Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
7 ژانويه
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 7 ژانويه
ايران
شمار تلفات رومي ها تنها در دو جنگ با ايران (زمان شاپور دوم)
تصوير كنستانتينوس دوم
بر يك سكه زمان او
گزارش رسمي جنگهاي روم وايران در سالهاي 348 و 350 ميلادي (دوران حكومت شاپور دوم معروف به ذوالاكتاف) كه به تاريخ 20 اكتبر 351 از سوي ارتش روم تكميل و به تاريخ هفتم ژوئيه سال 352 به امضاي كنستانتينوس دوم امپراتور وقت رسيده و براي اطلاع سناي روم ارسال شده و سپس در آرشيو دولتي روم قرار گرفته و اينك در آرشيو واتيكان نگهداري مي شود ارقام تلفات (كشتگان) ارتش روم را به اين شرح نشان مي دهد:
    
     جنگ سال 348 (جنگ يكم) : پنجاه هزار و 231 كشته
    
     جنگ سال 351 (جنگ دوم) : 39 هزار و 12 تن كشته
    
     تاريخ ها (روز و ماه) آمده در بالا، پس از احتساب با تقويم تازه ميلادي، از سوي كيوريتور آرشيو اصلاح شده اند. هر دو جنگ را رومي ها آغاز كرده بودند كه شكست خوردند. مجسم كنيد كه اگر قدرتي به نام ايران وجود نداشت كه در برابر جاه طلبي روميان بايستد مشرق زمين با چه بدبختي رو به رو مي شد ـ همان بدبختي كه در غياب قدرتي چون ايران از اوايل قرن نوزدهم تا كنون (به استثناي چند دهه اي كه قدرت شوروي وجود داشت) بر سرش آمده است. شرق بايد مديون مردان ايران باشد که در خون حود غلتيدند و قرن ها آزادي و شئون آنان را حفظ کردند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
پیش بینی دکتر میلسپو که دردهای ایران را کشف کرده بود: بوروکراسی ناراضی ساز ایران باعث انقلاب خواهد شد ـ راه حل از دیدگاه میلسپو
Arthur Ch. Millspaugh
مجلس شوراي ملّي 17 دي ماه 1323(هفتم ژانویه 1945) اختيارات دكتر ميلسپو Arthur Chester Millspaugh مستشار آمریکایی ماليه ايران را كه با مدير كل وقت بانك ملي درگيري پيدا كرده بود لغو كرد. ميلسپو معتقد بود که تا ايرانيان به ماليات دادن عادت نكنند، و بورو کراسی پیچیده ایران ـ از ارتشاء (رشوه گیری و رشوه دهی)، پارتي بازي و توصیه (اعمال نفوذ) تا تنبلي کارمندان، بی اعتنایی نسبت به مراجعین، بی دقتی و امروز و فردا کردن از ميان نرود و نظام استخدام دولتی دگرگون نشود و از سیستم رسمی و قراردادی درنیاید مسائل ايران حل نخواهد شد. وی گفته بود که برای حل این معضل که ریشه هفتصد ساله (از زمان مغولها) دارد نیاز به یک انقلاب اداری است و این انقلاب یک «پیش ـ انقلاب» لازم دارد و آن حل مسئله مالیات در ایران است. میلسپو که 9 روز پس از سلب اختیارات، كناره گيري خود را اعلام داشت و به آمريكا بازگشت در این کشور در یک مصاحبه مطبوعاتی عمومی این پیش بینی خودرا ابرازداشت که بوروکراسی ناراضی ساز ایران سرانجام به انقلاب منجر خواهد شد که در آن همه چیز دگرگون و زیر و رو خواهد شد.
    مطبوعات ملی گرای وقت (تهران) نوشته بودند آنانکه نمی خواهند ایران درست شود و در جایگاه قدیم خود قرارگیرد با طرح توطئه باعث سلب اختیارات دکتر میلسپو شده اند. انگشت اشاره این مطبوعات به دولت لندن بود.
    دکتر میلسپو متولد سال 1883 شهر آگوستای ایالت میشیگان که از دانشگاههای ایلی نوی و جانز هاپکینز در رشته های اقتصاد، مالیه و اقتصاد سیاسی فارغ التحصیل شده بود، زماني استاد دانشگاه و در دهه سوم قرن 20 مدتی هم مشاور دولت آمریکا در امور بازرگانی بود دوبار به استخدام دولت ایران درآمده بود. بار اول چهار سال و اندی (از نوامبر 1922 تا ماه مه 1927 = از آبان 1299 تا یکم خرداد 1306) و بار دوم از 1942 تا 1945 (تقریبا سه سال و دوران جنگ جهانی دوم). بار نخست، میلسپو شخصا از ادامه کار در ايران کناره گيري کرده بود. محصول اقامت اول او در ایران کتابی تحت عنوان وظیفه یک آمریکایی در ایران (The American Task in Persia) بود و حاصل اقامت دوم او در کتابی تحت عنوان آمریکائیان در ایران (Americans in Persia) ارائه و منعکس شده است. کتاب اول در سال 1925 و کتاب دوم در 1946 انتشار یافت. در کتاب اول، میلسپو از مداخله متنفذین، خواص و سران ایلات در امور نالیده و در کتاب دوم کلا نظر منفی ارائه داده و نوشته است که به علت وجود چند دستگی میان رجال و عادت آنان در توجه خاص به منافع شخصی خدا داند که در چه زمان ایرانیان بتوانند یک دولت کارآمد بوجودآورند؛ به عبارت دیگر وی به اداره شدن امور توسط ایرانیان به دلیل چند دستگی و نبود دلسوز و تفکر ملّی تردید کرده است. میلسپو که مولف هشت کتاب دیگر است در سال 1955 درگذشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي كه پهلوان تختي از دست رفت ـ مؤلف اين تاريخ آنلاين کُپي يادداشت و عکس جسد تختي را همان وقت در روزنامه اطلاعات چاپ کرد
تختي
پليس تهران 17دي ماه 1346 هجري خورشيدي خبري را در اختيار خبرنگاراني كه اخبار جنايي شهر را پوشش مي دادند قرار داد كه حاكي از آن بود كه غلامرضا تختي پهلوان معروف كشتي كه شهرت به پيروي از خط دكتر مصدق و مخالفت با روش حكومت كردن شاه را داشت در يك هتل شهر خودكشي كرده و طبق يادداشتي كه بر جاي گذارده انگيزه او مشكلات داخلي بوده است.
     نوشيروان كيهاني زاده (مولف اين تاريخ آنلاين) كه در آن زمان در تحريريه روزنامه اطلاعات، يکي از دبيران خبر بود از «خليل بهرامي» خبرنگار مربوط (فعلا ساکن کاشان) خواست تا فتوكپي آن يادداشت را (يادداشتي که پليس گفته بود پهلوان تختي از خود برجاي گذارده بود) تهيه كند، و آن را عينا در صفحه حوادث روزنامه اطلاعات كليشه كرد تا روزنامه صحّت و سُقم مندرجات آن را روشن نكرده باشد و مردم (مخاطبان روزنامه)، خود درباره اش قضاوت كنند و روز تشييع جنازه تختي هم، برخلاف روش روزنامه اطلاعات، با آماده كردن خود براي تحمل هرگونه اعتراض، [کيهاني زاده] عكس جسد جهان پهلوان را كه در تالار تشريح پزشكي قانوني گرفته شده بود در صفحه اول روزنامه چاپ كرد و .... به رغم نارضايي باطني دولت وقت، دهها هزار نفر جنازه جهان پهلوان ايران را از تهران تا ابن بابويه (شهر ري) تشييع كردند. [براي کسب اطلاع بيشتر، به آن دو شماره روزنامه اطلاعات که در آرشيوها موجود است مراجعه شود. توضیح بیشتر و کُپی صفحات مربوط از دو شماره روزنامه اطلاعات در سایت 11 ژانویه این تاریخ آنلاین درج شده است.].
    تختي، نخستين كشتي گير ايراني كه بر كرسي قهرماني جهان ايستاد، تا روزي كه خودرا از مسابقه ها كنار كشيد برنده چهار مدال طلا و شش مدال نقره شده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
شاه در 4 سال آخر، نگران تلقین های لندن به واشنگتن و سازش روس ها و غرب بر سر ایران بود و ...
اطلاعات و خاطرات انتشار یافته از 1980 به بعد درباره وضعیت و سیاست های شاه (پهلوی دوم) نشان می دهد که وی از بهار 1974 که اطمینان یافته بود چند سالی بیش زنده نخواهد بود نگران ایران پس از مرگ خود بود و کارها و سیاست های او در 4 سال بعد ناشی از همین نگرانی بود. پهلوی دوم در بهار 1374 که در پاریس مورد معاینات پزشکی قرار گرفته بود می دانست که به بیماری بی درمان سرطان دچار شده است.
    طبق این خاطرات نزدیکان و آگاهان، پهلوی دوم به «قضاوت تاریخ» و تفسیر مورخان و اینکه درباره اش چه خواهند نوشت اهمیت خاص می داد. رایگان اعلام کردن امر آموزش و پرورش در ایران در آگوست 1974 و اجرای آن در همه سطوح در همان راستا بود. شاه نگران تلقین های لندن (از نوع تلقین های سالهای 1351 تا کودتای آگوست 1353) به واشنگتن و سرانجام، سازش روس ها و غرب بر سر ایران و احیانا تقسیم ایران به سبک قرارداد آگوست 1907 (سازش ِ سن پترزبورگ) و یا کنفدراسیون کردن آن بود و لذا، تصمیم گرفت که به روس ها نزدیک شود تا به او اطمینان کنند و در جریانش بگذارند. این نزدیک شدن، از بدبینی او به روس ها و این باور او نکاست که حرف و عمل روس ها با هم فرق می کند و نمی شود به آنان اعتماد کرد. وی بیش از هرچیز از تحریک بعثی های عراق برضد ایران توسط روس ها نگران بود بویژه که در جریان زد و خوردهای مرزی دسامبر 1973 و ژانویه 1974 مدارکی در آن زمینه به دست آورده بود. به باور پهلوی دوم، داشتن ارتباط زمینی با عراق [از راه ایران] بزرگترین آرزوی مسکو بود و به این ترتیب روس ها می توانستند سعودی هارا که از جانب دولت کمونیستی یمن جنوبی تهدید می شدند زیر فشار بگذارند و از آمریکا دور سازند. با وجود این بدبینی به روس ها، به خرید از آنان، فروش گاز طبیعی و سیاست نزدیک شدن ادامه داد که نتیجه اش نگرانی و بدبینی غرب و دور شدن تدریجی از او بود. روزی نبود که سفیران واشنگتن و لندن در تهران، این نگرانی را به گوش دربار شاه نرسانند و حتی تلویحا نگویند که ممکن است کشتیبان را سیاست دگر آید. از سوی دیگر، سفارت مسکو در تهران که نسبت به گذشته (از براندازی 28 اَمُرداد 1332 تا 1352) فعّال تر شده بود از این اشاره به نزدیکان شاه که کرملین نگران تلقین ها و پیام های واشنگتن، لندن و پاریس از طریق تماس های تقریبا روزانه سفیران ِ شان در تهران با نیاوران (دربار شاه) است خودداری نمی کرد و همین وضعیت، شاه را در سال انقلاب «دو دِل» و دچار ضعف تصمیم گیری، دادن دستورهای ضد و نقیض، اظهارات بی عمل و سرانجام تسلیم شدن به سرنوشت کرده بود. با وجود این، تا نیمه دیماه 1357 (ژانویه 1979) باورکردنی نبود فردی که آن همه وطن ـ وطن کرده بود، وطن را به آن صورت تَرک کند و آن را به دست تقدیر بسپارد و ....
    برخی از آگاهان گفته اند که پهلوی دوم که پس از اطلاع از ابتلاء به سرطان، مرگ خودرا نزدیک می دید از کیفر آخرت می ترسید و احتمالا به همین جهت سختگیری های خرداد سال 1342 را در سال 1357 اِعمال نکرد. به علاوه، مصرف داروهای ضد سرطان و مسکن، توان تفکّر و دَرک او را بویژه در سال 1357 کاهش داده بود. به اظهار همین آگاهان، پهلوی دوم در آخرین هفته اقامت در وطن، راهکار و ترتیب درستی برای فرماندهان نیروهای مسلح که روزانه با ژنرال هایزر آمریکایی ملاقات داشتند معیّن نکرد. فرماندهان نظامی، تنها در تهران 3 لشکر کامل در اختیار داشتند، گرچه روزی نبود که شماری از افسران و افراد این لشکرها به انقلاب متمایل نشوند. به همین سبب، این ژنرال آمریکایی هم گیج و گُم به نظر می رسید.
    بعضی از آگاهان هم گفته اند که اعلام رسیدن به تمدن بزرگ از زبان پهلوی دوم، نظر او بر تجدید نظر در قانون اساسی و لغو قوانینی بود که تاسیس احزاب حتی احزاب با عقاید سوسیالیستی را منع و محدود کرده بود و آمریکا با مجاز شدن فعالیت های کمونیستی در ایران موافق نبود.
    و بالاخره، بیشتر مورّخان ابراز نظر کرده بودند که فرح پهلوی تنها فردی است که دقیقا می داند شوهرش در سال انقلاب، در چه وضعیت هایی بود و چه در سر داشت و چرا ماهها سکوت کرده بود و چرا هرچه را که دیگران در دهانش می گذاردند بیان می کرد و چرا با آن عجله از ایران خارج شد و قضاوت تاریخ را فراموش کرد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ماموریت ژنرال هایزر در تهران؛ برحذر داشتن ژنرالهاي ايران از کودتا ـ نظر مورخان معاصر
17دي ماه 1357 افشاء شد كه «رابرت هايزر Gen. Hauyzer» ژنرال آمريكايي و معاون نيروهاي مسلح ناتو در اروپا [معاون وقت ژنرال هيگ كه اين ژنرال بعدا وزير امورخارجه آمريكا شد] به تصمیم جیمی كارتر رئیس جمهوری وقت آمریکا وارد تهران شده و مذاكرات خود را با مقامات نظامي ايران آغاز كرده است [بود] و اين مذاكرات احتمالا درباره سرنوشت شاه و حقيقت يابي در زمينه كابينه شاپور بختيار، کسب نظرات افسران ارشد ارتش و روند انقلاب است [بود].
    در سابقه این خبر آمده بود که آیزنهاور رئیس جمهوری پیشین آمریکا هم در تابستان 1953 (چند هفته پیش از براندازی 28 امُرداد) ژنرال شوارتسکف را به تهران فرستاده بود و او بود که شاه را با دادن اطمینانِ بازگشت، به خارج فرستاد و کمک به انجام کودتای انگليسي ـ آمریکایی کرد.
    پیش از انتصاب بختیار، روزنامه های تهران و بسياري از ژورناليست هاي راديو تلويزيون دولتي و خبرگزاري پارس در اعتصاب 61 روزه خود بودند و مردم از تحولات روزمره، بی خبر.
    در جریان آن اعتصاب 61 روزه ژورنالیست های ایران، علاوه بر رادیوتلویزیون دولتی که تنها چند کارمند کم تجربهِ خبری آن وارد اعتصاب نشده بودند، منابع خبررساني براي ایرانیان درون مرز چند رادیو دولتی خارجی بود که برنامه اخبار به زبان فارسی داشتند و از فرصت اعتصاب براي تلقين نظر دولت هاي مربوط بهره برداري مي کردند. از زمان برگزاري کنفرانس سران غرب در گوادالوپ [به ابتکار رئيس جمهوری وقت فرانسه]، سران غرب از ماندن شاه ـ دوست و متحد قديمي شان ـ در قدرت حمايت نمي کردند.
     ژنرال هايزر بعدا و پيش از فوت، درباره ماموريت خود در تهران و جلسات متعددش با ژنرالهاي ايراني كتابي مفصل منتشر كرد که یکی از مآخذ تاريخنگاران بشمار می آید. از تحولات ایرانِ پس از انقلاب چنین برمی آید که نتایج مأموریت هایزر بسود آمریکا تمام نشده است. ژنرال هیگ رئیس وقت هایزر نیز که بعدا وزير امورخارجه آمريكا شد در کتاب خاطرات خود صفحاتی را به ماموریت هایزر در تهران اختصاص داده است. هیگ پس از فروپاشی شوروی، با اقامت طولانی در ترکمنستان تلاش کرد که آمریکارا در آن کشور و منطقه فرارود جایگزین روسیه کند که بیش از یک قرن بر آنجا استیلا داشت.
    به باور مورّخانِ معاصر که درباره تحولات خاور ميانه و آسياي جنوبي و مرکزي پس از انقلاب ایران، کتاب و رساله نوشته اند، هايزر در ماموريت تهران تلاش کرد که ژنرالهاي ايران را از دست زدن به کودتا و هرگونه اقدام نظامی پس از خروج شاه از ايران برحذر دارد و در این کار موفق شد. ژنرال های ایران پس از خروج شاه از وطن، نظر واحد نداشتند و میان آنان تفرقه بود. تلاش دیگر هایزر، جلب حمایت ژنرالها از دولت شاپور بختیار بود.
     اين مورخان نوشته اند که ناموفق بودن دولت موقت انقلاب (دولت مهدي بازرگان) که مورد حمایت آمریکا بود و سپس تصرّف سفارت آمريکا و گروگانگيري 444 روزه کارکنان آن و انتشار اسناد بدست آمده در سفارت سبب کوتاه شدن دست آمریکا از ایران شد و ضدیت این آغاز گشت که ادامه دارد و ....
    
