Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
7 آوريل
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 7 آوريل
ایران
اندرز والپول نخست وزیر قرن هیجدهم انگلستان: ایرانیان نباید نادرشاه دیگری به وجود آورند
Robert Walpole
رابرت والپول Robert Walpole نخست وزیر انگلستان از 1721 تا 1742، در اپریل 1739 و 15 روز پس از ورود نادرشاه به شهر دهلی، طرح بسط نفوذ و استقرار در سراسر هندوستان را برای مدتی نامشخّص (که دهها سال طول کشید) به تعویق انداخت. وی (متولد 1676 و متوفی در 1745) در دهه دوم نخست وزیری خود اجرای دو طرح گسترش خارجی (سلطه) را مدّ نظر داشت؛ استقرار در سراسر هندوستان و حذف رقیبان اروپایی از جمله پرتغال و هلند از آن شبه قاره و کسب برتری بر اسپانیا در آمریکای لاتین. با افتادن هندوستان به دست شاه ایران در زمستان 1739 و شکست انگلستان در جنگ کارتاجِنا Cartagena (شمال غربی کلمبیای امروز و نزدیک به پاناما در کارائیب که این مناطق به اضافه ونزوئلا در آن زمان گرانادای اسپانیا نامیده می شدند. نام کارتاجنا از کارتاژ مدیترانه و امروزه خرابه های آن واقع در تونس گرفته شده است)، اجرای طرح نخست به تعویق افتاد و طرح دوم شکست کامل خورد. در جنگ دریایی کارتاجنا، انگلستان 50 کشتی جنگی و 18 هزار تفنگدار از دست داد و اسپانیا تا زمان شکست در جنگ با ایالات متحده بر سر کوبا در اواخر سده نوزدهم برتری خودرا در آمریکا لاتین حفظ کرد. در جریان جنگ کارتاجنا، اسپانیایی ها از افراد یک قبیله از بومیان منطقه که امروزه عمدتا در ونزوئلا و کلمبیا زندگی می کنند استفاده کردند، به آنان گفته بودند که اگر انگلیسی ها پیروز شوند با بومیان همان خواهند کرد که با بومیان آمریکای شمالی کردند (انهدام) و بومیان کارائیب در زیر پرچم اسپانیا تفنگداران انگلیسی را به زانو درآوردند.
    اندرز سیاسی والپول پس از شکست ارتش امپراتور مغول تبار هندوستان در دشت کَرنال از ارتش ایران و تسلیم امپراتور و ورود نادر به دهلی این بوده است که نباید امکان داده شود که ایرانی تبارها (از فرات تا سند و از سیحون تا قفقاز شمالی) گردهم آیند و ژنرال نادر دیگری به وجود آورند. همین اندرز که موردی از سیاست خارجی دولت لندن شده است سبب شد که انگلیسی ها در سده بعد افغانستان و بلوچستان شرقی را از ایران جدا کنند و مناطق جنوبی و غربی خلیج فارس را از نفوذ دولت ایران بیرون آورند و دست روس ها را برای تصرف قفقاز و منطقه فرارود باز بگذارند و شاه قاجاریه را وادار به دادن سلیمانیه عراق به عثمانی و گذشتن از دعاوی ایران بر بصره و شرق دجله کنند و .... والپول بیش از هر نخست وزیر دیگر بر انگلستان حکومت کرد. نادر پس از اطمینان از ادامه از وفاداری دولت هند، چندی پس از ورود به دهلی و پس از اینکه شنید برادرش ابراهیم خان در داغستان (جنوب روسیه) کشته شده است، درهمان سال 1739 از دهلی عازم داغستان (قفقاز شمالی) شد تا لِزگی ها که برادر او ـ ابراهیم خان ـ فرماندار قفقاز شمالی را کشته بودند گوشمالی دهد. وی در همین زمان، چند گردنکش را در بخارا و سمرقند از میان بُرد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تیمورتاش در یک ماموریت محرمانه و حساس ـ چگونگی ایجاد نیروی دریایی نوین ایران
رضاشاه پهلوی در اپریل 1928 (فروردین 1307) و در جریان نوسازی ارتش و تقویت بنیه نظامی ایران، تصمیم به ایجاد یك نیروی دریایی برای وطن گرفت، ولی از انگلیسی ها بیم داشت كه كار شكنی كنند.
     به نوشته مورخان تحولات جنگ جهانی دوم، وی در اجرای این تصمیم خود، در آن ماه در جستجوی فردی مطمئن برای اعزام به اروپا و تماس با موسولینی رهبر ایتالیا بود. در آن زمان، رضاشاه جز به عبدالحسین تیمورتاش وزیر دربار خود به رجل دیگری اعتماد نكرد. تیمورتاش ظاهرا به نام دیدار دوستانه و حسن نیّت از اروپا، به این قاره رفت و [برای آنکه جلب توجه نکند] پس از پرسه زدن در چند كشور وارد رم، شهر مورد نظر خود شد و نیات رضاشاه را برای موسولینی تشریح كرد و رهبر ایتالیا كه آماده شنیدن تصمیمی نظیر ایستادگی در برابر سلطه دیرپای انگلستان بر منطقه خلیج فارس بود قبول كرد كه شماری از افسران نیروی زمینی ایران را در ظاهر به عنوان آموزش فنون تازه «رزم پیاده» بپذیرد، و در ایتالیا به طور محرمانه به آنان آموزش دریایی دهد. بعلاوه، چند کشتی جنگی به ایران بفروشد.
     پس از بازگشت تیمورتاش به وطن در سپتامبر 1928، طرح محرمانه به تدریج به اجرا درآمد. افسران نیروی زمینی اعزامی به ایتالیا آموزش دریایی دیدند. پس از تکمیل دوره آموزشی، موسولینی چند ناو جنگی به ایران فروخت و این ناوها را به دست آن افسران سپرد كه از طریق دماغه امید نیک (جنوب آفریقا) به ایران آمدند و به یكه تازی انگلیسی ها در آبهای ایران در خلیج فارس پایان دادند. در آن زمان، آبراه سوئز در کنترل انگلیسی ها بود و به همین سبب، کشتی های خریداری شده راه دور و دراز جنوب آفریقارا انتخاب کرده بودند. همین كشتی ها بودند كه انگلیسی ها را از چند جزیره ایرانی در خلیج فارس بیرون كردند و چند پایگاهشان از جمله «باسعیدو» را بستند. ولی در جریان توطئه اشغال نظامی ایران، در آگوست و سپتامبر 1941 (شهریور 1320) به دست انگلیسی ها افتادند و با افسرانشان منهدم و یا مصادره شدند.
     گفته شده است (شایعه و نه، اثباتا) كه این ماموریت محرمانه تیمورتاش پس از رنجش او از رضاشاه، درز پیدا كرده بود و انگلیسی ها به جزئیات آن پی برده بودند و ....
    عكس زیر، موسولینی و تیمورتاش را در ملاقات سال 1928 نشان می دهد كه دیداری عادی و تشریفاتی وانمود شده بود.
تيمورتاش و موسوليني

