Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
19 آوريل
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 19 آوريل
ابرازنظرها درباره تصمیمات ارزی دولت ـ به مصلحت نبود در این زمان حسّاس موضوع ارز بمیان می آمد ـ صرّافی جای چانه زنی و خرید ارز خانگی است
در پی انتشار اعلامیه، پشتِ اعلامیه در تهران و مصاحبه درباره تغییر وضعیت فروش ارز، تعیین بهای پایه برای دلار (دلار آمریکا) به صورت برابر ـ یکنواخت برای همگان، از چهارشنبه 11 اپریل 2018 (22 فروردین 1397)، دبیرخانه تاریخ آنلاین برای ایرانیان، در این زمینه ابرازنظرهای متعدد دریافت کرد و برپایه این دریافتی ها، نظر چند کارشناس و اهل تجربه را نیز که نخواستند نامشان ذکر شود جویا شد که به لحاظ آموزنده بودن و داشتن اطلاعات جالب و تأمل برانگیز، خلاصهِ دسته بندی شدهِ نظرات دریافتی تا غروب 26 فروردین (15 اپریل 2018)، در زیر آورده شده است. وصولی های بعدی و موارد دیگر در روزهای آتی. چند نامه که حاوی مطالبی شنیدنی بوده اند که می توانند سوژه برای تألیف کتاب و پژوهش برای تاریخ نگاران باشد پس از تنظیم، به صورت جداگانه درج خواهند شد.
    
    
خلاصهِ نظرات واصله تا غروب 26 فروردین 1397 که بر حسب مورد دسته بندی شده اند

    
    1ـ به مصلحت نبود که در این وضعیت منطقه و کمتر از 4 هفته مانده به تصمیم گیری ترامپ که آیا تسهیلات برجام را برای یک دوره دیگر تمدید کند و یا نه، موضوع ارز بمیان می آمد و بزرگ می شد و تیتر بسیاری از رسانه های خارجی، همراهِ با تفسیر. این مطرح شدن و اقدامات، حسّاسیّت ایران ـ دولت و مردم ـ را نسبت به ارز (پول کشورهای دیگر) نشان می دهد و برای مخالف، فرصت می سازد. «پول کشور دیگر» به آن درجه از اهمیت نیست که این چنین روی آن تمرکز شود. ایران نفت و مواد معدنی دیگر می دهد پول می گیرد و با این پول جنس می خرد. میان ـ فرضا؛ ساعت ساخت سویس و فرانک فرقی نیست، هر دو از یک کشور هستند و می آیند. عادت به واردات در ایران باید از میان برود. دکتر علی امینی در زمان نخست وزیری اش، واردات اتومبیل را ممنوع کرد و مسئله ای هم به وجود نیامد. بروید تحقیق کنید؛ اتومبیل مدل سال 1962 وارد ایران نشده است مگر چندتایی توسط مسافران و بدون انتقال ارز. وقتی چیزی وارد نشود می روند و در داخل تولید می کنند.
    
    2 ـ حذف اختصاص دادن ارز ارزانتر برای برخی از اقلام واردات و یکنواخت کردن آن، کار بسیار خوبی بود، ولی عبارات بخشنامه ها باید روشن باشند، ابهام نداشته باشند. همین ابهامات، بوروکراسی می سازد و ناراضی تراشی. انشاء موارد 33 گانه تخصیص ارز همه اش مبهم است و معلوم نیست که چه مرجعی باید گواهی بکند تا بانک ارز بدهد. این کار را نباید برعهده وزارتخانه های مربوط گذاشت که بوروکراتیک می شود، باید بمانند سایر کشورهای پیشرفته، در طبقه پایین (لابی ساختمان) و در مورد ارز، ساختمان بانک مرکزی چند نفر را مامور پاسخگویی و رفع ابهام فروش ارز کنند. گیج شدن و به این اداره و آن اداره پاس داده شدن، مراجعین را ناراضی و خشمگین می کند و همچنین ایمیل بازی.
    
    3 ـ خریداران غیر تجاری ارز، عمدتا بازنشستگان و سالخوردگان مقیم خارج هستند که نزد فرزندانشان بسر می برند زیراکه در یکی ـ دو دهه آخر عُمر هستند و نیاز به نگهداری و مراقبت دارند. عُمری را خدمت کرده اند تا در این سنین آسوده و مطابق میل زندگی کنند نباید آنان را ناراضی ساخت. قرآن مجید انسان را مسلّط بر اموال خود کرده است و یک انسان می خواهد که بخشی از اموالش را بدهد و پول کشور دیگر بگیرد، خرید و فروش ارز که تریاک و هروئین و کالا و عمل غیر شرعی نیست. بنابراین، نمی توان عنوان قاچاق بر آن گذارد. اگر زمینه آن در بازار کم است، مانعی ندارد که مظنّه اش بالا برود (قاعدهِ جهانی عرضه و تقاضا که بها را تعیین می کند). اینک میلیونها ایرانی در خارج و بیش از دو میلیون از ایشان در آمریکا زندگی می کنند. فراموش نشود که ایرانیان برون مرز و عموما دانشجو در اواخر تابستان و نیز پاییز سال 1356 (3 ـ 4 ماه پیش از انتشار آن نامه کذایی در روزنامه اطلاعات و بپاخیزی طلبه و روحانیون در شهر قم) در اروپا و آمریکا با تظاهرات خود و حمله به سفارتخانه ها سکه شاه را نزد سران این کشورها شکستند. در هر شهر آمریکا که بیش از 20 هزار ایرانی باشد، نشریه فارسی منتشر می شود و این نشریات، اخیرا! از محدود شدن انتقال ارز از ایران گزارش می دهند که برای مخاطبانشان نگرانی آور و خشم آور است.
    
    4 ـ ارز برای پژوهشگران، دارندگان فرصت های مطالعاتی و دفاتر خدمات فرهنگی در خارج بدون تعیینِ محلِ مراجعه و دریافت معرفی نامه! جهت دادن به شعبه بانک برای خرید. بانک مرکزی، در اعلامیه خود مرجع (فرد و یا کمیسیون و دائره) و محل مراجعه پژوهشگر، نویسنده و روزنامه نگار برای دریافت معرفی نامه را تعیین نکرده است. شعبه بانک و یا صرّاف که نمی تواند پژوهشگر را تنها با معرفی خود او، تشخیص دهد و ارز بفروشد. این کار، یک مرجع می خواهد که به تقاضا رسیدگی کند و معرفی نامه بدهد. از آنجا که شمار پژوهشگران و روزنامه نگاران محدود است، مرجع رسیدگی یک نفر هم که باشد کافی است، ولی این فرد باید در کار خود خبره باشد. همچنین لازم است که محل مراجعه اعلام شود.
    
    5ـ تشویق آنان که پول کشور دیگر در خانه دارند و احتمالا همین دو ـ سه ماه اخیر به خاطر فرار از زیان تورّم ریال، هر دلار را بالای 5 هزار تومان خریده اند به سپرده گذاری در بانک ها پاسخ نمی دهد. در دهه گذشته هم چنین تشویقی صورت گرفت. یک مخاطب با ذکر شعبه بانک (بانک تجارت) و شماره حساب خود نوشته است که مبلغی و نه زیاد، دلار داشتم و حساب باز کردم. پس از مدتی، وقتی که سراغ حساب خود رفتم گفتند که سود را مطابق آمریکا (کمتر از یک در صد) حساب کرده ایم. گفتم پس پولم را بدهید که مرا نزد معاون و رئیس فرستادند و سرانجام پس از یکی دو روز پولم را گرفتم. دلارهای خریداری شدهِ بالای 5 هزار تومان در خانه ها باقی خواهند ماند زیرا که دارنده آنها حاضر به زیان دادن نمی شود. راه عملی عرضه این ارزهای خانگی، صرافی ها و ارزی های دوره گردِ میدان فردوسی هستند. اینان ارز را گرانتر می خرند و گرانتر هم می فروشند و طرفین راضی خواهند شد و در غیر این صورت، ارزها همچنان در خانه ها باقی خواهند ماند. وجود صرّافی ها برای یک کشور ضروری اند زیراکه بانک، جای چانه زنی و ... نیست و انعطاف ندارد.
    
    
این عکس با تیتر و زیرعکس آن از یک رسانه آمریکایی کُپی شده است:Iranian travelers standing in front of a currency exchange bureau in Tehran, in the hope of getting Dollars or Euros


    
    6 ـ ناکافی بودن مبلغ ارز مسافرتی. آیا می دانند که ماندن یک شب در هتل در اروپا و آمریکا نزدیک به هزار دلار تمام می شود. در تاجیکستان، هتل هر شب 60 تا 100 دلار می گیرد. یک کشور، ارز را برای همین مصارف ـ برای مردمش می خواهد، نباید نسبت به آن این قدر حسّاس باشد. ایران به اظهار مقامات مربوط، سالانه حدود 90 میلیارد دلار درآمد ارزی دارد که مبلغ کوچکی نیست. «نفت و معادن» میراث همه ایرانیان است.
    
