Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
28 ژوئن
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 28 ژوئن
ايران
پناهنده شدن امپراتور شكست خورده هند به ايران
شاه طهماسب يکم
بيست و هشتم ژوئن سال 1540 ميلادي به دربار قزوين- پايتخت آن زمان ايران- خبر رسيد كه همايون شاه امپراتور هند قصد پناهنده شدن به ايران (دربار شاه طهماسب صفوي) را دارد. همايون شاه در جنگ هفدهم ماه مي آن سال، از يك خان پشتون (افغان) شكست خورده بود و چون در دهلي هم معارضان و مخالفان فراوان داشت ترجيح داده بود كه به ايران بيايد و پناهنده شود. در آن روز شاه طهماسب قصد ديدار از زنجان را داشت که اين خبر را دريافت کرد.
     شاه طهماسب يكم پس از ورود همايون شاه به قزوين و ديدار و مذاکره، سپاهي در اختيار او قرار داد و همايون شاه با كمك اين سپاه، تاج و تخت خود را بازيافت و اين امر به بسط نفوذ فرهنگي ايران در هند انجاميد كه بيش از دو قرن (تا سلطه انگليسي ها بر هند) ادامه داشت. تا زمان سلطه انگلیسی ها بر هندوستان (نیمه قرن نوزدهم)، فارسی زبان رسمی دربار امپراتوران هند و زبان مکاتبات رسمی این کشور بود که بعدا زبان انگلیسی جایش را گرفت.
تصويري از شاه طهماسب درجريان پذيرايي از همايون شاه

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي كه قائم مقام در باغ نگارستان اعدام شد!
در اين روز در سال 1835 ميلادي به دستور محمد شاه قاجار، ميرزا ابوالقاسم قائم مقام صدر اعظم وقت ايران را كه خود او بارها گفته بود كه سلطنتش را مديون كارداني وي مي داند تنها به اين سبب كه در صدد تغيير فرمانده گارد سلطنتي برآمده بود در باغ نگارستان (محل فعلي ساختمان وزارت فرهنگ و ارشاد - ديوار به ديوار بهارستان) خفه كردند، زيرا شاه سوگند خورده بود كه خونش را نريزد!.
    محمد شاه در آن روز از ترس بيماري وبا كه شيوع يافته بود و گرماي بي سابقه تهران، قصد رفتن به لواسان را داشت. ولي پيش از اين نقل مكان، به دليل بدگماني و ترس از نافرماني قائم مقام (احتمال كودتا) دستور بي جان ساختن وي را داده و سپس معلم سابق خود، عباس ايرواني معروف به حاجي ميرزا آقاسي را جانشينش كرده بود، كه برخي مورخان او را «بي مايه براي صدارت عظما» توصيف كرده اند.
    آن روز قائم مقام را كه به اوضاع كشور سر و سامان داده بود و در كتب تاريخ «مردي لايق» توصيف شده است از خانه اش در باغ لاله زار (خيابان لاله زار تهران) به باغ نگارستان برده بودند تا اعدام شود.
     همين قدرنشناسي ها، رواج سعايت و بدگماني مقامات نسبت به يكديگر، از عوامل عقب ماندگي ايران و رواج تملق و باعث سلطه قدرتهاي اروپايي بر سياستهاي دولت تهران در دوران قاجارها بشمار آورده شده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
پيام ترومن و نهرو به مصدق ـ اخطار دکتر مصدق به سازمان ملل ـ حمايت نظاميان از برنامه هاي مصدق ـ نگراني واشنگتن از تحرک مسکو
هفتم تيرماه سال 1330، تهران كانون خبر بود؛ وزير امور خارجه وقت آمريكا اعلام كرده بود كه ترومن رئيس جمهوري اين كشور پيام ارسالي دكتر مصدق را خوانده و آمريكا در مسئله نفت مداخله نخواهد كرد. تنها انتظار دارد به همان گونه كه دكتر مصدق نوشته است، ايران برسر قول خود كه فروش نفت به مشتريان ادامه خواهد يافت استوار باشد. پانديت نهرو نخست وزير هند هم در اين روز به دكتر مصدق پيام فرستاده بود كه دولت هند تنها نگران وضعيت مصرف كنندگان جهاني نفت است.
     در همين روز در پي جا به جايي نيروهاي انگليسي در منطقه و نزديك شدن يك ناو جنگي انگليسي به آبادان، سرلشكر حسن ارفع و گروهي ديگر با دادن آگهي به روزنامه ها حمايت خود را از نخست وزير و برنامه هاي او اعلام كرده بودند.
    مهندس مهدي بازرگان نيز در اين روز در خوزستان بر صندلي «دريك» رئيس شركت نفت انگلستان (بي پي) كه از او خلع يد شده بود نشست و به اداره امور مربوط به نفت پرداخت. اواخر وقت اين روز دكتر مصدق در پيامي به سازمان ملل و اعضاي آن اخطار كرد كه فراموش نكنند ضعف جامعه ملل باعث جنگ جهاني دوم شد و اين درسي است كه بايد نگذارند حقوق ملي كشور ها نقض شود.
     در همين شب گزارش رسيد كه دولت شوروي با توجه به استقرار نيروهاي انگليسي در عراق ـ در نزديكي مرز ايران و ورود يك ناو انگليسي به شط العرب به چند واحد هوايي خود دستور جا به جايي داده است. اين گزارش دولت آمريكا را نگران ساخت و همين نگراني باعث شد كه بعدا از انگلستان بخواهد كه از فكر تعرض نظامي به ايران منصرف شود و كاري نكند كه دولت مسكو بهانه براي مداخله در خاور ميانه به دست آورد. در آن زمان آمريكا درگير جنگ كره بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
راهپیمایی و تظاهرات مسالمت آمیز نوعی پیام گروهی و انتقال خواست، انتقاد، شکایت و ابراز نارضایتی است
دکتر منوچهر گنجي
28 ژوئن 1978 (هفتم تیرماه 1357 و سال انقلاب) به دعوت وزیر وقت آموزش و پرورش 27 روزنامه نگار و اندیشمند در تالار این وزارتخانه گردآمدند تا درباره مسئله روز [راهپیمایی ها و تظاهرات که تا آن زمان، متناوب و عمدتا مسالمت آمیز بود] بحث و اعلام نظر شود. ماحصل این مذاکرات 4 ساعته این بود که «راهپیمایی، اجتماعات و تظاهرات مسالمت آمیز و بی زیان» حکایت از مسائلی دارد و نوعی پیام گروهی و انتقال خواست، انتقاد، شکایت و ابراز نارضایتی است و اگر به پیام، خواست و انتظار آن گروه توجه فوری نشود، تظاهرات تدریجا به شورش و ... تبدیل و ممکن است که کل جامعه آسیب بیند. هنوز دیر نشده و ضروری است که شاه شخصا با نمایندگان ناراضیان ملاقات، مسائل و کاستی ها مطرح و خواستهای منطقی پذیرفته و زمان اجرای اصلاحات به صورت جدول زمانبندی صریحا اعلام شود. رادیو ـ تلویزیون دولتی باید به صورت شورایی اداره شود نه به مدیریت یک فرد و پخش اعلان های تجاری بايد حذف شود. تلویزیون دولتی با هدف تکامل مدنیّت باید مردم را آموزش دهد. در دنیای امروز، «میدیا» نقش اساسی در ایجاد ناآرامي و آشوب و نیز رفع آن و آماده کردن زمینه اجرای برنامه ها و سیاست ها دارد. تلویزیون دولتی تنها برای پخش فیلمهای هالیوودی نیست. در کشورهایی که نشر مطبوعات و تاسیس حزب نیاز به گرفتن پروانه از دولت دارد و هزاران مکافات و عبور از هفت خوان رستم، تظاهرات خیابانی مکرّر، و وسعت بیشتری دارد.
    مرور زمان نشان داد که به این توصیه هاي اساسی توجه نشد. همین وزیر [دکتر منوچهر گنجی موسس کمیته ایرانی حقوق بشر در سال 1967، رئیس پیشین دانشکده حقوق و وزیر در کابینه های هویدا، آموزگار و شریف امامی و اینک مقیم آمریکا] دو ماه و دو هفته بعد [در شهریورماه 1357] و پس از اعلام حکومت نظامی در تهران و رویداد خونین میدان ژاله، همان اندیشمندان و روزنامه نگاران را به جلسه دیگری در دفتر خود فراخواند که آنان در این اجتماع متفقا گفتند که به نظر می رسد دیگر دیر شده باشد. بیماری صعب العلاج (سرطان) حواس شاه را به خود مشغول داشته، اطرافیان واقعیت هارا آنگونه که هست اطلاع نمی دهند، نظر واشنگتن [که نگران کمونیست شدن دولت افغانستان است و رنجش از شاه به خاطر برسمیت شناختن فوری رژیم تازه کابل] این است که شاه بماند و ملی ـ مذهبی ها [بازرگان، سحابی ها، ملکی، صباغیان و ... ـ وابستگان به نهضت آزادی و جبهه ملی] دولت را به دست گیرند، انگلستان تمایل به روحانیون دارد و نمی خواهد که پان ایرانیست ها [فروهر و ...] که نظر به بحرین و ... دارند قدرت یابند و فرانسه می کوشد وضعیتی پیش آید که بدهی خود به ایران را پس ندهد و اصطلاحا بخورد. در این میان روسیه هم دل به حزب توده بسته که از نمد ناآرامی های ایران برای خود کلاهی بردوزد. شاه که می ترسد درصورت تکرار رویداد میدان ژاله، ایران تحریم و ذخایر ارزی 12 میلیارد دلاری آن در کشورهای دیگر بلوکه شود دستور خودداری از تیراندازی ـ جز در موارد سِلف دیفِنس به اویسی [فرماندار نظامی وقت] داده است. هیچکدام توجه به روانشناسی خاص ایرانیان ندارند. بنابراین، آینده ایران مبهم و غیر قابل پیش بینی است و نمی توان گفت که در این جوّ، سال تحصیلی پیش رو لغو و یا آغاز شود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سالروز قتل 72 تَن از برجستگان جمهوری اسلامی ايران ـ نظر فیلسوف آمریکایی
آيت الله بهشتي
هفتم تير 1360 (28 ژوئن 1981) انفجار بمبي که در يک کيف دستي قرارداده شده بود مقر دفتر مرکزي حزب جمهوري اسلامي در تهران (نزديك چهار راه سرچشمه ـ ساختمان پيشين دبستان دولتي سعدی) را ويران ساخت كه ضمن آن 72 تن از برجستگان نظام اسلامي جان باختند. این بمب در درجريان نشست مقامات حزب منفجر شده بود. آيت الله محمد حسینی بهشتي رئیس قوه قضایی و دبیر کل حزب، چهار عضو کابینه و 27 نماینده وقت مجلس ازجمله مقتولان این توطئه بودند. هاشمي رفسنجاني در اين انفجار آسيب نديد زیراکه اندکی پیش از انفجار برای انجام یک مکالمه تلفنی از اطاق مذاکرات خارج شده و در اطاق دیگر بود. روز پیش از این رویداد (ششم تیرماه) آيت الله سيدعلي حسيني خامنه اي (در آن زمان 42 ساله، حجت الاسلام، امام جمعه تهران و نماينده ولي فقيه در شوراي عالي دفاع) در مسجد ابوذر، نه چندان دور از ميدان راه آهن تهران بر اثر انفجار بمبي كه در يك دستگاه ضبط صوت قرار داده شده بود مجروح شده بود. دو ماه پس از رویداد هفتم تیرماه، سی ام آگست 1981 (هشتم شهریور) انفجاری دیگر در جلسه شورای امنیت کشور رویداد که ضمن آن محمدعلی رجایی رئیس جمهور و جواد باهنر نخست وزیر وقت جان سپردند. در رابطه با هر سه رویداد، مقامات جمهوری اسلامی ایران انگشت اتهام را به سوی سازمان مجاهدین خلق گرفتند. با توجه به انحلال حزب جمهوری اسلامی (متعاقب انفجار هفتم تیر) و تغییرات دیگر، شایعه ای هم به گوش خورد که اختلاف نظرهایی در میان مقامات ارشد وقت وجود داشت.
    دونالد دیویدسون (1917 ـ 2003) فیلسوف آمریکایی و استاد وقت دانشگاه کالیفرنیا (شاخه برکلی) همان زمان، وقوع این رویدادهای تهران را آغاز دوره ای نوین در نظام اسلامی ایران خوانده و گفته بود که با این رویدادها، گروههای سیاسی فعّال در انقلاب 1978 ـ 1979 ایران (سال 1357 هجری) و عمدا چپگراها حذف می شوند که طرد آنها از نوامبر 1979 (زمان تصرّف سفارت آمریکا) و با کناررفتن مهدی بازرگان آغاز شده است. وی پیش بینی کرده بود که انقلاب ایران در همان چارچوب حکومت فائقه ولی فقیه مراحل دیگری را طی خواهد کرد از جمله انتقال تدریجی اختیارات اجرایی، نخست به روحانیون شیعه، سپس به برجستگان سپاه پاسدار انقلاب (سپاه و بسیج) و آنگاه به یک و یا چند ژنرال انقلاب پیرو ولایت فقیه و مورد تایید این مرجع شیعه؛ درست به همانصورت که در انقلاب فرانسه مشاهده شد. وی همچنین پیش بینی کرده بود که نظام جمهوری اسلامی پس از درگذشت آیت الله خمینی و در طول زمان دچار برخي تضادهاي داخلی خواهد شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
انتقاد تند آیت الله خامنه ای در تیرماه 1394 از کسانی که با بزک رسانه ای می کوشند دشمنی و چهره خشن آمریکا را بپوشانند
به گزارش خبرگزاری فارس، آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی ششم تیرماه 1394 در دیدار خانواده های شهداء حادثه هفتم تیر گفت: امروز کشور نیازمند عزم راسخ و شناخت دشمن و آمادگی برای مواجهه با دشمن در عرصه جنگ نرم اعم از عرصه های فرهنگ، سیاست و زندگی اجتماعی است و کسانی که تلاش دارند چهره هیولایی دشمن را با بزک کردن رسانه ای بپوشانند، مخالف مصالح ملت هستند. شناخت دشمن یکی از نیازهای اساسی امروز کشور است.
    به نوشته خبرگزاری فارس، رهبر انقلاب با هشدار درباره برخی تلاشها در بزک کردن تبلیغاتی و رسانه ای چهره دشمن به نمونه هایی از اقدامات تروریستی علیه ملت ایران، تنها در چند سال و در تیرماه اشاره کرد به این شرح:
    «حادثه 7 تیر 1360»، «بمباران شیمیایی سردشت در 7 تیر 1366»، «ترور آیت الله صدوقی در 11 تیر 1361» و «ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران در 12 تیر 1367».
     وی گفت که اینها نمونه هایی از اقدامات تروریستی آمریکا و یا عوامل آن بود و برخی معتقدند که باید این ایام تیرماه به عنوان «هفته حقوق بشر آمریکایی» نام گذاری شود.
    به گزارش فارس، آیت الله خامنه ای با تأکید مجدد بر ضرورت شناخت دشمن گفت: ملت باید با شناختِ عمق دشمنیِ دشمن برای مواجهه و مقابله در میادین جنگ نرم، از جمله عرصه های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی آماده باشد.
    رهبر جمهوری اسلامی ایران با انتقاد از افرادی که سعی دارند چهره خشن آمریکا را توجیه کنند گفت: کسانی که می خواهند دشمنی خباثت آلود آمریکا و برخی دنباله روهای آن را با بزک تبلیغاتی و رسانه ای بپوشانند در واقع به ملت و کشور خیانت می کنند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دلار 9 هزار و سکه 2 میلیون و 900 هزارتومان ـ فروش38 هزار سکه به یک تَن ـ اعتراض بازاریان ـ احتمال نظامی شدن امور ـ سرمقاله تأمل برانگيز کیهان

