Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
26 مي
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 26 مي
ايران
زمانی که قزوین شاه نشین و هرات ولیعهدنشین ایران شدند
26 ماه می 1557 شاه طهماسب یکم تصميم گرفت که شهر قزوین پایتخت ایران شود. شاه طهماسب که 54 سال سلطنت کرد اعلام کرده بود که پایتخت کشور پهناور ایران باید به یک فاصله از مرزهای غربی و شرقی باشد تا اخبار سریعا واصل شود. از آغاز کار صفویان تا آن زمان، شهر تبریز پایتخت ایران بود. شاه طهماسب همچنین تصمیم گرفت که شهر بزرگ هرات، نظر به قدمت و اهمیت، ولیعهدنشین ایران باشد که چنین شد. هرات از آغاز تامین وحدت ایران به دست کوروش بزرگ، ساتراپ نشین ایالت آریا بود و در کتیبه ها و نیز اوِستا (مجموعه آموزش های زرتشت) به صورت «هرایه و» ذکر شده است. این نام از «هری رود = رود زرین = رود زرد» که از کنار این شهر می گذرد گرفته شده است. در طول تاریخ، هرات ـ کانون ادبیات پارسی ـ و بارها پایتخت ایران بود. انگلیسی ها پس از شکست دادن ایران در جنگ، و طبق قرارداد سال 1857 پاریس هرات را از ایران جدا کردند.
     پایتخت بودن قزوین بیش از 40 سال طول نکشید و شاه عباس یکم پایتخت را به اصفهان منتقل ساخت تا مرکز کشور باشد. قزوین در طول پایتخت بودنش پذیرای دو پناهنده معروف شد؛ همایونشاه امپراتور هندوستان و بایزید پسر سلطان سلیمان امپراتور عثمانی. شاه طهماسب به بهای صلح با عثمانی، بایزید را مسترد داشت و با این عمل خود، خصلت مهمان نوازی ایرانیان را زیر پا نهاد و «تاریخ» خودرا نیز خراب کرد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
مغزشویی با انتشار اخبار گزینشی و تحریفی ساير کشورها در سال 1952 در برخی از مطبوعات ايران و نظر مصدق در این باره و ...
مصدق
ششم خرداد1331، پس از چند روز حمله مداوم نشريات چپگرايان به روزنامه هاي محافظه كار تهران به ويژه «روزنامه اطلاعات» كه چرا تنها اخبار مربوط به پيروزيهاي آمريكا (در جنگ كره)، فعاليتها و سخنراني هاي مقامات و پيشرفتهاي اين كشور را در صفحات خود منعكس مي كنند و اخبار يكطرفه به خورد ايرانيان مي دهند، دكتر مصدق از مديريت اداره انتشارات و تبليغات (وزارت ارشاد امروز) خواست كه بدون هرگونه مداخله در كار روزنامه ها و نزاع آنها، گزارشي دقيق در اين زمينه و به ويژه طرز انتخاب و استفاده از اخبار ساير ملل براي او تهيه كند. روزنامه های عمومی [حرفه ای] نباید از طریق خبرنویسی و گزینش اخبار، مغزشویی کنند. نظر نویسی با ذکر نام نویسنده مانعی ندارد و در چارچوب آزادی بیان است.
     اداره انتشارات و تبلیغات پس از تحقيق، به نخست وزير گزارش كرد كه چون منابع اخبار ساير كشورها (خبرگزاري هاي اصطلاحا بين المللي) عمدتا وابسته به بلوک غرب و دوتای آنها آمريكايي هستند و نشرياتي هم كه از خارج وارد مي شوند به همين گونه اند و در آنها، اخبار و مطالب در جهت منافع كشور متبوع (غرب) تنظيم و درج مي شود. بنابراین، مترجمان روزنامه ها جز مطالب اينها چيز ديگري ندارند كه ترجمه كنند، اما گاهي هم ديده شده است كه برخي از مترجمان، بعضي از پاراگرافها را ـ آنهايي را كه به زيان آمريكا و انگلیس مي بينند ـ از قلم مي اندازند كه در حرفه روزنامه نگاري «خودسانسوري» گفته مي شود.
     بعدا از دكتر مصدق نقل كرده اند كه گفته بود: اگر اخبار راديوى دولت كامل و بيطرفانه باشد، پس از مدتي مردم با مقايسه متون اخبار راديو و روزنامه ها، خود متوجه واقعيت خواهند شد و روزنامه اي را خواهند خريد كه بيطرفي را که از اصول انتشار خبر است رعايت کند و اخبار را با رعايت امانت و دقت به مخاطبان برساند. نبايد «نظر روزنامه» با «محتواي خبر» مخلوط شود. البته خود مردم بايد تشخيص دهند كه كدام روزنامه را براي خواندن بخرند. رادیو دولتی ما باید بخش بررسی مطبوعات داشته باشد و بگوید که کدام خبر فلان روزنامه انحرافی است و در عناصر آن دست برده اند.
     دكتر مصدق بارديگر با انتشار يك روزنامه دولتي با هدف تصحيح كار روزنامه هاي ديگر مخالفت كرد و گفت كه روزنامه نگاري، نه حق دولت است و نه تكليف آن. مردم بايد روشن شوند و خودشان تصميم بگيرند، آنان مصرف كننده روزنامه ها هستند بايد در خريد روزنامه همانند ساير كالا دقت كنند. وظيفه دولت آموزش و ارتقاء رشد فرهنگي و توان تشخيص و درك عمومي ملت است و شما مدارس و راديو را در اختيار داريد. شما (اداره انتشارات و تبليغات) وارد نزاع جاري روزنامه ها نشويد؛ همين انتقاد از يكديگر به روشن شدن مردم از وضعيت آنها (روزنامه ها) كمك مي كند و مسئله به تدريج حل مي شود. موضوع را به مدير آژانس پارس (ايرناي امروز) گوشزد كنيد كه مترجمان آن آژانس دولتي بيطرفي و امانت را رعايت كنند تا اخباري را كه به روزنامه ها مي رسانند خالي از عيب باشد. ما بايد كار خودمان را بكنيم و روزنامه ها كار خودشان را، شما دخالت نكنيد.
    گزارش اداره انتشارات و تبليغات آن زمان درباره خبرگزاري هاي بين المللي هنوز هم صادق است. «سرچ انجين» ها از جمله «گوگل» و «ياهو» كه محل مراجعه بسياري از مردم و حتي روزنامه نگاران هستند ناقل مطالب همان خبرگزاري ها و رسانه ها هستند. مي دانيم كه اين سرچ انجين ها متعلق به يك گروه از كشورها هستند و طبيعي است كه حافظ منافع آنها، به علاوه کارشان تجاري است نه صرفا فرهنگي و به خاطر اطلاع رساني درست به مردم. اينها روزنامه نگار نيستند كه ملزم به رعايت انصاف، بي طرفي و اخلاقيات باشند، ماشين و تكنولوژي هستند و فاقد احساس، كه طبق فرمان و برنامه نويسي كار مي كنند و تعليمات (پروگرام) را به اجرا در مي آورند. چون زبان پروگرامر هاي آنها انگليسي است عمدتا از منابع اين زبان - از روزنامه گرفته تا خبرگزاري و كتاب و راديو تلويزيون نقل مي كنند. بنابراين، كارشان يكطرفه است. همين سرچ انجين ها به بيشتر وبلاگها هم كه به زبان انگليسي منتشر مي شوند و اخبار اختصاصي و مطالب خوب دارند، زياد توجه ندارند و از همه آنها نقل نمي كنند تا جامعيت داشته باشند زيرا كه كارشان تاقتصادي است و بايد منافع داشته باشند تا بهاي سهامشان بالا برود و نيز بتوانند آگهي جمع كنند و همه «وبلاگ» ها كه آگهي ندارند.
     زماني مي شود به اين سرچ انجين ها اطمينان كرد كه مطالب را بي طرفانه و بي غرضانه از همه زبانها بگيرند و به متقاضي برسانند و براي رسيدن به اين هدف يك سازمان جهاني بايد به وجود آيد، ضابطه بنويسد و بودجه داشته باشد. همين يونسكو بي حال امروز را هم مي شود براي اين منظور فعال كرد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روایت های متفاوت از موضوع بازرسی مراکز نظامی و متن سرمقاله روزنامه حکومتی کیهان که مخالفت اکید رهبری را با آن بازرسی یاد آور شده بود
حسین شریعتمداری
در پی حضور محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه و عراقچی معاون او در جلسه غیرعلنی سوم خرداد 1394 مجلس و دادن توضیحات درباره مذاکرات هسته ای، روایت های متفاوتی انتشار یافته بود. یک نماینده پارلمانی حاضر در جلسه به خبرگزاری فارس گفته بود که عراقچی گفته است که بازرسی ِ مدیریت شده از مراکز نظامی، در پروتوکل الحاقی پذیرفته شده است.
    از آنجا که ولی فقیه رهبر جمهوری اسلامی و انقلاب چند روز پیش با تأکید گفته بود که بازرسی از مراکز نظامی و بازجویی از دانشمندان را اجازه نخواهد داد و یک فرمانده نظامی هم تصریح کرده بود که اگر درصدد چنین بازرسی برآیند با سرب داغ (گلوله) به آنان پاسخ داده خواهد شد، عراقچی با بیان عباراتی موضوع موافقت با بازرسی را که خبرگزاری فارس از زبان آن نماینده مجلس منتشر ساخته بود تکذیب کرد. همزمان، وبسایت تابناک (نزدیک به محسن رضایی) خبر از اعتراض تند یک نماینده به ظریف در پایان جلسه غیرعلنی مجلس داده بود با عکس و نوار صدای اعتراض و پاسخ ظریف به آن نماینده. در این باره، علی لاریجانی رئیس قوه مقننه گفته بود که مجلس در رابطه با مذاکرات هسته ای به وظایف خود عمل خواهد کرد [که در اصول 77 و 125 قانون اساسی آمده اند] و با وضع یک قانون تازه، دولت را موظف به دادن گزارش کتبی از این قبیل مذاکرات خواهد کرد. حسین شریعتمداری مدیر روزنامه حکومتی کیهان (وابسته به دفتر رهبری) در سرمقاله شماره چهارم خرداد 1394 این روزنامه جزئیات بیشتر و دقیق تری را با ابراز نظر بیان داشته که متن آن با جزیی اِدیت واژه ای در زیر نقل شده است* تا در تاریخ ایرانیان بماند و مورد قضاوت قرارگیرد، زیرا که این موضوع، زودگذر و کوچک نیست:
    
