Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
29 ژانويه
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 29 ژانويه
ایران
زمانی كه تهران چهره دیپلماتیك تازه به خود گرفت ـ نظام کمونیستی روسیه و جرأت یافتن دولت ایران
درچنین روزهایی در سال 1296 هجری شمسی (ژانویه 1919 میلادی ) با ورود نخستین نماینده دولت بلشویكی روسیه، تهران كه دهها سال اسیر بازیهای انگلستان و روسیه تزاری بود و گاهی اوقات نمی دانست به ساز كدام یك برقصد چهره دیپلماتیك تازه ای به خود گرفته بود، زیراکه مسكو قبلا از همه دعاوی روسیه تزاری درقبال ایران و امتیازاتی كه به دست آورده بود و حتی پولی را كه به دولت قاجاریه قرض داده بود صرف نظر كرده بود.
    «براوین» نماینده دیپلماتیك دولت بلشویكی روسیه هشتم بهمن وارد تهران شده بود. ورود وی به دولت وقت ایران این جرأت را داده بود كه در همین ماه رسما از انگلستان بخواهد كه به نوبه خود، همانند روسیه، از دعاوی و امتیازاتش صرفنطر كند؛ موافقتنامه سال 1907 سن پترزبورگ (تقسیم ایران به دو منطقه نفوذ) را لغو و نیروی «اس پی آر» را كه طبق نقشه ژنرال پرسی سایكس به وجود آمده و تابع انگلستان بود منحل و یا به ارتش ایران منتقل کند.
    پاره ای از نویسندگان فشار و تهدید مسلحانه چند افسر ایرانی را در همین ماه به پای تغییر فرمانده روس پادگان باغشاه كه احتمال داده می شد متمایل به دولت تازه مسكو باشد به حساب انگلیسی ها و واكنش آنها به تحولات تهران نوشته اند. واكنش های دولت لندن تا كودتای سال 1299 و تغییر دولت ادامه داشت. دیدار و مذاكرات دهم بهمن سال 1299 ژنرال آیرونساید كه سالها بعد یك قهرمان ملی انگلستان شد با ژنرال رضاخان پهلوی فرمانده تیپ قزاق و متعاقب آن حركت تیپ از قزوین به سمت تهران و انجام كودتا بزرگترین ورق همین بازی بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
پیش بینی دکتر میلسپو آمریکایی در 1943 (بهمن 1321) که دردهای ایران را کشف کرده بود: بوروکراسی ناراضی ساز ایران باعث انقلاب خواهد شد
Millspaugh
29 ژانویه 1943 (9 بهمن 1321) دكتر میلسپو Arthur Chester Millspaughكارشناس آمریكایی امور مالی و اداری برای اصلاح این امور در ایران و نوسازی مالیه ایران وارد تهران شد و با اختیارات كامل، كار خودرا آغاز كرد . ایران از شهریور سال 1320 تحت اشغال نظامی كشورهای در حال جنگ با آلمان بود. میلسپو دو سال به نوسازی امور اداری ـ مالی ایران پرداخت که یک مسئله پیچیده و ادامه دار هشتصد ساله (از زمان حکومت مغولان) بوده است.
    مجلس شورای ملی 17 دی ماه 1323(هفتم ژانویه 1945) اختیارات دكتر میلسپو را كه با مدیر كل وقت بانك ملی درگیری پیدا كرده بود لغو كرد. میلسپو كه معتقد بود تا ایرانیان به مالیات دادن عادت نكنند، و بورو کراسی پیچیده ایران ـ از رشوه، پارتی بازی و توصیه (اعمال نفوذ) تا تنبلی کارمندان، بی اعتنایی نسبت به مراجعین، بی دقتی و امروز و فردا کردن از میان نرود و نظام استخدام دولتی دگرگون نشود و از سیستم رسمی و قراردادی درنیاید مسائل ایران حل نخواهد شد و برای حل این معضل که از زمان حکومت مغولان ریشه گرفته نیاز به یک انقلاب اداری است و این انقلاب یک «پیش ـ انقلاب» لازم دارد و آن حل مسئله مالیات در ایران است. میلسپو که 9 روز پس از سلب اختیارات كناره گیری خود را اعلام داشت و به آمریكا بازگشت در این کشور در یک مصاحبه مطبوعاتی عمومی این پیش بینی خودرا ابرازداشت که بوروکراسی ناراضی ساز ایران سرانجام به انقلاب منجر خواهد شد که در آن همه چیز دگرگون و زیر و رو خواهد شد، ولی بعید می داند که بوروکرای و فساد دولتی از میان برود، زیراکه نهادینه شده است.
     مطبوعات ملی گرای وقت (چاپ تهران ـ سال 1323) نوشته بودند آنانکه نمی خواهند ایران درست شود و در جایگاه قدیم خود قرارگیرد با طرح توطئه باعث سلب اختیارات دکتر میلسپو شده اند. انگشت اشاره این مطبوعات متوجه دولت لندن بود.
     دکتر میلسپو متولد سال 1883 شهر آگوستای ایالت میشیگان که از دانشگاههای ایلی نوی و جانز هاپکینز در رشته های اقتصاد، مالیه و اقتصاد سیاسی فارغ التحصیل شده بود، زمانی استاد دانشگاه و در دهه سوم قرن 20 مدتی هم مشاور دولت آمریکا در امور بازرگانی بود دوبار به استخدام دولت ایران درآمده بود. بار اول چهار سال و اندی (از نوامبر 1922 تا ماه می 1927 = از آبان 1299 تا یکم خرداد 1306) و بار دوم از ژانویه 1943 تا ژانویه 1945. بار نخست، میلسپو شخصا از ادامه کار در ایران کناره گیری کرده بود. محصول اقامت اول او در ایران کتابی تحت عنوان وظیفه یک آمریکایی در ایران (The American Task in Persia) بود و حاصل اقامت دوم او در کتابی تحت عنوان آمریکائیان در ایران (Americans in Persia) ارائه و منعکس شده است. کتاب اول در سال 1925 و کتاب دوم در 1946 انتشار یافت. در کتاب اول، میلسپو از مداخله متنفذین، خواص و سران ایلات در امور نالیده و در کتاب دوم کلا نظر منفی ارائه داده و نوشته است که به علت وجود چند دستگی میان رجال و عادت آنان در توجه خاص به منافع شخصی، خدا داند که در چه زمان ایرانیان بتوانند یک دولت کارآمد به وجودآورند؛ به عبارت دیگر وی به اداره شدن امور توسط ایرانیان به دلیل چند دستگی و نبود دلسوز و تفکر ملّی تردید کرده است. میلسپو که مولف هشت کتاب دیگر است در سال 1955 درگذشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دومین موج دستگیری پیروان خط مصدق؛ هشت سال پس از براندازی 28 امُرداد
دستگیری هواداران دكتر مصدق و پیروان خط او در پی یك رشته اجتماعات و تظاهرات وسیع و بعضا خونین در تهران كه از نخستین روز بهمن 1340 (21 ژانویه 1962) آغاز شده بود تا دهم بهمن ادامه داشت و بیش از 200 تن از جمله وزیران و همكاران نزدیك رهبر پیشین ملت بازداشت شدند.
    موج دستگیری مصدقی ها با بازداشت دکتر مهدی آذر، دکتر سنجابی و دکتر غلامحسین صدیقی آغاز شده بود. درپی آن مهندس داریوش فروهر، مهندس زیرك زاده، مهندس حسیبی، دکتر شاپور بختیار، دكتر امیر علایی، مسعود حجازی و مهندس خنجی زندانی شدند و متعاقب این گروه، دویست تن دگر.
    پیروان خط مصدق از زمان برچیده شدن فرمانداری نظامی در تهران و در فاصله فعال شدن دستگاه تازه تاسیس «ساواك» دوباره فعال شده بودند به گونه ای كه توانسته بودند یك اجتماع تقریبا دویست هزارنفری در میدان جلالیه تهران (پارك لاله فعلی) برپادارند و از شاه و دولت وقت كه آن را دست نشانده خارجی می دانستند صریحا انتقاد كنند. پس از تظاهرات هزاران نفری معلمان تهران در بهار 1340 (1961) و نخست وزیر شدن دکتر علی امینی و اعلام برنامه اصلاحات، برپایی اجتماعات مشکلات قبلی را نداشت.
    شاه در نیمه دوم سال انقلاب (سال 1357 هجری خورشیدی) از شماری از همین بازداشتی های بهمن 1340 ازجمله دکتر صدیقی و دکتر بختیار خواسته بود که نخست وزیر شوند و مسئله را حل کنند که دکتر بختیار درخواست شاه را پذیرفت ولی نتیجه نداد.
    
