Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
      خورشيدي

 
24 فوريه
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 24 فوريه
مجلس بودجه سال 1397 را تصویب کرد اما درباره پیشنهاد چند برابرشدن عوارض خروج از کشور خبری نرسید ـ نامه تأمل برانگیز یک مخاطب در این زمینه
این نامه ظهر شنیه پنجم اسفند 1396 واصل شد:
    
    "از روزی که لایحه بودجه سال 1397 را به مجلس پیشنهاد کردند و گزارش شد که دولت ـ دولتی که سال ها است به شهروندان پول جیبی نقدی! می دهد و نیز پاداش ها و حقوق های آنچنانی به برخی ـ چند برابر کردن عوارض خروج از کشور و تصاعدی شدن آن را در ردیف درآمدهای سال آینده [سال 1397] خود قرار داده است بر نگرانی های من [مخاطب ـ فرستنده نامه] افزوده شده است.
    از آن روز مشتری اخبار ایران در وبسایت های خبری تهران و سایر وبسایت های فارسی شده ام. امروز (پنجم اسفند 1396) تنها در کُپی صفحات اول سه روزنامه ـ جام جم، اطلاعات و ایران (که خبرگزاری های داخلی آنها را منعکس می کنند!) دیدم که نوشته بودند بودجه تصویب و به شورای نگهبان فرستاده شده است تا قانون شود. (مهمترین خبر یک کشور که وضعیت یک سال را شکل می دهد).
    برای خواندن متن، به جام جم آنلاین سر زدم، از بودجه خبری ندیدم، تقریبا همه اش درباره هواپیمایِ سقوط کرده بود، به وبسایت روزنامه ایران رفتم که روزنامه دولت است و طبعا مُبلّغ کارهای دولت، فقط درباره افزایش حقوق ها بود و از دریافتی ها (عوارض و مالیات تازه و به تصویب رسیده) خبری نبود و ....
    من 24 سال است که در آمریکا زندگی می کنم، بازنشسته، پیر و علیل هستم، فقط یک دختر دارم که از اتباع آمریکا است و از من ـ با هزینه خودم ـ مواظبت می کند. من برای ادامه بقاء ناچار هستم هر سال دست کم یک بار به ایران سر بزنم، حقوق بازنشستگی و کرایه آپارتمانم را بگیرم، سری هم به آن بزنم که آسیب ندیده باشد و ... و بازگردم. اینها روی هم هزینه شش ماه ماندن من در آمریکا را کفایت نمی کند، با بدبختی و امساک زندگی می کنم و روزشماری در انتظار پایان عُمر. می ترسم اگر در ایران بمانم و بمیرم، کسی تا ده سال هم سراغ آپارتمان من و یافتن جسدم بر نیاید.
    از روزی که در وبسایت ها خواندم که دولت عوارض خروج از کشور را در بودجه پیشنهادی اش چند برابر و تصاعدی کرده نگران شدم. از هرکس پرسیدم گفتند که در کشوری دیگر چنین نیست. چرا باید کاری می شد که 6 ـ 7 میلیون ایرانی تَرک وطن کنند؟ و حالا این عوارض. تکلیف ما 70 ـ 80 ساله ها که بچه هایمان رفته اند چه می شود. ما بچه آوردیم و بزرگ کردیم که در دوران زمینگیرشدن و ضعف جسمانی و حافظه کمکِ مان کنند. حالا دولت هم می خواهد برای پرداخت پاداش میلیونی به بعضی، از من «یک لا قبا» عوارض خروج چندصد هزار تومانی بگیرد.
    شاید هم مجلس این پیشنهاد دولت را رد کرده باشد، روزنامه هایی را که من دیدم ننوشته بودند، برنامه فارسی بی بی سی هم که آنلاین آن را می بینم، قربانش بروم، فقط تبلیغ گر بعضی ها هست و کاری به نگرانی دیگران ندارد. اگر راست می گوید چرا نمی رود تحقیق کند و بنویسد که کدام کشور دارای عوارض خروجی از اتباع است؟ و خبر دهد که آیا پیشنهاد دولت در مجلس تصویب شده است یا نه و نظر شورای نگهبان چیست که پاسدار قانون اساسی و رعایت دستورهای قرآن در وضع قوانین و مصوبات مجلس باید باشد.".
    
