Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
4 دسامبر
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 4 دسامبر
ایران
اخطار وثوق الدوله - نگاهی به یک نمونه از بازی های او
4 دسامبر سال 1918 (13 آذر 1297)، 23 روز پس از پایان جنگ جهانی اول، وثوق الدوله كه سلطان احمد شاه كناره گیری اش را از ریاست وزراء نپذیرفته بود به مخالفان خود اخطار كرد كه اگر بازهم با برنامه ها و سیاست هایش [خیانت به وطن و خدمت به دولت لندن] مخالفت كنند، آنان را شدیدا تنبیه خواهد كرد.
     وثوق الدوله كه مورد حمایت انگلستان بود چون از قبل می دانست كه استعفایش پذیرفته نخواهد شد، ششم آذر ماه ژست كناره گیری گرفت تا پس از ردّ آن با قدرت بیشتری حكومت و میهندوستان را سرکوب كند. دولت انگلستان كه با كمونیست شدن روسیه و کنار رفتن از صحنه، یكه تاز میدان ایران شده بود هر روز وعده حمایت به وثوق الدوله می داد تا این كه با او قراردادی را امضاء كرد كه دست كمی از تحت الحمایه شدن ایران نداشت!.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
انتقال دكتر مصدق در آذرماه 1319 از زندان بیرجند به روستای احمد آباد ـ نخستین تبعید او به این روستا
دكترمصدق، سياستمدار محبوب ايرانيان
در تبعيدگاه احمدآباد در دهه هاي 1330 و 1340 هجري خورشيدي

در این روز در سال 1940 (در آن سال مصادف با 13 آذر 1319) دكتر محمد مصدق كه در بیرجند زندانی بود به احمدآباد ساوجبلاغ (نزدیك كرج) منتقل و در اینجا به حالت تبعید تحت نظر ماموران انتظامی قرارگرفت.
    رضاشاه با دكتر مصدق كه طبیعتی آزادیخواه و ضد زورگویی داشت میانه خوبی نداشت و وی را در بیرجند زندانی كرده بود تا ازنیش انتقادهایش آسوده شود. دكتر مصدق پس از تبعید رضاشاه از ایران آزاد شد و مردم تهران بار دیگر او را به عنوان نماینده اول خود به مجلس فرستادند و او از اینجا بود كه به سلطه طولانی انگلستان بر ایران پایان داد و ایرانیان را در طول حكومت دو سال و نیمه خود به صورت مردمی مبارز در افكار جهانیان در آورد.
     دكتر مصدق در 1335 نیز پس از تحمل سه سال زندان در تهران، به احمد آباد تبعید شده بود و تا پایان عُمر (14 اسفند 1345) به صورت تبعید غیر قانونی در آنجا بود و در همانجا هم مدفون است كه مقبره و تبعیدگاه او كه هر سال مورد دیدار بسیاری از ایرانیان قرار می گیرد در ردیف آثار ملی در آمده و محفوظ خواهد ماند. چند هفته پس از پیروزی انقلاب و در دوازدهمین سالروز فوت مصدق، ایرانیان به این مناسبت چنان مراسمی برگزار کردند که تا آن زمان ـ جز مورد استقبال فرانسویان از استخوانهای ناپلئون ـ بی سابقه گزارش شده بود. در آن روز صدها هزار و طبق گزارش روزنامه اطلاعات بیش از یک میلیون تن ایرانی از تهران و شهرهای دیگر به احمدآباد رفتند و از ساعت 2 تا 5 و 30 دقیقه (وقت قبلا اعلام شده) بر گور او گریستند و شعار دادند. برخی از افراد این جمعیت به خواست خود، مسافت جاده کرج ـ قزوین تا احمدآباد را که حدود 80 دقیقه بود در حال شعار دادن، پیاده طی کردند. نخست وزیر وقت، وزیران کابینه و شماری از مقامات دولتی وقت نیز به احمدآباد رفته بودند و آیت الله طالقانی نخستین سخنران این مراسم بود. مطبوعات تا چند روز پس از گزارش این مراسم و هر روز دو ـ سه صفحه از صفحات خودرا اختصاص به شرح اندیشه ها، کارها و زجرهای مصدق داده بودند. طبق گزارش ها، چند چاپخانه تهران عکسی از مصدق را که در احمدآباد، در آفتاب و عصا در بغل زیر درخت نشسته بود و دستش را بر پیشانی گذارده بود در دهها هزار نسخه چاپ کرده بودند که تماما و ظرف چند ساعت به فروش رفته بود و آخر وقت روز چهاردهم اسفند بازار سیاه یافته بود.
     در خردادماه 1358 و در دوران دولت موقت مهدی بازرگان، ایرانیان صدمین زادروز مصدق را با شكوهى بى سابقه برگزار كردند و برای این منظور دهها هزار تَن از تهران به احمدآباد رفتند تا برگور او گُل بگذارند. دكتر مصدق عُمر خود را وقف مبارزه براى تحقق آزادى ها، دموكراسى، رعایت حقوق انسان، صلح و استقلال و حاکمیّت ملی به مفهوم کامل آن كرده بود. علاقه مندی ایرانیان به مصدق همچنان چشمگیر است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سالی که جمعیت ایران به 25 میلیون و 488 هزار رسید ـ طرح محدوده تهران ـ به رغم گوشزد سازمان ملل جمعیت جهان در سال 2022 به 8 میلیارد رسید
12 آذرماه 1345 (سوم دسامبر 1966) نتایج سرشماری هر ده سال یکبارِ ایران رسما انتشار یافت. طبق این نتایج، نفوس ایران به 25 میلیون و 488 هزار و 699 تَن (حدود یک سوم 45 سال بعد از آن) رسیده بود و جمعیت تهران دو میلیون و 690 هزار نفر (نزدیک به یک ششم 45 سال بعد از آن) شده بود. از این آمار چنین بر می آمد که شهرنشینان ایران در آن سال حدود 9 میلیون و روستانشینان حدود 15 میلیون و 660 هزار تن بودند که نسبت روستانشین به شهرنشین؛ تقریبا 2 و 1 بود که این نسبت پس از انقلاب و نقلِ مکان انبوه و به صورت هجوم روستانشینان به شهرها، کاملا تغییر کرده است.
    نتایج این سرشماری همچنین نشان می داد که جمعیت ایران در سال 1345 نسبت به سال 1335 (ده سال پیش از آن) شش میلیون و 533 هزار افزایش یافته بود. انتشار همین ارقام، اظهارنظرهای جمعیت شناسان ایران بویژه در مورد تهران و قرارگرفتن این شهر در دامنه کوههای مرتفع را به دنبال داشت که گفته بودند این کوهها که تهران را در محاصره دارند مانع رفع آلودگی هوا می شوند و دولت تصمیم به تنظیم طرح محدوده 25 ساله تهران گرفت که بعدا عملی شد و تا تغییر نظام حکومتی به قوّت خود باقی بود. دولت وقت استدلال کارشناسان را قبول کرده بود که چون تهران از شمال، شرق و غرب در محاصره ارتفاعات است، افزایش جمعیت بیش از این، ایجاد آلودگی محیط زیست بویژه هوا می کند و سلامت ساکنین را به خطر می افکند. به علاوه، این شهر روی کمربند زلزله قرارگرفته که در صورت وقوع، فاجعه خواهد بود و نیز با شکسته شدن سدِ کرج و خرابی نیروگاههای برق، ساکنان تهران بدون آب و برق خواهند شد و ....
    طولی نکشید که اعلام شد نفوس جهان از 4 میلیارد تجاوز کرده است [که در سال 1401، پاییز 2022 از مرز 8 میلیارد نفر گذشت) و سازمان ملل هشدار داده بود که ظرفیت کره زمین برای تامین خوراک و تسهیلات دیگر در همین حد است و جمعیت بیش از این مسئله ساز خواهد بود و ساخت شیمیایی غذا (غیر ارگانیک) به میان خواهد آمد که احتمالا خالی از عوارض جانبی نخواهد بود. در گوشزد سازمان ملل همچنین آمده بود که افزایش جمعیت بیش از ظرفیت برخی کشورها، امکان تجاوز این کشورها به همسایگان کم جمعیت را به وجود خواهد آورد و از این رهگذر صلح جهانی به مخاطره خواهد افتاد و نیز جمعیت اضافی که دچار نبود کار، خوراک و مسکن خواهد بود دست به مهاجرت داخلی و خارجی خواهد زد که خطر تفاوت فرهنگی و آلودگی تمدن به دنبال خواهد داشت و افزایش جرم و تبه کاری و در نتیجه مرگ اخلاقیات.
    در زیر گوشه ای از صفحه اول روزنامه اطلاعات حاوی تیتر اعلام نتیجه سرشماری سال 1345 ایران کُپی شده است:
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تیراندازی به اتومبیل سفیر آمریکا در تهران پس از مذاکرات 3 ساعته او با وزیر دربار و مبادله خواست ها ـ اشاره ای کوتاه به روابط ایران و آمریکا
مک آرتور دوم
هنوز ده دقیقه از آغاز دهم آذرماه 1349 (یکم دسامبر 1970) نگذشته بود که در شمال شهر تهران، اتومبیل حامل داگلاس مک آرتور دوم Douglas MacArthur II (1909 ـ 1997) سفیر وقت آمریکا در ایران مورد حمله دو مرد مسلح قرار گرفت، شیشه های اتومبیل بر اثر این تیراندازی شکسته و بدنه آن سوراخ شد ولی به سفیر و راننده او آسیب نرسید. مک آرتور دوم (برادرزادهِ ژنرال مک آتور ـ فاتح ژاپن) در پی یک گفتگوی 3 ساعته با وزیر دربارِ شاه که تا مقارن نیمه شب نهم آذرماه طول کشیده بود عازم اقامتگاه خود بود که یک خودرو سواری راه بر اتومبیل او بست و دو مرد مسلح از آن پیاده شدند و دست به تیراندازی زدند و فرارکردند. در آن زمان، تازه چریک های شهری در تهران و حومه اش دست به فعالیت زده بودند و این چریک ها وابسته به گروههای متعدد بودند. مک آرتور دوم متولد 1909 که 88 سال عُمر کرد قبلا سفیر آمریکا در ژاپن و چند کشور دیگر بود. وی از 1969 (1348 هجری) ماموریت ایران داشت.
     در مذاکرات آن شب او با وزیر دربار که به خواست و موافقت طرفین انجام شده بود نظرات شاه و رئیس جمهوری وقت آمریکا مطرح و مبادله شده بود. شاه (پهلوی دوم) تصمیم قطعی به بازگردانیدن جزایر ابوموسی، تُنب بزرگ و تُنب کوچک به قلمرو ایران داشت و خروج نظامیان انگلیسی از منطقه خلیج فارس در پنجم آذر 1349 زمینه آن کاررا فراهم ساخته بود ولی دولت لندن با بازآوردن آن جزایر مخالفت می کرد. وزیر دربار در ملاقات آن شب با سفیر آمریکا، تصمیم شاه در مورد سه جزیره را مطرح ساخته و همچنین اشاره کرده بود که اگر انگلستان بخواهد بر سر این سه جزیره ما با ایران وارد جنگ شود ما آماده دفاع هستیم و ترسی نداریم و در صورت وقوع جنگ، دعاوی دیگر خود به نام وارث امپراتوری ایرانزمین ـ Persian Empire ـ را مطرح و دنبال خواهیم کرد که نتایج آن در این شرایط که مسکو وارد دریای سرخ و اقیانوس هند شده است به سود غرب نخواهد بود. ما به خواست آمریکا شیخ بحرین را به تهران دعوت کرده ایم که به زودی می آید، از او پذیرایی خواهیم کرد و خواهیم خواست که به اتحادیه امارات ـ دست ساخت دولت لندن ـ نپیوندد و همچنین از قَطَر چنین درخواستی را خواهیم کرد. می دانید که پذیرائی از شیخ بحرین در ایران و برای نخستین بار در طول تاریخ، چه ناخرسندی در ایرانیان که این جزیره را قانونا استان چهاردهم خود می دانستند پدید خواهد آورد. ما در عین حال از دولت آمریکا مُصرّا می خواهیم که در انجام سفارش های نظامی ما ازجمله فروش شماری فانتوم و دو کشتی جنگی تسریع کند، هشتاد و یک خلبان دیگر نیروی هوایی مارا در آمریکا آموزش دهد و اگر مذاکرات ما با لندن بر سر خرید 300 تانک چیفتِن به جایی نرسد، به همین تعداد تانک آمریکایی به ما بفروشد زیراکه ما از جانب عراق تهدید دائمی می شویم، عراق از خوزستان ما چشم برنمی دارد و شوروی در «اُم القصر» برای عراقی ها دارد پایگاه می سازد. سوریه هم به مصر پیوسته و با این عمل، حاکمان سعودی و کویت که با ما دوست هستند در معرض تهدید قرار دارند و احتمالا نیاز به حمایت نظامی ما.
     در برابر این خواست ها، مک آرتور دوم سئوال می کند: شما که جنگنده اف ـ 5 گرفته اید، فانتوم (اِف ـ 4) برای چه می خواهید که پاسخ می شنود: ما این اف ـ 5 های قراضه را می خواهیم به سعودی ها بفروشیم. مک آرتور سپس گلایه دولت آمریکا را که چرا ایران این روزها به مسکو نزدیک شده، گاز طبیعی می فروشد، سیلو می خرد و ... و شهبانو را هم برای یک دیدار ده روزه! به شوروی فرستاده است. اگر پای شوروی به خلیج فارس باز شود، ما و متحدان مان هم می آییم، معارضه آغاز می شود و منطقه جای امنی نخواهد بود. چرا درخواست کمپانی آمریکایی برای مشارکت در معادن مس سرچشمهِ کرمان را رد کردید و در عوض سهم بزرگی به کمپانی انگلیسی «سِلِکشِن» دادید و حالا که سهم ایران در نفت ـ 61 درصد شده، چه امتیاز تازه ای برای خریدهای کمپانی های آمریکایی در نظر خواهید گرفت و .... (مک آرتور از 1969 تا 1972 سفیر آمریکا در ایران بود).
    
