Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
25 فوريه
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 25 فوريه
ایران
فلسفه پاپیولیسم با قیام کاوه آهنگر و از ایران پدیدآمد ـ نگاهی به تاریخچه و تعاریف و طیف این دکترین سیاسی
مجسمه کاوه آهنگر در حاليکه پرچم چرمين "بپاخيزيد اي توده هاي ستمديده" را به دست دارد

«پاپیولیسم» به عنوان یک استراتژی سیاسی 26 قرن و شاید هم بیشتر قدمت دارد و طبق حکایات، با قیام مردمی کاوه اسپاهانی (اصفهانی) معروف به «کاوه آهنگر» و از ایران برخاسته است. «تاریخ» از اسپارتاکوس ـ یک اسیر جنگی رومیان و بعدا و از روی اجبار؛ گلادیاتور ـ به عنوان دومین پاپیولیست جهان نام برده است که در نیمه قرن یکم پیش از میلاد بردگان و اسیران جنگی را متوجه نیروی عظیم خود (گذشتن از جان به خاطر آزادی و کسب حیثیت) ساخت و بااین نیرو با امپراتوری روم که ظلم و ستم را پیشه کرده بود به جنگ پرداخت. در روم باستان آن دسته از امپراتوران رومی که ضد سنای این امپراتوری بودند و سناتورها را جماعتی خودپرست، سودجو، کارشکن و امروز و فردا کُن می دانستند و به جای سنا، برای تصویب طرح و برنامه های خود به آراء عمومی مردم (جمع آوری نظرات ـ نظرسنجی و سرانجام نوعی رفراندم) متوسل می شدند «پاپیولیست» می گفتند که از واژه پوپولوس (پیپل = مردم و معادل «دماگوگی» در یونانی) گرفته شده است. در انگلستان «لِه وِلِرها Levellers» از این دست و حامی مشارکت عوام النّاس در امور حکومت (عمدتا از طریق ابراز نظر و شرکت در بحث های تاون میتینگ ها ـ اجتماعات خانه شهر و ابراز نظر درباره طرح ها و تصمیمات و ...) و تامین حقوق و رفاه آنان (عامه مردم) بودند و در عین حال بر منافع ملّی و خصلت های فرهنگی تاكید داشتند که اِلیت ها (اشراف، خواص و نزدیکان پادشاه) به خاطر منافع خود گاهی منافع ملی و حتی رسوم فرهنگی و کهن را وجه المصالحه قرار می دادند و فدا می کردند و ... ـ مشکلی که دنیای پس از دسامبر 1991 باردیگر به آن دچار شده است.
مجسمه اسپارتاکوس


    تعاریف پاپیولیسم همانند سوسیال دمكراسی در هر جامعه ای متفاوت است و نمی توان گفت كه این تفكر در قاره آمریكا همان است كه در آفریقا وجود دارد. در بعضی كشورها مخصوصا در كشورهای آسیایی مفهوم «راه سوم» از آن استنباط می شود. انقلابیون گیلان در سال 1920 نام کاوه را بر پرچم خود گذاردند. جنبش های کوتاه مدت با شعارهای پاپیولیسم کاوه آهنگر از فوریه و مارس 1920 در ایران مشاهده شد. درفش کاویان ـ پرچم ملی ایرانیان در طول قرن ها به نام کاوه است که پرچم مبارزه با ضحّاک (زهّاک)Zahhak شاه وقت را که ستمگری می کرد برافراشت. کاوه از اصفهان (سپاهان) برخاسته بود.
    مولفان تاریخ عقاید زادروز پاپیولیسم نوین به مفهوم یک فلسفه سیاسی را در نشست انجمن «نارودنیكی Narodniky» مركب از اندیشمندان و عمدتا روس در فوریه سال 1870 نوشته اند. در این نشست، «پاپیولیسم نوین» برپایه حمایت از حقوق و نیروی عوام الناس (کامان پیپل) در مبارزه با الیت ها و افراد شاخص و صاحب امتیاز و ضدیت با این طبقه (که در برخی جوامع اشراف و رجال خوانده می شدند Privileged Elites) و لغو امتیازهای آنان Privileges و تامین برابری، برادری و آزادی های مردم معمولی تعریف شد و پا به عرصه وجود گذارد و چون بر ضد امتیازات طبقات ممتاز و بالای جامعه بود، و خواهان حذف سلسله مراتب و تغییر سیستم های سیاسی و اجتماعی و بازگشت به خصلت های اصیل انسانی؛ به سرعت جهانگیر شد.
     از آنجا که تعاریف و اصول این دکترین، عام است؛ بعدا هر فرد و هرگروه آن را در چارچوب اصول اولیه اش (مالکیت دولتی برخی از منابع تولید و خدمات، مشارکت مردم در تصمیم گیری های مهم و لغو امتیازهای الیت ها، ضابطه مندکردن هرگونه فعالیت، دولت ائتلافی، حفظ طبقه متوسط به موازات طبقه اکثریت، تقویت و اعتلای فرهنگ ملی) به صورتی تفسیر کرد و به شکل انواع ناسیونال سوسیالیسم و سوسیال دمکراسی درآمد. ایدئولوژی احزاب هیتلر و موسولینی در آلمان و ایتالیا، پرونیسم در آرژانتین و ... هرکدام نوعی پاپیولیسم بشمار آورده شده اند. وارگاس حکومت خودرا در برزیل یک دیکتاتوری پاپیولیست می نامید و سختگیری هایش را تا تکمیل برابری نسبی برزیلی ها لازم و موجه می دانست. در سال 1892 ویلیام پفر W. peffer «پاپیولیست پارتی» را در ایالات متحده تاسیس کرد و با اینکه جمعیت این کشور در آن زمان چندان زیاد نبود نامزد این حزب در انتخابات ریاست جمهوری صاحب یک میلیون رای شد. این حزب برضد کمپانی های بزرگ (بیگ بیزنس) بود و عقیده داشت که اگر این اصحاب پول و جویای درآمد هرچه بیشتر کنترل نشوند، دولت تحت کنترل آنان درخواهد آمد که استثمار افراد داخلی و استعمار خارجی نتیجه اش خواهد بود. در سال 1979 اصحاب نظر اصل 44 قانون اساسی جمهوری اسلامی و چند اصل دیگر این قانون را گرایش پاپیولیستی تفسیر کرده بودند.
     اصحاب تفكر پاپیولیسم از منافع مردم معمولی، رای اكثریت با مشارکت عمومی در تصمیم گیری و قدرت ناشی از آن (رفراندم ها) پشتیبانی می كنند. بنابراین هوادار حل مسائل از طریق رفراندم ـ سراسری و یا محدود ـ هستند و بهترین وسیله رسانیدن پیام خود را به مخاطبان؛ برپاداشتن اجتماعات و انتشار اظهار نظرها و بیانات و سخنرانی ها و مصاحبه ها می دانند. به زعم آنان، اجتماعات باید دارای قطعنامه حاوی هدفها و خواستها باشدكه به تصویب جمع برسد كه برگی است قاطع . به این سبب پاپیولیست ها طرفدار تماس مستقیم با مردم و تبلیغ مستقیم برنامه های خود هستند. در نظر آنان «مردم» یعنی «قدرت، حکومت و ...».
     بیشتر «پاپیولیست ها » همانند انجمن «نارودنیكی» معتقدند كه دمكراسی برپایه الگوی دیگران «اصطلاحا: وارداتی» برای یك جامعه فاجعه به بار می آورد؛ لذا هر جامعه باتوجه به فرهنگ و درک ملی باید دمكراسی خاص خودرا داشته باشد.
    
