Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
15 نوامبر
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 15 نوامبر
ایران
تاسیس حكومت غزنویان ـ سلطه طوایف آلتائیک بر ایران ـ نگاهی به سیاست دولت لندن در افغانستان
تصویر محمود غزنوی
15 نوامبر سال 988 میلادی سبُكتَكین ازسران طوایف معروف به «تُركان غُز = اَغوزها» كابل را تصرف كرد كه مورّخان، این روز را سالروز تاسیس حكومت غزنویان می دانند كه عمدتا بر ایران خاوری و گاهی تا «ری» حكومت كردند. غزنویان نخستین دودمان تُرک زبان بودند که بر بخشی از ایران سلطنت کردند، سلجوقیان دومین آنها و حکومت تُرک و مغول (آلتائیک ها) بر ایران تا دوران صفویان که آنان هم به نوشته برخی از مورخان (که تبار شاه اسماعیل یکم را بررسی کرده اند) نیمه تُرک بودند ادامه یافت و پس از زندیه، یک ایل دیگر آلتائیک (مغول تبار ترکمن) به نام قجَر (قاجار و از نسل قاجار نویان امیرزاده مغول) حکومت ایران را به دست گرفت تا زمان پهلوی ها.
     ساسانیان برای جلوگیری از ورود طوایف دوردست «آلتائیک» به منطقه فرارود (ماوراءالنهر)، در سرحدات شمالی این منطقه (سیر دریا = رود سیحون) پادگانهای متعدد به نام «مرزبان» تاسیس كرده بودند كه پس از افتادن ایران به دست عرب، این پادگانها برچیده شدند و مهاجرت آن طوایف به «فرارود» آغاز گردید و عباسیان و پیش از آنان حتی امویان به استفاده از مردان این طوایف در ارتشهای خود پرداختند كه اصطلاحا «غلام» خطاب می شدند و از این طریق قدرت یافتند. قدرت گرفتن سبكتكین هم از همین راه بود. وی عمیق تر از پیشینیان خود در ایران خاوری پیشروی كرده بود. مخالفت ساسانیان با ورود آلتائیک ها به قلمرو ایران، نژادی نبود و فرهنگی و رفتار بود. رفتار آلتائیک های تهاجمی بود و به علاوه، در تضاد با اخلاقیات ایرانی.
     سلطان محمود غزنوی مهمترین حكمران غزنویان (منسوب به شهر غزنه، مقّر حکومت آنان) بود. وی با این كه از تبار ایرانی نبود به ادبیات فارسی خدمت بسیار كرد. محمود چندبار به هند شرقی حمله نظامی برد و مردم این دیار را به مسلمان شدن ترغیب كرد كه نتیجه اش (9 قرن بعد) ایجاد كشور پاكستان بوده است. اینکه برخی از راه اشتباه و یا تعمد، غزنویان را موسس افغانستان می دانند درست نیست. ایران پس از غزنویان قرنها یکپارچه بود. افغانستان نامی است که انگلیسی ها در قرن نوزدهم (و پس از تکمیل تصرف هندوستان) بر ایران خاوری گذاردند تا حائلی میان متصرفات روسیه در «فرارود» با هندوستان شان باشد و قبلا چنان واژه ای به این صورت بکار نمی رفت. در نیمه دوم قرن هجدهم در زمانی که احمدخان درّانی (ابدالی) افسر سابق ارتش ایران در قندهار ادعای استقلال (استقلال منطقه مسکونی طایفه خود) کرد و به هندوستان لشکر کشید واژه ای به نام افغانستان وجود نداشت.
تصوير احمدخان درّاني

احمدخان (که نام او از کودکی احمدشاه بود) درپی قتل نادر در کودتای ژوئن 1747 قوچان و در زمانی که کریمخان زند سرگرم سر و سامان دادن به اوضاع وطن بود به قندهار رفته و در اکتبر همان سال (سال 1747) در اجتماع سران طایفه ابدالی و پشتون های منطقه قندهار اعلام استقلال کرده بود. احمدخان درجریان لشکرکشی نادر به هندوستان و تصرف دهلی با او بود و چون در آن لشکرکشی با وضعیت هند آشنا شده بود، بعدا خود مستقلا به آنجا تعرض نظامی کرد و همین تعرّض انگلیسی هارا متوجه ایران خاوری و اهمیت استراتژیک آن و توان و روحیه جنگی پشتونها کرد. دولت لندن که نگران تعرض دیگری از ناحیه پشتونها به هندوستان خود بود برای تجزیه این طوایف، «مورتیمر دوراند» را مامور تعیین مرز افغانستان و هندوستان کرد و وی این خط مرزی 2 هزار و ششصد کیلومتری را به گونه ای ترسیم کرد که طوایف پشتون میان افغانستان و هندوستان (اینک پاکستان) تقسیم و بیشتر آنها سهم هندوستان شوند که اینک در شمال غربی پاکستان ـ ایالت های خودمختار وزیرستان، سرحد و ... ساکن هستند، پاتان خوانده می شوند و بزرگترین شهر شان پیشاور است.
امير عبدالرحمان

شرح خط دوراند که تعمدا تنها به زبان انگلیسی نوشته شده بود تا امیر عبدالرحمان خان حکمران افغانستان (در آن زمان تحت الحمایه دولت لندن) متوجه جزئیات آن نشود 12 نوامبر 1893 به امضای نمایندگان او رسید که از زمان تاسیس پاکستان در سال 1947 به صورت یک مسئله درآمده و با پیدایش طالبان و القاعده که در طرفین این مرز فعالیت دارند به مرز خونین معروف شده است. به نظر بسیاری از تاریخدانان، عملیات نظامی در افغانستان (از اکتبر 2001 تا 2021) تا حدی به تحریک دولت لندن صورت می گرفت که دنباله سیاست قدیمی آن بوده است که نمی خواهد چین، ایران و روسیه در آسیای جنوبی بسط نفوذ کنند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مشاهده ضعف رفتار و اخلاقیات در ایرانِ دو قرن پیش، به روایت مروّج مذهب انگلیکن و سایرین
به نوشته پروفسور بلیک، هنری مارتین Henry Martyn رئیس میسیون انگلیکَن (کلیسای انگلیسی ها ـ فرقه ای از مسیحیّت) در ایران، در یادداشتهای روزانه خود در ذیل 15 نوامبر 1804 (220 سال پیش) نوشته است که ایرانیان در طول روز از ارتکاب فساد (تقلّب، فتنه گری، دروغگویی، ارتشاء و ...) اباء ندارند، ولی نماز بامدادی آنان و دعایشان و ذکر خدا ترک نمی شود و .... در همان زمان، سِر جان ملکم Sir John Malcolm متولّد 1769 و متوفی در 1833 که در دهه اول قرن نوزدهم به عنوان فرستاده انگلستان به ایران، متناوبا ده سال در ایران بود مطالب مشابهی را به زبانی دیگر درباره رفتار و روانشناسی ایرانیان در کتاب خود (منتشره در 1815) آورده و ایرانیان آن عهد را مردمی خودخواه، متمایل به استبداد و متلّون خوانده بود. به زعم این دو انگلیسی، ایرانیان نیاز به یک انقلاب اخلاقی - فرهنگی دارند تا از لحاظ پاکی نیّت و رفتار و کردار خوب به پایه مطلوب عهد باستان خود بازگردند. به نظر برخی، اشاره بانو Wendy R. Sherman معاون وزارت امورخارجه آمریکا (از 2011 تا 2015 و از 2021 تا 2023) در جمله ای از او تازگی ندارد و احتمالا نوشته های سِر جان ملکم و دیگران در ذهن او بوده است.
     دکتر علی اکبر بینا (استاد متوفای تاریخ دانشگاه تهران، مؤلف و سناتور) تغییر رفتار و روانشناسی ایرانیان، پس از سقوط ساسانیان را نتیجه سلطه دویست و اندی ساله عرب و ظلم و ستم حُکّام این قوم نسبت به ایرانیان و سپس تهاجم اقوام دیگر از شمال شرقی ازجمله مغولان و بی رحمی های آنان دانسته است که این اقوامِ آمده از شمال شرقی؛ تملق دوست و رشوه خواه هم بودند. [برای اطلاع از جزئیات ظلم حُکّام عرب نسبت به ایرانیان به کتاب «دو قرن سکوت» تالیف استاد عبدالحسین زرکوب مراجعه شود.].
    دکتر بینا در مقدمه کتاب خود مربوط به تاریخ پس از نادرشاه و روابط دیپلماتیک ایران با خارج، شماری از علل گرایش ایرانیان بعد از ساسانیان را به برخی ضعف های اخلاقی نظیر دروغگویی، دو رنگی بودن و خودخواهی آنان ذکر کرده و این تغییر رفتار و روانشناسی را که در عین حال از عوامل عقب ماندگی است به دست داده و نتیجه تحولات پس از سقوط ساسانیان و مهاجرتِ تهاجمی اقوام دوردست دانسته است. کُنت گوبینو فرانسوی نیز در طول ماموریت در تهران در زمینه اختلاط نژاد در ایران تحقیق کرده و فرضیه هایی به دست داده است ازجمله فرضیه نسبت مستقیم نژاد با تمدن.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در ادامه تظاهرات ضد شاه در واشنگتن در 15 نوامبر 1977 (آبان 1356)
در تظاهرات 15 نوامبر مقابل چمن کاخ سفيد، گاز اشك آور پليس در محوطه چمن كاخ پراكنده شد و به چشم شاه فرو رفت كه با دستمال آن را پاك مي كند ـ فرح و بانو کارتر در عکس ديده مي شوند

