Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
      خورشيدي

 
26 اوت
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 26 اوت
ايران
دو تصميم ديگر بهرام گور: پاسخ به خواست ارمنيان و موافقت با ورود کولي ها به ايران
تصویر بهرام پنجم بر سکه اش
يك روحاني ارمني 26 آگوست 429 ميلادي از ارمنيان مسيحي شده خواست كه به صورت گروهي از بهرام پنجم (بهرام گور) شاه وقت ايران بخواهند كه اردشير (ارته سز) فرماندار آنان را بَردارد و از آن پس هم برايشان از ميان مسيحيان فرماندار تعيين كند.
    بهرام پنجم که از 420 تا 438 میلادی بر ایران پادشاهی کرد و پیش از سلطنت، استاندار کرمان بود با عزل اردشير، تنها به دليل عدم رضايت عمومي از او موافقت كرد و سال بعد «ويمهر شاپور» را فرماندار ارمنستان كرد كه او هم زرتشتي بود و به ارمنيان پيام داد كه اگر مي خواهند باز هم از اتباع ايران باشند و يك ايالت خودمختار ايران به شمار آيند نبايد بار ديگر از تفاوت دين سخن به ميان آورند ـ رفتار فَرد سند قضاوت است و به اين ترتيب مساله حل شد. ظاهرا قتل يك مروّج مسيحي در كُردستان (ماد كوچك) نارضايي آن روحاني ارمنستاني را برانگيخته بود. ارمنیان نخستین ملت در جهانند که مسیحیت را دین رسمی خود اعلام کرده اند.
    در همين سال، بهرام پنجم Bahram V با ورود دسته هايي از كوليان هند به قلمرو ايران جهت سرگرم كردن ايرانيان با كارهاي هنري خود موافقت كرده بود. گروهي از اين جماعت هندي تبار دو قرن و اندي بعد و پس از به اسلام گرويدن ايرانيان و حذف بساط عيش و طرب، به اروپا مهاجرت كردند كه در آنجا به Gypsies و يا روما Roma معروف اند و به راه و رسم زندگاني خود ادامه مي دهند. گروهي هم كه در ايران ماندند به زندگاني كوچ و رفت و آمد از نقطه اي به نقطه ديگر و ساخت و فروش اسباب بازي چوبي و معامله الاغ و كف بيني و نظاير آن پرداختند. در ايران خاوري (افغانستان امروز) به آنان «كوچي ـ مردماني در رفت و آمد»، در كرمان و خراسان «لولي» و در ساير نقاط ايران «كولي» مي گفته اند كه سبزه رو، داراي چشماني درشت، لاغر اندام و بسيار باهوش هستند كه با غير خودي ازدواج نمي كنند. پس از كاهش استفاده از الاغ در ايران كه از دهه 1340 هجري خورشيدي آغاز شد و كاهش اعتماد به كف بيني و نيز ورود اسباب بازي فلزي از خارج، لوليان (كوليان) در ايران تقريبا ذوب در جمعيت و به اصطلاح همرنگ آن شدند ولي در افغانستان كه به معامله شتر و گوسفند هم دست مي زده اند به همان روش سنتي ادامه داده اند كه خشكسالي اوايل قرن 21، شتران و گوسفندانشان را از پاي درآورد و خودشان را مجبور به پناهنده شدن به اردوگاههاي آوارگان كرد به گونه اي كه در سال 2001 تنها اردوگاه «قلعه بستBost» پنجاه و پنج هزار تن از آنان را پناه داده بود. باوجود اين، آنان كه به رفت و آمد ميان غزنه و هرات و نيمروز خوي گرفته اند به كار خود ادامه داده اند و از آن نگرانند كه مجبور به تَرك روش زندگاني مأنوس خود شوند. زنان كوچي كلاهك هايي بر سر مي گذارند كه اطراف آن سكه دوزي شده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نبرد سرنوشت ساز ملازگرد و گسترش کنترل تُرک ها بر آناتولی،ایجاد امپراتوری عثمانی و در قرن 20 جمهوری ترکیه
تصوير آلپ ارسلان
26 آگوست 1071 سالروز نبرد ملازگرد است که میان آلپ ارسلان سلجوقی و رمانوس چهارم (دیوژنس) امپراتور روم شرقی (بیزانتاین = بیزانس) روی داد و آلپ ارسلان برنده این نبرد بود. نبرد در ملازگرد (مانزیکرت = ملازگِرت) واقع در شمال دریاچه وان (آناتولی شرقی، ارمنستان بزرگتر) روی داد. آلپ ارسلان نوه زاده سلجوق که بر سرزمینی از کوههای هندوکش تا فرات حکومت داشت، از طریق آناتولی شرقی و جنوبی رهسپار تصرف سوریه بود که با نیروهای نظامی روم شرقی رو به رو شد و دو بار از آنان شکست خورد. بار سوم امپراتور رومانوس چهارم شخصا به جنگ او آمده بود. شمار افراد رومانوس به مراتب از سلجوقیان بیشتر بود ولی بیشترشان مرسنر خارجی بودند ـ از فرانک (طوایف اروپای مرکزی ـ غربی) تا کومان (دسته ای از ترکان که در اطراف دریای سیاه به صورت پراکنده زندگی می کردند). علت شکست این بود که پس از آغاز نبرد، کومانهای تُرک و چند دسته مِرسِنِر دیگر حاضر به جنگیدن نشدند و به آلپ ارسلان تسلیم شدند. در این نبرد، رومانوس به اسارت درآمد، اما الپ ارسلان اورا پس از دریافت امتیاز رها ساخت. نتیجه این نبرد افزوده شدن 80 هزار کیلومتر مربع بر متصرفات آلپ ارسلان بود.
    
Ertugrul

مورخان کارشناس تحولات قرون وسطی شکست بیزانس در نبرد ملازگرد را آغاز پایان امپراتوری روم شرقی نوشته اند (که در سال 1453 به دست محمد دوم از نوه زادگان عثمان غز از میان رفت). به نوشته این مورخان، نبرد ملازگرد دولت روم شرقی (قسطنطنیه) را مقروض و ورشکست کرد و این وضعیت پیامدهای اجتماعی و سیاسی متعدد داشت و با تضعیف مرزبانی روم شرقی دسته های مهاجر و عمدتا اقوام ترکیک، بلغارها، بقایای هونها و ... که در سده های قبل از جنوب غربی سیبری به غرب وارد شده بودند به قلمرو آن نفوذ کردند و .... ورود مغولها به شمال شرقی ایران در قرن سیزدهم سبب شد که چند طایفه دیگر از ترکان غز (اوغوز) که سلجوقیان از این دسته بودند از ایران به آناتولی بروند و متحد حکمرانان سلجوقی این منطقه شوند که هرکدام به نام «غازی» برناحیه ای حکومت داشتند. «ارطغرل» یکی از سرکردگان غُز بود که با 400 مرد مسلح از ایران به آناتولی رفته بود و ناحیه کوچکی در جنوب مرمره را به دست آورده بود. پسر او عثمان که بر وسعت ناحیه متصرفی افزود دودمان عثمانی (1299 ـ 1923) را بوجود آورد که پس از انهدام دولت بیزانس امپراتوری بزرگی را در آسیای غربی، آفریقای شمالی و اروپای جنوبی بوجود آوردند و تا وین (پایتخت اتریش) پیش رفتند و خودرا جانشین خلیفه اسلام اعلام کردند.
عثمان پدر امپراتوري عثماني


    آلپ ارسلان (به معنای شیر شرزه) که برجای عمویش طغرل سلجوقی نشسته بود نام خودرا پس از مسلمان شدن به محمد داود تغییر داد. (برخی مورخان اورا محمد بن داود نوشته اند زیرا که آلپ ارسلان نام پدر متوفایش چغری بگ = چغری بیگ را نیز به داود تغییر داده بود!). وی پس از پیروزی ملازگرد به خراسان بازگشت تا گردنکشان مناطق شمالی آمودریا را که از تبار خود او بودند سرکوب کند که به دست یوسف خوارزمی از حکّام محلی که به اسارت درآمده بود کشته شد. طبق تقویم میلادی یونیورسال (گریگوری) آلپ ارسلان 15 دسامبر 1072 و در 43 سالگی درگذشت و در «مرو» در کنار گور پدرش مدفون شد. در سال 2002 دولت ترکمنستان در تقویم رسمی خود ماه آگوست را که در آن آلپ ارسلان نبرد ملازگرد را برده بود به ماه «آلپ ارسلان» تغییر داد که گویا شش سال بیشتر طول نکشید. مورخان پیشرفت آلپ ارسلان را که در 1029 به دنیا آمده بود نتیجه تدابیر وزیر ایرانی او خواجه نظام الملک دانسته اند. با ورود سلجوقیان که از مهاجران مناطق شمال شرقی فرارود بودند زبان تُرکی هم وارد ایران شد که در آناتولی و قفقاز جنوبی ماندگار شده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزنامه اي كه پاسداري از زبان پارسي و فرهنگ ايراني را وظيفه خود قرار داده است
رحمان رئيس جمهوري تاجيکستان

