Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
27 نوامبر
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 27 نوامبر
ایران
پاسخ كریم خان زند، چهره برجسته تاریخ ایرانیان، به خواست روسیه
کريم خان


     بیست و هفتم نوامبر سال 1770 میلادی كریم خان زند، وكیل ایرانیان، در عمارتی در شیراز كه امروز «موزه پارس» نامیده می شود، فرستاده روسیه را پذیرفت كه رنج سفر دو هزار و پانصد كیلومتری از سن پترزبورگ تا شیراز را بر خود هموار كرده بود تا پیام تزار روسیه را به فرمانروای ایران برساند. سفیر تزار خبر پیروزی روسیه بر عثمانی را در جنگ دریایی به اطلاع خان رسانید و تمایل تزار را به داشتن روابط دوستانه و اتحاد با وی اعلام داشت. فرستاده تزار انتظار داشت كه كریم خان كه دوبار باعثمانی بر سر بصره جنگیده بود از شنیدن خبر شكست دریایی عثمانی خرسند شود كه كریم خان ابرو در هم كشید و خطاب به سفیر تزار گفت كه شكست ملت دیگر ما را شاد نمی كند و سفیر تزار (طبق نوشته های به جای مانده از او، به قلم خودش) شوكه شد و بعدا به تزار گزارش داد كه اتحاد با كریم خان را برضد عثمانی فراموش كند و اضافه كرده بود كه كریم خان با همه رهبرانی كه دیده، درباره آنان شنیده و در كتب تاریخ خوانده است فرق دارد، زیرا كه خودش را یك تبعه عادی مانند سایر مردم می داند، مردی است به غایت فروتن و بدون هرگونه افاده؛ رفتارش هم دیپلماتیك نیست و دیدار با او تشریفات ندارد.
     باید دانست كه كریم خان در هر دو جنگ خود با عثمانی بر سر بصره پیروز شده بود. وی علاوه بر دور ساختن عثمانی از منطقه بصره، هلندی ها را هم از خارك و جزایر اطراف آن اخراج كرده بود.
     كریم خان كه از پذیرفتن عنوان شاهی و تاسیس سلسله اجتناب می كرد نسبت به امنیت خلیج فارس و خوزستان حساس بود.
     مورخان اروپایی كریم خان را مردی عادل و منصف و یك ایرانی فوق العاده و شخصیتی منحصر به فرد در تاریخ توصیف كرده و درباره اش به نقل از دیپلماتهای اروپایی و میسیون های مسیحی نوشته اند: كریم خان كه از یك نژاد خالص ایرانی (لُر) بود از دیدن شادی مردم شاد می شد و برای شاد كردن شیرازی ها از جیب خودش (نه از خزانه عمومی) به نوازندگان پول می داد كه در میدان های شهر ساز بزنند و اگر فرصتی به دست می آورد درطباخی های عمومی در كنار مردم عادی غذا صرف می كرد و با شنیدن گفتگوی آنان با یكدیگر از دشواری ها آگاه می شد و این مسائل را حل می كرد. به نوشته منشی كریم خان، به باور نماینده ایرانیان (كریم خان) مسائل كوچكند كه گاهی دفعتا چنان بزرگ می شوند كه دودمانی را منقرض می كنند.
     كریم خان كه رییس طایفه زند از مردم «لُر ـ بختیاری» و یكی از ژنرالهای ارتش نادرشاه بود؛ پس از قتل نادر (دهم ژوئن 1747 در یك كودتای نظامی در قوچان)، در سخت ترین شرایط تصمیم گرفت مانع از هم گسیختگی ایران شود؛ زیرا كه پس از كودتا، هر ژنرال در یك منطقه از كشور پرچم خودمختاری برافراشته بود. از جمله ژنرال احمدخانی درانی در قندهار. در این هرج و مرج، كریم خان با ده سال تلاش یكایك این مدعیان را سركوب و یا غیر فعال كرد، ولی پس از هر پیروزی، مغلوبین را مورد بخشودگی قرار داد و دشمنان مقتولش را با احترام و تشریفات مرسوم دفن كرد و با این كه بنای كاخ گلستان را در تهران آغاز كرده بود، شهر شیراز را پایتخت كشور قرار داد تا بازگشتی به عهد باستان و در مجاورت تخت جمشید باشد.
     وی با ایجاد یك نظام اداری ـ قضایی كارآمد آرامشی را به ایران بازگردانید كه قرنها روی آن را به خود ندیده بود.
     كریم خان در طول 30 سال زمامداری اش به عمران و آبادانی فراوان دست زد. تجارت را تشویق و مالیات كارگران و كشاورزان را لغو كرد. درشیراز بناهای متعدد از جمله مسجد و بازار وكیل را ساخت. حافظیه و آرامگاه سعدی از كارهای اوست. وی در كرمان نیز دست به عمران زد و بازسازی مسجد جامع مظفریه از یادگارهای اوست و به همین سبب كرمانی ها لطفعلی خان نوه وی را در روزهای سخت در پناه خود قرار دادند كه گرفتار شقاوت و بیرحمی دشمن او آغامحمدخان قاجار شدند و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ادامه نگرانی هایی كه به جنگ سال 1857 انگلستان و ایران انجامید تا به امروز ـ افغانستان!
166 سال پیش در این روز (27 نوامبر) نیروهای انگلیسی مستقر در هند با چندین ناو توپدار و نفربر از تنگه هرمز گذشتند و وارد خلیج فارس شدند تا با ایران وارد جنگ شوند. 27 روز پیش از آن (یكم نوامبر 1856) دولت انگلستان به ایران ـ ایرانی كه در شمال و جنوب به دریا متصل است ولی فاقد نیروی دریایی موثر بود اعلان جنگ داده بود. دولت لندن كه بر شبه قاره هند مسلط شده و خودرا مالك آن می پنداشت مایل بود كه میان هندوستانِ دولت لندن و متصرفات روسیه و قلمرو دولت تهران كه روابط بهتری با روسیه داشت، منطقه حایل ایجاد كند و ایران خاوری را كه «افغانستان» نامیده بود به سران طوایف آن بسپارد و جدا كند. دولت لندن در سپتامبر و اكتبر آن سال از تهران خواسته بود كه نظامیان و مأموران خودرا از هرات و مناطق تاجیك نشین كه ساختار قبیله ای نداشتند خارج سازد و چون تهران به جای پاسخ موافق، برشمار نیروها و ماموران خود در آن مناطق افزود پس از یك اخطار، اعلان جنگ داده بود و شش روز در انتظار واكنش تهران به این اعلان جنگ نشسته بود. لندن در این فاصله چون پاسخی دریافت نداشت ششم نوامبر به حكمران خود در هندوستان دستور اعزام نیرو و ناو توپدار برای تصرف بوشهر، خارک و خرمشهر داد. لندن از وضعیت تهران به خوبی آگاه بود و می دانست كه نَه نیروی كافی برای اعزام به جنوب را دارد و نَه حال بسیج نیروهای محلی جنوب و داوطلبان غیر نظامی محل را. لُرد «پالمرستون» نخست وزیر وقت انگلستان فرماندهی جنگ با ایران را برعهده «سِر جیمز آوت رام» گذارده بود.
     نیروهای انگلیسی تا یکم ژانویه سال 1857 (درست دو ماه پس از روز صدور اعلان جنگ) خارک و خرمشهر و بندر بوشهررا (نه همه این منطقه را که داوطلبان محلی مقاومت جانانه کردند و به انگلیسی ها تلفات وارد ساختند) تصرف كردند و دولت وقت ایران را (که احتمالا از ادامه مقاومت مردم فارس بی اطلاع بود) مجبور به صرف نظر كردن از هرات ساختند كه قرنها حاكم نشین خراسان، زادگاه شاه عباس و یكی از مراكز فرهنگ و ادب ایران بوده است.
     مورّخان مؤلف «تاریخ انگلستان در دوران برتری و سلطه» درباره لشكركشی این دولت به ایران بر سر هرات با مضمونی مشابه چنین نوشته اند:
     انگلیسی ها در سال 1855 و در پی یك درگیری پرتلفات با پشتون ها، در پیشاور با دوست محمد خان (پشتون) قرارداد صلح امضاء كرده بودند و سیاستشان بر این بود كه یك افغانستان ملوك الطوایفیِ هوادار انگلستان كه حایل میان روسیه و هندوستان باشد به وجود آید. انگلیسی ها كه متوجه نفوذ فرهنگی صدها ساله ایران در میان هندی ها شده و از تصرف دهلی توسط نادرشاه و بعدا یك خان افغان اطلاع داشتند از آن نگران بودند كه یك نادرشاه، یعقوب لیث، مرداویز و اردشیر پاپكان دیگری در ایران برسر كار آید، به اندیشه احیاء امپراتوری سابق افتد و جهانگیری از سربگیرد و این بار روس ها هم به او كمك كنند. لذا با ادامه یکپارچه بودن ایران در بخش شرقی، كه دربار آن متمایل به روسیه بود مخالف بودند و به همین سبب هرات و نواحی دیگر افغانستان و همچنین بخش شرقی بلوچستان (مکران) را از ایران جدا كردند. «افغانستان» نامی است كه انگلیسی ها بر ایران خاوری گذارده اند. جنگ سال 1857 انگلیسی ها با ایران سبب شد كه روس ها در تصرف مابقی آسیای میانه شتاب كنند و متصرفات خودرا تا آمودریا (جیحون) گسترش دهند و تثبیت كنند. در اینجا بود كه دولت لندن به سازش با روس ها روی آورد و طبق این سازش شفاهی قرارشد كه مرز متصرفات دو دولت، «آمودریا» باشد. [تیموریان که قرنها و تا نیمه قرن نوزدهم بر هندوستان حکومت داشتند از آسیای میانه برخاسته بودند]. این توافق دهها سال رعایت می شد تا اینكه مسكو و این بار دولت كمونیستی آن بنای دوستی با دولت بی طرف كابل را گذارد و انواع كمك ها ازجمله كمك تسلیحاتی بلاعوض كرد و سپس در دهه 1970 با سرباز به كمك دولت كمونیستی كابل شتافت كه با این عمل، همان نگرانی و همان سیاست های نیمه قرن نوزدهم زنده شده است و ادامه دارد. چین همسایه شمال شرقی افغانستان نیز دارد کاشغر را به صورت یک مرکز صنعتی ـ تجاری بزرگ در می آورد ـ مشابه آنچه را که در منطقه جنوب شرقی چین کرده است و بازار می خواهد و مواد خام، و به دست آوردن اینها جز با داشتن نفوذ و اقتدار میسر نیست.
     تفسیرنگاران غرب درسال2007 رفت و آمدهای دهه یكم قرن 21 مقامات تاجیكستان و سران تاجیك افغانستان به تهران و استقبال بی سابقه از آنان بویژه از اسماعیل خان (خان هرات) و احمد ضیاء مسعود (برادر احمدشاه مسعود و معاون وقت ریاست جمهوری افغانستان) را مورد تحلیل قرارداده و ابراز نظر كرده بودند كه لندن نگران این دوستی تنگاتنگ شده و این نگرانی را به سایر دولت های عضو «ناتو» منتقل كرده است و این نگرانی از همان دست نگرانی هایی است كه دولت لندن در نیمه قرن نوزدهم داشت، با این تفاوت که این بار، نه این ایران ـ ایران مفلوك قرن نوزدهم است و نه آن چین تحت سلطه قدرت ها، هند دیگر «هندوستانِ انگلستان» نیست، به آینده پاکستان نمی توان اطمینان داشت و دولت كنونی مسكو یار می خواهد نه مستعمره، زیرا كه بیش از نیاز خود زمین حاصلخیز و منابع معدنی و نیز كارشناس صنعتی و تکنولوژیک دارد.
    یک تاریخدان آلمانی در همین زمان (نوامبر 2007) نسبت به آن تفسیرهای رسانه ای واکنش نشان داده و ابراز نظر کرده بود که تاجیک های افغانستان و آسیای میانه از اصیل ترین ایرانیان هستند ومی توان گفت که به اندازه یک مویِ سر میان یک تاجیک ساکن افغانستان، آسیای میانه و آسیای جنوبی با یک ایرانی ساکن ایران به لحاظ فرهنگ، روانشناختی، رفتار اجتماعی، کاربری واژه ها در بیان مقصود و نیز تبار (نژاد) تفاوت وجود ندارد. قرارداشتن زیر چند پرچم، جدایی نژادی و فرهنگی نیست. در دنیای امروز دیده شده است که چند برادر در چند کشور و شهروند این کشورها هستند و این وضعیت، برادری و از یک خانواده بودن آنان را منتفی و ابطال نمی کند. در 100 و چند سال اخیر که گذرنامه رایج شده است، بسیاری از اندیشمندان گفته اند که بهتر و انسانی تر است که رفت و آمد همنژادان و هم ذات های ساکن در چند قلمرو دولتی جداگانه، بدون اخذ ویزا صورت گیرد همچنانکه صدها و هزاران سال، سدی در برابر دید وبازدید و معاشرت ایشان با یکدیگر وجود نداشت. نیاکان آنان مشترکا برای حفظ وحدت جانبازی و فداکاری کرده بودند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که رضاشاه پرونده نفت را در بخاری انداخت!
رضاشاه در 1918

