Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
      خورشيدي

 
29 جولای
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 29 جولای
ايران
100 هزار تومان جايزه براي آوردن سر محمدعلي شاه قاجار
مجلس شوراي ملي درجلسه هشتم امرداد 1290 خود (29 جولای 1911) براي فرد و یا افرادی كه محمدعلي شاه مخلوع را دستگير و يا سرش را بیاورند يكصد هزار تومان (پول آن زمان) جايزه نقدی تعيين كرد. محمدعلي شاه قاجار که برکنار و تبعید شده بود براي پس گرفتن سلطنت با هزاران مرد مسلح از طريق ترکستان روسيه و با كمك اين دولت به ايران بازگشته بود.
    محمدعلي شاه که در سال 1872 به دنيا آمده بود پس از 53 سال عمر، بسال 1925 در تبعيد درگذشت. سلطنت او که پس از مرگ پدرش، مظفرالدين شاه در سال 1907 آغاز شده بود در سال 1909 و پس از تصرف تهران به دست مشروطه طلبان پايان يافت. سلاطین قاجار از ايلي مغول تبار به همين نام برخاسته بودند. در زمان این دودمان بود که ایران رو به زوال گذاشت و کوچک شد.
محمدعلي شاه قاجار

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساختمان پستخانه تهران و اهميت دولتي بودن آن
پستخانه ايران به نام «پستخانه جليله» از هفتم امرداد 1313 (29 جولای 1934) در ساختمان تازه خود [خیابان سپه سابق ـ سه راه خیّام) که پنجم امرداد گشایش یافته بود بکار روزمره پرداخت. كار ساختن اين عمارت با هزینه پانصدهزار تومان شش سال طول كشيده بود. ایران نخستین کشور جهان است که پستخانه دایرکرده است. سابقه تاسيس پستخانه درايران به زمان داريوش (چهارم جولای سال 489 پیش از میلاد) باز مي گردد كه پستخانه آمريكا شعار 2500 ساله آن را بر سردر خود نصب كرده است. قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در اصل 44 خود، پست را همانند راديو و تلويزيون، تلگراف و تلفن (مخابرات)، راه و راه آهن و ... دولتي (در مالکيت عمومي) و در اختيار دولت قرارداده است.
    پستخانه تنها موسسه دولت فدرال آمريکا در همه نقاط اين فدراسيون است که اموري ازجمله درخواست و دريافت گذرنامه هم در شعب آن صورت مي گيرد. پستخانه ايران از زمان آغاز بکار يک موسسه دولتي بود زيرا که بايد غير انتفاعي و صد درصد اطمينان بخش باشد و مراسلات و بسته هارا که امانات به شمار مي آيند به هر نقطه برساند و ماني اُردر (چک پستي) صادر کند. اين سازمان، طبق اصل 44 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به هيچ صورتي قابل واگذاري نيست مگر با بازنگري قانون اساسي، و ايجاد هرگونه تغيير در اصول يک قانون اساسي مستلزم رعايت تشريفات و ازجمله تاييد آن در رفراندم (از سوي اکثريت ملت) است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
بهانه جويي و هموارساختن زمينه براي تعرض و تصرف ايران
29 جولاي سال 1941(هفتم امرداد 1320) دولت وقت ايران به اخطاريه 13 روز پيش انگلستان و شوروي كه اتباع آلمان را كه در خاك ايران بر ضد آن دو كشور فعاليت دارند اخراج كند پاسخ داد و اعلام داشت كه اتباع خارجي در ايران زير كنترل مقامات دولتي هستند و جاي نگراني نبايد وجود داشته باشد. اخطار دو دولت در حقيقت بهانه جويي براي تصرف ايران بود. دولت انگلستان قبلا به طور محرمانه به ژنرال «ويول» در هند دستور داده بود كه براي حمله نظامي به ايران به عراق نيرو بفرستد.
     همزمان، مطبوعات متفقين نيز براي آماده ساختن زمينه حمله نظامي به ايران و توجيه آن، در شماره هاي روزهاي آخر ماه جولاي 1941 خود، با يك مضمون، ايران را محل استقرار ستون پنجم هيتلر وانمود كرده و نوشته بودند كه ارتش ايران طبق نقشه محرمانه آلمان آماده حمله به قفقاز مي شود تا نيروهاي شوروي دراين منطقه از دو سوي تحت فشار قرار گيرند. اين روزنامه ها گزارش هاي اغراق آميز از قدرت و وسعت ارتش ايران منتشر كرده بودند. اين روزنامه ها بدون اين كه تكذيبيه هاي ايران را چاپ كنند در شماره هاي سه هفته اول ماه آگوست خود نيز به اين تبليغات خود ادامه داده بودند تا زمينه تعرض نظامي را هموار کنند زيراکه مردم اين کشورها نسبت به گسترش جنگ و گشودن هرگون جبهه تازه حساس شده بودند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
قانون جنگ دفاعي پارسيان و بخشنامه شماره 227 استالين
ُStalin
بخشنامه نظامي شماره 227 استالين رهبر وقت جماهير شوروي بامداد 28 جولاي 1942 خطاب به يكايك افراد مسلح اين كنفدراسيون صادر شد كه در آن عقب نشيني سرباز در نبرد دفاعي ميهني وقت را بدون دريافت دستور كتبي فرماندهان ارشد ((از مسکو) ممنوع و مجازات تخطّي از اين بخشنامه را اعدام فوري تعيين كرده بود. (در قانون جنگ؛ دفاع در برابر تجاوز بيگانه، نبرد ميهني = مقدس عنوان گرفته است.). ظهر همان روز، راديو مسكو كه صداي آن از بلندگوهاي سربازخانه ها و قرارگاهها براي شنيدن نظاميان پخش مي شد به تفسير اين بخشنامه كه آن را لازم و حياتي خوانده بود پرداخت و گفت: پارسيان با چنين قانوني به مدت 12 قرن يك امپراتوري بزرگ داشتند و 225 سال تنها ابرقدرت جهان بودند. در آن سرزمين دو بار از اين قانون تخطي شد و امپراتوري آنان موقتا از دست رفت؛ يك بار در برابر تعرض اسكندر و بار ديگر در برابر مسلمانان عرب و فاصله ميان اين دو مورد بيش از نهصد سال بود. بار دوم، ايرانيان پرچم نظامي خودرا كه برايشان مقدس بود ازدست دادند. ما (روسها) نبايد از برابر آلماني ها فرار كنيم. آنان بدون دليل و منطق و بدون اينكه مورد تهديد ما قرار گرفته باشند سرزمين مان را مورد تجاوزي بسيار خشن قرارداده اند و دفاع ما يك ايستادگي مقدس، مشروع و ميهني است و بنابراين نبايد به خاطر زنده ماندن موقت و به بهاي به كشتن دادن ديگران و انهدام وطن، از برابر متجاوز بگريزيم. با فرار و كرنش، تعرض متوقف نخواهد شد و ....
    اين بخشنامه و گفتار كه ورقي از تاريخ جنگهاي ميهني را تشكيل داده است سبب شد كه روسها بايستند و تجاوزگر را نابود سازند. بوروكراسي (ساختار اداري غير علمي و اصطلاحا: من درآوردي)، فساد مقامات بالا، خودخواهي و فقر تفكر ميهني و عمومي؛ شوروي را از درون فروپاشانيد، نه تعرض خارجي و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
عباس اسکندري: پارلمان ايران جاي "تقي زاده" نمي تواند باشد
عباس اسکندري
عباس اسكندري نماينده حزب کمونيست توده در مجلس در جلسه هشتم مرداد 1326 (در آن سال مصادف با 29 جولاي 1947) با عضويت حسن تقي زاده در مجلس مخالفت كرد و گذشته تقي زاده از اتهام مشاركت در قتل آيت الله بهبهاني تا تحصن در سفارت انگلستان، حمايت از تمديد قرارداد نفت در 1933 و تماسهاي بي وقفه با خارجي (انگلستان) را برشمرد و گفت که پارلمان ايران جاي چنين فردي نمي تواند باشد.
    "تاريخ" نشان داد که 18 ماه بعد، تيراندازي به سوي شاه دردانشگاه تهران، بهانه! قرارگرفت و شوراي وزيران وقت حزب توده را غير قانوني اعلام داشت.
    درپي براندازي 28 امرداد 1332 (آگوست 1953) همه احزاب ايران از ميان رفتند. سالها بعد مقامات ارشد وقت و دولت دو حزب «مردم» و «مليّون» و سپس حزب «ايران نوين» را ساختند و در دهه 1350 به تصميم شاه، حزب واحد (اصطلاحا؛ فراگير و سراسري) رستاخيز تاسيس شد. از دست اين احزاب «خودي» کاري برنيامد و نبود حزب و مطبوعات واقعي (مستقل) يکي از علل اضمحلال نظام سلطنتي ايران در فوريه 1979 بشمارآورده شده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دنياي هنر
روزي كه «وان گو» خودكشي كرد
Van Gogh
«وينسنت وان گو Vincent Van Gogh» نقاش هنرمند هلندي كه تابلو هاي او در حال حاضر هركدام دهها ميليون دلار خريد و فروش مي شود و يكي از آنها در يك حراج 82 ميليون به فروش رفت 29 جولاي 1890 در فرانسه خود كشي كرد. وي بسال 1853 در هلند به دنيا آمده بود.
    خريد و فروش كارهاي هنري در فاميل وان گو ارثي بود و او نيز وارد همين پيشه شد. وي در دهه آخر عمر خود به كشيدن نقاشي پرداخت و در هلند و فرانسه دهها اثر بسيار جالب كشيد كه موفق شد تنها يكي از آنها را بفروشد! . او اواخر عمر با فقر كامل زندگي مي كرد.
    