از راست به چپ : بختيار، صديقي، فروهر، حسيبي و سنجابي


    
دکتر اميرعلايي (سمت راست) و دکتر مهدي آذر

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اعلام نتایج رفراندم اصول اصلاحات شش گانه
هشتم بهمن 1341 نتیجه رفراندم طرح اصلاحات ششگانه اعلام شد. طبق اعلامیه دولت، در آن رفراندم 5 میلیون و 598 هزار و 711 رای «بلی» و 4 هزار و 115 رای «نه» داده شده بود.
    این رفراندم ششم بهمن 1341 (26 ژانویه 1963) در سراسر ایران و برای تصویب اصول شش گانه اصلاحات معروف به «انقلاب سفید» برگزار شده بود و برای نخستین بار زنان هم در رای دادن شركت كرده بودند.
     اصلاحات 6گانه عبارت بودند از: اصلاح مالکیت اراضی کشاورزی معروف به اصلاحات ارضی، ملّی شدن جنگل ها، سهیم شدن کارگران در سود کارخانه ها و کارگاهها، اصلاح قانون انتخابات و مشارکت بانوان در آن و کسب مقامات دولتی، و تاسیس سپاه دانش.
     علی امینی در زمان نخست وزیری خود طرح این اصلاحات را تهیه و مواردی از آن ازجمله اصلاحات ارضی و تحدید مالکیت اراضی کشاورزی و مزارع را به اجرا درآورده بود. ولی رفراندم، چندماه پس از کناره گیری او برگزار شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
بازگشت جیمزباندی 6 دیپلمات آمریکایی از ایران با گذرنامه کانادایی
29 ژانویه 1980 (و 26 روز پس از تصرف سفارت آمریکا در تهران) شش تَن از اعضای این سفارت كه در جریان تصرف آن فرار كرده و در ساختمان سفارت كانادا پنهان شده بودند با گذرنامه دیپلماتیك كانادایی به عنوان اعضای سفارت این كشور با یك پرواز عادی از تهران خارج شدند.
     گفته شده بود که مُهر ویزای ورودی آنان به تهران را «سیا» با مهارت تمام ساخته بود تا ایجاد تردید نكند. بازگشت این شش دیپلمات، کتاب و فیلم سینمایی شده است.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که شاپور بختیار اعلام کرد هیچ ممانعتی برای بازگشت آیت الله خمینی از پاریس به وطن وجود ندارد
نهم بهمن 1357، شاپور بختیار آخرین نخست وزیر نظام پادشاهی ایران اعلام کرد که هیچ ممانعتی برای بازگشت آیت الله العُظمی روح الله خمینی از پاریس به وطن وجود ندارد، فرودگاه تهران (مِهرآباد) باز شده است و باید مشخّص شود که ما ـ دولت ـ باید در تهران از او محافظت کنیم و یا پیروانش. قبلا به بختیار اندرز داده شده بود که نخست پایه های نخست وزیری اش را استوار سازد و آرامش نسبی برقرار کند و سپس موانع بازگشت آیت الله خمینی را بردارد. به بختیار گفته شده بود که در میان این ناآرامی ها، اگر آیت الله بازگردد، نظام سلطنتی بیش از دو هفته باقی نخواهد ماند، مگر اینکه ارتش وارد عمل شود که در پی مذاکرات ژنرال هایزر آمریکایی با فرماندهان ارشد که برخی از آنان به مشایعت شاه در فرودگاه حاضر نشدند، چنین احتمالی وجود ندارد و در فرصتی که پیش خواهد آمد این فرماندهان، بی طرفی اعلام خواهند کرد. به شهادت تاریخ، بختیار این اندرزها را نپذیرفت که این، خود یک معمّا برای تاریخ نگاران شده است. تردید نبود که پس از بازگشت آیت الله خمینی به وطن، عُمر دولت بختیار انگشت شمار خواهد شد که دیدیم بیش از ده روز طول نکشید. بختیار به یکی از همین کسانی که به او اندرز داده بودند گفته بود که وفادار به اعلامیه حقوق بشر است و این اعلامیه جهانی، تبعید فرد از وطن و ممانعت از بازگشت فرد به کشور زادگاه را اکیدا ممنوع کرده است.
     آیت الله خمینی ساعت 9 و 27 دقیقه بامداد دوازدهم بهمن ماه، پس از 14 سال و 29 روز دوری از وطن به تهران بازگشت و مورد استقبال میلیونی قرارگرفت و 22 بهمن، بختیار ناپدید و انقلاب پیروز شد.
     شاپور بختیار که نهم بهمن در یک مصاحبه مطبوعاتی عمومی شرکت کرده بود در پاسخ به سئوالی درباره انحلال ساواک گفت که ساواک با تصویب قانون در نیمه دوم دهه 1330 تاسیس شده است و با تصویب قانون باید منحل شود. ما لایحه انحلال آن را تهیه کرده ایم و همین روزها آن را به مجلسین می دهیم.
    در این مصاحبه، وی همچنین گفته بود که شنیده است کمونیست ها و نیز گروههای مذهبی ـ هرکدام جداگانه ـ در مورد چاپ کردن و یا چاپ نکردن برخی از مطالب به روزنامه ها فشار می آورد یعنی که همان کار ساواک را می کنند. «اسلام» دین آزادگان است و افکار و عقاید باید تحمّل بشود
     بختیار در همین مصاحبه در پاسخ به سئوالی درباره بازنگری در قانون اساسی کشور گفته بود که اگر این کار لازم آید، مراحل قانونی آن ـ از موافقت پارلمان تا تشکیل مجلس مؤسسان و سرانجام رفراندم باید تماما و دقیقا طی شود.
     برخی از مفسّران خارجی در تفسیر این اظهار شاپور بختیار که ممانعت از بازگشت آیت الله خمینی به وطن وجود ندارد گفته بودند که بختیار گمان می کند که با ورود آیت الله به ایران، تظاهرات فروکش می کند، پیروان او آرام می گیرند و با وعده های اصلاحی وی [بختیار] اوضاع کنترل می شود. [مرور زمان خلاف تصوّر بختیار را ثابت کرد.]. چند صاحب نظر هم گفته بودند که بختیار گمان می کند که می توان فعالیّت آیت الله را پس از بازگشت به وطن، کنترل کرد. بختیار که روز 22 بهمن ناپدید شده بود چندی پس از پیروزی انقلاب از کشور خارج شد، به فرانسه رفت ـ کشوری که در آنجا تحصیل کرده بود و فرزند داشت. در اینجا به مخالفت با دولت جمهوری اسلامی ادامه داد تا سرانجام ششم آگوست 1991 و در 75 سالگی ترور شد.
    
سند:صفحه اول شماره 9 بهمن 1357 روزنامه اطلاعات حاوی اظهارات آن روز شاپور بختیار درباره بازگشت آیت الله خمینی به وطن

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اجتماع 500 روحانی در مسجد دانشگاه تهران و چاقو زده شدن سرلشکر ژاندارم در میدان انقلاب
نهم بهمن ماه 1357 (آخرین ماه انقلاب) و در روزی که بیش از 500 روحانی در مسجد دانشگاه تهران اجتماع کرده بودند و در محوطه دانشگاه نیز بیش از دو هزار تَن و در میدان انقلاب (میدان 24 اسفند و نه چندان به دور از دانشگاه) هزاران نفر دیگر شعار می دادند، دسته ای از تظاهرکنندگان درابتدای خیابان کارگر (خیابان امیرآباد) و چند قدمی میدان، اتومبیل سرلشکر تقی لطیفی فرمانده پِرسُنِل ژاندارمری کشور را متوقف و اورا پایین کشیدند و در حالی که کشان ـ کشان به سوی مسجد دانشگاه می بردند به دفعات چاقو زدند. اجتماع روحانیون که متوجه قضیه شده بود به آن عمل اعتراض کرد و آیت الله ناطق نوری که در آن جمع بود ترتیب انتقال سرلشکر شدیدا مجروح را به بیمارستان داد. در همین لحظه صدای شلیک تیربار به گوش رسید که معلوم شد چریک های فدایی (کمونیست) ساختمان ستاد ژاندارمری را که در همان نزدیکی بود گلوله باران کرده بودند. به رغم وجود چند زرهپوش و یک گردان ژاندارمِ آماده در ساختمان، دفاع و تیراندازی متقابل صورت نگرفته بود.
    روزنامه ها در گزارش خود آیت الله طالقانی، آیت الله منتظری، آیت الله بهشتی، آیت الله صدوقی، آیت الله طاهری اصفهانی، آیت الله ناطق نوری و استاد مطهری را از روحانیونی نام برده بودند که در آن روز در مسجد دانشگاه در اجتماع انقلابی و ضد دولتی شرکت کرده بودند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
بازداشت 14 روزنامه نگار در تهران در بهمن ماه 1391
خبرگزاری مِهر ـ تهران ـ 8 بهمن ماه 1391 (27 ژانویه 2013): امروز [هشتم بهمن 1391] شماری از اعضای تحریریه های روزنامه های شرق، اعتماد، آرمان، بهار، مجله آسمان و خبرگزاری ایلنا با حُکم قضایی در محل کارشان توقیف شدند.
    خبرگزاری فارس نیز همزمان در این زمینه یک گزارش منتشر کرد و اسامی بازداشت شدگان را به این شرح اعلام داشت: جواد دلیری، ساسان آقایی، نسرین تخیری، میلاد فدایی، سلیمان محمدی، پوریا عالمی، پژمان موسوی، مطهره شفیعی، نرگس جودکی، اکبر منتجبی و امیلی امرایی.
    بازداشت این روزنامه نگاران که گزارش شده بود میلاد فدایی و سلیمان محمدی روز هفتم بهمن دستگیر شده بودند انعکاس جهانی داشت. گاردین چاپ انگلستان نام «صبا آذرپیک» را بر این فهرست اضافه کرده بود. «اوراسیا ریویو» و بی بی سی این خبر را تفسیر کرده بودند. «دویچه وله» تنها گزارش خبرگزاری های تهران را نقل کرده بود. گزارش های رسانه های آمریکا در دهم بهمن ماه 1391 حکایت از دستگیری دو روزنامه نگار دیگر داشت. این دو تن حسین یاغچی و کیوان مهرگان نام برده شده بودند. این رسانه ها در گزارش دهم بهمن ماه خود در عین حال خبر از آزادشدن یکی از بانوان دستگیرشده به قید تأمین داده بودند.
    در این گزارش ها آمده بود که دوم بهمن ماه [1391] غلامحسین محسنی اژه ای سخنگوی وقت قوه قضایی گفته بود که برپایه اطلاعاتی که از منابع موثق به او رسیده است، متأسفانه عده‌ای از روزنامه‌نگاران جدا از آنکه در روزنامه‌های کشور قلم می‌زنند دستشان در دست غربی‌ها و ضد انقلاب است.
عکس منتشره از دستگيرشدگان به همين صورت و زيرنويسي


