Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
19 آوريل
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 19 آوريل
ایران
فرانك ها فنون جنگی ایرانیان را به اروپا منتقل كردند
مجسمه يك مِرسنر فرانك اوايل قرن اول ميلادي


     19اپریل سال 2 میلادی سنای روم تصویب كرد كه برای جنگ قریب الوقوع با ایران ده هزار مردِ «فرانك ـ فرانک های جنوبی» اجیر شوند و به جای انتقال با كشتی از طریق بنادر ایتالیا، از راه دانوب و دریای سیاه خود را به آسیا برسانند. آن دسته از فرانك ها كه در آن زمان در جنوب آلمان بسر می بردند (فرانک های شمال) برای جنگ با ایرانیان داوطلب نمی شدند. نام کشور فرانسه از فرانک ها گرفته شده است که قبلا کشورگل خوانده می شد. ژرمن ها (اقوام آلمانی) با این كه قرن ها زیر سلطه رومیان بودند حاضر نمی شدند كه به صورت «مِرسنِر رومی» با ایرانیان وارد جنگ شوند. ایرانیان ژرمن ها را «آلمانیان» خطاب می کنند که نام یک قبیله ژرمن است که در جنوب شرقی آلمان امروز و مرزهای سویس بسر می بُرد. در طول تاریخ، دیده نشده است که آلمان و آلمانی بر ضد ایران و ایرانی قدمی برداشته باشد. ایران در جریان دو جنگ بزرگ قرن بیستم، به خاطر داشتن احساس دوستی و همنژادی با آلمانی ها آسیب بسیار دید.
     بسیاری از آن فرانك هایی که طبق مصوبه اپریل سال 2 میلادی سنای روم به جبهه ایران فرستاده شده بودند، در جنگ با ایران اسیر و یا كشته شدند و تنها چند صد تن از آنان موفق به بازگشت شدند و همین عده تلاش كردند شیوه های جنگی ایرانیان را به فرانك ها بیاموزند كه تیراندازی در جهت مخالف تاخت اسب یكی از این فنون بود.
     این فرانك ها تعریف كرده بودند كه سربازان ایرانی دو دسته اند، یك دسته سواره نظامِ سبك و دسته دیگر مركب از پیاده و سوار سنگین اسلحه. سربازان سنگین اسلحه ایرانی كلاه خودهای فلزی مشابه آنچه را كه رومیان (به اقتباس از نظامیان یونان قدیم تر) بكار میبردند بر سر می گذارند. تیغه ای بر فرق این نوع كلاهخود تعبیه شده كه سرباز با سر خود هم می تواند اعضای بدن سرباز طرف مقابل را هدف قرار دهد. در قرن گذشته نمونه ای از این كلاهخود در ویرانه های شهر نسا، نزدیك اشك آباد ( شهر عشق آباد) به دست آمد كه در موزه این شهر نگهداری می شود.
    
مجسمه اي كه اروپاييان از يك سوار تيرانداز ايراني دوران اشكانيان ساخته اند تا روش تيراندازي در جهت مخالف تاخت اسب نشان داده شود ، مهارتي كه روميان فاقد آن بودند