پارسيان منطقه فرارود (تاجيك هاي آسياي ميانه) در آن زمان كه اين منطقه «تركستان روسيه» نامگذاري شده بود با هدف حفظ زبان و ادبيات پارسي، فرهنگ و تمدن ايراني خود (بمانند نياكانشان در سالهاي پس از حمله عرب در قرن هفتم ميلادي)، 25 آگوست سال 1924 روزنامه «آواز تاجيك = صداي پارسيان»به زبان پارسي را منتشر كردند كه سوم شهريور 1386 (25 آگوست 2007) 83 ساله شده بود. اين روزنامه به همّت تاجيكان سمرقند، در شهر تاشكند كار انتشار خود را آغاز كرد و نخستين سردبير آن «عبدالقيّم قربي» بود.
     در شماره نخست اين روزنامه اين اشعار پُرمعنا به چشم مي خورد:
    بيا، بنشين، شنو آواز تاجيك
    زبان معرفت پرداز تاجيك
    پس از چندي به خاموشي غنودن
    برآمد عاقبت «آواز تاجيك»
     اين روزنامه دفاع گر در زماني منتشر شد كه روس ها اقداماتي را آغاز و مرزبندي هايي را شروع كرده بودند كه به باور برخي از اصحاب نظر، اگر اين روزنامه نبود بخش بزرگي از فرهنگ و تمدني كهن به فراموشي فرستاده مي شد كه كوروش بزرگ براي حفظ آن در همانجا جان داد و اشكانيان، ساسانيان، سامانيان و ... دمي از آن غفلت نداشتند و پاسدارش بودند.
    در جريان تقسيمات جغرافيايي (به قولي «من درآوردي») بلشويکهاي روس با اين كه مرو، بخارا، سمرقند و تاشكند در چارچوب مرزهاي ازبکستان و ترکمنستان قرارگرفتند؛ مقالات «آواز تاجيك» بود كه كمك به ايجاد تاجيكستان برگرد خجند و سغد و ... كرد. اين روزنامه كه نويسندگان قديمي اش رضا علي زاده. محمدجان رحيمي، صدرالدين عيني و ... بودند تلاش كرد بدون اين كه باعث تحريك اقوام ديگر شود كه پس از سقوط ساسانيان به تدريج به منطقه فرارود مهاجرت كرده اند پارسيان را به دور خود جمع و ادب پارسي و فرهنگ ايراني را تقويت كند و براي جلب نظر مسكو و ادامه راه خود مدتي هم مطالب حزب كمونيست را جهت نشر بپذيرد و براي زماني كوتاه، نام خود را به «حقيقت (پراودا)» تغيير دهد.
    
استاد شکوري

سيريليك (سلاويک) شدن الفباي كتابت در منطقه فرارود در نيمه اول قرن بيستم براي پارسي زبانان دشواري پديد آورد و يكشبه درصد بزرگي از مردم اين منطقه بي سواد شدند زيرا كه نمي توانستند مطالب را با اين الفباء بخوانند و بنويسند. به علاوه، اين الفبا بسياري از صداهاي پارسي مثلا «ه» را ندارد و به جاي آن «خ» بكار مي رود. حروف اضافي از قبيل «تسه» و «شچه» دارد و به دليل داشتن حروف صدادار نرم و سخت، تلفظ ها با اين حروف تغيير مي كند. براي مثال: تلفظ «الف» ميانگيني از «الف» و صداي ضمّه است. با وجود اين، تاجيكان زبان پارسي خود را كه عاري از تكلّفات و بسياري از واژه هاي عربي موجود در پارسي ساير نقاط است حفظ كرده اند و شاعران شيرين سخني همچون فرزانه خجندي و گلرخسار به وجود آورده اند. قانون زبان تاجيكستان مصوب سال 1989 بازگشت به الفباي مرسوم در ايران را توصيه كرده است ولي با وجود تلاشهاي محمدجان شكوري اديب و پارسي شناس نامدار هنوز نتيجه اي حاصل نشده است و قانون مصوب سال 2010 که تأمل برانگيز خوانده شده است بر زبان تاجيکستان که فارسي اصيل نام زبان تاجيکي است.
     بسياري از تاجيکان فرارود مي گويند که اشکال کار در اين است که الفباي عربي، حروف واول (صدادار) ندارد و مسائل تلفظ و لهجه پديد مي آيد و استدلال مي کنند که وجود همين الفبا باعث ادامه حيات لهجه ها در ايران شده و مانع يکسان شدن لهجه ها مي شود. در تاجيكستان، 22 جولاي هر سال «روز زبان» است كه با حضور رئيس جمهور برگزار مي شود و در آنجا اديبان خواست هاي خود براي غني سازي «پارسي» را مطرح مي كنند.
    
لاهوتي


     روزنامه «آواز تاجيك» در مسير عُمر، جايگاه نويسنگان بزرگي بوده است از جمله ابوالقاسم لاهوتي. اين روزنامه ضمائم آموزش عمومي و يك ضميمه طنز تحت عنوان «شيرين كار» داشته است.
    



    لازم به يادآوري است كه نخستين نشريه پارسي زبان منطقه فرارود، هفته نامه «بخاراي شريف» بود كه از 11 مارس 1912 در اين شهر منتشر مي شود. متاسفانه، اين نشريه در نوامبر 2003 به دليل كاهش خوانندگان پارسي زبان در شهر بخارا (جمهوري ازبكستان كه زبان رسمي ديگري دارد) پس از آن كه تيراژش از هفت هزار نسخه تنزل كرد و دچار مشكل مالي شد و كمكي هم از لحاظ توزيع در نقاط دوردست و ... از دولت هاي پارسي زبان دريافت نكرد، انتشار خود را از پارسي به زبان ازبكي تغيير داده است. با وجود اين، زادروز اين نشريه (11 مارس) همچنان روز مطبوعات در كشور تاجيكستان است و جشن گرفته مي شود.
    
دو شاعره تاجيک: گلرخسار (راست) - فرزانه خُجَندي (سمت چپ)

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ادامه توطئه در شهريور 1320
مجيد آهي پيشنهاد نخست وزير شدن را رد كرد... ولي فروغي آن را پذيرفت!


    چهارم شهريور 1320 و يك روز پس از تعرّض انگلستان و شوروي به ايران، علي منصور (در اين وضعيت اضطراري و وخيم) از سمت نخست وزيري كناره گيري! و رضاشاه مجيد آهي را مامور تشكيل كابينه كرد كه او هم نپذيرفت! و در عوض محمدعلي فروغي را كه مورد بي توجهي رضاشاه بود براي احراز اين پست به وي معرفي كرد كه شاه وقت، بناچار پذيرفت.
     اگر در اين تحولات سريع دقيق شويم، از آنها بوي توطئه و خيانت به مشام مي رسد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
كمك مالي آمريكا به دولت زاهدي، موضوع ناپديد شدن اسناد براندازي 28 امرداد و رساله يرواند آبراهيميان در اين زمينه
چهارم شهريور سال 1332 ژنرال فضل الله زاهدي نخست وزير به اصطلاح دولت كودتا از دولت آمريكا تقاضاي كمك مالي كرد كه 45 ميليون دلار كمك بلاعوض و 23 ميليون و 400 هزار دلار كمك فني برايش حواله شد. گويا مبلغي نيز براي خود او ارسال شده بود.
     دكتر مصدق قبلا درخواست ده ميليون وام داراي بهره از آمريكا كرده بود كه با آن، پس از ماهها «امروز و فردا كردن» موافقت نشده بود!.
    "يرواند آبراهاميان" در رساله اي كه همزمان با چهل و هشتمين سالگرد رويداد 28 امرداد نگاشته و در سال 2001 در نشريه دو زبانه ايران تايمز چاپ واشنگتن انتشار يافته جملاتي از آيزنهاور رييس جمهور وقت آمريكا نقل کرده و همچنين نوشته است كه اسناد سيا (C. I. A) درباره كودتاي 28 امرداد با وحود گذشت نزديك به نيم قرن، تغيير نظام حکومتي ايران، مرگ بسياري از گردانندگان آن براندازي (28 امُرداد)، پايان جنگ سرد و ... هنوز غير قابل دسترس است و براي مورخان عبوردادن شتر از سوراخ سوزن آسانتر از دسترسي به اسناد «سيا» در باره رويداد آگوست 1953 تهران است و هر چه كه تا كنون انتشار يافته ناقص و فقط اشاره و يا ازدست دوم بوده است.
    به نوشته وي، آيزنهاور در اين زمينه گفته بود كه درسال 1953 به ما (از سوي برخي سياستمداران آمريکايي) توصيه شده بود كه با دكتر مصدق كنار آييم ولي حمايت كمونيستهاي ايران (حزب توده) از دكتر مصدق و تظاهرات سه روزه به پشتيباني از او در تهران، وي را در نظر ما چيز ديگري جلوه گر ساخت و بيم از استيلاي كمونيسم بر ايران و بسط نفوذ دولت مسکو وجود ما را به لرزه در آورد و ....
    آبراهاميان نوشته بود: در آمريكا طبق يك ضابطه، سازمانهاي دولتي موظف اند كه اسناد را پس از گذشت 25 سال بدون هيچ تشريفاتي از طبقه بندي خارج و در اختيار محققان متقاضي قرار دهند كه «سي»ا درباره اسناد مربوط به كودتاي 28 امرداد، نخست بهانه آورد كه بودجه كافي براي تهيه فهرست اين اسناد حجيم را ندارد و چند سال بعد ناگهان اعلام كرد كه اسناد مربوط در دهه 1960 ناخودآگاه از ميان رفته و امكان علني كردن آنها وجود ندارد كه دفعتا در اپريل 2000 (فروردين 1379} گزارشي تحت عنوان «تاريخ نهفته (سِرّي)» در 80 صفحه در سايت نيويورك تايمز در اينترنت قرار گرفت و چون اعتراض شد كه بسياري از حقايق سانسور شده است، بعدا همان گزارش كاملتر و در 169 صفحه در اينترنت قرار گرفت و اين بار تحت عنوان «سرنگوني دكتر مصدق نخست وزير ايران» . هنوز حالت تعجب باقي مانده بود كه گفته شد اصل اين گزارش را دكتر «دونالد ويلبر» يكي از عوامل «سي»ا يك سال پس از كودتاي امرداد 1332 به سفارش اداره امور تاريخي «سيا» تحرير كرده كه به صورت يك دفترچه راهنما در اختيار ماموران و برنامه ريزان اين سازمان اطلاعاتي قرار گيرد تا در عمليات مشابه دچار اشتباه نشوند، بنابراين اين مطالب اطلاعات دست اول و حاوي همه اسناد و شرح كامل عمليات نيست.
    آبراهاميان معتقد است كه اسناد دست اول را تلگرافها و مكاتبات مبادله شده ميان واشنگتن، لندن، تهران و مركز عمليات اينتليجنس سرويس انگلستان در نيكوزيا به دست مي دهد كه هنوز در دسترس عموم قرار نگرفته اند و دكتر ويلبر در گزارش خود بسياري از نكات مهم و دست اول را از قلم انداخته است. تازه، گزارش انتشار يافته در اينترنت هم دستكاري شده و از صافي گذشته است. به عبارت ديگر، هم دچار خود سانسوري ويلبر شده و هم سانسور بعدي در آن صورت گرفته است. بايگاني وزارت امور خارجه انگلستان نيز از اسناد بودار پاك شده است. كتب تاليف «كرميت روزولت ـ رييس عمليات سيا در ايران در جريان 28 امرداد» و «وودهاوس» همتاي انگليسي او را هم، تلاش به منظور دفاع از اين كودتا بايد تلقي کرد که تا حدي زياد تحريف واقعيات و قلب حقايق است و ....
    
