Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
29 اكتبر
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 










   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 29 اكتبر
ايران
روز جهاني کوروش (Cyrus Day)
نقش تصوير کوروش، باقي مانده از عهد باستان

بيست و نهم اكتبر روز جهاني كوروش (سايرس دي Cyrus Day) نام گذاري شده است كه از ديرباز پارسيان، يهوديان، دوستداران حقوق بشر و هواداران اداره جهان به صورت ملل مشترك المنافع، آن را گرامي داشته و رعايت مي كنند. در برخی از سال ها، 29 اکتبر مصادف با هفتم آبان است از جمله سال 1394 و در سال 1395 مصادف با 8 آبان. در ایران و کشورهای ایرانی تبار از زمان های پیش، هفتم آبان منظور می شده است. در سه دهه گذشته برگزاری این مراسم در کالیفرنیا، سوئد، کانادا، هند و میان تاجیکان چشمگیرتر از نقاط دیگر بود و اخیرا در ایران. برخی نوشته اند که کوروش بزرگ بنیادگذار ایران در همین روز به دنیا آمده بود و زادروز اوست ولی سندی در این زمینه ارائه نشده است.
     اين روز به مناسبت تكميل تصرف پایتخت نظام دیکتاتوری بابل به دست ارتش پارسیان (29 اكتبر سال 539 پيش از ميلاد) و پايان دوران ستمگري در دنياي باستان و اعلام حقوق انسان برقرار شده است.
     دو هزار و 558 سال پيش در همان ماه (اکتبر ـ آبان) اعلاميه تاريخي كوروش بزرگ در تعريف حقوق افراد و ملل و چگونگي تأمين آن انتشار يافت كه پایه و نخستين سنگ بناي يك دولت مشترك المنافع جهاني و هر سازمان بين المللي بشمار مي آيد. حقوق انسان از دیدگاه کوروش که همان زمان مکتوب شده است موجود است و «استوانه کوروش Cyrus Cylinder» نامیده می شود و متفاوت از تعاريف اعلاميه حقوق بشر مصوّب شورای انقلاب فرانسه (مجلس انقلاب) در 1789 نيست. پیشنویس اعلامیه کنونی حقوق بشر مصوّب مجمع عمومی سازمان ملل در دهم دسامبر 1948 به دست رنه کاسین Rene S. Cassin یک حقوق دان یهودی فرانسوی (1887 ـ 1976، استاد حقوق و قاضی) تنظیم شده است که به اظهار خود او از ارادتمندان کوروش بزرگ بود و یک مقاله درباره نظرات کوروش، زیر عنوان «نسخه ای همیشگی برای درمان دردهای جوامع، تأمین صلح و سعادت بشر» نوشته بود. به نظر او، کوروش عمیقا معتقد به وجود یک آرمان مشترك میان انسان بود و به همین لحاظ خواهان حقوق يكسان و انتقال ناپذير برای همه مردم.
    کوروش از یک شهرت جهانی بسیار برخوردار است و به نام او در کشورهای مختلف شهر و خیابان و ساختمان فرهنگی اسم گذاری شده و در گوشه و کنار جهان، همه کسانی که دوران دبیرستان را گذرانیده اند با نام کوروش، افکار و کارهای او آشنا هستند. در ایالت مینه سوتای آمریکا، شهری به نام کوروش است (Cyrus city). نام کوروش در بسیاری از کتب مقدس هم آمده است. همین شهرت سبب شده بود در سپتامبر 2005 (شهریورماه) که گزارش هایی در باره ساختن سد سیوند و احتمال آسیب رسی به گورگاه او انتشار یافته بود نگرانی جهانی را به دنبال داشت و شبکه های تلویزیونی با استفاده از اين فرصت، در باره او و اندیشه های همیشه پایدارش برنامه پخش کردند.
     در سه دهه گذشته، فرضیه کوروش در زمینه برقراری یک نظام جهانی مرکب از ملل مشترک المنافع و تدوین قانونی واحد حاکم بر روابط ملل و ايجاد يک سيستم دادرسي جهاني برای تعقیب قضایی و مجازات متجاوزان به اموال عمومی و حقوق و تکالیف باردیگر مورد توجه ویژه اندیشمندان و استادان علم حکومت قرارگرفته است و برخی از آنان که معتقدند با رشد فکری و تعقّل نسل نوین، اداره جوامع ملّی با نظامات به ارث مانده از گذشته دشوار شده است راه حل مسائل جهان امروز را رعایت آن فرضیه (نظرات کوروش) می دانند.
    - - - - -
    سبب تغییر تلفظ Cyrus در غرب این بوده است که اروپاییان این نام را از کتاب های یونانیان برداشته اند. یونانیان کوروش را درست تلفظ می کردند، ولی اروپاییانِ دیگر همان حروف رابا تلفظِ حروف خودشان، فرانسوي زبانان: سیروس و در کشورهای انگلیسی زبان: سایرس.
    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
قحط الرجال در ايران سال 1918 ، جل الخالق!
«قحط الرجال» واژه اي بود كه به نوشته مطبوعات تهرات، در چنين روزهايي در سال 1297 خورشيدي (اواخر اكتبر 1918 ميلادي) ورد زبان تهراني ها شده بود. اين واژه از اواخر مهرماه پس از آن كه وثوق الدوله رئيس الوزراء وقت يك بلژيكي را براي حل مسئله نان پايتخت ايران! به رياست اداره نان منصوب كرده بود رايج شده بود. يكي از روزنامه ها پس از اين انتصاب نوشته بود: قحط الرجال در ايران، جل الخالق!. اين روزنامه به اين وسيله خواسته بود غير مستقيم بپرسدكه مگر در ايران كمبود مدير است كه يك بلژيكي را مدير اداره نان كه يك موضوع بسيار محلي است كرده اند. اتفاقا اين بلژيكي بدون داشتن آگاهي از سابقه مسئله نان توانست آن را حل كند كه رئيس الوزراء قبلي موفق نشده بود و بر سر«نان» پست خود را از دست داده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
قلع و قمع هواداران كلنل پسيان در خراسان
حسين آقا ميرپنج (سرلشکر)
در دومين هفته ماه آبان سال 1300 خورشيدي (اكتبر 1921) حسين آقا ميرپنج (سرلشكر حسين خزاعي) فرمانده نيروهاي قزاق اعزامي از تهران به مشهد، يك ماه پس از مرگ كلنل محمد تقي خان پسيان هواداران قيام او را در خراسان شديدا سركوب كرد. گروهي اعدام و دهها تن ديگر از آنان نيز زنداني شدند. حسين آقا ميرپنج بقيه هواداران قيام كلنل را تهديد كرده بود كه اگر از ادامه انقلاب دست بر ندارند و سلاحهاي خود را تحويل ندهند بي رحمانه قلع و قمع خواهند شد.
     كلنل محمد تقي خان كه از مداخلات بيگانگان در امور وطن و خيانت و يا سكوت رجال وقت به ستوه آمده بود در خراسان دست به يك قيام ملي زده بود و موفقيت هايي هم به دست آورده بود كه قرباني توطئه شد.
    وي قبل از اين قيام، با ژاندارمهاي خود نيروهاي به مراتب بيشتر و مجهزتر روس را از همدان مجبور به عقب نشيني كرده و شهر را آزاد ساخته بود. کلنل از مداخله قدرت هاي اروپايي در امور وطن، سخت خشمگين بود و بسياري از رجال وقت را خودخواه و خائن مي دانست - خيانت دانسته (عمدي) و يا ندانسته.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دو سوء قصد در تهران در سال هاي 1304 و 1305