    
صبا آذرپيک

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
هشدار محسن رضایی: اگر تعالیم اسلامی و اخلاقی را حاکم بر جامعه نکنیم ممکن است که اقتدار و امنیت را از دست بدهیم
محسن رضایی
به گزارش خبرگزاری فارس، محسن رضایی فرمانده پیشین سپاه پاسداران و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام [دبیر وقت و از تابستان 1400 معاون رئیس جمهور در امور اقتصادی] هشتم بهمن ماه 1391 (28 ژانویه 2013) در جمع فعالان سیاسی شهرستان گنبد کاووس [و ظاهرا در پاسخی کلی ـ و نه قطعی ـ به افکار عمومی که در انتظار اعلام تصمیم او به نامزدشدن در انتخابات ریاست جمهور در خرداد 1392 بودند] گفت: هدف من ادامه راه شهداء است، نه اینکه روی صندلی ریاست بنشینم، چون با این میزان بدهی دولت ـ 60 هزار میلیارد تومان، نمی‌توان ریاست کرد.
    وی اظهار داشت: ما مانند کاروانی هستیم که بخشی از راه را پیموده و در ایستگاه سوم مانده‌ایم. ایستگاه اول «سیاست» است که تامین شد یعنی که حکومت تشکیل، قانون اساسی تدوین و انتخابات نیز پی در پی برگزار شد. ایستگاه دوم «قدرت و امنیت» است که به رغم مانع تراشی های دشمنان، به آن دست یافته ایم که از زمان صفویه از دست رفته بود. این اقتدار به گونه ای است که اسرائیل بیشتر از 8 روز توان مقابله با قدرت موشکی ایران را ندارد. ناتو با همه توان خود استطاعت غلبه بر سوریه را ندارد، زیراکه قدرتی مانند ایران پشت سر سوریه ایستاده است. ایستگاه سوم عبارت است از «اخلاق، اقتصاد و زندگی». پیشرفت در این ایستگاه متناسب با پیشرفت در دو ایستگاه یکم و دوم و همچنین با اسلام [رعایت کامل آموزش های قرآن که مردم ما در سال 1357 به خاطر رعایت آن و حذف هرگونه فساد از جامعه، انقلاب کردند] نبوده است ـ بازار کشور ما با این قدرت نظامی بی‌ثبات است و مثلا بهای مرغ در آن مشکل‌آفرین است. بنابراین، برای مقابله بر مشکلات اقتصادی، اخلاقی و بهبود سطح زندگی در جامعه باید ایستگاه سوم را فتح کنیم. با همه سختی هایی که فتح این ایستگاه دارد، با یک بسیج گسترده و سراسری می‌توان به اخلاق، اقتصاد و زندگی مطلوب دست یافت.
    محسن رضایی ـ نظامی و سیاستمدار با تجربه و متولّد دهم شهریور 1333 ـ در عین حال هشدار داد که اگر در ایستگاه سوم توقف کنیم [در برقراری کامل دستورهای اسلامی و اخلاقیات و حذف فساد پیشرفت نداشته باشیم]، ممکن است ایستگاه‌های اول و دوم را که سیاست، اقتدار و امنیت هستند از دست بدهیم.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
3 اظهار نظر در تأیید نظریه سردار محسن رضایی: اخلاق اسلامی، اقتصاد اسلامی و اداره ایران به صورت پادگان نظامی به فرماندهی یک ژنرال
سه اظهار نظر درباره سخنان محسن رضایی ـ منتشره در هشتم بهمن 1391 که بعدا دریافت شده بود، از این قرارند:
    
    1 ـ هفت سال در نظام سابق و 23 سال در نظام اسلامی کارمند دولت بودم که پس از بازنشسته شدن به فرزندانم در اروپا پیوسته ام و از مخاطبان تاریخ آنلاین شما.
    نظر آقای محسن رضایی را تایید می کنم. اخلاقیات مردم و اقتصاد ایران مخصوصا در سالهای اخیر از اسلامی بودن فاصله گرفته که مسائل موجود نتیجه آن است. مردم از تضعیف اخلاقیات و گسترش فساد اداری و فاصله طبقاتی در دوران نظام سابق در رنج بودند که به انقلاب پیوستند. راهی برای حل مشکلات ایران وجود ندارد جز بازگشت به دستورهای اخلاقی و آموزش های اسلامی. با این عمل مسائل اقتصادی که ناشی از فقر اخلاقیات است از میان خواهد رفت.
    
    2 ـ من که 14 سال است در کانادا زندگی و هر یکی دو سال یک بار از ایران دیدار می کنم و نسبت به وضعیت ایرانیان مهاجر آشنا هستم می توانم بگویم که آقای محسن رضایی درست تشخیص داده است. پس از انقلاب، آنچنان تلاشی که انتظار می رفت برای اسلامی شدن اقتصاد و رفتار اداری ـ اجتماعی سازمانها و مردم صورت نگرفت، تنها در رعایت ظاهر مثلا حجاب و نماز ظهر در ادارات و موارد مشابه سختگیری شد. اگر تفکّر و رفتار، اسلامی محض شده بود جرم و فساد و بی اعتنایی به منافع ملی از جامعه رخت برمی بست و روزنامه ها خبر زورگیری و تجاوز به عنف و اختلاس و ... نداشتند. گرانفروشی، کم فروشی، اسراف و خودخواهی نبود. من فردی را می شناسم که 25 سال پیش آه در بساط نداشت، یک کارمند ساده بود. 5 سال پیش با خرید 6 تاون هاوس [خانه] در کانادا به بهای حدود یک میلیون دلار کانادایی به این کشور مهاجرت کرده، از کجا آورده است؟. در خبرها بود که اشخاص مشخّص میلیاردها دلار پول بانکها را پس نمی دهند و راست ـ راست به سیر و سفر می روند. زن پسر عموی من مَهریه 20 هزار تومانی اش را که با احتساب نرخ تورم شده بود 12 میلیون تومان، سه سال پیش به اجرا گذاشت و دادگاه اورا ممنوع الخروج کرد و اگر سند زمینی را که در روستا داشت ارائه نداده بود بازداشت می شد. وقتی می گویند جمهوری اسلامی، کشوری در ذهن تداعی می شود که تمامی قوانین اسلام و قانون اساسی اش را دقیقا اجرا کند و این قوانین وارد خون مردم شود.
    
