Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
25 سپتامبر
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 25 سپتامبر
ايران
آلان هاي ايراني تبارِ قفقاز شمالی ـ تعرّض آنان به قلمرو روم از شمال دریای سیاه ـ ترور امپراتور روم
M. C. Tacitus
سناي روم پس از شش ماه مخالفت ژنرالهاي ارتش با هر پيشنهاد براي انتخاب امپراتور تازه، بالاخره 25 سپتامبر سال 275 ميلادي «ماركوس كلوديوس تاسيتوس Marcus Claudius Tacitus» هفتاد و شش ساله را که قبلا به دليل كهولت از سمت هاي دولتي كنار گذارده شده بود به اين سمت برگزيد و ژنرالها هم بر اين انتخاب صحّه گذاردند.
     تاسیتوس تنها هفت ماه حكومت كرد و در جريان لشكر كشي به شرق، با هدف گوشمالي دادن آلاني ها كه از شمال قفقاز ـ منطقه «اوستيا Ossetia-Alania» ـ به قلمرو روم در شمال درياي سياه تعرّض مي كردند، در كاپادوكيه [در كتيبه هاي ايران باستان: كاپاتوكا ـ منطقه ای در شمال ترکیه امروز] ترور شد.
    آلانها (الاني ها) ايرانياني بودند كه در قفقاز شمالي، آزوف و شمال گرجستان زندگي مي كرده اند، به پارسي سخن مي گفتند و فرهنگ و تمدن ايراني داشتند كه اين فرهنگ و برخي از واژه هاي پارسي در ميان آنان تا به امروز باقي مانده است.[Wikipedia:The name Alan is an Iranian dialectical form of Aryan. They are an Iranian ethnic group of the Caucasus Mountains and speak Ossetic, an Eastern Iranian (Alanic) language]. بخشی از آلان ها بعدا به آلمان مهاجرت کردند و منطقه راین ساکن شدند. طبق تحقیق برخی از مورخان، شماری از آلان های ایران تا جنوب فرانسه و منطقه پیرنه پیش رفتند.
     قفقاز جنوبي كه تا سال 1828 (شکست نظامی ایران از روسیه وامضای قرارداد تُرکمن چای که برخی از بندهای آن را انگلیسی ها ـ به عنوان میانجی گر ـ بر پایه سیاست های خود و نیز ساخت و پاخت قبلی با مسکو به ایران تحمیل کردند) گوشه اي از ايران بود «اَران» خوانده مي شد كه بعدا دولت کمونیست مسکو با هدف بلعیدن آذربایجان ایران، آن را «جمهوري آذربايجان» نام نهاد که پس فروپاشی شوروی (جانشین روسیه تزاری) در سال 1991 اعلام استقلال کرد و نخست در چارچوب جامعه مشترک المنافع روسیه.
     «تاريخ» از تاسیتوس به عنوان فردی ياد كرده است كه در دوران کوتاه حکومت خود براي كمك به نويسندگان بودجه ويژه مقرر داشت و راه را برای افزایش كتابخانه هاي عمومي روم باز کرد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
امپراتوري روم در جنگ شکست خورد و به ايران ـ اَبَرقدرت وقت ـ غرامت داد
25 سپتامبر سال 552 ميلادي ميان هيات اعزامي ايران از تيسفون به قسطنطنيه و دولت روم بر سر تَرك مخاصمه نيروهاي دو كشور در ساحل درياي سپاه (منطقه ساحلي گرجستان امروز، منطقه آبخيز = آبخازيه) كه ايران در آن نبرد پيروز شده بود توافق حاصل شد. دولت روم شرقي پيشنهاد متاركه جنگ را داده بود.
     طبق قراردادي كه در همين روز امضاء شد و متن آن موجود است، قرار شد كه دولت روم كه آغازگر اين جنگ بود بابت غرامت، سه هزار و چهارصد كيلوگرم طلا به ايران بدهد.
    به نوشته مورّخان، دولت ايران (دوران سلطنت انوشيروان دادگر) تنها نخستين قسط آن را كه 850 كيلوگرم بود دريافت كرد و روميان سپس چند بار تعلّل و درخواست مُهلَت كردند كه خسروانوشيروان در سال 579 فوت شد و موضوع عملا منتفي گرديد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برکنارشدن دكتر صديق از مقام به بهانه فارسي کردنِ واژه هاي بيگانه! و اينک در افغانستان ...
دکتر صديق در سال 1320
متفقين كه ايران را در اشغال نظامي داشتند 25 سپتامبر 1941 (مهرماه 1320) دكترعيسي صديق استاد دانشگاه (معروف به پدر آموزش و پرورش نوين ايران) را به دليل تمايل زياد به وطندوستي (ناسيوناليسم ايراني) از رياست سازمان انتشارات و تبليغات كشور (وزارت ارشاد فعلي) بركنار كردند. وي درست يك سال پيش از آن به اين سمت منصوب شده بود. متفقين دكتر صديق را به دليل پارسي كردن هر چه بيشتر واژه هاي متداول از زبانهاي ديگر، توجه به آموزش عمومي تاريخ و فرهنگ ايران و نيز اصرار به گسترش مدارس از ابتدايي تا عالي؛ بيش از حد ميهندوست تشخيص داده بودند و ادامه روش او را به حال خود (در طول جنگ) خطرناك خوانده بودند. وي بعدا (پس از جنگ جهاني دوم) چند بار وزير فرهنگ و آموزش و پرورش و بعدا سناتور شده بود. متفقين همزمان با بركناري دكتر صديق، تقريبا همه فارغ التحصيلان ايراني مدارس عالي آلمان را بركنار، بازداشت و يا تبعيد كردند.
    25 سپتامبر سال 2008 گزارش رسيد كه پليس افغانستان دانشجويان دانشگاه بلخ را كه مانع از پايين كشيدن تابلوي فارسي اين دانشگاه از سر در آن شده بودند مورد ضرب و شتم قرارداده است. اين تابلو از زمان تاسيس دانشگاه در سال 1985 در آنجا بود كه دولت طالبان بعدا يك تابلوي پشتو نيز در آنجا قرارداد و پس از سركوب طالبان با كمك آمريكا، دانشگاه بلخ داراي يك تابلو انگليسي هم شد ولي اخيرا (معلوم نيست به چه دليل) تصميم گرفته شد كه تابلو زبان فارسي آن را بردارند كه اعتراض شروع شد. چنين كاري اخيرا در يك مورد ديگر مشاهده شده بود. رئيس جمهور افغانستان يك پشتون است ولي ادامه چنين ضديت هايي ممكن است خشم تاجيكهاي دو طرف آمودريا و پارسي زبانان را باعث شود. همين جنگ داخلي جاري افغانستان را كافيست.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
لغو برنامه آموزش نظامي در دوره هاي متوسطه و عالي ايران!
يک ماه پس از تعرض نيروهاي انگلستان و شوروي به ايران به بهانه خطر دوستي ايران و آلمان براي متفقين، به خواست دولتهايي كه ايران را اشغال نظامي كرده بودند و تحت فشار آنها که هدفشان تضعيف حس ميهندوستي در جوانان ايران و آمادگي دفاع از وطن بود، از سال تحصيلي 1320 - 1321 برنامه آموزش نظامي در دبيرستانها و دانشكده هاي کشور لغو شد. تا آن زمان، با اين كه ايران به صورت جداگانه دبستان و دبيرستان نظام داشت، مقدمات آموزش فنون نظامي و آشنايي با روش هاي دفاعي، يکي از دروس اجباري دوره هاي متوسطه و عالي کشور بود. تاريخ نشان داده است كه از دوران اقتدار امپراتوري روم تا کنون، دولتهاي برتري جو کوشيده اند که احساسات ناسيوناليستي ايرانيان خفته بماند و ايران از بنيه نظامي چشمگير برخوردار نباشد که اين دو عامل رابطه مستقيم با يکديگر دارند؛ اگر احساسات ملي زنده شود تقويت نظامي متعاقب آن خواهد بود و بالعکس.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
فريدون کشاورز: وجود حکومت نظامي در هر کشور نشانه ديکتاتوري است
دکتر فريدون کشاورز
دكتر فريدون كشاورز نماينده پارلماني حزب کمونیستی توده ایران در جلسه مورخ سوم مهرماه 1324 مجلس شورای ملّی در نطقي گفت كه ماموران فرمانداري نظامي تهران در جريان حمله به باشگاه اين حزب و مقرّ آن واقع در خيابان فردوسي جنوبي او را با اين که خود را معرفي کرده بود که یک نماینده در مجلس است کتک زدند .
     وي در اين نطق، وجود فرمانداري نظامي را در هر كشور نشانه حكومت ديكتاتوري در آن كشور خواند و خواست كه در ايران ديكتاتور زدايي شود. وي گفت که هيچ دليلي براي ادامه حکومت نظامي وجود ندارد. اعلام حالت فوق العاده در یک کشور با حکومت نظامی تفاوت دارد. حالت فوق العاده در شرایط خاص و پدید آمدن مشکلاتی که با راهکارهای معتارف حل شدنی نباشند برقرار می شود و برای یک مدت (دوره) معیّن.
    در جريان حمله مأموران حکومت نظامي تهران به دفاتر و باشگاه حزب توده و نیز «خانه صلح»، تني چند از مقامات اين حزب نیز مضروب شده بودند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
طرح نظام تازه آموزش و پرورش عمومي و .....
دکتر هادي هدايتي وزير وقت

