Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
9 آوريل
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 9 آوريل
آیا روزنامه شهرداری تهران می تواند تلویزیونی هم بشود؟



    مخاطب: اخیرا دیدم که روزنامه شهرداری تهران [همشهری] اشاره به پخش تلویزیونی و دعوت به دیدن مطالب آن می کند، می خواستم بدانم که آیا در جمهوری اسلامی ایران، روزنامه ها و مؤسسات دیگر می توانند پخش تلویزیونی هم داشته باشند؟
    
    پاسخ:
    بهتر است که این را از معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد و هیأت نظارت برمطبوعات سئوال کنید. تا آنجا که مختصر اطلاعی داریم؛ از سال 1350 تمامی رادیو تلویزیون ها ایران یکی شده و زیر عنوان صدا و سیما در دست دولت قرار گرفته اند و در بند ششم اصل 110 قانون اساسی جمهوری اسلامی، تعیین رئیس سازمان صدا و سیما (رادیوتلویزیون) از اختیارات مقام رهبری است و در اصل 175 قانون اساسی هم تصریح شده است که رادیو و تلویزیون زیر نظر مشترک قوای سه گانه (مقنّنه، قضائیه و مجریه) اداره خواهند شد. به علاوه در قانون مطبوعات مصوّب سال 1364 اشاره به اینکه روزنامه ها می توانند به ضمیمه خود تلویزیون داشته باشند نشده است و قاعدتا داشتن این چنین ضمیمه ها مجوّز می خواهد و کسب چنین مجوّز، قطعا شرایط خواهد داشت و بنابراین برای تعیین این شرایط، قانون تازه و یا اصلاح قانون مطبوعات لازم می آید. آنلاین شدن و ویدیو داشتن با داشتن تلویزیون ضمیمه فرق دارد. در بیشتر کشورها، رادیوتلویزیون ها در دست دولت هستند و در معدود کشورهایی که این رسانه ها غیردولتی هم می توانند باشند ازجمله آمریکا، قانون صدور مجوّز و سازمان نظارت بر کار این رسانه ها وجود دارد که در آمریکا عنوان آن The Federal Communications Commission (FCC) است. این را هم ناگفته نگذاریم که در سال های اخیر و در گوشه و کنار جهان، بعضی نشریات و خبرگزاری ها برخی از اخبار و مطالب خودرا گاهی به صورت ویدیوِ اینترنتی عرضه می کنند که با داشتن فرستنده تلویزیونی به ضمیمه خود و پخش مطالب فرق دارد که این رسانه تعریف و سازمان مشخص دارد که متفاوت از نشریه است. روزنامه بویژه روزنامه وابسته به یک دستگاه عمومی که ساشل میدیایی نیست که بمانند افراد در نِت وُرک ها فعالیت کامل داشته باشد.
    لطفا نظر این مخاطبِ مطالب شما [فرستنده پیام] در تاریخ آنلاین ایرانیان و مجله روزنامک درج شود.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ایران
بپاخیزی «بِه آفرید» در خراسان
مؤلفان تواریخ قیام ایرانیان استقلال طلب، نهم اپریل سال 744 میلادی را روزی نوشته اند كه «بِه آفرید» در «زوزن» خراسان پرچم خود را بلند كرد. وی كه در اجتماع مردم با پیراهن سبز ظاهر می شد و كلامی نافذ داشت، از سوی مخالفانش متهم به جادو گری شده بود.
    قیام ایرانیان در گوشه و كنار وطن، اندك زمانی پس از اشغال ایران توسط عرب آغاز شده بود.
    تاریخ بپاخیزی ایرانیان استقلال طلب از درخشانترین فصول تاریخ عمومی (جهان) و آکنده از قهرمانی و جانبازی است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
زادروز امیرتیمور
به نوشته برخی از مورّخین، امیرتیمور گوركان كه سه بار به ایران حمله نظامی آورد و سرزمین ما را تصرف كرد نهم اپریل 1336 میلادی در شهر سبز (واقع در فرارود) به دنیا آمده بود.
    وی در سال 1405 در قزاقستان امروز درگذشت. مورخان، حملات امیرتیمور به ایران را «یورِش» نام گذارده اند.
     او در یكی از این یورش هایش، اصفهان را قتل عام كرد و از كلّه قربانیانش، مناره ها ساخت. تیمور همچنین بغداد را قتل عام کرد و دمشق را به باد غارت داد. وی ضمن فتوحات خود شهر دهلی را هم تصرف کرده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دستگیری پزشك احمدی در عراق
دستگیری پزشك احمدی را كه پس از وقایع شهریور 1320 فرار كرده بود 20 فروردین 1321 (9 اپریل 1942) ذكر كرده اند. وی در عراق دستگیر شده بود كه به تهران مسترد و محاكمه شد. شهرت داشت كه پزشك احمدی تنی چند از زندانیان سیاسی مخالف رضا شاه را در زندان قصر با تزریق «آمپول هوا» كشته بود. یكی از این مقتولین، جعفرقلیخان سردار اسعد (بختیاری) بود كه مدتی هم وزیر جنگ كابینه شده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نشست جهانی تکنولوژی اتمی در تخت جمشید و نظر دکتر اعتماد
دکتر اکبر اعتماد
دهم اپریل 1977 (21 فروردین 1356) نشست جهانی تكنولوژی اتمی با شركت پانصد مقام مربوط و كارشناس از سراسر جهان در محل تخت جمشید آغاز بكار كرد و چهار روز طول كشید. سخنرانی ها و بحث های این نشست با اظهارات امیرعباس هویدا نخست وزیر وقت آغاز شده بود. شرکت کنندگان در نشست دکتر اکبر اعتماد رئیس وقت سازمان انرژی اتمی ایران را که در عین حال معاون هویدا بود به ریاست جلسات نشست انتخاب کردند. یک روز پیش از آغاز کار نشست، دو مشاور ارشد جیمی کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا در آژانس خلع سلاح و در سازمان کنترل اسلحه اتمی و منع گسترش این نوع جنگ افزار وارد تهران شده بودند!.
     نشست اتمی تخت جمشید در زادروز کمیسیون انرژی اتمی آمریکا کار خودرا آغاز کرده بود. این کمیسیون دهم اپریل 1945 تشکیل شده است. محصول فعالیت این کمیسیون در ماههای نخست تاسیس، دو بمب اتمی بود که درست چهار ماه بعد از تاسیس کمیسیون بر دو شهر صنعتی و پرجمعیت ژاپن فرو افکنده شدند و صدها هزار تن را به آن دنیا فرستادند و یا بیمار کردند. 16 سال پیش از نشست جهانی تكنولوژی اتمی (سال 1961میلادی = 1340 هجری خورشیدی) و در همین روز (دهم آوریل = 21 فروردین) ایران دارای یك رآكتور آموزشی شده بود كه به ضمیمه دانشگاه تهران، در اراضی امیرآباد (در محلی میان بزرگراه چمران و خیابان کردستان) فعالیت خودرا آغاز کرده بود. در ایران، بیستم فروردین روز ملی فن آوری هسته ای اعلام شده است. بیستم فروردین سال 1388 (نهم اپریل 2009 میلادی) احمدی نژاد رئیس جمهور وقت در اصفهان از فعالیت های تهیه سوخت اتمی دیدار کرد و ورود برنامه های اتمی ایران به فاز تازه ای را اعلام داشت و گفت: ما وارد آخرین مرحله تولید سوخت اتمی شده ایم. همان شب شبکه های تلویزیونی آمریکا ضمن پخش اظهارات و تصویر احمدی نژاد گفتند که رئیس جمهور ایران خبر از ورود برنامه های اتمی ایران به فاز تازه و غیر قابل بازگشت بودن این برنامه داد و مذاکرات شش دولت در این باره را دشوار ساخت.
    اکبر اعتماد که از او به عنوان پدر پژوهش های اتمی ایران نام می برند در مصاحبه ای از او که در نوامبر 2009 در یک نشریه چاپ واشنگتن انتشار یافته بود با تاکید گفته بود که دولت وقت ایران (نظام پیشین) در سال 1968 (1347 هجری) نباید پیمان منع گسترش تسلیحات اتمی را امضاء می کرد و افزوده بود: این پیمان ـ قراردادی است میان قوی ها و ضعیف ها. این قرارداد را قوی ها علیه ضعیف ها تنظیم کردند. خودشان این قرارداد را رعایت نمی کنند. چند سال است که از مفاد این پیمان در مورد ایران سوء استفاده می کنند. با چند ادعا یقه ایران را چسبیده اند که چرا این کار و آن کار را کرده است حال آنکه خودشان چهل سال است به تعهدی که سپرده اند عمل نمی کنند. آنها متعهد به خلع سلاح هسته ای و انهدام سلاحهای هسته ای خود شده بودند. این قوی ها همچنین تعهد کرده بودند که تکنولوژی هسته ای در اختیار کشورهایی که آن را ندارند قراردهند که پس از گرفتن امضاء از آنها (امضای پیمان منع گسترش) زیرش زده اند. من اگر به جای دولت (دولت ایران) بودم نه تنها از این پیمان بلکه از آژانس بین المللی انرژی اتمی خارج می شدم. این آژانس برای ما چه کرده است؟ و عضویت در آن برای ما چه امتیاز و فایده ای دارد؟. ببینید در چند سال اخیر چقدر وقت ایران را با این سر و صداها گرفته اند. در حال حاضر 9 کشور جهان دارای سلاح اتمی هستند. من همواره از برنامه اتمی وطن دفاع کرده ام و بازهم دفاع می کنم.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سن ازدواج پسران و دختران
از تیترهای صفحه اول شماره 15847 مورّخ دوشنبه 17 اردیبهشت 1358 روزنامه اطلاعات:
    