W. Sallivan

روابط سیاسی ایران و آمریکا از سال 1883 با مبادله وزیر مختار برقرار شده بود که از 1936 به مبادله شارژدافر (کاردار) و از 1944 به سفیر ارتقاء یافت. نخستین سفیر آمریکا در تهران Leland B. Morris بود. معروف ترین سفیران آمریکا در تهران جورج آلِن، لوی هِندرسون و ریچارد هِلمز بودند که آلن و هِندرسون بعدا معاون وزارت امور خارجه شدند و هِلمز قبلا مدیرکل «سیا» بود. هِندرسون در قضیه 28 اَمُرداد 1332 دست داشت. آخرین سفیر آمریکا در ایران ویلیام سالیوان (سولیوان) بود که در سال 1977 وارد تهران شد و چون شهرت یافته بود که در هر کشوری که ماموریت داشته، تغییر حکومت صورت گرفته است، شاه از وجود او در تهران نگران و ناخرسند بود. سولیوان که 11 اکتبر 2013 در 81 سالگی درگذشت در طول انقلاب ایران در تهران بود و در خاطرات خود نوشته است: با مشاهده وضعیت ایران در سال 1978 (انقلاب)، به واشنگتن پیشنهاد کردم که شاه باید برود و خودم توصیه کارتر به شاه را که به مصلحت است تهران را ترک گوید به او رسانیدم و وی در ژانویه 1979 تهران را به مقصد مصر ترک کرد. اگر مانده بود، ممکن بود که ارتش دست به اقدام بزند که حمام خون به راه می افتاد.
     پس از رفتن سولیوان دولت آمریکا «کاتلِر» را سفیر آمریکا در تهران کرد که جمهوری اسلامی اورا نپذیرفت و تا چهارم نوامبر 1979 که سفارت تصرف و 52 آمریکایی به گروگان گرفته شدند، بروس لینگِن شارژدافر سفارت بود و روابط دو کشور از اپریل 1980 قطع شد که این وضعیت هنوز ادامه دارد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
راه حلی که یک بانوی اقتصاددان ایرانی ساکن آمریکا به دست داده است: رعایت قانون گرشام، تغییر مدیریّت های مالی و وضع مجازات
متنِ «ای میل» دریافتی از یک بانوی مخاطب این تاریخ آنلاین ساکن کالیفرنیا در دوم دسامبر 2016 (11 آذر 1395):
    