طرح نظام تازه آموزش و پرورش ايران كه در طول ماهها تنظيم شده بود سوم مهرماه 1346 هجري خورشيدي به صورت يك كتاب قطور جهت بررسي و اظهار نظر اصحاب نظر انتشار يافت كه به موجب آن دوره ابتدايي به پنج سال و دوره متوسطه به چهار سال كاهش مي يافت و در عوض يك دوره سه ساله راهنمايي تحصيلي با هدف شكوفا ساختن استعداد نوجوانان و هدايت آنان بر پايه ذوق و استعدادي كه از خود نشان دهند به دوره متوسطه مربوط به وجود مي آمد. اين کتاب حاوي جزئيات برنامه هاي نظام تازه و شرح انگيزه و هدفهاي آن بود كه براي دست اندرکاران آموزش و پرورش، روزنامه نگاران، استادان و کارشناسان مربوط ارسال شده بود.
     در پي انتشار اين طرح، برخي به جاي اظهار نظر درباره متن آن، زبان به انتقاد سياسي گشودند كه اين طرح زاييده افكار دو كمونيست سابق (دكتر هادي هدايتي و دكتر منوچهر تسليمي وزير آموزش و پرورش و معاون او) است!.
     طرح به همان صورت توسط وزير بعدي آموزش و پرورش به اجرا درآمد.
    طبق اين طرح، تعليمات عمومي عبارت است از ابتدائي به علاوه راهنمايي (8 سال اول). در مرداد ماه 1384 وزارت اموزش و پرورش جمهوري اسلامي اطلاعيه اي به روزنامه هاي تهران داده بود كه دوره راهنمايي را بر تعليمات عمومي اضافه مي كند. حال آن كه اين كار 38 سال پيش از آن صورت گرفته بود!. از همان آغاز کار، مشکل در اجراي طرح بود،زيرا بدون اين كه معلمان مربوط، براي تحقق هدفهاي آن آموزش ضمن خدمت ديده باشند با همان روش سابق به کلاس هاي نظام تازه فرستاده شده بودند. کوتاهي ديگر در اجراي اين نظام اين بود که کار تدريس در دوره راهنمايي تحصيلي را که حساسترين بخش اين نظام بود به فوق ديپلمه ها سپردند. حال آن که دوره راهنمايي تحصيلي جاي دوره اول دبيرستان را گرفته بود که مدرسين آن دوره ،ليسانسيه ها بودند.
    
