Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
17 ژوئن
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 










   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 17 ژوئن
Translation instructions from Farsi to another language

    
Chrome: Click the “Translate this page” button at the top of the window at the end of the address bar - icon next to the star
Internet Explorer and Firefox require a translation extension
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ايران
قتل عام كرماني ها و خارج ساختن 20 هزار جفت چشم از مردان اين شهر ـ 17 ژوئن سالروز قتل عام کرمان و نيز قتل آغامحمدخان
عکس آغامحمدخان در کتابهاي درسي
از آنجا كه محاصره شهر كرمان توسط نيروهاي آغامحمدخان قاجار بيش از يك ماه به طور انجاميد، ميان مورخان بر سر روزي كه خان قاجار پس از سقوط شهر دستور درآوردن 20 هزار جفت چشم از مردان و قتل چهار هزار نفر ديگر و فروش اسيران به بردگي و تخريب كرمان را صادر كرد با جزيي تفاوت اختلاف نظر است. [در آن زمان هنوز تاجگذاري نكرده بود كه اورا «شاه» خطاب كنند]. از روايتهايي كه به دست داده شده است چنين بر مي آيد كه اين جنايت، چند روز پيش از آغاز تابستان و به قول غالب 17 ژوئن در سال 1794 ميلادي روي داده است. چنين فاجعه بشري كه نهايت وحشي گري بود در ايامي روي داد كه انقلاب فرانسه به سراسر اروپا گسترش مي يافت و به همراه آن منشور حقوق بشر. ناپلئون به عنوان ژنرال انقلاب گام به ميدان گذارده بود. همه جا صحبت از عقايد منتسكيو و جان لاك بود. در آمريكا، سه سال از تصويب اصلاحيه هاي ده گانه قانون اساسي اين فدراسيون كه به «بيل آو رايتز» معروفند و حقوق انسان ازجمله حق حمل اسلحه را تضمين كرده اند مي گذشت. در آلمان؛ فردريك شيلرSchiller آموزش زيبايي هنرهاي انساني و زيبايي شناسي را توصيه مي كرد. در اروپا بردگي لغو و مقررات تثبيت قيمتها به اجرا در مي آمد و ....
    نظر به اين كه حكومت ايران ار آن پس تاسال 1925 در دست قاجارها بود و در دوران پهلوي هم عمدتا رجال عهد قاجار بر سر كار بودند به مصيبتي كه بر كرمانيان وارد آمد ـ آن طور كه بايد، توجه و اشاره نشد. اگر چنين فاجعه يي در كشوري ديگر صورت گرفته بود آن را در تقويم هاي عمومي ذكر مي كردند، هر سال يادآور مي شدند و دست كم در شهر و ايالت مربوط روز بزرگداشت مقتولين تعيين و تعطيل عمومي اعلام مي شد و ....
    
قسمتي از ارگ (دژ) بم كه در عهد ساسانيان ساخته شده است.

كرمان، شهر باستاني ايران كه اردشير بابكان به آن عشق مي ورزيد به لطفعلي خان زند آخرين امير اين خانواده ايراني كه گرفتار خيانت مقامات دولتي و نيز حملات خان قاجار شده بود پناه داده بود. شهر در ماه دسامبر مورد حمله قرارگرفت و پس از هفته ها زد و خورد به محاصره سپاه قاجار درآمد و در این شرایط نیز تا نیمه ژوئن مقاومت مي كرد. بيشتر مورخان تأييد نكرده اند كه سقوط كرمان در نتيجه خيانت يك دروازه بان آن بود. كرمان در طول محاصره دچار كمبود شديد خواربار شده بود و بسياري از مردمي را كه وجود آنان در شهر ضرورت نداشت بيرون فرستاده بودند. علت طولاني شدن محاصره، عمدتاً اين بود كه قاجارها توپخانه نداشتند و نيز علاقه كرماني ها به شخص لطفعلي خان بود كه مردي به غايت شجاع بود و رفتاري نيكو داشت. به علاوه كمكهاي كريمخان، سر سلسله زندیه به كرمان بود. پس از فرار شجاعانه لطفعلي خان كه خود را روز بعد (یکروزه) به «بم» رساند شهر کرمان تصرف شد و خان قاجار [فردي که مي خواست شاه ايران!] دستور بيرون آوردن چشمان 20 هزار مردكرماني [ايراني] و قتل چهار هزار تن ديگر و تخريب شهر را صادر كرد و پس از كور كردن خان زند كه در ارگ بم به او خيانت و دستـگير شده بود رهسپار شيراز شـد كه «ابراهيم خان»، كلانتر شيراز از در دوستي با او درآمـده و شهررا تسلیم کرده بود.
    آغامحمدخان پسر محمدحسن خان رئیس ایل مغول تبار قاجار بسال 1742 به دنیا آمده بود. این ایل در منطقه گرگان بسر می بُرد. عادل شاه افشار (بازمانده نادرشاه) که در خراسان می نشست محمد حسنخان را زمانی که آغامحمدخان شش ساله بود بکشت و پسر اورا اخته کرد تا بعدا کردنکش نشود، فرزند نیاورد و دودمان نسازد. از همین زمان این خان کوچولورا آغامحمدخان (محمدخان اخته) نامیده اند. وی از 20 سالگی در شیراز و عملا در گروگان کریمخان زند بود که با خواهر او ازدواج کرده بود. آغامحمد خان زمانی که 36 ساله بود از طریق خواهر خود آگاه شد که کریمخان فوت شده لذا از شیراز فرار کرد و به گرگان (استرآباد) رفت و به ایل خود پیوست و همینکه ایران گرفتار کشمکش امیران وقت مناطق شد که هريک داعيه سروري داشتند وارد این جنگ داخلی گردید. انتقام خون پدررا از افشاریه گرفت و در تعقیب لطفعلیخان زند (آخرین شاه زنديه) به کرمان تاخت و با دستگیرکردن لطفعلیخان و کور کردن و سپس او، شیراز (پایتخت زندیه)را متصرف شد و چون مقاومت دیگری در برابرش نبود و قدرت بلامنازع کشور شده بود به شمال ایران بازگشت و در شهر ساری خودرا پادشاه خواند و نزدیک به دو سال بعد دستگاه حکومتی خودرا به تهران که کریمخان در آنجا کاخی ساخته بود منتقل کرد، ساختمان این کاخ را که کاخ گلستان خوانده می شود تکمیل و در سال 1796 در آنجا تاجگذاری کرد. وی و عمدتا به دلیل اخته بودن مردی سفاک و عقده اي بود و از خونریزی خودداری نمی کرد. در تهران بود که شنید تزار روس به دربند قفقاز نیروی نظامی فرستاده و حاکم گرجستان که قبلا منطقه ای وابسته به ایران بود خودرا تحت الحمایه تزار قرارداده که به قفقاز رفت و تفلیس را ویران و کشتار کرد. وی در سر راه بازگشت، 17 ژوئن 1797 در دژ شوشی در قره باغ به دست نوکرانش کشته شد. ماجرا از این قرار روایت شده است: آغامحمدخان علاقه ای ویژه به خربزه داشت. یکی از پیشخدمت های او گوشه ای از خربزه ای را که برای پادشاه آماده شده بود می خورد و پیشخدمت دیگر که متوجه قضیه می شود اعتراض می کند و سومی که خودرا در معرض خطر انتقام آغامحمدخان می بیند ماوقع را به او اطلاع می دهد و پادشاه تصمیم به کشتن هر سه می گیرد ولی چون شب و نیز جمعه بود می گوید که اعدام سه نوکر به شنبه موکول شود ولی دستور بازداشت آنان را برای آن شب نمی دهد. سه نوکر که مرگ خودرا قطعی می بینند همدست می شوند و همان شب آغامحمدخان را به قتل می رسانند.
    پس از مرگ آغامحمدخان، برادرزاده اش فتحعلی خان پادشاه می شود و از زمان پادشاهی او بود که ایران گرفتار رقابت استعماری روسیه و انگلستان شده، کوچک و کوچکتر و بدبخت می شود.
    و امّا درباره کرمان که آغامحمدخان با آن چنان کرد:
     كـرمان سالها بعد، دوبـاره سازي شد. پاره اي از نـوشته هاي پيش از ميلاد، كـرمان را «بـوتيا Botia» و «كرمانيا» هم نوشته اند، ولي در نوشته هاي Ptolemaeus جغرافي دان و فضاشناسي كه صدسال زودتر از حكمراني اردشير يکم مي زيست «كرمان» خوانده شده است. در پاره اي نوشته هاي بعد از ساسانيان از آن «به دسير يا به دشير Behdesir» هم ياد شده است. آثار باستاني يافت شده در شهداد (از مناطق کرمان) ثابت مي کند که کرمان که اينک از نظر وسعت بزرگترين استان ايران است داراي همان تمدن ايلام، در شرق ايران بوده است.
ارگ بم كه لطفعلي خان زند پس از شكسته شدن محاصره كرمان به آنجا پناه برد، ولي حاكم بم اورا به خان قاجار تحويل داد كه نخست وي را كور كرد و سپس به قتل رسانيد

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تعطيل بازار و اجتماع در بهارستان
27 خرداد سال 1287 بازار تهران به نام مخالفت با استبداد محمدعلي شاه قاجار تعطيل كرد و مردم در بهارستان جمع شدند.
     اين وضعيت تا تيرماه و به توپ بسته شدن عمارت مجلس هر روز به چشم مي خورد.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
فرماندار كمونيست تهران ـ نگاهی به نوسانهای حزب توده ـ براندازی 28 اَمُرداد و ...
عباس اسکندري

بيست و هفتم خرداد 1325 تهران داراي يك فرماندار كمونيست شد. در اين روز عباس اسكندري ناشر روزنامه «سياست» و از سران و موسسان حزب توده ايران كه بعدا هم نماينده مجلس شد به سمت فرماندار پايتخت تعيين گرديد. يك ماه پس از اين انتصاب، حزب توده اعلام كرد كه با حزب ايران ائتلاف كرده است. نام «اسکندري» عملا همچنان بر خياباني که در غرب شهر تهران ايجاد کرد باقي مانده است.
    