    طبق ماده 1041 قانون مدنی ایران مصوّب 8 دهه پیش، حدِ اقل سن ازدواج برای پسران 18 سال و برای دختران 15 سال تعیین، و اضافه شده بود که چنانچه مصالحی اقتضا کند، این حد اقل سن؛ برای پسران 15 سال و برای دختران 13 سال می تواند باشد. این ماده از قانون دهها سال بود که رعایت می شد.
     در اواخر دوران نظام سلطنتی، حداقل سن پسران به 20 سال و دختران به 18 سال تغییر داده شده بود که همان زمان، این اقدام با برخی اظهارنظرهای اعتراض آمیز رو به رو شده بود و مخالفانِ این اقدام با ارائه نتایج تجربه های علمی ـ اجتماعی گفته بودند که دخترانِ با سن کمتر ـ پس از ازدواج؛ همخوانی، تطابق جسمی ـ روانی و سازگاری بهتری با شوهر می یابند ولی به این اظهارنظرها توجه نشده بود. در اردیبهشت 1358 (3 ماه پس از پیروزی انقلاب) آن اصلاحیه (افزایش حداقل سن ازدواج) لغو شد.
    این تغییر و بازگشت به گذشته از تیترهای صفحه اول شماره 15847 مورّخ دوشنبه 17 اردیبهشت 1358 روزنامه اطلاعات بود (کُپی تیتر در بالا آمده است).
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
19 فروردین 1397 دلار 5730 و سکه طلا یک میلیون و 935 هزار تومان و 19 فروردین 1398 دلار 14 هزار و 400 و سکه 4 میلیون و 780 هزار تومان
به گزارش 19 فروردین 1397 خبرگزاری فارس، سیر صعودی قیمت ارزها در معاملات این روز [دو سال پیش] و تا پایان ساعت معاملاتِ بازار ادامه داشت. در آخرین ساعتِ معاملات، بهای دلار آمریکا 5730 تومان و یورو 6850 تومان بود [تقریبا 2 و نیم برابر کمتر از 19 فروردین 1398].
     این خبرگزاری نوشته بود که با این حساب، نرخ فروش دلار آمریکا در 19 فروردین 1397 نسبت به روز پیش از این (18 فروردین) 480 تومان و نرخ یورو 275 تومان رشد داشت. [طبق گزارش های رسانه ای، 19 فروردین 1398 ـ درست یک سال بعد نیز بهای ارزها دفعتا بالا رفت و دلار امریکا در بازار آزاد به 14 هزار و 40 تومان رسید که نسبت به روز پیش از آن 7 درصد افزایش نشان می دهد ـ یک جهش تقریبا هزار تومانی. خبرگزاری فارس در گزارش 19 فروردین 1397 نوشته بود که بهای سکه نیز در این روز رشدی چشمگیر داشت؛ سکه طرح جدید یک میلیون و 935 هزار تومان و سکه طرح قدیم یک میلیون و 873 هزار تومان معامله شد.
    بهای سکه بهار آزادی یک سال بعد در این روز ـ 19 فروردین 1398 ـ به مرز 4 میلیون و 780 هزار تومان رسید که بیش از دو برابر بهای آن در 19 فروردین سال 1397 بود و در فروردین 1399 حدود 6 میلیون تومان.].
    
     تیترهای بزرگ صفحات اول روزنامه های تهران منتشر شده در 20 فروردین 1397 ازجمله روزنامه حکومتی کیهان در این زمینه:
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
واکنش سریع و تُند جمهوری اسلامی ایران به اقدام بی سابقه رئیس جمهوری آمریکا و تروریست اعلام کردن CENTCOM و افراد وابسته به آن
خبرگزاری تَسنیم 19 فروردین 1398 (8 اپریل 2019) متن بیانیه شورای امنیت ملّی جمهوری اسلامی مبنی بر تروریستی اعلام کردن (CENTCOM (U.S. Central Command را که همان شب صادر شده بود در وبسایت خود قرار داد. در این بیانیه آمده است: "شورای‌عالی امنیت ملّی جمهوری اسلامی ایران ضمن محکوم کردن اقدام خطرناک رژیم ایالات متحده آمریکا در قراردادنِ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست «سازمان‌های تروریستی خارجی»، این اقدام بی‌اساس را خطری عُمده‌ برای صلح و امنیت منطقه‌ و جهان و نقض آشکار قواعد آمره حقوق بین‌الملل و منشور ملل می‌داند.".
    در این بیانیه همچنین آمده است: "جمهوری اسلامی ایران در اقدام متقابل در برابر اقدام غیرقانونی و نابخردانه امروز آمریکا اعلام می‌کند؛ رژیم ایالات متحده آمریکا را «دولت حامی تروریسم» و «فرماندهی مرکزی آمریکا موسوم به سِنتکام» و تمامی نیروهای وابسته به آن را «گروه تروریستی» می‌داند. این فرماندهی مسئولیت اجرای سیاست‌های تروریستی دولت آمریکا علیه منطقه غرب آسیا را به‌عهده داشته است.".
    در پایان بیانیه آمده است: "بدیهی است که رژیم ایالات متحده آمریکا تمامی مسئولیت‌های عواقب خطرناک این اقدام ماجراجویانه را برعهده خواهد داشت.".
    تسنیم نوشته است که این بیانیه حسب پیشنهاد محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه، پس از بررسی قضیه صادر شده است.
    به گزارش خبرگزاری تسنیم، «عباس عراقچی» معاون سیاسی وزیر امور خارجه [معاون وقت] دوشنبه‌شب در گفت‌وشنیدی با شبکه 2 تلویزیون جمهوری اسلامی با اشاره به تردُّد نیروهای آمریکایی در خلیج فارس، اظهارداشت: "مسئولیت پاسبانی از خلیج فارس با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است و ممکن است اتفاقات جدیدی رخ دهد.".
    عراقچی گفت: "آمریکا یکی از خطوط قرمز اساسی جمهوری اسلامی ایران را ردّ کرده است.".
    دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا [در دور اول]، دوشنبه 8 اپریل 2019 با صدور اعلامیه ای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را رسما در فهرست گرو‌ه‌های تروریستی قرار داد. وی پذیرفت که قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمان‌های تروریستی یک اقدام «بی‌سابقه» بوده است.
    مایک پمپئو، وزیرامور خارجه آمریکا [وزیر وقت] نیز دوشنبه 8 اپریل 2019 از شرکت‌ها و بانک‌ها خواست تا از هرگونه تعامل با سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران خودداری کنند. وزیر امور خارجه آمریکا گفت که تصمیم رئیس جمهوری در قراردادن نام سپاه پاسداران در فهرست سازمان های تروریستی، از یک هفته دیگر رسما به اجرا گذارده خواهد شد.
    این نخستین بار است [بود] که دولت واشنگتن سازمان نظامی یک دولت را به عنوان گروهی تروریستی اعلام کرده است [کرده بود].
    تفسیرنگاران، این اقدام ترامپ و واکنش جمهوری اسلامی را رویدادی توصیف کرده اند که عواقبی در پی خواهد داشت.
    روزنامه های تهران تصمیم ترامپ و واکنش جمهوری اسلامی ایران را تیتر بزرگ صفحات اول شماره های بیستم فروردین 1398 خود قرار داده بودند. کُپی تیترهای سه روزنامه، به عنوان نمونه:
    



    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دنیای هنر
نوآوری در انتخاب هنرمند: داوری مشترك توده ها و استادان ـ انتخاب عادلانه و شكست «انحصار انتخاب»
چند سال است كه متصدیان رشته هایی از هنر از قبیل خوانندگی، نمایش، رقص و ... با برخی از شبكه های تلویزیونی آمریكا برنامه های مشتركی به نام انتخاب «آیدل»، «رقص با ستاره ها» و ... تنظیم كرده اند كه هنرمندان هر رشته می آیند و در چند نوبت در برابر داوران، تماشاگران درتالار و مخاطبان شبكه های تلویزیونی مربوط، هنر خود را عرضه می دارند. داوران نمره می دهند و از مردم معمولی (مخاطبان) نیز دعوت می شود كه با تلفن (رایگان)، ارسال فاكس و ایمیل نظر (نمره) خود را اعلام دارند و معدل این نمرات برندگان را در چند ردیف مشخص می كند كه گام به جامعه هنر بگذارند. این نوآوری در انتخاب هنرمند كه «انحصار انتخاب» را از دست شماری كم خارج ساخته و «عدالت در گزینش» نام گرفته است جهانی شده و تا افغانستان هم گسترش یافته است.
    
«ليما سحر» در اثناي مسابقه خوانندگي در استوديو تلويزيون طلوع ـ كابل 12 مارس 2008


    تلویزیون «طلوع» در افغانستان نام این گونه انتخاب (به سبك «امریكن آیدلAmerican Idol») را «افغان ستار» گذارده است. در بهار سال 2008 (1387 هجری خورشیدی) در مسابقه هنرنمایی آواز در افغانستان نزدیك به دو هزار تن شركت كرده بودند كه نابزاده «تاجیك 19 ساله» از مزار شریف: یكم، سخی زاده «هزاره 21 ساله» از بامیان: دوم و بانو «لیما سحر» از قندهار: سوم شدند. در این دور از هنرنمایی، «ستاره» از هرات به مقام هشتم رسید.
    كثرت تماشاگران و شمار مشاركت در این روش انتخاب، علاقه و اعتماد توده مردم به این گونه روش انتخاب (انتخاب عادلانه بهترین ها) را ثابت می كند. در آمریكا كه مبتكر این روش بوده، بینندگان برنامه ها (مخاطبان) و نیز شركت كنندگان در اظهار نظر و نمره دادن؛ «ركوردشكن» اعلام شده اند.
    گفته شده است كه اندیشه این نوآوری از بانو «اوا نارسیسوس بوید» خواننده و رقصنده سیاهپوست آمریكایی است كه در عین حال از مخالفان سرسخت هرگونه تبعیض بود. «اوا بویدEva N. Boyd» كه اصرار داشت او را «اوا كوچیكه» ـ یكی از افراد داستان «كلبه عمو تام» ـ خطاب كنند عقیده داشت كه ارزشگذاری هر «هنر» به ویژه خوانندگی، رقص و حتی صورتگری نباید تنها توسط استادان حرفه صورت گیرد تا معرفی و تبلیغ شود، بلكه باید نظر توده مردم را هم كه مخاطب و خریدار آن هنر هستند درنظر گرفت و سپس نمره به آن كار هنری و یا هنرمند داد و با این روش، امید به پیشرفت هنر و افزایش هنرمند بیشتر خواهد شد. «اوا» كه 59 سال عمر كرد؛ دهم اپریل 2003 فوت شد.
    