    ـ ـ ـ ـ ـ
    از زمان پیشنهاد بودجه سال 1397 به مجلس و افزایش عوارض خروج از کشور، دفتر این تاریخ آنلاین دهها اعتراض و ابراز نگرانی از احتمال تصویب آن دریافت کرده که برخی از آنها درج شده است تا در تاریخ بماند و قضاوت شود. تعجب در این است که چرا روزنامه های تهران این خبر بسیار پُرمخاطب را دنبال نکرده اند. به هر حال ضروری است که اعلام شود که این قسمت از لایحه بودجه تصویب شده است یا نه؟. این قسمت ارتباط به میلیون ها ایرانی دارد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ايران
روز زن و زمين (روز فداكاري) در ایرانزمین در اسفندماه، از هزاران سال پیش - تلاش جمشيدنوشروان مهتا براي رسمي کردن آن در هندوستان
در ایران باستان روزهای هر ماه دارای نام اختصاصی بود و برای مثال؛ دوم هر ماه، بهمن و پنجم هر ماه، اسفند (اسپَند و در لهجه پهلوی؛ سپندارمَت). از هزاران سال پیش در ایرانزمین، روز اسفند از ماه اسفند ـ پنجمین روز از ماه اسفند، روز «مِهرورزی» و محبت کردن و همچنین روز «زن و زمین» بوده، اسفندگان و قبلا «سپندارمذگان» خوانده شده و برگزار، و در این روز؛ تحکیم مِهرورزی تشویق و ازجمله در خانواده، و باور براین بوده است که خداوند حامی و رستگارکننده بانوان شوهردوست و درستکار است. رسم بوده که در این روز، نامزدی ها و ازدواج ها صورت گیرد. در این روز، اگر جنگی در جریان بود، نظامیان ایران آرام می گرفتند و بزرگان ایران، مردم ـ داخلی و خارجی را تشویق به دوستی و رفتار برادارانه و انسانی با یکدیگر می کردند.
     از زمانی که عُمَر خیّام نیشابوری تقویم تازه ایرانی را طرّاحی کرد و شش ماه اول سال خورشیدی را 31 روزه نوشت، بخشی از مراسم «اسفندگان» از پنجم اسفندماه به 29 بهمن ماهِ هر سال منتقل شده است. «اسفندگان» ربطی به «مِهرگان» که در مِهرماه هرسال برگزار می شود ندارد. از آنجا که بخش بزرگداشت «زن و زمین» سراسری شده [پارسیان به سراسر جهان برده اند] همچنان در پنجم اسفندماه باقی مانده و برگزار می شود.
    برگزاری مراسم و گرفتن جشن به مناسبت اسفندگان، قِدمَت تمدن ایرانیان را ثابت و جهانیان را نسبت به آن وادار به تعظیم و احترام می کند. اینک بسیاری از کشورها و عمدتا به اقتباس از ایرانِ باستان؛ روز مادر، روز زن، روز محیط زیست و ... دارند.
     پس از ساسانيان، برگزاري مراسم اين روز ملّی بویژه در بخش «زن و زمین» آن كمرنگ شد، ولي آن گروه از پارسيان که در پی حمله عرب جلای وطن کردند و ایرانیان زرتشتي نسبت به آن وفادار مانده اند كه به نظر می رسد به تدريج دوباره دارد رونق مي گيرد.
    
جمشيدنوشروان مهتا

«جمشیدنوشروان مهتا» نخستین شهردار کراچی که یک پارسی بود تلاش بسیار کرد که پنجم اسفند در شبه قاره هند روز «زن و زمین» شود. در آن زمان هندوستان مستعمره [متعلّقه] انگلستان بود و «هندوستانِ انگلیس» خوانده می شد که در سال 1947 تجزیه شد و از بطن آن، پاکستان مرکب از مسلمانان هند به وجود آمد که کراچی در منطقه سند، بندر بزرگ آن است.
     جمشیدنوشروان که به میهن نیاکان (ایرانزمین) عشق می ورزید این تلاش خودرا از سال 1918 آغاز کرده بود. وی که 12 سال شهردار کراچی (در آن زمان یک شهر هندوستان در ایالت سِند) بود و مدارس و بناهای متعدد در آنجا ساخت و به یادگار گذاشت و پیشاهنگی پسران را به وجود آورد یکم آگوست 1952 در 66 سالگی درگذشت.
     مورخانِ تاریخ قرون قدیم و وسطا «زن ايراني» را نمونه نجابت، وفاداري، شرافت، اخلاق، فداكاري، گذشت و مهرباني توصیف کرده اند كه اين خصلت ها باید همچنان حفظ شود. در تاريخ ملل ديگر به موارد متعدد از بي وفايي همسرانِ دولتمردان و سياستمداران معروف اشاره شده است كه تاريخ باشكوه ايران عاري از اين ناپاكيهاست كه افتخاري است بزرگ و نشانه تمدن ايراني
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نبرد کرنال، پیروزی ارتش ایران و تصرف هندوستان
نادرشاه
به نوشته «میرزا مهدی» منشی و وقایع نگار نادرشاه که «لکهارت» مولف تاریخ این شاه ایرانزمین و مرد نیرومند شرق مطالب او را هم سند تالیف خود قرارداده است نبرد کرنال Karnal میان ارتش های دو امپراتوری ایران و هندوستان از پانزدهم ذیحجه (مصادف با 24 فوریه 1739) آغاز شده بود. محل صف آرایی دو ارتش، دشت مجاور شهر کرنال (امروزه شهري 220 هزار نفری) واقع در ایالت هاریانا و 20 فرسنگی (120 کیلومتری) شمال دهلی بود. محمدشاه امپراتور گورکانی (تیموری ـ مغول تبار) هندوستان شخصا در صحنه نبرد حضور داشت. خان دوران، سعادت خان و نظام الملک از فرماندهان نيروهاي نظامي او و علیخان کیانی و احمدخان درّانی دو تن از ژنرالهای نادرشاه در نبرد کرنال بودند. به نظر مورخان نظامی معاصر، این نبرد را که بیش از یک روز و چند ساعت طول نکشید نبوغ نظامی نادر برنده شد و تاکیک های او و ازجمله دوانیدن شترهای حامل تنورهای سفری شعله ور به سوی ستون های هندی فیل جنگی. به علاوه، نادر در این نبرد از توپهای سبک قابل حمل بر پشت شتر معروف به "زنبورک" استفاده کرد که جا به جایی آنها سریع و آسان بود. شمار تلفات هندیان را در این جنگ؛ ده تا سی هزار تن نوشته اند. تلفات ارتش ایران به دو هزار نفر هم نرسید. بامداد هفدهم ذیحجه (26 فوریه) محمدشاه به دیدار نادر شتافت و تاج سلطنت هند را به او تقديم کرد و کناره گیری و تسلیم شدن خودرا اعلام داشت. با اینکه به نوروز ايرانيان 24 روز مانده بود، نادرشاه تصمیم گرفت که در این روز ملی و سعد وارد دهلی شود و تا آن روز در اردوگاهش، خارج از شهر دهلی بسر برد.
    علت لشکرکشی نادر به هندوستان، با اینکه قبلا ایالات غربی از جمله پنجاب داوطلبانه به قلمرو نادر پیوسته بودند و مناطق شمال غربی دره سند (نواحی پیشاور و راولیندی و ...) بخشی از ایران خاوری را تشکيل مي دادند، این بود که شورشیان قندهار به قلمرو هندوستان فرار کرده بودند و امپراتور این کشور حاضر به استرداد آنان نبود. نادر قبلا این شورشیان را سرکوب و قلعه آنان در قندهار را ویران و در آنجا شهر تازه ای ساخته بود. نادر هنگامی به هندوستان لشکر کشیده بود که محمدشاه گرفتار فساد و نفاق داخلی و سرکشی برخی از راجه ها بود و انگلیسی ها مترصد افزايش ضعف داخلی جهت بسط نفوذ خود در آن شبه قاره.
     نادرشاه قبل از بازگشت از دهلی (که هفته اول ماه مه آن سال صورت گرفت) محمدشاه را در سلطنت هندوستان ابقاء و به مناطق غرب رود سند و انتقال تخت طاووس و کوه نور به ايران بسنده کرد.
    زیان عمومي حمله نظامی نادر به هندوستان این بود که امپراتور این کشور بیش از پیش تضعیف و راه بر تصرف تدریجی شبه قاره بر انگلیسی ها که قبلا تحت نام کمپانی هند شرقی و تجارت قدم به بنگال گذارده بودند هموار شد و ....
    مورخان مشرق زمين و روس ابراز نظر کرده اند که اگر نادر بخشي از نيروي نظامي خودرا در هند باقي گذارده و يا از ابقاء محمدشاه خودداري کرده بود؛ انگليسي ها قادر به تصرف هندوستان و از آنجا دست اندازي به ايران خاوري (افغانستان) و اعمال نفوذ در ايران نمي شدند و تاريخ مشرق زمين مسير ديگري را مي پيمود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دستگيري سرلشكر زاهدي به اتهام چند توطئه ضد دولتي و ...
ژنرال فضل الله زاهدي