Herzen

الکساندر ایوانوویچ هرزن A. I. Herzen یکی ازپاپیولیست های معروف گفته است که کاپیتالیسم مردود است و سوسیالیسم خالص هم در شکل کامل در یک جامعه عقب مانده و مردمی کم سواد نمی تواند پیاده شود. هر جامعه اگر بخواهد سوسیالیستی شود؛ برای توفیق در آن باید برای خود سوسیالیسمی مطابق شرایط و ذهنّیت مردم بسازد. به باور هرزن، سوسیالیسم اگر توام با دمکراسی و برپایه سُنت های ملی نباشد (سوسیال دمکراسی و ناسیونال سوسیالیسم توام) موفق نخواهد شد. مفسران متاخر افکار هرزن را به این صورت شرح داده اند که اگر سوسیالیسم در جامعه ای كه آمادگی هضم آن را ندارد پیاده شود به نوع دیگری از كاپیتالیسم و احیانا هرج و مرج منجر می شود. برای تكمیل بنای سوسیالیسم باید گام به گام پیش رفت و در برداشتن گامها دقت كرد. نمی شود پاره ای از پله ها را استثناء كرد و از روی آنها جهید.
    این صاحبنظران می گویند: تعاریف پاپیولیسم همانند سوسیال دمكراسی در هر جامعه ای متفاوت است و نمی توان گفت كه این تفكر در قاره آمریكا همان است كه در آفریقا وجود دارد. در بعضی كشورها مخصوصا در كشورهای آسیایی مفهوم «راه سوم» از آن استنباط می شود. ایرادی كه كارشناسان علوم سیاسی بر «پاپیولیسم» وارد می آورند این است كه توجه صرف به رای و خواست اكثریت دارد یعنی بی اعتنایی به حقوق اقلیت كه منطقا نمی شود آنان را كنار گذارد و نادیده گرفت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که روس ها كرمانشاه را تصرف كردند
فرمانفرما
25 فوریه 1916 (ششم اسفند 1294 ) نیروهای روسیه تصرف شهر كرمانشاه را پس از عقب راندن ژاندارمهای ایران تكمیل كردند. نیروهای روسیه از چهارم اسفند به كرمانشاه رخنه كرده بودند. دفاع نیروی ژاندارم از كرمانشاه به رغم نداشتن اسلحه سنگین چشمگیر بود. پیش از سقوط كرمانشاه گروههایی كه ازتهران، قم و اصفهان به این شهر رفته بودند و نیز اعضای كمیته دفاع ملی به قصر شیرین نقل مكان كرده بودند. در پی سقوط كرمانشاه، عبدالحسین میرزا فرمانفرما رئیس الوزراء وقت به نشانه اعتراض به اقدام روس ها از سمت ریاست دولت كناره گیری كرد.
    دولت وقت ایران در آغاز جنگ جهانی اول (جنگ اروپاییان با یکدیگر) اعلام بیطرفی كرده بود كه به آن احترام گذارده نشد و طرفین جنگ دامنه نبرد خودرا به ایران کشانیدند که نیروی نظامی کافی برای دفاع از خود نداشت. در دوران جنگ جهانی اول، نیروهای انگلستان و روسیه با هدف جنگ با عثمانی (متحد آلمان) و همچنین قطع نفوذ آلمان وارد ایران شده بودند. توده های ایرانی هواخواه آلمان بودند و این هواخواهی که ادامه دارد در جریان جنگ جهانی دوم هم سبب اشغال نظامی ایران توسط نیروهای نظامی دولت مسکو و دولت لندن شد. این بار دولت ایران یک ارتش قابل ملاحظه داشت که دولت لندن با خرید چند افسر ارشد و داشتن شماری سیاستمدار متمایل به خود، سربازان وظیفه ارتش را مرخصی و کشور را بدون دفاع ساخت و اشغال نظامی کرد ـ دفاع محدود تنها در چند نقطه ازجمله کرمان و خوزستان صورت گرفته بود. باوجود این، نیروی هوایی ایران دفاع تمام عیار کرده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دعوت ژنرال رضاخان (نخست وزیر) از دكتر مصدق به دادن نظر اصلاحی و اندرز
«دكتر مصدق» ------ «ژنرال رضاخان»

در این روز در سال 1302 ژنرال رضاخان پهلوی رئیس الوزراء از دكتر مصدق و شش رجل سیاسی دیگر كه شهرت میهندوستی داشتند خواست؛ از آنجاكه وطن مشترك است، در امور مملكتی نظر و اندرز دهند و دعوت او را به مشورت بپذیرند. در کابینه وقت، ژنرال رضاخان (بعدا رضاشاه پهلوی)، خود سمت وزیر جنگ را برعهده داشت. سلطان احمدشاه قاجار در اروپا بود. رضاخان از آبانماه این سال رئیس الوزراء شده بود و برنامه دولت خود را بر این اصول قرار داده بود:
    ـ حفظ منافع كشور.
    ـ رعایت قانون در همه شئون.
    ـ تقویت هرچه بیشتر بنیه دفاعی و نیروهای انتظامی كشور.
     در كابینه قبلی، دكتر مصدق وزیر امورخارجه بود و با رضاخان كه وزیر جنگ بود در یك ردیف قرارداشتند. رضاخان از کودتای سوم اسفند 1299 با داشتن عنوان سرداری سپه (سرداری سپاه ـ نیروهای مسلح) قدرت اصلی ایران بشمار می آمد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
هر گرم طلا در ایران در اسفند 1353 چهل و دو تومان، در اسفند 1391 یکصد و 41 هزار تومان و در ششم اسفند 1399؛یک میلیون و 80 هزار تومان!
ششم اسفند 1353 (سال 1975 میلادی و در آن سال مصادف با 25 فوریه - 4 سال پیش از پیروزی انقلاب) دولت وقت به مناسبت نزدیك شدن نوروز، بهای طلا را هر كیلو گرم 41 هزار و 875 تومان (هر گرم 42 تومان) اعلام کرد که خبر آن همان روز از رادیو ـ تلویزیون دولتی پخش شد و در روزنامه ها به چاپ رسید.
    بهای هرگرم طلا در ایران در یکم اسفند 1388 بیست و شش هزار و 870 تومان گزارش شده بود که 640 برابر آن زمان بود. سه سال بعد ـ در 24 فوریه 2013 (ششم اسفند 1391) هرگرم طلا به 141 هزار و 600 تومان رسیده بود یعنی 3 هزار و چهارصد برابر اسفند سال 1353 هجری. سکه طلا نیز در ششم اسفند 1391 یک میلیون و 450 هزار تومان بود. مقایسه این قیمت ها، کاهش ارزش ریال به دلیل تداوم چاپ کردن و به جریان گذاشتن اسکناس و چک بانک (تورّم پول ـ حجم بیش از حد نقدینگی) برای تامین هزینه ها را نشان می دهد، چرا؟!.
    طبق گزارش پنجم اسفندماه 1395 رسانه های تهران، در این روز بهای هرگرم طلای 18 عیار 115 هزار و 100 تومان بود. ششم اسفند این سال روزجمعه بود و بازار تعطیل.
     به گزارش خبرگزاری تَسنیم، بهای هرگرم طلای 18 عیار در پنجم اسفند 1397 در بازار تهران 437 هزار تومان بود، هرسکه بهار آزادی 4 میلیون و 710 هزار تومان و هر سکه طرح جدید 4 میلیون و 789 هزار تومان. طبق گزارش خبرگزاری فارس، بهای هرگرم طلای 18 عیار در پنجم اسفند 1398 در بازار تهران 629 هزار و 800 تومان بود و به عبارت دیگر؛ نزدیک به 50 درصد بیشتر از یک سال پیش از آن در همین روز. همین گزارش حکایت از رسیدن سکه طلا به 6 میلیون و 67 هزار تومان در پنجم اسفند 1398 می کرد. طبق گزارش رسانه های تهران، ششم اسفند 1399 بهای هر گرم طلای عیار 18 یک میلیون و 80 هزار تومان بود و هر سکه بهار طرح جدید 11 میلیون و 360 هزار تومان.
    طبق گزارش تَسنیم، پنجم اسفند 1397 ارزش برابری دلار امریکا 13 هزار و 750 تومان، یورو 15 هزار و 600 و پاوند انگلیس 17 هزار و 823 تومان بود. خبرگزاری فارس در پنجم اسفند 1398 نرخ دلار آمریکا را 15 هزار تومان گزارش کرده بود که 300 تومان کمتر از چهارم اسفند 1398 (روز پیش از آن) و 1250 تومان بیشتر از نرخ آن در همین روز در سال 1397 بود. گزارش رسانه ها حکایت از قرار گرفتن دلار آمریکا در کانال 24 هزار تومان در ششم اسفند 1399 داشت.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
کُپی صفحه اول و چند مطلب دیگر شماره 15794 ـ هفتم اسفند 1357 روزنامه اطلاعات (16 روز پس از پیروزی انقلاب) برای یادآوری گذشته و نیز سوژه برای پژوهش:

    



    
    



    
    



    
    طنزِ هادی خُرسَندی که در این شماره روزنامه اطلاعات چاپ شده بود:
    



    
    



