Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
18 جولای
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 18 جولای
ایران
مقدمه ایجاد واحد نظامی ثابت در ارتش ایران در تابستان 465 سال پیش از میلاد مسیح
تصویر یك سرباز پیاده ایران در دوران هخامنشیان
بر پایه اسناد موجود در آرشیوها و آثار باستانی، در چنین روزهایی (ماه اول تابستان ـ جولای) در سال 465 پیش از میلاد در خیابانهای شهر شوش و نیز تخت جمشید كه به تازگی تكمیل شده بود سربازان تازه ای با یونیفورم ویژه و تنها مسلح به نیزه و كمان و دشنه كمری (خنجری كه خمیدگی و انحناء نداشت) كه با نظم خاصی گام برمی داشتند و هر دم به اطراف خود متوجه نمی شدند، دارای قدی بلند و باریك اندام بودند جلب نظر می كرد و نمایندگان سیاسی ملل دوردست در دو پایتخت امپراتوری ایران، این رویداد را گزارش كرده اند.
    این سربازان تازه، مقدمه ایجاد یك واحد نظامی ثابت ارتش ایران شدند كه نام سپاه جاویدان - سپاهی كه سربازانش پس از هر جنگ به خانه و كسب و كار خود باز نمی گشتند و در سربازخانه در حالت آمادگی بسر می بردند ـ به خود گرفت، درست مشابه ارتشهای امروز در جهان و حرفه سپاهی گری و به قول خواجه نظام الملك «سپاه وری» در جهان خلق شد.
    افراد این واحد منظما تمرین و مشق نظامی می كردند و سازمانی در جوار خود داشتند كه همواره در تلاش برای تهیه سلاح های تازه و یافتن تاكتیك های جدید و پیدا كردن راه مقابله با فنون نظامی سایر ملل بود (سازمان اطلاعات ارتش)؛ سازمان دیگری مهمات و تداركات و اسب و ساز و برگ برای این واحد را تهیه می كرد و گروهی هم بودند كه در سراسر ایران به جستجوی بهترین و شایسته ترین نوجوانان و جوانان برای جذب به این واحد می پرداختند و از نوجوانی این پسران را زیر آموزش و پرورش ویژه قرار می دادند از جمله كه باید به یاد می داشتند كه نباید در جنگ عقب نشینی كنند و یا تسلیم دشمن شوند: مرگ یا پیروزشدن. یك دسته 120 نفری از این واحد، در طول جنگ مأمور محافظت از پرچم بود كه بعدا به نام «كاوه» ـ نخستین انقلابی جهان كه بر ضد ظلم و زورگویی بپاخاست، «درفش كاویان» خوانده می شد. اسپارتاكوس دومین انقلابی بنام جهان در قرن اول پیش از میلاد و مدت ها پس از «كاوه» بر ضد زورگویی و ستم قیام كرد.
    ژنرال «كولن پاول Colin L. Powell » وزیر امور خارجه پیشین آمریكا (از 2001 تا 2005) كه قبلا رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح این كشور بود (متوفی در اکتبر 2021 در 84 سالگی) در كتاب خاطراتش درباره واحد جاویدان ارتش ایران نوشته است كه «... ما در تاریخ های نظامی درباره استقامت و وفاداری سپاهِ (گارد) جاویدان ایرانِ باستان مطالب بسیار خوانده بودیم و ژنرال هایی كه در زمان شاه از ایران به آمریكا می آمدند و مهمان ما بودند و پس از انقلاب بیشترشان اعدام شدند با تاكید می گفتند كه گارد جاویدان با همان كیفیت دوران باستان در ایران امروز بازسازی شده است، ولی با تعجب دیدیم كه در سال 1979 چگونه افراد این گارد كه ما منتظر اقدام آنان بودیم، در برابر انقلابیون، همچون برگ خزان بر زمین افتادند و هیچ شدند و ....».
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
شکست سلجوقیان از صلیبیون اروپایی
قلیج ارسلان حکمران سلجوقی بخشی از آناتولیا (ترکیه امروز) که از اصفهان بازگشته و برجای پدرش سلیمان اوغوز نشسته بود در ژوئن 1098 شهر تاریخی آنتیوک را به صلیبیون اروپایی باخت. ملکشاه سلجوقی «قلیج» را شش سال در اصفهان به صورت گروگان نگهداری می کرد تا پدرش گردنکشی نکند. پس از مرگ ملکشاه در 1092 میلادی، طولی نکشیدکه قلیج آزادشد و به آناتولی بازگشت که گرفتار تعرّض صلیبیون شد. وی در 21 می 1097 نیر از صلیبیون شکست خورده بود.
    صلیبیون اروپایی از آنتیوک به فلسطین رفتند و 15 جولای 1099 میلادی در بیت المقدس (اورشلیم) بر كلیسای رستاخیر مسیح دست یافتند و به هدف دیرین خود كه تُربَت عیسی دردست مسیحیان باشد رسیدند. 18 اكتبر سال 966 میلادی این قدیمی ترین كلیسا (كه اینك مقرّ اسقف ارتدكس بیت المقدس است) به دستور طارق معروف به «حاكم بامرالله» سلطان مصر و سوریه ویران شده بود و این اقدام، خشم مسیحیان اروپایی را برانگیخته بود كه بهانه لشكركشی ها و جنگهای صلیبی قرار گرفت.
     آنتیوک در قرن چهارم پیش از میلاد به تصمیم سلوکوس یکی ازجانشینان اسکندر در حاشیه خلیج اسکندرون ساخته شد و یکی از چهار شهری بود که سلوکوس در سوریهِ بزرگتر ساخته بود. این شهر سپس 9 قرن عملا میدان جنگ دو امپراتوری ایران و روم بود. عرب مسلمان در سال 637 میلادی آن را که در دست روم شرقی بود متصرف و به «انتاکیه» تغییر نام دادند. خسروانوشیروان ـ شاه ساسانی ایران در سال 538 میلادی شخصا از شهر آنتیوک که در قلمرو ایران بود دیدارکرد. پیش از او، شاپور یکم در سال 256 میلادی به آنتیوک رفته بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
جنگ نفت و نفوذ آمریكا و انگلستان در خاورمیانه و ماجرای قتل «رابرت ایمبری» نایب كنسول سفارت آمریكا در تهران
Robert Whitney Imbrie
18 جولای 1924 و در آن سال مصادف با 27 تیرماه 1303 سرگرد «رابرت ویتنی ایمبری» 41 ساله نایب كنسول سفارت آمریكا در تهران هنگام عكسبرداری از یك سقّاخانه درخیابان «آشیخ هادی» مورد حمله گروهی از مردم قرارگرفت و این وضعیت تا قزاقخانه و بیمارستان نظمیه و مرگ او در اطاق عمل ادامه یافت. درباره این قتل و توطئه بودن و نیز بهره داری هایی كه از آن شده است تاكنون چندین كتاب و صدها رساله انتشار یافته ولی اصل قضیه هنوز در پرده ابهام است.
    طبق نوشته های در دسترس، ظاهر قضیه از این قرار بود:
     از نیمه تیرماه و در دوران نخست وزیری ژنرال رضاخان كه وزیر جنگ و سردارِ سپه هم بود در تهران میان مردم معمولی سخن از كرامات سقّاخانهِ خیابان آشیخ هادی و چاه آب آن بود و هر روز گروهی از مردم در آنجا جمع می شدند. این جمعیت به تدریج به دادن شعار ضد بهایی پرداخت، زیرا كه گفته شده بود بهایی ها به داخل آن چاه، زهر ریخته اند. این شعارها، یهودیان تهران را نیز نگران ساخته بود.
    سرگرد ایمبری Robert Whitney Imbrie نایب كنسول آمریكا در تهران كه در ماه می (دو ماه پیش از آن) به این سمت منصوب شده بود تصمیم به تحقیق محلی در این باره گرفت كه امور تهران را تحت الشعاع قرارداده و زندگانی روزمره پایتخت را مختل ساخته بود. وی 27 تیرماه (18 جولای) ملوین سیمورMelvin Seymour را كه یك «نفت كار» بود و از ورود به ماجرا هم نمی هراسید با خود برداشت و با درشكه و دوربین عكسبرداری به خیابان آشیخ هادی رفتند و بنای برداشتن عكس از جماعت و سقّاخانه را گرفتند.
     در این اثناء جوانی (به نام حسین و 17 ساله) از میان جمعیت و با صدای بلند این دو تن را «بهایی» خطاب كرد و گفت كه همین ها به داخل چاه زهر ریخته اند. جمعیت كه این را شنید با چوب و سنگ و هرچه را كه دردسترس بود به جانشان افتاد كه مجروح شدند. گویا ماموران نظمیه (پلیس) هم كه آنجا بودند مانع از حمله جمعیت نشدند (كه گزارش شده است جمعیت افزون بر هزار تَن بود) و حتی یك مامور مسلّح دركتك زدن دو آمریكایی با جمعیت همدست شد.
     ایمبری و سیمور با اینكه مجروح شده بودند و پرتاب سنگ، پاره آجر و چوب به سویشان ادامه داشت با درشكه خود به سوی قزاقخانه و مریضخانه نظمیه (پلیس) كه درهمان نزدیكی بود گریختند. جمعیت، درشكه را دنبال كرد. دو آمریكایی پس از رسیدن به قرارگاه نظامی خود را معرفی كردند ولی (طبق نوشته ها)، ماموران و حتی گارد قرارگاه از آنان حمایت نكردند. این دو تن پس از عبور از گارد نگهبان مدخل قرارگاه و ورود به محوطه نظامی، با اینكه جمعیت همچنان در تعقیبِ شان بود خود را به ساختمان بیمارستان نظمیه رسانیدند و به اطاق عمل منتقل شدند كه افراد جمعیت وارد اطاق عمل شدند و ایمبری را با وارد ساختن ضربات تازه كشتند. پس از مرگ، در بدن سرگرد ایمبری جای 40 زخم شمرده شد از جمله یك زخم شمشیر سنگینِ یك دَم (كه ویژه افراد قزاق بود) در جمجمه او.
    خبر قتل نایب كنسول آمریكا به گوش ژنرال رضاخان پهلوی رسید و وی بی درنگ به ریاست ژنرال مرتضی یزدانپاه (درآن زمان سرتیپ)
عکس ديگري از سرگرد ايمبري

