Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
8 مي
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 8 مي
واکنش ایرانیان به دو شایعه رسانه ای که احتمال دارد ترامپ در دیدار از خاورمیانه، خلیج فارس را خلیج عربی بگوید
در پی انتشار گزارشی تأیید نشده در دو رسانه آمریکایی در این باره که احتمال دارد دونالد ترامپ در دیدار از سعودی، قطر و امارات، خلیج فارس را خلیج عربی بگوید موجی گسترده از واکنش‌های اعتراضی ایرانیان و پارسیان سراسر جهان را به راه انداخته و در رسانه های همگانی و شبکه‌های اجتماعی انعکاس یافته که آن را تحریف تاریخ و علیه هویّت ملّی خود خوانده اند. روزنامه های ایران در صفحات اول شماره های پنجشنبه 18 اردیبهشت (هشتم می 2025) خود با تیترهای بزرگ و هرکدام با عبارتی اعتراض کرده اند.
    یک تاریخدان ایرانی در این باره نظرات قابل توجهی بدست داده که خلاصه آن از این قرار است:
    ـ اگر این گزارش درست باشد؛ ایرانیان را در هر کجا که باشند و با هر عقیده و روش سیاسی که داشته باشند متحد خواهد کرد و کنار هم قرار خواهد داد. پارسیان هند، تاجیک ها و همه ساکنان ایرانزمین را در این اعتراض یک صدا خواهد کرد. می دانیم که پارسیان هند به ایران ـ سرزمین نیاکان عشق می ورزند و اینان بودند که هند را صنعتی، تکنولوژیک و اتمی ساختند و به استقلال رساندن این بزرگترین کشور جهان به لحاظ جمعیت کمک کردند. اگر تاریح خوانده باشید می دانید تاجیک ها بودند که از فرهنگ ایرانی و زبان فارسی پس از افتادن ایران بدست عرب نگهبانی کردند، خودرا «پارسیوان = پارسی بان» می خواندند و در قیام های استقلال ایران کمک و جانفشانی کردند.
    ـ اگر نام هزاران ساله خلیج فارس به طرزی دیگر بیان شود، امنیت منطقه برهم خواهد خورد و ایرانیان دعاوی خود را دوباره بمیان خواهند آورد. اگر تاریخ خوانده باشید، تا زمان نبرد قادسیه، تمامی مناطق اطراف خلیج فارس در دست ایرانیان بود و پس از آن هم در چند دوره چنین شد و طبق قانونی که به تصویب پارلمان ایران رسیده بود، بحرین استان چهاردهم ایران بود. تیسفون که بغداد در حاشیه آن قرار داشت و یک باغستان بود نزدیک به هشت قرن پایتخت ایران بود. بنابراین نباید کاری کرده شود که ایرانیان دعاوی خود را از سر بگیرند و منطقه آرامش را از دست بدهد.
    ـ چندین سال پیش این تغییر نام بمیان آمد که خـشم ایرانیان را برانگیخت و حتی تهدید کردند که اگر غرب از این تغییر حمایت کند در بنادر و جزایر خود پایگاه به دولت مسکو خواهند داد و تنگه هرمز را خواهند بست و ... و اگر باردیگر بمیان آید، ناسیونالیسم ایرانی سر از خواب برخواهد داشت که شاهد برخاستن و توفندگی آن در طول تاریخ بوده ایم. ایرانیان بودند که علوم را پایه گذاری کردند و در قرون وسطی ریاضیات امروزه ازجمله لگاریتم، اندازه گیری گردش خورشید، علائم بیماری و راه درمان بدست دادند و نیز پیشرفت آنان در ادبیات. در همین سالهای اخیر مشاهده کردید که بدون کمک دیگران موشک ساز شدند و پیشرفت در دانش اتم.
    ـ از بیان این خلاصه، نتیجه می گیریم که بهتر است مسئله سازی نشود. همه جنگ ها و دگرگونی ها در طول تاریخ ریشه در یک اشتباه کوچک داشته اند.
    
کپی تیترهای اعتراضی شماری از روزنامه های ایران شماره پنجشنبه 18 اردیبهشت 1404

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ایران
آبراه خشایارشا در یونان - دلیل دیگری بر جعلی بودن مضمون فیلم «300»
تصویر مجسمه نیمتنه خشایارشا
هشتم ماه می سال ۲۰۰۱ گروه باستان شناسان انگلیسی، ایتالیایی و یونانی اعلام كردند كه آبراه خشایارشا را كه در سال ۴۸۰ پیش از میلاد در خاك یونان ساخته شده بود كشف كرده اند. [كسانی كه خبر این كشف و جزئیات این اقدام خشایارشا را در رسانه های غرب دیده بودند متوجه شده اند كه مضمون فیلم «300» ساخت سال 2006 جعلی ونادرست بوده است. در حمله نهایی به نیروهای لئونیداس پادشاه اسپارت در ترموپیل در همان سال و پیش از ساخته شدن این آبراه، هزار مرد پكتیایی از ارتش ایران شركت داشتند. این مردان از ایالت كوهستانی پكتیای ایران خاوری بودند كه جمعیت زیادی نداشت و امروز هم كه در افغانستان واقع شده است به علت كوهستانی بودن كم جمعیت است. به علاوه، بكار بردن دهها هزار نیرو در تنگه ترموپیل، امكان پذیر نبوده است و مغایر فرضیه های نظامی ژنرال كلازویتس آلمانی است].
     خشایارشا [پسر آتوسا دختر کوروش بزرگ که نام او در غرب Xerxes نوشته می شود] در جریان لشكركشی خود به اروپا، برای تسهیل عبور كشتی های نظامی ایران از یك سوی شبه جزیره به سوی دیگر آن، آن آبراه را ساخته بود كه به مروز زمان در زیر خاك پنهان شده بود. باستانشناسانی كه این آبراه را كشف كرده اند گفته اند كه مهارت مهندسان آن زمان در ساختن این آبراه دست كمی از امروز نداشته است.
     عرض آبراه در قسمت زیرین كمتر از بالا بوده و دو كشتی به راحتی از كنار هم می توانستند عبور كنند. طول این آبراه 1600 متر و عرض آن در بالا 34 متر بوده است.
    خشاریارشا متولد سال 519 پیش از میلاد در سال 486 پیش از میلاد بر جای پدرش داریوش بزرگ نشست و تا زمان مرگ (سال 465 پیش از میلاد) به مدت 21 سال پادشاهی کرد. او بود که عنوان شاهنشاه را برای پادشاهان ایران رسمی ساخت و شاهنشاه در آن زمان یعنی رئیس ملل. کوروش بزرگ خودرا رئیس = بزرگ جامعه مشترک المنافع = ملل می دانست. وی معتقد به اتحاد ملل و وجود یک داور و حاکم ارشد بود که ناظر بر روابط این ملل (ملل متحده) باشد و حرف آخر را بزند.
رليف (تصوير سنگ تراشيده) خشايارشا