دکتر منوچهر تسليمي

طرح مورد بحث، دوره راهنمايي تحصيلي را جزيي از تعليمات عمومي به حساب آورد كه بر اساس قانون تعليمات اجباري بايد مطلقا رايگان باشد و بر همين پايه، دولت وقت از 1353 به خريد و انحلال مدارس ابتدايي و راهنمايي غير دولتي اقدام كرد كه قانون اساسي جمهوري اسلامي همه تحصيلات عمومي و متوسطه را رايگان كرده است و بر اساس اين قانون، ايران اكيدا نمي تواند مدرسه پولي در اين سطوح تحصيلي داشته باشد، ولي مي بينيم که از دهه 1370 در ايران ايجاد مدرسه پولي تحت عنوان «غير انتفاعي !» از سر گرفته شده است و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
حل مسائل اداری ـ دولتی ایران از دیدگاه غلامحسین کرباسچی: انتخابات آزاد ـ اشاره کرباسچی به اخبار مربوط به فساد و هزینه درآمد نفت
Gh. Karbaschi

غلامحسین کرباسچی دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی ایران، شهردار پیشین تهران، ناشر روزنامه توقیف شده «هم میهن» و از مبارزان دوران انقلاب، 24 سپتامبر 2012 (سوم مهرماه 1391) نظر خودرا برای حل مسائل جاری ایران (که زندگی را بر مردم سخت کرده است) بیان کرد. وی از زمان انتخابات ریاست جمهوری در خرداد 1388 به نوعی، سکوت اختيار کرده بود. اصحاب نظر مدیریت و سیاست های کرباسچی را با امیرکبیر مقایسه کرده و اورا یک امیر کبیر در حال طلوع خوانده اند ـ مردی میانه رو، اهل منطق، بی باک و پُرکار که خواب ندارد. او موسس روزنامه همشهری است. مدیریت او بود که یک روزنامه محلی غیر سیاسی دولتی را در صدر مطبوعات ایران قرارداد و تهران را به شهر گل و بوستان و رشد عمودی ـ که لازمه هر شهر چندین میلیونی است ـ تبدیل کرد.
    به باور کرباسچی که نظرات او برای حل مسائل جاری کشور به نقل از یک روزنامه داخلی، از بی بی سی فارسی پخش و در وبسایت این شبکه درج شده است، "تنها انتخابات آزاد و مشارکت مردم، راه حل بهتر اداره شدن ایران و مسائل کنونی است.".
    کرباسچی ضمن اشاره به اخبار جاری رسانه ها، مربوط به آنچه را که فساد اداری ـ اقتصادی نوشته اند، مسائل ایران را «اداری و دولتی» برشمرده است.
    بی بی سی از آن روزنامه نقل کرده که کرباسچی چنین گفته بود :
     "ما هیچ وقت این فساد را در کشور نداشتیم که الان هست" و "هیچ وقت این قدر فشار اقتصادی و مشکلات موجود در روابط خارجی نداشتیم.".
    به گزارش بی بی سی، دبیرکل حزب کارگزارن سازندگی به درآمدهای دولت محمود احمدی نژاد طی هفت سال گذشته اشاره کرده و گفته بود: "در اختیار داشتن پنجاه درصد درآمد نفتی تاریخ ایران در دولت نهم و دهم، بهترین فرصت برای بارور کردن اقتصاد در ایران بود.".
    کرباسچی گفته است که "احمدی نژاد و تیم او شرایطی ایجاد کرده اند که همگان خواهان اصلاح وضعیت اداری موجود شده و در صدد تحقق آنند و می توان گفت که همه اصلاح جو شده اند.". بنابراین، اصلاح طلبان [معروف] نیاز به فعالیت چندانی ندارند. بسیاری از آنچه را که هشدار می دادند اتفاق افتاده و گرفتاری های آزار دهنده کشورـ خود بهترین تایید نظراتی است که امور کشور به اصلاح نیاز دارد و باید تا دیر نشده به راه درست بازگردانیده شود. رای دهندگان توجه دارند که اقتصاد کشور به کجا رسیده است."
    غلامحسین کرباسچی کاهش فعالیت های حزب کارگزاران در چند سال اخیر را به دلیل شرایط سیاسی حاکم بر کشور خواند و گفت: "ما همیشه در حال بحث و مذاکره بوده ایم. خواهان بهبود اوضاع کشور بودن خواست و آرزویی مسالمیت آمیز است و خشونت لازم ندارد و نباید اعلان جنگ تلقی شود.".
    غلامحسین کرباسچی گفته است که در کمپین انتخاباتی باید همگان زمینه حضور و مشارکت عمومی را فراهم کنند.
    کرباسچی اظهار امیدواری کرده است که رای دهندگان یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری (که قرار است جمعه بیست و چهارم خرداد 1392 برگزار شود) شرایط و مشکلات موجود ایران و تاثیر آنهارا در نظر بگیرند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
چند رويداد مهم ديگر ايران در اين روز 25 سپتامبر
  • 1321:   آغاز بررسي لايحه دولت در مجلس كه اجازه نشر 200 ميليون تومان اسكناس تازه را خواسته بود. همين اسكناس ها باعث آنچنان تورمي در ايران شد كه آثار نامطلوب آن تا سالها پس از پايان جنگ جهاني دوم ادامه داشت.
  • 1325:   عشاير فارس با سوء استفاده از اوضاع نابسامان كشور، با هدف باج خواهي از دولت، شهر كازرون را مسلحانه متصرف شدند كه رويدادي ناگوار در تاريخ وطن، و عملي خلاف منش ايراني بود.
  • در قلمرو ادبيات
    لو هسون ـ نويسنده چين که 13 سال پيش از افتادن پکن به دست مائو درگذشت ـ اولويت انقلاب فرهنگي براي ملل مغول زده
    Lu-Xun نويسنده ليبرال ناسيوناليست