    3 ـ آقای محسن رضایی روی یک مسئله اساسی انگشت گذاشت. سالها بود که چنین حرفی را نشنیده بودم. کار من در این گوشه دنیا نشستن و خواندن اخبار ایران در اینترنت است. بازنشسته و 80 ساله ام. «ایرانی» عادت کرده است که قوانین و ضوابط را دور بزند و راه خودش را برود. باید یک دولت سختگیر داشته باشد که جلوی اورا بگیرد. دولت های 20 سال اخیر سختگیر نبودند. نباید می گذاشتند که راه گریز از قانون و اخلاق باز می شد. چرا باید دلار 7 تومانی سال 1359 و 140 تومانی سال 1371 بشود سه هزار تومان؟، نفت آن زمان بود بشکه ای ده ـ بیست دلار بود و حالا 90 ـ 100 دلار. کجا رفت 500 ـ 600 میلیارد دلار پول نفت؟. قوانین اسلام اجازه چنین خاصه خرجی را نمی دهند. طبق تجربه من که 37 سال! کارمند دولت بودم و 16 سال هم در آمریکا هستم، ایران باید به صورت پادگان نظامی اداره شود که یک ژنرال فرمانده آن است. اسلام فقط نماز و روزه و حج رفتن نیست، انتظار نبود که آن اختلاس میلیارد ـ میلیاردی صورت گیرد. اگر مانند آن دزد شیرازی که دستش را قطع کردند دست چند متجاوز به اموال عمومی را قطع کنند خیلی از مسائل حل خواهد شد. ایران به یک رئیس جمهور بسیار نیرومند ـ نیرومندتر از نادرشاه افشار نیاز دارد. حالا که انتقاد از وضعیت مدیریّت امری عادی شده است خوب است که ادامه یابد تا کار به سامان برسد و کار بسامان نخواهد رسید جز با سلاح اخلاق اسلامی و رعایت دقیق تعالیم اسلام.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مصطفی پورمحمدی 9 بهمن 1391: پرداخت کمک نقدی به مردم در این شرایط، کاری منطقی نیست و موجب افزایش نقدینگی و تورّم می شود
مصطفی پورمحمدی
قزوین ـ 9 بهمن 1391 ـ خبرگزاری مِهر: مصطفی پورمحمدی (حجت الاسلام) رئیس وقت سازمان بازرسی کل کشور در حاشیه نشست «بررسی مشکلات و ارائه راهکارهای اجرایی» که در تالار اجتماعات سازمان نظام مهندسی قزوین برگزار شده بود، در گفت و شنود با خبرنگار ما [خبرگزاری مِهر] درباره موضوع پرداخت کمک نقدی به مردم (اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه ها) گفت که توزیع پول نقد میان مردم کاری منطقی نیست و موجب افزایش نقدینگی و تورّم در جامعه می شود و مشکلات اقتصادی را دو چندان می کند. این تصمیم بهتر بود که پس از بررسی نتایج مرحله اول، کشف و رفع نقائص آن و توجه به دیدگاه کارشناسان و اتخاذ تدابیر لازم به اجرا گذاشته می شد. برای آینده کشور باید درست تصمیم بگیریم و از نمایندگان مجلس انتظار داریم در این زمینه دخالت کنند و با تجربه گذشته ـ در شرایط کنونی ـ از افزایش نقدینگی و تورّم بیشتر در جامعه جلوگیری کنند.
    در این نشست، صنعتگران، تولیدکنندگان و کارآفرینان استان قزوین حضور داشتند.
    پورمحمدی افزود: "حتی طرح موضوع پرداخت نقدی، موجب ایجاد فضای روانی و افزایش نقدینگی و تورّم در جامعه می شود که به نظر می رسد غیر از طبقات نیازمند، برای طبقات متوسط جامعه باید محیط های کسب و کار را رونق بخشیم و با کنترل قیمت ها نگذاریم تورّم روند شتاب به خود بگیرد. به نظر من، توزیع مستقیم کالا و پول نقد در شرایط کنونی راهی است اشتباه. برای تحقّق اقتصاد مقاومتی باید به تولید بیاندیشیم، اما معلوم نیست چرا برخی به این مسائل توجه نمی کنند. قراربود امسال از تولید ملی حمایت کنیم اما معلوم نیست که در شرایط کنونی، چرا نسخه افزایش مصرف و برداشت از منابع مطرح و تجویز می شود، گویی که مسائل جور دیگر مفهوم می شوند و این درک و تشخیص ممکن است موجب احساس ناامنی در جامعه شود. مجلس نباید خودرا در این موضوع کنار بکشد بلکه باید وارد موضوع شود و از طرح مسائل غیر کارشناسی جلوگیری کند تا جامعه آسیب نبیند. اگر برخی امروز پاسخگو نباشند در آخرت باید پاسخ بدهند. تکرار می کنم که اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه ها حتما باید با نگاه کارشناسی و با بررسی منطقی و مشورت مجلس باشد و نخست پیامدهای مرحله اول بررسی و ارزیابی و چنانچه لازم باشد در زمان مناسب و چه بهتر از امُردادماه سال آینده و پس از انتخابات اجرا شود. در فضای هیجان انتخاباتی نمی شود که به درستی طرح را اجراکرد.".
    پورمحمدی همچنین ضرورت درایت و تدبیر در انتصاب ها را تاکید کرد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
یاسمین فهیمی ـ بانوی ایرانی تبار که دبیرکل حزب سوسیال دمکرات آلمان شد
یاسمین فهیمی
بانو «یاسمین فهیمی» برای یک دوره دوساله به دبیرکلی حزب سوسیال دمکرات آلمان SPD ـ در آن زمان یک حزب 153 ساله این کشور که بارها حکومت را به دست داشته برگزیده شد. وی از ژانویه 2014 تا دسامبر 2015 دبیرکل حزب پُرتوان سوسیال دمکرات آلمان بود که از دسامبر 2021 صدراعظم آلمان از این حزب است. یاسمین که نمایندگی پارلمان فدرال ـ Bundestag را هم داشته همچنان به فعالیت های سیاسی ـ عقیدتی ادامه می دهد و از او به عنوان نامزد ردیف اول ریاست بر بزرگترین اتحادیه کارگری آلمان که انتخابات آن در ماه می 2022 صورت خواهد گرفت نام برده می شود.
     یاسمین از پدر ایرانی و مادر آلمانی در 25 دسامبر 1967 در هانوور (هانوفر) ایالت ساکسونی (شمال غربی آلمان) که خانواده سلطنتی انگلستان هم از همان منطقه آلمان هستند به دنیا آمده است.
    یاسمین که در گزارش های رسانه ای، بانویی باهوش و آگاه از امور و وضعیت جهان توصیف شده و بمانند همه ایرانیان و ایرانی تبارها جویای نام و پیشرفت، از 17 سالگی به حزب سوسیال دمکرات پیوست، وارد گروه محلی جوانان حزب شد و دوره آکادمیک (آموزش ایدئولوژی ـ سوسیالیسم عملی، فوائد سندیکالیسم، راههای همزیستی سوسیالیسم و کاپیتالیسم و به موازات تأمین رفاه و ارتقاء طبقه زحمتکش توجه به طبقه متوسط، دفاع و تأمین حقوق بشر و نهادینه شدن و تکامل دمکراسی) را گذرانید. وی که در دانشگاه، در رشته شیمی تحصیل کرده است همه پلکان حزب را بالا رفته، سلسله مراتب حزبی را طی و تجربه فعالیت گروهی کسب و به تحقّق آرزوی کاهش فاصله طبقه کم درآمد و وُرکینگ کلاس (زحمتکشان) از طبقه پُردرآمد و ثروتمند کمک کرده است.
     یاسمین که برخوردار از هوشی سرشار و یک بانوی پیشرو و آماده جهش است پیش از انتخاب شدن به دبیر کلی حزب سوسیال دمکرات آلمان، دستیار و مشاور ردیف اول رئیس این حزب بود.
    حزب سوسیال دمکرات آلمانSocial Democratic Party of Germany در ماه می 1863 با تفکّر مارکسیستی تاسیس شده است. مانیفِست کمونیست (عقاید مارکس) 15 سال پیش از تاسیس آن حزب انتشار یافته بود و بسیاری بودند که آن را که مشابهت بسیار به عقاید مزدک ـ روحانی زرتشتی ایرانی در سده ششم میلادی داشت راه حل مشکلات بشر (توده ها) می دانستند و به آن روی آورده بودند. حزب سوسیال دمکرات آلمان از آن پس به تدریج عقاید خودرا تعدیل کرد ولی از هدف تبدیل مالکیّت فردی وسائل تولید به مالکیّت عمومی و تأمین رفاه همگانی و فرصت های مساوی و مشارکت همه اعضای جامعه در فعالیت ها، تسهیلات و برخوردار بودن از منابع و منافع کشور دست برنداشت. این حزب تا 1930 چندبار ریاست دولت آلمان را به دست آورد و فردریک اربل Erbel، فیلیپ شیدمان، Gustav Gabriel و هرمان مولِر سران دولت آلمان از این حزب بودند.
    هیتلر که تاکید بر ازدواج سوسیالیسم با ناسیونالیسم آلمانی داشت و بدون وفاداری به «ناسیونالیسم» مکاتب دیگر را زودگذر می دانست، پس از کسب قدرت، فعالیت حزب سوسیال دمکرات را ممنوع ساخت. این حزب پس از جنگ جهانی دوم باردیگر پا به عرصه وجود گذارد و از سال 1949 یکی از دو حزب بزرگ آلمان غربی (آلمان فدرال) شد و میان سوسیالیسم مطلق (سوسیالیسم مارکسیستی) و کاپیتالیسم خالص، «راه سوم» را برگزید و رهبران بزرگی همچون ویلی برانت، هِلموت اشمیت و گِرهارد شرودر داشت که هر سه صدر اعظم آلمان شدند. ویلی برانت در تبلیغ جهانی سوسیال دمکراسی سهم بسزا دارد. حزب سوسیال دمکرات آلمان که از اعضای احزاب سوسیالیست اروپا و فعال در سوسیالیست بین الملل است از پایان جنگ جهانی دوم از هواداران اتحاد اروپاییان بود تا قدرت اقتصادی واحد تشکیل دهند و جنگ و خونریزی از این قاره رخت بربندد، ولی تا روسیه خارج از این اتحادیه باشد مشکل ِ تحقّق این آرزو باقی خواهد بود مخصوصا که از آغاز قرن 21 ـ در مشرق زمین و آمریکای لاتین چند قدرت تازه در حال طلوع هستند. به این نکته نیز باید توجه داشت که ایرانیان و آلمانی ها (ژرمن ها) علائق ذاتی و احساس همنژادی نسبت به هم دارند و در طول تاریخ، هیچگاه برضد هم نبوده اند. ایران به خاطر همین احساس و جانبداری از آلمان، در دو جنگ جهانی قرن 20 صحنه نبرد و اشغال نظامی قرار گرفت و آسیب فراوان دید.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو اندیشه
زادروز فیلسوف «پیِر ـ ژوزف پروداو» - نگاهی کوتاه به اندیشه و فرضیه های او
Pierre Joseph Proudhon
«پیر ـ ژوزف پروداو Pierre Joseph Proudhon» فیلسوف چپگرای فرانسوی 15 ژانویه 1809 به دنیا آمد و پس از طرح چند فرضیه اجتماعی ـ اقتصادی و انتشار تعدادی کتاب در این زمینه ها 19 ژانویه 1865 از این دنیا رفت. پروداو با انتشار كتاب «مالكیت چیست؟What is Property» به زبان فرانسه در پاریس، برخی شیوه های تملّک را نوعی دزدی خواند [Property is Theft]. وی معاملات سهام به صورت بازی قمار و نیز بهره پول و جمع مال از راههایی جز کارکردن [کار مفید] را خلاف منطق انسانی و نوعی استثمار از انسان و اعمالی ناعادلانه خواند. «مورخان» اندیشه های اورا بی ثاتیر در انقلاب های سال 1848 اروپا ندانسته اند.
     «پروداو» نوشته است که از حق مالکیت که رومیان عهد باستان آن را به میان آوردند، سوء استفاده بسیار شده است. دولتها باید دائما در حال بررسی تغییرات ثروت اتباع باشند تا استثمار، غصب و تبه کاری روی نداده باشد، لذا وی با خصوصی بودن بانکها و هرنوع موسسه مالی مخالف است و می گوید که بانکها باید عمومی [دولتی] باشند تا بدون نیاز به دریافت بهره به کسانی که مهارت خودرا در زمینه تولید و خدماتی که به بهبود امر تولید کمک کند وام دهند و یا به صورت Mutual - Credit Bank.
    پروداو تشویق و استفاده از استعدادها و مهارت را بزرگترین وظیفه یک دولت دانسته و تبعیض را عامل نارضایی، دشمنی فرد با فرد و در نتیجه انهدام تدریجی کشور خوانده است.
     وی راه تازه ای برای استقرار دمکراسی به دست داده زیراکه معتقد است نمایندگان پارلمانها در هر قدمی که بر می دارند و قانونی که انشاء و تصویب می کنند منافع خود، اصحاب منافع و قدرتمداران را اعمال می کنند و این قوانین مآلا نظم جامعه را برهم می زند و مسیر طبیعی آن را تغییر می دهد و مسائل از همین جا سر برمی آورند. نباید قانون برای تامین منافع یک دسته و طبقه وضع شود. دیده شده است هر حزب وقتی قدرت را به دست گیرد راه انحصارطلبی در پیش می گیرد و تلاش آن به جای خدمت به جامعه، ماندن دائمی براریکه قدرت است بنابراین، بهتر است که یک کشور دولت ائتلافی [چند حزبی] داشته باشد.
    پروداو با موجر شدن افراد و امرار معاش از راه «اجاره دادن» نیز مخالف است و آن را هم نوعی مفتخوری و استثمار می داند و می گوید که تنها دولت است که می تواند موجر باشد. بانک دولتی باید کمک کند که افراد مالک مسکن و کارگاه و مزرعه خود شوند.
     پروداو که یک فیلسوف سوسیالیست بشمارآورده شده است با مواردی از عقاید کارل مارکس موافقت ندارد. او می گوید که به سود جامعه است که مزرعه متعلق به کشاورز باشد و کارگاه از آن متخصّص. وی همچنین با انقلاب خشونت آمیز موافقت چندان ندارد و می گوید که انقلاب صلح آمیز [بزعم برخی؛ تحوّل] را ترجیح می دهد.
     در کتاب «فرضیه فقر»، پروداو نوشته است که ثروت در یک جامعه در هر زمان معین ثابت است و وقتی که تنی چند از افراد به هر طریق بخش بزرگی از این ثروت را تصاحب کنند جمع کثیری بی ثروت و فقیر می شوند و این وظیفه دولت است که مانع شود. وی در کتاب «ظرفیت سیاسی طبقه زحمتکش [کارگر]» نوشته است که با آموزش دمکراسی و آشنایی افراد به حق خود و دیگران، هرکس می تواند سازنده و پاسدار دمکراسی شود و این کار نیاز به تحصیلات دانشگاهی ندارد. فرضیه تعیین ارزش برپایه کار و تولید از پروداو است که در آن با هرگونه مفتخوری و استثمار مخالفت کرده است.
     پروداو كه یك روزنامه نگار و چاپخانه دار بود و از بانیان آنارشیسم اروپایی بشمار آورده شده است عقیده داشت كه زیان سیاسی «انباشت ثروت در دست افراد معدود» عمدتا هنگامی آغاز می شود كه از آن به صورت «ابزار قدرت» سوء استفاده شود و فرد ثروتمند بخواهد با این ابزار (پول) برپایه منافع خود در سیاست مداخله كند و افراد مورد نظررا وارد حكومت سازد كه اگر به نتیجه برسد بر تضاد طبقاتی در جامعه خواهد افزود و فشار بر كارگر و مصرف كننده افزون خواهد گشت و حالت خصومت نادار و دارا از صورت پنهان به آشگار تبدیل خواهد شد كه در موارد بسیار به ایجاد انفجار در جامعه منجر خواهد گردید. نتایج مداخله ثروتمند و صاحب منافع، منحصر به امور داخلی نیست بلکه سیاست خارجی دولت مربوط را نیز در بر می گیرد و اگر چنین دولتی نیرومند باشد آن هم به نوبه خود سلطه گر و استثمارگر خواهد شد و ....
     «پروداو» گوید كه مردم نادار كه اكثریت هرجامعه را تشكیل می دهند چشم دیدن ثروتمندان - مخصوصا آنان را كه ثروتشان بادآورده است ندارند و با كوچكترین فرصتی بر ضد آنان اقدام و قیام می كنند و مشاهده خشونت در انقلابها، عمدتا به همین سبب است.
     «پروداو» برای پیشرفت جامعه خواستار «آزادی اندیشیدن، بیان و عملی ساختن آن و استفاده از استعدادها» است. او گوید كه این، حق یك فرد است كه در طول عمر خود استعدادش را به كار اندازد. محروم کردن فرد و یا افراد از سه عنصر؛ آزادی بیان اندیشه، آزادی عمل و آزادی بكار گیری استعداد بالاخره باعث اعتراض و طغیان خواهد شد كه او (پروداو) از این اعتراض که اگر رئیس دولت به آن توجه نکند طغیان خواهد شد حمایت كرده است که تعبیر به آنارشیست بودن او شده است. او گوید که هرنوع اعتراض هشداری است به مدیران جامعه که در صدد حل مسئله برآیند زیرا یک فرد و یا گروه هنگامی صدای اعتراض خودرا بلند می کند که کارد به استخوان رسیده باشد و اگر گوش شنوا برای حل مسئله نباشد این صدا فریاد می شود و فریاد به انقلاب و زیر و رو شدن همه چیز.
     مورّخان، پروداو را از بانیان «سوسیالیسم لیبرتارین» نیز بشمار آورده اند، زیرا كه معتقد بود در یك نظام سوسیالیستی هم، مردم باید آزادی اندیشه و عمل داشته باشند تا جامعه رشد كند و به این ترتیب با «انحصار اندیشه» و كنترل استعداد مخالفت كرده است. وی از هواداران محدود بودن اختیارات دولتها [به استثناء اختیارات دفاعی، امنیتی و دیپلماتیک] و سپرده شدن بسیاری از اختیارات دولتی به شوراها، انجمن ها، سندیکاها و اتحادیه هایی بود که اعضای آنها دقیقا انتخاب شده و واجد شرایط مشخّص باشند که اصل دیگری از اصول آنارشیسم است. پروداو عمیقا از سندیكایی شدن صنوف و تشكیل اتحادیه های كارگری هواداری کرده است. كتاب های «اهمیت عدالت اجتماعی»، «اقتصاد متضاد» و «انقلاب مشروع» نیز از اوست که زمانی از نمایندگاه مجلس فرانسه بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو ادبیات
زادروز چخوف و سالمرگ پوشکین
Anton Chekhov