    
کتيبه خشاريارشا در منطقه وان (ترکيه امروز)

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
علی امینی، اصلاحات و انحلال مجلس
Ali Amini
در این روز در سال 1340 شاه به درخواست دكتر علی امینی نخست وزیر وقت كه تازه این سمت را به دست آورده بود دوره وقت مجلس را منحل كرد. دكتر امینی در سخنرانی هایش گفته بود كه آن دوره مجلس را به دلایلی قبول ندارد و وعده انتخابات آزاد را داده بود. وی در همین روز تشكیل اجتماعات در میدان جلالیه (پارك لاله امروز) را آزاد اعلام داشت.
     گفته شده است كه دكتر امینی از سوی حزب دمكرات آمریكا كه از سی ام دی ماه سال پیش (20 ژانویه 1961) قدرت را در این كشور به دست گرفته بود برای انجام برخی اصلاحات پشتیبانی می شد. جان اف كندی رئیس جمهور وقت آمریكا گفته بود كه پیشرفت دمكراسی و انجام اصلاحات پروگرسیو در كشورهای متحد آمریكا، منطق این دوستی را توجیه می كند. به علاوه، اصلاحات اجتماعی باعث می شود كه تبلیغات كمونیستها در این ممالك خنثی شود.
     برخی ادعا كرده اند كه به ابتكار آمریكایی ها (ازجمله راه اندازی تظاهرات معلمان شهر تهران)، زمینه برای روی كار آمدن دكتر امینی در ایران فراهم آمده بود. دكتر امینی سالها پیش از آن، در طول اقامت خود در واشنگتن به عنوان سفیر ایران با رجال آمریكایی دوستی برقرار كرده بود. اصلاحات دكتر امینی بعدا انقلاب سفید نام گرفت و پس از كنار رفتن او از نخست وزیری، شاه این اصلاحات را به حساب خود گذارد و «انقلاب شاه و ملت» عنوان داد. علی امینی كه درجریان انقلاب سال 1357 دوباره فعال شده بود اخیرا در پاریس درگذشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تیرباران شدن 21 مقام نظام سابق - اعدام وزیری كه به مطبوعات پول می داد، روزنامه نگاران را ممنوع القلم و اخبار دولتی را دیكته می كرد
کیانپور
18 اردیبهشت سال 1358، هجده تن دیگر از مقامات نظام سابق كشور به حكم قاضی شرعِ دادگاه انقلاب تیرباران شدند. دادگاه انقلاب این عده را هم مفسد فی الارض تشخیص داده بود. در میان اعدام شدگان، دو وزیر و یك رئیس سابق مجلس دیده می شدند. جواد سعید قبلا رئیس مجلس و غلامرضا كیانپور و محمدرضا عاملی تهرامی وزیران پیشین اطلاعات و جهانگردی بودند. وزارت اطلاعات و جهانگردی پس از انقلاب به وزارت فرهنگ و ارشاد تغییر عنوان داده شده است.
    كیانپور 50 ساله مدتی هم استاندار در دو استان و زمانی وزیر دادگستری بود!. یكی از اتهامات او ممنوع القلم كردن چند روزنامه نگار در طول وزارت خود (وزارت اطلاعات و جهانگردی) بود. كیانپور در دفاع از خود گفته بود كه به اشاره ساواك و برخی به اشاره شخص هویدا چنین كرده بود، كه به او گفته شد ممنوع القلم كردن روزنامه نگار حتی برای یك روز، باید با حُكم دادگاه باشد و او با این عمل اصول روزنامه نگاری [ژورنالیسم] و حقوق روزنامه نگاررا نقض و مردم را از خواندن نوشته های آنان محروم كرده بود.
    دكتر عاملی تهرانی در دفاع از خود گفته بود كه در طول وزارت خود بسیاری از اشتباهات كیانپور را جبران كرد و به رغم مخالفت ساواك، به روزنامه نگاران حرفه ای پروانه انتشار روزنامه داد زیرا كه می دانست در ساواك برای آنان پرونده سازی شده بود و دلیل محكمی بر اثبات درستی گزارش های ساواك وجود نداشت. به دكتر عاملی گفته شد كه اشتباه او یكی این بود كه در اوج انقلاب و پس از ممنوع شدن افراد از همكاری با دولت و عضویت در كابینه، سمت وزارت را قبول كرده و با این عمل، به انقلاب «نه» گفته بود و ....
     دادستان انقلاب اسلامی متن كیفرخواست اعدام برای غلامرضا كیانپور را جهت اطلاع عمومی منتشر ساخت كه در صفحه 11 شماره 15848(مورخ 18 اردیبهشت 1358) روزنامه اطلاعات به چاپ رسیده است.
     طبق این كیفرخواست، كیانپور متولد شهر ساری متهم بود كه در طول تصدی وزارت اطلاعات و جهانگردی با استفاده از وجوه دولتی به برخی از جراید كمك مالی می كرد (كه هرگونه كمك مالی به جراید عمومی جز مجلات تخصصی و نشریات رسمی احزاب، عملی بر خلاف اصول ژورنالیسم حرفه ای است و عرفا ممنوع است)، اطلاعات و اخبار ممیزی شده (تنظیم مطابق سیاست دولت) را در اختیار آنها جهت انتشار می گذاشت، و این اخبار سانسوری پس از تنظیم دولتی و تكثیر آنها در خبرگزاری پارس و یا دفتر ویژه اطلاع رسانی در وزارت ارشاد در اختیار جراید قرار می گرفت و یا این كه تلفنی به میز سردبیری در تحریریه آنها (و به فردی مورد اعتماد دولت در آن میز) دیكته می شد و به این ترتیب به ملت گزارش خلاف واقع می داد.
    دركیفرخواست آمده بود كه كیانپور زمانی مدیركل سازمان برنامه بود، مدتی معاون وزارت اقتصاد، گاهی استاندار استانها، سپس وزیر اطلاعات و جهانگردی و آنگاه وزیر دادگستری بود (یعنی كارشناس همه امور از اقتصاد تا ژورنالیسم و كشورداری و كار قضاوت!!). طبق کیفرخواست، وی در طول تصدّی این مشاعل قراردادهای متعدد اقتصادی باجهانخواران امضاء كرده و بر وابستگی ایران به آنها افزوده بود.
    در این كیفرخواست افزوده شده بود که كیانپور در طول تصدی وزارت دادگستری، هركس را كه صدای اعتراضش بلند می شد توسط بازپرسان و دادستانهای مطبع و دست نشانده اش بازداشت می كرد و تحت تعقیب قرار می داد و با این كار، ایران را به صورت یك زندان بزرگ درآورده بود كه در آن ابتدایی ترین حقوق طبیعی و شناخته شده در اعلامیه حقوق بشر و قانون اساسی همان نظام نادیده گرفته می شد و ....
    دادستان سپس تقاضای اعدام كیانپور و مصادره اموال او را كرده بود.
    کُپی بالای صفحه اول روزنامه اطلاعات، شماره 18 اردیبهشت 1358 درباره این اعدام ها:
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو اندیشه
