Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
7 سپتامبر
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 7 سپتامبر
ایران
افتادنِ زودگذرِ تبریز به دست سلطان سلیم عثمانی
سلیم یکم
هفتم سپتامبر سال 1514 (16 شهریور) نظامیان عثمانی وارد تبریز شدند. این یگانها به فرماندهی مستقیم سلیم اول سلطان عثمانی 23 آگوست (15 روز پیش از آن) در دشت چالدران نیروهای شاه اسماعیل صفوی را شكست داده بودند. سلطان سلیم و نظامیانش بر اثر حملات غیر منظم (چریكی) نیروهای شاه اسماعیل و مقاومت مردم تبریز نتوانستند مدت طولانی در این شهر بمانند و بیرون رفتند.
     جنگ چالداران بزرگترین و آخرین جنگ بزرگ توپ و تفنگ در برابر شمشیر و كمان بود و مورّخان معاصر بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاكی در نیمه اول آگوست 1945را با آن مقایسه می كنند كه جنگ اتمی در برابر اسلحه متعارفی (توپ و تفنگ) بود و هر دو جنگ در ماه آگوست صورت گرفته بود.
     هدف عمده سلطان سلیم از حمله به ایران؛ جلوگیری از گسترش شیعه اثنی عشری كه مذهب رسمی ایرانیان اعلام شده بود به متصرفات عثمانی و پیوستن شیعیان قلمرو عثمانی به دولت تازه تاسیس صفوی ایران بود.
     هدف دیگر سلطان سلیم از تعرض به ایران، ضمیمه كردن مناطق كُردنشین شمال غربی ایران و محل سكونت تركمانان (بقایای سلجوقیان و ... در عراق امروز) به قلمرو خود و نیز مانع از گسترش و رشد «ایرانیسم» بود كه با روی كار آمدن شاه اسماعیل صفوی دوباره سربلند كرده بود.
    سلطان سلیم به دو هدف اول خود از این عملیات نظامی رسید، ولی مسئله ای به نام كردستان تركیه به وجود آورد كه دولت تركیه اینك (قرن 21) دچار آن است. صفویان كه تا زمان جنگ چالدران بكار بردن اسلحه آتشین را خلاف آیین جوانمردی می پنداشتند از آن پس به فكر مسلح كردن خود به توپ و تفنگ افتادند كه شاه عباس یکم به آن تحقق بخشید.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
درخواست وثوق الدوله (به اشاره لندن) از انگلستان و روسیه!
وثوق الدوله
16 شهریور 1294 (7 سپتامبر 1915) وثوق الدوله رئیس الوزراء وقت (برادر قوام السلطنه و پدر زن دكتر علی امینی) كه شهرت به انگلوفیل بودن( هواداری از انگلستان) داشت از دو دولت انگلستان و روسیه كه سرگرم تكمیل اجرای قرارداد سن پترز بورگ (تقسیم ایران به دو منطقه نفوذ) بودند و خواسته بودند كه مالیه و ارتش ایران را زیر كنترل بگیرند خواست كه فعلا این كاررا به تعویق اندازند. گفته شده است که وثوق الدوله به اشاره لندن درخواست تعوین آن تصمیم را کرده بود زیرا بر لندن یقین حاصل شده بود که روسیه در جنگ جهانی اول که از سال پیش از آن آغاز شده بود پیشرفتی نخواهد داشت و قدرت سابق را از دست خواهد داد و درنتیجه، انگلستان دیکته گر اصلی در ایران خواهد بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
بحث تابعیت ایرانی در جلسه 16 شهریور 1308 مجلس ـ اشاره ای به مهاجرت ها و اصل 41 قانون اساسی
مجلس ایران جلسه 16 شهریور 1308 (6 سپتامبر 1929) خود را به بحث درباره لایحه دولت پیرامون امر تابعیت اختصاص داده بود. برخی نمایندگان تاكید بر آن داشتند كه با ایرانیانی كه به تابعیت دولت دیگری درآیند باید به صورت تبعه خارجی رفتار شود و ایران نباید تابعیت مضاعف را بپذیرد. پاره ای دیگر از نمایندگان گفته بودند که پس از دادن یک اخطاریه رسمی و تعیین مهلت، این قبیل ایرانیان لغو تابعیت شوند که هر دو پیشنهاد رد شد. سرانجام لایحه دولت در آخر وقت آن روز به همان صورتی که به مجلس داده شده بود ـ تعریف تابعیت ـ به تصویب رسید. در آن زمان، مهاجرت از ایران جز به عراق (که تازه یک کشور شده بود) صورت نمی گرفت و اقامت در اروپا هم اختصاص به روشنفکران و بعضا ناراضی داشت که شمار آنان بیش از چندصد تَن نبود و بنابراین، ایران مسئله مهاجرت نداشت.
     پس از انقلاب، این بحث در آبان سال 1358 (1979 میلادی) هنگام طرح اصل 41 قانون اساسی جمهوری اسلامی در مجلس مربوط (خبرگان) و نیز رسانه ها عینا ازسر گرفته شد. شماری (با توجه به شایعاتی که پیرامون تابعیت مضاعف یکی ـ دو همکار دولت موقت در افواه جریان داشت) همان نظرات سال 1308 را ابراز کرده و خواسته بودند که قید شود هر ایرانی که عالما و عامدا به تابعیت یک دولت دیگر درآید، پس از دریافت اخطار و گذشت یک مهلت منطقی برای گرفتن تصمیم و فروش اموال و مفاصا حساب و داشتن حق مراجعه به دادگاه و درخواست تجدید نظر (اپیل)، تابعیت ایرانی خودرا از دست بدهد و به صورت خارجی و دریافت ویزا بتواند به ایران رفت و آمد کند. شماری دیگر نظر داده بودند؛ از آنجا که کشور، نظام اسلامی دارد تابعیت مضاعف داشتن عیبی ندارد ولی دادن مقام دولتی به دارندگانِ تابعیت مضاعف ممنوع باشد. همین حالا هم در همه کشورها به خارجی پیمانکاری و مقاطعه کاری و کار فنی و فرهنگی (مثلا تدریس و ...) می دهند، می توانند خانه و کارگاه خریداری کنند و .... همچنین بحث بر سر مسئله انتقال پول حاصل از فروش اموال افراد مهاجر (تَرک وطن کرده و تبعه یک کشور دیگر شده) در ایران بود، در صورتی که لغو تابعیت شوند و نیز دریافت بازنشستگی زیرا که اموال طبق موازین بین المللی متعلق به فرد است و حق او بر مالکیّت آنها و نمی شود بدون حُکم قطعی قضایی مصادره کرد و ... و دریافتی بازنشستگی ارتباط به تبعه یک کشور بودن ندارد و مربوط به کارکردن و پرداخت بخشی از دریافتی ماهانه به صندوق مربوط است. همچنین اشاره به اعلامیه حقوق بشر، مصوّب مجمع عمومی سازمان ملل و پارلمان هاِ کشورهای عضو شده بود که به افراد حق داده است در هر شرایط می توانند به کشور زادگاه بازگردند و تبعید یک فرد را از کشور زادگاه ممنوع کرده است. پس از بحث، اصل مربوط (41) تقریبا با همان مفاهیم (شکل پیشنهادشده) به تصویب رسید و گفته شد که برای اجرا نیاز به یک ضابطه موضوعه خواهد بود (چگونگی اجرا) و خبر آن در روزنامه ها درج شد.
     طبق اصل 41، لغو تابعیت یک ایرانی نیاز به درخواست تبعه دارد و یا در صورتی كه به تابعیت كشور دیگری درآید (تصمیم دولت).
     پس از اعلام یک اختلاس بانکی بزرگ در سال 1390 هجری و اقامت یکی از متهمین آن در کانادا، برخی شایعات درباره بعضی از اتباع دوگانه (تابعیت مضاعف) انتشار یافته بود و به اصل 41 قانون اساسی هم اشاره شده بود و رسانه های برون مرز حتی اشاره به مهاجرت بستگان نزدیک برخی از مقامات پیشین و وقت، سبب آن و سرمایه گذاری آنان در کشورهای دیگر کرده بودند.
     ـ نگاهی به سابقه مهاجرت ایرانیان: یکم آگوست 1965 (دهم امُرداد 1344) نتایج بررسی جهانی جا به جایی ها (مهاجرت) از دیدگاه تغییرات اقتصادی که منظما به هزینه سازمان ملل انجام می شود ایران را از لحاظ مهاجرت اتباع به کشورهای دیگر در ردیف پنج کشور آخر جدول نشان می داد (نزدیک به صفر). نتایج بررسی های پس از آن، که ده سال بعد (هشتم آگوست 1975 میلادی) انتشاریافت تغییری در مرتبه ایران نشان نمی داد. از این آمارها چنین برمی آمد که ایرانیان تمایلی به مهاجرت به کشورهای دیگر نداشتند. مهاجرت ایرانیان از سال انقلاب (1978 میلادی) آغاز و هر سال شتاب بیشتری به خود گرفت. برخی از گزارشها حکایت از مهاجرت پنج تا هفت میلیون ایرانی از کشور خود در طول دهه های پس از انقلاب دارد که یک مقام اداره آمار و ثبت احوال جمهوری اسلامی، چند سال پیش (بهار 2010) شمار مهاجران را حدود پنج میلیون بیان کرده بود.
     ایرانیان در طول تاریخ این کشور دو بار به صورت انبوه قصد مهاجرت از وطن کردند یک بار در قرن هفتم میلادی (و عمدتا به هند) به دلیل افتادن کشورشان به دست عرب و بار دوم در دهه های اخیر. ایرانیانی که در قرن هفتم و قرن پس از آن به هند مهاجرت کردند همچنان «پارسی» خوانده می شوند و میهن تازه را صنعتی، تکنولوژیک و اتمی کرده اند.
     به گزارش چهارم شهریور 1391 = 25 آگوست 2012 ایلنا (یک خبرگزاری داخلی)، معاون امور اسناد هویتی سازمان ثبت احوال [جمهوری اسلامی ایران] گفت: کشور آمریکا [ایالات متحده] گزینه ردیف اول ایرانیان برای مهاجرت، در دو سال گذشته [سالهای 2010 و 2011] بود و از این لحاظ ـ پس از آمریکا، دو کشور امارات عربی متحده و انگلستان در ردیف های دوم و سوم قرار داشتند.
     به گزارش خبرنگار ایلنا و به نقل از مقام مذکور، میزان مهاجرت ایرانیان به ایالات متحده آمریکا یک میلیون و ۴۰۰ هزار نفر تا سال 1390 هجری شمسی بوده است و به امارات عربی متحده ۸۰۰ هزار.
     این مقام دولتی همچنین گفته بود که تا همین تاریخ، شمار مهاجران ایرانی به انگلستان و کانادا ۴۱۰ هزار بود. کشورهای آلمان، فرانسه، سوئد، استرالیا، ترکیه، هلند، مالزی، هند و بلژیک از لحاظ مهاجرت در طول مدت ذکر شده به ترتیب در ردیف های بعدی قرارداشتند‌.
     قانون آمریکا (که یک مقصد عمده مهاجرت ایرانیان از سال 1978 بوده است) در قبال تابعیت مضاعف ساکت است. به هر حال از زمان گروگانگیری در سفارت این کشور در تهران (نوامبر 1979) تابعیت مضاعف ایرانیان در آمریکا عملا پذیرفته و به عبارت دیگر اغماض شده است. آمریکا به خارجیانی که در آن کشور به دنیا نیامده باشند، در صورت داشتن شرایط (شرایط تعیین شده در قانون مربوط) تابعیتِ نچرالایزد می دهد که می شود به حُکم دادگاه که مراحل قضایی طولانی دارد آن را لغو کرد.


