Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
7 ژانويه
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 7 ژانويه
ایران
شمار تلفات رومیان تنها در دو جنگ با ایران (زمان شاپور دوم) ـ جنگ دو اَبَرقدرت جهان وقت
تصویر كنستانتینوس دوم
بر یك سكه زمان او
گزارش رسمی جنگهای روم و ایران در سالهای 348 و 350 میلادی (دوران حكومت شاپور دوم معروف به ذوالاكتاف) كه به تاریخ 20 اكتبر 351 از سوی ارتش روم تكمیل و به تاریخ هفتم جولای سال 352 به امضای كنستانتینوس دوم امپراتور وقت رسیده و برای اطلاع سنای روم ارسال شده و سپس در آرشیو دولتی روم قرار گرفته و اینك در آرشیو واتیكان نگهداری می شود، ارقام تلفات (كشتگان) ارتش روم را به این شرح نشان می دهد:
    
     جنگ سال 348 (جنگ یكم) : پنجاه هزار و 231 كشته
    
     جنگ سال 351 (جنگ دوم) : 39 هزار و 12 تن كشته
    
     تاریخ ها (روز و ماه) آمده در بالا، پس از احتساب با تقویم تازه میلادی، از سوی كیوریتور آرشیو اصلاح شده اند. هر دو جنگ را رومی ها آغاز كرده بودند كه شكست خوردند. مجسم كنید كه اگر قدرتی به نام ایران وجود نداشت كه در برابر جاه طلبی رومیان بایستد مشرق زمین با چه بدبختی رو به رو می شد ـ همان بدبختی كه در غیاب قدرتی چون ایران از اوایل قرن بیستم (به استثنای چند دهه ای كه قدرت شوروی وجود داشت) بر سرش آمده است. شرق باید مدیون مَردان ایران باشد که در خون خود غلتیدند و قرن ها آزادی و شئون آنان را حفظ کردند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
پیش بینی دکتر میلسپو که دردهای ایران را کشف کرده بود: بوروکراسی ناراضی ساز ایران باعث انقلاب خواهد شد ـ راه حل از دیدگاه میلسپو
Arthur Ch. Millspaugh
مجلس شورای ملّی 17 دی ماه 1323(هفتم ژانویه 1945) اختیارات دكتر میلسپو Arthur Chester Millspaugh مستشار آمریکایی مالیه ایران را كه با مدیر كل وقت بانك ملی درگیری پیدا كرده بود لغو كرد. میلسپو معتقد بود که تا ایرانیان به مالیات دادن عادت نكنند، و بورو کراسی پیچیده ایران ـ از ارتشاء (رشوه گیری و رشوه دهی)، پارتی بازی و توصیه (اعمال نفوذ) تا تنبلی کارمندان، بی اعتنایی نسبت به مراجعین، بی دقتی و امروز و فردا کردن از میان نرود و نظام استخدام دولتی دگرگون نشود و از سیستم رسمی و قراردادی درنیاید مسائل ایران حل نخواهد شد. وی گفته بود که برای حل این معضل که ریشه هفتصد ساله (از زمان مغولها) دارد نیاز به یک انقلاب اداری است و این انقلاب، یک «پیش ـ انقلاب» لازم دارد و آن حل مسئله مالیات در ایران است.
     میلسپو که 9 روز پس از سلب اختیارات، كناره گیری خود را اعلام داشت و به آمریكا بازگشت در این کشور در یک مصاحبه مطبوعاتی عمومی این پیش بینی خودرا ابرازداشت که بوروکراسی ناراضی ساز ایران سرانجام به انقلاب منجر خواهد شد که در آن همه چیز دگرگون و زیر و رو خواهد شد.
    مطبوعات ملی گرای وقت (تهران) نوشته بودند آنانکه نمی خواهند ایران درست شود و در جایگاه قدیم خود قرارگیرد با طرح توطئه باعث سلب اختیارات دکتر میلسپو شده اند. انگشت اشاره این مطبوعات به دولت لندن بود.
    دکتر میلسپو متولد سال 1883 شهر آگوستای ایالت میشیگان که از دانشگاههای ایلی نوی و جانز هاپکینز در رشته های اقتصاد، مالیه و اقتصاد سیاسی فارغ التحصیل شده بود، زمانی استاد دانشگاه و در دهه سوم قرن 20 مدتی هم مشاور دولت آمریکا در امور بازرگانی بود دوبار به استخدام دولت ایران درآمده بود. بار اول چهار سال و اندی (از نوامبر 1922 تا ماه مه 1927 = از آبان 1299 تا یکم خرداد 1306) و بار دوم از 1942 تا 1945 (تقریبا سه سال و دوران جنگ جهانی دوم). بار نخست، میلسپو شخصا از ادامه کار در ایران کناره گیری کرده بود. محصول اقامت اول او در ایران کتابی تحت عنوان وظیفه یک آمریکایی در ایران (The American Task in Persia) بود و حاصل اقامت دوم او در کتابی تحت عنوان آمریکائیان در ایران (Americans in Persia) ارائه و منعکس شده است. کتاب اول در سال 1925 و کتاب دوم در 1946 انتشار یافت. در کتاب اول، میلسپو از مداخله متنفذین، خواص و سران ایلات در امور نالیده و در کتاب دوم کلا نظر منفی ارائه داده و نوشته است که به علت وجود چند دستگی میان رجال و عادت آنان در توجه خاص به منافع شخصی خدا داند که در چه زمان ایرانیان بتوانند یک دولت کارآمد بوجودآورند؛ به عبارت دیگر وی به اداره شدن امور توسط ایرانیان به دلیل چند دستگی و نبود دلسوز و تفکر ملّی تردید کرده است. میلسپو که مولف هشت کتاب دیگر است در سال 1955 درگذشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی كه پهلوان تختی از دست رفت ـ مؤلف این تاریخ آنلاین کُپی یادداشت و عکس جسد تختی را همان وقت در روزنامه اطلاعات چاپ کرد
تختی
پلیس تهران 17دی ماه 1346 خبری را در اختیار خبرنگارانی كه اخبار جنایی شهر را پوشش می دادند قرار داد كه حاكی از آن بود كه غلامرضا تختی پهلوان معروف كشتی كه شهرت به پیروی از خط دكتر مصدق و مخالفت با روش حكومت كردن شاه را داشت در یك هتل شهر خودكشی كرده و طبق یادداشتی كه بر جای گذارده انگیزه او مشكلات داخلی بود.
     نوشیروان كیهانی زاده (مؤلف این تاریخ آنلاین) كه در آن زمان در تحریریه روزنامه اطلاعات، یکی از دبیران خبر بود از «خلیل بهرامی» خبرنگار مربوط [چند سال پس از انقلاب، ساکن کاشان و اخیرا فوت شده است] خواست تا فتوكپی آن یادداشت را (یادداشتی که پلیس گفته بود پهلوان تختی از خود برجای گذارده بود) تهیه كند، و آن را عینا در صفحه حوادث روزنامه اطلاعات كلیشه كرد تا روزنامه صحّت و سُقم مندرجات آن را روشن نكرده باشد و مردم (مخاطبان روزنامه)، خود درباره اش قضاوت كنند و روز تشییع جنازه تختی هم، برخلاف روش روزنامه اطلاعات، با آماده كردن خود برای تحمّل هرگونه اعتراض، [کیهانی زاده] عكس جسد جهان پهلوان را كه در تالار تشریح پزشكی قانونی گرفته شده بود در صفحه اول روزنامه چاپ كرد و ....
    به رغم نارضایی باطنی دولت وقت، دهها هزار نفر جنازه جهان پهلوان ایران را از تهران تا ابن بابویه (شهر ری) تشییع كردند. [برای کسب اطلاع بیشتر، به آن دو شماره روزنامه اطلاعات که در آرشیوها موجود است مراجعه شود. توضیح بیشتر و کُپی صفحات مربوط از دو شماره روزنامه اطلاعات در سایت 11 ژانویه این تاریخ آنلاین درج شده است.].
    تختی، نخستین كشتی گیر ایرانی كه بر كرسی قهرمانی جهان ایستاد، تا روزی كه خودرا از مسابقه ها كنار كشید برنده چهار مدال طلا و شش مدال نقره شده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
شاه (پهلوی دوم) در 4 سال آخر، نگران تلقین های لندن به واشنگتن و سازش روس ها و غرب بر سر ایران بود و ...
اطلاعات و خاطرات انتشار یافته از 1980 به بعد درباره وضعیت و سیاست های شاه (پهلوی دوم) نشان می دهد که وی از بهار 1974 که اطمینان یافته بود چند سالی بیش زنده نخواهد بود نگران ایران پس از مرگ خود بود و کارها و سیاست های او در 4 سال بعد ناشی از همین نگرانی بود. پهلوی دوم در بهار 1974 که در پاریس مورد معاینات پزشکی قرار گرفته بود می دانست که به بیماری بی درمان سرطان دچار شده است.
    طبق این خاطرات نزدیکان و آگاهان، پهلوی دوم به «قضاوت تاریخ» و تفسیر مورخان و اینکه درباره اش چه خواهند نوشت اهمیت خاص می داد. رایگان اعلام کردن امر آموزش و پرورش در ایران در آگوست 1974 و اجرای آن در همه سطوح در همان راستا بود. شاه نگران تلقین های لندن (از نوع تلقین های سالهای 1351 تا کودتای آگوست 1353) به واشنگتن و سرانجام، سازش روس ها و غرب بر سر ایران و احیانا تقسیم ایران به سبک قرارداد آگوست 1907 (سازش ِ سن پترزبورگ) و یا کنفدراسیون کردن آن بود و لذا، تصمیم گرفت که به روس ها نزدیک شود تا به او اطمینان کنند و در جریانش بگذارند. این نزدیک شدن، از بدبینی او به روس ها و این باور او نکاست که حرف و عمل روس ها با هم فرق می کند و نمی شود به آنان اعتماد کرد. وی بیش از هرچیز از تحریک بعثی های عراق برضد ایران توسط روس ها نگران بود بویژه که در جریان زد و خوردهای مرزی دسامبر 1973 و ژانویه 1974 مدارکی در آن زمینه به دست آورده بود. به باور پهلوی دوم، داشتن ارتباط زمینی با عراق [از راه ایران] بزرگترین آرزوی مسکو بود و به این ترتیب روس ها می توانستند سعودی هارا که از جانب دولت کمونیستی یمن جنوبی تهدید می شدند زیر فشار بگذارند و از آمریکا دور سازند. با وجود این بدبینی به روس ها، به خرید از آنان، فروش گاز طبیعی و سیاست نزدیک شدن ادامه داد که نتیجه اش نگرانی و بدبینی غرب و دور شدن تدریجی از او بود. روزی نبود که سفیران واشنگتن و لندن در تهران، این نگرانی را به گوش دربار شاه نرسانند و حتی تلویحا نگویند که ممکن است کشتیبان را سیاست دگر آید. از سوی دیگر، سفارت مسکو در تهران که نسبت به گذشته (از براندازی 28 اَمُرداد 1332 تا 1352) فعّال تر شده بود از این اشاره به نزدیکان شاه که کرملین نگران تلقین ها و پیام های واشنگتن، لندن و پاریس از طریق تماس های تقریبا روزانه سفیران ِ شان در تهران با نیاوران (دربار شاه) است خودداری نمی کرد و همین وضعیت، شاه را در سال انقلاب «دو دِل» و دچار ضعف تصمیم گیری، دادن دستورهای ضد و نقیض، اظهارات بی عمل و سرانجام تسلیم شدن به سرنوشت کرده بود. با وجود این، تا نیمه دیماه 1357 (ژانویه 1979) باورکردنی نبود فردی که آن همه وطن ـ وطن کرده بود، وطن را به آن صورت تَرک کند و آن را به دست تقدیر بسپارد و ....
    برخی از آگاهان گفته اند که پهلوی دوم که پس از اطلاع از ابتلاء به سرطان، مرگ خودرا نزدیک می دید از کیفر آخرت می ترسید و احتمالا به همین جهت سختگیری های خرداد سال 1342 را در سال 1357 اِعمال نکرد. به علاوه، مصرف داروهای ضد سرطان و مسکن، توان تفکّر و دَرک او را بویژه در سال 1357 کاهش داده بود. به اظهار همین آگاهان، پهلوی دوم در آخرین هفته اقامت در وطن، راهکار و ترتیب درستی برای فرماندهان نیروهای مسلح که روزانه با ژنرال هایزر آمریکایی ملاقات داشتند معیّن نکرد. فرماندهان نظامی، تنها در تهران 3 لشکر کامل در اختیار داشتند، گرچه روزی نبود که شماری از افسران و افراد این لشکرها به انقلاب متمایل نشوند. به همین سبب، این ژنرال آمریکایی هم گیج و گُم به نظر می رسید.
    بعضی از آگاهان هم گفته اند که اعلام رسیدن به تمدن بزرگ از زبان پهلوی دوم، نظر او بر تجدید نظر در قانون اساسی و لغو قوانینی بود که تاسیس احزاب حتی احزاب با عقاید سوسیالیستی را منع و محدود کرده بود و آمریکا با مجاز شدن فعالیت های کمونیستی در ایران موافق نبود.
    و بالاخره، بیشتر مورّخان ابراز نظر کرده بودند که فرح پهلوی تنها فردی است که دقیقا می داند شوهرش در سال انقلاب، در چه وضعیت هایی بود و چه در سر داشت و چرا ماهها سکوت کرده بود و چرا هرچه را که دیگران در دهانش می گذاردند بیان می کرد و چرا با آن عجله از ایران خارج شد و قضاوت تاریخ را فراموش کرد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ماموریت ژنرال هایزر در تهران در دیماه سال انقلاب؛ برحذر داشتن ژنرال های ایران از کودتا ـ نظر مورخان معاصر
17دی ماه 1357 افشاء شد كه «رابرت هایزر Gen. Hauyzer» ژنرال آمریكایی و معاون نیروهای مسلح ناتو در اروپا [معاون وقت ژنرال هیگ كه این ژنرال بعدا وزیر امورخارجه آمریكا شد] به تصمیم جیمی كارتر رئیس جمهوری وقت آمریکا وارد تهران شده و مذاكرات خود را با مقامات نظامی ایران آغاز كرده است [بود] و این مذاكرات احتمالا درباره سرنوشت شاه و حقیقت یابی در زمینه كابینه شاپور بختیار، کسب نظرات افسران ارشد ارتش و روند انقلاب است [بود].
    در سابقه این خبر آمده بود که آیزنهاور رئیس جمهوری پیشین آمریکا هم در تابستان 1953 (چند هفته پیش از براندازی 28 امُرداد) ژنرال شوارتسکف را به تهران فرستاده بود و او بود که شاه را با دادن اطمینانِ بازگشت، به خارج فرستاد و کمک به انجام کودتای انگلیسی ـ آمریکایی کرد.
    پیش از انتصاب بختیار، روزنامه های تهران و بسیاری از ژورنالیست های رادیو تلویزیون دولتی و خبرگزاری پارس در اعتصاب 61 روزه خود بودند و مردم از تحولات روزمره، بی خبر.
    در جریان آن اعتصاب 61 روزه ژورنالیست های ایران، علاوه بر رادیوتلویزیون دولتی که تنها چند کارمند کم تجربهِ خبری آن وارد اعتصاب نشده بودند، منابع خبررسانی برای ایرانیان درون مرز چند رادیو دولتی خارجی بود که برنامه اخبار به زبان فارسی داشتند و از فرصت اعتصاب برای تلقین نظر دولت های مربوط بهره برداری می کردند. از زمان برگزاری کنفرانس سران غرب در گوادالوپ [به ابتکار رئیس جمهوری وقت فرانسه]، سران غرب از ماندن شاه ـ دوست و متحد قدیمی شان ـ در قدرت حمایت نمی کردند.
     ژنرال هایزر بعدا و پیش از فوت، درباره ماموریت خود در تهران و جلسات متعددش با ژنرالهای ایرانی كتابی مفصل منتشر كرد که یکی از مآخذ تاریخنگاران بشمار می آید. از تحولات ایرانِ پس از انقلاب چنین برمی آید که نتایج مأموریت هایزر بسود آمریکا تمام نشده است. ژنرال هیگ رئیس وقت هایزر نیز که بعدا وزیر امورخارجه آمریكا شد در کتاب خاطرات خود صفحاتی را به ماموریت هایزر در تهران اختصاص داده است. هیگ پس از فروپاشی شوروی، با اقامت طولانی در ترکمنستان تلاش کرد که آمریکارا در آن کشور و منطقه فرارود جایگزین روسیه کند که بیش از یک قرن بر آنجا استیلا داشت.
    به باور مورّخانِ معاصر که درباره تحولات خاور میانه و آسیای جنوبی و مرکزی پس از انقلاب ایران، کتاب و رساله نوشته اند، هایزر در ماموریت تهران تلاش کرد که ژنرالهای ایران را از دست زدن به کودتا و هرگونه اقدام نظامی پس از خروج شاه از ایران برحذر دارد و در این کار موفق شد. ژنرال های ایران پس از خروج شاه از وطن، نظر واحد نداشتند و میان آنان تفرقه بود. تلاش دیگر هایزر، جلب حمایت ژنرالها از دولت شاپور بختیار بود.
     این مورخان نوشته اند که ناموفق بودن دولت موقت انقلاب (دولت مهدی بازرگان) که مورد حمایت آمریکا بود و سپس تصرّف سفارت آمریکا و گروگانگیری 444 روزه کارکنان آن و انتشار اسناد بدست آمده در سفارت سبب کوتاه شدن دست آمریکا از ایران شد و ضدیت این آغاز گشت که ادامه دارد و ....
    
