Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
24 مي
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 24 مي
ايران
بپاخيري «المقّنع» و كفن پوشان راه وطن با هدف رهانيدن ايران از سلطه عرب
قيام المقّنع در خراسان 24 ماه مي سال 766 ميلادي آغاز شد كه از نخستين بپاخيزي هاي ايرانيان براي احياي استقلال و حاكميت وطن خود بشمار مي آيد.
     المقّنع كه از ديرباز در صدد قيام بر ضد سلطه عرب بود از موضوع قتل ابومسلم در توطئه خليفه عباسي وقت استفاده كرد و به خونخواهي او در خراسان بپاخاست. با توجه به محبوبيت ابومسلم در ميان ايرانيان به ويژه مردم خراسان ـ خراسان بزرگتر، در اندك مدتي صدها هزار تن در اطراف المقنّع جمع شدند. المقّنع كه به سبب نقاب زدن ـ نقابي شبيه مقنعه كه تا شانه ها، روي اورا مي پوشانيد ـ به اين نام معروف شده بود، كسي جز هاشم ابن حكيم نبود كه مردي دانشمند بود و داستان «ماه نَخشَب» وي كه برپايه تسلط او بر علوم فيزيك و شيمي شكل گرفته بود معروف است.
    پيروان المقّنع كه جامه سپيد مي پوشيدند به سپيدجامگان (كفن پوشان راه وطن) معروف اند. قيام المقنع براي رهايي ايران كه ضمن آن دست به چند ابتكار كاملا تازه زده بود بيش از چهار سال طول كشيد. سرانجام خليفه عباسي سپاهي گران را به جنگ او فرستاد كه در دومين برخورد دو نيرو، المقّنع شكست خورد و خودكشي كرد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اسماعيل ساماني مردي كه تنها به ايران و ايراني مي انديشيد
آرامگاه اسماعيل ساماني در شهر بخارا

اسماعيل ساماني مردي كه پرچم زنده كردن زبان پارسي و فرهنگ ايراني را به دوش گرفت در ماه مي سال 849 ميلادي در فرغانه خراسان بزرگتر (منطقه فرارود آن) به دنيا آمد. مورخان هريك روزي از ماه مي را زادروز او نوشته اند كه تازه ترين اين زادروزها كه كشف مورخان روس است «24 ماه مي» است!. در زمان تولد اسماعيل، پدر او احمد، حكمران ناحيه فرغانه بود. سامان خدا (كدخدا = رئيس، رئيس دهقانان، رئيس فاميل و ...) پدر بزرگ اسماعيل كه در منطقه بلخ به دنيا آمده بود و يك تاجيك (پارس) بود خودرا از فرزندزادگان بهرام چوبين ـ اسپهبد بزرگ ايران معرفي مي كرد.
     اميراسماعيل (مير اسماعيل) كه خودرا شاه خواند پس از تمركز امور خراسان بزرگتر (شامل سه كشور تاجيكستان، ازبكستان، تركمنستان، نيمه شمالي افغانستان، گوشه هايي از قزاقستان و قرقيزستان و خراسان ايران) در دست خود، احياء زبان و ادبيات فارسي و فرهنگ و رسوم ايراني را سرلوحه كار خود قرارداد. همزمان با او، صفاريان در جنوب و جنوب شرقي ايران، ديلميان در شمال و مركز و طاهريان در نيشابور ـ هر گروه در مناطق خود استقلال داشتند و در اين مناطق تنها نامي از خليفه برجاي مانده بود.
    شاه اسماعيل با اينكه توان لشكركشي به بغداد و برانداختن خليفه را داشت چنين نكرد زيرا كه احياء فرهنگ ايراني و زبان فارسي برايش مهمتر بود. استراتژي شاه اسماعيل؛ جنگ دفاعي بود يعني تنها با مهاجم مي جنگيد و جنگ او با عَمروليث كه به شكست و اسارت عَمرو انجاميد برهمين پايه صورت گرفت.
    شاه اسماعيل در سال 907 ميلادي درگذشت و در بخارا مدفون شد و آرامگاه او كه يك بناي تاريخي است مورد احترام ويژه تاجيكيان و همه ايرانيان و ايراني تبارها است. نوه اسماعيل هم در همين آرامگاه (عكس بالا) دفن شده است. شاه اسماعيل ساماني چنان زيربناي فرهنگي را استوار گذارده بود كه تا سال 1920، فارسي زبان رسمي منطقه بخارا بود.
    در دهه سوم قرن 20 در منطقه «فرارود»، گروهي از وطندوستان تاجيك از جمله پدر احمدشاه مسعود برضد تقسيمات جغرافيايي حكومت شوروي (مسکو) كه به زيان تاجيكيان بود دست به قيام مسلحانه زدند و چون شكست خوردند، پدر مسعودها به هرات گريخت و در افغانستان ماندني شد، يكي از پسران او (احمدشاه) هنگامي كه نيروهاي ضد مداخله خارجي را در شمال افغانستان رياست مي كرد، هدف توطئه قرار گرفت و كشته شد و پسر ديگر او ـ احمد ضياء بعدا معاون رئيس جمهوری افغانستان شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
زدوخورد نيروهاي پليس و امنيت با گروه پرويز پويان در تهران و كشته شدن او
پرويز پويان
سوم خرداد ماه سال1350 در زد وخورد سخت يك گروه از چريك هاي كمونيست و نيروهاي پليس و امنيت وقت در محله دوشان تپه (شرق تهران ـ كوي نيروي هوايي)، پرويز پويان (برادر حسن پويان نويسنده، مترجم و روزنامه نگار معروف)، رحمت پيرو نديري و صادقي نژاد جان سپردند. اين زد و خورد كه در ساعات روز روي داد پس از محاصره خانه اي كه اين گروه از آن به عنوان پايگاه استفاده مي كردند توسط نيروهاي پليس و امنيت آغاز شده بود.
    در اين زدو خورد به ماموران دولت وقت نيز تلفات وارد آمد. اعضاي گروه كه همگي روشنفكر و تحصيلكرده بودند سلاح هاي خود را قبلا در زد و خورد با ماموران دولت و نيز گارد سلطنتي به دست آورده بودند.
    قتل پويان و دوستانش سرآغاز يك رشته زد و خوردهاي مشابه در تهران و شهرهاي ديگر کشور شد كه تا پايان كار شاه ادامه داشت.
    دفن پنهاني اجساد پويان و همفكرانش و ايجاد مزاحمت براي كساني كه در جستجوي محل دفن اجساد بودند خشم مردم را در تهران و مشهد برانگيخته بود كه به چند اعتراض گروهي منجر شد. (پويان از خراسان بود).
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نظر برخي از مورّخان درباره پس گرفته شدن خرمشهر
مورخان نظامي پيروزي نيروهاي مسلح ايران در پس گرفتن خرمشهررا در شمار جنگهاي ميهني بزرگ ايرانيان در طول تاريخ ـ نظير نبرد دفاعي «حرّان» قرار داده اند. اين مورخان در همان روز پس گرفتن خرمشهر، با اشاره به برتري تسليحاتي عراقيان گفته بودند كه فداكاري ايرانيان بار ديگر اين نكته دو هزار و پانصد ساله داريوش بزرگ را كه بر سنگ باقي مانده است به اثبات رساند كه ايران سرزميني است كه مردان (سربازان) خوب دارد.
    نيروهاي مسلح ايران در سوم خرداد ماه 1361 و 21 ماه پس از آغاز تعرض نظامي عراق، با از جان گذشتگي و فداكاري تحسين آميز و تاريخساز خود خرمشهررا از نيروهاي متجاوز پس گرفتند و مسير جنگ را تغيير دادند. در اين نبرد پيروزمندانه، كه براي جهانياني كه تاريخ پر عظمت ايرانيان را نخوانده بودند غير منتظره بود تلفاتي سنگين به عراقيان وارد آمد و دهها هزار عراقي به اسارت در آمدند.
    
تني چند از نيروهاي داوطلب ايران با روحيه اي قوي و قيافه اي مصّمم در جريان جنگ عراق و ايران