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دستور اکید مصدق به تدریس تاریخ ایران به سربازان وظیفه در پادگانها
مصدق ـ ترسيم: از علي مسعودي

نیمه شهریور 1331 (5 سپتامبر 1952) محمد مصدق نخست وزیر وقت و در عین حال وزیر دفاع ملی ترتیب تازه ای برای آموزش سربازان نظام وظیفه ای ایران (پسران 19 تا بیست و چند ساله) در پادگانها داد. طبق این دستور العمل، به یک سرباز وظیفه که طبق قانون ایران «یک تکلیف ملی و اجباری» است باید در ساعات روز در پادگانها و اردوگاهها آموزش رزم و در ساعات اوایل شب درس تاریخ، ایرانشناسی، شجاعت و فداکاری برای صیانت مرز و بوم داده می شد تا جوان ایرانی بداند که بر روی چه خاکی زندگی می کند و در طول تاریخ دو هزار و پانصد ساله چه مردانی و چگونه از آن دفاع کردند و جان دادند تا باقی و آزاد بماند. در زیر هر وجب خاک ایران مردی در خون خود خفته است ـ مردی که ایستادگی کرد و مُرد.
    قبلا (دهه 1870) بیسمارک چنین دستوری را به سربازخانه های آلمان داده بود و پیش از جنگ جهانی دوم، ژاپن با همین هدف ساعات درس تاریخ در مدارس این کشور را سه برابر کرد و از نیمه دوم دهه یکم قرن 21 (سال 2007)، پوتین در مدارس متوسطه روسیه.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
چاه نفت شماره 6 قم
در این روز در سال 1335 چاه نفت شماره 6 قم در منطقه البرز نیز به نفت رسید. چاه شماره 5 در منطقه البرز كه در عمق دو هزار و 67 متری به نفت رسیده بود از چهارم شهریور بر اثر فشار گاز طبیعی دچار فوران شده بود كه خروج نفت از آن مدتها ادامه داشت تااینکه از خارج كارشناس دعوت كردند و آن را خاموش ساختند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
خبرگزاری فارس شهریور 1395: 5 سرمایه دار از صندوق ذخیرهِ 800 هزار عضوی فرهنگیان ایران 3 هزار و 285 میلیارد تومان وام گرفته و پس نداده اند!
خبرگزاری فارس، 16 شهریورماه 1395 در یک گزارش اینوستیگیتیو طولانی و مشروح، خبر از وام سه هزار و 285 میلیارد تومانی یک مؤسسه مالی صندوق ذخیره فرهنگیان به پنج نفر داده بود که به نوشته این خبرگزاری، این پنج نفر این پول را پس نداده بودند.
     این خبرگزاری در گزارش خود پرسیده است که چرا این مؤسسه مالی وابسته به صندوق، به سرمایه دارانی چنین وام‌های کلان پرداخت کرد که آنان این وام‌ها را به موقع پس ندهند؟. صندوق ذخیره فرهنگیان 23 سال پیش با هدف ارتقاء رفاه فرهنگیان کار خودرا آغاز کرده است.
    فارس نوشته است: این وام در حالی پرداخت شد که بسیاری از فرهنگیان در انتظار دریافت تسهیلات از موسسه مالی وابسته به صندوق بودند. اگر همین مقدار وامی را که به پنج نفر داده‌اند، به 800 هزار عضو این صندوقِ ذخیره پرداخت می‌کردند به هر فرهنگی بیش از 4 میلیون تومان می‌رسید. بیش از 90 درصد جامعهِ حدود یک میلیون نفری فرهنگیان جمهوری اسلامی ایران عضو این صندوق ذخیره هستند و حداقلِ میزان پولی که ماهانه از حقوق آنان کسر و در این صندوق ذخیره می‌شود، 17 هزار تومان است.
    فارس در گزارس 16 شهریور 1395 خود نوشته بود: به گفته شهاب‌الدین غندالی مدیرعامل صندوق ذخیره فرهنگیان، اکنون (شهریور 1395) ماهانه حدود 19 میلیارد تومان از حقوق فرهنگیان وارد صندوق ذخیره می‌شود. سپرده‌گذاران صندوق ذخیره، فرهنگیان عضو این صندوق هستند که ماهانه مبالغی از حقوق آنها کسر و به حساب صندوق ذخیره واریز می‌شود. فعالیت صندوق ذخیره فرهنگیان عرصه‌های مختلفی دارد که از جمله آنها «صنعت و بنگاه‌های اقتصادی»، «املاک و مستغلات»، «بانک و بیمه»، «بورس و سایر نهادها» و «تامین مالی».
    فارس در این گزارش خود به وضعیت وثیقه ای که آن 5 وام گیرنده سپرده بود و تعقیب قضایی قضیه اشاره نکرده بود.
    
هیأت اُمنای صندوق ذخیره فرهنگیان جمهوری اسلامی ایران ازجمله سه تَن از وزیران آموزش و پرورش (تصویر بالا از خبرگزاری فارس)

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اشاره ها و سرنخهای روز برای بررسی پژوهشگران
پیشنهاد مخاطبان که بخش (فصل) اشاره ها و سرنخ های این تاریخ آنلاین را فعّالتر کنیم
چند مخاطب و عمدتا پژوهشگر در طول هفته های منتهی به نیمه شهریور 1394، به مؤلف این «تاریخ آنلاین برای ایرانیان» و ناشر مجله روزنامک پیشنهاد کرده اند که بخش «اشاره ها و سرنخ های روز برای بررسی پژوهشگران» در این انلاین را فعّال کند. به نظر آنان، نقل برخی مطالب و کُپی تصاویر رسانه ها با یک اظهار نظر کوتاهِ آموزشی و یادآوری، می تواند سوژه و تاپیک برای پژوهشگران باشد بویژه که چندی است چند خبرگزاری داخلی تصاویر صفحات اول روزنامه های تهران را در ردیف اخبار خود منعکس می کنند. فعّال کردن بخش (فصل) اشاره ها و سرنخ ها در این تاریخ آنلاین، عملی است ژورنالیستی و نیز تاریخ نگاری که هدفِ این دو حرفهِ مُکَمّلِ یکدیگر؛ آگاه کردن، درس دادن و پند گرفتن برای جلوگیری از تکرار اشتباه و همچنین حل مسائل است.
    این مخاطبان دلیل خود به دادن این پیشنهاد به مؤلف این تاریخ آنلاین را، بیش از 60 سال [در سال 1402 شصت و هفت سال] تجربه روزنامه نگاری و تاریخ نویسی او بیان کرده اند.
    پیشنهادهای پژوهشگران گرامی جالب، مفید و مؤثر است. این قبیل مطالب در بخش های مربوط ازجمله بخش «اشاره ها و سرنخ های» و بخش «تاریخ از نگاهی به تصویر» این آنلاین و یا در ردیف «رویدادهای روز» آن آمده است. البته این سرنخ ها از دیگران است، و ما دستچین کننده و نقل کننده آنها هستیم و در مواردی با افزودن توضیح و نظر خود با هدف اصلاح امور و جلوگیری از تکرار اشتباه.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
چرا جمهوری اسلامی ایران کشور بانک ها شده است ؟!
یک روزنامه چاپ تهران تیتر گزارش تحقیقی خود درباره بانک و بانکداری را با این پرسش به صفحه اول شماره دوشنبه 16 شهریور 1394 خود آورده بود که در زیر کُپی شده است: چرا ایران کشور بانک هاست ؟!
    