در تهران حكومت نظامی اعلام كرد و متعاقب آن گروهی دستگیر شدند.
     روز بعد (28 تیرماه 1303) جسد ایمبری با حضور ژنرال رضاخان پهلوی و وزیران كابینه اش تشییع و در محلی ویژه قرارداده شد تا بعدا به آمریكا انتقال یابد. این تشییع جنازه با حضور سردارِ سپه همه را متعجب ساخت و رنگ سیاسی به قضیه داد مخصوصا كه بیست و نهم تیرماه، مجلس نیز از این قتل ابراز تاسف كرد و وزارت امور خارجه ایران اعلام داشت كه به خانواده مقتول غرامت (خونبها) پرداخت خواهد كرد كه «كاترینCatherine» زن ایمبری تقاضای شصت هزار دلار غرامت كرد. دولت ایران حتی حاضر شد كه نیم میلیون دلار هزینه انتقال جنازه سرگرد ایمبری را با یك ناو جنگی آمریكایی به وطن جهت دفن در گورستان ملی آرلینگتن بپردازد.
    این اقدامات شتابزده دولت ایران و ضدیت اقلیّت مجلس و اعتراض این اقلیت و از جمله حسن تقی زاده به اعلام حكومت نظامی و بعدا استیضاح دولت و كتك خوردن اعضای اقلیت در خانه هایشان و ردّ استیضاح آنان و علنی شدن تدریجی پیشینه سرگرد ایمبری و سپس دیدار پرسر و صدای ژنرال رضاخان از خوزستان و تشكیل كابینه تازه، سوی دیگر قضیه را به میان كشید و قتل ایمبری را از ظاهر ساده اش كه شرح آن در بالا آمد خارج ساخت و به آن رنگ توطئه و بهره برداری از آن را داد از این قرار:
    پس از یك رقابت سه ساله كه از پایان جنگ جهانی اول و افتادن بین النهرین و جزیرة العرب به دست انگلیسی ها، میان لندن و واشنگتن برسر نفت خاورمیانه آغاز شده بود، دولت لندن قبول كرد كه دست آمریكا (كمپانی های آمریكایی) را در نفت عراق و نفت احتمالی نقاط دیگر جزیرة العرب (كه هنوز نفتی در آنجا به دست نیامده بود) بازبگذارد. به باور برخی از مورّخان، نزدیك شدن آمریكا به كُردهای عراق لندن را مجبور به این سازش كرده بود. این سازش یك شرط داشت و آن این بود كه آمریكا به نفت ایران چشم نداشته باشد و این نفت كه در انحصار انگلستان بود همچنین انگلیسی باقی بماند. دیری نگذشت كه لندن متوجه شد كه به رغم این سازش، میان تهران و كمپانی نفتی آمریكایی «سینكلر اویلSinclair Oil» تماس هایی برقرار شده است. متعاقب این خبر، لندن همچنین شنید كه دولت آمریكا سرگرد رابرت ایمبری دوست «آلن دالس» رئیس اداره خاور میانه وزارت امورخارجه آمریكا را از استانبول به تهران فرستاده است. ایمبری كه در اصل یك افسر اطلاعاتی بود در لباس نایب كنسول به كار اصلی خود مشغول بود. وی قبلا و از زمان انقلاب بلشویكی روسیه؛ در سن پترزبورگ، فنلاند و استانبول با افسران تزاری و مخالفان كمونیست شدن روسیه تماس داشت، به آنان كمك می كرد و اطلاعات مربوط به پیشرفت كمونیست ها را به واشنگتن می فرستاد. لندن حدس زده بود كه قصد آمریكا از انتقال ایمبری به تهران، نفوذ در ایران و به ویژه به دست آوردن امتیازهای نفتی است.
Gertrude M. L. Bell


    فعالیت های سرگرد ایمبری در خاورمیانه (استانبول و تهران) دیرتر از كارهای بانو گرترود مارگارت بل Gertrude M. L. Bell (باستانشناس، آگاه از تاریخ خاورمیانه، عرب شناس، تحلیلگر سیاسی، نویسنده و در عین حال جاسوس انگلیسی) آغاز شده بود. بانو بل (متولد در 14 جولای 1868 و متوفا در12 جولای 1926) درجریان جنگ جهانی اول به سرهنگ لورنسT.E. Lawrence، ژنرال كلیتون Gilbert Clayton و پِرسی كاكس Percy Cox كمك كرده بود تا طوایف جزیرة العرب را برضد عثمانی متحد، به سلاحهای انگلیسی مجهز و به شورش وادار كنند، طایفه هاشمی را از حجاز به اردن كوچ دهند و امیران این طایفه را به پادشاهی دو كشورِ «لندن ساخته» اردن و عراق برگمارند، از سه ایالت (ولایت) سابق عثمانی در بین النهرین كشور عراق را بسازند و مرزهایش را تعیین كنند ازجمله مرز مسئله ساز ایران و عراق را. سرگرد ایمبری كه در جنگ جهانی اول و در جبهه فرانسه شركت كرده بود بعدا به وزارت امورخارجه آمریكا منتقل شده بود. ایمبری در نخستین ماه اقامت در تهران گزارش كرده بود كه لندن مایل به تغییر نظام ایران از سلطنتی به جمهوری نیست كه روشنفكران ایرانی خواهان آنند زیرا كه تصور می كند سازش با حكومت فَرد (سلطنت) آسانتر از حكومت جمع (جمهوری) است.
    در پی قتل سرگرد ایمبری، سفارت آمریكا گزارش مفصلی در این زمینه برای وزارت امور خارجه این كشور تهیه كرد و این گزارش كه علنی است تا كنون مورد استناد مؤلفان متعدد ازجمله «مایكل زبرینسكی» قرارگرفته است كه در سال 1986 در این زمینه كتابی منتشر ساخته است.
بانو «بل»، زماني که در عراق بود

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که محمدولی خان تُنکابُنی (سپهسالار) خودکشی کرد ـ نگاهی به مقام های او که در عین حال وضعیت ایران در آن زمان را منعکس می کند
عكسی از محمدولي خان تُنکابُنی (سپهسالار)، زماني كه تهران را تصرف و مشروطیّت را احیاء كرد (1288 هجري خورشيدي)


    محمدولی خان تُنكابُنی (سپهسالار ـ سپهدار اعظم ـ محمدولی خان خلعت بری) كه بارها استاندار، وزیر و نخست وزیر بود و قبلا در حمله مسلحانه به تهران و خَلع محمدعلی شاه از سلطنت، ریاست و رهبری داوطلبان شمال را برعهده داشت 27 تیرماه 1305 (18 جولای 1926) در 84 سالگی در خانه اش با شلیك گلوله خودكشی كرد. در این زمینه پژوهش كافی صورت نگرفته است و به همین سبب، جزئیات انگیزه سپهسالار از خودكشی، هنوز به درستی روشن نیست. عبدالصمد خلعت بری در کتابی که زیر عنوان «سپهسالار» تألیف کرده نوشته است که ساعت 2 بعد از ظهر (27 تیرماه 1305) محمدولی خان پاکت نامه ای را به بانوی خود داد که بعدا به دریافت کننده آن (پسر علی قلی خان بختیاری ـ امیراسعد) برساند. او سپس هرچه را که در جیب هایش داشت و نیز ساعت جیبی ِ زنجیر طلای خودرا به زنش داد و به اطاق خواب رفت و خواست که کسی وارد اطاق نشود. چند دقیقه بعد صدای گلوله از اطاق بگوش رسید که ساکنان خانه به آن وارد شدند و سپهسالار ِ غرق در خون را بر کف اطاق دیدند. از ظاهر اطاق و قطرات خون بر آئینه و طرز قرارگرفتن آئینه پی بردند که سپهسالار، تپانچه به دست مقابل آئینه ایستاده و گلوله را به پیشانی خود شلیک کرده بود. وی به مقابل آئینه رفته بود تا تیر خطا نرود. او می دانست که اگر تیر اول خطا رود، ساکنان خانه به اطاق هجوم می برند و نمی گذارند که تیر دوم را شلیک کند و اگر با تیر اول مجروح شده باشد او را به دکتر خواهند رساند.
    ساکنان خانه در آن روز ضمن انتقال جسم نیمه جان سپهسالار به مطب یک دکتر انگلیسی در قلهک (در نزدیکی خانه اش) به جستجو در اطاق محل خودکشی پرداختند و یادداشت چند سطری او خطاب به فرزندش را دیدند که در آن نوشته بود که او را در کنار قبر ـ سرهنگ ساعدالدوله، پسرش ـ دفن کنند [که در محوطه امامزاده صالح در شمیران مدفون است] و تشریفات و مراسم آنچنانی نیز لازم نیست. ضمنا گریه و زاری و بی تابی هم از فقد او ضرورت ندارد، زیراکه 84 ساله است و بیش از نصابِ معمول، عُمر کرده است. عُمر انسان در همین حدود پایان می یابد، فقط اواخر عُمر، انتظار عزّت، احترام و قدردانی از خدمات گذشته را دارد.
    همین جملات آخر باعث شد که در تهران این شعر بر سر زبان ها افتد:
    
    مرا عار باشد از این زندگی ـ که سالار باشم کنم بندگی
    
    روز خودکشی سپهسالار، 27 تیرماه 1305، هفت ماه و چند روز از بازنگری قانون اساسی، تغییر چند اصل در آن و انتقال سلطنت از قاجارها به پهلوی گذشته بود.
    
