Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
6 نوامبر
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 6 نوامبر
ایران
سپاهیان ایران پیش به سوی قسطنطنیه
سكه زرین با تصویر فوکاس
واحدهایی از ارتش ایران كه مامور تصرف قسطنطنیه (استانبول) و پایان دادن به حكومت رومیان بر گوشه شمال غربی آسیا شده بودند ششم نوامبر سال 608 میلادی از كوههای توروس (ترسوس واقع در جنوب غربی ترکیه امروز) گذشتند.
     فرماندهی ارتش امپراتوری ایران پس از بازگرفتن سوریه، نیروهای خود مرکب از سه سپاه را دو دسته کرده بود؛ یك سپاه مامور تصرف مابقی فلسطین و دو سپاه راهی تصرف قسطنطنیه شده بودند و سپاهیانی كه مامور تصرف قسطنطنیه شده بودند در این روز ازكوههای توروس گذشته بودند.
     این خبر، فوكاس (Flaviua phocas Augustus) امپراتور بیزانتین (روم شرقی) را سخت نگران كرد و در پی این تزلزل، و چند شكست نظامی پی در پی قبلی از ایران، كشور او دچار هرج ومرج شد به گونه ای كه هراكلیوس Heraclius حكمران رومی شمال آفریقا با كشتی خودرا به قسطنطنیه رسانید تا امپراتوری را نجات دهد. پس از رسیدن هراکلیوس به ساحل قسطنطنیه، افسران ارتش و بزرگان شهر به او پیوستند و فوكاس را گرفته تسلیم وی كردند که پنجم اکتبر 610 میلادی به دست خود و در برابر جمع اورا کشت و امپراتور شد. با این تحول، سپاهیان ایران که به دروازه های قسطنطنیه رسیده بودند دستور بازگشت دریافت کردند. در آن زمان نه تنها ارتش ایران، بلكه طوایف آلوار و اسلاو نیز از شمال، قسطنطنیه را تهدید می كردند. فوکاس که یک افسر ارتش روم شرقی بود در سال 602 میلادی با نوعی کودتا، موریس Maurice امپراتور وقت را برکنار و برجایش نشسته و 8 سال زمامداری کرده بود. فوکاس پس از پیروزی در کودتا موریس و پسرش را اعدام کرده بود.
    سپاه دیگر ایران پس از تصرف همه فلسطین از جمله اورشلیم (بیت المقدس)، صلیب اصل را از این شهر به تیسفون فرستاد ـ صلیبی که مسیح بر آن مقتول شده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
جنگ انگلستان با ایران بر سر هرات و جداکردن این منطقه هزاران سال ایرانی از پیکر ایران
پالمرستون
ششم نوامبر سال 1856 میلادی ــ شش روز پس از اعلان جنگ انگلستان به ایران بر سر هرات [که یکم نوامبر صادر شده بود]، نیروهای انگلیسی مستقر در هند با سی کشتی نیروبر و هفت رزمناو عازم جنگ با ایران شدند. این نیرو مرکب از چند لشکر انگلیسی ـ هندی و گروهانهای مهندس و مین گذار از مدرس و بمبئی (مومبای) عازم ایران شدند. این عملیات ضد ایران را سرلشکر «سِر جیمز آوترام James Outram» فرماندهی می كرد. [ژنرال اوترام قبلا در جنگ با افغانها شرکت کرده بود، منطقه سِند و شهر لوکنو را تصرف و شورش مسلحانه ضد انگلیسی هندیان را سرکوب کرده بود]. در آن زمان لُرد «پالمرستون» نخست وزیر انگلستان بود.
    