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
درآمد ارزي ايران از نفت در سال 1385 - 2 بخش حساب ذخيره ارزي
درآمدهاي ارزي ايران در سال 1385 پنجاه و پنج ميليارد دلار برآورد شده بود. اين برآورد را 23 ماه مي 2006 محمدجعفر مجرد معاون ارزي بانك مركزي ايران در يك گفت و شنيد مطبوعاتي بيان داشته بود.
    مجرد گفته بود كه ميزان درآمدهاي ارزي كشور از محل صادرات نفت بستگي به بهاي نفت در بازارهاي بين المللي دارد. وي همچنين گفته بود كه طبق برآوردها، ارز حاصل از صادرات غيرنفتي ايران نيز در اين سال حدود ده ميليارد دلار خواهد بود.
    مجرد خاطرنشان كرده بود كه حساب ذخيره ارزي در حال حاضر داراي دو بخش است؛ يك بخش آن منابعي است كه در اختيار بخش خصوصي قرار مي گيرد و اين منابع به حساب ذخيره ارزي بازگشت داده مي شود و قسمت ديگر توسط دولت در قالب بودجه سالانه دريافت مي شود و طبيعي است كه اين قسمت نمي تواند بازگشت داده شود و به اين سبب، نوسان جهاني قيمت نفت مي تواند بودجه را دستخوش تغييرات و نوسان كند، و کاهش بهاي نفت و يا ميزان صدور آن تعديل هزينه ها و نيمه تمام ماندن طرح هاي عمراني را بدنبال خواهد داشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در خرداد 1385، نماينده جيرفت در مجلس شوراي اسلامي از غارنشين هاي عنبرآباد خبرداد! ـ ضعف هاي مديريّت
زادسر
به گزارش 23 ماه مي 2006 خبرگزاري فارس، نماينده وقت جيرفت در مجلس شوراي اسلامي گفته بود كه 28 سال پس از پيروزي انقلاب اسلامي، در نزديكي عَنبَرآباد جيرفت يك روستا كشف شده است كه مردم آنجا همانند غارنشينان زندگي مي كنند.
    فارس نوشته بود: «علي زادسر» نماينده جيرفت (استان كرمان) در حاشيه جلسه علني روز سه شنبه مجلس (23 ماه مي 2006) در جمع خبرنگاران با اظهار تاسف از اين امر گفت: سربازان گمنام وزارت اطلاعات در زمستان سال 1384 (4 ـ 5 ماه پيش از اين تاريخ) يك روستا را در 120 كيلومتري عنبرآباد كشف! كرده اند كه مردم آن همانند مردم دوران غارنشيني [هزاران سال پيش] بوده و برهنه هستند و با برگ درخت تغذيه مي كنند (!).
    وي گفته بود كه نام اين روستا «بيد نكوئيه» است و در كوه واقع شده كه حدود 200 نفر در آن زندگي مي كنند و از دره ها و بيشه هاي محل سكونت خود خارج نشده اند(!).
    به نوشته فارس، نماينده جيرفت به نقل از كساني كه به اين روستا رفته اند، گفت: ساكنان اين روستا در طول عمر خود وسيله نقليه موتوري نديده اند.
    زادسر با يادآوري ضرب المثل «چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است» اظهار داشت: به اطلاع مسئولان كه دهها ميليون دلار به كشورهاي ديگر كمك مي كنند مي رسانم كه از 700 هزار نفري كه در جنوب استان كرمان زندگي مي كنند 300 هزار نفرشان كپَرنشين هستند و هنوز روستاهاي كشف نشده در آنجا وجود دارد(!).
    وي سپس به خشكسالي اين استان و ترافيك بد راه اصلي شهر كرمان به جيرفت و بندر عباس پرداخت و از دولت خواست كه به حل اين مسائل اولويت دهد. علي زادسر (حجت الاسلام) در بهمن ماه 1397 فوت شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
پروفسور رزّاقی اقتصاددان: 1300 میلیارد دلار واردات در 26 سال ـ «بازار» حاکم بر اقتصاد ما ـ 5 میلیون دلّال در کشور! ـ زیانهای اقتصاد لیبرالی
Ebrahim Razzaghi
ابراهیم رزّاقی استاد اقتصاد دانشگاه در یک گفت و شنود با شبکه اطلاع رسانی راه دانا که 29 اردیبهشت 1394 انتشار یافت به انتقاد از نوع کالاهای وارداتی پرداخت و گفت که اجناس وارداتی در 3 قالب مصرفی، سرمایه ای و واسطه ای تقسیم می شوند که متاسفانه 80 درصد کالاهای وارداتی به کشور ما از نوع مصرفی بوده اند.
    این کارشناس مسائل اقتصادی گفت: طبق معیاری که سازمان ملل، آن را تهیه کرده است، با 10 هزار دلار می توان یک شغل پایدار ایجاد کرد. بنابراین با 70 میلیارد دلار توان ایجاد 7 میلیون شغل وجود دارد. اما این، در شرایطی خواهد بود که از تولید داخلی حمایت شده باشد و واردات عمدتا کالاهای سرمایه ای باشند تا به تبع آن کارخانجات تولیدی بتوانند فعّال شوند.
    وی با بیان اینکه برخی کالاها نیازی به صَرف ارز ندارند و توان تولید آن در داخل کشور وجود دارد، گفت که در این صورت ارز را می توان صَرف کالاها و ماشین آلاتی کرد که تولید آن در داخل کشور امکان پذیر نیست و باید از خارج وارد شوند.
    پروفسور رزّاقی ضمن بیان اینکه 80 درصد کالاهای وارداتی به ایران از نوع مصرفی هستند گفت که بیشتر کالاهای صادراتی ما نیز خام هستند [خام فروشی] و یا برای تولید آنها هزینه های سنگین به دولت تحمیل شده است. از این رو ارزآوری صدور این نوع کالاها نیز چندان چشمگیر نبوده و تاثیر آنچنانی بر اقتصاد کشور نخواهند داشت.
     استاد رزّاقی گفت که امروزه 40 درصد مواد غذایی ما از طریق واردات تأمین می شود و این یک آمار نگران کننده است. سیاست تعدیل اقتصادی و اصلاح ساختاری در جمهوری اسلامی ایران از دوران هاشمی رفسنجانی آغاز شد که سرمنشأ بسیاری از مشکلات اقتصادی نیز بوده است، یعنی با کنار گذارده شدن بخش دولتی از اداره اقتصاد، «بازار» بر اقتصاد حاکم شده است. این دقیقا همان طرحی است که سازمان بین المللی پول ـ مستقر در آمریکا به 170 کشور بنام شکوفاساختن اقتصادشان ارائه داد اما هیچیک از آنها نیز پیشرفت نداشت. در این میان فقط آمریکایی ها بودند که از این طرح سود بردند و این 170 کشور با مشکلات متعدد مواجه شدند. دولت های ما نیز از دوران هاشمی رفسنجانی تا همین دولت یازدهم، بر اساس این طرح حرکت کردند. در طول این سال ها نیز ما 1300 میلیارد دلار واردات کالا داشته ایم که با این رقم، می شد 130 میلیون شغل ایجاد کرد. این در حالی است که در طول دوران 26 سال گذشته تنها 13 میلیون شغل ایجاد شده که 5 میلیون از آن نیز دلّالی است.
    استاد رزاقی گفت که به نظر او، برخی اقدامات اقتصادی در داخل کشور به سمت و سویی گرایش یافته که آمریکایی ها هم دیگر چنین روش هایی را در اقتصاد در پیش نمی گیرند. آمریکا با اقتصاد لیبرال خود (حدّ اقل محدودیت در واردات و صادرات) وقتی می بیند این روش اقتصاد به بن بست رسیده است، روی به تولید داخلی می آورد و واردات کالا را محدود می کند. علاوه بر این، به پرداخت یارانه به تولید کنندگان داخلی [بویژه کشاورزان و دامداران] می پردازد تا این تولیدکنندگان بتوانند در مقابل واردات کالاهای خارجی رقابت کرده و در داخل کشورشان اشتغال ایجاد کنند. در کشور ما ظاهرا به نظرات مطرح شده و راه حل های ارائه شده توجه آنچنانی نشده است. دولت های احمدی نژاد و روحانی در اقتصاد روشی را در پیش گرفتند که در دوران هاشمی رفسنجانی پی ریزی شده است. به عبارت دیگر؛ بنیان اقتصاد لیبرالی در ایران از دوران هاشمی رفسنجانی نهادینه شده و همچنان ادامه دارد و گریبانگیر اقتصاد کشور. برای مثال: چه لزومی دارد که ما 2 میلیارد دلار صرف واردات لوازم آرایش کنیم، یا اینکه وقتی ما خودمان می توانیم علوفه، گندم، ذرّت، شکر و اقلام دیگر در داخل تولید کنیم، چرا آنهارا از خارج وارد می کنیم؟. امروزه در کشور ما بالاترین درآمد در شغل دلّالی است و در عمل [نه تعمّد] همین واسطه ها و دلال ها که 700 هزار میلیارد تومان نقدینگی بخش خصوصی را در اختیار دارند با کار خود آب به آسیاب خارجی می اندازند و ... و سؤال اینجاست که چرا دولت در مقابل چنین روش و رفتاری، ساکت است و اقدام نمی کند. بنابراین، می توان گفت که اداره امور اقتصاد کشور [در وضعیت تحریم] شباهتی به شرایط دفاعی [مقاومتی] ندارد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نگرانی رئیس مجمع واردات از ساماندهی و خطر نهادینه شدن فرهنگ قاچاق به علت نبود کُدینگ ـ واردات حدود 50 هزار خودرو لوکس!
تهرارن ـ 29 ارديبهشت 1394 ـ خبرگزاري فارس: محمدحسین برخوردار رئیس مجمع واردات کشور گفت که باید مراقب خطر نهادینه شدن فرهنگ قاچاق در جامعه بود، چرا که وقتی افراد به کارهای کم زحمت و پُردرآمد عادت کنند، نمی‌توان انتظار کار سخت‌ و زحمتکشی از آنان داشت و دغدغه مقام رهبری همین واردات از مبادی قاچاق است. واردات از این طریق، از زوایای مختلف به جامعه آسیب می زند که یک بخش آن تضییع درآمد و حقوق دولت است و از طرف دیگر پایین آوردن بهره‌وری جامعه، چرا که وقتی برخی مشاهده ‌کنند که باید 8 ساعت در روز کار کنند و ماهانه کمتر از یک میلیون تومان دستمزد بگیرند و ببینند که شماری ظرف مدتی کوتاه درآمد چند میلیون تومانی بدست می آورند، قاعدتاً به این سمت متمایل می‌شوند و از این رهگذر بهره وری کشور آسیب می بیند. دیده شده است بسیاری که کار ساده داشتند برای تأمین معیشت خود، در مرزها دست به قاچاق کالا زده اند و در کنار آنان، شماری خاص برای منافع کلان، قاچاق را ساماندهی می‌کنند.
    برخوردار گفت که به مسئله نبود شغل و امکانات در مناطق مرزی کشور آن طور که باید توجه نشده است. باید مُعضل بیکاری در مناطق مرزی کشور حل شود. می‌توان با توجه به امکانات هر منطقه شغل ایجاد کرد، به عنوان مثال در مناطقی که مستعد کشاورزی هستند؛ کشت و زرع و دامپروری و مرغداری و در مناطق دیگر، صنایع کوچک.
