Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
17 آوريل
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 17 آوريل
ایران
روزی كه آشوریان شهر شوش را ویران كردند
كاخ اپادانا---- «پيش كشي» و «گاو بالدار» (از نقوش شوش در عهد هخامنشيان)

اپریل سال 693 پیش از میلاد (در بیشتر كتابهای تاریخ عهد باستان؛ 17 اپریل)، و پیش از تاسیس یک دولت واحد در ایران، ارتش آشور بانیپال (حکمران مناطقی در شرق مدیترانه به پایتختی نینوا ـ موصل ـ در شمال عراق امروز) شهر شوش را متصرف شد و ویران ساخت. دولت همدان [دولت طایفه ایرانی ماد که این طایفه در آن زمان ساکن مناطقی از محور ری در جهت غرب ایرانزمین بود] چند دهه بعد با كمك دولت بابِل (به مرکزیت جنوب عراق امروز)، دولت ستمگر آشور را كه به صورت یك امپراتوری درآمده بود برانداختند و از صفحه روزگار پاك كردند.
    دولت همدان سپس چند گروه ایرانی [از طایفه ماد] را به سرزمین آشور منتقل كرد و در آنجا سكنی داد تا مانع احیاء آن دولت ستمگر شوند و كُردهای عراق، تركیه و سوریه فرزندان همان مادها هستند كه فرهنگ ایرانی خودرا همچنان حفظ كرده اند.
     شوش در دوران هخامنشیان بازسازی و پایتخت اداری و زمستانی ایران شد و كاخ آپادانا در آن بنا گردید. داریوش بزرگ پس از ساختن آپادانا در شوش، بر یك لوح سنگی این جمله را نوشت كه به یادگار مانده است: «به نام اهورامزدا، من این كاخ را در شوش ساختم». کار ساختن كاخ شوش در سال 521 پیش از میلاد تکمیل شد. شهر شوش در 110 كیلومتری شمال اهواز و 280 كیلومتری جنوب خرم آباد قراردارد.
    در زیر تصویر یک سنگنبشته حاوی دعای جاودانی داریوش برای میهن آمده است كه در تخت جمشید بر جای مانده است:
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اعتصاب پلیس تهران! در سال 1301 (1922 میلادی)
اعتصاب افراد پلیس تهران (اداره نظمیه) به سبب عقب افتادن مواجب ماهانه، از 28 فروردین 1301 (17 اپریل 1922) آغاز شد و تا دریافت قسمتی از آن ادامه یافت.
     در طول اعتصاب افراد پلیس، سربازان مستقر در باغ شاه (امروز: پادگان حرّ) مامور حفظ نظم شهر شده بودند ولی حق رسیدگی به شكایات عادی و روزمره را نداشتند، یعنی وظیفه ضابط قوه قضایی بودن پلیس به آنان واگذار نشده بود.
    در آن زمان دریافتی ایران از شرکت نفت انگلستان بسیار ناچیز بود، دریافت مالیات از اربابان املاک که در عین حال از مقامات و رجال کشور بودند امکان پذیر نبود و دولت از بازاریان ترس داشت که مالیات بگیرد و گمرکات کشور یا در رهن خارجی بود و یا آلوده به فساد اداری و در نتیجه، خزانه کشور خالی از پول. ایران بانک مرکزی (بانک ناشر اسکناس) نداشت که دولت از آن قرض بگیرد و اگر هم می داشت چون پول کاغذی در استاندارد طلا بود نمی توانست بیش از ذخیره طلا، اسکناس به جریان بگذارد. چاپ پول کاغذی ایران دهها سال در دست بانک انگلیس بود. عرضه شدن بیش از حد پول کاغذی قدرت خرید (ارزش) پول کشور را کاهش می دهد و همه چیز ازجمله طلا و ساختمان و زمین گران می شود و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مشاجره دكتر مصدق و انگلستان بر سر بحرین ـ گذشت شاه و استقرار نظامی آمریکا ـ احمدی نژاد: خلیج فارس همیشه ایرانی باقی خواهد ماند
Mosaddegh
دولت دكتر مصدق 28 فروردین سال 1331 (17 اپریل 1952) نسبت به دیدار مشاور امورخارجی دولت انگلستان از بحرین شدیدا اعتراض كرد و این عمل را مداخله در امور ایران اعلام داشت. دولت انگلستان در پاسخ اعتراض دكتر مصدق گفت كه بحرین یك منطقه تحت الحمایه آن دولت است، و از آن پس اختلاف دو دولت در این زمینه هم گسترش یافت.
    مطبوعات ناسیونالیستهای ایرانی (غیر چپ و غیر متمایل به غرب) در مقاله هایی نوشته بودند که ادامه تحریک انگلستان از این دست، سبب خواهد شد که اگر روزگاری هم بخواهد از خلیج فارس خارج شود به شیوخ منطقه تعهد دفاع نظامی خواهد سپرد و ترتیباتی خواهد داد که قدرت های دیگر جای فیزیکی انگلستان را در خلیج فارس بگیرند و بازهم ایرانیان نتوانند به حق تاریخی خود برسند.
    مرور زمان درستی این پیش بینی ناسیونالیستهای ایرانی را ثابت کرد. به این ترتیب که نه تنها تعهدات دفاعی انگلستان و در نتیجه نفوذ این دولت در منطقه خلیج فارس به جای خود باقی مانده که یک نمونه اش در اوایل دهه 1960 و در دفاع از کویت در برابر تهدید عراق (ژنرال قاسم) مشاهده شد بلکه خلیج فارس (به مرکزیت بحرین) پایگاه ناوگان پنجم آمریکا شده و فرانسه هم اواخر دهه یکم قرن 21 ابراز تمایل کرد که می خواهد در ابوظبی (امارات) پایگاه نظامی دایر کند. تعجب در این بود که این دولت پنج قرن پس از ورود اروپاییان به آبهای مشرق زمین قصد استقرار در خلیج فارس و به فاصله کوتاهی از آبهای ساحلی ایران را کرده بود.
    در پی خروج نظامیان دولت لندن از شرق سوئز و ازجمله خلیج فارس، ارتش ایران در سال 1971 سه جزیره از جزایر خود ازجمله ابوموسی، تُنب بزرگ و تُنب کوچک را پس گرفت و مستقر شد. ناوگان نوین ایران که پیش از جنگ جهانی دوم با کمک ایتالیای موسولینی (و در اجرای توافق محرمانه رضاشاه با دولت های وقت ایتالیا و آلمان ناسیونال سوسیالیست) ایجاد شده بود پس از رسیدن به خلیج فارس از طریق دماغه امید نیک (جنوب آفریقا)، نظامیان انگلیسی و عوامل آنان را از چند پایگاه و ازجمله «باسعیدو» بیرون راند. همین عمل سبب شد که انگلیسی ها کمر به انهدام قدرت دریایی ایران ببندند و در شهریور 1320 با توسل به حیله، فرماندهان کشتی های جنگی را به یک ضیافت در آبادان دعوت کنند و بکشند و یا دستگیر کنند و کشتی های بدون فرمانده را تصرف و یا نابود سازند.
     بحرین، طبق قانون مصوب مجلسین، تا اواخر دهه 1340 (دهه 1960) استان 14 ایران بشمار می آمد و در مجلس نماینده داشت که دولت وقت زیر «فشارهایی از خارج!»، بدون انجام رفراندم در سراسر ایران و استعلام نظر ایرانیان و رعایت آن، و صرفا با تصویب پارلمان (مجلسین) که انتخابات برای تعیین اعضای آنهاهم مطابق استاندارد بین المللی نبود از آن جزیره گذشت. یکی از اتهامات امیرعباس هویدا نخست وزیر وقت که لایحه مربوط را به پارلمان برده بود همین بود که در فروردین 1358 به اعدام محکوم و تیرباران شد. شاه از ایران رفته بود که به خاطر از دست دادن غیرقانونی بحرین و موافقت با تجزیه کشور، محاکمه و مجازات شود. طبق قانون اساسی وقت، شاه و نخست وزیر به انجام تكلیف حفظ تمامیّت (حدود و ثغور) كشور و حاكمیت آن (حاكمیت ملی) در برابر نمایندگان مجلسین سوگند یاد كرده بودند که بدون ادای این سوگند نمی توانستند آن مقامات و اختیارات مربوط را به دست گیرند. نقض سوگند و بی اعتنایی به رعایت اصول قانون اساسی مجازات سنگین دارد و مشمول ضوابط «گذشت زمان» هم قرار نمی گیرد.
    محمود احمدی نژاد رئیس جمهور وقت ایران 11 اپریل 2012 (23 فروردین 1391) از جزیره ابوموسی دیدار کرد. این دیدار نخستین دیدار یک رئیس قوه مجریه ایران از این جزیره بود. وی گفته بود که خلیج فارس، ایرانی است و برای همیشه ایرانی باقی خواهد ماند و دیدار او از ابوموسی یک امر داخلی بوده است. رسانه های خارجی این عبارات احمدی نژاد را چنین نقل کرده بودند:
     The Persian Gulf is Persian و «... my visit is a purely «domestic issue
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
شورش مسلحانه ایل قشقایی در بهار 1343 در فارس و طبق اعلامیه دولت، در مخالفت با برنامه اصلاحات ارضی
28 فروردین 1343 (17 اپریل 1964) در تهران اعلام شد که ایل قشقایی بر دامنه مخالفت خود با برنامه اصلاحات ارضی افزوده و افراد مسلح این ایل همزمان به چند پاسگاه انتظامی در فیروزآباد فارس حمله برده و در جریان این تعرض، تلفاتی وارد آمده است.
     اعلامیه دولت وقت (دولت حسنعلی منصور) حكایت داشت كه برای تنبیه این افراد، از تهران نیروی كمكی و ازجمله هنگ چهارم ژاندارم (مستقر در پادگان ژاندارمری واقع در خیابان مولوی تهران ـ اینك در اختیار نیروی انتظامی) با 12 زره پوش به محل اعزام شده بود. قبلا و در زمان نخست وزىرى عَلَم، چند واحد ژاندارم و سرباز به فیروزآباد فرستاده شده بودند.
    مخالفت ایل قشقایی از زمان نخست وزیری امیراسدالله علم آغاز شده بود که 17 اسفندماه 1342 پس از 19 ماه و 19 روز نخست وزیری کناره گیری کرده و حسنعلی منصور بر جایش نشسته بود. عَلَم اصلاحات ششگانه ازجمله اصلاحات ارضی و ملی شدن جنگلها را پس از تصویب این اصول در رفراندم ششم بهمن 1341 اجرایی کرده بود و مخالفان اصلاحات ارضی را هواداران فئودالیسم و ضد انقلاب (انقلاب سفید) و ضد اصلاحات می خواند.
    اجرای برنامه اصلاحات ارضی در فیروزآباد فارس (منطقه ایل قشقایی) با مخالفت رو به رو شده بود و این مخالفت به تدریج و با قتل «ملک عابدی» رئیس سازمان اصلاحات ارضی محل، رنگ مسلحانه به خود گرفته بود ....
    علَم که در شرق کشور نفوذ محلی داشت تصمیم به استخدام چریک از این محل برای سرکوب قشقایی ها گرفته بود و یک سرهنگ خراسانی (سرهنگ ژاندارم) را برای انجام این برنامه (استخدام چریک) به مناطق شرقی و جنوب شرقی مورد نظر فرستاده بود که فرماندهی ژاندارمری کل کشور مخالفت کرد و لذا، چند دسته ژاندارم از تهران و یکانهایی از لشکرهای فارس، خوزستان و اصفهان به فیروزآباد اعزام شدند. [اعزام هنگ 4 ژاندارم از تهران در زمان نخست وزیری منصور عملی شد.].
    طولی نكشید كه شورش قشقایی ها سرکوب شد و مسببان این یاغیگری دستگیر و به دادگاه نظامی تحویل و محاكمه آنان از تیرماه همان سال (سآل 1343) آغاز شد.
     پس از تغییر نظام حکومتی ایران، ژاندارمری در پلیس ادغام و این سازمان واحد، «نیروی انتظامی» نام گرفته است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که دولت ایران دست به مبارزه همه جانبه با دودکردن سیگار زد
28 فروردین 2537 (1357 هجری خورشیدی و سال انقلاب) دولت وقت تصمیم به مبارزه با دود کردن سیگار در اماکن عمومی و نیز کاهش مصرف دخانیات و بیزارساختن جوانان از اعتیاد به این ماده زیان آور برای بهداشت و سلامتی گرفت و این تصمیم و برنامه های اجرای آن در روزنامه های آن روز درج و خبر اول رادیو ـ تلویزیون قرارگرفت. سردبیر وقت روزنامه اطلاعات این تصمیم را تیتر نخست صفحه اول این روزنامه کرد.
    در اجرای این تصمیم قرار شده بود که دود کردن سیگار در ادارات و اماکن عمومی دیگر ازجمله سینماها و رستوران ها ممنوع شود، رادیو ـ تلویزیون برنامه هایی تنظیم و پخش کند که ایرانیان به زیان های ناشی از دودکردن سیگار پی ببرند و از آن بیزار شوند، در گوشه و کنار کشور بیلبورد ضد سیگار نصب و بر بدنه اتوبوس های شهری شعار ضد دود نوشته شود، در مدارس در ذم سیگار جلسات سخنرانی برای دانش آموزان برگزار شود و دبیران دبیرستانها مضار دود را سوژه انشاء دانش آموزان کنند.
    در همین روز دولت آمار مصرف سیگار کشور را برپایه میزان واردات آن و نیز ساخت داخله منتشر ساخت و ورود سیگار خارجی ممنوع شد. طبق اعلامیه دولت، ایرانیان در سال 1356 (سال 2536 طبق تقویم آن زمان) 12 میلیاردنخ ـ سیگار دود کرده بودند.
    این برنامه که اجرای آن آغاز خوبی داشت چند ماه بعد در میان موج اعتصابات و انقلاب ناپدید شد
.
روزنامه اطلاعات به این صورت خبر مبارزه با دود کردن سیگار را در شماره 15586 خود، مورخ 28 فروردین 1357 (در آن زمان 28 فروردین 2537) تیتر نخست صفحه اول کرده بود