Gen. Hauyzer

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اظهارات حسن روحانی رئیس جمهور وقت در همایش اقتصاد ایران در دیماه 1393 و اشاره به اینکه پیامبران، همه اهل فعالیّت اقتصادی بودند
چند پاراگراف از سخنان چهاردهم دیماه 1393 (4 ژانویه 2015) حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور وقت در نخستین همایش اقتصاد ایران به نقل از دو خبرگزاری داخلی:
    
    تهران ـ خبرگزاری فارس ـ 14 دیماه 1393 (ساعت 9 و 40 دقیقه) ـ خبر 13931014000177: ... وی [رئیس جمهور] در ابتدای سخنان خود اظهارداشت: "پیامبران همه اهل فعالیت اقتصادی بودند، خودِ پیامبر اسلام (ص) نیز، هم تجارت می‌کردند و هم زراعت و هم دامداری. همچنین ائمه ما نیز همین گونه بودند.".
     روحانی تصریح کرد: "ما نمی‌توانیم بگوییم چون دین ما دین اسلام است و ما می‌خواهیم دارای معنویّتِ بالا باشیم، در اقتصاد زیاد حاضر نباشیم. معنویّت و مادیّت ـ دنیا و آخرت، کار و تلاش برای رفاهِ خود و خانواده و مردم ِ یک جامعه، در کنار اخلاق و پاکی ـ همه در یک مسیر قرار دارند.".
    روحانی خاطرنشان کرد: "با اینکه در یک دورانی در دهه 80 [دهه 1380 هجری]، خصوصا در نیمه دوم آن وضع درآمد ارزی ما بسیار خوب بود اما بین سال‌های 85 تا 90 [1385 تا 1390] اشتغال خالص ما تقریبا صفر است [بود]. این، نشان می‌دهد که با فروش نفت و درآمد ارزی هم، مشکلات ما حل نمی‌شود.".
    روحانی ادامه داد: "ما باید به رشد مستمر اقتصاد اشتغال‌زا در چارچوب اقتصاد مقاومتی برسیم و در اقتصاد به جایی برسیم که چیزی مانند خشکسالی نتواند ما را زمین‌گیر کند.". "اگر قرار باشد مبنای اقتصاد ما بر پول نفت باشد مشکلات همچنان ادامه پیدا خواهد کرد، تولید نیز نباید متکی به دلار و نفت باشد.".
    "ما در ایران افراد خلّاق، دانشمندان، صاحب‌نظران و محقّقان بسیار بزرگی داریم و برای عبور از این پیچ، تنها نیاز به وفاق است.". "اگر مشکلات اقتصادی ما حل شود، توانمندتر شویم و اقتصاد مقاومتی ما موفق شود، می‌توانیم در مذاکرات هم موفق باشیم.". " اقتصاد در کشور با انحصار پیشرفت نمی‌کند؛ باید اقتصاد را از انحصار و رانت نجات دهیم. اقتصاد باید در صحنه رقابت حضور پیدا کند.".
    
