Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
14 مارس
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 14 مارس
ایران
چهارشنبه سوری
مراسم شب چهار شنبه سوری یكی دیگر از جشن های باستانی ایرانیان است. در نوشته های برجای مانده از آن عهد، از این جشن ملّیِ بوته سوزی و پایكوبی در اطراف آن، به عنوان جشن سوری یاد شده است. مراسم بوته سوزی و پریدن از روی آن و خوردن آجیل و شادی و آرزوی تندرستی كردن، امروز به همان گونه كه هزاران سال پیش برپا داشته می شد برگزار می گردد.
     جشن سوری (سوریك) به قدمت نوروز و به نوشته مورّخان آلمانی، قدیمی تر از آن است و به تمامی آرین ها تعلّق دارد. این جشن در یكی از روزهای پنج گانه اضافی سال ایران باستان برگزار می شده است. ماههای ایرانی در عهد باستان 30 روزه بودند و پنج روز اضافی سال، نام های مقدسی داشتند. به درستی معلوم نیست كه از چه زمانی، انجام این آیین باستانی را در شب آخرین چهارشنبه سال تثبیت كرده اند.
     این جشن پس از سلطه عَرَب، در اصفهان و توسط «مرداویز» سردار بزرگ و قهرمان ملّی ایران احیاء شد. وی كه از دیلمان برخاسته بود به سلطه عَرب بر مناطق شمالی و مركزی ایران پایان داد. در زمان سامانیان این مراسم كُهَن ملّی هنوز «جشن سوری» خوانده می شد و در نوشته های آن زمان به همین نام ذكر شده است. بكار بردن اصطلاح «چهارشنبه سوری» ظاهرا مربوط به قرون معاصر است.
     بنا به گزارشهای رسانه ایِ چهاردهم مارس 2010 (23 اسفند 1388)، مقامات جمهوری اسلامی ایران نظر دادند که مراسم چهارشنبه سوری، "علاوه بر آنکه هیچ مبناى شرعى ندارد، مستلزم ضرر و فساد زیادى است که مناسب است از آنها اجتناب شود".
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اسفند1287 ، ماه نبردهای خیابانی مجاهدان مشروطه و نیروهای استبداد
از راست : محمد ولي خان تُنكابني (سپهسالار ) و سردار اسعد بختياري دوتن از سران مشروطه خواهان