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
یادآوری گذشته با نگاهی بر تیترهای صفحه اول روزنامه اطلاعات، شماره 28 فروردین در سال 1359
در آرشیوها، پژوهشگران با نگاهی بر صفحات اول روزنامه های هر دوره به اصطلاح سرنخ برای دنبال کردن وقایع و اوضاع آن دوره، افراد و اظهارات می یابند تا ضعف ها و قوت ها، مسیر تحولات و نتایج وعده ها (شعارها)، سیاست ها و برنامه ها را به دست آورند. این روزها در سراسر جهان دسترسی به دوره های پیشین روزنامه ها بسیار آسان شده است زیراکه سی. دی. شده اند.
     با این هدف، نگاهی به کُپی صفحه اول روزنامه اطلاعات ـ شماره 28 فروردین 1359 (14 ماه و 6 روز پس از انقلاب):
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
... و تیترهای صفحه اول شماره 29 فروردین 1395 روزنامه حکومتی کیهان



    روزنامه حکومتی کیهان بیشتر جای صفحه اول شماره یکشنبه 29 فروردین 1395 خودرا اختصاص به تیتر اظهارات ولی‌الله سیف رئیس وقت بانک مرکزی و اینکه «برجام» برای ایران تاکنون تقریباً هیچ دستاورد اقتصادی نداشته است داده بود با قراردادن کُپی تیترهای امیدوارکننده چندی پیش روزنامه های هوادار قوه مجریه (دولت). این روزنامه وابسته به دفتر رهبری جمهوری اسلامی و انقلاب در تیتری کوچکتر نوشته بود که آن روزنامه ها اظهارات سیف را سانسور کرده اند. (کُپی بالا)
    سرمقاله طولانی کیهان در این روز به قلم حسین شریعتمداری نیز در همین زمینه بود. وی در بخشی از این سرمقاله نوشته بود که اظهارات رئیس بانک مرکزی بیانگر یک واقعیت محسوس و ملموس است و از بی نتیجه بودن نزدیک به سه سال مذاکره هسته‌ای دولت محترم و هزینه‌های سنگینی که به کشور تحمیل شده حکایت می‌کند. شریعتمداری نوشته بود: بسیاری از امتیازاتِ نقد را سخاوتمندانه! به حریف واگذار کرده‌ایم و با دست‌های تقریباً خالی به نقطه کنونی رسیده‌ایم. بیش از 12 هزار سانتریفیوژ را از چرخه غنی‌سازی خارج کرده‌ایم، تحقیق و توسعه برای غنی‌سازی را در «فردو» متوقف کرده‌ایم، قلب رآکتور اراک را بیرون آورده و برای آن که هرگز قابل بازگشت نباشد با بتُن‌ پُر کرده‌ایم، 9700 کیلوگرم از ده‌هزار کیلوگرم اورانیوم غنی شده، زیر 5 درصد را که طی ده سال با تلاش دانشمندان هسته‌ای کشورمان به دست آورده بودیم از کشور خارج کرده‌ایم و ....
    در این سرمقاله ضمن اشاره به سانسور شدن متن اظهارات سیف در روزنامه های هوادار دولت، تیترهای سابق و امیدوارکننده آنها مبنی بر فروپاشی تحریم و آغاز رونق اقتصادی و ... و تحلیل های کنونی که مگر قرار بود، برجام مشکلات اقتصادی را حل کند؟!، از این روش و رفتار به عنوان «شارلاتانیزم رسانه‌ای» نام بُرده شده بود.
    ……
    متن سرمقاله و گزارش های مربوط و اظهارات ولی الله سیف که در کیهان درج شده بود در آرشیو این روزنامه خواهد بود. طبق قانون، نسخه هایی از هر نشریه منتشره در ایران در کتابخانه مجلس جهت مطالعه و بررسی پژوهشگران نگهداری می شود. این گزارش ها و نوشته های رسانه ای بعدا «تاریخ» خواهند شد و وسیله و سند قضاوت قرار خواهند گرفت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
واردات یک میلیارد دلاری پوشاک قاچاق در سال 1396 به جمهوری اسلامی ایران