General James Outram

طرح عملیات نظامی براین پایه تنظیم شده بود که نیمی از نیروی اعزامی منطقه بوشهر را مورد حمله قراردهد و به سوی شیراز پیش برود و نیم دیگر پس از تصرف جزیره خارک وارد اروندرود شود، محمره (خرمشهر)را تصرف و از اینجا به سمت اهواز پیش براند تا دولت تهران حاضر به متارکه جنگ شود. به سرتیپ هنری هاولاک H. Havelock فرمانده نیروهای مامور تعرض به خوزستان توصیه شده بود که در جریان زد و خورد کاری کند که نبرد به بین النهرین (عراق امروز) کشانده نشود و امپراتوری عثمانی تحریک نگردد که برای تثبیت مرزهای خود در بین النهرین آماده کمک به دولت تهران است. خارک در چهارم دسامبر 1856 تصرف شد. خرمشهر از 19 مارس 1857 زیر آتش ناوهای انگلیسی که وارد اروندرود شده بودند قرارگرفت و نبرد انگلیسی ها با مدافعان خرمشهر به فرماندهی خانلرمیرزا تا 27 مارس ادامه یافت و تلفات سنگین بود. طبق گزارش خانلرمیرزا که انگلیسی ها آن را نادرست اعلام کرده اند در منطقه خرمشهر بیش از 1500 انگلیسی ـ هندی کشته شدند. انگلیسی ها خودرا برای پیشروی به سوی اهواز آماده می کردند که خبر رسید دو دولت در پاریس بر سر هرات سازش کرده اند.
    آن دسته از نیروهای انگلیسی که عازم بوشهر شده بودند پس از گلوله باران شدن بندرگاه و سواحل اطراف آن نهم دسامبر 1856 از کشتی ها پیاده شدند و روز بعد وارد گوشه ای از شهر شدند که فاقد دفاع موثر بود. تعرض انگلیسی ها به منطقه بوشهر به آسانی خوزستان نبود. تصرف بوشهر تا یکم ژانویه 1857 تکمیل نشد. دو روز پس از ورود انگلیسی ها به حاشیه بوشهر، ژنرال آوت رام نقشه پیشروی به سوی شیراز را ترسیم کرد که به او خبردادند که مردم منطقه (غیرنظامیان) آماده دفاع خودجوش شده اند و چهارهزار نفر از آنان راهها و گردنه های منطقه را بسته و سنگربندی کرده اند. آوت رام افراد سه لشکر را مامور کرد که از طریق برازجان عازم شیراز شوند. پنجم فوریه 1857 غیرنظامیان منطقه در خوشاب انگلیسی ها را متوقف و درهم شکستند. ارتفاعات در کنترل داوطلبان ایرانی بود. آوت رام دستور عقب نشینی به بوشهر را داد که داوطلبان در جریان آماده شدن انگلیسی ها برای بازگشت، اردوگاه آنان را تصرف کردند. در عملیات تصرف اردوگاه هشتصد داوطلب شرکت داشتند. به این ترتیب، تعرض انگلیسی ها در منطقه فارس موفقیت نداشت و گفته شده است که خودکشی دو تن از افسران انگلیسی به همین دلیل بوده است.
     انگلیسی ها به این دلیل حاضر به جنگ با ایران در منطقه هرات و لشکرکشی از طریق افغانستان نشدند که تجربه نخستین جنگ انگلستان با پشتونهارا در ذهن داشتند و می دانستند که ممکن است مورد شبیخون آنان قرارگیرند. به علاوه سازش ایرانیان با پشتونها که هزاران سال ملت واحدی را تشکیل می دادند قابل پیش بینی بود. تاجیکهای افغانستان هیچگاه راضی به جدا شدن از ایران نبوده اند.
     دولت وقت تهران شاید بدون اطلاع از جزئیات دفاع از منطقه بوشهر به اندیشه حل مسئله هرات و مناطق تاجیک نشین اطراف آن از راههای دیپلماتیک افتاد و مذاکراتی در این زمینه میان سفیران ایران و انگلستان در استانبول (پایتخت امپراتوری عثمانی) انجام و در پاریس دنبال شد که دولت تهران را مجبور به صرف نظر كردن از هرات ساختند كه قرنها حاكم نشین خراسان و زادگاه شاه عباس و یكی از مراكز فرهنگ و ادب ایران بوده است.
     انگلیسی ها در سال 1855در پیشاور با دوست محمدخان (افغان) قرارداد صلح امضاء كرده بودند و سیاستشان براین بود كه یك افغانستان [اسما] مستقل ولی تحت نفوذ انگلستان كه حایل (Buffer) میان آسیای میانه روسیه و هند انگلستان باشد به وجود آید. انگلیسی ها با ادامه یکپارچه بودن ایرانزمین كه دربار تهران متمایل به دولت روسیه بود مخالف بودند و به همین سبب هرات و نواحی دیگر (تاجیک نشین) افغانستان و همچنین بخش شرقی بلوچستان (مکران) را از ایران جدا كردند و پشتون هارا هم با ترسیم خط (مرز) دوراند (دورند) تجزیه و از هم جدا ساختند که اینک 29 میلیون نفر از آنان در پاکستان بسر می برند و ....
    واگذاری هرات طبق قرارداد پاریس مشروط است. یکی از این شرایط قرارداد واگذاری هرات و مناطق غرب افغانستان این است که اگر ایران از ناحیه مناطق از دست رفته (غرب افغانستان) احساس خطر کند و تهدید شود می تواند به آنجا لشکر بکشد و مستقر شود. قرارداد پاریس را رئیس جمهور وقت فرانسه به عنوان شاهد آن امضا کرده است.
    به اظهار مورخان، همین شرط از زمان موافقت دولت لندن با استقلال افغانستان در نیمه اول قرن بیستم، برای این دولت نگرانی آور شده بود و چاره را در این دید که در دهه 1930 دو کشور (ایران و افغانستان) را وادار به امضای یک قرارداد عدم تجاوز با یکدیگر کند. با وجود این، نگرانی لندن و اینک بلوک غرب از این ناحیت ظاهرا پایان نیافته است بویژه که در نیمه دوم قرن بیستم دو بار دولت کابل ابراز تمایل به ایجاد یک کنفدراسیون مرکب از ایران و افغانستان کرده بود.
    افغانستان» نامی است كه انگلیسی ها بر ایران خاوری گذارده اند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تشکیل کابینه نظامی ژنرال ازهاری که تنها دو ماه عُمر کرد
ژنرال ازهاری
در جریان انقلاب و در پی كناره گیری شریف امامی از نخست وزیری، شاه در این روز در سال 1357 (6 نوامبر 1978) یك كابینه نظامی به ریاست ژنرال غلامرضا ازهاری را روی كار آورد كه نتوانست بیش از دو ماه دوام آورد. ازهاری که در آن زمان 61 ساله بود قبلا دوره کالج فرماندهی ارتش آمریکارا بپایان رسانیده بود.
     وزیران كابینه ازهاری ژنرالهای ارتش و از جمله فرماندهان نیروهای سه گانه با حفظ سمت نظامی خود بودند، ولی در آن دو ماه سازمانهای دولتی عموما درحال اعتصاب بودند و عملا فعالیت اداری وجود نداشت و چون روزنامه ها هم در حال اعتصاب بودند، فعالیت این كابینه جز درگیری هایش با تظاهركنندگان و مقابله بی نتیجه با شعارهای شبانه در پشت بامها، و رو به رو بودن با كمبودها به ویژه نبودن بنزین و سوخت های خانگی انعكاسی نداشت. در این دوره، حفاظت از تاسیسات نفت نیز برعهده ارتش قرار گرفته بود. در این زمان، بیشتر کارکنان صنعت نفت در اعتصاب بسر می بردند. هدف از سپرده شدن امور نفت به ارتش این بود که قوانین نظامی در آنجا حاکم و اجرا شود و اعتصاب ادامه نیابد که این نتیجه حاصل نشد، و حتی واحدهای ارتش دچار کمبود بنزین شده بودند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
یک مهندس ایرانی در 1978 شنود و کنترل انسان از راه دور را پیش بینی کرده بود
شنود و کنترل از راه دور و نامرئی در پاییز سال 2013 خبر روز رسانه ها بود. یک مهندس ایرانی 35 سال پیش از این از چنین وضعیتی خبر داده بود.
     مهندس علیرضا صدیق ـ در سال 1357 = 1978 سی و چهارساله و متولّد تهران که 12 سال در انگلستان فیزیک و الکترونیک تحصیل کرده بود به مطبوعات تهران گفته بود که از طریق سیستم های پیشرفته و امواج ویژه می شود افکار و حرکات افراد مورد نظر را کنترل کرد و آنان را به افرادی غیر ارادی تبدیل و وادار به انجام کارهای مورد نظر کرد.
    به گفته او، این تکنیک با پیشرفت های تکنولوژی و دیجیتال رو به کمال می گذارد به گونه ای که خانه، دفتر، مکالمات و مکاتبات افراد مورد نظر را از راه دور می شود زیر نظر داشت و مشاهده کرد. با هر مانیتور (تلویزیون و کامپیوتر و ...) می توان صدا و تصویر فردی را که با آن کار می کند به دست آورد و از حرکات و اظهارات او در آن محیط (اطاق) اطلاع حاصل کرد. به علاوه، هر حرکت هر شخص و هر انتقال میان مغز و جسم از طریق عصب را که فرکانس خاص دارد می توان به دست آورد و فرد را از راه دور کنترل کرد و زیر نظر داشت و از این طریق حتی برخی از حواس او مثلا حس بینایی و حس بویایی وی را کاهش داد و یا خواب آلوده و بی علاقه بکار و یا خیالباف کرد و از تفکر عادی خارج ساخت.
    مهندس صدیق که 9 سال پس از برقراری نخستین تماس کامپیوترها از راه دور (آرپانِت Arpanet) و 12 سال قبل از ساخت «براوزرBrowser» و پیدایش اینترنت (دبلیو دبلیو دبلیو) و 27 پیش از آغاز بکار سوشِل نِت وُرک ها (تویتر، فیس بوک و ...) ساخت آنها را پیش بینی کرده و گفته بود این وسایل فرهنگ و رسوم افراد را تغییر خواهند داد و شکل دیگری به باورها، روش زندگی و هدف های انسانی می دهند و ... و تغییر انسان یعنی تغییر تدریجی نحوه حکومت بر آن.
    29 سال پیش از مهندس صدیق، جورج اوروِل Orwell در کتاب خود: «سال 1984» و به صورت داستان، شنودهای امروز و کنترل انسان و مشاهدات از راه دور را پیش بینی کرده بود که پیش بینی اورول و اظهارات مهندس صدیق ـ هر دو ـ تحقق یافته است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تغییر نام اماکن و معابر، گاهی هم خودسرانه ـ نام کوروش بنیادگذار کشور ایران را از خیابان شمیران برداشتند و سر ازمجسمه فردوسی جدا کردند!
در ادامه تجدید نام اماكن و معابر، 15 آبان 1358 (9 ماه پس از انقلاب) خیابان «تخت جمشید» به آیت الله طالفانی و میدان ارگ به 15 خرداد تغییر یافت. نام كوروش بزرگ بنیادگذار ایران و مرد محبوب جهانیان، شاه عباس یکم كه [با هدف تقویت شیعه اثنی عشری] دو بار با پای پیاده از اصفهان به زیارت مشهد رفته بود و پدر بزرگش شیعه اثنی عشری را مذهب رسمی ایران اعلام داشته بود و نادر شاه ـ ناپلئون شرق ـ که شرطِ آشتی با عثمانی را به رسمیت شناختن شیعه قرارداده بود قبلا از سه خیابان تهران برداشته شده بود. به باور مورّخان و اروپاییانی که در آن زمان از ایران و دربار شاه عباس دیدن کرده بودند، هدف وی از رفتن به مشهد با پای پیاده و افزودن لقب «مشهدی» بر نام همراهانش، تشویق ایرانیان به زیارت مشهد و داشتن تعصّب هرچه بیشتر درمذهب شیعه بود.
    برخی از این تغییر نامها خودسرانه بود برای مثال: به تصمیم مدیر مدرسه ای در كوی نیروی هوایی (شرق تهران)، نام یعقوب لیث صفاری ـ قهرمان استقلال وطن با آن همه فداکاری كه خوزستان را از چنگ خلیفه عباسی خارج ساخت، مانع ادامه مهاجرت قبایل عرب به آنجا شد و همانجا درگذشت و ما از نفت آن منطقه بهره می بریم و قسمتی از نانِ مان از آنجاست ـ از این مدرسه حذف شد! و .... پیش از کوروش، کشوری که ایران خوانده می شود چندین منطقهِ جدا ازهم بود؛ مرکب از ماد، عیلام، پارت (پارثوا) تا سیستان، هیرکانیا و ... که در حال نزاع و جنگ با یکدیگر بودند.
     در همان روزهای اول پیروزی انقلاب، سرِ مجسمه فردوسی را در میدانی در تهران که به نام اوست قطع کرده بودند و تابلوهای نام حافظ و خیّام را از روی خیابانهای تهران برداشته بودند. احتمالا قطع سر مجسمه فردوسی که بعدا مرمّت شد این بود که نام کتابش را «شاهنامه» گذارده بود، حال آن که منظور فردوسی ـ که یک شیعه مذهب بود و سُنّی ها اورا رافضی می خواندند ـ از بکار بردن واژه شاهنامه، «تاریخ» بود که «تاریخ» واژه ای عربی است. شاهنامهِ فردوسی، تاریخ ایران به زبان شعر است و وی کوشیده است که از واژه های بیگانه استفاده کمتری شود. همچنین احتمالا برداشتن تابلوهای حافظ و خیام از روی خیابانها به این سبب بود که در اشعار خود واژه «شراب» را بکار برده بودند. این دو تابلو بعدا باردیگر در جای خود نصب شدند. به گفته اندیشمندان، فراموش کردن گذشته خالی از خطر نیست و تاریخِ یک ملت است که به تحکیم اتحاد و تداوم اشتراک مساعی کمک می کند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دوران اظهار نظر درباره قانون اساسی جمهوری اسلامی که در مجلس مربوط مطرح بود ـ اصول ولایت فقیه، تفسیر و اصل 44
در چنین هفته هایی در سال 1358 (1979 میلادی) بحث درباره اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی [که 12 آذرماه همین سال به تصویب رسید] در مجلس مربوط ادامه داشت و روزنامه های وقت اظهار نظرها در این زمینه را منعکس می کردند. [پیشنویس این قانون قبلا جهت اطلاع مردم انتشار یافته بود.].
    از نیمه مهرماه تا پایان نخستین هفته آبان بیشتر بحث درباره اصل ولایت فقیه، اصل 44 (کدام موسسات باید ملی ـ دولتی ـ باشد، کدام دسته از آنها تعاونی و کدام دسته غیر دولتی) و نیز اصل مرجع تفسیر قانون اساسی.
    در زمینه «تعیین مرجع تفسیر قانون اساسی»، در اظهارنظرها آمده بود که هر مرجع که تعیین شود، این تفسیر (تحت هر عنوان ازجمله نحوه اجرا و سیاست های اجرایی) باید نهایتا به تصویب همان مراجعی که قانون اساسی را تایید کرده اند (مجلس مربوط و رفراندم) برسد تا اجرایی شود و جای ایراد باقی نماند که در آینده و آینده دور به چگونگی تصویب تفسیر اعتراض نشود. تاکید شده بود که این، نظر استادان علم حقوق در سراسر جهان است که به صورت یک روال در همه کشورها درآمده است.
    در زمینه اصل 44 که این اصل با پشتیبانی توده های مردم رو به رو شده بود گفته شده بود که در یک نظام اسلامی مالکیت باید محدود و مشروع باشد (با استثمار، زد و بند، اجحاف، کم فروشی، سوء استفاده، کلَک و ویژه خواری به دست نیامده باشد) و بنابراین صنایع مادر و معادن و نیرو و ارتباطات، هواپیمایی و کشتیرانی و ... متعلق به ملت (در دست دولت) باشد و به گسترش تعاونی کردن تاسیسات اقتصادی، بویژه تولیدی و توزیع که با شریعت اسلام همخوانی بیشتری دارد توجه خاص شود. این اصل تقریبا به همین صورت تصویب و تا دهه 1380 اجرا می شد. یک حقوقدان در این زمینه گفته بود که موسسات ملی شده پس از انقلاب نمی توانند بار دیگر غیر دولتی شوند مگر به صورت پس دادن و یا جلب رضایت مالکان قبلی و یا ورّاث آنان و گرنه قضیه قرنها در مراجع قضایی مطرح خواهد بود و ....
    در زمینه اینکه در جمهوری اسلامی، نخست وزیر بمانند کشورهای پارلمانی کنترل قوه مجریه را برعهده داشته یا رئیس جمهور که در این صورت نخست وزیر لازم نیست و طرز انتخاب این دو مرجع (توسط پارلمان باشد و یا در انتخابات عمومی). اظهار نظر حاج احمد خمینی در این زمینه جلب توجه می کرد که گفته بود: نه نخست وزیر و نه رئیس جمهور، بلکه حکومت شورایی. صادق قطب زاده در این باره گفته بود که باید تدابیری صورت گیرد که بهترین مدیر و مدبّر رئیس دولت شوند و رئیس جمهور بهتر است که معمّم نباشد (کپی تیترهای اظهار نظر او که در شماره 15972 روزنامه اطلاعات درج شده در زیر آمده است).
    در مورد اصل ولایت فقیه، کپی دو شماره روزنامه اطلاعات که حاوی اظهارات آیت الله خمینی و آیت الله ربّانی شیرازی در این زمینه اند در زیر آمده است که به نظر می رسد با هدف رفع هرگونه نگرانی از این بابت اعلام شده باشند.
    
