Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
      خورشيدي

 
29 مارس
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 29 مارس
ايران
دینوری و تفسیر معاصرین از نوشته های او ـ دروغگویی مقامات و ایجاد طبقه خواص امپراتوری ایران را فرو پاشاند
کتيبه داريوش بزرگ حاوي دعاوي معروف او براي وطن

درگذشت احمد دينوري (احمد بن داود) اندیشمند، مورخ و اديب ایرانی را آخرين هفته مارس 895 ميلادي نوشته اند. وي از پژوهشگران و نويسندگان دوران سامانيان بود که تاجیکیان (پارسیان) دمی از بزرگداشت آنان فروگذار نمی کنند . آثار دينوري متعدد و معروفترين آنها «اخبار الطوال» شامل رويدادهاي تاريخي تا پایان عصر ساسانیان (يزدگرد سوم) است.
     مورخان معاصر با تفسیر نوشته های دینوری و نویسندگان عصر سامانیان به این نتیجه رسیده اند که «دروغگویی مقامات»، تشکیل طبقه خواص مرکب از شاهزادگان، امیرزادگان، بزرگان و ژنرالها در سه دهه پیش از تعرض عرب و مبارزه آشگار و پنهان افراد این طبقه با یکدیگر برسر کسب قدرت و نیز افزایش شکاف طبقاتی در جامعه ایران سه عامل اصلی اضمحلال امپراتوری ایران بودند. به عبارت دیگر، فرسوده شدن ارتش ایران در جنگهای غیر ضروری خسروپرویز ازجمله تصرف مصر و ...، در آن زمینه نقش آنچنانی نداشت و یک عامل فرعی بود. با توجه به این تفسیر مورّخان، در سال 1336 هجری و پس از تاسیس دو حزب مردم و ملّیون و گسترش انتشار نطق و مصاحبه مقامات و رجال و ترس از رواج وعده های غیر عملی و گزارش های نادرست، به دکتر اقبال نخست وزیر وقت پیشنهاد شده بود که برای کاهش از موارد دروغگویی مقامات ارشد، آرزوی داریوش بزرگ که اهورامزدا ایران را از دروغ در امان دارد به صورت قاب عکس کتیبه به دو خط عربی (فارسی کنونی) و میخی تهیه شود و در همه ادارات دولتی نصب و در میدانهای شهرها قرارداده شود تا اصطلاحا نصب العین باشد. این پیشنهاد، نخست مورد توجه قرارگرفت ولی بعدا به بهانه زیاد بودن هزینه تهیه آن همه قاب عکس و نبودن بودجه مسکوت ماند. در نیمه دهه 1350 هجری (1970 میلادی) هیات کارشناسان مامور حل مسائل اداری ایران که اظهارات خلاف واقع مقامات و مجلسیان را یکی از این مسائل تشخیص داده بودند به شاه پیشنهادی دادند مشابه پیشنهادی که در سال 1336 به دکتر اقبال داده شده بود و نصب تابلو منع دروغگویی داریوش را در کلاسهای مدارس بر آن اضافه کرده بودند ولی برای اجرای این پیشنهاد، دیگر دیر شده بود و دو سال بعد انقلاب شد. یکی از شعارهای انقلاب در طول سال 1357 هجری تحکیم اخلاقیات، نهی دروغ، قطع فساد اداری و سوء استفاده از مقام و منزلت بود. داریوش بزرگ دروغ، دشمن و خشکسالی را در ردیف هم سه خطر بزرگ برای ایران تشخیص داده بود. واژه دروغ در زبان پارسی در طول هزاران سال تغییر نیافته است.
    مورخان همچنين مبارزه سران کشور برسر قدرت در تیسفون و نبود اتفاق میان آنان در جریان تصمیمگیری ها، برقرار شدن مجدد نظام ارباب و رعیتی (فئودالیته، پس از درگذشت خسروانوشیروان) و بالاخره شخصیت ضعیف و مردّد بودن یزدگرد سوم در گرفتن تصمیم و اجرا باعث فروپاشي امپراتوري ايران بشمارآورده اند. اين فروپاشي درپي شکست نظامی ایران در قادسیه (به فاصله ای کوتاه از کوفه ـ نجف) در نوامبر 636 میلادی (نبرد 4 روزه بامداد 16 تا شامگاه 19 نوامبر)، سپس شکست در نبرد جلولا (نزدیک کرمانشاه و واقع در عراق کنونی که کوههای زاگرس از آنجا آغاز می شود) در ماه مه 637 و آنگاه در نبرد نهاوند صورت گرفت. شمار نظامیان ایران در این نبردها سه برابر عرب ها بود. فرماندهی نیروهای عرب را در این جنگها سعد بن ابی وقاص از سران قریش و بستگان پیامبر اسلام برعهده داشت. به باور اين مورخان، یزدگرد سوم که در مرو و در سال 651 ترور شد نباید همان اشتباه داریوش سوم را می کرد و به سمت شمال شرقی کشور می رفت باید به منطقه فارس و بختیاری می رفت که نیروی عرب قادر به نبرد در کوهستان نبود. در برخی از تفسیرهای تاریخی سه دهه گذشته هم پهلوی دوم (محمدرضاشاه) از لحاظ تردید و دودلی در ردیف یزدگرد سوم و داریوش سوم قرارداده شده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
وثوق الدوله نيروي انگليسي اس. پي . آر را به رسميت شناخت!
وثوق الدوله رئيس الوزراء وقت كه همكاري هاي او با دولت استعمارگر انگلستان اظهر من الشمس است نهم فروردين سال 1296 (29 مارس 1917) تاسيس نيروي انگليسي «اس. پي. آر S.P.R.» در منطقه نفوذ انگلستان در ايران (سراسر جنوب و شرق ايران) را به رسميت شناخت!. اين واحد نظامي به ابتكار ژنرال پرسي سايكس ـ افسر انگليسي مقيم هند كه براي وطن ما هم تاريخ تاليف كرده است!! تاسيس شده بود و در حقيقت يك نيروي نظامي و انتظامي به موازات نيروهاي مسلح ايران بود و مقامات انگليسي در ايران که عملا دولتي در دولت تشکيل داده بودند با توسل به اس. پي. آر. به هر كار كه مي خواستند در منطقه نفوذ انگلستان دست مي زدند و صاحب اختيار كامل بودند. روس ها نيز با قزاق هاي خود در غرب و شمال غربي ايران. اين دو دولت طبق سازشنامه آگوست 1907 ايران را به دو منطقه نفوذ خود تقسيم کرده بودند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي که ايران داراي شوراي عالي اقتصاد شد
فروردين ماه 1325 (مارس 1946) ايران داراي شوراي عالي اقتصاد شد. نخستين جلسه اين شورا بعد از ظهر 9 فروردين در تهران تشكيل شد و دكتر علي اميني به دبير كلي آن انتخاب گرديد. رياست شورا با نخست وزير وقت بود. اعضاي 11 گانه شورا دست اندر كاران اقتصاد كشور بودند كه قبلا تعيين و در نخستين جلسه حضور داشتند. وظيفه اين شورا بررسي و تصويب طرحهاي مهم اقتصادي كشور بود. جلسات شورا گاهي هم با حضور شاه تشكيل مي شد. حسنعلي منصور نيز مدتي طولاني دبير كل اين شورا بود. ايرادي كه از همان آغاز كار به اين شورا گرفته شد؛ نداشتن اعضايي از ميان كارشناسان،استادان و اصحاب نظر بود كه از مقامات دولتي نباشند و بتوانند آزادانه مسائل را بگويند و در باره طرحها نظر دهند ( و اصطلاحا؛ بله قربان گو نباشند).
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اعتصاب در خوزستان
خوزستان نوروز 1330 (مارس 1951) را در ميان اعتصاب كاركنان صنعت نفت كه تا هفته ها ادامه داشت برگزاركرد. در پي تصويب قانون ملي شدن نفت ايران در پايان اسفند 1329، مقامات شركت نفت انگلستان با اين كه هنوز از آن شركت دولتي خلع يد نشده بود و به بهره برداري از نفت ادامه مي داد به منظور تحريك كاركنان نفت و نا آرام كردن خوزستان مزاياي اين كاركنان را قطع كرد و اين اعتصاب نتيجه همين اقدام بود. درپي آغاز اين اعتصاب، دولت حسين علاء نخست وزير وقت در خوزستان حكومت نظامي اعلام كرد، ولي موفق به برقراري آرامش نشد و تشنج از پنجم فروردين افزايش يافت و در درگيري هايي كه روي داد عده اي كشته و يا مجروح شدند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
قرارداد 15 میلیارد دلاری ایران و آمریکا و فروش هشت رآکتور اتمی
نهم فروردين 1354 (29 مارس 1975) مفاد قرارداد 15 ميليارد دلاری ایران و آمریکا که مذاکرات مربوط به انعقاد آن در اسفندماه پایان یافته بود انتشار يافت. در این قرارداد آمريكا با فروش هشت رآكتور اتمي به ايران موافقت کرده بود. بخش های دیگر قرارداد مربوط به موافقت دولت ایران با فعالیت شركتهاي آمريكايي در عملیاتی از راه سازی تا آپارتمان سازي و کارهای عمرانی و صنایع بود. اين قرارداد به نام تحكيم مناسبات دوستانه قدیمی ایران و آمریکا بسته شده بود. هنري كيسينجر وزیر امورخارجه وقت آمریکا در آخرین جلسه مذاکرات مربوط به انعقاد این قرارداد حضور داشت. وی به همین منظور به تهران رفته بود.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سازش شاه و صدام حسين ـ كينه صدام نسبت به ايرانيان و توطئه هايي كه مرتكب شد
در اين حالت هم صدام کينه اش به فارس ها را منعکس کرد

