Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
      خورشيدي

 
31 جولای
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 31 جولای
ايران
ورود ابومسلم به خراسان
طبق روايات متعدد و تطبيق تقويم ها، ابراهيم بن محمد معروف به ابومسلم كه در «تاريخ» ابومسلم خراساني ناميده شده است 31 ژوئيه سال 745 ميلادي (نهم امرداد) براي سر و سامان دادن به مخالفان بني اميه كه در عين حال از بني عباس پشتيباني مي كردند وارد خراسان شد. وي ظرف دو سال و چند ماه بر همه خراسان (خراسان بزرگتر و ازجمله شامل منطقه فرارود) تسلط يافت و در شهر مرو مستقر شد.
     پاره اي از مورخان، ابومسلم را كه در اصفهان به دنيا آمده و در كوفه (همسايه شهر نجف) بزرگ شده از فرزند زادگان بزرگمهر (بوذرجمهر) وزير بنام ساسانيان نوشته اند. او مردي دلير و باهوش و مصمم به برچيدن حكومت بني اميه بود كه به اظهار وي عيّاش، آزمند، دنيا دوست و همانند سلاطين قديم ظالم، متكبر و فاسد شده بودند و به اين هدف خود نيز رسيد.
تصويري از يک مجسمه ابومسلم خراساني

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي که شيخ فضل الله نوري اعدام شد
نهم امُرداد سال 1288 هجری خورشيدي (31 جولاي 1909) شيخ فضل الله نوري به حكم دادگاه انقلاب (انقلاب مشروطیت) اعدام شد. وي پس از خلع محمدعلي شاه، از 26 تيرماه در خانه اش تحت نظر قرار گرفته بود و دو روز پس از آن به اتهام مخالفت با نظام مشروطه (حکومت پارلماني) و ترغيب ديگران به اين مخالفت به دادگاه انقلاب مركب از مشروطه خواهان و مجاهدان راه مشروطيت تسليم شده بود. محاكمه شيخ فضل الله كوتاه بود. پس از انقلاب 1357، نام اورا بر بزرگراهي در تهران گذاردند كه ميدان ونك را به ميدان آزادي متصل مي سازد!. با وجود اين، در همين زمان نوه او ـ دكتر منوچهر آزمون ـ را اعدام كردند. دکتر آزمون که پيش از انقلاب وزير کابينه بود به حکم دادگاه انقلاب اسلامي در تهران اعدام شد. يک نوه ديگر او (نبوي نوري) مدير کل پيشين آموزش و پرورش تهران و سازنده دهها ساختمان با بدنه کاشيکاري براي مدارس تهران به دادستاني انقلاب احضار شد ولي او قبلا به آمريکا رفته بود و مقيم کاليفرنيا شده بود و دسترسي به او نبود.


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
انحلال بانك انگلستان در ايران و ...
ساختمان بانك انگلستان (شاهنشاهي) و جانشينان آن بانکهاي بازرگاني و تجارت در ضلع شرقي ميدان توپخانه (ميدان سپه و پس از انقلاب، ميدان امام خميني)

نهم امرداد 1331 (31 جولاي 1952) دكتر مصدق نخست وزير وقت، بانك انگلستان در تهران را كه به نام بانك شاهنشاهي فعاليت داشت تعطيل كرد كه بعدا بانك غيردولتي «بازرگاني» در ساختمان آن واقع در ميدان توپخانه آغاز به فعاليت كرد که این بانک پس از انقلاب و ملی شدن بانکهای کشور، به نام بانک تجارت به کار خود ادامه داده است. بانك بازرگاني نخستين بانك غيردولتي بود که در ايران تاسیس شده بود. اصل 44 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به صراحت تاکید بر دولتی بودن بانکهای کشور دارد. بانک انگلستان دهها سال ناشر اسکناس های ایران بود. به عبارت دیگر؛ سیاست پولی وطن ما در کنترل بانک خارجی (دولت بیگانه) قرارداشت.
     در همين روز دكتر علي اصغر پورهمايون، از سوي دكتر مصدق رئيس شركت بيمه ايران و دكتر محمد نصيري رئيس بانك ملي شدند.
    