    
كلاه خود سرباز ايراني عهد اشكانيان

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
پیروزی ایران بر روم در جنگ یک روزه الرقّه (کنار فرات ـ شمال شرقی سوریه)
نوزدهم اپریل سال 531 (دوران پادشاهی قباد یکم) یک سپاه از ارتش ایران به فرماندهی اسپهبد آذربُد (قبلا یک هزاربُد = سرتیپ ـ فرمانده یک واحد هزارنفری) در نزدیکی شهر الرقّه* (که رومیان Callinicum تلفظ می کردند) یک سپاه روم شرقی به فرماندهی ژنرال Flavius Belisarius را بسختی شکست داد بگونه ای که نیمی از نظامیان این سپاه هنگام فرار در رود فرات غرق شدند. علت جنک، ورود رومیان به قلمرو ایران در منطقه فرات شمالی بود. در این نبرد، علاوه بر یگانهای پیاده و سوارِسبک، 15 هزار سوار زره پوش ایران شرکت داشتند. نیروهای رومی مرکب از 30 هزار سوار و به همین میزان پیاده بودند.
    شرح این نبردِ قاطع را Procopius ،Masalas و Mytilene نوشته اند.
    در پی این شکست، ژوستی نیان امپراتور روم شرقی درخواست صلح کرد. قرارداد صلح، سال بعد (سال 532) امضاء شد و روم شرقی از تمامی دعاوی خود در قلمرو ایران ازجمله مناطق شمالی سوریه دست کشید، ولی این قرارداد عُمری بیش از دو سال نداشت.
    ـ ـ ـ ـ ـ
    *الرقّه که شهری در شمال شرقی سوریه است و تا سال 2014 ـ سال استیلای داعش بر آن و مرکز خلافت کردنش 225 هزار جمعیت داشت. این شهر در زمان خلافت عباسیان نیز از سال 796 میلادی تا 809 خلیفه نشین بود و هارون الرشید مدتی از آنجا حکومت می کرد.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاخت و تاز اسماعیل آقا سمیتقو
سی ام فروردین سال 1301 اسماعیل سمیتقو (كُرد) معروف به اسماعیل آقا كه در كُردستان و غرب آذربایجان دست به قدرت نمایی مسلحانه زده بود و با افراد خود به شهرها و روستا ها حمله می بُرد با نیروی ژاندارم وارد جنگ شد كه در این زد و خورد یكروزه ژاندارم ها موفق نشدند.
     اسماعیل آقا از آن زمان به مدت هشت سال با استفاده از ضعف نظامی ایران وقت متناوبا در شمال غربی كشور تاخت و تاز می كرد كه اواخر تیرماه 1309 در اشنویه به دام ارتش افتاد و خود و بسیاری از افرادش كشته شدند و مسئله پایان یافت. وی نخستین تاخت و تاز خود را زیر حمایت نیروهای عثمانی انجام داده بود.
    رضاشاه پهلوی قبلا كوشیده بود كه از طریق مذاكره اورا به رعایت نظم و اطاعت از دولت وادار سازد كه سمیتقو بعدا زیر قولی زده بود که به رضاشاه داده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
داستان شنیدنی وارد كردن خودرو نیمدار (دست دوم) به ایران از سال 1343 تا ... ـ سال ها بازی با یک تبصره!
از آنجا که در دوران نخست وزیری دکتر علی امینی بمانند ماههایی از دوران دولت دکتر مصدق واردات اتومبیل ممنوع شده بود زیراکه درآمد ارزی کشور محدود و قلیل بود، در فروردین 1343 (1964 میلادی) شورای وزیران دولت وقت ایران به منظور جلوگیری از افزایش بهای اتومبیل كه بازار سیاه پیدا كرده بود و خرید «اتومبیل نو» نوبتی شده بود با تصویب آیین نامه ای كه مورد موافقت شورای عالی اقتصاد قرار گرفته بود ورود اتومبیل دست دوم را آزاد اعلام كرد. در مورد واردات اتومبیل دست دوم تاكید شده بود كه این نوع اتومبیل باید با مسافر وارد شود و شرط شماره گذاری آن در ایران منوط بر این است كه اتومبیل از نوعی باشد كه وسائل یدكی آن در ایران یافت شود و تعمیرگاه و میکانیسیَن (نمایندگی فروش) داشته باشد. این تبصره بعدا چند بار لغو و ابقاء شد كه داستانی است شنیدنی. نخستین لغو آن در پی انتقاد روزنامه ها بود كه نوشته بودند به دولت مربوط نیست كه در آزادی عملِ اتباع نسبت به اموالشان مداخله كند؛ یك شهروند شاید بخواهد بدون انتقال ارز اتومبیل كمیابی را به كشور بیاورد و یا این كه پس از نیاز به تعمیر، آن را آتش بزند!.
     پس از مدتی تبصره دوباره ابقاء شد زیرا در مجلس، نمایندگان گفته بودند كه ایران به قبرستان اتومبیل های کهنه وارداتی تبدیل شده است و هر اتومبیل مستعمل وارداتی در طول عُمر تا دو برابر ارزش خود نیاز به وسائل یدکی دارد که باید بابت آن «ارز» داده شود. بعدا معلوم شد نمایندگانی که این حرف را زده بودند در شركتهای وارد كننده اتومبیل نو و یا مونتاژ (مثلا فیات و ...) سهیم بودند و دوباره تبصره لغو شد!.
    موضوع واردات خودرو نیمدار به كشور پس از تغییر نظام حکومتی هم ادامه یافت. برای مثال: پس از پایان جنگ عراق با ایران، مجلس قانونی وضع كرد كه به موجب آن هر دارنده مدرك بالاتر از لیسانس از دانشگاههای خارج كه بخواهد به وطن بازگردد بتواند یك خودرو ــ اتومبیل خودش را ــ كه بدون انتقال ارز خریداری شده باشد به كشور وارد كند، ولی اجرای این قانون هم كه هنوز ظاهرا به قوت خود باقی است و پروانه ها در دست برخی از فارغ التحصیلان مانده است پس از مدتی كوتاه متوقف شد!، که پس از یک دهه اعتراض و شکایت به کمیسیون اصل 90، با شرایطی برقرار شد و بعد از مدتی باردیگر به دست انداز افتاد و ....
    31 فروردین 1391 روزنامه کیهان گزارش از موافقت دولت با واردات اتومبیل دست دوم داد و نوشت:
    رئیس مجمع عالی واردات از مصوّب شدن قانونی برای واردات خودروهای خارجی دست دوم! خبر داد. وی (رئیس مجمع) اظهارداشت که دولت مصوّب كرده است تا خودروهای دست دوم كه بیش از 3 سال از تاریخ تولید و مصرف آنها نگذشته باشد می توانند وارد كشور شوند.
    او در پاسخ به این سوال كه تعرفه واردات خودروهای دست دوم به چه صورتی خواهد بود گفت: به ازای هر یك سال عمر، 3 درصد از تعرفه آنها كاهش می یابد.
    رئیس مجمع عالی واردات اضافه کرد: دستورالعمل اجرایی این مصوّبهِ دولت به گمركات كشور ابلاغ شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
استیضاح هویدا توسط پان ایرانیست ها و متهم شدن دولت وقت به تجزیه ایران و اخطار دكتر هوشنگ طالع ناسیونالیست معروف
دكتر هوشنگ طالع ناسیونالیست معروف
در جلسه سی ام فروردین 1349 مجلس شورای ملی، چهار تن از نمایندگان حزب پان ایرانیست اقدام دولت وقت در قبال بحرین را شدیدا به باد انتقاد گرفتند و گفتند كه دولت به خواست آمریكا كه نسبت به بحرین برنامه دارد [می خواهد که آن را محل استقرار ناوگان خود قرار دهد] از حق ایران گذشته است و بر پایه موازین متعارف باید از مردم ایران هم با انجام رفراندم درباره نقض تمامیت ارضی وطن كسب نظر می‌شد، نه فقط ازبحرینی ها به عنوان مدعی [همین حرفی كه ناسیونالیستهای روسیه اینك در اعتراض به فروپاشی شوروی می زنند]؛ و سپس اعلام كردند كه در استیضاح دولت هویدا پابرجا هستند.
    پنج نماینده حزب پان ایرانیست نهم فروردین 1349 تقاضای استیضاح دولت را به رئیس مجلس تسلیم كرده بودند و عمل دولت وقت را در مورد بحرین، موافقت با تجزیه ایران اعلام داشته بودند كه خلاف قانون اساسی بود.
    در جلسه اول اردیبهشت 1349، متن استیضاح توسط دكتر هوشنگ طالع ناسیونالیست ایرانی معروف و نماینده وقت رودسر قرائت شد. دكتر طالع كه به كار نویسندگی و پژوهش ادامه می دهد پس از قرائت متن، سران دولت را متهم كرد كه برخلاف سوگندی كه یاد كرده بودند تا از حدود و ثغور ایران حراست كنند؛ دارند بر تجزیه آن صحه می گذارند كه نقض قانون اساسی، سوگند و تعهد آنانست. وی كه یكی از امضاء كنندگان استیضاح بود به دولت و مجلس هشدار داد كه از قضاوت تاریخ و انتقام ایرانیان بترسند و به تجزیه خاك وطن رضا ندهند.
    برغم این نطق و استدلال و اخطار دكتر طالع؛ هنگام گرفتن رای اعتماد، 199 نماینده با ابقاء هویدا، عملا اقدام دولت به تجزیه وطن را تایید كردند!. تنها چهار نماینده پان ایرانیست رای مخالف دادند. در آن جلسه یكی از پنج نماینده امضاء كننده استیضاح غیبت داشت.
    جلسه اول اردیبهشت سال 1349 مجلس شورای ملی ایران، یكی از جلسات تلخ این مجلس در طول تاریخ خود بود. چون نمایندگان مخالف تجزیه بحرین، و نیز بسیاری از مردم دست از انتقاد برنداشتند، سرانجام شاه مجبور شد كه این دوره قانونگذاری را چند ماه پیش از انقضای دوره، منحل سازد!.
    قانونا «بحرین» استان چهاردهم ایران بشمار می آمد كه شاه در سفر هند، در یك مصاحبه مطبوعاتی در پاسخ به سئوالی - به طور غیر منتظره گفت كه حاضر است تعیین سرنوشت بحرین را موكول به رفراندم كند، ولی این رفراندم، تنها در بحرین انجام شد، نه در همه ایران؛ كه اشكال قانونی داشته است. یکی از اتهامات امیر عباس هویدا که در فروردین 1358 اعدام شد حمایت از جداشدن بحرین از پیکر وطن بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
یادآوری گذشته با نگاهی بر تیترهای صفحه اول شماره 31 فروردین روزنامه اطلاعات در سال1357 (سال 2537 در تقویم وقت)
در آرشیوها، پژوهشگران و مورّخان با نگاهی بر صفحات اول روزنامه های هر دوره، به اصطلاح سرنخ برای دنبال کردن وقایع و اوضاع آن دوره، افراد و اظهارات می یابند تا ضعف ها و قوت ها، مسیر تحولات و نتایج ِ وعده ها (شعارها)، سیاست ها و برنامه ها را به دست آورند و برنگارند. این روزها در سراسر جهان دسترسی به دوره های پیشین روزنامه ها بسیار آسان شده است زیراکه سی. دی. شده اند.
     با این هدف، نگاهی به کُپی صفحه اول روزنامه اطلاعات ـ شماره 31 فروردین 1357 (سال 2537 در تقویم وقت):
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
كاریكاتوری بر ضد میهندوستی و قدرشناسی، ولی ...



