Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
10 نوامبر
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 10 نوامبر
ایران
سالروز گشایش آبراه دریای سرخ به رود نیل كه به تصمیم داریوش بزرگ ساخته شد
دهم نوامبر سال 518 پیش از میلاد كار ساختن آبراه میان دریای سرخ و رودنیل به منظور عبور كشتی های ایران از خلیج فارس به مدیترانه تكمیل شد. این روز پس از محاسبات تقویمی به دست آمده است
     سنگنبشته های به دست آمده در طول این آبراه نشان می دهد كه پس از اتمام كار هر قسمت از این آبراه، جزئیات كار بر سنگ حك و در محل نصب می شد كه مشروح آن دركتاب «تاریك و روشن های مصر باستان» تالیف مصرشناس آلمانی «كارول میسلیویك» آمده است که این کتاب توسط دیوید لورتن به انگلیسی ترجمه شده و دانشكاه «كرنل» آمریكا آن رامنتشر ساخته است.
     به نوشته «دیودوروس سیكولوس»، این آبراه به تصمیم داریوش بزرگ و عمدتا با هدف نظامی ساخته شده بود، که باستانشناسان و مورخان متفق القول؛ آن را از كارهای بزرگ بشر در قرون قدیم اعلام داشته اند. داریوش بزرگ پس از تکمیل آبراه شخصا از آن بازدید کرد و ضمن دیدار از گور پادشاهان مصر و نوشته ها و بناهای آنان دستور جمع آوری تاریخ مصر را در یک مجموعه داد که باقی مانده است. خشایارشا نیز چنین آبراهی را در یونان ساخت كه با حفاری های دهه گذشته به دست آمده است.
     مصر بسال 525 پیش از میلاد توسط كامبوزیا (كمبوجیا، کمبوجیه، كامبیز) پسر و جانشین كوروش بزرگ تصرف شد و تا سال 404 پیش ازمیلاد (به مدت 121 سال) یك ساتراپی (ایالت) ایران بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
کشتار اردبیلی ها به دست خزرهای مهاجم در دوران سکوت (دوران حکومت عرب بر ایران)
نوامبر 729 قوم خزر که در جریان مهاجرت خود بخشی از قفقاز را تصرف کرده بود به اردبیل تعرض و کشتار به راه انداخت. در آن زمان، ایران در تصرف عرب بود و نیروهای حکمران عرب موفق به شکست دادن خزرها نشدند.
     این قسمت از تاریخ ایران (از شکست ساسانیان از عرب تا ظهور قهرمانان استقلال طلب) که حدود دو قرن طول کشید به دوران سکوت معروف شده است. هدف از بکار بردن واژه سکوت این بوده است که چگونگی وضعیت آن دوره به علت نبود رویداد نگار و مورخ، بدون شرح و نوشته است.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ورود جیره بندی و دادن کوپن به اقتصاد ایران از آبان 1320 و بکاربردن شناسنامه مردگان و نوزدانی که وجود نداشتند!
از این روز در سال 1320 (نومبر 1941) و دو ماه و نیم پس از اشغال نظامی، برای نخستین بار سیستم جیره بندی و دادن کوپن به خانواده ها برحسب شمار اعضای خانوار که ارائه شناسنامه مأخذ کار بود به اجرا درآمد. این جیره بندی تنها مواد عذایی را شامل می شد. ایران قبلا از این لحاظ خودکفا بود ولی پس از اشغال نظامی که از سوی دولت های مسکو و لندن صورت گرفته بود، مواد غذایی؛ از غلات تا ... محصول ایران به روسیه انتقال می یافت زیراکه این جماهیریه وقت که زیر حملات ارتش هیتلر قرارگرفته بود دچار کمبور خواربار شده بود.
    اشغال نظامی ایران که ارتشی نیرومند و 450 هزار نفری (با احضار چند دوره سربازان خاتمه خدمت یافته) داشت با یک نیروی هوایی و یک نیروی دریایی مؤثر، تنها به علت خیانت دو افسر ارشد که دولت لندن با آنان تماس گرفته و وعده داده ها داده بود صورت گرفت. این دو افسر بدون اطلاع فرمانده کل قوا (رضاشاه پهلوی) سربازان وظیفه را مرخص کردند و در پادگانها جز درجه دار و افسر کسی باقی نمانده بود. تنها دو لشکر کرمان و کرمانشاه سربازان را مرخص نکرده و در برابر نیروهای متجاوز دست به مقاومت زده بودند. آمریکا هنوز وارد جنگ جهانی دوم نشده بود.
    اشغال گران در سه ـ چهار سال بعد با چاپ اسکناسِ بدون پشتوانه به جمع آوری غلات و مواد خوراکی ایران ادامه دادند و کشور را با تورّم و گرانی رو به رو ساختند و بحران ایجاد کردند که تا دوران حکومت مصدق ادامه داشت. برقراری نظام جیره بندی (دادن کوپن) در ایران وقت، یک مسئله اخلاقی هم به وجود آورد و آن ارائه شناسنامه های مردگان برای دریافت کوپن و درروستاها، دریافت شناسنامه برای نوزادانی که وجود خارجی نداشتند!.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اعلام تظاهرات و اعتصاب در اعتراض به محاکمه دکتر مصدق در آبان 1333
19 آبان 1333 و یک روز پس از آغاز محاکمه دکتر محمد مصدق در دادگاه نظامی تهران که جریان آن وسیعا انعکاس یافته بود و وی در آنجا خودرا نخست وزیر قانونی ایران خوانده و به صلاحیت محکمه نظامی اعتراض کرده و دولت زاهدی را دولت کودتا اعلام کرده بود گروههای هوادار او و نیز بازار تهران و چند انجمن در تبریز و اصفهان اعلام اعتصاب و تجمّع از 21 آبان کردند تا از اعتراض رهبر خود دکتر مصدق و اظهارات او در محکمه نظامی پشتیبانی کرده باشند. جمعیت مقاومت ملی در برابر حکومت کودتا نیز خواستار اعتصاب عمومی قشرهای مختلف شده بود.
    این تظاهرات و اعتصاب از 21 آبان و طبق برنامه آغاز شد و به درگیری ماموران فرمانداری نظامی و تظاهر کنندگان انجامید و در منطقه بازار تهران دو نفر کشته شدند. فرمانداری نظامی تهران که از بازگشایی بازار مأیوس شده بود دستور داد که قسمتی از سقف بازار تهران را خراب کنند.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تعیین شهر محل تبعید آیت الله خمینی در ترکیه
دولت ترکیه که آیت الله عظمی خمینی به آن کشور تبعید شده بود دهم نوامبر 1964 تصمیم گرفت که او را برای اقامت به شهر پورسا بفرستد. پورسا در نزدیکی دریای مرمره واقع شده است. این شهر 460 کیلومتر تا انکارا فاصله دارد. این تصمیم به رغم اعتراض های متعدد، دو روز بعد (21 آبان 1343) به اجرا درآمد.
    جمعیت های جهانی متعدد به تبعید آیت الله از ایران اعتراض کرده و اعلام داشتند که طبق یک اصل اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوّب مجمع عمومی سازمان ملل و پارلمان های کشورهای عضو این سازمان، هیچ دولتی نباید شهروند خودرا به خارج از وطن تبعید و یا از بازگشت او از خارج به وطن (کشور زادگاه) حتی اگر گذرنامه نداشته باشد جلوگیری کند.
    آیت الله خمینی بعدا از ترکیه به عراق رفت.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
بهای هر گرم طلا در ایرانِ سال 1396 و ایران سال 1348، افزایش هزاران برابری
سه شنبه 19 آبان 1394 (دهم نوامبر 2015) در میان اخبار خبرگزاری فارس، خبر بهای ارز و طلا به چشم خورد، که نشان داد در آن روز، ارزش برابری دلار در بازار ایران از مرز 3500 تومان بالاتر رفته بود و طلا (طلای 18 عیار که از قدیم الایام در ایران معامله می شود) به هر گرم 93 هزار و 45 تومان رسیده بود. طبق گزارش چهارشنبه 17 آبان 1396 این خبرگزاری (دو سال بعد) ارزش برابری دلار آمریکا نسبت به ریال ایران با یک افزایش 573 تومانی، چهارهزار و 73 تومان بود و ارزش یک گرم طلای 18 عیار تا 124 هزار و 806 تومان بالارفته بود و این ارقام نشانه کاهش ارزش پول ملّی ایران و قدرت خرید آن است!. به گزارش 19 آبان 1397 ایلنا، به اظهار منابع مربوط، سکه طلا ـ طرح جدید در این روز 4 میلیون و 835 هزار تومان بود. ارزش برابری دلار آمریکا نیز در 19 آبان 1397 در بازار آزاد تهران در کانال 14 هزار تومان بود.
     مقایسه رقم 19 آبان 1394 با بهای طلا در همین روز در 19 آبان 1348 (46 سال پیش از آن) که در روزنامه های وقت درج شده بود، نشان می دهد که بهای طلا در بازار تهران تقریبا 9000 برابر شده بود. در آن روز (19 آبان 1346) هر کیلو گرم طلا (هزار گرم) ده هزار و 370 تومان بود یعنی هر گرم ده تومان و تقریبا 4 ریال. دلار آمریکا به مدت سه ـ چهار دهه و تا دو ـ سه سال پس از پیروزی انقلاب ثابت و حدود 7 تومان بود. کُپی خبر روزنامه اطلاعات درباره بهای طلا در 19 آبان 1348 در زیر آمده است تا سند تاریخ باشد:
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
قاچاق سلفون (موبایل)؟!



    
به روایت روزنامه قدس؛ 91 درصد سِلفون ها، قاچاقی وارد ایران می شوند! و درآمد گمرکی دولت از آنها: کلاغ پَر

    -------
    
    این کُپی (کُپی تیتر صفحه اول روزنامه قدس که در وبسایت خبرگزاری فارس قرارداشت) در مجله روزنامک ـ شماره 18 (مِهرماه 1394) نیز به همین صورت درج شده بود.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
حذف کراوات از مجسمه دکتر شریعتی در دانشگاه فرهنگیان ساری
به گزارش وبسایت «عصر ایران» در آبان 1397 مسئولان مربوط در دانشگاه فرهنگیان ساری (مازندران) تصمیم به حذف کراوات از مجسمه دکتر شریعتی گرفتند.
    یک هفته پس از نصب و رونمایی این مجسمه، مسئولان مربوط متوجه کراوات این مجسمه شده و دستور حذف آن را صادر کردند تا بدون کراوات در معرض دید قرار گیرد.
    دکتر علی شریعتی ـ جامعه‌شناس و پژوهشگر علوم دینی در 44 سالگی بسال 1356 در انگلیس درگذشت.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
پاسخ رهبری به سؤال درباره کراوات، به گزارش ایلنا
به گزارش 19 آبان 1397 ایلنا (کُدِ خبر: 689824)، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام رهبری با اشاره به سؤالی درباره «بکاربردن کراوات» پاسخ رهبر انقلاب به این سؤال را که پوشیدن کراوات چه حکمی دارد؟ منتشر کرد:
    "به‌طور کلی پوشیدن کراوات و دیگر لباس‌هایی که پوشش و لباس غیر مسلمانان محسوب می شوند به‌طوری که پوشیدن آن‌ها منجر به ترویج فرهنگ منحطّ غربی شود جایز نیست.".
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
هجوم به زندگی در مناطق ساحلی دریای مازندران ـ رشد 20 درصدی جمعیت استان مازندران در یک سالِ منتهی به آبان 1397
در آبان 1397عبدالله رضیان (یکی از نمایندگان مازندان در دوره دهم مجلس شورای اسلامی) به خبرنگار ایلنا درباره افزایش مهاجرت‌ها به مناطق شمالی کشور گفت: اینک این نگرانی به وجود آمده که افراد کشور تصمیم به مهاجرت به مناطق شمال ایران گرفته اند.
    وی افزود: "سکونت در مناطق شمالی کشور به ویژه استان مازندران و حاشیه دریا افزایش پیدا کرده و پیش بینی می‌شود با توجه به این مهاجرت ها، جمعیت مازندران تا ده سال آینده دو برابر شود و کمبود به وجود آید. قبلا افراد کشور به تهران، اصفهان و مشهد مهاجرت می کردند و اینک مناطق شمالی کشور و سواحل دریای مازندران، که در آینده مسئله ساز خواهد بود. رشد جمعیت مناطق ساحلی دریای مازندران و استان مازندران در یک سال اخیر [منتهی به آبان 1397] بیش از 20 درصد بوده است.".
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
پزشکیان: وضعیت جنگی است، اما به مردم نمی‌گویند
در آبان 1397 مسعود پزشکیان، نایب رییس وقت مجلس شورای اسلامی در مصاحبه با «انصاف نیوز» گفت: "ما [جمهوری اسلامی ایران] اینک [به علت از سر گرفته شدن تحریم های آمریکا] در یک جنگ اقتصادی شدیدتر از جنگ با عراق هستیم، اما مسوولان و سیاست‌مداران ما نمی‌خواهند این واقعیت را با مردم در میان بگذارند.".
    او در این مصاحبه بر لزوم تشکیل «ستاد اقتصاد جنگی» تأکید و اضافه کرد: گستاد اقتصاد جنگی یعنی اینکه این ستاد هر تصمیمی زا که بگیرد مجلس، دولت، قوه قضاییه، رسانه‌ها، امامان جمعه و جماعت باید آن را پذیرا باشند.".
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نگرانی ایرانیان و ایرانی تبارها از تداوم فروریختگی تاق کسری (بارگه عَدل)