تظاهرات گسترده و بی سابقه ضد شاه در آمریکا که 14 نوامبر 1977 آغاز شده بود روز بعد از آن ـ 15 نوامبر در حالی كه وی و بانویش فرح در مدخل كاخ سفید مورد استقبال كارتر قرار گرفته بودند و طبق برنامه، سران دو كشور قرار بود در محوطه باز (چمن کاخ) سخنانی بیان می داشتند شدت یافت به گونه ای كه پلیس از گاز اشك آور استفاده كرد. این وضعیت از شبكه های تلویزیونی آمریكا به طور كامل پخش شد و بینندگان آنها حملات فیزیكی تظاهر كنندگان را كه عموما دانشجویان ایرانی مدارس عالی امریكا بودند و خودرا از شهرهای دانشگاهی با خودرو به واشنگتن رسانده بودند مشاهده كردند. گاز اشك آور تا محل تریبون سران دو كشور پراكنده شده بود، بگونه ای كه كارتر و شاه با دستمال چشم و صورتشان را پاك می كردند.
    به گزارش آن روزِ بعضی از رسانه های امریكا، مقامات مربوط ایران كه چنین واقعه ای را از هفته ها قبل پیش بینی كرده بودند قبلا عده ای را با هواپیما از ایران و از چند استیت آمریکا بویژه کالیفرنیا به واشنگتن فرستاده بودند كه به هواداری از شاه شعار بدهند و با مخالفان شاه درگیر شوند كه این برنامه هم به دلیل انبوه مخالفان و سنگ پرانی آنان شكست خورد. نقل گزارش شبکه های تلویزیونی آمریکا در اروپا سبب مشارکت عده ای بیشتر در تظاهرات ضد شاه در پاریس شد. وی از آمریکا به فرانسه رفت.
     گزارش مصوّر این وضعیت چند روز بعد از تلویزیون تهران هم پخش شد که سکّه شاه را در ایران هم شکست. تَنی چند از مورخان گفته اند که پخش این گزارش مصوّر از تلویزیون ایران بخشی از یک نقشهِ مآلا ضد شاه بود که در خارج طرح شده بود و یا اشتباه محاسبه و نسنجیده و بی اطلاعی مقامات مربوط در تهران از روانشناسی ایرانیان.
     بعضی ازهواداران شاه بعدا كارتر را به حمایت ضمنی از تظاهرات واشنگتن متهم كردند و دلایلی را هم ارائه دادند ازجمله شمار کم ماموران پلیس در محل اجتماع و کوتاهی نسبی از جلوگیری از سنگ پرانی. این تظاهرات که از قبل قابل پیش بینی بود، شاه را با آن لقب «آریامهر و شاهِ شاهان = شاهنشاه» در انظار جهانیان تا حدّی تحقیر و باعث تضعیف او در ایران و تشدید ضدیت با وی شد و طولی نکشید که با یک گاف دیگر (انتشار نامه ساختگی رشیدی مطلق در روزنامه اطلاعات) انقلاب آغاز شد و انتشار این نامه ساختگی که خود دولتی ها تنظیم و اصرار به درج آن در صفحهِ نامه به سردبیر کرده بودند جرقه اعتراضات خوانده شده است که به انقلاب تبدیل شد. انقلاب پس از رفتن آیت الله خمینی از عراق به فرانسه و بدست گرفتن رهبری آن وارد مرحله نهایی اش شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تحلیل های هر نوامبر درباره اشتباهات شاه از درس دبیرستان کردن کتاب ماموریت برای وطنم با تحقیر مصدق، تا ایجاد حزب رستاخیز و اقتصاد تورم زا
در نوامبر سال 1979 و نوامبرهای بعد از آن به مناسبت سالگرد تصرف سفارت آمریکا در تهران و گروگانگیری 444 روزه کارکنان آن که به شکست جیمی کارتر در انتخابات نوامبر 1980 انجامید تحلیل ها و تفسیرهای متعدد درباره علل و نتایج انقلاب ایران، وضعیت شاه در آخرین سالهای حکومت و سیاست وقت جیمی کارتر و سران فرانسه و انگلستان و تصورّات مسکو انتشار یافته است که نظر «کریستوفر رودی» یکی از آنها بود که در میان مطالب 16 نوامبرِ این تاریخ ژورنالیستی آنلاین درج شده است.
    به نظر تحلیلگران و ناظران امور ایران، در آن زمان شاه آن چنان در كلافی كه پیرامون خود تنیده بود سَردَرگُم شده بود كه مجال تفكّر و ارزیابی اوضاع را نداشت. او در طول زمان، كارشناس ایجاد مشغله غیرضروری و زائد برای خود شده بود. شاه فراموش كرده بود كه از هفتمین سال سلطنتش به بعد، در طول 30 سال، دشمنان فراوان برای خود ایجاد كرده بود و باور نمی كرد كه روزی این دشمنانِ مختاستلف العقیده و غیر متجانس با هم متحد شوند، بر سر پذیرفتن یك رهبر به توافق برسند، مشروعیت بین المللی به دست آورند و او را از پای بیاندازند. عقب نشینی های پی در پی شاه در هفت ماه آخر سلطنت و حتی توسل به همان شخصیت هایی كه آنان را پس از 28 امُرداد به روز سیاه نشانده بود نتیجه تنها ماندن و خسته شدنش بود كه از اشتباهات و غرور بی حدِ دهها ساله اش ناشی شده بودند. این غرور كه از نیمه دهه 1340 و استفاده از لقب «آریا مهر» روزافزون بود سبب شده بود كه احدی حتی جرأت انتقاد خصوصی از نزدیكان و مقامات ارشد منصوب از جانب اورا به خود ندهد، كه این وضعیت، ایران را به دو طبقه ـ خاص و عام تقسیم كرده بود و طبقه عام ـ حتی آن گروه كه از رفاه نسبی برخوردار بود چشم دیدن طبقه خاص را نداشت و درصدد یافتن فرصتی بود تا طبقه خاص وقت (به اصطلاح آن زمان؛ آریامهری ها) را ریشه كن كند.
    شاه مخصوصا پس از جشن های سالگرد تاسیس دولت واحد ایران به دست كوروش بزرگ كه درسال 1350 (1971 میلادی) برگزار شده بود، در زمینه امور مربوط به سیاست خارجی به تدریج به سوی استقلال گام بر می داشت ـ راهی كه مورد قبول «قدرت های غرب» نبود ـ ولی نمی دانست كه بدون برخورداری از حمایت احزاب و رسانه های مستقل و آزاد كه ایران فاقد آن بود، این راه به چاه ویل (سقوط آزاد) منتهی می شود. در سال انقلاب، غرور او حتی مانع از قبول این پیشنهاد منطقی شد كه یك برنامه تلویزیونی روزانه و دست كم هفتگی داشته باشد و دشواری های داخلی و فشارها و توطئه های خارجی را با مردم در میان بگذارد و درد دل آنان را مستقیما بشنود تا پشت سرش بایستند و یا دست کم ساکت بمانند.
    آزاد گذاردن دست ساواك و رسیدن به هر مقام و دریافت هر امتیاز و پروانه، تنها پس از عبور از مجرای آن، یكی از اشتباهات بزرگ شاه خوانده شده است. اشتباه بزرگ دیگر او دست بر نداشتن از سر دكتر مصدق و پیروان خط او تا مهرماه 1357 بود. برای مثال؛ تحقیر شخص دكتر مصدق در كتاب «ماموریت برای وطنم» كه دیگران به نام شاه آن را تالیف کرده بودند و بعدا و تا مدتی با عنوان «انقلاب سفید» كتاب درسی دوره متوسطه شده بود. در این كتاب حتی به تحصیلات دكتر مصدق ایراد گرفته شده بود!.
    تا زمان حذف این درس از دوره متوسطه، رؤسای دبیرستانها و ادارات آموزش و پرورش، هر سال در شهریورماه دچار این مشكل بودند كه از كجا برایش دبیر (مدرّس) بیابند، زیرا هر دبیری به آسانی زیر بار تدریس این درس [و به قولی؛ تدریس افترا و دروغ] نمی رفت و بر سر این موضوع بسیاری از دبیران دبیرستان ها به ساواك كشانده شده بودند. قریب به اتفاق دبیران، در كلاس خود به جای دادن توضیح و یا تشریح موضوع، تنها یكی از شاگردان را مأمور خواندن صفحاتی از كتاب «ماموریت برای وطنم» می كردند و گوش كردن به آن آزاد بود (یعنی شاگردان می توانستند در طول كلاس، دروس ساعات بعد را مرور كنند و یا دست به شیطنت بزنند و از كلاس خارج شوند). این كار عمدتا به خاطر بدگویی از دكتر مصدق در آن كتاب بود. دبیران مربوط استدلال می كردند كه دكتر مصدق كتبا در نامه ای به شاه و رونوشت آن به وزارت فرهنگ اتهامات وارده را رد كرده بود و باید تكذیب نامه او هم در كتاب می آمد تا اصل انصاف در كتاب نگاری رعایت می شد. به تدریج نام این درس شده بود «بشنو و باور نكن». همین دانش آموزانِ «درسِ بشنو و باور نكنِ» دهه 1340، در سال 1357 به خیابانها ریختند و به تغییر نظام حکومتی كمك كردند.
    تاسیس حزب دولتی رستاخیز به عنوان تنها حزب ایران (اصطلاحا حزب فراگیر)، یكی دیگر از اشتباهات شاه بود، زیرا در حالی كه غرب به یك حزبی بودن شوروی و كشورهای كمونیستی ایراد می گرفت، شاهِ مورد حمایت غرب دستور اكید به تاسیس چنین حزبی با داشتن روزنامه ارگان داده بود و ایرانیان را متوجه سیاست یك بام و دو هوای غرب ساخته بود. این حزب با تبلیغ کارهای مقامات دولتی و سرپوش گذاردن بر ضعف ها، تبعیض و بروكراسی بد را گسترش داده بود.
