Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
      خورشيدي

 
19 نوامبر
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 19 نوامبر
ايران
بي كفايتي شاه سلطان حسين، شورش قندهار و سقوط اصفهان
«ميرويس» بزرگ قندهاري ها كه براي تظلم از جور و ستم عبدالله خان حكمران اعزامي دولت صفويان رنج سفر به اصفهان را بر خود هموار كرده بود ولي موفق به ديدار شاه سلطان حسين نشده بود 19 نوامبر سال 1699 (1078 هجري خورشيدي) با دست خالي به قندهار بازگشت و سران طوايف ناحيه را به باغ خود دعوت كرد و وجود ضعف در اركان دولتي و رواج فساد اداري و چاپلوسي در دربار صفويان را برايشان بيان داشت و گفت كه شاه در محاصره عده اي كوته نظر آزمند قراردارد و كسي نمي تواند، حتي براي تظلم به او دسترسي يابد و احكام انتصابات خريد و فروش مي شود و دلسوز وجود ندارد. در اين شرايط راه ديگري جز اين كه خودمان بپاخيزيم وجود ندارد ، و بذر شورش در همان روز كاشته شد و طرف دو سال از زمين سر بر آورد. پشتونها و بویژه قندهاریها تا آن زمان سابقه نافرماني و ضديت با دولت متبوع، ايران، را نداشتند.
     شاه سلطان حسين مسئله قندهاررا با يک انتصاب نابجا پیچیده تر کرد. وي به توصيه درباريان مغرض و ناآگاه خود گرگين خان گرجي را بدون توجه به اين كه وي با آداب و رسوم پشتون ها ناآشناست و كار را خرابتر خواهد كرد و بر وخامت اوضاع منطقه خواهد افزود به حكومت قندهار برگزيد تا اوضاع منطقه را آرام كند. به اسلام گرويدن گرگين خان دليل عمده گماردن او به حكمراني قندهار بود. گرگين خان پیش از انتصاب تازه، بلوچهارا سرکوب کرده بود كه خطه كرمان را ناآرام كرده بودند. باد دانست كه لهجه پشتونها (در پاكستان آنان را پاتان مي نامند) و بلوچها پارسي باستان است و همانند ساير برادران پارسي خود از نژاد آرين هستند.
    گرگين خان كه پس از اسلام آوردن از شاه سلطان حسين كه جماعتي گرجي زاده بر دربار او سلطه يافته بودند و جز منافع شخصي به چيز ديگري توجه نداشتند لقب «شهنوازخان» گرفته بود پس از استقرار در قندهار آتش شورش را با خشونت تمام خاموش و ميرويس را به عنوان عامل فتنه به اصفهان تبعيد كرد.
    ميرويس در طول اقامت در اصفهان بيش از پيش بر ضعف نفس شاه سلطان حسين واقف شد. وي با اين استدلال كه نمي شود حتي يك مسلمان تبعيدي را از از اجراي واجبات ديني كه زيارت خانه خدا از جمله آنها است مانع شد اجازه حج گرفت و در مكه از برخي روحانيون سني فتواي جنگ با حاكم شيعه را به دست آورد.
     ميرويس در بازگشت به اصفهان چنان رفتاري از خود نشان داد که توجه همگان و ازجمله شاه سلطان حسين نسبت به او جلب شد و طولي نکشيد كه تبعيد او لغو و اجازه بازگشت به قندهار به دست آورد.
     در قندهار، ميرويس فتاوي روحانيون سني را كه به دست آورده بود به سران طوايف كه تا آن زمان حاضر به اين درجه از تمرد نبودند نشان داد و قتل گرگين خان را مباح دانست. ميرويس سپس با بكار بردن نيرنگ گرگين خان را به باغ خود دعوت كرد و در آنجا اورا بكشت.
     شورش ميرويس موفق شد زيرا كه شاه سلطان حسين بي كفايت قبلا طايفه ابدالي را از خود رنجانده بود تا از آنان كمك گيرد و ملك محمود سيستاني حاكم «فراه» را هم كشته بود و مردم آن ايالت ناراضي بودند.
    پس از مرگ ميرويس درسال 1711 ميلادي، برادرش ميرعبدالله (پدر اشرف افغان كه سكه هاي اشرفي يادگار زمان اوست) جايش را گرفت كه ميرمحمود پسر ميرويس عموي خود را كشت و به كرمان حمله برد. لطفعليخان حاكم فارس به كمك كرمان شتافت و ميرمحمود را به قندهار فراري داد. شاه بي خرد اندكي بعد لطفعليخان را معزول ساخت.اين خبر كه به گوش ميرمحمود رسيد در سال 1725 ميلادي با 25 هزار تن به كرمان حمله آورد و اين شهررا متصرف شد و از آنجا از طريق يزد عازم اصفهان گرديد. وي موفق به تصرف يزد نشد، ولي اصفهان را در 12 اكتبر سال 1722 ميلادي تصرف كرد و عملا به عمر دودمان صفويان پايان داد.
     ميرمحمود، خود در سال 1724 به دست پسر عمويش اشرف که در لشکرکشي به اصفهان با او بود كشته شد. اشرف با قتل محمود انتقام خون پدرش را از او گرفت. بساط اشرف نيز ضمن سه جنگ به دست نادر برچيده شد.
