Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
      خورشيدي

 
10 فوريه
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 10 فوريه
ايران
انقلاب در آستانه پیروزی
اين عكس در صفحه 1151 كرونيكل (روزنگار) قرن 20 با مطلب سالروز پيروزي انقلاب سال 1979 ايران به چاپ رسيده است


    در اين روز در سال 1357 (21 بهمن ماه)، انقلاب ايران ـ 9 روز پس از بازگشت آية الله عظما خميني از تبعيد 14ساله به تهران ـ تا پيروزي چند ساعت فاصله داشت. تهران میدان جنگ بود، اجساد 63 تن که هدف گلوله قرار گرفته بودند از بیمارستانهای تهران به پزشکی قانونی منتقل شده بود و بیمارستانهای شهر پُر از مجروح بود. در این روز در یک خیابان تهران یک خبرنگار آمریکایی نیز کشته شده بود. مردم برای کمک به انقلابیون به خیابانها وارد شده بودند.
    پس از افتادن ساختمان صنایع نظامی (تسلیحات) به دست انقلابیون و نیز خلع سلاح شدن برخی از واحدهای گارد در منطقه فرح آباد (شرق تهران)، از ساعت چهار و سی دقیقه مقررات منع رفت و آمد اعلام شد ولی کسی اعتناء نکرد. آية الله خميني به نظامیان اخطار کرد که هنوز حکم جهاد نداده است، ولی تصمیم آخر را خواهد گرفت ـ دست از تیراندازی بردارند و در پی این اخطار بود که انقلابیون شعار دادند: وای به روزی که امام، حکم جهادم دهد. این شعار از آن پس قطع نشد. در این میان گزارش رسیده بود که شاپور بختیار آمادگی خودرا برای مذاکره اعلام کرده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
کُپی کردن مطالب این تاریخ آنلاین با همان تیترها و عکس ها = سرقت حاصل عُمر مؤلف و عملی خلاف وجدان و انسانیّت ـ مرتکب تعقيب قضايي خواهد شد
مطالب تاریخ آنلاین نتیجه 58 سال تلاش شبانه روزی و 16 سال تحصیل در دانشگاههای مختلف است، یعنی حاصل عمر این نگارنده. این آنلاین از آغاز کار آن در سال 2001 تا کنون هر ماه 1500 دلار هزینه داشته که پرداخت کرده ام بدون قبول و دریافت هرگونه کمک مالی از احدّی ـ فرد و یا دولت، و برای آن آگهی تجاری هم دریافت نمی شود.
     چندی پیش یک روزنامه نگار ـ تاریخدان تلفن کرد و گفت که شاید فرصت نکرده باشم به وبلاگهای فارسی که مطالب شان را گوگل نقل می کند و در حساب های خود در سوشل نت ورک ها هم قرار می دهند سر زده باشم. بسیاری از آنها مطالب این تاریخ آنلاین را عینا و بدون ذکر منبع و برخی از آنها با اشاره ای مبهم به منبع و با همان تیترها و عکس ها نقل می کنند. این همکار گفت که اگر این کار بدون کسب اجازه صورت گرفته باشد خلاف اصول اسلام، قوانین موضوعه و میثاق های بین المللی است. ایران یک «جمهوری اسلامی» است و چنین تقلبّات را نباید تحمل کند.
     بلافاصله سراع وبلاگهایی که نام برده بود رفتم. درست گفته بود. دو وبلاگ که عینا مطالب مرا با همان عکس ها و زیرنویس ها از بالا تا پایین نقل می کنند که به نظر من نه تنها خلاف اخلاق بلکه یک جنایت عریان است و نقض حق. من از بهار 2001 تا کنون برای درج این مطالب و تهیه عکس، تایپ و امور فنی دیگر، هزینه «سرور» و «هوست» بیش از دویست هزار دلار هزینه کرده و مقروض شده ام بگونه ای که می خواهم خانه ام بفروشم و این قرضها را بدهم. این هزینه، علاوه بر تهیه مطالب و تلاش شبانه روزی خودم در طول 58 سال است.
     به هر حال، از آنجا که در آمریکا زندگی می کنم، مقرّ دفتر این «تاریخ آنلاین» در اینجاست و چند کارمند تحریری و فنی در این دفتر به کار تهیه، تدوین و تکمیل روزانه آن مشغول هستند به یک وکیل قضایی اختیار داده ام که نه تنها مسئله را با مقامات این کشور در میان بگذارد بلکه به یک دادگاه صالحه دادخواست بدهد و درخواست غرامت کند و یونسکو (سازمان ملل) و آژانس بین المللی کاپی رایت را نیز در جریان بگذارد که گزارش روزانه آن در همین جا درج خواهد شد. باور نمی کردم که «ایرانی» و «مسلمان» چنین عملی را انجام دهد. عنوان حقوقی این عمل Plagiarism است یعنی سرقت نوشته دیگران، سرقت ادبی (نوشتاری، تالیف، پژوهش و ...).
     «Domain» برخی از این وبلاگها ir است (دومینِ ایرانی). برای تعقیب قضیه در دستگاه قضایی، وزارت ارشاد، وزارت ارتباطات، کمیسیون اصل 90 مجلس و هر مقام مربوط دیگر به وکیل قضایی خود در آنجا اطلاع داده ام که آماده باشد. دولت مکلّف به حفظ حقوق اتباع است. تعقیب این قضیه را تا پای جان دنبال خواهم کرد. اگر این وبلاگها از نقل برخی از مطالب و پاراگرافها (نه تمامی سایت، عینا)، بدون ذکر کامل منبع و نام مؤلف آن به همانگونه که رسم بیبلیوگرافی است دست برندارند در همینجا معرفی خواهند شد.
     برای این نگارنده قابل هضم نیست که چرا یک موجود که خودش را انسان می خواند دست به چنین کاری بزند مخصوصا اصحاب آن یکی ـ دو وبلاگ که تمامی مطالب و عکسها را که اگر به صورت کتاب درآید 12 جلد خواهد شد بدون نگرانی از تعقیب و ترس از وجدان و کیفر آخرت نقل می کنند. منظور چیست؟. با نقل مطالب دیگران که یک فرد شهرت به دست نمی آورد و مورّخ نمی شود، شهرت معکوس و منفی ـ بله. این مطالب را بیش از 40 سال است که رسانه های ایران و رسانه های فارسی زبان خارج از ایران با ذکر نام نگارنده نقل کرده اند، از تلویزیون دولتی پخش و در بولتن خبرگزاری ملّی درج شده اند و مخاطبان چنین مطالبی که افراد مشخّص هستند متوجه کُپی کردن آنها می شوند و ضعف های انسانی را در می یابند.
    