    
    
«وان گو» اين پُرتره را از خود كشيده و معلوم نيست كه چرا روي گوشش را پوشانده است

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو انديشه
زادروز «توكويل» و نگاهي به افکار او ـ فرمول دمکراسي ـ بهترين رئيس دولت
Alexis de Tocqueville
29 جولاي زادروز الكسيس توكويل Alexis de Tocqueville انديشمند ليبرال، تاريخدان و نويسنده فرانسوي است كه در سال 1805 به دنيا آمد. توكويل عميقاً هوادار آزادي فرد بود و از احتمال اين كه «اكثريت» به استبداد و ستمگري و زورگويي بپردازد نگران بود. او كه زماني وزير امور خارجه فرانسه بود تأليفات متعدد از جمله «دمكراسي آمريكا»، «The Old Regime and the Revolution» و دو سفرنامه درباره مشاهدات خود در انگلستان و آمريکا دارد. 9 تاليف از تاليفات او درباره دمکراسي و حکومت اند. وي در کتاب رژيم پيشين و انقلاب فرضيه تازه اي به دست داده که به The Theory of Continuity معروف است. اين کتاب تفسير انقلاب فرانسه و علل انقلابات سال 1848 اروپا و اشاره به چند اشتباه است. توكويل 54 سال عمر كرد.
    بيشتر تاليفات و رساله هاي توكويل درباره دمكراسي است. يكي از فرضيه هاي او در اين زمينه در اين معادله كه خودش آن را نوشته خلاصه شده است: تصمیمگیری در امور عمومی و اقدام با نظر و رای مردم (انتخابات) + رعایت دقیق حقوق انسان و پاسداری از آن + حذف هرگونه تبعيض در جامعه + رعایت آزادي ها و احترام به آنها = دمکراسی
    توكويل از هواداران تشكيل انجمن هاي داوطلبانه در هر زمينه و حرفه بود و مي گفت: مردمي كه در يك موضوع و امر منافع و خواست مشترك دارند مي توانند به صورت يك بدنه و به مثابه يك خانواده به حل مشكل كمك كنند و دولت ناچار مي شود در اين زمينه ياري دهد. درد و مشکل هر فرد جامعه را به فغان و ناله در مي آورد [و به قول سعدي چه عضوي به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار] و بر دولت است که سريعا رسيدگي و مسئله را حل کند تا عصيان صورت نگيردف به نظر توكويل؛ «جامعه مدني» وقتي تحقق مي يابد كه انجمن ها به احقاق حقوق افراد كمك داوطلبانه كنند. به باور توكويل، بهترين رئيس دولت آن است كه در دوران حكومتش آحاد مردم آرامش خيال داشته، ترس نداشته و ارعاب و تعرض در ميان نباشد و تنها در چنين محيطي است كه پيشرفت حاصل و حلاوت زندگي كه هدف بشر است تامين مي شود.
    توكويل در زمينه نوشتن و نويسندگي و حتي سخنراني تاکيد بر رعايت ساده نوشتن و ساده گفتن داشت. وي در اين زمينه گفته است: مردم دروغ را آسانتر مي پذيرند تا يك حقيقت را که به صورتي پيچيده و توام با لفّاظي بيان و اعلام شده باشد.
پشت جلد کتابي که عقايد توكويل درباره دمکراسي در آن منعکس است