    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ماهِ حذف چپهای تندرو در جمهوری اسلامی ایران
به نوشته برخی از مورّخان معاصر، ژوئن 1981 (خرداد و تیر 1360) ماه حذف چپهای تندرو و بعضا مسلّح ـ دارای میلیشیا و چریک ـ از صحنه سیاسی در ایران بوده است که در انقلاب سال 1357 (1978 ـ 1979 میلادی) شرکت کرده و به اصطلاح خواهان سهم بودند. «ملی ـ مذهبی ها؛ اصطلاحا لیبرال ها» قبلا حذف شده بودند.
     طبق این نوشته ها، مرحله نهایی حذف چپهای تندرو از زمان درگیری ابوالحسن بنی صدر [رئیس جمهور وقت] با محمدعلی رجایی [نخست وزیر وقت] آغاز شده و از اپریل 1981 رو به شدت گذارده بود و اکثریت مجلس ازجمله اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس آن، بسیاری از روحانیون در صحنه و نیز سپاه پاسداران برضد بنی صدر بودند که فرماندهی کل نیروهای مسلح را عملا به دست داشت. این معارضه درحالی ادامه داشت که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی با عراق درگیر نبرد بودند.
    توقیف همزمان روزنامه متعلق به بنی صدر به نام «انقلاب اسلامی» و چند روزنامه ملی ـ مذهبی ازجمله میزان [وابسته به مهدی بازرگان]، دستگیری تنی چند از کارکنان دفتر رئیس جمهور، مذاکرات مجلس پیرامون عدم کفایت سیاسی بنی صدر برای عزل او، ناپدید شدن وی و متهم شدن به حمایت از مجاهدین خلق و همدست بودن با آنان به تظاهرات هوادارنش در تهران و چند شهر دیگر انجامیده بود. این تظاهرات از بیستم ژوئن (30 خرداد) با ورود مجاهدین خلق، برخی عناصر فدایی [اقلیت]، گروه پیکار و رنجبران به خیابانهای تهران و نقاط دیگر رنگ تازه ای به خود گرفت، خونین بود و دگرگونی هایی را به دنبال داشت. در این روز طبق گزارش منابع دولتی، 16 تن کشته و 156 نفر مجروح و دهها تن دستگیر شدند که روز بعد (31 خرداد) هشت تن از بازداشتی ها اعدام شدند و عملیات تا حذف چپهای تندرو ادامه یافت. همان روز مجلس تنها با یک مخالف، رای به عدم کفایت بنی صدر داد و یکم تیرماه حکم عزل او به امضاء رسید که بعدا اعلام شد وارد پاریس شده است.
     انقلاب سال 1357 ایران (سالهای 1978 ـ 1979 میلادی) در ماههای نخست، سازمان یافته نبود [شبیه انقلاب ژانویه 2011 تونس] و در صحنه، رهبری واحد نداشت و همانند انقلاب های سده های هجدهم، نوزدهم و اوایل قرن بیستم، ناراضیان از وضعیت وقت با استفاده از یک فرصت پیش آمده آن را به وجود آورده و به صورت همان انقلاب ها نیز گروهها و تشکّلها به تدریج وارد آن شده و قدرت های خارجی برپایه منافع خود به جهت گیری پرداخته بودند. ضعف دولت وقت [دولت شاه] در تصمیم گیری و امروز و فردا کردن، مهاجرت ثروتمندان و مقامات پیشین از کشور [از ترس] و ... در ماههای خرداد، تیر و امرداد 1357 تظاهرات خودجوش را وارد فاز تازه ای کرد و چریکهای فدایی و مجاهدین خلق که در دهه 1960 (دهه 1340 هجری خورشیدی) تشُکّل یافته و عملا زیرزمینی بودند و چندین مورد مبارزات مسلّحانه در کارنامه خود داشتند به صورت دو نیروی محرّکه وارد آن شدند و سپس حزب توده و دیگران. باوجود این، تنظیم برنامه راه اندازی راهپیمایی ها در دست مساجد و روحانیون هر مسجد بود. ایرانیان شهرنشین و طبقه متوسط چشم به جبهه ملی و نهضت آزادی (اصطلاحا؛ ملی ـ مذهبی ها) دوخته بودند که به پیروی از خط مصدق و لیبرال دمکراسی شهرت داشتند و واشنگتن (دولت کارتر) با آنان ضدیّت نداشت.
    در پی پیروزی انقلاب در فوریه 1979 (22 بهمن 1357) همین ملی ـ مذهبی ها دولت را به دست گرفتند ولی قدرت عملا در دست کمیته ها [مرکب از انقلابیون مسلح اعم از حزب اللهی، چریک های فدایی، مجاهدین خلق و فعّالان تظاهرات] و نیز قضات شرع دادگاههای انقلاب بود. دست داشتن و حمایت چریکهای فدایی از تجزیه طلبی در کردستان، خوزستان و ترکمن ها در گنبد در ماههای پس از انقلاب [که تجزیه طلبان به دست نیروهای ژنرال قره نی، دریادار مدنی کرمانی و ژنرال فلاحی از میان رفتند]، توجه مردم را از آنان برگرفت و در این میان چریکهای فدایی هم دچار انشعاب شدند، سفارت آمریکا تصرف شد، دولت ملی ـ مذهبی ها (دولت موقت بازرگان) کنار رفت، چریکهای اکثریت و حزب توده حمایت از دولت اسلامی را اعلام کردند و .... در اینجا بود که مجاهدین خلق که متحد بنی صدر [رئیس جمهور وقت] شده بودند و برخی از گروههای چپگرا ازجمله فدائیان اقلیت، پیکاری ها و رنجبران وارد خیابانها شدند ولی به هدف نرسیدند و سرکوب شدند و محسن رضایی فرمانده وقت سپاه پاسداران 20 امرداد 1360 گفت که تا هفتاد درصد ازمیان رفته اند.
    درپی این سرکوبی بود که مجاهدین خلق تصمیم به براندازی مقامات ارشد جمهوری اسلامی گرفتند. انفجار ششم تیرماه مسجد ابوذر و مجروح کردن آیت الله خامنه ای، انفجار هفتم تیرماه دفتر حزب جمهوری اسلامی و قتل 72 مقام، انفجار هشتم شهریور در جلسه شورای امنیت ایران و قتل جواد باهنر نخست وزیر و محمدعلی رجایی رئیس جمهور و ... را به حساب آنان گذادره اند. بعدا فعالیت حزب توده ممنوع شد و سران آن بازداشت و فرمانده نیروی دریایی که گفته شده بود که توده ای (کمونیست) بود اعدام شد و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
صفّار هرندی: خاتمی به رهبر جمهوری اسلامی گفته بود که اروپاییان درباره انتخابات پارلمانی (سال 1382) اولتیماتوم داده اند؟!
صفّار هرندی
محمد حسین صفّار هرَندی روزنامه نگار ـ سیاستمدار، وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد و از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام، ششم اسفند 1391 (24 فوریه 2013) در نطقی در بروجرد از یک ماجرا که در آستانه انتخابات پارلمانی سال 1382 [زمان محمد خاتمی] روی داده بود پرده برداشت.
     وی گفت در سال 1382 که جناح معروف به اصلاح طلبان در مجلس و دولت حاکمیت داشتند، وقتی برخی داوطلبان نمایندگی مجلس که از همان جناح بودند ردّ صلاحیّت شدند بیش از 100 تَن از نمایندگان مجلس و به موازت آنان بیشتر استانداران و شماری چشمگیر از معاونان وزارت خانه ها استعفا دادند. همزمان، رئیس جمهور [محمد خاتمی] و نیز رئیس وقت مجلس با رهبری دیدار و ضمن طرح ماجرا گفتند که اروپا یک اولتیماتوم به ما داده که اگر انتخابات بدون حضور افراد ردّ صلاحیّت شده برگزار شود ما اروپاییان این انتخابات را نمی پذیریم! و روابط خود را با جمهوری اسلامی ایران به حالت تعلیق درخواهیم آورد!. مقام رهبری در پاسخ گفته بود که اگر نمی توانید انتخابات را برگزار کنید خود من یک گروه را معیّن می کنم تا انتخابات را سر وقت برگزار کند.
    صفّارهرَندی گفت که دیدیم پس از برگزاری انتخابات، همان اروپاییان ازجمله نخستین کسانی بودند که برگزاری موفقیت آمیز انتخابات را تبریک گفتند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در جمهوری اسلامی اتفاق افتاد: شمار یارانه نقدی ‌بگیران بیش از رقم جمعیت کشور!
اسحاق جهانگیری، معاون اول حسن روحانی رئیس جمهور یکشنبه شب چهارم اسفند 1392 (23فوریه 2014) به تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی گفت که در بهمن ماه 1392 به 77 میلیون و 374 هزار تَن کمک نقدی [یارانه با ارسال چک ـ پول نقد] پرداخت شده است، حال آنکه آمار جمعیت کشور، رقم 77 میلیون و 200 هزار را نشان می دهد. [میلیون ها ایرانی که از سال 1357 ایران را ترک کرده اند بخشی از این آمار جمعیت را تشکیل می دهند ولی در ایران نبودند که این کمک ماهانه 45 هزار و پانصد تومانی را دریافت کنند.]. جهانگیری به تلویزیون دولتی گفت که با توجه به این تفاوت این دو رقم، باید دوباره از یارانه نقدی بگیران ثبت نام شود تا واقعیت به دست آید. وی با اشاره به اینکه ارقام ارائه شدهِ درآمد افراد دقیق نبوده و متفاوت است، گفت که مسئله باید بررسی و «حداقلِ درآمد» برای دریافت کنندگان یارانه‌ها مشخّص و تعیین شود تا کمک‌های نقدی تنها به دست نیازمندان برسد [و هَدَر نرود].
    اسحاق جهانگیری همچنین شرایط اقتصادی جمهوری اسلامی را دشوار خواند و گفت که کشور در سال 1391 با تورّم 40 درصدی و رشد اقتصادی منفی 5 و هشت دهم درصد روبرو بود و ما اینک با بیکاری در جامعه به ویژه در میان جوانان تحصیلکرده روبرو هستیم و بهره وری پایین است.
    جهانگیری گفت که جمهوری اسلامی در 35 سال گذشته رُشد [اقتصادی] پایدار نداشته و اینک ما با رکود در تولید کشور رو به رو هستیم به گونه‌ای که برخی از بنگاههای صنعتی با ظرفیت‌های پایین کار می‌کنند و تولید در بخش کشاورزی هم چندان رضایت بخش نیست.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که رئیس مجلس خطر اتکاء به درآمد نفت را یادآور شد ـ بیشتر 700 میلیارد دلار درآمد ارزی صرف هزینه های جاری شد
علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی [رئیس وقت] پنجم اسفند 1392 (24 فوریه 2014) در همایش روز ملّی مهندس گفت که در بودجه سال 1393 که در مجلس تصویب شده تأمین حدود 40 درصد از درآمدهای این سال از طریق نفت در نظر گرفته شده که اتکاء به نفت به این میزان، خطر و آسیب بزرگ برای کشور دارد. در این بودجه، 35 درصد درآمدها از طریق مالیات و حدود 25 درصد هم از طریق سایر منابع ـ مانند فروش اوراق مشارکت پیش بینی شده است. در 7 ـ 8 سال گذشته حدود 700 میلیارد دلار درآمد ارزی داشتیم ولی کشور رشد و توسعه زیادی نداشت، چون از این درآمد به درستی استفاده نشده بود و بیشتر آن در بخش جاری [هزینه های روزمره دولتی] به مصرف رسیده بود، و به همین دلیل هم اینک گرفتاری هایی داریم. بی‌ترتیبی در استفاده از منابع درآمد مشکل ساز است و اگر بخواهیم راه علاج برای آن بیابیم باید به توان و رونق تولید داخلی تکیه کنیم. بنابراین، در صورت بهترشدن شرایط اقتصادی کشور، مسئولان نباید به سمت واردات رو آوردند، باید به تقویت توان داخلی ـ تولید و کارآفرینی ـ توجه کنند. شرکت‌های دانش بنیان باید رشد کنند و برای تحقّق آن باید فضای رقابتی در اقتصاد ایجاد شود. برای مثال: ما در صنعت خودروسازی سابقه طولانی داریم اما خودروسازی ما رشد فنی لازم را نداشته و چون رقابت وجود نداشته، پیشرفت جِدّی هم نداشته است. باید دید چگونه می‌شود ظرفیت لازم برای ارائه خدمات مهندسان به کشوررا سامان داد و چه باید کرد که نهادهای دانش بنیان فعّال شوند و سطح نوآوری و ابتکار آنها بالا برود. همچنین مهندسان و حقوقدانان باید مشترکا در تهیه پیش نویس قوانین و طرح ها کمک کنند که تا ضوابط مربوط حرفه‌ای باشد.
    همان زمان در تفسیر هشدار رئیس مجلس گفته شده بود که اصولا یک کشور 80 میلیونی نباید به درآمد نامشخص و نوسان دار نفت متکی باشد و روی آن حساب کند. همچنین عادت کردن به واردات، کاری خطرناک و زیان بار است و می توان آن را با اعتیاد به سیگار در یک ردیف قرار داد. واردات نه تنها عامل بیکاری و فقر در داخله می شود بلکه این خطر را هم دارد که اگر روزی واردات از یک کشور کاهش داده شود و یا قطع شود، دولت آن کشور به دوستی واقعی خود با ما (ایران) پایان خواهد داد. واردات تنها منافع دلّال و چند وارد کننده را تأمین می کند. روسیه سه برابر ایران نفت و گاز صادر می کند و جمعیت آن اندکی کمتر از دو برابر ایران است ولی دچار مشکلات اقتصادی و این مشکلات ناشی از فساد اداری ـ اقتصادی و رونوشت برداشتن از الگوی اقتصادی کشورهای دیگر بدون توجه به ساختار اجتماعی و طرز فکر و روانشناسی مردم است. ونزوئلا 30 میلیون جمعیت دارد و به اندازه ایران نفت صادر می کند و گرفتار این همه مشکلات اقتصادی و تورّم پول. اتکاء به درآمد بادآورده و خام فروشی کاری خطرناک است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
آیت الله خامنه ای: ملّت مجلسی می خواهد که دولت را موظّف به اقتصاد درون‌زا کند و مرعوب آمریکا نباشد ـ دشمن قصد ایجاد تفرقه دارد
آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی و انقلاب چهارم اسفند 1394 و سه روز پیش از برگزاری انتخابات پارلمانیِ وقت، در دیدار با هزاران تَن از مردم شهر نجف آباد (استان اصفهان) گفت که ملّت نه مجلس دولتی می‌خواهد نه ضد دولتی. ملت، مجلسی با نمایندگان شجاع و متدیّن می‌خواهد که با وظایفِ شان آشنا باشند و مرعوب آمریکا نباشند. ملّت مجلسی می‌خواهد که علاج درد مردم را بشناسد و فریب ترفند دشمن را نخورد ـ مجلسی که به عزّت و استقلال اهمیت دهد و مقابل طمع قدرت‌هایی که دستشان از ایران کوتاه شده و می‌خواهند برگردند بایستد، مجلسی که دولت را موظّف به اقتصاد درون‌زا کند.
    مقام رهبری جمهوری اسلامی با اشاره به اینکه آمریکا بعد از مذاکرات [هسته ای]، یک نقشه برای منطقه دارد و یک نقشه برای ایران گفت: این، برای ما روشن شده است که برای داخل، دشمن از نفوذی‌ها استفاده می‌کند، «نفوذی» حتماً این نیست که از دشمن پول گرفته باشد. امام (ره) فرمودند گاهی حرف دشمن با چند واسطه از دهان آدم موجّه شنیده می‌شود. همه باید مراقب نفوذ باشند، وقتی می‌بینید دشمن برای ایجاد دو دستگی از شما تعریف می‌کند بی‌درنگ ابراز بیزاری کنید، شما که می‌دانید دشمن قصد تفرقه دارد، نگذارید موفق شود. امام (ره) گفتند که وقتی دشمن از شما تعریف می‌کند، ببینید چه اشتباهی کرده‌اید. از ادبیات سیاسی دشمن استفاده نکنیم، دشمنان انقلاب از نخستین روز، تعبیر «تندرو» و «میانهِ رو» را بکار بردند. زمانی از نظر آنها از همه تندروتر،امام بزرگوار بود و امروز هم بنده‌ حقیر را از همه تندروتر می‌دانند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو اندیشه
فرضیه پرداز و مُحقّق تاریخ اقتصاد: همه جنگها، ناآرامی ها و انقلابات ریشه اقتصادی دارد
W. J. Ashley
«ویلیام جیمز اشلی William James Ashley» مورخ تاریخ اقتصاد 25 فوریه 1860 به دنیا آمد و 23 ژوئیه 1927 درگذشت. این مورخ انگلیسیِ ـ صاحب تحقیقات فراوان در تاریخ اقتصاد و در این زمینه دارای چند فرضیه، گفته است که برخی از مورخان به عامل اقتصاد در ایحاد تحولات و وقوع رویدادها توجه کافی نکرده و آن را در جایگاه خود قرار نداده و از این بابت کوتاهی کرده اند. «اشلی» ریشه جنگها، ناآرامی ها و انقلابات را اقتصادی می بیند. به باور او، «عامل اقتصاد» باعث تقریبا همه جنگها در سراسر تاریخ بشر بوده است و این جنگها موجب دگرگونی ها شده اند.
     وی بیش از هراندیشمند دیگر نقش قیمت ها، دستمزدها و درآمدهارا در ثبات و یا بی ثباتی یک جامعه به دست داده است. تالیف او «مروری بر تاریخ اقتصادی» اثری است مهم و در زمان خود کتاب درسی در دانشگاهها.
     از اشلی 9 کتاب برجای مانده است از این قرار: مقدمه تاریخ اقتصاد و فرضیه های مربوط در دو جلد، اقتصاد سیاسی، طلا و قیمت ها، جایگاه اقتصاد در تاریخ، اهمیت هماهنگی دستمزدها، ... و مسئله تعرفه ها.
     اشلی رساله ای هم درباره چگونگی (راه و روش) انتشار مجله اقتصادی و نقش چنین مجلات در حیات اقتصادی یک جامعه و روشن ساختن دولتمردان، سیاستمداران و افراد دارد. وی از پادشاه انگلستان لقب «Sir» گرفته است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
فیلسوفِ مبتکر «تاریخنگاری ژورنالیستی» و نگارش تاریخ به دست فیلسوف ها ـ تمرکز روی تجربه های انسان در طول زمان
Benedetto Croce
امروز زادروز «بندتو کروش Benedetto Croce» اندیشمند ایتالیایی است که 25 فوریه 1866 به دنیا آمد. کروش را در ردیف فلاسفه ایده آلیست قرارداده اند. وی که روش تازه ای برای نوشتن تاریخ به دست داده عقیده دارد که تاریخ باید به دست فلاسفه نوشته شود. وی تاریخ را یک فلسفه متحرک خوانده و خواسته است که مخاطبان تاریخ از دید «Historicism» به علل وقوع رویدادها و نتایج حاصل از این رویدادها و تغییرات متعاقب آنها بنگرند و راه بهتری برای خود و جامعه انتخاب کنند. او تاکید بر تمرکز روی تجربه های انسان در طول زمان دارد. استادان روزنامه نگاری کروش را طرّاح تاریخنگاری ژورنالیستی به دو صورت که امروز رایج است بشمارآورده اند. وی یادآوری گذشته را ـ هر روز به مناسبتی ـ از تکالیف روزنامه نگاران دانسته است. [یک شکل تاریخنگاری ژورنالیستی انتخاب و انتشار رویدادهای تاریخی در رسانه ها طبق قواعد روزنامه نگاری و بمناسبت روز است و راه دیگر؛ یافتن ریشه و سابقه تاریخی یک رویداد روز و درج کامل آن با هدف آموزش عمومی و ارتقاء معلومات به زبان ساده و گرامر روزنامه نگاری].
    کروش همچنین تعاریف تازه ای بر زیبایی شناسی و فلسفه روح و روان نوشته است. وی که بیستم نوامبر 1952 درگذشت دارای 13 تالیف است که عمدتا زمینه فلسفی و تاریخ نگاری و تاریخ خوانی (مطالعه تاریخ و روش تدریس آن) دارند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو دانش
زادروز «رادار»
رابرت الكساندر واتسون ــ وات Watson - Watt فیزیكدان اسكاتلندی بیست و پنجم فوریه 1935 دستگاه تعیین محل پرواز هواپیما در آسمان و فاصله آن تا این دستگاه را که ساخته بود به معرض نمایش گذارد كه اختصارا «رادار » نام گرفت. در دوران جنگ جهانی دوم از این دستگاه برای آگاه شدن از حملات هوایی آلمان به خاك انگلستان استفاده شد و اینك وسیعا مورد استفاده است. دولت انگلستان در 1942 به سازنده رادار لقب «سر » داد. . واتسون ــ وات كه در 1892 به دنیا آمده بود در 1973 درگذشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
نخستین فرستنده عادی تلویزیونی
Charles F. Jenkins
25 فوریه 1928 آژانس دولتی آمریکا که ناظر بر ارتباطات همگانی است [پدر «FCC » امروز] نخستین پروانه تاسیس تلویزیون [رسانه صوت و تصویری] را به نام متقاضی آن «چارلز فرانسیس جنکینز Charles Francis Jenkins» صادر کرد و این تلویزیون(W3XK) که نخستین فرستنده تلویزیونی دائمی (غیر آزمایشی) جهان به مفهوم امروز بود نزدیک به پنج ماه بعد ـ دوم ژوئیه 1928 در ویتون Wheaton ایالت مریلند (حاشیه شهر واشنگتن) آغاز بکار کرد.
     این شبکه که تصویر و صدای آن منطقه ای به شعاع 40 کیلومتررا پوشش می داد در آغاز کار هر هفته پنج شب برنامه پخش می کرد و بیشتر برنامه های آن نمایش و فیلم سینمایی بود. آزمایش عمومی پخش تصویر بر روی امواج (تلویزیون) از سال 1923 و پس از ساخت لامپ، با استفاده از خواص مِلح ناتریوم (انعکاس نور بر حسب روشنی و تاریکی شیئی) آغاز شده بود. از آنجا که تلویزیون با موج بلند کار می کند تا دهها سال و تا زمان پیدایش ماهواره و کابل نوری، هر فرستنده مربوط به یک منطقه محدود بود. جنکینز در سال 1934 و در 86 سالگی درگذشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
آغاز حكومت 100 روزه ناپلئون - علل شکست