    7 ـ در اعلامیه نوشته شده است: مبلغ قابل تأمین ارز دانشجوییِ قابل پرداخت حداکثر سالانه 15000 دلار یا معادل آن به سایر ارزها بابت شهریه دانشگاه، و حداکثر ماهیانه 1000 دلار یا معادل آن به سایر ارزها برای دانشجو و حداکثر ماهیانه 500 دلار برای هر عضو خانواده وی است. ببینید؛ دانشجو برای درس خواندن می رود نه ماندن و مقیم شدن، بنابراین عضو و یا اعضای خانواده که قاعدتا نباید با او باشند. وقتی که به دانشجو این همه ارفاق می شود، دیگران هم می خواهند.
    
    8 ـ ارزِ درمانی ـ آن طور که در اعلامیه آمده است ابهام عبارتی دارد. درمان در خارج ارزان نیست و طول درمان مشخّص نمی تواند باشد. اینها و اینکه چه مرجعی باید گواهی کند باید روشن شود. یک مخاطب 77 ساله (بازنشسته که نزد دخترش در آمریکا زندگی می کند) نوشته است که در ایران و آمریکا بیمه است. در ایران با اینکه هر سال دو بار سر می زند از زمانی که به آمریکا رفته از بیمه استفاده نکرده است. در آمریکا هر ماه 57 دلار به شرکت بیمه می دهد، بیماری قند و ... دارد. دکتر برایش قرص Tradjenta و گویا ساخت آلمان تجویز کرده است زیراکه کبد او قرص های دیگر را تحمّل نمی کند و سهم پرداخت او برای هر 90 دانهِ این قرص می شود 421 دلار ـ هر روز 5 دلار. اگر نتواند مستمری بازنشستگی اش و سودی را که از سپرده بانکی اش می گیرد تبدیل به دلار کند و با خود بیاورد خواهد مُرد. در سال 1385 که دخترش ترتیب رفتن او را به آمریکا داد، آپارتمان 94 متری اش را به 110 میلیون تومان فروخت و پولش را در بانک سپرده کرد. امسال که برای تماشای آن آپارتمان و تجدید خاطره رفته بود که 20 سال پيش زنش در آنجا فوت شده بود به او گفتند که ارزش آن 540 میلیون شده است!.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نظرات تازه در باره تصمیمات ارزی ـ از زیان پولی دولت تا فعّال شدن دوباره صرّافانِ برون مرز، فرهنگ کینه ارزی و درد دل بازنشستگان ـ قصه پُرغصه

    خلاصهِ نظرات واصله و کسب شده از غروب 26 فروردین 1397 تا ساعت 11 بامداد 28 فروردین 1397:
    
    
زیان دولت با تثبیت 4200 تومانی دلار آمریکا

    
     ـ حذف نرخ تخفیفی ارزها (اصطلاحا؛ نرخ رسمی) اقدامی درست بود، ولی تَک نرخی کردن دلار و بستن دست صرّاف ها (مراکز غیر دولتی، ولی پروانه دارِ اِکسچِنجِ پول) که به قواعد بازار بویژه قاعدهِ عَرضه و تقاضا توجه نکنند نوعی دستوری کردن بازار است که کشورهای سوسیالیستی در قرن گذشته آن را تجربه کردند و شکست خوردند. با نگاهی به نرخ تورّم نقدینگی در ایران و بالارفتن قیمت ها (کالا و خدمات)، پایین آوردن نرخ برابری دلار آمریکا به 4200 تومان، یک زیان 30 درصدی برای دولت است. بازار ایران در زمستان 96 و تا دهه سوم فروردین 97 که دستی آزاد داشت، ارزش دلار نسبت به ریال را تعیین کرد ـ شش هزار تومان. باید به جای 4200 تومان همان نرخ شش هزار تومان و یا 5500 تومان، پایه قرار می گرفت. چرا این کاهش دستوری به زیان دولت است؟، برای اینکه بیشتر ارز حاصل، از صدور نفت و کالای ملّی (مواد معدنی، مشتقات آنها و ...) است و درآمد دولت. طبق اظهارات مقامات دولتی مربوط، درآمد ارزی سالانه ایران حدود 90 میلیارد دلار است. بنابراین، با پایین آوردن دستوری ارزش برابری این ارز که بازار (قاعدهِ عرضه و تقاضا) آن را به 6 هزار تومان رسانده بود، به 4200 تومان و منع موقّت صرّافی ها که قاعدتا باید با قانون بازار کار کنند تا همان نرخ 6 هزارتومانی بمیان آید زیان پولی دولت را می توان محاسبه کرد. اینکه گفته شده است با تثبیت نرخ برابری دلار در 4200 تومان، بهای کالا پایین می آید و دست کم بالا نمی رود، در عمل چنین نتیجه ای نخواهد داشت زیراکه عوامل متعدد باعث افزایش بهای کالا و خدمات می شود. اینکه گفته اند در مورد دلار نرخ 6 هزار تومان مصنوعی و ساختگی بود درست نمی تواند باشد. این، ارزش واقعی آن بود. در ایران انواع کالا و مستغلات، طلا و ... هزار تا دو هزار برابر افزایش یافته اند ولی ارزها با مداخله مقامات، حدود 700 برابر که با بخشنامه اخیر (دستور العمل)، در مورد دلار به 600 برابر پایین آورده شده است.
    
    
فعالیّت صرّافی های خارج از کشور و مبادلات فردی از سرگرفته می شود

    
    ـ فراموش شده است که پس از انقلاب و بویژه در دوران جنگ 8 ساله و تا چندی پس از آن که نقل و انتقال ارز سخت بود، در کشورهای محل اقامت ایرانیان برون مرز، صرّافی های متعدد دایر شده بود که کار مبادله را انجام می دادند. به عبارت دیگر، در ایران از طریق عوامل خود از مشتری «ریال» می گرفتند و در محل، به او ارز مورد تقاضا را می دادند. نشریات فارسی برون مرز پُر از آگهی های این صرّافی ها بود که بعدا مستغلاتی (ریِلتور) شدند. هنوز هم در اروپا، برخی از آنان سرگرم فعالیت هستند و اعلان های آنان در رسانه های فارسی زبان به چشم می خورد. با محدود کردن فعالیت صرّافی های داخلی که به دور از منطق اقتصادی است، تردید نیست که صرّاف های برون مرز کار خود را از سر می گیرند. به علاوه، افراد از طریق سوشل میدیا، آنلاین ها و تلفنی می توانند نیاز ارزی خودرا به صورت مبادله برطرف کنند. بسیاری هستند که در ایران به ریال نیاز دارند. لذا، محدود کردن فعالیت صرّاف های داخلی تأثیری نخواهد داشت. کسانی هم که ارز در خانه دارند، راهی جز فروش آنها به معامله گران سرپایی ندارند، زیراکه نمی خواهند ضرر کنند و دلار خریداری کرده 5 ـ 6 هزار تومانی خودرا به 4200 تومان به بانک بفروشند و ... کسی که نمی رود پولش را آتش بزند. دست کم باید تا مدتی دست صرّاف ها برای خرید و فروش ارزهای اصطلاحا خانگی باز گذارده شود. باید تدابیری بکار برده شود که این ارزهای خانگی به دست قاچاقچیان مواد مخدر و ... نیافتد.
    
    
فرهنگ کینه ارزی باید از میان برود

    
    ـ در سال انقلاب و از اواخر تابستان آن سال (سال 1357 هجری خورشیدی ـ 1978 میلادی)، در تهران کارکنان یکی از بانک ها فهرست هایی از خریداران ارز که هربار از آن بانک بیش از صدهزار دلار خریداری کرده بودند در بولتن هایی قرارداده و در تظاهرات و راهپیمایی ها توزیع کردند که به تدریج به شعار و می توان گفت که به نوعی کینه تبدیل شد و در ذهن باقی ماند. پس از انقلاب و آزاد شدن مسافرت به خارج از کشور، همین انقلابیون که بازرس فرودگاه شده بودند به بازرسی دقیق از مسافران دست زدند که هیچکدام بیش از 3 هزار دلار خارج نکند و این ماجرای حسّاسیّت نسبت به «داشتن پول خارجی» که موضوعی عادی است و غیر قانونی نیست ریشه در آن زمان دارد که بهتر است از میان برود تا بعدا دردسر ساز نشود. همین حسّاسیت نسبت به پول خارجی سبب حرص زدن به داشتن هرچه بیشتر از آن نیز شده است. نباید بیش از این برای پول خارجی (ارز) اهمیت سازی شود.
    
    
چرا نباید سالخوردگان و بازنشستگان از پول خود در هرجا که باشند استفاده کنند، آنان آفتاب لب بام هستند ـ این عاقبت همه انسان ها است

    
    ـ یک فرد تحصیل و تلاش می کند، نه تنها برای تأمین زندگی روزانه بلکه آسودگی و بی نیازی در ایام پیری. سال های پیری و دوران بازنشستگی نسبتا کوتاه و زودگذر است. دهها هزار بازنشسته ایرانی نزد فرزندان و بستگان خود در برون مرز زندگی می کنند تا تنها و بی کس نباشند. چرا نباید مستمری و مختصر درآمد دیگر خودرا به ارز و به خارج منتقل نکنند. در داخل کشور که تقریبا همه چیز وارداتی است و ارز بَر. چه فرقی دارد؟. نمی دانیم که پس از انقلاب و فرار برخی از مقامات بازنشسته وقت و ثروتمندان سابق به کشورهای دیگر، چرا تا این حد نسبت به سالخوردگان مقیم خارج حسّاسیت پیدا شده است. یک بازنشسته باید هزار تا دو هزار دلار بلیت بخرد و به وطن سر بزند و آن وقت اجازه ندارد بیش از 1200 دلار با خود ببرد. چرا؟. خیابانها پُر از خودرو خارجی و مغازه ها پُر از اجناس خارجی و .... 99 درصد ما بازنشستگان در سال انقلاب 30 ـ 40 ساله و شاغل بودیم. سالخوردگان عهد سلطنت فوت شده اند. اگر مهندس مهدی بازرگان مستمری بازنشستگان را به ارز نمی داد و به محل اقامتشان حواله نمی کرد که بیشتر آنان در خارج نمی ماندند. این ارسال پول تا زمان رجایی ادامه داشت. بهتر است که با سالخوردگان مهربانتر بود. این، شتری است که درِ خانه هرکس می خوابد. از پیری و افتادگی گریزی نیست.
    