    
نوشیروان کیهانی زاده
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي كه «داور» خودكشي كرد ـ اندیشه و کارهای او از نوسازی دادگستری تا دارایی
علي اکبر داور در لباس وزارت
علي اكبر داور وزیر دارایی وقت (کابینه محمدعلی فروغی) 21 بهمن 1315 (دهم فوريه 1937) درخانه اش در تهران درگذشت که گفته شده است با خوردن تریاک خودكشي كرده بود. علت درگذشت او اعلام نشد و همچنین انگیزه وی از خودکشی احتمالی.
    در پی اعلام درگذشت داور، محمود بدر به کفالت وزارت دارایی منصوب شد.
    علی اکبر داور فارغ التحصیل رشته حقوق از سویس که نزدیک به ده سال در اروپا و بویژه در بلژیک مطالعات حقوقی کرده بود 11 خرداد 1306 (ژوئن 1927) و درکابینه مهدیقلی هدایت وزیر دادگستری شد و این سمت را در دو کابینه بعدی و تا 26 شهریور 1312 (سپتامبر 1933) که در کابینه محمدعلی فروغی وزیر دارایی شد حفظ کرده بود. داور قبلا در دوره های چهارم، پنجم و ششم تقنینیه، نماینده مجلس بود. وی برای مدتی هم وزارت فوائد عامه را برعهده داشت.
    داور که رساندن وطن از لحاظ پیشرفت های اجتماعی به پای کشورهای اروپایی را هدف خود قرار داده بود پس از اتمام تحصیلات و مطالعات در اروپا و بازگشت به وطن، بمنظور جلب همفکر و آماده کردن باسوادهای جامعه برای تغییر، به تاسیس یک حزب ترقیخواه و انتشار یک روزنامه همّت گماشت و روزنامه «مَرد آزاد» را در هشتم بهمن 1301 ( 21 ژانویه 1923) به سردبیری دکتر عیسی صدیق منتشر کرد و به تاسیس «حزب رادیکال» پرداخت. وی کار نوشتن مقاله را از «روزنامه برق» متعلق به سید ضیاء طباطبایی آغاز کرده بود. داور که نوسازی وطن و رساندن وضعیت اجتماعی آن را تا حد اروپا در صورت ادامه سلطنت قاجاریه (به همان روال گذشته) بعید می دانست در جلسات مجلس از اصلاح قانون اساسی (که منجر به عزل قاجارها شد) دفاع کرد و در این زمینه نطق او در جلسه نهم آبان 1304 (اکتبر 1925) مجلس معروف است.
     «تاریخ» نوسازي دستگاه قضايي ایران را به حساب علی اکبر داور نوشته است و شهرت او عمدتا مربوط به همین نوسازي است. وی از مجلس خواسته بود که سیستم قضايي سابق را منحل کند و سپس آن را با هفتصد قاضی تازه و آموزش افراد مستعد برای کار قضاوت دوباره دایر کرد. داور سيستم قضايي فرانسوي (فرانسه و بلژیک) را براي ايران بهتر از نظام قضايي انگلو ـ ساكسون (محاكمه با حضور هيات منصفه و قراردادن وظیفه تشخيص مجرميت يا ردّ اتهام برعهده اين هيات) دانسته بود و گفته بود كه هموطنان، مردماني مهربان و باگذشت و تابع احساس و عواطفشان هستند و درنتيجه نمي توان اطمينان داشت كه در تشخیص مجرم و توصيه مجازات او دقّت لازم را بكار برند كه نقض غرض از فلسفه تنبيه و تنبّه است.
     وی قانون مدنی كشوررا با ملاحظه فقه شیعه تدوین کرد که هجدهم اردیبهشت 1307 (ماه مه 1928) از تصویب مجلس گذشت. با هدف اصلاح سازمانهای دولتی و قطع فساد اداری که ریشه 700 ساله داشت، داور یکم بهمن 1307 (21 ژانویه 1929) دیوان کیفر کارمندان دولت را تاسیس و امور آن را به دقیق ترین قضات وقت که شهرت پاکدامنی و بی نظری داشتند سپرد. رضاشاه پهلوی در مراسم معرفی این قضات به آنان تاکید کرده بود که انتظار مجازات دزدان اداری را دارد.
    داور در اجرای برنامه مبارزه با فساد اداری در 13 آذر 1308 (دسامبر 1929) یک هیات تفتیش به وجود آورد که کار آن بازرسی قضایی از ادارات دولتی بود. این هیات شماری از مقامات و حقوق بگیرهارا به اتهام فساد اداری، رشوه، حیف و میل اموال عمومی، سوء مدیریت و امروز و فردا کردن با مراجعان به محاکمه کشاند و در میان این متهمان، مُهره بزرگتر «نصرت الله فیروز» وزیر مالیه پیشین بود که محاکمه شد. محاکمه تیمورتاش وزیر دربار سابق که به جرم رشوه به سه سال زندان محکوم شد در 25 بهمن 1311 (ژانویه 1933) و در زمان وزارت داور صورت گرفت. داور برای جلوگیری از سندسازی و خوردن اراضی ملی و ... قانون تاسیس اداره ثبت اسناد و برای ثبت هویت اتباع، قانون ثبت احوال شخصیه را به مجلس بُرد و به اجرا درآورد. طبق قانون نکاح و طلاق که از اَمُرداد 1310 (جولای 1931) به اجرا درآمده است هر ازدواج و طلاق باید در دفترخانه رسمی ثبت شود. داور که حساسیّت خاص به راضی بودن اتباع کشور داشت بارها به قضات گفته بود که دادگستری با احقاق حق در مدتی کوتاه و در نهایت بی نظری می تواند عامل پیشگیری از نارضایی ها باشد و وای به روزی که بگندد نمک.
