Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
      خورشيدي

 
8 جولای
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 



 


   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 8 جولای
ايران
حمله ناوگان عثماني به جزيره هرمز!
دولت عثماني (تركيه) كه از زمان جنگ چالدران (اوت سال 1514) به دليل داشتن اسلحه آتشين (توپ و تفنگ) و از اين لحاظ برتري نظامي، به حملات زميني خود به قلمرو ايران ادامه مي داد، در سال 1552 (زمان سلطنت شاه طهماسب صفوي) تصميم به حمله به جزاير ايراني خليج فارس گرفت. بهانه اين حمله دريايي اخراج پرتغالي هاي مسيحي از جزيره ايراني «هرمز» بود!. عثماني در سال 1546 ميلادي يمن را تصرف كرده بود و بر درياي سرخ و تنگه كليدي آن «باب المندب» مسلط شده بود و براي توسعه اين متصرفات، قدرت دريايي پرتغال را در برابر خود مي ديد.
    درياسالار پرتغالي آلفونس آلبوكرك (آلبوكركي) در سال 1506 جزيره «سكوتره Socotra» در جنوب شبه جزيره عربستان و در سال 1507 جزيره هرمز را متصرف شده بود. پرتغالي ها علاوه برمنطقه گوا در هند، در سال 1511 در «مالاكا» مستقر شده بودند و در هرجا كه مستقر مي شدند ميسيونهاي مسيحي هم به تبليغ و ترويج اين دين مي پرداختند.
    حمله دريايي عثماني به جزيره هرمز هشتم ژوئيه (17 تيرماه) 1552 و با کمک پاشاي مصر (كارگزار عثماني) آغاز شد، ولي با شكست رو به رو گرديد و پيشروي عثماني در جزيرة العرب، به حجاز و يمن محدود ماند. بايد دانست كه پيش از حمله عثماني به هرمز، سليمان پاشا حكمران عثماني مصر در سال 1538 ميلادي براي بيرون راندن پرتغاليها از منطقه «ديو Diu» در گجرات هند، از طريق دريا به اين منطقه نيرو فرستاده بود كه اين نيروها كاري از پيش نبرده بودند.
    جزيره هرمز و ساير مناطق ايراني متصرفي پرتغاليها در خليج فارس در سال 1621 ميلادي- دوران پادشاهي شاه عباس- آزاد و به قلمرو ميهن بازگشت داده شدند.
    