    تا دهه یکم قرن 21، چهار خبرگزاری بزرگ و چند خبرگزاری کوچکتر شرح رویدادها را ـ البته با توجه به سیاست اربابانشان ـ مخابره می کردند و رسانه های همگانی و مشتریان دیگر دریافت می داشتند و پس از تکمیل و کم و زیاد کردن مطلب ـ باز هم برپایه منافع و سیاست های خود منتشر می ساختند، ولی در این قرن و با تعمیم سوشل نِت ورک ها، هرکس که یک سِلفون و سوادی و علاقه مندی داشته باشد می تواند خبرگزاری باشد. این صدها میلیون خبرگزاریِ انفرادی سند هم به دست می دهند و این سندها همانا عکس ثابت و متحرّک است. بنابراین، هیچ رویدادی که در مَرئی (مرئا) و مَنظَر صورت گیرد پنهان نخواهد ماند و یا سانسور دولت ها نخواهد شد. آخرین اخبار و عکس های این «سیتیزن ژورنالیست ها» گزارش رسیدن ارزش برابری دلار آمریکا نسبت به ریال ایران در بازار آزاد تهران به مرز 9 هزار تومان در یکشنبه (24 ژوئن 2018 = 3 تیرماه 1397) و عبور سکه طلا در همین روز از خط 2 میلیون و 700 هزار تومان است [بهای سکه طلا، طرح قدیم سه شنبه پنجم تیرماه 2 میلیون و 965 هزار تومان بود]. دلار آمریکا تا 3 ـ 4 سال پس از انقلاب، هفت تومان بود و سکه طلا تا آستانه انقلاب (زمستان 1356 هجری) 80 تومان که در سال بعد به 400 تومان رسیده بود. دلار آمریکا در سوم تیرماه 1397 درست دو برابر ارزش برابری آن در 8 ماه پیش بود. این کاهش شدید ارزش ریال ایران که پیش از انقلاب یک پول جهانی بود در حالی است که هنوز (پیش از اِعمال تحریم های آمریکا) درآمد سالانه ارزی ایران و عمدتا از صادرات نفت و تولیدات پتروشیمی و معدنی حدود 95 میلیارد است. بانک مرکزی جمهوری اسلامی که بمانند بانک های مشابه در سایر کشورها استقلال کامل ندارد و وابسته به قوه اجرایی است از چند ماه پیش نرخ رسمی دلار آمریکا را 4200 تومان اعلام کرد که اختصاص به واردات کالای اعلام شده دارد. همین اختصاصی شدن، افشاگری های متعدد به دنبال داشته ازجمله دوشنبه چهارم تیرماه 1397 محمدرضا پورابراهیمی نماینده کرمان و رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس به خبرگزاری تسنیم گفت: "سیاست تعیین نرخ 4200 تومانی دلار آمریکا در اقتصاد کشور معکوس عمل کرده است. وی افزود: طبق آمار سازمان گمرکات کشور، در همین مدت کوتاه بیش از 27 میلیارد دلار تقاضا برای واردات کالا به ثبت رسیده و نرخ چهار هزار و دویست تومان برای هر دلار امریکا تبدیل به یک امتیاز برای واردات هرچه بیشتر شده و این روند منطقی نیست. او ادامه داد: در حال حاضر بخشی از مشکل بازار اینجاست که محاسبه بهای عرضه واردات برپایه نرخ دلار آزاد انجام می گیرد ولی صادرات با دلار چهار هزار و دویست تومان، و این روند منطقی نیست و مردم (خریداران کالای وارداتی) باید هزینه اش بدهند و ناراضی می شوند. با این سیاست های ارزی، صادرات ایران کاهش و واردات افزایش یافته است. پورابراهیمی چهارشنبه هفتم تیرماه 1397 خبر داد که روسای کمیسیون‌های اقتصادی و بودجه مجلس با ارسال نامه‌ای به رئیس‌جمهور خواستار تغییر تیم اقتصادی دولت شده اند.
    وی گفت: بررسی‌ها نشان می‌دهد که وضعیت نامناسب اقتصادی کشور عمدتا با عملکرد نادرست برخی مقامات گره خورده است.
    چهارم تیرماه 1397 گزارش رسید که دولت آمریکا اعلام کرده است که همه تلاش خودرا بکار خواهد بُرد که تا چهارم نوامبر (5 ماه دیگر) صادرات نفت ایران به حد اقل برسد.
    به گزارش 5 تیرماه 1397 خبرگزاری تَسنیم، وزیر ارتباطات با بالا گرفتن اعتراضات پیرامون سوء استفاده برخی واردکنندگان از ارز دولتی، اقدام به انتشار اسامی واردکنندگان تلفن همراه با استفاده از 200 میلیون دلار ارز تخصیص داده شده (دلار 4200 تومانی) کرده است.
    قبلا قرار بر این گذاشته بود که اسامی همه واردکنندگان کالا و خدمات با نرخ دلاری 4200 تومان اعلام شود و مبلغ دریافت شده، ولی پنجم تیرماه کرباسیان وزیر مربوط گفت که در صورت ادامه گرانفروشی وارد کنندگان و توزیع کنندگان کالا!، دولت اسامی آنها را به مردم اعلام می کند!!.
    
    فروش 38 هزار سکه طلا به یک فرد!
    