    داور از اعضای هیات اعزامی ایران به جامعه ملل و دفاع از اقدام ایران به لغو قرارداد دارسی (قرارداد نفت ایران و انگلستان) بود که دولت لندن علیه ایران به جامعه ملل شکایت برده بود. این هیات نهم دی ماه 1311 (دسامبر 1932) عازم مقرّ جامعه ملل شده بود.
     داور در طول تصدّی وزارت دارایی تلاش کرد که دو قرارداد با آمریکاییان که در آن زمان شهرت بی طرفی داشتند امضا کند که با انتقاد مطبوعات لندن! رو به رو شده بود. وی در سمت وزیر دارایی در 22 فروردین 1313 (مارس 1924) به کار همه خارجیان در گمرکات ایران که عمدتا مستشاران بلژیکی بودند پایان داده بود. به زعم وی، ورود کالای قاچاق از مرز مساوی است با تعرض نظامی خارجی یعنی مرزبان که از نیروهای مسلح کشور است نتوانسته از مرز وطن حفاظت کند. رقم بزرگی از درآمد کشورها از عوارض گمرک است، به علاوه کنترل دولت روی واردات و صادرات.
    داور همچنین کمک فراوان به ایجاد کارخانه قند شاه آباد کرد که در مهرماه 1314 (سپتامبر 1925) بکار تولید پرداخت. آخرین اقدام مهم داور در طول تصدّی وزارت دارایی، درخواست او از دکتر شاخت برای ارائه یک برنامه جامع برای نوسازی اقتصاد ایران بود. دکتر شاخت آلمانی که به ایران سفر کرده بود بیستم آبان 1315 (نوامبر 1936) با داور یک ملاقات شش ساعته داشت. داور سه ماه بعد درگذشت.
    [درباره دکتر شاخت و دیدارهای او از ایران، مطلب مفصّلی در سایت هفتم فوریه این تاریخ آنلاین درج شده است]
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
افتادن بغداد به دست هلاکوخان مغول و قتل عام صدها هزار تَن از ساکنان آن
دهم فوريه سال 1258 (21 بهمن 757 سال پیش) سپاهيان هلاكوخان نوه چنگيز و ايلخان مغول ايران شهر بغداد را تصرف کردند و 17 روز طول كشيد تا این افراد بغداديان را قتل عام و اين شهر را ويران سازند. بغداد هنگام تصرف به دست مغولان بيش از چهارصد هزار تن جمعيت داشت كه بيشتر آنان به دست مغولان كشته شدند.
    آمارهاي مختلف درباره شمار مقتولان بغداد داده شده است. در برخی از آمارها رقم مقتولین حدود 300 هزار به دست داده شده و در پاره ای دیگر، کمتر از این رقم. هلاکو در دهمين روز تصرف بغداد، المستعصم ـ آخرين خليفه عباسي را هم (به صورت نمَدمال کردن) کشت و به عُمر خلافت عباسيان پايان داد.
    هلاكو دو سال پيش از تصرف بغداد، ايلخاني خود را بر مناطق متصرفه در ايران كه سهم او از فتوحات پدربزرگش شده بود مستقر ساخته بود ولي امور اداري و كشور داري را از دست ايرانيان خارج نساخته بود.
    طبق بعضي روايات، نزديكان ايراني هلاكو كه از عربان و آسيبي كه ايرانيان از دو قرن حكومت آنان بر وطنشان ديده بودند دلخور بودند او را به برانداختن بساط عباسيان تشويق كرده بودند؛ گرچه در آن زمان اقتدار خليفه عباسي محدود به شهر بغداد بود. علت نمدمال کردن خلیفه به جای کشتن او با شمشیر این بود که به هلاکو گفته بودند نباید خون یک مقام مذهبی ریخته شود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
قتل محمد مسعود ناشر روزنامه «مَردِ امروز»
Mohammad masud
محمد مسعود ناشر روزنامه «مَرد امروز» 22 بهمن1326 (يازدهم فوريه 1948) در تهران به قتل رسيد. وی هنگام خروج از چاپخانه محل چاپ روزنامه اش در خيابان اكباتان هدف گلوله قرار گرفته بود. محمد مسعود در روزنامه اش از مقامات، احزاب و افراد متعدد انتقاد كرده بود و در نتيجه پس از قتل او، هركس براي رفع سوء ظن از خود ديگري را متهم مي كرد.
     مسعود در انتقاد از مقامات و افراد به جاي گرامر ویژه ژورناليسم (كه همانا نقل قول، اشاره به آمار و بكار بردن افعال به صورت ويژه و اشاره هاي غير مستقيم است) واژه هاي تند و افعال معلوم بكار مي بُرد كه لحن كلام حكايت از درگيري فردي مي كرد تا «روزنامه نگاري» كه سبک نگارش روزنامه نگار حرفه اي (نه حزبي) بايد «بيطرفانه» باشد.
    مسعود گاهي هم در روزنامه اش عليه مقامات اعلان تهدیدآمیز و اخطار چاپ مي كرد كه ژورناليسم حرفه اي اين روش را تاييد نمي كند. با قتل محمد مسعود عمر روزنامه نگاري در خانواده او پايان نيافت؛ ابوالحسن كمالي خواهر زاده مسعود سالها مدير عامل خبرگزاري پارس (ايرنا) بود و بعدا ناشر مجله فضا شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دنياي هنر
شِرلی تمپل بازیگر فیلم و تلویزیون، خواننده، رقصنده و دیپلمات ـ نظر روزولت درباره او ـ درسی که دولت ها گرفتند ـ سفیر در پراگ در زمانی حسّاس
شِرلی تِمپل و جورج بوش