نهم فروردين 1354(28 مارچ 1975) و درپي سازش پنجم اسفند 1353 شاه و صدام حسين در الجزيره و متعاقب آن ديدار اميرعباس هويدا نخست وزير وقت از بغداد اعلام شد كه اختلافات مرزي ايران و عراق بر طرف شده و مناسبات دو كشور به حالت عادي باز گشته است.
    پس از توافق شاه با صدام، دولت ايران، برغم سياست ديرپاي واشنگتن، كمكهاي خود به كردهاي عراق از جمله كمكهاي نظامي را قطع كرد و به مصطفي بارزاني و يارانش اطلاع داد كه تنها مي توانند در كرج اقامت كنند و تحت حمايت ايران باشند. سالها ايران ناقل كمكهاي آمريكا به كردهاي عراق بود كه با هدف كسب خودمختاري با دولت صدام حسين مي جنگيدند. دولت وقت ايران، خود نيز كمكهاي چشمگير به كردهاي عراقي كرده بود و اين كمكها باعث چند برخورد مرزي ايران و عراق و اخراج ايراني تبارها از عراق و بازداشت بعضي از آنان شده بود.
    باوجود توافق الجزاير، صدام حسين كينه ايراني را از دل بيرون نكرد و در آخرين لحظه حيات (آخرين روز دسامبر 2007) و زماني كه طناب دار در گردنش بود اين كينه را با صداي بلند اعلام داشت كه ضبط شده است. «پيرو» مامور عربي زبان اف. بي. آي. كه ماهها در زندان بغداد به عنوان مترجم، با صدام بود در يك مصاحبه به گزارشگر برنامه سيكستي مينيتز شبكه سي. بي. اس گفته است كه صدام همه اش از توطئه پارس ها و هدف هاي آنان در عراق سخن مي گفت. صدام قبلا هم گفته بود كه ايرانيان براي جنوب شيعه نشين و نفتخيز عراق نقشه ها دارند. وي افزوده بود كه پس از بركناري شاه، اگر دريادار مدني كرماني كه يك ناسيوناليست ايراني بود استاندار خوزستان و فرمانده نيروي دريايي ايران نشده بود، تحقق نقشه او براي خوزستان قطعي بود.
    به باور برخي از تاريخنگاران (!)، صدام در سال 1978 به سقوط شاه كمك كرد. طبق همين باور، کدورت دولت واشنگتن از اقدام شاه در قطع راههاي کمک به کردهاي عراقي از طريق ايران، از سال 1975 (تا پايان کا شاه) ديگر فراموش نشد. کردهاي عراقي از دوران جنگ جهاني اول مطمح نظر آمريکا بوده و از دهه 1950 هم دولت اسرائيل در اين زمينه به موازات سياست واشنگتن حرکت مي کند. ديدار مارس 2008 ديک چني معاون رئيس جمهور آمريکا از منطقه کردنشين عراق و استقبال بسيار گرمي که از او شد مؤيد ادامه سياست قديمي آمريکا از کردهاي عراقي است که ادامه آن ممکن است پاي ترکيه و ايران و حتي سوريه را به اين مسئله بکشاند.
    
استقبال گرم کردهاي عراقي از جمله بارزاني از چني در مارس 2008

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اشاره ها و سرنخهاي روز براي بررسي پژوهشگران
عجيبت ترين آدمكش جهان ـ نوجواني كه دوست داشت آدم بكشد و 12 نفر را در 3 ماه كشت
پليس برزيل 28 مارس 2008 در شهر نوو ماهبورگو Novo Hamburgo واقع جنوب اين كشور يك جوان 16 ساله را دستگير كرد كه طبق اعتراف خودش ظرف سه ماه 12 تن را در آن شهر كشته بود. به اظهار پلنتسPlentz بازجوي پليس كه وسيعا از اين نوجوان تحقيق كرده است، متهم عمدتا براي بردن لذت آدم مي كشته و در بيشتر موارد انتقامگيري و خشم دركار نبوده است.
     پليس كه حاضر نشده است نام متهم را به دليل نرسيدن به سن قانوني فاش سازد گفته است كه ضرورت دارد شورايي مركب از روانشناسان به كشف انگيزه اين نوجوان از كشتن آدم بپردازد و اين روانشناسان گفته اند كه اين كار سه ماه وقت لازم دارد. به اظهار پلنتس كه از نوجوان بكرّات بازجويي كرده است، وي قربانيان خود را نخست با شليك يك گلوله به سرشان مي كشته و سپس بدن آنان را با گلوله سوراخ ـ سوراخ مي كرده است. اين نوجوان دبيرستان را ترك كرده و بيكار بوده است. نخستين قرباني او يك مرد جوان بود كه متهم گفته است نسبت به خواهراو نظر بد داشت و مزاحمت فراهم مي كرد كه اورا كشت تا خواهرش راحت شود كه آدمكشي عادت و سرگرمي وي شد. آخرين قرباني، يك دكاندار 39 ساله بود. متهم پس از مشاجره با اين دكاندار به خانه مي رود و با تپانچه اش باز مي گردد و دكاندار را به گلوله مي بندد. اين بار جريان قتل به گونه اي علني بود كه مردم او را «لو» مي دهند و به چنگ پليس مي افتد.
    متهم به پليس گفته است كه هنوز شش نفر ديگر در ليست او قرار داشتند و اگر دستگير نشده بود آنان را هم مي كشت.
    پليس تنها اجازه داده است كه روزنامه نگاران از متهم در سلول زندان و درحالي كه پشتش به دوربين است عكس بگيرند. روزنامه ها ضمن انتشار اين خبر، عموما نوشته بودند: عجيبت ترين آدمكش جهان ـ نوجواني كه دوست داشت آدم بكشد و ....
    
