Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
18 سپتامبر
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 18 سپتامبر
ایران
روزی که الکساندر یکم تزار روسیه تصمیم به تصرف قلمرو ایران در قفقاز را با ژنرال هایش درمیان گذاشت
تزار الکساندر یکم
الكساندر یكم تزار روسیه متولّد 23 دسامبر 1777 که از مارس 1801 تا دسامبر 1825 امپراتور روسیه بود، در دومین سال سلطنت خود به اندیشه جهانگشایی در جنوب و شرق آن كشور افتاد و در جلسه 18 سپتامبر 1802 ژنرال های ارتش روسیه، موضوع را مطرح ساخت.
    در مرحله نخست، هدف تزار الکساندر یکم تصرف همه گرجستان و قسمت های دیگری از قفقاز بود. وی همچنین نظر بر افزودن همه آلاسكا و غرب كانادای امروز و شمال غربی آمریکا (تا سانفرانسیسکو) بر قلمرو روسیه داشت که مهاجرت روس ها به آنجا در حال گسترش بود.
     حکمران شهر تفلیس قبلا اعلام کرده بود که تحت فرمان تزار است نَه دولت ایران زیرا که آغامحمدخان قاجار، شاه وقت ایران در لشکرکشی به تفلیس برای تنبیه او دست به خشونت و اعدام [متمرّدان] زده بود. دولت تهران تصمیم حکمران تفلیس را نپذیرفته و نافرمانی و خیانت خوانده بود بویژه که حاکمان مناطق دیگر گرجستان و نیز آبخیزستان (آبخازیا) همچنان وابسته به ایران بودند و ابراز اطاعت می کردند.
     در جلسه 18 سپتامبر 1802، تزار علاقه مندی زیادی به پیشروی در مركز اروپا نشان نداده بود. در اروپای مركزی، الكساندر یكم گاهی با ناپلئون در حالت جنگ و زمانی در وضعیت صلح بود.
     الكساندر یكم 23 مارس سال 1801 پس از قتل پدرش «پل»، تزار روسیه شده بود که از 1815 عنوان خودرا به تزار روسیه و لهستان و دوک بزرگ فنلاند و لیتوانی تغییر داد.
     در اجرای تصمیم 18 سپتامبر 1802 تزار، ژنرال «سی سیانوف» به شهر تفلیس كه هنوز اسما در قلمرو ایران بود رفت و چندی بعد پیشروی خودرا به سوی جنوب دنبال كرد كه منجر به آغاز دور اول جنگ ایران و روسیه در سال بعد شد. سی سیانوف سپس به خواست ایران، و با طرح نقشه ای، در قفقاز جنوبی كشته شد كه ژنرال های بعدی روسیه موفق شدند [با دسیسه های دولت لندن و اغفال دولت ناآگاه تهران که نتیجه سازش پنهانی دو قدرت استعماری وقت بود] هدف های تزار را تامین كنند و سرانجام پس دو جنگ و امضای دو قرارداد (گلستان و ترکمنچای)، مرز جنوبی امپراتوری روسیه در سال 1828 رود ارس تعیین شد.
     دو جنگ معروف روسیه با ایران در زمان پادشاهی فتحعلیشاه قاجار روی داده بودند. این پادشاهِ مغول تبار و دولت او به سبب بی اطلاعی از اوضاع و تحولات جهان و نداشتن مهارت در دیپلماسی تازه، دستاویز قدرت های اروپایی (انگلستان، فرانسه و روسیه) شده بودند. به علاوه، شخص فتحعلیشاه ذاتا مردی خسیس بود و این خصلت و امتناع او از تامین هزینه های نظامیِ درخواست شده وسیعا به زیان ایرانیان تمام شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
بازیافتن قدیمی ترین قانون اساسی جهان ـ اهمیت و پایداری یك قانون اساسی ـ نظر اندیشمندانِ بنام هنگام تصویب اصل 44 قانون اساسی جمهوری اسلامی
Ernest de Sarzec
«ارنست شوكین دو سارزك Ernest de Sarzec» باستانشاس فرانسوی (متولد در سال 1832 و متوفا در سال 1901) در پی كاوش های خود در جنوب عراق امروز (Ur - منطقه سكونت سومریان باستان)، در سپتامبر 1877 (هجدهم این ماه) اعلام كرد كه موفق به یافتن قدیمی ترین قانون اساسی جهان شده كه قِدمَت آن به 2300 سال پیش از میلاد می رسد. وی كه كُدهای مكشوفه را «قانون اساسی اوروكاگنا Urukagena» نام نهاد گفت كه این كُدها از آن جهت روح القوانین (ام القوانین) بوده اند كه حقوق و تكالیف اتباع، تكالیف و وظایف دولت، روابط دولت و ملت، ساختار كشور، نظام حكومتی، اموال و اركانهای دولتی و ... را روشن می ساختند و تصمیمات دولتی نمی توانست از چارچوب آنها تجاوز كند. برای نمونه؛ یكی از این كُدها استثمار افراد را منع كرده بود كه یك اصل است نه ماده و تبصره. وی در محل تل لوح (tello = Girsu) ـ تپه ای در جنوب عراقِ امروز و نه چندان به دور از بصره، این الواح را به دست آورده بود. «دو سارزک» که عرب «داسارزاک» می نویسند قبلا آثار پایتخت های سومِر و آکاد را از زیر خاک بیرون آورده بود. وی در زمانی که معاون کنسول فرانسه در بصره بود به این اندیشه افتاده بود. بصره در آن زمان از شهرهای قلمرو امپراتوری عثمانی (ترکیه) بود که بعدا و در سال 1917 به تصرف انگلیسی ها (نظامیان هِندی امپراتوری انگلستان) درآمد.
    
يک نوشته روي مينا از آن زمان

اِرنست شوكین گفته بود كه به دَرک او، نظرات «سولون» آتنی در 594 پیش از میلاد، منشور كوروش بزرگ (اعلام شده در سال 529 پیش از میلاد)، مگناكارتای سال 1215 میلادی و عقاید پولیبیوس، لاك، منتسكیو، و ... در مواردی و در مفهوم بی شابهت به آن كُدها نیستند كه جمهوری رومِ باستان عنوان كانستیتوشن به مفهوم پایه و ساختار (Constitution) بر حقوق ملت و تکالیف دولت نهاده كه با تخریب پایه و زیربنا، ساختمان ویران خواهد شد. پاپ ها بعدا دستورهای كتبِ مقدس را كه غیر قابل تغییر هستند «Canon كانون = قانون» نامیدند.
    بر پایه تعریفِ «منتسكیو» از قانون اساسی یك كشور و نظرات مشابه اندیشمندان دیگر؛ اصلاح، تفسیر و بازنگری یك اصل و یا برخی از اصول یك قانون اساسی از وظایف پارلمان ها خارج شده است یعنی از طریق مصوّبه پارلمان و تصمیمات دولتی نمی شود یك اصل قانون اساسی را تغییر داد و تفسیرِ کلی كرد مگر با تصویب مجلس موسسان و رفراندم (كسب نظر مردم با دست كم دو سوم آراء). استحكام یك قانون اساسی به ثابت نگهداشتن اصول آن است. برای مثال: دولت آمریكا از سال 1926 كه بنگاه سخن پراكنی سی. بی. اس. در سپتامبر آن سال آغاز بكار كرد هنوز نتوانسته است یك اصل قانون اساسی این كشور را اصلاح كند و واژه «پرس Press (رسانه های چاپی) را شامل رادیو تلویزیون كند. و همچنین اصلِ مجاز بودن اتباع آمریکا به حمل اسلحه. اهمیت یك قانون اساسی در ثبات آن است و مقامات دولتی از هر مرتبه، به حفظ و رعایت آن سوگند یاد می كنند.
    در سالهای 1385 و 1386 هجری خورشیدی که مطالبی درباره اصل 44 در مجلس مطرح شده بود، این پرسش ها به میان آمده بود كه آیا می شود اصل 44 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را به نام «سیاست های اجرایی این اصل» با مصوبه های مجلس شورای اسلامی و یا مجمع تشخیص مصلحت نظام، عملا بازنگری و احیانا اصلاح و تفسیر كرد؟، مخصوصا در اصلی كه ارتباط به اموال ملّی و مالكیّت جامعه (همه اتباع) دارد و این مالكیت با مصادره های پس از پیروزی انقلاب استحکام و گسترش بیشتری یافته بود. آیا اگر این اصل وضعیتی مشابه خصوصی سازی اموال ملی در آمریكای لاتین و روسیهِ پس از فروپاشی شوروی پدید آورَد مسئول كیست و چه راه حلی برایش وجود خواهد داشت؟ و چندین سئوال دیگر. بسیاری از اندیشمندان مطرح در سطح جهان هنگام تصویب اصل 44 در سال 1358 هجری خورشیدی، از آن به عنوان یك اصل بسیار مهم ـ اصلی كه در جامعه «طبقه و كلاس» ایجاد نمی کند یاد كرده و گفته بودند که ایرانِ اسلامی دارد جامعه ای بدون طبقه می شود که هدف پیامبران بوده است.
    
    اصل 44: نظام اقتصاد جمهوری اسلامی ایران برپایه سه بخش دولتی، تعاونی و خصوصی با برنامه ریزی منظم و صحیح استوار است.
     بخش دولتی شامل كلیه صنایع بزرگ، صنایع مادر، بازرگانی خارجی، معادن بزرگ، بانكداری، بیمه، تامین نیرو، سدها و شبكه های آبرسانی، رادیو و تلویزیون، پست و تلگراف و تلفن، هواپیمایی، كشتیرانی، راه و راه آهن و مانند اینها است كه به صورت مالكیت عمومی و در اختیار دولت است.
آثار شهرهاي سومرSumer و آکاد Akkad در جنوب عراق امروز

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دکتر مصدق: در «نزاع روزنامه ها با یکدیگر» مداخله نمی کنم
در پی چند هفته انتقادهای تند روزنامه های چپگرا از روزنامه اطلاعات كه فعالیت های اورل هریمن سیاستمدار ـ دیپلمات آمریكایی را كه به تهران آمده بود بیش از حد بزرگ كرده بود و در خبرها اورا «مستر هریمن» ذكر و جزئیات كارهایش در تهران و حتی میهمانی های خصوصی اش را گزارش می كرد و اخبار جنگ كره را نیز از منابع آمریكایی ترجمه و عكسهای ژنرال ریجوی فرمانده نظامی آمریكا در كره جنوبی را تقریبا هر روز در صفحه اول خود به چاپ می رساند، دكتر مصدق رئیس دولت وقت 28 شهریور 1330 (روزی چون امروز) گفت كه وارد بحث و انتقادِ روزنامه ها از یکدیگر نخواهد شد. این بحثها و افشاگری ها برای روشن شدن مردم و رشد دمكراسی لازم است. مردم خودشان باید بررسی و قضاوت كنند كه كدام طرف درست می گوید. دولت برای مداخله در این امور انتخاب نشده است.
    برخی روزنامه های چپ همچنین اشاره كرده بودند كه دبیر میز اخبار بین الملل روزنامه اطلاعات [دبیر وقت] پس از دیدار از آمریكا به دعوت دولت این كشور، تغییر جهت داده است و تنها اخبارِ منابع آمریکایی و متحدین آن را انتخاب و درج می کند!.
    
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
انتقاد کیسینجر در سپتامبر 1979 از برزینسکی درباره تغییر وضعیت ایران
18 سپتامبر 1979 (شهریور 1358) هنری کیسینجر دیپلمات آمریکایی و یک بار وزیر امورخارجه این کشور و یک بار هم مشاور امنیت ملی کاخ سفید ضمن اشاره به وضعیت ایران وقت (هفت ماه پس از انقلاب)، برزینسکی مشاور جیمی کارتر را متهم به مداخله در اختیارات سایرس ونس وزیرامورخارجه وقت کرد و گفت که وزارت امور خارجه آمریکا نمی تواند در آن واحد دو وزیر داشته باشد. اگر به شایستگی ونس اعتماد نیست، وزیر دیگری انتخاب شود. مدیریت و سیاست های دستگاه دیپلماسی یک قدرت بزرگ همچون آمریکا باید منطبق بر عقل و منطق، حفظ منافع ملی در درازمدت و پیش بینی آینده جهان باشد نه تمایل و احساس شخصی این و آن.
    کیسینجر افزوده بود: "ما با یک رشته اشتباه، دوست بزرگی چون ایران را از دست دادیم. ایران سنگر ما در منطقه و سدی استوار در برابر مطامع مسکو بود. ما در طول ربع قرن با کمک ایران بود که مانع پیشروی شوروی در آسیای غربی شدیم. ایران، دیگر درکنار ما نیست و معلوم نیست که این وضعیت تا چه زمانی طول بکشد و از این ناحیّت چه زیانهایی به ما وارد شود. کاری را که دولتهای وقت ایران انجام می دادند، از این پس ما خودمان باید انجام دهیم که هزینه سنگین خواهد داشت. ما نباید آسیای غربی و آسیای جنوبی را از دست بدهیم.".
    برخی از رسانه ها در تفسیر این مطلب به برزینسکی و کارهای این لهستانی تبار (قبلا تبعه کانادا) اشاره کرده و نوشته بودند که وی در عین حال توتور (معلم سرخانه) علوم سیاسی جیمی کارتر بود و به همین دلیل در او نفوذ داشت. کارتر قبلا یک مزرعه دار بود و متولد و ساکن استیت جنوبیِ جورجیا.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نامهِ سرگشاده و تأمل برانگیز شهریور 1396 رئیس فراکسیون مبارزه با مفاسد: مطالبات سوخت شده هزاران میلیارد تومانی در صندوق ذخیره فرهنگیان
امیر خجسته

به گزارش 21 شهریور 1396 خبرگزاری فارس، «امیر خجسته» نماینده وقت همدان در مجلس شورای اسلامی و رئیس فراکسیون مبارزه با مفاسد اقتصادی و اداری این مجلس در نامه‌ای سرگشاده خطاب به محمد بطحایی وزیر تازه آموزش و پرورش، اعلام کرد که طبق بررسی کارشناسان، تسهیلاتی بالغ بر 9 هزار میلیارد تومان از منابع صندوق ذخیره فرهنگیان در اختیار 31 نفر قرار گرفته است.
    
