Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
4 آوريل
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 4 آوريل
ایران
ابتکاری که بنام ایران ثبت تاریخ شده است: آموزش میهندوستی به نوجوانان و نظامیان
Arthur Upham Pope
پروفسور آرثر پوپ Arthur Upham Pope (متولد 1881 و متوفی در 1969 و مدفون در اصفهان) ایرانشناس بنام چهارم آوریل 1925 اعلام کرد که ایرانیان نخستین مردمی بوده اند که از زمان داریوش بزرگ «آموزش و پرورش میهندوستی» را ابتکار و در مدارس به نوجوانان تدریس می کردند و در طول هزار سال نخست، روش تدریس این ماده درسی به صورت نمایش بود تا در در ذهن نوجوان نقش بندد و در تمامی وجود او استقرار یابد. پروفسور پوپ در سخنرانی خود در دانشگاه کالیفرنیا گفته بود که ایرانیان پیش از یونانیان و ملل دیگر دارای دبستان و کودکستان بودند؛ یونانیان آکادمی تدریس علم و ادبیات و فلسفه برای بزرگسالان دایر کرده بودند ولی ایرانیان با الهام از آموزش های زرتشت به تاسیس مدرسه برای پنج ساله ها و بالاتر اقدام کرده بودند و در این مدارس آموزش میهندوستی و اخلاقیات و تندرستی (ورزش و بهداشت) برعلم و ادبیات ترجیح داشت. طبق اکتشافات پروفسور پوپ، در ایران باستان هر مرد جوان که می خواست وارد ارتش شود باید سه ماه آموزش نظامی و سه ماه آموزش میهندوستی می دید که قسمتی از آن به ذهن سپردن تاریخ ایران و تجربه نیاکان بود. تدریس تاریخ به صورت سخنرانی در طول خدمت ارتش اجباری بود و مخصوصا در شب پیش از آغاز هرجنگ.
    بسیاری از دولت ها از این اظهارات پروفسور پوپ که حاصل تحقیقات او بود استفاده کردند و «Patriotic Education» را وارد کار مدارس و ارتش و بعدا رسانه های خود از کتاب تا سینما و روزنامه و رادیوتلویزیون کردند. با چنین آموزش و پرورشی بود که ژاپنی ها در سپاهیگری چنان پیشرفت کرده بودند که نتیجه اش در جریان جنگ جهانی دوم مشاهده شد. توجه به آموزش میهندوستی از آغاز قرن 21 و مشاهده گسترش آزمندی های انسان و خودخواهی های او و بویژه پس از بحران مالی جاری در کشورهای صنعتی و فساد اداری در برخی کشورهای دیگر افزایش یافته است زیرا که «میهندوستی و دنباله آن علاقه به هموطنان» داروی درمان هرگونه آزمندی، خوددوستی، احجاف و تبعیض است. تدوین ضابطه تاثیر ذاتی ندارد و یک خودخواه به محض مشاهده رخنه و روزنه گریز از ضابطه از آن عبور خواهد کرد.
    آرثر پوپ باستان شناس آمریکایی و کارشناس تاریخ و هنر ایران، استاد دانشگاه کالیفرنیا و موسس انستیتوی مطالعات مشرق زمین از سال 1925 که وارد ایران شد تقریبا تا پایان عمر در محل (ایران) به اکتشافات و تحقیقات خود درباره تاریخ و تمدن و هنر ایران ادامه داد و در قرن بیستم بیش از هرکس دیگر به شناسانیدن ایران به جهانیان کوشید. گفته شده است که پهلوی اول تحت تاثیر اکتشافات پروفسور پوپ به ناسیونالیسم گرایید و روزی که شنید بدون نیروی دریایی (سی پاور) که داریوش برای ایران ساخته بود هیچ دولتی «قدرت» نخواهد شد با موسولینی تماس محرمانه برقرار کرد و برغم مخالفت لندن برای ایران یک نیروی دریایی بوجودآورد. فیلیس آکرمن (متولد 1893 و متوفی در 1977) بانوی او در این تحقیقات در کنار شوهرش بود. ایرانیان که مردمی ذاتا قدرشناس هستند به پاس آن همه زحمات، برای این زن و شوهر در اصفهان و در کنار زاینده رود آرامگاهی به سبک مقبره شاه اسماعیل سامانی در فرارود ساختند که هر سال هزاران تن از آن دیدن می کنند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
قتل مبهم امیرلشكر عبدالله خان
عبدالله خان
15فروردین 1307 امیرلشكر عبدالله خان وزیر وقت فواعد عامه كه امور راهها را هم زیر نظر داشت هنگام بازدید از جاده های لرستان و در مسیر از خرم آباد به بروجرد هدف سه گلوله قرارگرفت و كشته شد. مقامهای دولتی وقت، راهزنان را مسئول این قتل كه انگیزه آن هنوز به درستی روشن نشده اعلام داشتند. پس از اشغال نظانی ایران در شهریور 1320، درباره قتل امیر لشكر عبدالله خان شایعه های متعدد پراكنده شده بود و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
... و ناگهان به ارادهِ دولت وقت، از کشورهای دیگر خواسته شد که «پرشیا» را «ایران» بگویند و بنویسند ـ نظر تاریخدانان
سفیران ایران در هفته آخر مارس 1935 و برخی در هفته یکم ماه اپریل این سال بخشنامه یکم فروردین 1314 وزارت امورخارجه ایران خطاب به ملل دیگر مبنی براینکه از این پس پرشیا، پرژیا، پرسا و پرسه را «ایران» و پرشیان و پرسان را «ایرانی» بنویسند و بگویند به دولت های محل ماموریت خود تسلیم و نیز در روزنامه های پُر مخاطب این کشورها به صورت اعلان (آگهی پولی) منتشر کردند. خارجیان بویژه غربی ها از هزاران سال پیش سرزمین ایران را پرشیا، پرژیا، پرسا و پرسه می گفتند و می نوشتند و به این واژه عادت کرده بودند.
    در نوامبر این سال دولت وقت ایران گام دیگری در این راستا برداشت و اعلام داشت که پاکت هات پُستی وارده که به جای واژه ایران «پرشیا، پرسه و ...» را نوشته باشند توزیع نخواهد کرد و به فرستنده بازخواهد گردانید.
    به باور و اظهار برخی مورخان وقت، این اقدام ضرورت نداشت زیراکه با شنیدن و یا خواندن واژه پرشیا، در ذهن خارجی؛ یک امپراتوری بسیار وسیع توانمند از لیبی تا رود سِند و از مرز اوکراین امروز، داغستان روسیه و خجند (واقع در کنار رود سیحون = سیردریا) تا بحرین و عُمّان مجسم می شد و دعاوی احتمالی قابل توجیه بود. به علاوه، واژه ایران در آن زمان برای بسیاری از خارجیان نامأنوس بود. دولت های دیگر و برای مثال؛ مصر، یونان، چین، ژاپن و هند اصرار نکردند تا خارجیان نام های محلی این کشورها را بکار برند. برای مثال: یونان و گریس، دویچلَند؛ آلمان و ژرمانی، هند و ایندیا، مصر و ایجپت، و ... و اعتراضی هم نیست. این اقدام تنها دولت وقت لندن (که نگران ادعای ایران بر افغانستان و هند غربی ـ پاکستان امروز است) و دولت [وقت] مسكو را كه بر بسیاری از مناطق امپراتوری پارسیان کنترل دارد [داشت] راضی کرده است و بنابراین انگیزه خارجی داشته است. دولت [وقت] تهران غافل از این بوده است كه ذهن توده ها در خارج از ایران را با بخشنامه دولتی نمی شود تغییر داد و نوجوانان در مدارس ممالك دیگر و در كتب درسی كارهای «امپراتوری پارسیان»، ادبیات پارسی، پرس پولیس و ... را می خوانند و نامی از ایران نیست و در محاوره هم از پرشیان راگ (فرش ایرانی)، پرشیان كَت (گربه ایرانی)، پرشیان مِلون (خربزه ایرانی)، پرشیان هَت (كلاه پوستی ایرانی ـ کلاه افغانی) و ... نام می برند و به تدریج فراموش می كنند كه ایران همان «پرشیا» است كه 13 قرن تنها اَبَرقدرت و یا یكی از دو ابرقدرت جهان بود و آن ادبیات غنی را داشته و زادگاه بسیاری از فرضیه ها، علوم و فنون بوده است.
    برخی از تاریخدانان گفته بودند؛ از آنجا که واژه ایران، نژاد آریایی و آرین را تداعی می کند که این روزها مورد توجه هیتلر است، دولت ایران که برای خلاص کردن خود از نفوذ انگلیسی ها چشم به آلمان دوخته است به خارجیان اصرار کرده که پرژیا را ایران بنویسند و بخوانند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
انتقال هزاران زن لهستانی از شوروی به ایران
15 فروردین 1321(چهارم اپریل 1942) هزاران زن لهستانی كه پس از تصرف كشورشان به شوروی منتقل و سپس به عنوان آواره به ایران فرستاده شده بودند در «دوشان تپه» و چند نقطه دیگر در خارج از شهر تهران اسكان داده شدند. این زنان سالها و برخی از آنان برای همیشه در ایران ماندند. از همین زمان کارکردن زنان در رستوران ها و بارهای ایران امری عادی شد زیرا بیشتر آنان به این کار روی آورده بودند.
    آلمان در سپتامبر 1939 به لهستان لشکر کشیده بود تا آن قسمت از خاک آلمان را که قبلا «پروس» خوانده می شد و پس از جنگ جهانی اول به آن کشور ضمیمه شده بود پس بگیرد. دو هفته بعد مسکو نیز که با آلمان سازشنامه و معاهده داشت بخش دیگری از لهستان را متصرف شد و از آن زمان تا 1941 شماری زیاد از لهستانی های ساکن منطقه اشغالی خود و عمدتا زنان لهستانی را به مناطق داخلی شوروی انتقال داد که بعدا بخشی از آنان به ایران که زیر اشغال نظامی متفقین بود فرستاده شدند. بیشتر این زنان، شوهران و یا پدر خودرا در جنگ از دست داده بودند.
    از اواخر سده هجدم، این دومین بار بود که لهستان میان دولت های برلین و مسکو تقسیم شده بود. همین دومین تقسیم بهانه تعرض ارتش هیتلر به شوروی ـ به رغم وجود معاهده عدم تعرض میان دو دولت قرار گرفته بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
زادروز وزارت اقتصاد ایران ـ داستان همه فن حریف بودن ذکاء الملک (فروغی)
فردا زادروز وزارت اقتصاد ایران است. این وزارت 16 فروردین سال 1309 به نام «وزارت اقتصاد ملی» آغاز بكار كرد و محمدعلی فروغی وزیر آن شد. فروغی که محمدعلی شاه قاجار در آبان 1286 لقب «ذکاء الملک» به داده بود قبل از انتصاب به وزارت اقتصاد؛ نماینده و رئیس مجلس، وزیر مالیه (دارایی)، وزیر عدلیه (دادگستری)، وزیر امور خارجه، با شهرت ادیب بودن وزیر جنگ!، سفیر ایران در ترکیه، نماینده ایران در جامعه ملل، کفیل نخست وزیری [زمانی که ژنرال رضاخان نخست وزیر بود]، نخست وزیر ایران پس از شاه شدن رضاخان. وی بعدا [پس از وزارت اقتصاد] تا زمانی که مورد بی مهری رضا شاه قرارگرفت سمت های متعدد دیگر داشت و بلافاصله پس از اشغال نظامی ایران در شهریور 1320 (آگوست 1941) نخست وزیر شد و طبق نظر لندن، راه را برای برکناری و تبعید رضاشاه هموار ساخت. مروری بر این سمت ها و مشاغل و کارها نشان می دهد که چرا وطن ما با داشتن مردمی با استعداد و باهوش و منابع سرشار رشد کافی نکرد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
کناره گیری الهیار صالح به نشانه اعتراض به اختیارات دکتر میلسپو ـ اشاره ای به نقش سیاسی بازارایان ایران
الهيار صالح