امروز، 29 ژانویه، زادروز آنتون پاولوویچ چخوف Anton Chekhov نویسنده توانای روسیه است که در سال 1860 به دنیا آمد و 64 سال عمر کرد. چخوف یك پزشك بود و برای تهیدستان یك كلینیك رایگان دایر كرده بود كه خود در آنجا طبابت می كرد. مهارت چخوف عمدتا در نگارش داستانهای كوتاه است. او گفته است كه ساده نویسی را از «تولستوی» یادگرفته و می كوشد كه در نوشته هایش چیزی بیاموزد و بشررا راهنمایی کند. فلسفه او در زندگی «شادزیستن» است و احساس شادی كردن را نعمتی بزرگ خوانده است، زیراکه عمر انسان محدود و پیری که از آن گریزی نیست دورانی سخت است که نباید گذارد نامطبوع باشد. بزعم چخوف؛ اگر بشر از جوانی، درست راهنمایی شود زندگانی مطلوب و بدون دغدغه خواهد داشت. مدیران جامعه نقشی بزرگ در تامین سعادت و شادزیستن اتباع دارند لذا حکمران کل (رئیس دولت) در انتخاب آنان باید جنبه های مختلف را درنظر بگیرد. ایوانف، مرغ دریا، عمو وانا، سه خواهر و باغ گیلاس از جمله داستانها و نمایشنامه های چخوف هستند
    
     ************
    
پوشکين

الكساندر پوشكین نویسنده بزرگ روس نیز در همین روز در سال 1837 در جریان یك دوئل كشته شد. در باره سبك نوشته و كارهای این دو، در زمان خود در ستون در دنیای ادبیات این سایت مطالبی آمده است. برای مشاهده این مطالب، از پنجره جستجو در بالا - سمت راست این صفحه استفاده کنید.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
صنایع و فنون
ثبت اختراع اِنجین (موتور) بنزینیِ اتومبیل در ژانویه 1886
Carl Benz

«كارل بنز» 29 ژانویه سال 1886 اختراع تازه خود ـ موتور یا انجین بنزینی، یا انفجاری را در كارلسروهه آلمان به ثبت داد.
     وی برای نخستین بار در جهان، جزئیات ساختار موتور اتومبیلی را به ثبت داده بود كه دارای كاربوراتور و شمع (سیستم تولید جرقه) بود و این اتومبیل همچنین دارای كلاچ برای تعویض دنده بود.
     كارل بعدا با «گوتلیب دایملر» شریك شد و كسب و كار اتومبیلسازی خودرا تحت نام «دایملر بنز» رونق بخشید.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو دانش
انسولین استنشاقی در میان «امّا» های بسیار تأیید شد
27 ژانویه 2007 آژانس آمریكایی دارو و غذا بر انسولین استنشاقی به نام «اگزوبرا» مهر تایید گذارد تا وارد بازار شود. از 80 سال پیش تاكنون، مرض قندی ها از انسولین تزریقی استفاده می كرده اند. برخی از پزشكان به «اگزوبرا» ایراد گرفته و گفته اند كه مصرف آن عوارض جانبی از جمله دشوار ساختن تنفس دارد. با توجه به این ایراد ها، آژانس دولتی مربوط به پزشكان توصیه كرده است كه پس از معاینات كامل و اطمینان از سالم بودن ریه بیماران، انسولین استنشاقی را تجویز كنند و بعدا هم هر شش ماه یك بار این بیماران تحت معاینه كامل ریه قرار دهند و تنها پس از این اقدام است كه مجاز به تجویز این دارو هستند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
State of the Union Address
ابراهام لينکن يکي از نطق هاي سالانه (ستيت آو يونيون) خودرا در نبردگاه گتيسبورگ ايراد کرد

در فدراسیون آمریکا، 27 ژانویه 2022 «ستیت آو یونیون آدرس» 232 ساله شد*. نخستین بار چنین نطقی كه باید هر سال از سوی هر رئیس جمهوری (رئیس دولت فدرال آمریكا) در برابر نمایندگان مقننه، قضات دیوان عالی، مقامات نظامی و كشوری، نمایندگان سایر كشورها و برخی از مَدعوین معمولی ایراد شود در هشتم ژانویه 1790 توسط جورج واشنگتن ایراد شده بود. در ژانویه 1801، توماس جفرسون برای چگونگی تشریفات آن یك برنامه نوشت كه از آن پس به همانگونه اجرا می شود. قبلا سران آمریكا شخصا نطق را كه گزارش رسمی به ملت است می نوشتند كه در دهه های اخیر، این كار برعهده نطق نگاران كه عمدتا روزنامه نگار هستند محول شده و رئیس جمهوری پیش از ایراد، آن را چندبار تمرین می كند. این نطق در اجرای بند 3 اصل دوم قانون اساسی آمریكا ایراد می شود كه رئیس جمهوری را مكلف كرده است نمایندگان را از اوضاع، سیاست ها و برنامه ها آگاه سازد. رسم براین است كه از حزب دیگر (حزبی كه رئیس جمهوری وابسته به آن نیست) به اظهارات رئیس جمهوری ـ پس از ایراد نطق، پاسخ داده شود كه این پاسخ معمولا نوعی انتقاد است. دیده شده است که برخی از سران ایالات متحده در همین نطق، دکترین تازه ای را اعلام کرده اند که سیاست های آن کشور بعدا برآن استوار شده است.
    جورج دبلیو بوش از زمان روی كار آمدن در ژانویه 2001، در نطق های سالانه خود دولت جمهوری اسلامی ایران را مورد انتقاد قرارداده و در نطق ژانویه 2002 ایران را یكی از سه ضلع مثلث شرارت خطاب كرده بود. در نطق 28 ژانویه 2008 كه آخرین سخنرانی او از این دست بود، وی باز دولت جمهوری اسلامی ایران را مورد حمله قرارداد. بوش در این نطق گفته بود: "آمریكا با آنهایی كه (اشاره به دولت ایران) نیروهای نظامی مارا تهدید كنند برخورد خواهد كرد، و ما در كنار متحدان خود خواهیم ایستاد و از منافع حیاتی خود در خلیج فارس دفاع خواهیم كرد."، که جمله آخر او تكرار دكترین كارتر در 28 سال پیش از آن (استقرار نظامی در خلیج فارس و حضور در منطقه) تلقی شده بود.
    ـ ـ ـ ـ ـ
    