ششم آذر ماه 1311 (27 نوامبر سال 1932) در پی به نتیجه نرسیدن مذاکرات ایران و انگلستان بر سر نفت، رضاشاه پهلوی پرونده نفت را در بخاری افکند و سوزاند. این پرونده مربوط به امتیازی بود که دولت قاجارها به «دارسی» داده بود.
    مردمی که از بازی های پشت پرده بی خبر بودند در پی انتشار خبر سوزانده شدن پرونده استعماری نفت به خیابانها ریختند و شادی کردند که به نوشته پاره ای از مورخان، این شادمانی جزیی از برنامه ای بود که از پیش تنظیم شده بود تا انگلیسی ها قرارداد «دارسی» را که تنها نیمی از زمان اعتبار آن باقی مانده بود برای مدتی طولانی تر تجدید کنند و منطقه قرارداد را وسعت دهند.
    چهار روز بعد وزیر دارایی گزارش شکست مذاکرات را به مجلس داد و مجلس همان روز لغو قرارداد «دارسی» را تصویب کرد که دو روز بعد دولت انگلستان ضمن اعتراض به لغو قرارداد، درخواست تجدید نظر در این اقدام را کرد که به نوشته بعضی از مورخان، اجرای پرده دوم این نمایشنامه بود كه به تمدید قرارداد انجامید ـ همان قراردادی كه با بپاخیزی های ملی به رهبری دكتر مصدق در اواخر سال 1929 لغو و نفت ایران، ملی شد.
    در میهندوستی رضاشاه كه از میان مردم معمولی برخاسته بود و علاقه مندی اش به پیشرفت كشور، تردیدی نیست ولی او به دلیل تحصیلات كم، ندانستن زبان مطرح خارجی و نداشتن وقت مطالعه تاریخ و تحولات روز، با همان رجال عهد قاجارها و همان مهره هایی كه در دستش قرار داده شده بود و یا در دسترسش بودند بازی می كرد كه وابستگی داشتند، تلقین می کردند و صداقتشان مورد تردید است. این وضعیت پس از جنگ جهانی دوم هم در ایران ادامه داشت!.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سنای آمریکا کارتر را متهم کرد که تعمدا از تظاهرات ضد شاه مقابل کاخ سفید جلوگیری نکرده بود ـ تظاهراتی که 15 ماه بعد به سلطنت در ایران پایان داد
27 نوامبر سال 1977 (آذرماه 1356) سنای آمریکا نسبت به تظاهرات برضد شاه (پهلوی دوم) در شهر واشنگتن و در کنار نرده های کاخ سفید به دولت جیمی کارتر اعتراض کرد. این تظاهرات در نیمه آن ماه (نوامبر 1977= 24 و 25 آبان 1356) و در جریان سفر شاه به واشنگتن صورت گرفته بود.
     سنای آمریکا مقامات دولت کارتر را متهم کرده بود که اقدامات لازم را برای جلوگیری از این تظاهرات به عمل نیاورده بودند. از لحن اعتراض سناتورها و اظهارنظرهایِ انتشاریافته چنین برمی آمد که مقاماتِ دولت کارتر تعمدا از تظاهرات جلوگیری نکرده بودند تا شاه تضعیف و ایرانیانِ ناراضی برانگیخته شوند، تظاهرات و اعتراض گسترش یابد و سرانجام، شاه به سلطنت کردن اکتفا کند و حکومت کردن را به دولت ـ دولتِ منتخب مردم بسپارد و ایرانِ متحدِ قدیمی آمریکا و همسایهِ شورویِ کمونیست، یک دمکراسی شود.
    در جریان آن سفر، شاه از آمریکا به فرانسه رفت و در آنجا هم با تظاهرات برخی از ایرانیانِ ساکن فرانسه رو به رو شد. همزمان در چند کشور اروپایی دیگرازجمله آلمان و هلند، دانشجویان ایرانی تظاهرات مشابهی برپا کرده بودند. تا آن زمان، 4 سال بود که عزیمت ایرانیان برای تحصیل در دانشگاههای اروپا و آمریکا، در پی افزایش چند برابری صدور نفت ایران و بهای نفت خام و ثابت ماندن بهای ارزها در تهران به صورت هجوم درآمده بود. کارتر در مذاکرات واشنگتن از شاه قول گرفت که با افزایش بهای نفت خام که اوپک در صدد آن برآمده بود مخالفت کند.
    انتشار اخبار تظاهرات دانشجویان و ناراضیان در اروپا و آمریکا برضد شاه بویژه از رادیوهای خارجی که به زبان فارسی هم برنامه داشتند، سبب شد که در تهران نیز دانشجویان دست به تظاهرات زدند و در کوی دانشگاه تهران در امیرآباد شیشه های خوابگاهها را شکستند.
     طبق خاطرات رجال آمریكایی آن عصر، دولت كارتر نظر به روی كارآمدن جبهه ملی در ایران (بدون تغییر شاه) داشت تا سابقهِ بدِ كودتای 28 اَمُرداد از ذهن جهانیان زدوده شود و متحد ردیف یکم آمریکا در منطقه خاور میانه، کشوری دمکراتیک شود. آمریکا در مارس 1959 با ایران پیمان دفاع و امنیت مشترک امضاء کرده بود و جیمی کارتر نمی خواست که این متحدِ بسیار نزدیک آمریکا برچسب غیر دمکراتیک داشته باشد.
    احتمالا انتشار اظهارنظرها و تفسیرهای وقت که نشان از تمایل کارتر به جبهه ملّی می داد، سبب شد که شماری از معاریف این جبهه (اصطلاحا؛ مصدقی ها) ازجمله شاپور بختیار در باغی در نزدیکی کرج اجتماع و سخنرانی کنند که پلیس و ساواک به باغ وارد شدند و ضمن پراکنده ساختن جمعیت دهها تَن ازجمله بختیار را [که در زمستان سال بعد نخست وزیر شد ـ آخرین نخست وزیر نظام سلطنتی] دستگیر کردند.
    کارتر45 روز پس از تظاهرات واشنگتن و در جریان دیدار از چند کشور، دهم دیماه 1356 وارد تهران شد و 17 ساعت در پایتخت ایران بود و در ضیافت شاه شرکت کرد.
    شش روز پس از دیدار کارتر از تهران، نامه ساختگی به نام جعلی «احمد رشیدی مطلق» حاوی بدگویی غیرمستقیم نسبت به رهبرمذهبی شیعیان، به اصرار و فشار مقامات دولتی مربوط در روزنامه اطلاعات چاپ شد و انتشار این نامه، جرقه انقلاب را زد و تظاهرات و اعتراض از نوزدهم دی ماه 1356 (دیماه 2536 وقت) و ازشهر قم آغاز و سراسری شد و تبدیل به انقلاب و 13 ماه و دو روز بعد به پیروزی و تغییر نظام حکومتی ایران انجامید.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
آزمایش دومین موشك فضایی ایران در 25 نوامبر 2008
کاوشگر - 2
25 نوامبر 2008 ایران دومین موشك فضایی خود از نوع «كاوش = كاوشگر» را آزمایش كرد كه از هوی ساید (جوّ زمین) خارج و پس از انجام وظایفی كه برعهده اش بود به زمین بازگرانیده شد و در نقطه تعیین شده با چتر فرود آمد. این موشك در راستای برنامه 20 ساله فضایی ایران به فضا فرستاده شده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای داستان نویسی
درگذشت «آرتور هیلی» داستان نگار
هيلي