    متن این نامه پس از پاراگراف تعارفات به این شرح است:
    از ابتدا، تأسیس صندوق ذخیره فرهنگیان و شرکت‌های تابعه و بانک سرمایه به منظور تأمین رفاه حال فرهنگیان عزیز بود، اکنون خود نه تنها سودی برای بیش از یک و نیم میلیون نفر فرهنگی عضو این صندوق ندارد، بلکه سرمایه آنان نیز در اینجا به غارت رفته است و نظر به اینکه بیش از 10 سال از تأسیس بانک سرمایه می‌گذرد، اما فلسفه تأسیس بانک نیز که همانا ارائه خدمات به مردم و خصوصاً خانواده بزرگ فرهنگیان بوده مورد توجه قرار نگرفته است، ضمن آنکه از جایگاه این عزیزان به عنوان سهامدار اصلی بانک صرفاً در زمان بروز مشکلات و پیشبُرد اهداف خود استفاده نموده‌اند.
    از سوی دیگر در حفظ و حراست از سرمایه بانک که قسمت اعظم آن از محل اندوخته این قشر زحمت‌کش تأمین گردیده نیز به رسم امانت عمل نکرده‌اند و اموری را مرتکب شده‌اند که علاوه بر تحمیل زیان سنگین و احتمال تحمیل زیان‌های بزرگتر در آینده به علت بلوکه شدن منابع سهامداران با خطر اتلاف قسمت اعظم سرمایه نیز مواجه می‌باشند که اجمالاً به بخشی از این موارد در ذیل اشاره می‌شود؛
    1. مدیران این بانک علاوه بر درصد قابل توجهی از سرمایه صاحبان سهام، 84% آورده سپرده‌گذاران نزد این بانک را نیز در سرفصل‌های مختلف مانند مطالبات معوق، سود و وجه التزام دریافتی محبوس از دسترس بانک خارج نموده‌اند، به تعبیری رقمی بیش از 60 درصد کل دارایی‌های بانک سرمایه و 20% نیز از این دارایی‌‌ها را نیز در اقلامی نظیر سپرده قانونی، دارایی‌های ثابت و مطالباتی همچون تفاوت نرخ ارز فریز یا منجمد نموده‌اند. یعنی چیزی حدود 80% از منابع بانک و سپرده‌گذاران به هر عنوانی به غارت و یا از دست رفته است. این موضوع در بحث وام‌ها و تسهیلاتی است که غالباً طبق بررسی‌های کارشناسان فراکسیون مبارزه با مفاسد اقتصادی و اداری مجلس اکثراً منجر به تبانی مدیران شعبه و مدیران عالی بانک و صندوق ذخیره فرهنگیان شده است، غالباً در پرداخت وام‌های میلیاردی حداکثر به 31 نفر به بدهکاران عمده بانکی که در اکثر بانک ها نیز به همین طریق وام دریافت نموده‌اند با اخذ وثیقه ناچیز، یا ضعیف‌ترین نوع وثیقه (چِک و سَفته) در غالب شرکت‌های تازه تأسیس به صورت ضربدری و اقماری و بدون در نظر گرفتن اعتبارسنجی پرداخت شده است که اگر لازم بدانیم اسامی این افراد را نیز منتشر خواهیم کرد، لذا ضروری است که به منظور برگشت سرمایه این عزیزان از مفسدین اقتصادی به شرح پرونده‌های موجود که در این فراکسیون است اقدام و با خاطیان و متخلفین آن صندوق برخورد قانونی صورت پذیرد تا درس عبرتی برای سایر مفسدین و متخلفین گردد.
    2. در بحث اموال تملیکی؛ در این بخش نیز بعضی از اموال تملیکی با کارشناسی‌های غیرواقعی و به قیمت‌هایی بیش از ارزش جاری با تسهیلات کلان، تهاتر [پایاپای] و به تملّک بانک در آمده‌اند. برای نمونه به چند مورد اشاره می‌گردد:
    ــ تهاتر دیون شرکت‌های سون‌قشم، روشه قشم، توسعه تجارت مدین، برفاینیش آبان و سازدژ به مبلغ 3070 میلیارد ریال در قبال تملیک دو قطعه زمین لواسان در تاریخ هفتم مرداد 1394، مالکیّت باغی با مشخصات مالک ج. ب. واقع در حوزه ثبتی لواسانات بخش یازده به مساحت ... نوزده سهم از بیست و یک سهم که سند شش دانگ آن به نام اداره اوقاف و امور خیریه لواسانات واگذار شده است.
    طبق نظریه کارشناسی ارزش شش دانگ عرصه و اعیان ملک مذکور با شرایط فوق، فارغ از هرگونه بدهی و دیون به افراد حقیقی و حقوقی و بلامانع بودن انتقال مالکیت در شرایط زمانی حاضر و اصالت اسناد مالکیت صرف ‌نظر از مسائل حقوقی و ثبتی با کلیه حقوق متعلقه و متصوره مبلغ 227 میلیارد تومان و ارزش نوزده سهم مشاع از بیست و یک سهم مشاع از عرصه و اعیان ملک یاد شده بالغ بر 205 میلیارد تومان است.
    ــ املاک زیادی از این قبیل با کارشناسی‌ها و قیمت‌های غیر واقعی که اکثراً با تبانی و دخالت برخی از مفسدین به انجام رسیده‌ است که مشخصات و لیست کامل این املاک در این فراکسیون و هم در پرونده‌های بانک سرمایه موجود است.
    3. در بحث سرمایه‌گذاری‌: در این بخش نیز سهم برخی از شرکت‌ها و پروژه‌ها با کارشناسی‌های غیردقیق و بعضاً به مبلغی بیش از قیمت واقعی به بانک فروخته و تهاتر شده‌اند به عنوان نمونه سهام شرکت بناگستران هشتم توس (پروژه پاژ) که با نظارت رئیس هیأت مدیرهِ وقتِ صندوق و شرکت رام‌پارت پیشرو طی قراردادی انجام گرفته است که ارزش این مجموعه با عنایت به حقوق استیجاری عرصه و ارزش اعیان جمعاً به مبلغ 800 میلیارد تومان اعلام شده است که با قیمت هزار و هشتاد میلیارد تومان خریداری شده است که بیش از 270 میلیارد تومان اختلاف در تعیین پایه قیمت‌گذاری است. همچنین از جمله مواردی که می توان اشاره کرد اینکه 13 هزار میلیارد، مطالبات وجود دارد که ضمانت نامه آن مشکوک الوصول بوده و 9 هزار میلیارد مطالبات غیر وصول یا سوخت شده که متاسفانه 170% زیان انباشته وجود داشته و یک هزار میلیارد از منابع پرداخت شده که امکان وصول آن نمی باشد. همچنین 141 فقره پرونده مشکوک‌الوصول وجود دارد.
    بنا بر بررسی کارشناسان این فراکسیون [فراکسیون مبارزه با مفاسد اقتصادی و اداری مجلس شورای اسلامی]، تسهیلات میلیاردی داده شده که بالغ بر 9 هزار میلیارد تومان بوده که در اختیار 31 نفر است و مبالغ میلیاردی از تبانی تسهیلات داده شده در شعب و رقم املاک خریداری شده با قیمت‌های غیرواقعی و تهاتر املاک و سرمایه‌گذاری‌های غیرواقعی که مستندات آنها همگی موجود است که سرمایه بانک جوابگوی آن نمی‌باشد و سپرده‌های مردمی و فرهنگیان عزیز با خطر جدی مواجه گردیده است.لذا از جناب عالی [وزیر آموزش و پرورش] انتظار می رود در آغازین روزهای فعالیت در وزارتخانه با برنامه ریزی دقیق، حسّاسیّت و هماهنگی با تمامی دستگاه های نظارتی نسبت برخورد با مفسدین بزرگ اقدامات جدّی و عملیاتی را در دستور کار قرار داده ضمن آنکه مقتضی است به قید فوریت گزارش کاملی از تخلفات، برنامه ها و اقدامات اصلاحی آن وزارتخانه در راستای بازگشت سرمایه ها و برنامه جامع مبارزه با فساد و پیش بینی سیستم نظارتی دقیق به منظور پایش دائمی در اصلاح فساد گسترده اقتصادی در بانک سرمایه و صندوق ذخیره فرهنگیان به این فراکسیون در اولین فرصت ممکن با حضور جناب عالی ارائه شود.
    
    امیر خجسته ـ نماینده همدان و فامنین
    رئیس فراکسیون مبارزه با مفاسد اقتصادی و اداری مجلس شورای اسلامی
    
    _ _ _ _ _
    
    درباره این نامه سرگشاده، پس از قرارگرفتن آن در این تاریخ آنلاین اظهارنظرهای متعدد و قابل ملاحظه دریافت شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اظهارات سخنگوی قوه قضایی در شهریور 1396 درباره پرونده محمدرضا خاوری، نجومی بگیران و کشف 160 هزارکیلوگرم مواد مخدر در 6ماه
حجت الاسلام محسنی اژه‌ای سخنگوی وقت قوه قضایی جمهوری اسلامی ایران در یکصد و هجدهمین مصاحبه عمومی خود با رسانه ها که 26 شهریور 1396 انتشار یافت در پاسخ به این پرسش که هفته گذشته یکی از نمایندگان مجلس مدعی شده بود که دیوان محاسبات شماری از نجومی بگیران (دریافت کنندگان دستمزد کلان از خزانه ملت، اصطلاحا؛ دستمزدهای سر به فلک کشیده) را تبرئه کرده و دریافتی دو نجومی بگیر هم به آنها پس داده شده است، بالاخره وضعیت این نجومی بگیران چه شده است؟، گفت: از آنچه که در دیوان محاسبات می‌گذرد بی خبریم، اما از ناحیه دولت، کسی به عنوان نجومی بگیر به قوه قضاییه معرفی نشد و از طرف دیوان محاسبات نیز همین طور. دستگاه قضایی کشور با توجه به اطلاعات به دست آمده، یک سری پرونده تشکیل داد که قرار است در دادگاه رسیدگی شوند، شاید تشخیص داده شود که برخی از این افراد مرتکب جرم نشده باشند، اما باید پول را بازگردانند.
    حجت الاسلام اژه‌ای در پاسخ به سوالی در باره محاکمه غیابی خاوری (محمدرضا خاوری فارغ التحصل رشته قضایی دانشگاه، 65 ساله، رئیس پیشین بانک ملی ایران و قبل از آن، رئیس بانک سپه که در مهرماه 1390 به عنوان شرکت در یک نشست بانکی از ایران خارج و از آن پس در کانادا زندگی می کند) گفت: همه تلاش برای بازگرداندن وی به کشور و رسیدگی به اتهام او انجام گرفته و چون نیامده، وقت رسیدگی غیابی تعیین شده است (برای اواخر مهرماه یا اوایل آبان ماه 1396) و چه بهتر که بازگردد و حضورا به اتهام رسیدگی شود. [طبق گزارش رسانه ها، خاوری متهم به دست داشتن در یک اختلاس 3 هزار میلیاردی است!. از این گزارش ها چنین بر می آید که وی تابعیت کانادا دارد.].
    اژه‌ای در پاسخ به سوالی دیگر درخصوص کشف مواد مخدر گفت: باید بگویم که یکی از مُعضلات بسیاری از کشورها مواد مخدر اعم از انواع صنعتی و سُنتی این مواد است که آثار زیان بار مواد مخدر صنعتی از سُنتی‌ها بیشتر است. درصدی از شرارت‌ها و قتل‌ها توسط مصرف کنندگان همین مواد رخ داده است، در همین شش ماه گذشته 160 هزار کیلوگرم از انواع مواد مخدر کشف شده است که بیش از 3 هزار کیلوگرم از آن هروئین بوده است. مقداری از این مواد در مسیر به کشورهای دیگر، در ایران به دست مأموران افتاده است اما اگر قرار بود که مقدار کمی از این مواد هم در کشور توزیع می‌شد آثار سویی به همراه داشت، یک خانواده گرفتار می‌فهمد که این موضوع چه دردی دارد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
آیت الله صدیقی در نماز جمعه شهریور 94 تهران: برخی می خواهند آمریکایِ از در بیرون رانده شده را از پنجره وارد کشور کنند، وای بر آنان
آیت‌الله کاظم صدیقی
به گزارش خبرگزاری فارس، ‌27 شهریور 1394 آیت‌الله کاظم صدیقی، در خطبه های نماز جمعه تهران [جمعه وقت] با اشاره به لزوم برخورد با مستکبران گفت که قرآن به ما توصیه می‌کند که لبخند مستکبرین را تکیه‌گاه خود قرار ندهیم.
    صدیقی با اشاره به تلاش برخی برای بازگرداندن نفوذ آمریکا به ایران گفت که وای بر کسانی که بخواهند راه امام را منحرف کرده و با بزک کردن چهره آمریکا، مستکبری را که امام از در بیرون کرده است از پنجره وارد کشور کنند.
    آیت الله صدیقی با استناد به بیانات اخیر مقام رهبری گفت: "رهبر انقلاب از همه ما هوشیاری و بودن در صحنه و حفظ آمادگی در همه جبهه‌ها را خواسته است".
    صدیقی با اشاره به دیدار رهبر کشور و انقلاب با فرماندهان و مسئولان سپاه اظهار داشت: "سپاه پاسداران دید‌بان شرعی و قانونی انقلاب و مسئول حفظ دستاوردهای آن است و تنها سازمان و نهاد و ارگانی است که تکلیف ذاتی آن هوشیاری نسبت به توطئه‌های داخلی و خارجی بوده و وظیفه دارد حرکات دشمن را زیر نظر داشته باشد و کمترین حرکت علیه استقلال و حاکمیّت کشور را در نطفه خفه کند تا به انقلاب آسیب نرسد.".
    وی تلاش پاره ای را برای دست کشیدن از انقلاب یادآور شد و گفت: "برخی با این همه شهید که ملت ایران داده می‌گویند انقلاب به پایان رسیده که به آنان باید گفت خود شما به پایان رسیده‌اید، این انقلاب بزرگ در حوزه اخلاق، دین و فرهنگ است و مردم ما هیچگاه از روحیه انقلابی و مقابله با دشمنان انقلاب و در رأس آنها آمریکا خسته نخواهند شد. ‌انقلاب ما، امروز در مرحله حرکت جهشی است نه اینکه در حال عقب‌گَرد باشد و عقب‌گرد شایسته ملتی نیست که شهید داده است، و در این میان راه امام حسین (ع) همواره هوشیارکننده بوده و نیروهای بُزدل را از مسیر انقلاب کنار می‌زند. تهدید مردم و به وجود آوردن فضایی که کسی نتواند حرف خود را که گمان می‌کند حق است به جامعه ارائه دهد، خلاف آن چیزی است که امیرالمؤمنین (ع) توصیه کرده‌است.".
    خطیب نماز جمعه تهران با اشاره به حادثه اخیر مکه، این رویداد تلخ را نشانه بی‌کفایتی آل سعود خواند.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ایران عضو سازمان همکاری و تعاون شانگهای شد ـ سخنرانی آیت الله رئیسی در نشست سران این سازمان و تروریسم اقتصادی خواندن تحریم ها
حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه وقت جمهوری اسلامی ایران، 17 سپتامبر 2021 (جمعه 26 شهریورماه 1400) از پذیرفته شدن «سند عضویت دائم» ایران در سازمان همکاری و تعاون شانگهای، در اجلاس سران کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای در شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان خبر داد. وی گفت که مردم ما آثار این عضویت را در برنامه اقتصادی دولت سیزدهم مشاهده خواهند کرد.
    در این نشست، سران چین، روسیه و تاجیکستان از عضویت ایران در سازمان تعاون و همکاری شانگهای حمایت کردند و ابراهیم رئیسی، رئیس‌ جمهور وقت نطق مهمی که به گفته اصحاب نظر؛ خلاصه سیاست های دولت جمهوری اسلامی است ایراد کرد. تصویب عضویت ایران در سازمان همکاری و تعاون شانگهای انعکاس وسیع رسانه ای داشته است. ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه فدرال، نیز در سخنرانی خود، همکاری‌های ایران را «مثبت و مهم» خواند و گفت روسیه حامی «مشارکت تمام‌عیار» ایران در این سازمان 20 ساله بوده است. ایران از 16 سال پیش عضو ناظر این سازمان بود.
    در پی تصویب عضویت ایران، علیرضا حقیقیان دستیار وقت وزیر ‌امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و مدیرکل اوراسیای این وزارت گفت: پذیرش عضویت جمهوری اسلامی ایران در سازمان همکاری شانگهایShanghai Cooperation Organization - SCO معروف به Shanghai Pact، در واقع اعلام شکست پروژه منزوی سازی جمهوری اسلامی ایران توسط آمریکا و کشورهای غربی بوده است. همکاری‌ها و فعالیت‌های این سازمان مانع بزرگی بر سر راه سیاست‌های یکجانبه گرایانه آمریکا و غربی‌ها خواهد بود و موجب تقویت همکاری‌های منطقه‌ای و چندجانبه گرایی خواهد شد.
    