    در این هفته، عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران درباره گرانی سکه در ماه‌های اخیر گفت: دولت سکه فروخته است و خریدار ردیف اول 38 هزار سکه، خریدار ردیف دوم 23 هزار و خریدار ردیف سوم 4 هزار و اندی سکه خریداری کرده اند که ارقام بزرگی است. دولت گفته است که فروش سکه با هدف جمع کردن نقدینگی از دست مردم بوده است ولی این که یک نفر 38 هزار سکه بخرد ممکن است که با منطق عدالت همراه نباشد.
    
    نظر یک اقتصاددان ایرانی مقیم اروپا
    
    یک اقتصاددان ایرانی مقیم اروپا گفته است که استدلال دولت که سکه طلا بدهد پول کاغذی جمع کند تا تورّمی که دولت ها به وجود آورده اند برطرف شود کاری درست نبوده است. کسی نمی آید ذخایر طلای کشور را بدهد تا پول کاغذی جمع آوری کند. نقدینگی اضافی را با وضع مالیات بر افزوده، بر اتومبیل، بر سلفون و ... و صرفه جویی و تعلیق یارانه ها که سودی هم برای جامعه ندارند جمع می کنند نه فروش ذخایر کمیاب مانند طلا. درآمد ارزی ایران از نفت، پترو شیمی و خام فروشی از معادن و ... است که نمی تواند ثابت و پایدار باشد. چرا در سپتامبر 2017 (شهریور 1396) بهره سپرده گذاری در بانک ها را به رغم تورّم بالا ـ و به قول خودشان ده درصدی ـ به 15 درصد کاهش دادند که مردم پولشان را از بانک بگیرند و سراغ خرید طلا و ارز و یا مستغلات و اتومبیل و ولخرجی بروند. بهره بانکی و جذب پول یک وسیله اطمینان بخش برای جلوگیری از تورم پول و تاثیرات سوء آن است. بانک مرکزی ایران باید همانند بانک های مرکزی سایر کشورها مستقل از قوه مجریه باشد و زیر نظر یک شورای انتخابی مرکب از کارشناسان امور مالی و اقتصاددان ها بدون شرکت نمایندگان سه قوه حکومتی. کدام کشور را شنیده اید که ارز اختصاصی تعیین کند. اختصاص ارز 4200 تومانی یک اشتباه بود. نرخ ارزها را بازار (رابطه عرضه و تقاضا) تعیین می کند. ارز اختصاصی درها را به روی سوء استفاده باز می کند و ....
    
    اظهارات نوبخت ـ فروش 7 میلیون سکه دولتی!
    
    محمدباقر نوبخت سخنگوی دولت، پنجم تیرماه 1397 در حاشیه جلسه کمیسیون تحقیقات مجلس گفت: درآمد از فروش نفت؛ 52 - 53 میلیارد دلار، و درآمد از صادرات پتروشیمی، فولاد و سایر خُرده صادرات حدود 45 میلیارد دلار است. ما صادرات غیرنفتی را به دو بخش 80 و 20 درصد تقسیم کرده ایم که 80 درصد شامل صادرات پتروشیمی و فولاد و 20 درصد شامل خُرده صادرات است. بنابراین، در مجموع حدود 95 میلیارد دلار دریافت‌های ارزی داریم، در حالی که مصارف ما که عمدتا در بخش واردات است از 75 تا 76 میلیارد دلار بیشتر نیست.
    بنابراین، ما برای خدمات و کالا‌ها ارز داریم، اما نه فروش ارز به افراد و حفظ آن به عنوان سرمایه. مردم نباید به بهانه و یا نگرانی از تورّم و تهدید آمریکا، ریال‌های خود را به دلار و ارزهای دیگر تبدیل کنند. ما امسال بیش از 7 میلیون قطعه سکه طلا فروختیم، اما اگر قرار باشد که همه بخواهند ریال هایشان را به سکه طلا تبدیل کنند، نمی‌شود.
    
    دکتر توکلی: رئیس دیگری برای بانک مرکزی
    
    دکتر احمد توکلی اقتصاددان، وزیر پیشین، نماینده پیشین مجلس، استاد دانشگاه، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس هیأت مدیره دیده‌بان شفّافیّت‌ و عدالت هفتم تیرماه 1397 گفت: ما الان در یک جنگ بزرگ اقتصادی درگیر هستیم و در این وضعیت، رها کردن امور به بازار پُر از تبانی،‌ انحصار و فساد کارِ عاقلانه‌ای نیست. برخی از مسئولان، دیگر مورد اعتماد مردم نیستند، بانک‌ها باید بیشترین اعتماد را جلب کنند زیراکه سرمایه اصلی‌شان اعتماد است. مادر بانک‌هایِ ما یعنی بانک مرکزی اعتماد مردم را از دست داده‌ است؛ لذا اولین اقدام ـ اقدام فوری برای رفع بحران جاری این است که رئیس کل بانک مرکزی را یک اقتصاددان قَدَر بگذارند که به روش مداخله معقول در بازار ارز اعتقاد داشته باشد و شفّاف عمل کند تا زمینه رانت و فساد کم شود.این اقدام می‌تواند به دولت کمک کند تا به مردم آرامش ببخشد و آنان را امیدوار کند تا بی‌اعتمادی در میان‌مدت از میان برود. در کشورهای دیگر وقتی بازار ارز متلاطم شود نمی‌گذارند تلاطم طول بکشد و کار درمان بلافاصله آغاز می‌شود. در برخی کشورها از طریق افزایش عرضه ارز به بازار و در پاره ای دیگر؛ با مهار تقاضا. و کنترل تقاضا باید تمام و کمال انجام شود. اگر در این زمینه کوچکترین راه فرار باز گذاشته شود فساد بدتر و بیشتر بروز خواهد کرد. گرچه کنترل بازار ارز کار سختی است اما قاطعیت در برخورد با سوءاستفاده‌گران و شفافیّت در توزیع ارز رانت را کم می‌کند.
    دکتر توکلی به نقل قولی از معاونین یکی از وزارتخانه‌ها اشاره کرد و گفت: می‌گویند بانک مرکزی به آنها اطلاعات نمی‌دهد که به چه کسی ارز داده و به چه کسی نداده است. در حالی که در این پنهان‌کاری و غیرشفاف‌سازی، مشکل حادتر می‌شود. برای مثال: سال گذشته ارزبری برای همه واردکنندگان یک حوزه مجموعاً 3 میلیون دلار بود و حالا یک نفر که نفوذ بیشتری داشته توانسته 11 میلیون دلار ارز بگیرد لذا بانک مرکزی شفاف عمل نمی‌کند. دولت برای کنترل بازار ارز باید علاوه بر جلب اعتماد عمومی، قاطعانه با فساد برخورد و تخصیص ارز را شفّاف کند.
    
    تعقیب قضایی
    
    سخنگوی سازمان تعزیرات حکومتی ـ هفتم تیرماه 97 با اعلام اینکه این سازمان از دو روز پیش رسیدگی به بازار ارائه محصولات وارداتی از جمله موبایل را آغاز کرده، خبر داد: یک شرکت با دریافت 13 میلیون یورو ـ ارز دولتی، موبایل (سلفون) وارد کرده و همه را به یک نفر فروخته است!.
    سرهنگ حمیدرضا یاراحمدی رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ در این زمینه توضیح بیشتری داد و گفت: 35 شرکت با ارز 4200 تومانی اقدام به خرید کالا کرده‌اند و این کالا را پس از ورود به کشور بر اساس ارز 8 هزار تومانی به فروش رساندند. همچنین، شماری هم ارز دولتی (4200 تومانی) دریافت کردند ولی کالایی وارد نکردند، پاره ای نیز کالای خریداری شده با ارز دولتی را احتکار کرده‌اند. برخورد قضایی با اولین شرکت متخلف دریافت کننده ارز دولتی آغاز شده و کار تحقیقات انتظامی آن در دست اقدام است.
    
    اعتراض بازاریان
    
    با انگیزه اعتراض به گرانی بی سابقه ارز و طلا که بر قیمت کالا اثر می گذارد و فروش کالا کاهش می یابد، از دوشنبه چهارم تیرماه 1397 گزارش هایی درباره بسته شدن بخشی از بازار تهران انتشار یافت.
    دبیرکل جامعه انجمن‌های اسلامی اصناف و بازار گفت: "چهل سال بود این نوع حرکت را که بازار را ببندند، نداشتیم اما امروز این اتفاق افتاد و به نظرمان می‌رسد که دلیل آن فقط و فقط سوء مدیریت در درون کشور است.".
    دویچه وله (صدای آلمان) در این زمینه چنین گزارش داد:
    عکس‌ها و ویدیوهای اعتراض در بازار تهران در شبکه‌های اجتماعتی می‌چرخند. اخبار حکایت از اعتراض بازاریان در چند شهر دیگر مانند مشهد، کرج، قشم، بندرعباس و ... به گرانی و تورّم نقدینگی می کند.
    برخی از بازاریان تهران سه‌شنبه پنجم تیرماه نیز مغازه‌های خود را تعطیل کردند. تصاویر انتشاریافته در شبکه‌های اجتماعی حاکی از آتش‌زدن سطل‌های زباله در خیابان لاله‌زار تهران است. میدان 15 خرداد [میدان ارگ] صحنه حملات نیروهای یگان ویژه ضدشورش بود. برخی خبرها حاکی از آن است که اعتراض بازاریان تهران به اصفهان، کرمانشاه و اراک نیز کشیده شده است.
    دادستانی تهران اعلام کرده است که شماری از شرکت کنندگان در تظاهرات دوشنبه و سه شنبه تهران دستگیر شده اند. دادستانی تهران گفته است که این افراد بمانند دستگیرشدگان ناآرامی‌های دی‌ماه تعقیب قضایی و محاکمه خواهند شد.
    در روزهای سوم و چهارم تیرماه 1397 سایت‌های محافظه‌کار کوشیدند با ناکارآمد جلوه دادن سیاست های اقتصادی دولت، ناآرامی‌های ناشی از بحران فراگیر اقتصادی را به گردن حسن روحانی رئیس جمهور بیاندازند؛ تا جایی که سردار یحیی رحیم صفوی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی در امور نظامی، با تمجید از سپاه پاسداران گفته است: "گاهی به نظر می‌رسد که اگر دولت نباشد، کشور بهتر اداره خواهد شد.". این بیان تفسیرهای گوناگون ازجمله احتمال نظامی شدن موقت امور (اعلام حالت فوق العاده) در پی داشته است.
    