V. Lyakov

نخستین مقام چشمگیر سپهسالار در سال 1276 (1897 میلادی) بود که مظفرالدین شاه او را وزیر گمرکات کرده بود تا کالای خارجی به صورت قاچاق وارد کشور نشود و کالای داخلی بدون پرداخت حقوق گمرکی به خارج. وی سال بعد استاندار (حاکم) گرگان، استراباد و تُرکمن صحرا شد تا روس های حاکم بر ترکمنستان از آن سوی مرز دخالت تجزیه طلبانه نکنند. وی در سال 1285 (1906 میلادی) حاکم تهران شد. شاه وقت دو سال بعد (در سال 1287) محمدولی خان را فرمانده لشکر آذربایجان کرد زیراکه در روسیهِ شکست خورده از ژاپن شورش شده بود و بیم انتقال ناآرامی ها به آذربایجان می رفت. دوم اسفند 1287 (ماه آخر همان سال) و 47 روز پس از افتادن اصفهان به دست صمصام السلطنه بختیاری (مشروطه خواه) که سه هزار سوار و چند توپ در اختیار داشت، محمدولی خان (که تُنکابُنی ـ مازندرانی بود) با همان قصد و نیّت وارد رشت شد و مشروطه طلبان شمال وی را که خواهان برقراری حکومت قانون و مشروطه شدن (پارلمانی شدن حکومت) بود به ریاست خود انتخاب کردند تا آنان از رشت و بختیاری ها از اصفهان به سوی تهران حرکت و با توسل به تفنگ مشروطیّت را احیاء کنند. محمدولی خان فرماندهی یپرم خان اَرمَنی بر افراد مسلح گیلان را تأیید کرده بود. مجاهدان شمال پس از تصرّف قزوین، 22 تیرماه 1288 هجری خورشیدی در حاشیه تهران (ناحیه شهریار) به سواران بختیاری وابسته به صمصام السلطنه رسیدند و متفقا روز بعد نیروهای دولتی را شکست دادند و از دروازه بهجت آباد وارد تهران شدند و در خیابانها و کوچه های شهر با نیروی دولتی (موسوم به تیپ قزّاق ـ واژه گرفته شده از کوزاک روسی) به فرماندهی سرهنگ روس «ولادیمیر لیاخوف» جنگیدند که این زد و خورد خیابانی بعد از ظهر 24 تیرماه به شکست نیروی قزاق و پلیس شهر انجامید و بامداد 25 تیرماه، محمدعلی شاه پیش از اینکه به دست مجاهدان مشروطیت افتد به رغم داشتن 500 قزاق کاملا مسلح، با بستگان خود به ساختمان تابستانی سفارت روسیه در زَرگَنده رفت و پناهنده شد. همان روز دیپلمات های روسیه و انگلستان با محمدولی خان و صمصام السلطنه بختیاری که در بهارستان مستقر شده بودند ملاقات کردند و ضمن به رسمیت شناختن پیروزی مشروطه خواهان خواستند که به زد و خوردها پایان داده شود تا ترتیب بازگشت مشروطیّت صورت گیرد. در همین روز سرهنگ لیاخوف به بهارستان رفت و تسلیم محمدولی خان و صمصام السلطنه شد و خواست که به او اَمان دهند تا به روسیه بازگردد [که بازگشت و در جریان جنگ جهانی اول فرمانده یک واحد روس بود]. همچنین در همین روز رجال و مقامات دوران استبدادِ صغیر (دوران کوتاه پادشاهی محمدعلی شاه) به سفارتخانه های روسیه و انگلستان پناهنده شدند. به تأیید محمدولی خان تنکابنی (مازندرانی) و خان بختیاری، 26 تیرماه 1288 یک هیأت 28 نفره برای اِعاده مشروطیت ایجاد و سرگرم کار شد و ... و این هیأت محمدولی خان را وزیر جنگ و سردار اسعد بختیاری را وزیر داخله، محمدعلی شاه را برکنار و پسر خردسالش را عنوان سلطان احمدشاه داد و پادشاه کرد و عضدالملک ـ ایلخان قاجار ـ طایفه مغول تبار را نایب السلطنه. دادگاه انقلاب تشکیل شد ولی تنها دو مقام سابق را اعدام کرد و به دیگران که ابراز ندامت کرده بودند اَمان داد. محمدولی خان و دیگران سپس ترتیب انتقال احمدشاه خُردسال از سفارت روسیه به کاخ گلستان را دادند. اَمُردادماه 1289 (1910 میلادی) محمدولی خان نماینده مجلس شد و 13 اسفند همین سال نخست وزیر کشور و در این مقام، با داشتن لقب سپهدار، سمَت وزیر جنگ را هم برای خود محفوظ داشت. در اردیبهشت سال 1290 کشور با کمبود کالا و گرانی بویژه آرد و نان روبرو و سپهدار که نمی توانست مسئله اقتصاد را حل کند از نخست وزیری کناره گیری کرد ولی این استعفاء پذیرفته نشد. سپهدار 27 تیرماه 1290 کابینه خود را ترمیم و سردار اسعد را وزیر جنگ کرد. ولی تحت برخی فشارها در دوم اَمُرداد این سال از نخست وزیری کناره گیری کرد و مجلس سردار اسعد بختیاری را نخست وزیر کرد و او این مقام را به شرط تصویب لایحه اعلام حالت اضطراری و برقراری حکومت نظامی در صورت نیاز و ضرورت، و نیز خرید 7 هزار تفنگ و 40 میلیون فشنگ از خارج پذیرفت. 4 روز پس از به توپ بسته شدن مَرقد امام رضا (ع) از سوی نیروهای روسیه مستقر در مشهد در دهم فروردین 1291، دولت محمدولی خان را استاندار آذربایجان کرد تا آن وضعیت در آنجا تکرار نشود و او اختیار تمام خواست که به او داده شد. نیروهای روسیه با اجرای سازشنامه سن پترزبورگ (تقسیم ایران به دو منطقه نفوذ میان روسیه و انگلستان) در شمال ایران ازجمله مشهد و تبریز مستقر شده بودند. نهم شهریور 1294 و در جریان جنگ جهانی اول و ورود نیروهای عثمانی و روسیه به ایران برای جنگ با یکدیگر، محمدولی خان تُنکابُنی (سپهدار اعظم) باردیگر وزیر جنگ شد. عبدالحسین میرزا فرمانفرما در پی مداخلات روس ها و انگلیسی ها و تاسیس «اِس. پی. آر» از سوی انگلیسی ها به مرکزیت کرمان و عملا ایجاد دولتی در دولت، دهم اسفند 1294 از نخست وزیری کناره گیری کرد و 3 روز بعد، پادشاه وقت به محمدولی خان که لقب سپهداری اعظم داشت لقب سپهسالاری اعظم داد تا مقام نخست وزیری را در آن وضعیت بپذیرد که پذیرفت. سپهسالار پس از عبور نیروهای عثمانی از همدان و حرکت این نیرو به سوی قزوین به قصد تصرف تهران که ترس عثمانی (متحد آلمان) از افتادن آن به دست روس ها بود چون کشور را فاقد نیروی نظامی مؤثر دید با پیشنهاد برخی به کناره گیری، از 21 اَمُرداد 1395 موافقت کرد. وی مورد انتقاد بود که اگر در اسفند 1295 از نیروهای روسیه در قزوین دیدار دوستانه نکرده بود عثمانی ها قصد آمدن به قزوین و تهران را نمی کردند و این پایان اقتدار محمدولی خان ـ سپهسالار اعظم ـ بود و از آن پس مقامی نداشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
پایان کار اسماعیل سمیتقو
18 جولای 1930 (27 تیرماه1309) رضاشاه پهلوی به گردنکشی دسته ای از کُردها به ریاست اسماعیل سمیتقو (معروق به اسماعیل آقا) پایان داد.
    در این روز اسماعیل آقا و شماری از دستیارانش كه سالها باعث ناامنی در شمال غربی ایران بودند در اشنویه به دست لشكر آذربایجان از پای درآمدند.
    رضاشاه قبلا تلاش كرده بود كه این مسئله به صورت مسالمت آمیز حل شود و در اجرای این سیاست، حتی شخصا با اسماعیل آقا ملاقات كرده بود ولی نتیجه عملی نگرفته بود.
     افراد اسماعیل آقا در مناطق مرزی سه کشور (ایران، ترکیه و عراق) فعالیت داشتند و به همین سبب (عبور سریع نیرو از یک کشور به کشور دیگر بدون کسب مجوّز) برای تعقیب آنان دشوار بود.
اسماعيل سميتقو

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اعتراف دکتر اقبال درباره اداره سیاست خارجی ایران
دكتر منوچهر اقبال نخست وزیر وقت كه در مورد نزدیك شدن دولت ایران به غرب در برابر پرسشهای متعدد قرار گرفته بود 27تیرماه 1336 اعلام داشت كه رئیس كشور (شاه) سیاست خارجی ایران را اداره می كند، نَه رئیس دولت (نخست وزیر).
     اقبال، دانسته و یا ندانسته، با بیان این مطلب، سند دیكتاتوری شاه را به دست داده بود زیرا كه قانون اساسی وقت، حكومت كردن را از وظایف دولت قرار داده بود، نه شاه. حکومت ایران در آن زمان، مشروطه پارلمانی بود و رئیس دولت را پارلمان (قوه مقننه) انتخاب می کرد.
    
دكتر اقبال در سال1336

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سازمان همكاری و عمران منطقه ای از میان رفت، ولی لغو ویزا میان ایران و ترکیه به قوت خود باقی است!
سران ایران، تركیه و پاكستان در مذاكرات 18 جولای سال 1964 خود در استانبول با اصول ایجاد سازمان همكاری و عمران منطقه ای موافقت كردند.
    از آن پس روادید مسافرت اتباع، میان این كشور ها لغو شد كه در مورد ایران و تركیه (عمدتا به دلیل سودی که ترکیه از آن می برَد) هنوز به قوت خود باقی است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
موافقت با قطع نامه 598 شورای امنیت سازمان ملل و برقراری آتش بس میان ایران و عراق
دولت جمهوری اسلامی ایران 18 جولای 1988 (27 تیرماه 1367) تصمیم گرفت كه قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل را بپذیرد و با آتش بس موافقت كند تا جنگ 8 ساله عراق با ایران پایان یابد.
    در پی صدور قطع نامه 582 كه مورد اعتناء قرار نگرفته بود، شورای امنیت سازمان ملل 20 جولای1987 قطع نامه 598 را كه در آن از عراق و ایران اكیدا خواسته شده بود به جنگ پایان دهند به اتفاق آراء تصویب كرد. این قطعنامه که از آگوست 1988 به اجرا درآمد. شورای امنیت در قطعنامه خود، ادامه جنگ دو کشور را محکوم کرده بود. این جنگ که عراق آغازگر آن بود هشت سال طول کشیده بود. این جنگ از 22سپتامبر 1980 (آخر شهریور 1359) با تعرّض عراق به ایران آغاز شده بود. در آن زمان هنوز ارتش ایران نظم گذشته را به دست نیاورده و بازسازی آن تكمیل نشده بود. این جنگ تلفات و زیانهای مالی سنگین به ایران وارد ساخت.
    در جریان این جنگ دو بار رونالد رامسفلد از مقامات وقت کاخ ریاست جمهوری آمریکا (و بعدا وزیر دفاع این کشور و متوفی در سال 2021) در بغداد با صدام حسین رئیس جمهوری وقت عراق ملاقات کرده بود!. عکس زیر از یکی از این دو ملاقات برداشته شده است:


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
رسیدگی دادگاه به پرونده بانو «زهرا کاظمی»
عزت مادر زهرا ( راست) به همراه شيرين عبادي عازم دادگاه

بیست و هفتم تیر ماه 1383 کار رسیدگی به پرونده زهرا کاظمی ـ بانوی ایرانی که به تابعیت کانادا در آمده بود در دادگاه، شعبه 1158 (تهران) آغاز شد. زهرا سال پیش از آن پس از دستگیری از مقابل زندان اوین، در جریان بازجویی آسیب مغزی دیده و در بیمارستان درگذشته بود و پزشکی قانونی تهران و شورایی که از سوی دولت وقت تعیین شده بود، علت مرگ او را ضربه وارده به مغز تشخیص داده بود.
    زهرا که در فرانسه مدرک دکترای هنر گرفته بود برای رسانه های کانادا عکس و مطلب تهیه می کرد. وی هنگام عکس برداری مقابل زندان اوین دستگیر شده بود.
     رویداد قتل زهرا که در شیراز به دنیا آمده بود و دارای یک پسر (مقیم کانادا) است بازتاب وسیعی در سطح جهان داشت و در همان زمان یک هیات، مرکب از چند وزیر به این حادثه رسیدگی و گزارش مفصلی به رئیس جمهور وقت داده بود که عینا در مطبوعات تهران منتشر شد. دوره ششم مجلس هم به موقع خود به این پرونده رسیدگی کرد.
    
