Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
      خورشيدي

 
1 جولای
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 1 جولای
ايران
نافرماني مصريان از حكمرانان ايراني خود و سركوب شدن آنان توسط سربازان اعزامي از كرمان و فارس
تا اول ژوئيه سال 425 پيش از ميلاد، ديگر برحكمران ايراني مصر مسلم شده بود كه آتني ها بار ديگر به تحريك مصريان بر ضد امپراتوري ايران دست زده بودند. مصريان در يكصدمين سال حكومت ايرانيان بر آنان، در پرداخت ماليات به حكمران ايراني مصر تعلل مي كردند و اين تعلل كه به تدريج عموميت يافته بود سوء ظن حكمران را برانگيخته بود و در اين زمينه دست به بررسي گسترده زده بود. تحقيقات حكمران به اين نتيجه رسيده بود كه محرك مصريان در اين نافرماني و كارشكني، آتني ها بودند كه با دولت ايران به دليل حمايت از اسپارتي ها دشمني داشتند. آتني ها از دير زمان با مصريان داد و ستد داشتند و با كشتي هاي خود به بنادر مصر رفت و آمد مي كردند. به علاوه، مصر داراي جوامع كوچك آتني بود. در آن زمان ميان اسپارت و آتن جنگ بود و دولت ايران با كمك مالي، ارسال اسلحه، تداركات و كشتي از اسپارتي ها حمايت مي كرد و سرانجام همين كمكها باعث پيروزي اسپارت شد.اين جنگها كه سالها طول كشيد، در تاريخ به «جنگهاي پلوپونز/ Poloponnesian War» معروفند كه «توسيدس Thucydides» مورخ، گزارشگر عيني اين جنگها بود و تحت همين عنوان تاريخ مشهور خود را نوشت.
    آتني هاي آن زمان دولت ايران را «امپرياليست» مي خواندند كه اين اصطلاح از همان زمان باقي مانده و رواج يافته است.
    مصر در سال 526 پيش از ميلاد به دست «كامبيز Cambyses ( کامبوزيا - کامبوجيا ) پسر و جانشين کوروش بزرگ فتح شد و ايرانيان قسمتهاي از سودان [در آن زمان: نوبي] و ليبي را هم به آن اضافه كردند.
    نافرماني مصريان در سال 425 پيش از ميلاد كه سومين نافرماني ايشان در طول سلطه ايران بود؛ با اعزام نيروي اضافي از فارس امروز و كرمان از طريق دريا سركوب شد و آتني ها از مصر اخراج و ممنوع الورود به آن سرزمين شدند. در آن زمان كشتي ها از خليج فارس از طريق آبراهي كه به تصميم داريوش بزرگ حفر شده بود تا اعماق مصر و درياي مديترانه رفت و آمد مي كردند. حكومت ايران برمصر 20 سال پس از نافرماني سال 425 پيش از ميلاد، جمعا 120 سال و چند ماه، ادامه يافت.دولت ايران مصر را به نام يك ساتراپي ( استان ) خود اداره مي كرد.به همين دليل، مورخان شاهان هخامنشي ايران را سلسله بيست و هفتم مصر بشمار آورده اند. پس از آن نيز تا قرنها، يهوديان مصري خود را همچنان اتباع امپراتوري ايران معرفي مي كردند.
    بايد دانست که به دستور داريوش بزرگ ميان درياي سرخ و رود نيل يك آبراه حفر شده بود تا كشتي ها از خليج فارس مستقيماً به مصر روند و به همين جهت، نيروهاي ايراني مستقر در مصر در طول 120 سال حكومت ايران و نيز كارمندان دولت و حكام ايراني مصر از كرمان و فارس اعزام مي شدند كه به خليج فارس نزديكتر بودند و هر دو شورش سالهاي 425 و 454 پيش از ميلاد مصر توسط سربازان تازه نفس اعزامي از كرمان سركوب شد. آثار آبراه درياي سرخ- رود نيل و لوح مربوط به سه دهه پيش توسط باستانشناسان كشف و در دسترس است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
مخالفت آیت الله کاشانی با نخست وزیر شدن هژیر، بحران سياسي سال 1948 ايران و ...
هژير
امور ایران در ماههای خرداد و تیر تا آبان 1327 (جون تا نوامبر 1948) تحت الشعاع مخالفت آیت الله سیّدابوالقاسم کاشانی با نخست وزیر شدن عبدالحسین هژیر (وزیر بازرگانی کابینه قوام السلطنه در 1321) قرار داشت. این مخالفت از بیست و سوم خرداد (13 جون 1948) که مجلس به نخست وزیرشدن هژیر ابراز تمایل کرده بود آغاز شده بود. آیت الله کاشانی نمایندگانی را که نسبت به هژیر ابراز تمایل کرده بودند مورد انتقاد قرارداده و خواسته بود که تمایل خودرا پس بگیرند. از 120 نماینده حاضر در جلسه 23 خرداد تنها 66 نفرشان به هژیر نظر تمایل ابرازکرده بودند.