اسوالد اشپنگلر مؤلف «زوال غرب» و صاحب فرضیه انحطاط ـ سه عامل فرضیه «انحطاط» ـ نظرات او درباره دمکراسی و سوسیالیسم
Oswald Arnold Spengler
«Oswald Arnold Spengler اسوالد آرنولد سپنگلر» مورّخ، فیلسوف و دانشمند شهیر آلمانی و صاحب فرضیه «انحطاط» در 56 سالگی در هشتم ماه می 1936 درگذشت. وی كه كتاب «زوال غرب The Decline of the West» را بر پایه فرضیه انحطاط تالیف كرده است معتقد بود كه انحصار (مانی پولیشن)، ماتریالیسم (مادی گرایی) و تلاش دولت ها برای استراسیسم كردن برخی از اتباع خود (محرومیت از حقوق كردن، طرد كردن، بی وجهه كردن، فراری دادن، تبعید كردن و ...) سه عامل اصلی انحطاط تدریجی هر نظام و سیستم حكومتی هستند.
     Spengler در همان زمان و به همان دلایل، فروپاشی نظام نوبنیاد ناسیونال سوسیالیستی آلمان (نازیسم) و اضمحلال حكومت ماركسیستی شوروی را كه هر دو رژیم وارد سه عامل انحطاط شده بودند پیش بینی كرده بود. سپنگلر (اشپنگلر) همچنین برپایه سیكل های طلوع و غروب تمدن، زوال غرب را حتمی دانسته است زیرا كه در باتلاق مادی گری و حرص پول فرو رفته است. تفسیرنگاران عقاید او، شروع این انحطاط را از اوایل قرن 21 پیش بینی کرده اند. وی دمکراسی را لازم دانسته ولی نظر داده است که تمرین آن و در اجرا به انحراف کشانده خواهد شد و «جاه طلبان» از نام آن برای رسیدن به قدرت سوء استفاده خواهند کرد. بنابراین، برای پیاده کردن دمکراسی باید برپایه اصول آن، راه و روش درست در پیش گرفت و گرنه به مراتب بدتر از حکومت های ارثی خواهد بود. همچنین به باور او، راههای سوء استفاده از سوسیالیسم زیاد است و دیری نخواهد گذشت که از مسیر خارج و به بیراهه خواهد افتاد.
     وی كه فرضیه خود را از قانون رشد ارگانیك و طبیعت اخذ كرده بود در سالهای 1918 تا 1920 طرح و چارچوب نوعی سوسیالیسم طبیعی را به دست دست كه با پروسیانیسم همخوانی داشت و به همین لحاظ، آن را سوسیالیسم آلمانیزه می خوانند. ناسیونال سوسیالیست های آلمان (نازی ها) هنگام انتشار فرضیه اشپنگلر تصور كردند كه در جهت تایید آنان است، ولی هیتلر پس از خواندن كتاب سپنگلر به جای گرفتن پند از آن، به خشم آمد و فعالیت های این فیلسوف را محدود كرد. سران شوروی هم از فرضیه این فیلسوف پند نگرفتند و به همچنین صدام حسین در عراق.
    سپنگلر (اشپنگلر) ضمن فرضیه خود ثابت كرده بود كه هر «ایسم» اگر در جریان پیاده شدن به دیكتاتوری بیانجامد و یا یك دیكتاتور كار اجرای آن را به دست گیرد شكست خواهد خورد و مخصوصا برای اجرای یك نظام سوسیالیستی باید روح و طبیعت انسان را كه برضد زور شنیدن است در نظر گرفت و گامی برضد آن برنداشت.
    سپنگلر در هر سه كتاب معروف خود (زوال غرب، لحظه تصمیم، انسان و تكنیك) نوشته است: خودكامگی و توجه نكردن به خواست دیگران و حق انسان، جامعه را به صورت آتشی در زیر خاكستر در می آورد كه با وزش هر باد شعله ور می شود و دیگر، به چیزی ابقاء نمی كند. وی تأکید کرده است كه آسیب پذیری نظام های ایدئولوژیك، اگر خودكامگی وارد آن شود و یا كارها به دست مدیران ناكارآمد و یا مغرض و بخیل افتد بیشتر است.
    «تاریخ» نشان داد كه فروپاشی شوروی به همان صورتی انجام شد كه اشپنگلر پیش بینی كرده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسی
عارضه ای نامطلوب: نفوذ احساس و عاطفه در تمرین دمكراسی
در دنیای معاصر، دمكراسی عاطفه با نخست وزیر شدن sirimavo bandaranaike در سریلانکا (سیلان) پا به عرصه ظهور گذارد
نشست محدود استادان علوم سیاسی در سانفرانسیسكو كه درباره دمكراسی بحث و بررسی می كرد هشتم ماه می 2003 در اعلامیه ای از دخالت یافتن «احساس و عاطفه» رای دهندگان در تمرین دمكراسی ابراز نگرانی كرد. این استادان در نشست های قبلی خود؛ تبلیغات پولی (آگهی ها و اعلانات)، كمك های مالی کمپانی های بزرگ و اصحاب منافع به تبلیغات نامزدها و بی اعتنا شدن تدریجی نسلهای تازه به مشاركت در دمكراسی و بویژه انتخابات را خطرات انحراف دمكراسی از اصول و فرضیه های خود اعلام كرده بودند و خواسته بودند كه احزاب برپایه ایدئولوژی به وجود آیند، نه به صورت مجمعی از جویندگان قدرت و یا حامیان نوعی «راهكار».
     در نشست سال 2003 (سانفرانسیسكو)، موارد متعدد از عارضه «نفوذ احساس و عاطفه در تمرین دمكراسی» مطرح شده بود از جمله: انتخاب بیوه شهردار شهر «تگوسیگالپا» پایتخت هندوراس به جای شوهر متوفایش، بیوه «سانی بونو» به جای شوهرش به نمایندگی قوه مقننه آمریكا، بیوه ایتالیایی الاصل پسر بانو گاندی و نوه نهرو به جای آنها به ریاست حزب قدیمی كنگره هند و ... و پیش از همه این موارد، انتخاب بانو باندرانایكه sirimavo bandaranaike در سریلانكا (سیلان) به جای شوهر مقتولش به ریاست دولت که در 26 سپتامبر 1959 به دست یک روحانی بودایی ترور شده بود.
     در اعلامیه نشست سانفرانسیسكو آمده بود كه این وضعیت به تدریج می رود كه «احساس و عاطفه» را هم بمانند تبلیغات و هیاهو و یا اعمال نفوذ جانشین دمكراسی اصیل به معنای علمی آن كند كه عبارت است از انتخاب «بهترین ها» از سوی مردم و شوراها به منظور اداره یك جامعه (محله، شهر و یا كشور) به بهترین صورت.
     بسیاری از فرضیه پردازان علم حكومت و استادان علوم سیاسی «دمكراسی احساس و عاطفه» را عارضه ای نامطلوب می دانند كه از اداره جامعه توسط بهترین ها عملا جلوگیری می كند و جامعه از اعضای بهتر و برتر خود محروم می شود، زیان می بیند و عقب می ماند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو دانش
كشف بیماری پاركینسونز
دكتر پاركينسون دو قرن پيش در اين خانه درلندن زندگي مي كرد كه همچنان نگهداري مي شود