    *افق پیش‌روی مذاکرات هسته‌ای اگر تا چند هفته پیش «خاکستری» بود و اعضای تیم مذاکره‌کننده در سایه روشن‌های این افق خاکستری، نشانه‌هایی از یک توافق مطلوب را آدرس می‌دادند ولی امروزه با توجه به شواهد و اسناد موجود، جای کمترین تردید نیست که چنانچه در فرمول مذاکرات و روال جاری آن تجدیدنظر جدّی نشود، از تأسیسات هسته‌ای ایران اسلامی تنها یک «مجسمه یادبود» باقی خواهدماند که غیر از یادآوری تلاش بر باد رفته دانشمندان و دست‌اندرکاران برنامه هسته‌ای کشورمان و حسرت از دست دادن آنچه تاکنون به دست آورده‌ایم، خاصیت و ارزش دیگری نخواهد داشت و این، تازه آغاز ماجراست و ادامه داستان در بستر دیگری که الزاما هسته‌ای نیست و در صورت وقوع، تاریک و فاجعه‌آفرین نیز هست، دنبال خواهد شد. از این‌روی دولت موظف است با برخورداری از حمایت ملّت که اهمیت دادن به انتقادها و پیشنهادهای منتقدان لازمه آن است، قبل از وقوع واقعه در پی علاج آن باشد، چرا که شرایط، بسیار خطیر است ـ و البته، نه خطرناک ـ بنابراین، جایی برای آزمون و خطا نیست و به مصداق ضرب‌المثل معروف؛ اولین اشتباه کسی که در انبار مهمات کار می‌کند، آخرین اشتباه او خواهد بود.
    پیش از این بارها به نقد توافق لوزان پرداخته‌ایم و تکرار آن را ضروری نمی‌دانیم، اما از آنجا که روند کنونی مذاکرات در چارچوب توافق‌لوزان ـ یا به قولی «بیانیه لوزان» - جریان دارد و متاسفانه اظهارات اعضای تیم مذاکره‌کننده کشورمان نیز به تصریح و تلویح از پذیرش مفاد آن حکایت می‌کند، اشاره‌ای گذرا به یکی از بااهمیت‌ترین ـ بخوانید خطرناک‌ترین و خسارت‌آفرین‌ترین ـ بندهای توافق یاد شده را ضروری می‌دانیم، موضوع این بند که در بخش «بازرسی و شفافیّت» توافق لوزان آمده است، پروتکل الحاقی است که ظریف و عراقچی در جلسه غیرعلنی (سوم خرداد 1394) مجلس شورای اسلامی بر پذیرش آن از سوی ایران تأکید ورزیدند.
    عراقچی طی سخنانی ـ که نگارنده [حسین شریعتمداری] فایل صوتی آن را شنیده است ـ تصریح کرد؛ پروتکل الحاقی را پذیرفته‌ایم و گفت؛ آژانس براساس این پروتکل می‌تواند از همه مراکز هسته‌ای و غیرهسته‌ای که شامل مراکز نظامی نیز می‌شود بازرسی کند و تاکید ورزید که بدون پذیرش پروتکل، حصول توافق امکان‌پذیر نیست و توضیح داد که این بازرسی‌ها مدیریت شده خواهد بود.
    پروتکل الحاقی به بازرسان آژانس اجازه می‌دهد از تأسیسات هسته‌ای و غیرهسته‌ای ایران ـ از جمله مراکز نظامی ـ به صورت سرزده، «ازهر‌مکان و در هر زمان» بازرسی کنند. این بازرسی‌ها تحت عنوان «ابعاد نظامی احتمالی» صورت می‌پذیرد.
    براساس توافق لوزان که حریف با اصرار بر اجرای آن تأکید می‌ورزد، تعلیق و نه لغو تحریم‌ها ـ آنهم تنها 17 درصد آن ـ مشروط به گزارش آژانس مبنی بر تائید همکاری ایران در فراهم آوردن زمینه و تسهیلات لازم برای بازرسی‌ها و انجام تعهداتی است که در توافق آمده است. به بیان دیگر، آژانس باید اعلام کند در فعالیت‌های مراکز هسته‌ای و نظامی ایران هیچ نمونه‌ای که احتمال ـ دقّت کنید فقط احتمال ـ بهره‌گیری از آن در سلاح هسته‌ای وجود داشته باشد، دیده نشده است!.
    پذیرش این بند از توافق ضمن آنکه تمامی اطلاعات سِرّی مراکز نظامی کشورمان را در اختیار دشمنان تابلودار نظام می‌گذارد، زمینه محروم شدن جمهوری اسلامی ایران از تسلیحات پیشرفته و استراتژیک خود را نیز فراهم می‌آورد. چرا که براساس PMD، نباید از هیچ فعالیتی که احتمال بهره‌گیری از آن در تسلیحات هسته‌ای وجود داشته باشد، برخوردار باشیم. به عنوان مثال ـ و فقط یک نمونه ـ مقامات آمریکایی بارها اعلام کرده‌اند که موشک‌های بالیستیک ایران قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای را دارند. از این روی، اگر ملزم به اجرای تعهدات خود در توافق نهایی باشیم ـ که ظریف و عراقچی بر آن تاکید ورزیده‌اند ـ باید از تولید موشک‌های بالیستیک و بسیاری از تسلیحات دیگر دست بکشیم و در غیر این صورت، [اعلام خواهند کرد] که به توافق عمل نکرده‌ایم! و ....
    عراقچی گفته‌ است بازرسی‌های تحت موضوع پروتکل‌الحاقی «مدیریت شده» خواهد بود که نظر وی با مواد 5، 83 و 84 پروتکل یاد شده مغایرت دارد.
