Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
18 فوريه
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 18 فوريه
ایران
روزی که تیپ قزاق به قصد كودتا رهسپار تهران شد
رضاشاه در دهه 1930
واحدهای تیپ قزاق هجدهم فوریه1921 (29 بهمن 1299 )، به قصد تصرف تهران و كودتا به سوی پایتخت به حركت درآمدند. تیپ قزاق که آموزش نظامی روسی داشت در آن وقت در قزوین مستقر بود. این نیرو به فرماندهی رضاخان میرپنج (سرتیپ و بعدا رضاشاه پهلوی) پنج روز بعد تهران را متصرف و دولت را تغییر و سیدضیاء طباطبایی یزدی را نخست وزیر كرد.
     قرائنی در دست است که نشان می دهد این كودتا به اشاره و حمایت دولت انگلستان انجام شد که پس از سوسیالیست شدن روسیه و خروج مسکو از رقابت های استعماری، برای ایران و کُلِ آسیای غربی و جنوبی نقشه های تازه ای در سر داشت. ولی، رضاشاه از اواسط دهه 1930 متمایل به سران آلمان و ایتالیا شد زیرا که هر سه افکار ناسیونالیستی و وجوه مشترک متعدد داشتند. رضاشاه شیفته هدف های موسولینی به احیاء امپراتوری روم باستان شده بود و با کمک او برای ایران یک نیروی دریایی مؤثر به وجود آورد و با این نیرو انگلیسی ها را از چند پایگاه خود در خلیج فارس ازجمله «باسعیدو» بیرون راند. رضاشاه با هدف بازآوردن دست کم بخشی از سرزمین های ازدست رفته در دوران قاجارها، محرمانه با هیتلر به توافق رسیده بود و اگر خیانت چند نفر در آگوست 1941 (شهریور 1320) نبود، ارتش ایران از جنوب و ارتش آلمان از شمال، قفقازرا تصرف کرده بودند. رضاشاه نقشه پس گرفتن نقاط از دست رفتهِ خراسان بزرگتر را هم در سر داشت.
     از آنجاکه رضاشاه ازمیان مردم برخاسته و از «هیچ» آغاز کرده بود دردها و دشواری ها را درک می کرد. وی احساسات نیرومند ناسیونالیستی ایرانیان را می دانست و در ملاقات با ناسیونالیست معروف آلمانی ـ دکتر شاخت این مطلب را با او درمیان نهاده بود و دکتر شاخت پس از جنگ جهانی دوم و در بازجویی هایی که از او به عمل آمد آن را بطور کامل بیان داشته بود.
    (جزئیات دیگری درباره كودتا و تغییر دولت در مطالب 23 فوریه این تاریخ آنلاین آمده است)
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که سرود «ای ایران» موثرترین ـ برانگیزاننده ترین و میهنگراترین سرود ملّی كشورها تشخیص داده شد
روح الله خالقی متولّد کرمان
18 فوریه 1954 نشست بین المللی كارشناسان بررسی سرودهای ملّی در شهر وین، سرود «ای ایران» را از نظر محتوا و آهنگ، بسیار میهنی و مهیّج اعلام داشت و تاکید کرد که «ای ایران» تا این زمان، موثرترین ـ برانگیزاننده ترین و میهنگراترین سرود ملّی كشورها است كه هر ایرانی با شنیدن آن برانگیخته و آماده فداكاری برای میهن می شود.
    روح الله خالقی سازنده آهنگ سرود ملّی «ای ایران» بود که 21 آبان 1344 (12 نوامبر 1965) در 59 سالگی بر اثر بیماری سرطان در اتریش فوت شد. وی برای درمان بیماری به اتریش رفته بود. خالقی در سال 1906 (1285 هجری خورشیدی) در ماهانِ كرمان به دنیا آمده بود.
    خالقی كه بر انواع فرضیه های موسیقی و علوم صدا تسلط كامل داشت در زنده كردن موسیقی اصیل ایرانی خدمات ارزنده به عمل آورد از جمله توجه به چَنگ رودكی. وی بود كه توصیه می كرد ریشه موسیقی ایرانی و واژه های گمشده پارسی را باید در میان تاجیك ها و مردم جنوب روسیه و قفقاز شمالی جستجو كنند.
     صدها آهنگ جاویدان از خالقی باقی مانده است كه معروفترین آنها آهنگ سرود «ای ایران» است كه شعر آن را «حسین گُلگُلاب» استاد وقت دانشگاه تهران (و عضو فرهنگستان ایران) سروده است. این سرود در سال 1323 (1944 و در جریان اشغال نظامی ایران از سوی متفقین) تكمیل شد. انگیزه سرودن این شعر، مشاهده بی حرمتی های نظامیان اشغالگر بود كه از تاریخ و تمدن ایرانیان بی خبر بودند و قضاوتِ شان بر پایه مشاهده وضعیت روز بود. ایران قرن ها تنها اَبَرقدرت جهان و بیش از 8 قرنِ متوالی، یکی از دو اَبَرقدرت بود و در قرون وُسطا که غرب در ظلمت و تاریکی بود، اَبَرملّت در ادبیات، دانش، اندیشه و تألیفات.
    طبق یك آمار، در ربع قرن منتهی به 1385 (2006 میلادی) نوار و سی دی سرود «ای ایران، ای مرز پُرگُهَر ـ ای خاكَت سرچشمهِ هنر» ... «مِهر تو شد چون پیشه ام ـ دور از تو نیست اندیشه ام» ... «در راه تو كِی ارزشی دارد این جان ما ـ پاینده باد خاكِ ایران ما» بیش از هر آهنگ و سرود فارسی دیگر تولید و تقریبا در خانه هر ایرانی در درون مرز و برون مرز وجود دارد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تکمیل محاصره شوروی با ایجاد پیمان بغداد (سِنتو) ـ مشوّق شاه به عضویت ایران در این اتحادیه ـ انتقاد خروشچف از شاه ـ كانتینمِنت نوین و ...
نیکیتا خروشچف
در اجرای سیاست (استراتژی) دولت واشنگتن و با هدف نهائی محاصره شوروی و سدّ ِ گسترش کمونیسم در آسیای غربی (خاورمیانه) و از اینجا به آفریقا و جزایر اقیانوس هند غربی، 26 فوریه 1955 یك پیمان نظامی و دفاع مشترك میان تركیه و عراق به امضاء رسید كه بعدا (در سپتامبر آن سال) انگلستان، پاكستان و ایران هم به آن پیوستند و دولت آمریکا عضو ناظر این اتحادیه شد که Baghdad Pact (پیمان بغداد) نام گرفت. علت خودداری ظاهری آمریکا از عضویت رسمی در پیمان بغداد این بود که احتمال جنگ عرب ازجمله عراق با اسرائیل می رفت و دولت واشنگتن نمی خواست مستقیما درگیر آن شود. قبلا و در مارس 1946 میان ترکیه و عراق یک پیمان تعاون و دوستی امضاء شده بود که عبارت دفاع مشترک در آن دیده نمی شد. اعلام تشکیل دولت مهاباد، دو دولت ترکیه و عراق را که هرکدام دارای مناطق کُردنشین هستند وادار به امضای آن پیمان کرده بود.
    جلال بایار رئیس جمهوری وقت ترکیه در دیدار از ایران در نخستین هفته مِهرماه 1334 (سپتامبر 1955) شاه را تشویق به عضویت در پیمان بغداد کرد و شاه دو هفته بعد عضویت ایران در این پیمان را ضروری و لازم اعلام داشت و دو روز بعد حسین علاء نخست وزیر وقت لایحه الحاق ایران به پیمان بغداد را به پارلمان داد که تا سی ام مهرماه هر دو مجلس آن را تصویب کردند و قانون شد. احتمالا یکی از علل قصد قتل حسین علاء در مسجد، همین اقدام او بود که با جراحت وارده به بغداد رفت و در نشست تأسیس اتحادیه شرکت کرد.
     تفسیرنگاران چپگرای اروپایی نوشته بودند که این، Julius Holmes دیپلمات آمریکایی (از 1955 تا 1965 ـ سه بار سفیر آمریکا در ایران) بود که خودرا دوست نزدیک شاه (پهلوی دوم) نشان می داد و وی را ترغیب به عضویت ایران در پیمان بغداد کرد. شاه در آن زمان (و حتی تا پایان دهه 1960 که پس از آن، ایران از برکت گران شدن نفت ثروتمند شد) هر بار که کشور را نیازمند به پول و یا تسلیحات تازه می دید آمریکا را تهدید به نزدیک شدن به دولت مسکو می کرد.
     پس از حذف سلطنت از عراق در 14 جولای 1958 و خروج عراق از پیمان بغداد، این اتحادیه نظامی، نخست به «مِتو» و سپس به سازمان پیمان مركزی «سِنتو» تغییر نام داد با همان هدف، و در راستای استراتژی دولت آمریكا مبنی بر ایجاد حلقه ای از اتحادیه های نظامی وابسته به غرب پیرامون شوروی و چین (و اصطلاحا: كانتینمنت آنها).
     با همین هدف، در جنوب شرقی آسیا نیز «سیتو» كه ظاهرا یك اتحادیه دفاع مشترك بود به وجود آمده بود و پیش از همه آنها؛ ناتو ـ كه با وجود فروپاشی بلوك شرق و شوروی (و برخلاف تعهد دو جانبه) نه تنها باقی مانده است بلكه در حال گسترش است؟!. در آن زمان، پاکستان با عضویت در سنتو و سیتو و ترکیه در سنتو و ناتو حلقه های متصله این زنجیر بودند. دو جنگ سالهای 1965 و 1971 هند و پاکستان و اِکراه سنتو و سیتو از کمک نظامی مستقیم و علنی به پاکستان، این دو اتحادیه را تا حدی تضعیف کرد. انقلاب ایران و برقرارشدن نظام اسلامی و شعار نه غربی و نه شرقی، به عُمر سنتو پس از 23 سال پایان داد.
     18 فوریه 1959 و در چهارمین سالروز تاسیس پیمان بغداد نیكیتا خروشچف رهبر وقت شوروی شاه را با اشاره به عضویت ایران در پیمانهای نظامی غرب و رسما متحد شدن با آمریكا بر ضد شوروی، شدیدا مورد حمله و نكوهش قرارداد و گفت كه شاه، ایران را به صورت ابزاری در دست آمریكا قرار داده و این كشور را به پایگاه آمریكا مبدل ساخته كه شوروی نمی تواند در قبال چنین وضعیتی بی اعتنا بماند. وی گفت: "ایران با در پیش گرفتن یک سیاست بی طرفانه می توانست بیش از آمریکا از ما (دولت مسکو) کمک بگیرد. آمریکا به دولت ایران اسلحه می دهد تا از سیاست آن دولت که محاصره ما است دفاع کند. هدف ما استثمار نیست بلکه حذف استثمار و نابرابری ها است که ملت ایران هم گرفتار آن است.".
     خروشچف در سخنان خود، مفاد قرارداد سال 1921 ایران و روسیه را به شاه یاد آور شد و گفت كه از بیم همین قرارداد، انگلستان در طول سالهای ملی شدن نفت ایران نتوانست دست به حمله نظامی بزند و مناطق نفتخیز ایران را تصرف كند.
    در پی این انتقاد، جنگ رادیویی دوكشورـ تهران و مسکو ـ شدت یافت.
    مورّخان تداوم ماندن ایران در کنار غرب تا 1979 را مانع اصلی گسترش سوسیالیسم و نفوذ مسکو در منطقه خلیج فارس (به استثنای عراق) می دانند که اگر این مانع نبود، جریان نفت از دست غرب خارج می شد و شوروی که در دهه 1980 رو به ضعف نهاده بود در پایان این دهه از درون فروپاشی نمی شد.
    با فروپاشی جماهیریه شوروی و گسترش ناتو در اقمار این جماهیریه و حتی در بالتیک شوروی پیشین، گفته می شود که محاصره روسیه که سلاحهای موشکی ـ اتمی خودرا همچنان حفظ کرده و از نظر وسعت بزرگترین کشور جهان است و دارای معادن نفت و طلا، به صورتی دیگر ادامه دارد.
     در دوران حکومت جورج دبلیو بوش برخی از سیاسیون واشنگتن سخن از گسترش «ناتو» تا عراق و افغانستان و آن سوی این دو كشور به میان آورده بودند و .... مورّخان معارضه تازه غرب با روسیه را که هنوز (جز مشاهده دو نمونه اش در اوکراین و گرجستان و نیز مقدمات استقرار شبکه ضد موشکی آمریکا در لهستان و جمهوری چک و تحریم های محدود) علنی نشده است از زمانی می دانند که «کوزوو» با کمک غرب از صربستان جدا شد. چندی است که کرملین تلویحا از طرح پنهانی «كانتینمنت» تازه غرب انتقاد و اشاره به انتقام گیری می كند و در صدد یارگیری است. «تحریم از هر نوع آن» از ابزارهای جنگ سرد و «كانتینمنت» در قرن 21 بشمار آورده شده است.
    «كانتینمنت» سده 21 رنگ دیگری دارد زیراکه وجود تسلیحات اتمی ـ موشکی، اثرگذاری اتحادیه های نظامی را ازمیان برده است و هرگونه برخورد نظامی مستقیم میان دو قدرت اتمی، سریعا به جنگ اتمی خواهد انجامید و بنابراین، نیازی به اتحادیه و لشکرکشی نیست. جنگ اتمی ظرف یکی ـ دو ساعت سرنوشت تعیین می کند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
کُپی صفحه اول شماره 29 بهمن 1357 روزنامه اطلاعات که رویدادهای مهم وقت را بازتاب داده بود، برای ماندن در تاریخ