شرلی تِمپل Shirley Temple بازیگر 43 فیلم سینمایی، دارای برنامه (شو) در تلویزیون، خواننده، رقصنده و دیپلمات دهم فوریه 2014 (21 بهمن 1392) در 86 سالگی درگذشت. وی در اپریل 1928 در سانتامونیکا (کالیفرنیا) به دنیا آمده بود و از سه سالگی وارد کار نمایش شده، و در فیلم های سینمایی نقش کودک را بازی می کرد. شرلی جمعا 33 سال در کار سینما، نمایش و هنر بود که وارد سیاست شد و به استخدام دولت درآمد.
    بازی شادی آفرین و دلداری دهنده او در جریان رکود اقتصادی بزرگ آمریکا به حدّی در مردم ناامید آن دوران مؤثر بود که روزولت رئیس جمهوری وقت آمریکا گفته بود تا «شرلی تمپل» را داریم غم نداریم، همه مسائل حل می شود. شرلی با کلمات و رفتار خود در فیلم ها به مردم روحیه می دهد.
     به قولی، همین اظهارات روزولت، شرلی را که پدرش یک بانکدار کالیفرنیایی بود تشویق به ورود به کار دولتی و دیپلماتیک کرد. از آنجا که به دلیل بازی در فیلم های سینمایی، شهرت جهانی فراوان و نامی آشنا داشت، کارهای دیپلماتیک و سیاسی او خبر بزرگ رسانه ها می شد و به سود دولت متبوع، و چون زیبا و لبخند به لب داشت، رسانه ها تلاش می کردند که در هر مورد فعالیّت دیپلماتیک عکس های اورا منعکس کنند.
    شرلی در طول فعالیت دیپلماتیک خود در چند نشست مهم ازجمله عضویت نمایندگی آمریکا در جلسات مجمع عمومی سازمان ملل شرکت کرد. وی مدتی نماینده آمریکا در این سازمان و سفیر دولت متبوع در کشور 26 میلیونی غَنا بود. دولت آمریکا شرلی را در سال 1989 و در دورانی بسیار حسّاس و انتقالی سفیر خود در چک اسلواکی کرد و او شاهد پایان کار حکومت سوسیالیست ها و دگرگونی ها در این منطقه از جهان بود و در جریان فروپاشی بلوک شرق و شوروی قرار داشت. شرلی بیش از سه سال و تا سال 1992 در سمت سفیر آمریکا در پراگ بود.
    شرلی جمعا 25 سال در کار دیپلماتیک و سیاست بود. پیروزی های او در این کار و دستاوردهای دولت سبب شده است که دولت ها بکوشند از معاریف برای نمایندگی خود در مذاکرات و ماموریت ها و دیدارهای سیاسی استفاده کنند تا نه تنها جلب توجه و احترام کند بلکه پوشش خبری بیشتری داشته باشد.
    برنامه های تلویزیونی شرلی که دو بار ازدواج کرد بویژه دو برنامهِ «شرلی تمپل شَو» و «شرلی تمپل ستوری بوک» پُربیننده ترین برنامه ها از این دست بودند که سالها ادامه داشتند. شرلی چند جایزه بزرگ هنری کسب کرده بود.
    