    این كاریكاتور که 11 هفته پس از پیروزی انقلاب انتشار یافت ـ در روزهایی که گروههای مختلف، هرکدام مدعی مالکیّت انقلاب بودند ـ نشان می دهد که گور كوروش پدر و بنیادگذار ایران هم باید پا درآورد (و بمانند شاه و برخی دیگر) از كشوری كه خود ساخته و مناطق نفتدار امروز را با جنگ و جانفشانی به آن ضمیمه كرده است بگریزد و به وطن دیگران پناهنده شود!.
     این کاریکاتور دو ماه و هشت روز پس از انقلاب، در صفحه پنجم شماره سی ام فروردین سال 1358 (شماره ردیف 15834) روزنامه اطلاعات چاپ شده بود كه یك عمل ضد میهنی آشگار به نظر می رسید. روز بعد، تحریریه روزنامه انتظار داشت كه تلفن باران شود و همه اعتراض كنند، ولی حتی یك نفر جرأت اعتراض كردن كه هیچ، تذكر دادن هم به خود نداد كه این چنین به وطن (مادر و خانه مشترك و سبد نان) بی حرمتی شده بود.
    در آن روزها عادت براین بود كه اگر مطلبی مخالف یك گروه نوشته می شد، دسته هایی به راه می افتادند و در اطراف ساختمان روزنامه ها شعار می دادند: ... اعدام باید گردد و نویسنده و کاریکاتوریست مورد نظر اگر فرار نمی كرد و پنهان نمی شد، همان شب و یا روز بعد دستگیر می شد. در روز انتشار این كاریكاتور برای هرچیز شعار داده شد، جز اعتراض به انتشار این كاریكاتور (ضد میهنی) كه به قول «هِگِل» آلمانی، در زیر هر وجب از خاك ایران، مردی در خون خود خفته است تا موجودیت این سرزمین پاسداری شود.
    طبق آمار منتشره، 27 سال بعد در نوروز 1385 بیش یك میلیون ایرانی از همین گور كوروش كه در كاریكاتور (در حال فرار از وطن است ـ وطنی که خود او آن را ساخته و برای همه ایرانیان به ارث باقی گذارده) دیدن كردند و بر غرورشان كه ایرانی هستند افزوده شد. باید دید این ایرانیان در سی ام و سی و یكم فروردیه 1358 كجا بودند؟، یك معمّا است كه باید بررسی و كشف شود.
    این صفحه از روزنامه اطلاعات در «تاریخ» باقی خواهد ماند تا حرف های خود را بزند. در آن زمان تیراژ روزنامه اطلاعات حدود 850 هزار نسخه در روز و بیش از ده برابر سال 1385 (27 سال بعد) آن بود و در نتیجه همه جا باقی مانده است [شماره های گذشته روزنامه اطلاعات سی دی شده اند و این سی دی ها در دسترس همگان].
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو اندیشه
زادروز یک اندیشمند و یک هنرمند آلمانی
گوستاو

«گوستاو فخنر Gustav Fechner» فیلسوف آلمانی 19 اپریل سال 1801 به دنیا آمد و برای تكمیل سایكو فیزیك تلاش بسیار كرد. او در كتاب معروف خود «مقدمه ای بر سایكو فیزیك» اعتقاد به زنده ماندن روح پس از مرگ جسم و اجتماع این ارواح در وقت مقرر را شرح داده است.
    
    - - - - -
    
    «هنریش ماریا فون هس» هنرمند تصویرگر آلمانی نیز در همین روز از ماه اپریل سال 1798 پا به عرصه وجود گذاردكه به تصویرگران توصیه كرده است كه تاریخ بخوانند و برپایه اطلاعاتی كه به دست می آورند به ترسیم چهره افراد و صحنه های قدیم بپردازند تا گذشته بشر فراموش نشود. وی به آن چه كه اندرز داد عمل كرد و به ترسیم تصاویر افراد تاریخساز و صحنه رویدادهای تاریخی پرداخت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسی
تأسیس حزب سوسیالیست پرتغال در آلمان! ـ نگاهی به قدرت گرفتن این حزب و ریاست «آنتونیو گوترس» بر آن
حزب سوسیالیست پرتغال نوزدهم اپریل 1973 تأسیس خودرا در آلمان! اعلام داشت. در آن زمان حکومت پرتغالِ 11 میلیونی و 92 هزار کیلومتری در دست «سالازار»، معروف به دیکتاتور بود. سوسیالیست های پرتغال، آلمان را به این سبب، محل تأسیس حزب خود انتخاب کرده بودند که ویلی برانتِ سوسیال دمکرات، صدراعظم آلمان غربی بود و آلمان شرقی در دست کمونیست ها.
    سال پس از تاسیس حزب سوسیالیست پرتغال (با تفکر نزدیک به سوسیال دمکرات)، نظامیان چپگرای پرتغال دست به یک کودتای آرام (بدون خونریزی) زدند و حکومتِ سالازار را برانداختند و پرتغال موقتا در دست شورای نظامی قرار گرفت. سال بعد از آن، پرتغالی ها و به هدایت (اشاره و تبلیغ) سوسیالیست های این کشور دست به تظاهرات زدند و خواهان اصلاح قانون اساسی و حکومت انتخابی شدند. پرتغالِ کم وسعت و کم جمعیت قبلا یک امپراتوری بود و بر بخش هایی از آفریقا (آنگُلا، موزامبیک، گینه و ...) و در آسیا (گوایِ هند و ماکائوِ چین) و پیش از آنها بر برزیل حکومت داشت و در قرن پانزدهم بر مناطقی از خلیج فارس، که دولت وقت ایران با کمک انگلیسی ها آنان را بیرون کرد.
Guterres


    پس از اصلاح قانون اساسی پرتغال، سوسیالیست ها برنده انتخابات شدند و چند دوره ریاست جمهوری و نخست وزیری این کشور را به دست داشتند. آنتونیو گوترس Antonio Guterres (اینک دبیرکل سازمان ملل) معروف ترین شخصیت سوسیالیست پرتغال است. وی ده سال دبیرکل حزب سوسیالیست این کشور و سال ها نماینده پارلمان و رئیس دولت بود. وی شش سال نیز رئیس اینترنشنال سوسیالیست (اتحاد جهانی سوسیالیست ها) بود. پرتغال ازجمله گروه اول کشورهایی است که به عضویت ناتو و اتحادیه اروپا درآمده و «یورو» واحد پول آن است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روش انتخابات در كوبا
انتخابات منطقه ای اپریل 2005 كوبا كه در آن هشت میلیون رای دهنده شركت كردند و اعضای 169 شورای محلی را برگزیدند پدیده تازه ای در دمكراسی تلقی شده بود زیرا هركس، صرف نظر از این كه عضو حزب كمونیست (حاكم) و مورد تایید این حزب بود و یا نبود می توانست خود را نامزد كند و به رای دهندگان تنها توصیه شده بود كه طبق تشخیص خود از میان نامزدها، افراد توانا و بهتر را انتخاب كنند. رزومه هر نامزد (شرح تجربه و تحصیلات، و هدف ها و تخصص فرد و كارهای برجسته اش) از سوی كمیسیونهای انتخابات تهیه و از قبل در دسترس رای دهندگان قرار گرفته بود و به آنان حق داده شده بود كه اگر بخواهند می توانند قبلا با نامزد مورد نظر مصاحبه كنند.
     پاره ای از كارشناسان امور دمكراسی این روش انتخابات را یك پلورالیسم واقعی خوانده و اظهارات 17 اپریل 2005 فیدل كاسترو را كه گفته بود بی عیب ترین انتخابات در دنیا بوده تایید ضمنی كرده و گفته بودند كه روش خوبی بوده و ناراضی از آن مشاهده نشده بود. كاسترو خواسته بود كه هركس در هرگوشه از دنیا كه به روش تازه انتخابات كوبا تردید دارد بیاید و از نزدیك درباره آن تحقیق كند.
    در این روش نمایندگان تنها برای یك دوره 30 ماهه انتخاب می شوند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو دانش
آغاز کار نخستین كتابخانه عمومی در رُم، 33 سال پیش از میلاد ـ اشاره ای به کتابخانه های عمومی جهانِ قدیم و مراکز تکثیر و ترجمه
نخستین كتابخانه عمومی (پابلیك لایبراری) در جهان كه هر باسوادی حق داشت به آن دسترسی داشته باشد 19 اپریل سال 33 پیش از میلاد در شهر رُم گشایش یافت و ظرف 509 سال (تا سال 476 میلادی) شمار این نوع كتابخانه در قلمرو دولت روم به رقم 26 رسید.
    پیش از رومی ها؛ سومری ها، آشوری ها،بابلی ها، ایرانیان و ... دارای كتابخانه بودند ولی این كتابخانه ها در دسترس همگان نبود كه كتابخانه سفالی آشوری ها معروف ترین آنها است. در ایران، مطالب عمومی را كه هركس می توانست به آن مراجعه كند بر سنگ حك می كردند از قبیل سنگنبشته بیستون.
    نخستین كشوری كه در جهان به ایجاد موسسه تألیف و ترجمه كتاب همت گماشت ایران بود كه 15 قرن پیش، در دوران حكومت خسروانوشیروان، چنین مركزی دایر شد و ترجمه كلیله و دمنه از سانسكریت به فارسی یكی از كارهای آن بود. دائرة المعارف كتاب، كتابخانه مَرو را كه به همت سامانیان تاسیس شده بود و تا تعرّض چنگیزخان دایر بود بزرگترین كتابخانه عمومی و مركز تالیف و ترجمه كتاب در جهان قدیم بشمار آورده است كه روزانه در آن دست كم چهارصد محرّر كتابها را تكثیر (رونویسی) می كردند. همین مركز به احیاء زبان و ادب فارسی كمك بسیار كرد. طرز كار كتابخانه مَرو الگوی جهان امروز قرار گرفته است. (برای اطلاع بیشتر درباره نخستین بنیاد تألیف و ترجمه جهان در ایران، به مطالب 24 اپریل مراجعه شود)
    