    



    
    
تصویری دیگر از ديدار ياسر عرفات با آيت الله خميني در تهران

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
آیت الله خامنه ای: مسئله هسته ای، بهانه است و اگر ـ بر فرض محال ـ مطابق خواست آمریکا هم حل شود، آمریکایی‌ها مسائل دیگر را پیش خواهند کشید
آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران و انقلاب 28 بهمن 1392 در دیداری در تبریز که به مناسبت سی و ششمین سالگرد قیام مردم این شهر (در 29 بهمن سال 1356) برگزار شده بود تسلیم نشدن در مقابل زورگویی و باج خواهی نظام سلطه را آرمان انقلاب اسلامی خواند و تأکید کرد که ملّت ایران در اجتماعات و راهپیمایی های 22 بهمن 1392 اعلام کرد که تسلیم زورگویی و باج خواهی آمریکا نخواهد شد.
    وی با انتقاد از برخی تلاش ها برای معرفی یک چهره غیر واقعی از آمریکا به مردم، گفت که برخی افراد تلاش دارند با بزک کردن چهره آمریکا، زشتی ها و خشونت ها و وحشت آفرینی ها را از این چهره بزدایند و دولت آمریکا را دولتی علاقه مند به مردم ایران و انسان‌دوست معرفی کنند، اما تلاش این افراد به نتیجه نخواهد رسید.
    رهبر انقلاب اسلامی فهرست وار سوابق کارهای دولت آمریکا در هشتاد سال اخیر ازجمله کودتای 28 اَمُرداد 1332 و توطئه ها و تحریم ها برضد جمهوری اسلامی ایران را برشمرد و گفت که چگونه می توان این چهره را در برابر ملت ایران، با بزک تغییر داد. ضدیت آمریکا با ما هنوز ادامه دارد.
    آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به سخنان خود در آغاز سال 1392 در مشهد گفته بود: "تصور بعضی از دولتمردان دولت قبلی [دولت محمود احمدی نژاد] و همچنین برخی از دولتمردان دولت فعلی [دولت حسن روحانی] این است که اگر ما در قضیه هسته ای، با آمریکا مذاکره کنیم، مسئله حل خواهد شد. من به دلیل اصرار آنان بر مذاکره در خصوص موضوع هسته ای، گفتم که مخالفتی ندارم و همان موقع هم تاکید کردم که خوشبین نیستم. نشانه های خوشبین نبودن، اینک در حال آشکار شدن است که البته ملت ایران در راهپیمایی 22 بهمن امسال (سال 1392)، به مقامات آمریکایی که اظهارات اهانت آمیز کرده بودند تودهنی زد. یکی از علل حضور گسترده تر و پرشورتر ملت در راهپیمایی 22 بهمن 1392 ـ گستاخی، زیاده خواهی، بی ادبی و پررویی مقامات آمریکایی بود. موضوع هسته ای، بهانه ای بیش نیست. اگر روزی ـ بر فرض محال ـ قضیه هسته ای مطابق خواست آمریکا، حل شود، آمریکایی‌ها مسائل دیگر را پیش خواهند کشید. سخنگویان دولت امریکا هم اکنون نیز از موضوعات حقوق بشر و توانایی موشکی ـ دفاعی ایران، سخن به میان می آورند.
    رهبر جمهوری اسلامی در اشاره به مذاکرات هسته ای گفت: کاری که وزارت امور خارجه و مسئولان دولتی در این خصوص آغاز کرده اند ادامه خواهد یافت و ایران نقض‌کننده کاری را که شروع کرده است، نخواهد بود. اما، همه بدانند که دشمنی آمریکا با اصل انقلاب اسلامی و اسلام است و این دشمنی، با مذاکرات پایان نخواهد یافت. تنها راه علاج این دشمنی تکیه بر اقتدار ملی و توان داخلی و مستحکم تر کردن ساخت درونی کشور است.
    وی با اشاره به سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی که ابلاغ خواهد شد گفت: راه حل مشکلات کشور، اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی و تکیه به درون و چشم ندوختن به بیرون است. تا وقتی که چشم ما به دست دیگران، یا به کاهش تحریم ها و یا اظهارات مقامات آمریکایی دوخته شده باشد، به جایی نخواهیم رسید. اگر این کار [تکیه بر توان داخلی و ساخت درونی کشور] انجام شود، قطعاً همه درهای بسته باز خواهد شد و بنابراین، باید در همین مسیر حرکت و عمل کرد. امید است که اهداف استکبار جهانی نسبت به ملت ایران و نظام اسلامی شکست خورد و ملت پیروزی خودرا در برابر چشم بدخواهان جشن بگیرد.
    [سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی روز بعد ـ 30 بهمن 1392 ـ اعلام و ابلاغ شد.]
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
خودسوزی یک کارمند بازنشسته وزارت نفت در این وزارتخانه، همزمان با دیدار حسن روحانی از آنجا
همزمان با حضور حسن روحانی، رئیس جمهور [رئیس جمهور وقت] در ساختمان وزارت نفت در 28 بهمن 1392 ـ پیش از ظهر، یک کارمند سابق و 58 ساله صنعت نفت در همان ساختمان اقدام به خودسوزی کرد.
    گویا این فرد قبلا در تاسیسات نفت در جنوب کشور سرگرم کار بود.
    سخنگوی وزارت نفت با تائید خبر خودسوزی این مرد گفت: "امروز پس از بازدید و خروج رئیس جمهور از وزارت نفت یکی از کارکنان در محوطه خروجی ساختمان اقدام به خودسوزی کرد.".
    این فرد که دچار سوختگی 55 درصدی شده بود در بیمارستان بستری شد. هویت این فرد و انگیزه او از خودسوزی اعلام نشده بود.
     بازنشستگان پالایشگاه آبادان در آذرماه 1392 در اعتراض به شرایط اقتصادی و تأثیر آن بر زندگانی روزمره، در مقابل وزارت نفت تجمع کرده بودند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مسائل جامعهِ ایران از دیدگاه دکتر الهه کولایی ـ رانت یعنی فساد و فساد بود که شوروی را از درون پوساند و ...
دکتر الهه کولایی