بیماری پاركینسونز به اسم Dr. James Parkinson دكتر جیمز پاركینسون (متولد 11 اپریل1755 ـ متوفی در 21 دسامبر 1824) است كه هشتم ماه می سال 1817 از آن نام بُرد و گفت كه یك بیماری مزمن مربوط به سلسله اعصاب است. علائم اولیه آن به گونه ای است كه ممكن است دكتر تشخیص بیماری دیگری را بدهد و این علائم كه با بیماری های دیگر مشابه است از این قرارند:
     خیرگی در نگاه كردن یعنی كمتر از گذشته پلكها را به هم زدن، حركت یك دست بیش از دست دیگر، هنگام ایستادن كمی خمیده به نظر آمدن، هنگام راه رفتن اندكی كشیده شدن یك پا به زمین، احساس منجمدشدن یك شانه (حركت آن سخت و دردآور می شود)، نرم شدن تكلم (از دست دادن زمختی صوتی همیشگی)، گهگاه حركت غیرارادی بعضی از اندامها و ....
     در دوران حیات دکتر پارکینسون هنوز گرفتن عکس با دوربین متداول نشده بود و عکس و تصویری از او در دست نیست. اخیرا در انگلستان، تصویری به نام جیمز پارکینسون به دست آمده که تاریخ 1839 را دارد یعنی 15 سال پس از مرگ دکتر پارکینسون و بنابراین در درستی آن تردید است. با وجود این، ما آن را در اینجا درج می کنیم با ذکر عبارت تردید.
تصويري که در تعلق داشتن آن به دکتر پارکينسون ترديد است


    
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
ادامه غارت شهر «رم» و توقف موقت رُنسانس
غارت شهر «رم» که از ششم ماه می سال 1527 آغاز شده بود در این روز (هشتم می) شدت بیشتری یافته بود. این تاراج توام با تجاوز به بانوان و تخریب، تا شانزدهم ماه می ادامه یافت. شهر «رم» ششم ماه می در برابر هجوم مِرسنِرهای اعزامی از جانب پادشاه آلمان و اسپانیا سقوط كرده بود. این پادشاه با فرانسه و انگلستان رقابت داشت. چون دولت فرانسه خودرا مكلف به حراست از دستگاه پاپ می دانست، مرسنرهای اعزامی پادشاه آلمان در صدد تصرف شهر رم و مقرّ پاپ برآمده بودند. 15 هزار مرسنر آلمانی به دلیل این كه پروتستان بودند علاوه بر شهر رم، واتیكان را هم غارت، به آثار هنری آن (نقاشی ها) آسیب زدند و قسمتی از آنجارا به اصطبل اسبهای خود تبدیل كردند. مورخان نوشته اند كه با غارت شهر رم، ادامه رنسانس كه از ایتالیا آغاز شده بود تا مدتی متوقف شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
66 سال پیش از انگلیسی ها، «هرناندو دِ سوتو» اسپانیایی در جستجوی طلا وارد آمریکای شمالی شده بود و ...
de Soto

هشتم ماه می 1541 هرناندو دِ سوتو Hernando de Soto فرماندار اسپانیایی کوبا در جریان دیدار از آمریکای شمالی به رود «می سی سی پی» رسید و آن را ریو دِ اسپیریتو Rio de Espiritu نامید. وی و افرادش نخستین اروپاییان بودند که از جنوب شرقی آمریکای شمالی (ایالات متحده امروز) ـ آن سوی فلوریدا دیدن کردند. پیش از او، پای اروپاییان تنها به فلوریدا رسیده بود. «دو لئون» اسپانیایی در سال 1520 وارد فلوریدا شده بود. این نام را هم او بر این ایالت گذارده است که قرن ها متعلق به اسپانیا بود و در قرن 19 آن را به دولت واشنگتن فروخت. فلوریدا یعنی «پُرگُل». این منطقه از سال 1845 یک ایالت فدراسیون آمریکا شده است. فلوریدا به کوبا نزدیک است. دِ سوتو که قبلا در تصرف مناطق متعدد در آمریکای مرکزی و جنوبی شرکت ودر جستجوی طلا، بسیاری از بومیان را کشته بود با 9 کشتی، 620 تفنگدار و 220 اسب از کوبا خارج و وارد فلوریدا شده و سپس از مناطقی که قرن بعد و پس از آن، مهاجرین انگلیسی بر آنها نام جورجیا، آرکانزا، آلاباما و ... گذاردند دیدن کرد بدون اینکه به هدف خود که کسب طلا برای خزانه اسپانیا و رسیدن به چین از این سوی جهان بود نائل آید. دِ سوتو پس از انتقال به قاره غربی (آمریکا) به عنوان یک افسر اسپانیایی، در تصرف بسیاری از مناطق آمریکای مرکزی و جنوبی و بویژه سرزمین اینکا Inca همکاری کرده بود و مدتی پادشاه «اینکا» زندانی و زیر شکنجه های او بود تا جای طلاهایش را نشان و آنها را تحویل دهد. دِ سوتو همواره در این اندیشه بود که به دریای ساحل غربی قاره آمریکا برسد و به چین برود. به گمان وی، چین ـ کشوری که «مارکو پولو» از آن دیدار کرده بود و در آنجا ساخت باروت، کاغذ و قطب نما را فراگرفته و این فنون را به اروپا منتقل و دولت های دریایی این قاره را کاشف راههای دریایی برای رسیدن به سرزمین های دوردست، استعمارگر و برتری طلب کرده بود باید آن سوی سرزمین آمریکا واقع می بود و این دو سرزمین ازهم فاصله چندان نمی داشتند. دِ سوتو به این هدف خود که رسیدن به ساحل غربی آمریکای شمالی بود دست نیافت و 21 ماه می 1542 در آرکانزا و در کنار می سی سی پی درگذشت. وی یک سال پس از عبور از رود می سی سی پی، در ساحل غربی آن دچار نوعی بیماری شده و از شدّت تب درگذشته بود. دِ سوتو که در 1496 (4 سال پس از رسیدن کریستوفر کلمبوس به قاره غربی) به دنیا آمده بود 46 سال عُمر کرده بود.
     دِ سوتو که در جوانی فردی معمولی بود بعدا و در طول سفرهای دریایی به صورت یک فرمانده نظامی بزرگ درآمده و با یک امیرزاده اسپانیایی ازدواج کرده بود و به پادشاه این کشور قول داده بود که ظرف چهارسال آمریکای شمالی را از آن اسپانیا کند که اگر چنین شده بود مهاجرنشین های انگلیسی بوجود نمی آمدند و امروز کنفدراسیون کانادا و ایالات متحده چند کشور اسپانیایی زبان کاتولیک شبیه آمریکای مرکزی و جنوبی بودند. درگذشت ناگهانی دِ سوتو مانع از اجرای نقشه ای شد که وی آن را به تصویب پادشاه اسپانیا رسانده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
انقلاب فرانسه «لاوازیه» پدر شیمی نوین را گردن زد!
Antoine Lavoisier