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسي
... و بدينسان دموكراسي متولد شد
Solon
سولون solon خطيب (Orator) آتني كه به خواست مردم اين شهر مأمور تغيير نظام حكومتي شده بود 29 جولاي سال 594 پيش از ميلاد منشور خود را كه نخستين سنگ زيربناي دموكراسي در جهان شناخته شده است در برابر اجتماعي از مردم اين شهر اعلام كرد. در اين منشور تأكيد شده بود: قانوني كه بر مردم حكومت خواهد كرد بايد به تصويب خودشان و يا نمايندگانشان رسيده باشد. براي اين منظور، يك شوراي 400 نفري بايد تشكيل شود كه براي هر رشته از امور، كارشناسان متعدد در دسترس داشته باشد. تصميمات شورا بايد در اجتماع منظم مردم كه در سپيده دم تشكيل مي شود كه به كار روزانه آنان لطمه نزد اعلام شود و هر مرد 18 ساله و بالاتر مي تواند نفي اين تصميمات را بخواهد و بر له يا عليه آنها نطق كند و سپس رأي گيري شود. تنها كساني از نطق كردن و رأي دادن باید ممنوع باشند كه فئودال (ارباب زمین و کشاورز) باشند، ازدواج نكرده باشند، وظايف خود را در قبال پدر و مادرشان انجام نداده باشند، ماليات دولت را نپرداخته باشند و در جنگهاي ميهني (دفاعي) از پيش دشمن فرار كرده باشند.
     سولون در آن اجتماع همچنين گفت که با به اجرا درآمدن طرح او (ضابطه تحقق دمکراسي) به اليگارشي (Oligarchy حکومت اشراف و طبقه خواص) براي هميشه پايان داده مي شود و منتخب، منتخبان و يا نماينده اين منتخبان حاکم شناخته خواهند شد و حكومت خواهند كرد و شايسته ترين فرزندان شهر را ـ هرکدام در تخصص مربوط، به خدمت خواهند گزيد. این روش انتخاب دولت و حکومت کردن «دموكراسي (حكومت مردم، از تركيب دو كلمه يوناني «دمو» به معناي مردم و «كراسي» به معناي حكومت)» است و بايد گوشه يي از حيات مردم باشد، در مغزشان نقش بندد و فرهنگ عمومی شود؛ به گونه يي كه رفتار و گفتار و كردارشان هم دموكراتيك باشد. در این نظام حکومتی همگان متساوی الحقوق هستند، هيچكس حق مجازات كردن دیگری را ندارد جز قاضي عادل و پس از ثبوت خطا و بر طبق قانون. بنابراین تا صدور حکم مجرمیت نباید فردرا خطاکار خواند؛ تبعیض، اجحاف، بیگاری (استثمار) وجود نخواهد داشت؛ واژه تکلیف (وظیفه) به جای اجبار بکار خواهد رفت، هرکس در خانه خود امنیت و در جامعه احترام خواهد داشت و .... به علاوه، مردم دمکراسي خواه بايد آماده باشند تا به محض مشاهده خطر و يا توطئه تخريب و براندازي دولت و دستگاه منتخب از دمکراسي خود دفاع کنند.
     درست 1809 سال بعد در همين روز منشور بزرگ آزادي هاي ها معروف به «مگناكارتا Magna Charta» كه روز 15 ژوئن سال 1215 ميلادي با تهديد كشيشها، افسران ارتش. گروهي از توانگران و تحصيلكردگان انگليسي به امضاي «کینک جان» پادشاه وقت این کشور رسيده بود پس از 40 روز كه آن را در سراسر كشور گردانيدند و به اطلاع همگان رسانيدند به اجرا گذارده شد كه در مقدمه آن به انگليسي ها تا نسلهاي بعد نويد ادامه «دموكراسي» داده شده است. در اين منشور تأكيد شده است كه هيچ ماليات و عوارضي وضع نخواهد شد مگر به تصويب شوراي برگزيده مردم (مجلس)، مال كسي را نمي توان از او گرفت مگر به رضايت وي، پرداخت بها و يا پس از تایید هیات منصفه به حكم قاضی و بر اساس قانون. احدي را نمي توان از مراجعه به دادگاه مانع شد و هركس آزاد است به قاضي شهر دادخواست بدهد و قاضي مكلف به رسيدگي است. هيچكس بازداشت و مجازات نمي شود مگر به حكم قاضي براساس قانون و ... با اجراي اين منشور، نظام حكومتي انگلستان پارلماني شد (نصب و عزل رئیس دولت با رای مجلس)، و كشورهاي ديگر به ويژه در قرن گذشته آن را هريك به نحوي اقتباس كرده اند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو ادبيات
تجربه و داستان نويسي
امروز زادروز ايويند يانسون Eyvind Johnson داستان نگار سوئدي است كه 29 ژوئيه 1900 به دنيا آمد و در سال 1974 برنده جائزه نوبل در ادبيات شد.
     وي گفته است كه تجربه فراوان درهر كار از ازدواج تا شغل و پيشه و مسافرت و ديدن سختي هاي زندگاني او را داستان نويس كرد.
    او كه در كودكي يتيم شده بود مجبور شد كه خانه خاله را در 15 سالگي رها سازد و براي سير كردن شكم خود به انواع مشاغل از بريدن درخت تا شستن قطارهاي راه آهن و آشپزي در رستوران دست بزند و در ساعات فراغت درس بخواند .
    او پس از يك سفر به آلمان و فرانسه تصميم به باز كردن يك دفتر مطبوعاتي در پاريس گرفت و از آنجا رويدادهاي فرانسه را براي رسانه هاي سوئد مي فرستاد و به تدريج به ارسال اخبار اجتماعي و مطالب در رابطه با زندگاني مردم گرايش بيشتر يافت و نوشتن اين نوع گزارشها كه خود داستانهاي كوتاه بودند وي را داستان نويس كرد .
    نخستين كتاب او « چهار غريبه » عنوان داشت كه مجموعه اي از داستانهاي كوتاه بود و چون مورد استقبال مردم قرار گرفت ؛ دست از روزنامه نگاري كشيد ، به زادگاه خود بازگشت و داستان نويسي را پيشه كرد و دهها داستان خوب نوشت كه معروفترين آنها « بازگشت به ايچاتا » است . داستانهاي يانسون به بسياري از زبانها ترجمه شده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
آموزش و پرورش
راههای 8 گانه پیروزی در کار و رسیدن به ثروت
یک نظرسنجی نسبتا طولانی از افراد موفق در هر رشته و کار بویژه ثروتمندان که در سال 2015 در چند کشور پیشرفته انجام شد نتایج جالب و آموزنده ای به دست داده است. از این افراد سئوال شده بود که راهها و دلایل پیروزی خودرا بگویند تا سرمشق دیگران قرار گیرد.
    طبق این نتایج، افراد موفق و نیز ثروتمندان دارای این عادات و خصوصیات مشترک هستند و می کوشند که این عادات را ترک نکنند و به همین راهها دهند:
     خونسردی، تداوم مطالعه و ارتقاء معلومات، نوشتن برنامه روزانه و انجام موارد آن برحسب اولویّت، اجتناب و دوری گزیدن از قمار کردن، وقت خودرا صرف دیدن تلویزیون نکردن، غذای بهداشتی خوردن، سحرخیز بودن و سرمایه گذاری با هر مقدار پول و حد اقل پول در حساب جاری.
    در زیر، این موارد هشتگانه از یک روزنامه انگلیسی زبان کُپی شده است:


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
قطع انتشار «همشهري عصر» و مطالبي كه در اين زمينه انتشار يافته بود ـ اشاره اي کوتاه به ايجاد همشهري
گزارش توقيف موقت انتشار «همشهري عصر»، روزنامه متعلق به شهرداري تهران در نخستين هفته امرداد 1387(آواخر جولاي 2008) كه داراي يک ضميمه (Pre-print) دهها صفحه اي است مركب از آگهي هاي معروف به دسته بندي شده Classified Ads (كه در نيمه اول دهه 1330، عباس مسعودي ناشر وقت روزنامه اطلاعات بر آنها نام «نيازمندي ها» گذارد) در خبرگزاري هاي داخلي و برخي ديگر از رسانه ها متفاوت بود.
    در سال 1371 شهردار تهران [غلامحسين کرباسچي] با استفاده از ابهامات و راههاي گريز(Loopholes) قانون مطبوعات مصوب سال 1364 كه شرايط روزنامه داري را براي پاره اي آسان و براي برخي (بويژه روزنامه نگاران حرفه اي قديمي) بسيار دشوار (نزديك به محال) ساخته است استفاده كرد و صرفا با هدف طرح مسائل اجتماعي عام المنفعه و انتشار فعاليت ها و اطلاعيه هاي شهرداري، از هيات نظارت بر مطبوعات پروانه انتشار همشهري را گرفت. انتشار همشهري با اعتراض فراوان (بويزه از سوي روزنامه کيهان) و اينكه چرا يك موسسه دولتي (عمومي) بايد روزنامه نگار شود، آگهي بگيرد، روزنامه بفروشد و پول مردم (عوارض) را صرف چاپ يك رنگين نامه تبليغاتي كند رو به رو شد.
    
عطريانفر - کرباسچي

مديريت وقت همشهري (غلامحسين كرباسچي و مهندس محمد عطريانفر) برغم اين انتقادها، با بكارگيري روزنامه نگاران حرفه اي «خانه نشين» و ابداع ستونها و صفحات تازه و مطالب خواندني و مورد نياز، در اندك مدتي همشهري را در صدر روزنامه هاي تهران قرارداد که اين عنوان را همچنان حفظ و ضميمه «نيازمندي ها» تيراژ بالاي آن را تثبيت كرده است. همشهري سپس داراي چاپخانه شد و ....
    در آن دوره نسبتا طولاني 12 ساله (كه كرباسچي مدير و عطريانفر قائمقام او و سردبير روزنامه بود و بعدا مدير شد) معترضان به انتشار همشهري يک بارهم به استناد شرايط پروانه آن، به «سياسي نويسي» و توزيع در خارج از تهران اعتراض كردند و موفق شدند (شعبه 1410 دادگاههاي تهران در سال 1381 حكم به قطع توزيع همشهري در نقاط ديگر كشور جز تهران بزرگ داد)، كه با مديريت حسين انتظامي اين اعتراض ها به تدريج خاموش شد به گونه اي كه همشهري يك اديشن عصر هم منتشر ساخت. توقيف روزنامه هاي دولتي قبلا هم سابقه داشت. روزنامه دولتي «ايران» ماهها در توقيف بود تا مدير آن (كه تحت فشار بود) كناره گيري كرد و .... همين همشهري در بهمن ماه چند سال پيش براي پنج روز ممنوع الانتشار شده بود. قوانين مطبوعاتي سابق ايران (قوانين پيش از قانون مصوّ ب سال 1364) نويسنده افترا، مطلب خلاف واقع با هدف تشويش اذهان و ... را قابل تعقيب در مراجع قضايي دانسته بودند و به توقيف روزنامه و چاپخانه و بستن ساختمان كه جماد هستند و به خودي خود نمي توانند مرتكب جرم شوند و نيز تعقيب قضايي ناشر اشاره نداشتند.
    