در این روز در سال 1322 (اپریل 1943) الهیار صالح وزیر دارایی وقت، و شخصیتی ملی گرا و مورد احترام و علاقه ایرانیان، به نشانه اعتراض به اختیارات فراوانی كه مجلس به دكتر میلِسپو مستشار آمریکایی مالیه ایران داده بود و مخالفت با روش كار او، از سمت خود كناره گیری كرد و پس از رسیدن این خبر به بازار تهران، بازاریان و كسبه پایتخت دست از كار كشیدند و در میدان بهارستان اجتماع كردند و نمایندگان خودرا برای مذاكره با مجلسیان معرفی و خواهان لغو اختیارات میلسپو شدند و تهدید كردند كه تا این كار صورت نگیرد و «صالح» اعلام رضایت نكند بازار و مغازه ها را باز نخواهند كرد. در آن زمان ایران تحت اشغال نظامی متفقین بود.
    سالها بعد که مورخان ـ پس از تحقیقات بیشتر، این رویداد را وارد رساله های خود کردند نوشتند که یکی از انگیزه های بازاریان به تظاهرات ضد میلِسپو این بود که وی می خواست از درآمد بازاریان که حاصل از سود فروش کالا بود مالیات واقعی بگیرد. این مالیات در عین حال گرانفروشی هارا نشان می داد. از دوره قاجاریه به این سوی، بازاریان ایران و عمدتا به خاطر حفظ منافع خود وارد سیاست شده اند و این وضعیت، پس از انقلاب سال 1357 گسترش یافته است. بازاریان تهران در خرداد 1342 (ژوئن 1963) یک مورد از سازماندهی های سیاسی خودرا منعکس کردند. مورخان، قتل حسنعلی منصور ـ نخست وزیر ـ در سال 1343 را به پای یک گروه از بازاریان نوشته اند. برخی از مورخان نوشته اند که دولت لندن در دوران نفوذ در ایران؛ از بازاریان در پیشبرد مقاصد و سیاست های خود بهره گیری می کرد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قبال ایران، آمریكا باردیگر در كنار انگلستان قرار گرفت
John Foster Dulles