هشتم ماه می 1794 ـ دوران انقلاب فرانسه و زمان اقتدار ربسپیر Robespierre معروف به دوران حکومت ترور = Reign of Terror ـ آنتوان لاوازیه Antoine Lavoisier كه به پدر شیمی نوین (شیمی تجربی) معروف است به حكم یك دادگاه انقلاب با گیوتین گردن زده شد!. اشتباه لاوازیه این بود كه پس از كسب شهرت علمی وارد سیاست شده بود و در سال 1791 عمل دولت وقت (رژیم پادشاهی) را در افزایش مالیاتها به منظور رفع دشواری های دولت تایید كرده بود. افزایش مالیات یكی از علل انقلاب بود، و مخصوصا كشاورزان از این عمل به خشم آمده بودند.
     لاوازیه (متولد 26 آگوست 1743) هنگام اعدام شدن 51 ساله بود. وی قبلا راه تهیه آب از تركیب دو گاز اكسیژن و هیدرژن را به دست آورده بود و همچنین ثابت كرده بود كه حیات، بدون اكسیژن غیر ممكن است. نام های «اكسیژن» و «هیدرژن» را لاوازیه بر این دو گاز گذارده است. وی همچنین به تنظیم سیستم متریک و دسته بندی عناصر شیمیایی کمک کرده بود. اتهام او خیانت به وطن اعلام شده بود. این اتهام را «ژان پل مارا J. P. Marat» که بعدا در حمام خانه اش به دست یک بانو ترور شد به لاوازیه وارد کرده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که آلمان تسلیم شد و جنگ جهانی دوم در جبهه های اروپا پایان یافت ـ چرا سند تسلیم دو بار امضاء شد
مارشال ژوکف فاتح برلین و سند تسلیم آلمان ـ عکس از مجله لایف
ساعت 23 هشتم ماه می 1945 (چند دقیقه مانده به نیمه شب) فیلد مارشال ویلهلم کیتل (کایتِل) W. Keitel رئیس ستاد ارتش آلمانِ ناسیونال سوسیالیست در کارلشورتس (کارلسهورتس) Karlshorts ـ مقرّ ارتش سرخ در برلین حضوریافت و به نمایندگی از سوی دریاسالار Karl Doenitz (دونیتس 1891 ـ 1980) که پس از خودکشی هیتلر بر جای او نشسته بود سند تسلیم وِرماخت (ارتش آلمان) را امضاء کرد و به مارشال گئورگی ژوکُف فاتح برلین داد و ژوکف آن را برای حاضران خواند.
    ژنرال آلفرد جُدل (یُدل) Alfred Jodl فرمانده عملیاتی ستاد ارتش آلمان و معاون کیتل (کایتل) روز پیش از آن (هفتم ماه می) چنین سندی را در شهر ریمز واقع در شمال شرقی پاریس ـ مقرّ فرماندهی متفقین غربی ـ امضاء کرده و به آنان داده بود. با اینکه در این مراسم سوسلوپاروف ـ ژنرال ارتش سرخ هم حضور داشت، ژوکُف آن را نپذیرفت و استدلال کرد که چنین سندی نمی تواند در سرزمینی جز آلمان امضا شود و این سند باید در برلین و در مقرّ نیروهای فاتح ِ پایتخت رایش (نیروهای دولت مسکو) امضاء شود.
    این استدلال پذیرفته شد و فیلدمارشال کیتل (کایتل) در مقرّ فرماندهی ژوکف حضور یافت و سند تسلیم بدون قید و شرط را امضاء کرد و جنگ جهانی دوم در جبهه های اروپا پایان یافت. در جریان جنگ جهانی دوم 35 میلیون اتباع جماهیریه شوروی ازجمله 27 میلیون روس کشته شدند و گورباچف در نیمه دوم دهه 1980 از خون این انسان ها گذشت و دستاوردها ارتش سرخ را رها ساخت و ....
    غربی ها هشتم ماه می را به عنوان روز پیروزی بر آلمان که اینک همین آلمان متحد آنها شده است برگزار می کنند و روس ها روز نهم ماه می را زیرا که سند ساعت 23 روز هشتم ماه می به وقت برلین (بامداد نهم ماه می به وقت مسکو) امضاء شده بود.
    در طول جنگ جهانی 1939 ـ 1945، در ماه می رویدادهای قابل بررسی و تأمل متعدد ثبت شده است از این قرار:
    در ماه می 1939 (4 ماه پیش از حمله آلمان به لهستان، با هدف پس گرفتن اراضی خود که قرارداد صلح ورسای آنها را به لهستان داده بود) برلین با رُم قرارداد اتحاد تمام عیار امضاء کرد. تعرّض به لهستان یکم سپتامبر 1939 آغاز شد و سه روز بعد لندن و پاریس که تمامیت لهستان را تضمین کرده بودند به آلمان اعلان جنگ دادند.
    در ماه می 1940 آلمان با فرانسه، بلژیک، هلند و لوکزامبورگ وارد جنگ شد، فرانسه شکست خورد و کنار رفت و سه کشور دیگر به تصرف آلمان درآمدند.
    ماه می 1941 تعرّض نیروهای آلمان به حمایت از ایتالیایی ها به طُبرُق ِ لیبی ثبت کرده است. در همین ماه و همین سال لوفت وافه (نیروی هوایی آلمان) لندن و چند ناحیه دیگر در انگلستان را بمباران کرد که این بمباران ادامه یافت، نخست با هواپیما و بعد با موشک. رزمناو آلمانی بیسمارک نیز در همین ماه و همین سال رزمناو انگلیسی «هود» را غرق کرد.
    در ماه می 1942 و در جریان تعرّض آلمان به شوروی، شبه جزیره کریمه مورد حمله قرارگرفت. هدف آلمان از توجه به جنوب و جنوب شرقی روسیه، رسیدن به چاههای نفت باکو بود و نیز نزدیک شدن با دولت دست خود ـ ایران.
    در ماه می سال 1943 که هیتلر در انتظار موفق شدن تلاش دانشمندان آلمان به تولید سلاح اتمی بود نیروهای آلمانی ـ ایتالیایی در شمال آفریقا به علت نرسیدن کمک و مهمات شکست خوردند و تسلیم شدند. بیشتر نظامیان ارتش هشتم انگلیس در این پیروزی، هندیان بودند.
    در ماه می 1944 ورق برگشت خورده بود. ارتش سرخ سواستوپل و تمامی کریمه را از آلمانی ها پس گرفت، نیروهای آلمانی در جبهه های شوروی حالت دفاعی و توأم با عقب نشینی به خود گرفتند و متفقین که وارد ایتالیا شده بودند تا نزدیکی شهر رُم پیشروی کرده بودند.
    یک روز مانده به ماه می 1945 هیتلر که روس ها به چندصد متری مقرّ زیرزمینی او رسیده بودند و بیشتر برلین به دست آنان افتاده بود خودکشی کرد. آخرین دسته نیروهای آلمانی در ایتالیا دوم ماه می همین سال تسلیم و موسولینی دستگیر شد، روس ها بر تمامی لهستان، اتریش، بلغارستان، چک اسلواکی، مجارستان، رومانی و نیمه شرقی آلمان مسلط شده بودند که آلمان در هفتم و هشتم این ماه ـ دوبار ـ سند تسلیم امضاء کرد و فاتحان ـ پیش از تشکیل کنفرانس سران، موافقت کردند که آلمان را زیر نظر خود به چهار منطقه تقسیم کنند. در همین ماه دستگیری مقامات و ژنرالهای آلمان آغاز شد که بیشتر آنان ازجمله مارشال کیتل (کایتل) و ژنرال جُدل (یُدل) که دو سند تسلیم را امضاء کرده بودند در نوامبر سال بعد اعدام شدند.
    