    «لو هسونLu Xun» نويسنده چيني 25 سپتامبر 1881 به دنيا آمد، 55 سال عمر كرد و بسال 1936 ـ 13 سال پيش از افتادن پکن به دست مائو ـ درگذشت.
         كتاب هاي او به پيروزي انقلاب «سون يات سن» و جمهوري شدن چين در دهه دوم قرن 20 و ايجاد حزب کومينتانگ (ملي گرا) كمك بسيار كرده است. او كوشيد كه در كتابها و مقالاتش مردم چين را كه در پي تعرض مغول و اشغال چين در قرون وسطا و متعاقب آن مداخله گري قدرت هاي جهاني در قرون جديد و معاصر، به صورت انسانهايي شكيبا، قانع و آرامش طلب (توسري خور) درآمده بودند تكان دهد، به حركت در آورد و فرهنگ سكوت و تحمل را (كه يك عادت ثانوي شده بود) از آنان بزدايد.
         لو هسون «خود فريبي»، انفعال و برخي خصلت هاي بد از جمله سخن چيني، دو رويي، چاپلوسي، رشوه و ترس را نتيجه تاثير حكومت مغولها بر چين [و ساير ملل تحت سلطه چنگيزيان] مي دانست. بنابراين، وي يک انقلاب فرهنگي براي چينيان و ساير ملل مغول زده و استعمارزده را مقدم و در اولويت مي دانست.
        «لو» در طول 13 سال 21 كتاب نوشت از جمله: خاطرات يك ديوانه، ارزش جنگ افزار، فردا، كونگ يي جي، توفان در فنجان چاي، واقعيت هاي زندگي آن كيو، تاريخچه ادبيات چين، روشنايي سفيد، خرگوش و گربه، برضد تجاوز و ....
         پس از فوت، مقالات لو هسون نيز از روزنامه ها جمع آوري و در يك مجموعه شش جلدي منتشر شده است. وي در نوشته هايش، قدرت هاي جهاني را پس از مغولها از عوامل بدبختي چينيان و ساير ملل مشابه يشمار آورده است.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    زادروز «ويليام فاكنر» كه تصور مي كرد خوب نمي نويسد
    William Faulkner در حال نوشتن