هشت تن ازخوانندگان جوان که در مسابقه «امريکن آيدل» مارس - آوريل 2008 شرکت کرده بودند

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
پایان عُمر پُركارترین هنرمند نقاش قرن 20؛ پابلو پیكاسو Pablo Picasso
هشتم اپریل سال 1973 «پابلو پیكاسو Pablo Picasso» نقاش بلند آوازه و پرکار قرن 20 در92 سالگی درخانه اش در جنوب فرانسه در گذشت. وی كه بسال 1881 در اسپانیا به دنیا آمده بود از چهار سالگی كار هنر نقاشی را آغاز كرده بود.
    پابلو كه در فرانسه هنر صورتگری را تكمیل كرد در 15 سالگی (سال 1896) پرتره مادرش را ترسیم كرد كه یك شاهكار هنری است. وی در آغاز قرن 20 سبك كوبیسم را عرضه داشت. او در 1906به پروتو كوبیسم و در 1908 به كوبیسم پرداخت و دو دهه بعد بدون این كه از كوبیسم دست بكشد متوجه سوررئالیسم شد.
    در دهه های آخر عُمر، پیكاسو به ترسیم افسانه ها سرگرم گردید. پركاری وی همین قدر بس كه در سه سال آخر عمر 201 اثر زیبا از خود به یادگار گذارد. یك موزه كامل، اختصاص به كارهای پیكاسو دارد. هنر در خانواده پیكاسو ارثی بوده است. پدر او استاد هنر در دانشگاه بود.
    
به ترتيب: يك كار كوبيسم از پيكاسو - پيكاسو با قلم خودش - پرتره مادر شاهكار پيكاسو

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای اقتصاد
بهای بنزین در اپریل 2007 در آمریكا! و تکرار دلال بازی و افزایش ساختگی آن در بهار 2012 ـ بهانه افزایش در زمستان 2013


تغییرات بهای نفت خام در بازار های بین الملل، قاعدتا چند ماه بعد باید در جایگاههای فروش بنزین موثر واقع شود، زیرا از استخراج آن از چاه و حمل با لوله و یا كشتی به پالایشگاه، پالایش و انتقال به جایگاههای فروش، هفته ها و ماهها طول می كشد ولی در آمریكا از نیمه مارس 2007 بار دیگر بهای بنزین رو به افزایش گذارده بود و این بار؛ خیلی هم سریع.
    در بهار 2012 و پس از اعلام تشدید تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی از سوی بلوک غرب، این وضعیت عینا یک بار دیگر تکرار شده بود. به عبارت دیگر؛ هنوز ماجرا از صورت حرف (مصاحبه و اعلامیه های مطبوعاتی) خارج نشده بود که کمپانی های نفتی، دلالان و سفته بازان (اسناد فروشان) بهای نفت و در نتیجه بنزین را گران کردند که معدل بهای بنزین در جایگاههای فروش در آمریکا به هر گالن (4 لیتر) به 4 دلار رسید! و چون در آمریکا «سال انتخابات» بود و نامزدهای انتخاباتی برای تامین هزینه تبلیغات خود به کمک های مالی کمپانی ها و کسبه نیاز دارند، اقدام موثری هم برای کاهش بهای بنزین صورت نگرفته بود. این افزایش بهای نفت خام تا هر بشکه 126 دلار درحالی بود که قرار بود کاهش خرید نفت از ایران توسط اروپاییان از جولای (تیرماه) صورت گیرد و دولت سعودی قول جبران آن را داده بود. این افزایش بها، یک بار دیگر تاثیر منفی دلالان (و به قول لنین؛ زالوهای جامعه)را در اقتصاد ثابت کرد.
     بهای بنزین در ایالتهای مختلف آمریكا برحسب میزان مالیاتی كه ایالت از آن برای خود می گیرد و دوری و نزدیكی از پالایشگاه و نیز كمپانی نفتی صاحب جایگاه متفاوت است.
    عكس مقابل، میزان بهای فروش بنزین برحسب هر گالن (هر گالن نزدیك به چهار لیتر) را به دلار در هفته اول اپریل 2007 (در یک منطقه با نرخ مالیاتی متوسط )را نشان می دهد. هر وقت كه در آمریكا بهای بنزین افزایش می یابد، معمولا بر بالای هر پمپ تابلویی نصب می كنند كه به خریدار تذكر می دهد باید اول برود پول بدهد و بعد پمپ بزند (تابلو First Pay، در عكس دیده می شود) زیرا بیم از آن است که تنی چند، پس از پُرکردن مخزن سوخت خودرو فرار کنند.
    به این مناسبت، مفسران روزنامه ها در اپریل 2007 نوشته بودند كه چون فصل انتخابات پارلمانی آمریکا گذشت، بهای بنزین هم بالا رفت، زیرا حالا ـ حالا نیازی به جلب آراء مردم نیست!.
    در زمستان 2013 (از آغاز این سال میلادی) و این بار به بهانه آسیب زدگی چند پالایشگاه بر اثر توفان، کمپانی ها بهای بنزین را در ایالات متحده بالابردند که به حدود 4 دلار برای هر گالن رسیده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دنیای ورزش
کاری بی سابقه در طول تاریخ: 5 هزار كیلومتر شنا در 66 روز!
Martin strel
«مارتین سترلMartin strel» شناگر 52 ساله متولد اسلوانیSlovenia با پیمودن سراسر رود آمازونAmazon كه در آمریكای لاتین جاری است و پس از نیل، دومین رود طویل جهان بشمار می رود با شنا، ركورد تازه ای از خود برجای نهاد. او قبلا طول دانوب در اروپا، می سی سی پی در آمریكای شمالی و یانگ تسه در چین را با شنا طی كرده و ركورد ساز شده بود. مارتین هفتم اپریل 2007 این شنای ماراتن رودخانه ای را در شهر «بلم» برزیل به پایان برد. وی یكم فوریه شنای خود را آغاز كرده و طول دوهزار و 265 كیلومتری آمازون را در 66 روز پیموده است. مارتین در این مدت به طور متوسط هر روز 80 كیلو متر شنا كرده بود. او ضمن این شنا كه به مشكلات ماهیچه، گردش خون و جهاز هاضمه دچار شده بود در عین حال 12 كیلوگرم از وزن خود را هم از دست داد. مارتین شنا در آمازون را درجهت حركت رودخانه انجام داده است. باید دانست كه آمازون دارای ماهی های گوشت خوار (حتی گوشت آدم) و ماهی های زالو شكل مكنده خون و نیز در بعضی نقاط كوسه است كه مارتین باید خود را از دام انها هم می رهانید. ضمن شنا، یك بار دكتر پس از معاینه مارتین، او را از ادامه كار منع كرد كه مارتین توجه نكرد.
     مارتین گفته است كه قسمت سخت این شنای طولانی، آخرین روز آن بود كه رودخانه به اقیانوس نزدیك می شد و امواج دریا كه تا رودخانه ادامه می یافت تن خسته وی را به عقب می زد.
    پرتغالی های قرون وسطی این رودخانه بسیار طولانی را «آمازون» به معنای زنان وحشی نام گذارده اند.
    
مارتين طولاني ترين شناي تاريخ را با تني خسته و پوستي سوخته از آفتاب به پايان برد

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای كشورداری
طرح محرمانه حمله غافلگیرانه اتمی استالین به انگلستان و آمریکا باعث شد که کرملینی ها اورا مسموم کنند و بکشند
استالین در چهار مرحله از عُمر