    بی توجهی به فروریختن گوشه دیگری از تاق کسری (باقی مانده تالار ملاقات خسرو انوشیروان با مردم ـ توده ها، اصطلاحا؛ بار عام)، بار دیگر و در آبان ماه 1400 نگرانی و اندوه ایرانیان و ایرانی تبارها و همچنین تاریخ نگاران و باستانشناسان را برانگیخته بود.
    در گزارش های رسانه ای وقت چنین آمده بود: "ریزش گوشه هایی از باقیمانده این تالارِ 1500 ساله، تقریبا از دو سال پیش از این آغاز شده است. دولت عراق دولت ایران را وظیفه دار تعمیر آن می داند و دولت جمهوری اسلامی ایران هم تا کنون اقدامی مؤثر نکرده است. ایرانیان بویژه برون مرزی ها باید برای تعمیر این بنای تاریخی و مردمی گام پیش نهند.".
     اصحاب نظر نیز گفته اند که ایرانیان خودشان باید اقدام به تعمیر این مظهر فرهنگ و تمدن ایرانی کنند زیراکه دولت عراق علاقه مندی چندان نمی تواند داشته باشد برای اینکه این بناء، سندِ تعلّق عراق قدیم به ایران است که تیسفون (36 کیلومتری بغداد) نزدیک به هشت قرن پایتخت آن امپراتوریِ اَبَرقدرت بود و بین النهرین یک ساتراپی (ایالت) ایران.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سینما
«والت دیسنی» خبرچین «اف بی آی» بود!
والتر ديسني

طبق اسنادی كه به تازگی به دست آمده است، والتر دیسنی (والت دیسنی) فیلمساز معروف، مبتكرِ «میكی ماوس» و پیناچیو، ایجاد كننده پارك های تفریحی موسوم به دیسنی لند كه كمپانی او «ا.بی.سی» شبكه بزرگ تلویزیونی آمریكا را خریداری كرده است از دهم نوامبر سال 1940 خبرچین اف.بی.آی (پلیس امنیت داخلی آمریكا) شده بود و درباره فعالیت های سیاسی و طرز فكر دست اندركاران هالیوود و به ویژه فیلمنامه نگاران و بازیگران گزارش تهیه می كرد و به اف.بی. آی. می داد. این سازمان پلیسی فدرال عمدتا علاقه مند به شناختن كمونیستهای هالیوود بود و می خواست بداند كه آیا با خارج هم تماس دارند یا نه؟. والت دیسنی كه در كار سینما و به ویژه فیلمهای كارتونی، مردی هنرمند بود یك بار هم در كنگره آمریكا بر ضد یك همكار كمونیست كه قبلا خود او وی را لو داده بود شهادت داد. هنوز به درستی انگیزه همكاری والت دیسنی با پلیس سیاسی آمریكا روشن نشده است زیرا كه او نه نیاز به پول داشت و نه كمكهای دیگر دولت. گفته شده است كه چون طمع او به پول زیاد بود از اتحادیه كاركنان هالیوود كه چپ ها آن را ساخته بودند و پی در پی درخواست افزایش دستمزد و تسهیلات رفاهی دیگر برای اعضای اتحادیه داشتند دلخور بود!. والت دیسنی كه در سال 1901 به دنیا آمده بود در سالهای جنگ جهانی دوم و پس از آن فیلمهای تبلیغاتی متعدد نظامی ساخته بود. والت در سال 1964 از سرطان ریه ناشی از دود سیگار درگذشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو اندیشه
زادروز شیلر اندیشمندی که از حق، تکلیف، عدالت، نکویی ها و زیبایی ها سخن گفت
Friedrich Schiller: سه تصوير از سه صورتگر

«فردریك شیلر Johann Christoph Friedrich von Schiller » مورخ، فیلسوف، نویسنده، نمایشنامه نگار و شاعر شهیر آلمان و مردی كه از زیبایی ها و نكویی ها سخن گفته است دهم نوامبر 1759 (19 آبان) به دنیا آمد و امروز زادروز اوست.
    Friedrich Schiller تاریخ جنگهای سی ساله [اروپا] را كه پر از پند و اندرز است در نوامبر 1793 منتشر كرد ـ كتابی كه گفته شده است كمك بسیار به اتحاد کنونی اروپاییان كرده است. كتاب «ماری استوارت» و داستان «انسان» از دیگر نوشته های اوست. کتاب «داستان انسان» هنوز پایان نیافته بود که شیلر در نهم ماه می 1805 و در 49 سالگی درگذشت. نوشته های شیلر حتی برای بشر امروز، از«بی مقام» و «صاحب قدرت» و از فقیر تا دارا پند آموزند.
    Friedrich Schiller بدون اشاره مستقیم به كارهایی كه به نام انقلاب فرانسه صورت گرفته بود؛ در یك رساله، عدالت را از اراده اكثریت جدا كرد و تاكید كرد كه صدای اكثریت دلیل اثبات عدالت نیست، خواست اكثریت نمی تواند حقی را پایمال كند. هر قانون موضوعه قبلی باید توسط یك هیات بی طرف (بدون داشتن حُب و بُغض) بررسی همه جانبه و مجدد شود تا حق اقلیت ـ حتی اگر اقلیت ـ یك فرد باشد از دست نرود، عدالت یعنی تضمین و رعایت حقوق فرد و جامعه (افراد). قانون نباید از اصول و حقوق و تکالیف جدا باشد. طرح و لایحه پیش از به صورت قانون درآمدن توسط کارشناسان مربوط و حقوقدانان بررسی و به اطلاع عامه برسد تا اظهار نظر کنند و این اظهار نظرها مورد توجه هیات مقنّن [مجلس، شورا و ...] قرارگیرد و مراحل رسیدگی طرح منظما به اطلاع عامه برسد تا درجریان قرار داشته باشند و نظر بدهند. قانون و ضابطه خلاف منطق و اصول است که به نارضایی های عمومی و بعضا عصیان می انجامد و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
«ویل دورانت» كه ایرانیان را مردمانی میهندوست و باهوش معرفی كرده ـ یک نمونه از عشق زن و شوهر ـ برخی از نظرات دورانت درباره تمدّن و متمدّن
پشت جلد راهنمای كتاب 11 جلدی « تاریخ تمدن » با عكس پروفسور ویل دورانت و « آریل »
«ویل دورانت» مورّخ آمریکایی، فیلسوف، نویسنده و مؤلف «تاریخ تمدن The Story of Civilization» كه ایرانیان را مردمانی میهندوست، فامیل دوست و باهوش خوانده است هفتم نوامبر سال 1981 (16 آبان 1360) در لُس آنجلِس درگذشت. وی که پنجم نوامبر 1885 در ماساچوست به دنیا آمده بود 96 سال عُمر كرده بود. او اعتراف كرده است كه بدون زن دلبندش ـ آریل Ariel، موفق به نوشتن تاریخ تمدن در 11 جلد نمی شد كه كار تحریر آن نیم قرن طول كشید. اثر او كه جِلد به جِلد پس از آماده شدن انتشار می یافت تا سال 2010 جمعا در 17 میلیون نسخه چاپ شده بود و کار تجدید چاپ آن ادامه دارد.
     دورانت (ویلیام جیمز دورانتWilliam James Durant) مطالب كتاب را به «آریل» دیكته می كرد. علاقه این زن و شوهر به یکدیگر به قدری بود كه در سال 1981 پس از انتقال «ویل» به بیمارستان، آریل از لحظه ای در نیمه اکتبر كه از دكتر معالج شنید كه شانس زنده ماندن شوهرش اندك است دیگر لب به غذا نزد تا اینکه در 25 اکتبر و 12 روز پیش از «ویل» درگذشت. به ملاحظات پزشگی، درگذشت «اریل» را تا 12 روز به «ویل» نگفته بودند. قلب «ویل» نیز پس از این كه شنید آریل فوت شده از حركت بازماند و به او پیوست و زن و شوهر در كنار هم دفن شدند. آریل 13 سال جوانتر از «ویل» و قبلا شاگرد او بود. خانواده آریل از روسیه به آمریكا مهاجرت كرده بودند و هنگام ورود به آمریكا، آریل یك ساله بود.
« آريل» همسر دورانت در جواني


     «ویل دورانت» پیش از نوشتن كتاب تاریح تمدن، كتب تاریخ فلسفه، اصول حكمت و مسائل اجتماعی دوران معاصر را تألیف كرده بود.
     دورانت در جوانی به اصول «سوسیالیسم» به عنوان روشی كه خواهد توانست به حذف طبقه و تأمین برابری انسان ها در طول زندگانی و رفاه و سعادت آنان بیانجامد و به دشمنی ها، حسادت و بُخل، نارضایی ها و خشم و اعتراض پایان دهد دل بست و بر خلاف نظر مادرش كه مایل بود پسرش كشیش شود به تحصیل تاریخ، فلسفه و ادبیات پرداخت و مدرّس شد و سپس به پژوهش و كار تألیف پرداخت تا دانش و نظرات خودرا به گور نَبرَد. به نظر دورانت، دانش و معلومات باید همانند خورشید باشد تا به رایگان و یکنواخت (بدون تبعیض) بر همگان بتابد، تلاش و پیشرفت ایجاد کند، مدنیّت را ارتقاء دهد و تکامل تمدّن است که جامعه را (از کوچک آن؛ خانواده تا بزرگ آن؛ جامعه جهانی) بی مسئله می کند و انسان را وارد عصر برادری، شادی ها و شادمانی می سازد.
     مردم قدرشناس نام «دورانت» را كه به دریافت عالی ترین نشان آزادی نائل شده و «بنیاد دورانت» به ارتقاء فرهنگ و ادبیات سرگرم است نه تنها برخیابانهای شهرها، مدارس و دانشكده ها گذارده اند بلكه شهرك های متعدد، روزنامه و حتی هتل به اسم او نامگذاری كرده اند.
     رشته سخنرانی های دورانت درباره ادبیات ایران در دهه 1950 در دانشگاه كلمبیا، بیش از پیش مردان فكر میهن ما در قرون وسطا را به جهانیان شناسانید. وی یك جلسه تمام، تنها به تفسیر این بیت حافظ پرداخته بود كه گفته است: "غلام و بنده آنم كه زیر چرخ كبود ـ ز هر چه قید تعلق پذیرد آزاد است.".
     «ویل دورانت» درباره فردوسی گفته است كه در میهندوستی، همتای فردوسی به دنیا نیامده است و از این بابت، ایران درجهان سرزمینی منحصر به فرد باید بشمار آورده شود.
     مروری برتحریرات او این نكات مهم را به دست می دهد:
     تمدّن بخشی از فرهنگ یک ملت است. تمدّن با نظم عمومی آغاز می شود، با آزادی رشد می كند و در هرج و مرج و بی قانونی از میان می رود و من كشف كرده ام كه «آزادی» محصول «نظم» است. ملّتی كه از یك آموزش و پرورش خوب و پیشرفته بهره بگیرد به همه چیز خواهد رسید. قدرشناسی از خادمان ـ خادمانی که چشمداشت نداشته باشند ـ باعث تشویق همگان به خدمت می شود. اگر دولتمردان روزهای پیری و ناتوانی خود را بتوانند در نظر بیاورند دست بکارهایی نخواهند زد که بعدا مورد انتقاد باشد، به جامعه آسیب بزند و برایشان پشیمانی ببار آورد. مروّت یعنی ستم روانداشتن به مغلوب و ضعیف، بركنار شده، شكست خورده و ناتوان. تمدّن، روش ها و رسوم یک ملّت را نمی شود با فتح و غلبه و اشغال نظامی از میان بُرد. تمدّن تنها از درون یک جامعه تخریب می شود. مدنیّت در جامعه با رعایت تساوی حقوق انسانها شكوفا و بارور می شود و تبعیض ریشه آن را می خشكاند. فساد در هر شکل آن نشانه ضعف تمدّن و پَسرفت انسان است. احترام گذاشتن و رعایت شئون و برخورد خوب نشانه تمدّن است که یک گردشگر در نخستین روز ورود به سرزمینی دیگر متوجه آن و سطح تمدن جامعه مورد بازدید خود می شود. مردم برای فرزندانشان به جای مال باید مدنیّت به ارث بگذارند. برخلاف تصوّر، با داشتن دمكراسی (انتخابات آزاد، آزادی تاسیس حزب و انجمن، انتشار نشریه و تشکیل اجتماعات) نمی توان به پدیده جنگ و نزاع و برخوردهای طبقاتی پایان داد، ولی این کار با ارتقاء مدنیّت امکان پذیر است. سلامت ملل مهمتر از ثروت ملل است. كمتر سیاستمدار و دولتمردی یافت می شود كه استطاعت «مورالیست» بودن داشته باشد. كتاب نویسی و کار قلم لذّت بخشترین حرفه ها، موثر ترین كارها و بهترین خدمات به بشر است. دانش آموخته كسی است كه بداند كه هنوز چیزی نمی داند ....
ویل دورانت و زنش آریل و نگاه آکنده از دوستی و محبت

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسی
نقش مهارت ها و ابزارهای روابط عمومی در انتخابات، آن نیست كه پدران دمكراسی در جستجویش بودند