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مقدمه اشغال نظامی ایران که هدف نهایی چرچیل بود
W. Churchill
وینستون چرچیل نخست وزیر وقت انگلستان هفتم اپریل 1941 (18 فروردین 1320) دستور انتقال یك لشكر از هندوستان آن کشور (بریتیش ایندیا) را به بصره داد. بهانه اعزام این لشكر كه عده نفرات آن به چهار هزار تن هم نمی رسید محافظت از حوزه های نفتی بیان شده بود، ولی در واقع، ماموریت این نیرو اشغال نظامی ایران در فرصت مناسب بود؛ زیرا كه دولت تهران عمیقا متمایل به آلمان شده بود و دیكته های لندن را مانند گذشته نمی نوشت.
     چرچیل از دو جهت هراس داشت؛ یكی سقوط شمال آفریقا و رخنه نیروهای آلمان به شرق سوئز و دیگری عبور نیروهای آلمانی از قفقاز و سرازیر شدن به مناطق نفتی خاورمیانه و تصرف همه منطقه با كمك ارتش ایران. چرچیل می دانست كه تصرف خاورمیانه توسط آلمان، بدون كمك ایران امكان پذیر نخواهد بود، و به این دلیل ایران را هدف قرار داده بود. چرچیل که در شرایط وقت، جنگ تمام عیار با ایران کاری آسان نمی دانست همزمان با اعزام نیرو به بصره به تطمیع و خرید برخی مقامات نظامی و سیاسی ایران و اطرافیان رضاشاه دست زده بود تا در اقدام نظامی انگلستان، ارتش ایران كه برای تجهیز آن 20 سال سرمایه گذاری شده بود وارد عمل نشود.
     چرچیل در همان زمان در پارلمان انگلستان گفته بود كه بدون موافقت و همراهی ایران، هیچ قدرتی نمی تواند برخاور میانه و حتی آسیای جنوبی مسلط باشد.
     «تاریخ» نشان داد كه چهار ماه و دو هفته بعد (شهریور 1320)، لشكر اعزامی چرچیل از هندوستان، پس از مرخص شدن خیانت آمیز سربازان پادگانهای ایران، بدون برخورد با مانع چشمگیر وارد ایران شد و در اشغال «ایران بی دفاع!» مشاركت جست.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ایران در اپریل 1951 (فروردین 1330) ـ در میان ناآرامی، تحریکات و اخطارهای لندن، علاء رفت و مصدق آمد
حسین علاء
اپریل 1951 (فروردین 1330) در ایران با ناآرامی آغاز شده بود. چون در ماه مارس (اسفند)، قانون ملی شدن نفت به تصویب رسیده بود؛ انگلیسی ها با همه توان و امكانات به آغاز و گسترش آن ناآرامی ها كمك كرده بودند، ازجمله با قطع پرداختی به كارگران صنایع نفت در خوزستان، دادن اخطار پشت اخطار به ایران و انتشار شایعات و تحریكات دیگر در سراسر كشور.
    در اپریل 1951 انگلیسی ها پرداختی كارگران نفت را قطع کرده بودند و این کارگران به خاطر قطع درآمد و مبهم بودن آینده و وضعیت استخدامی شان بود که در آبادان دست به تظاهرات زده بودند و این تظاهرات به صورت کاری روزانه درآمده بود. در موارد متعدد میان این كارگران و روشنفكران و جوانان (حامیان ملی شدن صنعت نفت) برخورد روی داده بود و ماموران انتظامی مداخله و شماری از دو طرف و عده ای انگلیسی را كشته بودند. این وضعیت دولت حسین علاء را مجبور به اعزام یك هیات عالی نظامی به آبادان کرده بود. اعزام این هیات و ترمیم كابینه هم نتوانست به ناآرامی پایان و دولت علاء را نجات دهد و وی 26 اپریل (ششم اردیبهشت) پس از دریافت یک اخطار سراسر تهدید از دولت لندن جای خود را به دكتر مصدق داد و از آن پس، وزیر دربار شاه شد. دولت لندن در اخطار خود که ششم اردیبهشت توسط سفیر این دولت در تهران به علاء تسلیم شده بود برای ایران [اگر از ملی کردن نفت خود منصرف نشود] خط و نشان بسیار کشیده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ترور سرلشکر «فرسیو» رئیس وقت دستگاه قضایی ارتش در هجدهم فروردین 1350 ـ تشدید عملیات چریکی در تهران
فرسیو
بامداد هجدهم فروردین 1350 (هفتم اپریل 1971) هنگامی كه سرلشكر ضیاء فرسیو رئیس وقت دستگاه قضایی ارتش از خانه اش در قلهك عازم محل كار خود بود هدف گلوله قرار گرفت و كشته شد. در این تیراندازی، فرزند 16 ساله فرسیو كه با خودرو پدر عازم مدرسه بود مجروح گردید. سه روز پیش از ترور فرسیو، در نزدیكی همین محل به سوی نگهبان ورودی كلانتری پلیس قلهك تیراندازی مرگ آور شده بود.
     در پی ترور فرسیو، گفته شده بود كه وی به دست چریكهای فدایی كشته شده است. فرسیو درجریان تعقیب قضایی چپگرایان و متهمان رویداد سیاهكل خشونت بسیار به خرج داده و آنان را خشمگین و ناراضی تر كرده بود. دولت برای یافتن سر نخ جهت شناخت قاتل و یا قاتلان فرسیو 900 هزار تومان (در آن زمان؛ به ارزش 130 هزار دلار) جایزه نقدی تعیین کرده بود. همان روز (18 فروردین 1350) پرویز ثابتی که رسانه های وقت وی را «مقام امنیتی» می نوشتند در یک برنامه طولانی تلویزیونی، فعالیت های چریکی و بویژه رویداد سیاهکل را (ازدیدگاه دولت) شرح داد. توضیحات پرویز ثابتی و انتشار گزارش ترور فرسیو در روزنامه ها سرآغاز گسترش عملیات چریکی شهری در تهران بود که تا پیروزی انقلاب ادامه یافت. دولت وقت بعدا متوجه شد که اظهارات پرویز ثابتی نتیجه معکوس داشته و باعث گسترش فعالیت های ضد دولتی مسلحانه شده است. دور تازه عملیات چریکی شهری با ترور آمریکاییان بویژه مستشاران نظامی آمریکایی آغاز شده بود. درجریان یکی از این عملیات، اتومبیل حامل مک آرتور سفیر وقت آمریکا در ایران هدف گلوله قرارگرفته و باعث کناره گیری وی از این سمت شده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اخراج همزمان ایرانی تبار ها از عراق و ایرانیان از آمریكا!
در این روز در سال 1359 (14 ماه پس از انقلاب) دولت عراق اخراج ایرانیان، ایرانی تبارها و گروهی از شیعیان را به صورت دسته های چند هزار نفری از آن كشور آغاز و همزمان، درخطوط مرزی با ایران دست به تمركز نیرو و تحریك زده بود كه روزنامه های تهران نوشته بودند به اشاره آمریكا دست به چنین كاری زده است. به گزارش این روزنامه ها، دولت عراق همزمان، آیة الله محمد باقر صدر را نیز بازداشت كرده بود. این تحریکات و تمرکز نیرو در مرزها، پنج ماه بعد منجر به آغاز جنگ هشت ساله شد.
     طبق برخی نوشته ها، بعضی از ایرانی تبارهای اخراجی از عراق که نشریات ایران عنوان «معاودین» بر آنان گذارده بودند بعدا در جمهوری اسلامی ایران صاحب مقام و منزلت شدند. سران دو قوه قضایی و مقننه ایران متولد عراق هستند.
    دولت آمریكا که مناسبات خود را از اپریل 1980 با ایران قطع کرده است در همین زمان، به اخراج برخی ایرانیان از آن كشور دست زده و حتی دستور داده بود که دارندگان کارت سبز آمریکا (مقیمان مجاز آن کشور) را که به خارج از آمریکا سفر کرده بودند اجازه ورود ندهند و به این ترتیب صدها ایرانی که بسیاری از آنان زن و فرزند در آمریکا داشتند در فرودگاههای بین راه سرگردان شدند. دولت وقت آمریکا (دولت جیمی کارتر از حزب دمکرات) از هفتم اپریل 1980 صدور ویزا به دارندگان گذرنامه های جمهوری اسلامی ایران را متوقف ساخته بود و این حالت تا اندکی بیش از یک سال ادامه داشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
2 اشتباه شاه از دیدگاه تاریخدان آمریکاییِ صاحب فرضیهِ نقش «مورال Moral» در تطوّر تاریخ: پنهان کردن سرطانی شدنش و برگزارنکردن انتخابات آزاد
دکتر گوردون رایت (1912 ـ 2000) تاریخ دان آمریکایی و استاد این درس که در سال 1975 توجه به نقش «مورال» را در جریان بررسی علل و نتایج رویدادها و تطوّر تاریخ پیشنهاد کرد و این «تز» معروف به مورال ساینس Moral Science به نام او است پنجم اپریل 1995 (زمانی که آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور بود) و تورّم 40 درصدی ایران از اخبار روز بود که خبرگزاری های بزرگ از تهران مخابره می کردند، در یک سخنرانی گفت که طبق بررسی های او ـ در طول تاریخ ـ نتایج کودتاها و انقلاب ها در درازمدت چندان مثبت نبوده است. وی برای اثبات این نظر، از تاریخ قرون جدید و معاصر اروپا که استاد درس آن بود و نیز تاریخ خاورمیانه، آسیای جنوبی و آفریقا چندین مثال آورد.
    Dr. Gordon Wright گفت که اگر شاه ایران (پهلوی دوم) بیماری سرطان خودرا از ایرانیان پنهان نکرده بود، مخالفت با او به خیابانها کشانده نمی شد و مخالفان منتظر رفتن او و آمدن جانشینش می شدند که چون جوان بود با مشاوران متعدد کار می کرد که این، خود نوعی رهبری گروهی است و به دمکراسی کامل می انجامد. در سه سال منتهی به سال انقلاب ایران، همه دولت ها بویژه سران قدرت های وقت از بیماری شاه و احتمال زنده ماندنش تنها تا پنج سال آگاه بودند جز ملت ایران. رئیس جمهوری فرانسه حتی می دانست که برای شاه و به لحاظ احتیاط، در کاخ سلطنتی (نیاوران) چادر اکسیژن قرار داده بودند. قدرت های جهانی با اطلاع از بیماری درمان ناپذیر شاه، هرکدام برای منافع کشور خود سرگرم طرح سیاست و برنامه شده بودند. اشتباه دیگر شاه این بود که پس از ریختن مردم به خیابانها، پارلمان را منحل و انتخابات آزاد برگزار نکرد تا مردم حرف خودرا با انداختن ورقه رای به صندوق ها بزنند. با این دو اشتباه که همانا رفتار و عمل یک فرد ـ شخص حاکم بود، ایران ....
    دکتر رایت از آن دسته از تاریخدانان آمریکا بود که با جنگ ویتنام که در آنجا، آمریکا منافع حیاتی نداشت مخالفت کرده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
قطع روابط ایران و آمریکا هفتم اپریل 1980، اخراج ایرانیان از آمریکا، لغو ویزاهای صادره و منع فروش بلیت پرواز به آمریکا به ایرانیان و ...
کارتر، زمانی که افسر نیروی دریایی بود
هفتم اپریل 1980 و پنج ماه پس از تصرف ساختمان سفارت آمریکا در تهران، دستیابی به اسناد آن و به گروگان گرفته شدن کارکنان سفارت، جیمی كارتر رئیس جمهوری وقت آمریكا از حزب دمکرات که از حل مسئله ناامید شده بود همه روابط و مناسبات آن دولت با ایران را كه از 11 جون 1883 (103 سال پیش از آن) آغاز شده بود و ایران، در طول 4 دهه متحد آمریکا بود قطع کرد که این قطع روابط هنوز ادامه دارد. کارتر (از سال 1943 تا 1953 افسر نیروی دریایی آمریکا ازجمله افسر زیردریایی) همزمان ویزاهای ایرانیان برای ورود به آمریكا حتی كارتهای سبز (پروانه های اقامت دائم) ایرانیانی را كه در خارج از آمریكا بودند لغو كرد و دستور داد كه تا اطلاع ثانوی به ایرانیان ویزای ورود به آمریكا داده نشود و دستور ندادن ویزا تا نزدیك به یك سال به قوت خود باقی بود. وی همان روز (هفتم اپریل 1980) دیپلماتهای ایرانی را از آمریکا اخراج و تصمیم به دیپورت بیش از 14 هزار ایرانی از آمریکا گرفت که با توجه به 8 ساعت و 30 دقیقه تفاوت ساعت میان واشنگتن و تهران، 19 فروردین اخبار آن، واکنش ها و تصمیمات شورای انقلاب، اعلامیه دولت و اظهارات مقامات جمهوری اسلامی در روزنامه های تهران انتشار یافت که کُپی صفحات اول شماره های 19 و 20 فروردین 1359 روزنامه اطلاعات، گزارش مربوط به جلسه فوق العاده شورای انقلاب، خبر قطع فروش بلیت هواپیما (مندرج در شماره 21 فروردین 1359 روزنامه اطلاعات) را در زیر این مطلب می بینید که سند تاریخ هستند.
    از آنجا که کارتر گفته بود دست به اقدامات دیگری خواهد زد و ناو هواپیمابر کانستلیشن و اسکورت آن را از آبهای ژاپن روانه خلیج فارس کرد، تاس ـ خبرگزاری رسمی دولت مسکو اخطار داد، که کُپی ترجمه منتشره آن در روزنامه اطلاعات را در اینجا (در زیر این مطلب) می بینید.
     در این میان وزارت دفاع آمریكا (با احتیاط تمام كه باعث تحریك و مقابله شوروی نشود كه به افغانستان نیروی نظامی فرستاده بود) خودرا برای عملیات نظامی خارج كردن اعضای دستگیرشده سفارت این كشور در تهران (گروگانها) آماده می ساخت كه این عملیات در صحرای طبس شكست خورد. دولت کارتر قبلا به خلیج فارس و آبهای نزدیک به آن، کشتی جنگی فرستاده بود و دستور اعزام فلوتیلای دیگری را از آبهای ژاپن به خلیج فارس داده بود. دولت لندن هم برای نشان دادن حمایت خود از واشنگتن، ناوشکن موشک انداز کاوِنتری را وارد خلیج فارس کرده و گزارش رسانه ها حکایت از اعلام حمایت دولت استرالیا از این قدرت نمایی دریایی داشت. [در بهار دو سال بعد و در جریان جنگ بر سر مالکیّت جزایر فالکَلند میان انگلستان و آرژانتین که یک جنگنده آرژانتینی با پرتاب موشک اِکزوسِت، ناوشکن کاونتری را غرق کرد، ایرانیان دست به شادی کردن زدند و ....].
    واشنگتن چندی پس از قطع رابطه دیپلماتیک، تحریم اقتصادی را هم بر قطع مناسبات افزود كه هرچند وقت یكبار تشدید شده است. دولت «اوباما» که در سال 2012 این تحریم را تشدید و جهانی کرده بود دو سال بعد اشاره کرد که اگر جمهوری اسلامی ایران تکنولوژی هسته ای و فعالیت های مربوط را محدود کند تحریم ها بویژه تحریم های مصوّب شورای امنیت را لغو و یا محدود خواهد کرد. مرور زمان نشان داده است که به رغم سازش (اصطلاحا؛ برجام) و محدود شدن فعالیت های هسته ای ایران، غرب بویژه آمریکا به همه وعده های خود عمل نکرده است و احتمال داده می شود که دولت بعدی آمریکا که از بیستم ژانویه 2017 بر سر کار خواهد آمد کمک بیشتری به حل مسئله نکند و اختلاف ادامه یابد. روابط واشنگتن و تهران به رغم سازش هسته ای اخیر همچنان تیره است و کمپین نامزدهای انتخاباتی آمریکا پُر از اخطار و تهدید تهران.
     كارتر كه در ژانویه 1977 با شعار گسترش دمكراسی و رعایت حقوق بشر در جهان، زمام امور ایالات متحده را به دست گرفته بود، از زمان روی كار آمدن (به دلایلی) خواهان تعدیل اساسی در روش حكومتی شاه ایران بود و بنابراین از منتقدین شاه و معترضین به خودكامگی های او حمایت كرد و تا توانست مانع از برخورد شدید شاه نسبت به ملّیون لیبرال شد، ولی برخلاف انتظار كارتر و دستیارانش، اینان در جریان انقلاب و پس از آن [با اینکه دولت موقّت را در دست داشتند] نتوانستند ستون قدرت شوند و به تدریج همان قسمت از قدرت را هم كه به چنگ آورده بودند از دست دادند و ....
    تغییر نظام حکومتی ایران سرآغاز تحولات و ماجراهای مشابهی در خاور میانه و خاور نزدیک بوده است که ادامه دارد.
    