    
    اشاره: کُپی صفحه اول شماره 19 خرداد 1358 روزنامه اطلاعات را در اینجا می آوریم شاید که پاسخ به تیتر آفتاب یزد (تیتر بالا)باشد:
    



    به رغم پابرجا بودن اصل 44 و بازنگری نشدن آن که در صورت بازنگری و هرگونه تغییر در آن باید این تغییر در یک رفراندم عمومی به تأیید ملت برسد از اواخر دهه 1990 (دهه 1370 هجری) سر و کله بانک ها و موسسات مالی غیر دولتی [بمانند مدارس غیر دولتی ـ پولی ـ که تأسیس آنها مغایر اصل 30 قانون اساسی جمهوری اسلامی است] در ایران پیداشده و قارچ وار افزایش یافته اند و در هر خیابان تهران چندین شعبه بانک با نام های بعضا نامأنوس مشاهده می شود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
نیاز مُبرم جهانیان به یک خبرگزاری و یک سرچ انجین غیرانتفاعی و نامتعهّد ـ شرح تلاش بی نتیجه مؤلف این تاریخ آنلاین در این زمینه از سال 1961
نوشیروان کیهانی زاده در 25 سالگی
در شهریور 1340 (سپتامبر 1961 ـ دوران نخست وزیری علی امینی)، دو سال از کار من (نوشیروان کیهانی زاده و در آن سال 25 ساله) به عنوان دبیر اخبار بین الملل خبرگزاری پارس ـ تنها خبرگزاری وقت می گذشت. در این دو سال، کار من نه تنها تنظیم اخبار تحوّلات سایر کشورهای جهان برای پخش از رادیو سراسری ایران و قراردادن این اخبار در بولتن خبرگزاری جهت ارسال به مطبوعات و مشترکین دیگر بود، بلکه بررسی هایی نیز برای خود، دست به تحقیق درباره وابستگی ها، تلقینات و مغزشویی های چهار خبرگزاری بزرگ (بیگ ـ 4) زده بودم. سبب و انگیزه این تحقیق، مشاهده تفاوت پوشش و تنظیم گزارش رویدادها از هر خبرگزاری با خبرگزاری دیگر بود و اِعمال نظرات خاص در انتخاب کلمات و عبارات و حذف و اضافه کردن عناصر خبر که نشان می داد پشت سر هر خبر، چه دستگاهی قرار دارد. طولی نکشید که دریافتم، این خبرگزاری ها بعضی از خبرها و نظرها را رأسا و یا به نقل از چند روزنامه مشخّص مخابره می کنند و این نوع خبرها از قول منابع نامعلوم و نظرگویان نیز افراد معیّن هستند و پیدا بود که دنباله برنامه های سیاسی و .... برخی دولت ها ـ دولت های ردیف اولِ گروه در حال مبارزهِ سرد و جَوسازی با قدرت رقیب ـ مسکو، اقمار آن و سایر دولت های چپگرا و یا بی طرف. این 4 خبرگزاری آن چند روزنامه و آن نظرگویان مشخص را چنان معروف و بزرگ کرده بودند که گزارش های آنها ـ از منابع، بدون ذکر نام منبع و به نقل از روزنامه مشخّص ـ در ذهن افراد و مقامات تأثیرگذار بود و برای برخی (از جمله مقام هایِ منتظر چنان اخباری) ابزار. [همین کاری که در قرن 21 هم همین خبرگزاری ها و حالا سرچ انجین ها دنبال می کنند، ازجمله نقل مطالب دیکته شده به چند روزنامه اروپایی ـ آمریکاییِ فروخته شده به اصحاب منافع و کمپانی دارها و نیز نقل مطالب برخی از وبسایت هایِ اصطلاحا ژورنالیستیِ تازه تأسیس را و با نقل مطالب، این وبسایت ها را به قدری بزرگ و معتبر جلوه می دهند که رسانه های سایر کشورها هم مطالب شان را نقل می کنند. مثلا درباره مسافرت یک مقام به یک کشورِ درگیر می نویسند که برای رفع درگیری رفته است ـ حال آنکه، در واقغ برای تشدید درگیری رفته است. بزرگترین مسئله جهان همین مغز شویی های رسانه ای است]. سخن از فروش بسیاری از روزنامه های معروف در سال های اخیر به اصحاب منافع رفت. علت؛ کاهش تیراژ این روزنامه ها در پی آنلاین خوان شدن مخاطبان و زیان دهی بوده است و اصحاب منافع از این فرصت استفاده کرده و این روزنامه ها را خریده و به مالکیّت خود در آورده اند تا ابزارشان باشند. بنابراین، پیش از نقل مطالب آنها باید دید که چه کسان و کمپانی هایی آنها را خریده اند.
    دریافتی خودرا در چند جلسه دبیران خبر مطرج کردم. در آن زمان، هر دو هفته، دبیران اخبار خبرگزاری پارس (خبرگزاری دولت) دو جلسه با حضور رئیس خبرگزاری و معاونِ مربوطِ سازمان انتشارات و رادیو [ اینک بخشی از وزارت ارشاد] داشتند ـ در یک جلسه، دبیران اخبار داخله و در یک جلسه دبیران اخبار خارجه ـ بین الملل. طرح دریافتی من (این نگارنده) تا حدی مؤثر واقع شد و قرار شد که آن دسته از اخبار 4 خبرگزاری که منبع مشخص ندارند بدون بررسی بیشتر نقل نشود و نیز اخبار این خبرگزاری ها با اخبار چند خبرگزاری کوچکتر و رادیوهای دولت های مربوط مقایسه و تکمیل شود و در صورت امکان؛ سابقه نویسی.
    خبرگزاری پارس در آن زمان علاوه بر آن «4 بزرگ»، مشترک خبرگزاری های تاس، آلمان، خاورمیانه، ایتالیا و چین بود که خودرا جهانی هم می خواندند. همچنین مانیتور بزرگ خبرگزاری پارس ـ به بزرگی یک اطاق، اخبار رادیوهای ملّی کشورها را ضبط و مترجمین، این اخبار را به فارسی ترجمه و به میز دبیر وقت می فرستادند. مترجمان ـ اگر هم در یک اطاق و نزدیک به هم می نشستند حق نداشتند از یکدیگر بپرسند مثلا: شما این خبر را داشته اید تا من ترجمه نکنم. زیرا، تنظیم خبرهای وارده (اصطلاحا؛ ورودی ها) متفاوت بود و کار دبیر میز بود که با خواندن همه آنها، یک خبر کامل برای پخش و یا بولتن بنویسد به اضافه سابقه آن ـ شرح اشخاص و محل های آمده در خبر و تلفّظ درست نام های نامأنوس، با مراجعه به آرشیو اخبار و دائرة المعارف ها.
    در راستای این تحقیق، برای مثال: خبر رسمی یک تحوّل تازه و پخش شده از رادیو دولتی کشور مربوط را در کنار اخبار دریافتی از خبرگزاری ها قرار می دادم تا تغییرات اِعمال شده و اضافه و کم شده ها را ببینم. بعضی از خبرگزاری ها به جای سابقه مطلق، سابقه تفسیری بر اخبار می نوشتند و به سهولت درک می شد که کار یک کارشناس ماهر روابط عمومی دولت ذینفع است که خبرگزاری وابسته به آن است.
    دریافتی خودرا در قالب یک نامه اداری به ابوالحسن کمالی (خواهرزاده محمد مسعود مدیر مقتول روزنامه مرد امروز) مدیرعامل وقت خبرگزاری پارس نیز دادم همراه با اندرز به سایر دبیران اخبار که گول خبرگزاری های اصطلاحا بزرگ را نخورند تا ایرانیان تلقین و مغزشوئی شوند که یک گناه عمومی است.
     این اندرزها باید جهانی می شد. لذا، درصدد برآمدم شرحی به نشست سران کشورهای غیر متعهد non-aligned movement که قرار بود همان روزها (یکم تا ششم سپتامبر) در بلگراد تشکیل شود بنویسم و بگویم؛ وقتی هدف های آنها تحقّق می یابد که ملت هایشان تلقین سیاست های دیگران نشوند و واقعیّت تحولات به ایشان گفته شود، دیگر قضاوت با خود آنان است و تفسیر تحولات، نه تفسیر دیگران بر پایه سیاست هایشان و بعضا استعماری و نفوذی که هدف از جنبش عدم تعهد، حذف استعمار و نفوذ است و ... و برای رسیدن به این هدف ضرورت دارد که کشورهای غیر متعهّد که در جهان اکثریت دارند، خود یک خبرگزاری جهانی بزرگ و گسترده تأسیس کنند و ....
    این پیشنهاد را به انگلیسی نوشتم و دادم مصطفی جعفری خبرنگار پاکستانی تبار «تهران جرنال» و مترجم خبر از زبان انگلیسی آن را بخواند و در صورت مشاهده اغلاط تحریری آنها را تصحیح کند.
    