    سرمقاله تأمل برانگیز روزنامه حکومتی کیهان
    
    در این میان سرمقاله تأمل برانگیز روزنامه حکومتی کیهان وابسته به دفتر رهبری جمهوری اسلامی که انعکاس داشته جلب توجه کرده است. نویسنده سرمقاله که در شماره سوم تیرماه (24 ژوئن 2018) انتشار یافته و لحن آن کم سابقه تلقی شده است مستقیما شخص رئیس جمهور را مورد خطاب قرار داده است. تیترهای صفحه اول این شماره از روزنامه نیز بمانند اظهارات سردار رحیم صفوی توجه اصحاب نظر را به خود جلب کرده است. در زیر، سرمقاله کیهان و تیتر آن درج می شود:
    
    
چون به گَردَش نمی‌رسی بَرگَرد!

    
    نویسنده سرمقاله در پاراگراف نخست، نوشته است که می داند رئیس جمهور [حسن روحانی] با دیدن این مقاله، ابرو درهم خواهد کشید، امّا اگر نیک بنگرد به یقین، مصداق این آیه (آیه 216 سوره بقره) را در آن خواهد یافت که «عَسی أن تکرَهوا شَیئاً وهو خیرٌ لکم وَعسی أن تُحِبّوا شیئاً وهو شَرٌّ لکم ... چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید،‌ حال آنکه خیر شما در آن است؛ و یا چیزی را دوست داشته باشید،‌ حال آنکه شرّ شما در آن است».
    رئیس جمهور تصدیق خواهد کرد که خیر و صلاح وی، مردم، نظام و انقلاب در پیشنهادِ آمده در این مقاله جای دارد.
    نویسنده مقاله (حسین شریعتمداری) چنین ادامه داده است:
    ـ آقای دکتر روحانی در سال 1392 و در جریان تبلیغات انتخاباتی خویش، قسم یاد کرده و خطاب به مردم گفته بود: "والله العلی‌العظیم، اگر مشکلات این کشور که بسیار و بسیار و بسیار پیچیده است راه‌حل نداشت من کاندیدا [برای انتخابات ریاست جمهور، نامزد] نمی‌شدم!"، و تاکید کرده بود که "بدانید برادران، خواهران، عزیزان، همه آنهایی که کلید را تکان دادید، واقعا برای این قفل‌ها کلید وجود دارد!.".
    اکنون از خود آقای روحانی و نه هیچکس دیگر سؤال این است که کدامیک از مشکلات کشور را حل کرده‌اید؟!، و کدام مشکل را می‌توانید آدرس بدهید که در دوران ریاست خود، چند برابر نکرده‌اید؟!. کافی است نگاهی گذرا به فهرست وعده‌هایی که داده بودید بیندازید و برای مردم ـ یا لااقل در پیشگاه وجدان خود ـ توضیح بدهید که کدام وعده است که بر زمین نمانده و دهها مشکل دیگر بر آن افزوده نشده است؟!. این ارزیابی به آسانی ممکن است و کار دشواری نیست. قضاوت نهایی نیز بر عهده خودتان!.
    نگارنده [نگارنده این مقاله ـ حسین شریعتمداری] با یک حساب سر‌انگشتی و با مراجعه به اظهارات خود حضرتعالی و نه دیگران، نزدیک به 160 نمونه از وعده‌هایی را که طی ۵ سال گذشته به ملت داده‌اید و هیچیک از آنها ـ تاکید می‌شود که هیچیک از آنها ـ تحقّق نیافته است، فهرست کرده‌ام که شرح یکایک آنها به درازا می‌کشد و از این روی در نوشته پیش‌روی تنها شماری از آن وعده‌ها را که همگان به خاطر می‌آورند بر می‌شماریم و بازهم قضاوت را بر عهده خودتان می‌گذاریم!:
    ـ دولت من [دولت حجت الاسلام حسن روحانی] نخواهد گذاشت این همه جوان بیکار در مقابل خانواده و فرزندان شرمنده باشند!.
    ـ اطلاعات مربوط به دولت باید به صورت شفّاف در اختیار مردم قرار گیرد که امری است بسیار مهم، مقررات و ضوابط باید به صورت شفّاف در اختیار همه قرار گیرد و نباید یکی زودتر، از این مسائل آگاه شود و فردی دیگر، دیرتر. آیا همه اطلاعات را محرمانه نکرده‌اید تا آنجا که از ارائه اطلاعات به مجلس هم خودداری ورزیده‌اید؟!.
    ـ گفتید که همین کارخانه‌های موجود در کشور اگر به جای 20 درصد توان، با 60 درصد توان کار کنند، بخش عظیمی از مشکلات ‌اشتغال‌زایی در کشور برطرف می‌شود و موانع از سر راه تولید برداشته می‌شود. خودتان بفرمائید که چه تعداد انبوه از کارخانه‌ها و مراکز تولید در دولت جناب عالی تعطیل شده است؟!.
    ـ گفتید: شعار من «نجات اقتصاد ایران» است. آیا اقتصاد را نجات داده‌اید یا اینکه دهها مشکل به آن افزوده‌اید؟!.
    ـ گفته بودید: "روی آوردن به مسیر واردات، بزرگ‌ترین بی‌عدالتی است". یعنی عدالت این است که در شرایط فشار دشمن، ما بتوانیم در داخل به گسترش تولید کمک کنیم. آیا واردات بی‌رویه کالایی نظیر دسته بیل، تشتک نوشابه، قرقره، کود انسانی، کیف و کفش، شن و ماسه، مداد پاک‌کن، ژله و مُرَبّا و ... که نابود‌کننده تولید داخلی و کسب و کار مردم بوده است بخشی از همین وعده جنابعالی است؟!.
    ـ (ضمن اشاره به وضعیت زمان نامزد کردن خود) گفته بودید: نرخ برابری دلار نباید ظرف چند ماه به چندین برابر افزایش پیدا می کرد! و حتما یادتان هست که ‌فرموده بودید: "دولتِ تدبیر نخواهد گذاشت که ارزش پول ملی [ریال] و به این صورت ظرف 6 ماه به یک سوم کاهش یابد!. آقای روحانی! مگر نرخ برابری دلار را به ۸هزار تومان نزدیک نفرموده‌اید؟، و مگر سخن از افزایش بیشتر آن در میان نیست؟!.
    ـ درباره مذاکرات هسته‌ای و آنهمه وعده که داده بودید [فتح‌الفتوح!] که نتیجه‌ای کاملا معکوس و فاجعه‌بار داشته است، گفتنی‌ها بیرون از ‌اندازه و شمار است.
     ـ این هم از شعارهای شما بود: "بزرگترین دستاورد تاریخ ایران! تسلیمِ قدرت‌های بزرگ در مقابل ایران! معجزه قرن! و ..."، حالا چی؟! تحریم‌ها که برداشته نشد و اضافه نیز شد. گفته بودید در اولین روز اجرایی شدن برجام، همه تحریم‌ها لغو می‌شوند! و ....
    ـ فرموده بودید؛ "آنچنان رونق اقتصادی ایجاد بشود و مردم درآمد سرشار داشته باشند که اصلا این 45 هزار تومان یارانه را نیاز نداشته باشند!" و گفته بودید؛ "باید کار را به جایی برسانیم که به جای اینکه مردم دستشان را به سوی دولت دراز کنند، دولت دستش را به سوی مردم دراز کند". خودتان بفرمائید آیا چنین شده است؟!.
    ـ گفته بودید؛ "در موضوع عدالت باید به مقوله رانت و فساد توجه کنیم و از میان برداریم!". آیا با رانت‌خواری و فساد مبارزه کرده‌اید و یا دامنه این پلشتی‌ها با کم‌توجهی دولت جنابعالی گسترش فراوان نیز یافته است؟!.
    ـ فرموده بودید با گرانی و تورّم مبارزه می‌کنید و تاکید کرده بودید که معیار تورّم، جیب مردم است!. جناب روحانی! جیب مردم، اینک چه می‌گوید؟!.
    ـ ‌فرمودید؛ "یکی از راه‌های مهار و کنترل تورّم، هدایت نقدینگی به سمت تولید است". آقای رئیس‌جمهور! در دوران دولت شما نقدینگی چند برابر شده و به رقم فوق نجومی یک تریلیون و چهار صد و پنجاه هزار میلیارد تومان رسیده است و به گفته وزیر کابینه جناب عالی؛ حتی یک ریال آن هم به سمت تولید نرفته است!.
     ـ فعالیت هسته‌ای کشورمان را به باد دادید! از ایران مقتدر تصویری ذلت‌بار به دشمنان ارائه کردید، درباره مقابله با رکود و احترام به پاسپورت ایرانی و جلب سرمایه‌های خارجی و سپردن پروژه‌های عمرانی به داخلی‌ها و دهها نمونه دیگر از این دست نیز داد سخن فراوان داده بودید که با عرض پوزش باید از خودتان پرسید کدامیک از آنها تحقق یافته است؟!.
    ـ جناب آقای روحانی!؛ حضرتعالی به ‌رغم سوگندهای غلیظ و شدید درباره ضرورت نقد و دعوت از همگان برای انتقاد از دولت، کمترین انتقادی را بر نتافته و تحمل نکرده و نمی‌کنید و در مقابل هر نقد دلسوزانه، منتقدان را به باد اهانت و ناسزا گرفته‌اید که از آن جمله اند این عناوین:
    بی‌سواد، بی‌شناسنامه، مزدور، کاسب تحریم‌، کودک‌صفت، حسود، بزدل، ترسو، جیب‌بر، بی‌قانون، مستضعف‌ فکری، بیکار، متوهم، غوطه‌ور در فساد، سوءاستفاده‌گر، خرابکار، عقب‌مانده، تازه به دوران رسیده، عصر حجری، هوچی‌باز، منفی‌باف، یأس‌آفرین، ناشکر، باید به جهنم بروند! و ... و اخیرا؛ انقلابیون نفهم!، یک مشت لات!.
    و این در حالی است که امروزه همگان شاهدند که حق با منتقدان بوده است و جنابعالی و دوستانتان راه را به خطا رفته‌اید!.
     اکنون سؤال از رئیس‌جمهور محترم این است که کدامیک از آنچه که به اختصار در این نوشته آمده است غیر واقعی و قابل انکار است؟ اگر قابل انکار نیست ـ که نیست ـ باید بپذیرید طی ۵ سال گذشته به بیراهه رفته‌اید و برخلاف قسم جلاله‌ای که یاد کرده بودید و در صدر این نوشته به آن ‌اشاره شد، توان اداره کشور را نداشته‌اید!.
    نمی‌گوییم: «چون به گَردَش نمی‌رسی، بَرگَرد»، چرا که جنابعالی با رای مردم بر کرسی ریاست جمهور نشسته‌اید و اگرچه همخوانی وعده‌ها با رای مردم نیز بخشی از «حق‌الناس» است که اگر رعایت نشود حق رای‌دهندگان یعنی همان حق‌الناس ضایع شده است، ولی به صلاح خود شما، مردم، نظام و انقلاب است که دست به یک خانه‌تکانی اساسی و گسترده در دولت بزنید و ضمن سپردن کارها و مسئولیت‌ها به افراد شایسته و کاردان، در انجام امور نیز از افراد دلسوز و کارآمد و آزمون داده مشورت جدی بگیرید تا لا‌اقل بخشی از زیان ‌های فراوانی که تا‌کنون دولت جنابعالی به ملّت تحمیل کرده است جبران شود.
    در میان وزرا و مدیران کابینه شما، افراد کاردان و دلسوخته کم نیستند ولی سخن درباره آن عده از اعضای دولت جنابعالی است که به زندگی‌های ‌اشرافی و یا داشتن ارتباط با فتنه ۸۸ آلوده‌اند. این عده، افراد ناشایسته و همسو با آلودگی خویش را در بدنه دولت شما نفوذ داده‌اند و در نهایت برای جنابعالی نه «یار شاطر» که «بار خاطر» هستند.
    این نکته هم گفتنی است که این روزها مدعیان اصلاحات یعنی همان‌ها که به صراحت دولت شما را «رحم اجاره‌ای»! خود می‌دانستند نیز سخن از تغییرات در کابینه دارند ولی با دقت در نظرات آنان متوجه می‌شوید که در پی اخراج نیروهای کارآمد و جایگزینی آنها با مشتی دیگر از ‌اشراف و شماری از دین به دنیا فروخته‌ها هستند.
    