    رئیس مجمع واردات نبود «سیستم کُدینگ» را از عوامل واردات کالا از طریق قاچاق به کشور بیان کرد و گفت که با ایجاد چنین سیستمی، کالای قاچاقی سریعا شناخته و رهگیری می شود. سالها گذشت و به صورت هماهنگ، یک کُد رهگیری برای کالای وارداتی یا تولیدی ایجاد نشده است که اگر در بازار، کالایی این کُد را نداشته باشد، قاچاق اعلام شود و از دور معاملات خارج. امروزه وقتی یک کالا از مرز بگذرد ـ قاچاقی و یا قانونی ـ بدون چون و چرا در بازار توزیع و فروخته می‌شود، در حالی که «کُدینگ = کُدگذاری»، کالای قاچاق را لو می دهد و مانع توزیع و فروش آن می شود زیراکه می توان یک کالای وارداتی و یا تولیدشده در داخل را تا زمانی که به دست مصرف‌کننده برسد ـ از طریق کُدینگ، ردیابی کرد و از جریان خارج ساخت و وقتی که کالای قاچاقی فروش نداشته باشد (مصرف نشود)، قاچاق هم متوقف می شود و یا شدیدا کاهش می یابد.
    وی استاندارد نبودن کالای قاچاق را از دیگر مشکلاتی عنوان کرد که می‌تواند بر سلامت جامعه تأثیر سوء و هزینه سنگین درمان روی دست جامعه بگذارد. مواد آرایشی، بهداشتی و مواد غذایی کنسرو شده بخشی از کالای قاچاق هستند و نیز پوشاک و تلفن همراه و ....
    برخوردار سپس به ورود اتومبیل لوکس به کشور اشاره کرد و گفت: زمانی که درآمد نفتی بالا رفت، هجوم به واردات کالای مصرفی از جمله خودروهای لوکس آغاز شد، تا جایی که در سالهای گذشته ـ به روایتی 37 تا 50 هزار خودروی لوکس گران قیمت وارد کشور شد. این، در حالی بود که دغدغه برخی افراد از واردات نعل اسب، چوب بستنی یا روکش فرمان خودرو بود که ارزبری چشمگیر نداشت و با ارزی که برای وارد کردن یک خودرو لوکس از کشور خارج می‌ شد، قابل مقایسه نبود. باید اذعان کرد که در ورود تکنولوژی صنعتی و ... به کشور آن طور که باید و شاید سرمایه‌گذاری نشده است، تا برخی کالاهایی که به راحتی قابل تولید هستند و اشتغال‌زایی هم می‌کنند در داخل تولید شود. همه این مسائل راه حل دارد و حل آنها باید در اولویت باشد.
    [نقل و اِدیت از خبر شماره: 13940229000794 مورّخ 29 اردیبهشت 1394 خبرگزاری فارس]
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
بهای وارداتی خودرو اُپتیما ساخت کره جنوبی به ایران 21 هزار و 600 دلار و بهای فروش آن در آمریکا 16 هزار و 997 دلار!
آمار فروردین ماه 1384 گمرک جمهوری اسلامی ایران نشان می دهد که در نخستین ماه اين سال، 37 خودرو سواری اُپتیما Optima ساخت سال 2015 کمپانی کیا موتورز Kia (کره جنوبی) و 58 خودرو اسپورتیج ساخت همین کارخانه از امارات متحده عربی وارد ایران شده است. در فروردین 1394 جمعا 1734 اتومبیل ساخت خارج وارد ایران شده بود. [ایران از نیمه دوم دهه 1340، خود سازنده اتومبیل بوده است.].
    گزارش گمرک، بهای وارداتی خودرو اُپتیما ـ ساخت سال 2015، نو و چهار در را 21 هزار و 600 دلار نشان می دهد یعنی که برپایه این بها، عوارض گمرک احتساب و دریافت شده است. ارزش برابری هر دلار در فروردین ماه 1394 حدود 3 هزار و 300 تومان بود.
    این مطلب از خبر شماره 94030200831 ایسنا (یک خبرگزاری تهران) گرفته شده است.
     در همین روز از ماه می 2015، یک آگهی فروش اتومبیلِ چهار درِ اُپتیما ساخت کارخانه کیا (هر دو نوع آن؛ بنزینی و برق و بنزینی ـ هایبرید) چاپ شده در یک روزنامه آمریکا، بهای فروش این اتومبیل در این کشور در نمایندگی آن را 16 هزار و 997 دلار نشان می داد که این آگهیِ آن روزنامه اسکن و کُپی آن در اینجا (در زیر) درج شده است. طبق آگهی، این اتومبیل به صورت قسطی (بدون پیش پرداخت) هم بفروش می رود. اینک باید سئوال کرد که چرا باید بهای اُپتیمای وارداتی به ایران در گمرک (نه، فروشگاه) حدود 5 هزار دلار گرانتر از بهای فروش آن در آمریکا باشد؟.
    کارخانه اتومبیل سازی کیا (کیا موتورز) در 1944 در کره جنوبی تاسیس شده و 34 هزار نفر در آن کار می کنند و یک سوم آن متعلق به هیوندا ـ کمپانی اتومبیل سازی دیگر کره جنوبی است. «کیا» از دو کلمه کره ای به معنای فرآوردهِ ای ژیا Asia (در افواه؛ منطقه زردپوست نشین آسیا) ساخته شده است.
    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
«اوباما» مصوّبه بازبینی توافق نهایی احتمالی 6 قدرت با ایران را امضا کرد و قانون شد ـ بازبینی در کنگره آمریکا انجام خواهد شد
باراک اوباما، رئيس‌جمهوری وقت آمریکا 22 ماه می 2015 (جمعه یکم خرداد 1394) مصوّبه کنگره (قوه مقننه) این کشور مبنی بر بازبینی، تأیید و یا ردّ توافق هسته ای [و در آن رمان احتمالی] 6 قدرت با ایران را امضاء کرد و قانون شد. این قانون به کنگره آمریکا اختیار داده است که توافق نهایی را ـ اگر به دست آید ـ ظرف 30 روز بازبینی کند و نتیجه را که رد، قبول و یا اصلاح مواردی از آن است اعلام دارد تا اجرایی شود. این طرح با 98 رای مواق از 99 عضو حاضر در جلسه، در سنای آمریکا تصویب شده بود و تنها یک سناتور به آن رای مخالف داده بود. سنای آمریکا دارای یکصد عضو است ـ از هر ایالت دو سناتور. مجلس نمایندگان آمریکا نیز با اکثریت چشمگیری این طرح را تصویب کرده بود. 98 رای موافق سنا، در محافل سیاسی وقت ایجاد شگفتی کرده بود.
    مهلت مذاکرات برای توافق تا پایان ماه ژوئن 2015 (نهم تیرماه 1394) تعیین شده بود.
    قانون مورد بحث، دست کم 30 روز اوباما را از لغو تحریم‌های اِعمال‌شده به خاطر فعالیت هسته ای ایران باز می‌داشت تا در این مهلت کنگره توافق نهایی احتمالی با ایران را مورد بررسی قرار دهد. بخشی از تحریم های وقت مربوط به فعالیت های هسته ای ايران بود، نه همه. تردید به حصول توافق با تأکیدات رهبری ایران که اجازه بازرسی از مراکز نظامی و تحقیق از دانشمندان اتمی را نخواهد داد بیشتر شده بود. او ـ ولیِ امر، رئیس کشور و فرمانده کل قوا است و تعیین سیاست های کلی با اوست. همچنین هر توافق با خارجی برای اجرایی شدن باید به تصویب پارلمان ایران هم برسد که در آن، اصولگرایان (در غرب اصطلاحا؛ هارد لاینر ها) نقش مؤثر دارند.
    اوباما در همان روز (جمعه) که مصوبه کنگره را امضاء و قانون کرد در یک اجتماع یهودیان ـ A Jewish congregation در واشنگتن با این کلام اطمینان داد که او با «توافق بَد» موافقت نخواهد کرد زیراکه این توافق نام او را بر خود خواهد داشت [و در تاریخ خواهد ماند]:
    I will not accept a bad deal," he said. "This deal will have my name on it, so nobody has a bigger personal stake in making sure that it delivers on its promise
    در همین روز، سناتور باب کُرکِر Bob Corker رئیس کمیته روابط خارجی سنای آمریکا گفت که مذاکره‌کنندگان باید به توافقی برسند که قابل اثبات و قابل اجرا باشد و برای مردم آمریکا این اطمینان را پدید آورد که ایران قادر به ساخت سلاح اتمی نخواهد بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو انديشه
ناسيوناليسم در ذات است و ارتباط به ايدئولوژي ندارد
ميخائيل گورباچف كه در روسيه و ميان كمونيست هاي جهان يك خائن و در غرب، به دليل فروپاشانيدن بلوك شرق و اتحاد شوروي (بدون جنگ و بمانند برف بر شيرواني گرم) يك دوست خطاب مي شود 23 ماه مي 2004 از رهبري (اسمي) حزب سوسيال دمكرات روسيه كناره گيري كرد و اعلام داشت كه كناره گيري او به دليل نزديك شدن اين حزب به حزب هوادار پوتين بوده است.
     گورباچف گفته بود كه هدف از تاسيس حزب سوسيال دمكرات روسيه دورساختن مردم از سوسياليسم مطلق (کمونيسم) و نيز ليبراليسم افراطي بوده است كه در طول زمان نارسايي هاي خود را نشان داده اند ولي به نظر مي رسد که حزب سوسيال دمکرات روسيه متمايل به سِنتريست ـ ناسيوناليست هاي هوادار پوتين شده و دارد از هدف اصلي دور مي شود. وي اشاره كرده بود كه مخالف ناسيوناليسم نيست ولي اگر ناسيوناليسم روسيه جان بگيرد، قدرت را به دست گيرد و به راه قرن نوزدهم برود با ابزارهاي اتمي ـ موشكي كه در اختيار دارد ممكن است جهان را به آتش و خون بكشاند و کره زمين آسيب بيند.
    در همان روز منابع نزديك به حزب سوسيال دمكرات روسيه گفته بودند كه برجستگان اين حزب در باطن از كناره گيري گورباچف خرسند شده اند زيرا كه اين حزب با ايدئولوژي ملايم خود كه هركس را مي تواند راضي و جذب كند به خاطر حضور گورباچف در آن، از احزاب كم عضو روسيه بوده است و به همين دليل، سعي شده است كه كناره گيري گورباچف به صورتي چشمگير در رسانه ها بزرگ عرضه شود تا به گوش همه روس ها برسد و در نگرش خود نسبت به حزب تجديد نظر كنند.
     اين منابع در عين حال گفته بودند كه نظر گورباچف درباره تمايلات روس ها به ناسيوناليسم به صورت يک ايدئولوژي را باور ندارند زيرا که ملي گرا بودن، بمانند دوست داشتن والدين، در ذات افراد است و ارتباط به ايدئولوژي و نظريه آنان ندارد و نمي تواند به تنهايي مرامنامه يک حزب قرارگيرد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در دنياي تاريخ‌نگاري
ترس از قضاوت تاريخ ـ شرايط دولتمرد شدن از دیدگاه فارابی ـ افزودن شرط گذرانيدن تست تاريخ براي داوطلبان مقام هاي انتخابي
24 می 1908 مايكل رابرتز Michael Roberts تاريخدان انگليسي زاده شد، 89 سال عمر کرد و 12 کتاب تاريخ نوشت. رابرتز که در 1996 درگذشت تاكيد بر اهميت استفاده از تجربه گذشتگان داشت. رابرتز نوشته است: فارابي انديشمند ايراني قرون وسطي شرايط دولتمرد شدن را ترسيدن از خدا؛ معتقد بودن به روز جزا و كيفر الهي (معاد) قرار داده و من ترسيدن از «قضاوت تاريخ» را بر آن اضافه مي كنم. قضاوت تاريخ ممكن است حتي يك روز پس از انجام يك كار انجام گيرد و حكم آن كه مشمول عفو و بخشودگي قرار نخواهد گرفت صادر و اعلام شود.
    به باور رابرتز، وقوف بر تجربه بشر در زمان گذشته به قدري اهميت دارد كه اگر قدرت داشت شرط نامزد شدن براي مقام هاي انتخابي و داوطلب شدن براي پُست هاي انتصابي را قبول شدن در تِست (امتحان) تاريخ قرار مي داد.
