Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
28 جولای
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 28 جولای
ایران
پیش از نبرد قادسیه، دو بار پیشنهاد انتقال پایتخت از تیسفون به استخر (شیراز) به شاه وقت داده شده بود، ولی ...
بقایای طاق کسری
درپی افتادن «حیره» به دست عرب مسلمان در ماه می 633 و سپس محاصره شهر اَنبار در جولای همان سال که هر دو منطقه در قلمرو ایران بودند (واقع در غرب تیسفون ـ پایتخت وقت) و انتظار حملات بیشتری از جانب عرب، بزرگان کشور 28 جولای (دهه یکم اَمُردادماه) به یزدگرد سوم شاه وقت متذکر شدند که ممکن است ابوبکر (خلیفه وقت) حملات نظامی وسیع تری را تدارک ببیند و پیشنهاد کردند که بهتر است ضمن دفاع در غرب فرات، پایتخت نیز به استخر (شیراز) منتقل شود زیرا که عبور نیروی عرب از کوههای میان راه دشوار خواهد بود و دفاع ما آسانتر. قبلا در جنوب غربی فرات، چهار نبرد محدود میان نیروهای دو طرف روی داده بود. یزدگرد چون خطر حمله به تیسفون را بعید می دانست با بی اعتناییِ تمام پیشنهاد را رد کرد ولی برای بسیج نیرو و آماده شدن جهت دفاع در برابر حملات نظامی بزرگتر نیز اقدام نکرد.
    ابوبکر سال بعد (634 میلادی) درگذشت و عُمَر برجای او نشست و تصمیم به دنبال کردن جنگ با ایران گرفت. زد و خوردهای بعدی دو سال پس از درگذشت ابوبکر روی داد که قاطع ترین آنها نبرد قادسیه بود که در نوامبر 636 میلادی صورت گرفت، واحدهای نظامی ایران شکست خوردند، رستم فرخزدا از ژنرال های ارشد ایران کشته شد و درفش كاویان ــ پرچم ارتش ــ به دست عرب افتاد.
    چهار روز پس از این شکست، بزرگان ایران در نشست خود در عمارت سلطنتی (طاق كَسری) باردیگر پیشنهاد جولای 633 (انتقال فوری پایتخت از تیسفون ـ 36 کیلومتری جنوب شهر بغداد و هشت قرن پایتخت ایران ـ به شهر استخر) را به عنوان عملی ترین راه حل مطرح کردند. تا آن زمان این نخستین بار بود که پرچم کاویان تصرف شده بود. یزدگرد سوم، این بار نخست پیشنهاد انتقال پایتخت را پذیرفت، ولی بعدا تغییر نظر داد و تغییر پایتخت را عملا نادیده گرفت که مورخان قسطنطنیه (روم شرقی) شرح این وضعیت را به تفصیل نوشته و ردّ پیشنهاد را یک اشتباه یزدگرد سوم خوانده اند.
    عرب، سال بعد (637 میلادی) تیسفون را مورد حمله قرارداد كه یزدگرد به منطقه حلوان نقل مكان كرد و چون در همین سال در جلولا (نزدیك حلوان) هم شكست خورد به سوی نهاوند عقب نشینی كرد كه بعدا در آنجا هم شكست خورد و به خراسان بزرگتر رفت تا در آنجا به مقاومت ادامه دهد كه در مَرو [ترکمنستان امروز] ترور شد و نیروی نظامی محدود که دولت چین در اختیار پسر او ـ فیروز قرارداده بود تا کمک کند برجای پدر بنشیند، تنها تا خجند و درّه زرافشان پیش آمد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
عمومی شدن عزاداری محرّم
طبق اسناد موجود، 28 جولای سال 964 میلادی (اَمُرداد 343) احمد بویه دیلمی (معزالدوله) كه از زمان تصرف بغداد در سال 945 میلادی و تعویض خلیفه عباسی و خلع اختیارات حکومتی از خلفای این دودمان، امور دولتی را به عناصر ایرانی بازگردانده بود دستور داد كه از آن پس هر سال، در ده روز اول ماه قمری محرّم، مراسم عزاداری حسین ابن علی (ع) برگزار شود كه گفته اند هدف وی از این عمل عمدتا سیاسی بود.
     این دستور در زمانی صادر شد كه شیعیان در قلمرو دیلیمیان كه از شمال ایران (گیلان) برخاسته بودند تا استقلال را به ایران و حاكمیّت را به ایرانیان بازگردانند در اقلیت بودند. به نوشته مورخان، از همان زمان عزاداری ماه محرِم در جهان شیعه عمومیّت و رسمیّت یافته است. ناسیونالیسم ایرانی جدا از شیعه انثی عشری نیست به همانگونه که در دوران ساسانیان جدا از آیین زرتشت نبود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که شیخ فضل الله نوری به دادگاه انقلاب وقت تسلیم شد
در این روز در سال 1288 (28 جولای 1909) شیخ فضل الله نوری كه پس از خَلع محمدعلی شاه از سلطنت، از 26 تیرماه در خانه اش تحت نظر بود به اتهام مخالفت با نظام مشروطه و ترغیب دیگران به این مخالفت به دادگاه انقلاب مشروطیت تسلیم شد.
     شیخ فضل الله روز نهم اَمُرداد 1288 به حُکم این دادگاه اعدام شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
زمینه سازی روزنامه های کشورهای متفق برای حمله نظامی به ایران در اَمُرداد ماه 1320 (1941 میلادی)
مطبوعات متفقین برای آماده ساختن زمینه حمله نظامی به ایران و توجیه آن، در شماره های 28 جولای 1941 خود، با یك مضمون ایران را محل استقرار ستون پنجم هیتلر وانمود كرده و نوشته بودند كه ارتش ایران طبق نقشه محرمانه آلمان آماده حمله به قفقاز می شود تا در این منطقه نیروهای شوروی از دو سوی تحت فشار قرار گیرند (ایران از جنوب و آلمان از شمال).
    این روزنامه ها گزارش ها اغراق آمیز از قدرت و وسعت ارتش ایران منتشر كرده بودند و روزهای بعد هم بدون این كه تكذیبیه های ایران را چاپ كنند به این تبلیغات خود ادامه دادند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که آموزش و پرورشِ اجباری، رایگان و یکسان در ایران «قانون شد»، ولی ... ـ اصل 30 قانون اساسی جمهوری اسلامی درباره رایگان بودن آموزش و پرورش
لایحه آموزش و پرورش اجباری، رایگان و یكسان در ایران كه ششم امرداد 1322 به تصویب مجلس رسیده بود پس از امضای شاه در هشتم امرداد و انتشار در روزنامه رسمی كشور به صورت قانون درآمد. قانون آموزش و پرورش اجباری كه از شهریور 1353 تعمیم یافت از قوانین مهم و مردمی وطن ماست. از شهریور 1353 همه مدارس غیر دولتی موجود نیز از سوی دولت خریداری و كارمندان آنان با احتساب سوابق كار به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمدند و قرار نبود كه در ایران، از آن پس مدرسه پولی و یا غیر دولتی به وجود آید. از همین زمان مدارس عالی ایران نیز با ترتیب دیگری كه داده شده بود بدون شهریه شدند. علاوه بر تحصیل رایگان و یكسان، از مهرماه (آغاز سال تحصیلی 1354 ــ 1353) در مدارس ابتدایی و راهنمایی تحصیلی، نوجوانان تغذیه رایگان هم می شدند.
     قانون اساسی جمهوری اسلامی در اصل سی ام خود، رایگان بودن تحصیلات تا پایان دوره متوسطه را امری دائمی ساخته است. متن این اصل بسیار مهم از این قرار است: دولت موظف است وسائل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسائل تحصیلات عالی را تا سرحد خودكفایی كشور بطور رایگان گسترش دهد. می دانیم كه طبق اصل 113 قانون اساسی، مسئولیت اجرای این قانون برعهده رئیس جمهور گذارده شده است كه به انجام این مسئولیت در مجلس سوگند یاد و سپس كار خود را آغاز می كند.
     به رغم اصل سی ام، از 1370 هجری خورشیدی (دوره اول ریاست هاشمی رفسنجانی بر قوه مجریه) در جمهوری اسلامی تاسیس مدارس پولی (تحت نام مدارس غیر انتفاعی!) از سر گرفته شده است.
    ـ ـ ـ ـ ـ
    تیتر صفحه اول شماره 5 اَمُردادماه 1395 روزنامه جوان، چاپ تهران و نیز تیتر صفحه اول روزنامه قدرس در همین ماهT سند رعایت نشدن اصل 30 قانون اساسی هستند. این دو تیترِ ِ صفحات اول آن دو روزنامه در زیر کُپی شده اند:
    