یک صحنه از تظاهرات بازاریان تهران


    
صفحه اول شماره یکشنبه سوم تیرماه 1397 روزنامه حکومتی کیهان


    
تیتر بزرگ روزنامه جهان صنعت درباره اقتصاد ایران

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سينما
با استقبال آمريکاييان از فيلم انتقادي «فارنهايت ناين ـ ايلون»، جهان به عصر سينماي سياسي گام گذارد
مايکل مور

هفته آخر ژوئن 2004 اخبار و تفسيرها درباره فيلم مستند «فارنهايت ناين ـ ايلون» كار «مايكل مور» بود كه تنها در نخستين روز نمايش فيلم، 8 ميليون و 400 دلار عايد او ساخته بود و در دو روز بعد از آن، اين در آمد 21 ميليون و 960 هزار دلار بود. در آن سه روز تنها 868 سينما در آمريكا اين فيلم را نمايش داده بودند كه از لحاظ شمار سينماها، درصد بالايي نبود. در آن زمان هنوز مديران همه سينماها جرات اين كار را نكرده بودند. در شهرهايي كه قدرت محلي در دست جمهوريخواهان بود، تا 28 ژوئن (سال 2004) اين فيلم كه ثابت مي كند جورج بوش يك رئيس جمهور بي اعتنا به واقعيّت ها است و جز آنچه را كه نظر و دلخواه خودش هم باشد چيز ديگري را نمي پذيرد روي اکران نيامده بود. اين فيلم نشان مي دهد كه جورج بوش اخطار هاي پيش از رويداد 11 سپتامبر سال 2001 را ناديده گرفته بود ، اما بعدا براي حمله نظامي به عراق و برانداختن صدام حسين كه از سابق مورد نظر او بود از فرصتي كه مرگ سه هزار تن در اين رويداد به دست داده بود استفاده كرد و ترس از تكرار اين وقايع را ميان مردم آمريكا آنقدر افزايش داد و پاي عراق را به ميان كشيد كه زمينه براي لشكركشي و تصرف عراق آماده شد. حال آنکه بعدا ثابت شد که عراق نقشي در رويدادهاي 11 سپتامبر سال 2001 (معروف به ناين ـ ايلون) نداشته بود.
     مفسران متفق القول نوشته بودند كه با اين فيلم، جهان وارد سينماي سياسي شده است كه تا آن زمان سعي شده بود هدف اصلي از اين صنعت، سرگرمي، تبليغ و احيانا آموزش و گاهي اشاره به تاريخ باشد. در دهه 1950 كه مكارتي ايسم در آمريكا به هر فعال سياسي و روشنفكر برچسب سرخ (كمونيست بودن) مي زد، هاليوود از بيم الصاق اين برچسب قبول فيلمنامه هايي كه بوي سياست مي داد از برنامه كار خود خارج ساخت.
    به نظر اين مفسران، ضربه وارده از اين فيلم به جورج بوش بيش از جنگ عراق بوده است. تحليلگران حزب جمهوريخواه كه متوجه اين ضربه شده بودند آگهي هاي اين فيلم در رسانه ها را آسيب زننده تر از محتواي فيلم دانسته و گفته بودند: فيلمي كه براي ديدنش صفهاي طولاني تشكيل مي شود نياز به اين همه اعلان وتبليغات ندارد. اين اعلانها با هدف سياسي به رسانه ها داده مي شود. براي مثال: در آگهي تلويزيوني، آن قسمت از فيلم نشان داده مي شود كه ثابت مي كند بوش به جاي پاسخ به سئوال يك خبرنگار در ميدان گلف، به او مي گويد «ضربه را ببين» كه رفتاري كودكانه است و در ذهن مردم اثر منفي باقي مي گذارد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو انديشه
زادروز ژان ژاک روسو ـ تئوری های مهم او: «مسئوليت منتخب مردم در وفاي به عهد»، «ساخت انسان منصف و عادل» و «انسان دارای شعور و وجدان»
Rousseau
امروز زادروز «ژان ژاك روسو Jean -Jacques Rousseau»» انديشمند بزرگ است كه 28 ژوئن 1712 در شهر ژنو (سويس امروز و در آن زمان؛ نوعی جمهوری) به دنيا آمد و 66 سال عمر كرد. فرضيه هاي متعدد دارد از جمله تئوری آموزش و پرورش، پولیتیکال تئوری و تئوری انسان طبیعی که این سه، مهمترین فرضیه های او بشمارآورده شده اند.
     پولیتیکال تئوری او همانا فلسفه حكومتي كنتراتاريانيسم (فرضيه قرارداد ـ قرارداد اجتماعی) است براين پايه كه دولت مكلّف است بر اساس قراردادي كه براي اجراء و رعايت آن انتخاب شده است رفتار كند. بنابراين، اَعمال يك دولت انتخابي بايد بر پايه موافقت عمومي باشد و نقض قرارداد باعث لغو آن خواهد شد و اگر دولت (قوه مجريه) مقاومت كند و كاري از دست قوه قضائيه براي حل مسئله ساخته نباشد، جامعه اين حق را خواهد داشت كه به راههاي ديگر متوسل شود.... مفسران اين فرضیه قول و وعده متقاضيان مشاغل انتخابي (نامزدها) را پيش از احراز سمت (پيروز شدن درانتخابات) نوعي بستن قرارداد با مردم خوانده اند زيرا كه مردم (راي دهندگان) به اعتبار اين وعده و تعهدّات، آنان را برمی گزینند و خُلف وعده نه تنها گناه، بلكه جرم است. این مفسران روسو را از اصحاب فلسفه حكومتي كنتراتاريانيسم بشمارآورده اند كه عقيده اي است سياسي (مربوط به حكومت).
     تئوری آموزش و پرورش او برپایه ساخت انسان مُنصِف، عادل، منطقی، اخلاقی، دورنگر و اندیشه گر است ـ انسانی که به حقوق دیگران احترام بگذارد، مفید و خودکفا (متکّی به خود) باشد و درست و نادرست را تشخیص بدهد. این تئوری در داستان «اِمیل» آمده است. مفسران این تئوری بودند که مدارس را «کارخانه آدمسازی» نام نهادند، نه فقط محل سوادآموزی و یادگرفتن حساب و هندسه و مقدمات علوم و ادبیات.
     تئوری انسان طبیعی برپایه انسان کامل ـ انسان دارای شعور و وجدان (اخلاقیات) است و انسانی که بتواند خودرا کنترل کند. روسو گفته است که تعلّقات (مال، جاه، جلال و ...) و حرص آنها انسان را درگروگانشان قرار می دهد و «یک گروگان» آزاد نیست. اگر انسان پایبند اخلاقیات باشد و بتواند نفس خودرا درکنترل داشته باشد جنگ و جدال، جنایت، ارعاب و بدبختی پدید نخواهد آمد. مشكلات انسان از خود او ـ که از ابزار خَرَد، دوراندیشی و توان تفکّر استفاده نکرده بوجود می آید. منابع کره زمین دارایی مشترک همه است نباید درصدد تعرّض به سهم دیگران برآمد.
    روسو گفته است: انسانها آزاد و برابر به دنيا مي آيند، ولي مي بينيم كه در اين دنيا در همه جا در زنجيز هستند و از رنج و ستم، تبعيض، و از جدايي ها (اختلاف طبقاتي بر حسب دارايي و پول) ناله مي كنند و اين ناله گاهي به فرياد و ... مبدل مي شود.
     انديشه ها و نظرات راديكال و انقلابي روسو در عصر روشنگري و قرن هجدهم كمكي بزرگ به روشن شدن آتش انقلاب فرانسه و بعدا رُشد مكتب هاي سوسياليستي و تقویت احساس ضد استثمار و ضد استعمار كرد. عقاید روسو در عين حال منجر به برانگيخته شدن احساسات ناسيوناليستي شده و اين احساسات را تقويت كرده است. توماس پین و محرکّان انقلاب استقلال آمریکا وسیعا افکار روسو را مطالعه کرده و از آنها تاثیر گرفته بودند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
امضاي قرارداد ورساي ـ وقتي که يک ملت تحقير شود - اعتراض کينز ـ پيش بيني های «ماکس وبر» که تحقق یافتند
Max Weber
ده دقيقه مانده به ساعت 4 بعد ازظهر 28 ژوئن سال 1919، نمايندگان آلمان زير فشار شديد و ترس از خطر اشغال نظامي وطنشان؛ قرارداد «ورساي» را امضا كردند.
    «جان مي نارد كينز» اقتصادان انگليسي به حالت اعتراض نسبت به شرايط سختي كه قراربود به آلمان تحميل شود قبلا جلسه كنفرانس ورساي را ترك كرده بود. وی از شرکت کنندگان کنفرانس پایان جنگ جهانی اول در ورسای بود. کینز علل مخالفت خود با مجازات ملتهارا در كتاب «نتايج اقتصادی» منتشر ساخت كه در آن از مجازات هاي اقتصادي يك ملت كه دود آن به چشم ملل دیگر هم مي رود و نتيجه اي جز توليد خشم، نفرت، ايستادگي و جنگ ندارد به انتقاد پرداخت. این کتاب همان سال (سال 1919) انتشار یافت. قرارداد ورسای مردم آلمان را به پرداخت غرامت سنگین، از دست دادن کشتی های نظامی و محروم شدن از ساخت تسلیحات و داشتن ارتش تعرضی محروم کرد و منطقه بزرگ صنعتی این کشور را غیر نظامی اعلام داشت. همین تحمیلات، ناسیونالیسم آلمانی را زنده کرد و هیتلر را بر سر کار آورد که قراردادرا پاره کرد و دست به جنگ زد.
     در پي امضاي قرارداد ورساي، «ماكس وبر» نخستين انديشمندي بود كه اعلام كرد: اين قرارداد كه باعث تحقير مردم آلمان مي شود، زاينده جنگ ديگري خواهد بود. «تاريخ»ي نشان داده است که قرارداد نهايي حل مسائل نبايد در جوّ کينه توزي و انتقامگيرانه تدوين شود. مرور زمان نشان داد كه چنين شد و پيش بيني وبر درست بود.
     اين تنها پيش بيني درست ماكس وبر جامعه شناس و صاحب فرضيه «رابطه سرمايه داري، ديوانسالاري و دمكراسي» نبود كه در سال 1864 به دنيا آمد و تا 1920 عمر كرد. «وبر» كه بزرگترين جامعه شناس آلماني شناخته شده است با اين كه بيش از سه سال از عمر نظام بلشويكي روسيه را نديده بود پيش بيني كرد كه اين حكومت اگر سریعا به برقراری یک نظم اداری ـ قضایی مطابق منطق و اصول و روش علمی موفق نشود سرانجام قرباني بوروكراسي ساخت خود خواهد شد که عمدتا ناشی از محروم کردن شایستگان ملت به بهانه «غیر خودی» بودن است. این بوروکراسی اگر پایدار شود راه را بر طلبکاران از انقلاب (انقلاب اکتبر 1917) هموار خواهد کرد و ویژه خواری و انحصار بوجود خواهد آمد و این انحصار طبقه تازه ای را به دنیا خواهد آورد و باعث انشعاب در جامعه خواهد شد که مغایر اصول انقلاب (انقلاب روسيه) است که شعار اصلی آن حذف طبقه و هرگونه جاه طلبی و برتری جویی بود. به تاکيد "وبر"، بوروكراسي بي قاعده هر روز پيچيده تر و دست و پاگير مردم، و مانع كارآيي، خلاقيت و توليد خواهد شد. «وبر» به رهبران هر انقلاب توصيه كرده است كه مراقب بوروكراسي كشور باشند كه اگر از كنترل خارج شود ممكن است به شكست انقلاب بيانجامد، زيراکه برعده ناراضيان مي افزايد و يأس و نوميدي بزرگترين دشمن يك انقلاب است. به علاوه، مردم مأيوس نسبت به دمكراسي و هرگونه مشاركت بي اعتنا مي شوند و اين وضعيت راه را براي روي كار امدن گروهي جاه طلب و آزمند هموار مي گرداند. به پيش بيني «وبر» بوروكراسي بد و پيچيده به فساد مي گرايد و هرچه را كه جامعه از پيشرفت به دست آورد بر باد مي دهد و مانند مار بوآ (پي تون) با فشار خود كمر پيشرفت را مي شكند.
    «وبر» همچنين وعده هاي دروغ در جريان مبارزات انتخاباتي را كه از آن زمان رواج بيشتر يافته قاتل «دمكراسي اصيل» دانسته است. در اين زمينه، او گفته است: اگر قدرت داشت براي كساني كه در جريان مبارزات اننخاباتي با دروغها و وعده هاي ارزان رأي دهندگان را مي فريبند و مسير دموكراسي اصيل را تغيير مي دهند كيفرخواست مي نوشت و آنها را به دادگاه مي فرستاد و نيز توصيه مي كرد كه قوانين جامعتري در اين زمينه وضع شود و ضميمه قوانين كيفري گردد. «وبر» راه ترقي يك جامعه را در به كارگيري هرچه بيشتر افراد با تجربه، دلسوز و وفادار به دست داده است.
«جان مي نار كينز» اقتصاددان انگليسي يكي ديگر از منتقدان قرارداد ورساي

