Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
28 آوريل
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 28 آوريل
ایران
خسوف 28 اپریل 585 پیش از میلاد و قطع جنگ ایرانیانِ ماد با ارتش لیدی
ترس از خورشیدگرفتگی در 28 اپریل سال 585 پیش از میلاد سبب قطع جنگ ایرانیان ماد (کُردها، آذری ها و ...) با ارتش لیدی (واقع در آناتولی غربی ــ آسیای صغیر) شد.
     مادهای آریایی پس از مهاجرت به فلات ایران در منطقه ای كه از ری (تهران) آغاز و غرب فلات از جمله همه آذربایجان و كردستان امروز را شامل می شود اسكان گزیده بودند.
    مادها بعدا به پایتختی همدان (هكمتان ــ اكباتان) دولتی تاسیس كردند تا متحدا بر ضد همسایگان غربی خود كه از پراكندگی آنان سوء استفاده می كردند و ضمن تجاوز نظامی، به جمع آوری اسیر می پرداختند كه در دنیای باستان نوعی ثروت و منبع تولید بشمار می رفت مقابله كنند. آنان موفق شدند دولت آشور را كه بیش از دیگران اسیر گرفته بود مضمحل سازند.
    در آن زمان بزرگترین دولت پارس ها (هم تبار مادها) تحت عنوان كیانیان در سیستان، كرمان و آریا فعالیت داشت و پارس های جنوبی (منطقه فارس کنونی) هم كه از هیچ ناحیتی تهدید نمی شدند دولت دیگری داشتند كه كوروش بزرگ ربع قرن بعد از جنگ ماد و لیدی، از اتحاد اقوام ایرانی دولت واحد ایران را به وجود آورد كه از نظر تمدن و توان و پیشرفت در جهان سرآمد بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سالروز نبرد هُرمُزدگان ـ نبرد سوم و نهایی اردشیر پاپکان با اردوان پنجم ـ شرح نبرد و روی کارآمدن ساسانیان در ایران و کارهای اردشیر
پاره ای از مورّخان طبق محاسبات تقویمی تازه، وقوع نبرد هُرمُزدگان را 28 مارس سال 224 میلادی نوشته اند که در کنار رود جَرّاحی ـ در نیمراه شوش و بهبهان روی داد و نبرد سوم ـ نبرد نهایی اردشیر پاپکان و اردوان پنجم بود و برخی دیگر از مورّخان، وقوع این نبرد را 11 سپتامبر نوشته اند و از آن به نام جنگ داخلی ایرانیان نام برده اند.
    
اردشير ساساني

در نبرد هُرمُزدگان، اردشیر پاپكان حاكم پارس (فارس، کرمان، سیستان و اصفهان ـ سپاهان) بر اردوان پنجم (به یونانی؛Artabanus) شاه وقت اشكانی غلبه كرد كه با كشته شدن وی، حكومت 476 ساله اشكانیان (خراسانی ـ مازندرانی ها و در غرب معروف به پارتیان) پایان یافت. به نوشته برخی از مورّخان، اردوان پنجم در جریان همین نبرد کشته شد و پاره ای دیگر نوشته اند که فرار کرد و دو سال بعد ـ سال 226 ـ در مخفی گاه خود درگذشت.
     عامل پیروزی اردشیر در نبرد هرمزدگان، سوارنظام ده هزاری نفری او بود که عمدتا کرمانی بودند. در نبرد هرمزدگان، واحدهای پیاده اردشیر که بیشترشان سپاهانی (اصفهانی) بودند راهِ دسترسی نظامیان اردوان به آب رودخانه را بسته بودند. در جریان نبرد همچنین بسیاری از نظامیان اردوان که مخالف برادرکُشی بودند دست از جنگ کشیدند و یا به نیروهای اردشیر پیوستند. در این نبرد، شاپور پسر اردشیر در کنار پدر می جنگید.
تصوير اردوان پنجم بر سکه اش