    
    متن سخنان آیت الله رئیسی در نشست سران سازمان شانگهای:
    
    آیت الله رئیسی رئیس جمهور وقت دراین جلسه ضمن سپاسگزاری از اعضای سازمان که با عضویت رسمی ایران موافقت کردند گفت: زمانی که ریاست جمهور را عهده‌دار شدم، جهت گیری سیاست خارجی خود را تمرکز بر «چندجانبه‌گرایی اقتصادی» و تقویت «سیاست همسایگی» به معنای وسیع آن و تقویت حضور در سازمانهای منطقه‌ای معرفی کردم.
    توسعه فرهنگی، دستور کار اول همکاری بین کشورهای صاحب تمدن است. بخش عمده خزانه فرهنگ و معنویت جهان در آسیا قرار دارد. آسیا مَهد تمدن بشری است و قلب تپنده آن در چین، هند، تاجیکستان و ایران فرهنگ‌ساز بوده است. فرهنگ و تمدن آسیایی همیشه با همگنی (Harmony)، صبر، ادب، احترام متقابل و خیرخواهی و در یک کلام، حکمت و عدالت همراه بوده است. بزرگترین ادیان ابراهیمی در آسیا بوده‌اند.
    معنویت، نیاز همیشگی بشریت و گمشده انسان امروز است. بحران معنویت زیرساخت همه بحران‌های جهان است. انحصارگرایی، خشونت و نقض حقوق بشر جلوه‌هایی از پیامدهای دوری از معنویت است؛ ایران می‌تواند نقش مهمی در توسعه منطقه‌گرایی فرهنگی ایفا کند.
    ترکیب دو ابتکار اوراسیایی و جاده - کمربند می‌تواند تحقق عینی‌بخشی از این رویکرد باشد و ظرفیت‌های عظیم جمهوری اسلامی ایران به لحاظ ژئوپلتیک، جمعیت، انرژی، حمل و نقل، نیروی انسانی، و از همه مهمتر معنویت، فرهنگ و تمدن می‌تواند تحرک معناداری به این چشم‌انداز ببخشد. این منطقه در طول تاریخ پیوستگی شگرفی داشته است و احیای این پیوستگی از کارویژه‌های پیمان شانگهای و مورد تاکید جمهوی اسلامی ایران است. آسیا سرزمینی غنی از تمدن ها و ارزشهاست. نقش‌آفرینی آسیا در عرصه بین‌الملل نیازمند حفظ تجانس (هارمونی) بین ملت ها و تمدن‌های خود است. ایران تجانس بین ملت ها و تمدن‌های آسیایی را تقویت می‌کند.
    جهان وارد دوران جدیدی شده است. سلطه‌طلبی و یکجانبه‌گرایی رو به زوال است. نظام بین‌الملل به سوی چند قطبی شدن و بازتوزیع قدرت به سود کشور‌های مستقل، در حال تغییر است. در شرایط کنونی، صلح و امنیت جهانی از ناحیه سلطه طلبی و چالش‌هایی همچون تروریسم، افراط‌گرایی و جدایی‌طلبی در معرض تهدید قرار دارد؛ تهدیدهایی که طیف وسیعی از کشورهای جهان و بویژه اعضاء و شرکای سازمان همکاری شانگهای را هدف قرار داده است.
    آسیا همچون گذشته‌هایِ نه چندان دور در کانون تغییرات جهانی قرار دارد. حفظ و تقویت صلح در این پهنه گسترده، نه یک انتخاب بلکه یک ضرورت است. سازمان همکاری شانگهای و «روح حاکم بر آن» یعنی اعتماد متقابل، منافع مشترک، برابری، رایزنی مشترک، احترام به تنوع فرهنگی و توسعه مشترک، ابزار کلیدی در راستای حفظ صلح در قرن 21 است.
    صلح و توسعه، از مسیر همکاری و هماهنگی کشورهای کلیدی این منطقه حاصل می‌شود. در این مسیر، شکل‌دهی و تقویت پیوندهای زیرساختی میان کشورهای مختلف اهمیت و ضرورت دارد. ابتکار کمربند - راه، اتحادیه اقتصادی اوراسیا و کریدور شمال - جنوب به عنوان طرح‌های کلیدی در حوزه اتصالات زیرساختی می‌توانند در تقویت منافع مشترک کشورهای در حال توسعه و تقویت صلح در این منطقه نقش ایفا نمایند. این پروژه‌ها، نَه رقیب، بلکه مکمل یکدیگرند.
    ایران حلقه وصل سه طرح زیرساختی فوق الذکر است. ایران می‌تواند از طریق کریدور شمال ـ جنوب، حلقه وصل جنوب و شمال اورسیا باشد و آسیای مرکزی و روسیه را به هند پیوند دهد. کریدور شمال- جنوب می‌تواند زیرساخت همگرایی در قالب «اوراسیای بزرگ» را تقویت کند. ایران در مسیر یکی از کریدورهای ابتکار کمربند و راه، یعنی کریدور چین، آسیای مرکزی و غرب آسیا قرار دارد و می‌تواند پیوند دهنده شرق و غرب اوراسیا باشد. همچنین بندر بزرگ چابهار ایران ظرفیت تبدیل شدن به مرکز تبادلات چندین کشور عضو و همسایه را به نحو ویژه دارد که با همّت اعضاء می‌تواند به نمادی از همکاری همه اعضای سازمان شانگهای باشد.
    سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران همواره مبتنی بر مشارکت فعال در سازمانهای بین‌المللی، چندجانبه‌گرایی و مخالفت با یکجانبه گرایی بر پایه عدالت، همکاری، احترام متقابل و ضرورت ایفای نقش سازنده در مواجهه با چالش‌های بین‌المللی و منطقه‌ای بوده است.
    امروز نظام بین‌الملل با چالش‌ها و مشکلات متعددی رو به روست که حل آنها توسط یک دولت به تنهایی امکان‌پذیر نیست. چالش اول، همه گیری کرونا است که نه تنها سلامت ملت‌های جهان را هدف قرار داده بلکه پیامدهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی قابل توجهی نیز در بر داشته است. ما از تلاش‌های اعضای سازمان شانگهای، بخصوص چین و روسیه و هند، برای کمک به واکسیناسیون جهانی تشکر می‌کنیم و آن را در راستای کمک به روح همکاری در عرصه بین‌الملل ارزیابی می‌دانیم. هرگونه اختلال در روند کمک به سلامت انسان‌ها از طریق واکسیناسیون جهانی به بهانه تحریم، ضد حقوق بشر و جنایت علیه بشریت است. حل این مشکل، شدیدا نیازمند همکاری بین‌المللی است و اعضای پیمان شانگهای پتانسیل فراوانی را در این زمینه دارند و جمهوری اسلامی ایران حاضر است در این زمینه فعالانه همکاری کند.
    تحریم یا تروریسم اقتصادی، چالش دیگری است که به مهمترین ابزار سلطه طلبان برای تحمیل اراده به دیگران بدل شده است. تحریم یا تروریسم اقتصادی از موانع کلیدی پیشبرد همگرایی منطقه‌ای محسوب می‌شود. سازمان همکاری شانگهای به طراحی ساختارها و مکانیسم‌های مقابله جمعی با تحریم نیاز دارد. تحریم‌های یکجانبه تنها علیه یک کشور نیست بلکه همانگونه که در سال‌های اخیر روشن شده است تعداد بیشتری از کشورهای مستقل بویژه اعضای سازمان را در بر می‌گیرد. طراحی مکانیسم‌های مقابله جمعی با تحریم‌های یکجانبه در قالب این سازمان اهمیت و ضرورت دارد.
    از سوی دیگر، ناامنی که مخل توسعه و پیشرفت و تروریسم مانع رشد اقتصادی پایدار است. جمهوری اسلامی ایران با سابقه بیش از 40 سال تقابل و مبارزه بی‌امان با تروریسم و افراط‌گرایی، خدمات شایسته‌ای برای تحقق صلح و عدالت در منطقه غرب آسیا انجام داده است. ما هم پیمان عراق و سوریه در تقابل با داعش و سایر جریان‌های تروریستی بوده‌ایم. شراکت راهبردی ایران و روسیه در مبارزه با تروریسم و افراط‌گرایی در سوریه، تجربه‌ای ارزشمند و الگویی موفق برای همکاری با سایر شرکای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در آینده است. اینجانب دست همکاری برای تحقق صلح و هم پیمانی برای مبارزه با تروریسم و افراط گرایی به سوی همه دولت های مشارکت‌کننده در این اجلاس دراز می‌کنم. ما نیازمند اقدام جمعی برای تامین امنیت و عدالت به عنوان زیرساخت‌های اصلی توسعه و پیشرفت هستیم. متأسفانه بیش از دو دهه مبارزه‌ی نمایشی آمریکا با تروریسم در افغانستان و عراق، موجب از دست رفتن فرصت های فراوان این دو کشور در تامین امنیت و رفاه برای ملت های خود گردید. آمریکا چند سال است که این الگوی ناموفق را به سوریه نیز صادر کرده است. مراکز حضور و تحرک نیروهای آمریکا در سوریه، از ناامن‌ترین و بی‌ثبات‌ترین مناطق این کشور است. جمهوری اسلامی ایران معتقد به امنیت مشترک است و امنیت را تفکیک شده نمی‌داند. راه تامین امنیت مشترک، راه بومی است که صرفا با مشارکت قدرت‌های منطقه‌ای و بدون مداخله دیگران [خارج از منطقه] امکان‌پذیر است.
    مسئولیت وضعیت ایجاد شده در افغانستان، تماما بر عهده‌ی آمریکا و کشورهای همکار آن در این مدت است. اما ما کشورهای منطقه بایستی شرایطی را فراهم کنیم تا مردم افغانستان بتوانند بر مشکلات خود چیره شوند و مسیری را برای آینده‌ای مطمئن ترسیم کنند. از نظر جمهوری اسلامی، این مهم ـ تنها از طریق کمک کشورهای منطقه به مشارکت مؤثر همه‌ی اقوام در حاکمیت آینده افغانستان محقق خواهد شد. طبیعتا کشورهای منطقه صرفا نقش تسهیل‌گری دارند. دخالت خارجی در افغانستان بر مشکلات می‌افزاید و در نهایت، بر بی‌ثباتی در آن کشور دامن می‌زند.
    بر همین اساس، جمهوری اسلامی ایران آماده است تمام توان خود را در خدمت ایجاد حکومتی فراگیر، همه شمول و مستقل در افغانستان قرار دهد و همانند تمامی این سال‌های سخت که در کنار برادران و خواهران افغانی خود بوده‌ایم، به یاری آنان بشتابیم
. لکن، مایلم تأکید کنم که تحقق چنین هدفی از عهده هیچ کشوری به تنهایی برنمی‌آید و نیازمند کارِ مشترک و سامان یافته در قالب ساز و کارهای منطقه‌ای است.
    تامین حقوق ملت ایران در حوزه برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای، تضمین منافع مشترک کشورهای در حال توسعه است. هیچ موضوعی نمی‌تواند فعالیت های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران را که در چارچوب مقررات بین‌المللی انجام می‌شود، دچار توقف کند. دیپلماسی یکی از ابزارهای تامین منافع ملی کشورهاست، ولی دیپلماسی زمانی کارآمد است که همه طرف ها در عمل به آن پایبند باشند. تهدید و فشار، پای دیپلماسی را سُست می‌کند و دست آن را می‌بندد. متاسفانه برخی طرف‌ها با استفاده از ابزار تهدید و فشار تصور می‌کنند می‌توانند دیپلماسی را به نفع خود رقم بزنند، در حالی که با این ترفند عملا دیپلماسی را از میدان به در می‌کنند و آن را از کارایی می‌اندازند.
    جمهوری اسلامی ایران رفع تحریم ها را حق تردیدناپذیر ملت ایران می‌داند و هر فرایندی را که خلاف این حق باشد، در راستای منافع ملت ایران نمی‌داند. جمهوری اسلامی ایران ضمن احترام به رفتار مستقل کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای و به رسمیت نشناختن تحریم‌های ظالمانه یکجانبه آمریکا و عدم پیروی از سیاست‌های تحریمی غیرقانونی این کشور، تقویت همکاری‌های دوجانبه را به ویژه در عرصه اقتصادی عامل مهمی در ارتقای نقش راهبردی سازمان همکاری شانگهای در اقتصاد جهانی می‌داند.
    همچنین لازم می‌دانم، توجه اعضای سازمان را به ضرورت همکاری در موضوعات محیط زیستی در موضوعاتی مثل رشد فناوری، همکاری‌های پساکرونا، امنیت سایبری، دیپلماسی مردمی و ارتباط وسیع با مردم و برخورد سازمان یافته با جرایم سازمان یافته، با مواد مخدر و تروریسم اعلام کنم. معتقدم اعضای سازمان شانگهای با اعتماد به پیشینه ریشه دار تمدنی خود می‌توانند روشهای موجود برای دستیابی و گسترش صلح و امنیت را بر مبنای دیپلماسی و تعامل همه جانبه مبتنی بر عدالت و معنویت استوار سازند.
    بار دیگر از رییس جمهوری محترم تاجیکستان تشکر و قدردانی می کنم. برای دولت و مردم این کشور آرزوی سعادت و بهروزی دارم و ریاست کشور ازبکستان را بر این سازمان تبریک عرض می‌کنم و در پایان یکبار دیگر از همه اعضای محترم برای عضویت دائم جمهوری اسلامی ایران صمیمانه تقدیر و تشکر می‌کنم، از رئیس جمهوری محترم تاجیکستان، رئیس جمهوری محترم روسیه و رئیس جمهور محترم چین صمیمانه متشکر و قدردان هستم.
    
    گزارش آن روز خبرگزاری یونایتدپرس اینترنشنال از تصویب عضویت ایران در سازمان شانگهای:
    
    
Sept. 17 (UPI) - Iran became a full member of the Shanghai Cooperation Organization Friday (Sept. 17) as its new President Ibrahim Raisi blasted the United States and unilateralism
    Iran, which has faced heavy sanctions by the United States, accepted membership in the group, that includes China, Russia, India, Pakistan, Tajikistan, Uzbekistan, Kyrgyzstan and Kazakhstan
    Iran and the United States had talked about returning to the deal but nothing has come of those discussions.
    "The world has entered a new era," Raisi said. "Hegemony and unilateralism are failing. The international balance is moving toward multilateralism and redistribution of power to the benefit of independent countries."
    Raisi said. Iran wants to be an "active participant" in international organizations "based on justice, cooperation, mutual respect and the need to play a constructive role in facing international and regional challenges."
    Calling sanctions levied against his country by the United States and western allies "economic terrorism," he said the penalties continue to be the greatest threat to regional stability
    "The Shanghai Cooperation Organization needs to design structures and mechanisms for a collective response to sanctions," Raisi said. "It is important and necessary to design mechanisms for collective confrontation with unilateral sanctions in the framework of this organization."
    Shanghai Cooperation Organization was created in 2001 as a political, economic and security alliance led by China and Russia. Iran had observatory status for 15 years until being granted full status on Friday - Sept. 17

    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو اندیشه
در اهمیت دمكراسی و آموزش آن ـ درباره عصر اینترنت ـ نسل نو و دمکراسی ـ با نوشتن داستان هم می توان مسائل بزرگ را بیان كرد
Harvey Wheeler