دريا سالار«آلبوكرك» عامل سلطه پرتغال بر چند نقطه درخليج فارس و هند

صلح سال 1555 ایران و عثمانی، از دست رفتن بغداد و تقسیم ارمنستان
سازش شاه طهماسب صفوی و سلطان سلیمان عثمانی که در پی سه جنگ حاصل شد از هشتم جولای 1555 میان ایران و عثمانی صلح برقرارکرد ـ صلحی که تقریبا دهه برقرار بود. این سه جنگ از سال 1533 آغاز شده بود و یکی پس از دیگری تا سال 1553 ادامه داشت و مذاکرات صلح تا انعقاد قرارداد سال 1555 دو سال طول کشیده بود. در دو جنگ از این سه، ایران شکست خورده بود. دو شکست ایران عمدتا به سبب رقابت و دشمنی سران ایلات تشکیل دهنده نیروی قزلباش با یکدیگر و توطئه و دسیسه بود. همین نزاع داخلی سران ایلات بر سر قدرت و کنترل امور و منافع سبب شده بود که در نخستین جنگ، شاه طهماسب نتواند بیش از چند هزار (کمتر از ده هزار) نیرو وارد میدان کند و در نتیجه تبریز پایتخت وقت و بخشی از غرب و شمال غربی ایران به تصرف عثمانی درآمد. آن چند هزار نیرو هم از صوفیان بودند که شاه طهماسب را «مرشد کامل» و اطاعت از اورا واجب محض می پنداشتند. سلطان سلیمان برای این جنگ نزدیک به دویست هزار نظامی و سیصد توپ فراهم آورده بود.
     دو دولت در سازشنامه 1555 ارمنستان را میان خود قسمت کردند، دولت ایران بغداد و مناطق غربی بین النهرین را به عثمانی داد و به این ترتیب دولت عثمانی به مناطق جنوب شرقی جزیرة العرب دسترسی یافت. این سازشنامه علویان (شیعیان) آناتولی شرقی که بخشی از آنان را مهاجران دیلمی (گیلانی) تشکیل می دادند و هوادار صفویان بودند دلسرد کرد و همچنین کردهارا. شاه طهماسب برای دور ساختن پایتخت از دسترس عثمانی آن را از تبریز به قزوین منتقل کرد. شاه طهماسب یکم که در فوریه 1514 به دنیا آمده و در می 1676 درگذشت وی در طول نیم قرن سلطنت خود نه تنها با مشکل خودخواهی سران ایلات قزلباش بلکه شاهزادگان صفوی رو به رو بود. برادرش القاص میرزا بر ضد او با عثمانی متحد شده بود!. رقابت و کشمکش داخلی سران ایلات و شاهزادگان و ازجمله شاهزاده خانمها که تا زمان شاه عباس یکم ادامه یافت، یک ضعف بزرگ دولت صفویان بود.
پيمان سعدآباد، توطئه ديگر لندن برضد تهران بود
در اين روز در سال 1316 (1937ميلادي) ميان ايران، تركيه، عراق و افغانستان يك پيمان عدم تجاوز امضاء شد كه چون دركاخ سعد آباد (تجريش) امضاء شده بود به پيمان سعد آباد معروف شده است. وزيران امور خارجه افغانستان، تركيه و عراق براي اين منظور به تهران آمده بودند (در آن زمان هنوز پاكستان تاسيس نشده بود كه وارد اين پيمان شود).
     رسانه هاي آلمان دو سال و چند ماه بعد و پس از آغاز جنگ جهاني دوم مدعي شدند كه اين پيمان طبق نقشه انگليسيها منعقد شده بود تا رضاشاه در اجراي انديشه «احياء ايران زمين»، با كمك گرفتن از آلمان و احیانا سازش با مسكو و آنکارا، در صدد ضميمه كردن افغانستان و شرق رود دجله به ايران برنيايد.
     مورخان معاصر در تاليفات خود، نزديك شدن بعدي افغانستان به دولت مسکو را هم يك نقشه لندن به منظور رهانيدن خود از كابوس وحدت ايران و تاجیکهای افغانستان ذكر كرده اند. هرگونه الحاق تاجیکها به ایران باعث وحدت پشتونهای دو سوی خط «دوراند»، پیدایش کشوری تازه و احتمالا از میان رفتن افغانستان و پاکستان خواهد بود که هر دو کشور با نقشه لندن ساخته شده اند. سياست هاي انگلستان در آسياي جنوبي عامل اصلي تجزيه ايران زمين و جدا شدن تدريجي افغانستان بود. بيش از دو قرن است که انگلستان نسبت به افغانستان حساسيت ويژه از خود نشان داده است!.
اخطار مسکو به تهران و دريافت يک پاسخ مبهم
هشتم ژوئيه 1954 (ده ماه پس از براندازي 28 مرداد)، دولت مسكو ضمن تسليم يادداشتي به دولت وقت ايران و يادآوري معاهدات في مابين منعقده در دهه 1920، تهران را از پيوستن به اتحاديه هاي نظامي غرب و ترتيبات مشابه كه ماهيت ضد شوروي دارند و مآلا به سود ايران نخواهند بود برحذر داشت.
     چند روز بعد دولت تهران به اين يادداشت پاسخي مبهم داد و اشاره كرد كه هنوز وارد چنين اتحاديه هايي نشده است و اگر بخواهد بشود اين کار به صورت محرمانه نخواهد بود و چگونگي را اعلام خواهد داشت.
لادن و لاله هم تاريخ شدند
لادن (سمت چپ) و لاله
هشتم ژوئيه 2003 لادن و لاله دو خواهر دوقلوي ايراني كه از ناحيه سر «به هم چسبيده» به دنيا آمده بودند در يك بيمارستان سنگاپور در سومين روزي كه تحت عمل جراحي قرار داشتند يكي پس از ديگري جان سپردند. نخست لادن (سمت چپ در عكس) درگذشت و ساعتي بعد هم لاله .
     جدا كردن دوقلوهاي به هم چسبيده كه از سال 1952 آغاز شده است اگر در سنين كودكي باشند در حال حاضر امري دشوار نيست، ولي لادن و لاله در بيست و نهمين سال عمر خود زير عمل جراحي قرار گرفته بودند كه در اين سن ترميم سلولهاي عصبي همانند سنين كودكي آسان نيست.
    مغز اين دو خواهر در لحظه تولّد از هم جدا بود، اما به سبب زندگي طولاني باجمجمه مشترك، به مرور زمان به هم چسبيده بود.
    دشواري عمل جراحي در اين بود كه سرهاي دو خواهر علاوه بر عصب هاي مشترك داراي يك وريد بزرگ مشترك بودند كه خون را از سر به قلب باز مي گردانيد و دو تا كردن آن از طريق پيوند زدن باعث ادامه خونريزي و مرگ لادن و لاله شد.
    جراحان كشورهاي مختلف از جمله آلمان چنين وضعيتي را قبلا پيش بيني كرده بودند. در جريان عمل، يك گروه بزرگ كارشناس و جراح حضور داشتند و جراح اصلي از آغاز كار قول موفقيت آميز بودن عمل را نداده بود. ولي دو خواهر از ادامه وضعيتي كه داشتند خسته شده بودند و ريسك را پذيرفته بودند.
    اين رويداد از لحظه انتقال دو خواهر از تهران به سنگاپور به دليل بي سابقه بودن كار، توجه رسانه ها همه كشورها را به خود جلب كرده بود و پخش آخرين جملات لادن به زبان انگليسي بارها از شبكه هاي تلويزيوني تكرار و باعث توجه جهانيان به اين موضوع شده بود و به همين سبب گزارش در گذشت آنان به صورت يك خبر فوق العاده پخش شد و مردم را در گوشه و كنار جهان متاثر ساخت. بسياري هم بر مرگ آنان كه موفق به داشتن استقلال از يكديگر نشدند گريستند و اين رويداد جايگاهي در تاريخ يافت.
    لادن و لاله در فيروز آباد فارس به دنيا آمده بودند، اما عمدتا در تهران زندگي كرده بودند.
دنياي هنر
زادروز هنرمند نقاش سوررئاليست مکزيکي
فريدا