     نادر شاه در سال 1737 قندهار را كه عادت به ياغيگري كرده بود تصرف كرد و در مجاورت آن شهري به نام نادر آباد ساخت و آن دسته از بزرگان شهر را كه در شورش ميرويس و ميرمحمود مشاركت كرده بودند به مازندران تبعيد كرد. در جريان عمليات خارج ساختن قندهار از دست شورشيان، احمدخان ابدالي (دراني) از افسران ارتش نادر بود. احمدخان ابدالي ژس از قتل نادر در کودتاي زوئن 1747 قوچان به قندهار رفت و درآنجا اعلام استقلال كرد و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
امروز و فردا کردن دولت مسکو - مسئله آذربايجان
در پي رفع ممانعت شوروي، در اين روز در سال 1325 (19 نوامبر 1946) واحدهاي اعزامي از تهران براي حل مسئله آذربايجان از قزوين وارد زنجان شدند و ظرف 23 روز غائله پايان يافت.
     مدتها بود كه واحدهاي شوروي كه از زمان جنگ جهاني دوم در مناطق شمال غربی ایران مستقر بودند، مانع حركت نيروهاي اعزامي فراتر از قزوین مي شدند . دولت مسکو برغم تعهدي كه سپرده بود حاضر به تخليه ايران نبود که دولت تهران متوسل به شکايت از آن دولت به مراجع مربوط جهاني و سایر فاتحین جنگ شده بود. دولت مسکو همانند سایر دولت های اشغالگر ایران متعهد شده بود که در پایان جنگ نیروهای خودرا خارج سازد، اما امروز و فردا می کرد تا نقشه هایی را که در سر داشت به اجرا درآیند. مسکو در زمان حاضر نیز ده سال است که برای تکمیل نیروگاه بوشهر امروز و فردا می کند و همچنین تحویل موشک های ضد موشک.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اعتراض شوروي به سياست يك بام و دو هواي ايران
19 نوامبر سال 1947 (28 آبان 1326) دولت وقت شوروي نسبت به رد قرار داد امتياز نفت شمال به آن كشور در مجلس، به دولت ايران اعتراض كرد.
     دولت شوروي در يادداشت اعتراضيه خود سياست خارجي ايران را قضيه يك بام و دو هوا خواند و با ادامه قرارداد نفت ايران و انگلستان مخالفت كرد.
     قوام السلطنه - دولتمرد نزديک به انگلستان - در زمان نخست وزيري خود وعده نفت شمال را به شوروي داده بود تا اين دولت راضي به خارج ساختن نيروهايش از ايران شود.
     شماري اين عمل قوام را كه نوعي نيرنگ سياسي بود حمل بر ميهندوستي او كرده اند و عده اي ديگر، اين اقدام قوام را خدمتي ديگر به انگلستان دانسته اند. مي دانيم كه دكتر مصدق رسما قوام را عامل خارجي و مجري سياست انگلستان خوانده است. 
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
پالايش دستگاه قضايي ايران ،تاسيس ديوان عالي تازه و بيانات دکتر مصدق در زمينه عدالت،آزادي و دمکراسي
29 آبان 1331 ديوان عالي ايران با تركيب تازه آغاز بكار كرد. لطفي وزير دادگستري وقت كه سرگرم پالايش دستگاه قضايي بود با استفاده از اختيارات قانوني دكتر مصدق، پنج روز پيش از اين تاریخ، ديوان عالي كشور و دادگاه انتظامي قضات را منحل ساخته بود زيرا كه بركناري قاضي نشسته امكان پذير نبود، جز با انحلال واحد قضايي او. در طول اين پنج روز قضات تازه شعب ديوان عالي جز شعبه نهم تعیین شده بودند. محمد سروري رئيس شعبه اول درعین حال رئيس ديوان عالي بود.
     ديوان عالي ايران در آن زمان 48 قاضي داشت به اين ترتيب: هر شعبه يك رئيس، سه مستشار و يك داديار. سه قاضي ديگر؛ دادستان ديوان عالي و معاونان او بودند. براي تعيين اعضاي تازه ديوان عالي، از قضات بازنشسته نيز كه شهرت پرهيزگاري و بي نظر بودن داشتند استفاده شده بود. لطفي براي باز گرداندن آنان به شغل قضاوت، حتي به منازلشان رفته و از آنان استدعاي بازگشت كرده بود. تا اين روز ( 29 آبان 1331 ) هنوز تعيين قضات پنج گانه دادگاه انتظامي قضات كه نقش اساسي در حفظ دستگاه قضاوت از هرگونه آلودگي باید داشته باشد تكميل نشده بود.
    دكتر مصدق نخست وزير وقت در آستانه فساد زدايي از قوه قضايي گفته بود كه برقرار كردن دمكراسي واقعي در يك جامعه و تداوم آن و نیز پیشرفت همه جانبه بدون وجود عدالت و آزادي در آن جامعه امكان پذير نيست و عدالت عمومي و آزادي بدون داشتن يك دستگاه قضايي كار آمد و بي نظر به دست نمي آيد و تنها قاضي عادل است كه مي تواند در يك جامعه عدالت ريشه دار برقرار كند. دستگاههاي اداري ـ قضایی ما از ديرزمان شهرت آلودگي يافته اند و از اينجاست كه جامعه آلوده مي شود و در چنين وضعيتي نمي توان انتظار وجود عدالت و آزادي را داشت كه قاضي عادل و نظام قضایی از هرجهت خوب، مي تواند فساد و كژي را از دستگاههاي عمومي بزدايد و بالطبع جامعه تميز و آزاد شود و پيش بتازد و .... دكتر مصدق، خود استاد رشته حقوق در دانشگاه تهران بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
