Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
7 ژوئن
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 7 ژوئن
ايران
زماني که حفظ نظم تهران به پالكونيك ـ ژنرال روس سپرده شده بود
محمد عليشاه قاجار در پي استقرار در باغ شاه (پادگان حرّ) و بازداشت گروهي از سران كشور و تبعيد پاره اي از آنان به خراسان و اشغال نظامي سازمانهاي پست و تلگراف، از 17 خرداد 1287 هجري خورشيدي حفظ نظم تهران را به پالكونيك، ژنرال روس، و نيروي قزاق سپرد. مجاهدان مسلح مشروطيت هم در بهارستان و مجلس سنگر بندي كردند تا از نمايندگان حفاظت كنند و به اين ترتيب، شهر تهران در داخل حصار و باروي خود چهره يك منطقه نظامي را به خود گرفت. اين اقدام محمد عليشاه سقوط او را تسريع كرد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تشكيل كميته انقلاب سرخ در گيلان
ميرزا كوچك خان
ميرزاكوچك خان و همفكرانش 17 خرداد 1299 (7 ژوئن 1920) در گيلان كميته انقلاب سرخ تشكيل دادند. وي يك روز پيش از اين، روساي ادارات دولتي گيلان را زنداني كرده بود، 18 خرداد تشكيل يك دولت محلي را در رشت اعلام داشت.
     ميرزاكوچك فرزند ميرزابزرگ رشتي كه مخالف سلطه انگليسي ها بود هنگام تاسيس كميته انقلاب گيلان 40 ساله بود. انگليسي ها که پس از تغيير نظام روسيه يکه تاز ميدان ايران شده بودند به بهانه جلوگيري از نفوذ بلشويکها و رخنه آنان به مناطق شمالي ايران، به گيلان نيروي نظامي فرستاده و در صدد تقويت اين نيروها بودند.
    