فريدا کاهلوFrida Kahlo هنرمند نقاش سوررئاليست و اکسپرسيونيست مکزيک ششم ژوئيه سال 1907 به دنيا آمد و 47 سال عمر کرد. او در همان ماه (13 ژوئيه) در سال 1954 در گذشت و آثار فراوان و جويدان از خود برجاي گذارد. فريدا مدتها به بيماري سرطان مبتلا بود ولي اين بيماري تا آخرين ماههاي پايان عمر مانع از کار هنري او نشده بود. فريدا يک چپگرا بود که کوشش داشت در هر شرايطي در تظاهرات و راهپيمايي هاي چپگرايان و کمونيستها شرکت جويد، حتي با ويلچر. فريدا که از 1926 به کار کشيدن تصوير پرداخته بود با يک نقاش ديگر ازدواج کرده بود. وي گفته بود که براي کشيدن تصوير ،قبلا طرح تهيه نمي و پس از نشستن در برابر تابلو سفيد هرچه را که از واقعيات به ذهنش برسد ترسيم مي کند. يکي از تصاوير معروف او، فردي را نشان مي دهد که دستش قطع شده و در حال خونريزي است. فريدا پس از تصادف با اتوبوس و در دوران بستري بودن در بيمارستان هم به کار ترسيم ادامه داد و مناظر راهرو بيمارستان و اطاق بيماران را کشيد و مشکلات را عيان ساخت. دو نمايشگاه موفقيت آميز از کارهاي فريدا در طول حياتش در نيويورک و مکزيکو سيتي ترتيب داده شده بود.
در قلمرو دانش
نخستين گرماسنج
«دانيل فارنهايت» فيزيكدان آلماني مقيم هلند هشتم ژوييه سال 1714 ميزان الحراره جيوه يي را ساخت و عرضه داشت كه به «فارنهايت» معروف شده است.
    در اين ميزان الحراره که در بسياري از کشورها از جمله ايالات متحده امريکا رايج است، درجه 4/98 برابر 37 درجه سانتيگراد معادل حرارت طبيعي بدن انسان است.
    
Fahrenheit

در قلمرو رسانه‌ها
نصاب تيراژ روزنامه عمومي - روزنامه هاي کم تيراژ خصوصي (وبلاگ چاپي) هستند - انتظار مخاطبان قرن 21 از روزنامه ها
از نتايج يك بررسي(Survey) كه در سه ماه مارس، آوريل و مه 2004 در 14 كشور بعمل آمده بود چنين بر مي آيد كه مردم دهه اول قرن 21 خبرهاي فوري (سپات نيوز) را از راديو ـ تلويزيونها و يا از طريق سرچ انجين ها از اينترنت به دست مي آورند تا روزنامه ها. اين راديوها اينك در سلفون (موبايل)، ساعت مچي و حتي در قلم تعبيه شده اند و بسياري از اين ابزارهاي اطلاع رساني به محض دريافت يك خبر نو، با «بوزر» فرد را متوجه آن مي سازند. فروش تلويزيونهاي جيبي نيز در حال افزايش است.
     طبق اين بررسي، منبع ديگر؛ موسسات جمع آوري اخبار و نظرات (مقالات) هستند كه آنها را سريعا براي مشتريان خود به «اي ميل» آنان ارسال مي دارند. اين موسسات كه همان دفاتر «بريده جرايد» سابق هستند برحسب تقاضاي مشتريان، اخبار و نظرات را «شخصي» مي كنند و ارسال مي دارند. بنابراين، يك فرد هر آن از همه مطالبي كه در طلب آنهاست و در رسانه هاي سراسر جهان انتشار يافته اند آگاه مي شود.
     در گزارش نتيجه گيري اين «سوروي» چنين آمده است: در شرايط قرن21 ، مشتريان روزنامه ها كساني هستند كه طالب گزارشهاي تحليلي، مقالات، نامه ها و نظرات مردم، ميزگرد ها، مصاحبه هاي خياباني، كسب نظر پيرامون يك موضوع از اصحاب اطلاع، يك طرح و يك اقدام، و گزارشهاي مربوط به جزئيات زندگي و فعاليتهاي جوامع شهري، اخبار از نگاه به تصوير و کاريکاتورها هستند. به اين ترتيب مردم دهه قرن 21 از روزنامه همان را مي خواهند كه پدرانشان از مجله مي خواستند. كاريكاتور چيزي نيست كه بشود آن را از طريق ابزارهاي تازه اطلاع رساني مثلا سلفون و اي ـ ميل به دست آورد و يا خاطرات افراد و تصوير هاي قديمي و از اين قبيل مطالب و يا اخبار اختصاصي و اينوستيگيتيو. كاركنان تحريري روزنامه ها بايد سراغ اين نوع مطالب بروند، و گرنه بايد منتظر مرگ بسياري از روزنامه ها باشيم.
     ادامه انتشار روزنامه با تيراژ کم نه تنها يک زيان است بلکه طبق تصميم نيمه دهه 1990 انجمن بين المللي ناشران، به عنوان روزنامه عمومي تلقي نمي شود. اين انجمن در آن زمان با توجه به اين که يک روزنامه عمومي (نه حزبي و تخصصي) يک موسسه اقتصادي و محل کسب و کار است، نه پلکان ترقي و وسيله گرفتن اعانه؛ تصميم گرفت که روزنامه هايي را که در کشورهاي بالاي پنج ميليون جمعيت - فروشي کمتر از حدود پنج هزار نسخه دارند «روزنامه عمومي» بشمار نياورد و روزنامه خصوصي (همانند وبلاگهاي فعلي - وبلاگ چاپي) شناخته شوند که ناشر اخبار مورد علاقه و افکار ناشر آن هستند. پايين آمدن شمار فروش از پنج هزار نسخه بايد براي سه ماه پياپي باشد تا يک روزنامه عنوان «عمومي» را از دست بدهد، نه در يک و ده و بيست روز.
گاف سردبير « نيويورك پست »