سران شرکت کننده در نشست بلگراد

اصل پیشنهاد به دفتر تیتو رئیس کنفدراسیون یوگوسلاوی و میزبان نشست [نخستین نشست سران کشورهای غیر متعهد] که قرار بود رئیس آن باشد ارسال شد و رونوشت آن به علی امینی نخست وزیر [جهت اطلاع، زیراکه ایرانِ وقت متحد غرب بود، نه نامتعهّد] و سفیران کشورهای عضو جنبش که در تهران سفارتخانه داشتند. [non- aligned movement نتیجه مذاکرات کنفرانس سال 1955 باندونگ ـ اندونزی ـ و اندیشه آن از نهرو، تیتو، سوکارنو، عبدالناصر و قوام نکرومه رئیس جمهوری وقت کشور غنا است. شعار این جنبش؛ نه شرقی و نه غربی و نه دشمنی و نه جنگ بوده و بر ضد هرگونه سلطه، نفوذ و استعمار. شانزدهمین نشست سران این جنبش در آگوست 2012 در تهران برگزار و ایران رئیس دوره ای آن شد. این جنبش 120 عضو دارد.].
    چند هفته بعد سفارت یوگوسلاوی در تهران تلفنی به من اطلاع داد که نامه ام دیر واصل شده بود تا در دستور کار نشست قرار گیرد و بماند برای دومین نشست که در سپتامبر 1964 در قاهره تشکیل خواهد شد.
    در زمان تشکیل نشست قاهره، مناسبات ایران و مصر در اوج وخامت بود و تعقیب پیشنهاد میسّر نشد و آن را موکول به سومین نشست سران در لوزاکا (پایتخت زامبیا) در سپتامبر 1970 (شهریور 1349) کردم که مشغله زیاد (معاونت سردبیر روزنامه اطلاعات، عضویت شورای آموزش و پرورش، سردبیری خبرگزاری پارس و سخن از ادغام همه رادیو تلویزیون های ایران در یک سازمان در تابستان سال بعد) مرا از تعقیب کار باز داشت بویژه اینکه در تهران مشوّق هم وجود نداشت.
    این اندیشه فراموش نشد و آن را در آمریکا در یک رساله 120 صفحه به زبان انگلیسی نوشتم که پرویز ایرانزاد که نسخه از آن را از طریقی به دست آورده بود ترجمه کرد و خلاصه ای از آن در تابستان 1371 در «هفته نامه هدف» چاپ تهران انتشار یافت.
    سال بعد (1372) در یک ملاقات، دکتر فریدون وردی نژاد مدیرعامل وقت ایرنا به من گفت که او نیز از دیرزمان در این اندیشه است که کشورهای نامتعهد یک خبرگزاری بزرگ و بی طرف داشته باشند که واقعیت ها را منعکس و بگوش برساند و این تلاش (تلاش او) تا به امروز (آن زمان) به این نتیجه رسیده که یک ائتلاف (پول) از خبرگزاری های کشورهای عضو جنبش نامتعهدان تشکیل شود زیراکه تأسیس یک خبرگزاری بزرگ مستقل هزینه سنگین دارد و یک کشور نمی تواند این بودجه را تأمین کند. این ائتلاف (پول خبرگزاری های کشورهای نامتعهّد) ایجاد شد ولی ندرخشید و یک خبرگزاری بزرگ جهانی نشد و دکتر وردی نژاد که سرگرم احیاء روزنامه بسیار قدیمی ایران، دانشکده خبر و ... بود تلاش خودرا عمدتا متوجه این امور کرد.
    پس از پیدایش سرچ انجین ها در اینترنت در دو دهه گذشته، مسئله تلقین و نفوذ و تنظیم و انتشار اخبار تحولات و نظرات مضاعف شده است. به نظر می رسد که این سرچ انجین ها که کمپانی شده و فروشنده سهام در حال افزایش خود، برحسب منافع مادی و سیاسی، منابع اخبار را گزینش می کنند به این ترتیب که در مورد یک موضوع که در هزاران رسانه قرار گرفته تنها همان رسانه هایی را انتخاب می کنند که به آنها گفته شده و یا منافع مادی و سیاسی شان اقتضا می کند. نمونه تازه (سال 2016) آن، اخبار فعالیّت های دو نامزد انتخاباتی دو حزب عمده USA است که منابع اخبار یکی از این دو نامزد و رسانه های ناشر آن را وسیعا در سایت خود قرار می دادند که از زمان ادامه یافته است. به عبارت دیگر، «میدیا کراسی» به ابزارهای انتقال میدیا و دسترسی هم گسترش یافته و میلیاردها انسان تلقین نادرست می شوند و محروم از دریافت اطلاعات درست و همه جانبه و ادامه این وضع به مرگ «میدیا» و توجه مردم به سوشِل نِت وُرک ها و دریافت خبر حتی ناقص و شایعه از یکدیگر جلب می شود. همان طور که در بالا ذکر شد، در سال های اخیر روزنامه های معروف توسط ارباب سرمایه و اصحاب منافع و نفوذ خریداری شده اند و سرچ انجین ها مطالب تبلیغی و تلقینی همین رسانه های را در دسترس جستجوگر قرار می دهند. بنابراین لازم است که یک سازمان جهانی و بویژه کشورهای نامتعهّد نه تنها یک خبرگزاری مستقل (نه ائتلاف چند خبرگزاری دولتی)، بلکه یک سرچ انجین بی طرف هم ایجاد کنند. ایجاد چنین سرچ انجینی هزینه آنچنانی لازم ندارد. نفوذ در وبسایت هایی همچون ویکیپدیا به قدری زیاد شده که مطالب درباره اشخاص و مکان های مثلا سرزمین استونی بیش از روسیه و هند است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
درباره نامگذاری ماه سپتامبر: واژه هفتم بر ماه نهم!
هفتم سپتامبر سال 1582 (و یك ماه پیش از تکمیل اصلاح تقویم میلادی و به اجرای گذاردن تقویم تازه ـ یونیورسال = گریگوری)، كمیسیون رفورم تصمیم گرفت كه ماه نهم میلادی نام باستانی اش را كه سپتامبر (هفتم) است حفظ كند. «سپتامبر بیش از دو هزار سال پیش و هنگام تنظیم تقویم ژولیان، از دو واژه سانسكریت (هندی) و برگرفته از یك كتاب دینی هندوها ساخته شده است: «سپت» به معنای رقم 7 و «امبر» یعنی آسمان. در آن زمان، سپتامبر ماه هفتم بود و سال رومی قدیم كه تقویم میلادی برپایه آن تنظیم شده است به اقتباس از ایرانیان از مارس (21 تا 24 مارس) مصادف با نوروز ما و آغاز بهار شروع می شد. تقویم تازه میلادی (كه جهانی شده است) در قرن شانزدهم توسط یك ایتالیایی به نام دكتر لیلیو (لیلیوس) تنظیم شد و چون پاپ وقت، گریگوری سیزدهم، بر آن صحه نهاد به تقویم گریگوری موسوم شده است. این تقویم از چهارم اكتبر سال 1582 به اجرا درآمده و جای تقویم ژولیان را گرفته است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نبرد «بورودینو Borodino» و تکرار تاریخ ـ بازسازی صحنه نبرد و برگزاری دویستمین سالروز آن و تلاش برای احیاء Patriotism روس ها
چند صحنه از مراسم دويستمين سالروز نبرد بورودينو با حضور پوتين و ژيسکار دستن و صدها هزار روس

ناپلئون بناپارت كه برای تصرف روسیه و سپس از راه ایران، تصرف هندوستان و خارج ساختن آن از دست انگلستان برنامه داشت و با ارتش فرانسه معروف به ارتش بزرگ = Grande Armee وارد روسیه شده بود هفتم سپتامبر 1812 ارتش روسیه را در منطقه «بورودینو Borodino» واقع در یکصد كیلومتری غرب مسكو شكست داد، مجبور به عقب نشینی کرد و هفت روز بعد وارد مسكو شد. نیروهای هیتلر 129 سال بعد و در Smolensk واقع در غرب مسکو یك بار دیگر ارتش روسیه (شوروی) را شكست دادند. هدف هیتلر هم خارج ساختن خاور میانه و هند از دست انگلستان از طریق ایران و با کمک شاه وقت ـ رضاشاه پهلوی ـ بود ولی غافل از اینکه بیشتر رجال ایران بمانند عصر قاجارها از عوامل دولت لندن بودند.
    در «نبرد بورودینو» در 7 سپتامبر 1812 بیش از دویست و پنجاه هزار نظامی طرفین رزمیدند که بیش از 70 هزار نفر از آنان جان خودرا از دست دادند. نظامیان ناپلئون عمدتا سرباز وظیفه بودند. دولت انقلاب فرانسه از پنجم سپتامبر 1798 قانون نظام وظیفه اجباری را در این کشور به اجرا گذارده بود که پسران 20 تا 25 ساله بدون زن و فرزند را شامل می شد.
    