29اكتبر سال 1925 (هفتم آبان 1304) واعظ قزويني ــ روحاني چپگرا و ضد سرمايه داري را كه ناشر روزنامه «نصيحت» بود در ساختمان مجلس در بهارستان كشتند. هنوز به درستي انگيزه قتل روشن نشده است و طراحان آن شناخته نشده اند، چرا؟. وي مقالات تندي بر ضد فساد مالي، اِجحاف و اِحتكار و نبود مروّت و انصاف در ثروتمندان و آزمندي آنان منتشر مي كرد.
     در همين روز در سال بعد (سال 1305) سيد حسن مدرّس نماينده مجلس، در تهران مورد سوء قصد قرار گرفت، مجروح شد و در مريضخانه دولتي (بيمارستان سينا) تحت عمل جراحي قرار گرفت و درمان شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
بركنارشدن مقامات نظامي و غير نظامي ميهندوست ايران به دستور متفقين ـ فرصت براي آزمندها، فرصت طلبان و ...
از هفتم آبان 1320 (29 اكتبر1941)، دو ماه پس از اشغال نظامي ايران كار بركناري، بازنشستگي و انتقال مقامات نظامي و غير نظامي ايران طبق فهرست متفقين آغاز شد. دراين تصفيه دامنه دار بسياري از افسران ارتش نيز به كارهاي غيرنظامي گمارده شدند.
     مروري بر فهرست مقامات تصفيه شده و سوابق آنان نشان مي دهد كه عمدتا از ميان ميهندوستان و مخالفان سلطه اجنبي انتخاب شده بودند. در ميان آنان گروهي هم كه قبل از اشغال نظامي ايران، تمايل به ناسيونال سوسياليسم آلمان از خود نشان داده بودند ديده مي شدند.
     همزمان با آغاز كار تصفيه مقامات، كمبود مواد غذايي و كالاي مصرفي چهره خود را در ايران آشگار مي كرد. كار جيره بندي در شهرهاي بزرگ ايران و همزمان با آن سوء استفاده از اين وضعيت، احتكار و توزيع مواد غدايي آلوده و كالاي نامرغوب آغاز شده بود. مقامات اشغالگر (متفقين) اين وضعيت را به حساب آزمندي و فرصت طلبي و طبيعت بد برخي از اتباع ايران مي گذاردند و با اين بهانه كه نمي توان با اِعمال زور ماهيّت افراد را تغيير داد از خود سلب مسئوليت مي كردند. برخي از اين مقامات خارجي بعدا در خاطرات مكتوب خود و يا در مصاحبه ها (تاريخ شفاهي كه در كتابخانه ها محفوظ است) از اين خصلت معدودي از اتباع ايران ابراز تعجب كرده بودند كه در «روزهاي سخت» دست به سوء استفاده زده بودند!. اين باورها، توفير زياد با ابراز نظر «جان ملكم» انگليسي كه در دهه اول قرن 19 به ايران آمده بود و خاطرات مورگان شوستر آمريكايي ندارد. براي اصلاح اين خصلت ناروا، راه آموزش و تمرين اخلاقيات و معنويات توصيه شده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
انعكاس نخستين تظاهرات و راهپيمايي حزب توده و تغيير سياست آمريکا در قبال ايران
ساعد مراغه نخست وزير وقت
نخستين راهپيمايي اعضاي حزب توده در خيابانهاي تهران وسيعا در مطبوعات امريكا و انگلستان منعكس شد. اين راهپيمايي 27 اكتبر 1944 (پنجم ابان 1323) برگزار شده بود كه اخبارمربوط به آن دو روز بعد در امريكا و انگلستان انعكاس يافته بود.
     همين خودنمايي باعث دقيق شدن آن دو دولت و سرانجام، تغيير استراتژي آنها در قبال ايران شد. اما، در آن زمان آن دو دولت به دليل نياز به شوروي كه نيروي اصلي نبرد با آلمان را در دست داشت و ترس از خشونت استالين، عكس العمل آشگار از خود نشان ندادند، لكن تا دهها سال بعد همين نگراني آنها ـ مخصوصا آمريکا محور سياست هايشان در قبال ايران بود.
    در زمان برگزاري نخستين راهپيمايي حزب توده، ساعد مراغه نخست وزير ايران بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
مخالفت دكتر مصدق با دادن هرگونه امتياز به بيگانه
دکتر مصدق
از اواسط اكتبرسال 1944 (مهرماه 1323) بيش از هميشه نغمهِ دادنِ امتياز نفت شمال به شوروي به بهانه ايجاد موازنه ميان اين دولت و انگلستان به گوش مي رسيد كه دكتر مصدق در نطق هفتم آبانماه خود در مجلس، مخالفتش را با دادن هر گونه امتياز مخصوصا امتيازهايي از آن دست به بيگانه ابراز داشت.
    دكتر مصدق كه نماينده تهران در مجلس شوراي ملّي بود صريحا گفته بود: دادن "هر امتياز به بيگانه، مشكلات كشور مخصوصا در زمينه حاكميّت ملّي را در سالهاي بعد از آن چندين برابر خواهد كرد و نسل آتي، آن را يك خيانتِ نسل حاضر به وطن تلقي خواهد كرد". وي اضافه كرده بود: "مقامات امروز حق ندارند براي نسل آتي دشواري و مسئله به ارث بگذارند.".
     همين مخالفت سر آغاز مبارزه اي طولاني براي ملي شدن نفت ايران شد كه از آغاز كار در انحصار انگليسي ها قرار گرفته بود.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي که شاه قرارداد نفت با كنسرسيوم را امضاء كرد ـ افتادن از چاله به چاه
29 اكتبر سال 1954 (هفتم آبان 1333) شاه (پهلوي دوم) قرارداد نقت با كنسرسيوم را امضاء كرد. اين قرارداد روز پيش از آن در سناي ايران تصويب شده بود!. سناي وقت با كمترين مخالفت آن را به تصويب رسانده بود.
    نفت ايران كه پيش از ملي شدن در انحصار انگلستان بود اين بار در اختيار كنسرسيومي از شركتهاي بزرگ نفتي غرب و عمدتا آمريکايي ـ انگليسي (معروف به هفت خواهران) قرار گرفت. اين شركت ها با هم بستگي تنگاتنگ و مشاركت دارند.
    ملي گرايان و چپگرايان وقت، امضاي اين قرارداد را افتادن از چاله به چاه و «هيچ شدن و برباد رفتن» مبارزات طولاني ملت ايران خوانده بودند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
زمانی که «صادق زیباکلام» فرستاده دولت جمهوري اسلامي به کردستان، در مهاباد ربوده شد
15 اکتبر 1979 (24 مهرماه 1358) دکتر صادق زیباکلام فرستاده دولت جمهوری اسلامی به کُردستان جهت حل مسأله منطقه که در یک جنگ داخلی خونین و پُرتلفات فرو رفته بود پس از 40 ساعت اسارت آزاد شد و بعد از مذاکره با چمران به تهران بازگشت. این، نخستین گروگانگیری سیاسی در ایران پس از انقلاب بود که خبرهای لحظه به لحظه آن در صفحات اول روزنامه ها منتشر می شد.
    زیباکلام پس از ورود به مهاباد در فرمانداری این شهر مستقر شده و از معتمدان محل برای مذاکره دعوت کرده بود. وی قبلا در مصاحبه با مطبوعات گفته بود که رژیم طاغوت (پهلوی ها) 50 سال به کُردستان توجه نکرده بود و حزب دمکرات کُردستان همان راهی را می رود که امپریالیسم (آمریکا) آن را می خواهد و ... [متن مصاحبه در روزنامه اطلاعات شماره 15977].
     روز بعد و پس از آنکه فاضلی فرماندار مهاباد برای شرکت در تشییع جنازه سرگرد غلامحسین بارجانی رئیس شهربانی مقتول مهاباد از ساختمان فرمانداری خارج شد چند نقابدار وابسته به حزب دمکرات کُردستان وارد ساختمان شدند و زیباکلام را ربودند. سرگرد بارجانی به دست پیشمرگ های کُرد کشته شده بود. [پيشمرگ = فدايي، جان نثار و پيش قدم در مُردن].
گزارش ربوده شدن زیباکلام در مهاباد در صفحه اول شماره 22 مهرماه 1358 روزنامه اطلاعات