یكشنبه شب (نهم نوامبر 2008) استیو كرافت گزارشگر اینوستیگیتیو شبكه تلویزیونی «سی بی اس» آمریكا، در برنامه مصوّر خود گوشه ای از راز انتخاب شگفت انگیز «باراك حسین اوباما» را ضمن مصاحبه با چهار تن از اعضای تیم روابط عمومی و مشاوره او عیان ساخت. كرافت از این چهار تن (دیوید آكسلرود، دیوید پلوفه، رابرت گیبز و بانو آنیتا دان) پرسیده بود كه این تیم چگونه موفق شد كه یك فرد تا حدی غیر معروف، شخصا کم پول، با نامی نامانوس برای آمریكائیان و پوستی تیره و بدون داشتن تجربه سیاسی و اداری قابل ملاحظه كه تنها دو سال از سناتور شدنش گذشته بود به جایی برساند كه 65 میلیون و 432 هزار رای به دست آورد. مهارت و هنر این تیم بود كه موفقیت حاصل كرد، چگونه؟.
     از پاسخهای این چهار تَن كه یكی از آنان (گیبز) سخنگوی كاخ سفید شده بود چنین استنباط می شود كه:
    این تیم زودتر از تیم های روابط عمومیِ دیگرِ داوطلبان نامزدی یعنی از 22 ماه پیش از انتخابات كار را شروع كرده بود. آخرین روش های حرفهِ روابط عمومی و تبلیغ را بكار برده بود. نزدیك به یك میلیون نفر را بكار گرفته بود (از جمع شدن در جلسات سخنرانی ها و شعار دادن و كف زدن و ابراز علاقه به اوباما، تا تلفن به رای دهندگان بویژه زنان و جوانان كه تعصب نژادی ندارند و مراجعه حضوری به آنان و جلب كمك)، با كسانی كه سابقه در دادن كمك مالی داشته اند ملاقات و صدها میلیون دلار جمع آوری كرده بود. همچنین توجه خودرا روی اعلان اینترنتی متمركز كردن و به همه سایت های پربیننده اعلان دادن و جای اعلان هایِ شان را برای مدتی طولانی خریداری كردن (كه قبلا سابقه نداشت). از همه رویدادهای روز برای نوشتن نطق و قراردادن مطالبی كه مردم انتظار شنیدنشان را داشتند استفاده كردن. مطالبات طولانی مردم از قبیل بیمه درمانی برای عموم مردم، افزایش مالیات ثروتمندان، كاهش بهای دارو، كاهش شهریه مدارس تعلیمات عالیه و افزایش وام های دانشجویی، دادن مهلت به بدهكاران رهنی و ... را به صورت وعده و شعار درآوردن. ضعف های نامزدهای دیگر و رقیب اصلی (سناتور مک کین) را با مراجعه به آرشیوها به دست آوردن و تبلیغ منفی كردن. حتی گوش به پیش بینی هواشناسی داشتن و اطلاع از توفان احتمالی و بزرگ كردن كوتاهی دولت در توفانهای قبلی و ....
    آنان همچنین گفتند که بحران مالی [بحران مالی وقت] و درگیری های آمریکا در دو جنگ (در عراق و افغانستان) به تیم تبلیغات «اوباما» كمك بسیار كرد. كمك شبكه های تلویزیونی [كه هنوز دلیل آن از صورت معمّا خارج نشده است] به تیم تبلیغ «اوباما» سخت موثر بود. اشتباهِ رقیب اصلی كه «اوباما» را سوسیالیست خوانده بود، غافل از اینكه نسل جوان تمالات «چپگرایانه» دارد.
     این تیم در طول 22 ماه مبارزه، چند بار دچار مشكل شده بود. یك بار اظهارات ضد آمریكایی واعظ كلیسایی بود كه باراك حسین اوباما برای عبادت به آنجا می رفت، باردیگر چاپ كاریكاتور او و زنش با لباس چریك و تفنگ در صفحه اول یك نشریه چاپ نیویورك بود. در آخرین روزهای پیش از رای گیری عمومی هم ماجرای عَمّه «باراك حسین» بود كه دادگاه اداره مهاجرت وابسته به وزارت امنیت ملّی قبلا درخواست پناهندگی او را رد كرده بود و به او اخطار شده كه از امریكا خارج شود كه نشده بود [ازحکم دادگاه سرپیچی کرده بود]. در عوض، درگذشت مادر بزرگ آمریکایی «باراك ـ بارَک حسین» در روز رای گیری باعث جلب احساسات عاطفی برخی از رای دهندگان شده بود. او زنی سفیدپوست بود و ....
    ـ به اظهار اصحاب نظر، نقش روابط عمومی در جلب رای برای انتخاب یك فرد، آن چیزی نیست كه پدران دمكراسی در جستجویش بودند. كار اصلی روابط عمومی هموار ساختن زمینه برای اجرای سیاست ها و برنامه هاست. شناسانیدن یك فرد به جامعه با کثرت تبلیغ و مهارت های اصحاب روابط عمومی، انتخاب «بهترین» نیست كه مطمح نظر اندیشمندان بوده است. طبق نظر فلاسفه و استادان عِلم حكومت، این مردم هستند كه باید بروند و بهترین فرد جامعه را بیابند، نه اینكه یك فرد با دریافت کمک مالی و یا پول شخصی و تبلیغ و تشكیل اجتماع از افرادی كه برای صرف وقت خود پول و ... دریافت كرده اند خودرا به جامعه بقبولاند. این انحطاط و زوال دمكراسی است و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
2 زن مسلمان سومالیایی و فلسطینی تبار در انتخابات نوامبر 2018 و 3 دوره بعدی به نمایندگی در مجلس آمریکا (کنگره) انتخاب شدند
الهان عُمرIlhan Omar متولد شهر مغدیشیو (مُگادیشو) سومالی در اکتبر 1982، مسلمان و ساکن مینه‌سوتا و رشیده طلیب Rashida Tlaib فلسطینی‌تبار، مسلمان، متولد جولای 1976 و ساکن میشیگان موفق شدند در انتخابات پارلمانی ششم نوامبر 2018 به عنوان نمایندگان دو حوزه انتخاباتی در این دو استیت وارد مجلس نمایندگان آمریکا شوند. این دو در انتخابات نوامبر 2020 دوباره انتخاب شدند و کرسی های خود را در مجلس نمایندگان آمریکا حفظ کردند و همچنین در انتخابات هشتم نوامبر 2022 و پنجم نوامبر 2024 و در این دو بار با آراء بیشتر.
     الهان با خانواده اش پس از آغازی ناآرامی های سومالی به کشور کِنیا رفتند و چند سال بعد به آمریکا پناهنده شدند. مهاجران سومالی تبار، جمعیت بزرگی را در استیت مینه‌سوتا و بویژه شهر مینیاپولیس تشکیل داده اند بگونه ای که توانستند کمک کنند که یک نفرشان در مجلس آمریکا نماینده شود.
    رشیده طلیب که خانواده اش از منطقه فلسطینی نشین غرب رود اردن به آمریکا مهاجرت کرده اند قبلا نماینده مجلس محلی میشیگان بود. وی برای حوزه انتخاباتی سیزدهم این استیت نامزد شده بود. ساکنان شهر «دیِربورن» در استیت میشیگان که نیم میلیون مسلمان و عمدتا عرب تبار در آن زندگی می کنند و به پایتخت مسلمانان عرب تبار در آمریکای شمالی معروف شده است باردیگر آراء خود را به بانو رشیده طلیب دادند تا کرسی اش را در مجلس نمایندگان آمریکا حفظ کند.
    
Rashida Tlaib


    
Ilhan Omar

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
بانوی ایرانی آمریکایی که در انتخابات نوامبر 2020 عضو مجلس نمایندگان آمریکا شده بود در انتخابات 2022 و 2024 کرسی خودرا حفظ کرد
Stephanie Bice

در انتخابات سوم نوامبر 2020 آمریکا، یک بانوی ایرانی آمریکایی به نام استفنی (استیفانی) بایس از حوزه پنجمِ استیت اُکلاهما به نمایندگی مجلس نمایندگان آمریکا انتخاب شد. وی در همان ماه که در سال 1973 به دنیا آمده بود (نوامبر) برنده انتخابات این حوزه شد. حسین اسدی پدر او برای تحصیل از ایران به آمریکا آمده بود که استفنی در اُکلاهماسیتی به دنیا آمد. حسین از دانشگاه دولتی اُکلاهما مدرک تحصیلی در رشته بازاریابی گرفته و در این رشته و کسب و کار مشغول است. استفنی پس از ازدواج، نام خانوادگی شوهرش ـ «بایس» را انتخاب کرد. وی دارای دو فرزند است. استفنی نخستین ایرانی تباری است که به عضویت مجلس نمایندگان آمریکا انتخاب شده است. در انتخابات قبلی در چند استیت، ایرانی ـ آمرکاییان درانتخابات شرکت کردند و در دو استیت وارد مجالس محلی شدند که نخستین پله پیشرفت سیاسی آنان بشمار آمده است.
    بانو بایس در انتخابات هشتم نوامبر 2022 باردیگر به عضویت مجلس نمایندگان آمریکا انتخاب شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
عکس دیگری از استفنی بایس نماینده ایرانی آمریکایی مجلس نمایندگان آمریکا


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
13 ایرانی در انتخابات عمومی نوامبر 2024 آمریکا نامزد شده بودند ـ جزئیات، با تصاویر این نامزدها در سایت فردا
در انتخابات عمومی نوامبر 2024 آمریکا 13 ایرانی نامزد شده بودند؛ 8 زن و 5 مرد و همگی از نسل دوم مهاجرانِ از ایران. با اینکه هنوز نتیجه قطعی تمامی حوزه ها اعلام نشده است، طبق گزارش ها شماری از آنان انتخاب شده اند. در سایت یازدهم نوامبر این تاریخ آنلاین (فردا) جزئیات، با تصویر این نامزدهای ایرانی ـ آمریکایی درج خواهد شد، و با جزئیات بیشتر در شماره 108 مجله روزنامک.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
صنایع و فنون
زادروز دو مخترع معروف روس: توپولف و كالاشنیكوف
Andrei Tupolev

«اندری توپولفAndrei Tupolev» طراح و مخترع بیش از یكصد نوع هواپیما دهم نوامبر سال 1888 در روسیه به دنیا آمد، در مهندسی مكانیك و تكنولوژی دكترا گرفت و دست به كار ساخت هواپیما زد و یكی از موسسان انستیتوی علوم هوایی ـ فضایی وطنش بود. معروفترین هواپیماهایی كه توپولف طراحی كرد توپولف های 134 و 154 (TU) هستند. وی با ساختن بمب افكن دور پرواز توپولف ـ 95 كه قادر بود كره زمین را دور بزند شهرت جهانی یافت. بسیاری از كشورها ازجمله انگلستان و آمریكا، صرف نظر از كمونیست بودن توپولف، اورا عنوان عضویت افتخاری آكادمی های علوم خود دادند. توپولف كه خدمت شایان به وطن خود كرده بود در سال 1972 درگذشت. پسر او كه در علوم تكنولوژی دكترا دارد کار پدر را دنبال کرده و از طراحان معروف هواپیما در جهان بشمار می رود. وی كه جای پدررا در صنایع هواپیماسازی روسیه گرفته است طراح جت مافوق سرعت صوت توپولف 144 است.
كالاشنيكوف با تفنگ خود، معروفAK-47


    * طراح معروف دیگر روسیه كه او نیز در دهم نوامبر به دنیا آمده است مهندس میخائیل كالاشنیكوف Mikhail kalashnikov است. وی كه در سال 1919 به دنیا آمده بود، در سال 2010 و در نود و یک سالگی هنوز سرگرم دادن نظر به تكمیل جنگ افزار بود. کالاشنیکوف 23 دسامبر سه سال بعد (سال 2013) درگذشت که خبر فوت او تیتر صفحات اول روزنامه ها شده بود. تفنگهای ساخت او از «AK-47 = آ. ک. ـ 47 یعنی تفنگ حمله مدل سال 1947» تا «آ. ک _ 74» معروفترین تفنگهای جهان بشمار می روند و در 60 سال منتهی به سال 2010 بیش از هر تفنگ دیگر تولید و توزیع شده اند.
    
کالاشنيکوف در نود و يکمين زادروزش در کرملين

كالاشنیكوف نیز مهندس میكانیك بود كه جنگ جهانی دوم آغاز شد و به عنوان فرمانده تانك به جبهه رفت و در آنجا در سال 1941 شدیدا مجروح شد. همین جبهه رفتن، او را سازنده اسلحه كرد. هنوز در بیمارستان بود كه یك اختراع خود را اعلام داشت و آن دستگاه خودكار شمارش فشنگهایی بود كه یك تانك شلیك می كرد. كالاشنیكوف سپس به ساختن یك تفنگ خودكار همه كاره پرداخت و در سال 1947 آن را به اتمام رسانید كه به تفنگ AK - 47 (آفتومات كالاشنیكوف ساخت 1947) معروف است. كالاشنیكوف سپس به تكمیل تفنگ خود ادامه داد و مسلسل «آر.پی.ك.» را ساخت. او كه به كار تفنگ سازی ادامه داده بود دو بار از دولت شوروی مدال قهرمان سوسیالیستی گرفت. كالاشنیكوف نیز یك كمونیست بود. پس از فروپاشی شوروی، اصحاب صنایع اسلحه سازی آمریكا از او به كشور خود دعوت كردند و پذیرایی مفصل به عمل آوردند تا به اتفاق در آمریكا تفنگ كالاشنیكوف را بسازند كه وی نپذیرفت و گفت كه اگر یك كشور كوچكتر چنین پیشنهادی بدهد ممكن است با نظر مثبت آن را بررسی كند.
تفنگهاي کالاشنیکوف از آ. ک ـ 47 تا آ.ک ـ 74


    
کالاشنيکوف در 1949 (سي سالگي)

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو دانش
خواص چند ماده غذایی
مجلات تخصصیِ اخبار و مطالب پزشکی در شماره های دهه نخست نوامبر 2021 خود گزارش از فواید چند نوع خوردنی داده بودند ازجمله:
    
    ـ بادام: خوردن چند بادام در روز سبب تندرستی بیشتر فرد می‌شود. خوردن بادام از احساس شدید گرسنگی که منجر به پُرخوری می شود می کاهد، تاثیر مثبت بر سلامت قلب می‌گذارد و از ابتلاء به دیابت نوع دوم و آلزایمر تا حدی جلوگیری می‌کند.
    
    ـ فایده آوکادو در کنترل کلسترول و سالم نگهداشتن سیستم قلبی ـ عروقی، تقویت سیستم ایمنی و مصونیت سازی بدن و تقویت سلسله اعصاب است.
    