ناپلئون بناپارت كه از سوی اتحادیه كشورهای مخالف به جزیره «الب (البا) Elba» در مدیترانه تبعید و حکمران این جزیره شده بود قراری را که با آن موفقت کرده بود زیر پا گذارد و 25 فوریه 1815 به فرانسه بازگشت، فرانسویان باردیگر به وی پیوستند و حكومت صد روزه او آغاز شد. دلیل شكست نظامی بعدی ناپلئون این بود كه در مقابله با نیروهای كشورهای متحد شتاب كرد و به جای كشانیدن آنها به خاك فرانسه و تعیین میدان جنگ به اراده خودش، برای نبرد با ایشان به بلژیك شتافت.
    شكست نظامی ناپلئون در اصل، به دلیل اشتباه او بود كه به روسیه حمله برده بود كه سرزمینی وسیع و سرد است. وی در این لشكركشی بسیاری از سربازان با تجربه خود را از دست داده بود. 130 سال بعد هم هیتلر همین اشتباه را مرتكب شد. برنامه ناپلئون متحد كردن اروپای قاره ای (بدون انگلستان) تحت ریاست فرانسه و پیاده کردن ایده های انقلاب این كشور بود. برنامه هیتلر تامین وحدت آلمانی های اروپا و تحقق برتری آنان و نیز اثبات اصالت سوسیالیسم ملی خود (نوعی پاپیولیسم) بر سوسیالیسم ماركس بود. وی تنها در مخالفت با انگلستان، با ناپلئون وحدت نظر داشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تفسیر دیدار فوریه 2005 جورج بوش از اروپا: تلاش برای حفظ هماهنگی غرب ـ اجتناب ناپذیربودن وقوع معارضه ای دیگر و به شِکلی تازه در جهان
بوش و پوتين پيش از سردي روابط