خبری که تهيه و چاپ آن منجر به تراشیده شدنِ سر ِ نوشیروان کیهانی زاده (مؤلف این تاریخ آنلاین) در آذرماه 1339 شد
چند مخاطب خواسته بودند که خبر اصلی که به خاطر چاپ آن در شماره ششم آذرماه 1339 روزنامه اطلاعات ـ صفحه 18، و دو خبر کوچکتر در شماره های دیگر این روزنامه، سپهبد نعمت الله نصیری رئیس شهربانی (پلیس) وقت (و پس از آن رئیس ساواک) نوشیروان کیهانی زاده مؤلف این تاریخ آنلاین را سر تراشید و کتک زد در اینجا کُپی و کلیشه کنیم که در آن زمان یک انعکاس جهانی یافته بود، در گوشه و کنار جهان صدای اعتراض بلند کرده و روزنامه نگاران ایران در آستانه اعتصاب قرارگرفته بودند که شاه در نیمه شب مداخله و نصیری را مجبور به آمدن به موسسه اطلاعات و عذرخواهی کرد. در آن شب روزنامه نگاران در موسسه اطلاعات اجتماع کرده و درحال تنظیم برنامه اعتصاب از روز بعد بودند که شاه مداخله کرد. وضعیت و نیز شکایت نامه مربوط نیمه شب آن شب توسط رئیس وقت انتشارات و رادیو (اینک وزارت ارشاد) که سمت معاونت نخست وزیری را هم داشت، در کاخ اختصاصی (واقع در چهاراه پاستور) به اطلاع شاه رسانیده شده بود. مضمون دستخط شاه در زیر شکایت نامه این بود که دادرسی ارتش ـ در صورتی که نصیری عذرخواهی و جلب رضایت نکند، اقدام و وی را تعقیب قضایی کند. این رویداد درعین حال به آغاز تلاش برای تاسیس سندیکای روزنامه نگاران ایران منجر شد و نقطه عطفی در ژورنالیسم ایران بود. در زیر کپی خبر مورد بحث با تیتر: دخترها ... از سرنوشت من عبرت بگیرید درج شده است:
    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دنياي هنر
روزي كه شوبرت خاموش شد - تيم يک آهنگساز
Franz Schubert
فرانتس شوبرت Franz Schubert موسيقيدان شهير اتريشي ساعت 3 بعد از ظهر 19 نوامبر سال 1828 درگذشت و نزديك گور بتهوون مدفون شد.
     شوبرت که 31 ژانويه 1797 به دنيا آماده بو از نوابغ موسيقي جهان بشمار مي رود. پدرش كه مسئول مدارس حومه شهر وين بود و از كودكي استعداد فرزندش را به موسيقي تشخيص داده بود اورا به مدرسه موسيقي سپرد. شوبرت مدت كوتاهي هم معلم مدرسه بود ولي همواره آهنگ مي ساخت و براي خود يك تيم مركب از يك شاعر، يك خواننده و دو نوازنده تشكيل داده بود. آهنگسازان در سراسر جهان تشكيل چنين تيمي را از شوبرت فراگرفته اند.
    شوبرت که لحظه اي از فكر نوشتن يك آهنگ تازه غافل نبود علاقه فراوان به بتهوون داشت و در مراسم تدفين بتهوون وصيت كرده بود كه وي را پس از مردن در مجاورت وي مدفون سازند.
     شاهكارهاي شوبرت و آهنگهاي معروف او از جمله سمفوني هايش پس از مرگ او از گوشه و كنار خانه اش و از داخل انباري به دست آمده است. شوبرت که 31 سال عمر کرد جمعا 600 آهنگ و 9 سمفوني ساخته است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسي
روز فرصتهاي مساوي در آمريكا
در آمريكا، 19 نوامبر «روز فرصتهاي برابر» است كه از دهها سال پيش برگزار مي شود و در اين روز بود كه اصل فرصتهاي برابر که در قانون تامين حقوق مدني آمده است به اجرا در آمد. قانون تامين حقوق مدني مصوب سال 1964 است.
    هدف از گنجانيدن اين اصل در قانون تامين حقوق مدني اين بوده است كه هركس مطابق استعداد و مهارت و علاقه خود از فرصتهاي شغلي ، تحصيلي و حرفه اي و ايجاد كسب و كار؛ بدون تبعيض و مانع و اشكالتراشي برخوردار شود. اين قانون راه را براي اجراي ابتكارات ، طرحها ، برنامه ها و تحقق آرزوهاي هر فرد و گروه باز گذارده ، وسائل كار را تسهيل و فراهم ساخته و هرگونه سد و اشكالتراشي اداري را برداشته و ايجاد مانع بر سر راه پيشرفت را غير قانوني ساخته است .
     اين اصل صراحت دارد كه براي استخدام و انتصاب، پرداختن به حرفه مربوط ، يا گشودن كسب و كار و موارد پيشرفت ديگر؛ توجه كردن و برتري دادن به جنس، سن، نژاد. مليت اصلي، مذهب، عقيده و شرايط جسماني مردود و خلاف قانون است و براي پرداختن به هر حرفه، محدوديت ــ جز شرايط علمي، فني ، تخصصي و حد ( نصاب ) مهارت ــ نمي تواند وجود داشته باشد. هر گونه استخدام بايد از طريق آگهي در رسانه ها و سازمانهاي عمومي مشاغل انجام گيرد، به گونه اي كه همه علاقه مندان به آن اطلاع قبلي داشته باشند ، سپس مصاحيه و سنجش قابليت انجام گيرد و هركس حق اعتراض به روش را به دستگاهاي مربوط از جمله دادگاه صالحه دارد زيرا كه هدف قانون، انتخاب ماهرترين متقاضي و رعايت انصاف و بي طرفي در اين زمينه و خدمت به جامعه است.