کپي صفحه اول شماره 15984 مورخ يکم آبان 1358 روزنامه اطلاعات که اظهارات آيت الله خميني درباره «ولي فقيه» در آن چاپ شده است


    
نظر آيت الله ربّاني شيرازي درباره «ولي فقيه» که در شماره 15982 (29 مهرماه 1358) روزنامه اطلاعات به چاپ رسيده است


    
نظر صادق قطب زاده (مدير عامل وقت سازمان راديو تلويزيون) درباره خصوصيات مديران دولتي که در شماره 15972 روزنامه اطلاعات منتشر شده است

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برژینسکی: ایران یک عنصر استراتژیک مهم است و واشنگتن باید تلاش کند تا به هر تدبیر آن را با خود داشته باشد
“The Grand Chessboard: American Primacy and Its Geostrategic Imperative”
    عنوان کتابی است که زبیگنیو برژینسکی Zbigniew Brzezinski کارشناس استراتژی منطقه ای (ژئوستراتژیست) و فارین پالیسی در اکتبر 1997 منتشر کرد که در نوامبر این سال در کتاب فروشی ها توزیع شد. برژینسکی متولد 1928 در شهر ورشو در این کتاب نوشته است که آسیای میانه کلید جهان است و آمریکا اگر بخواهد برتری جهانی خود را حفظ کند نباید بگذارد که قدرت دیگری بر آن منطقه (آسیای مرکزی) مسلط شود.
    
Zbigniew Brzezinski

برژینسکی نوشته است که آمریکاییان می دانند که باید برتری جهانی داشته باشند تا در امنیت، رفاه و با سربلندی زندگی کنند.
    وی در این کتاب افزوده است که ایران یک عنصر استراتژیک مهم است که بدون داشتن آن در کنار خود نمی شود بر آسیای میانه و آسیای غربی (خاورمیانه) مسلط شد. به عبارت دیگر؛ واشنگتن باید تلاش کند تا به هر تدبیر ایران را با خود داشته باشد.
    برژینسکی دراین کتاب اشاره هایی به ذخایر نفت و منابع دیگر آسیای میانه و آسیای غربی کرده است که مطمح نظر قدرت های آسیاییِ در حال طلوع است[چین، هند و ژاپن].
    منطقه ای را که برژینسکی در کتاب خود به آن اشاره کرده [آسای میانه ـ فرارود] در نیمه دوم قرن نوزدهم توسط امپراتوری روسیه تصرف شد و نفوذ سیاسی و حکومتی بیش از دو هزار ساله ایران در آن منطقه پایان یافت، ولی فرهنگ مشترک و بستگی های نژادی باقی مانده است.
    نقد نگاران ادبی (کتاب) همان وقت نوشته بودند که ایران دهها سال در کنار آمریکا بود و سیاست های همین برژینسکی در سال 1978 (سال انقلاب) سبب شد که که «ایرانِ دوست» به «ایرانِ دشمن» آمریکا تبدیل شود. دشمنی خانوادگی برژینسکی با روسیه (که قرن ها لهستان را زیر سلطه خود داشت) و دست زدن به هر تدبیر برای شکست دادن روسیه و کمونیسم آن، دیدگاه برژینسکی را محدود و جهات دیگر مسائل را از ذهن و اندیشه وی دور ساخته بود.
    این کتاب چهار سال پیش از آغاز عملیات نظامی آمریکا در افغانستان و پنج سال و چند ماه قبل از تصرف عراق انتشاریافت و دولت واشنگتن در دهه دوم قرن 21 با عراق و افغانستان پیمان استراتژیک مشترک امضاء کرده و حضور خودرا در آسیای غربی و آسیای جنوبی تقویت و طویل المدت ساخته است. به باور مفسران رسانه ها، در واکنش به همین وضعیت بود که روسیه در نیمه سال 2012 قرارداد ادامه استقرار نیروهای نظامی اش را در تاجیکستان تا دهه پنجم قرن 21 تمدید کرد. به علاوه سازمان تعاونی شانگهای وارد آسیای میانه شده است.
    برژینسکی که مؤسس بنیاد «قربانیان کمونیسم» است بیست و هشتم ماه می 2017 در 89 سالگی در آمریکا درگذشت، دختر او ـ میکا یک ژورنالیست تلویزیونی است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای داستان نویسی
نویسنده 50 کتاب: سازمانهایِ عمومیِ فاسد، افراد و جامعه را فاسد و اخلاقیات و معتقدات مذهبی را تضعیف می کنند
James F. Cooper
ششم نوامبر، سالروز انتشار كتاب «دمكرات آمریکایی» تالیف نویسنده بنام؛ جیمز كوپر در سال 1838میلادی است كه یك رساله سیاسی و پُر از اندرز کهنه نشدنی است. محتوای کتاب از تجربه شخصی و مشاهدات عینی نویسنده نشأت گرفته است. وی جیمز فنیمور كوپر James F. Cooper (متولد 15 سپتامبر 1789 و متوفا در 14 سپتامبر 1851) كه پنجاه اثر جالب از خود به یادگار گذارده پس از یك اقامت طولانی (از 1826 تا 1833) در فرانسه، در بازگشت به میهن خود آمریكا و مشاهده برخی سیاستبازی ها و دغلکاری ها، كتاب رساله مانند «The American Democrat» را درباره رابطه جامعه و دولت نوشت و در آن ضمن دفاع از ارزشهای انقلاب استقلال آمریكا و آرزوها و هدفهای موسسان این كشور و تشریح آزادی ها و برابری های مندرج در اصول قانون اساسی ایالات متحده به مشاهدات خود از سیاستبازی ها پرداخته است. وی در این کتاب برپایه تجربه از مسافرتها و مشاهدات و رفت و آمد با مردم با انشایی اندرزگونه نوشته است که مدیریت و رفتار مقامات اداری و سیاسی، افراد و جامعه را شکل می دهند و اگر فاسد و نادرست و دغلکار باشند افراد و جامعه هم بمانند آنان می شود (فاسد و نادرست) و به این ترتیب اخلاقیات و معتقدات مذهبی که درستی و انسانیت را ندا می دهند تضعیف می شوند که نتیجه اش کثرت جرم و جنایت، دروغ و تجاوز به حقوق دیگران و سرانجام، انحطاط است.
    بیشتر تالیفات جیمز که مدتی دریانوردی کرده و زمانی هم عضو نیروی دریایی آمریکا بود داستان با زمینه واقعی هستند. او درباره مهاجرت به قاره آمریکا و وضعیت سرخپوستان نوشته است که معروفترین کتاب او در این زمینه The Last Mohicans عنوان دارد. [موهیکن ها یک طایفه سرخپوست بودند]. وی از تامین حقوق سیاسی و مدنی و احترام به حق مالکیت بومیان (سرخپوستان) دفاع کرده است. جیمز «تاریخ» هم نوشته است. وی روش تازه ای در بیوگرافی نویسی به دست داده و آن این است که در قالب شرح احوال فرد مورد نظر، وضعیت جامعه و نقص های آن را زیر ذره بین قرار داد و بیان کرد تا اصلاح شوند.
تمبر پستي بزرگداشت جيمز کوپر