    زد و خورد عوامل مشروطه خواه كه نام مجاهد بر خود نهاده بودند با نیروهای دولتی كه آنان را عمله استبداد می خواندند در اسفندماه 1287 خورشیدی به اوج خود نزدیك می شد. این زد و خورد ها تقریبا در همه نقاط كشور مشاهده می شد. در گیری ها از آغاز این سال به صورت مشاجره لفظی شروع شده و از خرداد ماه كه محمدعلی شاه تنی چند از نمایندگان مجلس را توقیف كرد رو به شدت گذارد و داوطلبانی كه برای محافظت از مجلس جمع شده بودند نام مجاهدان مشروطه بر خود نهادند كه این عنوان درسراسر كشور مصطلح شد.
    از اواخر همین ماه بود كه گروههای متعدد در تبریز، اصفهان ، كرمان و شیراز به مخالفت با سلطنت محمد علیشاه كه مورد حمایت روسیه بود برخاستند كه به همه آنان مجاهد اطلاق می شد.
    از آغاز تیر ماه محمد علی شاه مخالفت خود را با مجلس علنی ساخت و از دوم تیر ماه قزاقها و قوای دولتی به فرماندهی افسران روس به محاصره مجلس و حمله به منازل مخالفان شاه دست زدند و چون مجاهدان مسلح از مجلس دفاع كردند در همین روز به فرمان سرهنگ لیاخوف افسر روس ساختمان مجلس به توپ بسته شد و جمع تلفات دوم تیرماه از سیصد كشته تجاوز كرد و عده ای از نمایندگان مجلس ، ناشران روزنامه ها و مخالفان شاه به سفارت انگلستان پناه بردند و فرهنگ تحصن در سفارتخانه ها را بیش از پیش گسترش دادند كه رواج یافت و نقطه ضعفی در تاریخ ما ایرانیان شد.
    با اخطار سرهنگ لیاخوف كه سفارت انگلستان را هم به توپ خواهد بست ، پای این دو دولت بیش از پیش به این ماجرای ظاهرا داخلی كشیده شد و نماینده دولت انگلستان در تهران شدیدا اعتراض كرد .
     شاه در تهران حكومت نظامی اعلام داشت و سرهنگ لیاخوف را كه مورد تنفر انگلیسی ها بود فرماندار نظامی كرد و روز بعد به دستور محمدعلی شاه كه به باغ شاه نقل مكان كرده بود در همین محل چهار ناشر روزنامه از جمله ملك المتكلمین و میرزا جهانگیر خان را اعدام كردند و مجلس برای سه ماه تعطیل شد.
    محمدعلی شاه كه مورد اعتراض سفیران انگلستان و فرانسه !!! قرار گرفته بود از این پس تا مدتی سیاست به نعل و به میخ زدن را درپیش گرفت . از یك طرف والیان و فرمانداران موافق مشروطه را یكی پس از دیگری بر كنار و هواداران خود را به جای آنان می گمارد و از سوی دیگر پنهان شدگان و متحصن شدگان را مورد عفو قرار می داد و دستور محافظت از اموالشان را صادر می كرد.
    این سیاست كار ساز نشد و شهرها همچنان صحنه زد و خورد مسلحانه مخالفان او( به نام مجاهد مشروطیت ) و موافقان او ( موسوم به عمله استبداد ) بود . كار زدو خورد كه مردم عادی از آن آسیب بیشتری می دیدند رو به گسترش بود و امور از كنترل خارج می گشت كه محمدعلی شاه پس از به دست آوردن تایید پاره ای از روحانیون از جمله شیخ فضل الله نوری اواخر آبان ماه 1288 مشروطیت را ابطال كرد.
    این اقدام محمد علی شاه بر دامنه زد و خورد ها افزود كه در اسفند به اوج خود نزدیك شد و مجاهدین گیلان كنترل شهر رشت را به دست گرفتند و محمد ولی خان تنكابنی (بعدا سپهسالار) را به رهبری خود برگزیدند .
    در حالی كه در آذربایجان میان مجاهدین و قوای روسیه و در شهرهای شرقی فارس و سایر نقاط بین مجاهدان و قوای دولتی جنگ بود سردار اسعد با سواران بختیاری از اصفهان و مجاهدان گیلان از رشت به سوی تهران به حركت در آمدند و در تیرماه 1288 وارد تهران شدند و محمدعلی شاه را كه به محل تابستانی سفارت روسیه در قلهك پناه برده بود بر كنار كردند . در تمام این مدت و بعد از آن اتگشت دو رقیب اروپایی ــ انگلستان و روسیه ــ در كار بود. مجاهدان معمولی كه با شكست محمد علی شاه اعتباری كسب كرده بودند بعدا در بعضی نقاط درد ساز شدند كه دولت مجبور شد در كشور اعلام خلع سلاح كند و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مسئله ریشه دار مالیات گریزی در ایران ـ روزی که مورگان شوستِرِ آمریكایی با التیماتوم روسیه از ایران اخراج شد
شوستر
مورگان شوستر (مورگن شوستِر) آمریكایی كه به تصویب مجلس شورای ملّی برای سر و سامان دادن به مالیه ایران و ایجاد یك خزانه نوین برای ما استخدام و وارد ایران شده بود 23 اسفندماه 1290 (13 مارس 1912 ) و با اولتیماتوم روسیه از ایران خارج شد. استخدام او بدون جلب موافقتِ قبلی انگلستان و روسیه صورت گرفته بود كه طبق موافقت نامه دو جانبه سال 1907 سن پترزبورگ وطن ما را میان خود به مناطق نفوذ قسمت كرده بودند!.
     شوستر پس از تأسیس یک خزانه داری كل برای ایران و اعلام این واقعیت که تا ایرانیان عادت به دادن مالیات؛ به میزان واقعی نکنند این کشور از بدبختی و دشواری ها خارج نخواهد شد یك واحد پلیس مالیات و حافظ خزانه داری مركب از عده ای ژاندارم تشكیل داده بود كه روسها با این كار او هم موافق نبودند. شوستر پیشنهاد کرده بود که [بمانند آمریکا] تعلل در پرداخت مالیات جریمه سنگین و تقلب در آن کیفر زندان و سلب القاب [سلطنه، دوله و ...] داشته باشد.