    "26 سال است که در آمریکا زندگی می کنم. در ایران درس اقتصاد و مدیریت خوانده بودم و کارمند یک بانک بودم. هر سال یک بار به ایران می روم تا به خانه ام که در اجاره است و نیز بستگان سربزنم و هر بار تورّم بیشتری را احساس می کنم. تورّم دو تعریف دارد یکی افزایش بهای اجناس و خدمات و دیگری کثرت نقدینگی و به قول توماس گرشام؛ پول بَد، و این دو مسئله در ارتباط با یکدیگر هستند. به حساب من، قیمت ها و خدمات در ایران در این 26 سال [تا آذر 1395] 500 تا هزار برابر افزایش یافته اند و به همین نسبت میزان پول در جریان و اخیرا تا دلت بخواهد «چک بانک» پنجاه هزارتومانی (کاغذ). در این شرایط دولت می گوید که تورّم زیر ده درصد است!.
    من هشت سال است که در هر سفر ایران به دکتر خانوادگیِ مان سر می زنم. مسافت خانه خواهرم که میزبان من است با مطب دکتر فاصله ای معیّن دارد. هشت سال پیش، به تاکسی بابت طی کردن این مسیر 4 ـ 5 هزار تومان می دادم که هر سال افزایش می یافت و امسال [سال 1395] به 18 ـ 20 هزار تومان رسیده بود. چرا نوشته ام 18 ـ 20 هزار؟، برای اینکه تاکسی های تهران بر اساس تاکسیمتر کار نمی کنند و اهل چانه زنی، و هرکس که اتومبیل شخصی داشته باشد می تواند مسافر حمل کند و لزومی ندارد که تاکسی باشد با پلاک و رنگ مخصوص. این افزایش خدمات = است با افزایش درصد تورّم. هشت سال پیش، دلار 800 ـ 900 تومان بود و امسال 3700 تومان و 4 برابر 8 سال پیش و می گفتند که چون دولت نیاز به پول دارد و تنها یک درآمد ارزی (نفت)، ممکن است گرانتر هم بشود. بهره بانکی کمی پایین آمده که درد سر اجاره نشین ها است. جوانی متأهل از بستگان ما می گفت که صاحبخانه آمده و می گوید که تفاوت بهره را باید بدهم. این آپارتمان 55 متری را 85 میلیون رهن کرده بودم به علاوه هرماه پرداخت 120 هزار تومان نقد. صاحبخانه می گوید یا خانه را خالی کن و برو و یا به جای 120 هزار تومان، 300 هزارتوان بده که دارم چانه می زنم که راضی به دریافت 220 هزارتومان شود.
    مسئله ایران، مدیریت اقتصاد است. مشکلات را می بینند و نمی روند چاره جویی کنند، علل را کشف و راه حل بیابند. اگر دست روی دست بگذارند و همچنان امروز و فردا کنند، مسئله پیچیده تر و لاینحل خواهد شد.
Thomas Gresham


    در باره توماس گرشام (گریشام) نوشتم. شاید ندانید که چه کسی بود و چه گفت. او یک اقتصاددان انگلیسی قرن شانزدهم بود. در نیمه آن قرن، انگلیس گرفتار سوء مدیریّت اقتصاد و فساد دولتی شده بود و هرکس سعی داشت که از آن نمد (فساد اقتصادی) کلاهی برای خود درست کند. پادشاه انگلیس که چنین دید از گرشام و چند عالِم دیگر خواست که راه حل بیابند. گرشام مسئله را وجود پول های بَد در جامعه تشخیص داد. در آن زمان پول کاغذی نبود و خزانه داری انگلیس برای تأمین هزینه ها و ... پی در پی از عیار سکه ها کَم می کرد و نیز از وزن آنها با کُنگره دار کردن اطراف سکه و طرُق دیگر و حتی ضرب سکه تقلبی از فلزات دیگر با روکش طلا و نقره، فروش حواله و برات و امثال اینها. راه حل گرشام به قانون گرشام معروف شده است و قانون گرشام كه با رعایت آن، بحران پولی انگلستان برطرف شد امروزه و درمورد اسکناس [پول كاغذی] هم موثر است.
    گرشام «پول بَد» را پولی تعریف کرده است كه «ماركت وَلیو = قدرت خرید آن» آن کمتر از «كومادیتی وَلیو» آن باشد اما اصرار و اجبار دولت به رعایت «فِیس وَلیو = آن مبلغ كه رویش حَک و یا درج شده» است.
    در دوران معاصر، پول بدون پشتوانه و پول زائد بر ظرفیت (پول تورّم زا) در ردیف انواع پول بَد قرار دارد كه طبق قانون گرشام، بهای اجناس را بالا می بَرَد و از دسترس مصرف کنندگان دور می سازد. در این شرایط است که سودجویان به خرید طلا و ارز و عمدتا از طریق گرو گذاردن دارایی (سند مالکیّت خانه و زمین و سهام خود، استفاده از كردیت و ...) دست می زنند و وضعیت مالی عمومی بدتر می شود. خروج پول های ملّی بسیاری از کشورها از استاندارد طلا در نیم قرن گذشته (و در مورد آمریکا از زمان پرزیدنت ریچارد نیکسون) و بازشدن دست دولت ها (بانک های مرکزی) به چاپ اسکناس ـ تا هر اندازه که بخواهند مَزید بر علت شده است.
    قانون گرشام دارای دو تبصره است:
     الف ـ هر دولت با احساس رو به رو شدن با بحران پولی و کاهش قدرت خرید پول ملّی اش باید بداند که در این بخش با سوء مدیریت رو به رو است و مدیران تازه منصوب کند.
    ب ـ دولت، خود و برای مدتی امور بانک ها را بدست گیرد و مانع ورشکستگی آنها شود که ناآرامی اجتماعی پدید خواهد آورد.
    دولت ها باید بدانند که افراد منفعت طلب، پولدوست و آزمند «اخلاق، انسانیت و میهندوستی» نمی شناسند و دولت باید از پارلمان بخواهد که موقتا با وضع مجازات تازه به آزمندی و فساد مالی پایان دهد تا مسئله فقر طبقه سوم و ناراضی شدن اتباع پیشامد نکند.".
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو اندیشه
زادروز «كارلایل» و نظر او درباره تاریخنگاری - مورخ در نقش یك کارآگاه (پلیس)
Thomas Carlyle
امروز زادروز «توماس كارلایل Thomas Carlyle » مورخ، نویسنده، مدرّس و اندیشمند بزرگ اسكاتلندی است كه چهارم دسامبر سال 1795 به دنیا آمد و آتار متعدد از او باقی مانده است كه مهمترین آنها كتاب چند جلدی «تاریخ انقلاب بزرگ فرانسه» است.
     كارلایل در حرفه تاریخنگاری انقلاب كرد و تالیفاتش را بدون « فوت نت » منتشر ساخت و روشی را پایه نهاد كه اینك به «تاریخنگاری ژورنالیستیك» معروف شده است.
     وی معتقد بود مردمی كه به یك مورخ اعتماد دارند باید حرفهای او را بپذیرند و لذا نیازی به ذكر غیر ضروری مآخذ و اصحاب قول نیست ، زیرا كه مورخ قبلا درستی مطالبی را كه به دست آورده آزمایش كرده است . اگر مورخ به موردی تردید دارد باید تردید خود را ذكر كند و به گردن دیگران انداختن و تكرار « موارد مورد تردید و شایعه » درست نیست. ذكر مآخذ كه خود آنها هم معلوم نیست معتبر باشند باعث پیچیدگی نوشته و اطاله كلام می شود. بكار بردن همه مآخذ و رفرنس ها تنها برای یك سكالر (کار دانشگاهی ـ مدرس و پروفسور - رساله و كتاب درسی) لازم است.
     كارلایل تایید كرده است كه «فرد دیگری» که در جریان قضیه است باید تاریخ روز (خبر رویداد) را بنویسد كه پژوهشگران و مورخان پس از او این سر نخ بگیرند و دنبال کنند. تفسیرنگاران نظرات کارلایل منظور او از این «فرد دیگر» را «روزنامه نگار»،خاطره نویس، مقام وقت، منشی و ... نام نهادند. به این ترتیب وی راهی را گشود كه به قبول این اصل انجامید كه روزنامه نگار «تاریخ امروز » را می نویسد و عناصرش را به دست می دهد و تاریخنگار بعدا پس از حصول نتیجه با حوصله بیشتر و انتخاب یك روش تحقیق مطمئن و متدولوژی، آن را دنبال خواهد كرد و با جمع آوری اسناد لازم، كل «رویداد» را شرح می دهد و باید «علت و یا علل» و «نتیجه و یا نتایج» را روشن سازد تا درس بیاموزد و اشتباه تکرار نشود. بنابراین، این دو حرفه ( روزنامه نگاری و تاریخنگاری ) دارای یك قلمرو واحد هستند. كارلایل مورخ را به مثابه یك کارآگاه (پلیس) می داند كه برای «قاضی تاریخ» مدرك جمع آوری می كند و «قاضی زمان» جز نوشته و یا كتاب تاریخ كسی دیگر نمی تواند باشد و «دادرسی» همان شرح رویداد است كه چرا شروع شد، چگونه انجام گرفت و به كجا ختم شد (نتیجه چه بود).
     به عقیده كارلایل و پیروان نظر او ، هیچ فرد و گروه راه فرار از دست کارآگاه و قاضی تاریخ را نخواهد داشت؛ لذا باید مراقب اعمال هر روز خود باشد. بازپرس (کارآگاه) تاریخ با دیگر بازپرسها و دادیارها این فرق را دارد كه هم برضد و هم در دفاع از یك رویداد و اصحاب آن، به جمع آوری سند می پردازد و کار او یکطرفه نیست و نباید باشد.
     با این استدلال، تاریخ نگار همان روزنامه نگار است كه به جای امروز در باره دیروز و دیروزهای دور تحقیق می كند و می نویسد تا تجربه گذشتگان هدر نرود و در امور جاری بكار گرفته شود و اشتباهات تكرار نگردد .
     كارلایل نسبت به مورخان پیش از خود و معاصرش، به «ناراتیو - شرح نویسی» یك رویداد تاریخی توجه بیشتری دارد تا به ردیف كردن ماخذ و منابع و رفع مسئولیت كردن از خود، و تاریخ نگاری پر از فوت نت نویسی را نوعی «رونویسی ( رونوشت برداشتن)» خوانده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسی
دو پدیده تازه در انتخابات نوامبر 2016 آمریکا: قطع بازی های سیاسیون و اصحاب منافع و اصلاح قانون مهاجرت ـ نوعی تمایلات ملایم سوسیالیستی
در سه هفته منتهی به 12 آذرماه 1395، نوزده پیام از مخاطبان این تاریخ آنلاین دریافت شد که نظر مؤلف آن را درباره انتخابات نوامبر 2016 (آبان 1395) ریاست جمهوری آمریکا که تفاوت هایی با انتخابات چهار دهه پیش از آن داشت با نتایج خلاف انتظار، جویا شده بودند. برخی از این مخاطبان نوشته بودند که به نظر آنان، این انتخابات نوعی انقلاب بود و به عبارت دیگر؛ رای دهندگان با ورقه رای درصدد ایجاد دگرگونی برآمدند و موفق شدند که ثابت می کند که از روش پیشین که ساخت تدریجی سیاست بازان و اصحاب منافع بود خسته و رویگردان شده بودند.
    