    * در سال 2023 این حضور و نطق سالانه رئیس جمهوری آمریکا هفتم فوریه انجام می شود. کِوین مَک کارتی رئیس مجلس نمایندگان از جو بایدن دعوت کرده است که هفتم فوریه 2023 (سه شنبه 18 بهمن 1401) در اجتماع اعضای دو مجلسِ کنگره حضور یابد و مراسمِ State of the Union Address امسال در این روز برگزار می شود (و چون مراسم در ساعت 9 بعد از ظهر به وقتِ شرق آمریکا آغاز می شود، در تهران برابر است با بامداد چهارشنبه 19 بهمن). مک کارتی از حزب جمهوریخواه و بایدن از حزب دمکرات است.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در سال 1926، جهان 23 میلیون خودرو داشت و در سال 2021 یک میلیارد و 446 میلیون ـ اجبار ساخت اتومبیل کم مصرف و دارای دستگاه اِمیشِن
زیباترین خودرو سواری كوپه ساخت1926
29 ژانویه سال 1927 آمار جهانی خودرو مربوط به سال 1926 انتشار یافت كه نشان می داد 39 درصد كل خودروهای جهان در فدراسیون آمریکا (کشورهای متحده) سرگرم بکار بودند و مردم این فدراسیون كه دلبستگی ویژه به خودرو یافته اند در آن سال دارای 9 میلیون خودرو شماره شده ـ دارای پلاك ـ بودند. كل خودروهای جهان در آن سال، كمی بیش از 23 میلیون بود. طبق همین آمار ظرف سه سال منتهی به دسامبر 1926 هشت میلیون خودرو تازه درجهان ساخته شده بود.
    شمار اتومبیل های دارای پلاک (در حال رفت و آمد) در جهان در سال 2015 به یک میلیارد و 200 میلیون رسیده بود ـ هر شش نفر از نفوس جهان یک اتومبیل و در سال 2021 این شمار یک میلیارد و 446 میلیون که بیشترشان در قاره آسیا پلاک شده بودند.
    طبق گزارش های آماری، فروش اتومبیل معمولی رو به کاهش گذارده است. ولی ساخت اتومبیل برقی و برق ـ بنزینی و اتومبیل با سوخت کم رو به افزایش است. بیشتر دولت ها برای ساخت اتومبیل، دارای قانون میزان مجاز مصرف بنزین شده اند. در این کشورها، طبق آخرین ضوابط ـ سوخت اتومبیل شخصی نباید در هر 36 مایل (58 کیلومتر) بیشتر از یک گالن (4 لیتر) باشد. سال ها است که با هدف پیشگیری از آلودگی محیط زیست و بیمارشدن اتباع و کوتاهی عُمر، بسیاری از دولت ها، پروانه رفت و آمد (پلاک ـ شماره گذاری) به اتومبیل های فاقد دستگاه اِمیشن emission که در اگزز exhaust اتومبیل نصب و دود حاصل از سوخت بنزین را تبدیل و بی خطر می کند نمی دهند. حفظ جان و مال اتباع از تکالیف اساسی هر دولت است که در قوانین اساسی مندرج است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ژنرال آمریكایی پس از 42 روز از اسارت گارد سرخ ایتالیا آزاد شد
ژنرالJames Dozier

بیست و نهم ژانویه 1982 ژنرال آمریكایی جیمز دازیر James Dozier از اسارت گارد سرخ ایتالیا رها شد. وی كه در پایگاه «ورونا» در شمال ایتالیا مستقر بود 42 روز پیش از آن ربوده شده بود. گارد سرخ ایتالیا مركب از چپگرایان از آغاز تاسیس خود - 11 سال پیش از ربودن ژنرال آمریکایی - تا آن زمان دهها تن از جمله «آلدو مورو» نخست وزیر ایتالیا را ربوده بود. آلدو مورو Aldo Moro در طول اسارت كشته شده بود. برای یافتن ژنرال «دازیر» بیش از پنج هزار پلیس ایتالیا بسیج شده بودند که سرانجام اورا در آپارتمانی یافتند. در این آپارتمان پنج عضو گارد سرخ از ژنرال دازیر مراقبت می كردند كه همگی دستگیر شده بودند. این عملیات به صورتی دیگر از آغاز قرن 21 در خاورمیانه و بویژه در عراق و افغانستان مشاهده می شود که انفجار انتحاری از نوع تازه آن است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
كشف تونلی برای قاچاق در زیر خط مرزی آمریكا و مكزیك!
مدخل تونل مکشوف سال 2006

كشف یك تونل زیرزمینی به طول727 متر میان مكزیك و ایالات متحده، در زمان خود بسیاری را شگفت ـ زده ساخته و این سئوال برایشان مطرح شده بود كه چطور این همه مامور امنیت ملی با این هزینه و حصار و دستگاههای الكترونیك نتوانسته بودند قبلا آن را كشف كنند، مسئله در اینجاست نه کوههای افغانستان. خبر كشف این تونل 29 ژانویه 2006 و به تفصیل از شبكه های تلویزیونی آمریكا پخش شد. ظاهرا پلیس مكزیك آن را كشف و به ماموران مرزی آمریكا گزارش كرده بود. هنوز معلوم نیست كه تونل از چه زمانی دایر شده بود. ماموران مربوط در این تونل چندین تُن انواع مواد مخدر بسته بندی شده را به دست آورده بودند. این تونل كه با سیمان و مصالح مرغوب ساخته شده بود به چراغ، هواكش و دستگاه تخلیه آب مجهز بود!. تونل در عمق 26 متری از سطح زمین ساخته شده بود. عرض تونل یك و نیم متر بود. یك سر تونل در انبار بزرگی در شهر «تی هوانا»ی مكزیك و سر دیگرش در شهرك «اوتای مسا»ی كالیفرنیا واقع در نزدیكی شهر «سن دیه گو» قرارداشت.
     شبكه های تلویزیونی آمریكا گفتند كه از طریق این تونل نه تنها مواد مخدر و از جمله «مت» با حجمی زیاد به داخل آمریكا وارد می شد، بلكه قاچاق آدم و احتمالا تروریست هم صورت می گرفت، و این در حالی است كه وزارت امنیت ملی بیشتر نیرو و پولش را صرف بازرسی مسافران هوایی می كند كه باعث رنجش برخی از مردم است. کشف این تونل به این وضعیت پایان نداد و در سال 2010 تونل دیگری به همین شکل و مجهزتر و نه چندان دور از محل تونل اول به دست آمد و صدای انتقاد بلندکرد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ماجرای فرار دختر ژنرال پینوشه
لوسيا پينوشه

بیست و هفتم ژانویه 2006 لوسیا پینوچتLucia Pinochet (پینوشه) دختر ژنرال پینوشه دیكتاتور سابق شیلی و در آن زمان، یک بانوی 60 و چندساله، پس از دو روز ماندن در زندان آمریكا تقاضای پناهندگی سیاسی خودرا پس گرفت و دولت آمریكا وی را به آرژانتین دیپورت كرد كه از اینجا روانه شیلی شد.
     لوسیا 22 ژانویه 2006 پس از این كه از سوی قاضی شیلیایی مامور رسیدگی به سوء استفاده های مالی خانواده پینوشه احضار شده بود، از شیلی فرار كرد، وارد آرژانتین شد و از آنجا با یك گذرنامه جعلی به آمریكا پرواز كرد كه طبق تقاضای قبلی دولت شیلی از پلیس بین الملل، 25 ژانویه در فرودگاه دالس (پایتخت آمریكا) بازداشت شد.
     وی با اطمینان از این كه دولت آمریكا به دلیل سابقه دوستی با پدرش، او را مسترد نخواهد داشت، در فرودگاه از این دولت تقاضای پناهندگی كرد و قرار بود دوشنبه (30 ژانویه) از زندان به دادگاه برود و دلایل خود را برای قبولاندن «درخواست پناهندگی» بیان دارد كه دو روز پس از بازداشت، تقاضایش را پس گرفت. در همان روز بازداشت، روزنامه های آمریكا نوشته بودند كه دولت آمریكا دولت شیلی را یك دولت دمكراتیك و دارای دادگاههایی در استاندارد جهانی می شناسد و لذا قبول درخواست پناهندگی سیاسی دختر پینوشت بعید به نظر می رسد. این روزنامه ها اشاره كرده بودند كه دولت آمریكا در این شرایط (چپ تر شدن دولت شیلی پس از آخرین انتخابات) مایل نیست كه در مناسباتش با دولت شیلی خلل وارد شود.
    در شیلی برای پینوشه و اعضای خانواده و بستگانش پرونده های متعدد تشكیل شده است كه یكی از آنها مربوط به پولهایی است كه پینوشه به نام همسر، فرزندان و سایر بستگانش به حسابهای بانكی وازیر كرده بود كه 27 میلیون دلار از این پولها به بانكهای خارجی سپرده شده اند. لوسیا همچنین متهم است كه مالیات 856 هزار دلاری خود را به دولت پرداخت نكرده است.
    پینوشه در سال 1973 با كمك و تشویق سازمان «سیا» برضد سالوادور آلنده (آینده) رئیس جمهور سوسیالیست شیلی كودتا كرد و در طول حکومت او حدود سه هزار روشنفكر، چپگرا و مخالف در شیلی سر به نیست شدند و ....
    پینوشه چند روز پس از ورود به 91سالگی در حبس خانگی و در انتظار محاکمه و مجازات شدن درگذشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اعدام مردی، 25 سال پس از ارتكاب جرم!
Marvin Bieghler