     دولت وقت روسیه (دولت تزار) که نمی خواست وضعیت مالی دولت ایران سر و سامان یابد و استقراض از خارج با بهره سنگین و دادن امتیازهای سیاسی دیگر را متوقف سازد [به اشاره لندن] هشتم آذر ماه 1290 خورشیدی (28 نوامبر 1911) به ایران یك اولتیماتوم سه ماده ای تسلیم كرده بود كه ماده اول آن اخراج شوستر و ماده دیگرش خودداری از استخدام خارجی بدون جلب موافقت قبلی روسیه و انگلستان بود!.
     مجلس شورای ملی این اولتیماتوم را رد كرد كه 24 آذر (14 دسامبر) دولت روسیه به ایران اخطار كرد كه اگر ظرف 48 ساعت مفاد اولتیماتوم را اجرا نكند نیروهای آن كشور كه به حركت در آمده اند وارد تهران خواهند شد.
     در این میان یپرم خان رئیس پلیس تهران (از ارامنه و از مجاهدان مشروطیت) به مجلس اندرزداد كه به مصلحت است اولتیماتوم روسیه را بپذیرد كه مجلس پذیرفت و چهار روز بعد مراتب به شوستر ابلاغ شد كه دیگر سمتی ندارد و پلیس او [پلیس مالیه] نیز منحل شده است. شوستر درخواست غرامت كرد و در بهمن ماه غرامت مورد مطالبه او پرداخت و یک مهلت چند هفته ای نیز به وی داده شد تا ایران را ترک کند.
     شوستر پس از بازگشت به آمریكا خاطرات خود از اقامت در ایران شامل مشاهدات و ضعفهایی را كه دیده بود در كتابی منتشر ساخت كه تاكنون چندین بار تجدید چاپ شده است. این كتاب وخامت اوضاع ایران و مداخلات خارجی در آن زمان را به وضوح منعكس كرده است و تاکید برآن دارد که دادن مالیات در ایران باید به صورت یک عادت ملی درآید و تا مسئله مالیات حل نشود مسائل دیگر ایران از میان رفتنی نخواهد بود.
    در دهه جاری [قرن 21] وسیعا به نظرات مورگن شوستر اشاره و استناد شده است ولی دیدیم که در مارس 2009 و هنگام بررسی بودجه سال مالی بعد در مجلس نه تنها به گرفتن مالیات واقعی از درآمدها و بویژه "کپیتال گین" توجه آنچنانی نشده بود بلکه سوبسیدهای دولتی و ازجمله سوبسید سوخت خودروها و دادن کمک مالی به روزنامه ها ادامه خواهد یافت. گرفتن مالیات از فروش بنزین از 25 فوریه سال 1919 و از ایالت اروگون آمریکا آغاز و جهانی شده است. میزان این مالیات در برخی از کشورها بیش از بهای نفت خام است.
    نظر شوستر بعدا توسط دکتر شاخت آلمانی که به ایران دعوت شده تا برای اقتصاد نابسامان راه حلی بیاید تایید شده بود.
     استخدام مستشار آمریکایی برای مالیه ایران به شوستر ختم نشد و در سال 1321 (1942) دولت ایران برای تمشیت امور مالیه خود یك آمریكایی دیگر به نام دكتر میلسپو را استخدام كرد. وی كه در اسفند ماه این سال (مارس 1943) كار خود را در تهران آغاز كرده بود بعدا با مخالفت مدیر وقت بانك ملی رو به رو شد و در اسفند ماه 1322 (درست یك سال بعد ) از ایران خارج گردید و اعلام داشت که مقامات ایرانی، خودشان نمی خواهند که مسئله مالیات در این کشور حل شود؛ شاید هم می ترسند که عصیان روی دهد و مقام و منافع شان را از دست بدهند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
... و اعتبارنامه سید ضیاء كه دكتر مصدق او را عامل انگلستان خوانده بود تصویب شد!
سید ضیاء در سالخوردگی
مهمترین رویدادمجلس شورای ملی در اسفند ماه 1322 مخالفت شدید دكتر مصدق نماینده اول تهران با تصویب اعتبار نامه سید ضیاء طباطبایی یزدی بود كه پس از سالها سكونت در فلسطین به ایران باز گشته و از یزد به نمایندگی مجلس انتخاب شده بود. دكتر مصدق در مخالفت با عضویت سید ضیاء در مجلس به تشریح كودتای 1299 خورشیدی كه سیدضیاء نخست وزیر آن شد پرداخته و آن را یك كودتای انگلیسی خوانده بود . دكتر مصدق در نطق خود گفت كه سید ضیاء یك عامل خارجی است و ضدیت با او یك وظیفه میهنی و واجب است. دكتر مصدق در همین نطق اشاره كرد كه برای نخستین بار در عمر خود مردم اصفهان او را به مجلس فرستاده بودند وچون به سی ساله بودن وی تردید شد خودش كنار رفت تا احترام مقررات محفوظ ماند و در اینجا هم سید ضیاء كه بهتر از هر كس می داند چه به روزگار این كشور آورده است بهتر است خودش كنار برود. نمایندگان حزب توده از جمله دكتر رادمنش نیز درخواست رد اعتبار نامه سید ضیاء را كردند ، ولی هنگام اخذ رای ، اكثریت به آن رای مثبت داده بودند.
    سید ضیاء كه دراراضی خود در سعادت آباد تهران زندگی می كرد در شهریور 1348 در 80سالگی در گذشت. وی تا پایان عمر تماسهای خود را باسیاسیون حفظ كرده بود كه معمولا جمعه ها به دیدنش می رفتند و چون در آن زمان سعادت آباد در خارج از شهر بود ژاندارمری تهران مكلف شده بود كه مامور مخفی بگذارد و گزارش كسانی را كه با او دیدار می كردند به شاه بدهد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سالروز درگذشت مریم فیروز؛ شاهزاده خانم سرخ
مریم فیروز