    و پاراگراف های دیگر از ایرنا (خبرگزاری دولت):
    رئیس جمهور [رئیس جمهور وقت] گفت: "یکی از اصول قانون اساسی که از روز اول تاکنون اجرا نشده و من به عنوان مسؤل اجرای قانون اساسی، بسیار دلم می خواهد شرایطی فراهم شود تا یکبار هم که شده به این اصل قانون اساسی عمل شود. قانون اساسی به ما می گوید در مسایل مهم اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به جای اینکه قانون در مجلس تصویب شود، ماده قانونی یا برنامه، مستقیم به آراء عمومی مردم و همه پرسی گذاشته شود.".
    روحانی افزود: "یکبار هم که شده یک مساله بسیار مهم که ممکن است اختلافی [مورد اختلاف] هم باشد ـ البته اختلافی بودن اشکالی ندارد و نظرات همیشه یکسان نیست ـ یکبار آن مورد مهم [را] که برای همه ما اهمیت دارد و در زندگی ما تاثیرگذار است از مردم مستقیم بپرسیم. مجلس شورای اسلامی اهلا و سهلا، سر جای خودش محفوظ، ما هم احترام می کنیم، رای دهند قانون بگذرانند.".
    وی ادامه داد: "یکبار، سالی یکبار، ده سال یکبار ـ اکنون که 36 سال شده است، یکبار این قانون اساسی و این اصل قانون اساسی اجرا و عمل نشده است.".*
    ـ ـ ـ ـ ـ
    
     * اظهارات حسن روحانی رئیس جمهور وقت درباره همه پرسی (منعکس در پاراگراف های نقل شده از ایرنا ـ مُندرج در بالا) که تیتر اول شماره های دوشنبه (15 دیماه 1393) 7 روزنامه از انبوه روزنامه های تهران قرار گرفته بود با واکنش شماری از اشخاص رو به رو شده بود از جمله حسین شریعتمداری مدیر روزنامه کیهان وابسته به دفتر رهبری. در سه مطلب بعدی، اظهارات شریعتمداری و نیز نامه یک حقوقدان که متن اصول ششم و پنجاه و نهم قانون اساسی جمهوری اسلامی در زمینه مراجعه به آراء عمومی را آورده و نامه یک مخاطب درباره «تحریم» به عنوان یک جنگ تمام عیار در دوران معاصر را در زیر این مطلب به صورت جداگانه درج کرده ایم تا در تاریخ بمانند و مورد قضاوت قرار گیرند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
حسین شریعتمداری: متأسفانه رئیس‌جمهور ِ حقوقدان، فرق رفراندم تقنینی و رفراندم اساسی را نمی‌داند!
حسین شریعتمداری
تهران ـ چهاردهم دیماه 1393، ساعت 18 و 30 ـ خبرگزاری فارس ـ خبر شماره: 13931014001431:
     حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان در واکنش به اظهارات امروز [14 دیماه 1393] حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور [رئیس جمهور وقت] گفت:‌ آقای رئیس جمهور طی سخنانی در نخستین کنفرانس اقتصاد ایران گفته است: "خوب است پس از 36 سال یک بار هم که شده این اصل قانون اساسی را اجرا کنیم و برای مسائل مهم اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به جای آنکه قانونی در مجلس تصویب شود، ماده قانونی یا برنامه را مستقیم به آرای مردم و همه‌پرسی بگذاریم". این اظهار نظر رئیس جمهور محترم در حالی است که مراجعه به رفراندم در دو جای قانون اساسی آمده است و بر دو نوع است.
    نوع اول، رفراندم تقنینی است که موضوع اصل 59 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران* است. این نوع از رفراندم اِعمال قوه مقننه است و از طریق مجلس صورت می‌پذیرد. با این توضیح که اصل 59 تصریح می‌کند در مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی اجتماعی و فرهنگی می توان اِعمال قوه مقننه را از راه همه پرسی و مراجعه مستقیم به آرای مردم انجام داد و همین اصل تاکید دارد که درخواست مراجعه به آرای عمومی (رفراندم تقنینی) باید به تصویب دو سوم مجموع نمایندگان مجلس شورای اسلامی برسد. بنابراین، بر خلاف آنچه رئیس جمهور محترم اعلام کرده‌اند، با این نوع از رفراندم نمی توان مجلس را دور زد.
    نوع دیگر رفراندم یعنی رفراندم قانون اساسی در اصل 177 آمده و موضوع آن، فقط تجدید نظر یا بازنگری در قانون اساسی است. این رفراندوم است که منوط به فرمان رهبری است و اجرای آن از مجلس نمی گذرد. بنابراین، باید گفت اگر منظور آقای رئیس جمهور ـ همانگونه که اعلام کرده اند، مسائل فرهنگی و اجتماعی و ... است که راهکار آن باز هم از مجلس می گذرد. درباره نوع دوم نیز بعید است منظور آقای رئیس جمهور تغییر قانون اساسی [بازنگری در یک و یا چند اصل] باشد که موضوع اصل 177 است و به تصویب مجلس نیازی ندارد. اگرچه آن نیز مقدمات خاص خود را دارد و منوط به فرمان رهبری است.
    واکنش شریعتمداری در شماره 15 دیماه 1393 روزنامه کیهان نیز درج شده است.
    ـ ـ ـ ـ ـ
    
    * اصل پنجاه و نهم: در مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اِعمال قوهِ مقنّنه از راه همه پرسی و مراجعه مستقیم به آراء مردم صورت گیرد. درخواست مراجعه به آراء عمومی باید به تصویب دوسوم مجموع نمایندگان مجلس برسد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
وقتی که آیت الله هاشمی رفسنجانی گمان کرد گذشته فراموش شده است
نامه ای که در زیر آورده شده است،چهارم ژانویه 2014 (دیماه 1393) از یک همکار [روزنامه نگار] که پس از اخراج از کار در سال سوم انقلاب، مقیم خارج از کشور شده است دریافت شد:
    
    آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رئیس [رئیس وقت] مجمع تشخیص مصلحت نظام [متوفی در دیماه 1395= January 2017] یازدهم دیماه 1393 در دانشگاه تهران در یک سخنرانی گفت:
    "همه باید به دور ریسمان الهی جمع شویم. ما مانند انقلاب‌های دیگر عمل نکردیم که هرچه از رژیم گذشته [پیش از خود] مانده بود را بمانند رژیم های کمونیستی [انقلاب های کمونیستی] نابود کنیم. انقلاب ما واقعاً «رَحمَت» بود. در انقلاب ما ارتش، پلیس، سایر نهادها ماندند و کارمندان سرِ کارشان بودند که البته اکثرشان هم با انقلاب بودند و ما با هم بودیم.".
    
    به یاد دارم که در دو سه سال اول انقلاب، همین آیت الله هاشمی رفسنجانی مَرد ردیف بالای قدرت بود که روزنامه نگاران قدیمی و بعضا با ربع قرن و نیم قرن تجربه را که در انقلاب شرکت و 61 روز اعتصاب کرده بودند اخراج کردند و بیشتر آنان بدون پرداخت غرامت، که اگر چنین نشده بود و روزنامه نگاران حرفه ای با آن تجربه وسیع و معلومات بکار ادامه داده بودند فساد اداری تا این حد نبود که حسن روحانی رئیس جمهور در دو سخنرانی خود در دو آذرماه (1392 و 1393) پنبه آن را زد. روزنامه نگار واقعی[حرفه ای] فساد را در ریشه آن کشف و افشاء می کند تا بخشکانند. در سال 1359 همین آیت الله هاشمی رئیس مجلس بود که محمدعلی رجایی رئیس دولت وقت پرداخت مستمری بازنشستگانِ اقامت کرده در کشور دیگر را قطع کرد بدون توجه به اینکه آنان متکفّل و مسئول تأمین هزینه اطفال و والدین سالخورده مقیم وطن هستند و صدماتی از این رهگذر متوجه آنان شد. هاشمی در برابر این اقدام رجایی سکوت کرد و حالا [دیماه 1393] می گوید که کارمندان سرِ کارشان بودند و ما باهم بودیم. آیا او آمار اعدامی های ارتشی و پلیس پیشین [دوران نظام سلطنتی] پس از پیروزی انقلاب را به خاطر دارد؟.
    ـ ـ ـ ـ ـ
    
    جملات زیر از مؤلف این تاریخ آنلاین بر نامه ارسالی آن همکار اضافه می شود:
    
    "خواندن نامه همکار عزیز، ذهن مرا به سال های 1371 و 1372 عقب بُرد و دیدم که در زمان دولت آیت الله هاشمی [که هر دو از یک استان کشور ـ کرمان برخاسته ایم] درخواست تجدید (نَه صدور) مجوّز «روزنامه سپیده دم» مرا رد کردند که در تیرماه 1359 صادر شده بود و در سال 1372 پاسخ دادند که تو صلاحیّت نداری. من برای اینکه ثابت کنم که صلاحیّت دارم به بسیاری از روزنامه های تهران ازجمله همشهری و ایران مطلب ژورنالیستی دادم و یا در راه اندازی برخی از آنها مشارکت کردم و سال های پس از آن منظما نامم در نشریات تهران چاپ می شد، بزرگترین و جامع ترین تاریخ آنلاین برای ایرانیان را به وجود آوردم تا عظمت ایران و ایرانی زنده بماند و مقامات دولتی کشورها آگاه شوند و احترام بگذارند ـ بدون دریافت کمک مالی از احدی، تنها از جیب خودم. با وجود این، دولت اصلاحات ـ دولت محمد خاتمی ـ هم مرا بی صلاحیّت تشخیص داد! و چون کار را دنبال کردم و وکیل گرفتم، در سال 1392مجوّز ماهنامه فرهنگی (به نام روزنامک) به من داده شد و به عبارت دیگر؛ دارای صلاحیّت شدم. مطالعه پرونده «روزنامه سپیده دم» در بایگانی اداره مربوط در وزارت ارشاد، واقعیت های متعدد را به دست یک مورّخ و پژوهشگر خواهد داد. در صورت به دست نیامدن پرونده، می توان کارمندانی را که در زمان بررسی پرونده در جریان بودند یافت و با آنان و بویژه پس از بازنشسته شدن مصاحبه کرد و حقایق را به دست آورد.".
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نظر یک مدرّس حقوق اساسی تطبیقی درباره اظهارات حسن روحانی که اشاره به رفراندم کرده بود ـ تفاوت نظرسنجی و رفراندم
پیام یک مخاطب این تاریخ آنلاین که 15 دیماه 1393 واصل شد و نوشته است که مدرّس حقوق اساسی تطبیقی است:
    