آرتور هیلیArthur Hailey داستان نگار انگلیسی 25 نوامبر 2004 در 84 سالگی درگذشت.
     اهمیت هیلی در داستان نویسی همین قدر بس كه 11 داستان او در 170 میلیون نسخه به فروش رفته و به 40 زبان دیگر ترجمه شده اند.
     برپایه سه داستان هیلی زیر عناوین «فرودگاه»، «هتل» و «چرخها» فیلم های سینمایی پر بیننده ساخته شده است. وی در باهاما زندگی می كرد و در همانجا فوت شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسی
اعتراض به نقص فنی ماشین های رای گیری در انتخابات نوامبر سال 2004 آمریکا و ...
اسوشیتدپرس 26 نوامبر 2004 از مقرّ كنگره آمریكا خبر داد كه آژانس بازرسی قوه مقننه این کشور در پاسخ به شكایات برخی از رای دهندگان در انتخابات دوم نوامبر 2004 مبنی بر وجود نقص فنی ماشین های رای گیری و ناآشنایی به طرز کار با آنها بررسی های خودرا آغاز کرده است تا دست كم برای انتخابات بعدی (نوامبر 2006) مشكلی نباشد. این شكایات شامل وضعیت آراء غیابی هم بود.
    مرور زمان نشان داد که کمپانی های سازنده ماشین های رای گیری کامپیوتری، از این اعترض ها استفاده کرده و دستگاههای رای گیری تازه ای به حوزه های انتخاباتی فروختند که هزینه اش بیش از دو میلیارد دلار بوده است، ولی مشاهده شد که در جریان انتخابات هفتم نوامبر سال 2006 آمریکا نیز اعتراض به این ماشین ها کم و بیش ادامه داشت و اکثریت خواهان رای گیری با ورقه بودند که اسناد آن باقی بماند و اشتباه محاسبه، نقص فنی دستگاههای الکترونیک و یا احتمال دستکاری در آن وجود نداشته باشد. در انتخابات نوامبر 2008 از میزان اعتراض به ماشین ها و روش رای گیری کاسته شده بود و در انتخابات نوامبر 2012، اعتراض چندانی مشاهده نشد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو ادبیات
نخستین جلسات شعر خوانی در جهان که به تدریج «شب شعر» شد و رنگ سیاسی به خود گرفت ـ پیشنهاد دادن عنوان «پدر ملت»
تصويري از Horace