خبرگزاری فارس ـ 28 فروردین 1397: مجتبی خسروتاج رئیس سازمان توسعه تجارت در مورد میزان واردات پوشاک به کشور گفت که بر پایه گزارش همکاران (مقامات دولتی)، میزان واردات رسمی پوشاک به کشور در سال گذشته [سال 1396] حدود 59 میلیون دلار بود، حال آنکه براساس گزارش «مرکز تجارت بین‌الملل»، صادرات پوشاک کشورهای مختلف جهان به ایران در آن سال حدود یک میلیارد دلار بود.
    خسروتاج گفت: این تفاوتِ در دو رقم، بیانگر حجم قاچاق پوشاک به ایران است، البته روش‌های دیگری در محاسبه میزان قاچاق پوشاک به کشور وجود دارد که ممکن است رقم بالاتری را نشان دهد. این آمار بیانگر این واقعیت است که صنعت پوشاک داخلی از چالش‌های متعدد و جدّی رنج می‌برَد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ژورنالیسم ایران یک روزنامه نگار وفادار را از دست داد
محمد حیدری


    ژورنالیسم ایران نوزدهم فروردین 1396 (8 اپریل 2017) یک روزنامه نگار قدیمی خودرا از دست داد. محمد حیدری (محمد اسماعیل حیدر علی) که کار روزنامه نگاری را از دوران دبیرستان (15 سالگی) در خراسان آغاز کرده و از سال 1349 در تهران در روزنامه اطلاعات ادامه داده بود بر اثر بیماری سرطان درگذشت. وی از نیمه دهه 1350 یکی از معاونان سردبیر روزنامه اطلاعات بود و پس از انقلاب که سردبیری روزنامه شورایی شده بود به عضویت این شورا انتخاب شد که اعضای شورا با رای خود او را رئیس شورا (سردبیر روزنامه) کردند.
    حیدری از فعالان سندیکای روزنامه نگاران و از اعضای هیأت مدیره آن بود. وی سال ها سردبیر مجله گزارش و مدت ها هم سردبیر مجله خواندنی بود. حیدری که حدود 60 سال روزنامه نگار بود از وفاداران اصول ژورنالیسم شناخته شده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
فساد دولتی روسیه باردیگر واژه Kleptocracy را به میان آورد
در تظاهرات سراسری ضد فساد دولتی در روسیه که از 26 مارس 2017 (ششم فروردین 1396) آغاز شده بود بار دیگر واژه Kleptocracy بگوش خورد. [مولف این تاریخ آنلاین: با این واژه که ریشه یونانی دارد برای نخستین بار در دهه 1330 و در درس تاریخ قرون قدیم آشنا شدم]. یونانیان باستان مقامات دولتی را که تنها در اندیشه پُر کردن جیب خود و یا بستگان و دوستانشان از کیسه مردم بودند کلپتوکرات (دزد دولتی) می خواندند و رومیان آن دسته از مقامات اعزامی از رم به مستعمرات را که تنها به فکر جیب خود بودند.
    در دهه 1340 «موبوتو سِسه سکو» رئیس وقت کشور کنگو ـ کنگوی سابق بلژیک ـ کلپتوکرات خوانده می شد که با کودتای نظامی بر سر کار آمده بود.
    مولف این تاریخ آنلاین نوشته است: طبق گزارش های وقت در خبرگزاری پارس که از آژانس ها دریافت می کردیم، موبوتو دست بکاری نمی زد مگر آنکه برایش سود داشت. روانشناسان گفته بودند که چون او، از یک مادر کُلفَت و یک پدر شاگردآشپز به دنیا آمده و در خردسالی یتیم شده، عُقده کسب مال دارد. او قبلا گروهبان نیروهای نظامی بلژیک ـ مستقر در کنگو بود. در یک سفر اروپایی برضد او تظاهرات شده بود و تظاهر کنندگان شعار می دادند که این همه پول را برای چه می خواهی؟، عُمر انسان محدود است که اعتناء نکرده بود. او 67 سال عُمر کرد و میلیاردها دلار پول دزدی اش باقی ماند. ثروت او را که حاصل دزدی، اختلاس و ... بود 5 تا 15 میلیارد دلار برآورد کرده بودند. کنگو کشور الماس و سنگ های قیمتی دیگر است و آشوب های پس از استقلال آن نتیجه توطئه های کمپانی های اروپایی استخراج الماس و ... بود که لومومبا رهبر استقلال آن قربانی توطئه ها شد.
    تظاهرات روس ها بر ضد فساد دولتی در این کشور سرآغاز پیدایش جنبش های جهانی ضد فساد دولتی پیش بینی شده است. تظاهر کنندگان روس ثروت پوتین را که قبلا یک مامور پلیس امنیتی بود معادل 200 میلیارد دلار بیان کرده بودند که این مبلغ بزرگ، باور کردنی به نظر نمی رسد. به هر حال، پیش بینی شده است که واژه کلپتوکراسی از زبانها نخواهد افتاد تا یک اقدام جهانی بر ضد فساد دولتی صورت گیرد.
    
گوشه ای از تظاهرات 26 مارس 2017 ضد فساد دولتی در روسیه


    
    