پسر زهرا کاظمي(راست) با گروهي معترض ديگر دراوتاوا

بر سر اعزام ناظر از کانادا به تهران جهت شرکت در جلسات دادگاه میان کانادا و ایران اختلاف نظر بروز کرده و دولت کانادا سفیر خود را از تهران احضار و تهدید به اقدامات دیگری کرده بود زیرا که دولت ایران به ناظران کانادایی اجازه ورود به کشور را نداده بود.
    روزنامه های تهران نام متهم به قتل زهرا را به صورت متفاوت ذکر کرده بودند بعضی «م.ر.الف»، روزنامه کیهان «رضا احمدی» و خبرگزاری های بین الملل «محمد رضا اقدم احمدی» 42 ساله.
     بانو «عزت» مادر زهرا در نخستین جلسه دادگاه گفته بود که قاتلان اصلی افراد دیگری هستند. وی اتهام «قتل غیر عمد» را رد کرده و گفته بود که قتل، تعمدی بود. شیرین عبادی یکی از چهار وکیل قضایی این پرونده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مسئله آب تیتر روزنامه های ایران شماره های 26 و 27 تیرماه 1400

    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو اندیشه
سالگشت درگذشت «پترارك»


امروز سالگشت درگذشت پترارك (فرانچسكو پتراركا) اندیشمند، نویسنده، مورّخ و شاعر ایتالیایی است كه با «دانته» از پدران عصر رنسانس بشمار می آیند. وی هجدهم جولای سال 1374 (شب، و در نخستین ساعت بامداد 19 جولای) درگذشت. زادروز پترارک 20 جولای بود.
     پترارك با هدف گسترش معلومات عامه و آموزش عمومی و در نتیجه روشنگری، یادداشتهای «سیسرو» و كارهای نویسندگان دیگر را جمع آوری و تدوین كرده است. معروفترین تالیف پترارك «آفریقا» عنوان دارد كه شرح كارهای ژنرال رومی «سیپیو افریكانوس» است.
    تعبیر «عصر ظلمت در اروپا» از پترارك است كه عنوانِ اوضاعِ قرون وسطا در این قاره قرار گرفته است.
     [درباره پترارك، مطلب دیگری در سایت بیستم جولای این تاریخ آنلاین آمده است.]
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسی
نظرات مهم و اساسی «جیمز برایس» درباره دمکراسی ـ ژورنالیسم پاسدار دمکراسی و بازدارنده فساد و انحرافات جامعه ـ سیاست نباید حرفه شود
جیمز برایس
18 جولای (27 تیرماه) سالروز انتشار كتاب معروف «مطالعه دمكراسی The Study of Democracy» تالیف جیمز برایس James Bryce است كه در سال 1920 (1299 هجری خورشیدی) انتشار یافت و مطالب آن در کتاب های درسی نقل و در تفسیرهای سیاسی به مفاد آن استناد می شود.
    برایس در این كتاب با ذكر ادله و مثال های متعدد مخالفت خودرا با حرفه ای شدن «سیاست و نمایندگی مردم در شوراهای مختلف ابراز داشته و ادامه آن را نقض غرض دمكراسی خوانده» و نوشته است که تجدید نامحدود نمایندگی افراد (انتخاب مکرّر یک فرد برای نمایندگی) همانا بازگشت به دوران نظام حکومتی پادشاهان، شاهزادگان و امیران است با نامی دیگر که رشد معکوس بشر است. تجدید نامحدود نمایندگیِ افراد معیّن نه تنها فرصت را از دیگران می گیرد بلکه به بسط فساد اداری (فساد دولتی) می انجامد و به تدریج وضع قوانین، اتخاذ تصمیمات و نیز اقدامات، برپایه منافع فردی و گروه معیّن قرار می گیرد تا سود جامعه.
    وی باندبازی، اِعمال نفوذ در تصمیمات دولتی، تحمیل نظرات در امور و شکل گیری ها، مصوّبه ها و ضوابط و تمرکز معاملات اقتصادی در دست اشخاص و شرکت های معیّن را نتیجه حرفه ای شدن سیاست و مشاغل سیاسی می داند و می گوید که اگر این وضعیت در یک کشور برای چند دهه ادامه یابد به تدریج و در پشت پرده، تعیین مقامات انتخابی و انتصابی با تبانی و به دست اصحاب منافع و معامله گران قرارخواهد گرفت و تمرین دمکراسی یک «نمایش روی صحنه» بیش نخواهد بود.
    برایس تاكید بر آموزش دمكراسی به مردم دارد و می نویسد که اگر عوام الناس (توده ها) دمکراسی را نشناسند و اهمیت آن را به عنوان عامل و ماشین پیشرفت، رفاه و تأمین عدالت ندانند در آن مشارکتِ باهدف و آگاهانه نخواهند کرد و چنین کشوری را نمی توان یک دمکراسی نامید. «انتخاب و انتصاب» بزرگترین، حسّاس ترین و موثرترین کاری است که در یک جامعه انجام می شود و قضاوت درباره یک جامعه ملی (کشور) بر پایه همین انتخاب و انتصاب مقامات صورت می گیرد.
     برایس ـ یک اندیشمند، مورّخ و حقوقدان انگلیسی متولد ماه می 1838 و متوفی در ژانویه 1922 ـ نوشته است که نمایندگان، سیاسیون و دست اندکاران امور سیاسی* که سمت انتخابی دارند اگر بخواهند برای مدتی طولانی و مکرّر (انتخاب شدن بیش از یکی ـ دو دوره) در این سمت ها بمانند ـ حتی اگر انتخاب کنندگان تمایل به آنان داشته باشند، حرفه ای می شوند که کاری است مغایر با هدف های دمکراسیِ اصیل، و زیان آور برای جامعه ازجمله رواج باندبازی، فساد و تبعیض. اگر هدف یک فرد از انتخاب شدن مکرّر و نامحدود ـ خدمت به جامعه است، می تواند این خدمت را با دادن اندرز و نظر از طریق نوشتن مقاله، رساله ، کتاب و یا برگزاری مصاحبه و ایراد نطق در مجامع و مجالس (پابلیک سپیچ) و همچنین ملاقات، حضورا با مقامات ارشد جامعهِ خود مطرح سازد و مستقیما درگیر هم نشود.
    این اندیشمند علاوه بر توصیه به محدود شدن سمت های انتخابی به یکی ـ دو دوره، تاكید بر آموزش دمكراسی به مردم دارد و می نویسد: مدتی صرف وقت كردم و در گوشه و كنار شهرها پَرسه زدم و از مردم عادی ـ کارگر، پیشه ور، خانه دار و رهگذر ـ پرسیدم كه از انتخابات، حزب، انجمن، روزنامه و كتاب كه همه ستونهای دمكراسی هستند چه می دانند و نتیجه گرفتم كه کامل نمی دانند، یعنی که میانگین معلومات اکثریت اعضای جامعه (توده ها) در این زمینه حدود ده درصد است و از آنجا كه یك طرف دمكراسی همین مردم هستند، پس دمكراسی های امروز (دهه دوم قرن 20 و زمان تألیف کتاب) هنوز در دوران طفولیت هستند و به عبارت دیگر؛ ما اینک (دهه دوم قرن 20) فقط ده درصد دمكراسی واقعی داریم و ... که از هدف پدران فلسفه دمکراسی به دور است. اگر در یک جامعه تدابیری اتخاذ و اجرا نشود که کنترل احزاب و نشریات از دست اصحاب منافع و معامله گران خارج باشد، تا دهها سال دیگر هم آن جامعه دمکراسی واقعی نخواهد داشت و در همان نقطه ای که بوده «دَرجا» خواهد زد. ژورنالیسم ستون دمکراسی است که اگر در آن خلل باشد، بنای دمکراسی لرزان خواهد بود و شکننده. ژورنالیسم یک جامعه باید چهارچشمی وضعیت دمکراسی جامعه خودرا بپاید و ضعف ها و قوّت های آن را منعکس کند تا اعضای جامعه روشن باشند و مانع انحرافات شوند. بنابراین، ژورنالیسم پاسدار جامعه است که وظیفه ای بسیار مهم و سرنوشت ساز است. برای بررسی وضعیت دمکراسی در یک جامعه، نخست باید «ژورنالیسم» آن جامعه را زیر مطالعه بُرد. یک وظیفه «ژورنالیسم» کشف و انعکاس انحراف در دمکراسی و انوع فساد بویژه فساد دولتی است. باید بررسی کرد و دید که ژورنالیسم یک جامعه تا چه حد موفق به بازداری از انحرافات و فساد شده است.
     «برایس» مولف 14 کتاب در زمینه های تاریخ، دمکراسی و شرح مشاهدات است و صدها مقاله و رساله. کتاب های «دمکراسی های مدرن»، «جامعه مشترک المنافع آمریکا»، «در اهمیت بیوگرافی نویسی»، «مقالاتی درباره جنگ» و «مشاهدات در دیدار از آمریکای لاتین» از این اندیشمند هستند. او نکات جالبی دارد ازجمله: «میهندوستی تنها به اهتزاز درآوردن پرچم نیست بلکه کوشش برای نیرومند ساختن وطن و در راه و مسیر درست قراردادن آن است»، «عمر کوتاه است و نباید آن را با خواندن مزخرفات و بطالت سپری کرد» و «دولت های دمکراتیک بیش از حکومتی های سلطنتی و ... از اتباع کشور انتظار همکاری و رعایت قوانین و نظامات را دارند».
     ---
     *[كارهای دیپلماتیك یعنی وزارت امور خارجه با پولیتیك و سیاست فرق دارد، گرچه در زبان فارسی هر دو را «سیاسی» ترجمه كرده اند، ولی در حقیقت پولیتیك همان كشورداری است و تازه ـ كشورداری هم تا حدی با دولتمردی تفاوت دارد؛ دولتمردی یعنی مقام اداری داشتن و یک فرد اگر کارآمد، کارشناس و شایسته باشد می تواند به صورت نامحدود در یک مقام باقی بماند. تجربه بیشتر موجب مهارت افزونتر می شود.]
    
تصوير ديگري از James Bryce

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
انسان دوستی
نلسون ماندلا: هر ایدئولوژی اگر مدیریت خوب نداشته باشد شکست خواهد خورد ـ دو اندرز مهم دیگر او
نِلسون ماندلا» مرد بزرگ معاصر هجدهم جولای 1998 در هشتادمین زادروز خود ضمن بیاناتی گفت: "استقامت در مبارزه؛ علاقه مندی به حقوق و رفاه بشر، آزادی و دمكراسی؛ و حمایت از حل مسائل ملل با توسل به قوانین بین المللی و از طریق داوری و ردّ هرگونه تجاوز و جنگ باید خصلت هر انسان باشد و این خصلت نیاز به توصیف بیشتر ندارد.".
     او همچنین گفت: "هر ایدئولوژی (مَسلَک ـ مَکتَب) اگر مدیریّت خوب نداشته باشد و به دست نااهل افتد شکست خواهد خورد." که این قسمت از بیان او در «تاریخ نظرات» درج شده است.
     ماندلا (متوفی در پنجم دسامبر 2013 ـ در نود و پنج سالگی) در این مراسم گفت: "بزرگترین وظیفه هرمقام؛ خواندن نامه ها و شکایات، مطالعه نظرات مطرح شده در رسانه ها و شنیدن درد دلهاست و اگر نسبت به این وظیفه بی اعتناء باشد محکوم به شکست است.".
    