مذاكرات جورج بوش رئیس جمهوری وقت آمریكا در بروكسل، برلین و براتیسلاوا در هفته چهارم فوریه 2005 با مقامات اروپایی، انتقاد علنی بوش از برخی سیاست های داخلی روسیه، ضدیت آشگار او با فروش اسلحه اروپایی به چین و همراه شدن نسبی دولت های برتر اتحادیه اروپا و آمریكا با هم در قبال مسئله ایستادگی و سرسختی نشان دادن ایران و امور جهانی دیگر از اخبار مهم آن هفته بود که تبعات داشت. این دیدار بوش از اروپا سوژه اظهار نظرها و تفسیرهای متعدد شده بود که در رسانه ها انعکاس یافته بود.
     به اظهار تحلیلگران و تفسیرنگاران وقت، با طلوع قدرت های تازه، وقوع معارضه ای دیگر در جهان که از نوع نَرم آن آغاز می شود و احتمالا از اواسط دهه دوم قرن 21 اجتناب ناپذیر خواهد بود زیرا که اقتدار هریک از قدرت های درحال طلوع، مآلا به تضعیف غرب می انجامد که از قرن پانزدهم و زمان یافتن راههای دریایی و تصاحب قاره آمریکا نان قدرت خودرا می خورد و به باور برخی از این تفسیرنگاران، این موضعِ غرب تا زمانی می تواند ادامه داشته و محفوظ بماند که ملل دیگر از مشکلات داخلی و منطقه ای و یا عقب ماندگی و فساد اداری (دولتی) و ضعف مدیریت خارج نشوند.
    به اظهار پاره ای از این تحلیلگران، جناح غرب به دلیل پیوستن بیشتر کشورهای گروه شوروی سابق (اقمار آن) به آن جناح، اینک دارای ابعادی بیشتر از دوران جنگ سرد قرن بیستم است. در برابر این بلوک (غرب)، روسیه تا حدّ بالفعل و رژیم پکن تا حدّ بالقوه قرار گرفته اند که تلاش خواهند کرد یارگیری کنند. لذا، همه کوشش غرب در این است که به هر ترتیب مانع پیوستن دولت های دیگر و عمدتا به روسیه شود و مسائل آینده جهان نتیجه همین تلاش، و ایستادگی هایی است که در برابر آن خواهد شد. تا اینجا (فوریه 2005)، جناح غرب عبارت از: اعضای اروپایی ناتو، آمریكای شمالی (کانادا و ایالات متحده)، استرالیا، ژاپن و كره جنوبی. آسیب پذیری رژیم پکن نسبت به روسیه خیلی بیشتر است؛ همسایگان نسبت به آن رژیم نظر دوستانه ندارند و روسیه با اینکه اعلام کرده که اختلافات مرزی خودرا با رژیم پکن برطرف ساخته ولی این بیم خودرا از دست نداده است که ممکن است پکنی ها که نزدیک به یک پنجم جمعیت جهان هستند طمع به مناطق شرقی آن کنند. در این میان چشم غرب و روسیه به هند به صورت هماورد بالقوه رژیم پکن است. هند در جنگ سال 1962 بخشی از اراضی خودرا به رژیم پکن باخت ـ موضوعی که هندیان آن را فراموش نمی کنند. هند اینک یک قدرت تکنولوژیک و نظامی و درحد رژیم پکن است ـ با جزیی تفاوت در میزان جمعیت، عضو جامعه مشترک المنافع و انگلیسی زبان و با غرب بویژه آمریکا و همچنین روسیه روابط دوستانه دارد. ویتنام یک امید دیگر غرب است که در فوریه 1979 و تنها به دلیل دوستی اش با مسکو مورد حمله نظامی تمام عیار رژیم پکن قرار گرفت و نزدیک بود که روسیه به حمایت از آن وارد جنگ شود. ژاپن ـ یک قدرت اقتصادی، دارای قرارداد دفاع مشترک با آمریکا معارض دیگر رژیم پکن است. ژاپن می تواند در اندک زمان به صورت یک قدرت نظامی همانند دهه های 1930 و 1940 درآید. تایوان هم که دولت آمریکا متعهد به دفاع از آن است یکی از معارضان رژیم پکن است و فیلیپین ـ دوست قدیمی آمریکا ـ نیز با رژیم پکن اختلاف ارضی دارد و استرالیا نگران قدرت گرفتن رژیم پکن. ولی، آسیب پذیری فوری تر رژیم پکن از تجارت است. این رژیم با واردات مواد خام بویژه نفت خام و صدور مواد ساخته شده و تولیدی زندگی می کند که با قطع واردات از آن، دچار مشکلی بزرگ می شود. آمریکا بازار عمده کالای آن است که با یک حرکت رسانه های این کشور که کالای چینی بهداشتی نیستند، خریدار آمریکایی تغییر نظر می دهد و ....
    تحلیلگران در فوریه 2005 پیش بینی کرده بودند که آفریقا و خاورمیانه یک میدان معارضه غرب با رژیم پکن و آسیای مرکزی صحنه معارضه آن با روسیه و افغانستان و پاکستان میدان مبارزه آن با هند و غرب خواهند بود. رژیم پکن تلاش خواهد کرد از پاکستان به صورت یک سرپل برای نفوذ در خاورمیانه نفتدار استفاده کند.
     یک مفسر چپگرای هندی گفته بود که با غیر فعال شدن جنبش غیر متعهدها، ایجاد یک بلوک دیگر در دهه دوم و یا سوم قرن 21 از کشورهایی که نمی خواهند وارد معارضات قدرت ها شوند محتمل خواهد بود. مساعی این دسته از ملل بر سر بقاء و منافع خواهد بود.
     این مفسر گفته بود که پوتین و همكارانش افسران اطلاعاتی شوروی سابق هستند و نمی شود دستشان را خواند و نیّات و حركت های بعدی آنان را پیش بینی كرد ولی قطعا سعی خواهند کرد که از هر رویداد و نیز برخورد سیاسی دیگران و ازجمله درگیری غرب با ایران بر سر فعالیت های اتمی به سود خود بهره جویی و یارگیری کنند. به باور این تحلیلگر، گمان نمی رود که کرملین نشینان از اندیشه بازسازی روسیه تزاری ـ در هر شکل آن خارج شده باشند بویژه که روس ها قلبا خواهان آن هستند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
خطر تورّم پول: روزی که در آلمان بهای یک قرص نان به 2 هزار مارك رسیده بود! ـ هیتلر زادهِ مسئله تورّم پول و به «بُن بَست» رسیدن ملت آلمان بود
ادامه بحران اقتصادی و توّرم پول در آلمان که از پیامدهای جنگ جهانی اول بود سبب شده بود که در زمستان (فوریه) 1923 بهای یك قرص نان در آن کشور به بیش از دو هزار مارك برسد. این وضعیت، آلمانی های نگران را وادار به جستجوی فردی كرد كه بتواند مسائل را به صورت ضربتی حل كند. فاتحان جنگ جهانی اول ظرفیت نظامی آلمان را محدود و به حد اقل کاهش داده بودند تا بزرگان کشور و دلسوزان آلمان از یک ژنرال نخواهند که کودتا کند.
    همین خرابی اوضاع اقتصادی كه ناشی از تحمیلات پس از جنگ جهانی اول ـ طی قراردادهای صلح (صلح وِرسای) به ملت آلمان بود هیتلر را به قدرت رساند. به عبارت دیگر؛ آلمانی ها هیتلر را فردی که خواهد توانست به مسائل اقتصادی آلمان و درگیری روزمره سیاستمداران باهم بر سر قدرت پایان دهد تشخیص داده و در انتخابات به او و حزب او ـ حزب ناسیونال سوسیالیست ـ رای دادند. به همین دلیل است که برخی از مورّخان، هیتلر را زادهِ مسئله تورّم پول نوشته اند و اعلام خطر کرده اند که نباید گذاشت یک ملت به «بُن بَست» برسد! و یا چنین احساسی داشته باشد.
     هیتلر دکتر شاخت را مامور حل مسئله تورّم پول کرد و سپس به پاره کردن تعهدات تحمیلی به آلمان در قراردادهای ورسای دست زد و نیروهای خارجی را از آلمان اخراج و درصدد بازگردانیدن اراضی از دست رفته برآمد که مجبور به جنگ شد. اشتباه او این بود که دفعتا در چند جبهه دست به جنگ زد و با نقض پیمان عدم تجاوز آلمان و روسیه به این کشور پهناور تعرض کرد و چون منابع او محدود بود شکست خورد.
     «تاریخ» نشان داده است که ملل در وضعیت بحران، متوسل به نجات دهنده شده اند که به هوش و خَرَد، شجاعت، صداقت و مدیریت او اعتماد داشتند. اشک (اَرشَک) یکم، اردشیر پاپکان، نادرشاه افشار، کریم خان زند، ناپلئون بناپارت، مصطفی کمال پاشا (آتاتورک)، فرانکلین دلانو روزولت، چرچیل، دوگل، هوشی مین، پرون، ماندلا و ایوو مورالس از آن جمله اند.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
پایان دنیا! در سال 2060 طبق پىش بىنى نیوتن!
تصوير نيوتن