    به بیان واضح‌تر و در یک کلام، مفهوم واقعی و غیرقابل تغییر تَن دادن به پروتکل الحاقی، خلع سلاح کامل کشورمان و کاهش توان نظامی جمهوری اسلامی ایران در حد برخورداری از تعدادی تفنگ و فشنگ و نارنجک خواهد بود!. آیا فرض دیگری وجود خواهد داشت؟. اگر پاسخ منفی است ـ که منفی است ـ آیا نباید نگران آینده فاجعه‌بار توافقی بود که تیم مذاکره‌کننده بعد از اصرارها و درخواست‌های فراوان، فقط گوشه‌ای از آن را رونمایی کرده‌اند؟!.
    حالا وقت آن است که به سه سؤال پیش‌روی پاسخ بدهیم و با کنار هم نهادن پاسخ‌ها درباره نتیجه‌ای که به دنبال خواهد داشت قضاوت کنیم. پرسش‌ها ساده است و پاسخ‌ها و نتیجه‌گیری‌ از آن نیز به آسانی امکان‌پذیر است.
    1 ـ آیا آمریکا دشمن سرسخت ایران اسلامی نیست؟ و آیا بارها به صراحت اعلام نکرده است که براندازی نظام اسلامی را به عنوان یک هدف استراتژیک در دستور کار خود دارد و این هدف مادام که جمهوری اسلامی ایران وجود دارد قابل حذف نخواهد بود؟!. پاسخ این سؤال بدون کمترین تردید مثبت است و علاوه بر اعلام صریح مقامات آمریکایی، عملکرد سی و هفت سال گذشته آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران نیز حاکی از آن است.
    2 ـ آمریکا در صورت امکان و چنانچه نتیجه حمله نظامی به ایران را کارساز می‌دانست، آیا در انجام آن کمترین درنگ و تردیدی به خود راه می‌داد؟. پاسخ این پرسش نیز پیچیده‌ و پنهان نیست و به قول حضرت امام (ره) که سال گذشته از سوی رهبر معظم انقلاب نیز بر آن تاکید شد، آمریکا از هیچ تلاشی برای براندازی جمهوری اسلامی ایران دریغ نکرده است و اگر از اقدامی خودداری ورزیده فقط به این علت بوده که توان انجام آن را نداشته است.
    3 ـ تاکنون کدام عامل یا علّت مانع اقداماتی نظیر حمله نظامی آمریکا به ایران بوده است؟. آیا اصلی‌ترین آنها به ترتیب اهمیت، الف: روحیه سرشار از ایمان آمیخته به شجاعت مردم، ب: برخورداری ایران از ماشین جنگی و تسلیحاتی پیشرفته و مدرن، ج: پایگاه عمیق و گسترده در میان ملت‌های مسلمان و نهضت‌های مقاومت و ... نبوده است؟. پاسخ این پرسش نیز روشن‌تر از آن است که با کمترین تردیدی همراه باشد.
    اکنون به توافق لوزان که به گفته تیم مذاکره‌کننده، چارچوب توافق‌نهایی است نیم‌نگاهی بیندازیم.
    آمریکا با تبدیل فعالیت هسته‌ای پُردامنه و علمی کشورمان به یک مجسمه بی‌روح و عروسکی، در پی تحقیر ملّت است که نتیجه آن ـ به زعم آمریکاییان ـ شکست روحیه مردم و بی‌اعتمادی آنان به مسئولان خواهد بود. گفتنی است آمریکاییان‌، با استناد به توافق لوزان، توهّم دست کشیدن جمهوری اسلامی ایران از مبانی و آموزه‌های انقلابی خود را بارها از شیپور فریب رسانه‌ای غرب پمپاژ کرده‌اند و از سوی دیگر بلافاصله بعد از هر دور مذاکره، این گزاره جعلی را در مقیاس گسترده و فراگیر خطاب به نهضت‌های اسلامی و ملت‌های مسلمان تبلیغ کرده‌اند که نظام اسلامی ایران نیز بعد از سی‌ و هفت سال مقاومت چاره‌ای جز کنار آمدن با آمریکا و متحدانش نداشته است! و از این رهگذر، سعی در تخریب پایگاه مردمی انقلاب در میان ملت‌های مسلمان و نهضت‌های مقاومت منطقه داشته‌اند و در همان حال با تحمیل پروتکل الحاقی و اجرای آن در بستر PMD ـ در صورت پذیرش آن از سوی ایران ـ و حتی بازجویی از دانشمندان هسته‌ای و غیرهسته‌ای و ... در پی خلع سلاح‌ جمهوری اسلامی ایران است!. نتیجه آن که به دنبال حذف هر سه عامل یاد شده‌ای هستند که ایران اسلامی را در اوج اقتدار نگاهداشته و مانع از برخوردهای وحشیانه آمریکا بوده است.
    موارد یاد شده، خواست و انگیزه آمریکا و متحدانش از تحمیل یک توافق هسته‌ای در چارچوب توافق لوزان است ولی در این سوی صحنه، حضور پُرقدرت و بادرایت رهبر معظم انقلاب را می‌توان دید که تاکنون همه نقشه‌های حریف را نقش بر آب کرده است و از جمله تاکید اخیر ایشان که "هرگز به دشمن اجازه بازرسی از مراکز نظامی و یا بازجویی از دانشمندان کشورمان" را نخواهند داد. بنابراین، بدیهی است که هیچگونه توافقی با مفاد و محتوای مورد نظر آمریکا و متحدانش امکان‌پذیر نخواهد بود.
    و بالاخره، یک خبر موثق حکایت از آن دارد که برخی از اعضای تیم مذاکره‌کننده کشورمان نیز به ‌رغم اظهارنظرهای خوشبینانه قبلی، توافق هسته‌ای با تعریف آمریکایی‌ها را خسارت‌آفرین و غیرقابل قبول می‌دانند و به صراحت ابراز داشته‌اند که عدم توافق را به این توافق که ویرانگر امنیت و اقتصاد کشور است ترجیح می‌دهند. در این‌باره گفتنی‌های دیگری هست که به بعد موکول می‌کنیم.
    