    
شِرلی زمانی که یک بازیگر نوجوان بود و زمانی که یک بازیگر خردسال

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو انديشه
سالروز فوت منتسکیو و به این مناسبت نگاهی به اندیشه های او ـ سرمایه دار آزمند و تهیدست آسمان جل کنترل شدنی نیستند!
Montesquieu
منتسکیو Montesquieu نويسنده، فيلسوف و حقوق شناس نامدار، مردي كه قوانين اساسي كشورها عموما بر پايه انديشه هاي او تدوين شده است، دهم فوریه 1755 در 66 سالگي درگذشت. او 18 ژانويه سال 1689 در پاريس به دنيا آمده بود و در رشته تاريخ و مقدمات علوم و فلسفه تحصيل كرده بود. نظرات منتسكيو وسيعا در قانون اساسي ايالات متحده امريكا بكار گرفته شده است. افكار منتسكيو در ايجاد انقلاب فرانسه سهم فراوان داشته است.
     در زمينه اجتماعي، منتسكيو عقيده داشت كه سرمایه داران آزمند و همچنین تهی دستان (مردم آسمان جل) قابل كنترل نيستند ـ هر دسته به طریقی؛ ثروتمند می کوشد با عبور از نظامات ثروتمندتر و دارای قدرت بیشتری شود و تهیدست با شورش و طغیان و حتی تخریب ثروت و قدرت را از ثروتمند و توانگر بگیرد. وی از سرمایه داران به عنوان آنانکه که جز انباشتن ثروت اندیشه و انگیزه دیگر ندارند نام برده است.
     منتسکیو راه حل را وضع مالیات تصاعدی و نیز وضع ضابطه ضد اجحاف و استثمار دانسته و گفته است که برای پیشگیری از طغیان تهیدستان، باید از تمرکز ثروت در دست عده اي معدود جلوگیری شود و ثروت وسیله و دلیل مداخله در وظایف دولت قرار نگیرد. باید ضوابطی به اجرا گذارده شود که کسب ثروت عادلانه باشد و همچنین با اتخاذ تدابیر ازجمله توزیع عادلانه درآمد به وجود تنگدست و بينوا در جامعه پایان داده شود. با این بیان، مونتسکیو خواستار فقرزدايي و تعيين سقف ثروت و کنترل آزمندی افراد است تا جامعه مصون از ایجاد عقده روانی، نارضایی ها، قانون شکنی ها و عصیان باشد و بیم و نگرانی وجود نداشته باشد. تفسیر این نظریه این است که طغیان و انقلاب عمدتا به خاطر رسیدن به تامین عدالت اجتماعی ـ اقتصادی و رفاه است تا به دست آوردن برخی آزادی ها. منتسکیو برقرارکردن این تعادل [تعادل در توزیع ثروت] را از وظایف و تکالیف دولت ها دانسته که ارزیابی میزان شایستگی هردولت برحسب درصد تحقق و تامین این تعادل است.
    مهمترين تاليف منتسكيو «روح القوانين» است كه الگوي قوانين اساسي كشورها قرارگرفته و درباره حقوق غير قابل نقض مردم و حفظ این حقوق از تعرض است [وظیفه دولت]، و اينكه يك دولت چگونه بايد حكومت كند و حدود اختيارات آن. تاكيد بر تفكيك كامل قواي حكومتي (مقننه، قضائيه و اجرائيه) بخشي از فلسفه سياسي منتسكيو است تا موازنه قدرت (چک و بالانس) در جامعه حفظ و حقوق مردم از هرگونه گزند مصون و محفوط بماند. منتسكيو در «روح القوانين (الگوي قوانين اساسي)» كه نخستين چاپ آن در 1748 انتشار یافت نوشته است: تكاليف و اختيارات قواي سه گانه حكومتي بايد طوري تنظيم شده باشد كه هريك از اين سه قوه بتواند تجاوز قوه ديگر را از اختياراتش مانع شود. به عبارت ديگر هر قوه اهرم كنترل دو قوه ديگر باشد تا ازحدود اختياراتشان تجاوز نكنند.
     منتسكيو قانون نويسي را كاري بس مهم و حساس مي داند و توصيه مي كند كه يك قانون بايد طوري نوشته شود كه مغایر فرهنگ جامعه نبوده، مسائل جامعه را كاهش و كيفيت زندگي را بالا ببرد و ايجاد تبعيض نكند و جامعيت داشته باشد. بنابراين؛ قانون بايد با رعايت همه جوانب و ملاحظات تدوين، بررسي و سپس با توجه به نظرات واصله تصويب و با دقت تمام به اجرا گذاشته شود. قانونی که تحت فشار و یا برای تامین منافع یک دسته و گروه تصویب شود مردود است زیرا اجرای آن مآلا نظم جامعه را برهم خواهد زد.
     به نظر منتسكيو، حكومت ها سه دسته اند؛ سلطنتي، جمهوري، و اتوكراتيك كه در نوع سوم؛ ستمگري، زورگويي و اجحاف حد و حصر ندارد. منتسكيو معتقد است كه اوضاع و شرايط موجود در هر جامعه كه حاصل رويداد ها و تحولات در طول زمان است نوع و وضعيت حكومت آن جامعه را تعيين مي كند، به عبارت ديگر؛ تاريخ ملي عامل تعيين كننده نظام حكومتي است. منتسكيو زنان را ــ البته زنان قرن 18 را ــ از نظر اشتغال به كارهاي سياسي برابر مردان نمي بيند!.
    منتسكيو در كتاب «نامه هاي ايراني» اوضاع پاريس و روش زندگاني آن زمان را از قول يك مسافر خيالي ايراني؛ به باد انتقاد گرفته و مسخره كرده بود. لبه تيز انتقاد او مخصوصا متوجه زندگاني لوكس و تشريفاتي اشراف و وضعيت كليسا بود. منتسكيو نتیجه مطالعه و بررسي جزئيات تاريخ روم را در كتاب «طلوع و غروب امپراتوري روم» منعكس ساخته تا درس عبرت براي امپراتوران و اصحاب قدرت باشد.
    ××× انديشمندان متاخر بر سه قوه حکومتي (مورد اشاره منتسکيو) يك قوه چهارم افزوده اند كه ژورناليسم و كل رسانه هاي گروهي (نشريات، كتاب، راديو ــ تلويزيون، فيلم، عكس و وسائل تبليغ و ترويج و از سال 1995؛ آنلاين ها) هستند كه بايد مستقل از هريك از سه قوه ديگر باشند تا بتوانند به وظايف خود عمل كنند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در دنياي تاريخ‌نگاري
سالمرگ استاد عباس اقبال مورّخ و محقق بنام
Historian Abbas Eghbal
بيست و يكم بهمن ماه سالروز وفات مورّخ و محقق نامدار ایران، عباس اقبال آشتياني است كه در سال 1334 در شهر رُم ديده ازجهان فروبست. وي در عين حال ناشر مجله «يادگار» بود. بنابراين؛ مي توان اورا در شمار روزنامه نگاران كشور نيز رقم زد.
     عباس اقبال كه فارغ التحصيل سوربن فرانسه بود سالها در دانشگاه تهران و ساير مدارس عالي كشور تدريس كرده بود. «تاريخ مغول» را مهمترين تأليف او دانسته اند.
    استاد اقبال آشتیانی همچنین مجموعه جالبي از مكاتبات عهد سلجوقيان را تدوين كرده است. درباره صفويه «مجمع التواريخ» را منتشر ساخته است.
    تاليفات استاد اقبال آشتياني بسيارند ازجمله سرگذشت امير كبير، جنگهاي ايران و انگلستان، تاريخ طبرستان، تاريخ بحرين و جزاير خليج فارس، درباره تاريخ كرمان و .... سالي نبود كه استاد اقبال يكي ــ دو كتاب منتشر نكند. تاريخ سه جلدي ايران، تاريخ سه جلدي جهان (عمومي) و كليات تاريخ تمدن از جمله كتب درسي هستند كه وي تألیف كرده است.
     ترجمه هاي متعدد از زبان فرانسه از استاد اقبال آشتياني باقي مانده است ازجمله ترجمه يادداشتهاي ژنرال تره زل، ماموريت ژنرال گاردان (افسر فرانسوی اعزامی ناپلئون به ایران)، خاطرات دكتر فوريه (پزشك ناصرالدين شاه) از سه سال اقامت در دربار ايران.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
شهر گمشده «مايا» و تمدن درخشان بوميان قاره آمريكا
هرم باستاني مايا در شهر گمشده موييل