    براي نظارت بر اجراي اين اصل از قانون تامين حقوق مدني در هر شهر آمريکا به تناسب جمعيت، كميسيونهاي ويژه به همان نام ايجاد شده است. اين كميسيونها به شكايات افرادي كه مدعي نقض اين قانون درباره خود شده اند رسيدگي مي كنند و اگر نتوانند مسئله را حل كنند پرونده را تكميل و به دادگاه مربوط مي فرستند و تا اخذ نتيجه آنرا دنبال مي كنند. همين قانون است كه اجازه نمي دهد مثلا در اجاره دادن خانه و انجام كار ارباب رجوع و... تبعيض قائل شوند.
     بسياري را عقيده بر اين است كه عمدتا همين اصل موجب اشتياق اصحاب حرفه و هنر و دانش به مهاجرت به آمريكا و انتقال سرمايه به اين كشور و در نتيجه پيشرفت ايالات متحده شده است. 
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
زادروز چارلز اول كه به خواست پارلمان گردن زده شد
چارلز اول پادشاه انگلستان ــ از سال 1625 تا 1648 ــ كه در 30 ژانويه 1649 در ملاء عام گردن زده شد 19 نوامبر سال 1600 ميلادي به دنيا آمده بود.
     چارلز از آغاز سلطنت با مسائلي از جمله تشديد اختلافات مذهبي با اسكاتلندي ها و نافرماني ايرلنديها رو به رو بود و براي مقابله قطعي با اين مشكلات به پول بيشتري نياز داشت، زيرا كه موجودي خزانه را صرف تقويت نيروي دريايي كرده بود كه انگلستان از سالها پيش از او وارد مسابقه دريايي شده بود.
     چارلز چون موفق نشد پارلمان را كه بيشتر اعضاي آن از ثروتمندان و ماليات دهندگان عمده كشور بودند به افزايش مالياتها راضي كند خود به وضع ماليات تازه مبادرت كرد و دستور بازداشت كساني را كه خودداري ورزند صادر كرد و چون نوبت به بازداشت چند نماينده پارلمان رسيد، مجلس به دليل مصونيت پارلماني مانع اين كار شد و با وضع قانون ايجاد ميليشيا براي دفاع از پارلمان، چارلز را به مبارز ه طلبيد و سرانجام دو نيرو با يكديگر وارد جنگ شدند و در نبرد 14 ژوئن 1645 نيروهاي پادشاه از ميليشيا ي پارلمان به فرماندهي اليور كرمول نماينده مجلس عوام شكست خوردند.
     چارلز سپس به توطئه هاي متعدد از جمله تماس باپاپ و قول آشتي دادن كليساي انگلستان با او را داد و و عده هاي ديگري به اسكاتلندي ها و ايرلندي ها داد كه به كمك او آيند كه موفق نشد ولي اين كارها باعث شد كه پارلمان وي را متهم به خيانت بر ضد وطن كند و محاكمه پارلماني (ايمپيچمنت) كند و به اعدام محكوم سازد.
    پيش از اعدام كه هزاران تن شاهد آن بودند به چارلز اجاره صحبت داده شد و او جرائم وارده به خود را رد كرد. سپس گردنش را روي تخته اي كه آماده شده بود گذاشت و با تبر گردن زده شد.
     پارلمان مجلس لردان را منحل و سلطنت را ملغي ساخت و كرمول مرد اول انگلستان شد كه فردي موراليست بود و نظم را برقرار كرد وبراي انگلستان ارتشي نوين به وجود آورد و چون پارلمان را مانعي بر سر راه اصلاحات خود مي ديد ان را منحل كرد و تا سوم سپتامبر 1658 كه در گذشت بر انگلستان بدون اين كه خود را پادشاه و يا رئيس جمهور بخواند تحت عنوان «لرد سرپرست يا محافظ» حكومت كرد. پس از او اين لقب را به پسرش چارلز دادند كه او علاقه اي به حكومت كردن نداشت و شش ماه بعد دوباره انگلستان سلطنتي شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
زادروز زني که سه بار رهبر هند شد
19 نوامبر زادروز بانو اينديرا گاندي دختر نهرو است كه سه بار نخست وزير هند شد، كشوري كه حكومت بر آن بسيار دشوار است. وي كه در 1917 به دنيا آمده بود در سال 1984 به دست محافظانش كشته شد. اينديرا در 1942 با يك روزنامه نگار پارسي به نام پيروز گاندي ازدواج كرد و از او داراي دو پسر شد. پيروز كه بعدا نماينده مجلس هند شد در 1960 درگذشت. اينديرا از منتقدان سياست خارجي آمريكا بود و نه تنها با كمك شوروي براي هند يك ارتش نيرومند به وجود آورد بلكه اين كشور را در سال 1974 اتمي و در 1980 فضايي كرد. يکي از هدف هاي اتمي کردن پاکستان، مهار شدن قدرت هند است. پاکستان از تجزيه هندوستان بوجود آمده است. با ايجاد پاکستان، دهها ميليون پشتون جداشده از افغانستان با ترسيم خط مرزي «دوراند»، و نيز مناطقي از بلوچستان ايران به پاکستان انتقال يافتند. اين مناطق را دولت لندن در زماني که حکمران هندوستان بود جدا کرده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي که يک بانوي سياهپوست وزير امور خارجه آمريكا شد ـ تفسيرهايي که تحقق يافت
Condoleezza Rice