    13 مارس 2008 (23 اسفند 1386) اعلام شد كه بانو مریم فیروز ـ كمونیست معروف ایران و از بانوان انقلابی جهان در تهران فوت شده است.
     رسانه هایی كه خبر درگذشت بانو مریم فیروز را منتشر كرده بودند از او به عنوان یكی از دو دبیركل مشترك حزب توده ایران از سال 1979 تا 1983 نام برده بودند.
     مریم دختر عبدالحسین میرزا فرمانفرما ـ شاهزاده قاجار، همانند اسكندرمیرزا از جوانی یك انقلابی كمونیست بود. وی به دلیل عقایدش كه نمی خواست «فرمانفرما»ی انسان دیگری باشد؛ نام خانوادگی خود را تغییرداده بود. او گفته بود که یک انسان هرقدر شایسته، با تجربه، اندیشمند و دانشمند حق ندارد به انسان و انسان های دیگر فرمان بدهد و فرمانفرما باشد. فعل «فرمودن» هم که نشانده دهنده برتری است نباید در نوشته ها بکار رود.
     مریم و شوهرش ـ نورالدین كیانوری، نوه شیخ فضل الله نوری که نوه دیگر شیخ، منوچهر آزمون پس از انقلاب اعدام شد و نبوی نوری یک نوه دیگر شیخ و از مقامات پیشین آموزش و پرورش از ترس محاکمه و مجازات از کالیفرنیا به ایران بازنگشت ـ بخشی از سالهای عُمر را در دربدری و فرار گذرانیده بودند. در سال 1344 یك محكمه نظامی تهران غیابا كیانوری را به اعدام و زنش مریم را به حبس ابد محكوم كرده بود.
    مریم پس از فرار شوهرش به اروپا، سالها در تهران پنهان و هر روز در یك خانه بسر می بُرد تا بالاخره وی نیز از وطن فرار و در اروپا به سایر سران فراری حزب کمونیست توده پیوست و سالها در آلمان شرقی به تدریس سرگرم بود و در سال انقلاب (1357) به ایران بازگشت و در انقلاب شركت جست و .... کیانوری پس از بازگشت به ایران، از آیت الله خمینی اعلام پشتیبانی کرد و فعالیت حزب توده که از بهمن ماه 1327 غیر قانونی شده بود از سر گرفته شد.
    در پی درگیری دولت جمهوری اسلامی با حزب توده ایران در دهه 1980 و درجریان جنگ عراق با ایران، كیانوری مدتی در زندان اوین بازداشت بود و پس از آن با همسرش مریم، در تهران به نوعی تحت نظر زندگی می كردند. كیانوری چند سال پیش از مریم درگذشت.
    