داور پناه (سمت راست) و فشاركي (افسران گارد محافظ خانه مصدق) 25 سال پس از براندازي 28 امُرداد

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
كناره گيري جمشيد آموزگار از نخست وزيري
آموزگار
چهارم شهريور 1357 ـ روزي كه در بيشتر شهرها از جمله تهران تظاهرات ناراضیان درجریان بود و در قم، آبادان و تبريز تلفات داشت، شايعه كناره گيري جمشيد آموزگار قوت گرفته بود و روزنامه اطلاعات در اين روز كه هنوز آموزگار نخست وزير بود، به دلايلي! به بهانه تغيير قريب الوقوع نخست وزير، شماره فوق العاده منتشر ساخت.
     روز بعد (پنجم شهریور) آموزگار در جلسه شوراي وزيران خود كه آخرين جلسه آن بود موضوع كناره گيري اش را مطرح ساخت و ساعتي بعد با استعفا نامه اش عازم كاخ نیاوران شد و شاه پس از پذيرفتن استعفاي آموزگار، جعفر شريف امامي را كه در سراسر سلطنت پهلوي دوم مقام دولتي مهم از جمله وزارت و نخست وزيري داشت مأمور تشكيل كابينه تازه كرد.
    شريف امامي عضو باشگاه ايران بو د كه بيشتر اعضاي آن از فراماسونرها (انگلوفيل) بودند. بررسي تاريخي ملاقات هاي شريف امامي در چهار روز اول شهريور ماه 1357 (روزهاي پيش از كناره گيري آموزگار) با دیپلماتهای خارجی، ماهيّت ماموريت اورا روشن مي سازد و شناخت روشني از رجال ايران آن زمان را به دست مي دهد. گفته شده است که در آن ملاقات ها، شریف امامی تلاش کرد تا نظر دولت آمریکارا به اعلام حکومت نظامی در تهران جلب کند!. مفسران وقت نوشته بودند که شاه با انتصاب شریف امامی تسلیم نظر دولت لندن شده بود.
شريف امامي

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
یک مقام دولتی جمهوری اسلامی: در سال 1390 یک میلیون و 400 هزار ایرانی به آمریکا مهاجرت کردند!!
ایلنا [4 شهریور 1391 = 25 آگوست 2012]: معاون امور اسناد هویتی سازمان ثبت احوال [سازمان ثبت احوال جمهوری اسلامی ایران] گفت: کشور آمریکا [ایالات متحده] گزینه ردیف اول ایرانیان برای مهاجرت، در دو سال گذشته بوده است و از این لحاظ ـ پس از آمریکا، دو کشور امارات عربی متحده و انگلستان در ردیف های دوم و سوم قرار داشتند.
    به گزارش خبرنگار ایلنا و به نقل از مقام مذکور، میزان مهاجرت ایرانیان به ایالات متحده آمریکا یک میلیون و ۴۰۰ هزار نفر در سال 1390 هجری شمسی بوده است و به امارات عربی متحده ۸۰۰ هزار.
    این مقام دولتی همچنین گفت که در همین مدت، شمار مهاجران ایرانی به انگلستان و کانادا ۴۱۰ هزار بود. کشورهای آلمان، فرانسه، سوئد، استرالیا، ترکیه، هلند، مالزی، هند و بلژیک از لحاظ مهاجرت در طول مدت ذکر شده به ترتیب در ردیف های بعدی قرارداشتند‌.
    ----
    [ایلنا ـ یک خبرگزاری تهران ـ در گزارش خود اشاره نکرده بود که معاون امور اسناد هویتی سازمان ثبت احوال، این آمار مهاجرت را از کجا به دست آورده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روش مدیریت هومن عظیمی که در ایران یگ گام نوین ضد بوروکراسي بشمار می آید
چهارم شهريور (26 آگوست) ـ زادروز هومن عظیمی از مقامات حوزه معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد است. وی که در رشته مديريت رسانه ها تحصيل دانشگاهي کرده است از سال 1385 (2006 میلادی) در حوزه معاونت مطبوعات دارای مقام شده است.
     هومن عظیمی که بسال 1349 (1971 میلادی) به دنیا آمده است در دانشگاه و در دوره ليسانس، در رشته ادبیات فارسی تحصیل کرده و در این زمینه یک پژوهشگر است. هومن تحصيلات فوق ليسانس (کارشناسي ارشد) خودرا در رشته مديريت رسانه ها دنبال کرده است. وی که وسیعا در ژورنالیسم مطالعه و تحقیق کرده از لحاظ مدیریت، در ایران مورد تحسین اهل مطبوعات است زیراکه او سازمان امتیازها و دفتر هیأت نظارت را با روش مدیریت نوین، اداره کرده که روال کار شده است. یکی از روش های کار او ابداع پاسخگویی تلفنی بوده است و شخصا هم این کاررا انجام می دهد. به این ترتیب که از تلفن کننده نام و یا نام نشریه پرسیده می شود و همان لحظه جزئیات از کامپیوتر به دست می آید و پاسخ، و اگر مشکلی باشد راه حل نشان داده می شود. قبلا افراد ناچار به حضور در سازمان امتیازها واقع در تهران ـ خیابان قائم مقام فراهانی کوچه هشتم بودند که ترافیک سنگین دارد.
    رفتار هومن بسیار صمیمانه است و مراجعین بدون حل مسئله و یا به دست دادن راه حل جهت تعقیب قضیه تا رسیدن به نتیجه، با دست خالی اطاق کار اورا که همیشه باز است ترک نمی کنند. این روش مدیریت می رود که در ادارات کشور تعمیم یابد. مسئله ایران از دیرزمان و از دوران سلطه مغولان «بوروکراسی پیچیده» بوده است که هومن عظیمی با روش خود و به سهم خویش گام به حل آن برداشته است.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
درگذشت محمود طلوعی روزنامه نگار و مؤلف بنام و زمانی مفسّر اخبار بین الملل خبرگزاری پارس و سردبیر مجله خواندنی ها در برخورد با موتوسیکلت
محمود طلوعی از روزنامه‌نگاران بنام و نویسندگان معاصر ایران پنجشنبه شب ـ 29 اَمُرداد 1394 در نزدیکی خانه اش در خیابان آفریقا و نه چندان دور از چهارراه جهان کودک (ناحیه میدان ونک) در یک حادثه رانندگی جان خودرا از دست داد. وی که 85 سال داشت هنگام عبور از خیابان با یک موتوسیکلت تصادف و مجروح شده بود که پس از انتقال به بیمارستان درگذشت.
    در خبرها و حتی در گزارش ایرنا (قبلا به نام خبرگزاری پارس)، تنها به سابقه کار او در مجله خواندنی ها اشاره شده بود که نزدیک به سه دهه در این مجله قلم زده بود و بیشتر این مدت را سردبیر این مجله بود که این مجله عمدتا مطالب نشریات دیگر را نقل می کرد و شعار آن این بود: «آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری».
    طلوعی نه تنها در مجله خواندنی ها بلکه سال ها (از اواخر دهه 1330) مترجم خبر در خبرگزاری پارس (از زبان فرانسه) بود و به موازات آن، مفسّر و دبیر اخبار بین الملل این خبرگزاری از اوایل دهه 1340. تفسیرهای محمود طلوعی در بخش اخبار ساعت 8 شب و 7 بامداد از رادیو پخش می شد و در بولتن خبرگزاری قرار می گرفت و برای روزنامه ها و اشخاص مشترک خبرگزاری ارسال می شد. بعدا تفسیر رویدادهای جهانی روز برای پخش در اخبار مشروح شب (نه، بامداد) برعهده تورج فرازمند قرار گرفت که وی از سال 1350 رئیس اخبار رادیو شد و سپس رئیس رادیو سراسری ایران. جهانگیر تفضّلی وزیر مشاور که مدتی مسئولیت انتشارات و رادیو را بر عهده داشت محمود طلوعی را در خبرگزاری ارتقاء و تفسیرنگار و از سردبیران ارشد قرار داده بود.
    از طلوعی چندین تألیف باقی مانده است.
    ـ ـ ـ ـ ـ
    خاطره ای با طلوعی
    