    
قصه پُر غصه یک مخاطب که می خواست 20 هزار دلار برای اجرای طرح پژوهشی اش بخرد و موفق نشد

    
    ـ یکی از مخاطبان (ش. م.) نوشته است:
    "از دانشگاه دولتی اُرِگون Oregon آمریکا دکترای جغرافیا دارم. خواستم به قاره آفریقا بروم و پس از تحقیق در محل، به شیوه تازه ـ نه استعماری ـ برای هموطنان به زبان فارسی یک کتاب درباره کشورها و قبایل این قاره؛ از استعمار تا مرزبندی ها، نژاد و رفتار تا سیاست و اقتصاد آنها بنویسم و طبق برآورد خودم، این کار نیاز به داشتن حدودا 20 هزار دلار دارد. معادل ریالی آن را دارم. مدتی امروز و فردا کردم، تا زمستان گذشته [زمستان 1396] که بهای ارزها بالا رفت و داشتن ارز محدود به معادل ده هزار یورو شد. دوستان گفتند که چون کار من خدمت به هموطنان است، بانک مرکزی ممکن است ارز لازم را ارزانتر از صرّاف به من بفروشد و سقف ده هزار یورو ای را دو برابر کند. به بانک مرکزی ـ ساختمان شماره 198 خیابان میرداماد رفتم کسی را که کمک کند نیافتم، از طریق 29954780 (تلفن دفتر رئیس کل) هم موفق نشدم که خواست خودرا به گوش برسانم و ... و در کشوری که می گویند هر سال 50 تا 100 میلیارد دلار درآمد ارزی دارد، ده ـ پانزده میلیارد دلار کالای قاچاق و سنگ قبر و تیشه و ماله و کود وارد می شود و این همه سیگار و ... و ایران شده است قبرستان اتومبیل های ساخت خارج، پژوهشگر مشکل خرید 20 هزار دلار دارد. لذا، از خیر رفتن به آفریقا و نوشتن کتاب گذشتم. در ذهن من، این را که در اعلامیه نوشته اند ارز برای پژوهش،چیزی جز تبلیغ نیست. امتحان کنید و ببینید ـ امتحانش مجّانی است. اجرای این اعلامیه [بخشنامه بانک مرکزی] را که من خواندم، بر میزان بوروکراسی کشور می افزاید و ناراضی می سازد.".
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نظرات تازه (در شبانه روز گذشته و تا ساعت 11 امروز، 29 فروردین 1397 به وقت تهران) در باره تصمیمات ارزی

    
اشاره یک مخاطب به «قاچاق 6481 خودروی وارداتی»

    
    ـ یک مخاطب ضمن ارسال مطلبی که عینا در زیر نقل شده و تنظیم خبری دارد نوشته است: در کجای این دنیای بیش از 7 میلیارد نفری، داشتن پول کاغذی یک کشور در جیب و یا خانه، بیش از مبلغ معیّن قاچاق خوانده می شود که در کشور ما برخی از مقاماتِ میانی این اتهام را به زبان می آورند. اگر پولی که از دسترنج افراد به دست می آید و برای روز مبادا نگهداری می شود قاچاق محسوب شود، پس این اتهام را به هر کالا حتی نگهداری نان اضافی در خانه هم می توان وارد ساخت. گمان نمی رود که یک پارلمان، داشتن یک کالای معمولی را که در جیب هرکس می تواند باشد قاچاق اعلام کند و مجازات برایش در نظر بگیرد. دستگاه قضاء برپایه قانونِ مصوّب عمل می کند نه خواست و تصمیم یک دستگاه اداریِ وابسته به قوه مجریه. قانون باید عملی را قاچاق بداند که «قاچاق» یک واژه تُرکی است با مفاهیم خاص. «مانی لاندری» هم مفهوم دیگری دارد یعنی که فرد پول به دست آمده از عمل غیرقانونی و مجرمانه اش را تبدیل و یا به نامی دیگر سپرده گذاری کند تا رنگ قانونی بگیرد.
    امروز خبری خواندم با تیتر «قاچاق 6481 خودروی وارداتی». از درستی آن بی اطلاع هستم و آن را می فرستم تا اگر بخواهید نقل کنید. آیا اتومبیل با آن حجم را می توان قاچاقی وارد کرد؟، چه نوع پولی و از کجا بابت خرید آنها داده شده است. امیدوارم که خبر به این صورت درست نباشد.
    
    خبر ارسالی مخاطب:
    "خبرگزاری تسنیم، 27 فروردین 1397 [16 اپریل 2018] گزارش از واردات 6481 خودرو به صورت قاچاق داده بود. روز بعد (28 فروردین) این خبرگزاری توضیح داده بود که یک مقام گمرک جمهوری اسلامی گفته است که این موضوع [قاچاق اتومبیل] را در حوزه صنعت، معدن و تجارت باید پیگیری کرد!.
    این مقام درباره ترخیص شماری خودروی وارداتی از گمرک در زمان بسته بودن سایت ثبت سفارش، گفته است که همه اقلام وارداتی باید از گمرک ترخیص گردد و ثبتِ سفارشِ معتبر داشته باشد. در حال حاضر بین گمرک و سامانهِ ثبت سفارش که متعلق به سازمان توسعه تجارت است یک ارتباط الکترونیک وجود دارد. زمانی که می‌خواهند واردات کالایی را اظهار کنند از جمله خودرو، باید یک کُدِ 8 رقمی را وارد «باکس مربوط» کنند تا سیستم اجازه دهد مراحل بعدی کار انجام شود. اگر ثبت سفارش توسط سیستم خوانده نشود عملاً چیزی به‌ عنوان اظهار و اعلام [درخواست] سفارش وجود نخواهد داشت [ثبت نخواهد شد]. بنابراین، این موضوع [ورود اتومبیل های مورد بحث] را در حوزه صنعت، معدن و تجارت باید پیگیری کرد.
    تسنیم نوشته است که این مقام تعداد خودروهای ثبت‌سفارش‌شده در زمان بسته بودن «سایت ثبت سفارش خودرو» را بیش از 6 هزار دستگاه عنوان کرد.".
    
    
نظر رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس در زمینه اشکالات ساماندهی بازار ارز ـ حذف صرّافی ها یک خطای راهبردی بود ـ حدسِ احتمال نبودن بانک مرکزی در جریان برنامه جامع تیم اقتصادی دولت برای ساماندهی بازار ارز

    
    ـ محمدرضا پورابراهیمی رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس گفته است که از نظر ما در خصوص ساماندهی بازار ارز، اشکالات وجود دارد و بیان عدد 4200 تومان برای هر دلار مغایر با قانون نرخ ارز شناور ِ مدیریت شده بوده و به لحاظ فنی قابلیّت اجرا ندارد.
    پورابراهیمی در مورد جلسه امروز اعضای کمیسیون اقتصادی با وزیر اقتصاد و قائم مقام وزیر صنعت، معدن و تجارت و مسئولان بانک مرکزی اظهار داشت: بخش زیادی از اقداماتی که از سوی دولت درباره ساماندهی بازار ارز گزارش شده است خیلی مشخص نیست و کمیسیون اقتصادی نمی‌تواند، بر اساس این گزارش‌ها نظر خود را ارائه کند.
    