    "من در اروپا زندگی می کنم. برادرم تبعه آمریکا و مترجم فارسی ـ هفت روز در هفته ـ یک مؤسسه دولتی این کشور است. دیشب تلفن کرد و پرسید که اظهارات حسن روحانی در کنفرانس اقتصادی را که در وبسایت های خبری تهران درج شده است نمی تواند به درستی بفهمد تا ترجمه اش درست باشد و تحلیلگران آن مؤسسه راه اشتباه نروند.
    برای حل مسئلهِ برادرم وبسایت های خبری تهران را یکی به یکی مرور کردم و حق را به برادر دادم زیراکه یا نقل قول ها درست نبوده، یا اینکه رئیس جمهور سخنان خودرا قبلا ننوشته و تحت اللفظی و بدون نوشته سخن گفته بود زیرا که اصول قانون اساسی مورد اشاره او، چیز دیگری را می گویند. برادرم را آنگونه که استنباط کردم روشن ساختم و خواستم که نظرم را برای شما هم بفرستم تا شماری دیگر [مخاطبان این تاریخ آنلاین] نیز روشن شوند.".
    فرستنده پیام افزوده است:
    
    "در تعریف، مراجعه به آراء عمومی با نظرسنجی متفاوت است. «دمکراسی» وضع قانون را تکلیف پارلمان قرار داده است که مُنفَک از دو قوه دیگر باید باشد. اگر پارلمان با پیشنهاد، طرح و لایحه ای رو به رو شود که عادی و قابل هضم برای طبقاتی از جامعه نباشد و یا بخواهد مسئله ای را حل کند که اصطکاک های متعدد به وجود می آورد و مخالفت هایی دارد تصمیم می گیرد که به آراء عمومی (رفراندم) متوسل شود و پس از کسب نظر اکثریت جامعه، با توجه به اصول و تعاریف به تدوین آن قانون بپردازد مثلا قانونی کردن استعمال ماری جوانا در یک ایالت آمریکا و یا ازدواج همجنس ها* در ایالت دیگر. ایالت های آمریکا دارای استقلال هستند و برای خود مجلس دارند و قوانین جداگانه. آراء عوام الناس در رفراندم فقط «بله» و یا «نه» است نه جزئیات زیرا که میلیونها نفر را نمی شود در یک مجلس جمع کرد و هرکدام نطق کند و نظر دهد و یا توجیه شود. در همان شهر آتن 25 قرن پیش ـ زادگاه دمکراسی ـ هم که چند هزار جمعیت بیشتر نداشت و مردانِ بالغِ سربازی رفته و مالیات داده در جایی جمع می شدند و رای می دادند توجیه می شدند و حق صحبت و بیان نظر داشتند و به بله و نه گفتن اکتفا نمی شد. نظرسنجی کار خوبی است، قواعد دارد، بر پایه علوم ریاضی است و مؤسسات متعدد حرفه ای برای این کار ایجاد شده است مثلا گالوپ در آمریکا ولی نتایج هنوز صد درصد دقیق نیست و ضریب تقریب دارد. یک فرد اگر یک روز از موضوعی ناراحت شود، نظر دیگری می دهد تا روزی که شاد است و سر حال.
    در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران همه جا تاکید بر وضع قوانین بر اساس موازین اسلامی است. برای مثال در اصل چهارم. بنابراین نمی شود ضابطه ای را که مغایر اصول اسلامی است به صرف تایید توده ها، قانون دانست. قانون اساسی تاکید دارد که بدون وجود «شورای نگهبان به عنوان پاسدار احکام اسلام و اصول قانون اساسی» مجلس نمی تواند وارد کار قانونگزاری شود. در اصل ششم که اشاره به اتکاء آراء عمومی دارد، «هدف» انتخابات است: انتخاب رئیس جمهور، نمایندگان مجلس و .... متن این اصل:
    اصل ششم: در جمهوری اسلامی ایران، امور کشور باید به اتکاء آراء عمومی اداره شود، از راه انتخابات؛ انتخاب رئیس جمهور، نمایندگان مجلس، اعضای شوراهای شهر و نظایر اینها و یا از راه همه پرسی در مواردی که در اصول دیگر این قانون معیّن می گردد. (اصل 59 و ...).
    اصل 59: در مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اِعمال قوهِ مقنّنه از راه همه پرسی و مراجعه مستقیم به آراء مردم صورت گیرد. درخواست مراجعه به آراء عمومی باید به تصویب دوسوم مجموع نمایندگان مجلس برسد.
    به نظر من (فرستنده پیام)، قانون اساسی جمهوری اسلامی اگر دقیقا رعایت شود کامل است و حلّال مسائل و نیاز به بازنگری مجدد ندارد.
    
    ـ ـ ـ ـ ـ
    * پس از درج نظر این مدرّس ایرانی علم حقوق در اروپا، وی با ارسال ایمیل، تلویحا از مؤلف ابراز گله مندی کرد که عبارت «و یا ازدواج همجنس ها در ایالت دیگر» را از نوشته او حذف کرده بودیم که ا اصلاح و همه مطلب ـ کاملا دوباره درج شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
«تحریم» در عصر سلاح اتمی یک تعرّض تمام عیار است و در این جنگ، خودکفایی؛ وسیله دفاع
14 دیماه 1393 یک مخاطب این تاریخ آنلاین در پیامی به زبان انگلیسی یک توضیح کامل و مستند بر یک اشاره ما در این تألیف که تحریم در دوران معاصر یک جنگ تمام عیار است، نوشته است که در سال 1963 و چند ماه پس از بحران موشکی کوبا که در اکتبر 1962 روی داد و واشنگتن و مسکو تا یک قدمی جنگ اتمی پیش رفتند و دو سال پس از تحریم کوبا که کسب و کار و سرمایه گذاری آمریکاییان را در آن کشور ملّی کرده بود، شماری مورّخ، استاد علم حکومت (سیاست) و امور بین الملل، روابط عمومی، اقتصاددان و «دولتمرد بازنشسته» در استراسبورگ گرد آمدند و ضمن بررسی چند نمونه تحریم یک کشور پس از جنگ جهانی دوم ازجمله تحریم ایران توسط دولت لندن (زمان مصدق) و تحریم کوبا و بحث طولانی درباره تاریخ جنگ ها و تغییرات آنها در طول زمان به این نتیجه رسیدند که خروج انحصار سلاح اتمی از دست یک کشور را باید پایان جنگ های بزرگ خواند زیرا که از آن پس (از آغاز دهه 1950) هرگاه که یکی از دو بلوک وقت در یک نقطه به خاطر منافع خود دست به تحریک نظامی زده، بلوک دیگر به میدان آمده و عملیات ـ هرقدر شدید ـ محدود شده است مثلا جنگ عرب و اسرائیل، جنگ بر سر ملّی شدن آبراه سوئز و ... و این نوع جنگ نیز به پایان خواهد رسید و تبدیل به «تحریم» و بعضا همه جانبه خواهد شد که تلفات و زیانهای آن کمتر از برخورد تانکها و بمباران هوایی نیست و این نوع جنگ وقتی شدیدتر و به اصطلاح تمام عیار خواهد شد که یکی از دو بلوک از صحنه خارج شود و جهان بماند و یک قدرت برتر، و در جهان آینده (دهه های پس از سال 1963) کنترل امور مالی و به دست داشتن مهار سیستم پولی و بانکی، سلاح تحریم (جنگ) خواهد بود.
     شرکت کنندگان در نشست، «جنگ سرد» را به عنوان مبارزه توأم با تلفات و برنده و بازنده داشتن رد کردند و گفتند که این اصطلاحی است که یک روزنامه نگار (والتر لیپمن) در مقالاتش در مجله تایم بکار برده است و این، جنگ نیست همچنانکه دشنام دادن و بد و بیراه گفتن و بدزبانی کردن، نزاع و درگیری فیزیکی و جنگ واقعی نیست ـ از نوع مرافعه و همانند وزش باد است. جنگ واقعی ـ تحریم یک کشور و یک اتحادیه ـ از این پس به طرزی وسیع ترجای جنگ تمام عیار جهانی و منطقه ای را خواهد گرفت، و مانند هر جنگی یک برنده دارد و یک بازنده. طرفی که شرایط تعیین کند احساس پیروزی و خودرا برنده وانمود می کند. انعقاد قرار داد به آتش بس منتهی می شود، نه پایان دشمنی زیراکه ایجاد دشمنی مراحل و ریشه های متعدد دارد و به آسانی پایان یافتنی نیست (برای مثال کینه و دشمنی غرب با روسیه). راه دفاع در برابر جنگی به نام تحریم (سَنکشِن) و محاصره اقتصادی، خودکفایی و نداشتن نیاز است و در این صورت، طرف معترّض مأیوس می شود و کنار می کشد. کشور مورد تحریم اگر خودرا خودکفا و بی نیاز کند «قدرت» می شود.
    مرور زمان درستی این نظرات را نشان داده است. دوران جنگ های منطقه ای بر سر منافع بمانند جنگ کره و جنگ ویتنام به پایان رسیده و تا پیدایش یک قدرت دیگر، و نیز برهم خوردن نظم مالی جهان، «تحریم» به صورت یک تعرّض ادامه خواهد داشت. کره شمالی و کوبا حالت دفاع اعلام کردند، به خود متکی و خودکفا شدند و باقی ماندند، رژیم صدام حسین که با تحریم تضعیف شده بود در آخرین لحظه و اندکی پس از اعلام قبول شرایط که همانا باز کردن درهای کشور به روی بازرسان اتمی بود، مورد تعرّض قرار گرفت و از میان رفت و قذافی به رغم تسلیم شدن به فشار، به آن روز افتاد و پیش از آنها دولت کرملین و پس از آنها دولت بلگراد. هند و پاکستان سه بار جنگ خونین کردند، هند پاکستان شرقی را جمهوری بنگلادش کرد ولی از زمان اتمی شدن پاکستان، همه چیز پایان یافت. همان نشسست غیر دولتی استراسبورگ بود که 51 سال پیش [51 سال پیش از دریافت نظر مخاطب و فرستنده این پیام] سلاح اتمی را «بازدارنده» جنگ نام نهاد (که این عنوان باقی مانده است و هر روز بکار می رود) و تحریم کشور مورد هدف را «جنگ تمام عیار»، که با سلاح خودکفایی باید در آن پیروز شد. در جریان تحریم، طرف تحریم کننده می کوشد که کشور مورد تحریم دچار فساد اداری ـ اقتصادی هم بشود تا نتواند مقاومت جانانه کند. در روسیه پس از فروپاشی شوروی چنین کردند و ....
     فرستنده این مطلب خودرا دارای مدرک دکترا در رشته روابط بین الملل معرفی کرده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
محمود بهمنی در دیماه 1397: رشد نقدینگی (چاپ پول و انتشار اوراق مشارکت) به 400 برابر افزایش یافته و اگر کنترل نشود قیمت ها بالا خواهد رفت
بهمني