    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دكتر مصدق اختیارات ویژه گرفت
در چنین روزی در سال 1331 هجری خورشیدی (28 جولای 1952)، لایحه اختیارات دكتر مصدق در مجلس شورای ملی مطرح و روز بعد به تصویب رسید.
     طبق این مصوّبه، به رئیس دولت وقت اختیار داده شد كه از آن پس تا شش ماه، در اجرای برنامه های خود قوانین و آیین نامه ها و ضوابطی را كه ضروری می داند به صورت آزمایشی به مرحله اجرا بگذارد و پس از این مدت به مجلس بیاورد و تا تعیین تكلیف در مجلس، آن قوانین همچنان لازم الاجرا باشند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
صفحه اول شماره ششم اَمُرداد 1358 حاوی تیترهای اخبار مهم وقت

    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اطلاعیهِ تابستان 1383 دادگستری تهران درباره پرونده زهرا كاظمی و تبرئه تنها متهم به قتل او
زهرا کاظمي

بیست و هشتم جولای 2004 نیز رسانه ها در گوشه و کنار جهان همچنان از حُكم تبرئه متهم پرونده زهرا كاظمی خبرنگار ـ عكاسِ فری لنس ایرانی ـ كانادایی كه تیرماه سال پیش از آن (سال 1383 هجری) در جریان بازداشت در زندان اوین دچار ضربه مغزی شد و درگذشت سخن می گفتند.
    «پیتر پتیگرو» وزیر امورخارجه كانادا اعلامیه داده بود كه حكایت از عدم ارضای او از حُكم دادگاه می کرد. وی گفته بود كه دادگاه روشن نساخته كه زهرای 54 ساله كه به تابعیت کانادا درآمده بود چگونه مرده است. این بیان به آن معنا است كه وزیر امور خارجه كانادا اعلامیه دولت جمهوری اسلامی در سال گذشته را كه به امضای اعضای كمیسیونی مركب از چند وزیر صادر شده بود و در آن ساعت به ساعت وضعیت زهرا را در طول 72 ساعت ذكر كرده بود قبول نداشته است.
    روابط عمومى دادگسترى تهران درباره مراحل رسیدگى تا صدور حكم پرونده زهرا كاظمى اطلاعیه اى صادر كرده كه قسمت هایی از آن كه در دو شماره روزنامه شرق چاپ تهران انتشار یافته بود از این قرار است:
    "«ر. الف» به عنوان متهم به ارتكاب شركت در قتل شبه عمد زهرا كاظمی احمدآبادی معرفى و قرار مجرمیت وى صادر و در مورد متهمین دیگر، به لحاظ عدم كفایت دلایل قانونى و شرعى قرار منع پیگرد صادر مى گردد. سپس پرونده با صدور كیفرخواست در مورد متهم اصلى، جهت رسیدگى به دادگاه هاى عمومى و جزایى ارسال و به شعبه مربوط ارجاع می شود. این شعبه پس از رسیدگی های لازم (مقدماتی)، جلسه نهایى را با دعوت شاكیه (مادر زهرا) و وكلاى وى و متهم و وكیل او و نماینده مدعى العموم در روز هاى ۲۷و 28 تیرماه 1383تشكیل می دهد. به موجب كیفرخواست شماره ۱۰۴۸مورخ31 شهریور 1382 صادره از دادسراى عمومى و انقلاب تهران «ر. الف» متهم بود به ارتكاب قتل شبه عمد زهرا كاظمى احمدآبادى در تیر ماه ۱۳۸۲. دادگاه پس از جریان تشریفات دادرسى و استماع دفاعیات متهم و وكیل وى و همچنین اولیاى دم و وكلاى قانونى آنها و مدارك و مستندات موجود در پرونده، «ر. الف» متهم پرونده را مجرم تشخیص نداد و به علت فقد ادله اثباتى، به استناد اصل ۳۷ قانون اساسى و «اصالة البرائه» حكم بر برائت نامبرده صادر كرد.
    راى صادر شده حضورى بوده و ظرف بیست روز از ابلاغ، قابل اعتراض در محاكم تجدیدنظر استان تهران خواهد بود.".
    به نوشته روزنامه شرق، روابط عمومی دادگستری تهران در اطلاعیه خود درباره حكم دادگاه چنین افزوده بود: از آنجا كه پزشكان اعلام كرده اند، ضربه به سر است، یك احتمال این بوده كه مقتوله (زهرا) مورد ضرب مستقیم واقع شده، و احتمال دیگر این كه ضربه اى معمولى به او وارد آمده و بر اثر آن افتاده و سرش به دیوار یا جدول و یا جسم سخت دیگرى اصابت كرده باشد، لذا در این زمینه تحقیقات جامع و مفصلى صورت گرفته، ولی این تحقیقات و نیز هیاتى كه ریاست جمهورى تعیین نموده دلیلى كه جز به یك نفر( ر. الف ) اتهام وارد شود به دست نیامده و براى كسان دیگر كه در مظان اتهام بودند منع پیگرد صادر شده و بنابراین تنها برای «ر. الف» كیفرخواست صادر گردیده بود كه دادگاه به لحاظ این كه :اولاً: شخص متهم در تمام مراحل تحقیق و بازجویى و محكمه منكر وقوع جرم بود. ثانیاً: اولیاى دم و وكلاى آنها شكایت مستقیم از او نداشته بلكه از قاتل، هر كسى كه هست شاكى بوده اند. ثالثاً: ادله موجود در پرونده كه در كیفرخواست به آنها اشاره شده بود از نظر دادگاه كافى نبوده اند؛ دادگاه حكم برائت وى را صادر كرده است.
     روابط عمومی دادگستری تهران اضافه كرده بود: البته احتمال دیگرى هم پزشكان داده اند كه چون زهرا اعتصاب غذا نموده، قند خون او پایین آمده باشد و در این صورت دچار سرگیجه شده و به زمین افتاده باشد كه حقیقت امر هرچه باشد، خدا مى داند. دادگاه با توجه به این كه انسان مسلمانى جان سپرده و با كوشش هاى فراوانى كه صورت گرفته قاتل (در صورت وقوع قتل) مشخص نشده خواستار تحقیق بیشتر و تعیین تكلیف شده است. روزنامه شرق سپس تعریف مجازات قتل، طبق قانون كیفر اسلامی را چنین نوشته بود:
    1 ـ قتل عَمد: كه در صورت اثبات، مجازات آن قصاص است. 2 ـ قتل شِبهِ عمد: كه مجازات آن دیه است و برعهده قاتل است. 3 ـ قتل خطا: كه مجازات آن دیه و بر عهده عاقله قاتل است.
    