Gen. Hauyzer

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اظهارات حسن روحانی رئیس جمهور در همایش اقتصاد ایران و اشاره به اینکه پیامبران، همه اهل فعالیّت اقتصادی بودند
چند پاراگراف از سخنان چهاردهم دیماه 1393 (4 ژانویه 2015) حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور در نخستین همایش اقتصاد ایران به نقل از دو خبرگزاری داخلی:
    
    تهران ـ خبرگزاری فارس ـ 14 دیماه 1393 (ساعت 9 و 40 دقیقه) ـ خبر 13931014000177: ... وی [رئیس جمهور] در ابتدای سخنان خود اظهارداشت: "پیامبران همه اهل فعالیت اقتصادی بودند، خودِ پیامبر اسلام (ص) نیز، هم تجارت می‌کردند و هم زراعت و هم دامداری. همچنین ائمه ما نیز همین گونه بودند.".
     روحانی تصریح کرد: "ما نمی‌توانیم بگوییم چون دین ما دین اسلام است و ما می‌خواهیم دارای معنویّتِ بالا باشیم، در اقتصاد زیاد حاضر نباشیم. معنویّت و مادیّت ـ دنیا و آخرت، کار و تلاش برای رفاهِ خود و خانواده و مردم ِ یک جامعه، در کنار اخلاق و پاکی ـ همه در یک مسیر قرار دارند.".
    روحانی خاطرنشان کرد: "با اینکه در یک دورانی در دهه 80 [دهه 1380 هجری]، خصوصا در نیمه دوم آن وضع درآمد ارزی ما بسیار خوب بود اما بین سال‌های 85 تا 90 [1385 تا 1390] اشتغال خالص ما تقریبا صفر است [بود]. این، نشان می‌دهد که با فروش نفت و درآمد ارزی هم، مشکلات ما حل نمی‌شود.".
    روحانی ادامه داد: "ما باید به رشد مستمر اقتصاد اشتغال‌زا در چارچوب اقتصاد مقاومتی برسیم و در اقتصاد به جایی برسیم که چیزی مانند خشکسالی نتواند ما را زمین‌گیر کند.". "اگر قرار باشد مبنای اقتصاد ما بر پول نفت باشد مشکلات همچنان ادامه پیدا خواهد کرد، تولید نیز نباید متکی به دلار و نفت باشد.".
    "ما در ایران افراد خلّاق، دانشمندان، صاحب‌نظران و محقّقان بسیار بزرگی داریم و برای عبور از این پیچ، تنها نیاز به وفاق است.". "اگر مشکلات اقتصادی ما حل شود، توانمندتر شویم و اقتصاد مقاومتی ما موفق شود، می‌توانیم در مذاکرات هم موفق باشیم.". " اقتصاد در کشور با انحصار پیشرفت نمی‌کند؛ باید اقتصاد را از انحصار و رانت نجات دهیم. اقتصاد باید در صحنه رقابت حضور پیدا کند.".
    
    و پاراگراف های دیگر از ایرنا (خبرگزاری دولت):
    رئیس جمهور گفت: "یکی از اصول قانون اساسی که از روز اول تاکنون اجرا نشده و من به عنوان مسؤل اجرای قانون اساسی، بسیار دلم می خواهد شرایطی فراهم شود تا یکبار هم که شده به این اصل قانون اساسی عمل شود. قانون اساسی به ما می گوید در مسایل مهم اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به جای اینکه قانون در مجلس تصویب شود، ماده قانونی یا برنامه، مستقیم به آراء عمومی مردم و همه پرسی گذاشته شود.".
    روحانی افزود: "یکبار هم که شده یک مساله بسیار مهم که ممکن است اختلافی [مورد اختلاف] هم باشد ـ البته اختلافی بودن اشکالی ندارد و نظرات همیشه یکسان نیست ـ یکبار آن مورد مهم [را] که برای همه ما اهمیت دارد و در زندگی ما تاثیرگذار است از مردم مستقیم بپرسیم. مجلس شورای اسلامی اهلا و سهلا، سر جای خودش محفوظ، ما هم احترام می کنیم، رای دهند قانون بگذرانند.".
    وی ادامه داد: "یکبار، سالی یکبار، ده سال یکبار ـ اکنون که 36 سال شده است، یکبار این قانون اساسی و این اصل قانون اساسی اجرا و عمل نشده است.".*
    ـ ـ ـ ـ ـ
    