    دادن كمك مالی و وام بدون بهره به كشورهای خارجی از جمله فرانسه و مصر و ... اشتباه دیگر بود. شاه در سال 1354 (1975 میلادی) به پیشنهادها و نظرات چند اقتصاددان میهندوست توجه و اعتنا نکرده بود که خواسته بودند سیاست های ضد تورّم در پیش گیرد، مانع گسترش فاصله فقیر و غنی شود و برای انتصاب مدیران میانی، اعلان عمومی منتشر و امتحان مسابقه برگزار کند تا شایستگان مدیر شوند که در پاسخ گفته بود که به امیرعباس هویدا اعتماد دارد. دیدیم كه فرانسه پول را از شاه گرفت ولی در لحظه حساس از او دفاع نكرد و رئیس جمهوری وقت مصر به خواست كارتر اورا پذیرفت تا بدون درنگ از ایران خارج شود. شاه می دانست که رفت او بدون بازگشت است. طبق قانون مصوّب دهه 1940 (دهه 1320 هجری) نباید هزینه های جاری دولت وقت از محل تبدیل دلارهای نفتی به ریال تامین می شد. هزینه های جاری یک کشور باید از مالیات و عوارض کمرگات تامین شود. نباید نقدینگی برپایه درآمد ارزی نفت و معادل آن افزایش یابد و تورم ایجاد کند. تورم پول در یک کشور به بالارفتن بهای مستغلات می انجامد و افراد کم درآمد ناتوانتر می شوند و ناراضی و آماده هرگونه اقدام.
    طبق این نظرات، فساد اداری (دولتی) در ایران از آغاز دهه 1970 (1350 هجری) به موازات ثروتمند شدن ایران افزایش یافته بود و توده ها از این وضعیت و نیز کُندی کار در تعقیب مفسدین و در مواردی بی اعتنایی دستگاه قضایی به فساد اداری خسته و بیزار شده بودند. شاه باید می دانست که فساد اداری، بروکراسی و سوء مدیریت ها از عوامل اصلی انقلابات و عصیان ها و تغییر رژیم ها بوده اند.
    به باور برخی از مورخان، خروج شاه با آن القاب، از وطن در حساسترین ایام، اشتباهی دیگر بود. باید در كشور باقی می ماند، محاكمه می شد، از خود دفاع می كرد و احیانا اعدام می شد و قضاوت از خودرا به «تاریخ» می سپرد. وی با تَرک وطن در آن لحظات، به دست قاضی تاریخ، سند و پوان منفی داده است. چرا ناپلئون و تزار نیكلای دوم و ... در لحظه حساس وطن را ترک نكردند؟.
    اصحاب نظر گفته اند که توده های ایران تا هر زمان، اگر مشکلی ببینند با خود خواهند گفت که اگر شاه کشور را تَرک نکرده بود، این مشکل پیش نمی آمد و ... و هر مسئله ای را به گردن او می اندازند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
انتقاد عضو هیأت رئیسه دوره دهم مجلس از «وامِ معوقه خواندن» فسادی که در صندوق ذخیره فرهنگیان روی داده بود
احمد امیرآبادی
به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس در نیمه آبان 1395، احمد امیرآبادی فراهانی نماینده قم و عضو هیأت رئیسه دوره دهم مجلس شورای اسلامی با اشاره به مسأله صندوق ذخیره فرهنگیان و «وامِ معوقه خواندن» این فساد توسط رئیس‌جمهور، اظهار داشت: «فساد»، بزرگ و کوچک ندارد و باید با آن برخورد شود، «فساد» اصلاح‌طلب و اصولگرا هم نمی‌شناسد، ما باید با فساد مبارزه و آن را از جامعه اسلامی خود ریشه کن کنیم. فساد، فساد است و ما با کسی تعارف نداریم. امیرآبادی گفت: سردار قالیباف شهردار تهران خودش ـ شخصا درباره مسائل مطرح شده در مورد شهرداری آمد و درخواست کرد که این موضوع پیگیری شود و ما در سازمان مردم‌نهادِ «دیده‌بان شفافیّت و عدالت» این موضوع را بررسی کردیم. در این سازمان، ما همگی ـ بمانند سردار قالیباف ـ اصولگرا هستیم و موضوعاتِ پیش‌ آمده در شهرداری تهران را بی طرفانه رسیدگی کردیم. ما پس از بررسی به این نتیجه رسیدیم که سردار قالیباف و بستگان درجه یک وی ـ هیچکدام، هیچ سوء استفاده ای نکرده بودند. اگر اصلاح‌طلبان و هرکس دیگر هم متهم به فساد شوند، وارد بررسی آن می‌شویم چرا که باید با فساد مبارزه شود. کسی انتظار ندارد که در یک نظام اسلامی، فساد پابگیرد. وقتی که 30 نفر به نام وام، هشت هزار میلیارد تومان می‌گیرند و پس نمی‌دهند، فرقی نمی‌کند نام آن را چه چیزی بگذاریم، انتخاب واژه برای نامیدن آن فاقد اهمیّت است ولی، فسادی که صورت گرفته زشت و نگرانی آور است و باید با آن مبارزه شود و مبارزه به گونه ای باید باشد که فساد تکرار نشود و به عبارت دیگر، فرد دیگری جرأت ورود به آن را نکند و این، یعنی ریشه کن کردن فساد. هشت هزار میلیارد تومان از صندوق ذخیره فرهنگیان را که متعلق به بانک سرمایه بوده است، برده‌اند و نمی‌آورند و اگر برخورد نشود، فردا چیزی دیگر و از جای دیگر ـ این پول به افراد، به مؤمنان تعلّق داشته، به چه جرأتی آن را به این شکل برداشت کرده اند.
    در این شرایط حسّاس، این بازی کردن با الفاظ است که حجت الاسلام روحانی رئیس جمهور بگوید نام آن اختلاس نیست بلکه نامش «وام معوّقه» است. باید دید که وام چگونه گرفته شده، وثیقه چه بوده، چرا و به چه منظور گرفته شده، آیا روش کار مطابق روال و مقررات بوده، آیا با همه متقاضیان چنین رفتار می شود و ...، سپس بر مسئله عنوان انتخاب شود، گرچه تفاوتی نمی‌کند ابتدائا نام آن را چه بگذارند، قوه قضا پس از رسیدگی تشخیص آن را خواهد داد. به نظر می‌رسد وقتی فسادی در جناح و حزب مقابل صورت می‌گیرد عده‌ای نام آن را «اختلاس و سوءاستفاده» می‌گذارند، اما زمانی که فسادی در جناح خودشان انجام می‌شود، مثلا؛ مورد صندوق ذخیره فرهنگیان، می‌گویند «وام معوّقه». مردم با شنیدن قضیه [نام و شمار وام گیرندگان، مبالغ وام، وثیقه ها و نپرداختن آن و ...] همه جریانات را متوجه می‌شوند که در حال بازی شدن با الفاظ است. قضاوت مردم دارای اهمیت است. «قدرت» ناشی از مردم است، باید اعتماد مردم را به دست آورد.
    امیرآبادی در پایان با تأکید گفت: "ما برای حفظ و قوام نظام اسلامی، با فساد در هر مرتبه، هر مکان و هر جایگاهی باید مبارزه کنیم.".
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مسأله برداشت هزاران میلیاردی از صندوق ذخیره فرهنگیان، تیتر صفحات اول شماره های 23 آبان 1395 روزنامه های تهران
مسأله برداشت هزاران میلیاردی از صندوق ذخیره صدها هزار فرهنگی و بانک مربوط به نام وام همچنان تیتر صفحات اول روزنامه های تهران است. تیترهای صفحات اول شماره های 23 آبان 1395 چند روزنامه تهران که در زیر آمده است از متن مصاحبه معاون و سخنگوی قوه قضایی جمهوری اسلامی انتخاب شده است. بخشی از این مصاحبه در مطالب 26 آبان این تاریخ آنلاین خواهد آمد:
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای اقتصاد
نشست سران «گروه - 20» در واشنگتن ـ بحران متناوب پولی بین المللی ـ از مصاحبه های تند و آتشین پیش از نشست تا سکوت در جلسات و بیهودگی!
پانزدهم نوامبر 2008 نشست دو روزه سران گروه 20 در ساختمان موزه ملّی در شهر واشنگتن آغاز بکار کرد. مهمترین موضوع مورد بحث این نشست توافق بر سر تهیه یک برنامه جهت بازگردانیدن بازار پول به مسیر منطقی خود، رفع بحران مالی وقت جهان و جلوگیری از پیدایش مسائل مشابه در آینده بود.
    پیش از برگزاری این نشست، مقامات مالی دولت های چین، روسیه، برزیل و ... در مصاحبه های خود صریحا گفته بودند که باید وسیله دیگری جای دلار آمریکا در معاملات بین المللی را بگیرد زیرا که قروض آمریکا به دولت های دیگر و بانک های مرکزی خودش (چاپ کردن اسکناس اضافی) به حدّی است که جز با تعیین جانشین برای دلار راه دیگری در دست نیست و نباید دلارهای کاغذی آمریکا ذخایر ارزی سایر ملل قرارگیرد ـ دلارهایی که بدون حساب چاپ می شود.
    مرور زمان نشان داد که اجلاس سران گروه 20 و نشست های مشابه دیگر در سال 2008 و سال 2009 و سالهای بعدی اقدامی اساسی برای تجدید نظر در سیستم مالی جهانی نکردند و مقامات شرکت کننده حتی اظهارات گاهی تند و آتشین خود در مصاحبه های مطبوعاتی پیش از نشست ها را که در افکار عمومی منعکس شده بود، در جلسات نشست ها مطرح نساختند!. نگرانی از تجدید بحران سبب شده است که مردم و دولتها پول اضافی خودرا متوجه خرید طلا و مستغلات کنند که بهای هر اونس طلا در 13 نوامبر 2009 به مرز یکهزار و 120 دلار و در سال 2011 پنجاه در صد بیشتر رسیده بود. برخی از دولتها از جمله هند و ویتنام برای جلوگیری از افزایش بهای طلا در کشورهای خود [که ناشی از افزایش تقاضا بود] به خرید طلا از خارج دست زده و میزان خرید هند در آخرین ماه سال 2009 دویست تُن طلا بود.
    برخی از مفسران اقتصادی در مقالات خود در نوامبر 2008 نوشته بودند که کنترل چاپ دلار و اصلاح سیستم پولی جهانی به سود دولت آمریکاست که امساک پولی باعث کنترل بیشتر هزینه های رفاهی این کشور می شود و سوء استفاده از مِدیک اید، فود ستمپ و سایر کمکهای پولی فدرال به افراد بویژه مهاجران و هرگونه تقلّب از میان می رود.
     دو عکس از شرکت کنندگان در گردهمایی سران گروه - 20 در شهر واشنگتن در نیمه نوامبر 2008:


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو ادبیات
سالگشت درگذشت رهی معیری غزلسرای معاصر
رهی معیری
24 آبان 1347 (15 نوامبر 1968) رهی معیّری (محمدحسن) غزلسرای معاصردر 59 سالگی بر اثر ابتلاء به سرطان درگذشت. وی كه در سال 1288 (30 اپریل 1909) در تهران به دنیا آمده بود در موسیقی و نقاشی هم ذوق و مهارت داشت. رهی فرزند معیرالممالك ـ یكی از رجال عصر قاجار بود. وی علاوه بر غزل؛ مثنوی و ترانه هم می سرود. در سال 1964 در تهران، مجموعه ای از اشعار او تحت عنوان «سایه عمر» انتشار یافته بود.
    بر پایه اشعار رهی، دهها آهنگ موسیقی ساخته شده و به صورت ترانه در آمده اند كه معروفترین این غزلها «سوز دل» عنوان دارد كه قبلا توسط بانو دلكش خوانده شده بود و اخیرا هم بانو «شكیلا» آن را خوانده است. ترانه های معروف دیگرش عبارتند از: «من از روز ازل»، «خزان عشق»، «تنها ماندم»، «شب جدایی»، «نوای نی» و ....
     رهی، خود نیز چند آهنگ موسیقی ساخته است ازجمله آهنگ «دیدی كه رسوا شد دلم» و ....
     مولفان تاریخ هنر و ادبیات نوشته اند كه دو قریحه موسیقی و شعر در خانواده رهی موروثی بوده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو دانش
درسی كه باید از زندگی دكتر تایلور، سازنده بمب های اتمی مینیاتوری گرفت
دکتر تيلور