     پاسخ:
    
     اینکه نوشته اید انتخابات نوامبر 2016 آمریکا با انتخابات 4 دهه پیش از آن تفاوت داشت و نتیجه آن خلاف انتظار بود، تا حدی درست است. در انتخابات سال 1992 نیز یک میلیاردر تکزاسی به نام راس پرو (Henry Ross Perot متولّد 1930) با شعارهایی مشابهِ دانالد ترامپ پا به میدان انتخابات گذارد و نظرِ 20 میلیون رای دهنده آمریکایی را به خود جلب کرد ولی چون آراء او به بیش از نیمی از کل آراء نرسید و شمار الکتورهای وی کافی نبود موفق نشد. راس پرو پس از انتخابات آن دوره، دست به ایجاد یک حزب به نام حزب «رفورم پارتی» زد با هدف اصلاح دمکراسی و بازگرداندن دمکراسی به اصالت خود در آمریکا، ولی عُمر این حزب طولانی نبود!. او می گفت که فرو کردن نام یک فرد با صَرف صدها میلیون دلار پولِ تبلیغ به کلّه مردم، دمکراسی واقعی نیست [به مصداق این ضرب المثل قدیمی ایرانیان: عَطر باید خود ببوید، نه عَطّار بگوید]، اگر این پولِ هنگفت را [در انتخابات دو دهه اخیر، برخی نامزدها بیش از یک میلیارد دلار] که اصحاب منافع تأمین می کنند تا منافع آنان محفوظ بماند صَرف تبلیغ برای یک گمنام هم که بشود رای خواهد آورد.
    انتخابات هشتم نوامبر 2016 آمریکا که کَمپین آن از سال 2014 و برخی آمادگی ها از ماهها پیش از آن آغاز شده بود به سبب ورود دو نامزد خارج از استَبلیشمِنت موجود، فرصت به ناراضیانِ از روش پیشین انتخابات (اصطلاحا؛ تمرین دمکراسی) داد تا با اوراق رای، مخالفت خودرا ابراز دارند که عمل آنان روایت از یک انقلاب آرام کرده است.
    یکی از این دو نفر، بِرنی ساندِرز ـ یک سوسیال دمکرات و سناتور مستقل، خودرا داوطلب نامزدی از حزب دمکرات اعلام کرده بود و با شعارهای تأمین برابری نسبی اتباع، تأمین رفاه عمومی، دور ساختن اصحاب منافع خاص از تصمیم گیری های دولتی و قانون نویسی ها و نیز اعلام عدم قبول کمک مالی از کمپانی ها و سرمایه داران برای تبلیغات خود توانست نظر حدود یک سوم آمریکائیان را جلب کند، ولی پس از نیاوردن رای کافی برای نامزد شدن در کنوانسیون حزب!، به تأیید کردن و حمایت از رقیب حزبی خود (بانو کلینتون) که نظرات دیگر داشت و مورد حمایت وال استریتی ها بود پرداخت که خلاف تصوّر هوادارانش ـ هواداران شعارهایش ـ بود و همچنین برخی از اصحاب نظر که انتظار داشتند به جای تسلیم شدن به رای کنوانسیون حزب دمکرات که قبلا هم عضو این حزب نبود، یک حزب سوسیال دمکرات تأسیس کند و نامزد این حزب شود و ... ـ همان کاری را که «راس پرو» در دهه 1990 کرده بود. بانو کلینتون بیش از یک میلیارد دلار برای تبلیغات خود، پول به دست آورده بود!.
     گرایش یک سوم آمریکاییان به شعارهای «ساندِرز» یک حرکت سیاسیِ انقلاب گونه توصیف شده است. قبلا در آمریکا آوردن سخن از سوسیالیسم، در طرف (شنونده)، اکراه ایجاد می کرد.
     انتخابات انجام شد و نشان داد که هواداران شعارهای ساندرز به نامزد حزب دمکرات (بانو کلینتون) پُشت کرده بودند و به نظر می رسد که بر خواست خود همچنان باقی مانده اند. طبق پیش بینی ها، این جماعت سرانجام (در انتخابات بعدی و بعد از آن) پیرامون فرد و دسته ای گرد خواهند آمد که شعارهای ساندِرز را تحقّق دهد. این وضعیت ـ دیر و یا زود ـ باعث پیدایش احزاب مطابق استاندارد تعریف حزب در آمریکا خواهد شد. حزب دمکرات برای پیشگیری از این تحوّل، خیز به تعدیل کردن ایدئولوژی و نزدیک کردن خود ـ ولو ظاهری ـ به شعارهای ساندِرز برداشته است.
     از سوی دیگر، حزب جمهوریخواه آمریکا که شهرت آن به داشتن تمایلات محافظه کارانه و ناسیونالیستی ـ اقتدار کشور ـ است، این بار در کنوانسیون خود نظر به یکی از داوطلبان نامزدی حزب دوخت که نَه قبلا کار دولتی داشت و نه وابستگی به محافل واشنگتن و همیشه منتقد «وضعِ موجود Status Quo» بوده که آن را فساد سیاسی می خوانَد. این نامزد (دانالد ترامپ) با داشتن حدود 9 میلیارد دلار ثروت که قبلا دست اندرکار برگزاری مسابقه دختر جهان، ساخت کازینو و هتل هم بود دِلِ پُری از راه و رسم پدیدآمده در چهار دهه گذشته در صحنه واشینگتن داشت و ماهها در کَمپین مقدماتی (پیش از تشکیل کنوانسیون عمومی حزب)، بدون ملاحظه، حرف دل خودرا بیان کرده بود که گمان می رفت با این رُک گویی، در کنوانسیون رای نیاورد و نامزد حزب خود نشود، که بر خلاف انتظار موفق شد و نامزد انتخاباتی حزب جمهوریخواه. باز گمان می رفت که در انتخابات عمومی شکست بخورد، ولی به رغم بودن رسانه های معمولی و اصطلاحا؛ مِین ستریم (نَه، فعّالان در سوشِل نِت ورک ها) برضد او، بیش از نیمی از رای دهندگان، به حرف هایش توجه کردند، جانب او را گرفتند که پیروز شد و رئیس جمهوری آمریکا (رئیس فدراسیون). بیشتر نشریات بزرگ آمریکا در دو دهه قرن 21 توسط ثروتمندان و اصحاب منافع از صاحبانِ شان خریداری شده اند و دیگر، نمی توان عنوان حرفه ای به آنها داد. رادیوتلویزیون های آمریکا از آغاز کار متعلق به کمپانی های بزرگ و خارج از حرفه رسانه بوده اند.
     به گفته برخی از اصحاب نظر، ترامپ در جریان کار نباید تغییر نظر دهد زیراکه آن شصت میلیونی که به او رای دادند «تغییر» ـ تغییراتِ بر زبان آورده او را می خواهند و انتظار سیاست ها و اقدامات تازه؛ قطع فساد سیاسی، قطع اِعمال نفوذ وال استریتی ها و اصحاب منافع، بازگرداندن اشتغال به داخل، کاهش کمک مالی به کشورهای عضو ناتو و دیگران و در نتیجه کاهش مالیات ها، تعدیل قراردادهای تجاری که آمریکا را بازار تولیدات خارجی ـ تولیدات کمپانی های آمریکایی در خارج ـ کرده، اصلاح قانونِ از وضعیتِ زمان به دور افتادهِ مهاجرت و تعدیل، منطقی و مطابق نیازهایِ روز کردن آن، تحکیم محافظت از مرزهای جنوبی که راه انواع قاچاق شده است، و .... اگر نتواند خواست رای دهندگانش را برآورده سازد در انتخابات بعدی او را رها خواهند ساخت. یک صاحبنظر گفته بود که با تجربهِ بَدی که ترامپ از رسانه ها در جریان مبارزات انتخاباتی داشته، برای رساندن حرف ها و کارهای خود بگوش مردم در طول دوران حکومت اش، بهتر است که یک شبکه خبررسانی از آن خود (شخصی) داشته باشد، او اشتباه کرد که چند سال پیش روزنامه نیویورک تایمز را خریداری نکرد که زبان او باشد. یک صاحب نظر دیگر گفته بود که انتخابات الکترونیک در زمان جنگ سایبری، دقت رای گیری های آینده را زیر سئوال خواهد بُرد و هَک کردن و تقلب زیاد خواهد شد و این، خلاف اصول دمکراسی است که رای باید مخفی و در نتیجه دستنویس و شمارش آن بوسیله افراد باشد نه ماشین الکترونیک زیرا که ورود هَکِرها به کارهای دیجیتال و الکترونیک آسان است و اصل دمکراسی در معرض خطر. به علاوه در پی هر انتخابات، اعتراض و جنجال بپا خواهد شد و کار به آسانی پایان نخواهد یافت و یک مسئله جهانی خواهد بود.
دانالد ترامپ