    [همزمان با قطع مناسبات آمریکا با ایران در اپریل 1980= فرودین 1359، مدیریت وقت مؤسسه مطبوعاتی اطلاعات که این مؤسسه در نیمه سال 1358 = 1979 مصادره و به بنیاد مستضعفان داده شده بود دهها روزنامه نگار و عمدتا ارشد این روزنامه را به صورت منتظر خدمت برکنار کرد ـ که در مورد برخی از آنان، عملا انتظارخدمت مادام العُمر شده است، بدون پرداخت غرامت اخراج و این، در حالی است که در سال های اخیر به هر تبعه ایران هرماه حدود 45 هزار تومان پول جیبی ـ کمک هزینه = یارانه ـ داده می شود و به نشریات کمک مالی دولتی.].
    
صفحه اول شماره 19 فروردین 1359 روزنامه اطلاعات درباره قطع کامل روابط


    
صفحه اول شماره 20 فروردین 1359 روزنامه اطلاعات حاوی متن فرمان مقاومت


    
کُپی گزارش قطع فروش بلیت هواپیما به ایرانیان عازم آمریکا مندرج در شماره 21 فروردین 1359 روزنامه اطلاعات


    
کُپی اخطار مسکو، مندرج در شماره 21 فروردین 1359 روزنامه اطلاعات

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دنیای هنر
تئاتر 2هزار ساله جزیره کفالونیاKefallonia



    وزارت فرهنگ یونان پنجم اپریل 2007 با توزیع عکس بالا میان رسانه ها اعلام كرد كه باستانشناسان در جزیره كفالونیایKefallonia این كشور واقع در مدیترانه یك تئاتر را از زیر خاك بیرون آورده اند. كف و پلكان این تئاتر به همانگونه كه در عكس دیده می شود از سنگ ساخته شده است. از تئاترهای یونان باستان برای جلسات نطق و بحث و رای گیری هم استفاده می شد. باستانشنان گفته اند كه این تئاتر در فاصله میان سال 146 پیش از میلاد تا سال 330 میلادی ساخته شده و احتمالا براثر زمین لرزه به زیر خاك فرو رفته است.
     در مجاورت این تئاتر، یك مقبره 5 نفره هم به دست آمده كه در یك گور، مرده را با جواهرات و ازجمله گردنبند طلایش در تابوتی سنگی مدفون كرده بودند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو اندیشه
نویسنده ای كه نگران نابرابری و جدایی طبقاتی انسان ها بود
Flora Tristan
هفتم اپریل زادروز «فلورا تریستان» نویسنده سوسیالیست فرانسوی است كه در سال 1803 به دنیا آمده بود. پدر بانو فلورا یك سرهنگ نیروی دریایی اسپانیا و متولد كشور «پرو» بود. در آن زمان «پرو» متعلق به اسپانیا بود و دولت فرانسه (ناپلئون) بر اسپانیا حكومت می كرد. فلورا با این كه در ناز و نعمت بزرگ شده بود، دارای افكار سوسیالیستی و خواهان برابری اقتصادی ـ اجتماعی انسانها بود و می گفت كه با شكم گرسنه، برابری سیاسی و آزادی فردی (لیبرالیسم) مفهوم ندارد. او در كتابهایش ـ داستانی و غیرداستانی ـ به بهترین وضعیتی ضرورت تساوی اقتصادی ـ اجتماعی انسانها، ولو به گونه ای نسبی و محدود را منعكس ساخته كه بر تمامی وجود مخاطب تاثیر می گذارد. مهمترین كتابهای فلورا، «گشت و گذری در لندن»، «خشم بی پایان»، «آواره بی آشنا»، «نعمتی به نام اتحادیه»، «چه كسی مورد تنفر است»، «بی پول بی احترام می شود»، «درد بی اطمینانی»، «ما همه، هنوز انسان هستیم»، « در دو زمان برابر هستیم: پیش از تولد و پس از مرگ» و ....
    فلورا در كتاب «آواره بی آشنا» شرح سفر خود به سرزمین «پرو» جهت به دست آوردن میراث پدری را دقیقا بیان داشته و ضعف و فساد دستگاه قضایی آن سرزمین را منعكس كرده و نتیجه گرفته است كه خرابی یك كشور از دستگاه قضائی آن آغاز می شود، و عقب ماندگی، سرگردانی، «مشكلدار» و «دغدغه دار» بودن یك ملت را باید در خرابی چرخهایی قضایی آن جستجو كرد. كتاب فلورا نشان می دهد كه او نتوانست ارث پدری را كه حق مسلم او بود و دیگران بالا كشیده بودند به دست آورد.
    در كتاب در دو زمان برابر هستیم، ثابت می كند كه با ادامه وضعیت موجود، در این دنیا (در طول زنده بودن) برابری وجود نخواهد داشت زیرا كه آزمندی و خودخواهی همزاد انسان است و تنها نظام حكومتی است كه آزمندی و زیادت طلبی آدم را می تواند كنترل كند. فلورا در كتاب نعمتی به نام اتحادیه نوشته است كه هر فرد به تنهایی نمی تواند احقاق حق كند و حرفش شنونده داشته باشد، ولی افراد؛ بله و «افراد» یعنی اتحادیه، وقتی كه باهم باشند و از منافع مشترك پاسداری و دفاع كنند. مفسران بر پایه این كتاب، فلورا را یكی از مادران پیدایش «سندیكا» در جهان خوانده اند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اندیشه های «گوستاو لاندائوور» و سوسیالیسم با هدف های مادی و معنوی
گوستاو لاندائوور

«گوستاو لاندائوور» فیلسوف و نویسنده چپگرای آلمان در این روز در سال 1870 به دنیا آمد. وی بر افكار «كروپتكین» و «باكونین» با كمی پالایش تعریف نوشت و به صورت اصول درآورد.
     او دركتاب خود تعریف تازه ای از سوسیالیسم به دست داده و نوشته است كه سوسیالیسم، تنها برآورده ساز عادلانه نیازهای مادی افراد و به عبارت دیگر «عدالت مادی ـ اقتصادی» نیست، بلكه باید عدالت معنوی میان مردم را هم برقرار سازد تا روح و روان آنان ارضاء و اقناع شود. «آرزوی زندگانی کردن در یک محیط برخوردار از عدالت عمومی» طبیعت مشترك بشر است و برای رسیدن به آن نیاز به آمادگی لازم، اتحاد و بستن پیمان و بذل مساعی دارد، و این دولتها و حاكمان هستند كه به خاطر باقی ماندن در قدرت - قدرتی كه به داشتن آن عادت كرده اند و طبیعت ثانوی شان شده است با توسل به دستاویزهای گوناگون مانع از این اتحاد و مساعی می شوند و سنگ اندازی می كنند؛ بنابراین قدرت دولت باید به شوراها كه شرط عضویت در آنها انساندوستی و معنویت باشد سپرده شود.
     «لاندائوور» نوشته است: هرجا كه طبقه زحمتكش (وركینگ كلاس) احساس استثمار شدن كند، وقوع انقلاب قابل پیش بینی است و نمی توان با توسل به زور برای مدتی طولانی مانع از وقوع آن شد. بشر كارگر می داند كه چه كسانی از دسترنج او برخوردار می شوند و كینه استثمار شده نسبت به استثمارگر روز افزون است، پایان ناپذیر و روزی به انتقام تبدیل می شود. در نظر كارگر، سرمایه با زحمتی كه او تحمل می كند قابل مقایسه نیست.
     این اندیشمند که توصیف یک انقلابی راه تعمیم عدالت را به «آنارشیست» یک جعل قدرت طلبان و اسثتمارگران می داند تا بتوانند به نام مبارزه با آنارشیست (در قرن 21 «تروریست») هر کار که بخواهند بکنند همچنین نوشته است كه خواست تامین عدالت عمومی (به زعم لاندا ئوور؛ سوسیالیسم مادی و معنوی) واقعیتی است در نهاد هر انسان، و تنها گروهی كم ولی با سرمایه و نیروی زیاد هستند كه نمی گذارند بشر برای رسیدن به آن آرزو با هم متحد شود. این گروه كوچك دست به هر اقدامی می زند تا این قدرتهایش (از جمله حكومت) را از دست ندهد.
    «لاندائوور» كه افكار فلسفی خود را به صورت داستانهای كوتاه هم برای درك مردم عادی می نوشت دوم مه 1919 در مونیخ آلمان در پی یك تظاهرات خیابانی به دست نظامیان كشته شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای اقتصاد
روزی که روزولت نگهداری طلا و ... توسط افراد و بنگاه هارا در آمریکا غیر قانونی کرد ـ راه حلی برای مسئله افزایش روزافزون حجم نقدینگی در ایران
اف. دی. روزولت رئیس جمهوری وقت آمریکا برای پایان دادن به بحران اقتصادی آن کشور که هجوم برای خرید طلا به صورت سکهcoin، بولیونBullion، بارBars، گواهینامه و باوند Bond، هر روز بر وخامت آن می افزود و پس اندازها به جای بکار افتادن در تولید و ایجاد کار، صرف خرید طلا و سفته بازی و از این قبیل می شد پنجم اپریل 1933 دستورالعمل (بخشنامه) منع و غیر قانونی بودن این نوع معاملات و انبارکردن طلا را صادر کرد که به بخشنامه شماره 6102 معروف شده است. یا:
    Forbidding The Hoarding of Gold coin, Gold bullion, Gold certification ETC
     وی برای اینکه این دستورالعمل ضمانت اجرایی داشته باشد از دستگاه قانونگذاری آمریکا (کنگره) خواست که مجازات نقض بخشنامه را تدوین کند و کنگره با وضع قانون، برای نقض کنندگان بخشنامه منع خرید و فروش و نگهداری طلا و نقره و از این قبیل کالا ـ جز در حد متعارف؛ مثلا حلقه نامزدی، انگشتری ازدواج و گردن بند ساده و معمولی را جرم و مجازات آن را 5 تا ده سال زندان و پرداخت ده هزار دلار جزای نقدی تعیین کرد. این قانون همه افراد، شرکت ها و بنیادهارا در یک ردیف قرارداده بود و منع خرید و انبار کردن شامل همه می شد.
    روزولت یک ماه پیش از آن (ششم مارس 1933) اخطار کرده بود که اگر خرید و نگهداری طلا و نقره و ... متوقف نشود رکود افزایش خواهد یافت و امید به از سر گرفته شدن توسعه اقتصادی از میان خواهد رفت، امّا به این اخطار توجه نشده بود که ناچار شد بخشنامه صادر و از کنگره بخواهد که نقض بخشنامه را جرم بشناسد و مجازات تعیین کند.
    اجرای این قانون که کمک زیاد به رفع بحران اقتصادی آمریکا کرد پس از به حالت عادی درآمدن اقتصاد این کشور متوقف شد.
    در نوامبر و دسامبر سال 2012 که جمهوری اسلامی ایران با هجوم دارندگان پول نقد به خرید طلا و ... رو به رو شده بود، چند اقتصاددان ایرانی مقیم اروپا و آمریکا ضمن انجام مصاحبه های رسانه ای پیشنهاد کرده بودند که موقتا چنان قانون و مقرراتی در ایران وضع شود. اینان گفته بودند که در کشوری مانند ایران که سوبسید، یارانه و برخی کنترل های اقتصادی وجود دارد نباید نرخ تورّم را برپایه افزایش ارزش کالا و خدمات حساب کرد، باید به افزایش روزافزون حجم نقدینگی هم توجه داشت زیراکه پول هم یک کالا است و وقتی حجم و عرضه آن افزایش یابد ارزش آن (توان خرید با آن) پایین می آید. بهترین راه برای مقابله با مسئله تورّم پول (حجم بالای نقدینگی با چاپ اسکناس و چک بانک) افزایش بهره بانکی پس اندازها است تا پول اضافی جذب، و صرف خرید مثلا خانه و ... نشود که اجاره ها متناسب با افزایش بهای مستغلات بالا خواهد رفت و فشار بر مردم اجاره نشین زیاد خواهد شد. با افزایش نرخ بهره بانکی پس اندازها، از حجم پول در جریان (در دست مردم) کاسته می شود و قیمت ها متناسب با افزایش حجم پول بالا نمی رود. بانک ها پس اندازها را در تولید بکار می برند که ایجاد کار و افزایش کالای داخلی و کاهش واردات می کند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
28 میلیون دلار دستمزد و 18 میلیون دلار پاداش مدیرعامل كارخانه ای كه زیان می داد!
Allan Mulally
سالهاست که در كشورهای صنعتی، رسانه ها پر از اخبار مربوط به دستمزد بسیار هنگفت مدیران شركت ها هستند، حتی شركت هایی كه سود ندارند. این رسانه ها درآمد افراد عادی را با مدیران شركتها مقایسه كرده و برای حفظ آرامش جامعه خود، خواستار قانون تعدیل دستمزد بوده اند.
    رسانه های آمریکا ششم اپریل 2007 (17 فروردین 1386) به مناسبت سالگرد مرگ «هنری فورد» موسس كارخانه فورد آمریكا و از پدران صنعت اتومبیلسازی نوشته بودند: دستمزد ثابت (حقوق) «الان مولالیAllan Mulally» مدیر عامل (CEO = بالاترین مقام كمپانی) كارخانه فورد، سالانه 28 میلیون و 180 هزار دلار بوده که 18 میلیون و پانصد هزار دلار هم پاداش گرفته است و این در حالی صورت گرفته كه این كمپانی در سال 2006 دوازده میلیارد و هفتصد میلیون دلار زیان داده بود. رسانه هایی كه این خبر را منتشر كرده بودند با تعجب نوشته بودند: پاداش به خاطر چی؟، زیان دادن!.
    در آن سال كمپانی قدیمی فورد برای صرفه جویی حتی تصمیم گرفته بود كه شعبه هشتاد ساله خود در نورفك ویرجینیا را تعطیل كند. هنری فورد هفتم آوریل سال 1947 در 84 سالگی درگذشت.
هنري فورد