    رابرتز که تاريخ عصر جديد را تدريس مي کرد مسلح شدن اروپاييان به توپ و تفنگ را يک انقلاب نظامي خوانده که به پيشرفت آنان کمک کرده است. برپايه اين نظريه، برخي از مورخان و مفسران رويدادها ـ کودتاي نظامي را نيز نوعي انقلاب خوانده اند زيرا که دگرگوني ايجاد مي کند.
     «عصر آزادی»، «تاریخ سوئد History of Sweden»، «تاریخ تحولات نظامی»، «حزب ویگ»، «تاریخ دیپلماسی انگلستان» و رساله کوتاه «در اهمیت مطالعه تاریخ و آموختن از تجربه گذشتگان» از جمله تالیفات رابرتز هستند. رابرتز برای نوشتن تاریخ سوئد، زحمت یادگرفتن زبان سوئدی را برخود هموار کرده، به سوئد رفته و تحقيقات محلي انجام داده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نيال فرگوسن تاريخدان انگليسي ثابت کرده است که آمريكا در روابط بين المللي خود، وارث تفکّر امپراتوري انگلستان شده است
Nial Ferguson
24 می 2003 «نيال فرگوسن Nial C. D. Ferguson» تاريخدان انگليسي كتاب خود با عنوان «امپراتوري» را منتشر ساخت.
    فرگوسن در اين تاليف ثابت کرده است که آمريكا در روابط بين المللي خود وارث تفکّر امپراتوري انگلستان شده است.
    فرگوسن ـ پژوهشگر و مدرّس دانشگاههاي آکسفورد، هاروارد، ستنفورد و نيويورک تاليفات متعدد ازجمله «جهاني که انگلستان ساخت»، «تاريخ مالي جهان»، «رابطه پول و تمدن» و «غرب و بقيه جهان» دارد. روش وي در تاريخنگاري متفاوت از ديگران است.
     نيال فرگوسن را يک کارشناس بنام تاريخ پول و امور مربوط به دست داده اند. وي تورّم اسکناس (حَجم نقدينگي) در يک کشوررا خطري بزرگتر از تحمّل جنگ مي داند و گفته است که برطرف کردن آثار مخرّب تورّم پول (اسکناس) سال ها نياز به تحمّل امساک دارد.
     فرگوسن در هر مسئله، به نظرات توماس هابز اشاره و استناد مي کند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
نشست ماه مي 1900 و تکامل حرفه روزنامه نگاري ـ پيدايش «روزنامه نگار فري لَنس» و سنديکاهاي توزيع مقاله و نوشته ـ تعريف روزنامه نگار حرفه اي و ...
در طول اجلاس ناشران روزنامه هاي آمريكايي سهامدار خبرگزاري اسوشييتدپرس كه 22 مي سال 1900 در نيويورك پايان يافت و نتيجه اش اعلام «اسوشييتدپرس» به عنوان يك خبرگزاري غيرانتفاعي تعاوني بود پيشنهادهاي تازه اي مطرح شد كه بعدا شكل تازه اي به سازمان تحريري رسانه ها داد.
     اين اجلاس در آن زمان هياتي را براي بررسي كارشناسانه و به صورت ضابطه درآوردن اين پيشنهادها تعيين كرد و از آن پس هر چند سال و گاهي چند دهه يك بار جلسات حرفه اي براي بازبيني اين ضوابط تشكيل مي شود. اين ضوابط و بازبيني ها از دهه 1920 از مرزهاي آمريكا فراتر رفته و جهاني شده اند. از جمله اين ضوابط مدون، منع كاركردن همزمان يك روزنامه نگار درگير در امور خبر (نه مقاله = نظر) در دو روزنامه بود و روزنامه هاي تهران هم از سال 1955 (1334 هجري) آن را پذيرفتند و به اجرا در آوردند كه تا انقلاب سال 1357 دقيقا رعايت مي شد و سختگيري كيهان و اطلاعات در اين زمينه بسيار شديد بود و حتي مبادله خبر ميان خبرنگاران دو روزنامه ممنوع و در صورت مشاهده، هردو خبرنگار اخراج مي شدند. همين جدايي مطلق تحريريه هاي خبري رسانه ها در سراسر جهان و ايجاد رقابت ميان آنها باعث پيشرفتشان شد.
    اقدام بعدي اين نشست ها تعريف کردن روزنامه نگار حرفه اي و روزنامه عمومي (حرفه اي) بود. روزنامه نگار حرفه اي به فردي اطلاق شده است که کار ديگري جز اشتغال در يک رسانه نداشته باشد و معيشت او ـ دست کم حدود هفتاد درصد آن ـ از راه روزنامه نگاري تامين شود. برپايه اين اصل، قانون مطبوعات ايران (قانون وقت) دادن مجوز نشريه را به کارمند دولت ممنوع کرد.
    نشست هاي بعدي، در حرفه روزنامه نگاري نهادها و عناوين تازه اي به وجودآورد از جمله روزنامه نگار فري لنس (ناوابسته به يك رسانه، حق التحريري، مستقل). واژه فري لنس از عنواني اقتباس شده است كه در قرون وسطي به مردان سويسي كه داوطلب استخدام در ارتش هر كشوري بودند كه پول بيشتري به آنان پيشنهاد مي كرد.
    با رسميت يافتن عنوان روزنامه نگار فري لنس مسئله دادن مطلب به چند رسانه به صورت همزمان حل شد، به اين ترتيب که روزنامه نگاري که مي خواهد مطالبش همزمان در جند رسانه انتشار يابد بايد از کسوت استخدامي خارج و فري لنس (حق التحريري) شود. سپس سنديكاهاي توزيع مقالات و ... به وجود آمد. اعضاي سنديكاهاي توزيع مقالات، تحليل ها و سفرنامه هاي ژورناليستي نوشته خودرا به سنديكا مي دهند و سنديكا همانند يك خبرگزاري آنهارا به روزنامه ها و هر رسانه ديگر مي فرستد و براي هركدام كه چاپ كند صورت حساب ارسال مي دارد. ممكن است يك مقاله، همزمان در دهها روزنامه انتشار يابد و .... با اين ترتيبات روزنامه نگار استخدامي يک رسانه (خبرنگار، دبير و سردبير اجرايي) همچنان از كاركردن همزمان در دو و يا چند رسانه ممنوع هستند. ابراز نظر شخصي (به هر صورت؛ مصاحبه، نطق و نوشته) از كار خبر مجزا شده و اعضاي كادر استخدامي تحريريه يك رسانه مي توانند درباره نظر شخصي خود با رسانه هاي ديگر مصاحبه كنند يا آن را بنويسند و بفرستند و يا سخنراني کنند.
     در ماه مي 1985 گروهي از روزنامه نگاران كه در جهان از شهرت حرفه اي و بي طرفي برخوردار بودند پارا فراتر نهاده و پس از يك نشست اخطار كردند كه رسانه هاي بزرگ و هرکدام به دلايلي توجه خودرا معطوف به حرفها و بازي هاي سياستمداران و اعلاميه ها و مصاحبه هاي از پيش نوشته شده دولتمردان كرده اند و دارند از مردم عادي و مشكلات زندگاني آنان دور مي شوند و ....
     اين گروه اين روند را خروج رسانه ها از اصول ژورناليسم و در نتيجه تکاليف اجتماعي خود اعلام داشتند و تاكيد كردند كه ادامه اين روند منجر به آن خواهد شد كه همه فعاليت ها معطوف به اعمال و گفته هاي چند نفر در جهان شود كه اين بزرگ جلوه دادن ها عوارض جهاني مطلوب نخواهد داشت. رسانه ها در آغاز كار به حرفها و كارهاي مردم عادي و دشواري هاي آنان توجه بيشتري نشان مي دادند و اصول روزنامه نگاري بر همين اساس تدوين شده است كه دارد به فراموشي سپرده مي شود.
    اين اخطار، ظاهرا پس از نقل وسيع گزارشهاي چند شبكه كه نام «خبري» بر خود نهاده اند و خبرگزاري هاي اصطلاحا «بين المللي» در رسانه هاي همگاني داده شد، زيرا كه اين شبكه ها عمدا و يا به دليل آساني دسترسي، توجه خودرا به اخبار داده شده از سوي منابع دولتي و نيز اظهارات سياستمداران و دولتمردان معطوف كرده بودند و ... كه اين روش تا به امروز (سال 2013 ) کم و بيش ادامه دارد. نقل همين گزارشها كه ابزارهاي غير حرفه اي ازجمله کمپاني هاي سلفون و ... هم آنهارا به مشتركان خود مي رسانند باعث كاهش تيراژ رسانه هاي چاپي و مخاطبان راديو ـ تلويزيونها شده است و راه حل؛ تهيه مطالب اختصاصي و اينوستيگيتيو و جمع آوري نظرات و کشف و انتشار مسائل توصيه شده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
زادروز «ژان پل مارا» انقلابي راديكال فرانسه ـ بی توجهی به توصیه های «مارا» و شکست انقلاب فرانسه
marat
«ژان پل مارا marat» انقلابي راديكال فرانسه 24 مي 1743 به دنيا آمد و 50 سال عمر كرد. وي يك پزشك بود كه با نوشته هايش مردم فرانسه را ترغيب به انقلاب (تغييرات كلي در وضعيت اجتماعي و سياسي وطن خود) كرد. كتاب هاي متعدد نوشت كه يكي از آنها «زنجيرهاي بردگي» است.
     مارا با انتشار روزنامه خود «L’ amie du peuple» دلايل كافي در اختيار مردم فرانسه گذارد تا برضد نظام حكومتي كه داشتند (رژيم وقت) بپاخيزند. اين روزنامه كه براي نخستين بار، مردم عادي در آن جايي براي بيان رنجهاي خود و درد دل يافته بودند آن چنان مورد توجه واقع شده بود كه هر روز دو بار چاپ مي شد كه در قرن 18 كاري بي سابقه بود.
     «مارا ـ تلفظ انگلیسی؛ مارات» در آستانه انقلاب به ژاكوبن ها پيوسته بود. او بود كه در جريان انقلاب به كاخ سلطنتي حمله برد و لوئي شانزده و همسرش ماري آنتوانت را دستگير كرد و آنقدر پافشاري كرد تا با گيوتين اعدام شدند.
    «مارا» در عين حال يك ناسيوناليست بود و ناپلئون اعتراف كرده بود كه تحت تاثير افكار «مارا» قرار گرفته و تا اين حد عاشق فرانسه شده بود. ناسيوناليسم «مارا» بر پايه تامين رفاه و سربلندي همه فرانسويان بود و فرد را (بمانند ناسيوناليسم موسوليني و هيتلر) به تنهايي در نظر نمي گرفت. از عقايد ديگر «مارا» كه باقي مانده و اینک مورد توجه است تاكيد بر «شايسته سالاري» بود. وي نوشته است كه پيشرفت ملت ميسر نخواهد شد مگر اينكه كارها به دست كاردانان سپرده شود و روي اين اعتقاد خود شديدا ايستادگي مي كرد و می گفت كه هركس نباید صرفا به دليل شركت در انقلاب به مقام برسد، ولی در آن گیر و دار توصیه او خریدار نداشت و این بی توجهی یکی از دلایل شکست انقلاب فرانسه بشمار آورده شده است. عقيده ديگر او كه در همه آثار و نوشته هايش منعكس است اين بود كه به هر وسيله، بايد صداي مردم ــ ولو مخالف ــ شنيده شود . وي مي گفت كه شنيده شدن نظرات دليل پذيرفتن آنها نيست.
    «مارا» با اين عقايد و نيز تنفر از اشرافيت، مخالفان فراوان مخصوصا در ميان ژيروندن ها كه ميانه روهاي انقلاب فرانسه بودند داشت و سرانجام 13 ژوئيه 1893به دست «شارلوت كورداي» دختر يکي از اشراف سابق كشته شد. شارلوت در اين روز وارد خانه «مارا» شده بود و اورا كه در وان حمام بود با دشنه كشته بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
مكزيك را شکست داد، كاليفرنيا را فتح كرد و رئيس جمهوری آمريكا شد!
Zachary Taylor