     * اظهارات حسن روحانی رئیس جمهور درباره همه پرسی (منعکس در پاراگراف های نقل شده از ایرنا ـ مُندرج در بالا) که تیتر اول شماره های دوشنبه (15 دیماه 1393) 7 روزنامه از انبوه روزنامه های تهران قرار گرفته است با واکنش شماری از اشخاص رو به رو شده است از جمله حسین شریعتمداری مدیر روزنامه حکومتی کیهان. در سه مطلب بعدی، اظهارات شریعتمداری و نیز نامه یک حقوقدان که متن اصول ششم و پنجاه و نهم قانون اساسی جمهوری اسلامی در زمینه مراجعه به آراء عمومی را آورده و نامه یک مخاطب درباره «تحریم» به عنوان یک جنگ تمام عیار در دوران معاصر را درج کرده ایم تا در تاریخ بمانند و مورد قضاوت قرار گیرند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
حسین شریعتمداری: متأسفانه رئیس‌جمهور ِ حقوقدان، فرق رفراندم تقنینی و رفراندم اساسی را نمی‌داند!
حسین شریعتمداری
تهران ـ چهاردهم دیماه 1393، ساعت 18 و 30 ـ خبرگزاری فارس ـ خبر شماره: 13931014001431:
     حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان در واکنش به اظهارات امروز [14 دیماه 1393] حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور گفت:‌ آقای رئیس جمهور طی سخنانی در نخستین کنفرانس اقتصاد ایران گفته است: "خوب است پس از 36 سال یک بار هم که شده این اصل قانون اساسی را اجرا کنیم و برای مسائل مهم اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به جای آنکه قانونی در مجلس تصویب شود، ماده قانونی یا برنامه را مستقیم به آرای مردم و همه‌پرسی بگذاریم". این اظهار نظر رئیس جمهور محترم در حالی است که مراجعه به رفراندم در دو جای قانون اساسی آمده است و بر دو نوع است.
    نوع اول، رفراندم تقنینی است که موضوع اصل 59 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران* است. این نوع از رفراندم اِعمال قوه مقننه است و از طریق مجلس صورت می‌پذیرد. با این توضیح که اصل 59 تصریح می‌کند در مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی اجتماعی و فرهنگی می توان اِعمال قوه مقننه را از راه همه پرسی و مراجعه مستقیم به آرای مردم انجام داد و همین اصل تاکید دارد که درخواست مراجعه به آرای عمومی (رفراندم تقنینی) باید به تصویب دو سوم مجموع نمایندگان مجلس شورای اسلامی برسد. بنابراین، بر خلاف آنچه رئیس جمهور محترم اعلام کرده‌اند، با این نوع از رفراندم نمی توان مجلس را دور زد.
    نوع دیگر رفراندم یعنی رفراندم قانون اساسی در اصل 177 آمده و موضوع آن، فقط تجدید نظر یا بازنگری در قانون اساسی است. این رفراندوم است که منوط به فرمان رهبری است و اجرای آن از مجلس نمی گذرد. بنابراین، باید گفت اگر منظور آقای رئیس جمهور ـ همانگونه که اعلام کرده اند، مسائل فرهنگی و اجتماعی و ... است که راهکار آن باز هم از مجلس می گذرد. درباره نوع دوم نیز بعید است منظور آقای رئیس جمهور تغییر قانون اساسی [بازنگری در یک و یا چند اصل] باشد که موضوع اصل 177 است و به تصویب مجلس نیازی ندارد. اگرچه آن نیز مقدمات خاص خود را دارد و منوط به فرمان رهبری است.
    واکنش شریعتمداری در شماره 15 دیماه 1393 روزنامه کیهان نیز درج شده است.
    ـ ـ ـ ـ ـ
    
    * اصل پنجاه و نهم: در مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اِعمال قوهِ مقنّنه از راه همه پرسی و مراجعه مستقیم به آراء مردم صورت گیرد. درخواست مراجعه به آراء عمومی باید به تصویب دوسوم مجموع نمایندگان مجلس برسد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نظر یک مدرّس حقوق اساسی تطبیقی درباره اظهارات حسن روحانی که اشاره به رفراندم کرده بود ـ تفاوت نظرسنجی و رفراندم
پیام یک مخاطب این تاریخ آنلاین که 15 دیماه 1393 واصل شده و نوشته است که مدرّس حقوق اساسی تطبیقی است:
    "من در اروپا زندگی می کنم. برادرم تبعه آمریکا و مترجم فارسی ـ هفت روز در هفته ـ یک مؤسسه دولتی این کشور است. دیشب تلفن کرد و پرسید که اظهارات حسن روحانی در کنفرانس اقتصادی را که در وبسایت های خبری تهران درج شده است نمی تواند به درستی بفهمد تا ترجمه اش درست باشد و تحلیلگران آن مؤسسه راه اشتباه نروند.
    برای حل مسئله برادرم وبسایت های خبری تهران را یکی به یکی مرور کردم و حق را به برادر دادم زیراکه یا نقل قول ها درست نبوده، یا اینکه رئیس جمهور سخنان خودرا قبلا ننوشته و تحت اللفظی و بدون نوشته سخن گفته زیرا که اصول قانون اساسی مورد اشاره او، چیز دیگری را می گویند. برادرم را آنگونه که استنباط کردم روشن ساختم و خواستم که نظرم را برای شما هم بفرستم تا شماری دیگر [مخاطبان این تاریخ آنلاین] نیز روشن شوند.".
    فرستنده پیام افزوده است:
    "در تعریف، مراجعه به آراء عمومی با نظرسنجی متفاوت است. «دمکراسی» وضع قانون را تکلیف پارلمان قرار داده است که مُنفَک از دو قوه دیگر باید باشد. اگر پارلمان با پیشنهاد، طرح و لایحه ای رو به رو شود که عادی و قابل هضم برای طبقاتی از جامعه نباشد و یا بخواهد مسئله ای را حل کند که اصطکاک های متعدد به وجود می آورد و مخالفت هایی دارد تصمیم می گیرد که به آراء عمومی (رفراندم) متوسل شود و پس از کسب نظر اکثریت جامعه، با توجه به اصول و تعاریف به تدوین آن قانون بپردازد مثلا قانونی کردن استعمال ماری جوانا در یک ایالت آمریکا و یا ازدواج همجنس ها* در ایالت دیگر. ایالت های آمریکا دارای استقلال هستند و برای خود مجلس دارند و قوانین جداگانه. آراء عوام الناس در رفراندم فقط «بله» و یا «نه» است نه جزئیات زیرا که میلیونها نفر را نمی شود در یک مجلس جمع کرد و هرکدام نطق کند و نظر دهد و یا توجیه شود. در همان شهر آتن 25 قرن پیش ـ زادگاه دمکراسی ـ هم که چند هزار جمعیت بیشتر نداشت و مردانِ بالغ ِ سربازی رفته و مالیات داده در جایی جمع می شدند و رای می دادند توجیه می شدند و حق صحبت و بیان نظر داشتند و به بله و نه گفتن اکتفا نمی شد. نظرسنجی کار خوبی است، قواعد دارد، بر پایه علوم ریاضی است و مؤسسات متعدد حرفه ای برای این کار ایجاد شده است مثلا گالوپ در آمریکا ولی نتایج هنوز دقیق نیست و ضریب تقریب دارد. یک فرد اگر یک روز از موضوعی ناراحت شود، نظر دیگری می دهد تا روزی که شاد است و سر حال.
    در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران همه جا تاکید بر وضع قوانین بر اساس موازین اسلامی است. برای مثال در اصل چهارم. بنابراین نمی شود ضابطه ای را که مغایر اصول اسلامی است به صرف تایید توده ها، قانون دانست. قانون اساسی تاکید دارد که بدون وجود «شورای نگهبان به عنوان پاسدار احکام اسلام و اصول قانون اساسی» مجلس نمی تواند وارد کار قانونگزاری شود. در اصل ششم که اشاره به اتکاء آراء عمومی دارد، «هدف» انتخابات است: انتخاب رئیس جمهور، نمایندگان مجلس و .... متن این اصل:
    اصل ششم: در جمهوری اسلامی ایران، امور کشور باید به اتکاء آراء عمومی اداره شود، از راه انتخابات؛ انتخاب رئیس جمهور، نمایندگان مجلس، اعضای شوراهای شهر و نظایر اینها و یا از راه همه پرسی در مواردی که در اصول دیگر این قانون معیّن می گردد. (اصل 59 و ...).
    اصل 59: در مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اِعمال قوهِ مقنّنه از راه همه پرسی و مراجعه مستقیم به آراء مردم صورت گیرد. درخواست مراجعه به آراء عمومی باید به تصویب دوسوم مجموع نمایندگان مجلس برسد.
    به نظر من (فرستنده پیام)، قانون اساسی جمهوری اسلامی اگر دقیقا رعایت شود کامل است و حلّال مسائل و نیاز به بازنگری مجدد ندارد.
    