نمونه اسكناسهايي كه بانك انگليسي شاهنشاهي براي ايران !! چاپ و به جريان مي گذارد. برخي از اسکناس ها که در ايران به «نوت noot تلفظ مي شد» در شهر بخصوصي رايج (عکس بالاتر، اسکناسي است که تنها بايد در تبريز رايج باشد). اسم بانك شاهنشاهي را هم بر اين بانک گذارده بودند تا مردم متوجه نشوند كه پولشان ــ نبض كشور ــ در دست خارجي است. از همين پولهاي كاغذي هم به دولتهاي وقت تهران با بهره سنگين وام مي دادند و در عوض شخص خود آنهارا در گرو خويش داشتند

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
زادروز علي باستاني روزنامه نگاري كه به ژورناليسم وفادار ماند و از ژورناليست دفاع كرد
علي باستاني

علي باستاني از چهره هاي ژورناليسم ايران نهم مرداد 1303 (31 ژوئيه 1924) به دنيا آمد و از نخستين روزنامه نگاراني بود كه پس از انقلاب از كار بركنار شد.
    علي كه از مازندران بر خاسته است يك فرهنگي و آموزشگر چپگرا بود كه وارد كار روزنامه نگاري شد. وي در سال 1336 هنگامي به عضويت تحريريه روزنامه اطلاعات درآمد و خبرنگار پارلماني اين روزنامه شد كه تحت تعقيب ماموران امنيتي وقت (اطلاعات شهرباني ـ ركن دوم ستاد ارتش ـ فرمانداري نظامي) بود و چند بار براي دستگير كردنش به تحريريه اطلاعات هم هجوم برده بودند. باستاني و همسرش با وضعيتي كه بر ايران دهه هاي 1320 و 1330 مستولي بود و طبقه زحمتكش در رنج و تحت ستم قرار داشت مبارزه مي كرد.
    علي خيلي زود از پوشش خبرهاي پارلماني كه در اين كسوت مجبور بود حرفهايي را نقل كند كه نه تنها با آنها موافق نبود بلكه باورشان هم نداشت خسته شد و از سناتور مسعودي ناشر اطلاعات خواست كه كار تحريري ديگري به او بدهد و وي با توجه به اين كه علي تطميع شدني نبوده است او را به تهيه اخبار اقتصادي گمارد. در آن زمان كساني را به اين كار مي گماردند كه فريب حرفهاي مقامات اقتصادي را نخورند، تطميع نشوند و استقلال و شخصيت خود را محفوظ بدارند.
    ديري نگذشت كه باستاني كه از هوش سرشار برخوردار است با مهارتي كه در مديريت خبر ، استعداد رهبري ديگران و نهايت تدبير از خود نشان داده بود به معاونت سردبير روزنامه كه سمت مطبوعاتي مهمي بوده است منصوب شد و تا پايان سال 1357 در اين سمت باقي ماند. دراين سمت، وي در حقيقت كارهاي سردبير را انجام مي داد بدون اين كه حاضر به قبول اين عنوان شود.
    علي كه از ابتداي جواني هوادار ايجاد اتحاديه و سنديكا و چنين تشكلهايي بوده به همراه تني چند از روزنامه نگاران وقت در اوايل دهه 1340 خورشيدي سنديكاي نويسندگان و خبرنگاران را تاسيس كردند كه نقش بزرگي را در ژورناليسم ايران و دفاع صنفي از حقوق اهل اين حرفه ايفا كرد. وي كه در سازمان دهي اين تنها نهاد دمكراتيك آن زمان سهم بزرگي داشت، در اين سنديكا چند بار با راي اعضاء داراي مقام شد. وي با سوابق مبارزات سياسي پيش از روزنامه نگار شدن، هميشه سينه سپر مي كرد و به نام اين سنديكا از حقوق روزنامه نگاران به دفاع بر مي خواست و با نفوذ كلام و مهارتي كه در سخن گفتن دارد مانع اخراج و بي حق شدن دهها تن از كاركنان نشريات و راديو ـ تلويزيون شده بود. شهرت او در اين مبارزه به حدي بود كه مقامات دولتي از بيم وي جرات تعرض به روزنامه نگاران و اعضاي سنديكا را نداشتند. شخصيت علي به قدري قوي بود كه مقامات دولتي وقت از نخست وزير تا مديران كل خواستار جلب دوستي اش بودند و از برخورد با وي حذر داشتند و همين وضعيت روزنامه نگاران را از تعرض دولت مصون مي ساخت زيرا كه در هر تعرضي، علي باستاني مدافع اصلي و حلال مسائل بود. شهرت او در اين كار به حدي بود كه اگر روزي به مرخصي و يا ماموريت خبري خارج از شهر مي رفت بسياري از روزنامه نگاران احساس نا امني مي كردند و بيم داشتند كه در غياب او مورد تعرض قرار گيرند و مدافع نداشته باشند.
    علي پس از آغاز وزيدن بادهاي تغيير در كشور، سردبير اطلاعات را ترغيب به در پيش گرفتن سياست تحريري ديگري كرد و به همين سبب در شهريور ماه 1357 به زندان افتاد.