پژوهشگر كانادایی «استیفن سنوبلن» در فوریه 2003 فاش ساخت كه دستخط ایزاک نیوتن دانشمند قرن 18 را (كه در 1727 درگذشت) به دست آورده كه با محاسبات پیچیده ای پیش گویی كرده است كه جهان در سال 2060 پایان می یابد.
     وی گفت این دستخط اینک در یك آرشیو در اورشلیم نگهداری می شود. دستخط نیوتن بدون این كه دارنده اش متوجه مطلب شود قبلا در یك حرّاج آثار تاریخی به فروش رفته بود. نیوتن بود كه نیروی جاذبه زمین را كشف و محاسبه كرد.
    بسیاری از دانشمندان گفته اند که برپایه دانش و منطق، دلیلی برای درست بودن و تحقق یافتن تصوّر به پایان رسیدن دنیا در 2060 ندارند.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
پسر محمد علی را در فرودگاه فلوریدا به اطاقی بردند تا ببینند که آیا مسلمان است ـ ماجرای بیرون کشیدن یک معلم انگلیسی عازم آمریکا از هواپیما
Muhammad Ali Jr

از 27 ژانویه 2017، بخشی از اخبار و مقالات رسانه های عمومی و اطلاع رسانی های سوشل میدیایی به کنش و واکنش های ناشی از تصمیم دانالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا در مورد منع موقت مسافرت از 7 کشور با جمعیت عمدتا مسلمان اختصاص یافته است ـ اخباری که پس از فروپاشی بلوک شرق سابقه نداشته است. برخی گفته اند که این اقدام، اصطلاح وینستون چرچیل را به ذهن می آورد که شوروی را «پرده آهنین» خطاب می کرد و این اصطلاح در نوشته ها و گفت و گوها به تدریج جای نام شوروی را گرفته بود. نوع تصویری این دسته از اخبار با انتشار گزارش و عکس کودک 5 ساله ایرانی که در فرودگاه پایتخت آمریکا به او دستبند! زده بودند آعاز شده است.
    روزنامه ایندیپندنت چاپ انگلستان ضمن نقل گزارش بی بی سی نوشته است که اگزگتیو اُردِر دانالد ترامپ مبنی بر محدود کردن مسافرت به آمریکا، وضعیت ورود و خروج به آلمان شرقی پیشین [دیوار برلین] را به خاطر می آورد. بی بی سی (بخش انگلیسی زبان آن) ماجرای از هواپیما بیرون کشیدن یک دبیر ریاضی مسلمان به نام Juhel Miah را پخش کرده و از قول او گفته است که در یک برنامه مسافرت آموزشی، با جمعی از همکاران و شاگردان دبیرستان برای دیدار از آمریکا که تا 230 سال پیش یک مهاجرنشین انگلیسی بود، از انگلستان عازم این کشور شد. این جمع با هدف صرفه جویی در هزینه، برای مسافرت خود بلیت شرکت هواپیمایی ایسلند ـIceland air را خریده بودند و با یک هواپیمای این شرکت و از طریق فرودگاه ریکیاویک عازم نیویورک شدند. تا توقف کوتاه در فرودگاه ریکیاویک، مشکلی نبود. چند دقیقه پیش از پرواز از ریکیاویک به سوی نیویورک، نام او از بلندگوی هواپیما پخش شد و گفته شد که با اشیایی که با خود دارد (کیف دستی و ...) به قسمت جلو هواپیما برود. با شنیدن این پیام، نگاه همه مسافران و بویژه شاگردان و همکارانش متوجه او شد و با تعجب می پرسیدند که چه مشکلی برایش پیش آمده است.
    وقتی که به قسمت پشت کابین هواپیما رسید، خدمه پرواز به او گفتند که از آمریکا خبر داده شده که شما نمی توانید وارد آن کشور شوید، باید پیاده شوید و به انگلستان بازگردید و تا پیاده نشوید هواپیما پرواز نخواهد کرد. ما علت را نمی دانیم و مقامات مربوط آمریکایی به ما نمی گویند که چرا؟. شرکت های هواپیمایی اسامی مسافران عازم آمریکا را قبلا به سازمان مربوط (وزارت امنیت داخلی آمریکا) می دهند و اگر مسافری مسئله داشته باشد خبر می دهند که اورا پیاده کنیم. احتمالا اسم شما ایجاد تردید کرده و یا در لیست پاییده شدن (واچ لیست) بوده ای. از دست ما کاری بر نمی آید. Juhel Miah راهی جز پیاده شدن و بازگشت به کشور خود و اعتراض نداشته است.
    
    ـ موضوع دیگر در این زمینه که 24 فوریه (جمعه ششم اسفند 1395) رسانه ای شده است، توقیف دو ساعته پسر محمد علی، قهرمان معروف و متوفای بوکس است.
     به گزارش دیلی میل به نقل از یو اس اِ ـ تودی، نیویورک پست و میامی نیو تایمز، وی (محمد علی جونیور) که با مادرش ـ خلیله برای سخنرانی در مراسم ماه تاریخ سیاهپوستان به جامائیکا رفته بود در بازگشت، در فرودگاه فورت لادردیل (فلوریدا)، او را از مسافران جداکردند (احتمالا به علت عربی بودن نام) و به اطاقی بردند و به بازجویی پرداختند که دو ساعت طول کشید. محمد علی گفته است که چندبار از او سئوال کردند که این نام را از کجا آورده و آیا مسلمان است؟.
    Chris Manici بازپرس پیشین و وکیل دعاوی و از دوستان خانوادگی محمد علی گفته است که اگر «محمد علی جونیور» بخواهد، وی علیه وزارت امنیت میهن که بر رفت و آمدهای خارجی نظارت و کنترل دارد به دادگاه دادخواست خواهد داد. «محمد علی جونیور» در 1972 در شهر فیلادلفیا به دنیا آمده و 44 ساله است.
    
کُپی خبر دیلی میل

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 25 فوريه
  • 1570:   پاپ ـ پیوس پنجم ـ الیزابت یکم پادشاه انگلستان را تکفیر و خارج از دین اعلام کرد. پاپ قبلا چنین اعلامیه ای را در مورد هنری هشتم پدر الیزابت یکم صادر کرده بود زیرا که مرتکب طلاق و ازدواج مجدد شده بود.
        
        
  • 1836:   سمیوئل کُلت اختراع خود تپانچه (ششلول ـ روُلوِر) کُلت Colt را به ثبت داد.
        
        
  • 1899:   پال ژولیوس رویتر ـ یهودی آلمانی که بعدا به تابعیت انگلستان درآمد و خبرگزاریِ رویتر را به وجود آورد در 83 سالگی درگذشت.
        