     سبك او در نوشتن، پرداختن به جزئیات یك مسئله واقعی روز در قالب داستان بود. در آغاز كار نویسندگی و پیش از نوشتن كتاب دمكرات آمریکایی، كوپر یك ماجرای واقعی را به صورت داستان نقل می كرد و منتشر می ساخت و بهترین نمونه این نوع تالیف او كتابی است كه در آن نقش جاسوسی در جریان جنگ انقلاب استقلال آمریكا منعكس است.
     کوپر نخستین داستان نگار آمریکایی است که از این لحاظ (واقعیت نگاری) شهرت جهانی یافته است. در همان زمان كه وسائل ارتباط تحول نیافته بود، داستانهای كوپر اندكی پس ازانتشار، به زبانهای دیگر ترجمه و چاپ می شد. وی در همه کتابهایش ازجمله کتاب تحت عنوان «چکمه پوشان» ثابت کرده است که وضعیت جامعه رفتار افراد را می سازد و اگر جامعه فاسد باشد افراد هم فاسد می شوند. هدف او از جامعه، مدیران سازمانها و اداری ها است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسی
نخستین بار، یک مسلمان هندی تبار 34 ساله شهردار نیویورک و یک بانو فرماندار استیت ویرجینیا شدند
زُهران و بانویش

در انتخابات محلی سه شنبه چهارم نوامبر 2025 که در چند استیت و شهرِ فدراسیون آمریکا برگزار شد، دو تحول تازه به وقوع پیوست؛ انتخاب یک هندی تبار مسلمان 34 سالهِ متولّد کشور آفریقایی اوگاندا به سمت شهردار شهر 401 سالهِ 8 میلیون و 400 هزارنفری نیویورک و نیز برای نخستین بار در استیت مشترک المنافع 9 میلیونی ویرجینیا، یک بانوی 46 ساله با یک میلیون و 967 هزار رای به سمت فرماندار استیت. ویرجینیا نخستین کُلُنی انگلیس در قاره آمریکا و در جریان جنگ داخلی، فرماندارنشین جنوبی ها بود.
    زُهران مَمدانی Zohran Mamdani شهردار منتخب نیویورک 7 ساله بود که با پدر و مادرش از آفریقا به USA مهاجرت کردند. پدر او محمود مَمدانی با بانویش میرا از هند به آفریقا مهاجرت کرده بودند و زُهران در شهر کامپالا (پایتخت جمهوری اوگاندا) بدنیا آمد. دو ساله بود که پدرش که استاد دانشگاه بود از اوگاندا به شهر کِیپ تاونِ فدراسیون آفریقای جنوبی مهاجرت کرد و 5 سال بعد از این شهر به آمریکا. زُهران پس از تحصیلات دانشگاهی وارد کار سیاست شد و در سی سالگی نماینده در مجلس ایالتی نیویورک. او یک سوسیال دمکرات و از اعضای چپگرای حزب دمکرات آمریکا است که دونالد ترامپ وی را یک کمونیست می خواند. زُهران با یک مسلمان 28 ساله سوریه ای ازدواج کرده است که بانوی او ـ راما صواف دوجی در هنر ترسیم، شهرت جهانی دارد. زُهران با شعار قطع زورگویی سرمایه داران و وعدهِ تثبیت اجاره ها، ایجاد فروشگاههای دولتی خوار وبار و مواد غذایی تا قیمت ها کنترل شود، افزایش حداقل دستمزد به ساعتی 30 دلار، دولتی کردن محل نگهداری کودکان (که پدر و مادرشان کار می کنند و ساعات روز در خانه نیستند)، رایگان کردن اتوبوس های شهری و ... موفق به جلب نظر نیویورکی ها شد که در داخل این شهر حدود 960 هزار و در متروپولیتنِ نیویورک دو میلیون یهودی زندگی می کنند. به گزارشAP Voter Poll نزدیک به 60 در صد رای دهندگان یهودی نیویورک به زُهران رای داده اند. رقیب اصلی زُهران در این انتخابات، اندرو کومو فرماندار پیشین استیت نیویورک بود که شکست خورد. طبق گزارش های آماری بیش از سه چهارم رای دهندگان نسل Z و نسل Y (جوان ها) به زُهران رای داده بودند و از هر 10 مسلمان ساکن نیویورک، 9 نفرشان. بِرنی ساندِرز سناتور یهودی و سوسیالیست آمریکا از زُهران حمایت کرده بود.
    در انتخابات محلی سه شنبه چهارم نوامبر 2025، بانو Abigail Spanberger به سمت فرماندار استیت مشترک المنافع ویرجینیا انتخاب شد که معاونش بانوی هندی تبار؛ غزاله فردوس هاشمی خواهد بود. بانو اَبیگِیل قبلا در پارلمان استیت ویرجینیا نماینده بود و پیش از آن فعال در امور اطلاعات. او دارای شوهر و 3 فرزند و از اعضای حزب دمکرات آمریکا است. ویرجینیا در تاریخ چهارصد ساله خود، بانو فرماندار نداشت. فرماندار کنونی ویرجینیا که مقام خود را به بانو اَبیگِیل خواهد سپرد یک جمهوریخواه است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
فرماندار منتخب استیت مشترک المنافع ویرجینیا:
Abigail Spanberger

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
«آیدا تاربل» بزرگترین روزنامه نگار اینوستیگیتیو تاریخ آمریكا كه گزارش ها و مقالات او كمپانی استاندارد اویل را تجزیه كرد
Ida Tarbel