مريم فيروز در ميانسالي

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تیترهای اول شماره های شنبه 21 اسفند 1400 روزنامه های ایران

    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تیترهای اول دوشنبه 23 اسفند 1400 روزنامه های ایران از خبرهایِ مطرحِ روز

    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو اندیشه
روزی كه كارل ماركس صاحب فرضیه سوسیالیسم خالص درگذشت و نگاهی به عقاید او و تحولات سوسیالیستی تازه
مارکس
كارل ماركس صاحب فرضیه سوسیالیسم خالص (سوسیالیسم علمی) 14 مارس سال 1883 در لندن درگذشت كه در همین شهر مدفون است. ماركس هنگام مرگ 64 ساله بود. وی مولف «مانیفست كمونیست» و كتاب كاپیتال است كه حاوی اندیشه هایش هستند. «مانیفست كمونیست» كه در سال 1848 انتشار یافت پلاتفورم كمونیسم شناخته شده است.
    ماركس فرضیه های سوسیالیستی همزمان و یا پیش از خود را به عنوان سوسیالیسم انقلابی نمی پذیرفت و آنها را خرده بورژوازی، سوسیالیست بورژوازی و ... خطاب می كرد، كه به باور او به برابری كامل مردم نخواهند انجامید. از نظر ماركس، بورژوازی (توانگری) در هر شکل نوعی كاپیتالیسم است.
    ماركس معتقد به لغو مالكیت زمین و ابزارهای تولید (كارخانه و كارگاه) توسط افراد و قرار گرفتن آنها در دست جامعه و ابطال حق ارث بود. به علاوه، مصادره ثروتها و ملی و مشترک بودن آنها، تصمیم گیری مركزی (تمرکز قدرت و اختیارات ملی در مرکز)، تضمین شغل برای همه، همچنین همگانی بودن تامین امكانات رفاهی و بازنشستگی و از كار افتادگی، رایگان و یکنواخت و در دسترس همگان بودن آموزش و پرورش و بهداشت تا نگرانی ها از میان برود و تضاد طبقاتی كه به زعم او عامل اصلی رویدادها در طول تاریخ بوده است محو شود.
    ماركس كه از دانشگاه برلن دكترا گرفته بود روزنامه نگاری را حرفه خود قرار داده بود و مدتها سردبیر روزنامه بود. وی به مدت 11 سال نیز مفسر و مقاله نویس روزنامه امریكایی «نیویورك تریبیون» بود و مطالب خود را از اروپا برای این روزنامه ارسال می داشت و ارسال می داشت.
    ماركس كه روی اهمیت امر اقتصاد در تحول تاریخ تاكید می كند زاده آلمان بود و فرضیه های خود را بر پایه شرایط جامعه آلمان كه از آن شناخت كامل داشت طرح زیری كرده بود . ولی، این فرضیه ها در روسیه كه جامعه اش آمادگی پیاده کردن آنها را نداشت به آزمایش در آمدند.
    با وجود فروپاشی شوروی هنوز هواداران عقاید ماركس که مشابهت بسیار به نظرات مزدک ایرانی - متفکر قرن ششم میلادی دارد در سراسر جهان کم نیستند.
    از آنجا که نابرابری ها برای بشر نسل نوین (که نسبت به نسل گذشته روشنتر، آگاهتر و حساستر است) قابل تحمل نیست و نارضایی خود را به صوّر مختلف و روزانه در گوشه و کنار جهان نشان می دهد پس از فروپاشی شوروی، راه های تازه برای سوسیالیستی کردن جوامع ارائه شده است که مشابهت بیشتری به عقاید سن سیمون (سنت سایمون) فرانسوی و «اوون» دارند تا مارکسیسم و مزدکیسم. تازه ترین این ایسم ها «سوسیالیسم قرن 21» عنوان دارد که اندیشه آن را هوگو چاوس مطرح ساخته و دارد آن را در ونزوئلا پیاده می کند. این نوع سوسیالیسم ترکیبی عملی از فرضیه های سوسیالیستی قدیمی تر به اضافه اندیشه های ملی گرایانه سیمون بولیوار است. لاتین های قاره آمریکا که عمدتا مخلوطی از بومیان هستند گرایش چشمگیر به سوسیالیسم نوع تازه نشان داده اند. بومیان قاره آمریکا پیش از ورود کریستوفر کلمبوس اروپایی به آن قاره دارای نوعی زندگانی سوسیالیستی بودند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
خودكشی جورج ایستمن مخترع فیلم عكاسی و بنیاد گذار كارخانه كُداك ـ این کارخانه هم صد سال بعد ورشکست شد!، و هشداری که داد
George Eastman
14 مارس 1932 جورج ایستمنGeorge Eastmanمخترع فیلم عكاسی ژلاتینی نواری و سایر ابزارهای عكاسی و صاحب و بنیادگذار كارخانه كداك Kodak در 77 سالگی خودكشی كرد. ایستمن به علت سخت شدن بافتهای ستون فقرات زمین گیر شده بود و نمی خواست بقیه عمر را به آن صورت بگذراند و متكی به كمك دیگران باشد و به همین جهت به عمر خود پایان داد. وی پس از ساختن فرمول تهیه فیلم ژلاتینی، كارخانه كداك را در سال 1888 در شهر روچستر Rochester واقع شمال ایالت نیویورك تاسیس كرد.
    کارخانه کداک که در دهه 1970 تا نود درصد محصولات عکاسی جهان از دوربین تا فیلم و داروی ظهور و ثبوت را تولید می کرد و روزگاری درآمد آن از مرز 7 میلیارد دلار بالاتر رفته بود به سبب دیجیتال شدن عکاسی و برغم اینکه همرنگ جماعت شده بود و دوربین دیجیتال ساخته بود در 19 ژانویه 2012 و درست 80 سال پس از خودکشی جورج ایستمن و با 950 میلیون دلار بدهی اعلام ورشکستگی کرد و از فوریه این سال و زیر نظر قاضی دادگاه ورشکستگی بکار ادامه می دهد و این بار تلاش خودرا روی ساخت پرینتر و مرکب آن و کاغذ عکاسی دیجیتال و تکنولوزی نوین متمرکز کرده است زیراکه فیلم و دوربین های قدیم، دیگر خریدار آنچنانی ندارد.
    به باور مورخان، سرنوشت کداک باید درسی باشد برای همگان.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی كه 76 هزار نظامی آمریكایی و فیلیپینی اسیر ژاپنی ها شدند