بیست و هفتم نوامبر سال هشتم پیش از میلاد Horace هوارس (Quintus Horatius Flaccus) شاعر، طنزپرداز و مورّخ رومی درگذشت که شانزده قرن بعد، در دوران رنسانس (تجدید حیات علم، ادب و هنر)، لقب شاعر ملّی و پدر شعر ایتالیا (روم) به او داده شد.
    چند ماه پس از مرگ هوراس، شاعر دیگر روم، «مانه چناس» نیز فوت شد. چناس، نخستین کانون شعر و شعرا را در خانه خود در شهر رم ایجاد کرده بود که هوراس و چند شاعر دیگر در آنجا جمع می شدند و اشعار خودرا برای یکدیگر می خواندند. ورود به این جلسات برای همگان آزاد بود و حاضران می توانستند در بحث و مذاکرات هم شرکت کنند. همین وضعیت به تدریج جلسات شعرخوانی را به «شب شعر» تبدیل و سیاسی کرد و محفل ناراضیان از دولتها شد که ادامه دارد.
     هوراس كه از بانیان «جلسات شب شعر» در جهان شناخته شده است هشتم دسامبر سال 65 پیش از میلاد به دنیا آمده و 57 سال عمر كرده بود.
    از کارهای جالب هوراس، پیشنهاد او به سنای روم است که عنوان امپراتور (قبلا؛ کنسول اول) را به پدر ملت، تبدیل کند که برای آحاد مردم دلپذیر است. این پیشنهاد نتوانست در سنای روم آرای کافی برای تصویب به دست آورد ولی در «تاریخ» ثبت شد و به برخی از سران بازنشسته کشورها، عنوان پدر ملت داده می شود. چنین عنوانی به محمدظاهر شاه ـ آخرین پادشاه افغانستان نیز داده شده بود.
مجسمه Horace

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای تاریخ‌نگاری
«چارلز بِرد» مورّخ بزرگ سده بیستم به مناسبت زادروز او - مردی که وضعیت جهان در پایان قرن 20 را به درستی پیش بینی کرده بود
Charles Austin Beard


    امروز زادروز «چارلز آستین بِرد Charles Austin Beard» از بزرگترین مورّخان قرن بیستم جهان است که 27 نوامبر 1874 در استیت ایندیانای آمریکا به دنیا آمد و در 74 سالگی در یکم سپتامبر 1948 پس از تالیف هفتاد كتاب درگذشت. بزرگترین كار او، تالیف کتاب چهار جلدی «پیدایش تمدن آمریکائی» است. بانوی او «ماری» نیز یک تاریخدان بود که در کار تحقیقات و تالیفات، به شوهرش کمک می کرد.
     جنجالی ترین کتاب «بِرد» که در سال 1913 انتشار یافت تفسیر اقتصادی قانون اساسی آمریکا است. بِرد در این کتاب استدلال کرده است که تهیه کنندگان این قانون در هر کلمه و جمله ای که می نوشتند منافع اقتصادی خودرا در نظر می گرفتند و به تنها کسانی که فکر نمی کردند مردم بودند.
     وی در تالیف دیگرش از آمریکائیان خواسته است که درستی تاریخ کشورشان را امتحان کنند، زیرا که ممکن است همه حقایق به آنان گفته نشده باشد. چارلز بِرد استاد دانشگاه کلمبیا، ریشه هر شكل گیری تاریخ را علاوه بر منافع اقتصادی معدودی از افراد و یا دولت ها، به حساب عقاید و ایده ها گذارد و نوشت که عقاید تازه در هر برهه و زمان باعث تحولات اقتصادی و اجتماعی شده و صفحه تازه ای بر تاریخ اضافه کرده و شکل و جهت آن را تغییر داده اند.
     «بِرد» که مخالف ورود آمریکا به جنگ جهانی اول بود، پس از آنکه دولت، به سركوبی مخالفان جنگ در دانشگاه کلمبیا پرداخت، از استادی آن دانشگاه کناره گیری کرد. وی طرفدار ادامه انزوای آمریکا و عدم مداخله آن در اوضاع سیاسی جهان به صورت یك قدرت بود كه نتیجه آن را یك «آلودگی» می دانست. وی به همین جهت با ورود آمریکا به جنگ جهانی دوم هم مخالفت کرد و بعدا در کتابی ثابت کرد که سیاست خارجی آمریکا باعث حمله ژاپن به «پرل هاربور» شد.
     «بِرد» روش تازه ای برای مطالعه و بررسی تاریخ به دست داده است كه در «تاریخ نگاری» تدریس می شود.
     «برد» در یک کتاب خود مسائل جاری آمریکا، و تقسیم جهان به دو طبقه دارا و ندار را در پایان قرن بیستم پیش بینی کرده بود كه به تحقق پیوسته و بر اهمیت او افزوده و درجه فضل وی را منعكس كرده است. «برد» در همین كتاب به همه كسانی كه مقام و منزلت دارند توصیه کرده است که تاریخ را مرور کنند تا اشتباهات تکرار نشوند.
     «برد» كه مانند دكتر باستانی پاریزی ما به ندرت كراوات می بست و زندگانی ساده ای داشت و فردی ترقیخواه بود علل جنگها را (چه داخلی و چه خارجی) بر سر منافع اقتصادی و آزمندی ها می دانست. وی نوشته است كه جنگ داخلی آمریكا هم به همین علت بود زیرا كه كه ایالت های جنوبی از كار رایگان بردگان سود سرشار می بردند و نمی خواستند این منفعت را از دست بدهند.
    كتاب های او در زمینه دفاع از رفاه طبقه تنگدست و پیشنهاد راههای نجات افراد این طبقه از نگرانی، به ویژه در سالهای سالخوردگی و ایام بیكاری مورد توجه روزولت قرار گرفت و به تهیه قوانین معروف به «نیو دیل» كمك كرد. همچنین پیش بینی او در زمینه مداخله صاحبان صنایع نظامی آمریكا در امور و سیاست های حكومت سبب شد كه آیزنهاور در اواخر دوران ریاست جمهوری اش توصیه به محدود كردن نفوذ و قدرت سیاسی این افراد كند كه عملی نشده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
آغاز چاپ روزنامه ها با ماشین خودكار قوه بخار و ...
چاپ روزنامه «تایمز» لندن از بیست و هفتم نوامبر سال 1814 با ماشین خودكار قوه بخار ساخت دو آلمانی به نام كونیگ و بائور آغاز شد كه رویدادی بزرگ در تاریخ روزنامه نگاری بشمار می رود زیرا كه از آن پس ظرفیت و سرعت چاپ افزایش، هزینه تولید روزنامه كاهش و مطبوعات با بهای ارزانتر عرضه شدند و عامه مردم استطاعت خرید آنها را به دست آوردند. در وطن ما، این تحول یك قرن و اندی پس از انگلستان صورت گرفت!.
    «تایمز» از سال 1788 انتشار می یافت كه تا 1785 نام آن «یونیورسال رجیستر» بود و به انتشار اخبار و تفسیرهای بین المللی بهای بیشتر می داد. این روزنامه كه توسط «جان والتر» تاسیس شده بود تا سال 1922 در خانواده والتر باقی ماند و در این سال به خانواده «استور» و از 1966 به تامسون (كانادایی) فروخته شد كه روپرت مورداك (استرالیایی) در سال 1981 آن را خریداری كرد، مشی آن را تغییر داد و محافظه كارانه ساخت و در سال 2006 دارای 700 هزار نسخه تیراژ بود. موسسه تامسون در پی یك سال اعتصاب كاركنان فنی تایمز و توقف انتشار آن از دسامبر 1978 تا نوامبر 1979 مجبور یه فروش آن شد. كاركنان فنی این روزنامه مایل به الكترونیك شدن حروفچینی، صفحه بندی، پلیت سازی و چاپ آن نبودند! كه مورخان آن را عجیب ترین اعتصاب نوشته اند.