    
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي که جامعه ملل بر پیمان دوستی ایران و روسیه شوروی معروف به قرارداد 1921 صِحّه گذارد
جامعه ملل هفتم ژوئن 1922 پیمان دوستی ایران و روسیه شوروی را در ردیف قراردادهای فی مابین ملل ثبت کرد. این قرارداد 26 فوریه 1921 میان دو دولت امضاء شده بود. دولت مسکو در این سند همه معاهدات تزارها با ایران ازجمله قراردادهای ترکمن چای و گلستان را لغو کرد و برای ایران در دریای مازندران حق کشتیرانی مساوی با خود و با پرچم ملی اعلام کرد. دولت لنين قبلا امتيازاتي را که دولت ايران به تزارها داده بود و نيز بدهي هاي ايران به روسيه را ابطال کرده بود.
    طبق قرارداد 1921، روسیه شوروی این حق را به دست آورده بود که اگر یک نیروی مسلح خارجی وارد ایران شود و در این راستا روسیه تهدید گردد بتواند برای دفاع از خود، نيروي نظامی به ایران بفرستد و این نیرو پس از رفع خطر ایران را ترک کند. همچنین ایران متعهد شده بود که مانع انتقال مواد جنگی از سوی طرف ثالث از خاک خود شود که هدف از آن ضربه زدن به روسیه شوروی و متحدانش باشد و همچنین استقرار وسایل تهدید روسیه.
    14دسامبر سال 1921 (23 آذر 1300 خورشيدي) پارلمان ايران (مجلس) این قرارداد را که به پیمان سال 1921 ايران و روسيه شوروي معروف شده است به تصويب رسانيد. اين قرارداد در دوران دولت موقت مهدی بازرگان ـ به صورت يكجانبه، از سوي ایران لغو شد، ولي دولت مسکو هنوز بر این اقدام صِحّه نگذارده است. انگیزه ها و سیاست های منجر به لغو یکجانبه این قرارداد هم هنوز روشن نشده اند. ریشه یابی رویدادهای جهانی در صد سال گذشته ـ مطابق اصول و تعاریف آن ـ به دلیل تضعیف تاریخنگاری و نقص و انحراف روزنامه نگاری عملا متوقف شده و منافع دولتمردان و سیاستمداران تقریبا همه کشورها و عمدتا به دلیل توارثی و حرفه ای شدن این مقام ها ایجاب می کند که مورخ و روزنامه نگار واقعی وجود نداشته باشد تا مراقب اَعمال آنان باشند و پرده ها را بالا بزنند و توده هارا آگاه سازند که واکنش نشان دهند. از آغاز قرن 21، حسّاسیّت مقامات که در سراسر جهان دارند به صورت دودمان های حاکم جهان قدیم در می آیند نسبت به ژورنالیست و هیستوریَن اصیل بیشتر شده است زیرا که اينک وسائل انتقال اطلاعات گسترش بی سابقه یافته و رایگان و ارزان در دسترس همگان است و هر کُنش، واکُنش دارد.
     در بهار 1980، اصحاب تفسیر ابراز نظر کرده بودند که لغو يكجانبه قرارداد 1921 از سوي ايران، باعث اعزام كماندو از جانب آمريكا به صحراي طبس (در اپريل آن سال) شده بود. اين صاحبنظران گفته بودند که وجود همين قرارداد و ترس از مداخله نظامي مسکو بود که دولت انگلستان پس از ملي شدن نفت ايران در سال 1951 نتوانست نيروي نظامي به خوزستان بفرستد و پالايشگاه آبادان را تصرف کند. اين دولت از اردن و نقاط ديگر نيروي نظامي به عراق و مجاور مرزهاي ايران فرستاده بود ولي جرات نکرد آنهارا وارد ايران کند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
پرده برداري از مجسمه فردوسي در تهران
17 خرداد 1338 با برپايي مراسمي با شكوه، از مجسمه ابوالقاسم فردوسي در ميدان فردوسي شهر تهران پرده برداري شد. ترديد نيست که فردوسي بيش از هركس ديگر به ايران و ايراني خدمت بي شائبه كرده است. فرق فردوسي با ساير ايراندوستان بنام، در اين بوده است كه بدون چشمداشت عمر خود را وقف خدمت به وطن و زبان فارسي كرد. او بسال 1020 ميلادي در توس درگذشت و ايرانيان هر روز كه مي گذرد بيشتر متوجه عمق و عظمت خدمات بي دريغ فردوسي مي شوند.
    مهرماه سال 1313 کار نوسازي آرامگاه فردوسي در توس پس از شش سال به پایان رسید و بيستم این ماه طي مراسمي كم نظير با حضور رضا شاه و مستشرقين و ايرانشناسان سراسر جهان، اديبان كشور و مقامات فرهنگي و دولتي گشايش يافت. ایرانشناسان شرکت کننده در مراسم ضمن قطعنامه ای به فردوسي لقب «ميهندوسترين ايرانيان» داده شد كه عمر خود را داوطلبانه صرف خدمت به ايران، تاريخ آن و زبان پارسي كرد و تاريخ ايران (شاهنامه) را به شعر در آورد. این ساختمان در سال 1338 تعمیر و تزیینات آن افزوده شد.
     مورخان متفقا «ابوالقاسم فردوسي» را تنها فرد در سراسر تاريخ بشر خوانده اند كه بدون هرگونه دریافت، همه عمر خود را صرف زنده كردن تاريخ وطنش (ايران)، خصلت هاي نيك هموطنان (ايرانيان) و زبان نياكان (زبان پارسي) و شناساندن فرهنگ و تمدن كهن ميهنش كرد و به نوشته مرحوم دكتر رضا زاده شفق، شصت هزار بيت شعر گفت تا شكوه ايران باقي بماند و باعث افتخار و دلگرمي نسلهاي بعد باشد تا بدانند كه چه ميراثي گرانبها و با عظمت برايشان باقي مانده است و با همه توان بكوشند كه اين ميراث همچنان سربلند و بزرگ و عزيز باقي بماند. فردوسي براي به نظم در آوردن تاريخ ايران، اسناد فراوان خواند كه خود او گفته است:
     «بسي رنج بردم بسي نامه (مكتوب و سند) خواندم ـ زگفتار تازي (اسنادي كه به زبان عربي نوشته شده بود) و از پهلواني (اسنادي كه به پارسي دوران اشكاني و ساساني بود)».
     به مناسبت هزار ساله شدن فردوسي كه ايرانيان بايد هميشه مرهون زحمات، احساس و عواطف وطندوستانه او باشند يك هفته در سراسر كشور جشن گرفته شده بود، مجلس با تصویب قطنعامه از او تقدیر کرده بود و بهترين خيابان و ميدان تهران به اسم او نامگذاري شده است. در همان هفته در خيابان تخت جمشيد (طالقاني) تهران زيباترين مدرسه نوبنياد كشور به نام فردوسي نامگذاري شد كه درسالهاي 1350 و 51 در زمين اضافي آن اداره كل آموزش و پرورش تهران بنا گرديد. در شهرهاي ديگر مدارس و تالارها و خيابانها به نام فردوسي نامگذاري شد و بعدا مدارس تازه ساز و دانشگاه، كه اين قدرشناسي ها باز هم براي مردي كه گفت: چو ايران نباشد تن من مباد و ... و «همه سر به سر تن به كشتن دهيم ـ به از آن كه ايران به دشمن دهيم»، كم است.
    سخنراني تاریخدانان، ادیبان و میهندوستان هرکشور درباره فردوسی ادامه دارد. در پاییز 1982 و در دانشگاه نيويورك، پروفسورمایکل باكساندال درباره شاعر ملی ما (ميهندوست بزرگ) گفته بود: فردوسي نياز جامعه زمان خود را درك كرده بود. ايرانيان يك محرّك مي خواستند و نياز بود كه احساسات ملي ايرانيان برانگيخته شود و بدون آگاهي از گذشته درخشان و عمدتا قهرماني نمي شد كه اين احساسات را كه سركوب شده بود برانگيخت. براي مثال به اين شعر او توجه كنيد كه گفت: چو فردا بلند آيدش آفتاب ... من و گرز و ميدان و افراسياب ... چنانش بكويم به گرز گران كه پولاد كوبند آهنگران. اين شعر در سفر جنگي محمود غزنوي به هندوستان اورا برانگيخت چه رسد به يك امير ايراني. اظهارات باکساندال همان وقت در بسياري از رسانه ها انتشار يافته بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
یک ابتکار بسیار ضروری و مؤثر که در ایران تکرار نشد: انتشار نظرات مردم حتی انتقاد و شرح مشاهدات خود از رسانه های دولتی
نصرت الله معینیان ـ سال1961
به موازات آغاز اجرای برنامه اصلاحات در ایران، نصرت الله معینیان معاون وقت نخست وزیر و مسئول انتشارات و رادیو کشور پنجم ژوئن 1961 (15 خرداد 1340) برنامه تازه ای را برای پخش از رادیو دولتی ایران ابتکار کرد که در آن، هرکس هر نظری را که داشت حتی انتقاد و شرح مشاهدات خود از ضعف ها می توانست بیاید و بگوید تا ضبط شود و در برنامه قرار گیرد و حتی اگر وقت حضور در ساختمان رادیو را نداشت، تلفن کند تا گزارشگر و یا اپراتور ضبط به محل کار و یا سکونت او برود. روزنامه های تهران بعدا در مقالات خود نوشتند که این برنامه کمکی بسیار موثر به کاهش بوروکراسی و حل مسائل اداری وقت کرده بود. معینیان همچنین اعلام کرده بود که هرکس ـ نظر، انتقاد، شکوه و شکایتی دارد که نخواهد که صدایش و یا مطلبش از رادیو پخش شود، می تواند به تلفن 27000 رادیو زنگ بزند و حرف خودرا بگوید. اظهارات وی پس از تایپ شدن به اطلاع مقام مربوط خواهد رسید و پاسخ اخذشده برای او ارسال خواهد شد.
    در همین برنامه ابتکاری بود که یک فرد آگاه از امور گمرکات فاش کرده بود که تنها در بهار 1340 به ارزش یک میلیون و 570 هزار دلار (11 میلیون تومان، پول وقت) مشروبات الکلی و به ارزش 500 هزار دلار (3 میلیون و پانصد هزار تومان) لوازم آرایش زنانه و به ارزش 113 هزار دلار پنیر سویسی وارد کشور شده ـ کشوری که در آن زمان دچار کمبود شدید ارز بود. در آن زمان، ایران ـ خود صادر کننده پنیر بود. چند روز پس از پخش این مطلب، دولت ضمن صدور اعلامیه ای درستی آن را تایید کرد و واردات این اشیاء متوقف شد. این قضیه، دیگران را تشویق به دادن آمارهای دیگری کرد ازجمله آمار تورهای خارجی و مسافرت های تفریحی به کشورهای دیگر که مصرف غیر ضروری ارز بود. پخش این موضوع از رادیو سبب شد که شورای پول (بانک مرکزی) از دولت بخواهد که موقتا (تا بهبود وضعیت ذخایر ارزی) از زدن مُهر خروج بر گذرنامه های افرادی که صرفا برای تفریح و گذران وقت و سیر و سفر می خواهند به خارج بروند خودداری کند که دولت پذیرفت و به دارندگان مُهر خروجی، یک ماه مهلت داد که از آن استفاده کنند تا منقضی نشود.
    علی امینی نخست وزیر وقت در تحسین از این برنامه رادیویی گفته بود:"ثابت شد که تا مردم همکاری نکنند مسائل اداری و فساد دولتی ریشه کن نخواهد شد که ریشه دارترین مسئله ایران است.".
    چندین ابتکار مهم دیگر که هرکدام می تواند قاعده و اصل (نه فرضیه) باشد از معینیان که اینک در پاریس زندگی می کند وارد تاریخ شده است ازجمله روش خاص استخدام جلسه ای ـ با توجه به روانشناسی و رفتار خاص ایرانی که به قولی، انضباط گریز است.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
خودکشی رئیس دفتر بازپرسی دادسرای تهران که دریافتی ماهانه او ناچیز بود، خبری که ایران را در اندوه فرو برده بود
هفدهم خرداد 1340 (7 ژوئن 1961) خودکشی یک کارمند دادسرای تهران در محل کار خود با شلیک گلوله، ایران را متأثر و به تأمل فرو برده بود و لازم است که هر سال یادآوری شود تا ایرانیان بدانند که اگر درآمدی به نام نفت نباشد و یا جانشین نداشته باشد، کشور در چه وضعیتی قرار خواهد گرفت. الموتی وزیر وقت دادگستری پس از شنیدن خبر خودکشی این کارمند، اشک ریخت و روز بعد روزنامه های تهران سرمقاله های خودرا به این خودکشی اختصاص داده بودند.
    جعفر طاهری 45 ساله و پدر 4 فرزند (3 دختر و یک پسر به نام های ثریا، سهیلا، سودابه و غلامعباس) بود و از 21 سال پیش از آن کارمند دولت و آخرین شغل دولتی او؛ رئیس دفتر بازپرسی شعبه 26 دادسرای تهران. وی با اینکه 21 سال سابقه کار داشت دریافتی ماهانه او 520 تومان (روزی 17 تومان و 3 قران = 5ر2 دلار وقت) بود و با این درآمد، زندگانی سختی داشت. جعفر طاهری مردی امین و درستکردار بود و خودرا خادم مردم می نامید. سرانجام در خرداد 1340 تیغ او به استخوان رسید، با چهار فرزند خود به یک عکاسخانه رفت، یک عکس یادگاری (که روزنامه ها آن را چاپ کردند و در زیر کاپی شده است) گرفت و چند نامه خطاب به مقامات تراز اول کشور نوشت و بامداد 17 خرداد زودتر از وقت ادارای به محل کار رفت. پیشخدمت هم آمده بود. برای اینکه اورا دور کند نامه هایی را که نوشته بود ـ جز یک نامه که خطاب به بازپرس (رئیس خود) بود به او داد و خواست ببرد و پُست کند. پس از رفتن او، جعفری در ِ اطاق را بست و یک گلوله به مغز خود شلیک کرد و جان سپرد.
    در آن زمان و تا سال ها بعد، درآمد ایران از نفت ناچیز بود و دستمزدها پایین. برای مثال: یک معلم دبستان 250 تومان، یک خبرنگار روزنامه 300 تومان و یک دبیر اخبار رادیو دولتی 400 تومان دریافتی داشت. دریافتی یک کارمند دولت با 30 سال سابقه کار حدود 900 تومان بود. از آنجا که ریال در استاندارد طلا قرارداشت، دولت نمی توانست بیش از ذخایر طلا، اسکناس چاپ کند که ایجاد تورّم می شد و قیمت ها بالا می رفت. ایران تا نزدیک به ده سال پس از آن حادثه در استاندارد طلا باقی مانده بود و قیمت ها ثابت. همان زمان، حاحبنظرانی بودند که به دولت پیشنهاد کردند که برای درآمد نفت ـ ولو ناچیز ـ جانشین بیاید و اقتصاد خودرا از این درآمد متزلزل برهاند.
این عکس با همین زیرعکس در روزنامه های تهران چاپ شده بود که از آنها کُپی شده است