    اردشیر به رغم علاقه ای كه به کرمان داشت و پیش بینی می شد كه این شهر را (که در این شهر یک دژ نظامی بر فراز تپه ای ساخته است که آثار آن در دل شهر باقی است) مركز حكومت خود قرار دهد ، پایتخت را از تیسفون (كنار دجله و 30 کیلومتری جنوب بغداد امروز) منتقل نكرد. اردشیر قبلا و سالها استاندار کرمان بود.
     وی دو سال پس از پیروزی بر اردوان پنجم و برقرارشدن آرامش در کشور، در 23 ژوئن سال226 میلادی (دوم تیرماه) در معبد آناهید (آناهیتا) تاجگذاری كرد و ناسیونالیسم ایرانی را بر محور آموزشهای زرتشت و فرهنگ و تمدن ایرانی احیاء كرد. مردم پارس بمناسبت شاه ایران شدن اردشیر، شهر غور (فیروزآباد کنونی) را به «اردشیرخوره» تغییر نام دادند و تصویر برجسته اورا با شعار دریافت حکومت از اورمزد در طاق بُستان نقش زدند. قلمرو ایران وقت، از هندوستان تا مدیترانه و از رود سیحون و سُغد (شمال تاجیکستان امروز به مرکزیّت شهر خُجَند) و مناطق شرقی دریای سیاه ـ تمامی قفقاز تا بحرین (تمامی مناطق غربی و جنوبی خلیج فارس) بود.
     اردشیر چهار سال پس از پیروزی در نبرد هُرمُزدگان، «سِوِروس» امپراتور روم را که گام به قلمرو ایران گذارده بود در کنار فرات شمالی شکست داد و بیرون راند.
     اردشیر سپاه جاویدان دوران هخامنشیان را احیاء کرد و نظام اداری تازه ای بر پایه شرایطِ انتصابات (رعایت پیش شرط ها)، تشویق و توبیخ و تکالیف کارمندان دولت تنظیم کرد و یک دستگاه بازرسی گسترده که به خود او مستقیما گزارش می کرد به وجود آورد و سیستم بخشنامه نویسی را ابداع و نظرات و فعالیت های روزانه خودرا قلمی می کرد که به صورت کارنامکِ اردشیر باقی مانده است. در دهه دوم قرن 21 سران کشورها به همان صورت کارها و نظرات خودرا در «تویتر» قرار می دهند تا همگان آگاه شوند و آن هم به قلم و از زبان خودشان نه اِدیت رسانه ها و کم و زیاد کردن مطلب.
    ساسانیان در طول حكومت 427 ساله خود امكان ندادند كه امپراتوری روم در آسیای غربی پیشروی كند. اردشیر پاپکان متولّد سال 180 میلادی در شهر استخر (شیراز) که از مارس 224 تا فوریه 242 سلطنت کرد آئین زرتشت را دین رسمی (دولتی) ایرانیان قرارداد. ساسانیان رومیان را وادار كردند كه پیروان آیین زرتشت را در قلمرو خود مخصوصا در بالكان تحمّل كنند. ساسانیان كه اردشیر ـ سردودمان آنان بود ـ پایه گذار یك ناسیونالیسم ویژه [مَسلَکِ پان ایرانیستی] در ایران بوده اند که ریشه های آن باقی مانده و در طولِ 14 قرن پس از این دودمان چند بار توفنده وار سر بلند کرده است. مبارزات استقلال طلبانه ایرانیان و جانبازی های قهرمانانه آنان در این راه که چندی پس از سقوط ساسانیان آغاز شد در طول تاریخ جهان نظیر نداشته و فصل درخشانی از تاریخ عمومی را تشکیل داده است.
    ساسانیان همچنین مانع از ورود نژاد نیمه زرد (آلتایی ها و همسایگانشان) به قلمرو ایران در منطقه فرارود و ایران خاوری (افغانستان امروزه، کشمیر و پاکستان غربی کنونی) شدند تا تنزّل فرهنگ و درنتیجه تمدن روی ندهد. آنان همچنین كوشش داشتند كه اختلاط نژاد در ایران صورت نگیرد. با وجود همه دقتّی که در دوران ساسانیان به عمل می آمد که آموزش های زرتشت دقیقا رعایت شود و فساد و بویژه در امور دولتی صورت نگیرد، اواخر دوران این دودمان، كشور دچار گسترش شكاف طبقاتی و فساد اداری شده بود، همین فساد و نارضایتی توده ها از آن، مزدك روحانی زرتشتی را برانگیخت تا مسلك سوسیالیستی خود را مطرح کند كه در آغاز كار مورد توجه قرار گرفته بود و شاه وقت برای مدتی از پیروان آن شده بود. همین فساد و مبارزه بر سر کسب مقام که به سران ارتش هم رسیده بود سبب شکست نظامی ایران در نوامبر 636 در قادسیه شد. یکانهای نظامی ایران که چند برابر نیروی عرب مسلمان ـ نفر و تسلیحات داشتند شکست خوردند که هگل اندیشمند آلمانی گفته است که عینا همین وضعیت (فساد اداری و منازعه میان مقامات دولتی و گسترش شکاف میان دارا و نادار) باعث شکست داریوش سوم آخرین پادشاه ایران از دودمان هخامنشیان از اسکندر مقدونی شده بود (فلسفه تاریخ).
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مسئله تخلیه ایران از نیروهای متفقین
هشتم اردیبهشت 1324 دولت وقت، دو روز پیش از خودكشی هیتلر و اطمینان از پایان یافتن جنگ جهانی دوم، ضمن یادداشتی از دولت های انگلستان، شوروی و آمریكا خواست كه طبق وعده ای كه داده بودند نظامیان خود را از ایران خارج سازند. این وعده در جریان كنفرانس سران این سه دولت در تهران داده شده بود، ولی مرور زمان نشان دادكه استالین در این زمینه تعلل بسیار كرد و مسئله آفرید.
     متفقینِ وقت (در آن زمان هنوز آمریکا گام به جنگ جهانی دوم نگذارده بود) در آگوست 1941 با تطمیع چند افسر ارشد، ایران را اشغال نظامی كرده بودند. این افسران كه بعدا به مقامهای بالاتر هم راه یافتند و پاداش خیانت خود را گرفتند، بدون اطلاع فرمانده کل قوا ـ شاه وقت (رضاشاه پهلوی) كه مردی سالخورده بود، با صدور یك بخشنامه سربازان وظیفه پادگانها را مرخص كرده بودند. عیب رضاشاه، اندك بودن تحصیلات او، ندانستن زبان خارجی، ضعف و کم حوصلگی او در مطالعه و نداشتن مشاوران مستقل (ناوابسته به خارجی) بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
انتخابات دوره هفدهم قانونگزاری ـ اعتراض مصدق به وجود تقلب و ... و بالاخره انحلال آن با رای مردم در رفراندم
هفتم اردیبهشت 1331 (27 اپریل 1952) شاه دوره هفدهم قانونگزاری را گشود، ولی دكتر مصدق نخست وزیر وقت كه به سوء جریان و تخلف در چند حوزه اعتراض داشت در این مراسم شركت نكرده بود. در روز گشایش مجلس تنها 70 نماینده منتخب حضور یافته بودند.
     دکتر مصدق قبلا با ذكر نام افراد، گفته بود كه تحقیق كرده است در چند حوزه مردم برندگان آراء را به خوبی نمی شناسند و چنین انتخاباتی كه زیر نظر كمیسیون مربوط انجام شده (نه دولت) مخدوش است. مصدق در نامه ای خطاب به مجلس نیز نوشته بود که در انتخابات برخی از حوزه ها اعمال نفوذ مشاهده و تطمیع صورت گرفته بود و چنین انتخابات زیبنده یک ملت بپاخاسته و دارای تاریخی آنچنان درخشان نمی تواند باشد. فرستادگان شخص او نظر مردم را درباره انتخاب شدگان استفسار کرده اند و در چندین حوزه، مردم با ذکر دلیل تنفر خودرا از انتخاب شدگان ـ با توجه به سوابقشان ـ ابراز داشته و از اینکه آن همه رای به نام آنان اعلام شده است ابراز تعجب کرده و از اعمال نفوذ و فساد در جریان رای گیری پرده برداشته اند. دنیا دارد مارا چهارچشمی می پاید و اگر براین انتخابات مهر تایید بگذاریم مورد استهزا قرار می گیریم و خواهند گفت که مبارزان ایرانی ضد استعمار شماری اندک هستند و ملت هنوز در حال و هوای 40 ـ 50 سال پیش است.
    اعتراض دکتر مصدق به سوء جریان انتخابات و توصیه او به ردّ اعتبارنامه منتخبین به تقلب، دو روز بعد مورد تایید فخرالدین جزایری (روحانی و معمّم) نایب رئیس کمیسیون مستقل انتخابات در حوزه تهران قرارگرفت که گفت در مواردی فساد و تقلب مشاهده شده است و بعضی از انتخاب شدگان از معروفیت ملی و محلی برخوردار نبوده اند و معلوم نیست که چه کسانی این همه رای به نام آنان به صندوقها ریخته اند و به همین دلیل، او اعتبارنامه این چند نفر را امضاء نکرده است. احزاب ملی گرا و چپ و برخی از روزنامه ها با استناد به اعتراض دکتر مصدق به چگونگی برگزاری انتخابات خواستار اتخاذ تدابیری جهت روشن کردن مردم و آموزش دمکراسی شده و خواسته بودند که رادیو دولتی برنامه ای برای این کار اختصاص دهد. در آن زمان میراشرافی ناشر روزنامه، کارخانه دار و نماینده مجلس (که پس از انقلاب سال 1357 اعدام شد) اعتراض دکتر مصدق و دیگران به تقلب در انتخابات را رد کرده و دست به انتقاد متقابل از دولت زده بود. این اعتراض ها باعث طولانی و تندشدن جر و بحث هنگام بررسی اعتبارنامه ها و ردّ برخی از آنها و تحریم جلسات توسط پاره ای از نمایندگان شد که حضور منتخبین متهم به تقلب را تحمل نمی کردند و بالاخره مصدق این دوره مجلس را با کسب نظر مردم در یک رفراندم منحل کرد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
كنگره هزاره بوعلی سینا