    ـ کلمِ پیچ برای تقویت چشم و دید و رسانیدن ویتامین های A و C و کلسیم به بدن است.
    
    ـ زنجبیل: این ماده غذایی، شفابخش دستگاه گوارش و جریان خون است.
    
    ـ زردچوبه: مصرف در غذا و یا به صورت کپسول سبب کاهش کلسترول خون می‌شود و از التهاب‌ها و عفونت‌های بدن جلوگیری می‌کند و نیز کمک به تسهیل هضم غذا.
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
دیداری از نمایشگاه مطبوعات سال 1394؛ ماهنامه کودکان آفتاب، مجله هنر بازیگری، آنلاینِ ساعت 24، اندیشه ایجاد انجمن روزنامه نگاران قدیمی و ...
چهارشنبه 20 آبان 1394 (11 نوامبر 2015) حمیده خواجوی راد عضو تحریریه مجله روزنامک از نمایشگاه یک هفته ای مطبوعات در تهران دیدن کرد و طبق گزارشی که داده بود و مشروح آن در آن مجله درج شده است، چند مورد نظر اورا جلب کرده بود.
    
    
ماهنامه «کودکان آفتاب»

    
    یکی ازاین موارد، دیدار او از غرفهِ ماهنامه «کودکان آفتاب» به سردبیری نادر موسوی است. وی نوشته است که همزمان با این دیدار، اسماعیل عباسی روزنامه نگار قدیمی هم که پیش از انقلاب از دبیران خبر در روزنامه اطلاعات بود و پس از انقلاب از اعضای شورای سردبیری این روزنامه و از 1371 تا چندسال پیش از دبیران و نویسندگان روزنامه همشهری در آن غرفه بود و با نادر موسوی درباره آن ماهنامه گفت و شنود داشت. عباسی در عین حال یک کاریکاتوریست بنام است.
    ماهنامه «کودکان آفتاب» آن طور که روی جلد آن اعلام شده است؛ مجله ای است برای نوجوانان فارسی زبان دنیا. نگاهی به محتوای این مجله که سردبیر آن یک جامعه شناسِ متولّد ولایت بلخ (افغانستان) است نشان می دهد که روشی کاملا نوین در پیش گرفته است و آن، آماده ساختن نوجوانان برای پیشرفت، زندگانی بهتر و شادزیستن است با تمثیل و درج شرح حال، تا نوجوان را از همین سن و سال آماده سازد که برای آینده اش امید و هدف داشته باشد و برای رسیدن به این هدف برنامه ریزی کند. یکی از مثال های شماره اردیبهشت 1394 این مجله، شرح احوال بانو «نساء محمدی» است که چگونه در مشهد و تهران درس خواند که خالی از مشکلات نبود، در دانشگاه علوم پزشکی گرگان لیسانس مامایی گرفت و پس از دو سال کار عملی، فوق لیسانس و ... وآنگاه همزمان با کار در یک بیمارستان کابل، مدرّس دانشگاه در همان شهر شد. این تلاش و پیشرفت آسان نبود ولی امید را از دست نداد و از هدف خود دور نشد. مثال دیگر درباره «عبدالاحد مومَند» فضا نورد افغان است که چند روز از سرنشینان سفینه فضاییِ «میر» بود.
    این مجله پُراز عکس نوجوانان دانش آموز، کاریکاتور، نقاشی و پند و اندرز به زبان ژورنالیستی (غیر مستقیم) است. به نظر می رسد که هدف مجله، عمدتا نوجوانان افغان باشد و بویژه آنان که در ایران هستند.
    
اسماعيل عباسي در کنار نادر موسوي در غرفه مجله کودکان آفتاب


    
    
مجله «هنر بازیگری» و مانی ـ نقاش 54 ماهه

    مورد دیگر، دیدار از غرفه مجله «هنر بازیگری» است که ناشر آن بهزاد خاکی نژاد است که در زادروز خود ـ نوروز ـ کار انتشار آن را آغاز کرده است. «بهزاد» کار روزنامه نگاری را از پدرش که از دهها سال پیش عضو مطبوعات است به ارث برده است. «بهزاد» نوروز 1360 به دنیا آمده است. توجه به غرفه این مجله زیاد بود زیرا که عکس های همه بازیگران فیلم و هنرمندان نمایش و به اصطلاح «شو بیزنس» را که یک نوع رسانه است بر دیوار غرفه چسبانده بود. به علاوه، پسرِ[در آبان 1394] 4 ساله و 6 ماههِ بسیار باهوش و با استعدادش به نام «مانی» تصویر هر تماشاگری را که مایل بود و رو بروی او بر صندلی می نشست ظرف دو ـ سه دقیقه ترسیم می کرد که تحسین برانگیز بود.
    
روي جلد يک شماره مجله هنر بازيگري


    
    
رسانه آنلاین «ساعت 24» و مشورت اقتصادی

    
    غرفه رسانهِ آنلاینِ خبری ـ تحلیلی «ساعت 24» که ناشر آن محمدصادق جنان صفت است دیدنی بود. جنان صفت (در آن زمان) 59 ساله یک اقتصادن دان، با تحصیلات اقتصادی است و کار روزنامه نگاری را از همشهری و از سال 1371 آغاز کرده و در 23 سال گذشته (تا آن زمان) در روزنامه های متعدد ازجمله جامعه، هم میهن، جهان صنعت، صنعت و توسعه، کارگزاران و دنیای اقتصاد نویسنده، دبیر و یا سردبیر بود. مقالات وی و شهرتی که از این راه به دست آورده است سبب شده بود که بسیاری از بازدیدکنندگان غرفهِ «ساعت 24» با او مشورت اقتصادی می کردند مخصوصا در زمینه خرید مستغلات و .... «احسان» فرزند او مدیر اجرایی رسانه آنلاین «ساعتِ 24» است.
    



    
    
مدیر تحریریه روزنامه و تشکیل تیم خبر

    
    بازدیدکنندگان برای دیدن چهره بزرگان ژورنالیسم ایران به غرفه دکتر احمد توکلی می رفتند. توکلی که در دهه 1370 به ایجاد روزنامه ایران کمک کرد، بعدا چند روزنامه دیگر را سردبیری کرد و در کار انتشار کتاب نیز دست داشته است. در اینجا «فرهاد سپهرام» مدرّس روزنامه نگاری و روزنامه نگار دیده می شد که چند روزنامه نگار معروف دورش را گرفته بودند و سخت سرگرم صحبت. سپهرام سالها مدیر تحریریه روزنامه ایران بود. روزنامه ایران که با سازمانی مطابق اصول «نیوزپیپر اسمبلی» آغاز بکار کرده بود تنها روزنامه در ایران بوده است که «مدیر تحریریه» داشت. یکی از وظایف مدیر تحریریه، علاوه بر تمشیّت امور اداری و تنظیم کارها در اطاق خبر، ایجاد تیم خبر است. برای مثال: در صورت وقوع یک حادثه از قبیل زلزله، به جای اعزام یک خبرنگار، یک تیم تشکیل می دهد و به محل می فرستد و بر کار آن نظارت می کند. مثال دیگر: وقتی دولت تصمیم می گیرد که برای معاملات اتومبیل تسهیلات بیشتری به وجود آورد، مدیر تحریریه، یک تیم خبرنگار تشکیل می دهد و هریک از افراد را به انجام یک وظیفه می گمارد، یکی را مامور کسب نظر مردم می کند، دیگری را مامور کسب نظر اقتصاددانانمی کند، سومی را برای مصاحبه با فروشندگان، چهارمی را جهت جمع آوری نظرات خریداران و .... می فرستند. سپس از مجموع گزارش های آنها، یک خبر و مطلب مشروح تهیه می کند و منتشر می شود. «مدیر تحریریه» سردبیر اجرایی نیست و سردبیر فرد دیگری است.
    



    
    
انجمن روزنامه نگاران باتجربه و معروف

    
    در بسیاری از غرفه های نشریات، مدیران آنها هم حضور داشتند، روغنی ها در غرفه روزنامهِ دولت (روزنامه ایران)، حضرتی در غرفه روزنامه اعتماد و .... حسین انتظامی روزنامه نگار معروف و معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد (معاون مطبوعاتی وقت) هم در راهروها و غرفه ها در حال گفت و شنود با روزنامه نگاران دیده می شد. سخن آن روز بحث از ایجاد یک انجمن از روزنامه نگاران با تجربه، بنام و پیشکسوت بود که ریختن شالوده آن را در نشست جمعه 22 آبان 1394، ساعت ده بامداد در همین نمایشگاه تعیین کرده بودند. چنین انجمنی که در همه کشورها وجود، معمولا پاسدار اصالت ژورنالیسم است و وارد امور سندیکایی و صنفی نمی شود. کارهای خوب روزنامه نگاران را تبلیغ و در صورت فوت یک روزنامه نگار اعلامیه می دهد و یا از رئیس کشور و رئیس دولت می خواهد که اعلامیه بدهند و ... و زادروز روزنامه نگاران برجسته را برگزار و کارهای آنان را معرفی می کند. همه هزینه های چنین انجمنی هایی را که کاملا غیر انتفاعی هستند و خدمت فرهنگی می کنند دولت ها برعهده دارند ـ از تأمین ساختمان تا استخدام منشی و .... طبق تعاریف، روزنامه نگار با تجربه و به قول آمریکاییان «وتران ژورنالیست» فردی است که دست کم 20 سال تجربه این کار را داشته باشد و از این راه، نان بخورد، از این قرار: دست کم 2 سال خبرگیری، 5 سال خبرنگاری، 10 سال دبیری خبر و یا نویسنده ستادی بودن و .... به صرف نوشتن مقاله و نداشتن تجربه خبرنگاری و دبیری، کسی روزنامه نگار شناخته نمی شود ـ صاحبنظر و یا مفسر است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
گزارش گسترده رسانه ها از درگذشت کامبیز درَمبَخش و آثار هنری و ژورنالیستی او
گزارش درگذشت و شرح کارهای کامبیر درمبخش ـ طرّاح، گرافیست و کاریکاتوریست بنام در 79 سالگی از بیماری کرونا وسیعا در رسانه های ایران انتشار یافت ـ کاری که به اظهار برخی، در 42 سال گذشته در مورد نویسندگان و ژورنالیست های پیش کِسوَت سابقه نداشت. کامبیز پس از انقلاب چند سال در اروپا بسر برده بود. وی متولد هشتم خرداد 1321 در شیراز، پیش از انقلاب برای روزنامه ها کاریکاتور می کشید و پس از انقلاب کتاب منتشر می کرد. در سال های دهه 1390 وی عادت داشت که عصرها در کتابفروشی ثالث در خیابان کریم خان زند که در طبقه دوم خود چایخانه و و وسائل پذیرایی دارد بنشیند و دوستان و دوستدارانش را ملاقات کند. درمبخش 15 آبان (ششم نوامبر 2021) پس از 5 روز بستری بودن در بیمارستان درگذشت و در آرامگاه مشاهیر مدفون شده است.
    به مناسبت درگذشت درَمبَخش، روزنامه سازندگی به سردبیری محمد قوچانی روزنامه نگار بنام ایران تمامی صفحه اول خود را به انتشار تصویر و مطلب درباره او اختصاص داده بود:
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
«روزنامه کلید» لغو پروانهِ انتشار شد
دو روز پس از انتشار یک تصویر گرافیکیِ، در کنار تیتر مطلبی با موضوع «خط فقر» در صفحه اول روزنامه «کلید» که این گرافیک مورد تعبیر و تفسیر قرار گرفته بود، هیات نظارت بر مطبوعات رای به لغو پروانه انتشار این روزنامه داد. قضیه نیز تعقیب قضایی خواهد داشت. دبیر هیأت نظارت ضمن دادن این خبر به رسانه ها، اشاره به گرافیگِ درج شده نکرد.
    در یک گزارش رسانه ای آمده بود که تصمیم هیأت نظارت، بر پایه ماده 27 قانون مطبوعات جمهوری اسلامی گرفته شده است.
    روزنامه کلید، شنبه ـ 15 آبان (ششم نوامبر 2021) در عکسِ ضمیمه تیتر مطلبی در صفحه اول خود زیر عنوان «میلیون‌ها خانوار ایرانی زیر خط فقر»، از یک تصویر گرافیکی استفاده کرده بود که دستی را در حال ترسیم خط فقر نشان می داد. برخی این دست ترسیمی با رنگ قرمز را شبیه دست مقام رهبری و یک انتقاد تصوّر کرده و نظر خود را انعکاس داده بودند. این شمار گفته بودند که این طرح (تصویر گرافیکیِ دست) درج شده در صفحه اول روزنامه کلید، چندی پیش در مطلبی ضد جمهوری اسلامی در وبسایت کیهان لندن انتشار یافته بود که روزنامه کلید ـ دانسته و یا ندانسته ـ کپی و یا مشابه آن را بکار برده بود.
    نخستین شماره روزنامه کلید در اردیبهشت 1394 انتشار یافت و در آن زمان با نام «کلیدِ سیاست»، که پس از مدتی به «کلید» تغییر نام داد. پروانه این روزنامه به نام «مؤسسه بین المللی فرهنگی و آموزشی راه امام» صادر شده است.
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
سازش هلند و انگلستان بر سر بلعیدن بخشی از آمریکای شمالی ـ ماجرای تبدیل نام «نیو آمستردام» به نیویورک
دهم نوامبر 1674 با امضای سازشنامهِ وست مینستر میان هلند و انگلستان، نیو آمستردام در آمریکای شمالی به انگلستان تعلّق گرفت. مهاجران هلندی سالها پیش از آن زمینی را در دهانه رود هادسن به مبلغی معادل 24 سكه طلا از بومیان (سرخپوستان) محل خریداری كرده و در آنجا شهری بندری به نام نیو آمستردام برای خود ساخته بودند که آن را به انگلیسی ها باختند و انگلیسی ها نام این شهر را به «نیویورك» تغییر دادند كه اینك بزرگترین شهر فدراسیون آمریکا است.
     نیو آمستردام قبلا مورد تهدید چهار كشتی توپدار انگلیسی قرار گرفته بود. هلندی ها كه تنها یك كشتی مسلح و دویست تفنگدار داشتند تسلیم شده بودند.
    در قرون هفدهم و هجدهم میلادی میان هلند و انگلستان که باهم رقابت استعماری داشتند چهار جنگ روی داده بود. پیش از این دو؛ پرتغال، اسپانیا و جمهوری ونیز برتری دریایی داشتند و قدرت های استعمارگر اروپایی بودند. الیزابت اول پادشاه انگلستان برای این کشور ناوگانی نیرومند به وجود آورد و در یک نبرد به برتری دریایی اسپانیا پایان داد که بعدا با رقیبی همچون هلند رو به رو گردید و ... همه این رقابت ها و منازعات بر سر تصاحب سرزمین های دیگران در سایر قاره ها بود. انگلیسی ها در آمریکای شمالی با کشتار و فراری دادن بومیان، اراضی و منابع آنها را صاحب می شدند و برای جلب مهاجر و به نوکری کشاندن آنان به بذل و بخش اراضی متصرفه از بومیان دست می زدند و....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سرانجامِ نوه ملكه ویكتوریا ـ آخرین قیصرآلمان ـ كه از انگلستان و سیاست خارجی آن متنفر بود و آرزوی قدرت شدنِ دوبارهِ ایرانیان را کرده بود
ویلهلم دوم
  دهم نوامبر سال 1918، ویلهلم دوم قیصر آلمان كه دو روز پیش از آن كناره گیری كرده بود و وارد هلند شده بود از این دولت درخواست پناهندگی كرد كه پذیرفته شد و تا پایان عُمر ( چهارم ژوئن سال 1941) در آن كشور بسر بُرد و دو كتاب نوشت. نخستین كتاب او كه در 1922 انتشار یافت «خاطرات 1878 تا 1914» عنوان دارد كه حاوی راههایی است كه به جنگ جهانی اول منجر شد. در این كتاب، قیصركوشیده است ثابت كند كه منظور او یك جنگ محدود بود كه پس از آغاز شدن، از كنترل خارج شد و جهانی گردید. كتاب دوم قیصر شرح افكار و كارهای ایام جوانی او و تمایلات ناسیونالیستی اش است.
     ویلهلم دوم با این كه از جانب مادر نوه ملكه ویکتوریا پادشاه انگلستان بود بیش از هر كس دیگر از انگلستان متنفّر و از سیاست خارجی آن دولت منزجر بود و تحت تاثیر همین بیزاری دست به ساختن ناوگان بزرگی برای آلمان زد كه بتواند كمر انگلستان را بشكند.
     او كه در سال 1859 به دنیا آمده بود در سال 1888 قیصر همه آلمان شده و دو سال بعد بیسمارك صدر اعظم آن كشور را بركنار كرده بود كه خود در کتابش به این اشتباه اعتراف كرده است. ویلهلم با حكومت پارلمانی و نیز سوسیالیسم ـ هر دو ـ مخالف بود و در مورد آلمان، هر دو را مانع از اَبَرقدرت شدن میهنش می دانست. ویلهلم دوم با پارلمان ها به صورتی که بودند مخالف بود و می گفت که اعضای پارلمان در هر قدمی که بر می دارند منافع خودرا در نظر می گیرند. با همین طرز فکر، از مذاكرات و بحث های طولانی مجلس چنان بیزار بود كه اجازه نمی داد روزنامه های حاوی این مطالب را روی میز او بگذارند. این مذاكرات را اتلاف وقت ملّت می دانست.
     وی در مصاحبه با دیلی تلگراف چاپ لندن كه مشروح آن در شماره 28 اكتبرسال1908 این روزنامه به چاپ رسید دشمنی خود با انگلستان را با دفاع از ایجاد یك بحریه نیرومند برای آلمان علنی ساخت. او ضمن دفاع از عمل خود گفته بود كه خاور دور (ژاپن و چین) در حال بیدار شدن از خواب و قدرت گرفتن است و آلمان برای حفظ منافع جهانی خود ناچار است یك نیروی دریایی وسیع داشته باشد كه بتواند در دریاهای دور دست وارد عمل شود. ویلهلم دراین مصاحبه مشهور كه به اتحادیه سازی ها در اروپا دامن زد پیش بینی روزی را کرده بود كه قدرت به آسیا منتقل شود.
     ویلهلم كه تاریخ از او به عنوان یك ناسیونالیست آلمانی یاد می كند آنقدر زنده ماند كه قدرت گیری دوباره آلمانِ شكست خورده (در جنگ جهانی اول) را به چشم ببیند و شاهد پیروزی های نظامی آن در سالهای اول جنگ جهانی دوم باشد. با وجود این، گفته بود که تا سلطنت اعاده نشود وی به آلمان باز نخواهد گشت. ویلهلم دوم بارها گفته بود که آرزوی بازگشت ایرانیان به قدرت ـ قدرت گذشته ـ را دارد و خود را خویشاوند آنان که آرین هستند خوانده بود.
    وی در منطقه «دوم Doom» هلند عمارتی را با اراضی اطرافش برای سکونت خود خریداری کرده بود. دولت هلند در سال 1945 این محل سکونت قیصر پیشین آلمان را ملّی اعلام کرد و اینک از آن به عنوان موزه استفاده می شود و برای بازدید عموم باز است . مقابل این عمارت مجسمه ویلهلم قرار داده شده است.
    