نیمه شب 27 ژانویه 2006 «ماروین بیگلرMarvin Bieghler» پنجاه و هشت ساله و تفنگدار سابق به جرم كشتن مرد 20 ساله ای به نام«تامی میلر» و زن حامله 19 ساله اش كیمبرلی، با تزریق زهر در زندان میشیگان سیتی اعدام شد.
    وی در سال 1981 (25 سال پیش از مجازات) مرتكب این جنایت شده بود و در این مدت در زندان بود. قتل در ایالت ایندیانای آمریكا صورت گرفته بود. وی به هریك از قربانیان خود چندین گلوله زده بود. ظاهرا درگیری در رابطه با مواد مخدر بود. چند سال پرونده ماروین به خاطر اعتراض او به نحوه اعدام كه تزریق زهر ایجاد درد می كند و قانون اساسی مجازات ظالمانه را رد كرده است به تعویق افتاده بود تا بالاخره دیوان عالی باتوجه به نظر پزشكان كه تزریق زهر نخست فرد را بیهوش و سپس بی جان می كند و فاقد درد است دادخواست او را وارد ندانسته بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
به گزارشِ ژانویه 2017 دویچه وله، دکتر گارتنر روانکاو و استاد آمریکایی باور دارد که دونالد ترامپ دچار خودشیفتگی است
Dr. John D. Gartner
به گزارش 29 ژانویه 2017 دویچه وله (صدای آلمان) که در وبسایت فارسی آن مندرج بود، دکتر جان دی. گارتنرDr. John D. Gartner، روان‌درمانگر ـ Psychologist و Psychiatrist آمریکایی و استاد دانشکده پزشکی دانشگاه جانز هاپکینز نظر داده بود که دونالد ترامپ چهل و پنجمین رئیس‌جمهوری آمریکا [رئیس جمهوری وقت ـ دوره اول] گرفتار «خودشیفتگی» است. در زمان انتشار این گزارش، 9 روز از آغاز ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ گذشته بود.
    به گزارش وقت «یو اس نیوز»، دکتر جان گارتنر استاد روان‌شناسی در دانشگاه جان هاپکینز آمریکا باور دارد که «دونالد ترامپ» دمدمی‌مزاج است. دکتر گارتنر پیش‌تر بیوگرافی روان‌کاوانه بیل کلینتون را در قالب کتابی منتشر کرده بود.
    طبق این گزارش، به باورِ این استاد دانشگاهِ جان هاپکینز، چنین افرادی به چیزی جز «برتری مطلق» راضی نیستند.
     گارتنر در آن زمان گفته بود که به نظر می رسد ترامپ در کاخ سفید در محاصره دستیاران و استراتژیست‌هایی است که بر آتش خودشیفتگی او هیزم می‌ریزند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاریخ از نگاهی به تصویر
زمین لرزه ژانویه 1995 ژاپن
29 ژانویه 1995 و 12 روز پس از وقوع زمین لرزه در منطقه صنعتی كوبه در ژاپن هنوز از میزان تلفات رقم درستی به دست نیامده بود و ظرف این مدت چهار هزار جنازه از زیر قطعات سیمان و تیر آهن های آپارتمانها بیرون كشیده شده بود كه سختی عملیات نجات حتی در دنیای صنعتی را ثابت می كند. این زلزله 20 ثانیه طول كشیده بود و به همان گونه كه از عكس بر می آید خیابان اسفالته و پلهای آهنین را همانند مقوا در هم مچاله كرده بود. جمع تلفات بیش از شش هزار تن گزارش شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 29 ژانويه
  • 1829:   دانشگاه مَکگیلMcGill در شهر مونترآل کانادا کار خودرا آغاز کرد. این دانشگاه طبق وصیّت جیمز مکگیل ـ تاجر کانادایی از پول ارثیه او (ماترکِ او) ساخته شده است. پروفسور فضل الله رضا (رئیس دانشگاه تهران در دهه 1960)، سال ها از استادان ریاضی دانشگاه مکگیل بود.
        
        
  • 1916:   در جریان جنگ جهانی اول، بالُن ها ـ زِپلین های آلمانی شهر پاریس را بمباران کردند. این بالُن ها که بعدا هواپیماهای بمب افکن جایشان را گرفتند انگلستان را هم بمباران کرده بودند. واژه Zeppelin از نام یک امیرزاده آلمانی که کمک به تکامل ساخت بالُن (بالون) کرد گرفته شده است.
        
        
  • 1937:   حسن حبیبی که پس از انقلابِ سال 1357 وزیر چند وزارتخانه، نماینده مجلس، 12 سال معاون رئیس جمهور و از سخنگویان شورای انقلاب ایران بود به دنیا آمد و 76 سال عُمر کرد. وی در همان ماهی که به دنیا آمده بود (ژانویه) درگذشت. حسن حبیبی که گفته شده است یک پیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را تهیه کرده بود 29 ژانویه 1937 (بهمن 1315) در تهران به دنیا آمده بود و 31 ژانویه 2013 (بهمن 1391) در همین شهر فوت شده است. حسن حبیبی کتُب متعدد تألیف کرد. بیشتر تألیفات او زمینه اسلامی دارند.
        
        
  • 1987:   گورباچف رهبر وقت شوروی اعلام كرد كه فضای باز سیاسی شوروی هنوز به كمال نرسیده و برای رسیدن به دمكراسی به تمرین آزادی بیشتری نیاز است.
        
        
  • 1991:   نبرد زمینی 3 روزه خَفجِه واقع در شرق کشور سعودی و مجاور خلیج فارس میان نظامیان صدام حسین و نیروهای مؤتلفه (آمریکا و یارانش) آغاز شد. نظامیان صدام حسین که کویت را در کنترل داشتند وارد کشور سعودی و منطقه خفجه شده بودند. این نبرد با شکست عراقی ها پایان یافت.
        
        
  • 2001:   اندونزیایی ها که از فساد دولتی خسته شده و دست به تظاهرات خیابانی زده بودند، در جاکارتا به ساختمان پارلمان اندونزی وارد و خواستار برکناری عبدالرحمن وحید از ریاست کشورشان شدند. آنان شعار می دادند که درآمد نفت که به جای ذخیره شدن، هزینه می شود باعث فساد اداری ـ اقتصادی است.
        مرور زمان نشان داد که پس از خروج اندونزی از ردیف صادرکنندگان نفت، مسائل سیاسی ـ اقتصادی و اجتماعی این کشور 250 میلیونی پایان یافته است.

        
        
  • 2002:   جورج دبلیو بوش رئیس جمهوری وقت آمریکا در سخنرانی سالانه خود در کنگره این کشور ـ ایران، عراق و کره شمالی را محور شرارت Axis of evil خواند و نیز حامی تروریسم.
        
        
  • نامه به مولف
    پاسخ به دو سئوال درباره روزنامه نگاری؛ روزنامه اختصاصی و روزنامه حرفه ای بودن ـ راه ارتقاء كيفيت
  •   یک ایرانی ـ آمریکایی که خودرا دانشجوی دوره دکترای ارتباطات و روزنامه نگاری معرفی کرده در ایمیل مورخ بیستم ژانویه 2010 خطاب به مؤلف این تاریخ آنلاین نوشته بود:
        
        "... من هرشب آنلاین روزنامه ها و وبسایت های خبری فارسی را در اینترنت می بینم و مطالب مورد علاقه ام را می خوانم. از زمان انتصاب معاون امور مطبوعاتی وزارت ارشاد [معاون وقت ـ بهمن ماه 1388]) هفته ای نیست که یک و یا چند نشریه اخطار نگیرند. این را هم می دانم که از سال 1981 [1360 هجری خورشیدی] جز به افراد مورد اعتماد ـ و اصطلاحا «خودی» و تایید صلاحیت شده ـ به کسی دیگر پروانه نشریه مخصوصا روزنامه داده نشده است و چنین افرادی قاعدتا نباید کاری کنند که مستلزم صدور اخطار باشد. روزنامه نگاری قواعد و گرامر خودرا دارد. اگر اخبار و مطالب در این قالب نوشته شود گمان نمی کنم که اشکالی پیشامد کند و اخطاری صادر شود. روزنامه نگاری شعار نویسی، مشق نویسی و درد دل کردن خودمانی نیست. تصوّر من که از شش سال پیش [سال 1382] به ایران نرفته ام این است که جمهوری اسلامی ایران دچار کمبود روزنامه نگار حرفه ای به معنای واقعی کلمه است. در روزنامه های ایران، نامه و تلفن به سردبیر را بدون ذکر نام و نشانی صاحب آن درج می کنند که خلاف آیین روزنامه نگاری است و هرکس می تواند هر روز از ظنّ خود یک ستون، نامه از این قبیل بنویسد. اخیرا (زمستان 1388) بعضی از روزنامه های تهران اخبار را به صورت انشاء و نامه نگاری ـ سَبک قرن 19 می نویسند و خودرا در جای مخاطب قرن 21 قرار نمی دهند که حوصله خواندن و درک کردن آن طرز نوشتن را به آن صورت ندارد. بعضی خبرها که از وبسایت های خبری (خبرگزاری ها) نقل می شود ناقص اند و مخاطب نمی داند که چرا اتفاق افتاد و چگونه. به عبارت دیگر، همان اطلاعیه دفتر روابط عمومی و عمدتا درج شده در وبسایت رسمی و یا سخنان مقام مربوط را نقل می کنند که حاوی چند جمله رسمی و اداری و توأم با تعارفات است. مصاحبه ها عینا از نوار پیاده می شود ـ بدون تصحیح عبارت ها و جملات. با ذکر این نمونه ها خواستم از شما که در «ویکی پدیا» نوشته اند بیش از پنج دهه تجربه روزنامه نگاری دارید و بی شک مثل من وبسایت های خبری فارسی را در اینترنت می بینید دو سئوال کنم. یکی اینکه کدام روزنامه تهران حرفه ای تر است و روزنامه های اختصاصی (نشریات دولتی و وابسته به مؤسسات عمومی) چه فرقی با روزنامه های حرفه ای باید داشته باشند. با تشکر ....".
        