ششم اسفند 1331 سرلشكر (بازنشسته) فضل الله زاهدي توسط ماموران آگاهي پليس (شهرباني) بازداشت شد. اتهام وي تحريك افسران بازنشسته به اقدام مشترك برضد دولت وقت (حكومت دكتر مصدق) بود. وي متهم شده بود كه كانون افسران بازنشسته را تبديل به لانه توطئه بر ضد دولت منتخب مردم كرده و با برخي از دولتهاي بيگانه به ويژه انگلستان كه ايران را محاصره دريايي و تحريم اقتصادي كرده است در تماس است. دكتر مصدق كه پس از سلب بسياري از اختيارات نظامي شاه، وزير دفاع هم شده بود بسياري از افسران ارشد از جمله زاهدي را بازنشسته كرده بود ولي مانع تشكيل يك كانون از سوي آنان و دور هم جمع شدن و مذاكره كردنشان نشده بود زيرا كه به آزادي اجتماع افراد به عنوان يك حق اساسي بشر وفادار مانده بود. پس از دستگيرشدن، از زاهدي كه شش ماه بعد پس از براندازي دولت دكتر مصدق، رئيس دولت شد درباره شورش مسلحانه ابوالقاسم خان بختياري (بختيار) در منطقه مسجد سليمان كه از اين رهگذر تلفاتي به نيروهاي مسلح وارد آمده بود نيز تحقيق شده بود. شايع شده بود كه عوامل انگلستان و نيز كانون افسران بازنشسته با ابوالقاسم خان تماس داشته و احتمالا محرك او در شورش مسلحانه، نافرماني از دولت متبوع و نهايتا تصرف مناطق نفتخيز داشتند. در آن زمان دولت وقت واحدهاي لشكر دهم را براي سركوب ابوالقاسم خان و افراد مسلح او به مسجد سليمان فرستاده بود. زاهدي همچنين متهم شده بود كه شاه را تشويق به ترك كشور مي کند تا نظاميان بر ضد دولت برانگيخته شوند و جوّي به وجود آيد كه از محبوبيت دكتر مصدق كاسته شود و زمينه براندازي او فراهم گردد.
    گفته شده بود كه بيست نظامي بازنشسته و مقام ديگر و افراد سرشناس محلي در فهرست كساني بودند كه بايد دستگير مي شدند، ولي سرتيپ افشارتوس رئيس شهرباني وقت (پليس) دستگيري هاي بيشتري را تاييد نكرد. وي گفته بود كه دستگيري زاهدي به دستور مقامات قضايي و طبق قرار بازپرس صورت گرفته است.
     در فهرست مورد بحث كه در برخي از نشريات تهران انتشار يافته بود، نام همان كساني برده شده بود كه در براندازي 28 امرداد (شش ماه بعد) دست داشتند از جمله «رشيديان» ها. موضوع تشويق شاه به خروج از كشور هم دو ـ سه روز بعد روشن شد و خود او اعلام كرد كه با همسرش ثريا وطن را ترك خواهد كرد (زيرا نمي تواند شرايط موجود را تحمل كند) كه ماجراي نهم اسفند 1331 روي داد و ....
    «تاريخ» نشان داد كه نرمش بعدي دولت در قبال ليست متهمان به توطئه، و مجازات نشدن زاهدي سبب شد كه توطئه ادامه يابد و از جمله افشارتوس ربوده و مقتول و براندازي انجام شود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
کيفرخواست اعدام براي کريم پور شيرازي
کريمپور
پنجم اسفند 1332 دستگاه قضايي ارتش براي "اميرمختار كريم پور شيرازي" ناشر روزنامه توقيف شده "شورش" تقاضاي مجازات اعدام كرد. كريم پور كه پس از براندازي 28 امرداد خود را پنهان كرده و دو ماه بعد (در زرگنده قلهک) دستگير شده بود در روزنامه اش از وجود فساد ميان بستگان شاه مطلب نوشته و با واژه هاي صريح شخص وي را مورد اهانت قرار داده بود. 24 اسفند 1332 (19 روز پس از صدور کيفرخواست) اعلام شد كه كريم پور در زندان آتش گرفته و سوخته است!. کريم پور در زندان دژبان مرکز بازداشت بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
کُپی چند مطلب از شماره 15793 ـ ششم اسفند 1357 روزنامه اطلاعات (15 روز پس از پیروزی انقلاب) برای یادآوری گذشته و نیز سوژه برای پژوهش:



    
    



    
    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
میراث و ماتَرَک ثریا اسفندیاری ـ بختیاری سرانجام به منشی برادر او! رسید ـ نگاهی به زندگانی ثریا از تولّد تا ازدواج و طلاق و فوت
از درگذشت ثریا اسفندیاری ـ بختیاری دختر خلیل خان و دومین بانوی محمدرضا شاه پهلوی 14 سال و 5 ماه می گذرد ولی هنوز «خبرساز» است و حُکم 23 فوریه 2016 یک دادگاه شهر کلن آلمان درباره میراث او، آخرین خبری است که ساخته است. طبق یک گزارش، پرونده دعاوی این میراث (آنچه که از او پس از فوت باقی مانده است) بیش ازچهار هزار صفحه به علاوه ضمائم پرونده شده است. او که فرزند نداشت وصیّت کرده بود که این میراث به تنها برادرش؛ بیژن ـ ساکن شهر کُلن آلمان ـ داده شود که بیژن چند روز پس از فوت ثریا و در جریان تدفین و ترحیم خواهر (در ششم نوامبر 2001) دچار حمله قلبی و مرگ ناگهانی شد. ماتَرَک ثریا که قرار بود توسط برادرش بفروش برسد و پول حاصل از آن به چند مؤسسه نیکوکاری فرانسه داده شود بالغ بر چند میلیون یورو بوده است. هدایای شاه (پهلوی دوم) به ثریا و عمدتا جواهرآلات، سالِ پس از فوت ثریا فروخته و پول حاصل از آن در حسابی در بانک گذارده شده بود.
    با درگذشت بیژن اسفندیاری ـ بختیاری، دهها مدعی ـ گویا 30 نفر ـ برای میراث ثریا به میان آمدند و کار به دادگاه کشانده شد. یکی از مدعیان، مُنشی بیژن برادر متوفای ثریا بود. سند این فرد، یک صفحه از یادداشت های روزانه بیژن بوده است به قلم خودش. بیژن در این صفحه از یادداشت هایش نوشته بود که در صورت فوت ـ پیش از انجام وصیّت خواهر (فروش اموال و تقسیم پول آن میان چند انجمن خیریه فرانسه)، این اموال به منشی اش برسد. مدعیان دیگر می گفتند که یادداشت تحت تأثیر بیماری، تغییرات ناگهانی روانی، فشار و یا تهدید و ... نوشته شده است و شاید هم جعل باشد.
    دادگاه در جریان رسیدگی از چند «کارشناس تطبیق خط» و آشنایان به روحیات بیژن دعوت کرد و با توجه به نظر و شهادت آنان که مدت ها طول کشید دعوی منشی را تأیید کرد و حکم داد که میراث ثریا به او داده شود.
    ثریا یکم تیرماه 1311 (22 ژوئن 1932) در فارسال واقع در چهارمحال بختیاری به دنیا آمد و چهارم آبان 1380 (26 اکتبر 2001) در پاریس بر اثر سکته مغزی درگذشت. مادر او یک بانوی آلمانی به نام «اِوا کارل» بود و پدرش یک خانزاده بختیاری که بعدا دیپلمات شده بود و سفیر ایران در آلمان.
    ثریا که در یک بیمارستان اصفهان به دنیا آمده بود تا هشت ماهگی در ایران بود و سپس خانواده‌اش به برلین منتقل شدند و اورا هم با خود به این شهر بردند و دوران کودکی و تا 5 سالگی را در پایتخت رایش سوم بود و این خانواده در آستانه جنگ جهانی دوم به وطن (ایران) بازگشتند. ثریا پس از بازگشت به ایران و روان شدن فارسی او، در مدرسه آلمانی‌های اصفهان ثبت نام شد و تا اشغال نظامی ایران و بسته شدن مدارس مختلط آلمانی در 1320 (1941میلادی) در این مدرسه بود. در طول اشغال نظامی ایران و تا سال 1326 هجری، ثریا در مدرسه انگلیسی ها در ایران تحصیل می کرد که در این سال با خانواده اش به سویس رفت و در اینجا به تحصیلات خود ادامه داد. به این ترتیب، وی علاوه بر فارسی، بر زبان های آلمانی، فرانسه و انگلیسی مسلط شد. چون انگلیسی او تا حدّی ضعیف بود، پدرش اورا به یک موسسه آموزشی در لندن فرستاد. در این شهر، یک روز به اتفاق خانواده اش در مهمانی سفارت ایران در لندن شرکت کرد و مورد توجه شمس پهلوی خواهر محمدرضاشاه قرار گرفت و شمس از زیبایی و چشمان سبز رنگ او تعریف و تمجید کرد. قبلا عکسی از او را که در سویس گرفته شده بود به شاه نشان داده بودند. شمس جریان دیدار و زیبایی و اصالت ایرانی (لُر ـ بختیاری) ثریا را به برادرش که در جستجوی همسر تازه برای داشتن ولیعهد بود اطلاع داد، خانواده ثریا در جریان قرار گرفتند و ثریا را برای ملاقات شاه و دیدن از نزدیک به تهران آوردند.
    پهلوی دوم در همان نخستین دیدار، ثریا را انتخاب کرد. نامزدی ششم دی ماه 1329 و در جریان مبارزات برای ملّی کردن نفت برگزار و وسیعا رسانه ای شد و عقد نکاح 50 روز بعد ـ در بهمن ماه (بیست و سوم این ماه) انجام گرفت. ایرانیان که گرایش ناسیونال ـ دمکراسی یافته بودند در موارد متعدد عکس های شاه و ثریا را به دور انداختند. عکس های ثریا در کنار شاه در حال تَرک کشور در اَمُرداد 1332 از طریق فرودگاهی در مازندران (که فرار خوانده شده است) نیز تأثیر منفی در مردم داشت.