آخرين قيصر آلمان 23 سال در اين خانه در « دوم » هلند زندگي كرد

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که اتاتورک درگذشت
اتاتورک (مصطفی کمال) دهم نوامبر 1938 در 57 سالگی درگذشت. وی که قبلا یک افسر ارتش عثمانی بود و در نبرد گالیپولی شرکت کرده بود از 1923 تا 1938 رئیس کشور ترکیه بود که این کشور با تلاش های او به وجود آمده است.
     اتاتورک در 19 ماه می 1881 در سالونیک (سالونیکا) به دنیا آمده بود. وی یک ناسیونالیست بود. اندیشه های اتاتورک در زمینه ناسیونالیسم و بکار بردن نیروی آن به «کمالیسم» معروف شده است. او بود که برای همسان شدن لهجه ها در ترکیه و سهولت مطالعه، الفبای این جمهوری را لاتین کرد.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
هاری پهلوان (روز قهرمانان) در اندونزی
امروز در اندونزی روز «هاری پهلوان» یعنی روز قهرمانان است. پَهلوان واژه ای پارسی است که از طریق هند در اندونزی رایج شده است. دهم نوامبر 1945 و سه ماه پس از اینکه میهندوستان اندونزیایی اعلام استقلال کردند، استعمارگران هلندی با کمک نظامیان انگلیسی در جاوه شرقی پیاده شدند تا بساط سابق را پهن کنند که در شهر «سورابایا» با مقاومت قهرمانانه میلیشیای دولت ملی رو به رو، متوقف و به عقب رانده شدند.
     استقلال اندونزی که قبل از جنگ جهانی دوم مستعمره هلند بود هفدهم آگوست 1945 اعلام شده بود. در جریان جنگ جهانی دوم، ژاپنی ها اندونزی را از دست هلند خارج ساخته بودند که پس از تسلیم شدن ژاپن در نیمه آگوست این سال (در پی بمباران اتمی شدن)، ناسیونالیست ها اندونزی اعلام استقلال کرده و برای جلوگیری از بازگشت استعمار به ایجاد میلیشیا دست زده بودند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ایملدا مارکوس 29 سال پس از درگذشت شوهرش رئیس جمهوری پیشین فیلیپین، در سوء استفاده های مالی وقت مجرم شناخته شد، ولی ...
یک دادگاه فیلیپین دهم نوامبر 2018 Imelda Marcos متولّد جولای 1929 (در اکتبر 2022 نود و سه ساله) زنِ فردیناند مارکوس ـ دیکتاتور پیشین فیلیپین را 29 سال پس از درگذشت شوهرش در 7 اتهامِ سوء استفاده از نفوذ شوهر در جمع مال (از راه غیر قانونی و عمدتا از طریق پیشنهاد ساختن عمارت و امور هنری و سپردن انجام آنها به نزدیکان، بدون رعایت قانون معاملات دولتی و اعلان مناقصه) که در آمریکا به این نوع جرم Graft گفته می شود مجرم شناخت که مجازات این جرم؛ 6 تا 11 سال زندان برای هر یک از 7 سوء استفاده مالی او بود. وی سرانجام، جمعا به 42 سال و 7 ماه زندان و ردِّ مال محکوم شد. ایملدا که در زمان محکوم شدن، 89 ساله بود و بیمار، با سپردن وثیقه سنگین تا بهبود یافتن از بیماری آزاد شده است. چند کشور ازجمله سویس که ایملدا به آنجا، پول حاصل از سوء استفاده هایش را منتقل کرده بود به دستگاه قضایی فیلیپین کمک موثر کردند. ایملدا در سال 2022 که 93 ساله است همچنان به قید وثیقه آزاد و تحت درمان است. به رغم شهرت دیکتاتوری پدر و محکوم شدن مادر به زندان، فیلیپینی ها پسر آندو Ferdinand Romualdez Marcos Jr را به ریاست جمهوری انتخاب کردند که کار خودرا در این سمت از سی ام ژوئن 2022 و از 65 سالگی آغاز کرده است.
     فردیناند مارکوس شوهر ایملدا متولد 1917، از 1965 تا 1986 رئیس کشور فیلیپین بود که سرانجام مردم علیه او بپاخاستند و برکنارش کردند که به آمریکا گریخت و مقیم هاوایی شد و سه سال بعد (28 سپتامبر 1989) در اینجا در 71 سالگی درگذشت و به نظر می رسید (گمان می رفت) که فساد دولتی و خشونت های او و سوء استفاده های مالی زنش از یاد نرود!. ترور Benigno Aquino از مخالفان سیاسی فردیناند مارکوس در فرودگاه شهر مانیل (طبق نقشه مارکوس) در بازگشت از آمریکا در 21 آگوست 1983 جرقه بپاخیزی فیلیپینی ها را علیه مارکوس زد و ...، ولی پسر او اینک رئیس جمهوری فیلیپین است!.
    
«ایملدا» در جوانی و پیری

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
آتش سوزی نوامبر 2018 لس آنجلس که هر چند وقت تکرار می شوند
آتش سوزی بزرگ منطقه لس آنجلس و طبق گزارش های رسانه ای از نوع «Wildfire»که جمعه نهم نوامبر 2018 آغاز شد ظرف 24 ساعت 54 مایل مربع را در حاشیه لس آنجلس ـ از کالاکاساس تا تاوزند اُک و مالیبو فراگرفت، شماری بسیار ازخانه ها را ویران ساخت و تلفاتی هم وارد کرد.
    این نوع آتش سوزی های لُس آنجلس هرچند وقت یکبار تکرار می شوند!. هربار، این پرسش بمیان می آید که چرا راه پیشگیری یافت نشده است؟.
    
تصويري از اين حريق

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
زمانی اروپاییان با تفنگ به سرزمین های دیگر رفتند و اینک مردم این سرزمین ها با چاقو به اروپا ـ یک نمونهِ بی سابقه مهاجرت
مهاجرت برای آن گروه از آفریقائیان، آسیائیان و لاتینوهای قاره آمریکا که کشورهایشان دچار و درگیر مسائل سیاسی ـ اقتصادی و اجتماعی شده اند یک آرزو و هدف، و برای کشورهای مورد نظر جهت مهاجرت باعث مسائل متعدد و ریشه ای شده است ـ مسائلی روزافزون ازجمله تضعیف فرهنگ و رفتار (خلق و خو). البته، نَه برای کمپانی های کاپیتالیستی بزرگ که کارگر ارزان و مطیع می خواهند و به دولت های خود که عمدتا برگزیده با کمک مالی و نفوذی آنها هستند فشار می آورند که با این نوع مهاجرت ها که هجومی و غیرقانونی آغاز می شوند مخالفت نکنند.
    در زیر یک نمونه از آرزوی مهاجرت و یک نمونه از مسائل آن برای کشور میزبان که هفته منتهی به شنبه ششم نوامبر 2021 (15 آبان 1400) اتفاق افتاد آورده شده است:
    ـ جمعه یک هواپیمای مسافر عربی از کازابلانکا (کشور مراکش ـ مغرب عربی) عازم استانبول (ترکیه) بود که در مسیر پرواز مجبور به فرودآمدن در فرودگاه Palma de Mallorca (فرودگاه مجمع الجزایر اسپانیایی Balearic Islands) شد، زیرا که یکی از مسافران آن دچار بیهوشی ناگهانی شده بود و نیاز به درمان او بود. ولی، به محض آنکه هواپیما در فرودگاه برزمین نشست و وارد توقفگاه گِیت مربوط شد تا مسافر بیهوش را به آمبولانس منتقل کنند که 21 تَن از مسافران آن از فرصت استفاده کردند و از هواپیما پایین پریدند و بنای دویدن گذاشتند تا از گوشه ای از حصار فرودگاه خارج و پناهنده اسپانیا شوند. پلیس فرودگاه موفق به دستگیری 9 تَن از آنان شد و بقیه وارد شهر شدند و ناپدید. این 9 تن نیز بلافاصله درخواست پناهندگی کردند که در این صورت، اخراج آنها نیاز به حُکم دادگاه دارد که مراحل قضایی مدت ها طول می کشد و .... تعجب در اینجا است که همراهان ظاهرا نگرانِ مسافر بیمار که با او به بیمارستان رفته بودند در بیمارستان ناپدید و در گوشه ای در شهر پنهان شدند که درصورت دستگیرشدن، درخواست پناهندگی کنند. پلیس اسپانیا با توجه به ناپدید شدن همراهان مسافر بیمار، بررسی خودرا آغاز کردند تا ببینند که بیهوش شدن ناگهانی مسافر در جریان پرواز در آسمان، ساختگی نباشد. پزشکان گفته اند که مسافر بیمار مبتلا به بیماری قند است که شاید به علت نخوردن قرص های مربوط دچار از حال رفتگی شده باشد.
    ـ در همین روز (شنبه 15 آبان = ششم نوامبر2021) یک پناهنده سوریه ای 27 ساله در آلمان در یک قطار در مسیر نورنبرگ با چاقو به مسافران حمله کرد و تا دستگیرشدنش سه نفر را مجروح ساخت. وی که دستگیرشده است با مسافران قطار آشنایی و خصومت نداشت. شهود قضیه گفته اند که این مرد سوریه ای ـ که در جریان جنگ داخلی این کشور فرار کرده و با تحمل مشکلات متعدد به آلمان پناهنده شده بود ـ اَخم کرده و غمگین به نظر می رسید و خشم آلود.
    چندی پیش نیز در آلمان در حمله یک پناهجوی افغان با چاقو، یک شهروند تُرک تبار کشته و یک آلمانی به سختی زخمی شده بود. شاهدان حمله ‌گفته بودند که مهاجم کمی قبل از حمله، فریاد "الله ‌اکبر" کشیده بود و چند روز پس از این حمله، یک پناهنده 17 ساله عرب در قطاری در جنوب آلمان با تیشه به سرنشینان قطار حمله کرد و چند تن را زجمی ساخت و چون پس از توقف قطار و رسیدن پلیس، حاضر به بر زمین انداختن تیشه و تسلیم شدن نبود به ضرب گلوله پلیس کشته شد.
    این قبیل حملات در آلمان، فرانسه و سایر کشورهای اروپاهیِ پناه دهنده ازجمله نروژ بی سابقه نیست و تعرض کنندگان دولت های اروپایی را از عوامل بدبختی و آوارگی خود نه تنها در این قرن بلکه از زمان توپدار، تفنگدار و قطب نمادار شدن اروپاییان می دانند که با این وسائل به تصرف و اِعمال نفوذ در سایر نقاط جهان و مستقر کردن اتباع خود و نیز برده فروشی پرداختند.
    جامعه شناسان گفته اند که مهاجرت های 75 سال اخیر به اروپا و آمریکای شمالی دارد چهره این کشورها را تغییر می دهد و ....
    