    [در بخش پایین تر مطلبی درباره زادروز ماندلا آمده است]
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای تاریخ‌نگاری
درس هایی كه رومیان از شكست در جنگ «آلیا» گرفتند
جنگ «Allia ـ آلیا» 18 جولای در سال 390 پیش از میلاد میان افراد یك طایفه از گل ها Gauls (گالیایی ها ، مردمی كه در فرانسه، بلژیك، غرب سویس امروز و غرب رود راین در آلمان می زیستند) و رومیان در شمال ایتالیا روی داد و رومیان شكست خوردند و گلها متعاقب این پیروزی شهر رم را تصرف كردند و ویران ساختند به گونه ای كه بیشتر اسناد و نوشته ها از میان رفت. درس های گرفته شده از این جنگ بود كه روم را بعدا در صدر جهان غرب قرار داد زیرا كه پس از جنگ، رومیان نشستند و ضعف هایشان را در آن نبرد بررسی كردند و به رفع آن كوشیدند از جمله ایجاد ارتشی مشابه ارتش قدیم یونان با استفاده از تاكتیك فالانكس (خط نبرد ـ ایجاد مانع با سرباز سپر به دست) و كلاه خود و جنگ افزار آهنی به جای برنزی و نیز رده بندی كردن ارتش و تشكیل لژیون. رومیان همچنین تصمیم گرفتند كه باروی شهرها را مستحكم و بهتر از گذشته بسازند و .... با اجرای این تصمیمات بود كه ابر قدرت شدند و هزار سال این مقام را حفظ كردند.
    
ليويوس (ليوي)

تیتوس لیویوس (لیوی) نزدیك به چهار قرن پس از تخریب رم، در صدد جمع آوری تاریخ این شهر برآمد شد ولی مشكل او از میان رفتن اسناد در جریان تخریب رم به دست گلها بود. طبق محاسبات لیویوس غارت رم در سال 386 پیش از میلاد صورت گرفته بود. لیویوس تاریخ رم را از سال 753 پیش از میلاد تا زمان خود تحت عنوان «از تاسیس شهر» نوشت كه باقی مانده است. وی زمانها را بر حسب دوره حكومت هر كنسول تعیین می كرد كه كار را بر تنظیم كنندگان تقویم میلادی آسان كرده است ( كنسولها در لغت به معنای كسانی هستند كه با هم گام بر می دارند. در آن زمان رومی ها هر سال دو نفر را انتخاب می كردند تا به اتفاق بر كشور حكومت كنند و افراد 40 ساله به بالا حق دادن رای داشتند. هریك از این دو كنسول حق داشت تصمیم دیگری را وتو و رد كند).
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
زادروز علی متّقیان روزنامه نگار با تجربه ایران
علی متّقیان

علی متّقیان متولّد بیست و هشتم تیرماه 1337 که در رشته ادبیات فارسی، تاریخ، فرهنگ و تمدن تا سطح دکترا تحصیل کرده است، از دوران تحصیل در دانشگاه، فعالیت مطبوعاتی (ژورنالیستی) را آغاز کرده و از زمان آغاز بکار خبرگزاری ایسنا در سال 1378 ه. ش. همکار این خبرگزاری بود و حدود ده سال مسئولیت آن را برعهده داشت و همزمان برای نشریات متعدد مقاله می نوشت.
    علی متّقیان با چند دهه تجربه ژورنالیستی و ایجاد دو خبرگزاری، از نیمه آبان 1403 به مدیریت عامل موسسه فرهنگی ـ مطبوعاتی ایران انتخاب و در این مقام آغاز بکار کرده است. این مؤسسه دارای چند نشریه به زبانهای فارسی، انگلیسی و عربی ازجمله «روزنامه ایران» است که دوره تازه فعالیت آن از یکم بهمن 1373 آغاز شده است. این مؤسسه که بدست دکتر فریدون وردی نژاد مدیرعامل وقت خبرگزاری ایرنا (قبلا به نام خبرگزاری پارس) تأسیس (و به قولی احیاء) شده است وابسته به ایرنا است. روزنامه ای به نام ایران پیش از دهه 1330 سالها انتشار می یافت که به نوعی وابسته به دولت های وقت بود.
    در کارنامه علی متّقیان ایجاد خبرگزاری علمی ـ فرهنگی «سیناپرس» و پایگاه اطلاع رسانی «تایرپرس» دیده می شود. در میان ژورنالیست های ایران، علی متّقیان به خوش رفتاری و برخورد بسیار دوستانه و فروتنی معروف است و از ابتکارهای ژورنالیستی او تعریف می شود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مرگِ «خبرگیری حرفه ای، درست و مطابق اصول ژورنالیسم» برای رسانه ها
Martha Stewart

هفدهم و هجدهم جولای 2004 ، خبر اول رسانه ها شدنِ محكومیّت یك زن لهستانی تبار آمریکایی به 5 ماه زندان و پنج ماه حبس در خانه و 30 هزار دلار جریمه نقدی، درستی هشدار سالنمای جهانی رسانه ها (مس میدیا Mass Media) را ثابت می كند كه نوشته بود: مسئله بزرگ رسانه ها از یاد بردن روش درست خبرگیری و متكی شدن بیش از گذشته به آژانسهای خبری (خبرگزاری ها) و اطلاعیه های دفاتر مقامات دولتی است.
     این سالنما اضافه كرده بود كه عوامل رسانه ها (خبرنگاران) به جای رفتن و كاویدن و یافتن خبر و ریشه های هر مسئله و رویداد و علل و جهات هر تصمیم و پیش بینی نتایج اجرای آن و جمع آوری نظرات، می نشینند و قهوه می نوشند تا خبر، خود نزد آنان بیاید و به دستشان برسد و با این ضعفِ اساسی، انتظار فروش و یافتن مخاطب تازه هم دارند. این، انجامِ وظیفه و خدمت به جامعه نیست. خبری كه از راه جستجویِ مستقل به دست نیاید؛ كامل و بی طرفانه نخواهد بود و تنها شامل انعکاس گوشهِ نمایان و كوچكی از امور و مسائل جامعه می شود كه آژانس خبری، مشاور روابط عمومی مقام مربوط، مُبلّغِ حزب و کمپانی [شرکت] در انتشار آن ذینفع هستند و بنابراین، بسیاری از ابتكارها، شاهكارها، فعالیت ها، دشواری ها، توطئه ها، ساخت ـ پاخت ها و ... از نظر جامعه پنهان می مانَد و مسیر تغییر می کند.
    خبرِ اول شدن محكومیت بانو «مارثا استیوارتMartha Stewart متولّد آگوست 1941» به دلیل علنی بودن دادگاه و سهولت تهیه خبر آن برای خبرگزاریها بوده كه رسانه های دیگر از آنها نقل كرده اند.
     این بانو ـ مدیر یك شركت تهیه وسایل خانگی و ناشر یك مجله ویژه دكوراسیون و تزیین خانه ـ به اتهام یك مورد تقلّب در فروش سهام شركت خود تحت تعقیب قرار گرفته بود و تازه، تا رسیدگی استینافی هم كه ماهها طول كشید آزاد بود و قاضی در حُكم خود نوشته بود كه او را پس از قطعی شدن حُكم به یك زندان بدون سختگیری بفرستند تا بتواند در داخل زندان به فعالیت بازرگانی خود از طریق اینترنت، تلفن و نیز نوشتن پیام و ملاقات با اشخاص ادامه دهد و غذایش را خودش بپزد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
سوختن شهر رُم ـ امپراتور به خاطر ارضای خودخواهی پایتخت کشور را آتش زد تا پس از نوسازی، نام خودرا بر آن بگذارد!
18 جولای سال 64 میلادی حریق دامنه داری كه از محل «سیرك» آغاز شده بود و شش روز طول كشید شهر رُم پایتخت امپراتوری روم را فرا گرفت و تقریبا همه شهر از میان رفت.
    این رویداد «نرونNero» امپراتور وقت روم را به دو هدف خود رساند: یكی عمرانی و دیگری سیاسی. وی ظرف 4 سال شهر «رُم» را با نقشه دلخواهش نوسازی كرد و استفاده سیاسی كه بُرد این بود كه حریق را كار پیروان دین تازه ـ مسیحیت اعلام كرد و آنان را شدیدا سركوب و حتی در آتش سوزاند.
    نرون سپس شهر را به اسم خود تجدید نام كرد و آن را «شهر نرون» نامید که این نامگذاری دیر نپایید. چندی بعد، پرونده سوختن شهر در سنای روم مطرح شد و نرون از ترس محاكمه و مجازات شدن، خودكشی كرد.
     مورّخان با جمع آوری اسناد و شواهد، حریق را كار خود نرون ذكر كرده و نوشته اند كه نرون به خاطر ارضای حس خودخواهی اش شهر را آتش زد تا آن را بازسازی و به اسم خود بنامد.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
زادروز «نلسون ماندلا» مرد محبوب ملت ها ـ ابتکارِ روشِ «اعتراف کن، پوزش بخواه و بخشوده شو»
ماندلا از 22 سالگي تا 88 سالگي در شش عکس

