Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
      خورشيدي

 
9 آوريل
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 9 آوريل
روزنامک
روزنامک اِدیشن آنلاین مجله جهانی «روزنامک» به شماره ثبت 25178/92 حاوی دستچینِ رویدادهای «روز و گذشته» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشر. همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 77 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان. 12 «روزنامک» از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود.
    آغاز انتشار مجله روزنامک ـ چاپی و آنلاین ـ 31 فروردین 1393 (20 اپریل 2014).
    www.rooznamak.com
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ايران
بپاخيزي «به آفريد» در خراسان
مولفان تواريخ قيام ايرانيان استقلال طلب، نهم اپريل سال 744 ميلادي را روزي نوشته اند كه «به آفريد» در «زوزن» خراسان پرچم خود را بلند كرد. وي كه در اجتماع مردم با پيراهن سبز ظاهر مي شد و كلامي نافذ داشت از سوي مخالفانش متهم به جادو گري شده بود. قيام ايرانيان در گوشه و كنار وطن اندك زماني پس از اشغال ايران توسط عرب آغاز شده بود. تاريخ بپاخيزي ايرانيان استقلال طلب از درخشانترين فصول تاريخ عمومي (جهان) و آکنده از قهرماني و جانبازي است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
زادروز اميرتيمور
به نوشته برخي از مورخين، اميرتيمور گوركان كه سه بار به ايران حمله نظامي آورد و سرزمين ما را تصرف كرد نهم اپريل 1336 ميلادي در شهر سبز (واقع در فرارود) به دنيا آمده بود. وي در سال 1405 در قزاقستان امروز درگذشت. مورخان، حملات اميرتيمور به ايران را «يورش» نام گذارده اند. او در يكي از اين يورش هايش، اصفهان را قتل عام كرد و از كلّه قربانيانش، مناره ها ساخت. تيمور همچنين بغداد را قتل عام کرد و دمشق را به باد غارت داد. وي ضمن فتوحات خود دهلي را هم تصرف کرده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دستگيري پزشك احمدي در عراق
دستگيري پزشك احمدي را كه پس از وقايع شهريور 1320 فرار كرده بود 20 فروردين 1321 (9 اپريل 1942) ذكر كرده اند. وي در عراق دستگير شده بود كه به تهران مسترد و محاكمه شد. شهرت داشت كه پزشك احمدي تني چند از زندانيان سياسي مخالف رضا شاه را در زندان قصر با تزريق «آمپول هوا» كشته بود. يكي از اين مقتولين، جعفرقليخان سردار اسعد (بختياري) بود كه مدتي هم وزير جنگ كابينه شده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نشست جهانی تکنولوژی اتمی در تخت جمشید و نظر دکتر اعتماد
دکتر اکبر اعتماد
دهم اپریل 1977 (21 فروردین 1356)نشست جهاني تكنولوژي اتمي با شركت پانصد مقام مربوط و كارشناس از سراسر جهان در محل تخت جمشيد آغاز بكار كرد و چهار روز طول كشيد. سخنرانی ها و بحث های این نشست با اظهارات امیرعباس هویدا نخست وزیر وقت آغاز شده بود. شرکت کنندگان در نشست دکتر اکبر اعتماد رئیس وقت سازمان انرژی اتمی ایران را که در عین حال معاون هویدا بود به ریاست جلسات نشست انتخاب کردند. یک روز پیش از آغاز کار نشست، دو مشاور ارشد جیمی کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا در آژانس خلع سلاح و در سازمان کنترل اسلحه اتمی و منع گسترش این نوع جنگ افزار وارد تهران شده بودند!.
     نشست اتمی تخت جمشید در زادروز کمیسیون انرژی اتمی آمریکا کار خودرا آغاز کرده بود. این کمیسیون دهم اپریل 1945 تشکیل شده است. محصول فعالیت این کمیسیون در ماههای نخست تاسیس، دو بمب اتمی بود که درست چهار ماه بعد از تاسیس کمیسیون بر دو شهر صنعتی و پرجمعیت ژاپن فرو افکنده شدند و صدها هزار تن را به آن دنیا فرستادند. 16 سال پیش از آن (سال 1961میلادی = 1340 هجری خورشیدی) و در همین روز (دهم آوریل = 21 فروردین) ايران داراي يك رآكتور آموزشي شده بود كه به ضميمه دانشگاه تهران، در اراضي اميرآباد (در محلی میان بزرگراه چمران و خیابان کردستان) فعاليت خودرا آغاز کرده بود. در ایران، بیستم فروردین روز ملی فن آوری هسته ای اعلام شده است. بیستم فروردین سال 1388 (نهم اپریل 2009 میلادی) احمدی نژاد رئیس جمهور در اصفهان از فعالیت های تهیه سوخت اتمی دیدار کرد و ورود برنامه های اتمی ایران به فاز تازه ای را اعلام داشت و گفت: ما وارد آخرین مرحله تولید سوخت اتمی شده ایم. همان شب شبکه های تلویزیونی آمریکا ضمن پخش اظهارات و تصویر احمدی نژاد گفتند که رئیس جمهور ایران خبر از ورود برنامه های اتمی ایران به فاز تازه و غیر قابل بازگشت بودن این برنامه داد و مذاکرات شش دولت در این باره را دشوار ساخت.
    اکبر اعتماد که از او به عنوان پدر پژوهش های اتمی ایران نام می برند در مصاحبه ای از او که در نوامبر 2009 در یک نشریه چاپ واشنگتن انتشار یافته بود با تاکید گفته بود که دولت وقت ایران (نظام پیشین) در سال 1968 (1347 هجری) نباید پیمان منع گسترش تسلیحات اتمی را امضاء می کرد و افزوده بود: این پیمان ـ قراردادی است میان قوی ها و ضعیف ها. این قرارداد را قوی ها علیه ضعیف ها تنظیم کردند. خودشان این قرارداد را رعایت نمی کنند. چند سال است که از مفاد این پیمان در مورد ایران سوء استفاده می کنند. با چند ادعا یقه ایران را چسبیده اند که چرا این کار و آن کار را کرده است حال آنکه خودشان چهل سال است به تعهدی که سپرده اند عمل نمی کنند. آنها متعهد به خلع سلاح هسته ای و انهدام سلاحهای هسته ای خود شده بودند. این قوی ها همچنین تعهد کرده بودند که تکنولوژی هسته ای در اختیار کشورهایی که آن را ندارند قراردهند که پس از گرفتن امضاء از آنها (امضای پیمان منع گسترش) زیرش زده اند. من اگر به جای دولت (دولت ایران) بودم نه تنها از این پیمان بلکه از آژانس بین المللی انرژی اتمی خارج می شدم. این آژانس برای ما چه کرده است؟ و عضویت در آن برای ما چه امتیاز و فایده ای دارد؟. ببینید در چند سال اخیر چقدر وقت ایران را با این سر و صداها گرفته اند. در حال حاضر 9 کشور جهان دارای سلاح اتمی هستند (روسیه دارای 12 هزار، آمریکا 9 هزار، چین بیش از پانصد، ...، هند و پاکستان 80 تا 90، اسرائیل حدود 90 و کره شمالی بیش از 9 بمب اتمی و یا کلاهک). من همواره از برنامه اتمی وطن دفاع کرده ام و بازهم دفاع می کنم.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اخراج همزمان ايراني تبار ها از عراق و ايرانيان از آمريكا!
در اين روز در سال 1359 (14 ماه پس از انقلاب) دولت عراق اخراج ايرانيان، ايراني تبارها و گروهي از شيعيان را به صورت دسته هاي چند هزار نفري از آن كشور آغاز و همزمان، درخطوط مرزي با ايران دست به تمركز نيرو و تحريك زده بود كه روزنامه هاي تهران نوشته بودند به اشاره آمريكا دست به چنين كاري زده است. به گزارش اين روزنامه ها، دولت عراق همزمان، آية الله محمد باقر صدر را نيز بازداشت كرده بود. این تحریکات و تمرکز نيرو در مرزها، پنج ماه بعد منجر به آغاز جنگ هشت ساله شد.
     طبق برخي نوشته ها، بعضي از ایرانی تبارهای اخراجی از عراق که نشريات ایران عنوان «معاودین» بر آنان گذارده بودند بعدا در جمهوري اسلامي ایران صاحب مقام و منزلت شدند. سران دو قوه قضایی و مقننه ایران متولد عراق هستند.
    دولت آمريكا که مناسبات خود را از اپريل 1980 با ايران قطع کرده است در همين زمان، به اخراج برخي ايرانيان از آن كشور دست زده و حتی دستور داده بود که دارندگان کارت سبز آمریکا (مقیمان مجاز آن کشور) را که به خارج از آمریکا سفر کرده بودند اجازه ورود ندهند و به این ترتیب صدها ایرانی که بسیاری از آنان زن و فرزند در آمریکا داشتند در فرودگاههای بین راه سرگردان شدند. دولت وقت آمریکا (دولت جيمي کارتر از حزب دمکرات) از هفتم اپریل 1980 صدور ویزا به دارندگان گذرنامه های جمهوری اسلامی ایران را متوقف ساخته بود و این حالت تا اندکي بیش از یک سال ادامه داشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دنياي هنر
نوآوري در انتخاب هنرمند: داوري مشترك توده ها و استادان ـ انتخاب عادلانه و شكست «انحصار انتخاب»
چند سال است كه متصديان رشته هايي از هنر از قبيل خوانندگي، رقص و ... با برخي از شبكه هاي تلويزيوني آمريكا برنامه هاي مشتركي به نام انتخاب «آيدل»، «رقص با ستاره ها» و ... تنظيم كرده اند كه هنرمندان هر رشته مي آيند و در چند نوبت در برابر داوران، تماشاگران درتالار و مخاطبان شبكه هاي تلويزيوني مربوط، هنر خود را عرضه مي دارند. داوران نمره مي دهند و از مردم معمولي (مخاطبان) نيز دعوت مي شود كه با تلفن (رايگان)، ارسال فاكس و ايميل نظر (نمره) خود را اعلام دارند و معدل اين نمرات برندگان را در چند رديف مشخص مي كند كه گام به جامعه هنر بگذارند. اين نوآوري در انتخاب هنرمند كه «انحصار انتخاب» را از دست شماري كم خارج ساخته و «عدالت در گزينش» نام گرفته است جهاني شده و تا افغانستان هم گسترش يافته است.
    