عکسی را که آنلاین تابناک از اعتراض یک نماینده به ظریف در پایان جلسه غیرعلنی مجلس درج کرده بود


    
تیتر بزرگ صفحه اول شماره چهارم خردادماه 1394 روزنامه حکومتی کیهان درباره مذاکرات هسته ای

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
از تیرماه 92 تا اسفند 93 هر روز 500 میلیارد تومان بر حجم نقدینگی (پول در جریان) افزوده شده بود!
روزنامه حکومتی کیهان یک گزارش تأمل برانگیز درباره افزایش حجم نقدینگی را که در زیر آمده است در ستون اخبار ویژه شماره چهارم خرداد 1394 خود درج کرده بود :
    "براساس آمار بانک مرکزی، در پایان تیرماه 1392 یعنی چند روز مانده به تغییر دولت، حجم نقدینگی کشور [اسکناس در جریان] نزدیک به 480 هزار میلیارد تومان بود که به گفته رئیس کل بانک مرکزی، این حجم نقدینگی در پایان سال 1393 به 782 هزار میلیارد تومان رسید.
    به گزارش مشرق، مقایسه این آمار نشان‌دهنده آن است که در 20 ماه اول فعالیت دولت، حجم نقدینگی 62 درصد یعنی حدود 300 هزار میلیارد تومان افزایش یافته بود. به عبارت دیگر در 600 روز، روزانه 500 میلیارد تومان بر حجم نقدینگی کشور افزوده شده و با یک محاسبه دقیق تر روزانه معادل 508 میلیارد تومان.
    تداوم رشد بالای حجم نقدینگی [چاپ کردن اسکناس و چک بانک]، در حالی بوده است که مسئولان دولت از همان ابتدا بر کنترل نقدینگی تاکید داشتند و دولت سابق را به علت همین پدیده سرزنش می‌کردند.".
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسي
دوگل و رفراندم بموقع - به شاه هم چنين پيشنهادي شده بود ...
مجسمه نيمتنهDegaulle

در اين روز در ماه مي 1968 و در پي سه هفته اعتصاب و تظاهرات خياباني كارگران و دانشجويان فرانسه كه مخالف برنامه اصلاحات شارل دوگل رئيس آن كشور از جمله تضعيف و يا حذف سناي فرانسه بودند، وي اعلام كرد كه نمي تواند اعتراض این شمار تظاهركننده را نظر قاطبه مردم فرانسه نسبت به برنامه هاي خود بداند و تصميم گرفته است كه براي آگاه شدن از نظر اكثريت مردم، رفراندم برگذار كند.
    اين رفراندم طبق برنامه انجام شد ولی اكثريت شركت كنندگان در رفراندم با برنامه هاي اصلاحي دوگل مخالفت كردند. به رغم مخالفت اکثریت فرانسویان، دوگل از نظر خود در مورد برنامه اصلاحات عدول نكرد و كنار رفت. فرانسويانی که با انحلال سنای این کشور مخالفت کرده بودند در پاسخ به پرسش روزنامه نگاران گفته بودند كه نمي خواستند قوانين توسط يك مجلس تدوين شود بايد هر دو مجلس باقي بمانند تا روي لوايح و طرح ها بررسي بيشتري صورت گيرد و قوانين موضوعه منطقي تر باشند.
    اقدام دوگل مبنی بر کناره گیری يك عمل دمكراتيك بزرگ توصیف شده است كه فصلي از تاريخ دمكراسي را تشكيل داده است. دوگل كه پس از كناره گيري همچنان محبوب فرانسويان باقي ماند، در رديف ناپلئون از دوستداران فرانسه بشمار مي رود.
    به گفته آگاهان، در نيمه سال 1357 (سال انقلاب) به شاه هم پيشنهاد شده بود كه در يك رفراندم نظر مردم را نسبت به خود استعلام كند كه وي پس از هفته ها امروز و فردا كردن سرانجام اين پيشنهاد را تلويحا و در نطقي به صورت «انتقال آرام قدرت» بيان كرد كه عبارتي بسيار مبهم بود و هيچكس منظور او را متوجه نشد و تعبير برآن شد كه مي خواهد همچنان قدرت حكومتي را به دست داشته باشد و بر شدت انقلاب افزوده شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو ادبيات
زادروز الکساندر پوشکين و نگاهي به کارهاي او
Alexander S. Pushkin