محمدباقر قاليباف

توقيف موقت همشهري عصر (كه عملا، چاپ آخر اين روزنامه بود) در سال 1387 در پي لغو امتياز روزنامه «تهران امروز» كه هر دو وابسته به ژنرال قاليباف شهردار تهران بوده اند ـ و آن هم يك سال پيش از انجام انتخابات آن دوره رياست جمهوري ـ از ديدگاههاي مختلف نيز مورد تفسير قرار گرفته بود.
    در زير مطالب دو رسانه آنلاين و يك خبرگزاري داخلي را در اين زمينه نقل مي كنيم تا در تاريخ بماند و سرنخي براي پژوهش علاقه مندان باشد.
    
    ××× روزنامه آنلاين «تابناك» چهارم امرداد 1387 در اين زمينه چنين نوشته بود:
    “در پی انتشار تيتری با عنوان «اعتراض شديد مظاهري به صمصامي»، انتشار روزنامه همشهری عصر با توافقی طرفينی متوقف شد.
     به گزارش خبرنگار تابناک، اين روزنامه در گزارش خود مدعی شده بود: «منابع آگاه در وزارت اقتصاد خبر از بروز اصطكاكي مي دهند كه شايد تا به امروز در هيچ نهادي بروز نكرده و براساس آن در اقدامي دور از انتظار، حسين صمصامي (سرپرست وزارت اقتصاد) از پذيرفتن مهندس طهماسب مظاهري (رئيس كل بانك مركزي) در وزارت اقتصاد [دفتر خود] خودداري كرده بود. رئيس كل بانك مركزي كه در اعتراض به تصميمات حسين صمصامي در رابطه با تسهيلات بانكي به ساختمان وزارت اقتصاد رفته بود با برخورد تند سرپرست وزارت اقتصاد رو به رو شد.».
    (گويا) انتشار اين خبر (در همشهري عصر) و در آستانه معرفی وزير تازه اقتصاد به مجلس، آنچنان بر دولت گران آمد که پنجشنبه (سوم امرداد 1387) جلسه هيات نظارت بر مطبوعات با حضور صفار هرندی (وزير ارشاد وقت) تشکيل می شود. (گويا) برخی در اين جلسه با اشاره به اين که «همشهری عصر» هويت مستقل ندارد و در واقع چاپ عصر روزنامه همشهری است، در صدد توقيف کامل روزنامه همشهری (روزنامه متعلق به شهرداري پايتخت) برآمده بودند. در اين ميان، (گويا) حسين انتظامی (مدير كل اسبق مطبوعات داخلي وزارت ارشاد) و مدير عامل سابق روزنامه همشهری که در هيات نظارت بر مطبوعات نيز عضويت دارد، در تماسی با علی اصغر محکّی، مدير کنونی (و در آن زمان مدير تازه) روزنامه همشهري توافق می کنند (به اين توافق مي رسند) كه اعلام شود اين روزنامه (همشهري عصر) موقتا به مدت 3 ماه منتشر نخواهد شد. با وجود اين، خبر توقيف روزنامه «همشهری عصر» در ايرنا (خبرگزاري دولت) به اين شرح منتشر (مخابره) می شود: همشهری عصر به دليل نشر مطالب خلاف واقع و خبرهاي نادرست با هدف ايجاد نابساماني در وضعيت اقتصادي کشور؛ با راي هيات نظارت بر مطبوعات توقيف شده است. «ايرنا» همچنين (درگزارش خود كه قاعدتا بايد «رسمي» تلقي شود) مدعی شده بود که نوبت عصر همشهری فاقد مجوز قانونی بوده است.
    در اين حال (در اين اثناء) علی اصغر محکّی مدير مسئول تازه روزنامه همشهری در گفتگو با مهر (خبرگزاري مهر) با بيان اينکه ما روزنامه ای به نام «همشهری عصر» نداريم اظهارداشته است: ما در حال حاضر برای ايجاد يك تحريريه جديد جهت روزنامه همشهری نوبت عصر، مشغول اسباب کشی به مکانی ديگر هستيم و بنابراين به محض اتمام امور مربوط، روزنامه همشهری در نوبت عصر نيز به اقتضای جامعه منتشر خواهد شد. گفتنی است كه يک ماه پيش هم روزنامه تهران امروز (وابسته به قاليباف شهردار تهران) لغو امتياز شد.
    روزنامه همشهری اوايل دهه هفتاد (زمستان1371هجري خورشيدي) در زمان شهردار بودن غلامحسين کرباسچی (دبيركل حزب كارگزاران) به عنوان اولين روزنامه تمام رنگی و با مشی اجتماعی راه اندازی شده است.”.
    
    ××× شهاب نيوز درباره اين رويداد چنين نوشته بود:
    


“چند هفته پس از لغو امتياز روزنامه اصولگرا و معتدل «تهران امروز» به دليل آنچه که اهانت به رئيس جمهور و تخريب دولت خوانده شده بود؛ روزنامه «همشهری عصر» نيز توقيف شد. ايرنا، خبرگزاری رسمی دولت که زير نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اداره مي شود جمعه (چهارم امرداد 1387) اعلام کرد که روزنامه «همشهری عصر» با رای هيات نظارت بر مطبوعات توقيف شده است. ايرنا در خبر خود تاکيد کرده بود که توقيف روزنامه همشهری عصر به دليل «نشر مطالب خلاف واقع و خبرهای نادرست با هدف ايجاد نابسامانی در وضعيت اقتصادی کشور» صورت گرفته است. خبرگزاری رسمی دولت در عين حال يادآور شده بود که «هيات نظارت بر مطبوعات برای انتشار همشهری نوبت عصر مجوز صادر نکرده است.».
    
طهماسب مظاهري

توقيف روزنامه «همشهری عصر» که زير نظر محمدباقر قاليباف شهردار تهران اداره می شود يک روز پس از آن صورت گرفت که اين روزنامه از درگيری طهماسب مظاهری رئيس کل بانک مرکزی و حسين صمصامی سرپرست وزارت اقتصاد خبر داد و ادعا کرد که حسين صمصامی نه تنها در «اقدامی دور از انتظار از پذيرفتن مهندس مظاهری به دفتر خود در وزارت اقتصاد خودداری كرده بود» که حتی بحث اين دو مقام «به درگيری شديد منجر شده و با دخالت حراست (دفتر حراست ساختمان) پايان يافته بود». در پي اين رويداد، گويا مظاهری شكايت خود را نزد محمود احمدی نژاد رئيس جمهور مطرح، كه به باور برخی منابع آگاه زمينه انصراف رئيس جمهور از معرفی صمصامی به عنوان وزير اقتصاد و دارايی را فراهم مي آورد.
    روزنامه «همشهری عصر» دومين روزنامه نزديک به محمد باقر قاليباف شهردار تهران و رقيب اصولگرای محمود احمدی نژاد در انتخابات رياست جمهوری سال 1384 بوده است که ظرف يک ماه اخير توقيف شده است. پيش از اين، در يکم تيرماه 1387 هيأت نظارت بر مطبوعات اعلام کرده بود که روزنامه «تهران امروز» را لغو امتياز کرده است. با آن که وزارت ارشاد تاکيد داشت لغو امتياز «تهران امروز» بر اساس ماده 11 قانون مطبوعات صورت گرفته است، اما بسياری از رسانه ها از جمله رسانه های نزديک به دولت و نيز يکی از مشاوران رئيس جمهور تلويحاً اشاره کردند که لغو امتياز اين روزنامه به دليل مطالب ويژه نامه اي آن بوده است که اين روزنامه چند ساعت پيش از توقيف (به ضميمه خود) منتشر کرده بود ـ ويژه نامه ای که حاوی انتقادهايي از عملکرد شخص رئيس جمهور (احمدي نژاد) در زمان تصدی شهرداری تهران و نيز در زمان رياست جمهوری اش بود. (مي دانيم كه) کمتر از دو ماه قبل يعنی در 13 خرداد 1387 هم
حسين صمصامي

خبرگزاری فارس به دليل انتشار مطلبی درباره احتمال برکناری طهماسب مظاهری رئيس کل بانک مرکزی، به صورت موقت (3 روز) توقيف شده بود.”.
    