دویچه وله (صدای جهانی آلمان) در میان گزارش های 16 فوریه 2018 خود به زبان فارسی، اظهارات دکتر الهه کولایی استاد علوم سیاسی و مطالعات بین الملل دانشگاه تهران، نماینده پیشین مجلس، پژوهشگر و مؤلف را نقل کرده بود که گفته بود: "ساختار معیوب اقتصادی دولتی یعنی رانت، رانت یعنی فساد. این، همان مسئله ای است که شوروی را از درون پوساند و ظرف 10 سال، این اَبَرقدرت از میان رفت. ساختار اقتصادی معیوب، مسئله آب، آموزش، رفتن نخبگان به خارج از کشور، ناامیدی که بزرگ‌ترین تهدید برای جامعه ایرانی است، مسئله اُفت سرمایه اجتماعی و بحران ریزگردها از جمله چالش های امروز جامعه ایران هستند.".
    به گزارش «دویچه وله»، بانو کولایی این مطالب را 26 بهمن 1396 (15 فوریه 2018) در نشست «حزب اتحاد ملّت» که در آن موضوع «انقلاب اسلامی و چشم‌انداز پیشِ رو» بررسی می شد مطرح کرد. بانو دکتر کولایی در زمینه فروپاشی شوروی دارای تألیف است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
صدور کیفرخواست برای حسین فریدون برادر حسن روحانی رئیس جمهور [رئیس جمهور وقت]
تهران ـ خبرگزاری مِهر ـ 28 بهمن 1397: حجت الاسلام غلامحسین محسنی اژه‌ای سخنگوی قوه قضائیه (سخنگوی وقت) در یکصد و سی و ششمین نشست خبری خود، در پاسخ به پرسش خبرنگار ما (خبرگزاری مِهر) در رابطه با نامه نمایندگان مجلس به رئیس قوه قضائیه که خواستار رسیدگی سریع به پرونده حسین فریدون (برادر حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور وقت) و برگزاری محاکمه او به صورت علنی [حضور روزنامه نگار در جلسات دادگاه] شده اند و اینکه این پرونده در چه مرحله‌ای است گفت: از نمایندگان مجلس برای پیگیری پرونده‌ها تشکر می‌کنم. خودِ قوه قضائیه برای به سرانجام رسیدن پرونده ها تلاش می‌کند. پیش از نامه نمایندگان، و در دوم بهمن ماه کیفرخواست پرونده «حسین فریدون» صادر و به دادگاه ارسال شده است و بزودی محاکمه این فرد برگزار می‌شود، انشاءاللله در اسفندماه [اسفند 1397]. ولی، اینکه دادگاه علنی باشد یا نباشد منوط به نظر رئیس دادگاه است.
    - - - - -
    خبرگزاری تَسنیم در این زمینه توضیح بیشتری گزارش کرده و نوشته بود که نامه را 20 نماینده مجلس امضاء کرده بودند و متذکر شده بودند که در طول یک سال و نیم گذشته، افکار عمومی در انتظار تعیین تکلیف پرونده اتهامیِ دو فرد ـ برادر رئیس جمهور و نیز برادر معاون اول رئیس جمهور بوده اند.
    به گزارش نسبتا طولانی تَسنیم، اتهام حسین فریدون در رابطه با امور بانکی و نیز تحصیل در مقطع دکتری است. تَسنیم گزارش های قبلی در این رابطه را به عنوان سابقه اتهام و رسیدگی با ذکر اسامی افراد بر خبر خود افزوده بود.
    ـ ـ ـ ـ ـ
    حسین فریدون بعدا محاکمه و محکومیت یافت و نهم مهرماه 1398 اعلام شد که مجازات او؛ پنج سال زندان و 31 میلیارد رَدِّ مال، قطعی شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ضعف های ایران از دیدگاه «میلسپو»: بوروکراسی، عادت نداشتن به دادن مالیات، فساد اداری (ارتشاء، پارتی بازی و اِعمال نفوذ)
Arthur Ch. Millspaugh

دكتر آرتر چستر میلسپو Arthur Chester Millspaugh مستشار آمریکایی مالیه ایران كه تا دی ماه 1323 در این سمت بود، در پی اختلاف با مدیر كل وقت بانك ملی ایران و برخی درگیری ها، با رای مجلس لغو سمت شد و از ایران رفت و بعدا نظرات خودرا که گفته بود نتیجه تجربه هایش از کارکردن در ایران بود اعلام داشت که همچنان مورد توجه است.
    میلسپو معتقد بود که تا ایرانیان به مالیات دادن عادت نكنند و بدانند که هزینه اداره کشور را باید بدهند، فساد اداری از ارتشاء (رشوه گیری و رشوه دهی) تا پارتی بازی و توصیه (اِعمال نفوذ) و بورو کراسی پیچیده ایران ـ از تنبلی کارمندان، بی اعتنایی آنان نسبت به مراجعین، بی دقتی و امروز و فردا کردن از میان نرود و نظام استخدام دولتی دگرگون نشود و از سیستم استخدام رسمی درنیاید مسائل ایران حلِّ نخواهد شد. وی گفته بود که برای حلِّ این معضل که ریشه هفتصد ساله (از زمان حکومت مغول ها) دارد نیاز به یک انقلاب اداریِ تمام عیار است و این انقلاب، یک «پیش ـ انقلاب» لازم دارد و آن حل مسئله مالیات (مالیات گرفتن و مالیات دادن) در ایران است.
     میلسپو که 9 روز پس از سلب اختیارات با مصوّبه مجلس، كناره گیری خود را اعلام داشت و به آمریكا بازگشت در این کشور در یک مصاحبه مطبوعاتی عمومی این پیش بینی خودرا ابرازداشت و گفت که بوروکراسی ناراضی ساز ایران سرانجام به انقلاب منجر خواهد شد که در آن همه چیز دگرگون و زیر و رو خواهد شد.
     مطبوعات ملّی گرای وقتِ تهران درباره برکنارشدن میلسپو نوشته بودند؛ آنانکه نمی خواهند ایران درست شود و در جایگاه قدیم خود (یک قدرت) قرارگیرد با طرح توطئه، باعث سلب اختیارات دکتر میلسپو شده اند. انگشت اشاره این مطبوعات به دولت لندن بود.
     دکتر میلسپو متولد سال 1883 شهر آگوستایِ استیتِ میشیگان که از دانشگاههای ایلی نوی و جانز هاپکینز در رشته های اقتصاد، مالیه و اقتصاد سیاسی فارغ التحصیل شده بود، زمانی استاد دانشگاه و در دهه سوم قرن 20 مدتی هم مشاور دولت آمریکا در امور بازرگانی بود دوبار به استخدام دولت ایران درآمده بود. بار اول چهار سال و اندی (از نوامبر 1922 تا ماه می 1927 = از آبان 1299 تا یکم خرداد 1306) و بار دوم از 1942 تا 1945 (تقریبا سه سال در نیمه اول دهه سوم قرن سیزدهم هجری خورشیدی و دوران جنگ جهانی دوم). بار نخست، میلسپو شخصا از ادامه کار در ایران کناره گیری کرده بود. محصول اقامت اول او در ایران همچنین کتابی تحت عنوان «The American Task in Persia» بود و حاصل اقامت دوم او در کتابی تحت عنوان «Americans in Persia» منعکس شده است. کتاب اول در سال 1925 و کتاب دوم در 1946 انتشار یافت. در کتاب اول، میلسپو از مداخله متنفّذین، خواص و سران ایلات در امور نالیده و در کتاب دوم کُلّا نظر منفی ارائه داده و نوشته است که به علت وجود چند دستگی میان رجال و عادت آنان در توجه خاص به منافع شخصی، خدا داند که در چه زمان ایرانیان بتوانند یک دولتِ کارآمد به وجودآورند ـ به عبارت دیگر؛ وی به اداره شدن امور اقتصاد و مالیه ایران به طرزی درست و مطابق اصول در شرایط وجود چند دستگی، منفعت طلبی و ضعفِ احساس میهندوستی و آینده نگری تردید کرده بود. میلسپو که مؤلف هشت کتاب دیگر است در سال 1955 درگذشت.
     ـ ـ ـ ـ ـ
    نقل از مجله روزنامک، شماره 103 صفحه 28:
    www.rooznamak-magazin.com
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دنیای هنر
سالروز درگذشت میكلانژ
میكلانژ (میكلانجلو Michelangelo) تصویر نگار، پیكر ساز، معمار، مهندس و شاعر ایتالیایی عصر رنسانس 18 فوریه 1564 در شهر رم دیده از جهان فرو بست. وی ششم مارس سال 1475 میلادی به دنیا آمده بود. آثار هنری میكلانژ تماما و از اشعار او سیصد شعر تا به امروز باقی مانده است.