«ليما سحر» در اثناي مسابقه خوانندگي در استوديو تلويزيون طلوع ـ كابل 12 مارس 2008


    تلويزيون «طلوع» در افغانستان نام اين گونه انتخاب (به سبك «امريكن آيدلAmerican Idol») را «افغان ستار» گذارده است. در بهار سال 2008 (1387 هجري خورشيدي) در مسابقه هنرنمايي آواز در افغانستان نزديك به دو هزار تن شركت كرده بودند كه نابزاده «تاجيك 19 ساله» از مزار شريف: يكم، سخي زاده «هزاره 21 ساله» از باميان: دوم و بانو «ليما سحر» از قندهار: سوم شدند. در اين دور از هنرنمايي، «ستاره» از هرات به مقام هشتم رسيد.
    كثرت تماشاگران و شمار مشاركت در اين روش انتخاب، علاقه و اعتماد توده مردم به اين گونه روش انتخاب (انتخاب عادلانه بهترين ها) را ثابت مي كند. در آمريكا كه مبتكر اين روش بوده، بينندگان برنامه ها (مخاطبان) و نيز شركت كنندگان در اظهار نظر و نمره دادن؛ «ركوردشكن» اعلام شده اند.
    گفته شده است كه انديشه اين نوآوري از بانو «اوا نارسيسوس بويد» خواننده و رقصنده سياهپوست آمريكايي است كه در عين حال از مخالفان سرسخت هرگونه تبعيض بود. «اوا بويدEva N. Boyd» كه اصرار داشت او را «اوا كوچيكه» ـ يكي از افراد داستان «كلبه عمو تام» ـ خطاب كنند عقيده داشت كه ارزشگذاري هر «هنر» به ويژه خوانندگي، رقص و حتي صورتگري نبايد تنها توسط استادان حرفه صورت گيرد تا معرفي و تبليغ شود، بلكه بايد نظر توده مردم را هم كه مخاطب و خريدار آن هنر هستند درنظر گرفت و سپس نمره به آن كار هنري و يا هنرمند داد و با اين روش، اميد به پيشرفت هنر و افزايش هنرمند بيشتر خواهد شد. «اوا» كه 59 سال عمر كرد؛ دهم اپريل 2003 فوت شد.
    
هشت تن ازخوانندگان جوان که در مسابقه «امريکن آيدل» مارس - آوريل 2008 شرکت کرده بودند

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
پايان عمر پركارترين هنرمند نقاش قرن 20
هشتم اپريل سال 1973 «پابلو پيكاسو Pablo Picasso» نقاش بلند آوازه و پرکار قرن 20 در92 سالگي درخانه اش در جنوب فرانسه در گذشت. وي كه بسال 1881 در اسپانيا به دنيا آمده بود از چهار سالگي كار هنر نقاشي را آغاز كرده بود. پابلو كه در فرانسه هنر صورتگري را تكميل كرد در 15 سالگي (سال 1896) پرتره مادرش را ترسيم كرد كه يك شاهكار هنري است. وي در آغاز قرن 20 سبك كوبيسم را عرضه داشت. او در 1906به پروتو كوبيسم و در 1908 به كوبيسم پرداخت و دو دهه بعد بدون اين كه از كوبيسم دست بكشد متوجه سوررئاليسم شد. در دهه هاي آخر عمر، پيكاسو به ترسيم افسانه ها سرگرم گرديد. پركاري وي همين قدر بس كه در سه سال آخر عمر 201 اثر زيبا از خود به يادگار گذارد. يك موزه كامل، اختصاص به كارهاي پيكاسو دارد. هنر در خانواده پيكاسو ارثي بوده است. پدر او استاد هنر در دانشگاه بود.
    