مارشال M. Kutuzov

در نبرد بورودینو، مارشال میخائل کوتوزوف M. Kutuzov فرمانده نیروهای روس همینکه احساس شکست کرد دستور عقب نشینی داد، به مسکو بازگشت و شهررا تخلیه کرد و انبارها و ذخایر را آتش زد تا چیزی به دست ناپلئون نیافتد. وی همچنین نیروهای خودرا به صورت ملیشیا در آورد تا دست به جنگ و گریز زنند و نظامیان فرسوده ناپلئون را خسته تر و بی امید سازند. با این تاکتیک، ناپلئون مجبور به بازگشت شد و ضمن راه بسیاری از نظامیان او از سرما و گرسنگی و حملات غیر منظم میلیشیای کوتوزف از میان رفتند و شماری کم از آنان به وطن بازگشتند و افول ناپلئون تقریبا از همین زمان آغاز شد.
    نیروهای هیتلر نیز با تاکتیک ویژه مارشال ژوکف از دروازه های مسکو عقب نشینی کردند و تا برلین عقب رفتند، هیتلر خودکشی کرد و حکومت او از میان رفت. علت اصلی، پند نگرفتن از تجربه و سرنوشت ناپلئون (تاریخ) بود.
    پوتین رئیس جمهور روسیه که تلاش دارد وطندوستی ـ Patriotism ـ را که جهان وطنی کمونیستها آن را از میان برده بود به روس ها بازگرداند و از یادآوری گذشته ازجمله توجه به سالروز جنگهای میهنی، دوباره سازی صحنه نبردها، ساختن مجسمه قهرمانان ملی و آثار تاریخی، برگزاری یادبودها و آموزش تاریخ آغاز کرده است با هزینه کردن صدها میلیون روبل رزمگاه بورودینو را نوسازی و صحنه نبرد را با همان جنگ افزارها زنده کرد و مراسم دویستمین سالروز این نبردرا دوم سپتامبر 2012 برپا داشت که صدها هزار تن به تماشایش رفته بودند. در این نمایش تاریخی 1550 فرانسوی به شکل نظامیان ناپلئون درآمده بودند و 1450 روس در قیافه نظامیان تزار و نمایش با حضور ژیسکار دستن رئیس جمهور پیشین فرانسه و مقامات روسیه و دیپلماتهای مستقر در مسکو برگزار شد تا باعث کدورت فرانسویان نشود. دوم سپتامبر به جای هفتم این ماه به این سبب انتخاب شده بود که مصادف با یکشنبه (تعطیل آخر هفته) بود و مردم می توانستند در مراسم سالروز این رویداد شرکت کنند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سالروز پیروزی «بویاکا» و آغاز پایان استعمار اسپانیا در قاره آمریکا
هفتم سپتامبر سالروز پیروزی سیمون بولیوار ـ انقلابی بنام بر سپاه استعمارگر اسپانیاست در نبرد «بویاکا» که در سال 1819 روی داد. محل نبرد دامنه کوههای آندز و کنار رود «تیتیونوس» در گرانادای نو (کشور کلمبیای امروز) بود.
    این پیروزی به فرار نایب السلطنه اسپانیا به اروپا منجر شد و مقدمه استقلال کلمبیا، ونزوئلا، اِکوادور، پرو، بولیوی و .... بوده است.
     استعمار اسپانیا در قاره آمریکا از سال 1492 (و با ورود کریستوفر کلمبوس = کریستف کلمب) به قاره غربی آغاز شده بود. سالروز نبرد بویاکا در کشورهای اسپانیایی زبان قاره آمریکا جشن گرفته می شود. توپ و تفنگ عامل پیروزی اروپاییان بر بومیان قاره غربی (قاره آمریکا) بود. انگلیسی ها 115 سال پس از اسپانیایی ها وارد قاره آمریکا شدند. اینان برای تصاحب اراضی و منابع بومیان آنان را قلع و قمع و کشتار کردند. فرانسویان که در همان قرن وارد شده بودند با بومیان از در سازش و اتحاد برآمده بودند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مواردی از تحمیلات قدرت های جهانی وقت به دولت پادشاهی چین در سپتامبر 1901
هفتم سپتامبر 1901 دولت پكن (امپراتوری چین) كه در نهایت ضعف و بدبختی بود طبق یک قرارداد قبول كرد كه بابت قیام «مشتزنان چینی» بر ضد مداخلات خارجیان، 450 میلیون سکه نقره (معادل 739 میلیون دلار) به كشورهای فاتح بپردازد، به علاوه اجازه دهد كه انگلستان، آمریکا، فرانسه، ژاپن، روسیه، اتریش و ایتالیا در پكن و بنادر چین نیروی مسلح داشته باشند و امتیازات ارضی و تجاری آنها محفوظ بماند. این قدرت های وقت که برای سرکوب مُشتزنان (بوکسورها به مفهوم کسانی که اسلحه ندارند و با مُشت خارجیانِ سلطه گر را از وطن برون می اندازند)، یگان نظامی به چین فرستاده بودند در آن قرارداد از چند کشور دیگر ازجمله اسپانیا، هلند و بلژیک به عنوان دولتهای صاحب امتیاز در چین نام برده بودند.
     طبق قراردادِ پایان قیام مشتزنان، معروف به Boxer Protocol قدرت های وقت چند مورد دیگر بر این قرارداد افزوده بودند از این قرار:
    ـ مجازات مشتزنان (میهندوستان چینی) و آن گروه از مقامات دولتی که پشتیبان آنان بودند. [بسیاری از اینان در مراسمی علنی ـ ملأ عام ـ به تصمیم قدرت های جهانی وقت گردن زده شدند].
    ـ منع واردات هرگونه اسلحه و مهمات برای دو سال. فاتحان می توانند (یکجانبه و به اراده خود) این مدت را دو سال به دو سال تمدید کنند.
    ـ منع تبلیغات خارجی دولت چین و شرکت در هرگونه فعالیت ضد خارجی.
    ـ تخریب دژ (پادگان نظامی) تاکو Taku (متعلق به چین).
    ـ استقرار دائمی نیروهای فاتح در قرارگاههایی که به دست آورده اند که این قرارگاهها باید متعلق به خودشان باشد.
    ـ عذرخواهی دولت چین از دولتهایی که دیپلماتها و اتباع آنها در جریان رویداد مشتزنان کشته شدند.
    ـ ساختن یک بنای یادبود در محل کشته شدن سفیر آلمان در پکن به هزینه دولت چین.
    ـ موافقت دولت چین با اشغال نظامی 13 شهر، بندر و منطقه این کشور ازجمله شانگهای توسط نظامیان فاتحان. [اسامی این نواحی در قرارداد آمده است].
    به باور تاریخنگاران، تحمیلات همین قرارداد سبب شد که انقلاب تغییر نظام به رهبری «سون یات سن» در چین روی دهد. این انقلاب به سلطنت پایان داد و حزب کومین تانگ برپایه افکار سون یات سن و اصول سه گانه او تاسیس و زمام امور را به دست گرفت. با وجود این، ژاپنی ها در سال 1937 به چین تجاوز کردند و در این کشور کشتار به راه انداختند و تا پایان جنگ جهانی دوم در بخش هایی از چین استقرار داشتند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
آغاز بمباران شبانه لندن (بلیتز) توسط لوفت وافه از هفتم سپتامبر 1940


بمباران شبانه لندن توسط نیروی هوایی آلمان (لوفت وافه Luftwaffe) از هفتم سپتامبر 1940 آغاز شد و 57 شب متوالی طول کشید و تلفات و زیانهای سنگین به بار آورد. طبق یک گزارش، جمع تلفات انگلیسیان را 43 هزار کشته و 51 هزار مجروح بوده است. این بمباران در تاریخ جنگ جهانی دوم به «بلیتزBlitz» معروف شده است. این حملات را «57 روزه» نوشته اند ولی تا دهم ماه می 1941 با شدت کمتری ادامه داشتند.
    در جریان بمباران، دولت انگلستان برای محافظت از جان کودکان، زنان و سالخوردگان، آنان را به خارج از شهرهای بزرگ منتقل کرده بود. هفتاد سال بعد ـ ششم سپتامبر 2010 ـ فیلم رنگی (تصویر متحرّک) یک موردخرابیهای ناشی از بمباران بلیتز و عملیات نجات، برای نخستین بار در دسترس قرار گرفت و از شبکه های تلویزیونی پخش شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
قطع روابط سیاسی افغانستان با پاكستان و مقاله ایزوستیا در 1961 - مسئله پاتان های پاکستان
ایوب خان
هفتم سپتامبر سال 1961 (1340 هجری خورشیدی) یك روز پس از این كه دولت افغانستان روابط سیاسی خود را با پاكستان قطع و دولت پاكستان را متهم به حمایت از دعاوی برخی از پشتونها كرد و بحران روابط دو كشور در حال اوج گیری بود، ایزوستیا ارگان دولت شوروی با انتشار مقاله ای نه تنها این بحران را دامن زد بلكه پای ایران را هم به آن كشاند. ایزوستیا نوشته بود كه ایران و پاكستان محرمانه به توافق رسیده اند كه افغانستان را میان خود قسمت كنند؛ منطقه پشتون نشین به پاكستان و منطقه تاجیک نشین به ایران ملحق شود و دولت آمریكا كه سرگرم محاصره كامل شوروی است بر این طرح صِحّه گذارده است و با این عمل، ایران آنچه را كه قرن گذشته (نوزدهم) از دست داد به دست می آورد و پاكستان هم پشتون های افغانستان را با پشتون های کشور خود (پاتان ها ـ پَختون ها) یكی می كند و از مسائل و مشکل ایالت وزیرستان و منطقه مرزی شمال غربی خود آسوده خاطر می شود.
    مقاله ایزوستیا در حالی انتشار یافت كه سران كشورهای غیر متعهد در بلگراد به مسئله روابط بحرانی افغانستان و پاكستان رسیدگی می كردند. افغانستان یك كشور غیر متعهد ولی ایران و پاكستان از متحدان آمریكا بودند.
    دولت وقت ایران به دلیل بحرانی بودن اوضاع بین المللی و ادامه معارضه آمریكا و شوروی، در قبال مقاله «ایزوستیا ـ ارگان رسمی دولت وقت مسکو» كه نظر این دولت را منعكس كرده بود واكنش فوری نشان نداد، ولی پنج روز بعد (20 شهریور) روزنامه اطلاعات (كه ترجمه روسی نامش؛ «ایزوستیا» است) در یك سرمقاله طولانیِ شدید اللحن مفاد مقاله ایزوستیا را ردّ كرد و مطالب آن را تحریك آمیز خواند كه اصحاب نظر در كشورهای دیگر آن را نتیجه فشار دولت لندن به دولت ایران تلقی كردند.
     آتش بحران روابط پاكستان و افغانستان از هفتم شهریور ماه روشن شده بود كه ایوب خان رئیس جمهوری وقت پاكستان دولت افغانستان را تهدید كرده بود که چشم طمع به مناطق پاتان نشین شمال غربی پاكستان دوخته است. ایوب خان دولت كابل را متهم كرده بود كه از زمان تجزیه هندوستان به دو كشور هند و پاكستان، هرگز به روی پاكستان لبخند دوستی نزده و پنهانی با هند بر ضد پاكستان توطئه كرده است. ایوب خان روز بعد از این تهدید، از افغانستان خواست كه كنسولگری ها و دفاتر فرهنگی و بازرگانی خود در پیشاور، كویته، پاره چنار و چمن را تعطیل كند.
    یك روز پس از این اولتیماتوم پاكستان، سردار محمدداود خان صدراعظم وقت افغانستان برای یك دیدار فوری چند ساعته و مذاكره با دولت وقت ایران وارد تهران شد و ایران قول داد كه همه مساعی خودرا برای رفع بحران روابط افغانستان و پاكستان بكار برَد. در پی همین سفر كوتاه، در محافل سیاسی جهان شایع شد كه بزرگان افغانستان از طریق محمدداودخان به ایران پیشنهاد تشكیل یک کنفدراسیون مركب از دو كشور همزبان و همنژاد و هم فرهنگ را داده اند که تاریخ مشترک دارند.
    دولت افغانستان به نوبه خود ششم سپتامبر ناگهان مناسبات سیاسی اش را با پاكستان قطع كرد، اتباعش را از پاكستان فراخواند و مرزهایش را بست و بر مشكلات كنفرانس سران كشورهای غیر متعهد افزود به گونه ای كه «نهرو» و «سوكارنو» مجبور به تبادل نظر جداگانه شدند.
     این وقایع درست یك سال پس از دیدار آیزنهاور، رئیس جمهوری وقت آمریكا از افغانستان روی می داد. دولت کابل در آن دیدار حاضر نشده بود که از دوستی خود با دولت مسکو دست بردارد.
     بحران روابط افغانستان و پاكستان بعدا با پادرمیانی كشورهای مختلف برطرف شد، ولی گمان نمی رود كه مسئله پاتانهای پاکستان (پشتونها) که 29 میلیون نفر برآورد شده اند و دولت لندن آنان را از افغانستان جدا کرد به این آسانی حل شدنی باشد. انگلیسی ها اواخر قرن نوزدهم و در زمان اقتدار خود بر هندوستان با ترسیم «خط دوراند ـ دورَند» که پس از تجزیه هندوستان، مرز پاکستان و افغانستان شده است مسئله را به وجود آورده اند زیراکه با ترسیم این خط، 29 میلیون پشتون از پشتون های افغانستان جدا شده اند و .... منطقه پاتان نشین پاکستان در سالهای دهه اول قرن 21 بحرانی تر و خونین تر از همیشه بوده است. در نخستین هفته سپتامبر 2008 در همین منطقه طرح سوء قصد قصد به جان گیلانی نخست وزیر تازه پاکستان به اجرا گذارده شده بود که نافرجام ماند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
فضانورد افغانستانی
عبدالاحد
عبدالاحد مهمند Mohmand خلبان نیروی هوایی افغانستان (متولّد 1959 و از طایفه مهمندMohmand) هفتم سپتامبر 1988 پس از 9 روز اقامت در ایستگاه فضایی شوروی به نام «میر = صلح»به زمین بازگشت. وی با موشک سایوز TM - 5 به فضا فرستاده شده بود و پس از رسیدن سایوز به ایستگاه «میر»به آن منتقل شده بود.
    عبدالاحد نخستین فضانورد افغانستان بشمار می رود. در آن زمان حزب کمونیست افغانستان دولت این کشور را در دست داشت که مناسباتش با مسکو حسنه بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
پاكستان: مشرّف رفت ـ زرداری آمد که اتهامات متعدد به او وارد آمده و سالها در زندان بود و آقای ده درصد (پورسانت بگیر) خوانده می شد!