محمود بهمنی رئیس پیشین بانک مرکزی و عضو کمیسیون اقتصادی دوره دهم مجلس شورای اسلامی 16 دیماه 1397 در مصاحبه با خبرگزاری مِهر، با بیان اینکه باید بپذیریم در شرایط جنگ اقتصادی هستیم و در این شرایط فروش نفت کاهش خواهد یافت، گفت: "نمی توانیم کاهش درآمدهای نفتی را مستقیماً از محل افزایش درآمدهای مالیاتی جبران کنیم زیراکه واحدهای تولیدی ما مشکلات متعدد دارند و توانایی پرداخت مالیات بیشتری را ندارند.".
    این اقتصاددان با تجربه با تاکید بر اینکه دولت باید درآمدهای بودجه 1398 را واقعی پیش بینی کند، گفت: "هزینه های دولت «واقعی» است، باید درآمدها نیز «واقعی» دیده شود، علی رغم اِعمال اصلاحات در لایحه بودجه سال مالی 1398، به نظر من هنوز هم لایحه بودجه به چکش کاری نیاز دارد.".
    وی با انتقاد از افزایش 400 برابری نقدینگی کشور، گفت: نقدینگی در دولت یازدهم و دوازدهم به 1700 هزار میلیارد تومان افزایش یافته است و اگر کنترل نشود، مجدداً به بازار سفته بازی وارد شده و قیمت ها افزایش خواهد یافت.
    بهمنی گفت: مدیریت نقدینگی در لایحه بودجه سال 1398 نیز دیده نشده است و دولت به معنای واقعی اراده ای برای کنترل نقدینگی ندارد.
    وی با بابیان اینکه حجم نقدینگی در سال 1391 به میزان 435 هزار میلیارد تومان بود، افزود: بر این اساس رشد نقدینگی 30 و 8 دهم درصد و تورم 30 و 5 دهم درصد بود اما رشد نقدینگی در دولت یازدهم و دوازدهم [دولت حجت الاسلام حسن روحانی] به 400 برابر افزایش یافته است.
    این نماینده مجلس، چاپ پول و انتشار اوراق مشارکت را از عوامل افزایش نقدینگی خواند.
    کُد خبر: 4502071
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
استاد نیکواقبال در دیماه 1397: کاهش دوسوم درآمدهای ارزی کشور ـ ثبات کنونی نرخ ارزها با فشار و بخشنامه‌ صورت گرفته است
علی‌اکبر نیکواقبال اقتصاددان و استاد دانشگاه در گفت‌و شنود با روزنامه «آرمان امروز» که در شماره 17 دیماه 1397 این روزنامه درج و تیتر آن به صفحه اول بُرده شده درباره وضعیت ارز و پول در کشور گفت:
    به علت افزایش پایه پولی و رشد نقدینگی، در ماههای گذشته تورّم عجیبی به‌وجود آمد و نتیجه آن، افزایش چندبرابری و ناگهانی نرخ ارزها بود. این رشد نقدینگی در چهار ـ پنج سال گذشته بسیار بالا بود و با توجه به امکانات وارداتی، «عَرضه» تا حدی در داخل کشور بالا رفته بود و درنتیجه، بین عرضه و تقاضا یک تعادل غیرطبیعی به‌وجود آمده بود. حفظ و نگهداری این تعادل، مصنوعی بود و چنین تعادلی ناگهان به علت عوامل مختلف، تورم عجیبی را به‌وجود آورد. این تورّم خود را به‌خوبی در افزایش سه تا چهاربرابری نرخ برخی مایحتاج به صورت مَلموس نمایان ساخت و فشار به طبقات کم‌درآمد و ازکارافتاده وارد آورد. نرخ تورّم و نرخ ارز تا حدی تابع فضای روانی هستند. یعنی انتظارات تورمی اگر در جامعه‌ای وجود داشته باشد قیمت ها و نرخ ارزها را بالا می برَد. ما اطلاعات دقیقی از وضعیت موجودی منابع ارزی کشور نداریم. زمانی که آینده‌نگری می‌کنیم، مشاهده می‌کنیم که تحریم‌ها درآمد نفتی ما را تا یک‌سوم کاهش داده است. پس، دوسوم درآمدهای ارزی ما از دست رفته و با این یک‌سوم و جوّ روانی موجود و عدم تعادل تقسیم درآمد ملّی که 70درصد نقدینگی و شبه‌پول در دست یک درصد جامعه است می‌توان گفت که بانک مرکزی کار دشواری پیش‌رو دارد. با این شرایط به نظر می‌رسد که به‌صورت طبیعی نرخ حدودا 10هزارتومانی برای دلار آمریکا، طبیعی نباشد و فشار سیاست‌های بانک مرکزی توانسته‌اند این نرخ را به این حد برساند. نیاز است که اتاق‌های فکر راه‌اندازی شود تا راه‌حل‌های بهتری به دست آید. راه‌حل‌ها باید منطقی، عقلایی، میان‌مدت و طویل‌المدت باشد چرا که زندگی یک ملت و حیات یک کشور کوتاه‌مدت نیست.
    نیکواقبال در پاسخ به این پرسش:"‌نوسانات ارزی و کاهش درآمد ارزی چه تاثیراتی بر اقتصاد کشور می‌گذارند؟"، گفت:
    وقتی درآمدهای ارزی کشوری مثل ایران پایین ‌آید، خودبه‌خود متعاقب آن، درآمدهای گمرکی هم کاهش پیدا می‌کند و در ادامه آن درآمدهای شرکت‌هایی که از طریق واردات مواد اولیه، قطعات و تجهیزات، کالایی را تولید و عرضه می‌کنند، کاهش می‌یابد و نهایتا درآمدهای مالیاتی دولت نیز کم می‌شود. از سوی دیگر، حدود 20 تا30میلیارد دلار کالای قاچاق در کشور، بسیار تاثیرگذار است و ممکن است که شرکت‌ها در نتیجه عدم کنترل آن (کالای قاچاق)، ورشکسته شوند و درآمدهای ارزی غیر نفتی نیز کاهش ‌یابد.
    در مجموع اگر بخواهیم واقع‌بینانه بیندیشیم، سیاستگذاران باید به دنبال راه‌حل‌های جدّی باشند.
    به نظر می‌رسد که ثبات نسبی نرخ ارز در حال حاضر با فشار و بخشنامه‌های مختلف و بگیر و ببندهای معامله گران ارز صورت گرفته باشد. اگر شرایط آزادتر شود تقاضا برای ارز دوباره بالا می‌رود؛ مردم برای تحصیل، سفر خارج و اموری از این قبیل (غیر بازرگانی) به ارز نیاز دارند که اینک میزان آن محدود است (نَه بیش از دو هزار دلار برای هر شهروند). اگر رشد اقتصادی منفی باشد تورّم بالا می‌رود و نرخ ارزها هم به تبع آن افزایش می‌یابد. اگر بخواهند در سال آینده (سال 1398) هم به صورت دستوری و با فشار، نرخ ارزها را کنترل کنند باید منابع ارزی 100 تا 200میلیارد دلاری داشته باشند تا بتوانند نرخ کنونی ارز را حفظ کنند. اگر مبلغ ذخایر بانک مرکزی در این حد نباشد به نظر می‌رسد که کار سخت خواهد شد.
     از سوی دیگر، شرکت‌های پتروشیمی و امثال آنها که ارز به دست می‌آورند حاضر نیستند هر دلار را به نرخ 10هزار تومان عرضه کنند چرا که بر این باورند قیمت واقعی آن بیشتر است و در نتیجه، عَرضه ارز در ایران به طرُق مختلف کاهش خواهد یافت.
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
غیرضروری و بی نتیجه و نمایشی خواندن حذف صِفر از پول ایران و اینکه یک ضربه روانی است
در نیمهِ دیماه 1397 هنوز از انتشار گزارش های مربوط به احتمال حذف «4 صفر!» از پول ملّی، ساعاتی بیش نگذشته بود که مؤلف این تاریخ آنلاین پیام های متعدد در مخالفت، بی نتیجه و نمایشی خواندن آن و اینکه یک ضربه روانی خواهد بود دریافت کرد ازجمله یک پیام طولانی از یک اقتصاددان ایرانی مقیم اروپا که «حذف چند صِفر» از پول کشوری را که تورّم بالا دارد و ثبات اقتصادی کامل ندارد در این شرایطِ تهدید و تحریم غیر ضروری خوانده بود.
    رئیس بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران گفته بود که حذف 4 صِفر از پول ملّی را به دولت پیشنهاد کرده است. چند روز بعد گفته شد که موضوع، فعلا منتفی شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ادیان و روحانیون
غزوه اُحُد Uhud
طبق كرونیكل های به زبان انگلیسی، با تبدیل تقویم ها، غزوه اُحُد Uhud در هفتم ژانویه سال 625 (بعضی سالها مصادف با هشتم ژانویه) روی داد كه سه روز پس از آن، غزوه حمراء الاسد در 42 كیلومتری مدینه به وقوع پیوست، ولی بسیاری از مورخان و از جمله پرفسور «ویلیام مونتگمری وات» تاریخ وقوع غزوه اُحُد را 23 مارس سال 625 نوشته اند.
    غزوه اُحُد در غرب مدینه و در دامنه كوهی به همین نام در هفتم شوال سال سوم هجری روی داده بود كه ضمن آن، هفتاد و به قولی 72 تن از مسلمانان جان باختند. شمار مخالفان اسلام كه از مكّه به سوی مدینه لشكركشی كرده بودند بیش از سه برابر مسلمانان بود.
     پروفسور وات كه در اكتبر 2006 در 97 سالگی درگذشت نوشته است كه برخلاف برخی نوشته ها، درغزوه اُحُد مسلمانان با وجود تحمل تلفات، شكست نخوردند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو اندیشه
انتخابات سال 2002 در چند کشور و نظر هِگِل درباره دمكراسی ـ نظر فلاسفه درباره کودتا و وقتی که یک دولت به بُن بَست برسد
Hegel
به مناسبت پایان سال 2002 میلادی، چند تاریخدان و فلسفه دان به بررسی نتایج انتخابات این سال که در چند کشور برگزار شده بود پرداخته و با نظرات فلاسفه بزرگ تطبیق داده و مقایسه كرده بودند. در این میان پاره ای از پیروان «هگل» به تفسیر عقاید وی پرداخته و دمكراسی را پروسه ای چند مرحله ای خوانده بودند كه اگر دفعتاً در كشوری پیاده شود؛ بیشتر از سود، به جامعه مربوط زیان خواهد زد و اگر این كشور چند ملیّتی و یا دارای دشمن خارجی باشد احیاناً به تجزیه آن منجر خواهد شد.
     هگل فیلسوف آلمانی نیمه اول قرن 19، از پایه گذاران «فلسفه تاریخ» نخستین رساله اش را درباره «حق طبیعی» و «قانون مؤثر» نوشت كه كار بزرگی بود. بر عِلم منطق تعریف تازه نوشت و سپس كتاب «فلسفه حق» را تالیف كرد. این نكته كه یک فرد چگونه رئیس كشور شود برای «هِگل» اهمیت ندارد؛ حتی اگر رئیس كشور «قیصر» باشد كه مقامی موروثی و غیر دموكراتیك است، ولی با این شرط؛ كه این فرد [رئیس كشور] حامی و نگهبان حقوق مردم باشد و بكوشد كه قوای سه گانه حكومتی مُنفَك از هم عمل كنند و با اصول و روش های دمكراسی هم مخالفت قلبی نداشته باشد و از تحقق آنها ممانعت به عمل نیاورد و حقوق اتباع را تامین کند و نیز منافع و دارایی کشور که حق عموم است.
    این گروه وقوع «كودتا ـ کودتای نظامیان» را در كشوری محتمل دانسته اند كه سیاسیون و دولتمردان آن از حل مسائل جامعه از راههای قانونی عاجز شده و به بُن بَست رسیده باشند و یا این كه ارتش و آن دسته از فرماندهان آن كه محبوبیت دارند زیر انتقاد غیر منصفانه قرار گرفته باشند، یا اینكه یك قدرت خارجی برتر چنین تغییری را حمایت كند و یا اینكه برای دفاع قاطع از كشور و حفظ تمامیت و حاكمیت آن تغییر سریع مدیریت لازم باشد و در هر صورت، طبق تجربه تاریخ، دولت كودتا در كوتاه مدت به دیكتاتوری منتهی خواهد شد و اگر بتواند رفاه مردم را تامین كند عمری طولانی خواهد داشت . این دانشوران كودتای تحت حمایت و نفوذ خارجی را بدترین نوع آن خوانده اند. برخی از اندیشمندان، کودتای ارتش را ـ اگر به موقع و با نیّت نجات کشور باشد، انقلاب نظامیان توصیف کرده اند به این شرط که در اسرع وقت، ترتیب انتقال مدیریت کشور از طریق دمکراسی (انتخاب اکثریت ملت) داده شود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
منشور آزادی های چهارگانه روزولت: «آزادیِ خواست و آرزو» و «آزادی از قید بیم و ترس» و ...
Franklin Delano Roosevelt
ششم ژانویه 1941 فرانکلین دلانو روزولت Franklin Delano Roosevelt رئیس جمهوری وقت آمریکا در نشست کنگره (قوه مقنّنه) این فدراسیون دو نوع آزادی بر آزادی های مندرج در قانون اساسی این کشور را مطرح و آرزو کرد که جهانی شوند.
    وی سپس این دو نوع آزادی، و دو نوع آزادی اساسی دیگر را به صورت منشوری درآورد تا پس از او نصب العین سران آمریکا باشند و آنهارا در جهان ترویج دهند. مورّخان تاریخ عمومی نوشته اند که ترویج آزادی های مندرج در این منشور به صورت رسالت سران آمریکا باید درآید.
    دو نوع آزادی که روزولت مطرح و اعلام داشت عبارتند از: آزادی خواست (Want ـ خواستن، آرزوداشتن و ...) و آزادی از قید بیم و ترس؛ Fear.
     به زعم اف. دی. روزولت (هلندی تبار)، انسان حق دارد که آرزو کند و بخواهد و نباید از رسیدن به خواستش که منطقی و مشروع باشد جلوگیری کرد و این «خواست» به تجربه او [روزولت]، عمدتا اقتصادی و یا حرفه ای است. همچنین انسان حق دارد که در محیطی عاری از ترس و بیم زندگی کند و هر دولت مکلّف است چنین محیطی را برای اتباع خود به وجود آورد و نگران دوران پیری بودن بخشی از آن است. وی با همین اندیشه، سیستم «سوشِل سیکیوریتی» آمریکا را به وجود آورد که نوعی بازنشستگی عمومی و درمان رایگان افراد بالای سن معیّن (اینک 65 سال) است.
    دو نوع آزادی دیگر که قبلا مطرح و در قانون اساسی آمریکا مندرج بوده اند یکی آزادی بیان و ابراز عقیده است و دیگری آزادی مذهب. طبق این قانون، دولت آمریکا نمی تواند در این فدراسیون از یک مذهب حمایت کند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ایجاد «مملكت سعودی» - نگاهی کوتاه به تاریخ تحولات این سرزمین در دوران معاصر
عبدالعزیز بن عبدالرحمن السعود
عبدالعزیز بن عبدالرحمن السعود هفتم ژانویه سال 1926 خودرا پادشاه حجاز اعلام داشت. عبدالعزیز از اختلاف شریف مكه با دولت انگلستان استفاده كرده و حجاز را هم بر قلمرو خویش افزود و خود را سلطان نجد و حجاز اعلام داشت. وی قبلا تنها سلطان نجد بود. دولت لندن بناچار طبق عهدنامه سال 1927 جدّه قلمرو حكومتی عبدالعزیز را به رسمیت شناخت.
    مملكت سعودی 23 سپتامبر 1932 از وحدت حجاز، نجد، حساء و قطیف [دو منطقه جنوب شرقی و شیعه نشین كه در قدیم با جزایر مجاور در خلیج فارس «بحرین» خوانده می شدند و در قرن نهم میلادی به دست قرمطیان افتاده بودند] و برخی نواحی دیگر رسمیت یافته و این روز که در تقویم ها مندرج است به عنوان روز تاسیس رعایت می شود. كشور سعودی تنها مملكتی در جهان است كه به اسم فرد نامیده شده است. این كشور دارای یك شورای انتصابی است ولی پارلمان ندارد كه اعضای آن همانند كشورهای دیگر منتخب مردم باشند.
    سلطنت بر كشور سعودی در خانواده السعود موروثی است و پسران عبدالعزیز تاکنون یکی پس از دیگری پادشاه این سرزمین شده اند که تا نیمه جنگ جهانی اول از مستملکات عثمانی بود و بعدا به چنگ انگلستان افتاده بود. عبدالعزیز که در سال 1880 به دنیا آمده بود بسال 1953 درگذشت.
     نفت كه در مارس 1938 در این كشور كشف شد از نیمه دوم قرن بیستم مملكت سعودی را ثروتمند ساخته است. طبق یک سازش واشنگتن و لندن، دست آمریکا در نفت کشوری سعودی باز گذارده شده است. طبق برآورد، یك چهارم ذخایر نفت خام كره زمین در زیر شن های كشور سعودی قراردارد و از لحاظ صدور نفت، مقام اول را در جهان داراست با درآمد ناخالص سالانه بیش از 400 میلیارد دلار.
    و اینک نگاهی کوتاه به تاریخ تحولات این سرزمین در دوران معاصر:
     عبدالعزیز در جوانی با خانواده خود براثر فشار خاندان «الرشید» كه «ریاض» واقع در منطقه نجد و زادگاه و مركز اقتدار خاندان سعود را متصرف شده بود به كویت رفته بود كه در دسامبر سال 1901 در 21 سالگی با نیرویی كه از چهل و چند نفر بیشتر نبود به قصد پس گرفتن ریاض عازم نجد شد و اوایل 1902 ریاض را تصرف كرد و سپس به كوتاه كردن دست الرشید از نقاط دیگر پرداخت. خاندان سعود از قرن هجدهم (طبق برخی نوشته ها از سال 1744 میلادی) در مناطق الدیریه و الریاض دارای اقتدار بود. عبدالعزیز تا سال 1904 همه نجد را برغم حمایت نظامی عثمانی از الرشیدی ها، تصرف كرد و با مرگ الرشید در سال 1906 راه در برابر عبدالعزیز باز شد و به تدریج سایر مناطق تحت سلطه عوامل الرشید به او تعلق گرفت. وی در سال 1913 «حساء» و سال بعد از آن قطیف را هم بر قلمرو خود افزود و به ساحل غربی خلیج فارس رسید. دولت انگلستان كه سرگرم عقب راندن عثمانی از سرزمین های عربی و مسلط شدن بر آنها بود در سال 1916 (اواسط جنگ جهانی اول) حكومت عبدالعزیز بر نجد و حساء را برسمیت شناخته بود زیرا به موجب توافق ماه مه این سال (سال 1916) انگلستان و فرانسه بر سر تقسیم سرزمین های عربی میان خود ـ در صورت شكست امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول، قرارشده بود جز سوریه و لبنان كه سهم فرانسه درنظر گرفته شده بود، مابقی از جمله حجاز در اختیار انگلستان قرار گیرد. عبدالعزیز در سال 1925 از اختلاف شریف مكه با دولت انگلستان استفاده كرد و حجاز را هم بر قلمرو خویش افزود و خود را سلطان نجد و حجاز اعلام داشت و دولت لندن بناچار طبق عهدنامه سال 1927 جده قلمرو حكومتی او را برسمیت شناخت، ولی تاریخ اعلام رسمی تاسیس كشور سعودی 23 سپتامبر 1932 است. این سرزمین كه در ایران (همانند دوران ساسانیان) «عربستان» خوانده می شود دارای2 میلیون و 200 هزار كیلومتر مربع وسعت و طبق آمار سال 2007 بیست و 4 میلیون و 700 هزار تن سكنه است كه حدود شش میلیون از آنان خارجی هستند كه برای كار به آنجا رفته اند. درآمد سرانه هریك از ساكنان سعودی سالانه 22 هزار دلار است.
    دوم نوامبر سال 1964 ملك سعود دومین پادشاه كشور سعودی در یك كودتای خانوادگی از مقام خود بركنار و به خارج تبعید شد. شنیده شده بود وی كه یازده سال بر این كشور پادشاهی كرده بود می خواهد یكی از پسران 30 گانه خود را ولیعهد كند حال آنكه قرار بود پس از او برادرانش به ترتیب به پادشاهی برسند. هنگامی كه ملك سعود شروع به توزیع مقامات دولتی میان پسران خود كرد، خاندان سعودی سه اتهام داخلی، مذهبی و بین العربی به او وارد ساختند و بركنارش كردند. این سه اتهام عبارت بود از اسراف بیت المال، شرب خمر و مشاركت در توطئه مقدماتی ترور جمال عبدالناصر كه در جهان عرب محبوبیتی ویژه داشت. با این اتهامات، بركناری او مورد حمایت اتباع سعودی، جهان عرب و روحانیون ملل اسلامی قرار گرفت. پس از او ملك فیصل برادر ناتنی اش پادشاه سعودی شد كه بعدا او نیز به دست برادرزاده اش كشته شد. با بركناری ملك سعود، دیگر هیچیك از پادشاهان بعدی سعودی ـ جز سلمان بن عبدالعزیز آل سعود متولد دسامبر 1935 (پادشاه از 23 ژانویه 2015) ـ درصدد ولیعهد كردن فرزند خود برنیامد و برادران (فیصل، خالد. فهد، و عبدالله) یكی پس از دیگری پادشاه شدند و .... ملک سلمان فرزند خود محمد بن سلمان متولد 31 آگوست 1985 را ولیعهد کرده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دیدار ژانویه 2004 تونی بلِر از عراق و اظهار نظر تفسیرنگاران ـ ایرانیان قربانی سیاست های استعماری انگلستان در دو قرن گذشته
بلر در ژانويه 2004 از نظاميان انگليسي مستقر در بصره بازديد مي كند