در پي كناره گيري ژنرال سياهژوست ـ كولن پاول، شانزدهم نوامبر 2004 بانو «كاندو ليزا رايس» و در آن زمان 50 ساله به سمت وزير امور خارجه آمريكا تعيين شد. با اعلام اين خبر، روزنامه ها عموما اين کلام اورا که در سمت مشاور ويژه امور امنيت ملي حكومت جورج دبليو بوش و پس از بلند شدن صداي اعتراض برخي از اروپاييان به عمليات نظامي آمريكا به عراق بيان کرده بود يادآور شده بودند که گفته بود: فرانسه را مجازات كنيد، به آلمان (دولت سوسيال دمکرات) اعتناء نكنيد و روسيه را ببخشيد. اين سه دولت از اعتراض کنندگان به تصرف عراق از سوي آمريكا بودند.
    برخي از مفسران اروپايي «رايس» را بانويي با داشتن روش «ماكياولي» توصيف كرده و نوشته بودند كه گمان نمي رود در زمان او به عنوان رئيس ديپلماسي آمريكا، روش سياسي و برخورد آمريكا با دولتهاي ديگر نرم تر شود. به نوشته اين مفسران، روشها و طرز تفكر بوش و رايس از هم جدا نيست و مي توان گفت فلزي يكپارچه اند كه به هم جوش داده شده اند. رايس كه از دانشگاه «دنور در كلرادو» دكتراي مطالعات بين المللي گرفته در سال 2000، در جريان مبارزات انتخاباتي آمريکا، مشاور امور جهاني و سياست خارجي بوش و اندرز دهنده او در اين زمينه ها بود.
     به نوشته مطبوعات، كاندوليزا رايس از حاميان درجه اول لشکرکشي به عراق و برکنار کردن دولت صدام حسين بود. بانو رايس مدتي هم مدرّس دانشگاه ستنفورد بود و در مركز مطالعات امنيت بين المللي و كنترل تسليحات اين دانشگاه كار مي كرد. بانو رايس قبلا در ستاد ارتش آمريكا سمت هاي جانبي داشت و در دوران حكومت جورج بوش (پدر) مديريت مشاوران امور اروپاي شرقي و شوروي وي را عهده دار بود و در دوره اول حكومت جورج بوش (پسر) مشاور ويژه امنيت ملي رئيس جمهوري شد و نخستين زني در آمريكا بود كه داراي اين سمت شده بود. روزنامه ها از وي به عنوان كارشناس امور روسيه و اروپاي شرقي نام برده بودند.
    به نوشته برخي از روزنامه هاي اروپا، بانو رايس در دوران وزارت خود در برابر جورج بوش فقط گوش خواهد بود و دهان به كوچكترين اعتراض و مخالفت نخواهد گشود.
     پاره اي از رسانه هاي آمريكايي ضمن بحث از انتصاب بانو رايس اشاره كرده بودند كه اگر او در سياست خارجي و رفتار با ساير دولتها بازهم يكدنگي كند، باعث احياء حس مقاومت در اين دولتها خواهد شد كه مآلا دودش به چشم ملت آمريكا خواهد رفت.
    ريچارد آرميتاژ معاون وزارت امورخارجه آمريكا از لحظه انتصاب رايس، از اين سمت كناره گيري کرد.
    از آنجا كه آمريكا به صورت فدراسيون اداره مي شود، نقش وزارتخانه هاي امورخارجه، دفاع و خزانه داري اين كشور بيش از وزارتخانه هاي مشابه در ممالك ديگر است زيرا كه در آمريكا امور ديگر، عمدتا بر عهده ايالتهاست كه قوانين متفاوت دارند و هركدام عملا يك كشورند و به همين دليل است كه بيشتر فعاليت هاي دولت فدرال متوجه سياست خارجي، امور دفاعي و پول (دلار) است و عمدتا پيرامون آنها دور مي زند. ساير وزيران كابينه دولت فدرال آمريكا، جز دادستان كل (برابر وزير دادگستري در ساير كشورها كه بازپرسها و پليس فدرال زير نظر او عمل مي كنند) وظايف برنامه ريزي و مشورتي دارند.
    مروري برکارهاي بانو رايس تا پايان وزارتش نشان مي دهد که تفسيرها و اظهار نظر هايي که در نوامبر 2004 شده بود درست بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
باجگيري دريايي پس از تروريسم - تصرف هفت کشتي بزرگ در 11 روز و بيخ گوش کشتي هاي نظامي آمريکا و «ناتو»!
منطقه باجيگري دريايي (شاخ آفريقا)، آخرين کشتي هاي تصرف شده نوامبر 2008 و دو بندري که محل فعاليت باجيگران است