دكتر «جان هاروی ویلرJohn Harvey Wheeler» اندیشمند بنام، استاد علوم سیاسی (علم حکومت و سیاست) و مؤلف كتاب های متعدد از جمله «دمكراسی در دوران انقلاب Democracy in a Revolution»، «سیاست های یک انقلاب»، «ابزارهای دمکراسی کردن = Democratizing Tools»، «زندگی و اندیشه های فرانسیس بیكن»، «ایده محافظه كاری»، The Structure of Human» Reflection» و ... ششم سپتامبر 2004 در 85 سالگی در كالیفرنیا از این دنیا رفت.
    وی که 17 اکتبر 1918 به دنیا آمده بود و در دانشگاههای معروف آمریکا ازجمله هاروارد و جانز هاپکینز تدریس می کرد در زمینه تحقق و تامین دمكراسی گفته است: تا زمانی كه افراد هر جامعه جزئیات دمکراسی را از طریق آموزش فرا نگیرند و به اهمیت آن و مسئولیت خود در انتخاب مدیت جامعه پی نبرند نمی توان اطمینان داشت كه دقیقا پیاده شود و تامین نظر كند، شبه دمكراسی و دمكراسی غلط بدتر و زیانبخش تر از نبودن دمكراسی است.
     استاد ویلر دمكراسی را به اتومبیل تشبیه كرده و گفته است: اتومبیل وسیله ای است خوب و كمال مطلوب، ولی اگر به دست كسانی افتد كه نتوانند رانندگی كنند بی حاصل خواهد بود و اگر این افراد در رانندگی مهارت نداشته باشند و آن را برانند ممكن است سانحه و حتی فاجعه ببار آورند. وی پیشنهاد كرده است كه هر ملت باید یك رشته قوانین كیفری برای مجازات سوء استفاده كنندگان از دمكراسی داشته باشد و دمکراسی در مدارس از دروس اجباری باشد نه فصلی از کتاب تعلیمات مدنی. تامین دمكراسی آسان نیست، دمکراسی مهمترین تمرین ملی است كه سرنوشت هر ملت به آن بستگی دارد.
    به باور ویلر، اینترنت که آنلاین سازی و دیجیتال خوانی را پدید آورده است به تدریج باعث خواهد شد که افراد بیش از دوران کتاب و نشریات، معتاد به خواندن شوند، معلومات خود را با سرچ (جستجو) کردنِ آنچه را که بخواهند بدانند بالا ببرند، پاسخ پرسش های خود را سریعا بدست آورند که همانا ارتقاء معلومات است و معلوماتِ بدست آمده از منابع درست و بی غرض، افراد را روشنفکر و آشنا به حقوق خود می کند که بالاترین آنها تقاضا و اصرار به برخورداری از یک دمکراسی واقعی است. وسعت دانش در افراد است که جامعه آنان را متمدن می سازد. جامعه متمدن جامعه ای است بدون جرم و جنایت، دروغ، فریب و اغفال. تمدن است که بشر را به دمکراسی و انتخابِ درست رهنمون می شود. اینترنت و ابزارهای آن که در حال تکامل هستند دانش، افکار و عقاید را در اختیار همگان می گذارند و نسل اینترنت ورای نسلهای امروز و پیشین خواهد بود و نقض حق را تحمل نخواهد کرد. منظور، خواندن خبرها در اینترنت نیست که ممکن است غرض آلود و یا دیکتهِ اصحاب منافع باشد، منظور دسترسی آسان و رایگان به معلومات است. در عصر اینترنت، یک فرد که مثلا احساس سردرد کند، نخست علل سردرد را در اینترنت و در آنلاین های مربوط می یابد و سپس درباره رفتن و یا نرفتن به پزشک تصمیم می گیرد. آنلاین ها به تدریج به «عصر چاپ» که عُمر آن حدود 5 قرن است پایان خواهد داد و یا تضعیف خواهد کرد. در عصر اینترنت، هرکس که بخواهد می تواند نویسنده شود، وبسایت برای خود بسازد و ابراز نظر و افشاء مسئله کند، و این وضعیت به تدریج به تکمیل دمکراسی و زندگانی بهتر و حساب شده منجر می شود، حتی در انتخاب زن و شوهر، انتخاب اتومبیل، انتخاب حرفه و انتخاب محل سکونت و به این ترتیب؛ از اهمیت برخی رشته های تحصیلی هم کاسته خواهد شد و جهان در آینده ای نزدیک، بی سواد نخواهد داشت و افراد بدون معلم و خودشان تا حدی به زبان رایج در اینترنت (انگلیسی) و درنقاط دیگر جهان با حروف لاتین آشنا خواهند شد. ولی، اگر دقت نشود ممکن است که برخی افراد و حتی مقام ها از اینترنت سوء استفاده کنند و ....
    استاد ویلر که به اهمیت آموزش به طریقه آنلاین پی برده بود اواخر عُمر یکی از دروس خودرا به طریق آنلاین تدرس می کرد و در این زمینه کتابی تحت عنوان Online Education تالیف کرده است. او که از کار تدریس و تألیف بازنشسته نشد گفته است: در دنیای امروز نمی شود واقعیات را سانسور کرد و بزودی واژه سانسور به تاریخ سپرده خواهد شد.
    پروفسور «ویلر» علاوه بر تألیفات متعدد، نویسنده چند داستان (ناول) است. وی عقیده داشت كه از طریق داستان نگاری هم می شود مسائل را بیان كرد تا یادآور شوند و برایشان راه حل به دست آید و همچنین از این طریق آموزش عمومی داد.
    شهرت جهانی پروفسور ویلر به خاطر نوشتن داستانی تحت عنوان « فیل ـ سیف Fail - Safe» در سال 1962 است كه فاجعه یك جنگ اتمی را در ذهن مجسم می كند. وی با تالیف این کتاب خواسته است بگوید که باید از جنگ سرد پرهیز کرد زیراکه با کوچکترین اشتباه و غفلت تبدیل به جنگ گرم و اتمی می شود. وی از بحران موشکی کوبا و انسداد راههای ورودی برلین غربی مثال آورده و نوشته است که اگر فردی دیگر به جای خروشچف رئیس دولت مسکو بود، بحران موشکی کوبا به جنگ اتمی تبدیل می شد و تا وقوع چنین جنگی تنها چند دقیقه فاصله بود. [سالها بعد یک افسر نیروی دریایی روسیه اعتراف کرد که اژدرهای اتمی زیردریایی اش را که تا ساحل آمریکا فاصله زیاد نداشت برای پرتاب آماده کرده بود که از کرملین دستور رسید: موقوف!].
     این داستان از آنجا آغاز می شود كه اشتباه یك مامور گمنام باعث جنگ اتمی آمریكا و شوروی می شود و چیزی از تمدن باقی نمی ماند.
     دو سال بعد بر پایه این داستان تخیلی پروفسور «ویلر» ولی هشداردهنده، یك فیلم پُربیننده سینمایی ساخته شد و زمینه را برای امضای چندین قرارداد و میثاق بین المللی درباره محدود كردن تولید و آزمایش سلاحهای اتمی هموار ساخت، میان كرملین و كاخ سفید واشنگتن تلفن قرمز كشیده شد و كلید بكار بردن سلاحهای اتمی در كیف های ویژه ای قرار گرفت كه در اختیار سران مسكو و واشنگتن هستند و همه جا آنها را با خود می برند.
     در حال حاضر روسیه و آمریكا بیش از كشورهای دیگر اسلحه اتمی دارند و روسیه بیشتر از همه. دهها سال است که انحصار سلاحهای موشکی ـ اتمی از دست چهار کشور که در دهه های 1940 و 1950 بر آنها دست یافته بودند خارج شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نظریه یک استاد دانشگاه تهران درباره مسئله افغانستان در مصاحبه با «دنیای اقتصاد» و تأیید و تمجید یک استاد در کالیفرنیا از آن

    جمعه 17 سپتامبر (26 شهریور 1400) پیامی با سه پیوست از کالیفرنیا دریافت شد که به لحاظ اهمیت مطلب در زیر عینا درج شده اند.
    فرستنده پیام که خود را از اعضای کادر آموزشی یک دانشگاه معرفی کرده و نخواسته که نامش درج شود نوشته است:
     امروز در یک نشریه دو زبانهِ فارسی ـ انگلیسی برون مرز مصاحبه یک استاد دانشگاه تهران به نام دکتر آرش رئیسی نژاد را که از روزنامه دنیای اقتصاد چاپ تهران نقل کرده بود دیدم و آن را که درباره مسائل افغانستان بود خواندم و از وسعت دانش و اندیشهِ این استادِ هموطن ابراز غرور کردم و به این نتیجه رسیدم که ایرانِ امروز هم بمانند قرون وسطی که غرب در ظلمتِ کم دانشی و بی اندیشگی فرورفته بود، اندیشمند و دانشمند فراوان دارد.
    خلاصه کنم؛ این استاد ریشه مسئله افغانستان را بدست داده بود و آن، وجود چند فرهنگی و قومیتّی و برتری جویی یک قوم است و چنین کشور باید با یک دولت فراگیر و مشارکت نمایندگان همه اقوام اداره شود تا در صلح و رفاه بسر برَد. ببینید؛ در همه قطعات امپراتوری پیشین ایران و به قولی؛ ایرانزمین که آقای محمود احمدی نژاد در طول 8 سال ریاست خود کوشید که عنوان «منطقه نوروز» را بر آن با گوش همگان آشنا کند و چند بار به تاجیکستان که اَوِستا آن را مادر ایرانزمین خوانده است سفر کرد ریشه مسائل تقریبا یکسان است. مسائل عینی و مشهود در قطعات منفصله ایرانزمین که بیشتر جدایی سازی آنها از بدن مادر، در قرن نوزدهم و بدست لندن و سن پترزبورگ و سازش این دو قدرت و تأیید فرانسه صورت گرفت از افغانستان و مناطق غربی پاکستان در شرق، آسیای میانه در شمال شرقی، عراق، سوریه، لبنان و یمن در غرب و ارمنستان و آذربایجان و گرجستان در شمال غربی تقریبا ریشه مشابه دارند. همه این مناطق دست و بال ایرانزمین بودند و برای مثال؛ شهری در عراقِ امروز هشت قرن پایتخت ایران بود [تیسفون]. مشکلاتِ همهِ این مناطقِ جدا کرده شده یکسان است؛ تفاوت های قومیتّی. برای مثال؛ درعراقِ جدید [دست ساخت دولت لندن پس از جنگ جهانی اول] اقوام کُرد و عرب و مخلوط ایرانی پیرو فرقه های مذهبی متفاوت و عینا به همین گونه در افغانستان در زیر یک پرچم قرار داده شده اند. در افغانستان برخورد اقوام بیشتراست، زیراکه تفاوت ها بیشتر است و یک قوم در 160 سال اخیر همواره خواسته است بر اقوام دیگر حکفرمایی داشته باشد. در عراق، سران کُرد از دیرزمان باهم سازش نداشتند ولی در افغانستانِ دست ساخت انگلیس، سران قوم پشتون که اکثریت پنجاه درصدی نسبت به اقوام و فرهنگ های دیگر دارد متحد هستند.
    کوروش بزرگ بود که راه حل واقعی چنین مسائلی بدست داد و آن؛ ایجاد یک جامعه مشترک المنافع ـ یک جامعه واقعی که اعضای آن هدف مشترک داشته باشند و برای رسیدن به این مطلوب، یار و یاور یکدیکر باشند. حزب کمونیست روسیه ساخت چنین جامعه ای را اعلام کرد ولی درعمل واقعیت نداشت و مشاهده شد که فروپاشید. جامعه مشترک المنافع با فدراسیون و کنفدراسیون فرق دارد. اشکانیان راه کوروش رفتند ولی به جای جامعه مشترک المنافع، فدراسیون ساختند.
    درد سر ندهم، استاد آرش رئیسی نژاد، ایجاد مسئله چند فرهنگی و راه حل آن را در مورد افغانستان بدست داده است. من دو بار مصاحبه او را خواندم و سراغ روزنامه دنیای اقتصاد رفتم تا ببینم که نقل آن کم و زیاد نشده باشد. نشریه دو زبانه، روز انتشار مصاحبه در دنیای اقتصاد را بدست نداده بود. با صرف وقت، در اینترنت گشتم و پیدا کردم، پنجشنبه 18 شهریور (نهم سپتامبر 2021) منتشر شده بود و خیلی مفصل. آن را خواندم. در نشریه برون مرز، نیمه اول مصاحبه تقریبا عینا و نیمه دوم خلاصه شده بود، ولی مفهوم از دست نرفته بود و لذا، کاپی [کُپی] همان متن نقل شده در نشریه دو زبانهِ برون مرز را برایتان پیوست کردم با تیتر صفحه اول «دنیای اقتصاد». هرچه تلاش کردم که عکس بهتری از استاد آرش بدست آورم، موفق نشدم و همان را دنیای اقتصاد چاپ کرده بود برایتان فرستادم.
    ـ ـ ـ ـ ـ
    
    کپی تیتر و متن مصاحبه از نشریه دو زبانه برون مرز، فرستاده استاد ایرانی مقیم کالیفرنیا با یک عکس و یک کپی تیتر روزنامه دنیای اقتصاد:
    
    
به باور این استاد ایرانی؛ تا افغانستان به صورت یک جامعه واحد ملّی در نیاید بحران و درگیری ادامه خواهد داشت ـ استدلال مهم این استاد

