Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
18 مي
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 18 مي
ایران
زادروز عُمر خیّام نیشابوری - نگاهی به افکار و کارهای او
تصویر خیام
مورخان تاریخ عمومی (جهان) با تطبیق تقویمها، هجدم ماه می سال 1048 میلادی (28 اردیبهشت) را روز تولّد حكیم عُمَر خیّام (غیاث الدین ابوالفتح عمر ابن ابراهیم نیشابوری) ریاضی دان، فیلسوف و ادیب بزرگ ایرانی نوشته اند كه از دیرزمان در ایران، روز بزرگداشت این اندیشمند نامیده شده و آیین هایی برگزار می شود.
     تقویم هجری خورشیدی كه ایرانیان آن را بکار می برند، ششم مارس 1079 میلادی توسط حكیم عمر خیام تكمیل شد كه به تقویم جلالی معروف گردیده است، زیرا كه در زمان حكومت جلال الدین ملكشاه تنظیم شده بود. این تقویم دقیق تر از تقویم میلادی است، زیرا كه عدم دقت آن هر 3770 سال یك روز است و تقویم میلادی هر3330 سال.
     عُمر خیّام كه به نوشته كتب تاریخ عمومی، چهارم دسامبر سال 1131 وفات یافت نه تنها یك ریاضی دان و فضا شناس بزرگ بود بلكه در فلسفه، پزشكی و شعر نیز شهرت جهانی دارد و رباعیات او در سال 1839 توسط «ادوارد فیتزجرالد» به انگلیسی ترجمه شده و انگلیسی زبانان از همین طریق با مضامین رباعیات خیام آشنا شده اند. این رباعیات با حاشیه نویسی فیتز جرالد هنوز هر سال به زبان انگلیسی تجدید چاپ می شود. آثار دیگر خیام از جمله «نوروزنامه» و «رساله در وجود» معروفند.
     وی در طول حیات خود چند سفر تحقیقاتی به اصفهان، سمرقند، بخارا و ری كرده بود. خیام بر خلاف همدوره اش خواجه نظام الملك، به كار دیوانی (دولتی) علاقه زیاد نداشت، باوجود این، دعوت شاه وقت را برای ساختن رصدخانهِ ری پذیرفته بود. برخی از روزشمارنگاران فرنگی، ولادت خیّام را 18 می سال 1044 میلادی و وفات اورا در سال 1124 ذكر كرده اند كه ظاهرا ماخذ آنان تقویم های میلادی قدیم بوده است.
     پاره ای از مورّخان خیام را در عین حال یك ناسیونالیست ایرانی خوانده اند كه برخی ویژگی های ایرانیان از جمله مهربان بودن و مهربانی كردن را به بهترین صورت توصیف كرده است از جمله درباره جشن مهرگان گفته است: "این ماه را از آن جهت «مهرماه» گویند كه مهربانی بوَد مردمان را بر یكدیگر، از هر چه رسیده باشد (داشته باشند)؛ از غلّه و میوه نصیب باشد بدهند و بخورند با هم (همیاری و مهما ن نوازی).".
     نام خیّام همه جا با نیشابور همراه است. آرامگاه خیام در این شهر قرار دارد و به همین سبب نیشابور در جهان به شهر «عُمر خیّام» معروف است. عمر خیام علاقه ای عجیب به زادگاهش، نیشابور، داشت كه یادگار دوران ساسانیان (شاپور یكم) است و یک بار هم برای مدتی كوتاه پایتخت ایران شده بود. این شهر در ردیف بلخ، بخارا، هرات و مَرو یکی از پنج شهر بزرگ خراسان بشمار می رفت و طاهر ذوالیمینین در همین شهر حاکمیت ملی و استقلال ایران را اعلام کرد و آن را از جهان عرب و حاکمیت خلیف عباسی مجزّا ساخت. 22 نوامبر سال 1267میلادی (666 هجری قمری) یك زمین لرزه شدید این شهر تاریخی خراسان را ویران كرد و هزاران تَن را مقتول و مجروح ساخت. نیشابور سه سال بعد به هزینه دولت وقت تجدید بنا شد. مردم این شهر یک بارهم به تیغ مغول ها گرفتار آمده بودند.
    
آرامگاه خيام در نيشابور

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تخریب توس، زادگاه فردوسی بزرگ به دست پسر امیرتیمور
تصویر مجسمه تازه فردوسی
تخریب شهر توس به دست میران شاه پسر امیرتیمور (تیمور لَنگ) را 18 می سال 1389 میلادی گزارش كرده اند. میران شاه توس ـ زادگاه و مَدفَن فردوسی بزرگ را چنان ویران ساخت كه از آن جز ویرانه ای برجای باقی نماند، و چون مسیر رودخانه هارا هم به سوی مشهد تغییر داده بود، توس دیگر به آن صورت آباد نشد. لكن، نام این شهر باستانی همه جا در كنار اسم فردوسی، میهندوست بزرگ ایران كه 25 اردیبهشت، روز بزرگداشت اوست، زنده مانده است. نوشته اند که پس از انقلاب، گروهی از اسلامیون نیز در صدد تخریب آرامگاه فردوسی برآمده بودند که آیت الله خامنه ای (در آن زمان حجت الاسلام) متوجه قصد آنان شد و با ارسال پیام کتبی مانع از تخریب شد. این دستخط تا مدتی در آنجا قرار داده شده بود تا فرد و یا افراد درصدد تخریب آرامگاه و مجسمه فردوسی که گفت "چه ایران نباشد تَن من مباد" برنیایند.
     فردوسی که یک دهقان زاده بود در سال 977 میلادی به دنیا آمد و بسال 1010 درگذشت. فردوسی با مشاهده تلاش های سامانیان به زنده کردن زبان پارسی و فرهنگ ایرانی بود که به اندیشه تدوین شاهنامه (تاریخ) افتاد که تاریخ منظوم ایران باستان است. اهمیت کار او در این است که بدون چشمداشت این کار بزرگ را به انجام رسانید.
    