گوشه ای از نمای فرودگاه مالورکا

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
پهپاد وسیله تازه ترور ـ آغاز آن با حمله به خانه نخست وزیر عراق در هفتم نوامبر 2021 ـ تغییر شکل وسائل ترور در طول تاریخ
آنارشیسم که اواخر قرن نوزدهم پدید آمده بود و چند رئیس کشور ازجمله سران وقت آمریکا، فرانسه و ایتالیا و ولیعهد اتریش به دست آنارشیست ها (آنارکیست ها) کشته شدند با آغاز جنگ جهانی اول پایان یافت. می دانیم که این طرز ترور از قرون وسطی و بدست حسن صباح آغاز شده است و بزرگترین قربانی آن عهد، خواجه نظام الملک ـ وزیر وقت بود. تاریخ نگاران عوامل حسن صباح را حَشّاشین (حشیشی ها) عنوان داده اند که این واژه در اروپا تغییر قیافه داده و اَسَسین شده است که همچنان بکار می رود. این نوع مبارزه از دهه هفتم قرن بیستم با هواپیماربایی از سرگرفته شد و سپس کارهای چریکی شهری با ایجاد گروههای چریک در آلمان، ایتالیا، آمریکای لاتین و ژاپن. این نوع مبارزه بعدا تعییر رنگ داد و به انفجار انتحاری تبدیل و در سال 1983 از بیروت آغاز شد و در عراقِ پس از افتادن در تصرف آمریکا به اوج رسید و به افغانستان و پاکستان و چچن و ... انتقال یافت که از هفتم نوامبر 2021 پهپادی هم شده است. هفتم نوامبر 2021 سه پهپاد (Drone) پُر از مواد منفجره از 12 کیلومتری خانه الکاظمی نخست وزیر عراق [نخست وزیر وقت] بلند شدند، در ارتفاع کم به حرکت درآمدند و یکی از آنها به خانه (محل سکونت) الکاظمی برخورد کرد و منفجر شد ولی به او آسیبی نرسید و تنها چند تن از محافظان ساختمان مجروح شدند.
    این رویدادِ بی سابقه تا آن زمان، که انعکاس جهانی داشت ایجاد ترس و نگرانی کرده بود که ممکن است فراگیر شود و امری عادی و وسیله ترور فردی و یا گروهی. زیراکه ساختن پهپادهای کوچک و بعضا مشابه اسباب بازی رایج شده و در آمریکا حتی در فروشگاهها برای انتقال اشیاء بفروش می رسند و لذا، راه تشخیص سوءاستفاده و جلوگیری از آن دشوار است. به علاوه، در صورت بکارگیری به عنوان وسیله ترور، برای فرستنده پهپاد خطر فوری ایجاد نمی کند و زمان و فرصت برای فرار خواهد داشت. اصحاب نظر گفته بودند که سریعا باید برای قطع این خطر اقدام شود همچنانکه با بازرسی دقیق مسافران هواپیماها پیش از سوار شدن، هواپیماربایی پایان یافت.
    
الکاظمی و گوشه ای از خرابی وارده به محل سکونت او در بغداد

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
یک مرد افغان دختر 9 ساله اش را به یک مرد 55 ساله شوهر داد
به گزارش 22 اکتبر 2021 فرادید، عبدالمالک یک افغانی ساکن حومه شهر «قلعه نو» دختر 9 ساله اش ـ پروانه را به یک مرد 55 ساله دارای زن و فرزند شوهر داد. عبدالمالک گفته است که بیکار است و درآمد کافی ندارد و پروانه را در این سن و سال شوهر داد تا دخترش زندگی بهتری داشته باشد و این مرد قول داده است که پروانه را اذیت نکند و در رفاه و آسایش نگهدارد. به علاوه، در دین و رسوم ما، منعی برای ازدواج دختر در این سن مشاهده نمی شود، فقط شوهر باید قول رفتار خوب داشتن با او را بدهد و رعایت خردسالی اش را کند. چرا باید کشور ما (افغانستان) به این روز می افتاد و بیکاری و کمبود وجود داشت که او مجبور شود دخترش را برای داشتن وضعیت بهتر در این سن شوهر دهد.
    
پروانه

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاریخ از نگاهی به تصویر
مسئله تخته سه لایی های بیماری زا



    در سپتامبر 2015 نگاهی به اخبار، شکایت از سازنده تخته سه لایی را نشان داد. این بانوی آمریکایی به نام «میشل جرمانو» که تخته سه لایی (درای وال) ساخت چین برای تعمیر آپارتمانش در مجموعه مسکونی واقع در «اوشِن ویو» ـ شهر نورفکِ ویرجینیا بکار برده و بیمار شده است علیه شرکت سازنده به دادگاه دادخواست داده است. ویرجینیان پایلوت ـ روزنامه 150 ساله محل (منطقهِ 3.5 میلیون نفری تاید واتِر)، عکس و خبر مربوط را در صفحه اول خود قرار داده بود بگونه ای که سراسر نیمه بالای شماره بیستم سپتامبر 2015 (29 شهریورماه 94) این روزنامه را پوشانده بود.
     این روزنامه نوشته است که مواد بکار رفته در ساخت «درای وال» ها سمی بوده و بانو میشل مجبور به تَرک خانه خود شده است. طبق گزارش های رسانه ای وقت، تا آن زمان چند آمریکایی از این نوع تخته ها به دادگاه شکایت کرده و غرامت نسبتا سنگین دریافت کرده اند. برخی از آنان به دادگاه اعلام کرده اند که سرطانی شده اند.
    - - - - -
    
     نقل از مجله روزنامک ـ شماره 18 (مهرماه 1394)
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
گورباچف در لب گور هم هنوز حاضر به اعتراف واقعیت های فروپاشی شوروی نشد



     نگاهی بر این تصویرِ میخائیل گورباچف در 89 سالگی (متولد مارس 1931) و دو سال پیش از مردنش، این پرسش را به ذهن می آورد که چرا او که سیاست هایش منجر به فروپاشی یک جماهیریه بزرگ شد که برای ساخت آن (روسیه تزاری) حدود 3 قرن تلاش شده بود حاضر به افشای واقعیت های این فروپاشی که نظم جهان را تغییر داد نشده بود و مقامی دیگر هم از او نخواسته بود که واقعیت ها را بگوید تا درس باشد و تاریخ ناقص نماند.
     این فروپاشی آسان، بزرگترین رویداد تاریخ معاصر است. او که سال ها رئیس سازمان امنیتیِ جماهیریه شوروی بود و از پلکان حزب کمونیست بالا رفته بود، از سال 1985 تا 1991 دبیر اول حزب کمونیست حاکم بود و از 1990 تا دسامبر 1991 ریاست جماهیریه را بر آن سمت افزوده بود چرا پس از فروپاشی، از کمونیست بودن هم دست کشید؟. و آخرین پرسش که به ذهن می آید این است که چرا پوتین حاضر نشده بود او (گورباچف) را وادار به اعتراف کند تا تاریخ شوروی تکمیل شود. تکمیل این تاریخ، راه حل مسائل بسیاری از ملل خواهد بود و به تمرین دمکراسی کمک خواهد کرد که در سه دهه اخیر به صورت نمایش درآمده است. شوروی از تابستان 1945 تا روز فروپاشی یکی از دو قدرت جهان و نیز مُبَلِّغ سوسیالیسم بود. با فروپاشی شوروی، سوسیالیسم نیز رنگ باخت و کاپیتالیسم، اَفسار گسیخته شده است و در برخی کشورها دولت می برَد و دولت می آوورَد و ....
    گورباچف سی ام آگوست 2022 و در نود و یک سالگی از این دنیا رفت و واقعیت های انحلال پیمان ورشو، خارج ساختن نظامیان شوروی از شرق آلمان و بالاخره فروپاشی شوروی ـ بزرگترین جماهیریه تاریخ بشر را با خود به آن دنیا بُرد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
انسانِ نسل نو ضد سانسور است و خواهان افشاگری ـ یک نمونه آن


انسانِ نسل نو، حقیقت جو و ضد فساد و توطئه است و بنابراین، اجازه سانسور و منع افشاگری ها را نمی دهد و یکی از نشانه های آن تداوم اعتراض های خیابانی برای جلوگیری از استرداد Julian Assange بنیادگذار WikiLeaks از انگلستان به آمریکاست. «ویکی لیکس» بسیاری از مکاتبات و اسناد الکترونیک محرمانه دولت ها را افشاء کرده است. در سوئد برای جولیانِ استرلیایی ـ زمانی که در انگلستان بود پرونده ارتباط سِکس تشکیل دادند و در لندن زندانی شد و دولت آمریکا درخواست استرداد او را به اتهام افشاء اسناد محرمانه کرد و مراحل قضایی استرداد طی شد و حُکم به استرداد داده شده است و در برابر، اعتراض به حُکمِ استرداد او نیز دنبال می شود و همین مخالفت های مردمی به استرداد او تاکنون مانع اجرای حُکم شده است. عکس بالا یک مورد از اعتراضات خیابانی نوامبر 2021 را در لندن نشان می دهد که در آن افرادی از هر سن و سال شرکت کرده بودند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 10 نوامبر
  • 745:   مطابق تقویم میلادی، امام موسی كاظم (ع) امام هفتم شیعیان در این روز چشم به جهان گشود و در چهارم سپتامبر سال 799 به اشاره هارون الرشید مسموم شد.
        
        
  • 1483:  


    مارتین لوتر بنیاد گذار آلمانی پروتستانیسم به دنیا آمد.
        
        
  • 1837:  


    در چنین روزی اعلام شد كه بَرده داران آمریكایی «الیجاه لاوجویElijah Parish Lovejoy» را كه از بَرده داری انتقاد كرده بود و مالكیّت انسان بر انسان را گناه خوانده بود، سه روز پیش از این (هفتم نوامبر) در شهر آلتون استیت ایلی نوی كشته بودند. الیجاه یک کشیش و همچنین نویسنده بود.
        
        
  • 1864:   فرانسه و سایر قدرت های اروپایی وقت كه از قدرت گیری و گسترش وسعت خاک فدراسیون آمریکا نگران شده بودند برای پیشگیری از تصرف بقیه اراضی مكزیك توسط دولت واشنگتن، ماكسیمیلین ـ دوك بزرگ اتریش را امپراتور مكزیك كردند كه این سیاست هم به جایی نرسید.
        
        
  • 1924:   برای نخستین بار مردم استیت تكزاس Texas آمریكا كه قبلا یك جمهوری مستقل بود یك زن را به ریاست (فرماندار) این استیت انتخاب كردند و او «میریام فرگوسنMiriam Amanda Ferguson» بود. میریام که دو دوره فرماندار بود 86 سال عُمر کرد. در همان ماهِ نوامبر 1924 مردم استیت ویومینگ نیز یک زن به نام Nellie T. Ross به فرمانداری استیت خود انتخاب کردند. بانو میریام از بیستم ژانویه 1925 کار خود را در سمت فرماندار تکزاس آغاز کرد و بانو نلی از پنجم ژانویه این سال.



        
        
  • 1928:   استقاده از سویج خودكار ویژه كه تیتر اول روزنامه ها را پیش از انتشار به صورت روشن و خاموش كردن لامپ در اطرف ساختمانهای بلند نشان دهد در شهر نیویورك آغاز شد.
        
        
  • 1951:   برای نخستین بار تلفن مستقیم راه دور (بدون واسطه اپراتور) به كار افتاد.
        