     مدت ها از ازدواج گذشت و از حامله شدن ثریا خبری نشد. پزشکان داخلی و خارجی پس از معاینات، مشکل جسمانی تشخیص ندادند و گفتند که شاید زود باشد و باید زمانی بیشتر صبر کرد. این انتظار طولانی شد و مقام داران کشور، نبودِ ولیعهد را یک مسئله بزرگ سیاسی برای ایران خواندند و اعضای خانواده شاه که گویا نظر صمیمانه ای نسبت به ثریا نداشتند مزید بر علت شدند و طلاق در اسفند 1336 (ماه مارس) انجام و به ثریا ابلاغ شد و اعلامیه مربوط، با اطلاع پارلمان ایران انتشار یافت. ثریا قبلا به اروپا رفته بود ـ رفتنی که بازگشت نداشت. ثریا پس از اینکه از شاه شنید که به جای طلاق، بهتر است که وی دو زنه شود تا ولیعهد داشته باشد عزم اروپا کرد. شاه برای ثریا یک مستمری برقرار کرده بود.
    این طلاق و متعاقب آن ازدواج شاه با فرح دیبا و تولّد رضا پهلوی در بیمارستانی در جنوب شهر تهران (خیابان مولوی ـ محله فقیرنشین وقت)، مانع از ادامه خبرسازی ثریا نشد. وی که علاقه مند به هنر نمایش بود با فیلمسازان بویژه در ایتالیا تماس داشت و در فیلم های «3 چهره» و «او ـ اشاره به او ِ مؤنث ـ یک زن» بازی کرد و از آن پس مطالبی درباره شریک زندگی شدن (پارتنر و کامپنیون شدن) او با یک بازیگر ـ کارگردان مَرد بر سر زبان ها افتاد. قبلا قرار بود ثریا در یک فیلم سینمایی در نقش کاترین بزرگ ـ ملکه روسیه بازی کند که انجام نشد. این شایعات با درگذشت آن بازیگر ـ کارگردان فیلم در یک سانحه هواپیما پایان یافت و ثریا تا پایان عُمر میان فرانسه و آلمان رفت و آمد داشت و خاطرات خودرا در دو کتاب نوشت. ثریا از بستگان سردار اسعد بختیاری ـ مشروطه طلب بنام بود.
     در مراسم ترحیم و تدفین ثریا، باقی مانده بستگان شاه ازجمله اشرف پهلوی شرکت کرده بودند.
     طلاق ثریا در زمان خود (مارس 1958 ـ اسفند ماه 1336 و فروردين 1337) با انتقاد محافل اروپا رو به رو شده بود. مطبوعات اروپا نیز ـ از ظنّ خود ـ درباره طلاق غیابی ثریا و اینکه قبلا رضایت وی به طلاق جلب نشده بود مطالب متعدد انتشار داده بودند که یک مقام ایرانی وقت در پاسخ، آنهارا بی اطلاع از قوانین ملّی و مذهبی کشورها خوانده و گفته بود که یک زن با اطلاع از قوانین و رسوم و فرهنگ کشور خود و یا کشور شوهر قرارداد نکاح را امضا می کند و اگر اين قوانين مذهبي و ملّي را قبول نداشته باشد، در قلمرو اين ضوابط اجبار به ازدواج ندارد. زن و مرد در هرکشور، عالما و عامدا قرارداد نکاح را با حضور عاقد و شهود امضا می کنند و در نتیجه اجباری در کار نیست و اگر شرایط و مقررات حاکم بر قرارداد نکاح را قبول نداشته باشند می توانند آن قرارداد را امضاء نکنند و .... به علاوه، در ایران همانند کشورهای اسلامی دیگر برای بانوان «مَهر» قرارداده شده و واجب النفقه هستند که امتیازی است برای آنان و تاکنون مشاهده نشده است که یک مَرد گفته باشد پرداخت مَهر (تعهدِ دادن مالی از آن خود به زن که قابل تبدیل به پول باشد و «زن» قبلا مبلغ آن را تعیین و پیشنهاد می کند تا به زوجیّت آن مرد درآید و اين بدهي «حال» است و نیز نفقه کامل ـ که این دو مورد به آن صورت در کشورهای مسیحی و ... وجود ندارد) تبعیضی نسبت به هر شوهر است و استدلال هاي ديگر. نفقه کامل (طبق قانون ایران) این است که مرد طبق شئونات خانوادگی زن و حتی اگر در آن فامیل گسترده، داشتن کلفت و نوکر و شوفور مرسوم باشد باید آنها را تأمین کند و عجز و خودداری از تامین آن به زوجه اي که تمکين از شوهر کند به صدور حکم طلاق و نیز مجازات حبس برای مرد منجر می شود و اینها امتیاز زن در ایران و جهان اسلام است. در قرآن مجيد که قانون اساسي اسلام و کلام خداوند است، طلاق از ايقاعات و در دست شوهر قرار داده شده است، البته طبق شرايطي هم زوجه مي تواند درخواست طلاق کند.
     اين مقام ايراني همچنين اصل و ترجمه آيات مربوط در قرآن و نيز دستخط چند روحاني بزرگ ايراني، عراقي، پاکستاني و ... را به مطبوعات اروپايي داده بود تا اطمينان يابند که امر طلاق در دنياي اسلام در دست شوهر و يک ايقاع (يکجانبه) است و هشدار داده بود که درباره امور ديني و ملی دیگران [ملیت های دیگر] بدون مشورت با آگاهان، مطلب ننويسند و مخاطبان را گمراه نکنند.
    