يگان هاي ارتش مكزيك در كاليفرنيا 24 مي 1846 در جنگ با واحدهاي نظامي ايالات متحده (دولت واشنگتن) شكست خوردند و «مونتريMonterrey» پايتخت خود در اين ايالت را ازدست دادند و طولي نكشيد كه همه كاليفرنيا به تصرف دولت واشنگتن در آمد و بعدا ضميمه ايالات متحده شد كه اينك ار حيث جمعيت بزرگترين ايالت عضو اتحاديه است.
    كاليفرنيا قبلا و از زمان ورود اروپاییان به آن منطقهِ سرخپوست نشین، متعلق به مكزيك (اسپانیای نو) بود. در نبرد مونتري، ژنرال زَکَري تِيلُر Zachary Taylor فرمانده نيروهاي آمريكا (دولت واشنگتن) بود كه بعدا به رياست فدراسیون (رئیس جمهوری آمریکا) برگزيده شد. تیلور که یک نظامی حرفه ای بود قبلا در چند جنگ با قبایل بومی (اصطلاحا؛ سرخپوستان) شرکت کرده بود و مکزیک را در نبرد پالو آلتو (جنوب تکزاس) شکست داده و تا آن سوی «ریو گرانده» عقب رانده بود.
    وی که 24 نوامبر 1784 در ویرجینیا به دنیا آمده بود و یک انگلیسی تبار بود قبلا در فكر رئيس جمهوري شدن نبود، ولي وقتي كه احساس كرد «پولك James Polk» رئيس جمهوري وقت نسبت به او كه فاتح كاليفرنيا شده و مورد توجه آمريكائيان قرار گرفته بود حسادت مي كند و قدردان او نيست، در انتخابات دوره بعد ـ خودرا نامزد آن مقام كرد، پيروز و رئيس جمهوری آمريكا شد. تیلور پس از چند پیروزی نظامی بر مکزیک، عنوان قهرمان ملّی آمریکاییان را به دست آورده بود و وی را «نظامی خشن و آماده خود» می خواندند. سرلشکر زَکَری تیلور که لباس دوزادهمین رئیس جمهوری آمریکا را برتَن کرده بود نهم جولای 1850 درگذشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روسيه در كنار اسلاوها و اسلاوها در کنار «ناتو»!
24 مي 1911 دولت روسيه (تزار) به دولت عثماني اخطار كرد كه به سرزمين هاي اسلاونشين اروپا نزديك نشود و نيروهاي خودرا از مرزهاي «مونته نِگرو» دور سازد. دولت روسيه در يادداشت خود به دولت عثماني تصريح كرده بود كه در غير اين صورت با تعرّض نظامي روسيه به عنوان بزرگترين كشور اسلاونشين و حامي تمامي اسلاوها رو به رو خواهد شد. روس ها به خاطر اسلاوهاي صرب وارد جنگ جهاني اول شدند و در جنگ جهاني دوم ميليون ها كشته دادند تا آلمان را از سرزمين هاي اسلاونشين بيرون كردند.
    با وجود اين، و پس از فروپاشي بلوک شزق در اواخر دهه 1980 همين سران اسلاوها در لهستان، و ... برضد روسيه شده اند و با ناتو ساخته اند و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي كه «بيسمارك» رزمناو انگليسي «هود» را با يك شليك غرق كرد
رزمناو انگليسي «هودHood» که غرق شدن آن تيتر اول روزنامه ها شده بود پيش از نبرد دريايي با بيسمارک