به ترتيب: يك كار كوبيسم از پيكاسو - پيكاسو با قلم خودش - پرتره مادر شاهكار پيكاسو

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در دنياي اقتصاد
بهاي بنزين در اپريل 2007 در آمريكا! و تکرار دلال بازي و افزايش ساختگي آن در بهار 2012 ـ بهانه افزايش در زمستان 2013


تغييرات بهاي نفت خام در بازار هاي بين الملل، قاعدتا چند ماه بعد بايد در جايگاههاي فروش بنزين موثر واقع شود، زيرا از استخراج آن از چاه و حمل با لوله و يا كشتي به پالايشگاه، پالايش و انتقال به جايگاهها، هفته ها و ماهها طول مي كشد ولي در آمريكا از نيمه مارس 2007 بار ديگر بهاي بنزين رو به افزايش گذارده بود و اين بار؛ خيلي هم سريع. در بهار 2012 و پس از اعلام تشديد تحريم اقتصادي جمهوري اسلامي از سوي بلوک غرب، اين وضعيت عينا يک بار ديگر تکرار شده بود. به عبارت ديگر؛ هنوز ماجرا از صورت حرف (مصاحبه و اعلاميه هاي مطبوعاتي) خارج نشده بود که کمپاني هاي نفتي، دلالان و سفته بازان (اسناد فروشان) بهاي نفت و در نتيجه بنزين را گران کردند که معدل بهاي بنزين در جايگاههاي فروش در آمريکا به هر گالن (4 ليتر) به 4 دلار رسيد! و چون در آمريکا «سال انتخابات» بود و نامزدهاي انتخاباتي براي تامين هزينه تبليغات خود به کمک هاي مالي کمپاني ها و کسبه نياز دارند، اقدام موثري هم براي کاهش بهاي بنزين صورت نگرفته بود. اين افزايش بهاي نفت خام تا هر بشکه 126 دلار درحالي بود که قرار بود کاهش خريد نفت از ايران توسط اروپاييان از جولاي (تيرماه) صورت گيرد و دولت سعودي قول جبران آن را داده بود. اين افزايش بها، يک بار ديگر تاثير منفي دلالان (و به قول لنين؛ زالوهاي جامعه)را در اقتصاد ثابت کرد.
     بهاي بنزين در ايالتهاي مختلف آمريكا برحسب ميزان مالياتي كه ايالت از آن براي خود مي گيرد و دوري و نزديكي از پالايشگاه و نيز كمپاني نفتي صاحب جايگاه متفاوت است. عكس مقابل، ميزان بهاي فروش بنزين برحسب هر گالن (هر گالن نزديك به چهار ليتر) را به دلار در هفته اول اپريل 2007 (در يک منطقه با نرخ مالياتي متوسط )را نشان مي دهد. هر وقت كه در آمريكا بهاي بنزين افزايش مي يابد، معمولا بر بالاي هر پمپ تابلويي نصب مي كنند كه به خريدار تذكر مي دهد بايد اول برود پول بدهد و بعد پمپ بزند (تابلو First Pay، در عكس ديده مي شود) زيرا بيم از آن است که تني چند، پس از پُرکردن مخزن سوخت خودرو فرار کنند.
    به اين مناسبت، مفسران روزنامه ها در اپريل 2007 نوشته بودند كه چون فصل انتخابات پارلماني آمريکا گذشت، بهاي بنزين هم بالا رفت، زيرا حالا ـ حالا نيازي به جلب آراء مردم نيست!.
    در زمستان 2013 (از آغاز اين سال ميلادي) و اين بار به بهانه آسيب زدگي چند پالايشگاه بر اثر توفان، کمپاني ها بهاي بنزين را در ايالات متحده بالابردند که به حدود 4 دلار براي هر گالن رسيده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دنياي ورزش
کاري بي سابقه در طول تاريخ: 5 هزار كيلومتر شنا در 66 روز!
Martin strel
«مارتين سترلMartin strel» شناگر 52 ساله متولد اسلوانيSlovenia با پيمودن سراسر رود آمازونAmazon كه در آمريكاي لاتين جاري است و پس از نيل، دومين رود طويل جهان بشمار مي رود با شنا، ركورد تازه اي از خود برجاي نهاد. او قبلا طول دانوب در اروپا، مي سي سي پي در آمريكاي شمالي و يانگ تسه در چين را با شنا طي كرده و ركورد ساز شده بود. مارتين هفتم اپريل 2007 اين شناي ماراتن رودخانه اي را در شهر «بلم» برزيل به پايان برد. وي يكم فوريه شناي خود را آغاز كرده و طول دوهزار و 265 كيلومتري آمازون را در 66 روز پيموده است. مارتين در اين مدت به طور متوسط هر روز 80 كيلو متر شنا كرده بود. او ضمن اين شنا كه به مشكلات ماهيچه، گردش خون و جهاز هاضمه دچار شده بود در عين حال 12 كيلوگرم از وزن خود را هم از دست داد. مارتين شنا در آمازون را درجهت حركت رودخانه انجام داده است. بايد دانست كه آمازون داراي ماهي هاي گوشت خوار (حتي گوشت آدم) و ماهي هاي زالو شكل مكنده خون و نيز در بعضي نقاط كوسه است كه مارتين بايد خود را از دام انها هم مي رهانيد. ضمن شنا، يك بار دكتر پس از معاينه مارتين، او را از ادامه كار منع كرد كه مارتين توجه نكرد.
     مارتين گفته است كه قسمت سخت اين شناي طولاني، آخرين روز آن بود كه رودخانه به اقيانوس نزديك مي شد و امواج دريا كه تا رودخانه ادامه مي يافت تن خسته وي را به عقب مي زد.
    پرتغالي هاي قرون وسطي اين رودخانه بسيار طولاني را «آمازون» به معناي زنان وحشي نام گذارده اند.
    