    14 مارس 1942 ، پس از خروج ژنرال مك آرتور از فیلیپین 76 هزار تن نیروهای آمریكایی و فیلیپینی تحت فرمان او در منطقه بتان فیلیپین به اسارت ارتش امپرانوری ژاین در آمدند.
    ژاپنی ها تصور می كردند كه بیش از 25 هزار اسیر نخواهند داشت و خود را برای سه برابر این عده آماده نكرده بودند. بنابراین، نزدیك به ده هزار تن از اسیران از گرسنگی و سختی شرایط و پیاده روی طولانی تا محل اردوگاه جان سپردند. ژاپنی ها سپس همه جزایر فیلیپین را تصرف كردند. فیلیپین از آغاز قرن 20 وابسته به آمریكا بود. قبلا فیلیپین متعلق به اسپانیا بود كه در جنگ از آمریكا شكست خورد و فیلیپین و گوام را در شرق، و كوبا و پورتوریكو را در غرب از دست داد.
    مك آرتور پس از عقب نشینی از فیلیپین به استرالیا رفت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
زادروز مصطفی بارزانی ـ نوه های او صاحبمقام و نخست وزیر اقلیم کُردستان عراق
ملامصطفی
مصطفی بارزانی (مُلّا مصطفی) كه تا هنگام درگذشت رئیس حزب دمكرات كردستان عراق بود و از 16 سالگی تا اواخر عُمر در همه مبارزات كُردها شركت كرده بود 14 مارس سال 1903 در روستای بارزان به دنیا آمده بود. وی یکم مارس 1979 و در 76 سالگی در بیمارستان جورج تاون در شهر واشنگتن از بیماری سرطان ریه درگذشت.
    جنازه بارزانی، نخست در اشنویه ایران دفن شد و سپس به زادگاهش ـ بارزان انتقال یافت.
     پس از شکست تجزیه طلبی قاضی محمد و اعدام او، مصطفی بارزانی که از همدستانش بود از1946 تا 1958 به صورت پناهنده در شوروی بسر برده بود. وی در بازگشت به عراق مبارزات خودرا دنبال کرد که پس از وفات او ادامه یافت و در سال 1992 دولت بغداد با ایجاد اقلیم کردستان موافقت کرد. به رغم همدستی بارزانی با قاضی محمد در نیمه دهه 1940، دولت ایران در اسفند 1353 و در جریان درگیری های دولت بغداد با کُردهای این کشور و تشدید فشار دولت بغداد، به وی اعلام کرد که می تواند به صورت پناهنده در ایران زندگی کند. دولت واشنگتن و دولت وقت ایران، در جریان درگیری های کُردها و دولت بغداد، از کُردها حمایت می کردند. از آن پس تا مدتی، مُلّا مصطفی و خانواده اش در کرج زندگی می کردند که وی بعدا جهت درمان بیماری سرطان به آمریکا رفت و در اینجا درگذشت.
    مسعود بارزانی یکی از پسران ملامصطفی سالها بر اقلیم کردستان (کردستان عراق) ریاست داشت و در سپتامبر 2017 رفراندُم استقلال برگزار کرد که 92 درصدد به آن رای مثبت دادند ولی نتیجه این رای گیری با مخالفت دولت بغداد رو به رو شد و به حالت تعلیق درآمد. پس از مسعود بارزانی، نچیروان بارزانی پسر ادریس و نوه ملامصطفی رئیس اقلیم و مسرور بارزانی پسر مسعود و نوه دیگر ملامصطفی نخست وزیر اقلیم کردستان شده اند که حاکم نشین آ ن شهر اِربیل است و آمریکا در آنجا یگ کنسولگری بزرگ و یک پایگاه نظامی دارد.
    