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
شكست كامل ناآرام كنندگان خوزستان
دريادار دكتر احمد مدني كرماني
پس از شكست كامل نا آرام كنندگان خوزستان، 17 خرداد 1358 به خواست دريادار دكتر احمد مدني كرماني استاندار وقت خورستان، همه شوراها و كميته ها و كانونها در اين استان منحل و حفظ نظم صرفا به پليس و ژاندارمري سپرده شد. در ناآرامي هاي آن سال خوزستان كه چند هفته پس از پیروزی انقلاب آغاز شده بود و از آن بوي ضد ميهني به مشام مي رسيد 23 تن كشته، شماري مجروح و 120 نفر هم دستگير شده بودند و دريادار مدني با بكارگيري واحدهاي ارتش و يك تاكتيك ماهرانه به غائله پايان داد كه خدمت چشمگيري به حفظ تماميت وطن محسوب مي شود. وی چهار روز پیش از سرکوب فتنه گران صدام حسين را متهم به ارسال اسلحه به ايران و عامل تحريك برخي عوامل درخوزستان كرده و اطمينان داده بود كه از تماميت خوزستان محافظت خواهد شد و برای تامین آرامش خاطر ملت، تعهد سپرده بود كه اگر يك وجب از خاك خوزستان از دست رود حاضر است اعدام شود. دريار دكتر مدني پس از انقلاب، در سمت وزير دفاع كابينه، تلاش بسيار براي سر و سامان دادن به نيروهاي مسلح كشور كرده بود. اين كوشش در وضعيتي صورت گرفت كه خيلي ها و هرکدام به دليلي مايل به احياي ارتش وطن نبودند. وي در اين كار موفق شد. دكتر مدني كه يك ملي گراي بنام بوده است در نخستين انتخابات رياست جمهوري ايران دوم شد و سپس به نمايندگي از زادگاه خود ــ كرمان ــ به مجلس رفت كه در همان نخستين جلسه با مشاهده وضعيت گفت: اينجا جاي من نيست و اندكي بعد از كشور خارج شد و.... دكتر مدني در فوريه 2006 در آمريکا از بيماري سرطان درگذشت. وي که سالها قبل از انقلاب به تصميم شاه که اورا مخالف خود مي پنداشت بازنشسته پيش هنگام شده بود از زمان بازنشسته شدن در دانشگاه کرمان تدريس مي کرد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اظهار نظر ژوئن 1997 ويليام کلينتون درباره انتخاب محمد خاتمي
هفتم ژوئن 1997 و دو هفته پس از انتخاب محمد خاتمي به عنوان رئيس جمهور ايران، ويليام كلينتون رئيس جمهوري وقت آمريكا گفت كه انتخاب يك ميانه رو در ايران اين اميد را به وجود آورده است كه مسئله ايران و آمريكا از بُن بست خارج شود.
    در همين روز، «اينديك» ديپلمات آمريكايي نیز اظهار اميدواري كرده بود كه با انتخاب محمد خاتمی، راه برای رفع اختلاف نظرهای دو دولت و حل مسائل في مابين هموار شود.
     همان شب مفسر شبکه تلویزیونی «سی بی اس» آمريکا ضمن اشاره به اظهار نظر این دو مقام یادآور شده بود که طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی، رئیس جمهور در ایران رئیس قوه مجریه است (در حد نخست وزير در نظام پارلماني) نه رئیس کشور که بتواند در امور مهم، خطوط کلی و سیاست خارجی به تنهایی تصمیم بگیرد. طبق اصول قانون اساسي، در جمهوري اسلامي ايران حرف آخر را رهبر کشور می زند که فرمانده کل نیروهای مسلح و ولي فقيه است و تعیین سیاست های کلی و انتصاب رئیس قوه قضایی با اوست و در مواردی می تواند رئیس جمهور را هم عزل کند. تنفيذ حکم رئيس جمهور نيز با اوست.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اعتراف ضمني «اوباما» به کمک واشنگتن به ساقط کردن حکومت مصدق ـ رابطه گرم مصدق با روزنامه نگاران
روابط گرم و دوستانه با روزنامه نگاران ـ این عکس تاریخی نورالدین نوری خبرنگار وقت روزنامه اطلاعات را در بهار 1332 در حال گفت و شنود با مصدق در خانه اش نشان می دهد