    15 فروردین 1332 (4 مارس 1953) جان فاستردالس John Foster Dulles وزیر امور خارجه وقت حكومت حزب جمهوریخواه آمریكا (دولت ژنرال آیزنهاور) كه از آغاز كار آن تنها ده هفته می گذشت اعلام كرد كه آن دولت پیشنهاد تازه ای برای حل اختلاف ایران و انگلستان ندارد.
    سیاستمداران داخلی (ایرانی) متمایل به آمریكا برای كاهش خشم ایرانیان از این عمل دولت آیزنهاور، گفته بودند كه واشنگتن تحت فشار چرچیل نخست وزیر انگلستان چنین تصمیمی را گرفته است. در برابر، روزنامه های چپگرای تهران نوشته بودند كه جمهوریخواهان پیش از بر سر كار آمدن، به دولت محافظه كاران انگلستان (دولت چرچیل) قول همكاری برضد ایران را داده بودند. به نوشته این روزنامه ها، ترومن (دولت حزب دمكرات) در طول حكومت خود با حمایت ضمنی از ایران می خواست بدون دادن امتیاز به انگلستان، جای این كشور را در ایران بگیرد ولی جمهوریخواهان كه انگلستان را جدا از آمریكا نمی دانند می خواهند با جلب رضایت انگلستان و دادن برخی امتیازها به آن، جایش را در ایران بگیرند و دولت (كابینه دكتر مصدق) نباید خام شود و سرش كلاه برود.
     برای پایان داده شدن به این بحث، همان روز گفته شد که در یکی دو روز آینده آینده دكتر مصدق در زمینه تغییر سیاست آمریکا در قبال مسئله نفت نطقی خطاب به ملت ایراد خواهد کرد و باردیگر قول خواهد داد كه به راه خود كه حفظ دمکراسی و حاكمیت و منافع ملی است ادامه خواهد داد و تا پای جان اجازه نخواهد داد كه كوچكترین حق مسلم وطن سلب شود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
هشدار اصحاب نظر و بخشی از تذکّرات رئیس قوه قضایی جمهوری اسلامی ایران درباره انتخابات سال 1996 ریاست قوه مجریه
در این روز از فروردین 1396 گزارش شده بود که ثبت نام داوطلبان نامزدی برای انتخابات دوازدهمین دوره ریاست قوه مجریه جمهوری اسلامی (رئیس جمهور) از 22 فروردین این سال آغاز خواهد شد. شورای نگهبان بر پایه شرایط اصل 115 قانون اساسی، نامزدهای واجد شرایط را گزینش و اعلام می کند.
    به اظهار اصحاب نظر که در آن روز انتشار یافته بود، این انتخابات که 29 اردیبهشت (سال 1396) برگزار شد با توجه به وضعیت کشور و منطقه و نیز اتحادِ نانوشته دانالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا با دولت سعودی و اسرائیل برضد جمهوری اسلامی ایران و اظهارات تند و خصمانه آنها، باید بسیار حسّاس و سرنوشت ساز در نظر گرفته شود.
    بخشی از اظهارات رئیس وقت قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران (آیت الله لاریجانی) در این باره که چهاردهم فروردین 1396 انتشار یافت:
    "توقع و انتظار همه ما از شورای نگهبان در مورد انتخابات ریاست جمهور، رعایت مُرّ قانون اساسی است. در اصل 115 قانون اساسی تصریح شده که رئیس جمهور باید از بین رجال مذهبی و سیاسیِ واجد شرایط انتخاب شود، و بر همین اساس باید تعریف صحیح و معقولی از رجال سیاسی و مذهبی توسط اعضای شورای نگهبان وجود داشته باشد. به نظر می‌رسد که مقصود از ذکر واژه «مذهبی» در مورد رجال، صرفاً اعتقاد به مذهب و اسلام نیست بلکه امری فراتر از آن در نظر است. این اصل قانون اساسی، تاکید بر مدیر و مُدبّر بودن داوطلب نامزدی دارد. مدیریّت و تدبیر، اموری نسبی هستند یعنی هر جایگاهی اقتضای مدیریت و تدبیر خاص خود را دارد و برای هر مقام، نوع و سطح ویژه ای از مدیریت و تدبیر نیاز است. بنابراین، هرگونه سهل‌انگاری در تطبیق عناوین موجود در قانون اساسی در مورد داوطلبان انتخابات ریاست جمهور خطایی نابخشودنی است. به نظر می‌رسد که در سال‌های گذشته و در مورد برخی افراد، مدیر و مُدبّر بودن در حدِ ریاست جمهور، ثابت و محرز نبوده است، و به استناد همین تجربه نباید تابع احساسات بود و گفت یک شخص چون آدم خوبی است می‌تواند رئیس جمهور شود. یک آدم خوب شاید برای امامت جماعت یک مسجد، فرد مناسبی باشد اما لزوماً هر آدم خوب برای ریاست جمهور مناسب نیست. امانَت و تقوا از دیگر شروط برای انتخاب نامزدهای ریاست جمهور است بنابراین، کسی که می‌خواهد در این جایگاه قرار گیرد باید امانتدار و اهل ‌تقوا باشد. تقوا فراتر از بحث اعتقاد است. در این زمینه به هیچ عنوان نباید سهل‌انگاری صورت گیرد. به علاوه، کسی قادر است ریاست قوه مجریه را به‌عهده بگیرد که از هیچ قدرتی هراس نداشته باشد. همه این شرایطِ بسیار مهم را شورای نگهبان باید با دقّت ملاک قرار دهد و با هیچ کس در این زمینه رودربایستی نداشته باشد.".
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای اقتصاد
... و «طرح مارشال» بود که دلار را پول یكم جهان و از عوامل قدرت آمریکا کرد ـ نگاهی به تاریخچه دلار
چهارم اپریل 1948 هری ترومن رئیس جمهوری وقت آمریكا «طرح مارشال» مبنی بر كمك اقتصادی پنج میلیارد دلاری آمریكا به 16 كشور جنگزده متمایل به واشنگتن در اروپا را كه به تصویب كنگره آن كشور (قوه مقنّنه) رسیده بود امضا كرد تا قانون شود. عنوان این طرح از نام مبتكر آن «جورج مارشال» وزیر امور خارجه وقت آمریكا گرفته شده است.
     اجرای این طرح كه بسیار ماهرانه، و با دوراندیشی ویژه و محاسبات دقیق تنظیم شده بود باعث شد كه «دلار آمریكا» پول اول جهان و به تدریج بین المللی و «وسیله» معاملات و مبادلات تجاری و یک معیار سنجش قیمت کالا شود ـ که پول کشورها هم نوعی «کالا» بشمار می رود و مشمول قانون عرضه و تقاضا است. با این تحول، نفوذ واشنگتن در كشورهای گیرنده كمك گسترش یافت، پولدار شماره یک جهان لقب گرفت و قدرت اول غرب شد ـ در برابرِ دولت مسکو كه قدرت اول شرق بود. در آن زمان و تا دو دهه و اندی بعد، دلار آمریکا همچنان در استاندارد طلا باقی بود و نمی شد که حجم آن بیش از ذخایر طلای آن کشور باشد.
     از دهه 1950 که قدرت انگلستان و عمدتا در پی ملی شدن صنعت نفت ایران و درگیری دکتر مصدق با آن دولت و رسواکردن جهانی اش رو به ضعف و افول گذارد، آمریکا جای آن کشوررا به صورت محلی برای سپردن و پس انداز کردن ذخایر ارزی کشورها و دادن بهره گرفت زیراکه سپرده ها بهره قابل ملاحظه داشته و بازپرداخت ها تضمینی است. این کار معمولا به صورت خرید اوراق بهادار و مدت دارِ خزانه داری آمریکا به نام «تی باند» صورت می گیرد که این اصطلاح در برخی از کشورها به «اوراق قرضه» ترجمه می شود. برای مثال؛ در سال 2010 رژیم پکن و هنگ کنگ جمعا یک تریلیون و 48 میلیارد دلار، ژاپن هفتصد و 65 میلیارد، سعودی و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس 207 میلیارد، انگلستان 178 میلیارد، تایوان 116 و سویس 90 میلیارد دلار از این تی باندها (اوراق قرضه) آمریکارا در دست داشتند، و ....
     John Willard Toland جان تالند مؤلف بنام در كتاب «پرل هاربر Pear Harbor» ضمن ارائه اسناد ثابت كرده است كه روزولت از قبل، از تصمیم ژاپنی ها در حمله به پرل هاربر آگاه بود و چون درصدد بود كه آمریكارا از رکود اقتصادی و انزوا خارج و ابرقدرت سازد، بهترین فرصت را برای این كار حمله نظامی غافلگیرانه ژاپنی ها به پرل هابر می دانست و لذا تا انجام حمله چیزی نگفت و اقدامی نكرد و پس از آن بود كه بدون مخالفت داخلی، آمریكا را وارد جنگ جهانی دوم كرد و چون به دور از صحنه های نبرد بود و میان دو اقیانوس قراردارد آسیب ندید و از میان ویرانه های جنگ به صورت یك ابرقدرت سر برافراشت. اصرار چرچیل در وارد کردن آمریکا به صحنه جنگ در اروپا بی تاثیر نبود. همه تلاش روسای جمهوری بعدی آمریکا این بوده است که «دلار آمریکا» به صورت پول جهانی باقی بماند و از این طریق، این دولت نبض اقتصاد جهان را به دست داشته [و به قول منتقدین، کدخدای گیتی] باشد. جهانی شدن دلار آمریکا [که از آغاز قرن 21 رقیبان تازه یافته و دارد تهدید می شود] از سال 1946 و با اجرای «طرح مارشال» برای نوسازی کشورهای جنگزده اروپایی [با کمک مالی آمریکا] آغاز شد.
    نگاهی به تاریخچه دلار آمریکا:
    22 ژوئن 1777 پول در گردش ایالات متحدهِ تازه استقلال یافته آمریکا سه میلیون دلار تعیین و دستور ضرب سکه طلا تا این مبلغ داده شد.
    كنگره آمریكا (که در آن زمان، تنها یك مجلس بود) ششم جولای سال 1785 به اتفاق آراء «دلارDollar» را واحد پول آن كشور قرار داد. پیش از انقلاب استقلال، پول انگلستان (لیره ـ پاند) در 13 مهاجر نشین انگلیسی آمریكای شمالی رایج بود. در جریان انقلاب و به سبب خصومت با دولت لندن، آمریكائیان سكه نقره ای اسپانیا به نام «دلار» را كه در مكزیكِ اسپانیا رایج بود وسیله داد و ستد قرار داده بودند و به همین دلیل نام پول ملّی خودرا «دلار» نهادند.
     یک سكه نقره ای از قرن چهاردهم به مدت سه قرن و اندی به نام «تالرThaler، دالر، تلار و دلار» در اروپا رایج بود كه اسپانیایی ها آن را حفظ كردند و به مستعمرات خود در قاره آمریكا منتقل ساختند. اِس با خط عمودی؛ «$» که علامت بین المللی دلار است نیز از اسپانیانی ها اقتباس شده که پول خودرا با علامتPمشخص می ساختند و اینPدر آمریکای شمالی به تدریج و در نوشتن به شکل$درآمده است.
    دلار آمریکا همچنین پول رایج ده کشور و 16 منطقه وابسته است. اكوادور، السالوادور و پاناما همان دلار آمریكا را به جای پول ملی خود بكار می برند.
     بعضی اوقات آمریكایی ها در محاوره، به جای لفظ دلار، واژه «باك Buck» را بكار می برند. در دوران جنگ داخلی آمریكا بود که اسكناس دلار (دلار کاغذی با پشتوانه طلا) به تدریج جای دلار سکه ای (نقره ای و زرّین) را گرفت. در آمریكا شورای پول (که رئیس آن به پیشنهاد رئیس جمهوری و رای سنا انتخاب می شود) کنترل سیستم بانكی و ذخایر فدرال (کنترل دلار) را به دست دارد، و سیاست مالی كشور از جمله تغییر نرخ بهره را تنظیم و در صورت لزوم تغییر می دهد. آمریكا برخلاف سایر كشورها، دارای 12 بانك مركزی است. چاپ اسكناس دلار توسط اداره «گراور و چاپ فدرال رزِرو» انجام می گیرد كه از كاغذ و مركب خاص استفاده می كند كه فرمول تهیه آنها باید محرمانه بماند.
     دلار آمریكا USD برخلاف اسكناس سایر كشورها دارای یك اندازه و یك رنگ است كه در خارج از آمریكا به «پشت سبز» معروف است. از سال 2005 با حفظ زمینه سبز، تغییراتی در رنگ برخی از قسمتهای اسکناس های دلار داده شده است که هدف، جلوگیری از جعل آنها بوده است. قبلا اسكناس پانصد دلاری و هزار دلاری هم بود كه ریچارد نیكسون از سال 1969 آنها را از بیم جعل، از جریان خارج ساخت و صد دلاری اینك بزرگترین اسكناس آمریكاست. نیکسون عقیده داشت که دیدن اسکناس درشت (مثلا پانصد دلاری)، تورّم پول را در ذهن تداعی می کند و تاثیر روانی منفی می گذارد. همین نیكسون برای رهاساختن واشنگتن از محدودیت چاپ دلار، این پول را از «استاندارد طلا» هم خارج ساخت و حجم دلار درجریان که «ذخیره ارزی» بسیاری از كشورها قرار گرفته شش دهه است که از میزان طلا در آمریكا بیشتر شده و دارد بازهم بیشتر می شود. همه تلاش سران آمریکا دلاریزاسیون کردن اقتصاد جهان پس از جنگ جهانی دوم بوده است (که از نیمه دهه پنجم قرن 20 که قدرتهای اقتصادی سابق به فلاکت افتاده بودند). این سیاست به هدف رسیده و دلار آمریکا پایه معاملات بین المللی ازجمله نفت، طلا و ... و «ریزرو کورنسی» یک ذخیره جهانی و ستون قدرت آمریکا شده است ـ قدرتی بالاتر از توان نظامی. قدرت دلار از دهه اول قرن 21 چند تهدید زبانی و روی کاغذی را که وارد مرحله «عمل» نشدند از سر گذرانیده است ازجمله اندرز برخی مقاله نگاران و سیاسیون محلی به دولتهای متبوع به «فروش ذخایر دلارخود»، «جانشین ساختن دلار با پولی دیگر»، عرضه اوراق بهادار آمریکا (ترژری باوند آمریکا) به بازار که کاهش شدید نرخ دلار را به دنبال خواهد داشت و ایجاد بریکس (پیمان مالی برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی) عمدتا با هدف جانشین ساختن دلار که تاکنون موفق نبوده اند. رژیم پکن بیش از یک تریلیون و ژاپن حدود هشتصد میلیارد دلار از این اوراق بهاداررا در دست دارند و پس از این دو، دولت سعودی و ....
     بیش از دو سوم دلارهای چاپ شده در آمریكا در خارج از این كشور رایج هستند که افزایش دلارهای برون مرزی روز افزون است که در پاره ای از مناطق جهان به نظر می رسد که جای پول ملی را گرفته اند و در مناطق رو به رو با بحران اقتصادی بورسی شده اند و مطابق سهام و طلا، خرید و فروش می شوند و .... به گفته برخی از كارشناسان امور پول، قدرت سیاسی ـ نظامی آمریکا ضامن حفظ قدرت دلار است و لذا واشنگتن می کوشد این دو قدرت خود را حفظ كند تا دلار به عنوان پول بین المللی باقی بماند.
     در سال 1995 میزان دلار در گردش در سطح جهان 380 میلیارد بود و در سال 2004 هفتصد میلیارد یعنی در فاصله 9 سال تقریبا دو برابر شده است كه بیش از دو سوم آن در خارج از آمریكاست. این، مربوط به اسكناس چاپ شده است و در آن، معاملات اعتباری به حساب نیامده است. در داخل آمریكا به جای پول نقد، مردم با چك و كردیت كارت معامله و خرید می كنند.
     معاملات و صدور و ورود غیر قانونی پول ـ و در اینجا دلار ـ را «مانی لاندری» گویند كه در ایران به «پول شویی» ترجمه می شود، که در حقیقت دارای این مفهوم (پول شویی) نیست. این اصطلاح را «ال كاپون» گانگستر رایج ساخت. وی دارای دهها جایگاه ماشین لباسشویی سكه ای بود و هنگام واریز كردن پول نقد به حسابهایش در بانكها می گفت كه این پولها محصول «لاندری = مراکز ماشین لباس شویهای برقی سکه ای» اوست، حال آن كه پولها عمدتا از امور غیرقانونی به دست آمده بود [معاملات قانونی با چك صورت می گیرد] و از همان زمان، رسانه های آمریكا معاملات غیر قانونی پول را «مانی لاندری» نوشته اند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسی
نقش پول در دموكراسی ـ چه کِسی باید نامزد مقام ریاست جمهوری شود؟ (نظریهِ مهم اندی رونی روزنامه نگار آمریکایی)
با این كه رسانه های آمریكا از تبلیغات انتخاباتی از طریق انتشار آگهی، سود سرشار می برند ولی اواخر مارس 2007 برخی از تفسیرنگاران این رسانه ها، از دموكراسی به این صورت (روال جاری) انتقاد کرده و گفته بودند كسانی كه می خواهند فرماندار، شهردار، سناتور، عضو مجلس نمایندگان، رئیس كشور و ... شوند باید برای مردم به وضوح شناخته شده باشند و اگر چنین باشد دیگر نیازی به جمع آوری این همه پول، اعلام مبالغ اهدا شده و تبلیغ نیست كه دهندگان پول (عمدتا كمپانی ها) بعدا انتظاراتی خواهند داشت و برآوردن این انتظارات برابر است با فساد اداری ـ اقتصادی و حیف و میل درآمد دولت از مالیات ها (بیت المال).
    در آن زمان (اواخر مارس و اوایل اپریل 2007) با اینكه تا انتخابات ریاست جمهوری آمریكا هنوز 19 ماه باقی بود، رسانه های این كشور پُر از عكسهایی بود كه در یكی از آنها بانو هیلاری كلینتون (یكی از نامزدهای وقت) و شوهرش را نشان می داد كه ظرف سه ماه 26 میلیون دلار پول برای تبلیغات انتخاباتی جمع كرده بودند (عكس زیر):
    