زهرا هميشه با دوربين بود

به نوشته شرق؛ رمضان زاده سخنگوی وقت قوه مجریه (دولت) گفته بود: "روز گذشته از وزیر اطلاعات درباره این پرونده (پرونده زهرا كاظمی) سئوال كردم و او صراحتاً اعلام داشت كه وزارت اطلاعات آمادگى دارد در صورتى كه دستگاه قضایى این اجازه را بدهد و بخواهد، در تحقیقات كاملاً شفاف و علنى و با حضور همه طرف هاى درگیر از جمله اولیاى دَم (بستگان زهرا)، نسبت به شناسایى واقعیت این موضوع، اقدام كند".
    رمضان زاده اظهار امیدوارى كرده بود كه این درخواست وزارت اطلاعات مورد توجه دستگاه قضایى قرار گیرد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در پایان اردیبهشت 1395 حجم نقدینگی در جمهوری اسلامی ایران از رقم هزار و 38 تریلیون تومان گذشت ـ افزایش 29.7 درصدی در 12ماه!
به گزارش سوم اَمُرداد 1395 خبرگزاری فارس و به نقل از آمار اقتصادی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران که در این روز انتشار یافت، حجم کل نقدینگی در کشور در پایان اردیبهشت‌ماه 1395 به رقم یک‌هزار و 38 تریلیون و 520میلیارد تومان رسید که نسبت به اسفند سال گذشته (اسفند 1394) 2.1درصد و نسبت به اردیبهشت ماه سال قبل (سال 1394) 29.7 درصد افزایش داشته است!.
    خبرگزاری فارس بخشی از این آمار را چنین نقل کرده است: رشد «شِبه‌پول» در 12 ماه منتهی به اردیبهشت ماه امسال (سال 1395) 32.2 درصد و در 2 ماهه اول 1395 میزان رشد 3.4 درصد بوده است. حجم «شِبه‌پول» در پایان اردیبهشت ماه 910 هزار و 930 میلیارد تومان محاسبه شده است. [در این گزارش، «شِبه‌پول» تعریف نشده است و به نظر می رسد که «چک بانک» و از این قبیل وسیله مبادلات باشد که نوعی نقدینگی شمرده می شوند.].
    به نوشته خبرگزاری فارس، بخش دیگری از این آمار بانک مرکزی چنین است: همچنین حجم پول [چه نوع پول؟] در دو ماهه اول امسال (سال 1395) 6.7 درصد کاهش یافته، اما در 12 ماه منتهی به اردیبهشت (اردیبهشت 1395) 14.8 درصد رشد نشان می‌دهد. حجم کل پول در ماه مذکور به 127 هزار و 590 میلیارد تومان بالغ شده است.
    این خبرگزاری پاراگراف دیگر این آمار را چنین نقل کرده است: حجم «اسکناس مسکوک*» در اردیبهشت ماه 31 هزار و 830 میلیارد تومان برآورد* شده که نسبت به اسفند سال گذشته 14.4 درصد کاهش و نسبت به اردیبهشت ماه سال قبل 14.8 درصد افزایش داشته است.
    * کلمات «اسکناس مسکوک» مبهم است. اسکناس یعنی پول کاغذی چاپ شده در چاپخانه و مسکوک یعنی سکه های فلزی ضرب شده در ضرابخانه.
    *«برآورد» یعنی تخمین. وقتی که ناشر اسکناس و ضرب کننده سکه، یک سازمان باشد، رقمِ قطعی باید به دست دهد نه تخمین و برآورد!.
    ـ ـ ـ ـ ـ
    کار یک خبرگزاری نَقل ِ رونوشت برابر اصل یک اعلامیه و اطلاعیه نیست. چنین اعلامیه و اطلاعیه در اصطلاح روزنامه نگاری، مطلب خام خوانده می شود و هرکس می تواند به وبسایت رسمی آن سازمان دولتی و یا غیر دولتی مراجعه کند و آن را بخواند و کُپی بگیرد. کار خبرگزاری، تنظیم ژورنالیستی اعلامیه و اطلاعیه است تا با خواندن آن مخاطب کاملا روشن شود و جای سئوال برایش باقی نمانَد. خبرنگار خبرگزاری پس از به دست آوردن آمار بانک مرکزی باید می رفت و از مقامات آن بانک می پرسید که منظور از «شِبه‌پول» چیست و یا «اسکناس مسکوک» کدام است و اگر پاسخ درست به دست نمی آوُرد باید سراغ چند کارشناس امور مالی و استاد اقتصاد می رفت و می پرسید و جزئیات کار خود از اینکه به کجا رفت و از کدام مقام و کارشناس پرسید، پاسخ آنان چه بود و چه دید و شنید، به علاوه گفتهِ اصحاب نظر را عینا و به تفصیل می نوشت. روز بعد هم از مردم که واقعیت ها را با پوست و استخوان خود لمس می کنند نظرخواهی می کرد. مطالب رسانه ها ازجمله متون اخبار خبرگزاری ها پاک شدنی نیستند و صد سال ـ دویست سال دیگر، مورّخان آنها را تفسیر می کنند که چرا چنین مبهم انشاء شده بود و معرض قضاوت قرار می دهند.
    ـ ـ ـ ـ ـ
    
    
ابرار اقتصادی تیتر بزرگ صفحه اول شماره دوشنبه چهارم آَمُرداد 1395 خودرا به گزارشِ وقتِ بانکِ مرکزی از حجمِ نقدینگی اختصاص داده بود

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
... و 4 سال بعد (هفتم اَمُرداد 1399) تیتر اول «ابرار اقتصادی» درباره تداوم افزایش نقدینگی با آهنگی بیشتر (5ر2 برابر شدن در 4 سال)


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
و تیترهای هفتم اَمُرداد 1399 دو روزنامه اقتصادی نویس دیگر در همین زمینه:

    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
27میلیون تومان برای 2 شب اقامت در هتل! ـ یک وعده غذا؛ 600 هزارتومان!
از تیرماه 1395 اخبار مربوط به دریافتی های اصطلاحا نجومی برخی از مقامات دولتی و ولخرجی های اداری، تیتر صفحه اول مطبوعات تهران شده است. به یک مورد از این گزارش ها که «کیهان» روزنامه حکومتی جمهوری اسلامی ایران، آن را زیر عنوان «27میلیون تومان برای 2 شب اقامت در هتل! ...» تیتر صفحه اول شماره دوم اَمُردادماه خود کرده بود اشاره می شود.
    چند پاراگراف از متن این گزارش که «کیهان» به نقل از خبرگزاری تسنیم منتشر کرده بود از این قرار است:
    "در شرایطی که بسیاری از آحاد ملت با مشکلات متعدد اقتصادی و معیشتی روبرو هستند، اسناد انتشار یافته از ولخرجی‌های یک مدیر دولت تدبیر و امید [دولت حسن روحانی] نشان می‌دهد که وی در یک مأموریت اداری، فقط برای 2 شب اقامت خود در یک هتل، 27 میلیون تومان هزینه از جیب ملّت پرداخت کرده بود!.
    «ع. ر. س.» مدیر بازداشت شده بانک ملّت [بانک پارس سابق که نیکپورها مؤسس آن بودند و پس از انقلاب، مصادره و دولتی شده است] در مسافرت‌های خارج از کشور و برخی مأموریت‌های بانکی به صورت اشرافی و در هتل‌های لوکس اقامت داشته و از جیب ملت هزینه‌های گزافی پرداخت کرده بود.
    یک مورد از این ولخرجی، اقامت وی در هتل لوکس Presidential Suite ـ هر شب 5 هزار دلار، کرایه لیموزین و «بادی گارد» از جیب مردم و بیت‌المال بود.
    یک فاکتور دیگر حاوی ریز حساب اقامت «ع. ر. س.» و «ن. ش.» معاون وی از دوم تا چهارم سپتامبر 2015 (یازدهم تا سیزدهم شهریور 1394) در هتل پنج ستاره Grand Hyatt دوبی است. وی در این هتل برای صرف غذا نزدیک به 600 هزار تومان! هزینه کرده بود.
    طبق یک سند دیگر، اقامت «ع. ر. س.» در هتل پالاسِ دوبی از 12 اکتبر 2015 تا فردای همان روز 18079 دِرهَم هزینه داشته است (هر درهم 9700 ریال ایران).
    طبق اسناد منتشره قبلی، دریافتی‌های «ع. ر. س.» در سال گذشته از دو شرکت برون مرز بالغ بر یک‌ میلیارد و 400 میلیون تومان بود.".
    بخشی از صفحه اول شماره دوم امُرداد 1395 روزنامه حکومتی کیهان حاوی گزارش «27 میلیون تومان ...» در زیر کُپی شده است.
    ـ ـ ـ ـ ـ
    * کیهان نام مدیر بازداشت شده بانک ملّت و نام معاون او را به صورت کامل نوشته بود.
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
به گزارش سوم اَمُرداد 1395خبرگزاری فارس، مهدی نصیری روزنامه نگار گفت که مسابقه اشرافی گری از دوران دولت سازندگی آغاز شد ـ علت آن
خبرگزاری فارس سوم اَمُرداد 1395 در باره علت «مسابقه اشرافی گری در جمهوری اسلامی ایران، دریافتی های بسیار بالا و پیدایش فساد مالی در دستگاه‌های دولتی»، نظر مهدی نصیری مدیر نشریه «صُبح» را پرسیده و منتشر کرده بود.
    نصیری گفته بود که ویژگی «نظام اسلامی» در مقایسه با دیگر رژیم‌ها، موضوع ساده زیستی مسئولان آن و پرهیز از «اشراف منشی» باید باشد و این، خواست انقلابیون [انقلاب سال 1357] بود. این ویژگی را می‌توان از عوامل بقاء نظام اسلامی و اقتدار آن دانست. اما، متأسفانه این ویژگی با پایان یافتن دوران جنگ 8 ساله و آغاز کار دولت سازندگی [دولت هاشمی رفسنجانی] تضعیف شد و اشرافی گری و ... جای آن را گرفته است.
    نصیری افزوده بود که تا پایان جنگ 8 ساله، نگاه‌ مردم و انقلابیون؛ آسمانی و معنوی بود و همچنین مدیران دولتی و از زندگی لوکس، ولخرجی از جیب ملت، فساد دولتی و ... اثری نبود. رفتار و گفتار رئیس دولت سازندگی چیز دیگری بود و چون یک «روحانی» است، مقامات و خواص گمان می کردند که حرف‌هایش مستند شرعی! است. تأثیر منفی این نگاه بیش از هرکس متوجه مسئولین و خواص شد و مسابقه تجمل‌گرایی و ثروت‌اندوزی و ... آغاز. در چنین فضایی بود که ماشین‌های لوکس زیر پای مسئولان قرار گرفت و سکونت در خانه‌های مجلّل شمال شهر برای مسئولان رفته‌رفته امری عادی شد و گروهی از عناصر سابقاً انقلابی، چرب و شیرین دنیا به‌شدت زیر زبانشان مزّه کرد و ... و ادامه این نوع زندگانی و رفتار، نیاز به درآمد بسیار بالا دارد و سرانجام ِ آن، همین دریافتی های نجومی و ... است که شرح نتایج وخیم و زیان آور آن در اظهارات مقامات قضایی، پارلمانی و صفحات اول برخی از روزنامه ها که وابستگی ندارند مشاهده می شود. برخی از وزیران و مدیران که در دولت سازندگی عملکردی منفی و همراه با مفاسد اقتصادی داشتند، به دولت اصلاحات منتقل شدند و آن روند در دولت اصلاحات هم ادامه یافت و برخورد قاطعی با اشرافی گری و فسادِ رسوخ کرده در بدنه اجرایی کشور صورت نگرفت. در دولت بعدی هم به‌خصوص در دوره چهار ساله دوم، فساد اقتصادی مشاهده شد. البته مسئولان رده اول این دولت، درمجموع ساده‌زیست‌تر بودند اما وجود برخی عناصر در آن، زمینه را برای سوءاستفاده عده‌ای همچون بابک زنجانی فراهم کرد. پدیده اشرافی گری مسئولان در دولت کنونی با حقوق‌های ده‌ها میلیونی و داشتن ثروت میلیاردی از مرز خطر گذشته است. به نظر من دولت آقای روحانی اگر با این پدیده، فوراً و قاطعانه برخورد کند و صاحبان فیش‌های کلان حقوقی را از کار برکنار و پول‌های گرفته‌شده را به بیت‌المال مسترد دارد و آن‌ها را که تخلفشان بیشتر است به محاکم قضایی معرفی کند، می‌تواند به مردم نشان دهد که دولتی فسادستیز است. به هر حال قبل از هر کس، دستگاه‌های نظارتی و حسابرسی و قضایی باید پاسخگوی این مسئله باشند.
     [نظرات مهدی نصیری بسیار طولانی است و قابل دسترسی در آرشیو خبرگزاری فارس].
    ـ ـ ـ ـ ـ
    
    در زیر، تیترهای صفحات اول شماری از روزنامه های تهران شماره های این روز (سوم مرداد 1395) درباره دریافتی های کلان کُپی شده است:
    



    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روایتِ تیترهایِ هفتم اَمُردادماه 1399 روزنامه های جمهوری اسلامی ایران از مسائل، خبرها و نظرها:

    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دنیای هنر
روزی كه «باخ» درگذشت
Johann Sebastian Bach
امروز سالگرد درگذشت «یوهان سباستیان باخ J.S.Bach» موسیقیدان بلند آوازه آلمانی است كه 28 جولای 1750 درگذشت. وی بسال 1685 به دنیا آمده بود و 65 سال عمر كرد. پدر یوهان نیز موسیقیدان بود.
    باخ آهنگهای جاویدان متعدد ساخته و به یادگار گذارده است. او مانند پدرش در نواختن ترومپِت مهارت ویژه داشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
بانویی كه با دوربین تاریخنگاری می كرد
Diane Arbus
دیان آربس Diane Arbus از معروفترین هنرمندان عكس قرن 20 آمریكا 28 جولای 1971 در 48 سالگی خودكشی كرد. هنر او در گرفتن عكس مستند بود. او می گفت كه می خواهد با دوربین «تاریخ اجتماعی» را بنویسد و چنین كتابی، یكپارچه حقیقت است، زیرا كه دوربین آئینه است و دروغ نمی گوید و با قلم فرق بسیار دارد. (اظهارات «دیان» مربوط به زمانی است که فتوشاپ، دوربین دیجیتال و ... به بازار نیامده بود. امروزه عکس ها را می توان ادیت کرد و در آنها تغییرات به وجودآورد).
     «دیان» برای یافتن سوژه های خود به بیمارستانها، به محله های فقیرنشین شهرها، به میان خانه بدوشها، گدایان، زنان تَن فروش، سالخوردگانِ تنها، علیل ها و ... می رفت و در حالت خاصی که منعکس کننده وضعیت آنان باشد از ایشان عكس می گرفت. دولتمردان و سیاستمدارانِ ازكارافتاده را هم در روزهای ناتوانی مستثنی نمی كرد.
     وی برای یادآور شدن این نکته که از پیری و مردن گریز نیست عكس های زن و شوهرها را در روز عروسی در كنار عكس های پنجاه ــ شصت سال بعد آنان قرار می داد و مونتاژ می كرد. مجموعه عكس او اینك مورد استفاده رسانه هاست.
     دیان در عین حال استاد تدریس فن عكاسی و فتوژورنالیسم photojournalism در دانشگاه بود و این نكته ازوست كه یك عكس خوب بویژه عکس خبری، بدون زیرنویس باید ماجرا را بیان دارد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو اندیشه
زادروز «ابن العربی» فرضیه پرداز صوفیسم
28 جولای سال 1165 میلادی زادروز محی الدین محمدابن علی ابن محمد العربی الحاتمی است كه مولفان تاریخ فلسفه، او را از مهمترین فرضیه پردازان «صوفیسم» نوشته اند. وی كه در اندلس (اسپانیای جنوبی و شرقی) به دنیا آمده بود در جوانی زادگاه خود را رها ساخت و پس از 30 سال سیر و سیاحت و مطالعه در شمال افریقا ـ از مغرب عربی (مراكش) تا مصر و دیدار از مناطق متخلف جزیرة العرب و نیز آناتولیا (ترکیه امروز) و سرزمین های دیگر آسیای غربی در سوریه رحل اقامت افكند و تا پایان عُمر در دمشق بسر بُرد و 16 نوامبر 1240 میلادی در 75 سالگی در همین شهر درگذشت.
    افكار «العربی» در مهمترین اثر او «الفتوحات المكیه» منعكس است. آثار او را 289 مكتوب گزارش كرده اند كه 150 مورد آن تا به امروز باقی مانده است.
    وی نوشته است كه هیچ چیز جز خدا باقی ماندنی نیست و هر چیز و هركس، جز خدا فنا پذیر است. از نوشته مولفان چنین بر می آید كه وی با فقهاء میانه خوبی نداشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نتایج ربع قرن تجربه ایجاد مدینه فاضله: خودخواهی فرد سَدّی است در راه برقراری عدالت
Kathleen Kinkade
بانو «كاتلین كینكِید Kathleen Kinkade» كه درسال 1967 با هفت تَن هم اندیشان خود در ناحیه كوچكی از خاك آمریكا، در نزدیكی شهر «چارلوت ویل» استیت مشترک المنافع ویرجینیا، ایجاد مدینه فاضله ای را به تجربه گذارده بود 28 جولای 2008 در 77 سالگی از بیماری سرطان درگذشت. تجربهِ ایجاد این مدینه فاضله برپایه فرضیه «اُوِن»پیاده شده بود.
    بانو كینكِید ربع قرن پس از آغاز این تجربه اعلام كرده بود كه تا برخی عادات از بشر سلب نشود نمی توان انتظار داشت كه خوشبختی همگانی به دست آید و یكی از این عادت ها قانع نبودن انسان به سهم خود است كه به خودخواهی، خودپرستی، زیاده خواهی، آزمندی و ... تعبیر شده است كه اگر با قانون و اِعمال ضابطه كنترل نشود ارتکاب جرم و جنایت پیش می آید. وی گفته بود كه بدون «Enforce» قانون و داشتن یك دستگاه قضایی ناب و نظارت دقیق و منصفانه نمی توان در یك جامعه كوچك و یا بزرگ، عدالت برقرار كرد.
    كینكید گفته بود که طبق تجربه او؛ مردم برخوردار از پرورش بهتر، اخلاقی تر و منصف تر بوده و خودخواهی كمتری داشته اند.
     كینكید اضافه كرده بود كه پس از ربع قرن تجربه اینک می تواند بگوید كه چرا پیامبران روی پرورش و اخلاقیات، این همه اصرار و تاكید داشتند. حكومت های كمونیستی موفق به ایجاد عدالت و برابری در جوامع خود نشدند زیرا كه كار را از پرورش و انسان سازی شروع نكرده بودند و عقاید «هابز» را نخوانده و اگر خوانده آنها را قبول نكرده بودند كه حقایق را بیان كرده بود و من هم در جوانی به درست بودن آنها (نظرات هابز) تردید كرده بودم. یك جامعه وقتی از عدالت، ولو عدالت محدود برخوردار خواهد شد كه دست كم مدیران آن از میان افرادی انتخاب شوند كه به جمع (افراد)، به چشم یكسان بنگرند و به منافع و حقوق همگان فكر كنند و مانع خودخواهی ها شوند و فكر تجاوز به حقوق دیگران را از میان ببرند. این مدیران نباید خودخواه، آزمند و مقام پرست باشند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای اقتصاد
بهای ارز و طلا در جمهوری اسلامی ایران در ششم اَمُرداد 1358 به گزارش روزنامه اطلاعات در این روز