    روزنامه برخلاف راديو ـ تلويزيون از خبرهاي آخرين لحظه 24 ساعت عقب است. برخي سردبيران اجرايي ( روساي تحريريه ) ريسك مي كنند و وقوع احتمالي برخي رويدادها را به صورت امر انجام شده مي نويسند كه اگر درست از آب در نيايد، خودكشي روزنامه خواهد بود و اعتماد مردم از آن سلب خواهد شد.ششم ژوئيه 2004، آخر وقت شب ، سردبير اجرايي روزنامه «نيويورك پست» مرتكب چنين ريسكي شد و بر حسب قرائن ، صفحه اول خود را به عكس جان كري و «گپارد» كه دست يكديگر را مي فشردند داد و تيتر زد كه كري «گپارد» را به عنوان معاون خود در انتخابات دوم نوامبر 2004 رياست جمهوري آمريكا برگزيد و روز بعد ( 7 ژوئيه )، چند ساعت پس از دادن روزنامه به توزيع و اطمينان خوانندگان از معاونت گپارد، راديوـ تلويزيونها خبر دادند كه جان كري «سناتور جان ادواردز» را به عنوان معاون خود برگزيده است. اين گاف سردبير ضربه بزرگي به روزنامه اش زد .
    
ساير ملل
دينار اسلامي و زبان عربي
اين سكه دينار هشت سال پس از نخستين دينار نقره ، بسال 705 ميلادي از سوي حكومت امويان ضرب و در سراسر سرزمين هاي اسلامي به جريان گذارده شد.
هشتم ژوييه سال 696 ميلادي- دوران خلافت امويان- نخستين سکه دينار اسلامي كه در اندک مدتي پس از آن، پول رايج سراسر جهان اسلام قرار گرفت در حجاز ضرب شد و و سال به سال بر میزان خلوص این سکه نقره ای افزوده شد. واژه «دينار» لاتين است و روميان واحد پول خود را دينار و يونانيان دراخما (درهم) مي ناميدند.
    در همين روز و همين سال "عربي"، زبان و خط رسمي همه بلاد اسلامي اعلام شد. از ميان كشورهاي اسلامي آن زمان، ايرانيان تنها ملتي بودند كه زبان خود را حفظ کردند. تركيه نيز در دهه 1920 خط عربي را ترك گفت و الفباي لاتين را جايگزين آن ساخت كه به دليل داشتن حروف صدادار (واول) تلفظها در اين كشور يكسان شده و لهجه هاي محلي كاهش يافته اند.
    
پس از اين كه تصميم گرفته شد الفباي لاتين در تركيه جاي الفباي عربي را بگيرد ، اين كشور تا مدتي تبديل به يك مدرسه عمومي بزرگ شده بود و هركس كه قادر به تدريس الفباي لاتين بود داوطلبانه به اين كار پرداخت . از اين كار كه به صورت يك وظيفه ملي درآمده بود حتي اتاتورك رهبر اين جمهوري مستثني نبود و به همان گونه كه در عكس ديده مي شود سرگرم تدريس الفباي لاتين است. با تغيير الفبا در تركيه ، كلمات به همان گونه كه تلفظ مي شدند نوشته شدند و از تلفظ بعضي از صدا ها هم صرف نظر شد. در ايران هم عده اي پيشنهاد تغيير حروف را دادند كه به مرحله عمل نرسيد.