در طول 11 روز (از هفتم تا 18 نوامبر2008) در آبهاي شاخ آفريقا هفت كشتي به تصرف باجگيران دريايي درآمده بود ازجمله يك سوپر تانكر كه دو ميليون بشكه نفت خام به بهاي يكصد ميليون دلار از كشور سعودي حمل كرده بود و نيز يك كشتي باري هنگ كنگي كه در كرايه يك شركت ايراني بود.
    اين باجيگيران كه عمدتا در بندر حرارظهر سومالي فعاليت دارند افرادي مسلح به آر پي جي، تيربار و تفنگ خودكار هستند و با قايقهاي موتوري معمولي حركت مي كنند. آنان پس از نزديك شدن به يك كشتي به ناخداي آن اخطار مي دهند و پس از متوقف ساختن كشتي كه قاعدتا بايد غير مسلح باشد از آن بالا مي روند و كاركنان كشتي را به گروگان مي گيرند و تقاضاي باج مي كنند كه تاكنون صاحبان كشتي ها پس از چانه زني، اين پول را پرداخت كرده اند. اين باجگيرها کوشش مي کنند که حتي المقدور رفتار شان با كاركنان كشتي ها بد نباشد.
    
پرنس فيصل در مصاحبه خود در آتن

تصرف كشتي ها در ماه نوامبر 2008 در حالي صورت گرفته بود كه سه ناو نظامي «ناتو» و چند كشتي وابسته به ناوگان پنجم آمريكا (كه پايگاهش بحرين است) در آبهاي خليج عدن و شاخ آفريقا حضور داشتند!. قبلا در اين آبها 36 كشتي به همان صورت تصرف شده بودند. در ميان كشتي هاي تصرف شده يك كشتي اوكرايني حامل اسلحه و تانك هم وجود داشت. برخي از اين دستبردها در آبهاي دور از ساحل و در اقيانوس هند و حتي در فاصله 450 مايلي صورت گرفته است. باجگيران به تدريج در كار خود مهارت يافته اند.
     كشتي هاي تصرف شده يا عازم غرب از طريق آبراه سوئز بودند و يا از اين آبراه گذشته و راه مقصد خود در شرق را درپيش داشتند. به گفته اصحاب نظر،ادامه اين باجگيري نه تنها باعث گسترش اين كار در ساير مناطق جهان خواهد شد بلكه عملا آبراه سوئز را از فعاليت و اعتبار خواهد انداخت. يك شركت نفتكش نروژي كه 90 تانكر در اختيار دارد 18 نوامبر 2008 اعلام كرد كه به كشتي هايش دستور داده است به جاي آبراه سوئز راه جنوب آفريقا (دماغه اميد نيك) كه هزاران مايل دورتر است در پيش گيرند و اين، يك عقب گرد به سالهاي پيش از دهه 1860 تلقي شده است.
     در نوامبر 2008 شمار باجگيران دريايي سوماليايي حدود 80 تَن برآورد شده بود. تعجب در اين بوده است كه چرا دولت هايي كه مدعي هستند پَشه را در آسمان نَعل مي زنند نتوانستند که به اين وضعيت، و فعاليت اين هشتاد نفر در مدتی کوتاه پايان دهند.
    هفدهم نوامبر 2008 پرنس فيصل وزير امورخارجه وقت دولت سعودي كه در آتن بود در يك مصاحبه عمومي باجيگري دريايي نوامبر 2008 را پديده اي نمونه دیگری از تروريسم قرن 21 خواند و در باره ادامه آنها به جهانيان اعلام خطر كرد. مفسران چپگرا در واكنش به انتقاد از باجگيري دريايي و نظاير آن گفته بودند كه اين كارها عكس العمل هايي در برابر بي عدالتي است و براي قطع آن؛ بايد به بي عدالتي ها پايان داده شود.
چند باجگير مسلح با قايق خود در آبهاي شاخ آفريقا

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
«شاد زیستن» حق بشر است ـ نتایج نظرسنجی سال 2013 سازمان ملل درباره ملل شاد
بسیاری از آموزشگران، انساندوستان، فلاسفه، اصحاب نظر و همچنین زرتشت و مزدک «شاد زیستن» را حق بشر دانسته اند ـ یک حق طبیعی که نباید سلب شود، و گفته اند که یک انسان که عمری کوتاه دارد ـ به دنیا نمی آید که زجر بکشد و در بدبختی و سیه روزی بسر برَد. هیچ زن و مردی برای زجر کشیدنِ فرزند، اورا به وجود نمی آورند که نفرین و خشم به جان بخرند. خوب زیستن و راضی بودن نتیجه داشتن قانون کامل که حقوق انسان را نقض نکند و برپایه منافع برخی و سیاست روز وضع نشده باشد و اجرای دقیق آن و نیز داشتن مدیران دلسوز است که بدانند اتباع، شادی و بی نیازی می خواهند نه دغدغه و هراس و زندگی در جامعه ای که کم و بیش فساد، تباهی، ظلم و تبعیض در آن وجود دارد.
    قبلا سالی نبود که موسسات نظر سنجی گزارش از شادترین مردم (ملل) جهان The happiest people in the worldندهند، ولی این ایراد هم وجود داشت که آن گزارش ها نادقیق است تا اینکه از سال 2007 سازمان ملل ـ به رغم ایرادهای متعدد که به آن وارد است ـ انجام این کار را برعهده گرفت و هر سال و عمدتا در فصل پاییز نتایج نظرسنجی و تحقیق خودرا در این باره منتشر می کند که عنوان (تیتر) آخرین نظرسنجی آن (سال 2013) از این قرار بود:
    World,s Happiest Nations 2013
    طبق این نتایج رسمی، 15 کشور ردیف بالا از این قرار اند: 1 ـ دانمارک، 2 ـ نروژ، 3 ـ سویس، 4 ـ هلند، 5 ـ سوئد، 6 ـ کانادا، 7 ـ فنلاند، 8 ـ اتریش، 9 ـ ایسلند، 10 ـ استرالیا، 11 ـ اسرائیل، 12 ـ کوستا ریکا، 13 ـ نیوزیلند، 14 ـ امارات عربی متحده و 15 ـ پاناما.
    این نظر سنجی در 156 کشور انجام شده بود. در آمار منتشره، ایالات متحده آمريکا در ردیف 17، ونزوئلا در ردیف 20، انگلستان در ردیف 22، برزیل در ردیف 24، فرانسه 25، آلمان 26، قطَر 27، کویت 32، سعودی 33، ایتالیا 45، مالزیا 56، روسیه 68، ترکیه 77، لیبی 78، بحرین 79، پاکستان 81، اوکراین 87، فیلیپین 92، چین 93، عراق 105، هند 111، جمهوری اسلامی ایران 115، تاجیکستان 125، ارمنستان 127، مصر 130، گرجستان 134، افغانستان 143، سوریه 148 و توگو در رديف 156 بود.
    ناشادهای ردیف پایین ملل آفریقای مرکزی (جنوب صحرا) بوده اند. از این نظر سنجی چنین بر می آید که ثروتمند بودن یک کشور دلیل شادی اتباع نمی شود ـ کشور سعودی در ردیف سی و دوم، کویت 32 و قطر 27 بوده اند.
     در این نظر سنجی ـ برحسب جمعیت کشور از هزاران تن استعلام نظر شده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تاريخ از نگاهي به تصوير
در دنیای دیجیتال، عکس ها هم دروغ می گویند!
از قرن نوزدهم و پیدایش فن عکاسی، تاریخنگاران و روزنامه نگاران تلاش می کرده اند که مطالب خودرا با عکس ـ عکسهایی که واقعیت را منعکس کند و ماجرا را بیان دارد، ارائه دهند و از دیدگاه قضات دادگاهها عکس یک سند بوده است، ولی در دنیای دیجیتال آن اصل را باید از میان رفته تلقی کرد. ایجاد تغییر الکترونیک در عکسها و اصطلاحا ادیت، چند سال است که صورت می گیرد ولی تا نوامبر 2011 صدایش در نمی آمد و جنجال نمی شد. آگهی یک کمپانی بین المللی پوشاک به نام بنه تون Benetton در نوامبر 2011 باعث اعتراض و کشانده شدن کار به رسانه ها و «خبر روز» شد. این کمپانی تحت عنوان نفی تنفر Unhate و ظاهرا برای تبلیغ کالای خود و جلب مشتری عکس های چند رئیس کشور و شخصیت را که ظاهرا با هم میانه خوب ندارند با استمداد از فنون ادیت دیجیتالی، دو به دو در حال بوسیدن یکدیگر ساخته و منتشر کرده است. بی احتیاطی این کمپانی این بود که عکس پاپ را هم در حال بوسیدن رئیس جامعه الازهر ساخته بود که باعث اعتراض واتیکان شد و همگان متوجه شدند که از این پس به واقعیت داشتن مناظر در عکس ها هم باید تردید کرد.
برخی از عکس های دستکاری شده دیجیتالی کمپانی بنه تون Benetton در اعلان خود. در این عکسها سران آمریکا و چین ، سران دولتهای فرانسه و آلمانی، اوباما و هوگو چاوز و نیز سران دو کره (شمالی و جنوبی) صمیمانه در حال بوسیدن یکدیگرند حال آنکه طبق اخبار، در معارضه اند.