    هفته گذشته [پنجشنبه 18 شهریور 1400] دکتر آرش رئیسی‌نژاد، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه تهران و نویسنده در گفت‌وگو با روزنامه «دنیای‌اقتصاد» تحولات شتابان افغانستان، خروج آمریکا پس از 20 سال جنگ و چگونگی شکل‌گیری طالبان را مورد تحلیل قرار داد و این مصاحبه تیتر بزرگ صفحه اول این روزنامه قرار گرفته بود. این استاد دانشگاه با پرداختن به فرآیند ناکام دولت - ملت‌سازی در افغانستان نظر داده است که این کشور ورای آنکه چه نوع حکومتی داشته، همواره دچار سه مشکل هویتی؛ دولت، نظام و ملیّت بوده است. وی با اشاره به نفوذ همه‌جانبه قوم پَشتون در افغانستان (که نزدیک به 50 درصد جمعیت آن را تشکیل می دهد) و اینکه طالبان در درجه نخست یک گروه قومی است تا یک گروه مذهبی، معتقد است که این گروه، افغانستان را تنها برای خود و قوم خود (پَشتون ها) می‌خواهد.
    دکتر رئیسی‌نژاد تاکید می‌کند که حفظ احمد مسعود رهبر جبهه ملی مقاومت (32 ساله، تحصیلکرده ایران و انگلستان، پسر احمدشاه مسعود قهرمان ملی پارسی زبانان) که اینک در ولایتِ بغایت کوهستانیِ پارسی زبان پَنجشیر ایستادگی می کند، باید خط قرمز ایران در معادلات افغانستان باشد.
    در این مصاحبه این استاد گروه روابط بین‌الملل دانشگاه تهران گفت که برای تحلیل بحران افغانستان (کشور653 هزار کیلومتری با 33 میلیون جمعیت) ‌باید ریشه‌های ژرف آن را دریافت؛ نخست اینکه باید به علتِ وجودیِ افغانستان نگاه کنیم، یعنی زمان و زمینه تاسیس افغانستان را در نظر آوریم. افغانستان در لحظه تاسیس به عنوان یک موجودیت سیاسی، هیچ‌گونه علت درون‌زای ملّی معتبری نداشت، به این معنا که شکل‌گیری این کشور به دلیل پیامدها و مصالح‌ رقابت ژئوپلیتیک میان روسیه تزاری و امپراتوری انگلستان با عنوان «بازی بزرگ» در اوراسیا در طول سده نوزدهم بود. در آن زمان در حالی که تزارهای روسیه نگران گسترش نفوذ لندن در غرب و جنوب آسیا بودند، انگلستان نیز قصد داشت با استفاده از کمربند ژئواستراتژیک کشورهای حائل (Buffer) از پیشروی مسکو به سوی هِند (هندِ انگلیس) جلوگیری کند.
    در میان این کمربند (از بُسفور تا آمو دریا ـ جیحون)، ایران جای گرفته بود که منطقه افغانستان صدها بلکه هزاران سال در دل آن قرار گرفته بود و به همین دلیل، تلاش برای کنترل ایران سیر و سویه برخورد روسی- انگلیسی را تعیین و ایران را به جبهه اصلیِ بازی بزرگ تبدیل کرد. در کنار رقابت دو قدرت برای تضعیف و کوچک کردن ایران، رقابت ژئوپولیتیکِ بازی بزرگ به شکل‌گیری امارتِ (امیرنشینِ) افغانستان به عنوان کشوری تحت الحمایه دولت لندن انجامید. در این میان، دولت لندن از طریق جنگ زمینی ـ دریایی با ایران، هرات و مناطق اطراف آن را نیز با پیمان ننگین پاریس در 1858 از ایران جدا کرد. کوتاه اینکه، این نقش حائل بودن (ایجادِBuffer State) در بازی بزرگ بود که به برآمدن (ایجاد) افغانستان انجامید تا علتی درونی و برخاسته از اراده ملی به ایجاد و استقلال آن. پس هیچ‌گونه نیروی درون‌زایی در پدید آمدن این کشور، وجود تاریخی نداشته است و زمانی که نیروی درون‌زایی وجود نداشته باشد، نمی‌توان از دل گروه‌های فرهنگی و مذهبی متفاوت، آن هم در کشوری کوهستانی مانند افغانستان که چهار راه اقوام و گروه‌های مختلف بوده، یک کشور و یک ملت شکل داد. به همین دلیل است که افغانستان، ورای آنکه چه نوع حکومتی داشته، همواره دچار سه مشکل هویتی بوده است:
    ۱- هویّت دولت (State identity)، افغانستان به عنوان یک دولت همواره دچار مشکل بوده است.
    ۲- هویّت نظام (Regime identity)، کمتر زمانی‌ است که شاهد باشیم حاکمیتی که در کابل مستقر بوده بر تمام افغانستان حکمرانی کرده باشد.
    ۳- هویّت ملی (national identity)، مفهوم افغانستانی به عنوان یک ملت و کلیّتِ جمعی مبهم است. واژه افغان یا اوغان در زبان پشتو به مفهوم پشتون است، اما اقوام دیگر مانند تاجیک‌ها (حدود 30 درصد جمعیت)، هزاره‌ها، هراتی‌ها، ترکمانان، ازبک‌ها، سادات، قرلق‌ها، نورستانی‌ها و قزلباش‌ها (جمعا چند میلیون) به رسمیت شناخته نشدند. از زمان شکل‌گیری تدریجی موجودیتِ به اصطلاح مستقل افغانستان، این ـ قوم پشتون بوده که قدرت را در دست داشته است (از امیران و پادشاهان گرفته تا روسای جمهوری ـ کمونیست و ... و ازجمله حامد کرزای و اشرف غنی و حتی واسطه آمریکاتی مذاکرات، زلمای خلیلزاد). از زمان ترور نادرشاه بزرگ (شاه ایران) در 1747 تاکنون، قدرت همواره در دست قوم پشتون بوده است؛ نخست بخش پشتون نشین به مرکزیت قندهار و سپس (پس از شکست ایران در جنگ با انگلیس بر سر هرات و نواحی اطراف آن)، سایر نقاط. طالبان نیز پشتون هستند و پشتون ها برپایه رسوم و فرهنگ قبیله ای، پشتیبان یکدیگرند بویژه وقتی ببینند که اقوام دیگری در برابر آنها در حالت مقابله ایستاده اند.
    وقتی کشوری چند قومیّتی و چند فرهنگی با این همه نیروهای گریزنده از مرکز و کنترل ناپذیر چنین مشکلاتی داشته باشد، نمی‌توان توقّع داشت که این مشکلات در یک دوره زمانیِ «میان مدت» از میان برود. به دلیل بافتارِ عشیره‌ای و قومیتّی که اکثرا به دور از توسعهِ باثبات زیسته‌اند، هیچ‌گونه جنبش ملی و حاکمیّت سیاسی مقتدر از دل این جامعه بیرون نیامده است تا بتواند این کشور را- حتی با مشت آهنین‌ از طریق توسعه آمرانه - به انسجام برساند. به بیان دیگر، بافتارِ(پایه و زیر بنایِ) فرهنگی- قومیّتی، ساختار ژئوپلیتیک افغانستان و فقدان منطق وجودی تاسیس این کشور مانعی بوده است برای شکل‌گیری وحدت ملّی و در نتیجه هویّت ملی در این کشور. به این ‌ترتیب، می توان گفت که در افغانستان ملت واحد واقعی وجود ندارد. فقدان ملت واقعی یعنی نبود گروهی از انسان‌ها با فرهنگ و روش زیست مشترک و تلاش برای دستیابی به اهداف و منافع مشترک (فرمولِ دِکارت در ایجاد جامعهِ واحد). پس نمی‌توان توقع آن را داشت که در مدت زمانی کوتاه آن را دموکراتیک کرد و سپس بخواهیم بر این اساس دولت تشکیل دهد. می توان روی کاغذ برایش یک قانون اساسی خوب و مترقیانه نوشت، اما مشکل آن است که افغانستانِ دست ساخت انگلستان یک کشور تا حدی سرهم بندی شده است تا کشوری واقعی (natural state) . بنابراین نمی توان پیش بینی کرد که مسائل و اختلافات پایان یابد. البته نباید فساد گسترده مقامات و بزرگان در دهه های اخیر را هم نادیده گرفت. این فساد، سرعت فروپاشی را بیشتر کرد. پاسخ درست به این سئوال که چرا آمریکا با این سرعتِ دور از انتظار و با برجای گذاردن تسلیحات خود و پس از 20 سال عملیات نظامی و تحمل هزینه و تلفات، افغانستان را تَرک و اشرف غنی فرار کرد و طالبان به قدرت بازگشتند آسان نیست ـ آمریکا در سال 2001 طالبان را از قدرت برکنار کرده بود و 20 سال با آنها در جنگ و ستیز بود. گذشت زمان و تحولات بعدی، علت و نتیجه را روشن خواهد ساخت. واضح بوده است که طالبان دوست آمریکا نبوده و نخواهند بود و به تعهداتی که در مذاکرات دوحه سپرده اند عمل نخواهند کرد.
تیتر روزنامه دنیای اقتصاد و تصویر دکتر آرش رئیسی نژاد (دریافت شده از استاد مقیم کالیفرنیا)

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای اقتصاد
آلن گرینسپَن در کتاب «عصر تلاطمThe Age of Turbulence» وقوع یک بحران اقتصادی را پیش بینی کرد که هشداری به مقامات مربوط است
Alan Greenspan
18 سپتامبر 1873 یك بانك آمریكایی در شهر فیلادلفیا ورشكست شد و متعاقب آن این كشور وارد یك دوره 4 ساله ركود اقتصادی گردید كه در تاریخ به «Panic of 1873-1977» معروف است. كاهش شدید بهای خانه و زمین در آمریکا در سال 2007 باعث شده بود كه برخی از خریداران مستغلات اقساط وام خود را به بانكها و موسسات رهنی ندهند (زیرا رها ساختن خانه برای تصاحب آن توسط بانك و موسسه مالی، اصطلاحا «فوركلوژر» به سود آنان بود) و در نتیجه در آن زمان پاره ای از این موسسات مالی فعالیت خود را عملا متوقف ساخته بودند (زیرا كه در آمریكا، یك موسسه مالی و بانك می تواند اسناد رهن را نزد بانكی بزرگتر به وثیقه بگذارد و وام با بهره ارزانتر بگیرد).
     در سپتامبر 2007 رئیس جمهوری آمریكا از شورای پول این كشور (مدیریت بانكهای مركزی 12 گانه آمریكا) خواست كه پول بیشتری با بهره كمتر در اختیار بانك ها بگذارند تا معاملات مستغلات رونق گیرد كه قبول درخواست رئیس جمهور باعث كاهش جهانی ارزش دلار شد.
    در واكنش به این وضعیت، 16 سپتامبر 2007 آلن گرینسپن (متولد 1926) رئیس پیشین شورای پول آمریكا كه تا سال 2006 به مدت بیش از 18 سال این سمت انتخابی را برعهده داشت سكوت خود را شكست و در چند مصاحبه با رسانه ها، رو به ضعف گذاردن اقتصاد آمریكا را به گردن دولت جورج دبلیو بوش گذارد و گفت: هزینه های دولتی از كنترل خارج شده است، این دولت (دولت بوش) سالهاست كه با كسر بودجه (قرض) كار می كند ـ این كسر بودجه در سال 2004 تنها معادل 413 میلیارد دلار بود که از آن پس چندین برابر شده است. هزینه ادامه استقرار این همه نظامی آمریکایی در عراق سرسام آور است. همه می دانند كه جنگ عراق به خاطر «نفت» و داشتن نظارت و کنترل بر مناطق نفتدار شروع شد و این هدف تامین شده است و اینک باید راه کاهش هزینه را به دست آورد (خارج ساختن نیروهای رزمی از عراق).
    گرینسپن ـ از اعضای جامعه یهودیان آمریكا و عضو حزب جمهوریخواه در سپتامبر 2007 ـ گفت كه در كتاب 531 صفحه ای اش تحت عنوان «عصر تلاطمThe Age of Turbulence» (منتشره در سپتامبر 2007) كه عمدتا حاوی خاطرات، نظرات و یادداشت های اوست جزئیات وقوع یک بحران اقتصادی (علل و نتایج) را شرح داده است تا دولتمردان روشن شوند و کاری نکنند که کشور وارد بحران اقتصادی شود و اقتصاد است که مسیر رویدادهای بعدی را تعیین می کند.
     جانشین گرینسپن هم از اعضای جامعه یهودیان آمریکا بود. گرینسپَن دکتر در علم اقتصاد 22 ژوئن 2026 در صد سالگی درگذشت. او در 71 سالگی برای دومین بار ازدواج کرده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو ادبیات
سالگشت درگذشت شهریار، شاعر معاصر
شهریار
محمد حسین بهجت تبریزی (شهریار) از شعرای بزرگ معاصر ایران 18 سپتامبر 1988 (27 شهریور 1367) در 82 سالگی درگذشت و روز وفات او، روز ملی شعر و ادبیات اعلام شده است كه هر سال در بیست و هفتم شهریور برگزار می شود. شهریار در تبریز و در مقبره الشعرا به خاک سپرده شده است.
    شهریار كه در تبریز به دنیا آمده بود در تهران به تكمیل تحصیلات متوسطه پرداخت و سپس وارد مدرسه طب شد ولی پیش از آن كه این مدرسه را تمام كند، تَرك تحصیل كرد و به شهر مشهد رفت و سپس كارمند بانك شد، اما از گفتن شعر و مطالعه موسیقی و تمرین آن دست نكشید. نخستین اشعار استاد شهریار در 23 سالگی اش (سال1308 ه. ش.) به چاپ رسیده بود.
    استاد شهریار در گفتن انواع شعر مهارت تام داشت و غزل را به سبك حافظ می گفت. اشعار او عمیق و موثر بوده و بردل می نشیند. موسیقی دانان برپایه اشعار «شهریار» آهنگ ساخته اند كه آهنگ «حالا چرا؟» ساختهِ روح الله خالقی معروف ترین آنها است. از شهریار اشعار متعدد باقی مانده است از جمله حیدربابا، هذیان دل، مومیایی، تخت جمشید و ....
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای تاریخ‌نگاری
زمان برتری جهانی ادبیات فارسی
18 سپتامبر سال 2004 دكتر «نورمن كنتورCantor» تاریخدان معروف كانادایی كه كتاب های متعدد درباره تاریخ سیاسی ـ نظامی و تاریخ ادبیات قرون وسطا نوشته و عمری را در دانشگاههای آمریكا و انگلستان تدریس كرده بود در 75 سالگی درگذشت.
     وی بود كه در كتاب درسی خود «ادبیات قرون وسطا»، این قرون را دوران برتری جهانی ادبیات فارسی خوانده و نوشته است كه ایران در آن عصر بهترین مردان فكر و ادب را به جهان عرضه داشته بود. وی از ارادتمندان حافظ، سعدی و فردوسی بود. او گفته بود كه هیچ كشوری جز ایران، «فردوسی» نداشته است.
    در سالهای اخیر تلاش های پیگیر و مشترك تازه ای از سوی ایران و تاجیكستان به منظور پیشبرد ادبیات و خالص سازی زبان مشترك آغاز شده كه امید است به نتایج چشمگیر بیانجامد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
زادروز نیویورك تایمز
18 سپتامبر (روزی چون امروز) در سال 1851 «نیویورك دیلی تایمز» كه توسط جاروس ریموند Henry Jarvis Raymond تاسیس شده بود كار انتشار خود را آغاز كرد كه بعدا به نیویورك تایمز تغییر نام داد.
    ریموند همچنین در سال 1856 با تنی چند از ناشران روزنامه های آمریكا، خبرگزاری اسوشیتدپرس را تاسیس كرد.
     در قرن نوزدهم، سالها بهای هر نسخه نیویورك تایمز در تكفروشی ها دو پنی (دو صدم یك دلار) بود. این روزنامه در سال 1896 توسط «آدولف اوكس Adolph Simon Ochs» كه در آمریكا در یك خانواده از مهاجران یهودی آلمانی به دنیا آمده بود خریداری شد و همچنان در دست این خانواده است. این خانواده در سال 1848 از باواریا به آمریکا مهاجرت کرده بود. در آن سال، اروپای مرکزی دچار انقلاب بود ـ انقلابات سال 1848. آدولف که 12 مارس 1858 به دنیا آمده بود هشتم اپریل 1935 درگذشت. نیویورك تایمز اینك مالك 18 رسانه چاپی دیگر از جمله بوستون گلوب و هرالد تریبیون بین الملل و چند رادیو تلویزیون است. تیراژِ (نسخه های فروش رفتهِ) نیویورک تایمز بمانند سایر رسانه های چاپی در چند سال اخیر کم شده و میانگین روزانه آن در سال 2012 یک میلیون نسخه بود که در سال 2022 به حدود 744 هزار کاهش یافته بود، ولی شمار مخاطبان ادیشن آنلاین آن در این سال حدود 9 میلیون بود که برای خواندن این ادیشن، پول پرداخت می کنند. آنلاین ها و انتشار سریع اخبار در اینترنت باعث ریزش مخاطبان رسانه های چاپی شده است و این رسانه ها برای حفظ مخاطبان، به مطالب حاشیه ای روی آورده اند.
    ناشر نیویورک تایمز از 1963 به مدت 19 سال Arthur Ochs Sulzberger ـ نسل چهارم فامیلAdolph Simon Ochs بود و پس از او پسر و اینک نوه اش Arthur Gregg Sulzberger متولد پنجم آگوست 1980 و یک ژورنالیست حرفه ای.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
کتاب بهترین کاریکاتورهای سیاسی سال 2005



    «چارلزبروك» مولف آمریکایی كتاب مجموعه بهترین كاریكاتورهای سیاسی سال 2005، این مجموعه را در سپتامبر همین سال به توزیع داد. این كاریكاتورها یك دنیا سخن در دل دارند كه به زبان غیر مستقیم و طنز بیان می دارند. به گزارش موسسات سنجش افکار، نزدیک به صد درصد مخاطبان روزنامه ها در 16 سال متوالی منتهی به سال 2005 گفته بودند كه مشتاق دیدن همین کاریکاتورها هستند كه معمولا در صفحه مقالات منتشر می شوند.
     كاریكاتور بالا كه توسط «جو ماژسكی» كاریكاتوریست آمریكایی كشیده شده نشان می دهد كه در پوشش «گل آزادی» و با این شعار جنگهای جهانی دوم، كره، ویتنام، كویت، افغانستان (معروف به جنگ با تروریسم) و عراق براه انداخته شدند و كاریكاتوریست این جنگها را به صورت خارهای گل ترسیم كرده است.
     كتاب «چارلز بروک» حاوی هزار كاریكاتور سیاسی است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اگر «عادتِ خواندن» ضعیف نشده بود شهرداریِ روزنامه دارِ تهران! پیاده رو مشکل ساز را پس از رسانه ای شدن آن مرمّت می کرد

    
    پاسخ به پرسشی که در شهریور 1393 از یک مخاطب این تاریخ آنلاین دریافت شد:
    
     پرسش مخاطب:
    
    علی جنّتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی [وزیر وقت] چندی پیش [چند روز پس از انتصاب به این مقام] گفته بود که به نظر می رسد عادت «خواندن» دارد تَرک می شود که باید راه حلّی برای این مسئله به دست آید. از لحن کلام علی جنّتی چنین استنباط شده است که منظور او «خواندن کتاب و نشریات» بوده است. ولی، طبق مشاهدات من [مخاطب ـ پرسش کننده] برخی مقامات و حتی دستگاههای روابط عمومی سازمانهای دولتی و شهرداری هم عادت «خواندن» را که مکلّف به آن هستند [و برای این کار تأسیس شده اند] فراموش کرده اند. نظر شما [مؤلف این تاریخ آنلاین برای ایرانیان] در این زمینه چیست؟، لطفا با ذکر مثال.
    