    ـ ـ ـ ـ ـ
    * پس از درج نظر این مدرّس ایرانی علم حقوق در اروپا در ردیف مطالب روز گذشته، وی با ارسال ایمیل، تلویحا از مؤلف ابراز گله مندی کرد که عبارت «و یا ازدواج همجنس ها در ایالت دیگر» را از نوشته او حذف کرده بودیم که امروز اصلاح و همه مطلب دوباره درج شده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
«تحریم» در عصر سلاح اتمی یک تعرّض تمام عیار است و در این جنگ، خودکفایی؛ وسیله دفاع
14 دیماه 1393 یک مخاطب این تاریخ آنلاین در پیامی به زبان انگلیسی یک توضیح کامل و مستند بر یک اشاره ما در این تألیف که تحریم در دوران معاصر یک جنگ تمام عیار است، نوشته است که در سال 1963 و چند ماه پس از بحران موشکی کوبا که در اکتبر 1962 روی داد و واشنگتن و مسکو تا یک قدمی جنگ اتمی پیش رفتند و دو سال پس از تحریم کوبا که کسب و کار و سرمایه گذاری آمریکاییان را در آن کشور ملّی کرده بود، شماری مورّخ، استاد علم حکومت (سیاست) و امور بین الملل، روابط عمومی، اقتصاددان و «دولتمرد بازنشسته» در استراسبورگ گرد آمدند و ضمن بررسی چند نمونه تحریم یک کشور پس از جنگ جهانی دوم ازجمله تحریم ایران توسط دولت لندن (زمان مصدق) و تحریم کوبا و بحث طولانی درباره تاریخ جنگ ها و تغییرات آنها در طول زمان به این نتیجه رسیدند که خروج انحصار سلاح اتمی از دست یک کشور را باید پایان جنگ های بزرگ خواند زیرا که از آن پس (از آغاز دهه 1950) هرگاه که یکی از دو بلوک وقت در یک نقطه به خاطر منافع خود دست به تحریک نظامی زده، بلوک دیگر به میدان آمده و عملیات ـ هرقدر شدید ـ محدود شده است مثلا جنگ عرب و اسرائیل، جنگ بر سر ملّی شدن آبراه سوئز و ... و این نوع جنگ نیز به پایان خواهد رسید و تبدیل به «تحریم» و بعضا همه جانبه خواهد شد که تلفات و زیانهای آن کمتر از برخورد تانکها و بمباران هوایی نیست و این نوع جنگ وقتی شدیدتر و به اصطلاح تمام عیار خواهد شد که یکی از دو بلوک از صحنه خارج شود و جهان بماند و یک قدرت برتر، و در جهان آینده (دهه های پس از سال 1963) کنترل امور مالی و به دست داشتن مهار سیستم پولی و بانکی، سلاح تحریم (جنگ) خواهد بود. شرکت کنندگان در نشست، «جنگ سرد» را به عنوان مبارزه توأم با تلفات و برنده و بازنده داشتن رد کردند و گفتند که این اصطلاحی است که یک روزنامه نگار (والتر لیپمن) در مقالاتش در مجله تایم بکار برده است و این، جنگ نیست همچنانکه دشنام دادن و بد و بیراه گفتن و بدزبانی کردن جنگ واقعی نیست ـ از نوع مرافعه و همانند وزش باد است. جنگ واقعی ـ تحریم یک کشور و یک اتحادیه ـ از این پس جای جنگ تمام عیار جهانی و منطقه ای را خواهد گرفت، و مانند هر جنگی یک برنده دارد و یک بازنده. طرفی که شرایط تعیین کند احساس پیروزی و خودرا برنده وانمود می کند. انعقاد قرار داد به آتش بس منتهی می شود، نه پایان دشمنی زیراکه ایجاد دشمنی مراحل و ریشه های متعدد دارد و به آسانی پایان یافتنی نیست (برای مثال کینه و دشمنی غرب با روسیه). راه دفاع در برابر جنگی به نام تحریم (سَنکشِن) و محاصره اقتصادی، خودکفایی و نداشتن نیاز است و در این صورت، طرف معترّض مأیوس می شود و کنار می کشد. کشور مورد تحریم اگر خودرا خودکفا و بی نیاز کند «قدرت» می شود.
    مرور زمان درستی این نظرات را نشان داده است. دوران جنگ های محلی بر سر منافع بمانند جنگ کره و جنگ ویتنام به پایان رسیده و تا پیدایش یک قدرت دیگر و برهم خوردن نظم مالی جهان، «تحریم» به صورت یک تعرّض ادامه خواهد داشت. کره شمالی و کوبا حالت دفاع اعلام کردند به خود متکی و خودکفا شدند و باقی ماندند، رژیم صدام حسین که با تحریم تضعیف شده بود در آخرین لحظه و اندکی پس از اعلام قبول شرایط که همانا باز کردن درهای کشور به روی بازرسان اتمی بود مورد تعرّض قرار گرفت و از میان رفت و قذافی به رغم تسلیم شدن به فشار، به آن روز افتاد و پیش از آنها دولت کرملین و پس از آنها دولت بلگراد. هند و پاکستان سه بار جنگ خونین کردند، هند پاکستان شرقی را جمهوری بنگلادش کرد ولی از زمان اتمی شدن پاکستان، همه چیز پایان یافت. همان نشسست غیر دولتی استراسبورگ بود که 51 سال پیش سلاح اتمی را «بازدارنده» جنگ نام نهاد (که این عنوان باقی مانده است و هر روز بکار می رود) و تحریم کشور مورد هدف را «جنگ تمام عیار» که با سلاح خودکفایی باید در آن پیروز شد. در جریان تحریم، طرف تحریم کننده می کوشد که کشور مورد تحریم دچار فساد اداری ـ اقتصادی هم بشود تا نتواند مقاومت جانانه کند. در روسیه پس از فروپاشی شوروی چنین کردند و ....
    فرستنده این مطلب خودرا دارای مدرک دکترا در رشته روابط بین الملل معرفی کرده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اديان و روحانيون
غزوه احد Uhud
طبق كرونيكلهاي به زبان انگليسي، با تبديل تقويم ها، غزوه احد Uhud در هفتم ژانويه سال 625 (بعضي سالها مصادف با هشتم ژانويه) روي داد كه سه روز پس از آن، غزوه حمراء الاسد در 42 كيلو متري مدينه به وقوع پيوست، ولي بسياري از مورخان و از جمله پرفسور «ويليام مونتگمري وات» تاريخ وقوع غزوه احد را 23 مارس سال 625 نوشته اند. غزوه احد در غرب مدينه و در دامنه كوهي به همين نام در هفتم شوال سال سوم هجري روي داده بود كه ضمن آن، هفتاد و به قولي 72 تن از مسلمانان جان باختند. شمار مخالفان اسلام كه از مكه به سوي مدينه لشكركشي كرده بودند بيش از سه برابر مسلمانان بود. پروفسور وات كه در اكتبر 2006 در 97 سالگي درگذشت نوشته است كه برخلاف برخي نوشته ها، درغزوه احد مسلمانان با وجود تحمل تلفات، شكست نخوردند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو انديشه
انتخابات سال 2002 در چند کشور و نظر هگل درباره دمكراسي ـ نظر فلاسفه درباره کودتا و وقتي که يک دولت به بن بست برسد
Hegel
به مناسبت پايان سال 2002 ميلادي، چند تاريخدان و فلسفه دان به بررسي نتايج انتخابات اين سال که در چند کشور برگزار شده بود پرداخته و با نظرات فلاسفه بزرگ تطبيق داده و مقايسه كرده بودند. در اين ميان پاره اي از پيروان «هگل» به تفسير عقايد وي پرداخته و دمكراسي را پروسه اي چند مرحله اي خوانده بودند كه اگر دفعتاً در كشوري پياده شود؛ بيشتر از سود، به جامعه مربوط زيان خواهد زد و اگر اين كشور چند مليتي و يا داراي دشمن خارجي باشد احياناً به تجزيه آن منجر خواهد شد.
     هگل فيلسوف آلماني نيمه اول قرن 19، از پايه گذاران «فلسفه تاريخ» نخستين رساله اش را درباره «حق طبيعي» و «قانون مؤثر» نوشت كه كار بزرگي بود. برعلم منطق تعريف تازه نوشت و سپس كتاب «فلسفه حق» را تاليف كرد. اين نكته كه يک فرد چگونه رئيس كشور شود براي «هِگل» اهميت ندارد؛ حتي اگر رئيس كشور «قيصر» باشد كه مقامي موروثي و غير دموكراتيك است، ولي با اين شرط؛ كه اين فرد [رئيس كشور] حامي و نگهبان حقوق مردم باشد و بكوشد كه قواي سه گانه حكومتي منفك از هم عمل كنند و با اصول و روش هاي دمكراسي هم مخالفت قلبي نداشته باشد و از تحقق آن ممانعت به عمل نياورد و حقوق اتباع را تامين کند و نيز منافع و دارايي کشور که حق عموم است.
    اين گروه وقوع «كودتا» را در كشوري محتمل دانسته اند كه سياسيون و دولتمردان آن از حل مسائل جامعه از راههاي قانوني عاجز شده و به بن بست رسيده باشند و يا اين كه ارتش و آن دسته از فرماندهان آن كه محبوبيت دارند زير انتقاد غير منصفانه قرار گرفته باشند و يا اينكه يك قدرت خارجي برتر چنين تغييري را حمايت كند و يا اينكه براي دفاع قاطع از كشور و حفظ تماميت و حاكميت آن تغيير سريع مديريت لازم باشد و در هر صورت، كودتا در كوتاه مدت به ديكتاتوري منتهي خواهد شد و اگر بتواند رفاه مردم را تامين كند عمري طولاني خواهد داشت . اين دانشوران كودتاي تحت حمايت و نفوذ خارجي را بدترين نوع آن خوانده اند و....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
منشور آزادی های چهارگانه روزولت: «آزاديِ خواست و آرزو» و «آزادي از قيد بيم و ترس» و ...
Franklin Delano Roosevelt
ششم ژانویه 1941 فرانکلین دلانو روزولت Franklin Delano Roosevelt رئیس جمهوری وقت آمريکا در نشست کنگره (قوه مقننه) این کشور دو نوع آزادی بر آزادی های مندرج در قانون اساسی این کشور اضافه و آرزو کرد که جهانی شوند.
    وی سپس این دو نوع آزادی و دو نوع آزادی اساسی دیگر را به صورت منشوری درآورد تا پس از او نصب العین سران آمریکا باشند و آنهارا در جهان ترویج دهند. مورّخان تاریخ عمومی نوشته اند که ترویج آزادی های مندرج در این منشور به صورت رسالت سران آمریکا باید درآید.
    دو نوع آزادی که روزولت اعلام داشت عبارتند از: آزادی خواست (Want ـ خواستن، آرزوداشتن و ...) و آزادی از قید بیم و ترس؛ Fear.
     به زعم اف. دی. روزولت (هلندی تبار) انسان حق دارد که آرزو کند و بخواهد و نباید از رسیدن به خواستش که منطقی و مشروع باشد جلوگیری کرد و این خواست به تجربه او، عمدتا اقتصادی و يا حرفه اي است. همچنین انسان حق دارد که در محیطی عاری از ترس و بیم زندگی کند و هر دولت مکلّف است چنین محیطی را برای اتباع خود به وجود آورد و یکی از آنها نگران دوران پیری بودن است. وی با همین اندیشه، سیستم «سوشِل سیکیوریتی» آمریکا را به وجود آورد که نوعی بازنشستگی عمومی و درمان رایگان افراد بالای سن معيّن (اينک 65 سال) است.
    دو نوع آزادی دیگر که قبلا مطرح و در قانون اساسي آمريکا مندرج بوده اند یکی آزادی بیان و ابراز عقیده است و دیگری آزادی مذهب. طبق این قانون، دولت آمریکا نمی تواند در این فدراسیون از یک مذهب حمایت کند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ايجاد «مملكت سعودي» - نگاهي کوتاه به تاريخ تحولات اين سرزمين در دوران معاصر
عبدالعزيز بن عبدالرحمن السعود
عبدالعزيز بن عبدالرحمن السعود هفتم ژانويه سال 1926 خودرا پادشاه حجاز اعلام داشت. عبدالعزيز از اختلاف شريف مكه با دولت انگلستان استفاده كرده و حجاز را هم بر قلمرو خويش افزود و خود را سلطان نجد و حجاز اعلام داشت. وي قبلا تنها سلطان نجد بود. دولت لندن بناچار طبق عهدنامه سال 1927 جدّه قلمرو حكومتي عبدالعزیز را به رسميت شناخت.
    مملكت سعودي 23 سپتامبر 1932 از وحدت حجاز، نجد، حساء و قطيف [دو منطقه جنوب شرقي و شيعه نشين كه در قديم با جزاير مجاور در خليج فارس «بحرين» خوانده مي شدند و در قرن نهم ميلادي به دست قرمطيان افتاده بودند] و برخي نواحي ديگر رسميت يافته و اين روز که در تقويم ها مندرج است به عنوان روز تاسيس رعايت مي شود. كشور سعودي تنها مملكتي در جهان است كه به اسم فرد ناميده شده است. اين كشور داراي يك شوراي انتصابي است ولي پارلمان ندارد كه اعضاي آن همانند كشورهاي ديگر منتخب مردم باشند.
    سلطنت بر كشور سعودي در خانواده السعود موروثي است و پسران عبدالعزیز تاکنون یکی پس از دیگری پادشاه این سرزمین شده اند که تا نیمه جنگ جهانی اول از مستملکات عثمانی بود و بعدا به چنگ انگلستان افتاده بود. عبدالعزيز که در سال 1880 به دنيا آمده بود بسال 1953 درگذشت.
     نفت كه در مارس 1938 در اين كشور كشف شد از نيمه دوم قرن بيستم مملكت سعودي را ثروتمند ساخته است. طبق یک سازش واشنگتن و لندن، دست آمریکا در نفت کشوری سعودی باز گذارده شده است. طبق برآورد، يك چهارم ذخاير نفت خام كره زمين در زير شن هاي كشور سعودي قراردارد و از لحاظ صدور نفت، مقام اول را در جهان داراست با درآمد ناخالص سالانه بيش از 400 ميليارد دلار.
    و اينک نگاهي کوتاه به تاريخ تحولات اين سرزمين در دوران معاصر:
     عبدالعزيز در جواني با خانواده خود براثر فشار خاندان «الرشيد» كه «رياض» واقع در منطقه نجد و زادگاه و مركز اقتدار خاندان سعود را متصرف شده بود به كويت رفته بود كه در دسامبر سال 1901 در 21 سالگي با نيرويي كه از چهل و چند نفر بيشتر نبود به قصد پس گرفتن رياض عازم نجد شد و اوايل 1902 رياض را تصرف كرد و سپس به كوتاه كردن دست الرشيد از نقاط ديگر پرداخت. خاندان سعود از قرن هجدهم (طبق برخي نوشته ها از سال 1744 ميلادي) در مناطق الديريه و الرياض داراي اقتدار بود. عبدالعزيز تا سال 1904 همه نجد را برغم حمايت نظامي عثماني از الرشيدي ها، تصرف كرد و با مرگ الرشيد در سال 1906 راه در برابر عبدالعزيز باز شد و به تدريج ساير مناطق تحت سلطه عوامل الرشيد به او تعلق گرفت. وي در سال 1913 «حساء» و سال بعد از آن قطيف را هم بر قلمرو خود افزود و به ساحل غربي خليج فارس رسيد. دولت انگلستان كه سرگرم عقب راندن عثماني از سرزمين هاي عربي و مسلط شدن بر آنها بود در سال 1916 (اواسط جنگ جهاني اول) حكومت عبدالعزيز بر نجد و حساء را برسميت شناخته بود زيرا به موجب توافق ماه مه اين سال (سال 1916) انگلستان و فرانسه بر سر تقسيم سرزمين هاي عربي ميان خود ـ در صورت شكست امپراتوري عثماني در جنگ جهاني اول، قرارشده بود جز سوريه و لبنان كه سهم فرانسه درنظر گرفته شده بود، مابقي از جمله حجاز در اختيار انگلستان قرار گيرد. عبدالعزيز در سال 1925 از اختلاف شريف مكه با دولت انگلستان استفاده كرد و حجاز را هم بر قلمرو خويش افزود و خود را سلطان نجد و حجاز اعلام داشت و دولت لندن بناچار طبق عهدنامه سال 1927 جده قلمرو حكومتي او را برسميت شناخت، ولي تاريخ اعلام رسمي تاسيس كشور سعودي 23 سپتامبر 1932 است. اين سرزمين كه در ايران (همانند دوران ساسانيان) «عربستان» خوانده مي شود داراي2 ميليون و 200 هزار كيلومتر مربع وسعت و طبق آمار سال 2007 بيست و 4 ميليون و 700 هزار تن سكنه است كه حدود شش ميليون از آنان خارجي هستند كه براي كار به آنجا رفته اند. درآمد سرانه هريك از ساكنان سعودي سالانه 22 هزار دلار است.
    دوم نوامبر سال 1964 ملك سعود دومين پادشاه كشور سعودي در يك كودتاي خانوادگي از مقام خود بركنار و به خارج تبعيد شد. شنيده شده بود وي كه يازده سال بر اين كشور پادشاهي كرده بود مي خواهد يكي از پسران 30 گانه خود را وليعهد كند حال آنكه قرار بود پس از او برادرانش به ترتيب به پادشاهي برسند. هنگامي كه ملك سعود شروع به توزيع مقامات دولتي ميان پسران خود كرد، خاندان سعودي سه اتهام داخلي، مذهبي و بين العربي به او وارد ساختند و بركنارش كردند. اين سه اتهام عبارت بود از اسراف بيت المال، شرب خمر و مشاركت در توطئه مقدماتي ترور جمال عبدالناصر كه در جهان عرب محبوبيتي ويژه داشت. با اين اتهامات، بركناري او مورد حمايت اتباع سعودي، جهان عرب و روحانيون ملل اسلامي قرار گرفت. پس از او ملك فيصل برادر ناتني اش پادشاه سعودي شد كه بعدا او نيز به دست برادرزاده اش كشته شد. با بركناري ملك سعود، ديگر هيچيك از پادشاهان بعدي سعودي درصدد وليعهد كردن فرزند خود برنيامد و برادران (فيصل، خالد. فهد، و عبدالله) يكي پس از ديگري پادشاه شدند و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ديدار ژانويه 2004 توني بلر از عراق و اظهار نظر تفسيرنگاران ـ ایرانیان قربانی سیاست های استعماری انگلستان در دو قرن گذشته
بلر در ژانويه 2004 از نظاميان انگليسي مستقر در بصره بازديد مي كند