دیدار نچیروان بارزانی با ترامپ رئیس جمهوری وقت آمریکا در ژانوایه 2020


    
دیدار مسرور بارزانی با ملک عبدالله پادشاه اردن

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
قتل دو دختر دانشجو در دو روز در دو استیتِ فدراسیون آمریکا به یک شکل!
ايو کارسون و دو متهم به قتل او: دماريو (دربالا) و لووت (درپايين)


    در پی قتل یك دانشجوی دوره دكترا در دانشگاه دوك (كارولینای شمالی آمریكا) به نام «آبیجیت ماهوتو» از كشور هند و سرقت پولش از آپارتمانی در همسایگی دانشگاه، پنجم مارس 2008 نیز «ایو كارسونEve Carson» بیست و دو ساله دانشجوی سال آخر دانشگاه دولتی كارولینای شمالی (واقع در 19 كیلومتری دانشگاه دوك) ربوده و جسد او كه با اصابت پنج گلوله كشته شده بود به دست آمد. «ایو» درعین حال رئیس انجمن دانشجویان این دانشگاه بود. خانواده «ایو» كه دختری زیبا بود در استیتِ جورجیای آمریكا زندگی می كنند. چند ساعت پس از مشاهده جسد «ایو»، اتومبیل او نیز در نزدیكی دانشگاه به دست آمد. اشیاء داخل كیف دستی «ایو» بسرقت رفته بود.
    
بورک

با توجه به اینكه چهارم مارس 2008 (یك روز پیش از این واقعه)، عینا به همین صورت یك دانشجوی 18 ساله دختر از استیت جورجیا كه در دانشگاه «آبورنAuburn» در آلاباما تحصیل می كرد كشته شده بود، گمان رفت كه میان دو قتل رابطه ای وجود داشته باشد. جسد لورن بورك Lauren Burk نیز كه هدف گلوله قرار گرفته بود در كنار یك راه به دست آمده بود؛ حال آنكه اتومبیلش در پاركینگ دانشگاه آتش زده شده بود. وضعیت اتومبیل و جسد نشان می داد كه لورن هم احتمالا به خاطر پولش و با تهدید اسلحه ربوده شده بود.
    پلیس بعدا یك نظامی سابق بازگشته از عراق به نام كورنتی لاكهارت (سیاهپوست)Courtney lockhart را به اتهام قتل «لورن» دستگیر كرد و با اینكه وی هنور اعتراف به قتل نكرده، مادر او بانو «كاترین ویلیامز» از قتل لورن ابراز تاسف كرده و گفته است كه پسرش «كورنتی» پس از بازگشت از عراق چیز دیگری شده بود و كورتنی سابق نبود. كورتنی (و در آن زمان) 23 ساله 16 ماه در عراق بود.
    در این میان، پلیس كارولینای شمالی متوجه شد كه پس از قتل ایو كارسون، از كارت اعتباری او برای دریافت پول از ماشین مربوط سوء استفاده شده ولی دوربین امنیتی ماشین، تصویر فرد سوء استفاده گر را گرفته كه در داخل اتومبیلش نشسته بوده و در تصویر در صندلی عقب اتومبیل هم مرد دیگری دیده می شود.
     پلیس با دادن این تصویر به رسانه ها، موفق به دستگیری هر دو شد كه هر دو سیاهپوست و «دماریو اتواترDemario Awater» و «لارنس لووتLawrence Lovette» نام دارند، اولی 21 ساله و دومی 17 ساله است كه هر دو بازداشت شده اند. پلیس 13 مارس 2008 اعلام كرد كه قاتل «ماهوتو» دانشجوی هندی هم لووت 17 ساله بوده كه این كار را با كمك مرد دیگری انجام داده بود.
    