    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
صنایع و فنون
سالروز درگذشت سازنده نخستین جت جنگنده جهان و یكی از طرّاحان اِرباس
مهندس لودویگ بولكو Ludwig Boelkow سازنده نخستین جت جنگنده جهان دو روز پس از پنجاهمین سالگرد وارد عملیات نظامی شدن این جنگده ـ در 28 جولای 2003 و در 91 سالگی در مونیخ درگذشت. او كه 30 ژوئن 1912 در Schwerin شهرِ شمالی آلمان به دنیا آمده بود در سال 1944 موفق به تكمیل نخستین جت جنگنده جهان در كارخانه «مسر اشمیت» آلمان شد.
    مهندس بولكو در عین حال یكی از طراحان جت های مسافربر اِرباس و از مؤسسان و اعضای شركت هوایی ــ فضایی اروپا بود. [درباره نخستین جت جنگنده به سایت 26 جولای رجوع شود]
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
نخستین سردبیر یك نشریه كه متهم به افترا زدن شد و بی گناه به زندان افتاد
اندرو همیلتون وکیل مدافع زنگر
جان پیتر زنگر John Peter Zenger (آلمانی ـ آمریکایی متولد 26 اکتبر 1697) نخستین روزنامه نگار در جهان كه به اتهام «افترا» به زندان افتاده بود 28 جولای 1746 بدرود حیات گفت. زنگر از آلمان به آمریكا مهاجرت كرده بود و چون در آلمان در صنعت چاب و نشر كار كرده و دارای تجربه بود، در نیویورك به استخدام ناشر نشریه «نیویورك گازت» درآمد. در آن زمان هنوز آمریكا یك مهاجرنشین انگلیسی بود و بر هر گوشه اش یك فرماندار انگلیسی حكومت می كرد كه از لندن اعزام می شدند.
    در سال 1733 ویلیام كازبی W. Cosby فرماندار انگلیسی نیویورك معاون خود و نیز قاضی شهررا بدون دلیل بركنار كرد و این دو تن تصمیم گرفتند كه مراقب كارهای فرماندار باشند و به افشاءگری و انتقاد بپردازند. برای این كار نیاز به یك نشریه داشتند و هفته نامه
    «نیویورك ویكلی جرنال» را راه اندازی و چون اهل این حرفه نبودند «زنگر» را مدیر و سردبیر آن كردند و به وسیله آن به انتقاد از كارهای فرماندار پرداختند و چند نسخه از هر شماره را هم برای اطلاع دولت انگلستان به لندن فرستادند و هربار «كازبی» مورد بازخواست آن دولت قرار می گرفت.
W. Cosby فرماندار