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ششم آبان 1390، اشاره دبیر شورای نگهبان به فساد بانکی و پولهای بی حساب در جمهوری اسلامی
ششم آبان 1390 (26 اکتبر 2011) آيت الله احمد جَنَّتي دبير شوراي نگهبان در نماز جمعه تهران در اشاره به فساد بانكي وقت [معروف به سوء استفاده 300 میلیاردی] گفت: اين ماجراي فساد مالي بايد با جديّت رسيدگي شود. خيلي ها در اين شرايط [در این جریان] فشار مي آورند [بر سر راه رسیدگی قضایی سنگ اندازی می کنند] و ممكن است افرادي از مجلس و دولت [نیز] فشار بياورند. مسئولان دستگاه قضايي بايد بدانند كه در حال امتحان بزرگي هستند. مردم درباره اين فساد از مسئولان طلبكار هستند. بايد ريشه اين پول هاي بادآورده مشخّص شود. بايد ديد در مناطق آزاد و بانك ها چه خبر است؟!.
    جنتی در خطبه هاي آن روز درباره انتخابات قریب الوقوع مجلس گفت: برخي افراد و نامزدهاي انتخابات چون خود پولي ندارند به پيمانكاران (مقاطعه کاران) وعده مي دهند كه هزينه هاي انتخابات را پرداخت كنند؛ تا وقتي به مجلس رفتند جبران كنند [بمانند تلاشهای انتخاباتی غرب ازجمله آمریکا]. كساني كه اين طور مي كنند باید بدانند که قطعا با شوراي نگهبان به مشكل خواهند خورد. ما گفته ايم همه كشور را رصد كنند كه چه كساني اين كارها را مي كنند تا به موقع [با آنان] برخورد صورت گيرد.
    جنتی به نقل از رهبري جمهوری اسلامی گفت كه مردم نبايد به كساني كه وابسته به مراكز قدرت و ثروت هستند راي بدهند. برخي از مدت ها قبل پول هاي بي حساب را خرج مي كنند. از مناطق آزاد مي گيرند و معلوم نيست از كجا مي گيرند كه حساب و كتاب ندارد! و ....
    
    [نقل از خبر صفحه سوم روزنامه حکومتی کیهان، شماره 20060، مورخ شنبه 7 آبانماه 1390]
    
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سينما
کمدين، طنزنگار و آهنگساز
بانو «فاني برايس» کمدين فيلم هاي سينمايي و برنامه هاي فکاهي تلويزيون آمريکا 29 اکتبر 1892 به دنيا آمد و 59 سال عمر کرد.
    وي درکار خود به قدري مهارت داشت که ترانه کمدي مي خواند و شعر و گاهي آهنگ آنها را هم خودش مي نوشت.
    فاني در عين حال يک طنزنگار با استعداد بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
«پوليتزر» به مناسبت سالگرد درگذشت او - و نگاهي کوتاه به مطبوعات ايران
Joseph Pulitzer
29 اكتبر (روزي چون امروز) سالروز درگذشت «جوزف پوليتزر» روزنامه نگار معروف است كه به منظور ارتقاء ادبيات، روزنامه نگاري و موسيقي از طريق انتخاب سالانه بهترين ها و دادن جايزه، بنیادی را تاسیس کرده است. پولیتزر در 64 سالگي بسال 1911 فوت شد. مهمتر از ايجاد بنياد پوليتزر، وي مبتكر «مردمي نويسي» در نشريات است كه تا آن زمان عمدتا به گزارش فعاليت هاي دولت مي پرداختند. «تاريخ ژورنالیسم» ايجاد رقابت ميان روزنامه ها در كسب اخبار اختصاصي را هم به نام پوليتزر ثبت كرده است. یک استاد هاروارد در اکتبر 1999 و به مناسبت هشتاد و هشتمین سالگرد درگذشت پولیتزر گفت: "اصرار پوليتزر در مقالاتش به آموزشی نویسی (ارتقاء معلومات مخاطبان)، اخبار و مطالب شهری، تلاش براي يافتن اخبار و مطالب اختصاصي و روزنامه نگاری اینوستیگیتیو (تجسس خبرنگار بمانند کارآگاه پلیس) چهره رسانه ها را در جهان تغيير داده و به پيشبرد تمدن و رعايت حقوق مدني كمك بسيار كرده است.".
    پوليتزر كه ناشر چند نشريه بود براي پيشبرد حرفه روزنامه نگاري به تاسيس مدرسه روزنامه نگاري در دانشگاه كلمبيا كمك كرد. پدر پوليتزر از يهوديان مجارستان، مادرش كاتوليك و زنش يك پروتستان بود و به همين لحاظ خود را عنصري بي طرف مي پنداشت. خانواده پوليتزر هنگامي كه او جواني بيش نبود به آمريكا مهاجرت كرده بود و او كه بر زبانهاي آلماني و فرانسه مسلط بود کار روزنامه نگاري را از ترجمه مقالات نشريات اروپايي براي چاپ در روزنامه هاي آمريکا آغاز کرده بود.
    ***
    مروري حرفه اي بر روزنامه هاي تهران نشان مي دهد كه در دهه 1370 خورشيدي و تا 1383 (زمان نگارش اوليه اين مطلب) و به ويژه از زمان تاسيس خبرگزاري هاي داخلي متعدد، رسانه هاي چاپي ايران بازگشت سريع و وسيع به دولتي نگاري را در پيش گرفته اند و تقريبا عاري از خبر اختصاصي هستند. بيشتر مطالب آنها به دليل منابع مشابه، مطابق يكديگر و از سازمانهاي دولتي گرفته مي شود كه وظيفه اين سازمانها و دولتمردان تبليغ براي فعاليت هاي موجود و برنامه هاي آتي است. اوايل قرن 20 اروپاييان كشف كرده بودند كه قسمتي از اين دولتي نويسي به سبب استخدام كارمندان دولت در ساعات شب در روزنامه هاست كه بالطبع به سود اداره متبوع خود مي نويسند كه در پي اين اكتشاف، استفاده از كارمندان دولت در تحريريه روزنامه ها به صورت خبرنگار و دبير خبر ( نه مقاله و نظر ) ممنوع شد. خبر نويسي بايد دو طرفه باشد و نبايد تنها به دهان مقام دولتي نگاه كرد و هرچه را كه او بگويد نشر داد. در عرف روزنامه نگاري خبر يك طرفه چيزي جز تبليغ نمي تواند باشد. روزنامه هاي ايران بايد به تدريج از خبرنويسي يكطرفه، تنظيم غير حرفه اي و نامفهوم براي مخاطب و در مورد مطالب خارجي، ترجمه خبر از يك منبع (يك خبرگزاري و يا راديو ـ تلويزيون و روزنامه) دست بردارند تا بشود عنوان حرفه اي بر آنها گذارد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
«همشهري» و سردبير معمّم ـ آيا روزنامه شهرداري تهران بايد با روزنامه هاي عمومي رقابت کند و آگهي تجاري منتشر سازد؟!
زائري