هجدهم جولای (روزی چون امروز) زادروز نلسون ماندلا، مرد محبوب همه ملت ها است که در سال 1918 در روستای کوچک Mvezo در منطقه Transkei آفریقای جنوبی به دنیا آمد و به خاطر هدف و معتقداتش 27 سال از عُمر خودرا در زندان بسر بُرد. جهانیان هرگز این اظهارات او را، در جلسه بیستم اپریل سال 1964 دادگاهی كه محكومش كرد از یاد نمی برند كه گفت: من بر ضد تبعیض هستم و خواهان وجود جوامع آزاد و دمكراتیك كه مردم در این جوامع با داشتن رفاه و امنیت و برخورداری از شادی، آزادی ها و فرصت های مساوی؛ هماهنگ و صمیمانه با یكدیگر زندگی كنند و برای تحقّق این وضعیت، تا پایان عُمر مبارزه خواهم كرد و آماده ام جانم را در این راه فدا كنم. ماندلا از نوجوانی دارای افكار سوسیالیستی بود. ولی، هرگز ـ حتی در زمانی که رئیس جمهوری بود در صدد تحمیل این ایدئولوژی برنیامد.
    پدر ماندلا دستیار رئیس قبیله بود ولی چون از مهاجران اروپایی که با زور اراضی و منابع سیاهپوستان را تصاحب کرده و برایشان حقی قائل نبودند انتقاد می کرد او را به گوشه رانده بودند بگونه ای که مجبور شده بود با زن و فرزندان به یک روستای کوچکتر ـ روستای Qunuـ نقل مکان کند. در آن زمان ماندلا کودکی بیش نبود ولی همین ظلم، بذر انقلاب کردن را در وجود او کِشت کرد. بعدا رئیس قبیله که از به گوشه رانده شدن پدر ماندلا به دست اروپاییان مهاجر و به خاطر این ظلم آزرده شده بود ماندلای خردسال را به فرزندی پذیرفت. نام اولِ ماندلا، Rolihlahla به مفهوم کسی که به درخت آسیب می رساند بود که معلم او در مدرسهِ میسیون اروپاییان آن را به «ویلسون ـ ویلسون ماندلا» تغییر داد. در همین مدرسه، ماندلا زبان انگلیسی یادگرفت و به تحصیلات خود ادامه داد. طبق یک رسم قبیله ای، پس از پشت سر گذاردن سنین نوجوانی می خواستند که به او زن بدهند که قبیله را تَرک کرد و به شهر یوهانسبورگ رفت و در اینجا ضمن کار در ساعات روز، به تحصیلات دانشگاهی در رشته حقوق ادامه داد.
    ظلم سفیدپوستان مهاجر (عموما؛ هلندی تبار) به اکثریت بومی و بی حق کردن آنان و تبعیض، او را به سوی ایجاد کنگره ملی آفریقاییان روانه ساخت و در سال 1942 با همفکرانش این کنگره را به وجود آوردند که مورد استقبال بومیان قرارگرفت. ماندلا از آغاز کار ایجاد کنگره تا سالها، بمانند گاندی، نظر به مبارزه مسالمت آمیز ازجمله نافرمانی مدنی، کمکاری برای اقلیت سفیدپوست (در حقیقت اربابان املاک و منابع) و کارشکنی داشت که چون به نتیجه نرسید به اندیشه مبارزه مسلحانه افتاد که با 150 تَن دیگر در 1956 و نیز اوایل دهه 1960 دستگیر، نخست به زندان کوتاه مدت و در سال 1963 به زندان دائم با اعمال شاقه محکوم شد که 27 سال طول کشید و این سالها را عمدتا در جزیره Robben گذرانید. دولت اقلیت سفید پوستان (عمدتا مهاجران هلندی) به تدریج مورد انتقاد جهانی قرارگرفت و تحریم شد و چون اعتنا نکرد بر دامنه این تحریم افزوده شد تا اینکه «کلرکKlerk» رئیس جمهوری دولت اقلیت تصمیم به حل مسئله گرفت، در فوریه 1990 ماندلا را آزاد و موافقت کرد که انتخابات آزاد سرنوشت حکومت را روشن سازد که ماندلا در انتخابات پیروز و از سال 1994 تا 1999 رئیس جمهوری فدراسیون آفریقای جنوبی بود. وی پس از بازنشسته کردن خود، از سال 2004 به روستای Qunu بازگشته و پس از ازسرگذرانیدن بیماری سرطان پروستات از سال 2010 فعالیت های خودرا به حد اقل کاهش داد ولی تازنده بود دست از مطالعه و گاهی اظهار نظر برنداشت. وی در سال 2007 سران و بزرگان برخی از کشورهارا به تشکیل نشست با خضور خود و بحث درباره مسائل روز بشر دعوت کرد.
     ماندلا پس از آزاد شدن از زندان 27 ساله، به تبعیض نژادی در وطن خود پایان داد. وی در طول ریاست بر فدراسیون از هیچكس انتقام نگرفت و كسی به خاطر گذشته اش مجازات نشد ـ تنها به عذر خواهی متهمان به تبعیض و ارتكاب جرم به این مناسبت، اكتفا گردید. این ابتکار با عنوان «اعتراف کن، پوزش بخواه و بخشوده شو» وارد تاریخ شده است. ماندلا تنها یك دوره حاضر به ریاست كردن بر كشورش شد.
     ماندلا پس از نقل مکان به روستایQunu نیز همانند یك رئیس كشور مورد احترام جهانیان بود. تا سال 2010 که فعالیت های خودرا به حداقل رسانید ملل مختلف برای حل مسائلشان از او دعوت می کردند که داور شود. تا آن سال، مردم از گوشه و كنار جهان برایش نامه می فرستادند و درد دل می کردند و او این نامه ها را با یادداشت خود برای دولت های مربوط ارسال می داشت. در هشتاد و پنجمین زادروز او شخصیت های بزرگی از سراسر جهان از جمله كلینتون رئیس جمهوری پیشین آمریكا شركت كرده بودند و از آنجا كه ماندلا دارای مقام نبود، هزینه سفر به جمهوری آفریقای جنوبی را از جیب خود پرداخت كرده بودند و به همین گونه در سال 2012 در مراسم 94 ساله شدن او. نلسون ماندلا پنجم دسامبر 2013 (در نود و پنج سالگی) فوت شد.
ماندلا در 1996 از سلول زنداني كه در آن محبوس بود و اينك موزه شده است ديدن مي كند


    
بيل کلينتون رئيس جمهور پيشين آمريکا نيز 18 جولاي 2012 در مراسم 94 ساله شدن ماندلا شرکت کرد، در کنار وي نشست و اورا يک انساندوست بزرگ اعلام داشت

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سالروز انتشار كتاب «نبرد من» و نظر منفی هیتلر نسبت به سوسیالیسمِ جهانی، یهودیان و روسیه و نظر مثبت او نسبت به سوپرمَن ها
پشت جلد کتاب
18 جولای 1925 آدولف هیتلر كتاب خود تحت عنوان Mein Kampf ماین كامپف (نبرد من = مبارزه و تلاش من = جهد و كوشش من) را كه حاوی ایدئولوژی و نظرات سیاسی و هدف های درازمدت وی بود و آنها را به صورت نتیجه گیری از تجربه (سرگذشت) خود نوشته بود به توزیع داد كه به زبانهای مختلف ترجمه شده و هنوز مخاطب دارد.
    هیتلر در زندان لاندسبرگ بود كه كار نوشتن این كتاب را آغاز كرد. وی نخست مندرجات این كتاب را به «امیل موریس» و سپس ردولف هِس دیكته می كرد. نوشتن این كتاب در داخل و خارج از زندان، چهار سال و شش ماه طول كشیده بود.
     هیتلر در این كتاب دشمنی خود را نسبت به یهودیان منعكس ساخته و نوشته است كه یهودیان از دهها سال پیش در حال توطئه كردن و دسیسه اند تا كلیدهای رهبری بر جهان را به دست آورند. به باور هیتلر كه در كتاب او مندرج است، یهودیان با همین هدف «كمونیسم» را ساختند و در روسیه پیاده كرده و در نقاط دیگر جهان بسط دادند كه فرضیه ای غیر عملی است، و با هدف تخریب سوسیالیسم اصیل (كه مورد نیاز و قبول بشر است) به وجود آورده شده است. سوسیالیسم ماهیّت ملی دارد زیرا فرهنگ ملل متفاوت و روانشناسی، نحوه پرورش و روش زندگانی ملل با هم فرق دارد و درنتیجه؛ درک و خواست آنان. لذا سوسیالیسم انترناسیونال، عملی نیست و شکست خواهد خورد.
     هیتلر نوشته است كه یهودیان با همین هدف (جهانی شدن)، زبان اسپرانتو را اختراع كردند، عنوان بین المللی بر آن نهادند و .... هیتلر سپس نتیجه گیری كرده است كه به این دلایل و به خاطر حفظ جهان از دسیسه های یهودیان است كه با جودیسم و كمونیسم مبارزه خواهد كرد.
     هیتلر در كتاب «تلاش من» از سوسیالیسمِ ملّی ـ سوسیالیسمِ در خور فهم و خواست مردم كه جامعهِ مُفت خور، بیكاره و متقلّب به وجود نیاورد و قوه ابتكار مردم را تقویت كند ـ تمجید كرده و نوشته است كه به ترویج و اجرای این ایده خواهد پرداخت.
    هیتلر دمكراسی را به صورتی كه در اروپای غربی مشاهده می شد، و حكومت های پارلمانی به زعم او، مُركّب از افراد زبانباز و سیاستباز را یك بیماری جهانی خوانده و گفته است كه «منتخبین» باید داوطلبان خدمت باشند نه عاشقان قدرت و شهرت و زَر و زمین.
     به زعم هیتلر، دمكراسی واقعی و «حكومت برای خدمت» باید از نو تعریف شود. وی معاهده ورسای را یك توطئه و اجحاف قدرت های فاتح برضد ملل مغلوب و تضعیف شده قلمداد كرده و نوشته است كه سلطه گران هدفی جز كوچك و ضعیف كردن كشور ها (با تجزیه آنها) ندارند تا آسان تر بتوانند حُكم برانند. قدرت های اروپایی نمی خواهند که آلمانی ها را متحد و نیرومند ببینند.
     هیتلر در كتاب خود خواهان قرار گرفتن همه سرزمین های آلمانی نشین (حتی آنها كه بر حسب مندرجات كتب تاریخ، در قدیم آریایی نشین بودند) در زیر یك پرچم شده است تا منشأ پیشرفت قرار گیرند.
     وی در تالیف خود در عین حال با توجه به عقیده «نیچه» در كتاب «چنین گفت زرتشت» خواهان عنایت جوامع به سوپرمَن های خود شده، اهمیت نوابغ و اِلیت ها را بیان داشته و اشاره كرده است كه قوم آرین می تواند بیش از اقوام دیگر «سوپرمَن» به دست دهد و سوپرمَن فردی را گویند كه برای سعادت دیگران فداكاری كند، به دیگران بیناندیشد و ....
    هیتلر در همین کتاب نوشته است که روسیه منابع و اراضی بیش از نیاز نفوس خود دارد و ما آلمانی ها که پُرکارتر هستیم، کمتر، و منطقی است که برویم و از منابع روسیه که بلااستفاده مانده استفاده کنیم. [مورخان نوشته اند که چرا مفهوم این قسمت از کتاب هیتلر را به اطلاع سران کرملین نرسانیدند تا بدانند که روزی ـ روزگاری مورد تعرض آلمان قرار خواهند گرفت و تا دیر نشده چاره جویی کنند. این مورخان، پیمان عدم تعرض آلمان و روسیه در آستانه جنگ جهانی دوم را هم نوعی نیرنگ هیتلر خوانده اند.].
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
آغاز جنگ داخلی اسپانیا، یك جنگ جهانی ایدئولوژیك با بیش از 500 هزار کشته تلفات
يک رزمنده چپگرا در شهر بارسلونا که براي دفاع از نظام جمهوري در اسپانيا تفنگ به دوش گرفته بود