هشتم اردیبهشت 1333 كه هشتمین روز كنگره ده روزه بین المللی بوعلی سینا بود، از مجسمه این دانشمند بزرگ ایران در شهر همدان (هکمتانا ـ اکباتان و نخستین پایتخت ایران) پرده برداری شد.
     برای شركت در این كنگره كه «كنگره هزاره بوعلی» عنوان داشت دهها مستشرق و ایرانشناس از كشورهای مختلف به میهن ما آمده بودند.
     بوعلی از بزرگترین دانشمندان جهان در قرون وسطی بود و تالیف مهم او؛ «قانون در پزشكی» تا قرن نوزدهم در دانشكده های پزشكی اروپا تدریس می شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در اپریل 1969 (بهار 1348) رژیم بعث عراق «خوزستان» را «عربستان» خواند و بحران روابط تهران و بغداد شدت گرفت و ... ـ گوشزد تاریخدانان
در پی بکار برده شدن واژه عربستان به جای خوزستان در رسانه های دولتی عراق در اپریل و می 1969 (بهار سال 1348)، دولت ایران که خودرا برای برگزاری مراسم دو هزار و پانصدمین سال ایجاد امپراتوری مشترک المنافع ایران در تخت جمشید آماده می کرد دست به انتقاد و عمل متقابل زد که بین النهرین هشت قرن استان مرکزی (استان پایتخت) ایران بود و پیش از آن در دوران هخامنشیان گوشه ای از قلمرو ایران و همچنین در دوران آل بویه، صفویان، نادرشاه و .... در آن هشت قرن، پایتخت ایران شهر تیسفون بود ـ حدود سی کیلو متری جنوب بغداد.
    بحران روابط دو کشور از 28 اپریل آن سال (هشتم اردیبهشت 1348) شدت بیشتری به خود گرفته بود که این وضعیت تا هفته ها ادامه داشت زیراکه در آن روز (28 اپریل 1969) رژیم وقت عراق طبق یک روال و عادت همیشگی، اخراج فله ای ایرانیان و ایرانی تبارها از آن كشور را آغاز کرده بود که در طول بحران و متناوبا دهها هزار تَن از آنان به ایران معاودت داده شدند.
    
رضاشاه پهلوي

بحران های روابط دو کشور قبلا ناشی از اختلافات مرزی و مسئله اروندرود (شط العرب) بود، ولی در اپریل و ماه می سال 1969، رنگ نژادی، مذهبی و ... هم گرفته بود و تحریک آمیز. ازجمله، مقامات و رسانه های رژیم حزب بعث عراق به استناد مندرجات روزنامه های عصر قاجاریه و مکاتبات عهد صفویه که خوزستان را «عربستان» می نوشتند مدعی عربی بودن آن شده و برکناری شیخ خزعل از اهواز را یک تجاوز نظامی رضاشاه پهلوی خوانده بودند! که شخصا فرماندهی واحدها را در برکنارکردن شیخ خزعل برعهده داشت و گفته بودند که اگر رضاشاه دست به این اقدام نزده بود، ایران نفت نداشت که با پول آن رفاه داشته باشد و قدرت نمایی کند. تفسیرگویان بعثی می گفتند که رضاشاه نام کشور سعودی را در ایران به «عربستان» تبدیل کرد تا قضیه خوزستان فراموش شود و از ذهن ایرانیان (و به زبان مفسران بعثی؛ فارس ها) خارج گردد.
     این وضعیت از تابستان 1980 عینا از سر گرفته شد و نه تنها در بغداد، بلکه بر در و دیوارهای شهر لندن هم شعار عربستان [خوزستان] ... دیده می شد که در نیمه دوم سپتامبر آن سال جنگ 8 ساله دو کشور آغاز شد. بنابراین، پایان داده شدن به حکومت حزب بعث بر عراق به دست آمریکا، کمک بزرگی به ایرانیان بشمارآورده شده است. [خصومت باطنی صدام حسین با ایرانیان تا آخرین لحظه زنده بودن او ادامه داشت. وی سی ام دسامبر 2006 در حالی که طناب دار برگردنش بود در آخرین لحظهِ بیش از مرگ هم از بد و بیراه گفتن به فارس ها خودداری نکرد و گفت که اعدام او کار فارس ها است.].
    به باور اصحاب نظر، از آنجا که ریشهِ مسائل فی مابین ایران و عراق همچنان و تا حدی به حال خود باقی مانده است نمی توان گفت که جریانات آن دوره از تاریخ، در آینده ـ آینده ای دور ـ تکرار نخواهد شد و تهران باید این ضرب المثل مورد تایید مورخان را آویزه گوش داشته باشد: هرکه نامُخت (نیاموخت) از گذشت روزگار ــــ هیچ ناموزد زصد آموزگار
    کشور عراق که پس از جنگ جهانی اول و اضمحلال امپراتوری عثمانی، توسط انگلیسی ها و بدون در نظر گرفتن تفاوت های نژادی و مذهبی سرهم بندی شده است قرن ها گوشه ای از ایران بود و جنوب آن (منطقه بصره) تا زمان زندیه هم بخشی از ایران بشمار می رفت و طبعا محل سکونت گروهی زیاد از ایرانی تبارها. دولت حزب بعث عراق در اخراج ایرانی تبارها، مقررات بین المللی تابعیت را هم در نظر نمی گرفت. صدام بارها در جریان اختلاف و بدگویی از کُردهای عراقی، آنان را ایرانی نژاد خوانده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای داستان نویسی
سیمین دانشور


سیمین دانشور نویسنده و داستان نگار بنام و مدرس ادبیات در دانشگاه، بیست و هشتم اپریل 1921 (هشتم اردیبهشت 1300)در شیراز بدنیا آمد. وی که 90 سال و ده ماه عُمر کرد در دانشگاه تهران و دانشگاه ستَنفورد آمریکا تجصیل کرده بود، داستان نویسی را از جوانی آغاز کرده بود. سیمین که بانوی جلال آل احمد بود مترجم کتاب و مطالب دیگر از زبان انگلیسی نیز بود و مدتی در رادیو ایران و نیز روزنامه ها نویسنده و مترجم بود. داستان های سیمین به چند زبان ترجمه شده اند. مجموعه های داستان های کوتاه سیمین ازجمله «آتش خاموش»، کم نظیر توصیف شده اند. وی یک دوره هم دبیر کانون نویسندگان ایران بود. سیمین در مارس 2012 (18 اسفند 1390) در تهران درگذشت.
    