    در پی مخالفت آیت الله کاشانی، دانشجویان دانشگاه به بهارستان رفتند و خواستند که هژیر نخست وزیر نشود و سپس در خارج از مجلس دست به تظاهرات زدند، گروهی از تهرانی ها به آنان پیوستند و پلیس دست به تیراندازی زد و شماری مجروح شدند. آیت الله کاشانی 25 خرداد (15 جون) اعلامیه داد و مردم را دعوت به مخالفت با هژیر در سمت رئیس دولت کرد. با توجه به این اعلامیه، 27 خرداد (17 جون) و این بار بازاریان مغازه ها و حجره هارا بستند و در بهارستان و خیابانها مجاور اجتماع کردند و سیّدمجتبی نواب صفوی [رئیس جمعیت فدائیان اسلام] برای تظاهرکنندگان سخنرانی کرد. اجتماع با دادن شعار خواهان لغو ابراز تمایل مجلسیان و برکناری هژیر بودند که باز ماموران انتظامی مداخله کردند و زد و خورد آغاز شد. سوم تیرماه (24 جون) هنگام سخنرانی هژیر در مجلس، شعاردادن علیه او از جایگاه تماشاگران آغاز و به صحن مجلس گسترش یافت و نمایندگان مخالف به جمع تظاهرکنندگان پیوستند که عکس های آیت الله کاشانی را در دست داشتند. هشتم تیرماه (29 جون) هشت نماینده کمونیست مجلس نیز به صف مخالفان پیوستند و دهم تیرماه (یکم جولای) تظاهرات دیگری در بهارستان صورت گرفت. این تظاهرات و مخالفت در هفته های بعد و تا پایان کار دولت هژیر ادامه داشت و غیرقانونی شدن فروش الکل در مشهد، قم و شهرری و آزادشدن زیارت مکّه هم این تظاهرات و اعتراض را کاهش نداد و دو معاون هژیر ـ جهانگیر تفضلی (مدیر روزنامه ایران) و لطفعلی معدّل ـ از ادامه معاونت و همکاری با دولت هژیر انصراف دادند. مخالفت آیت الله کاشانی ادامه یافت و به فاصله دو ماه دو بار کابینه هژیر ترمیم شد زیرا که برخی از وزیران از ادامه همکاری امتناع کرده بودند و هژیر سرانجام نیمه آبان (پس از چهار ماه و چند روز) از ریاست دولت کناره گیری خودرا اعلام داشت. شاه 28 تیرماه سال بعد (19 جولای 1949) هژیررا وزیر دربار خود کرد. چهارماه بعد ـ 13 آبان 1328 (چهارم نوامبر 1949) حسین امامی از جمعیت فدائیان اسلام هژیر را در شبستان مسجد سپهسالار گلوله زد که روز بعد درگذشت. هژیر برای شرکت در مجلس روضه خوانی ایّام عزاداری عاشورا به آن مسجد رفته بود. تیراندازی درجریان سینه زنی صورت گرفته بود. امامی در بازجویی گفته بود که هژیر برای وطن زیان آور بود و این واقعیت براو روشن شده بود. وی افزوده بود که از چندماه پیش درصدد از میان برداشتن هژیر برآمده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
عقيده يك پارسي درباره ثروت، پس از فوت ثروتمند
سي ام ژوئن 1823 زادروز «دينشاه منكجي Dinshah Manekji» پايه گذار صنايع نساجي هند است. وي كه يك پارسي بود در دوران حكومت قاجارها كه ايران گرفتار فقر و بدبختي بود صندوقي براي كمك به ايرانيان تاسيس كرده بود. دينشاه كه در عين حال از اعضاي هيات قانونگزاري حكومت هند بود و در پنجم ماه مه 1901 درگذشت ثروت خود را وقف تاسيس يك دانشگاه براي زنان، انستيتوي تكنولوژي بمبئي ، بيمارستان، درمانگاه براي حيوانات و ... كرد كه باقي مانده اند و انستيتوي تكنولوژي بمبئي (مومباي) شهرت جهاني دارد. دينشاه كه پدر بزرگ زوجه محمدعلي جناح موسس پاكستان است اين عقيده خود را در جهان ترويج داد كه يك ثروتمند بايد ثروت خود را پس از مرگ وقف خدمات عمومي كند و انتقال همه اين ثروت به فرزندان نوعي محروم كردن جامعه است. فرد متعلق به جامعه خويش است و هرچه را كه دارد از جامعه به دست آورده و بايد بخشي از آن را صرف پيشبرد جامعه كند. پسر دينشاه برغم مخالفت لندن كه حاكم بر هندوستان بود در سال 1932 (1311هجري خورشيدي) به ايران آمد و به دولت وقت پيشنهادهاي متعدد براي صنعتي كردن ايران توسط پارسيان هند كرد ولي تلاش او به جايي نرسيد! كه به صورت يك معما در تاريخ معاصر ايران باقي مانده است. اگر آن پيشنهادها پذيرفته شده بود اينك ايران از نظر صنعت و تكنولوژي در همان مقامي بود كه هند قراردارد زيرا كه «پارسيان» هند را صنعتي كرده اند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
حکم محکمه تجدید نظر ارتش درباره اسلامیون چپگرا
رادیو دولتی ایران دهم تیرماه 1345 حکم محکمه تجدید نظر ارتش را در مورد شماری از مخالفان شاه که دستگیر شده بودند به صورت خبر پخش و از آنان به نام اسلامیون چپگرا یادکرد. به گزارش رادیو، دو تن از محکوم شدگان دکتر کاظم سامی کرمانی (پزشک) و دکتر حبیب الله پیمان بودند که هرکدام به دو سال زندان محکومیّت یافته بودند. رادیو اسامی و میزان محکومیت پنج تن دیگر را نیز اعلام داشت. حکم محکمه تجدید نظر که باید به اطلاع شاه می رسید و سپس منتشر می شد پنجم تیرماه صادر شده بود. دکتر پیمان از فعالان سازمان مجاهدان انقلاب اسلامی است. دکتر سامي کرماني پس از پيروزي انقلاب وزير بهداري شد و بعدا در مطب خود به قتل رسيد.
عکسی از متهمان که در روزنامه های وقت چاپ شده بود. متهمان منتظر شنیدن حکم محکمه نظامی هستند

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
... و به این ترتیب ایران وارد انقلاب شد ـ شعارهای مربوط به غارت درآمد نفت
در دهه 1350 (دهه 1970) تظاهرات ضد دولتي در خارج و زد و خوردهاي خياباني از نوع چریکی و انفجار در داخل، گزارش های رسانه های خارجی درباره جزئیات فساد اداری و گسترش شکاف غنی و فقیر و ... مقامات وقت تهران را كلافه كرده بود و باعث تضعیف روحیه و فرار هرچه بیشتر سرمایه شده بود که به انقلاب و تغییر نظام حکومتی انجامید. چند نمونه ازاین زد و خوردهای چريكي برای مثال: تهران ـ هشتم تيرماه 1352 (29 جون 1973) يك كشته و شماری مجروح، کرج ـ سال 1354 (1975 ميلادي) چهار كشته از جمله يك زن، چند محله تهران ازجمله مهرآباد ـ سال 1355 (1976 ميلادي) 14کشته از جمله سه زن.