بيست و نهم اكتبر 2005 (هفتم آبان ماه 1384) در مراسمي رسمي كه در تهران برپا شده بود ژنرال قاليباف که به تازگي شهردار تهران شده بود حكم سردبيري روزنامه همشهري متعلق به آن سازمان را به محمدرضا زائري (حجت الاسلام) داد. اين نخستين بار بود كه همشهري (و در آن سال 13 ساله) داراي سردبير روحاني (معمّم) مي شد. عمر سردبيري زائري کوتاه بود و حسين انتظامي مدير وقت اين روزنامه (نماينده انتخابي مديران نشريات ايران در هيات نظارت بر مطبوعات) عملا خود کار سردبيري را برعهده گرفت. انتظامي اينک «خبر آنلاين» را اداره مي کند.
    «همشهري» كه اجازه انتشار مطالب سياسي و ورود به عالم سياست را ندارد و طبق مجوز اوليه محل توزيع آن محدوده جغرافيافي تهران بود اواخر آذرماه 1371 با تلاش غلامحسين كرباسچي شهردار وقت تهران (رئيس حزب کارگزاران سازندگي) و با استخدام چند روزنامه نگار قديمي و صرفا به منظور انتشار مطالب شهري (اجتماعي، بهداشتي، فرهنگي و اقتصادي) مربوط به تهران تاسيس شد و جز سه ماه اول كار، سردبيري كل آن با مهندس محمد عطريانفر بود كه همشهري امروز را بايد نتيجه زحمات و ابتكارهاي او دانست.
     پس از عطريانفر، مهندس عليرضا شيخ عطار (بعدا معاون و سپس قائمقام وزارت امور خارجه و آنگاه سفير ايران در آلمان) سردبير كل همشهري شد كه تقريبا همان سياست و روش عطريانفر را دنبال كرد و از استعلام نظر مخاطبان درباره محتواي همشهري غافل نمي ماند. وي كوشش بسيار براي جلب نويسندگان خوب و حفظ بي طرفي و غير سياسي بودن همشهري به عمل آورد.
    در مراسم هفتم آبان1384 سخن از انتشار همشهري در سطح ايران و جهان به ميان آمد كه به نظر مي رسيد به دور از وظايف يك روزنامه اختصاصي شهرداري تهران باشد.
     روزنامه همشهري يك روزنامه دولتي است ولي برخلاف عرف يك روزنامه دولتي، هم اعلان تجاري چاپ مي كند و هم تكفروشي دارد و با اين عمل خود وارد رقابت با روزنامه هاي غير دولتي شده كه عملا به كار پيشرفت آنها آسيب مي رسد. معناي تكفروشي و يا به قول فرنگي ها «سينگل كاپي سيل»، عرضه روزنامه در كيوسك ها و يا جعبه ها جهت فروش است. روزنامه دولتي قاعدتا نبايد رقيب روزنامه هاي حرفه اي شود و به كسب اعلان و نيز تكفروشي بپردازد. اعلان تجاري ممكن يك روز ايجاد دردسر كند. براي مثال اگر يك اعلان مطابق آن چه بيان داشته نباشد، مي توان روزنامه اي را هم كه به چاپ آن مبادرت كرده به عنوان شريك جرم تعقيب قضايي كرد و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
قتل (ترور) هفت روزنامه نگار بنگلادشي در 9 ماه در سال 2004
24 اكتبر 2004 مردي مسلح وارد دفتر روزنامه «اكسپرس» در پايتخت جمهوري بنگلادش شد و دستيار سردبير اجرايي آن را با گلوله كشت و فرار كرد. انگيزه اين قتل اعلم ننشد. نام مقتول «آپالو» بود.
    با قتل دستيار سردبير اكسپرس، از ژانويه تا نوامبر سال 2004 هفت روزنامه نگار بنگلادشي به اين صورت مقتول شده بودند. دو ماه پيش از واقعه روزنامه اكسپرس، «چاراوارتي» يكي از دبيران روزنامه «دورجوي بنگلا» توسط يك ناشناس كشته شده بود و قبل از وي هم همايون كبير بالو، كمال حسين، مانيك چاندرا و دو تن ديگر مورد حمله قرار گرفته و جان باخته بودند.
     «اينترنشنال واچ داگ» و انجمن هاي جهاني دفاع از روزنامه نگاران ضمن اعلام بنگلادش به عنوان كشوري ناامن براي روزنامه نگاري به دليل آسيب پذيري روزنامه نگاران، تاكيد كرده بودند كه قضيه را تا پايان دنبال خواهند كرد.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
تركيه جمهوري و مصطفي کمال پاشا ( آتاتُرک) رئيس آن کشور شد
مصطفي کمال
29اكتبر سال 1923 پارلمان تركيه كه «مجلس كبير» عنوان داشت راي به جمهوري شدن اين كشور داد و به اتفاق آراء مصطفي كمال پاشا (اتاترك) را به رياست جمهوري برگزيد.
     جمهوري تركيه جاي امپراتوري عثماني را گرفت كه زماني يك قلمرو پهناور شامل اروپاي جنوب شرقي و سرزمين هاي عربي خاورميانه و شمال آفريقا بود. عثماني در جنگ جهاني اول شكست خورده و در 29 اكتبر 1918 (دو هفته پيش از پايان جنگ جهاني اول) با فاتحان جنگ قرارداد ترك مخاصمه امضا كرده بود و اگر بپاخيزي مسلحانه «مصطفي كمال» نبود باقيمانده آن نيز تجزيه شده و بخش غربي آن به دست يونان افتاده بود. محمد ششم آخرين سلطان عثماني در يكم نوامبر 1922 و قبل از جمهوري شدن، با يك ناو نظامي انگليسي به صورت فرار از وطن خارج شده و به مالت (مستعمره وقت لندن) رفته بود. «مورخان» معارضات عثماني با قدرتهاي اروپايي را كه در قرن نوزدهم شدت بيشتري يافته بود «مسئله شرق» عنوان داده اند كه بخش بزرگي از تاريخ عمومي (جهان) را تشكيل مي دهد.
     عثماني ها در سال1453 پس از تصرف قسطنطنيه (استانبول) بر جاي دولت بيزانتين (روم شرقي) نشسته بودند.
     مجلس كبير تركيه در 29 اكتبر 1923همچنين پايتخت را از استانبول (حاشيه اروپا) به آنقوره (آنكارا) در آناتولي (آسياي صغير) انتقال و تركي را زبان رسمي همه كشور قرارداد. بيش از سي درصد واژه هاي زبان رسمي تركيه ريشه فارسي دارند. چند سال بعد و از يكم نوامبر 1928 الفباي تركيه نيز لاتين و كلمات برحسب تلفظ آنها نوشته شد. 13اكتبر 1923 تصميم به پايتخت شدن شهر آنكارا واقع در آناتولي 13 اكتبر 1923 گرفته شده بود كه اين تصميم 16 روز بعد به تصويب مجلس رسيد. به اين ترتيب شهر استانبول (قسطنطنيه) پس از 16 قرن، مقام خود به عنوان پايتخت و صحنه قدرت را ازدست داد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
حمله نظامي مشترك اسراييل، انگلستان و فرانسه به مصر و اخطار ايزوستيا
29اكتبرسال 1956، اسراييل با استفاده از وضعيت بحراني كه ملي كردن آبراه سوئز در مناسبات مصر با انگلستان و فرانسه به وجود آورده بود حمله نظامي خود را به مصر با فرود اوردن چترباز در شرم الشيخ (جنوب صحراي سينا) و سپس تصرف «غزه» آغاز كرد و انگلستان و فرانسه هم به آن پيوستند و هواپيماهاي نظامي انگلستان مستقر در پايگاه اين كشور در قبرس به مصر حمله بردند. شوروي درگير در مسئله مجارستان بود.
     شوراي امنيت در صدد اعلام اتش بس برآمد كه با وتوي انگلستان و فرانسه رو به رو شد و داگ هامرشولد دبير كل وقت سازمان ملل (از كشور سوئد) كه با دبيركلهاي بعدي اين سازمان تفاوت داشت كه از ديپلماتهاي كشورهاي كوچك و مستعمره سابق هستند وقتي كه چنين ديد مجمع عمومي را به تشكيل جلسه فراخواند و اين مجمع با كمترين مخالفت راي به ترك مخاصمه داد كه تصميمات مجمع عمومي ضمانت اجرايي ندارند.
     تا اين زمان سوريه و عراق نيز به نيروهاي خود آماده باش داده و دست به بسيج نيرو زده بودند. طولي نكشيد كه موازنه جهاني قدرت كار خود را كرد؛ روزنامه ايزوستيا ارگان دولت شوروي در مقاله شديدالحني كشورهايي را كه به مصر حمله برده بودند تهديد كرد كه ارتش سرخ ساكت نخواهد نشست و مداخله خواهد كرد. متعاقب آن گزارش رسيد كه شوروي دست به مسلح كردن سوريه زده و در صدد مداخله به حمايت مصر است كه دولت امريكا از بيم مداخله شوروي به ميانجي گيري دست زد و آتش بس برقرار شد و نيروهاي انگلستان و فرانسه و سپس اسراييل تخليه خاك مصر را آغاز كردند و واحدهاي حافظ صلح سازمان ملل در خطوط مرزي مصر و اسراييل مستقر شدند.
     اين جنگ به بسط نفود شوروي در آن منطقه مخصوصا مصر و سوريه كمك بسيار كرد.
     قطع سريع جنگ به چند دلیل بود ازجمله وجود دو ابر قدرت در جهان كه دربرابر هم قرار می گرفتند و موازنه برقرار بود، وجود يك دبير كل بي طرف و از يك كشور هميشه مستقل و پيشرفته كه تحت تاثير قرار نمي گرفت. اين دو و ضعيت، ديگر وجود ندارد و .... بايد دانست كه داگ هامر شولد جان خود را برسر بي طرفي، نترس و دلسوز بودنش گذاشت.
نمونه ويراني ناشي از حملات هماهنگ هوايي سه كشور به مصر در سال 1956