    در سال 2007 و در سالروز خودكار شدن چاپ تایمز دو گزارش رسمی نومید كننده انتشار یافته بود. یكی كاهش هفت درصدی آگهی های طبقه بندی شده روزنامه ها (نیازمندی ها) و دیگری پایین آمدن تیراژها به میزان 3 و نیم درصد است. كاهش آگهی های كوتاه (نیازمندی ها) به علت توجه به انتشار این آگهی ها در اینترنت و گسترش وبسایت های معامله گری است. تیراژها نیز در پی كاهش این قبیل آگهی ها كم شده است. به علاوه، روش انگلیسی (تابلوید) یعنی انتشار عكس بزرگ و كاستن از عرض ستون ها و ایجاد فاصله بیشتر میان ستونهای صفحات و ... كارساز واقع نشده و مخاطبان اخبار مطلق (نه تفسیر، مقاله، فیچر و حاشیه) ترجیح می دهند آنها را در سرچ انجین های اینترنت بیابند و بخوانند. مخاطبان شبكه های تلویزیونی نیز رو به كاهشند زیرا كه اخبار ویدیویی هم در اینترنت قرار می گیرند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
«اِن بی سی» متهم به خودسانسوری شد
26 نوامبر 2005 شبكه تلویزیونی «اِن.بی.سی.» آمریكا (که مؤسس آن كمپانی های جنرال الكتریك، وستینگهاوس و ... بوده اند) متهم به خودسانسوری شد، زیرا كه این شبكه (دو روز پیش از این) ضمن پخش خبر مراسم شكرگزاریِ سال 2005 در خیابانها نیویورك، اشاره به انفجار یك بالن بزرگ در جریان مراسم نكرده بود. قرار بود این بالن از خط پایانی مراسم بگذرد كه چون منفجر شده بود، شبكه ان بی سی، به جای اشاره به انفجار، فیلم خبری سال 2004 بالن را به جای آن پخش كرده بود كه یك عكس خلاف واقع ( و به زعم برخی؛خودسانسوری) تلقی شده بود.
    بالن ظاهرا بر اثر برخورد با سیم برق خیابان منفجر شده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
... و در گورگاه توتانخامون فرعون مصر
26 نوامبر 1922 هوارد کارتر Howard Carter باستانشناس و مصرشناس انگلیسی با روزنه ای که در درگاه (ورودی) گورگاه توتانخامون Tutankhamun فرعون مصر از دودمان هجدهم بازکرده بود و تابانیدن نور به داخل آن محتوان گورگاه را به لرد کارنارون Lord Carnarvon
    و دختر او نشان داد و ثابت شد که گورگاه در طول 32 قرن که از ساخت و قراردادن جسد مومیایی شده توتانخامون در آن گذشته بود «دست نخورده» باقی مانده بود. سر و گردن و سینه این جسد در زیر یک ماسک (سرپوش) فلزی زرین قرار داشت. در گورگاه توتانخامون که در دره پادشاهان ساخته شده است اشیاء دیگری هم به دست آمد. لُرد کارنارون بیشتر هزینه اکتشافات باستانشناسی هوارد کارتر در مصررا تامین کرده و مشوق او به ادامه کار بود.
    گورگاه «توتانخامون » فرعون مصر از سلسله هجدهم در محل معروف به دره پادشاهان چهارم نوامبر 1922 کشف شده بود و کارتر منتظر آمدن لُرد کارنارون از لندن شده بود تا آن را اعلام دارد. این لرد انگلیسی کارتر را از سال 1907 مامور این کار کرده و در سال 1914 خواسته بود برغم آغاز جنگ جهانی اول، تلاش خودرا متوقف نکند. کارتر پس از کشف گورگاه در چهارم نوامبر قضیه را تلگرافی به لرد کارنارون اطلاع داد و خواست که به مصر سفر کند تا به اتفاق وارد گورگاه شوند و لرد 22 نوامبر وارد مصر شده بود. به گفته یکی از همکاران کارتر، لرد پس از ورود به قاهره (22 نوامبر) و از آنجا به دره پادشاهان محل گورگاه را بازدید کرد و با کارتر و دستیارانشان بیست و ششم نوامبر 1922 وارد گورگاه شدند و تابوت توتانخامون كه 1334 سال پیش از میلاد پادشاهی خود را بر مصر آغاز كرده بود مشاهده کردند.
    دره پادشاهان (گورستان فراعنه مصر باستان) در سال 1891 در این كشوره كشف شده بود و در این مدت در آن وادی خاكبرداری ادامه داشت. كینگ توت king tut از فراعنه معتقد به خورشید بود و معنای نام او «نماد زنده خورشید (بر روی زمین)» است. آمون = آمِن یعنی قرص خورشید. در اطاق مجاور جایگاه تابوت، اشیاء مورد علاقه كینگ توت‏ قرارداده شده بود ازجمله صندوق او و چرخهای درشكه اش و .... ظاهرا این گورگاه دوبار و به فاصله ای کم از ساخت آن مورد دستبرد قرارگرفته بود و هدف از سرقت، ربودن عطر اختصاصی پادشاهان بوده است. این گورگاه بعدا در زیر ریگ (سنگریزه) پنهان شده بود و به این دلیل دست نخورده باقی مانده است. دیدار از گورگاه از 16 فوریه 1923 برای روزنامه نگاران و سپس عموم آزاد شد.
    توتانخامون (توتنخ ـ آمون) طبق برآورد مانتو Manetho مورخ قرن سوم پیش از میلاد، از 1341 تا 1323 پیش از میلاد (حدود هشت سال) سلطنت کرده بود و در جوانی درگذشت. معاینه سی. تی. اسکن سال 2005 نشان داد که قبل از مرگ یک پایش شکسته بود و نتیجه آزمایش DNA که در سال 2010 بعمل آمد حکایت از ابتلای او به بیماری مالاریا داشته است. از آنجاکه پدر و مادر او همخون بودند، وی احتمالا مبتلا به بیماری های ناشی از ازدواج فامیلی بود.
     تعدادی از اشیاء به دست آمده از گور فراعنه مصر به موزه لندن انتقال داده شده و قسمتی نیز در موزه مصر در ناحیه میدان تحریر قاهره نگهداری می شود که در جریان تظاهرات بهار سال 2011 مصر که منجر به کناره گیری حسنی مبارک شد، عده ای از فرصت ناامنی استفاده و به این موزه دستبرد زده و در جریان سرقت به بعضی از اشیاء که خارج ساختن آنها عملی نبود آسیب وارد ساختند ـ اشیائی که هویت ملت مصر [هویت خودشان] و عمق تمدن آن را نشان می دهد!!.
    اشیاء یافت شده در گورگاه توتانخامون در بسیاری از کشورها ازجمله آمریکا، آلمان، انگلستان و ... به معرض تماشای موقت گذارده شد و در هر کشور دهها میلیون تماشاگر داشت.
    هووارد كارتر (1874 ـ 1939) كه گور توتانخامون را كشف كرد از دهه آخر قرن نوزدهم در مصر و بویژه در منطقه لوکسور (تبس Tebes
     یکی از دو پایتخت مصر باستان) تحقیق می کرد که در سال 1904 از جانب لرد کارنارون مامور شد مستقلا کاوش کند.
عكس هاي بالا؛ لرد كارنارون (راست) و دكتر كارتر ـ جمجمه موميايي شده توتانخامون و تانوت او را كه دكتر كارتر و دستيارش در حال وارسي آن هستند نشان مي دهند