مارتين طولاني ترين شناي تاريخ را با تني خسته و پوستي سوخته از آفتاب به پايان برد

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
چرا رسانه ها مخاطبان خود را از دست مي دهند؟ و سرچ انجين ها مخاطبان را خسته و زده مي کنند؟
بررسي هاي حرفه اي كه در هفته اول اپريل 2004 به عمل آمده بود، علت كاهش مخاطبان رسانه هاي چاپي و نيز برنامه هاي اخبار راديو ـ تلويزيونها را كه از سال 2001 براي اين رسانه ها به صورت يك مسئله درآمده است به دست داد كه همانا بالا رفتن انتظارات و توقعّات انسان قرن 21 از رسانه هاي همگاني، افت کيفيت مطالب رسانه ها و عمدتا به دليل کمبود روزنامه نگار خوب و نيز دسترسي عمومي به اينترنت و قرار گرفتن اخبار خبرگزاري ها و مطالب وبسايت مقامات و موسسات در شبکه شبکه ها است.
     از 2008 به اين سوي که سرچ انجين هاي فعّال در اينترنت مادي تر شده و اخبار رسانه ها را گزينشي و همراه با مقداري زياد آگهي در اينترنت قرار مي دهند درخواست از سازمانهاي غير انتفاعي و حتي دولتها براي راه اندازي سرانجين هاي بي طرف و بدور از اعلان و آگهي بيشتر شده و مبادله خبر از طريق ايميل و سلفون افزايش يافته است. اصحاب نظر گفته اند که اگر سرچ انجين هاي موجود به ماديگري و کار گزينشي ادامه دهند ممکن است مخاطبان خودرا از دست بدهند و اين مخاطبان راه ديگري براي دستيابي به اخبار روز برگزينند و برخي نيز با استفاده از نياز آنان به خبر (بدون انبوه آگهي و گزينش منبع اخبار) ابزارهاي تازه اي بيابند و ارائه دهند.
    مصاحبه شوندگان سال 2008 گفته بودند كه سرچ انجين ها، يک خبر را با تمامي صفحه روزنامه و انبوه آگهي هايش و به همان صورتي که چاپ شده نقل مي کنند و اين رسانه ها خبر خودرا از سه چهار خبرگزاري مشخّص مي گيرند و اخبار رونوشت برابر اصل و تکرار و المثناي يکديگر است و آنان را خسته کرده است.
    اين وضعيت در سال هاي بعد ادامه داشته و بدتر هم شده است و تاکنون دولت و يا دولت هايي در صدد ايجاد يک سرچ انجين بي طرف برنيامده اند که خدمتي است به مردم!.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
مجله لايف «آنلاين» شد


در نخستين هفته اپريل 2007 كمپاني ناشر مجله پُرعكس و معروف «لايف» اعلام كرد كه به علت بالارفتن هزينه چاپ، اين مجله را تا مدتي منحصرا به صورت آنلاين (اينترنتي) منتشر خواهد كرد. اين مجله در 1936 با هدف پرداختن به امور روزمره و انعكاس چنين رويدادهايي مثلا كمبود پرستار در بيمارستانها و ... منتشر شد، آنگاه كه جهان سياسي تر و براي جنگ جهاني دوم آماده مي شد، به صورت كاملا سياسي درآمد و پس از جنگ كه مردم علاقه مند به عكس هاي زيبا، سينما و ... شدند باز رنگ عوض كرد، و هربار دسته اي از مخاطبان را از دست داد و دسته اي ديگر مخاطب آن شدند. اين تغييرات اساسي از پشت جلدهاي آن استنباط مي شود. با كاهش آگهي ها (به دليل توجه مخاطبان به تلويزيون ها و گسترش تلويزيون رنگي) مدتي هم به صورت ماهانه انتشار مي يافت. در دو دهه اخير كه مخاطبان خواهان تحليل و تفسير و فيچر شده اند، ناچار بود كه به اين صورت درآيد، ولي انتشار به اين شکل، آن را شبيه به «تايم» مي کرد كه توسط همان كمپاني منتشر مي شود و اين كمپاني تصميم گرفت که لايف را به صورت آنلاين كه هزينه كمتر دارد درآورد تا دست كم فراموش نشود.
    عكسهاي جالب مجله لايف كه اوج هنر فتوژورناليسم خوانده شده اند و برخي از آنها اختصاصي و منحصر به فرد هستند و يا اينکه تمدن بشري را منعکس مي کنند هرچند وقت يك بار به صورت كتاب انتشار يافته اند و اين كتابهاي عكس عمدتا مورد استفاده رسانه ها و مولفان كتاب قرار مي گيرند. عكس مقابل(بالا)، نمونه پشت جلدهاي لايف را در سه مرحله اي كه ذكر شد نشان مي دهد.
    
يکي از عکس هاي مجله لايف از آيين هاي دو هزار و پانصدمين سال تاسيس امپراتوري مشترک المنافع ايران که در اکتبر 1971 (مهرماه 1350) در تخت جمشيد برگزار شد


    
تصويري که لايف از گوشه اي از باقيمانده ساختمان تخت جمشيد چاپ کرده و نوشته بود: معدودي از کشورهاي ديگر ابنيه باستاني دارند ولي تخت جمشيد چيز ديگري است و تماشاي آن اوج مهندسي، هنر و زيبايي (تمدن ايراني) را نشان مي دهد

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
آخرين پيروزي مغول ها در اروپاي مركزي
مغولان نهم اپريل 1241 در مركز اروپا نيروهاي مشترك اميران آلماني و لهستاني را شكست دادند و شهر لاينيتس را تصرف كردند. اروپاييان گمان مي كردند كه مغول ها تا ساحل اقيانوس اطلس پيش خواهند رفت، كه ناگهان دست به بازگشت زدند و معلوم
    شد كه ايلخان بزرگ آنان درگذشته و براي انتخاب ايلخان تازه به شرق باز مي گردند.
    مغول ها پيش از بازگشت، شهرهايي را كه در اروپاي مركزي تصرف كرده بودند به آن دسته از اميران محلي كه با آنان ميانه خوب داشتند سپردند. قبلا مناطقي از «روسيه امروز» به تصرف مغولان در آمده بود.
    مورخان اروپايي نوشته اند: تلفات اروپاييان در جنگ لاينيتس به حدي زياد بود كه مغولان گوش هر مقتول را جدا مي كردند و در توبره اسب مي انداختند تا سر فرصت از اين طريق (شمردن گوش ها) شمار كشته شدگان را به دست آورند!.
    علت پيروزي مغولان در اين جنگ، تاکتيک ويژه و قدرت مانور آنان به دليل سبكي سلاح و نداشتن زره بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
... و به اين گونه جنگ داخلي آمريكا پايان يافت ـ سالروز پایان جنگ داخلی آمریکا و درس هایی که داده است
ژنرال لي نامه تسليم نيروهاي خود را مي نويسد تا به ژنرال گرانت كه مقابل او نشسته است بدهد