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تظاهرات ضد بورس بازي در نيويورک در اکتبر 1979 و ...
29 اكتبر سال 1979 به مناسبت پنجاهمين سالگرد سقوط بورس نيويورك که منجر به یک ركود اقتصادي بزرگ ده ساله شده بود، دهها هزارتن در اين شهر عليه آزمندي و پولپرستي شماري كم دست به تظاهرات زدند. سقوط بورس نيويورك در اكتبر 1929 از بيست و چهارم اين ماه آغاز و در روزهاي 28 و 29 اكتبر به اوج خود رسيده بود كه در اكتبر 1987 و اكتبر 2008 عينا تكرار شد.
     تظاهر كنندگان 29 اكتبر 1979 ضمن تظاهرات و دادن شعار، درهاي بورس نيويورك را بسته و مانع ورود افراد به آن شده بودند. آنان شعار مي دادند كه همه مشكلات زير سر بورس بازان نيويورك و پولپرستان است.
    در آن روز هشتصد مامور پليس تلاش مي كردند كه مانع از تعطيل شدن بورس نيويورك به دست تظاهركنندگان شوند. تظاهرات سرانجام با دستگيرشدن و بازداشت يكهزار و 45 تن از تظاهركنندگان پايان يافت. برخي از بازداشت شدگان به پليس گفته بودند كه منظورشان نه تنها اصحاب سرمایه و قماربازان سهام بلکه آنهايي هم بوده است كه در صنايع نظامی آمریکا و از جمله تسليحات اتمي این کشور سرمايه گذاري كرده و برای بردن منفعت هرچه بیشتر، به دخالت در امور دولت دست می زنند و در جریان انتخابات به انواع تبلیغ برای نامزدهای موافق خود اقدام می کنند.
    رسانه هاي آمريکا از این قسمت از اظهارات بازداشت شدگان که پلیس برایشان نقل کرده بود استفاده کرده و در نخستين گزارش خود به تظاهرات ضد آزمندی و تقلب های اقتصادی؛ عنوان «تظاهرات ضد اسلحه اتمي» داده بودند! که سریعا مورد انتقاد پيشكسوتان حرفه روزنامه نگاري قرار گرفتند و در گزارشهای بعدی انگیزه تظاهرات و چگونگی آن را اصلاح کردند. پیشکسوتان حرفه ژورنالیسم در انتقاد خود از تحریف تظاهرات 29 اکتبر، به نگرانی های آیزنهاور در دو دهه پیش از آن و درستی این نگرانی ها اشاره کرده و هشدار داده بودند. آیزنهاور که 27 سپتامبر 1955 پس از شنیدن سقوط سهام وال استریت در آن روز، دچار حمله قلبی و بستری شده بود در ژانویه 1961 ـ در آخرین ماه حکومت خود با تاکید گفته بود نگران آینده آمریکا است اگر این چند وضعيت ادامه یابد و به روند خود ادامه دهد: ميدياكراسي (جوّسازي رسانه ها و تغيير وضعيت به خواست خود)، قدرت گيري صنايع نظامي و مداخله آنها درتصميمگيري هاي دولت، تداخل دولت و اصحاب سرمايه و سهام دريكديگر (مقام دولتي شدن دست اندركاران بورس و سرمايه و بالعكس)، خارج شدن لابي گرهاي كنگره از صورت كار روابط عموي كردن و ورود مقامات سابق و نمايندگان پيشين كنگره به جرگه لابي گران و تبديل «نظر رساني و روشن سازي كه اگر حرفه اي و علمي باشد امري مفيد است» به اعمال نفوذ و كارچاق كني.
     مرور زمان نشان داده است وضعیتی که آیزنهاور نگران آن بود ادامه یافته است. برای مثال: در سال 2009 بانکهایی که با کمک مالی دولت بر سر پا مانده بودند به پس اندازهای مردم حداکثر دو درصد سود می دادند حال آنکه از صاحبان کردیت کارتها 19 تا 29 درصد بهره می گرفتند! و ....
گوشه اي از تظاهرات ضد ثروتمندان و بورس بازان در نيويورك