شبکه های تلویزیونی آمریکا در سه روزی که به 15 خرداد 1388 (پنجم ژوئن 2009) ختم شد از دیدار باراک اوباما رئيس جمهور اين کشور از کشور سعودی و مصر به عنوان «رسیدن به جهان اسلام» یاد کردند و اظهارات رسمي او در اين را بازتاب دادند. به باور برخی از اصحاب نظر، اعتراف ضمني «اوباما» در يک نطق خود در قاهره به اینکه دولت وقت واشنگتن به ساقط کردن حکومت مصدق کمک کرد مهمترین قسمت نطق او بود. به باور اين صاحب نظران، با سقوط حکومت مصدق دمکراسي نيز از ايران رخت بربست و اين کشور با مشکل رعايت حقوق بشر روبرو شد. مصدق مناسبات نزديک با روزنامه نگاران داشت و سابقه نداشت که درخواست ملاقات آنان را رد کند. خبرنگاران روزنامه هاي صبح تهران اخبار جلسات شوراي وزيران را که عمدتا در شب برگزار مي شد، تلفني از خود او مي گرفتند ـ پس از اتمام جلسه به خانه اش تلفن مي زدند و او پاسخ مي داد. مصدق هميشه از فرصت ملاقات با روزنامه نگاران استفاده مي کرد و متقابلا اوضاع را از آنان مي پرسيد و نظرشان را استفسار مي کرد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
قالیباف در زمان نامزدی انتخابات 1392: نخبگان و اندیشمندان را به عرصه بازخواهم گردانید تا به تحوّل مدیریّت ها و حل مسائل کمک کنند
قاليباف
شیراز ـ 6 ژوئن 2013 (16 خرداد 1392) ـ خبرگزاری فارس: محمدباقر قالیباف (ژنرال، از سرداران جنگ 8 ساله، رئیس پیشین پلیس ایران، شهردار تهران و يکي از نامزدهاي هشتگانه انتخابات 14 ژوئن 2013 = 24 خرداد 1392 رياست جمهور) در اجتماعی از مردم شیراز ضمن اشاره به مسائل اداری کشور گفت که باید ترتیبی داده شود تا نخبگان، بزرگان و اندیشمندان که تاکنون هر کدام به دلیلی از کار و تلاش در صحنه نظر دهی، تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری کنار گذاشته شده‌اند، دوباره به عرصه فعالیت بازگردند تا به تحوّل مدیریت ها در ایران و حل مسائل اداری و مشکلات ناشی از آن کمک کنند. نظام اسلامی کشور اینک بیش از هر زمان نیازمند یک حرکت جِدّی نوین و یاری این نخبگان و اندیشمندان دارد. پس از هر انتخابات و از همان نخستین روز آغاز کار انتخاب شدگان، مردم [رای دهندگان] باید تحرّک نوین را احساس کنند و در راستای آن قرارگیرند.
    قالیباف در آن اجتماع همچنین گفت: حرکت، کار و تلاش برای پیشرفت یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت حیاتی است. باید به مدیریت خسته و بسته در ایران پایان داده شود و خون تازه در رگ های کشور به جریان افتد. وفای به عهد [قول و تعهد نامزدهای هر انتخابات به رای دهندگان] شرط دینداری است که در اسلام به آن تاکید شده است.
    قالیباف ـ نامزد وقت انتخابات ریاست جمهور ـ در جریان کَمپین انتخاباتی خود در آن سال بارها گفته بود که تمامی اصول قانون اساسی را دقیقا اجرا خواهد کرد و خودرا به رعایت احکام اسلام و تامین شعارهای انقلاب سال 1357 متعهد و مکلّف می داند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در دنياي داستان نويسي
زادروز داستان نگار ترکیه
Orhan Pamuk
امروز زادروز «اورهان پاموک» داستان نگار ترکیه است که هفتم ژوئن 1952 در استانبول به دنیا آمده است. وی که برنده جایزه نوبل ادبی سال 2006 است اینک در دانشگاههای آمریکا فنون داستان نویسی و ادبیات تطبیقی تدریس می کند. داستانهای اورهان به بیش از پنجاه زبان ترجمه شده و هفت کتاب از تالیفات او جمعا هشت میلیون نسخه فروش داشته اند. اورهان چند سال پیش پس از اینکه در نطقی به کشتار ارمنیان توسط عثمانی اشاره کرد متهم به خیانت به وطن شد و تحت تعقیب قضایی قرارگرفت. عناوین داستانهای مهم او عبارتند از: قلعه سپید، کتاب سیاه، برف، اسم من سرخ است، استانبول و زندگانی نو.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
ژوئن 1818 و آغاز چاپ نظرات و نامه هاي مردم در نشريات و ... و از دهه يکم قرن 21 پخش آنها از تلويزيون
نشريات عمومي انگلستان هفتم ژوئن سال 1818 تصميم به باز كردن صفحه اي براي چاپ نامه ها و نظرات مردم گرفتند و شرايط آن را هم تعيين كردند. اين تصميم كه توسط ناشران نشريات شهر لندن گرفته شده بود بعدا عموميت يافت و باعث توجه جمع ديگري از مردم به روزنامه ها و نيز بالا رفتن اهميت نشريات در نظر مقامات شد. قبلا هم نامه هاي مردم به صورت پراکنده در جرايد به چاپ مي رسيد، ولي صفحه خاصي که بعدا «نامه به سردبير» عنوان گرفت در آنها وجود نداشت. پس از ایجاد نامه ها و نظرات مردم، یک دبیر تازه بر دبیران اطاق خبر اضافه شد که به او عنوان پابلیک ادیتور (دبیر مخاطبان) دادند. این دبیر درعین حال با عوامل خود نظرات مخاطبان درباره محتوای روزنامه را جمع آوری و به سردبیر اجرایی گزارش می کند و سردبیر درصورت ایجاد تغییرات در تحریریه خود؛ این نظرات را جهت توجیه اقدام خود اعلام می دارد. در قرن 20 راديو ــ تلويزيونها كوشيدند تا در اين امتياز رسانه هاي چاپي شريك شوند، ولي تا دهه جاری (دهه یکم قرن 21) در اين کار موفق نبودند که از آغاز این دهه، نظرات واصله مخاطبان ـ از طریق ایمیل، فاکس و تلفن ـ در پایان هر بخش خبری را پخش می کنند و این نظرات گاهی طولانی تر از بخش خبر مربوط می شود. اظهار نظرها عمدتا درباره مطالبی است که در بخش اخبار پخش شده است. ریتینگ ها نشان می دهد که از زمان پخش نظرات واصله، شمار مخاطبان شبکه های تلویزیونی افزایش یافته است.
     در پي باز شدن صفحات نظرات و انتقادهاي مردم در نشریات چاپی (از قرن نوزدهم)، هر دولت براي اين كه اين انتقادها و ناله ها بدون پاسخ نماند و عقده نشود و نيز نظرات و اندرزها هدر نرود از سازمانهاي خود خواست كه فردي را مامور جمع آوري و طبقه بندي اين نظرات و نامه ها از لابلاي روزنامه ها كنند و آنها را به اطلاع وزير و مدیر مربوط و حتی رئيس دولت برسانند كه به تدريج اين وظيفه، جزيي از كار روزانه دفاتر روابط عمومي شده و اين دفاتر رابط ميان صاحب نظر و روزنامه از يك طرف و دولت از طرف ديگر قرار گرفته اند و پاسخ ها و اقدامات را اخذ و براي اطلاع عموم به روزنامه ها می دهند. بي پاسخ ماندن نامه ها علامت كم كاري و يا بي اعتنايي موسسه مربوط نسبت به افكار عمومي بشمار مي آيد.
     در سال 2004 كنگره بين المللي پنجاه و هفتم روزنامه نگاران كه در استانبول برگزار شده بود به روزنامه هاي چاپي كه گرفتار رقابت شبكه هاي تلويزيوني و وبلاگها شده اند توصيه كرد كه انتشار نامه ها و نظرات افراد را افزايش دهند و مقالات و تحليل و تفسيرهاي بيشتري منتشر كنند و بكوشند كه اخبارشان مكمل خبرهاي كوتاه راديو تلويزيونها باشد يعني بر خبر مطلق، سابقه و نظر اضافه و آن را تكميل كنند و فيچرنگاري را بهبود و وسعت بخشند و برتعداد عكس و مخصوصا كاريكاتور بيافزايند. با وجود اين، طبق آخرين آمار منتشره از سوي «وان ( انجمن جهاني روزنامه ها)»، تطابق نشریات چاپی با وضعیت روز (رقابت با آنلاین ها) به کندی صورت می گیرد و شمار مخاطبان روزنامه هایی که در این تطابق تعلل می کنند رو به کاهش است و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
بانزاي؛ نبرد انتحار آمیز یک واحد ژاپنی که جزیره آمریکایی «آتو» آلاسکا را تصرف کرده بود
سربازان ژاپنی در حال نبرد و پس از مردن در جزيره آتو ـ عکس سرهنگ ياماساکي
امپراتوری ژاپن هفتم ژوئن 1942 دو جزیره «آتو Attu» و «کيسکا Kiska» را در آلاسکا تصرف کرد تا از آنجا تعرض زمینی خود به آمریکای شمالی را (که بعدا از اندیشه های استالین شد) آغاز کند. دولت واشنگتن در دهه 1870 آلاسکا را از تزار روسیه خريداري کرد و اينک يک ايالت فدراسيون آمريکاست. از سال 1812 (زمان تعرض انگلیسی ها به ایالات متحده که ضمن آن شهر واشنگتن هم به آتش کشیده شد) تا هفتم ژوئن 1942، این نخستین بار بود که نظامیانی از یک کشورخارجی گوشه ای از ایالات متحده را تصرف کرده در آنجا مستقر شده بودند. این استقرار تا 30 ماه می سال بعد (تقریبا یک سال) ادامه داشت.
    تاریخسازشدن این رویداد تنها به خاطر تصرف این دو جزیره نبوده است بلکه ایستادگی ژاپنی ها که از 11 می 1943 تا 30 می طول کشید و به بانزای Banzai (نبرد تا آخرین قطره خون ـ نبرد انتحار آمیز) معروف شده است فصلی از تاریخ نبردهاي جنگ جهاني دوم شده است. دولت آمریکا برای پس گرفتن جزیره «آتو» در آلاسکا که در آن دو هزار و نهصد سرباز ژاپنی به فرماندهی سرهنگ یاسویو یاماساکی Yamasaki Yasuyo مستقر بودند 15000 نظامی به این جزیره فرستاد که با آتش توپهای چند کشتی جنگی پشتیبانی می شدند. سرهنگ یاماساکی به سربازان خود گفت که پیروزی ما در این وضعیت امکانپذیر نیست بنابراین بهتر است که برای وطن تاریخ بسازیم و تا آخرین نفر و آخرین قطره خون ایستادگی کنیم. نظامیان ژاپنی 19 روز در برابر نیروی آن برتر ایستادگی خارق العاده کردند، دو هزار و هشتصد و پنجاه تن از آنان و ازجمله سرهنگ یاماساکی کشته شدند و 29 نفر دیگر که مجروح شده و عمدتا برخاک افتاده بودند به اسارت درآمدند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دو رويداد مهم در منطقه بالكتيك
شكست نظامي دانمارك از سوئد در هفتم ژوئن 1660 باعث بازشدن درياي بالتيك به روي كشتي هاي جنگي همه كشورها شد. دانمارك مانع از اين رفت و آمد بود.
    در همين روز در سال 1905 نروژ از سوئد جدا شد كه در سال 1814 به صورت يک قلمرو واحد در آمده بودند. تصميم به جدايي را نروژ گرفته بود. نروژ يك كشور ثروتمند داراي نفت است. اين نفت سالها پس از جدايي دو كشور به بهره برداري رسيد.
    