     و عكس دیگر (عكس زیر) «میت رومنی» از حزب جمهوریخواه و فرماندار پیشین ماساچوست را كه در همین مدت 20 میلیون دلار جمع كرده بود با انبوهی اسكناس نشان می داد.
     تفسیرنگاران رسانه ها نوشته بودند: اگر وضعیت بر همین منوال پیش برود تا زمان تعیین نامزدهای رسمی احزاب (درکنوانسیون سراسری احزاب)، هر نامزد یكصد تا سیصد میلیون دلار جمع می كند. [در انتخابات سال 2012 ، پول جمع آوری شده برای هرکدام از دو نامزد احزاب دمکرات و جمهویخواه آمریکا به حدود یک میلیارد دلار رسید!.].
    



     جالبترین تفسیرهای منفی مارس و اپریل 2007 در این زمینه، نظر «اندی رونی» مفسر قدیمی و معروف آمریكا بود كه یكشنبه یكم آوریل 2007 از شبكه سی.بی.اس پخش شد. وی گفت: برای من شرم آور است كه می بینم این روزها كسانی كه می خواهند رئیس جمهور شوند این چنین پول خرج می كنند. آیا آنان می خواهند این مقام را خریداری كنند؟.
    «اندی رونیAndy Rooney» که پنجم نوامبر 2011 در نود و یک سالگی و پس از 7 دهه روزنامه نگاری در گذشت قبلا ـ یكشنبه شب 11 ژوئیه 2004 ـ در برنامه خود در تلویزیون سی بی اس گفته بود:
    رئیس جمهور فردی است كه یك جامعه، دست كم برای چهار سال سرنوشت خودرا به او می سپارد و این، کار كوچكی نیست. چرا مقرر نداشته اند كه شرط نامزد شدن برای احراز این مقام بسیار مهم، قبول شدن در آزمایش هوش، معاینه جسم و روان و امتحان معلومات عمومی باشد؟. اگر یك رئیس جمهور مقدمات اقتصاد، حقوق و جامعه شناسی، و نیز تاریخ و جغرافیا نداند گزارشهایی را كه به او می دهند و عموما با توجه به ضیق وقت او خلاصه تهیه می شود به وضوح درك نمی كند و تصمیماتی كه می گیرد ممكن است نتیجه مطلوب نداشته باشد. دمكراسی فقط آوردن اكثریت آراء نیست. باید افرادی را به مردم برای دادن رای معرفی كرد كه از لحاظ جسم و روان و هوش كامل باشند و مقدمات و دست كم راه مطالعه هر كاری را بدانند. به علاوه، یک نامزد ریاست جمهوری از همان آغاز کمپین باید بگوید که چه کسانی را به همکاری انتخاب می کند ازجمله وزیران امورخارجه، دفاع، خزانه داری، بازرگانی و مشاوران امنیت ملی و .... به این ترتیب؛ رای دهندگان با چشم بازتر و اطمینان بیشتر به پای صندوقهای رای خواهند رفت. نامردها به جای کوبیدن و تخریب یکدیگر در طول کمپین، باید جزئیات برنامه های خودرا اعلام و از این برنامه ها که در عین حال می توانند «تز» باشند دفاع کنند تا مردم با چشم بازتر و امید بیشتر به آینده بنگرند و بدانند که در 4 سال بعد چه پیشرفت هایی خواهند داشت.
    
اندي روني

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
صنایع و فنون
مایكروسافت، بیل گیتس و راه میلیاردر شدن با ایجاد سیستم های تازه ـ آنلاین شدن آگهی های تجاری و نیازمندی ها و در نتیجه؛ کاهش تیراژ نشریات
بیل گیتسِ سال 1975
شركت مایكروسافت كه هر سال بیش از 125 میلیارد دلار درآمد دارد و دارای بیش از 151 هزار كارمند در بیش از یكصد كشور است چهارم اپریل 1975 توسط دو جوانِ همشهری درشهر آلبوكركی آمریكا تاسیس شد. بنیادگذاران آن؛ بیل گیتس (در آن زمان 20 ساله) و پال آلن (در آن وقت 23 ساله) بودند که شمار آنان بعدا افزایش یافت.
    بیل گیتس اینك با داشتن بیش از یکصد میلیارد دلار ثروت شخصی، از پولداران اول جهان بشمار می آید. راز پیشرفت او، ابتكار و ایستادگی بوده است. پیروزی بیل گیتس انگیزه جوانانی شده است که گوگل، ای بِی، تویتر، فیس بوک و ... را به وجود آورده و میلیاردر شده اند. ساخت این سیستم ها در سطح ملی و جهان ادامه دارد و روز افزون است. امروزه، برای اجاره و خرید خانه و اتومبیل دست دوم، اشیاء دیگر، خدمات و ... نیاز به مراجعه به صفحات نیازمندی روزنامه ها نیست، همه چیز ازجمله اخبار روز و نظرات در اینترنت (آنلاین ها) قرار داد و دسترسی به آنها آسان. گسترش توجه به دیجیتال خوانی، باعث کاهش صفحات آگهی های نیازمندی ها در روزنامه ها از دهها صفحه به یکی دو صفحه در روز و نیز تیراژ نشریات شده است. شبکه های سوشل میدیا کمک به ارتباط داشتن مردم با یکدیگر کرده است ـ ارتباط سریع و آسان.
     عكس بالا، بیل گیتس را در سال تاسیس مایكرو سافت كه اینک همگان با نام آن آشنا هستند نشان می دهد.
    
بیل گیتس در 64 سالگی

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
زادروز سلفون و ورود «موبایل تلویزیونی» به بازار و «موبایل بانكینگ» و ...



    سوم اپریل زادروز سلفون (تلفن موبایل) است. سلفون (نه، تلفن های بی سیم خانگی و رادیو ـ تلفن های خودرو ها) توسط دكتر مارتین كوپر ساخته و روز سوم آوریل سال 1973 به همان گونه كه در عكس بالا دیده می شود در شهر نیویورك در معرض دید همگان قرارگرفت. عكس، دكتر كوپر را در حال مكالمه با نخستین موبایل نشان می دهد. اختراع آزمایشگاهی سلفون مربوط به سال 1947 است و 26 سال طول كشید تا این اختراع تکمیل و مورد استفاده قرارگیرد. سلفون كه از آن پس در سراسر گیتی وسیعا عمومیت یافته است وسیله ای است چندكاره. از آن می شود برای مكالمه تا هر مسافت، انتقال پیام تكستی (تایپی)، ارسال و دریافت «ای ـ میل»، ارتباط با كامپیوتر و اینترنت، گرفتن عكس و فیلم و انتقال آنها، ارسال پیام كوتاه (اس. ام اس.)، استفاده مولتی میدیایی (ام.ام.اس)، دریافت خبر رادیویی و ... و از آغاز سال 2007 هم دریافت برنامه های تلویزیونی و «موبایل بنكینگ» استفاده كرد. استفاده تلویزیونی از سلفون، كار تازه ای نبوده است ولی وارد بازار شدن دستگاه مجهز به آن (TV - Cell) مربوط به مارس 2007 و احتمالا به مناسبت سی و چهارمین سال ساخت این نوع تلفن است. سیتی بانك آمریكا اعلام داشته كه از طریق سلفون، "موبایل بانكینك" به راه انداخته و این كار را از لس آنجلس آغاز كرده است. مشتریان می توانند كه با سلفون بسیاری از امور بانكی خود را از راه دور و بدون مراجعه به کامپیوتر خانگی (پی سی = دسک تاپ) انجام دهند و از وضعیت حسابهایشان آگاه شوند (همان كاری را كه با كامپیوتر و اینترنت انجام می داده اند). به این ترتیب در دنیای امروز چیزی محرمانه باقی نخواهد ماند و اطلاع از رویدادها "آنی و فوری" است و نیاز نیست که 24 ساعت منتظر شد تا روزنامه ها چاپ کنند.
    عكس زیر كه سوم اپریل 2007 در روزنامه های آمریكا انتشار یافته بود یك دستگاه موبایل تلویزیوندار را نشان می دهد كه سرگرم پخش عكس و اظهارات دریانورد 26 ساله انگلیسی بانو «فی ترنی» است كه از یك شبكه تلویزیونی پخش می شد. وی و 14 عضو نیروی دریایی انگلستان در مارس 2007 به اتهام تجاوز به آبهای ساحلی ایران توسط نظامیان ایرانی دستگیر و بازداشت شده بودند. این روزنامه ها نوشته اند كه در آینده ممكن است از عهده سلفون كارهای دیگری هم برآید. طبق نوشته این روزنامه ها، سودآورترین كمپانی های جهان در سالهای اخیر، كمپانی های سلفون بوده اند.
    