ناصر فخرآرايي

حزب توده در بهمن سال 1327 و پس از ماجراي تيراندازي به سوي شاه در دانشگاه تهران غيرقانوني اعلام شد. ناصر فخرآرايي که به سوي شاه تيراندازي کرده بود همانجا کشته شد. از جيب او کارت خبرنگار ـ عکاس روزنامه پرچم اسلام به دست آمد ولي اعلام شد که عضو حزب توده بود. با کشته شدن ناصر، انگيزه تيراندازي به سوي شاه در پرده ابهام باقي ماند. در اين زمينه بعدا شايعات متعدد رواج يافت.
     حزب توده که در دوران حکومت مصدق بارديگر دست به فعالیت علنی زده بود پس از براندازی 28 امرداد 1332 و بویژه درپی کشف سازمان نظامی آن حزب در سال بعد و اعدام بسیاری از افسران عضو به فعالیت زیرزمینی پرداخت و در اروپا یک رادیو بکار انداخت. این معمّا هنوز وجود دارد که چرا حزب توده با آن سازمان نظامی گسترده خود و بیش از 120 افسر در نیروهای مسلح مانع از پیروزی کودتای 28 امرداد نشد و در روز 28 اَمُرداد از ورود اعضای غیرنظامی خود به خیابانها و مقابله با مخالفان مصدق که مُشتی اجیرشده و جاهلان تهران بودند جلوگیری کرد. این حزب در انقلاب 1357 فعالانه شرکت کرد. تاریخنگاران این حزب را محرّک اعتصاب 61 روزه رسانه های ایران در سال انقلاب (سال 1357 هجري خورشيدي) نوشته اند. به فعالیت های حزب توده در بهمن ماه 1361 (دوران نخست وزیری میرحسین موسوی) پایان داده شد و از آن پس حرکت موثر دیگری از این حزب ـ حزبی که دولت آمریکارا سه دهه در نگرانی فرو برده بود ـ دیده نشده است.
Kermit Roosevelt


    واشنگتن عمدتا به اين سبب در براندازي 28 اَمُرداد شرکت جست که گزارش هاي مربوط به قدرت يابي حزب توده و از اين طريق بسط نفوذ مسکو آن را نگران ساخته بود. در پي افزايش اين نگراني و نيز فشار و تلقينات دولت لندن، کِرميت روزولت رئيس ايستگاه اطلاعاتي آمريکا (سيا) در خاورميانه مامور شد که به دستگاه جاسوسي و عوامل داخلي انگلستان در ايران در عمليات براندازي دولت مصدق کمک کند.
    از آغاز قرن 21 تاکنون چند مقام دولت آمریکا ازجمله بانو «مادلین آلبرایت» وزیر امورخارجه چِک تبار دولت بیل کلینتون به دخالت این دولت در براندازی دولت ملّی و دمکراتیک مصدق اعتراف کرده اند و وزارت امور خارجه آمریکا در ژوئن 2017 به اصرار دانالد ترامپ کتاب حاوی اسناد این مداخله را که در اختیار داشت در دسترس روزنامه نگاران، تاریخ نویسان و پژوهشگران قرار داد. کتاب حاوی این اسناد قبلا آماده شده بود ولی گویا «اوباما» اجازهِ در دسترس قراردادن آن را نداده بود.
    پاره ای از اصحاب نظر اشاره کرده اند که علنی شدن این اسناد که قبلا هم چندتای آنها افشاء شده بود احتمالا به این سبب بوده است که دانالد ترامپ در جریان کَمپین انتخاباتی خود و نیز پس از آن اشاره به آسیب های مردم ایران از براندازی 28 اَمُرداد کرده بود و در ژوئن 2017 نیز رِکس تیلِرسون وزیر امورخارجه کابینه او در یک جلسه کمیته کنگره گفته بود که دولت ترامپ از تغییر مسالمت آمیز حکومت ایران حمایت می کند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تیراژ روزنامه اطلاعات سقوط و عباس مسعودی سکته کرد و یکبار دیگر ثابت شد که روزنامه نگار یک «عاشق» است
سناتور عباس مسعودي

بيست و هفتم خرداد 1353 (17ژوئن 1974) سناتور عباس مسعودي موسس و ناشر روزنامه اطلاعات در 73 سالگي در دفتر كار خود در ساختمان مؤسسه اطلاعات (خيابان خيّام) براثر سكته درگذشت.
    گفته شده است؛ مسعودي كه هر روز در ساعت معيّن آمار فروش روزنامه در روز پيش از آن را مرور مي كرد، بيست و هفتم خرداد 1353 (17ژوئن 1974) با مشاهده رقم كاهش فروش اطلاعات پس از دو برابر شدن بهاي تكفروشي آن (که به اصرار دکتر مصباح زاده ناشر کیهان و رقیب اطلاعات صورت گرفته بود که می خواست درآمد کیهان از تکفروشی افزایش یابد) از فرط اندوه سكته كرده بود. مسعودی معتقد به کسب درآمد روزنامه از طریق افزایش آگهی بود تا تکفروشی. وی همیشه از این نظر که نرخ تکفروشی باید در حد استطاعت مردم باشد دفاع می کرد، زیراکه روزنامه را یک وسیله آموزش عمومی، و خبررسانی را یک کار فرهنگی می دانست تا سیاسی.
     سناتور مسعودي چند سال پيش از فوت، خود را بازنشسته کرده بود و مديريت روزنامه را به پسر بزرگش ـ فرهاد سپرده بود. با وجود اين، هر روز پيش از و يا پس از شرکت در جلسه سنا به موسسه اطلاعات مي رفت و درجريان وضعيت موسسه قرار مي گرفت. وي علاقه اي ويژه به روزنامه نگاري و روزنامه اطلاعات داشت كه خود از هيچ آن را به وجود آورده بود و تا آخرين روز عُمر از نوشتن خبر و مقاله (به رغم واگذاری مدیریت روزنامه به پسرش) دست برنداشته بود. او عاشق تهيه و نوشتن خبر بود و گزارش را روانتر و روشنتر از بسیاری از افراد ديگر مي نوشت.
     از خصوصيات عباس مسعودي كه شش دوره نماينده مجلس و شش دوره هم سناتور و بيش از ده سال نايب سناي ايران بود «لبخند هميشگي» او در برخورد با ديگران بود و ديده نشده بود كه در حالت خشم تصميم بگيرد. در این باره، دکتر حسن صدرحاج سیدجوادی کتابی زیر عنوان «پیروزی لبخند» منتشر کرده است. سناتور مسعودی به خاطر روزنامه اش از هر چيز حاضر بود بگذرد. وی بود که در سال 1335 نخستین دوره آموزش روزنامه نگاری به روش آکادمیک را دایر کرد و بیشتر آموزش دیدگان این دوره را، در نشریات مؤسسه خود وارد کار کرد.
     سكته كردن مسعودي بارديگر درستي اين فرضيه را اثبات كرد كه «روزنامه نگاري» نه تنها يك پيشه بلكه يك عشق است. از يك استاد آمريكايي نقل مي كنند كه گفته است: روزنامه نگاري ويروسي را وارد بدن مي كند كه برخلاف ساير ويروس ها، اگر آن را دفع كنند (خنثي و يا خارج سازند) فردِ آلوده به آن (روزنامه نگار واقعي) خواهد مُرد.
     موسسه اطلاعات كه بيشتر روزنامه نگاران معروف كشور در آن پرورش يافته و تجربه اندوخته اند پنج سال پس از فوت عباس مسعودي و هفت ماه بعد از انقلاب مصادره شد. بهرام مسعودي پسر دوم سناتور عباس، آخرین ناشر و مدیر روزنامه اطلاعات بود كه از نوجواني به اسلامدوستي و پيروي از شعائر اسلامي و فروتني شهرت داشته است. نویسندگان وقت روزنامه اطلاعات که به صورت اعضای یک خانواده عمل می کردند و پس از مصادره سال 1358 به تدریج منتظرخدمت شده اند همچنان به صورت دوره ای باهم جمع می شوند و دیدار تازه می کنند. برخی از همین ها بودند که در دهه 1370 کمک کردند تا روزنامه های همشهری و ایران پابگیرند و انحصار کیهان و اطلاعات پایان یابد. این نویسندگان قدیمی در یک دیدار دوره ای خود (بهار 1388) از نوشتهِ عباس میلانی (مدرس دانشگاه در آمریکا) در تالیف خود؛ «ایرانیان شاخص» انتقاد کردند که به زعم آنان، درباره سناتور مسعودی انصاف و واقع نگاری را رعایت نکرده و از بهرام مسعودی (که در ایران زندگی می کند) خواستند که میلانی را متهم به افتراء کند و به دستگاه قضایی محل انتشار کتاب دادخواست بدهد.
گوشه اي از گردهمايي دوره اي کارکنان قديمي اطاق خبر روزنامه اطلاعات که بيشترشان در سالهاي دوم و سوم پس از انقلاب بيکار و خانه نشين شدند ـ به شماري از اين بيکارشدگان (بدون دليل) غرامت برکناري هم پرداخت نشده است. باوجود اين، در دهه 1370 در راه اندازي همشهري و روزنامه ايران به شهرداري تهران و ايرنا کمک کردند

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
به گزارش روزنامه اطلاعات، در سال 1358 دولت گندم را از کشاورز هرکيلوگرم 18 ريال مي خريد