نوجوان آدمکش پشت ميله ها در سلول

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در دنياي تاريخ‌نگاري
تاريخ دان و نويسنده اي كه راه تزار را روشن ساخت ـ بزرگان ميهندوست تر از توده ها!
Konstantin Aksakov
اموز زادروز كنستانتين آكساكوف Konstantin Aksakov نقدنگار، نويسنده و تاريخدان ايده آليست روسيه است كه 29 مارس 1817 (طبق تقويم ميلادي قديم و دهم اپريل در تقويم تازه) به دنيا آمد. وي که در يک خانواده اهل قلم به دنيا آمده بود از هواداران آزادي بيان و آزادي سرف ها در روسيه بود و عشق عجيبي به روسيه و روس ها داشت. وي در نوشته هايش روزهاي طلايي روسيه را پيش بيني كرده بود و اين نوشته باعث تشويق تزار و مشاورانش به توسعه طلبي و کسب اقتدار مي شد. وي در كتاب خود «تاريخ روس ها» كه مورخان بعد از او، آن را تكميل كرده اند نوشته است كه شرط رسيدن روسيه به دوران طلايي؛ تحكيم احساس وطندوستي روس ها، اقتباس آزادي هايي كه در اروپاي غربي وجود دارد و نيز لغو خريد و فروش كشاورزان با اراضي كشاورزي است كه ربع جمعيت روسيه را در بردگي نگهداشته و فكر پيشرفت و ابتكار را از آنان گرفته است.
    آكساكوف در سال 1855 كه الكساندر دوم تزار روسيه شد در رساله اي كه انتشار داد او را فردي متفاوت از پدرش اعلام داشت و نوشت كه با سلطنت الكساندر دوم كه مردي تحصيلكرده و روشنفكر است دوره تاريخي تازه اي در روسيه آغاز شده است. وي با اين اقدام خود، انجام اصلاحات از جمله لغو «سِرفدوم» را روي دست تزار تازه گذارد. آكساكوف همچنين به اين تزار توصيه کرد که مجلس بزرگان را که قبلا وجود داشت و شبيه سناي روم باستان بود احياء کند. آكساكوف عقيده داشت که بزرگان يک کشور بيش از توده ها نگران وطن و خواهان ترقي و سربلندي آن هستند. به باور او، توده ها عمدتا در فکر زندگاني روزمره و امرار معاش خود هستند تا اعتلاي وطن. آکساکوف 19 دسامبر 1860 درگذشت.
الکساندر دوم

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
بمباران شبانه بندر«لوبك» آلمان
29 مارس 1942 و در جريان جنگ جهاني دوم بندر «لوبك Lubeck» آلمان كه بيشتر سنگ آهن مورد استفاده كارخانه هاي فولاد سازي اين كشور به آنجا وارد مي شد مورد حمله صدها بمب افكن نيروي هوايي انگلستان قرار گرفت. در جريان اين حمله بيش از يك هزار ساختمان و عمدتا خانه هاي مسكوني ويران شد و تلفات سنگيني وارد آمد. يكي از ساختمانهايي كه آسيب شديد ديد كليساهاي تاريخي اين بندر بود. متعاقب همين بمباران، هيتلر دستور داد كه ابنيه تاريخي انگلستان نيز بمباران شود. آخرين موشک آلماني از نوع V - 1 بيست و نهم مارس 1945 بر انگلستان فرود آمد.
اين عکس، گوشه اي از بندر لوبك را در جريان بمباران نشان مي دهد


    
کليساهاي تاريخي بندر لوبك پس از بمباران انگليسي ها

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دژ فرانسوي «دين بين فو» زير آتش ويتناميان
بيست و نهم مارس سال 1954 نيروهاي فرانسوي مستقر در شمال ويتنام كه به عنوان بازوي استعمار فرانسه در منطقه هندوچين عمل مي كردند در آخرين پايگاه خود در ويتنام ـ در يک منطقه کوهستاني نزديک مرز لائوس در زير آتش نيروهاي ژنرال جياپ اعلام عجز كردند که در رسانه هاي پاريس انعکاس يافت. اين نيروي انبوه فرانسوي که از پشتيباني دهها تانک و 37 هواپيما برخوردار بودند از ساير پايگاههاي شمال ويتنام به دژ نظامي دور افتاده «دين بين فو Dien Bien Phu» كه داراي يك فرودگاه اضطراري بود عقب رانده شده بودند. آنان در اينجا هم زير آتش بي امان افراد ژنرال جياپ كه گروهي داوطلب غير نظامي مركب از ملي گرايان و كمونيستها بودند قرار گرفتند. در اينجا، سيم خاردار، ميدان مين و بمباران با بمب ناپالم مانع ادامه حمله افراد جياپ و رخنه آنان به پايگاه نشد و در همين جا بود كه فرانسه از پاي در آمد و به استعمار طولاني خود بر شبه جزيره هندوچين پايان داد. نبرد Dien Bien Phu چهل و پنج روز طول کشيد (از 13 مارس تا هفتم ماه مي). برخلاف پيش بيني فرانسويان، Vo Nguyen Giap (قبلا معلم درس تاريخ در دبيرستان) با بيش از 40 هزار فرد مسلح دين بين فو را محاصره کرد و زير آتش توپ قرارداد. در اين نبرد که با پيروزي ويتناميان پايان يافت 1571 فرانسوي کشته، 6600 فرانسوي ديگر مجروح و 11 هزار و 721 نظامي فرانسوي نيز اسير شدند. همچنين اعلام شده بود که 1729 فرانسوي نيز ناپديد شده اند.
    شکست نظامي فرانسه در «دين بين فو» به عمر جمهوري چهارم آن کشور پايان داد و نبرد استقلال در مستعمرات ديگر فرانسه ازجمله الجزاير آغاز شد. جنگ استقلال ويتنامي ها با فرانسه از سال 1946 تا سال 1954 طول کشيد.
نظاميان فرانسوي در «دين بين فو» مجروحان خود را تخليه مي كنند


    
نظاميان فرانسوي در نبردگاه دين بين فو مي روند که تسليم ويتنامي ها شوند

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سقوط هوئه و آغاز پايان حكومت دولت سايگون
تانكها و نيروهاي ويت كنگ وارد شهر باستاني هوئه مي شوند


    نيروهاي كمونيست ويتنام كه حمله نهايي به منظور يكپارچه كردن وطن خودرا از دهم مارس 1975 آغاز كرده بودند 29 مارس پيروزمندانه وارد شهر باستاني «هوئهHue» پايتخت قديم امپراتوران آنام شدند و آن را متصرف گرديدند. دسته ديگري از اين نيروها در همين روز با شكستن خط دفاعي رودخانه «تاش هان» و عبور از آن به سوي سايگون به حركت در آمدند و اين شهر يك ماه بعد (31 آوريل) سقوط كرد و مسئله وحدت ويتنام حل شد. نيروهاي رزمي آمريکا در جنوب ويتنام 29 مارس 1973 و در پي توافق هاي پاريس، سرزمين ويتنام را ترک کرده بودند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دالايي لاما و ادامه تظاهرات ضد چيني و خودسوزي تبتي ها
بانو مرکل و دالايي لاما

آنگلا مركل صدراعظم راستگراي آلمان 27 مارس 2008 و چندي پس از ملاقات با «دالايي لام» روحاني ارشد تبتي ها [در تبعيد] اعلام کرد كه در مراسم گشايش بازي هاي المپيك پكن شركت نخواهد كرد. رسانه ها عدم شركت «مركل» در مراسم گشايش بازي هاي المپيك را به تظاهرات گروهي از تبتي ها و خودسوزي هاي پي در پي آنان ارتباط داده و تلويحا آن را واكنش رئيس دولت آلمان نسبت به اين رويدادها خوانده بودند. ولي، وزير امورخارجه آلمان روز بعد (28 مارس 2008) و ظاهرا براي عادي جلوه دادن قضيه گفت كه شركت او و صدراعظم در روز گشايش بازي ها كه براي هشتم آگوست 2008 برنامه ريزي شده [شده بود] ارتباط به تظاهرات تبتي ها ندارد.
     دالايي لامای چهاردهم (متولد ششم جولاي 1935) از سال 1959 که به هند فرارکرد خودرا یک تبعیدی می داند. وي منظما و عمدتا با رهبران و مقامات دولت هاي بلوک غرب ملاقات و درباره اوضاع تبت که طبق سازشنامه انگلستان و روسيه در آگوست 1907 در سن پترزبورگ به چين وقت واگذار شد گفت و گو مي کند. هدف انگليسي ها از داده شدن تبت به امپراتور وقت چين اين بود که راه روس ها به هندوستان را در اين منطقه از جهان هم ببندند. هدف لندن از جداکردن افغانستان از ايران هم همين بود.
در مارس 2008 بانو «پلوسي» رئيس وقت مجلس نمايندگان آمريكا هم با دالايي لاما ملاقات کرده بود