    پس از 12 سال اقامت مستمر در آمریکا به ایران بازگشتم و سراغ یکایک همکاران پیشین را گرفتم، گفتند که طلوعی پس از اعدام امیرانی ناشر مجله خواندنی ها، کتاب نویسی پیشه کرده و کتاب هایی را که تا کنون منتشر ساخته رنگ تاریخ معاصر دارند. آدرس اورا گرفتم تا به دیدارش بروم. گفتند که در خیابان آفریقا، چهارراه جهان کودک در کوچه ... که کوچه ای جنوبی و شیب دار است زندگی می کند. در بهار سال 1371 به آنجا رفتم. ضمن صحبت از هر دری، اندرز او را جویا شدم، گفت همان کاری را که ر. اعتمادی می کند دنبال کن. اگر بخواهی شب ها آسوده سر بر بالین بگذاری برو داستان بنویس که مخاطب فراوان دارد بدون درد سر و نگرانی. تو مدتی حادثه نویس بودی و بهتر از هرکس دیگر می توانی داستان نویسی کنی ـ داستان واقعی ـ ماجراهایی را که از دوران خبرنگاری قضایی ـ پلیسی خود بیادداری. سرگرمی خوبی است و پیر نخواهی شد. در آن لحظه به او پاسخ مثبت دادم، ولی عمل نکردم و به روزنامه نگاری ادامه دادم.
    نظر اورا برای تعقیب قضایی موضوع غرامت اخراجِ بدون اعلام علت و دلیل منطقی در بهار سال 1359 از روزنامه نگاری (پس از ربع قرن کار در روزنامه اطلاعات، و پیش از آن از خبرگزاری پارس و رادیوتلویزیون دولتی) خواستم، گفت فعلا؛ نه، که تلاشی بی حاصل است. روزی حق به حقدار می رسد.
    و اما مجله خواندنی ها که طلوعی سردبیر آن بود:
    علی اصغر امیرانی پس از کناره گیری از موسسه اطلاعات، مجله خواندنی‌ها را در سال 1319 راه اندازی کرد. انتشار خواندنی‌ها تا اَمُرداد 1358 (7 ماه پس از انقلاب) ادامه داشت. امیرانی دو بار محاکمه انقلابی شد. یک بار به زندان نسبتا کوتاه مدت محکوم شد و بار دیگر و دو سال و 5 ماه پس از انقلاب (21 ژوئن 1981 = 31 خرداد 1360) اعدام گردید.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
معمّای بازگشت شتاب‌زده انگلیسی‌ها به تهران از دیدگاه خبرگزاری فارس؛ پیشبرد پروژه اصلاحات نرم از درون ـ تفسیری تأمل برانگیز
تهران ـ سوم شهریورماه 1394 ـ خبرگزاری فارس (مطلب شماره 13940602001550): پنجشنبه [29 اَمُرداد] بود که ابتدا یک رسانه قطری [العربی] در خبری اختصاصی و غیر منتظره اعلام کرد که فیلیپ هاموند (هَمِند) وزیر امور خارجه انگلستان به تهران می‌رود تا یکشنبه (یکم شهریور1394) سفارت این کشور را که از سال 2011 در پی موج ضدانگلیسی و اعتراضات در ایران، بسته شده بود، بازگشایی کند.
    آنطور که العربیِ قطر نوشته بود، این تصمیم از مدتی قبل اتخاذ شده و چندین دولت از جمله دولت ایران از آن اطلاع داشته‌ بودند، اما قرار بر این بود که خبر رسمی بازگشایی سفارت، تنها یک روز پیش از سفر هاموند به ایران منتشر شود ـ احتمالا برای جلوگیری از شکل‌گیری اعتراضات.
    فارغ از اینکه دلیل خودداری از اعلام رسمی این تصمیم چه بود، مسئله‌ای که نمود بیشتری دارد، عجله لندن برای بازگشایی سفارت در تهران بود.
    سال 2013 و روی کار آمدن دولت حسن روحانی در ایران، یک «نقطه عطف» بود برای آنکه لندن بار دیگر به فکر بازگشت به ایران بیافتد. بر همین اساس هم بود که دیوید کامرون نخست‌وزیر انگلیس در این مدت دو بار تلفنی با روحانی گفت‌وگو و حتی سال گذشته در نیویورک با وی دیدار کرد تا اولین نخست‌وزیر انگلیسی باشد که یک رئیس‌جمهور ایران پس از انقلاب اسلامی را ملاقات می‌کند.
    اینکه چرا لندن «روی کار آمدن دولت جدید را» فرصتی برای بازگشت به ایران دانسته می‌توان به سیاست کلی کشورهای غربی در دستکم دو دهه گذشته در قبال ایران جست‌وجو کرد. موضع اعلامی و اعمالی آمریکا، انگلیس و دیگر کشورهای غربی در این مدت همواره تقویت جناح‌هایی است که آن‌ها را «میانه‌رو» یا همسو می‌خوانند و حضور در تهران و گسترش تعاملات دوجانبه سیاسی و اقتصادی از جمله اهرم‌ها برای تقویت این گروه‌هاست. به عنوان نمونه؛ 13 خرداد 92 (3 ژوئن 2013) گزارشی در وبسایت پارلمان انگلیس در مورد نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری ایران منتشر و در آن به بررسی تغییرات احتمالی پس از انتخابات پرداخته شده بود.
    در گزارش «متیو ماکوفسکی» محقّق وقت مجلس عوام انگلیس که در برنامه‌های شبکه بی‌بی‌سی نیز به عنوان تحلیلگر حاضر می‌شود، از «محمدرضا عارف» و «حسن روحانی» به عنوان دو نامزدی که «جناحِ بیشترمیانه‌رو» را نمایندگی می‌کنند، یاد شده و در مورد روحانی آمده بود: "هرچند روحانی به ایدئولوژی حامی اصلاح گرایش دارد، اما باید او را سیاستمداری میانه، دسته‌بندی کرد. وی به عنوان فردی که مسئول پرونده هسته‌ای بود، در تصمیم ایران برای امضای پروتکل الحاقی که اجازه بازرسی‌های به مراتب گسترده‌تر از برنامه هسته‌ای ایران پس از سال 2003 را داد، نقش مهمی ایفا کرد.".
    این گزارش با اشاره به شعار انتخاباتی «تدبیر و امید» و تعامل با جهان، چنین ادامه داده بود: "ریاست‌ وی بر دولت، با وجود محدودیت‌هایی که در زمینه تصمیم‌گیری برای رفع بحران هسته‌ای وجود دارد، احتمالا تغییری را در فُرم و لحن مذاکرات ایران و 1+5 پدید خواهد آورد.".
    پس از پیروزی حسن روحانی در انتخابات سال 1392، با وجود نشانه‌های متعددی که از عزم انگلیس برای بازگشت به ایران وجود داشت، اما لندن در تمام این مدت تلاش کرد تا حضورش در تهران را به عنوان یک امتیاز به ایران بفروشد و در این مسیر شرط‌هایی هم تعیین کرد. پرداخت غرامت [آسیب دیدن ساختمان سفارت و تأسیسات آن]، وارد کردن تجهیزات جدید ارتباطی برای جایگزین کردن دستگاه هایی که انگلیسی‌ها به هنگام تَرک تهران نابود کرده بودند و حل کردن مسئله ویزای کسانی که اعتبار روادیدشان در انگلیس پایان یافته، از جمله شرایط بازگشایی سفارت در تهران بود.
    اما با حصول توافق هسته‌ای، به ناگاه لندن به بازگشایی سفارت بدون آنکه این مشکلات برطرف شود، رضایت داد. انگلیس بدون دریافت غرامت نقد، بدون تعمیر و جایگزین کردن تجهیزات سفارت و پیش از اعلام حل اختلاف نظر در مورد ویزا، تصمیم گرفت سفارت خود را در تهران بازگشایی کند!.
    خبرگزاری فارس پس از اشاره به اظهارات 15 جولای 2015 (24 تیرماه) فیلیپ هاموند (هَمِند) در پارلمان انگلستان نوشته بود:
    بررسی مواضع دولت انگلیس و دیگر کشورهای غربی نشان می‌دهد که از دید آنها، نه توافق و نه مراودات تجاری پس از آن، به خودی خود دارای اصالت نیستند، مگر از این باب که به گسترش ارتباط با نهادهای مدنی، تقویت جناح همسو و تغییر رفتار منطقه‌ای ایران منجر شود ـ موضوعاتی که از آن‌ها تحت عنوان «پیامدهای مثبت توافق» یاد می‌شود.
    و از همین رو است که هاموند در نشست خبری خود در تهران از انتخاب دولت کنونی ایران [حسن روحانی] و پس از آن حصول توافق هسته‌ای به عنوان دو نقطه عطف یاد کرد.
    او [پس از حصول توافق وین] در پارلمان انگلستان (مجلس عوام) هم مراودات اقتصادی با ایران را دریچه‌ای برای «تعامل ایران با جهان» و ارتباط مستقیم با مردم این کشور بیان کرده و گفته بود: "این توافق، تنها بر برنامه هسته‌ای متمرکز است، اما این جمع‌بندی می‌تواند «پیامدهای مثبت وسیع‌تری» داشته باشد. با مهیا کردن ابزارهای لازم از طریق رفع تحریم‌ها برای تعامل اقتصادی مجدد ایران با جهان، مردم ایران مزایای ملموس «همکاری بین‌المللی» را احساس خواهند کرد.".
    او با بیان اینکه توافق امکان «تغییر رویکرد ایران در حمایت از تلاش‌های بین‌المللی» را ایجاد می‌کند، به سخنان خود چنین ادامه داده بود: "با تحقق این تعامل مجدد اقتصادی، ما هم قطعا برای کمک به تجار انگلستان برای منتفع شدن از فرصت پیش‌آمده، تلاش خواهیم کرد. قطعا این کمک، با داشتن یک سفارت فعاّل در تهران، تقویت خواهد شد. ما متعهد به بازگشایی سفارت‌ مان هستیم و این کار را انجام خواهیم داد.".
    24 تیر 1394، همزمان با نشست مجلس عوام، مجلس اعیان انگلیس هم جلسه‌ای درباره ایران داشت. در آن نشست «جویس آنلی» معاون وزیر امور خارجه این کشور مطالب مشابهی مطرح کرد و در مورد ازسرگیری فعالیّت سفارت در تهران گفت: "این توافق [توافق وین] ما را از سخن گفتن در مورد نقض حقوق بشر در ایران بازنمی‌دارد، اما واقعیت این است که ما نهایتا ـ زمانی که سفارتمان را در تهران بازگشایی کنیم، یک پایگاه در آنجا خواهیم داشت، فرصت بهتری برای تعامل با مردم ایران و کسب اطمینان از اینکه اطلاعات، بیشتر در دسترس ما قرار خواهد گرفت.
    فارس در این مطلب تفسیرگونه خود نوشته است:
    به نظر می‌رسد آنچه بیش از هر چیز لندن را به بازگشایی سریع سفارت در تهران ترغیب کرد، نزدیک بودن انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان باشد که اندیشکده‌ها و تحلیلگران غربی حساب ویژه‌ای روی آن باز کرده‌اند. اجرای موفق توافق هسته‌ای و بهبود وضعیت اقتصادی از دید آنها به تقویت قدرت جریان‌های همسو و تغییر در سیاست‌های ایران «در میان‌مدت» منجر خواهد شد.
    بازگشایی سفارت علاوه بر این، همانطور که جویس آنلی هم به آن اشاره کرده بود، امکان دسترسی به اطلاعات بیشتر را نیز فراهم می‌کند.
    فارس نوشته بود:
    هاموند در بخش دیگری از اظهاراتش در پارلمان گفته بود: "اگر در 10 یا 20 سال آینده، ما باز هم اینجا بنشینیم و در مورد حرکت ایران به سمت بمب [بمب اتمی] صحبت کنیم، آنوقت یعنی ما در استفاده از فرصت‌هایی که این توافق [توافق وین] ایجاد می‌کند، ناکام خواهیم ماند. فکر می‌کنم که ما باید در تلاش برای اطمینان از اینکه ایران را به جامعه بین‌المللی بازخواهیم گردانید و دست میانه‌روها را در ایران تقویت خواهیم کرد و به «نتایجی مثبت» برای منطقه و جهان خواهیم رسید، وارد اجرای توافق [توافق وین]شویم.".
    فارس در کانکلوژن (نتیجه گیری) مطلب خود چنین نوشته بود:
    از همین روست که شاید بتوان بازگشایی سفارت انگلیس در تهران و علاوه بر این، سفرهای مداوم مقامات غربی به ایران را از جهاتی با اقداماتی چون راه‌اندازی بخش فارسی شبکه بی‌بی‌سی ـ اندکی پیش از انتخابات ریاست‌جمهور در سال 1388 مقایسه کرد و آن را سرآغاز یک پروژه بزرگتر، پیش از انتخابات [پارلمانی و خبرگان] امسال در نظر آورد؛ پروژه پیشبُرد اصلاحات نرم از درون.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو انديشه
سالمرگ ويليام جيمز و به اين مناسبت نگاهي به فرضيه پراگماتیسم و عملگرایی