    
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
سلطه تیموریان بر هند
در این روز از اپریل سال 1526 «بابر» از امیرزادگان تیموری در جنگ بر پادشاه هند شمالی فائق آمد، دهلی را تصرف و دودمان تیموریان هند (معروف به مغولان) را بنیاد گذارد.
    وی قبلا با تایید دولت ایران (دربار اصفهان) حكمران كابل بود.
     «بابر» سال بعد، در 16 مارس در نبرد «كان واها» یک سلطان دیگر هندوان به نام «راج پوتس» را شكست داد و از آن پس بدون دغدغه به حكومت برهند ادامه داد. این دودمان که پارسی را زبان رسمی دولت هند قرار داده بودند تا قرن هجدهم و زمان سلطه انگلستان، بر هند حکومت داشتند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مراسم چهارصدمین سالروز ورود انگلیسی ها به آمریکای شمالی، در 26 اپریل 2007 برگزار شد
26 اپریل سال 1607 میلادی (ششم اردیبهشت) سه كشتی انگلیسی به ریاست كاپیتان كریستوفر نیوپورت با 104 مرد و پسر به آمریكای شمالی رسیدند و لنگر انداختند و این لنگرگاه خود را به نام پسر ارشد پادشاه وقت انگلستان، دماغه هنری (كیپ هنریCape Henry) نامگذاری كردند كه اینك جزئی از شهر ساحلی 600 هزار نفری «ویرجینیا بیچ Virginia Beach» است و از زمان جنگ جهانی اول، دولت آمریكا در همان محل (فِرست لَندینگ) یك پایگاه نظامی به نام «فورت ستوری» تاسیس كرده است. این دماغه مدخل خلیج «چه ساپیك Chesapeake» را تشكیل می دهد.
     این مهاجران که مسافت انگلستان تا قاره آمریکا را در 144 روز دریانوردی کرده بودند سه روز در کیپ هنری ماندند و یک باریکه آب ـ امروزه به نام «لین هِیو ِن» را مورد بازدید قراردادند. این سه كشتی سپس در باریکه جنوبی خلیج چه ساپیک (که خودشان نام جیمز ریوِر بر آن نهاده بودند) به حرکت درآمدند و پس از طی مسافتی معادل چهل مایل در محلی كه به نام پادشاه وقت انگلستان «جیمز تاون» نام نهاده شده فرود آمدند، یك قلعه چوبی ساختند، توپ مستقر کردند و پایه كشور «ایالات متحده» در آنجا گذارده شد كه اینك حدود 338 میلیون جمعیت دارد كه جز حدود سه ـ چهار میلیون بومی (اصطلاحا سرخپوست)، بقیه مهاجران از نقاط دیگر جهان هستند. پیش از ورود انگلیسی ها، جمعیت بومیان بیش از 20 میلیون نوشته شده است.
    پیش از آن دسته، یك دسته انگلیسی دیگر در جزیره «رونوك» واقع در ساحل كارولینای شمالی و در فاصله ای نه چندان به دور از «کیپ هنری» پیاده شده بودند كه پس از مدتی ناپدید شدند و دیگر اثری از آنان به دست نیامده است. 13 سال بعد هم دسته دیگری از انگلیسی ها در پلیموتِ ماساچوست مستقر شدند و .... اسپانیایی های 115 سال زودتر از انگلیسی ها وارد قاره آمریكا شده بودند. مهاجرنشینان انگلیسی آمریکا در پی یک جنگ استقلال در چهارم جولای 1776 اعلام استقلال کردند و بتدریج بر وسعت خود تا ساحل اقیانوس آرام و کارائیب افزودند و به صورت فدراسیون (USA) دارای 50 استیت عضو اداره می شوند و پایتخت دولت فدرال، شهر واشینگتن است.
    در سال 2007 به مناسبت 400 ساله شدن استقرار انگلیسی ها در آمریكای شمالی، مراسمی برگزار شد و المثنای آن سه كشتی كه در سالهای اخیر ساخته شده اند در همان روز و ساعت (ساعت 9 بامداد 26 اپریل 2007) وارد كیپ هنری شدند و ... (عكس زیر):