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزی که اسرائيل تاسیسات اتمی عراق را بمباران کرد
بقایای ساختمان محل تاسیسات اتمی اوسیراک

هفتم ژوئن 1981 دو دسته هواپیمای نظامی از اسرائیل خودرا به 20 کیلومتری جنوب شرقی بغداد رسانیدند و تاسیسات اتمی و توليد پلوتونيوم عراق را که در اين ناحيه با کمک فرانسویان بوجود آمده بود بمباران کردند و از ميان بردند. قبلا و در سی ام سپتامبر 1980 (چند روز پس از تعرض نظامی عراق به ایران)، دو فانتوم ایران (جت نظامی از نوع اف ـ 4) این تاسیسات را بمباران کرده بودند. فرانسویان بر این تاسیسات نام اوسیراک (مخفف دو کلمه اوسیریس ـ خدای مصری یونایی عهد باستان ـ و عراق = ایراک) گذارده بودند ولی دولت وقت عراق آن را تموز (نام یک ماه بابلی ها) می خواند. گفته شده است که فرانسویان نقشه تاسیسات را به اسرائیلی ها داده بودند!. این نخستین تاسیسات اتمی با رآکتور فعال در طول تاریخ بوده است که بمباران شده است. بمباران کننده ظاهرا نگرانی از تشعشعات اتمی و آسیب دیدن محیط زیست به خود راه نداده بود. تاسیسات اتمی عراق زیر زمینی و يا در دل کوه نبود که از گزند بمباران مصون باشد. عراق در آن منطقه فاقد کوه و تپه بلند است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دستگیری جاسوس پس از 30 سال!
زن و شوهر متهم به جاسوسی!

