Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
16 ژوئن
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 16 ژوئن
ایران
بازگشت ده هزار نفری ـ گزارش گزنفون از جنگ دو برادر بر سر پادشاهی ایران، 401 پیش از میلاد مسیح
تصویری از مجسمه گزنفون

نبرد کوروش جوان Cyrus the Younger با برادرش اردشیر دوم درناحیه Cunaxa در کنار فرات (جنوب غربی بغداد امروز و شمال شهر بابل وقت) بر سر پادشاهی بر امپراتوری پهناور ایران که شهریور (سپتامبر) 401 پیش از میلاد روی داد معروفیت زیاد دارد و در بسیاری از کتاب های درسی ـ در سراسر جهان آمده است زیراکه گزنفون Xenophon تاریخ نگار وقت و از افسران این جنگ، آن را در کتاب خود «بازگشت ده هزار نفری» و بویژه در فصلAnabasis (عبور از ارتفاعات) شرح داده و مشکلات را دقیقا نوشته است. گزنفون ـ شاگرد سقراط ـ از آن گروه مورّخانی بود که رویدادهای دوران حیات خود و آنچه را که دیده و تجربه کرده باشند می نویسند و در نتیجه، نوشته های آنان مأخذ برای مورّخان دیگر می شود و همچنین برای تحلیلگران و مفسّران. [مورخان یونانی این کوروش را کوروش کوچکتر و یا جوان نوشته اند تا از کوروش بزرگ متمایز شود و در مخاطب ایجاد شبهه نکند.].
    کوروش جوان پسر داریوش دوم و بانو «پَریسا»، فرماندار قلمرو یونانی زبان های امپراتوری ایران (ایونی، آناتولیای غربی و بخشی از سوریه) پس از مرگ پدر خودرا شایسته تر از برادرش ـ اردشیر دوم برای جانشینی او و پادشاهی ایران می پنداشت. به زعم او، برادرش اردشیر فردی ضعیف النفس، بی تدبیر و ترسو بود.
    کوروش جوان در ژوئن 401 پیش از میلاد (خردادماه) تصمیم به برکنارکردن برادر و پادشاه شدن گرفت، دوازده هزار و نهصد مِرسنِر یونانی (ده هزار و 400 پیاده سنگین اسلحه و دو هزار و پانصد پیاده سبک) برگزید و با این مرسنرها و نیروهای پارسی اش عازم پایتخت شد. بسیاری از نظامیان پارسی او پس از رسیدن به کوههای Taurus از برادرکُشی منصرف شدند و بازگشتند و برای کوروش هزار پارسی، 600 نگهبان شخصی و مرسنرهای یونانی باقی ماندند. اردشیر یک نیروی 40 هزاری نفری به مقابله با برادر فرستاد و دو نیرو در کنار فرات (عراق غربی امروز) به هم رسیدند و در همان نخستین برخورد، کوروش کشته شد و افسران یونانی زبان تصمیم به مذاکره به منظور پایان جنگ و موافقت با بازگشت گرفتند ولی درجریان رفتن به محل مذاکره به دام افتادند و کشته شدند و چند افسر باقی مانده ازجمله گزنفون ده هزار باقی مانده مرسنرها (جنگجویان مزدور) را با زحمت زیاد و برخورد با مشکلات متعدد از راههای کوهستانی (کردستان عراق امروز) به ساحل دریای سیاه رساندند و از آنجا با قایق به وطن بازگشتند.
     اردشیر دوم تا سال 358 پیش از میلاد حكومت كرد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مبدأ تقویم یزدگردی ـ تقویم نویسی وسیلهِ ابراز میهندوستی
تقویم نگاران ایرانی روز 16 ژوئن سال 632 میلادی را مبدا تقویم یزدگردی قراردادند تا به این وسیله میهندوستی خود را نشان دهند و ایرانیان ـ امپراتوری خود در عهد باستان را فراموش نكنند. این سال، آغاز پایان امپراتوری ایرانیان به عنوان یكی از دو اَبَرقدرت وقت جهان بود ـ جنگ عرب با ایرانیان از سال 633 آغاز شد، ولی ندانمکاری ها، مبارزه بر سر قدرت در تیسفون و دشمنی بزرگان بایکدیگر یک سال پیش از آن به اوج رسیده بود و گرنه ارتش ایران ـ مجهز به فیل جنگی و چهار برابر نیروهای عرب ـ در نوامبر 636 میلادی در قادسیه شکست نمی خورد. فراموش نكنیم كه ایرانیان بعدا (درقرون وسطا، عصر ظلمت در اروپا) از طریق اندیشه، دانش و ادبیات، ایرانزمین را از این دست ابرقدرت جهان كردند. تقویم هجری شمسی متداول امروز به دست عُمر خیام نیشابوری تنظیم شده است. این تقویم به تقویم جلالی معروف بود زیراکه در عهد سلطنت جلال الدین ملک شاه تنظیم شده بود. ایرانیان از دوران هخامنشیان (25 قرن پیش) دارای تقویم بوده اند (تقویم زرتشتیان) و نام ماهها ـ تا حدّی تفاوت در تلفظ تغییر نکرده است. تقویم جلالی تا حدّی زیاد بر پایه تقویم یزدگردی تنظیم شده است. ایرانیان باستان تنها ملتّی بودند که تقویم قمری را بکار نبردند.
     پس از برگزاری مراسم دو هزار و پانصدمین سال تاسیس دولت واحد ایران به ریاست کوروش بزرگ در مهرماه 1350، مبدأ تقویم ایران به زمان کوروش بازگشت داده شد که درجریان انقلاب 1357 (و از شهریورماه این سال) بار دیگر، سال هجری خورشیدی (تقویم تنظیم شده توسط عمر خیّام) تقویم رسمی ایران شد و در کنار آن تقویم قمری.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
یعقوب لیث و دستور مهم میهنی او پس از آزاد کردن كرمان؛ به زبانی كه نمی فهمم (عربی) مكاتبه نكنید ـ رسمیت یافتن دوباره پارسی
یعقوب لیث صفّار قهرمان ملّی ایرانیان كه تصمیم به پایان دادن به حكومت عرب بر میهن گرفته بود 16 ژوئن سال 868 میلادی (26 خرداد) شهر كرمان را آزاد كرد.
     در كرمان بود كه یعقوب دستور اكید داد ـ از آن پس ـ به زبانی كه او نمی فهمد (عربی)، مكاتبه نكنند. از زمان افتادن ایران به دست عرب، تا آن روز، مكاتبات اداری به عربی صورت می گرفت. با صدور دستور اكید یعقوب لیث بود كه «پارسی» بار دیگر زبان رسمی ایرانیان شد و رونق گرفت. یعقوب بود كه خواست برای حروفی كه در عربی نیست و در فارسی تلفظ می شود، جانشین بیابند تا خط الرسم تكمیل شود و سالها طول كشید تا ادیبان با هم به توافق رسیدند كه «پ، چ، ژ، گ» را با افزودن نقطه و سركش بر حروف عربی مشابه، به وجود آورند تا تركیب حروف تغییر نكند و مقرر داشتند كه از بكار بردن حروف خاص زبان عربی از جمله «ص، ض، ط، ظ، ث، ح، ع و ء» در واژه ها و اسامی فارسی حتی الامکان خودداری شود. تكمیل این تغییرات هشتاد سال وقت گرفت و این اصلاحات حروف و تبدیل واژه ها در سال 950 میلادی به پایان رسید و خط الرسم فارسی امروز به دست آمد. باید دانست كه ایرانیان تنها مسلمانان آن زمان بودند كه زبان ملّی خود را از دست ندادند. می دانیم كه ایرانیان ساكن «فرارود» و خراسان خاوری (افغانستان شمالی امروز) كه تاجیك خوانده می شوند «پارسی» را از دست نداده بودند و گروهی از آنان با افتخار تمام خود را «پارسیوان = پارسیبان» می نامیدند.
     یعقوب كه پرچم استقلال طلبی را در سیستان ـ سیستان بزرگتر ـ برافراشته بود در سال 862 میلادی هرات و سال بعد سراسر شمال شرقی ایرانزمین و تا كابل را از دست عُمّال خلیفه بغداد بیرون آورده بود. یعقوب پس از آزاد كردن كرمان، با همان هدف، فارس و خوزستان را پس گرفت، مهاجرت قبایل عرب به ایران را متوقّف و ممنوع ساخت و در سال 878 با خلیفه عباسی مستقیماً وارد جنگ شد. او که در جریان جنگ، از دیر العاقول یک عقب نشینی تاکتیکی کرده و در منطقه گُندی شاپور (خوزستان) اُردو زده بود پس از ردّ پیشنهاد صلح خلیفه، در پنجم ژوئن 879 از بیماری قولنج درگذشت، همانجا مدفون شد و برادرش «عَمرو» بر جای او نشست و مصلحت در آن دید كه با خلیفه از در آشتی درآید و خلیفه هم حكومت وی را بر فارس، اصفهان، كرمان، سیستان، مكران (بلوچستان)، سِند (ایالت جنوبی پاكستان امروز به مركزیت شهر كراچی) و بخش هایی از خراسان به رسمیت شناخت.
    