        
  • 1916:   در این روز و در چهارمین روز آغاز جنگ وِردَن Verdun ژنرال فیلیپ پتَن که تجربه جنگ با آلمانی ها را داشت فرمانده نیروهای فرانسه در این جبهه شد که در یک منطقه ناهموار و پُر از تپه شمال فرانسه و در طرفین رود موز در جریان بود. این نبرد از 21 فوریه 1916 آغاز شده بود. آلمانی ها آن را آغاز کرده بودند. جنگ جهانی اول یا جنگ اروپاییان از سال 1914 آغاز شده بود. نبرد وردن که طولانی ترین نبرد جنگ جهانی اول بشمار آورده شده است 10 ماه و تا 18 دسامبر 1916 طول کشید و به شکست نیروهای آلمانی انجامید. این نبرد حدود 750 هزار کشته تلفات داشت که حدود 400 هزار نفرشان فرانسوی بودند. طول این جبهه در جریان آن حدود 40 کیلومتر بود. نبرد را ارتش پنجم امپراتوری آلمان آغاز کرده بود.
        
        
  • 1919:   اُرِگون نخستین استیت آمریكا بود كه بر بنزین مالیات وضع كرد كه اینك این مالیات رقم بزرگی از درآمد كشورهای وارد كننده نفت و دولت فدرال و استیت های آمریكا را تشكیل می دهد. آمریکا از صادرکنندگان نفت بوده است. میزان مالیاتی که استیت ارگون در آن زمان بر بنزین وضع کرده بود یک سنت (یک پنی = یک صدم یک دلار) بر هر گالن (چهار لیتر) بنزین بود. این مالیات اینک رقم و درصد بزرگی است.
        
        
  • 1923:   درخواست آدولف هیتلر برای تابعیت آلمان كه چندی پیش تسلیم شده بود پذیرفته شد. وی متولد اتریش بود، ولی معتقد بود كه آلمانی نژادها یك ملت هستند و مرزها، قراردادی و مصنوعی و ساخت سیاست ها هستند. هیتلر پس از دریافت تابعیت آلمان توانست برای نمایندگی پارلمان نامزد شود و سپس گام به سوی رهبری این کشور بردارد.
        
        
  • 1925:   «مدرّس» نماینده مجلس شورای ملی در جلسه چهارم اسفند این مجلس با لایحه دولت برای قانونی شدن نظام وظیفه اجباری مخالفت كرد. در آن زمان بسیاری از روحانیون وقت با این لایحه كه به تصویب رسید و به اجرا در آمده است موافقت نداشتند.
        
        
  • 1933:   نخستین ناو هواپیمابر كامل (فرودگاه روی آب) وارد کار در نیروی دریایی فدراسیون آمریکا شد. این ناو «رنجِر» نام داشت.
        
        
  • 1933:   ژاپن از عضویت جامعه ملل کناره گیری کرد و آن را هیچکاره و در دست قدرت ها (قدرت های وقت) اعلام کرد.
        
  • 1937:  
    باب شيفر

    رابرت لوید شیفر (باب شیفر) روزنامه نگار آمریکایی که پس از سه دهه فعالیت در رسانه های چاپی به تلویزیون رفته و در «سی بی اس» به فعالیت ژورنالیستی ادامه دهد به دنیا آمد.
        
        
        
        
  • 1941:   در هلند و به تحریک نازی های آلمان برضد یهودیان آن کشور یک اعتصاب عمومی صورت گرفت. بسیاری از این یهودیان چند قرن پیش از آن که هنوز هلند در قلمرو اسپانیا بود از این کشور به هلند مهاجرت کرده بودند زیرا که در اسپانیا تحت فشار قرارگرفته و اخراج شده بودند.
        
        
  • 1946:   خوان پرون ناسیونالیست بنام آرژانتینی به ریاست جمهوری این کشور انتخاب شد.
        
  • 1948:   در چک اسلواکی، حزب کمونیست قدرت را به دست گرفت. چک اسلواکی که به دست ارتش سرخ از تصرف آلمان رهاشده بود سال ها در حوزه نفوذ شوروی قرارداشت و از اقمار دولت مسکو بشمار می رفت. چک اسلواکی بعدا تجزیه و به صورت دو کشور مستقل از هم درآمده است.
        
        
  • 1966:   حافظ اسد ژنرال هوایی سوریه دراین كشور كودتا كرد. قبلا نیز یک رشته کودتا در سوریه صورت گرفته بود که در دو مورد آن بعثی ها برضد یکدیگر کودتا کرده بودند.
        
        
  • 1975:   الیجاه محمد از رهبران مسلمانان آمریکا در 78 سالگی درگذشت.
        
        
  • 1986:  
    بانو اکينو

    در پی فرار ژنرال «فردیناند مارکوس» دیکتاتور فیلیپین به هاوایی، بانو «کورازون اکینو» 53 ساله رئیس جمهور آن کشور شد. مارکوس 20 سال حکومت کرده بود. انگیزه انتخاب کورازون که تجربه سیاسی و کار دولتی نداشت «عاطفی» بود زیرا که مارکوس با طرح توطئه شوهر اورا هنگام بازگشت از آمریکا به وطن در فرودگاه مانیل کشته بود. وی یک سناتور سابق و از مخالفان روش حکومت کردن مارکوس بود. انتخاب کورازون یک بار دیگر اصالت دمکراسی را به زیر سئوال برد. بانو اکینو Aquino که شش سال حکومت کرد در آگوست 2009 در 76 سالگی درگذشت.
        
        
  • 1986:   نیروهای نظامی ایران شبه جزیره فاو در عراق را تصرف كردند.
        
        
  • 1991:   در پی حملات هوایی و بعضا دریایی ـ زمینی نیروهای اءتلاف به نظامیان عراقی در کویت و مناطق اطراف که از هفدهم ژانویه 1991 آغاز شده بود، از این روز حملات زمینی گسترده ائتلاف به ریاست آمریکا به نیروهای نظامی عراق در کویت و اطراف آن آغاز شد و 28 فوریه (4 روز بعد) نظامیان عراقی که از دوم آگست 1990 کویت را در اشغال داشتند شکست خوردند و دست به عقب نشینی زدند. عراق از زمان حکومت عبدالکریم قاسم ـ ژنرال کُرد و عرب مدعی کویت شده بود و صدام حسین پس از پایان جنگ با ایران، بر سر موضوعاتی با کویت دچار اختلاف شد و دست به تصرف این کشور زد و ماهها بر آن تسلط داشت و حکومت می کرد.
        
  • 1994:   یک پزشک اسرائیلی در یک مسجد در شهر الخلیل (هبرون) به سوی فلسطینی ها تیراندازی کرد که 30 تن کشته شدند.
        
        
  • 1991:   در جریان جنگ آمریکا با عراق بر سر کویت، عراقی ها یک سربازخانه آمریکاییان در ظَهرانِ کشور سعودی را هدف موشک اسکود (ساخت روسیه) قراردادند که براثر اصابت موشک به ساختمان خوابگاه نظامیان، 28 آمریکایی کشته شدند.
        
        
  • 2009:   شبه نظامیان بنگلادشی معروف به نیروی مرزبان (نیروی مبارزه با قاچاق) در اعتراض به کمی دستمزد به یک قرارگاه نظامی در شهر داکا پایتخت آن کشور حمله بردند که در این حمله پنجاه نظامی از جمله یک ژنرال و چند سرهنگ و 24 غیر نظامی کشته شدند. در پی این رویداد در داکا حالت فوق العاده برقرار شد.
        
        
  • 2019:  
    Reema

    بیست و سوم فوریه 2019 بانو «ریما بِنت بَندر بِن سلطان بن عبدالعزیز آل سعود Reema bint Bandar Al Saud» به سمت سفیر دولت سعودی در واشنگتن منصوب شد. وی نخستین بانویی است که در کشور سعودی مقام سفارت گرفته است. بَندر بن سلطان پدر ریما از 1983 تا 2005 به مدت 22 سال سفیر دولت سعودی در واشنگتن بود و با سران دولت آمریکا بویژه جورج دبلیو بوش دوستی تنگاتنگ داشت. خالد بن سلمان آل سعود 31 ساله سفیر پیشین دولت سعودی در واشنگتن، معاون وزارت دفاع دولت سعودی شده است. وی پسر ملک سلمان و برادر محمد بن سلمان ولیعهد کشور سعودی است. بَندر بن سلطان تا سال 2015 رئیس سازمان اطلاعات و امنیت دولت سعودی بود.
        بانو ریما که در طول سفارت 22 ساله پدر، با او در آمریکا بود از دانشگاه جورج واشنگتن فارغ التحصیل شده و مدرک لیسانس گرفته است. وی در پاریس نیز در رشته موزه داری کارآموزی کرده است. ریما پیش از انتصاب به سفارت، فعالیت های متعدد در زمینه ورزش، هنر و موزه داشت.
        
        
        
        
        
  • 2022:   پوتین آغاز عملیات نظامی ویژه در اوکراین را اعلام کرد که گفته شده بود، هدف؛ غیرنظامی کردن اوکراین بوده است که داشت به اتحادیه نظامی غرب (ناتو) نزدیک می شد و به قول مقامات روس «نازیسم بازی» هم می کرد که منظور؛ ضد روسیه شدن بود. اوکراین که قرن ها بخشی از روسیه تزاری بود طبق نقشه کمونیست های روس که می خواستند جامعه جهانی تشکیل دهند با دولتی واحد، بمانند سایر مناطق روسیه تزاری از اعضای فدراسیون (اتحاد جماهیر شوروی) شد که در جریان فروپاشی شوروی اعلام استقلال کرد و قرار بود که پس از فروپاشی، 15 جمهوری شوروی یک جامعه مشترک المنافع تشکیل دهند که شماری از جمله اوکراین جداشدند.
         در طول سه سالی که از عملیات نظامی ویژه گذشته، دولت مسکو شرق اوکراین را که در قدیم «روسیه نو» خوانده می شد به قلمرو روسیه (پس از رفراندم در این مناطق) بازگردانده است ولی عملیات نظامی ادامه دارد. هدف اصلی مسکو از ادامه این عملیات به درستی روشن نیست و تفسیرها و حدس زنی های متعدد در این باره انتشار یافته است. برخی از مفسران ابراز تعجب کرده اند که به رغم کمک های نظامی غرب به دولت کی اف که نوعی ورود غیرمستقیم به جنگ با روسیه است و در مواردی تحریم آن و دادن ذخایر ارزی روسیه در برخی از بانک های غرب به دولت کی اف، چرا مسکو تهدیدهای اتمی خودرا جدّی نمی کند. برخی دیگر گفته اند که با این سکوت مسکو در قبال دشمنی های غرب، ارزش سلاح های اتمی به عنوان بازدارنده هم دارد از میان می رود و هدف از داشتن آن بر هیچ می شود.
        
  • کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    3 خاطره:تازه عروس و آتش گرفتن خانه ـ دو برادر که یکدیگر را ندیده بودند ـ قبول خواستگاری با هدف مالی
    سه خاطره از یک روز در جستجوی خبر بودن در آبانماه 1336 و ماه دوم حادثه نویس شدنم:
        
        ـ تجربه بخش مسمومین بیمارستان لقمان الدوله، افقی تازه در برابر من [نگارنده؛ نوشیروان کیهانی زاده] باز کرده بود. در نیمه آبان ماه 1336 در جستجوی خبر که هم جالب باشد و هم آموزنده و هم تأمل برانگیز، به بخش سوختگی ها در بیمارستان امیراعلم رفتم. این بیمارستان وابسته به دانشگاه تهران است و کارکنان آن در سطحی بالاتر و درنتیجه؛ مصاحبه با حادثه دیدگان آسان. در میان سوخته های آن روز، ماجرای تنها یکی از آنان خواندنی بود و ارزش نقل کردن در روزنامه را داشت. وی که زنی جوان بود و تازه شوهر کرده بود گفت: «ماهی تابه» را روی چراغ گذاشته بودم، در آن روغن ریخته بودم تا غذا تهیه کنم که زنگ در خانه به صدا درآمد. بدون خاموش کردن چراغ خوراک پزی به سمت درِ خانه رفتم، و غافل از چراغ و ماهی تابه با همسایه که زنگ را زده بود به گفت و شنودی نسبتا طولانی پرداختم که روغن داغ شعله ور و به اطراف پرتاب شده بود، نخست آشپزخانه و سپس گوشه ای از اطاق مجاور را به آتش کشیده بود که متوجه شدم و سخن را قطع کردم و به اطاق دویدم. دیدم آتش به قالیچه ای را که خودم و پیش از ازدواج در خانه پدر بافته بودم نزدیک شده با دست اشیاء شعله ور را برداشتم تا به دور بریزم و به قالیچه برسم که دستها و صورتم به این صورت درآمد و همسایه که در تعقیب من وارد اطاق شده بود مرا بیرون کشید و به داخل حوض میان خانه افکند تا شعله آتش که به آستین پیراهنم رسیده بود خاموش شود. همسایه به کوچه رفت و مردم را به کمک طلبید، آمدند آتش را خاموش کردند و مرا به بیمارستان آوردند.
        گریه و اشک این زن جوان که در بیمارستان روی زخم های صورت و دست هایش را پوشانده بودند قطع نمی شد و گفت که نگران است و می ترسد صورتش پس از درمان زخم ها از شکل بیافتد و شوهرش را دلزده شود، حلاوت زندگی از دست برود و ....
        
        ـ از اینجا به بیمارستان امدادی حکیم الملک در خیابان مولوی رفتم، هنوز با مدیره آنجا (خانم ملک) احوال پرسی نکرده بودم که گفت خبر بی سابقه ای برایم دارد و مرا نزد یک مجروح نسبتا جوان بُرد که به رغم داشتن جراحت و در گچ بودن متبسّم بود. مدیره بیمارستان مرا معرفی کرد و او گفت: "پدرم پس از تولد من، با مادرم اختلاف پیداکرد و اورا طلاق داد و از ورامین به بجنورد رفت و پس از مدتی در آنجا زن گرفت و دارای یک پسر شد. این ازدواج به دو سال نرسید که طلاق صورت گرفت و پدرم به تهران بازگشت و مادرم را دوباره عقد کرد. من این برادر را ندیده بودم و خیلی مایل به دیدنش بودم. فقط چند نامه رد و بدل کرده بودیم. 9 ساله بودم که پدرم فوت شد و من پس از 18 ـ 19 ساله شدن راننده اتومبیل کرایه (تاکسی جاده ای و خارج شهری) شدم و چند سال در خط ورامین ـ شهر ری و ورامین ـ تهران کار می کردم و می دانستم که برادرم هم راننده کامیون شده است. من 26 ساله ام و برادرم تقریبا 24 ساله است. دیروز که با 5 مسافر از میدان خراسان عازم هاشم آباد بودم، در منطقه مسگرآباد با یک کامیون که از مقابل می آمد تصادف کردم. در این حادثه من و دو مسافر صندلی جلو مجروح شدیم و مارا به اینجا آوردند. ماموری که برای بازجویی از من به بیمارستان آمده بود، وقتی که اسم خود و پدرم را گفتم تعجب کرد و گفت که نام خانوادگی و اسم پدر راننده کامیون هم همین است. با شنیدن این مطلب ناگهان به فکر برادر افتادم. من در ایجاد تصادف مقصر نبودم. به مامور گفتم که اگر راننده کامیون همان برادر «ندید» من باشد شکایت ندارم. او رفت و دو ساعت بعد با راننده کامیون که همان برادر من بود بازگشت. من از دیدن برادر که صد درصد شبیه من است به قدری شاد شدم که گفتم شکایت ندارم و غرامت آسیب رسیدن به اتومبیل خودم را هم نمی خواهم. دو مسافر مجروح که مختصر جراحت برداشته بودند و در همین اطاق بستری بودند وقتی از قضیه آگاه شدند گفتند که آنان هم شکایت ندارند، و برادرم به جای زندان به خانه مادرم رفته و منتظر من است که شاید دو ـ سه روز دیگر ـ گچ گرفته به خانه بروم و در کنار او باشم.
        
        ـ در آن روز مانند روزهای قبل، در بیمارستان سینا فهرست مجروحان تازه وارد به بخش سوانح این بیمارستان را در دفتر بخش خواندم و یادداشت تهیه کردم تا در بازگشت به اطاق خبر روزنامه به کلانتری های مربوط تلفن کنم، جزئیات را بپرسم و اگر ارزش خبر مشروح داشت هرکدام را جداگانه بنویسم و اگر نداشت، به صورت «فهرست مجروحان روز» بنویسم تا درج شود و هرکس برای اطلاع از دوستان و بستگان، روزنامه را بخواند و روزنامه وارد همه خانه ها شود. این کار ابتکار خود من بود و قبلا سابقه نداشت.
         در این روز در بیمارستان سینا تنها با یک مرد چاقو خورده مصاحبه کرده بودم که گفت: 22 ساله ام و پس از یافتن کار و درآمد، سه روز قبل از دختری 17 ساله که همکارم معرفی کرد خواستگاری کردم. خانواده اش اصرار به ازدواج سریع کردند. قرار شد هفته بعد عقد کنیم ولی عروسی و جشن آن بماند برای دو ـ سه ماه بعد. خانواده دختر به من گفته بودند که قبلا نامزد داشت و پس از این که پی بردند که آن فرد کم حوصله است و دست کتک زدن دارد، نامزدی را فسخ کردند.
         دیشب زنگ درِ خانه به صدا درآمد. چون کسی در خانه نبود، رفتم و در را بازکردم، مردی حدودا 40 ساله با قیافه ای خشن آنجا بود و تا مرا دید، بدون مقدمه فریاد زد که دختر مورد علاقه اش را از چنگش خارج ساخته ام، مرا به داخل کوچه کشید، چاقو زد و فرار کرد که رهگذران مرا به بیمارستان آوردند. در چند ساعتی که اینجا هستم، ملاقاتی ها به من گفتند که خواستگار قبلی و ضارب من، ماهها به خانواده دختر کمک کرده بود و انتظار «نامردی! از آنان» نداشت و ....
        هنوز گفت و شنود من (نگارنده) و مجروح تمام نشده بود که یک مامور پلیس وارد اطاق شد تا از مجروح درباره واقعه پرسش کند و گفت که ضارب به کلانتری آمده و خودش را معرفی کرده و گفته است که عصبی بود زیرا خانواده دختر که می دانستند او پول دارد و شغل پُردرآمد، به رغم 20 سال بزرگتر از دختر بودن درخواست نامزدی را قبول کردند، بخشی از پول هایش را بالا کشیدند، در چند مورد ضامن آنها شد تا پول قرض کنند، کمک کرد خانه بخرند، برای پسرشان کار پیدا کرد ولی پس از 11 ماه نامزد بودن و بی نیاز شدن از دوشیدن او به فکر تفاوت سن افتادند و حلقه او را پس دادند و برای نجات خود از اعتراض، سریعا با خواستگاری آن مرد (اشاره به مجروح) موافقت کردند. مامور پلیس افزود که متهم گفته است قصد چاقو زدن نداشت، چون شما (اشاره به مجروح) به جای جواب دادن خواستید در خانه را به روی او ببندید، شما را بیرون کشید و چون بد گفتید چاقو زد.
        
     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.



     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com