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
استراتژي «اوباما» در قبال مسئله افغانستان و پاکستان که در مارس 2009 اعلام شد و مشابه سياست و برنامه دولت جورج بوش بود
اوباما در ميان وزيران دفاع و امورخارجه كابينه خود و در حال اعلام استراتژي تازه
جمعه 27 مارس 2009 باراك اوباما رئيس جمهوري آمريکا در مراسمي كه برنامه آن از پيش اعلام شده بود و با حضور مقامات دولتي اين کشور و درحالي كه وزيران دفاع و امور خارجه كابينه اش در دو طرفش ايستاده بودند استراتژي تازه آمريكا در قبال افغانستان و پاكستان را اعلام كرد كه نشان داد سياست وي در قبال اين مسئله، با جزيي تفاوت همان است که جورج بوش در پيش گرفته بود.
     «اوباما» 27 مارس اعلام كرد كه هدف عمده استراتژي او در افغانستان و پاكستان؛ درهم شكستن القاعده در اين دو كشور است (كاري را كه دولت جورج دبليو بوش هفت سال و پنج ماه پيش از آن آغاز كرده بود). اوباما براي توجيه تصميم خود گفت كه اگر به القاعده امان داده شود ماجراي ديگري در خاک آمريکا به وجود خواهد آورد.
     اوباما گفت كه استراتژي تازه نياز به همكاري بيشتر از جانب پاكستان و افغانستان دارد و براي جلب همكاري پاكستان، دولت آمريكا در طول پنج سال، هر سال يك ميليارد و پانصد ميليون دلار به آن دولت كمك مستقيم خواهد كرد. اوباما در عين حال از پاكستان خواست كه رفتار خودرا در مناطق شمال غربي (نواحي پشتون نشين تقريبا خود مختار كه در قرن نوزدهم، انگلستان اين پشتون ها را از بدنه اصلي جدا كرد و ضميمه هندوستان خود ساخت كه با تقسيم هندوستان در 1947 اينك وابسته به پاكستان هستند) اصلاح كند به گونه اي كه اين رفتار باعث كمك مستقيم و غير مستقيم به القاعده و حاميان آن ـ طالبان ـ نشود.
     «اوباما» در عين حال اشاره صريح به وجود فساد در دستگاه دولتي كابل كرد و گفت كه فساد اداري (فساد دولتي) اعتماد مردم از دولت را سلب مي كند و در اين وضعيت توجه آنان به مخالفان دولت افزايش مي يابد. اين فساد مانع از تمشيت امور در نقاط خارج از پايتخت به دست دولت مي شود و طالبان با استفاده از همين خلاء دولتي است که به جنوب و شرق افغانستان (مناطق پشتون نشين ـ مناطقي كه قاعدتا بايد حامي حامد كرزاي باشند كه خود او يك پشتون است) بازگشته و عملا وظايف دولت را برعهده گرفته اند. اين طالبان در اين مناطق، كار كمك به مردم و برقراري نظم را برعهده گرفته اند؛ همان وظايفي را دولت بايد انجام دهد.
     اوباما گفت كه جدول زماني (تايم تيبل) ارائه نمي دهد. دستورداده است كه 17 هزار نظامي ديگر به افغانستان منتقل و بر 38 هزار نظامي آمريكايي فعلي در آن كشور اضافه شوند. علاوه بر اين شمار، چهار هزار نظامي ديگر براي آموزش نظاميان و پليس افغانستان اعزام خواهند شد. ارتش و پليس افغانستان بايد از لحاظ شمار نفرات افزايش يابد و نيز آموزش تازه بيند. [شمار نظاميان ناتو و چند كشور ديگر در افغانستان در 27 مارس 2009 جمعا 32 هزار تن بود.].
    اوباما ضمن اعلام استراتژي تازه اش، ازهمسايگان افغانستان از جمله ايران خواست كه درمبارزه با القاعده و برقراري نظم در افغانستان به مساعي آمريكا ياري دهند. «جو بايدن Joe Biden» معاون اوباما 26 مارس و يك روز پيش ازاعلام استراتژي تازه گفته بود كه طبق اين استراتژي، نيروهاي آمريكايي در صورتي و درجايي به تعقيب طالبان خواهند پرداخت كه طالبان با القاعده همكاري كنند و در مناطق خود به آنان پناه دهند (ايجاد «سيف هيون Safe Haven» كنند). ما نمي خواهيم كه افغانستان پايگاه القاعده باشد. اين اظهارات جو بايدن از شبكه اي بي سي پخش شد و در وبسايت اين شبكه قرار گرفت. کرزاي هم قبلا طالبان را به دو دسته معتدل و تندرو تقسيم کرده بود که تفسير شده بود: از اين تقسيم بندي چنين بر مي آيد که تماس با دسته متعدل بلامانع خواهد بود.
     «اوباما» ضمن تاكيد اين نكته كه منطقه (افغانستان و پاكستان) بيش از هروقت ديگر در خطر است و اين خطر روز افزون است همچنين از دولت هاي عضو ناتو خواست كه نيروي نظامي بيشتري به افغانستان بفرستند تا در جريان انتخابات اين كشور نظم برقرار باشد. حامد كرزاي از اظهارات 27 مارس 2009 «اوباما» استقبال كرده بود. [انتخابات افغانستان در ماه آگوست 2009 برگزار شد و دکتر عبدالله برنده شماره 2 و نیز یک دیپلمات آمریکایی دفتر سازمان ملل در کابل وجود تقلّب در آن را اعلام کردند ـ اين انتخابات طبق قانون اساسي افغانستان بايد دو ماه زودتر برگزار مي شد!. برخي مفسران رسانه ها تمرين دمكراسي در وضعيت جنگ را زير سئوال برده و گفته بودند که اثبات دمكراسي، جمع شدن چند زن برقع بر سر و بچه در بغل در يك صف و گرفتن عكس از آنان و دادن به خبرنگاران نيست؛ سواد دمكراسي لازم است و راي دهنده بايد بداند كه دمكراسي چيست. مي دانيم كه در قرن 21 خواندن و نوشتن متعارفي هم ـ كه بسياري از افغانها فاقد آن هستند ـ سواد كامل محسوب نمي شود، در کشورهاي پيشرفته تر صحبت از اين است که افراد بايد سواد كاركردن با كامپيوتر داشته باشند و ....].
    حامد کرزای با وجود انتقادهای متعدد و پی گیر از انتخابات تابستان 2009، با کمتر از نیمی از کل آراء برای دور دوم رئیس جمهور شده است که بسیاری از کشورها انتخاب با کمتر از نیمی از آراء را قبول ندارند و اگر موردی مشاهده شود، انتخابات تجدید می شود.
     يوسف رضا گيلاني نخست وزير وقت پاكستان ضمن استقبال ضمني از استراتژي اوباما (پس از اطلاع از كمك پولي آمريكا به پاكستان) در عين حال گفته بود كه عمليات نظامي به تنهايي به حل مسئله القاعده و قطع حمايت مردم محل از آن نخواهد انجاميد بايد به مناطقي كه القاعده در آنجا فعال هستند كمك غير نظامي (عمران و رفاه) هم داده شود.
     همزمان با اعلام استراتژي اوباما، در مسكو كشورهاي عضو سازمان تعاون شانگهاي و مدعوين، مسئله افغانستان از لحاظ مواد مخدر (كشت و صدور ترياك و مشتقات آن) و جرائم ناشي از قاچاق و تروريسم را بررسي و آمادگي اين سازمان را براي كمك به حل اين مسائل اعلام كردند.
     چند ساعت پيش از اعلام استراتژي اوباما، دو انفجار در ايالت شمال غربي پاكستان روي داده بود كه در يكي از آنها هشت نفر و در ديگري كه يك انفجار انتحاري بود دست كم پنجاه نفر در يك مسجد كشته شده بودند. نخستين انفجار با هشت كشته در كنار جاده منتهي به گذرگاه خيبر روي داده بود. ناتو و آمريكا براي انتقال جنگ افزارهاي سنگين و تداركات نظامي خود به افغانستان از اين مسير استفاده مي كنند. همزمان، در ايالت خوست و ايالت هِلمند افغانستان نيز در دو انفجار مشابه عده اي ازجمله چند مامور پليس كشته شده بودند.
وضعيت افغانستان از نگاه دوربين: فقر، آوارگي، تظاهرات به دليل ادامه تلفات غير نظاميان و سرگرمي (جنگ سگ ها) عملي كه در آمريكا جرم است و اخيرا «مايكل ويك» فوتباليست آمريكايي به جرم ترتيب دادن جنگ سگ ها به زندان محكوم شد