    امروز زادروز ويليام فاكنر William Faulkner داستان نگار معروف آمريکايي و برنده جايزه نوبل ادبيات است كه 25 سپتامبر سال 1897 به دنيا آمد و 65 سال زندگي كرد. وي در نگارش، تكنيک (روش) خاصي به كار مي برد كه بي شباهت به داستانسرايي قديم ايران نيست. او در نوشته هايش مي كوشيد كه اهميت ارزشها ـ به ويژه ارزش خانواده، ارزشهاي فرهنگي و ... را تبليغ كند و مي گفت كه تمدن صنعتي ارزشهاي تمدن كشاورزي را كه مردم معنويت بيشتري داشتند، از ميان برده است.
        فاكنر كه در كشورهاي متعدد از جمله فرانسه، ايتاليا، اسپانيا و انگلستان زندگي كرده بود، هميشه فكر مي كرد كه خوب نمي نويسد و همين طرز فكر، اورا از غرور پيروزي دور ساخت و به بهترنويسي هرچه بيشتر وادار كرد.
        فاكنر بر ضد هر گونه تبعيض بود و حتي مي گفت: روزنامه نگاران هم تبعيض مي كنند و تبعيض آنها اين است كه تنها بعضي ها را بزرگ مي كنند و به شهرت و قدرت مي رسانند، حال آن كه بايد افكار و كارها را منعكس كنند.
        كتابهاي معروف فاكنر عبارتند از: روشنايي در ماه آگوست، يك گل سرخ براي اميلي، ميراث زشت نژادي و ....
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    سالمرگ نويسنده داستانهاي «در جبهه غرب همه چيز آرام است» و «زماني براي دوست داشتن و زماني براي مردن» ـ نگاهي به سبک نگارش او
    Erich Maria Remarque در 1956
    «اريك ري مارك Erich Maria Remarque» نويسنده داستان «در جبهه غرب همه چيز آرام است» 25 سپتامبر 1970 در 72 سالگي در سويس درگذشت. اريك كه داستانهاي متعدد نوشته است 22 ژوئن 1898 در آلمان به دنيا آمده بود.
         «اريك ري مارك» در بكار بردن كلمات و برانگيختن خواننده با جملات، مهارت بسيار داشت و به گونه اي مي نوشت كه موثر باشد. «اريك» مستندات را در قالب داستان قرار مي داد تا زحمت اثبات مدارك را به خود راه ندهد و قلم او آزاد، و نثرش شيوا و ساده و خودماني باشد.
        وي كتاب «در جبهه غرب ...» را كه براي نخستين بار در سال 1929 درآلمان انتشار يافت و بعدا به زبانهاي مختلف به چاپ رسيد و به صورت فيلم سينمايي درآمد در نفي جنگ نوشته و جنگها را نتيجه جاه طلبي و اشتباه محاسبه سياستمداران و دولتمردان دانسته كه از مردن هزاران هزار انسان به دست يكديگر بيم و واهمه به خود راه نمي دهند و جوانان كشور و نيز ملل ديگر را كه به نام سرباز به جبهه فرستاده مي شوند به كشتن مي دهند و به كام مرگ مي فرستند. كتاب او درباره جبهه غرب در جريان جنگ جهاني اول است. اريك در طول اين داستان معروف كه در ميليونها نسخه انتشار يافته در قالب ماجرا با تعجب بيان داشته كه چگونه انسان داراي وجدان و شعور انسان ديگر را بدون اين كه شخصا خصومتي داشته باشد و در ميان سكوت و بدون مكالمه با او مي كشد و انسانها در كشتن يكديگر مسابقه مي گذارند و برنده مسابقه، درحقيقت فاتح جنگ است.
         «ري مارك» كه در 18 سالگي به عنوان يك سرباز وظيفه آلماني به جبهه غرب اعزام شده بود و در اين جبهه پنج بار گلوله خورده و مجروح شده بود در حقيقت اين داستان را بر پايه تجربه و تفكر خود از جنگ نوشته بود. در پايان جنگ، اريك به كارهاي گوناگون از جمله تدريس (آموزگاري) و کتابداري پرداخت، سپس روزنامه نگار ورزشي نويس شد كه پس از روان شدن قلمش به داستان نگاري روي آورد و تا پايان عمر آن را رها نساخت. اريك كه از آلمان به آمريكا مهاجرت و تبعه اين كشور شده بود در عين حال شوهر «پالت گودارد» بازيگر معروف فيلمهاي سينمايي بود. وي در طول اقامت در آمريکا، اکتابهايش را همچنان به زبان آلماني مي نوشت و همزمان ، يک مترجم به زبان انگليسي بر مي گردانيد و کتاب باهم در يک زمان به دو زبان انتشار مي يافت.
        در همه کتابهاي اريک که دهها سال هم در سويس زندگي كرد نکوهش شديد ماديگري به چشم مي خورد.
        معروفترين کتابهاي اريک پس از داستان در جبهه غرب همه چيز آرام است، زماني براي دوست داشتن و زماني براي مردن، طاق نصرت، جاده فرعي، جرقه زندگي، بهشت جايي براي پارتي بازي نيست و .... هستند.
         آخرين داستان ري مارك «شب در ليسبون» عنوان داشت. سبك نگارش وي تفاوتي چندان با ارنست همينگوي نداشت.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    مؤلف «اتيکت»
    اميلي
    بانو «اميلي پست» مؤلف «اتيکت» در اين روز (25 سپتامبر) در سال 1960 درگذشت. وي که کارشناس رفتار اجتماعي بود پس از تاليف نخستين اتيکت که در باب آداب معاشرت بود، 9 جلد کتاب ديگر در همين زمينه و براي مثال «اتيکت در مراسم عروسي» نوشت که تا 1960 هرکدام 90 بار تجديد چاپ شدند و الگو قرار گرفته اند.
         اميلي در داستان نگاري و نگارش کتاب هاي غير داستاني نيز مهارت و تجربه داشت.
        پس از درگذشت اميلي، عروس او ـ اليزابت، موسسه اي با عنوان «اتيکت» به وجود آورده و به تکميل و انتشار آثار مادرشوهر ادامه مي دهد. اميلي 27 اکتبر 1873 در شهر بالتيمور (استیتِ مِريلَند آمريکا) به دنيا آمده بود.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    در دنياي تاريخ‌نگاري
    سالمرگ مؤلف تاريخ سرخپوستان آمريكايي (بومیان این سرزمین)
    «كنت اندريست» تاريخداني كه سرگذشت بوميان آمريكا (سرخپوستان) را تحت عنوان «مرگ طولاني» نوشته بود 19 سپتامبر 2004 در 90 سالگي در كاليفرنيا درگذشت. او كه در 1937 از دانشگاه مينه سوتا در رشته روزنامه نگاري فارغ التحصيل شده بود پس از چند سال تجربه در اين كار، به تكميل تحصيلات خود در رشته تاريخ پرداخت و بقيه عمر را صرف تاليف تاريخ ، نوشتن مقالات و مطالب تاريخي كرد. از او كتابهاي معتدد تاريخ باقي مانده است ولي شهرت جهاني «اندرست» مربوط به تاريخ سرخپوستان و تلاش آنان براي حفظ بقاء خود در برابر مهاجرت مسلحانه اروپاييان به سرزمين هايشان است . نخستين چاپ اين كتاب كه به باور نقدنگاران، دقيق و بي طرفانه نوشته شده است در 1964 انتشار يافته بود.
        