    همچنین عكس زیر یك بانوی آمریكایی را نشان می دهد كه در خیابان از طریق موبایل خود دارد مبلغی از موجودی حساب پس اندازش را به حساب جاری اش واریز می كند تا بتواند در فروشگاه خرید كند و به فروشنده چک بدهد.
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
درگذشت سازنده کامپیوترهای رومیزی ( PC)
دکتر رابرتس و Altair 8800
دکتر ادوارد رابرتس ED Roberts معروف به پدر کامپیوتر شخصی ( PC ـ دسک تاپ) یکم اپریل 2010 در 68 سالگی از بیماری ذات الرّیه درگذشت. این دانشمند آمریکایی نخستین «PC» جهان را در ژانویه 1975 عرضه داشت و نام Altair 8800 بر آن نهاد. بهای این کامپیوتر 387 دلار تعیین شده بود تا هرکس بتواند خریداری کند. پیش از این، کامپیوتر دستگاهی بسیار حجیم و بزرگ، و تنها مورد استفاده موسسات بود. رابرتس ـ از نخستین همکاران موسسان مایکرو سافت، قبلا ماشین حسابگر، چراغ الکترونیک و حتی اسباب بازی الکترونیک می ساخت. وی برای کامپیوتری و الکترونیک کردن امور پزشگی باردیگر به دانشگاه رفت و درس پزشگی خواند و یک دکترای پزشگی هم گرفت و دوکاره شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای تاریخ‌نگاری
مبدأ دوره های تاریخی ایران
تقویم نگاران و مورّخان معاصر، با تطبیق تقویم ها و تعیین دقیق مبدأ دوره های تاریخی كشورهای باستانی برپایه تقویم میلادی یونیورسال، در آوریل 1903 نتیجه کار خودرا اعلام کردند که مورد استفاده پژوهشگران، روزنامه نگاران و دانشجویان است. در این اطلاعیه، آغاز هردوره از تاریخ ایران باستان به این شرح اعلام شده بود:
     مبدأ (اوریجین) عصر حكومت مادها به پایتختی همدان: سال 612 پیش از میلاد. مبدأ عصر هخامنشیان (بپاخیزی كوروش برای تامین وحدت ایرانیان): 559 سال پیش از میلاد و اعلام تشكیل امپراتوری مشترك المنافع ایران (ایرانزمین): سال 538 پیش از میلاد. مبدأ عصر اشكانیان: سال 245 پیش از میلاد. مبدأ دوران ساسانیان: سال 224 میلادی و پایان این دوره: سال 651 میلادی.
     به این ترتیب، به نظر می رسد كه در سال 1354 هجری خورشیدی، مبدأ تقویم ملی ایران برپایه سال بپاخیزی كوروش احتساب، و از نوروز 1355 اعلام و رسمیت یافته بود و بکاربردن سال 2535 در تقویم ها و مکاتبات آغاز شده بود كه تنها سی ماه رعایت شد. تقویم هجری خورشیدی ایران كه دقیقترین تقاویم در جهان شناخته شده است، توسط دانشمند بزرگمان، عمر خیام نیشابوری تنظیم شده است كه رعایت می شود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
مردی كه مجله تایم را به دنیا آورد
Henry Luce
هنری لیوس موسس مجله تایم سوم اپریل 1898 در چین به دنیا آمد. پدرش یك مبّلغ مذهب پروتستان بود. وی پس از اتمام تحصیلاتش در چین، انگلستان و آمریكا و گرفتن لیسانس از دانشگاه ییل و فوق لیسانس تاریخ از دانشگاه آكسفورد وارد كار مجله نگاری شد. دانشجویان «ییل» هنری را به دبیری روزنامه دانشگاه انتخاب كرده بودند و همین گام، او را یك روزنامه نگار كرد. او با كمك یك دوستش در سوم مارس 1923 مجله تایم را منتشر ساخت و به كسانی كه اندرز داده بودند «روزنامه» منتشر كند گفته بود كه یك مجله «خبر، تحلیل، تفسیر و عكس» هیچگاه كهنه خسته كننده نمی شود و همیشه مخاطب خواهد داشت و مخاطبانش طبقه روشنفكر جامعه خواهند بود، طبقه ای كه اعضای آن رو به افزایشند. او سپس در سال 1930 مجله سیاسی ـ اقتصادی فرچیون، در سال 1936 مجله پُرتصویر لایف و به تدریج مجلات بسیاری را بنا نهاد، به گونه ای كه در 1967، روزی كه درگذشت صاحب بزرگترین كمپانی انتشار مجله درجهان بود و در حسابش یكصد میلیون دلار پول داشت. تحت نام همین كمپانی اینك سی ان ان و چند دستگاه رسانه ای دیگر اداره می شوند. هنری در طول عمر، سردبیری كل مجله هایش را به فرد دیگری نمی داد و خودش همزمان سردبیركل همه آنها بود.
     هنری در سال 1941 در اوج جنگ جهانی دوم ضمن تحلیل اوضاع جهان و درگیرشدن آلمان با شوروی در مقاله ای نوشت كه برنده اصلی جنگ جهانی دوم، آمریكا و قرن بیستم پس از پایان جنگ جاری (جنگ دوم)، قرن برتری آمریكا خواهد بود زیرا از میدانهای جنگ به دور است و آسیب آن چنانی نخواهد دید. كشورهای دیگر، اگر هم بر آلمان و ژاپن پیروز شوند، آن چنان سنگین آسیب خواهند دید كه به حالت سابق خود بازنخواهند گشت. هنری یك راستگرا، جمهوریخواه آمریكایی و ضدكمونیست بود و آشگارا امپراتوری مجله ای اش را برضد شوروی و دولت مائو در چین بكار می بُرد.
     در 1989 کمپانی وارنرWarner مجله تایم را خریداری کرد و این مجله در 2017 به کمپانی مردیتMeredith فروخته شد که چندماه بعد این کمپانی تصمیم به فروش آن گرفت و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
روزی كه مارتین لوتر كینگ به قتل رسید



    چهارم اپریل (روزی چون امروز) سالگرد قتل دكتر «مارتین لوتر كینگ» رهبر جنبش حقوق مدنی سیاهپوستان ایالات متحده است كه بسال 1968 در شهر ممفیس ایالت تنسی هنگامی كه برای سحنرانی آماده می شد و به اتفاق «جسی جكسون» از مبارزان جنبش حقوق مدنی به بالكن هتل محل اقامت خود رفته بود هدف گلوله قرار گرفت و كشته شد. قاتل كه مردی سفید پوست و شیكپوش بود از میان درختان مقابل هتل دست به تیراندازی زده بود و پس از شلیك گلوله، تفنگ را در همانجا انداخته و با اتومبیل آبی رنگی كه در انتظارش بود فرار كرده بود.
    عكس، بالا لحظه ای بیش از شلیك گلوله از دكتر كینگ و جكسون گرفته شده بود. جكسون گفته است: اگر كینگ خم نشده بود كه به ابراز احساسات تنی چند از هوادارش كه در خیابان ایستاده بودند پاسخ گوید، گلوله به صورت او اصابت نمی كرد و احتمالا زنده می ماند.
     تاثیر سخنان دكتر كینگ بود كه اجتماع چند صد هزار تنی شهر واشنگتن را به وجود آورده بود كه به تصویب قانون «رعایت حقوق مدنی سیاهپوستان» و رفع تبعیض از آنان منجر شد. وی در نطق و خطابت مهارت فراوان داشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی كه بوتو به دار آویخته شد
ذوالفقار علی بوتو
ذوالفقار علی بوتو كه دو سال رئیس جمهوری، چهار سال نخست وزیر و سالها وزیر امور خارجه پاكستان و به علاوه دبیركل حزب مردم این كشور بود سحرگاه چهارم اپریل سال 1979 در 51 سالگی به دارآویخته شد. وی متهم شده بود كه نقشه قتل پدر رقیب انتخاباتی خود را كشیده بود. بوتو با این كه یك اعیان زاده بود افكار سوسیالیستی داشت و پس از جداشدن قسمت شرقی پاكستان (بنگلادش) از آن، دست به اصلاحات ارضی و محدود كردن مالكیت زمین و ملی كردن كارخانه ها زد كه پاكستان آمادگی قبول این تحول را نداشت و غرب (متحد پاكستان) نیز از این وضعیت راضی نبود. دولت بوتو در پنجم جولای 1977 قربانی كودتای ژنرال ضیاء الحق شد و خود او به زندان افتاد و ....
    تا آخرین لحظه به خانواده بوتو، زمان اعدام او را نگفته بودند. وی زمانی اعدام شد كه دبیركل سازمان ملل و سران چندین كشور خواستار لغو مجازات اعدام او شده بودند. ضیاءالحق نیز بعدا در یك سانحه هواپی كشته شد. بی نظیر دختر بوتو بعدا رئیس دولت شد كه به همكاران او هم اتهامات متعدد وارد كردند و جانشینش نیز قربانی كودتا شد و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
رویدادی غیر قابل پیش بینی که یک بار دیگر روس ها را شگفت زده کرد
جنگنده هاي اف-16 ناتو در پايگاه شوروي منحله در ليتواني!