به اظهار پورابراهیمی، بانک مرکزی و وزارتخانه های اقتصاد و صنعت، معدن و تجارت باید گزارش‌های مکتوبی در خصوص وضعیت ساماندهی بازار ارز ارائه کنند که تاکنون این گزارش ها به کمیسیون مجلس ارسال نشده است. اقدامات، خیلی مشخّص نیست و کمیسیون اقتصادی نمی‌تواند نظر خود را ارائه کند. ما منتظر دریافت گزارش حاوی جزئیات هستیم تا نظر بدهیم. رئیس کل بانک مرکزی و معاون ارزی این بانک تاکنون جزئیات تصمیمات اتخاذ شده در حوزه بازار ارز را ارائه نکرده‌اند و در این خصوص نامه‌ای به رئیس مجلس و رئیس جمهور درباره عدم همکاری بانک مرکزی به دلیل عدم ارائه برنامه جامع ساماندهی بازار ارز داده خواهد شد.
    پورابراهیمی گفت: اگر حدس ما مبنی بر اینکه بانک مرکزی در جریان برنامه جامع تیم اقتصادی دولت برای ساماندهی بازار ارز نیست، درست باشد، دیگر طرف ما برای بررسی مسائل ارزی، بانک مرکزی نخواهد بود و باید در این موضوع با رئیس جمهور و تیم اقتصادی دولت تصمیم گیری صورت بگیرد.
    رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس با اشاره به صحبت‌هایش با رئیس بانک مرکزی در صحن علنی مجلس گفت: این برداشت وجود دارد که بخشی از اقدامات بانک مرکزی در حوزه ساماندهی بازار ارز مورد تایید این بانک نباشد، بنابراین با تناقض در رفتار نمی‌توان تصمیم کارشناسی اتخاذ کرد که قابلیت اجرا داشته باشد.وی گفت: اقدامات دولت در حوزه ساماندهی بازار ارز به مفهوم کلان مورد تایید است، اما باید در حوزه تصمیمات اجرایی بازنگری صورت بگیرد. تیم اقتصادی دولت باید به مسائل توجه جدّی کند. برای مثال؛ حذف صرّافی ها یک خطای راهبردی محسوب می شود چرا که در طول تحریم ها، از مسیر صرّافی ها، سازوکار برای نقل و انتقال وجوه ارزی فراهم شد، البته ساماندهی صرّافی ها یک ضرورت است.
    پورابراهیمی افزود: با وجود اشکالات اساسی و وجود مشکل در اجرای تصمیمات ارزی دولت، اقدامات مثبتی نیز صورت گرفته است ازجمله ایجاد حساب‌های ارزی با تضمین بانک مرکزی به نحوی که امکان جذب ارز توسط بانک ها را فراهم می کند.
    پورابراهیمی گفت که علاوه بر این کارها، باید به مدیریت واردات نیز توجه شود.
    
    
تصاعدی کردن نرخ ارز به جای محدود کردن و ناراضی تراشی

    
    یک اقتصاددان ایرانی مقیم اروپا نوشته است:
    "این همه هیاهو بر سر پول کشورهای دیگر که با یک تکان ارزش خودرا از دست خواهند داد، برای چیست؟. هرکس حق دارد هر کالای مشروع و رایج را که در دسترس است همانند اسکناس به هر مقدار که بخواهد و بتواند در اختیار داشته باشد. دولت می تواند با یک سیاست درست از آزادی معاملات ارز، سود سرشار ببرد به این ترتیب که بگوید: خرید تا 3 هزار یورو با نرخ فرضا هر یورو 5 هزار تومان، از 3 هزار تا 10 هزار، هر یورو 7 هزار تومان و از این مبلغ تا 20 هزار یورو هر یورو 10 هزار تومان و .... به علاوه، دست صراف را باز بگذارد تا بر طبق وضعیت بازار (اصلِ عَرضه و تقاضا) عمل کند.
    در مورد بیمار، پژوهشگر و افرادی در این ردیف، بدون کاغذبازی و سردوانی مبلغ معیّن و منطقی با نرخ عادلانه. وارد کننده کالا جز دارو و وسائلی که در کشور وجود ندارد و مورد نیاز مُبرم است، برود و مستقیما از صادرکننده و یا صرّاف بخرد. به این ترتیب بر حجم صادرات افزوده و از واردات کاسته می شود.
    دولت سال ها است که به هر ایرانی هر ماه ـ همانند حقوق، پول بدون عوض می دهد که راضی باشد. ولی ارز ایرانیِ برون مرز را که خدمت او در کشور پایان یافته و بازنشسته شده و به کنار بچه هایش رفته محدود به هزار یورو می کند، آن هم هروقت که به کشور بیاید. این ایرانی هم باید راضی باشد، دست او بازتر است و صدایش آسان تر به گوش ها می رسد. سهم این بازنشستگان خارج نشسته را باید در نظر گرفت مثلا هر ماه هزار یورو با نرخ بازار و کاغذبازی هم درست نکرد که به این گوشه برود و آن گوشه تا گواهی بگیرد و .... این بازنشستگان که عموما تحصیلکرده و زبان دان هستند و در طول خدمت، اطلاعات بدست آورده اند می دانند که کشور چقدر درآمد ارزی دارد و چگونه هزینه می شوند.
    
    
باید قضاوت تاریخ را از نظر دور نداشت ـ در روش اجرای ساماندهی فروش ارز تجدید نظر شود

    
    مخاطب از آمریکا (کالیفرنیا):
    
    در میان اخبار خبرگزاری فارس خبری را خواندم که مدیرعامل بانک توسعه صادرات گفته بود که در سال 1396 پنج میلیارد دلار حواله ارزی صادر کرده و در این زمینه مشکلی هم نداشته است.
    وقتی یک مسافر خارج که قطعا تحصیلکرده و در «سوشل میدیا» دارای حساب است و احتمالا وبسایت هم دارد این حبر را می خواند و خبر دیگر که کشورش هرسال نزدیک به صد میلیارد دلار درآمد ارزی دارد از اینکه فقط 1000 یورو به او فروخته اند افسرده می شود و در فرصت مناسب افشاگری خواهد کرد. ما برون مرزی های یک شهر از وضعیت و دارایی یکدیگر با اطلاع هستیم، دور هم جمع می شویم و درد دل می کنیم. این روزها کتاب نویسی شده است دفاع از خود کردن و انتقاد از دیگران. وبسایت ها و مطالب رسانه های شخص پاک می شوند ولی کتاب باقی خواهد ماند و سند و مدرک و حد اقل سوژه تاریخ نویسی می شود و هر مقام ـ از کوچک و بزرگ باید مراقب قضاوت تاریخ باشد. پیش از دست زدن به هر کار، نتیجه اش را در نظر آورد. اندیشه این تغییرات تازه در چگونگی «فروش ارز به افراد عادی» که ساماندهی ارزی عنوان داده شده فکر خوبی است ولی روش اجرای آن تا اینجا که شنیده ام، در عمل تولید نارضایتی می کند، بروکراتیک است و وسیله انتقاد، و معاندین از همین نارضایتی ها استفاده خواهند کرد. باید نرمتر عمل کرد و انعطاف داشت. کشور متساویا متعلق به آحاد ملت است و نباید کاری کرد که بوی تبعیض بدهد.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ايران
فرانك ها فنون جنگي ايرانيان را به اروپا منتقل كردند
مجسمه يك مِرسنر فرانك اوايل قرن اول ميلادي


     19اپریل سال 2 ميلادي سناي روم تصويب كرد كه براي جنگ قريب الوقوع با ايران ده هزار مرد«فرانك ـ فرانکهاي جنوبي» اجير شوند و به جاي انتقال با كشتي از طريق بنادر ايتاليا، از راه دانوب و درياي سياه خود را به آسيا برسانند. آن دسته از فرانكها كه در آن زمان در جنوب آلمان بسر مي بردند براي جنگ با ايرانيان داوطلب نمي شدند. نام کشور فرانسه از فرانکها گرفته شده است. ژرمن ها (اقوام آلماني) با اين كه قرنها زير سلطه روميان بودند حاضر نمي شدند كه به صورت «مرسنر رومي» با ايرانيان وارد جنگ شوند. ايرانيان ژرمن هارا «آلمانيان» خطاب مي کنند که نام يک قبيله ژرمن است که در جنوب شرقي آلمان امروز و مرزهاي سويس بسر مي بُرد. در طول تاريخ، ديده نشده است که آلمان و آلماني بر ضد ايران و ايراني قدمي برداشته باشد. ايران در جريان دو جنگ بزرگ قرن بيستم، به خاطر داشتن احساس دوستي و همنژادي با آلماني ها آسيب بسيار ديد.
     بسياري از آن فرانكهايي که طبق مصوبه اپریل سال 2 ميلادي به جبهه ايران فرستاده شده بودند، در جنگ با ايران اسير و يا كشته شدند و تنها چند صد تن از آنان موفق به بازگشت شدند و همين عده تلاش كردند شيوه هاي جنگي ايرانيان را به فرانكها بياموزند كه تيراندازي در جهت مخالف تاخت اسب يكي از اين فنون بود.
     اين فرانك ها تعريف كرده بودند كه سربازان ايراني دو دسته اند، يك دسته سواره نظام سبك و دسته ديگر مركب از پياده و سوار سنگين اسلحه. سربازان سنگين اسلحه ايراني كلاه خود هاي فلزي مشابه آنچه كه روميان (به اقتباس از نظاميان يونان قديم) بكار ميبرند بر سر مي گذارند. تيغه اي بر فرق اين نوع كلاه خود تعبيه شده كه سرباز با سر خود هم مي تواند اعضاي بدن سرباز طرف مقابل را هدف قرار دهد (در قرن گذشته نمونه اي از اين كلاه خود در ويرانه هاي نسا، نزديك اشك آباد ( شهر عشق آباد) به دست آمد كه در موزه اين شهر نگهداري مي شود.
    