    در میان تظاهرات ایرانیان برون مرز، راهپیمایی و اجتماع اعتراضی ايرانيان مقيم آمريكا در شهر شیکاگو وسیع تر بود. ایرانیان برای شرکت در این اجتماع که دست پرزیدنت کارتر را برای مخالفت با سختگیری احتمالی دولت تهران نسبت به معترضین بازگذارد از نقاط مختلف آمریکا به شیکاگو رفته بودند.
    سوم تيرماه 1356 (24 جون 1977و سال پیش از انقلاب)، تهران شاهد يك رشته تظاهرات برضد گسترش فساد اداري ـ اقتصادی (از ردیف فساد بانکی ـ بیمه ای که محاکمات مرتکبین آنها در سال جاری 2012 درتهران در جریان است)، رواج پارتي بازي، ویژه خواری (رانت) و خروج صدها ميليون ارز دلاري هفت تومان از كشور بود و کناررفتن امیرعباس هویدا در 15 مردادماه آن سال (یک ماه و 12 روز پس از آغاز تظاهرات) مانع از ادامه آن و انجامیدن به انقلاب نشد.
     راهپیمایی ها و تظاهرات تهران در پي انتشار گزارشهاي مشروح (بویژه از راديوهاي فارسي زبان كشورهاي ديگر) مبني بر جزئیات خريد مستغلات، سهام شرکتها و اوراق بهادار (باوند) در اروپا و آمريكا از سوي پولدارهای ایرانی و ديده شدن آنان در اماکن خوشگذرانی و قمارخانه های خارج و باختهاي سنگين شدت یافت و در اینجا بود که خواهان رعایت اخلاقیات و قوانین اسلامی به عنوان تنها راه حل شدند! و .... تظاهر كنندگان شعار مي دادند: «غارت ايران بايد متوقف گردد، آن همه درآمد چه شد؟، نفت مال همه ایرانیان و همه نسلها است، ریز برداشت از درآمد نفت باید اعلام گردد، دلارهاي نفتي نبايد آزاد فروخته شود به خارج بازگردد و صرف خريد ماشين قراضه [خودرو دست دوم] و خوشگذراني و خريد خانه شخصي شود، زندگی ما نباید تنها متکی به نفت باشد ـ تبعيض، تبعيض، تبعيض».
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ماه سرکوب و حذف چپهای تندرو در جمهوری اسلامی ایران
به نوشته برخی از مورّخان معاصر، ژوئن 1981 (خرداد و تیر 1360) ماه حذف چپهای تندرو و بعضا مسلّح ـ دارای میلیشیا و چریک ـ از صحنه سیاسی در ایران بوده است که در انقلاب سال 1357 (1978 ـ 1979 میلادی) شرکت کرده و سهم خواه بودند. «ملی ـ مذهبی ها؛ اصطلاحا لیبرالها» قبلا حذف شده بودند.
     طبق این نوشته ها، مرحله نهایی حذف چپهای تندرو از زمان درگیری ابوالحسن بنی صدر [رئیس جمهور وقت] با محمدعلی رجایی [نخست وزیر وقت] آغاز شده و از اپریل 1981 رو به شدت گذارده بود و اکثریت مجلس ازجمله اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس آن، بسیاری از روحانیون در صحنه و نیز سپاه پاسداران برضد بنی صدر بودند که فرماندهی کل نیروهای مسلح را به دست داشت. این معارضه درحالی ادامه داشت که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی با عراق درگیر نبرد بودند.
    توقیف همزمان روزنامه متعلق به بنی صدر به نام «انقلاب اسلامی» و چند روزنامه ملی ـ مذهبی ازجمله میزان [وابسته به مهدی بازرگان]، دستگیری تنی چند از کارکنان دفتر رئیس جمهور، مذاکرات مجلس پیرامون عدم کفایت سیاسی بنی صدر برای عزل او، ناپدید شدن وی و متهم شدن به حمایت از مجاهدین خلق و همدست بودن با آنان به تظاهرات هوادارنش در تهران و چند شهر دیگر انجامید. این تظاهرات از بیستم ژوئن (30 خرداد) با ورود مجاهدین خلق، برخی عناصر فدایی [اقلیت]، گروه پیکار و رنجبران به خیابانهای تهران و نقاط دیگر رنگ تازه ای به خود گرفت، خونین بود و دگرگونی هایی را به دنبال داشت. در این روز طبق گزارش منابع دولتی، 16 تن کشته و 156 نفر مجروح و دهها تن دستگیر شدند که روز بعد (31 خرداد) هشت از بازداشتی ها اعدام شدند و عملیات تا حذف چپهای تندرو ادامه یافت. همان روز مجلس تنها با یک مخالف، رای به عدم کفایت بنی صدر داد و یکم تیرماه حکم عزل او به امضاء رسید که بعدا اعلام شد وارد پاریس شده است.
     انقلاب سال 1357 ایران (سالهای 1978 ـ 1979 میلادی) در ماههای نخست، سازمان یافته نبود [شبیه انقلاب ژانویه 2011 تونس] و در صحنه، رهبری واحد نداشت و همانند انقلابهای سده های هجدهم، نوزدهم و بیستم، ناراضیان از وضعیت وقت با استفاده از یک فرصت پیش آمده آن را به وجود آورده و به صورت همان انقلاب ها نیز گروهها و تشکّلها به تدریج وارد آن شده و قدرت های خارجی برپایه منافع خود به جهتگیری پرداخته بودند. ضعف دولت وقت [دولت شاه] در تصمیمگیری و امروز و فردا کردن، مهاجرت ثروتمندان و مقامات پیشین از کشور [از ترس] و ... در ماههای خرداد، تیر و امرداد 1357 تظاهرات خودجوش را وارد فاز تازه ای کرد و چریکهای فدایی و مجاهدین خلق که در دهه 1960 (دهه 1340 هجری خورشیدی) تشُکّل یافته و عملا زیرزمینی بودند و چندین مورد مبارزات مسلّحانه در کارنامه خود داشتند به صورت دو نیروی محرّکه وارد آن شدند و سپس حزب توده و دیگران. باوجود این، تنظیم برنامه راه اندازی راهپیمایی ها در دست مساجد و روحانیون هر مسجد بود. ایرانیان شهرنشین و طبقه متوسط چشم به جبهه ملی و نهضت آزادی (اصطلاحا؛ ملی ـ مذهبی ها) دوخته بودند که به پیروی از خط مصدق و لیبرال دمکراسی شهرت داشتند و واشنگتن با آنان ضدیّت نداشت.