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مسئله انتخابات سال 2004 اوکراین که سرآغاز بحران تازه ای در اروپا بوده است
معارضه رسانه ای و لفظی روسیه و غرب بر سر انتخابات سال 2004 اوكراین كه جهانیان با چشم بازتر آن را زیر نظر داشتند 25 و 26 نوامبر این سال هم ادامه داشت.
    
پاول

برخی از تحولات 25 و 26 نوامبر 2004 پیرامون مسئله وقت اوكراین:
    اظهارات «كولن پاول» وزیر امور خارجه وقت آمریکا در سنای این كشور و نیز ورود دو رئیس جمهوری عضو ناتو و اتحادیه اروپا و نیز رئیس دیپلماسی این اتحادیه اروپایی به «كی اف» که ظاهرا تحت عنوان میانجی گری بود. پاول در سنای آمریکا گفته بود كه دولت آمریكا نتایج انتخابات ریاست جمهوری اوكراین را به رسمیت نمی شناسد و اگر مسئله حل نشود، دولت آمریكا دولت «یانوكوویچ» را نماینده مشروع اوكراینی ها نخواهد دانست. جورج دبلیو بوش و سران اروپای غربی هم با لحنی مشابه، همین حرف را زده بودند كه تازگی داشت.
     انتخاب یانوكوویچ با 49 درصد و 46 صدم درصد آراء در دور دوم، به تایید كمیسیون انتخابات اوكراین و رئیس جمهوری وقت این كشور رسیده بود که دیوان عالی اوكراین 29 نوامبر به شكایت بازنده انتخابات كه مدعی تقلّب شده و درخواست تجدید انتخابات را كرده بود رسیدگی کرد، و رای به تجدید انتخابات (برای سومین بار) داد که نتیجه فشار غرب تلقی شده بود.
     در همان زمان، سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه در مسكو در آخرین واكنش خود به مداخله غرب در مسئله انتخابات اوكراین كه روسیه در درستی آن تردید نكرده و پیروزی یانوكوویچ را هم تبریك گفته بود با اشاره به اعزام سه میانجی از سوی اتحادیه اروپا به اوكراین گفت: ما (مسكو) نگران مداخله غرب به نام میانجی هستیم و اضافه كرده بود كه در برخی پایتخت های اروپایی نیروهایی هستند كه اصرار به كشیدن مرز در اروپا دارند و ....
     در آن زمان در اوكراین به سبك گرجستانِ سال پیش از آن (سال 2003)، كه قبلا در كشوری دیگر مشاهده نشده بود، گروهی كه خودرا هوادار نامزد بازنده معرفی می کردند در دو روز مورد بحث ( 25 و 26 نوامبر 2004 ) ادارات دولتی را محاصره كرده و مانع ورود كارمندان به ادارات و نیز پارلمان شده بودند و پلیس دست كم در «كی اف»، در برابر این كار آنان دست به اقدام نزده بود! ولی روس زبانهای اوكراین كه در نواحی شرقی و جنوب شرقی از جمله منطقه ثروتمند «دونتسك» زندگی می كنند تهدید كرده بودند که در واکنش به این وضعیت (مداخله غرب) ممكن است با انجام رفراندم این قسمت را ضمیمه روسیه سازند. [این رفراندم در سال 2022 انجام شد و چند منطقه واقع در شرق اوکراین که قبلا روسیه نو خوانده می شدند باردیگر وابسته به روسیه شده اند].
     در نوامبر 2004 برخی از تحلیلگران مسائل شرق اروپا (اروپای شرقی) و كارشناسان جنگ سردِ نیمه دوم قرن بیستم، كشمكش بر سر اوكراین را ادامه همان جنگ سرد می دیدند كه در نوامبر 1991 ختم آن اعلام شده بود! و گفته بودند طرفی كه در كشمكش جاری عقب نشینی كند، بازنده معارضه خواهد بود و این عقب نشینی به همین جا ختم نخواهد شد و برنده نبرد آن را تا نقطه ای كه بخواهد تعقیب خواهد كرد و رقیب را عقب خواهد زد و به احتمال زیاد پایان كار بازنده و حذف آن از بازی خواهد بود.
    مسئله وقت اوکراین چندی بعد به سود تقریبی روسیه پایان یافت، ولی در سال 2014 برگشت خورد و کار به عملیات نظامی روسیه در اوکراین کشیده شده که از 24 فوریه 2021 و در پی اولتیماتوم معروف پوتین آغاز شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اعتراض در برابر خانه جورج بوش ـ اعتراض به ادامه انجام وظایف پلیس شهری در عراق توسط نظامیان آمریکا



    24 تا 27 نوامبر 2005 معترضان آمریکایی به عملیات نظامی در عراق که ادامه داشت بازهم جورج بوش را كه برای گذرانیدن تعطیلات شكرگزاری به مزرعه (رانچ) خود در كرافورد تكزاس رفته بود آرام نگذاشته و در برابر رانچ او خیمه و چادر زده بودند (عكس بالا). این بار معترضان یك ستون 560 كیلوگرمی سنگتراش را در آنجا قرار داده بودند ـ محلی كه در ماه آگوست سال 2005 سیندی شیهن Cindy Lee Sheehan اعتراض خود به ادامه جنگ عراق را از آنجا آغاز كرده بود ـ Casey Sheehan پسر سیندی در این جنگ کشته شده بود. در یك طرف این ستونِ مجسمه شکل نوشته شده بود: Sheehan’s Stand (ایستادگی شیهن). در طرف دیگر سنگ، واژه «چرا؟!». به علاوه، در آن نام عده ای از نظامیان مقتول آمریكایی در عراق از جمله «كیسی» پسر 24 ساله بانو سیندی حك شده بود. بانو شیهن كه در تابستان 2005 بیست و شش روز در این محل بسربرده و مردم را به دور خود جمع كرده بود در مراسم پرده برداری از این ستون 70 سانتیمتری در نزدیكی رانچ جورج بوش حضور داشت.
     در این مراسم، ناطقین گفتند كه دلیلی برای توجیه ادامه انجام وظایف پلیس شهری در عراق توسط نظامیان آمریکا وجود ندارد که انفجارهای انتحاری را پدید آورده و ....
     عكس، كلانتر پلیس محل را در حال گفت و گو با یكی از معترضین چادرنشین نشان می دهد. بكار بردن چادر به خاطر سردی هوا در آن ماه بود. این مخالفت ها ادامه داشت و منجر به شكست حزب جمهوریخواه (حزب جورج دبلیو بوش) در انتخابات پارلمانی هفتم نوامبر 2006 و انتخابات ریاست جمهوری چهارم نوامبر 2008 شد.
    
    ـ ـ ـ ـ ـ
    
    مطلب زیر درباره بانو سیندی Cindy Lee Sheehan و مبارزات او برضد هرگونه جنگ
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
... و جنگ عراق این بانو ـ Cindy Sheehan ـ را یک مبارز نامور ضد جنگ و خونریزی کرده است
سیندی شیهَن Cindy Lee Sheehan متولّد دهم جولای 1957 در کالیفرنیا و تحصیلکرده رشته تاریخ در دانشگاه کالیفرنیا و قبلا آموزشگر، از زمان کشته شدن پسر 25 ساله اش Casey Sheehan در چهارم اپریل 2004 که یک نظامی آمریکایی در جریان جنگ عراق بود، دست به مبارزه برضد هرگونه جنگ زده و از آن زمان که سال ها می گذرد به این مبارزه از طریق نطق، مصاحبه، نوشته با شرکت در اجتماعات، تظاهرات و نشست ها ادامه می دهد و یک مبارز جهانی ضد جنگ و خونریزی شده است. مبارزات او سهم بزرگی در شکست حزب جمهوی خواه آمریکا در انتخابات نوامبر 2008 داشت. بانو سیندی در جریان انتخابات نوامبر 2020 نیز برضد انتخاب مجدد دونالد ترامپ مبارزه کرد.
     تا کنون جناح های متعدد از بانو سیندی خواسته اند که خودش را نامزد کند، ولی او وابسته به هیچیک از دو حزب بزرگتر آمریکا ـ حزب جمهوریخواه و حزب دمکرات نیست و در چنین وضعیتی پیروزشدن یک نامزد خارج از این دو حزب بسیار دشوار و تقریبا محال است. بانو سیندی از هواداران حزب «صلح و آزادی» است که در آمریکا از احزاب کوچک بشمار می رود. شعار بانو سیندی در جریان هر انتخابات خطاب به رای دهندگان این است: «چشم تان را باز کنید»، «رای دهنده مسئول تصمیمات و اقدامات مقامی است که با رای او انتخاب شده است». بانو سیندی سناتور مک کین نامزد وقت انتخابات ریاست جمهوری را «جنگ طلب» خواند و به شکست او در انتخابات کمک کرد. سیندی که چهار فرزند به دنیا آورده است همچنین از مبارزان ضد کاپیتالیسم است و به باور او، منافع مادی و جاه طلبی باعث بسیاری از جنگ ها و خونریزی ها شده است. او دو کتاب در زمینه عقاید خود و برضد هرگونه جنگ وخونریزی با آوردن مثال ها و استنادهایی از تاریخ منتشر کرده است.
    