توني بلر نخست وزير وقت انگلستان سوم ژانويه 2004 از نظاميان انگليسي در بصره و جنوب عراق بازديد كرد و گفت كه ممكن است اين نيروها تا سال 2007 در عراق باقي بمانند. دولت لندن در اشغال نظامي عراق در سال 2003 در کنار آمريکا بود.
    تفسيرنگاران همان وقت نوشته بودند که انگلستان نمي خواهد که برکنار از هرگونه تحولي در خاورميانه، آسياي جنوبي و حتي آسياي ميانه باشد. مروري بر تاريخ خاورميانه نشان مي دهد که انگليسي ها از دو ـ سه قرن پيش نسبت به بصره و جنوب عراق حساسيت خاص ابراز داشته اند. آنان در تقسيمات جغرافيايي خاورميانه [تقسيمات پس از جنگ جهاني اول و از ميان رفتن امپراتوري عثماني] كوشيده بودند وضعيت را به گونه اي درآورند كه هر آن كه بخواهند بتوانند با درآوردن بامبول، دوباره به منطقه باز گردند و يا در تحولات اعمال نفوذ داشته باشند.
    طبق اين اظهار نظرها که به استناد رويدادهاي تاريخ منطقه بود، ایرانیان قربانی سیاست های استعماری انگلستان بوده اند که می کوشید به هر قیمت مانع دستیابی روس ها به هند شود که جداکردن ایران خاوری و ساختن افغانستان، کمک به ازدست رفتن قفقاز، بخشیدن منطقه فرارود به روس ها، تبت و اویغورستان (آرین نشین وقت که بعدا میلیونها چینی را به اینجا کوچانیدند تا ماهیّت چینی یابد) به چینیان که خودشان در آن زمان در چنگ قدرت های وقت اسير بودند به خاطر ایجاد حایل میان روسیه و هند بود که سبد نان و انبار غلّه انگلیسی ها بشمار می رفت و سپس تقسیم پشتون ها با کشیدن خط مرزی «دورند» که اینک درد سر جهان شده است: 16 میلیون پشتون در افغانستان و 29 میلیون در پاکستان.
    در اين اظهار نظرها آمده بود که با کمي دقت در اخبار و مطالب «بي بي سي» مي توان دريافت که چه شخصيتي و مقام هایی در خاورميانه مطمح نظر دولت لندن است و اين دولت چه مي خواهد. به باور اين اصحاب نظر، دولت لندن مي کوشد که در قبال تحولات خاورميانه و آسياي جنوبي به دولت واشنگتن نظر بدهد و تلقین کند.
بلر در ديدار هفته اول ژانويه 2004 از خاورميانه با پادشاه اردن نيز ملاقات كرد ـ طبق برخي تفسيرها، پادشاه کنوني اردن مي کوشد که نقش پدرش را به عنوان يك واسطه در خاورميانه بر عهده داشته باشد

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي که ميخائيل ساآكاشويلي رئيس جمهوری گرجستان شد و ...
ميخائيل ساآكاشويلي (در سال 2004 سي و شش ساله) فارغ التحصيل دانشگاه غيردولتي كلمبياي آمريكا در رشته قانون (حقوق) كه مدتي هم در نيويورك كارآموز وكالت قضایی بود و داراي بانوي هلندي است همچنان كه پيش بيني مي شد در انتخابات ژانويه 2004 گرجستان پیروز و هفتم ژانویه رئيس جمهوري اين كشور كوچك چهار میلیون و 700 هزار نفری ولی استراتژیک منطقه قفقاز اعلام شد.
    مفسران رویدادها، قبلا پیش بینی کرده بودند که مسیر تحولات گرجستان (از تظاهرات متعدد تا کناره گیری شواردنادزه و ...) به پیروزی ساآكاشويلي که در روسيه به مرد آمریکا معروف است ختم می شود. ساآكاشويلي (متولد 1967) از همان نخستین روز زمامداری اش چرخشی سریع و وسيع به سوي غرب كرد كه بعدا واكنش روسيه را به دنبال داشت که تا حد مداخله نظامی پیش رفت. این مفسران پیش بینی کرده بودند که مداخلات احتمالی دیگر غرب در منطقه سنتی نفوذ مسکو ممکن است زنجيري از واكنش ها روسيه را در پي داشته باشد. مفسرانی که انتخاب ساآكاشويلي در ژانویه 2004 را تحلیل کرده بودند منبع مالي تامين كننده هزينه تحصيلي وی (ساآكاشويلي) در آمريكا را كه تقريبا بلافاصله پس از فروپاشي شوروي وارد دانشگاه كلمبيا شده بود زير سئوال برده بودند و .... وي بود كه در نوامبر 2003 عصيان برضد شواردنادزه را سازمان داده و موجب كناره گيري او شده بود، حال آن كه قبلا وزير دادگستري شواردنادزه بود. [گرجستان در پي جنگ اول ايران و روسيه و شکست نظامي ايران، طبق قرارداد گلستان از ايران جدا و ضميمه روسيه شده بود.].
    ميخائيل ساآكاشويلي (میشا) دو دوره و تا هفدهم نوامبر 2013 رئیس جمهوری گرجستان بود و از این تاریخ، مَرگولاشویلی متولد 1969 جای اورا گرفته است.
ساآکاشويلي و همسرش ساندرا

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دستور انگشت نگاري و عکس برداري از اتباع برخي کشورها هنگام ورود به آمريکا از ژانويه 2004
دستور انگشت نگاري، عكسبرداري و احيانا سئوالات متعدد در دروازه هاي ورودي آمريكا (115 فرودگاه، بنادر و مرزهاي زميني) كه از دوشنبه 5 ژانويه 2004، جز در مورد اتباع 27 كشور ( 22 كشور اروپايي، كانادا، استراليا، نيوزيلند، ژاپن و سنگاپور) به اجرا درآمد و از همان روز با واكنش هايي رو به رو گرديد از جمله دولت چپگراي برزيل درقبال اتباع آمريكا مقابله به مثل كرد، پروازهاي مكزيك به آمريكا دچار تاخيرهاي چند ساعته شد و در فرودگاههاي ميان راه (رابط) صفوف طولاني مقابل گيت هاي پروازهاي آمريكا تشكيل گرديد زيرا كه مشخصات مسافران به مقصد آمريكا بايد الكترونيكال اخذ و به وزارت امنيت وطن در آمريكا ارسال و پيش از رسيدن مسافر به آمريكا به آن واصل شود.
    در فرودگاههاي رابط، گيت هاي مشخصي اختصاص به پروازهاي آمريکا يافته است.
    جمعيت هاي مدافع حقوق مدني اين عمل را گرچه حق دولت آمريکا ولي تا حدي مغاير شئون انساني بيان کرده بودند. برخي دولت ها ناخرسندي خود را از جمع آوري ناخواسته اطلاعات و عكس و آثار انگشت اتباع شان توسط دولتي ديگر نشان داده بودند. بعضي منتقدين داخلي آمريكا اين كار دولت را بهانه براي افزايش و نيز توجيه بودجه سنگين وزارت امنيت ملي بيان کرده بودند.
    در پي دستگير شدن يک جوان نيجريه اي به نام عمر فاروق عبدالمطلب در کريسمس 2009 که گفته شده بود قصد انفجار يک هواپيماي مسافربر آمريکايي در مسير آمستردام ـ ديترويت را داشت سختگيري و دقت در بازرسي بدني اتباع چندين کشور ازجمله ايران که قصد سفر به آمريکارا دارند در فرودگاه هاي رابط (ميان راه) بيشتر شده است. فهرست اين کشورها از سوي دولت آمريکا انتشار يافته است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
... و در اين شرايط افغانستان داراي قانون اساسي تازه شد ـ مسئله وجود وزيران و مقام هاي افغاني داراي تابعيت مضاعف
قانون اساسي تازه افغانستان كه پيش نويس آن مورد تاييد دولت آمريكا بود چهارم ژانويه 2004 به تصويب لويه جرگه 502 نفره افغانها رسيد و چند ماه بعد برپايه آن انتخابات پارلمان انجام شد ـ انتخابات در کشوري قبيله اي با رسوم و سنن مربوط که درصد بي سوادان بالاست، فقر بيداد مي کند و امنيت و آرامش وجود ندارد و تقريبا همه جا نيروي نظامي خارجي ديده مي شود!.
     طبق اين قانون اساسي، رئيس جمهوري افغانستان بايد با اكثريت آراء مستقيم مردم برگزيده شود و اين كشور (همانند آمريکا و چند کشور ديگر) نخست وزير نخواهد داشت؛ و به اين ترتيب نظام حکومتي افغانستان پارلماني نخواهد بود و رئيس جمهوری رئيس کشور و رئيس دولت است و با راي عدم اعتماد پارلمان برکنار نمي شود.
     منتقدين اين قانون گفته اند كه با اجراي آن، «رئيس جمهوری» در واقع منتخب قبايل جنوب و شرق افغانستان خواهد بود كه جمعيت بيشتري دارند، پشتون هستند و حامد كرزاي از ميان آنان برخاسته است. برخي از اين منتقدين همچنين به وجود چند تبعه آمريكا و کشورهاي ديگر در كابينه و ميان مقامات ديگر افغانستان اشاره و آن را از نقطه ضعف هاي دولت كرزاي (دولت وقت) خوانده بودند به ويژه اين كه وزير داخله او تابعيت آمريكايي داشت.
    مفسراني هم بودند كه اجراي كامل اين قانون را به اين صورت در كشوري قبيله اي و مسلح كه بيشتر مردم حرف شنوي سران طوايف هستند خالي از دشواري ندانسته بودند.
     انتخابات سال 2009 همه نقاط ضعفي را که قبلا مطرح و پيش بيني شده بود عيان ساخت و کرزاي با کمتر از نيمي از آراء براي باردوم رئيس جمهوری شد و سران دولتهاي آمريکا، انگلستان و فرانسه انتخاب! اورا تبريک گفتند و اين در حالي بود که يک ديپلمات آمريکايي (معاون هيات سازمان ملل در افغانستان) انتخابات سال 2009 افغانستان را آکنده از تقلب و ... خوانده بود. در انتخابات بعدی میان دو نامزدردیف بالا اختلاف افتاد و عملا و به صورتی در حکومت شریک شده اند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
گزارش سال 2003 منابع اطلاعاتي غرب درباره موشكهاي دوربُرد جمهوري دمكراتيك خلق کره و ...
در پي صدور اخطار ششم ژانويه 2003 جمهوري دمكراتيك خلق كره که اِعمال تحريم بر ضد اين كشور به معناي جنگ است، روزنامه هاي آمريكا به انتشار گزارشهايي درباره توان نظامي اين همسايه ديوار به ديوار چين و روسيه و نه چندان دور از کشور ژاپن پرداخته بودند. آن قسمت از اين گزارشها كه مربوط به تجهيزات موشكي دوربُرد به نقل از منابع اطلاعاتي غرب بود از اين قرار است :
    - موشك تائه پو ــ دونگ 2 Taepo _ Dong 2 : حد اكثر برد 3720 مايل (5952 كيلو متر)، طول 37 متر ، قطر 130 سانتيمتر و قادر به حمل 800 كيلو گرم مواد منفجره يا كلاهك اتمي.
    - موشك تائه پو ــ دونگ1 : حداكثر برد 3100 مايل (4960 كيلومتر ) ، طول 31 متر ، قطر 130 سانتيمتر و قادر به حمل 780 كيلوگرم مواد منفجره يا كلاهك اتمي.
    - موشك نو دونگ No Dong: برد 930 مايل (1488 كيلومتر ) ، طول17 متر ، قطر 130 سانتيمتر و قادر به حمل 1250 كيلوگرم مواد منفجره و يا كلاهك اتمي.
    اين روزنامه ها موشك اسكاد سي Scud C را كه 544 كيلو متر بُرد دارد موشك ميان برد بشمار آورده بودند.
    جمهوري دمكراتيك خلق كره در سال های پس از آن، اتمی و دارای موشک های دور بُرد بالستیک شده است و تاکنون چند بار هم آمریکا را تهدید به حمله اتمی کرده است. در طرح 70 صفحه ای استراتژی امنیتی آمریکا منتشره در دسامبر 2016، چین و روسیه دو رقیب آمریکا و جمهوری اسلامی ایران و جمهوري دمكراتيك خلق كره (کره شمالی) دشمن آمریکا قلمداد شده اند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
باز هم وقوع حادثه مرگبار در مكه و در جريان مناسك حج