نماي ورودي كتابخانه عمومي شهر نيويورك که در دوران معاصر ساخته شده است

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
درگذشت كاشف رادیوم در یك حادثه خیابانی!
Pierre Curie
دكتر پیركوری Pierre Curie فیزیكدان فرانسوی كه به اتفاق زنش «ماری» رادیوم و پلوتونیوم را كشف كرد و به فیزیك اتمی جان تازه داد 19 اپریل سال 1906 (30 فروردین) در یك حادثه خیابانی در پاریس كشته شد. وی پانزدهم ماه می سال 1859 در همین شهر به دنیا آمده بود.
     دكتر كوری پس از فراغت از تحصیل در دانشگاه، كار در آزمایشگاه و تحقیق و تدریس را در پیش گرفته بود. وی نخست روی كریستالوگرافی و سپس مغناطیس به تحقیق پرداخته بود و در مبحث مغناطیس، قانون كوری را در رابطه تاثیر حرارت بر خاصیت مغناطیس نوشته است.
     پیر با كمك زنش در سال 1898 موفق به كشف رادیوم شد. این زن و شوهر همچنین موفق شدند در بیستم اپریل 1902 عنصر رادیواكتیو «رادیوم» را ایزوله كنند و سپس پلوتونیوم و با این عمل، راه برای گسترش فیزیك اتمی و دستیابی به انرژی اتمی و نیز بمب باز شد و .... جایزه نوبل فیزیك سال 1903 به این زن و شوهر دانشمند تعلق گرفت.
     مادام کوری در سال 1911 (و 5 سال پس از مرگ شوهر) نیز برنده جایزه نوبل در شیمی شد. وی پنجم جولای 1934 درگذشت.


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نخستین ماهواره هند در مدار زمین در اپریل 1975
19 اپریل 1975 نخستین ماهوارهِ هِند به نام آریابهاتا Aryabhata در مدار زمین قرار گرفت. هند که می رود کشور اول جهان از لحاظ جمعیت شود یک کشور اتمی ـ موشکی است و دارای ناوهواپیمابر و کشتی های جنگی رادار گریز و میلیون ها نظامی زیر پرچم. شمار پزشکان، ریاضی دانان و کارشناسان هندی کامپیوتر بیش از کشورهای دیگر است. مهاجران هندی در کشورهای انگلیسی زبان فراوانند. نخست وزیر انگلستان یک هندی تبار است و همچنین معاون رئیس جمهوری آمریکا. یک بانوی هندی تبار دیگر ـ بانو Nikki Haley فرماندار پیشین کارولینای جنوبی و سفیر اسبق آمریکا در سازمان ملل نیز خودرا نامزد انتخابات نوامبر 2024 ریاست جمهوری آمریکا کرده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
روزنامه نگاری که جنگ های زمان خود را پوشش داد و اشاره های او در گزارش ها، به قدرت شدن آمریکا کمک کرد
Richard Hardin Davis که از او به عنوان روزنامه نگاری که جنگ های زمان خود را پوشش می داد ـ جنگ هایی که وسیعا ایجاد تغییرات کردند 18 اپریل 1864 در فیلادلفیا بدنیا آمد و 11 اپریل 1916 (در جریان جنگ جهانی اول) درگذشت. تاریخ ژورنالیسم او را که پدرش روزنامه نگار و مادرش یک نویسنده و مؤلف بود یک جرنالیست حرفه ای تمام عیار خوانده است که در این حرفه تحول ایجاد کرد.
    