نخستين داروخانه
نخستين داروخانه عمومي به مفهوم امروز (مغازه) هشتم ژوئيه (روزي چون امروز) در سال 707 ميلادي در شهر بغداد كار خود را آغاز كرد. تأسيس داروخانه در غرب مربوط به قرن هجدهم است. پيش از تأسيس داروخانه، پزشكان - خود دارو به بيمار مي دادند. نخستين دانشكده داروسازي جهان در سال 1821 در فيلادلفيا داير شد. در آمريکا بر اثر فشار کارخانه هاي داروسازي، از سال 1854 قرار شد فروش بسياري از داروها تنها با نسخه دكتر، مجاز باشد و دارو زير نظر دكتر به مصرف برسد و ....
روزگاري که آمريكاي شمالي يك ايالت انگلستان بود
هشتم ژوئيه 1623(17 تیرماه)، شاه وقت انگلستان 16 سال پس از استقرار مهاجران انگلیسی در آمريکاي شمالي، منطقه مسکونی آنان را ، يك ايالت انگلستان خواند و فرمان مربوط صادر شد. انگليسي هايي که در سال 1607 پا به آمريكاي شمالي گذارده و در دهانه خلیج چساپیک و اطراف آن مستقر شده بودند اين منطقه را به افتخار اليزابت اول، ملكه باكره (ویرجین) و بدون شوهر انگلستان «ويرجينيا» نامگذاري كرده بودند.
     مورخان نوشته اند پس از آنكه ارزش محصول توتون (تنباكو) صادراتي ويرجينيا در سال 1618 (11 سال پس از استقرار انگليسي ها) به پنجاه هزار ليره طلا رسيد، جيمز پادشاه وقت انگلستان که نام او بر نخستين آبادي ساخت مهاجران گذارده شده بود و هنوز «جيمزتاون» خوانده مي شود به فكر ضميمه كردن آن منطقه به خاك انگلستان، به عنوان يک ايالت دوردست آن کشور افتاد ولي بهانه در دست نداشت. درگيري خونين بوميان (اصطلاحا سرخپوستها) که از اراضی نیاکان در برابر تعرض مهاجران دفاع می کردند با این مهاجرين در سال 1623 اين بهانه را به کينگ جيمز داد و به پارلمان انگلستان اطلاع داد كه قتل سه هزار انگليسي در طول 15 سال به دست سرخپوستان غيرقابل تحمل است و بنابراين ويرجينيا [همه ايالات متحده امروز در آن زمان ويرجينيا خوانده مي شد] را يك ايالت آن کشور اعلام مي كند. امريكا از آن تاريخ تا سال 1776 كه اعلام استقلال كرد متعلق به انگلستان و پايتخت آن شهر ويليامزبرگ بود. مهاجران تصمیم به جدایی از انگلستان نداشتند و دلیل این جدایی عمدتا این بود که لندنی ها حاضر نبودند آنان را که از محل صدور توتون و پنبه و ... ثروتمند شده بودند در حکومت با خود شریک کنند و با حضور نمایندگان آنان مالیات وضع کنند و عوارض و مالیاتی بیش از اتباع مقیم کشور تحمیل نکنند. 233 سال پس از اعلام استقلال، هنوز رسانه های آمریکا اخبار مربوط به خاندان سلطنتی انگلستان را وسیعا منتشر می کنند. جز سه تن، بقیه روسای جمهوری آمریکا انگلیسی تبار بودند.
باقيمانده ساختمان كليسايي كه مهاجران انگليسي 32 سال پس از استقرار در آمريكاي شمالي، بسال 1639 در جيمزتاون براي خود ساختند. مهاجران انگليسي كه در آغاز همگي مرد بودند 14 مه 1607 با ساختن قلعه اي براي محافظت خود در كنار جيمز ريور ، سكونت در آمريكاي شمالي را آغاز كردند . آنان در زمستان 1606 انگلستان را با سه كشتي به مقصد آمريكا ترك كرده بودند.