ژنرال جُدل (یُدل) با متحدین غربی سند تسلیم امضاء می کند (سند اول، که روس ها آن را نپذیرفتند)


    
به رغم امضاء سند تسلیم، ژنرال جُدل (یُدل) اعدام شد ـ عکس جسد او پس از اعدام


    
ژنرال کیتل (کایتِل) در برلین و در مقرّ فرماندهی ارتش سرخ در حال امضاء سند تسلیم بدون شرط ارتش آلمان (ورماخت) است (سند دوم که روس ها آن را پذیرفتند و سند اصلی است)


    
پس از امضای سند تسلیم، مارشال ژوکف آن را برای مدعوین و روزنامه نگاران می خواند

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اختلاس در وزارت دفاع روسیه
هشتم ماه می 2015 اعلام شد که یک دادگاه روسیه بانو Yevgenia Vasilyeva رئیس پیشین دپارتمان اموال در وزارت دفاع روسیه را به جرم اختلاس به 5 سال زندان و استرداد مال محکوم کرده است. طبق برخی گزارش ها، وی با ایجاد یک شرکتِ وابسته به خود و سپردن کارها به آن، از این طریق سوء استفاده و اختلاس می کرد.
    
Yevgenia Vasilyeva

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاریخ از نگاهی به تصویر
یادآوری گذشته (تاریخ) با نگاهی به کُپی صفحه اول شماره 19 اردیبهشت 1358 روزنامه اطلاعات



    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 8 مي
  • 1157:   سلطان سنجر (احمد ابوحارث) پسر ملکشاه و از سلاطین سلجوقی در 71 سالگی در شهر مَرو درگذشت. وی که 21 سال سلطنت کرده بود در سنجار (شمال غربی عراق امروز) به دنیا آمده بود.
        
  • 1788:   دولت فرانسه که با نارضایی های بسیار رو به رو بود و یکی از آنها کُندی کار در دستگاه قضایی و وجود تنها یک دادگاه عالی (بالاتر از تجدید نظر) در مرکز، در صدد برآمد که شمار این دادگاهها را که در آن زمان «پارلمان» خوانده می شدند افزایش دهد و از چنین روزی به جای یک دادگاه تمیز (پارلمان) که قضات متعدد داشت 47 دادگاه تأسیس کرد تا کار رسیدگی به پرونده ها تسریع شود. «تاریخ» نشان داده است که این تدبیر و تدابیر دیگر مانع از انقلاب نشد و سال بعد، انقلاب همه چیز را تغییر داد و ....
        
  • 1821:   نتیجه جنگ شهری (نبرد خانه به خانه) قابل پیش بینی نیست. نمونه آن که جزئیاتش در دانشکده های نظامی تدریس و بررسی می شود در این روز و در جریان جنگ 11 ساله استقلال یونان (از 1821 تا 1832) آغاز شده بود. یک دسته 120 نفری از استقلال طلبان یونانی یگانهای یک لشکر 9 هزار نفری عثمانی (ترکیه) را به داخل شهر گراویا کشاندند و شکست دادند. نبرد، از هتل شهر آغاز شد و سپس کوچه به کوچه و خانه به خانه. مردم شهر از استقلال طلبان حمایت می کردند.
        نزدیک به صد سال پس از آن رویداد، کلنل محمدتقی خان پسیان با همین روش، روس ها را شکست داد.
        کلنل پسیان افسر ژاندارم در جریان جنگ جهانی اول که روس ها در مسیر خود به عراق برای جنگ با عثمانی (احیانا تصرف عراق پیش از آنکه به دست انگلیسی ها افتد) ساوه و همدان را تصرف کرده بودند در شهر همدان با آنان وارد یک نبرد خونین خیابانی شد. کلنل که نیروهایش فاقد سلاح سنگین بودند روس ها را در کوچه ـ پس کوچه های همدان درهم کوبید و از شهر اخراج کرد.
        
  • 1937:   توماس پینچ اُن Thomas Pynchon داستان نگار آمریکایی به دنیا آمد. او که به کار نوشتن ادامه می دهد، در این روز در سال 2026 هشتاد و نه ساله شد.
    Pynchon


        
  • 1942:   در جریان جنگ دریایی «کورال سی» میان امپراتوری ژاپن و آمریکا، در این روز ناو هواپیمابر آمریکایی لِکزینگتون Lexington غرق شد. این ناوِ 36 هزار تُنی که در چند جنگ شرکت کرده بود توان حمل 78 هواپیما را داشت.
        
        
  • 2021:   در این روز انفجار تروریستی یک خودرو مقابل یک مدرسه در شهر کابل 62 تَن را کشت و 947 نفر دیگر را مجروح ساخت.
        