تظاهرات پی در پی، ترورها، زد و خوردهای مرزی و داخلی، اتهام مطیع آمریكا بودن، تهدید به محاكمه پارلمانی و ... ( سه عكس بالا) پرویز مشرف را كه با كودتای نظامی سال 1999، پاكستان را قبضه كرده بود مجبور به كناره گیری (در تاریخ 11 آگوست 2008) كرد و ششم سپتامبر آن سال (26 روز بعد) آصف علی زَرداری* شوهر بی نظیر بوتو كه پس از قتل وی، با مشاركت پسرش رئیس حزب مردم پاكستان (PPP) شده بود با رای كالج انتخاباتی (مجموع اعضای پارلمان و چهار مجلس ایالتی) رئیس جمهوری شد.
    زَرداری در حالی كه دو دخترش بخت آور (چپ) و آصفه (راست) در كنارش ایستاده بودند پذیرفتن آن مقام را اعلام داشت (عكس پایین).
    ساعتی پس از اعلام انتخاب زَرداری، در محل یك «ایست بازرسی» در یك منطقه مرزی با افغانستان، یك وانت بمب گذاری شده انتحاری 16 نفر از جمله ده مامور پلیس پاكستان را كشت و بیش از پنجاه تَن دیگر و عمدتا غیرنظامی را مجروح ساخت. ناآرامی، تظاهرات و خونریزی در پاكستان 213 میلیونی 800 هزارکیلومتری، در دوران زَرداری و پس از او ـ دوران ریاست جمهوری ممنون حسین و نخست وزیری «میان نواز شریف» ادامه داشت.



    _ _ _ _ _
    
    * آصف علی زَرداری پسر یك خان از طایفه بلوچ زَرداریِ ایالت سند به نام «رئیس حاكم علی خان» متولد 22 جولای 1955 است كه بیست سال شوهر بانو «بی نظیر» دختر ذوالفقار علی بوتو (مؤسس حزب مردم و زمانی رئیس پیشین دولت پاكستان) بود، مدتی نماینده مجلس و سناتور، و در دوران نخست وزیری زنش، سمت وزارت داشت و متهم به جرائمی از قتل تا پورسانت گرفتن از خریدهای دولتی و باجگیری شده بود و جمعا 11 سال از عُمر خودرا (در زمان حیاتِ بانو بی نظیر) در زندان سپری كرده و به گزارش روزنامه های لندن، از این رهگذر دچار افسردگی و كم حافظگی شده بود. زرداری كه روزنامه ها اورا «آقای ده درصد» می خواندند و پی در پی خبر از بازرسی بانكی و تعقیب حساب های او در بانك های سویس و ... و دو مرزعه و ویلای بزرگ و زمین هایش در انگلستان می دادند مدتی نیز در «دوبی» سرگرم تجارت بود كه ترور شدن بانو «بی نظیر» ناگهان اورا محبوب مردم كرد و تا ریاست جمهوری پیش بُرد. زرداری همه این اتهامات را سیاسی و ناشی از رقابت های سیاسی و در نتیجه نادرست خوانده بود. به گفته یک صاحبنظر در سپتامبر 2008، نگاهی به مقامات انتخابی پاكستان (كه به كشور كودتا معروف است)، دیده می شود كه هنوز در این كشور؛ فئودال ها، زمیندارها و ثروتمندان همه كاره اند و .... این صاحبنظر گفته بود پاكستان که به صورت فدرال (فدراسیون) اداره می شود دارای مسائل متعدد است و نمی شود آینده اش را دقیقا پیش بینی کرد. این کشور از زمان اتمی شدن (گویا به خواست غرب)، از جانب هند آسوده خاطر شده است و جنگ تمام عیار دیگری میان دو کشور بر سر کشمیر روی نداده است. سلاح اتمی یک عامل بازدارنده از تعرّض خارجی بشمار آمده است، ولی درگیری های مذهبی و قومی در پاکستان ادامه دارد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاریخ از نگاهی به تصویر
میراث «هیلری كلینتون»: كت و شلواری شدن بیش از پیش زنان!



    هیلری كلینتون، سناتور وقت نیویورك، بیش از یك سال از این گوشه به آن گوشه آمریكا رفت؛ نطق كرد، در مناظره های تلویزیونی شركت جست، در اجتماع مردم و «تاون هال» ها و مصاحبه ها حضور یافت تا شاید ازجانب حزب دمكرات آمریكا نامزد انتخابات ریاست جمهوری این كشور در نوامبر 2008 شود. ولی، با وجود جلب حمایت تقریبا 18 میلیون آمریكایی نتوانست به حد كافی «دلیگِیت ـ نماینده انتخاب گر»در کنوانسیون آن حزب به دست آورد و در آن دوره از تلاش (كَمپین انتخاباتی) كنار رفت*. اما، یك میراث از خود برجای گذارده و آن افزایش بی سابقه اشتیاق بانوان در كشورهای مختلف به پوشیدن كت و شلوار است كه گمان نمی رود به این زودی از «مد روز» خارج شود.
     بانو کلینتون (که بعد از انتخابات آن دوره، از سناتوری هم کنار رفته و وزیر امور خارجه آمریکا در دولت اوباما ـ رقیب انتخاباتی اش شده بود) در جریان کمپین سال 2008 خود، همه جا با كُت و شلوار ظاهر می شد و تصاویر او به این صورت در رسانه ها انتشار می یافت كه علاقه بانوان را به این طرز پوشش جلب كرد. طبق سفارش هایی كه به كارخانه های پوشاك در كشورهای مختلف و بویژه كشورهای تولید كننده آن نظیر ویتنام، آمریکای لاتین و كره جنوبی داده شده بود میزان این سفارش ها در شش ماه اول سال 2008 از سه برابر سالهای پیش از آن بالاتر و این سفارش ها رو به افزایش بوده است. آمار تهیه شده از زنان آمریكایی (در آن سال) بویژه زنانی كه در خارج از خانه كار می كنند نشان می دهد كه میزان كت و شلوار پوشها به سبك بانو کلینتون دفعتا پنج برابر شده بودند. این آمار، سوم سپتامیر 2008 با عكسی كه در بالا دیده می شود در رسانه ها انتشار یافته بود.
    همان زمان (سال 2008) گفته شده بود؛ بانو کلینتون که دامادش یک یهودی آمریکایی است می کوشد که در انتخابات بعدی ریاست جمهوری آمریکا، از جانب حزب دمکرات نامزد شود. (که نامزد شد، ولی از دونالد ترامپ نامزد حزب جمهوریخواه شکست خورد.).
    ـ ـ ـ ـ ـ
    