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو ادبيات
توصيه هاي نخستين كنگره اديبان و نويسندگان ايران به روزنامه نگاران و نويسندگان
نخستين كنگره اديبان و نويسندگان ايران كه از چهارم تيرماه 1325 در تهران تشكيل شده بود در جلسه هفتم تيرماه خود به انتقاد از چگونگي ترجمه خبر و مطالب مطبوعات خارجي براي چاپ در نشريات فارسي پرداخت و تاكيد كرد كه در انتخاب اين مطالب و درستي محتواي آنها بايد دقت شود كه اطلاعات نادرستي به خورد مردم ايران داده نشود و در ترجمه نيز حتي المقدور از واژه هاي ساده و فارسي استفاده شود.
     در دو جلسه بعدي اين كنگره كه جمعا هفت جلسه داشت درباره درست نويسي فارسي براي نشريات كه آموزگار عمومي جامعه هستند بحث شد.
    بر جلسات اين كنگره شخصيتهايي چون دهخدا، محمدتقي بهار، فروزانفر، علي اصغرحكمت و صادق هدايت به نوبت رياست داشتند. در پايان جلسات، وزارت فرهنگ كه بر كار نشريات نظارت داشت قطعنامه پاياني كنگره را براي روزنامه نگاران و نويسندگان، استادان دانشگاه و دبيران مدارس متوسطه كشور ارسال داشت.
    شوراي عالي فرهنگ قبلا تصويب كرده بود كه گزارش هر جلسه فرهنگستان در زمينه واژه سازي به چاپ برسد و به نشاني نويسندگان و روزنامه نگاران ارسال شود؛ اين تصميمات مهم و ميهني نبايد در بايگاني حبس بشود.
فروزانفر --- دهخدا --- حكمت --- هدايت

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
مهدي ذكايي روزنامه نگار موفق ايراني در آمريكا



    مهدي ذكايي كه كار روزنامه نگاري را از 15 سالگي از مجله اطلاعات كودكان (دختران و پسران) آغاز كرده است هفتم تيرماه 1330 (28 ژوئن 1951) در آشتيان كه مردمي هوشمند دارد به دنيا آمد. مهدي همانند ساير مردان موفق، در كار روزنامه نگاري از اين شاخه به آن شاخه نپريد و فقط در رشته مجله و نياز جوانان ادامه داد. او پس از مجله كودكان موسسه اطلاعات، در مجله «اطلاعات جوانان» بكار پرداخت و از دهه 1340 تا روزي كه از موسسه اطلاعات خارج شد (سال 1359) در همين مجله تجربه اندوخت و در امور جوانان متخصص شد. وي بيشتر عمر روزنامه نگاري در موسسه اطلاعات را با «ر. اعتمادي» سردبير مجله جوانان و تنها روزنامه نگار اينوستيگيتيو تاريخ ژورناليسم ايران همكار بود. مهدي نسبت به اعتمادي، استاد خود، همواره وفادار مانده است. در سال 1959 هنگامي كه اعتمادي موسسه اطلاعات را ترك كرد، مهدي ذكايي هم آنجا را رها ساخت و چندي بعد عازم آمريكا شد. اعتمادي به اين دليل موسسه اطلاعات را ترك گفت كه اين موسسه مصادره شده بود و به زعم او، ديگر استقلال نداشت. به باور اعتمادی که از جوانی فردی ملی گرا بوده است، يك روزنامه نگار حرفه اي نبايد در نشريه اي كه متعلق به دولت و حکومت و یا سازمان عمومی [طبق تعریف؛ اختصاصی] است كار كند و بر اين عقيده خود نيز پا برجا مانده است.
    
مهدي ذکائي

ذكايي پس از ورود به آمريكا و تقويت زبان انگليسي، اجازه نداد كه خانه نشيني اش زياد طول بكشد و مجله جوانان را در لس آنجلس راه اندازي كرد و نخستين شماره آن را در 12 ژوئن 1987 منتشر ساخت كه محتوايي شبيه «اطلاعات جوانان» دوران سردبيري اعتمادي داشته است كه آن مجله هر هفته نزديك به نيم ميليون نسخه فروش داشت و ده تا پانزده درصد اين تيراژ در افغانستان توزيع مي شد.
    انتشار «جوانان» بدون سرمايه لازم در لس آنجلس، يك شق القمر بود. تا كسي در اين حرفه نباشد نمي تواند، مشكلات كار و اضطراب ناشر را در ذهن مجسم كند.
    مجله «جوانان» مهدي ذكائي كه در تابستان 2015 بیست و هشت ساله شده است يك مجله 98 صفحه ای جامع و حرفه اي است كه انواع مطالب را در آن مي توان ديد. اين مجله در اكناف جهان و هرجا كه يك جامعه ايراني باشد مشاهده مي شود.
    ابتكار دیگر مهدي ذكايي كه باب تازه اي را به روي روزنامه نگاران ايراني گشوده است، انتشار «جوانان» ـ همزمان با لس آنجلس در چند شهر ایرانی نشین دیگر است. وی این کار را از دوبي (امارات متحده) آغاز کرده بود. اين كار از سال 2005 و با استفاده از تكنولوژي پيشرفته آغاز شده است؛ به اين ترتيب كه پی دی اف صفحات مجله از طريق اينترنت به شهر مورد نظر انتقال مي يابد [ای میل می شود]، در آنجا سردبير محلي مجله مطالب و آگهي هاي منطقه را بر آن اضافه مي كند، به چاپ مي رساند و به توزيع مي دهد.
    ذكايي در صدد ارسال مجله ـ به همین ترتیب ـ به افغانستان است و معتقد است كه توزيع مجله جوانان در افغانستان به عادي شدن اوضاع اين كشور كمك فراوان خواهد كرد زيرا كه دولت كمونيستي افغانستان و پس از آن طالبان مانع از ورود مجله هاي عمومي و حرفه اي به افغانستان شده بودند. مجله جوانان هر هفته نزدیک به 50 صفحه آگهی دارد و هر شماره آن 3 دلار بفروش می رسد. این مجله با ذکر مأخذ، هر هفته چند مطلب مربوط به تاریخ ایران را از این تاریخ آنلاین (تألیف نوشیروان کیهانی زاده) نقل می کند.
    