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
زورگویی دولت لندن با وضع قانون به مهاجرنشینان خود در آمریکای شمالی و تبدیل اعتراض به انقلاب مسلحانه
پارلمان انگلستان به پیشنهاد وزیر خزانه داری این کشور و در دهه های 1760 و 1770 پنج قانون مالیاتی و انحصار تجارت بر کُلُنی های 13 گانه خود در آمریکای شمالی وضع کرد که این تحمیلات باعث شدند آن دولت این مهاجرنشین ها را از دست بدهد.
    یکی از این قوانین، قانون چای Tea Actمصوّب اپریل 1773 بود که پادشاه انگلستان دهم ماه می آن سال (دو هفته بعد) آن را امضا و اجرایی کرد. طبق این قانون، مهاجرنشینان 13 گانه انگلستان در آمریکای شمالی (اینک ایالات متحده) مكلّف شده بودند تنها از تجّار انگلیسی، چای خریداری كنند (چای کمپانی هند شرقی را)، ولو اینكه این چای نامرغوب و گرانتر باشد!. یکی دیگر از این قوانین تحمیلی قانون تمبر Stamp Act بود که در سال 1765 تصویب شده بود و نیز قانون مالیات مضاعف Thownshend Act که به نام وزیر خزانه داری وقت ـ تاون شند ـ است که آن را به پارلمان پیشنهاد کرده بود.
    متعاقب اعتراض های متعدد، در اپریل 1775 مهاجرنشینان در بندر بوستون (ماساچوست) وارد کشتی های انگلیسی حامل چای کمپانی هند شرقی این کشور شدند و صندوقهای چای را به دریا ریختند که به «تی پارتی Boston Tea Party» معروف شده است و با این کار جرقه انقلاب مسلحانه استقلال آمریکا زده شد و دولت وقت فرانسه ـ رقیب استعماری انگلستان ـ با استفاده از این فرصت به پیروز شدن مهاجرنشینان انگلیسی کمک موثر کرد ازجمله کشتی جنگی و افسر فرستاد. اشتباه دولت لندن این بود که نسبت به «تی پارتی» واکنش تند نشان داد و ژنرال توماس گیج Thomas Gage را به فرمانداری ماساچوست گمارد و با این عمل، اعتراض به انقلاب مسلحانه تبدیل شد. پیش از تبدیل اعتراض مهاجرنشینان به انقلاب مسلحانه، آنان درخواست وضع قانون ـ قانون مربوط به ایشان ـ با حضور نمایندگانشان در پارلمان لندن شده بودند که به این درخواست منطقی اعتنا نشده بود.
    در بهار سال 2009 گروهی از آمریکاییان که به سنگینی مالیات ها و ولخرجی دولت فدرال آمریکا (دولت واشنگتن) و مواردی دیگر از این قبیل بویژه سوء استفاده از کمک های رفاهی دولت به افراد نیازمند به علت ضعف بازرسی و نیز قوانین کهنه مهاجرت اعتراض داشتند با همان شعارهای دهه 1770، حزب «تی پارتی» ایجاد، تشکیل اجتماعات داده و راهپیمایی کردند و در انتخابات بعدی چندین نماینده به کنگره فرستادند. گفته شده است که این حزب می رود که در آینده یک شعبه بزرگ از حزب جمهوریخواه آمریکا شود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سرانجامِ موسولینی مردی كه آرزو داشت ایتالیا را «امپراتوری روم» و یک ایسم تازه را نظام اقتصادی ـ اجتماعی كند
28 اپریل سال 1945 پارتیزانهای ایتالیایی و عمدتا كمونیست اجساد بنیتو موسولینی Benito Mussolini، معشوقه 33 ساله اش كلارتا پتاچی Clara (Claretta) Petacci و سه تن دیگر از یازده مقامی را كه در نقطه ای دور دست تیرباران كرده بودند به میلان منتقل و از بالكن یك ساختمان به صورت وارونه آویزان كردند تا مردم تماشا كنند.
    اندكی پس از آویزان كردن اجساد از بالكن در 28 اپریل 1945، مردمی كه تلاشهای موسولینی را برای پیشرفت ایتالیا به یاد داشتند به محل هجوم بردند و ضمن اعتراض پرخاش آمیز به پارتیزانها و بی وطن خواندن آنان، اجساد را پایین آوردند، جسد موسولینی را به شهر زادگاهش بردند و مدفون ساختند و بعدا ساختمان آرامگاه و مجسمه اش را.
    پاتیزانهای کمونیست سه روز پیش از آن، در آخرین روزهای جنگ جهانی دوم این شماررا هنگام فرار از ایتالیا دستگیر و 27 اپریل اعدام كرده بودند.
    موسولینی و همراهان که مقامات حکومت شمال ایتالیا بودند با كاروانی مركب از هشت كامیون نظامی آلمان عازم خروج از ایتالیا بودند که درمنطقه دونگو Dongo نزدیک به مرز سویس دستگیر شده بودند. «دونگو» در لمباردی و 70 کیلومتری شمال شهر میلان واقع شده است. پارتیزانان کامیونهای آلمانی را جهت بازرسی متوقف کرده بودند و ضمن بازرسی موسولینی را که در لباس نظامیان آلمانی بود شناختند. برخی از مقامات همراه موسولینی در زیر پتو و پالتوها و لباسهای اضافی نظامیان آلمانی كه از انبار خارج و به آلمان باز گردانده می شدند پنهان شده بودند. پارتیزانها طبق یك روال عادی، بار كامیونها را بازرسی می كردند كه رهبر سابق دولت ایتالیارا یافتند كه مردم اورا «دوچه Duce» خطاب می کردند. روایت است كه احتمالا نظامیان آلمانی كه مامور خارج ساختن این عده از ایتالیا بودند آنان را «لو» داده بودند. اوربانو لازارو Urbano Lazzaro یکی از پارتیزانان که موسولینی را شناخته و دستگیر کرده بود بعدا در این زمینه یک کتاب نوشته است. از مناطق شمالی ایتالیا که موسولینی از 1943 تا 1945 بر آنها حکومت می کرد یکانهای نظامی آلمان دفاع می کردند تا این قسمت به تصرف متفقین در نیاید.
    در آن روز پارتیزانها پس از مختصر پرسش و پاسخ تصمیم به اعدام دستگیرشدگان می گیرند و تصمیم خودرا پس از انتقال آنان به محلی دیگر و نزدیکتر به میلان به اجرا می گذارند. پاره ای از این پارتیزانها بعدا اعتراف كرده اند كه نسبت به اعدام «كلارتا» اكراه داشتند ولی او با اصرار تمام خودرا سپرِ جان موسولینی كرده بود كه راهی جز اعدام همه نبود.
    موسولینی که از 1922 رئیس دولت ایتالیا بود در جولای 1943 و پس از پیاده شدن نیروهای نظامی متفقین در جنوب ایتالیا، به تصمیم ویتوریو امانوئله سوم (ویکتور امانوئل) پادشاه ایتالیا از کار برکنار و زندانی شد تا او (امانوئله) بتواند با متفقین به سازش دست یابد و ایتالیا ویران نشود که هیتلر با فرستادن کماندو و ... وی را از زندان رهانید و نظامیان اعزامی هیتلر شمال ایتالیا را تصرف و در آنجا مستقر شدند و موسولینی تا اپریل 1945 بر این قسمت ایتالیا حکومت می کرد.
    موسولینی متولد 1883 در منطقه فورلی Forli ایتالیا فرزند یک سوسیالیست ایتالیایی صاحب یک کارگاه آهن کاری بود و مادرش یک آموزگار. وی که به پیروی از پدر، یک سوسیالیست شده بود پس از یک اقامت نسبتا طولانی در سویس در جوانی و مطالعه ایسم ها از مارکسیسم تا کاپیتالیسم و لیبرالیسم و افکار ناسیونالیستی «نیچه» دارای یک تفکر میانه (نه مارکسیستی و نه کاپیتالیستی) شده بود. او که اشتیاق فراوان به خواندن تاریخ داشت آرزوی احیاء عظمت وطن خود و ایجاد امپراتوری روم یافته بود. موسولینی که از کار تدریس دست برداشته و روزنامه نگاری پیشه کرده بود و حتی ناشر یک روزنامه شده بود پس از آغاز جنگ جهانی اول، داوطلبانه وارد ارتش شد که در یک نبرد گلوله خورد و مجروح شد. جنگ و تحمیلات قدرت ها به ایتالیا تفکر ناسیونالیستی اورا تقویت کرد و به تنظیم افکار خود که مخلوطی از سوسیالیسم، ناسیونالیسم و کاپیتالیسم دولتی بود پرداخت. در زمینه اقتصاد وی معتقد به تنظیم برنامه ها و تمرکز سیاست تولید در دست دولت و مدیریت کارخانه ها در دست شورای کارگران و کارفرماییان و اشتراک منافع بود که این روش را کورپوراتیستی Corporatist گویند. موسولینی برضد استثمار فرد از افراد و شدیدا ضد فساد و سوء استفاده طبقه اِلیت (خواص) و ثروتمندان بود. در زمینه اجتماعی سعی بر این داشت که به جای برخورد طبقاتی، همکاری طبقاتی تقویت شود و سندیکاها مانع استثمار کارفریان شوند. وی ناسیونالیسم و غرور ملی را عامل پیشرفت و مدرنیزه شدن، مدنیّت و اعتلای فرهنگی می دانست. موسولینی با جمع بندی این افکار خود حزبی را تاسیس کرد که نام فاشیسم بر آن نهاد و چون بوی ناسیونالیستی این حزب شدید بود نظامیان سابق به آن پیوستند و رنگ دیسیپلین نظامی به خود گرفت. راهپیمایی ها با لباس متحد الشکل مشکی (یونیفورم) و شعارهای ملی گرایانه و ضد فساد او جلب توجه کرد بگونه ای که پادشاه ایتالیا در 1922 اورا نخست وزیر کرد. موسولینی ضدیت خودرا با کمونیسم و لیبرالیسم پنهان نمی کرد، کمونیسم را کارخانه تنبل سازی و دفن استعداد و انگیزه و لیبرالیسم را وسیله به قدرت رسیدن زرنگ ها و آزمندان معرفی می کرد و این دو دسته بودند که برای ترسانیدن مردم از فاشیسم، این کلمه را مترادف خشونت و ترور نشان دادند و تبلیغ منفی کردند که در اذهان باقی مانده است مخصوصا که در جریان جنگ جهانی دوم موسولینی و حزب او شکست خوردند و قلم به دست فاتحان افتاد.
    موسولینی در اجرای افکار خود به تصرف اتیوپی، سومالی و آلبانی دست زد و برای تصرف مصر صدها هزار نظامی به لیبی فرستاد و به یونان حمله برد و .... اتحاد او با هیتلر در سال 1936 با هدف داشتن یک متحد بود تا در پیاده کردن افکار ناسیونالیستی اش تنها نباشد. وی با همین هدف نیز به فرانکو در جنگ داخلی اسپانیا کمک کرد. موسولینی كه ایتالیا در دوران حكومت او پیشرفت بسیار كرد و به صورت یك قدرت جهانی در آمد آرزو داشت كه وطن را بار دیگر آقای مدیترانه كند. وی پادشاه ایتالیا را حفظ کرد. موسولینی تنها اجازه داده بود که ایتالیایی ها اورا «دوچه» حزب حاکم بخوانند. توجه ایتالیایی ها به افكار و كارهای موسولینی اخیرا افزایش یافته و انتخاب نوه های او به نمایندگی پارلمان و دیدار از گور او در زادگاهش به همین دلیل است. موسولینی تنها یک زن داشت ولی مِترس های متعدد که کلارا (کلارتا) آخرین آنان بود. وی چهار پسر و یک دختر داشت و 62 سال عمر کرد.
    