    در پی پیروزی انقلاب در فوریه 1979 (22 بهمن 1357) همین ملی ـ مذهبی ها دولت را به دست گرفتند ولی قدرت عملا در دست کمیته ها [مرکب از انقلابیون مسلح اعم از حزب اللهی، چریک های فدایی، مجاهدین خلق و فعّالان تظاهرات] و نیز قضات شرع دادگاههای انقلاب بود. دست داشتن و حمایت چریکهای فدایی از تجزیه طلبی در کردستان، خوزستان و ترکمن ها در گنبد در ماههای پس از انقلاب [که تجزیه طلبان به دست نیروهای ژنرال قره نی، دریادار مدنی کرمانی و ژنرال فلاحی از میان رفتند]، توجه مردم را از آنان برگرفت و در این میان چریکهای فدایی هم دچار انشعاب شدند، سفارت آمریکا تصرف شد، دولت ملی ـ مذهبی ها (دولت موقت بازرگان) کنار رفت، چریکهای اکثریت و حزب توده حمایت از دولت اسلامی را اعلام کردند و .... در اینجا بود که مجاهدین خلق که متحد بنی صدر [رئیس جمهور وقت] شده بودند و برخی از گروههای چپگرا ازجمله فدائیان اقلیت، پیکاری ها و رنجبران وارد خیابانها شدند ولی به هدف نرسیدند و سرکوب شدند و محسن رضایی فرمانده وقت سپاه پاسداران 20 امرداد 1360 گفت که تا هفتاد درصد ازمیان رفته اند.
    درپی این سرکوبی بود که مجاهدین خلق تصمیم به براندازی مقامات ارشد جمهوری اسلامی گرفتند. انفجار ششم تیرماه مسجد ابوذر و مجروح کردن آیت الله خامنه ای، انفجار هفتم تیرماه دفتر حزب جمهوری اسلامی و قتل 72 مقام، انفجار هشتم شهریور در جلسه شوراي امنيت ایران و قتل جواد باهنر نخست وزیر و محمدعلی رجايي رئیس جمهور و ... را به حساب آنان گذادره اند. بعدا فعالیت حزب توده ممنوع شد و سران آن بازداشت و فرمانده نیروی دریایی که گفته شده بود که توده ای (کمونیست) بود اعدام شد و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
پروفسور فريبرز اميني دانشمند بنام در دانش روانپزشکي فوت شد
28 ژوئن 2004 دكتر فريبرز اميني استاد روانپزشكي دانشگاه كاليفرنيا و رئيس يك انستيو در سانفرانسيسكو به همان نام و كاشف « تداوم رابطه ذهني با خاطرات كودكي » و صاحب فرضيه « ريشه محبت و علاقه مندي، وفاداري ناشي از آن و بقاء حس دوست داشتن » پريروز در 73 سالگي در سانفرانسيسكو بر اثر حمله قلبي درگذشت. وي در تهران به دنيا آمده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دنياي ورزش
زادروز بازي هاي المپيك دردو هزار و 784 سال پيش
Coubertin
تاريخ ورزش و مسابقه هاي ورزشي به 34 قرن پيش باز مي گردد، اما بازي هاي المپيك از يكم ژوئيه سال 776 پيش از ميلاد (دو هزار و 784 پيش) آغاز شد و به طور منظم تا سال 393 ميلادي كه به فرمان «تئودوسيوس» امپراتور روم ممنوع شد ادامه يافت. دور جديد بازيهاي المپيك از سال 1896 از سر گرفته شده است. تقويم نگاران پس از محاسبات دقيق، يكم ژوئيه سال 776 پيش از ميلاد را به دست داده اند.
    نخستين دور تازه اين مسابقه ها پنجم آوريل 1896 در يونان، زادگاه اين مسابقه ها، از سرگرفته شد، دومين دور آن در سال 1900 در پاريس و از آن پس هر چهار سال يك بار در يك كشور انجام مي شوند. مسابقه ها به دو صورت انجام مي شوند: تابستاني و زمستاني.
     مسابقه هاي المپيك در سال 776 پيش از ميلاد در جلگه المپ در يونان به خاطر شادي «زئوس» يكي از خدايان يونانيان عهد باستان آغاز شده بودند. در آن زمان اين مسابقه ها، مواردي ديگر از رقابت هاي مسالمت آميز از جمله شعر خواني و رقص را هم شامل مي شد كه پس از تجديد حيات، تنها در قلمرو ورزش بدني صورت مي گيرد.
     اين مسابقه ها در قرن چهارم ميلادي به تصميم امپراتور وقت روم كه آنها را به دليل برپاداشته شدن به خاطر زئوس، غير مذهبي اعلام داشت برچيده شده بودند.
     ابتكار تجديد حيات اين مسابقه ها كه دور تازه آن امسال در چين برگزار خواهد شد از يك بارون فرانسوي به نام «پير دو كوبرتين» است كه براي راه اندازي مجدد آنها تلاش بسيار كرد. مراسم برپايي اين بازيها بمانند عهد باستان با مشعل فروزان و رژه ورزشكاران و ... همراه است.