جیمز گوردون براون نخست وزیر انگلستان نخستین مقامی بود که استراتژی اعلام شده «اوباما» در مارس 2009 در قبال افغانستان و پاکستان را تایید کرد و مورد حمایت قرارداد و وعده داد که نظامیان بیشتری به افغانستان خواهد فرستاد.به باور برخي، انگلستان بانی همه مسائل افغانستان از آغاز قرن نوزدهم و ایجاد این کشور از تجزیه ایران بوده است و از فعالیت هایی که به عمل می آورد ازجمله از طریق بی بی سی چنین بر می آید که سیاست قدیمی خود در قبال این سرزمین را تغییر نداده است. براون (دکتر در تاریخ و آشنا به حرفه ژورنالیسم که مدتی فعالیت تلویزیونی داشت) از زمان روی کار آمدن ـ بیش از تونی بلر نخست وزیر قبلی به امور عراق و افغانستان علاقه نشان می دهد. این عکس، اورا در آگوست 2008 هنگام دیدار از واحدهای نظامی انگلستان در منطقه قندهار افغانستان نشان می دهد که دارد برای این نیروها سخنرانی می کند.


    
    +++
    يک سال پس از اعلام آن استراتژي، اوباما یکشنبه شب، 28 سپتامبر 2010 بدون اعلام قبلی وارد افغانستان شد و در طول شش ساعت توقف در این کشور با حامد کرزای رئیس جمهور و نیز گروهی از نظامیان آمریکایی ملاقات کرد. دیدار اوباما از افغانستان تا لحظه ورود به کابل محرمانه مانده بود. وی از کمپ دیوید (استراحتگاه ایام تعطیل سران آمریکا) عازم افغانستان شده بود تا اهل مطبوعات متوجه این سفر نشوند. در جریان دیدار کوتاه از افغانستان که نخستین دیدار اوباما به عنوان رئیس جمهور بود، وی بر سیاست خود که جنگ افغانستان تا اجرای کامل برنامه اعلام شده در مارس 2009 ادامه خواهد یافت تاکید کرد. اوباما در جریان کمپين انتخاباتی نامزدهای مقام ریاست جمهوری آمریکا (سال 2008) از افغانستان دیدن کرده بود.
ديدار 28 مارس 2010 اوباما با کرزاي در کابل


    
دکتر عبدالله برنده رديف 2 در انتخابات سال 2009 افغانستان که تقلّب در اين انتخابات را اعلام و حاضر به شرکت در دور دوم نشد با شعار خود به چند زبان

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
موج انفجار انتحاري در عراق در نيمه دوم مارس 2009
هفته منتهي به 27 مارس 2009 چند انفجار پرتلفات ديگر در عراق روي داده بود. يكي از اين انفجارها در شهرك جلولا واقع در 115 كيلومتري شمال شرقي بغداد (مجاور مرز ايران) و در يك گورستان روي داد كه ضمن آن دست كم 23 تن كشته و 34 نفر مجروح شدند. اين انفجار انتحاري 23 مارس در كنار چادري روي داد كه محل تجمع شركت كنندگان در مراسم تدفين يك «كُرد» بود. در پي اين رويداد اين نگراني به چشم مي خورد كه بارديگر تشنج ميان عرب و كُرد در عراق گسترش يابد. جلولا كه در ماه مي سال 637 ميلادي صحنه دومين نبرد ايران و عرب بود عمدتا عرب نشين است ولي در پنج سال پيش از مارس 2009 كُردها كوشيده بودند كه بر جمعيت «كُرد» اين شهر بيافزايند. عرب هاي عراقي كُردهارا متهم به همكاري و سازش با آمريكا مي كنند. در آگوست سال 2008 در اين شهر در يك انفجار انتحاري 25 تن و عمدتا داوطلبان استخدام در نيروي پليس كشته شده بودند.
     همچنين در 27 مارس 2009 در دو نقطه بغداد در دو انفجار 9 تن از جمله يك مامور پليس كشته شدند. يك انفجار در شهر تل عفر نيز تلفات سنگين ببار آورد. دو روز پيش از آن (25 مارس) دريك محله شيعه نشين بغداد اتومبيلي كه در آن بمب جاسازي شده بود منفجر شد و دست كم 20 نفر را كشت. اين انفجار در مجاورت يك بازار صورت گرفت.
تابوت کشته شدگان در گورستان جلولا محل انفجار انتحاري مارس 2009

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ديدار بي سابقه در مارس 2009
طالباني و عبدالله گل - تبسم هنگام گرفتن عکس

عكس هايي كه از ديدار بي سابقه 23 مارس 2009 عبدالله گل رئيس جمهور تركيه با جلال طالباني (كُرد) و نوشروان بارزاني (كُرد) برداشته شده بود به عنوان عكس خبري روز در بسياري از روزنامه ها در گوشه و كنار جهان انتشار يافته بود. اين نخستين ديدار يك رئيس جمهور تركيه از عراق بود. عراق پيش از پايان جنگ جهاني اول به صورت سه منطقه جداگانه از مستملكات امپراتوري عثماني (تركيه) بود و پيش از عثماني و تا قرن هجدهم بخشي از ايران. موضوع اصلي اين مذاكرات فعاليت كردهاي جدايي طلب تركيه در منطقه (اقليم) كُردنشين عراق بود كه عبدالله گل خواستار ممانعت دولت محلي كُرد عراق از ورود كردهاي تركيه و عمدتا عضو «پ. ك. ك.» به شمال عراق شده بود. برخي از اين روزنامه ها عكسي نيز از چند كرد مسلح تركيه را هنگام عبور از كوههاي مرز تركيه و عراق و ورود به عراق چاپ كرده بودند (عكس زير). کُردهاي جدايي خواه ترکيه در مارس 2013 اعلام آتش بس کردند.