    اين گزارش در صفحه دوم شماره 17 خرداد 1358 روزنامه اطلاعات (5 ماه پس از پيروزي انقلاب) درج شده بود:
    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تلاش برای استرداد و مجازات سوء استفاده کنندگان از مقام و مفسدان ـ برای اینان، جای اَمن نباید باشد ـ طرح تازه ممنوعیت خروج مسئولان از کشور
پس از پیروزی انقلاب در 22 بهمن 1357، مسئله خروج قبلی بسیاری از مقامات نظام سابق، ثروتمندان و اشخاص درارتباط با معاملات دولتی، زمین خوران، قانون شکنان و ... از کشور یکی از موضوعات مورد بحث و توجه بود و تأکید بر آن بود که نباید از پول ملّت دست کشید و از مجازات آنان صرف نظر کرد که این کار برای کشورهای دیگر هم بدآموزی دارد. این اشخاص عمدتا از مهرماه و آبان 1357 که انقلاب وارد مرحله نهایی خود شده بود کشور را تَرک کرده بودند و برخی از آنان، زودتر و از تابستان 1357. به اظهار مقامات انقلابی و کمیته ها و سران گروههای فعّال در انقلاب، آن جماعات قبلا تا توانسته بودند ثروت و همچنین اعضای خانواده خودرا به خارج فرستاده بودند و درصدد کسب اقامت دائم از طریق سرمایه گذاری و یا پناهندگی در کشورهای محل اقامت بودند . چون گزارش های منتشره در تهران حکایت از تلاش مقامات انقلاب برای تعقیب قضایی آنان در خارج بود، به علاوه دانشجویان ایرانی خارج از کشور در صدد تعرّض به آن گروه از آنان که اتهام سوء استفاده مالی از خزانه دولت و مداخلات مالی داشتند، آن تَرک وطن کردگان ترجیح می دادند که پناهنده شوند تا سرمایه گذار.
    مقامات انقلاب پس از 3 ـ 4 ماه مذاکره با حقوق دانان و آگاهانِ مورد اعتماد به این نتیجه رسیدند که در مورد آن افراد که شهرت شکنجه دادن، قتل و یا سوء استفاده مالی و اقدامات زیان آور برای کشور داشتند با جمع آوری مدارک و دادن اسناد به دولت محل اقامت آنان، استردادِ شان را بخواهند تا محاکمه شوند و به مجازات برسند. مردم نیز از این اقدام مقامات انقلاب نه تنها پشتیبانی بلکه آنان را به ادامه تلاش تشویق می کردند زیراکه روزنامه ها پُر از گزارش های مربوط به سوء استفاده ها، حیف و میل بود و .... پس از پیروزی انقلاب، خروج مقامات از رئیس دائره تا وزیر پیشین از کشور، منوط به بررسی سوابق و دادن اجازه بود. این کار در مورد ثروتمندان و کسانی که درباره آنان شایعات ازقبیل سوء استفاده و ... به عمل می آمد. مقامات انقلاب در این زمینه با دولت های محل اقامت این افراد تماس گرفته بودند و حتی قول داده بودند که محاکمات با نظارت آن دولت ها صورت گیرد تا هیچ نقطه ای در جهان، جای امنی برای سوءکنندگان و ... نباشد. گویا برخی از دولت ها را هم تهدید کرده بودند.
     به تدریج این اقدامات تیتر بزرگ صفحه اول روزنامه های تهران شده بود که در زیر کُپی صفحه اول روزنامه اطلاعات ـ شماره 17 خرداد 1358 درج شده است که تیتر بزرگ آن مربوط به جلوگیری از پناهنده شدن آن افراد است:
    



    ـ ـ ـ ـ ـ
    
    کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی نهم خرداد 1400 کلیّات طرح ممنوعیت خروج مسئولان از کشور پس از اتمام مسئولیت را تصویب کرد. این موضوع مدت ها مورد بحث بود که اگر یک مقام پس از اتمام ماموریت (به هر صورت) و قبل از رسیدگی به کارهای او، از کشور خارج شود، دستیابی به وی دشوار خواهد بود و باید قانونی وضع شود که مقام پیشین تا پایان رسیدگی به کارهای او در دوران تصدی، نتواند از کشور خارج شود و خروج از کشور یک مقام سابق باید پس از استعلام باشد. موسی غضنفرآبادی نماینده مجلس شورای اسلامی در این زمینه گفته است که کمیسیون حقوقی و قضایی کلیات طرح ممنوعیت خروج مسئولان از کشور را به تصویب رسانده و جزئیات برای بررسی‌های بیشتر به کارگروه تخصصی ارجاع شده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزی که حجت الاسلام حسن روحانی برنده انتخابات خرداد 1392 ریاست جمهور اعلام شد
روحاني (عکس از: فارس)
ساعت 8 و 18 دقیقه بعد از ظهر 25 خرداد 1392 (15 ژوئن 2013) مصطفی محمد نجّار وزیر وقت کشور (جمهوری اسلامی ایران) نتایج انتخابات ریاست جمهور در دور یازدهم را به این شرح اعلام کرد:
    ــ حسن روحانی: 18 میلیون و 613 هزار و 329 رای
    ــ محمد باقر قالیباف: 6 میلیون و 77 هزار و 292 رای
    ــ سعید جلیلی: 4 میلیون و 168 هزار و 946 رای
    ــ محسن رضایی میرقائد: 3 میلیون و 884 هزار و 412 رای
    ــ علی اکبر ولایتی: دو میلیون و 268 هزار و 753 رای
    ــ محمد غرضی: 446 هزار و 15 رای
    مصطفی محمد نجّار گفت: 52 میلیون و 483 هزار و 192 نفر واجد شرایط رای دادن بودند که 36 میلیون و 704 هزار و 156 تن از آنان آراء خودرا به صندوق ها ریختند. از این آراء، 35 میلیون و 458 هزار و 747 رای صحیح بود که نتایج آن اعلام شد.
    [برای شرکت در انتخابات دور یازدهم ریاست جمهور، 686 تن داوطلب شده بودند که شورای نگهبان صلاحیت تنها 8 نفر از آنان را تایید کرد که نامزد انتخابات اعلام شدند. در جریان کمپین، دو تن از نامزدان کناره گیری خودرا اعلام داشتند و شش نفر دیگر در فهرست مربوط باقی ماندند.].
    +++
    حسن روحانی (حجت الاسلام) متولّد 21 آبان 1327 (12 نوامبر 1948) در سرخه ِ سمنان پس از پیروزی انقلابیون در بهمن 1357 همواره مطرح و دارای مقام سیاسی ـ اداری ازجمله عضویت در مجلس شورای اسلامی، مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان و نیز عضویت در شورای امنیت ملی و ریاست آن و نمایندگی رهبری در این شورا بوده است. برخی رسانه ها اشاره کرده بودند که به حزب کارگزاران [حزب هوادار آیت الله هاشمی رفسنجانی به دبیر کلی غلامحسین کرباسچی] نزدیک است. به نوشته برخی وبسایت های ژورنالیستی، نام خانوادگی حسن روحانی «فریدون» بود که بعدا به روحانی تبدیل شده است ـ از فارسی به عربی. پاره ای دیگر نام خانوادگی کنونی اورا «فریدون روحانی» نوشته بودند. وی از 12 سالگی ـ نخست در سمنان و سپس در قم تحصیل در رشته الهیات (تحصیلات حوزوی) را آغاز و دنبال کرده بود. گویا زمانی به مدرک تحصیلی او از یک موسسه اسکاتلند ایراد وارد آمده بود.
     پس از اعلام نتایج انتخاباتِ 24 خرداد 1392، رهبر جمهوری اسلامی و نیز پنح رقیب انتخاباتی حسن روحانی پیروزی اش را تبریک گفتند.
     کار وی در سمت ریاست جمهور از 12 امُرداد 1392 آغاز شده است. طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی، رئیس جمهور رئیس قوه مجریه است و رئیس کشور و فرمانده نیروهای مسلح نیست و اتخاذ تصمیمات کلی و سیاست ها با مقام رهبری جمهوری اسلامی (ولی امر) است. طبق اصل 110 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران؛ تعیین سیاست های کلی در جمهوری اسلامی و نظارت بر حسن اجرای این سیاست ها برعهده رهبر (رئیس کشور) است. طبق این اصل، رهبر جمهوری اسلامی ایران همچنین فرمانده کل نیروهای مسلح است و شخص او است که می تواند اعلان جنگ و صلح و بسیج نیرو بدهد، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح، فرمانده سپاه پاسداران، فرماندهان نیروهای نظامی و انتظامی و رئیس سازمان صدا و سیما (رادیو ـ تلویزیون) جمهوری اسلامی را نصب و عزل کند. این اصل قانون اساسی همچنین حل معضلات نظام را از طریق مجمع تشخیص مصلحت، و نیز امضاء حکم رئیس جمهور پس از انتخاب شدن، عزل رئیس جمهور پس از صدور حکم دیوان عالی کشور(در صورت اثبات تخلف از وظایف قانونی) و یا رای مجلس شورای اسلامی (تصویب عدم کفایت) را بر عهده رهبر جمهوری اسلامی قرار داده است.
    تا اواخر روز رای گیری ـ جمعه 24 خرداد ـ خبرگزاری های داخلی پیش بینی به دور دوم کشيده شدن انتخابات را می کردند و از آماده شدن رادیو ـ تلویزیون برای مناظره دو برنده یکم و دوم و از پیشتازی محمد باقر قالیباف گزارش می دادند، ازجمله گزارش خبرگزاري مِهر درباره نتايج يک نظر سنجي که متن آن در زير کُپي شده است:
    