دهم فوريه سال 1926 اعلام شد كه شهر باستاني «مايا» ها ( بوميان ـ سرخپوستان ـ قاره آمريكا كه عمدتا در آمريكاي مركزي و جنوب مكزيك امروز زندگي مي كردند در جنگلهاي يوكاتان كشف شده است.
    باستانشناسان آمريكايي ضمن مطالعه آثار باستاني كشف شده درشمال مكزيك (منطقه ازتک ها) به وجود شهري به نام «موييل» با تمدني درخشان در جنوب (منطقه مایا نشین) پی برده بودند و چون آن را نمي يافتند، شهر گمشده مي خواندند.
    در «موييل» يك بناي بزرگ هرمي شكل، شش معبد و ساختمانهاي متعدد به دست آمده است. وضعيت ساختمانها نشان مي دهد كه اين شهر مركز معاملات تجاري و داد و ستد ميان جنوب و شمال قاره آمريكا بوده و ماياهای جنوب داراي تقويم و كتابت بوده و حسابداري مي دانسته اند. شهر «موييل» از ساحل درياي كاراييب فاصله چنداني ندارد.
    تمدن ماياها مشابه ساير تمدنهاي قاره آمريكا از جمله آزتك، آندز (بومیان آمریکای جنوبی) و نیز بومیان آمريكاي شمالي تر (ایالات متحده و کانادا) بوده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اعدام در اطاق گاز
اطاق گاز زندان « كارسون سيتي » حاكم نشين ايالت نوادا
در اين روز (دهم فوریه) در سال 1924 براي نخستين بار در آمريكا براي اعدام يك مجرم از اطاق گاز استفاده شد. اين مجرم، «جاني جي» جنايتكار معروف بود كه در زندان شهر «كارسون سيتي» ـ حاكم نشين ايالت نوادا در اطاق گاز قرار گرفت و پس از رها شدن گاز سمي، ظرف شش دقيقه جان سپرد.
     مدتها بود كه اعدام با دار در جامعه آمريكا مورد انتقاد قرار گرفته بود. اعدام در اطاق گاز بعدا جاي خودرا به صندلي برقي داد كه مرگ با آن سريعتر صورت مي گرفت. در دهه 1980 چون هنگام اعدام يك مجرم با صندلي الكتريك، از گوشهاي او خون بيرون زده بود، اين طريقه هم ترك شد و اعدام در آمريكا اينك با تزريق داروي سمي صورت مي گيرد. اخيرا در چند ايالت آمريكا انتخاب نوع اعدام به اختيار خود محكوم واگذار شده است. در پاره اي از ايالات آمريكا بمانند اروپا، مجازات اعدام وجود ندارد. آمار نشان داده است كه در دو ايالت تكزاس و ويرجينيا بيش از ساير ايالتهاي آمريكا اعدام صورت گرفته است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
مخلوق جنگ سرد سابق: 2 كشور با يک نام در يك محدوده جغرافيايي! ـ آغاز جنگ سرد تازه و از سر گرفته شدن دوران اتحادیه سازی و یارگیری
فوريه 1950، جهان با دو كشور با یک نام در يك محدوده جغرافيايي رو به رو شد كه اين وضعيت مخلوق جنگ سرد دو بلوك غرب و شرق بود. اين دو كشور، «ويتنام» بود كه تحت الحمايه فرانسه قرارداشت.
     «بائو داي پادشاه وقت» اين كشور را امپراتوري ويتنام و پايتخت آن را شهر باستاني «هوئه» اعلام كرده بود و پذيرفته بود كه تحت سرپرستي فرانسه باشد و دكتر هوشي مين آن را جمهوري دمكراتيك ويتنام و پايتختش را شهر هانوي معرفي كرده بود كه تابع دولت ديگري نيست و حاكميت ملي كامل دارد حال آنکه این قسمت هم تحت الحمایه فرانسه بود و فرماندار فرانسوی بر آن حکومت می کرد.
     نيروهاي فرانسه در هر دو شهر (هوئه و هانوي) مستقر بودند. فرق اين دو قسمت (دو ویتنام) اين بود كه بائوداي با حمايت فرانسه (ولی بدون داشتن اختیارات حکومتی) بر كرسي خالی امپراتوري اش! تكيه مي زد و دكتر هوشي مين از دست فرانسه در جنگلها پنهان بود.
    تا هفتم فوريه دولتهاي انگليسي زبان ـ آمريكا، كانادا، استراليا، انگلستان و نيوزيلند ـ ویتنام بائوداي و دولتهاي هند، روسيه، لهستان، چك اسلواكي ، روماني، مجارستان، آلباني، كره شمالي و ... ویتنام دكتر هوشي مين را به عنوان ويتنام به رسميت شناخته بودند. موشی مین و بائودای هیچکدام تقسیم ویتنام را قبول نداشتند. نهرو نخست وزير هند بائوداي را دلقك و عمل او را خيمه شب بازي خوانده بود. در عوض، دولت آمريكا به كشتي هاي نظامي اش اجازه داده بود كه از بندر سايگون ديدار دوستانه به عمل آورند.
    اين وضعيت نمونه اي از اوضاع جهان در اوايل جنگ سرد و پيش از درگذشت استالين بود. کار ویتنام سرانجام به جنگ کشید ـ جنگی طولانی و پُرتلفات و پیروان هوشی مین در سال 1975 پیروز شدند و ویتنام متحد و یکپارچه شد. بسیاری از اصحاب نظر درگیری بلوک غرب با روسیه بر سر اوکراین را جنگ سرد تازه ای خوانده اند که از 2014 شروع شده و می رود تا دوران اتحادیه سازی ها و یارگیری ها از سر گرفته شود و نظمی که از 1992 برقرار شده است برهم خورد و جهان از صورت یک قطبی خارج گردد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
آغاز عصر «مكارتي یيسم» در آمريكا ـ زده شدن برچسب کمونیست بودن به افراد و خانه نشین شدن بسیاری از مدیران خوب
سناتور مككارتي فهرست كمونيست هاي وزارت خارجه آمريكا را نشان مي دهد