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو اندیشه
به حكم كلیسای کاتولیک، فیلسوف ایتالیایی را در ملاء عام آتش زدند
تصویری از Giordano
17 فوریه سال 1600 در شهر رُم و در میدان Campo de fiori، «برونو Giordano Filippo Bruno» فیلسوف، ریاضی دان و فرضیه پرداز ایتالیائی به حُکم کلیسای کاتولیک سوزانده شد. وی پس از یك محاكمه طولانی، از سوی كلیسای كاتولیك به اعدام محكوم شده بود. اتهام او ابراز تردید به اصول مسیحیت و عقایدِ غیر قابل قبولِ کلیسای کاتولیک و كُفر بود كه چون توبه نكرد محكوم شد. کلیسای کاتولیک ماهها منتظر توبه کردن برونو بود تا درباره اجرای حُکم تصمیم بگیرد که وی حاضر به بازگشت از عقاید خود و توبه کردن نشد. برونو که فرضیه او در زمینه Cosmology بوده است درباره کائنات (یونیوِرس) عقاید دیگری ابراز کرده بود که کتاب شده اند. او در عِلم فضا (هیئت) باور بر وجود چند منظومه دیگر، علاوه بر منظومه شمسی داشت و هر منظومه مرکب از یک خورشید و چندین ستاره. او همچنین در باره عذاب وجدان نظرات تازه مطرح کرده بود.
    برونو كه در 52 سالگی سوزانده شد همچنین از رواقیون بود و «افلاتونیسم نوین» را تبلیغ می كرد. در اجرای حُکم کلیسای کاتولیک، برونو را به تیری بستند و در ملاء عام آتش زدند. قرن ها بعد در همین محل، مجسمه او قرار گرفته است که گردشگران ایتالیا از آن میدان و مجسمه دیدن می کنند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ترس دولت روسیه تزاری از کتابِ آن چه را كه من باور دارم تألیف تولستوی
پلیس روسیه 18 فوریه 1884 دستور یافت كه نسخه های كتاب تازه تولستوی نویسنده شهیر آن كشور را جمع آوری كند و از دسترس خارج سازد.
     این كتاب، «آن چه را كه من باور دارم» عنوان داشت و محتوای آن انتقاد از اوضاع آن زمان روسیه ـ روسیه تزاری ـ بود و دولت وقت گمان می كرد كه مطالعه كتاب، اتباع ناراضی را به عصیان خواهد كشاند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اصول و تفسیر سوسیالیسم قرن 21 که به زعم چاوس، ونزوئلائی ها در رفراندم فوریه 2009 رأی به اجرای آن دادند
چاوس در روز پیروزی (15 فوریه 2009)
پنج سال پس از انتشار فرضیه سوسیالیسم قرن 21، نتیجه رفراندم 15 فوریه 2009 ونزوئلا راه را برای پیاده کردن آن باز کرده است و به همین سبب بوده است که بسیاری از تفسیرنگاران این رفراندم را نوعی انقلاب آرام (بدون تخریب و خونریزی) تلقی کرده اند. فرضیه هوگو چاوس ـ سوسیالیسم قرن 21 ـ نخستین فرضیه سیاسی است که کار اجرای آن از دهه یکم قرن 21 آغاز شده است.
    چاوس (متوفی در پنجم مارس 2013) که از دیرزمان درصدد یافتن راهی ـ به زعم او، تامین وسیله خوشبختی بشر بود با توجه به تجربه حاصل از نظام های سوسیالیستی در قرن 20 و با ایجاد تغییرات متناسب با شرایط قرن 21 در آن فرضیه ها، و مخلوط ساختن این نظرات با عقاید سیمون بولیوار ـ قهرمان ملی آمریکای لاتین ـ فرضیه سوسیالیسم قرن 21 را اعلام داشت که دارای چهار ستون اصلی است:
    1 ـ توزیع عادلانه درآمد، رفاه و فرصت ها.
    2 - دمکراسی خلق.
    3 - استقلال اقتصادی و خودکفا بودن یک جامعه از این لحاظ.
    4 - بازگشت به انسانیت و پایان هرگونه فساد.
     برخی از اندیشمندان، سوسیالیسم چاوس را نوعی سوسیالیسم ملی (لاتینو ـ هیسپانیک) خوانده اند زیرا که در این فرضیه، او در موارد متعدد از بولیوار نام برده است. به باور این اندیشمندان، چون در این فرضیه اشاره به دیکتاتوری پرولتاریا نشده می توان آن را «سوسیال دمکرات» هم عنوان داد. در آمریکای لاتین، مردم منطقه خودرا اعضای یک ملت واحد می دانند.
    اندیشمندانی که فرضیه چاوس (سوسیالیسم قرن 21) را تفسیر کرده اند گفته اند که شکست سوسیالیسم شوروی عمدتا به خاطر فساد گسترده اداری و آلودگی مقامات و تظاهر آنها به ایدئولوژی حاکم و ضعف در آدمسازی (آموزش و پرورش و ژورنالیسم) به دلیل کمبود معلم و روزنامه نگار دلسوز و ماهر درکار خود بود که چاوس قطع فساد را یکی از اصول اصلی سوسیالیسم قرن 21 [پایان دادن به هرگونه فساد و بازگشت به انسانیت] قرارداده است. با بکاررفتن عبارت «بازگشت به انسانیت»، سوسیالیسم چاوس به معنویات هم توجه کرده حال آنکه فرضیه های سوسیالیستی قدیمی تر عمدتا بر مادیات و برابری اقتصادی تاکید داشتند.
    موضوع تازه دیگر در این فرضیه، قطع فساد است. چاوس گوید: تا فساد اداری و کمبود معلم و روزنامه نگار واقعی وجود داشته باشد سوسیالیسم پیاده نخواهد شد و این [قطع فساد]، عنصری است که مارکس و لنین به آن توجه آنچنانی نکرده بودند. موضوع دیگر، خودکفا بودن در اقتصاد است یعنی اینکه لازم نباشدبرای تامین مایحتاج داخلی و رفع نیاز روزمره زیر بار دیگران بروند و مجبورباشند به ساز آنها برقصند که عملی مغایر استقلال و حاکمیت ملی است. چاوس با توجه به شکست مسکو که حکومت سوسیالیستی آن پس از مرگ لنین «انگیزه» و «میهندوستی» را تضعیف کرد، توزیع برابر فرصت ها را بر توزیع عادلانه درآمد و رفاه (تامین مساوات) افزوده و تاکید بر ملی بودن (لاتینو بودن) فرضیه خود کرده لذا هدف صادرکردن آن را ندارد؛ اگر نتیجه کار رضایتبخش باشد دیگران به صورت داوطلبانه اقتباس کنند، نه کور ـ کورانه. چاوس دمکراسی خلق (رفراندم و نوعی ساویت) را جانشین دمکراسی سبک غرب کرده است و بمانند بسیاری دیگر از اهل تفکر می گوید با آنچه را که درانتخابات برخی از کشورها دیده ایم؛ روش غربی ها دیگر دمکراسی نیست و نمایشنامه ای است که بازیگرانش قبلا با محاسبات اصحاب منافع و کمپانی های بزرگ انتخاب شده اند و در نتیجه به مراتب بدترند از حکومت های موروثی سابق و ارباب ملک (فئودال ها). مثالی که می زد: انتخاب جورج دبلیو بوش در سال 2000 یک نمونه از تئاتر دمکراسی به روش غرب بود. فرضیه چاوس در بطن خود ضدیت با سلطه دارد زیرا که تا قطع کامل ریشه سلطه و چنین تفکری، پیاده کردن هرگونه مسلک که با منافع دولت سلطه گر منافات داشته باشد دشوار خواهد بود و در نیمه راه از اصول خود منحرف خواهد شد که نمونه های متعدد آن در نیمه دوم قرن بیستم تجربه شدند و ....
    در پی تایید پیشنهادهای چاوس در رفراندم 15 فوریه 2009، وی خطاب به ونزوئلایی ها گفت: آنانکه در رفراندم رای «بله» دادند، این «بله» را به سوسیالیسم گفتند و فرضیه او ـ «سوسیالیسم قرن 21» را تایید کردند و به وی ماموریت اجرای آن را دادند. او افزود که رفع محدودیت دوره ای ریاست جمهوری و مقامات انتخابی دیگر را (که قبلا دو دوره متوالی بود) تنها برای پیاده کردن سوسیالیسم قرن 21 درخواست کرده بود و آنچه را که خواسته بود دریافت کرد. او از مردم خواسته بود که امکان ادامه خدمت بدهند تا به نگرانی، اندوه و نابرابری ها پایان دهد. او گفت: "من در این دنیا جز شادی انسان چیز دیگری را نمی خواهم و شما با «بله» گفتن در رفراندم 15 فوریه 2009 ماموریت تامین شادی و نیکبختی به من دادید.".
    چاوس که به بیماری سرطان دچار شده بود 18 فوریه 2013 پس از ده هفته درمان این بیماری در کوبا به ونزوئلا بازگشت تا شاید بتواند دور تازه ریاست جمهوری خودرا آغاز کند که پنجم مارس 2013 درگذشت.
    