«ويليام جيمز» فيلسوف و روانشناس آمريكايي و یکی از سه فرضيه پرداز فلسفه «پرگماتيسم= پراگماتیسم» که برپايه واقعگرايي، اصالت عمل، و درك حقيقت از راه تجربه و واقعيات مشهود و قابل لمس استوار است 26 آگوست 1910 در 68 سالگي درگذشت. ناميدن این فرضیه به تئوری «اصالت نتيجه» روشن ترين تعبير است و كسي را كه اعمال و افكار او با اين فلسفه مطابقت دارد و يا اين كه پيرو آن است «نتيجه گرا» مي خوانند.
     پرگماتيستها برخلاف ساير روشها، از تحقيق و بررسي در كل عمل اجتناب مي ورزند و به جاي آن به آزمايش نتايج مي پردازند يعني پس از عملي شدن هر فكر و تصمیم، نتايج به دست آمده را مي سنجند و تعمیم می دهند. به نظر آنان «نتيجه» اصل است نه اصول لايتغيّر و رفتن از راههاي انعطاف ناپذير معيّن براي رسيدن به «نتيجه مطلوب» و به اين ترتيب مقيّد به لايتغيّر بودن اصول نيستند.
     پرگماتيستها نظرات و عقايدي را مي پذيرند كه عملي باشند. از نظر آنان يك عقيده بايد نخست تجربه شود و اگر نتايج تجربه مفيد و قانع كننده بود به صورت نظام در آيد و برآن ضابطه اجرايي نوشته شود و عملي گردد. به عبارت ديگر فرضيه اي بمانند ماركسيسم بايد نخست در منطقه اي محدود تجربه مي شد و با توجه به نتايج حاصله و اعمال تغييرات و اصلاحات لازم، سپس در سطح وسيع به اجرا در مي آمد و در شوروی چون چنین نشد شکست خورد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دانش
زادروز لاوازيه
26 آگوست زادروز «آنتوان لاوازيه» شيميدان فرانسوي است كه بسال 1743 به دنيا آمد. وي را پدر دانش شيمي نوين مي دانند. لاوازيه واژه هاي «اكسيژن» و «هيدرژن» را بر اين دو گاز گذارد كه حيات و حريق بدون اكسيژن وجود نخواهد داشت.
    لاوازيه بعدا وارد سياست شد و انقلابيون فرانسه بر او مهر ضد انقلاب زدند و دادگاه انقلاب وي را به مرگ محكوم كرد و در 1794 با گيوتين گردن زده شد.
لاوازيه

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
زادروز روزنامه نگار ایرانی؛ داریوش آرمان و به این مناسیت نگاهی کوتاه به تجربه های او در کار روزنامه نگاری و تألیف
امروز زادروز داریوش آرمان روزنامه نگار ایرانی عضو انجمن جهانی روزنامه نگاران است که چهارم شهریور 1354 (26 آگوست 1975) در تهران به دنیا آمده است. آرمان در عین حال یک مدرّس روزنامه نگاری، مؤلف داستان و کتاب های غیر داستانی و از اعضای چند اتاق فکر است.
    