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    در قلمرو رسانه‌ها
    نخستين دوره فوق ليسانس روزنامه نگاري
    دانشگاه كلمبيا در نيويورك 25 سپتامبر 1912 به ضميمه دانشكده روزنامه نگاري خود دوره فوق ليسانس اين حرفه را داير كرد كه نخستين دوره فوق ليسانس روزنامه نگاري در جهان است. تا آن زمان، استادان مربوط و اصحاب نظر، ژورناليسم را يك رشته آكادميك مستقل نمي دانستند بلكه همانند پزشكي معتقد به تجربي بودن آن بودند و مي گفتند همان طور كه با رفتن به دانشگاه، يك فرد نمي تواند شاعر و نقاش شود، با شركت در كلاس روزنامه نگاري هم كسي روزنامه نگار نمي شود مگر استعداد، ذوق و معلومات اوليه را داشته باشد. بنابراين با تاسيس دوره فوق ليسانس و دكتراي روزنامه نگاري موافق نبودند. جوزف پوليتزر ناشر چند روزنامه در نيويورك عقيده ديگري داشت. او كه روزنامه نگاري را حرفه اي بزرگ، شريف و روشنگر و مدافع مردم و وطن تعريف كرده است خواسته بود كه اين رشته، فوق ليسانس و دكترا هم بدهد. با همين فكر، وي در 1902 مبلغي از پول خود را به دانشگاه كلمبيا داد تا چنين دوره هايي داير كند كه دانشگاه پول او را رد كرد. پوليتزر كه چنين ديد در وصيتنامه اش دو ميليون دلار به اين دانشگاه اختصاص داد و بقيه اش را به دادن جوائز روزنامه نگاري و ادبي. دانشگاه كلمبيا پس از فوت پوليتزر راهي نداشت جز قبول پول و داير كردن دوره هاي مورد نظر پوليتزر و گرنه دولت پول را برداشت مي كرد و به اين ترتيب دوره فوق ليسانس روزنامه نگاري از 25 سپتامبر 1912 در كلمبيا داير شد.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    ساير ملل
    قوه قضايي آمريكا ـ معرفی ماکان دِل رَحیم، یک ایرانی آمریکایی برای دستیاری دادستان کل
    ماکان دِل رَحیم
    24 سپتامبر 1789، کنگره آمريکا با تصويب قانونِ نظام قضايي اين کشور، دادستان كل و ساير دادستانها، داديارها و بازپرسها و پليس را سازمانهايي جدا از قوه قضايي تعريف كرد و ضميمه قوه مجريه ساخت. ولي، آنها را ضابط دادگاه ها قرار داد و تاكيد كرد كه تنها دادگاه ها و قضاوت آنها كه در سه طبقه (بدايت، استيناف، و تميز) قرار خواهند داشت، قوه قضايي محسوب مي شوند و كاملا مستقل از دو قوه ديگر و حافظ حقوق مردم و قانون اساسي هستند و فقط آنها حق دارند كه دستور بازرسي و توقيف افراد را صادر و ميزان کيفرشان را تعيين كنند ولي در مواردي كه متهم اعتراف نكند فقط هيات منصفه است كه مجرميت و برائت را اعلام مي كند. ایرادی که وارد شده است این است که رئیس جمهوری قضات عالی را انتخاب و برای تأیید به سنای آمریکا می فرستد که به باور برخی، عملا دخالت دو قوه در قوه قضایی است!.
         دادستان كل آمريكا كه اصطلاحا وزير دادگستري هم خطاب مي شود از اعضاي كابينه است. دانالد ترامپ یک حقوقدان ایرانی به نام ماکان دِل رَحیم را به سمت دستیار دادستان کل انتخاب و به سنای آمریکا اعلام کرده است که این انتصاب در جریان بررسی سناتورها است. ماکان تا ده سالگی در ایران زندگی می کرد و بر زبان فارسی مسلّط است. [ماکان یک نام ایرانی است. ایران 11 قرن پیش سرداری معروف به نام ماکانِ کاکی داشت).
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    ... و به اين ترتيب يك سرهنگ روس از انهدام كره زمين جلوگيري كرد
    سرهنگ Stanislav Petrov در سال 2016 و چند ماه پیش از درگذشت