پنجم نوامبر سال 1857 «آیدا تاربلIda Tarbel» در ایالت پنسیلوانیای آمریكا به دنیا آمد و پس از فراغت تحصیل از دانشگاه، كار روزنامه نگاری را پیشه ساخت و پس از چند سال خبرنگاری، در موسسه مك كلور كه دارای چند نشریه بود به عنوان خبرنگار اینوستیگیتیو (خبرنگاری كه بمانند كارآگاه پلیس یك قضیه را دنبال می كند و كشفیات خود را هر روز منتشر می سازد و چون دیگران در جریان قرار می گیرند به او در كسب اطلاعات بیشتر كمك می كنند) استخدام شد. وی در طول فعالیت در ایالت پنسیلوانیا مشاهده كرده بود كه چگونه راكفلر و كمپانی نفتی او، «استاندارد اویل» مردم را از كسب و كار خارج می سازند و اراضی را به بهایی نازل تملك می كنند و با كمك مقامات محلی اراضی دولتی صاحب می شوند و .... وی به تجسس در كارهای این كمپانی پرداخت و آن چنان پی گیر شد تا اسنادی به دست آورد كه این كمپانی قانون «ضد تراست» آمریكا را نقض كرده است. انتشار این رشته مطالب كه مردم و اصحاب اطلاع به او كمك می كردند باعث شد كه دادستان كل برضد استاندارد اویل اعلام جرم كند و دادگاه حكم به تجزیه و انشعاب كمپانی دهد كه قبلا تصور آن هم نمی رفت.
     كار این افشاگری كه مورد حمایت مردم آمریكا بود و تیراژ روزنامه های افشاگر را ده برابر كرده و به یك میلیون نسخه رسانده بود سبب ترس میلیونرها، تایکون ها Tycoonsو صاحبان كمپانیهای بزرگ شد، به گونه ای كه تئودور روزولت رئیس جمهمور وقت آمریكا در اجتماعی، آیدا و سایر روزنامه نگاران افشاگر را «ماكریكر Muckraker = نجاست به هم زن» خواند، ولی چون قانون اساسی این كشور آزادی مطبوعات را تضمین كرده است موفق نشد این تلاش را كاهش دهد. [Muck یعنی کود و نجاست و Raker نوعی بیلچه است]. ناشران روزنامه ها كه در معرض كاهش اعلان قرار گرفته بودند (زیرا كه كمپانی های بزرگ آگهی دهندگان اصلی بوده اند) شروع به كوتاه آمدن كردند كه آیدا با دو همكار دیگر خود «ری» و «لینكن» نشریه ای از آن خود به راه انداختند كه درهایش را به روی سایر روزنامه نگاران اینوستیگیتیو باز گذارده بود. [در آمریکا انتشار نشریه نیاز به دریافت پروانه و دخالت دولت ندارد]. كار این افشاگران بود كه رشته تحصیلی «روزنامه نگاری اینوستیگیتیو» را در دانشگاهها به وجود آورد و این عمل را دائمی ساخته است.
    آیدا كه در نیمه دوم عمر مجله «آمریكن مگازین» را دایر كرده بود به تدریج به كتاب نویسی روی آورد كه كتاب های او نیز انتقادی و افشاگرانه بوده است. معروفترین تالیفات این بانوی روزنامه نگار؛ «تاریخچه استاندارد اویل کمپانی، «بالاكشیدن كسب و كار مردم تحت حمایت قانون و با كمك وكلای دادگستری»، «وجدان زنان را نمی شود به آسانی مردها خرید»، «مشكل زن بودن»، «تاریخچه شخصی (خاطرات خودش)»، زندگی آبراهام لینكلن، «اوون یانگ» و .... آیدا 86 سال عمر كرد و در سال 1999 نام او، شماره پنجم در ردیف یكصد روزنامه نگار بزرگ قرن 20 قرار گرفت و عكسش بر تالار مشاهیر اضافه شد و دولت آمریكا در سپتامبر سال 2002 تمبر 37 سنتی مزین به عكس او را به چاپ رساند كه در جریان است. در زیر عكس این تمبر دیده می شود. آیدا ششم ژانویه 1944 درگذشت.
    
تمبر پستي يادبود آيدا

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
«ویروس روزنامه نگاری» در 32 روز تفسیرگوی شهیر آمریکا را بگور کرد ـ روزنامه نگاری دریاست و روزنامه نگار ماهی ـ یک اندرز از «اندی رونی»
«اندی» 22 ساله و «اندی» 92 ساله
"روزنامه نگاری ـ ویروسی است که اگر وارد بدن یک انسان شود تا آخرین دَمِ واپسین او را رها نخواهد ساخت. این ویروس با ویروس های دیگر دارای این فرق است که اگر آن را از بدن روزنامه نگار خارج سازند خواهد مُرد.". این واقعیت دهها ساله را همه دانشجویان حرفه روزنامه نگاری در کتاب های درسی خود خوانده اند و گریزی از آن نیست. این واقعیت در نوامبر (آبان ماه) 2011 یک بار دیگر به ثبوت رسید.
     «اَندی رونی Andy Rooney » روزنامه نگار و تفسیرگوی آمریکایی دوم اکتبر 2011 در شبکه تلویزیونی سی بی اس حضور یافت و خطاب به بینندگان برنامه گفت با اینکه برای روزنامه نگاری و روشنگری بازنشستگی پیش بینی نشده است؛ او تصمیم گرفته است که از فردا پس از 92 سال عُمر و 69 سال روزنامه نگاری [دو سال کمتر از انور خامه ایِ ایران] خود را بازنشسته کند و چندی به دور از «لپ تاپ» بیارامد و جوش دیرشدن مطلب و یافتن سوژه را نداشته باشد. ولی، او نتوانست از قاعدهِ کلی (ویروس روزنامه نگاری) فرار کند و 32 روز بعد، در چهارم نوامبر 2011 درگذشت و خبرساز شد. رادیو تلویزیون ها برنامه های عادی خود را قطع کردند و مرگ او را اطلاع دادند. اندی (اندرو) 14 ژانویه 1919 به دنیا آمده بود.
    «اندی رونی» پس از اتمام دانشگاه، از سال 1942 کار روزنامه نگاری را آغاز کرده بود. در سه سال آخر جنگ جهانی دوم اخبار جبهه های اروپا را پوشش می داد و از سال 1949 از رسانه های نوشتاری به رادیو تلویزیون پیوست و چندی نگذشت که تفسیر گویی را آغاز کرد. تفسیرهای او از سال 1978 در مجله تلویزیونی «سیکستی مینیتز» شبکه سی بی اس تحت عنوان «چند دقیقه با اندی رونی» پخش می شد. پخش مطالب او که تا دوم اکتبر 2011 ادامه داشت دهها میلیون بیننده [مخاطب] داشت و روز پس از پخش، در روزنامه ها نیز منعکس می شد و خبرگزاری ها ـ متن و یا خلاصه آن را مخابره می کردند. یک بار که اَندی بر سر موضوعی با رئیس شبکه اختلاف پیدا کرد و پخش تفسیرهایش برای مدتی کوتاه متوقف ماند، شبکه مربوط 20 درصد مخاطبان خود را از دست داد و یکی از این مخاطبان رئیس جمهوری وقت آمریکا بود که آرزو کرد کدورت رئیس شبکه و «اندی» هرچه زودتر رفع شود و او بتواند دوباره اندرزهای «اندی» را بشنود.
    «اندی رونی» درعین حال مولف 15 کتاب حاوی خاطرات، تجربه، اندیشه و اندرزهای او از دوران طولانی ژورنالیستی اش بود. او بارها گفته و نوشته بود: "یک روزنامه نگار اگر خاطرات آموزنده خود وتجربه هایش را ننویسد و یا نگوید تا برای جامعه درس باشند و اشتباهات تکرار نشوند، درختی بی حاصل بیش نیست.". اندی هر ضعف جامعه و خطای انسان را نتیجه مستقیم کمبودهای مدارس و نارسا بودن آموزش و پرورش می دانست و بارها آن را گوشزد کرده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
... و یك «روزنامه» وسیلهِ تأمین وحدت ایتالیا شد
Cavour
ششم نوامبر سال 1852 «كامیلو كاوور» روزنامه نگار 42 سالهِ وقت، نخست وزیر پیه مونته و ساردنیای ایتالیا شد. وی بزرگترین نقش را در احیاء ایتالیای واحد، نزدیك به چهارده قرن پس از زوال امپراتوری روم غربی ایفاء كرد و با اعزام 15 هزار نظامی به جبهه كریمه، وطن خود را وارد باشگاه قدرت های اروپایی ساخت. حربه او در متحد ساختن ایتالیایی ها كه تا زمان او بر هر گوشه اش یك قدرت اروپایی حكومت داشت؛ روزنامه او «ریسورجی منتو» و مقالات آتشین و میهنی اش بود. این نخستین مورد در طول تاریخ است كه یك روزنامه تا این حد در تأمین وحدت یك كشور و اقتدار آن موثر واقع شده است.
     «كاوور» كه یك ملی گرای چپ بود در امور دیپلماتیك نیز كاملا مهارت داشت. او در جوانی افسر ارتش بود و جنگ را خوب می شناخت. كاوور در باره دمكراسی و حكومت پارلمانی در انگلستان مطالعه و بررسی كرده بود. هنر او یافتن و شناخت وطندوستان واقعی و شركت دادن انان در كوشش های تأمین وحدت وطن بود. گاریبالدی ـ میهندوست بنام ایتالیایی از یاران كاوور در تامین وحدت ایتالیا بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
آمریکا، زمانی که دارای دو رئیس جمهوری شد ـ علل شکست کنفدراسیون عمدتا تورّم پول، ضعف اقتصاد و ناکارآمدی جفرسون دیویس بود
ششم نوامبر سال 1860 ابراهام لینکلن برای یک دوره چهارساله به ریاست جمهوری فدرال آمریکا انتخاب شد که در دوران ریاست جمهوری او، میان دولت وی و سران استیت جنوبی که استقلال داخلی بیشتری برای همه استیت های عضو فدراسیون می خواستند ـ عملا تبدیل فدراسیون به کنفدراسیون، اختلاف بروز کرد و استیت های جنوبی و عمدتا به سبب تصمیم لینکلن (لینکِن) به رهایی سیاهپوستان از بردگی سفیدپوستان، از اتحادیه جدا شدند و (با هدف تامین استقلال داخلی هرچه بیشتر استیت ها در امور خود و کاهش اختیارات دولت مرکزی) کنفدراسیون آمریکا را تشکیل دادند که این اقدام جنگ داخلی خونین آمریکا را با بیش از 650 هزار کشته و ویرانی شهرها به دنبال داشت.
    استیت های جنوبی ششم نوامبر سال 1861 (7 ماه پس از آغاز جنگ داخلی) جفرسون دیویس متولّد ژوئن 1808 و قبلا سناتور و وزیر جنگ آمریکا را برای یک دوره شش ساله به ریاست کنفدراسیون خود انتخاب کردند و به این ترتیب آمریکا نزدیک به چهار سال، همزمان، دارای دو رئیس جمهوری، دو پایتخت و دو نوع پول بود. شهر ریچموندِ ویرجینیا پایتخت کنفدراسیون بود که تا شهر واشینگتن پایتخت فدراسیون، 150کیلومتر فاصله دارد.
    مورّخان علت عمده شکست کنفدراسیون را تورّم پول و کاهش ارزش آن (چاپ بیش از حد اسکناس برای تأمین هزینه ها)، ضعف اقتصاد زیراکه جنوبی ها استیت های کشاورزی و شمالی ها صنعتی ـ کشاورزی بودند و ناکارآمدی و ندانمکاری های جفرسون دیویس که در یک خانواده کشاورز در کنتاکی به دنیا آمده بود و موفق نشد که متحد اروپایی بیابد. هیچ دولت خارجی کنفدراسیون را به رسمیت نشناخت.
    با شکست نظامی کنفدراسیون در نهم ماه می 1865، عُمر حکومت «جفرسون دیویس» هم یافت و مدتی نسبتا کوتاه بازداشت بود، اما محاکمه و محکوم به مجازات نشد. وی در ششم دسامبر 1889 درگذشت. جنگ داخلی آمریکا 4 سال و 3 هفته و 6 روز طول کشید.
    