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو اندیشه
رسیدن به سوسیالیسم از راه تحول ـ تولّد «سوسیال دمكراسی» ـ فرضیه ادوارد برنشتاین
Eduard Bernstein
17 اپریل 1898 روزی است كه ادوارد برنشتاین Eduard Bernstein اندیشمند آلمانی كتاب خود «سوسیالیسم از راه تحوّل» را در برلین منتشر ساخت كه بعدا به بسیاری از زبانها ترجمه شد. با این كتاب، «سوسیال دمكراسی» كه اینك در چند کشور ملاك نظام اجتماعی ـ اقتصادی قرارگرفته است متولّد شد كه یك «ایسم» عملی تر و موافق تر با طبیعت بشر تلقی شده است.
    برنشتاین نوشته است كه پیش بینی ماركس مبنی بر تامین برابری كامل انسانها از طریق انقلاب طبقه زحمتكش، ممكن است موقتا عملی شود، ولی به پیروزی نهایی نخواهدرسید؛ زیرا قدرت تخریب یك انقلاب پرولتاریا چنان آنی و زیر و رو كننده است كه فرصت ساخت یك جامعه سوسیالیستی بادوام را به دست نخواهد داد. كشور كه با انقلاب وضع گذشته را از دست داده ممکن است به آینده مورد نظر هم نرسد و با دشواری و ابهام رو به رو شود و احیانا فرو پاشد. انقلاب پرولتاریا همچنین طبقه متوسط و عمدتا کارشناس یک کشوررا از میان خواهد بُرد و درنتیجه نارسایی، بوروکراسی و فساد اداری به وجود خواهدآمد که مردم را گرفتار و ناامید خواهد ساخت. به نوشته برنشتاین، طبقه کارشناس، طبقه تحصیلکرده و از این دست پس از انقلاب پرولتاریا و طبقه کم درآمد و کم سواد یا بی ثمر می شوند و یا ترک وطن می کنند و در نتیجه، زیان آن متوجه همه جامعه می شود.
    برنشتاین برای این كه یك جامعه برای رسیدن به سوسیالیسم (برابری نسبی مردم ) با چنان وضعیتی رو به رو نشود، فرمول سوسیال دمكراسی ــ پیشروی به سوی سوسیالیسم با شتابی كم و گامهای منطقی و آهسته و مرحله به مرحله را به دست داده است.
    برپایه عقاید برنشتاین، سوسیال دمكراسی نظامی است كه نسبت به لیبرالیسم در چپ و نسبت به ماركسیسم در راست قرار گرفته است. با وجود این، هدف نهایی همانا رسیدن به سوسیالیسم و تامین برابری اجتماعی ـ اقتصادی مردم است . بنابراین، سوسیال دمكراسی این نظریه رایج كاپیتالیسم را كه جهان جای دادن «ناهار رایگان» نیست و هركس برای ادامه بقاء مكلّف و مجبور به تامین معاش خویش است و نباید تحمیل بر دیگران (جامعه) شود به آن صورت ردّ می كند و این اتهام كاپیتالیسم را كه یك جامعه سوسیالیست؛ كشور رفاه رایگان و بهشت تنبلان و مُفت خورهاست سفسطه می خواند. سوسیال دمكراسی تامین رفاه عمومی، بازنشستگی عمومی، تامین معیشت بیكاران و ازكارافتادگان، بهداشت و آموزش و پرورش عمومی و رایگان را نخستین گام و تكلیف هر دولت می داند.
    ویلی برانتِ فقید معروفترین شخصیت از همفكران برنشتاین كه گفته است سوسیال دمكراسی از پدیده های قرن 20 و تازه ترین «ایسم» برای نجات بشر از بدبختی ها و نابرابری ها است در تفسیر كتاب «سوسیالیسم از راه تحول» نوشته است: تا آنجا كه لازم است باید در كنار كاپیتالیسم گام برداشت و در فرصت كاملا مناسب به راه اصلی قدم نهاد.
    برانت اضافه كرده است كه سوسیال دمكراسی باید از حمایت روزنامه نگاران و نویسندگان ماهری برخوردار باشد تا به محض برخورد با یك عیب و یا گاف كاپیتالیسم، آن را برای مردم بشكافند و آنان را آماده عبور از كاپیتالیسم كنند.
    ویلی برانت صدر اعظم اسبق آلمان، رهبر سابق سوسیال دمكرات های آلمانی و رئیس پیشین اتحادیه سوسیال دمكرات های اروپا توصیه كرده است كه مبادا برای توزیع عادلانه ثروت و تامین برابری اقتصادی افراد یك جامعه «مهلت» تعیین كنید كه اگر در مهلت معین موفق نشوند، مردم مایوس و منفعل خواهند شد. نخست، كنترل ثروت باید از راه وضع مالیات های تصاعدی برآن صورت گیرد. وی سوسیال دمكراسی را از سوسیال لیبرالیسم جدا می داند و تاكید كرده است كه این جدایی باید برای مردم روشن شود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اندرزهای مهم فیلسوف پروكلوس ـ تعریف پروكلوس از روشنفکر و تغییر خصلت انسان ها
تصویری از مجسمه Proclus
«پروكلوس لیکائوس» فیلسوف، نویسنده و ریاضی دان یونانی هفدهم اپریل 485 میلادی در 73 سالگی درگذشت. وی که از فلاسفه نئوافلاتونی بود هرگز ازدواج نكرد و گوشت نخورد. تعریف پروکلوس از اینتلِکت و اینتلِکچوال (انتلکتوَل ـ اصطلاحا؛ روشنفکر) که همانا توان و ظرفیت دانستن، و انسان آگاه است تا به امروز تغییر نکرده است. پروکلوس گفته است که اینتلِکچوال (انتلکتوَل) فردی است که تفکّر و رفتار غیرمادی داشته باشد. وی استدلال کرده است که انسان ذاتا تمایلات معنوی و اخلاقی دارد و وضعیت و شرایط جامعه در او آزمندی و آمادگی تعرّض به وجود می آورد و تمدن و فرهنگ جوامع را متفاوت می سازد. به زعم پروکلوس، انسان آگاه فردی است عاطفی، اهل استدلال و مواظب احوال دیگران و حسّاس نسبت به ظلم و بیدادگری.
    پروکلوس عمیقا معتقد به انتشار تجربه و انعکاس اشتباهات (تألیف تاریخ) بود تا تکرار نشوند. وی به سالخوردگان اندرز داده است که تجربه زندگی را باخود به گور نبرند آن را بازگو کنند تا نسل بعد از آنان، بتواند راه و چاه را تشخیص دهد که نیاموختن گناهی است بزرگ.
    پروكلوس در کار قصه نویسی مخالف نوشتن داستان تخیّلی بود و از اینکه برخی سخنوران واقعیت های زندگی را رها ساخته و دنبال خیال رفته اند ابراز تعجب کرده است.
    پروکلوس كه در عین حال یک مدرّس بود به شاگردانش می گفت که مصاحبه با سالخوردگان، سوژه بسیار به دست می دهد كه نوشتن و بازگوکردن آنها، انسان و بویژه نسل نو و آینده را بیدار و روشن خواهد ساخت.
    وی پاسخ به این پرسش را كه چرا ازدواج نكرده بود به صورت كتاب در آورده و مدعی شده است كه نمی خواسته مسئول دشواری های احتمالی فرزندان باشد كه قبلا خواهش نكرده اند به این دنیای پُر از درد و رنج و زحمت وارد شوند.
     تاریخنگاران پروکلوس را پدر تفسیرنگاری ژورنالیستی می دانند. وی عقاید و نظرات افلاتون، ارسطو و اندیشمندان و دانشمندان پیشین و یا معاصر خودرا به این صورت تفسیر کرده است؛ روشن و ساده و بدون تکلّف.
    در زمینه ریاضیات، پروکلوس در اثبات قضیه های هندسه، روشی متفاوت از فیساگوراس (فیثاغورث) ارائه كرد.
     «پروكلوس» كه دهها سال رئیس آكادمی آتن بود در قسطنطنیه (کنستانتینوپل ـ استانبول) به دنیا آمده و در اسكندریه تحصیل كرده بود. تاریخ نگاران اورا از آخرین گروه اندیشمندان بزرگ یونان باستان بشمار آورده اند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
سالروز درگذشت «بن فرانكلین»
تصویری از Ben Franklin
بنجامین فرانكلین روشنفكر، نویسنده، ناشر، روزنامه نگار، سیاستمدار و دیپلمات دوران انقلاب استقلال آمریكا 17 اپریل 1790 در 84 سالگی درگذشت. «آلماناك ریچارد تنگدست» از آثار اوست. وی به پیروزی انقلاب استقلال مهاجرنشینان انگلیسی آمریكای شمالی كمك بسیار كرد و از پدران موسس ایالات متحده بشمار می آید . یكی از این كمكها، رفتن او به فرانسه و جلب كمك همه جانبه به ویژه كمك نظامی فرانسویان به این انقلاب بود. اگر كمك نظامی فرانسه نبود، شاید جنگ انقلاب استقلال مهاجر نشینان در آن زمان به پیروزی نمی رسید. فرانسه رقیب استعماری انگلستان بود و دو دولت سابقه طولانی در دشمنی با یکدیگر داشته اند.
تصوير فرانکلين بر اسکناس دلار

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اعدام زنی که متهم به مشارکت در قتل آبراهام لینکلن شده بود به حُکم دادگاه
Mary Elizabeth Jenkins Surratt