شادي هواداران فرضيه «سوسياليسم قرن 21» از پيروزي رفراندم فوريه 2009 که در رسانه هاي آمريکا آنطور که بايد، بازتاب داده نشد

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سیمون دبووار: در جامعه ای مردم شاد و راضی خواهند بود که در آن فساد و تباهی نباشد و اخلاقیات کاملا رعایت شود
سیمون د بووار

نهم ژانویه به مناسبت زادروز بانو سیمون د بووار Simone de Beauvoirنویسنده و فیلسوف فرانسوی نشستی که در آن عمدتا اندیشمندان اروپایی و آمریکای لاتین شرکت کرده بودند تشکیل شده بود و شرکت کنندگان بر درستی عقاید او که مارکسیسم شکست خواهد خورد و برجای آن سوسیال دمکراسی خواهد نشست مُهر تایید زدند.
     سیمون دو بووار که در سال 1908 به دنیا آمده بود 78 سال زندگی کرد. وی یک فیلسوف اِگزیستِنسیالیست بود و نظر اصلاحی به فرضیه مارکسیسم داده بود که معروف به «سوسیالیسم عملی» است که ضمن تأیید مالکیّت عمومی بر منافع بزرگ و برابری انسان ها، انگیزه را از انسان نمی گیرد و مانع رشد فردی و پیشرفت او نمی شود. بانو د بووار عقاید مارکس را غیر عملی اعلام کرده و گفته بود؛ طبیعت انسان بگونه ای است که نمی شود انگیزه را از او گرفت. انسان خواهان پیشرفت و راضی بودن از زندگانی است و مارکسیسم این خواست و آرزو را از او می گیرد و عُمری را در نارضایی بسر می برَد. کنترل ثروت اندوزی و مانع استثمار دیگران شدن به هر طریق بویژه از راه تجارت و فروشندگی و فساد؛ بله، سوسیال دمکراسی؛ بله، ولی مارکسیسم که خواست و عمل انسان ها را محدود و برایش سقف تعیین می کند، نَه. در یک نظام مارکسیستی تنها دست مدیرانی که از پلکان حزب حاکم بالا رفته اند باز است و چنین وضعیتی دوام آور نیست.
    به باور بانو سیمون دِ بووار، در جامعه ای مردم شاد و راضی از زندگانی هستند که حق بشر است که در آن فساد و تباهی نباشد و اخلاقیات کاملا رعایت و ضوابط در چارچوب آن تدورین شود، ادیان الهی هم همین را آموزش و تأکید کرده اند.
     سیمون که چندین رساله و 28 داستان منتشر ساخت کوشیده است که نظرات خود را در قالب داستان نیز مطرح سازد. داستانهای او به بسیاری از زبانها ترجمه شده و انتشار یافته است. او گفته است که طرح نظر در چارچوب داستان و از طریق آن آسانتر و زودفهم تر است. نمی شود یک نظریه را با کلمات و جملات نامأنوس مطرح ساخت و انتظارداشت که مفهوم شود و عملی و رعایت گردد. طرح هر نظر و عقیده با کلمات و جملات قلمبه و غلیظ سبب تفسیر و تعبیر آن و خارج شدن از اصل می شود.
    ـ ـ ـ ـ ـ
    
     نقل از مجله روزنامک، شماره 103 صفحه 29:
    www.rooznamak-magazine.com
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای اقتصاد
نظرات اقتصاددان بنام درباره اهمیت و لزوم استقلال شورای پول، کنترل تورّم و منع دولت ها از ولخرجی که کسری بودجه باعث تورّم می شود
Arthur Melvin Okun

آرتر مِلوین اُکن Arthur Melvin Okun اقتصاددان بنام و مدتی رئیس شورای اندرزگویان اقتصاد و سال ها استاد دانشگاه ییل Yale University و مؤلف چندین کتاب و رساله ازجمله کتابِ Equality and Efficiency و Prices and Quantities عقیده داشت که دولت هرکشور باید کنترل دقیق بر واردات و صادرات آن کشور داشته باشد و هرسال یک بار و یا دو بار (یک ساله و شش ماهه) سهمیه واردات و صادرات اعلام کند تا بازار کشور تثبیت و قیمت ها شود. وی دولت ها را از ولخرجی منع کرده است که کسری بودجه باعث تورّم می شود و تورّم بر همه چیز و زندگانی مردم اثر نامطلوب می گذارد.
     وی گفته است؛ تجربه نشان داده است کشورهایی که دارای یک شورای پول به تمام معنی مستقل، انتخابی و خوب بوده اند موفق بوده و مشکلی در رابطه با قدرت خرید پول ملّی نداشته اند. وضعیت پول ملی است که زندگانی اتباع را تنظیم می کند. پس از پیدایش پول کاغذی، مسائل متعدد پدید آمده است و شورای پول هرکشور باید همه تلاش خودرا بکاربرَد تا دولت آن کشور وارد این مسائل نشود که ورود به مسائل ناشی از پول، سریع و آسان و خروج از آن وقتگیر و تا حدّی سخت است.
    رسانه ها با مشاهده یک مسئله ناشی از وضعیت پول، نظر پروفسور اُکن را تا زمانی که در قید حیات بود جویا می شدند و راه حل های او را منعکس می کردند تا مقامات دولتی مربوط توجه کنند.
    ـ ـ ـ ـ ـ
    نقل از شماره 103 مجله روزنامک. تمامی صفحاتِ همه شماره های این مجله در این آدرس:
    www.rooznamak-magazine.com
    مشاهده و خواندن مطالب این مجله رایگان است.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو ادبیات
«بالزاک» بانی ساده نویسی
Balzac
ژان لوئی بالزاک نویسنده فرانسوی که شیوه ساده نگاری را عمومی ساخت که اینک جهانی شده است هجدهم فوریه سال 1654 و در در 69 سالگی درگذشت. تا زمان بالزاک، نویسندگان در پیچیده نویسی و بکار بردن واژه های سخت و نامانوس و ... با هم کوس رقابت می گذاشتند و به همین سبب مخاطبان تالیفاتشان کم و طبقه تحصیلکرده بود. خواندن و درک مفاهیم کتاب ها به قدری دشوار بود که برای هر کتاب، کلاس درس تشکیل می دادند و خواندن یک کتاب از آن دست یک امتیاز تحصیلی بود. بالزاک که مطالب خودرا تحت عنوان «نامه ها» می نوشت زبان مردم کوچه و بازار را بکار می برد و عینا به همان صورت محاوره، که الگو شده است و مدرسان روزنامه نگاری اصطلاحی دارند به این مضمون که خبر و مطلب ژورنالیستیک باید به سبک بالزاک یعنی روان و ساده و بدون تکلّف نوشته شود. بالزاک در عین حال از موسسان آکادمی فرانسه بوده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو دانش
زمانی که کاشف قرص ضد آبستنی درگذشت
دکتر گارسيا