تئودور تیلور سازنده بمب های اتمی خیلی كوچك، گلوله اتمی توپ و مین اتمی و نیز موتور اتمی برای سفینه های ستاره پیما در نوامبر 2004 در یك خانه سالمندان در مریلند آمریكا از بیماری قلب و عروق درگذشت. وی 79 ساله بود. دكتر تیلور همه پیش بینی ها را كرده بود جز مردن در تنهایی و در خانه سالمندان كه به وجود كمبودها در این خانه ها اعتراض فراوان شده است.
     دكتر تیلور كه پس از نیم قرن فعالیت و اختراع در آزمایشگاه ملی اتمی آمریكا در لاس آلاموس بازنشسته شده بود در سالهای پایانی عمر و پیش از انتقال به خانه سالمندان به نوشتن كتاب پرداخته بود. وی در این كتابها نگرانی خود را از وقوف ناراضیان به رموز ساختن بمب های كوچك اتمی (قابل حمل در جامه دان و كیف دستی) و بكار گیری آنها توسط وسائلی نظیر خمپاره انداز عیان ساخته و از اختراع سلاحهای اتمی مینیاتوری ابراز پشیمانی كرده بود. وی در مصاحبه ای گفته بود كه اگر این سلاحهای بسیار كوچك اتمی به دست عوامل خشم و نارضایی بیافتند و افراد با افكار آرناشیستی بر این قبیل سلاحها دست یابند، جهان چهره دیگری به خود خواهد گرفت و ....
    دكتر تیلور باور نمی كرد كه عاقبت كار او انتقال به خانه سالمندان و تنهایی و نیاز به كمك كاركنان نگهداری از سالمندان باشد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای تاریخ‌نگاری
روی جلد مجله روزنامک شماره 95 ـ انتشار: 25 شهریور 1401 و راهنمایی برای دیدن و خواندن اِدیشِن آنلاین آن:



    مطالب شماره 95 و تمامی شماره های این مجله را می توانید در آنلاین آن:
     www.rooznamak-magazine.com
     بخوانید. طبق معمول شماری از مطالب این شماره در وبسایت خبری ـ تحلیلی روزنامک:
     www.rooznamak.com
     و نیز در تاریخ آنلاین:
     www.iranianshistoryonthisday.com
     و بعضا و به مناسبت، در وبسایت های جُرنالیست نوشیروان و هیستوریَن نوشیروان به نقل از مجله روزنامک عینا درج خواهند شد. حمیده خواجوی راد (گرافیست و صفحه آرا) دستیار مدیر مجله روزنامک است.
    در این شمارهِ مجله دهها مطلب و تصویر و عمدتا آموزشی و فرهنگی درج شده است ازجمله:
    در صفحه 60 این شماره مطلبی زیر عنوان «69 سال از براندازی دمکراسی مصدق گذشت ـ علل و فرصت هایی که باعث این براندازی شدند ـ براندازی 28 اَمُرداد مسیر تاریخ ایران را تغییر و نیز جهان را در راهی دیگر قرار داد»، در صفحه 64 مطلبی زیرعنوان «تاجیكستانِ پارسی زبانِ ایرانی تبار كه «اَوِستا» آن را سرزمینِ بهتر توصیف كرده است، به مناسبت سالروز استقلال آن در یک نگاه ـ خاستگاه آرین ها»، در صفحه 9 مطلبی زیر عنوان « یک ایرانی 35 ساله سفیر فرهنگی بومیان آمریکا، کانادا و مکزیک شده است و برای احقاق حقوق آنان مبارزه می کند ـ رویدادی بی سابقه»، در صفحه 12 مطلبی به نقل از اسپتنیک زیر عنوان «انتصابات غلط، فقط کمونیست بودن ـ ولو ظاهری شرط بود، نَه تجربه و شایستگی و وطندوستی از موارد فروپاشی شوروی بود»، در صفحه 44 «گفت و شنود با احمد سخاورز ژورنالیست، کاریکاتوریست و نقاش ایرانیِ بنام که می خواهد همچنان در این حرفه باشد»، در صفحه 4 «پیام های رسیده درباره مشکل تجدید کارت ملّی و شرح یک مورد از مشاهدات ناشر این مجله در این زمینه»، در صفحه 6 « شرح ماجرای یک نمونه بروکراسی بانکی و کارت ملّی که می تواند کتاب و فیلم سینمایی شود ـ مردی با دهها میلیون تومان در بانک گرسنه مانده بود» و در صفحه 5 «کارمند یک شعبه ثبت اسناد در تهران، حاضر نشد تردید یک مراجعه کننده را با تطبیق سند خانه اش که در دستش بود با مشخصات پرونده ملک که در بایگانی اش بود برطرف سازد! که نگران جعل سند در غیاب خود بود».
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
در باره پیدایش «بی بی سی» و سابقه درگیری های ایران با آن
Lord John Reith
14 نوامبر 1922 رادیو انگلستان كه در 18 اكتبر آن سال از پستخانه آن كشور پروانه گرفته بود با موج متوسط آغاز بكار كرد. یك شركت مختلط انگلیسی ـ آمریكایی مالك این فرستنده رادیویی بود. این كمپانی در 14 دسامبر 1922 «جان ریث John Reith» را كه بعدا لقب «لرد» دریافت كرد به مدیریت رادیوی خود منصوب كرد. دولت انگلستان در31 دسامبر 1926 هنگامی كه رادیودارهای انگلیسی به رقم دو میلیون و 250 هزار رسیدند به توان نفوذی رادیو پی برد، دارایی كمپانی را خرید و از آن پس رادیو انگلستان با صدور فرمان پادشاه وقت با نام «بی بی سی» دولتی شده است. نفوذ در اذهان داخلی برای دولت انگلستان كافی نبود و از سال 1932، موج كوتاه را بر فرستنده های بی بی سی اضافه كرد و سرویس جهانی بوجود آورد.
     از لحظه ای كه دولت ایران به نخست وزیری دكتر احمد متین دفتری با كمك فنی آلمان رادیو تهران را در پنجم اردیبهشت 1319 (در چهار راه سیدخندان) تاسیس كرد دولت انگلستان درصدد افزودن بخش فارسی بر سرویس جهانی خود برآمد و این بخش از 28 دسامبر 1940 (دیماه 1319) آغاز بكار كرد و با اینكه دكتر متین دفتری در چهارم تیر 1319 بركنار شده بود به انتقاد از او كه یك ناسیونالیست افراطی است و عامل آلمان بود پرداخت. رادیو لندن (بی بی سی) از سوم ژانویه 1938 بخش زبانی عربی را راه اندازی كرده بود زیرا كه دولت لندن شنیده بود آلمانی ها در جهان عرب كه سران آن تحت سلطه و نفوذ انگلستان بودند علیه این دولت تبلیغ می كنند و درصدد شورانیدن توده های عرب برضد روسای قبایل هستند (یك نمونه فعالیت هواداران آلمان در جهان عرب؛ كودتای رشیدعالی گیلانی در فروردین 1320 در بغداد است).
     دكتر عیسی صدیق رئیس اداره تبلیغات وقت (وابسته به وزارت فرهنگ) كه متوجه نیات دولت لندن از راه اندازی بخش فارسی رادیو «بی بی سی» شده بود به دولت وقت (كابینه علی منصور) پیشنهاد كرد لایحه ای با مضمون كیفر بی اعتنایی به منافع میهن به مجلس بفرستد و ضمن آن گوش كردن به رادیوهای دولت های دیگر (رسانه های دولتی) كه فهرست آنها هر سال باید اعلام شود «خلاف» بشمار آید و اسامی مرتكبین چنین خلافی پس از محكوم شدن در دادگاه در روزنامه ها منتشر شود تا مردم بدانند كه چه كسانی به حرف خارجی گوش می كنند. این پیشنهاد پس از دست به دست گشتن های فراوان قربانی امروز و فردا كردن شد تااینكه وطن به اشغال نظامی درآمد، دكتر صدیق متهم به ملی گرایی (به دلیل فارسی كردن واژه های بیگانه) شد و بركنار گردید و .... برخی از كشورها دارای مقرراتی از این دست بوده اند و چون هدف از آن جلوگیری از اعمال نفوذ دولت های دیگر و احیانا مخالف است سانسور محسوب نمی شود (آزادی بیان و عقیده اختصاص به فرد دارد نه دستگاه روابط عمومی دولتها). از بخش فارسی رادیو لندن در دوران حكومت دكتر مصدق و چند زمان دیگر به صورت حربه استفاده شده بود (قاعده استفاده از رادیو ـ تلویزیون، ارتش و ... برای اجرای سیاست ها).
    بنگاه دولتی بی بی سی كه شهرت به جذب روزنامه نگاران ماهر كشورهای مورد نظر دارد و به 33 زبان برنامه پخش می كند! از سال 1932 (عملا از سال 1946) دارای تلویزیون شده است كه قلمرو این نوع رسانه نیز از دهه 1960 و استفاده از ماهواره، محدود به یك منطقه نیست و جهانی است. مبارزه تهران با این رادیو ـ تلویزیونهای دولتی فارسی زبان كه 8 دهه پیش آغاز شده همچنان ادامه دارد و ازجمله مقررات جمع آوری آنتن های ماهواره ای غیرمجاز. در كشورهای دیگر، درس «آشنایی با رسانه ها» بر دروس دوره متوسطه افزوده شده تا شهروندان بتوانند رسانه حرفه ای را تشخیص دهند و نسبت به رسانه های دولتی بیگانه و رسانه های متعلق به اصحاب منافع كه دارای منظور و هدف خاص هستند بی اعتنا باشند. در تاجیكستان همین بی اعتنایی سبب شده است كه بی بی سی فعالیت خود را محدود كند.
     از دهه یكم قرن 21 رادیو ـ تلویزیون ها بمانند روزنامه ها مطالب و اخبار خود را كه در مورد دولتی هایشان گزینشی هستند به صورت آنلاین هم منتشر می كنند. با اینکه پاره ای از اصحاب نظر و در آغاز کار، بخش آنلاین این شبكه ها را به حال امنیت ملی یک کشور چندان زیان رسان ندیده بودند زیرا كه مخاطبان آنلاین ها از نظر درك سیاسی و معلومات در سطح بالاتری قراردارند و شستشوی مغزی آنان آسان نیست، دولت ها آنلاین های مخالف را فیلتر می کنند و در شماری از کشورها، بکار بردن فیلترشکن مجازات دارد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
در باره آتش زده شدن شهر اتلانتا در جریان جنگ داخلی آمریکا
William T. Sherman
11 نوامبر سال 1864میلادی، در جریان جنگ داخلی امریكاییان، ژنرال شرمن فرمانده یك واحد از نیروهای اتحادیه (استیت های شمالی) كه پس از پنج ماه جنگ موفق به تصرف شهر آتلانتا پایتختاستیت جورجیا از اعضای كنفدراسیون آمریكا (استیت های جنوبی) شده بود به افراد خود دستور داد كه در ساعات شب شهر را آتش بزنند كه تا بامداد 15 نوامبر چیزی از آن باقی نماند. این دستور بدون این كه قبلا به ساكنان غیر نظامی شهر اطلاع داده شود كه آنجا را تخلیه كنند صادر شده بود.
     «شرمن» بعدا برای دفاع از این عمل خود گفته بود كه دستور داده بود كه انبار تداركات كنفدراسیون و ایستگاه راه آهن آتش زده شود كه تقریبا همه شهر از میان رفت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اروپاییان در یك نشست، قاره آفریقارا میان خود قسمت كردند!
15 نوامبر سال 1884 به دعوت بیسمارك صدر اعظم وقت آلمان نمایندگان 15 كشور در برلین نشستی را آغاز كردند كه ظاهرا به منظور حل مسئله مالكیّت سرزمین افریقایی كنگو تشكیل شده بود كه پادشاه بلژیك همه آن را برای خود می خواست!.
     این نشست پس از تشكیل، خیلی زود دست خود را رو كرد و به چانه زنی برسر تقسیم آفریقا میان اروپاییان پرداخت و در پایان نشست عمل تقسیم بدون این كه یك آفریقایی از آن اگاه شود صورت گرفت و سهم بزرگی هم به آلمان كه دیرتر از دیگران شروع كرده بود داده شد. سهم انگلستان از همه بیشتر بود و سپس فرانسه و پرتغال، آلمان و اسپانیا و .... لئوپلد پادشاه بلژیك هم با یك رشته بازی های ماهرانه همه كنگو را كه 2 میلیون و سیصد هزاركیلو متر مربع وسعت دارد (بزرگتر از ایران) یكجا بالا كشید.
     این عمل، البته به صورتی دیگر هنوز هم ادامه دارد و از اتحادیه ها و جنبش های حاشیه ای از جمله اتحادیه عرب، سازمان همبستگی افریقائیان، جنبش غیر متعهدها و ... كاری جز حرف زدن ساخته نیست و سازمان ملل هم عملا در كنترل پنج دولت فاتح جنگ جهانی دوم است و تضمین عملی برای حفظ حقوق و حاکمیت كشورهای دیگر و بویژه ملل کوچک و ضعیف وجود ندارد. این سازمان نتوانسته است حتی صلح را حفظ کند و جهان از زمان تاسیس آن شاهد جنگهای متعدد منطقه ای بوده است. عدم وقوع یک جنگ جهانی دیگر را باید مدیون سلاح اتمی دانست که در دست قدرت های رقیب وجود دارد، نه سازمان ملل. اشغال نظامی عراق بدون مجوز شورای امنیت تاریخ سازمان ملل را تا ابدیت خراب کرد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
آغاز بكار «جامعه ملل» که مفید و موثر واقع نشد
15 نوامبر سال 1920 «جامعه ملل» كه در پی جنگ جهانی اول برای جلوگیری از وقوع جنگ دیگری ایجاد شده بود با شركت نمایندگان 41 كشور و بدون حضور آمریكا و روسیه نخستین جلسه خود را در شهر ژنو تشكیل داد.
     دولت امریكا در آن زمان، (خود) حاضر به شركت در جامعه ملل و مشاركت در امور جهان نشده بود و این جامعه، روسیه را كه پس از انقلاب هنوز وضعیتی ثابت نداشت نپذیرفته بود.
     جامعه ملل كه وارث آن سازمان ملل است در كار خود موفق نشد و نتوانست از تجاوز ژاپن به چین، تعرض نظامی ایتالیا به اتیوپی و ... جلوگیری كند و از میان رفت. هر دو سازمان (جامعه ملل و سازمان) را قدرتهای فاتح دو جنگ ساختند. بنابراین نمی توان انتظار داشت كه سازمان ملل برخلاف خواست فاتحان قدم بردارد. بسیاری از اصحاب نظر می گویند که تا قدرت تصمیم گیری در شورای امنیت سازمان ملل در دست کشورهای فاتح جنگ جهانی دوم باشد كه در 1945 پایان یافت، این سازمان نخواهد توانست برای كشورهای كوچك گامی مفید بردارد، و توصیه می کنند که دبیر کل سازمان ملل یک استاد اندیشمند از کشوری شهرت بی طرفی و بی نظری دارد انتخاب شود. پس از مرگ داگ هامر شولد، دبیرکل های سازمان ملل از مستعمرات سابق و کشورهای مسئله دار و محل استقرار نیروی نظامی بیگانه انتخاب شده و قبلا دیپلمات (بازیگر در روابط سیاسی) بوده اند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تظاهرات 250 هزارنفری ضد جنگ ویتنام در شهر واشنگتن در نوامبر 1969
 15نوامیر سال 1969 بزرگترین تظاهرات مسالمت آمیز ضد جنگ ویتنام با شركت بیش از دویست و پنجاه هزار تن در شهر واشنگتن پایتخت آمریكا برگزار شد. شمار تظاهرکنندگان برابر یک سوم جمعیت شهر واشنگتن بود.
     در این تظاهرات تنی چند از معاریف و سیاستمداران آمریكایی نیز شركت كرده و خواستار قطع این جنگ بدون دلیل و نتیجه شده بودند.
     پس از پایان این تظاهرات كه شركت كنندگان در آن از شهرهای مختلف آمده بودند، گروهی از جوانان در ساعات شب بنای سنگ پرانی به ساختمان های دولتی را گذاشتند كه پلیس مداخله كرد كه ضمن زد و خورد نزدیك به یكصد تن مجروح و 90 نفر هم دستگیر شدند. پلیس برای متفرق كردن بقیه از گاز اشك آور استفاده كرده بود.
گوشه اي از تظاهرات ضد جنگ در نيمه نوامبر 1969 در شهر واشنگتن