تونی بلر نخست وزیر وقت انگلستان سوم ژانویه 2004 از نظامیان انگلیسی در بصره و جنوب عراق بازدید كرد و گفت كه ممكن است این نیروها تا سال 2007 در عراق باقی بمانند. دولت لندن در اشغال نظامی عراق در سال 2003 در کنار آمریکا بود.
    تفسیرنگاران همان وقت نوشته بودند که انگلستان نمی خواهد که برکنار از هرگونه تحولی در خاورمیانه، آسیای جنوبی و حتی آسیای میانه باشد. مروری بر تاریخ خاورمیانه نشان می دهد که انگلیسی ها از دو ـ سه قرن پیش نسبت به بصره و جنوب عراق حساسیت خاص ابراز داشته اند. آنان در تقسیمات جغرافیایی خاورمیانه [تقسیمات پس از جنگ جهانی اول و از میان رفتن امپراتوری عثمانی] كوشیده بودند وضعیت را به گونه ای درآورند كه هر آن كه بخواهند بتوانند با درآوردن بامبول، دوباره به منطقه باز گردند و یا در تحولات اعمال نفوذ داشته باشند.
    طبق این اظهار نظرها که به استناد رویدادهای تاریخ منطقه بود، ایرانیان قربانی سیاست های استعماری انگلستان بوده اند که می کوشید به هر قیمت مانع دستیابی روس ها به هند شود که جداکردن ایران خاوری و ساختن افغانستان، کمک به ازدست رفتن قفقاز، بخشیدن منطقه فرارود به روس ها، تبت و اویغورستان (آرین نشین وقت که بعدا میلیونها چینی را به اینجا کوچانیدند تا ماهیّت چینی یابد) به چینیان که خودشان در آن زمان در چنگ قدرت های وقت اسیر بودند به خاطر ایجاد حایل میان روسیه و هند بود که سبد نان و انبار غلّه انگلیسی ها بشمار می رفت و سپس تقسیم پشتون ها با کشیدن خط مرزی «دورَند» که اینک درد سر جهان شده است: حدود 16 میلیون پشتون در افغانستان و حدود 29 میلیون در پاکستان.
    در این اظهار نظرها آمده بود که با کمی دقّت در اخبار و مطالب «بی بی سی» می توان دریافت که چه شخصیتی و مقام هایی در خاورمیانه مطمح نظر دولت لندن هستند و این دولت چه می خواهد و چه تغییر و تحولی را. به باور این اصحاب نظر، دولت لندن می کوشد که در قبال تحولات خاورمیانه و آسیای جنوبی به دولت واشنگتن نظر بدهد و تلقین کند.
بلر در ديدار هفته اول ژانويه 2004 از خاورميانه با پادشاه اردن نيز ملاقات كرد ـ طبق برخي تفسيرها، پادشاه کنوني اردن مي کوشد که نقش پدرش را به عنوان يك واسطه در خاورميانه بر عهده داشته باشد