لينکلن


    
جفرسون ديويس

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
هوگو چاوس بر ضد جورج بوش ـ اجتماع 40 هزارنفری آرژانتینی ها و تظاهرات برضد بوش ـ چاوس: هدف واشیگتن برتری «دلار» و کنترل اقتصاد ملت ها است
ششم نوامبر 2005، جورج بوش رئیس جمهوری وقت آمریكا برای شركت در نشست دو روزه سران 34 كشور قاره آمریكا وارد شهر ساحلی «مار دل پلاتاMar del Plata»ی آرژانتین شد. اندكی پیش از ورود او، هوگو چاوسِ سوسیالیست و رئیس جمهوری وقت ونزوئلا در ورزشگاه آن شهر یك اجتماع مسالمت آمیز چهل هزار نفری بر ضد پیشنهاد «آزادی تجارت» در قاره آمریكا شرکت کرده بود كه به گفته او [چاوس] خواست دولت واشنگتن با هدف تثبیت برتری «دلار» و کنترل اقتصاد ملت ها از این طریق بود.
    در اثناءِ سخنرانی چاوس، به جمعیت خبر رسید كه جورج بوش وارد شهر شده و در «شرایتون هتل» اقامت كرده است كه گروهی از آن جمعیت به خیابانها ریخت و جهت اعتراض به سوی هتل به حركت درآمد. پلیس مانع پیشروی این گروه شد كه میان طرفین با كوكتل مولوتف و سنگ پرانی و چوبدستی و گاز اشك آور زد و خورد روی داد. سرانجام پلیس موفق شد كه جمعیت را در 600 متری هتل متوقف سازد.
    تظاهر کنندگان كه چنین دیدند دست به تخریب مؤسسات و فروشگاههای اطراف زدند. با این كه 64 تن از تظاهر كنندگان دستگیر شده بودند روز بعد این تظاهرات دامنه بیشتری یافت و بسیاری از شهرهای آرژانتین را فرا گرفت.
    چاوس که به ضدیت با جورج بوش ادامه داده بود در سپتامبر 2006 در نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل در شهر نیویورک، جورج بوش را علنا «اهریمن» خواند. چاوس در مارس 2013 از بیماری سرطان درگذشت.
    
گوشه اي از تظاهرات ضد بوش در شهر ساحلي ماردل پلاتا (آرژانتين)

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اظهارنظر «مارتین ایندیك» درباره اظهارات نوامبر 2005 احمدی نژاد که پهنه گیتی باید از وجود دولت اسرائیل پاك شود
Martin Indyk

مارتین ایندیك Martin Indyk معاون پیشین وزارت امور خارجه آمریكا، سفیر اسبق این كشور در اسرائیل و عضو انستیتوی بروكینگز (در شهر واشنگتن) در مقاله ای در لس انجلس تایمز كه پنجم اكتبر 2005 همزمان در بسیاری از روزنامه های آمریكا چاپ شده بود نوشته بود: در پی انتشار اظهارات احمدی نژاد که پهنه گیتی باید از وجود دولت اسرائیل پاك شود، دیپلماسی ایران تلاش كرد كه مسئله را رفع و رجوع كند ولی مقامات ارشد، روحانیون و روزنامه های تهران نوشتند كه این اظهارات تازه نیست و از 27 سال پیش بیان می شود.
     ایندیك نوشته بود: درست است كه ایران دارای موشك دور بُرد است و تا پنج ـ شش سال دیگر به سلاح اتمی دست می یابد ولی جنگ این كشور با اسرائیل بعید به نظر می رسد زیرا که فاصله دو کشور از هم، زیاد است، آمریکا دهها هزار نظامی در عراق دارد [داشت] و برای نیروی دریایی ایران دشوار است كه هزار مایل فاصله خلیج فارس تا آبهای اسرائیل را طی كند و دست به حمله بزند، ولی تشدید فعالیت حزب الله (لبنان) و جهاد اسلامی (فلسطین) كه مورد حمایت دولت جمهوری اسلامی ایران هستند بر ضد دولت اسرائیل محتمل است. بنابراین نمی توان به آسانی از اظهارات احمدی نژاد گذشت.
    پیش بینی ایندیک درباره حزب الله لبنان تحقق یافت. ایندیک در جریان انتخابات سال 2008 آمریکا از رئیس جمهوری شدن باراک اوباما پشتیبانی کرده بود. وی در جریان کمپین انتخاباتی این سال، اوباما را دوست و حامی اسرائیل اعلام کرده بود و از یهودیان آمریکایی خواسته بود که به اوباما و نامزدهای پارلمانی حزب دمکرات رای دهند. حمایت وی از اوباما همچنین مشوّق رسانه های آمریکا بود که عمدتا در کنترل جامعه یهودیان این کشور و کمپانی های خارج از حرفه روزنامه نگاری هستند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
واکنش روسیه در نوامبر 2008: استقرار موشک خودکار اسکندر در مرز لهستان
رژه ميدان سرخ و اخطار رئيس جمهوری وقت روسيه به آمريکا در پنجم نوامبر 2008

پنجم نوامبر 2008 و یک روز پس از انجام انتخابات عمومی آمریکا و اعلام انتخاب شدن «بارَک حسین اوباما» نخستین سیاهپوست و پسر یک کِنیاییِ مسلمان به ریاست جمهوری این کشور، دمیتری مدودیف رئیس جمهوری وقت فدراسیون روسیه به مناسبت روز وحدت در این کشور و در حالی که رژه نظامی با یونیفورم سنتی در میدان سرخ جریان داشت در نطق خود در برابر اعضای مجلس عالی روسیه (سنای روسیه) ضمن انتقاد ضمنی از برخی سیاست های آمریکا گفت که روسیه در واکنش به هرگونه استقرار موشکی آمریکا در لهستان و جمهوری چِک، در مرز خود با لهستان موشک خودکار «اسکندر» مستقر خواهد ساخت.
    وی وجود تشنج در جهان و بحران مالی وقت را که از آمریکا آغاز شده بود نتیجه خودخواهی و آزمندی مقامات، سیاسیون و شرکتهای بزرگ برخی از کشورهای بلوک غرب خواند و خواست که دولت آمریکا سیاست برتری جویانه خودرا کنار بگذارد تا بلوک بندی تازه ای آغاز نشود و جهان به دوران «اتحادیه سازی و اتحادیه بازی» ها بازنگردد که در این صورت، خطر جنگ اتمی وجود خواهد داشت و امروزه سلاح اتمی در انحصار یک دولت نیست و اینک در جهان، 9 کشور شناخته شده دارای سلاح اتمی هستند.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 6 نوامبر
  • 447:   یک زمین لرزه شدید در آناتولی شمال غربی و گوشه ای از اروپای جبوب شرقی روی داد و تلفات و زیان ببار آورد ازجمله بخشی از حصار شهر قسطنطنیه (استانبول) پایتخت وقت امپراتوری روم شرقی را ویران ساخت و 57 برج از برج های این باروی طولانی فرو ریختند.
        