    * بانو کلینتون پس از آغاز کار «اوباما» رقیب انتخاباتی او و برنده انتخابات نوامبر 2008، از ژانویه 2009 وزیر امور خارجه کابینه او شد وی در دوره بعدی ریاست جمهوری اوباما، کار دولتی نپذیرفت تا فرصت داشته باشد زمینه و امکانات را برای نامزد شدن خود در انتخابات نوامبر سال 2016 فراهم کند ازجمله تأمین هزینه های سنگین کَمپین انتخاباتی با ایراد نطق های پولی!، جمع آوری کمک های مالی کمپانی ها و به اظهار رقیب او، از وال استریتی ها و حمایت بی سابقه رسانه های متعلق و یا تحت نفوذ کمپانی ها و ... ازجمله واشنگتن پست، نیویورک تایمز و چند شبکه تلویزیون از جمله سی ان ان. اما، نامزدی او، به دست دیگران فرصت داد تا دست به افشاگری بزنند و از ماجرای بن غازی، ایمیل ها، تماس با عرب های نفتدار منطقه خلیج فارس، خلق و خوی تُند و حتی مشاجراتِ با شوهرش در کاخ سفید بر سر زنبازی های او پرده بردارند ازجمله یک مامور سیکرِت سرویس کاخ سفید به نام Gary J. Byrne یک کتاب 283 صفحه ای زیر عنوان Crisis of Character حاوی آنچه را که در کاخ سفید در دوران ریاست جمهوری بیل کلینتون شاهد آن بوده منتشر ساخت که در آن از منازعات هیلری با شوهرش هم پرده برداشته است. هیلری در سال 2016 از جانب حزب دمکرات آمریکا نامزد شد ولی در انتخابات نوامبر آن سال از رقیب ـ دونالد ترامپ از حزب جمهوریخواه ـ شکست خورد.
    در زیر پوشش جلد کتاب تألیف Byrne و ستون معرفی کتاب توسط ناشر آن کُپی شده است:
    



    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 7 سپتامبر
  • 70:   ارتش روم به فرماندهی تیتوس تصرف اورشلیم را تکمیل کرد، آن را ویران و یهودیان را آواره گوشه و کنار جهان ساخت. محاصره و تصرف اورشلیم به سبب مقاومت شدید یهودیان طولانی بود.
        
        
  • 1822:   برزیل 8 میلیون و 515 هزار کیلومتری هفتم سپتامبر سال 1822 اعلام استقلال كرد و خود را از سلطه پرتغال نجات داد. از همین زمان، هفتم سپتامبر روز ملّی برزیل است. برزیل در سال 2020 دویست و 13 میلیون جمعیت داشت که حدود 47 درصد آنان اروپایی تبار، حدود 43 درصد مخلوط بومی، حدود 7 درصد آفریقایی، حدود دو درصد از نژاد زرد و بقیه بومیِ خالص بودند. برزیل زبان پرتغالی را حفظ کرده است. این سرزمین از 22 اپریل 1500 که پرتغالی ها به ریاست Pedro Alvares Cabral پا به آن نهادند از متصرفات پرتغال بود.
        
        
  • 1939:   در این روز (هفتم سپتامبر 1939 و چند روز پس از ورود ارتش آلمان به لهستان با هدف بازگرداندن اراضی ازدست رفته آلمان طبق قراردادهای پایان جنگ جهانی اول، و اعلان جنگ انگلستان و فرانسه به آلمان)، دولت آمریكا در قبال جنگ اروپائیان اعلام بی طرفی كرد، ولی روز بعد اعلام داشت که مِن باب احتیاط، در کشور حالتِ «فوق العاده محدود» برقرارکرده است. دولت آمریکا با محاسبات دقیق و پیش بینی وضعیت، دو سال بعد در دسامبر وارد جنگ جهانی دوم شد و به صورت ابرقدرت درآمد. این دولت به همین صورت هم، در چهارمین سال جنگ جهانی اول گام به آن نهاده بود، از انزوا خارج شد و وارد باشگاه قدرت های جهانی گردید.
        
        
  • 1944:   16 شهریور زادروز هوشنگ مرادی کرمانی؛ نویسنده، داستان نگار، فیلم نامه نویسِ بنام و دارای تألیفات متعدد است که بسال 1323 (سپتامبر 1944) در سیرچِ کرمان بدنیا آمده است.



        
  • 1953:   نیکیتا خروشچف دبیر اول حزب کمونیست شوروی شد.
        
        
  • 1995:   یک زلزله نسبتا شدید شهر آتن را تکان داد که ضمن آن 143 نفر کشته و بیش از 500 نفر مجروح شدند.
        
        
  • 2012:   کنفدراسیون کانادا با جمهوری اسلامی ایران قطع روابط سیاسی کرد و سفارت خود در تهران را بست.
        
        
  • 2017:   در جنوب کشور مکزیک زلزله روی داد و در این حادثه طبیعی، 61 تن کشته و صدها نفر دیگر مجروح شدند.
        
        
  • پیام‌های تازه
    نامه های واصله از پنج مخاطب در تابستان 1398 که دچار مشکل کارت ملّی هوشمند شده بودند برای ماندن در تاریخ و قضاوت آیندگان
  •   دبیرخانه «این تاریخ آنلاین برای ایرانیان» در طول تیر و اَمُردادماه 1398 در زمینه تأخیر تبدیل کارت ملّی به کارت ملّی اصطلاحا هوشمند، چندین پیام، بویژه از ایرانیان برون مرز و عمدتا بازنشستگان و سالخوردگان دریافت داشت که به اظهار خودشان؛ در سفر به وطن و مراجعه به ادارات، بانک ها و ... برای انجام امور خود و نیز پروازهای داخلی که کارت ملّی هوشمند مطالبه می کردند دچار مشکل شده بودند و شناسنامه، کارت ملی صادره در سال های قبل، کارت های شناسایی دیگر ازجمله «کارت مَنزلت» و حتی گذرنامهِ هوشمند آنان را نمی پذیرفتند! که برای حل مسئله باید به مقام بالاتر مراجعه می کردند که وقت گیر بود. برای دریافت کارت هوشمند به پیشخوان ها مراجعه و بعضا ثبت نام کردند ولی تاریخ دریافت کارت مبهم و اقامت آنان در وطن محدود و نمی خواهند که کارت از طریق ارسال پُستی بدست دیگران افتد و سفارتخانه های ایران در خارج این کارت ها را تجدید نمی کنند حال آنکه می توانند از متقاضی دریافت کنند، رسید بدهند و برای تجدید به ایران بفرستند و پس از تجدیدشدن و دریافت آن از ایران، به آدرس متقاضی در هر کشوری که هست پُست کنند و هزینه این کار را دریافت کنند، درست بمانند پاسپورت تجدید شده. مخاطبان مقیم آمریکا نوشته بودند که دفتر حفاطت از منافع ایران در واشنگتن، یک روزه گذرنامه صادر می کند ولی می گوید که برای صدور کارت هوشمند، اجازه ندارد درخواست بپذیرد.
         پیام های وقت پنج مخاطب که پُستی و فاکسی دریافت شده بود در زیر درج شده است. از مخاطبانی که مطالب خودرا ایمیل کرده بودند خواسته شد پُستی و فاکسی بفرستند که تنها پنج تَن از آنان اقدام کردند. طبق سیاست اعلام شدهِ دبیرخانه این تاریخ آنلاین، تنها پیام های پُستی و فاکسی درج خواهند شد ولی اگر پیام، پرسشِ آموزشی و فرهنگی باشد ایمیلی هم پذیرفتنی است.
        
         خلاصه و تنظیم ژورنالیستی پنج پیام واصله [در طول تیر و اَمُردادماه 1398]، از این قرار:
        
        
    مسئله کارت ملی هوشمند!. این دبیر بازنشسته به رغم داشتن گذرنامه دیجیتال، کارت ملی قدیمی، شناسنامه تازه و انواع کارت های عکسدار دیگر به هرجا که مراجعه می کرد، از او کارت ملی هوشمند می خواستند!

        
        دبیر بازنشسته هستم و 78 ساله. 38 ساله بودم که انقلاب شد. در آن زمان و مخصوصا از پائیز 1352 که ایران، روزانه صادرکننده 5 تا 7 میلیون بشکه نفت خام شد رفاه برقرار بود، ولی بُروکراسی، ایرادگیری های اداری، آیین نامه و بخشنامه های خلق الساعه و اقدامات اداری غیرضروری و نداشتن فوریّت ادامه داشت که وقتی تظاهرات عمومیّت یافت، ما ـ همه ناراضیان از آن وضعیتِ اعصاب خُردکن، به تظاهرکنندگان پیوستیم.
        11 سال پیش، پس از فوت خانم دچار بیماری لقوه و لرزش دست ها و سر و صورت شدم. دخترم که مقیم کاناداست به تهران آمد و مرا به این کشور آورد. هر سال برای دادن وکالت دریافت حقوق بازنشستگی و پیشگیری از قطع آن به تهران می روم. شش سال پیش [6 سال پیش از تابستان 1398] آپارتمان سه اطاقه ام را که در سال 1350 و از طریق وزرات آموزش و پرورش به مبلغ 52 هزار تومان و قسطی خریده بودم به 143 میلیون تومان فروختم و پولش را در بانک گذاشتم و سود سپرده گذاری را می گرفتم که در دو سال گذشته، آن آپارتمان شده است 500 میلیون (بیش از 3 برابر) و ارزش پول من در بانک؛ یک سوم.
        ماه گذشته که به همان منظور به تهران رفتم، این بار گرفتار مشکل نداشتن کارت ملی هوشمند! شدم. من کارت ملی، شناسنامه فورم جدید، چند کارت عکسدار دیگر، دفترچه بیمه درمانی دارای عکس الکترونیک، گذرنامه جدید با مشخصات دیجیتال و گواهینامه رانندگی دارم و نشان دادم، ولی هرجا که کارت شناسایی می خواستند تا کار مرا انجام دهند تأکید روی کارت هوشمند بود
        برای دریافت کارت هوشمند [تبدیل کارت سابق به کارت هوشمند] اقدام کردم گفتند که خدا داند که چه وقت آماده خواهد شد و رسید دادند، گفتند که با مشکل لوازم و مواد آن مواجه هستیم. به هرحال با اعصاب خراب و با مراجعه به دوستان و شاگردان سابق که دارای مقام شده اند کمک گردند و به کانادا بازگشتم ولی در فرودگاهها و نیز در اینجا هر بازنشسته ای مثل خودم را دیدم از همین مشکل می نالید. جوانها کاری ندارند که به ایران بروند، ما سالخوردگان که اعصاب درست و حسابی هم نداریم می رویم، نباید که دچار چنین مشکلات بیهوده و دردآور شویم. ما آرزوی بودن در خارج را نداریم ولی بچه ها اینجا هستند و ما آخر عمری نیاز به نگهداری و مِهر و محبت فرزندان داریم.
        