پيروزي روسيه بر سوئد
هشتم ژوئيه در سال 1709، ارتش روسيه به فرماندهي پتر اول (بزرگ) در جنگي، به قدرت نظامي سوئديها كه در منطقه بالتيك و شمال اروپا اقتدار داشتند پايان داد. در اين جنگ يك روزه که در تاريخ به جنگ poltava معروف شده است، ارتش سوئد، 18500 سرباز از دست داد.
تصميم لندن به تقسيم فلسطين و تولد مسئله اي به نام اعراب و اسرائيل
هفتم جولاي سال 1937 دولت انگلستان تصميم بر تقسيم سرزمين تحت الحمايه خود، فلسطين، ميان اعراب و يهوديان آن سرزمين گرفت و اين تصميم را پس از تصويب آن در شوراي وزيران آن کشور اعلام داشت. طبق اين تصميم، قرار شده بود كه دو سوم فلسطين متعلق به اعراب باشد و يك سوم آن به يهوديان داده شود و شهرهاي قدس (اورشليم)، بيت لحم و ناصره (نازارت) تا مدتي در كنترل انگلستان باقي بماند تا درباره سرنوشت آنها اتخاذ تصميم شود. يهوديان از اين تقسيم بندي دولت لندن كه سهم آنان يك سوم بود استقبال نكردند.
    کابینه انگلستان قبلا و در آخرین جلسه اکتبر 1917 خود (دوران جنگ جهاني اول که نيروهاي انگليسي وارد فلسطين شده و عثماني ها را شکست داده بودند و زد و خورد هنوز ادامه داشت) فکر ایجاد یک کشور برای یهودیان در فلسطین را تایید کرده بود که آرتر جیمز بالفور وزیر امور خارجه وقت انگلستان سه روز بعد (دوم نوامبر 1917) این اقدام را به صورت یک اعلامیه به رئیس انجمن یهودیان انگلیسی ابلاغ کرد که به «اعلامیه بالفور» معروف است. در آن زمان، هنوز فلسطین اسما بخشي از خاک امپراتوری عثمانی بشمار می رفت. هدف دولت لندن از «اعلاميه بالفور» جلب حمايت يهوديان جهان بود.
     با اين اقدام انگلستان مسئله اي به وجود آمد که هنوز ادامه دارد و اين مسئله تاکنون منجر به سه جنگ تمام عيار ميان اعراب و اسرائيل شده است. نزاع طرفين از دهه 1980 عمدتا ميان فلسطيني ها و اسرائيل بوده است، زيرا از اتحاديه عرب تنها نامي بر كاغذ باقي مانده و دولتهاي عربي جز سوريه در قبال مسئله فلسطين فعاليت و تعصب سابق را ندارند. عراق نيز (به ظن قوي با فشار اسرائيل به آمريكا) درهم شكسته و آن عراق سابق نيست. عراق قبلا در جهان عرب داراي نيروي نظامي برتر بود و يك بار هم اسرائيل را موشكباران كرده بود.
اخطار خروشچف به آمريكا بر سر کوبا
هشتم جولای 1960 نیکیتا خروشچف نخست وزير وقت شوروي به آمريكا اخطار كرد كه اگر در صدد دسيسه جويي و توطئه در كوبا برآيد، ارتش سرخ را به كمك كوبا خواهد فرستاد. طبق اسنادي كه دهها سال بعد علني شد متعاقب اين اخطار، به ارتش سرخ آموزش داده شده بود كه چگونه از تنگه «برينگ» بگذرد و از طريق آلاسكا و كانادا خود را به ايالات متحده برساند و به چه ترتيب زيردريايي هاي شوروي آمريکا را محاصره كنند، بمب افکنهای دورپرواز آسمان را ترک نکنند و .... حتی بمباران اتمی آمریکا از طریق فضا طراحی شده بود زیرا که برای روسها تردید نبود که هرگونه درگیری نظامی بر سر کوبا به جنگ اتمی منجر می شد.
     با این حمایت صریح، فیدل كاسترو يك ماه بعد در (هفتم آگوست 1960) دارايي هاي آمريكاييان در كوبا از جمله پالايشگاه هاي نفت آنان را ملّي اعلام كرد.
کاريکاتور سياسي ژوئيه 2004 رسانه هاي آمريکا در باره احتمال مداخله نظامي اين کشور در کوبا، پس از عراق



    در پي انتشار شايعاتي مبني بر احتمال حمله نظامي آمريکا به کوبا ، اين کاريکاتور سياسي دوم ژوئيه 2004 در برخي روزنامه هاي آمريکايي به چاپ رسيده بود. در قسمت راست کاريکاتور، جورج بوش که کلاه تکزاسي به سر دارد از ديک چني معاون خود که به نظر پاره اي،مغز متفکر اوست و در کنار نقشه مدور کره زمين ايستاده است مي پرسد: عمو ديک، گام بعدي ( پس از افغانستان و عراق ) چيست؟.چني در حالي که انگشت روي نقشه کوبا گذارده مي گويد: خوب، پسرم؛ کوبا، جزيره کمونيستهاي خدا نشناس !.
    سمت چپ کاريکاتور، يک سرباز آمريکايي در عراق در حال خواندن تقدير نامه اي است که دريافت کرده و در آن نوشته شده است: ماموريت( عراق ) به طور موفقيت آميز پايان يافت، تبريک و ....
رابرت مکنامارا: مردی با فرضیه های متعدد ولی شکست کامل در دو جنگ
مکنامارا از 1960 تا 2006