در نيمروز پنجم ژانويه 2006 و در آستانه هشتاد و دومين روزي كه ابن سعود (عبدالعزيز) خودرا «خادم مسجد الحرام»، و حجاز را كه دين اسلام از آن برخاسته است بخشي از «مملكت سعوي» اعلام داشت (هشتم ژانويه 1926)، و انگليسي ها كه برجاي عثماني نشسته بودند 17 ماه و 13 روز بعد (بيستم ماه مه 1927) بر استقلال كشور سعودي صحه گذاردند رويداد مرگبار ديگري در شهر مكه براي زائران كعبه اتفاق افتاد. در اين حادثه كه بر اثر فروريختن يك مسافرخانه 40 ساله روي داد دست كم 76 تن كشته و دهها نفر ديگر مجروح شدند. شمار زائران كعبه در سال 2006 دو ميليون و پانصد هزار تن گزارش شده بود.
    در دهه هاي اخير هر چند وقت يکبار يك حادثه از اين دست براي زائران كعبه كه هر سال در چنين ماه قمري از سراسر دنياي اسلامي به آنجا روي مي آورند اتفاق افتاده است. سه سال پيش از آن (سال 2003) 251 و 16 سال قبل (سال 1990) 1426 حاجي جان سپردند و قس عليهذا.
     بسياري هستند كه مي گويند نمي دانيم كه اين رويدادها چرا درسي براي دولت سعودي نمي شود. به نظر اين عده، همين حادثه ژانویه 2006 قابل پيش بيني و پيشگيري بود. چرا بايد اجازه داده مي شد كه در 200 متري مسجد الحرام يك مسافرخانه قديمي (بدون تعمير اساسي و يا نوسازي) در كنار هتل هاي جديد سر به فلك كشيده به كار ادامه دهد، مسئول كيست؟.
     برخي از اين قربانيان ليبيايي و اماراتي بودند؟، آيا اين نفتدارها هم مانند بنگلادشي ها و پاكستاني ها بي پول و فقير بودند كه در چنين مسافرخانه قديمي و ارزانتر مسكن كرده بودند و يا اين كه در كشورهاي آنان اختلاف طبقاتي عميق ميان دارا و نادار وجود دارد؟!. مقتولين و مجروحين اماراتي از طبقه فقير اين سرزمين هاي كم جمعيت و كوچك ولي نفتدار و «خيلي پولدار» بودند. عكس بالا، پس از فرو ريختن مسافرخانه «لؤلؤة الخير» شهر مكه (محل سكونت جمعي از زائران) از باقيمانده آن برداشته شده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
وزيران امورخارجه و دفاع آمريکا ار سال 1961 تا سال 2006 در یک نشست بي سابقه در كاخ سفيد واشنگتن براي ابراز نظر ـ آمريکا و خاور ميانه
<


پنجم ژانويه 2006 در همان هنگام كه شبكه هاي تلويزيوني آمريكا از تشديد رويدادهاي عراق و قتل 132 زائر اماکن مذهبي شيعيان و نيز پنج نظامي آمريكايي خبر مي دادند و گزارش مي كردند كه نمايندگي ايران از شركت در يك جلسه آژانس بين المللي انرژي اتمي پوزش خواسته است، نشست بي سابقه اي در كاخ سفيد واشنگتن برگزار شده بود. براي شركت در اين جلسه كه در تاريخ ايالات متحده سابقه نداشت، وزيران امورخارجه و دفاع اين كشور از سال 1961 تا آن روز كه هنوز در قيد حيات بودند دعوت شده بودند تا پيرامون مسئله عراق نظر و اندرز بدهند.
    در جلسه مورد بحث كه با حضور جورج دبليو بوش رئيس جمهور وقت و وزيران دفاع و امور خارجه او و نيز فرمانده نظاميان آمريكايي در عراق تشكيل شده بود افرادي از جمله رابرت مكنامارا، هارولد براون، فرانك كارلوچي، جيمز شلزينگر، جورج شولتز، لارنس ايگلبرگر، بانو مادلين آلبرايت، الكساندر هيگ، ملوين لرد، ويليام پري، ويليام كوهن و كولن پاول شركت كرده بودند. عكس بالا پيش از تشكيل جلسه، از شركت كنندگان در تالار بيضوي كاخ سفيد واشنكتن گرفته شده است.
    اين جلسه با اظهارات جورج بوش آغاز شده بود كه چنين گفته بود: برخي از شما (اعم از دمكرات و جمهوريخواه) مخالف رفتن ما به عراق به اين صورت بوديد. در هر حال، اينك ما در عراق هستيم. هدف ما و استراتژي ما در آنجا پيروزي است. تجربه شما ارزشمند است. من اندرز شما را با نظر مساعد بررسي خواهم كرد. نظر خودرا بدون پرده پوشي و ملاحظه بگوييد. راه حل بايد تواما نظامي و سياسي باشد و از هدف خارج نشود.
    جلسه سپس (بدون حضور روزنامه نگار) وارد بحث شد.
    در پايان جلسه، ايگلبرگر وزير امور خارجه اسبق به خبرنگاران گفت: هدف دولت قابل درک است ولي اوضاع عراق و ساختار آن پيچيده تر از آن است كه بشود راه حل فوري ارائه كرد. صدها سال ميان كُرد و عرب، شيعه و سني و ... در اين سرزمين پرآشوب مرافعه بوده كه اگر تدابير لازم بکار گرفته نشود ممکن است بعدا [پس از خروج نظاميان آمريکا] به يك جنگ داخلي تبديل شود و چنين جنگي از مرزهاي عراق تجاوز خواهد كرد و بنابراين بايد کنترل رويدادهارا از دست نداد و ... و به هرحال در اين زمينه نياز به تفكر و تبادل نظر بيشتري است تا يک فرمول به دست آيد.
    ماحصل اظهار نظر مطبوعات خارج از آمريکا در اين باره چنين بود: آمريکا از دهها سال پيش و بويژه پس از تغيير نظام حکومتي ايران و غير دوست شدن دولت تهران براي عراق برنامه داشت. به نظر مي رسد که واشنگتن پس از سپردن امور به دولت بغداد و سپس امضاي يک پيمان استراتژيک مشترک همانند پيمان آمريکا و ژاپن و دست کم پيمان سال 1959 ايران و آمريکا، نيروهاي رزمي خودرا به تدريج خارج خواهد کرد ولي کادر غير رزمي بزرگي را باقي خواهد گذارد تا قدرت خودرا در منطقه حفظ و هرآن که مقتضي بداند به نيروي نظامي متوسل شود. برخوردهاي داخلي عراق که ناشي از تعدّد نژاد و مذهب اند هميشه فرصت مداخله و اعمال نفوذ براي آمريکا به دست خواهند داد.
    طبق اين تفسيرها، هدف اصلي آمريکا نه تنها کنترل بر منطقه استراتژيک و نفت است، بلکه داشتن نفوذ سياسي و سودبري اقتصادي و نيز مانع هرگونه آسيب رسي به اسرائيل و دوستاني همچون سران دولت سعودي، امارات، بحرين، کويت و ... و مانع بازگشت روسيه به منطقه و جلوگيري از ورود هر قدرت ديگر.
جلسه پنجم ژانويه سال 2006 کاخ سفيد واشنگتن

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نگراني وزير امور خارجه آمريکا در ژانويه 2006 از تصميم ايران به ازسرگيري برنامه هاي اتمي اش
بامداد ششم ژانويه 2006 بانو «رايس» وزير امورخارجه وقت آمريكا ضمن صرف ناشتايي با چند روزنامه نگار به آنها گفت كه مسئله ايران براي ما حساس شده است و روشن نيست که به کجا بيانجامد. دولت ايران اعلام كرده است كه برنامه هاي اتمي خودرا از سر مي گيرد و نمايندگان اين دولت از شركت در جلسه از قبل پيش بيني شده پنجم ژانويه 2006 آژانس بين المللي انرژي اتمي مركب از نمايندگان 35 كشور خودداري كردند كه علامت سخت شدن موضع تهران است. ما به حد كافي راي در ميان كشورهاي عضو آژانس خواهيم داشت كه مسئله ايران را به شوراي امنيت ارجاع دهيم. با وجود اين، منتظر نتيجه قطعي تلاش هاي ديپلماتيك جاري (وقت) خواهيم بود. رئيس جمهور تازه ايران (احمدي نژاد) نرمش رئيس جمهور قبلي را ندارد و حرکت بعدي او براي ما قابل پيش بيني نيست. در جمهوري اسلامي ايران حرف آخر را رهبري اين کشور مي زند ولي از طريق رئيس جمهور و شايد رئيس پارلمان. بنابراين، کار ما در قبال تهران دشوار و پيچيده است.
    رايس سپس از روش تازه دولت روسيه و سخت شدن اين دولت انتقاد كرد و گفت اول ژانويه ديديم كه چگونه روسيه لوله گاز خود را بست. رفتار روسيه تغيير فاحش كرده است و ما نگران هستيم. در پي بستن لوله گاز روسيه به اروپا، کار ما شده است نشستن و مراقب حرکت بعدي روسيه بودن.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 7 ژانويه
  • 1714:   نخستين ماشين تحرير جهان كه به دست هنري ميل ساخته شده بود در لندن به معرض تماشا گذارده شد.
  • 1907:   Maria Montessori ماریا مونته سوري (1870 - 1952) فیلسوف، آموزشگر و پزشک ایتالیایی برپایه فرضیه خود یک مهد کودک (Daycare) در شهر رم برای کودکان والدین ورکینگ کلاس (طبقه کارگر) دایر کرد. طبق فرضیه بانو ماریا، آموزش کودک باید از زمان بازگرفتن از شیر (تقریبا دوسالگی) آغاز شود زیرا که کودک از چندماهگی توان یادگیری دارد. وی با این کار خود که جهانی شده است کمک کرد که بانوان بیشتری به نیروی کار کشورها اضافه شوند. ایجاد مهدهای کودک درعین حال یک شغل تازه بوجود آورده است. والدین کودکان زیر پنج سال تمام اطفال خودرا در ساعات کار خود به این مهدها می سپارند که آموزشگر ویژه دارند.
    Maria Montessori