قرار بود که دولت ایالات متحده (دولت اوباما) تحریم کوبا را که نیم قرن به درازا کشیده است کاهش دهد و در تسهیل نسبی مسافرت اتباع گام هایی برداشته شده بود که پنجم ژوئن 2009 رسانه های آن کشور خبر از دستگیری یک زن و شوهر کهنسال (هر دو آمریکایی) به اتهام جاسوسی برای کوبا دادند و نوشتند که این دو، از سی سال پیش برای فیدل کاسترو جاسوسی می کردند! و یک بار هم برای چهار ساعت با او دیدار داشتند. اين رسانه ها مدعی شده بودند که سابقه نداشته کاسترو چنین وقت طولانی به کسی دیگر داده باشد. هنگام دستگيري ـ شوهر؛ «والتر کندال مایرز» 72 ساله و زن؛ «گوندولی» 71 بودند که والتر پس از بازنشسته شدن از کار در وزارت امور خارجه آمریکا به تدریس در دانشگاه پرداخته بود.
    در پی انتشار این خبر، برخي از اصحاب نظر در آمریکای لاتین گفته بودند که این دستگیری بهانه ای بیش نبوده و با هدف خودداری از انجام وعده و کاهش تحریم ها و نیز قطع و یا توقف تسهیلات مسافرت آمریکاییان به کوبا صورت گرفته است. دستگیری جاسوس پس از 30 فعالیت جای تأمل دارد. به اظهار اين صاحب نظران، در طول این سی سال، ماموران 16 سازمان ضد جاسوسی آمریکا کجا بودند که دفعتا حالا (و پس از بازنشسته شدن متهم و ترک وزارت امورخارجه آمریکا) به این کشف نائل آمده اند و .... کوبا به چه اطلاعاتی نیاز داشته که جاسوس بکارگیرد و با چه پولی، و چه نوع اطلاعات رد و بدل شده است؟ و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
315 بیلیونر در کشور اسما کمونیستی چین! ـ چرا و چگونه ـ سرانجام این روند
نشریه «هورون» چاپ پکن، بهار 2014 درگزارشی شمار بیلیونرها = میلیاردرهای چین ـ چین اسما سوسیالیست را که باید دارای یک جامعه بدون طبقه باشد ـ 315 تَن به دست داده بود ـ 315 بیلیونر که دارای رستوران و ... لوکس ویژه خود هستند ـ در کشوری که تا 1982 (سه دهه پیش) تقریبا سوسیالیستِ تمام عیار بود و در آن ثروتمند و مالکیّت فردی وجود نداشت و تا پنج سال پیش از آن (سال 1976) تمامی مردم آن کشور از همه لحاظ ـ حتی لباس و آرایش موی سر، برابر و یکنواخت بودند. دولت واشنگتن با استفاده از فرصت درگذشت مائو تسه تونگ رهبر انقلاب سوسیالیستی چین در سپتامبر 1976، همه تدابیر و مساعی خودرا بکار بُرد ـ از تشویق کمپانی های آمریکایی و دوستان آمریکا در سرمایه گذاری و انتقال کارگاه تا اعزام مستشار و کارشناس و خرید کالای ساخت این کارگاهها و محصول آن سرمایه گذاری ها ـ تا چین دارای اقتصاد کاپیتالیستی شود و این اقتصاد پابرجا بماند و موفق شد.
    چین از اکتبر 1949 یک جمهوری خلق (توده ای) با نظام سوسیالیستی اعلام شده بود. مائو رهبر این نظام در اواسط دهه 1960 (17 سال پس از برقراری نظام سوسیالیستی) احساس کرد که مقامات (طبقه حاکمه) با اینکه ظاهرا (و با آراء تشریفاتی) منتخب حزب کمونیست هستند به تدریج از مردم جدا شده و گذشته خودرا فراموش کرده و به صورت مقامات پیش از انقلاب و مقامات کشورهای دیگر و در مواردی بدتر از آنان درآمده اند و دِنگ شیائو پینگ و لیو شائوچی (شائوکی) دو مقام طراز اول حزب حاکم حامی آنان و خواهان تجدید نظر در اصول نظام. این نگرانی مائو از زمان بر سر کار آمدن خروشچف در مسکو (اواخر دهه 1950) پدید آمده بود. مائو برای قطع هرگونه تفکّر برتری جویانه و خودخواهی افراد و بازگشت به دوران آزمندی ها و اِلیت بازی و عملا موروثی و تثبیت شدن مقامات کشوری و حزبی در دست یک گروه کوچک و محدود، از سال 1966 انقلاب فرهنگی به راه انداخت و دست به پالایش حزب و دولت و طبقه الیت ها زد.
    در پی درگذشت مائو، و پس از گذشت زمانی بسیار کوتاه، همان برکنار شده ها ازجمله دِنگ شیائو پینگ بکار بازگشتند و در صدد پنبه کردن رشته های رهبر متوفی برآمدند که آمریکا به کمک شتافت و چین را به لحاظ اقتصادی، در راهی که می خواست قرارداد ـ راهی که بازگشت از آن هم [به علت ایجاد وابستگی ها] بسیار دشوار به نظر می رسد. بر سر کار آمدن گورباچف در مسکو و گرفتار شدن او در بازی های دیپلماتیک و روابط عمومی غرب، فروپاشی بلوک شرق، قدرت یافتن یک الکلی کم سواد به نام یلتسین در روسیه و فروپاشی این جماهیریه جانشین روسیه تزاری به تصمیم تنها 3 نفر! ـ بدون توجه به روسی شدن مردم آن (Russfication) و (Russianism) و سپس فروافتادن در فساد اداری ـ اقتصادی و عمدتا به علت خصوصی سازی اموال عمومی (متعلق به همه اتباع)، پیدایش میلیاردرهای یکشبه، مافیابازی و احساس مادیگری در افراد به استحکام نظام کاپیتالیستی در چین کمک کرد و چهره جهان تغییر یافت بگونه ای که در بیشتر کشورها با رنگ باختن فرضیه های ایدئولوژیک، ابزار قدرت (از جمله رسانه ها و احزاب) عملا به دست کمپانی ها و اصحاب منافع و اِلیت ها (یک در هر صد هزار نفوس کره زمین) افتاده است، فاصله طبقاتی (کلاس) به سرعت در حال گسترش است که به نظر اندیشمندان نمی تواند دوره ای طولانی داشته باشد، و سرگرم کردن توده ها با درگیر کردن آنان در امور پیش پا افتاده، سرگرمی و برخورد با خود از طریق نِت ورک های اصطلاحا اجتماعی نخواهد توانست مانع بپاخیزی ها شود زیراکه نابرابری ها و بویژه نابرابری های ناشی از فساد اداری ـ اقتصادی، برای هر انسان ذاتا تحمل پذیر نخواهد بود و به قول اندیشمندان ازجمله مائو تسه تنگ (دونگ) در چنان شرایطی هر جرقه تبدیل به انفجار خواهد شد. افکار مارکس در چنان شرایطی در قرن نوزدهم پیدایش یافت و اینک تلاش اِلیت ها که حکومت بسیاری از کشورها ـ همه کشورهای قدرتمند ـ را به دست دارند جلوگیری از پیدایش مارکس های تازه است.
    روپرت هوگورف، ناشر«هورون» گفته بود که طبق تحقیق این نشریه، معاملات و امور املاک و مستغلات از بزرگترین منبع کسب ثروت در چین در سال های اخیر بوده است. بهای مستغلات در چین [کشور اسما کمونیستی و توده ای] اخیراً رشد بی سابقه داشته است. با وجود این، گمان نمی رفت که در طول یک سال 15 بیلیونر بر بیلیونرهای چینی اضافه شود. به گزارش مجله «هورون»، یکی از این مستغلاتی ها معادل٢٢ میلیارد دلار آمریکا! دارایی و ثروت دارد. طبق این گزارش، ثروت بیش از نیمی از یکهزار میلیونر چینی به مرز بیلیونر (میلیاردر) شدن نزدیک می شود.
    از آنجا که آمریکا خریدار بزرگ کالای ساخت چین است و تجارت چین عمدتا با دلار آمریکا صورت می گیرد، سیاست آمریکا براین بوده است که چین با دلارهای خود اوراق بهادار (باوند، نُت و بیل) خزانه داری آمریکا را که دارای بهره است خریداری کند تا نه تنها ثبات این اوراق و در نتیجه ارزش جهانی دلار حفظ شود بلکه بر اقتصاد و در نتیجه قدرت چین کنترل داشته باشد. اینک ـ سال 2014، چین بیش از یک تریلیون و دویست میلیارد دلار اوراق خزانه داری (ترِژری) را در دست دارد که اگر کاری کند که دلیلی برای تحریم خود به دست آمریکا بدهد ....
یک رستواران طبقه اعیان در چین [چین توده ای! که باید در آن برابری مردم تأمین و تضمین باشد]