    24 مي سال 1941 رزمناو آلماني بيسمارك در جريان نخستين ماموريت جنگي خود رزمناو انگليسي «هود» را با همان شليك اول غرق كرد. قبلا گفته شده بود كه «هود» شكست ناپذير است. درجريان انفجار و غرق شدن هود، 1416 تن از افسران و ملوانان آن كشته شدند. تنها سه تن از کارکنان اين كشتي زنده ماندند. اين نبرد دريايي که خبر اول روزنامه ها قرار گرفته بود در نزديکي تنگه دانمارک ـ شاخه اي از اقيانوس اطلس شمالي روي داده بود. بيسمارک که نام صدر اعظم پيشين آلمان بر آن نهاده شده بود بزرگترين رزمناوي بوده است که تا کنون در اروپا ساخته شده است. اين ناو 46 هزارتُني داراي دو هزار و شصت و پنج نظامي ازجمله 103 افسر بود. طول آن 251 متر، ضخامت زره اش 32 سانتيمتر بود و سرعتي برابر 56 کيلومتر در ساعت داشت.
    بيسمارک 27 ماه مي 1941 غرق شد و در سال 1989 در کف اقيانوس مشاهده و در آن بررسي به عمل آمد. گفته شده است که در جريان جنگ، چون در محاصره قرارگرفته بود به تصميم فرمانده اش غرق شد. سالم ماندن آن در کف دريا، اين گفته را تاييد مي کند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سالروز درگذشت «جان فاستر دالس»
John F. Dulles
24 مي سال 1963 جان فاستر دالس وزير امور خارجه آمريكا از سال 1953 تا 1959 (دوران رياست جمهوري ژنرال آيزنهاور از حزب جمهوريخواه) در 71 سالگي درگذشت. وي كه با شاه روابط دوستانه داشت در زمان براندازي حكومت دكتر مصدق وزير امور خارجه آمريكا بود و چند بار با شاه ديدار كرده بود. در آن زمان، برادر دالس نيز مديريت سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (سيا) را برعهده داشت.
    [نظر تاريخنگاران درباره دالس در ميان مطالب سي ام ماه مي اين تاريخ آنلاين آمده است.]
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دو زمین لرزه در سوم خرداد (24 مي)
سحرگاه 24 می1971 در شرق تركيه زمين لرزه شديدي روي داد كه بيش از هزار نفر را كشت.
     سی و دو سال بعد درست در همان روز و همان ماه در الجزاير زلزله اي با همان شدت بيش از يك هزار و يكصد تن را بي جان ساخت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي که قذافي به نشانه اعتراض، نشست اتحاديه عرب را تَرک کرد
معمّر قذّافي كه 22 ماه مي 2004 نشست سران اتحاديه عرب در تونس را به حالت اعتراض ترك كرده بود اعلام داشت كه با برنامه كار كنفرانس مخالف بود زيرا در اين شرايط كه نيروهاي آمريكا يك عضو اتحاديه را اشغال نظامي كرده و عراقي ها را به زشت ترين صورتي شكنجه مي كنند و قتل عام فلسطيني توسط اسرائيل ادامه دارد، در برنامه كار نشست، اولويت را به بررسي برنامه مبهم آمريكا به نام «تعميم دمكراسي در خاورميانه» داده اند. كدام دمكراسي؟. اين نشست اتلاف وقت است و نتيجه اي به بار نخواهد آورد. انتظار توده هاي عرب از سرانشان چيزهاي ديگر است.
     اين نشست دو روز طول كشيد و همانند نشستهاي دهه هاي اخير اين اتحاديه، نتيجه به بار نياورد. بي خاصيت شدن اتحاديه عرب به حدّي است که در نشست مي 2004، شش تن از سران کشورهاي عضو حضور نداشتند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
... و چشم انداز «لاوروف» در ماه می 2004 از آيندهِ عراق در درازمدت
«سرگي لاوروف» وزير امور خارجه اَرمَني تبار روسيه در مصاحبه ای اختصاصی با «پراوداي جوانان» که 23 ماه مي 2004 (يک سال پس از افتادن عراق به دست آمريکا) انتشار يافت گفته بود که مسئله عراق با طرح هايي که دولت آمریکا اعلام کرده است حل نخواهد شد. لانه زنبور برهم زده شده است و نتیجه در دراز مدت قابل پیش بینی نیست. انتقال اختيارات در عراق به صورت سمبوليك و يا هر ترتيب ديگر ازجمله انتخابات، مسائل ریشه دار اين جامغه را حل نخواهد كرد، ریشه مسائل عراق چیز دیگری است ـ کُردها در بخشي از عراق، سُنّي ها در بخش ديگر زندگي مي کنند با دعاوي و خواست هاي ويژه خود و به نظر مي رسد که گروههاي شيعيان عراقي هم با يکديگر تفاوت نظر دارند. بنابراين گرايش هر گروه ـ شيعه، سُني و کُرد به يک قدرت مي تواند مشکل ساز شود. امروز را نبينيد به آينده نگاه کنيد. با «حرف» نمي شود مسئله عراق را حل كرد. اين ترتیبات که ما اينک (سال 2004) مي بينيم نوعي نمايش هستند. خارج شدن نیروهای نظامی بیگانه از عراق که (بدون ذکر تاريخ) وعده داده شده است به معنای عاری شدن این کشور از نفوذ خارجی نیست، خیلی ها چشم به عراق دارند؛ تقسیم منافع نفت، برخوردهای مذهبی و نژادی ريشه دار و رقابت های همسایگان عراق با خودشان و با قدرت ها بر سر عراق و ... و ساده انديشي است که تصور شود دولت آمريکا حتي پس از خارج ساختن نظاميانش، عراق را رها سازد. آن لشکرکشي هزينه سنگين داشته است.
    لاوروف که در این مصاحبه آينده عراق و دعاوي، برخوردها و ... را پیش بینی کرده بود، در عین حال گفته بود که دولت روسيه دوست قديمي عراقي هاست و نمي خواهد که مسئله عراق به صورت يك عامل يأس و اندوه براي این مردم و يک کانون خطر براي جهانيان درآيد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
زندگي بهتر مُقَدّم بر ايدئولوژي! ـ واقعيت حاصل از انتخابات سال 2005 آلمان ـ توجه مردم به وضعيت معيشت بيشتر از هرچيز ديگر است
حزب سوسيال دمكرات آلمان در انتخابات ماه مي 2005 منطقه شمالي «راين ـ وستفالي» كه 18 ميليون جمعيت دارد و به دليل صنعتي بودن، محل تمركز كارگران است شكست خورد و كنترل خود را بر اين منطقه، پس از 39 سال از دست داد. اصحاب نظر گفتند اين رويداد حكايت از آن مي كند كه براي مردم قرن 21، كار و داشتن زندگاني بهتر مقدم بر ايدئولوژي است. در 39 سال پيش از اين انتخابات، طبقه كارگر و زحمتكش اين منطقه آلمان در هر شرايطي كه بود به حزب سوسيال دمكرات كه طبق مرامنامه اش، مدافع تامين رفاه آن طبقات است راي مي داد ولي كارگران اين بار با توجه به بيكاري بالاي 11 درصد، دست ازحمايت سنتي از سوسيال دمكراتها برداشتند و در ندادن راي به سوسيال دمكراتها به ايالتهاي ديگر پيوستند به گونه اي كه براي احزاب موتلفه حاكم (سوسيال دمكرات و سبز) تنها حكومت پنج ايالت از 18 ايالت آلمان باقي ماند ـ وضعيتي كه قبلا سابقه نداشت. در انتخابات راين ـ وستفالي حزب محافظه كار دمكرات مسيحي 45 در صد كل آراء را به دست آورد و احزاب موتلفه دوگانه تنها 37 درصد. اين نتايج ثابت کرد كه توجه مردم به وضعيت معيشت بيشتر از هرچيز ديگر است.
    در پي اعلام اين نتايج بود كه گرهارد شرودر صدراعظم وقت آلمان اعلام كرد كه به پارلمان پيشنهاد خواهد كرد انتخابات عمومي (سراسري) را يك سال جلو اندازد و در پاييز 2005 برگزار شود. اين انتخابات زودرس، قدرت را از حزب سوسيال دمکرات گرفت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
رابطه تحصيلات با دود كردن سيگار ـ راه دولت آمريکا براي کاهش سيگاري هاي اين کشور
23 می 2005 آمار سيگاري هاي ایالات متحده (آمریکا) منتشر شده بود كه نشان مي داد در آمريكا هرچه تحصيلات افراد بالاتر باشد اعتيادشان به سيگار كمتر است. از اين آمار چنين بر مي آمد كه در آن سال (نيمه دهه يکم قرن 21) تنها 7 درصد دانشگاه ديده هاي آمريكايي سيگار دود مي کردند.
    طبق آخرین آمار (آمار سال 2009)، 21 درصد بزرگسالان فدراسیون آمريکا (و در اين سال، 313 میلیونی) سیگار دود می کردند. در دهه آخر قرن 20 نزدیک به 26 درصد آمریکاییان سیگاری بودند. اخطارهای سازمانهای بهداشتی، بستن مالیات بسیار سنگین بر سیگار و غیر قانونی شدن فروش سیگار به افراد زیر 18 سال تمام (و در چند ایالت 19 سال تمام) باعث کاهش سیگاری های آمریکا شده است که بزرگترین تولید کننده و صادرکننده سیگار در جهان است.
    گزارش هاي رسانه اي سال 2012 جمع سیگاری های آمریکارا حدود 48 ميليون نشان مي دادکه 22 میلیون و هفتصد هزار تن از آنان را زنان تشکیل می دادند.در اين فدراسيون درصد مردان سیاهپوست معتاد به سیگار بیشتر است. تنها ده درصد زردتبارهای آمریکایی (مهاجران از آسیای شرقی و جنوبی شرقی) سیگاردود می کنند. سیگار عامل شماره یک حمله قلبی، سکته مغزی و چند نوع سرطان است. به علاوه، کارآیی یک سیگاری در غیاب سیگار شدیدا کاهش می یابد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 24 مي
  • 1218:   گروه پنجم صليبيون از «اكره = عكا» عازم مصر شدند تا مانع كمك مصريان به ايّوبيان سوريه شوند و به اين ترتيب فلسطين را بار ديگر تصرف كنند كه در مصر شكست خوردند و باقيمانده آنان به اروپا بازگشتند. اين گروه را پاپ «اينوسنت سوم» به خاورميانه فرستاده بود.
  • 1498:   (23 ماه مي) «جيرولامو ساوونارولا» كشيش معروف ايتاليايي به دستور پاپ الكساندر ششم اعدام شد. اين كشيش علنا با دستگاه سلطنتي پاپ به مخالفت برخاسته و تشريفات دستگاه پاپ را مغاير آيين مسيحيت كه سادگي را ندا مي دهد خوانده بود.
  • 1543:   نيكلاس كوپرنيكوس (كوپرنيك) فضاشناس شهير لهستاني ديده از جهان فروبست.
  • 1689:   پارلمان انگلستان آزادي مذهب براي پيروان پروتستانيسم را تضمين كرد. با وجود اين، جمع كثيري از آنان (پروتستان مذهب ها) به آمريكا مهاجرت كردند.
  • 1794:   ويليام هه ول فيلسوف انگليسي و مولف كتاب تاريخ مقايسه اي (استنتاجي) زاده شد.
  • 1844:   نخستين تلگرام توسط «ساموئل مورس» مخابره شد. وي با دستگاه تلگرافي كه ساخته بود نخستين پيام را از شهر بالتيمور به شهر واشنگتن فرستاد.
  • 1866:   شهر «بِركلي» در كاليفرنيا به اسم اسقف جورج بركلي نامگذاري شد. بركلي كه يك شعبه بزرگ و معروف دانشگاه كاليفرنيا در آن فعاليت دارد به ليبرال ترين شهر آمريكا معروفيت دارد. چندبار صداي اعتراض عمومي از آنجا بلند شده است.
  • 1883:   عبدالقادر قهرمان ملي الجزاير كه در برابر استعمار وطنش توسط فرانسويان، مردانه ايستادگي كرده بود درگذشت.
  • 1905:   ميخائيل شولوخوف نويسنده روس و مؤلف «دُنِ آرام» و برنده جايزه ادبي نوبل سال 1965 چشم به جهان گشود.
  • 1911:   كتابخانه عمومي نيويورك كه از كتابخانه هاي بزرگ جهان است گشايش يافت.
  • 1915:   (دوران جنگ جهاني اول) ايتاليا كه اتحاد خودرا با آلمان و اتريش فسخ كرده بود به اتريش اعلان جنگ داد.
  • 1940:   «ايگور سيكورسكي» روس تبار در آمريكا يك هلي كوپتر كامل ساخت كه از آن پس توليد انبوه آن آغاز شد. واژه «هلي كوپتر»، همان زمان از تركيب دو واژه يوناني هليكس (مارپيچ ـ حلزوني) و پترون (بال) ساخته شد.
  • 1950:   ژنرال «آركادي ويول» كه ايران را در جريان جنگ جهاني دوم با اعزام نيرو از هند متصرف شده بود درگذشت.
  • 1958:   از ادغام دو خبرگزاري يونايتدپرس و اينترنشنال نيوز سرويس، خبرگزاري يونايتدپرس اينترنشنال به وجود آمد كه سه دهه بعد ورشكست شد و يك عرب آن را در حرّاج دادگاه در نيويورك خريداري و از تعطيل شدنش جلوگيري كرد.
  • 1965:   ديوان عالي آمريكا راي داد كه اخلال در كار رساندن اوراق تبليغاتي كمونيستي و كمونيست ها عملي مغاير قانون اساسي آن كشور است.
  • 1968:   دانشجويان فرانسوي بورس پاريس را به عنوان نماد كاپيتاليسم آتش زدند تا مانع از آن شوند كه «پول» حرف اول را بزند و سرنوشت انسان ها را تعيين كند.
  • 1993:   اريتره از اتيوپي جدا شد و استقلال يافت.
  • کارنامک نوشيروان (خاطره ای از مولف)
    چند رویداد تاریخی جالب و آموزنده از میان مطالب این «تاریخ آنلاین برای ایرانیان» به تشخیص مخاطبانِ آن
    نیمه ماه می 2005 بود، در کتابخانه عمومی شهر چساپیکِ ویرجینیا سرگرم ورق زدن یک مجله تخصّصی بودم که یک استاد تاریخ که از سال ها پیش اورا می شناختم به کنارم آمد و گفت که بازنشسته شده است. وی مدتی هم یک شهردار انتخابی بود. درباره تاریخ نویسی ژورنالیستی و تاریخ آنلاین ایرانیان که از عُمر آن درست 3 سال می گذشت و برخی از مطالب آن مربوط به تاریخ ایران باستان به انگلیسی ترجمه می شد و در ضمیمه اش قرار می گرفت پرسید و نیز انگیزه مرا از این کار و منبع تأمین هزینه های مالی آن . گفتم هدف؛ ارتقاء معلومات عمومی ایرانیان و پارسی زبانان و آگاهی آنان از گذشته سیاسی ـ نظامی و فرهنگی ایران و سایر ملل و پیشرفت ـ پَسرفت ها و گرفتن اندرز از اشتباهات است و هزینه های آن را از جیب خود تأمین می کنم و لذّت کار عمدتا در همین است. گفت که بنابراین، پس انداز کافی داری. گفتم نه، ولی به تدریج هرچه را که دارم می فروشم و هزینه می کنم و آگهی و تبلیغ و کمک هم نمی پذیرم. گفت که آیا سئوال کرده ای که کدام مطلب و یا مطالب مخاطبان را تحت تأثیر قرار داده و یا به تأمل واداشته است؟. گفتم: نه. گفت این کار را بکن. نتیجه این سنجش به شما کمک می کند که از آن نوع مطالب بنویسی.
        پس از رفتن او، پیشنهادش را بررسی کردم و دیدم درست است و با تنظیم یک فُرم و درج آن نظر خواهی کردم. پاسخ های متعدد به دست آوردم و جمع بندی کردم و دیدم مخاطبان روی آن دسته از مطالبی که خود من هنگام نوشتن، آنها را «غرورآفرین و آموزنده» تصوّر می کردم، انگشت گذارده بودند. برخی از این مطالب (به انتخاب آنان) عینا و بر حسب شمار هوادار، در زیر آورده شده اند:
        