بيست و ششم ماه مي زادروز «الكساندر پوشكينAlexander S. Pushkin» نويسنده و شاعر بزرگ روسيه است كه در 1799 در مسكو به دنيا آمد و در طول عمر كوتاه 38 ساله خود آثار متعدد ماندني خلق كرد. وي در زمستان 1837 در دوئل با يك مهاجر فرانسوي بر سر مسائل خانوادگي كشته شد. پوشكين كه يك اشراف زاده بود با سرودن چكامه «آزادي»، كه تزار به تحريك نزديكانش آن را با هدف ضديت با خود تلقي كرده بود در حالي كه 21 سال بيش نداشت به قفقاز شمالي تبعيد شد. درباريان تزار وقت وجود پوشكين را در پايتخت (سن پترز بورگ) براي حفظ وحدت امپراتوري زيانبار تشخيص داده بودند. پوشكين كه با نوشته هاي خود فصل تازه اي را در ادبيات و حيات روشنفكران روسيه باز كرد، در طول تبعيد نيز به كار نوشتن ادامه داد و در نخستين سال تبعيد، داستان «روسلان و لودميلا» را منتشر ساخت و سپس قصيده «زنداني قفقاز» را سرود. اشعار او تحت عنوان «باغچه سرا» نيز در همين محل سروده شدند. وي سپس داستان «كولي ها» را نوشت. دولت تزاري روسيه پس از چند سال محل تبعيد او را به مزرعه خانوادگي اش تغيير داد. پوشكين از اين پس داستانها و اشعار خود را برپايه رويدادهاي تاريخي روسيه تنظيم مي كرد و در اين راستا آثار متعدد پديد آورد از جمله «انقلاب پوگاچف» ، «دختر جناب كاپيتان»، پولتاوا. سواران عهد برنز و .... وي درام هاي متعدد نيز نوشت از جمله «موزارت». پوشكين در پايان تبعيد، به سن پترز بورگ بازگشت و در اينجا به ادامه زندگاني پرداخت. كتابهاي پوشكين در اواخر سده نوزدهم باعث چند بپاخيزي در روسيه ازجمله قيام كشاورزان شد. كشاورزان روس تحت تاثير «قيام پوگاچف» نوشته پوشكين دست به قيام سراسري زدند و ....
     آثار پوشكين به بيشتر زبانها از جمله انگليسي ترجمه شده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
صنايع و فنون
توپولف که در زندان برای وطنش بمب افکن ساخت
Andrei Tupolev
جایگاه «آندری توپولف» در تاریخ نه تنها به خاطر اختراع و ساخت یکصد نوع هواپیما (بیش از هر مخترع و سازنده دیگر در جهان)، بلکه میهندوستی اوست زیرا وی در زمانی که یک زندانی سیاسی بود، در زندان برای وطنش بمب افکن سنگین دو موتوره ساخت که سریع ترین بمب افکن وقت و قادر به شیرجه ـ هنگام بمباران بود.
    مهندس توپولف متولّد دهم نوامبر 1888 از دهه سوم عُمر به ساخت هواپیمای غیرنظامی دست زده بود. وی اواخر دهه 1930 از انگلستان و آلمان دیدن کرد و در بازگشت به روسیه چندبار از ناسیونالیسم روس سخن به میان آورد که به گوش استالین رسید. استالین توپولف را به اتهام ناسیونال سوسیالیست (هم ـ عقیده هیتلر و موسولینی) شدن به زندان افکند. استالین گُرجی بود و نمی خواست که ناسیونالیسم روس زنده شود و اورا از اریکه قدرت به زیر بکشد. به علاوه، وی از جوانی، «جهان وطنی» را تبلیغ می کرد.
    توپولف در سال 1940 به مجازات زندان محکوم شد و تا 1944 محبوس بود. با وجود این، تعرّض آلمان به روسیه را حدس زده بود که زود و یا دیر آغاز می شد. بنابراین، در زندان ـ داوطلبانه و بدون کمک دولت، طرح یک بمب افکن سنگین که دولت های دیگر فاقد آن بودند تهیه کرد و 26 ماه می 1941 به دولت داد و این هواپیما ظرف مدتی کمتر از یک سال ساخته شد و 29 ژانویه 1942 بپرواز درآمد. بمب افکنهای سابق باید طبق محاسبات ریاضی، بمب های خودرا پیش از رسیدن به هدف رها می ساختند و بمب ها بر پایه فرمول سهمی (ریاضیات ـ با در نظر گرفتن ارتفاع، سرعت، وزن بمب و شرایط جوّی) مسیر خودرا می پیمودند که برپایه اختراع توپولف، و با شیرجه رفتن بمب افکن، نیاز به آن کار نبود.
    تعرض آلمان به روسیه از تابستان 1941 آغاز شده بود که بمب افکن طرح مهندس توپولف به نام «تی یو ـ 2» کمک بزرگی به ارتش شوروی بود و نوع بعدی آن بمب افکن «تی یو ـ 4» بود.
     توپولف که در 1955 از او اعاده حیثیت شد در سمت رئیس انستیتوی هوانوردی شوروی طرّاح نخستین جت غیر نظامی سوپرسونیک (مافوق سرعت صوت) جهان به نام «تی یو ـ 144» است که به دست پسرش ساخته شد که سرعتش 2400 کیلومتر در ساعت است. بمب افکن «تی یو ـ 95» ساخت توپولف قادر به دورزدن کره زمین بدون سوختگیری است.
    پس از انگلستان، توپولف سازنده دومین جت مسافربر جهان بود که در سال 1955 بپرواز درآمد. توپولف همچنین سازنده اولین جت مسافربر دوطبقه جهان به نام «تی یو ـ 114» و مشابه جمبو جت ها است. «تی یو ـ 154» که در ایران پیرامون آن سر و صدا شده است ازجمله جت های ساخت توپولف است که چهارم اکتبر 1968 بپرواز درآمد و از نهم فوریه 1972 به حمل مسافر پرداخته و در ارتش های چند کشور از جمله چین نیروبری می کند. تاکنون یکهزار و 15 فروند از این نوع (مدل 154) ساخته شده که سه موتوره [مشابه بوئینگ 727] با سرعت ساعتی 975 کیلومتر بوده و در 17 شرکت هواپیمایی مورد استفاده قرار گرفته است. از لحاظ حمل مسافر در رتبه ششم قراردارد، قادر به فرودآمدن در فرودگاههای خاکی و مناطق یخبندان [مثلا قطب شمال] است، می تواند 5 هزار و 280 کیلومتر ـ بدون تجدید سوخت پرواز کند و دارای چندین مدل (ای، بی، ای ـ بی، ای ـ بی 2، اس و ام) است که مدل «ام ـ 100» آن در سال 1994 وارد بازار شده است. به علاوه، شرکت سازنده آن، توپولف ـ 155 و توپولف ـ 156 را هم ساخته است که جدیدتر هستند. هر توپولف تازه ساز به 45 میلیون دلار فروخته شده است که در مقایسه با هواپیماهای مشابه ساخت غرب (بهای متوسط 125 میلیون دلار) ارزانتر اند. جمع سوانح توپولف ـ 154 از 1972 تاکنون 37 مورد و به مراتب کمتر از بوئینگ 737 بوده است که این نوع هواپیمای ساخت آمریکا از سال 1972 بیش از 68 سانحه داشته که یکی از سوانح اخیر آن مربوط به خط هوایی ایر ایندیا است که 21 می 2010 در جنوب هند به زمین برخورد کرد و بیش 150 تن کشته شدند و پیش از آن هواپیمای شرکت اتیوپی بود که در نزدیکی بیروت سقوط کرد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزی که نخستين هلي كوپتر به معرض تماشا گذارده شد
Igor Sikorsky