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای كشورداری
حق توسل به رئیس كشور و پارلمان (The Right To Petition) ـ روش کار از آغاز تا به امروز
خرابه هاي «فوروم» عهد باستان در شهر رم

از دهه هشتم قرن هفدهم رسم بر این شده است كه هفتم اپریل هر سال را روز حق تظلّم و دادخواست و به عبارت دیگر «حق دادن عریضه مستقیم به رئیس كشور و یا رئیس پارلمان» بخوانند. در این روز در سال 1689 پارلمان انگلستان حق دادن عریضه مستقیم به پادشاه را برای اتباع این كشور تضمین كرد كه بعدا سایر كشورها آن را اقتباس كردند و در همه جا رعایت می شود.
    علت وضع این قانون كه در انگلستان به پارگراف پنجم معروف شده است این بود كه پادشاه وقت نسبت به عرایض مردم بی اعتنایی می كرد. دستگاه قضایی هر كشور ذاتا مرجع رسیدگی به شكایات و حق خواهی است؛ بنابراین رسم شده است كه «توسل به رئیس كشور و یا رئیس پارلمان» را حق تازه برای اتباع بشمار آورند و The Right To Petition عنوان دهند.
    عریضه به رئیس كشور می تواند سرگشاده باشد یعنی به صورت آگهی در روزنامه ها چاپ و یا رونوشت آن برای این و آن ارسال شود و و (امروزه) در وبلاگ شخص قرارگیرد که دسترسی به آن برای همگان آزاد است و همچنین ارسال آن برای افراد از طریق ایمیل.
     عرایض به رئیس کشور و رئیس پارلمان مشمول سلسله مراتب اداری نخواهند بود و ازاین عرایض در محاكم قضایی بر ضد عریضه دهنده نمی توان استفاده كرد. رسیدگی به این عرایض نوعی تكلیف حكومت و پاسخ دادن به آنها قطعی (الزامی) است و بعدا پاسخها می تواند مورد استناد قرار گیرد. به همین سبب در جوار دفاتر روسای كشورها یك دفتر ویژه رسیدگی به این عرایض (بازرسی اختصاصی) و در پارلمانها كمیسیون عرایض (در ایران؛ كمیسیون اصل 90 ) دایر شده است. در انگلستان قرن 17 رئیس مجلس نمایندگان (مجلس عوام) یاSpeaker، برای اطمینان از رسیدن این نامه ها به دست رئیس كشور، خود را واسطه این كار قرار داده بود و عنوان «سپیكر Speaker از همینجاست یعنی سخنگوی مردم نزد رئیس كشور و طرح عریضه در جلسه پارلمان. یكمیسیون عرایض هر پارلمان مكلف است پس از رسیدگی كامل به شكایات واصله از عمل مقامات دولتی نتایج را اگر عام المنفعه باشد اعلام دارد تا همگان آگاه شوند. به هرحال، متن عریضه ـ اگر حاوی یک مسئله مبتلاء به عموم و یا افشاگری باشد ـ باید به مجلس اطلاح داده شود و درصورت لزوم، مسئله با وضع قانون حل شود. عادت براین شده است که این عرایض که علنی هستند در دسترس رسانه ها قرارگیرند تا درصورتی که لازم باشد انتشار یابند. لنین در طول زمامداری خود، نامه های وارده را با اقدامی که صورت گرفته بود به «پراودا» می داد تا منتشر کند و همگان و بویژه مقامات دولتی و حزبی در جریان قرارگیرند.
    اگر تاریخ را مرور كنیم خواهیم دید كه پیش از پارلمان انگلستان، در شهر رم مردم می توانستند عرایض خودرا در «فوروم» مطرح كنند و یا در همانجا مستقیما به امپراتور بدهند. در ایران قدیم هم خسروانوشیروان و شاه عباس شخصا به عرایض مردم رسیدگی می كردند. طبق خاطرات پزشگ ویژه مائو تسه دونگ رهبر فقید چین، وی هر روز درست نیمی از ساعات كار خود را به خواندن نامه های مردم اختصاص داده بود. به دستور او در میدانهای شهرهای چین تابلو های سیاه بزرگ نصب كرده بودند تا اگر كسی شكایتی دارد روی آن بنویسد و هر چند ساعت یكبار ماموران ویژه از این شكایات رونوشت بر می داشتند و به دست مائو می رساندند. همچنین وی دستور داده بود كه در روستاها صندوق نامه ها نصب كنند تا از درد دل روستانشینان آگاه باشد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
درباره مجله روزنامک که در فروردین 1404 یازده ساله شده است
اِدیشِن آنلاینِ مجله روزنامک به صورت پی دی اف حاوی دستچینِ رویدادهای «ماهِ مربوط» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشر است. همچنین نظرات، تجربه، شرح مشاهدات و خاطرات هفت دهه روزنامه نگاری نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 88 ساله (کارنامک نوشیروان) ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان، و نیز پاسخ به پرسش های مخاطبان، درج پیام های وارده، تاریخ و رویدادها با قلمِ دوربین، «ماه مربوط» در گذر زمان (کرونیکل ماه مربوط) با این هدف: هرکه نامُخت از گذشت روزگار ـ نیز ناموزد زِ هیچ آموزگار، «ماه مربوط» و نظرات اندیشمندان، تحولات رسانه ها در «ماه مربوط» در طول تاریخ و همچنین دانستنیها است.
     ادیشن آنلاین مجله روزنامک در آدرس انحصاری خود؛
    www.rooznamak-magazine.com
    و نیز به ضمیمه وبسایت قدیمی «روزنامک» که یک وبگاه است به آدرس؛ www.rooznamak.com منتشر و شماره های گذشته آن نیز در همان دو محل آرشیو می شود.
    وبسایت «روزنامک» از 12 نوامبر 2003 (21 آبان 1982) با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده است و واحدی جدا از مجله روزنامک است و تقریبا هر روز مطالب تازه بر آن اضافه می شود.
     انتشار مجله روزنامک به شماره ثبت 25178/92 ـ چاپی و آنلاین از فروردین 1393 آغاز شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
شماره تازه مجله روزنامک که بیست و نهم اسفند 1403 انتشار یافت. کُپی روی جلد (کاوِر) آن:

    



     ـ ـ ـ ـ
     پی دی اف مطالب این شماره و همه شماره های قبلی در این آدرس
     www.rooznamak-magazine.com
    
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
نخستین افشاگری که محرّک انقلاب فرانسه بود ـ کتاب سرخ
ششم اپریل 1790، گروهی از فرانسویان مخالف سلطنت مکتوبی تحت عنوان «كتاب سرخ» منتشر كردند كه حاوی فهرست هدایایی بود كه لویی 16 پادشاه وقت فرانسه به این و آن داده بود. لویی 16 برای دادن این هدایا، 228 میلیون فرانك از خزانه دولت فرانسه برداشت كرده بود، حال آنکه بسیاری از خانواده های فرانسوی و بویژه در پاریس با فقری سیاه درآغوش بودند. در این كتاب، این هدایا یكی از عوامل خالی شدن خزانه فرانسه بشمار آمده بود. این كتاب كه شاید نخستین افشاگری از نوع رسانه ای اش باشد فهرست ارقام بودجه محرمانه دربار فرانسه را نیز به دست داده بود. [در جریان انقلاب ایران در سال 1357 هجری نیز افشاگری مشابهی روی داد و انقلابیون فهرست کسانی را که ارز از کشور خارج کرده و خودشان هم رفته بودند منتشر ساختند و بر خشم مردم افزودند مخصوصا ضمیمه تکمیلی فهرست که نشان می داد ریالهای پرداخت برای خرید این ارز از کجا تامین می شد؛ از سوء استفاده ها و نیز فروش مستغلات گرانشده به علت وجود تورم و ندادن مالیات بر درآمد تفاوت خرید و فروش = کپیتال گین.].
     انتشار كتاب سرخ در فرانسه برخشم فرانسویان افزود به گونه ای كه سه ماه بعد با تصرف باستیل (محل نگهداری زندانیان سیاسی و عقیدتی) و آزاد كردن محبوسان، انقلاب را وارد مرحله اصلی خود كردند.
    افشاگری رسانه ای بعدا به صورت گزارش های اینوستیگیتیو نشریات و اکسپوزه شبکه های تلویزیونی درآمده و اینک با ایجاد وبلاگها، و ای ـ میل کردن مطالب آنها به دارندگان صندوق پستی الکترونیک (ای - میل آدرس) به اوج خود نزدیک شده و هیچ تصمیم و اقدامی محرمانه نخواهدماند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مهاجرت اسلاوها به جنوب و استقرار آنان در بالكان - فروپاشی دو کنفدراسیون اسلاونشین (شوروی و یوگوسلاوی) ـ پیشنهادی که به برژنف داده شده بود
تيتو