     بسیاری از روزنامه ها در گوشه و كنار جهان عكس چهار جت اف ـ 16 ناتو را كه دوم اپریل 2004 در پایگاه هوایی بزرگ شوروی پیشین در لیتوانی پارك شده و یكصد نظامی آن اتحادیه دفاعی غرب از آنها مراقبت می کردند در صفحات اول خود چاپ كرده بودند، رویدادی كه قبلا قابل پیش بینی نبود. این جت ها كه روزگاری اگر به مرزهای شوروی نزدیك می شدند سالم باز نمی گشتند ماموریت دارند كه پلیس آسمان سه منطقه شوروی سابق (جمهوری های بالتیک) در برابر یك منطقه دیگر آن (روسیه) باشند!!. روس ها باور نمی كردند كه پس از فروپاشی شوروی، ناتو به وطن آنان به جای یك شریك همچنان به چشم یك دشمن بالقوه بنگرد و با این همه گذشت و کوتاه آمدن، هنوز نسبت به آنان ظنین باشد ـ به همان صورتی كه چهار دهه پیش از فروپاشی بود.
    در پی عضویت مابقی اعضای پیمان منحله ورشو در ناتو، ژاک شیراك (رئیس جمهور وقت فرانسه) درپی شرودر (صدراعظم وقت آلمان) به مسكو سفر کرد تا پوتین را كه از این حركت ناتو دلخور شده بود دلداری دهد و آرام كند.
     پس از مذاكرات مستقیم و متعدد سران آمریكا و انگلستان با گورباچف در نیمه دوم دهه 1980 كه منجر به فروپاشی بلوك شرق و شوروی شد، رهبران غرب سیاست پُرمنفعت مذاكره حضوری و تلفنی پیاپی را همچنان دنبال می كنند و....
    پس از فروپاشی، قاطبه روس ها به تلاش معاش سرگرمند كه هفت دهه نگران آن نبودند. به نظر می رسد كه در روسیه امروز، تنها شماری كم دیده می شوند كه جنگ جهانی دوم و تلفات 27 میلیونی خود را فراموش نكرده باشند كه 11 بار بیش از تلفات ژاپن بود. در میان همین گروه كوچك، برخی لب فرو نمی بندند و می گویند در غرب هنوز عده ای هستند كه مایلند فدراسیون روسیه هم تجزیه شود.
     استقرار جت های ناتو در پایگاه هوایی شوروی سابق در منطقه بالتیک در اپریل 2004 چند نفری را هم بر آن داشته بود كه بگویند آن زمان فرا رسیده است كه برخی از متهمان به تضعیف جهانی روس ها، و دست كم گورباچف دستگیر و محاكمه شود تا مردم بر حقایق فروپاشی وقوف یابند و درس بگیرند. این جماعت استدلال می كنند كه در محدوده شوروی سابق، از فروپاشی شوروی و نظام آن و بلوك شرق كسی جز چند فرصت طلب مادیگر و آزمند سود نبُرد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
3 میلیارد دلار تریاك


محصول تریاك افغانستان كه در سراسر جهان برای تهیه هرویین مورد استفاده قرار می گیرد هر سال بیشتر می شود.
    طبق برآورد سازمان ملل، در سال 2005 میزان فروش تریاك افغانستان در داخل مرزهای این كشور، دو میلیار و هفتصد میلیون دلار و سال 2006 افزون بر سه میلیارد دلار بود. رسانه هایی كه این آمار را چهارم مارس 2007 همراه با عكس بالا منتشر ساخته بود، پرسیده بودند: آیا خطر تریاك و هرویین افغانستان بیشتر است یا القاعده مستقر در این سرزمین، و افزوده بودند كه زیان تریاك افغانستان متوجه همه جهانیان است.
     این رسانه ها سپس تصاویری از ادامه عقب ماندگی افغانها منتشر ساخته و پرسیده بودند: آیا این است نتیجه آن همه وعده كمك به مردم افغانستان؟.
وضعيت آب آشاميدني افغانها

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نتایج نشست یکروزه دوم اپریل 2009 گروه 20 در لندن ـ تظاهرات مخالفان کاپیتالیسم ـ نگاه تازه وبلاگ نویس ها به این قبیل نشست ها
سران شرکت کننده در نشست يک روزه گروه 20 در لندن در دوم اپريل 2009

نشست دوم اپریل 2009 سران «19 دولت + مدیریت اتحادیه اروپا» در لندن که در میان تظاهرات ضد کاپیتالیستی و خشونت پلیس با تظاهرکنندگان آغاز شده بود به همین صورت هم در همان روز پایان یافت؛ و تنها چند ساعت طول کشید!. روسیه و رژیم پکن قبلا راه حل مسائل مالی جاری را جانشین کردن «دلار آمریکا» با سبدی از پولها اعلام کرده بودند، ولی در اعلامیه پایانی نشست اشاره ای به این نظرات نشده بود!. با موافقت نشست، منابع مالی صندوق بین المللی پول که غرب مبتکر آن است از 250 میلیارد دلار 750 میلیارد شد. کشورهای عضو گروه 20 عبارتند از: آرژانتین، آفریقای جنوبی، آلمان، استرالیا، انگلستان، اندونزی، ایالات متحده آمریکا، ایتالیا، برزیل، ترکیه، چین، روسیه، ژاپن، سعودی، فرانسه، کانادا، کره جنوبی، مکزیک، هند و مدیریت اتحادیه اروپا.
    برخلاف گذشته، اینک این وبسایت ها هستند که واقعیت ها را به دست می دهند و روشنگری می کنند، قبلا نشریات و رادیو تلویزیونها تنها وسیله اطلاع رسانی بودند که یا در کنترل دولت ها هستند و یا متعلق به کمپانی ها و افراد دارای منافع خاص. بنابراین، در زمان حاضر (عصر اینترنت) چیزی از نظر پنهان نمی مانَد. برای مثال؛ در یک وبسایت که شمار آنها اینک دهها میلیون است ضمن درج نتایج نشست سران 19 دولت و مدیریت اتحادیه اروپا، سئوال شده بود که چرا این نشست، با آن همه مصاحبه و اظهارنظرهای آنچنانی پیش از آن ـ تنها چند ساعت طول کشید و نتیجه ای که انتظار می رفت نداشت. نویسنده وبسایت، خود به این پرسش چنین پاسخ داده بود: زدن این حرفها، برای گرفتن امتیاز بود. ولی، مردم معمولی که بیش از گذشته کنجکاو شده اند وعده ها و حرف ها را فراموش نمی کنند. بنابراین، چشم به مفسّر و افشاگر می دوزند و به او اعتماد می کنند. همه می دانند که کار رژیم پکن بدون دلار آمریکا نمی تواند به جایی برسد. کالای خود را به آمریکا و کشورهای دیگر می فروشد و «دلار آمریکا» دریافت می کند و با این دلار «ترژری باوند» آمریکا و مواد مورد نیاز می خرد و در نتیجه به دولت واشنگتن نیاز حیاتی دارد و برخلاف سیاست این دولت کاری انجام نمی دهد لذا به حرفها و وعده های سران و گردانندگان این رژیم نباید توجه و اعتماد کرد. روسیه هم غرق در فساد، الکل و ندانمکاری است.
     وبسایت دیگردر این زمینه نوشته بود: نشست اپریل 2009 گروه 20 که شبکه های تلویزیونی غرب آن را نشست سران جهان (!) نامیدند ـ جهانی است که 192 دولت آن عضو سازمان ملل اند، نه جهان 20 تایی!. نتایج اعلام شده این نشست یک بار دیگر و این بار خیلی جدّی و جدّی تر از گذشته نشان داد که میان دولتمردان که شماری مشخص و بیشترشان ظاهرا دائمی هستند و مردم معمولی (عوام الناس ـ توده ها) فاصله از زمین تا آسمان است و جایگاه این دولتمردان و سیاسیون در عصر آگاهی ها و روشنگری ها متزلزل و در مخاطره است. تظاهرات گسترده اروپاییان و بویژه لندنی ها برضد کاپیتالیسم که شرکت کنندگان در آنها «بورس بازان، اعتبارچی ها و بانکرها» را از مظاهر اصلی آن می دانند از ادامه جدال توده ها با اِلیت ها و لیبرال کاپیتالیسم که می گوید بازار آزاد (استثمار و چاپیدن) ضابطه و قانون و محدودیت نمی شناسد و نمی خواهد حکایت می کند. لیبرال کاپیتالیست ها می گویند که بازار خودش ضوابط اش را به وجود می آورد و نیازی به مصوبات بدنه های خارج از بازار و قوانین پارلمانی نیست!. وقتی که یک دختر جوان با علم و اطلاع به اینکه در تظاهرات، باتون پلیس هم در کار است و ضربه باتون به سر یک فرد ممکن است بعدا عوارض مغزی ایجاد کند به خیابان می رود و نعره سر می دهد کاری کوچک و موقتّی نیست. توده ها روشن شده اند و برضد هرگونه فساد دولتی و اِلیت ها هستند و در جستجوی طرحی نو. توده های قرن 21 با توده های سال 1848 که مارکس فرضیه خودرا مطابق خواست آنان و شرایط وقت نوشت فرق بسیار دارند. اخبار بحران مالی جاری و فعالیت واسطه های بورس، بانکها و بیمه ها و مدیران کمپانی ها (سی. ای. او. ها)، اِعمال نفوذ کارچاق کن ها و پرداخت پاداش های میلیونی به مدیران کمپانی ها و بانکها، تقلبات در امور درمانی و کمک های رفاهی با حسابسازی و تقلب برای برخی دولت ها، خرید یک پیراهن از بنگلادش به بهای یک دلار و فروش آن در فروشگاههای غرب به بیش از 15 برابر، ضعف کنترل مواد غذایی و دارو، میوه و مواد غذایی مسموم کننده و زیان آوربویژه از چین و ... همه را روشن کرده است جز همین آزمندان را که از فرط خوشی و خوشگذرانی وقت اندیشه کردن و خطر را احساس کردن ندارند.
    و یک وبسایت چنین آورده بود: ترکیب گروه 20 ایجاد تعجب کرده و انگیزه و دستمایه ارسال صدها ای ـ میل به رسانه ها شده است که چرا این تشکّل در عمر ده ساله خود از گروه 33 به گروه 22 و سپس گروه 1+19 تغییر کرده است. چرا تایلند و شیلی و ... از آن حذف شدند ولی آرژانتین دارای دهها میلیارد دلار بدهی باقی مانده است!. چرا نیجریه 125 میلیونی دارنده نفت، ایران 70 میلیونی صاحب نفت و «مادر ـ کشور» نسبت به همسایگان و منطقه، ویتنام ـ ویتنامی که دارد ژاپن می شود، ونزوئلای بالقوه ثروتمند و نفتدار، اسپانیا و لهستان، اوکراین و قزاقستان ـ قزاقستان نفتدار، پاکستان 160 میلیونی اتمی، بنگلادش صادر کننده انواع پوشاک و ... به این گروه راه نیافته اند. چرا نخواسته اند که این گروه چند صدایی شود. چرا فقط استثمارشوندگان به این گروه راه نیافته اند؟. چرا گروه را به صورت ضمیمه ای بر «گروه7 » درآورده اند که داستانی مشابه شورای امنیت و ... است.
    یک وبسایت نوشته بود: آمریکا و انگلستان موفق نشدند در نشست دوم اپریل 2009 کشورهای دیگر از جمله آلمان و فرانسه را وارد «استیمولس پلان» یعنی افزایش هزینه به خاطر حل مسئله بیکاری کنند زیرا که هزینه بیشترـ با کسر بودجه، نیاز به چاپ اسکناس اضافی دارد و این کار یعنی افزایش تورّم و بازگشت به وضعیتی که آلمان پس از جنگ جهانی اول داشت: یک قرص نان = دو هزار مارک.
تظاهرات بر ضد «ليبرال ـ کاپيتاليسم» مقابل بانک انگلستان و در منطقه تمرکز امور معاملات مالي در لندن (اپريل 2009)