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که میخائیل ساآكاشویلی ـ معروف به مَرد آمریکا ـ رئیس جمهوری گرجستان شد و از 2021 در زندان این کشور
میخائیل ساآكاشویلی Mikheil Saakashvili (متولد 21 دسامبر 1967 در تفلیس) فارغ التحصیل دانشگاه غیردولتی كلمبیای آمریكا در رشته قانون (حقوق) كه مدتی هم در نیویورك كارآموز وكالت قضایی بود و دارای بانوی هلندی است همچنان كه پیش بینی می شد در انتخابات ژانویه 2004 گرجستان پیروز و هفتم ژانویه رئیس جمهوری این كشور كوچك چهار میلیون و 700 هزار نفری، ولی استراتژیکِ منطقه قفقاز اعلام شد (سومین رئیس جمهوری گرجستان). وی دو دوره و جمعا حدود ده سال رئیس جمهوری گُرجستان بود.ساآكاشویلی که تابعیت اوکراینی هم دارد بعدا از فعالان سیاسی اوکراین و مدتی رئیس منطقه اُدِسا Odesa.
    مفسران رویدادهای وقت، قبلا پیش بینی کرده بودند که مسیر تحولات گرجستان (از تظاهرات متعدد تا کناره گیری شواردنادزه و ...) به پیروزی ساآكاشویلی که در روسیه به مَرد آمریکا معروف است ختم می شود. ساآكاشویلی از همان نخستین روز زمامداری اش در گرجستان، چرخشی سریع و وسیع به سوی غرب كرد كه بعدا واكنش روسیه را به دنبال داشت که تا حد مداخله نظامی پیش رفت.
     این مفسران پیش بینی کرده بودند که مداخلات احتمالی دیگر غرب در منطقهِ سُنَتی نفوذ مسکو ممکن است زنجیری از واكنش ها روسیه را در پی داشته باشد.
    مفسرانی که انتخاب ساآكاشویلی در ژانویه 2004 را تحلیل کرده بودند منبع مالی تامین كننده هزینه تحصیلی وی (ساآكاشویلی) در آمریكا را كه تقریبا بلافاصله پس از فروپاشی شوروی وارد دانشگاه كلمبیا شده بود زیر سئوال برده بودند و .... وی بود كه در نوامبر 2003 عصیان برضد شواردنادزه را سازمان داده و موجب كناره گیری او شده بود، حال آن كه قبلا وزیر دادگستری شواردنادزه بود. [گرجستان در پی جنگ اول ایران و روسیه و شکست نظامی ایران، طبق قرارداد گلستان از ایران جدا و ضمیمه روسیه شده بود.].
    میخائیل ساآكاشویلی (میشا) در پی دو دوره ریاست جمهوری گرجستان تا هفدهم نوامبر 2013 تحت تعقیب قضایی به اتهام سوء استفاده از قدرت قرار گرفت که به اوکراین رفت. وی در اینجا نیز دست به هواداری از بلوک غرب و تلاش برای عضویت اوکراین در اتحادیه های مربوط زد. او با اینکه می دانست در گرجستان تحت تعقیب قضایی است در سال 2021 مخفیانه و گویا با کشتی حامل کالا وارد گرجستان شد، ولی دستگیر و به زندان افتاد و اینک (هفتم ژانویه 2023) در زندان گرجستان است.
ساآکاشويلي و بانویش ساندرا