    در پی قتل آبراهام لینكن (لینكلن) رئیس جمهوری وقت آمریكا در یك تماشاخانه در شهر واشنگتن، هفدهم اپریل 1865 یك زن 42 ساله به اتهام مشاركت در طرح نقشه قتل او و تشویق یك بازیگر تئاتر به این عمل، در خانه اش در شهر واترلو واقع در جنوب ایالت مریلند دستگیر شد.
    لینكن را هواداران كنفدراسیون آمریكا كه در جنگ داخلی شكست خورده بودند ترور كرده بودند. كنفدراسیونی ها خواهان كاهش نفوذ و اختیارات دولت مركزی در ایالت ها بودند و در واقع، مایل بودند كه ایالات متحده شكل یك جامعه مشترك المنافع را داشته باشد.
    بانوی دستگیر شده «مری الیزابت سورات» نام داشت و پس از محاكمه، هفتم جولای 1865 (16 تیر) به دارآویخته شد. وی نخستین زن در تاریخ فدراسیون آمریکا است كه به حكم دادگاه اعدام شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اجتماع قدرت های اروپایی در برلین برضد عثمانی در اپریل 1878
17 اپریل 1878 از سران دولت های توانمند اروپا دعوت شد كه برای كوتاه كردن دست دولت عثمانی از متصرفاتش در اروپا كه قدمت آن به قرن پانزدهم می رسید در برلین اجتماع كنند. انگیزه این كار این بود كه نباید اجازه داده شود كه دولتی از مشرق زمین بر قسمتی از اروپا استیلا داشته باشد.
     اجتماع برلین كار براندازی عثمانی را كه از قبل به صورت پراکنده آغازشده بود تشدید كرد كه ظرف 40 سال به اضمحلال این امپراتوری انجامید.
    مسائل امروز جهان عرب زاییده فروپاشی همین امپراتوری است که در این قسمت انگلستان و فرانسه برجایش نشستند و کشور ساختند و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
... و ژاپن «کره، تایوان و پسکادور» را از چین جداکرد
در پی شكست نظامی چین از ژاپن بر سر شبه جزیره كره، 17 اپریل 1895 میان دو دولت قراردادی كه در تاریخ به موافقتنامه «شیمونوسكی Shimonoseki» معروف شده است به امضاء رسید. به موجب این قرارداد، دولت چین تعهد سپرد كه از شبه جزیره كره به سود ژاپن صرف نظر كند و جزایر پسكادور Pescadores و نیز جزیره تایوان و جنوب ایالت «فنگ تی ان Fengtien» را به ژاپن واگذار كند. شبه جزیره كره از دیرزمان تحت الحمایه چین بود.
    ژاپنی ها با این پیروزی قدرت اول خاوردور شدند و 9 سال بعد به سراغ روسیه رفتند و در سال 1905 قسمت هایی از سیبری شرقی را تصرف كردند.
    شكست های نظامی چین و روسیه از ژاپن، از عوامل انقلاب مردم این دو كشور بود كه به پایان نظام حكومتی هر دو كشور انجامید؛ چین جمهوری شد و روسیه سوسیالیستی و جماهیریه. انقلاب چین در 1911 و انقلاب روسیه در 1917 پیروز شدند. چین در قرن نوزدهم (دوران سلطنت خاندان منچوریایی - چینگ Qing) توسط قدرت های وقت تضعیف شده و عملا حاکمیت ملی خودرا از دست داده بود. تضعیف چین با دو شکست نظامی از انگلستان در دو جنگ تریاک (1839 ـ 1860) آغاز و تا دهه یکم قرن بیستم ادامه یافته بود.
    جنگ ژاپن با چین بر سر کره که از یکم آگوست 1894 آغاز شده بود به جنگ یکم دو کشور معروف است. ژاپنی ها در طول دهه 1930 نیز چین را مورد تجاوز قراردادند و بخش هایی را تصرف کردند، قتل عام به راه انداختند و تا سال 1945 در دست داشتند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اعدام دختری با موی سرخ
هانی
اعدام «هانی شافت» دختر جوان هلندی كه نازی ها در گزارشهایشان او را «دختری با موی سرخ» خطاب می كردند و به همین صورت هم وارد تاریخ فعالیت های جانبی جنگ جهانی دوم شده است 17 اپریل سال 1945 در امستردام اعدام شد. اگر اعدام او دوهفته به تاخیر افتاده بود جنگ پایان می یافت و زنده می ماند.
    پدر و مادر «هانی» هر دو معلم و سوسیالیست بودند. وی كه در 25 سالگی اعدام شد از دهم ماه مه 1940 كه هلند به اشغال نیروهای آلمان در آمده بود وارد سازمان مقاومت هلندی ها بر ضد اشغال وطنشان شده بود. هانی در آن زمان دانشجوی دانشگاه بود و برای این كه شناخته نشود هر چند وقت یك بار رنگ موی خود را تغییر می داد و رابط چند واحد زیر زمینی مقاومت بود. او سرانجام در 21 مارس 1945 ــ شش هفته مانده به پایان جنگ دوم در اروپا ــ دستگیر و چند روز بعد اعذام شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
شكست تعرّض نظامی به كوبا، موسوم به نبردِ خلیج خوك ها
فیدل كاسترو از داخل تانك صحنه نبرد را می نگرد
جان اف كندی رئیس جمهوری وقت آمریكا 17 اپریل سال 1961، كمتر از سه ماه از آغاز زمامداری اش با شكست یك تعرض نظامی به كوبا رو به رو شد. نقشه این تعرض در دوران حكومت آیزنهاور كه 20 ژانویه آن سال پایان یافته بود طرح شده و در نیمه اپریل با حمایت سازمان اطلاعات مركزی آمریكا (سیا) به اجرا در آمده بود.
     طبق این طرح، صدها تن از فراریان كوبایی كه توسط آمریكا مسلح شده بودند و شماری دیگر، در منطقه خلیج خوك ها به خاك كوبا حمله بُردند كه این تعرض شكست خورد و 743 تن از حمله كنندگان اسیر شدند كه بعدا فیدل كاسترو هركدام از آنان را با یك تراكتور معاوضه و آزاد كرد.
     دشمنی دولت آیزنهاور با دولت كاسترو در كوبا از زمانی آغاز شد كه كاسترو اعلام كرد یك سوسیالیست است و نظام كوبا سوسیالیستی خواهد بود و سپس دست به ملّی كردن شركتها و كسب و كار آمریكائیان در كوبا زد. قدمت فعالیت بازرگانی بعضی از موسسات آمریكائی در كوبا به اوایل قرن 20 و اندكی پس از پیروزی آمریكا در جنگ با اسپانیا در سال 1898 می رسید.
    حزب سوسیالیست کوبا (پیرو ماركسیسم ــ لنینیسم) در سال 1925 تاسیس شده بود. این حزب پس از پیروزی انقلاب كاسترو در 1959 به تدریج زمام امور این كشور را به دست گرفته بود. فیدل كاسترو كه مبارزه اساسی خود را از 1953 آغاز كرده بود پس از یك شكست، در سال 1959 از تبعید به كوبا بازگشت و با 9 هزار انقلابی مسلح به دیكتاتوری باتیستا پایان داد. دولت واشنگتن در آغاز كار گمان نمی كرد كه كاسترو كمونیست باشد، و چپگرایی را خصلت هر انقلابی می دانست.
    24 اپریل 1961 كندی مسئولیت شكست حمله به خلیج خوكها را كه طرح آن در زمان او به اجرا در آمده بود پذیرفت و از آن زمان بود كه روابط آمریكا با كوبا تیره تر و دولت كوبا هم به كشورهای سوسیالیستی نزدیكتر شد.
     كریستف كلمب در نخستین سفر دریایی خود به سوی غرب، در 1492 به كوبا رسید و این جزیره را از مستملكات اسپانیا اعلام داشت كه این سلطه تا پایان قرن 19 ادامه داشت و پدر كاسترو از مهاجران اسپانیایی بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
«دوبچِك» مردی که از هر دو سوی ضربه خورد! ـ دوبچک معتقد به سوسیالیسمِ عملی شدنی بود مشابه فرضیهِ «هوگو چاوِس»
Alexander Dubcek

الكساندر دوبچك 17 اپریل 1969 از سمت دبیر یکم حزب كمونیست چك اسلواكی كه در ژانویه 1968 به آن سمت برگزیده شده بود بركنار شد. وی در آن زمان یک مهندس 47 ساله بود. دوبچك (متولد 27 نوامبر 1921 و متوفی در 7 نوامبر 1992) پس از احراز دبیر یکمی حزب كمونیست حاكم بر چك اسلواكی رهبر این كشور عضو پیمان ورشو شده بود و نسبت به سوسیالیسم، روش ملایمی در پیش گرفته بود كه بی شباهت به سوسیال دمكراسی نبود. این روش كه دوبچك آن را «سوسیالیسم با چهره خندان» می خواند با مخالفت دولتهای كمونیستی دیگر و در صدر آنها دولت مسكو قرار گرفته بود و چون دوبچك ـ یک اسلواک ـ حاضر به تغییر روش خود نشد، در آگوست 1968 ارتشهای كشورهای عضو پیمان ورشو وارد پراك شدند، نخست اورا از رهبری کشور و هفت ماه بعد از دبیر یکمی حزب حاکم بركنار و به سمت سفیر در ترکیه منصوب كردند. به این هم اكتفا نشد و دوبچك در سال 1970 به اتهام ضعف وفاداری نسبت به سوسیالیسم مارکسیستی، از حزب كمونیست نیز اخراج و برای كار به یك كارخانه فرستاده شد، حال آنکه از 18 سالگی به عضویت حزب کمونیست در آمده بود. پدر الکساندر دوبچک ساکن شهر شیکاگو (آمریکا) بود که چون افکار چپگرایانه داشت و با شرکت ایالات متحده در جنگ اول جهانی مخالف بود این کشور را ترک و به اسلواکی بازگشت و پس از پیروزی انقلاب بلشویکی روسیه به این کشور رفت و برای آشنا ساختن قرقیزهای امپراتوری روسیه در آن منطقه (قرقیزستان) مستقر شد. الکساندر که هنگام ترک آمریکا در شکم مادر بود در اسلواکی به دنیا آمد و نوجوانی را در قرقیزستان بود.
     دوبچک Alexander Dubcek بیست سال بعد از برکناری از حزب و پس از انحلال پیمان ورشو منحل و خروج حزب كمونیست از دولت و امور اجرایی، باردیگر وارد صحنه شد و به ریاست پارلمان انتخاب گردید و گفت كه از اعتقاد خود به سوسیالیسم (سوسیالیسم عملی شدنی؛ عقیده ای مشابه سوسیالیسم قرن 21 که طراح آن هوگو چاوس است ـ سوسیالیسم با رعایت ارزشها و روانشناسی انسان و اخلاقیات) دست برنداشته است. پس از تاكید این نكته، طولی نكشید كه اعلام شد كه وی هفتم نوامبر 1992 در یك حادثه رانندگی كشته شده است!. پنجاه درصد هموطنان او در یک نظر سنجی گفته بودند که قربانی یک طرح ترور شده است. گورباچف هم در دسامبر 1991 وفاداری خود را به سوسیالیسم اعلام داشت كه چند روز بعد، شوروی را منحل و اورا «بدون مقام» كردند!.
    مرور زمان درستی تفکر دوبچک را تا حدی زیاد نشان داده است زیراکه انسان شیئی مشابه ماشین نیست و نمی توان انگیزه، احساس و عواطف را از او گرفت و تنها شکمش را سیر کرد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
خود ـ درمانی بدن: قلب بیمار یك دختر را بدن او درمان كرد!
Hannah Clark

هفدهم اپریل 2006 در لندن اعلام شد كه بدن «Hannah Clark حنا كلارك» دختر 12 ساله انگلیسی (عكس بالا) ساكن ویلز، خود قلب معیوب اورا درمان كرده و این دختر، دیگر نیاز به قلب كمكی فرد دیگررا ندارد.
    «حنا» دو ساله بود كه پزشكان متوجه معیوب بودن قلب او شدند و بدون این كه قلب معیوب را خارج سازند، قلب یك مرده را در بدن او پیوند زدند و وی ده سال با دو قلب كه هر دو تپش داشتند زندگی كرد. در دو سال منتهی به اپریل 2006 بدن «حنا» شروع به راندن قلب بیگانه از بدن او كرد و تدابیر پزشكان برای ادامه فعالیت قلب پیوندی به جایی نرسید و آن را خارج كردند و پس از این عمل، متوجه شدند كه قلب معیوب سابق توسط بدن «حنا» ترمیم و درمان شده و به خوبی می تواند وظایفش را انجام دهد و نیازی به قلب اضافی نیست و احتمالا به همین سبب هم بوده كه قلب بیگانه را پس از ده سال رد كرده است.
    این تحول در بدن این كودك كه اعلام شده كاملا سالم است و به زندگی عادی ادامه دهد هنوز به صورت رویدادی شگفت انگیز در سراسر جهان مطرح است. بررسی پژوهشگران مربوط در این زمینه ادامه دارد تا به اسرار این «خود ـ درمانی» بدن پی ببرند و راه تنظیم و استفاده از آن را بیابند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
هشدار بیوكِمیست ها: میوه ها و سبزی های محصول روشهای تازه كشاورزی، مواد غذایی لازم را ندارند!