    ژنرال«رابرت لي» فرمانده نيروهاي كنفدراسيون آمريكا 9 اپريل 1865 تسليم شد و جنگ پُرتلفات داخلي آمريكا يايان يافت.
     «لي» پس از سقوط شهر ريچموند پايتخت كنفدراسيون (حاكم نشين کنوني ايالت مشترک المنافع ويرجينيا) و از دست دادن خط دفاعي رودخانه اپاماتكسAppomattox تصميم گرفت كه با 27 هزار نظامي باقيمانده، خود را به ايستگاه راه آهن لينچبرگ برساند و به كاروليناي شمالي برود و با كمك نيروهاي اين ايالت عضو كنفدراسيون به جنگ ادامه دهد كه راه را برخود بسته ديد و لذا تصميم گرفت که تسليم شود.
    وي پيش از ظهر 9 اپريل طي يادداشتي تصميم خودرا به اطلاع ژنرال گرانت فرمانده نيروهاي فدراسيون (ايالتهاي وفادار به دولت واشنگتن) رساند و سه ساعت بعد با آجودان خود در ساختمان دادگاه شهرك اپاماتكس حاضر شد. ژنرال گرانت هم با افسرانش آمدند. «لي» سپس نامه تسليم خود را نوشت، امضاء كرد و به گرانت داد و جنگ داخلي 4 ساله آمريكا كه ضمن آن 618 هزار نظامي (258 هزار جنوبي و 360 هزار شمالي) كشته شدند و ويراني وسيع و تلفات غير نظامي بي شمار به بارآورد پايان يافت.
    ژنرال گرانت (که بعدا رئيس جمهور آمريکا شد) پس از دريافت تسليم نامه «لي» اجازه داد كه او ، افسران و افرادش با اسبان و سلاح هاي سبك خود به هرجا كه بخواهد بروند و تاکيد کرد که هيچكدام از آنان به خاطر كارهايي كه تا آن روز انجام داده بودند مجازات نخواهد شد، ولي از اين پس هرگونه خطا مجازات خواهد داشت و دو ژنرال سپس دست يگديكر را فشردند و از هم جدا شدند. همين «گذشت» باعث شد كه خصومت دنباله نداشته باشد. «لی» بعدا رئیس دانشگاه شد و در بسیاری از شهرها نام او بر تالارها و خیابان ها و نیز یک بزرگراه گذارده شده است.
    نمونه اين سياست 130 سال بعد در آفريقاي جنوبي در پيش گرفته شد و به ابتكار نلسون ماندلا پس از افتادن حكومت به دست اكثريت سياهپوست، هيچ سفيد پوستي به خاطر آزار و حق كشي سياهپوستان در دوران گذشته، مجازات نشد و بنابراين نظامات و اوضاع كشور برهم نخورد و پيشرفت بر همان پايه ادامه يافت.
    باوجود پایدار نماندن کنفدراسیون آمریکا (استقلال هر ایالت به صورت یک کشور، طی شرایطی داشتن حق جداشدن از اتحادیه ـ وجود یک دولت مرکزی با اختیارات محدود و معیّن)، لنین امپراتوری روسیه را و تیتو کشور واحد یوگوسلاوی را به صورت دو کنفدراسیون درآوردند که در آخرین دهه قرن بیستم فروپاشی شدند. اتحادیه اروپا با اینکه کنفدراسیون نیست مشکلات فراوان دارد بگونه ای که در صحنه سیاسی جهان به صورت یک وزنه و همتراز آمريکا به حساب نمی آید.
لي و گرانت پس از امضاي نامه تسليم بافشردن دست به طور دوستانه از هم جدا مي شوند

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
داستان خريد آلاسكا از تزار روسيه به هفت ميليون و دويست هزار دلار!
سيوارد
قرارداد خريد آلاسكا از روسيه نهم اپريل 1867 به تصويب سناي آمريكا رسيد و قطعي شد. طبق اين قرارداد، آلاسكا مهاجرنشين روسيه در قاره آمريكا به مبلغ هفت ميليون و دويست هزار دلار خريداري شد ــ هر هكتار 2 پني (2 سنت و خيلي ارزان).
     «ويليام سيوارد» وزيرامور خارجه آمريکا در كابينه هاي ابراهام لينكلن و اندرو جانسون براي خريد آلاسكا تلاش فراوان كرده بود.
     سيوارد كه عضو حزب جمهوري خواه آمريكا بود، به طور خصوصي به سناتور هاي متنفذ گفته بود كه با اين معامله، پاي روس ها كه در شمال كاليفرنيا مهاجرنشين ايجاد کرده اند، از قاره آمريکا قطع خواهد شد و از آنجا كه بوميان قاره آمريكا (اصطلاحا سرخپوستان) از سيبريه مهاجرت كرده اند، اگر روس ها در اينجا بمانند به سرخپوستان كمك نظامي خواهند رساند و به تدريج مدعي همه قاره خواهند شد و مهاجران اروپاي غربي را متجاوز اعلام خواهند كرد كه دردسر بزرگي خواهدبود.
     آلاسكا كه كانادا آن را از خاك اصلي ايالات متحده جدا كرده است اينك يكي از ايالات پنجاهگانه اين كشور است و علاوه بر منابع زير زميني ازجمله نفت و جاذبه هاي توريستي و صنعت ماهي گيري داراي اهميت استراتژيك ويژه است و ايالات متحده را در همسايگي روسيه و چين و نزديك به ژاپن قرار داده است.
    گفته شده است که كنستانتين آكساكوف مورخ ايده آليست قرن 19 روسيه و از هواداران ادامه مهاجرت روس ها به قاره آمريكا اگر تا زمان فروش آلاسكا زنده مانده بود با نفوذي كه در الكساندر دوم تزار وقت داشت مانع اين كار مي شد. آكساكوف كه عشق عجيبي به روسيه و روس ها داشت (ملي گرا بود) در تاليفات خود روزهاي طلايي روسيه را پيش بيني كرده و نوشته است كه شرط رسيدن روسيه به دوران طلايي؛ تحكيم احساس وطندوستي، منع اكيد مصرف الكل و تقويت فكر پيشرفت و ابتكار در روس ها است.
     روسهای ناسیونالیست عمل تزار در فروش آلاسکارا مغایر اختیارات یک رئیس کشور می پندارند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
زادروز«لودن دورف» سردار معروف آلمان و ناسيوناليست آلماني
Erich Ludendorff
نهم اپريل زادروز ژنرال اريك لودن دورف Erich Ludendorff سردار معرف آلمان است كه بسال 1865 متولد و در سال 1937 درگذشت. وي بود كه در آغاز جنگ جهاني اول در سال 1914 ارتش روسيه را كه از نظر نفرات دو برابر ارتش هشتم آلمان بود در «تانن برگ» شكست داد و اين شكست و شكست سال بعد باعث تضعيف روسيه و پيروزي انقلاب اين كشور شد. لودن دورف در«برست ليتوفسك» با روسيه قرارداد صلح امضاء كرد و اين كشور را از صحنه جنگ خارج ساخت.
    وي از آنجا به جبهه غرب بازگشت و در اينجا بود که متوجه شد كه آلمان جنگ جهاني اول را نخواهد بُرد و به قيصر پيشنهاد كرد كه با دولت هاي مخالف آلمان وارد مذاكرات صلح شود كه قيصر نپذيرفت و او را به سمت غير رزمي گماشت.
    در پايان جنگ اول، لودن دورف كه فرضيه «حمله نامحدود زيردريايي» از اوست به سوئد رفت و در آنجا چند كتاب درباره جنگ نوشت و سوسياليست هاي آلمان را متهم كرد كه در جريان جنگ جهاني اول از پشت به دولت آلمان خنجر زدند و با اظهارات خود روحيه آلماني ها تضعيف كردند.
     پس از تاسيس حزب ناسيونال سوسياليست آلمان (نازي)، وي نخستين فردي بود كه دفتر عضويت اين حزب را امضاء كرد و هيتلر را بر ضد سوسياليست ها و «جهان وطني = مارکسيست ها» ها برانگيخت. وي عادت داشت كه به جاي بكاربردن واژه مارکسيست واژه «بي وطن» را بكاربَرد.
    بسياري از كساني كه بر جنگ جهاني دوم تحليل نوشته اند تاكيد كرده اند كه اگر «لودن دورف» سه سال بيشتر زنده مانده بود، آلمان (رايش سوم) در جنگ دوم شكست نمي خورد زيرا كه او مانع حمله نظامي هيتلر به روسيه مي شد و تا انگلستان از پاي در نمي آمد اجازه گسترش جبهه را نمي داد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سه تن از مشاهير اروپايي
به ترتيب از راست به چپ: بيکن - بلوم - رابله