رابرت مکنامارا Robert McNamara که «تاریخ» از او به عنوان معمار جنگ ویتنام نام می برد ششم ژوئیه 2009 (15 تیرماه 1388) در 93 سالگی درگذشت. وی در 16 ژوئن 1916 در سانفرانسیسکو بدنیا آمده و از دانشگاه کالیفرنیا در برکلی دو مدرک دکترا در اقتصاد و ریاضیات گرفته بود. مکنامارا از 1961 تا 1968 به مدت هفت سال وزیر دفاع آمریکا بود که تاکنون هیچکس به این مدت بر وزارت دفاع آمریکا ریاست نکرده است. وی پیش از انتصاب به وزارت دفاع آمریکا، رئیس کمپانی خودروسازی فورد بود و قبل از آن استاد درس «کسب و کار» در دانشگاه هاروارد. وی پس از رفتن از وزارت دفاع آمریکا رئیس بانک جهانی شده بود که مرکز آن در آمریکا و در کنترل این دولت است.
    علت انتصاب مکنامارا که یک جمهوریخواه بود از سوی جان اف. کندی رئیس جمهور آمریکا از حزب دمکرات و یک لیبرال، این بود که وی در دوران استادی اش در هاروارد در چند میز گرد مطبوعاتی ـ تلویزیونی نظرات جان فوستر دالس وزیر امورخارجه کابینه آیزنهاور مبنی بر انتقامگیری سریع و وسیع اتمی برضد هرگونه حرکت نظامی مخالف آمریکارا رد کرده بود و گفته بود: از آنجا که دیگر انحصار سلاح اتمی در دست آمریکا نیست، وقوع جنگ اتمی نامحتمل است زیرا که نوعی خودکشی و پایان دادن به بشریت و تمدن خواهد بود. سلاح اتمی از این پس یک نماد قدرت و یک عامل بازدارنده خواهد بود و کشور دارنده آن مصون از تعرض مستقیم نظامی. این نظریه مکنامارا به عنوان فرضیه تازه ای پذیرفته شده است که اعتبار خودرا همچنان حفظ کرده است. وي اين فرضيه خودرا در سال 1962 و در جريان بحران موشکي کوبا آزمايش کرد و نتيجه مثبت گرفت. در نیم قرن گذشته براین فرضیه حاشیه نویسی های متعدد صورت گرفته است ازجمله اینکه نباید اجازه داده شود که شمار دولت های دارنده سلاح اتمی افزایش یابد تا بر تعداد قدرت ها در جهان افزوده شود مخصوصا کشورهای دارنده مواد خام و کارگر ارزان (که اگر قدرت اتمی شوند استثمار آنها دشوار خواهد بود). این حاشیه بعدا به صورت میثاقی تحت عنوان جلوگیری از گسترش سلاحهای اتمی درآمده که حربه ای برضد ایران شده است. نظریه دیگر مکنامارا که اورا وزیر دفاع کرد این بود که آمریکا (و به همین ترتیب دولتهای دیگر) به حساب داشتن سلاح اتمی (و یا وجود سلاح اتمی در دست دیگران و بی خاصیت بودن سلاحهای متعارفی) از فکر تقویت ارتش معمولی خود منصرف شوند که این هم یک خودکشی است. این فرضیه مکنامارا وسیعا عملی شده ولی یک عکس العمل داشته و آن توجه ملل به جنگ غیر منظم (گریلایی) و ایجاد میلیشیای ملی است و همین میلیشیا و از طریق جنگ منظم آمریکا را در ویتنام شکست داد ـ شکستی تمام عیار که در تاریخ جنگها بی سابقه بوده است. فرضیه دیگر مکنامارا الکترونیک کردن ارتش ها و توجه به دفاع به موازات تعرض است (تجهیز همزمان به سلاحهای دفاعی و تعرضی). این فرضیه مکنامار است که امروزه تعرض و دفاع الکترونیک (ماهواره و اینترنت) را در درجه اول قرارداده و عمل می شود. این فرضیه مکنامارا هم حاشیه نویسی بسیار شده و شبکه های تلویزیونی، سازمانهای بزرگ خبررسانی و اهل قلم (عمدتا مفسران، تحلیلگران و نظرگویان) وارد شبکه تعرض و دفاع هر کشور شده و مشمول این اصل کلازوویتس آلمانی قرارگرفته اند که جنگ (سخت و نرم) اجرای سیاست است به طریقی دیگر. محاسبه دقیق هزینه ها و جلوگیری از ولخرجی و حیف و میل به این بهانه که چون برای تقویت بنیه نظامی کشور است مانعی نداردنظر دیگر مکناماراست. یک فرضیه دیگر مکنامارا استراتژی پول و قدرت وسیع ناشی از بازی با اعتبارات مالی و ... است و همین فرضیه باعث شد که اورا را رئیس بانک جهانی کنند و 12 سال در این سمت بود.