نتیجه آخرین نظرسنجی درباره نامزدهای انتخاباتِ 24 خرداد، به گزارش مِهر

     کُدِ خبر: 2075329 ـ تاریخ مخابره : ۱۳۹۲/۳/۲۳، ساعت مخابره: ۱۳:۲۹ [یک ساعت و سی دقیقه بعد از ظهر پنجشنبه و 18 ساعت پیش از آغاز رای گیری انتخابات 24 خرداد 1392 ریاست جمهور]
    تهران ـ خبرگزاری مِهر: نتایج آخرین نظرسنجی که چهارشنبه توسط یک نهاد معتبر در مراکز استان های سراسر کشور انجام شد از این قرار است:
     ــ محمدباقر قالیباف: 29.3 درصد
    ــ حسن روحانی: 19.1 درصد
    ــ محسن رضایی: 17.8 درصد
    ــ علی اکبر ولایتی: 12.4 درصد
    ــ سعید جلیلی: 11 درصد
    ــ محمد غرضی: 2 درصد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نظر حسین شریعتمداری درباره اظهارات 23 خرداد 1394 رئیس جمهور ـ طرف خارجي از گفتهِ رئيس جمهور سوءاستفاده و زیاده‌خواهی نکند
حسین شریعتمداری مدیر روزنامه حکومتی کیهان (وابسته به دفتر رهبری جمهوری اسلامی) در سرمقاله شماره 26 خرداد 1394 این روزنامه که «یادداشت روز» عنوان دارد در مورد بخشی از اظهارات حسن روحانی رئیس جمهور در مصاحبه عمومی 23 خرداد وی که مربوط به پروتکل الحاقی بود ابراز نظر کرده بود تا طرف خارجی از گفته او سوءاستفاده و زیاده‌خواهی نکند.
    رئیس جمهور گفته بود که پروتکل الحاقی چیزی نیست که مخصوص ایران باشد. 124 کشور پروتکل الحاقی را اجرا می‌کنند و تعداد دیگری از کشورها نیز اجرای آن را پذیرفته‌اند که در مسیر نهایی شدن است. هر چه در این 124 کشور اجرا می‌شود در ایران هم اجرا خواهد شد. در پروتکل الحاقی چیزی به نام بازرسی وجود ندارد. ما از سال 2003 (1382) تا 2005 (1384 هجری) پروتکل الحاقی را اجرا کردیم و می‌دانیم که چگونه است و ....
    شریعتمداری نوشته بود: ... تعریف و توضیح ایشان [رئیس جمهور] درباره پروتکل الحاقی با واقعیات، نه فقط منطبق نیست بلکه در تضاد نیز هست و پذیرش و اجرای آن مخصوصا آنگونه که در توافق لوزان آمده است می‌تواند عواقب سخت و جبران‌ناپذیری را به دنبال داشته باشد و در این‌باره باید گفت:
    ـ برخی از این 125 کشور (نه 124 کشور)، نظیر بورکینافاسو، آنگولا، چاد، کومور، گابُن، افغانستان و ... اساسا هیچگونه فعالیت هسته‌ای ندارند که اجرای پروتکل الحاقی درباره آنها مصداق داشته باشد. پذیرش پروتکل از سوی این کشورها در پی فشار آمریکا و با هدف اعتبار بخشیدن به وجهه بین‌المللی آن پروتکل صورت پذیرفته است.
     ـ شمار دیگری از این 125 کشور، مانند آمریکا، فرانسه، چین، انگلیس و روسیه کشورهایی هستند که برخورداری آنها از سلاح اتمی در معاهده NPT به رسمیت شناخته شده است، بنابراین پروتکل الحاقی که موضوع اصلی آن پیشگیری از انحراف به سوی تولید سلاح هسته‌ای است در مورد این کشورها موضوعیت ندارد، و تنها از واگذاری این تسلیحات به سایر کشورها و یا کمک به آنها برای تولید سلاح هسته‌ای منع شده‌اند. همچنین آنها پروتکل الحاقی را با قید و شرط هایی پذیرفته اند ازجمله «عدم دسترسی به مراکزی که امنیت ملی آنان را به خطر می‌اندازد »، «ممنوعیت دسترسی فیزیکی» و ....
    ـ شماری اندک از این 125 کشور، نظیر ژاپن و آفریقای جنوبی نیز که از فعالیت هسته‌ای برخوردار هستند، از متحدان استراتژیک آمریکا و اروپا بشمار می روند که بدیهی است شرایطی کاملاً متفاوت با جمهوری اسلامی ایران دارند. آمریکا نیازی به کشف اسرار نظامی آنها احساس نمی‌کند و یا ترور دانشمندان هسته‌ای این کشورها را در دستور کار خود ندارد و ....
    شریعمتداری نوشته بود که رئیس جمهور گفته است در پروتکل الحاقی چیزی به نام «بازرسی» وجود ندارد! و این در حالی است که موضوع اصلی پروتکل الحاقی بازرسی‌های فراتر از معاهده NPT و پادمان‌های مربوط، آنهم از نوع بازرسی‌های سرزده از هر مکان و در هر زمان است. پروتکل الحاقی این بازرسی‌های سرزده را «حق آژانس» می‌داند که انجام آن برخلاف سایر «بازرسی‌های ویژه» نیازی به تصویب شورای حُکّام نیز ندارد. ماده 4 پروتکل الحاقی تأکید می‌کند که بازرسان آژانس در موارد خاص، محل مورد نظر خود برای بازرسی را فقط 2 ساعت قبل از شروع بازرسی، به اطلاع کشور میزبان می‌رسانند و .... بنابراین، اظهارنظر رئیس جمهور که «در پروتکل الحاقی چیزی به‌نام بازرسی وجود ندارد»! نیز نه فقط عاری از واقعیت است بلکه بازرسی‌های تصریح شده در پروتکل الحاقی بسیار فراتر از بازرسی‌های پیش‌بینی شده و پذیرفته شده در NPT و پادمان مربوط است. آقای روحانی گفته بود: «ما در سال 2003 و تا سال 2005 پروتکل‌الحاقی را اجرا کردیم و می‌دانیم که چگونه است و ....».
    درباره این بخش از اظهارات رئیس‌جمهور محترم باید گفت: استناد به اقداماتی که در گذشته صورت پذیرفته ـ نظیر اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی در سال‌های 2003 تا 2005 ـ فقط هنگامی ارزشمند و توجیه‌کننده خواهد بود که از اقدامات یاد شده، نتیجه مطلوب و مثبتی به دست آمده باشد و در غیر این صورت، استناد به اقدامات گذشته نه فقط تکرار آن را توجیه نمی‌کند بلکه می‌تواند و باید به عنوان یک تجربه تلخ مانع از انجام دوباره آن باشد.
    شریعتمداری نوشته بود:
    اکنون باید از رئیس‌جمهور محترم پرسید، اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی در فاصله سال‌های 2003 تا 2005 کدام نتیجه مثبت و قابل قبولی را به دنبال داشته است که با استناد به آن، اجرای دوباره پروتکل الحاقی را به نفع کشور تلقی کرده و توصیه می‌فرمایید؟!. مگر غیر از این است که در سال‌های مورد اشاره بعد از اجرای پروتکل الحاقی و اجازه بازرسی‌های سرزده از هر مکان و در هر زمان و در پی چند دور مذاکرات فشرده با تروئیکای اروپایی و در حالی که شما [حجت الاسلام حسن روحانی] به عنوان مسئول تیم مذاکره‌کننده نسبت به نتیجه مذاکرات ابراز خوشبینی می‌کردید، پیشنهاد و خواست نهایی سه کشور اروپایی طرف مذاکره ـ فرانسه، آلمان و انگلیس ـ آن بود که بهترین تضمین برای آنها، دست کشیدن کامل ایران از فعالیت هسته‌ای است؟!، و به دنبال این پیشنهاد باج‌خواهانه بود که جمهوری اسلامی ایران مذاکرات را متوقف کرد و تمامی فعالیت‌های هسته‌ای تعلیق شده را از سر گرفت. بنابراین، اگر تجربه اجرای قبلی پروتکل الحاقی قابل استناد باشد ـ که هست ـ تنها نتیجه‌ای که از آن تجربه می‌توان گرفت، تَن ندادن به اجرای دوباره پروتکل الحاقی است و نه آنگونه که رئیس‌جمهور مطرح کرده‌است، اجرای دوباره آن!. گفتنی است که حجت الاسلام حسن روحانی در کتاب خود با عنوان «امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای» پیشنهاد مورد اشاره تروئیکای اروپایی را، تحقیر‌آمیز، و چیزی شبیه کاپیتولاسیون و توهین به ملت ایران دانسته و نوشته است که سه کشور اروپایی به خاطر ارائه آن پیشنهادِ توهین‌آمیز باید از مردم ایران پوزش بخواهند.
    شریعتمداری یادداشت خودرا با این پاراگرافِ نتیجه گیری به پایان برده بود:
     ... درباره برخی از اظهارات دیگر رئیس‌جمهور در نشست مطبوعاتی شنبه 23 خرداد گفتنی‌هایی هست ولی در اینجا تنها به این نکته بسنده می‌کنیم و آن، این که؛ چالش 12ساله هسته‌ای فقط تابلوی هسته‌ای دارد و موضوع آن غیرهسته‌ای است. از این روی با اطمینان کامل می‌توان گفت که رسیدن به توافق هسته‌ای مطلوب با 5+1 و مخصوصا آمریکا محال و غیرممکن است و بهانه‌جویی‌ها، زیاده‌خواهی‌ها و کارشکنی‌های 12 ساله آمریکا از همین واقعیت ریشه می‌گیرد. حریف ما، در همان حال که به کارشکنی دست می‌زند، اصرار دارد بعد از رسیدن به نقطه «عدم توافق» که قطعی است، جمهوری اسلامی ایران را مقصر جلوه دهد تا از این طریق افکار عمومی بخشی از جهانیان را به نفع خود و در جبهه مقابل ایران اسلامی مصادره کند. در این حالت از حجت الاسلام حسن روحانی انتظار می‌رود فلش همه فریادها و اعتراض‌های خود را به سوی جبهه حریف بکشاند و نه خودی‌ها که با او و تیم هسته‌ای در رسیدن به توافق مطلوب؛ همصدا و در مخالفت با توافق بد؛ همدل و همزبان هستند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اعلام حمایت 5 هزار و 70 فعّال رسانه ای از خطوط قرمز و شروط 6 گانه مذاکرات هسته ای با امضای یک طومار
خبرگزاری فارس 24 خرداد 1394 اسامی پنج هزار و 70 تَن از دست اندرکاران رسانه های جمهوری اسلامی ایران را که با امضاء یک طومار، از سند حاوی اصول و خطوط قرمز و شروط 6 گانه ـ در جریان مذاکرات هسته ای ـ حمایت کرده بودند منتشر ساخت. در میان امضاء کنندگان طومار، اسامی روزنامه نگارانی همچون حسین شریعتمداری، مهرداد بذرپاش، جعفر بهداد و محمدکاظم انبارلویی دیده می شود. این شمار «اصول و شروط ششگانه» را تأیید کرده و خواستار رعایت آنها در جریان مذاکرات شده بودند.
     متن خواست و سند (اصول ششگانه) طبق گزارش خبرگزاری فارس:
    ما با تأسی به رهبر حکیم خود و با تأکید بر مواضع صریح دیگر مقامات عالی کشور، شرط هرگونه توافق هسته‌ای را رعایت اصول زیر می دانیم:
    
    ـ اصل یک: تمام تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران باید یک‌جا و هم‌زمان با امضاء توافقنامه کاملاً لغو (نه تعلیق) شود.
    