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاسیس جمهوری جامعه تُرکِ قبرس
جمهوری ترك قبرس Turkish Republic of Northern Cyprus در نیمه نوامیر 1983 در قسمت شمالی این جزیرهِ 9 هزار و 351 کیلومتریِ دو میلیون نفری ایجاد خود را اعلام داشت. این دولت، جز تركیه مورد قبول سایر دولت ها قرار نگرفته است.
    اسکندر مقدونی در سال 333 پیش از میلاد، جزیره قبرس واقع در شرق مدیترانه را از قلمرو ایران جدا کرد. قبرسِ یونانی زبان و اُرتُدوکس مذهب در سال 1571 به تصرف امپراتوری عثمانی درآمد و تا سال 1878 که به دولت لندن تحویل داده شد ـ به مدت 3 قرن در کنترل عثمانی بود. در طول این مدت دهها هزار تُرک زبان از آناتولی (ترکیه) به قبرس مهاجرت کردند و عمدتا در بخش شمالی این جزیره که به آناتولی (آناتولیا) نزدیکتر بود سکونت گزیدند.
    قبرس که نام یک درخت بر آن نهاده شده در 1960 و در پی یک بپاخیزی طولانی به رهبری اُسقُف مارکاریوس، استقلال یافت، ولی دولت لندن پایگاههای نظامی خودرا در آنجا حفظ کرده است.
    مسئله قبرس از کودتای نظامی 1974 آغاز شد و دولت ترکیه از این «فرصت» استفاده کرد و 5 روز پس از کودتا، نیروی نظامی به شمال قبرس (منطقه تُرک نشین) فرستاد که حدود 3 هزار و 355 کیلومتر وسعت و 326 هزار جمعیت دارد. این مسئله ادامه یافت و چند سال بعد، ایجاد دولت تُرک قبرس اعلام شد.
    جمهوری قبرس (قبرس یونانی زبان) که عضو سازمان ملل است به عضویت اتحادیه اروپا پذیرفته شد و پول ملی آن «یورو» است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
شاتِل شوروی
شوروی 15 نوامبر 1988 (سه سال پیش از فروپاشی از درون) شاتل فضایی خود به نام Shuttle Buran را بدون سرنشین به مدار زمین فرستاد و بازگردانید. این شاتل از نظر ظاهر مشابه شاتل آمریكا بود.
    مقامات وقت دولت مسکو اعلام داشتند که فرستادن این شاتِل، تنها به این دلیل بود که ثابت شود که شوروی هم دارای این وسیله فضایی است و به دلیل هزینه سنگین و غیر ضروری بودن آن، این تجربه فعلا تکرار نخواهد شد و این شائل برای تماشای مردم به موزه و یا یک پارک محل مراجعه عموم فرستاده خواهد شد [که شده است].
    ـ ـ ـ ـ ـ
     بوران یک واژه تاتاری است به معنای توفان برف که در ایران، روسیه و کشورهایی که مغول، تُرک و تاتار به آنجا مهاجرت کرده اند بکار می رود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 15 نوامبر
  • 1492:   کریستوفر کلمبوس در یادداشتهای روزانه نخستین دیدار از قاره غربی (آمریکا)، در یادداشت تحت عنوان «15 نوامبر» نوشته است که در چنین روزی متوجه گیاهی شد که بومیان کوبا، خشک شده برگ آن را آتش می زنند و دودش را بو می کشند و سر حال می آیند. وی در یادداشت خود از این گیاه به عنوان tobaccoroot تنباکو (توتون) و واژه کوتاه شده آن؛ Tobacco نام برده است. وی این گیاه را با خود به اروپا برد و طولی نکشید که جهانی شد و اعتیاد دخانیات که سازمان جهانی بهداشت، آن را قاتل شماره یک بشر اعلام کرده است پدید آمده است.
        