    ××× خبرگزاری فارس درباره توقيف «همشهري عصر» چنين گزارش كرده بود:
    ”طی توافقی كه ميان مسئولان روزنامه همشهری و هيأت نظارت بر مطبوعات صورت گرفت، «همشهری عصر» به صورت داوطلبانه 3 ماه منتشر نخواهد شد. هيأت نظارت بر مطبوعات به علت چاپ مطلبی در «همشهری عصر» در رابطه با مسائل اقتصادی كشور كه كذب بوده به اين نشريه تذكر كتبی داده و اعلام كرده كه در صورت تكرار مورد مشابه، تصميم جدّی تر در مورد همشهری عصر اتخاذ خواهد شد.”.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
قتل دو کنسول رومي که روميان از آنان خرسند نبودند
در سال 238 ميلادي (29 ژوئيه) افسران گارد کاخ امپراتوري روم، دو كنسول روم (مشتركا: امپراتور) به نامهاي پوپيه نوس و بالبينوس را در دفتر كار خود كشتند زيرا كه مردم از آن دو ناراضي بودند.
    پوپيه نوس در زماني كه يك ژنرال بود در جنگ با ايران شكست خورده و فرار كرده بود و از آن پس زير انتقاد قرارداشت و روميان او را شايسته كنسول بودن نمي دانستند. اين دو، تنها 3 ماه حكومت كرده بودند. سناي روم كه آنها را به سمت كنسول انتخاب كرده بود به همين سبب از چشم مردم افتاده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تاريخچه دست دادن به عنوان علامت دوستي و احترام
هر دو روي سکه بالبينوس


    سكه دوران كوتاه حكومت بالبينوسBalbinus و شريك ، تاريخ دست دادن به نشانه ابراز دوستي و احترام را نشان مي دهد. در پشت سكه باليبينوس تصوير «دستي در دست فرد ديگر» را نشان مي دهد و به علامت دوستي و اتحاد دو كنسول آن زمان روم ، بالبينوس و پوپيه نوسPupienus ساخته شده است تا رومي ها مطمئن شوند كه ميان دو امپراتور شريك نفاق وجود ندارد. اين سكه ها در ژوئيه 238 ميلادي و سه هفته پيش از ترور بالبينوس در كاخ خود ضرب و رايج شده و از آن پس با توجه به اين سكه، دست دادن ( Hand Shake) با دست راست در قلمرو روم و سپس ساير نقاط جهان مرسوم شده و باقي مانده است.
    ترور همزمان باليبينوس امپراتور وقت با شريك حكومتش «پوپيه نوس» به دست افسران شورشي روم 29 ژوئيه 238 روي داد. تاريخدانان بعدا ابراز عقيده كرده اند كه هدف باليبينوس از نقش تصوير دست دادن در پشت سكه، اين بود كه نشان دهد با پوپيه نوس متحد و يگانه است.
    در آن زمان، سناي روم دو نماينده (كنسول) را انتخاب مي كرد تا به اتفاق زمام امور اجرايي امپراتوري روم را به دست گيرند و انتخاب اين دو بايد هر سال تجديد مي شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
زادروز موسوليني و تاريخچه واژه فاشيست که از يک اندرز ايران باستان ساخته شد
به مناسبت زادروز «بنيتو موسولينيBenito Mosolini» كه 29 ژوئيه 1883 به دنيا آمد، حزب فاشيست را تاسيس و 21 سال بر ايتاليا حكومت كرد اشاره به تعريف واژه فاشيست و تاريخچه اين واژه بي فايده نخواهد بود، از اين قرار:
     نظاميان رومي در جنگهاي سده سوم ميلادي با ايران (دوران اردشير ساساني و پسرش شاپور اول) مشاهده كرده بودند كه پياده نظام ايران در دسته هاي ده ـ دوازده نفري در سنگرها و خاكريز ها مستقر مي شود و سواره نظام ايران نيروي دشمن را به ميان آنان مي كشاند و اين صف آرايي و تاكتيك براي روميان تازگي داشت. در زمينه اين تاكتيك، روميان از نظاميان ايراني شنيده بودند كه به آنان اندرز داده شده كه يك شاخه درخت را به آساني مي توان شكست، ولي اگر چند شاخه را در كنار هم قرار دهند (متحد كنند) شكستن مجموعه آنها كاري آسان نخواهد بود. نظاميان رومي اين اندرز را با خود به روم (ايتاليا) بردند و ميان مردم پخش كردند كه به زبان لاتين، «فاشس (دسته اي از شاخه ها و يا ميله ها)» خوانده مي شد كه بعدا معناي مجازي دسته، گروه و اتحاديه به خود گرفت و در لاتين تازه (ايتاليائي) به صورت «فاشيو» كه در جمع مي شود «فاشي» درآمد و به تدريج بر سنديكا هم اطلاق شد. در دهه 1870 سوسياليستهاي جزيره سيسيل (جنوب ايتاليا) نام اتحاديه خود را «فاشيو سيسيليانو» گذارده بودند.
    پدر موسوليني يك كارگر فلزكار (آهنگر) بود و بنيتو در جواني بمانند پدرش عقايد سوسياليستي داشت و با همين افكار، در سال 1914 در ميلان «حزب اقدام انقلابي» را با آرمان سوسياليستي ملي (نه جهاني) تاسيس كرد و در عنوان حزب، واژه فاشي (جمع واژه مفرد فاشيو) را به جاي «حزب» بكار برد كه در سال 1921 اين نام به «فاشيست ملي (اتحاد ملي)» تبديل شد زيرا كه موسوليني در عين حال كه يك سوسياليست بود، يك ناسيوناليست هم بود و همه چيز را براي ايتاليا و ايتاليايي ها مي خواست.
    پس از جنگ جهاني دوم، فاتحان جنگ و مخالفان انديشه ناسيونال سوسياليسم و عمدتا كمونيستها، واژه فاشيست (به معناي حزبي ـ اتحاديه ـ گروهي) را به صورتي در جملات و خطاب به ديگران بكار بردند كه مفهوم بي رحم و ظالم به خود گرفته است.
    موسوليني در عين حال از دوستداران تاريخ ايران بود و آرزو داشت كه ايران بار ديگر جايگاه قديم خود را در ميان ملل جهان به دست آورد و در طول حكومت خود به ايران كمك بسيار كرد، ازجمله براي ايران يك نيروي دريايي به وجود آورد كه ايران با كمك اين نيرو، چند نقطه از اراضي خود در خليج فارس را از انگليسي ها گرفت، از جمله پايگاه انگليسي «باسعيدو» را متصرف شد.
     موسوليني در جواني مدتي هم روزنامه نگاري و داستان نگاري كرده بود و داستان او «رفيقه كاردينال» به چندين زبان ترجمه شده و هنوز تجديد چاپ مي شود. موسوليني روزنامه « ايل پوپولو دا ايتاليا» را شخصا تاسيس كرده و سازمان، برنامه و شرح وظايف تحريريه اش را نوشته و سردبيرش را منصوب كرده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ترور پادشاه ايتاليا در عصر فعاليت آنارشيست ها
Umberto يکم
29 جولاي 1900 اومبرتو يکم humbert = Umberto پادشاه وقت ايتاليا ترور شد. وي 22 سال بر ايتاليا سلطنت کرده بود. اومبرتو برخلاف پدرش مردي محافظه کار و علاقه مند به تقويت ارتش و سياست خارجي بود و به همين سبب به آلمان نزديک شده بود. مورخان اورا بنيادگذار اتحاد مثلث مي دانند. اومبرتو که کوچکترين ناارامي را تحمل نمي کرد به ارتش دستور داده بود که تظاهرات نسبتا آرام 29 آگوست سال1898 کارگران در ميلان را زير آتش توپ قرار دهند که ضمن آن جمع کثيري کشته شدند. اومبرتو به دست گائتانو (آنژلو) برشچي Gaetano Bresci يک آنارشيست ايتاليايي ـ آمريکايي کشته شد . Bresci گفته بود که انتقام خون کارگران ميلان را گرفته است. دهه هاي آخر قرن نوزدهم و اول قرن بيستم را عصر ظهور عملي آنارشيسم نوشته اند و آنارشيست ها که عقيده به حکومت شوراها بر کشورها داشتند و حکومت فرد حتي انتخابي را رد مي کردند در آن چند دهه چندين رئيس دولت و رئيس کشور را در اروپا و آمريکا ترور کردند. پيدايش فلسفه آنارشيسم از اواسط قرن نوزدهم است. وقوع جنگ جهاني اول به فعاليت آنارشيست ها پايان داد. چون در آن زمان مجازات اعدام در ايتاليا لغو شده بود، Bresci به حبس ابد محکوم شد که بيست و دوم ماه مي 1901 اعلام شد که وي در زندان خودکشي کرده است. گفته شده است که نگهبانان زندان اورا کشته بودند.
    درپي ترور اومبرتو پسر 31 ساله اش ويتوريو امانوئله پادشاه ايتاليا شد.
Bresci که پادشاه ايتاليا را ترور کرد