پارتيزانها پس از اعدام Benito Mussolini، معشوقه اش كلارتا پتاچي و 11 مقام ديگر، اجساد را 28 اپريل 1945 به ميلان منتقل و 4 تن از آنان ازجمله موسوليني و کلارتا را به اين صورت وارونه از يك ساختمان آويزان كردند


    
موسوليني در زمان قدرت ------ Clara (Claretta) Petacci آخرين متِرس او که 29 سال از موسوليني جوانتر بود


    
دو عکس ديگر از آويزان کردن وارونه اجساد موسوليني و کلارتا

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
زادروز صدام حسین و معمّای برکنارکردن او
28 اپریل زادروز صدام حسین است كه در 1937 در یک روستا در منطقه تِكریت عراق به دنیا آمد و سالها بر این كشور حكومت كرد. صدام که چند ماه پس از اشغال نظامی عراق در یک مخفیگاه محقر دستگیر شد، سی ام دسامبر 2006، در پی یک محاکمه نسبتا طولانی اعدام شد. حکم اعدام را به جای طالبانی رئیس جمهور وقت، مالکی نخست وزیر عراق امضا کرده بود.
    رسانه ها در گوشه و کنار جهان، در اپریل 2003 (نخستین ماه تصرف عراق توسط آمریکا) بیش از همیشه به زادروز صدام توجه كرده بودند زیرا كه پس از تصرف عراق توسط نیروهای آمریكا و انگلستان معلوم نبود كه در شصت و ششمین زادروزش كجا بود و در چه وضعیتی قرار داشت.
     در 28 اپریل 2007 و نخستین زادروز پس از اعدام، برخی از عراقی های سُنی با دسته های گل از گور او در زادگاهش دیدن کردند. برخی از روزنامه ها در اپریل 2007 به مناسبت گذشت 70 سال از تولد صدام، ضمن تشریح زندگانی توفانی او نوشته بودند که ادامه ناآرامی های عراق، سوء مدیریت ها و فساد مالی ـ اداری، ناامنی و کمبودها، توجه عراقی ها را از دیکتاتوری ها صدام حسین برگرفته است و برای جهانیان نیز معمّای اشغال نظامی عراق و برکنار کردن دولت حزب بعث پیچیده تر شده است و این سئوال همچنان بگوش می رسد که آیا واشنگتن و لندن نمی توانستند بدون جنگ، به هدف برسند زیراکه که صدام اهل سازش بود؟. برخی از تفسیرنگاران پیش بینی کرده بودند که ناآرامی های عراق ـ در صورت خارج شدن نیروهای نظامی آمریکا هم ممکن است کاملا پایان نیابد زیراکه مسئله تعدد نژاد و مذهب وجود دارد و تقسیم پول نفت و ....
    
صدام در دادگاه


    
صدام و طناب دار


    
صدام پس از اعدام


    
بر سر گور صدام در 28 اپريل 2007


    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 28 آوريل
  • 1925:   كُردهای تركیه به جنگ با نیروهای نظامی این كشور كه در آن زمان یک جمهوری نوبنیاد بود پایان دادند.
        
  • 1944:   اعتصاب كارگران در اصفهان كه از اول اردیبهشت آغاز شده بود دولت تهران را با بحران بزرگی رو به رو كرده بود و بیم از آن می رفت كه به سایر شهرها گسترش یابد.
        
  • 1950:   دولت استرالیا ظاهرا به اصرار دولت آمریكا حزب كمونیست آن كشور را غیر قانونی اعلام كرد.
        
  • 1952:   هفت سال پس از پایان جنگ جهانی دوم و تسلیم شدن ژاپن در پی بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی و در اشغال نظامی آمریکا قرارگرفتن آن کشور، از این روز ژاپن بر پایه توافق سانفرانسیسکو، حاکمیّت ملّی خود را بدست آورد.
        
  • 1969:  


    شارل دوگل در این روز و پس از ده سال ریاست بر فرانسه از سمت ریاست جمهوری کناره گیری کرد. علّت، رَد شدن تصمیم او در مورد اصلاح قانون اساسی و تغییرات در قوه مقننه و نیز دادن اختیارات بیشتر به ایالت ها در رفراندم سراسری بود. فرانسویان با اینکه چندی پیش از این رفراندم، اکثریت نامزدهای دوگل برای عضویت در پارلمان را انتخاب کرده بودند و به رغم حمایت ارتش از دوگل، در رفراندم به تصمیم او با 52 و چهاردهم درصد آراء نَه گفتند و دوگل کناره گیری کرد. مخالفت فرانسویان با تصمیم دوگل به اصلاح قانون اساسی از ماهها پیش از رفراندم و با تظاهرات خیابانی آغازشده بود.
        
  • 1980:   سه روز پس از شكست ماموریت كماندوهای آمریكائی در صحرای طبس، سایروس ونس وزیر امورخارجه این كشور كه از قبل با این عملیات مخالف بود كناره گیری كرد.
        
  • 1986:   دو روز پس از انفجار یکی از رآکتورهای اتمی مرکز تولید برق در چِرنوبیلِ اوکراینِ شوروی، اعلام شد که در این حادثه شماری کشته و شماری نیز بر اثر رادی ایشن (اشعه مربوط) بیمار شده اند که بعدا گزارش شد که 18 تن از این بیماران جان سپرده اند و شماری دیگر دچار بیماری سزطان شده اند که رسانه های غرب شمار درگذشتگان و سرطانی شده ها را بیش از این دانسته بودند که خبرگزاری رسمی شوروی گزارش کرده بود. جمع زیانهای وارده بیش از 80 میلیارد دلار برآورد شده بود. این مرکز دارای چهار راکتور اتمی بود.
        
  • 1996:   در این روز مردی مسلح وارد یک کافه پُر مشتری در پورت آرتِرِ تاسمانیای استرالیا شد و دست به تیراندازی زد که 35 تن کشته و 23 نفر دیگر مجروح شدند. پلیس نام این مرد را مارتین بریانت اعلام کرد.
        