مجسمه اي كه اروپاييان از يك سوار تيرانداز ايراني دوران اشكانيان ساخته اند تا روش تيراندازي در جهت مخالف تاخت اسب نشان داده شود ، مهارتي كه روميان فاقد آن بودند


    
كلاه خود سرباز ايراني عهد اشكانيان

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تاخت و تاز اسماعيل آقا سميتقو
سي ام فروردين سال 1301 اسماعيل سميتقو (كُرد) معروف به اسماعيل آقا كه در كردستان و غرب آذربايجان دست به قدرت نمايي مسلحانه زده بود و با افراد خود به شهرها و روستا ها حمله مي بُرد با نيروي ژاندارم وارد جنگ شد كه در اين زد و خورد يكروزه ژاندارمها موفق نشدند.
     اسماعيل آقا از آن زمان به مدت هشت سال با سوء استفاده از ضعف نظامي ايران متناوبا در شمال غربي كشور تاخت و تاز مي كرد كه اواخر تيرماه 1309 در اشنويه به دام ارتش افتاد و خود و بسياري از افرادش كشته شدند و غائله پايان يافت. وي نخستين تاخت و تاز خود را زير حمايت نيروهاي عثماني انجام داده بود.
    رضاشاه پهلوی قبلا كوشيده بود كه از طريق مذاكره اورا به رعايت نظم و اطاعت از دولت وادار سازد كه سميتقو بعدا زير قولي زده بود که به رضاشاه داده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
داستان شنيدني وارد كردن خودرو نيمدار (دست دوم) به ايران از سال 1343 تاکنون ـ ايران قبرستان اتومبيلهاي کهنه خارجي
در فروردين 1343 (1964 ميلادي) شوراي وزيران دولت وقت ايران به منظور جلوگيري از افزايش بهاي اتومبيل دست دوم كه بازار سياه پيدا كرده بود و خريد«اتومبيل نو» نوبتي شده بود با تصويب آيين نامه اي كه مورد موافقت شوراي عالي اقتصاد قرار گرفته بود «اتومبيل» را يك كالاي ضروري اعلام داشت و ورود آن را آزاد اعلام كرد. در مورد واردات اتومبيل دست دوم تاكيد شده بود كه اين نوع اتومبيل بايد با مسافر وارد شود و شرط شماره گذاري آن در ايران منوط بر اين است كه اتومبيل از نوعي باشد كه وسائل يدكي آن در ايران يافت شود و تعميرگاه و ميکانيسين (نمايندگي فروش) داشته باشد. اين تبصره بعدا چند بار لغو و ابقاء شد كه داستاني است شنيدني. نخستين لغو آن در پي انتقاد روزنامه ها بود كه نوشته بودند به دولت مربوط نيست كه در آزادي عمل اتباع نسبت به اموالشان مداخله كند؛ يك شهروند شايد بخواهد بدون انتقال ارز اتومبيل كميابي را به كشور بياورد و يا اين كه پس از نياز به تعمير، آن را آتش بزند!.
     پس از مدتي تبصره دوباره ابقاء شد زيرا در مجلس، نمايندگان گفته بودند كه ايران به قبرستان اتومبيل هاي کهنه وارداتي تبديل شده است و هر اتومبيل مستعمل وارداتي در طول عمر تا دو برابر ارزش خود نياز به وسائل يدکي دارد که بايد بابت آن «ارز» داده شود. بعدا معلوم شد نمايندگاني که اين حرف را زده بودند در شركتهاي وارد كننده اتومبيل نو و يا مونتاژ (مثلا فيات و ...) سهيم بودند و دوباره تبصره لغو شد!.
    موضوع واردات خودرو نيمدار به كشور پس از تغيير نظام هم ادامه يافت. براي مثال: پس از پايان جنگ عراق با ايران، مجلس قانوني وضع كرد كه به موجب آن هر دارنده مدرك بالاتر از ليسانس از دانشگاههاي خارج كه بخواهد به وطن بازگردد بتواند يك خودرو ــ اتومبيل خودش را ــ كه بدون انتقال ارز خريداري شده باشد به كشور وارد كند، ولي اجراي اين قانون هم كه هنوز به قوت خود باقي است و پروانه ها در دست برخي از فارغ التحصيلان مانده است پس از مدتي كوتاه متوقف شد!، که پس از يک دهه اعتراض و شکايت به کميسيون اصل 90، با شرايطي برقرار شد و بعد از مدتي بارديگر به دست انداز افتاد و ....
    31 فروردين 1391 کيهان گزارش از موافقت دولت با واردات اتومبيل دست دوم داد و نوشت:
    رئيس مجمع عالي واردات از مصوّب شدن قانوني براي واردات خودروهاي خارجي دست دوم! خبر داد. وی اظهارداشت که دولت مصوّب كرده است تا خودروهاي دست دوم كه بيش از 3 سال از تاريخ توليد و مصرف آنها نگذشته باشد مي توانند وارد كشور شوند. [کشور به قبرستان اتومبیل های نیمدار سایر کشورها درآید. طبق تجربه دهه 1350 هجری، نیاز اتومبیل مستعمل به وسائل یدکی زیاد و ارز بر است.].
    وي در پاسخ به اين سوال كه تعرفه واردات خودروهاي دست دوم به چه صورتي خواهد بود گفت: به ازاي هر يك سال عمر، 3 درصد از تعرفه آنها كاهش مي يابد.
    رئيس مجمع عالي واردات اضافه کرد: دستورالعمل اجرايي اين مصوّبه دولت به گمركات كشور ابلاغ شده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
استيضاح هويدا توسط پان ايرانيست ها و متهم شدن دولت وقت به تجزيه ايران و اخطار دكتر هوشنگ طالع ناسيوناليست معروف
دكتر هوشنگ طالع ناسيوناليست معروف
در جلسه سي ام فروردين 1349 مجلس شوراي ملي، چهار تن از نمايندگان حزب پان ايرانيست اقدام دولت وقت در قبال بحرين را شديدا به باد انتقاد گرفتند و گفتند كه دولت به خواست آمريكا كه نسبت به بحرين برنامه دارد [مي خواهد که آن را محل استقرار ناوگان خود قرار دهد] از حق ايران گذشته است و بر پايه موازين متعارف بايد از مردم ايران هم با انجام رفراندم درباره نقض تماميت ارضي وطن كسب نظر مي‌شد، نه فقط ازبحريني ها به عنوان مدعي [همين حرفي كه ناسيوناليستهاي روسيه اينك در اعتراض به فروپاشي شوروي مي زنند]؛ و سپس اعلام كردند كه در استيضاح دولت هويدا پابرجا هستند.
    پنج نماينده حزب پان ايرانيست نهم فروردين 1349 تقاضاي استيضاح دولت را به رئيس مجلس تسليم كرده بودند و عمل دولت وقت را در مورد بحرين، موافقت با تجزيه ايران اعلام داشته بودند كه خلاف قانون اساسي بود.
    در جلسه اول ارديبهشت 1349، متن استيضاح توسط دكتر هوشنگ طالع ناسيوناليست ايراني معروف و نماينده وقت رودسر قرائت شد. دكتر طالع كه به كار نويسندگي و پژوهش ادامه مي دهد پس از قرائت متن، سران دولت را متهم كرد كه برخلاف سوگندي كه ياد كرده بودند تا از حدود و ثغور ايران حراست كنند؛ دارند بر تجزيه آن صحه مي گذارند كه نقض قانون اساسي، سوگند و تعهد آنانست. وي كه يكي از امضاء كنندگان استيضاح بود به دولت و مجلس هشدار داد كه از قضاوت تاريخ و انتقام ايرانيان بترسند و به تجزيه خاك وطن رضا ندهند.
    برغم اين نطق و استدلال و اخطار دكتر طالع؛ هنگام گرفتن راي اعتماد، 199 نماينده با ابقاء هويدا، عملا اقدام دولت به تجزيه وطن را تاييد كردند!. تنها چهار نماينده پان ايرانيست راي مخالف دادند. در آن جلسه يكي از پنج نماينده امضاء كننده استيضاح غيبت داشت.
    جلسه اول ارديبهشت سال 1349 مجلس شوراي ملي ايران، يكي از جلسات تلخ اين مجلس در طول تاريخ خود بود. چون نمايندگان مخالف تجزيه بحرين، و نيز بسياري از مردم دست از انتقاد برنداشتند، سرانجام شاه مجبور شد كه اين دوره قانونگذاري را چند ماه پيش از انقضاي دوره، منحل سازد!.
    قانونا «بحرين» استان چهاردهم ايران بشمار مي آمد كه شاه در سفر هند، در يك مصاحبه مطبوعاتي در پاسخ به سئوالي - به طور غير منتظره گفت كه حاضر است تعيين سرنوشت بحرين را موكول به رفراندم كند، ولي اين رفراندم، تنها در بحرين انجام شد، نه در همه ايران؛ كه اشكال قانوني داشته است. يکي از اتهامات امير عباس هويدا که در فروردين 1358 اعدام شد حمايت از جداشدن بحرين از پيکر وطن بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
یادآوری گذشته با نگاهی بر تیترهای صفحه اول شماره 31 فروردین روزنامه اطلاعات ـ روزی چوی امروز ـ در سال1357 (2537 در تقویم وقت)
در آرشیوها، پژوهشگران و مورّخان با نگاهی بر صفحات اول روزنامه های هر دوره، به اصطلاح سرنخ برای دنبال کردن وقایع و اوضاع آن دوره، افراد و اظهارات می یابند تا ضعف ها و قوت ها، مسیر تحولات و نتایج ِ وعده ها (شعارها)، سیاست ها و برنامه ها را به دست آورند و برنگارند. این روزها در سراسر جهان دسترسی به دوره های پیشین روزنامه ها بسیار آسان شده است زیراکه سی. دی. شده اند.
     با این هدف، نگاهی به کُپی صفحه اول روزنامه اطلاعات ـ شماره 31 فروردین 1357 (سال 2537 در تقویم وقت):
    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزی که شماره 36 مجله روزنامک (فروردین 1396) به توزیع داده شد.
شماره 36 (فروردین 1396) ماهنامه بین المللی روزنامک سی ام فروردین 1396 به توزیع داده شد.
     همچنین می توانید مطالب این شماره را که تصویر روی جلد آن در زیر آمده است در ادیشن آنلاین این مجله به آدرس: www.rooznamak-magazine.com مطالعه کنید.
    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو انديشه
زادروز دو انديشمند آلماني
گوستاو

«گوستاو فخنر Gustav Fechner» فيلسوف آلماني19 اپریل سال 1801 به دنيا آمد و براي تكميل سايكو فيزيك تلاش بسيار كرد. او در كتاب معروف خود « مقدمه اي بر سايكو فيزيك » زنده ماندن روح پس از مرگ جسم و اجتماع اين ارواح در وقت مقرر را ثابت كرده است.
    