    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تحوّلات دهه یکم قرن 21 در آمریكای لاتین ـ گروه ALBA و گروه BRIC
27 نوامبر 2008 دمیتری مدودیف رئیس جمهوری وقت روسیه و یک ناسیونالیست روس در حال دیدار از آمریكای لاتین بود. وی در این سفر از چند کشور منطقه از جمله پرو، برزیل، ونزوئلا و كوبا دیدارکرد. دیدار مدودیف از آمریكای لاتین با دیدار مقام اول دولت چین از این منطقه كه دولت واشنگتن از نیمه اول قرن نوزدهم (زمان حكومت مونرو و صدوراعلامیه معروف او: قاره آمریکا از آن مردم این قاره ـ آمریکاییان است) نسبت به این منطقه حساسیت خاص نشان داده است همزمان بود. این دو دیدار و نیز روی کار آمدن چپگرایان وقت ـ یکی پس از دیگری ـ در بیشتر کشورهای آمریکای لاتین نشان داد که ممکن است نظم نوینی در این منطقه مستقر شود.
    دیدار مدودیف از ونزوئلا همزمان با ورود رزمناو اتمی پتر بزرگ و کشتی های نظامی همراهش از جمله ناو سنگین دریاسالار چاباننكو به آبهای این كشور بود. همچنین، ورود مدودیف به ونزوئلا همزمان با نشست سران گروه «آلبا ALBA» در کاراکاس با شرکت رهبران بولیوی، اكوادور، نیكاراگوئه، هندوراس و ... بود.
    مدودیف در ونزوئلا ضمن مشاهده مانور دریایی مشترك روسیه و ونزوئلا، قراردادهای متعدد همكاری های نفتی، هسته ای، نظامی و تكنولوژیك با دولت این كشور امضاء كرد. دولت ونزوئلا قبلا معادل چهار میلیارد و چهارصد میلیون دلار، اسلحه از جمله یكصد هزار كالاشنیكوف، 24 بمب افكن سوخوی ـ 30 و پنجاه هلی كوپتر ار روسیه خریداری كرده بود. این كالاشنیكوف ها عمدتا در اختیار میلیشیای ونزوئلا قرار گرفته اند كه غرب مخالف وجود چنین نیرویی است که مانع کودتای نظامیان می شوند.
    مدودیف در برزیل 217 میلیونی كه به یك قدرت صنعتی ـ اقتصادی تبدیل شده است با وزیران دارایی كشورهای «بریك BRIC» مركب از برزیل، روسیه، چین و هند دیدار و نیز قراردادهای متعدد با «لولا دا سیلوا» رئیس جمهوری وقت (و رئیس جمهوری منتخب نوامبر 2022) برزیل امضاء كرد ازجمله قراردادهای همكاری های تكنولوژیك، نفتی و تجاری. در آن زمان هنوز فدراسیون آفریقای جنوبی به گروه «بریک» نپیوسته بود.
    وزیران دارایی گروه بریك در نشست خود در سائو پائولو (برزیل) اعلام كردند كه اعضای این گروه هیچگونه اتهامی را در قبال بحران مالی جهانی (بحران وقت) نمی پذیرند زیرا كه آنها این بحران را به وجود نیاورده اند. در این اعلامیه تصریح شده بود: "ما، چهار قدرت اقتصادی جهان (گروه بریک) باخود متعهد شده ایم كه ساختار مالی جهانی تازه ای بسازیم كه اطمینان بخش باشد. كشورهای درحال توسعه نباید یك باردیگر از بحرانی كه آنرا آزمندی و بی ضابطگی دیگران به وجود خواهند آورد آسیب ببینند. باید ضوابط بورس و معاملات سهام و ارز و اسناد بهادار از صورت فعلی خارج و مطابق منطق اقتصادی شود، نه منطق قمارخانه ها. وامها و اعتبارات باید برپایه محاسبات و عقل سلیم استوار باشد و ....".
    مرور زمان و تا 27 نوامبر 2022 نشان داد که موارد مندرج در این اعلامیه هنوز عملی نشده اند.
    
مدوديف و رزمناو سنگين «پتر بزرگ» در آمريكاي لاتين، ديدارهاي مدوديف با «دا سيلوا» و چاوز ـ مدوديف در كنار تصوير سيمون بوليوار قهرمان ملي لاتين هاي قاره آمريكا و با پونچوس (لباس ملي منطقه آندز)


    
نشست گروه آلبا در ونزوئلا ـ تني چند از سران وقت گروه آلبا دركنار هم با ژستي خودماني

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاریخ از نگاهی به تصویر
دیداری از ته قلب، صمیمانه که تنها در میان تبار ایرانیان دیده می شود - تأکید رحمان بر احیاء جشن مهرگان مطابق عهد باستان در تاجیکستان


امامعلی رحمان رئیس کشور پارسی زبان و ایرانی تبار تاجیکستان 27 نوامبر 2008 برای یک دیدار دو روزه از تهران و امضای چند قرارداد دوجانبه وارد ایران شد و به گونه ای که در تصاویر دیده می شود مورد استقبال صمیمانه محمود احمدی نژاد رئیس جمهور وقت ایران قرارگرفت. سران دولت های ایران و تاجیکستان از هر فرصتی برای دیدار از یکدیگر استفاده می کنند.
    در دیدار نوامبر 2008 چند موافقتنامه درباره گسترش مناسبات دوجانبه در زمینه های متعدد از حمل و نقل، کشیدن راه آهن میان دو کشور و اولویّت دادن به حمل کالاهای تاجیکستان از طریق ایران تا انتقال تجربه ها و ایجاد یک سازمان رادیو ـ تلویزیون مشترک امضا شد. در آن نوامبر (آذرماه) دو رئیس جمهور مناسبات دو کشور برادر را استراتژیک، تنگاتنگ و فراگیر اعلام و برلزوم ایجاد یک نظام اقتصادی مستقل در منطقه تاکید کردند.
    رحمان در طول زمامداری خود تلاش بیمانندی را برای تکامل و پالایش زبان فارسی و رواج و تحکیم فرهنگ و تمدن ایرانی به عمل آورده که اصحاب نظر این تلاش را ادامه راه سامانیان اعلام کرده اند. وی در اکتبر (مهرماه) 2011 با تاکید خواست که جشن های باستانی مهرگان باید مطابق عهد باستان احیاء و در تاجیکستان برگزار شود. مهرگان مهمترین عید و مراسم پس از نوروز است. نظام کمونیستی شوروی که برپایه انترناسیونالیستی قرارداشت جشن های ملی ایرانی تبارهای این جماهیریه را کمرنگ کرد. در تاجیکستان، تقریبا همه میدانها و خیابانها به نام نیاکان بزرگ و بزرگان ایرانزمین (که تاجیکستان، سر و گردن آن بشمار آورده شده) تجدید اسم گذاری شده اند.
     ایران، تاجیکستان و افغانستان سه بخش اصلی امپراتوری وسیع و توانمند پارسیان را تشکیل می دادند. در دهه های اخیر بمانند قرون پس از سلطه عرب، تحرّکّات ناسیونالیستی در میان تاجیکیان مشاهده شده است ازجمله تلاشِ کوروش وارِ احمدشاه مسعود، برهان الدین ربّانی و اسماعیل خان (معروف به امیر هرات) و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نسلی كه به چنین انفجارهایی خوی بگیرد!


با مشاهده این عكس كه بامداد 26 نوامبر 2005 در بغداد گرفته شده و جمعی نوجوان عراقی را در حال تماشای حریق ناشی از یك انفجار انتحاری نشان می دهد این واقعیت در ذهن نقش می بندد؛ نسلی كه به انفجارهای روزانه، خونریزی و ناامنی و مصائب خوی بگیرد، در آینده چه خواهد شد؟. چنین وضعیتی در پاکستان، افغانستان، لیبی، نیجریه، کنگو و یمن نیز دیده می شود که به نظر می رسد بخشی از زندگانی روزمره در این کشورها شده است.
     راننده اتومبیلی كه منفجر شده است خودرا به دو اتومبیل ضد گلوله رسانده و آنها را منفجر كرده بود كه سرنشینان آن دو اتومبیل چند خارجی مقیم عراق بودند. در این انفجار چهار تن كشته شده بودند.
    می دانیم كه نوجوانان فلسطینی هم چنین آغازی را داشتند و با مشاهده این قبیل انفجارها در منطقه خود، آینده را تاریك دیدند و نسبت به مرگ بی اعتنا و همرنگ جماعت شدند. نوجوانانی كه در این برهه در عراق رشد و نمو کرده اند و انفجار و مرگ چشم و گوششان را پُر كرده است، نسلی خشن و خشمگین خواهند شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 27 نوامبر
  • 1815:   منطقه «کراکو» خود را جمهوری آزاد لهستان اعلام کرد تا در جریان تقسیم تصرفات ناپلئون، به روسیه داده نشود.
        