بیست و چهارم ماه مي 1940 و تا سه روز بعد، نخستين هلي كوپتر ساخت «ايگور سيكورسكي» هواپيماساز روس تبار آمریکا به معرض تماشا گذارده شد و از آن پس توليد انبوه آن آغاز گردید.
     23 ماه می 1940 و تنها یک روز پیش از به نمایش گذاردن، اعلام شده بود كه سيكورسكي يك هلي كوپتر كامل ساخته است. سيكورسكي كه در 1889 در امپراتوري روسيه به دنيا آمده و در سن پترزبورگ تحصيل كرده بود در کشور زادگاه نیز هواپيماي چهار موتوره ساخته بود كه درجريان جنگ جهاني اول به صورت بمب افكن از آن استفاده شد.
     سيكورسكي كه در سال 1919 به آمريكا مهاجرت كرده بود در سال 1972 درگذشت.
    واژه «هلي كوپتر»، همان زمان از تركيب دو واژه يوناني هليكس (مارپيچ ـ حلزوني) و پترون (بال) ساخته شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
زادروز «سخاوت علی زاده» روزنامه نگار، داستان نویس و مؤلف ایرانی ـ نگاهی به کارهای قلمی او که در 70 سالگی در آمریکا درگذشت
Sekhavat Alizadeh

امروز ـ پنجم خرداد ـ زادروز سخاوت علی زاده مؤلف، روزنامه نگار و داستان نگار معاصر است که بسال 1326 هجری خورشیدی (ماه می 1947) در شهرستان سراب (آذربایجان شرقی) به دنیا آمده و از سال 1364 (1985 میلادی) در شهر لس آنجلس زندگی می کرد.
     علی زاده که در 70 سالگی در لس آنجلس درگذشت در شهر بکار نویسندگی ـ از تالیف کتاب تا نوشتن مقاله و پاورق برای مطبوعات و داستان نگاری ـ ادامه می داد. آخرین تالیف غیر داستانی او «افسانه آفرینش و اساطیر شاهنامه فردوسی» عنوان دارد که در فوریه 2011 به توزیع داده شده است. مؤسسه «نشر تاریخ و اندیشه» ناشر این کتاب است. یک مجموعه داستان کوتاه از او نیز در سپتامبر 2012 به توزیع داده شد. علی زاده قبلا بیش از 70 داستان کوتاه و سه داستان طولانی (رُمان) نوشته بود و همچنین چند کار تحقیقی.
    سخاوت علی زاده پس از اتمام تحصیلات دبیرستانی در تهران، در 20 سالگی برای ادامه تحصیل به اروپا رفت و به مدت 11 سال در آلمان و فرانسه بسر بُرد.
    علی زاده پیش از رفتن به اروپا به مدت بیش از یک سال با مجله روشنفکر همکاری قلمی داشت و می توان گفت که روزنامه نگاری را از 19 سالگی آغاز کرده است. او در طول تحصیل و اقامت در اروپا هم با نشریات کشور همکاری داشت و مقاله و ترجمه خبر و فیچر می فرستاد.
     وی دو سال پیش از انقلاب به ایران بازگشت و به استخدام روزنامه اطلاعات درآمد و از آنجا که علاقه مند به خبرنویسی دولتی نبود خواست که اورا در میز حوادث شهري بکار بگمارند که در این میز، سر و کار روزنامه نگار با مردم، مشکلات و لغزش هایشان است و بنابراین مجبور به تبلیغ برای این و آن نیست. به علاوه، میز حوادث که خبرنگاران آن با پلیس و دستگاه قضایی و مرگ و جرح سرکار دارند محل مناسبی برای یک داستان نگار است که سوژه به دست آورد و با واقعیات زندگی مردم آشناتر شود.
    در جریان انقلاب، غلامحسین صالحیار روزنامه برزگ ایرانزمين و سردبیر وقت روزنامه اطلاعات از سخاوت علی زاده خواست که به میز سیاسی ـ میزی که مسئول پوشش اخبار مربوط به تحولات انقلاب به دبیری دکتر علیرضا نوری زاده بود ـ منتقل شود و قبول کرد و در طول انقلاب و تا یک ماه پس از پیروزی آن در این میز بود و در جریان جزئیات انقلاب.
    علی زاده روزنامه اطلاعات را ترک گفت تا با چند روزنامه نگار دیگر مجله «گزارش روز» را منتشر کند. این مجله پُرمخاطب دیری نپایید و در تابستان 1358 به همراه 53 نشریه دیگر توقیف و تعطیل شد.. چون اندکی بعد هم روزنامه اطلاعات و تمامی این موسسه و نشریاتش مصادره و به بنیاد مستضعفین سپرده شدند، علی زاده جوّ به وجود آمده را برای روزنامه نگاری مساعد ندید به نوشتن کتاب و عمدتا کتاب کودکان روی آورد. یکی از کتابهای او از این دست که «پرستوی بهار» عنوان دارد تاکنون 18 بار تجدید چاپ شده است. نقدنگاران، از این کتاب به عنوان پُرتیراژترین کتاب در تاریخ ادبیات کودک (به زبان فارسی) یاد کرده اند. از سوژه هاي این کتاب، تلویزیون دولتی ایران (سیمای جمهوری اسلامی) یک فیلم کارتوني تهیه و پخش کرده است. سخاوت علی زاده در دیباچه یکی از کتابهایش نوشته است که سیمای جمهوری اسلامی ضمن پخش این فيلم کارتونی، نامی از نویسنده اش که من باشم ذکر نکرده است!.
    علی زاده پس از توقیف «گزارش روز» و چهار سال و چند ماه کتاب نویسی، اواخر سال 1363 (1984 میلادی) به دنیای مطبوعات بازگشت و هفته نامه «دنیای سخن» را که در اندک مدتی به صورت یک نشریه سیاسی پُرمخاطب درآمد منتشر ساخت و نویسندگان و محققان بزرگی ازجمله دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی (استاد فقید رشته تاریخ در دانشگاه تهران و مولف دهها کتاب)، محیط طباطبایی محقق و مولف بنام، خسرو معتضد و ... با وی در این نشریه همکاری داشتند.
    علی زاده در طول اقامت در ایالات متحده همچنان با رسانه های فارسی این کشور که بیش از یک میلیون ایرانی تحصیلکرده را در خود جای داده است همکاری می کرد و به اظهار خودش، بیش از یک هزار مقاله، مطالب دیگر و پاورق نوشته بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
خسرو انوشيروان و بازي شطرنج