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
انتقاد کنگره بين الملل سوسياليست از جهان بدون عدالت و نظم
Margareta Winberg

بيست و دومين نشست ادواري «كنگره بين الملل سوسياليست» 29 اکتبر 2003 با انتقاد از جهان بدون عدالت و نظم پایان یافت. در این کنگره که در شهر سائو پائولو كشور برزيل برگزار شده بود ششصد نماينده از 150 حزب سوسياليست و سوسيال دمكرات شرکت کرده بودند. سخنرانان از فرصتي كه نشست برايشان فراهم آورده بود استفاده كردند و زبان به انتقاد از وضعيتي كه پس از فروپاشی شوروی بر جهان مستولي شده است گشودند.
    ماحصل این سخنرانی ها ردّ هرگونه نظام کاپيتاليستي و گسترش كاپيتاليسم بويژه در شکل افسار گسيخته آن بود كه فقراء را فقير تر ساخته است.
    سخنرانان عموما ازناکافي بودن بودجه پژوهش هاي پزشکي دولتها و «ايدز زدايي» از جهان و يافتن راه درمان سرطان و ... سخن گفتند و اشاره کردند که کمک هاي مالی بدون نظارت دقیق به کشورهایی همچون افغانستان حاصل چندانی ندارد و به گسترش فساد اداری در اين کشورها می انجامد.
    اظهارات بانو «مارگارتا وينبرگ» معاون نخست وزير سوئد كه گفت: تنها كمپاني هاي بزرگ كشورهاي قدرتمند از نظم تازه جهان بهره مند مي شوند و جهان امروز شده است جهان بي عدالتي ها، نمونه اي از اين سخنراني ها بود.
    اين نشست از 26 تا 29 اكتبر سال 2003 جريان داشت و در آن «آنتونيو گوترس» نخست وزير پيشين پرتغال به رياست بعدي اين كنگره انتخاب شد.
Antonio Guterres

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
طراح «کاپيتاليسم نوين چين»
Rong Yiren

بيست و ششم اكتبر 2005 اعلام شد كه رونگ ييرن Rong Yiren پدر كاپيتاليسم سرخ در 89 سالگي درگذشته است. وي فرزند يك ميلياردر چيني بود كه پس از افتادن پکن در سال 1949 به دست افراد مائو ترجيح داده بود كه در وطن بماند و به صف فاتحان به پيوندد.
     در آخرين سال دهه 1970 دنگ شيائو پينگ از او خواست كه با حفظ عنوان چين سوسياليستي راهي براي ورود اين كشور به بازارهاي جهان بيايد و او سيستم اقتصادي نويني را بر پايه اصول کاپيتاليسم طرح ريزي كرد كه چين با اجراي آن به صورت يک کاپيتاليست در آمده است. جيانگ زمين رئيس جمهوري پيشين چين "رونگ" را معاون رياست دولت كرده بود كه پنج سال در اين مقام بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تاريخ از نگاهي به تصوير
مجروح آمريکايي جنگ عراق پس از بازگشت به وطن