پروفسور رامون گارسیا Celso-Ramon Garcia كاشف قرص ضد آبستنی در 82 سالگی در فوریه 2004 بر اثر حمله قلبی در گذشت. دكتر گارسیا در دهه 1950 ماده ای ساخت كه هربار مصرف آن، تا 24 ساعت از ترشح هرمون محرك باروری تخمك جلوگیری می كرد . سپس دكتر گرگوری پنكاس Pincus و دكتر جان راك Rock این ماده را به صورت قرص ( خوردنی ) درآوردند و ترتیب مصرف آن را در روزهایی از ماه نوشتند كه در سال 1960 به تایید «اف دی ا - FDA» رسید و به بازار آمد. پروفسور گارسیا استاد دانشگاه پنسیلوانیا بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
سالمرگ محمد حسنین هیکل که 75 سال روزنامه نگاری کرد، از حادثه نویسی تا پوشش جنگها، 50 سال مقاله و نیز 40 کتاب نوشت ـ نظرات و اندرزهای او
محمد حسنین هیکل به رغم توصیه پزشکان سیگار را تَرک نکرد


    هفدهم فوریه 2016 (28 بهمن ماه 1394) محمد حسنین هیکل روزنامه نگار شهیر مصری و از مؤلفان و صاحبنظران جهان عرب درگذشت. وی که 23 سپتامبر 1923 به دنیا آمده بود 92 سال و 4 ماه و 24 روز عُمر کرده بود. هیکل از هفده سالگی وارد کار روزنامه نگاری شده بود.
    هیکل کار روزنامه نگاری را از نشریه «گازِت» آغاز کرده بود و خبرنگار رویدادهای جنایی (اصطلاحا حوادث ـ قضایی) این نشریه بود. در 1942 نوزده ساله بود که به او مأموریت پوشش اخبار جنگ العَلمِین (واقع در شمال غربی مصر ـ ساحل مدیترانه) را داده بودند که میان ارتش هشتم انگلستان (عمدتا مرکب از نظامیان هِندی) به فرماندهی مونتگمری و سپاهیان آلمان و ایتالیا به فرماندهی رومل در جریان بود و تا 11 نوامبر آن سال طول کشید و در آن 311 هزار نظامی با 1580 تانک و 1450 توپ شرکت داشتند و 50 هزار کشته تلفات داشت. این مأموریت، هیکل را وارد کار نظامی ـ سیاسی کرد که مستلزم مطالعه تاریخ است. وی همان زمان در مقاله ای نوشته بود که هدف آلمان از ورود به مصر؛ تصرف آبراه سوئز، قطع رابطه اروپا از این طریق با شرق و خارج ساختن نفت ایران از کنترل دولت لندن بود که موفق نشد زیرا که نظامیان ایتالیایی استعداد جنگیدن نداشتند و در طول جنگ، سَربار آلمانی ها بودند.
     هیکل سپس به نشریه رُز الیوسف
    Rose al-Yusuf
     رفت و از سال 1953 سردبیر «آخرالساعه» و آنگاه «الاخبار» شد.[رُز الیوسف نام یک بانوی متولّد سوریه است که بر این نشریه مصری گذارده شده است.]. پیش از سردبیرشدن، هیکل در سال 1948 پوشش اخبار نخستین جنگ عرب و اسرائیل را انجام داده بود که 9 ماه و سه هفته طول کشیده بود و ضمن آن، نوار غَزّه به تصرف مصریان درآمده بود. وی در جریان ملّی شدن نفت ایران ضمن سفر مطبوعاتی به تهران در جریان احساسات ایرانیان و مبارزات مصدق قرار گرفته بود که تجربه خود از این دیدار را در کتابی زیر عنوان «ایران روی آتشفشان» منتشر کرد. در این کتاب که در همان سال (سال 1951) انتشار یافت؛ گذشته ایران، مداخلات دولت لندن، وضعیت روز و خواست ایرانیان منعکس شده است. هیکل مدتی نیز در شبه جزیره کره، چگونگی جنگ این منطقه را پوشش داده بود و چند هفته پیش از فوت گفته بود که وضعیت سوریه دارد شبیه جنگ کره در آغاز دهه 1950 می شود. جنگ کره یک جنگ بین المللی محدود به همان منطقه بود، ولی در مورد سوریه ....
    هیکل که تمایلات ناسیونالیسی و تا حدی سوسیالیستی داشت از زمان انقلاب نظامی مصر (کودتا علیه ملک فاروق) در جولای 1952 و سپس تغییر نظام حکومتی این کشور، به جمع هواداران جمال عبدالناصر که پرچم پان ـ عربیسم توأما با چپگرایی را بدوش گرفته بودند پیوست و مبلّغ اندیشه و فرضیه و کارهای ناصر شد که در 1956 رسما بر کُرسی ریاست جمهوری نشست و از همین سال، هیکل را سردبیر روزنامه الاهرام کرد. هیکل به موازات سردبیری و مقاله نویسی به عضویت کمیته مرکزی «اتحادیه سوسیالیست عرب» ـ حزب حاکم مصر که عبدالناصر رهبری آن را به دست داشت انتخاب شد. هیکل در جریان ملی شدن آبراه سوئز و سپس جنگ انگلیس، فرانسه و اسرائیل با مصر، با مقالات خود احساسات عربان را برضد غرب برانگیخت به گونه ای که آمریکا به میانجیگری میان دو طرف دست زد و جنگ پایان یافت. هیکل در اکتبر 1961 با مقالات خود تلاش کرد مانع از انحلال جمهوری عربی متحده مرکب از مصر، سوریه و یمن شمالی شود که در فوریه 1958 به عنوان نخستین گام در راه ایجاد یک جامعه مشترک المنافع عربی مرکّب از همه کشورهای عربی ایجاد شده بود ولی موفق نشد. جمهوری عربی متحده 28 سپتامبر 1961 با کودتای گروهی از افسران ارتش سوریه منحل شد. هیکل خطر وجود اختلافات داخلی و احزاب سیاسی از کمونیست، سوسیالیست و ... و چند میلیون کُرد در سه نقطه در شمال سوریه و در مرز ترکیه و نیز خطر حمله نظامی اسرائیل را به سران کودتا یادآور شده بود و اندرز داده بود که بهتر است متحد مصر باقی بمانند.
    هیکل در 1970 (سال درگذشت ناصر) ضمن ادامه کار قلم، وزیر ارشاد ملّی مصر شد و برای مدتی کوتاه نیز با حفظ سمت، کفیل وزارت امور خارجه مصر. وی از همان آغاز کار انورسادات ـ جانشین ناصر ـ با کارهای او موافق نبود و در سال 1974 کنار رفت و مجله «وِجهات نظر» را منتشر کرد. هیکل پس از پیروز انقلاب ایران به تهران آمد و با آیت الله خمینی رهبر انقلاب دیدار کرد. محصول این دیدار کتابی با عنوان «بازگشت آیت الله» است که در 1981 به توزیع داده شد. وی سال بعد کتاب دیگری درباره ایران منتشر ساخت زیر عنوان «انقلاب ایران؛ از مصدق تا خمینی».
     هیکل بکار نوشتن در مجله «وِجهات نظر» تا 17 فوریه 2003 ادامه داد و در این تاریخ از فرصت 80 ساله شدن استفاده کرد و اعلام داشت که از روزنامه نگاریِ تمام وقت خودرا بازنشسته و مجله را واگذار می کند. وی در عین حال گفته بود که تا زنده باشد درباره مشاهدات، خاطرات و نظرات خود می نویسد و می گوید تا تجربه های او منتقل شود و کمک به حل مسائل کند. او گفته بود که سال ها روزنامه نگاری کردن و در جریان تحولات بودن و ضعف ها و قوّت ها را دیدن، فرد را مورّخ عصر خود [دورات حیات خویش] می کند و یک مورّخ نباید معلومات خودرا محبوس کند، من زنده هستم که بنویسم. یک روزنامه نگار یک شاهد عینی تحولاتِ روز است و بهتر از هرکس دیگر درجریان رویدادها و لازم و مکلّف است که نظر دهد و با قلم خود به جامعه ملّی و جهانی کمک کند. روزنامه نگار شاهد تکوین و تطور است و باید با مشاهده اشتباهات، قضاوت تاریخ را یادآور شود و این، یک وظیفه است.