هارون الرشيد خليفه عباسي که در عصر خود ابرمرد شرق بشمار مي آمد در ماه مه سال 800 ميلادي ضمن ارسال پيامي به «شارلماني» ابرمرد وقت غرب به وي اطلاع داد كه به ابراهيم بن عقرب حكمران افريقيه (سرزمين هاي مسلمان نشين شمال آفريقا به مركزيت تونس امروز) خود مختاري داده است و در امور داخلي استقلال دارد و از اين پس درباره مسائل محلي (منطقه مديترانه) با او تماس بگيرد. تاريخ انشاء نامه پس از تطبيق تقويم ها و محاسبات تقويمي ديگر، 26 ماه مه تعيين و اعلام شده است.
     هارون با اين پيام، يك دستگاه بازي شطرنج با راهنماي استفاده از آن را به عنوان هديه براي شارلماني ارسال داشته بود و ياد آور شده بود كه كسري (خسرو انوشيروان ساساني) اين بازي را كه مبتكر آن هنديان بوده اند به منظور تقويت حافظه و قواي مغزي ايرانيان و تسريع محاسبات رياضي، در قلمرو خود رواج داده و ملت را به انجام اين بازي تشويق كرده و جايزه معين ساخته بود.
    با ارسال همين دستگاه، بازي شطرنج در غرب رواج يافت كه «چس Chess» خوانده مي شود.
تصوير هارون الرشيد


    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اورنگ زيب تنها خودش را مي خواست
اورنگ زيب

اورنگ زيب 26 مه 1659 خود را امپراتور هند اعلام كرد. وي قبلا با انجام يك كودتا، پدرش «شاه جهان» را در حرمسراي سلطاني زنداني ساخته بود و برادران خود را نيز به بند كشيده بود.
    «فرانسوا برنيه» سياح فرانسوي كه از دربار اورنگ زيب ديدار كرده در باره او چنين قضاوت كرده است: اورنگ زيب مردي است كه منافع ملي را به آساني فداي اميال شخصي خود مي كند ؛ تنها خودش را مي خواهد و بس ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ادعاي تاره مهاجران انگليسي استراليا كه دستشان به خون بوميان بي گناه آغشته است
مهاجران انگليسي استراليا كه به ناحق اين سرزمين را تصاحب و بيشتر بوميان آن را نابود كرده اند 26 مه 1933 گام تجاوزكارانه ديگري برداشتند و مدعي مالكيت يك سوم قطب جنوب هم شدند. نخستين مهاجران اروپايي استراليا زندانيان و زنان ولگرد انگلستان بودند. اين مهاجران كه از آن سوي جهان به استراليا منتقل شده بودند، بوميان بي گناه اين سرزمين را به فجيعترين صورتي كشتند و بر جايشان نشستند و به نوشته برخي مورخان؛ ناني را كه از آنجا مي خورند به خون آن بي گناهان آلوده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
پيمان ديگري ميان لندن و مسكو
در اين روز در سال 1942 (زمان جنگ جهاني دوم) ميان مسكو و لندن يك پيمان نامحدود همكاري دوجانبه كه همه زمينه ها را در بر مي گيرد به امضاء رسيد. در باره لغو اين پيمان يا اعلام انقضاي اعتبار آن تا به امروز گزارشي انتشار نيافته است. ميان اين دو دولت در طول زمان پيمانهاي متعدد امضاء شده است كه عمدتا به زيان برخي كشورها تمام شده اند از جمله قرارداد 1907 سن پترزبورگ داير به تقسيم ايران ميان آن دو دولت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اعلاميه توخالي و به ظاهر زيباي سران چين و روسيه
ملاقات در ماه مي 1977

ژيانگ زمين رهبر وقت چين در ماه مي 1997 يك ديدار پنج روزه از روسيه بعمل آورد و با يلتسين رئيس جمهوري پيشين اين كشور به توافقهايي دست يافت.
    سران چين و روسيه اعلاميه اي را در مسكو امضاء كردند كه در آن تاكيد شده بود: هيچ دولتي حق ندارد و نبايد خودرا قدرت جهاني (تنها ابرقدرت) بنامد و يا عملا چنين نقشي را ايفاء كند و حل و فصل مسائل بين المللي را منحصرا به دست گيرد و منوپوليزه خود كند.
    در اين اعلاميه آمده بود: از آنجا كه جنگ سرد به پايان رسيده است حفظ و تقويت و توسعه يك بلوك نظامي (اشاره به ناتو) باعث تشنج و بازگشت به دوران رقابت هاي تسليحاتي و پيمانهاي نظامي خواهد شد و كمكي به بر قراري يك نظم قانونمند نوين در جهان نخواهد كرد.
    در اعلاميه سران دوكشور بدون ذكر نام آمريكا چنين آمده بود: يك دولت مي كوشد كه در امور بين المللي به تنهايي تصميم بگيرد كه اين عمل نظم جهان را به مخاطره مي افكند و همگان احساس خطر خواهند كرد. در جايي كه قرار است يك قانون برنظم جهان ناظر باشد هيچ دولتي حق ندارد خود را «قدرت مطلق» بداند.
    سران وقت چين و روسيه بعدا در يك مصاحبه مطبوعاتي مشترك «قرن 21 را سده حكومت يك قانون واحد بر جهان» ناميدند، با گسترش ناتو مخالفت كردند، از مثلث چين، روسيه و هند سخن به ميان آوردند كه بر ضد هيچ كشوري عمل نخواهد كرد و به گسترش همكاري هاي همه جانبه روسيه و چين در آينده اشاره كردند.
    اين اعلاميه و اظهارات سران چين و روسيه باعث خرسندي جهانيان و به فراموشي سپردن غم هاي گذشته ناشي از تجاوزات نظامي و زورگوئي ها شد و مورد استقبال قرار گرفت.
    ولي، گذشت زمان نشان داد كه در شش سال گذشته ناتو توسعه يافت، از اتحاد مثلث چين، روسيه و هند خبري نشد، مقامات واشنگتن علنا اين دولت را «قدرت جهاني» مي خوانند، سازمان ملل كه بايد پاسدار نظم جهاني باشد بيش از هر وقت ديگر تضعيف شده است و رويداد هاي عراق قلم بطلان بر اعلاميه سال 1997 مسكو و تاكيدات سران چين و روسيه كشيد و راي اخير شوراي امنيت به لغو تحريم عراق اشغالشده يك تسليم بي چون و چرا مدعيان مخالفت با «يك ابر قدرت درجهان» بود.
    بنابراين، اين اعلاميه هم مانند حرفهاي علني و اعلاميه هاي سران كشورها، جز سياه كردن مقداري كاغذ و دادن اميد بيهوده به پاره اي از مردم كه هنوز خبرها را مي خوانند و حرفهاي ديپلماتيك را باور مي كتتد، اثر ديگري نداشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
«اندي روني» مفسر تلويزيوني آمريکا: شكنجه عراقي ها يك رويداد بد در تاريخ آمريكا
«اندي روني» مفسر آمريکايي معروف و قديمي كه تفسيرهاي طنزگونه هفتگي او يكشنبه ها از شبکه «سي. بي . اس» پخش مي شود در تفسير (يكشنبه 23 ماه مه 2004) خود گفت: ما در تاريخ كشورمان روزها و رويدادهاي بد داشته ايم؛ از جمله شبيخون ژاپني ها به پرل هاربور، ترور جان اف. كندي در شهر دالاس (ايالت تكزاس) و ... كه شكنجه زشت و زننده زندانيان عراقي در «ابوغريب» هم اينك بر اين رويدادهاي بد اضافه شده است.
    وي افزود: من آمريكايي هيچگاه انجام چنين كاري را تصور هم نمي توانستم بكنم. شرح اين رويداد از سال تحصيلي آينده در كتابهاي تاريخ 190 كشور به يكصد زبان با عكس رنگي سرجوخه اينگلند (نظامي زن) كه طناب به گردن عراقي برهنه انداخته و او را روي زمين مي كشاند درج مي شود و نوجوانان اين كشورها بايد آن را بخوانند. مجسم كنيد كه با ديدن اين عکس و ساير عکسهاي گرفته شده در زندان ابو غريب (تهديد با سگ، عريان کردن زنداني و ...) در ذهنشان چه خواهد گذشت. از اين بدتر اين كه، ما يكي از اين شكنجه گران را تنها به يك سال زندان محكوم كرده ايم. براي شكنجه يك انسان اسير ، فقط يك سال زندان!!.
    