ثریا در چند مرحله عُمر

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دانش
دکتر هرمز آذر که در شیراز نخستین عمل قلب باز را انجام و بیمارستان قلب تهران را نوسازی کرد از ساواک 5 بار «مهر ردّ» گرفت!
دکتر هرمز آذر
دکتر هرمز آذر ـ جراحی که نخستین عمل قلب باز را در شیراز انجام داد، بیمارستان قلب در شیراز راه اندازی کرد و به بیمارستان قلب تهران حیات تازه بخشید، پنجم اسفند 1317 (24 فوریه 1939) به دنیا آمده است. هرمز فرزند دکتر مهدی آذر وزیر فرهنگ دولت دکتر مصدق مراحل تحصیلات پزشکی را در آمریکا و در دانشگاههای کالیفرنیا (شعبه برکلی)، دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، کیس وسترن، جانز هاپکینز و پیتسبورگ و نیز در لندن گذرانیده و نیمه سال 2008 از کار در بیمارستان «سنتارا هارت» شهر نورفک و تدریس در موسسه آموزش پزشکی «ایسترن ویرجینیا» بازنشسه شده است ولی به شرکت در سمینارها و کنفرانسهای پزشکی سالانه ایران و ایراد سخنرانی برای دانشجویان پزشکی کشور زادگاه ادامه می دهد.
    دکتر هرمز آذر در ژوئیه 1970 به دعوت هیاتی که برای استخدام استاد جهت تدریس در دانشگاه شیراز به آمریکا رفته بود و رئیس وقت دانشگاه شیراز هم از اعضای هیات بود از آمریکا به شیراز رفت و در اینجا از او خواسته شد که ضمن تدریس، بخش قلب بیمارستان دانشگاه را هم راه اندازی کند. پس از راه اندازی، در همین بخش بود که در سال 1971 نخستین عمل قلب باز در شیراز انجام گرفت که روزنامه های وقت چگونگی آن را بازتاب دادند. هرمز در همین شیراز بود که متوجه یک مشکل اداری بزرگ ایران شد و آن قطعی شدن هرگونه استخدام با نظر مثبت ساواک بود. وی در طول چند سال تدریس و عمل جراحی در دانشگاه شیراز و حمایت رئیس و مقامات این دانشگاه از او که دعوتش از آمریکا به ایران کرده بودند موفق نشد که مهر تایید از ساواک بگیرد (و عمدتا به دلیل اینکه فرزند دکتر مهدی آذر وزیر فرهنگ کابینه دکتر مصدق بود). در این مدت، دستمزد و مزایای او با تلفن رئیس دانشگاه پرداخت می شد و .... وی در ایران مانده بود زیرا که پدر ملی گرایش به گوش او می خواند که از این آب و خاک هستی و باید علم و هنر خودرا در خدمت به همین کشور و ملت بکارگیری.
دکتر مهدي آذر