اسلاوهای مهاجر كه از روسیه و اوكراین به حركت در آمده و وارد بالکان شده بودند و قصد تصرف قسطنطنیه را داشتند هفتم اپریل 690 در شرق مقدونیه (مكدونیا) از ارتش حكومت روم شرقی شكست خوردند و موقتا به عقب رانده شدند. مرور زمان نشان داد كه این شكست مانع استقرار اسلاوها در بالكان نشد.
    اسلاوها كه پس از استقرار در اراضی شمال شرقی آدریاتیك (از جمله اسلونیای امروز) با ایتالیا همسایه شده بودند از طریق اسلواكی خط اتصال خود را با مناطق اسلاو نشین (لهستان، اوكراین، روسیه و بلاروس) امروز قطع نكردند و به پیشروی خود در اروپای جنوبی ادامه دادند كه صربستان اینك بزرگترین سرزمین اسلاو نشین در این منطقه است.
    اسلاوهای جنوبی در پایان جنگ جهانی اول كشور واحدی در جنوب اروپا برای خود تاسیس كردند كه در سال 1929 نام یوگوسلاوی (سرزمین اسلاوهای جنوبی) برخود نهاد. تیتو پس از جنگ جهانی دوم یوگوسلاوی را به صورت یك كنفدراسیون سوسیالیستی در آورد كه در دهه دوم پس از مرگ او به تدریج تجزیه شد و قدرتهای بزرگ غرب كه منافعشان در تقسیم كشورها به قطعات كوچكتر است به این فروپاشی كمك كردند. جاه طلبان محلی كه با تقسیم كشورها به مقام و منزلت می رسند، با كمك خارجی، عامل عمده تجزیه كشورها هستند. تیتو در ایجاد کنفدراسیون یوگوسلاوی همان اشتباهی را مرتکب شد که لنین در جماهیریه کردن امپراتوری روسیه و هر دو اتحادیه هم فروپاشیدند. تجربه این دو فروپاشی، تفکر کنفدراسیون سازی را تضعیف و به هواداری از این اندیشه عملا پایان داده است. در دوران حکومت برژنف، به او پیشنهاد شده بود که اتحاد جماهیر شوروی را به صورت قبل از انقلاب (امپراتوری روسیه) بازگرداند و نام «فدراسیون سوسیالیستی روسیه» بر آن بگذارد و همزمان یک جامعه مشترک المنافع کنفدراسیون مانند بوجودآورد و اعضای پیمان ورشو را وارد آن کند و درهایش را به روی عضویت سایر کشورها باز بگذارد و با سازش با تیتو، روسیه را تضمین کننده بقاء کنفدراسیون یوگوسلاوی قراردهد که امروز و فردا کرده بود و پیشنهاد معلق مانده بود که به باور مورخان، اگر پذیرفته و عملی شده بود نه تنها دو فروپاشی بزرگ اواخر قرن 20 صورت نمی گرفت بلکه جهان امروز چهره دیگری داشت.
     همچنین گسترش «ناتو» پس از آن دو فروپاشی و عضویت چند دولت اسلاو در آن، این آرزوی قدیمی برخی از اسلاوها به ویژه روسهارا که میان خود یك جامعه مشترک المنافع بزرگ بوجودآورند فعلا به بایگانی سپرده است. احتمالا تلاش غرب و به ویژه دولت واشنگتن در گسترش ناتو [پس از فروپاشی شوروی] که در معرض تهدید نظامی هم نیست، جلوگیری از تحقق آرزوی اتحاد اسلاوها به ریاست روسیه باشد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که ایتالیا با هدف احیاء امپراتوری روم، سرزمین آلبانی را تصرف کرد
ایتالیا كشور آلبانی در شرق دریای آدریاتیك، نه چندان دور ازخاك خود را به این بهانه كه قرن ها پیش گوشه ای از امپراتوری روم بود هفتم آوریل 1939 اشغال نظامی كرد و جامعه ملل نتوانست مانع این كار شود.
    این ضعف نقطه پایان كار این جامعه بود كه سران آمریكا و انگلستان در جریان جنگ جهانی دوم طرح تاسیس سازمان ملل را به جای آن ابداع كردند. سقوط آلبانی در آن سال، دولت لندن را برآن داشت تا به کمک یونان بشتابد تا این کشور به وضعیت آلبانی دچار نشود.
    با ورود انگلستان به صحنه، آلمان نیز به حمایت از ایتالیا به یونان لشکرکشید و با اخراج انگلیسی ها آنجارا متصرف شد.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
فرضیه «دامینو» و ادامه آن در سیاست خارجی آمریکا - اهمیت ایران
آیزنهاور
ژنرال آیزنهاور رئیس جمهور وقت آمریكا هفتم اپریل سال 1954 در یك مصاحبه مطبوعاتی عمومی، فرضیه «دامینو» را مطرح ساخت كه به نام او باقی مانده و هنوز از دستور كار سران آن كشور ـ به عنوان یك «فارین پالیسی» ـ خارج نشده است. تا زمان فروپاشی شوروی، كمونیستها و اینك تروریست ها! هدف (بهانه) ادامه این پالیسی بوده اند.
     در آن روز آیزنهاور گفته بود: "اگر یك كشور و حتی یك ناحیه از یك كشور تحت سلطه و یا نفوذ كمونیستها درآید این سلطه به سرعت فراگیر می شود، مگر اینكه در نطفه خفه شود و دولت آمریكا عزم جزم دارد كه نگذارد حتی یك ناحیه كوچك به دست كمونیست ها افتد. به عبارت دیگر، هر تغییر و تحول كوچك از این دست، سریعا گسترش می یابد و پس از گسترش، مقابله با آن دشوار خواهد بود. بنابراین، چنین حرکت هایی پیش از قوت گرفتن باید سركوب شوند.".
     وی دراستدلال دکترین خود گفته بود که اگر ترومن در دهه پیش از این (پس از جنگ جهانی دوم) با دادن كمك نظامی و اقتصادی انبوه به یونان و تركیه و حمایت سیاسی از محافظه كاران ایتالیا و دادن اخطار پشت اخطار به شوروی بر سر مسئله آذربایجان ایران وارد عمل نشده بود نه تنها خاورمیانه بلکه منطقه مدیترانه به دست عوامل دولت مسکو افتاده بود. با این مصاحبه،Domino Theory («دامینو ثیاری = تئوری دومینو) وارد دستور كار دولت آمریكا در سیاست خارجی این كشور شده است.
     در پی فروپاشی بلوک شرق و شوروی، تفسیرنگاران نوشته بودند که اگر «دکترین ترومن» و «فرضیه دامینو» نبود و ایران در کنار روسیه قرارگرفته بود، به جای بلوک شرق و شوروی ـ این بلوک غرب و ناتو بودند که فروپاشی می کردند زیرا که ایران کلید ورود به آسیای غربی و آسیای جنوبی و باقیمانده یک امپراتوری بزرگ است و مشروعیت هایی در امور منطقه دارد بویژه که قطعات منفصله آن امپراتوری، وحدت فرهنگی خودرا حفظ کرده اند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
انفجار یک کاباره در شهر برلین، بهانه حمله نظامی آمریكا به لیبی در اپریل 1986
کابارهLa Belle پس از انفجار