    «هنريش ماريا فون هس» هنرمند تصويرگر آلماني نيز در همين روز از ماه اپریل سال 1798 پا به عرصه وجود گذاردكه به تصويرگران توصيه كرده است كه تاريخ بخوانند و برپايه اطلاعاتي كه به دست مي آورند به ترسيم چهره افراد و صحنه هاي قديم بپردازند تا گذشته بشر فراموش نشود. وي به آن چه كه اندرز داد عمل كرد و به ترسيم تصاوير افراد تاريخساز و صحنه رويدادهاي تاريخي پرداخت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسي
روش انتخابات در كوبا
انتخابات منطقه اي اپریل 2005 كوبا كه در آن هشت ميليون راي دهنده شركت كردند و اعضاي 169 شوراي محلي را برگزيدند پديده تازه اي در دمكراسي تلقي شده بود زيرا هركس، صرف نظر از اين كه عضو حزب كمونيست (حاكم) و مورد تاييد اين حزب بود و يا نبود مي توانست خود را نامزد كند و به راي دهندگان تنها توصيه شده بود كه طبق تشخيص خود از ميان نامزدها، افراد توانا و بهتر را انتخاب كنند. رزومه هر نامزد (شرح تجربه و تحصيلات، و هدفها و تخصص فرد و كارهاي برجسته اش) از سوي كميسيونهاي انتخابات تهيه و از قبل در دسترس راي دهندگان قرار گرفته بود و به آنان حق داده شود كه اگر بخواهند مي توانند قبلا با نامزد مورد نظر مصاحبه كنند.
     پاره اي از كارشناسان امور دمكراسي اين روش انتخابات را يك پلوراليسم واقعي خوانده و اظهارات 17 اپریل 2005 فيدل كاسترو را كه گفته بود بي عيب ترين انتخابات در دنيا بوده تاييد ضمني كرده و گفته بودند كه روش خوبي بوده و ناراضي از آن مشاهده نشده بود. كاسترو خواسته بود كه هركس در هرگوشه از دنيا كه به روش تازه انتخابات كوبا ترديد دارد بيايد و از نزديك درباره آن تحقيق كند.
    در اين روش نمايندگان تنها براي يك دوره 30 ماهه انتخاب مي شوند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دانش
گشايش نخستين كتابخانه عمومي جهان ـ اشاره ای به کتابخانه های عمومی جهانِ قدیم و مراکز تکثیر و ترجمه
نخستين كتابخانه عمومي (پابليك لايبراري) در جهان كه هر باسوادي حق داشت به آن دسترسي داشته باشد 19 اپریل سال 33 پيش از ميلاد( 2036 سال پيش ) در شهر رم گشايش يافت و ظرف 509 سال (تا سال 476 ميلادي) شمار اين نوع كتابخانه در قلمرو روم به رقم 26 رسيد.
    پيش از رومي ها؛ سومري ها، آشوري ها،بابلي ها، ايرانيان و ... داراي كتابخانه بودند ولي اين كتابخانه ها در دسترس همگان نبود كه كتابخانه سفالي آشوري ها معروفترين آنها است. در ايران، مطالب عمومي را كه هركس مي توانست به آن مراجعه كند بر سنگ حك مي كردند از قبيل سنگنبشته بيستون.
    نخستين كشوري كه در جهان به ايجاد موسسه تأليف و ترجمه كتاب همت گماشت ايران بود كه 15 قرن پيش، در دوران حكومت خسروانوشيروان، چنين مركزي داير شد و ترجمه كليله و دمنه از سانسكريت به فارسي يكي از كارهاي آن بود. دائرة المعارف كتاب، كتابخانه مَرو را كه به همت سامانيان تاسيس شده بود و تا تعرّض چنگيزخان داير بود بزرگترين كتابخانه عمومي و مركز تاليف و ترجمه كتاب در جهان قديم بشمار آورده است كه روزانه در آن دست كم چهارصد محرّر كتابها را تكثير (رونويسي) مي كردند. همين مركز به احياء زبان و ادب فارسي كمك بسيار كرد. طرز كار كتابخانه مَرو الگوي جهان امروز قرار گرفته است.
    (براي اطلاع بيشتر درباره نخستین بنیاد تألیف و ترجمه جهان در ایران، به مطالب 24 اپریل مراجعه شود)
    
نماي ورودي كتابخانه عمومي شهر نيويورك

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
درگذشت كاشف راديوم در يك حادثه خياباني!
Pierre Curie
دكتر پيركوري Pierre Curie فيزيكدان فرانسوي كه به اتفاق زنش «ماری» راديوم و پلوتونيوم را كشف كرد و به فيزيك اتمي جان تازه داد 19 اپریل سال 1906 (30 فروردین) در يك حادثه خياباني در پاريس كشته شد. وي پانزدهم ماه می سال 1859 در همين شهر به دنيا آمده بود.
     دكتر كوري پس از فراغت از تحصيل در دانشگاه، كار در آزمايشگاه و تحقيق و تدريس را درپيش گرفته بود. وي نخست روي كريستالوگرافي و سپس مغناطيس به تحقيق پرداخته بود و در مبحث مغناطيس، قانون كوري را در رابطه تاثير حرارت بر خاصيت مغناطيس نوشته است.
     پیر با كمك زنش در سال 1898 موفق به كشف راديوم شد. این زن و شوهر همچنین موفق شدند در بيستم اپريل 1902 عنصر راديواكتيو «راديوم» را ايزوله كنند و سپس پلوتونيوم و با اين عمل، راه براي گسترش فيزيك اتمي و دستيابي به انرژي اتمي و نيز بمب باز شد و .... جايزه نوبل فيزيك سال 1903 به اين زن و شوهر دانشمند تعلق گرفت.
     مادام کوري در سال 1911 (و 5 سال پس از مرگ شوهر) نيز برنده جايزه نوبل در شيمي شد. وی پنجم جولای 1934 درگذشت.


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
ريشه تنش هندو و مسلمان در شبه قاره هندوستان
19 اپریل 1632 «شاهجهان» امپراتور تيموري [مغول تبار] هند دستور تخريب معابد هندوها را صادر كرد و با اين دستور، آتش دشمني هندوها با مسلمانان شبه قاره را روشن ساخت ـ آتشي كه هنوز خاموش نشده است. در پي اين دستور، در مدتي كمتر از يك هفته تنها در «بنارس» 76 معبد هندوها ويران شد. انگلیسی ها پس از سلطه بر هند، از دشمنی هندو و مسلمان برای تثبیت سلطه خود استفاده بردند. تجزیه این شبه قاره و جدا شدن مسلمانان هندوستان و ایجاد پاکستان در 1947 و بعدا بنگلادش از تجزیه پاکستان در سال 1971 تا حدّی زیاد ریشه در همان دستور «شاهجهان» دارد. پس از ایجاد پاکستان، دشمنی سنی و شیعه در پاکستان آغازشد که این درگیری بعضا خونین ادامه دارد. در پاکستان، شیعیان به «جعفری» معروفند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تاسیس کشور بلژیک و نگاهی کوتاه به تاریخچه و ساختار آن
نشست نوزدهم اپریل 1839 لندن «استقلال، بیطرفی و سلطنتی بودن» بلژیک را تضمین کرد و همین «تضمین بازی ها» از علل دو جنگ جهانی قرن 20 بود و ترس از سلاح اتمی است که مانع جنگ جهانی دیگری شده است، نه ابتکار و خردمندی «دولت ـ مردان».
     بلژیک از زمان سلطه رومی ها که یک ایالت این امپراتوری به نام «گالیا بلژیکا» بود تا انقلاب سال 1830 به صورت یک کشور مستقل نبود و حاکمیت ملی نداشت. این انقلاب استقلال بلژیک را اعلام داشت که نشست سال 1831 قدرتهای اروپایی آن را تایید و نشست 1839 لندن این استقلال را تضمین کرد.
    ساکنان ِ به آن ترتیب استقلال یافته 30 هزار کیلومتری (و اینک 11 میلیون نفری) سه گروه بوده اند؛ فلاندرها در شمال، والون ها در جنوب و آلمانی ها در جنوب شرقی. فلاندرها به زبان فلمیش (فلمینگ) تکلم می کنند و «والون ها» فرانکو فون (فرانسوی زبان) هستند با فرهنگ های مختلف و در زمان برتری هر قدرت اروپایی؛ اسپانیا، فرانسه و ... تابع آن قدرت و در نتیجه صحنه جنگها. ناپلئون در سال 1815 در واترلو (ناحیه ای در نزدیکی بروکسل) شکست نهایی خورد. از این زمان بود که بلژیکی ها به اندیشه استقلال افتادند. بلژیک یکی از کشورهای دو زبانه جهان است و اینک عملا پایتخت ناتو و اتحادیه اروپا. اشتراک زبان، نژاد و فرهنگ با دو همسایه، سبب شده بود که اتحادیه بنه لوکس (هلند، بلژیک و لوکزمبورگ) به وجود آید. هرسه کشور از موسسان اتحادیه اروپا هستند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
بوي نفت و علاقه ديرپاي انگلستان به جنوب عراق
19 اپریل 1941 نيروهاي اعزامي انگلستان از هند، ظاهرا به هواداري از نايب السلطنه عراق كه در پي كودتاي «رشيدعالي الگيلاني» از سوي مجلس اين كشور بركنار شده بود بصره و نواحي اطراف آن را متصرف شدند. انگليسي ها از زمان زنديه نسبت به بصره كه در صدر اسلام براي نظارت بر مناطق جديد الاسلام شرق دجله ساخته شده است حساسيت خاص داشته اند و اين حساسيت از ماه مه 1908 كه نخستين چاه نفت خاورميانه در مسجد سليمان به بهره داري رسيد بيشتر شده است زيرا بصره در مركز منطقه نفتي خاور ميانه قرار گرفته است. حمله نظامي آمريكا به عراق در مارس 2003 باعث شد كه انگليسي ها بار ديگر به عراق بازگردند و هفت هزار نظامي وارد جنوب عراق و منطقه بصره کنند.
    