    18 جولای سال 1936 جنگ خونین داخلی اسپانیا میان سلطنت طلبان (راستگرایان) و جمهوریخواهان (چپگرایان) آغاز شد و سه سال طول کشید و بیش از 500 هزار تن در آن کشته شدند. هیتلر و موسولینی از سلطنت طلبان، روس ها و چپگرایان سراسر جهان از جمهوریخواهان حمایت می کردند. ژنرال فرانسیسکو فرانکو که تا پایان عُمر بر اسپانیا دیکتاتوری کرد از آغازگران این جنگ بود.
    هنگام آغاز جنگ، جمهوری خواهان ـ عموما چپ ـ حكومت را به دست داشتند.
    فرانکو و سلطنت طلبان از هیتلر و موسولینی استمداد كردند و چپ ها به استالین و همه كمونیست های جهان متوسل شدند و اسپانیا صحنه آزمایش سلاح های دو بلوك و قدرت نمایی آنها قرار گرفته بود.
    چپها از كشورهای مختلف حتی از فدراسیون آمریكا داوطلبانه وارد اسپانیا شده بودند تا به جمهوری خواهان چپ كمك كنند. بنابراین، جنگ داخلی اسپانیا یك جنگ ایدئولوژیك بود كه بعد از جنگ جهانی دوم به نام جنگ سرد تا سال 1991 ادامه یافت و اینک به صورتی دیگر ـ اقتصادی. جنگهای داخلی اسپانیا همچنین فرصت مناسبی برای پیشرفت عكس خبری (فتوژورنالیسم) بود زیرا هیچیك از دو طرف مانع فعالیت خبرنگاران عكاس نمی شدند
    [مشروح این رویداد، در روزهای متعدد در این تاریخ آنلاین آمده است]
    
جوانان ـ زن و مرد ـ و کارگران به اينگونه مسلح شده و در برابر ارتش قرار گرفته بودند

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نخستین زنی كه در فضا قدم زد و در فضا جوشكاری كرد
Svetlana Savitskaya
در این روز در سال 1984 بانو «سوتلانا ساویتسكایا Svetlana Savitskaya» و در آن زمان 36 ساله، كه 17 جولای با سفیه شوروی، سالیوت ـ 7، در مدار زمین قرار گرفته بود از این سفینه خارج شد و در فضا قدم زد. وی 25 جولای این كار را تكرار كرد و این بار در خارج از سفینه به جوشكاری قطعات خارجی آن پرداخت.
    سوتلانا كه پس از 11 روز پرواز در فضا به زمین بازگشت، نخستین زنی بوده است كه تا كنون در فضا قدم زده و در خارج از سفینه به جوشكاری و كارهای فنی پرداخته است. سوتلانا قبلا هم در سال 1982 با سفینه « تی ـ 7 » به مدار زمین رفته و چند روز در فضا گردش كرده بود. نوزده سال پیش او (سال 1963) ، بانو «والنتیا ترشكووا» فضانورد شوروی، به عنوان نخستین زن با «وستوك ـ 6» به مدت سه روز فضاپیمایی كرده بود. شوروی در واحد فضانوردی خود، زنان فضانورد متعدد داشت، از جمله بانو «النا كندراكووا» كه در 1994 به مدت 5 ماه در ایستگاه فضایی «میر» اقامت كرد. وی قبلا هم پرواز فضایی داشت. به این ترتیب شوروی (روسیه) در تاریخ فضانوردی، از لحاظ پرواز زنانِ فضانورد، مقام ردیف اول را به دست آورد. این كشور بود كه نخستین موشك هدایت شونده به مفهوم امروز را ساخت، نخستین انسان را در مدار زمین قرارداد، به مریخ و ونوس سفینه فرستاد و دارای ایستگاه فضایی شد.
     سوتلانا هشتم آگوست سال 1948 در مسكو به دنیا آمد (در سال 2020 هفتاد و دو ساله) و یك خلبان بود. او قبلا برنده چندین مدال بین المللی پرواز در نمایشهای هوائی شده بود. پیش از ورود به دنیای فضاپیمایی، پرواز آزمایشی چند جت تازه ساز شوروی نیز بر عهده سوتلانا قرار داده شده بود. او که در دهه 1990 باز نشسته شد دختر یک قهرمان نظامی شوروی در جنگ جهانی دوم بود و در جوانی در ژیمناستیک بانوان برنده جایزه شده بود. سوتلانا مانند سایر فضانوردان شوروی عضو حزب كمونیست بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
انفجار انتحاری در سالگرد روی كار آمدن صدام حسین!
اياد علاوي نخست وزير دولت انتقالي عراق با محافظان خارجي از محل يک انفجار انتحاري در مرکز بغداد ديدن مي کند

برخی از رسانه ها كه تشدید تیراندازی ها و انفجارهای انتحاری در عراق در یك هفته منتهی به 18 جولای 2004 از جمله حمله به اسكورت وزیر دادگستری دولت انتقالی عراق را منتشر كرده بودند این انفجار های پُرتلفات را كه هدف بیشتر آنها مقامات عراقی وقت و موسسات دولتی این كشور بود به حساب سالگرد روی كار آمدن صدام حسین در دهه 1970 گذارده بودند. صدام 18 جولای 1979 پس از كناره گیری حسن البكر از ریاست جمهوری عراق بر جای او نشست و سمت دبیر كل حزب بعث، و رئیس شورای عالی انقلاب عراق را هم بر عهده گرفت و به این ترتیب تا اپریل 2003 كه با اشغال عراق توسط ارتش آمریكا بر كنار شد 24 سال بر عراق حكومت كرد. وی از ژوئن 1968 كه حزب بعث منحصرا زمام امور عراق را به دست گرفت حكمران اصلی و پشت پرده عراق بود. صدام در زمان البكر معاون او بود.
     یكی از این روزنامه ها عكسی را (كه در بالا آمده است ) در صفحه اول خود چاپ كرده بود كه علاوی نخست وزیر دولت موقت وقت(دولت انتقالی) را در حال بازدید از یك صحنه انفجار انتحاری پُرتلفات در یک محله مركزی شهر بغداد، كه سه روز پیش از آن روی داده بود نشان می دهد.
    
ماموران مربوط جسد يکي از محافظان الحسن وزير دادگستري وقت را از محل انفجار دور مي سازند


    در انفجار انتحاری 17 جولای 2004 بغداد، اسکورت سنگین «مالک الحسن» وزیر دادگستری دولت انتقالی عراق هدف قرارگرفت که ضمن آن شش تَن از جمله پنج نفر از محافظان! الحسن کشته شدند ولی به خود او آسیبی نرسید. این انفجار به فاصله کمی از خانه الحسن روی داد. وی دقایقی پیش از آن، خانه را به قصد دفتر کارش تَرک گفته بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سه سانحه هوایی در یک منطقه و به یک شکل ـ سالروز سقوط جمبوجت «تی. دبلیو. ا.»كه معمای آن هنوز حل نشده است
17 جولای 1996 یك جمو جت شركت هواپیمایی «تی. دبلیو. ا» كه با 230 مسافر و خدمه از نیویورك عازم پاریس بود در حاشیه نیویورك و بر فراز اقیانوس اطلس منفجر شد و به آب افتاد.
    پیِر سالنجِر روزنامه نگار معروف نوشت كه یك موشك نیروی دریایی آمریكا اشتباها این هواپیما را ساقط كرده است. دیگران تروریست های مسلمان را متهم به انفجار هواپیما كردند و برخی هم با توجه به انفجار جمبوجت پان امریكن پرواز 103 برفراز اسكاتلند، شایعات دیگری را رایج ساختند كه هنوز این معمّا حل نشده است.
     این معّما از زمانی پیچیده تر شده است كه در دوم سپتامبر 1998 یك جت مسافربر «سویس ایر» با 229 مسافر بر فراز اقیانوس اطلس و در ساحل آمریكای شمالی (نه چندان دور از نیویورك) به طرزی اسرار آمیز سرنگون شد و سپس در همین منطقه یك جت مصری با 217 مسافر به دریا افتاد.
    دو شركت اول پس از وقوع این حوادث ورشكست و منحل شدند و شركت مصری چون دولتی است به كار ادامه می دهد. هواپیمای مصری حامل گروهی از افسران مصری بود كه از آمریكا به وطن باز می كشتند. چگونگی وقوع این رویدادهای هوایی هنوز در پرده ابهام است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
آمریكا و قاعده ضد نپوتیسم Nepotism ـ اخراج کارمندی که با دختر رئیس خود ازدواج کرد
شورای شهر «راك هیل» آمریكا واقع در استیتِ كارولینای جنوبی در جولای 2005 دستور اخراج «مَت كوپر» را از نیروی آتش نشانی شهر صادر كرد. شورا اطلاع یافته بود که «مَت» 25 ساله با دختر رئیس سازمان آتشنشانیِ راك هیل ازدواج كرده بود. شورای شهر طبق اصل ضد نپوتیسم Nepotism (مساعدت در دادن مقام، شغل، امتیاز و از این قبیل به قوم و خویش بدون رعایت اصل شایستگی و شرایط لازم و ضوابط*) تصمیم به اخراج مت كوپر گرفت. در آمریكا از قرن نوزدهم، قاعده استخدام بستگان از سوی مدیر یك موسسه عمومی و رعایت حال آنان ممنوع بوده است. این قاعده شركت های سهامی را نیز كه دارای سهام عام هستند شامل می شود.
    مَت كوپر ضمن انتقاد از تصمیم شورای شهر استدلال كرده بود كه نمی توان وی را مشمول این قاعده قرار داد زیرا كه وی چند سال پس از استخدام شدن در نیروی آتش نشانی، با دختر مدیر سازمان ازدواج كرده و در استخدام او پارتی بازی در كار نبوده است.
     رسانه های آمریكا در مقالات خود عموما اقدام شورای شهر را تایید كرده و نوشته بودند كه نباید اجازه داده شود كه «نپوتیسم» به آمریكا بازگردد كه رواج پارتی بازی باعث فساد می شود و به وحدت ملی آسیب خواهد رساند.
     این رسانه ها تاریخچه منع نپوتیسم را در آمریكا در سابقه خبر خود نوشته بودند. در قرن 19 یكی از روسای جمهوری آمریكا، مقامات را سر میز ناشتایی كه در آشپزخانه كاخ سفید چیده می شد از میان دوستان و بستگان و افرادی كه توصیه شده بودند انتخاب می كرد كه این عمل مورد اعتراض آمریكاییان قرار گرفت و به «محفل آشپزخانه» معروف شد كه قاعده ضد نپوتیسم به آن پایان داد.
    ---------
    