    بيست و پنجم سپتامبر (به وقت شرق روسيه 26 سپتامبر) در سال 1983 دستگاه هشدار دهنده ارتش شوروي (ارلي وارنينگ) زنگ خطر حمله اتمي به شوروي را به صدا در آورد و علامت داد كه رادار بزرگ مستقر در سيبري حركت موشكهاي آمريكا به سوي خاك شوروي را ثبت كرده است. طبق دستور العملي كه در اختيار ارتش بود، قرار بود كه به محض به صدا در آمدن چنين زنگ خطري، موشكهاي اتمي شوروي كه بر روي سكوها قرار داشتند و به سوي آمريكا و پايگاههاي نظامي آن در گوشه و كنار جهان از انگلستان تا آلمان و ايتاليا و كره جنوبي و ژاپن نشانه گيري شده بودند پرتاب شوند و متعاقب آن بمب افكنهاي دور پرواز حامل بمب اتمي به سوي هدفهايشان به حركت درآيند و زيردريايي هاي شوروي كشتي هاي آمريكا و پايگاههاي آنها را موشك باران كنند. همه چيز براي شروع حمله متقابل آماده بود و تنها نياز به تماس سرهنگ «ستانيسلاو پتروف Stanislav Petrov» با كاخ كرملين داشت و مقرر بود كه در صورت تاخير دريافت پاسخ، بيش از 3 دقيقه، به مسئوليت خود دستور حمله متقابل را بدهد كه سرهنگ پتروف در آخرين لحظه پيش از تماس با كرملين، نسبت به دقت زنگ خطر و آغاز حمله در آن شرايط كه روابط دو ابر قدرت چندان وخيم نبود ترديد كرد و دستور كسب اطلاع مجدد و تاييد حركت موشكهاي آمريكا را داد كه خبر رسيد، دستگاه «ارلي وارنينگ» دچار اختلال شده بود و پس از نخستين زنگ، موشك در حال حركت ديده نشده است. در نتيجه، همه چيز به حالت عادي باز گشت.
        اين موضوع تا سال 1998 به مدت 15 سال محرمانه نگهداشته شده بود. در اين سال پس از افشاء قضيه، تازه جهانيان متوجه شدند كه اگر سرهنگ پتروف در آن شب ترديد نكرده بود كره زمين با همه موجوداتش منهدم شده بود زيرا كه در همان ساعت اول نزديك به شش هزار سلاح اتمي بكار مي رفت كه 500 تاي آن براي انهدام كره زمين كافي است. سرهنگ پتروف كه هفتم سپتامبر 1939 در ولادیوستوک به دنیا آمده بود در 1984 بازنشسته شد و 19 ماه می 2017 در 77 سالگی درگذشت.
        سرهنگ پتروف پس ازبازنشسته شدن در چند مصاحبه، چگونگي قضيه (جلوگیری از جنگ اتمی) را بيان كرده و گفته بود كه در آن دقايق چه بر او گذشت زيرا كه تنها چند دقيقه وقت تصميم گيري داشت. پدر پتروف در طول جنگ جهانی دوم خلبان یک جنگنده بود.
        به رغم آن همه خبر که در سال 1998 پیرامون اقدام سرهنگ پتروف انتشار یافته و اورا به صورت یک نجات دهنده بشر جلوه گر ساخته بود، نخستین گزارش مربوط به درگذشت او، چهارماه پس از فوت، در نیمه دوم سپتامبر 2017 رسانه ای شد!.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    طاعوني كه يك ميليون ايتاليايي را كشت
    25 سپتامبر سال1630 اعلام شد كه طاعون در شمال ايتاليا همه گير شده است و متعاقب آن پولدارها شهرها را ترك گفتند و به روستاها فرار كردند. اين طاعون باعث مرگ يك ميليون ايتاليايي شد. از سال 1300 ميلادي هر چند سال يكبار طاعون سراسر اروپا را در بر مي گرفت و يك دهم مردم جان مي سپردند. فقرا بيش از داراها از طاعون كه در آن زمان راه درمان نداشت آسيب مي ديدند. سربازان آلماني ارتش اتريش كه به لمبارديا حمله برده بودند متهم به واردكردن اين طاعون به ايتاليا شدند، زيرا نخستين قرباني آن يك سرباز آلماني در شهر ميلان بود، ولي آلمانيها به نوبه خود سربازان فرانسوي را كه همزمان پيه مونته ايتاليا را مورد حمله قرار داده بودند مسئول انتقال طاعون به شمال ايتاليا معرفي مي كردند، زيرا قبل از ايتاليا، جنوب فرانسه آلوده طاعون شده بود.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    اصلاحيه حقوق و آزادي ها «بيل آو رايتز USA Bill of Rights»
    ده اصلاحيه يکم قانون اساسي ايالات متحده آمريکا موسوم به «بيل آو رايتز USA Bill of Rights» كه حقوق مردم اين كشوررا تضمين كرده است 25 سپتامبر سال 1789 به تصويب کنگره کنتيننتال رسيد و از دسامبر 1791 و پس از تاييد آن توسط ايالت ها به اجرا درآمد. قانون اساسي ايالات متحده درست دو سال پيش از آن (سپتامبر سال 1787) تدوين و از چهارم مارس 1789 اجرايي شده بود.
        در ده اصلاحيه يکم، موارد متعدد حقوق پايه (حقوق طبيعي انسان) از جمله آزادي بيان، ابراز نظر و عقيده، آزادي قلم و مطبوعات (Press)، حمل اسلحه، حق مالکيت و مصون بودن آن از تعرض و آزادي تشكيل اجتماعات تضمين شده است. بيل آو رايتز آزادي مذهب را در ايالات متحده تضمين کرده است بنابراين، دولت نمي تواند از يک مذهب خاص جانبداري کند (اعلام دين رسمي کند).
        براساس همين قانون، انتشار روزنامه و هرگونه نشريه چاپي در آمريكا نياز به دريافت پروانه از دولت ندارد. بازرسي بدني و منزل، مصادره و توقيف اموال و بازداشت فرد (اتباع و ساکنان قانوني آمريكا) نيز بدون حكم قاضي و حضور متهم در محكمه (با وكيل رسمي، در صورتي كه فرد تقاضا كند) و تفهيم حقوق ممنوع است و محاکمات با حضور هيات منصفه برگذار مي شود و اين هيات است که مجرم بودن و يا مجرم نبودن متهم را تشخيص و به قاضي جهت اتخاذ تصميم اعلام مي کند.
        نتيجه يک نظر سنجي از مهاجران سه دهه آخر قرن 20 به آمريکا که در سال 1999 انجام شده بود نشان داد که حقوق تضمين شده در بيل آو رايتز عامل و مشوق اصلي آنان به مهاجرت به اين کشور بود. مهاجران آمريکا (به استثناي لاتين هاي قاره آمريکا) عمدتا تحصيلکردگان و اصحاب حرفه و فن هستند. آنان گفته بودند که پيشرفت در سايه تضمين آزادي ها ميسر است.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    ترورِ دکتر مصدقِ کشور سريلانکا و روي کار آمدن زن و دخترش
    باندرانايکه

    سيريما

    چاندريکا


         25 سپتامبر سال 1959 «اس. دبليو. آر. دي . باندرانايکه» نخست وزير وقت کشور سريلانکا به دست يک راهِب بودايي کشته شد. وي که فارغ التحصيل دانشگاه آکسفورد انگلستان بود در باز گشت به وطن ـ و به قول خودش با جرأتي که کارهاي دکتر مصدق در ايران به او داده بود ـ در سال 1952 (1331 خورشيدي ) حزب «آزادي ملّيون سريلانکا» را تاسيس کرد . تنها اصحاب حرفه، کارگران، کشاورزان و معلمان مي توانستند وارد اين حزب شوند. درهاي حزب به روي فئودالهاي، بازيگران سياسي (سياسي کاران حرفه اي)، بازرگانان عمده و ثروتمندان بسته بود. وي سپس با احزاب سوسياليست و سوسيال دمکرات کشور خود ائتلاف کرد و با شعار سريلانکا متعلق به سريلانکايي ها است و زبان رسمي کشور بايد زبان بومي و کهن سال مردم باشد و ... در سال 1956 انتخابات را بُرد و نخست وزير شد.
        باندرانايکه به همه وعده هاي انتخاباتي اش وفا کرد و زبان انگليسي را که يادگار استعمار انگلستان بود از رسميت انداخت و يک سياست مستقل ملّي در پيش گرفت و با کشورهاي کمونيست رابطه برقرار ساخت و ....
        پس از ترور باندرانايکه، احساسات مردم تحريک شد و خواهان آن شدند که زن او «سيريما» که تجربه کافي هم در کار سياست و دولت نداشت برجايش بنشيند که چنین شد و «سيريما» تا لحظه مرگ در سال 2000 سه دوره متناوت نخست وزير (رئیس دولت)سريلانکا بود. در اين ميان حزب آزادي ملّيون و احزاب مؤتلفه سريلانکا در سال 1994 «چاندريکا» دختر باندرانايکه را هم رئيس جمهوري (رئیس کشور) کردند و از اين سال تا سال 2000، دختر؛ رئيس جمهوري و مادر؛ نخست وزير کشور سریلانکا بود.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    تاريخ از نگاهي به تصوير
    خبر روز و تیترهای صفحات اول شماره دوشنبه ـ سوم مِهرماه 1396= 25 سپتامبر 2017 روزنامه های تهران