سرجوخه بانو «اينگلند» در حال کشانيدن زنداني بر زمين


    
تهديد زنداني با سگ، در ابو غريب


    
زنداني عريان در معرض حمله سگ ها در ابوغريب

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
36 ميليادر «يكشبه» در روسيه اي که 74 سال با نظام سوسياليستي اداره مي شد!
مجله «فوربس» كه هرسال فهرست ميلياردرهاي كشورهاي مختلف جهان را منتشر مي كند در آخرين شماره ماه مه 2004 خود نوشت كه روسيه اينك (3 سال پيش) 36 ميلياردر دارد كه اينان تا دسامبر سال 1991 (12 سال و 5 ماه پيش از آن) كه شوروي منحل شد، آه در بساط نداشتند. بيش از 9 تن از اين عده يهودي هستند. تا آن سال شوروي نظام سوسياليستي داشت، سرمايه در دست جامعه (دولت) بود و مالكيت منابع توليد و ثروت، اشتراكي. به نوشته فوربس، 24 در صد توليد داخلي روسيه در دست اين 36 نفر است كه پس از فروپاشي شوروي و بلاصاحب ماندن منابع طبيعي كشور پهناور روسيه، ـ در جريان خصوصي سازي، برآنها دست يافتند و مواد خام صادر مي كنند. اين مجله كه حامي سرمايه داري است ننوشته بود كه اين 36 تن چگونه توانستند بر اين منابع عمومي دست يابند و چرا 159 ميليون روس ديگر در خواب غفلت بودند. پوتين رئيس جمهور فعلي روسيه تا كنون تنها سراغ چند نفر از آنان رفته و يكي از آنان به نام ميخائيل خودوركوفسكي را به زندان افكنده و ديگري به نام بوريس برزوفسكي كه به لندن پناهنده شده سرگرم توطئه برضد دولت مسكو است. خودوركوفسكي 44 ساله با اين كه در زندان است همچنان ثروتمند شماره يك روسيه بشمار مي آيد. وي از سهامداران كمپاني نفتي يوكس است. خودوركوفسكي كه قبلا از فعالان سازمان جوانان حزب كمونيست شوروي بود!! در نيمه دهه 1980 (زمان گورباچف) در مسكو يك كافه باز كرده بود. آيا مي شود با يك كافه ظرف چند سال ميلياردر شد؟!. ميلياردرهاي روس به اليگارش معروفند زيرا كه در زمان يلتسين در امور حكومت هم مداخله مي كردند.
    چند روزنامه نگار كه جرات كاويدن فعاليت اين ميلياردر ها را كرده بودند به دست مافياي روس كشته شدند. بنا براين، راز ميلياردر شدن «يكشبه» 36 نفر در روسيه هنوز در پرده ابهام است. اصطلاح «ميليادر يكشبه» را مطبوعات جهان بر اين روسها گذارده اند.
    
Mikhail Khodorkovsky


    
Boris Berezovsky

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
يک ميليارد دلار هزينه براي باکره ماندن نوجوانان آمريکايي
به گزارش 24 مه 2005 شبكه «ان بي سي» آمريكا، يك ميليارد دلار هزينه تبليغ جوانان دبيرستاني آمريكايي (دختر و پسر) كه پيش از ازدواج، روابط جنسي نداشته و اصطلاحا باكره بمانند نتيجه بسيار كمي داده است.
    اين شبکه گفت: اين پول صرف سخنراني، تهيه فيلم، پرداخت به مشاوران، تهيه بروشور، كتاب و پوستر و انتشار خبر پولي در رسانه ها (رپورتاژ آگهي) شده بود. هدف اين بوده است كه جوانان آمريكايي وقت خود را در تحصيل بگذرانند و روي آن تمركز حواس كنند تا از جوانان ساير كشورها به ويژه چيني ها و هندي ها عقب نيافتند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 26 مي
  • 1981:   در جريان جنگ عراق با ايران، شوراي همكاري خليج فارس مركب از شش كشور عربي تشكيل شد. در 25 ماه می 1981 سران سعودي، عُمان، قَطَر، امارات، کويت و بحرين در گردهمايي دو روزه خود در شهر رياض اين شورا را تشکيل دادند و نامش را شوراي همکاري ( اختصارا GCC) گذاردند. عکس زير اين سران را در آن روز در کنار هم در شهر رياض نشان مي دهد:
        


  • 1982:   نيروي هوايي آرژانتين ناوشكن اتمي انگليسي «كاوِنتري» را غرق كرد. اين ناو در جريان گروگانگيري آمريكايي ها در ايران براي كمك به مساعي آمريكا به خليج فارس اعزام شده بود.
  • 1985:   يك توفان دريايي 11 هزار تن را در بنگلادش بي جان کرد.
  • 2004:   به گزارش رسانه هاي آمريكا، متوسط سن نظاميان آمريكايي در جنگهاي كره و ويتنام 22 سال بود و در عراق 35 سال است.
        
  • براي اطلاع



    سپيده دم به زبان انگليسی

       

    از آنجا كه تلاش پيگير چندين ساله ناشر اين سايت (تاريخ ايرانيان به صورت روزشمار آنلاين) با نيم قرن تجربه روزنامه نگاري و تحصيلات مربوط، براي تجديد پروانه روزنامه چاپي «سپيده دم» جهت انتشار در ميهن گرامي به جايي نرسيده است و از سوي ديگر «روزنامك» را به فارسي به صورن آنلاين منتشر مي سازد؛  تصميم گرفته كه به زودي به انتشار سپيده دم آنلاين به زبان انگليسي در نشاني زير اقدام كند كه حاوي اخبار و عكسهاي جالب و مهم روز و نقل گزارش ها و مقالات مربوط ايران از منابع انگليسي زبان خواهد بود:

    www.IranianDawnNewspaper.com

     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاريخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نيز در اپريل 2014 (ارديبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه يافته است.

    نسخه آنلاين: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com