  • 1700:   بندر بوستون (در ماساچوست آمریكا) به عنوان بزرگترین مركز فروش برده معروف شد.
        
        
  • 1844:   اسپانیا به دومینیكن مستعمره بسیار قدیمی خود در قاره آمریكا استقلال داد.
        
        
  • 1846:   تایلر، ژنرال آمریكایی كه سرگرم جنگ برای جداكردن كالیفرنیا از مكزیك بود پس از عقب راندن نیروهای مكزیك در مونتری كالیفرنیا، منطقه سالتیلو را متصرف شد.
        
        
  • 1862:   یك دادگاه آمریكا در استیت شمالی مینه سوتا سیصد بومی (اصطلاحا؛ سرخپوست) از طایفه «سانتیSantee» منشعب از قبیله «سو» را به اعدام محكوم كرد. جرم این گروه این بود كه در برابر مهاجران تازه وارد اروپایی، از اراضی و املاك خود و ارث نیاکان دفاع مسلحانه كرده بودند.
        
        
  • 1898:   دولت عثمانی مجبور به تخلیه جزیره استراتژیك «كرِت» در مدیترانه شد.
        
        
        
  • 1900:  


    هنریخ هیملر مقام نزدیک به هیتلر در دولت حزب ناسیونال سوسیالیست (نازی) آلمان و رئیس اِس اِس ها در این روز به دنیا آمد.
        
        
        
        
  • 1918:   لهستان پس از جدا شدن از روسیه، جمهوری شد.
        
        
  • 1921:   ششم نوامبر زادروز جیمز جونز داستان نگار و نویسنده داستان «از اینجا تا ابدیت» است که در سال 1921 به دنیا آمد.
        
        
  • 1925:   سلطان احمدشاه قاجار در پاریس به خلع خود از سلطنت ایران اعتراض كرد.
        
        
  • 1952:   آمریكا تأیید کرد که نخستین بمب هیدروژنی خود را آزمایش كرده بود. 19 سال بعد و در همین روز (ششم نوامبر 1971)، آمریکا یک آزمایش هیدروژنی در زیرِ زمینِ یک جزیره غیر مسکون در جنوب غربی آلاسکا انجام داد.
        
        
        
  • 1954:   در حالی كه محاكمه افسران كمونیست دستگیر شده ایران ادامه داشت فرمانداری نظامی تهران مدعی كشف یك انبار اسلحه متعلق به حزب كمونیست توده شد.
        
        
  • 1962:  


    ادوارد کِنِدی (تِد) برادر جان اف کندی و دمکرات معروف برای نخستین بار ازاستیت ماساچوست به عضویت در سنای آمریکا انتخاب شد. وی این کرسی را تا پایان عمر (نیمه دوم سال 2009) حفظ کرده بود. در آمریکا عضویت در دو مجلس کنگره محدودیت دوره ای ندارد.
        
        
  • 1985:   چریک های کمونیست کلمبیا واقع در آمریکای لاتین در این روز در شهر بوگوتا، کاخ دادگستری کلمبیا را اشغال کردند و در آن مستقر شد.
        
        
  • 1986:   یک هلی کوپتر که 49 سرنشین داشت و جز خلبانان، تماما کارگران نفت انگلیس در دریای شمال بودند بر فراز این دریا و در منطقه آبهای اسکاتلند سقوط کرد و 47 تَن از سرنشیان آن کشته شدند. دو تَنِ باقیمانده بر حسب اتفاق نجات یافتند. این دو پس از افتادن هلی کوپتر به دریا به دو تخته دست یافتند و تا رسیدن گارد ساحلی، این تخته ها را در بغل گرفته بودند تا غرق نشوند.
        
        
  • 2012:   بانو «تامی سوزان بالدوینTammy Suzanne Baldwin» متولّد 1962 سناتور استیت ویسکانسین در سنای آمریکا شد. وی نخستین بانوی لِزبیَن (همجنسباز) است که عضو سنای آمریکا شده است. انتخاب او شش سال بعد تجدید شد.
        