    پنجم مارس 2025 (15 اسفند 1403) 72 سال از مردن ژوزف استالین که 27 سال بر اتحاد شوروی رهبریی کرد گذشت. ژوزف استالین رهبر 74 ساله وقت اتحاد شوروی چهار روز پس از سکته کردن ناگهانی و خلاف انتظار درگذشت و علت سکته کردن و مرگ او هنوز از تردید و شک خارج نشده است. استالین هجدهم دسامبر 1878 در شهر گوری واقع در شرق گرجستان به دنیا آمده بود، پدرش کفاش و چرم کار و مادرش لباس شوی بود. پدرش دستِ بزن داشت و بارها استالین را که نام اصلی او «یوسف دژوگاشویلی ـ ژوگاشویلی» بود کتک زده بود. یک دست استالین مادرزادی بلندتر از دست دیگرش بود. او در کودکی دچار آبله شده بود و صورتی اصطلاحا؛ «آبله رو» داشت و برای پوشاندن آن در نوجوانی ریش می گذاشت. او در جوانی وارد مدرسه کلیسا شده بود و می خواست که کشیش شود و همزمان به یادگرفتن زبان روسی پرداخته بود. یادگرفتن زبان روسی مسیر زندگی او را تغییر داد زیراکه به خواندن کتاب عقاید مارکس پرداخته بود که در امپراتوری روسیه وقت که گرجستان بخشی از آن بود ممنوع بود. خواندن همین کتاب و کتاب های مشابه، او را کاملا تغییر داد و چون تحت تعقیب قرار گرفت به شهر باکو فرار کرد و در اینجا ازدواج کرد و دارای پسر شد، ولی بانوی او چندماه پس از وضع حمل درگذشت. استالین (یوسف) سپس به روسیه رفت و به جمع انقلابیون پیوست و سرانجام به بلشویک ها، و چند بار بازداشت و به سیبری تبعید شد. در همین جریان انقلابات، چون نترسی و گردنکشی از خود نشان داده بود اورا استالین (پولادین) خطاب می کردند که بعدا نام رسمی او شد. استالین تا پایان عُمر روسی را با لهجه گرجستانی تلفظ می کرد. استالین که به سبب تلاش هایش در دوران انقلاب معروف شده و از نردبان حزب کمونیست بالا رفته بود در طول حیات لنین، خود را پیروِ صد درصد او و نوعی فدایی وی نشان می داد، ولی پس از وفات لنین در ژانویه 1924 وصیت نامه او را نادیده گرفت و به بایگانی سپرد و نادیا بانوی لنین را از دبیرخانه حزب بیرون انداخت. وی سپس به اخراج، حبس و اعدام مقامات حزب که مخالف رفتار او بودند دست زد و تروتسکی بنیادگذار ارتش سرخ را فراری داد که بدست عوامل استالین در مکزیک ترور شد.
    لنین پیش از مرگ، وصیت نامه خودرا به زنش ـ نادیا دیکته کرده بود. در این وصیتنامه آمده بود: "رفیق استالین مردی بالفطره خشن و گستاخ است. تا اینجا شخصا [برای زندگی شخصی خودش] زیاد بد نیست، ولی با این خصلت ها ، قابل تحمل به عنوان دبیر اول حزب نخواهد بود و رفقا باید به این موضوع توجه داشته باشند. ما باید افراد مستعد دیگری را برای احراز مقامات حزبی و اداری آموزش دهیم. ما در پنج سال گذشته در جهانی پُر از دشمن، موفق شدیم طبقه كارگر و كشاورز را به جایگاه خود برسانیم . ما ضمن بكار گیری ماشین اداری بازمانده از نظام سابق به این پیروزی ها رسیده ایم كه با بهبود مدیریت، پیشرفتهای ما بسیار چشمگیرتر خواهد بود. ماشین اداری یك جامعه باید خوب كار كند تا پیشرفت حاصل شود. باید شدیدا مراقبت كنید كه فرصت طلبان وارد صفوف شما (مقام دولتی و حزبی) نشوند كه از درون متلاشی خواهید شد. شورا ها (ساویت ها) باید از نظر دور نباشند تا اعضای آنها به تدریج به صورت طبقه خاصه درنیایند و دست به افاده و استثمار دیگران نزنند و اگر در این زمینه كوتاهی كنید؛ پیش از این كه به سوسیالیسم كامل برسید، این بنا ویران و نظام نابود خواهد شد و .... لنین در دو ـ سه مورد با اشاره و كنایه به جانشینان خود هشدار داده بود كه فراموش نكنند فرضیه ماركس را در كشوری پیاده کرده ایم كه یكپارچگی فرهنگی و آمادگی لازم را نداشته و لذا با كوچكترین غفلت، همه مساعی نقش بر آب خواهند شد و هرچه رشته ایم، دوباره پنبه خواهندشد.".
     «تاریخ» نشان داد كه به وصیت های لنین نه تنها توجه نشد، بلكه عكس آن صورت گرفت؛ استالین تا پایان عُمر (مارس 1953) دبیراول حزب و رهبر اتحاد شوروی بود، و هركس را كه لنین در وصیت نامه خود نام برده بود و تمجید كرده بود به گوشه ای راند و ... و به این سان بود که پیش بینی لنین كه همانا فروپاشی نظام کمونیستی و نیز اتحاد شوروی (قلمرو پیشین امپراتوری تزارها) خواهد بود، سال ها پس از مرگ استالین به تحقق پیوست، زیراکه استالین اتحاد شوروی را در مسیری قرارداده بود که به دره ختم می شد. فرق لنین با استالین در انتخاب مدیریت ها بود. استالین مدیریت ها را به بله قربان گویان خود می داد نه شایسته ها، و نتیجه اش پابرجا نماندن نظام سوسیالیستی و جهانی نشدن آن بود.
    نادیا بانوی لنین از مخالفان رهبری استالین، صدور کمونیسم از طریق دولت مسکو و با فشار سیاسی و مداخله، به کشورهای دیگر بود و می گفت اگر ما نمونه باشیم و مردم کشورهای دیگر پیشرفت ما و رضایت شهروندانمان را که نتیجه سوسیالیستی شدن نظام ما است ببینند به سوسیالیسم گرایش خواهند یافت. او عقیده داشت که اگر از طریق مدارس، نسل نو و از طریق رسانه ها (مطبوعات، کتاب و هنر نمایش)، نسل جاری را سوسیالیست واقعی (نه ظاهری) نکنیم نمی توان به آینده نظام شوروی و تداوم آن اطمینان داشت. نادیا می گفت که بیشتر اعضای حزب و مقامات حزبی و دولتی تظاهر به سوسیالیست بودن می کنند درحالی که باید نمونه باشند ـ یک سوسیالیت واقعی و دارای رفتار سوسیالیستی نَه با حرف و سخن و و رفتا نمایشی.
    
     «خاطرات نادیا» که می توانست راه اصلاح امور شوروی قرار گیرد پس از نخستین چاپ، به اشکال مختلف دچار سانسور شد و به همین لحاظ متون ترجمه های آن به زبانهای دیگر با هم متفاوت است و معلوم نیست که کدام یک از آنها به اصل خاطرات نزدیکتر باشد.
     «جنایت در كرملین» عنوان كتابی است 402 صفحه ای كه در پنجاهمین سالروز درگذشت استالین انتشاریافته است كه «تاریخدان روس ولادیمیر نائوموف» و «جاناتان برنت» پژوهشگر دانشگاه یِیل آمریكا آن را برپایه یافته های خود از مطالعه اسناد دهه 1950 اتحاد شوروی كه پس از فروپاشی این جماهیریه از طبقه بندی خارج شده اند برنگاشته اند. اسناد ارائه شده در این كتاب كه در پنجم مارس 2003 به توزیع داده شد احتمال قتل استالین را تقویت كرده است. استالین پنجم مارس 1953 به سبب خونریزی مغزی و پس از چهار روز در اغماء بودن درگذشت.
     اسناد ارائه شده در این كتاب حكایت از این دارد كه استالین با «وارفارین» كه ماده ای بی رنگ و بی طعم و بی بو است مسموم شده بود. مؤلفان این کتاب برپایه اسناد ارائه شده نوشته اند كه در ضیافت شام یکم مارس 1953 در كرملین، این ماده را به خورد استالین داده بودند كه نتیجه اش خونریزی مغزی او بود كه چهار روز بعد درگذشت. «وارفارین» كه در عین حال یك نوع مرگ موش است خون را سریعا و شدیدا رقیق می كند. در آن ضیافت؛ «بریا» رئیس سازمانهای امنیت شوروی، مالِنكوف، خروشچف و بولگانین اعضای وقت دفتر سیاسی حزب كمونیست شوروی حضور داشتند. پس از مرگ استالین؛ مالنكوف، بولگانین و خروشچف یكی پس از دیگری برجای او نشستند و خروشچف نخستین مقامی بود كه به انتقاد علنی از استالین دست زد، او را تقبیح كرد و جنازه اش را كه در محفظه شیشه ای در آرامگاه لنین بود از اینجا خارج ساخت و در كنار دیوار كرملین به خاك سپرد. مؤلفان کتاب نوشته اند كه اگر همان دَم [پس از وقوع سکته] استالین را كه به خونریزی مغزی دچار شده بود به بیمارستان رسانیده بودند نجات یافته بود، ولی كسی این كار را نكرد!.
     به نوشته مؤلفان کتاب، از میان این چهار تن [که در بالا، اشاره رفت] احتمال قتل استالین به دست «بریا» بیشتر است زیرا كه او از طرح محرمانه استالین مبنی حمله اتمی غافلگیرانه به انگلستان و آمریكا اطلاع داشت و نگران نتایج آن بود؛ زیراكه در حمله اتمی متقابل آمریكا بیش از نیمی از نفوس اتحاد شوروی نابود می شدند. هیچ كس جز «بریا» نمی دانست كه حمله اتمی غافلگیرانه نزدیك است و استالین منتظر رسیدن شمار بمب های اتمی شوروی به حد لازم است تا دستور انجام حمله را صادر کند. «بریا» می دانست كه خیال متلاشی شدن اتحاد شوروی سوسیالیستی (جماهیریه) به دست آمریكا لحظه ای استالین را آرام نمی گذارَد. استالین بارها گفته بود كه تا كاپیتالیسم آمریكا باقی باشد سوسیالیسم پیشرفت واقعی نخواهد داشت. به نظر استالین که بارها و علنا مطرح کرده بود، كاپیتالیست های بزرگ كمر به شکست و ازمیان بردن سوسیالیسم و نیز به انشعاب و تضعیف و سپس فروپاشانیدن شوروی بسته اند [بسته بودند] زیرا كه تا شوروی وجود دارد [می داشت] كاپیتالیسم نمی تواند [نمی توانست] به صورتی که هست [بود] پایدار بماند و یکه تاز جهان شود. استالین اتحاد شوروی را در سال 1949 اتمی کرد که اینک بیش از هر کشور دیگر، سلاح اتمی در اختیار دارد ازجمله بمب های اتمی چند مِگاتُنی و بمب هیدرژنی. استالین از 1939 که دانشمندان اشاره به امکان ساخت چنین سلاحی کرده بودند در پی داشتن آن بود.
     مؤلفان این كتاب نوشته اند كه «بریا» بعدا نزد مولوتوف اعتراف ضمنی به قتل استالین كرده بود و گفته بود كه اگر استالین برای مدتی بیشتر زنده می ماند و در صدر دولت بود، زود و یا دیر همه اطرافیانش را نیست و نابود می ساخت. مولوتوف نیز از طرح استالین درمورد حمله اتمی احتمالی به انگلیس و آمریکا آگاه بود.
    23 دسامبر 1953 و 9 ماه پس از درگذشت استالین، بریا ـ Lavrentiy Pavlovich Beria به اتهام قصد براندازی دولت مالِنكوف اعدام شد.
     این كتاب حاوی 20 صفحه گزارش پزشگی فوت استالین است. مؤلفان ابراز تعجب كرده اند كه چرا گزارش پزشكان در طول چهار روزی كه استالین در اغماء بود سه ماه بعد (در ژوئن 1953) تنظیم و به بایگانی داده شد و چرا وی پس از خونریزی مغزی، دچار خونریزی معده هم شده بود كه این دو عارضه ارتباطی باهم ندارند. نسبت به مرگ
     پی در پی دو رهبر دیگر شوروی در دهه 1980 ـ آندروپوف و چرنِنكو ـ که پس از برژنف و پیش از گورباچف، یکی پس از دیگری قدرت را به دست گرفته بودند نیز تردید هایی وارد آمده است. اشتباهات و یا تعمد گورباچف بود که به فروپاشی بلوک شرق و اتحاد شوروی انجامید. انتصاب او به رهبری اتحاد شوروی و سپس اصلاح قانون اساسی و ... نیز معرض تردید هستند.
    