بررسی های بیوكمیست ها كه روی دسته ای از میوه ها و سبزی ها بعمل آمده نشان داده است آن دسته از میوه ها و سبزی هایی كه با روش كشاورزی تازه بعمل آمده بودند ارزش غذایی كمتری داشته و در مقایسه با میوه ها و سبزی های دیگر، ویتامین ها و مواد معدنی موجود در آنها بمراتب كمتر بوده است. میزان این كمبود، طبق اظهار «دانولد دیویس» بیوكمیست دانشگاه تكزاس (آمریكا) شعبه شهر آستین 38 درصد بوده است. این پژوهشگر هفدهم اپریل 2006 اعلام داشت كه این كاهش ارزش غذایی را در 13 نوع ویتامین و مواد معدنی مهم موجود در میوه ها و سبزی های مورد آزمایش خود از جمله كلسیم، فسفور، آهن، و نیز پروتئین، ویتامین «ث»، ویتامین «ب» و ... سنجش و مشاهده كرده است. بكار بردن مواد شیمیایی و روش های ژنتیك و ... كه به منظور افزایش محصول و دفعات محصول دهی نبات و بزرگی دانه ها، برگ ها و میوه ها جهت افزایش وزن و جلب مشتری و در نتیجه كسب درآمد بیشتر از كشاورزی باعث كاهش مواد لازم شده است. به عبارت دیگر، بكار بردن روش های تازه تنها به سود اصحاب كشاورزی (تولید كننده) بوده، نه مصرف كننده این محصولات. مصرف كننده به علت كاهش ورود مواد لازم به بدنش، با این كه در حجم خوردن تغییری حاصل نشده، سلامت و تندرستی اش به مخاطره افتاده است.
     تفسیر این اعلامیه و اظهارات این است كه از این میوه ها و سبزی ها باید به میزان تقریبا دو برابر خورد تا همان نتایج غذایی به دست آید كه وارد كردن غذا به دستگاه گوارش با حجم دو برابر اگر آسان نباشد دارای زیان است.
     بیوكمیست ها دلیل این كاهش مواد مفید را در بكار بردن تكنیك های تازه كشاورزی كه هدف از آنها تولید سریع و باردهی هرچه بیشتر بوته است دانسته و گفته اند كه در این روش ها، زمان لازم برای تولید میوه و سبزی طی نمی شود و توجه شركت های كشاورزی و كشاورزان، تولید سریع و محصولی با وزن بیشتر است و به این سبب همه تدابیر را بكار می برند تا میوه بزرگتر باشد و زودتر به دست آید و به بازار برسد و پول عاید آنان سازد و درنتیجه به ارزش غذایی آن توجه ندارند. در این میان، نگاه مصرف كننده به دولت متبوع است كه وارد عمل شود و از حقوق او دفاع كند. قاعدتا نباید سودبری به زیان سلامت مردم باشد، و دولت ها هستند كه باید از جان و مال اتباع خود محافظت و محارست كنند. تولید میوه و سبزی باید مراحل طبیعی اش را طی كند و از اندازه و حجم طبیعی اش بزرگتر نباشد كه مقدار اضافی، فقط آب است و بی خاصیت، ولی پول به جیب تولید كننده سرازیر می كند. همین نتایج قبلا در مورد محصولات كشاورزی و دامی دیگر به دست آمده و هشدارهای لازم داده شده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
كشتار بی سابقه استاد و دانشجو در دانشگاه تكنولوژی ویرجینیا
«چو» و سلاحش به نقل از تلویزیون ان بی سی
16 اپریل 2007 در ساعات پیش از ظهر، در دو ساختمان یك دانشگاه بزرگ دولتی آمریكا، 32 تن به دست یك مرد جوان كشته شدند. این مرد نیز سپس خودكشی كرد. شمار مجروحان این رویداد كه در تاریخ ایالات متحده بی سابقه خوانده شده 29 تن گزارش شده است.
    رویداد در دو مرحله به وقوع پیوست. ساعت هفت و 15 دقیقه بامداد مرد جوانی وارد خوابگاه 900 نفری دانشجویان سال اول دانشگاه 135 ساله ویرجینیا تكنولوژی (ویرجینیا تك) واقع در شهر كوچك و دورافتاده Blacksburg بلكسبرگ واقع در منطقه كوهستانی جنوب غربی این ایالت شد و چند اطاق را برای یافتن یك نفر (كه اینك معلوم شده است «امیلی» دوست دختر پیشین او بود) جستجو كرد. وی ضمن جستجو، این دختر را یافت و با شلیك گلوله كشت و چون «ریان كلارك» مشاور خوابگاه را در سر راه خود دید، این مرد جوان را هم به قتل رسانید و از خوابگاه خارج و ناپدید شد.
    جریان به پلیس این دانشگاه كه دارای بیش از 25 هزار دانشجوی تمام وقت است اطلاع داده شد و پلیس «واقعه» را یك مسئله محدود (ناشی از اختلاف دوست دختر و دوست پسر) تلقی كرد و در دانشگاه حالت اضطراری اعلام نشد.
    دو ساعت بعد، همان فرد كه شاهدان عینی او را 19 ـ 20 ساله، بلند قد و دارای قیافه ای شبیه مردمان نژاد زرد معرفی كرده بودند وارد ساختمان «نوریس هال» ویژه دوره های مهندسی شد، به طبقه دوم این ساختمان سه طبقه رفت، وارد كلاس درس «زبان آلمانی» شد، نخست استاد كلاس را گلوله زد و سپس سایر دانشجویان را. وی به یكی ـ دو كلاس دیگر هم رفت، دو بار دو سلاح كمری را كه با خود داشت فشنگ گذاری كرد. تیراندازی كه ساعت 9 و 50 دقیقه بامداد آغاز شده بود نزدیک به بیست دقیقه طول كشید!. برخی از دانشجویان خود را از پنجره های طبقه دوم به میان سبزه های محوطه دانشگاه انداختند كه پاره ای از آنان مجروح شدند. در طول این مدت، ریزش برف ادامه داشت. این تیراندازی سرانجام با خودكشی مهاجم، و قبل از رسیدن پلیس پایان یافت. وی طوری خود را گلوله زده بود كه فورا شناخته نمی شد. او لباس جین برتن و روی لباسش هم یك جلیقه پر از جیب پوشیده بود كه فشنگها را در جیب های آن جای داده بود. شهود عینی گفته بودند كه تیرانداز جوانی مصمم بود ولی آرام بنظر می رسید و در تیراندازی هم عجله به خرج نمی داد. یك دانشجوی فلسطینی فوق لیسانس مهندسی ساختمان به نام «جمال البرغوتی» با سلفون خود صدای گلوله ها را ضبط كرده و با فیلم مربوط به شبكه های تلویزیونی داده بود كه عینا پخش شدند. او در خارج از «نوریس هال» بود كه تیراندازی شروع شده بود. نوار برغوتی حكایت از شلیك 27 گلوله داشت.
    تا بامداد 17 آوریل (24 ساعت پس از آغاز تیراندازی) هنوز انگیزه كشتار روشن نشده و هویت تیرانداز هم به دست نیامده بود. در آن روز از دوست پسر تازه «امیلی» بازجویی شد ولی چیزی به دست نیامد.
    شبکه های تلویزیونی آمریكا در روز وقوع حادثه با لحنی ملایم گفته بودند كه اگر مسئولان دانشگاه، مرحله اول تیراندازی را جدی گرفته بودند و اقدامات لازم را بعمل آورده بودند سی نفر بعدی به علاوه تیرانداز جان خود را ازدست نمی دادند. رئیس دانشگاه و مسئول پلیس آن به این انتقادها پاسخ داده و از خود دفاع کرده بودند. روزنامه های آمریكا روزب عد ضمن گزارش این رویداد، تاریخچه تیراندازی در مدارس آمریكا را نیز به میان آورده بودند. این رویداد كه در بزرگترین دانشگاه ایالت ویرجینیا و یكی از معروفترین دانشگاههای آمریكا روی داد، خبر بزرگ رسانه های این كشور را در 16 و 17 آوریل 2007 تشكیل می داد.
    