    وي از مبتكران اعتصاب 62 روزه روزنامه نگاران بود كه به پيروزي انقلاب كمك كرد ولي انقلابيون نخستين نويسنده اي را كه در روزنامه اطلاعات از كار معاف كردند علي باستاني بود كه از آنجا به خانه رفت و ديگر دست به قلم نبرد. علي پس از بركناري، مدتي را هم در زندان بسر برد.
    علي هنوز هم مورد مشورت همكاران قديم خود قرار مي گيرد و در ترتيب دادن مجالس شادي و عزا براي آنان پيشقدم و نفر اول است.
    كمك علي باستاني بود كه مجتمع كوي نويسندگان به وجود آمد و از معدود روزنامه نگاران قديمي است كه هنوز به سكونت در اين كوي ادامه مي دهد كه نشانه وفاداري و علاقه او به ژورناليسم و ديدار همكاران و زندگي در مجاورت و حال و هواي آنانست.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
روزي كه «السيد» درگذشت
30 ژوئيه سال 1099ال سيد (رودريگو دياز دو ويوار) ژنرال اسپانيايي در شهر والنچيا درگذشت. وي 55 سال عمر كرده بود.
     ال سيد نخست از سرداران ارتش آلفونسو چهارم پادشاه كاستيل( قسمتي از اسپانيا) بود كه چون مورد بي مهري پادشاه قرار گرفت به صورت يك ژنرال مرسنر درآمد، گاهي براي مسلمانان اسپانيا شمشير و مهارت جنگي خود را بكار مي برد و بعضي وقت ها در كنار مسيحيان مي جنگيد و سرانجام والنچيا را در پي يك محاصره طولاني تصرف كرد و خود را حاكم اين شهر ساحل مديترانه كرد. والنچيا قبلا در دست مسلماناني بود كه از شمال آفريقا به اسپانيا رفته بودند.
     عمل آلفونسو چهارم با السيد و مرسنر شدن او، ضرب المثلي بين المللي شده است كه حكمران نبايد مردان كشور (از مردان شمشير تا مردان فكر) را با يك برخورد كوچك و به آساني از دست بدهد تا ويرانگر شوند.
    مسلمانان نام السيدEl – Cid (ال سيدي ـ سيد به معناي آقا و برتر) را بر «رودريگو» گذارده بودند. در باره السيد داستانسرايي بسيار شده و يك فيلم سينمايي نيز بر پايه اين داستانها توليد شده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
مخترع اژدر و کشتي زره دار
30 ژوئيه سال 1803 «يان اريكسونJon Erickson » مهندس و مخترع سوئدي به دنيا آمد و 86 سال عمر كرد. پروانه كشتي، كشتي زره دار، اژدر، اژدر افكن و ... از اختراعات وي بشمار مي آيند.
     وي بود كه در سال 1962 (دوران جنگ داخلي آمريكا) براي اتحاديه آمريكا (شمالي ها ـ دولت واشنگتن) كشتي زره دار «مانيتور» را ساخت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ورود فراماسونري به آمريكا
31 ژوئيه سال 1733 ميلادي نخستين «لژ» فراماسونري در شهر «بوستون» در آمريكا آغاز به كار كرد. پاره اي از مورخان ورود فراماسونري را به آمريكا، سه سال پیش از آن و در سال 1730 و به شهر فيلادلفيا ذكر كرده اند. بنجامين فرانكلين از سران استقلال آمريكا در فيلادلفيا به عضويت فراماسونري درآمده بود.
     فراماسونري يك تشكيلات سري (محرمانه) است كه به صورت سلسله مراتب و با انضباط سخت اداره مي شود و در تعليم و عمل، اعضاي آن در ائتلاف با هم هستند و ملزم به اطاعت اند. اعضاي هر گروه فراماسون كه به آن «لژ» مي گويند تحت شرايطي صرفا از ميان مردها انتخاب مي شوند و اين لژها داراي گراندلژ (لژ بزرگ) هستند. در داخل لژها نيز اعضا در سه طبقه قراردارند كه طي شرايطي ارتقاء مي يابند. ريشه فراماسونري از انگلستان قرون وسطي است كه بر الگوي انجمنهاي قديمي سرمعماران كليساهاي اسكاتلند به وجود آمده است. فراماسونري پس از ايجاد «گراندلژ» لندن در سال 1717، به ساير كشورها گسترش يافت و از آنجا كه ميان اعضاي لژها دوستي، وفاق و معاضدت برقرار است، به مداخله در امور كشورها از جمله دخالت در انتصابات، سياستگذاري ها، حتي معاملات دولتي، انواع پارتي بازي و اعمال نفوذ متهم شده اند. هيتلر و موسوليني دو مخالف سرسخت فراماسونري بودند. دولتهاي كمونيستي نيز در زمان خود، اين لژها را از كشورهاي خود ريشه كن كردند و ... در ايران هم پس از انقلاب اقداماتي بر ضد فراماسونري و عضويت در آن صورت گرفته است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
پدر كشور مكزيك - داستان شنیدنی اعلام استقلال مکزیک
Miguel Hidalgo y costilla