اين عكس که 26 اکتبر 2005 در روزنامه ها چاپ شده بود، يك نظامي آمريكايي را نشان مي دهد كه دو پاي خود را در جنگ عراق از دست داده است. وي که John Bartleet نام دارد در ايالت ويرجينيا زندگي مي كند. به گزارش اين روزنامه ها، تا آن زمان (26اكتبر 2005) ) شمار نظاميان آمريكايي كه در عمليات عراق مجروح شده بودند به رقم به 15000 رسيده بود. برخي از نظاميان مجروح، بمانند «جان بارتلت» دست و يا پاي خود را از دست داده اند.
    آمريکا در عمليات نظامي عراق بيش از چهار هزار کشته و نزديک به هشتصد ميليارد دلار هزينه متحمل شد!.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 29 اكتبر
  • 1618:   سر والتر رالي شاعر. نويسنده، دريا نورد و سياستمدار انگليسي به جرم خيانت به شاه وقت انگلستان در ارگ لندن گردن زده شد. وي در لندن جلساتي به نام «شبهاي شعر» داير كرده بود كه به پادشاه خبر داده بودند در اين جلسات «رالي» بر ضد او سخن مي گويد و توطئه چيني مي كند. رالي كه نام او بر مركز ايالت كاروليناي شمالي گذارده شده است نخستين انگليسي بود كه قدم به خاك امريكا گداشت و همراهان او در جزيره «رونوك» مستقر شدند كه پس از بازگشت او به انگلستان همه انان به طرز اسرار آميزي ناپديد گرديدند.
  • 1686:   اراضي ويليام پن Penn در آمريکا شمالي، پنسيلوانيا (ايالت پنسيلوانياي امروز) نام گرفت.
  • 1863:   کميسيون بين المللي صليب سرخ آغاز بکار کرد.
  • 1888:   نخستين خودكار ساچمه اي ساخته شد.
  • 1897:   پل ژوزف گوبلز Paul Joseph Goebbels سخنگو و رئيس تبليغات هيتلر (دولت حزب ناسيونال سوسياليست آلمان) به دنيا آمد. (مشروح آخرين روزهاي زندگاني او با عکس زن و فرزندانش که باهم خودکشي کردند در مطالب اول ماه مه اين سايت آمده است. در روزهاي 17 و 18 ژانويه و ... هم به او اشاره شده است که مي توانيد با کليد جستجو در سمت راست بالاي اين صفحه، همه مطالب مربوط به وي و هر موضوع ديگر را بيابيد).
  • 1910:   آلفرد آير Alfred J. Ayer فيلسوف انگليسي "نيو پازيتيويسم" به دنيا آمد.
  • 1956:   منطقه طنجه که قبلا بين المللي اعلام شده بود به مراکش باز گردانده شد.
  • 2003:   اعلاميه شهرداري نيويورك رقمي را كه قبلا براي تلفات رويداد 11 سپتامبر سال 2001 انهدام برجهاي دوقلوي اين شهر داده شده بود به ميزان 40 تن كاهش داد و با اين حساب جمع تلفات 2 هزار و 752 كشته بوده است.
  • کارنامک نوشيروان (خاطره ای از مولف)
    دادستان و یا دادبان
    در آبان ماه 1337 در دانشکده حقوق دانشگاه تهران کنفرانسی برای بررسی واژگان پارسی شده قضایی مهرماه 1316 و به مناسبت 40 ساله شدن این واژگان برپا شده بود که من هم در کِسوَت خبرنگار میز اخبار حوادث و قضایی روزنامه اطلاعات در تالار کنفرانس بودم.
        برخی از واژه های فارسی شده قضایی در مهرماه 1316 ـ دوران تمرین ناسیونالیستی در ایران ـ از این قرار بود:
        
        محکمه = دادگاه
        
        محاکمه = دادرسی
        
        قاضی = دادرس
        
         مدعی العموم = دادبان
        
        دستیار مدعی العموم = دادیار
        
        مستنطق = بازپرس
        
        دعوی = دادخواهی
        
        مدعی = دادخواه
        
        عدلیه = دادگستری
        
        استیناف = وارسی
        
        مستأنف = وارسی خواه
        
        شاهد = گواه
        
         حکم محکمه = دادنامه
        
        خلاف = لغزش
        
        جنحه = بزه
        
        جنایت = تبه کاری
        
        جرم = گناه
        
        مجرم = گناهکار
        
        مجازات = کیفر
        
        و شماری واژه دیگر. از این واژگان، پس از 40 سال بکار بردن آنها واژه های دادبان، وارسی، وارسی خواه و تفاوت نداشتن بزه و تبه کاری و نامطابق بودن «لغزش» جای ایراد داشت و بکار نمی رفت و پس از تغییر شاه (کناره گیری رضاشاه)، همان واژگان قدیمی (عربی) بکار می رفت.
         طولانی ترین بخش بحث و مذاکره بر سر انتخاب واژه «دادبان» بود که بالاخره قرار شد «دادستان» شود که از آن زمان به جای مدعی العموم بکار می رود. استدلال، برای این تبدیل این بود که مدعی العموم باید حق مظلوم را بستاند و برای مرتکب فساد، نقض حق و یا تجاوز به حق و آزار دیگران تقاضای مجازات کند و «دادبان = پاسبان عدل و عدالت» می تواند دولت، پارلمان و حتی رئیس کشور باشد زیراکه دولت ها موظف به حفظ جان و مال اتباع هستند.
        در مورد واژه «وارسی = استیناف، تجدید نظر» قرار شد پژوهش بکار رود زیراکه مفهوم آن بررسیِ هرچه بیشتر است تا حق پایمال نشود. وارسی خواه هم بشود پژوهش خواه.
        در مورد واژگاه بزه و تبه کاری (جنحه = جرم کوچکتر و تبه کاری = جنایت و مثلا قتل) بحث به جایی نرسید که از آن پس همان واژگان عربی قدیم بکار برده شده است. بر سر واژه «لغزش» در مورد خلاف مثلا تخلّف رانندگی، کثیف کردن کوچه و خیابان و یا رفت و آمد با پیژاما در معابر عمومی، حرف رکیک زدن در جمع و معابر نیز توافق حاصل نشد.
        در پایان کار گفته شد که استادان دانشکده پزشگی و ادبیات فارسی واژگان وضع شده پزشکی در سال 1316 و سایر دانشکده واژگان مربوط را به همین ترتیب (تشکیل کنفرانس) بررسی کنند و اگر اشکالی در یادگیری داشته باشند جایگزین کنند.
        در دو ـ سه دهه اخیر هم لغت سازی از سر گرفته شده ولی مفهوم آنها و یادگیری شان بویژه توسط سالخوردگان و روستائیان دشوار است مثلا واژه «تراریخته» به جای محصولات ژنتیکی که معلوم نیست از کجا آورده شده است. با وجود این واژه سازی تازه، هنوز واژه ها و اصطلاحات خارجی که پیش از انقلاب هم بکار برده نمی شد مثلا لیزینگ، هُلدینگ و ... شنیده و نوشته می شوند. چرا؟.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    نامه به مولف
    عملیات رزمی ـ دفاعی ایران در سوریه تازگی ندارد و پیش از میلاد آغاز شده است
  •   پیام وارده از یک مخاطب این تاریخ آنلاین در سوم آبان 1395 (اکتبر 2016):
        
         "در اثنای مناظره دوم نامزدهای احزاب جمهوریخواه و دمکراتیک آمریکا برای انتخابات نوامبر 2016 ریاست جمهوری این کشور که یکی از آن دو تَن از بیستم ژانویه 2017 بر کرسی اوباما خواهد نشست، درباره بمباران یاغیان سوریه (رِبِل ها)، ویران شدن شهر حلب و فعالیت های نظامی ایران در سوریه از دو نامزد سئوال شده بود که مستلزم توضیح بیشتری است و باید گفت:
        در جریان جنگ داخلی 4 ساله آمریکا، مگر نیروهای اتحادیه [شمالی ها] شهر اتلانتا را در جریان سرکوب نیروهای کنفدراسیون [جنوبی ها] ویران نکردند؟. مگر تلفات جنگ داخلی آمریکا از 660 هزار کشته کمتر بود؟. دولت های خارجی به کنفدراسیونی ها کمک نکردند ولی جهانیان می دانند که به رِبل های سوریه کدام دولت ها کمک می کنند که مداخله تعرّض گونه در امور داخلی یک کشورِ دارای استقلال و حاکمیّت است. اگر تاریخ را بخوانیم، ایرانیان از زمان دولت ماد (26 قرن پیش) در سوریه حضور داشتند. دولت ایرانی ماد گروهی از اتباع خود ـ کُردها را به نینوا (موصل امروز) فرستاد تا آشوریان که در جنگ شکست خورده بودند جان نگیرند و شمال منطقه (عراق امروز) از همان زمان (26 قرن پیش) کُردنشین بوده است. ایران با اسکندر در سرزمین سوریه وقت جنگ کرد (نبرد ایسوس). ایران در دوران اشکانیان و ساسانیان به مدت نزدیک به 8 قرن با رومیان در همین سوریه جنگید تا غرب بر شرق تسلط نیابد و .... ایّوبی های کُرد و ایرانی تبار (دودمان تکریتی ها ـ صلاح الدین ایّوبی) دهها سال بر سوریه، مصر و فلسطین (لِوانت) حکومت داشتند و جنگ های آنان با صلیبیون اروپایی معروف است. درباره جوانمردی های صلاح الدین نسبت به اروپاییانِ شکست خورده داستانها نوشته اند.".
        