کورنتي (نظامي آمريکايي بازگشته از عراق) متهم به قتل بورک

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
بودجه دولت فدرال آمریکا در سال 2009
14 مارس 2008 سنای آمریكای پس از 15 ساعت بحث، بودجه سال مالی بعدی این فدراسیون را كه بالغ بر سه تریلیون دلار و بزرگترین بودجه یك كشور در طول تاریخ ـ تا آن زمان ـ بود با 51 رای موافق [از یكصد سناتور] تصویب كرد. لایحه بودجه فدرال سال مالی 2009 آمریکا درحالی در سنای این كشور تصویب شد كه بدهی ها سنگین تر شده بود. [این بدهی از طریق فروش اوراق خزانه داری و عمدتا به مردم آمریکا در آغاز سال 2011 از 13 تریلیون دلار تجاوز کرده بود]. همین بدهی (قرض كردن و خرج كردن) بالاخره سبب شده است که هزینه های فدرال از آغاز مارس 2013 کاهش یابد تا سرانجام کسری بودجه از میان برود. یک مثال از این کسری: بودجه پیشنهادی دولت اوباما برای سال مالی 2011، درآمدهای دولت فدرال آمریکارا دو تریلیون و 17 صدم تریلیون و هزینه های آن را سه تریلیون و هشت دهم تریلیون نشان می داد (یک تریلیون و 65 صدم تریلیون کسری). در آمریکا که یک فدراسیون است استیت ها (اعضای 50 گانه فدراسیون) بودجه (درآمد و هزینه) جداگانه و مستقل دارند که مجالس شان بررسی و تصویب می کنند. سال مالی در آمریکا از یکم اکتبر هر سال آغاز می شود.
    هنگام رای گیری برای تصویب بودجه سال مالی 2009 در سنای آمریکا، تنها سه سناتور و در آن زمان داوطلب نامزدی انتخابات نوامبر 2008 ریاست جمهوری آمریكا از تصویب این بودجه راضی بنظر می رسیدند، زیرا كه مسئولیت پیشنهاد آن با جورج بوش و خرج کردن قسمتی از آن بعدا به دست یكی از آنان بود [که برنده انتخابات می شد]. بودجه پیشنهادی بوش دست رئیس جمهور آینده برای خرج كردن را تاحدی باز گذارده بود.
روزي که جورج بو بودجه سال مالي 2009 را به کنگره آمريکا پيشنهاد کرد

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 14 مارس
  • 1794:   الی ویتنی اختراعش، دستگاه پنبه پاك كنی (دستگاه جدا کردن تخم پنبه از الیاف آن؛ جین Cotton gin) را به نام خود به ثبت داد.
        
        
  • 1879:   آلبرت اَینشتاین فیزیکدان آلمانی و صاحب فرضیه های نسبیّت و کوانتوم ـ تعداد اتم های هر عنصر، دانشمند فیزیک اتمی و خالق فرمول رابطه انرژی E=MC2 بدنیا آمد و در 76 سالگلی در 18 اپریل 1955 در آمریکا درگذشت.
        
        
        
  • 1914:   عثمانی و صربستان با امضای یك معاهده صلح به اختلافات طولانی خود پایان دادند.
        
        
  • 1923:   دیوان عالی آلمان فعالیت حزب ناسیونال سوسیالیست (نازی) را در آن كشور ممنوع كرد، ولی ده سال بعد، این حزب انتخابات آلمان را بُرد و قدرت را در این كشور به دست گرفت.
        
        
  • 1939:   جمهوری چك اسلواكی منحل شد.
        
        
  • 1962:   دكتر علی امینی نخست وزیر وقت در پایان دیدار طولانی خود از چند كشور اروپایی اعلام كرد كه دولت ایران از نظر مالی ورشكسته است . با انتشار این مطلب بهای زمین و خانه در تهران شدیدا پایین آمد و ظرف چند روز به نصف سابق رسید.
        
        
  • 1984:  


    هوهانِس شیراز شاعر و ادیب نامدار ارمنستان در 70 سالگی درگذشت. وی به سبب علاقه به شهر شعر و گل معروف رُز آن (شیراز) نام خانوادگی اش را از کارپتیان (قارپتیان) به شیراز تغییر داد. کتاب های متعدد و دیوان اشعار از او باقی مانده است. گفته شده است که استادان ادبیات در جوانی او را به دلیل اشعار اندرزگونه اش (مشابه اشعار حافظ و سعدی) «شیراز» خطاب می کردند و به این نام معروف شده بود که سرانجام رسما اسم خانوادگی خودرا به شیرار تغییر داد.
         در همین روز و در سال 2013 ارمنستان شاعر دیگری را از دست داد. او اراماییس سَهاکیان بود که 77 سال عُمر کرده بود.
        
        
        



  •  

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com