Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
20 نوامبر
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 20 نوامبر
ایران
اعلان جنگ ایران به روم شرقی در نوامبر 502 که شرایط معاهده صلح را نقض کرده بود و تصرف شهر تئودوراپولیس
دولت وقت ایران بیستم نوامبر سال 502 میلادی (زمان پادشاهی قباد ساسانی) به دولت روم شرقی (قسطنطنیه) اعلان جنگ داد. این اعلان جنگ پس از سه اخطار پی در پی به دولت روم که این دولت در رعایت تعهداتی که به موجب پیمان صلح سال 442 (منعقد شده میان یزدگرد دوم و تئودور) سپرده بود تعلل كرده است صادر شده بود. در اخطاریه های كتبی سه گانه، دولت روم متهم شده بود كه تعمدا در صدد اجرای چند بند از پیمان صلح سال 442 میلادی بر نیامده و تاكید شده بود كه ادامه تعلل رومی ها، بیش از آن تحمل پذیر نخواهد بود.
     در پی صدور این اعلان جنگ، واحدهای ارتش ایران چند منطقه از قلمرو رومیان ازجمله شهر تئودوراپولیس را تصرف كردند كه آناستازیوس امپراتور تازه روم درخواست ترك مخاصمه كرد.
     پیمان صلح سال 442 میلادی در پی تجاوز رومیان به قلمرو ایران در قفقاز و شكست آنان در منطقه «دربند» از ارتش ایران امضاء شده بود. تئودور امپراتور وقت، معروف به تئودور بزرگ عذر آورده بود كه هدف نیروهای رومی جلوگیری از ورود اقوام مهاجم از آسیای مركزی بود، نه تصرف «دربند» قفقاز متعلق به ایران.
    طبق قرارداد سال 442، دولت ایران پذیرفته بود كه در قبال دریافت پول (طلا) از دولت قسطنطنیه، مانع از تعرّض مهاجران آسیای مركزی به قلمرو رومیان شود.
    
سواره نظام ايران ـ اسواران ـ در دوران ساسانيان

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
بهای سکه طلا در آبان 1331 (نوامبر 1952) در ایران: 74 تومان و 5 قران و 15 هزار بار کمتر از آبان 1391 و 56 هزار بار کمتر از 28 آبان 1397
20 نوامبر 1952 (29 آبان سال 1331 ـ دوران حكومت مصدق) روزنامه های تهران بهای سكه طلا (یك پهلوی) را 74 تومان و پنج قران گزارش كرده بودند (تقریبا 15 هزار بار كمتر از آبان 1391 و تقریبا 56 هزار بار کمتر از 28 آبان 1397).
     این روزنامه ها بهای دلار آزاد (نرخ بازار) را 74 قران گزارش كرده بودند (تقریبا 400 بار كمتر از آبان 1391 و تقریبا 1700 بار کمتر از 28 آبان 1397).
    در سال 1331، ایران تحت تحریم دولت انگلستان قرارداشت كه یك اَبَرقدرت وقت بود و نمی توانست نفت خودرا صادر كند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
این ایرانی جوان سفیر فرهنگی بومیان آمریکا، کانادا و مکزیک شده است و برای احقاق حقوق آنان مبارزه می کند ـ رویدادی بی سابقه:
ندا در لباس بومیان برای شرکت در مراسم سالانه آنان


    بومیان آمریکای شمالی روز ملّی ـ Native American Day دارند که برحسب استیت ها، چند روز متفاوت از یکدیگر است. در کالیفرنیا و نوادا، روز بومیان ـ چهارمین جمعه ماه سپتامبر هرسال است که در این روز جشن فرهنگی برگزار می کنند و از چند روز پیش از برگزاری مراسم، دست به تمرین برنامه های آن می زنند و برخی از رسانه های محل به گزارش آن و بعضا از زمان تمرین و عمدتا با تصویر می پردازند. امسال مشاهده شد که از یک دختر ایرانی ـ آمریکایی به عنوان سفیر فرهنگی بومیانِ آمریکا، مکزیک و کانادا نام برده شده بود با عکس های او و نوشته شده بود که این ایرانی ـ آمریکاییِ فارغ التحصیل رشته تاریخ از دانشگاه کالیفرنیا (شعبه لُس آنجلس) که از نوجوانی پشتیبان و مُبلّغ بومیان آمریکا (اصطلاحا؛ سرخپوستان) بوده است سفیر فرهنگی آنان شده است و او نخستین ایرانی است که به این مقام رسیده است. او در عین حال یک فیلمنامه نگار، شاعر (در زبان انگلیسی) و دارای چند تألیف است و مسلّط بر زبان فارسی. او در گذشته برای چند نامزد انتخاباتی در آمریکا که هوادار حقوق بومیان و رعایت احوال آنان بوده اند تبلیغ و حتی تبلیغ خانه به خانه کرده است. پدر این دختر که فوت شده است در بهبهان متولد شده و پیش از انقلاب جهت تحصیل به آمریکا آمده و ماندگار شده و در اینجا با مادر او (متولّد تهران) که در سال 1356 جهت تحصیل به آمریکا آمده است و در یک دانشگاه بودند ازدواج کرده و همین یک فرزند را به دنیا آورده اند. این دختر متولّد استیت کالیفرنیا است و در همین استیت و در خانه شخصی خودش زندگی می کند.
    در این باره کُپی چند پاراگراف از یک متن رسانه ایِ درج شده، در زیر آمده است. ترتیب مصاحبه با «ندا» را خواهیم داد که در شماره بعدیِ «مجله روزنامک» درج خواهد شد، زیرا که فعالیتی بی سابقه داشته که این عنوان را بدست آورده است و احترام به ایرانیان را در جهان بالا برده است. امسال (سال 2022) به خاطر حوادثی که در کانادا پیرامون بومیان رخ داد و چند گردهمایی آنان برای احقاق حق در فدراسیون آمریکا، توجه بیشتری به گزارش های مربوط به آنان شده است:
    
    
Neda Nicole Sabori is a Cultural Ambassador to tribes in the USA, Mexico and Canada

    
    
Neda Nicole Sabori a historian is Cultural Ambassador to tribes in the USA, Canada and Mexico. She has attended 100s of intertribal events and provided support to coordinators as cultural diplomat. Neda is the first Iranian to enter the Aztec intertribal community as an active member. As a cultural diplomat she preserves unity and faith. They ensure that ancient values have a modern existence.
    Neda said: “We honor and respect nature so that others may understand that earth is a spirit to empathize with. Earth is a sacred home that we share. I am also a screenwriter and author. I have written four screenplays. Three are about superheroes and their lives in Los Angeles. One is a psychological thriller about people answering to a higher calling. They all have a strong aspect of honoring and archiving ancient cultures. If the indigenous root of any nation is extinguished its future is not strong. As Cultural Ambassador I have fought for human rights to be achieved by all indigenous individuals residing in the USA, Canada and Mexico. I am part of a movement that reminds people to be genuinely happy”.
    “I am born in Santa Monica, CA to Jamshid James Sabori (July 26,1956 - March 23, 2014) and Mansoureh Sue (March 21, 1963 - ) . My father was from Khouzestan (city of Behbahan), Iran. My mother is from Tehran, Iran a Corporate Travel Agent and advocate of cultural arts. My grandfather is a journalist who is always a strong advocate of education. I am 35 and have studied history at the University of California”, she said.

    
    - - - - -
    
    نقل از مجله روزنامک شماره 95 صفحه 9
    www.rooznamak-magazine.com
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
توجه ویژه به ارمنستان و مقامات ارمنی تبار شوروی (دولت مسکو) در اخبار خبرگزاری پارس و رادیو ایران
یک هفته مانده به اَمُرداد 1343 (آگوست 1964) به دبیران تنظیم اخبار رادیویی خبرگزاری پارس (عمدتا بخش اخبار بین الملل) توصیه شد که با هدف انعکاس اهمیت ارمنستان و ارمنی که جدا از ایران و ایرانی نبوده اند، هرگاه که نام آناستاس میکویان
    Anastas Mikoyan در خبرها می آید، بنویسند رئیس ارمنی شورای عالی شوروی (رئیس جماهیریه). میکویان که قبلا وزیر و معاون نخست وزیر و از برجستگان حزب کمونیست شوروی بود از 15 جولای 1964 (دهه آخر تیرماه 1343) رئیس شورای عالی شوروی شده بود. در آن زمان خبرگزاری پارس مستقیما اخبار رادیو ایران را تنظیم و به گویندگان و پخش می داد و نیز برای تلویزیون غیر دولتی ارسال می کرد و در بولتن های هر چند ساعت؛ یکی برای روزنامه ها و دفاتر روابط عمومی [که اینک خودشان وبسایت دارند، بمانند خبرگزاری] با پیک ویژه می فرستاد [در آن زمان از فَکس و اینترنت خبری نبود و از عُمر ماشین فتوکُپی دیری نمی گذشت]. تا نیمه دهه 1340، ایران تلویزیون دولتی نداشت.
    این توجه خاص به اَرمنیان به تدریج گسترش یافت و فهرستی از ارمنیان بنام شوروی در اختیار خبرگزاری پارس گذارده شد تا هرگاه که نامی در اخبار از آنان دیده شود در کنار نامشان بنویسند ارمنی.
    در این فهرست نام آرتم میکویان Artem Mikoyan سازنده جت جنگنده میگ، دریاسالار آواکیان، فیلدمارشال باباجانیانHamazasp Babadzhanian فیلد مارشال آوانِس خاچاتور بگرامیان Hovhannes Khachaturi Baghramyan، مارشال هوایی سرگی خودیاکوف و ... وجود داشت ـ و دهها نام دیگر. این فهرست به تدریج به ارمنیان صاحب مقام در دوران تزارها هم رسید.
    می دانیم که لاوروف وزیر امور خارجه کنونی روسیه هم از ناحیه پدر، ارمنی است و بسیاری دیگر از مقامات دولت پوتین.
    به این مناسبت نگاهی به تاریخچه ارمنستان و وابستگی آن به ایران:
    اَرمنیان كه در آن زمان در منطقه وسیعی در جنوب غربی قفقاز و سراسر شرق آناتولی (تركیه امروز) ازجمله منطقه دریاچهِ «وان» سكونت داشتند و وابسته به ایران و متحد ایرانیان، 134 سال پس از فروپاشیدگی امپراتوری ایران و احساس ضعف و فتور در حكومت روم شرقی (قسطنطنیه)، ششم آگوست سال 885 میلادی (15 اَمُرداد) استقلال کامل سرزمین خود را اعلام داشتند. این رویداد در 28 ماه می 1918 (با استفاده از فرصت جنگ داخلی روس ها که در پی انقلاب بُلشِویکی 1917 آغاز شده بود) و نیز 21 سپتامبر1991(با استفاده از وضعیت داخلی اتحاد شوروی، تضعیف کرملین ناشی از اشتباهات گورباچف) عینا تکرار شد.
    ارمنستانِ عهد باستان (اورارتو) پیش از هخامنشیان، متحد دولت ایرانیِ ماد به پایتختی همدان بود که در دوران هخامنشیان وابسته به ایرانِ واحد شد و یک ساتراپی ایران نام گرفت (ساتراپی هَرمی نویا). در دوران اشکانیان این وابستگی به ایران (دولت تیسفون) به صورت نوعی کنفدراسیون درآمد و تنها رئیس کشورِ ارمنستان باید تأیید مجلس بزرگان (سنای ایران) را می داشت و نیروهای مسلح ارمنستان یک سپاه ایران خوانده می شدند. در دوران اشکانیان، بسیاری از افسران ارشد ارتش ایران (ژنرال ها) از ارمنیان بودند. در عهد هخامنشیان و ساسانیان نیز برخی از ژنرالهای ایران از ارمنیان بودند.
     ارمنیان تا پایان عُمر ساسانیان هم به نوعی همچنان وابسته به ایران بودند و دولت ایران به آنان آزادی انتخاب مذهب داده بود که پس از افتادن ایران به دست عربِ مسلمان، به سوی دولت روم شرقی (قسطنطنیه ـ استانبول) گرایش یافته بودند. در تابستان 885 پس از اینکه احساس کردند که دولت قسطنطنیه که متصرفات جنوبی آن (سوریه و ...) در دست عرب و مهاجران از شبه جزیره عربستان باقی مانده است در ششم آگوست این سال اعلام استقلال کردند، امّا چند قرن بعد که ایران دوباره یکپارچه و قدرتمند شد (از صفویه به بعد) به ایران پیوستند و این پیوستگی تا قرارداد تُرکمن چای ادامه داشت. ارمنستان در سه دهه اول قرن نوزدهم و در پی شکست های نظامی ایران از روسیه به تصرف روس ها درآمده و طبق قراردادهای گلستان و ترکمنچای (منعقده در فوریه 1828)، هربار یک قسمت از آن به امپراتوری روسیه واگذار شده بود. شهر ایروان به رغم دفاع بی سابقه نظامیان ایران بویژه واحد اعزامی از اصفهان، نوزدهم اکتبر 1827 بدست روس ها افتاد. یکم اکتبر 1827 ایوان پاسکِویچ ـ ژنرال روس شهر ایروان (یروان) را که بیش از 2 هزار سال متحد و یا وابسته به ایران بود مورد تعرّض قرار داده بود و دفاع از شهر 19 روز طول کشیده بود. از دست رفتن ایروان، اندوه و شکست بزرگی برای ایران بود و همچنین برای ایروانی ها که هزاران تَن از آنان به داخله ایران مهاجرت کردند. از دوران صفویه تا امضای سازشنامه ترکمن چای، در هر جنگی با عثمانی، ایران برای حفظ ارمنستان در کنار خود، حاضر به هرگونه گذشت ـ حتی از دست دادن بغداد می شد. «تاریخ» نشان داده است كه ارمنیان در هر شرایطی همواره و تا به امروز متحد و دوست ایرانیان بوده اند. جمهوری ارمنستان از عضویت جامعه مشترک المنافعِ تشکیل شده پس از فروپاشی شوروی خارج نشده و همچنین دفاع مشترک.
بالا از چپ؛ آناستاس میکویان و آرتم میکویان. پایین از چپ؛ فیلد مارشال هامازاسپ باباجانیان قهرمان شوروی که لشکریان هیتلر را از منطقه دیِنستِر بیرون راند و فیلدمارشال بَگرامیان فرمانده ارتش هشتم شوروی که منطقه بالتیک شوروی را از ارتش هیتلر پس گرفت و هر دو فیلدمارشال در منطقه گنجه به دنیا آمده بودند