Journalist Daryush Arman

شوق و ذوق به کار خبر، داریوش آرمان را به موازات تحصیل در رشته روزنامه نگاری در دانشگاه، به روزنامه کشانید و از سال 1373 (1994 میلادی) در روزنامه ایران سرگرم تهیه خبر شد. وی کار خبر را از حادثه نویسی و پوشش اخبار جنایی ـ قضایی تهران آغاز کرد که مستلزم تلاش و تحقیق شخصی است و ارتباط به اطلاعیه و اعلامیه رسمی و نقل از خبرگزاری ها ندارد و کاری بس دشوار و وقتگیر است.
    پیشرفت و مهارت در کار خبر و نشان دادن دقّت و سرعت در این کار و سابقه نویسی بر اخبار سبب شد که داریوش آرمان در سال 1379 (2000 میلادی) برای پوشش اخبار ناآرامی ها و جنگ، به بالکان (کنفدراسیون یوگوسلاوی پیشین) و تحولات سیاسی اروپای شرقی که پس از فروپاشی بلوک شرق پیشآمد کرده بود به این منطقه فرستاده شود. وی ضمن تهیه و ارسال گزارش روزانه از این رویدادهای سرنوشت ساز، موفق به انجام چند مصاحبه اختصاصی با کوفی عنان دبیر کل وقت سازمان ملل، چند نخست وزیر و مقام محلی منطقه و حتی چند فرمانده اتحادیه نظامی غرب (ناتو) شد.
    پوشش بی طرفانه رویدادهای بالکان با ذکر جزئیات، سبب شد که وزارت فرهنگ و رسانه های جمهوری مقدونیه (یکی از سرزمین های جداشده از کنفدراسیون یوگوسلاوی و واقع در شمال یونان) از او رسما سپاسگزاری کند و تقدیرنامه دهد. تجربه آرمان در پوشش دادن به آن رویدادها، سردبیری روزنامه ایران را بر آن داشت که در سال 1390 (2011میلادی) و درجریان ناآرامی های آن زمان اوکراین، او را به این کشور بفرستد.
    طولی نکشید که داریوش آرمان در چارچوب گروه اجتماعی روزنامه ایران، دبیر میز اخبار تیراژساز و پُرمحاطب حوادث (اخبار جنایی ـ قضایی) این روزنامه شد. از آنجا که آرمان، اطلاعات و مهارت کافی در پزشکی نویسی هم داشته است، سردبیر وقت روزنامه ایران مسئولیت صفحات پزشگی این روزنامه را هم به او سپرد.
    آرمان به مدت پنج سال دبیر میز اخبار حوادث روزنامه ایران بود که به میز اخبار و مطالب حقوقی ـ قضایی این روزنامه منتقل و دبیر این میز شد.
    وی با تجربه ای که از کار حادثه نویسی و آشناشدن با مشکلات مردم به دست آورده بود و از آنجا که بیشتر داستان نگاران، قبلا حادثه نویس بودند همزمان با کار دبیری میز بکار تألیف و داستان نویسی پرداخته و تاکنون چند کتاب تألیف کرده که پُرفروشترین آنها گشتی در خاطرات حادثه نگاران قدیمی کشور است. هدف او، پند آموزی مردم از اشتباهات دیگران است و تنبُّه از تعقیب قضایی و مجازات.
     از آغاز قرن 21، گسترش اینترنت روزنامه گاری را دچار تحوّل و تغییر کرده است که آرمان سریعا خودرا با این تغییرات منطبق ساخته و متوجه خاطره و مشاهدات نویسی و مطالب حاشیه ای و فیچر (جزئیات نگاری) و تفسیر نویسی شده است. طبق محاسبات خود او که به مناسبت 20 ساله شدن کار روزنامه نگاری اش تهیه کرده، وی تا پایان امُردادماه 1393، سه هزار مقاله و گزارش مشروح (تحقیق شده) نوشته است و این رقم، سوای نوشتن اخبار معولی است.
    تجربه و مطالعات آرمان در رشته های پزشکی، حوادث شهری و ... باعث شده است که از او برای عضویت در اتاق های فکر مربوط ـ در ستاد مبارزه با مواد مخدّر، ترافیک و حمل و نقل شهری تهران، انجمن بیماران کلیوی و ... دعوت شود و سردبیری مجله شفا وابسته به انجمن بیماران کلیوی ایران را بر عهده گیرد.
    آرمان که همچنین مدرّس روزنامه نگاری در دانشگاه علمی ـ کاربردی است، پس از انتصاب دو روزنامه نگار حرفه ای و با تجربه؛ محمد فاضلی به مدیریت روزنامه ایران و داود محمدی به سردبیری این روزنامه باردیگر دبیر میز اخبار حوادث روزنامه ایران شده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
تصويب اعلاميه حقوق بشر در مجلس انقلاب فرانسه - تامين حقوق بشر و افزودن ضمانت اجرايي بر اعلاميه جهاني آن هنوز در مرحله آرزوست!
ژان ژاك روسو
26 آگوست سالروز تصويب اصول «حقوق بشر» در مجمع ملي فرانسویان در سال 1789 (دوران انقلاب) است كه پايه «اعلاميه جهاني حقوق بشر مصوب دسامبر 1948» قرار گرفته است و همه اعضاي سازمان ملل بر آن صحه نهاده اند. طبق مصوبه مجمع ملي فرانسويان، انسان كه آزاد به دنيا مي آيد، در طول عمر با داشتن حقوق برابر بايد آزاد زيست كند ـ حقوقي كه بزعم انقلابيون فرانسوي، قرنها مورد تجاوز و بي اعتنايي شاهان، حاكمان و جباران قرار گرفته بود. در اين مصوبه آمده بود: از روز تصويب اين اصول (26 آگوست 1789) مردم بايد در فكر كردن، گفتن و نوشتن آزاد باشند و .... يکي از جملات اين مصوبه چنين بود: تبادل آزاد افكار، يكي از گرانبهاترين و عزيزترين حقوق مردم است.
     براي انشاء اين اصول، از افكار و نظريه هاي «ژان ژاك روسو» فيلسوف و ديگر انديشمندان عهد روشنگري الهام گرفته شده بود.
     مي دانيم كه از آن زمان تاكنون بمانند صدها سال پيش از آن، هنوز اين حقوق - جز به صورت محدود و در چند كشور انگشت شمار، از مرحله آرزو خارج نشده و كاملا تحقق نيافته است زيرا كه يك سازمان جهاني با قدرت اجرايي، براي مراقبت بر رعايت آن و مجازات مقامها و قدرتمداراني كه آن نقض كنند وجود ندارد. به عبارت ديگر؛ اعلاميه جهاني حقوق بشر با همه ضعف در تعريف و نقائصي كه دارد، داراي ضمانت اجرايي هم نيست و بنابراين از حد يك توصيه اخلاقي فراتر نرفته است و تا زماني كه اين مسئله حل نشود نمي توان انتظار داشت كه صلح و آرامش، عدالت و آزادي نهادينه شود و تروريسم و خشونت كه زاييده حق كشي ها و ظلم است از ميان برود. نمي شود «علت» را رها ساخت و به مبارزه با «معلول» اكتفا كرد.
    برخلاف اعلامیه جهانی حقوق بشر، مصوبه مجمع ملی فرانسویان ضمانت اجرایی داشت. اعلامیه جهانی حقوق بشر (مصوب 1948) که به تصویب پارلمانهای کشورهای عضو سازمان ملل رسیده و یک کمیسیون مرکب از نمایندگان چندین کشور بر رعایت آن نظارت دارد داراي ضمانت اجرايي نيست و تاکنون تلاش جدي هم براي تامين چنين ضمانتي برايش صورت نگرفته است که يک ضعف بزرگ بشمار آورده شده است.
    اصل اول اعلاميه جهانی حقوق بشر مصوب سال 1948 (که در حکم يک توصيه نامه اخلاقي است) همه مردم را از لحاظ حيثيت و حقوق، برابر مي داند. در اصول دوم و هفتم هرگونه تبعيض ردّ و منع شده است. طبق اصل 17 نمي توان كسي را خودسرانه از حق مالكيت محروم كرد. اصل 21: هريك از اتباع حق دارد با تساوي شرايط، به مشاغل عمومي كشور خود نائل آيد. اصل 22 گويد: هركس حق امنيت اجتماعي دارد و مجاز به فعاليت هاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي است كه لازمه رشد و نمو شخصيت او است. اصل 23 صراحت دارد كه هركس حق دارد كار كند و كار خودرا آزادانه انتخاب كند و شرايط منصفانه و رضايتبخش براي كار داشته باشد. اصل سوم حق زندگي، داشتن آزادي و امنيت شخصي را مورد تاكيد قرارداده است. اصول 18 و 19 آزادي فكر و عقيده و بيان بدون بيم و ترس را يك حق مسلم هر انسان خوانده است. طبق اصل پنجم احدي را نمي توان تحت شكنجه، يا مجازات و يا رفتاري قرارداد كه ظالمانه و يا برخلاف انسانيت و شئون بشري و يا موهن باشد. اصل هشتم از اين قرار است: هر فرد در برابر اعمالي كه حقوق اساسي وي را مورد تجاوز قرار دهد و آن حقوق در قانون اساسي (كشور متبوع) يا قوانین و ضوابط ديگري شناخته شده باشد، حق رجوع به محاكم ملي صالحه را دارد. اصل 12: احدي در زندگي خصوصي، امور خانوادگي، اقامتگاه و مكاتبات خود نبايد مورد مداخله هاي خودسرانه واقع شود و شرافت، شهرت و نامش مورد تعرض قرار گيرد. اصل 13 بازگشت به وطن (کشور زادگاه) را يك حق براي همه افراد دانسته است و اصول دیگر.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
چارلز ليندبرگ، هوانورد دليري که مخالف خروج آمريکا از انزوا بود
ليندبرگ در ميانسالي
26 آگوست سالگرد فوت چارلز ليندبرگ بسال 1974 در 72 سالگي است كه 21 ماه مي 1927 با يك هواپيماي يك موتوره پس از 33 ساعت و نيم پرواز بدون توقف، عرض 3 هزار و 600 مايلي اقيانوس اطلس را طي كرد و در بورژه پاريس فرود آمد. وي كه پدرش در آمريكا نماينده مجلس بود بعدا وارد سياست شد و مخالف ورود كشورش - آمريكا به صحنه سياسي جهان و خروج از انزوا بود. ليندبرگ كه مدتي را در آلمان بسربرد هيتلر و آلماني ها را ستود.
     بعدا ربوده شدن و قتل پسر خردسال ليندبرگ در روحيه او اثر فراوان گذارد و اندوه ناشي از اين واقعه، اورا تا پايان عمر رها نساخت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
آغاز عصر موشك قاره پيماي هدايت شونده
اسپوتنيک - 1