ریچارد دِیویس

دیویس جنگ آمریکا با اسپانیا را پوشش داد که در آن آمریکا پیروز و قلمرو خارج از محدوده خود از جمله گوام، فیلیپین و پورتوریکو بدست آورد و همچنین اسپانیا را پس از 4 قرن از کوبا بیرون کرد. گزارش های عینیِ دیویس از این جنگ برای «تئودور روزولت» اندرز بود و آغازی برای خروج فدراسیون آمریکا از انزوا.
    دیویس همچنین جنگ انگلیس با بوئرها (مهاجران هلندی) در افریقای جنوبی را پوشش داد و پیش بینی کرد که سرانجام جنگ، پیروزی انگلیسی ها خواهد بود ولی طولی نخواهد کشید که هلندی تبارها با صندوق آراء قدرت را بدست خواهند گرفت و معادن طلای منطقه سبب خواهد شد که هلندی تبارها (سفید پوستان) گرچه در اقلیت باقی خواهند ماند، قدرت را در انحصاز خود قرار دهند (پیش بینی تبعیض نژادی که پشت پرده آن همان انحصار طلا بود).
    دیوس دو سال اول جنگ جهانی اول را نیز پوشش داد که فوت شد. در آن زمان، هنوز آمریکا وارد این جنگ نشده بود. به نظر برخی، پیش بینی های او در گزارش ها و مقالاتش، تفکّر سران آمریکا را در ورود به این جنگ در زمان مناسب تقویت کرد. آمریکا در سال 1917 وارد این جنگ اروپانیان شد و گام به باشگاه قدرت ها گذارد.
    دیویس بر پایه مشاهدات خود تألیفات متعد دارد که برخی از آنها تبدیل به فیلمنامه شده اند. او چند داستان نیز نوشته که کتاب شده اند. وی بر چگونگی سازمان و نشر مجله تعریف تازه نوشته است که طبق این تعریف، مجله یا باید آموزش دهد (فرهنگی و ارتقاء دهنده معلومات عمومی باشد) و یا سرگرم کننده و در هر دو صورت، تصویر و کاریکاتور نقش اساسی در جلب مخاطب برای مجله دارد. دیویس با یک هنرمندِ حرفه نمایش و خواننده و اهل موسیقی ازدواج کرده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
کشتار یهودیان در سه منطقه اروپا در سه نوزدهم اپریل در سالهای 1506، 1902 و 1943
«تاریخ» ثبت کرده است که در سه نوزدهم اپریل ـ در سال های مختلف، یهودیان در سه منطقه در اروپا کشتار شدند.
    طبق مطالب ثبت شده در تاریخ عمومی، در 19 اپریل 1506 در شهر لیسبونِ پرتغال (در هفتهِ مقدس مسیحیان که «ایستِر» یکی از روزهای آن است) بیش از هزار و نهصد یهودی کشتار شدند و اموال آنان غارت شد. این یهودیان قبلا از اسپانیا به پرتغال نقل مکان کرده بودند زیراکه حاکمان دو منطقه در اسپانیا دست به آزار آنان زده بودند. پادشاه وقت پرتغال یهودیان را تحمل می کرد، ولی تحت فشار روحانیون کاتولیک پرتغال در سال 1497 به آنان تکلیف کرد که مسیحی شوند و یا پرتغال را تَرک کنند و برخی از آنان پذیرفتند و در ظاهر مسیحی شدند که باز پاره ای از مقامات کلیسا نپذیرفتند و گفتند که یهودیَت، توأماً نژاد و دین است و مسیحی شدن آنان ظاهری است نه باطنا و واقعا. در خطابه های مذهبی به مناسب ایستِر (ایسترِ اپریل 1506)، پرتغالی ها تحریک شدند و دست به کشتار یهودیان زدند که این کشتار که سه روز طول کشید به Lisbon Pogrom معروف شده است.
    نوزدهم اپریل 1902 در شهر پانصدهزار نفریِ Kinshinev در مولدُوا (در آن زمان، گوشه ای از روسیه تزاری و مجاور رومانی) در مراسم ایستِر، مسیحیان منطقه تحریک و به رغم حمایت تزار روسیه از یهودیانِ قلمرو خود دست به کشتار و غارت آنان زدند.
    نوزدهم اپریل 1943 نیز ارتش هیتلر در شهر ورشو (پایتخت لهستان) به محله یهودیان که تحت نظر بود حمله برد و دست به کشتار آنان و بازداشت و فرستادنشان به اردوگاه زد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ریشه تنش هندو و مسلمان در شبه قاره هندوستان
19 اپریل 1632 «شاهجهان» امپراتور تیموری [مغول تبار] هند دستور تخریب معابد هندوها را صادر كرد و با این دستور، آتش دشمنی هندوها با مسلمانان شبه قاره را روشن ساخت ـ آتشی كه هنوز خاموش نشده است.
    در پی این دستور، در مدتی كمتر از یك هفته تنها در «بنارس» 76 معبد هندوها ویران شد.
     انگلیسی ها پس از سلطه بر هند، از دشمنی هندو و مسلمان برای تثبیت سلطه خود استفاده بردند. تجزیه این شبه قاره و جدا شدن مسلمانان هندوستان و ایجاد پاکستان در 1947 و بعدا بنگلادش از تجزیه پاکستان در سال 1971 تا حدّی زیاد ریشه در همان دستور «شاهجهان» دارد. پس از ایجاد پاکستان، دشمنی سنی و شیعه در پاکستان آغازشد که این درگیری ـ بعضا خونین ادامه دارد. در پاکستان، شیعیان به «جعفری» معروف هستند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاسیس کشور بلژیک و نگاهی کوتاه به تاریخچه و ساختار آن
نشست نوزدهم اپریل 1839 لندن «استقلال، بیطرفی و سلطنتی بودن» بلژیک را تضمین کرد و همین «تضمین بازی ها» از علل دو جنگ جهانی قرن 20 بود و ترس از سلاح اتمی است که مانع جنگ جهانی دیگری شده است، نه ابتکار و خردمندی «دولت ـ مردان».
     بلژیک از زمان سلطه رومی ها که یک ایالت این امپراتوری به نام «گالیا بلژیکا» بود تا انقلاب سال 1830 به صورت یک کشور مستقل نبود و حاکمیت ملی نداشت. این انقلاب استقلال بلژیک را اعلام داشت که نشست سال 1831 قدرت های اروپایی آن را تایید و نشست 1839 لندن این استقلال را تضمین کرد.
    ساکنان ِ به آن ترتیب استقلال یافته بلژیکِ 30 هزار کیلومتری (و اینک 11 میلیون نفری) سه گروه بوده اند؛ فلاندرها در شمال، والون ها در جنوب و آلمانی ها در جنوب شرقی. فلاندرها به زبان فلمیش (فلمینگ) تکلم می کنند و «والون ها» فرانکو فون (فرانسوی زبان) هستند با فرهنگ های مختلف و در زمان برتری هر قدرت اروپایی؛ اسپانیا، فرانسه و ... تابع آن قدرت و در نتیجه صحنه جنگها. ناپلئون در سال 1815 در واترلو (ناحیه ای در نزدیکی بروکسل) شکست نهایی خورد. از این زمان بود که بلژیکی ها به اندیشه استقلال افتادند.
     بلژیک یکی از کشورهای دو زبانه جهان است و اینک عملا پایتخت ناتو و اتحادیه اروپا. اشتراک زبان، نژاد و فرهنگ با دو همسایه، سبب شده بود که اتحادیه بنه لوکس (هلند، بلژیک و لوکزمبورگ) به وجود آید. هرسه کشور از موسسان اتحادیه اروپا هستند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
بوی نفت و علاقه دیرپای انگلستان به جنوب عراق
19 اپریل 1941 نیروهای اعزامی انگلستان از هند، ظاهرا به هواداری از نایب السلطنه عراق كه در پی كودتای «رشیدعالی الگیلانی» از سوی مجلس این كشور بركنار شده بود بصره و نواحی اطراف آن را متصرف شدند.
     انگلیسی ها از زمان زندیه نسبت به بصره كه در صدر اسلام برای نظارت بر مناطق جدید الاسلام شرق دجله ساخته شده است حساسیت خاص داشته اند و این حساسیت از ماه می 1908 كه نخستین چاه نفت خاورمیانه در مسجد سلیمان به بهره داری رسید بیشتر شده است زیرا بصره در مركز منطقه نفتی خاور میانه قرار گرفته است.
    حمله نظامی آمریكا به عراق در مارس 2003 باعث شد كه انگلیسی ها بار دیگر به عراق بازگردند و هفت هزار نظامی وارد جنوب عراق و منطقه بصره کنند.
    
يک نظامي مسلح انگليسي در بصره، در اپریل 2007

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
انفجار مرگبار در ساختمان دولت فدرال آمریکا در اُكلاهماسیتی در نوزدهم اپریل 1995
نوزدهم اپریل 1995 انفجار یك خودرو وَن (بزرگتر از استیشن واگن) حامل بمب در اُكلاهماسیتی، ساختمان دولت فدرال آمریكا در این شهر را ویران ساخت و باعث مرگ 168 تَن و جرح بیش از 500 نفر دیگر شد. بعدا یك نظامی سابق آمریكایی به نام Timothy Mcveighتیموتی مکوی 33 ساله به اتهام انجام این عمل دستگیر و پس از محاكمه اعدام شد.
    وی كه یك «ناراضی» معرفی شده بود به این عمل خود اعتراف كرده بود. یك همدست تیموتی نیز به حبس ابد محكوم شده است.
    
Mcveigh در لباس ارتش آمریکا و در لباس زندان


    
ساختمان فدرال ( محل استقرار ادارات دولت مرکزي آمريکا) در اکلاهماسيتي پس از انفجار

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
19 اپریل 2003 و پرسش جهانیان: خونریزی و اختلافات داخلی در عراق تا به کِی ادامه خواهد داشت و نتیجه نهایی چه خواهد بود؟
19 اپریل سال 2003 ، یك ماه پس از اعلام سقوط دولت عراق و تکمیل اشغال نظامی این کشور، پرسشهای متعدد به ذهن جهانیان آمده بود كه می توان به آرشیوها رجوع کرد و آنها را در صفحات نامه به سردبیر و تلفن به دبیر امور عمومی روزنامه ها (پابلیک ادیتور روزنامه رها) به دست آورد ــ پرسشهایی كه پاسخ به پاره ای از آنها ممكن است پس از خروج اسناد از طبقه بندی داده شود. پاره ای از این پرسشها از این قرار بود:
    
    ـ چرا ارتش عراق در جریان تعرض آمریکا، آن طور که باید، برای دفاع ظاهر نشد؟. آن همه اسلحه عراق؛ تانك و هواپیما چه شدند؟. افراد گارد جمهوری عراق که قبلا آن همه مطلب درباره انضباط و وفاداری آنان گفته و نوشته شده بود در چه وضعیتی و کجا هستند؟. نظامیان بعثی عراق چه شده اند و بعدا چه خواهند کرد؟. تكلیف آن همه اسلحه در دست مردم چه می شود؟. چرا پلها و جاده هایی که بر سر راه نیروهای حمله گر بودند تخریب نشدند؟. مقامات میانی و اعضای حزب بعث كه از دهها سال پیش قدرت را در عراق در دست داشتند، چه شدند و در چه وضعیتی قرار دارند و حرکت بعدی آنان چه خواهد بود؟. پلیس و ماموران امنیتی دولت بعثی عراق چه شده اند؟. اگر عراق که می دانیم دستپخت انگلستان پس از جنگ جهانی اول، از به هم جوش دادن نژادهای مختلف و پیروان ادیان و مذاهب گوناگون است دچار تفرقه و جنگ داخلی ـ میان کُرد، شیعه و سُنّی ـ شود، کدام سازمان جهانی و دولت برای رفع معضل اقدام خواهد کرد و چگونه؟، و ....
    