    با انتشار این بیانات، تلویزیون الجزیره (متعلق به کشور قَطَر) برای او یک برنامه هفتگی به نام «با هیکل» ایجاد کرد که پنجشنبه ها پخش می شد. در این برنامه، هیکل بعضا مطالب و نظرات خود در باره رویدادهای روز و مسائل را به صورت پرسش و پاسخ تنظیم و بیان می کرد. در این برنامه، هیکل «اُستاد» خطاب می شد.
    مقالات هیکل در الاهرام که در شماره پایان هفته این روزنامه انتشار می یافت و خبرگزاری های جهانی آن را مخابره می کردند در رسانه های سراسر جهان ترجمه و نقل می شد. به رغم وجود اختلاف میان ناصر و پهلوی دوم (شاه) و اینکه هیکل از نظریه پان عربیسم بر پایه سوسیالیسم جانبداری می کرد، خلاصه مقالات هفتگی او از رادیو دولتی و تلویزیون های دولتی و غیر دولتی ایران بخش می شد و روزنامه اطلاعات ترجمه متن آنها را چاپ می کرد. کاظم چایچیان مقالات هیکل را برای روزنامه اطلاعات ترجمه می کرد. چایچیان که 1333 عضو تحریریه روزنامه اطلاعات بود بعدا به ایجاد «الاخاء» برای این موسسه و «الوفاق» برای مؤسسه مطبوعاتی ایران کمک موثر کرد.
    انورسادات که می دانست هیکل مخالف اوست، وی را متهم به حمایت از دولت مسکو کرد و در جریان بازداشت فله ای روشنفکران مصری در تابستان 1981 (ماه سپتامبر) دستور بازداشت اورا صادر کرد ولی این بازداشت طولی نکشید و سادات ششم اکتبر 1981 ترور شد و حُسنی مبارک جانشین سادات وی را آزاد کرد اما بدون رابطه و دیدار و فاصله گرفت. هیکل در انتقاد از رفتار و نحوه حکومت کردن سادات کتاب «خزان خشونت» را نوشت.
     تألیفات هیکل که مورد توجه مقامات دولتی کشورهای دینفع هستند عبارتند از: «تئوری توطئه» درباره مداخلات خارجی و اجرای سیاست ها با توطئه چینی و ....، «فلسفه انقلاب» و «نشست باندونگ» درباره ایجاد جامعه عدم تعهّد (اصطلاحا جهان سوم) که هیکل آن را آغازی بزرگ خوانده بود ولی گفته بود که قدرت های بزرگ (واشنگتن و مسکو) برضد آن هستند [که آن جامعه پس از فروپاشی شوری کمرنگ و غیر فعّال شده است، ولی دو عضو مؤسس آن؛ چین و هند اینک خود قدرت شده اند.]. «افول قدرت» تألیف دیگر اوست که از امپراتوری عثمانی آغاز و به دولت واشنگتن پایان برده است و نفاق داخلی، فساد دولتی، ولخرجی از جیب مردم، بی اعتنایی به قانون و انتخاب مدیران ناشایسته را از عوامل این افول به دست داده است.
    آخرین کتاب از 40 تألیف هیکل که در 2012 انتشار یافت و عمدتا درباره ناخرسندی های مردم و ناآرامی های وقت و کنار رفتن حسنی مبارک در 2011 است. وی در این کتاب نوشته است که حسنی مبارک (ژنرال نیروی هوایی) تجربه و استعداد سیاست و کشورداری نداشت و نه تنها خود او متمایل به فساد بود بلکه مانع فساد دولتی نشد که نتیجه اش بپاخاستن مردم بود.
    هیکل از اقدام ژنرال عبدالفتّاح السیسی به حذف دولت مصر که نوعی کودتا بود حمایت کرد و گفت که اگر اقدام السیسی نبود، مصر از دست رفته بود. وی ثابت کرده است که در مواردی، مداخله ارتش لازم است و این عمل، وقتی ضروری خواهد بود که راههای دیگر برای اصلاح امور بویژه فساد دولتی به نتیجه نرسیده باشد. او پیشرفت مردم عرب را در اتحاد آنان دانسته و گفته بود که مشکلات خاورمیانه از تقسیم بندی های
    Sykes – Picot
    در 1916 و کشورسازی های آن دو انگلیسی ـ فرانسوی در جهان عرب و بی تکلیف گذاردن میلیون ها کُرد آغاز شده است. اجرای این کشورسازی های خلاف منطق پس از جنگ جهانی اول عامل شماره یک بی ثباتی خاورمیانه بوده است.
    السیسی رئیس جمهوری مصر پس از اطلاع از فوت هیکل، اعلامیه درگذشت او را که دارای سه پسر است امضاء کرد و انتشار یافت. برخی از رسانه ها با اشاره به اعتنایی هیکل به توصیه پزشکان که دود کردن سیگار را تَرک و یا دست کم کاهش دهد به مخاطبان خود یادآور شده اند که سیگار قاتل انسان است. هیکل دچار بیماری کلیوی بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
سالروز درگذشت بانی پروتستانیسم که منع مذهبی طلاق و ازدوج مجدد را لغو کرد
تصویر لوتر
18 فوریه سالروز فوت «مارتین لوتر» كشیش آلمانی و بانی پروتستانیسم است كه در سال 1546 در 63 سالگی درگذشت . وی بسیاری از تشریفات كلیسای كاتولیك را زائد اعلام داشت و با اصلاحات خود پیروان فراوان یافت به گونه ای که پروتستان مذهبان (پیروان آموزشهای لوتر و کالون فرانسوی) در چند کشور و ازجمله در ایالات متحده اکثریت دارند. یكی از اصلاحات لوتر آزادكردن ازدواج كشیش ها و منع بخشودن گناهان افراد از سوی كلیساها پس از اعتراف و احیانا با پرداخت پول و اعانه بود. لوتر می گفت که منع ازدواج یک مرد [کشیش] و نیز نامشروع خواندن طلاق و ازدواج مجدد عملی مغایر منطق، آزادی [حق انسان] و نظم طبیعت است. مگر می شود دو نفر (زن و شوهر)را که نمی خواهند باهم باشند مجبور به ادامه زندگی مشترک کرد، این اجبار نوعی مجازات بسیار شدید، بدون ارتکاب جرم است و همچنین چرا باید به یک مرد که کشیش شده است تا خدمت کند و راهنمای اخلاقی مردم باشد اکیدا گفت که با غرائز طبیعی اش دریک جنگ دائمی باشد و ازدواج نکند. غریزه زناشویی ودیعه خداوند است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تکمیل احیاء وحدت ایتالیا با تعیین پادشاه ـ دو درس از تاریخ
کاوور
18فوریه 1861 «کامیلو كاوور Camillo Cavour»، مردی كه همه تلاش و مهارت هایش را در راه تامین وحدت وطن خود ـ ایتالیا بكار انداخته بود «ویتوریو امانوئله» پادشاه پیه مونته و ساردینیا را به عنوان پادشاه همه ایتالیا معرفی (نامزد) كرد، و اعلام داشت كه نظام سلطنتی در شرایط موجود بیش از رژیم جمهوری ضامن بقاء وحدت ایتالیا خواهد بود كه 14 قرن از یكپارچگی برخوردار نبود. به این ترتیب، در این روز احیاء وحدت و یکپارچکی ایتالیا تکمیل شد.
     جمهوری خواهان از جمله گاریبالدی امر تعیین رئیس كشور را به پارلمان محول كرده بودند كه پارلمان در نیمه مارس (یك ماه بعد) رای به پادشاهی «امانوئله» بر همه ایتالیا داد، مشروط براینكه نظام حکومتی؛ پارلمانی و اختیارات در دست نخست وزیرِ منتخب مجلس باشد. نظام پادشاهی ایتالیا تا بعد از جنگ جهانی دوم ادامه داشت و با انجام یک رفراندم به جمهوری تغییر یافت.
    