    
چند شعار از دههاي شعار تظاهرات لندن (اپريل 2009)


    
خشونت پليس لندن - پليس کشور آزادي بيان و اجتماعات (حقوق بشر)! در اپريل 2009


    
شکلک و ... برضد کاپيتاليسم [شعار: کاپيتاليسم خون آشام]

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 4 آوريل
  • 1812:   جیمز مدیسون رئیس جمهوری آمریکا (از 1809 تا 1817) در واکنش به اقدام انگلیسی ها که کشتی های تجاری آمریکا در مسیر خود به فرانسه را متوقف و بازرسی می کردند و نیز به تحریک بومیان (اصطلاحا؛ سرخپوستان) مناطق شمال غربی برضد دولت واشنگتن دست می زدند دستور اِمبارگو Embargo کردن آن کشور را صادر کرد. در آن زمان ناپلئون ـ دشمن خونی انگلستان ـ بر فرانسه حکومت می کرد. امبارگو که با محاصره دریایی تفاوت دارد همان Sanction اقتصادی است که اینک به صورت یک جنگ افزار درآمده است. مدیسون ـ چهارمین رئیس فدراسیون آمریکا یکی از پدران قانون اساسی این کشور خوانده می شود. مدیسون که 85 سال عُمر کرد در سال 1836 درگذشت.
  • 1905:   در این روز یک زمین لرزه شدید بیش از 20 هزار هندی را کشت و دهها هزار تَن دیگر را مجروح کرد. این زلزله در یک منطقه شمال غربی هند (نزدیک کشمیر) روی داده بود.
  • 1945:   ارتش سرخ در پی یک جنگ طولانی پُرتلفات نظانیان آلمان (ارتش هیتلر) را از مجارستان اخراج کرد.
  • 1949:   در این روز نمایندگان 12 کشور آمریکا، کانادا، انگلستان، فرانسه، ایتالیا، دانمارک، هلند، پرتغال، نروژ، بلژیک، لوکزامبورگ و ایسلند با امضای یک پیمان دفاع مشترک «ناتو» را به وجود آوردند که تا سال 2009 شانزده کشور دیگر ازجمله چند کشور معروف به اقمار پیشین مسکو بر آنها افزوده شده اند. ترکیه و یونان در سال 1952 و آلمان فدرال در سال 1955 به «ناتو» پیوستند. طبق این پیمان، تعرّض به یک عضو ناتو به منزله تعرّض به همه آنها است که مستلزم دفاع جمعی است. از زمان پیوستن سه کشور کوچک شمال بالتیک به ناتو که قبلا از اعضای جماهیر شوروی بودند این پرسش ترس آور به وجود آمده است که اگر یک رئیس جمهوری روسیه مصوّبه چند سال پیش پارلمان این کشور ـ که انحلال جماهیر شوروی بدون برگزاری رفراندم سراسری را عملی خلاف قانون و منطق خوانده است امضاء کند چه خواهد شد؟. آیا ناتو خطر یک جنگ اتمی را خواهد پذیرفت. سلاحهای اتمی روسیه به تنهایی بیش از همه کشورهای دارنده اسلحه اتمی است. پوتین در مارس 2016 حاضر نشد به دعوت رئیس جمهوری آمریکا در نشست واشنگتن که در آن درباره یافتن راههای جلوگیری از دستیابی افراد و گروهها به سلاح اتمی و نیز ساخت سلاح اتمی کوچک و انفرادی شرکت کند که عملی معنی دار تلقی شده است.
  • 1969:   دکتر دِنتون کولی D. Cooley قلب مصنوعی در بدن یک بیمار قرار داد که تا این زمان سابقه نداشت.
  • 1981:   نیروی هوایی ایران پایگاه هوایی عراق در منتهی الیه غرب این کشور (ایالت انبار) را منهدم و 48 هواپیمای نظامی عراق را نابود کرد ـ عملی که در جهان آن روز چون توپ صدا کرد.
  • کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    یک خاطره از اسفند 1336: مشاجره و نزاع دانشجویان در جریان مناظره درباره عقاید مارکس و سانسور خبر آن در کیهان و اطلاعات وقت، ولی ....
    کارل مارکس
    دهه آخر اسفند 1336 بود و من از اعضای میز اخبارِ پلیسی ـ قضایی تحریریه روزنامه اطلاعات، معروف به میزِ حوادث. یک روز در ساعات بعد از ظهر خبر رسید که در یک کلاس دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران که آن زمان هنوز در ساختمان نزدیک به سه راه ژاله (نه چندان دور از میدان بهارستان) فعالیت داشت، میان دو دسته دانشجو مشاجره و نزاع صورت گرفته و کلانتری 2 پلیس تهران (واقع در میدان بهارستان که هنوز هم همانجاست و قدیمی ترین قرارگاه پلیس ایران است)، دارد به قضیه رسیدگی می کند.
        به آنجا رفتم. افسر نگهبان، موضوع را تأیید کرد و گفت که نمی تواند جزئیات را بگوید، ولی مصاحبه با طرفین دعوا که در راهروها و محوطه کلانتری پلیس هستند ـ درصورت موافقت آنان (خودشان) آزاد است و چون واقعه، جرمی بزرگ و غیر مکشوف نیست و به کار تحقیق قضایی صدمه نمی زند، گفت و شنید در راهروها با آنان ممنوعیّت ندارد. این دو دسته اینک از هم شکایت ندارند ولی چون مشاجره گروهی، و در مکان عمومی بوده، قابل گذشت نیست و قاضی در این زمینه تصمیم خواهد گرفت، نه ما و آنان.
        دانشجویان به شرط نپرسیدن نام و ذکر آن در روزنامه، حاضر به صحبت شدند.
        یکی از آنان که بانویی جوان بود گفت: ما دانشجوی رشته فلسفه هستیم. به مناسب سالگرد درگذشت کارل مارکس آلمانی صاحب فرضیه سوسیالیسم مطلق (14 مارس ـ 24 اسفند) قرار بود امروز [14 مارس] در کلاس، دو دسته از دانشجویان ـ مخالف و موافق ـ درباره عقاید او [مارکس] که مشابهت تمام با عقاید مَزدک پارسی دارد و پیاده شدنشان، مناظره کنند و امروز در عین حال آخرین جلسه درس ما در سال 1336 بود. در جریان این مناظره بود که میان دو دسته مشاجره لفظی صورت گرفت، «استاد» مناظره را قطع و کلاس را تعطیل کرد و رفت. ولی کار مشاجره به راهرو و محوطه دانشکده کشانده شد و با تبدیل مشاجره لفظی به نزاع که چندان شدید هم نبود پلیس وارد شد و ما را به اینجا آورد و در این پرونده، من به عنوان شاهد شرکت دارم.
        این بانو در پاسخ به این سئوال که سبب دعوا چه بود، گفت: یک دسته از مناظره کنندگان ـ به رغم ضد کمونیست بودنِ دولت و جوّ حاکم ـ اثبات می کردند که نظرات کارل مارکس داروی درد توده ها است که از نابرابری ها رنج می برند، ولی لازم است که در این عقیده [فرضیه مارکس] تعدیل شود و در جریان پیاده شدن فرضیه، انگیزه انسانی از میان نرود تا پیشرفت وجود داشته باشد و زندگی انسان، روزمَرگی نباشد. دسته دیگر می گفتند که عقاید مارکس، راه و روش انتخاب مدیریت جامعه را روشن نساخته و دمکراسی را عملا رد می کند و لذا، دیکتاتور می سازد و فساد اداری و مسائل دیگر. این عده موافق تعدیل و سوسیال دمکراسی بودند. ضمن مناظره، نماینده این دسته اقدام خسروانوشیروان را در پایان دادن به حرکت مزدکیان مثال آورد و گفت که این شاه که از «تاریخ» لقب «دادگر» گرفته است پس از فرونشاندن حرکت مَزدکیان، خود به اجرای عدالت و تأمین رفاه توده ها دست زد، فئودالیسم را تعدیل و مالیات کشاورزان و صنعتگران را لغو کرد، در کشور نظام قضایی نوین، در روستاها سیستم کدخدای انتخابی و در شهرها کلانتر انتخابی به وجود آورد و در همه جای کشور مأموران ویژه گماشت تا مشکلات و درد دل مردم را به او اطلاع دهند و خودش مستقیما به ناله و شکایت اتباع و نظرات گوش می داد که زنجیر متصل به زنگ کاخ او معروف به «زنجیر عدل» که مردم با کشیدن آن وی را از حضور خود برای طرح ظلم و شکایت آگاه می کردند در تاریخ آمده است. او برای روشن شدن مردم و ارتقاء معلومات دارالترجمه و موسسه انتشار کتاب و دانشگاه دایر کرد و سوسیال دمکراسی چیزی شبیه به همین است.
        تا اینجا، مشاجره وجود نداشت. شماری از دانشجویان برای اظهار نظر نسبت به اظهارات آن دو دسته نوبت گرفته بودند و اظهارات آنان (شنوندگان مناظره) باعث مشاجره شد. یکی از اینان (مستمعین مناظره) گفت که لنین می دانست که جامعه روسیه آماده پذیرش سوسیالیسم ِ مطلق (خالص) نیست و نخواهد بود، ولی چون آلت دست دولت وقت آلمان شده بود که می خواست روسیه را از جنگ جهانی اول خارج سازد، از تبعید به روسیه بازگردانده شد و انقلاب کرد. او باید پیرو مِنشکویک ها (سوسیال دمکرات ها) می شد نه بلشویک های پیرو مارکسیسم که عملی نیست. روس ها تزار لازم داشتند و سوسیالیسم ملایم باید در چارچوب تزاریسم پیاده می شد و ناسیونالیسم را که عاملِ بزرگیِ کشور و همکاری و برادری اتباع است از میان نمی بُرد. این دانشجو پیدایش استالین و دیکتاتوری را نتیجه آماده نبودن جامعه روسیه برای پذیرش مارکسیسم بیان و پیش بینی کرد که کمونیسم اگر به سوسیال دمکراسی تبدیل نشود به تدریج و یا دفعتا از میان خواهد رفت.
        دانشجویان چپگرا، اظهارات این دانشجو را حمل بر اهانت به لنین کردند که او را آلت دست آلمان خوانده بود و مشاجره آغاز شد، پایان جلسه اعلام و مشاجره به راهروها کشانده شد، تبدیل به نزاع و ....
        من [نگارنده ـ ن. کیهانی زاده] خبری در این زمینه و با احتیاط تمام تنظیم کردم. نخست، رئیس وقت روابط عمومی دانشگاه تهران که از موضوع مصاحبه و تنظیم خبر آگاه شده بود! مانع از انتشار آن شد و گفت که بدآموزی دارد و سپس اطلاعات شهربانی (پلیس) و آنگاه سخنگوی نخست وزیری.
        از نظر من [نگارنده] ـ یک خبرنگار 21 ساله و دو ساله کارِ وقت، انتشار آن خبر عیبی نداشت و کمک می کرد که در قالب خبر، همگان از نقائص و ضعف های سوسیالیسم مطلق (اصطلاحا؛ علمی) بویژه کم توجهی آن به انگیزه، احساس و عواطف و میهن دوستی آگاه شوند. لذا، همان شب، خبر را با سه انشاء متفاوت نوشتم و به سه روزنامه صبح تهران دادم که این روزنامه ها تیراژ چشمگیر نداشتند ولی به دست مقامات کشور می رسیدند. دو تای آنها آن را چاپ کردند و راضی شدم که زحمت من هدر نرفت. این را هم ناگفته نگذارم که احمد سروش داستان نگار بنام، نمایشنامه نویس رادیو و دبیر وقت میز حوادث روزنامه اطلاعات موافق انتشار خبر بود، ولی زور دولت بر او چربید و در اطلاعات و کیهان به چاپ نرسید.
     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
    نامه به مولف
    با رفتن دوم خردادي ها مسئله سپيده دم حل مي شود (که نشده است!)
  •   پیامی که در زیر درج شده است فروردین ماه 1382 دریافت شده بود که روز پس از دریافت، در این تاریخ آنلاین قرار گرفت تا باقی بماند و سوژه ای برای برای بررسی و پژوهش آیندگان باشد. فرستنده پیام شکست جناح معروف به «دوم خردادی» ها را در انتحابات 11 ماه بعد از آن پیش بینی کرده بود و این پیش بینی به واقعیت پیوست، ولی مسئله تجدید پروانه «سپیده دم» حل نشد.
        متن نامه که 16 فروردین 1382 و از تهران دریافت شد:
        ... دوست من نیز مانند شما در نوبت اخذ پروانه یك نشریه است. نزدیك به دو سال است كه به اتفاق، آن را دنبال می كنیم. در این رفت و آمدها متوجه شده ام كه مسئله زیر سر همین دوم خردادی ها است. به استنباط من كه آدم هایی تنگ نظر به نظر می آیند. می خواهند كه همه چیز مملكت مال خودشان باشد و برای دیگران حق و سهمی قائل نیستند. دوم خردادی ها با نیروی روزنامه به قدرت رسیده اند و نمی خواهند دیگران نشریه داشته باشند و مانع انتخاب مجدد آنها شوند و قدرت را ازدست بدهند. مردم هم این را فهمیده اند و مثل سابق روزنامه هایشان را نمی خرند، ملاحظه كردید كه در انتخابات اخیر [...؟، احتمالا شورای شهر و ...] به انها پشت كردند و رای ندادند.
        برای وقت گذرانی و جلوگیری از اعتراض و شكایت است كه هر چند ماه یك بار پرسشنامه تازه ای برای متقاضیان نشریه می فرستند تا پرونده ها را ناقص اعلام كنند و از جواب گویی خلاص شوند . ممكن است در پرسشنامه بعدی مثلا بپرسند كه شماره پلاك همه اتومبیلهایی را كه داشته اید بنویسید و دفعه بعد اسامی همكلاسان دوره ابتدایی را بخواهند؛ خلاصه كه استادِ سر دوانیدن هستند.
        انتخابات شوراهای شهرداری [ها] ثابت كرد كه دوم خردادی ها رفتنی هستند. خودشان هنوز این زنگ خطر را باور ندارند تا در رفتارشان تعدیل كنند. پس از انتخابات بعدی، مطمئن هستم كه به هر كس كه سزاوار باشد پروانه نشریه خواهند داد [!].
        یك روز یكی از كاركنان قدیمی كه در این رفت و آمد ها با او آشنا شده ایم گفت كه در زمان دولت های قبلی قصاص قبل از جنایت نمی کردند و هركس نشریه تقاضا می كرد رد نمی كردند برای اینکه می دانستند كه اگر خطا كند تعطیل و توقیف می شود.
        كار دیگری كه این دوم خردادی ها كرده اند برقراری كمك مالی به نشریات است كه بیشترشان مال خودشان هستند و چشم دادن این پول را به دیگران ندارند. شما یكی ــ دوسال دیگر صبر كنید به حق خود [تجدید پروانه روزنامه سپیده دم] خواهید رسید.
        