  • 1936:   برنامه معروف به کشف حجاب هفدهم ديماه 1314 با شرکت بانو و دختران رضاشاه پهلوي که بدون حجاب در جشن دانشسراي عالي شرکت کرده بودند به اجرا درآمد. رضاشاه در همين روز علي اصغر حکمت کفيل وزارت فرهنگ را که به اجراي اين برنامه کمک فراوان کرده بود به مقام وزارت (وزارت فرهنگ) ارتقاء داد.
  • 1952:   كشور اردن كه با انديشه و به دست انگليسي ها ساخته شده است داراي قانون اساسي شد.
  • 1964:   ليندن جانسون رئيس جمهوري وقت آمريكا برنامه مبارزه فقر در اين كشور را اعلام داشت.
  • 2010:   یک گراند ژوری در ایالت میشیگان آمریکا ششم ژانویه عمر فاروق عبدالمطلّب 23 سال تبعه نیجریه را رسما متهم کرد که قصد داشته در کریسمس 2009 جت مسافربر شرکت نورث وست (دلتا) با سیصد مسافر و خدمه در پرواز 253 از آمستردام به دیترویت را هنگام آماده شدن برای فرود در فرودگاه منهدم کند. مواد منفجره که در شورت او قرارداده شده بود منفجر نشد و تولید مختصر حریق کرد که به خود عمر فاروق آسیب رساند و سایر مسافران اورا دستگیر کردند. عمر فاروق متهم شده است که در یمن و در اثنای تحصیل زبان عربی به دام القاعده افتاده و به دستور این سازمان قصد انفجار هواپیمارا داشت. پدر عمر فاروق که یک بانکدار نیجریه ای است قبلا دولت آمریکا را از احتمال پیوستن پسرش به القاعده و اقدام برضد آمریکا آگاه ساخته بود. باوجوداین معلوم نیست که چرا نام عمر فاروق در فهرست «پاییده شدگان» نبوده است که در بازرسی بدنی آنان دقت بیشتری می شود و نمی توانند به آسانی ویزای آمریکا دریافت دارند. دستگیری عمر فاروق در 12 روز منتهی به هفتم ژانویه 2010 خبر اول شبکه های تلویزیونی آمریکا بود که موضوع را خیلی بزرگ کرده بودند. مسیر این رویداد و نحوه کار تردیدهایی هم در برخی از اصحاب نظر بوجود آورده است. عمر فاروق در زندان میلان ایالت میشیگان (ایالتی که متهم در آنجا دستگیر شده است) بازداشت است.
  • 2010:   وزیر امور خارجه جمهوری یمن اعلام کرد که این دولت با ورود واحدهای رزمی خارجی ازجمله نظامیان آمریکا به یمن بنام مبارزه با القاعده مخالف است و چنین اجازه ای را نخواهد داد. دولت یمن نمی خواهد که به صورت افغانستان درآید ولی با آموزش نظامیان و پلیس یمن توسط مستشاران غرب مخالفت ندارد.
         یمن 24 میلیونی تا 22 ماه مه 1990 به صورت دو کشور بود که در این تاریخ با هم یکی شدند. یمن شمالی که اکثریت جمعیت آن شیعه بودند تا یکم نوامبر 1918 (ده روز مانده به پایان جنگ جهانی اول) تحت الحمایه عثمانی بود و تا سال 1962 توسط امام شیعیان زیدیه اداره می شد و یمن جنوبی که از سال 1839 تحت الحمایه انگلستان بود و اکثریت نفوس آن سنی شافعی هستند سی ام نوامبر 1967 استقلال یافت و دارای یک حکومت کمونیستی و از دوستان دولت مسکو شد. پس از تامین وحدت بوده است که درصد کل سنی های یمن 53 و شیعیان 47 درصد برآورد شده است. دو یمن تا زمان وحدت چندبار با هم درگیری نظامی داشتند. یمن 530 هزار کیلومتری که هنوز با دولت سعودی اختلاف ارضی دارد با داشتن دویست جزیره و ناظر بر باب المندب بودن یک منطقه استراتژیک جهان است.
  • 2010:   تلویزیون دولتی نروژ مصاحبه محمد رضا حیدری کنسول وقت سفارت جمهوري اسلامي ایران در اسلو را پخش کرد که گفته بود برخورد دولت متبوع با تظاهرکنندگان معترض سبب شد که از کار کناره گیری کند. یک روزنامه چاپ اسلو نیز از احتمال پناهنده شدن این کارمند مستعفی سفارت خبر داده بود.
  • يادداشت روز
    وقتی که رسانه های ایران جز دو ـ سه روزنامه خبر فوت «عنایت الله گلستانه» را منتشر نکنند!، جای نگرانی بسیار است
    عنایت الله گلستانه 67 سال روزنامه نگاری کرد و از دنیای رسانه ها گام بیرون ننهاد ـ از 19 سالگی تا چندماه پیش از فوت ـ آن هم حادثه نویسی که کاری بسیار دشوار و طاقت فرسا است و یک حادثه نویس ارتباطی هم با دولت ندارد که مقامات دولتی نسبت به او نگاه دوستانه داشته باشند و چون ضعف هارا بر می نگارد، دولتی ها دوستش ندارند. این مَردِ نادر کشور ایران و تاریخ مطبوعات آن اخیرا درگذشت ولی تنها دو ـ سه روزنامه تهران ـ آن هم به اصرار من (مؤلف تاریخ آنلاین ایرانیان و ناشر مجله روزنامک) چند سطری درباره اش نوشتند. روزنامه ایران (روزنامه ملّی کشور) مفصل تر و با خاطره ای از محمد بلوری که او نیز از 57 سال پیش حادثه نویس است و به این کار همچنان ادامه می دهد.
         من خبر درگذشت عنایت الله گلستانه [که از طریق تماس فرزندش از آن آگاه شده بودم] و شرح احوال و کارهایش را برای بسیاری از روزنامه های تهران و وبسایت های خبری این شهر با عکس ایمیل کرده بودم ولی حتی یکی از این وبسایت های خبری که نام خبرگزاری برخود نهاده اند آن را منتشر نکردند و یا اینکه من آن را ندیدم. ولی نشریات فارسی زبان آمریکا به نقل از این تاریخ آنلاین، بله ـ با عکس و تفصیلات.
        این وضعیت مرا نگران خود کرده است که اگر بمیرم، هیچکس آگاه نخواهد شد که چه زحمات بدون چشمداشت برای ایرانیان کشیده ام، چه خدماتی انجام داده ام و چه دردسرهایی داشتم. یکی از این خدمات من، همین تاریخ آنلاین برای ایرانیان است. آن را به وجود آورده ام تا عظمت ایران و ایرانی زنده بماند و مقامات دولتی کشورها آگاه شوند و احترام بگذارند و این آنلاین ـ بدون دریافت کوچکترین کمک مالی از احدّی ـ در 13 سال گذشته برایم 227 هزار دلار هزینه داشته است ـ از پرداخت ماهانه به سِروِر (هوست) آمریکایی آن تا تایپیست، فتو اِدیتور، اِسکن کردن عکس و سند، انتقال نوشته و عکس به سایت و .... نگارش بر عهده خودم بوده که هزینه درمان، مسافرت، رفت و آمد به کتابخانه ها، خرید روزنامه ها و کتاب و ... داشته است. کمک به مطبوعات کشور در 23 سال گذشته کار کوچکی نبود. ارسال مطلب به صورت روزانه از آمریکا برای مطبوعات تهران کاری بدون بر انگیختن سوء ظن کشور میزبان نبود که خود داستانی است مفصل. من یکم بهمن (21 ژانویه امسال) 78 ساله می شوم و پایم لب گور.
        