تصوير يک مجسمه ديگر از فردوسي

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
آغاز کارِ سازمان ثبت اسناد در ایران؛ مخالفت های قبلی با آن و ضعف هایی که داشته ـ موضوع ضرورت انتقال ثبت اسناد از دادگستری به وزارت کشور
اجرای قانون ثبت اسناد از 28 اردیبهشت سال 1300 (19 ماه می 1921) در ایران آغاز شد كه از همان آغاز در مورد آن نظراتی بوده است. هنگام طرح لایحه ثبت اسناد در مجلس، برخی از روحانیون گفته بودند كه مالكیت زمین و منابع طبیعی و وسائل عمومی، در اسلام به صورتی كه در فرنگ است وجود ندارد و سوسیالیست های ایرانی آن زمان هم از نظر این روحانیون حمایت می كردند و اصولا معتقد بودند كه زمین باید متساویا متعلق به همه اتباع یعنی دولتی (ملّی) باشد و سند تنها برای اعیانی آن (آن چه در زمین به وجود می آید) تنظیم شود و دولت اراضی را به افراد اجاره دهد كه درآمد ملّی قابل ملاحظه ای است. گروهی دیگر ابراز بدبینی می کردند كه با تأسیس سازمان ثبت اسناد، «جعل» هم در جامعه ایران متولّد و یا گسترده می شود و مشكلات را افزون می سازد و شاهد حق و ناحق های متعدد خواهیم بود و صداقت از میان ما رخت برخواهد بست، مگر اینكه برای نظارت بر آن و پیشگیری از جعل و تقلب در اسناد و مالكیّت، ضابطین اختصاصی (پلیس ویژه) ایجاد شود و .... این بدبینان می گفتند که برای مثال؛ یک مامور و مسّاح اداره ثبت می تواند کمک کند که بخشی از کشور (زمین بدون صاحب مشخص) را به نام فرد و افراد کنند و مآلا ایجاد بدبینی و بی اعتمادی و احیانا نفاق در جامعه، زیراکه جمعیت در حال افزایش است ولی زمین خدا محدود و نمی شود واردات زمین داشت و .... زرنگ ها و آزمندانی پیدا خواهند شد که در یک بیابان، چند قطعه سنگ روی هم خواهند گذاشت و چهار شاهد خریداری خواهند کرد و مدعی خواهند شد که آن زمین متعلق به پدربزرگ های آنان بوده و با خریدن یک کارمند اداره ثبت اسنادِ در شرف تاسیس (سال 1300 ه. ش.) صاحب آن زمین ملّت و یا وقفی خواهند شد. حالا این زمین ها بایر اند فردا داخل شهر خواهند شد، افزایش جمعیت متوقّف نخواهد شد. نباید راه برای بسط فساد باز شود، فساد جامعه را ناراضی و آماده طغیان خواهد کرد، مشروطیّت درست نکرده ایم که به دست آن فساد را گسترش دهیم. همان زمان نیز بحث براین بود که منطقی است که سازمان ثبت اسناد ضمیمه وزارت داخله [وزارت کشور] شود که پلیس کشور در هر لباس وابسته به آن است و در همه نقاط بخشدار و فرماندار دارد و کدخایان روستاها با بخشدار منطقه ارتباط دارند.
     باید دانست که در بسیاری از كشورها كه فاقد ادارات و محاضر ثبت اسناد هستند ازجمله بسیاری از استیت ها در فدراسیون آمریكا، این كار (تشخیص مالکیت و قراردادِ معامله و سند) مشتركا توسط مؤسسات ویژه و شهرداری محل صورت می گیرد و سرانجام سند معامله در دفتر دادگاه محل ثبت و بایگانی می شود و اسناد مالكیّت نیز از سوی شركت های بیمه در برابر هرگونه جعل و تزویر بیمه می گردند و واگذاری اراضی ملّی (متعلق به همه ملت که در دست نماینده ملت؛ دولت است) جهت بهره برداری تنها از طریق انتشار آگهی در جراید و به صورت مزایده صورت می گیرد و پس از انجام مزایده، جزئیات آن در جراید اعلان و در تابلوی عمومی مقابل دفتر دادگاه محل و در ورودی کتابخانه های عمومی نصب می شود تا اگر كسی اعتراضی داشته باشد، اعتراضش را به دفتر دادگاه محل تسلیم دارد. اعتراض به صحّت اسناد و درستی معاملات بعدا هم پذیرفته می شود و محدود به زمان معیّن (اصطلاحا مرور زمان) نیست.
     در دهها سالی كه از ایجاد سازمان ثبت اسناد در ایران گذشته، جامعه ایران شاهد پرونده های پر سر و صدای جعل اسناد و ثبت اراضی دولت و غیر بوده است كه می توان با ورق زدن جراید سابق شرح ما وقع را مطالعه كرد، ازجمله پرونده معروف به حاجیه ربابه در تهران قدیم. در پی یك جنجال جعل و تصرف اراضی به ناحق در نیمه دهه 1330 و نیز بلعیدن مسیل ها (مسیر سیلاب)، دولت وقت با هدف سرپوش گذاردن بر اعتراض مردم ـ به بهانه نوسازی اداره ثبت اسناد، در سال 1334 بر در این اداره قفل زد و آن را برای مدتی تعطیل و ظاهرا تجدید سازمان كرد، ولی ....
     از شنیده ها چنین بر می آید که با تغییر نظام حکومتی، آنطور که انتظار می رفت زمین خواری و در مواردی تصاحب املاک دیگران کاملا ریشه کن نشده و اخیرا انتقاد مقامات قضایی هم از این بابت علنی شده و دادستان وقت تهران بیستم اردیبهشت 1394 (دهم می 2015) از ایجاد یک دادسرای مبارزه با زمین‌خواری و حفظ و حمایت از ثروت عمومی (اراضی بدون صاحب) خبرداده و گفته بود که این دادسرا پیش از آغاز تیرماه 1394 آغاز بکار خواهد کرد.
     در ایران، بسیاری هستند که خواهان بررسی مجدد اسناد مالکیّت هایی هستند که از اواخر سال 1357 تا کنون صادر شده است و می گویند که این بررسی باید توسط هیأت های بی طرف مرکب از حقوق دانان، آگاهان و ایراندوستان به عمل آید.
     موضوع انتقال اداره ثبت اسناد از دادگستری به وزارت کشور هرچند وقت یکبار بمیان می آید ولی هنوز در این زمینه اقدامی صورت نگرفته است. ایراد دهها ساله دیگر نه تنها وجود، بلکه رو به افزایش بودن محاضر است و نیز برخی از استعلام ها و امور ثبتی از طریق آنها. برای مثال؛ قبلا برای اطمینان یافتن از اینکه دستبردی به سند مالکیت زده نشده باشد، مالک با دردست داشتن سندِ اصطلاحا منگوله دار خود به اداره ثبت اسناد مربوط می رفت و سریعا جواب می گرفت و آسوده خاطر می شد ولی حالا باید از طریق یک محضر اقدام کند که هم هزینه دارد و هم حدود یک ماه طول می کشد و به همین صورت دیجیتال کردن سند مالکیت دفترچه ای. چه لزومی دارد که برای این کار از طریق محضر اقدام شود. ایران تنها کشوری بوده است که در آن معامله اتومبیل هم محضری است. چه فرقی است میان خرید تلویزیون و یخچال و دوچرخه با اتومبیل. جامعه شناسان بنام گفته اند که بوروکراسی در یک جامعه ناراضی تراش تر از تورّم است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مخالفت دکتر مصدق با تمدید اختیارات وزیر دادگستری وقت، چرا؟
دکتر مصدق
28 اردیبهشت 1306 دكتر مصدق نماینده مجلس با تمدید اختیارات وزیر دادگستری وقت، كه خواست رضاشاه بود مخالفت و استدلال كرد كه چون در كشور حالت فوق العاده وجود ندارد، تمدید چنین اختیاراتی وجاهت حقوقی نمی تواند داشته باشد.
     تاریخ نشان داده است كه سوء استفاده از «اختیارات»، آسان بوده و عملا بارها صورت گرفته است و نباید تجربه گذشته را نادیده گرفت كه خیانت به ملت است.
     دکتر مصدق که خود دکترای حقوق داشت در طول عمر همیشه نگران نظام قضایی کشور بود و عقیده داشت که اگر چرخهای این نظام به خوبی نچرخد، هیچ مسئله ای در ایران حل نخواهد شد. وی در طول نخست وزیری خود دست به اصلاحات وسیع در دادگستری زده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تآسیس بانک ملی ایران ـ انتقال چاپ اسکناس از بانک انگلیسی به بانک ملی ـ استخدام 25 بانکیه آلمانی
25 اردیبهشت 1307 (می 1928) دکتر لیندنبلات آلمانی برای فراهم ساختن مقدمات تأسیس و بدست گرفتن مدیریت بانک ملی ایران که اعلام شده بود، هفدهم شهریور آن سال، کار خودرا آغاز خواهد کرد و شاه وقت (رضاشاه پهلوی) در این مراسم حضور خواهد یافت وارد تهران شد. مجلس با استخدام 25 بانکیه آلمانی برای کار در بانک ملی ایران موافقت کرده بود. مجلس سرمایه بانک را دو میلیون تومان که 40 درصد آن، نقد باشد تصویب کرده بود. همچنین، برپایه روش و تجربه اروپاییان، مصوّب شده بود که تعیین سیاست های بانک ملی ایران و نظارت بر امور آن را یک هیأت 5 نفره برعهده داشته باشد. نخستین اعضای این هیأت که از سوی مجلس انتخاب شدند عبارت بودند از: هدایت، سمیعی، عدل، جلالی و قره گُزلو. نظامنامه بانک ملی ـ مطابق بانک آلمان، دوازدهم تیر 1307 به تصویب مجلس رسید و قرار شد که اسکناس ها به امضای مدیرعامل بانک و نیز بازرس دولت باشد و بر بزرگترین اسکناس، عکسی از تخت جمشید درج شود. [ایران 4 دهه بعد دارای بانک مرکزی شد که ناشر پول ملّی است]. مجلس همچنین تصویب کرد که بلافاصله پس از آغاز بکار بانک ملّی کشور؛ اعتبارات وزارتخانه ها و سازمانهای دولتی، درآمدهای دولت (مالیات ها، گمرکات و ...)، حساب های جاری دولت و هرگونه وجوه عمومی، از بانک انگلیسی معروف به بانک شاهی ـ شاهنشاهی به آن بانک (بانک ملی ایران) منتقل و اسکناس های چاپ شده در بانک انگلیسی (بانک شاهی) به تدریج جمع آوری شود. سال 1312 برای دور بعدی (دور دوم) چاپ اسکناس تعیین شد. بانک ملی ایران در 17 شهریور 1307 آغاز بکار کرد. بانکیه های آلمانی ظرف 3 ماه و دو هفته تشکیلات بانک را آماده کرده بودند.
    در جلسات تابستان سال وقت (سال 1307) برخی از نمایندگان مجلس پیشنهاد کرده بودند که چه بهتر، خزانه داری کشور نیز به سبک اروپایی و با استفاده از تجربه اروپاییان بویژه سویسی هایِ بی طرف باشد که در شهریور 1307 تصویب شد که «دکتر والدر» اقتصاددان سویسی برای این کار استخدام شود.
    و امّا در مورد دکتر لیندنبلات؛ چهار سال بعد (شهریور 1311) وی متهم به یک مورد دادن ترازنامه (بیلان ـ عملکرد) نادرست شد و محکوم به 18 ماه حبس و جریمه نقدی. فوگل معاون او که متهم دوم در این بی دقّتی بود ـ طبق گزارش های وقت ـ پس از اینکه شنید تعقیب قضایی خواهد شد در صندوق عقب یک اتومبیل پنهان شد و راننده اتومبیل او را از ایران خارج ساخت. در پی وارد شدن اتهام به دکتر لیندنبلات، یک آلمانی دیگر و این بار کفیل مدیریت بانک ملی ایران شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
پیروزهای نظامی آلمان در اردیبهشت 1319 ـ افزایش پخش خبر از رادیو ایران ـ گسترش توجه ایرانیان به اخبار وقت
اردیبهشت 1319 (ماهِ می 1940) ماهی است که درآن ماه، آلمان سه کشور هلند، بلژیک و لوکزامبورگ را متصرف شد و سپس با جنگ و پیشروی نظامی فرانسه را مجبور به تسلیم شدن کرد، نیروهای اعزامی انگلیس به کمک فرانسه را در دونکرک Dunkerque
    محاصره و پس از 8 روز مجبور به فرار و بازگشت به انگلیس با تحمل تلفات سنگین کرد، حملات هوایی آلمان به مواضعی در انگلیس آغاز شد، نِویل چَمبِرلِین از نخست وزیری انگلیس کناره گیری کرد و جای خود را به وینستون چرچیل داد. همچنین و همزمان نیروهای ایتالیا پیروزی های چشمگیر در شمال آفریقا و منطقه مدیترانه داشتند. بنابراین، این ماه که شاهد تحولات بسیار و کم سابقه بود، فصل تازه ای را در تاریخ عمومی باز کرد.
    در این فصل به ایران نیز اشاره شده است و یک مورد آن، افزایش دفعات پخش خبر از رادیوِ تقریبا جدید التاسیس ایران به جای یک نوبت به 3 نوبت در شبانه روز از اردیبهشت 1319بود. در آن زمان استودیو پخش رادیو ایران در ساختمان موسوم به «بی سیم پهلوی» واقع در خیابان شمیران (نرسیده به چهارراه سید خندان ـ در آن زمان؛ سه راه سید خندان) بود. دکتر احمد متین دفتری ناسیونالیست بنام، داماد دکتر مصدق و متمایل به آلمان نخست وزیر کشور بود. اخبار رادیوِ وقت عمدتا از خبرگزاری آلمان، تلگرافی دریافت، ترجمه و پخش می شد. بنابراین، در اردیبهشت 1319 اخبار بین الملل رادیو ایران، سراسر حاوی پیروزی های آلمان و ایتالیا بود و ایرانیان که از دیرزمان و بویژه از دوران جنگ جهانی اول (1914 ـ 1918) و تبلیغات همنژاد بودن، علاقه خاص به آلمان و آلمانی داشتند، در ساعات پخش خبر به محل هایی می رفتند که رادیو داشتند. در آن زمان، شماری کم از ایرانیان گیرنده رادیو داشتند. طبق گزارش های وقت، هجوم به قهوه خانه هایی که دارای گیرنده رادیو بودند چشمگیر بود و جای نشستن در آنها نبود. به علاوه، هجوم به خرید رادیو که بازار ایران دچار کمبود آن شده بود و بازار سیاه پیداکرده بود.
    این وضعیت ـ توجه به اخبار ـ عادت ایرانیان شد و مخاطبان رادیو و روزنامه ها چند برابر شدند که شرح آن در تاریخ رسانه ها آمده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
زمانی که در ایران مدرسه پولی وجود نداشت ـ اشاره به اصل 30 قانون اساسی
نواّب (محمدعلی) مدیرکل آموزش و پرورش وقت تهران به مناسبت پایان سال تحصیلی 1353 ـ 1354 به شورای مربوط ـ شوارای انتخابی ناظر بر امور آموزش و پرورش هر شهرستان و مصوّب بودجه آن و ...، به نام شورای آموزش و پزورش منطقه ـ اعلام کرد که تمامی کارکنان مدارس غیردولتی سابق استخدام رسمی دولت شده اند، اموال این مدارس به مالکیت دولت درآمده و دیگر در سطوح پیش دبستانی، دبستانی، راهنمایی تحصیلی و متوسطه مدرسه غیردولتی و پولی نداریم و تحصیلات در این دوره ها مطلقا رایگان و یکنواخت شده است و از نظر امر آموزش و پرورش، میان کودک «ورکینگ کلاس» و ثروتمند، جوادیه و شمال شهر فرقی نیست و همه در کنار هم در یک اطاق و روی نیکمت مشابه می نشینند و آموزگار و یا دبیر دولتی واجد شرایط مقرر به آنان تدریس می کند و تغذیه رایگان ایشان نیز تفاوت ندارد.
    دوره دبستان طبق قانون تعلیمات اجباری، از سال 1322 در ایران رایگان و یکنواخت شده بود که از شهریور 1353 این وضعیت دوره های پیش دبستانی، راهنمایی تحصیلی و متوسطه را هم شامل شد و بعدا دوره های عالی.
    آموزش و پرورش در ایران از سال 1353 و پس از انقلاب مطلقا رایگان بود. باوجوداین، در سال 1358 که قانون اساسی جمهوری اسلامی تدوین می شد و پیش از تکمیل و رفراندم مربوط، هر روز اصل به اصل در روزنامه ها جهت اظهار نظر انعکاس می یافت، ادامه رایگان بودن آموزش و پرورش به صورت یک اصل (اصل 30) وارد قانون اساسی شد به این قرار:
     اصل سی ام: دولت موظف است وسائل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسائل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفایی کشور بطور رایگان گسترش دهد.
    مدارس در زمان تدوین و تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی رایگان بود و برای اجرای این اصل تلاش تازه ای لازم نبود تنها باید مراقبت می شد که این رایگان بودن ادامه یابد. ملت برای رایگان شدن تحصیلات قبلا (چهارسال پیش از انقلاب) هزینه آن را که عبارت از استخدام رسمی هزاران تن کارکنان مدارس غیردولتی و خرید اموال آنها بود پرداخت کرده بود.
    در سال 1370 (زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی) صدای انتقاد از تاسیس مدارس پولی زیر نام «غیرانتفاعی» بگوش رسید و اصحاب نظر اشاره کرده بودند که پول گرفتن برای تحصیلات عمومی نقض قانون اساسی است البته قوه قضایی باید اظهار نظر کند زیراکه رسیدگی به نقض قانون اساسی نیاز به اعلام آن (اعلام جرم) ندارد و دادستان کل راسا اقدام می کند. برخی از قوانین و اصول برای اجرا از زمان تصویب اند که ممکن است امکانات اجرایی موجود نباشد و عدم اجرای چنین قوانین کوتاهی و تاخیر بشمار می آید نه نقض آن و کوتاهی کردن خلافی است کوچک و نه جرم. مفاد اصل سی ام در حال اجرا بود که به تصویب رسید به عبارت دیگر؛ تحصیل حاصل بود و تنها باید مراقبت می شد که تداوم یابد.
    در دهه 1370 با احتیاط و در قالب مدرسه غیر انتفاعی از پولی شدن برخی مدارس سخن بمیان می آمد ولی در دهه جاری (1380) از مدارس غیر دولتی و افزایش شهریه ـ شهریه چند میلیونی صحبت می شود و خبرگزاری های دولتی از قول مسئول مدارس غیردولتی! خبر می فرستند و ... که نباید غافل از قضاوت قاضی «تاریخ» بود و انچه را که در تاریخ ثبت شود نمی توان پاک کرد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
خبرها و نظرها درباره انتخابات بهار 1392 ریاست جمهور ـ توجه به سن نامزدها ـ اظهارات دبیر شورای نگهبان
28 اردیبهشت 1392 انتشار خبر و نظر درباره انتخابات 24 خرداد 1392 ریاست جمهور ایران و اظهارات داوطلبان نامزدی ادامه داشت. چند مورد از آنها که مربوط به 27 اردیبهشت 1392 بود و اینک تاریخ شده است در زیر آمده است:
    
     ــ محمدباقر قالیباف (شهردار وقت تهران، رئیس پیشین پلیس و از سرداران جنگ با عراق) که برای نامزدی انتخابات نام نویسی کرده بود و از گیلان دیدن می کرد در اجتماعی در رشت گفت که اگر انتخاب شود توجه به امر کشاورزی را در سرلوحه برنامه های خود قرار خواهد داد که نابسامانی در آن زیاد است و حدود 40 درصد واردات محصولات کشاورزی داریم [که منطقی نیست و مارا نیازمند به خارج می کند]. حقوق مردم که در قانون اساسی منعکس است باید رعایت شود ازجمله تحصیل رایگان در دوره تعلیمات عمومی [اصل 30]. آمار بیکاران بالاست و در میان طبقه تحصیلکرده حدود 30 درصد. وی قول داد که اگر انتخاب شود، قانون اساسی را دقیقا رعایت و خون تازه در رگهای دستگاه اجرایی و مدیریت کشور جاری سازد.
    وی با بیان اینکه اختلاف‌ها و سیاست‌زدگی و حاشیه‌ها ـ موضوعات اصلی در دولت‌ها بود، افزود که با این وضعیت دولت‌ها فرصت خدمت به مردم را نداشتند.
    قالیباف ایجاد فرصت‌های برابر را «عدالت اجتماعی» خوانده و گفته بود که در انتخاب مدیران، شایستگی را مورد توجه قرار خواهد داد نه سیاستبازی را.
    قالیباف وعده کرده بود که ظرف 2 سال، آرامش روانی و ثبات اقتصادی را به کشور بازخواهدگردانید و گفته بود که ساختار اداری و اجرایی کشور نیاز به اصلاح کامل دارد. وی همچنین گفته بود: ‌"به شما قول می دهم با کمک مردم به ویژه اندیشمندان و نخبگان جامعه، سیاست‌زدگی را از اقتصاد دور کنم. در حوزه اقتصادی کشور لجام گسیختگی وجود دارد و هر روز شاهد تغییر قیمت‌ها هستیم و رفع این مشکل که دغدغه اصلی مردم است، از اولویت های برنامه من است.". وی گفته بود: "دیدیم که فروش نفت بشکه‌ای 12 دلار با بشکه‌ای 120 دلار برای مردم تفاوتی نداشت.".
    