    
    - - - - -
    نقل از مجله روزنامک شماره 95 صفحه28
     www.rooznamak-magazine.com
    
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ادیان و روحانیون
«ژنو» پایگاه پروتستانیسم
Jean Calvin
«ژان کالون Jean Calvin» فرانسوی (1564 - 1509) و یکی از دو موسس اصلی مذهب پروتستان 20 نوامبر سال 1541 در ژنو Geneva یک حکومت مذهبی تشکیل داد تا پایگاهی برای پروتستانیسم اروپا باشد. وی ضمن اعلام تشکیل چنین دولتی تاکید کرد که پروتستانهای فراری و آواره سراسر اروپا را در ژنو پناه می دهد و به این ترتیب "ژنو" در برابر "رم = واتیکان" قرار گرفت که پایتخت پاپ ها بود.
    پاپ وقت، «پل سوم» که از افزایش شمار پروتستانهای نگران شده بود، پس از اطلاع از این اقدام یک شورای شش نفری مرکب از کاردینالهای ارشد تشکیل داد تا با پروتستان ها (پیروان کالون فرانسوی و لوتر آلمانی) مبارزه کنند و این مبارزه از ژوییه 1542 آغاز شد.
    پاپ، کاردینال «کارافانه» را هم فرمانده نظامیان تحت فرمان خود کرد و این کاردینال اخطار کرد هر کاتولیک که پروتستانها را تحمل کند و یا این که به حمایت از پروتستانیسم بپردازد مجازات خواهد شد و این مجازات عبارت از مصادره اموال، تکفیر و احیانا زندان خواهد بود و به این ترتیب خصومت این دو فرقه مسیحیت با یکدیگر آغاز شد که نتیجه اش جنگ های مذهبی متعدد و در به دری های فراوان بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو اندیشه
«رابرت اوون» فرضیه پرداز سوسیالیسم تعاونی ـ اشاره کوتاه به این فرضیه و اندیشه های او
تصویری از جوانی Robert Owen
رابرت اوون Robert Owen صاحب فرضیه Utopian Socialism در جوانی کسب و کار پارچه بافی داشت به تجربه دریافته بود که باید برای تأمین برابری نسبی مردم راهی یافت، و پس از تجربه بسیار به این نتیجه رسید که باید نخست این فرضیه را در یک جامعه کوچک تجربه کرد و اگر تجربه موفق باشد، جوامع دیگر خود به خود به آن خواهند گرایید و به عبارت دیگر، مدینه فاضله ای که به آن صورت ساخته شود الگو قرار خواهد گرفت. او با سوسیالیستی کردن یک جامعه از طریق انقلاب مخالف بود و این سوسیالیستی شدن را «تحمیلی» می دانست که زمانی خواهد رسید که افراد جامعه آن را به دور خواهند افکند. اعضای یک جامعه نخست باید همفکر و دارای خصلت مشابه شوند تا یک نظام تازه را از دل و جان پذیرا شوند و نگذارند که شماری کم آن را به فساد بکشانند. نظریه «اوون» بی شباهت به عقاید سن سیمون و شارل فوریه نبود. در دهه اول قرن 21، هوگو چاوس چنین فرضیه ای را مطرح ساخت که سوسیالیسم قرن 21 و نیز سوسیالیسم توأم با رعایت اخلاقیات معروف است.
    «رابرت اون» 17 نوامبر 1858 در 87 سالگی در نیوتُن ـ شهرکی در ویلزِ بریتانیا، همان جایی که به دنیا آمده بود از این دنیا رفت.
    «اوون» مبتکر «سوسیالیسم تعاونی» است که افکار خود را در اسکاتلند و نیز در یک منطقه کشاورزی در ایندیانای آمریکا به معرض تجربه گذاشت.
     اوون با این عقیده که جامعه باید عاری از فقر، جنایت و مرض باشد و مردم با شادی و خوشبختی و بدون ترس و هراس از آینده و در نهایت خوش بینی زندگی کنند طرح مدینه فاضله (Utopia) خود را نوشت تا یک الگو برای سراسر جهان شود و نخستین مدینه فاضله را به نام «نیو لانارکNew Lanark» به وجود آورد. واژه Dystopia از همین زمان زبانزد شد که مفهوم آن جامعه ای است که در آن شکاف طبقاتی و انواع فساد زیاد است و توده مردم شادی ندارند.
     اوون گفته است که بشر از طریق آموزش و ارتقای سطح آگاهی های خود و با زندگانی برادروار می تواند به نیکبختی و پیشرفت دست یابد و باید بهترین آموزش و پرورش و بهداشت یكنواخت و مطلقا رایگان برایش فراهم شود و وسایل تفریح و ورزش نیز عمومی و رایگان باشد. فیدل کاسترو پس از پیروزی انقلاب کوبا، آموزش و پرورش و بهداشت یكنواخت و مطلقا رایگان را در این کشور به اجرا گذارد که برنامه هایی موفق بوده اند.
     اوون همچنین گفته است که «دانش و مهارت» بزرگترین ثروت فرد و جامعه است؛ بنابراین وسیله کسب دانش و مهارت برای همه کسانی که خواهان و مستعد آن باشند باید فراهم شود و در دسترس همگان باشد. مدیریت جامعه باید حرف نداشته و خالی از هرگونه ضعف باشد و مردم به تحقیق بدانند که برای اداره جامعه چه کسانی را انتخاب کنند و این انتخاب باید عالما و عامدا باشد [نه، تحت تاثیر تبلیغ و القاء]، بنابراین باید دسترسی منصفانه به شناخت چنین افرادی وجود داشته باشد. وی که با وضعیت پارلمان انگلستان و چند کشور دیگر که در زمان او دارای پارلمان بودند آشنا بود معتقد نبود که دوره یک نماینده باید به اتمام برسد تا کنار برود. طبق آموزش های او، اعضای جامعه باید بتوانند هروقت که احساس کنند در انتخاب نماینده اشتباه کرده اند او را برکنار سازند. به عقیده «اوون»، جبران اشتباه باید فوری باشد. به اشتباه نباید مهلت داد.
     اوون به جای بکار بردن واژه «سوسیالیسم»، از فرضیه خود به عنوان روش «هماهنگی و تلاش مشترک جهانی انسانها و جوامع بشری برای رسیدن به برابری و سعادت» نام برده و داشتن زندگانی خوب و خوش بینی و امید را حق انسان خوانده و گفته است که پیشرفت صنعت و تكمیل ابزارها [تکنولوژی] بشر را آسوده تر و زحمتش را کمتر می کند ولی پیشرفت صنعت نمی تواند به تامین اخلاقیات که عامل تکامل انسان است کمک کند. تداوم آموزش است که انسان را اخلاقی می کند.
     اوون این عقیده را اعلام داشت که کشاورزی و صنعت و سایر منابع تولید که محصول آنها مورد نیاز همگانی مردم است باید به صورت تعاونی اداره شوند و محصول آنها مستقیما از تولید کننده به دست مصرف کننده برسد تا به سود هر دو طرف باشد و گفت که در این صورت است که افراد فی مابین [دلال ها] که بدون انجام كار مفید، از تولید کننده و مصرف کننده استفاده می برند جذب کار تولیدی می شوند و جامعه نیرومند و ثروتمند می گردد و طبقات اجتماعی به تدریج از میان می روند و یا تفاوت سطح این طبقات به حداقل می رسد و با کاهش فاصله طبقاتی، کینه و عُقده (تنفر) که مسبب بسیاری از ناهنجاری هاست از میان مردم رخت بر می بندد.
     اوون با فروش هرگونه زمین مخالف بود و زمین و منابع زیرزمینی و آبها را همانند هوا متعلق به همگان می دانست که باید در دست دولت به عنوان نماینده و مباشر جامعه باشد و مدیریت جامعه چنانچه نیاز باشد با وضع ضوابط این منابع ملی را از طریق اجاره برای بهره برداری واگذار کند و اگر موجر در صدد بهره برداری برنیاید سند اجاره باطل خواهد بود. به این ترتیب فرد تنها مالک آن چیزی باید باشد که در زمین استیجاری به وجود می آورد ( اصطلاحا اعیانی).
     فرضیه «اوون» دولت ها را مکلّف می کند که با وضع قوانین و اجرای دقیق آنها توزیع ثروت را میان مردم متعادل کنند تا جرائم و فساد به حداقل برسد و از كینه و نارضائی كه عصیان نتیجه آن است اثری نباشد.
     از اواخر قرن 19 و در طول قرن 20 تاسیس هرگونه شرکت تعاونی (تولید ، مصرف و خدمات) و اموری از قبیل سهیم كردن كاركنان در سود شركتها و کارخانه ها و واگذاری مؤسسات به كاركنان آنها از افکار اوون است.
    بسیاری از جامعه شناسان افکار اوون را عملی ترین راه سوسیالیستی کردن (محدود) جوامع می دانند که با روانشناسی، عادات و رسوم مردم هم درگیری نخواهد داشت. برخی از اسلام شناسان غرب، اندیشه های «اوون» را بیش از هر فرضیه پرداز اروپایی دیگر، نزدیك به تعالیم اسلامی می دانند كه تاكید بر تعاون در امور و محدودیت مالكیت و ردّ اجحاف، احتكار و كم فروشی (فرمول عرضه و تقاضا) دانسته اند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تولستوی نویسنده روس: فرد وقتی به کمال خواهد رسید که جسما، روحا و اخلاقا سالم باشد و این سه، عوامل شادی بخش زندگانی هستند
Leo N. Tolstoy
20 نوامبر سال 1910 «لئو نیکلایوویچ تولستوی Leo Nikolayevich Tolstoy» نویسنده شهیر و اندیشمند روسیه در 82 سالگی درگذشت. طبق تقویم میلادی قدیم، تاریخ مرگ تولستوی هفتم و یا نهم نوامبر بود. «لئو» نهم سپتامبر 1838 و در تقویم قدیم 28 آگوست این سال در یک خانواده اربابِ ملک در منطقه تولی به دنیا آمده بود و در کودکی مادر و در نوجوانی پدر خود را از دست داده بود. وی به دلیل مخالف بودن با برنامه های تحصیلی با دروس تکراری و بعضا بی ارتباط، دانشگاه را در سال سوم، ناتمام رها کرد. تولستوی همه مراحل زندگی را طی کرد از جمله خدمت نظام وظیفه.
     تولستوی معتقد به «کمال Perfection» بود و می گفت فرد وقتی به کمال می رسد که جسما و روحا و اخلاقا سالم باشد. وی این سه عامل را عوامل شادی بخش زندگانی می دانست.
     تولستوی مخصوصا بعد از میانسالی، مخالف بهره برداری انسان از انسان شده بود که در روسیه بیش از نقاط دیگر رواج داشت. دو بار سِرف های املاک به ارث مانده از پدر و مادرش را آزاد کرد ولی آنان به دلیل ناباوری، آنجا را ترک نکردند. [در روسیه، روستاییانی که با مزارع خرید و فروش می شدند و ضمیمه املاک بودند سِرف نامیده می شدند.].
     وی در زمینه نوشتن داستان عقیده داشت که داستان باید به گونه ای نوشته شود که خواننده عشق به زندگی پیدا کند و رو به کمال بگذارد و عشق به زندگی یعنی عشق به خود و جامعه.
     به باور تولستوی، نویسندگانِ داستان باید آنچه را که می نویسند شخصا دیده و تجربه کرده باشند و به عبارت دیگر خود آنان آن را باور داشته باشند. داستان «آنا کارنینا» تجربه عشق خودش به سونیا بود که بعدا باهم ازدواج کردند.
     تولستوی داستانها و نمایشنامه های متعدد نوشت از جمله: دوران بچگی، نوجوانی، جوانی، آناکارنینا، جنگ و صلح، کوپن جعلی، پدر سرگیوس، آقا و نوکر، قزاق ها و ... که برخی از آنها در ایران ترجمه و انتشار یافته و فروش ترجمه فارسی «آنا کارنینا» چشمگیر گزارش شده است.
     نامه هشدار دهنده تولستوی به تزار نیکلای دوم که در سال 1901 نوشته و ارسال شده و در موزه نگهداری می شود سند بزرگی است که در آن اوضاع نابسامانِ روس ها منعکس است. تولستوی در این نامه به تزار هشدار داده بود که اگر آزادی ندهد و دموکراسی برقرار نکند و از شکاف پهناور میان فقیر و غنی نکاهد و نظام فئودالی را تعدیل نکند انقلاب و جنگ داخلی اجتناب ناپذیر خواهد بود و روسیه نابود خواهد شد. همین نامه بعدا باعث تعقیب قضایی او شد.
     تولستوی اواخر عُمر از زنش قهر کرد و با قطار از زادگاه خود به صورت فرار خارج شد و در تنهایی درگذشت. وی دارای یازده فرزند بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسی
انتقاد «نیکلاس کریستوف» روزنامه نگار آمریکایی از روش های انتخاباتی آمریکا و راه حل های او برای این مسئله
کريستف