     *
Nepotism is: favoritism granted to relatives regardless of merit. The word nepotism is from the Latin word nepos, nepotis =nephew =
    (برادرزاده، خواهرزاده و ...)
    *
    Nepotism: Favoritism shown or patronage granted to relatives, as in business. (from Italian nepotismo)
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
پیش بینی آینده نفت در جهان در سال 2004
«بهای نفت به دلیل افزایش مصرف، هیچگاه به ارزانی دهه های گذشته نخواهد شد و باز هم بالا خواهد رفت و در آینده ای نزدیك یك چهارم همه نفت تولیدی جهان در چین به مصرف خواهد رسید و صادر كنندگان نفت كه آینده بازار را پیش بینی كرده اند حاضر به ارزانفروشی نخواهند شد.».
     این، چكیدهِ مواردی از نظرات کارشناسان جهانی اقتصاد سوخت درباره آینده نفت بود كه 18 جولای 2004 در پایان یک نشست ابراز شده بود. در آن زمان هنوز اتومبیل برقی و ... متداول نشده بود.
    این کارشناسان (عمدتا استادان دانشگاهها و مفسران برجسته اقتصادی رسانه ها) که برای حل مسئله سوخت به تشکیل اجلاس دعوت شده بودند در مذاکرات و تبادل نظرهای خود به تشریح تلاشهای تازه برای یافتن نفت در نقاط دیگر جهان پرداخته و گفته بودند كه همین تلاشها سبب شده است كه «گینه استوایی» ـ مستعمره سابق اسپانیا به صورت كویت آفریقا در آید. این كشور 28 هزار كیلومتر مربعی با 523 هزار تن جمعیت پس از نیجریه و آنگولا به صورت سومین صادر كننده نفت در آفریقای سیاه در آمده است، حال آن كه تا چند سال پیش در آن كشور كه برآورد كرده اند یك سوم ذخایر نفت آفریقای جنوب صحرا را در دل دارد فاقد نفت بود و از فروش چوب جنگلی و قهوه امرار معاش می كرد. گینه استوایی 190 سال مستعمره اسپانیا بود.
     این کارشناسان همان زمان ـ زمانی که هنوز استخراج نفت از شن های ساحلی و کف دریاها چشمگیر نبود ـ پیش بینی کرده بودند که نفت «دارفور» ـ سودان جنوبی که چین سرگرم فراهم ساختن مقدمات برای استخراج آن است ممکن است گرفتار رقابت کمپانی ها و در نتیجه دولت های غرب با چین شود و به صورت یک مسئله جهانی پرسر و صدا درآید.
     این کارشناسان پیش بینی کرده بودند؛ حال که نفت خام با دلار آمریکا بفروش می رسد، این دولت همه تلاش و سیاست پولی خودرا بر پایه حفظ ارزش این پول و جهانی بودن آن بکار خواهد بُرد. به باور این کارشناسان، انتقاد از بورس بازی روی نفت تا محدود کردن و یا قطع این کار ادامه خواهد یافت، روسیه تشویق به تولید هرچه بیشتر این ماده سیاه خواهد شد تا قیمت جهانی آن بالا نرود، تلاش برای محدود کردن درآمدِ كمپانی هایِ نفتیِ مشخص بیشتر خواهد شد و بازی های آنها مثلا تعطیل كردن مكّارانه پالایشگاه به نام تعمیر و یا حادثه با هدف بالا بردن بهای بنزین افشاء و جرم بشمار خواهد آمد.
     این کارشناسان همچنین اصرار کرده بودند که کارخانه های اتومبیلسازی به ساخت خودروِ کم مصرف و سبك و جانشین کردن سوخت فسیلی دست بزنند و دولت های مربوط به این کارخانه ها در این زمینه کمکِ تشویقی بدهند.
    کارشناسان مورد بحث همچنین خواسته بودند که دولت آمریکا بار دیگر «حداکثر سرعت» در جاده های آن کشور را به 55 مایل (88 كیلومتر) در ساعت محدود کند تا به سوخت بیشتر که رابطه مستقیم با سرعت اتومبیل دارد نیاز پیدا نشود و به علاوه، مردم تشویق به خرید اتومبیل کوچکتر و در آینده؛ اتومبیل برقی شوند و تدابیری برای كاهش رغبت به استفاده از خودروهای معروف به اس. یو. وی. بكاررود.
    این کارشناسان همچنین پیش بینی کرده بودند که دولت های مصرف کننده سرانجام مقاومت کمپانی های نفتی را درهم خواهند شکست و ساخت نفت مصنوعی را که مصرف آن آلودگی کمتری ایجاد خواهد کرد از قید و بند این کمپانی ها رها خواهند ساخت. مردم از آلودگی هوای شهرها ناشی از مصرف سوخت فسیلی ناراحت هستند.
    گذشت زمان نشان داد كه این پیش بینی ها درست بود، ولی به توصیه های نشست کارشناسان توجه چندانی نشد. در جولای 2010 اعلام شد که چین از لحاظ مصرف سوخت، آمریکا را پشت سر گذارده و مصرف کننده شماره 1 شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 18 جولای
  • 362:  


    ژولیان (ژولیانوس) امپراتور روم با دهها هزار نیروی نظامی و به نوشته گیبون؛ 95 هزار وارد آنتیوک (اَنتاکیه ـ شهری در نزدیکی مرز ترکیه با سوریه) شد تا در فرصت مساعد با امپراتوری ایران وارد جنگ شود. این فرصت 9 ماه بعد که شاه ایران (شاپور دوم از دودمان ساسانیان) از پایتخت (شهر تیسفون) به خراسان رفته بود (خراسان بزرگتر) به دست آمد، ولی ژولیان به هدف نرسید و در جریان نبردِ ژوئن 363 معروف به نبرد سامرا (شمال عراق امروز) به دست یک سرباز ایرانی زخمی شد و 26 ژوئن جان سپرد و جانشین او همه خواست های ایران را برای تَرک مخاصمه پذیرفت. ژولیان در عین حال یک نویسنده بود و نوشته های او درباره نظرات اندیشمندان یونانی عهد باستان باقی مانده است.
        
        
  • 1696:   نیروهای مسلح پتر بزرگ ـ تزار روسیه شهر آزوف در دهانه رود «دُن» را تصرف و ضمیمه روسیه کردند. این منطقه قبلا در کنترل خزرها، قپچاق ها و بعدا عثمانی بود.
        
        
  • 1716:   پس از قرارگرفتن بروکسل (بلژیک) در کنترل امپراتوری اتریش از سال 1713، این امپراتوری چهار سال بعد در هجدهم جولای 1716 فرمان اخراج یهودیان را از بروکسل صادر کرد که به اجرا درآمد. 40 سال بعد، یهودیان رشوه دادند و این فرمان لغو شد. پیش از آن ـ در قرن چهاردهم و درپی همه گیرشدن یک بیماری، یهودیان بروکسل متهم به انتقال این بیماری شده و کشتار شده بودند. در همین روز (18 جولای) در سال 1290 ادوارد یکم پادشاه انگلیس دستور اخراج یهودیان را از قلمرو خود داده بود.
        
        
  • 1812:   انگلستان با روسیه و سوئد بر ضد «فرانسهِ ناپلئون» متحد شد. این اتحاد، در تاریخ به پیمان «اوره برو Orebro» معروف است.
        
        
  • 1872:   با این كه قِدمَت دمكراسی و حکومت پارلمانی در انگلستان به قرن دوازدهم میلادی می رسد از 18 جولای 1872 در این كشور دادن رای در حوزه های رای گیری، به صورت «مخفی» اعلام و برقرار شد که به تدریج کشورهای دیگر از آن اقتباس کردند، به این صورت که متصدیان و ناظران صندوق نباید ببینند و یا بپرسند که رای دهنده نام چه کسی را در ورقه رای نوشته است تا «آزادی انتخاب» تأمین باشد.
        
        
  • 1923:   از این روز، زنان انگلستان همانند شوهرانشان این حق را به دست آوردند كه بتوانند دادخواست طلاق به دادگاه بدهند.
        
        
  • 1942:   برای نخستین بار در تاریخ، آلمان موتور جِت ساخت و آن را در این روز و در جریان جنگ جهانی دوم آزمایش کرد.
        
        
  • 1979:   بهای جهانی طلا که به موازات بهای نفت در جریان انقلاب ایران به طرز چشمگیری افزایش یافته بود در این روز در لندن، هر اونس آن به 304 دلار رسید.
        
        
  • 1979:   رسما اعلام شد كه حسن البكر از 16 جولای 1979 از ریاست جمهوری عراق و همه سمت هایی كه داشت كناره گیری كرده و صدام حسین معاون او رئیس جمهوری، دبیر كل حزب بعث و رئیس شورای عالی انقلاب عراق شده است. علّت کناره گیری حسن البکر ـ ظاهرا، ضعف بنیه و مزاج گزارش شده بود!. حزب سوسیالیستی بعث از 17 ژوئن سال 1968 قدرت را در عراق به دست گرفته بود و از همان زمان، حسن البكر ریاست این كشور را به دست داشت. به این ترتیب، حکومت حزب بعث بر عراق تا بهار سال 2003 که این کشور به تصرف آمریکا درآمد 35 سال شده بود.
        
        
  • 1984:   یک مرد 41 ساله به نام جیمز هوبرتی وارد یک رستوانِ «فَست فود» در یکی از نواحی سَن دیاگو (جنوب کالیفرنیا) شد و دست به تیراندازی زد که ضمن آن 21 تن کشته و 19 نفر مجروح شدند و خود او نیز به دست پلیس کشته شد.
        
        
  • 1991:   دولت فدرال یوگوسلاوی نیروهای نظامی خود را از اسلوانی Slovenia دو میلیونی وقت كه اعلام استقلال و خروج از كنفدراسیون كرده بود فراخواند و به این ترتیب بر جدائی اسلوانی مُهر تایید گذارد.
        
        
  • 1994:   در بوئنوس آیرس (پایتخت آرژانتین) یک انفجار انتحاری با خودرو در محل اجتماع یهودیان شهر باعث کشته و مجروح شدن صدها تَن شد. دو سال پیش از این (سال 1992) نیز در یک انفجار در بوئنوس آیرس، دهها یهودی کشته و یا زخمی شده بودند. نفوس یهودیان آرژانتین حدود 250 هزار تَن است.
        
        
  • 2012:   در این روز در دمشق سه ژنرال سوریه ازجمله ژنرال داود راجحر وزیر دفاع و ژنرال حسن تُرکمانی وزیر دفاع پیشین کشته شدند. مخالفان دولت سوریه بمب گذاری کرده بودند.
        
        
  • 2012:   داعش که بخش هایی از سوریه و عراق را در دست داشت در این روز به مسیحیان قلمرو خود اخطار کرد؛ مسلمان شوند، یا مهاجرت کنند و گرنه اعدام خواهند شد.
        
        
  • 2019:   بر اثر اتش سوزی در یک استودیو در کیوتوِ ژاپن (Kyoto Animation Studio) 35 تن کشته و شماری مجروح شدند. این آتش سوزی، عمدی و کار یک نفر گزارش شده بود.
        
        



  •  

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com