مجسمه يعقوب ليث

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ادامهِ مخالفتِ جدّی با رئیس الوزرایی قوام السلطنه در زمان پادشاهی سلطان احمدشاه قاجار
ساعد تُنكابنی، سروان وقت ارتش
ساعد پسر سپهسالار تنُكابنی که از بیست و پنجم خرداد 1300 در تُنكابن دست به قیام مسلحانه زده و سرگرم جمع آوری نیرو برای حمله به تهران بود 26 خرداد در اجتماعی از تنکابنی ها، قوام السلطنه (نخست وزیر منصوب سلطان احمدشاه) را عامل حارجی (دولت لندن) اعلام كرد و گفت که باید ازمیان برداشته شود. وی افزوده بود که قصد تجزیه کشوررا ندارد تنها با نخست وزیری قوام السلطنه مخالف است زیرا که این انتصاب را به زیان ایران می داند و قیام مسلحانه او تنها با هدف جلب توجه شاه است که به زبان خوش، حاضر به شنیدن حرف حساب نیست.
    دو هفته پس از تعیین قوام السلطنه به جای سید ضیاء طباطبایی یزدی به عنوان رئیس الوزراء در خرداد 1300، دامنه مخالفت با این انتصاب به مازندران و گیلان هم كشانده شده بود. در خراسان كلنل محمد تقی خان پسیان دست به مخالفت با قوام السلطنه زده بود و انگلستان را عامل همه مشكلات و بدبختی های ایران خوانده و گفته بود که انتصاب قوام السلطنه هم به اراده آن دولت استعمارگر انجام شده است و در برابر سلطه انگلستان باید ایستادگی (مسلحانه) شود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
گوشت گوسفند، هرکیلوگرم 26 ریال ـ ماجرای اختلاف نظرِ قصّاب ها و شهردار تهران ـ مداخله مصدّق
نصرت الله امینی در اواخر عُمر
24 خرداد سال 1332 (ژوئن 1953) دكتر مصدق نخست وزیر وقت نرخ گوشت گوسفند را در تهران كیلوگرمی 26 ریال تعیین و اعلام كرد. مداخله نخست وزیر زمانی آغاز شد كه مذاكرات شهردار با قصابها به بن بست رسیده بود و شهردار تصمیم داشت در خیابانها دَکّه بگذارد و رفتگران شهرداری را به فروش گوشت بگمارد.
     معارضه شهرداری با توزیع كنندگان گوشت (عمده فروشها) بود كه 19 خرداد به اوج خود رسیده بود. در این روز نصرت الله امینی شهردار وقت (که در سال 1388 فوت شد و در ماههای نخست پس از انقلاب استاندار فارس بود) به عمده فروشها اخطار كرده بود كه اگر بخواهند بیش از این بازی درآورند، شهرداری خود مستقیما به توزیع گوشت میان قصابی ها اقدام خواهد كرد و چنانچه بعضی قصابها اخلال كنند؛ در هر كوچه و خیابان دكه نصب خواهد كرد و به فروش گوشت مشغول خواهد شد.
     دعوا بر سر این بود كه شهرداری نرخ گوشت را هر كیلو گرم 26 قران تعیین كرده بود و قصابهای عمده فروش مدعی بودند كه با این نرخ برایشان سودی حاصل نمی شود زیرا باید گوشت را هر كیلو گرم 24 قران به قصابهای خرده فروش بدهند و با پولی كه به چوبدار برای خرید گوسفند می دهند، بیش از پنج شاهی (یك چهارم یك قران) در هر كیلو برایشان نمی ماند و شهردار می گفت كه در شرایطی که استعمار لندن به وطن تحمیل کرده همین سود كافی است.
     19 خرداد كه این مرافعه به اوج شدت رسیده بود، شهردار برای اجرای اخطار خود جمعی از سپورها را لباس سفید پوشاند و آماده فروش گوشت در دكه ها كرد و از طرفی هم دست به خرید گوسفند از چوبدار ها زد كه عمده فروشها با مشاهده سپورهای سفیدپوش جا خوردند، 24 خرداد دولت مداخله و نرخ گوشت را تعیین و اعلام کرد کرد و دست اندرکاران توزیع آن خواست رئیس دولت را پذیرفتند. اقدام دیگر امینی از این دست، جمع کردن دکه های فروش مطبوعات بود که قبلا اجازه داده شده بود به صورت میز (غیر مسقف) به کار ادامه دهند. این میزها بعدا کیوسک شده و به صورت یک دکان کوچک برای فروش هرگونه جنس درآمده و قیافه نسبتا زشتی هم به شهر داده بودند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
چگونگی برکناری بنی صدر از ریاست جمهوری در نیمه دوم خردادماه 1360 و ...
بنی صدر، زمانی که رئیس جمهور بود
در پی عزل ابوالحسن بنی صدر از قائمقامی فرماندهی كل قوا در بیستم خرداد 1360 و تظاهرات خیابانی مخالفان او در 25 خرداد، 26 خرداد این سال، دو فوریت طرح نمایندگان برای «بررسی كفایت او به عنوان رئیس جمهور» در مجلس به تصویب رسید و از روز بعد بررسی طرح آغاز شد و نیز بحث از تشكیل شورای موقت ریاست جمهوری ـ در صورت برکناری بنی صدر و انتخاب زودرس رئیس جمهور بعدی. بررسی طرح و بحث نمایندگان درباره آن تا عصر سی و یکم خرداد ادامه یافت و در رای گیری ساعت 5 و 15 دقیقه بعد از ظهر این روز، 177 نماینده به عدم کفایت بنی صدر رای دادند و دقایقی بعد، هاشمی رفسنجانی رئیس وقت مجلس در اجتماع گروهی از مردم که مقابل مجلس اجتماع کرده و خواهان برکناری بنی صدر بودند حضور یافت و تصویب طرح را به اطلاع آنان رسانید و گفت که مصوبه مجلس را تا ساعتی دیگر نزد امام (آیت الله خمینی) خواهد بُرد و طبق قانون اساسی، وی تصمیم گیرنده نهایی است.
    همان شب رادیو تلویزیون ایران اعلام کرد که آیت الله خمینی رهبر انقلاب و بنیان گذار جمهوری اسلامی پس از دریافت مصوبه مجلس، بنی صدر را از سمت رئیس جمهور عزل کرده است که این خبر روز یعد (یکم تیرماه 1360) در صفحات اول روزنامه های تهران انتشار یافت. در همین روز شورای ریاست جمهوری مرکب از رئیس مجلس، نخست وزیر و رئیس دیوان عالی کشور آغاز بکار کرد تا ضمن انجام وظایف ریاست جمهور در طول 50 روز، در این فاصله مقدمات برگزاری انتخابات رئیس جمهور تازه را فراهم سازد.
    روزنامه های تهران نوشته بودند که در جلسات پیش از ظهر و بعد از ظهر 31 خردادماه مجلس که به تصویب طرح عدم کفایت بنی صدر انجامید 19 نماینده ازجمله صدر حاج سیدجوادی، مهدی بازرگان، یدالله و عزب الله سحابی، دکتر سامی، ابراهیم یزدی، صبّاغیان، معین فر و سلامتیان حضور نیافته بودند که غیبت آنان «غیر موجّه» اعلام شده بود.
    در جریان بحث پیرامون طرح بررسی کفایت بنی صدر، سی ام خرداد 1360 نمازگزاران جمعه خواهان عزل او و محاکمه اش شده و وی را یک عامل آمریکا خوانده بودند. در طول بحث مجلس درباره طرح، چند نماینده گفته بودند که بنی صدر از مخالفان تصرف سفارت آمریکا در آبان 1358 بود که اگر این کار صورت نگرفته بود دیکته کردن آمریکا به جمهوری اسلامی و مداخله ادامه یافته بود. یک نماینده مجلس تصرف سفارت آمریکارا یک رویداد بزرگ تاریخ جهان خوانده بود که دست واشنگتن را از ایران کوتاه کرد. به موازات بحث مجلس، روزنامه های تهران نوشته بودند که شاپور بختیار در پاریس بنی صدر را ادامه دهنده راه مصدق خوانده است و .... در پی تصویب طرح، بهزاد نبوی وزیر مشاور وقت گفت که حل ماجرای بنی صدر بزرگترین پیروزی داخلی انقلاب بود. دقایقی پس از تصویب طرح گفته شد که بنی صدر فرار کرده و ناپدید شده است ولی زن او بانو عذرا را در اتومبیل دستگیر کرده اند. در نیمه دوم خردادماه 1360 شماری از نویسندگان روزنامه انقلاب اسلامی و کارکنان دفتر ریاست جمهور دستگیر شده و عده ای هم کناره گیری کرده بودند. در جمهوری اسلامی ایران، رئیس جمهور رئیس کشور نیست و طبق اصل 110 قانون اساسی، تعیین سیاست های کلی، نظارت بر حسن جریان این سیاستها، فرماندهی کل نیروهای مسلح ازجمله سپاه پاسداران و نیروهای انتظامی با رهبری است. رهبر است که ریاست قوه قضائیه را تعیین و حکم ریاست جمهور را امضاء می کند.
     بنی صدر [متولد نوروز 1312 = 22 مارس 1933در همدان، فارغ التحصیل اقتصاد از سوربن فرانسه و متوفی در 9 اکتبر 2021 در فرانسه] در بهمن 1358 با ده میلیون و 753 هزار به ریاست جمهوری انتخاب شده و سمت قائمقام فرماندهی کل قوا را نیز دریافت کرده بود. در انتخابات بهمن 1358 ریاست جمهوری که نخستین انتخابات از این دست در ایران بود، نود و پنج نامزد ازجمله قطب زاده و مسعود رجوی با هم رقابت می کردند که از میان آنان، بنی صدر برنده اکثریت آراء شد و دریادار کرمانی ـ دکتر احمد مدنی نفر دوم. قطب زاده بعدا اعدام شد و مدنی و رجوی از ایران خارج شدند. مدنی کرمانی گرداننده جبهه ملی در خارج از کشور که بعدا به بیماری سرطان دچار شده بود در بهمن 1384 در آمریکا فوت شد. تلاش های مدنی در طول وزارت دفاع، فرماندهی نیروی دریایی و استانداری خوزستان مانع از تجزیه ایران شد. تاریخ از وی به عنوان یک ناسیونالیست ایرانی نام برده است.
    بنی صدر که نزدیک به 17 ماه بر کرسی ریاست جمهور نشسته بود پس از عزل شدن به فرانسه فرارکرد [که ماجرای فرار او داستانی است شنیدنی]، تا مدت ها همچنان خودرا رئیس جمهور اعلام می کرد. وی که در فرانسه بسر می بُرد با ادامه انتشار روزنامه خود ـ انقلاب اسلامی ـ نخست به صورت چاپی و بعدا آنلاین و انجام مصاحبه و ایراد نطق در صف مخالفان دولت جمهوری اسلامی قرارداشت.


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
بازداشت مدیر عامل «اورینتال اویل كیش» در دوبی، پس از برائت در تهران!
خبر زیر كه تیتر آن در بالا آمده است در تاریخ 16 خرداد1385 به شماره 40211 در روزنامه اینترنتی «بازتاب» انتشار یافته بود كه طبق آمارِ «بازتاب»، در همان ساعات اول انتشار 18 هزار و 141 مخاطب داشت. خبر «بازتاب» از نظر پیشگیری از تکرار نظائر آن، در اینجا نقل می شود. اگر در رابطه با آن توضیحی واصل شود، آن نیز عینا درج خواهد شد. روزنامه های تهران از جمله روزنامه دولتی ایران قبلا جریان محاكمه را چاپ كرده بودند.
    
×××

    به گزارش خبرنگار «بازتاب»، مهرداد صفدری مدیرعامل شركت «اورینتال اویل كیش» كه چندی پیش به اتهامِ دادن رشوه نیم میلیون دلاری محكوم و سپس تبرئه شده بود، هنگام خروج از امارات عربی متحده، در فرودگاه دوبی توسط پلیس آن كشور بازداشت شد.
    بر پایه اطلاعات رسیده به «بازتاب»، اتهام صفدری تخلفات حقوقی در ثبت شركت وی در امارات بود. شنیده می شد که یك كمپانی خارجی نیز از صفدری و شركت متبوعش شكایت كرده است (کرده بود).
    (بازتاب نوشته بود): گفتنی است، مهرداد صفدری پس از محاكمه و محکومیتش در دادگاه بدوی، در كمال شگفتی، از سوی دادگاه تجدیدنظر برائت حاصل كرد، اما گیرنده رشوه محكوم شد!.
    شعبه ۲۳ دادگاه تجدید نظر استان تهران پس از رسیدگى به فرجامخواهی (استیناف) متهمان پرونده اورینتال اویل كیش، مشاور عالى سابق شركت نفت و گاز پارس را به دو سال حبس قطعى و پرداخت وجوه دریافتى از شركت اورینتال اویل كیش محكوم كرد. (ولی) صفدرى مدیر عامل شركت اورینتال اویل كیش از اتهام دادن رشوه به متهمان پرونده تبرئه شد. این دادگاه همچنین سه تَن از كارمندان شركت نفت را به جرم دریافت رشوه از یك سال تا دو سال حبس قطعى و پرداخت وجوه دریافتى محكوم كرد.
    (به نوشته بازتاب)، قبلا پنج تن از متهمان شركت نفتى اورینتال اویل كیش در شعبه ۱۱۹۲ دادگاه امور اقتصادى (دادگاه بَدوی) به ریاست قاضى یوسف موسوى به اتهام پرداخت و دریافت رشوه (ارتشاء) محاكمه شده بودند. دادگاه متهم ردیف اول _ كاظمى مشاور عالى سابق نفت و گاز پارس جنوبى را به جرم اخذ رشوه به میزان نیم میلیون دلار (ارزی) و ۱۲۹ میلیون تومان (ریالی) و همچنین اخذ پورسانت از شركت «جى وى سى» به میزان ۱۳۲ هزار دلار و پرداخت هزینه سفر خانواده وى به دوبى، سنگاپور و ژاپن جمعاً به میزان حدود ۹۵ هزار دلار را به حبس تعزیرى و استرداد وجوه دریافتى محكوم كرده بود. این دادگاه همچنین مدیر عامل اورینتال اویل كیش و سه كارمند را به اتهام ارتشاء مجرم شناخته و به حبس هاى مختلف محكوم ساخته بود. پرونده متهمان با اعتراض آنان به حكم صادره، جهت رسیدگى استینافی به شعبه ۲۳ دادگاه تجدید نظر استان تهران ارجاع و این دادگاه، صفدرى مدیر عامل شركت اورینتال اویل كیش را از اتهامات وارده تبرئه كرد. اما كاظمى مشاور سابق شركت نفت و گاز پارس جنوبى و سه محكوم دیگر را مجرم شناخته و به حبس و استرداد وجوه دریافتى محكوم كرد.
    
    «بازتاب» در پایان هر مطلب خود نظرات مخاطبانش را درباره آن مطلب جویا شده بود كه چند تَن از آنان اظهار نظر كرده بودند از این قرار:
    
    نظرات کاربران «بازتاب» :
    
     ××× این افراد بایستی (باید) اعدام گردند. ابن مبالغ از گوشت و پوست این مردم هزینه می شود. به نظر من (مخاطب بازتاب)، این چنین كارهایی بزرگترین جرم است كه مرتكب باید بشدت تنبیه گردد (شود).
    
     ××× این افراد كه به این راحتی چنین پول كلانی را به جیب می ریزند آیا شرم نمی كنند از آن پیرزنی كه نان شب ندارد كه خود را سیر كند (گرسنه سر بر بالین می نهد)، پس وای بر ما.
    
     ××× این، یكی از هزاران ... است. تا دیر نشده است، زودتر باید دست غارتگران را از بیت المال كوتاه کرد ....
    
     ××× هرچند این قبیل افراد كیفر (واقعی) نخواهند دید، ولی باید خود را برای محاكمه در دادگاه عدل الهی آماده كنند.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
بی اعتنایی تهران به درخواستِ اکید جورج بوش (ژوئن 2007) در مورد آزادکردن 4 ایرانی ـ آمریکایی
George Bush
رسانه های آمریكا جمعه یكم ژوئن 2007 به نقل از اسوشییتدپرس گزارش كرده بودند كه جورج بوش رئیس وقت این فدراسیون از دولت ایران خواسته بود كه چهار ایرانی ـ آمریكایی بازداشت شده را «فورا و بدون قید و شرط» آزاد كند.
    طبق این گزارش، بوش همچنین خواسته بود كه دولت ایران درباره یك مامور بازنشسته اف. بی. آی (سازمان امنیت داخلی آمریكا) كه ضمن سفر به ایران ناپدید شده است اطلاع دهد. این مامور، ایرانی تبار نبوده است. اتهام چهار ایرانی ـ آمریكاییِ بازداشتی «جاسوسی» گزارش شده بود.
    دو هفته بعد (15 ژوئن2007) برخی از روزنامه های آمریكا نوشته بودند كه از اعلام خواست بوش از ایران به صورت «Demand» چندین روز گذشت ولی مقامات تهران اعتناء نكردند.
    قبلا نیز وزارت امورخارجه آمریكا اعلام كرده بود كه چهار دستگیر شده كارمند دولت آمریكا نبوده و اتهام جاسوسی به آنان وارد نیست. وزارت امور خارجه آمریكا در اخطاریه ای به تاریخ 31 ماه می 2007 هم از ایرانیان تبعه آمریكا خواسته بود كه از مسافرت به ایران خودداری كنند زیرا بیم تحقیق امنیتی و توقیف آنان وجود دارد.
    قبلا چند سناتور و مقام دیگر از جمله هیلری كلینتون (سناتور وقت نیویورک) از دولت ایران خواسته بودند كه دستگیرشدگان را آزاد سازد.
    رسانه های آمریكایی از دستگیر شدگان به این شرح نام برده و عكسشان را منتشر ساخته بودند:
    ـ هاله اسفندیاری مدیر بخش خاورمیانه مركز پژوهشی وودرو ویلسون (مستقر در شهر واشنگتن) و زن شائول بخّاش استاد دانشگاه كه بخّاش زمانی در ایران روزنامه نگار بود.
    ـ كیان تاجبخش ازكارشناسان انستیتوی جامعه باز (وابسته به جورج سوروس).
    ـ فرناز عظیما از كاركنان رادیو فردا كه دولت آمریكا هزینه این رادیو را تأمین می كند.
    ـ علی شاكری از فعالان صلح و عضو مركز صلح سازان وابسته به دانشگاه كالیفرنیا شعبه اِرواین.
    