        
  • 1630:  


    یوهانس کِپلِر ریاضی دان و فضاشناس بنام قرن هفدهم در شهر ریجنسبورگ فوت شد. وی که 58 سال زندگی کرد از ایجادکنندگان انقلاب علمی اروپا است.
        
        
  • 1715:   سه پیمان باریر Barrier Treaty میان انگلیس، اتریش و هلند که در طول 4 سال بسته شده بود از این روز (15 نوامبر 1715) به اجرا در آمدند. طبق یکی از این سازش ها، یک منطقه حایل میان فرانسه و هلند باید به وجود می آمد تا فرانسه هنگام اجرای تصمیم هلند به تصرف دژهای نظامی اسپانیا در خاک خود مداخله نکند. طبق پیمان سوم، اتریش از دعاوی خود در هلند صرف نظر کرد. هدف، اخراج اسپانیا ـ یک قدرت بزرگ وقت ـ از اروپای غربی بود.
        
        
  • 1734:  


    «ویلیام هرشل Frederick William Herschel» فضاشناس معروف آلمانی ـ انگلیسی به دنیا آمد. وی که 83 سال عُمر کرد موفق به ساختن تلسکوپ بزرگ شد و با آن ستارگان شناخته شده را مطالعه و ستارگان ناشناحته را کشف می کرد. هرشل در عین حال یک آهنگساز بود.
        
        
  • 1887:  


    بانو «جورجیا اوکیف Georgia T. OKeeffe» صورتگر معروف آمریکایی در استیت ویسکانسین به دنیا آمد و 99 سال عُمر کرد. وی مبتکر سبک تازه ای در تصویرگری است. تابلو های باقیمانده از او به بهای گزاف در حرّاج های هنری بفروش می رسد. یکی از ابتکارهای هنری او، ترسیم گل های بسیار بزرگ است.
        
        
  • 1958:  


    تایرون پاور Tiron Powerبازیگر فیلم های سینمایی آمریکا در 44 سالگی بر اثر حمله قلبی فوت شد. فیلم های معروف او؛ ماری آنتوانت، خون و شن، گلِ سیاه و ... هستند. دو دختر و یک پسر او نیز بازیگر و تهیه کننده فیلم سینمایی هستند.
        
  • 1984:   در یک مرکز پزشکی کالیفرنیا یک نوزاد دختر به نام Stephanie Fae Beauclair و در گزارش های رسانه ای معروف به «بِی بی فائه Baby Fae » پس از یک ماه زنده بودن (از 14 اکتبر تا 15 نوامبر 1984) با قلب پیوندی، درگذشت. در بدن این نوزاد که با قلب معیوب به دنیا آمده بود قلب میمون (بابون) پیوند زده بودند تا زنده بماند. تا این زمان پیوند قلب در نوزاد سابقه نداشت. علت بکار بردن قلب میمون این بود که قلب نوزاد به آن اندازه یافت نمی شد.
    Baby Fae در بیمارستان


        
  • کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    وضعیت اطاقِ خبر روزنامه هنگامی که هواپیمای مسافربر با صدها مسافر مجبور به فرود اضطراری در مسیر خود می شود
    24 آبان 1348 (15 نوامبر 1969، شنبه)، سردبیر وقت روزنامه اطلاعات یک مترجم و یک خبرنگار را مأمور پاسخ دادن به تلفن های مردم دلواپس کرده بود که بستگان آنان در یک هواپیمای مسافربر انگلیسی، از لندن عازم بازگشت به وطن بودند و خبرگزاری ها خبر از فرود اضطراری هواپیما در فرودگاه نیکوزیا (قبرس) داده بودند و خبر، بامداد آن روز و بدون اشاره به جزئیات، از رادیو ایران پخش شده بود. هواپیما صدها مسافر حمل می کرد.
        مترجم روزنامه، در تماس با فرودگاه نیکوزیا و دفتر اسوشییتدپرس در این شهر بود و خبرنگار به مراجعین تلفنی خبر از بدون تلفات بودن حادثه می داد و آنان را مطمئن می ساخت که نگران نباشند. ظاهرا یک پرنده، در جریان پروازِ هواپیما به شیشه جلوی خلبان اصابت کرده بود و شیشه شکسته بود و ....
        مترجم در عین از شرکت هواپیمایی و فرودگاه قبرس سئوال می کرد که بگویند چگونه و چه وقت، مسافران ایرانی پرواز را به تهران می فرستند تا به بستگان آنان خبر دهند که به فرودگاه مهرآباد بروند. بنابراین، خبرنگار مورد بحث، از هرکس که تلفن می کرد شماره اش را می گرفت تا آخرین وضعیت مسافران را که به دست می آورد تلفنی به آنان اطلاع دهد.
        این عمل سردبیر وقت، ابتکار خود او بود و مقام دولتی مربوط از او سپاسگزاری کرد.
     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
    دفن نخستین رئیس جمهوری پاکستان در آبان 1348 در گورستان تهران، در اجرای وصیت نامه اش
    در همین روز (شنبه 24 آبان 1348) خبر دیگری، تعجب و تأمل اعضای اطاق خبر روزنامه اطلاعات را به خود معطوف کرده بود و آن، تشییع رسمی و دفن جنازه اسکندر میرزا (اسکندر علی) ژنرال پیشین هند و نخستین رئیس جمهوری اسلامی پاکستان بود. یک تعجب، از این بابت بود که وی 13 نوامبر 1899 در هند به دنیا آمده بود و 13 نوامبر 1969 (22 آبان 1348) در لندن فوت شده و روز تولد و وفات او «13 نوامبر» بود. او پس از برکنارشدن از ریاست جمهوری به دست نظامیان کودتاگر که خودش آنان را منصوب کرده بود، به لندن رفته و با بانوی ایرانی اش ـ ناهید امیرتیمور کلالی ـ در آنجا زندگی می کرد. اسکندرمیرزا مدتی هم دو زنه بود تا اینکه بانوی اول او درگذشت. تعجب دیگر این بود که اسکندرمیرزا زمانی از فرماندهان ارشد ارتش هند بود و در سال 1947 و در جریان نخستین جنگ هند و پاکستان بر سر کشمیر، با هندیان جنگید!. نیاکان اسکندر علی میرزا دو قرن و اندی پیش از فوت او در 70 سالگی، از ایران به هند مهاجرت کرده و مقیم بَنگال شده بودند و در این منطقه، پدر بزرگ او ـ میرجعفر به بالاترین مقام محلی دست یافته بود. با وجود گذشت زمان، اسکندرمیرزا عاشق ایران و ایرانی بود و به فارسی سخن می گفت و در هر فرصتی از ایران دیدن می کرد. در مراسم تشییع جنازه اسکندر میرزا، تقریبا تمامی مقامات ارشد ایران شرکت داشتند و جنازه از مسجد سپهسالار تشییع و در امامزاده عبدالله مدفون شد. او دو روز پیش از دفن، در لندن براثر حمله قلبی فوت شده بود. علت بیماری قلبی، افراط در خوردن گوشت و چربی حیوانی ـ به رغم توصیه پزشک اعلام شده بود.
     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.



     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com