    
برنی ساندرز

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دسامبر 2004 دادگاه عالی اوکراین رای به تجدید دور دوم انتخابات این کشور داد ـ تجدید انتخابات دور دوم در جهان سابقه نداشت ـ نظر مفسران
در چهارم دسامبر 2004 به نظر نمی رسید كه ابطال نتایج انتخابات دور دوم ریاست جمهوری اوكراین از سوی دیوان عالی این كشور، از بحران انتخاباتی بکاهد زیرا كه طرح «انقلاب مخملی» هنوز به نیمه راه هم نرسیده بود. دیوان عالی اوکراین آخر وقت دوم دسامبر 2004 نتایج انتخابات دور دوم ریاست جمهوری این کشوررا ابطال کرده بود. دادگاه عالی اوکراین در حكم خود تاریخ تجدید انتخابات را روز 26 دسامبر تعیین كرده بود كه برخی حقوقدانان بی طرف گفته بودند تعیین تاریخ و چگونگی برگزاری هرگونه انتخابات كار قوه مجریه و مقننه است نه قوه قضایی.
     به دلیل یك سویه مخابره شدن اخبار، واكنش كوچما رئیس جمهوری و یانوكوویچ نخست وزیر اوكراین تا آخر وقت سوم دسامبر واصل نشده بود. تنها، یك سخنگوی یانوكوویچ گفته بود كه وی در انتخابات تازه شركت خواهد كرد زیرا كه به پیروزشدنش اطمینان دارد.
     با صدور رای دیوان عالی، پارلمان اوکراین باید كه قانون انتخابات این كشوررا به گونه ای اصلاح می کرد كه با رای دیوان عالی مطابقت یابد زیرا كه تكرار انتخابات دور دوم در طول تاریخ دمکراسی در جهان سابقه نداشته و در قانون هیچ كشوری دیده نشده است. در آن روز مشکل در این بود که باز ممكن بود كه كوچما اصلاح قانون را نپذیرد زیرا كه قبلا گفته بود كه انتخابات باید عمومی و از نو صورت گیرد. طبق قانون وقت، اگر یانوكوویچ كمتر از ده روز مانده به انتخابات انصراف می داد، رقیب او باید بیش از نیمی از كل آراء را به دست می آورد كه بعید بود.
     «گریزلوف» رئیس دومای روسیه كه با طرفین اختلاف در اوكراین مذاكره كرده بود گفته بود كه رای دیوان عالی راه حل مسئله اوكراین نیست زیرا كه این مسئله عمیق تر از آن است كه با یك حكم دادگاه بشود آن را حل كرد، این مسئله در تار و پودِ جان دست كم نیمی از مردم اوكراین فرورفته است.
    مفسران رسانه های غرب تصمیم دیوان عالی اوكراین را شكست بزرگی برای لادیمیر پوتین خوانده بودند كه در صدد جمع كردن ملل شوروی سابق به گرد مسكو بوده است. وی چند ساعت پیش از صدور رای دیوان عالی اوکراین گفته بود اگر قرار باشد انتخابات دیگری در اوكراین صورت گیرد این انتخابات باید عمومی و با شركت نامزدهای متعدد باشد و گرنه 25 بار هم كه دور دوم تجدید شود مسئله را حل نخواهد كرد و كوچما این نظر را تایید كرده بود و همین طور یانوكوویچ. ناظران بی طرف در این زمینه گفته بودند پوتین و كوچما همه مساعی خود را بكار خواهند برد تا حرفشان را به كرسی بنشانند و بنابراین بحران اوكراین احتمالا رشته ای است كه سر دراز خواهد داشت، مخصوصا كه در آن زمان، مناطق شرقی و جنوبی اوكراین (روس تباره و روس زبان ها)در تصمیم خود مبنی بر انفصال، كه مسكو نسبت به آن بی میل نبوده است پا فشاری می کردند. این ناظران تایید كرده بودند كه اوكراین میدان جنگ سرد مسكو و غرب شده است و نتیجه انتخابات آتی هرچه كه باشد نظر یكی از دو طرف را تامین نخواهد كرد و برخورد سیاسی و بحران ناشی از آن ادامه خواهد داشت.
     مفسران هوادار مسكو در سیزدهمین روز بحران اوکراین، مطالب دیگری را پیش كشیده بودند ازجمله این كه قضات اوكراینی سابقه گرفتن رشوه دارند، عوامل غرب با کیسه های پر در «کی اف» بودند و ....
    [یانوکوویچ بالاخره درانتخابات سال 2010 رئیس جمهور اوکراین شد، ولی بحران ادامه یافت.].
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
انتشار نخستین نشریه چاپی ایران در 1837 و نخستین نشریه دستنویس ایران در 18 قرن پیش
این پرسشِ مخاطب یکم آذرماه 1401 واصل شد:
    
    نخستین روزنامه در ایران در چه زمانی انتشار یافت؟.
    
    پاسخ:
    
    
تصویری از میرزا صالح شیرازی

نشریه چاپی و منظم از یازدهم اردیبهشت 1216 (یکم ماه می 1837) و در زمان محمدشاه قاجار و به ابتکار میرزاصالح شیرازی (متولد کازرون). عباس میرزا ولیعهدِ فتحعلی شاه میرزاصالح و چهار نفر دیگر را برای یادگرفتن زبان و معلومات دیگر به انگلستان فرستاده بود. میرزاصالح در اینجا ضمن کسب معلومات، با فنون چاپ نیز آشنا شده بود و در بازگشت، شرح مشاهدات خود را نوشت که باقی مانده است. وی در انگلستان که از دهها سال پیش از سفر او دارای نشریه چاپی بود با انتشار منظم اخبارِ رویدادها آشنا شد و در بازگشت، شاه وقت را ترغیب به موافقت با انتشار نشریه کرد. وقتی که از میرزا صالح پرسیدند که در انگلستان نشریات خبری را چه می نامند و عنوان عمومی آنها صرف نظر از نام اختصاصی چیست، گفته بود «نیوز پِی پِر» که ترجمه اش به فارسی می شود «کاغذ خبر» و موافقت شده بود که با نام «کاغذ اخبار» منتشر شود و «کاغذ اخبار» نخستین نشریه چاپی ایران است که منظما و در آغاز کار به صورت ماهانه منتشر می شد و در صدر مطالب آن، کارهای دربار و دولت قرار داشت.
    باید دانست که 18 قرن پیش و در زمان اردشیر پاپکان کارهای دولت و تحولات در نوعی روزنامه زیر عنوان کارنامک منظما در دسترس قرار می گرفت. به گفته ویل دورانت، این كارنامک درعین حال پیشرفته بودن تمدن ایرانیان را منعكس می كند كه دفتر رئیس كشور [دفتر = دیپترِ اردشیر پاپکان] كارهای روزانه دولت را یادداشت و توسط چند مُحَرّر تکثیر می كرد و همانند یك «روزنامه محدود» برای دولتمردان و بزرگان ارسال می شد تا درجریان کارها و برنامه ها قرارداشته باشند و اندرزهارا بکاربندند و نظر بدهند و برخی نسخه ها نیز در اماکن عمومی و در دسترس باسوادها قرار می گرفت. برپایه همین روش، از 1995 سران همه كشورها، مقامات، پارلمان ها و پارلمانی ها و دستگاههای دولتی برای خود «وبسایت» رسمی ساخته و برای ملاحظه عموم و به ویژه دولت های دیگر و رسانه ها در اینترنت قرارداده اند و مطالب این سایت ها «سند» است و نقل می شود.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
وقتی كه یك فیلسوف مشاور رئیس كشور شود
سنه كا