    بارون پير دو کوبرتين Baron Pierre de Coubertin احياء کننده مسابقه هاي پهلواني المپيک كه دوم سپتامبر سال 1937 در 74 سالگي درگذشت در نطقي که در 1892 در دانشگاه «سوربن» ايراد کرد پيشنهاد کرد که مسابقه هاي المپيک که بيش از 14 قرن پيش از آن به تصميم يک امپراتور مذهبي روم ممنوع شده اند از سر گرفته شوند، زيرا که وزرش عامل تندرستي است و به علاوه، مسابقه هاي جهاني ورزشي باعث نزديک شدن ملت ها به يکديگر و ايجاد يک محيط مسلمت آميز در جهان خواهد شد. وي در اين نطق سپس به ذکر تاريخچه و هدف يونانيان پاستان از ابداع اين بازي ها پرداخته بود.
     انتشار اظهارات بارون دو کوپرتين در جرايد سبب شد که هواداران احياي اين بازيها به مساعي او به پيوندند و بر اثر فشار و تبليغ اين گروه، نمايندگان 9 کشور در سال 1894در پاريس گرد آيند و در اين زمينه مذاکره کنند. احياي مسابقه هاي جهاني المپيک در اجلاس دوم نمايندگان اين كشورها که در سال 1896 برگزارشد به تصويب رسيد.
     پس از احياي المپيک، بارون دو کوبرتين از سال 1896 تا 1925 به مدت 29 سال رئيس کميته برگزار کننده اين مسابقات بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دانش
زادروز پونسله
ژان ويكتور پونسله Jean – Victor Poncelet رياضي دان معروف فرانسوي كه به عنوان بنيادگذار هندسه تحليلي شناخته شده است اول ژوئيه 1788 به دنيا آمد و 22 دسامبر سال 1867 درگذشت.
    بناي هندسه تصويري (پروژكتيو) از پونسله است كه در ارتش ناپلئون يك افسر مهندس بود و در جريان عقب نشيني از روسيه به اسارت روسها در آمده بود و در طول اسارت به تكميل علم هندسه همت گمارد. تنظيم و فرموله كردن اصل تداوم و يافتن قطب و خط ميان قطبين نيز از پونسله است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
اندرز ناشر بالتيمور سان: اخبار دولتي؛ تنها ده درصد مطالب هر رسانه بايد باشد
«ويليام شميكWilliam Schmick » ناشر روزنامه قديمي و پر تيراژ «بالتيمور سان» كه آن را از پدرش به ارث برده بود 28 ژوئن 2004 در 90 سالگي فوت شد. وي در روزنامه نگاري داراي چند ابتكار معروف است از جمله اين كه از اخبار دريافت شده، جز مطالبي كه خبرنگار و نويسنده روزنامه رأسا توليد مي کند، تنها بايد به صورت «سر نخ» و «اشاره» استفاده و سپس در تحريريه روزنامه آنهارا تكميل و منتشر ساخت و بر همين پايه، تعداد دفاتر خبري بالتيمور سان در كشورهاي ديگر بيش از هر روزنامه بزرگ آمريكايي است.
     اين اصل هم از ويليام شميک است كه تنها ده درصد خبرهاي هر رسانه بايد درباره فعاليتهاي دولت (ازجمله اظهارات مقامات رسمي) باشد و گرنه مخاطب، آن رسانه را دولتي و نزديک به دولت خواهد دانست.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
تاسيس اتحاديه بين المللي پست (UPU)
اتحاديه بين المللي پست (UPU) كه در سال 1874 با تاسيس آن موافقت شده بود از اول ژوئيه 1875 كار خود را آغاز كرد كه از 1948 به صورت يك آژانس وابسته به سازمان ملل فعاليت مي كند و 189 عضو دارد. هدف عمده از تاسيس آن عبور دادن و توزيع پاكات و بسته هاي كشورهاي عضو در ممالك يكديگر به بهترين صورت ممكن است. تلاش براي تاسيس اين اتحاديه، از سال 1863 آغاز شده بود. با ايجاد اين اتحاديه، جهان از نظر امور پستي به صورت يک کشور عمل مي کند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
انگيزه وكيل قضايي براي قتل رئيس جمهور آمريكا!
Charles Guiteau
«چارلز گيتيوCharles Guiteau» وكيل قضايي 41 ساله آمريكايي سي ام ژوئن 1882 به جرم كشتن «گارفيلدGarfield» رئيس جمهور اين كشور به دار آويخته شد.
    چارلز در طول مبارزات انتخاباتي «گارفيلد» براي پيروز شدن او تبليغات وسيع كرده، نطق نوشته و حتي كتاب تاليف كرده بود. وي انتظار داشت كه در عوض، گارفيلد به او سمت سفارت بدهد. گارفيلد در آغاز كار با سفير شدن گيتيو موافق بود ولي گيتيو اصرارداشت كه سفير آمريكا در پاريس بشود كه وزير امورخارجه با انتصاب او به اين سمت موافقت نداشت و مي گفت كه سفير آمريكا در فرانسه نه تنها بايد تجريه كار ديپلماتيك داشته باشد بلكه بر زبان فرانسه هم مسلط باشد.