    نهم اپريل سالروز درگذشت فرانسوا رابله نويسنده فرانسوي و فرانسيس بيكن دولتمرد، نويسنده و فيلسوف انگليسي و زادروز لئون بلوم سياستمدار فرانسوي است. رابله در 1553 و بيكن بسال 1626 درگذشتند و بلوم در 1872به دنيا امد.
    بلوم كه يك حقوق دان سوسياليست بود در جريان محاكمه دريفوس شهرت كسب كرد. پس از جدا شدن افراطيون سوسياليست از اين حزب در سال 1920 و تشكيل حزب كمونيست فرانسه، وي حزب سوسياليست را نوسازي كرد و سپس جبهه خلق را مركب از چپگرايان فرانسه به وجود اورد. اين جبهه در انتخابات سال 1936 اكثريت به دست آورد و رابله نخست وزير فرانسه شد. وي نخستين نخست وزير سوسياليست و تنها نخست وزير يهودي فرانسه بوده است. بلوم در سال1950 درگذشت.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
75 هزار اسير آمريكايي - انتقال پرزجر اسيران
اسيران آمريکايي در حال رفتن به سوي بازداشتگاه


    نيروهاي نظامي امپراتوري ژاپن كه بيش از 45 هزار نبودند به فرماندهي ژنرال ناساهارو هوما در جريان حمله به جزاير فيليپين، ششم تا نهم اپريل سال 1942 در منطقه خليج باتان (بتان) واحدهاي نظامي آمريكا را كه نزديك به دو برابر آنان بودند شكست دادند و 75 هزار نفرشان را به اسارت گرفتند.
     ژاپني ها اين اسيران و ازجمله مجروحان را به گونه اي كه در عكس ديده مي شود 150 كيلومتر پياده بردند تا به بازداشتگاه رسانيدند. مجروحان در پتو پيچيده مي شدند و هركدام را دو اسير سالم حمل مي كردند (عكس بالا). درباره اين انتقال زجرآور چند كتاب انتشار يافته و فيلم سينمايي تهيه شده است. در همين روز نيروي هوايي ژاپن در شرق سريلانكا ناوهواپيمابر انگليسي «هرمس» و ناوشكن «وامپاير» را غرق كرد.
    ژنرال ناساهارو هوما که در پايان جنگ جهاني دوم به چنگ آمريکاييان افتاده بود در اپريل 1946 به جرم اجبار اسيران به پياده رفتن زجرآور که در بالا به آن اشاره رفت اعدام شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
توطئه قتل فرمانده نيروهاي روسيه در گرجستان و ادامه بحران روابط
مجروح شدن ژنرال «الكساندر ستودنيكين» فرمانده نيروهاي روسيه در گرجستان بر اثر انفجار يك بمب مجهز به دستگاه كنترل از راه دور در 7 اپريل 2004، در زمان خود از حوادث تازه در روابط دو كشور عضو جامعه مشترك المنافع روسيه تلقي شده بود. در پي حادثه مجروح شدن ژنرال روس، دولت مسکو مصرا از گرجستان خواسته بود كه عوامل شروع به قتل ژنرال ستود نيكين را معرفي كند و بگويد كه چه نيرويي پشت سر اين توطئه بوده است. روسيه دو پايگاه نظامي شامل پنح هزار سرباز و 150 تانك در گرجستان داشته كه مقامات آن دولت، به اشاره غرب خواستار برچيده شدن آنها شده بودند. گرجستان پس از نزديک به دو قرن كه گوشه اي از امپراتوري روسيه و سپس شوروي بود در آغاز دهه 1990 اعلام استقلال کرد و به دليل موقع استراتژيك ويژه و عبور لوله نفت از آنجا، مورد توجه غرب قرار گرفته است. رئيس جمهور کنوني گرجستان يك تحصيلكرده آمريكاست.
     برخي از مفسران که رويداد انفجار بمب را تحليل کرده بودند، نظر داده بودند كه چنين توطئه هايي تاثير منفي خواهد داشت و ممكن است روس ها را كه تحولات پس از فروپاشي شوروي، آنان را به خود آورده و در برابر حقايق تلخ قرار گرفته اند وادار به واکنش شديد و بازگشت به وضعيتي مشابه سابق كند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
گرجستان - سالروز اعلام استقلال، و همچنان کانون خطر برخورد قدرت ها
نهم اپريل سالروز استقلال گرجستان است كه در سال 1991 اعلام شد. اين كشور چهار ميليون و ششصدهزار نفري و 69 هزار كيلومتري واقع در قفقاز جنوبي از عهد باستان تا زمان امضاي قرارداد گلستان در 24 اكتبر 1813 يك منطقه خودمختار وابسته به ايران بود، گرچه چند بار روميان و مغول ها آن را از ايران جدا كرده بودند. حكمران وقت گرجستان در سال 1783 خود را تحت حمايت تزار روسيه قرارداد كه آغامحمدخان قاجار در سال 1795 به تفليس لشكر كشيد و حكمران متمرّد و همدستانش را تنبيه كرد.
     روس ها هفت سال بعد و از سال 1802 دست اندازي به گرجستان را آغاز كردند و در چند جنگ و از جمله نبرد رودخانه عسكراني ايران را (كه ديگر، آغامحمدخان در آن وجود نداشت) شكست نظامي دادند. اين شكست ها و نيز اغفال ايران توسط انگلستان (درجريان ميانجيگري)، سبب انعقاد قرارداد گلستان شد (که گلستان روستايي است در قره باغ) و گرجستان به روسيه تعلق گرفت و سپس وابسته به شوروي شد.
    جغرافيون، گرجستان را جزيي از آسيا مي دانند ولي گرجي ها مايلند كه اروپايي خوانده شوند. به اين ترتيب؛ گرجستان در طول زمان كانون اختلاف قدرت هاي وقت بوده است و براين وضعيت هنوز نقطه پايان گذارده نشده است. دولت گرجستان كه با نقاط ضعفي از جمله مسئله آبخازيا (که در سال 2008 با حمايت روسيه اعلام استقلال کرد) و اوستياي جنوبي (که در پي جنگ سال 2008 خودرا از گرجستان جدا و مستقل اعلام کرد)، وجود بسياري روس و هوادار روسيه و استالينيست در آنجا، يك اقتصاد نه چندان موفق و وجود فساد اداري و مالي، قاعدتا بايد احتياط كند و دست به عصا راه برود. اما، مسير حركت آن در چند سال پس از كنار رفتن شواردنادزه (احتمالا طبق نقشه!) چيز ديگري را نشان مي داد. دولت گرجستان و سرمايه داران «يكشبه» اين سرزمين تمايل شديد به غرب نشان مي دادند كه همين وضعيت سبب شده بود که پيش بيني شود اگر روال ادامه يابد؛ ورق را نه تنها در شوروي سابق بلكه همه اروپا به حالتي مشابه وضعيت قبلي و قبلي تر بازگرداند. انتخابات اخير گرجستان، اوضاع سياسي اين کشوررا تا حدي تعديل کرده است.
     ساکاشويليSaakashvilli دومين رئيس جمهور گرجستان (پس از اعلام استقلال) که فارغ التحصيل يک دانشگاه آمريکا و مسلط بر زبان انگليسي است تلاش فراوان براي وارد ساختن اين سرزمين به «ناتو» و نيز اتحاديه اروپا کرده بود که اين تلاش او براي عضويت در ناتو در نشست بخارست (سوم و چهارم اپريل 2008) ردّ شد زيرا که روسيه باگسترش بازهم بيشتر آن اتحاديه نظامي غرب در قلمرو شوروي سابق مخالفت کرده بود. رّد درخواست گرجستان برغم ابراز دوستي بيش از حد جورج بوش رئيس جمهور آمريكا در جريان نشست نسبت به ساکاشويلي صورت گرفت. اصحاب نظر در اين باره گفته بودند که اكثريت سران ناتو عقل را بر احساس مقدم داشته و با عضويت گرجستان و اوکراين موافقت نکرده بودند زيرا که درصورت موافقت، جنگ احتمالي اروپاييان از همين منطقه آغاز مي شد. اروپا قبلا هم اين اتحاديه ها و دسته بندي هارا تجربه كرده است.
جورج بوش در حاشيه نشست بخارست (بهار 2008) نسبت به ساکاشويلي ابراز ملاطفت دوستانه مي کند، ولي سران ناتو عقل را بر احساس مقدم داشتند