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
بودجه 416 ميلياردي نظامي و كسر بودجه 450 ميليارددلاري آمريكا در سال 2004
29 ژوئيه 2004 بودجه 416 ميليارد و دويست ميليون دلاري نظامي آمريكا و 25 ميليارد دلار پولي كه به عنوان بودجه اضطراري عمليات عراق و افغانستان در نظر گرفته شده بود به تصويب كنگره آمريكا رسيد. دولت امريكا در آن سال 450 ميليارد دلار كسر بودجه داشت.
    بودجه دفاعي آمريكا به اين سبب بالاست كه هزينه ها در اين كشور گران و ريخت و پاش آن نسبت به كشورهاي ديگر زيادتر است و به دليل نبود نظام وظيفه، به همه نظاميان دستمزد بالا پرداخت مي شود. در آمريكا كه يك فدراسيون است هزينه هاي داخلي برعهده ايالات است و دولت فدرال عمدتا به امور دفاعي، سياست خارجي، امور اطلاعاتي ـ امنيتي و برنامه ريزي هاي كلي مي پردازد و هزينه دست و پا گير آنچناني ندارد. در ميان موسسات داخلي، تنها پستخانه ها وابسته به دولت مركزي هستند كه خود، درآمد كافي دارند؛ گرچه پيدايش فاكس و «اي ـ ميل» آنها را اخيرا زيانده كرده است.
    درآمد دولت آمريکا تنها از ماليات تامين مي شود و اين دولت بمانند دولتهاي ديگر منابع ملي از قبيل معادن نفت در اختيار ندارد و اگر در برخي سالها، درآمد مردم زياد نباشد ميزان ماليات جمع آوري شده نيز زياد نخواهد بود و دولت واشنگتن کسري بودجه خودرا از طريق فروش اوراق قرضه (با بهره) جبران مي کند.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
بازگشت روسيه به سياست موازنه نظامي در جهان
اصحاب نظر تاكيد 27 ژوئيه 2005 «ولاديمير پوتين» رئيس جمهوري وقت روسيه به 38 تن از فرماندهان ارشد نيروهاي مسلح اين كشور را كه هر ابزار نظامي كه ارتش و نيروي دريايي روسيه لازم داشته باشد برايش بايد سريعا تامين شود بازگشتي به دوران مسابقات تسليحاتي تلقي كرده و گفته اند كه روسيه به نام «بازگشت به سياست موازنه نظامي به عنوان تنها عامل صلح و ثبات جهان» مي خواهد دوباره دست به تقويت بنيه نظامي خود بزند. آمريكا اينك با دو رقيب رو بروست: چين و توان اقتصادي آن، روسيه و نيروي نظامي آن و در اين وضعيت روي دوستي عملي اروپاي غربي، جز انگلستان هم نمي تواند حساب كند.
    پوتين 27 ژوئيه 2005 در كرملين در اجتماع ژنرالهاي روسيه گفته بود:
    «نيروهاي روسيه بايد آماده باشند تا به هر فشار سياسي و نظامي كه به وطن وارد شود پاسخ بدهند. بايد موازنه نظامي در جهان دوباره برقرار و حفظ شود. ما بايد مطمئن باشيم كه نيروهاي مسلح روسيه قادر به تضمين حاكميت و تماميت روسيه (بزرگترين كشور جهان از لحاظ وسعت) هستند. ثابت شده است كه موازنه نظامي ضامن صلح و ثبات در جهان است و ما به اين سياست باز مي گرديم. نيروهاي مسلح عنصري مهم و رديف اول در حفظ ثبات و حاكميت ملي و اقتدار هركشور هستند، از جمله روسيه. هرچه را كه ارتش و نيروي دريايي روسيه براي تقويت بنيه خود و حفظ آمادگي لازم داشته باشد بايد بي درنگ در اختيارش قرار گيرد و اين امر از اين پس در روسيه در اولويت قرار خواهد داشت. هر جنگ افزار تازه براي نيروهاي مسلح وطن بايد ساخته شود تا بتواند در زمان لازم از آنها براي محافظت از ملت و صلح جهان استفاده كند.
    پوتين در اين ديدار با اشاره به تجربه خرابكاري هاي لندن، مصر و ... گفت كه روسيه نيز بايد (همانند آمريكا) دست به حملات پيشگيرانه بزند و از اين پس، سياست ما بر اين اساس قرار خواهد داشت.».
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
رقابت قدرت ها بر سر جلب دوستي تاجيكستان
28 جولاي 2005 و چند ساعت پس از خروج رامسفلد وزير دفاع وقت آمريكا از تاجيكستان، دولت چين اعلام داشت كه 20 ميليون دلار كمك بلاعوض ديگر و 15 ميليون دلار كمك تكنولوژيك در اختيار تاجيكستان قرار خواهد داد و نيازمندي هاي تاجيكان را از طريق توسعه داد و ستد تامين خواهد كرد. از اين كمك تكنولوژيك براي تكميل شبكه ارتباطي فيبر نوري و شبكه سلفون (تلفن هاي موبايل) تاجيكستان استفاده خواهد شد. رامسفلد به تاجيكستان رفته بود تا بخواهد كه مقامات تاجيک باز هم اجازه دهند كه هواپيماهاي باربر آمريكايي در سر راه خود به افغانستان و يا باز گشت، از فرودگاههاي تاجيكستان استفاده كنند.
    پيش از ديدار رامسفلد، شوراي وزيران روسيه لايحه همكاري هاي نظامي روسيه و تاجيكستان را تصويب كرده بود كه به موجب آن، نيروي هفت هزار نفري روسيه در تاجيكستان باقي خواهد ماند و در مرزباني به نيروهاي تاجيك كمك خواهد كرد. تاجيکستان با قرارگرفتن در منطقه استراتژيک "فرارود" و وجود ميليونها تاجيک در آن منطقه و همخون و همزبان بودن با افغانها، ايرانيان و بخش بزرگي از نفوس هند و پاکستان و عضويت در جامعه شانگهاي و جوامع منطقه اي ديگر ازجمله جامعه مشترک المنافع داراي اهميت جهاني چشمگير است. "افغانستان" که معاون رئيس جمهور آن يک تاجيک است نامي است که انگليسي ها بر ايران خاوري گذارده اند.
سياستهاي مدبّرانه "امامعلي رحمان" بر موقعيت ويژه تاجيکستان افزوده است