چهارم دسامبر سال 54 میلادی سنای روم بر پایه افكار افلاتون كه مردم عموما یا اهل عمل هستند و یا اهل فكر و رئیس كشور باید هر دو هنر را داشته باشد تصویب كرد از آنجا كه دشوار است چنین فردی را به دست آورد، امپراتور كه عمدتا مرد عمل است باید دارای یك مشاور از اصحاب فكر شود تا كامل گردد و چون در آن زمان، تنها دو فیلسوف بزرگ در «رم» وجود داشت تصمیم گرفتند كه «لوسیوس آمنوس سنه كا» را كه درعین حال بهترین خطیب وقت بود به عنوان مشاور اول و «بوروس» فیلسوف دیگر را جانشین مشاور قرار دهند.
    پاره ای از مورخان قرون جدید و معاصر نوشته اند كه هدف سنای روم در حقیقت تعدیل كارهای ناصواب «نرون» امپراتور وقت بود وچون "سنه كا" مدتی معلم خصوصی نرون بود اورا مشاور اول وی قرار دادند که با این مصوبه مخالفت نكند.
    «سنه كا» كه در اسپانیا در یك خانواده رومی به دنیا آمده بود در فلسفه و حكمت، و هنر خطابت چنان پیشرفته بود كه اورا «كامل» لقب داده بودند. سنه كای 60 ساله پیش از قبول سمت تازه، در جلسه سنا خطاب به سناتورها گفته بود كه با سه شرط این سمت را خواهد پذیرفت و این شرایط از این قرارند: خودداری از جنگ دیگری با ایران و حل اختلافات و تقسیم جهان میان دو امپراتوی از را مذاكره، زیرا كه تاكنون جنگ با ایران به سود رومیان نبوده وخاطره شكست كراسوس از ایران را پس از یك قرن فراموش نكرده اند. مادر، همسر و بستگان امپراتور نباید در امور كشور مداخله و از این و از آن جانبداری كنند و بالاخره مكاتبات و متن سخنرانیهای امپراتور باید قبلا توسط او تهیه شود زیرا كه این اسناد در تاریخ خواهد ماند و اگر كسی نباشد كه حرفهای امپراتور را كنترل كند ممكن است درد سر ساز شوند و سنا و امپراتور، هر دو ، این شرایط را پذیرفتند. سناتور ها از شرط دوم "سنه كا" تعجب كرده بودند زیرا كه مادر امپراتور از حامیان "سنه كا" بود و هزینه تحقیقات و تحریر كتابهایش را تامین می كرد.
    حرف شنوی نرون كه طبیعتی ظالم داشت از "سنه كا" دیری نپایید و هرسه شرط را زیر پا گذارد و با ایران بر سر شاه ارمنستان كه همیشه یك شاهزاده ایرانی بود به یك معارضه شش ساله دست زد که در این معازضه، بالاخره بلاش شاه وقت ایران پیروز شد.
     "سنه كا" پس از این كه نرون مادر خود را كشت و ترتیب قتل «بوروس» فیلسوف رومی را داد و با هر پیش آمدی مخالفانش را متهم و از سر راه خود برمی داشت و به اندرز های وی گوش نمی كرد كناره گیری كرد كه نرون همسر خود را هم با ضربه لگد كشت و ظلم های دیگر ی مرتكب شد كه مردم پاره ای از این جنایات را به حساب كوتاهی "سنه كا" گداشتند كه سنه كا پس از نوشتن رساله ای در دفاع از خود كه اندرز های او در مغز چون سنگ نرون فرو رفتنی نبود خودكشی كرد. با این عمل، مردم متوجه اشتباه خود درباره "سنه كا" شدند و بیزاری انان از نرون صد چندان شد به گونه ای كه نرون نیز به دلیل همین تنفر عمومی در نهم ژوئن سال 68 میلادی
    خودکشی كرد.
     از«سنه كا» ده كتاب در باره فلسفه و فن خطابت و نوشتن باقی مانده كه معروفترین انها «تفاوت آرزو و هوس» است.
    خودكشی "سنه كا" و نرون باعث به فراموشی سپرده شدن ابتكار سنای روم نشد و اینك بیشتر سران كشورها دارای اندیشمند و مورخ مشاور هستند و نطقهای رسمی شان را كارشناسان ویژه می نویسند و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
پوتین در دیدار از هند در دسامبر 2004 دمکراسی آمریکا را نوعی نمایش و رسانه ها را آرایشگرِ بازیگران این نمایش خواند
پوتين و دست دوستي با Manmohan Singh نخست وزير وقت هند

ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه سوم دسامبر 2004 در دیدار از هند و در نخستین روز ورود به این کشور یک میلیارد و چهارصد میلیونی وقت، در نطقی با اشاره به روابط دو کشور و مسائل جهانیِ روز همچنین گفت که از رفتار دولت واشنگتن با سایر کشورها چنین استنباط می شود که این دولت با چنین رفتاری می خواهد که نظم روابط بین المللی بر پایه «جهان یك قطبی و یك قدرت برتر» ادامه یابد. پوتین گفت كه اگر چنین سیاستی ادامه داشته باشد، مسائل پیچیده تر خواهد شد. «تاریخ» ثابت كرده است که این قبیل سیاست ها نه تنها مسائل موجود در روابط کشورها را حل نكرده بلكه بر پیچدگی و دامنه دار شدن آنها به سبب افزایش مقاومت در برابر این نوع برتری جوییِ یك دولت افزوده است و هر قدرت دیگر در صدد برآمده است كه آن هم قطب شود.
    رئیس جمهوری روسیه همچنین غرب را متهم به بكار بردن استاندارد مضاعف در مسائل بین المللی از جمله برنامه های اتمی كشورها و انتخابات [دمکراسی] کرد. پوتین گفت که دمکراسی آمریکا هم چنگی به دل نمی زند، نوعی نمایش است که رسانه های آن کشور آرایشگر بازیگران و صحنه هایش هستند تا جهانیانِ تماشاگر مجذوب شوند و سناریو را بپذیرند ـ جهانیانی که بیشترشان مفهوم واقعی فلسفه دمکراسی را نمی دانند و افراد، گرفتار تأمین معاش روزانه و گذران زندگانی هستند.
     میزبانان هندی پوتین [که حضور داشتند] نیز به نوبه خود سیاست وجود جهان یك قطبی را رد كردند.
     پوتین در آن زمان به منظور گسترش همكاری های روسیه و هند در همه زمینه ها از جمله تولید اسلحه پیشرفته و تكنولوژی به این کشور رفته بود.
     تفسیرنگاران درباره دیدار پوتین از هند نوشته بودند: به نظر می آید که آمریکا و روسیه از آغاز قرن 21 بر سر جلب دوستی هرچه بیشترِ «هند» دست به نوعی رقابت زده اند. آمریکا به دوستی هند که شکست نظامی سال 1962 از چین و از دست دادن اراضی خودرا فراموش نکرده است برای کنترل دولت پکن نیاز دارد.
    در برخی از گزارش های رسانه ای وقت نقش پارسیان هند در پیشرفت های صنعتی و تکنولوژیک هند نیز بمیان آمده بود ازجمله اینکه هند دارای یک جامعه بزرگ و متنفّذ پارسی و فرهنگ مشترک با ایرانیان است. روابط دو ملت هند و ایران هزاران ساله و از آغاز تاریخ است و زمانی، «فارسی» زبان رسمی دولت هند بود.
    در این گزارش ها آمده بود که هند از قدرت های در حال طلوع جهان است و مهاجران هندی در بسیاری از کشورها ازجمله آمریکا به قدرت رسیده اند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تولید زیردریایی اتمی و ناو هواپیمابر = آغاز رقابت نظامی چین و هند و پیش بینی معارضه واشنگتن و پکن ـ امکان کاهش واردات آمریکا از چین و ...
چین سوم دسامبر 2004 بدون سر و صدا یک زیردریایی اتمی ازنوع «094» را به آب انداخت. وزارت دفاع آمریكا اعلام کرد كه این زیردریایی نوع تكمیل شده زیردریایی اتمی «092» چین است. زیردریایی های چین از نوع «جی ال ـ 2 » و دیزلی بودند.
     وزارت دفاع آمریكا تایید كرده بود كه چین زودتر از پیش بینی منابع اطلاعاتی آن کشور موفق به تكمیل و افزایش موشكهای كروز و زیر دریایی های خود شده و می كوشد كه یک قدرت نظامی معارض شود.
     رسانه های چاپی آمریكا چهارم دسامبر 2004 ضمن انتشار خبر به آب انداخته شدن زیردریایی اتمی چین و تفسیر آن، نوشته بودند كه واشینگتن با پکن، در دو سه دهه گذشته جز بر سر تایوان اختلاف و مشكل نداشتند که رقابت تسلیحاتی و گسترش نفوذ دارد بر آن اضافه می شود و ....
    چین در جریان نوسازی نخستین ناوهواپیمابر خود که اسکلت آن را به صورت آهن قراضه از روسیه خریداری کرده بود و با هدف جلوگیری از تحریک آمریکا و نیز تشدید رقابت تسلیحاتی میان چین و هند، در گزارش های خبرگزاری دولتی اش وانمود می کرد که این ناو برای تحقیقات علمی و کسب تجربه و نمایش ساخته می شود! ولی سوم دسامبر 2011 خبرگزاری دولت چین تصویر جنگنده های نامرئی «جی ـ 20» ساخت چین را از زوایای مختلف منتشر کرده بود بدون اینکه نگرانی از تحریک آمریکا را داشته باشد که هرگونه رقابت از این دست میزان واردات آمریکا از آن کشور را کاهش و به اقتصاد چین صدمه خواهد زد که بیکاری انبوه به دنبال خواهد داشت. ناو هواپیمابرِ نوسازی شده چین اندکی بعد دریاپیمایی آزمایشی و فرود و برخاست هواپیما بر عرشه خود را آزمایش کرد و چین به ساخت ناوهای مشابه آن دست زد.
    هند صنعتی و دارای تکنولوژی اتمی بیکار نمانده بود و همان زمان اعلام کرد که زیردریایی اتمی Arihant خود را به آب انداخته و در تاسیسات کشتی سازی شرقی و غربی هند در حال ساختن زیردریایی و ناو هواپیمابر اتمی است و در برنامه دارد که ناوگان خود را اتمی کند. هند در عین حال ماموریت ناوهواپیمابر INS Viaat خودرا برای 5 سال دیگر تمدید کرده بود. در آن زمان (سال 2004) ناو هواپیمابر INS Vikramaditya در روسیه تحت تعمیر و تجهیز بود. به دلیل بدقولی روس ها در تکمیل تعمیر این ناو متعلق به هند در زمان تعیین شده، هندیان در این زمینه تصمیم به خودکفا شدن گرفتند. تجهیز INS Vikramaditya برای دولت هند تا آن زمان (سال 2004) دو میلیارد و سیصد میلیون دلار هزینه برداشته بود. روس ها قبلا گفته بودند که هزینه تعمیر و تجهیز، کمتر از یک میلیارد خواهد بود که پس از آغاز کار دَبّه درآوردند و هزینه را بالا بردند و این عمل، توجه هند را به انجام هرگونه تعمیرات در داخل معطوف ساخت. [ INS پیشوندی به مفهوم کشتی نیروی دریایی هند است.].
    اصحاب نظر در دسامبر 2004 با توجه به این تحولات، احتمال تجدید معارضه چین با آمریکا را در آینده بعید ندانسته بودند و همچنین گسترش رقابت های دهلی نو و پکن را. روسیه با چین و هند ـ هر دو دوستی دارد.
زيردريايي اتمي Arihant هند