پنجم اپریل 1986 براثر انفجار بمب در دیسكوتك (كاباره) لابل در برلین غربی كه پاتوق نظامیان آمریكایی مستقر در آلمان غربی وقت بود دو تن كشته و بیش از صد نفر مجروح شدند. یكی از مقتولان، یك نظامی آمریكایی و دیگری یك زن تبعه تركیه بود.
    رونالد ریگن رئیس جمهوری وقت آمریكا كه در اندیشه تضعیف لیبی بود، از این فرصت استفاده كرد و بمب گذاری دیسکوتک را كار عوامل لیبی اعلام داشت و موضوع پرواز دو هواپیمای لیبیایی در نزدیكی یك ناو آمریكایی در مدیترانه را بر آن اضافه کرد و خاك لیبی را مورد حمله هوایی قرارداد و تلفات و زیانهایی وارد ساخت. از یک هفته پیش از این تعرض، رسانه های آمریکا دست به انتقاد از دولت لیبی و سیاستهایش زده بودند.
     این عملیات نظامی درعین حال ضعف هواپیماهای ساخت شوروی را که نیروی هوایی لیبی مجهز به آنها بود عیان ساخت. مورخان نظامی نوشته اند كه همین ضعف باعث شد كه گورباچف در مذاكرات بعدی خود با ریگن كوتاه بیاید. این رویداد موقتا باعث كاهش صادرات جنگ افزار ساخت شوروی شد كه پس از گذشت 21 سال، 21 مارس 2007 ولادیمیر پوتین مرد نیرومند روسیه اعلام داشت كه این كشور دارد صادركننده شماره یك اسلحه در جهان می شود. روسیه در سالهای 2005 تا 2009 صادرکننده شماره 2 اسلحه در جهان بود و یک چهارم صادرات اسلحه، به این کشور تعلق داشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سازش پنهانی مسکو و واشنگتن بر سر افغانستان
در این روز در سال 1988، در پی مذاكرات و قول و قرار های پنهانی مسكو و واشنگتن، دولت گورباچف اعلام داشت كه نیروهای نظامی دولت مسکو را از افغانستان خارج خواهد ساخت. خروج نظامیان دولت مسکو از افغانستان در سال 1989 تکمیل شد.
    این نیروها كه شمارشان از 119 هزار تجاوز نكرده بود 9 سال پیش از آن وارد افغانستان شده بودند تا افغانستان كه گرفتار نزاع داخلی كمونیستهای این كشور شده بود تحت نفوذ آمریكا قرار نگیرد. روسها همزمان با اعزام نخستین یکان نظامی گفته بودند که به درخواست دولت کابل دست به این اقدام زده اند.
    روسها در افغانستان تا زمان خارج ساختن آخرین یکان، نزدیک به 15 هزار کشته تلفات داده بودند زیرا که دولت آمریکا با کمک مالی و دادن اسلحه، برخی از قبایل افغانستان را در برابر روسها قرار داده بود و پشتون های پاکستان (پاتان ها) به این مساعی دولت آمریکا کمک می کردند. دولت سعودی هم کمک مالی می کرد. طالبان و القاعده محصول همین سیاست آمریکا بوده اند. برغم کمک آمریکا به این مساعی ضد شوروی در افغانستان، دولت مسکو مخالفت و یا واکنش منفی نسبت به استقرار و عملیات نظامی آمریکا و ناتو در افغانستان نشان نداده است. عملیات نظامی آمریکا در افغانستان که به تغییر حکومت طالبان انجامید از سال 2001 آغاز شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
هفتم اپریل 2003 ـ روزی که نظامیان آمریکا وارد بغداد شدند
هفتم اپریل 2003 واحدهای نظامی آمریکا [نزدیک به سه هفته پس از تعرض به عراق] وارد شهر بغداد شدند و دو روز بعد پایان حکومت صدام حسین التکریتی که فرارکرده بود اعلام شد و دولت آمریکا زمام امور عراق را موقتا به دست گرفت و جورج دبلیو بوش رئیس جمهور وقت آمریکا 23 روز بعد (یکم ماه می 2003) پایان عملیات نظامی مربوط به تصرف عراق را اعلام داشت و این عملیات را «جنگ برای آزادی عراق» نام نهاد. صدام حسین در دسامبر همان سال دستگیر و بعدا اعدام شد.
    ناآرامی های عراق چندماه پس از اشغال نظامی، با انهدام ساختمان دفتر سازمان ملل در بغداد آغاز شد و این ناآرامی های مسلحانه به رغم خروج یکانهای رزمی آمریکا در دسامبر 2011 هنوز (اپریل 2013) ادامه دارد زیرا که شرایط تازه آتش اختلافات مذهبی ـ نژادی عراقی ها و مبارزه بر سر کسب قدرت و درآمدهای نفتی را روشن ساخته است.
    جورج بوش که در طول حکومت خود، برای اشغال نظامی عراق و عملیات بعدی آن 700 میلیارد دلار هزینه و بیش از چهار هزار و 250 نظامی کشته داده بود پس از ترک کاخ سفید، از آن بابت مورد انتقاد جدی قرارنگرفته است. جمع تلفات نظامی آمریکا در عراق از 22 مارس 2003 تا ششم اپریل 2010 چهارهزار و 388 کشته و 31 و 770 مجروح اعلام شده بود.
    در مارس 2007 بانو «هیلری كلینتون» سناتور وقت، یکی از متقاضیان نامزدی برای انتخابات نوامبر 2008 ریاست جمهوری آمریكا و وزیر امور خارجه از ژانویه 2009 تا ژانویه 2013 در پاسخ به پرسشی گفته بود كه قول نمی دهد اگر نامزدی او به تصویب کنوانسیون حزب دمکرات برسد و برنده انتخابات هم بشود؛ پس از ورود به کاخ سفید همه نظامیان آمریكایی را بدون انعقاد یک قرارداد امنیت مشترک از عراق خارج کند زیراکه با توجه به موقع استراتژیك عراق، به مصلحت است كه آمریكا در آن كشور به نوعی حضور داشته باشد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ازدواج به طریقه Common Law: افزایش اكراه از ازدواج رسمی (ثبت شده)
روزنامه های آمریكا پنجم اپریل 2005 گزارشی منتشر كرده بودند كه بی سابقه به نظر می رسید و در نتیجه می تواند رویداد تاریخی به شمار آورده شود. این گزارش نشان می داد كه روز پیش از آن «زینس اوهیر» 95 ساله ساكن اوكلاهما با بانو «الی وارن» 94 ساله رسما ازدواج كرده بود. این دو، بیش از 75 سال با یكدیگر زندگی مشترک داشتند و ازدواجشان از نوع «كامان لا Common Law» بود (نوعی مُتعه). این دو دارای چند فرزند و نوه و نتیجه مشترك بوده اند. زینس و سالی هنگام ثبت ازدواجشان گفتند كه چون از عمرشان چیزی باقی نمانده و دیگر از تشریفات طلاق بیم ندارند حاضر به ثبت آن شدند.
     در كشورهای مسیحی كه تشریفات طلاق طولانی تر از نقاط دیگر است، مشكلات قضایی طلاق و به ویژه حل مساله اموال مشترک، بسیاری از مردم را متوجه ازدواج خودمانی (كامان لا ـ قول و قرار خودمانی ـ صیغه شفاهی ـ نوعی متعه) كرده است.
     برای حل این مسئله از چند سال پیش در بسیاری از استیت های آمریكا ازدواج آزمایشی (كاوننت) قانونی شده است كه چون طرفین تعهد دائمی برای آن نمی سپارند طلاق آن تشریفات سخت ندارد. این نوع ازدواج با اعلام رضایت طرفین آن می تواند تبدیل به دائم شود. ازدواج غیر رسمی (كانكوباین) از صدها سال پیش در چین مرسوم بوده است. در قرن 21 در برخی نقاط، ازدواج همجنس ها هم دارد رسمیّت می یابد!.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
بحران بودجه کالیفرنیا و پرداخت هزینه درمان ایرانیان مهاجر
رسانه های آمریکا ششم اپریل 2008 ضمن گزارش از کسر بودجه ایالت 37 میلیونی کالیفرنیا و اجبار دولت ایالتی به صرفه جویی و حتی کاستن از ساعات دروس مدارس، به تقلبات مهاجران خارجی این ایالت در ندادن مالیات و مدرک سازی برای استفاده از کمک های دولت ایالت بویژه مدیکَل (مقررات درمان رایگان بینوایان در کالیفرنیا) اشاره کرده و از جمله نوشته بودند که این مهاجران درآمد خودرا به دولت گزارش نمی کنند و این درآمد با «کار زیر میزی» یعنی کار در برابر دریافت پول نقد [نه، چک بانک و حساب و کتاب] از چشم دولت پنهان می ماند و همچنین درآمدهایشان را در کشورهای دیگر ازجمله کشور زادگاه اعلام نمی کنند. به گزارش این رسانه ها، روش لیبرالی کالیفرنیا و ضعف بازرسی های دولتی باعث هجوم مهاجران از کشورهای معیّن به کالیفرنیا شده است. این رسانه ها کثرت مهاجران ایرانی کالیفرنیا و ... را برشمرده بودند.
    وخامت وضعیت مالی دولت ایالتی کالیفرنیا سبب شده است که در اپریل 2010 هزینه های این ایالت باردیگر خبر چشمگیر رسانه ها شود ازجمله نوشته بودند که بیش از سه هزار ایرانی در کالیفرنیا از برنامه «مدی کل (درمان بیماری با پول مالیات دهندگان ایالت کالیفرنیا- اصطلاحا؛ بیت المال ایالت)» استفاده می کنند زیرا که خودرا «بینوا و نادار» اعلام کرده اند و هزینه درمان آنان که عمدتا سالخورده و بعضا از طبقه متوسط ایران و بازنشسته و دارای درآمد در این کشور هستند بسیار سنگین است و سر به میلیونها دلار می زند.
    این کمک درمانی منحصر به ایالت کالیفرنیاست [ایالات دیگر آمریکا چنین برنامه ای ندارند]. این رسانه ها همچنین اشاره به پیشنهاد مردی کرده بودند که گفته بود برای حل مسئله مالی دولت ایالتی کالیفرنیا، این ایالت کشت و مصرف ماری جوانا (مری وانا) را قانونی و بر آن مالیات سنگین وضع کند!. در آمریکا، هر شهر برای تامین هزینه های خود از قبیل مدارس و کتابخانه ها، امور بهداشت، پلیس و زندان، آسفالت و توسعه و ترمیم شهر و ... از اموال شخصی ساکنان شهر ازجمله مستغلات و اتومبیل و ... مالیات می گیرد، ایالت مالیات جداگانه دریافت می کند و عمدتا مالیات خرید که خریدار جنس از فروشگاه باید فورا و نقدا آن را که درصدش برحسب ایالت متفاوت است (از 5 درصد تا 9 درصد بهای جنس) به صندوقدار فروشگاه بپردازد و دولت فدرال (واشنگتن) از کل درآمدهای افراد و کمپانی ها و موسسات مالیات می گیرد و این مالیات سنگین است، به علاوه عوارض گمرکات. به این ترتیب یک آمریکایی باید سه نوع مالیات و به سه مرجع جدا از هم بپردازد و تقلب در دادن مالیات مجازات بسیار سنگین دارد. با این حساب، دولت فدرال آمریکا بسیاری از هزینه های دولت های دیگر را ندارد و ایالت ها و شهرها این هزینه هارا راسا بر عهده دارند. بنابراین دست دولت آمریکا در هزینه های نظامی و امور خارجی بازتر از هر دولت دیگر در جهان است. همین دغدغه نداشتن از مسائل داخلی ایالت ها و شهرها سبب شده است که دست بازتری در پهنه جهان داشته باشد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
یک بانوی 39 ساله رئیس جمهوری کشور مسلمان نشین کوزووُ شد
Vjosa Osmani

بانو «ویوسا عثمانی Vjosa Osmani» به ریاست جمهوری کوزووُ Kosovo که 95 و 6 دهم درصد مردم آن مسلمان هستند انتخاب شد و از چهارم اپریل 2021 کار خود را در این سمت آغاز کرده است. وی که یک بانوی 39 ساله (متولد هفدهم ماه می 1982) است در آمریکا (دانشگاه پیتسبورگ) تحصیل کرده است. بانو ویوسا که دارای شوهر و دو دختر دوقلو است قبلا هم در کوزووُ مقام دولتی ـ انتخابی و انتصابی ـ داشت. کوزووُ دو میلیونیِ یازده هزار کیلومتری که قبلا وابسته به کنفدراسیون یوگوسلاوی بود با جنگ و با کمک «ناتو» از صربستان جدا شده و در فوریه 2008 اعلام استقلال کرده و از اعضای سازمان ملل و جوامع جهانی دیگر است، ولی صربستان و چند دولت دیگر، هنوز استقلال آن را نپذیرفته اند.
    کوزووُ واقع در اروپای جنوب شرقی ـ بالکان، میان صربستان، آلبانی، مونته نگرو و مقدونیه شمالی، در عهد باستان داردانیا (به نام قبیله ساکن آن سرزمین) خوانده می شد که ضمیمه امپراتوری روم شد و پس از تقسیم این امپراتوری، وابسته به امپراتوری روم شرقی (دولت قسطنطنیه ـ استانبول).
    عثمانی ها در نبرد سال 1398 میلادی در کوزووُ، ارتش صربستان را شکست دادند و در سال 1459 در نبردی دیگر، پایتخت صربستان متصرف شدند و کوزووُ از 1455 وابسته به عثمانی ها و ایالت و ولایت عثمانی بود تا 1912 که عثمانی در جنگ بالکان شکست خورد و کودتای افسران جوان تُرک در استانبول دست به کودتا زدند. امپراتوری عثمانی مردم کوزووُ و آلبانی را مسلمان کرد. کوزووُ سپس وابسته به یوگوسلاوی شد که این وابستگی تا اواخر دهه 1980 ادامه داشت و در نیمه دوم این دهه خواهان استقلال شد و در دو سال آخر این دهه با صربستان در حال جنگ بود تا بالاخره یکطرفه جدا شد. در کوزووُ یک اقلیت تُرک زندگی می کنند که زبان و رسوم خودرا حفظ کرده اند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
پوتین با قانون کردن مصوبه پارلمان روسیه می تواند دو دوره دیگر و تا سال 2036 (83 سالگی) بر روسیه ریاست کند و ریاست او 36 سال طول بکشد
ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه در هفته یکم اپریل 2021 مصوبه ای را امضاء و قانون کرد که ریاست‌جمهوری او را تا سال پانزده سال دیگر تضمین می‌کند. این اصلاحیهِ قانون اساسی روسیه تابستان 2020 در یک همه‌پرسی این کشور به تایید رسیده بود.
    این مصوبه (قانون) به پوتین اجازه می‌دهد که در پایان دوره جاری ریاست‌جمهوری (در سال 2024 ) بتواند برای دو دوره شش ساله دیگر خود را نامزد ریاست‌جمهوری کند. به این ترتیب پوتین ـ اینک 68 ساله ـ افسر پیشین پلیس امنیتی روسیه ـ ک. گ. ب ـ خواهد توانست ـ در صورت تمایل، همچنان رهبری روسیه را تا سال 2036 و تا 83 سالگی در دست داشته باشد.
    قبلا در قانون اساسی آمده بود که رئیس‌جمهوری تنها دو دوره شش ساله می‌تواند این مقام را داشته باشد، اما شامل رئیس جمهوری کنونی (پوتین) نمی شود زیراکه قانون عطف بماسبق نمی شود مگر در متن قانون آمده باشد و پوتین می‌تواند در سال 2024 برای دوره دیگر خود را کاندیدا کند و پس از آن برای دوره بعدی.
    این تغییرات قانون اساسی ماه گذشته به تصویب دو مجلس روسیه رسیده بود که پوتین با امضای این مصوبه، آن را «قانون» کرد.
    پوتین از سال 2000 رهبری روسیه را بدست دارد. یلتسین که اتحاد شوروی (روسیه بزرگتر) را فروپاشانید، پوتین را جانشین خود کرد. پوتین متولد سن‌پترزبورگ ـ در هفتم اکتبر 1952 در سال 1975 به استخدام ک.‌گ.‌ب، پلیس اطلاعاتی ـ امنیتی ‌درآمده بود. نخستین وظیفه او نظارت بر فعالیت کارکنان کنسولگری‌های کشورهای دیگر شهر خود سن پترزبورگ بود که لنینگراد نام داشت. مأموریت امنیتی بعدی پوتین شهر «درسدن» در جمهوری دمکراتیک آلمان (آلمان شرقی) بود. گفته شده است که پس از متزلزل شدن دولت کمونیستی جمهوری دمکراتیک آلمان، پوتین مسئول سوزاندن صدها پرونده ک.‌گ.‌ب بود تا بدست غرب نیافتند و عوامل مسکو در آلمان شناخته نشوند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دولت تازه کنفدراسیون کانادا به ریاست «مارک کارنی» با یک وزیر ایرانی تبار که از نوادگان تیمورتاش است
علی سیروس احساسی