    - در چهار سال بعد از اشغال نظامی عراق (از 19 اپریل 2003 تا 19 اپریل 2007) رویدادها و وضعیت عراق ثابت کرد که نگرانی ها از برخوردهای نژادی ـ مذهبی و تقسیم منافع و سهم خواهی ها درست بود. تنها در 19 اپریل 2007 در انفجارهای انتحاری عراق 183 تن کشته و دهها تن دیگر مجروح شدند. عکس زیر در این روز در پی انفجار انتحاری یک خودرو در یک ایست بازرسی پلیس در بغداد برداشته شده است. در این انفجار 33 نفر کشته و 75 نفر دیگر مجروح شدند. در این روز این سئوال مطرح بود که خونریزی و اختلافات داخلی در عراق تا به کی ادامه خواهد داشت و نتیجه نهایی چه خواهد بود؟.
    
    روزنامه نگارانی که تا این سال (سال 2007) از عراق دیدن و اوضاع را از نزدیک مشاهده کرده بود از فساد اداری و ندانمکاری و اغراض و تبعیض گزارش داده و مسافران عادی از نبود وسائل رفاهی و تمیز نبودن شهرها و ناشادی عراقی ها سخن گفته بودند.
    
     یکانهای رزمی آمریکا تا دسامبر 2011 به تدریج عراق را ترک کردند ولی به نظر می رسد که اختلاف نظرها (مسائل نژادی و مذهبی) در پشت پرده باقی مانده اند و خونریزی گَهگاه به چشم می خورد. آمریکا دوباره واحد رزمی در عراق مستقر ساخته و دولت سعودی که به نظر می رسد در میان سُنی های عراق تا حدودی از نفوذ برخوردار است می کوشد که به دولت بغداد نزدیک شود و موضوع رفراندم کُردهای عراق که برگزار شده است مسکوت مانده است.


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 19 آوريل
  • 1171:   حكومت فاطمیون (شیعیان) بر مصر پایان یافت و زمامداری این كشور به دست ایّوبیان (کُردها) افتاد. کُردها سالها بر منطقه وسیعی در خاورمیانه و خاور نزدیک حکومت داشتند.
        
        
  • 1770:   ماری آنتوانت شاهزاده خانم (پرینسس) اتریش غیابا (وکالتی) به عقد ازدواج لوئی شانزدهم پادشاه فرانسه درآمد. این دو پس از انقلاب فرانسه، در دادگاه انقلاب محکوم و گردن زده شدند.
        
        
  • 1882:   چارلز داروین صاحب فرضیه «موجودات» در این روز درگذشت. وی در 1809 بدنیا آمده بود.
        
  • 1899:   جزایر فیلیپین كه قرن ها متعلق به اسپانیا بود در پی شكست این كشور در جنگ دریایی مانیل از آمریكا، از این روز به دولت واشنگتن تعلق گرفت و تا سال 1946 این وضعیت ادامه داشت. امپراتوری ژاپن در جریان جنگ جهانی دوم، به مدت چند سال فیلیپین را از دست آمریکا خارج ساخته بود.
        
        
  • 1923:   «قانون انتخابات مصر» زنان و نظامیان را از دادن رای محروم كرد.
        
        
  • 1941:   ارتش بلغارستان از فرصتی كه جنگ جهانی دوم فراهم آورده بود استفاده كرد و به مقدونیه حمله بُرد.
        
        
  • 1945:   ناو هواپیمابر آمریكایی فرانكلین براثر حمله ژاپنی ها آسیب دید.
        
        
  • 1949:   ایرلند از انگلستان جدا شد و اعلام استقلال با برقراری نظام جمهوری کرد.
        
  • 1950:   در این روز نخستین پرواز جت مسافربر برفراز اقیانوس اطلس و طی کردن عرض این اقیانوس انجام شد.
        
  • 1954:   پارلمان پاکستان اُردو و بَنگالی را زبان های رسمی پاکستان اعلام کرد. در آن زمان، بنگلادش به نام پاکستان شرقی بخشی از جمهوری پاکستان بود که در سال 1971 جدا شد و کشوری مستقل شده است.
        
  • 1960:   دانشجویان و جوانان در کره جنوبی اعتراض و تظاهرات خیابانی آغاز کردند و خواهان برقراری دمکراسی واقعی شدند که در پی آن سیگمان ری Sygmann Rhee از سمت ریاست جمهوری کناره گیری کرد و انتخابات کره جنوبی رنگ واقعی تر بخود گرفت. سیگمان ری نخستین رئیس جمهوری کره جنوبی پس از تسلیم شدن ژاپن به فاتحان جنگ جهانی دوم و تقسیم موقّت شبه جزیره کره به دو منطقه ـ شمالی و جنوبی ـ بود.
        
        
        
  • 1971:   نخستین ایستگاه فضایی به نام سالیوت - 1 = Salyut -1 از سوی دانشمندان شوروی در مدار زمین قرار گرفت و به مدت 175 روز و تا 11 اکتبر 1971 کره زمین را دور می زد. این نخستین ایستگاه فضایی سه سرنشین داشت.
        
        
  • 1971:   19 اپریل 1971 سییِرالئون Sierraleon واقع در آفریقای غربی جمهوری شد. این کشورِ 8 میلیونی تا 27 اپریل 1961 مستعمره انگلیس بود که در چارچوب جامعه مشترک المنافع انگلستان استقلال یافت. اعلام جمهوری شدن یعنی خروج از جامعه مشترک المنافع. نخستین اروپائیانی که به سییرالئون رسیدند پرتغالی ها در 1492 بودند. نام سییرالئون از یک رشته کوههای این کشور گرفته شده که به کوههای شیر معروف بوده اند. 79 درصد مردم این کشور مسلمان هستند.
        
        
  • 1975:   هند نخستین سفینه فضایی خود به نام «آریابهاتا» را در مدار زمین قرار داد.
        
        
  • 1978:   سنای آمریکا تصویب کرد که کانال پاناما به دولت پاناما داده شود.
        
  • 1978:  
        ...............
        
    کُپی مطالب ستون «امروز در تاریخ» نوشتهِ نوشیروان کیهانی زاده که در صفحه 6 شماره 15588 روزنامه اطلاعات (30 فروردین 1357) درج شده بود


        
  • 1989:   در رزمناو سنگین 45 هزار تُنی آمریکایی آیوا USS Iowa انفجار روی داد و 47 تن کشته شدند. انفجار در محل استقرار توپِ شماره 2 این ناو روی داده بود. ناو آیوا که در جنگ های دوم جهانی، کره و ویتنام شرکت کرده بود بازنشسته شده و به صورت موزه و بازدید رایگان در ساحل لس آنجلس نگهداری می شود.
        
        
        
  • 1999:   چندی پس از احیاءِ وحدت آلمان و خروج نظامیان روسیه پس از دهها سال از شرق آلمان (جمهوری دمکراتیک آلمان ـ آلمان شرقی)، پارلمان فدرال (سراسری) آلمان ـ Bundestag بار دیگر به شهر برلین انتقال یافت.
        
        
  • 2000:   بوئینگ 737 هواپیمایی فیلیپین ـ پرواز 541 ـ در جریان یک پرواز داخلی سرنگون شد و 131 سرنشین آن کشته شدند.
        
        
  • 2011:   فیدل کاسترو رهبر انقلاب کوبا در این روز و پس از نزدیک به نیم قرن، از دبیر اولی حزب کمونیست کوبا (حزب حاکم) کنارگیری کرد و اعلام داشت که از آن پس نظرات خود را به صورت مقاله منتشر می کند که همه و در همه جا از آن آگاه شوند. کاسترو 5 سال و 7 ماه بعد، در نود سالگی در 25 نوامبر 2016 درگذشت.
        
  • کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    شنیدن درد دل دو مسافر روس و سوریه ای در فرودگاه استانبول در یکم مارس 2016 از وضعیت ـ پیش بینی های آنان
    سه شنبه یکم مارس 2016 در مسیر از آمریکا به ایران وارد فرودگاه استانبول شدم و چند ساعت در این فرودگاه بودم و بمانند 60 سال گذشته (از 1956 به این سوی) از این گیت به آن گیت رفتم تا سوژه بیابم که خوراک یک ژورنالیست ـ تاریخ نگار است.
        اخبار مربوط به کُشت و کُشتار در ترکیه همان روزها انتشار یافته بود و از این بابت، آثار نگرانی و احتیاط در چهره و رفتار مسافران مشاهده می شد. مسافران ایرانی که با پروازهای مختلف و از گوشه و کنار اروپا و آمریکای شمالی و بعضا ترکیه غربی آمده بودند تا به ایران بروند صحبت از مشکل ِ نبودِ پرواز ِ «نان ستاپ» می کردند. این نارضایی، میان ایرانیان مقیم آمریکا و کانادا بیشتر بود. اینان می گفتند که انتظار ما که عمدتا سالخورده هستیم این بود که پس از سازش هسته ای، دست کم پرواز مستقیم میان آمریکا و ایران از سر گرفته شود. اگر مشکلی در کار شرکت های هواپیمایی ایران است، با پرواز مستقیم شرکت های هواپیمایی آمریکا به تهران موافقت شود.
        در این میان، یک ایرانی مقیم اروپا که عازم اصفهان ـ شهر خود ـ بود گفت: سال ها تلاش کردم که گذرنامه اروپایی (کشور محل اقامت خود) بگیرم تا از مشکلات گرفتن ویزا برای سفر به آمریکا، کانادا، ژاپن، تایوان، استرالیا و کره جنوبی که شرکت محل کار من ارتباط تجاری با آنجا دارد آسوده شوم که با مصوّبه اخیر کنگره آمریکا، این مشکل بازگشت داده شده است و هر ایرانی که در طول 5 سال به زادگاه خود ـ ایران رفته باشد نمی تواند از معافیت ویزا برای یک اقامت کوتاه مدت در این کشورها برخوردار شود. یعنی که برای ما ایرانیان همان آش است و همان کاسه. دولت ایران هم به موقع به اقدام کنگره آمریکا اعتراض نکرد و از «اوباما» مصرّانه نخواست که دست کم اجرای آن مصوّبه کنگره را به تأخیر اندازد.
        در بخش انتظار گیت مجاور، صندلی مناسبی برای نشستن یافتم. یک زن نسبتا سالخورده، سنگین وزن، چکمه پوش و سرخ موی با یک پسربچه آنجا و در همان ردیف نشسته بود و در کنار این دو، یک مرد جوان ظاهرا 30 ـ 35 ساله. پسربچه نام ایرانی داشت و این را هنگام خطاب کردن او فهمیدم و از آن زن پرسیدم که آیا ایرانی است؟، گفت که روس است و از اِربیل (اقلیم کُردستان) به بُخارست (رومانی) می رود تا در اینجا ـ در بیمارستان، پشت گوش این کودک که استخوان اضافی دارد عمل جراحی شود. پدر کودک که یک کُرد عراقی است سالها پیش در روسیه در دانشگاه شاگرد او بود و این کار را از وی خواسته است زیرا که خودش نتوانسته از محل کار مرخصی بگیرد. گفتم چرا در یک بیمارستان روسیه، نه؟، که درد دل کردن را آغاز کرد. پرسیدم که استاد چه رشته ای است گفت 62 ساله است و استاد تاریخ ِ روانشناسی و انسان شناسی ِ از دیدگاه روانشناسی نه تاریخ و نژاد و ....
        این بانوی روس گفت که پدرش یک نظامی بود، با او 5 سال در تاجیکستان، سه سال در ازبکستان و چهار سال در آلمان شرقی ِ وقت زندگی کرد و هر سه زبان فارسی، تُرکی ازبکی و آلمانی را به علاوه انگلیسی می داند. یک سال هم در هند بود. او گفت که در چند سفر به اقلیم کُردستان و دیدار این دوستان (خانواده کودک) الفبای عربی را هم یاد گرفته ولی خواندن، نه نوشتن. در تاجیکستان، فارسی را به الفبای روسی می نویسند.
        پرسیدم که اوضاع روسیه را چگونه می بیند گفت که فعلا آنجا کم و بیش فساد اداری ـ اقتصادی مشاهده می شود. حرص پول زدن و مادیگری باعث هرگونه فساد می شود و خدا داند که روند فساد اقتصادی و حرص جمع کردن پول و زندگی لوکس داشتن که از روز فروپاشی آغاز شده به کجا بیانجامد. از لحاظ روانشناختی، این وضعیت قابل پیش بینی بود. در هر کشوری که چنین تغییر عمیق ایجاد شود، افرادِ قبلا محروم و عُقده قدرت و ثروت داشتن به مقام های دولتی مخصوصا امور اقتصادی دست اندازی می کنند و چون تصوّر می کنند که تا ابدیت زنده هستند و بر خَر مُراد سوار، از توجه به جیبِ شان خودداری نمی کنند و اطرافیان یلتسین و پوتین از همین آدم ها و همین قماش بوده اند. در پی فروپاشی، چند استاد اقتصاد از هاروارد و نیویورک به مسکو آمدند و گردانندگان وقت را که شماری آزمند و خودپرست بودند به اقتصاد کاپیتالیستی هدایت کردند و دست فرد آماده کسب پول از هر طریق در این نوع اقتصاد باز تر است و گمان نمی کنم که روسیه در چند سال باقی مانده از عُمر من درست شود، مگر با کودتا و مداخله نظامیان. من امیدی هم به مدعیان سوسیالیسم و ناسیونالیسم در جامعه روسیه ندارم. پس از فروپاشی، قرار بود که جماهیر شوروی بشود جامعه مشترک المنافع که دیدیم مقامات هر جمهوری برای خودشان شدند سلطان و به راه استقلال و جدایی کامل رفتند ولی در هر جمهوری اقلیت روس وجود دارد و خطر طغیان و جنگ داخلی ـ جنگ داخلی و مداخله یک قدرت اتمی [روسیه]. آیا از خودتان پرسیده اید که چرا روسیه ای که 75 سال استقلال اقتصادی داشت، حالا وابسته به نفت شده است؟. پیش از فروپاشی، توده های روس دست کم در نَداری [بی ثروت بودن] برابر بودند. البته نه مقامات حزب و دولت که فروشگاه و بیمارستان اختصاصی و خانه ییلاقی داشتند. پدرم سرهنگ بود و اگر می خواست که بیش از سهمیه اش سیگار بکشد باید دست یک نظامی زیر دست را می بوسید تا سیگار اورا بگیرد. ما چند سال در دو اطاق در طبقه پنجم یک ساختمانِ بدون آسانسور زندگی می کردیم ولی فساد اقتصادی نبود و روس های بالای 40 سالگی آرزوی بازگشت به همان دوران را دارند.
        در این موقع مسافران به مقصد این بانوی روس برای سوار شدن فراخوانده شدند و من ماندم و آن مرد جوان که گفت از مردم شهر حَماه در سوریه است و عازم نیکوزیا (قبرس). تا حدّ رفع نیاز، انگلیسی می دانست. چون پرسش های دیگری از او کردم، پرسید که آیا پلیس مخفی هستم؟، گفتم نه، فقط کنجکاو هستم. گفت که تا پیش از جنگ داخلی، معلّم مدرسه بود و زنش مربّی کودکستان. مادرش کُرد است و به کردستان عراق که اَمن است رفته است و او برای دیدار مادر به آنجا رفته بود. این مرد گفت که در کردستان عراق از مسافران شنیده بود که بقیه عراق غرق در فساد اقتصادی و نا امنی است و لیبی و هر کشوری که در سالهای اخیر دگرگون شده است همین وضعیت را دارد. افغانستان همین طور و پیشتر از همه، پاکستان و از زمان تأسیس. یمن از زمان ملکه صبا دو قسمت بود، چرا آن را یک کشور کردند که چنین شود؟، تعمّد در کار بود. چرا در سومالی کودتا به راه انداختند که چنین وضعیتی باشد. آرامش اوکراین موقّتی است. اروپا شده است مهاجرنشین آسیا و آفریقا و مهاجران خشمگین و آماده انجام هرکاری ازجمله خودکشی. چرا طالبان را درست کردند و بعد، بهانهِ برانداختن به دست آوردند و …. داعش را ناگهان از زمین سبز کردند و گفتند که به نام اسلام آدم بکشد، تخریب کند، تجاوز به زنان کند و … تا به نام سرکوب آن در منطقه حضور داشته باشند. اسلام دین مهربانی کردن و بخشندگی است. مردم کشورهای دگرگون شده آرزوی بازگشت به دوران سابق را دارند. اگر به سوریه بروید می بینید که چقدر خرابی شده است، بودجه نصف دنیا را هم که خرج کنند، خرابی ها مرمّت نمی شود. چرا می خواهند که در خاورمیانه آشوب باشد؟، نمی دانم. آشوب، دربدری و ناامیدی است که ناراضی و ازجان گذشته می سازد و اصطلاحا تروریست. همسایه شیعه مذهب ما در حَماه سه سال پیش به من که از وضعیت می نالیدم گفت که دوره آخرالزمان نزدیک است. به پیش بینی خود من؛ کره شمالی ژاپن و کره جنوبی را نابود می کند و جنگ اتمی سراسری آغاز می شود.
        به اینجا که رسیدیم، نوبت هواپیمای عازم تهران برای سوارکردن مسافران رسید، گفت و شنید ما پایان یافت و مسافران بمانند 40 سال پیش با اتوبوس به محل پارک هواپیما منتقل شدند.
     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
    نامه به مولف
    پیام تأمل برانگیز یک مخاطب که تصمیم گرفته است نظرات 20 حقوقدان و 20 مجتهد جامع الشرایط را درباره ضابطه خانه های خالی استعلام و کتاب کند
  •  
        در چند روز منتهی به 29 فروردین 1400 (18 اپریل 2021)، دریافت اظهارنظر درباره طرح مجلس یازدهم مبنی بر دریافت مالیات تصاعدی از خانه های خالی که پس از تأیید شورای نگهبان قانون شده و با امضای رئیس دولت که دوران ریاست او بر قوه اجرایی در مردادماه 1400 پایان می یابد به اجرا درآمده است ادامه داشت. برخی از این نظرات، مشابه همان نظراتِ مجموعا درج شده در سایت 14اپریل (25 فروردین) این تاریخ آنلاین بود که موضوع به فرستندگانِ آنها اعلام شد. در میان نظراتِ اخیرا دریافت شده، چند نظر و مطلب تازه مشاهده شد که در زیر یک موردِ تأمل برانگیز آن درج شده است تا در تاریخ بماند، بقیه در سایت روز بعد:
        