    ــ در مشهد، آیت‌الله علم‌الهدی خواسته بود که شورای نگهبان در بررسی های خود، به شرایط سِنّی [توان جسمانی] داوطلبان نامزدی نیز توجه کند زیراکه برخی اوقات ایجاب می کند که رئیس جمهور روزانه 18 ساعت کار سنگین انجام دهد و باید جسما توانایی انجام این کاررا داشته باشد.
    
    ــ محمد دهقان ـ یک سیاستمدار ـ ضمن اشاره به داوطلب نامزدی شدن آیت الله هاشمی رفسنجانی گفته بود که به نظر او، کهولت آیت الله هاشمی یک مسئله است که امکان کشورداری درست و کامل و تکاپوی لازم را به او در این سن نمی دهد. یک انسان 80 ساله نیاز دارد که از او مراقبت شود. به علاوه، گمان نمی کند که ملت ایران بخواهد به 20 سال پیش و شعارها و برنامه های آن زمان بازگردد.
    
    ـــ آیت الله احمد جنتی که شورای زیر نظر او (شورای نگهبان) داشت صلاحیت داوطلبان نامزدی انتخابات رئیس جمهور را بررسی می کرد تا در پایان اردیبهشت 1392 اسامی واجدین شرایط را به وزارت کشور اعلام دارد 27 اردیبهشت این سال ضمن تاکید بر اهمیت انتخابات 24 خرداد 1392 گفته بود کسی که می‌خواهد امور اجرایی مملکت را اداره کند که با مشکلات اقتصادی، ‌تحریم‌ها، بیکاری و مسائلی از این دست رو به رو است باید مدیر و مُدبّر باشد و تقوا داشته باشد. آیا می شود به کسانی که دنبال اشرافی‌گری هستند اعتماد کرد؟. همچنین رئیس‌جمهور باید فسادستیز باشد و اگر فساد دید با آن مبارزه کند. عدالت خواهی از صفات دیگر رئیس‌جمهور است و این فرد نباید بین افراد تبعیض قائل شود. رئیس‌جمهور باید ساده‌زیست باشد، این نمی‌شود که با بنز برود و بیاید و خانه آنچنانی داشته باشد، باید دلش به حال محرومان بسوزد. رئیس جمهور باید به قانون عمل کند. رئیس جمهور باید اهل مشورت کردن باشد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی از مسائل ایرانِ سال 2011 از مهاجرت و یارانه نقدی تا ضعف ژورنالیسم و اجرا نشدن برخی از اصول قانون اساسی طبق نظر یک انستیتوی اروپایی
گران شدن تخم مرغ هر دانه به پنج ریال (5 قران) و چند قلم خوراکی دیگر در ایران در بهار سال 1356 (سال 1977 میلادی) ـ سالی که اعتراض های عمومی از زمستان آن آغاز و در سال بعد از آن به انقلاب و تغییر نظام حکومتی انجامید ـ در دومین و سومین هفته اردیبهشت (اوایل ماه می 1977) صدای چند اعتراض را در تهران و اصفهان بلند کرد و تشکیل اجتماعاتی در این دو شهر بزرگ و چند شهر دیگر ایران به چشم خورد که دولت وقت با کنترل اخبار و تمهیداتی از این دست، مانع از گسترش آن شد. این به خشم آمدن، چهار ماه پیش از تجمع برخی سران جبهه ملّی (مصدقی ها) در باغی در نزدیکی کرج به منظور آماده شدن برای قیام صورت گرفته بود که در جریان این تجمع، ماموران امنیتی به باغ ریختند، تنی چند از جمله شاپور بختیار را کتک زدند و گردهمایی به صدور قطعنامه نیانجامید.
    درست 35 سال پس از آن زمان، در اردیبهشت 1391 (اپریل و می 2012) بهای تخم مرغ در ایران به هر دانه 300 تومان (600 برابر اردیبهشت 1356) رسید.
    یک انستیتوی اروپایی «بررسی و کشف مسائل ملل» در آخرین گزارش هر سه سال یکبار خود (منتشرشده در سال 2011) مسائل عمده ایران وقت را به دست داده بود که چند مورد اساسی و ردیف اول آن [طبق نظر این انستیتو] از این قرار بود:
    1 ـ مهاجرت از ایران به خارج و مهاجرت از روستاهای ایران به شهرها. با مهاجرت به خارج بویژه کشورهای انگلیسی زبان و در صدر آنها، ایالات متحده و کانادا، ایران نه تنها طبقه کارآزموده، تحصیلکرده، پیشرفته و شهرنشین خودرا از دست می دهد بلکه با مهاجرت روستانشینان به شهرها و خدماتی شدن، سطح تولیدات کشاورزی و دامی پایین می آید و هزینه خانوار بالا می رود. به علاوه با این مهاجرت ها ـ از روستا به شهر و از شهر به خارج ـ سطح فرهنگ که ایران به آن مشهور جهان بود تنزل می یابد که تا دست کم دو نسل جبران نخواهد شد. به زعم این انستیتو، بوروکراسی پیچیده، آزمندی پاره ای و افزایش جرایم، بعضا به همین دلیل است. مهاجرت به خارج در حجم وسیع از 1989(سال 1368 هجری و پس از جنگ عراق با ایران و دوران ریاست جمهور هاشمی رفسنجانی) آغاز و به تدریج بیش از 5 میلیون ایرانی خارج شده اند که قبلا و تا سال 1939 مهاجرت از اروپا به قاره غربی (و عمدتا یهودیان) در این حد بود. از آغاز قرن 21 و در میان برخی طبقات، مهاجرت یک آرزو و هدف شده است!. ایرانیان مهاجر که عموما به داشتن هوش و استعداد معروف هستند دارند در کشورهای میزبان به مقام می رسند و عضو پارلمان، شورای شهر و کابینه می شوند، و نیز استاد، نویسنده، روزنامه نگار و مشاور در امور مختلف.
    2 ـ پرداخت یارانه نقدی [حدود 45 هزار تومان در هر ماه به هر ایرانی ـ صرف نظر از سن و سال]. این یارانه غیر ضروری، دارد ایرانیان را تنبل می کند زیراکه این پول مُفت، کل هزینه یک خانواده 5 ـ 6 نفری روستایی را تکافو و نیاز و انگیزه به کارکردن را تضعیف می کند، مصرف گرا و لوکس گرا و بدون اینکه ضرورت داشته باشد، اتومبیلدار می شود و .... پرداخت پول مُفت به اتباع که تاکنون در کشورهای نفتدارِ یکی ـ دو میلیون نفری دیده شده است ـ نه ایران، بیش از 75 میلیونی از عوامل افزایش نرخ تورّم است و قیمت ها را بالا می برَد و به همین نسبت نارضایتی هارا. دولت نیاز به پول برای پرداخت این یارانه نقدی پیدا می کند و برای رفع این نیاز، راهی جز استقراض از بانک مرکزی (چاپ اسکناس) و نیز افزایش دادن نرخ فروش ارز حاصل از صدور نفت ندارد که باز، قیمت ها را متناسب با افزایش نقدینگی بالا می برَد. «تاریخ» و «روانشناسی انسان» ثابت کرده است که اگر یارانه نقدی به صورت پاداش (در برابر کار بهتر و خلاقیّت) نباشد به صورت یک «طلب» در می آید و راضی سازی نخواهد داشت. همچنین ایران تنها کشور در جهان است که به نشریات غیردولتی کمک مالی می دهد و این، در حالی است که خود این دولت و مؤسسات عمومی دارای نشریه هستند و رادیوتلویزیون این کشور هم دولتی است.
    3 ـ در مواردی توزیع مدیریت ها به وفاداران (خودی ها) ازجمله وابستگان به خواص، صرف نظر ازپیش شرط مهارت و شایستگی و ... که زاینده مسائل اداری متعدّد است. نفوذ بازاری ها و اصحاب منافع در تصمیم گیری ها که واردات غیر ضروری کالا و ... نتیجه آن خوانده شده است. نفوذ بازاریان از زمان پیروزی انقلاب است که در آن فعال بودند. واردات غیر ضروری کالا و کالای نامرغوب از برخی کشورهای به ظاهر دوست، ایرانیان را که مردمی تیزهوش و کنجکاو هستند به صورت «نِق زن = منتقد بین خود» در می آورد.
    4 ـ اتکاء بیش از حد به صدور نفت و درآمد آن. نفت و گاز کالای اقتصادی ـ سیاسی (استراتژیک) هستند و اتکاء به درآمد آنها بمانند تکیه زدن به حباب است مخصوصا که نفت و گاز ایران در مناطق نزدیک به مرز و «آف شور» قراردارد.
    5 ـ به اجرا درنیامدن دقیق شماری از اصول قانون اساسی مصوّب سال 1979 (1358 هجری خورشیدی) و در نتیجه؛ عمل کردن معکوس در بعضی موارد. [ازجمله غیر دولتی شدن مدارس تعلیمات عمومی با شهریه سالانه میلیون ها تومان!. و این، در حالی است که پیش از انقلاب، تعلیمات عمومی در ایران همانند سایر کشورها کاملا رایگان بود. غیر دولتی شدن (واگذاری و فروش) موسساتی که در آغاز انقلاب ملّی شده بودند و یا اینکه از آغاز کار و ماهیّتا دولتی بودند. می دانیم که خصوصی سازی ها، روسیه و مکزیک و ... را در راه فساد اداری ـ اقتصادی قرار داده و حل مسئله دشوار خواهد یود. عدم اجرای دقیق اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی باعث می شود که به تدریج مسائل پیش از انقلاب به ایران بازگشت کند. اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی با هدف حل مسائل پیشین و نیز اسلامی کردن ضوابط ـ برقرارکردن عدالت و رعایت حق ـ تدوین شده است.]. وجود «تبعیض» که قانون اساسی جمهوری اسلامی آن را اکیدا منع کرده است از علل بپاخیزی های سال 1978 ـ 1979 (1357 هجری خورشیدی ـ سال انقلاب) بود که می بینیم روزنامه های تهران درباره رواج «رانت» و نتایج نامطلوب آن مطلب می نویسند.
    6 ـ مسئله ترافیک در شهرهای بزرگ و یک دلیل ایجاد آن؛ نگرفتن مالیات سالانه از اتومبیلدار برحسب درصدی از بهای روز اتومبیل است ـ مطابق روال همه کشورها، به استثنای چند کشور ثروتمند کوچک.
    7 ـ ضعف ژورنالیسم ایرانی که اگر این ضعف نبود نیمی از مسائل جاری ـ نَه به وجود می آمد و نه ریشه می گرفت و تنها ژورنالیست (روزنامه نگار واقعی) است که ژورنالیسم می سازد که ایران امروز به حد کافی ندارد [به وجود نیاورده است]. شوروی و یوگوسلاوی سابق دچار همین مشکل بودند.
    8 ـ مسائل ازدواج و در صدر آنها مَهرهای چند صد میلیونی و احتساب مهریه های سابق بر پایه نرخ تورّم و نیز پرداخت اجرت المثل [برای انجام امور داخلی مشترک در خانه! و شیر دادن و بزرگ کردن فرزند مشترک! که بعدا هم تمایل او به مادر بیشتر است] و ازدواج های با چشم بسته (نداشتن شناخت قبلی و بیگانگی) که زن را عملا از صورت همسر یعنی برابر شوهر بودن خارج می سازد و بر پرونده های دستگاه قضایی می افزاید.
    9 ـ مدرک گرایی (دیپلم دانشگاه، نه مهارت) که یک مسئله شده است و دارد هر روز ابعاد بیشتری می یابد.و 7 مسئله دیگر.
برچسب یک بنگاه تولید مرغ و تخم مرغ در ایران که بهای هر 9 دانه تخم مرغ برای مصرف کننده را 2700 تومان تعیین کرده بود [برچسب ظاهرا مربوط به نيمه دوم سال 1390 هجری خورشیدی است]