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 19 نوامبر
  • 401:   Visigoths ويزيگوتها (از طوايف ژرمن) به فرماندهي آلاريک يکم پس از عبور از آلپ وارد ايتاليا شدند و پس از تصرف شهر رم آن را غارت کردند. اين حمله به انتقام دهها سال تعرض روميان به آنان بود. روم غربي بعد از اين شکست نظامي، کمر راست نکرد. ويزيگتها بعدا جنوب فرانسه و نيز اسپانيا را تصرف کردند و در اينجا مستقر شدند. گُت Goth در لغت به معناي خوب است و به اين سبب دو دسته از ژرمن نژادها به گت ها معروف شدند که مردمي ارزشمند و کارآمد بودند. آنان از نژاد آرين بوده اند.
  • 1820:   ناتانيل پالمر Nathaniel B. Palmer به منطقه منجمد جنوبي رسيد و آن را قاره Antarctica ناميد.
  • 1874:   کلارنس دي Clarence Day نويسنده آمريکايي به دنيا آمد و 79 سال عمر کرد.
  • 1912:   در جريان نخستين جنگ بالکان، صربها شهر بيتولا Bitola را تصرف کردند و با اين رويداد، مقدونيه پس از 5 قرن از دست امپراتوري عثماني خارج شد.
  • 1919:   سناي آمريكا قراردادهاي پايان جنگ جهاني اول معروف به پيمان ورساي را رد كرد.
        
  • 1929:   دولت وقت ايران پادشاهي محمد نادرخان بر افغانستان مستقل را برسميت شناخت. افغانستان بيش از دو هزار سال بخش خاوري ايرانزمين (پرشيا) را تشکيل مي داد. دولت لندن اين بخش را از ايران جدا کرد و نامش را افغانستان گذارد. نخستين دودمانهاي پادشاهي ايران ـ کياني ها ـ از آن منطقه برخاسته اند که رستم زال از ژنرالهايشان بود و ژنرال پرويز کياني فرمانده ارتش پاکستان از نسل آنان است. يعقوب ليث قهرمان استقلال ايران از همان منطقه (افغانستان امروز) بپاخاست، همچنين بسياري از اديبان و دانشمندان ايراني.
        