  • تلویزیون دولتی در آغار کار با اخبار بهتر، مخاطبان سایر رسانه ها را جلب خود کرد
  •   در اکتبر 2014، یک مخاطب مجله روزنامک که ناشر آن مؤلف این تاریخ آنلاین است پرسیده بود: شنیده ام که تلویزیون دولتی در آغاز کار خود با پخش اخبار بدون سانسور، مخاطبان رسانه های وقت را به خود جلب کرده بود، چه اطلاعی در این زمینه دارید؟.
        
        پاسخ:
        
         تلویزیون دولتی ایران یکم آبان 1345 آغاز بکار کرد. تا آن زمان، هشت سال بود که ایران تلویزیون غیر دولتی داشت. امیرعباس هویدا نخست وزیر وقت رضا قطبی پسر دایی فرح پهلوی را به سمت مدیر عامل تلویزیون دولتی تعیین کرده بود. قطبی «مصطفی قریب» دبیر اخبار بین الملل، مفسر و مترجم خبرگزاری پارس و قبلا روزنامه کیهان را سردبیر اخبار تلویزیون جدید التاسیس کرد و با مهارتی که قریب داشت مخاطبان خبر، جلب تلویزیون دولتی شدند. تلویزیون دولتی تا چند سال اخبار را بدون هرگونه ملاحظه پخش می کرد و روزنامه ها مجبور بودند بکوشند تا مخاطب از دست ندهند و میان این دو نوع رسانه رقابت برقرار شده بود. بنابراین، اخبار کامل و جالب نوشته می شد. بعدا «مصطفي قریب» به خبرگزاری بازگشت و تا زمان ادغام همه رادیوتلویزیون های ایران در یک سازمان در تابستان سال 1350 (1971 میلادی)، قطبی نتوانست جانشین به معنای واقعی کلمه برای «قریب» بیابد و تا نیمهِ سال 1350 و انتقال بخش اخبار رادیو از ساختمان میدان 15 خرداد به ساختمان جام جم که غلامحسین صالحیار و تورج فرازمند (سردبیران پیشین روزنامه اطلاعات) به سازمان رادیوتلویزیون دعوت شدند نسبت به گذشته اُفت کرده بود. این رفتن و آمدن «قریب» یک بار دیگر ثابت کرد که سرمایه اصلی یک رسانه، «فرد» است نه ماشین و نه پول. در آن زمان و تا انقلاب، سازمان رادیوتلویزیون کادر اداری مفصل و متعدد نداشت و در آن، از بوروکراسی اثری نبود. وضع مالی سازمان رادیوتلویزیون دولتی در آغاز کار مناسب نبود و در اسفندماه 1350 حتی نتوانسته بود به موقع دستمزد بسیاری از کارکنان خودرا پرداخت کند. در بهمن ماه 1350، غلامحسين صالحيار روزنامه نگار بنام ايران براي سازمان راديو تلويزيون ملي يک خبرگزاري تأسيس کرد که بعدا به دفتر مرکزي خبر تغيير نام داده است.

  • مدیرمسئول روزنامه حکومتی کیهان از کوروش بزرگ و شخصیت او به ‌عنوان و مثابه یک پیامبر الهی، همان «ذوالقرنِین» یاد کرد
  •   یک مخاطب این تاریخ آنلاین، پیش از ظهر هشتم آبان 1396 به ضمیمه پیامی، مطلب زیر را که به نوشته خودش؛ از خبر روزنامه کیهان استخراج کرده ارسال داشته که به زعم این مخاطب، بسیار جالب و بی سابقه بوده و خواسته است که درج شود تا در تاریخ ایرانیان باقی بماند:
        
        "حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه [حکومتی] کیهان وابسته به دفتر رهبری در مصاحبه با خبرگزاری فارس در رابطه با هفتم آبان‌ماه، روز جهانی «کوروش کبیر» و با اشاره به تجمّع برخی، به نام تجلیل از کوروش گفته بود که در یک مقایسه ساده، هواداران و مخالفان وقت کوروش با گروههای مشابه امروز را می‌توان به‌وضوح چنین نشان داد که حامیان کوروش در زمان او، افرادی مطابق همین نیروهای حزب‌اللهِ امروز بودند و دشمنان داخلی او دقیقاً آنانی بودند که شبیه افرادی که امروزه سنگ آمریکا و غرب را به سینه می‌زنند.
        وی در این مصاحبه که در صفحه دوم شماره دوشنبه ـ هشتم آبان 1396 روزنامه کیهان نقل شده است با تأکید بر اینکه کوروش یک پیامبر الهی بود، خاطرنشان کرده است: کوروش برای گسترش آئین یکتاپرستی و نجات ملّت‌های مظلوم از سلطه جبّارانِ وقت؛ به شرق، غرب و شمال لشکرکشی کرد یعنی همان کاری را که امروزه جمهوری اسلامی با حضور خود در منطقه و برای حمایت از مقاومت و نجات محرومان و مستضعفان انجام می‌دهد که مورد اعتراض «غرب‌باوران» و شماری از مدعیّان اصلاحات است.
        به باور مدیرمسئول روزنامه کیهان، همین جماعت تلاش می‌کنند که اقدام کوروش در نجات یهودیان از چنگ حاکمان جبّار بابِل (سلطه گر وقت) را نشانه حمایت کوروش از صهیونیسم قلمداد کنند! و حال‌آنکه در آن دوران، آئین یهود دین حقّه بود و حضرت مسیح علیه‌السلام [قرن ها بعد] در اواسط دوران اشکانیان ظهور کردند. بنابراین، یهودیانی را که کوروش آزاد کرد، صهیونیست‌ نبودند.
        وی خطاب به کسانی که در «روز کوروش» تجمّع می‌کنند، گفت که این جماعت اگر در ادعای خود صادق باشند باید شعارِ مرگ بر استکبار و صهیونیست سر بدهند و در غیر این‌صورت، از دشمنان کوروش و بینش و منش آن پیامبر الهی هستند.
        مدیرمسئول کیهان در این مصاحبه از کوروش و شخصیت او به‌عنوان و به مثابه یک پیامبر الهی یعنی همان «ذوالقرنین» یاد کرد که در کتاب های آسمانی آمده است.".




  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com