    در سال 1974 از دکتر هرمز آذر دعوت شد که به تهران برود و بیمارستان قلب (اسما بیمارستان قلب) واقع در نزدیکی پارک ملت (خیابان ولیعصر) را بازسازی کند. وی با تصور اینکه در اینجا از مزاحمت ساواک آسوده خواهد شد به تهران رفت و همه علم و تجربه خود را برای نوسازی این بیمارستان بکار برد، ولی پرونده استخدام او به علت مخالفت ساواک تکمیل نشد و بازهم پرداخت دستمزد او با تلفن و موقتا (علی الحساب) صورت می گرفت. از آن زمان تا سال انقلاب، ساواک پنج بار بر پرونده استخدامی او مهر «رّد» زده بود.
    پس از پیروزی انقلاب در فوریه 1979، قرار شد که روسای موسسات از جمله بیمارستانها انتخابی باشند و شورای هر موسسه، رئیس را انتخاب کند. در بیمارستان قلب تهران، شورای بیمارستان دکتر هرمز آذر را به سمت رئیس انتخاب کرد، ولی مشکل انتقال حسابهای دولتی در بانکها و مسائل مالی، کار ریاست کردن را دشوار ساخته بود. برای مثال؛ روز می شد که برای تامین غذای بیماران لنگ می ماندند و .... در همین مقام، یک روز یک کارمند کارگزینی پرونده دکتر آذر را نزد او آورد تا ببیند که ساواک پنج بار اورا رّد کرده بود ولی چون به وجودش احتیاج بود قضیه مسکوت مانده بود. هرمز در سال اول انقلاب و روی کار آمدن دوستان قدیمی پدر (دکتر مهدی آذر)، با مشکلات مالی و بعضی بی نظمی های اداری ساخت و تلاش خودرا برای رسانیدن بیمارستان قلب تهران به پای بیمارستان های مشابه در کشورهای پیشرفته چند برابر کرد ولی دو دخترش که در آمریکا بودند و با مادر آمریکایی شان «جانت» زندگی می کردند بابا می خواستند و هرمز برغم اصرار پدرش بر ماندن، هنوز سال نخست انقلاب پایان نیافته بود به آمریکا بازگشت و به «جانت» و دخترانش ملحق شد و ناحیه «همتون رودز» ویرجینیا را برای سکونت انتخاب کرد که مرکب از هفت شهر به هم چسبیده و چهار میلیون جمعیت است و بکار جراحی قلب در «جنرال هاسپیتال» نورفوک و بعدا «سنتارا هارت» و تدریس در دانشکده پزشکی محل پرداخت که درست پس از 30 تمام بازنشسته شده است.
    منش ویژه، مهربانی و حسن سلوک دکتر هرمز آذر به قدری در همکاران و مردم تاثیرگذار بوده است که این مردم پس از رو به رو شدن با یک ایرانی، نخستین سئوالی را که مطرح می کنند این است: دکتر آذر را می شناسی؟.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
تقويم ميلادي گريگوري و جهانی شدن آن
گریگوری سیزدهم پاپ وقت 24 فوریه 1582 ضمن صدور اعلامیه ای، براصلاحات تقویمی دکتر آلوسیوس لیلیوس صحه گذارد و تقویم تازه که مشکل قمری ـ شمسی ندارد و مسأله سال کبیسه در آن حل شده است جای تقویم ژولیان را گرفت و اینک جهانی (یونیورسال) شده است و تاریخ و قراردادهای بین المللی را به آن می نویسند. این سالنما به تقویم گریگوری (گريگوريان) معروف است.
    ايتاليائي ها، اسپانيايي ها، پرتغالي ها و لهستاني ها بلافاصله پس از دریافت تاییدیه پاپ این تقویم را جانشين تقويم ژوليان (تهيه شده به دستور سزار ژوليوس در قرن یکم پیش از میلاد) كردند و كشورهاي ديگر به تدريج آن را پذیرفتند و روز و ماه را برپایه آن تنظیم کردند. برای مثال؛ چهارم اكتبر، پانزدهم قرار گرفت.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نخستين محاكمه پارلماني در ايالات متحده - Impeachment در آمريکا
اندرو جانسون كه پس از قتل لينكلن برجاي او نشسته بود
24 فوريه 1868 مجلس نمايندگان امريكا با 126راي موافق در برابر 47 راي مخالف محاكمه پارلماني (ايمپيچمنت Impeachment ) «اندرو جانسون» رئيس جمهوري وقت اين كشور را به اتهام بي اعتنائي نسبت به يك قانون موضوعه و نيز انتصاب افرادي كه شهرت به نادرستي داشتند تصويب كرد. اين محاكمه و مقدمات آن سه ماه طول كشيد. 132 سال بعد، ويليام (بيل) كلينتون دومين رئيس جمهوري آمريكا بود كه مجلس نمايندگان اين كشور براي او كيفرخواست صادر كرد. در ماجراي واتر گيت، ريچارد نيكسون درمعرض محاكمه پارلماني (ايمپيچمنت) قرار گرفته بود كه كناره گيري كرد و جرالد فورد جانشينش وي را بخشيد. رونالد ريگن نيز در دهه 1980 در ماجراي «ايران ــ كنترا» تا يك قدمي محاكمه پارلماني پيش رفته بود.
    طبق قوانين آمريکا، در يک ايمپيچمنت کميسيون قضايي مجلس نمايندگان کار بازپرس را انجام مي دهد و در صورت صدور قرار مجرميت، اين قرار را به مجلس مي فرستد که در حکم دادستان است و راي عمومي مجلس "کيفرخواست" محسوب مي شود که جهت محاکمه متهم به سنا فرستاده مي شود. جلسات محاکمه در سنا به رياست رئيس ديوان عالي تشکيل مي شود زيرا که رئيس سناي آمريکا معاون رئيس جمهور اين کشور است و معاون يک مقام قاعدتا نمي تواند رياست محاکمه اورا برعهده داشته باشد. در پايان محاکمه، راي گيري مي شود و محکوميت و برائت بسته به شمار آراء سناتورهاي مخالف و موافق است.
     درخواست محکوميت اندرو جانسون (کيفرخواست) از سناي آمريکا در سال 1868 با اکثريت يک راي رد شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ترور احمد ماهر پاشا در پارلمان مصر
احمد ماهرپاشا نخست وزير وقت مصر 24 فوريه سال 1945 پس از قرائت متن اعلان جنگ مصر به كشورهاي محور (آلمان و متحدانش) در پارلمان آن کشور، همانجا به ضرب گلوله كشته شد.
    در ماههاي پيش از پايان جنگ جهاني دوم، بسياري از كشورها براي اين كه از قافله فاتحان جنگ عقب نمانند، و يا به توصيه انگلستان و آمريكا به آلمان و متحدانش و نيز ژاپن اعلان جنگ دادند که جنبه سمبوليک داشت.
    يك روز پيش از مصر، تركيه و دو روز بعد سوريه، فنلاند و... به آلمان اعلان جنگ داده بودند. جنگ جهاني دوم در جبهه هاي اروپا دو ماه و چند روز بعد و در خاور دور (جبهه ژاپن) در ماه آگوست (اَمُردادماه) پايان يافت.
    احمد ماهرپاشا از زمان نخست وزیرشدن با جمعیت اخوان المسلمین درگیری داشت، ولی سندی به دست نیامده است که ثابت کند قاتل او وابسته به این جمعیت باشد. قاتل، یک مرد جوان بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