گاريبالدي

ایتالیا پس از 14 قرن تجزیه و قطعه قطعه بودن به همت یک روزنامه نگار به نام «کاوور» و یک چریک به اسم «گاریبالدی» وحدت و یکپارچگی خود را به دست آورد و «تاریخ»، آن را مَرهون قلمِ کاوور و تفنگِ گاریبالدی می داند.
    تجزیه امپراتوری روم و قطعه ـ قطعه شدن شبه جزیره ایتالیا نتیجه سلطه گری و ظلم طولانی امپراتوری روم به اروپاییانِ دیگر و طوایف مهاجر رانده شده از شرق بود. تجزیه ایتالیا سبب شده بود که هر قدرت اروپایی بر گوشه ای از آن تسلط داشته باشد و این تجربه پس از فروپاشی شوروی مورد توجه قرار گرفته و تلاش دولت هایِ صاحب قدرت بر تجزیه کشورها و فدراسیون ها است و این سیاست را از یوگوسلاوی آغاز، به صورتی دیگر در لیبی پیاده کرده و بعید نیست که چنین نقشه هایی را برای عراق و افغانستان و ... نیز در سر داشته باشند زیرا که به زعم آنها، رخنه و تسلط بر دولت های کوچکتر آسانتر است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دكترینِ نیکسون
ریچارد نیكسون رئیس جمهوری وقت آمریكا كه با تظاهرات بدون وقفه مخالفان آمریكایی ِ ادامه جنگ ویتنام و نیز هزینه های سنگین این جنگ و بُن بَست نبرد رو به رو شده بود 18 فوریه 1970 اعلام داشت كه از این پس هنگامی آمریكا به یك متحد خود كه در معرض تهاجم و خطر است كمك خواهد كرد كه این متحد، خود نیز قادر به اقدام باشد. به عبارت دیگر كمك كردن به دولتی كه خود نتواند برای باقی ماندن كاری انجام دهد بیهوده است.
     نیكسون اعلام كرد كه كمكهای آمریكا از آن پس «غیر مستقیم» خواهد بود و نظامیان آمریكایی مگر در شرایط خاص به کمک اعزام نخواهند شد.
    این اعلامیه به «دكترین نیكسون» معروف شده است.
ریچارد نیکسون

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 18 فوريه
  • 1568:   امپراتوری مقدس كه تحت رهبری فائقه پاپ بود آمادگی خود را برای پرداخت پول به امپراتور عثمانی و خریدن صلح اعلام كرد. قرارداد مربوط برای مدت هشت سال امضاء شد.
        
        
  • 1673:   «مولیِر» نمایشنامه نویس شهیر فرانسه در این روز در 51 سالگی درگذشت.
        
        
  • 1834:   «انسان» نخستین نشریه چپگرا ی آمریكاست كه از این روز در نیویورك انتشار یافت.
        
        
  • 1915:   در جریان جنگ جهانی اول، آلمان با واحدهای زیردریایی خود محاصره انگلستان را آغاز كرد و بعدا این، یکی از بهانه های آمریکا برای ورود به جنگ جهانی اول شد. دولت واشینگتن، این اقدام آلمان عملی بر ضد تجارت آمریکا با انگلستان خواند و ....
        
        
  • 1932:   دولت ژاپن «منچوری» را منطقه ای جدا از چین اعلام داشت.
        
        
  • 1942:   نیروهای ژاپنی که منطقه به منطقه، هلندی ها را از اندونزی بیرون می راندند، در این روز جزیره بالی را از دست هلندی ها خارج كردند.
        
        
  • کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    خاطره ای از مؤلفِ این «تاریخ آنلاین برای ایرانیان»

        
    زمانی که تهرانی ها از دیدن نام «مِرسِدس» بر تاکسی های شهر شگفت زده شده و به پرس و جو افتاده بودند!

         از 15 دیماه 1332 (5 ژانویه 1954) خطوط اتوبوسرانی تهران تغییر قیافه دادند و دارای بلیت ژتونی (پولك فلزی)، باجه بلیت فروشی و اتوبوس بنز شدند كه دولت وقت از آلمان وارد كرده بود. به علاوه، خطوط اتوبوسرانی تغییر شماره داده و بر حسب شمالی ـ جنوبی و شرقی ـ غربی بودن مسیر، ردیف بندی شده بودند. قبلا هر اتوبوس و یا هر چند اتوبوس متعلق به یك فرد حقیقی بود و نظم و ترتیب وجود نداشت و طرز كار، دلبخواهی بود. از مسافران پول نقد (یك قران) دریافت می شد كه خُرد كردن پول (چِنج)، وقت گیر بود. رانندگان بر سر مسافر و پُركردن اتوبوس با هم مسابقه سرعت می گذاشتند كه گاهی منجر به مرافعه و كتك كاری و یا تصادف می شد. اتوبوس ها غالبا قراضه بودند و ضمن راه از كار می افتادند و مردم سرگردان می شدند و ....
        ورود اتوبوس های بنز، باردیگر ایرانیان را آلمان گرا کرده بود و بنابراین، از همین سال تاکسی های تهران که تا آن زمان واکسهال (واکسال) و فورد انگلیسی بودند به تدریج «بنز» شدند ـ بنز170 که بعدا سیتروئن ساخت فرانسه که شباهت زیاد به بنز ـ 170 داشت وارد دنیای تاکسی رانی تهران شد که نرخ ثابت هر کورس آن ـ صرف نظر از دوری و نزدیکی راه (مسیر) ده ریال بود. تا سال 1355 بیش از یک سوم تاکسی های تهران بنز ـ 170 شده بود که مارک 170-SD و یا 170-SV داشت و کلمه بنز دیده نمی شد. در این سال که تازه من خبرنگار میز اقتصادی (بیزنس دِسک) شده بودم صدها بنز ـ 170 تازه وارد تاکسیرانی تهران شده بود که مارک (علامت تجاری) Mercedes داشتند و مردم گیج شده بودند که چرا یک نوع اتومبیل ـ بدون کوچکترین تغییر در شکل و ظاهرـ دارای دو نام است و «مِرسِدِس» چه نامی است. سردبیری روزنامه مرا مامور تهیه و تنظیم یک فیچر (خبر مشروح) در این زمینه کرد.
         در آن زمان همه جا سخن از آلمان بود، روزنامه ها زمان رفت و آمد کشتی های هانزا لاین (خطوط کشتیرانی آلمان) را می نوشتند و سخن از ایجاد فروشگهای زنجیره ای دولتی به نام فروشگاه فردوسی به دست آلمانی ها با هدف کنترل قیمت ها بود و ...، در خیابان لاله زار و چند نقطه دیگر شهر آموزشگاههای زبان آلمانی دایر شده بود و اعلان اعزام دانشجو به آلمان از روزنامه ها قطع نمی و در مورد رشته های کشاورزی با هزینه دولت آلمان. با این احیاء آلمانیزه شدن ها به نظر می رسید که برای پی بردن به نام «مرسدس» مشکل در کار نباشد.
        به نمایندگی بنز در تهران رفتم، گفتند که بنزهای 170 که با مارک «مرسدس» به خیل تاکسی ها پیوسته اند ساخت آرژانتین و شعبه کارخانه بنز در این کشور هستند که چند ماه است تعطیل شده و اتومبیل های بفروش نرفته به ایران منتقل شده اند و با شرایط سهل بفروش می رسند ولی ما اطلاع دیگری از تاریخچه بکاربردن این نام نداریم و تنها می دانیم که اسم زن است و این نام را عمدتا لاتین های اروپا بکار می برند. به وابسته اقتصادی سفارت آلمان در خیابان فردوسی (ابتدای کوچه برلین) مراجعه کردم مرا به دکتر هاینه(طراح و سازنده فروشگاههای فردوسی) حواله دادند و دکتر هاینه (!) هم مرا نزد یک دستیار خود فرستاد که این فرد به من گفت سروان ارتش هیتلر بود و با روس ها جنگیده بود. این شخص که بر چند زبان مسلط بود و اندکی فارسی هم می دانست تاریخچه اختراع جهانی موتور بنزینی (انفجاری) چهارزمانه و جعبه دنده توسط «مهندس دایملر بنز» آلمانی در سال 1886 و ساخت اتومبیل بنز در همان سال و شریک «دایملر» شدن او و تبدیل نام کمپانی به دایملر بنزرا برایم گفت تا رسید به نامگذاری این اتومبیل و گفت که یکی از سهامداران این کمپانی یک دیپلمات یهودی اتریشی به نام «امیل ژلی نِک» بود که عضو هیات مدیره کمپانی شده بود و کمپانی دایملر بنز نام دختراو ـ مرسدس ـ را که کودکی بیش نبود بر اتومبیل ساخت این کارخانه گذارد که باقی مانده است. باقی ماندن نام شاید به این دلیل باشد که «مرسدس ژلی نِک» بعدا یک موسیقی دان بنام شد. شهرت اتومبیل با این نام وقتی جهانی شد که در مسابقه اتومبیلرانی فرانسه (26 ژانویه 1901 ـ نیس فرانسه) رکورد سرعت 85 کیلومتر در ساعت از خود برجای گذارد. مهندس کارل بنز نوامبر 1844 به دنیا آمد و 85 سال عمر کرد (تا سال 1929).
        تلاش من در آن زمان برای یافتن عکسی از دوشیزه مرسدس به جایی نرسید که اینک در اینترنت فراوان است.
    «بنز ـ 170» ساخت دهه 1950، مهندس کارل بنز و دوشیزه مِرسدِس

     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
    برای اطلاع



     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاریخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نیز در اپریل 2014 (اردیبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه یافته است.

    نسخه آنلاین: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com