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
احمد توکلی: اگر رسانه ها آزاد به انتشار اظهار نظر مردم نباشند فساد پنهان می مانَد و به صورت دمَلِ چرکین سر باز می کند
دکتر توکّلی
دکتر احمد توکّلی اقتصاددان 27 اردیبهشت 1394 در پایان نخستین جلسه رسیدگی به پرونده قضایی رسانه آنلاینی «الف» گفت که اگر بخواهیم آزادی مردم تأمین باشد باید امکان دهیم که اظهارنظر کنند، البته ممکن است که اظهارنظرها همیشه درست نباشند، اما اگر آزادی اظهار نظر در رسانه ها نباشد فساد پنهان می‌ماند و چون دمَل‌های چرکین، روزی سر باز می‌کند.
    توکلی ناشر رسانه «الف» است و طبق قانون مطبوعات مصوّب سال 1364، مدیر رسانه مسئول و پاسخگوی مطالب مندرج در آن است. در قوانین سابق، «نویسنده» مسئول نوشته اش بود.
     از اظهارات دکتر توکّلی چنین بر می آید که مواردی از شکایت ها علیه رسانه الف مربوط به اظهار نظر مخاطبان (کامِنت آنان) بوده است که معمولا در زیر هر مطلب و یا بیشتر مطالب آنلاین ها می آید و ای ـ میل است.
    توکلی گفت که سه شاکی این پرونده اعلام رضایت کردند و شاکی دیگر دادسرای تهران است که کامِنت‌ مخاطبان «الف» را تبلیغ علیه نظام تلقی می کند.
    وی در پاسخ به سؤالی درباره کامِنت‌ها گفت که لازم است رسانه‌ها حرف هارا بنویسند و مسئولین احساس کنند که همواره در معرض دید و اظهار نظر مردم هستند.
    در زمان انتشار اظهارات دکتر توکلی، جلسات دادگاه که با حضور هیأت منصفه تشکیل می شدند ادامه داشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو اندیشه
روزی كه برتراند راسل به دنیا آمد
Bertrand Russell

هجدهم ماه می سال 1872 برتراند راسل ریاضی دان، فیلسوف و نویسنده بزرگ قرن 20 و مدافع معروف آزادی اندیشه و بیان چشم به جهان گشود و 98 سال زندگی كرد. از كارهای مهم او تفسیر موضوههای پیچیده فلسفی، و دوباره نویسی و عوام فهم كردن آنها است. تالیف او «حیات منطقی» معروف است.
    نظرات راسل در زمینه حكومت و دمكراسی به عقاید «لیبرتارین» ها نزدیكتر بود. وی برضد بكار بردن اسلحه كشتار جمعی، بویژه سلاح اتمی و نیز حل مسائل از طریق توسل به نیروی نظامی و زور بود. وی مداخله آمریكا در جنگ ویتنام را عملی منطقی و پذیرفتنی نمی دانست و به همین جهت برضد ادامه آن مبارزه می كرد.
     این فیلسوف در سال 1950 به خاطر تالیفاتش برنده جایزه نوبل شده بود. راسل دوم فوریه سال 1970 درگذشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
زادروز دکتر هو شی مین ـ اندیشه و کارهای او
هوشی مین
19ماه می (هجدهم ماه می به وقت غرب جهان) زادروز دكتر هو شی مین رهبر شهیر مردم ویتنام در قرن 20 است كه بسال 1890 به دنیا آمد و در 79 سالگی در دوم سپتامبر 1969 درگذشت. فوت این مرد بزرگ در سالروز استقلال ویتنام كه خود او آن را در دوم سپتامبر 1945 اعلام داشت همزمان است.
     هوشی مین [تلفظ درست: هو ـ چی مین] از مردان بزرگ قرن 20 در 19 سالگی به فرانسه رفت و پس از انجام تحصیلات دانشگاهی، در سی سالگی كمونیست شد و یكی از اعضای موسس حزب كمونیست فرانسه بشمار می آید. وی در سال 1925 به شوروی رفت تا به كار پیاده كردن نظام سوسیالیستی این اتحادیه كمك كند و در سال 1930 در زمانی كه در چین به سازماندهی كمونیستهای این كشور كمك می كرد حزب كمونیست ویتنام را تاسیس كرد. آنگاه به فكر پایان دادن به استعمار فرانسه بر ویتنام، وطن خود، افتاد و به این منظور سازمان «ویت مین» مركب از كمونیستها و ناسیونالیستهای ویتنامی را تشكیل داد.
     در جریان جنگ جهانی دوم، شبه جزیره هندوچین از جمله ویتنام به تصرف ژاپن درآمده بود. پس از تسلیم شدن ژاپن در پی بمباران اتمی توسط آمریكا، سازمان ویت مین به سلاحهای نیروهای ژاپنی دست یافت و هوشی مین با تكیه بر این سلاحها و نیروی ملت اعلام استقلال كرد و كوشید كه فرانسه نتواند بار دیگر بر ویتنام مسلط شود و برای این منظور «بائودای» امپراتور دست نشانده و اسمی را وادار به كناره گیری كرد. جنگ ویت مین با فرانسه 9 سال طول كشید و فرانسه پس شكست نیروهایش در «دین بین فو» حاضر به مذاكره شد و طبق قرارداد ژنو سال 1954 ویتنام موقتا به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم شد و مدار 17 درجه عرض جغرافیایی خط تقسیم قرار گرفت و قرار شد كه از طریق رفراندم، وحدت ویتنام تامین شود .
     دهم اكتبر سال 1954«هوشی مین» رهبر جبهه واحد استقلال طلبان، ملی گرایان و كمونیستهای ویتنام همزمان با پایین كشیده شدن پرچم فرانسه پس از 70سال در شهر هانوی، بدون كوچكترین تشریفاتی و این كه اجازه دهد از او استقبال شود وارد این شهر شد و در نطقی از مردم خواست كه ضمن ادامه مبارزه، سازندگی را هم فراموش نكنند و تنها تولیدات ویتنام است كه می تواند پشتوانه مبارزات باشد. وی گفت كه دولتهای بزرگ به منظور حفظ برتری خود نمی خواهند كشورهای دیگر از نظر اقتصاد داخلی خودكفا و نیز دارای سلاحهای پیشرفته باشند و ویتنامی ها باید این دو نكته را از نظر دور ندارند. كشور خودكفا در امور اقتصادی و دفاع برای خود یك قدرت است و كسی در صدد در آویختن با یك قدرت بر نمی آید و بر این دو مورد باید ابزار های بالا بردن سطح آگاهی ها را اضافه كنیم كه عبارتند از نشر كتاب، رسانه ها و مدارس كه گردانندگان این سه ابزار گرانبها، آموزگاران جامعه بشمار می آیند كه باید تشویق شوند، دلگرم باشند و رعایت احوال آنان لازم است. باید بدانیم كه انسان آگاه را نمی توان اسثتمار كرد و تحت ستم قرارداد و به او زور گفت.
     چون تامین وحدت ویتنام از طریق رفراندم بارها به تعویق افتاد و هوشی مین پی به سوء نیت غرب در این زمینه برد جنگهای غیر منظم را از سر گرفت كه این بار آمریكا مداخله كرد. نخست، مستشار نظامی و سپس سرباز به ویتنام فرستاد و شمار نیروهایش یك زمان از رقم نیم میلیون تن بیشتر شد. هو شی مین كه رهبری مبارزه را بر عهده داشت سوم سپتامبر 1969 درگذشت. ولی آرزوی او در سال 1975 به تحقق پیوست و نیروهای كمونیست شهر سایگون را تصرف و آن را به «هوشی مین سیتی» تغییر نام دادند و وحدت ویتنام تامین شد.
     هو شی مین همانند مائو و كاسترو معتقد به این بود كه نخست كشور و میهنی باید وجود داشته باشد تا سوسیالیسم در آن پیاده شود. بنابراین، نخست «وطن» بعد ایدئولوژی و یا هر دو به موازات هم (ناسیونالیسم + سوسیالیسم). هو شی مین همچنین اعتقاد داشت كه یك فرضیه تا با فرهنگ و باور مردم یك سرزمین تطبیق داده نشود نمی شود به آسانی آن را پیاده كرد و استالین كه به این حقیقت توجه نكرد مجبور شد با زور سوسیالیسم را تحمیل كند. «هو شی مین» می گفت كه نمی توان یك فرضیه را به یك صورت و یك روش (فرمول واحد) میان همه ملل به اجرا درآورد. اصحاب فلسفه بر كمونیسم ویتنام عنوان «سوسیالیسم هوایسم» نهاده اند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای تاریخ‌نگاری
نظرات سال 2004 برخی تاریخدانان در باره اوضاع کلی جهان، با تجربه از مسئله عراق
پیچیده شدن مسئله عراق (یک سال پس از اشغال نظامی این کشور) سبب شده بود كه رسانه ها باردیگر متوجه تاریخدانان شوند و به انتشار نظر آنان در باره اوضاع آتی جهان بپردازند. ماحصل نظر چند تاریخدان آمریكایی، اروپایی و عرب در این زمینه كه از 15 تا 17 ماه می 2004 انتشار یافته بود از این قرار است:
    - تجربه ای كه از اشغال نظامی عراق به دست آمده مانع از این خواهد بود كه دست كم در دهه جاری واقعه مشابهی روی دهد و فشار به دولت های مورد نظر (با هدف تضعیف آنها)، از این پس سیاسی ـ ارعاب و شایعه پراکنی با استفاده از ابزارهایی نظیر رسانه ها و انجمن های مختلف، و اقتصادی؛ با استفاده از حربه هایی چون تحریم خواهد بود، نَه حمله تمام عیار نظامی.
     - دولتهای قدرتمدار با توجه به تجربه حاصل از وضعیت عراق، و با توجه به ارتقاء آگاهی های عمومی مردم از تحولات اوضاع و نیز نیات آنها از طریق دسترسی به تحلیل اخبار و از این رهگذر تقویت احساس همبستگی انسانی میان آنان (به همان گونه كه سعدی شیراز در توصیف «بنی آدم» گفته است) ناچار به تغییر استراتژی های خود هستند.
    - چین فعلا خواهد کوشید که حتی الامكان انرژی خود را صرف معارضه به خاطر کشورهای ثالث نكند. لذا دولت ها نمی توانند روی آن برای تایید نظرشان و حمایت جدّی و عملی حساب کنند.
    - نظام جهانی سابق كه وجود شوروی، آن را در جهان برقرار ساخته بود در این دهه و دهه بعد بازگشت نخواهد داشت، مگر این که غرب اشتباه کند و دست به تحریک روس ها بزند.
انفجار، مرگ و خوناب در خيابانهاي بغداد