     ـ ـ ـ ـ ـ
     نقل از شماره 110 مجله روزنامک صفحه 45
     پی دی اف مطالب این شماره و همه شماره های قبلی در این آدرس:
     www.rooznamak-magazine.com
    
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
روزی که مجله لایف «آنلاین» شد


در نخستین هفته اپریل 2007 كمپانی ناشر مجله پُرعكس و معروف «لایف» اعلام كرد كه به علت بالارفتن هزینه چاپ، این مجله را تا مدتی منحصرا به صورت آنلاین (اینترنتی) منتشر خواهد كرد. این مجله در 1936 با هدف پرداختن به امور روزمره و انعكاس چنین رویدادهایی مثلا كمبود پرستار در بیمارستانها و ... منتشر شد، آنگاه كه جهان سیاسی تر و برای جنگ جهانی دوم آماده می شد، به صورت كاملا سیاسی درآمد و پس از جنگ كه مردم علاقه مند به عكس های زیبا، سینما و ... شدند باز رنگ عوض كرد، و هربار دسته ای از مخاطبان را از دست داد و دسته ای دیگر مخاطب آن شدند. این تغییرات اساسی از پشت جلدهای آن استنباط می شود. با كاهش آگهی ها (به دلیل توجه مخاطبان به تلویزیون ها و گسترش تلویزیون رنگی) مدتی هم به صورت ماهانه انتشار می یافت. در دو دهه اخیر كه مخاطبان خواهان تحلیل و تفسیر و فیچر شده اند، ناچار بود كه به این صورت درآید، ولی انتشار به این شکل، آن را شبیه به «تایم» می کرد كه توسط همان كمپانی منتشر می شود و این كمپانی تصمیم گرفت که لایف را به صورت آنلاین كه هزینه كمتر دارد درآورد تا دست كم فراموش نشود.
    عكسهای جالب مجله لایف كه اوج هنر فتوژورنالیسم خوانده شده اند و برخی از آنها اختصاصی و منحصر به فرد هستند و یا اینکه تمدن بشری را منعکس می کنند هرچند وقت یك بار به صورت كتاب انتشار یافته اند و این كتابهای عكس عمدتا مورد استفاده رسانه ها و مولفان كتاب قرار می گیرند. عكس مقابل(بالا)، نمونه پشت جلدهای لایف را در سه مرحله ای كه ذكر شد نشان می دهد.
    
يکي از عکس هاي مجله لايف از آيين هاي دو هزار و پانصدمين سال تاسيس امپراتوري مشترک المنافع ايران که در اکتبر 1971 (مهرماه 1350) در تخت جمشيد برگزار شد


    
تصويري که لايف از گوشه اي از باقيمانده ساختمان تخت جمشيد چاپ کرده و نوشته بود: معدودي از کشورهاي ديگر ابنيه باستاني دارند ولي تخت جمشيد چيز ديگري است و تماشاي آن اوج مهندسي، هنر و زيبايي (تمدن ايراني) را نشان مي دهد

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
آخرین پیروزی مغول ها در اروپای مركزی
مغولان نهم اپریل 1241 در مركز اروپا نیروهای مشترك امیران آلمانی و لهستانی را شكست دادند و شهر لاینیتس را تصرف كردند. اروپاییان گمان می كردند كه مغول ها تا ساحل اقیانوس اطلس پیش خواهند رفت، كه ناگهان دست به بازگشت زدند و معلوم
    شد كه ایلخان بزرگ آنان درگذشته و برای انتخاب ایلخان تازه به شرق باز می گردند.
    مغول ها پیش از بازگشت، شهرهایی را كه در اروپای مركزی تصرف كرده بودند به آن دسته از امیران محلی كه با آنان میانه خوب داشتند سپردند. قبلا مناطقی از «روسیه امروز» به تصرف مغولان در آمده بود.
    مورخان اروپایی نوشته اند: تلفات اروپاییان در جنگ لاینیتس به حدی زیاد بود كه مغولان گوش هر مقتول را جدا می كردند و در توبره اسب می انداختند تا سر فرصت از این طریق (شمردن گوش ها) شمار كشته شدگان را به دست آورند!.
    علت پیروزی مغولان در این جنگ، تاکتیک ویژه و قدرت مانور آنان به دلیل سبكی سلاح و نداشتن زره بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
... و به این گونه جنگ داخلی آمریكا پایان یافت ـ سالروز پایان جنگ داخلی آمریکا و درس هایی که داده است
ژنرال لي نامه تسليم نيروهاي خود را مي نويسد تا به ژنرال گرانت كه مقابل او نشسته است بدهد


    ژنرال«رابرت لی» فرمانده نیروهای كنفدراسیون آمریكا 9 اپریل 1865 تسلیم شد و جنگ پُرتلفات داخلی آمریكا یایان یافت.
     «لی» پس از سقوط شهر ریچموند پایتخت كنفدراسیون (حاكم نشین کنونی استِیتِ مشترک المنافع ویرجینیا) و از دست دادن خط دفاعی رودخانه اپاماتكسAppomattox تصمیم گرفت كه با 27 هزار نظامیِ باقیمانده، خود را به ایستگاه راه آهن لینچبرگ برساند و به كارولینای شمالی برود و با كمك نیروهای این استیت عضو كنفدراسیون به جنگ ادامه دهد كه راه را برخود بسته دید و لذا تصمیم گرفت که تسلیم شود.
    وی پیش از ظهر 9 اپریل طی یادداشتی تصمیم خودرا به اطلاع ژنرال گرانت فرمانده نیروهای فدراسیون (استیت های وفادار به دولت واشنگتن) رساند و سه ساعت بعد با آجودان خود در ساختمان دادگاه شهرك اپاماتكس حاضر شد. ژنرال گرانت هم با افسرانش آمدند. «لی» سپس نامه تسلیم خود را نوشت، امضاء كرد و به گرانت داد و جنگ داخلی 4 ساله آمریكا كه ضمن آن 618 هزار نظامی (258 هزار جنوبی و 360 هزار شمالی) كشته شدند و ویرانی وسیع و تلفات غیر نظامی بی شمار به بارآورد پایان یافت.
    ژنرال گرانت (که بعدا رئیس جمهوری آمریکا شد) پس از دریافت تسلیم نامه «لی» اجازه داد كه او ، افسران و افرادش با اسبان و سلاح های سبك خود به هرجا كه بخواهد بروند و تاکید کرد که هیچكدام از آنان به خاطر كارهایی كه تا آن روز انجام داده بودند مجازات نخواهد شد، ولی از این پس هرگونه خطا، مجازات خواهد داشت و دو ژنرال سپس دست یگدیكر را فشردند و از هم جدا شدند. همین «گذشت» باعث شد كه خصومت دنباله نداشته باشد. «لی» بعدا رئیس دانشگاه شد و در بسیاری از شهرها نام او بر تالارها و خیابان ها و نیز یک بزرگراه گذارده شده است.
    نمونه این سیاست 130 سال بعد در آفریقای جنوبی در پیش گرفته شد و به ابتكار نلسون ماندلا پس از افتادن حكومت به دست اكثریت سیاهپوست، هیچ سفید پوستی به خاطر آزار و حق كشی سیاهپوستان در دوران گذشته، مجازات نشد و بنابراین، نظامات و اوضاع كشور برهم نخورد و پیشرفت بر همان پایه ادامه یافت.
    باوجود پایدار نماندن کنفدراسیون آمریکا (استقلال هر استیت به صورت یک کشور، طی شرایطی داشتن حق جداشدن از اتحادیه ـ وجود یک دولت مرکزی با اختیارات محدود و معیّن)، لنین امپراتوری روسیه را و «تیتو» کشور واحد یوگوسلاوی را به صورت دو کنفدراسیون درآوردند که در آخرین دهه قرن بیستم فروپاشی شدند. اتحادیه اروپا با اینکه کنفدراسیون نیست مشکلات فراوان دارد بگونه ای که در صحنه سیاسی جهان به صورت یک وزنه و همتراز آمریکا به حساب نمی آید.
لي و گرانت پس از امضايِ نامهِ تسليم بافشردن دست، به طور دوستانه از هم جدا مي شوند