    شوروي 26 آگوست سال 1957 اعلام كرد كه داشمندان اين جماهيريه نخستين موشك قاره پيماي هدايت شونده جهان را پيروزمندانه آزمايش كرده بودند. در اين اعلاميه آمده بود كه اين موشك مورد استفاده نظامي و غير نظامي قرار خواهد گرفت. چهل روز بعد (4 اكتبر 1957) دانشمندان شوروي با موشك قاره پيما، نخستين سفينه فضايي جهان به نام «اسپوتنيك ـ 1» را در مدار زمين قرار دادند و توجه جهانيان را به خود جلب کردند. آنان اعلام داشتند كه ظرف كمتر از سه سال انسان در مدار زمين و تا 5 سال ديگر يك سفينه در مدار ماه قرار خواهند داد كه به هر دو وعده عمل كردند.
     برخي مفسران روزنامه ها در همان روز در تفسير خبر آزمايش موشک قاره پيماي شوروي نوشته بودند؛ با توجه به اين كه اين جماهيريه داراي بمب اتمي و هيدرژني است، اگر استالين زنده بود، در صورت بروز جنگ، در بکار بردن سلاح هسته اي درنگ نمي كرد. استالين چهار سال پيش از اين آزمايش به صورت ناگهاني (مرموز) درگذشته بود. وي بارها اشاره كرده بود كه تا انگلستان برسر پا باشد مسائل جهان به طور كامل حل نخواهند شد زيرا كه برسر هر راهي سنگ اندازي مي كند. استالين چندبار گفته بود كه مهاجرين انگليسي در قرون 17 و 18 بوميان آمريکاي شمالي (سرخپوستان) را نابود كردند تا زمين هايشان را بخورند، ثروتمند شوند و ....
     جهان با آزمايش موشک قاره پيماي شوروي وارد مسابقه موشکي شد که هنوز ادامه دارد.
    اينك ثابت شده است در قرن 21 دولتي قدرت نظامي خوانده مي شود كه مجهز به انواع سلاح موشكي، هسته اي، الكترونيك، ديجيتال، زيردريايي و وسيله دفاع در برابر چنين سلاحهايي باشد. با وجود اين، قدرتي بالاتر از داشتن يك سيستم رسانه اي خوب نيست و رسانه خوب بدون انسان با استعداد و ماهر در اين کار (روزنامه نگار) به وجود نمي آيد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
بمباران روستاي عزيزآباد هرات توسط «ناتو» و مرگ بيش از 90 تاجيك (پارسي)
جمعه 22 آگوست 2008 در يك حمله هوايي «ناتو»، بيش از 90 غيرنظامي و روستانشين افغان در عزيزآباد واقع در منطقه هرات (نه چندان دور از مرز ايران) كشته شدند و خانه هاي ساخته شده از خشت خام (خشت و گلي) آنان ويران شد. سخنگويان «ناتو» در افغانستان گفته بودند كه نيروهاي طالبان را مورد حمله قرارداده بودند!.
    درپي اين حمله، مردم منطقه برضد نظاميان چند مليّتي «ناتو» دست به تظاهرات زدند و اين تظاهرات را آنقدر ادامه دادند و دولت كابل را تهديد كردند كه مجبور شد دو فرمانده محلي را بركنار كند. باوجود اين تلفات سنگين غيرنظاميان، حملات نظامي «ناتو» از اين دست بعد از آگوست 2008 نيز ادامه يافت.
    منطقه مورد حمله در آگوست 2008 تاجيك نشين است و دولت لندن در قرن نوزدهم آن را با تهديد و فرستادن ناو توپدار به بوشهر از ايران جدا کرد كه اگر پيوسته به ايران مانده بود مردمش دچار اين همه فقر و دشواري ها نبودند.
    تصاوير زير خرابي خانه هاي روستانشينان عزيزآباد، كندن گور براي مقتولين و تظاهرات مردم محل برضد «ناتو» را نشان مي دهد.


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
يك سانحه هوايي با 68 كشته و طرح چندين پرسش!
آنچه كه از بوئينك ساقط شده قرقيزي باقي مانده است و محل سقوط آن روي نقشه


    25 آگوست 2008 يك جت مسافربر 29 ساله (ساخت سال 1979) از نوع بوئينگ 737 كه با 90 سرنشين از بيشكك Bishkek (پايتخت قرقيزستان) عازم تهران بود در حاشيه فرودگاه اين شهر سرنگون شد، 68 تن از سرنشينان آن كشته و بقيه مجروح شدند. تنها زخم سه تن از مجروحان سطحي گزارش شده بود. علت سانحه، نقص فني هواپيما اعلام شده بود. خلبان پس از برخاستن هواپيما از فرودگاه متوجه اين نقص شده بود و قصد بازگشت به فرودگاه را كرده بود كه هواپيما در ده كيلومتري فرودگاه و از ارتفاع هزارمتري سقوط كرد و آتش گرفت. مقامات مربوط براي نجات سرنشينان كه 90 تن و ازجمله اعضاي يك تيم بسكتبال جوانان قرقيز و دو عضو شوراي شهر بيشكك بودند از آمريكاييان كه از فرودگاه بيشكك (ماناسManas) بهره برداري نظامي مي كنند استمداد كرده بودند. (آمريكا در رابطه با عمليات نظامي در افغانستان به استفاده نظامي از فرودگاه پايتخت قرقيزستان (يك عضو شوروي سابق) دست زده است.
    53 تن از مسافران هواپيماي ساقط شده از اتباع ايران بودند كه 41 نفرشان كشته شدند. اين هواپيما در اصل متعلق به شركت قرقيزي «ITEKairايتك اير» بود كه گفته شده بود به كرايه شركت هواپيمايي ايراني «آسمان» داده شده بود. هواپيماهاي مسافربر قرقيزستان از جولاي 2008 به دليل اينكه استانداردهاي اروپايي را رعايت نكرده بودند به فرودگاههاي كشورهاي عضو اتحاديه اروپا ممنوع پرواز شده بودند. به اين ترتيب؛ اين سانحه مطالب متعددي را به دست داد ازجمله كثرت مسافرت ايرانيان به آسياي ميانه، استفاده از هواپيماهاي كهنه و فرسوده براي حمل مسافر، بي توجهي به اخبار سقوط كه عمدتا مربوط به بوئينگهاي 737 نوع قديمي تر بوده، مشكل شركتهاي ايراني در خريد و يا اجاره هواپيماهاي بهتر و .... در اين ميان، اين پرسش نيز به ذهن مي رسيد كه چرا كشورهاي شوروي سابق به جاي خريد و كرايه هواپيماي روسي به سراغ كشورهاي ديگر مي روند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تاريخ از نگاهي به تصوير
نمايش و تبليغ، يا واقعيت؟! ـ دختر آرايش کرده با جليقه انتحاري!
24 آگوست 2008 پليس عراق در بعقوبه ـ نه چندان دور از بغداد ـ به خبرنگاران (عمدتا نمايندگان رسانه هاي خارجي) اطلاع داد كه يك دختر جوان (تين ايجر) را دستگير كرده است كه يك جليقه انفجاري (بمب گذاري شده) بركمر داشت. هدف پلیس عراق از دادن این خبر به خبرنگاران و دعوت آنان به گرفتن عکس، تبلیغ برای خود و نشان دادن کارآمد بودنش تلقی شده بود. خبرنگاران براي گرفتن عكس اين دختر به محل پاسگاه پليس رفتند. ماموران كه قبلا اين دختر را آماده کرده بودند تا حرفهایی را که در دهانش گذارده بودند بیان دارد و در صحنه سازی (با تمرین قبلی) برای گرفتن عکس شرکت کند هنگام ورود خبرنگاران روي مبل نشسته بود (و جملاتی را که به خبرنگاران باید می گفت پیش خود تمرین می کرد). پس از آمدن همه خبرنگارانی که دعوت شده بودند، دختر را به خارج از پاسگاه منتقل و در حضور خبرنگاران دستش را به يك پنجره فلزي كه در آنجا قرارداشت بستند و سپس رولباسي اورا از تنش خارج كردند تا جليقه مورد نظر آشگار شود و خبرنگاران عكس بگيرند كه دختر عصبي شد و تقلا کرد که آن صحنه از نمایش را بازی نکند و هنگامي كه خبرنگاران پرسيدند كه هدف او از بستن جليقه انفجاري به كمرش چه بوده است، برخلاف انتظار منكر داشتن آن جلیقه و قصد ترور و خرابکاری شد و ماموران را متهم به گفتن دروغ جهت تبليغ براي خود کرد و همه چيز را ساختگي خواند!. ماموران متقابلا او را دروغگو معرفي کردند كه براي برائت خود چنين مي گويد. كساني كه از دور شاهد قضيه بودند به خبرنگاران گفته بودند: دختري كه به خاطر هدفي بخواهد خودرا به كشتن دهد كه موهايش را رنگ نمي زند و .... موي اين دختر آرايش و رنگ شده است.


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
زماني که پيشنويس پيمان امنيت مشترک آمريکا و عراق در دست تنظيم شدن بود


در نيمه دوم آگوست 2008، رسانه ها خبر از تهيه پيشنويس يك قرارداد تامين امنيت دو جانبه (مشترک) ميان آمريكا و عراق (و خروج واحدهاي رزمي آمريکا از عراق) داده بودند [که هر دو موضوع در سال 2011 تحقق يافت].
     در آن سال نوري المالكي نخست وزير وقت عراق خواسته بود که نظاميان آمريکا تا سال 2009 از شهرهاي عراق و تا سال 2011 از همه کشور خارج شوند.
     عمليات نظامي در عراق براي آمريکا چهار هزار كشته و نزديك به يك تريليون دلار هزينه به بار آورده است.
    به نوشته برخي از مفسران، دولت واشنگتن نقشه داشتن نفوذ، نقش و امتياز ويژه در عراق را در سال 1942 طرح كرده بود. دولت واشنگتن از سال 1917 حمايت خود از کُردهاي عراق را دريغ نکرده است و ميان آنها نوعي هماهنگي مشاهده شده است. آلماني ها نيز از زمان بيسمارک و تامين وحدت آلمان، کُردهاي عراق را همنژادان خود مي خوانند و حمايت مي کنند.
    عكس بالا، از ديدار مالكي و بانو كاندوليزا رايس وزير امورخارجه وقت آمريکا در آگوست 2008 در بغداد برداشته شده كه در اين ديدار طرفين درباره قرارداد امنيت مشترک آمريكا و عراق تبادل نظر كردند.
    عكس زير، تظاهران هواداران مقتدا صدر در بغداد را نشان مي دهد. اين تظاهرات همزمان با ديدار بانو رايس از بغداد در نيمه دوم آگوست 2008 برپا شده بود.