        
  • 1868:   سه سال پس از پایان جنگ داخلی، ارتش دولت واشیگتن حملات خود به سرخپوستان قبیله «شیان» را كه قبلا پذیرفته بودند به اراضی محدود (رزرویشن ها) قانع شوند آغاز كرد!.
        
        
  • 1896:   ریچارد ستراوس R. strauss موسیقی دان، آهنگساز، نوازنده و هنرمند آلمانی مطالب کتابِ «چنین گفت زرتشت» نوشته فردریک نیچه را در فرانکفورت به روی صحنه آورد که آموزش «راستی، درستی، انساندوستی و شاد و به دور از گناه زیستن» بود.
    ستراوس در 1896

  • 1912:   کشور مراکش (مغرب) تحت الحمایه اسپانیا قرار گرفت.
        
        
  • 1916:   در جریان جنگ اول جهانی، برای نخستین بار شهر لندن مورد حمله هوایی آلمان قرار گرفت.
        
        
  • 1967:   شارل دوگل رئیس جمهوری وقت فرانسه و یک ناسیونالیست فرانسوی در این روز باردیگر به پیشنهاد عضویت انگلستان در بازار مشترک اروپا (که بعدا اتحادیه اروپا شده است) نَه گفت. پس از وفات دوگل، انگلستان عضو اتحادیه اروپا شد که در سال 2018 و در اجرای نتیجه رفراندم این کشور تلاش برای خروج از این اتحادیه را آغاز کرده است.
        
        
  • 1978:   حزب کارگران کُردستان (پارتیا کارگران کُردستانه ـ PKK) با هدف کسب استقلال کُردستان ترکیه و بر پایه ایدئولوژی ناسیونالیسم کُرد و سوسیالیسم انقلابی در لیجه واقع در دیاربکر تأسیس شد و شش سال بعد درگیری مسلحانه با دولت ترکیه را آغاز کرد. این حزب بعدا هدف کسب استقلال را به کسب خودمختاری منطقه کُردنشین ترکیه (مناطق واقع در جنوب شرقی ترکیه) و کنفدراسیون شدن ترکیه تبدیل کرد. عبدالله اوجالان از مؤسسان این حزب است که در زندان ترکیه بسر می برَد. شماری از افراد مسلح حزب کارگران کُردستان از بانوان هستند. اینک ترکیه و عراق و تا حدی سوریه منطقه فعالیت این افراد است. شمار کُردهای ترکیه حدود 15 میلیون و 20 درصد جمعیت این کشور است. شمار کُردهای عراق حدود 6 میلیون و در سوریه حدود 2 میلیون که پ ک ک در این مناطق فعال است. طبق گزارش های رسانه ای، بسیاری از 750 هزار کُرد مقیم آلمان هوادار پ ک ک هستند.
        
        
  • 1983:   یك جمبو جت (بوئینگ 747) شرکت هواپیمایی آویانکا (متعلق به کشور کلمبیا) در پرواز از فرانکفورت از طریق پاریس و مادرید به بوگوتا، در نزدیكی فرودگاه مادرید سرنگون شد و 183 سرنشین آن كشته شدند.
        
        
  • کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    انتشار خبر باخت 8 میلیون دلاری یک زن جوان ایرانی در قمارخانه های اروپا شماری دیگر را وارد میدان انقلاب کرد ـ نوشتهِ شاه و تغییر سیاست غرب!
    یک تیتر صفحه اول روزنامه اطلاعات در ششم بهمن 1356 (سال 2536 طبق تقویم وقت) بر دامنه اعتراض ها و تظاهرات در ایران که از دی ماه آن سال (پس از انتشار یک نامه ساختگی) و از شهر قم آغاز شده بود و به مشهد و تبریز گسترش یافته بود و در تهران نیز آثاری از آن دیده می شد افزود و شمار دیگری از گروه ساکت جامعه، ولی ناراضی از تورّم، بوروکراسی، گسترش فاصله دارا و نادار (نَدار) و ... وارد راهپیمایی ها شدند.
        از دیرزمان بسیاری از اندیشمندان ازجمله مائو تسه دونگ نظر داده اند که اکثریت ناراضی یک جامعه در انتظار یک جرقه است و جرقه که زده شود بوته های خشک و نیم خشک می سوزند و بوته های تازه جوانه می زنند و همه چیز تغییر می کند و اگر کنترل و حساب در کار نباشد، این بوته های تازه (برخاستگان از انقلاب) ممکن است دچار آفت شوند و .... نارضایی از وضعیت جامعه بمانند آبی است که در ظرفی روی آتش باشد، حدّ دارد و وقتی که این آب به صد درجه سانتیگراد برسد به جوش می آید. [نمونه اش را در دهه دوم قرن 21 دیدیم که خودسوزی یک ناراضی در خیابان، در کشور تونس انقلاب ایجاد کرد و اوضاع را تغییر کامل داد.]
        تیتر صفحه اول شماره 6 بهمن 1356 روزنامه اطلاعات حکایت از این داشت که یک بانوی ایرانی نسبتا جوان که از ارث پدر ثروتمند و متوفایش 42 میلیون تومان (6 میلیون دلار = 3 میلیون پاوند انگلیسی وقت) نصیب بُرده بود هوای اروپا رفتن بسر افتاده بود و در این قاره، ظرف دو سال همه این پول و به علاوه، 14 میلیون پول نامزدش را در قمارخانه ها از دست داده بود و سپس به اندیشه قمار با پول قرضی افتاده بود و چون سر موعد نتوانسته بود دیون خود را ادا کند، برای پیشگیری از افتادن به زندان، به یک دادگاه لندن اعلام ورشکستگی کرده بود و چون رسیدگی های دادگاهها محرمانه نیست، قضیه به دست خبرگزاری یونایتدپرس اینترنشنال افتاده بود و آن را به صورت خبر به سراسر جهان مخابره کرده بود و روزنامه اطلاعات ترجمه این خبر را درج و تیتر آن را به صفحه اول خود برده بود با ذکر کامل نام و نام خانوادگی آن بانو.
        انتشار این خبر آتش خشم از جدایی های طبقاتی ناشی از پول در جامعه وقت ایران را شعله ور ساخته بود و شماری از آنان که از آن روز به راهپیمایان پیوسته بودند، آن شماره روزنامه اطلاعات را بر سر دست گرفته بودند و می گفتند که تغییر اساسی باید صورت گیرد و با وعده و قول؛ مسائل حل نمی شود.
        تیتر دیگر صفحه اول این شماره روزنامه اطلاعات از نوشتهِ تحت عنوان «به سوی تمدن بزرگ» و ظاهرا به قلم پهلوی دوم بیرون آورده شده بود. در این نوشته [با اشاره به جنگ دوم جهانی و اشغال نظامی ایران و ...] آمده بود که انگلیس و آمریکا در برهه ای نقشه تجزیه ایران را در سر داشتند و ....
        به نظر برخی از مفسّرین، این تیتر حمایت غرب از شاه را کاهش داد و آنان که در جریان بودند و آمادگی داشتند به تظاهرات پیوستند و ....

        
    قسمت های مربوط از صفحه اول آن شماره ـ نام خانوادگی آن بانو، هنگام اِسکَن کردن صفحه اول روزنامه اطلاعات برای نقل در اینجا حذف شد

     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.



     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com