    فرماندار كه سازمان پلیس و دنباله آن دادیارهای ایالت زیر نظرش بودند وقتی كه چنین دید «زنگر» را به اتهام زدن افترا و تهمت دستگیر ساخت، برایش یك قرار تامین بسیار سنگین تعیین و در نوامبر 1734 به زندان فرستاده شد و در آگوست سال بعد! پرونده اش را به دادگاه ارسال داشت و عذر آوردند كه این تاخیر به علت تكمیل نبودن پرونده بوده است و به این ترتیب «زنگر» ده ماه در زندان بود كه محاكمه اش آغاز شد.
     صاحبان هفته نامه، «هامیلتون» زبردست ترین مشاور قضایی وقت را برایش گرفته بودند و او در جلسات دادگاه ثابت كرد كه مطالب منتشره گزارش عادی و انتقاد سازنده بوده، نه افترا و هیات منصفه قانع شد و «زنگر» را مجرم ندانست و آزاد گردید و شماره 18 آگوست سال 1735 هفته نامه را كلا اختصاص به شرح ماوقع داد و همین امر باعث شد كه نیم قرن بعد، پس از استقلال ایالات متحده و تدوین قانون اساسی به این موضوع توجه شود و مجازات زندان و بازداشت روزنامه نگار در ایالات متحده ممنوع گردد. در آمریكا محكومیت به خاطر افترا (لایبل) جریمه دارد و روزنامه نگار خودش و یا سازمانی که اورا در قبال اتهام افترا زدن بیمه کرده است باید غرامت شاكی را بدهد یا جلب رضایت کند. تنها، اتحادیه روزنامه نگاران است كه می تواند مجازات حرفه ای نیز نسبت به محكوم اعمال كند. دیوان عالی آمریکا بعدا هرگونه افشاگری را از وظایف روزنامه نگار و از موارد آزادی بیان دانست و لذا در این کشور نمی شود افشاگران را تعقیب قضایی کرد مگر افشای اسرار نظامی درارتباط با امنیت ملی تا زمان به دست دادن منبع و یا منابع مطلب خود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
نخستین قیام بردگان سیاهپوست در آمریکای شمالی
28 جولای سال 1729 نخستین قیام بردگان سیاه پوست در مهاجرنشینان انگلیسی آمریكا آغاز شد. قیام كنندگان كه 44 نفر بودند در سر راه خود از كارولینای جنوبی به فلوریدا (و در آن زمان؛ فلوریدایِ اسپانیا) هر سفید پوستی را كه دیدند كشتند، اما پیش از رسیدن به مرز فلوریدا و به دست آوردن آزادی خود، به محاصره نیروهای نظامی انگلستان (حاکم بر مهاجرنشینان وقت) درآمدند كه اسیر و كشته شدند. اما سایر سیاهپوستان به صورت متناوب به قیام های خود تا به دست آوردن آزادی و حقوق مدنی ادامه دادند.
    سیاهپوستان از قرن هفدهم از آفریقا به صورت شکار انسان ربوده و یا خریده شده و به قاره امریكا جهت فروش و كاركردن رایگان برای اربابانشان منتقل شده بودند، زیرا كه بومیان آمریكا (اصطلاحا؛ سرخپوستان) حاضر نبودند برای سفید پوستان اروپایی مهاجر حتی در برابر دریافت مزد كاركنند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اروپا بر ضد انقلاب فرانسه
برای جلوگیری از گسترش انقلاب فرانسه به سایر نقاط اروپا، در گرماگرم این انقلاب، سران دولت های آلمانی زبان اتریش و پروس 28 جولای 1791 و در پایان مذاكرات خود در «وین» تصمیم گرفتند كه با سایر سران اروپا برای تشكیل یك كنگره سراسری تماس بگیرند و یك تصمیم مشترك اتخاذ كنند.
    مذاکرات وین 25 جولای 1791 آغاز شده و سه روز طول کشیده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ورق دفعتا برگشت خورد و «روبسپیِر» گردن زده شد!
Maximilien Robespierre
روبسپیر Maximilien Robespierre انقلابی رادیكال فرانسه كه بسیاری را به تیغ سنگین گیوتین سپرده بود 28 جولای 1794 با 20 تن از همفكرانش با گیوتین و در ملاء عام اعدام شد. درپی اعدام روبسپیر، انقلاب فرانسه صورت دیگری به خود گرفت. روبسپیر كه ایرلندی تبار بود هنگام اعدام 36 ساله بود. وی كه از اعضای موثر «كمیته امنیت ملی» انقلاب فرانسه بود به كنوانسیون (مجمع ملی) فرانسه پیشنهاد كرده بود كه برای كوتاه كردن دست تجدید نظرطلبان و بورژواها باید تصفیه دیگری انجام شود و پس از یك نطق دو ساعته در مجمع، درخواست تصویب پیشنهاد را داده بود. همین نطق طولانی كه با كف زدن و حمایت رو به رو می شد باعث طولانی شدن جلسه و موكول شدن رای گیری به جلسه بعدی شد. در فاصله دو جلسه، میانه روها به تبادل نظر پرداختند و متوجه شدند كه با تصویب پیشنهاد روبسپیر كه قطعی به نظر می رسید، 17 هزار تن بركنار، بازداشت و احیانا اعدام خواهند شد و لذا در جلسه بعد (27 جولای) شروع به پرسشهایی از روبسپیر كردند و چون وی نسبت به آنان خشن شد داد و قال راه انداختند كه دفعتا ورق برگشت و اكثریت اعضای جلسه برضد روبسپیر شدند و با صدای بلند او را قاتل خواندند و درخواست دستگیری اش را كردند كه پلیس حاضر در جلسه كنوانسیون او و همفكرانش را دستگیر و همان روز محاكمه و روز بعد اعدام شدند!. افسران ارتش از مخالفان روبسپیر بودند زیرا كه وی با جنگ با اتریش مخالفت كرده بود.دلیل این مخالفت این بود كه عقیده داشت جنگ باعث قهرمان شدن برخی از افسران، و كودتا خواهد شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی كه جنگ جهانی اول آغاز شد
28 جولای 1914 امپراتوری اتریش به صربستان اعلان جنگ داد و به این ترتیب جنگ جهانی اول آغاز شد زیرا كه روسیه به كمك كشور همنژادش صربستان شتافت و آلمان نیز برای دفاع از همنژادان اتریشی خود در برابر روسیه وارد جنگ شد و ....
     جرقه جنگ جهانی اول در 28 ژوئن 1914 (درست یک ماه پیش از آن) كه گاوریلو پرینسیپ وطندوست صرب در شهر سرایوو ولیعهد اتریش ـ گراندوك فرانتس فردیناند و زنش را ترور كرده بود زده شده بود و در این فاصله، ارسال اولتیماتوم های اتریش به صربستان ادامه داشت. اروپا از سالها قبل از این با تشكیل اتحادیه های نظامی دوگانه برای جنگ آماده می شد كه مورخان این دوره را «دوران صلح مسلح» نوشته اند. رقابت قدرت های اروپایی بر سر استعمار سایر كشورها باعث دشمنی آنها شده بود زیرا كه آلمان دیرتر از دیگران پا به میدان استعمار گذارده بود و سهم خواهی می كرد. از میان رفتن امپراتوری های اتریش و عثمانی، کمونیست شدن روسیه، پیدایش کشورهای عربی شرق سوئز (آسیا)، ورود دولت واشنگتن به صحنه سیاست جهان، تغییر نقشه های جغرافیایی، شیوع آنفلوآنزا در چند قاره و مرگ دست کم 23 میلیون انسان از آن و ... از نتایج جنگ جهانی اول هستند.
يک يکان پياده نظام آلماني در حالت حمله (سال 1914)


    
افراد يک هنگ انگليسي از پادگان خود در منچستر عازم بندرگاه جهت سوارشدن برکشتي و رفتن به جبهه

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
28 جولای 1937 پکن به تصرف ژاپنی ها درآمد
ارتش امپراتوری ژاپن كه به رغم مخالفت جهانیان، چین را مورد تعرّض نظامی قرارداده بود 28 جولای 1937 شهر پكن را هم تصرف كرد.
    ژاپنی ها كه قبلا منچوری را تصرف كرده بودند به تصرف سایر نقاط شمالی و شمال شرقی چین ادامه دادند و تا اواخر جنگ جهانی دوم در چین مانده بودند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
بمباران هامبورگ در جولای 1943 ـ روزی كه 42 هزار آلمانی به دست انگلیسی ها دود شدند
28 جولای 1943 (هفتم امرداد) روزی است كه نیروی هوایی انگلستان هامبورگ آلمان را كه اینك ثابت شده است «عاری از استقرار نظامیان» بود با فروریختن بمب به آتش كشید. در این بمباران، بیش از 42 هزار تن از ساكنان هامبورگ، معروف به شهر عمودی (شهر آسمانخراش ها و برجهای مسكونی) كشته و سه چهارم ساختمانهای شهر ویران شدند. سران آلمان 70 میلیونی اینك در دو اتحادیه، متحد همین انگلستان هستند!.
هامبورگ پس از بمباران 28 جولاي 1943 انگليسي ها

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نخستین کودتای نظامی که با مسالمت پایان یافت
كودتای نظامی 16 جولای 2003 جمهوری نفتدار آفریقایی «سائوتمه و پرنسیپ» نخستین كودتا بود كه بر اثر اعتراض های جهانی و میانجیگری برخی دولت ها پس از 10 روز با مسالمت پایان یافت.
    در پی این سازش، رئیس جمهوری این مستعمره سابق پرتغال كه یك مجمع الجزایر در غرب آفریقا است به كشورش مراجعت و از 28 جولای امور به حالت اول بازگشت. سائوتمه در قرون 17 و 18 یك مركز پرتغالی صادرات بَرده به قاره آمریکا بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخورد بمب افكن به آسمانخراش امپایر استیت شهر نیویورک
یك بمب افكن ارتش آمریكا از نوع «بی ـ 25» بیست و هشتم جولای 1945 و ده روز مانده به بمباران اتمی ژاپن، هنگام عبور از آسمان شهر نیویورك، براثر مِه غلیظ به آسمانخراش امپایر استیت برخورد كرد و به دو طبقه از این ساختمان آسیب رساند و ایجاد حریق کرد.
    در این حادثه 14 تن نیز كشته شدند. برخورد بمب افکن به آسمانخراش ساعت 9 و 49 دقیقه صورت گرفت و هواپیما به میان طبقات هفتاد و نهم و هشتادم برخورد کرد. این آسمانخراش که در سال 1931 ساخته شده و در چهار راه خیابان پنجم و خیابان سی و چهارم شهر نیویورک قرار گرفته دارای 102 طبقه است. ارتفاع آن، بدون آنتن های فرستنده های تلویزیونی و مخابرات 381 متر است.
ساختمان آسمانخراش چند دقيقه پس از برخورد بمب افکن