سي ام ژوئيه سال 1811 «ميگوئل هيدالگو كاستيلاMiguel Hidalgo y costilla » رهبر استقلال طلبان مكزيك كه به پدر اين كشور معروف است در «چي واهواهوا» در 58 سالگي تيرباران شد. وي يك كشيش كاتوليك بود كه مكزيكي ها را برضد حكومت اسپانيا (اصطلاحا كشور مادر) كه بزعم او مقامات اعزامی اش به مکزیک بي عدالتي و ستمگري مي كردند فراخواند و به پيروزي هايي هم نائل آمد. کشیش «هيلداگو» در مكزيك همان انقلاب مسلحانه اي را به راه انداخت كه جورج واشيگتن چند سال پيش از او در ايالات متحده به آن دست زده بود و علت عدم پيروزي او در اين بود كه مانند واشنگتن تجربه نظامي نداشت و در مكزيك بيش از ايالات متحده خائن و خبرچين وجود داشت.
    پدر هيلداگو كه پس از اتمام دروس الهيات، كشيش كليسا شده بود از همان آغاز كار طبعي سركش داشت. وي برغم تعهدي كه سپرده بود كه ازدواج نكند داراي دو دختر از يك ازدواج غير رسمي شده بود. او كه مردي انساندوست و ميهندوست و بر ضد ستمگري بود، همچنين آن دسته از كتابهاي فلسفي را كه مورد تحريم پاپ قرار گرفته بود مي خواند. در اقامتگاهش اش كلاس شبانه داير كرده بود و راه پيشرفت را به مراجعين مي آموخت.
    پس از اين كه كشيش كليساي شهر «دولورس» شد جلسات بحث روشنفكري را تبديل به بحث سياسي و استقلال خواهي كرد. در اين جلسات، وي ژوزف بناپارت را كه از جانب برادرش ناپلئون حكمران اسپانيا شده بود مردي جاه طلب، زورگو و تشنه قدرت خواند و براي كاستن از محبوبيت ناپلئون نيز به مكزيكيان گفت كه ناپلئون انقلاب فرانسه را كه محصول مغز روشنگران و خون بينوايان و مردم بود از صاحبان اصلي اش ربوده است و شايسته احترام نيست و نبايد نسبت به او اعلام وفاداري كرد.
    کشیش هيلداگو با گفتن سخن از ظلم و ستم و روابودن ایستادگی در برابر ظالم در خطبه ها و موعظه هایش، گروه بی شماری از مکزیکی ها به ويژه روستائيان و بوميان (سرخپوستان) را به دور خود جمع كرد و يكي از پيروانش به نام «ايگناشيو آلنده» كه اطلاعات نظامي مختصري داشت به مسلح كردن آنان پرداخت.
     پس از آماده شدن پیروان مسلح، کشیش هيلداگو هشتم دسامبر 1810 را «روز بپاخيزي مكزيكيان» تعيين كرد. هيلداگو چون بعدا شنید که جاسوسان حكمران اسپانيايي مكزيك اين تاريخ را به گوش او رسانيده اند تا آماده پيشگري شود، پیروانش را به تشكيل اجتماع بزرگي دعوت كرد و در این اجتماع در ساعت 11 بامداد 15 سپتامبر 1810 استقلال مكزيك را اعلام داشت كه روزملي مكزيك بشمار مي آيد. وي در همين اجتماع از مردم خواست كه با هر وسيله اي كه دارند مسلح و آماده آزاد كردن وطنشان به صورت هر شهر پس از شهر دیگر شوند.
     استقلال طلبان مسلح به فرماندهي «ايگناشيو آلنده» بسیاری از شهرهاي مكزيك را به همان ترتیب ـ يكي پس از ديگري گرفتند و به نزديكي مكزيكو سيتي رسيدند. در اينجا شمار پیروان مسلح کشیش هیدالگو 82 هزار تن بود ولي فاقد اسلحه سنگين و نظم لازم بودند.