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
نظرات کارشناسان رسانه ها در ماه می 2003 درباره گسترش رقابت وبلاگ ها و آنلاین ها با رسانه های سنتی و کتابهای چاپی
مفسران كارشناس امور رسانه ها 17 ماه می 2003 ابراز نظر كرده بودند كه گسترش وبلاگ نویسی حیات رسانه های معمولی (سنتی) را تهدید می كند و این وبلاگها و آنلاین ها كه از چندی پیش رقابت با ادیشن اینترنتی رسانه های چاپی و صوت و تصویر را آغاز كرده اند تا نیمه دهه دوم قرن 21 (سال 2015) عملا جای آنهارا خواهند گرفت. قبلا وبلاگها حاوی نظرات ناشران آنها و یا خبرهای اختصاصی بودند كه این ناشران شخصا به دست آورده بودند ولی اینك همه چیز منتشر می كنند ـ از تصویر تا نوشته، و همه اخبار و نظرات را دوباره نویسی می كنند و بعضا از زاویه دیگری منتشر می سازند.
     این اصحاب نظر گفته بودند كه پس از قرارگرفتن اخبار خبرگزاری های بین المللی و منابع خبر از جمله اطلاعیه های دفاتر روابط عمومی در اینترنت، رسانه های سنتی راهی جز رفتن از مسیری دیگری ندارند و گرنه تعطیل و ورشكسته خواهند شد. اینك هر دولتمرد و سیاستمدار، حتی هنرمند و استاد ـ از خرد و كلان دارای وبلاگ شده و اخبار، نظرات و نطق های خودرا در آن قرار می دهد و مخاطبان، دیگر منتظر انتشار آنها و بعضا ناقص و كوتاه شده در رسانه های سنتی نمی شوند و به این وبلاگها (دست اول) رجوع می كنند كه در عین حال برای پژوهشگران سند هستند و ....
     به اظهار این صاحبنظران، از آنجا كه «طرز استفاده از اینترنت، ساخت فایل، فولدر و ای ـ میل» به صورت یك درس اجباری دبیرستانها درآمده و بهای لپ تاپ هرسال نسبت به سال پیش كاهش می یابد؛ پیش بینی افزایش (دست كم) شش درصدی سالانه مخاطبان اینترنت قطعی است. اینترنت و كتابهای «سی دی شده» و ای ـ بوک ها (کتابهای دیجیتالی) به صنعت چاپ آسیب شدید وارد آورده، فروش كتاب شدیدا كاهش یافته و تا سال 2010 خریدهای تازه كتابخانه های عمومی ـ پژوهشی كتابهای سی دی شده و «ای ـ بوک» خواهد بود تا چاپی. كتابخانه های عمومی به دلیل افزایش تقاضا، مجبور به افزایش تعداد كامپیوترهای عمومی خود شده اند كه متصل به اینترنت هستند ـ تا میزان 12 درصد در هرسال. بعلاوه در همه كتابخانه های عمومی پریز متصل به اینترنت نصب خواهد شد تا مراجعان، لپ تاپ های خودرا به آنها متصل و استفاده كنند.
    مرور زمان نشان داده است كه همه این پیش بینی ها تحقق یافته و رو به تکامل است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
یك روزنامه جهانی با روشی كاملا تازه
«مترو اینترنشنال» روزنامه ای كه با روش تازه و مطابق وقت و سلیقه انسان قرن 21 منتشر می شود 17 ماه می2004 سی و ششمین شماره خود را در نیویورك منتشر كرد. این روزنامه 14 میلیونی كه هر روز در 16 كشور و به 15 زبان منتشر می شود متعلق به یك شركت سوئدی است كه بر پایه تجربه و اندیشه «یان ستن بك» روزنامه نگار فقید سوئدی كه سال 2002 فوت شد انتشار می یابد. «یان» كه چند هیات جامعه شناس و روانشناس را مامور بررسی انسان قرن 21 از لحاظ روزنامه خوانی و كسب خبر و نظر كرده بود و تجربه صدها ناشر در كشورهای مختلف را به دست آورده بود به این نتیجه رسیده بود كه انسان قرن 21 نمی تواند و نمی خواهد هر روز بیش از 15 دقیقه وقت خودرا صرف خواندن روزنامه کند ـ آن هم روزنامه ای که انشای روان و زود فهم و ژورنالیستی داشته باشد. می خواهد كه خبر و تحلیل كوتاه و ساده و با حذف زوائد باشد، حاشیه رفتن و درازنویسی و مطالب غیر خبری را دوست ندارد. عكس خبری را ترجیح می دهد. مانند انسان قرون 19 و 20 مطالب بلند و نوشته هایی را كه به او فایده نمی رسانند از روزنامه نمی خواهد و آنهارا كار مجله و كتاب می داند. دیدن تیتر روزنامه را بر خواندن مطلب آن ترجیح می دهد، لذا تیترها باید كامل و گویا باشند. چنین روزنامه ای به جای انبوه خبرنگار تازه كار نیاز به چند روزنامه نگار مجرب دارد. روزنامه ای را كه صفحات زیاد داشته باشد نمی خواهد و حوصله به دست گرفتن و ورق زدنش را ندارد و .... به علاوه روزنامه خوان قرن 21 صرف نظر از این كه در كدام كشور زندگی می كند نمی خواهد كه وقت صرف كند و برود و روزنامه بخرد. او ترجیح می دهد كه روزنامه را در ایستگاه مترو و اتوبوس و یارستوران از «رك ـ سبد پایه دار» بردارد و پس از خواندن بگذارد و برود و اگر مایل به فایل كردن برخی مطالب برای استفاده بعدی باشد، هر چند وقت یك بار یك «سی دی» محتوای شماره پیشین روزنامه را خریداری و نگهداری كند.
    «یان» گفته است كه علت بی توجهی به روزنامه های حزبی و حاوی نطق های طولانی و جملات نامانوس و كلمات غامض همین بوده است كه انسان قرن 21 روانشناسی دیگری دارد. «یان» معتقد است كه درآمد اصلی روزنامه تنها از آگهی باید تامین شود، زیرا كه توزیع سنتی پُرهزینه است. از یك طرف 30 درصد بهای روزنامه سهم روزنامه فروش می شود به علاوه توزیع، یزگشتی ها و حسابداری آن پُر از درد سر است.
    «یان» پیش بینی كرده بود كه اگر روزنامه های موجود این واقعیت را درك نكنند و روش خودرا مخصوصا در ساده نویسی با نیاز قرن تطبیق ندهند از میان خواهند رفت.
    برپایه عقاید «یان» روزنامه مترو نخست در سوئد و سپس به ترتیب در جمهوری چك، لهستان، هنگ كنگ، ایتالیا، كانادا، فیلیپین، شیلی، كره جنوبی، فرانسه، آمریكا و ... منتشر شده و موفق بوده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
شکستن دیوار صوت توسط یک بانوخلبان
ژاکلين

هجدهم ماه می 1953 بانو «ژاکلین کوچران» خلبان نیروی هوایی آمریکای با یک جت جنگنده از نوع اف - 86 دیوار صوت را شکست و با سرعت ساعتی 652 مایل و سه دهم مایل (1050 کیلومتر) پرواز کرد که در آن زمان رکورد تازه ای بود.
     این پرواز در آسمان کالیفرنیا انجام شد.
     ژاکلین در آن زمان 43 ساله بود. وی که در 1910 به دنیا آمده بود در 70 سالگی در سال 1980 درگذشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اعلام کشف واکسن ضد سیگار، ولی بعدا ...
رسانه های آمریکا 18 ماه می سال 2006 گزارش از کشف نوعی واكسن ضد اعتیاد به دود كردن سیگار داده بودند.
    زیست شناسان و پزشكانی كه در این باره با آنان مصاحبه شده بود گفته بودند كه این واكسن بیش از داروهای قبلی در افراد موثر واقع خواهد شد زیرا كه ورود نیكوتین را به رسپتورهای آن در مغز مسدود می كند و پس از مدتی، فرد معتاد احساس نیاز به سیگار را از دست می دهد و كسانی كه بخواهند سیگار دود كنند به آن معتاد نخواهند شد. این كشف در سالگرد درگذشت «بارب تار باكس» بزرگترین مبارز ضد دود سیگار كه هجدهم ماه مه 2003 فوت شد اعلام شده بود.
     (تا 18 می 2012 اطلاع بیشتری درباره این واکسن انتشار نیافته بود!)
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 18 مي
  • 1286:   «رکن الدین بیبرس Baibers» سلطان مصر و سوریه شهر انتاكیه (Antiochدر جنوب تركیه) را از چنگ صلیبیون اروپایی خارج ساخت و تاسیسات آنان را ویران كرد. این شهر باستانی که در قرن چهارم پیش از میلاد توسط سلوکوس اول ژنرال اسکندر و جانشین او در متصرفات آسیایی اش ساخته شده بود پس از آن ویرانی دیگر به آن صورت آباد نشد. صلیبیون انتاکیه را به صورت یک ایالت مسیحی درآورده بودند. انتاکیه که در آن زمان متعلق به سوریه (شامات) بود تا دریای مدیترانه 30 کیلومتر فاصله دارد.
        رکن الدین از مَملوک ها (قبچاق تبارهای تُرک زبان) بود. وی در نبرد عین جالوت (منطقه ای نزدیک به ناصره) که در سال 1260 منجر به شکست مغول و قطع پیشروی آن در فلسطین و شام شد شرکت داشت.
        
  • 1783:   مهاجرت هواداران تداوم حکومت انگلستان بر مهاجرنشینان 13 گانه، پس از پیروزی استقلال طلبان این مهاجرنشینان، از این منطقه (ایالات متحده) به كانادا آغاز شد.
        
  • 1804:   سنای فرانسه ناپلئون را امپراتور فرانسه اعلام کرد.
        
        
  • 1897:   داستان معروف «دراکولا» نوشتهِ «برام ستوکر» نویسنده ایرلندی انتشار یافت.
        
  • 1912:   «والتر سیسولو» مبارز برابری انسان ها و مخالف هر گونه تبعیض در آفریقای جنوبی به دنیا آمد.
        
  • 1922:   در این روز از سال 1301 مشیرالدوله رای اعتماد مجلس را نپذیرفت و با ارسال تلگرام به احمدشاه قاجار پادشاه وقت کناره گیری خود را تکرار کرد. او چند روز پیش از این از نخست وزیری کناره گیری کرده بود و استعفاء نامه خود را به مجلس داده بود، ولی مجلس نپذیرفته و به او با اکثریت چشمگیر رای اعتماد داده بود. استعفای دوباره مشیرالدوله از سوی احمدشاه پذیرفته شد و قوام السلطنه را به نخست وزیری منصوب کرد که این انتصاب به تصویب اکثریت مجلس رسید و قوام السلطنه در کابینه خود ژنرال رضاخان پهلوی سردارِ سپاه (سردار سپه) را وزیر جنگ کرد که مجلس در خردادماه اعضای کابینه را تأیید کرد.
        
  • 1927:   Andrew Philip Kehoe خزانه دار شورای مدارس (شورای آموزش و پرورش منطقه) شهر بَث (ایالت میشیگان) آمریكا در مدرسه محل تشکیل جلسه آن روز شورا، از فرط خشم به یک مصوبه شورا و نیز شکست خود در مسابقه رئیس حسابداری شدن اداره آموزش و پرورش محل، بمبی منفجر كرد كه منجر به مرگ 45 تن شد که بیشترشان دانش آموز بودند. در این انفجار 58 تن نیز مجروح شدند. اندرو که در این انفجار کشته شد، پیش از خروج از خانه، رنش را کشته بود. بمب دست ساز بود.
        
        
  • 1950:   بیست و هفتم اردیبهشت 1329 (هفدهم ماه می 1950) جنازه رضاشاه پهلوی از قاهره به تهران منتقل شد. رضاشاه پهلوی (متولّد مارس 1878 ـ اسفندماه) که تا سپتامبر 1941 بر ایران سلطنت کرد پس از اشغال نظامی ایران که اگر خیانت چند فرمانده نظامی و سیاستمدار در کار نبود به آن آسانی صورت نمی گرفت کناره گیری کرد و دولت لندن ـ یکی از اشغالگران ـ او را نخست به جزیره موریتوس (موریس) و سپس به آفریقای جنوبی تبعید کرد که در 26 جولای 1944 (66 سالگی) در ژوهانسبوگ بر اثر بیماری قلب درگذشت. چون جنگ دوم جهانی هنوز درجریان بود فرزندش محمدرضاشاه، جنازه پدر را به مصر انتقال داد که در اینجا مومیایی و در مسجد الرفاعی نگهداری شد و در ماه می 1950 (27 اردیبهشت 1329) پس از آماده شدن آرامگاه، به ایران منتقل و دفن شد. خلبان هواپیمای حامل جسد ـ طبق دستور ـ در مسیر خود به ایران جسد را بر فراز کعبه طواف داده بود.
        
  • 1974:   هند نخستین بمب اتمی خود را در منطقه Pokhran واقع در ایالت شمال شرقی ـ راجستان ـ آزمایش كرد و ششمین عضو باشگاه دارندگان اسلحه اتمی شد. پنج دارنده قبلی بمب اتمی با هدف اینکه دیگران دارای این سلاح عمدتا بازدارنده نشوند، در سال 1970 طرح منع گسترش سلاح اتمی ـ NPT ـ را تنظیم و به امضای بسیاری از کشورها رساندند. با وجود این از آن زمان تا کنون هند، پاکستان و کره شمالی اتمی شده اند و گویا اسرائیل هم دارای سلاح اتمی است. فدراسیون آفریقای جنوبی بمب اتمی ساخته بود که داوطلبانه آنها را از میان بُرد. بسیاری از کشورها ازجمله ژاپن، برزیل، ایتالیا و آلمان هر آن که بخواهند می توانند سلاح اتمی تولید کنند زیرا که وسائل آن را در دست دارند.
        
  • 1980:   كوه هلن مقدس (Mount St. Helens) در ایالت واشنگتن آمریكا دست به آتشفشانی زد، 57 نفر را كشت و سه میلیارد دلار زیان وارد ساخت.
    Mount St. Helens در حال آتشفشاني [عکس: از ويکيپديا]

  • کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    زمانی کوتاه که دفاع از متهمان در دادگاههای ایران رِتوریک Rhetoric (نطق) شده بود
    دکتر علی امینی
    سال 1340 هجری خورشیدی (1961 میلادی) بود و من در روزنامه اطلاعات، خبرنگار میز حوادث (میز پوشش رویدادهای در ارتباط با پلیس و دستگاه قضایی، حوادث شهر و از این قبیل). دکتر علی امینی نخست وزیر بود و کشور تماما شده بود نطق و خطابه زیراکه خود او هر روز چند سخنرانی طولانی و بعضا چندساعته ایراد می کرد و چون سانسور دولتی هم نبود نطق ها چاپ و پخش می شد ـ [خودسانسوری همچنان باقی مانده بود.].
        کار نطق کردن ها به دادگاهها هم رسیده بود. در آن زمان در ایران، وکیلان قضایی تنها می توانستند در دادگاهها فعالیت داشته باشند نه در دادسراها و پلیس. قبلا دفاع وکیلان قضایی محدود به ردّ اتهام و استدلال مربوط و یا درخواست تخفیف مجازات و تعلیق آن بود که از تابستان سال 1340 (معروف به عصر سخنرانی)، این مدافعات هم تبدیل به سخنرانی رتوریک Rhetoric و (Discourse) در دادگاهها شده بود و در این سخنرانی ها، ضعف های جامعه (دولت) ازجمله ضعف و نقص آموزش و پرورش، خرابی اوضاع اقتصادی، نبود بازنشستگی عمومی و انداختن انگیزه ارتکاب جرم به گردن این مسائل و جامعه به میان می آمد و اثبات می شد که متهم قربانی اوضاع روز و نارسایی های جامعه است و .... این نوع مدافعات (وکیل قضایی در نقش اوریتور Orator = اوراتور) تنها در مورد جرم مکرّر و مجرم پیشینه دار صورت نمی گرفت.
         این نوع مدافعات، همچنین کار خبرنگاران حوزه قضایی را دشوار کرده بود زیراکه انتشار متن دفاعیات (نطق وکیل قضایی) و حتی چند پاراگراف از آنها، دولت و جامعه را زیر سئوال می بُرد و نه تنها برای روزنامه درد سرساز بود بلکه اصل قضیه را (اصل ماجرا که مخاطب خواهان خواندن آن بود) به دست نمی داد و اصطلاحا «رِتوریک» بود.
        این مسئله روزنامه های وقت با چند روزنامه نگار «آمریکا ـ رفته» درمیان گذارده شد گفتند که چنین دفاعیات در دادگاههای آمریکا روال کار و امری عادی است و باید اعضای هیات منصفه و قاضی و نیز جامعه که از طریق رسانه ها در جریان قرار می گیرند تحت تاثیر واقعیات قرارگیرند و چاره جویی کنند.
        نظر چند استاد دانشکده حقوق دانشگاه تهران در این زمینه استعلام شد که اینان حواله به استاد درس تاریخ عقاید (رشته علوم انسانی دانشکده ادبیات) دادند (که گمان می کنم) نامش دکتر فاروقی بود.
        این استاد به روزنامه اطلاعات آمد. ما از خبرنگاران کیهان و چند روزنامه کوچکتر صبح هم دعوت کردیم که برای شنیدن حرف استاد به آنجا بیایند.
         این استاد گفت که این دفاعیات تازگی ندارد، از 23 ـ 24 قرن پیش رایج است و «لوگوگرافی Logography» گفته می شود و مبتکر آن یک «اریتور» یونانی به نام «دِموستینِز» است. استدلال این اندیشمند یونانی قرن چهارم پیش از میلاد این بوده است که همه مرتکبان جرائم ذاتا اینکاره نبوده اندّ بلکه ضعف ها و نقائص جامعه آنان را مجبور به ورود به جرم کرده است. مثلا اگر یک آدم به دلیل نبود کار و کمک های دولتی نتواند شکم خودرا از راه درست پُرکند، دو راه در پیش روی خواهد داشت: مرگ و یا دزدی و در جریان دزدی ممکن است که قتل هم روی دهد. در واقع، متهم باطنا خواهان ارتکاب جرم نبوده و اوضاع و احوال (شرایط وقت) اورا در جریان ارتکاب جرم قرار داده و لذا وکیل او که تحصیلات عالی و تجربه کافی دارد باید بتواند همه جانبه از وی دفاع کند نه فقط از لابلای کتاب قانون و التماس به قاضی. به عبارت دیگر؛ انسان مجرم متولد نمی شود و ارتکاب جرم و تجاوز به حق و قانون شکنی امری ذاتی نیست و اکتسابی است و تحت شرایط و وضعیت خاص انجام می شود.
        به رغم توضیحات این استاد، ناشران وقت روزنامه ها زیربار نقل متن مدافعات وکیلان نرفتند و قرار شد مطالب دفاعیه دادگاهها خلاصه و در حد سابق انتشار یابد.
         از یک مترجم اخبار خارجی که یک کمونیست سابق بود خواسته شد که مطالب دادگاههای کشورهای انگلیسی زبان را ترجمه کند تا با انتشار آنها، جامعه ایران عادت به چنین اخبار و مدافعات کند که زیر قبول درخواست نرفت و گفت که نمی خواهد به دولت کمک شود که بگوید: "ببینید چنین جرم هایی فرضا در آمریکا هم صورت می گیرد و منحصر به ایران نیست!.".
         با توضیح بالا، لازم می آید که ببینیم «دموستینز» چه می گفت و چه می کرد.
        «دموستینز» که در قرن چهارم پیش از میلاد می زیست معتقد به ادامه استقلال كشور ـ شهرهای یونانی و نیز وجود كنفدراسیون (نه حکومت مرکزی) بود و از سال 354 پیش از میلاد شعار می داد: "یك دولت مركزی که اختیارات وسیع داشته باشد، پس از اندك مدتی، تبدیل به یك ماشین بوروكراتیك و چاهی ویل برای بلعیدن و اتلاف پول عمومی و وسیله ای برای تضییع حقوق مردم خواهد شد"، و با نطق هایش فیلیپ دوم و پسر او اسكندر مقدونی را درمانده و كلافه كرده بود. وی نخستین نطق از این دست را برضد تصمیم فیلیپ دوم پدر اسکندر مقدونی ایراد کرده بود که تصمیم به لغو استقلال کشور ـ شهرهای یونان و ازجمله آتن و ضمیمه ساختن آنها به مقدونیه گرفته بود. «دموستینز» با ایراد سخنرانی های عمومی بر ضد ایجاد یک دولت مرکزی از کشور ـ شهرها که دمکراسی را تضعیف و ظاهری می کند شماری از یونانیان را هم اندیش خود ساخته بود و جنبشی ایجاد کرده بود که دولت مقدونیه با توسل به زور تلاش های این جنبش را خنثی ساخته بود.
        دموستینز (تلفظ آمریکایی: دیموس ثی نیز) اصولی بر نطق کردن و سخنرانی عمومی نوشته است که «سیسرو» در کتاب خود ـ پابلیک سپیچ ـ آنهارا نقل و تفسیر و رعایتِ شان را توصیه کرده است.
        همچنین دموستینز را مبتکر «لوگوگرافی» نوشته اند. وی راه نوشتن خطابه دفاعیه برای متهمان در برابر قضات را به دست داده و خود او در طول حیات بارها به آن عمل کرده است. مشاوران و وکیلان قضایی اینک این روش را در دادگاههای کشور اروپایی و آمریکا برای دفاع از موکلان خود ـ متهمان ـ بکار می برند.
        به نوشته مولف دائرة المعارف دمكراسی، در سال 335 پیش از میلاد (طبق محاسبات تقویمی تازه در ماه می)، اسكندر مقدونی كه سرگرم انحلال «كشور ـ شهرها»ی یونان و تأسیس یك حكومت مركزی نیرومند ـ با ختیارات زیاد بود «دموستینز» سخنور، دولتمرد وحقوقدان یونانی را متهم به طرح توطئه نسبت به جان خود كرد و از صحنه خارج ساخت. مورخان تاریخ قرون قدیم نوشته اند؛ دموستینز پس از اینکه آگاه شد که اسکندر مقدونی دستور دستگیری و مجازات اورا داده است خودکشی کرد تا تحقیر نشود.
        دوران حکومت دکتر امینی در تابستان سال 1341 پایان یافت و همچنین دفاعیات رتوریک مانند و لوگوگرافی وکیلان قضایی ایران. ولی حساسیّت نسبت به برخی عقاید دموستینز بویژه در آن قسمت که از وجود کنفدراسیون دفاع و آن را توجیه و تشویق می کند باقی مانده است و کسی نمی خواهد که وطن او تبدیل به کنفدراسیون و مآلا تجزیه شود.
        علی امینی متولد 12 دسامبر 1905 و متوفی در 12 دسامبر 1992 و دکتر در حقوق از فرانسه بارها وزیر، سفیر و یک بارهم نخست وزیر بود. وی که مدتی نیز از اعضای جبهه ملی بود در سال انقلاب دوباره یک فعال سیاسی شده بود. به باور امینی، مادر مسائل ایران عبارتند از: بوروکراسی، فساد دولتی و خودخواهی ها و آزمندی ها.
     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
    نشست سال 1977 تاریخدانان در برکلی: فساد دولتی، ندانمکاری مقامات، گرایش اتباع به خوشگذرانی و خودنمایی و تضعیف وطندوستی از عوامل شکست
    «فلسفه تاریخ» بحث نشست تاریخدانان مربوط در ماه می 1977 در دانشگاه کالیفرنیا شعبه بِرکلی بود. در آن سال، روزنامه نگار مؤسسه مطبوعاتی اطلاعات در آمریکای شمالی بودم و دفترمان در سانفرانسیسکو، اما محل سکونت من در شهر برکلی بود که با «بارت» به سانفرانسیسکو رفت و آمد می کردم. ساختمان دانشگاه کالیفرنیا در برکلی تا محل سکونت من بیش از چندصد متر فاصله نداشت. در کِسوَت روزنامه نگار و تماشاگر در این نشستِ تاریخدانان حضور می یافتم و از ماحصل گفته ها یادداشت برمی داشتم.
         در این نشست و در آن زمینه (تکرار رویدادها طبق قواعد و شرایط مشخّص)، یک پروفسور کارشناس تاریخ آسیای غربی و جنوبی (ایران و هند و ...) برای اثبات فرضیه تکرار و شرایط وقوع آن (فلسفه تاریخ)، چند مثال از تاریخ ایران آورد ازجمله اینکه امپراتوری ایران در نوامبر سال 333 پیش از میلاد در ایسوس (ناحیه ای در ترکیه امروز و نزدیک به مرز با سوریه ـ ساحل خلیج اسکندرون) از اسکندر مقدونی شکست خورد و دلیل این شکست درس نگرفتن از شکست قبلی در گرانیکوس بود که اسکندر نبرد را به داخل رودخانه کشانده بود و نیروهایش از نیزه های 5 متری استفاده کرده بودند. در نبرد ایسوس نیز اسکندر در داخل رودخانه و با همان نیزه های بلند با ایرانیان جنگید و آنان را شکست داد حال آنکه ایرانیان وقت کافی داشتند و در فاصله دو جنگ می توانستند نیزه بلند بسازند و میدان جنگ را خودشان انتخاب کنند و نه اسکندر. این شکست و شکست بعدی در گائوگاملا واقع در نزدیکی اربلا (اربیل ـ کردستان عراق) به عمر امپراتوری هخامنشی پایان داد. 955 سال بعد (نوامبر سال 622 میلادی) در همان محل (ایسوس) و درکنار همان رودخانه، ارتش ایران از ارتش روم شرقی بفرماندهی هراکلیوس شکست خورد و این شکست آنچنان ایران را تضعیفِ روحیه کرد که 15 سال بعد (و باز در ماه نوامبر) در قادسیه شکست نظامی خورد و عُمر امپراتوری ساسانیان پایان یافت. افتادن ایران به دست اسکندر در زمان داریوش سوم صورت گرفت و به دست عرب در دوران یزدگر سوم! و چند مثال دیگر.
        یک استاد دیگر گفت که گسترش فساد دولتی، ندانمکاری مقامات به دلیل انتصاب ناشایستگان و ناکارآمدها و گرایش اتباع به خوشگذرانی و خودنمایی و تضعیف وطندوستی اتباع از عوامل انحطاط و سقوط اند و یک قاعده و اصل در فلسفه تاریخ شده اند.
        مشاهده دو واقعیت خلاف انتظار و آن هم در ماه می 2015، بحث تاریخ نگاران در ماه می 1977 را و قواعد و شرایطی که بیان کرده بودند و مثال هایشان در ذهن من زنده کرد. یکی خواندن وبسایت «دویچه وله» در روزهای ششم و هفتم ماه می و درباره تسلیم ارتش آلمان دوران حکومت ناسیونال سوسیالیست ها (نازی ها) با عکس های بسیار بود. در این مطلبِ وبسایتِ صدای آلمان، آن چنان آلمان و آلمانی تحقیر و تقبیح شده بود که برایم باورکردنی نبود!. آلمان همان آلمان است و آلمانی های امروز فرزندان و نوه های همان آلمانی های دوران زمامداری هیتلر که در دهه 1930 اورا با دادن رأی به پیشوایی خود انتخاب کرده بودند. وی اشتباهات متعدد مرتکب شد، ولی دیگران باید به آن مناسبت آلمان و آلمانی را بکوبند نه دویچه وله. تملّق از کی، تا چه حدّ و چرا؟.
        موضوع دیگر برگزاری بسیار پُر طمطراق مراسم هفتادمین سالروز پیروزی ارتش سرخ بر ارتش هیتلر و تصرف برلین ـ در مسکو و دیگر شهرهای روسیه در نهم می 2015 بود. این مراسم در حالی برگزار شده بود که جماهیریه شوروی که برای بقاء آن، روس ها (فقط روس ها، نه اعضای دیگر جماهیریه) 27 میلیون کشته تحمل کرده بودند به آسانی نوشیدن آب فروپاشی شده و اوکراین ِ آن که بخش اصلی امپراتوری روسیه بود دارد حتی آثار گذشته مشترک را از میان می برَد ـ اسامی خیابانها را و پایگاه دشمنان مسکو می شود. ولی، پوتین که یک دهه مامور پلیس امنیت شوروی (کا گِ بِ) در آلمان شرقی و شاهد ندانمکاری و به قولی خیانت های گورباچف بود در اظهارات خود حتی یک کلمه نگفت که اوکراین از صدها سال پیش و گرجستان از 207 سال قبل پاره هایی از روسیه بودند و انحلال جماهیریه شوروی خلاف ضوابط و استانداردها بود و تصمیم به آن در یک جلسه سه نفری عَرَق خوری گرفته شده بود. بلشویک ها روسیهِ واحد را جماهیریه کردند تا الگویی برای جماهیریه کردن جهان به مرکزیت مسکو شود که به قضاوت تاریخ، یک اشتباه بود. پوتین که در لباس مامور امنیت و حفظ بقاء و یکپارچگی شوروی سالها در آلمان شرقی ـ خط قرمز تمامیّت شوروی و اقمار آن فعالیّت داشت و قطعا از تاریخ آلمان آگاه بود و می دانست که بیسمارک با سه جنگ محدود ـ در «نیمه دوم قرن نوزدهم» آن را که ملوک الطوایفی بود به صورت واحد در آورد حق ندارد بگوید که روس ها باید از روسیه جدا باشند. دولت واشنگتن در دهه 1860 وارد یک جنگ خونین برادرکُشی شد تا از کنفدراسیون شدن بخشی از فدراسیون آمریکا جلوگیری کند. ویتنامی ها جان دادند تا یکپارچه شوند حال آنکه در جنوب ویتنام یک اقلیت چینی زندگی می کند و .... پوتین در آن مراسم با رعایت کامل نزاکت و ادب فقط گفت که می بینیم تلاش می شود یک جهان یک قطبی بسازند و بلوک ناتو در فکر توسعه و اِعمال قدرت است. ملل جهان در وضعیت غیر متعهد بودن بهتر می توانند امنیت داشته و تاثیر گذار باشند. مشابه این اظهارات را در انشاء بسیاری از دانش آموزان دبیرستانی می توان یافت. جهان غیر غرب انتظار صراحت بیشتر و قاطعانه سخن گفتن از وی داشت. او حتی نگفت که تضعیف اهمیت و احساس وطندوستی در طول حکومت کمونیست ها (اسما کمونیست) و انتصاب ناآگاهان و ناشایستگان باعث فروپاشی شد تا روس ها به خود آیند و گذشته وطن را درنظر آورند و خطراتی را که اینک متوجه آن است. همچنین پوشش ناکافی این مراسم، بیش از پیش ضعف ژورنالیسم روس را نشان داد. این ژورنالیسم باید عکس ها و مطلب رژه دهها هزار روس به نام «هنگ های جاویدان» در حالی که عکس های بستگانشان را که در جنگ با آلمان کشته شده اند به دست داشتند آنقدر دنبال و بزرگ می کردند تا احساسات میهنی روس ها دوباره زنده شود. روزنامه نگاران روس این فرصت کمیاب را از دست دادند و .... [این مطلب هجدهم می 2015 در اینجا درج شده است]
        