        
    تفنگهای پیاده نظام ایران در نبرد کَرنال که ساخت وطن بود

        نبرد کَرنال میان ارتش های دو امپراتوری ایران و هندوستان از پانزدهم ذیحجه (مصادف با 24 فوریه 1739) آغاز شده بود. محل صف آرایی دو ارتش، دشت مجاور شهر کَرنال (امروزه شهري 220 هزار نفری) واقع در ایالت هاریانا و 20 فرسنگی (120 کیلومتری) شمال دهلی بود. محمدشاه امپراتور گورکانی (تیموری ـ مغول تبار) هندوستان شخصا در صحنه نبرد حضور داشت و پس از اینکه احساس شکست کرد با پای پیاده به حضور نادر رفت و تاج خود را به نادر داد و تسلیم شد.
        خاطره آن جنگ، تفنگ ها و توپ های ارتش ایران و نیز غنائم جنگ و معروف تر ازهمه الماس دریای نور، کوه نور و تخت طاووس است. نادر در این جنگ توپ سبک که بر شتر بسته و بار می شد و مهندسان ایرانی آن را ساخته بودند بکار برد که حمل و انتقال آن آسان بود. قبلا توپ ها سنگین بودند و حمل و انتقال سریع آنها دشوار. توپهای سبک ارتش نادرشاه را «زَنبورَک» می خواندند و انبار (دیپو) آنها معروف به زنبورکخانه بود.
        
    نمونه تفنگ های پیاده نظام ایران در نبرد کَرنال در جایگاه خود در موزه


        
    الماس دریای نور که نادر آن را با خود از دهلی به ایران آورد


        
    استاندارد جهانی زن و شوهر بودن

        23 فوریه 1884 امر طلاق بارديگر در فرانسه قانوني شد. انقلاب فرانسه در دهه آخر قرن هجدهم طلاق را آزاد كرده بود كه بعدا بر اثر فشار كليساي كاتوليك دوباره ممنوع شده بود.
         قانونی شدن طلاق در فرانسه سرآغاز آزادشدن آن در سایر کشورهای کاتولیک مذهب شد. انقلاب فرانسه استدلال کرده بود که منع طلاق مساوي با نقض حق آزادي فردي است و زن و شوهر را نمي توان جز برپايه توافق مشترک (تراضي طرفين) مجبور به زندگي در زير يک سقف کرد. برپايه اين استدلال بود که بعدا اين تعريف که استاندارد جهاني شده است به دست آمد که ثبوت ازدواج با دور نبودن زن و شوهر از يکديگر براي مدت محدود و معيّن است. به عبارت ديگر؛ ازدواج يعني زندگاني مشترک زير يک سقف و به عبارت دیگر یک Board and Bed مشترک داشتن است و بمانند قراردادهای دیگر، تنها روی کاغذ بودن بدون عمل نمی تواند همیشگی و یا طولانی باشد. دین اسلام مدت دوری زن و شوهر از یکدیگر (تَرک خانه) را تعیین کرده است. تَرک زندگي زناشويي براي مدتي طولاني (از سوی هریک از زن و شوهر) به منزله اکراه دائمي، و نفي ِ عملي ِ ازدواج و زمينه ساز لغو قرارداد مربوط است.
        