سناتور جمهوريخواه ايالت ويسكانسين آمريكا جوزف مككارتيMcCarthy هشتم فوريه 1950 با اين ادعا كه سازمانهاي دولتي آمريكا از جمله وزارت امورخارجه اين كشور لانه كمونيست ها شده اند و كمونيست ها به رسانه هاي گروهي ازجمله استوديوهاي توليد فيلم سينمايي و بنگاههاي نشر كتاب رخنه كرده اند، وضعيتي را در آن كشور به وجود آورد كه در تاريخ به «كارتييسم» معروف شده است.
    در اين دوره هركس مي توانست به مخالف خود برچسب كمونيست بودن و يا حامي سرخها بزند و از ميدان خارج سازد. سایه اين وضعيت كه تا فروپاشي شوروي كم و بيش ديده مي شد، امريكا را از مديران امور عمومي، نويسندگان و پژوهشگران خوب محروم كرد. بيشتر اين عده از ادامه خدمت مأيوس شده و خانه نشيني اختيار كردند.
    مككارتي (مکارتی) كه يك سناتور تازه كار بود دهم فوريه 1950 فهرستي حاوي نام و مقام 205 كارمند وزارت امور خارجه امريكارا كه در دست داشت در يك مصاحبه مطبوعاتي به روزنامه نگاران نشان داد و گفت كه اينان كه طرّاح و مجري سياست خارجي امريكا هستند، خود كمونيست و در نتيجه جاسوس شوروي هستند و دين آچسن وزير امور خارجه اين را مي داند و به جاي بركنار ساختن آنان شلوار راه ــ راه ديپلماتيك مي پوشد و به لهجه بريتانيايي سخن مي گويد.
    سناي آمريكا تحت فشار افكار عمومي كه در آستانه بي اعتمادي نسبت به كارمندان دولت قرار گرفته بودند كميته اي را مامور رسيدگي به ادعاي مككارتي كرد و اين وضعيت كه هر روز گزارشهايش وسيعا در رسانه ها منعكس مي شد تا دوم دسامبر سال 1954 ادامه داشت.
    دمكراتهاي سنا در جولای سال 1950، پنج ماه پس از اعلام ادعاي مككارتي، پي به بزرگ جلوه داده شدن موضوع برده بودند و نظر خود را در سنا اعلام كرده بودند كه مككارتي آنان را تهديد به كشاندن به دادگاه كرد و به كار خود ادامه داد. در يك مورد حتي كنگره را مجبور به بررسي طرح قانوني كرد كه براي عضويت در حزب كمونيست امريكا جريمه و مجازات تعيين شده بود كه طرح به دليل مغايرت با اصل آزادي عقيده به تصويب نرسيد. مككارتي در اين مدت حتي محقّق معروف «اوون لاتيمور» را هم كمونيست و جاسوس شوروي اعلام كرده بود. در این مدت شماری از فیلمنامه نگاران و فیلمسازان هالیوود هم که برچسب کمونیست بودن خورده بودند کار خودرا رها ساختند. جمعا دو هزار تَن از كاركنان دولت تصفيه شدند كه در جلسه دوم دسامبر سال 1954 سنا، سناتورهاي حزب دمكرات كارها و ادعاهاي مككارتي را اغراق آميز و براي جامعه آمريكا زيان آور خواندند و براي محكوم كردن و تقبيح او راي گرفته شد و وي با 67 راي موافق در برابر 22 راي مخالف تقبيح و به «مكارتييسم» پايان داده شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 10 فوريه
  • 1763:   قرارداد پاریس به امضای سران فرانسه، انگلستان، اسپانیا و پرتغال به جنگ 7 ساله پایان داد و فرانسه كه درجنگ بر سر كانادا از انگلستان شكست خورده بود كانادا را به اين كشور داد. با امضای این قرارداد، انگلستان نیروی برتر در اروپا شد. طبق قرارداد پاریس، چند منطقه دیگر در آفریقا، کارائیب، هند، فیلیپین و مالایا دست به دست شد.
  • 1846:   انگليسي ها كه سرگرم تصرف همه هند بودند سيكهاي پنجاب را كه استقلال داشتند در جنگ شكست دادند و تابع خود ساختند.
  • 1890:  