    یک حرکت تازه روس ها در مراسم نهم ماه می 2015 که اگر ادامه داشته باشد به زنده شدن احساس میهندوستی آنان خواهد انجامید ـ ایجاد هنگ های جاویدان

     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
    نامه به مولف
    پیامی در اردیبهشت 1392 خطاب به آیت الله هاشمی رفسنجانی: شکست در این سن و سال ضربه روانی دارد ـ راه حل مسائل امروز ايران ...
  •   پیامی که در زیر آمده است 16 ماه می 2013 (26 اردیبهشت 1392) از طریق فاکس واصل شد و از آنجا که تا انتخابات 24 خرداد 1392 فاصله چندانی نیست [نبود] به لحاظ رعایت اصل ابراز آزادی بیان و نظر، در اینجا درج می شود. این پیام صِرفا نظر فرستنده آن است که مشخصات کامل خودرا ـ تنها جهت اطلاع این تاریخ آنلاین ذکر کرده است:
        
        "از اروپا می فرستم [فرستنده فاکس خواسته است که نام کشور ذکر نشود] . به نظر من انتخابات این دوره، سرنوشت ساز است زیراکه جمهوری اسلامی ایران در شرایط خاصی قراردارد. تحریم اقتصادی باعث شده که چند ناکارآمدی اداری ـ اقتصادی رو شود و زبان به افشاء و انتقاد نیزباز شده است.
        از 1377 و پس از بازخرید کردن سنوات خدمت، به اروپا آمده ام تا آنچه را که در دانشگاه آزاد یاد نگرفته بودم ولی مدرک کارشناسی (لیسانس) آن را دارم فراگیرم و دکترا گرفتم و مشغول کارشده ام.
        سال انقلاب 18 ساله بودم و دارای دیپلم متوسطه. در انقلاب شرکت کردم، از دانشگاه آزاد کاغذی به نام لیسانس (کارشناسی!) گرفتم، به جبهه رفتم و چون نزدیک بین بودم در قسمت حمل و نقل خدمت کردم. در بازگشت، به استخدام دولت درآمدم و در دوره دوم ریاست جمهور آیت الله هاشمی رفسنجانی شغل مدیریت گرفتم و پس از مدتی چون خودرا لایق این مدیریت ندیدم، در دوره ریاست جمهور حجت الاسلام خاتمی درخواست بازخرید دادم، خانه ام را که به ارزان خریده بودم به گرانی فروختم و پولش را برداشتم و به اروپا آمدم و چون عقده دکترای اروپایی گرفتن داشتم و چیزی زیاد هم در دانشگاه آزاد یاد نگرفته بودم، تحصیل را از ابتدای آن آغازکردم تا دکترا. کارت اقامت آمریکا، کانادا و اینجا [کشور محل اقامت در اروپا] را در جیب دارم. این توضیحات اضافی را نوشتم که تجربه و تحصیلاتم را بدانید و حرفم جای شنیدن داشته باشد.
        1 ـ از ورود آیت الله هاشمی به میدان انتخابات در 79 سالگی پس از 35 سال در کانون قدرت بودن و یک بار گلوله خوردن و چند سال زیر شلیک انتقاد بودن و درباره فرزندان، بستگان و همکارانشان حرف زدن و شایعه ساختن تعجب کردم. مردم ایران همه این شایعات را شنیده اند و به دل گرفته اند و کمک قاطع نخواهند کرد. به ایشان بی علاقه نیستم. نمی خواهم چیزهایی را که از مقامات دوره ایشان دیدم و یا شنیدم در ذهن زنده کنم ولی طرح این سئوال ها لازم است: آیا پیش بینی کرده اند که اگر انتخاب نشوند، در این سن و سال چه ضربه روانی به ایشان وارد خواهد شد ـ ضربه ای که آثار آن تا پایان حیات باقی خواهد ماند و احتمال بیماری ناشی از آن وجود دارد. چرا می خواهند به مقامی بازگردند که تا 16 سال پیش در آن بودند. در آن زمان، کشور این همه مشکلات نداشت، فعالیت ها به این صورت دیجیتالی نشده بود و هرکس موبایل و اتومبیل نداشت. هر شرایط و اوضاع راه حل ویژه خودرا دارد و عامل لازم و خاص. شرایط امروز کشور با 16 سال و 24 سال پیش تفاوت دارد. شما چه راه حلی دارید که دیگران ندارند؟. قذافی، میلوشویچ، گورباچف و ... هم با غرب سازش کردند. آن نوع سازش ها کارآیی ندارد، باید داخله را بی نیاز و عاری از مشکل کرد که نیاز به بنیه زیاد دارد که یک 79 ساله آن بنیه را ندارد. هرکس را که در این چند روز دیدم و یا تلفنی و ای ـ میلی تماس داشتم گفتند مگر آن کشور کسی دیگر را ندارد که یک 79 ساله خسته و زیر انتقاد، داوطلب حل مسائل آن شده و می خواهد با خزانه خالی و تورّم 30 درصدی، عادت داده شدن مردم به دریافت کمک دولت، خروج اهل تجربه و تحصیل از کشور و هزار و ـ و ـ و دیگر بویژه تحریم که حالا ـ حالا برداشته شدنی نخواهد بود، همان طور که در مورد کوبا نشده است سکان کشتی را در این اقیانوس توفانی به دست گیرد. این داوطلب شدن شما؛ انتقادها، افشاگری ها و دشمنی ها را تشدید خواهد کرد و برای فامیل و فرزندان که دهها سال در قید حیات خواهند بود مشکلات و تضییقات به وجود خواهد آورد. یکی از دوستان گفت که آیت الله هاشمی با طناب پوسیده «بی بی سی» دارد به چاه ویل می رود. انگلیس که آن همه از ایران سود بُرد، شاهِ برکنار شده را به لندن راه نداد. باید به روزی اندیشید که قدرت و احترام وجود نداشته باشد. غم شکست در انتخابات دوره قبل را فراموش کرده اید که با اشک در چشم، نفرین کردید و به خداوند حواله دادید. من در همینجا به شما رای خواهم داد، آیا مجسم کرده اید که در روز رای چه کسانی به شما رای خواهند داد و چرا؟. قطعا که اصل 115 قانون اساسی را خوانده اید. اگر شورای نگهبان روی مدیر و مدبّر بودن و یا حسن سابقه انگشت بگذارد و بگوید فلانی اگر مدیر و مدبّر بود که تورم 40 ـ 50 درصدی نداشت و دخترش از نظام انتقاد نمی کرد و به زندان نمی افتاد و اگر هوادار داشت که دوره قبل رای می آورد و یا اینکه دوباره رئیس خبرگان می شد و این حرف ها نبود. تاریخ دمکراسی کمتر به حافظه دارد که یک روحانی 79 ساله 16 سال پس از کنار گذاشتن کار اجرایی دوباره بخواهد به این کار بازگردد که در آن حلال و حرام و ... زیاد است. تشخیص شما هزاربار بهتر از من است و من در اینجا نظر خودم را گفتم. در سفری که اخیرا به آمریکا داشتم چند مدیر کل دوران ریاست شمارا دیدم که هرکدام موجر چندین ساختمان و صاحب کسب و کار هستند و درآمد عالی. آیا سرمقاله حسین شریعتمداری تحت عنوان "حزب الله، ماشاءالله!" را خوانده اید. سران دولت ها به مقالات شریعتمداری به چشم مقالات پراودا در دوران قدرت مسکو نگاه می کنند.
        2 ـ اوضاع و احوال ایجاب می کند که فردی در ردیف نادر و ناپلئون [یک ژنرال] رئیس قوه مجریه ایران شود. انگلیسی ها همینکه بوی جنگ جهانی دوم به مشام شان رسید چرچیل را انتخاب کردند و به محض پایان یافتن جنگ، او را کنار گذاشتند و با نخست وزیر شدن مصدق، دوباره اورا به کرسی ریاست دولت بازگردانیدند. باید تحولات تاریخ را از یاد نبرد و از آنها پند گرفت.".
        
    آرزومند سلامتی شما ـ ... (فرستنده نامه)


  • پیام و پرسش یک مخاطب: چرا دولت انگلیس می خواهد غرب را به جنگ با روسیه بکشاند؟، نظر شما (مؤلف این تاریخ آنلاین) درباره سرانجام مسئله اوکراین
  •  
        مخاطب (17 می 2022 = 27 اردیبهشت):
        
        "نظامی بازنشسته هستم. کاری جز خواندن اخبار اینترنتی ندارم، زبان انگلیسی می دانم. همان طور که بارها نوشته اید؛ سرچ انجین ها درباره موضوعات بزرگ روز، فقط اخبار رسانه های معیّنی را نقل می کنند و اوکراین از بهمن ماه 1400 شده است موضوع روز. به تازگی رسانه های انگلستان، بیشتر از رسانه های انگلیسی زبان سایر کشورها با انتخاب بعضی از خبرهای مربوط به اوکراین و دستکاری آنها در جهت سیاست دولتشان در سرچ انجین ها مشاهده می شوند. نمی دانم که چرا دولت انگلیس می خواهد غرب را به جنگ با روسیه بکشاند و اگر چنین شود تردید نیست که نخستین هدف موشک های اتمی مِگاتُنیِ پوتین، انگلیس خواهد بود که با بمباران اتمی شدن انگلستان، بسیاری از استعمارزده های دنیا شاد خواهند شد. می دانید که ایرانیان از انگلیسی ها رنج بسیار دیده اند. رسانه های انگلیس آن طور که من در اینترنت دیده ام، خبرها را بر ضد روسیه بزرگ می کنند، از خرابی ها و تلفات غیرنظامیان و عقب نشینی روس ها توأم با تحمل تلفات سنگین خبر می دهند و نیز از مقاومت اوکراینی ها، که می دانیم با راهنمایی، تسلیحات، پول و آموزش اعضای ناتو است.
        من 27 سال نظامی بودم و می توانم وضعیت را در نظر آورم. طبق فرضیه کلاوزویتس آلمانی [Clausewitz’s theory of War] که در دانشکده های افسری تدریس می شود نیروهای نظامی اوکراین نمی توانند در رزم متعارف بر ارتش روسیه پیروز شوند که چند برابر آنها نفر و قدرت آتش دارد و همچنین یک سوم جمعیت اوکراین، روس هستند و تقریبا همه اوکراینی ها زبان روسی می دانند، فرهنگ یکسان دارند و اوکراینی های بالای چهل سالگی، قطعا دوران شوروی و زیر یک پرچم بودن را بیاد دارند و همه شان در مدارس خوانده اند که اوکراین بخشی از روسیه بود و لنین روسیه واحد را جمهوری بندی کرد.
        انتقال واحدهای نظامی از یک جبهه به جبهه دیگر به معنای شکست نیست و طبق نظر و سیاست فرماندهی صورت می گیرد که رسانه های انگلیس و آمریکا، آن را عقب نشینی روس ها می نویسند. خبرگزاری تسنیم سه خبرنگار به اوکراین فرستاده و گزارش های آنها که در وبسایت این خبرگزاری وطن منعکس است و من خوانده ام واقعیت ها را نشان می دهد که اوکراینی ها به زندگی عادی ادامه می دهند، در شهرهایی که این سه خبرنگار رفته و دیده اند ازجمله شهر کی اف و همچنین مصاحبه یکی از آنها با مسافران داخل قطار.
        خواستم پیش بینی شما [مؤلف این تاریخ آنلاین و ناشر مجله روزنامک] را بدانم که سرانجام اوکراین به رغم کمک های رسمی و علنی بلوک غرب و اتحادیه نظامی آن چه می شود؟، با تشکّر.".
        