    
ناو هواپيمابر INS Vikramaditya (هند)

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاریخ از نگاهی به تصویر
هوگو چاوس و فولكس واگن قدیمی اش


سحرگاه چهارم دسامبر 2006 هنوز شمارش آراء در ونزوئلا از 78 درصد تجاوز نكرده بود كه اعلام شد هوگو چاوز (تلفظ محلی: چاوس) دوباره پیروز شده، رقیب او كنار رفته و ایرادی هم به انتخابات كه ناظران بی طرف بر نظم و استاندارد بودن آن صحه گذارده اند وارد نیامده است. در آن لحظه از 78 درصد آراء خوانده شده، 6 میلیون از آن هوگو چاوس و كمی بیش از سه میلیون متعلق به رقیب او بود. به این ترتیب مردی كه در اجلاس رسمی مجمع عمومی سازمان ملل، جورج بوش رئیس جمهور وقت آمریكا را «اهریمن» خوانده بود، شش سال دیگر و چهار سال پس از انقضای حكومت بوش در قدرت باقی ماند و کوشید فرضیه خود - سوسیالیسم قرن 21 را به اجرا درآورد. با اصلاح قانون اساسی ونزوئلا، چاوس به رغم ابتلاء به بیماری سرطان در انتخابات سال 2012 ریاست جمهوری ونزوئلا شرکت کرد و برنده شد. چاوس پنجم مارس 2013 و در 59 سالگی از بیماری سرطان درگذشت.
    هوگو چاوز نخستین بومی (Amerindian) ونزوئلایی بود كه رئیس این كشور شده بود. وی بیشتر اوقات كاپشن سرخ می پوشید، و بر فولكس واگن قدیمی اش سوار می شد. چاوس در جریان کمپین انتخابات نوامبر و دسامبر 2006 با همین اتومبیل، از این سوی به آن سوی می رفت و در اجتماعات سخنرانی می کرد. (عكس بالا، سوم دسامبر 2006 برداشته شده بود. کمپین انتخابات پایان یافته بود، ولی نه فولکس واگن سواری چاوس).
اين عكس، هوگو چاوس را پس اعلام پيروزي قطعي او در انتخابات دسامبر 2006 با بيش از 60 درصد آراء، ميان هوادارانش نشان مي دهد

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 4 دسامبر
  • 1110:   صلیبیون بندر صیدا را پس از یك محاصره طولانی تصرف كردند. این بندر كه 25 قرن پیش به دست نیروهای مهاجم بابل ویران گردیده بود به دستور كوروش بزرگ با هزینه ایران بازسازی شده بود. صیدا اینك در قلمرو لبنان است.
        
        
  • 1131:  


    عمر خیام نیشاپوری (غیاث الدین ابوالفتح) فیلسوب، ادیب، ریاضی دان و فضا شناس ایرانی در این روز در 83 سالگی در زادگاه خود شهر نیشاپور درگذشت. وی 18 ماه می 1048 به دنیا آمده بود. [برای مطالعه بیشتر به مطالب روز 18 ماه می = 28 اردیبهشت این سایت مراجعه شود].
  • 1534:   سلطان سلیمان امپراتور عثمانی چهارم دسامبر 1534 بغداد را تصرف كرد كه دولت صفویه ایران بعدا آن را پس گرفت. دهها سال پس از آن، مراد چهارم سلطان وقت عثمانی که بغداد را مورد حمله نظامی قرار داده و با مقاومت قهرمانانه و تاریخی پادگان ایرانی شهر رو به رو شده بود با شاه وقت صفوی (دربار اصفهان) بر سر آن به مصالحه رسید.
        
        
  • 1679:  


    توماس هابز اندیشمند انگلیسی قرن هفدهم در 91 سالگی درگذشت. هابز پنجم اپریل 1588 به دنیا آمده بود. [برای مطالعه افکار او به مطالب روز 5 آوریل = 16 فروردین این سایت مراجعه شود]
        
  • 1829:   رسم قدیمی «سوتی Suttee = Sati» در هند كه سوزاندن زن پس از مرگ شوهر و با هم با یک آتش بود ممنوع شد، گرچه بعدا هم كم و بیش به صورت داوطلبانه ادامه یافت. طبق این رسم، زن با جسد شوهر متوفایش در یك زمان و یك محل آتش زده می شدند. طبق آثار به دست آمده در راجستان و مادیا پرادش، این عمل از سال 400 میلادی و شاید پیش از این زمان در هند مرسوم بود. ساتی Sati در سانسکریت به معنای زن نجیب و زن وفادار است.



        
        
  • 1881:  
    Nathan Cole

    لس آنجلس تایمز که توسط ناتان کول Nathan Cole و توماس گاردینر Thomas Gardiner (اسکاتلندی) و هر دو روزنامه نگار تاسیس شده بود به نام لس آنجلس دیلی تایمز نخستین شماره خودرا به توزیع داد. مالکیت لس آنجلس ـ یکی از چهار روزنامه ردیف اول آمریکا ـ تاکنون چندین بار دست به دست شده است. دو موسس نخست این روزنامه چون نتوانستند به سود دهی برسند آن را به کمپانی میرور Mirror که لس آنجلس تایمز را در چاپخانه خود چاپ می کرد فروختند. کمپانی مالک لس آنجلس تایمز در جوار این روزنامه، شبکه CBS را تاسیس کرد و بعدا آن را فروخت.
        