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
داستان خرید آلاسكا از تزار روسیه به هفت میلیون و دویست هزار دلار!
سیوارد
قرارداد خرید آلاسكا از روسیه نهم اپریل 1867 به تصویب سنای آمریكا رسید و قطعی شد. طبق این قرارداد، آلاسكا مهاجرنشین روسیه در قاره آمریكا به مبلغ هفت میلیون و دویست هزار دلار خریداری شد ــ هر هكتار 2 پنی (2 سنت و خیلی ارزان).
     «ویلیام سیوارد» وزیرامور خارجه آمریکا در كابینه های ابراهام لینكلن و اندرو جانسون برای خرید آلاسكا تلاش فراوان كرده بود.
     سیوارد كه عضو حزب جمهوری خواه آمریكا بود، به طور خصوصی به سناتور های متنفذ گفته بود كه با این معامله، پای روس ها كه در شمال كالیفرنیا مهاجرنشین ایجاد کرده اند، از قاره آمریکا قطع خواهد شد و از آنجا كه بومیان قاره آمریكا (اصطلاحا سرخپوستان) از سیبریه مهاجرت كرده اند، اگر روس ها در اینجا بمانند به سرخپوستان كمك نظامی خواهند رساند و به تدریج مدعی همه قاره خواهند شد و مهاجران اروپای غربی را متجاوز اعلام خواهند كرد كه دردسر بزرگی خواهدبود.
     آلاسكا كه كانادا آن را از خاك اصلی ایالات متحده جدا كرده است اینك یكی از ایالات پنجاهگانه این كشور است و علاوه بر منابع زیر زمینی ازجمله نفت و جاذبه های توریستی و صنعت ماهی گیری دارای اهمیت استراتژیك ویژه است و ایالات متحده را در همسایگی روسیه و چین و نزدیك به ژاپن قرار داده است.
    گفته شده است که كنستانتین آكساكوف مورخ ایده آلیست قرن 19 روسیه و از هواداران ادامه مهاجرت روس ها به قاره آمریكا اگر تا زمان فروش آلاسكا زنده مانده بود با نفوذی كه در الكساندر دوم تزار وقت داشت مانع این كار می شد. آكساكوف كه عشق عجیبی به روسیه و روس ها داشت (ملی گرا بود) در تالیفات خود روزهای طلایی روسیه را پیش بینی كرده و نوشته است كه شرط رسیدن روسیه به دوران طلایی؛ تحكیم احساس وطندوستی، منع اكید مصرف الكل و تقویت فكر پیشرفت و ابتكار در روس ها است.
     روسهای ناسیونالیست عمل تزار در فروش آلاسکارا مغایر اختیارات یک رئیس کشور می پندارند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
زادروز«لودن دورف» سردار معروف آلمان و ناسیونالیست آلمانی
Erich Ludendorff
نهم اپریل زادروز ژنرال اریك لودن دورف Erich Ludendorff سردار معرف آلمان است كه بسال 1865 متولد و در سال 1937 درگذشت. وی بود كه در آغاز جنگ جهانی اول در سال 1914 ارتش روسیه را كه از نظر نفرات دو برابر ارتش هشتم آلمان بود در «تانن برگ» شكست داد و این شكست و شكست سال بعد باعث تضعیف روسیه و پیروزی انقلاب این كشور شد. لودن دورف در«برست لیتوفسك» با روسیه قرارداد صلح امضاء كرد و این كشور را از صحنه جنگ خارج ساخت.
    وی از آنجا به جبهه غرب بازگشت و در اینجا بود که متوجه شد كه آلمان جنگ جهانی اول را نخواهد بُرد و به قیصر پیشنهاد كرد كه با دولت های مخالف آلمان وارد مذاكرات صلح شود كه قیصر نپذیرفت و او را به سمت غیر رزمی گماشت.
    در پایان جنگ اول، لودن دورف كه فرضیه «حمله نامحدود زیردریایی» از اوست به سوئد رفت و در آنجا چند كتاب درباره جنگ نوشت و سوسیالیست های آلمان را متهم كرد كه در جریان جنگ جهانی اول از پشت به دولت آلمان خنجر زدند و با اظهارات خود روحیه آلمانی ها تضعیف كردند.
     پس از تاسیس حزب ناسیونال سوسیالیست آلمان (نازی)، وی نخستین فردی بود كه دفتر عضویت این حزب را امضاء كرد و هیتلر را بر ضد سوسیالیست ها و «جهان وطنی = مارکسیست ها» ها برانگیخت. وی عادت داشت كه به جای بكاربردن واژه مارکسیست واژه «بی وطن» را بكاربَرد.
    بسیاری از كسانی كه بر جنگ جهانی دوم تحلیل نوشته اند تاكید كرده اند كه اگر «لودن دورف» سه سال بیشتر زنده مانده بود، آلمان (رایش سوم) در جنگ دوم شكست نمی خورد زیرا كه او مانع حمله نظامی هیتلر به روسیه می شد و تا انگلستان از پای در نمی آمد اجازه گسترش جبهه را نمی داد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سه تن از مشاهیر اروپایی
به ترتيب از راست به چپ: بيکن - بلوم - رابله


    نهم اپریل سالروز درگذشت فرانسوا رابله نویسنده فرانسوی و فرانسیس بیكن دولتمرد، نویسنده و فیلسوف انگلیسی و زادروز لئون بلوم سیاستمدار فرانسوی است. رابله در 1553 و بیكن بسال 1626 درگذشتند و بلوم در 1872به دنیا امد.
    بلوم كه یك حقوق دان سوسیالیست بود در جریان محاكمه دریفوس شهرت كسب كرد. پس از جدا شدن افراطیون سوسیالیست از این حزب در سال 1920 و تشكیل حزب كمونیست فرانسه، وی حزب سوسیالیست را نوسازی كرد و سپس جبهه خلق را مركب از چپگرایان فرانسه به وجود اورد. این جبهه در انتخابات سال 1936 اكثریت به دست آورد و رابله نخست وزیر فرانسه شد. وی نخستین نخست وزیر سوسیالیست و تنها نخست وزیر یهودی فرانسه بوده است. بلوم در سال1950 درگذشت.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
75 هزار اسیر آمریكایی - انتقال پرزجر اسیران
اسيران آمريکايي در حال رفتن به سوي بازداشتگاه


    نیروهای نظامی امپراتوری ژاپن كه بیش از 45 هزار نبودند به فرماندهی ژنرال ناساهارو هوما در جریان حمله به جزایر فیلیپین، ششم تا نهم اپریل سال 1942 در منطقه خلیج باتان (بتان) واحدهای نظامی آمریكا را كه نزدیك به دو برابر آنان بودند شكست دادند و 75 هزار نفرشان را به اسارت گرفتند.
     ژاپنی ها این اسیران و ازجمله مجروحان را به گونه ای كه در عكس دیده می شود 150 كیلومتر پیاده بردند تا به بازداشتگاه رسانیدند. مجروحان در پتو پیچیده می شدند و هركدام را دو اسیر سالم حمل می كردند (عكس بالا). درباره این انتقال زجرآور چند كتاب انتشار یافته و فیلم سینمایی تهیه شده است. در همین روز نیروی هوایی ژاپن در شرق سریلانكا ناوهواپیمابر انگلیسی «هرمس» و ناوشكن «وامپایر» را غرق كرد.
    ژنرال ناساهارو هوما که در پایان جنگ جهانی دوم به چنگ آمریکاییان افتاده بود در اپریل 1946 به جرم اجبار اسیران به پیاده رفتن زجرآور که در بالا به آن اشاره رفت اعدام شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
توطئه قتل فرمانده نیروهای روسیه در گرجستان و ادامه بحران روابط
مجروح شدن ژنرال «الكساندر ستودنیكین» فرمانده نیروهای روسیه در گرجستان بر اثر انفجار یك بمب مجهز به دستگاه كنترل از راه دور در 7 اپریل 2004، در زمان خود از حوادث تازه در روابط دو كشور عضو جامعه مشترك المنافع روسیه تلقی شده بود. در پی حادثه مجروح شدن ژنرال روس، دولت مسکو مصرا از گرجستان خواسته بود كه عوامل شروع به قتل ژنرال ستود نیكین را معرفی كند و بگوید كه چه نیرویی پشت سر این توطئه بوده است. روسیه دو پایگاه نظامی شامل پنح هزار سرباز و 150 تانك در گرجستان داشته كه مقامات آن دولت، به اشاره غرب خواستار برچیده شدن آنها شده بودند. گرجستان پس از نزدیک به دو قرن كه گوشه ای از امپراتوری روسیه و سپس شوروی بود در آغاز دهه 1990 اعلام استقلال کرد و به دلیل موقع استراتژیك ویژه و عبور لوله نفت از آنجا، مورد توجه غرب قرار گرفته است. رئیس جمهور کنونی گرجستان یك تحصیلكرده آمریكاست.
     برخی از مفسران که رویداد انفجار بمب را تحلیل کرده بودند، نظر داده بودند كه چنین توطئه هایی تاثیر منفی خواهد داشت و ممكن است روس ها را كه تحولات پس از فروپاشی شوروی، آنان را به خود آورده و در برابر حقایق تلخ قرار گرفته اند وادار به واکنش شدید و بازگشت به وضعیتی مشابه سابق كند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
گرجستان - سالروز اعلام استقلال، و همچنان کانون خطر برخورد قدرت ها
نهم اپریل سالروز استقلال گرجستان است كه در سال 1991 اعلام شد. این كشور چهار میلیون و ششصدهزار نفری و 69 هزار كیلومتری واقع در قفقاز جنوبی از عهد باستان تا زمان امضای قرارداد گلستان در 24 اكتبر 1813 یك منطقه خودمختار وابسته به ایران بود، گرچه چند بار رومیان و مغول ها آن را از ایران جدا كرده بودند. حكمران وقت گرجستان در سال 1783 خود را تحت حمایت تزار روسیه قرارداد كه آغامحمدخان قاجار در سال 1795 به تفلیس لشكر كشید و حكمران متمرّد و همدستانش را تنبیه كرد.
     روس ها هفت سال بعد و از سال 1802 دست اندازی به گرجستان را آغاز كردند و در چند جنگ و از جمله نبرد رودخانه عسكرانی ایران را (كه دیگر، آغامحمدخان در آن وجود نداشت) شكست نظامی دادند. این شكست ها و نیز اغفال ایران توسط انگلستان (درجریان میانجیگری)، سبب انعقاد قرارداد گلستان شد (که گلستان روستایی است در قره باغ) و گرجستان به روسیه تعلق گرفت و سپس وابسته به شوروی شد.
    جغرافیون، گرجستان را جزیی از آسیا می دانند ولی گرجی ها مایلند كه اروپایی خوانده شوند. به این ترتیب؛ گرجستان در طول زمان كانون اختلاف قدرت های وقت بوده است و براین وضعیت هنوز نقطه پایان گذارده نشده است. دولت گرجستان كه با نقاط ضعفی از جمله مسئله آبخازیا (که در سال 2008 با حمایت روسیه اعلام استقلال کرد) و اوستیای جنوبی (که در پی جنگ سال 2008 خودرا از گرجستان جدا و مستقل اعلام کرد)، وجود بسیاری روس و هوادار روسیه و استالینیست در آنجا، یك اقتصاد نه چندان موفق و وجود فساد اداری و مالی، قاعدتا باید احتیاط كند و دست به عصا راه برود. اما، مسیر حركت آن در چند سال پس از كنار رفتن شواردنادزه (احتمالا طبق نقشه!) چیز دیگری را نشان می داد. دولت گرجستان و سرمایه داران «یكشبه» این سرزمین تمایل شدید به غرب نشان می دادند كه همین وضعیت سبب شده بود که پیش بینی شود اگر روال ادامه یابد؛ ورق را نه تنها در شوروی سابق بلكه همه اروپا به حالتی مشابه وضعیت قبلی و قبلی تر بازگرداند. انتخابات اخیر گرجستان، اوضاع سیاسی این کشوررا تا حدی تعدیل کرده است.
     ساکاشویلیSaakashvilli دومین رئیس جمهور گرجستان (پس از اعلام استقلال) که فارغ التحصیل یک دانشگاه آمریکا و مسلط بر زبان انگلیسی است تلاش فراوان برای وارد ساختن این سرزمین به «ناتو» و نیز اتحادیه اروپا کرده بود که این تلاش او برای عضویت در ناتو در نشست بخارست (سوم و چهارم اپریل 2008) ردّ شد زیرا که روسیه باگسترش بازهم بیشتر آن اتحادیه نظامی غرب در قلمرو شوروی سابق مخالفت کرده بود. رّد درخواست گرجستان برغم ابراز دوستی بیش از حد جورج بوش رئیس جمهور آمریكا در جریان نشست نسبت به ساکاشویلی صورت گرفت. اصحاب نظر در این باره گفته بودند که اكثریت سران ناتو عقل را بر احساس مقدم داشته و با عضویت گرجستان و اوکراین موافقت نکرده بودند زیرا که درصورت موافقت، جنگ احتمالی اروپاییان از همین منطقه آغاز می شد. اروپا قبلا هم این اتحادیه ها و دسته بندی هارا تجربه كرده است.
جورج بوش در حاشيه نشست بخارست (بهار 2008) نسبت به ساکاشويلي ابراز ملاطفت دوستانه مي کند، ولي سران ناتو عقل را بر احساس مقدم داشتند