    پاسخ:
    
    نگارنده (مؤلف این تاریخ آنلاین) شش دهه است که روزنامه نگاری می کند [67 سال در سال 1402]. ده سال نخست آن، خبرنگار بودم. در آن زمان، اطاق روابط عمومی مستقر در جوار دفتر هر وزیر و مدیرعامل مؤسسه بزرگ و مستقلِ دولتی مرکب از یکی ـ دو کارمند (PR Person) و به ندرت سه نفر نه تنها اطلاعیه ها، تصمیمات و اقدامات را به رسانه ها می داد (ارسال با پیک و یا تلفنی، زیراکه از فَکس و اینترنت خبری نبود)، بلکه همه نشریات، صورتجلسات پارلمان، کتاب های تازه و حتی بروشورها و شبنامه های دریافتی از طریق پُست را می خواند و مطالب مربوط به آن وزارت و موسسه را استخراج می کرد، به اطلاع وزیر و مدیرعامل می رساند، جواب و واکنش آن مقام را ابلاغ، و قضیه را تا پایان دنبال می کرد که از میان آنها؛ نامه به سردبیر روزنامه ها، مقالات (اظهارنظرها) و گزارش های انتقادی مورد توجه خاص قرار داشت، ترتیب اثر و پاسخ داده می شد. امروزه شاید موسسه ای عمومی در کشور نباشد که یک سازمان روابط عمومی نداشته باشد ازجمله شورای شهر تهران و بسیاری از این دفاتر روابط عمومی «اداره کل!» هستند و دارای وبسایت و بعضا خبرگزاری، ولی کمتر پاسخی به انتقادها و نظرات و انعکاسی از این دفاتر در مطبوعات دیده می شود. شاید هم به علت کاهش «عادت خواندن» باشد!. یک مثال، و مربوط به نگارنده:
    در سال 1390 در خیابان سراسری و پُر رفت و آمد دماوند (شرقِ شهر تهران) ـ ایستگاه داریوش به علت فاصله داشتن بیش از حد معمول نرده های آهنی روی جوی کنار خیابان، نُک کفش من وارد شکاف نرده ها شد، پایم آسیب دید و تا مدتی لَنگان بودم که موضوع بیان شد ولی موثر واقع نشد و نرده ها و پیاده رو به همان صورت باقی مانده است. علت اجبار به گام گذاردن بر نرده ها این بوده است که پیاده رو به علت برخورد به یک ساختمان قطع می شود و چاره ای جز ورود به سواره رو و پای گذاردن بر نرده ها نیست. در شهریور 1392 در همان پیاده روِ ناهموار و غیر مهندسی ساز بر زمین افتادم که این بار هم جریان مطرح شد ولی، پیاده رو به همان حالت باقی مانده و احساس شد که شاید گوش شنوا وجود نداشته باشد. این قسمت از خیابان ـ ایستگاه اتوبوس ـ که هر روز هزاران نفر از آن عبور می کنند نه تنها به همان صورت باقی مانده است بلکه در ضلع جنوبی آن و چند قدمی میوه فروشی و محل قطع پیاده رو هم یک چهارچرخه جمع آوری زباله قرارداده اند که مزید بر علّت است و گاهی کثرت میوه ها و سبزی های گندیده که در چهارچرخه ریخته می شود به حدّی زیاد است که به سطح خیابان می افتند که در شب بارانی و کم روشنایی 22 اسفندماه 1392 در همان محل (محلی که پیاده رو قطع می شود ـ میان میوه فروشی و نمایندگی خودرو) پایم در خیابان پُر از آب باران روی یک پرتقال گندیده که از چرخ زباله پایین افتاده بود قرار گرفت، لیز خورد و برزمین افتادم و زانویم آسیب دید، زخم برداشت و متورّم شد که به کلینیک رفتم. به رغم اندرز مشاور قضایی ام به دادگاه نرفتم و قضیه را تنها رسانه ای کردم تا در تاریخ بماند و مورد قضاوت آیندگان قرار گیرد. حتی عکس پای مجروح من روی جلد مجله روزنامک قرار گرفت و عابران خیابانها روی کیوسک های روزنامه فروشی آن را دیدند. پی. دی. اف. صفحات مجله روزنامک در اینترنت قرار می گیرد و همچنان آنجا است. یک صفحه کامل آن مجله هم اختصاص به این حادثه با عکس های مربوط داده شده بود، همچنین «تاریخ آنلاین ایرانیان» که در سراسر جهان مخاطب دارد آن را منعکس کرد و به نقل از آن، برخی از نشریات پارسی زبان برون مرز. ولی، از سوی شهرداری تهران (که در عین حال یک روزنامه دار است!) اقدامی مشاهده نشد و پیاده رو ِ مقطوع و چرخ زباله به همان صورت باقی ماند که شش ماه بعد ـ در شهریور 1393 و با هدف مستند ساختن پاسخ به این پرسش دوباره چند عکس از همان محل گرفتم که در اینجا (در زیر مطلب) می بینید. وضعیت این پیاده رو تا چند سال بعد که مشاهده کردم به همان صورت باقی بود که بعدا تا حدودی (نَه اساسی) مرمت شد. بی مورد نیست که اشاره ای به یک نمونه از توجه جهانیان به خبر و نظر در سال های گذشته کنم:
     در آذرماه سال 1338 که هنوز خبرنگار میز حوادث روزنامه اطلاعات بودم نعمت الله نصیری رئیس شهربانی وقت بر سر انتشار یک خبر که ضعف پلیس وقت را نشان داده بود، سر مرا تراشید و کتک زد که عمل او به خبرگزاری های بزرگ (بیگ 4) اطلاع داده شد و انعکاس یافت. به فاصله چند ساعت جهانیان باخبر شدند و جان اف کندی رئیس جمهوری منتخب آمریکا، شارل دوگل از فرانسه و انجمن های جهانی مطبوعات اعتراض کردند و روزنامه های ایران در آستانه اعتصاب قرار گرفتند که نصیری مجبور به عذرخواهی در جمع روزنامه نگاران شد و روزنامه نگاران برای اینکه با رویداد دیگری از این دست روبرو نشوند، سندیکا تاسیس کردند ـ همان سندیکایی که در سال انقلاب اعلام اعتصاب کرد و روزنامه نگاران 61 روز دست از کار کشیدند که به پیروزی انقلاب کمک شد.
    
چرخ زباله در محل قطع پياده رو مشکل مضاعف شده است. اين دو عکس در دو زمان مختلف از وضعيت چرخ زباله گرفته شده و عکس آخر در 15 شهريور 1393


    
عکس هاي گرفته شده در زمان هاي مختلف از وضعيت پياده رو مقابل ايستگاه اتوبوس (شرق تهران، خيابان دماوند، پس از چهارراه خاقانی ـ ايستگاه داريوش) از جمله شب باراني اسفند 1392 و عکس پاي مجروح روزنامه نگار ـ تاريخ نگار


    
عکسي از پاي مجروح مؤلف اين تاريخ آنلاين روي جلد شماره ارديبهشت ماه 1393 مجله روزنامک ـ شرح روي داد در صفحه 9 اين شماره از مجله

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
نخستین امپراتور خوب روم
تصوير سر مجسمه Nerva که از سنگ مرمر ساخته شده است


    18سپتامبر سال 96 میلادی و در پی ترور دومیتیان Domitian امپراتور روم به دست «بادی گارد» سابق برادر زاده اش (ژولیا دختر تیتوس)، سنای روم «ماركوس نروا Nerva» شصت و هشت ساله را به عنوان امپراتور تازه انتخاب كرد.
    مورخان، نروا را یكی از پنج امپراتور خوب روم بشمار آورده اند، زیرا كه وی اموال مصادر شده از سالهای قبل و حتی دهها سال پیش از امپراتور شدنش را به صاحبان آنها و یا ورّاثشان پس داد، و اعلام كرد كه طرحهای دولتی را پیش از اجرایی شدن به اطلاع مردم خواهد رساند تا در «فوروم» درباره آنها بحث كنند، ماموران او نتیجه این بحث ها را به اطلاعش برسانند و سپس به اتفاق سنا درباره آنها تصمیم بگیرد.
    وی همچنین اعلام كرد كه متهمان سیاسی و افرادی كه مورد سوء ظن خیانت به كشور قرار می گیرند نباید تا به دست آوردن سند و مدرك قابل قبول بازداشت شوند. وی كه دارای فرزند نبود، به پیشنهاد افسران ارتش، ژنرال تراژان را به فرزند خواندگی پذیرفت كه پس از او امپراتور شد و در جنگ سال 117 با ایران جان سپرد (بیشتر مورخان نوشته اند كه در جنگ منطقه «هاتراHatra» زخمی شد و درگذشت و برخی دیگر مرگ اورا بر اثر گرما و خستگی در میدان جنگ و بیهوشی ناشی از آن نوشته اند كه به نظر درست نمی آید). هادریان جانشین تراژان از همه دعاوی روم نسبت به قلمرو ایران در شرق مدیترانه صرفنظر كرد تا صلح میان دو امپراتوری برقرار شود. اختلاف بر سر تعیین رئیس دولت ارمنستان بود، که بهانه جنگ تراژان با خسرو شاه اشكانی ایران شده بود که تراژان هم جنگ و هم جان خودرا باخت.
تراژان که در جنگ با ايرانيان کشته شد

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
كره ای ها در قرن شانزدهم كشتی زره دار ساختند



    16 سپتامبر سال 1597 یی سون ـ سینYi Sun _ Sin، دریاسالار كره، با 12 كشتی اختراعی خود معروف به Kobukson (سنگ پشت) 133 كشتی مهاجم ژاپنی ها را شكست داد. در این جنگ دریایی 31 كشتی ژاپنی غرق شدند. ناوهای یی سون دارای زره بودند که مورخان نظامی آنهارا تانک دریایی و Turtle ship توصیف کرده اند.
    ژاپن از دیر زمان درصد تصرف شبه جزیره كره و از این طریق تصرف قسمتی از خاك چین بود که ژاپنی ها پس از پیروزی نظامی بر روسیه در جنگ سالهای 1904 ـ 1905 به آن هدف خود رسیدند و كره را هم متصرف شدند كه تا 1945 در كنترل آنها بود.
     مورخان کره ای مدعی شده اند که كره ای ها نخستین كسانی هستند كه زره دار دریایی ساختند و در جنگ از آن استفاده كردند.
    عكس، المثنای زره دارهای سنگ پشت شکل كره ای هارا نشان می دهد كه مهندسان كره ای چند دهه پیش آنهارا با استفاده از طرحهای «یی سون» و به منظور نمایش و قراردادن در موزه ساخته اند. یی سون پس از پیروزی بر ژاپنی ها لقب قهرمان ملی همه كره را به دست آورد.
درياسالار «يي سون»


    
يک المثناي زره دارهاي شبه جزيره کره (Kobukson) در موزه مربوط در کره جنوبي


    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تصرف فلسطین توسط انگلیسی ها
Gen. Allenby
18 سپتامبر 1918 حمله تازه نیروهای انگلیسی به فرماندهی ژنرال «ادموند آلنبی Edmund Allenby» به اعماق فلسطین، پس از پیروزی آنان در جنگ «مجیدو» آغاز شد كه در این حمله، این نیروها تا 23 سپتامبر شهرهای «ناصره» و «حیفا» را تصرف كردند. در آن زمان فلسطین بخشی از قلمرو وسیع عثمانی بود و نظامیان عثمانی معروف به عساکر از آن دفاع می کردند. همین نیروهای انگلیسی یکم اكتبر 1918 شهر دمشق را هم متصرف شدند و در اینجا هفت هزار نظامی عثمانی را به اسارت گرفتند. بیت المقدس (اورشلیم) نیز یازدهم دسامبر 1918 به تصرف انگلستان درآمد که از این شهر به مدت 30 سال بر فلسطین حکومت کردند.
    تصرف فلسطین توسط انگلیسی ها آغاز مسئله ای شده است كه هنوز ادامه دارد و هر روز هم بر پیچیدگی آن افزوده می شود.
     عثمانی در جریان جنگ جهانی اول از متحدان آلمان بود كه باشكست آلمان، امپراتوری عثمانی نیز كه خود را جانشین امپراتوری عباسیان می دانست پس از قرنها از میان رفت. از سرزمین عربی شرق سوئز، تنها سوریه و لبنان به فرانسه داده شد و بقیه به تصرف انگلستان درآمد که به ایجاد چند کشور در این سرزمین ها دست زد ازجمله ساخت کشور اردن، عراق، سعودی، کویت و ....
    ژنرال آلنبی متولد اپریل 1861 و متوفی در 14 می 1936 از افسران ارشد انگلیسی در مصر بود و تی. ای. لورنس (لورنس عربستان) از عوامل او که در جزیره العرب انقلاب راه انداخت.
    آلنبی قبلا در جنگ بوئرها و جبهه های اروپایی جنگ جهانی اول شرکت کرده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
لشكركشی قدرت های وقت به روسیهِ سال 1918 ـ هدف؛ پا نگرفتن بلشویک ها بود
18سپتامبر 1918 كه جنگ جهانی اول هفته های آخر خود را می گذراند دولتهای انگلستان، ژاپن، آمریكا و فرانسه در ظاهر به بهانه جلوگیری از رسیدن آذوقه و مهمات به آلمان، ولی در باطن تصرف قسمتهائی از خاك امپراتوری روسیه و محاصره كردن بلشویكها و نابودی آنان در نطفه، به روسیه نیرو فرستاده بودند.
     «ویت پول» سفیر آمریكا در مسكو در چنین روزی بازداشت سفیران فرانسه و انگلستان توسط بلشویكها را بهانه قرارداد سفارت را تعطیل و از مسكو خارج شده بود.
    هدف ژاپن تصرف سیبری شرقی، و قصد انگلستان تصرف بنادر دریای شمال، آسیای میانه و قفقاز بود. فرانسه و آمریكا ظاهرا حامی سلطنت طلبان روسیه معروف به سفیدها بودند كه با بلشویكها معروف به سرخها می جنگیدند؛ در باطن دولت آمریكا می خواست به هر وسیله كه شده روسها را از مجاورت آلاسكا دور سازد.
    نیروهای سفید تا دروازه های مسكو و لنینگراد پیش رفته بودند كه در اینجا با نیروهای سرخ و مركب از كارگران و كشاورزان داوطلب به فرماندهی تروتسكی رو به رو شدند، عمدتا شكست خوردند و طرح چهار قدرت متحد عملا خنثی شد و نظامیان خود را عقب كشیدند. دشمنی كمونیستهای روسیه با غرب در حقیقت از همین تاریخ آغاز شده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
بهانه ها و ترفندهای ژاپنی ها برای تصرف و استقرار در چین، از انفجار ساختگی راه آهن تا ساخت یک امپراتور
برغم اعتراض جامعه ملل، نیروهای امپراتوری ژاپن 18 سپتامبر 1931 منچوری را متصرف شدند و شانگهای را زیر تهدید قرار دادند. چون دامنه اعتراض بیشتر شد و بیم مداخله روسیه شوروی می رفت، دولت ژاپن «پوـ ییPu - Yi» آخرین امپراتور چین را كه با تغییر نظام حكومتی چین از سلطنتی به جمهوری در سال 1912، بركنار شده بود به پادشاهی [دست نشانده خود] در منچوری (چین شمالی) منصوب كرد، ولی نیروهای خودرا از منطقه خارج نساخت و جامعه ملل را تهدید به كناره گیری از عضویت در صورت ادامه اعتراض كرد و این امپراتور دست نشانده تحت نام حكومت «منچوكو» تا سال 1945 برقرار بود. ژاپنی ها در سال 1931 برای تصرف منچوری و شرق چین، به طرح نقشه و به دست آوردن بهانه دست زده بودند. دو سرهنگ ژاپنی مامور به دست دادن بهانه شدند. آنان در ایستگاه راه آهن «موكدن» در منچوری انفجاری به وجود آوردند و ژاپن كه امتیاز این راه آهن را به دست داشت اعلام كرد كه چین امن نیست و دولت این كشور توان محافظت از سرمایه و جان ژاپنی های مقیم چین را ندارد و با این بهانه به چین لشكر كشیده و مستقر شده بود و .... با وجود این، برای استقرار طولانی دلیل می خواست که امپراتور کردن «پو یی» و موافقت او با ادامه استقرار ژاپنی ها مسئله را حل کرد.
    «پو یی» متولد هفتم فوریه 1906 ، در دو سالگی در سال 1908 امپراتور چین شده بود که عمر سلطنت او با انقلاب سون یات ـ سن و جمهوری شدن چین پایان یافت ولی اجازه یافته بود که به زندگی در کاخ و دریافت مستمری چشمگیر ادامه دهد و در سال 1917 نیز برای مدت کوتاهی امپراتور شد تا اینکه ژاپنی به استفاده ابزاری از او پراداختند و دوباره امپراتورش کردند و این بار بر چین شمالی و مناطقی که در دست آنان بود.
    پس از تسلیم شدن ژاپن در آگوست 1945 «پوـ ییPu - Yi» در کنترل روسها قرارگرفت که افراد مسلح مائو در اکتبر 1949 بر پکن مسلط شدند و دولت کومینتانگ ـ دوست آمریکا به تایوان عقب نشینی کرد و بنابراین، روس ها دیگر به نگهداری پو ـ یی لزومی نمی دیدند.
    پو ـ یی به رژیم پکن تسلیم و امپراتور سابق 9 سال زندانی بود كه به دستور مائو آزاد شد و تا زمان بازنشستگی، همانند یك تبعه عادی به شغل باغبانی كه مورد علاقه اش بود و خود آن را درخواست كرده بود پرداخته بود و در خاطراتش كه انتشار یافته نوشته است كه ای كاش از آغاز كار، باغبان بود و آسوده زندگی می كرد.
Pu-Yi از امپراتوري، تا زنداني شدن و وصله کردن لباسش با سوزن و نخ، تا باغبان شدن و در لباس کارگري