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
جنگ لیبی از زبان اوباما ـ انتقاد مجلسيان آمریکا ـ تفسیرهای انتقاد آمیز ـ تظاهرات ضد جنگ و ضد سکوت دولتها ـ جنگ لیبی در نهمین روز خود
«بارک حسین اوباما» نخستین رئیس جمهور سیاهپوست ایالات متحده و برنده جایزه صلح نوبل دوشنبه شب 28 مارس 2011 و در نهمین روز تعرض نظامی چند دولت عضو اتحادیه نظامی اتلانتیک شمالی ـ ناتو ـ به ليبي شش میلیون و 400 هزارنفری در یک سخنرانی 18 دقیقه ای که از شبکه های تلویزیونی آن کشور پخش شد گفت که عقيده عمومي بر اين مدار است که «بدون قذافی»، جهان و لیبی وضعیت بهتری خواهند داشت. اوباما گفت که سعي ما [ایالات متحده] اين است تا از کشتار غیر نظامیان ليبي [مردم بدون اسلحه] جلوگیری شود. همچنین مداخله در لیبی برای جلوگیری از کشتار کسانی بود که علیه قذافی دست به اعتراض و شورش زده بودند و نیز پیشگیری از هجوم برای فرار از لیبی به مصر و تونس که بحران زا بود. آمریکا رسالت انسانی به این مداخله داشت که برخی دولتها چشم خودرا به روی ستمگری و خشونت در کشورهای دیگر می بندند و ما با آنها فرق داریم. ما نتوانستيم صبر کنيم و شاهد کشتار و گور مقتولین باشيم. لذا، مصوبه شورای امنیت سريعا به اجرا درآمد. اگر در اين کار درنگ شده بود شهر بنغازی از دست مخالفان قذافی خارج می شد و نبايد که بن غازی دوباره به دست قذافی مي افتاد. قذافی سالها جهان را وحشت زده (ترورایزد) کرده بود. ما همچنين برای حفظ امنیت آمریکا و آرامش آمريکاييان در عملیات نظامی مشارکت کردیم. ما در عين حال رسالت تامین امنیت جهان را داریم. تغییر رژیم در لیبی در برنامه ما [آمریکا] نبوده است. کمک به برقراری یک دولت مشروع در لیبی وظیفه جامعه جهانی و مردم لیبی است. براي نيل به اين هدف است که ما به مخالفان و معترضان رژيم قذافی کمک خواهیم کرد. ما 32 میلیارد دولار پول دولت قذافی در آمریکارا در راستاي این هدف توقیف کرده ایم. سه شنبه (29 مارس) در لندن یک نشست مرکب از نمایندگان چندین کشور برای یافتن راه حل برای مسئله لیبی آغاز بکار خواهد کرد و با نماینده مخالفان قذافی و گروه اصلاح طلبان در این زمینه مذاکره خواهد شد. از مساعی فرانسه و انگلستان در اين زمينه باید قدردانی کرد. از چهارشنبه (سی ام مارس 2011) فرماندهی عملیات نظامی بر ضد قذافی به «ناتو» واگذار می شود و ما از این ماموریت حمایت کامل خواهیم کرد. این انتقال مدیریت عملیات از هزینه ما خواهد کاست. اومابا از کانادا، فرانسه، انگلستان، دانمارک، نروژ، ایتالیا و امارات عربی متحده به عنوان شرکاء عملیات نظامی ضد قذافي در لیبی نام بُرد. او در عین حال گفت که رسیدن به هدف در لیبی، ممکن است که آسان و سریع نباشد. اوباما در سخنرانی خود ـ ناخواسته ـ بر اظهار نظرهایی که قبلا و از لحظه تصویب قطعنامه 1973 شورای امنیت بیان شده بود از جمله پایان یک دوره از تاریخ و آغاز دوره ای نوین صحه گذارد. وی گفت که خودرا متعهد به حفظ و دفاع از آزادی بیان، حقوق بشر و دمکراسي می داند و رعايت اين اصول باعث ارتقاء و تکامل تمدن و فرهنگ مي شود و جهان مکان بهتري براي زيستن خواهد بود.
    
***

     به اظهار مورخان، مداخله سازمان ملل در اوضاع داخلی یک کشور عضو [که در منشور ملل به آن اشاره نشده است]، صدور مجوز جنگ از سوی شورای امنیت بدون اینکه کشور مورد نظر تهدیدی برای ملل دیگر و صلح جهان باشد، پلیس جهانی شدن ناتو ـ تنها اتحادیه نظامی در جهان که موجودیت منطقی ندارد زیراکه اتحادیه معاند و تهدید نظامی درمیان نیست و نیز ماموریت مداخله در لیبی به آن داده نشده، حمایت نظامی آن از مشتی شورشی مسلح، برسمیت شناخته شدن شورشیان لیبی به عنوان دولت حاکم! از سوی فرانسه، سکوت دولتهای دیگر [جز چند دولت کوچک و عمدتا در آمریکای لاتین] در برابر این تعرض و ... پدیده هایی هستند که تا مارس 2011 و در طول تاریخ جهان سابقه نداشته و به این لحاظ تاریخ جهان وارد دوره نوینی شده است و مداخله نظامی در لیبی سرفصل این دوره است [که در سوريه دارد تکرار مي شود و جامعه دولت هاي عربي که سوريه از موسسان آن بوده در مارس 2013 و در نشست سالانه در دوحه ـ قطر ـ رئيس شورشيان را بر کرسي دولت سوريه نشاند که عملي مغاير دمکراسي است زيراکه در يک انتخابات عمومي، سوري ها شورشيان را انتخاب نکرده اند و ...]. از آنجاکه فرانسه و انگلستان پیشینه استعمارگری دارند و محرّک اصلی مداخله در لیبی بودند در دوره تاریخی تازه، استعمار نیز به شکلی نو دیده خواهد شد. «وتو» نشدن قطعنامه توسط روسیه و یا رژيم پکن و يا هر دو در شورای امنیت که مورد انتظار و توقع جهانيان بود ثابت کرد که دولتها [مقامها، نه توده ها] باهم نوعی سازش دارند و بنابراین در دوره تاریخی نوین جنبش های حذف اقتدار دولت و جانشین دولت شدن انجمن و شورا که قبلا به آنارکیسم (آنارشیسم) تعبیر شده بود دوباره و تدريجا ظاهر خواهند شد. توده ها از آغاز مداخله ناتو و عمليات نظامي در ليبي بيش از گذشته نسبت به رسانه های موجود بی اعتنا شده اند زیراکه با خبرسازی زمینه را برای اين مداخله در لیبی آماده کرده بودند. توده ها همچنین تلاش خواهند کرد تا نظام جهاني تازه اي که به راي و نظر توده ها و اکثريت توجه داشته باشد برقرار شود.
    به پيش بيني مورخان، از خصوصیات دوران تاريخي تازه که با انهدام کنفدراسيون يوگوسلاوي و تغيير رژيم هاي افغانستان و عراق تجربه مقدماتي شد و سپس نوبت ليبي و ... و سوريه رسيد، مداخلات مشابه در کشورهای دیگر و حمایت مسلحانه از مخالفان داخلی و يا مسلح کردن معترضان و تغییر رژیم ها به دلخواه و طبق طرح و نقشه قبلی خواهد بود.
    مورخان و اصحاب نظر حمایت از مخالفان داخلی یک دولت و کمک به تامین حقوق را به این شرط مشروع می دانند که وارد منشور ملل شود و به صورت یک میثاق جهانی درآید. مداخله در لیبی خواست چند دولت معیّن و با نقض منشور ملل بود که طبق آن شورای امنیت حق مداخله در امور داخلی یک دولت عضورا نداشت.
    
    ***
    بسیار از برجستگان جامعه آمریکا نسبت به مداخله نظامی «ناتو» در لیبی واکنش نشان داده و گفته بودند که این مداخله حتي ناقض قانون اساسی آمریکا [عضو ارشد ناتو] است که مجوز اعلان جنگ و مداخلات نظامی را در اختیار قوه مقننه گذارده و جنگ غير ضروري را رد کرده است. شورای امنیت بدون شنیدن اظهارات دولت لیبی، قطعنامه فرانسه ـ انگلستان و برقراری منطقه پرواز ممنوع را بررسی و تصویب کرد. باوجوداین، این شورا دولت معینّی را مامور اجرای قطعنامه نکرد و داوطلب هم برای اجرای آن نخواست.
    
Dennis J. Kucinich

دنیس کوسینیش Dennis John Kucinich نامزد پیشین در انتخابات ریاست جمهوری این کشور و شهردار اسبق کليولند کمک مالي و تسليحاتي به شورشيان مسلح يک کشوررا مداخله در امور اين کشور خواند و گفت که تنها بايد از برگزاري انتخابات و استعلام نظر اتباع کشور حمايت شود ـ از دمکراسي نه شورش مسلحانه و جنگ داخلي. سناتور روی بلانت Roy Blunt گفته بود که مداخله در امور يک کشور با دادن کمک مالي و تسليحاتي به شورشيان و حمايت هاي سياسي از آنان بعدا پرسش های متعدد به میان می آورد و «تاریخ» بعدا قضاوت بد خواهد کرد.
    