نیكلاس كریستف روزنامه نگار آمریکایی در مقاله 20 نوامبر2004 خود در نیویورك تایمز و نقل آن در روزنامه های دیگر آمریکا، از روش های انتخاباتی این کشور انتقاد كرده و راههایی برای اصلاح آن ارائه داده بود.
    مضمون این مقاله از این قرار بود: ما كه منتقد روش انتخاباتی عراق در زمان صدام حسین و شوروی در دوران حكومت حزب كمونیست بودیم و به نامزدهای محدود و معدود در انتخابات آنها ایراد می گرفتیم و هنوز هم از گسترش دمكراسی به همه کشورهای جهان سخن به میان می آوریم، دست كم باید روش های انتخاباتی خودمان را اصلاح كنیم كه ایراد نداشته باشد. در حال حاضر برنده انتخابات ما یا نامزدهای حزب دمكرات هستند و یا جمهوریخواه، و این، به دلیل توجه مردم به همین دو حزب نیست؛ روش انتخابیه ما بسیار قدیمی است و با شرایط روز مطابقت نمی كند. برای مثال: در انتخابات محلی ایالت آركانزا در 75 درصد از موارد، نامزد انتخاباتی رقیبی جز از حزب دیگر (دمكرات و یا جمهوریخواه) وجود نداشته و به همین گونه 73 درصد در فلوریدا، 70 درصد در كارولینای شمالی و 62 درصد در نیومكزیكو. در هر دوره، تغییرات جغرافیایی حوزه ها بر پایه منافع حزب حاكم وقت صورت گرفته است. برای مثال: برای این دوره (نوامبر 2004) تغییرات حوزه ها در ایالت تكزاس به گونه ای بود كه نمایندگان حزب دمكرات حذف شدند. وضعیت انتخابات در آمریكا به شكلی است كه وقتی یك نفر یك بار به عضویت مجلس نمایندگان درآید، این عضویت او تکرار و در مواردی عملا مادام العمر می شود مشابه مجلس لُردان در انگلستان و ....
    كریستف در مقاله خود سه راه حل ارائه كرده بود:
    1ـ حذف «الكترال كالج» و انتخاب رئیس جمهوری با اكثریت آراء عمومی.
    2 ـ هرگونه اصلاح در خطوط جغرافیایی حوزه ها، توسط كارشناسان غیر حزبی به عمل آید.
    3 ـ اعانات مردم و شركتها به هر نامزد در طول کمپین، بدون ذكر نام به یك صندوق جداگانه داده شود تا اعانه دهنده بعدا طلبكار نباشد و از برنده انتخابات مساعدت مطالبه نكند.
    در آن سال (سال 2004) بحث درباره نقائص كار انتخابات آمریكا در رسانه های این كشور، تا 18 روز پس از انجام آن ادامه داشت. بیشتر ایرادها به دستگاههای فنی رای گیری كه دهها گونه اند وارد آمده و پیشنهاد شده بود كه این دستگاهها یكسان شوند و به رای دهنده «رسیدِ صورت وضعیت» بدهند كه حاوی چگونگی رای او باشد تا در صورت اشتباه در محاسبه و یا اعتراض، مدركی در دست داشته باشد و دقت كار افزایش یابد. منتقدین نوشته بودند در جایی كه ماشین های الكترونیك مغازه ها و بانكها، خودكار رسید می دهند، چرا نباید ماشین اخذ رای رسید بدهد؟.
    مرور زمان نشان داد که این انتقادها پس از انتخابات نوامبر 2008 نیز به همان صورت تکرار شده بود. برای مثال: پس از انجام انتخابات سناتوری آلاسکا و اعلام نتیجه، بازنده که نامزد حزب دمکرات بود اعتراض کرد و دوباره شماری انجام شد که نتیجه به سود او بود و ثابت شد که شمارش با ماشین های الکترونیک دقیق نبوده است و شمارش با دست، آراء نامزد حزب دمکرات را یک درصد بیشتر نشان داد و به این ترتیب معلوم شد که شمارش آراء تا دو درصد بی دقتی داشته است. [قبلا اعلام شده بود که آراء نامزد حزب جمهوریخواه یک درصد بیشتر بود]. در آمریکا دوباره شماری و آن هم با دست و چند نفری که طولانی و وقتگیر است هزینه ای سنگین دارد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
صنایع و فنون
زادروز سازنده اتومبیل هوندا ـ نمونه ای از کوشش و پشتکار
Soichiro Honda سازنده خودرو هوندا 17 نوامبر 1906 در یک روستای ژاپن به دنیا آمد. وی در آغاز کار، یک میکانیسین اتومبیل بود که در تعمیرگاه یک گاراژ معمولی کار می کرد. هوندا در سال 1937 در کارگاه خود به ساخت رینگِ پیستون موفق شد و مدتی برای کارخانه «تویوتا» رینگ پیستون می ساخت. وی پس از لغو قراردادش با تویوتا به ساخت دوچرخه موتوری روی آورد. [با موتوسیکلت اشتباه نشود. دوچرخه موتوردار وقت به این صورت بود که دارنده دوچرخه معمولی ـ دوچرخه پایی ـ می توانست یک چرخ عقب موتوردار ـ یدکی ـ هم بخرد و هر وقت که لازم داشت آن را در جای چرخ رکابی قرار دهد و مدتی از پا زدن آسوده شود.].
    هوندا پس از تکمیل تحصیلات مهندسی به طرح ریزی و ساخت اتومبیل روی آورد که کارخانه کوچک او در سال 1944 در بمباران نیروی هوایی آمریکا آسیب دید و هنوز آن را کاملا مرمّت نکرده بود که سال بعد (سال 1945) ساختمان کارخانه بر اثر زلزله از میان رفت. هوندا باز مأیوس نشد و تلاش برای ساخت اتومبیل را متوقف نساخت و در سال 1948 با ایجاد شرکت و فروش سهام، به کار ـ با وسعت بیشتری ادامه داد.
Soichiro Honda