  • 2022:   در این روز علی حسن موین یی Mwinyi دومین رئیس جمهوری کشور متحدهِ 947 هزار کیلومتریِ 62 میلیونی تانزانیا واقع در شرق آفریقا 97 ساله شد. وی که دو سال بعد درگذشت و بزرگ شده زنگبار بود هشتم ماه می 1925 به دنیا آمده بود. علی حسن در طول ریاست خود بر تانزانیا، نظام سوسیالیستی این کشورِ واقع در ساحل اقیانوس هند را تغییر داد و امور اقتصادی را غیر دولتی ساخت. «جولی اس نایرِرِه» نخستین رئیس کشور تانزانیا، در این کشورِ تشکیل شده از اتحاد زنگبار و تانگانیکا، نظام سوسیالیستی برقرار کرده بود. تانگانیکا قبلا از مستعمرات دولت لندن بود. علی حسن، تحصیلکرده انگلستان و پدر شش دختر و شش پسر بود.
    علی حسن


        
        
  • کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    زنانی که برای خود «هوو» گرفتند!
    در آمار فروردین ماه 1348 دادگاههای خانواده تهران (دادگاههای رسیدگی به درخواست طلاق، تعدّد زوجات و مسائل خانوادگی) که در اردیبهشت آن سال انتشار یافته بود آمده بود که در آن ماه در تهران، هفت زن درخواست دو زنه شدن شوهرانشان را تسلیم کرده بودند. قبلا چنین درخواست هایی از جانب مردان به دادگاهها داده می شد، نه زنان.
        مطلبِ بی سابقه ای به نظر رسید. از خبرنگار مربوط [خبرنگار قضایی وقت در تحریریه روزنامه اطلاعات] خواستم که آدرس و مشخصات همه و یا برخی از این زنان را بیابد تا مصاحبه حضوری و یا تلفنی کنیم. یافتن آدرس این بانوان دشوار بود زیراکه جلسات دادگاههای خانواده و اطفال بدون تماشاگر تشکیل می شود، پرونده ها تقریبا محرمانه اند و در دسترس روزنامه نگار قرار نمی گیرند. با وجود این، خبرنگار ما [روزنامه اطلاعات] موفق شد که آدرس سه زن از این هفت زن را بیاید که با دو تن از آنان تلفنی و نفر سوم حضوری مصاحبه شد که این زن در عین حال از یک ماجرای شنیدنی محلّل پرده برداشت و یک طرف این قضیه را به ما معرفی کرد. [اگر یک زن و شوهر 3 بار از هم جدا شوند، در اسلام ازدواج و آشتی چهارم آنان موکول به ازدواج زن با مردی دیگر و سپس طلاق گرفتن از اوست و به این مرد «محلّل» گویند یعنی حلال کننده آشتی چهارم].
        شرح این چهار مصاحبه بعدا درج خواهد آمد.
        
    کُپی تیتر آمار دادگاههای خانواده تهران در فروردین 1348 و 7 زنی که برای خود درخواست هوو (دو زنه شدن شوهرانشان) را کرده بودند در روزنامه اطلاعات

     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
    نامه به مولف
    مصاحبه های عمومی سخنگویان رسمی «سرنخ» به روزنامه نویس و تاریخ نگار می دهند تا قضیه را دنبال کنند ـ پاسخ بپرسش مخاطب
  •   در ماه می 2014 (اردیبهشت 1393) مخاطبی از کانادا سئوال است (کرده بود) که چرا برخی از پاسخ های سخنگوی قوه قضایی در شصت و یکمین نشست خبری اش کاملا صریح و روشن نبوده است. این مخاطب گزارش یک خبرگزاری داخلی درباره شصت و یکمین مصاحبه سخنگوی قوه قضایی را ضمیمه (اَتَچ به سئوال خود) کرده است (کرده بود).
        
        پاسخ:
        سخنگویان دستگاههای قضایی در همه جا در بیان مطالب، احتیاط قضایی می کنند. در گفته هر سخنگو ـ قضایی، سیاسی و اقتصادی ـ سرنخ هایی داده می شود و این، روزنامه نگار و بعدا تاریخ نویس است که باید برود تحقیق کند و جزئیات را ـ به مسئولیت خود ـ بنویسد. اظهارات سخنگویان معمولا از اشاره، تایید و تکذیب خارج نمی شود. در مصاحبهِ مورد اشاره مخاطب، سخنگوی قوه قضایی (سخنگوی وقت) هم مطابق رسم همه سخنگویانِ سازمانهای عمومی در سراسر جهان، مطالبی عنوان شده است [شده بود] که می تواند سرنخ برای تحقیقات تاریخ نگاران و روزنامه نگاران اینوستیگیتیو باشد.
         برای مثال: وی در هشتم اردیبهشت 1393 ـ در شصت و یکمین نشست خبری (مصاحبه عمومی) اش [که مخاطب این تاریخ آنلاین گزارش آن را ضمیمه سئوال خود کرده است] از پس گرفته شدن 122 هزار و 193 هکتار زمین از دست زمین‌خواران ـ تنها در سال 1392 ـ خبر داده بود که از شهرداری‌ها خواسته شده است تا جواز ساخت و ساز برای زمین‌هایی که مشکل دارند صادر نکنند، از تصرف زمین های دولتی [ملّی] و منابع طبیعی باید پیشگیری شود و .... از این اظهارات که خبرگزاری های داخلی مشروح آن را مخابره کرده بودند چنین بر می آید که تا این زمان (اردیبهشت 1393) و 35 سال پس از برقراری نظام اسلامی و به رغم آن همه احکام اسلامی برای محافظت از جان و مال، زمین خواری ـ ازجمله زمین های متعلق به همه مردم (دولت) ـ از جامعه ایران کاملا ریشه کن نشده است. در نظام سابق که ضعف های سازمان ثبت اسناد عامل زمین خواری ها ـ ثبت کوه و مسیل ـ تشخیص داده شده بود، یک بار (در نیمه دهه 1330) بر درهای این اداره قفل زده شد تا تجدید سازمان شود. همان زمان برخی بودند که گفته بودند که با تجدید سازمان ثبت اسناد و جا به جا کردن افراد، اصل مسئله حل نخواهد شد، باید روش و چگونگی ثبت اسناد و احراز مالکیت تغییر کند. باید دید که کشورهای دیگر چگونه انجام می دهند که زمین خوار ندارند، و اصلاح کنند که اقدام اساسی صورت نگرفت و مسئله باقی ماند.
         یک موضوع دیگر که در این مصاحبه مطرح شد و می تواند سرنخ برای مورّخ و روزنامه نگارِ باشد این بودکه سخنگوی قوه قضایی در پاسخ به پرسش یک خبرنگار در مورد اظهارات یکی از مسئولان وزارت نفت درباره یک پرونده فساد اقتصادی در حوزه نفت گفته بود: قسمتی از این پرونده در تهران و قسمت دیگرش در اصفهان مطرح است. پرونده در اصفهان است و هنوز به دادگاه نرسیده است.
         سخنگوی قوه قضایی در پاسخ به سؤالی در مورد محکومیّت 6 زن و چندین مرد ایرانی در کوالالامپور به جرم مواد مخدر که در انتظار اجرای حکم اعدام هستند، گفته بود: همانطور که اینجا [ایران] در مورد مواد مخدر حسّاس هستیم و قاچاقچیان را پیگیری، تعقیب و محاکمه می کنیم و اگر هم لازم باشد ـ اعدام می شوند، آن کشورها نیز در این مورد حساس هستند. البته وزارت امور خارجه دنبال قضیه است که اجحافی نشده باشد.
         خبرنگار دیگری پرسیده بود: آیا درست است که کمیسیون اصل 90 مجلس [کمیسیون عرایض] دستور توقّف ساخت یک هتل 5 ستاره بر مصب رودخانه جاجرود را صادر کرده است؟، و سحنگوی قوه قضایی چنین پاسخ داده بود: کمیسیون اصل 90 نمی‌تواند دستور توقّف صادر کند، تنها می‌تواند بررسی کند و گزارش دهد، که پاسخ سخنگو درست بوده است.