        
  • کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    اطاق خبر روزنامه اطلاعات در آخرین روز پیش از اعتصاب 61 روزه روزنامه نگاران ایران ـ مصاحبه با آیت الله مکارم شیرازی ـ اظهارات آن روز و امروز او
    شنبه 13 آبان 1357 (چهارم نوامبر 1978 و سال انقلاب)، در اطاق خبر روزنامه اطلاعات، توجهی به اخبار دیگر جز قوّت گرفتن شایعه سپردن کابینه به وزیران نظامی (ژنرال ها) و نشاندن یک ژنرال ارشد بر جای جعفر شریف امامی نبود. همچنین یک شایعه دیگر فضای تحریریه را پُر کرده بود و آن آماده شدن جبهه ملّی (مصدقی ها) برای تشکیل دولت ـ با تغییر نظام حکومتی و یا با رضایت شاه بود و ادامه اقامت دکتر سنجابی در پاریس و بازگشت مهدی بازرگان از آنجا به تهران این شایعه را قوت می داد و گفته می شد که هر دو برای جلب موافقت آیت الله خمینی به تشکیل چنین دولتی که مستلزم تماس با شاه هم بود به پاریس رفته بودند که تلفن ناگهانی منصور تاراجی (سردبیر پیشین روزنامه اطلاعات که نقش خبرنگار این روزنامه در فرانسه را ایفاء می کرد) از پاریس که تماس خبری با نزدیکان آیت الله خمینی داشت تردید ساز شد. تاراجی گفته بود که اگر ملیّون (سنجابی، صدیقی، بختیار و ...) و ملّی ـ مذهبی ها (بازرگان و ...) با شاه تماس بگیرند طرد خواهند شد. از سوی دیگر، همه روزنامه نگاران در انتظار تصمیم سندیکای خود به اعلام اعتصاب عمومی بودند و فشار روزنامه نگاران چپگرا و کمونیست به آغاز این اعتصاب که نوعی تحریم کابینه نظامی ِ در شرف تشکیل بود شدّت گرفته بود و گمان نمی رفت که انتشار روزنامه بیش از یکی ـ دو شماره دیگر باشد. در این میان تصمیم گرفته شد که نظر حجت الاسلام ناصر مکارم شیرازی که از مدت ها پیش پیرامون مسائل ابراز نظر می کرد و در نشریات درج می شد (که هنوز هم درج نظرات او ادامه دارد) درباره کابینه نظامی، حکومت آینده و مسائل روز استعلام شود.
        در آن زمان دکتر علیرضا نوری زاده دبیر میز سیاسی روزنامه اطلاعات بود. وی رسول امان اللهی ـ یکی از خبرنگارانِ میزِ خود و تحصیلکرده آمریکا را برای مصاحبه با مکارم شیرازی (متولّد پنجم اسفند 1305 و اینک آیت الله عظمی مکارم شیرازی، از مراجع تقلید مذهب شیعه) انتخاب کرد. دسترسی به آیت الله مکارم شیرازی و مصاحبه با او آسان بود.
         آیت الله مکارم شیرازی (در آن زمان؛ حجت الاسلام) در مصاحبه اختصاصی روزنامه اطلاعات با او اخطار کرده بود که دولت نظامی با «جهاد» رو به رو خواهد شد و گفته بود تا آنجا که او می داند هیچ رهبر مذهبی انتظار ندارد که رهبری سیاسی مملکت را برعهده گیرد. رهبران مذهبی می خواهند که از جنبه مذهبی بر امور نظارت داشته باشند و در قوانین موضوعه، روحیه مذهبی وجود داشته باشد و این قوانین با همان روحیه هم اجرا شوند. حکومت [نظام] اسلامی بر اساس عدالت، آزادی، مبارزه با فساد طبقاتی و مبارزه با فساد در همه دستگاهها خواهد بود. در حکومت اسلامی باید دو عنصر را در نظر بگیریم. یکی قوانین اسلام (احکام) است و دوم عنصر اسلامی برای پیاده کردن آنها. اقتصاد اسلامی نقاط ضعف دو اقتصاد سوسیالیستی و کاپیتالیستی را ندارد ولی مزایای هر دو را دارد.
        روز بعد (14 آبان 1357) این مصاحبه آماده شد که ضروری است کُپی چاپ شده اش هرچند وقت یکبار و عینا در روزنامه های تهران تجدید درج شود تا مقامات، مسائل جامعه در آن سال ها را فراموش نکنند و خواست مردم و هدف از برقراری نظام اسلامی و نظرات و اظهارات وقت آیات عظام و حُجَج اسلام را در نظر داشته باشند. باید مواظب قضاوت تاریخ بود. مورّخ بمانند کارآگاه پلیس وقایع و اظهارات را دنبال می کند ازجمله «اظهارات و عمل»، «مقایسه گفته های پیشین و بعدی مقامات و معاریف»، «وعده های بی عمل»، «تغییر چهره دادن ها»، «میزان رعایت قوانین و اصول» و ...، پرونده ها را تکمیل و به قاضی تاریخ می سپارد تا قضاوت کند و قضاوت تاریخ پاک شدنی نیست.
        در آن سال، این نگارنده [نوشیروان کیهانی زاده] دبیر میز اخبار بین الملل روزنامه اطلاعات بود و میز او تا میز اخبار سیاسی روزنامه که تحولات انقلاب را نیز پوشش می داد تنها یک متر فاصله داشت. امان اللهی که در سال 1373 دبیر اخبار بین الملل روزنامه ایران شد همان روز خواست که متن مصاحبه مکارم شیرازی دستکاری نشود. مصاحبه پس از تنظیم به میز سردبیر (غلامحسین صالحیار) ارسال شد و قرار شد که تیتر آن در صفحه اول و متن با عکس آیت الله مکارم شیرازی در صفحه سوم (صفحه اخبار داخلی) درج شود و تیتر از آن قسمت از اظهارات مکارم که گفته بود دولت نظامی با جهاد رو به رو خواهد شد انتخاب شود که در عین حال یک هشدار به شاه باشد.
        روزنامه چاپ شد، سهمیه شهرستانها ارسال گردید و در وانت ها آماده توزیع در تهران بود که اعلامیه سندیکا دایر بر اعتصاب روزنامه نگاران واصل شد. سردبیر با صدای بلند اعلام کرد که از فردا روزنامه نخواهیم داشت و این اعتصاب خیلی طولانی خواهد بود. بهرام مسعودی مدیر وقت روزنامه (که بر جای برادرش فرهاد نشسته بود) نیز خطاب به کارکنان روزنامه اعلام داشت که نگران پرداخت دستمزد نباشند، به موقع و هر 15 روز به 15 روز بر پایه دریافتی کنونی پرداخت خواهد شد. صندوق روزنامه روز پانزدهم هر ماه و نیز روز سی ام برای پرداخت، باز خواهد بود.
        اعتصاب تا رفتن کابینه نظامیان و آمدن شاپور بختیار به مدت 61 روز ادامه داشت که طولانی ترین اعتصاب در تاریخ ژورنالیسم بشمار آورده شده است. پاراگراف های مهم و تأمل برانگیز اظهارات آیت الله مکارم شیرازی در آبان 1357 که «تاریخ» شده است، به لحاظ مقایسه مسائل و نظرات در زیر کُپی شده است:
        



        
    عکسی از مکارم که با مصاحبه او در صفحه 3 آخرین شماره روزنامه اطلاعات پیش از اعتصاب درج شده بود


        ـ ـ ـ ـ ـ
        و 38 سال بعد و گذشت نزدیک به چهار دهه از استقرار نظام اسلامی در ایران، آیت الله ناصر مکارم شیرازی از مسئله صندوق ذخیره فرهنگیان ـ که بسیاری از ایرانیان را نگران و شگفت زده ساخته و دستمایه انتقاد در داخل و خارج شده است سخن می گوید.
        به گزارش خبرگزاری فارس، آیت‌الله ناصر مکارم ‌شیرازی در آبان 1395 در درس خارج فقه خود که در مسجد اعظم قم برگزار شده بود، ضمن بیان موضوعات متعدد گفت: ... یک روز چشم باز می‌کنیم و می‌بینیم که صندوق ذخیره فرهنگیان با سرمایه عظیم، ابزار دست عده‌ای از خدا بی‌خبر شده است و همانطور که امام علی(ع) در مورد بیت‌المال در برخی از دوران بیان فرموده، مانند شتری است که شروع به بلعیدن کند، صندوق ذخیره فرهنگیان [صدها هزار فرهنگی] به این صورت درآمده است.
        این مرجع تقلید ضمن سخنان خود تأکید کرد: در این مملکت ما نیاز به بازرسی قوی و بی نظر و نظارت مستمر داریم، پیش از آنکه چنین مواردی [ازجمله برداشت کلان از صندوق فرهنگیان] روی دهد. دستگاه نظارت و بازرسی باید امور دستگاه‌ها را دقیقا زیر نظر و کنترل داشته باشد تا به صورت صحیح، اسلامی و طبق قوانین و ضوابط عمل کنند و فعالیت داشته باشند، اینکه پس از غارت، مثلا موضوع دریافت حقوق‌های نجومی و وام‌های با بهره صفر مشخص و گزارش شوند، درست نیست.
        وی علت پیدایش بسیاری از مسائل جامعه را ضعف فرهنگی [اخلاقیات، رعایت حق، عدالت و انصاف] بیان داشت و ابراز امیدواری کرد که تعالیم اسلام در بین مسلمانان احیاء شود و با زنده کردن تعالیم اسلام زندگی خوبی داشته و برادر یکدیگر باشند. اسلام دین محبت، برادری و رعایت حق و عدالت است و هرگونه تجاوز به حق دیگران، فساد و اجحاف را نهی کرده است. برادری و محبت یعنی ضد تبعیض و اِعمال نفوذ [پارتی بازی].
        
    یکی از آخرین عکس های آیت الله عظمی مکارم شیرازی

     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
    پیام‌های تازه
    اين مخاطبان رسانه ها هستند كه بايد با واکنش خود آنها را مجبور به ارتقاء كيفيت محتوا كنند
  •   در پاسخ به سئوال آبان ماه 1384 یك دانشجو از تهران، كه چه باید كرد تا نشریات وطن دارای كیفیت بهتری شوند، باید بگوییم كه نظر نگارنده این تاریخ آنلاین درباره روزنامه های تهران همان است كه بارها مطرح شده است. ناشر روزنامه باید نشریه را به صورت یك كسب و كار بنگرد و به روش بازرگانی اداره كند، نه این كه متكی به كمكهای دولت و این جناخ و آن دسته باشد. برای نیل به این هدف، باید واقعا قصد روزنامه نگاری كردن داشته باشد. وقتی فردی با این هدف گام به میدان بگذارد، می رود بهترین روزنامه نگاران را می یابد و بكار می گیرد زیرا كه هرچه متاع بهتر باشد، مشتریان بیشتر خواهند بود و پیشرفت خواهد كرد. از سوی دیگر، این مردم (مخاطبان) هستند كه باعث پیشرفت و بهبود كیفیت یك روزنامه می شوند. اگر آنقدر رشد داشته باشند كه كالای نامرغوب را نخرند، صاحب كالا (ناشر روزنامه) ناچار خواهد شد متاع بهتری عرضه بدارد و گرنه سرمایه اش از دست می رود. یک فرد و یا موسسه نباید با هدف داشتن پلكان ترقی و یا استفاده از اصحاب منافع به فكر روزنامه دادن بیافتد كه در بعضی موارد، عملی به زیان منافع ملی هم خواهد بود. این اصل در مورد سایر رسانه ها (سینما، کتاب، رادیو یلویزیون و ...) هم صادق است. آیا كسی می رود سینما پول بدهد تا فیلم بد ببیند؟، قطعا كه نه. پس سازنده فیلم نهایت تلاش خود را بكار خواهد بست تا فیلمی خوب عرضه بدارد، همین طور در مورد كتاب و .... بنا براین، اگر نقصی در نشریات یک کشور دیده شود، قسمتی از آن را باید به حساب کوتاهی مخاطبان (خریداران) آنها گذارد.




  •  

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com