         پاسخ پرسش یکم:
        
        
        یک نشریه مقداری مرکّب و کاغذ است و لذا حرفه ای بودنش بستگی به 3 عامل دارد: 1ـ مالکیّت آن [ناشر] و هدف و انگیزه واقعی از ایجاد و به این شرط که هدف از تأسیس آن کسب و کار روزنامه نگاری (ژورنالیسم) باشد نه پلکان و ابزاری برای تأمین هدف های دیگر و حمایت از فرد و سازمان ـ جز حقیقت و واقعیت ـ هواداری نکند. 2 ـ سردبیر اجرایی آن. اگر سردبیر اجرایی (رئیس اطاق خبر) یک روزنامه نگاربا تجربه و تمام عیار باشد دبیران، نویسندگان و خبرنگاران خودرا از میان حرفه ای ها انتخاب و در این مسیر قرار می دهد و نشریه می شود حرفه ای کامل. 3 ـ تهیه و تنظیم خبر و تیترنویسی طبق قواعد ژورنالیسم باشد. تهیه خبر در محل، نه رونویسی از وبسایت های خبری و یا رسمی. مطالب این وبسایت ها، سر نخ به دست می دهد که لازم است تحقیق و تکمیل و خبر شوند و به صورت خبر تنظیم و انشاء. حرفه ای بودن یعنی رعایت اصول خبرنویسی، مقاله نگاری و گزارش های ویژه (فیچر، و ...) و نیز تشخیص اهمیت خبر و اولویت و تقدُّم دادن برپایه اهمیت، جالب بودن و نیاز مخاطب. به علاوه، روزنامه نگار حرفه ای فردی است که شغل دیگری نداشته باشد و بیش از 30 درصد درآمد او از محلی دیگر تامین نشود [به استثناء تدریس، تألیف و پژوهش]. فلسفه این کار این است که «روزنامه نگاری» را پیشه مادام العُمر خود بداند و مراقبت کند که این وسیله معاش را ازدست ندهد. از آنجا که یک درخت را از میوه اش قضاوت می کنند مشاهده مطالب یک نشریه کیفیت سردبیر اجرایی (نه، سردبیر کل) را به دست می دهد. شما که در آمریکا سکونت دارید از اِدیشِن اینترنتی روزنامه های ایران کاپی بگیرید و در کنار هم بگذارید و یا در کتابخانه کنگره (کنگره آمریکا)، چاپی آنهارا ببینید و با اصولی که در بالا آمد و خودتان شاید بهتر از من بدانید مقایسه کنید و حرفه ای هارا ـ اگر باشند ـ کشف کنید.
        
         پاسخ پرسش دوم:
        
         پاسخ به این سئوال بازمی گردد به پاسخِ پرسش اول. سردبیر کل یک روزنامه اختصاصی یک مقام اداری و یا سیاسی است و سردبیر اجرایی آن می تواند برخی از پیش شرط های سردبیر اجرایی یک روزنامه حرفه ای را نداشته باشد. اگر سردبیر اجرایی یک روزنامه عمومی، روزنامه نگار حرفه ای تمام عیار باشد محصول آن نشریه نیز حرفه ای جامع و همانند نان و آبِ مورد نیاز مخاطب. اداره کردن روزنامه حرفه ای نباید بسان یک اداره دولتی و موسسه عمومی با همان بوروکراسی باشد. نظر به این اهمیت سردبیر، در بیشتر کشورها، دستمزد سردبیران اجرایی روزنامه های حرفه ای، مدیران بخش اخبار تلویزیون ها و انکورها در ردیف دستمزد پزشگان و پروگرامرهای کامپیوتر و خیلی بالا است و نه زیاد کمتر از داستان نگاران و بازیگران فیلم های سینمایی و خوانندگان ترانه. سه دسته اخیر بالاترین درآمدهای فردی (نه درآمد از طریق سرمایه گذاری و ...) را حائز اند.
        در ایران روزنامه ها از نوعی کمک مالی دولت برخوردارند که مغایر اصول روزنامه نگاری است که قوه چهارم دمکراسی شناخته شده است و در نتیجه نمی توان روزنامه حرفه ای و غیر حرفه ای را از هم جداکرد. به نشریات دولتی، سازمانی و امثال آن روزنامه اختصاصی گویند که با هدف خاص تاسیس می شوند و مطالب آنها در جهت تبلیغ و تأمین همان هدف است. عادت بر این است که روزنامه های حزبی را هم در ردیف نشریات اختصاصی قرار دهند. روزنامه های اختصاصی قاعدتا نباید تکفروشی داشته باشند. این نشریات به اعضای حزب و یا سازمان مربوط و متقاضی فروخته و ارسال می شوند، گاهی هم رایگان، و به ندرت اعلان تجاری دارند، ولی اعلان دولتی و سازمانی و حزبی؛ بله.
        به یاددارم در پاییز سال 1371 هجری خورشیدی که غلامحسین کرباسچی شهردار وقت تهران درصدد انتشار «همشهری» بود در نشست با چند روزنامه نگار قدیمی گفته بود که چون روزنامه های موجود تهران مطالب شهرداری را چاپ نمی کنند خودمان درصدد انتشار یک روزنامه غیر سیاسی در محدوده پایتخت برآمده ایم و علاوه بر اخبار شهرداری، می خواهیم که به همشهریان اطلاعات بهداشتی و روزمره بدهیم و کاری کنیم که فی المثل هنگام عبور از خیابان از روی خط کشی عابر پیاده بروند، جوی آب را کثیف نکنند که پرورشگاه میکرب ها شود، به اتومبیل خود برسند، راه صرفه جویی یاد بگیرند (ارتقاء تمدن) و مطالب آموزش عمومی که سطح معلومات را ارتقاء دهد و اسم همان بولتن داخلی شهرداری را هم بر این روزنامه نهاده ایم و ....
         روزنامه ای با این هدف نمی توانست بیش از چند هزار تیراژ داشته باشد. این نقش روزنامه نگاران قدیمی و مهارت سردبیر وقت روزنامه (محمد عطریانفر) و راه اندازی اعلانات کلاسه شده موسوم به نیازمندی ها (با مساعی عطریانفر) بود که آن را ـ به لحاظ تیراژ ـ در صدر روزنامه های کشور قرار داد. روزنامه نگاران قدیمی (حرفه ای) در همشهری به ایجاد ستونها و صفحات تازه ـ مطالبی که مورد نیاز روزانه مخاطبان است (بمانند نیاز به نان و آب) دست زدند و عطریانفر ـ از فعالان انقلاب سال 1357 ـ که قبلا در کیهان و رادیو تلویزیون تجربه آموخته بود با تلاش فراوانِ چندین ساله ضمیمه نیازمندی های همشهری را به وجود آورد و .... روزنامه ایران که تجدید انتشار خودرا دو سال پس از همشهری آغاز کرد در دهه اول عُمر خود (دهه 1370) به رغم تعلّق داشتن به دولت، یک روزنامه حرفه ای تمام عیار بود و کوشید که ثابت کند یک روزنامه ملّی است نه متعلق به یک قوه از قوای 3گانه تشکیل دهنده دولت.
        عیب بزرگ روزنامه های تهران عدم رعایت سازمان روزنامه به آن گونه است که پدران ژورنالیسم تجربه کرده و به صورت ضابطه درآورده اند که همانا طبقه بندی کارکنان اطاق خبر است. طبق این ضوابط [که به نظام روزنامه نگاری معروف است] فردی می تواند خبرنگار شود که ضمن داشتن تحصیلات مربوط دست کم دو سال دستیار خبرنگار بوده و زیر نظر او خبرگیری کرده باشد، و یک خبرنگار با کمتر از پنج سال تجربه نباید نویسنده ستادی (نشسته) اطاق خبر شود و دبیر میز باید دست کم ده سال تجربه خبرگیری، خبرنگاری و نویسنده ستادی داشته باشد. سردبیر اجرایی نیز باید از دست کم 15 سال تجربه موفق برخوردار باشد. سردبیر کل یک مقام تشریفاتی است. کار نویسنده ستادی تهیه و افزودن سابقه بر خبرها و یا دوباره نویسی آنها برحسب اهمیت و جای روزنامه است. دبیر میز باید در حوزه های مربوط به میز خود تخصّص داشته باشد. تخصّص اوست که کیفیت مطالب روزنامه را بالا می بَرَد و عکس آن باعث اُفت می شود. برای مثال؛ فردی را که از دانش پزشگی بی اطلاع و بی علاقه به یادگرفتن آن است نباید دبیر میز امور بهداشت کرد. دیده شده است که روزنامه های وابسته که در تعاریف روزنامه نگاری، نشریه اختصاصی هستند نه جامع و عمومی، این قواعدرا رعایت نمی کنند و برحسب سیاست و خواست مالک و مدیر آنها است که سردبیر و دبیر و ... انتخاب و منصوب می شوند. یکی از علل شکست شوروی و اقمار آن و فروپاشی آن اتحادیه همین ورود «بوروکراسی» به رسانه هایشان و ضعف ژورنالیسم آنها بود. یک موضوع دیگر در مورد روزنامه های تهران این است که جناحی عمل می کنند و در این کسوت مشابه روزنامه های حزبی، که روزنامه حزبی هم از نوع نشریات اختصاصی است. روزنامه کیهان این روزنامه ها را زنجیره ای می خواند یعنی که در پشت پرده، یک جناح خاص آنها را راه اندازی کرده است. توزیع روزنامه هم در ایران حرفه ای نیست. ایران توزیع «هُم دلیوری = خانه رسانی» ندارد و ....
        
        این پرسش و پاسخ، 29 ژانویه 2010 (بهمن 1388) در اینجا درج شده است.




  •  

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com