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 7 ژوئن
  • 1494:   اسپانيا و پرتغال با امضاي عهد نامه TORDESILLAS موافقت كردند كه قاره آمريكا را ميان خود قسمت كنند. اين تصميم برپايه اعلاميه قبلي پاپ اتخاذ شد.
        
  • 1557:   انگلستان به فرانسه كه با اسپانيا متحد شده بود اعلان جنگ داد.
        
  • 1863:   سپاه اعزامي فرانسه به مكزيك، مكزيكو سيتي را تصرف كرد.
  • 1898:   حزب سوسيال دمكرات ايالات متحده براي نخستين بار از جانب خود نامزد رياست جمهوري تعيين كرد.
  • 1942:   ناو امريكايي «يورك تاون» در جريان جنگ «ميدوي» توسط نيروهاي ژاپني غرق شد.
  • 1967:   نيروهاي اسرائيل ارتش مصر در صحراي سينا را تا آبراه سوئز عقب راندند.
  • 1990:   مجلس نمايندگان آمريكا با تصويب طرحي دولت اين كشور را از فروش تكنولوژي پيشرفته به شوروي مادام كه با استقلال ليتواني موافقت نكند منع كرد.
  • کارنامک نوشيروان (خاطره ای از مولف)
    گزارشی از مشاهدات این مؤلف از بلیت هواپیما، سرعت کار در فرودگاه امام، خصلت مهربان بودن ایرانی، دیدار یک نابغه بانکی و نظرات یک ریلتور
    24 ماه می 2016 در بازگشت به تهران، در فرودگاه وین (اتریش) و در فاصله دو پرواز، مسافران ایرانی که طبق معمول در محوطه پشت گِیت، دور هم جمع شده بودند، از گرانی بهای خرید بلیت هواپیما در آمریکا در مقایسه با خرید آن در تهران سخن می گفتند. از اظهارات آنان چنین برمی آمد که اگر مسافر در آمریکا بلیت یکطرفه و یا یکساله بخرد و بلیت های رفت و آمدهای بعدی خودرا در ایران تهیه کند، صرفه جویی چشمگیر خواهد داشت.
        این حرف در گوش من (نوشیروان کیهانی زاده) بود و نهم اردیبهشت که از پیاده رو خیابان قره نی (قرنی) ـ حدود 25 متر بالاتر از میدان فردسی می گذشتم چشمم به تابلو «شرکت خدمات مسافرت هوایی ایران» افتاد. وارد دفتر فروش آن شدم و بهای بلیت رفت و بازگشت از تهران به فرودگاههای نزدیک به پایتخت آمریکا را ـ در ماههای خرداد تا شهریور، فصل تابستان و تعطیل مدارس و سیر و سفر ـ پرسیدم گفتند که با لوفت هانزا 3 میلیون و یکصد هزار تومان یعنی حدود 900 دلار، درست نصف بهای آن در آمریکا.
        در مدت توقف در فرودگاه وین، مسافران ایرانی همچنین از بازرسی دقیق و وقت گیر و عکسبرداری با اشعه ایکس از اعضای بدن در فرودگاههای آمریکا ـ پیش از سوار شدن و صف های طولانی و دلهره مسافران از نرسیدن به پرواز سخن می گفتند و اعتراض داشتند که یکی از آنان گفت: این بازی های تازه را برای این درآورده اند که بگویند دولت به تنهایی قادر به انجام این کار نیست و امر بازرسی امنیتی مسافران هوایی را به یک مؤسسه غیر دولتی بدهند و هزینه را از مسافران بگیرند (بر بهای بلیت اضافه شود).
        ـ ـ ـ ـ ـ
        
        سهولت کار در فرودگاه امام
        
        5 ساعت بعد که به فرودگاه امام خمینی (تهران) رسیدیم، از لحظه خروج از هواپیما و ورود به راهرو تا مُهر زدن گذرنامه ها، برداشتن جامه دان ها و عبور از گمرک تنها 5 دقیقه طول کشید که در هیچ فرودگاهی در سراسر جهان این سهولت کار و نظم و ترتیب دیده نمی شود. افسران گذرنامه خوش آمد می گفتند و تبسم بر لب داشتند، استفاده از چهارچرخه حمل جامه دان ها رایگان بود و بازرسی گمرکی مگر به تمایل شخص مسافر (عبور از مسیرِ سابقا خط قرمز) صورت نگرفت. این وضعیت همه مسافران را شادمان کرده بود. ولی عیب کار پس از خروج از فرودگاه بود که شاتِل انتقال به ترمینال های شهر وجود ندارد و کرایه تاکسی بسیار سنگین است. یک مسافر گفت که کرایه تاکسی از فرودگاه مهرآباد هم سنگین است و او دو ـ سه ماه پیش 45 هزار تومان برای رفتن به خانه اش از فرودگاه داده بود.
        ـ ـ ـ ـ ـ
        