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نهم اپریل2003، روزی كه امور دولتی عراق به دست آمریکا افتاد
بمباران بغداد در جریان جنگ سال 2003
نهم اپریل سالروز سقوط حكومت حزب بعث (صدام حسین) بر عراق و اشغال نظامی این كشور توسط آمریكا است. نظامیان آمریکایی هفتم اپریل 2003 وارد شهر بغداد شده بودند. در آن سال این نیروها ظرف 31 روز عراق را اشغال كرده بودند.
    اشغال نظامی عراق، این كشور را ناآرام و وارد یك جدال داخلی ـ گاهی شدید و زمانی خفیف ـ ساخته است. طبق آمارهای منتشره، از آغاز حمله نظامی (19 مارس 2003) تا نهم اپریل 2007 (در طول چهار سال) بیش از ششصد هزار عراقی جان خودرا از دست داده بودند. آمریكا نیز تا اپریل 2007 حدود سه هزار و سیصد نظامی كشته داده بود که این رقم در اپریل 2008 از چهارهزار تن تجاوز کرد و در اپریل 2009 افزون بر چهارهزار و 260 تن بود.
     مسئله عراق و عمدتا به سبب تفاوت مذهب و نژاد و برخی مداخلات منطقه ای هر روز پیچیده تر شده است. عراق تا دهه سوم قرن بیستم یک کشور واحد نبود.
    در اپریل 2008 شمار نیروهای نظامی آمریکا در عراق حدود یكصد و شصت هزار تن بود. آمریکا در آن زمان به همین شمار هم پیمانكار غیر نظامی در عراق داشت. شمار نیروهای رزمی آمریکا در عراق در اپریل 2009 تقریبا 20 هزار تن کمتر از اپریل 2008 بود و اعلام شده بود که واحدهای رزمی آمریکا تا آخرین روز سال 2011 و پس از تصویب قرارداد استراتژیک امنیت مشترک از عراق خارج خواهند شد (که شدند).
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برکناری رئیس جمهوری لیتوانی از این مقام به جرم رانت خواری
پاکساس

پارلمان لیتوانی هفتم اپریل سال 2004، و 9 روز پس از عضویت این كشور در ناتو و 22 روز پیش از ورود آن به اتحادیه اروپا، به خواست دادگاه پاسدار قانون اساسی این کشور رای به بركناری «رولانداس پاكساس» رئیس جمهوری47 ساله داد و تا انجام انتخابات، وظایف ریاست جمهوری را به رئیس مجلس سپرد.
    پاكساس قیلا در سه مورد متهم به نقض قانون اساسی شده بود كه یكی از این موارد ادامه كسب و كار سابق خود (معاملات بازرگانی) بود.
    وی همچنین متهم شده بود كه در اعطای تابعیت لیتوانی به یك بازرگان روس مرتكب اعمال نفوذ شده بود و نیز به گسترش رانت خواری با دادن اطلاعات محرمانه و آگاه ساختن افراد مشخصی از تصمیمات دولت به منظور بردن سود مالی كمك كرده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاریخ از نگاهی به تصویر
اِبی و بریتنی دوقلوهای به هم چسبیده در اسفند 1403 گام به 35 سالگی گذاردند، هر دو معلم و یکی از آنان شوهردار



    این دو خواهر دوقلوی به هم چسبیده ـ Abigail (abby) و Brittany Hensel که در استیت مینه سوتای آمریکا زندگی می کنند هفتم مارس 2025 (اسفند 1403) گام به سی و پنج سالگی گذاردند. هرکدام قلب، معده، ریه، سر و ستون فقرات جداگانه دارند، گردنشان جدا است که در تنه به هم چسبیده اند، کبد آنها مشترک است و هرکدام یک دست و یک پا دارند، ولی پای یکی از آنان کوتاه تر است. روده آنها تا انتها مشترک است، امّا دارای سه کلیه هستند. بنابراین در راه رفتن، رانندگی، شانه کردن موی سر باید هماهنگ باشند، با یک کامپیوتر کار می کنند، ولی مطلب جداگانه تایپ می کنند و اندیشه و خواست و ناخواست آنان باهم تفاوت دارد. چون جمجمه هایشان جدا از هم است و مغز جداگانه دارند، استعداد و اشتیاق شان متفاوت و همچنین آهنگ صدایشان. هر دو پیانو می نوازند، والیبال بازی می کنند و دوچرخه سوار می شوند. دو خواهر بهم چسبیده در دانشگاه تحصیل کرده اند و 11 سال است که معلم هستند و در کلاس پنجم یک دبستان تدریس می کنند ـ باهم درس خواندند و باهم درس می دهند. اِبی سه سال است که ازدواج کرده است (از سال 2021). رسانه ها دائما با این دو خواهر در تماس هستند و فیلم فعالیت و رفت و آمدهای آنها از شبکه های تلویزیونی پخش می شود و صد درصد مخاطب دارد.
    
    ـ ـ ـ ـ ـ
     نقل از شماره 110 مجله روزنامک صفحه 21
     پی دی اف مطالب این شماره و همه شماره های قبلی در این آدرس:
     www.rooznamak-magazine.com
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 9 آوريل
  • 351:   آتیلا رهبر هون ها شهر «مِس = مِتس» از شهرهای فرانك نشین (واقع در كشور فرانسه امروز و قبلا متعلق به آلمان) را تصرف و ویران ساخت. ایرانیان هون ها را که قبلا قصد ورود به قلمرو امپراتوری ساسانیان را داشتند به اروپا فراری داده بودند.
        
  • 685:   «بودائیسم» آئین رسمی كشور ژاپن شد.
  • 1747:   «سایمون فریسر» امیر انگلیسی به جرم تحریك بر ضد دولت متبوع به حكم مجلس لُردان این كشور گردن زده شد. وی آخرین مقام انگلیسی بود كه به این صورت اعدام شده است.
  • 1812:   میان روسیه و سوئد قراردادی امضاء شد كه به موجب آن، از آن پس فنلاند متعلق به روسیه و نروژ از آن سوئد باشد.
  • 1949:  
        بیستم فروردین 1328 نماینده وقت دولت ایران در سازمان ملل به عضویت اسرائیل در این سازمان رای منفی داد و در همین روز در تهران اعلام شد كه به تصمیم دولت وقت، از آن پس لباس (یونیفورم) افسران نیروهای مسلح ایران به شكل افسران آمریكا خواهد بود و لباس افسران شهربانی كما كان آبی رنگ باقی خواهد ماند.
        
  • 1973:   (1352 ) : نخستین قرارداد بازرگانی میان تهران و پکن امضاء شد. در آن زمان هنوز مائو در قید حیات بود و چین نظام سوسیالیستی داشت و بر ضد کاپیتالیسم و هر نوع جدایی، نابرابری و تفاوت انسان ها بود.
  • 1976:   دولت وقت ایران روابط خود را با كوبا قطع كرد.
  • 2010:   جان مک کویJohn G. McCoy مبتکر «Drive – through Banking = بانک سواره»، سیستم ATM (دریافت پول از ماشین)، تکنولوژیک کردن بانکداری، نوعی کارت اعتباری و ... و صاحب Banc One چهارم اپریل 2010 در 97 سالگی درگذشت.
        
        
        
        
        
        
  • کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    با 15 ماه تجربه روزنامه نگاری سردبیر یک روزنامه صبح شدم با یکی دو همکار ـ راه انتشار نشریه با هزینه کم