        
        
  • 1952:   دولت مصدق لایحه ملی شدن شرکت تلفن را به مجلس داد که پس از تصویب آن همه تأسیسات مخابرات ایران ملّی (دولتی) شدند.
        
        
  • 1967:   دومین چاه نفت کوهرنگ اصفهان به نفت رسید.
        
        
  • 1970:   یک کلوب شبانه در سن لوران فرانسه آتش گرفت و 142 تن کشته شدند. حریق حدود ساعت 2 بامداد و در جریان اجرای برنامه آغاز شد. تنها حدود 60 نفر موفق به فرار از حریق شده بودند و غالبا مجروح. علت سنگین بودن تلفات این بود که درهای کلوب و ازجمله درِ اضطراری آن قفل بود و فراریانِ از حریق در را شکسته بودند ولی دیر شده بود. یکی از مدیران کلوب دستگیر و تعقیب قضایی شد. اتهام او قفل بودن درِ اضطراری کلوب بود. حریق کلوب های شبانه تاکنون تلفات سنگین داشته و درس عبرت هم نشده است.
        
  • 1972:   یك هواپیمای شركت هواپیمایی آمریکایی «Southern Airways Flight 49» با مسافرانش در آسمان این كشور ربوده شد و ربایندگان تصمیم داشتند آن را بر لابراتوار اتمی آمریكا بكوبند كه در پی مذاكرات طولانی رادیویی از این عمل منصرف شدند و هواپیما را به كوبا بردند. در این سال (سال 1972) جمعا 7 هواپیمای مسافربر در آسمان ربوده شد. در قرن بیستم، جستجوی بدنی مسافران و جامه دان های آن انجام نمی شد که این کار پس از رویدادِ اصطلاحا «ناین ـ ایلِون) سال 2001 آغاز شده و از آن پس گزارش هواپیماربایی دیده نشده است.
        
        
  • 1975:   مجمع عمومی سازمان ملل دهم نوامبر 1975 ضمن تصویب قطعنامه 3379 صهیونیسم را نوعی نژادپرستی اعلام کرد. همین مجمع در دسامبر 1991 تحت فشار جورج بوش (پدر) رئیس جمهوری وقت آمریکا با تصویب قطعنامه دیگری که به شماره 4686 ثبت شده است موضوع قطعنامه 3379 را لغو کرد. قطعنامه تازه 111 رای موافق و 25 رای مخالف داشت. نمایندگان بقیه کشورهای عضو سازمان غیبت داشتند!.
        
        
  • 1977:   پاپ برای نخستین بار در تاریخ كلیساهای كاتولیك، تكفیر زنان كاتولیكِ مطلقه آمریكایی را كه دوباره شوهر كنند ممنوع كرد. وی به كشیش های كاتولیك دستور داد كه از ادامه این عمل خودداری كنند و تنها بر طلاق و ازدواج مجدد یك زوج كاتولیك صحه نگذارند و ازدواج مجدد صرفا «مدنی» باشد و مراسم کلیسایی (مذهبی) نداشته باشد. این دستور در مورد کاتولیک مذهبان به تدریج جهانی شده است.
        
        
        
  • 1983:   ماکروسافت ساخت ویندو 01 را اعلام کرد.
        
        
  • یادداشت روز
    روزنامه نگار و انتظار قدرشناسی ـ فوت بی سر و صدای مسعود فقیه که 60 سال نوشته بود ـ کتاب کردن نوشته های کیهانی زاده بدون ذکر نام او
    در تابستان 2013 و پیش از رفتن به ایران، روزنامه محلی ما ـ ویرجینیان پایلوت ـ تمامی نیمهِ بالای صفحه اول خودرا به چاپ تیتر و عکس یک روزنامه نگار اختصاص داده بود که روز پیش از آن فوت شده بود. مشاهده این صفحه مرا شاد ساخت زیراکه هم قدرشناسی بود و هم بزرگ کردن روزنامه نگار (آموزشگر، روشنگر، یار و چشم و گوش جامعه) که اهمیت ژورنالیسم و ژورنالیست را منعکس و بر شمار مخاطبان می افزاید. چند روز بعد که به تهران رسیدم و طبق معمول سراغ روزنامه نگاران قدیمی را گرفتم، گفتند که «مسعود فقیه» که 60 سال روزنامه نگاری کرده بود و تا آخرین هفته عمر در موسسه مطبوعاتی اطلاعات می نوشت چندماه پیش فوت شده است. پرسیدم که آیا خبر فوت او در رسانه ها منعکس شده بود، گفتند که دو ـ سه روزنامه چند سطر نوشته بودند. من هر روز همه نشریات و نیز مطالب کمک رسانه های ایران (خبرگزاری ها) را از طریق اینترنت می بینم. مطالب آنها بدون کم و کاست در شبکهِ شبکه ها است ولی درباره فوت مسعود فقیه چیزی به چشمم نخورده بود. این واقعیت تلخ مرا به این فکر فرو بُرد که پس از مرگ، کسی از مردن من هم باخبر نخواهد شد ـ بی خبر ماندن از مُردن فردی که شش دهه همگان را از رویدادها باخبر می ساخت.
    مسعود فقيه


        در نخستین روز شهریور 1335 (آگوست 1956 میلادی)، و پس از گذرانیدن دوره آموزش و کارآموزی، زمانی که به عنوان خبرنگار گام به تحریریه روزنامه اطلاعات گذاشتم و وارد دنیای ژورنالیسم شدم، مسعود فقیه دبیر میز فرهنگ و ادبیات این روزنامه بود ـ مردی فروتن با رفتاری دوستانه نسبت به هرکس. انقلاب مانع از تداوم روزنامه نگاری او نشد و پس از مدتی سردبیری کردن روزنامه هدف که ناشر و مدیر آن ملّاسعیدی است، به روزنامه اطلاعات بازگشت و در سال های آخر عمر در نشریه اطلاعات بین الملل کار می کرد.
        اندیشیدن توأم با نگرانی درباره فوت مسعود فقیه مرا به مروری بر وضعیت روزنامه نگاری در ایران از سال 1335 به این سوی که خود تجربه کرده بودم انداخت. ما همیشه نگران اخراج و دور شدن اجباری از معشوق خود (ژورنالیسم) بودیم. در دوران پیش از انقلاب، مدیران روزنامه های بزرگ باهم توافق کرده بودند که روزنامه نگاران اخراجی یک روزنامه را روزنامه دیگر تا دو سال پس از اخراج بکار نگمارد و روزنامه های کوچکتر دچار مشکل مالی بودند و توان پرداخت حق التحریر و دستمزد کافی (مطابق استاندارد) را نداشتند. همین نگرانی یکی از انگیزه های من به کارکردن همزمان در سه رسانه و کمک رسانه وقت ـ روزنامه اطلاعات، خبرگزاری پارس [ایرنا] و رادیوتلویزیون شده بود ـ به علاوه چند مجله و این، یعنی کار 24 ساعته بدون مرخصی رفتن و استراحت در جمعه ها و اعیاد.
        تجربه من پس از انقلاب از این بابَت متعدد است؛ از اخراج بدون ذکر علت و پرداخت غرامت تا تجدید نکردن مجوز پروانه روزنامه ام «سپیده دم» به رغم نوشتن برای روزنامه های تهران ازجمله دو روزنامه دولتی همشهری و ایران. یکی از این تجربه های تلخ از این قرار است:
        برای روزنامه همشهری که گفته بودند غیرسیاسی و محلی است و با هدف ارتقاء سطح تمدن و روابط اجتماعی همشهریان منتشر می شود ستون های متعدد به وجود آوردم ازجمله ستون آشنایی مخاطبان با علائم بیماری ها و راه پرهیز از آنها. برای این منظور سه کتاب از تالیفات دکتر ایسادور روزنفلد را در آمریکا تهیه کردم و مطالب آنها را به صورت پرسش و پاسخ درآوردم که سالها هر روز در روزنامه همشهری (صفحه آخر) چاپ می شد و صد درصد مخاطب داشت. باب کردن پزشکی نویسی به این صورت، مورد اقتباس سایر روزنامه های تهران قرار گرفته است. قبلا چنین ستونی وجود نداشت. موسسه «همشهری» متعلق به شهرداری تهران بعدا پرسش و پاسخ های مرا که از متن علمی ِ سنگین آن کتاب ها و بعضا از تالیفات دیگر و خبرهای پزشکی روز استخراج کرده بودم در سال 1375 (1996 میلادی) به صورت کتاب درآورد و توزیع کرد بدون اینکه نام مرا ذکر کند و نوشت: ترجمه ِ واحد رسانه های خارجی روزنامه همشهری. ببینید، چه درد بزرگی است. این کتاب 328 صفحه ای مخلوطی از ترجمه، تالیف و ابتکار (به صورت ژورنالیستی در آوردن) بود، نه صرفا ترجمه و من ارتباطی با واحد رسانه های خارجی روزنامه همشهری نداشتم. [پشت جلد کتاب در زیر کپی شده است.] با وجود این، مایوس نشدم و با نوشته هایم (و بدون دریافت کمک مالی از احدّی و هرگونه چشمداشت) با تألیف این تاریخ آنلاین، وبسایت هاى دیگر، کتاب و نشریه به آموزش عمومی ایرانیان و فارسی زبانان ادامه می دهم و پس از رسیدن به 70 سالگی، از دریافت دستمزد در قبال نوشتن برای رسانه ها هم خودداری کرده ام که لذت آن چندین برابر است.


     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
    نامه به مولف
    نامه وارده: راه حل مسائل اقتصادی ایران تسلیم تکنولوژی هسته ای و چشم دوختن به لغو محدود تحریم ها نیست ـ ابراز ضعف پیامدهای خطرناک دارد
  •   پیام زیر پنجشنبه شب (هفتم نوامبر 2013) دریافت شد که فرستنده اش خودرا یک مدرّس بازنشسته جغرافیا معرفی کرده و نوشته است که برای دیداری کوتاه از پسرش که در مونیخ آلمان زندگی می کند به این کشور آمده است. پیام درباره تحولات روز است و در متن آن جز اصلاح چند واژه و عبارت تغییری داده نشده است. فرستنده پیام نوشته است که 34 سال جغرافیای انسانی و برخی سالها جغرافیای اقتصادی تدریس کرده و مسلط بر اوضاع جهان [به نوشته او؛ کره زمین] است.
        
        این مخاطبِ تاریخ آنلاین ایرانیان پس از ذکر مقدمه نوشته است:
        
        " پس از آن همه فریاد و شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل در 13 آبان 1392 و گسترده تر از 33 سال پیش از آن به مناسبت سالروز تصرف سفارت آمریکا و لگد کوب کردن و آتش زدن پرچم های این دو کشور در تهران و سایر شهرهای ایران و سخنرانی 12 آبان آیت الله عظمی خامنه ای که بدون تصویب او هیچ تصمیمی به اجرا در نمی آید و ابراز بدبینی اش نسبت به غرب، اعلام اشتیاق و خوش بینی غرب بویژه دولت واشنگتن به ادامه تماس و مذاکرات هسته ای با جمهوری اسلامی مرا دچار سوء ظن شدید کرده است که چه کاسه ای زیر نیم کاسه است و چه نقشه دیگری برای ایران و منطقه کشیده اند. جمهوری اسلامی چند سال پیش نرمش نشان داد ولی چیزی عاید نکرد. فعالیت های هسته ای پس از این همه سر و صدا شده است مایه غرور ایرانیان که ناسیونالیسم ایرانی در خون شان است. با پای گذاردن بر این غرور چه چیزی حاصل خواهد شد؟، کاهش مواردی از تحریم ها و بازگرداندن وضعیت به 24 ماه پیش و انتقال پول نفت از چین، ژاپن و هند به تهران ـ انتقال این ارز به تهران برای فروش در صرّافی ها و یا دادن به تاجر به اسم وارد کردن کالا که بیشتر این کالا را می توان در داخل تولید کرد. همین واردات غیر لازم، ایران را به این روز نشانده است. در طول 33 سال پیش از تشدید تحریم ها که فروش نفت و انتقال پول منعی نداشت، ایران به کجا رسید که این بار برسد؟. با رفع محدود تحریم ها و حتی رفع کامل آن، تورّم ازمیان نخواهد رفت و مهاجرت از روستا به شهر و از شهر به خارج کاهش نخواهد یافت. هزینه یک روستایی که به شهر کوچ می کند ده برابر می شود. در روستا؛ هزینه سوخت ندارد زیرا که از شاخه های خشک شده درختان استفاده می کند، میوه، سبزی، تخم مرغ، مواد لبنی و ... را خودش تولید می کند، به لباس آنچنانی و تجملات نیاز ندارد و کار او از تولید به خدمات مبدّل نمی شود و .... مقامات دولتی که در خارج تحصیل کرده اند نباید آمریکا را الگو قراردهند که همه چیزرا از خارج وارد می کند ازجمله پرتقال از آفریقای جنوبی. آمریکا کاغذ (دلار کاغذی) می دهد و کالا وارد می کند و کشور صادرکننده، آن کاغذ را می دهد و مثلا از ایران نفت می خرد. دلار آمریکا پول جهانی است و می تواند واردات داشته باشد، هرچه را که بخواهد. به اظهار مقام رهبری آیت الله عظمی خامنه ای، ما باید درون خودمان را بسازیم یعنی که آنچه را که نیاز داریم خودمان تولید کنیم به همانگونه که تا اکتبر 1973 (آبان سال 1352) تولید می کردیم. تا آن زمان درآمد ایران از نفت چندصد میلیون دلار در سال بود و جمعیت نصف امروز. آن دولت حتی حاضر به صدور سنگ کرومیت نبود و می گفت که چرا باید سنگ را ارزان بدهیم (خام فروشی) و کرومیت ساخته شده را چندین برابر وارد کنیم.
        جمعیت ایران با تشویق هایی که می شود دو برابر خواهد شد و در آن زمان قطعا مصرف جهانی نفت به دلیل ساخت اتومبیل های کم مصرف و یا یافتن ماده جانشین کاهش خواهد یافت. ما باید اتکاء به نفت را فراموش کنیم. تحریم ها برای ایران موهبت است اگر به خود آید؛ بازگشت به روستا را باید تشویق کند مثلا دادن یارانه نقدی به روستانشین نه شهرنشین و کارگر تولیدی نه افراد خدماتی، تولیدات کشاورزی و صنعتی را افزایش دهد، صرفه جویی پیشه کند، دانشگاهها معادل برآورد شغل ـ دانشجو بپذیرند تا تحصیلکردهِ بیکار که زاینده انواع مشکلات اجتماعی ـ سیاسی است نداشته باشیم، به قاچاق کالا پایان دهیم، کسانی که اراضی ملی را جز با تصویب مجلس تصاحب کرده اند تعقیب قضایی کنیم، مُچ انگلیسی هارا که دارند دوباره خط می دهند برای مردم مان باز کنیم که آیت الله خامنه ای در یک نطق خود آنها را «خبیث» خواند. همه بدبختی های ما از انگلیسی هاست و ما نباید فراموش کنیم که با روس ها ساختند و ایران را میان خود قسمت کردند و هرات و بلوچستان را از ایران جدا کردند و نمایندگان فتحعلی شاه را فریب دادند تا قفقاز را به روسیه بدهد و ....نه، برداشته شدن تحریم ها مسائل اقتصادی ایران را در کوتاه مدت حل نخواهد کرد فقط جیب شماری از خواص را پُرتر خواهد ساخت. هرگونه کوتاه آمدن در مذاکرات و پا گذاشتن بر غرور ملی مردمی که 12 قرن ابرقدرت بودند آغازی است که پایان نامطلوب خواهد داشت که گفته اند ابراز ضعف، ضعف ببار می آورد. باید دید که غرب به رغم تظاهرات بی سابقه 13 آبان 1392 چرا این همه لبخند بر لب دارد، از بد اخمی سعودی ها است و یا نقشه ای دیگر. پیدایش قدرت های جهانی تازه، نبرد قدرت هارا تسریع کرده است و دولت ایران باید بداند که در جریان این مبارزه چگونه منافع ملت را حفظ کند. مسائل جاری ایران نتیجه سوء مدیریت و به زبانی؛ فساد اداری ـ اقتصادی است نه تحریم ها. باید می دانستند که صدور دو میلیون بشکه نفت در روز برای یک جمعیت 75 میلیونی کافی نیست، نباید سراغ مسکن مِهر، رایانه نقدی به افراد و ... می رفتند و اسکناس چاپ می کردند (قرض از بانک مرکزی) و بر حجم نقدینگی می افزودند. راه حل؛ تسلیم تکنولوژی هسته ای و چشم امید دوختن به لغو محدود تحریم ها نیست.".