    گارفيلد براي خلاص كردن خود از دست گيتيو، به منشي اش دستور داد كه از آن پس به گيتيو وقت ملاقات ندهد. گيتيو كه متوجه قضيه شده بود تصميم به قتل گارفيلد گرفت و اورا در دوم ژوئيه 1881 در يك ايستگاه راه آهن در شهر واشنگتن گلوله زد. گارفيلد مجروح مدتها بستري بود كه معالجات، و عمدتا به دليل عدم كشف آنتي بيوتيك به جايي نرسيد و بر اثر عفونت زخم درگذشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
Somme ـ مرگبارترین نبرد تاریخ بشر
انگليسي ها (نظاميان انگلستان، کانادا، استراليا و نيوزيلند) درحال حرکت به سوي سنگرهاي آلمانيان در جبهه «سم»

یکم ژوئیه 1916 (دهم تیرماه) و در جريان جنگ جهاني اول، نبرد سم (Battel of Somme) با تعرض نیروهای انگلیسی به سنگرهای آلمانیان آغاز شد كه در همان روز 20 هزار نظامی انگليسي به دست آلماني ها كشته و 40 هزار تن ديگر زخمي شدند. این نبرد تا نیمه نوامیر آن (به مدت چهارماه و هجده روز) ادامه یافت و ضمن آن تلفات فرانسه 200 هزار، انگلستان 420 هزار و آلمان 465 هزار بود. در این جبهه که طول آن تنها 30 کیلومتر بود 48 لشکر فرانسوی و 51 لشکر انگلیسی با 50 لشکر آلمانی می جنگیدند. نقشه حمله از «داگلاس هیگ D. Haig» فیلد مارشال انگلیسی بود که می خواست به بن بست نبرد «وردنVerdun» پایان دهد. وی عقیده داشت که با آغاز نبرد سم («سم» رودخانه ای است در شمال فرانسه که نبرد در طرفین آن روی داد) فرماندهی ارتش آلمان مجبور خواهد شد که چند لشکر از «وردن» به «سم» منتقل کند و در نتیجه مارشال پتن (فرمانده فرانسویان در وردن) خواهد توانست بقیه آلمانی ها را از این جبهه شمالی فرانسه عقب براند. مارشال انگلیسی برای اجرای نظر خود در نخستین روز نبرد سم صدها هزار گلوله توپ به سنگرهای آلمانی ها شلیک کرد ولی آلمانی ها که سنگر تونلی داشتند آسیب چندان ندیدند و همان روز در حمله متقابل به انگلیسی ها 60 هزار تلفات وارد ساختند. جمع گلوله های توپ که در هفته نخست نبرد سم به سوی سنگرهای آلمانی ها شلیک شد یک میلیون و 738 گلوله گزارش شده است. نبردهای وردن و سم از نوع جنگهای خندقی بودند. در هر دو جبهه، از تانک و هواپیمای نظامی استفاده شده بود. نبرد وردن که از فوریه 1916 آغاز شده بود 18 دسامبر همان سال پایان یافت. در جبهه سم، مارشال «فش» فرماندهی فرانسویان را برعهده داشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
زادروز تک حزب حاکم بر چين که با نام کمونيسم کاپيتاليستي عمل ميکند ـ اخطارهاي قبلي ناسيوناليستها ـ کالا و خدمات غير لازم ـ هند در برابر چين
Chen Duxiu
يكم ژوئيه 1921 ـ روزي چون امروز ـ در چین حزبی به نام «ژنگوئو گونگچان دانگ Zhonggguo Gongchan Dang» تاسيس شد که مدعی کمونیست بودن بود. روزنامه ها در گوشه و کنار جهان آن را «حزب کمونیست» نوشتند که به این نام معروف شد. این سازمان از 23 ژوئيه آن سال، پس از برگزاري نخستين كنگره اش فعالیت خودرا آغازكرد. پيش از تاسيس اين حزب، انجمن ها و گروههاي متعدد ادعای سوسياليست بودن مي كردند كه از ژوئيه 1921 در این سازمان واحد چين متمركز شدند. «چن دوشيو Chen Duxiu» و «لي داژائو Li Dazhao» را از موسسان رديف اول حزب كمونيست چين بشمار آورده اند. در نخستين كنگره حزب، چن دوشيو (متولّد 8 اکتبر 1879 و متوفي در 27 مي 1942) به سمت «چِرمن حزب» انتخاب شد. در اين كنگره، مائو تسه تونگ (مائو دسه دونگ) به عنوان نماينده كمونيستهاي «هونان» شركت كرده بود. «لي داژائو» تحصيلكرده ژاپن رئيس كتابخانه دانشگاه پكن و مائو دستيار او در اين كتابخانه بود.«لي» در 28 اپریل 1927 اعدام شد. «چن» نخستين چرمن (رئیس) حزب كمونيست چين قبلا ناشر روزنامه «جواني نو» بود. لي و مائو هم براي اين روزنامه مقاله مي نوشتند. «چن» به تدریج خودرا يك ماركسيست ارتدوكس نشان داد و به تاييد عقايد تروتسكي (انقلاب جهاني ـ انقلاب دائمي و ...) پرداخت. چون «چن» از نظرات خود که رنگ افراط داشت دست برنداشت مقام رياست حزب را ازدست داد. در همين زمان دولت جمهوری چين هم وي را به اتهام طرح براندازي دستگير كرد كه از سال 1932 به مدت چهار سال و چند ماه در زندان بود و پس از آن نيز به كار نوشتن و بحث در فلسفه پرداخت و در 27 ماه مي 1942 براثر حمله قلبي درگذشت. وي هيچگاه از تبلیغ ماركسيسم (فرضیه کارل مارکس آلمانی) شانه خالي نكرده بود.