    ـ اصل دوم : دستاوردهای هسته‌ای در حدّ نیازهای واقعی کشور باید حفظ و تقویت شود.
    
    ـ اصل سوم: هیچ مانعی برای استمرار تحقیقات و پیشرفت‌های علمی و فنی در امور هسته‌ای و هیچ محدودیتی برای دانشمندان مربوط وجود نداشته باشد.
    
    ـ اصل چهارم: هیچ نظارتی فراتر از مقررات و عرف بین المللی اِعمال نشود.
    
    ـ اصل پنجم : هیچ‌گونه نظارت و اِعمال محدودیت بر نیروهای مسلح و مراکز نظامی و امنیتی پذیرفته نخواهد بود.
    
    ـ اصل ششم: توافق هسته‌ای باید بازگشت پذیر باشد و در صورت نقض عهد دشمن، ما هم بتوانیم به شرایط قبل از توافق برگردیم.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
آیت الله جنّتی: ملّتی که تسلیم شود سختی و مرارت های بیشتری بر آن وارد خواهد شد که طولانی و طاقت فرسا خواهند بود و نمونه اش افغانستان و عراق
آیت الله جنّتی دبیر شورای نگهبان ـ یکی از دو ستون قوه مقننه جمهوری اسلامی ـ 21 خرداد 1394 در یک همایش در تهران، ضمن اشاره به بحث های جاری در زمینه تحریم، یکی از ویژگی‌های بارز آیت الله خمینی بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران را بی اعتنایی به قدرت های استکباری بیان داشت و گفت: دولت های مُستَکبر کدام دولت را از فقر و مشکلات نجات داده‌اند؟. آیا آنان جز تأمین منافع خود خِیر و صلاح ملتی را خواسته‌اند که خِیر و صلاح ملت ایران را هم بخواهند.
    وی طمع آمریکا و غرب را بی پایان توصیف کرد و گفت: تجربه [گذشت زمان] نشان داده است که هر کشوری که از برابر این دولت ها ـ عقب‌نشینی کرد، آنها حریص تر شدند و مطالبات بیشتری را مطرح کردند. راه مواجهه با آمریکا و سایر دولت های غربی را امام خمینی(ره) معیّن کرده است و آن «ایستادگی» است و بدون تحمل سختی، ایستادگی و مقاومت به پیروزی و نتیجه مطلوب نمی توان رسید. سختی ها گذرا هستند و پیروزی، شادی و غرور آفرین و توانمندساز. ملتی که تسلیم شود سختی و مرارت های بیشتری بر آن وارد خواهد شد که طولانی و طاقت فرسا خواهند بود، نمونه اش در دو دهه اخیر؛ وضعیت افغانستان و عراق.
    دبیر شورای نگهبان ـ که بدون تأیید این شورا، مصوّبات مجلس «قانون» نمی شود، مقاومت در برابر دشمن را نیازمند توجه به استعدادهای درونی کشور بیان کرد و گفت: اگر راه برای سرمایه‌گذار داخلی باز شود، فساد اداری کاهش یابد، رشا و ارتشاء و زیاده‌خواهی برخی مسئولان نباشد، سرمایه‌گذاران بسیاری علاقه‌ دارند که به رونق تولید و شکوفایی اقتصاد کشور کمک کنند. دولت باید ضمن تشویق آنان به فعالیّت تولیدی، خود نیز به مصرف کالاهای داخلی توجه بیشتری کند و جلوی واردات غیر ضروری را بگیرد. همچنین نباید در برابر آثار تحریم‌ها بر اقتصاد کشور، به گونه‌ای سخن بگوئیم که دشمن گمان کند با تداوم تحریم‌ها می تواند ما را وادار به تسلیم کند. در این شرایط، برداشت رسانه ها هم نباید بگونه ای باشد که که مردم را بدبین کند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو ادبيات
«جان هرسي»: ضعف آموزش و پرورش فقر اخلاقیات را به دنبال خواهد داشت و جرم و جنایت نتیجه فقر اخلاقیات است
«جان هرسي» روزنامه نگار، مؤلف و مدرّس شهير آمريكايي و نويسنده كتاب موثر و پُرخواننده؛ «هيروشيما» 17 ژوئن سال 1914 چشم به جهان گشود و 79 سال عُمر كرد. وي در كشور چين به دنيا آمده بود. كتاب او؛ «يك زنگ براي آدانو» برنده جائزه پوليتزر سال 1945 شد.
    «جان» كه در دوران جنگ جهاني دوم براي رسانه هاي آمريكا از جمله مجله تايم اخبار جبهه ها را تهيه مي كرد با مشاهده آن همه كشتار و ويراني، از جنگ بيزار شده بود و «هيروشيما» را نوشت تا با تقويت انزجار مردم، از جنگ هسته اي جلوگيري شود. از وي 26 داستان باقي مانده است كه همه آنها در رعايت جان و احوال بشر و تامين نياز و رفاه انسان ها است.
    «جان» در مقالات سياسي اش از آزادي فكر، استقلال فرد و «حمايت از ابتكار براي پيشرفت» حمايت كرده است.
    به باور «جان» که در مقالات او منعکس است، مشکلات یک جامعه از بی اعتنایی به قانون و اخلاقیات است ـ خواه این «بی اعتناء» فرد باشد و یا دولت. وی تحوّل انسان را نتیجه آموزش و پروش می داند و می گوید که ضعف آموزش و پرورش فقر اخلاقیات را به دنبال خواهد داشت و جرم و جنایت عمدتا نتیجه فقر اخلاقیات است. او در زمينه تدريس معتقد به هرچه بيشتر سرمايه گذاري در آموزش و پرورش بود و اين اصل كه بهترين سرمايه گذاري يك ملّت، هزينه كردن در راه آموزش و پرورش نوجوانان و جوانانش است از اوست. وي گفته است كه از بررسي وضعیت جوانان يك ملت مي توان آينده اين ملت را پيش بيني كرد.
    جان هرسي يك دوره نیز رئيس جامعه مؤلفان آمريكا بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
صنايع و فنون
... و بالاخره پدر اينترنت (WWW) جايزه گرفت - اظهارات مهم Tim Berners - Lee و پیش بینی برلینگوئر ـ فیلتر، هَک کردن، جنگ سایبری و ...
Timothy (tim) Berners - lee

پانزدهم ژوئن 2004 رئيس جمهوري فنلاند در شهر هلسينکي نخستين جايزه هزاره سوم در تکنولوژي را به Sir Timothy (tim) Berners - lee خالق شبکه شبکه ها (WWW ـ اينترنت) داد.
    اين جايزه عبارت از يک ميليون و دويست هزار دلار پول نقد، تقدير نامه و مدال و نشان بود. برنرز که زاده انگلستان (شهر لندن) در 1955 و ساکن بوستون آمريکاست و در انستيتوي تکنولوژي ماساچوست آمريکا کار و تدريس مي کند در اين مراسم گفته بود که در ايجاد اينترنت، دانشمندان متعدد کوشش کرده بودند و هرکدام به سهم خود موفق شده بودند و هنر او تنها در اين بود که دستاورد آنان را در کنار هم قرار داد و اينترنت به وجود آمد كه بزرگترين وسيله ارتباط بشر از آغاز خلقت است. وي افزوده بود كه هدفش از اين كار، خدمت به انسان ها بود که آسانتر و بهتر و بدون مانع بتوانند باهم تماس بگيرند و از معلومات، اطلاعات و اخبار و نيز نظر، احساس، انديشه و عواطف يكديگر آگاه شوند كه يك ابزار بزرگ روشنگري است.
    تيم که از دولت انگلستان لقب Sir گرفته است گفته بود که بابت اين خدمت خود پولي مطالبه نکرد و اينترنت را وسيله اي همگاني و رايگان اعلام داشت و اگر اين کار را نکرده بود، کمپاني هاي متعدد به وجود مي آمدند و با خريد امتياز اينترنت، استفاده از آن را پولي مي کردند و همگان نمي توانستند به آن بویژه ساخت آنلاین برای خود دسترسي داشته باشند و در نتيجه اينترنت به موفقيت فعلي نمي رسيد. پول مختصري كه فعلا شركت هاي خدمات اينترنتي از مشتريان دريافت مي دارند صرفا به خاطر ارائه برخی خدمات فرعی و سرویس دادن به سايت ها و محافظت از عناوين آنها (دومِین ـ دامنه) است و بابت امتيار اختراع اينترنت، كسي چيزي نمي پردازد و چون جنبه جهاني دارد (محلي نيست) دشوار است كه بشود آن را در چارچوپ حوزه قضايي محلي (ملي) قرارداد. برنرز گفته بود كه خوشحال است مي بيند سرچ انجين هاي متعدد به وجود آمده اند كه پيامها را از طريق پروگرام هاي خود از سايت ها مي گيرند و به همگان مي رسانند و اين كاري است بسيار بزرگ، به شرط اینکه سرچ انجین ها سیاسی کاری نکنند و در دست اصحاب منافع قرار نگیرند. از طریق ابزارهای اینترنتی، هر فرد حتی یک فرد گمنام باید بتواند انديشه و نظر خود را جهاني سازد. خريد و فروش و انجام معامله از طريق اينترنت و ارتباط هاي خودماني نيز یک خدمت است. مي توان از طریق اینترنت كالا و خدمات ارزانتر و بهتر عرضه داشت. تماس اینترنتی و ارتباط داشتن افراد از این طریق با یکدیگر تحول به وجود خواهد آورد و ....
    ـ ـ ـ ـ ـ
    