مديريت جنگ سردِ قرن بیستم در آمريکا ـ طرحي كه آمريكا را در جنگ سردِ کاپیتالیسم و سوسیالیسم ـ واشنگتن و مسکو پيروز كرد و ...
24 فوريه 1953 به كنگره آمريكا پيشنهاد شده بود: اينك كه جنگ سرد كمونيسم و كاپيتاليسم و درنتيجه معارضه دولتهاي پيرو اين دو ايدئولوژي يك واقعيتِ روز شده است بايد در جوار دستگاه حكومتي آمريكا يك مديريت واحد جنگ سرد (آشگار و يا غيرعلني) ايجاد شود و كار برنامه ريزي ها و مخصوصا اداره سياست هاي تبليغاتي و فعاليت هاي رسانه اي را به دست گيرد و «صداي آمريكا» نيز از وزارت امور خارجه جدا گردد و ...، زيرا كه دستگاههاي تبليغاتي، كارشناسان روابط عمومي و رسانه ها اسلحه جنگ سرد هستند.
     براي تصويب اين طرح، همچنين استدلال شده بود كه سلاح اتمي مانع جنگ جهاني ديگري خواهد بود بنابراين، هرگونه معارضه درآينده، به شكل جنگ سرد (نطق، نوشته و بازي هاي ديپلماتيك ـ تهديد و ارعاب، قهر و آشتي) خواهد بود و برنده اين جنگ؛ بلوك، جناح و دولتي خواهد بود كه سياست تبليغاتي و رسانه اي بهتر و مُنسجم، روزنامه نگاران بسيارماهر، ديپلمات هاي زبردست (كاركشته) و پاليسي مِيكرهاي آزموده داشته باشد.
    اين طرح، با جزيي تغيير و اضافه شدن يک بند مبني بر توجه هرچه بيشتر به سازمانهاي اطلاعاتي آمريكا (از لحاظ بودجه، تجهيزان و نيروي انساني) به تصويب رسيد كه مورّخان، فروپاشي بلوك شرق (ازجمله شوروي) و عقب نشيني كمونيسم را از نتايج آن بشمار آورده اند.
     در پي پيروزي اين طرح بود كه كانون هاي فكر و مطالعه به صورت انستيتوها، مراكز پژوهش، انجمن، NGO ها (سازمانهاي غير دولتي) و ... به وجودآمده اند و پاليسي مِيكرهاي سابق، ديپلمات ها و ماموران اطلاعاتي بازنشسته، پي.آر.پي ها (كارشناسان روابط عمومي و مديران تبليغات) و ... به آنها پيوسته اند و هر روز هم تقويت مي شوند. در اين زمينه، در دو ـ سه دهه گذشته برخي از كشورها به اقتباس از آمريكا به اجراي چنين طرحهايي دست زده اند. پاره اي از دولتها و ازجمله روسيه برخي از اينNGO ها را که در کشورهاي ديگر فعاليت آزاد دارند از عوامل جاسوسي خوانده اند.
     به باور برخي از مفسران، واشنگتن روش قديم انگلستان مبني بر خريد و يا برسر كار آوردن بعضي از رجال كشور مورد نظر (هدف) به علاوه، رسانه ها و دست اندرکاران آنها را مورد توجه، مطالعه و بررسي قرارداده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 24 فوريه
  • 1821:   مكزيك (اسپانياي نوين) استقلال يافت. تا آن زمان، مكزيك بزرگترين متعلقه اسپانيا در قاره آمريكا بود. با وجود اين، مكزيك زبان و فرهنگ اسپانيايي و مذهب كاتوليك را حفظ كرده است.
  • 1826:   دولت برمه (میانمار) که از پنجم مارس 1824 با نظامیان استعماری دولت لندن به مرکزیت کلکتهِ هندوستان در جنگ بود و 15 هزار کشته، تلفات به نیروی انگلیسی وارد آورده بود پس از رسیدن انگلیسی ها به 80 کیلومتری پایتخت آن دولت، اعلام سازش کرد. در پی این آتش بس یکجانبه، میان دو دولت قراردادی به امضاء رسید که به موجب آن دولت برمه نه تنها حاضر به پرداخت غرامت جنگ شد بلکه تعهد سپرد که در بخش های شمال شرقی هند ازجمله آسام مداخله نکند. مورخان انگلیسی، این قرارداد را به نوعی تسلیم برمه به انگلیسی ها و قبول برتری دولت لندن نوشته اند. این نخستین جنگ برمه ای ها با انگلستان بود. بعدا دو جنگ دیگر میان دو دولت روی داد که سومین آن در نوامبر 1885 صورت گرفت که انگلیسی ها در آن پیروز شدند و برمه از ژانویه 1886 در کنترل آنان قرارگرفت. برمه در جریان جنگ دوم جهانی، میدان جنگ انگلیس و ژاپن بود که ژاپنی ها ـ به گفته خودشان ـ می خواستند که از آنجا هندوستان را آزاد کنند که موفق نشدند. برمه چهارم ژانویه 1948 استقلال یافت که بعدا یک برمه ای دبیر کل سازمان ملل شد. برمه (میانمار) 676 هزار کیلومتر مربع وسعت و 52 میلیون جمعیت دارد و از کشورهای حوزه خلیج بنگال است.
  • 1920:   در این روز حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان (نازی) تاسیس شد. Anton Drexler نخستین دبیر اول آن بود و هیتلر دومین و مارتین بورمان؛ سومین. این حزب چند ماه پس از پایان جنگ جهانی دوم، در دهم اکتبر 1945 به تصمیم فاتحان جنگ منحل شد، ولی اندیشه ناسیونال سوسیالیسم باقی مانده است.
  • 1948:   در پي يک انقلاب ساختگي دو سه روزه، حزب كمونيست چك اسلواكي كه مورد حمايت شوروي بود زمام امور اين كشور را به دست گرفت و با اينکه 41 سال به حكومت خود ادمه داد نه، توانست اصول سوسياليسم را در اين جامعه پياده کند، نه رضايت مردم را جلب کرد و نه کشور پيشرفت داشت.
  • 1974:   دولت پاكستان بالاخره بنگلادش را برسميت شناخت. بنگلادش تا سال 1971 بخش شرقي پاكستان بود كه در اين سال باكمك نظامي هند استقلال به دست آورد و نام بنگلادش بر خود نهاد.
  • براي اطلاع



    سپيده دم به زبان انگليسی

       

    از آنجا كه تلاش پيگير چندين ساله ناشر اين سايت (تاريخ ايرانيان به صورت روزشمار آنلاين) با نيم قرن تجربه روزنامه نگاري و تحصيلات مربوط، براي تجديد پروانه روزنامه چاپي «سپيده دم» جهت انتشار در ميهن گرامي به جايي نرسيده است و از سوي ديگر «روزنامك» را به فارسي به صورن آنلاين منتشر مي سازد؛  تصميم گرفته كه به زودي به انتشار سپيده دم آنلاين به زبان انگليسي در نشاني زير اقدام كند كه حاوي اخبار و عكسهاي جالب و مهم روز و نقل گزارش ها و مقالات مربوط ايران از منابع انگليسي زبان خواهد بود:

    www.IranianDawnNewspaper.com

     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاريخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نيز در اپريل 2014 (ارديبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه يافته است.

    نسخه آنلاين: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com