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نهم اپريل2003، روزي كه امور دولتي عراق به دست آمريکا افتاد
بمباران بغداد در جريان جنگ سال 2003
نهم اپريل سالروز سقوط حكومت حزب بعث (صدام حسين) بر عراق و اشغال نظامي اين كشور توسط آمريكا است. نظاميان آمريکايي هفتم اپريل 2003 وارد شهر بغداد شده بودند. در آن سال اين نيروها ظرف 31 روز عراق را اشغال كرده بودند.
    اشغال نظامي عراق، اين كشور را ناآرام و وارد يك جدال داخلي ـ گاهي شديد و زماني خفيف ـ ساخته است. طبق آمارهاي منتشره، از آغاز حمله نظامي (19 مارس 2003) تا نهم اپريل 2007 (در طول چهار سال) بيش از ششصد هزار عراقي جان خودرا از دست داده بودند. آمريكا نيز تا اپريل 2007 حدود سه هزار و سيصد نظامي كشته داده بود که اين رقم در اپريل 2008 از چهارهزار تن تجاوز کرد و در اپريل 2009 افزون بر چهارهزار و 260 تن بود.
     مسئله عراق و عمدتا به سبب تفاوت مذهب و نژاد و برخي مداخلات منطقه اي هر روز پيچيده تر شده است. عراق تا دهه سوم قرن بيستم يک کشور واحد نبود.
    در اپريل 2008 شمار نيروهاي نظامي آمريکا در عراق حدود يكصد و شصت هزار تن بود. آمريکا در آن زمان به همين شمار هم پيمانكار غير نظامي در عراق داشت. شمار نيروهاي رزمي آمريکا در عراق در اپريل 2009 تقريبا 20 هزار تن کمتر از اپريل 2008 بود و اعلام شده بود که واحدهاي رزمي آمريکا تا آخرين روز سال 2011 و پس از تصويب قرارداد استراتژيک امنيت مشترک از عراق خارج خواهند شد (که شدند).
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي از آمريکائيان در ليست «پرواز ممنوع» اين کشور!
سرگروهبان آمريکايي بانو ميشل گرين

هفت آمريكايي ششم اپريل 2004 برضد دولت اين كشور به دادگاه دادخواست دادند و يك آژانس اين دولت را متهم كردند كه در پي رويداد 11 سپتامبر 2001 دو فهرست، يكي «پرواز ممنوع» و ديگري «مراقبت و بازرسي دقيق، معروف به ssss» تهيه كرده و نام برخي افراد از جمله آنان را در اين فهرست ها قرار داده است.
     اين هفت تن در دادخواست خود مدعي شده بودند كه دپارتمان «امنيت وطن» پس از اعتراض آنان كه نامشان بر حسب اشتباه (تشابه اسمي) وارد ليست شده هنوز حاضر نشده است ليست ها را اصلاح كند و هربار كه به فرودگاه مي روند تا پرواز كنند دچار زحمت و اتلاف وقت مي شوند كه نوعي تحقير و استرس و ناقض حقوق مدني و اساسي افراد است.
    نسبت به اين ليست ها كه به ماموران امنيتي مستقر در فرودگاههاي آمريكا داده شده قبلا ايرادهاي متعدد وارد شده بود و قرار بود كه عمدتا شامل عرب تبار ها و مسلمانان مورد سوء ظن باشد، نه ديگران.
    يكي از اين هفت تن شاكيان، يك كشيش 74 ساله بازنشسته به نام «جان شاو»! و ديگري بانو «ميشل گرين» گروهبان يكم 36 ساله نيروي هوايي آمريكا بود!.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برکناري رئيس جمهوري ليتواني از اين مقام به جرم رانت خواري
پاکساس