        


     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    برخي ديگر از رويدادهاي 25 سپتامبر
  • 768:   پپين سوم Pepin III پادشاه فرانك ها (قومي در جنوب آلمان و شمال گُل كه بعدا همه سرزمین «گل» به نام آنان «فرانسه» شده است) درگذشت و پسرش شارلماني (شارل بزرگ) يكي از دو جانشين او شد. اين رسم فرانك ها بود كه پس از درگذشت پدر، كشور او ميان پسرانش قسمت شود و بعدا پس از مرگ برادر، شارلماني پادشاه فرانسه و سپس بسياري از سرزمين هاي اروپايي شد. جهانِ آن زمان (جهان وقت) دو مرد مقتدر داشت، در شرق؛ هارون الرشيد و در غرب؛ شارلماني.
  • 900:   گروهي ازسياهپوستان جنوب افريقا، در غرب كالهاري كشور توتسوه Toutswe را كه امروز بوتسوانا Botswana ناميده مي شود تاسيس كردند.
  • 1644:   اولاس ريمر Olaus Rimer دانشمند دانماركي «سرعت نور» را دقيقا اندازه گيري و اعلام كرد.
  • 1818:   براي نخستين بار در بيمارستان گايز Guys لندن عمل تزريق خون ـ Transfusion ـ صورت گرفت.
  • پيام‌هاي تازه
    نطق رئيس جمهور درباره عدالت در شصت و سومين مجمع عمومي سازمان ملل و سرنوشت روزنامه سپيده دم
  •   24 سپتامبر 2008 پيام زير دريافت شد و فرستنده آن خواسته بود كه درج شود تا در «تاريخ» بماند:
        
        "درود:
        با سپاسگزاري از زحمتي كه براي تنظيم مطالب اين تاریخ آنلاین ـ بدون چشمداشت مادی ـ برخود هموار، و توان و وقت خویش را وقف آن كرده ايد، در اين «تاريخ آنلاين» در پاسخ به يک پيام که عنوان آن «پاسخ مشروح به اين سئوال ...» بود جملاتي را خواندم كه نوشته بوديد تاكنون به هر سازي كه زده ايد دولت قانع نشده و پروانه روزنامه سپيده دم را (که در تیرماه سال 1359 صادر شده بود) تجديد نكرده است. برايتان متأسف شدم و در اين فکر بودم، كه متن نطق جناب دكتر محمود احمدي نژاد در شصت و سومين مجمع عمومي سازمالل را به نقل از خبرگزاري هاي داخلي ايران ديدم و رونوشت (كاپي) گرفتم تا دقيق تر بخوانم. نطق هاي رسمي در مجامع عمومي سازمان ملل در زمره اسناد رسمي هستند و تاكنون در موارد متعدد در مراجع قضايي به آنها استناد شده است. اين بيانات؛ نظر و گزارش يك دولت به همه جامعه بشري و به عبارت ساده تر تمامي جهانيان است. خودتان و يا وكيل شما با استناد به اين قسمت از نطق، (از وزارت ارشاد دولت او) بخواهيد كه درمورد «سپيده دم» پاسخ روشن توأم با جزئيات بدهند. چون ممكن است كه متن نطق را نديده باشيد؛ من آن قسمت از نطق را كه به شما و وكيلِ تان كمك خواهد كرد (پاراگراف مربوط به عدالت را) در زير و در بين گيومه مي فرستم:
        
        «عدالت اساس خلقت انسان و همه موجودات آفرينش است. عدالت عبارت است از قراردادن هر پديده اي در محل خود و دادن فرصت شكوفايي به همه استعدادهاي انسان. بدون عدالت نظم عالم متلاشي مي شود و فرصت كمال جويي از بين مي رود و بدون عدالت محال است جامعه بشري طعم امنيّت، آرامش، زيبايي، لذت حقيقي و سعادت را بچشد. بدون عدالت حيات اجتماعي قوام و دوام و رشد نمي يابد.».*
        
        * ازآنجا كه مشخصات «اي ميل» ها متفاوت از هويت دقيق صاحبان آنها مي تواند باشد، از ذكر نامي كه فرستنده پيامِ بالا داده است و پيشه او خودداري مي شود مگر اينكه تلفن بدهد و پس از اطمينان از درست بودن هويّت، به درج نام او اقدام شود. پاراگرافي از سخنان احمدی نژاد كه در بالا درج شده است با متن نطق مطابقت دارد.
        ـ ـ ـ ـ ـ
        چندي پس از درج اين پيام، پيام ديگري رسيد (که فرستنده اش مطلب بالا را خوانده و نظر خودرا مطرح کرده بود) به اين مضمون که در اين کشور [ایران]، کارمند و مقام حوصله خواندن نامه و انتقاد را ندارد؛ وقت خودتان را تلف نکنيد. برويد سرگذشت «سپيده دم» را به صورت کتاب در آوريد، تا بماند و نسل های بعد بخوانند و قضاوت کنند.




  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com