دولت تازه کنفدراسیون کانادا به ریاست مارک کارنی Mark Carney چهاردهم مارس 2025 (24 اسفندماه 1403) با 24 وزیر‌ از جمله یک وزیر ایرانی‌تبار کار خود را آغاز کرد. این وزیر ایرانی تبار؛ «علی سیروس احساسی» است. علی احساسی ـ 55 ساله از ده سال پیش از اعضای لیبرال پارلمان کانادا و رئیس کمیته روابط خارجی این پارلمان بود. او از نوادگان عبدالحسین تیمورتاش سیاستمدار و دولتمرد معروف ایران است که در 1311 ه. ش. درگذشت. تیمورتاش علاوه بر سال ها وزیر دادگستری و وزیر کار ایران بودن، چند سال هم وزیر دربار رضاشاه بود. تیمورتاش در دهه های نخست مشروطه شدن ایران چند دوره نماینده مجلس بود. تیمورتاش مدتی هم استاندار کرمان بود. وی که برزبانهای آلمانی، روسی و فرانسه مسلّط بود بارها به مأموریت های دیپلماتیک فرستاده شده بود و در این مأموریت ها به تحکیم روابط آلمان و ایتالیای وقت (دوران هیتلر و موسولینی) با ایران کمک کرده بود. پدر «علی احساسی» نیز دیپلمات دولت ایران بود و علی، زمانی که پدرش در سفارت ایران در سویس بود بدنیا آمد. این خانواده در سال انقلاب وطن را ترک کرد. علی در دانشگاههای کانادا، انگلیس و آمریکا اقتصاد و حقوق تحصیل کرد و کارشناس تجارت بین الملل و رفع اختلاف و حل مسائل است.
    «کارنی» رئیس دولت تازه کانادا که یک اقتصاددان است قبلا و برای مدتی ریاست بانک مرکزی این کنفدراسیون را بر عهده داشت. وی همچنین تا سال 2020 به مدت هفت سال رئیس بانک مرکزی انگلستان بود.
    جاستین ترودو در دسامبر 2024 از رهبری حزب لیبرال کانادا (حزب حاکم) کناره گیری کرد، ولی اعلام داشت که تا انتخاب رهبر تازه حزب، در سمت نخست‌وزیر باقی خواهد ‌ماند.
    کارنی گفته است که بزودی انتخابات سراسری برگزار خواهد کرد تا مردم کانادا از میان لیبرال‌ها و محافظه‌کاران هرکدام را که بخواهند رهبری کشور را بدست داشته باشد انتخاب کنند. کانادا از اعضای جامعه مشترک المنافع انگلستان است و پادشاه انگلستان رئیس تشریفاتی آن. گفته شده است که انتخابات سراسری کانادا در نیمه دوم اکتبر (اوایل آبانماه1404) برگزار خواهد شد. نظرسنجی های ژانویه 2025 حکایت از توجه کانادایی ها به حزب محافظه کار داشت که نظر آنان تا زمان انتخابات (8 ماه بعد) ممکن است تغییر کند.
    ـ ـ ـ ـ ـ
    نقل از شماره 110 مجله روزنامک صفحه 8
     پی دی اف مطالب این شماره و همه شماره های قبلی در این آدرس:
     www.rooznamak-magazine.com
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 7 آوريل
  • 451:   «اتیلا» سرکرده هون ها در جریان تعرّض به سرزمین گُل (فرانسه) شهر مِس (مِتزMetz) واقع در شمال شرقی فرانسهِ امروز را تصرف و غارت کرد. وی دو سال بعد درگذشت و تعرّضات پایان یافت. هون ها که کشور هونگری (مجارستان) به نام آنان است در شمال رود سیحون زندگی می کردند که در صدد مهاجرت برآمدند. دولت ساسانی ایران، نخست آنان را در شمال منطقه فرارود و سپس در قفقاز شکست داد که به اروپا فراری شدند و در این منطقه دست به تعرض زدند.
        
        
  • 1341:   دانشگاه Karlova کارلوا = کارل = شارل = چارلز، نخستین دانشگاه اروپای مركزی به معنی واقعی كلمه، هفتم مارس سال 1341 در شهر پراگ آغاز بكار كرد که فعالیت آن ادامه دارد.
        
        
  • 1652:   هلندی های مهاجر در جنوب آفریقا ـ در«كیپ تاون» مستقر شدند كه بعدا اقلیت سفید فدراسیون آفریقای جنوبی نام گرفتند که تا دهه های اخیر، قدرت را بدست داشت.
        
        
  • 1770:   فرانسیس لاول نخستین كارخانه نساجی كه پنبه خام را تبدیل به نخ و پارچه می كرد به وجود آورد.
        
        
  • 1788:   شماری از اروپائیان مهاجرِ به آمریکای شمالی وارد «اهایو» شدند و در محلی كه آن را مارییتا نامگذاری كردند مستقر گردیدند. اینان به نخستین اروپاییان ساکن اهایو معروف شده اند. انگلیسی ها در سال 1607 به منطقه ای در آمریکای شمالی که ویرجینیا نام گرفته است وارد شدند و این سرزمین را کلنی خود اعلام کردند و برای تصرف اراضی آن با بومیانِ فاقد تفنگ به جنگ پرداختند.
        
        
  • 1939:   با هدف احیاء امپراتوری روم، ارتش ایتالیا (دوران حکومت موسولینی) تعرّض به آلبانی واقع در شرق دریای آدریاتیک را آغاز کرد.
        
        
  • 1942:   سازمان انتشارات و تبلیغات ایران (انتشارات و رادیو) 18 فروردین 1321 از وزارت فرهنگ (آموزش و پرورش، علوم و ...) جدا و به نخست وزیری وابسته شد كه اینك قسمتی از وظایف وزارت ارشاد را تشكیل می دهد. سال ها معاون نخست وزیر و سپس وزیر اطلاعات و جهانگردی بر آن ریاست داشت.
        
        
  • 1946:   در این روز، دولت فرانسه با یک تأخیر 5 ماهه، استقلال سوریه را به رسمیت شناخت و نظامیان فرانسوی ظرف ده روز از این تاریخ، سوریه را تَرک کردند. سوریه 24 اکتبر 1945 اعلام استقلال کرده بود. سوریه (شام ـ لِوانت) از پایان جنگ جهانی اول در قیمومت دولت فرانسه بود. سوریه قبلا وابسته به امپراتوری عثمانی بود که این امپراتوری در جنگ اول جهانی شکست خورد و ازمیان رفت. سوریه پس از اعلام استقلال دچار کودتاهای متعدد شد و از آغاز دهه 2010 گرفتار نوعی جنگ داخلی و مشکلات مربوط. مردم سوریه 17 میلیونیِ 185 هزار کیلومتری از نژادهای مختلف از یونانی، آرامی، عرب، آسوری، ارمنی، کُرد، ترکمان و ... هستند. موقع استراتژیک سوریه سبب شده است که در طول تاریخ میدان برخورد قدرت های روز باشد ازجمله حدود 7 قرن گرفتار جنگ های ایران و روم. تا زمان تعرض اسکندر مقدونی، سوریه وابسته به امپراتوری ایران بود.
        
        
  • 1948:   سازمان جهانی بهداشت WHO تاسیس شد.
        
        
  • 1990:   یک دادگاه فدرال آمریکا دریاسالار «جان پویندكستر» رئیس وقت شورای امنیت ملی آمریكا را در جریان مسئله «ایران ــ كُنترا» مقصر تشخیص داد و محكوم كرد. كنگره آمریكا دولت این كشور را از دادن كمك مالی به مخالفان مسلح دولت چپگرای نیكاراگوئه منع كرده بود كه پاره ای از مقامات دولتی امریكا با یك عمل غیر مستقیم، پول حاصله از فروش اسلحه به ایران را به كُنتراها (مخالفان دولت نیكاراگوئه) می دادند كه قضیه افشاء شد و پای محاكمه به میان آمد.
        
        
  • 2003:   واحدهای نظامی آمریکا در جریان جنگ با عراق وارد بغداد شدند، صدام حسین فرار کرد و دو روز بعد دولت عراق (دولت حزب بعث) فروپاشید و اداره امور عراق به دست آمریکا افتاد. واحدهای رزمی آمریکا حدود 8 سال در عراق بودند. آمریکا بیستم مارس 2003 عراق را مورد تعرّض قرار داده بود. عراق 37 میلیونیِ 437 هزارکیلومتری یک کشور ساخت دولت لندن است. دولت لندن در جریان جنگ جهانی اول به این سرزمینِ وابسته به عثمانی (دولت استانبول) و به صورت سه ایالت جداگانه نیرو فرستاد و با عثمانی وارد جنگ شد و در سال 1917 بغداد را تصرف کرد. پس از جنگ و بر پایه سازش سایکس ـ پیکو Sykes - Picot (انگلیس و فرانسه)، سرزمین های عربی شرق سوئز به استثنای سوریه و لبنان به دولت لندن داده شدند که در آنها چند کشور ازجمله عراق، اردن، سعودی، کویت و ... به وجود آورد و به عراق در سال 1932 استقلال داد و برایش پادشاه تعیین کرد که دوران سلطنت عراق تنها 26 سال طول کشید. سرزمینی که اینک کشور عراق است تا جنگ قادسیه یک ایالت ایران بود و پایتخت ایران حدود 8 قرن در آنجا (تیسفون ـ سی کیلومتری بغداد) قرار داشت و .... این سرزمین بعدا و از زمان بوئیان (گیلانی ها) نیز قرن ها در کنترل ایران بود. اکثریت عراقی ها شیعه مذهب هستند.
        
        
  • کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    چند خاطره تأمل برانگیز از مؤلف این تاریخ آنلاین در 1336 (1957 میلادی)، زمانی که خبرنگار روزنامه بود
    مؤلف این تاریخ آنلاین با نگاهی گذرا به دفتر خاطراتِ 68 سال روزنامه نگاری خود ـ در فصل سال 1336 (1957 میلادی)، چند مورد تأمل برانگیز برای نقل در این «تاریخ آنلاین ِ برای ایرانیان و پارسی زبانان» را انتخاب کرده است: از برکناری شتابزده مارشال ژوکف در شوروی، صدور هر 4 ماه 25 هزار تُن برنج! از ایران به شوروی، خودکشی یک پلیس که وجدان حساس ایرانی را منعکس ساخت، شمار ایرانیان در آمریکا در سال 1957 ـ کمتر از هزار نفر، تا حرف های یک دختر اسیدپاش و نیز بهای خانه 400 متری در تهران ـ خیابان سپه ـ در 1322 سی و شش هزار تومان!، هنگام مرور بر آرشیو روزنامه اطلاعات در این سال
        
        
    Zhukov

    بیست و چهارم اکتبر 1357 (سوم آبان 1336 و پنجشنبه) بود و من ـ خبرنگار وقت در میز حوادث روزنامه اطلاعات ـ از ساعت 4 بعد از ظهر آن روز تا نیمه شب ـ به اصطلاح، کشیک اطاق خبر بودم. در جریان کار، اُپراتور تلِکس های خبرگزاری های بزرگ اطلاع داد که خبرهایی از مسکو با علامت «فلَش»، «آرجِنت» و نظایر اینها دارد پی در پی می آید و لازم است که آنها را ببینم، شاید که لازم باشد روز بعد (جمعه) فوق العاده بدهیم (شماره اِکسترا). به اطاق تلکس ها رفتم. خبر از برکناری مارشال ژوکف Georgy K. Zhukov ـ معروف به فاتح برلین، ناپلئون سرخ و ... از وزارت دفاع شوروی داده بودند. تعجب خبرگزاری ها و مفسران رویدادهای بزرگ از این بود که چگونه می شود مردی را که در 1938 بر ژاپن غلبه کرد، در زمستان 1941 آلمانی هارا از دروازه مسکو عقب راند و تا شهر برلین دنبال و پایتخت رایش سوم را تسخیر کرد و سه بار نشان «قهرمان وطن» به دست آورده و سالها از اعضای کمیته مرکزی حزب کمونیست بوده و از زمان انقلاب 1917 کارت عضویت این حزب را داشته به این آسانی و شتاب برکنار کرد، بویژه که این برکناری در جریان تشدید اختلافات ترکیه و سوریه و ... صورت گرفته و ارتش سرخ با هدف تهدید ترکیه، در مرزهای این کشور (ارمنستان) دست به مانور صدها هزارنفری زده و غرب نیز می کوشد [می کوشید] تا حلقه های زنجیر اتحادیه های ناتو، سنتو و سیتو بر گِرد شوروی را به هم متصل و «طرح کانتینمنت» آن را تکمیل کند.
        