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 26 اوت
  • 0:   55 سال پيش از ميلاد و در اين روز، ناوگان امپراتوري روم به فرماندهي ژوليوس سزار كه در آن زمان يك ژنرال بود وارد آبهاي انگلستان شد. افتادن انگلستان به دست روميان در سال 54 پيش از ميلاد تکميل شد. [مشروح واقعه در میان مطالب 27 آگوست این تاریخ آنلاین آمده است.].
  • 1885:   ژول روماين داستان نويس فرانسوي به دنيا آمد.
  • 1858:   براي نخستين بار در ارسال خبر، از دستگاه تلگراف استفاده شد و كار خبرگزاري ها رو به تكامل گذارد.
  • 1914:   ژوليو كارتازار نويسنده آرژانتيني زاده شد.
  • 1914:   كشته شدن 20 هزار سرباز روس در يك نبرد يك روزه با آلمان
  • 1920:   اصلاحيه نوزدهم قانون اساسي آمريكا به اجرا گذارده شد و زنان اين كشور حق مشاركت در انتخابات (راي دادن و راي گرفتن) به دست آوردند.
  • 1968:   آغاز تظاهرات ضد جنگ ويتنام در 221 دانشگاه آمريكا. اين تظاهرات در بعضي دانشگاهها به خشونت گراييد و توام با تلفات بود.
  • چشم انداز مولف
    نگاهی به ایجاد «ناتو»، گسترش آن تا بالتیکِ شوروی و جهانی شدن عملکرد ـ تلاش های حقوقی مسکو و ... ـ «جهان» آینده ای آرام نخواهد داشت
    بيست و چهارم آگوست 1949 هري ترومن رئيس جمهوري وقت آمريكا اسناد نهايي تاسيس سازمان پيمان اتلانتيك شمالي (ناتو) را امضاء كرد و اين سازمان دفاع جمعي غرب [و اینک دارای عملکرد جهانی، درگیر در خاورمیانه و تنها اتحادیه نظامی باقی مانده در جهان] اجرايي = Effective شد.
        مقدمات ايجاد اين سازمان از پيش به صورت محرمانه فراهم شده بود و کار تنظيم اصول آن از هجدهم مارس 1949 (4 سال پس از پایان جنگ جهانی دوم) آغاز و چهارم اپريل این سال (سال 1949) مورد تصويب قرار گرفته بود كه در يكي از اين اصول تصريح شده بود كه حمله نظامي به يك كشور عضو، به منزله حمله به همه اعضاء تلقي خواهد شد. دولت بلژيک و همسايگان يک سال پيش از اين، متحد نظامي شده بودند.
         «ناتو= نی تو» با عضويت آمريکا، انگلستان، فرانسه، کانادا، هلند، بلژيک و لوکزامبورگ از 27 ژانويه 1950 آغاز بكار كرد و يکم اپريل همين سال وزيران كشورهاي عضو، در لاهه اجتماع و طرح مقابله با گسترش نفوذ شوروي و بسط سوسیالیسم مارکسیستی را تصويب كردند.
        مسکو که چنین دید برای مقابله با ناتو، سازمان پيمان ورشو را در 14 ماه می 1955 با 8 عضو به وجود آورد. شوروی یکی از اعضای این پیمان، یک جماهیریه مرکب از 15 عضو ـ گرچه اسمی (روی کاغذ) بود. ندانمکاری سران مسکو و ضعف معلومات عمومی آنها و ناآگاهی از تاریخ (فرضیه برودل) سبب شد که در مذاکرات، قول و قرارهای رقیب را بپذیرند و در دسامبر 1989 با انحلال پیمان روی موافق نشان دهند که این انحلال در یکم جولای 1991 رسمیت یافت (قطعی شد) و تا سال 2004 اعضای پیمان ورشو و ازجمله سه کشور بالتیک شوروی (نه، روسیه و 11 عضو دیگر) به عضویت ناتو در آیند. طبق فرضیه اندیشمند بزرگ Fernand Braudel همه مسائل و مشكلات، ساخت و دستپُخت انسانِ ناقص است، مخصوصا كه اگر يك «انسان ناكامل» رئيس يك دولت شود.
        ناتو که قول داده شده بود پس از انحلال پیمان ورشو به صورت یک انجمن سیاسی در آید همچنان یک اتحادیه نظامی و اینک دارای 28 عضو است و تاکنون در خارج از حوزه خود؛ در کوزوو، لیبی، افغانستان، عراق، سوریه و ... و بسیاری از کشورهای آفریقایی مداخله نظامی، و تلاش بسیار برای به عضویت درآوردن گرجستان و اوکراین کرده است که قرن ها بخش هایی از امپراتوری روسیه و بعدا شوروی بودند.
         ورود ناتو به بالتیکِ شوروی سابق و تلاش برای واردکردن اوکراین و گرجستان به داخل خود، نه تنها سایر کشورها بویژه قدرت های در حال طلوع را به هم نزدیک کرده بلکه احتمال برخورد نظامی با روسیه را افزایش داده است که اگر چنین برخوردی صورت گیرد، اتمی خواهد بود.
        دادستان کل روسیه از 2015 تلاش های حقوقی برای اعلام غیر قانونی بودن جدایی سه کشور بالتیک (استونیا، لاتویا و لیتوانیا)، پیوستن آنها به ناتو و به شکلی محدود، استقرار نظامی ناتو در این سه سرزمین آغاز کرده است که اگر کار به دادگاه بکشد و به «حُکم» قطعی بیانجامید، جنگ به دنبال خواهد داشت زیراکه ناتو در خاک آنها و در پایگاههایی که قبلا با پول شوروی ساخته شده بود مستقر شده است! و استونیا یک اقلیت چشمگیر روس دارد.
        دوما (مجلس روسیه) در دوران حکومت یلتسین ضمن مصوّبه ای، انحلال شوروی به آن صورت (تصمیم سه فرد و بدون انجام یک رفراندم سراسری) را غیر قانونی اعلام کرده بود ولی یلتسین آن مصوّبه را امضا نکرد و همچنان در کرملین، معطّل باقی مانده است. روسیه همچنین 23 آگوست 2004 به عضویت «استونيا» در ناتو که مسكن يك اقليت بزرگ روس است اعتراض کرد.
        همچنین قبلا گزارش هایی انتشار یافته بود که روسیه در نظر دارد خونبهای 27 میلیون روس (از میان 35 میلیون مقتول تبعه شوروی سابق) را که در جریان جنگ جهانی دوم کشته شدند از آلمان و متحدان وقت آن مطالبه کند و بنابراین و نظر به مسائل متعدد دیگر، «جهان» آینده ای آرام نخواهد داشت.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    نامه به مولف
    پاسخ به این پرسش مخاطب: علت شکست دو ابرقدرت ایران و روم شرقی به فاصله 3 ماه از عرب و تغییر مسیر تاریخ جهان؟
  •   پرسش زیر از یک مخاطب که سه شنبه 25 آگوست 2015 دریافت شد:
        
        من دانشجوی رشته تاریخ در دانشگاه کالیفرنیا هستم و می خواهم علت شکست دو ابرقدرت وقت (ایران و روم شرقی) از عرب در سال 636 میلادی را از زبان شما هم بشنوم؟.
        
        پاسخ:
        
         تعلّل سران دو قدرت در متحد شدن در برابر خطر مشترک. هر دو قدرت؛ دستگاه حکومتی یزدگرد سوم در تیسفون و هراکلیوس در قسطنطنیه (استانبول) دچار فساد اداری، رواج دروغگویی، چند دستگی داخلی و بی اعتمادی نسبت به یکدیگر شده بودند و نیز در جنگ های قبلی و غیر ضروری، نیروهای نظامی خودرا تضعیف کرده بودند. عرب نخست در کنار رود یَرموک (واقع در شرق دریاچه جلیله ـ ناحیه ای در مرز امروز سوریه و اردن) در یک نبرد 6 روزه که بیستم آگوست سال 636 پایان یافت روم شرقی (بیزانس) را شکست داد و تمامی سوریه و فلسطین را تصرف و مسلمان کرد و در نوامبر همان سال (درست 3 ماه بعد) ایران را در قادسیه (شرق ایالت اَنبار امروز). تنها کمکی که یزدگرد سوم به هراکلیوس کرده بود این بود که از ارمنستان ـ متحد همیشگی ایران خواسته بود که به دولت قسطنطنیه کمک کند و ارمنستان ژنرال خود «واهان» را به کمک فرستاده بود که دیگر، دیر شده بود و با این دو شکست مسیر تاریخ جهان تغییر کرده است یعنی که هنوز جهان از تأثیر آن دو شکست نظامی خارج نشده است.

  • براي اطلاع



    سپيده دم به زبان انگليسی

       

    از آنجا كه تلاش پيگير چندين ساله ناشر اين سايت (تاريخ ايرانيان به صورت روزشمار آنلاين) با نيم قرن تجربه روزنامه نگاري و تحصيلات مربوط، براي تجديد پروانه روزنامه چاپي «سپيده دم» جهت انتشار در ميهن گرامي به جايي نرسيده است و از سوي ديگر «روزنامك» را به فارسي به صورن آنلاين منتشر مي سازد؛  تصميم گرفته كه به زودي به انتشار سپيده دم آنلاين به زبان انگليسي در نشاني زير اقدام كند كه حاوي اخبار و عكسهاي جالب و مهم روز و نقل گزارش ها و مقالات مربوط ايران از منابع انگليسي زبان خواهد بود:

    www.IranianDawnNewspaper.com

     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاريخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نيز در اپريل 2014 (ارديبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه يافته است.

    نسخه آنلاين: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com