    انریکو برلینگوئر که دوازده سال بر حزب کمونیست ایتالیا ریاست کرد و در 11 ژوئن 1984 درگذشت در زمان خود و پیش از عمومیت یافتن اینترنت و سِلفون (موبایل)، در نطقی در کنگره حزب کمونیست شوروی با اشاره به انتقال امواج رادیو ـ تلویزیونی از طریق ماهواره پیش بینی کرده بود که پیشرفت های تکنولوژیک در آینده ای نه چندان دور، مردم را درجریان اندیشه ها، تجربه ها، دردها و تضییقات و ... یکدیگر قرار خواهد داد و بنابراین، هر فرد یک فرضیه پرداز، ناشر یک روزنامه، مدیر یک رادیو و حتی دبير اول یک حزب خواهد شد و همگان از هر حرکتی آگاه خواهند بود و نیازی نیست که آگهی «فراخوان» داده شود ـ فراخوان برای اعتراض، حمایت و هرچیز دیگر، و در این شرایط نمی توان با تاکید گفت که عقاید و فرضیه های قدیمی ازجمله مارکسیسم دست نخورده باقی بمانند و نیاز به بازنگری و اصلاح نداشته باشند.
    پاپ پیشین الکترونیک ـ اینترنتی شدن ارتباطات را صورت دیگری تعبیر کرد و گفت نگران است که الکترونیک شدن امور و بکارگیری اینترنت از حضور افراد به کلیساها بکاهد.
    ـ ـ ـ ـ ـ
    
    رویدادهای دو دهه نخست قرن 21 نشان داد که نظرات «برنرز» و پیش بینی برلینگوئر درست بوده است و تماس از طریق وسائل ارتباط الکترونیک ـ دیجیتال بسیاری را هماهنگ ساخت و به راه انداخت. باز در جریان همین رویدادها، نوع دیگر بکارگیری این وسائل هم مشاهده شد ازجمله افزایش ایجاد ترافیک در ارتباط اینترنتی، فیلتر برخی سایت ها، هَک کردن، جنگ سایبری، ويروس انداختن و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
خرداد 1385، عطريانفر يارانه هاي دولت به روزنامه ها را بلاي جان مطبوعات ايران اعلام كرد ـ وضعيت روزنامه هاي ايران از ديدگاه يك مدير با تجربه
عطريانفر

محمد عطريانفر كه در ميان روزنامه نگاران معاصر ايران به پدر روزنامه همشهري و عملا بنيادگذار روزنامه هاي شرق و كارگزاران معروف است در گفت و شنودي با روزنامه انگليسي زبان ايران نيوز كه ترجمه فارسي آن نيز 24 خرداد ماه 1385 انتشار يافت، بارديگر اعتقاد خودرا به استقلال مطبوعات از دولت و قطع سوبسيد جاري دولت به نشريات كشور مورد تاكيد قرارداد و همچنين گفت كه اهميت يك روزنامه به طول و عرض آن نيست به ميزان تأثيرگذاري آن بر جامعه و رفع نياز مخاطبان است. عطريانفر ـ از فعالان انقلاب 1357 كه پس از انقلاب در رو براه كردن كيهان و سازمان صدا و سيما (راديو تلويزيون) نقش موثر داشت و تاكنون بارها علاقه مندي ويژه و وفاداري خودرا به ژورناليسم اصيل ثابت كرده است در اين مصاحبه گفته بود كه «مشكل ما (ايران) اين است كه به دليل وابستگى به نفت، همه دستگاه ها تا حدّي زياد شكل مصرف كننده يافته اند و به عبارت ديگر؛ همه منتظرند بودجه اى تصويب و پولي تزريق شود تا براى هزينه كردنش برنامه بريزند و سپس منتظر بودجه بعدى و هزينه هاى آتي باشند. موسسات عمومي ديگر و حتي سازمانهاي غير دولتي هم به نسبت چسپيدگى و وابستگي شان به دولت گرفتار همين عارضه هستند. در اين شرايط روى پاى خود ايستادن و خودكفا شدن يك سازمان، امري نادر است.
    مهندس عطريانفر در اين مصاحبه يك بار ديگر تاكيد كرد كه به لحاظ تئورى و تجربه بر اين باور است كه روزنامه ها و هر رسانه گروهي ديگر تا زماني كه فاقد استقلال مالى باشد نمى تواند در كار خود و تكاليفي كه بر عهده دارد مستقل و ناوابسته بوده و مخاطب جلب كند و طرف اعتماد و وثوق اين مخاطبان قرار گيرد. اين مخاطبان هستند كه بايد به يك روزنامه استقلال مالي بخشند و يك روزنامه تا مطلب خوب عرضه نكند نمي تواند مخاطب به خود جلب كند و مطالب خوب و مورد نياز مخاطبان را روزنامه نگاران حرفه اي با تجربه تهيه مي كنند. بنابراين، يك هنر مديريت روزنامه بايد يافتن و جذب و حفظ اين روزنامه نگاران و حمايت همه جانبه از آنان باشد كه سرمايه اصلي يك روزنامه هستند. ناشر بايد بداند كه كمك مالي دولت و ديگران دائمي و پايدار نخواهد بود و بالاخره يك روز قطع خواهد شد، روزي كه در ظرف سياسى حكومت نگنجند و ديگر آن را نپسندد و .... ناشر روزنامه بايد با تغييرات سلائق و نيازمندي هاي مخاطبان و تحولات تكنولوژي ارتباطات حركت كند و از آنها فاصله نگيرد كه باخت خواهد داشت. بايد بدانيم كه توسعه لاينقطع شبكه هاى ارتباطى به لحاظ پيشرفت هاي الكترونيك، رسانه ها را دگرگون ساخته است. آن زمان كه يك خبرگزاري افكار عمومي را در جهت اهداف يك دولت هدايت مي كرد سپري شده است، صداى اقليت به گوش همه مى رسد. هركس مي تواند با ايجاد سايت اينترنتي و ارسال ايميل افشاگر و خبر رسان شود و لذا چيزي پنهان نمي ماند. در اين وضعيت، يك روزنامه نگار خوب مي داند كه چگونه مطالب اين خبر رسانها و افشاگرهاي گمنام را تكميل و از آنها استفاده بهينه كند. براي مثال: يك خبرنگار بود كه قضيه شكنجه در ابوغريب را ازطريق سايت شخصي يك نظامي آمريکايي به دست آورد و مطرح كرد و دنيا را تكان داد. اگر قبلا چهارتا خبرگزارى (بيگ فور) بودند كه كار هدايت افكار را به دست داشتند، امروز اين افكار عمومى هستند كه به تعداد واحدهاى خود (هر انسان) مى توانند خبرسازى كنند و حضور جدّى در رسانه ها داشته باشند.
     عطريانفر يارانه هاى دولتى به مطبوعات را بلاى جان رسانه ها اعلام كرد و در تبيين ديدگاه خود گفت: يك ضعف بزرگ روزنامه ها در كشور ما وجود سوبسيدهاى دولتى است. من اين آسيب را در طول زمان به همه وزيران ارشاد گوشزد كرده ام و به صفارهرندى هم آن را گفته ام. برخي از صاحبان روزنامه ها كه در اشتباه هستند، فكر مى كنند كه سوبسيدهاى دولتى به نفعشان است. تا وقتى كه ارسال اين پول ادامه داشته باشد، در روزنامه ها، عده اي وسوسه مى شوند كه آن را به جيب بزنند و لذا كيفيت مطالب و هزينه كردن اين پول براى بهبود كيفي و پيشبرد روزنامه به موضوع درجه دوم تبديل مى شود و محصول كار همين خواهد بود كه مي بينيم. حال آنكه اگر اين سوبسيد قطع شود روزنامه به اين فكر مى افتد كه اگر بخواهد باقي بماند بايد مطالب خوب توليد كند، محصول خوب عرضه بدارد تا وسيعا بفروش برسد و سطح همه مطبوعات ما به استاندارد جهاني برسد.
     عطريانفر گفت كه به نظر او كه بيش از ربع قرن تجربه رسانه اي دارد كمك بيست ـ سي ميليون دلارى دولت به حوزه نشر و مطبوعات هيچ اثر فرهنگى مثبت در جامعه ندارد و تنها تبديل مى شود به واحد مسكونى يا وسيله نقليه زير پاى چند نفر به عنوان مديران نشريات، لذا به سود جامعه است كه اين سوبسيد قطع شود.
    مهندس عطريانفر افزود: سال 1372 كه روزنامه همشهرى را منتشر ساختيم، در زمان خود كاري نوين بود، زيرا كه جلب مردم به روزنامه شهرداري با آن سابقه اي كه از شهرداري در ذهن داشتند يك شق القمر بود. كرباسچى ـ هم دوست ما بود، هم شهردار و مدير مسئول اين روزنامه.
    تلاش ما اين بود كه روزنامه هرچه زودتر خودكفا شود و وابستگي مالي به شهرداري نداشته باشد تا بتواند كارهاي شهرداري را هم نقد كند و مردم اعتماد بيشتري به آن كنند. كرباسچى از آغاز كار دست ما را براي انتقاد باز گذارده بود و گفته بود كه بدون ملاحظه، روزنامه نگاري كنيم. مردم باهوشند و همه چيز را از لابلاي مطالب درك مي كنند.
    عطريانفر گفت كه ما با در پيش گرفتن راه و روش يك روزنامه نگاري درست توانستيم در كمتر از ۱۵ ماه از كمك مالي شهرداري يعني بودجه آن و به عبارت ساده تر؛ از پول گرفتن و هزينه كردن رها شويم. در اين ۱۵ ماه جمع پولى را كه شهرداري كمك كرد عبارت بود از ساختمان روزنامه، تجهيزات و كاغذ. پول چاپ هم به ما نداد و جمع كمك شهرداري (حدود ۳ ميليارد تومان) از يك سي ام بهاي روزنامه همشهري كمتر است. در سال دوم قرار را بر اين گذاشتيم كه اين پولى را كه شهردارى صرف راه اندازي همشهري كرده بود «وام» قلمداد كنيم، حتى وام با بهره، و از آن پس هر سال حدود ۳۰ درصد پول را پرداخت كرديم. بعد از سال چهارم بيش از ۵ ميليارد تومان (بهره و سرمايه را) به شهردارى بازگردانديم (نزديك به دو برابر هزينه اوليه). از اين نقطه به بعد، وضعيت اقتصادى ما به سوي استقلال رفت. تنها كمكى كه ما از شهردارى مي گرفتيم اين بود كه اگر شهردارى به ما آگهى مى داد، به آن سازمان تخفيف نمى داديم، ولي به لحاظ رقابت ميان روزنامه ها در جلب آگهي مجبور بوديم كه به بخش خصوصى تخفيف بدهيم و مي داديم. حجم آگهى هاي شهردارى بالا نبود و از ۳درصد كل آگهي هاي همشهري تجاوز نمي كرد و درآمد ما عمدتا از آگهي هاي بخش خصوصى تامين مى شد و بالاخره با تلاش پيگير ضميمه نيازمندي ها را بوجود آورديم که ضمن کمک به مردم، منبع درآمد روزنامه شده است. علت بقا، دوام و پيشرفت همشهرى هم ناشى از همين استقلال مالي و در نتيجه بكارگيري روزنامه نگاران معروف و باتجربه كشور و عرضه متاع خوب و خواندني و مورد نياز جامعه بود. روزنامه هاي جام جم و ايران با اينكه تا حدّي روش ما را كپى كردند، به لحاظ اقتصادى نتوانستند به پاي همشهري برسند. روزنامه ايران تلاش خود را كرد و بالاخره در برهه اي موفق هم شد ولى جام جم چون به صندوق صدا و سيما متصل بود، پول مى گرفت و خرج مى كرد به آن پايه نرسيد.
     در مديريت روزنامه، توجه به حساب سود و زيان، ترازنامه و اقتصادي عمل كردن امري بسيار مهم است، مخصوصا از طريق آپتيمايز كردن يك سيستم و آن عبارت است از تطبيق هزينه و درآمد، و هزينه و بازدهي ـ به گونه اي كه با كمترين هزينه بهترين بازدهي كسب شود. در روزنامه جام جم روى كنسرسيومى كه به صدا و سيما آگهي مي داد حساب مى كردند و سالى هفت ـ هشت ميليارد تومان از اين راه به دست مى آوردند. اين محاسبات در درازمدت به يك موسسه انتشار روزنامه آسيب وارد مي سازد. يعني به محض فاصله گرفتن از آن رانت، نتيجه منفي و عكس العمل مشاهده مي شود، چيزى كه سعى كرديم در همشهرى اتفاق نيافتد. در «همشهرى» هيچ كس ملزم به دادن آگهى نبود، حتى به كرباسچى مى گفتيم هيچ نيازى نيست كه موسسات وابسته به شهرداري ملزم شوند ۳درصد از آگهى هاي همشهري را تامين كنند زيرا كه همشهري به نقطه اي رسيده بود كه اصحاب آگهي و از جمله شهرداري ها، خود نيازمند به آن براي انتشار آگهي هايشان بودند. ما به شرايطى رسيده بوديم كه آگهى ها بايد ۷ روز ۸ در نوبت مى ماندند تا چاپ شوند. ناشر روزنامه نبايد ارزش رسانه اش را پايين آورد و ارزانفروشي كند، ما در همشهري جاي صفحات روزنامه را ارزان نمى فروختيم. يكى از كارهاي برخي از ناشران نشريات كشور حرص زدن براي به دست آوردن آگهى هايى است كه در وزارت ارشاد تحت عنوان آگهى دولتى توزيع مى شود. ما در همشهرى از اين آگهى ها چاپ نمى كرديم جز در موارد خيلى استثنايي و در بخش هاى فرهنگى.
    عطريانفر که درباره لزوم استقلال يك روزنامه و بي نيازي آن از هرگونه كمك دولتي، و نيز اهميت مديريت حرفه اي نشريه سخن گفته و مثالهايي را كه در بالا آمد ذكر كرده بود، سپس به امور روزنامه هاي غير دولتي پرداخت و گفت كه مديريت يك روزنامه كاري است تخصصي و مستلزم برخورداري از نوعي هوشيارى و هوشمندى ويژه. يك ناشر روزنامه نبايد اكتفا كند به كمك هاي مالي كه اگر نامش را رانت نگذاريم، از باب دلجويى و محبت داده مى شوند. با تجربه من از همشهري و ...، اگر يك نشريه كار با كيفيت ارائه كند، متاع خوب عرضه بدارد، و به وظايفي كه ژورناليسم در اصول و چارچوب خود برايش در نظر گرفته عمل كند، مخاطبان و اصحاب آگهي با آغوش باز و رضايت كامل به سراغش مى روند و ديگر، نياز به كمك دولت و اين و آن ندارد.
     مهندس عطريانفر درباره رفتنش از همشهري گفت: من به همشهرى دلبستگي عميق و عاطفي داشته ام، زيراکه براي موفق ساختن همشهرى زحمات شبانه روزي زياد كشيدم، از جان و عمر مايه گذاشتم تا به ثمر نشست. اداره يك روزنامه استرس زا ترين كار در جهان خوانده مي شود، موي را سپيد مي كند و توام با جوش زدن، انديشه و خطر كردن فراوان است. مگر مى شود كه انسان بيش از ده سال از عمر خود را در يك موسسه فرهنگى و آموزش عمومي بگذراند و به آن دلبسته نباشد. روزي كه دكتر احمدى نژاد شهردار تهران شد خواستم دوستانه از همشهري جدا شوم. قرار بود شرق را منتشر كنيم. از احمدي نژاد خواستم كه زودتر تكليف مديريت همشهري را مشخص كند و در پي آن، همشهري را ترك كردم. يک خادم وطن و هموطنان در هرجا که باشد مي تواند خدمت کند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
روزي که «ممتاز محل» درگذشت
دو تصويراز ممتاز محل (کار نقاش هاي هند)