    سویچیرو هوندا در پنجم آگوست 1991 در هشتاد و پنج سالگی درگذشت ولی کارخانه او که علاوه بر ژاپن، در آمریکا، کانادا، هند، پاکستان، چین و ... شعبهِ ساخت دارد و یا مونتاژ می شود هشتمین کارخانه اتومبیل سازی جهان شده است با درآمد سالانه 120 میلیارد دلار. هوندا در سال 2014 تنها در آمریکا چهار میلیون و یکصد هزار اتومبیل فروش داشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای تاریخ‌نگاری
چرا تصمیم به ایجاد www.historian-nushiravan.com گرفته شد؟ ـ خطر کمبود تاریخ نگارِ به معنای واقعی کلمه ـ روشنگر و آموزشگر برای جهانیان (بشر)

    از آغاز قرن بیستم، جهان به تدریج دچار کاهشِ شمار تاریخ نگار ـ «تاریخ نگار» مطابق تعاریف و اصول آن ـ نَه، تاریخ دان و مدرّسِ رویدادهای گذشته و رونوشت برداری از این رویدادها شده بود که از آغاز قرن 21 دچار کمبود آن شده است و در نتیجه، جهان عاری از روشنگر و اندرزگو به معنای واقعی کلمه و نَه بر پایه تفکّر سیاسی ـ اقتصادی، بازی های روابط عمومی و تبلیغات و نوشتن دیکتهِ فاتح و فاتحان و اصحاب قدرت و منافع. نبود چنین «تاریخ نگاران» که با مشاهده هر تصمیم و اقدام و وضعیت، بر پایه تجربه گذشتگان (تاریخ) و اشاره به این تجربه اندرز دهند سبب تکرار اشتباهات، بسط فساد و تباهی و مسائل می شود ـ مسائلی که از ضعفِ دورنگری و آگاهی ها از تجربهِ گذشتگان است و ... و این کمبود یک خطر بزرگ است.
    این نگارنده (نوشیروان کیهانی زاده) ناشر مجله روزنامک و مؤلف کرونیکل ژورنالیستی، معروف به «تاریخ ایرانیان در امروز» با اینکه در اواخر عُمر (88سالگی) و آخرین سال های فعّالیّت است، با توجه به ضعف جهانی که به آن اشاره رفت، تصمیم گرفت با ایجاد یک آنلاین جداگانه، در حد توان خود به «جان گرفتن تاریخ نگاری با هدفِ گرفتن درس از گذشته» کمک کند که کمکی است به انسانیّت و مدنیّت. این آنلاین:
    www.historian-nushiravan.com
    ایجاد شده است و از ژانویه 2026 فعال خواهد شد. قبلا خلاصه ای از هر مطلب مندرج در آن، در تاریخ آنلاین ایرانیان خواهد آمد که یک کرونیکل ژورنالیستی است و با بکارگیری از ابزار ترجمه گوگل، می توان مطالب آن را به هر زبان و آنأ ترجمه کرد:
    www.iranianshistoryonthisday.com
    و همچین تیتر و خلاصه آن در وبسایت روزنامک:
    www.rooznamak.com
    آنلاینِ هیسترویَن نوشیروان از رویدادهایِ روز مایه خواهد گرفت، مشابهت آنها با رویدادهای گذشته و نتایج اینها را یادآور، چرا و چگونهِ تصمیمات و اقدامات را تحلیل و نتایج کار را از دیدگاه خود پیش بینی خواهد کرد. می دانیم که یک سرقت کوچک و حتی یک حادثه رانندگی و نزاع خانوادگی، وضعیت یک جامعه را نشان می دهد و انعکاس و تحلیل آن می تواند به رفع ضعف ها بیانجامد.
     تاریخ نگاری نوین با رویدادنگاری قرون گذشته که عمدتا شرح جنگ ها و اقدامات دولتی بود تفاوت کامل دارد. برخی از رویدادهای گذشته نیز نیاز به افزودن شرح و جزئیات و سابقه آنها (انگیزه، مشابهت، تکرار و ...) را دارد تا نه تنها مفهوم شود و مخاطب را در مسیر جریان قرار دهد، بلکه درس بیاموزد که چگونه با کوچکترین غفلت، ناآگاهی، نابلدی، ناکارآمدی و ... سرنوشت ها و مسیر تاریخ تغییر می کند و هدف ها فراموش می شود و موضوع مهم و مورد نیاز دیگر؛ «تاریخ جاری» است، یعنی انتخاب رویدادهای روز که تاریخ ساز خواهند شد با ابراز نظر از دیدگاه مورخ و ....
    مطلب گذاریِ آنلاینِ هیستوریَن نوشیروان فعلا و تا ژانویه 2026 (دیماه 1404) به لحاظ فنی در مرحله آزمایش است.
    باید دانست که تاریخ نگاری دنباله روزنامه نگاری است و هر دو حرفه، قلمرو واحد دارند. اگر روزنامه نگارِ واجد شرایط وجود نداشته باشد، کار تاریخ نگار بسیار سخت و پُرهزینه خواهد بود و متاسفانه، شمار روزنامه نگاران ماهر و وفادار به اصول ژورنالیسم نیز رو به کاهش است و زیانی بزرگ برای جهانیان. سعی خواهد شد که آنلاینِ
    www.journalist-nushiravan.com
    که به لحاظ فنی در دست آزمایش است همزمان با آنلاین هیستوریَن نوشیروان آغاز بکار کند تا سرنخ به تاریخ نگاران بدهد که قضیه (رویداد تاریخ سازِ روز) را دنبال و تکمیل کنند. آنلاینِ ژورنالیست نوشیروان همچنین حاوی شرح مشاهدات او، خاطرات ژورنالیستی اش در طول 69 سال بودن در این حرفه خواهد بود و مطالب مربوط دیگر.
    
     برای روشن شدن از طرز کار، به این چند مثال (مربوط به رویدادهای اخیر ـ چند سال گذشته) توجه شود:
    
    1ـ در اپریل 2021 و درست در همان روزی که یک دادگاه استیت مینه سوتای آمریکا رای به مجازات یک پلیس شهر مینیاپولیس داد که یک سیاهپوست به نام «جورج فلوید» را در جریان دستگیری اش خفه کرده بود، در شهر الیزابت سیتیِ استیت کارولینای شمالی، سه مامورِ کلانترِ شهر به سوی یک سیاهپوست فراری از دست آنان، 5 گلوله شلیک کردند و او را کشتند و یکی از گلوله ها از پشت سر به جمجمه این مرد وارد شده بود. دادیار محل پس از رسیدگی، آن سه مامور را مقصر ندانسته بود که با انتشار این اقدام دادیار، شهر با اعتراض عمومی و تظاهرات رو به رو شده بود. این رویداد نشان می دهد که به ماجرای مرگ جورج فلوید که منجر به هفته ها تظاهرات سراسری شده و حتی در انتخابات بعدی رئیس فدراسیون آمریکا تأثیر گذار بود توجه نشده بود و نیز بی اعتنایی به استاندارد جهانی «دفاع از خود» که باید متقارن و متناسب با حمله باشد و پلیس به دست و پای فرد، تیراندازی کند نَه قلب و مغز او.
    بررسی این دو رویداد و مقایسه آن با حوادث مشابه در سایر کشورها و ضوابط و اصول مربوط، روش استخدام و آموزش پلیس و ... می تواند گوشه ای از تاریخ آمریکا شود و ضعف ها را نشان و همچنین علل تأخیر در برطرف کردن ضعف ها.
    به خاطر دارم در اواخر دهه 1330 که خبرنگار میز حوادث روزنامه اطلاعات بودم، یک شب در ناحیه دریان نو (محله ای در حدود خیابان ستارخان کنونیِ شهر تهران) که در آن زمان تازه ساخت بود، یک ژاندارم در جریان گشت شبانه، در نیمه شب به سوی مردی مسلح تیراندازی و او را کشته بود. دادگاه این ژاندارم را که به جای دستها، به سینه آن فرد تیراندازی کرده بود محکوم کرد.
    رویداد دیگر که تظاهرات خیابانی در اعتراض به حُکم قضایی را و به قولی، سرآغاز یک روال کرده است:
    چند سال پیش تظاهرات عمومی در چند شهر آمریکا به نشانه اعتراض به نظر هیات منصفه یک دادگاه در استیت فلوریدای آن فدراسیون که قاضی دادگاه برپایه آن حُکم صادر کرده بود. این دادگاه مردی به نام «جورج زیمِرمَن» را که مرتکب قتل شده بود مجرم ندانست و قبول کرد که تیراندازی او برای دفاع از خود بوده است. این اعتراض ـ اعتراض به حُکم دادگاه به این صورت چشمگیر و گسترش یافته، قبلا سابقه نداشت و اگر روال شود تزلزل در تصمیم گیری در سازمانهای قضایی ایجاد خواهد کرد.
    همچنین دستگیری دو فرد در آمریکا که یک سلاح کشنده با استفاده از اشعه ساخته بودند رویداد کوچکی نبوده است. دستگیری این دو تَن پایان کار نیست و خبر از ساخت سلاحهای تازه، کوچک و بدون صدا دارد و افزایش ترور و قتل در آینده.
    
    2ـ بررسی همین گسترش کوید ـ 19 (ویروس کرونا) ظرف چند روز در سراسر جهان که یک رویداد مشابه جنگ های جهانی قرن 20 است می تواند عواقب کار را بدست دهد و هشدار باشد. گسترش سریع این بیماری و ابهامات پیرامون آن و تأثیرات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ناشی از آن می تواند بر این پایه، اندیشه ساخت وسیله تعرض به دشمن در آینده را پدید آورد که باید سازمان های جهانی حافظ صلح به آن توجه کنند.
    همچنین بررسی قطع بنزین رسانی در چند استیت شرقی آمریکا ازجمله شهر واشینگتن در ماه می 2021 که گفته شده بود کار هکرها بود که در سیستم دیجیتال لوله بنزین رسانی دستکاری کرده بودند و کمبود بنزین در این مناطق باعث بالا رفتن بهای آن شد و ....
    
    3ـ همین طرز دستگیری Roman Protasevich روزنامه نگار مخالف دولت بلاروس در دهه آخر ماه می 2021 با فرودآوردن هواپیمای مسافربَر حامل او که از یک کشور به کشور دیگر از فضای بلاروس عبور می کرد یک سوژهِ تاریخ نگاری است زیرا که قبلا سابقه نداشت.
    
     4 ـ یک فرد آگاه از راههای تازه کسب اطلاع از ایمیل ها و مکاتبات مخابراتی و الکترونیک که با یک سازمان اطلاعاتی آمریکا کنترات داشت به نام «ادوارد سنودِن» از طریق هنگ کنگ به روسیه رفت. تا اینجا، عملی تکراری بود، ولی چون احتمال پناهنده شدن او به یک کشور آمریکای لاتین ازجمله بولیوی می رفت، دولت های اروپای غربی از پرواز هواپیمای ایوُ مورالس رئیس جمهوری بولیوی (رئیس جمهوری وقت) که اتفاقا همزمان در مسکو بود از فراز کشورهایشان ممانعت کردند و این هواپیما ـ هواپیمای یک رئیس جمهوری ـ را در اتریش و برای بازرسی (که سنودن در آن نباشد) فرود آوردند، عملی که در طول تاریخ سابقه نداشت و می رود که روال شود، البته با تبعات آن و ای بسا خطر آفرین. با این رویداد، روش تازه ای وارد عمل شده که می تواند موضوع و مبحث نوینی در تاریخ باشد. ممانعت از پرواز هواپیمای رئیس جمهوری بولیوی (رئیس وقت) و از اعضای اتحادیه آمریکای جنوبی همچنین نشان داد که اروپای غربی وفادار به دولت واشنگتن است و رهبری آن را برخود قبول دارد.
    
