "چرا باید در گزارش، نام عنان را حذف می كردند؟!، اصطكاك منافع همه جا به چشم می خورد و ....".
    در پی انتشار این اعتراض، یك سخنگوی دولت آمریكا اعلام كرد كه «گزارش» قطعی نبوده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 23 آوريل
  • 0:   توتموس سومTuthmose III در چنین روزی (طبق محاسبات تقویمی!) در سال 1479 پیش از میلاد به عنوان ششمین فرعون سلسله هجدم مصر باستان زمام امور این كشور را به دست گرفت، ولی چون مادرش ملكه (زن اصلی فرعون متوفا) نبود؛ تا با خواهر خود كه از ملكه (زن اصلی فرعون) به دنیا آمده بود ازدواج نكرد!، پادشاهی او برسمیت شناخته نشد. وی كه گورش در وادی فراعنه (لوكسور) به دست آمده است در طول سلطنت خود سوریه و سودان (نوبی) را تصرف كرد و بر قلمرو مصر افزود. تصویر زیر، روكش جسد توتموس را كه به دست آمده است نشان می دهد. معمولا این روكش ها به شكل صاحب جنازه ساخته می شد و المثنای او بود:


  • 34:   طبق محاسبات اسحق نیوتن، مسیح در این روز (23 اپریل) مصلوب شده است. در این كه كدام روز از ماه آپریل این حادثه روی داده نظرات مختلف است.
        
  • 1348:   دادن لقب شوالیه Knighthood (سِر) در انگلستان برقرار شد.
        
  • 1635:   نخستین مدرسه دولتی (Public School) در آمریکای شمالی در شهر بوستون واقع در ایالت ماساچوست آغاز بکار کرد.
        
  • 1838:   نخستین كشتی كه با قوه بخار حركت می كرد عرض اقیانوس اطلس را طی كرد و از اروپا خود را به نیویورك رسانید.
        
  • 1867:   ویكتوریا پادشاه انگلستان و ناپلئون سوم پادشاه فرانسه ــ هر دو ــ طرح ساختن تونل دریای مانش را رد كردند كه در نیمه دوم قرن 20 ساخته شد.
        
  • 1891:   یهودیان از مسكو اخراج شدند.
        
  • 1898:   دولت اسپانیا پس از دریافت التیماتوم دولت آمریكا بر سر كوبا متقابلا به ‌آن دولت اعلان جنگ داد که دولت واشینگتن همین را انتظار داشت تا جنگ را آغاز کند که در آن اسپانیا شکست خورد و از کوبا رفت. دولت اسپانیا حدود چهار قرن و از دوران کریستوفر کلمبوس کوبا را در دست داشت و هزاران اسپانیایی در این جزیره زندگی می کردند. اسپانیا رفت، ولی فرهنگ اسپانیایی (زبان، رسوم و مذهب کاتولیک) باقی مانده است.
        
  • 1922:   (1311 هجری): فیصل پادشاه ساخت انگلستان در عراق برای یك دیدار رسمی و ملاقات با رضاشاه پهلوی وارد خاك ایران شد.
        
  • 1928:   23 اپریل زادروز شرلی تمپل Shirley Temple ـ بانوی هنرمند ـ دیپلمات است که از 3 سالگی وارد دنیای فیلم و سینما شده بود و در آن سن با بازی در فیلم و ایفای نقش، چشم جهانیان را خیره کرده بود. وی که در سال 1928 در کالیفرنیا به دنیا آمده بود دهم فوریه 2014 از بیماری سرطان درگذشت.
        شرلی که از میانسالی وارد سیاست شده بود زمانی نماینده آمریکا در سازمان ملل، سفیر آمریکا در غَنا و چک اسلواکی بود و مدتی نیز دستیار وزیر امورخارجه و مسئول دادن مشورت در زمینه امور دیپلماتیک به رئیس جمهوری. شرلی یک بانوی محافظه کار و از فعالان حزب جمهوریخواه آمریکاه بود.
    شرلی تمپل در مراحل مختلف: از هنر تا سیاست

  • 1941:   ارتش یونان تسلیم شد و این كشور به تصرف آلمان در آمد. کابینه و مقامات ارشد یونان به جزیره «کرِت» در مدیترانه نقل مکان کردند و دولت انگلستان پادشاه یونان را با هواپیما به مصر منتقل كرد.
        
  • 1941:   دولت یوگوسلاوی ساقط شد. شهر بلگراد پایتخت یوگوسلاوی چند روز پیش از این به دست آلمان افتاده بود.
        
  • 1949:   شهر نانژینگ به دست نیروهای مائو افتاد.
        
  • 1952:   کار کشیدن خط لوله انتقال نفت عراق از كركوك به بانیاس سوریه (ساحل مدیترانه) پایان یافت.
        
  • 1956:   دیوان عالی آمریكا رای داد كه جدایی نژادی در این كشور مغایر قانون اساسی است.
        
  • 1965:   دولت مسکو نخستین ماهواره مخابراتی خود را در مدار زمین قرارداد.
        
  • 1967:   دانشجویان دانشگاه کلمبیا (واقع در شهر نیویورک) به نشانه اعتراض به ادامه جنگ ویتنام، این دانشگاه را اشغال و کلاس های درس را تعطیل کردند.
        
  • 2007:   بوریس یلتسین که در سمت ریاست جمهوری روسیه به اتفاق سران اوکراین و بلاروس، جماهیریه شوروی را با روشی خلاف استاندارد جهانی (رفراندم سراسری) منحل کرد در 76 سالگی درگذشت.
        وی که شدیدا اعتیاد به الکل داشت همچنین حزب کمونیست شوروی را که خود از نردبان آن بالا رفته و دارای مقام شده بود منحل کرد.
        
  • برای اطلاع



     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاریخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نیز در اپریل 2014 (اردیبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه یافته است.

    نسخه آنلاین: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com