        پاسخ:
        
        ننظر مؤلف این تاریخ آنلاین و ناشر مجله روزنامک تا اینجا (وضعیت عملیات نظامی ویژه روسیه در اوکراین تا هجدهم ماه می 2022):
        آن طور که استنباط می شود پوتین کاری را که آغاز کرده، ادامه خواهد داد. اگر دیگران دخالت نکرده بودند، عملیات نظامی با توجه به اینکه روس ها و اُکراینی ها از یک تبار هستند و قرن ها باهم بودند در همان هفته های اول پایان می یافت و اُکراین با قبول شرایطِ قبلا اعلام شده پوتین ـ غیر نظامی بودن و دادن تعهّدِ نپیوستن به «ناتو» و کنار گذاشتن کارهای ناسیونالیستی و به قول پوتین؛ نازی بازی (نازیسم ـ ناسیونالیسم)، در قالب جامعه مشترک المنافع در کنار روسیه قرار می گرفت. ولی، با ادامه عملیات نظامی و مداخله دیگران، نتیجه صورتی دیگر خواهد داشت.
        ضمنا خلاصهِ پیام ها و نظرات دریافتی درباره عملیات نظامی ویژه روسیه در اوکراین، در سایت بیست و چهارم ماه می این تاریخ آنلاین (سوم خرداد) درج خواهد شد و همانجا خواهند ماند تا بعدا مورد قضاوت قرارگیرند.
        بد نیست بدانیم که اوکراین 233 هزار کیلومتریِ 32 میلیونی (که بسیاری هم مهاجرت کرده اند) و سرزمین اسلاوهای شرقی (بمانند روسیه و بلاروس) چند قرن پیش از تعرض مغول ها در قرن سیزدهم، «کیِ افییَن روس» بود و از زمان ولادیمیر بزرگ که روسیه واحد به وجود آمد جزیی از روسیه بمانند بلا روس، گرچه مدتی هم بخشی از مناطق غربی آن به تصرف لهستان و لیتوانی در آمده بود که مردم هر دو نیز از اسلاوهای شرقی بوده اند. در دوران تزارها، اوکراین که شهرت حاصلحیزی در غلات و کثرت معادن متعدد فلزات و نفت و گاز دارد بخش جداناپذیر روسیه بود و شرق آن «روسیه نوین» خوانده می شد. اوکراین در پی انقلاب بلشویکی، در سال 1918 اعلام استقلال کرد، ولی دیری نپایید و بخشی از اتحادجماهیر شوروی (جمهوری های اسمی ساخت بلشویک ها برای جهانی کردن این ایده) شد و در جریان جنگ دوم جهانی به تصرق نظامیان هیتلر درآمد و آسیب فراوان دید با تحمل تلفات سنگین. بسیاری از مقامات اتحاد جماهیر شورویِ اسما سوسیالیستی از اوکراین برخاسته و یا در اینجا از کودکی بزرگ شده بودند ازجمله خروشچف، برژنف و چرنِنکو. پس از ایجاد سازمان ملل، دولت مسکو برای اینکه کرسی های بیشتری داشته باشد اوکراین و بلاروس را هم وارد این سازمان کرد. در پی حذف حزب کمونیست شوروی از قدرت، کراوچوک رئیس دولت محلی اوکراین یکی از سه نفری بود که اعلامیه فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی (تجزیه روسیه تزاری) را امضاء کرد که قرار بود این 15 جمهوری پس از استقلال هم اعضای یک جامعه مشترک المنافع باشند. در پی فروپاشی در هریک از جمهوری ها، رفراندم استقلال برگزار شد، ولی طبق استاندارد مرسوم، باید نخست رفراندم سراسری برگزار می شد که اگر اکثریت با فروپاشی موافقت کنند سپس در هر جمهوری رفراندم استقلال و قانون اساسی برگزار شود و به همین جهت است که هنوز اکثریت روس ها سخن از احیاء سرزمین مادری می زنند، دومای روسیه فروپاشی را خلاف قانون و ضابطه خوانده و پوتین با همین شعارِ سرزمین مادری دست به عملیات نظامی ویژه در اوکراین زده است تا سران اوکراین را از اندیشه نزدیک شدن به ناتو و غرب بازدارد و آن سرزمین را همچنانکه بوده در کنار روسیه قراردهد، به همان گونه که دولت لندن ایرلند شمالی را و ... و آلمان وارد ساختن ایالت های شرقی را به فدراسیون، دولت هانوی ایجاد ویتنام واحد را با جنگ، جمهوری آذربایجان قره باغ را و ...، ولی مسئله در این است که پوتین با احتیاط عمل می کند و با اینکه روسیه وسعت زیاد و قدرت نظامی عظیم دارد و بیش از همه سلاح اتمی ـ موشکی، ولی میدیای روسیه که یک ابزار بزرگ است هنوز ضعیف است. گمان نرود که تا روسیه به هدف نرسد حاضر به پایان دادن به عملیات نظامی اوکراین باشد. ولی، ادامه مداخله غرب در این عملیات و تداوم تحریم های روسیه ممکن است که درگیری را گسترش دهد و احتمالا سلاح اتمی و نخست اتمی تاکتیکی بکار رود و ....
        

  • پیام‌های تازه
    نظری بر خبر رسانه ای سیزدهم ماه می 2010 درباره هواپیماهای توپولف ـ 154 و هشدار یک مخاطب این سایت (تاریخ آنلاین)
  •  
    Tupolev-154

    نامه زیر که 24 اردیبهشت 1389 (14 می 2010) دریافت شد، از آنجا که حاوی نکات قابل ملاحظه ای بوده است در درج آن درنگ نشد:
        
        "در تهران یک دانشجوی دانشگاه هستم. شبها، در فاصله مروری بر دروس روزانه سری هم به وبسایت روزنامه ها می زنم. نخست، اخبار دو روزنامه چاپ تهران از دو جناح مختلف را می خوانم و سپس خبرهای آنهارا در اینترنت دنبال می کنم تا ببینم منابع دیگر چه گفته اند و اصل قضیه را هم در منبع اصلی دنبال می کنم تا تفاوت هارا دریابم و سپس سراغ سابقه موضوع (و عمدتا به زبان انگلیسی) می روم و از آنها پرینت می گیرم و یادداشت برمی دارم تا بعدا استفاده کنم و احیانا کتاب بنویسم.
        در شماره 19644 (13 ماه مه 2010 = 23 اردیبهشت 1389) روزنامه کیهان خبری خواندم که پرسش های متعدد به ذهن من آورد. طرح این تردیدها سرنخ به مراجع دولتی مربوط خواهد داد تا مراقب باشند که دفعتا در برابر امری انجام شده و بازی های روابط عمومی [تبلیغات] قرارنگیرند و پولی که باید صرف عمران و آبادی و توسعه کشور شود؛ در «خدمات» هدر نرود.
        این خبر کیهان از قول رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرت هوایی تنظیم شده بود که گفته بود استفاده از توپولف ـ 154 (Tupolev-154) در جهان غیرقانونی شده است!. از آنجا که منبع خبر اشاره به ردیف اعتبار جداگانه و یارانه دولتی کرده بود؛ دچار شک و تردید و سوء ظن، و برای بیت المال متاسف و نگران شدم که سرچشمه عمده و ورودی آن پول نفت است ـ نفتی که خدا داند فردا باشد و یا نباشد و .... به نظرم رسید که در کشور ما، همه برای این پول کیسه دوخته اند. بالاخره روزی یک مرجع و یک فرد باید برود و ببیند که این پول نفت از سال 1358 تاکنون چه شده و در کجا به مصرف رسیده است؟!.
        بگذریم. سخن از خبر روزنامه کیهان بود که از قول رئیس انجمن یاد شده در بالا، از غیرقانونی شدن استفاده از توپولف ـ 154 نوشته بود. از آنجاکه که قانون تنها توسط پارلمان تصویب و پس از عبور از کانالهای متعدد و طی تشریفات گوناگون به اجرا در می آید سراغ منابع خبر در اینترنت رفتم، وبسایت یاتا، تاریخچه و «تایم تیبل» توپولف و هر منبعی را در این زمینه که سراغ داشتم جستجو کردم و اثری از غیرقانونی شدن! توپولف ندیدم. به سایت خود شما [تاریخ آنلاین ایرانیان] سرزدم و در چند قسمت ازجمله در نوشته مربوط به زادروز و سالمرگ مخترع آن [توپولف] مطالبی درباره آن هواپیما یافتم ازجمله اینکه تاکنون یکهزار و 15 فروند از این نوع (مدل 154) ساخته شده، سه موتوره [مشابه بوئینگ 727] و سریعترین هواپیمای مسافربر است با سرعت ساعتی 975 کیلومتر، در 17 شرکت هواپیمایی مورد استفاده است، از لحاظ حمل مسافر در رتبه ششم قراردارد، 70 میلیون مسافر جابجا می کند، عمر هر موتور آن 45 هزار ساعت است، قادر به فرودآمدن در فرودگاههای خاکی و مناطق یخبندان [مثلا قطب شمال] است، می تواند 5 هزار و 280 کیلومتر ـ بدون تجدید سوخت پرواز کند و دارای چندین مدل (A, B, AB, AB -1, AB-2, S, M) که مدل M-100 آن در سال 1994 وارد صحنه شده است. بعلاوه، شرکت سازنده آن، توپولف ـ 155 و توپولف ـ 156 و بمب افکنهای دور پرواز به همین نام را هم ساخته است. گرچه آئرو فلوت توپولف های 154 خودرا از ژانویه 2010 به شرکت های دیگر واگذار کرده ولی قرار است که این نوع هواپیما [نوع قدیمی تر یعنی توپولف ـ 154] تا سال 2016 (شش سال دیگر) بکار ادامه دهد. هر توپولف تازه ساز به 45 میلیون دلار فروخته شده است که در مقایسه با هواپیماهای مشابه ساخت غرب ارزانتر است. جمع سوانح توپولف ـ 154 از 1972 که وارد کار حمل مسافر شده تنها 37 مورد که به مراتب کمتر از بوئینگ 737 بوده است که این نوع هواپیمای ساخت آمریکا از سال 1972 تاکنون 67 سانحه داشته که آخرین آن مربوط به خط هوایی اتیوپی است که در سال 2010 در نزدیکی بیروت سقوط کرد. بوئینگ 727 که تقریبا از رده مسافربرها خارج شده تا سال 2003 چهل و هشت سانحه داشت. تازه نقص فنی ساختار توپولف ـ 154 هیچیک از آن 37 سانحه را بوجود نیاورده و علل ایجاد آنها اشتباه خلبان، هدایت نادرست برج مراقبت و یا وضعیت جوّی اعلام شده است. آخرین سانحه [دهم اپریل 2010] که منجر به مرگ رئیس جمهور لهستان و شماری از مقامات این کشور شد بدی هوا و اجبارکردن [دستور دولتی] خلبان به فرودآمدن در فرودگاه مورد نظر در ساعت معیّن بود، نه قدیمی بودن هواپیما و نقص فنی. اگر در کار این هواپیما نقصی بود که ارتش چین از آن استفاده نمی کرد. بنظر من نقص در این است که روسیه کارشناس تبلیغ و دفاع رسانه ای [روزنامه نگار] آنچنانی ندارد که تبلیغات منفی دیگران را رد کند و .... هماهنگی دستگاههای دیپلماسی یک کشور با ژورنالیسم آن اینک عامل بزرگی برای خنثی کردن تبلیغات منفی است. همین ارباس در عمر کوتاه خود سوانح متعدد داشته که دو مورد تازه آن سقوط در آبهای نزدیک برزیل (اقیانوس اطلس) و آبهای ساحلی کمور (اقیانوس هند) است. یک روز پیش از انتشار خبر کیهان که ذکر آن رفت یک جت مسافربر تازه ساز شرکت هواپیمایی لیبی از نوع «ارباس» هنگام فرودآمدن در طرابلس (تریپولی) سرنگون شد و 103 نفر ـ تمامی سرنشینان به استثنای یک کودک را به آن دنیا فرستاد.
        این سطور را نوشتم و فرستادم تا در تاریخ آنلاین بماند که دست کم در وطن ما، از نمد مرگ رئیس جمهور لهستان کلاه برندوزند. دولت و مجلس باید مراقبت کنند که از این بهانه برای استفاده مالی استفاده نشود. باید رسیدگی شود که توپولف های کرایه ای برای ایران در چه سالی ساخته شده اند، چگونه نگهداری شده اند و اگر قدیمی و ازکارافتاده هستند، چرا باید کرایه می شدند؟، صلاحیت خلبانان و ....
        از جناب عالی [مؤلف این تاریخ آنلاین] که این همه سنگ حفظ منافع ایرانیان و نیز حق انسانهارا به سینه می زنید می خواهم که این نامه را در زیر مطالب ایران و یا «سر نخ» درج کنید. این هم خدمت دیگری خواهد بود به ایران.".
        [این نامه وارده مختصر ادیت عبارتی شده است]




  •  

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com