     5ـ وقایعی همچون وضعیت لیبی، افغانستان و ... که ممکن است در نقاط دیگر روی دهند ریشه یابی نشده و یا ریشه یابی انتشار نیافته است تا درس دهد. همچنین در برخی کشورها علل روی کار آمدن بی تجربه ها و پارتی دارها و درنتیجه فساد دولتی، غارت اموال و درآمدهای عمومی، توسّل به انواع تقلّب برای تصاحب معادن و اراضی متعلق به همه ملت (دولت) و انتقال این پول به کشورهای دیگر که خشم و کینه می زاید وسیعا منتشرنشده است و در صورت تداوم می رود تا آنارکیسم را زنده کند و این بار به صورت آنارکیست های انفرادی و یا گروههای کوچک و بزرگ که نمونه های آن ـ داعش، القاعده، طالبان و ... مشاهده شدند. چنین اوضاعی هنگام تاسیس سازمان ملل قابل پیش بینی نبود که باید وظایف آن مورد تجدید نظر قرار گیرد.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
مسئله جهانی تریاک افغانستان ـ تولیدکننده 90 درصد تریاک جهان ـ تاریخچه تریاک، واژه آن و یک خاطره از مؤلف این تاریخ آنلاین
موضوع اعتیاد به تریاک و مشتقات آن؛ هروئین و ... دارد یک مسئله جهانی می شود و همه نگاهها به سوی افغانستان است که جای «مثلث طلایی» در تولید تریاک و ساخت هروئین از آن را گرفته است. طالبان در زمان حکومت خود بر افغانستان، تولید تریاک را تا 185 تُن در سال 2001 پایین آورده بودند که طبق آمار سازمان ملل، تولید آن در سال 2002 به 3750 تُن افزایش یافت، در سال 2005 به 4200 تُن رسید و در سال 2011 نسبت به سال 2010 شصت و یک درصد افزایش یافت و در سال 2013 نسبت به سال 2012 یک افزایش سی و شش درصدی داشته است و .... هروئین تولید شده از تریاک افغانستان در سراسر جهان توزیع می شود. طبق برآورد سازمان ملل، هم اکنون 90 درصد تریاک جهان در افغانستان تولید می شود و به همین نسبت هروئین، و روسیه و ایران ـ از این بابت بیش از کشورهای دیگر در معرض خطر انتقال این مواد به صورت قاچاق قرار دارند. جالب اینجا که شمار معتادان افغانستان به نسبت جمعیت این کشور چندان زیاد نیست!.
    چین دو بار (سال 1839 و سال 1866) با انگلستان وارد جنگ شد زیراکه انگلیسی ها تریاک محصول هند را که خودشان کِشت و برداشت می کردند برای معتادکردن چینیان به این کشور صادر می کردند!.
    لید گزارش نوامبر 2013 آژانس فرانس پرس (خبرگزاری فرانسه) درباره افزایش 36 درصدی کشت خشخاش در افغانستان در این سال:
    
Kabul (AFP) - Opium poppy cultivation in Afghanistan reached a record high in 2013. The area under cultivation rose by 36 percent in 2013, the UN drugs agency UNODC said in its annual report on Afghanistan, while production of opium, the main ingredient in heroin, jumped almost 50 percent compared with last year.
    November 13, 2013 - Wednesday

    و اما تاریخچه تریاک:
    
    بوته تریاك به دلیل سازش با هر آب و زمینی، از قدیم الایام در اطراف دریای مدیترانه به صورت خودرو به دست می آمد و به علت داشتن گلهای زیبا، به تدریج به دست انسان كشت شد. نخست مصریان قدیم، سپس ساكنان آسیای صغیر (تركیه) و آنگاه یونانیان و بعد از آنان رومیان با این ماده (بوته تریاك و شیره آن) آشنا شدند. در كتابخانه ی "آجر نبشته" آشور بانیپال (2700 سال پیش) از آن به عنوان داروی مسكن نام برده شده است. بقراط كه آن را Opiumنامید برای درمان بیماریها آن را تجویز می كرد. اسكندر مقدونی آن را با خود از یونان به ایران آورد تا در صورت بیمارشدن نظامیانش به آنها بخوراند و سپس آن را در شرق افغانستان (که آن زمان آریانا یعنی سرزمین آرین ها خوانده می شد) كشت كرد. عرب ها كه در گسترش آن در آسیای جنوبی سهیم هستند، آن را داروی رفع سردرد می پنداشتند. رازی نخستین شیمیدانی بود كه هزار سال پیش خواص شیمیائی تریاك را شناخت و آن را افیون Afiyun(واژه شكسته شده اوپیوم) خواند. سپس ابن سینا در آزمایشگاه خود در اصفهان روی این ماده تجربه فراوان كرد و به اعتیاد آور بودن آن پی بُرد و توصیه كرد كه فقط برای رفع تسكین درد، درمان اسهال و اسهال خونی و «چشم درد» به طور موقت و مقطوع از آن استفاده شود. احتمالا از همین زمان این ماده تریاك Teriac (داروی مسكن) خوانده شده است. در آن زمان برای رفع تسكین درد شیره آن را به مقدار كم با عسل می خوردند زیرا خوردن زیاد آن باعث مرگ می شد. مغول ها و تیموریان (تاتارها) اولین قومی بودند كه از تریاك به عنوان ماده مخدر استفاده كردند. آنها این ماده را به سربازان خود می خوراندند تا در میدان جنگ از كشتن و كشته شدن نهراسند و فرار نكنند. استفاده از تریاك به عنوان ماده مخدر از قرن شانزدهم به تدریج معمول شد و .... در قرن 20، به رغم ممنوعیت این ماده از سوی جامعه ملل و سپس سازمان، ملل كشت تریاك در چند نقطه و اینک عمدتا در افغانستان ادامه دارد.
    خاطره ای از مولف این تاریخ آنلاین
    از دهه 1330 که کشت خشخاش در ایران ممنوع شد و برای قاچاقچیان مجازات سنگین و از اواخر دهه 1340 محاکمه در دادگاه نظامی و اعدام تعیین شد اخبار مربوط از صفحات روزنامه ها ناپدید نشد، زیرا که یک منبع تولید تریاک وجود داشت و آن افغانستان (همسایه دیوار به دیوار ایران) بود. از همان زمان این معمّا وجود داشته است که چرا برای قطع کشت خشخاس در افغانستان یک اقدام جهانی صورت نگرفته است و چرا نمی شود مراقبت از مرزهارا تا آن حد افزایش داد که قاچاقچیان نتوانند در آن رخنه کنند. تریاک که الماس نیست که بشود آن را در آستر لباس پنهان کرد. در سال 1341 ـ زمانی که مدیر برنامه رادیویی «درگوشه و کنار شهر» هم بودم و پرویز یاحقی (آهنگساز بنام) گزارشگر آن، از بس پرونده مواد مخدر بود و ما پخش کردیم که حوصله ها سررفت و مجبور به کسب نظر اهل علم و تجربه شدیم که گفتند تا مصرف کننده باشد تولید کننده و فروشنده هم هست. پخش این مطلب از رادیو، دولت را وادار به چند برابر کردن مراکز درمان معتادان کرد، ولی ....
منظره هايي از کشت خشخاش در افغانستان

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
زومبی Zumbi قهرمان ملی برزیل و یک آزادیخواه بنام
20 نوامبر سالروز اعدام زومبی Zumbi رهبر بردگان فراری برزیل در سال 1695 است و درعین حال یک روز ملی این کشور بزرگ آمریکای لاتین است.
    انتقال سیاهپوستان آفریقا به قاره آمریکا در قرون 16 و 17 و فروش آنان به صورت برده در برزیل، منطقه کارائیب و نیز آمریکای شمالی عمدتا توسط پرتغالی ها انجام می شد. این سیاهپوستان که 20 درصد آنان میان راه در کشتی ها جان می سپردند عمدتا از مردم غرب آفریقا بودند. بردگان سیاه در چند نقطه برضد اربابان دست به شورش زدند و شورش آنان در برزیل که مستعمره پرتغال بود موفقیت بیشتری داشت. شورش برزیل با فرار بردگان از اسارت اربابان از سال 1605 آغاز شده بود. این فراریان که ناراضیان سفیدپوست معروف به نوکران و برخی بومیان (اصطلاحا سرخپوستان) به آنان پیوسته بودند و شمار ایشان روزافزون بود در یک منطقه مرتفع پُر از درخت نخل مسکن گزیدند که به اسم درخت نخل موسوم به پالمارس Palmares شدند. اینان پس از چند سال برای خود رئیس انتخاب کردند و در حقیقت یک منطقه خودمختار در برزیل بوجود آوردند. حکمران پرتغالی برزیل چندبار درصدد جنگ با آنان که بیش از 30 هزارتن [و در آن زمان رقم بزرگی] بودند برآمد ولی هلند که در نزدیکی آن منطقه چند مستعمره داشت مانع شد. پرتغال که منطقه آزاد پالمارس [اینک واقع در ایالت آلاگواس] را برای خود یک دردسر و کانونی برای پناه بردن فراریان و ناراضیان می دید و دیگر هلند را در برابرش نمی دید در سال 1694 با چند واحد نظامی و توپخانه به پالمارس حمله بُرد. زومبی رئیس وقت منطقه آزاد، نزدیک به یک سال مقاومت کرد و سرانجام زخمی و اسیر شد. پرتغالی ها بیستم نوامبر 1695 اورا گردن زدند و به استقلال پالمارس پایان دادند. زومبی Zumbi کشته شد ولی نام او و قهرمانی هایش زنده ماند و در قرن بیستم قهرمان ملی برزیل و آزادیخواهان جهان و روز قتل او یک روز ملی برزیل شد و مجسمه او (عکس زیر) در نقاط مختلف نصب شده و مورد احترام است.