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سالروز وقوع یک زمین لرزه پرتلفات و به این مناسبت انتشار هشدارها
ساعت 3 و 43 دقیقه بامداد 28 جولای 1976 یك زمین لرزه 15 ثانیه ای به شدت تقریبا هشت ریشتر شهر یك میلیونی «تانگشان» چین را ویران ساخت. در این زلزله 90 درصد ساختمانهای شهر ویران شد و دو سوم نفوس آن كشته و یا مجروح شدند. جمع مقتولین 242 هزار و 679 تن گزارش شده بود.
     28 جولای 2006 رسانه ها در گوشه و كنار جهان، به مناسبت گذشت 30 سال از این زلزله، درباره آن و نیز خطرات زلزله مطالب متعدد منتشر ساخته و به مقامات و مردم ساکن مناطق واقع شده بر کمربند زلزله هشدار داده بودند. این رسانه در این روز پُر از اظهارنظر کارشناسان مربوط و زمین شناسان درباره زلزله بود تا مقامات مناطق زلزله خیز در ساخت و ساز احتیاط کنند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 28 جولای
  • 1540:   هنری هشتم كه شهرت در گردن زدن افراد از جمله دو تَن از زنانش را داشت در این روز رئیس الوزراء خود، توماس كرمول را هم به شمشیر جلاد سپرد.
        
        
  • 1586:   كِشتِ سیب زمینی در اروپا آغاز شد. سیب زمینی از محصولات قاره آمریکا بود که اسپانیایی ها پس از رسیدن به آن قاره و دیدن سیب زمینی، گوجه و توتون، هر سه را به اروپا آوردند که از اینجا به سایر قاره ها انتقال یافت.
        
        
  • 1588:   آرمادا (نیروی دریایی و تفتگدار) اسپانیا برای تصرف انگلستان از پایگاه خود به حركت در آمد. این لشکرکشی ناموفق بود و در نتیجه، برتریِ اروپاییِ اسپانیا به انگلستان انتقال یافت.
        
        
  • 1821:   با تلاش سیمون بولیوار در این روز «پِرو» نیز به استعمار اسپانیا پایان داد و استقلال خود را اعلام داشت.
        
        
  • 1868:   بومیان نیوزیلند (موآری ها ) سومین جنگ خود را با انگلیسی ها كه سرزمین آنان را مالك شده بودند آغاز كردند.
        
        
  • 1874:   ارنست كاسیرر فیلسوف آلمانی كه درباره ارزشهای فرهنگی كتاب نوشته است به دنیا آمد.
        
        
  • 1904:   «ویاچسلاو پلهو» وزیر داخلهِ مستبد روسیه تزاری كه در آن كشور به مظهر تزاریسم معروف بود به دست یك سوسیالیست انقلابی به نام «ایگورسازونوف» ترور شد.
        
        
  • 1915:   آمریكا به هائیتی نیروی نظامی فرستاد و این نیرو تا 1924 در هائیتی باقی بود.
        
        
  • 1986:   انفجار یك خودرو پر از مواد منفجره در بیروت باعث مرگ32 تن و جرح 150 نفر دیگر شد.
        
        
  • 2004:  
    احمدضياء مسعود

    حامد كرزای رئیس جمهوری وقت افغانستان (در آن زمان، رئیس جمهوری موقّت) احمدضیاء مسعود برادر احمدشاه مسعود رهبر مقتول مجاهدان شمال ـ تاجیک ها را به عنوان نامزد معاونت اول و كریم خلیلی از قوم شیعهِ هزاره را به عنوان معاونت دوم خود در انتخابات نهم اكتبر 2004 تعیین و با این اقدام، عملا مارشال محمد فهیم معاون وقت ریاست جمهوری و وزیر دفاع افغانستان را برای قراردادن در تیكِت خود رد كرد. احمدضیاء مسعود متولد یکم ماه می 1956 و داماد برهان الدین ربّانی از فعالان سیاسی ـ نظامی دوران مبارزه با شوروی و طالبان بود و مدتی سفیر افغانستان در مسکو. وی که تا نوامبر 2009 معاون کرزای بود در سال 2011 به جبهه ملی تازه تاسیس افغانستان پیوست و فعالیت او در این چارچوب ادامه دارد. وی یک ملی گرا (ناسیونالیست) است.
        
        
        