     حكمران اروپايي مكزيك که چنین دید بر ضد پدر هيدالگو به سراسقف كليساهاي مكزيك كه نماينده مستقيم پاپ بود متوسل شد و وي 24 سپتامبر آن کشیش استقلال طلب را تكفير كرد. اکثریت مردم نه تنها به تکفیر سراسقف اعتناء نکردند بلکه به او عنوان قدّیس دادند و سن ميگوئل خطاب کردند. علاوه بر آن ژنراليسيمو و ليبراتور (آزاديبخش) خواندند.
     باوجود این، بر سر چگونگی حمله به مكزيكو سيتي ميان پدر هيدالگو و آلنده اختلاف نظر بروز كرد و جاسوسان جريان را به گوش حكمران رسانيدند و وي دستور حمله داد و استقلال طلبان كه آماده نبودند زير آتش توپخانه قرار گرفتند و ناچار به عقب نشيني به «گوادا لاجارا» شدند. نيروهاي دولتي اين شهر را محاصره كردند و چون فرماندهان استقلال طلبان تجربه جنگي در برابر يك ارتش منظم و مجرب را نداشتند بيشتر افراد را مامور دفاع از يك پل نزديك شهر كردند كه در اینجا زير آتش توپ قرار گرفتند، شهر تصرف و کشیش هيدالگو دستگير شد و چون روحاني بود او را جهت مجازات به سراسقف مكزيك تحويل دادند.
     در جلسه محاكمه مذهبي، كشيشهاي شركت كننده او را «زورو به معناي روباه» حطاب كردند كه سي ام ژوئيه 1811 به اعدام محكوم و چند ساعت بعد حكم اجرا گرديد. پدر هيدالگو كشته شد، ولي نام او باقي مانده و مكزيكيان مي دانند كه وي پدر استقلال كشورشان بوده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
جنبش اليجا محمد در آمريكا
اليجا محمد Elijah Muhammad رئيس جنبش مسلمان سياهپوست ايالات متحده كه جنبش او رنگ ناسيوناليستي به خود گرفته بود31 ژوئيه 1960 خواهان تشكيل دولتي از سوي سياهپوستان درچارچوب اين كشور شد.
    اليجا كه به نام« اليجا پول » در دهم اكتبر 1898 در جورجيا متولد شده بود در 26 سالگي به شهر ديترويت ميشيگان نقل مكان كرد . پدر وي در جورجيا يك مروج مسيحيت پروتستان بود. اليجا در ديترويت با « فرد محمد » آشنا و مسلمان شد و از آنجا به شيكاگو رفت و يك مركز اسلامي تاسيس كرد و در سال 1934 جنبش سياهان مسلمان را بنياد گذارد.
    وي در دوران جنگ جهاني دوم دولت آمريكا را متهم كرد كه چون ژاپني ها سفيد پوست نيستند مورد خصومت آمريكا قرار گرفته اند و به همين سبب زنداني شد. زنداني شدن به سود او تمام شد و در آنجا موفق گرديد جمع كثيري از زندانيان را كه يكي از آنان ملكم ايكس بود مسلمان كند. او تا پايان عمر ( 25 فوريه 1975 ) به فعاليت هاي خود ادامه داد. جنبش او نخستين جنبش مسلمانان در آمريكا بشمار مي آيد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
زنده باد كبك آزاد
دوگل هنگام بيان آن مطلب
امروز، روزي است كه در آن در سال 1967، شارل دوگل ناسيوناليست بزرگ فرانسه و رهبر وقت اين كشور، در اثناي ديدار از ايالت كبك (Quebec) كنفدراسيون كانادا، در نطقي در برابر دهها هزار فرانسوي زبان كانادائي در شهر مونترآل، ملاحظات سياسي را كنار گذارد و فرياد زد: «زنده باد كبك آزاد»، كه باعث رنجش دولت مركزي كانادا شد و از آن پس، فرانسوي زبانان كبك چند بار در صدد برآمدند از طرق دمكراتيك (رفراندم) ايالت خود را مستقل كنند.