  • نشریات غیر دولتی که از دولت یارانه و پول بگیرند می شوند عملا دولتی ـ نظرات و استدلال مخاطب در این زمینه
  •   این پیامِ ای ـ میلی سوم ماه می 2015 (13 اردیبهشت 1394) واصل شد و بر پایه اصل «آزادی بیان» درج می شود:
        
        "در آبان 1357 و چهار روز پس از آغاز اعتصاب مطبوعات، پس از یک سبک ـ سنگین کردن چند ساعته در تنهایی، تصمیم به تَرک کشور گرفتم و برون مرز شده ام، اما همچنان ایرانی ام. در آن تاریخ، نه زن داشتم و نه بچه، و پدر و مادرم قادر به نگهداری از خود بودند.
         در آبان 1357 (سال انقلاب) درست 9 سال بود که گام به روزنامه نگاری ایران گذاشته بودم، ولی همچنان در جستجوی کاری دیگر که ثبات داشته باشد و بدون نگرانی از بیکار شدن. در آن سال و بویژه از نیمه آن، حدس من این بود که شاه رفتنی است و «آینده» را نمی شود پیش بینی کرد و اگر نظم چندصد ساله فروپاشد، بیش از گذشته ـ هرکس به فکر خویش خواهد افتاد.
        وضعیت امروز [سال 1394] که از اخبار رسانه ها استنباط می شود؛ زمین خواری، تجاوز به اموال عمومی، مسابقه گذاشتن برای گرفتن سهم بیشتری از بیت المال، توسل به عنوان پیمانکاری برای دست یافتن به پول، تبلیغ برای خصوصی سازی که قانون اساسی چارچوب آن را تعیین کرده است با هدف پولدارشدن، واردات!، خام فروشی و ... درستی تصوّر آن زمان مرا ثابت می کند.
        غرض من از فرستادن این ایمیل که انتظار دارم تنها از جهت یادآوری و توجه به تفکّر مجددِ دست اندرکاران و اصلاح، درج شود ابراز نظر درباره یارانه مطبوعات بود که هر چند وقت یک بار انتشار می یابد. هرگونه کمک دولتی و اهدایی ثروتمندان به نشریات اکیدا منع شده است تا بکوشند استقبال مردم را به دست آورند و مردم با خرید آنها و دادن آگهی ارتقاء شان دهند. بر همین اساس در طول تاریخ انتشار نشریه ـ حدود 300 سال ـ هیچ دولت و یا ثروتمندِ خیّر به نشریات غیر دولتی و غیر اختصاصی کمک مالی ـ جز دادن آگهی ـ نکرده است. در طول زمان و همین حالا، برخی از دولت ها و مؤسسات عمومی نشریه (روزنامه، مجله، و امروزه: وبسایت) از آن خود دارند و واضح است که باید هزینه آنها را برعهده داشته باشند. به زعم اندیشمندان و اصحاب نظر، هرگونه کمک مالی مستقیم یک دولت به نشریات مفهومی جز دولتی شدن آنها نمی تواند داشته باشد و نشریه دولتی یعنی بولتن. تعریف روزنامه و روزنامه نگاری چیزی دیگر است. از عُمر کره زمین چندین میلیارد و از عُمر کتابت (نوشتن ـ تاریخ) 5 ـ 6 هزار سال گذشته و ادامه خواهد داشت. 40 ـ 50 سال دیگر، تاریخ قضاوت خوب از یارانه نقدی، به صورت اختصاص دادن کاغذ، کمک چاپ به مطبوعات نخواهد داشت. ببینید که درباره دولت حدودا 127 ساله قاجاریه چه می نویسند و درباره پهلوی ها چه قضاوت می کنند. صاحب یک نشریه غیر دولتی نباید از دولت و یا یک ثروتمند خیّر پول قبول کند. اگر قبول کند کسوت دولتی بودن بر تَن می کند که به معنای خروج از اصل بی طرفی و نشر حقایق و آئینه بودن برای انعکاس واقعیت ها است که اصول روزنامه نگاری برپایه آن قراردارد و آن را تأکید می کند. مصوّبه پارلمان دلیل و بهانه برای قبول پول ملّت (بیت المال) نیست. مردم خودشان اگر نشریه ای را خوب بدانند می خرند و این، کمک است، نه دادن چِک پول از جیب ملت. در چند کشور، پارلمان ها مصرف «ماری جوانا» را قانونی کرده اند، آیا همه مردم با استناد به آن می روند مصرف کنند؟، نه. زیراکه تبعات دارد. در ایران؛ رادیوتلویزیون و چند نشریه متعلق و یا وابسته به دولت اند، تأمین کسری هزینه آنها از بیت المال کافی است، چرا به همه نشریات و بتازگی وبسایت های خبری باید از بودجه کشور پول داد. کلّه من با خواندن این خبر که در ایران به وبسایت های خبری هم پول می دهند سوت کشید. تعجب خود را تلفنی با یک دوست در ایران در میان گذاشتم گفت که شاید به خاطر «خبر آنلاین» باشد که نزدیک به یک مقام مربوط است. «اسکناس چاپ کردن» و «چک بانکی اختراع کردن» و دادن آنها به عنوان یارانه که نگرانی ندارد!. شاید بخواهند که نشریات به همه چیز نپردازند. مردم این را می دانند که نشریات را نمی خرند و اگر به خاطر آگهی های خرید و فروش [نیارمندی ها] بخرند، محتوای آنهارا نمی خوانند. به دوستم گفتم که می خواهم در این باره نظر بدهم، اطمینان دارم بعضی رسانه ها هستند که درج کنند، گفت به تو چه مربوط است، تا پریشان نشود کار به سامان نرسد. تو که رفته ای، به اینجا چکار داری. رئیس جمهور از صدها بیت اشعار حافظ فقط این بیت را که تفسیر آن، سیاست خارجی اش را توجیه می کند برزبان آورده است. این یک بیت دیگر هم از حافظ است که «غلام و بنده آنم که زیر چرخ کبود ـ زهرچه رنگ تعلّق پذیرد آزاد است» و این شعر با سودجویی و بازاری بودن که بعضی در ایران امروز حرص آن را می زنند و هی می خواهند واردات کنند و به نام عمران و توسعه و دیجیتال کردن غیر ضروری پول بگیرند و ... ضدیت دارد.
        این نظر را برای شما و چند نشریه برون مرز ایمیل کرده ام. اگر بخواهید منعکس کنید، بدون دست بردن و درج نشانی ایمیل من باشد. بعضی دولت ها خودشان ایمیل هارا ضبط می کنند.".
        
        این پیام عینا و تنها با افزودن چند علامت ازجمله ویرگول و ... درج شده است. «اندرزی خیرخواهانه» به نظر رسید، نه انتقاد.




  •  

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com