Li Dazhao


    مائو پس از به دست گرفتن كنترل حزب، عقايد ماركس و لنين را پایه ایدئولوژی حزب قرارداد!. اين دوران با تهاجم ژاپن به چين، و در نتیجه نزدیک شدن دولت ناسیونالیست های چینی (حزب كومين تانگ ـ ملیّون) به آمريكا و ... همراه بود و تلاش هاي مائو و دستيارانش عمدتا در مبارزات مسلحانه و یا تبلیغات سوسیالیستی بویژه در روستاها که مردم ساده اندیش و زودباور تر هستند مي گذشت. سرانجام برتری تفنگ و نهراسیدن از کشتن و کشته شدن کار خودرا کرد و در اكتبر 1949 پکن سقوط و دولت ناسیونالیست های چین به تایوان نقل مکان داد د و در اینجا به ادامه حکومت پرداخته است. ناسیونالیست ها می گفتند که کمونیست های چینی چیزی جز یک مشت تشنگان قدرت نیستند، برای سلطه بر کشور، دارایی ها و آقایی کردن و مطرح بودن، «کمونیسم» را که یک فرضیه تامین برابری است دستاویز قرارداده اند، آنان کمونیسم را نمی شناسند و عقاید مارکس را تماما نخوانده اند، دروغ می گویند، فرصت طلب هستند و فریب دهنده مردم ـ مردمی که بیش از یک قرن زیر نفوذ و ساطور قدرت های جهانی و آلت دست آنها بودند و بعد مورد تجاوز و غارت ژاپنی ها قرارگرفتند و اشغال نظامی شدند و لذا، فریادرس و ناجی می خواستند و چون اطرافیان مائو کارشناس تبلیغ هستند و از دادن وعده دروغ نمی هراسند فریب آنان را خورده اند. آینده نشان خواهد داد که چقدر راست می گفتند، خواهید دید که بدترین کاپیتالیست ها خواهند شد، وارد باشگاه زرنگها خواهند شد و به استثمار ملل و بازی با مشکلات و درگیری های آنها دست خوهند زد، از ضعف های ملل استفاده خواهند کرد و ... و در داخله هم فقر و تبعیض و جرم و فساد و استثمار گسترش خواهد یافت. [مرور زمان درستی شعارهای ملیّون چینی را ثابت کرده است؛ از سوسیالیسم و برابری انسان تنها نامی در چین باقی مانده، حقوق انسان وسیعا نقض، و استثمار ملل دیگر به صورتی نرم خزنده و از طریق صدور کالا و خدمات ـ کالا و خدماتی که ملت مورد هدف خودش قادر به تولید و تامین آن است توسط چینیان میلیاردر و اسما کمونیست روز افزون است و نیز فریب و وعده دادن به برخی از مقامات این ملل و تطمیع پاره ای دیگر... تحولات دو سال اول دهه دوم قرن 21 نشان می دهد که نسل نوین ـ نسل اینترنت مانند نسل های پیش از خود فریب نمی خورد، روشن و اندیشگر است و در همه جا صدای اعتراض به واردات غیر لازم و مقاطعه کاری های غیر ضروری چینیان و کالای ساخته شده از ترکیبات شیمیایی غیر بهداشتی آنان بلند شده و روزی نیست که رسانه ها در گوشه و کنار جهان خبر از اعتراض یک دسته و ساکنان یک شهر چین برضد نابرابری ها و اجحاف ندهند و وقوع جرائم در کشور سوسیالیستی !!! چین را منعکس نکنند که همه اش اثبات درستی گوشزدهای ملیّون چین در 7 ـ 8 دهه پیش به مردم چین و ملل دیگر است. ولی، تاریخ متوقف نشده و در کار است و آن طلوع «هند» است ـ هندی که زبان انگلیسی می داند، وابسته به جامعه مشترک المنافع است و دوست قدیمی مسکو و می تواند با جهانیان تبادل نظر و تعامل بیشتر داشته باشد، هندی که بیش از هر کشور دیگر ریاضی دان، فیزیکدان، پزشک و کارشناس تکنولوژیک و روزنامه نگار دارد، هندی که بخشی از اراضی آن را چین تصرف کرده و با هدف در نگرانی باقی گذاردن آن، با پاکستان که استعمار لندن آن را از بطن هند و با تجزیه آن شبه قاره بوجود آورده است دم از دوستی و اتحاد می زند. باید دانست که ایرانیان و هندیان دو ملت خویشاوند و دارای فرهنگ مشترک هستند. پارسیان هندی این کشور میلیاردی را صنعتی و اتمی کردند. هندیان بودند که دولت لندن را در دو جنگ جهانی به پیروزی رسانیدند و ... در فدراسیون هند، دولت محلی سوسیالیستی هم وجود دارد ـ سوسیالیسم عملی، نه نیرنگ و تک حزبی برای باقی ماندن بر اریکه قدرت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سالروز واگذاري مشروط هنگ كنگ به رژيم پکن! ـ بزرگترين تظاهرات ضد چيني در هنگ کنگ در ژوئيه 2012
سلطه 156 ساله انگلستان بر هنگ كنگ در نخستين دقيقه يكم ژوئيه 1997 پايان يافت. هنگ كنگ پس از شكست نظامي چين سلطنتي از انگلستان در نخستين «جنگ ترياك»، از دسامبر 1841 به تصرف انگلستان درآمده بود، از 29 آگوست 1842 (طبق قرارداد نانكينگ) يك كلني انگليسي شده و از سال 1898، اين اشغال نظامي «اجاره 99 ساله» عنوان گرفته بود. جنگ ترياك در پي مخالفت چينيان با ورود ترياك محصول هند توسط انگليسي ها به آن كشور و معتاد شدن مردم چين آغاز شده بود (كاري كه در آن زمان ايرانيان نكردند). چين در نخستين جنگ ترياك شكست خورده بود و همچنين در دومين جنگ ترياك (سال 1860).
     هنگ كنگ (به معناي بندرگاه معطر = لنگرگاه خوشبو، به علت بارگيري چوبها معّطر از آنجا در زمان قديم) مجتمعي است از 262 جزيره به وسعت يك هزار و 104 كيلومتر مربع و 7 ميليون جمعيت. هنگ كنگ كه پاي نخستين اروپايي در سال 1513 به آن رسيد پس از استعمارزدايي با روش «يك كشور با دو نوع نظام» اداره مي شود. در سال 2006 درآمد سرانه (هر فرد در هر سال) در هنگ كنگ نزديك به چهل هزار دلار بود.
     دولت لندن در 1984 موافقت كرده بود كه در پايان ژوئن 1997 دست از هنگ كنگ بکشد.
    هر سال در يکم ژوئيه در هنگ کنگ برضد روش انتخاب حکمران اين سرزمين يک هزار و 104 کيلومتري 7 ميليوني (که بي شباهت به انتخابات پارلماني ايران در عهد قارجاريه يعني انتخاب توسط شماري معين از چند طبقه خاص نيست) تظاهرات و اعتراض صورت گرفته است ولي تظاهرات يکم ژوئيه 2012 (پانزدهمين سال خروج از دست دولت لندن) وسيع تر بود. گزارشها ارقام متفاوتي از شمار تظاهر کنندگان داده اند و اين شمار را از 82 هزار تا چهارصد هزار نوشته اند که تا اين تاريخ بي سابقه بوده است. معترضين همچنين نسبت به نبود دمکراسي و آزادي هاي مدني و نيز عدم رعايت حقوق بشر در چين اعتراض داشتند. آنان شعار مي دادند که چرا 400 تا 1200 کاسبکار هوادار رژيم پکن بايد برايشان حکمران تعيين کنند؟. دمکراسي يعني انتخابات عمومي با مشارکت همه، چرا ما بايد ضميمه چين باشيم، چرا انگلستان ما را به چين داد؟ و ....