  • 1321:   به هيات نظارت اسكناس اجازه داده شد كه تا هر مقدار كه لازم باشد اسكناس تازه منتشر كند!! كه متعاقب آن قيمتها سريعا بالا رفت و ايران سالها گرفتار تورم پول بود تا اين كه اسكناسهاي درشت تر از 20 توماني را جمع آوري كردند.
  • 1946:   افغانستان عضو سازمان ملل شد.
  • 1977:   انور سادات رئيس جمهوري وقت مصر وارد اسرائيل شد و روز بعد در پارلمان اين كشور سخنراني كرد. وي نخستين رئيس يك كشور عربي بود كه به دعوت دولت اسرائيل به اين كشور رفت و بالاخره جان خود را هم بر سر اين اقدام از دست داد.
  • 1987:   کميسيون ويژه کنگره آمريکا معروف به کميسيون " ايران - کونترا " گزارش نهايي خود را صادر کرد و نهايتا رونالد ريگن را مسئول اعمال خلاف قانون دستيارانش در اين زمينه اعلام داشت.
  • کارنامک نوشيروان (خاطره ای از مولف)
    استاد سعید نفیسی: وظیفه روزنامه نگار کشف و برملأ ساختن تلقین ها و بازی های بیگانگان است ـ بسياري از مسائل ايران نتيجه اِعمال نفوذ لندن
    استاد نفيسي
    در اَمُردادماه 1335 (آگوست 1956) از سعید نفیسی استاد زبان فارسی و نویسنده بنام دعوت شده بود که به دانشجویان نخستین دوره آموزش روزنامه نگاری ایران که کلاس درس آنان در ساختمان مؤسسه مطبوعاتی اطلاعات (واقع در خیابان خیّام) تشکیل شده بود ساده نویسی بیاموزد و از خاطرات خود در این زمینه ها برایشان بگوید.
        وی ضمن آموزش ساده نویسی که خود او روش تازه ای برایش یافته بود و اینکه راه جلب مخاطب برای نشریات ازجمله کتاب است گفت که در دوران رضاشاه (پهلوی یکم) فرهنگستان به وجود آمده بود که واژه یابی و واژه سازی و پالایش زبان کند تا خواندن و نوشتن فارسی آسان گردد و دوره سوادآموزی کوتاه شود. ولی، اعضای فرهنگستان اول که همان اشخاص دوران قاجاریه و در ارتباط با دولت لندن بودند به جای انجام این وظایف، می آمدند دور هم می نشستند، چای و میوه می خوردند، درد دل می کردند و می رفتند. رضاشاه که متوجه قضیه شده بود فرهنگستان را بَست تا از شرّ ایشان آسوده شود و سپس فرهنگستان دیگری تاسیس کرد که کار ِ بسیار انجام داد و قرار بود که بعدا به دلیل اینکه الفبای عربی (رایج در ایران) حروف صوتی ندارد و تلفّظ ایرانیان یکسان نمی شود و لهجه های محلی باقی می مانَد و شاخص مناطق می شود الفبای لاتین را جانشین آن کنند که سرایت جنگ جهانی دوم به ایران و تبعات آن ازجمله رفتن رضاشاه آن اندیشه بایگانی کرد.
        استاد نفیسی گفت که بسیاری از مسائل ایران نتیجه سیاست ها و اِعمال نفوذ انگلستان در ایران بوده است ازجمله مخالفت با ملی گرایی های رضاشاه در اواخر دوران پادشاهی اش و همین خالص سازی زبان فارسی و .... ما ـ ایرانیان نباید بیش از این دیکته دیگران را بنویسیم و تحت تاثیر تلقین آنان قرارگیریم و راهی را که به ما نشان می دهند دنبال کنیم. وظیفه و تکلیف روزنامه نگار کشف این «خط دادن ها و زمینه سازی ها و برملأسازی ـ مستقیم و صریح و یا غیر مستقیم سیاست ها و برنامه های خارجی ها» است. این بازی ها و لفّاظی های آنان به خاطر رعایت حال ما نیست بلکه اجرای سیاست های جهانی و منطقه ای خودشان است ـ دل خارجی که برای ما نسوخته!. روزنامه نگار پس از کشف قضیه باید آن را به صورت مقاله درآورد و منتشر کند تا دولت و ملت روشن شوند. ممکن است یک مقام دولتی و یا یک متنفّذ عامل و یا متمایل به فلان دولت خارجی باشد، ولی وقتی که مردم از قضیه آگاه شوند، دیگر نمی تواند کاری انجام دهد و همان همکارانش نخواهند گذاشت که خط خارجی را تحمیل کند.
        شادروان نفيسي که يك ايراندوست تمام عيار بود در انتقاد از تصميم دولت پيشين (دوران پهلوي يکم) مبني بر منع خارجيان از بكار بردن واژه «پرشيا» به جاي ايران گفته بود که اين مصوّبه که دولت هاي ديگررا از بكار بردن «پارسوا، پرسه، پرسان، پرژيا (پرشيا)، پرسيانا و ... » در ناميدن ايران منع مي كرد یک اشتباه بود. تردید ندارم که انگلیسی ها عوامل خود در دولت وقت را وادار به آن مصوّبه کرده بودند تا ایرانیان امپراتوری از دست رفته خودرا فراموش کنند و در صدد احیاء آن برنیایند. اين نام ها در سراسر جهان، امپراتوري ايران با همه عظمت و فرهنگ آن را در اذهان تداعي مي كند. غربي ها «پرشيا» را از يونانيان و روميان عهد باستان ياد گرفته و بكار برده اند. نفیسی با تاکید گفت که تا دولت لندن از سر ایران دست برندارد، ایرانیان روز خوش نخواهند داشت. سعید نفیسی معتقد بود که ناسیونالیسم در خون ایرانیان است و به هرجا که بروند ـ حتی در گور ـ آن را با خود می برند.
        [استاد سعيد نفيسي 23 آبان 1345 = 14 نوامبر 1966پس از پنج دهه تدريس و به يادگار گذاشتن بيش از يكصد تاليف، در 73 سالگي فوت شد. وي که در فرانسه تحصيل كرده بود فرزند علي اكبر ناظم الاطباء كرماني و از خاندان حكيم ِ كرماني بود. استاد
         نفيسي درباره هر موضوعي كه به نظرش مي رسيد قادر به نوشتن مقاله، رساله و كتاب بود ـ از نمايشنامه تا داستان و از تاريخ تا واژه نامه و تصحيح متون قديمي و همين طور درباره سياست. بسيار روان و زيبا و بدون تكلّف مي نوشت و نوشته هايش خوانندگان فراوان داشت. مردي فروتن و دوست داشتني بود. فهرست تحريرات او طولاني است از جمله فرهنگ فرانسه به فارسی، تاريخچه ادبيات ايراني، بيهقي، نظاميه بغداد، ماه نَخشَب، نظامي گنجوي، فرهنگنامه پارسي، يزدگرد سوم و ....]
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    براي اطلاع



    سپيده دم به زبان انگليسی

       

    از آنجا كه تلاش پيگير چندين ساله ناشر اين سايت (تاريخ ايرانيان به صورت روزشمار آنلاين) با نيم قرن تجربه روزنامه نگاري و تحصيلات مربوط، براي تجديد پروانه روزنامه چاپي «سپيده دم» جهت انتشار در ميهن گرامي به جايي نرسيده است و از سوي ديگر «روزنامك» را به فارسي به صورن آنلاين منتشر مي سازد؛  تصميم گرفته كه به زودي به انتشار سپيده دم آنلاين به زبان انگليسي در نشاني زير اقدام كند كه حاوي اخبار و عكسهاي جالب و مهم روز و نقل گزارش ها و مقالات مربوط ايران از منابع انگليسي زبان خواهد بود:

    www.IranianDawnNewspaper.com

     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاريخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نيز در اپريل 2014 (ارديبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه يافته است.

    نسخه آنلاين: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com