    گلستانه در 80 سالگی


        ـ ـ ـ ـ ـ
        این یادداشت، دیروز ـ 17 دیماه 1393 ـ در این تاریخ آنلاین درج شد که چون دیروز و دیشب دو پیام حاوی دو پیشنهاد دریافت شد، «یادداشت» به علاوه خلاصه ای از دو پیشنهاد به امروز انتقال داده شد.
        ـ در پیام نخست، علت این بی اعتنایی ـ نبود یک کانون روزنامه نگاران در کشور ذکر شده است تا بمانند کشورهای دیگر، به محض اطلاع از فوت یک روزنامه نگار اعلامیه بدهد و شرح احوال و کارهای متوفی را برای رسانه ها بفرستد، همکاران را به مراسم تدفین دعوت و مجلس ترحیم برگزار کند که احترام به روزنامه نگار متوفی، جلب احترام عمومی به جامعه روزنامه نگاران است.
        ـ پیام دیگر بسیار مفصل است. ارسال کننده پیام ضمن آوردن مثال های متعدد که در کشورهای دیگر، رؤسای دولت ها و مقامات ارشد درگذشت یک نویسنده و روزنامه نگار را اعلام می کنند نوشته است که این کار در چارچوب وظایف وزارت ارشاد است. کار این وزارت تنها صدور مجوّز و دادن کمک مالی به ناشران روزنامه ها نیست، تجلیل از روزنامه نگاران کشور و اعلام فوت و برگزاری مراسم بزرگداشت و یادبود آنان، احترام مردم را نسبت به این وزارت جلب می کند و امیدواری بسیار به روزنامه نگاران می دهد و آنان را دلگرم و تشویق به خدمت هرچه بیشتر به جامعه می کند.
        فرستاده پیام همچنین نوشته است که مجالس بزرگداشت و یادبود هر روزنامه نگار زنده و یا متوفی می تواند یک گردهمایی و دیدار همکاران باشد و فرصتی هم برای ایراد نطق و بیان نظردرباره حرفه روزنامه نگاری و شرح ابتکارها.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    کارنامک نوشيروان (خاطره ای از مولف)
    خاطراتی از نخستین روز آغاز بکار روزنامه ها پس از اعتصاب 61 روزه در سال انقلاب ـ در اطاق خبر روزنامه اطلاعات چه گذشت
    جمعه 15 دیماه 1357 بود که به خانه روزنامه نگاران که 122 تَن از آنان در مجتمع تازه ساخت کوی نویسندگان زندگی می کردند تلفن شد که سندیکای روزنامه نگاران پایان اعتصاب [61 روزه] را اعلام داشته زیراکه شاپور بختیار قول اکید به نبود سانسور داده و ترتیب بازگشت آیت الله خمینی به وطن را و انقلاب وارد آخرین مرحله پیروزی خود شده است. آمریکا از آن حمایت می کند، شاه آماده ترک ایران شده و لازم است روزنامه ها منتشر شوند، فعالیت رادیوتلویزیون و خبرگزاری ملّی (پارس) به حالت عادی بازگردند تا گزارش وسعت انقلاب را بدهند، تلفات را بنویسند و کمک شود که آخرین مرحله ـ کوتاه و با خونریزی کمتر به پایان برسد. همین الان به اطاق های خبر بازگردید، فردا ـ شنبه ـ روزنامه خواهیم داشت.
        ساعتی نگذشت که همه در اطاق های خبر بودیم. من و همکاران روزنامه اطلاعات در اطاق خبر این روزنامه در طبقه چهارم ساختمان. کنترل کار در دست چپگرایان بود. تله پرینترهای خبرگزاری ها بکار افتاد و چون آگهی تجاری و دسترسی به همه کارگران چاپخانه نبود و کلید انبار بزرگ کاغذ یافت نمی شد قرار شد که نخستین شماره روزنامه [روزنامه اطلاعات] پس از اعتصاب (شماره 16 دیماه)، تنها در 8 صفحه و در 850 هزار نسخه به بهای تکفروشی 15 قران منتشر شود. سردبیر (غلامحسین صالحیار) از من که دبیر میز اخبار بین المل نیز بودم خواست که گزارشی درباره رویدادهای سایر کشورها در 61 روز اعتصاب بنویسم زیراکه روزنامه نخستین رفرنس مورّخ است و نباید چیزی را از دست بدهد.
        اخبار 4 خبرگزاری اصطلاحا بزرگ و رادیوها پیرامون اوضاع ایران بود و حکایت داشت از قرارگرفتن کامل آمریکا پشت سر انقلاب با این هدف که لیبرال دمکرات ها (مصدقی ها، ملی گرایان و نهضت آزادی ها) قدرت را پس از انقلاب بدست گیرند و کار کمونیست ها و افراطیون ـ از هر طبقه و گروه ـ به جایی نرسد. همچنین خبر بود که ژنرال اویسی فرماندار نظامی سابق از ایران رفته [که بعدا در پاریس ترور شد] و ژنرال رحیمی [که پس از انقلاب اعدام شد] فرماندار نظامی تهران شده، ایرانیان لُس آنجلس به خانه مادر 90 ساله و بانو شمس خواهر شاه در بورلی هیلز حمله برده، غارت کرده و ایندو به خانه والتر انینبرگ در پام اسپرینگ گریخته و پناه برده اند، کابینه بختیار تشکیل شده، دولت لندن و دولت های دیگر از جمله پادشاه اردن که خودرا فرزند خوانده شاه وانمود می کرد ـ جز مصر و مراکش اطلاع داده اند که شاه را به کشور خود راه نخواهند داد و دولت مراکش هم مشروط، و شاه مصر را انتخاب کرده است. دولت آمریکا نظر صریح اعلام نکرده و سفیر این دولت در تهران در حال تماس و تبادل نظر با واشنگتن است ولی گمان نمی رود که موافقت در کار باشد مگر در شرایط فوق العاده مثلا عمل جرّاحی و ....
        اخبار واصله از شهرستانها و محله های تهران حکایت از تلفات سنگین داشت و کمبود شدید بنزین و نفت، قطع برق و آب و گران شدن دلار و رسیدن هر دلار به 95 ریال (25 ریال بیش از بهای رسمی). همچنین گفته شد که ملّی گرایان تلاش دارند از سالروز فوت تختی قهرمان کُشتی که شهرت مصدقی بودن داشت استفاده کنند و توده مردم را به سوی خود جلب کنند و جبهه ملّی پی در پی اعلامیه بدهد و خودرا به جلو اندازد.
        تعجب من وقتی به اوج رسید که در میان باندهای تله پرینترهای خبرگزاری ها چشمم به خبری افتاد به نقل از یک منبع انگلیسی که جیمز کالاهان نخست وزیر [وقت] انگلستان (متولد مارس 1912 ـ متوفی در مارس 2005) مستقیما به شاه اطلاع داده بود که بهتر است «انگستان» را از فهرست کشورهایی که در نظر دارد به آنجا برود حذف کند. شاهِ مبتلاء به بیماری سرطان که از نوامبر 1978 و شدت گرفتن انقلاب تحت فشار برخی از دولت ها بویژه متحدین ایران قرار گرفته بود تا وطن را تَرک کند، پس از دیدارهای ژنرال هایزر با فرماندهان نظامی ایران که هوادار سلطنت بودند و آغاز کار نخست وزیر تازه [شاپور بختیار] قصد تَرک ایران کرده بود که واکنش منفی همه دولت ها جز مصر و مراکش را به دنبال داشت ولی تصمیم کالاهان و ابلاغ مستقیم آن به شاه تأمل برانگیز بود. دولت لندن قبلا مدعی دوستی با شاه بود و شنیده های زیاد در این زمینه در طول دهها سال و ....
         اسناد محرمانه [اصطلاحا طبقه بندی شده] دولتی انگلستان که پس از گذشت 30 سال علنی می شوند تا برپایه آنها تاریخ جاری اصلاح گردد درستی گزارش رسانه ای ژانویه 1979 را نشان داد. طبق این اسناد، در ژانویه 1979 نه تنها کالاهان (از حزب کارگر) بلکه مارگارت تاچر (از حزب محافظه کار) که بعدا نخست وزیر شد با سفر پهلوی دوم به انگلستان مخالفت کرده بودند. بر خلاف دولت واشنگتن، دولت لندن از قرارگرفتن حکومت ایران در دست اسلامیون [روحانیون شیعه] حمایت می کرد. پهلوی دوم پس از تبعید پدرش ـ پهلوی یکم ـ در سپتامبر 1941 از ایران، با تأیید و حمایت دولت لندن برجای او نشسته و شاه ایران شده بود و در طول 10 سال اول سلطنت خود از حفظ منافع انگلستان دریغ نمی کرد. پس از سقوط رضاشاه، مسکو خواهان جمهوری و فدراسیون شدن ایران بود و واشنگتن از برگزاری رفراندم و کسب نظر اکثریت ایرانیان در تعیین نظام حکومتی حمایت می کرد.
        هنوز کار جمع آوری و سورت اخبار خبرگزاری ها را تمام نکرده بودم که چند نفر و اغلب جوان وارد تحریریه شدند و اعلامیه آیت الله خمینی را بر دیوارهای اطاق خبر چسبانیدند که در آن از سندیکای روزنامه نگاران که به حمایت از انقلاب دست به اعتصاب 61 روزه زده بود قدردانی شده بود و خواستند که متن آن در روزنامه چاپ شود. [پس از افتادن قدرت به دست اسلامیون، دیدیم که آنان چگونه آن روزنامه نگاران اعتصاب کننده و حامی انقلاب را ظرف 14 ماه اخراج کردند و بعضا بدون پرداخت غرامت اخراج و ... و نیز کار سندیکارا به تعطیلی کشاندند].
        به هر حال نخستین شماره روزنامه با همان اخباری که اشاره رفت و با تیترهای بزرگ «انقلاب مردم در آستانه پیروزی»، «اعلامیه آیت الله خمینی درباره اعتصاب روزنامه نگاران» و تصمیم شاه به ترک کشور به چاپ رسید که شنبه 16 دیماه 1357 سرآغاز دوره تازه ای برای آن روزنامه بود و هفت ماه بعد مصادره و به بنیاد مستضعفان داده شد.
        بر سر نوشتن تیتر تصمیم شاه به تَرک کشور، بحث بسیار شد و سرانجام قرار شد که با هدف تحریک نشدن ارتش، بنویسند: شاه برای استراحت از کشور خارج می شوند. در مورد نوشته ی من در صفحه آخر که مروری بر رویدادهای جهانی 61 روزه بود اصرار شد که این مطلب حتما با ذکر نام من در بالای آن به چاپ برسد و هنوز برایم روشن نیست که چرا چنین اصراری شده بود.
        
    نیمه بالای صفحه اول شماره 16 دیماه 1357 روزنامه اطلاعات


        
    مروری بر رویدادهای سایر کشورها در دو ماه اعتصاب، در صفحه آخر روزنامه (صفحه 8) به قلم مؤلف این تاریخ آنلاین

     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    نامه به مولف
    پاسخ به پرسش یک مخاطب درباره نام آذربایجان
  •   دانشجوي رشته داروسازي و مقیم آمریکا و زاده تبریز هستم. با وجود اين، به مطالعه ادبيات و تاريخ علاقه دارم. در كتابي خواندم كه «آذربايجان» پيش از تصرف آن توسط اعراب كه با شكست نظامي پاپك خرّمدين در دهه ششم قرن هشتم ميلادي و عقب نشيني از قلعه اش ـ نزديك كليبر، تكميل شد «آذرپادگان» تلفظ مي شد و پيش از آن حتي در زمان اسكندر مقدوني، آثرپاتيگان و اين «آثرپاتيگان» نام استاندار وقت آذربایجان (ساتراپ زمان داریوش سوم و اسکندر مقدونی) بوده است و چون اعراب حرف «گ» در زبان خود ندارند «آذربايجان» گفته اند كه باقيمانده است، معناي واژه آذرپادگان چيست؟.
        
        پاسخ:
        
        آذرپادگان يعني جايگاه پاسدار و نگهبان آتش (آتش جاويدان). آذر (آتش، گرمي و روشنايي) و پادگان (جايگاه پاسداران، سربازان و نگهبانان و امروز سربازخانه ـ سربازخانه ای که در آن تمرین نظامی هم می کنند و دارای انبار مهمات است). در زمان داریوش سوم آخرین شاه هخامنشي ایران، استاندار آذربايجان «آثرپاتيكان يا آثرپاتيگان» نام و یا عنوان داشت كه در جنگ با اسکندریان شرکت کرده بود. پس از شکست داریوش سوم از اسکندر در اربلا (شهر کُردنشین اربیل ـ شمال عراق امروز)، مورّخان يوناني و مورّخ اختصاصي اسكندر کارهای ساتراپ آثرپاتیگان را در نوشته ها و یادداشت های خود شرح داده اند. پیش از اسلام، استاندار آذربايجان در عين حال نگهبان آتشكده آن ديار بود و همين سمت را اردشير پاپكان، پيش از به شاهي رسيدن، در منطقه پارس (فارس امروز، بوشهر و کازرون، کرمان بزرگتر، سیستان بزرگتر و جزایر) برعهده داشت. طبق روايات، آذربايجان مركز ترويج آيين زرتشت در آغاز كار آن بود و بنابراين آتشكده اش اهميت بيشتري داشت. آذربايجان تا زمان ورود سلجوقيان تُرك زبان (نيمه قرن 11 ميلادي) و استقرار ايلخانان مغول پس از آنان (نزدیک به دو قرن بعد) در آنجا و بویژه در زنجان، بيشترين آمار زرتشتيان ايران را داشت و مردم به زبانی جز پارسی سخن نمی گفتند. دسته هایی از تُرک زبانان مهاجر (غُز ها) و ازجمله سلجوقیان به آناتولی (ترکیه امروز) رفتند و با برانداختن دولت روم شرقی (قسطنطنیه) زبان تُرکی مخلوط با فارسی و عربی را هم در آنجا رایج کردند که این سرزمین پس از اضمحلال عثمانی ها جمهوری ترکیه نام گرفته است. نام آذربایجان از اسم همان ساتراپ معروف آن؛ آثرپاتیکان گرفته شده است.
        
        اين پيام در آذرماه 1384 (دسامبر 2005) دريافت شد. اين دانشجو همچنين نوشته بود: قبلا مي خواستم به مطلب ديگري هم اشاره کنم ولي آزمايش DNA، امروزه همه مسائل را حل کرده است و جاي ترديد و بحث باقي نگذارده است.




  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com