ذکائي و هيلري کلينتون نامزد انتخابات نوامبر 2016 ریاست جمهوری آمریکا از حزب دمکرات

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روی جلد سومین شماره مجله «روزنامک» که در تیرماه 1393 منتشر شد ـ شماره 15 را فردا بخوانید
سومین شماره مجله«روزنامک» با این پشت جلد، یکم تیرماه 1393 به توزیع داده شد، ادیشن آنلاین شماره 15 این مجله را از فردا در www.rooznamak-magazine.com بخوانید:
    



    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
درباره حقوق انسان
نظر آدلر درباره چگونگی وضع قانون ـ قانون موضوعه نباید ناقض حق و خلاف منطق و انتظار، و غیر طبیعی باشد
Adler

مورتیمور آدلر Mortimer Adler فیلسوف، آموزشگر، پژوهشگر و مؤلف بیش از 20 کتاب 28 ژوئن 2001 درگذشت. وی که 28 دسامبر 1902 به دنیا آمده بود 98 سال و شش ماه عمر کرد.
    آدلر که در دانشگاههای معروف آمریکا ازجمله کلمبیا و شیکاگو تدریس کرد، خود بنیادگذار یک انستیتوی مطالعات فلسفی بود.
    او که مطالعات فلسفی خودرا از بررسی اندیشه های ارسطو و افلاتون آغاز کرده بود در کتاب های خود The Nature of Judicial Proof و Crime, Law, and Social Science و نوشته های دیگرش ماهیّت و طبیعت یک قانون و انشاء و تصویب آن را در یک پارلمان به دست داده است تا موثر و پایدار و بدون ایجاد مسئله در جامعه مربوط باشد و «تاریخ» قضاوت بد از آن نکند. وی تاکید دارد که یک قانون موضوعه نباید ناقض حق باشد. حق در طبیعت انسان بمانند پا و دست است و لازم برای ادامه زندگی مطلوب. هر قانونِ ناقض حق، تولید مسائل متعدد در جامعه می کند و بسا ایجاد جرم، مقاومت و عصیان زیرا که انسان در رو به رو شدن با یک قانون خلاف منطق و انتظار و غیر طبیعی می کوشد که آن را به هر ترتیب که شده باشد دور بزند. بنابراین، ایده یک قانون تازه باید نخست توسط جامعه شناسان، حقوقدانان و اندیشمندان بررسی شود که مخالف حق و طبیعت انسان نباشد تا پایدار بماند. قانون نباید خلق الساعه و برای حل یک مسئله روز باشد، باید جامع و قابل قبول برای کسانی باشد که برایشان وضع می شود. پس از جنگ جهانی اول و رو به رو شدن برخی دولت ها با کمبودها، به جای یافتن راه حل های اقتصادی ـ اجتماعی، به وضع قانون که کاری آسان است دست زدند و برای خود و جامعه درد سر به وجود آوردند. مثلا کشوری که با کمبود گوشت رو به رو بود ـ فروش، خرید و خوردن گوشت در روزهای معیّن در هفته را جرم و برای مرتکب مجازات زندان! اعلام کرد و از این قبیل. این یک اصل اساسی است که هر انسان بر جان و مال خود باید تسلط داشته و دارای اختیار باشد. به جای وضع چنین قانونی باید تنظیم بازار را به قاعده عرضه و تقاضا که قیمت را تعیین می کند می سپردند. کار پارلمان وضع قانون خلاف منطق و حق نیست، مثلا قانونی وضع کند که هرکس در خیابان عطسه کند شلاق بخورد و .... پارلمان ایجاد شده است تا تصمیم گیری به تعیین ضابطه عمومی از دست فرد خارج شود و به دست جمع و مشاوران آن واگذار شود که به حق فرد و جمع می اندیشند و با صبر و حوصله و رعایت همه جوانب تصمیم می گیرند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
شکست عثماني ها در کوزوو از صرب ها
28 ژوئن سال 1389 (15 ژوئن در تقويم ژوليان) جنگ كوزوو Kosovo به سود صربها پايان يافت و در اين جنگ پرتلفات، مراد اول سلطان عثماني ها و پرنس لازار رئيس صربها ـ هر دو ـ كشته شدند و در همين روز «بايزيد» كه همراه پدر بود سلطان عثماني ها شد و با صربها صلح كرد و «اليورا» دختر لازار را به زني گرفت. بايزيد بعدا در جنگ با اميرتيمور گورکان شكست خورد و اسير او شد. عثماني ها قرن بعد، از صربها انتقام گرفتند و در سال 1459 كوزوو را تصرف كردند که مسائل امروز اين منطقه نتيجه همان پيروزي عثماني هاست.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
شليک نخستين گلوله جنگ جهاني اول
Franz Ferdinand وليعهد اتريش


     28 ژوئن سال 1914 يك ناسيوناليست صرب به نام «گاوريلو پرينسيپ Gavrilo Princip» در شهر سرايوو Sarajevo به سوي دوك بزرگ، Franz Ferdinandفرانتس فرديناند وليعهد 51 ساله اتريش و همسرش سوفيا كه با اتومبيل از خيابان مي گذشتند تيراندازي كرد و هردو را كشت. با همين تيراندازي، در حقيقت نخستين گلوله جنگ جهاني اول شليك شد زيرا که از همان روز صدور اولتيماتوم هاي اتريش به صربستان آغاز شد و روسيه به کمک همنژادان صرب خود شتافت و ....
Gavrilo Princip

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي كه شهر سئول سقوط كرد ـ شبه جزيره کره: ترک مخاصمه، نه صلح
28 ژوئن 1950 (29 ژوئن به وقت محلی) شهر سئول Seoul پايتخت كره جنوبي در سومين روز جنگ كره به تصرف نيروهاي كره شمالي (جمهوري دمکراتيک خلق کره) در آمد. تقسيم موقت شبه جزيره كره كه از متصرفات ژاپن بود در مدار 38 درجه عرض جغرافیایی تا تعیین تکلیف آن در یک انتخابات سراسری، در سال 1945 به پیشنهاد آمريكا و تصویب فاتحان جنگ جهانی دوم صورت گرفته بود كه هنوز به همين صورت باقي مانده است و آتشي است در زير خاكستر.
     از تحولات هفت دهه گذشته چنين بر مي آيد كه قدرت هاي جهاني، به سود خود مي دانند كه اين آتش خاموش نشود؛ به همين ترتيب احتمالا مسائل منطقه ای ـ جهانی دیگر. جنگ کره تا 27 ژوئیه 1953 طول کشید. ترک مخاصمه سال 1953 يک قرارداد صلح نيست و حالت جنگ در اين شبه جزيره از ميان نرفته است.
     روزنامه هاي آمريکا در ژوئن 2010 به مناسبت شصتمين سالروز آغاز جنگ کره مطالب مفصل و بعضا دنباله دار با عکس هايي که قبلا انتشار نيافته بود تحت عنوان «جنگ فراموش شده» منتشرده کرده بودند. آمريکا در کره جنوبي داراي يک نيروي نظامي ـ حدودا 17 هزار نفری ـ است.
    طبق گزارشهای مطبوعاتی سال 1953، در جنگ سه ساله کره نزدیک به 40 هزار آمریکایی کشته و 103 هزار و 284 تن دیگر مجروح شدند ولی آمار رسمی، شمار کشته شدگان آمریکا را 36 هزار و 516 تن ذکرکرده است. تلفات چهار متحد انگلیسی زبان دیگر از این قرار بود: انگلستان یکهزار و 109، کانادا 516، استرالیا 339 و نیوزیلند 7 نفر. تلفات ترکیه نیز در این جنگ 892 تن گزارش شده بود. در این جنگ تلفات نظامی کره جنوبی 137 هزار و 899 تن اعلام شده بود. تلفات غیرنظامیان بیش از دو میلیون و پانصد هزار تن بوده است. مورخان چپگرا ضمن انتشار جزئیات جنگ کره (جنگ 1950 ـ 1953) و تلفات ناشی از آن موضوع مرگ 400 غیر نظامی کره جنوبی به دست نظامیان آمریکایی را به زیر ذرّه بین برده اند. این شمار از زن و مرد آوارگانی بودند که در پی حمله کره شمالی به جنوب، از مناطق مسکونی خود فرارکرده بودند. ژنرال آمریکایی ویلیام بی. کین Gen. William B. Kean به افسران زیردستش گفته بود که آوارگان را به چشم جاسوس دشمن بنگرند زیراکه ممکن است در میان آنان شمالی ها نفوذ کرده باشند. همین حرف سبب شده بود که به یک دسته از آوارگان جنوبی شلیک شود و 400 تن از آنان جان بسپارند.
    26 ژوئن 2008 و در آستانه پنجاه و هشتمين سالروز آغاز جنگ كره، براي نخستين بار در دهه يکم قرن 21 در رفتار سران آمريكا و کره شمالي نسبت به يکديگر نرمش هایی مشاهده شد. برخي از مفسران رسانه ها نرمش جورج بوش را در آن زمان جزيي از ديپلماسي انتخاباتي وي به سود نامزد حزب جمهوريخواه توصيف کرده بودند. طولي نکشيد که دو دولت بارديگر در برابر هم قرارگرفتند و كره شمالي كه به تكنولوژي اتمي دست يافته فعاليت هاي هسته اي و آزمايش هاي موشکي خودرا از سرگرفت. از بهار 2010 و غرق شدن يک کشتي نظامي کره جنوبي بحران شبه جزيره کره شدف يافته است. چند سال است که کارشناسان تسلیحات، کره شمالی را در ردیف کشورهای دارای سلاح اتمی و ابزار انتقال کلاهک های اتمی (موشک چند مرحله ای دور بُرد) قرارداده اند.
    +++
    ماه ژوئن در تاریخ شبه جزیره کره همچین ماهی است که این کشور اعلام استقلال کرد. این وضعیت 30 ژوئن 1894 صورت گرفت. شبه جزیره کره تا این روز جزیی از قلمرو دولت پادشاهی چین بود.
عکس بالا: ژنرال کین Gen. William B. Kean (نشسته) در جریان جنگ و درحال مذاکره با دو افسر زیردستش ـ عکس پايين: آوارگان غیرنظامی کره جنوبی اجساد مقتولین خودرا می نگرند