  • 1918:  


    وودرو ویلسون Thomas Woodrow Wilson رئیس جمهور وقت آمریكا با كشتی رهسپار فرانسه شد تا در مراسم امضای معاهدات ورسای (معاهدات پایان جنگ جهانی اول) حضور داشته باشد و اصولی را که برای پیشگری از یک جنگ جهانی دیگر تنظیم کرده بود به فاتجان جنگ بقبولاند. وی نخستین رئیس جمهوری آمریكا بود كه در طول زمامداری از این كشور خارج می شد و از اروپا دیدن می کرد. وی که پیش از انتخاب شدن به ریاست جمهوری آمریکا رئیس دانشگاه پرینستون بود و اقتصاد سیاسی تدریس می کرد این کشوررا با هدف خروج از انزوا، در سال 1917 وارد جنگ جهانی کرد که به تدریج یک قدرت جهانی شد و اینک ابرقدرت. ویلسون دارای مدرک دکترا بود و تنها رئیس جمهوری آمریکا است که استاد و رئیس دانشگاه بوده است. وودرو ویلسون که 28 دسامبر 1856 به دنیا آمده بود سوم فوریه 1924 درگذشت.
        
  • 1943:   یوسیپ بروز تیتو Josip Broz Titoرهبر پارتیزانهای یوگوسلاوی که با نیروی اشغالگر آلمانی مبارزه مسلحانه می کرد تشکیل دولت در تبعید یوگوسلاوی را اعلام داشت.
        
  • 1982:   قانون اساسی تازه چین که در عمل اقتصاد بازار (کاپیتالیسم) را روا (مجاز) کرده است به اجرا گذارده شد. به اظهار پاره ای از اصحاب نظر، از آن پس سوسیالیسم چین کمرنگ و کمرنگتر شده است و واژه ها (عناوینِ کمونیست و خلق) را با هدف داشتن بهانه برای ممانعت از تعیین مقامات ارشد و مدیران جامعه در انتخابات عمومی حفظ کرده اند تا حزب به جای مردم انتخاب کننده مقامات باشد. به باور برخی از مورخان، اگر مائو و افراد مسلح او در 1949 پکن را نمی گرفتند و دولت ملیّون باقی مانده بود چین تا 1960 به مقام اقتصادی امروز می رسید و ژاپن امکان قدرت اقتصادی شدن تا این پایه را نمی یافت. پیشرفت اقتصادی چین از سال 1983 آغاز شد و ....
        
        
  • 1991:   شرکت هواپیمایی پان امریکن پس از 64 سال فعالیت ورشکست و تعطیل شد. این شرکت هواپیمایی بین المللی از سال 1927 آغاز بکار کرده بود. نخستین سرویس آن میان فلوریدای آمریکا و کوبا بود. سرویس دور دنیای این شرکت معروف است.
        
        
  • 1995:   اسحق رابین نخست وزیر اسرائیل به دست یك جوان اسرائیلی كشته شد.
        
        
  • کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    مرگ مرموز بانوی مطلّقه در خانه ای در خیابان استخر (تهران)
    شش دهه پیش بود که اطلاع یافتم در یکی از خانه های خیابان استخر (خیابانی در تهران، در جنوب تأسیسات دخانیات و منشعب از خیابان قزوین که پس از انقلاب تغییر نام داده شده است) یک زن جوان در اطاقش، مرده یافت شده است.
        سرهنگ طاهری (متولّد اراک) رئیس کلانتری محل (کلانتری 15 وقت و مستقر در خیابان شیر و خورشید سرخ و اینک خیابان هلال احمر ـ نزدیک به چهارراه عباسی) به من گفت که تلفن کرده اند و گفته اند که یک بانوی مطلّقه که پس از جداشدن از شوهرش در خانه ای در خیابان استخر اطاق اجاره کرده بود در اطاق خود مرده یافت شده است که درباره آن سرگرم بررسی هستیم.
        از صاحبخانه که در کلانتری بود وضعیت را پرسیدم گفت که مستاجر او دو روز بود که از اطاقش بیرون نیامده بود و ما تعجب کردیم زیراکه در دو جا کار می کرد و هر روز به موقع از خانه خارج می شد. اطاق او در طبقه بالا است. به آنجا رفتیم و از اطاق صدایی شنیده نشد. از لای پنجره نگاه کردیم بر کف اطاق افتاده بود که به پلیس خبر دادیم و جسد جهت تعیین علت مرگ به پزشکی قانونی حمل شده است.
        صاحبخانه گفت که این بانو که نرگس نام داشت ولی اورا «پری» صدا می کردند قبلا به او گفته بود که چون شوهرش اورا بی عرضه می خواند و تحقیر می کرد که چرا با داشتن تجربه، کار نمی کند از او جدا شد و در دو جا کار به دست آورد و شوهر سابق که متوجه قضیه شده با آه و التماس از او می خواهد که آشتی کنند ولی او، دیگر آماده شوهر کردن نیست.
        صاحبخانه همچنین گفت که شوهر سابق چند بار نزد پری آمده بود.
        پلیس شوهر سابق پری را احضار کرد ولی او گفت که از چند روز پیش از مرگ پری، دیگر اورا ندیده بود و سرهنگ طاهری اظهار داشت که به این ترتیب، یک قتل مبهم (و به قول او؛ نامکشوف) روی دست کلانتری او مانده است. مطلب به همین صورت در صفحه حوادث روزنامه اطلاعات درج شد. عکس پری را که در روزنامه درج شد، پلیس از اطاق او به دست آورده بود.
        


     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
    پیام‌های تازه
    مشکل ایرانِ امروز تورّم پول است و راه حل: صرفه جویی، فروش ارز به نرخ بازار آزاد و دریافت مالیات مطابق سایر کشورها
  •  
         پیامی که سوم دسامبر 2013 (12 آذر 1392) واصل شد و پس از اندکی اِدیت در زیر آمده است:
        
        چهار سال پیش و از طریق قرعه کشی اداره مهاجرت آمریکا به این کشور آمده ام. یک تاون هاوس 126 هزار دلاری خریده ام و هر سال بابت این خانه دو اطاق خوابه ام 1640 دلار و بابت اتومبیل 491 دلار مالیات به شهرداری محل می دهم و بابت همان اتومبیل 55 دلار هم به ایالت. هزینه برق خانه ام هرماه 120 تا 140 دلار، آب و فاضلاب آن 60 تا 70 دلار و تلفن، تلویزیون و اینترنت که یک کمپانی آن را تامین می کند 99 دلار است. در اینجا شش درصد کُلِ مبلغ خرید از فروشگاه را هم بابت مالیاتِ ایالت می گیرند و هزینه های دولتی و شهرداری از این طریق و نیز مالیات از درآمدهای افراد و موسسات تأمین می شود.
        طبق مشاهدات من در وطن، مشکل امروز ایران تورّم پول (نقدینگی) است. دولت ها آن طور که شاهد بودم، پس از وفات آیت الله عظمی امام خمینی ولخرجی کرده اند و هزینه زائد بر درآمد [کسری بودجه] را از بانک مرکزی (مخزن چاپ اسکناس) و اصطلاحا قرض گرفته اند و کشور با تورّم پول رو به رو شده است. سالها دلسوزها گفتند و نوشتند که معادل کشورهای دیگر مالیات بر درآمد، بر مستغلات، براتومبیل، بر معاملات و ... بگیرید، از قاچاق کالا جلوگیری کنند که به نظر می رسد بلا اثر بوده است.
        به نظر من، برای حل مسئله تورّم باید توأما این سه راه را رفت: وضع مالیات در حد کشورهای دیگر و وصول دقیق آن، صرفه جویی در هزینه های دولتی و وضع ضابطه برای احراز مقام های دولتی بویژه مقاماتِ در ارتباط با امور مالی و اقتصاد، فروش ارز به نرخ بازار آزاد، نه تخفیف به واردات بعضی کالاها و افراد و آتش زدن ریال های حاصله که اضافی اند تا زمانی که تورم به حالت عادی بازگردد. همچنین باید تدابیری اتخاذ شود که آخرین امید ایرانیان،«مهاجرت» نباشد. رفع تحریم ها تنها به ورود ارزهای بلوکه شده و ارزهای نفتی تازه منتهی می شود که اگر صرف واردات غیر ضروری و ولخرجی حتی به نام عمران نشود می شود با فروش آن مقداری زیاد از اسکناس های اضافی را جمع آوری کرد. بنابراین، رفع تحریم ها ممکن یک راه حل 25 درصدی باشد. باید کشوررا از اتکاءِ این چنانی به درآمد نفت و نیز واردات بی نیاز کرد.
        




  •  

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com