  • 2004:   موضوع شکنجه در زندان ابوغریب (عراق) و عکس های مربوط برای نخستین بار (و یک سال پس از اشغال نظامی عراق) انتشار یافت . [برای دیدن مطلب و عکس ها به سایت های 16 و 26 ماه می این تاریخ آنلاین رجوع شود]
        
  • کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    سرنوشت ویرجینیاسیتی [شهر ارواح] در انتظار کشورهای نفتدار که پول بادآورده خودرا هدر می دهند
    افزایش درآمد ایران از فروش نفت از پاییز 1973 و در پی تحریم صدور نفت کشورهای عربی، ناگهان آن را پولدار کرد و به چاپ ریال به صورت انبوه دست زد تا دستمزدها را بالا ببرد که تورّم زا بود و بهای مستغلات چند برابر شد و چون نرخ برابری دلار و ارزهای دیگر ثابت نگهداشته شده بود مسافرت ایرانیان جهت سرمایه گذاری، تحصیل، تفریح و خرید خودرو دست دوم از آلمان چندین برابر شد ـ بگونه ای که تنها از آگوست 1976 تا سپتامبر 1977 هفتاد و سه هزار ایرانی برای تحصیل وارد آمریکا شده بودند. خروج دلارهای نفتی در پی آغاز تظاهرات وسیع خیابانی و راهپیمایی ها و از زمستان 1978 فزونی یافت و از بهار 1978 (1357 هجری و سال انقلاب) به صورتی که به فرار سرمایه تعبیر شده بود. این وضعیت و اینکه این پول از محل فروش نفت که ذخیره ای تمام شدنی است و مناطق نفتدار ممکن است مدعیانی هم داشته باشند، مولف این تاریخ آنلاین و تفسیرنگار وقت رویدادهای جهانی را برآن داشت تا ماجرای سرنوشت ویرجینیاسیتی ایالت نوادای آمریکا را بنویسد که شاید درس عبرت شود و در مصرف ذخایر ارزی دقت و امساک به عمل آید که نشد و خارج ساختن ارز از ایران ادامه یافت و در نیمه دوم دهه 1380 هجری چند برابر گردید که به گزارش رسانه ها در این مدت 630 میلیارد دلار هزینه شد و شمار مهاجران از ایران از رقم 5 میلیون بالاتر رفت. ایران پهناور می تواند با جزیی تلاش بی نیاز از واردات محصولات کشاورزی، پوشاک، لوازم خانگی و ... و حتی دارو شود. ویرجینیاسیتی آمریکا زمانی از پرتو معادن طلا و نقره کوههای مجاور آن شهری ثروتمند و خوشگذران بود که پس از تهی شدن این معادن از ذخایر، به صورت شهر ارواح درآمده و تنها توریست ها و پژوهشگران از آن دیدن می کنند. این شهر را در سال 1977 که خبرنگار اعزامی روزنامه اطلاعات در آمریکا و مقیم سانفرانسیسکو بودم دیدن کرده بودم.
    پاراگراف های نخست مقاله ویرجینیاسیتی در شماره 15573 روزنامه اطلاعات (مورخ 12 فروردین 1357) ـ صفحه ششم

     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
    نامه به مولف
    فصل تازه ای که کمپین انتخاباتی سال 2016 آمریکا در تاریخ باز خواهد کرد: موضوعاتِ انحراف به چپ و قطع مداخله اصحاب منافع در تصمیمات دولتی
  •   26 اپریل 2016 یک مخاطب پرسیده بود: می گویند که کَمپین انتخاباتی جاری آمریکا (جاری وقت ـ سال 2016)، آغاز یک انقلاب انتخاباتی بوده و بازشدن فصل تازه ای در انتخاب نامزد برای رای دادن، نظر شما چیست؟.
        
        پاسخ:
        
        
    بِرنی ساندِرز

    به نظر این نگارنده (مولف این تاریخ آنلاین) بر پایه بیش از تجربه شش دهه روزنامه نگاری ـ تاریخ نویسی، تصوّر مورد اشاره شما به تعبیری درست است. ربع قرن پس از راس پرو Henry Ross Perot و یک میلیاردر که به عنوان نامزد مستقل پا به میان گذارد و 19 میلیون و 700 هزار رأی (نزدیک به یک چهارم از کل آراء افراد در انتخابات نوامبر 1992 آمریکا) را به دست آورد، وضعیت جاری اگر نتیجه اش تأمین خواست رای دهندگان باشد آغازی نو در فدراسیون 330 میلیونی آمریکا ـ بزرگترین مهاجرنشین 409 ساله جهان است [اینک 413 ساله].
        در این کمپین، برنی ساندرز ـ یک سوسیال دمکرات و متولد سپتامبر 1941 توانسته است برای نخستین بار در این فدراسیون توجه یک سوم مردم را به پیام خود جلب کند و با کمک آنان تا به امروز [اپریل 2016] به مسابقه سیاسی ادامه دهد. در صورت رد شدن نامزدی او در کنوانسیون حزب دمکرات، اگر وی که قبلا هم عضو حزب دمکرات نبود بار دگر به صورت مستقل عمل کند «تاریخ ساز» خواهد شد زیراکه آراء او نشان خواهد داد که چه میزان از مردم آمریکا هوادار و پیرو پیام او؛ کوتاه شدن دست کمپانی های نفتی، داروسازی ها و شرکت های مطرح در وال استریت ازجمله بانک های بزرگ از تصمیمات دولتی، دریافت مالیات بیشتر از آنها، حذف شهریه دانشگاهها، تعدیل منطقی درآمدها و حل مسئله درمان و دارو هستند و نیز تعدیل در سیاست خارجی و نشان دادن چهره ای آرام و دوستانه به جهانیان [که پس از نیاوردن رای در کنوانسیون، چنین نکرد و کنار رفت و آرزومندان تحقّق نظراتش مأیوس شدند. وی همین عمل را در جریان کَمپین انتخاباتی سال 2020 تکرار کرد]. این گام [نامزد مستقل شدن] ـ اگر از سوی او برداشته شود [می شد] مقدمه ایجاد بزرگترین حزب سوسیال دمکرات جهان و پایان نظام عملا دو حزبی آمریکا و تغییر روش انتخابات و الکتور و الکترال کالج خواهد بود [که چنین نشد]. راس پرو 19 میلیون و 700 هزار رای به دست آورد بدون یک الکتور در الکترال کالج!!. این روش با وضعیت دنیای امروز و گسترش اطلاعات و اطلاع رسانی فردی (سوشل میدیا) و ارتقاء معلومات سیاسی افراد همخوانی ندارد. [ساندرز در سال 2019 تصمیم خودرا برای نامزدی در انتخابات نوامبر 2020 ریاست جمهوری آمریکا اعلام کرد ولی به رغم انبوه هواداران در نیمه راه کنار رفت].
        دگرگونی دیگر [در سال 2016] توجه دهها میلیون رای دهنده آمریکایی به دانالد ترامپ ـ یک میلیاردر، دارای کسب و کار و بدون تجربه کار دولتی است. ترامپِ میلیاردر هم حرف های تازه ای می زند [می زد] و می گوید [می گفت] که اگر انتخاب شود ریشهِ سیاسی بازی و بند و بَست و مداخله اصحاب منافع در تصمیم گیری های دولت را که روال (استبلیشمنت) شده است قطع خواهد کرد و قاطع و یک کلام (بمانند تئودور روزولت) خواهد بود. [البته اگر قوانین کهنه و بعضا دویست ساله آمریکا بگذارند ـ اصلاح قوانین هم نیاز به حمایت اکثریت کنگره و در مواردی دیوان عالی دارد که اعضای کنگره در چارچوب همان روال ـ استبلیشمنت ـ انتخاب شده اند].
        این حرف ها در جهان امروز گوش شنوا دارد. درست است که قدرت های بزرگی در حال طلوع هستند ولی طبق تفسیرها و گزارش های رسانه ای همه آنها کم و بیش گرفتار فساد اداری ـ اقتصادی هستند. ببینید؛ آیا کسی باور می کرد که بانو «دیلما روسِف» رئیس جمهوری [رئیس جمهوری وقت] بلغار تبارِ برزیل ـ و زمانی یک انقلابی چپگرا و چریک شهری و به «زندان افتاده»، در آستانه محاکمه پارلمانی به اتهام نوعی فساد اقتصادی باشد [محاکمه و برکنار شد] و نیز گزارش های رسانه ای از فساد کرملین نشینان و برخی از مقامات رژیم پکن، و بیلیونرنشین شدن پکن و مسکو که پکن هنوز خودرا کمونیست می خواند و از غیرکمونیست شدن روسیه (پس از 74 سال کمونیست بودن) هم بیش از سه دهه نگدشته است و ....