عكس ها از راست به چپ: هاله، فرناز، كيان و علي شاكري

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
طرح الزام لغو همه تحریم ها در روز توافق و منع بازرسی از اماکن نظامی و دسترسی به اسناد دانشمندان، مصوّب کمیسیون امنیت ملّی مجلس
کمیسیون امنیت ملّی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در نشست 19 خرداد 1394 (9 ژوئن 2015) جزئیات طرح یک فوریتی الزام دولت به حفظ دستاوردهای هسته‌ای را تصویب کرد.
     پیشنویس این طرح قبلا به امضای 225 نفر از نمایندگان مجلس رسیده بود:
    ماده واحده:
    در راستای تعهد و تأکید بر رعایت مقررات پادمان معاهده منع گسترش سلاح‌هسته‌ای و بر اساس اصول 77 و 125 قانون اساسی، هرگونه نتایج مذاکره هسته‌ای با کشورهای1+5 در صورتی معتبر است که الزامات زیر را بصورت شفّاف رعایت کرده و به تصویب مجلس شورای اسلامی برساند.
    1. لغو کامل و یکپارچه همه تحریم‌های مقرر در قطعنامه‌های شورای امنیت، مصوّبات اتحادیه اروپا، کنگره و دولت آمریکا در روز توافق انجام پذیرد.
    2. آژانس انرژی اتمی مجاز به انجام نظارت‌های متعارف از سایت‌های هسته‌ای است و دسترسی به کلیه اسناد دانشمندان و اماکن نظامی، امنیتی و مکان‌های حساس غیر هسته‌ای با هر بهانه‌ای ممنوع است.
    3. هیچ محدودیتی برای کسب دانش و فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای و زنجیرهِ تأمین و تولید در تحقیق و توسعه پذیرفته نیست.
    تبصره: نظارت بر حُسن اجرای توافقنامه، توسط هیأتی 7 نفره از نمایندگان مجلس شورای اسلامی (منتخب مجلس) انجام خواهد شد. این هیأت موظّف است هر سه ماه یک بار گزارش روند اجرای توافق را در صحن علنی مجلس اعلام کند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
آیت الله خاتمی: 6 خط قرمز رهبری در مذاکرات، قانون شوند ـ نباید همه چیز را به تحریم ها گره زد و القاء کرد که اگر لغو نشوند بحران خواهیم داشت
آیت الله خاتمی هنگام ایراد خطبه نماز جمعه(22خرداد1394)
آیت‌الله احمد خاتمی خطیب نماز جمعه 22 خرداد 1394 تهران با بیان اینکه توافق بَد را رهبر انقلاب، مردم و مذاکره کنندگان ایرانی نخواهند پذیرفت، تأکید کرد: توافق خوب، توافقی است که خطوط قرمز مَد نظر رهبری را رعایت کند و در این رابطه، 6 خط قرمز در مذاکرات وجود دارد. نخستین خط قرمز، این است که همزمان با توافق، همه تحریم ها باید یکجا لغو شود، نه تعلیق. خط قرمز دوم؛ مذاکرهِ زیر شبَح تهدید، تخریب مذاکرات است و طرف ایرانی در مذاکرات اجازه ندارد مذاکره را زیر شبَح تهدید ادامه دهد. خط قرمز سوم؛ باید همه دستاوردهای هسته ای ما حفظ شود. خط قرمز چهارم؛ هیچگونه بازرسی ـ مطلقا ـ از مراکز نظامی و بازجویی از دانشمندان ما نباید صورت بگیرد. خط قرمز پنجم؛ تعهدات باید برگشت‌پذیر باشد و همانطور که آنها دنبال راستی‌آزمایی هستند، ما نیز باید بتوانیم راستی‌آزمایی کنیم. خط قرمز ششم؛ مذاکرات تنها در عرصه مسائل هسته ای باید باشد نه عرصه های دیگر ازجمله رابطه با آمریکا، در غیر این صورت مذاکره‌ای وجود ندارد و نامشروع است.
     ما از مجلس شورای اسلامی می خواهیم که این رهنمودهای مقام رهبری را تبدیل به قانون کند تا دشمنان ملت ایران کاملا مأیوس شوند از اینکه می توانند ملت ایران را به تسلیم وادار کنند.
    امام جمعه موقّت تهران با اشاره به طرز بیان آمریکاییان در مذاکرات هسته ای گفت که ادبیات اینان از ابتدای مذاکرات تاکنون، به جای تکریم و احترام، ادبیات تهدید و تحقیر بمانند فرعون ها بوده است که تهدید و تحقیر می کنند تا سلطه خود را محقّق سازند. دوران تهدید گذشته است. ایران، اینک نه فقط قدرت منطقه ای که قدرت جهانی است؛ در تمام عرصه‌ها.
    خطیب نماز جمعه تهران همچنین با تأکید بر اینکه نباید همه چیز را به رفع تحریم ها گره زد، گفت: ما از ابتدای انقلاب با فراز و نشیب ها و با تحریم رو به رو بوده ایم اما با عزّت زندگی کرده ایم و زندگی خواهیم کرد. برخی ها چنین القاء می‌کنند که اگر تحریم‌ها لغو نشود، به بحران برمی‌خوریم. نه، این «اوباما» است که به بحران برمی‌خورد. او برای پیروزیِ دوباره حزب دموکرات آمریکا نیاز به این توافق دارد ـ هرچند پشت پرده هر دو حزب در آمریکا، صهیونیست‌ها هستند. مذاکره کنندگان ما مذاکره خود را ادامه دهند اما به آمریکا و دیگر قدرت‌ها اعلام می‌کنیم که ما مَردِ مقاومت هستیم. فرهنگِ مقاومت در برابر زیاده‌خواهی های استکبار، فرهنگی قرآنی است؛ هیچ تردید نداشته باشیم که این فرهنگ است که به داد ما می‌رسد، و آنان اگر بخواهند شیطنت کنند، ما فرزند عاشورا و «هیهات من الذله» هستیم.
    امام جمعه موقّت تهران همچنین با تأکید بر لزوم توجه رسانه ها به سخنان و رهنمودهای رهبر انقلاب و اظهارات او در خرداد [خرداد 1394] و اصول تبیین شده از سوی وی گفت که پشتیبان ولایت فقیه باشند تا کشور آسیب نبیند.
     آیت الله احمد خاتمی عضو مجلس خبرگان رهبری همچنین در خطبه های خود گفت: برخی می گویند که ما به امام راحل نامه نوشتیم که تا در قید حیات هستند مشکل با آمریکا را حل کنند. می پرسیم که آیا چنین نامه ای به دست امام رسید؟، می گویند: نه!. امام (ره) قهرمان ایستادگی در برابر زورگویان جهانی بود. او تا آخر عُمر آمریکا را «شیطان بزرگ» خطاب می کرد و شعار «مرگ بر استکبار» را «شعار حق» می‌دانست. تحریف امام [آیت الله خمینی]، تحریف صراط مستقیم است که اگر از این راه ـ عمداً و یا سهواً فاصله بگیریم، سیلی می‌خوریم. امام متنفّر از خوی اشرافی گری بود.
تیتر بزرگ صفحه اول شماره شنبه 23 خرداد 1394 روزنامه حکومتی کیهان از خطبه نماز جمعه 22 خرداد تهران

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در مصاحبه عمومی رئیس جمهور، خبرنگاران رسانه های منتقد موفق به طرح پرسش های خود از او نشدند!
تهران ـ 23 خرداد 1394 ـ خبرگزاری فارس: نشست خبری [مصاحبه عمومی] حجت‌الاسلام حسن روحانی رئیس‌جمهور [رئیس جمهور وقت] که به مناسبت دومین سالگرد پیروزی وی در یازدهمین دوره انتخابات مربوط برگزار شد با حاشیه‌هایی همراه بود ازجمله وقت این نشست که در آن 250 روزنامه نگار حضور داشتند 90 دقیقه تعیین شده بود اما بیش از 2 ساعت به طول انجامید. و بیشترین پرسش ها پیرامون موضوع تحریم‌ها و مذاکرات هسته‌ای بود. خبرنگاران صدا و سیما، روزنامه ابتکار، تلویزیون چین، خبرگزاری مهر، خبرگزاری ایرنا، روزنامه ایران، سایت برنا، فایننشال تایمز و لس‌آنجلس‌تایمز از نمایندگان رسانه‌هایی بودند که موفق شدند از رئیس‌جمهور سوال کنند. و این در حالی بود که خبرنگاران خبرگزاری فارس، خبرگزاری تَسنیم، نسیم، روزنامه جوان، روزنامه وطن امروز، روزنامه کیهان [روزنامهِ وابسته به دفتر رهبری]، که به نوعی رسانه های منتقد دولت [قوه مجریه] به شمار می‌روند فرصتی برای طرح پرسش از رئیس‌جمهور را نیافتند اما اکثر رسانه‌های همسو با دولت موفق شدند سؤال خود را مطرح کنند، ازجمله روزنامه ایران و خبرگزاری ایرنا که هر دو از یک مجموعه و وابسته به دولت (دولتی) هستند.
    خبرنگار لس آنجلس تایمز از رئیس‌جمهور پرسید: آیا شما دلواپس نیستید که در صورت حصول توافق در مذاکرات ایران و 1+5، کسانی در آمریکا و ایران باشند که اجرای توافق را به دست‌انداز بیافکنند؟. روحانی در پاسخ به پرسش این خبرنگار گفت: هر احتمالی وجود دارد.
    شماره خبر: 13940319000745
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
آیت الله صادق آملی لاریجانی: گره زدن همه مسائل به مذاکرات هسته‌ای و رفع تحریم‌ها اشتباه و کاری غلط است
به گزارش خبرگزاری فارس، آیت الله صادق آملی لاریجانی رئیس وقت قوه قضایی جمهوری اسلامی ایران در جلسه بیستم خرداد 1394 مسئولان بلندپایه قضایی، کلید پیروزی ملت و نظام اسلامی بر مشکلات و توطئه های مختلف را صبوری آنان و تکیه بر توانمندی های داخلی توصیف کرد و گفت که این ملّت از مشکلات نمی هراسد، آرمانهای امام (ره)، انقلاب اسلامی و راه خود را همچنان دنبال خواهد کرد.
    در این نشست، آیت الله لاریجانی به برخی تلاش ها برای پیوندزدن همه مشکلات اقتصادی به مذاکرات هسته ای و تحریم ها اشاره کرد و با اشتباه دانستن این رویکرد از منظر سیاسی و اقتصادی گفت: با وجود تذکر این مسئله از سوی مقام معظم رهبری و مسئولان نظام باز هم می شنویم که عده ای تمام مشکلات کشور را به مسئله تحریم ها و مذاکرات گره می زنند و به راحتی تمام سرمایه های ملّی و داخلی، توانمندی های جوانان و استعدادهای داخلی را نادیده می گیرند ـ گرچه تردید نیست که تحریم ها مشکلاتی را ایجاد کرده اما باید مَد نظر قرار دهیم که ملت ایران با تکیه بر توان داخلی برهه هایی سخت تر از این، بمانند دفاع مقدس را پشت سر گذارده است.
    اینکه در برابر دشمن به گونه ای سخن بگوییم که گویا همه مشکلات کشور معطوف به تحریم ها [تحریم های اِعمال شده از سوی آنها] است و کشور بر اثر این تحریم ها کاملاً وا مانده و راهی به جلو ندارد، کار غلطی است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
آیت الله ابراهیم رئیسی: اینکه آب‌ خوردن خود را به مذاکرات [هسته ای] وابسته بدانیم یک خطای راهبردی است ـ نباید خودرا محتاج دشمن نشان دهیم


آیت الله ابراهیم رئیسی دادستان وقت کل کشور [بعدا رئیس قوه قضائیه و اینک رئیس جمهور] در نشست بیستم خرداد 1394 ـ دومین همایش «امنیت پایدار» گفت: امنیت یعنی مصونیّت بخشی به فرد، جامعه، اسلام و نظام برای نیل به اهداف عالی قرآنی، و مهمترین مؤلفه امنیت ملّی ما، اعتقاد دینی و ایمان مردم است. ظرفیت سازی در فرد و جامعه برای ایجاد امنیت، باعث کاهش تهدیدات دشمن می‌شود.
    آیت الله رئیسی همچنین تحمبل و صبر را از رموز مهم امنیّت زایی در جامعه و فرد عنوان کرد و گفت: "اینکه آب خوردن خود را به مذاکرات [هسته ای] وابسته بدانیم، یک خطای راهبردی است‎ که دشمن ـ خواسته یا ناخواسته ـ از این کُد استفاده خواهد کرد. انسان نباید خود را محتاج دشمن نشان دهد.".
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
محمد غرضی، خرداد 1392: تکیه دولت ـ فقط به رفع تحریم ها ـ کفایت از حل مسائل نمی کند، دولت با مجموعه ای از مشکلات مدیریتی روبروست
محمد غرضی وزیر پیشین و یکی از نامزدان انتخابات خرداد 1392 ریاست دولت در واکنش به اظهارات یکشنبه (17 خرداد 1394) حسن روحانی رئیس جمهور در گره زدن مشکلات کشور به تحریم ها، به خبرنگار خبرگزاری مِهر گفت: آنچه که در تاریخ معاصر ایران مشاهده کرده ایم؛ هر زمان که دولت ها دارای امکانات بسیار زیاد بودند، ارز و ذخیره مالی وسیع داشتند و یا نفت را خوب فروخته بودند این وضعیت موجب حل مشکلات نشده بود. برای مثال: در دهه 1340 که وضعیت مالی دولت نسبتا خوب بود مشکلات سرجایش مانده بود، در دهه 1350 که درآمد دولت از نفت در اوج خود بود نتوانست بدهی های خارجی اش را صِفر کند که صدای انقلاب شنیده شد، در دهه های 1370 و 1380 باز در مقاطعی دولتها درآمد نفتی خوب و قابل ملاحظه داشتند اما بیشترین تورّم [حجم زیاد نقدینگی] به جامعه تحمیل شد. با داشتن چنین تجربه هایی، دولت حسن روحانی باید روشن سازد که در صورت برداشته شدن تحریم ها و باز آمدن ارز، آیا رشد اقتصادی بیشتر می شود و یا اینکه تورّم افزایش می یابد؟.
    غرضی با بیان اینکه ـ طبق تجربه ـ هر قدر پول به جامعه تزریق شده بود، تورّم هم افزایش یافته بود، گفت: این را هم می دانیم که با تزریق پول وضع فقراء بدتر و اغنیاء بهتر خواهد شد و افزایش این فاصله، مسئله ساز است که باید متوجه آن بود.
    وی با تاکید بر اینکه تکیه دولت ـ فقط به رفع تحریم ها ـ کفایت از حل مسائل نمی کند، گفت: "دولت با مجموعه ای از گرفتاریها و مشکلات مدیریتی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی روبروست و برای رفع این مشکلات اگر تنها به رفع تحریم ها اکتفا کند موفق نمی شود؛ چراکه رفع مشکلات نیازمند تدبیر است.
    وزیر اسبق نفت گفت که انتظار این است که دولت در صورت رفع تحریم ها، با توجه به تجربه گذشته (سوابق و مشکلات)، ثروت حاصله را طوری به جامعه تزریق کند که باعث اشتغالِ فعّال شود نه اینکه به حاکمیّتِ سرمایه بر نیروی کار منجر و تورّم افزایش یابد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
کرباسچی: مردم دولت را برای رفع مشکلات زندگی و کشور انتخاب می‌کنند، نگرانی از بی تحرّکی دولت، نوبت جوانترها برای مدیریّت کردن است
غلامحسین کرباسچی
یک مخاطب این تاریخ آنلاین پیام فرستاده و نوشته است:
    
     "شما این روزها (خرداد 1394) اظهارات بسیاری از مقامات و مشاهیر درباره موضوع گره زده شدن مشکلات کشور به تحریم را نقل کردید ولی اظهارات غلامحسین کرباسچی دبیرکل حزب کارگزاران در مصاحبه اخیر او را دور زدید. شاید هم به چشم شما نخورده باشد. من چند پاراگراف از آن را که از چند رسانه ازجمله کیهان جدا کرده ام برایتان می فرستم که جا دارد درج کنید تا در «تاریخ» بماند. بعضی نوشته اند که گره زدن سرنوشت کشور به مذاکرات هسته ای، از سوی برخی مقامات دولت یازدهم، باعث شده که شماری از حامیان دولت هم لب به انتقاد بگشایند و یکی از آنان کرباسچی بوده است.".
    