    تورج فرازمند در 1957

    به خانه تورج فرازمند (سردبیر وقت روزنامه اطلاعات که چند سال پیش در لس آنجلس فوت شد) تلفن کردم و قضیه را گفتم که 30 دقیقه بعد به تحریریه آمد و متعاقب او، داریوش همایون مفسّر رویدادهای خارجی، چند مترجم، متصدی آرشیو، شماری حروفچین و صفحه بند. پس از بحث بسیار و ماندن این شمار به مدت شش ساعت در اطاق خبر، تصمیم گرفته شد که فوق العاده (اِکسترا) منتشر نشود ولی در هفته بعد و تا چند روز خبر برکناری ژوکف، تیتر اول روزنامه باشد، شرح احوال ژوکف تهیه و انتشار یابد و تفسیر اساسی روزنامه به آن اختصاص یابد.
        بحث شش ساعته سران تحریریه وقت به این نتیجه رسیده بود که برکناری ژوکف که مخالف مداخله حزب کمونیست در ارتش بود و اصرار داشت که ارتش سرخ ـ همانگونه که تروتسکی در اوایل انقلاب 1917 اصرار داشت ـ در قانون اساسی، پاسدار انقلاب سوسیالیستی اعلام شود و بتواند در جایی که انقلاب، قانون اساسی و تمامیت کشوررا در مخاطره ببیند مداخله کند و این مداخله «کودتا» عنوان نشود. ژوکف بمانند سوسلوف و شماری دیگر از فرضیه پردازان، نظر بر ایجاد یک کنفدراسیون از اقمار شوروی با مسکو داشت. [پس از فروپاشی بلوک شرق و اتحاد شوروی، درستی نظرات ژوکف و سوسلوف ثابت شده است.].
        فرازمند در آن شب به من و کشیک روز جمعه اطاق خبر تاکید کرد که مراقب باشیم اگر ارتش سرخ به پشتیبانی ژوکف کودتا کند به او اطلاع دهیم که بیاید و فوق العاده منتشر کند که چنین نشد و مارشال مالینوفسکی برجای ژوکف منصوب شد و خروشچف با زرنگی خاصی، با یک سخنرانی به اتباع شوروی و کمونیست ها در سراسر جهان اطمینان داد که ژوکف به سمت مهمتری گمارده خواهد شد و گفت که تصمیم را شورای عالی شوروی گرفته نه او، و او در این شورا تنها یک «رای» دارد.
        
        خودکشی یک پلیس ایرانی
        
        15 آذرماه 1336 (6 دسامبر 1957) خبر رسید که یک پلیس جوان، در کلانتری 14 (واقع در نزدیکی میدان ژاله و امروزه، میدان شهداء) مقابل میز افسر نگهبان با شلیک گلوله خودکشی کرده است ـ خبری بود کم سابقه. برای تحقیق به محل رفتم. خبر درست بود و پاسبان شماره 2331 پلیس تهران؛ علی سلیمی 25 ساله و دارای خانه از آن خود، رفاه کامل و بدون نگرانی و مشکل پس از بازگشت از گشت محل، مقابل میز افسر نگهبان کلانتری به حالت خبردار می ایستد و می گوید که برای نجات از عذاب وجدان راهی نیست جز تَرک این دنیا و سپس سلاح کمری خودرا از غلاف خارج و شلیک می کند که گلوله به زیر قلب اصابت و پاسیان علی در بیمارستان شفاء یحیائیان ـ واقع در همان منطقه ـ جان می سپارد. افسر نگهبان گفت که مات مانده بود که هدف پاسبان شماره 2331 از گفتن عذاب وجدان چیست و باور نمی کرد که بخواهد خودکشی کند.
        


    یک پاسبان دیگر که علی را پس از ورود به کلانتری دیده و با او احوال پرسی و مختصر گفت و شنود کرده بود گفت: علی با دوچرخه به گشت محل رفته بود زیراکه محل پُر از کوچه و پس کوچه است. او که جوانی همیشه خندان و شاد بود در لحظه ورود به کلانتری «گرفته، غمزده و عرق ریزان با دست های لرزان» بود و گفت که با دو چرخه ـ در کوچه با یک کودک 3 ـ 4 ساله که به سوی مادرش می دوید تصادف کرد و مشاهده خون کودک بی گناه و به ظاهر فقیر که از بینی و دهانش سرازیر شد وجدان اورا چنان حسّاس و مُتألّم ساخته که نمی خواهد زنده بماند. علی دوچرخه را در جای مشخّص قرار داد و به سوی اطاق افسر نگهبان رفت و من باور نمی کردم که این حادثه و مشاهده خون کودک تا این حد در روحیه علی سلیمی موثر واقع شده که بخواهد خودکشی کند که ناگهان از اطاق افسر نگهبان صدای شلیک گلوله بلند شد. خودکشی او باید به همه درس وجدان بدهد. اواخر عُمر و در روزهای پیری که یک انسان گذشته خود و کاری هایی را که کرده مرور می کند، از کارهای بد دچار عذاب وجدان می شود ولی برای جبران آنها نمی تواند کاری کند.
        به بیمارستان، سراغ کودک مجروح رفتم، حالش خوب بود. مادر او گفت که وی مقصر بود نه پاسبان. باید که دست کودک را رها نمی ساخت.
        خبر این رویداد، روز بعد در صفحه حوادث روزنامه چاپ شد [کپی مقابل]، اما با قدری ادیت دبیر میز! و احتمالا به اشاره مقامات!.
        
        آن دوران که ایران صادرکننده برنج بود
        
        در این سال ها، رسانه ها خبر از واردات برنج به ایران می دهند و گاهی هم انتقاد از برنج آلودهِ وارده از هند است. در دهه 1330 ایران یک کشور صادرکننده برنج بود. برای مثال: در اسفندماه 1336 (مارس 1958) خبر داده بودند که در چهارماه قبل از آن، 25 هزار تُن برنج از ایران به شوروی صادر شده است. طبق قرارداد منعقده در 11 آبان 1336 به امضای پاکدامن ـ یک مقام وزارت گمرکات ایران و گاردیچیک رئیس دفتر بازرگانی شوروی در تهران، مقرر شده بود که هر چهارماه ـ و چهار ماه به چهارماه ـ 25 هزار تُن برنج ایرانی به شوروی صادر شود و صدور این برنج که به جای آن کالای روسی وارد خواهد شد از بندر پهلوی (انزلی) صورت گیرد. در این قرارداد آمده بود که ایران می تواند با دادن «ریال» خود نیز از شوروی کالا وارد کند.
        
        زمانی که کمتر از 1000 ایرانی در آمریکا بود
        
        این روزها خبر از مهاجرت بیش از یک میلیون ایرانی به آمریکا، صدها هزار به کانادا و صدها هزار تن دیگر به کشورهای اروپایی و به همین میزان و شاید بیشتر به استرالیا و ممالک دیگر ازجمله مالزیا، تایلند و ... است و یک پژوهشگر مسائل اجتماعی گفته است که ظاهرا مهاجرت از ایران در دو دهه اخیر به صورت یک آرزوی هر ایرانی تحصیلکرده درآمده است و آگهی های مشاوران حقوقی ایرانی ـ خارجی در تلویزیونهای ماهواره ای مزید بر علت شده است.
        اگر به گذشته بنگریم می بینیم که احمد اقبال ـ یک مقام وقت وزارت امور خارجه ایران در مصاحبه آبان 1336 (اکتبر 1957) خود که در روزنامه های تهران منعکس شده گفته است که در آمریکا [در آن سال] کمتر از یک هزار ایرانی زندگی می کنند [می کردند] که هفتصد و چند نفرشان در کالیفرنیا، کمی بیش از یکصد تَن در نیویورک و مابقی در شهر واشنگتن و نقاط دیگر آمریکا بسر می برند و از این شمار 821 نفر دانشجو هستند [بودند]. وی با دادن این ارقام، تاسیس کنسولگری ایران در سانفرانسیسکو را که آغاز بکار کرده بود توجیه کرده بود. اقبال گفته بود که در کالیفرنیا به دلیل کثرت مردمانی از فرهنگ های مختلف، ایرانیان احساس غربت نمی کنند. وی افزوده بود که با استناد به آمار، دانشجویان ایرانی پس از فراغت از تحصیل به وطن باز گشته اند مگر آنان که در اینجا با آمریکایی ازدواج کرده اند.
        
        دختر اسیدپاش
        
        15 آذر 1336 (دسامبر 1957) کلانتری 19 پلیس تهران (منطقه جمشیدآباد و بیمارستان هزار تختخوابی) دختر جوانی به نام «مارینا» را به اتهام اسیدپاشی به دادسرای تهران فرستاده بود. مارینا متهم بود که به صورت خواستگار سابق خود اسید پاشیده و اورا نازیبا (بدقیافه) کرده است.
         مارینا به من گفت که «خواستگار» مدت ها اورا معطل گذارده بود بگونه ای که چند شانس خوب شوهر کردن را از دست داده بود. دو روز پیش (پیش از اسیدپاشی) که به او گفتم تصمیم بگیرد و تکلیف مرا روشن کند، گفت که مردم می گویند من به مراتب از تو زیباتر هستم و می توانم زن بهتر و خوشگل تر بدست آورم و نباید خودرا با ازدواج با تو حرام کنم. به علاوه، سن من هنوز برای ازدواج مناسب نیست و یک سال هم از تو کمتر است. با این پاسخ و پس از آن همه وقت گذرانی، اندیشه انتقام به من دست داد. پیش خود گفتم که باید به او درسی بدهم تا وقت مردم را تلف نکند و زیبایی اورا سلب کنم. دیروز مقداری اسید باطری اتومبیل از یک باطری ساز خریدم و سراغ نامزد سابق رفتم. به او گفتم که مگر چشم نداشت همان چند روز اول زیبایی خودش و مرا مقایسه کند و ببیند که اگر از من زیباتر است، خواستگاری را فسخ کند و مرا رها. گفت: حالا چی شده، برو دنبال کار خودت دختر، نوبَر آورده ای؟ و ... که اسید داخل شیشه را که زیر پالتوی خود پنهان کرده بودم به صورتش پاشیدم و اینک هم آماده مجازات شدن هستم.
        این خبر در صفحه حوادث شهری شماره 16 آذر 1336 روزنامه اطلاعات وقت با عکس مارینا چاپ شده است.
        
        خانه 400 متری 36 هزار تومانی
        
        در اسفندماه 1392 (مارس 2014) روزنامه های تهران بهای خانه و زمین در این شهررا گزارش کرده بودند که با یک حساب سرانگشتی، میانگین قیمت، هر متر مربع را هفت میلیون تومان نشان می داد. 27 اسفند 1322 در روزنامه اطلاعات ـ صفحه سوم یک آگهی چاپ شده بود که مالک یک خانه 400 متری در خیابان سپه (خیابان آیت الله خمینی)، واقع در گذر تقی خان و نه چندان دور از کاخ سلطنتی وقت آن را به معرض فروش گذارده و بهای فروش را 36 هزار تومان پیشنهاد کرده بود که جای چانه زنی هم باقی بود. در آن زمان، به علت اشغال نظامی، ایران گرفتار تورّم پول (اصطلاحا؛ نقدینگی) بود که پس از پایان جنگ جهانی دوم، بهای خانه ها پایین آمد. متفقین دولت ایران را وادار به چاپ اسکناس بیش از ذخایر طلایش کرده بودند.
     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.



     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com