    «ممتاز محل» بانوی «شاهجهان» امپراتور تيموري (مغول تبار) هندوستان هفتم و طبق برخي محاسبات تقويمي 17 ژوئن 1631 هنگام وضع حملِ پانزدهمين فرزند خود درگذشت و «شاهجهان» كه به وي علاقه فراوان داشت تصميم گرفت به يادبود او يك ساختمان باشكوه بسازد و بناي «تاج محل = کاخ، شاه نشين» سال بعد آغاز شد و پس از 23 سال به پايان رسيد.
    اين بناي باشكوه كه از سنگ مرمر ساخته شده است توسط استاد عيسي، معمار مشهور ايران طراحي و بنا گرديده و هنوز يكي از ابنيه زيباي جهان بشمار مي رود. همين ساختمان، بانو «ممتاز محل» را مشهور جهان كرده است.
    «ممتاز محل» نوه يک اميرزاده ايراني ـ از ايران خاوري ـ بود و پيش از ازدواج، «ارجمند بانو» نام داشت. وي در اپريل 1593 به دنيا آمده بود. شاهزاده خرّم پس از اينکه به نام شاهجهان به سلطنت رسيد «ارجمند بانو» را لقبِ ممتاز محل (برترين فرد در کاخ شاهي ـ شهبانو) داد. با وجود اين و به رغم علاقه شديد به ممتاز محل، شاهجهان با دو دختر ديگر هم ازدواج کرد و سه زنه بود.
    
عمارت تاج محل


    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ژاندارک هند ـ بانوی جوانی که با استعمار انگلیسی ها جنگید
17 ژوئن 1858 روزی است که بانو «لاکشمی بای (Lakshmi Bai (Rani)» از قهرمانان ملی هند در جنگ با انگلیسی ها کشته شد. وی که از دلاوران تاریخ است هنگام مرگ 23 ساله بود. لاکشمی (در هند معروف به رانی Rani = ملکه) زوجه راجه (حاکم) «جانسی Jhansi» هند بود. انگلیسی ها که سرگرم تصاحب هند بودند با خودشان قرار گذاشته بودند برای هر منطقه هند که راجه اش فوت کند و وارث آنچنانی (ولیعهد) نداشته باشد حکمران انگلیسی منصوب کنند. راجه «جانسی» در 1857 درگذشت و چون فرزند نداشت نماینده دولت لندن در صدد تعیین حکمران انگلیسی برآمد که لاکشمی مردم منطقه ـ از زن و مرد را بسیج کرد و با انگلیسی ها به جنگ پرداخت و اعلام کرد که تنها با عبور از جنازه او می شود به جانسی (واقع در ایالت اوتار پرادش) وارد شد. همزمان، افراد هندی که به استخدام دولت لندن درآمده و عنوان سپوی Sepoy (تلفظ هندی واژه فارسی «سپاهی») داشتند در منطقه «میروت Meerut» دست به یک شورش خونین زده و انگلیسی ها حتی زنان و فرزندان آنان را کشتار کرده بودند که در تاریخ به بپاخیزی هندیان معروف است. حکمران انگلیسی هند یک واحد نظامی مجهر به توپ به جنگ بانو لاکشمی فرستاد و دو نیرو در در «پول باغ» ناحیه کوتاه ـ کی سرای (همه این کلمات فارسی اند) در 200 کیلومتری شهر «لوک نو» به یکدیگر تلاقی و ضمن نبرد، بانو لاکشمی که همانند ژاندارک لباس مردانه پوشیده و بر اسب سوار بود و افرادش را هدایت می کرد کشته شد. وی پس از استقلال هند در 1947 قهرمان ملی لقب گرفت و مجسمه او سوار براسب در نقاط مختلف اين کشور دیده می شود و مورد احترام است. (عکس زير):
مجسمه لاکشمي و تصوير او

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
پیروزی بومیان آمریکا در سه نبرد
Thasunke Witko
هفدهم ژوئن 1876 هزار و پانصد بومی آمریکایی (اصطلاحا؛ سرخپوست) و معروف به دلاور از دو قبیله «سو» و «شیان» در ناحیه «رُزباد Rosebud» در استیت شمالی مونتانا نیروهای نظامی دولت واشنگتن بفرماندهی زنرال «جورج کروک G. Crook» را شکست دادند. فرماندهی این بومیان را تهاسونکه ویتکو Thasunke Witko (به اصطلاح آمریکاییان؛ کرِیزی هورس) برعهده داشت. ژنرال کروک با این شکست نتوانست به کمک ژنرال کاستر Custer که عازم «لیتِل بیگ هورن Little big Horn» در داکوتای جنوبی جهت جنگ با دسته ای دیگر از بومیان بفرماندهی «سیتینگ بول» بود بشتابد و درنتیجه، کاستر و همه افراد واحد هفتم سواره نظام آمریکا در نبرد لیتل بیگ هورن کشته شدند.
     «کرِیزی هورس» قبلا در «ویومینگ» نظامیان دولت واشنگتن مرکب از سوار و پیاده بفرماندهی «ویلیام فترمن W.Fetterman» را شکست و فراری داده و پایگاهشان را تصرف کرده بود.
    بومیان تا اواخر قرن 19 برای حفظ اراضی و فرهنگ خود با مهاجران اروپایی و دولت برآمده از آنان می جنگیدند. بومیان پس از سه قرن نبرد سرانجام شکست خوردند و باقیمانده آنان به اراضی محصور (رزرویشن) فرستاده شدند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نخستين بانوخلبان که عرض اقيانوس اطلس را با پرواز پيمود
Amelia Earhart در کابين هواپيماي خود