  • نظری درباره تصمیم به کاهش سود سپرده گذاری ـ توضیح درباره بهره پول و چگونگی سپرده گذاری در آمریکا ـ ضرورت جمع آوری پول از دست مردم
  •   در پی درج نامه یک اقتصاددان ایرانی برون مرز زیر عنوان «تعجب یک اقتصاددان ایرانی از تصمیم مدیران بانک های ایران به کاهش سود سپرده تا 50 درصدِ نرخ تورّم! ـ توضیحات این اقتصاددان» در سایت روز 22 اپریل (آوریل) این تاریخ آنلاین، نامه های متعدد واصل شد با مضمونی مشابه. در سایت امروز (28 اپریل) آخرین نظر در این باره که دریافت شد درج می شود. مخاطب ضمن مقدمه ای نوشته است:
        
        "در مطلبِ تفسیرگونه یک روزنامه چاپ تهران که آنلاین آن را خواندم نوشته بودند که نرخ بهره در آمریکا «صِفر» شده است. دانستنی است که مقام مربوط دولت آمریکا به بانک های بزرگ این کشور توصیه کرده است که Prime Rate ـ نرخ بهره ای که بانک های بزرگ به کمپانی های عظیمِ مورد اعتماد از لحاظ اعتبار و سابقه ـ Most creditworthy customers - generally large corporations می دهند کاهش دهند. این بانک ها در عوض از بانک های مرکزی 12 گانه آمریکا، وامِ با تخفیف می گیرند، معروف به Federal Discount Rate و Federal Funds Rate این کاهشِ بهره برای وام دادن است، نه نرخ بهره سپرده. در آمریکا، مردم معمولی با پول اضافی خود حساب پس انداز (Saving) بیش از پنج هزار دلار باز نمی کنند، می روند و آن را سی دی Certificates of Deposit می کنند و یا حسابِ مانی مارکتMoney Market Account و این حساب ها مدت دار است: شش ماهه، یک ساله و سه ساله و اینک (سال 2020) نرخ بهره آنها 3 تا 4 و نیم درصد است و بیشتر از درصد تورّم در آمریکا.
        آمریکایی ها معمولا نیاز به بازکردن حساب پس انداز به صورتی که در ایران مرسوم است ندارند، حساب های چِکینگ [در ایران؛ حساب جاری] آنها هم مختصر بهره دارد.
        در آمریکا در سال های 1980 تا 1983 به علت تورّم بالاتر از 5 درصد، نرخ بهرهِ سی دی و مانی مارکِت و حساب های سپرده مدت دار بالا بود و در سال 1982 به 12 درصد رسید و کار به جایی رسیده بود که هفته به هفته در یک روز معیّن، نرخ بهره برای هفته بعد اعلام می شد. این قاعده از سال 1984 لغو و دست بانک ها و موسسات اعتباردهنده باز شد. در آمریکا دست بانک ها باز است و در رقابت با یکدیگر برای جلب مشتری و سودبری هستند. اگر نرخ بهره در همه بانک ها برابر باشد، مردم بانک بزرگتر با شعب بیشتر و در دسترس را انتخاب می کنند. دولت حساب های بانکی را تا مبلغ معیّن تضمین کرده است و به همین دلیل اگر یک فرد پول بیشتری داشته باشد چند حساب باز می کند تا از شمول تضمین دولتی برخوردار باشد. یک مثال دیگر از باز بودن دست برای تعیین نرخ بهره؛ بانک ها و فروشگاههای زنجیره ای، کردیت کارت صادر می کنند که نرخ بهره آنها هم اکنون 9 تا 19 درصد است.
        در تفسیرها بجاست که تفسیرنویس از کشوری هم ردیف کشور خود از نظر اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مثال بزند و قیاس کند. 64 ساله ام و 31 سال است در آمریکا و در یک موسسه اعتباری و مشاورات مالی کار می کنم و به ذهن من، اگر در ایران این قاعده که نرخ بهره سپرده ها کمی بیش از میانگین نرخ تورّم باشد به مصلحت است تا از ولخرجی، احتکار، سرمایه گذاری زیان آور برای جامعه [هجوم به خرید طلا، ارز، خانهِ بدون نیاز، اتومبیلِ بدون نیاز و ...) جلوگیری شود. در کشورهایی که تورّم بالا دارند و پول در جریان [در دست مردم] زیاد است، جمع آوری پول لازم می آید و آسان ترین و بی زیان ترین آن تنظیم منطقی بهره بانکی است. یک دولت اگر بخواهد به موسسه تولیدی، وام با بهره کم داده شود، باید خودش پرداخت بخشی از این بهره را برعهده بگیرد و راه ساده، دادن پول از جانب بانک مرکزی آن کشور با نرخ کم به بانک ها به شرط دادن وام از آن پول به تولیدکنندگان و نظارت کامل بر مصرف آن است، نه از جیب سپرده گذار معمولی که پول را با زحمت بدست آورده و ....
        در مورد معاملات سهام، باید اعصاب قوی داشت و حوصله و شکیبایی. تحولات ناگهانی داخلی و خارجی تأثیر و تغییرات آنی البته موقتی در وضعیت سهام دارند. مشاهده شد که اخبار ویروس کرونا و همچنین کاهش بهای نفت، سهام وال استریت را تنزل داد که دارد بالا می رود. چند سال پیش یک قدرت نمایی چین در دریای میان چین و ژاپن و ساخت یک جزیره مصنوعی در این دریا سهام ژاپن را پایین آورد و باردیگر آزمایش موشک دور بُرد کره شمالی، چندی پیش به محض صحبت از خروج یونایتد کینگدُم [انگلیس] از اتحادیه اروپا، معاملات سهام در منطقه یورو راکد شد.".

  • برای اطلاع



     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاریخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نیز در اپریل 2014 (اردیبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه یافته است.

    نسخه آنلاین: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com