    پاراگراف های ارسالی این مخاطب، که به نوشته او ـ از مصاحبه کرباسچی در مطبوعات دستچین شده است:
    
    کرباسچی شهردار پیشین تهران و دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی در مصاحبه اش گفته بود: تجربه نشان داده است کشورهایی که در بدترین شرایط رکود و اقتصاد ضعیف و تنگناهای مختلف، مثلا بعد از جنگ جهانی دوم، قرار داشته‌اند راه‌حل‌هایی را برای به‌جریان‌افتادن اقتصاد و ایجاد اشتغال و توسعه به کار گرفته‌اند. اینکه ما به مجلس نگاه کنیم و مجلسیان به ما نگاه کنند و یک شمار آدم خسته و سالخورده بنشینیم و بلند شویم که نمی‌شود، اصلا فرض کنید که مناقشه هسته‌ای هم حل شود، بعد از آن چه [چی]؟. این بی‌تحرّکی‌ها، افراد را نگران دولت می‌کند. خودمان هم باید حواسمان به این اصل باشد که بالاخره بعد از 60 سالگی، موعد بازنشستگی‌ مدیران است و باید به جوانترها اعتماد کنیم، چون سن کاری وقتی از یک حدّی بگذرد، آن دلشوره و حسّاسیت و حتی جاه‌طلبی به‌معنای مثبت آن کاهش می یابد. خیلی‌وقت‌ها همین جاه‌طلبی جوان‌ها به‌ سود کشور است و می‌شود از آن بهره برداری کرد. من نمی‌گویم که کار بی‌مطالعه باید کرد و بی‌گُدار به آب زد، ولی باید کار کرد و به مسائل پایان داد و پیشرفت کرد. برای مثال: در هرجا و بخش کوچکی که پنج هزار نفر جمعیت دارد، نباید رفت و یک بیمارستان ١۵ تختخوابی را کلنگ زد. باید اولویّت ها را در نظر گرفت، مطالعه و برنامه داشت و کار کرد. برای یک بخش 5 هزارنفری باید درمانگاه ساخت. ما نباید فکر کنیم که فقط این 20 ـ 30 نفری که اینجا نشسته‌اند می‌توانند کشور را اداره کنند و می بینم که همه با هم به یک اندازه نیز تلاش و کار نمی‌کنند.
    در دولتی که تحت تحریم باشد، نمی‌شود «کارمندی» کار کرد و باید جوری کار کرد که برای کشور راه‌گشا باشد. فکر می‌کنم بعضی از وزارت‌خانه‌ها و برخی از بخش‌ها در وزارت‌خانه‌ها هستند که «کارمندی» کار می‌کنند. به این موضوع انتقاد دارم. با این مشکلاتی که هست، حتی اگر تحریم را بردارند، نمی‌شود با کار معمولی و «کارمندی» و بی‌انگیزه، کشور را اداره کرد. دولت و مدیران آن در هربخشی، باید با چنگ‌ و دندان «کارآمدی» را به نمایش بگذارند تا امید‌های مردم برباد نرود. نقد من دقیقا به آن بخش‌هایی از دولت است که کار خود را به فضای مذاکرات وابسته کرده اند، در حالی که در این فاصله باید کار خودشان را انجام می‌دادند. طبیعی است که جامعه از دولت و مسئولان مطالباتش را می‌خواهد و کاری به این ندارد که شرایط تحریم باشد یا نباشد. وقتی مردم دولتی را انتخاب می‌کنند، می‌خواهند آلامشان تسکین یابد و مشکلات کمتر شود. مردم دولت را «ایدئولوژیک» انتخاب نمی‌کنند. آنها دولت را برای رفع مشکلات زندگی و کشور انتخاب می‌کنند. منظورم این است که در هر شرایطی خواست مردم پابرجاست. اگر تحریم باشد، دولت باید یک‌جور وظایفش را انجام دهد و اگر تحریم نباشد، جور دیگر. امروزه مشروعیت و مقبولیت دولت‌ها و مدیران ریشه در کارآمدی آنها دارد. ادارهِ امور و حکمرانی خوب، اساس خواست عمومی مردم است. دلمان باید برای اداره کشور شور بزند. نمی‌شود معاون وزیر، وزیر و یا مسئول فلان ‌بخش باشیم، اما استدلال ما این باشد که اگر بودجه دادند، کار می‌کنیم و اگر هم ندادند کار نمی‌کنیم. آقای روحانی اگر وعده‌ای داده است، باید درصدد تحقّق آن باشد ـ چه تحریم برداشته شود و چه برداشته نشود. چشم بر هم گذاشتیم نصف مهلت [دوره 4 ساله] این دولت گذشت. وزراء و شخص رئیس‌جمهور باید فکر کنند تا خروجی [محصول] این دوره آن هم با همه امیدی که مردم به آن بسته‌اند، فقط در این خلاصه نشود که تحریم‌ها برداشته شد[احتمالا]. اگر هنگام تحریم‌، تحرّک ما این‌گونه باشد لابد بعد از آنّ دیگر خیال ِمان راحت خواهد شد و خواهیم گفت حالا که همه‌چیز هست!.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
یاسمین فهیمی رئیس اتحادیهِ کارگریِ بیش از 6 میلیون نفری آلمان شد ـ نخستین بانو که به این مقام رسید
یاسمین فهیمی

یاسمین فهیمی سیاستمدارِ ایرانی تبار با کسب بیش از 90 درصد آراء به ریاست بزرگترین اتحادیه کارگری آلمان انتخاب شد.
    یاسمین 54 ساله که در کارنامه سیاسی خود دبیرکلی حزب سوسیال دموکرات آلمان را دارد، نخستین بانویی است که به ریاست اتحادیه کارگری آلمان انتخاب شده است.
    در جریان رای گیری مربوط، یاسمین فهیمی 385 رأی از مجموع آراءِ 398 گانه را بدست آورد که سابقه نداشته است و ریاست اتحادیه کارگری آلمان (DGB) را در دست گرفت.
    اتحادیه کارگری آلمان دربرگیرنده هشت سندیکا است و بیش از شش میلیون عضو دارد.
    به گزارش دویچه وله، از یاسمین فهیمی به عنوان فردی رُک و قاطع یاد میشود. وی زمانی در مصاحبه با یک شبکه تلویزیونی آلمان در پاسخ به اینکه چه چیزی را اصلا برنمیتابد، گفته بود: "وقتی «ناتوانی» با زرنگی و اِدّعا کردن ترکیب شود آنجاست که من ناراحت میشوم.".
    پدر یاسمین یک شیمیدان ایرانی بود که پیش از تولّد او در یک سانحه رانندگی جان باخت و مادرش به تنهایی او را بزرگ کرد. یاسمین فهیمی تحصیلات عالیه دارد.
    این «بانو سیاستمدار» از سال 2017 در کِسوَتِ حزب سوسیال دموکرات به پارلمان آلمان راه یافت.
    یاسمین میگوید که به باور او، "با پشتکار و جرأت، هر کسی میتواند کاری را که در برنامه دارد پیش ببرَد.".
    
     [نقل از شماره 93 مجله روزنامک www.rooznamak-magazine.com]
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
بیژن جیرسرایی Bijan Djir-Sarai، نماینده ایرانیتبار پارلمان آلمان، به عنوان دبیرکل حزب دموکراتیک آزاد این کشور انتخاب شد
بیژن

سوم اردیبهشت 1401 بیژن جیرسرایی ـ نماینده ایرانی ـ آلمانیِ پارلمان آلمان ـ Bundestag که در این دستگاه مقنّنه، مسئولیت امور سیاست خارجی را برعهده دارد در انتخابات داخلی حزب دمکراتیک آزاد آلمانF ree Democratic Party - FDP (یک حزب لیبرال و 73 ساله) با کسب 89 درصد آراء اعضای این حزب، دبیرکل آن شده است.
    خانواده بیژن او را زمانی که 11 سال بیش نداشت نزد عمویش به آلمان فرستادند و او دوره های متوسطه و عالی را در آلمان تحصیل کرد. او ـ 46 ساله و متولّد تهران در 16 خرداد 1355 (ششم ژوئن 1976)، در رشته اقتصاد تحصیل کرده است و از سال 2009 در پارلمان آلمان حضور دارد.
    
    
     [نقل از شماره 93 مجله روزنامک www.rooznamak-magazine.com]
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو اندیشه
آدام اسمیت و اقتصاد بازار آزاد
Adam Smith
زادروز آدام اسمیت «فیلسوف ـ اقتصاددان» اسكاتلندی به درستی مشخّص نیست، برخی 16 ژوئن 1723 (26 خرداد) را روز تولّد او نوشته اند و بعضی دیگر پنجم ژوئن (15 خرداد) آن سال را. وی به پدر اقتصاد آزاد (اقتصاد بازار آزاد = اقتصاد کاپیتالیستی) معروف شده است.
     اسمیت انگیزه و ابتكار فردی را در تولید ثروت مؤثر می داند و بنابراین، عقیده ای متضاد با سوسیالیسم (ثروت و مالکیت عمومی) را بیان داشته است كه بانی سوسیالیسم، مزدك ایرانی در قرن ششم میلادی بود. اسمیت در كتاب معروف خود «ثروت ملل» عقایدش را تشریح كرده و به تعریف علل (انگیزه ها) و طبیعت کار پرداخته است. اسمیت را بانی کرسی درس اقتصاد و اقتصاد سیاسی در دانشگاه بشمار آورده اند. وی بسال 1790 درگذشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
ارقام پرسش برانگیز مجوز نشریات تازه در سال1384 و نگاهی به چگونگی آن و انگیزه ها
طبق یك گزارش رسمی منتشره در مطبوعات تهران، هیأت نظارت بر مطبوعات (كه در جوار وزارت ارشاد اسلامی فعالیت دارد) در سال 1384 هجری برای 455 نشریه تازه مجوز فعالیت صادر كرده بود. طبق همین گزارش، 41 مورد از این پروانه ها برای موسسات دولتی صادر شده بود.
     در این گزارش اشاره نشده بود كه در میان دریافت کنندگان پروانه، چند نفرشان روزنامه نگار حرفه ای بودند (روزنامه نگار حرفه ای فردی است که روزنامه نگاری تنها پیشه او بوده و این كار را پس از اتمام تحصیلات مربوط و نشان دادن استعداد و شایستگی، از خبرگیری و خبرنگاری آغازكرده و ادامه داده باشد). به علاوه، گمان نمی رود كه شمار نشریات تازهِ یك سالِ یك قاره (از پنج قاره دنیا) در این عصر كه در سراسر جهان نشریات به سبب ریزش مخاطب، یکی پس از دیگری تعطیل و ورشکسته می شوند و هركس می تواند خبر و نظر خود را به صورت وبسایت در اینترنت قرار می دهد به رقم 455 برسد. پس، این ولع دریافت نشریه برای چیست؟. آیا انگیزه، دریافت كمك مالی از دولت و هدف، رسیدن به جاه و مقام نیست؟. چرا و به دلیل دولت باید به نشریات كمك مالی بدهد؟. در كدام كشور دیگر، دولت به نشریه كه كسب و كاری نظیر هر بیزینس است، كمك مالی می دهد؟. در وطن ما از سال 1360 (1981 میلادی) تا این زمان (زمان درج این مطلب ـ سال 1384) به روزنامه نگاران قدیمی پروانه نشریه داده نشده است. دو روزنامه همشهری و ایران که با استفاده از روزنامه نگاران قدیمی راه اندازی شدند به تیراژ چشمگیر دست یافتند.
     طبق قانون مطبوعات مصوب سال 1364 (زمان وزارت محمد خاتمی) و اصلاحیه بعدی آن، تایید متقاضی ازسوی سه مرجع (وزارت اطلاعات، قوه قضاییه، و نیروی انتظامی) شرط اساسی دریافت پروانه انتشار نشریه است. در این قانون، لزوم روزنامه نگاربودنِ متقاضی (صلاحیت حرفه ای) و داشتن سرمایه لازم (صلاحیت مالی) برای انتشار مورد توجه قرار نگرفته است و نصاب تحصیلات، لیسانس است (صرف نظر از نوع آن). رسیدگی به تقاضای صدور پروانه در جلسات هیات نظارت بر مطبوعات بدون حضور متقاضی صورت می گیرد که چنانچه لازم باشد از خود دفاع کند و به پرسش اعضاء هیات پاسخ دهد. در استاندارد جهانی چنین رسیدگی هایی علنی و با حضور متقاضی و حتی خبرنگار صورت می گیرد. هر هیات و مجمع حتی اگر یک عضو آن انتخابی باشد، یک بنیاد دمکراتیک خوانده می شود و بنابراین جلسات آن باید علنی باشد مگر اینکه در مواردی، از قبل جلسه معیّنی را محرمانه اعلام کرده باشند.
    چند ماه پس از انقلاب، شورای انقلاب که تا زمان تشکیل پارلمان وظیفه قانونگزاری را برعهده گرفته بود ضمن تدوین یک قانون مطبوعات، تاکید کرده بود که اگر ظرف سه ماه پس از تسلیم تقاضا، هیات نظارت بر مطبوعات به پرونده رسیدگی نکند متقاضی می تواند به دادگاه دادخواست دهد و حکم دادگاه قطعی است. در قانون سال 1364 که جانشین قانون مطبوعات مصوب شورای انقلاب شده است مهلت سه ماهه و رجوع به دادگاه دیده نمی شود. در جریان انقلاب سال 1357 و تظاهرات و اجتماعات مربوط، نبودن نیاز به پروانه برای انتشار نشریه، تاسیس حزب و انجمن و اتحادیه و نیز تشکیل اجتماع از شعاری انقلاب بود. در بسیاری از کشورها ازجمله ایالات متحده آمریکا برای انتشار روزنامه، نیاز به داشتن پروانه نیست. بررسی قوانین و چگونگی اجرای آنها در هر دوره تاریخی، یک ملاک «قضاوت تاریخ» درباره آن دوره است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
سالروز درگذشت همورابی پدر قانونگذاری در جهان
ستون سنگی كه قوانین همورابی بر آن حك شده‌‌اند
طبق محاسبات تقویمی تازه، همورابی (حمورابی) Hammurabi پدر قانونگذاری در جهان و ششمین پادشاه امپراتوری بابل Babylon از دودمان خود 16 ژوئن سال 1686 پیش از میلاد در شهر بابل (واقع در جنوب غربی عراق امروز) درگذشت، ولی سیصد ماده از قوانین او كه بر سنگ و سفال حك شده است، تا به امروز باقی مانده است. زمان درگذشت همورابی با تطبیق تقویم ها پس از بررسی های آزمایشگاهی باستانشناسان به دست آمده است. قبلاً، درگذشت همورابی را 1750 پیش از میلاد ذكر كرده و گفته بودند او که بسال 1792 پیش از میلاد متولد شده بود 42 سال عمر کرد.
     پیش از همورابی، قانون وجود داشت، ولی مدون نبود و با رسوم و عادات تفاوت نداشت و ضمانت اجرایی آنها هم مشخص نبود. قوانین همورابی كه به‌‌ Codes of Hammurabi معروفند همه جنبه های زندگی را در بر می گیرند از ازدواج تا مالكیت، كسب و كار، دستمزد، مالیات و حتی خدمت در ارتش.
     همورابی، همچنین نخستین دولتمردی در جهان بود كه تعیین حداقل دستمزد را كه امروزه در كشورهای صنعتی رعایت می شود به صورت قانون درآورد و رعایت آن را تکلیف دولت قرار داد. از همورابی دو ابتكار دیگر باقی مانده است؛ یكی برنامه ریزی از قبل، برای انجام امور و دیگری اصلاح زبان و ساده سازی آن و نیز تأمین وحدت تلفظ واژه ها.
     سنگنبشته های حاوی قوانین همورابی در سال 1901 در ایران، در شهر شوش به دست آمد كه ایرانیان درجریان تصرف بابل، آنها را برای مطالعه و استفاده با خود به شوش آورده بودند. «قانون» پایه تمدن را تشكیل می دهد كه به این ترتیب مدل آن از منطقه خاورمیانه بوده است.
    