     روزگاري نام «فرانسه آزاد» را بر آنها نهاده بودند و ... ولي هنوز موفق نشده اند. نخستين اروپاييان كه وارد كانادا شدند فرانسويان بودند و «شاپلن» فرانسوي «كبك» را بنا گذاشت، ولي بعدا انگلستان با جنگ آن را از دست فرانسه خارج ساخت. با وجود اين فرانسوي تبارهاي كبك زبان و فرهنگ فرانسوي خود را حفظ كرده اند و از انديشه استقلال بيرون نرفته اند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 31 جولای
  • 1556:   سن ايگناشيوس موسس فرقه مسيحي « ژوزويت » در رم درگذشت.
  • 1777:   موسسان ايالات متحده آمريكا به «ماركيز دو لافايت» فرانسوي كه به كمك آنان شتافته بود درجه ژنرالي و مقام فرماندهي در ارتش انقلاب استقلال دادند.
  • 1945:   1945 پير لاوال نخست وزير پيشين فرانسه كه پس از شكست آلمان در جنگ به اتريش گريخته بود خود را تسليم كرد و 15 اكتبر همان سال به جرم سازش با هيتلر اعدام شد.
  • 1981:   ژنرال عمر تريحوس رئيس كشور پاناما در يك سانحه هوائي كه نسبت به عادي بودن آن ترديد است كشته شد و ژنرال نوريه گا برجاي او نشست. تريحوس با كارتر رئيس جمهوري وقت آمريكا پيمان واگذاري آبراه پاناما را به اين كشور امضاء كرده بود و به شاه اجازه داده بود كه درپاناما اقامت كند.
  • 1991:   بوش ( پدر ) و گورباچف قرارداد محدود كردن تسليحات استراتژيك امضاء كردند.
  • 2003:   در پي فتواي رهبران روحاني نجف ، سرهنگ آمريكايي كريستوفر كانلين كه بانو ناصر حسين را به سمت قاضي اين شهر مذهبي انتخاب كرده بود از اين انتخاب خود صرفنظر كرد. اين سرهنگ بنا به اندرز مشاور خود راشل رو كه از آمريكا اعزام شده بود اين بانوي 54 ساله را براي پست قضاوت در نظر گرفته بود كه پيش از اداي سوگند ، با توجه به مخالفت هايي كه شد مراسم سوگند را لغو كرد.
  • براي اطلاع



    سپيده دم به زبان انگليسی

       

    از آنجا كه تلاش پيگير چندين ساله ناشر اين سايت (تاريخ ايرانيان به صورت روزشمار آنلاين) با نيم قرن تجربه روزنامه نگاري و تحصيلات مربوط، براي تجديد پروانه روزنامه چاپي «سپيده دم» جهت انتشار در ميهن گرامي به جايي نرسيده است و از سوي ديگر «روزنامك» را به فارسي به صورن آنلاين منتشر مي سازد؛  تصميم گرفته كه به زودي به انتشار سپيده دم آنلاين به زبان انگليسي در نشاني زير اقدام كند كه حاوي اخبار و عكسهاي جالب و مهم روز و نقل گزارش ها و مقالات مربوط ايران از منابع انگليسي زبان خواهد بود:

    www.IranianDawnNewspaper.com

     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» به شماره ثبت 25178/92 حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 77 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره اول نسخه چاپی روزنامک نيز در آوريل 2014 (ارديبهشت 1393) در تهران منتشر شد.

    www.rooznamak.com


     




     

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    nhistorian (a) cox.net
    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com