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اپیزمنت Apeasement
در پی مذاکرات مونیخ، دولت های انگلستان و فرانسه 18 سپتامبر 1938 از دولت پراگ خواستند که با نظر هیتلر مبنی بر خودمختاری منطقه آلمانی نشین سودتنلند Sudetenland موافقت کند تا ساکنان منطقه بعدا خودشان تصمیم بگیرند که چگونه اداره شوند و در چه چارچوبی قرارگیرند.
    مورخان كشورهای فاتح جنگ جهانی دوم، این اقدام انگلستان و فرانسه را «اپیزمنت Apeasement (مماشات)» خوانده اند كه استعمال این واژه برابر است با این ضرب المثل فارسی: اشك كباب باعث طغیان آتش است. این واژه ـ Apeasement با تعبیر تازه از آن پس مصطلح شده است. قرارداد مونیخ در آن زمینه تاریخ 29 سپتامبر 1938 را دارد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
کاپیتان آلمانی که یک ناو هواپیمابر انگستان و 8 کشتی دیگر را غرق کرد قرار بود آموزشگر نیروی دریایی ایران شود
هجدهم سپتامبر 1939 و یک روز پس از غرق شدن ناو هواپیمابر انگلیسیِ
     HMS Courageous اعلام شد که علاوه بر از میان رفتن این ناو و 48 هواپیمای مستقر در عرشه آن، 519 تن از خدمه ناو ازجمله فرمانده آن کشته شده اند و بقیه خدمه توسط کارکنان یک کشتی مسافربر هلندی و دو کشتی باری که از آن حدود می گذشتند از دریا بیرون کشیده شده اند و از میان آنان، آن شمار که مجروح شده اند زیر درمان قرار گرفته اند، ولی به چهار ناوشکن اسکورت، آسیب وارد نیامده است. این ناو هواپیمابر در آبهای نزدیک ایرلند در اقیانوس اطلس غرق شده بود. زیردریایی آلمانی U-29 به فرماندهی کاپیتان Otto Schuhart با شلیک 3 اژدر ناو هواپیمابر انگلیسی را غرق کرده بود. پس از اصابت اژدرها، 20 دقیقه طول کشید تا ناو انگلیسی که تا 59 کیلومتر در ساعت سرعت داشت بزیر آبهای اقیانوس رفت. هنوز از آغاز جنگ جهانی دوم بیش از 16 روز نگذشته بود که ناو هواپیمابر انگلیسی غرق شد. چند روز پیش از رویدادِ اژدر پرانی به ناو انگلیسی، انگلیس و فرانسه به آلمان که به لهستان تعرض نظامی کرده بود اعلان جنگ داده بودند. استدلال آنها این بود که در قراردادهای پایان جنگ جهانی اول، تمامیّت لهستان را تضمین کرده بودند. در این قراردادها، بخشی از سرزمین آلمان (آن هم بخش اصلی آن) به لهستان واگذار شده بود و برنامه هیتلر بازگرداندن اراضی از دست رفته و زیر یک پرچم قراردادن تمامی ژرمن ها و برقراری دوستی با سایر کشورها و مناطق آرین نشین ازجمله ایران بود. تاجیکستان امروز مادرسرزمین آرین ها است که از آنجا به اروپا (استقرار در آلمان و اتریش) و ایران بزرگتر و هند شمالی و غربی مهاجرت کردند. آلمان در آغاز کار با انگلستان و فرانسه سر جنگ نداشت و با آمریکا دوست بود.
    غرق شدن «ناو هواپیمابر کورِیجی اَس» غرور انگلیسی ها را شکست که پس از جنگ جهانی اول کشورشان را ابرقدرت جهان می پنداشتند. کاپیتان اتو شوهارت که در روز غرق کردن ناو هواپیمابر انگلیسی درست 30 ساله بود (متولد چهارم سپتامبر 1909) با زیر دریایی خود در طول جنگ جهانی دوم 8 ناو دیگر متفقین را غرق کرد.
    وی در پایان جنگ جهانی دوم که در جبهه های اروپا شش سال و 4 ماه طول کشید مدتی خانه نشین بود و پس از ایجاد جمهوری آلمان غربی (آلمان فدرال)، به نیروی دریایی وطن بازگشت. وی ـ متولّد هامبورگ، در مصاحبه ای گفته بود که پیش از فرماندهی زیردریایی «یو ـ 29» قرار بود او را به ایران بفرستند تا افراد نیروی دریایی ایران را آموزش دهد. این نیرو با کمک ایتالیای موسولینی متحد هیتلر تقویت شده بود.
    کاپیتان اُتو شوهارت دهم مارس 1990 و در 81 سالگی درگذشت و قهرمانی های او رسانه ای شد و تصویرگران تصویرهای متعدد از او ترسیم و منتشر کردند که کار هنری جالبی خوانده شده اند.
    
کاپیتان اُتو شوهارت ـ ناو هواپیمابر کورِیجی اَس ـ تصویر ترسیمی کاپیتان اُتو

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مرگ داگ هامرشولد: سانحه یا قتل ؟
Hammarskjold
داگ هامرشولد (هامرسكلد Hammarskjold ) دیپلمات سوئدی و دبیر كل وقت سازمان ملل كه در آفریقا سرگرم حل مسئله كنگو بود 18 سپتامبر 1961 (در ساعات شب) بر اثر انفجار هواپیمایش بر فراز رودزیای شمالی مستعمره وقت انگلستان (زیمبابوه امروز) كشته شد. شایعه توطئه قتل هامرشولد كه مورخان از او به عنوان بهترین دبیركل سازمان ملل یاد كرده اند هنوز منتفی نشده است.
    در آن شب هامرشولد و همراهان با یك هواپیمای دی سی ـ 6 به منظور مذاكره رو در روی با چومبه كه ایالت كاتانگا را از جمهوری كنگو جدا كرده بود و باعث یك جنگ داخلی شده بود عازم ندولا در رودزیای شمالی بودند.
     به هامرشولد گفته شده بود كه به علت ناامنی [احتمال تیراندازی به هواپیمای او از زمین]، از پرواز در ساعات روز خودداری كند.
    در این سانحه، تنها یكی از افراد گارد محافظ هامر شولد زنده مانده بود كه گفته بود پیش از سقوط هواپیما صدای چند انفجار را شنیده بود.
     كمپانی های بین المللی الماس، چومبه را تشویق به تجزیه كنگو كرده بودند تا در جریان استقلال این كشور به منافع آنها آسیب نرسد. هنوز این توطئه در آن منطقه از جهان پایان نیافته است و كشمكش چندین ساله آنگولا (همسایه کنگو و دارای نفت و معادن الماس) دنباله همان توطئه کمپانی های غرب بود.
    پس از هامرشولد «یو تانت» نماینده كشور برمه (میانمار) دبیر كل سازمان ملل شد. از آن پس تا اواسط دهه دوم قرن 21 سعی شده بود كه مردان قدرتمند و یا نمایندگان کشورهای دمکراتیک و بزرگتر به دبیركلی سازمان انتخاب نشوند!.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ژنرال آمریکایی با اعتراض به چند برابر شدن واردات از چین و بیکار شدن آمریکاییان نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال 2004 شد تا مسئله را حل کند
Wesley K. Clark
18سپتامبر 2003 یك ژنرال 4 ستاره امریكایی هم به خیل نامزدهای احراز مقام ریاست جمهوری این كشور (در انتخابات نوامبر 2004) اضافه شده بود. ژنرال «وسلی كلارك Wesley K. Clark» سرفرمانده پبشین نیروهای اتحادیه اتلانتیك شمالی هنگامی نامزدی خودرا اعلام داشت كه از افتادن عراق به دست آمریکا 4 ماه گذشته بود.
    ژنرال كلارك و در آن زمان 60 ساله دهمین فردی در آن دوره بود كه می خواست نامزدی او از سوی حزب دمكرات آمریكا تایید شود و اگر چنین می شد، وی نخستین ژنرالی بود كه این حزب به نامزدی خود معرفی می کرد.
    کلارک در نطق اعلام نامزدی خود گفت: از زمان روی كار آمدن جورج دبلیو بوش، واردات کالا از چین که آمریکاییان، خودشان، این اجناس معمولی و پیش پا افتاده را از قرن ها پیش می ساختند چند برابر افزایش یافته و سه میلیون آمریكایی بیكار شده اند.
     ژنرال کلارک که خودرا بازنشسته کرده بود گفت که امروزه در آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم، آزادی مدنی عملا محدود و انواع بازرسی ها برقرار شده است ـ کاری که آمریکاییان قبلا تصور آن را هم نمی کردند.
    نامزدی کلارک برای آن دوره به تصویب کنوانسیون حزب نرسید زیرا جز در یک استیت (اکلاهما) موفق نشده بود دلیگِیت کافی به دست آورد. وی در سال 2007 از نامزدی سناتور هیلری کلینتون برای انتخابات سال 2008 آمریکا حمایت خود را اعلام کرد که این بانو هم نتوانست موفق به داشتن دلیگِیت (انتخابگر) کافی بشود و از مسابقه کنار رفت.
    ژنرال کلارک سپس با شماری دیگر دست به تلاش برای تولید نفت از مواد دیگر (ذرت و ...) زد. وی کمپانی های نفتی آمریکا را تشویق به استخراج نفت از آف شور (ساحل دریا) کرد و به نتیجه رسید.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
آمریکا در سپتامبر 2008 به گورباچف مدال آزادی داد
جورج بوش (پدر) ضمن دیدار 16 و 18 سپتامبر 2003 از روسیه، با پوتین و نیز گورباچف ملاقات و مذاکره كرد.
    به نوشته رسانه ها، در دیدار با مقامات روسیه، جورج بوش زمینه دیدار پسرش از روسیه را كه هفته بعد انجام شد آماده و راه مذاکرات را هموار ساخت.
    یک مفسر فرانسوی ضمن اشاره به آن دیدار جورج بوش (پدر) نوشته بود: "مقامات آمریكایی همچنان از گورباچف كه بدون زحمت، شوروی را با آن زرادخانه عظیم اتمی ـ موشکی اش كه به بهای سختی كشیدن دهها ساله مردم آن كشور به وجود آمده بود از سر راه آمریكا برداشت سپاسگزار و قدرشناس هستند. گورباچف بلوك شرق را كه خونبهای 27 میلیون تبعه شوروی بود كه در جنگ جهانی دوم كشته شدند برباد داد و مسلكی را كه زمانی مایه امید بیش از نیمی از مردم جهان بود به ورشكستگی كشانید.".
    در سپتامبر 2008 در آمریکا به گورباچف مدال آزادی داده شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
کتابی که مؤلف آن مدعی است قتل «کِنِدی» زیر سر لیندن جانسون بود و کتاب پسر این مؤلف درباره جورج دبلیو بوش
پس از قتل جان اف. کندي، ليندن جانسون در همان روز و در داخل هواپيما و در كنار ژاکلين بيوه گريان او سوگند ادا مي كند تا برجايش بنشيند

هجدهم سپتامبر 2003 قسمت هایی از کتابی انتشار یافت که سی ام سپتامبر آن سال در جهان انگلیسی زبان به توزیع داده شد و مولف آن «بار مك كله لان Barr McClellan» است. پسر مولف کتاب هنگام انتشار آن، سخنگوی جورج دبلیو بوش رئیس جمهوری آمریکا بود.
     مولف دراین كتاب نوشته است: چون جان اف كندی رئیس جمهوری وقت آمریكا در نظر داشت كه لیندن جانسون (تكزاسی) را در انتخابات بعدی به عنوان معاون خود معرفی نكند، وی نقشه قتل اورا با كمك دوستان خود از جمله مشاور قضایی اش (وکیل قضایی خود) تهیه كرد و پس از اجرای نقشه ترور در 23 نوامبر 1963، که در شهر دالاس تکزاس انجام شد، برجای او نشست و ترتیب قتل قاتل هم قبل از اعتراف كردن داده شد و .... لیندن جانسون صبر نکرد تا در کاخ سفید واشنگتن سوگند وفاداری یاد کند و امور ریاست جمهوری را به دست گیرد و همان روز و در کابین هواپیما که او، ژاکلین کندی و همراهانشان را به واشینگتن بُرد سوگند رئیس جمهوری شدن یاد کرد (عکس).
    عنوان کتاب The Twist: Blood , Money & Power است.
    «مک کله لان» پسر مولف کتاب نیز پس از کناره گیری از سمت خود در کاخ سفید واشنگتن، برضد جورج دبلیو بوش یک کتاب منتشر کرد و در آن شرح داد که چگونه او را مجبور می کردند که به مطبوعات دروغ بگوید و کارهای منفی را مثبت جلوه دهد تا مردم در خواب باقی بمانند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
... و روزی که بوریس یلتسین از پوتین انتقاد کرد!، چرا؟
بوریس یلتسین که از عوامل اصلی انحلال شوروی و در نتیجه مولّد بسیاری از مسائل امروز جهان شناخته شده است 16 سپتامبر 2004 ولادیمیر پوتین را [که خود او وی را به قدرت رسانیده بود] مورد انتقاد قرار داد كه می خواهد با استفاده از فرصتِ سه رویداد تروریستی، از روح قانون اساسی سال 1993 روسیه [تدوین یافته در زمان حکومت یلتسین] دور شود، لیبرال دمكراسی روسیه را كنار بزند و بار دیگر قدرت را در كرملین متمركز سازد و به عبارت دیگر، ورق را در آن كشور به عقب باز گرداند.
    یلتسین كه چند سال پیش از آن به سبب ناتوانی ناشی از افراط در الكل و بیماری قلبی كناره گیری كرده و پوتین را بر جای خود نشانده بود گفته بود كه نباید قانون اساسی (دوران او) تفسیر شود.
     باید دانست كه قانون اساسی مورد نظر یلتسین با هدف حذف نظام سابق با شتابزدگی تمام از سوی مشاوران یلتسین تنظیم و به رفراندم گذارده شده بود.
     پوتین (که اظهاراتش با واکنش منفی یلتسی رو به رو شده بود) اعلام كرده بود كه شرایط روسیه ایجاب می كند كه برای حل مسائل، بیشتر اختیارات به مسكو منتقل و قانون انتخابات «دوما» و فرمانداران ایالات 89 گانه اصلاح و به امور دفاعی و امنیتی توجه بیشتر شود.
    برخی مفسران چپگرا در واكنش به اظهارات غیر منتظره یلتسین (که دو سال و اندی بعد درگذشت) باردیگر خواستار رسیدگی قضایی به فعالیت های او از 1988 تا زمان كناره گیری شده بودند. این مفسران ضمن اشاره به اظهارات بانو آلبرایت (وزیر امورخارجه اسبق آمریکا) گفته بودند که اگر پوتین تصمیم به تمرکز کارها نمی گرفت احتمال تجزیه شدن روسیه می رفت. بانو آلبرایت گفته بود که وسعت روسیه زیاد و نیاز نیست که اینقدر وسعت داشته باشد!.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مرگ 34 نفر در یک خانه سالمندان!