نقش حمورابي بر سنگ (تصوير چپ) که تصوير مياني از آن گرفته شده است ـ تصوير سمت راست، بخشي از قوانين حمورابي را که بر سفال حک شده است نشان مي دهد. اين سفال در موزه لوور نگهداري مي شود


    
متن قوانين Hammurabi


    
قلمرو حمورابي در خاور ميانه بارنگ سبز نشان داده شده است


    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
زادروز «گرونیمو» از مبارزان آپاچی که دهها سال بر سر اراضی نیاکان و مخالفت با در حَصر قراردادن بومیان آمریکا جنگید
16 ژوئن زادروز Geronimo دلاور نامی طایفه آپاچی Apache از بومیان آمریکای شمالی است که در 1829 بدنیا آمد و دهها سال با افرادش با دولت آمریکا بر سر تصرف اراضی نیاکان و نیز در رزروِیشن (حَصر) قراردادن بومیان جنگید.
    مبارزات مسلحانه او پس از جنگ های دولت واشینگتن و مکزیک و واگذاری مناطق جنوبی و غربی از جانب مکزیک به دولت واشنگتن و در اعتراض به بخشیدن بخشی از اراضی بومیان به مهاجران اروپایی از سوی دولت آمریکا آغاز شد که سالها طول کشید و سپس اعتراض او به در حَصر قرار دادن بومیان که هزاران سال در آمریکا بودند و مالک این سرزمین. گِرومینو که در 80 سالگی و در 1909 در یک دژ نظامی در اُکلاهما درگذشت پس از تسلیم شدن، سال ها در نوعی بازداشت و عمدتا در پایگاههای نظامی بسر می بُرد.


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
«والنتین ترشكوا» نخستین زن فضانورد جهان
از راست؛ ترشكوا در لباس فضانوردي شوروي، در لباس سرهنگي، و سالها بعد بالباس عادي


    سرهنگ دوم بانو «والنتین ترشكوا valentin Treshkova» شانزدهم ژوئن 1963 (26 خرداد 1342) به عنوان نخستین فضانورد زن با سفینه وُستوك ـ 6 در مدار زمین قرارگرفت و سه روز در فضا، کره زمین را دور زد و در بازگشت گفت که آرزوی او رفتن به مریخ است حتی اگر این سفر یکطرفه و بدون بازگشت باشد (جان بدهد).
    ترشکوا که یک مهندس فضانورد وابسته به نیروی هوایی شوروی بود بعدا در این رشته دکترا گرفت. وی پیش از ورود به گروه فضانوردان، یک چترباز و از اعضای حزب کمونیست بود.
    ترشکوا که در سال 1937 به دنیاآمده است در 1997 پس از 38 سال کار در نیروی هوایی بازنشسته شده است. او پنجم اپریل 2008 و در 71 سالگی مشعلدار بازی های المپیک تابستانی سن پترزبورگ بود که با قراردادن مشعل فروزان بر جایگاهش این دوره از بازیها گشایش یافت.
    ششم مارس 2013 و به مناسبت 76 ساله شدن ترشکوا و در آستانه پنجاهمین سالروز به فضا رفتن او، ولادیمیر پوتین مرد اول روسیه با او ملاقات و از آن خدمت میهنی اش سپاسگزاری کرد.
    
ترشکوا در دیدار با پوتین


    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سالروز کشتار سیاهان در «سووتو Soweto»
شانزدهم ژوئن سالروز بپاخیزی دانش آموزان و دانشجویان سیاهپوست در شهر «سووتو Soweto» آفریقای جنوبی برضد حکومت تبعیض نژادی سفیدپوستان این کشور (Apartheid) است که در سال 1976 آغاز شد و ظرف دو روز 566 تن کشته شدند. روزنامه تایمز (چاپ لندن) جمع این تلفات را 700 نفر و دیلی نیوز (چاپ نیویورک) 332 نوشته بود. این روز در جمهوری فدرال آفریقای جنوبی «روز جوانان» اعلام شده و هرسال برگزار می شود. در آن زمان دولت اقلیت سفیدپوست آفریقای جنوبی (مهاجران هلندی تبار) ضمن بخشنامه ای دستور داده بود که تدریس در مدارس ـ برحسب مواد درسی ـ باید به سه زبان باشد: ریاضیات و علوم اجتماعی به زبان افریکانر (هلندی، زبان سفیدپوستان مهاجر)، علوم و ادبیات به زبان انگلیسی و تنها ورزش، هنر و موسیقی به زبان زولو (بومی). معلمان سیاهپوست و دانش آموزان با این بخشنامه که کار آنان را مشکل و تبعیض نژادی را شدت می داد و دائمی می کرد مخالف بودند و «دسموند توتو Desmond Tutu» روحانی ارشد «زبان افریکانر= سفیدپوستان کشوررا زبان ستمگری اعلام کرده بود. در «سووتو» یک میلیون و سیصد هزارنفری دانش آموزان دوره تعلیمات عمومی و دانشجویان مدارس تعلیمات عالی با همفکری مدرسان کمیته تشکیل دادند و تصمیم به اعتراض علنی گرفتند. (نام شهر سووتو که در حومه غربی یوهانسبورگ واقع شده در قرن 19 از حروف اول سه کلمه انگلیسی « ساوت وسترن تاونشیپ Southwestern Township» ساخته شده است). تظاهرات که قرار بود مسالمت آمیز و در استادیوم ورزشی شهر باشد روز 16 ژوئن 1976 با شرکت تقریبا 15 هزار دانش آموز ـ دانشجو آغاز شد ولی پس از اندک زمان به خیابانهای شهر گسترش و شعارها نیز تندتر شد و به «نابودباد دولت تبعیض نژادی» و «مرگ بر فورستر (نخست وزیر وقت)» تبدیل شد و پلیس مداخله کرد و دست به تیراندازی زد. شمار ماموران پلیس که با هلی کوپتر و زرهپوش پشتیبانی می شدند 1500 تن گزارش شده بود. در آن روز 23 تن کشته شدند که دو نفرشان ازجمله یک استاد سفیدپوست بودند. این تظاهرات بدون اطلاع خانواده دانش آموزان برپا شده بود که پدر و مادرها پس از اطلاع از تیراندازی پلیس روز بعد به خیابانها ریختند و آن کشتار بی سابقه روی داد.
    کشتار سووتو سرآغاز یک مبارزه جهانی برضد دولت سفیدپوستان شد که در سال 1994 به حکومت اکثریت انجامید. حکومت تبعیض نژادی از 1948 در جمهوری آفریقای جنوبی برقرار شده بود.


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی كه برژنف رئیس جماهیریه شوروی شد و سالها بعد در همین روز یلتسین رئیس روسیه ـ دو عاملِ فروپاشی شوروی و شکست مارکسیسم
يلتسين ـ برژنف