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
مقاله پراودا درباره استفاده سياسی از واژه تروريسم جهاني و ...
پراوداي آنلاين در شماره مورخ 28 ژوئيه 2005 خود تحت عنوان «دروغها درباره تروريسم جهاني» نوشته بود:
    آنان كه در حمله نظامي به افغانستان و عراق و استقرار نيرو در اين دو كشور شركت داشته اند، اين روزها وسيله اي به دست آورده اند تا عمل خود را توجيه كنند. آنان از انفجارهاي لندن و شرم الشيخ استفاده و با كمك دستگاههاي تبليغاتي وسيع و انحصاري خود اين رويدادها را بزرگ و بزرگتر کرده تا نتيجه گيري «ساخته و پرداخته» خود را به گوش جهانيان برسانند، در آنان القاء كنند و به مردم جهان ثابت كنند كه حق داشته اند دولتهاي عراق و افغانستان را با حمله نظامي بركنار و در آنجا مستقر شوند و از اين استقرار بايد حمايت عمومي و جهاني شود.
    پراودا اضافه کرده بود: فاتحان افغانستان و عراق مي خواهند از مسلمان بودن متهمان به بمب گذاري، بر ضد همه مسلمانان استفاده كنند و تروريسم بين المللي را با انواع چسب هاي موجود در بازار به آنها بچسبانند. مقامات دولتهاي فاتح افغانستان و عراق نمي گويند كه استقرار نظامي آنها در اين دو كشور باعث اين همه قتل و ويراني شده است. در عراق دست كم (تا ژوئيه 2005) يكصد هزار غير نظامي كشته شده اند و ترميم خرابي هاي اين كشور سالهاي سال طول خواهد كشيد. در افغانستان، پس از استقرار آمريكا كشت ترياك چند برابر شده و جنگ سالاران و قاچاقچيان مواد مخدر توان بيشتري يافته اند.
    پرودا در آن شماره خود همچنين نوشته بود: همه مي دانند اين نوع خرابكاري دردهه1980 توسط «سيا» و با پول آمريكا بر ضد دولت دكتر نجيب در افغانستان اختراع شد و ديگر، از ميان نرفت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
هَک کردن دستگاههای الکترونیک کنترل خودرو، یک خطر و هشدار تازه!
جمعه 24 جولای 2015 خبری هِدلاین شده بود که نشان می داد در یک بزرگراه در ایالت تکزاس، صاحبان چند اتومبیل از دو مارک و ساخت یک کارخانه مشاهده کرده بودند که اتومبیل ِ شان بدون اراده آنان بوق می زند، انجین آن خاموش می شود، خود به خود ترمز می کند و .... این وضعیت موجب نگرانی آنان شد. تحقیق به عمل آمد و معلوم شد که این نوع اتومبیل ها مجهز به دستگاه الکترونیک ـ مشابه هواپیما شده اند و همچنانکه اخیرا در یک مورد، این دستگاهها در هواپیماهای یک شرکت هوایی هَک شدند و به عنوان یک مسئله تازه جهانی نگرانی بزرگ ایجاد کردند، سیستم الکترونیک آن اتومبیل ها هم هَک و از کنترل اتومبیلران خارج شده بودند ـ عملی نگرانی آور و نوظهور که کارخانه کرایسلر سازنده اتومبیل های جیپ مجبور به اعلام تصمیم خود مبنی بر بازگرداندن یک میلیون و 400 هزار اتومبیل مجهر به دستگاههای کنترل الکترونیک و قابل دستکاری (هَک) از راه دور شد.
    سالها بود که ایراد گرفته می شد که چرا کارخانه های اتومبیلسازی با هدف کسب درآمد بیشتر، بسیاری از قسمت های اتومبیل ها را بدون اینکه ضرورت محتوم داشته باشد برقی، خودکار و ... کرده اند. تیتر بزرگ و عکس مربوط در یک روزنامه درباره هَک کردن کامپیوتر خودرو به عنوان سند در زیر آمده است تا باقی بماند:
    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نرود میخ آهنین بر سنگ ـ ادامه همان رفتار به رغم تظاهرات و اعتراضات در طول یک سال
در پی اعلام مرگ یک بانوی سیاهپوست 28 ساله در سلول زندان شهرستان والِر در ایالت تکزاس، یک فرستنده تلویزیونی شهر هیوستون، ترانسکریپت «وُیس میل» این بانوی متوفی به نام «ساندرا بلاند» را منتشر کرد که کُپی آن در زیر آمده است. این رویداد ثابت می کند که به رغم حوادث یک سال گذشته و مرگ چند سیاهپوست به دست پلیس در آمریکا و تظاهرات و اعتراض های متعدد متعاقب هر یک که در «تاریخ» ثبت خواهد شد، در رفتار پلیس تغییری دیده نمی شود.
    بانو ساندرا ساکن ایالت ایلی نوی و فارغ التحصیل دانشگاه «ای اند ام» تکزاس در رشته کشاورزی، در جستجوی کار به این منطقه باز می گردد. وی از فعّالان حقوق مدنی سیاهپوستان و از معترضین به قتل چند سیاهپوست در یک سال گذشته به دست پلیس بود.
    دهم جولای 2015 که ساندرا در خیابان دانشگاه در شهرستان والر در حال رانندگی بود، پلیس به او که بدون زدن چراغ چشمک زن (دادن سیگنال) تغییر خط مسیر داده بود (لِین عوض کرده بود) دستور ایست می دهد. ساندرا متوقف می شود. پلیس سفیدپوست (لاتینو) به اتومبیل او نزدیک می شود و دستور خاموش کردن سیگارش را می دهد. ساندرا می گوید که چرا؟، من در اتومبیل خود هستم و آزاد به دود کردن سیگار. پلیس می گوید بیا پایین، ساندرا می گوید که چرا؟ و پایین نمی آید. پلیس می گوید که این، یک نافرمانی است و تیزر خودرا بیرون می کشد و می گوید که اگر پایین نیایی با تیزر تو را از کار می اندازم و ساندرا را از اتومبیل بیرون می آورد و می گوید که چون اطاعت از دستور نکردی بازداشت هستی.
    تا اینجا از واقعه فیلم و صدا برداشته شده است. رهگذران گفته اند که مأمور پلیس ساندرا را بر زمین افکند و زانوی خودرا بر کمر او گذاشت و از پشت به او دستبند زد و باخود بُرد. به قرار اطلاع، آن مأمور گزارش داده بود که ساندرا به پای او لگد زده است (زدن مامور دولت در حال انجام وظیفه) و به همین اتهام، یک قرار تأمین 5 هزار دلاری برای ساندرا صادر می شود و چون بستگان او در ایالت ایلی نوی و صدها مایل دورتر از شهرستان والر بودند، کسی نبود که ضامن او شود و به زندان می افتد. سه روز در سلول زندان می مانَد و با گریه. سیزدهم جولای (سومین روز بودن در زندان) ناشتایی هم نمی خورد و سه ساعت بعد! که مامور زندان (که باید هر ساعت یک بار به سلول ها سر بزند) به سلول او نگاه می کند وی را از گردن، آویزان می بیند و اعلام می کند که خودکشی کرده است. با انتشار این خبر بار دیگر تظاهرات و اعتراض سیاهان از سر گرفته می شود.
     اینک بازپرس محل، سرگرم بررسی چگونگی مرگ ساندرا است و گفته است که هنوز دقیقا برای او روشن نشده که ساندرا خودرا حلق آویز کرده و یا کشته شده است. معترضین می گویند که با یک «خط حرکت تغییر دادن بدون زدن چراغ»، نباید چنین خشونتی اِعمال می شد و .... به علاوه، باید بررسی شود که چرا در آن روز فاصله بازدید از سلول های زندان 3 ساعت بود.
ساندرا و کپی ترانسکریپت وُیس میل