        ـ تاریخ نگاران قرن 21 با مورّخانِ هزاره گذشته که تنها شرح کارهای سران کشورها و جنگ ها را می نوشتند و از وضعیت مردم، نتیجهِ منفی اقدامات دولتی و ... عبور می کردند فرق دارند. مورخان قرن 21 در نقش «جُرنالیست [ژورنالیست] ـ تاریخ نگار» کار می کنند و به عبارت دیگر، کار ناقص و ملاحظه کاری احتمالی جُرنالیست ها را سرنخ قرار می دهند [سوژه می گیرند] و با دستی بازتر، هربار یک مورد ـ فقط یک مورد را کتاب می کنند تا بر پایه آن فیلم و مستند ساخته شود و سی دی هایش در دست مردم. هدف این است که از ضعف ها درس گرفته شود و اشتباهات تکرار نشود و همچنین کارهای خوب، سرمشق.
        من [مخاطب] در ایران و در دانشگاه تا کارشناسی [لیسانس] الهیات درس خواندم و پس از آمدن به اروپا، تحصیل در این رشته را ـ تئولوژی theology را در ایتالیا و اسپانیا ادامه دادم ـ گرچه بعدا در رشته دیگری استخدام شدم و بکار پرداختم.
        تصمیم من این بود که سه سال دیگر و پس از بازنشسته شدن، دست به پژوهش و تألیف بزنم تا به بشریت خدمت کرده باشم. ناگفته نگذارم که از 19 سال پیش از خوانندگان این تاریخ آنلاین هستم و قبلا با نام مؤلف آن، از مقالات وی در روزنامه اطلاعات در سال های پیش از انقلاب آشنا شده بودم.
        قانون تازه اخذ مالیات از صاحبان خانه های خالی که متن کامل و چگونگی اجرا شدن آن را در همین تاریخ آنلاین خواندم و کُپی گرفتم مرا بر آن داشته که نخست در همین زمینه تحقیق کنم و کتاب بنویسم ـ اولین کتاب من.
        عنوان این قانون: «مالیات از خانه های خالی» مرا جلب کرد. مگر خانهِ خالی درآمد دارد که صاحب آن مالیات بدهد؟. مگر یک فرد از قبل می دانست که نباید خانه خالی داشته باشد؟، بنابراین طبق استانداردِ وضع قانون، این ضابطه نمی تواند عطف بماسبق شود. اگر هدف مبارزه با احتکار خانه است یعنی یک فرد چندین خانه بخرد و خالی بگذارد تا گران بفروشد باید در قانون ذکر می شد: خریدارانِ 2 سال و یا 3 سال اخیر. این گرانی ها مربوط به همین دو ـ سه سال گذشته است و آن نیز به علت افزایش حجم نقدینگی است ـ این ریال ایران است که ارزان شده و قیمت ها و مزد خدمات را بالا برده است. راهِ بالا بردن ارزش ریال را پیدا کنید تا به موازات آن، قیمت ها پایین آیند. کسی که مثلا از 20 سال 30 سال پیش خانه قبلی خودرا حفظ کرده نیّت احتکار نداشته، برای فرزندانش و یا اجاره دادن و یا حفظ خاطرات گذشته و یا استفاده انباری نگهداشته است. به سازنده خانه انبوه هم نمی توان گفت محتکر. ساخته که بفروشد ولی نگران تورّم پول است. با این قانون که به او 12 ماه و 18 ماه پس از گرفتن گواهی پایان کار مهلت داده، نمی رود گواهی پایان کار بگیرد و یا اینکه کار را تمام کند، برای او یک فرصت فراهم شده است. یک فرد معمولی اگر خانه اش را بفروشد، راهی ندارد جز اینکه پولش را در بانک بگذارد که با این تورم 30 ـ 40 درصدی، ظرف چند سال از دست می رود و یا برود جنس و کالای غیر مصرفی بخرد و نگهدارد که این کار، احتکار واقعی است. اگر خانه را اجاره دهد که در ایران دعوای موجر و مستاجر بحث قدیمی بوده و علل بسیاری از درگیری های افراد. از سوی دیگر، ثبت سامانه ای تقلبی ـ خود یک مسئله ساز دیگر است. در آمریکا ثبت الکترونیک مسئله ساخته و همین مسئله جاری انتخابات چه رسد به ایران که یک رقم بزرگ، بی سواد ـ بی سواد الکترونیک دارد. با این تفاصیل، به نظر من [مخاطب] این ضابطه یک قانون جامع و کامل نیست.
        من [مخاطب] از همین حالا تمامی اظهارات و اقدامات و مرافعات بعدی مربوط به موضوع را جمع آوری می کنم. به یکی از بستگان در ایران گفته ام که به هزینه من همه را جمع آوری کند. سپس نظرات 20 کارشناس و حقوقدان و جامعه شناس واقف بر حقوق بشر را در سراسر جهان استعلام می کنم و آنگاه شخصا به چند کشور اسلامی می روم و از 20 مجتهد جامع الشرایط بویژه شیعه درخواست فتوا می کنم که آیا چنین ضابطه ای، بلحاظ اسلامی درست تنظیم شده است و شروع به نوشتن کتاب می کنم و آن را چاپی و ای بوکی ـ انتشار الکترونیک منتشر می سازم. این روزها ترجمه سریع اینترنتی کار آسانی است و قضیه به هر زبان اصلی که نوشته شود فرق ندارد. هدف؛ انتقاد و بدگویی نیست، منظور؛ اصلاح کار است. در یک نظام اسلامی که خود من [مخاطب] در انقلاب سال 1357 شب و روز شرکت کردم، دویدم و شعار دادم، تصمیمات و اقدامات نباید مطلقا از احکام اسلام و آیات قران و حقوق اسلامی افراد به دور باشد.
        




  •  

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com