    مکنامارا در سال 1967 متوجه شده بود که پیروزی آمریکا در جنگ ویتنام (نبرد سرباز با گریلا) محال است و ادامه این جنگ به ملل دیگر خواهد آموخت که میلیشیا تشکیل دهند و به مردم آموزش جنگ غیر منظم دهند که پایان نفوذ و سلطه خواهد بود لذا به اشتباهات خود اعتراف کرد و رئیس جمهور وقت آمریکا چند ماه بعد (19 فوریه 1968) اورا بازنشسته کرد (میان کناره گیری و برکناری ـ راه سوم).
    مکنامارا که یک کتاب خاطرات پرفروش تالیف کرده است در سال 2003 در یک رشته مصاحبه های طولانی تلویزیونی در مورد وضعیت عراق به دولت وقت آمریکا هشدار داد و ضمن برشمردن 11 درس که از تعرض به خلیج خوکها (لشکرکشی آوریل 1961 فراریان کوبایی به این کشور و شکست کامل آنان) و جنگ ویتنام گرفته بود گفت که در جریان جنگ تعقل، مشاوره با افراد آگاه با نظرات متفاوت و مطالعه تاریخ لازم است و پيش از هراقدام در خاورمیانه باید تاریخچه ايستادگي ها در اين منطقه را خواند (ازجمله کارهای حسن صبّاح ایرانیرا که هر خاورمیانه ای می تواند یک حسن صباح شود). باز دولت وقت آمریکا توجه نکرد و اینک در عراق و بویژه در افغانستان و ایالات مرزی پاکستان با چنان وضعیتی رو به رو است (وضعیت امپراتوری سلجوقیان در دوران مبارزات حسن صبّاح).
    همه فرضیه های مکنامارا نظامی و اقتصادی نیست، وی درباره زندگانی خانوادگی عقیده داشت که یک مرد نباید بدون زن (بانو ـ زوجه) زندگی کند، فرزندان در همنشینی جای زوجه را نخواهند گرفت و برپایه همین فرضیه در 88 سالگی (پس از فوت همسر قبلی) زن دیگر گرفت.
برخي ديگر از رويدادهاي 8 جولای
  • 1792:   انقلابيون فرانسه به دولت پروس (آلمان) كه به آنان اخطار كرده بود نسبت به پادشاه فرانسه فرمانبردار باشند اعلان جنگ دادند.
  • 1833:   طبق معاهده «خونكار اسكله سي» كه در اين روز ميان روسيه و عثماني بسته شد، سلطان عثماني متعهد شد كه تنگه هاي بسفور و داردانل را به روي كشتي هاي جنگي ساير كشورها، جز روسيه ببندد. قدرتهاي اروپاي غربي بر ضد اين پيمان بپاخاستند و....
  • 1889:   روزنامه «وال استريت جرنال» كه موضعي محافظه كارانه دارد و از تيراژ حدود دو ميليون نسخه برخوردار است انتشار خود را در آمريكا آغاز كرد.
  • 1920:   سرزمين افريقايي كنيا كه تحت الحمايه انگلستان بود از اين روز يك مستعمره (كلني) انگلستان شد.
  • 1960:   لومومبا نخستين نخست وزير كشور جديد الاستقلال كنگو كه با دسيسه اروپائيان و نافرماني برخي نظاميان اين كشور و اعزام سرباز از بلژيك به كنگو رو به رو شده بود براي حل مسئله به شوراي امنيت سازمان ملل متوسل شد.
  • 1981:   براي نخسين بار در تاريخ آمريكا يك زن قاضي ديوان عالي اين كشور شد كه سمتي مادام العمر است. وي بانو «ساندرا دي اوكانر Sandra Day O’Connor» است كه قبلا قاضي يك دادگاه پايين تر بود. ديوان عالي آمريكا كه در صدر قوه قضايي اين كشور قرار دارد داراي 9 قاضي است. ايراد وارده، همين مادام العمر بودن سمت اين قضات است و ديگري انتخاب قضات اين ديوان توسط رئيس جمهور آمريکا (قوه مجريه) و تاييد اين انتصاب در سناي اين کشور (قوه مقننه) است حال آن که سه قوه بايد منفک از هم مي بودند. همين انتصاب قاضي از سوي رئيس جمهور سبب شده است که بعضي اوقات براي سالهاي طولاني ديوان عالي آمريکا يکطرفه (يک حزبي) شود. در بيشتر کشورها قاضي دادگاه عالي توسط کانون حقوقدانان معرفي مي شود و سالهاي انتصاب او محدود است. بانو ساندرا در سال 2006 تصميم به بازنشسته شدن گرفت.
  • 1993:   كشورهاي صنعتي هفتگانه اجازه دادند كه روسيه هم در كنفرانسهاي سران آنها شركت كند! که تاکنون حاصلي هم براي اين کشور نداشته است.



  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.

     تماس با مولف: nhistorian@cox.net