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تیراندازی در یک سینمای دیگر در آمریکا و قتل دو بانو ـ جهان با دو نوع آنارکیسم در شرق و غرب رو برو است
تیراندازی در سالُن سینمای شهر لافایت (لافِیِت) ایالت لوئیزیانا در جمعه شب 24 جولای 2015 که منجر به قتل دو زن جوان و جرح 9 تن دیگر شد ذهن را متوجه چند مسأله می کند. یکی از این مسائل انتشار اخبار مربوط به نظر هیأت منصفه یک دادگاه کلرادو درباره جیمز هُلمز بود که در بیستم جولای 2012 در شهر آرورا با شلیک گلوله 12 تن را کشته و 70 نفر دیگر را مجروح کرده بود. هیأت منصفه دادگاه 16 جولای 2015 اورا محکوم کرده بود و «جان هاوزر» که آمادگی آن کار را داشت با دیدن اخبار محکومیّت جیمز هُلمز به جرم آدمکشی در سالن سینما، به اندیشه ارتکاب قتل در سینما افتاده بود. مسئله دیگر با توجه به وجود تفکّر نازیسم (ناسیونال سوسیالیسم) در جان هاوزر (قبلا رستوران دار در جورجیا و سپس بساز و بفروش ساختمان در آلاباما)، عمل او تکرار آدمکشی دیلن روف در چارلستون (کارولینای جنوبی) با قتل 9 سیاهپوست در کلیسا و وقایع مشابه ازجمله آدمکشی «آندره برایویک» در نروژ در 22 جولای 2011 است. برایویک 77 تن را کشت. هاوزر و روف و ... بمانند برایویک تفکر نازیسم داشته اند و هاوزر مُبلّغ این تفکر. اینک در شرق و غرب، آنارکیسم با دو تفکر و جدا از آنارکیسم میخائیل باکونین (قرن 19) مشاهده می شود. باکونین معتقد به اداره امور جوامع در دست شوراها و تأمین برابری انسانها بود و آنارکیست های کنونی ـ در غرب متمایل به ناسیونال سوسیالیسم هستند و عملیات آنارکیست های شرق مشابه کارهای حسن صبّاح است. آنارکیست های قرن 19 تا آغاز جنگ جهانی اول فعّال بودند و چندین رئیس کشور و رئیس دولت را ترور کردند.
     جان هاوزر 59 ساله با چشم های آبی ـ بدون شناخت قبلی، بانو جیلیان جانسون هنرمند و موسیقیدان 33 ساله و «مِی سی برو» دانشجوی 21 ساله را در سالن سینما کشت و 9 تَن را مجروح و سپس خودکشی کرد.
    
جان هاوزر و دو مقتول دست او؛ جیلیان و مِی سی (عکس پایین)


    
آندره برایویک قاتل 77 نروژی سلام نازی می دهد

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تاريخ از نگاهي به تصوير
... وقتی که زن مورد علاقه، ناگهان و بدون ذکر علت مَرد را تَرک کند
واشنگتن پُست در جولای 2015 گزارشی خواندنی منتشر کرده بود درباره آلفرد پوستِل دارای سه مدرک فوق لیسانس و دکترا در رشته های اقتصاد، محاسبات و حقوق از دانشگاههای معروف و سالها یک وکیل دعاوی در منطقه واشنگتن که بیماری Schizophrenia اورا یک خانه بدوش و سرگردان کرده است.
    این روزنامه نوشته است که پوستل در مدرسه حقوق دانشگاه هاروارد همکلاس «جان رابرتس» رئیس دیوان عالی آمریکا بود و در سال 1979 فارغ التحصیل و وکیل دعاوی شده بود.
    و اما چه عاملی سبب تهیه این گزارش مفصل یک صفحه ای شده بود. در اپریل 2015، مدیر ساختمان یک شرکت بزرگ در شهر واشنگتن به پلیس اطلاع می دهد که یک خانه بدوش به رغم اخطار او، شب ها در کنار ساختمان آن شرکت و در زمین متعلق به شرکت، نه محوطه عمومی مثلا پارک و زیر پُل و ... می خوابد که برای پرستیژ شرکت خوب نیست. پلیس این مرد را که همانا آلفرد پوستل بود به اتهام ورود و اقامت در ملک غیر به دادگاه می برَد و در اینجا «مُتلی» ـ قاضی دادگاه اورا که همکلاسی اش در هاروارد بود می شناسد، از وضعیت او تعجب می کند و قضیه به گوش روزنامه می رسد.
    در این باره و تکمیل گزارش به آشنایان پوستل مراجعه می شود. می گویند که او به یک بانو علاقه عاشقانه داشت و قرار بود ازدواج کنند که این بانو ناگهان و بدون ذکر علت وی را ترک کرد که ضربه شدید روانی به او وارد ساخت، رفتار او تغییر کرد و دچار وَهم و ترس و بی علاقگی به همه چیز و ضعف تفکر شد. تا آن زمان، پوستل در خانه مادرش زندگی می کرد. فرد مبتلاء به چنین بیماری واقعیت ها را درک نمی کند و نمی داند که چه می کند و تصور می کند که همه دشمن او هستند و توطئه می کنند، دچار یک وهم دائمی می شود، موازنه عاطفی و اندیشه در او برهم می خورد. چنین فردی دچار موهومات می شود و ... و نمی تواند احساس و اراده خودرا کنترل کند.
کپی روزنامه ـ پوستل روزی که از هاروارد فارغ التحصیل شد و روزی که متهم به خوابیدن بدون اجازه در کنار دیوار ساختمان مردم شد

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 29 جولای
  • 1696:   پتر اول تزار روسيه « آزوف » را از دست عثماني ها خارج ساخت.
  • 1858:   ميان آمريكا و ژاپن نخستين قرارداد بازرگاني امضاء شد كه در آن آمده بود كه اتباع آمريكا از آن پس مي توانند در هر نقطه ژاپن كه بخواهند زندگي كنند.
  • 1922:   فاتحان جنگ جهاني اول به يوناني ها اخطار كردند كه از تصرف استانبول خودداري كنند.
  • 1968:   پاپ وقت وسائل مصنوعي جلوگيري از حامله شدن را براي كاتوليكها غير شرعي اعلام كرد.
  • براي اطلاع



    سپيده دم به زبان انگليسی

       

    از آنجا كه تلاش پيگير چندين ساله ناشر اين سايت (تاريخ ايرانيان به صورت روزشمار آنلاين) با نيم قرن تجربه روزنامه نگاري و تحصيلات مربوط، براي تجديد پروانه روزنامه چاپي «سپيده دم» جهت انتشار در ميهن گرامي به جايي نرسيده است و از سوي ديگر «روزنامك» را به فارسي به صورن آنلاين منتشر مي سازد؛  تصميم گرفته كه به زودي به انتشار سپيده دم آنلاين به زبان انگليسي در نشاني زير اقدام كند كه حاوي اخبار و عكسهاي جالب و مهم روز و نقل گزارش ها و مقالات مربوط ايران از منابع انگليسي زبان خواهد بود:

    www.IranianDawnNewspaper.com

     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاريخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نيز در اپريل 2014 (ارديبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه يافته است.

    نسخه آنلاين: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    nhistorian (a) cox.net
    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com