يک نظامي مسلح انگليسي در بصره، در اپریل 2007

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
انفجار مرگبار در ساختمان دولت فدرال در اُكلاهماسيتي
Mcveigh پشت جلد تايم

نوزدهم اپریل سال 1995 انفجار يك خودرو ون (بزرگتر از استيشن واگن) حامل بمب در اكلاهماسيتي، ساختمان دولت فدرال آمريكا در اين شهر را ويران ساخت و باعث مرگ 168 تن و جرح بيش از 500 نفر ديگر شد. بعدا يك نظامي سابق آمريكايي به نام Timothy Mcveighتيموتي مکوي 33 ساله به اتهام انجام اين عمل دستگير و پس از محاكمه اعدام شد. وي كه يك «ناراضي» معرفي شده بود به اين عمل تروريستي خود اعتراف كرده بود. يك همدست تيموتي نيز به حبس ابد محكوم شده است.
    
Mcveigh در لباس ارتش آمریکا و در لباس زندان


    
ساختمان فدرال ( محل استقرار ادارات دولت مرکزي آمريکا) در اکلاهماسيتي پس از انفجار

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
پرسش جهانيان: خونریزی و اختلافات داخلی در عراق تا به کي ادامه خواهد داشت و نتیجه نهایی چه خواهد بود؟
19 اپریل سال 2003 ، يك ماه پس از اعلام سقوط دولت عراق و تکميل اشغال نظامي این کشور، پرسشهاي متعدد به ذهن جهانيان آمده بود كه مي توان به آرشيوها رجوع کرد و آنها را در صفحات نامه به سردبير و تلفن به دبير امور عمومي روزنامه ها به دست آورد ــ پرسشهايي كه پاسخ به پاره اي از آنها ممكن است دو دهه ديگر ــ پس از خروج اسناد از طبقه بندي ــ داده شود. پاره اي از اين پرسشها از اين قرار بود:
    چرا ارتش عراق آن طور که بايد، برای دفاع ظاهر نشد؟. آن همه اسلحه عراق؛ تانك و هواپيما چه شدند؟. افراد گارد جمهوري عراق که قبلا آن همه مطلب درباره انضباط و وفاداري آنان گفته و نوشته شده بود در چه وضعيتي و کجا هستند؟. نظامیان بعثي عراق چه شده اند و بعدا چه خواهند کرد؟. تكليف آن همه اسلحه در دست مردم چه مي شود؟. چرا پلها و جاده هايي که بر سر راه نيروهاي حمله گر بودند تخريب نشدند؟. مقامات میانی و اعضای حزب بعث كه از دهها سال پيش قدرت را در عراق در دست داشتند، چه شدند و در چه وضعيتي قرار دارند و حرکت بعدي آنان چه خواهد بود؟. پليس و ماموران امنيتي دولت بعثی عراق چه شده اند؟. اگر عراق که مي دانيم دستپخت انگلستان پس از جنگ جهاني اول، از به هم جوش دادن نژادهاي مختلف و پيروان اديان و مذاهب گوناگون است دچار تفرقه و جنگ داخلي شود، کدام سازمان جهانی و دولت براي رفع معضل اقدام خواهد کرد و چگونه؟، و ....
    - در چهار سال بعد از اشغال نظامي عراق (از 19 اپریل 2003 تا 19 اپریل 2007) رويدادها و وضعيت عراق ثابت کرد که نگراني ها از برخوردهای نژادی ـ مذهبی و تقسیم منافع و سهم خواهی ها درست بود. تنها در 19 اپریل 2007 در انفجارهاي انتحاري عراق 183 تن کشته و دهها تن ديگر مجروح شدند. عکس زير در اين روز در پي انفجار انتحاري يک خودرو در يک ايست بازرسي پليس در بغداد برداشته شده است. در اين انفجار 33 نفر کشته و 75 نفر ديگر مجروح شدند. در اين روز اين سئوال مطرح بود که خونریزی و اختلافات داخلی در عراق تا به کي ادامه خواهد داشت و نتیجه نهایی چه خواهد بود. یکانهای رزمی آمریکا تا دسامبر 2011 عراق را ترک کردند ولی اختلاف نظر سیاسیون و دولتمردان عراقی و نیز خونریزی ادامه دارد. روزنامه نگارانی که از عراق دیدن و اوضاع را از نزدیک مشاهده کرده اند از فساد اداری و ندانمکاری و اغراض و تبعیض گزارش داده و مسافران عادی از نبود وسائل رفاهی و تمیز نبودن شهرها و ناشادی عراقی ها سخن گفته اند.


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 19 آوريل
  • 1171:   حكومت فاطميون بر مصر پايان يافت و اين كشور به دست ايوبيان افتاد.
        
  • 1899:   جزاير فيليپين كه قرنها متعلق به اسپانيا بود در پي شكست اين كشور در جنگ دريايي مانيل از آمريكا از اين روز به آمريكا تعلق گرفت وتا سال 1946 اين وضعيت ادامه داشت.
  • 1923:   «قانون انتخابات مصر» زنان و نظاميان را از دادن راي محروم كرد.
  • 1941:   ارتش بلغارستان از فرصتي كه جنگ جهاني دوم فراهم آورده بود استفاده كرد و به مقدونيه حمله برد.
  • 1945:   ناو هواپيمابر آمريكايي فرانكلين براثر حمله ژاپني ها آسيب ديد.
  • 1971:   نخستين ايستگاه فضايي به نام ساليوت ــ 1 از سوي دانشمندان شوروي در مدار زمين قرار گرفت.
  • 1978:  
        ...............
        
    کُپی مطالب ستون «امروز در تاریخ» نوشتهِ نوشیروان کیهانی زاده که در صفحه 6 شماره 15588 روزنامه اطلاعات (30 فروردین 1357) درج شده بود