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي که حکمران آمریکایی عراق اختيارات خودرا به «اياد علاوي» داد
Lewis Paul Bremer
لویس پال برمر (Lewis Paul Bremer III (Jerry مقام آمریکایی که پس از اشغال نظامی عراق، به مدت 15 ماه حکمران این کشور بود 28 ژوئن 2004 در مراسمی کوتاه و با حضور «ایاد علاوی» نخست وزیر موقّت وقت، نامه اختیارات حکومتی را که در یک پوشه جلد شده قرار داشت به مدحت المحمودی قاضی ارشد عراق تسلیم کرد و از همانجا به فرودگاه رفت و عراق را ترک گفت. در اثنای مراسم تحویل اختیارات که به صورتی نیم محرمانه برگزارشده بود صدای تیراندازی و انفجار از گوشه و کنار بغداد به گوش می رسید. مراسم در منطقه حفاظت شده شهر بغداد که به صورت قلعه درآمده است صورت گرفت. برمرـ قبلا دستیار هنری کیسینجر و الکساندر هیگ ـ از یازدهم ماه می 2003 مدیریت امور عراق اشغالشده را به دست گرفته بود. برمر متولد سوم سپتامبر 1941 است.
    برمر کارشناس آمریکایی شماره یک مبارزه با تروریسم و کنترل بحران (کرایسیس منیجمنت) پیش از انتصاب به حکمرانی عراق، مدیر کمیسیون ملی تنظیم سیاست های ضد تروریسم دولت آمریکا و پیش از آن سفیر سیّار آمریکا در مبارزه جهانی با تروریسم بود. وی که تا آن زمان 23 سال پیشینه کار دیپلماتیک داشت زمانی سفیر آمریکا در هلند و پیشتر از مقامات برجسته سفارت آمریکا در افغانستان بود. برمر که فارغ التحصیل دانشگاه پاریس و هاروارد است بر زبانهای فرانسه، هلندی و نروژی تسلط دارد. برمر پس از بازنشستگی از کار دولتی، به امور اقتصادی و نیز فعالیت در دفتر مشاوره هنری کیسینجر پرداخته بود و اینک از مقامات یک کمپانی سازنده ابزارهای ضد تخریب (تخریب تروریستی) است. وی «بعث زدایی» از عراق را از پیروزی های خود می داند.
    یک هفته پیش از انتقال اختیارات (21 ژوئن)، نيويورك تايمز گزارش خبرنگارانش «سوميني سنگوپتا» و «دكستر فيلكينز» در عراق را چاپ كرده بود که اشاره داشت «اياد علاوي» بيش از يك دهه با «سيا» ارتباط داشت که پس از سقوط دولت صدام حسین به عراق بازگشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اظهار نظر ژوئن 2004 ریچارد کلارک درباره وضعیت عراق نفتدار و استراتژيک، ولي لانه زنبور
Richard Clarke
ريچارد كلارك Richard Alan Clarke رئيس پيشين سازمان آمريكايي مبارزه با تروريسم كه در طول حكومت سه رئيس جمهوري، اين سمت را حفظ كرده بود 27 ژوئن 2004 در اُرلاندو (فلوريدا) ضمن اشاره به اوضاع عراق پس از جنگ بهار 2003 گفت:
    "ساختار نژادی ـ مذهبی عراق بگونه ای است که نباید به این صورت بهم ریخته می شد؛ درست بمانند لانه زنبور. ما [آمریکا] می توانستیم با تعقیب روش های دیگر به هدف خود برسیم. عراق كشوري است پُر از نفت و بالقوه ثروتمند و واقع در چهارراه آسیای غربی که همه قدرت ها به این نفت و ثروت و موقع استراتژیک آن چشم دوخته اند و ما باید در برابر چشمداشت آنها موضع بگیریم و دفاع کنیم. رقیبان جهانی و منطقه ای ما، تاریخِ عراق را خوانده اند و می دانند که چگونه با ما در این سرزمین درگیر شوند؛ تحریک و تقویت یک نژاد و پیروان یک مذهب بر ضد نژادها و مذاهب دیگر و سپس صدور وضعیت عراق به کشورهای دوست ما در منطقه و فراتر. وضعيت عراق، دارد نسل ناآرام و ناراضی تازه اي را به وجود می آورد. عراقی ها قبلا سیر و از رفاه نسبی و امنیت داخلی برخوردار بودند و خصومت داخلی و مقاومت ـ جز میان کُرد و عرب ـ درکار نبود. وضعيت تازه باعث تقويت القاعده و گروههای همردیف و متشابه و توجه به آنها، شعارها وکارهایشان در جهان اسلام شده است. اینان، كمونيست هاي تا دو ـ سه دهه پيش نيستند كه بتوانيم سر میز بنشانیم و با گفت و گو مجابشان كنيم و به سازش دست یابیم. آنان يك چيز مي دانند و آن ضربه زدن است و از مُردن هم نمي ترسند. كمونيستهاي آن زمان نمي خواستند بميرند زیرا که دنیای پس از مرگ را باور نداشتند. تصرف عراق به آن صورت، كاري بود كه جهانيان قبلا تصور آن را هم نمي كردند، و نگرانی ملل دیگر از روال و عادی شدن این روش است در مورد کشورهای دیگر. من نسبت به آینده عراق نگران هستم و تردید دارم که یکپارچه بماند. اگر پس از تحویل حکومت از سوی ما به مقامات محلی، فساد اداری پدید آید نارضایتی گسترش خواهد یافت و تاریخ نشان داده است که ناراضیان به هر بپاخیزی، مقاومت و یا شورش خواهند پیوست. همچنین با كارهايي كه ما در زندان ابوغريب كرديم و در سراسر جهان انعکاس یافت بذر رویگردانی از خودرا پاشيديم و اين نگرش، تا يك نسل و حتی بیشتر باقي خواهد ماند. تصاویر صحنه های شکنجه در ابوغریب از کتابهای تاریخ پاکشدنی نخواهد بود.".
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 28 ژوئن
  • 1098:   صليبيون اروپايي در سر راه خود به زادگاه مسيح در فلسطين ، شهر انتاكيه ( آنتيوخ ) را در جنوب غربي تركيه امروز تصرف كردند.
  • 1635:   جزيره «گوادلوپ» يك كلني فرانسه در قاره آمريكا شد.
  • 1651:   بزرگترين جنگ اروپاي مركزي در قرن هفدهم ميان لهستاني ها و اوكرايني ها در منطقه « برستژكو» آغاز شد.
  • 1824:   «پل بروكا» جراح فرانسوي كه محل كنترل سخن گفتن را در مغز به دست آورد در اين روز به دنيا آمد.
  • 1905:   شورش و نافرماني ملوانان ناو جنگي روسيه «پوتم كين» ادامه يافت و باعث تشديد عصيان مردم ناراضيان روس از دولت وقت شد.
  • 1940:   دولت روماني به خواست مسكو تسليم شد و بسارابيا (بسارابي) را كه امروزه «مولدوا» نام دارد به شوروي داد كه ضميمه اين اتحاديه شد. مولدوا پس از فروپاشي شوروي اعلام استقلال کرد ولي هنوز نيروهاي روسيه در آنجا مستقر هستند.
  • 1946:   «انريكو دنيكلا» به عنوان نخستين رئيس جمهوري ايتاليا در عصر جديد تعيين شد.
  • 1964:   ملكم ايكس سازمان وحدت افريقايي هاي آمريكا (سياهپوستان) را در نيويورك تاسيس كرد.
  • 1960:   فيدل كاسترو پالايشگاه نفت آمريكايي كوبا را مصادره و ملي كرد.
  • نامه به مولف
    نامه یک اقتصاددان ایرانی: کاهش بهره بانکی در شرایط مالی امروز به مصلحت ایران نیست ـ دلایل وی و راه حل
  •   24 ژوئن 2016 (چهارم تیرماه 1395) نامه ای از یک اقتصاددان ایرانی ساکن برون مرز واصل شد که وی ظاهرا در واکنش به گزارش های رسانه ای داخلي حاکی از احتمال کاهش نرخ بهره بانکی در ایران، این اقدام احتمالی را در شرایطِ رشد نقدینگی (افزایش میزان اسکناس و چِک بانک رایج و وسائل دیگر مبادله و پرداخت) در ایران تا یک‌ هزار تریلیون و 17 هزار میلیارد تومان در پایان اسفند 1395 و رسیدن بدهی های دولت به بانک‌‌ها به 122 هزار میلیارد تومان (استقراض برای تأمین هزینه ها به سبب نداشتن درآمد کافی از محل مالیات و گمرکات ـ نفت یک ذخیره میلیون ها ساله ملّی محدود و تمام شدنی است و استخراج و فروش آن با هدف جایگزینی ثروت ملی باید باشد نه درآمد دولت برای پرداخت هزینه های جاری اش)، پرداخت دستمزد و پاداش های میلیونی و وام با بهره کمتر به مقامات پاره ای از سازمان ها و گرانی های ناشی از انتقال پول اضافی از بانک به جیب به مصلحت ایران ندانسته زیراکه [به نظر این اقتصاددان] باعث خروج پول از بانک ها؛ در آستانه ورشکستگی قرارگرفتن بعضی از آنها، گسترش ولخرجی افراد و خریدهای غير ضروري و بعضا زیان آور آنان با بازگشت پول از بانک به جیب، افزایش اجاره بها (که اینک به صورت رهن و یا رهن ـ اجاره است) و در نتیجه تقاضای افزایش دستمزد، بالا رفتن بهای کالا و خدماتِ تولید شده و افزایش نارضایی ها و ... می شود. راه حل ارائه داده شده این اقتصاددان: آزاد گذاشتن دست بانک ها بويژه بانک هاي نيمه دولتي* در چانه زنی برای تعیین میزان پرداخت بهره پس انداز و ... با مشتری (سپرده گذار) است، همین کاری که در آمریکا و کشورهای دیگر می شود. در آمریکا برخی از بانکها تا بیش از دو برابر بانک های بزرگتر به سپرده های معروف به مانی مارکت ها و «سی دی» ها بهره (سود مشارکت) می دهند. «بانک ـ جز بانک ملي يک کشور» يک وسيله کسب و کار است و دست آن براي کار خود ازجمله رسيدن به توافق با مشتري بر سر بهره از طريق چانه زني بايد باز باشد تا موفقيت داشته باشد و ارزش سهام و در نتيجه سهامداران خودرا از دست ندهد. نباید گذاشت که «پول» به علت انتقال از بانک به جیب، قدرت خرید خود در قبال اجناس و خدمات را از دست بدهد و راه آسان این کار، تشویق به سپرده گذاری در بانک ها و خرید اوراق بهادار دولتی (اوراق قرضه ملّی) است. متن این نامه پس از تنظیم ژورنالیستی (فهم آسان اصطلاحات فنی) بعدا درج خواهد شد.
         نویسنده نامه نوشته است که در 1367 از ایران خارج شده و علم اقتصاد را در انگلستان و آمریکا تحصیل کرده و 21 سال است که در دانشگاه تدریس می کند و نیز مشاور یک موسسه مالی و سرمایه گذاری است.
        - - - - -
        * در جمهوري اسلامي ايران، طبق اصل 44 قانون اساسي، بانک کاملا غير دولتي (اصطلاحا خصوصي) نمي تواند وجود داشته باشد.




  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com