Noriss Hall که در آنجا 31 تن کشته شدند


    
پسران دانشجو در اندوه قتل دوستان


    
دختران دانشجو گريانند


    
به ياد دوستان ازدست رفته شمع روشن مي کنند


    
    × × ×جزئیات بیشتری كه 17 آوریل اعلام شد
    
    پیش از ظهر 17 اپریل، پلیس و مقامات مربوط اطلاعات بیشتری را در باره رویداد دانشگاه «ویرجینیا تك» به همراه مشخصات و عكس «تیرانداز» در اختیار رسانه ها قرار دادند.
    طبق این اطلاعات، «تیرانداز» یك دانشجوی 23 ساله كره ای سال آخر «ویرجینیا تك» در رشته زبان و ادبیات انگلیسی و تخصص در نویسندگی داستان (خلاقیت) كه در یک خوابگاه در همان دانشگاه اقامت داشت اعلام شده بود. نام او Cho Seuing _ hui چو سوینگ ـ هوی و متولد 18 ژانویه 1984 بود و از سال 1992 با خانواده اش در آمریكا زندگی می كرد. والدین «چو» از كره جنوبی به آمریكا مهاجرت کرده و در حاشیه شهر واشنگتن یك كارگاه لباسشویی را اداره می كنند. این خانواده در شهرك «سنترویل» ویرجینیا ـ به فاصله كوتاهی از شهر واشنگتن زندگی می كنند كه تا دانشگاه «ویرجینیا تك» حدود سیصد كیلومتر فاصله دارد. هنوز معلوم نیست كه چرا «چو سوینگ ـ هوی» كه 14 سال در آمریكا زندگی می كرد به تابعیت این كشور درنیامده بود(و کارت سبزی = مجاز به اقامت بود)!.
    اظهارنظر دانشجویانی كه «چو» را می شناختند و نیز استادان و مقامات گروه آموزشی مربوط درباره این جوان، وی را فردی گوشه گیر، كم حرف كه مایل به معاشرت با دیگران نبود نشان می داد. آنان گفته بودند كه «چو» خیلی جدی و كمی اخمو به نظر می رسید. اظهارات دانشجویان روابط «بوی فرند ـ گرل فرندی» چو با «امیلی 19 ساله» را تایید نمی كند و تنها نشان می دهد كه «چو» به امیلی علاقه مند بود و ابراز دلبستگی می کرد.
    «چو» كه دارای كارت سبز (مجوز اقامت دائم) در آمریكا بود یكی از دو سلاح كمری خود را در ماه مارس 2007 (ماه پیش از وقوع حادثه) و دیگری را در نخستین هفته ماه اپریل (چند روز قبل از رویداد) به طریق قانونی خریداری كرده بود.
    «چو» در تكالیف درسی خود و تمرین كری ایتیو راتینگ (Creative Writing) قضایای انتقادی تند و نگرانی آوری را به میان می كشید كه باعث تردید استاد مربوط از طرز تفكر او شده بود و در این زمینه با او هم صحبت شده بود.
    پلیس در اطاق محل سكونت «چو» در خوابگاه دانشگاه، نوشته ای را به دست آورده بود كه حكایت از تنفر این جوان كره ای نسبت به فرزندان طبقه ثروتمند، دانشجویان اهل عشرت، خوشگذرانی و درگیر در روابط سكس و نیز افراد فریبكار دارد. وی در نوشته اش این واژه ها را بکار برده و تنّفر خود را از آنها مورد تاكید قرار داده بود:
    Debauchery, Deceitful Charlatans, Rich …
    17 اپریل 2007 همچنین نام و مشخصات مقتولان رویداد و عكسهای برخی از آنان انتشار یافته بود. این اطلاعات تازه نشان می داد كه استاد مقتول، Liviu Librescu (لیویو لیبرسكو) یک پروفسور اسرائیلی متولد رومانی بود که جهت اشتغال به کار به آمریکا آمده بود. از این اطلاعات چنین برمی آید كه «چو» پس از ورود به یكی از كلاسها، در كلاس را برای جلوگیری از فرار دانشجویان قفل كرده بود (برخی از شهود گفته بودند با زنجیر!).
     انگیزه «چو» از این كشتار اعلام نشده و متون یادداشت های انتقادی او انتشار هم نیافته است كه روشن شود هدف انتقاد جز آنانکه که در بالا اشاره شد چه افراد و سازمانهایی بودند. و آیا وی از دولت و یا مقامات دولتی و روش ها هم انتقاد کرده بود؟. رسانه های آمریکا به این رویداد عنوان «قتل عام» داده و تا مدتی خبر اول رسانه های جهان شده بود. شبكه های تلویزیونی آمریكا پخش مستقیم و زنده این رویداد را در روز دوم وقوع (17 اپریل) قطع نكرده بودند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اخطار اپریل 2013 سازمان ملل: تولید تریاک در افغانستان رو به افزایش است
گوشه ای از یک کشتزار خشخاش در افغانستان
سازمان ملل 15 اپریل 2013 اعلام کرد که کشت خشخاش در افغانستان و محصول تریاک این کشور در سه سال گذشته منتهی به 2012 رو به افزایش بوده و در سال 2012 هفتاد و پنج درصد تریاک جهان از افغانستان برداشت شده و با این روند، محصول تریاک افغانستان در سال 2013 به 90 درصد کُل تولید جهانی این ماده مخدر خواهد رسید. اعلامیه این سازمان حکایت از زیر کشت خشخاش بودن 154 هزار هکتار زمین در افغانستان و بویژه در ایالات جنوبی و در صدر آنها؛ قندهار و هِلمند دارد.
    در اعلامیه آمده است که بیشتر تریاک محصول افغانستان تبدیل به هروئین و در سراسر جهان توزیع می شود. به علاوه، افزایش کشت خشخاش به ناامنی، فساد دولتی و ایجاد گروههای قاچاق و عمدتا مسلح دامن می زند که زیانهای جهانی متعدد دارد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای پُر از انسان بینوا و کمبودها؛ Lamborghini دویست و پنجاه هزار دلاری، یک اتومبیل بسیار لوکس، خودروِ گشتِ پلیسِ دوبی!


در میان گزارش های 16 اپریل 2013 رسانه ها این عکس دیده می شد که نشان می دهد پلیس دوبی (از اعضای امارات عربی متحده) اتومبیلهای لوکس 250 هزار دلاری لامبورگینی Lamborghini را برای گشت پلیس خود بکار می برَد! که نهایت ولخرجی، اسراف و خودنمایی است. برخی از رسانه ها، بر این عکس عنوان «عکس روز» و عکسی که دیدن آن خیلی چیزها را به ذهن می آورد گذارده بودند.
    کارخانه لامبورگینی ایتالیا که در اواخر دهه 1990 به کمپانی فولکس واگن آلمان فروخته شد هر سال تنها حدود 2 هزار اتومبیل از این دست برای پولدارها و خودنماها تولید می کند. این کارخانه در دهه 1960 آغاز بکار کرده است.
    تردید نیست که این چنین لوکس گرایی و ولخرجی در دنیای پُر از کمبودها و بی نوایان باعث تحریک احساس و خشم مردم می شود و به زنده شدن آنارکیسم یک قرن پیش کمک می کند که شعار «حکومت شوراها (گروه) به جای حکومت فرد و افراد معدود و استفاده متساوی جهانیان از منابع کره زمین که متعلق به همه انسانهاست» سرداده بود و آنارکیست ها با این تفکّر چند رئیس کشور و دولت را ترور کردند.
    در مناطق جنوبی و غربی ـ قبلا کم جمعیت خلیج فارس و محل سکونت چند طایفه مهاجر از صحاری که اخیرا از وجود نفت ثروتمند [ابرثروتمند] شده اند میلیونها هندی، پاکستانی، ایرانی، افغان و فیلیپینو کار و زندگی می کنند و لوکس گرایی و ولخرجی های شیوخ ممکن است روزی ـ روزگاری به قیام آنان بینجامد و .... هند میلیاردی دارد یک ابرقدرت می شود. پیش از ورود دلارهای نفتی به مناطق، وقتی رئیس یکی از امارات به تهران می آمد تنها یک مدیر کل و یا رئیس ساواک از او استقبال می کرد (یعنی که به حساب آورده نمی شد).
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاریخ از نگاهی به تصویر
نیمه اپریل هر سال ـ آخرین مهلت آمریکاییان برای دادن مالیات بر درآمدهای خود و دو کاریکاتور در این زمینه در اپریل 2007
در آمریكا، هر مالیات دهنده باید هر سال مالیات برآمدهای خودرا بر پایه تعرفه های قانونی، (خود و یا حسابدارش) محاسبه و تا آخرین لحظه پانزدهم اپریل هر سال (نیمه شب) به پستخانه بدهد. 15 اپریل در آمریکا به TAX DAY معروف است. چك مالیات باید ضمیمه فرم محاسبه معروف به فرم «1040» باشد. همین نظم مالیاتی، یكی از عوامل قدرت دولت بشمار آمده است. پستخانه های آمریكا كه متعلق به دولت فدرال (دولت مركزی) هستند در این شب تا نیمه شب (ساعت 24) باز خواهند بود تا پاكت ها را مُهر ساعت دار بزنند. وای به حال كسی كه تا آخرین لحظه مهلت، فُرم مالیات را پُست نكرده باشد.
    در سال 2007، چون 15 اپریل مصادف با یكشنبه بود كه تعطیل هفتگی است و دوشنبه هم «روز صدور اعلامیه آزادی بردگان سیاهپوست» بود، مهلت پست كردن فرم 1040 تا نیمه شب 17 اپریل (28 فروردین) تمدید شده بود.
     اداره مالیات بردرآمد كه یك آژانس مستقل دولتی است، پس از دریافت فُرم های امضاء شده و چک ضمیمه آن، كار رسیدگی را آغاز می كند تا تقلبی در پُر كردن پرسشنامه صورت نگرفته باشد كه تقلب در مالیات مجازات سنگین دارد. طبق آمار منتشره، تاكنون بیشتر تقلبات از ناحیه افراد سرشناس و یا ثروتمندان صورت گرفته است كه تا می توانند هزینه های (مربوط به درآمد) خود را بالا نشان می دهند كه مالیات كمتری بدهند.
     از زمان عمومیت یافتن اینترنت، پُركردن آنلاین فرم 1040 و دادن شماره حساب بانكی هم به اصطلاح مُد شده است كه در سال2007 چهل و پنج درصد مالیات دهندگان، ریسك كرده و از این طریق ارسال داشته بودند زیرا در آن سال این نگرانی وجود داشت که ارسال فرم با اینترنت، ممكن است اسرار مالی یك فرد و شماره حساب بانكی اورا به دست دزدان (سایپر) بدهد و .... ارسال اینترنتی (آنلاین) اینک امری عادی شده است.
    یك كاریكاتوریست (طناز تصویرگر) آمریكایی «مهلت 17 اپریل سال 2007» را به این صورت نشان داده كه در برخی از روزنامه های این كشور چاپ شده بود (عمو سام نماد دولت آمریكاست كه دست دراز كرده مالیات بگیرد و در آن سال، 17 اپریل ـ آخرین مهلت را هم یادآور می شود):
    