        
    روزی که دکارت صاحب فرمول «جامعه» به دنیا آمد ـ فرمول مهم «جامعه»

        سي و يکم مارس زادروز فيلسوف فرانسوي «رنه دكارت Rene Descartes» است كه در سال 1596 به دنيا آمد. بزرگترين كار او نوشتن «فرمول جامعه» است كه به قوّت خود باقي و از اهمیّت ویژه برخوردار است.
         وي بود كه گفت: چون فكر مي كنم؛ زنده هستم. به عبارت ديگر؛ كسي كه قادر به فكر كردن است، گرچه فلج و زمين گير و پير باشد، زنده است و كارايي دارد. بر اين بيانِ دِكارت تاكنون تعبير و تفسيرهاي متعدد نوشته اند.
        Discours de la Methode مهمترين اثر این فيلسوف و رياضي دان فرانسوي است که روش تازه ای برای «يافتن حقيقت» را به دست مي دهد. در همين كتاب است كه مي گويد: تافكر مي كنم (مي توانم فكر كنم) زنده هستم، و يك انسان زنده بايد به جامعه فايده برساند.
    رنه دکارت


         عقايد و نظريه هاي دكارت كه از مهمترين فلاسفه اروپا در قرون جديد بشمار مي رود بيش از هرانديشمند ديگر در دوران معاصر مورد استفاده بوده است. دِكارت نخستين انديشمندي بود كه روش ارسطو را دنبال نكرد و براي تحقيق و اثبات، يك روش علمي در پيش گرفت كه به انقلاب در فلسفه تعبير شده است. تعريف او از جامعه كه به صورت يك فرمول رياضي عرضه شده هميشگي و جاويدان خواهد بود و هر روز به آن استناد و بر پايه اش قانون نوشته مي شود.
         اين فرمول كه در مدارس تدريس و تشريح مي شود در مورد هرجامعه از كوچكترين آن (خانواده = زن و شوهر) تا احزاب، جوامع ملّي و جامعه بين المللي صِدق مي كند و شامل مي شود. دانستن مفهوم فرمول دکارت برای هرکس از فرد عادی تا سیاستمدار و دولتمرد لازم است که بدون در نظر داشتن آن و بکاربردنش در انتخاب همسر و همکار، و رفتار در زندگاني خانوادگي و عمومي موفق نخواهد شد. اگر در فرمول جامعه كه دكارت آن را به دست داده است تغييري حاصل شود معادله برهم خواهد خورد و ديگر، جامعه اي وجود نخواهد داشت. اين فرمول بسيار مهم از اين قرار است:
         جمع (دو نفر يا بيشتر) + هدف مشترك + كمك به یکدیگر براي رسيدن به هدف مشترك = جامعه
         اگر در طرف اول اين فرمول، يكي از سه عنصر لنگ بزند معادله به وجود نخواهد آمد، يعني جامعه اي نخواهد بود، و در اين صورت جامعه تبديل به «اجتماع» مي شود (جمع شدن چند نفر در گوشه ای با هدف هاي مختلف و یا داشتن هدف مشترک ولی بدون همكاري باهم برای رسیدن به آن هدف).
         مثال: زن و مرد + هدف مشترك كه همانا رفع نياز و تامين سعادت است + همدلي و همياري براي رسيدن به هدف مشترك = جامعه خانواده. به همين ترتيب ساير جوامع. طبق این فرمول؛ اگر زن و شوهر داراي يك هدف نباشند و اگر داراي يك هدف باشند ولي براي رسيدن به اين هدف به يكديگر كمك نكنند و هميار و همدل نباشند، جامعه خانواده وجود نخواهد داشت. فلسفه طلاق همين است.
        
        
    سرآغاز انتقال برده سیاه، زن و نوكر به آمريكاي شمالي

        20 فوريه سال 1619 ناخداي يك كشتي هلندي 20 سياهپوست را كه در آفريقا شكار شده بودند به آمريكاي شمالي (ويرجينيا) رسانید و به مهاجران انگليسي اين منطقه فروخت و با اين عمل كار انتقال بَرده از آفريقا به آمريكا آغاز شد. مهاجران انگليسي درسال 1607 وارد ناحیه ای در آمریکای شمالی شده بودند که آن را به نام افواهی ملکه باکره (ویرجین) انگلستان، ويرجينيا گذاشتند که باقی مانده است. بوميان آمريكاي شمالي (سرخپوستان) مطلقا حاضر به كاركردن براي مهاجران نبودند. این بوميان نزدیک به سه قرن با مهاجران اروپایی سر جنگ داشتند و آنان را متجاوز به خاک و تصرف اراضی و املاکشان مي دانستند.
         همزمان با انتقال 20 برده سياه، يك كشتي انگليسي هم 90 زن اروپايي را به جيمزتاون [نخستین آبادی مهاجران در ويرجينيا] منتقل كرد كه مي توان گفت آنان هم به صورتي واگذار شدند. در آن زمان انتقال آن قبيل زنان سفيد پوست به آمريكاي شمالي امري عادي بود تا به همسري مردان مهاجر (انگليسي) درآيند. هريك از اين زنان در برابر دريافت 200 پاوند (ليره انگليسي) واگذار مي شدند كه به جاي پول، توتون و بعدا پنبه تحويل مي شد. شرط معامله اين زنان اين بود كه متقاضي در كليسا حاضر شود و با زن مورد نظر ازدواج كند. بنابراين، به يك مرد بيش از يك زن واگذار نمي شد. زن پس از ازدواج آزاد مي شد و بَرده نبود.
         در همان زمان [قرن هفدهم]، كساني هم در اروپا بودند كه به عنوان داوطلب نوكري (سِروانت) به آمريكاي شمالي مهاجرت مي كردند و اينان تا زماني كه هزينه سفر خود [از اروپا به آمريكا] را با ارباب تصفيه نمي كردند در حكم بَرده او بودند؛ با اين تفاوت كه ارباب نمي توانست آنان را بفروشد و يا نسبت به ايشان تعدّي كند.
        
        
    خرید فلوریدا از اسپانیا به 5 میلیون دلار

        22 فوریه 1821دولت اسپانيا مهاجر نشين قديمي خود فلوریدا [ايالت فلوريدا] را به پنج ميليون دلار به دولت واشنگتن فروخت (قرارداد Adams - Onis، که به نام وزیران امور خارجه دو کشور و امضائ کنندگان قرارداد معامله است). دولت اسپانیا از سال ها پیش از آن زیر فشار بومیان ساکن شمال فلوریدا و جنگ آنان با دولت واشنگتن قرار داشت و ....
         طبق قرارداد فروش، دولت واشنگتن متعهد شد که مداخلات مرزی در اسپانیای نوین (مکزیک که کالیفرنیا و سرزمین هایی که اینک 8 ایالت فدراسیون را تشکیل می دهند وابسته به آن بودند) نداشته باشد. دولت واشنگتن بعدا بخشی از 5 میلیون دلار را به اتباع خود که از اسپانیا شکایت و درخواست دریافت غرامت داشتند پرداخت کرد.
        
        
    بوش در چشمان پوتین چه چیزی را خوانده بود؟!

        



        به رغم هشدار مشاوران استراتژیک ـ امنیتی جورج دبلیو بوش رئیس جمهوری وقت آمریکا که پوتين یک سرهنگ اطلاعاتي شوروي سابق است و نمي شود دست او را با یک نگاه و تبسّم و حتی «بله گفتن» خواند، جورج بوش در پی ملاقات فوریه 2005 خود با او گفت که از چشمان پوتین خوانده است که می توان به او اطمینان کرد و نشریات، این اظهار بوش را با علامت سئوال و تعجب (؟!) در زیر تصویر این ملاقات (که در بالا درج شده است) چاپ کرده بودند.
        با وجود این، مشاوران بوش که باور داشتند اگر روسیه همچنان درگیر مسائل داخلی باشد، مبارزه بر سر کسب قدرت و امتیاز و فساد دولتی ادامه داشته باشد این کشور به قدرت سابق بازنخواهد گشت و ....
        
        
    قتل یک مادر 40 ساله بدست پسرانش به طرزی بی سابقه

        سوم اردیبهشت 1341 شهر تهران شاهد یک قتل بی سابقه بود. محمد و اسماعیل دو پسر جوان یک بانوی 40 به نام زینب، در یک کوچه تاریک در محله باغ آذری (خزانه ـ جنوب تهران) مادر خودرا با 58 ضربه چاقو! کشتند. بی سابقه بودن این قتل به خاطر همین 58 ضربه بود. قتل مادر به دست پسران خود با 58 چاقو، قبلا سابقه نداشت. روزنامه ها گزارش کرده بودند که ابراهیم شوهر زینب تا 35 سالگی ازدواج نکرده بود. او در این سن با زینب 15 ساله ازدواج و دارای 9 فرزند شدند. عدم تناسب و از کارافتادگی شوهر در 60 سالگی باعث شد که زینب به مرد جوانی دل ببندد که پسرانش اورا با هدف دور شدن از آن مرد، به همدان فرستادند که در بازگشت به جای خانه شوهر به منزل دوستش زهرا رفت که شهرت داشت در خانه اش بساط عیش و خوشگذرانی پهن می کند. با این عمل پسران او با سرزنش دیگران روبرو شدند، و پس از تبادل نظر با یکدیگر به خانه زهرا رفتند. زینب بیرون آمد و در کوچه تاریک که خانه زهرا در آن واقع بود با 58 ضربه چاقو به دست دو پسرش کشته شد و دو پسر خودرا به پلیس معرفی کردند و ....
        
    زینب

     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    براي اطلاع



    سپيده دم به زبان انگليسی

       

    از آنجا كه تلاش پيگير چندين ساله ناشر اين سايت (تاريخ ايرانيان به صورت روزشمار آنلاين) با نيم قرن تجربه روزنامه نگاري و تحصيلات مربوط، براي تجديد پروانه روزنامه چاپي «سپيده دم» جهت انتشار در ميهن گرامي به جايي نرسيده است و از سوي ديگر «روزنامك» را به فارسي به صورن آنلاين منتشر مي سازد؛  تصميم گرفته كه به زودي به انتشار سپيده دم آنلاين به زبان انگليسي در نشاني زير اقدام كند كه حاوي اخبار و عكسهاي جالب و مهم روز و نقل گزارش ها و مقالات مربوط ايران از منابع انگليسي زبان خواهد بود:

    www.IranianDawnNewspaper.com

     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاريخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نيز در اپريل 2014 (ارديبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه يافته است.

    نسخه آنلاين: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com