شانزدهم ژوئن سال 1977 لئونید برژنف كه از مدتی پیش رهبری حزب كمونیست اتحاد شوروی را بر عهده داشت خود را رئیس این جماهیریه نیز اعلام كرد. برژنف كه بسال 1906 به دنیا آمده بود از كمونیست ها ی نسل دوم ( بعد از بلشویك های زمان انقلاب سال 1917 ) بشمار آورده شده است. وی از سال 1960 تا 1964 ریاست شورای عالی شوروی (عنوان تشریفاتی ریاست اتحادیه) را بر عهده داشت که بعدا پست ریاست جمهوری (ریاست جماهیریه) را به وجود آورد و این سمت را هم از آن خود کرد!.
    برژنف طوری رفتار كرده بود كه در دوران استالین مورد توجه او و در زمان خروشچف طرف عنایت وی قرار داشت؛ حال آن كه این دو فرد روش و سیاست های متفاوت از هم داشتند. از اشتباهات برژنف، عملا (نه در فرضیه) تبدیل مدیریت گروهی اتحادیه (شوروی) به مدیریت فردی و نادیده گرفتن پیشنهاد تبدیل اتحاد شوروی به فدراسیونی نظیر «فدراسیون آمریکا ـ در ایران، اصطلاحا؛ ایالات متحده» بود كه امر فروپاشی احتمالی را دشوار می ساخت. به علاوه، افراط در الكل، بیماری طولانی و ضعف جسمانی برژنف باعث افتادن امور به دست كسانی شده بود كه وفاداری استواری به سوسیالیسم و شوروی نداشتند و تنها منافع و رفاه خود را طالب بودند و همین وضعیت زمینه را برای فروپاشی نظمی كه گمان می رفت پا برجای بماند آماده ساخت، زیرا مقامات و به قولی ناکارآمد، منصوب از جانب برژنف نتوانستند نظام سوسیالیستی را به صورت یك الگو و نمونه در جهان درآورند و به رفع دشواری های رفاهی مردم خود برسند. آنان به تدریج خود را از توده مردم جدا، و اشرافیّت را در پیش گرفته بودند كه مغایر هدف های انقلاب سال 1917 بود. این طبقه تازه (مقامات) روش مهم و موثری را كه پس از انقلاب بكار گرفته شده بود و با جاری بودن آن، توده ها خود را در حكومت شریك می دانستند كه همانا خواندن و ترتیب اثر دادن فوری به نامه ها و پیشنهاد های مردم بود كنار گذارده و به همه چیز جز خودشان بی اعتنا شده بودند و به راهی ادامه دادند كه به فروپاشی شوروی و شكست سوسیالیسم در اروپای شرقی و تضعیف آن در جهان انجامید.
    نقل قسمتی از مقاله ای که در پی فروپاشی شوروی در دسامبر 1991 انتشار یافته و کارهای برژنف را هم از علل این فروپاشی بشمارآورده خالی از فایده و عبرت آموزی نیست، از این قرار:
     "برژنف كه بسال 1906 (در منطقه ای که بعدا به اوکراین وگذار شد) به دنیا آمده بود و در 1982 درگذشت از 1964 تا پایان عُمر نقش اول را در تئاتر شوروی بازی می کرد و تاریخنگاران به دلایل متعدد او را عامل تزلزل نظام ایدئولوژیک شوروی و شکست مارکسیسم دانسته اند که بعدا به دست گورباچف فروریخت از جمله: افراط برژنف در الکل، تحصیلات ناکافی (تحصیلات فنّی داشت، نَه مدیریت و سیاست) و بی توجهی به ژورنالیسم شوروی به عنوان آموزشگر عمومی و برنده ترین ابزار در یک جنگ سرد و مقابله با ماشین عظیم رسانه ای آمریکا و برای مثال سپردن سردبیری روزنامه دولت به داماد خود که تجربه و آموزش این کار را نداشت، خارج ساختن انتصابات دولتی از دست کمیسیون های گزینش و قراردادن در دست خود و نزدیکانش که نتیجه اش سوء مدیریّت، سوء استفاده از اموال عمومی، ولخرجی و پیچیدگی هرچه بیشترِ بوروکراسی بود، لغو حسابرسی های دولتی توسط کمیته های حزب حاکم (حزب کمونیست) و در نتیجه رواج فساد اداری و حیف و میل، رعایت حال اقوام و دوستان که یکی از نتایج آن قاچاق الماس توسط دخترش بود، تعطیل کردن دفتر عرایض که از زمان انقلاب بلشویکی اکتبر 1917 به نامه های مردم و گزارش های عوام الناس از وضعیت و افشاگری ها رسیدگی و اقدام می کرد و برخی از نامه هارا جهت اطلاع مردم به روزنامه ها می داد و بالاخره صدور دکترین های متعدد و زیان آور و برای مثال دکترین «ایراد وارد آوردن به یک مقام و یک دولت کمونیست انتقاد از همه دنیای سوسیالیست است و باید با آن مقابله شود»، ندانستن زبان خارجی و متکی بودن به گزارش های رسمی و عمدتا کهنه و حساب شده، ادامه رهبری بر کشور حتی از بستر بیماری که بستری بودن او ماهها طول کشیده بود و ....".
    اتفاقا در چنین روزی (16 ژوئن) در سال 1991 بوریس یلتسین رئیس جمهوری روسیه شد که اکثریت آراء را در انتخابات 13 ژوئن به دست آورده بود. وی كه در جوانی درسیبری یك كارگر ساختمان بود و تحصیلات آن چنانی نداشت از پلكان حزب كمونیست بالا رفته بود، ولی همینکه اوضاع را نامساعد این حزب دید در سمت رئیس حزب کمونیست مسکو، از این حزب کناره گیری و با این عمل توجه دولت واشنگتن را به خود جلب کرد، به آمریکا دعوت شد و ....
    یلتسین پس از تكیه زدن بر كرسی ریاست روسیه، حزب كمونیست را منحل و در یک جلسه خصوصی سه نفره در یک تفریحگاه جنگلی در بلاروس آخرین میخ را برتابوت انحلال اتحاد شوروی کوبید. وی سپس با بکارگرفتن مستشاران اقتصادی آمریکا دست به خصوصی سازی زد که به میلیاردر شدن یکشبه تنی چند و رواج فساد و مافیابازی انجامید و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
حقایقی درباره انفجارهای 14 ژوئن 2004 عراق از زبان یك روزنامه نگار آمریكایی حاضر در صحنه
«جفری جتلمان» خبرنگار نیویورك تایمز در بغداد انفجارهای 14 ژوئن 2004 عراق را از جمله انفجار انتحاری كه در بغداد منجر به مرگ پنج خارجی شد اخطاری به مقاطعه كاران سایر كشورها خواند كه عراق برای آنان جای امن و كسب پول آسان نیست.
    جفری كه همان شب به پرسشهای مستقیم (زنده) شبكه تلویزیون عمومی آمریكا (پی. بی. اس.) پاسخ می داد گفت: در پی منفجر شدن سه خودرو حامل كاركنان كمپانی جنرال الكتریك در مركز بغداد (میدان تحریر ـ آزادی)، مردم به منطقه انفجار هجوم آوردند و ماجرای 31 مارس فلوجه را تكرار كردند یعنی به شادی پرداختند، رقص کردند و قطعات متلاشی شده خودروها و اجساد را به دست گرفتند و بدون ترس از انتشار تصاویرشان، به همان صورت در برابر دوربین های رسانه ها ایستادند كه نشانه بیزاری كامل آنان از وجود خارجیان در میهنشان و مشاهده آنان در خیابانهاست ـ موضوعی كه در رابطه با عراق باید دقیقا و عمیقا به آن توجه شود. یك عراقی از میان این عده با چاقو انگشت یكی از مقتولان خارجی را برید و به سوی یك مامور پلیس عراق كه تماشاگر صحنه بود انداخت.
    جفری در برابر پرسشی دیگر گفت كه جمع تلفات 14 ژوئن در نقاط مختلف عراق از جنوب تا شمال 21 كشته و 62 مجروح بود و در انفجار بغداد 13 تن از جمله پنج خارجی (یك آمریكایی، دو انگلیسی،یك فرانسوی و یك فیلیپینی) كه برای جنرال الكتریك كار می كردند جان خودرا از دست دادند. وضعیت عجیبی كه من (جفری) به چشم خود دیدم و برایم عجیب بود این بود كه پلیس عراقی پس از اندكی تلاش برای پراكنده ساختن جمعیت، صحنه را ترك كرد و مردم را به حال خود گذارد و جمعیت هم با خیالی راحت رفتند و نفت آوردند و اسكلت سه خودرو را آتش زدند.
    «جفری» در پاسخ به این سئوال كه سرانجام برای پایان دادن به انفجارهای انتحاری چه باید كرد گفت: كار زیادی نمی شود كرد، چگونه می شود با نیروی پلیس و مامور امنیتی از تصمیم كسی كه می خواهد خودكشی كند جلوگیری كرد؟!.
    
صحنه اي از انفجار ميدان تحرير بغداد در 14 ژوئن2004

و صحنه ديگر ـ واکنش مردم

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
كوفی عنان و موضوع سوء استفاده از برنامه نفت در برابر غذا (در عراق)
رسانه ها 15 ژوئن 2005 با به دست آمدن دو یادداشت تازه، بار دیگر كوفی عنان Kofi Atta Annan دبیركل غنائی وقت سازمان ملل را تیتر خود كرده بودند. این دو یادداشت كه مربوط به سال 1998 بودند نشان می دهند كه عنان قبلا از مشاركت كمپانی سویسی كه پسر او «كوجو» در آن دارای مقام بود اطلاع داشت.
    در یكی از یادداشتها (به تاریخ دسامیر 1998)، معاون مدیر عامل كمپانی سویسی خطاب به كوفی عنان نوشته است: ما در مورد مشاركت در برنامه (64 میلیارد دلاری) نفت در برابر غذا (مربوط به عراق) پیشنهاد داده ایم و روی مساعدت شما (كوفی عنان) حساب می كنیم. بازرسان رسیدگی به سوء استفاده مالی از برنامه نفت در برابر غذا در بهار 2005 این یادداشتها را به دست آورده بودند كه بعدا آنهارا در اختیار رسانه ها قرار دادند. کوفی عنان در 80 سالگی در آگِست 2018 درگذشت. وی هفتمین دبیر کل سازمان ملل بود و 9 سال این سمت را برعهده داشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
زادروز Xi Jinping و دادن اطمینان به پوتین که چین از حاکمیّت و امنیت روسیه پشتیبانی می کند و این پشتیبانی در همه زمینه ها ادامه خواهد داشت


پانزدهم ژوئن زادروز شی ژینپینگ Xi Jinping رهبر جمهوری خلق چین است که در سال 1953 در پکن بدنیا آمده است. وی از 2012 دبیرکلی حزب حاکم ـ حزب کمونیست چین و ریاست کمیسیون مرکزی نیروهای مسلح و از 2013 ریاست جمهوری این کشور یک میلیارد و 400 میلیونی را بدست دارد. از او که یک کمونیست است و پدرش نیز کمونیست بود به عنوانparamount leader نام می برند. شی دارای یک فرزند است. وی 15 ژوئن 2022 در شصت و نهمین زادروز خود در تماس تلفنی که پوتین رهبر روسیه با او گرفت به وی اطمینان داد که جمهوری خلق چین از حاکمیّت و امنیت روسیه پشتیبانی می کند و این پشتیبانی ادامه خواهد داشت از جمله در همه سازمان های جهانی و منطقه ای ازجمله سازمان ملل. شی به پوتین گفت که روابط دو جانبه چین و روسیه در همه زمینه ها ازجمله اقتصاد اینک در بالاترین سطح است و همچنان رو به گسترش و استحکام خواهد بود و پوتین تأکید کرد که با هرگونه مداخله خارجی در امور چین مخالفت خواهد کرد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاریخ از نگاهی به تصویر
تیترهای 27 خرداد 1399 روزنامه های تهران بازهم از حجم نقدینگی و گرانی مسکن ـ گرانی خودسرانه فروشندگان ـ روایت کرده بودند

    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 16 ژوئن
  • 632:   طبق برخی محاسبات تقویمی، در این روز بزرگان و مقامات دولتی ایران که با هم رقابت و درگیری چند ساله داشتند یزدگر پسر شهریار و نوه خسروپرویز را به نام «یزدگرد سوم» به پادشاهی ایران برگزیدند. وی که یک نوجوانِ متولد شهر استخر (شیراز) بود آخرین شاه دودمان ساسانیان بود. ارتش او 5 سال پس از شاه شدنش از عرب مسلمان در قادسیه شکست خورد و باعث شد که یزدگرد سوم از شهر تیسفون پایتخت وقت خارج شود. این شکست نظامی دو باردیگر ـ در جلولا و نهاوند ـ تکرار شد و یزدگرد به مَروِ خراسان رفت که در سال 351 در آنجا ترور شد.
        
        
  • 1903:   هِنری فورد اتومبیلساز آمریکایی نام شرکت و کارخانه اتومبیل سازی خود را «شرکت و کارخانه فورد» گذارد و به ثبت داد. این تاسیسات که از سوم نوامبر 1901 آغاز بکار کرده بود قبلا نام دیگری داشت. محل این کارخانه که اینک در بسیاری از کشورها شعبه دارد در «دیِر بورن» استیت میشیگان قرار دارد.
        
        
  • 1933:   بیمه دولتی حساب های پس انداز بانكی در آمریكا ((FDIC)) به اجرا درآمد كه كمك بزرگی به امر پس انداز پول در این كشور كرده است. طبق این ضابطه، دولت حساب های بانکی را تضمین کرده است. تصمیم به بیمه دولتی کردن حساب های بانکی در آمریکا که به قوت خود باقی مانده است در جریان رکود ـ اصطلاحا؛ رکود بزرگ ـ اتخاذ شد زیراکه مردم به بانک ها می رفتند و پول خودرا خارج می کردند.
        
        
  • 1947:   پراودا ارگان حزب كمونیست شوروی طرح مارشال را كه مبتكر آن دولت آمریكا بود به باد انتقاد گرفت و نوشت كه دولت واشنگتن می خواهد با این طرح بر اروپای غربی مسلط شود و سپس «دلار» خود را پول بین المللی کند و از این طریق و ارتباطات بانکی به همه دولت ها زور بگوید.
        
        
  • 1967:   در جریان جنگ داخلی وقت لبنان، فرانسیس امولی سفیر آمریكا در بیروت و یكی از همكارانش به نام رابرت وارینگ ربوده و كشته شدند.
        
        
        
  • 1977:   مهندس «ورنر فون براون» كه برای هیتلر و بعدا آمریكا موشك ساخت درگذشت.
        
        
  • 2004:   در كشمش طولانی و موازی آمریكا، روسیه و چین برای جلب جمهوری پارسی زبان تاجیكستان به سوی خود كه در سال 2000 با دیدار مقام های سه كشور از شهر دوشنبه به اوج رسیده بود، تاجیكان سرانجام در نیمه ژوئن 2004 روسیه را ترجیح دادند و پذیرفتند كه این دولت همچنان مرزبانی از آن كشور با افغانستان را برعهده داشته باشد و پایگاه هوایی ـ فضایی تجسسی خود را حفظ كند و همكاری های دو كشور گسترش یابد.
         اصحاب نظر در همان زمان گفته بودند كه دولت تاجیكستان با ملاحظه كدورت دیرپای دولت ایران از آمریكا، حاضر نشد كه به همه خواست های واشنگتن گردن نهد. دولت دوشنبه مناسبات نزدیک با تهران داشته است. به باور صاحبنظران، تاجیكان آسیای میانه و آسیای جنوبی به دلایل تاریخی، داشتن نیاكان مشترك و همبستگی های فرهنگی، از هواداران ایران بوده اند و به این لحاظ، ایران در آن مناطق «جانشین» نخواهد داشت.
        
        
  • 2010:   بوتان ـ کشوری در منطقه هیمالیا؛ میان تبت، چین و هند به وسعت 39 هزار کیلومتر مربع، نخستین کشور در جهان شد که مصرف دخانیات را ممنوع و جرم اعلام کرد. این تصمیم پس از آن گرفته شد که دخانیات کشنده شماره یک انسان اعلام شده بود. بوتان به پایتختی شهر تیمپو دارای نظام سلطنتی است.
        
        
  • 2019:   اعتراض و تظاهرات هنگ کنگی ها به ضابطه استرداد متهم به چین آغاز شد. به گزارش برخی از رسانه ها، در این تظاهرات در برخی از روزها، تا دو میلیون تَن شرکت کرده بودند.
        
        
  • نامه به مولف
    «تحریم» دشمنی کردن است نَه جنگ که ایران شکست خورده باشد و آماده قبول هرخواست دشمن ـ با خنثی کردن تحریم، دشمن شکست می خورد
  •  
        مطلبی که در اینجا آمده است، نامه یک مخاطبِ این تاریخ آنلاین است که 24 خرداد 1394 (14 ژوئن 2015) واصل شد و به لحاظ رعایت آزادی بیان و نظر درج می شود.
        