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
زادروز سازنده آبراه سوئز
De Lesseps
19 نوامبر زادروز فردیناند دو لسپس Ferdinand De Lesseps است که در 1805 در ورسای فرانسه در یک خانواده دیپلمات به دنیا آمد و هفتم دسامبر 1894 درگذشت. وی که هفت سال در مصر زندگی کرده بود پس از روی کار آمدن دوستش سعید پاشا در آن کشور، پیشنهاد ساختن آبراه سوئز را به او داد و این کار مهم را به انجام رسانید.
    با گشایش این آبراه، کشتیران ها از طی کردن راه طولانی و توفانی جنوب آفریقا (دماغه امید نیک) آسوده شدند و مدیترانه بار دیگر رونق عهد باستان را به دست آورد. وی سپس به فکر ایجاد آبراهی میان دو اقیانوس اطلس و آرام افتاد تا راه کوتاه شود و بهترین محل را پاناما یافت و مشغول به کار شد که آمریکا کمپانی سازنده را خریداری کرد و خود، این آبراه را به پایان رسانید.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که محاکمه 24 تن همکاران هیتلر در محکمه فاتحان جنگ در Nuremberg آغاز شد ـ اتهام: جنایت علیه بشریت
يک روزنامه چاپ مونيخ عکس متهمان دسته اول، تيتر و سطوري از شرح محاکمه را در صفحه اول خود منتشر کرده بود

بیستم نوامبر 1945 و شش ماه پس از پایان جنگ جهانی دوم در جبهه اروپا، محاکمه 24 تن از مقامات سیاسی ـ اقتصادی و نظامی دولت حزب ناسیونال سوسیالیست آلمان (نازی) در محکمه فاتحان جنگ، مستقر در ساختمان مجتمع قضایی شهر نورمبرگ Nuremberg آلمان واقع در ایالت باواریا آغاز شد که به اعدام بیشترِ آنان ازجمله ژنرال کِیتِل و ژنرال جُدل که خود و نیروهایشان را تسلیم متفقین کرده بودند تا جنگ پایان یابد انجامید، چهار تَن به حبس طولانی و سه نفر از متهمان تبرئه شدند. مقامات درجه دوم دولت نازی آلمان بعدا محاکمه شدند. برخی از مقامات دولت نازی، در آخرین فرصت، با تغییر نام و حتی چهره به آمریکای جنوبی فرار کرده بودند که بیشترشان بعدا و در طول سالها شناخته، دستگیر و جهت محاکمه مسترد شدند و بعضا پس از دهها سال. تنی چند از مقامات ارشد آلمان ازجمله هیتلر قبلا خودکشی کرده بودند و یکی از آنان نیز پیش از مجازات خودرا در زندان کُشت.
    در آغاز محاکماتِ مقامات ارشد دولت نازی آلمان و همدستان آنان که قضات این دادگاه از روسیه، آمریکا، انگلستان و فرانسه انتخاب شده بودند اعلام شد که این محاکمه باید درسی باشد برای همه و بویژه آیندگان که مرتکب جنایت علیه بشریت نشوند و برای انجام هرکاری، قبلا آینده را درنظر بگیرند. جرم این شمار جنایت علیه بشریت است. تعرّض به شوروی، نروژ، دانمارک و ... دلیلی نداشت. روس ها 27 میلیون کشته دادند، حال آنکه دولت مسکو با آلمان نازی قرارِ عدم تعرض امضاء کرده بود و انتظار تعرّض نداشت.
    مقامات درجه دوم دولت نازی آلمان پس از محاکمه دسته 24 نفری انجام شد.
     تصمیم تعیین سرنوشت مقامات آلمانی ـ پس از جنگ، در نشست سران دولت های سه گانه (آمریکا، روسیه و انگلستان) در تهران و در سال 1943 گرفته شده بود. پیش بینی شرکت کنندگان در این نشست، شکست آلمان نازی بود، زیرا که ظرفیت تداوم جنگ با وسعت گرفتن جبهه را نداشت و بیش از حد پیشروی کرده بود و ذخایر آن رو به پایان. محاکمات نورمبرگ تا یکم اکتبر 1946 طول کشید. اتهام ردیف اول این عده، جنایت علیه بشریت بود. در جریان محاکمه، روزنامه نگاران تشویق شده بودند که آن را وسیعا پوشش دهند تا در ذهن آیندگان قرارگیرد و درس بگیرند.
    
جلسه محاکمه هشت تن از مقامات ارشد دولت هيتلر ازجمله گورينگ

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
هشدار تفسیرنگاران آمریکایی در قرن 21، پس از هر انتخابات ریاست جمهوری این کشور که منتخب مراقب هر حرکت چین باشد
تفسیرنگاران آمریکا درجریان مقالات پس از انتخابات عمومی نوامبر 2004 به جورج بوش که تجدید انتخاب شده بود هشدار داده بودند که همه حواس و نیروی خودرا معطوف به خاورمیانه نکند و چشم از پکن بر ندارد که اگر این دولت آزادی عمل داشته باشد در دهه دوم قرن 21 و سال های پس از آن درد سر ساز خواهد بود.
     تفسیرهای پس از هر انتخابات آمریکا عموما درباره نتایج آن، مسائل پیش رو و دادن اندرز به برندگان انتخابات (رئیس جمهور منتخب، سناتورهای منتخب ـ یک سون سناتورها ـ و همه اعضای مجلس نمایندگان) است.
     در تفسیرهای بیستم نوامبر آن سال آمده بود که پکنی ها که خصلتأ هدفی جز کسب مال از راه فروش کالای بعضا نامرغوب و غیر بهداشتی اقتباسی ندارند با استفاده از درگیری جورج بوش در عراق و افغانستان، به بسط نفوذ خود در آمریکای لاتین، آفریقا و حتی مناطقی در اروپا دست زده اند. در آمریکای لاتین، پکنی ها که در عمل، دیگر نه کمونیست هستند و نه سوسیالیست می کوشند به نام سوسیالیست، چپ های آمریکای لاتین را به خود جلب کنند و وارد بازارهای آنها شوند و در آفریقا به نام بی طرف و مخالف سلطه طلبی و در کشورهای درگیر با غرب، به نام ضد امپریالیست. پکنی ها بیش از هر چیز به بازار و کسب و کار توجه دارند. تجارت ظاهرا آسیب زننده نیست ولی تجارت، نفوذ سیاسی را به دنبال خواهد داشت و در هر فرصت، تحریک و مسئله سازی. ما (آمریکا) در خاور میانه نباید جاده صاف کن دولت پکن شویم. دولت های ما پس از درگذشت مائو تلاش کردند با تشویق غیر مستقیم تولیدکنندگان آمریکا به ایجاد شعبه و انتقال تکنولوژی و سرمایه به چین و نیز خرید اجناس چینی، چینیان را از سوسیالیسم دور و کاپیتالیست کنند. تا اینجا، سیاستی مناسب بود ولی آنها اینک به حد کافی از سوسیالیسم دور شده و کاپیتالیست دو آتشه شده اند، بنابراین باید تغییر سیاست داد و تا توان به چالش کشیدن قدرت آمریکا را به دست نیاورده اند آنها را در کانتیمنت قرارداد. آنها در درجه اول، بازار و مواد خام می خواهند و برای رسیدن به این هدف، در جستجوی راه نفوذ در دولت ها و مقامات کشورهایِ دارنده مواد خام و یا دارای بازار باز بر خواهند آمد. اگر از امروز شروع نکنیم فردا خیلی دیر خواهد بود. باید بدانیم که قدرت اقتصادی، قدرت نظامی بدنبال خواهد داشت و کشور پُرجمعیت و کم وسعتی بمانند چین پس از کسب قدرت نظامی و نفوذ سیاسی و اقتصادی در صدد توسعه قلمرو بر خواهد آمد و آسیای شرقی و جنوب شرقی و حتی سیبری در خطر خواهند بود و آمریکا متحد برخی از کشورهای جنوب شرقی و شرق آسیا است. باید روس ها را متوجه خطر چین کرد. گرفتن درس از تصرف بخشی از هند که چینی ها آن را با توسل به نیروی نظامی به دست آوردند باید در مقالات و مصاحبه ها و نطق ها یادآور شود. روس ها نباید خود را فریب دهند و دوست پکنی ها وانمود کنند.
     این تفسیرنگاران پس از انتخابات نوامبر 2008 همین مسائل به علاوه اشاره به قدرت های در حال طلوع را یادآور شدند. میت رامنی که از سابقهِ کار آگاه بود در کَمپِین خود تبلیغات ضد چین به راه انداخت. در سومین هفته نوامبر 2012 اوباما به آسیای جنوب شرقی که از شرق و جنوب، چین را در بر گرفته رفته بود. بیشتر کشورهای این منطقه ازجمله ویتنام و فیلیپین از حرکات چین زیاد راضی نیستند. ویتنام در همین زمان در سال 1979 مورد تعرض دهها لشکر چینی قرارگرفت و تلفات داد زیراکه با مسکو دوست بود و پکن می خواست که ویتنام زیاد به روسیه نچسبد ولی پوتین که آن وضعیت را به خاطر ندارد به پکن نزدیک شده است حال آنکه پکن می کوشد آسیای میانه و نخست تاجیکستان را از روسیه دور سازد. واشنگتن باید مناسبات همه جانبه خودرا با هند تقویت کند زیراکه هندیان شکست نظامی سال 1962 خود از چین و از دست دادن بخشی از کشورشان را فراموش نمی کنند. احساسات ناسیونالیستی هندیان نیرومند است. واشنگتن همچنین باید این تفکر برزیلی ها را تقویت کند که پکنی ها رقیب تولیدات و تجارت آنها خواهند شد زیراکه برزیل یک کشور صنعتی و تکنولوژیک و آلمانِ آمریکای لاتین است و بازار می خواهد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اندرز نوامبر 2004 «دیوید گرگن» به جورج دبلیو بوش که در کارها با افراد باتجربه و جهاندیده مشورت کند
David Gergen
«دیوید گرگن David Gergen» روزنامه نگار معروف آمریكایی در مقاله ای كه در شماره 19 نوامبر 2004 نیویورك تایمز انتشار یافت در باره جورج بوش و تغییرات كابینه اش نوشته بود: بی تردید جورج دبلیو بوش بی پرواترین رئیس جمهوری آمریكا در تاریخ معاصر است.
    گرگن در این مقاله نوشته بود: تا اینجا، از انتصابات و تغییرات كابینه می توان به این نتیجه رسید كه جورج دبلیو بوش با منصوب كردن كاركنان كاخ سفید و اطرافیانش به وزارت، می خواهد كه از اختیارات خود نهایت استفاده را ببرَد و همه مطیع و گوش به فرمان او باشند، بمانند وینستون چرچیل در انگلستان كه در حقیقت خودش همه كاره بود. همه تلاش جورج بوش بمانند هر رئیس جمهوری دیگر آمریکا این است که برتری آمریكا در جهان محفوظ بماند. ولی اگر بخواهد بدون مشورت با افراد باتجربه و جهاندیده هر برنامه و سیاستی را که به نظرش خوش می آید اجرا کند آمریکا را مقروض تر، مردم را ناراضی و حزب جمهوریخواه را در انتخابات پارلمانی نوامبر 2006 و انتخابات عمومی نوامبر 2008 به شکست خواهد کشانید.
     گرگن در مقاله 19 نوامبر 2004 خود به جورج بوش اندرز داده بود که درصدد اجرای تهدیدهای خود و حمله نظامی به کره شمالی و ایران برنیاید که گرفتاری آمریکا را ده چندان خواهد کرد. بوش تنها به این اندرز توجه کرده بود.
    نتیجه انتخابات پارلمانی نوامبر 2006 و انتخابات عمومی نوامبر 2008 نشان داد که پیش بینی «دیوید گرگن» درست بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
هشدار «القاعده» به «باراك اوباما» درباره افغانستان پیش از آنکه زمام امور آمریکا را به دست گیرد