    بوریس پاسترناک نویسنده و شاعر روس و مؤلف کتاب «دکتر ژیواگو» به دنیا آمد و 70 سال عمر کرد. کتاب دکتر ژیواگو که شرح احوال، مشکلات و اظهارات فردی به همین نام است خشونت ها، نارسایی ها و ضعف های انقلاب و انقلابیون روسیه در سالهای نخست و در جریان جنگ داخلی این کشور (جنگ سرخ ها با سفیدها = کمونیست ها و ملیّون) را منعکس می کند. این کتاب در شوروی ممنوع الانتشار بود و یک ناشر ایتالیایی که متوجه قضیه شده بود نسخه دستنویس آن را به طریقی از روسیه خارج و در میلان منتشر کرد که به بسیاری از زبانها ازجمله فارسی ترجمه شد و پایه های نظام کمونیستی شوروی را به لرزه درآورد. این کتاب برنده جایزه ادبی نوبل شد ولی پاسترناک جایزه را نپذیرفت. وی که در عین حال یک مترجم کتاب و مقاله بود تالیفات متعدد ازجمله داستان «زندگی خواهر من» دارد. به باور مورّخان، پاسترناک و سولژنیتسین (نویسنده دیگر روس) در فروپاشی نظام کمونیستی سهم چشمگیر داشته اند. کار این دو نویسنده قدرت و نفوذ قلم را در ایجاد تغییرات نشان داده است.
        [درباره پاسترناک، مطلبی مفصل در سایت 23 اکتبر این تاریخ آنلاین آمده است]
  • 1933:  


    فرامرز پایور آهنگساز و سنتورنواز ایرانی به دنیا آمد. وی که در طول زندگی هنری خود آهنگ های متعدد ساخت نهم دسامبر 2009 (1388هجری) در تهران درگذشت.
  • 1933:   هيتلر اعلام كرد كه ماركسيسم جايي در آلمان ندارد، زيرا آلماني ها سوسياليسم ملي را پذيرفته و به آن راي داده اند.
  • 1936:   جنگ دوم ایتالیا با اتیوپی (حبشه) آغاز گردید که در این جنگ نیز ارتش اتیوپی شکست خورد. جنگ اول دو کشور در سال 1935 صورت گرفته بود که در آن نیز اتیوپی شکست خورده بود. ایتالیایِ موسولینی درصدد احیاء امپراتوری روم بود که در منطقه مدیترانه و آفریقا دست به تعرض نظامی زده بود.
  • 1951:   (21بهمن 1329) شاه با ثريا اسفندياري بختياري ازدواج كرد. ثريا همسر دوم شاه بود.
        ثريا چون داراي فرزند نشد، هفت سال بعد مطلقه گرديد.
    ثريا

  • 1954:   آيزنهاور رئيس جمهوري آمريكا اعلام كرد كه به مصلحت اين كشور نيست كه خود را در مسئله ويتنام درگير كند. در آن زمان در شمال ویتنام میان پیروان هوشی مین و نیروهای فرانسوی جنگ بود و برخی از دولت های ضد کمونیست و نیز گروهی از سیاسیون و مقاله نگاران رسانه های آمریکا آیزنهاور را ترغیب به ورود به جنگ ویتنام به حمایت از فرانسه می کردند. ویتنام بمانند لائوس و کامبوج تحت الحمایه فرانسه بود.
  • براي اطلاع



    سپيده دم به زبان انگليسی

       

    از آنجا كه تلاش پيگير چندين ساله ناشر اين سايت (تاريخ ايرانيان به صورت روزشمار آنلاين) با نيم قرن تجربه روزنامه نگاري و تحصيلات مربوط، براي تجديد پروانه روزنامه چاپي «سپيده دم» جهت انتشار در ميهن گرامي به جايي نرسيده است و از سوي ديگر «روزنامك» را به فارسي به صورن آنلاين منتشر مي سازد؛  تصميم گرفته كه به زودي به انتشار سپيده دم آنلاين به زبان انگليسي در نشاني زير اقدام كند كه حاوي اخبار و عكسهاي جالب و مهم روز و نقل گزارش ها و مقالات مربوط ايران از منابع انگليسي زبان خواهد بود:

    www.IranianDawnNewspaper.com

     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاريخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نيز در اپريل 2014 (ارديبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه يافته است.

    نسخه آنلاين: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    nhistorian (a) cox.net
    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com