        
    مخاطب دیگر: کارت صادرهِ چند سال پیش، شناسنامه و گذرنامهِ هوشمند چه عیبی دارند که اولویّت محض، به داشتن کارت تازه است؟

        
        21 سال است [تا سال 1398] که در آمریکا زندگی می کنم و زن و 3 فرزند آمریکایی داردم. در سال 1377 برای ادامه تحصیلات به اینجا آمده ام و در این مدت فقط سه بار به ایران رفتم؛ یک بار به سبب درگذشت پدر و یک بار به خاطر تقسیم ماتَرک او میان من و دو خواهرم. ما تهرانی نیستیم و از شهری در فارس هستیم. سه هفته پیش خواهرم تلفن کرد که شوهرش که همکلاسی و دوست قدیمی من بود دچار حمله قلبی شده و در بیمارستان است و به ایران رفتم.
        به این، کار ندارم که قیمت ها در ایران نسبت به چند سال پیش چند برابر شده بود ولی از همان روز ورود به تهران و خروج از هتل و مراجعه به بانک جهت گرفتن پول که از زمان فوت پدر و فروش خانه ارثی، صد میلیون در حساب خود داشتم تا مراجعه برای خرید بلیت پرواز به شیراز و ... دچار مشکل نداشتن کارت جدید شدم که همه جا مطالبه می کردند و حتی در فرودگاه برای گرفتن بُردینک کارت. من که منطق تبدیل کارت و اصرار به گرفتن آن را با این معطلی طولانی و به قولی چندماهه در این شرایط جنگ اقتصادی نمی دانم. کارت صادرهِ چند سال پیش، شناسنامه و گذرنامه چه عیبی دارند که اولویّت محض، به داشتن کارت تازه است. اگر اصرار به داشتن کارت تازه است باید یکی ـ دو روزه صادر کنند و به سفارتخانه ها هم اختیار این کار را بدهند. چرا در آمریکا شناسنامه و کارت ملّی و ... نیست. سه فرزند من اینجا به دنیا آمده اند و شناسنامه آنها همان گواهی تولد شان است که بیمارستان می دهد. اینجا سند مالکیت ملک به صورت دفترچه پلمپ شده و یا دیجیتال وجود ندارد، معامله در دفتر وکیل انجام می شود و منشی او آن را در دفتر دادگاه محل ثبت می کند، تمام. کارت تأمین اجتماعی (سوشل سکیوریتی) آمریکا فقط یک شماره است و بدون عکس و به کسی هم نشان داده نمی شود و نباید مطالبه دیدن آن را کند، فقط شماره اش را ممکن است در بعضی جاها بپرسند. با همین شماره مالیات می دهند، حساب باز می کنند و .... منطقی نیست که کارت های ملی با این عمر کوتاه (چند سال پس از صدور) دوباره تجدید شوند، برای چه؟. در اینجا [آمریکا] وقتی در یک بانک حساب باز کنید عکس شما را خودشان با دوربین بانک می گیرند و به محض مراجعه و دادن شماره حساب، عکس در صفحه کامپیوتر کارمند بانک ظاهر می شود و دیگر چیزی نمی خواهد. در فرودگاه با قرارگرفتن در برابر دوربین و دیدن چشم شما شناخته می شوید و یا با قرار دادن انگشتان دست روی دستگاه.
        
        
    مخاطب: به جای لغو اعتبار کارت های صادره بهتر است که اعتبار آنها بر جای خود بماند و اعلام شود که هرکس که با تأخیر برای تجدید آن مراجعه کند، باید جریمه بپردازد

        
        من، هنوز منطق و ضرورتِ دادنِ ضرب الاجل به تجدید کارت ملّی را ـ کارتی که تاریخ وجود آن به دو دهه هم نمی رسد درک نکرده ام و دچار تردید شده ام. چه فوریتی برای این کار است؟. چه کسی کارت ملی را در کشوری که مردم از زمان تولّد، شناسنامه دارند و انواع کارت کارمندی و رانندگی و پروانه کار و ... ابداع کرده است و چرا؟. آیا دیجیتالی کردن کارت ملی مسائل دیگر را حل می کند؟. الکترونیک کردن درآمدها، فروش کالا، قیمت ها در مغازه ها، اموال دولت و اراضی و جنگل ها اولویت بیشتری دارند. به جای لغو اعتبار کارت های صادره بهتر بود که اعتبار آنها بر جای خود می ماند و اعلام می شد که هرکس که پس از فلان تاریخ مراجعه برای تجدید آن کند، باید این مبلغ جریمه را بپردازد و این جریمه تصاعدی شود. در عوض، زمان صدور کارت هم به سه روز تا یک هفته کوتاه شود نه چند هفته و چند ماه. ایرانیان برون مرز و یکی از آنها خود من [مخاطب] که آدرس اطمینان بخش در ایران ندارند که پس از خروج از کشور کارت به آنجا ارسال شود. بسیاری از ما هر چند سال یک بار دیدار می کنیم ـ دیداری کوتاه زیراکه در کشور محل اقامت بیکار نیستیم و مرخصی ها محدود است. پسرعمو و دخترخاله تعهدی برای دریافت کارت و نامه ها و اطلاعیه های رسمی و ارسال نامه های پستی ما را ندارند که گفته اند؛ از دل برود هر آنکه از دیده برفت و معلوم نیست که در غیاب ما کارت تازه پس از صدور و ارسال بدست چه کسی برسد و احتمالا از آن سوء استفاده شود و درد سر سازی. امید است که راه حل منطقی صدور کارت یافت شود. من دو هفته پیش پس از سه سال از ایران دیدن کردم و مسئله کارت را با تمامی وجود خود لمس کردم و از سایر مسافران و مجاوران هم آن مشکل را شنیدم.
        
        
    مخاطب: راه حل مسئله تجدید کارت ملی؛ تعیین کارمزد بالا برای صدور 3 تا 7 روزه

        
        زنی 81 ساله ام [تا تیرماه 1398] و زمانی کارمندی عالی مقام و از 17 سال پیش در خانه دخترم در خارج زندگی می کنم و این نامه را هم او از قول من برایتان تایپ و فکس کرده است. من هر سال یک بار، فقط برای دادن وکالت دریافت حقوق بازنشستگی و خرید سوغات به وطن می روم و آن هم حداکثر برای یک هفته. بستگان نزدیک من فوت شده اند و نوه و نوه زاده های آنها هم که جوان هستند و آشنایی چندانی با من ندارند. قبلا وکالت ها، اعتبار دوساله داشت که یکساله شده است. ماه گذشته که به ایران رفتم با نوعی مشکل کارت ملی در مراجعه به ادارات و بانک و ... رو به رو شدم. اگر دولت دعای خیر می خواهد که دعای پیرزنان مؤثر و گیرا است این مسئله را حل کند. اهمیت و دقت گذرنامه که از کارت ملی الکترونیک بیشتر است. اگر کارت ظرف چند روز صادر شود که مسئله ای نخواهد بود و یا اینکه بگویند اگر متقاضی سه روزه می خواهد، فرضا سیصد هزارتومان باید بدهد، اگر 5 روزه دویست هزار و اگر 7 روزه صد هزار تومان.
        
        
    در شرایط تشدید دشمنی آمریکا، دولت بکوشد کاری ناخرسندی ساز صورت نگیرد

        
        از کالیفرنیا برایتان می نویسم که صدها هزار ایرانی را در خود جای داده است. سال هاست که به ایران نرفته ام، ولی همسایگان و غالبا سالخورده هایشان که اخیرا به وطن رفته و باز گشته اند از موضوع کارت ملی هوشمند و بی اعتنایی کارمندان موسسات نسبت به کارت ملی سابق و گذرنامه و شناسنامه هنگام درخواست برای انجام تقاضا و نیز از کم ارزش شدن پولی را که در بانک دارند و دریافتی بازنشستگی ابراز ناخرسندی می کنند و همچنین از فروش خانه هایشان در چند سال گذشته که قیمت ها چند برابر شده است اظهار پشیمانی. در شرایط تشدید دشمنی آمریکا و صف آرایی بعضی دیگر، لازم است که دولت بکوشد که کاری نشود که باعث ناخرسندی شهروندان مخصوصا سالخوردگان فامیل شود، تمدید کارت های صادره سابق چه مشکلی دارد؟.
        
        
        در پی درج این پیام ها، پیام های دیگری در این زمینه دریافت شد که در سایت دهم سپتامبر درج خواهند شد. درج مجموعهِ پیام ها درباره یک موضوع، در یک روز تأثیر بیشتری دارد تا هر روز و پس از دریافت هر پیام.




  •  

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com