    
باراک اوباما

رسانه های آمریكا نوزدهم نوامبر 2008 ضمن انتشار تصویر بالا، خبر از یک اخطار دیگر «ایمن ظواهری» ـ یک مقام ارشد القاعده داده بودند كه در یك سایت اینترنتی این گروه قرار گرفته و از برخی از شبكه های تلویزیونی عربی زبان پخش شده بود.
    طبق گزارش این رسانه ها، ظواهری (یك پزشك مصری) به باراك اوباما (در آن زمان؛ رئیس جمهوری منتخب آمریكا) كه از بیستم ژانویه 2009 كار خود را در این سمت آغازكرد اخطار كرده بود كه نیروی نظامی بیشتری به افغانستان نفرستد.
    ظواهری در این پیام ضمن اشاره به اظهارات اوباما كه بخشی از نظامیان آمریكایی مستقر در عراق را به افغانستان خواهد فرستاد، گفته بود كه این سیاست به شكست خواهد انجامید.
    ظواهری خطاب به اوباما افزوده بود: اگر شما هم بخواهید كه مصّرانه به سیاست شكست خورده جورج دبلیو بوش در افغانستان ادامه دهید به همان سرنوشت وی و ژنرال پرویز مشرّف و پیش این دو نفر، دولت شوروی و قبل از شوروی دولت انگلستان رو به رو خواهید شد. مروری بر آن شكست ها لازم است.
    ظواهری در پیام قبلی خود كه در تابستان 2008 انتشار یافت مدعی شده بود كه سكوت ایران در قبال مسئله افغانستان، عملا باعث آزادی عمل دولت آمریكا شده است.
    16 نوامبر 2008 اوباما گفته بود كه باید بخشی از نیرویِ 150 هزارنفری آمریكا در عراق را به افغانستان منتقل كرد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 20 نوامبر
  • 1815:   دولت های آلمان، روسیه، اتریش و انگلستان یک اتحادیه بزرگ میان خود تشکیل دادند تا از پیدایش یک ناپلئون دیگر در اروپا جلوگیری کنند.
        
        
  • 1866:   در پی جنگ داخلی آمریکا و لغو بردگی در این کشور دانشگاهِ هوارد Howard University در شهر واشنگتن برای تحصیل سیاهپوستان تاسیس شد که هنوز بکار ادامه می دهد.
        
        
  • 1908:   Alfred Alistair Cooke روزنامه نگار انگلیسی ـ آمریکایی که 58 سال از معاریف دنیای روزنامه نگاری بود در این روز در سال 1908 به دنیا آمد.
        


    وی 42 سال از دوران روزنامه نگاری خودرا در شبکه های تلویزیونی آمریکا ازجمله «ان بی سی» و پی بی اس (شبکه عمومی ـ بدون آگهی تجاری) فعالیت داشت. کوک تا پایان عمر روزنامه نگاری خود یک برنامه تلویزیونی به نام «نامه هایی از آمریکا»را اجرا می کرد که میلیونها مخاطب داشت زیرا که مشکلات جامعه، مسائل جهان و نظرات خودرا در قالب آن بیان می داشت. روز دوم مارس 2004 که 95 سال و چند ماه از عمرش گذشته بود به او توصیه شد که فعالیت روزنامه نگاری را که توام با استرس است رها سازد. او پذیرفت ولی نتوانست بیش از 28 روز دوری یار را تحمل کند و درگذشت. با مرگ او به آن صورت، برای هزارمین بار ثابت شد که نباید یک روزنامه نگار حرفه ای را از ادامه این پیشه بازداشت و از معشوق جدا ساخت؛ درست بمانند ماهی و آب.
        
        
  • 1923:  


    امروز زادروز بانو Nadine Gordimer نویسنده و انساندوست فدراسیون آفریقای جنوبی است که در 1923 به دنیا آمده و برنده جایزه ادبی نوبل سال 1991 شده است. وی تاکنون 23 کتاب و عمدتا داستان منتشر کرده است که معروف ترین آنها «انتخاب عدالت»، «درباره معادن» و July,s People است. Nadine در کتابهابش سعی در ترویج اخلاقیات و برابری انسانها کرده و عصیان را نتیجه مستقیم بی عدالتی خوانده است.
        
        
  • 1942:  


    جوزف رابینِت بایدن جونیور (جو بایدن) در این روز (20 نوامبر 1942) در شهر سکرانتونِ استیت پنسیلوانیا به دنیا آمد و در 20 نوامبر 2020 وارد هفتاد و هشتمین سال زندگی خود شده است. وی که تحصیلات قضایی دارد 36 سال سناتور و 8 سال معاون رئیس جمهوری آمریکا بود. جو بایدن در سال 1972 بانوی خود و دخترش را در یک حادثه رانندگی از دست داد و در این حادثه دو پسر او مجروح شدند. بایدن که چند سال بعد دوباره ازدواج کرده است دارای 2 دختر و دو پسر است. بایدن در دوران سناتوری دچار گردن درد شد و تحت عمل جراحی جمجمه (مغز) قرارگرفت. او برای انتخابات نوامبر 2020 ریاست جمهوری آمریکا از سوی حزب دمکرات نامزد شد و به گزارش رسانه ها و آمار انتشار یافته، برنده شده است که ترامپ رقیب انتخاباتی او نسبت به وضعیت برخی از حوزه های رای گیری اعتراض کرده است. انتخاب رئیس جمهوری برعهده الکتُرال کالج است که در دسامبر 2020 تشکیل جلسه خواهد داد و اگر اعتراض ها به جایی نرسد و ترامپ اعتراف به شکست کند، بایدن از بیستم ژانویه 2021 چهل و ششمین رئیس جمهوری آمریکا خواهد بود. بایدن در کنوانسیون حزب دمکرات، بانو کامِلا هَریس 56 ساله را برای معاونت خود انتخاب کرد. پدر کاملا یک سیاهپوست جامائیکایی و مادرش یک بانوی هندی به نام شیامالا است. شوهر کاملا یک یهودی آمریکایی است. کاملا نخستین بانو خواهد بود که بر کرسی معاونت رئیس جمهوری آمریکا خواهد نشست. معاون رئیس جمهوری آمریکا در عین حال رئیس سنای این کشور است.
        
        
  • 1951:   در پی تیراندازی پلیس مصر به یک کاروان نظامی انگلیسی در منطقه آبراه سوئز، دولت انگلستان هزار زن و کودک انگلیسی را از اسماعیلیه مصر خارج ساخت. مصری ها به انگلستان تاکید کرده بودند که نظامی در منطقه آبراه مستقر نکند زیراکه مصر در نظر دارد آبراه را ملی اعلام کند. دولت لندن به این اخطار توجه نکرده و صدها نظامی به منطقه منتقل کرده بود که پلیس مصر از خود واکنش نشان داده بود. در تیراندازی پلیس مصر 5 انگلیسی کشته شده بودند.
        
        
  • 1962:   خروشچف رهبر وقت شوروی توافق 28 اکتبر 1962 با جان اف کندی رئیس جمهوری وقت آمریکا در مورد خارج ساختن موشکهای اتمی آن جماهیریه از کوبا را به اجرا در آورد و جان اف. کندی رئیس جمهوری وقت آمریکا پایان بحران بر سر کوبا معروف به بحران موشکی که جهان را در یک قدمی جنگ اتمی قرار داده بود اعلام داشت. بحران موشکی کوبا از 16 تا 28 اکتبر طول کشیده بود. طبق سازش 28 اکتبر دو قدرت، قرار شده بود که دولت مسکو پایگاههای موشکی خود در کوبا را برچیند و دولت آمریکا موشک های اتمی خودرا از ترکیه و ایتالیا خارج سازد و تعهد بسپارد که به کوبا تعرض نظامی نکند.
        اگر توافق خروشچف با کِندی در ساعت 10 بامداد 28 اکتبر به وقت واشنگتن چند دقیقه دیرتر صورت گرفته بود کنترل از دست سران دو دولت خارج می شد زیرا فرمانده یک زیردریایی شوروی در خط محاصره کوبا به خدمه این زیردریایی دستور آماده شدن برای شلیک اژدرهای اتمی را داده بود. این موضوع پس از فروپاشی شوروی افشاء شده است. بسیاری از روس ها کوتاه آمدن سریع خروشچف را که می توانست امتیاز بیشتری بگیرد ندانم کاری و بی تدبیری او خوانده اند.
        
        
  • 1969:   روزنامه آمریکایی پلین دیلر The Plain Dealer عکسهای کشتار در روستای مای لای My lai ویتنام را که به دستور ستوان ویلیام کالی W. Calley فرمانده یک ستون پیاده نظام در 16 مارس 1968 صورت گرفته بود منتشر ساخت که در جهان سر و صدای بسیار بلند کرد و سبب شد که این افسر آمریکایی محاکمه و مجازات شود. در این کشتار 400 تا 500 مرد، زن و کودک غیر مسلح ویتنامی جان داده بودند. شرح این کشتار در کتاب تاریخ از زبان شاهدان عینی Eye – Witness History, Edited by J. E. Lewis از صفحه 541 به بعد آمده است. محاکمه کالی از نوامبر 1970 آغاز شد. تمامی 26 تن افراد دسته متهم شده بودند که چون در جریان جنگ، اطاعت امر فرمانده کرده بودند از مجازات معاف شدند. ستوان کالی به حبس ابد محکوم شد که پس از گذشت چند سال مشمول آزادی مشروط قرار گرفت.
    يکي از عکس هاي انتشاريافته از رويداد روستاي «ماي لاي»

  • 1975:  
    Francisco Franco

    ژنرال فرانسیسکو فرانکو (متولد چهارم دسامبر 1892) دیکتاتور اسپانیا در 82 سالگی و پس از 39 سال دیکتاتوری درگذشت. وی که در سال 1926 ژنرال شده و یک سلطنت طلب بود پس از افتادن قدرت در اسپانیا به دست گروههای چپ دست به کودتا زد ولی موفق نشد. همین کودتا باعث جنگ خونین داخلی اسپانیا شد که ضمن آن مسکو و احزاب کمونیست سایر ملل از چپ ها و موسولینی و هیتلر از فرانکو (راستهای افراطی) حمایت می کردند. این جنگ سه ساله در 1939 با پیروی راست ها پایان یافت و فرانکو زمام امور را به دست گرفت. با وجود این، به حمایت هیتلر ـ موسولینی وارد جنگ جهانی دوم نشد. فرانکو که رسانه هارا سانسور و مانع تاسیس احزاب غیر راستگرا بود وصیت کرده بود که پس از مرگ ریاست کشور به شاهزاده خوان کارلوس داده شود و به این ترتیب سلطنت به اسپانیا بازگشت.
        
        
  • 1977:   انور سادات رییس جمهوری وقت مصر در پارلمان اسرائیل نطق کرد.
        
        
  • 1979:   200 سُنّی مذهب 6000 زائر خانه خدا را در کعبه به گروگان گرفتند.
        