دو صحنه از تظاهرات وسيع ضد رژيم پکن در هنگ کنگ ـ يکم ژوئيه 2012

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي که به صدام حسين و دستيارانش تفهيم اتهام شد
صدام در جلسه اول ژوئيه

يکم ژوئيه 2004، صدام حسين و 11 دستيارش در يک جلسه قضايي مقدماتي تفهيم اتهام شدند و به اين اتهامات مختصرا پاسخ گفتند. (شرح جلسه مقدماتي و چند عکس ديگر صدام در سايت دوم ژوئيه).
    سي ام ژوئن 2004 ،صدام حسين و 11 تن همکاران نزديکش كه از ماهها پيش زنداني آمريكا بودند در محلي نامعلوم و به صورت غير علني به حضور «سالم چلبي» که مدير يک دستگاه قضايي ويژه عراقي اعلام شده بود برده شدند و در آنجا به آنان اطلاع داده شد که از اين پس اسير جنگي نيستند و متهم به ارتکاب جنايت هستند و يکم ژوئيه [روز بعد] دوباره احضار و در يک جلسه مقدماتي به آنان تفهيم اتهام خواهد شد و از موارد اتهامي خود آگاه خواهند شد. از اين پس، در اختيار قوه قضايي عراق هستند ولي فعلا زندانبانان آنان همچنان آمريکائيان خواهند بود. قبلا از سوي رئيس جمهوري آمريكا، صدام يک «اسير جنگي» اعلام شده بود. از آنجا که ميثاق هاي ژنو درباره اسيران جنگي حکم مي کند که پس از اعلام پايان جنگ و اشغال نظامي، اين اسيران آزاد شوند، قبل از رسيدن آن زمان، سي ام ژوئن عنوان زنداني جنگي بودن صدام و دستياران سابقش تغيير يافت و ....
    صدام حسين در آخرين روز سال ميلادي 2006 اعدام شد و بعدا برخي ديگر از همکاران او.
شش تن از متهمان

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
کاري كه بايد سرمشق همه دولتها قرار گيرد
29 ژوئن 2004 دولت ونزوئلا پيش از اين كه يك نامه به خط «سيمون بوليوار» قهرمان ملي لاتين هاي قاره آمريكا و باني استقلال ونزوئلا، كلمبيا، پرو، بوليوي (كه نامش را بر آن گذارده اند)، اكوادور، پاناما و ... در حراج لندن بفروش برسد و به دست سوداگران بيافتد آن را به مبلغي كه فاش نشده است خريداري كرد تا در موزه ملّي كاراكاس نگهداري شود.
    تاريخ تحرير اين نامه 21 فوريه 1819 است. اين عمل دولت چپگرا و ملي گراي ونزوئلا در ژوئن 2007 در فرانسه سرمشق قرار گرفت و يكي از شمشيرهاي ناپلئون كه به حرّاج گذارده شده بود توسط يكي از بستگان فرانسوي او به بيش از شش ميليون دلار خريداري شد تا از فرانسه خارج نشود و به دست بيگانه نيافتد. جا دارد كه عمل دولت ونزوئلا سرمشق همه دولت ها قرار گيرد.
شمشير ناپلئون

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 1 جولای
  • 1646:   جي. دبليو. لايبنيز g.w. leibniz فيلسوف و رياضيدان آلماني به دنيا آمد.
  • 1804:   ژرژ ساند georg sand داستان نگار فرانسوي متولد شد.
  • 1823:   فدراسيون آمريکاي مرکزي از مکزيک جدا شد.
  • 1862:   تعدّد زوجات در آمريکا غير قانوني اعلام شد.
  • 1867:   دولت انگلستان براي نظارت بر دومينيون هاي خود «وزارت امور دومينيون ها» را تاسيس كرد كه اين سازمان در همين روز در سال1947 به دفتر روابط كامان ولث (كشورهاي مشترك المنافع) تغيير نام داد.
  • 1879:   لئون ژوهو L.Jouhausx سوسياليست فرانسوي و از موسسان سازمان جهاني کارگران به دنيا آمد. وي در 1951 برنده جايزه نويل شد.
  • 1908:   در دومین کنوانسیون جهانی رادیو تلگراف و با تصویب این نشست، از یکم ژوئیه (جولای) 1908 علامت SOS = Distress Signal جهانی شد. دولت آلمان در سال 1905 این علامت رادیویی را که با کُد مورس بود: سه نقطه، سه خط و سه نقطه (... ـ ـ ـ ...) برای نجات کشتی های خود که در دریا دچار مشکل می شدند و نیاز به کمک داشتند بوجود آورده بود.
  • 2007:   از اين روز در انگلستان دود کردن سيگار در همه اماکن عمومي مسقّف ممنوع شد.
  • براي اطلاع



    سپيده دم به زبان انگليسی

       

    از آنجا كه تلاش پيگير چندين ساله ناشر اين سايت (تاريخ ايرانيان به صورت روزشمار آنلاين) با نيم قرن تجربه روزنامه نگاري و تحصيلات مربوط، براي تجديد پروانه روزنامه چاپي «سپيده دم» جهت انتشار در ميهن گرامي به جايي نرسيده است و از سوي ديگر «روزنامك» را به فارسي به صورن آنلاين منتشر مي سازد؛  تصميم گرفته كه به زودي به انتشار سپيده دم آنلاين به زبان انگليسي در نشاني زير اقدام كند كه حاوي اخبار و عكسهاي جالب و مهم روز و نقل گزارش ها و مقالات مربوط ايران از منابع انگليسي زبان خواهد بود:

    www.IranianDawnNewspaper.com

     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاريخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نيز در اپريل 2014 (ارديبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه يافته است.

    نسخه آنلاين: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com