يک شورشي مسلح در ليبي

جان بونر John Boehner رئیس مجلس نمایندگان آمریکا [که در صورت فوت، کناره گیری و یا برکناری رئیس جمهور و معاون او، رئیس جمهور آمریکا خواهد بود] نطق 28 مارس اوباما را اظهاراتی مبهم خواند و گفت که رئيس جمهور هدف خودرا از حمایت از شورشیان مسلح یک کشور [کشور مستقل و دارای حاکمیت ملی] روشن نساخت. سیاست کلی آمریکا حمایت نظامی از شورشیان داخلی یک کشور نبوده است. هنوز ماهیّت این شورشیان بر ما روشن نشده و نمی دانیم چه کسانی هستند و چه برنامه ای دارند، ما در عکسهای خبری برسر و یا گردن آنها دستمال هایی به شکل و رنگ شال گردن حماسی های فلسطینی می بینیم.
     سناتور آمریکایی رابرت پورتمن R. Portman گفته بود که فرانسه و انگلستان بالاخره روشن نکردند که از میان این همه کشور ناآرام، چرا لیبی را انتخاب کردند، هدف چه بوده است؟!. به نظر من که آمریکا نبايد با طناب دولت های دیگر ـ بويژه لندن و پاريس به چاه برود. در قرن 21 باید روی خواست اکثريت مردم حساب کرد. دولت ها بايد کارشناس و تحلیلگر خوب و مسئول داشته باشند. اطلاعات خام کافی نیست باید تحلیل شوند. تحليلگر است که پیش بینی نتایج درازمدت عملیات نظامی مثلا در لیبی را مي کند. طرح ليبي ممکن است الگو شود و قدرت های دیگر به همین سبک در صدد مداخله در امور داخلی کوچکترها برآیند و نظم جهان برهم خورد ـ روسها آرزوي احياء امپراتوري تزارها را از ذهن و قلب خود بيرون نکرده اند!.
    Candice Miller نماینده میشیگان در مجلس نمایندگان آمریکا گفت پاريس و لندن گفته اند که نمی خواستند مرگ لیبیایی هارا ببینند، چطور شد که کشتار مردم کنگو، دارفور و ... را دیدند و دستور عملیات نظامی ندادند.
    سناتور راند پال Rand Paulگفته بود که اوباما نبايد از نقشه چند دولت که پيشينه استعمارگر بودن دارند [فرانسه و انگلستان] حمايت مي کرد و ....
    
    ***
    در اين روز، تفسیرنگاران عموما نوشته بودند عملیات نظامی در لیبی که 19 مارس آغاز شد ظاهرا در اجرای قطعنامه 1973 شورای امنیت بود حال آنکه هدف این قطعنامه به راه انداختن جنگ با لیبی نبود. در این تفسیرها، برسمیت شناخته شدن شورشیان به عنوان دولت لیبی از سوی فرانسه عملی خلاف منطق و ناشی از یک کینه توزی شخصی [سارکوزي نسبت به قذافي] خوانده شده بود که اگر الگو شود نظم و استاندارد جهانی بهم می خورد.
    
«ناتو» تانک ليبي را منهدم مي کند تا راه پيشروي شورشي مسلح باز شود

در تفسیر هاي اين روز آمده بود که اوباما در نطق 28 مارس خود روشن نساخت که هدف او از اشاره به محافظت از غیر نظامیان [ساکنان شهرها] بوده و یا شورشیان مسلح که شهرهارا می گیرند و هرکار که دلشان بخواهد می کنند. در قطعنامه شورای امنیت هم صحبت از ساکنان غیر نظامی شهرهاست نه جنگجویان ضد دولتی که هنوز ناشناس مانده اند و معلوم نیست که از چه قماشي هستند و چه عواملی آنهارا مسلح کرده است. سلاحهای دست آنها نیز یکسان نیست و ساخت کشورهای مختلف است. «ناتو» منطقه پرواز ممنوع [منظور شورای امنیت] را به حمله به واحدهای زمینی و انتظامی لیبی تعمیم داده و با از کار انداختن نظامیان لیبی، به شورشیان کمک می شود که مناطق مسکونی را بگیرند. [عملیات ناتو تا 27 مارس 2011 باعث کشته شدن 114 و مجروح شدن 445 غیرنظامی شده بود.]. چرا به طرابلس که پای شورشیان به آنجا نرسیده حمله هوایی شده است؟. [شده بود].
    چند مفسر از ساختن داستان زنی به نام ایمان العبیدی که ناگهان وارد هتل محل اقامت خبرنگاران خارجی شد و با فریاد گفت که نظامیان دولت به او تجاوز به عنف کرده اند و بعدا معلوم شد روسپی بوده است و انتشار «تنها اظهارات او، يکطرفه» در رسانه های غرب انتقاد کرده بودند و اين طرز خبرنويسي را مغاير اصول ژورناليسم خوانده بودند.
    
Cal Thomas

کل توماسCal Thomas روزنامه نگار معروف آمریکایی که تفسیرهایش همزمان در 400 نشریه منتشر می شود در مقاله ای نوشته بود: آیا اوباما جدا معتقد است که لیبی بدون قذافی دفعتا و برق آسا تبدیل به یک دمکراسی جفرسونی خواهد شد؟. اگر چنین باشد؛ پس او در سیاست جهانی و صحنه بین المللی یک آماتور کامل است. آيا اين اوباما همان فردی است که دوم اکتبر 2002 به عنوان سناتور ایالتی (محلی) ایلی نوی با هرگونه جنگ برای حل مسائل مخالفت کرده بود. در آن زمان جورج دبلیو بوش در افغانستان وارد جنگ شده و سخن از برکنارکردن صدام حسین با توسل به نیروی نظامی می زد. اوباما که در آن روز صریحا با هرگونه جنگ و شتاب برای ورود به جنگ مخالفت کرده بود و احیانا مردم به همین دلیل اورا رئیس جمهور کردند، چطور شد که ناگهان در قبال مسئله لیبی از راه حل لندن و پاريس حمايت کرد؟!.
    
    
***
28 و 29 مارس 2011 تظاهرات مردمی در گوشه و کنار جهان برضد جنگ لیبی ادامه داشت و شعار واحد معترضین این بود: چرا دولتهای دیگر خفقان گرفته و دست کم میانجیگری نمی کنند. مسکو که جهانیان انتظار وتو کردن قطعنامه را از آن داشتند از 19 مارس تا به امروز حتی یک کلمه درباره اين مداخله نظامي نگفته است، چه ساخت و پاختی در میان بوده است؟!.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 29 مارس
  • 1626:   آنتونیو توردسیلاس Antonio Tordesillas مورخ اسپانیایی که روزنگار (کرونیکل) دیدار کریستف کلمت و سایر اسپانیایی ها و نیز پرتغالی ها از قاره آمریکا و همچنین رویدادهای دوران حکومت فیلیپ دوم و فیلیپ سوم (دوران برتری اسپانیا) را تالیف کرده است درگذشت. وی متولد 1549 بود.
  • 1638:   نخستين مهاجرنشين سوئدي ها در «دليور» آمريكا ايجاد شد.
  • 1814:   ژنرال اندرو جكسون كه بعدا رئيس جمهوري آمريكا شد سرخپوستان قبيله «كريك» را در منطقه «هورس شو» شكست داد.
  • 1827:   دهها هزار تن در تشييع جنازه بتهوون در شهر وين شركت كردند.
  • 1847:   نيروهاي دولت واشنگتن منطقه «وراكروز» مكزيك را متصرف شدند.
  • 1936:   98 درصد از 45 ميليون و پانصدهزار راي دهنده آلماني به اعلاميه هيتلر که اشغال نظامي مجدد منطقه راينلاند Rhineland آلمان از سوي فاتحان جنگ جهاني اول غير قانوني است راي «بله» دادند و هيتلر با اعزام نيرو، اشغال گران را بيرون راند و اين، نخستين گام براي مسلح ساختن دوباره آلمان بود.
  • 1943:   در آمريكا به سبب ادامه جنگ (جنگ جهاني دوم) گوشت، كره و پنير جيره بندي شد.
  • 1945:   در این روز رسما اعلام شد که ارتش شوروی ارتش چهارم آلمان را کاملا منهدم ساخته است.
  • 1962:   ارتش آرژانتین برضد آرتورو فروندیزی Arturo Frondizi رئیس جمهور این کشور کودتا کرد و با زندانی ساختن او زمام اموررا به دست گرفت.
        