  • 2 نامه وارده در نوامبر 2013: غرب می خواهد «بله» بگیرد و بعد ... ـ شرط اجرای هرگونه توافق پس از تصویب آن در مجلس
  •  
         نوامبر 2013 (آبان 1392) و یک روز پس از درج نامهِ آمده در بالا، در آن رابطه دو ابراز نظر واصل شد که جملاتی از آنها در زیر آورده شده است:
        
        یک مخاطب:
        
        ـ نظر مدرّس بازنشسته جغرافیای انسانی جالب بود، من نیز تعجب می کنم که به رغم ادامه مخالفت تهدید آمیز نخست وزیر اسرائیل و ضدیت دولت سعودی و دولت های مناطق جنوبی خلیج فارس که متحدان آمریکا هستند و شماری از اعضای موثر کنگره آمریکا و از تیترهای اول رسانه های آمریکا شدن این مخالفت ها، دیپلماسی این کشور اصرار به ادامه مذاکرات و تماس با جمهوری اسلامی ایران و گرفتن نوعی «بله» دارد. به گمان من که به اسرائیل، سعودی، بحرین و امارات اطمینان ها و اندرزهایی داده شده است. آیا پرده ای پشت این نیم پرده نیست؟. به حدس من که غرب نقشه دارد اگر در جریان اجرای «بله» احتمالی جمهوری اسلامی کوچکترین بهانه به دست آورد آن را توجیهی برای یک بسیج جهانی علیه تهران قرار دهد و .... به هر حال موضوع بسیار حساس است و دورنگری و تجربه دیپلماتیک بسیار لازم است. مقامات مربوط ایرانی باید تاریخ دیپلماسی 68 ساله اخیر جهان مخصوصا بازی های دیپلماتیک از سال 1985 (از زمان روی کار آمدن گورباچف) را دقیقا خوانده باشند. یک عیب کار این است که رسانه های تهران، از قافله روزنامه نگاری به دور هستند و مفسّر دیپلماتیک آنچنانی هم ندارند که دولت و ملت را روشن سازند و به موقع هشدار دهند.
        
        مخاطب دیگر:
        
        ـ باید اجرای هرگونه توافق احتمالی در مذاکرات هسته ای با نمایندگان قدرت های ششگانه، مشروط به تصویب آن در مجلس شورای اسلامی باشد تا فرصت بحث طولانی و بیشتر و در نظر آوردن منافع ایران و پیش بینی آینده وجود داشته باشد. در این مسئله حساس و سرنوشت ساز نباید تنها قوه مجریه صاحب اختیار باشد. ضمنا باید دید که چه کسانی در داخل برای رفع محدود تحریم ها کیسه دوخته اند و فشار می آورند. چرا در 33 سالی که از تحریم می گذرد با همه شُل کن و سُفت کن هایش راه حل داخلی برای بی نیاز شدن کشور تهیه نشده است. باید دید پاکستان، ترکیه، کشور آفریقای جنوبی و ... که نفت ندارند چه می کنند. راههای بسیار وجود دارد. می دانیم که قدرت های جهانی از آغاز قرن 21 در زمینه های متعدد با یکدیگر همکاری دارند نباید به چند نوشته و نطقِ از پیش طراحی شده مقامات این کشورها توجه و استناد شود. کشورهای دیگر(کوچکترها) باید بتوانند روی پای خود قرار گیرند تا استقلال واقعی و حاکمیت داشته باشند. منافع اشخاص داخلی باید تحت کنترل باشد.

  • پیام‌های تازه
    سرعتِ عمل و رضایت ایرانیان از دفتر حفاظت از منافع جمهوری اسلامی در واشنگتن که باید سرمشق قرار گیرد ـ صدور گذرنامه در 3 ساعت
  •   این پیام بامداد شنبه ـ 19 آبان 1397 (دهم نوامبر 2018) ـ واصل شد:
        موضوع کاغذبازی و امروز و فردا کردن در بعضی از ادارات دولتی ایران صحبتِ امروز و دیروز نیست و قِدمَت آن، دست کم به دوران قاجاریه می رسد که کارهای دیوانی (اداریِ دولتی) شکل اروپایی به خود گرفت، ولی تجربه عینی هفته گذشته من ثابت کرد که موارد استثناء زیاد است. یک مورد آن را که شخصا تجربه کردم و به چشم دیدم قلمی کرده ام که در «تاریخ ایرانیان» درج کنید تا باقی بماند؛ همگان بخوانند و سرمشق بگیرند که اندیشمندان گفته اند: "بوروکراسی از عوامل ناراضی تراشی است". من ـ خودم از سال 1380 از خوانندگان تاریخ آنلاین هستم و قبلا هم ستون تاریخ به قلم شما [مؤلف این تاریخ آنلاین برای ایرانیان به شکل روزشمار ـ کرونیکل و تنظیم ژورنالیستی] را در روزنامه های ایران، همشهری، شرق و اعتماد خوانده بودم و می دانم که مخاطبان بسیار ازجمله برخی از مقامات دولتی دارد:
        هفته گذشته از تهران به من تلفن شد که یکی از بستگان نزدیک که 87 ساله بود فوت شده است. تصمیم به شرکت در مراسم شب هفتم فوت آن مرحوم گرفتم. گذرنامه ام را نگاه کردم و دیدم که به انقضای آن، تنها چند روز باقی مانده است. ارسال پُستی آن به دفتر حفاظت از منافع جمهوری اسلامی ایران در واشنگتن، برای تجدید مسئله مرا که سفر فوری به وطن بود حل نمی کرد. لذا، تصمیم به مراجعه حضوری به این دفترِ واقع در واشنگتن گرفتم. محل سکونت من در آمریکا با این دفتر 210 مایل (336 کیلومتر) فاصله دارد. در وبسایت های دفتر که یکی از آنها www.daftar.org است آدرس محل جدید آن را که در شماره 1250 خیابان 23 شهر واشنگتن است یادداشت کردم و با اتومبیل، خودرا به آنجا رسانیدم. اتومبیل را به پارکینک نزدیک ساختمان سپردم و وارد ساختمان شدم. ساعت 9 بامداد بود. در طبقه اول یک کارمند دفتر پرسشنامه های مربوط به تجدید گذرنامه را به من داد. در همانجا پُر کردم و به او نشان دادم و گفتم عکس و دو فتوکُپی از شناسنامه و کارت ملّی می خواهند که من ندارم و وقت تهیه آن را هم ندارم. گفت در طبقه بالا، همانجا عکس می گیرند و مسئله نیست.
        به طبقه بالا (طبقه دوم دفتر) رفتم، در سالن آنجا حدود سی نفر نشسته بودند. از آقای حسین رُخ وَند که مدارک را می دید، به پرسش های مراجعین پاسخ وشماره نوبت می داد، نوبت گرفتم. چند دقیقه بعد نوبت به من رسید. به او مراجعه کردم که مدارک مرا گرفت و ترتیب گرفتن عکسِ متناسب با گذرنامه های جدید (دیجیتالی) را داد و گفت که گذرنامه جدید من تا حدود سه ساعت دیگر آماده می شود، می توانم در همانجا منتظر شوم، چای رایگان هم در گوشه سالن موجود است و همچنین می توانم بروم و حدود ظهر بازگردم. ساعت نزدیک به ده بامداد بود. ترجیح دادم که همانجا در کنار هموطنان بمانم. هرکدام کاری داشتند از گرفتن المثنای شناسنامهِ گمشده خود، تا گرفتن شناسنامه برای نوزادانشان، امور دانشجویی، ثبت ازدواج تا بتوانند زن آمریکایی خودرا به ایران ببرند، دادن انواع وکالت، گرفتن کارت ملّی، گرفتن مُهر تأیید مدرک تحصیلی تا تجدید گذرنامه که اعتبار آن 5 ساله است. دو نفر خارجی هم آمده بودند تا ویزای دیدار از ایران بگیرند. یک کارمند دفتر هم تلفنی به افرادی که سئوال دارند مشروحا پاسخ می دهد. تلفن: 9654990 و کد شهر واشنگتن (202).
        از هموطنانی که در نزدیکی من نشسته بودند علت مراجعه حضوری شان را پرسیدم، گفتند که همه این کارها را می توان از طریق ارسال پُستی انجام داد ولی در صورت عجله و فوریّت و نیز نگرانی از احتمال نرسیدن بستهِ پستی که احتمالی بسیار ضعیف است ترجیح دادند که مراجعه حضوری کنند. بیشتر این مراجعین از ساکنان استیت های مجاور (ویرجینیا، مریلند، ویرجینیای غربی و کارولینای شمالی) بودند و یک خانم هم از لس آنجلس آمده بود. از این خانم پرسیدم که چرا 3 هزار مایل آمده تا گذرنامه اش را تجدید کند گفت در منطقه واشنگتن کارهای دیگری داشته ازجمله دیدار پدرش. یک هموطن دیگر، از محل تازه دفتر که تقریبا در مرکز شهر واقع است تعریف کرد.
        چند دقیقه ای از ظهر نگذشته بود که آقای رُخ وند با چند پرونده به جای خود بازگشت و به خواندن نام کسانی که کارشان آماده بود پرداخت که به او مراجعه و دریافت کردند و با سپاسگزاری از سرعتِ عمل کارکنان دفتر و خداحافظی با مراجعین دیگر که یکی ـ دو ساعت در کنار هم نشسته بودند خارج می شدند. همگان می گفتند که این رفتار بسیار دوستانه دفتر و همکاری صمیمانه کارکنان آن به حل مشکل هموطنان ـ حتی در ادارات آمریکا، سویس و سوئد هم سابقه ندارد و برای آنان مشاهده چنین سرعتِ عمل و رفتار دوستانه لذّت آفرین و امیدوار کننده بوده است که لازم است رسانه ای شود تا سرمشق ادارات دیگر قرار گیرد. این دفترنسبتا کوچک نیاز گذرنامه ای، شناسنامه ای و وکالتنامه ای، دانشجویی و ... بیش از یک میلیون ایرانی ساکن آمریکا را انجام می دهد. به عبارت دیگر، هم کار اداره گذرنامه را می کند و هم کار اداره آمار و ثبت احوال و نیز کار محاضر اسناد رسمی به لحاظ تأیید وکالتنامه را. درست است که ایران یک کشور 80 میلیونی است ولی همه این جمعیت که به گذرنامه و ... نیاز ندارند ولی ایرانی ساکن خارج، دارد. در کشورهای دیگر، جز چندتایی بقیه دارای سفارت و کنسولگری ایران هستند ولی در آمریکا همین یک دفتر است که محل مراجعه بیش از یک میلیون ایرانی است و آنان را از کار خود کاملا راضی نگهداشته که بی سابقه و درخور تمجید است.
        - - - - -
        این پیام به لحاظ اهمیت در مجله روزنامک
         www.rooznamak-magazine.com
        نیز که ناشر آن مؤلف این تاریخ آنلاین است چاپ شده است
    .




  •  

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com