  • یادداشت روز
    با 69 سال روزنامه نگار و مؤلف بزرگترین تاریخ آنلاین بودن و ... بازهم برای دفن شدن در گورستان مشاهیر زادگاه، تأیید اداره دولتی لازم است!
    عنوان و واژه «مشهور» و جمع آن؛ «مشاهیر» به معنای سرشناس و نام آشنا است ـ سرشناس و نام آشنا شدن با انجام کارهای خوب و سودبخش برای جامعه از قبیل هنرنمایی، نویسندگی، ابتکار، اختراع، تألیف، خدمت عمومی و فداکاری. یک فرد با انجام این کارها و نشان دادن استعداد و اشتیاق، خود به خود وارد صف مشاهیر جامعه می شود و جامعه ملّی و در مواردی جامعه جهانی از خدمات و کارهایش آگاه و او را می شناسند و دنبال می کنند. رسانه ها با انعکاس کارها و نام او، بر این شهرت و در ذهن افراد ماندنِ نام او می افزایند و ....
        در جوامع ملّی و جهانی در هر رشته و تخصّص، انجمن هایی برای ارتقاء تشکیل شده اند که نام مشاهیر آن رشته را هم زنده نگهمیدارند و تقریبا در همه کشورها برای تدفین نام آشنایان و خادمان جامعه، گورستان ایجاد شده است و انجمن ها، مقامات و سازمانهای مربوط درباره آنان و بزرگداشتِ ایشان اطلاع رسانی می کنند.
        و امّا سبب پرداختن به این موضوع در اینجا:
        یک روزنامه نگارِ نام آشنا که زمانی هم سردبیر یک روزنامه بزرگ تهران بود، حدود 5 دهه از فعالان در حرفه ژورنالیسم که در سال انقلاب در رساندن اخبار مربوط به انقلاب از فرانسه به تهران مشارکت داشت و از دهه 1370 کار نوشتن برای یک روزنامه تازه تأسیس تهران را از سر گرفته بود چند سال پیش در اروپا فوت شد، ولی این خبر در تهران انعکاسِ مورد انتظار را نداشت. این نگارنده تعجب کرد و از چند همکار پرسید که چرا؟، گفتند که شاید به این سبب بوده که جسد اورا در اروپا به روش غربی ها سوزانده و خاکستر کرده اند که عمل، اسلامی نبوده است. یکی از این همکاران گفت که شنیده است سبب این کار این بود که انتقال جسد از اروپا به ایران 30 - 40 هزار یورو هزینه داشته و به علاوه باید اینجا تلاشی طولانی به عمل می آمد تا موافقت می شد در گورستان مشاهیر دفن شود.
        شنیدن این اظهارات، این نگارنده را که در دهه هشتم زندگی است و عُمر انسان محدود، به اندیشه یافتن گورستان در شهر زادگاه و نیاکان ـ کرمان انداخت.
        اضافه کنم:
        در سال 1330 فامیل انبوه ما در کرمان تصمیم گرفت که یک گردهمایی هفتگی بنا نهد و هر هفته در یک روز معیّن و چه بهتر در خانه یکی از اعضای فامیل جمع شوند تا از احوال هم باخبر، گردهمایی رئیس و منشی (دبیر) داشته باشد و مذاکرات و تصمیمات در دفتر انجمن نوشته شود تا باقی بماند. در طول جلسات این انجمنِ خانوادگی هرکس مشکل خود را بگوید و به او کمک شود، جوانان فامیل راهنمایی شوند و اعضای فامیل به صورت یک پیکر در آیند و این پیوستگی به کشور (جامعه ملی) هم کمک خواهد بود. اتفاقا همان زمان، یکی از اندرزهای دکتر مصدق نخست وزیر وقت هم گردهمایی منظم بستگان و نیز گردهمایی سالانه همکلاسی های دوران دبیرستان و دانشگاه بود تا وحدت و همدلی و معاضدت گسترش یابد که لازمه میهن است.
        این نگارنده در آن زمان 15 ساله بود و می توانست در جلسات شرکت کند. در نخستین جلسه که 141 مرد و پسر جوان حضور داشتند قرارشد که انجمن، نام و عنوان داشته باشد و چه بهتر نام فامیل بر آن گذارده شود. برای انتخاب چنین نامی دچار مشکل شده بودیم زیرا که همه از اعضای یک فامیل بودیم، ولی نام های خانوادگی در شناسنامه ها پسوند و پیشوند داشت و بعضا متفاوت بود. علت هم این بود که پس از اجرایی شدن قانون داشتن شناسامه در دهه اول قرن وقت، افرادی که دیرتر برای گرفتن شناسنامه مراجعه می کردند باید از نخستین فردی که آن نام خانوادگی را انتخاب کرده بود اجازه می گرفتند که یافتن آن فرد و بردن او به دفتر صدور شناسنامه کاری آسان نبود و لذا پسوند و پیشوند بر نام خانوادگی مورد نظر می گذاشتند و حتی نامی دیگر را که هنوز کسی نگرفته بود انتخاب می کردند. برای مثال؛ مادر بزرگِ پدری این نگارنده هفت برادر داشت، ولی با نام خانوادگی متفاوت؛ از کیانی تا کیهانی و کیانی نژاد تا کیهانی زاده، کیهانی نژاد و .... یکی از آنان هم واژه پیشنهادی «آشوب» را برای نام خانوادگی خود پذیرفته بود، زیراکه چون کارمند مربوطِ ثبت شناسنامه، بدون کسب رضایت بزرگ فامیل «کیانی»، نوشتن این نام خانوادگی را قبول نکرده بود سر و صدا و اعتراض به انداخته بود که به او گفته بودند؛ آشوبگر هستی و نام خانوادگی تو باید «آشوب» باشد که از فرط ناحتی قبول کرده بود و این نام پس از حدود یک قرن بر فرزندان و نوه های او بافی مانده است. ما همه خودرا از کیانیان می دانستیم ولی در شناسنامه ها؛ کیانی، کیان زاده، کیان پور، کیهانی زاده، کیهانی نژاد و ... نوشته شده و دسته ای از اعضای فامیل، نام خانوادگی را بهرامپور انتخاب کرده بودند زیراکه نام پدرِ پدر بزرگشان بهرام بود.
         در آن جلسه فامیلی قرار شد که انجمن و به قولی اتحادیه به نام آن شمار باشد که در آن جلسه اکثریت داشتند و بهرامپوری ها 39 نفر بودند و بقیه به علت تفاوت پسوند و پیشوند، در ردیف های کمتر. در این جلسه، کامیابی به سمت دبیر (منشی) اتحادیه شد. جلسات اتحادیه تا پایان آن دهه ـ حدود ده سال هفتگی بود و سپس دو هفتگی و ماهانه شد و .... شهرت این اتحادیه به حدی بود که پس از اعلام حکومت نظامی در پی براندازی 28 مرداد و منع تجمع بیش از سه نفر، به اتحادیه اقوام بهرامپور اجازه برگزاری جلسات هفتگی با هر شمار داده بودند. در نخستین جلسه پس از براندازی دولت دمکراتیک مصدق، یک افسر فرمانداری نظامی کرمان که در جلسه حضور یافته بود، به فرمانده اش گزارش داده بود که مذاکرات سیاسی نیست و فامیلی است.
        دو سال پس از آغاز بکار انجمن، در یکی از جلسات این بحث بمیان آمد که داشتن یک گورستان خانوادگی بر استحکام روابط فامیل می افزاید زیراکه هر پنجشنبه و یا جمعه برای فاتحه خوانی به قبرستان می روند و یکدیگر را می بینند و دیدار تازه می شود. حاضران در جلسه تصویب کردند که زمینی برای ایجاد گورستان فامیل بخرند. بودجه آن تأمین شد و زمینی در نزدیکی گُنبد جبلیه کرمان و در منطقه گورستانها خریداری شد و در طول سالها تنی چند از سالخوردگان فامیل که فوت شده بودند در آنجا مدفون شدند که چندی پس از تغییر نظام، در کنار این گورستان، قرارگاه نظامی ایجاد شد و خواستند که گورستان برچیده شود که شد.
        این نگارنده که در سال های آخر عُمر است در دیدار پاییز 1402 از کرمان در صدد یافتن گوری برای خود برآمد. در نزدیکی گور پدر و مادر و برادر که در دامنه کوه صاحب الزمان مدفون شده اند، محلی نبود و پیشنهاد قبر دو طبقه ای را هم نپذیرفت. گفتند که کرمان دارای یک گورستان تازه شده است، ولی شنیده شد که دلال بازی شده و زمین برای ساخت گور خرید و فروش می شود که نگارنده نپذیرفت زیراکه به نظر او، گورستان باید عمومی و رایگان باشد. یکی از بستگان گفت که کرمان هم مانند تهران دارای گورستان مشاهیر است و شما سرشناس هستید بروید و برای آنجا ثبت نام کنید. به اتفاق «عماد میرزایی» از بستگان نزدیک که مدیر فنی (آنلاین کردن و امورکامپیوتری) مجله روزنامک و نیز وبسایت خاطرات ژورنالیستی این نگارنده است، به دفتر مسئول گورستان که در همان ناحیه قرار دارد رفتیم و قضیه را گفتیم. گفت که باید از وزارت ارشاد نامه بیاوریم.
        نگارنده تعجب کرد و گفت مشهور بودن که نباید نیاز به تأیید اداره دولتی داشته باشد، «جامعه» باید او را بشناسد و برای این شناخت باید خدمت کرده باشد و نامش بر سر زبانها، 67 سال [اینک 69 سال] روزنامه نگار حرفه ای بودن (که جهان امروز 31 ژورنالیست نظیر او دارد) و از سال 1335 تا به امروز پی در پی نام و عکسش در رسانه ها درج شدن و گاهی در چند روزنامه و همزمان در یک روز، مبتکر چند برنامه رادیوتلویزیونی بی نظیر بودن، برای ایرانیان بزرگترین تاریخ ژورنالیستی آنلاین را ایجاد کردن، ناشر مجله بودن کافی نیست. این نگارنده در 24 سالگی و در پی درگیری با سپهبد نصیری شهرت جهانی یافت. سران و برجستگان چند کشور بزرگ از جمله دوگل و جان اف کندی با ذکر نام او، از رئیس وقت کشور ایران خواستند که از کیهانی زاده دلجویی شود. شهرت نگارنده بویژه فرهنگی نویسی های او به حدی بود که در انتخابات مهرماه 1351 در تهران 3 میلیونی، 456 هزار و 751 رای آورد و عضو انتخابی شورای آموزش و پرورش شد. در آن زمان 36 ساله بود و عضو احزاب دوگانه وقت هم نبود. به علاوه در همین کرمان، مدت ها مطالب تاریخ آنلاین او با ذکر نام در روزنامه «کرمان امروز» و نشریه اصناف نقل می شد.
        ناخرسندی نگارنده از این موضوع که «شهرت داشتن و نام آشنا بودن» باید به تأیید یک اداره دولتی برسد به گوش یک فرهنگی قدیمی کرمان رسیده بود که پیام داده بود بیوگرافی بفرستد تا برایش مجوّز دفن در گورستان مورد نظر را بگیرد که به او پاسخ فرستاده شد که بیوگرافی او در آنلاین ها، سرچ انجین ها، نشریات و کتاب ها موجود است، و اگر او را نمی شناسند، دیگر نیاز به دفن شدن در گورستان مشاهیر کرمان را ندارد، هرجا که بمیرد همانجا دفن می شود و چه بهتر در گمنامی.
        ـ ـ ـ ـ ـ
        نقل از شماره 105 مجله روزنامک (سرمقاله آن)
         پی دی اف مطالب این شماره و همه شماره های قبلی در این آدرس
         www.rooznamak-magazine.com
        
     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.



     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com