        
  • 1971:  


    هیات منصفه (ژوری) یک دادگاه نظامی آمریکا ستوان ویلیام کالی William Calley فرمانده یک گروهان از تیپ 11 پیاده آمریکارا که گروهان او متهم به کشتار 400 تا 500 غیرنظامی ـ بزرگسال و کودک ـ ویتنامی ساکن روستای مای لای My Lai شده بود مجرم تشخیص داد. قضات دادگاه 7 روز بعد کالی را به زندان تمام عمر محکوم کردند که محکومیت او بعدا به تصمیم نیکسون رئیس جمهور وقت آمریکا به ده سال حبس در اقامتگاه خود در سربازخانه (فورت بنینگBenning) تبدیل شد و پس از سه سال و چندماه ماندن در این حبس خانگی آزاد شد. کشتار روستای مای لای و تصاویر مربوط مدتها خبر صفحات اول روزنامه ها بود. این کشتار در مارس 1968 روی داده بود. کالی متولد 1943 است. پدر او نیز قبلا نظامی بود.
  • 1985:   اسپانيا و پرتغال شرايط بازار مشترك اروپا را براي پيوستن به آن پذيرفتند.
  • 1994:   آخرين سرباز آمريكايي از سومالي خارج شد.
  • 2004:   دولت های استونیا، اسلواکیا، بلغارستان، لاتویا، لیتوی نیا و رومانی اعضای پیشین بلوک شرق به ناتو پیوستند و عضو کامل این اتحادیه نظامی غرب شدند. با پیوستن استونیا، لاتویا و لیتوی نیا به ناتو، این اتحادیه وارد قلمرو شوروی فروپاشیده شد و در بالتیک و در پایگاههای سابق شوروی استقرار یافت بدون اینکه مقامات روس اعتراض کنند. این سه کشور حاشیه بالتیک از جمهوری های 15 گانه شوروی بودند. قبلا قرار بود که پس از انحلال اتحادیه نظامی بلوک شرق (پیمان ورشو)، ناتو نیز تبدیل به انجمن سیاسی شود!.
  • نامه به مولف
  •   در زير يکي از نامه هاي وارده را كه درباره «تاريخ جاري» است و 28 مارس 2003 واصل شده است درج مي كنيم. اين نامه از سوي خانمي كه در سال 1345 از شاگردان درس تاريخ نگارنده بوده از آلمان ارسال شده و به نظر مي رسد كه حاوي يك فرضيه تازه است، و لزوما نظر مولف اين سايت نيست:

  • در رابطه با جنگ عراق؛ تئوري تازه اي در باره طبيعت ثانوي بشر
  •   36 سال پيش در كلاس تاريخ، شاگرد شما بودم. از آن زمان به بعد نوشته هاي شما را در روزنامه ها مي خواندم. مطالب اين سايت (تاريخ آنلاين) را از نخستين روز خوانده و ضبط كرده ام. اجازه مي خواهم كه در باره موضوع هايي كه براي «تاريخ جاري» انتخاب مي كنيد اظهار نظر كنم.
        اگر درباره من بخواهيد؛ پس از بازنشسته شدن از خدمت دولت به اتفاق شوهرم نيمي از سال را در آمريكا با پسران دوقلويم كه در اين كشور به دنيا آمده اند و داراي همسر و فرزند و كار و كسب هستند بسر مي برم و نيم ديگر را در آلمان با دختر و نوه هايم مي گذرانم و سالي هم يكي ـ دو بار به ايران سر مي زنم كه تنها خانه اي را که دارم به عنوان مال بدون صاحب و يا با جعل سند و ... از دستم خارج نكنند، به علاوه وكالت دريافت حقوق بازنشستگان به دستور دولت آقاي خاتمي يك سال بيشتر اعتبار ندارد!.
        در مورد «تاريخ جاري» اگر از موضوعهاي روز که قطعيت يافته باشند استفاده شود بهتر است. براي مثال انتخاب دختر مرحوم آلنده به رياست مجلس شيلي كه خود شما هم آن را نوشته بوديد و موضوعي است قطعي شده و لازم به دانستن، ولي وارد مسئله جاري عراق شدن كه چاهي ويل است و كسي هم از پشت پرده آن و سرانجامش باخبر نيست، و کار روزنامه ها است نه اين تاريخ آنلاين که مطالب آن بايد قطعيت داشته باشد نه اينکه فردا معلوم شود که حقيقت چيزي ديگر بوده است.
        وارد جزئيات نمي شوم و فقط نظر خودرا درباره طبيعت ثانوي بشر مي گويم كه به خواندنش مي ارزد.
        تجربه هاي اخير نشان داده است كه براي تغيير طبيعت ثانوي بشر چند صد سال وقت لازم است. كمونيسم بيش از 70 سال بر جامعه روسيه حاكم بود و نتوانست طبيعت ثانوي اين مردم را تغيير دهد و ديديم كه چند ساعت پس از فروپاشي، همان افرادي كه در طول عمر خود واژه معامله گري و ... را ياد نگرفته بودند متوجه خريد و فروش و ... شدند و به همان جايي بازگشتند كه پيش از انقلاب 1917 ايستاده بودند. گردانندگان امروز لهستان، مجارستان، بلغارستان و آلباني همان هايي هستند كه در مدارس كمونيستي با شعار هاي ممتد ضد آمريكايي پرورش يافتند. ديديم كه نخستين مقاماتي بودند كه از حمله نظامي آمريكا و انگليس به عراق حمايت كردند.
        اعتراض مقامات آلمان، فرانسه و روسيه و ... نسبت به اين حمله فقط يك روز بود و تمام شد. حالا تمام فكرشان بر اين متمركز است كه سهمي هم به انها برسد.
        راه دور نرويم، اگر كويت و قطر پايگاه نمي دادند، كه حمله زميني به عراق نمي توانست صورت گيرد؛ پس وحدت عرب هم باد هوا ست.
        آيا همه اينها اشتباه مي كنند؟. گمان نمي كنم. آنها تابع طبيعت ثانوي خود (بشر) هستند كه به اين آساني تغيير نمي كند.
        
    شاگرد شما ....


  • براي اطلاع



    سپيده دم به زبان انگليسی

       

    از آنجا كه تلاش پيگير چندين ساله ناشر اين سايت (تاريخ ايرانيان به صورت روزشمار آنلاين) با نيم قرن تجربه روزنامه نگاري و تحصيلات مربوط، براي تجديد پروانه روزنامه چاپي «سپيده دم» جهت انتشار در ميهن گرامي به جايي نرسيده است و از سوي ديگر «روزنامك» را به فارسي به صورن آنلاين منتشر مي سازد؛  تصميم گرفته كه به زودي به انتشار سپيده دم آنلاين به زبان انگليسي در نشاني زير اقدام كند كه حاوي اخبار و عكسهاي جالب و مهم روز و نقل گزارش ها و مقالات مربوط ايران از منابع انگليسي زبان خواهد بود:

    www.IranianDawnNewspaper.com

     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» به شماره ثبت 25178/92 حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 77 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره اول نسخه چاپی روزنامک نيز در آوريل 2014 (ارديبهشت 1393) در تهران منتشر شد.

    www.rooznamak.com


     




     

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    nhistorian (a) cox.net
    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com