روزنامه های آمریكا 14سپتامبر 2005 عكسهای این زن و شوهر (سالوادور منگانو و بانو میبل) را چاپ كرده و نوشته بودند: این زوج كه یك خانه سالمندان به نام «شالمه» را در حاشیه شهر نیوارلئان (استیت لوئیزیانا) اداره می كردند و پول قابل ملاحظه ای از سالمندان به خاطر نگهداری از آنان می گرفتند با وجود اخطارهای هواشناسی در زمینه نزدیك شدن توفان كاترینا، به موقع اقدام نكردند و سالمندان را به جای امن نبردند و در نتیجه 34 تن از آنان قربانی توفان شدند.
     دادستان محل علیه این زن و شوهر اعلام جرم كرده بود تا پس از تکمیل پرونده به دادگاه تسلیم شوند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
یک نمونه مسئله تفاوت فرهنگها در آمریکا - همه نمی دانند که در آمریکا، جنگلها دارای مالک هستند و ...


«چای سوآ وانگ (عکس بالا)» یک آواره لائوسی بود كه با شماری دیگر به آمریكا انتقال یافته و در شهر سن پل (ایالت مینه سوتا) سكونت داده شده اند. این لائوسی ها از قبیله «همونگ» هستند. همونگی ها كه در كوههای لائوس زندگی می كرده اند در طول جنگ ویتنام از سوی «سیا» تجهیز و مسلح شده بودند تا با كمونیست های شبه جزیره هندوچین از جمله «پاتِت لائو» و «ویِت كنگ» بجنگند.
    در پی خروج آمریكا از هندوچین و افتادن شرق این شبه جزیره به دست كمونیست ها، دولت آمریكا مجبور شد كه باقیمانده همونگ ها را که دچار ترس از انتقام گیری شده بودند به آمریكا منتقل كند ولی آنان فرهنگ، ذهنیّت و روانشناسی دیگری دارند.
     «چای» كه یكی از همین همونگ ها است در نوامبر سال 2004 به گمان اینکه در آمریكا هم بمانند لائوس، هرجا كه جنگل است متعلق به دولت است و ورود به آن آزاد، با یك تفنگ شكاری به یک جنگل در استیت همسایه مینه سوتا (استیت ویسکانسین) رفت تا گوزن شكار كند كه مورد اعتراض صاحبان جنگل قرارگرفت و در زد و خوردی كه روی داد، «چای» شش آمریكایی را با گلوله كشت و دو تن دیگر را مجروح كرد.
    وی 17 سپتامبر 2005 در دادگاه به شش بار حبس ابد محكوم شد، زیرا كه استیت ویسكانسین كه او را محاكمه كرد، مجازات اعدام ندارد. «چای» در دادگاه گفت كه به خاطر دفاع از خود (در ملک غیر) دست به اسلحه برده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برادرزاده رئیس جمهوری و بدمستی!
جان اليس بوش

ساعت دو و سی دقیقه بامداد 17 سپتامبر 2005 پلیس شهر آستین ایالت تكزاس آمریكا، جان الیس بوش (عكس بالا) برادر زاده 21 ساله جورج بوش رئیس جمهوری وقت و فرزند جِب بوش فرماندار وقت فلوریدا را كه در یك بار شبانه الكل فراوان مصرف كرده بود به اتهام بدمستی در خیابان دستگیرد و به دادگاه محل گزارش كرد كه وی همچنین به اخطار ماموران كه باید جلب شود بی اعتنایی نشان داده بود. نوئل خواهر وی نیز چندی پیش به اتهام جعل نسخه پزشك جهت خرید داروی ضد اضطراب «زاناكس» دستگیر شده بود. [در آمریکا، دارو بدون نسخه دکتر فروخته نمی شود، به استثنای داروهای مکمل غذا؛ ویتامین ها و ...].
    در آمریکا، پلیس شهر از شهرداری و درآمد حاصل از عوارض شهری ازجمله مالیات خانه و اتومبیل و ... مزد دریافت می کند و وابسته به شهر است نه دولت فدرال و دولت استیت و لذا اعتنا ندارد که چه کسی مرتکب خلاف شود و ملاحظه در کار نیست. به همین ترتیب دادگاه، زندان، مدارس و ... همه محلی هستند و مدیران آنها انتخابی و شهر هزینه آنها تامین می کند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ادامه بحران بانك و سهام در آمریكا و هجوم دلالهای به خرید طلا، اسناد نفت خام و ...!
بحران بورس و بانك در آمریكا، چهارشنبه 17 سپتامبر 2008 هم ادامه داشت. در این روز شاخص سهام صنعتی (داو جونز) 450 واحد دیگر پایین آمد. به عبارت دیگر ظرف سه روز، متوسط سهام اندكی بیش از هفت درصد بهای خود را از دست داد (جمعا معادل یك میلیارد و سیصد میلیون دلار). بازیگران بورس پس از رو به رو شدن با چنین وضعیتی باردیگر متوجه خرید طلا، اسناد نفت و ... (كمادیتی) و نیز «باوند» شدند و بهای طلا ظرف چند ساعت هر اونس 90 دلار بالا رفت و به همینگونه نفت خام.
    گفته شده بود كه وضعیت چند بانك دیگر آمریكا مخصوصا بانك «واشینگتن موچوال» خوب نیست. دولت آمریكا كه در سپتامبر 2008 با حمایت هشتصد میلیارد دلاری خود، چند بانك و بیمه را سرپا نگهداشته بود، دست به تبلیغ زده بود؛ شاید یكی از بانك های سرپا حاضر شود موسسه مالی «واشینگتن موچوال» را خریداری و درخود ادغام كند. در آن زمان «واشینگتن موچوال» با سه میلیارد و سیصد میلیون دلار وامِ بَد دست به گریبان بود.
منظره گوشه اي از تلاش معامله گران «وال استريت» در نيمروز 17 سپتامبر 2008

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ادعای روسیه درسپتامبر 2008؛ احتمال حمله نظامی آمریكا به ایران از طریق گرجستان
Dmitry Rogozin

هفدهم سپتامبر 2008 (چهارشنبه 27 شهریور 1387) دمیتری روگزین Dmitry Rogozin فرستاده دولت روسیه به مقر «ناتو» در بروكسل اظهارداشت: دولت روسیه گزارش هایی دریافت داشته است كه نشان می دهد دولت آمریكا نقشه حمله نظامی به ایران از طریق گرجستان را طرح و تنظیم كرده است!.
    روگزین كه این مطلب را در مصاحبه با رسانه ها بیان كرده بود افزوده بود كه دستگاههای اطلاعاتی روسیه اسنادی به دست آورده اند كه به موجب آنها دولت آمریكا آماده شده است كه از خاك گرجستان برای حمله نظامی به ایران استفاده كند. وی گفت: این دلیل دیگری بر حمایت وسیع دولت واشنگتن از رژیم ساكاشویلی در تفلیس است و به این لحاظ ساكاشویلی برای دولت آمریكا ارزشمند شده است كه آماده است گرجستان را صحنه آغاز جنگی قراردهد كه خیلی ریسكی است و در صورت وقوع، گرجی ها گروگان این جنگ خواهند بود.
    وی درباره استقرار ناوهای روسیه در آبخازیا گفت: تا زمانی كه ناوهای آمریكا بنادر گرجستان را كه به آبخازیا نزدیكند ترك نكنند ناوهای ما در آنجا باقی خواهند ماند. روگزین خطاب به «ناتو» گفت: اینقدر جیغ نزنید، دولت روسیه عضویت گرجستان در این اتحادیه نظامی را تحمل نخواهد كرد.
    اظهارات روگزین توسط خبرگزاری ها ازجمله «آر.آی.ای نووستیRIA Novosti» و یو.پی.آی UPI مخابره شده بود.
    دمیتری مدودیف Dmitry Medvedevرئیس جمهور وقت روسیه قبلا (جمعه 12 سپتامبر 2008) بدون ذكر نام دولت معینی گفته بود: ما می دانیم كه بازیگران مشخصی سرگرم برنامه ریزی یك حمله نظامی به ایران هستند. ما مخالف چنین اقدامی هستیم. بحران ناشی از فعالیت های اتمی ایران نمی تواند راه حل نظامی داشته باشد. مدودیف كه در فوروم سالانه یك باشگاه سخن می گفت افزوده بود كه دولت روسیه در حال حاضر با تشدید مجازات ایران هم موافقت ندارد. اصولا جهان نیازی به تشدید چنین مجازاتی ندارد.
    به این ترتیب گزارش های مربوط به احتمال حمله نظامی به ایران تازگی ندارد و سالهاست که گاه و بیگاه به میان می آید تا از آن بهره برداری های مورد نظر شود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاریخ از نگاهی به تصویر
استقبال چاوس با نوه اش از معاون نخست وزیر روسیه!


هوگو چاوس Hugo Chavezرهبر وقت ونزوئلا، صاحب فرضیه سوسیالیسم قرن 21 و مبتكر اتحادیه كشورهای آمریكای جنوبی كه با روسیه دوستی نزدیك داشت و خریدار جنگ افزار از آن كشور بود در سپتامبر 2008 این چنین با نوه پسری اش «Jorge» در دفتر كار خود از «ایگور سچین Igor Sechin» معاون وقت نخست وزیر روسیه فدراتیو و مشاور پوتین و از مدیران نفتی روسیه استقبال كرد.
    سچین با هدف گسترش مناسبات دو كشور وارد كاراكاس پایتخت ونزوئلا شده بود. مقدمات این گسترش قبلا فراهم شده بود. چاوس با در بغل داشتن نوه خردسال خود و معرفی او به «سچین» خواسته بود نشان دهد كه تا چه حد مقامات مسكو را خودمانی می داند. تصویر «سیمون بولیوار» قهرمان ملی لاتین های آمریكا بر دیوار محل استقبال دیده می شود.
    چاوس در مارس 2013 از بیماری سرطان درگذشت. ایگور سچین در پی تشدید مسئله اوکارین، از سوی دولت آمریکا تحریم شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تظاهرات خیابانی علیه طالبان در شهر طالبان؛ قندهار!
تاریخ گرفته شدن عکس ها: 14 سپتامبر 2021

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 18 سپتامبر
  • 1739:   امپراتوری اتریش كه توان ادامه جنگ با عثمانی را نداشت به انعقاد قرارداد تسلیم شهر بلگراد به عثمانی تن داد.
        
        
  • 1759:   شهر فرانسوی نشین «کوبک Quebec » در كانادا به تصرف نیروهای انگلیسی درآمد ولی از آن زمان تاكنون، مردم ایالت كوبك كه زبان و فرهنگ فرانسه را حفظ كرده اند همچنان خواهان استقلال هستند.
        
        
  • 1810:   شیلیایی ها روز اعلام استقلال خود ( 18 سپتامبر 1810 ) را ـ گرچه این استقلال بعدا تحقّق یافت «روز ملی» اعلام کردند.
        
        
  • 1850:   كنگره آمریكا قانون «بردگان فراری» را تصویب كرد. طبق این قانون اگر ماموران پلیس در دستگیری بردگان فراری و بازگرداندن آنان به صاحبانشان كوتاهی كنند به هزار دلار جریمه نقدی و چنانچه مردم به این فراریان پناه دهند هركدام به شش ماه زندان و هزار دلار جریمه نقدی محكوم می شدند. در آن زمان، دلار به صورت سكه طلا بود. سبب تصویب این قانون این بود كه بردگان سیاه از استیت های جنوبی (برده دار) فرار می كردند و به استیت شمالی آمریکا كه برده داری نداشتند و از برده داری خارج شده بودند پناه می بردند.
        
        
  • 1906:   یك توفان دریایی (از نوع سونامی) ده هزار تَن از ساكنان هنگ كنگ را بی جان ساخت.
        
        
  • 1919:   یک توفان دریایی که از خلیج مکزیک برخاسته بود در سواحل جنوبی فدراسیون آمریکا 280 تن را کشت. توفان های دریایی هر سال در اواخر تابستان و نیز پاییز به سواحل جنوبی و شرقی USA وارد می شوند.
        
        
  • 1926:   یک توفان دریایی 250 تَن را در منطقه میامی در استیت فلوریدای آمریکا بی جان ساخت.
        
        
  • 1927:   شبکه تلویزیونی سی بی اس (كلمبیا برادكستینگ سیستم) در نیویورك آغاز بكار كرد.
        
        
  • 1934:   شوروی كه سالها با عضویت آن اتحادیه در جامعه ملل مخالفت می شد به عضویت این جامعه درآمد.
  • 1942:   كمپانی سخن پراكنی كانادا (سی بی سی) آغاز بكار كرد.
        
        
  • 1949:   ارزش برابری پاوند انگلستان نسبت به ارزهای مهم دیگر دفعتا 30 درصد پایین آمد كه سرآغاز سقوط های سیاسی و اقتصادی دیگری در آن کشور بود كه در پی آن رخ داد.
        
        
  • 1980:   «کاترین آن پورتر» داستان نگار آمریکایی در 90 سالگی درگذشت.
        
        
  • 2004:   کوفی عنان دبیر کل وقت سازمان ملل بالاخره 15 سپتامبر 2004 گفت كه از نقطه نظر منشور ملل، اشغال نظامی عراق مجاز نبوده و برای این كار (حمله نظامی به عراق) تصویب قطعنامه دیگری لازم بود.
    عنان


        
  • برای اطلاع



     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاریخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نیز در اپریل 2014 (اردیبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه یافته است.

    نسخه آنلاین: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com