    به موازات کار در اطاق خبر روزنامه اطلاعات، از آذرماه سال 1336 (نوامبر 1957) كه 21 سال بیشتر نداشتم و با 15 ماه تجربه روزنامه نگاری، چندماه عملا سردبیر یك روزنامه صبح تهران بودم كه جز من، تنها یك کارمند ثابت تحریری دیگر، یك پیك موتوسیكلت سوار و یك عكاس داشت و چند نفر هم گاهی برایش مقاله و ترجمه می فرستادند. در آن زمان دریافتی ماهانه یک خبرنگار تازه کار از روزنامه اطلاعات از سیصد ـ چهارصد تومان (سه هزار ـ چهار هزار ریال) تجاوز نمی كرد و راهی جز داشتن شغل دیگر نبود. سردبیر آن روزنامه صبح (منتشر شده در بامداد) آقای سپهری معاون پیشین سازمان انتشار و رادیو بود که دو ـ سه هفته پس از آغاز کار من در آن روزنامه کناره گیری کرد و ناشر روزنامه مرا موقتا سردبیر کرد که سردبیر بودن من ماهها طول کشید.
        به این ترتیب انتشار یك روزنامه یومیه با یک کارمند تحریری ثابت (حقوق بگیر) را بیش از هفت دهه پیش، شخصا تجربه كردم که پس از آنلاین شدن رسانه ها عمومیّت یافته است. بیان این تجربه می تواند در عین حال یک راهنما برای روزنامه نگاران جوان و آنلاین نگاران باشد.
        روزنامه های صبح در ایرانِ آن زمان ـ با اینکه به لحاظ خبر، مقاله و فیچِر دست کمی از روزنامه های عصر نداشتند و اخبار شب ازجمله تصمیمات شورای وزیران (که عموما در ساعات شب جلسه داشتند) و رویدادهای خارجی را چندین ساعت زودتر از روزنامه های عصر (اطلاعات، کیهان و ...) منتشر می کردند تیراژ قابل ملاحظه نداشتند. یکی از دلایل آن این بود که این روزنامه ها را روی میز روزنامه فروشی قرار می دادند و رهگذران می ایستادند و تیترها را می خواندند و همچنین می توانستند آنهارا همانجا بدون خریدن، ورق هم برنند و لذا نیازی به خرید نبود. برخی از این روزنامه های صبح به اصرار دولت، برضد مصدق می نوشتند که مردم دوست نداشتند. خود من در پایان جلسات شورای وزیران و شوراها و جلسات دیگر و بازگشت شرکت کنندگان به خانه هایشان، تلفنی با وزیران و مقامات مربوط تماس می گرفتم و جزئیات را می پرسیدم و می نوشتم.
         سردبیر و کارکنان معدود روزنامه های صبح تهران صفحات را با نقل اخبار بولتن های خبرگزاری پارس (داخله، خارجه، تفسر و رپورتاژ) و با عکس های ارسالی این خبرگزاری، اطلاعیه های دفاتر روابط عمومی سازمان های دولتی و مقالات و گزارشهای وارده پُر می كردند و زحمتی نبود (همین وضعیتی که در روزنامه ها پس از قرارگرفتن اخبار و مطالب در آنلاین ها و آنلاینی شدن و رایگان بودن خبرگزاری ها و نیز ساخت آنلاین از سوی دفاتر دفاتر عمومی سازمانها جهت انتشار اطلاعیه ها، تصمیمات و اقدامات برقرار است) و اینک مشاهده می شود که خبرنگاران پشت کامپیوترنشین شده اند و نیز تماس تلفنی جهت گرفتن خبر و خیلی کمتر از سابق، از این گوشه به آن گوشه جهت تهیه خبرِ رویدادها رفتن.
        در آن زمان (دهه های 1330 و 1340) برخی از سفارتخانه ها هم بویژه سفارت دولت لندن به روزنامه ها بولتن حاوی اخباری را که می خواستند و گزینش کرده بودند می فرستادند!. لذا، فقط چهار ــ پنج ساعت كار داشت تا صفحات خبری یک روزنامه صبح پُر شود. اگر در موارد نادر، نیاز به حضور خبرنگار در جلسات و صحنه بازدیدها و از این قبیل بود، کارمند تحریری ثابت اعزام می شد که در روزنامه ای که من با 15 ماه تجربه! سردبیرش بودم (جانشین سردبیر)، این کارمند ثابت تنها یک نفر بود و اگر خبر؛ یک رویداد شهری بود پیك موتور سوار را برای تهیه آن می فرستادم كه ماجرا را یادداشت می كرد و یا تلفنی می گفت و خودمان آن را می نوشتیم. چون موتورسوار آن روزنامه و در آن زمان «هَم قَد» من بود، کُت و كراوات خودرا به او عاریه می دادم تا ظاهری آراسته داشته باشد و در صحنه، ایجاد تردید نكند.
        تعجب من [نگارنده] در مورد عكاس تحریریه بود كه نیازی هم به كار او نداشتیم و مزدی هم نمی گرفت و می گفت كه از فروش عكس های مراسم به صاحبان آنها، هزینه اش تأمین می شود. طولی نكشید كه نسبت به فعالیت های او تردید كردم زیرا كه اصرار و پافشاری داشت به مهمانی های سفارتخانه ها، مؤسسات خارجی و مخصوصا بیمارستان شوروی برود. بعدا که شنیدم این عكاس تحریریه، عامل اطلاعات شهربانی (پلیس) است كه تحت نام «عكاس روزنامه» به مراسم می رود و ... تصمیم خود به کناره گیری ام را به ناشر روزنامه اعلام کردم که خواست تا یافتن سردبیر بکار ادامه دهم و قول داد که سریعا برای یافتن سردبیر اقدام کند. در آن زمان هنوز «ساواك» تاسیس نشده بود، و اطلاعات سیاسی ـ امنیتی توسط شهربانی (پلیس کشور) جمع آوری می شد. (پس از انقلاب، شهربانی و ژاندارمری در هم ادغام شدند و نیروی انتظامی به وجود آمده است.)
        در آن زمان درآمد روزنامه های صبح تهران از درج آگهی های رسمی بود و .... در تهرانِ وقت یک موسسه بود که درآمد این آگهی هارا از ناشران روزنامه های صبح «پیش خرید» می کرد و ناشران نگرانی نداشتند که آگهی کم و زیاد شود و درآمدی ثابت داشتند. ولی بسیاری از اصحاب نظر و قانون دانان اعتراض داشتند و می گفتند که مطابق قانون، این آگهی ها علاوه از روزنامه رسمی، باید به روزنامه های کثیرالانتشار داده شود نه این روزنامه های کم تیراژ زیراکه هدف از انتشار آگهی های رسمی و به قول فرنگی ها؛ آگهی های لیگال جهت اطلاع عمومی و مردم است نه شماری بسیار، که به این اعتراض ها توجه نمی شد. شماری هم بودند که می گفتند کمک مالی دولت (مستقیم و یا غیر مستقیم) به نشریات، خلاف اصول ژورنالیسم است زیرا که «ژورنالیسم» قوه چهارم دمکراسی بشمار آمده و طبق اصل تفکیک قوا، باید جدا از سه قوه دیگر (مقنّنه، اجرائیّه و قضائیّه) عمل کند یعنی که استقلال داشته باشد.
        کار من در آن روزنامه صبح چندی ادامه داشت تا اینکه ایرج نبوی روزنامه نگار با تجربه با کمک چند روزنامه نگار مستعد و جوان ازجمله «عباس پهلوان ـ در دهه های اخیر؛ مقیم لس آنجلس» یک موسسه مطبوعاتیِ خبرگزاری شکل ایجاد کرد و کار تأمین مطالب برای چند روزنامه و مجله از جمله دبیری و سردبیری برخی از آنها را به دست گرفت و ناشران روزنامه های صبح به او روی آوردند و اطاق های خبر دو ـ سه روزنامه صبح و نیز مجله با همه کادر در اختیار آن موسسه قرارگرفت، من پس از رفتن از آن روزنامه، در ساعات شب در خبرگزاری پارس دبیر اخبار بین الملل ویژه پخش از رادیو شدم که بیش از 17 سال طول کشید. دستمزدها در خبرگزاری، جلسه ای بود و در پایان هر جلسه (روزانه) نقدا پرداخت می شد و بنابراین؛ تعطیل هفتگی و مرخصی سالانه و بیمه و ... در کنار نبود و هرلحظه هم امکان اخراج شدن وجود داشت.
        در اینجا یک توضیح حرفه ای لازم می آید:
        در گوشه و کنار جهان، اینک بسیاری از نشریات آنلاین شده اند ـ بعضا آنلاین پولی، که مخاطبِ بیشتر و هزینه بسیار کمتر دارد. این آنلاین کردن آن قدر رواج یافته که مجله نیوزویک چند میلیونی هم کاملا آنلاین شده است. رواج و عادت مطلب و خبر خوانی با سِلفون ها و تابلِت ها تحول دیگری است و نشریات آنلاین و حتی کتابفروشی ها با دریافت مبلغی کم، مطالب و «ای بوک» های خودرا برای تابلت داران می فرستند. با کامپیوتر (دِسک تاپ و لَب تاپ) نیز مطالب موجود در اینترنت را می شود مشاهده کرد و خواند و در این شرایط، نشریات که مخاطب از دست داده بودند به ابتکارهای دیگری دست زده اند ازجمله مشاهده نگاری (بازگشت به خبرنگاری پیش از دوران اینترنت)، خاطره نگاری (خاطرات مقامات پیشین، اصحاب حرفه، سالخوردگان و ...)، نظرنگاری (جمع آوری نظر آگاهان، کارشناسان و بعضا مردم در مورد رویداد روز)، مصاحبه های اختصاصی، فیچرنگاری، اینوستیگیتیونگاری و ....
         کُپی ـ پِیست کردن مطالب داخلی و بین الملل از خبرگزاری ها و وبسایت های روابط عمومی سازمانها و مقام ها و وبلاگ ها و از این طریق نشریه (کاغذی ـ چاپی) درآوردن نیاز به تحریریه بزرگ ندارد و بنابراین، شماری کم برای سُرت و انتخاب كردن آن اخبار و مطالب، اِدیت کردن و تیترزدنشان كافی است و انتقال الكترونیك مستقیم از فایل منابع به صفحه روزنامه، كاری است آسان. آنلاین خبرگزاری ها، عكس ها را هم تأمین می كنند.
        از سوی دیگر، مقالات و تفسیرها از طریق سندیکاهای مربوط به دست می آید و مطالب اینوستیگیتیو و اختصاصی را هم می توان از ژورنالیست تهیه کننده آن به صورت حق التحریری خرید و یا سفارش تهیه کردن داد. با وجود این، باید رفت و از مخاطبان پرسید که چه مطالبی را می خواهند و از رسانه مورد نظر چه انتظاراتی دارند ؟. باید خواست ایشان را تامین کرد تا به خرید نشریه و دیدن و شنیدن محصول و متاع تلویزیون و رادیو احساس نیاز کنند. در این عصر باید نظر و خواست مخاطبان منظور شود، زیراکه آنان خریدار متاع رسانه ها هستند و نظرسنجی ها به همین جهت در حال گسترش یافتن اند.
        
        ـ ـ ـ ـ ـ
         نقل از شماره 110 مجله روزنامک صفحه 14
         پی دی اف مطالب این شماره و همه شماره های قبلی در این آدرس:
         www.rooznamak-magazine.com
        
        
     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.



     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com