        فرستنده نامه نوشته است که 61 ساله است، 24 سال است که در خارج از ایران زندگی می کند و کتابدار است و متصدّی یک کتابخانه دانشگاهی.
         این مخاطبِ این تاریخ آنلاین ضمن حمایت از ادامه درج تحوّلات روزانه و نظرات مربوط به مذاکرات هسته ای نوشته است که این مطالب، «تاریخ جاری ایران» هستند و لازم است که آیندگان با بازخوانی آنها، در جریان جزئیات قرارگیرند و قضاوت درست کنند. وی افزوده است که از تحولات ایران با دیدن وبسایت های خبرگزاری های داخلی ـ هر روز سه بار ـ آگاه می شود و از برخی نظرات ابراز شده هم کُپی می گیرد و برای خود آرشیو می کند تا بعدا که نتایج روشن شود کتاب کند.
        این کتابدار ایرانی که خواسته است محل اقامت او نوشته نشود، علت نوشتن نامه اش را چنین بیان کرده است: برخی گفتنی هارا نمی شود به سالها بعد موکول کرد، زیرا مسئله هستند و پیش از آنکه ابعاد بیشتری پیدا کنند باید حل شوند. چند نمونه از آنها از دیدگاه من (دیدگاه فرستنده نامه):
        
        ـ هر روز از بام تا شام سر و کار من با کتاب است ـ چاپی و دیجیتالی و دادن پاسخ به مراجعین کتابخانه و راهنمایی کردن ایشان. چند ایرانی سالخورده هم از مشتریان این کتابخانه هستند و آشنا با من. در منطقه ما بیش از ده هزار ایرانی زندگی می کنند ولی جوانان آنان نمی توانند به فارسی بخوانند و بنویسند، فقط صحبت کردن بلد هستند. در این کشور، کتابخانه های دانشگاهی در عین حال کتابخانه عمومی هم هستند.
         از زمان پیدایش خط و نوشتنِ رویدادها تا کنون، نخوانده ام که یک کشور بدون شکست در جنگ، حاضر به قبول خواست های دشمن و یا رقیب شود. «تحریم» دشمنی کردن است نه جنگ. تحریم را با تدابیر داخلی باید خنثی کرد و خنثی شدن آن مساوی است با شکست دشمن. ایران ـ صرف نظر از تحریم های نه چندان سخت آمریکا به مناسبت گروگانگیری آبان 1358، از دو دهه پیش که مخالفان برون مرز خبردادند فعالیت هسته ای دارد در معرض تحریم قرار گرفت که از 4 سال پیش شدت یافته است. وقت کافی داشت و باید از همان زمان خودرا با تدابیر داخلی آماده خنثی سازی می کرد، نباید تا این حد چشم به درآمد ناپایدار نفت و خام فروشی می دوخت که حالا مجبور شود بنشیند و به دشمن بگوید: خوب، بفرمایید چه می خواهید و سپس چانه زنی بر سر خواست های طرف ... و طرف زورگویی کند و هر روز هم بر زورگویی خود بیافزاید. چرا باید به خارجی احساس نیاز کند تا حاضر به از دست دادن داوطلبانه دستاوردها خود باشد که برایشان میلیاردها دلار هزینه کرده و قربانی هم داده است. آلمان در جنگ جهانی اول شکست خورد تا حاضر شد در مذاکرات ورسای با قبول خواست های تحمیلی فاتحان «تحقیر» شود و برای رهایی از این تحقیر که یک مورد آن محدود بودن تسلیحات آن کشور بود، ملت آلمان 15 سال بعد رای به انتخاب هیتلر داد.
        چرا این زورگویی را به پاکستان، به کره شمالی و اسرائیل نکردند. ژاپن، برزیل و آلمان گفته اند از آمادگی ساخت سلاح اتمی ظرف چند روز ـ در صورت احساس خطر برخوردار هستند، چرا آنها را مجبور به تعطیل کردن کار نمی کنند؟. رهبر جمهوری اسلامی یک آیت الله عظمی، امام و ولی فقیه است و تاکنون چند بار به صراحت گفته است که هدف ما از مطالعات هسته ای ساخت اسلحه نیست، باید قبول می کردند. خلاف آن تنها در صورت انجام آزمایش اتمی می تواند ثابت شود. وقتی که سخن را قبول نمی کنند نباید به آنها اعتناء کرد. چند سال است که اقتصاد مقاومتی توصیه شده است، ولی من (فرستنده نامه) اثری از اجرای آن را ندیده ام و کسی هم بازخواست نشده که چرا؟. روزی نیست که از دودمان قاجار انتقاد نشود که دیکته خارجی را می نوشت. از این نقدها، باید درس گرفت. اطلاعات مقامات دولت قاجار در آن زمان محدود بود. در وبسایت خبرگزاری های داخلی خواندم که رئیس جمهور از رعایت قانون سخن گفته بود. قانون اساسی ام القوانین است. قانون اساسی جمهوری اسلامی سلطه پذیری را رد کرده است و به نظر من (فرستنده نامه)، قبول خواست های 6 قدرت نوعی سلطه پذیری است. من آنجا نبوده ام تا ببینم ولی یک ایرانی بازنشسته که یکی ـ دو سال است به اینجا آمده و به کتابخانه ما می آید و منتظر نوه هایش می شود که دانشجو هستند تا باهم به خانه بروند می گفت که از همان 10 ـ 15 سال پیش در ایران هر کمبودی را به تحریم ها می چسبانند. در آن زمان حجت الاسلام روحانی مقام دیگری داشت و در مذاکرات هسته ای در اروپا شرکت می کرد و یک روزنامه تهران اورا «شیخ دیپلمات» نوشته بود و این مطالب در گوش مردم بود تا اینکه دو سال پیش شورای نگهبان از میان 686 داوطلب 8 نفر را به نامزدی در انتخابات رئیس جمهور پذیرفت که یکی از آنها حجت الاسلام روحانی بود و تردید نبود که رای می آورد زیرا در آن سال نیز همه مسائل را به تحریم ها بسته بودند. باید دید مردم 80 ـ 90 درصد کشورها که نفت ندارند چه می کنند. رسانه ها باید مردم را روشن کنند که به نظر می رسد بیشترشان از این وظیفه فاصله گرفته اند. همین فرد که می گوید در ایران دارای مقام بود گفت که تا سال 1370 مشکلی نبود و مردم برادروار زندگی می کردند، تهران پر از اتومبیل های قراضهِ تعمیر شده بود و همه چیز بود و هرکاری در ادارات دو ساعته انجام می شد ولی از این سال به تدریج چند نفری به نام پیمانکار و واردکننده و موسس شرکت پدید آمدند و هر روز بر شمار آنها اضافه شد و به همین نسبت هم قانون اساسی دور زده می شد. مثلا این قانون، شرکت هواپیمایی را اختصاص به دولت داده ولی یک و یا چند نفر برای تاسیس یک شرکت هواپیمایی که هنوز هم فعّال است یک جمعیت خیریه با نام مذهبی ایجاد کردند و این جمعیت شد دولت!. این افراد تا پایان دو دوره آن دولت، شدند حدود 200 نفر که اصطلاحا اصحاب منافع گفته می شوند. در دوران 8 ساله دولت بعدی، به همین شمار ولی از قماشی دیگر بر آنها اضافه شدند و واردات و پیمانکاری ها ـ به اصطلاح آبادانی و عمران مثلا اسفالت راه میان دو دهکده چند صدنفری و ... را در دست گرفتند. در دوران 8 ساله بعدی شبه دولتی ها هم وارد میدان شدند. شمار کل هر سه دسته از 500 ـ 600 تجاوز نمی کند و اینها هستند که از رفع تحریم ها سود می برند با واردات و مقاطعه کاری ها، پورسانت ها و رانت ها. می گویند سرمایه گذاری خارجی. خارجی که بدون سود و وابسته کردن، سرمایه گذاری نمی کند. رفع تحریم برای واردات اتومبیل لوکس، لوازم آرایش، سیگار و یا راه اندازی تور خارج از کشور؟. رفع تحریم به بهای نقض حاکمیت ملی، ممکن است در دراز مدت ده درصد مسائل اقتصادی را کاهش می دهد.
        
        ـ سال 1354 پدرم با عمویم به آلمان رفته بودند تا اتومبیل دست دوم بیاورند. پدرم از آنجا یک پیراهن 15 مارکی (33 تومانی) برایم خریده بود. وقتی که در تهران آن را بازکردیم روی مارک یقه اش نوشته شده بود «ساخت ایران» و آن را در تهران 16 تومان می فروختند و حالا از چین و بنگلادش و پاکستان پیراهن وارد ایران می شود. ما آذربایجانی هستیم. دایی من که در کارخانه چرم سازی و کفش دوزی لِدرلی کار می کرد می گفت که نصف تولیدات آنها به اروپا صادر می شد و حالا از چین کفش وارد می کنیم، چرا؟، آن آدم ها چه شدند؟. بروید دوره های روزنامه های دهه 1330 را بخوانید، خواهید دید که ایران به شوروی برنج صادر می کرد. من دوره سپاهی دانش خودرا در یک روستای 710 نفری در مرکز کشور گذراندم. خودم این آمار جمعیت را برای دولت وقت تهیه کرده بودم. تا زمانی که در ایران بودم هر چند وقت یک بار و حالا هم هر وقت که به ایران می روم از این روستا دیدن می کنم تا شاگردان قدیم خودرا ببینم و دیدار تازه کنیم. در آن سالها، روزها به بچه ها و شب ها به بزرگترها درس می دادم و مدرسه روستا مرکب از سه اطاق بود. در 10 ـ 12 سال گذشته این روستا جمعیت از دست می داد. سال گذشته که به آنجا رفتم گفتند که 120 ـ 130 نفر بیشتر باقی نمانده اند، قنات خشک شده و دو چاه عمیق زده اند که فقط روزی چند ساعت آب می دهند، درختان باغ ها جز سرو و کاج خشک شده اند و .... بیشتر خانه های روستا ازجمله مدرسه ویران شده بودند ولی هرکس را که دیدم سیگار زیر لبش بود و در روستا، 13 اتومبیل شمردم. پرسیدم درآمد از کجاست؟، گفتند از پول دولت (یارانه 45 هزار تومانی).
        
        ـ در آخرین دیدار از ایران که 14 روز طول کشید و صفحات اول روزنامه ها را در کنار دکه ها دیدم و از مشاهده تیترهای آنها متوجه یک مسئله دیگر ایران امروز شدم و آن اینکه روزنامه ها جز دو سه تای آنها که دولتی و حکومتی هستند، جناحی و یا متعلق به اصحاب منافع شده اند و در راه هدف های مشخّص گام بر می دارند و سیاستشان از تیترهایشان پیداست. اخیرا دو سه خبرگزاری تهران صفحات اول آنها را نمایش می دهند که زحمت تحلیلگر کم می شود. در همین چند روز که موضوع گره زدن هر مسئله به تحریم موضوع روز شده است تنها سه چهار روزنامه اظهارات آیت الله جنتی و آیت الله خاتمی در نمازهای جمعه را به صفحه اول (نه تیتر اول) برده بودند ولی گفته های حجت الاسلام روحانی را همه آنها تیتر اول کرده بودند جز یکی ـ دو تا که تنها به صفحه اول برده بودند و این، باید در گوش آیت الله جنتی باقی بماند که هنگام بررسی قانون بودجه، کمک دولت به روزنامه هارا که خلاف اصول است تأیید نکند. همین کمک مالی، آنهارا متمایل به قوه مجریه کرده است. ولی جای خوشحالی است که خبرگزاری های تهران دارند جای روزنامه هارا در افشاگری، تبیین و تفسیر می گیرند و مردم به سوی آنها متوجه می شوند که دسترسی نیز رایگان است. در میان این خبرگزاری ها که هر روز سه بار می بینم خبرگزاری فارس را ترجیح می دهم که فُرمَت آن آسانتر است. ولی لازم است که ستونی هم به نام واژه های تازه باز کند که مفهوم آنها را بنویسد. من نمی دانم که هدف از پادمان، گزاره برگ، گفتمان، چیدمان و ... چیست.

  • انتخابات 24 خرداد 1392 ریاست جمهور و پرسش ها و اظهارنظرهای مخاطبان این تاریخ آنلاین
  •  
        در نیمه ژوئن 2013 از مؤلف این تاریخ آنلاین درباره تاثیر انتخابات 24 خرداد 1392 ایران بر اوضاع کشور و نیز آینده سوریه با سرشاخ شدن وقت روسیه و آمریکا بر سر آن پرسش های متعدد شده بود. برخی از نادرست از کار درآمدن نظرسنجی های آخرین روز و عدم دقت 50 ـ 60 درصدی آنها تعجب کرده، پاره ای از تاریخ ایران مثال آورده که حل مسائل جاری اداری ـ اقتصادی ایران نیاز به یک مدیریت قاطع و سبک نظامی دارد تا یک فرد معتدل و شبه دیپلمات، بعضی نگران بازگشت مقامات دهه 1370 و شدن روز از نو و روزی از نو بودند و متعجب از مطرح بودن چشمگیر رئیس جمهور منتخب در بی بی سی فارسی که همه ایرانیان بدون استثناء دولت لندن را مسئول بدبختی های خود در طول دو سده گذشته می پندارند. تنی چند نیز به زعم خود، از اشتباهات اداری رئیس جمهور دوره دهم و انتصابات او بدون توجه کامل به مهارت و تخصّص افراد، اسراف در ذخائر ارزی و خرید کالای فراوان و خدمات از چین گفتند. شماری هم گفتند که ریشه مشکلات ازجمله مدرک گرائی بی حاصل، پولی شدن مدارس، توجه و عنایت به «خودی» ها و ... ریشه در مدیریت های دهه 1370 دارد و رئیس جمهور دهم وارث آن مشکلات بود.
        