    در آخرین هفته مهلت مالیاتی سال 2007، برخی از آمریكاییان در مصاحبه های خود با رسانه ها گفته بودند گزارش های منتشره پیرامون وضعیت عراق و خاصه خرجی ها و هزینه های غیر لازم در آنجا، صمیمت آنان را در پرداخت مالیات تا حدی متزلزل ساخته است كه مبادا این پول به هدر رود. جی. ام. برگمن كاریكاتوریست آمریكایی بر این پایه، كاریكاتور زیر را ترسیم كرده بود. این كاریكاتور كه در شماره 15 اپریل (26 فروردین) بسیاری از روزنامه های آمریكا، به صورت همزمان چاپ شده بود (زیرا كه سندیكای مربوط آن را در آن روز توزیع كرده بود) نشان می دهد كه چگونه پول مالیات دهندگان در آبریزگاه جنگ ریخته می شود و هدر می رود:
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 17 آوريل
  • 1421:   سدی كه در برابر دریا در منطقه «دورت» هلند ساخته شده بود بر اثر توفان شكست و بیش از یكصد هزار تن از ساكنان اراضی اطراف كه پایین تر از سطح دریا قرار داشتند غرق شدند.
        
        
  • 1860:   بندر «ولادی وستوك» كه به تصمیم دولت روسیه در ساحل دریای ژاپن در خاور دور ساخته شده بود در این روز گشایش یافت.
        
        
  • 1916:  


    بانو «سیریمائو باندرانایکه» به دنیا آمد. وی نخستین بانویی است که در دنیای معاصر، نخست وزیر یک کشور شد. او سال ها نخست وزیر جمهوری سریلانکا (سِیلان) بود. سیریمائو که راه را برای بانوان برای رئیس دولت شدن، به طریقه دمکراتیک باز کرد در 84 سالگی در سال 2000 درگذشت.
        
        
        
        
        
  • 1930:   «آبخاز = آبخازیا = آبخیزستان» در چارچوب جمهوری سوسیالیستی گرجستان، یك منطقه خود مختار اعلام شد. این منطقه، قرن ها و تا اوایل قرن نوزدهم گوشه ای از امپراتوری ایران بود.
        
        
  • 1932:   برده داری در اتیوپی (حبشه) لغو و غیرقانونی شد.
        
        
  • 1941:   در جریان جنگ جهانی دوم، دولت وقت یوگوسلاوی، کشور را تسلیم آلمان کرد!.
        
        
  • 1956:   كمینفورم كه به صورت دفتر مبادله اطلاعات میان احزاب كمونیست عمل می كرد منحل شد.
        
        
  • 1971:   جمهوری بنگلادش (قبلا؛ پاکستان شرقی و پیش از آن بخشی از شمال شرقی هندوستان در ساحل خلیج بنگال) زیر نظر مجیب الرحمان تاسیس خود را رسما اعلام داشت.
        
        
  • کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    ماجرای شنیدنی ندانستن مفهوم عبارت hit a hole in one در 1341 و عینا در 1386 ـ پیروزی ورزشی گُلفباز 103 ساله و راز طول عُمر او
    اِلسی در سه مرحله عُمر


        از آغاز دهه 1340، رادیو سراسری ایران علاوه بر پخش مستقیم مسابقه های ورزشی، سه بخش خبر ورزشی نیز داشت که دبیر این اخبار هم «عطا بهمنش» بود. ما ـ دبیران اخبار بین الملل، در طول ساعات کار خود، اخبار ورزشی وارده از سراسر جهان را که خبرگزاری های 4گانه و نیز تاس و خبرگزاری آلمان می فرستادند در پوشه ای ویژه برای بهمنش می گذاشتیم. در فروردین 1341 عنوان خبر یک مسابقه گُلف که این بازی در ایرانِ وقت متداول نبود این عبارت بود: … hit a hole - in - one هیچکدام از ما ازجمله بهمنش معنای درست این عبارت را نمی دانستیم. در آن زمان، خبرگزاری پارس که اخبار رادیو را مستقیما به گویندگان می داد انواع فرهنگ های لغات تخصّصی و اصطلاحات و شش دائرة المعارف به زبانهای مختلف برای سابقه نویسی اخبار در اطاق خبر (تحریریه) روی میزهای پایهِ بلندِ ویژه قرارداده بود تا بتوان آنها را «ایستاده» خواند و یادداشت برداشت زیرا که این کتاب ها بسیار بزرگ و سنگین بودند و انتقال آنها به میز خبر، دشوار. در این کتاب ها نیز تعریف آن عبارت ویژهِ بازی گُلف، بسیار فنّی بود و کسانی که سررشته از آن بازی نداشتند چیزی عایدشان نمی شد. به هر حال، آن خبر به صورت مبهم پخش شد.
        از آن زمان 45 سال گذشت و دائرة المعارف ها در اینترنت قرار گرفتند و گُلف نیز یک بازی تقریبا جهانی شد. باز، اصطلاحhole - in - one برای بسیاری از خبرنویسان تهران نامفهوم بود. در 11 اپریل 2007 (فروردین 1386) و درست 45 سال پس از ماجرای فروردین 1341، یک خبرنویس آشنا تلفن کرد تا معنا و مفهوم همان عبارت و معادل آن در زبان فارسی را برایش بگویم که من هم بمانند 45 سال پیش از آن، آن را نمی دانستم زیراکه علاقه ای به گُلف ندارم که در جوانی شنیده بودم در غرب، یک سرگرمی ثروتمندان است. پرسیدم که کجا به این عبارت برخورد کرده است که گفت: "مگر نشنیده ای که یک بانوی 103 ساله آمریکایی پیروزمند یک بازی گُلف شده و این عبارت ـ اصطلاح ورزشی ـ در خبر مربوط بود.". گفتم بنویس که «یک ضرب توپ را به داخل سوراخ چمن میدان گُلف انداخت» و مسافت را هم یادت نرود.".
        سپس سراغ اخبار ورزشی رفتم و خبر مربوط را خواندم آن گُلف باز Golfer ـ بانو السی مکلین Elsie Mclean بود که قبلا درباره او در تاریخ آنلاین ـ بخش ورزش مطلب نوشته بودم.
        خبر درست بود و السی در 103 سالگی، در یازدهم اپریل 2007 با زدن هدف (یك ضرب ـ hole - in – one) از فاصله 108 متری، خبر صفحه اول روزنامه ها شده بود. او از 29 سالگی به بازی گُلف تا یکصد و شش سالگی (دو سال پیش از وفات) ادامه داد.
        بانو «السی مك لین » ـ گُلفباز آمریكایی دهم ماه می 2012 در یکصد و هشتمین سالِ عُمر خود درگذشت. السی که در سی سالگی ازدواج کرد تنها دارای یک دختر بود. او که در دانشگاه، درس کسب و کار (بیزنس) خوانده بود و در نیمه اول عُمر یک حسابدار بود راز طول عُمر خودرا دوری جستن از غم و اندوه و تَرک زادگاه نکردن اعلام کرده و گفته بود که به نظر او، شاد بودن و نیز «سرگرم بودن» از عوامل طول عُمر است. او که در شهر «چیکو» آمریکا به دنیا آمده بود، این شهر را جز برای مسافرت های کوتاه مدت تَرک نکرده بود. اِلسی در یک مصاحبه رسانه ای، انتخاب زن و یا شوهر متناسب را بزرگترین اقدام یک انسان در طول عُمر خوانده بود که شکست در آن، مایه سیه روزی خواهد بود.
     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.



     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com