        
  • 1994:   دولت کشور آفریقایی آنگولا Angola با گروه مخالفان مسلح خود به نام اونیتا UNITA به توافق رسید و جنگ 19 ساله داخلی این کشورِ یک میلیون و 248 هزار کیلومتری 32 میلیونیِ دارای نفت و الماس و حاصلخیزترین سرزمین جهان از لحاظ کشاورزی به پایان رسید. این جنگ داخلی نیز همانند مسئله کنگو، از نخستین روز استقلال یافتن آنگولا آغاز شد و ریشه در تحریکات معامله گران نفت و سنگهای بهادار داشت. آنگولا که در آفریقای جنوب غربی واقع شده است قرن ها مستعمره پرتغال بود.
        
  • روزنامک (تاریخ جاری)
    یادداشت نگارنده: روزنامه نگاران قدیمی ایران اخراج شدند بدون این كه به آنان گفته شود خسته نباشید!
    در هفته منتهی به 20 نوامبر 2004 (آبان1383)، سه خبر تازه ذهن مؤلف این تاریخ آنلاین را به خود مشغول كرده بود كه برای گریز از آن، در 23 نوامبر همان سال در صدد آوردنش در اینجا برآمد. یكی از این خبر ها كشف تازه پژوهشگران دانش پزشكی بود كه به این نتیجه رسیده اند كه از دست دادن خواب شب و دست كم 8 ساعت خواب در شبانه روز؛ عامل بسیاری از امراض در سنین كهولت و درد و عذاب است. دیگری؛ تنظیم فهرست كسانی از سوی وزارت ارشاد بود كه مشمول سختی كار روزنامه نگاری می شوند، و سومین خبر، انتشار فهرست پژوهشهای «دكتر آنسل كیز» بود كه به مناسبت درگذشت او در صد سالگی به آنها اشاره شده بود و یكی از موارد آن؛ «اندوه ناشی از احساس نقض حق و تاثیر آن بر سلامت روان و جسم» است كه عمدتا در سالهای پیری به فرد روی می آورد و ای بسا كه با همین حالت (پشیمانی از كارهای خوبی كه برای جامعه انجام داده و از او قدردانی نشده) بمیرد و ....
         این اخبار كه با وصف حال این مؤلف تطبیق می کرد، در همان زمان (نوامبر 2004 ـ آبان 1383) وی را به یاد كِشتكار خود در وقت درو كردن انداخت و مشاهده كرد كه زحماتش برای جامعه، آن عایدی (عوض) را برای او نداشته که اینک در پیری؛ دست ـ گیرش شود. در جوانی با هدف «با خیال راحت زیستن» در سالهای آخر عُمر زحمت فراوان كشید ـ زحماتی عام المنفعه. چون نفع شخصی را در نظر نداشت؛ اینک در سالهای آخر عُمر باید در زحمت باشد و نگران، که پس از زمینگیر شدن چه بکند.
         كسانی كه در جمهوری اسلامی ایران برای سختی کارِ روزنامه نگارانِ کنونی، با هدف تأمین دوران پیری و از كار افتادگی آنان فهرست می نویسند، آیا اندیشه روزنامه نگاران گذشته را به خود راه داده اند كه در سال های دوم و سوم بعد از انقلاب ـ پس از دهها سال زحمتكشی، بدون ذكر دلیل، بدون پرداخت عادلانه (غرامت اخراج از کار) و كوچكترین توجه به رفاه آنان، بركنار شدند و ... و یكی از آنان این نگارنده (مؤلف تاریخ آنلاین برای ایرانیان) بود كه ربع قرن، در هر شبانه روز و حتی جمعه ها و تعطیلات رسمی، 20 ساعت مطلب تهیه كرد و خبر نوشت و در سال 1359 (1980 میلادی) بدون دلیل از روزنامه اطلاعات و پیش از آن از رادیوتلویزیون و خبرگزاری پارس اخراج شد. آیا تصور كرده اند كه ربع قرن؛ شروع كردن كار از ساعت چهار بامداد و پایان دادن به آن در ساعت 24 (نیمه شب) چقدر دشوار و خسته كننده است. معمولا افرادی که این رنج را بر خود هموار می كنند و در سنین پایین از قید لذائد زندگانی (که یکی از آنها خواب کافی است) می گذرند امید دارند که آخر عُمر راحت باشند و ما روزنامه نگاران قدیمی ایران از راحت زیستن در آخر عُمر محروم شدیم. اخراج شدیم، بدون این كه كسی بگوید خسته نباشید. از ما گذشت، و این سطور نوشته شد تا روزنامه نگاران جوان از یاد نروند و به روزگار ما نیافتند.
        قصد نگارنده بود که در نوامبر 2008 (آبان 1387)، این مطلب از این تاریخ آنلاین ایرانیان حذف شود زیرا که در چهار سالی که در اینجا (در این تاریخ آنلاین) بود، ترتیب اثر نسبت به آن مشاهده نشد ولی یک روز پیش از حذف (22 نوامبر 2008)، سخنان آیت الله هاشمی رفسنجانی در دانشگاه صنعتی شریف در وبسایت خبرگزاری های داخلی به چشم خورد که در آن اشاره شده بود؛ "در ماههای نخست پس از پیروزی انقلاب، چون کشور حالت منضبطی نداشت و یک دولت دائمی مستقر نبود اشتباهاتی هم صورت می گرفت.".
         تأملی بر سخنرانی آیت الله هاشمی سبب شد که از حذف مطلب ـ فعلا خودداری شود شاید که به روزنامه نگاران اخراجی سالهای 1358 و 1359 که اینک در دهه های آخر عُمر هستند دست کم غرامت سنوات کار احتساب و داده شود. فراموش نشود که در سال انقلاب، همین روزنامه نگاران دست به آن اعتصاب 61 روزه زده بودند و شماری از آنان پس از 12 ـ 13 سال خانه نشستن، در راه اندازی روزنامه های همشهری، ایران و ... کمک موثر کردند. همین تاریخ آنلاین که بدون دریافت کوچکترین کمک مالی از احدی ـ مطلقا ـ توسط یکی از همان اخراجی ها تنظیم و راه اندازی شده است خدمتی است بزرگ به ایران و ایرانی و ایران شناسی، و یک آموزشکده عمومی و رایگان است. اگر یک دولت و یا موسسه دولتی بخواهد چنین کاری را انجام دهد باید بودجه چندین میلیون دلاری اختصاص دهد.
     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
    کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    درباره بانو «دور ِس لِسینگ» نویسنده بنام انگلیسی و برنده جایزه نوبل که در ایران به دنیا آمده بود
    دورِس سند برنده جایزه نوبل شدن را به روزنامه نگاران نشان می دهد
    عادت شده بود که از سال 1950 با هر کتابی که از بانو دوریس (دور ِس) لسینگ Doris Lessing منتشر می شد نشریات ایران بنویسند و تیتر بزنند که نویسنده انگلیسی متولّد ایران چنین کتابی نوشت و سپس شرح کتاب و زندگی نامه دوریس (دور ِس) را تکرار کنند.
        در سال 1962 (1341 هجری خورشیدی) به خواست مدیر عامل وقت خبرگزاری پارس، خود من به مناسبت انتشار کتاب «یادداشت طلاییThe Golden Notebook» نوشتهِ دوریس مطلب مفصلی برای پخش از رادیو تنظیم کردم که رادیو ایران خلاصه آن و رادیو تهران (ایرج گرگین) همه اش را پخش کرد. مخاطبان رادیو از طریق تلفن 27000 (ویژه تماس مستقیم و ابراز نظر مخاطبان) ایراد گرفته بودند که تلفظ دوریس «دور ِس» است و به علاوه دفترچه زرّین (که این دو کلمه را من نوشته بودم) درست نیست، «یادداشت طلایی» درست است زیراکه «زَر» صرفا فلز «طلا» است ولی «طلایی» رنگ طلا (زرد مخصوص) هم می شود و همچنین به جای دفترچه زرین (که من نوشته بودم) باید یادداشت و یا یادداشت های ... می نوشتیم.
        «دورس» جمعا 38 کتاب داستان، نمایشنامه، سفرنامه، بیوگرافی و اُپرا و دهها داستان کوتاه نوشت و برنده جایزه نوبل سال 2007 در ادبیات شد. معروف ترین کتاب های او عبارتند از: علف هایی که آواز می خوانند، یادداشت طلایی، شیرین ترین رُویا، خاطرات بازماندگان، شهر ِ چهارـ دروازه، فرزند پنجم، تروریست خوب، امیلی و آلفرد (درباره مادر و پدرش)، بچه های خشونت، همسایه خوب، درباره جهنم، زیر پوست من و .... وی برنده 17 جایزه ادبی شد.
        با توجه به این مراتب، شرح احوال دورس را با دو تصویر از جوانی و پیری او در تاریخ آنلاین ایرانیان و در میان مطالب مربوط به 22 اکتبر که زادروز او بود درج کردم، از این قرار:
        


    «دورس لسینگ» نویسنده بنام 22 اكتبر 1919 از والدین انگلیسی درشهر کرمانشاه (ایران) به دنیا آمد. پدرش ـ آلفر ِد تایلِر ـ كارمند شعبه بانك انگلیسی معروف به بانگ شاهنشاهی در کرمانشاه و مادرش ـ امیلیEmily Maude Tayler ـ یك نِرس بیمارستان میسیون مذهبی بود. این دو در اروپا ازدواج کرده بودند. آلفرد یک کاپیتان انگلیسی در جریان جنگ جهانی اول بود که مجروح شده بود و ضمن درمان و بستری بودن با امیلی نِرس بیمارستان آشنا شده و ازدواج کرده بود. امیلی و آلفرد نام دورس را هنگام تولد «می» گذارده بودند.
         این خانواده در سال 1925 به طمع درآمد هنگفت از كشاورزی در رودزیای جنوبی (زیمباوه امروز) كه از مستعمرات انگلستان در آفریقا بود، به این منطقه رفتند، ولی در آنجا ورشكست شدند.
         مادر «دورس» كه زنی متعصب و مذهبی بود دخترش را پس از اتمام دبستان به مدرسه ای كه زنان مسیحی تارك دنیا آن را اداره می كردند سپرد كه در آنجا همه اش از بهشت و دوزخ سخن می گفتند. چون حوصله دورس از این مدرسه سر رفت، مادرش اورا در شهر سالزبوری (امروز: حراره) به یك دبیرستان دختران شبانه روزی كه مرد به آنجا راه نداشت سپرد كه دورس از آنجا فرار كرد و در خانه ای خدمتكار شد. وی بعدا به كمونیست ها پیوست، به آفریقای جنوبی رفت و ازدواج كرد. اما، پس از مدتی چون دولت افریقای جنوبی اورا كه محرّك سیاهپوستان بود زیان آور تشخیص داد اخراج كرد. دورس به جای بازگشت به رودزیای جنوبی به لندن رفت و پس از تكمیل معلومات خود در ادبیات، به نوشتن داستان و خاطرات پرداخت. زمینه همه داستانهای دور ِس از تجربه خودش مایه گرفته اند كه در جهان انگلیسی زبان خواننده فراوان دارند و وی را برنده جوائز متعدد از جمله جایزه نوبل و دكترای افتخاری هاروارد كرده اند.
         [دور ِس 17 نوامبر 2013 در 94 سالگی در لندن درگذشت.]
        
     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.



     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com