        
  • کارنامک نوشيروان (خاطره ای از مولف)
    شنیدن درد دل دو مسافر روس و سوریه ای در فرودگاه استانبول در یکم مارس 2016 از وضعیت ـ پیش بینی های آنان
    سه شنبه یکم مارس 2016 در مسیر از آمریکا به ایران وارد فرودگاه استانبول شدم و چند ساعت در این فرودگاه بودم و بمانند 60 سال گذشته از این گیت به آن گیت رفتم تا سوژه بیابم که خوراک یک ژورنالیست ـ تاریخ نگار است.
        اخبار مربوط به کُشت و کُشتار در ترکیه همان روزها انتشار یافته بود و از این بابت، آثار نگرانی و احتیاط در چهره و رفتار مسافران مشاهده می شد. مسافران ایرانی که با پروازهای مختلف و از گوشه و کنار اروپا و آمریکای شمالی و بعضا ترکیه غربی آمده بودند تا به ایران بروند صحبت از مشکل ِ نبودِ پرواز ِ «نان ستاپ» می کردند. این نارضایی، میان ایرانیان مقیم آمریکا و کانادا بیشتر بود. اینان می گفتند که انتظار ما که عمدتا سالخورده هستیم این بود که پس از سازش هسته ای، دست کم پرواز مستقیم میان آمریکا و ایران از سر گرفته شود. اگر مشکلی در کار شرکت های هواپیمایی ایران است، با پرواز مستقیم شرکت های هواپیمایی آمریکا به تهران موافقت شود.
        در این میان، یک ایرانی مقیم اروپا که عازم اصفهان ـ شهر خود ـ بود گفت: سال ها تلاش کردم تا گذرنامه اروپایی (کشور محل اقامت خود) بگیرم تا از مشکلات گرفتن ویزا برای سفر به آمریکا، کانادا، ژاپن، تایوان، استرالیا و کره جنوبی که شرکت محل کار من ارتباط تجاری با آنجا دارد آسوده شوم که با مصوّبه اخیر کنگره آمریکا، این مشکل بازگشت داده شده است و هر ایرانی که در طول 5 سال به زادگاه خود ـ ایران رفته باشد نمی تواند از معافیت ویزا برای یک اقامت کوتاه مدت در این کشورها برخوردار شود. یعنی که برای ما ایرانیان همان آش است و همان کاسه. دولت ایران هم به موقع به اقدام کنگره آمریکا اعتراض نکرد و از «اوباما» مصرّانه نخواست که دست کم اجرای آن مصوّبه کنگره را به تأخیر اندازد.
        در بخش انتظار گیت مجاور، صندلی مناسبی برای نشستن یافتم. یک زن نسبتا سالخورده، سنگین وزن، چکمه پوش و سرخ موی با یک پسربچه آنجا و در همان ردیف نشسته بود و در کنار این دو، یک مرد جوان ظاهرا 30 ـ 35 ساله. پسربچه نام ایرانی داشت و این را هنگام خطاب کردن او فهمیدم و از آن زن پرسیدم که آیا ایرانی است؟، گفت که روس است و از اربیل (اقلیم کُردستان) به بُخارست (رومانی) می رود تا در اینجا ـ در بیمارستان، پشت گوش این کودک که استخوان اضافی دارد عمل جراحی شود. پدر کودک که یک کُرد عراقی است سالها پیش در روسیه در دانشگاه شاگرد او بود و این کار را از وی خواسته است زیرا که خودش نتوانسته از محل کار مرخصی بگیرد. گفتم چرا در یک بیمارستان روسیه، نه؟، که درد دل کردن را آغاز کرد. پرسیدم که استاد چه رشته ای است گفت 62 ساله است و استاد تاریخ ِ روانشناسی و انسان شناسی ِ از دیدگاه روانشناسی نه تاریخ و نژاد و ....
        این بانوی روس گفت که پدرش یک نظامی بود، با او 5 سال در تاجیکستان، سه سال در ازبکستان و چهار سال در آلمان شرقی ِ وقت زندگی کرد و هر سه زبان فارسی، تُرکی ازبکی و آلمانی را به علاوه انگلیسی می داند. یک سال هم در هند بود. او گفت که در چند سفر به اقلیم کُردستان و دیدار این دوستان (خانواده کودک) الفبای عربی را هم یاد گرفته ولی خواندن، نه نوشتن. در تاجیکستان، فارسی را به الفبای روسی می نویسند.
        پرسیدم که اوضاع روسیه را چگونه می بیند گفت که فعلا آنجا کم و بیش فساد اداری ـ اقتصادی مشاهده می شود. حرص پول زدن و مادیگری باعث هرگونه فساد می شود و خدا داند که روند فساد اقتصادی و حرص جمع کردن پول و زندگی لوکس داشتن که از روز فروپاشی آغاز شده به کجا بیانجامد. از لحاظ روانشناختی، این وضعیت قابل پیش بینی بود. در هر کشوری که چنین تغییر عمیق ایجاد شود، افرادِ قبلا محروم و عُقده قدرت و ثروت داشتن به مقام های دولتی مخصوصا امور اقتصادی دست اندازی می کنند و چون تصوّر می کنند که تا ابدیت زنده هستند و بر خَر مُراد سوار، از توجه به جیبِ شان خودداری نمی کنند و اطرافیان یلتسین و پوتین از همین آدم ها و همین قماش بوده اند. در پی فروپاشی، چند استاد اقتصاد از هاوارد و نیویورک به مسکو آمدند و گردانندگان وقت را که شماری آزمند و خودپرست بودند به اقتصاد کاپیتالیستی هدایت کردند و دست فرد آماده کسب پول از هر طریق در این نوع اقتصاد باز تر است و گمان نمی کنم که روسیه در چند سال باقی مانده از عُمر من درست شود، مگر با کودتا و مداخله نظامیان. من امیدی هم به مدعیان سوسیالیسم و ناسیونالیسم در جامعه روسیه ندارم. پس از فروپاشی، قرار بود که جماهیر شوروی بشود جامعه مشترک المنافع که دیدیم مقامات هر جمهوری برای خودشان شدند سلطان و به راه استقلال و جدایی کامل رفتند ولی در هر جمهوری اقلیت روس وجود دارد و خطر طغیان و جنگ داخلی ـ جنگ داخلی و مداخله یک قدرت اتمی [روسیه]. آیا از خودتان پرسیده اید که چرا روسیه ای که 75 سال استقلال اقتصادی داشت، حالا وابسته به نفت شده است؟. پیش از فروپاشی، توده های روس دست کم در نَداری [بی ثروت بودن] برابر بودند. البته نه مقامات حزب و دولت که فروشگاه و بیمارستان اختصاصی و خانه ییلاقی داشتند. پدرم سرهنگ بود و اگر می خواست که بیش از سهمیه اش سیگار بکشد باید دست یک نظامی زیر دست را می بوسید تا سیگار اورا بگیرد. ما چند سال در دو اطاق در طبقه پنجم یک ساختمانِ بدون آسانسور زندگی می کردیم ولی فساد اقتصادی نبود و روس های بالای 40 سالگی آرزوی بازگشت به همان دوران را دارند.
        در این موقع مسافران به مقصد این بانوی روس برای سوار شدن فراخوانده شدند و من ماندم و آن مرد جوان که گفت از مردم شهر حَماه در سوریه است و عازم نیکوزیا (قبرس). تا حدّ رفع نیاز، انگلیسی می دانست. چون پرسش های دیگری از او کردم، پرسید که آیا پلیس مخفی هستم؟، گفتم نه، فقط کنجکاو هستم. گفت که تا پیش از جنگ داخلی، معلّم مدرسه بود و زنش مربّی کودکستان. مادرش کُرد است و به کردستان عراق که اَمن است رفته است و او برای دیدار مادر به آنجا رفته بود. این مرد گفت که در کردستان عراق از مسافران شنیده بود که بقیه عراق غرق در فساد اقتصادی و نا امنی است و لیبی و هر کشوری که در سالهای اخیر دگرگون شده است همین وضعیت را دارد. افغانستان همین طور و پیشتر از همه، پاکستان و از زمان تأسیس. یمن از زمان ملکه صبا دو قسمت بود، چرا آن را یک کشور کردند که چنین شود؟، تعمّد در کار بود. چرا در سومالی کودتا به راه انداختند که چنین وضعیتی باشد. آرامش اوکراین موقّتی است. اروپا شده است مهاجرنشین آسیا و آفریقا و مهاجران خشمگین و آماده انجام هرکاری ازجمله خودکشی. چرا طالبان را درست کردند و بعد، بهانهِ برانداختن به دست آوردند و …. داعش را ناگهان از زمین سبز کردند و گفتند که به نام اسلام آدم بکشد، تخریب کند، تجاوز به زنان کند و … تا به نام سرکوب آن در منطقه حضور داشته باشند. اسلام دین مهربانی کردن و بخشندگی است. مردم کشورهای دگرگون شده آرزوی بازگشت به دوران سابق را دارند. اگر به سوریه بروید می بینید که چقدر خرابی شده است، بودجه نصف دنیا را هم که خرج کنند، خرابی ها مرمّت نمی شود. چرا می خواهند که در خاورمیانه آشوب باشد؟، نمی دانم. آشوب، دربدری و ناامیدی است که ناراضی و ازجان گذشته می سازد و اصطلاحا تروریست. همسایه شیعه مذهب ما در حَماه سه سال پیش به من که از وضعیت می نالیدم گفت که دوره آخرالزمان نزدیک است. به پیش بینی خود من؛ کره شمالی ژاپن و کره جنوبی را نابود می کند و جنگ اتمی سراسری آغاز می شود.
        به اینجا که رسیدیم، نوبت هواپیمای عازم تهران برای سوارکردن مسافران رسید، گفت و شنید ما پایان یافت و مسافران بمانند 40 سال پیش با اتوبوس به محل پارک هواپیما منتقل شدند.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    براي اطلاع



    سپيده دم به زبان انگليسی

       

    از آنجا كه تلاش پيگير چندين ساله ناشر اين سايت (تاريخ ايرانيان به صورت روزشمار آنلاين) با نيم قرن تجربه روزنامه نگاري و تحصيلات مربوط، براي تجديد پروانه روزنامه چاپي «سپيده دم» جهت انتشار در ميهن گرامي به جايي نرسيده است و از سوي ديگر «روزنامك» را به فارسي به صورن آنلاين منتشر مي سازد؛  تصميم گرفته كه به زودي به انتشار سپيده دم آنلاين به زبان انگليسي در نشاني زير اقدام كند كه حاوي اخبار و عكسهاي جالب و مهم روز و نقل گزارش ها و مقالات مربوط ايران از منابع انگليسي زبان خواهد بود:

    www.IranianDawnNewspaper.com

     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاريخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نيز در اپريل 2014 (ارديبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه يافته است.

    نسخه آنلاين: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com