    بانو «اميليا ارهارتAmelia Earhart ـ عکس بالا» پس از 20 ساعت و 40 دقيقه پرواز و پيمودن عرض اقيانوس اطلس، 17 ژوئن سال 1928 در ساوت ويلز انگلستان فرود آمد. وي اين پرواز را با يک هواپيماي دريانشين (هواپيمايي که قادر به نشستن و برخاستن از روي آب است) پيمود. او از خاور کانادا (نيو فاوند لَند) به پرواز درآمده بود. اميليا که ساکن بوستون آمريکا بود نخستين بانوخلبان است که عرض اقيانوس اطلس را با پرواز پيمود.
    Amelia اواخر تابستان 1937 پرواز دور دنيا بر فراز خط اِستوا را آغاز کرد، ولي دوم جولاي اين سال برفراز اقيانوس آرام ناپديد شد. هنوز تلاش براي يافتن بقاياي او و هواپيمايش ادامه دارد!. گفته شده است که هواپيماي او برفراز منطقه جزايرِ مرجاني Nikumaroro(نيکومارورو) سرنگون شده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نزاکت كاپيتاليستي از ديدگاه خروشچف ـ یک سوسیالیست نقش بازی نمی کند



     17 ژوئن سال 1961 ، دو هفته پس از انجام مذاكرات دو روزه جان اف كندي و نیکیتا خروشچف سران آمريكا و شوروي در شهر وين، در رسانه ها فاش شد كه در حاشيه اين مذاكراتِ جدّی، جان اف. كندي رئيس جمهوري وقت آمريكا به چند حركت غير عادي خروشچف از جمله كوبيدن لنگه كفش بر تريبون جلسه رسمي سازمان ملل، خروخ خشم آلود از جلسه مذاكره و ... اشاره كرده بود. خروشچف در پاسخ گفته بود نزاكت هايي كه شما به آن پايبند هستيد «نزاكت كاپيتاليستي» هستند ـ يك سوسياليست نقش بازي نمي كند، هرچه را كه در دل دارد آشگار مي سازد. ما نمي خواهيم كسي را فريب بدهيم؛ در ظاهر لبخند بزنيم، دست بدهيم و تعظيم كنيم و در باطن خنجر بزنيم. فرهنگ سوسياليستي با فرهنگ كاپيتاليستي و در نتيجه ديپلماسي طرفين تفاوت دارد. شما مختاريد كه رفتار ما را هر جور كه بخواهيد تفسير و تعبير كنيد، ما نقش بازي نمي كنيم؛ زيرا كه باک نداریم و نمي ترسيم و قصد فريب هم نداريم.
    در مذاكرات وقت سران دو كشور مسائل في مابين از جمله قصد شوروي به سپردن امور برلین شرقي به دولت آلمان شرقي و نيز مسئله لائوس مطرح شده بود و خرشچف گفته بود كه كمونيست هاي لائوس در كار خود استقلال دارند و او نمي تواند به آنان امر و نهي كند، مگر اين كه نظرش را بخواهند. ولي مي تواند كه نظر آمريكا را بدون تفسير و تنها به عنوان يك پيام رسان به آنان برساند.
    درست 60 سال بعد در همین زمان (16 ژوئن 2021) جو بایدن رئیس جمهوری آمریکا در ژنو با ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه ملاقات کرد، ولی این مذاکرات، دیپلماتیک بود نَه روراست مطابق آنچه را که خروشچف در 17 ژوئن 1961 به جان اف کندی گفته بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نتيجه سنجش نظرات و خواست های عراقي ها به سفارش دولت آمريكا در سال 2004
نتايج نظر سنجي از عراقي ها كه در ماه مي 2004 (و يک سال پس از حذف دولت صدام حسين) به سفارش و هزينه دولت آمريكا در شش شهر عراق انجام شد با دو هفته تاخير در نيمه ژوئن اين سال انتشار يافت.
    اين نتايج نشان مي داد كه 55 درصد عراقي ها گفته بودند كه بدون حضور نظاميان آمريكايي در خيابانهاي شهرهايشان و سپردن اين امور به پليس محلي، گمان مي کنند که اَمن تر خواهند بود. نود و دو درصد عراقي ها گفته بودند که در زمان حکومت صدام حسين از رفاه و امنيت بيشتري برخوردار بودند، اضمحلال نظام حکومتي صدام حسين تنها براي شماري فرصت طلب و کينه اي، آزادي به بار آورد، نَه همه عراقي ها.
    در این نظرسنجی، 84 درصد عراقي ها نسبت به آينده اين کشور بويژه از احتمال بسط فساد اداري ـ اقتصادي، سوء مديريت و ارتشاء و منازعات قومي و مذهبي ابراز نگراني کرده بودند. 71 در صد عراقي ها ضمن ابراز انزجار از شكنجه متداول در زندان ابوغريب که جريان آن را در روزنامه ها خوانده و عکس هايش را ديده بودند گفته بودند كه قبلا تصور نمي كردند كه «آمريكايي» از چنين شيوه هايي استفاده كند.
    طبق اين سنجش اخواست ها و نظرات، تنها سه درصد عراقي ها گفته بودند كه می خواهند صدام بار ديگر رهبر آنان شود. [در آن زمان هنوز صدام اعدام نشده بود].
     مرور زمان نشان داد که نگراني عراقي ها بجا بوده است و 9 سال پس از اين نظر سنجي انفجارهاي انتحاري، درگيري هاي قومي ـ مذهبي در جریان بود و سخن از فساد اداري و ناامني به گوش مي رسید. براي مثال: 16 ژوئن 2012 در دو انفجار انتحاري در کاظميه بغداد 32 شيعه کشته و 68 تن ديگر مجروح شدند.
نمونه اي از شکنجه در زندان ابوغريب

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تاريخ از نگاهي به تصوير
آغاز يک ماجراي دنباله دار از خرداد 1358

    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 17 ژوئن
  • 656:   عثمان ابن عَفّان در مدینه درگذشت. وی 78 سال عُمر کرد.
  • 1839:   Kamehameha سوم پادشاه جزایر هاوایی واقع در اقیانوس آرام آزادی مذهبی داد و کاتولیک ها موفق به ایجاد کلیسا در این جزایرِ اینک از اعضای فدراسیون آمریکا شدند.
  • 1861:   در جريان جنگ داخلي آمريکا، در اين روز در منطقه وِيِنا Vienna در حومه غربي شهر واشنگتن، يک هنگ ارتش کنفدراسيون (جنوبي ها) به فرماندهي سرهنگ Maxcy Gregg يک تيپ پياده فدراسيون (شمالي ها) را که از اهايو عازم واشنگتن بود تا از پايتخت حراست کند مورد حمله قرار داد و با وارد ساختن تلفات عقب راند. در تاريخ از اين نبرد به عنوان Battle of Vienna نام برده شده است. Vienna که اينک شهري بزرگ است هزاران ايراني را در خود جاي داده است. اين منطقه را ويرجينياي شمالي مي گويند.
  • 1885:   مجسمه فرشته آزادي هديه فرانسه به آمريكا با كشتي وارد نيويورك شد.
  • 1939:   بكار بردن گيوتين براي اعدام، پس از يك قرن و نيم ممنوع شد. اين وسيله براي اعدام سريع و بدون درد در جريان انقلاب فرانسه ساخته شده بود.
        
  • 1940:   در جریان جنگ جهانی دوم و دو روز پس از افتادن شهر پاریس به دست ارتش آلمان و چند ساعت پس از بمباران منطقه Saint Nazaire توسط لوفت وافه (نيروي هوايي آلمان) که ضمن آن بيش از 3 هزار تن کشته شدند، دولت فرانسه آمادگی خودرا برای تسلیم شدن به آلمان اعلام داشت و از این دولت خواست که شرایط خودرا بگوید.
  • 1944:   Iceland (ایسلند) واقع در اقیانوس اطلس شمالی با استفاده از فرصت جنگ جهاني دوم، از دانمارک جدا و یک جمهوری مستقل شد.
  • 1945:   نخستين عمل پيوندِ كُليه درشهر شيكاگو آمريكا انجام گرفت و به تدريج عموميّت يافت.
  • 1963:   ديوان عالي آمريكا در اين روز در سال 1963 با صدور يك حُكم، قرائت انجيل و خواندن دعا در مدارس عمومي اين كشور را عملي مغاير قانون اساسي آن كشور اعلام و ممنوع كرد. قانون اساسي آمريکا حمايت دولتي از يک مذهب را ممنوع کرده است.
  • 1967:   چین بمب اتمی ـ Thermonuclear weapon آزمایش کرد و وارد باشگاه اتمی ها شد. این نخستین آزمایش اتمی چین بود.
  • 1971:   دولت آمريكا اعلام کرد که از سال بعد جزيره اوكيناواي ژاپن را كه در 1945 اشغال نظامي كرده بود به اين كشور تحويل خواهد داد به اين شرط كه پايگاه نظامي خودرا در آنجا حفظ كند (که همین طور شده است).
  • 1982:   ریگن (ریگان) رئيس جمهوري وقت آمريكا در نطق خود در سازمان ملل از جماهیریه شوروي به عنوان «امپراتوري شَرّ» نام بُرد.
  • براي اطلاع



     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاريخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نيز در اپريل 2014 (ارديبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه يافته است.

    نسخه آنلاين: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com