         این مولف که از یک سفر طولانی بازگشته بود با درک تعجب مخاطبان از چند مورد، نمی توانست به پرسش های دیگر که نیاز به حضور در صحنه می داشت پاسخ دهد، جز تکرار درج اعلامیه های وقت و ... که خودتان قضاوت کنید:
        
        نظرسنجی آخرین روز و نتایج انتخابات
        خبرگزاری مِهر 18 ساعت پیش از آغاز رای گیری انتخابات 24 خرداد 1392 و به نوشته خود آن «نتیجه آخرین نظرسنجی درباره نامزدهای انتخابات» را به این شرح منتشر ساخت [تا هر رسانه و فرد که بخواهد نقل و یا برای استفاده بعدی آرشیو کند]:
         کُدِ خبر: 2075329 ـ تاریخ مخابره : ۱۳۹۲/۳/۲۳، ساعت مخابره: ۱۳:۲۹ [یک ساعت و سی دقیقه بعد از ظهر پنجشنبه و 18 ساعت پیش از آغاز رای گیری انتخابات 24 خرداد 1392 ریاست جمهور]
         تهران ـ خبرگزاری مِهر: بر اساس آخرین نظرسنجی ها که چهارشنبه توسط یک نهاد معتبر در مراکز استان های سراسر کشور انجام شده است، محمدباقر قالیباف همچنان پیشتاز است.
         نتایج آخرین نظرسنجی حاکی از کشیده شدن انتخابات به دور دوم و برتری محمدباقر قالیباف نسبت به سایر رقیبان انتخاباتی خود دارد. یکی از این نامزدها در دور دوم که 31 خرداد برگزار خواهد شد با قالیباف رقابت خواهد کرد:
         حسن روحانی، محسن رضایی، علی اکبر ولایتی و سعید جلیلی.
         نتایج این [آخرین] نظرسنجی به این شرح بوده است:
         ــ محمدباقر قالیباف: 29.3 درصد
         ــ حسن روحانی: 19.1 درصد
         ــ محسن رضایی: 17.8 درصد
         ــ علی اکبر ولایتی: 12.4 درصد
         ــ سعید جلیلی: 11 درصد
         ــ محمد غرضی: 2 درصد.
         نظر سنجی که نتایج آن در بالا آمده است، به همانگونه که ذکر شده بود تنها در شهرهای بزرگتر (مراکز استانها) انجام شده بود ولی تجربه انتخابات گذشته نشان داده است که روستانشینان و ساکنان شهرهای کوچکتر قبلا عمدتا به اصول گرایان رای داده بودند زیرا که این رای دهندگان به دور از سیاست بازی و اصطلاحات «اصلاح طلب»، «سازنده» و ... رایج در پایتخت بودند.
         تا اواخر روز رای گیری ـ جمعه 24 خرداد ـ خبرگزاری های داخلی پیش بینی به دور دوم کشیده شدن انتخابات را می کردند و از آماده شدن رادیو ـ تلویزیون برای مناظره دو برنده یکم و دوم و از پیشتازی محمد باقر قالیباف خبر می دادند.
         ولی دو روز بعد که نتایج انتخابات به شرح زیر اعلام شد تفاوت آراء دو نامزد اول و دوم عکس نتایج نظر سنجی بالا و تفاوت آن، اصطلاحا از زمین تا آسمان بود:
         تهران ـ 25 خرداد 1392 (15 ژوئن 2013) ـ ساعت 8 و 18 دقیقه بعد از ظهر: مصطفی محمد نجّار وزیر کشور (جمهوری اسلامی ایران) نتایج انتخابات ریاست جمهور در دور یازدهم را به این شرح اعلام کرد:
         ــ حسن روحانی: 18 میلیون و 613 هزار و 329 رای
         ــ محمد باقر قالیباف: 6 میلیون و 77 هزار و 292 رای
         ــ سعید جلیلی: 4 میلیون و 168 هزار و 946 رای
         ــ محسن رضایی میرقائد: 3 میلیون و 884 هزار و 412 رای
         ــ علی اکبر ولایتی: دو میلیون و 268 هزار و 753 رای
         ــ محمد غرضی: 446 هزار و 15 رای
         [برای شرکت در انتخابات دور یازدهم ریاست جمهور، 686 تن از جمله چندین روحانی و یکی از آنان هاشمی رفسنجانی داوطلب شده بودند که شورای نگهبان صلاحیت 8 نفر از ایشان را تایید کرد که تنها یکی از این هشت نفر؛ حجت الاسلام و اصطلاحا معمّم بود (حسن روحانی) و نامزدان انتخابات اعلام شدند. در جریان کمپین، دو تن از نامزدان کناره گیری خودرا اعلام داشتند و شش نفر دیگر در فهرست مربوط باقی ماندند. قرار بود که یکی از این دو نفر: قالیباف و یا ولایتی پیش از روز رای گیری کنار بروند که چنین نشد.].
         من ندیدم که این تحولات تحلیل شود؛ از تفاوت وسیع درصدهای نظرسنجی تا درصدهای نتایج، از ردّ صلاحیت رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تا توجه ناگهانی به حجت الاسلام حسن روحانی که شهرت به اعتدال دارد و همچنین شرح اختیارات یک رئیس جمهور در جمهوری اسلامی که رئیس کشور نیست و رئیس قوه مجریه و در شرایطی قابل معزول شدن است. این تحلیل ها که مواد اولیه آن در گزارش ها و اظهارات مقامات ازجمله رئیس شورای نگهبان، داوطلبان نامزدی و نامزدها در طول بهار سال 1392 آمده و موجود است کار روزنامه نگار و مورخ است.
        طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی، رئیس جمهور رئیس قوه مجریه (و در حد نخست وزیر در نظام های پارلمانی) است و رئیس کشور و فرمانده نیروهای مسلح نیست و اتخاذ تصمیمات کلی و سیاست ها با رهبر جمهوری اسلامی (ولی امر) است. طبق اصل 110 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران؛ تعیین سیاست های کلی در جمهوری اسلامی و نظارت بر حسن اجرای این سیاست ها برعهده رهبر (رئیس کشور) است. طبق این اصل، رهبر جمهوری اسلامی ایران همچنین فرمانده کل نیروهای مسلح است و شخص او است که می تواند اعلان جنگ و صلح و بسیج نیرو بدهد، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح، فرمانده سپاه پاسداران، فرماندهان نیروهای نظامی و انتظامی و رئیس سازمان صدا و سیما (رادیو ـ تلویزیون) جمهوری اسلامی را نصب و عزل کند. این اصل قانون اساسی همچنین حل معضلات نظام را از طریق مجمع تشخیص مصلحت، و نیز امضاء حکم رئیس جمهور پس از انتخاب شدن، عزل رئیس جمهور پس از صدور حکم دیوان عالی کشور(در صورت اثبات تخلف از وظایف قانونی) و یا رای مجلس شورای اسلامی (تصویب عدم کفایت) را بر عهده رهبر جمهوری اسلامی قرار داده است.
        نکات محمدباقر قالیباف
        نامزدها در طول کمپین مطالب جالبی بیان داشتند و بعضا از کمبودها و ضعف ها سخن گفتند.
         نکاتی از آخرین اظهارات محمدباقر قالیباف (شهردار تهران، از فرماندهان جنگ 8 ساله و سرداران سپاه پاسداران انقلاب و رئیس پیشین پلیس کشور) در جریان کمپین که حذف ظلم، دروغ، ریا و کینه از جامعه ـ قطع اشرافی‌گریِ تحجُّررا وعده داده بود از این قرار اند:
         * امیدوارم 24 خرداد [خرداد 1392 هجری]، روز پایان کینه‌توزی‌ها، اختلافات، وعده های غیرعملی و همچنین روز حذف ظلم، دروغ و ریا از جامعه باشد. باید نگذاریم که وضعیت موجود ادامه یابد، نباید بازگشت به گذشته [از آغاز دهه 1370هجری] شود که اشرافی‌گری تحجُّر در کشور بود. ما آمده ایم که بگوییم از 24 خرداد، ما در کشور نه ارباب می خواهیم نه نوکر، بلکه یک مدیر خدمتگزار مردم و دولتی در بستر عقلانیت، معنویت و عدالت. آمده ایم به عنوان یک روستازاده و کسی که در یک خانواده مستضعف زندگی کرد تلاش کنیم مشکلات برطرف شود.
         * ملت باید با آراء خود در 24 خرداد [1392] امور اجرایی کشور را به دست فردی بسپارد که بتواند به این مدیریت بسته و خسته و مسائل موجود پایان دهد. باید مدیریت‌ها درست باشد تا اقتصاد مقاومتی بتواند اجرایی شود و به هدف مطلوب برسد.
         * در حال حاضر منبع عمده درآمد ما نفت و گاز است که در خوزستان وجود دارد. با پول نفت جاهای دیگر را ساخته‌اند، ولی استان خوزستان در محرومیت است که این، از عدالت به دور است. چرا نباید خوزستان، نه آب خوردن داشته باشد و نه آب کشاورزی، در حالی که در کنار رودخانه بزرگی مثل کارون قرار دارد.
         * منبع اصلی ما نیروی انسانی باید باشد که باید به کار گرفته شود، نه تنها نفت و گاز.
         * ایران کشور فقیری نیست و دارای ظرفیتی بالا است اما در حال حاضر گرفتار سوءتدبیر شده است و کشور بد اداره می‌شود. گرانی، بیکاری و تورّم برای مردم غیر قابل تحمل شده است. باید دولتی بر سر کار آید که گره از مشکلات را بگشاید و مردم را از پیچ مشکلات نجات دهد. شعار دادن و لفاّظی باید متوقف شود. کشور در حال حاضر در پیچ تاریخی قرارگرفته است و با اقتصاد به گِل نشسته نمی‌شود از این پیچ تاریخی گذر کرد. دولت آینده وقت خطاکردن و اشتباه ندارد.
         * سیاست‌بازانی بوده اند که از پرتو خون شهداء [شهیدان انقلاب و جنگ] پست‌هایی گرفته‌اند و در ربع قرن گذشته در راس امور بوده‌اند، ولی محصول کار آنان این است که می بینیم!.
         * سیاست‌بازانی بوده اند که از پرتو خون شهداء [شهیدان انقلاب و جنگ] پست‌هایی گرفته‌اند و در ربع قرن گذشته در راس امور بوده‌اند، ولی محصول کار آنان این است که می بینیم!.
        ـ قالیباف در واکنش به این شعار هوادارانش در اجتماع بزرگ 22 خرداد در میدان فلسطین (تهران) که یکصدا فریاد می زدند: "کلید انگلیسی نمی خواهیم ـ نمی خواهیم"، گفت: انشاءالله 25 خرداد (روز اعلام نتایج) روز ناامیدی انگلیسی ها خواهد بود.
        رئیس جمهور منتخب [منتخب وقت]
        حسن روحانی که یک حجت الاسلام متولّد 21 آبان 1327 (12 نوامبر 1948) در سرخه ِ سمنان است پس از پیروزی انقلابیون در بهمن 1357 همواره مطرح و دارای مقام سیاسی ـ اداری ازجمله عضویت در مجلس شورای اسلامی، مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان و نیز عضویت در شورای امنیت ملی و ریاست آن و نمایندگی رهبری در این شورا بوده است. به نوشته برخی وبسایت ها، نام خانوادگی حسن روحانی «فریدون» بود که بعدا به روحانی تبدیل شده است ـ از فارسی به عربی. پاره ای دیگر نام خانوادگی کنونی اورا «فریدون روحانی» نوشته اند. وی از 12 سالگی ـ نخست در سمنان و سپس در قم تحصیل در رشته الهیات (تحصیلات حوزوی) را آغاز کرده بود. گویا زمانی به مدرک تحصیلی او از یک موسسه اسکاتلند ایراد وارد شده بود. بی بی سی و رسانه های دولتی فرانسه و آلمان انتخاب وی را وسیعا منعکس کرده بودند که به زعم برخی، تأمل برانگیز بود. وی در سال 2005 با رئیس جمهوری وقت فرانسه (ژاک شیراک) در زمینه فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی به توافق رسیده بود.
        مسئله سوریه در پاسخ به پرسش ها
         دولت آمریکا (دولت وقت) تصمیم به مسلح کردن برخی مخالفان دولت علوی (شیعه مذهب) این کشور گرفته و رئیس جمهوری سُنی مذهب مصر کمک مصریان به مخالفان دولت سوریه را آزاد کرده بود ـ قطر و سعودی از آغاز کار کمک می کردند. دو تصمیم تازه (آمریکا و مصر) چند روز پس از اعلام تصمیم قطعی روسیه به استقرار دائمی یک ناوگان در مدیترانه گرفته شده بود. مسکو از 67سال پیش از آن به دلایلی ازجمله چپگرا بودن زمامداران و استراتژیک بودن سرزمین، به نوعی متحد سوریه بوده و در این کشور از تسهیلات بندری برخوردار. استقرار دائمی در مدیترانه یعنی بازگشت روسیه به دریاها پس از فروپاشی شوروی که تحولی نوین تلقی شده بود با بوی آماده شدن برای معارضه. مسکو پس از همراهی با غرب در قبال لیبی مورد انتقاد کشورهای غیر متعهد قرارگرفت. در آن زمان تحلیلی کامل در این زمینه مشاهده نشده بود که بگوید روس ها از قرن هجدهم وارد جنگ های متعدد با عثمانی و قدرت های اروپایی دیگر شدند تا بتوانند امتیاز عبور از بسفور و داردانل بگیرند و در مدیترانه مستقر شوند و یا اینکه سوریه از 25 قرن پیش صحنه جنگ های قدرت های وقت بود و در قرون قدیم صحنه جنگهای ایران و یونان، ایران و روم و مدتی مرکز امپراتوری اسلامی و بعدا محل برخورد صلیبیون و مصری ها و تُرک ها و در آخرین سال جنگ جهانی اول ـ موضوع سازش لندن و پاریس بر سر تقسیم منطقه عرب نشین خاورمیانه و ....
        تفسیرنگاران مسلمان و بی طرف با تحلیل مسئله سوریه از آغاز جنگ مذهبی تازه ای در جهان اسلام ازنوع مبارزه با فاطمیون مصر و مبارزات چریکی اسماعیلیه در قرون وسطا و جنگ های طولانی صفویه ایران با عثمانی ابراز نگرانی کرده و گفته بودند که بلوک غرب از چنین درگیری به سود سیاست خود بهره برداری خواهد کرد. درگیری شیعه و سُنی از مبارزه مختار ابوعبیده ثقفی در سال 684 میلادی آغاز شد که نیروهای اورا عموما ایرانیان تشکیل می دادند. دیلمیان ایرانی و شیعه مذهب بعدا بغداد را متصرف و آن را تا 1055 میلادی که از طغرل سلجوقی (سُنی) شکست خوردند در دست داشتند. شیعه در ایران از مازندران قوت گرفت و در آن زمان به شیعیان ایران «علویان» می گفتند. دولت بغداد 963 سال پس از شکست دیلمیان (ایرانی) شیعه مذهب به دست طغرل سلجوقی سُنی مذهب، بار دیگر در دست شیعیان قرار گرفته و سه دولت شیعه مذهب ایران، عراق و سوریه در امتداد هم قرارگرفته اند و سوریه با شیعیان لبنان.




  •  

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com