    عزت زیاد

        ــــــــ
        مخاطب گرامی:
        دیدی که دوم خرداد ها رفتند ولی مسئله «سپیده دم» به رغم ادامه تلاش وکیل قضایی ما تا به امروز (17 فروردین 1392) حل نشده است!.

  • 3 ايميل در رابطه با تجدید نکردن پروانه سپیده دم و مسائل متقاضيان پروانه انتشار نشريه
  •  
        در واکنش به نامه درج شده در بالا، سال گذشته سه ایمیل واصل شد این قرار:
        
        ـ این قدر نظر مردم را نسبت به دوم خردادی ها و خاتمی بَد نکنید. اشاره به تجدید نکردن پروانه سپیده دم از ناحیه بالاتر بوده است.
        
        ـ دو دوره دولت خاتمی که هفت سال پیش پایان یافت، آیا پروانه سپیده دم شمارا تجدید کردند؟، نه. بنابراین، نظر خودرا نسبت به دوم خردادی ها اصلاح کنید. کارکنان دفاتر امتیازات اداره مطبوعات داخلی و هیات نظارت همه چیز را می دانند. بروید یکایک آنان را (از سال 1371 تاکنون) که قطعا تغییر سمت داده اند و بعضا بازنشسته شده اند بیابید و با آنها مصاحبه کنید، همه چیزرا می دانند و حقیقت را خواهند گفت. تا آنجا که شنیده ام چند سال بود که پوشه پرونده سپیده دم را در کشوی میز مسئول دفتر امتیازات گذاشته بودند تا افراد به آن دسترسی نداشته باشند!. بروید ببینید که حالا در کجاست.
        
        ـ هزار بار هم که از این حرف ها بنویسید ترتیب اثر داده نمی شود. به عبارت ساده تر؛ کسی اینها را نمی خواند. مقامهای پس از جنگ [جنگ عراق با ایران] حوصله خواندن ندارند حتی اگر در یک نشریه برضد شان بنویسند و مشکل کشورما همین است. برای چه منظوری می خواهید که روزنامه بدهید؟، برای کسانی که عادت به خواندن ندارند. دوست من تصمیم گرفته بود که در رشته تخصصی خودش ـ ادبیات ـ یک دوماهنامه منتشر کند. مخالفت کردم و از شما مثال آوردم. گوش نکرد و درخواست خودرا در نیمسال 1390 به اداره مطبوعات داخلی داد و شماره گرفت. صلاحیت او هم که یک دبیر بازنشسته است از سوی مراجع مربوط تایید شد. سه روز پیش به من تلفن کرد و گفت تو درست گفتی، پس از اینکه خبری از صدور پروانه نشد به دفتر امتیازات واقع درکوچه هشتم خیابان قائمقام فراهانی رفتم گفتند که 5 ـ 6 سال دیگر نوبت رسیدگی در هیات نظارت به پرونده من می رسد!. گفتم اگر شمار متقاضیان تا این حد زیاد است، چرا جلسات فوق العاده نمی گذارند، مگر می شود عمر مردم را تلف کنند که گفته اند «وقت» همانا «پول» است و اتلاف وقت مساوی است با اتلاف پول و دولت برای این است که مال مردم (عمر مردم) هدر نرود. جواب داد: برو به وزیر نامه بنویس و امروز رفتم و نامه ام را به دفتر وزیر دادم. گفتند که شماره اش را بعدا می دهیم. در نامه از وزیر خواستم که اگر ممکن است برای رسیدگی به کار متقاضیان امثال من که خلق خدا هستند و امام خمینی (ره) جمهوری اسلامی را نظام عدل و عدالت اعلام کرده اند جلسات بیشتری بگذارند و ناراضی تراشی نکنند.
        ببینید که در این رابطه، فرقی میان دستگاه دولت خاتمی و دولت احمدی نژاد نیست. شاید دولت بعدی که از امُرداد سال 1392 زمام امور را به دست خواهد گرفت مسائل اداری را حل کند. به امید آن زمان.




  •  

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com