        کمک انسانی رئیس و مقامات شعبه بانک ملّی
        
        به خاطر دارم که دهم مارس 2016 (اسفندماه)، در فرودگاه امام، مأموری که ورقه پرداخت عوارض خروجی 75 هزار تومانی مرا دریافت و به آن نگاه می کرد، با لبخندی گفت: ندیده ام کسی نام خودرا آقای ... نوشته باشد!. نگاهی به ورقه کردم و گفتم که یک کارمند ارشد بانک ملّی شعبه معراج (واقع در خیابان دماوند ـ بعد از چهارراه خاقانی، ایستگاه داریوش) فُرم را پُر کرد زیراکه عینک خواندن خودرا همراه نداشتم، وقت نبود و کوربازی در آورده بودم که «مجید واجاری» رئیس شعبه متوجه شد و رحیم کاظمی و حمید غلامعلی دو کارمند ارشد بانک و یکی از آن دو، معاون شعبه به کمک شتافتند و فُرم را با سئوال کردن مشخصات از من، پُر کردند و پرداخت صورت گرفت ـ کمکی که تنها ایرانیان آماده انجام آن هستند که به مهربان بودن شهرت جهانی دارند و آنان کلمه آقای ... را نوشته اند، نه من. مأمور فرودگاه هم از شنیدن ماجرا تعجب و کارکنان بانک را تحسین کرد.
        در بازگشت به کشور، به همان شعبه رفتم تا دوباره تشکر کنم و نام هایی را که در بالا ذکر شد به دست آوردم و با دوربین خود عکسی از سردر آن شعبه بانک ملی گرفتم تا در اینجا درج شود که ضمن قدردانی باعث تشویق همگان به مهربانی کردن و کمک به دیگران شود.
        



        ـ ـ ـ ـ ـ
        بانک مورد علاقه فرهنگیان و یک نابغه در آن
        
        دویست متر پایین تر از آن بانک، در پیاده رو مقابل، در کنار در ِ ورودی شعبه خیابان دماوندِ «بانک سرمایه»، دو ـ سه فرهنگی قدیمی و بازنشسته را دیدم که از دیرباز یکدیگر را می شناختیم. آنان قصد ورود به شعبه بانک را داشتند و گفتند که وزارت آموزش و پرورش هم از سهامداران آن بانک است و فرهنگیان کشور آن را برای داشتن حساب و سرمایه گذاری ترجیح می دهند. یکی از آنان گفت که این شعبه مدیری بسیار شایسته و او یک معاون دارد که از لحاظ هوش و سرعت انتقال و عمل و معلومات بانکی از نوابغ روزگار است و مرا دعوت به ورود به بانک و دیدار آن دو کردند. ضمن مکالمه ای نسبتا کوتاه با هر دو مقام ـ وحید سید مؤمنی رئیس شعبه و بانو مرضیه سادات سجادی معاون او که می گفتند عَنقریب به شعبه قلهک منتقل خواهد شد پی به درستی سخن و تعریف و تمجید که از آنان شنیده بودم بردم و امید به وطن که چنین افرادی را به وجود آورده است در من افزایش یافت. بانو مرضیه واقعا دارای نبوغ است و یک فرد فوق العاده. بقیه کارکنان شعبه نیز فعّال و مهربان به نظر می آمدند.
        
    این عکس را یکی از همان فرهنگیان قدیمی، به اشاره من با سلفون خود از وحید و مرضیه گرفت و به من ای ـ میل کرد


        ـ ـ ـ ـ ـ
        راه بهتر شدن معاملات مستغلات
        
        با یکی از همان فرهنگیان قدیمی و آشنا، چند قدم پایین تر به یک بنگاه معاملات مستغلات به نام «گلستان» رسیدیم که دو نبش بود. آشنای من به بنگاه قدم گذارد و من هم متعاقب او. پس از معرفی من به عنوان یک روزنامه نگار، نشستیم. به «دیوسالار» مدیر بنگاه گفتم که 60 سال پیش خبرنگار میز اقتصادی روزنامه اطلاعات بودم و از بنگاههای معاملات مستغلات هم خبر می گرفتم و پرسیدم که برای بهبود کار چه پیشنهادهایی دارد. گفت: باید بمانند آمریکا و چند کشور دیگر یک سیستم ام ال اس به وجود آید تا مستغلات اعم از خانه و زمین ساختمانی با درج عکس و شرح و تاریخچه در آن که اینترنتی است قرارگیرد و در دسترس همه ریِلتورها، که مثلا بدانند که عمارت در چه تاریخ ساخته شده به علاوه تاریخچه فروش های آن دست کم در 25 سال آخر و مبالغ فروش و اجاره و میزان عوارض شهرداری آن. هر مستغل باید ارزشیابی عمومی (دولتی) شده باشد. آژانسی که خانه را لیست می کند یعنی که فروشنده، نخست به او مراجعه کرده باید مشخص باشد و اگر یک ریلتور ِ دیگر آن را بفروشد باید سهم ریلتور ِ لیست کرده را بدهد. باید مشخص شود که مستغلas is (به همانگونه که هست) به فروش می رسد و یا تعمیر کامل. باید عیب و نقص ساختمان و امنیت محله از لحاظ نزاع و سرقت برای خریدار ِ بالقوه معلوم باشد. باید بیش از این، از اعلان اینترنتی استفاده شود زیرا که امروزه همه افراد به اینترنت و آنلاین ها دسترسی دارند. مسئله دیگر «اجاره» است. در کشورهای دیگر، ریلتورها ساختمان افراد را اجاره می دهند، اجاره بها را هر ماه می گیرند و به موجر آن می دهند. خانه را هر سه ماه یکبار بازدید می کنند تا آسیب به آن وارد نشده باشد. هنگام تخلیه، هزینه آسیب وارده باید از محل سپرده و یا مبلغ رهن پرداخت شود و .... با این عمل، هیچگاه مستغل از شکل و ساخت، اُفت نمی کند و همیشه سالم و آماده سکونت کردن است و کمکی است بزرگ به اقتصاد کشور و زیبایی شهر. هر بنگاه «ریِل استیت = معاملات مستغلات» دارای تعمیرکار ساختمان است که به محض اطلاع مستأجر و یا مشاهدات خود هنگام بازرسی، محل آسیب دیده و یا از کار افتاده را تعمیر می کند. به علاوه، ریلتورها یک مرجع به دست دادن بازار مربوط، به سازندگان ساختمان، خریدار و فروشنده و روزنامه نگار هستند. باید این کارها صورت گیرد.
        
    دیوسالار مدیر بنگاه معاملات مستغلات گلستان

     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.



     

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com