پارلمان ليتواني هفتم اپريل سال 2004، و 9 روز پس از عضويت اين كشور در ناتو و 22 روز پيش از ورود آن به اتحاديه اروپا، به خواست دادگاه پاسدار قانون اساسي اين کشور راي به بركناري «رولانداس پاكساس» رئيس جمهوري47 ساله داد و تا انجام انتخابات، وظايف رياست جمهوري را به رئيس مجلس سپرد.
    پاكساس قيلا در سه مورد متهم به نقض قانون اساسي شده بود كه يكي از اين موارد ادامه كسب و كار سابق خود (معاملات بازرگاني) بود.
    وي همچنين متهم شده بود كه در اعطاي تابعيت ليتواني به يك بازرگان روس مرتكب اعمال نفوذ شده بود و نيز به گسترش رانت خواري با دادن اطلاعات محرمانه و آگاه ساختن افراد مشخصي از تصميمات دولت به منظور بردن سود مالي كمك كرده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
«جبهه ملي» افغانستان ـ حمايت اين جبهه از استقرار يک حکومت پارلماني و نگراني کرزاي از آن ـ راه کوروش: جامعه مشترک المنافع ايراني تبارها
برهان الدين رباني (بعدا مقتول)
پنجم اپريل 2007 رسانه ها عموما گزارش كرده بودند؛ كرزاي رئيس جمهور افغانستان (و يک پشتون) گفته بود كه طالبان (عموما از پشتون ها) هم فرزندان اين كشورند و براي حل مسائل، با آنان تماس مي گيريم ولي برخي از رسانه هاي انگلستان بر اين خبر چنين افزوده بودند كه كرزاي همچنين از تشكيل «جبهه ملي» افغانستان كه بسياري از همكاران او و به ويژه احمد ضياء مسعود از موسسان آن هستند ابراز ناخرسندي كرده و گفته بود كه تصميم دارد در اين زمينه با آنان مذاكره كند.
    برهان الدين رباني رئيس سابق كشور، «قانوني» رئيس مجلس، ژنرال فهيم وزير دفاع پيشين و اسماعيل خان (از بزرگان تاجيکیان و مرد اول هرات) و ... و نيز نوه پادشاه سابق از موسسان ديگر جبهه ملي افغانستان هستند. به نظر مي رسد كه در اين جبهه، تاجيكيان (پارسي ها) و جهادي هاي ضد اشغال شوروي (جبهه شمال افعانستان) قدرت اول هستند. [برهان الدين رباني چهار سال بعد ترور شد.].
    اين جبهه خواهان تجديد نظر در قانون اساسي افغانستان و تبديل حكومت اين كشور به نظام پارلماني است كه در آن رئيس دولت برگزيده پارلمان و مسئول آن باشد. موسسان جبهه به طور ضمني اشاره كرده بودند كه نمي خواهند رئيس دولت افغانستان تنها از يك قدرت (آمريكا) حرف شنويي داشته باشد و ....
    همان شب يك شبكه تلويزيوني آمريکا ضمن پخش اين خبر روي عضويت احمد ضياء مسعود (برادر احمدشاه مسعود) در جبهه ملي افغانستان انگشت گذارده و بدون اظهار نظر صريح، سه تصوير با اين خبر پخش كرده بود كه يكي از آنها احمدي نژاد را در حال گفتگو با مسعود و ديگري رئيس جمهور ايران را در لباس محلي تاجيكيان نشان مي داد. سومي هم تابلوي يك خيابان مرمت شده افغانستان (باپول ايران) را نشان مي داد كه روي آن عكس احمدشاه مسعود (تاجيك بزرگ و مقتول که مي خواست راه کوروش بزرگ مبني برايجاد يک اتحاديه ـ جامعه مشترک المنافع ـ از ايراني تبارها و اصطلاحا ساکنان منطقه يا حوزه نوروز را درپيش گيرد) و پرچم جمهوري اسلامي ايران در كنار هم نقاشي شده بود و نام خيابان را هم «احمدشاه مسعود» گذارده بودند.
    همزمان روزنامه هاي آمريکا نيز در تفسيرهاي خود اظهار نظر کرده بودند كه تاسيس «جبهه ملي» افغانستان که بي مشابهت به جبهه ملي تاسيس شده توسط دکتر مصدق نيست ممکن است سرآغاز يك رشته تحولات گسترده سياسي در آسياي ميانه و آسياي جنوبي (ايرانزمين خاوري) و حتي آسياي غربي و قفقاز (همه ايرانزمين ـ قلمرو امپراتوري ايران) باشد.
    
احمدي نژاد با لباس محلي تاجيکيان


    
احمدي نژاد در حال مذاکره با احمدضياء مسعود

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 9 آوريل
  • 351:   آتيلا رهبر هون ها شهر «مِس = مِتس» از شهرهاي فرانك نشين (واقع در كشور فرانسه امروز و قبلا متعلق به آلمان) را تصرف و ويران ساخت. ايرانيان هون ها را که قبلا قصد ورود به قلمرو امپراتوري ساسانيان را داشتند به اروپا فراري داده بودند.
        
  • 685:   «بودائيسم» آئين رسمي كشور ژاپن شد.
  • 1747:   «سايمون فريسر» امير انگليسي به جرم تحريك بر ضد دولت متبوع به حكم مجلس لُردان اين كشور گردن زده شد. وي آخرين مقام انگليسي بود كه به اين صورت اعدام شده است.
  • 1812:   ميان روسيه و سوئد قراردادي امضاء شد كه به موجب آن، از آن پس فنلاند متعلق به روسيه و نروژ از آن سوئد باشد.
  • 1949:  
        بيستم فروردين 1328 نماينده وقت دولت ايران در سازمان ملل به عضويت اسرائيل در اين سازمان راي منفي داد و در همين روز در تهران اعلام شد كه به تصميم دولت وقت، از آن پس لباس (يونيفورم) افسران نيروهاي مسلح ايران به شكل افسران آمريكا خواهد بود و لباس افسران شهرباني كما كان آبي رنگ باقي خواهد ماند.
        
  • 1973:   (1352 ) : نخستين قرارداد بازرگاني ميان تهران و پکن امضاء شد. در آن زمان هنوز مائو در قيد حيات بود و چين نظام سوسياليستي داشت و بر ضد کاپيتاليسم و هر نوع جدايي، نابرابري و تفاوت انسان ها بود.
  • 1976:   دولت وقت ايران روابط خود را با كوبا قطع كرد.
  • 2010:   جان مک کویJohn G. McCoy مبتکر «Drive – through Banking = بانک سواره»، سیستم ATM (دریافت پول از ماشین)، تکنولوژیک کردن بانکداری، نوعی کارت اعتباری و ... و صاحب Banc One چهارم اپریل 2010 در 97 سالگی درگذشت.
        
        
        
        
        
        



  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    nhistorian (a) cox.net
    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com