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دستور انگشت نگاری و عکس برداری از اتباع برخی کشورها هنگام ورود به آمریکا از ژانویه 2004
دستور انگشت نگاری، عكسبرداری و احیانا سئوالات متعدد در دروازه های ورودی آمریكا (115 فرودگاه، بنادر و مرزهای زمینی) كه از دوشنبه 5 ژانویه 2004، جز در مورد اتباع 27 كشور ( 22 كشور اروپایی، كانادا، استرالیا، نیوزیلند، ژاپن و سنگاپور) به اجرا درآمد و از همان روز با واكنش هایی رو به رو گردید از جمله دولت چپگرای برزیل درقبال اتباع آمریكا مقابله به مثل كرد، پروازهای مكزیك به آمریكا دچار تاخیرهای چند ساعته شد و در فرودگاههای میان راه (رابط) صفوف طولانی مقابل گیت های پروازهای آمریكا تشكیل گردید زیرا كه مشخصات مسافران به مقصد آمریكا باید الكترونیكال اخذ و به وزارت امنیت وطن در آمریكا ارسال و پیش از رسیدن مسافر به آمریكا به آن واصل شود.
    در فرودگاههای رابط، گیت های مشخصی اختصاص به پروازهای آمریکا یافت.
    جمعیت های مدافع حقوق مدنی این عمل را گرچه حق دولت آمریکا دانسته، ولی تا حدی تبعیض آمیز بیان کرده بودند. برخی دولت ها نیز ناخرسندی خود را از جمع آوری ناخواسته اطلاعات و عكس و آثار انگشت اتباع شان توسط دولتی دیگر نشان داده بودند. بعضی منتقدین داخلی آمریكا این كار دولت را بهانه برای افزایش و نیز توجیه بودجه سنگین وزارت امنیت ملی بیان کرده بودند.
    در پی دستگیر شدن یک جوان نیجریه ای به نام عمر فاروق عبدالمطلب در کریسمس 2009 که گفته شده بود قصد انفجار یک هواپیمای مسافربر آمریکایی در مسیر آمستردام ـ دیترویت را داشت سختگیری و دقت در بازرسی بدنی اتباع چندین کشور ازجمله ایران که قصد سفر به آمریکارا داشتند در فرودگاه های رابط (میان راه) بیشتر شده بود. فهرست این کشورها از سوی دولت آمریکا انتشار یافته بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
... و در شرایط جنگ و استقرار خارجی، در سال 2004 افغانستان دارای قانون اساسی تازه شد ـ وجود وزیران و مقام های افغانی دارای تابعیت مضاعف
قانون اساسی افغانستان كه پیش نویس آن مورد تایید دولت آمریكا بود چهارم ژانویه 2004 به تصویب لویه جرگه 502 نفره افغانها رسید و چند ماه بعد برپایه آن انتخابات پارلمانی انجام شد ـ انتخابات در کشوری قبیله ای با رسوم و سُنَن مربوط که درصدِ بی سوادان بالا بود، فقر بیداد می کرد و امنیت و آرامش وجود نداشت و تقریبا همه جا نیروی نظامی خارجی دیده می شد!.
     طبق این قانون اساسی، رئیس جمهوری افغانستان باید با اكثریت آراء مستقیم مردم برگزیده می شد و این كشور (همانند آمریکا و چند کشور دیگر) نخست وزیر نمی داشت؛ و به این ترتیب، طبق آن قانون اساسی، نظام حکومتی افغانستان پارلمانی نمی توانست باشد و رئیس جمهوری؛ رئیس کشور و رئیس دولت بود و با رای عدم اعتماد پارلمان برکنار نمی شد.
     منتقدین این قانون گفته بودند كه با اجرای آن، «رئیس جمهوری» در واقع منتخب قبایل جنوب و شرق افغانستان خواهد بود كه جمعیت بیشتری دارند، پشتون هستند و حامد كرزای از میان آنان برخاسته است. برخی از این منتقدین همچنین به وجود چند تبعه آمریكا و کشورهای دیگر در كابینه و میان مقامات دیگر افغانستان اشاره و آن را از نقطه ضعف های دولت كرزای (دولت وقت) خوانده بودند به ویژه این كه وزیر داخله او تابعیت آمریكایی داشت.
    مفسرانی هم بودند كه اجرای كامل این قانون را به این صورت در كشوری قبیله ای و بعضا مسلح كه بیشتر مردم حرف شنوی سران طوایف هستند خالی از دشواری ندانسته بودند.
     انتخابات سال 2009 همه نقاط ضعفی را که قبلا مطرح و پیش بینی شده بود عیان ساخت و کرزای با کمتر از نیمی از آراء برای باردوم رئیس جمهوری شد و سران دولت های آمریکا، انگلستان و فرانسه انتخاب! اورا تبریک گفتند و این در حالی بود که یک دیپلمات آمریکایی (معاون هیات سازمان ملل در افغانستان) انتخابات سال 2009 افغانستان را آکنده از تقلب و ... خوانده بود. در انتخابات بعدی میان دو نامزد ردیف بالا اختلاف افتاد و عملا و به صورتی در حکومت شریک شدند که رویداد سیاسی تازه ای بشمار می رفته است.
    این نظام و قانون اساسی در آگوست 2021 با خروج ناگهانی و سریع نظامیان آمریکا از افغانستان پس از 20 سال عملیات نظامی و برجای گذاردن سلاحهای سنیگین و بازگشت طالبان به قدرت عملا لغو شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
گزارش سال 2003 منابع اطلاعاتی غرب درباره موشكهای دوربُرد جمهوری دمكراتیك خلق کره و ...
در پی صدور اخطار ششم ژانویه 2003 جمهوری دمكراتیك خلق كره که اِعمال تحریم بر ضد این كشور به معنای جنگ است، روزنامه های آمریكا به انتشار گزارشهایی درباره توان نظامی این همسایه دیوار به دیوار چین و روسیه و نه چندان دور از کشور ژاپن پرداخته بودند. آن قسمت از این گزارشها كه مربوط به تجهیزات موشكی دوربُرد به نقل از منابع اطلاعاتی غرب بود از این قرار بود:
    - موشك تائه پو ــ دونگ 2 Taepo _ Dong 2 : حد اكثر برد 3720 مایل (5952 كیلو متر)، طول 37 متر ، قطر 130 سانتیمتر و قادر به حمل 800 كیلو گرم مواد منفجره یا كلاهك اتمی.
    - موشك تائه پو ــ دونگ1 : حداكثر برد 3100 مایل (4960 كیلومتر ) ، طول 31 متر ، قطر 130 سانتیمتر و قادر به حمل 780 كیلوگرم مواد منفجره یا كلاهك اتمی.
    - موشك نو دونگ No Dong: برد 930 مایل (1488 كیلومتر ) ، طول17 متر ، قطر 130 سانتیمتر و قادر به حمل 1250 كیلوگرم مواد منفجره و یا كلاهك اتمی.
    این روزنامه ها موشك اسكاد سی Scud C را كه 544 كیلو متر بُرد دارد موشك میان بُرد بشمار آورده بودند.
    جمهوری دمكراتیك خلق كره در سال های پس از آن، اتمی و دارای موشک های دور بُرد بالستیک شده است و تاکنون چند بار هم آمریکا را تهدید به حمله اتمی کرده است. در طرح 70 صفحه ای استراتژی امنیتی آمریکا منتشره در دسامبر 2016، چین و روسیه دو رقیب آمریکا و جمهوری اسلامی ایران و جمهوری دمكراتیك خلق كره (کره شمالی) دشمن آمریکا قلمداد شده اند.
    از سال 2017 و در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ تلاش های تازه ای برای جلب رهبر کره شمالی به غیر اتمی شدن این کشور صورت گرفته بود ازجمله انجام یک ملاقات سران دو کشور ولی نتیجه محسوس گرفته نشده است و تحریم های آمریکا ادامه دارد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
باز هم وقوع حادثه مرگبار در مكه و در جریان مناسك حج


در نیمروز پنجم ژانویه 2006 و در آستانه هشتاد و دومین روزی كه ابن سعود (عبدالعزیز) خودرا «خادم مسجد الحرام»، و حجاز را كه دین اسلام از آنجا برخاسته است بخشی از «مملكت سعوی» اعلام داشت (هشتم ژانویه 1926)، و انگلیسی ها كه برجای عثمانی نشسته بودند 17 ماه و 13 روز بعد (بیستم ماه مه 1927) بر استقلال كشور سعودی صحه گذاردند رویداد مرگبار دیگری در شهر مكه برای زائران كعبه اتفاق افتاد. در این حادثه كه بر اثر فروریختن یك مسافرخانه 40 ساله روی داد دست كم 76 تن كشته و دهها نفر دیگر مجروح شدند. شمار زائران كعبه در سال 2006 دو میلیون و پانصد هزار تن گزارش شده بود.
    در دهه های اخیر هر چند وقت یکبار یك حادثه از این دست برای زائران كعبه كه هر سال در چنین ماه قمری از سراسر دنیای اسلامی به آنجا روی می آورند اتفاق افتاده است. سه سال پیش از آن (سال 2003) 251 و 16 سال قبل (سال 1990) 1426 حاجی جان سپردند و قس علیهذا.
     بسیاری هستند كه می گویند نمی دانیم كه این رویدادها چرا درسی برای دولت سعودی نمی شود. به نظر این عده، همین حادثهِ ژانویه 2006 قابل پیش بینی و پیشگیری بود. چرا باید اجازه داده می شد كه در 200 متری مسجد الحرام یك مسافرخانه قدیمی (بدون تعمیر اساسی و یا نوسازی) در كنار هتل های جدید سر به فلك كشیده به كار ادامه دهد، مسئول كیست؟.
     برخی از این قربانیان لیبیایی و اماراتی بودند؟، آیا این نفتدارها هم مانند بنگلادشی ها و پاكستانی ها بی پول و فقیر بودند كه در چنین مسافرخانه قدیمی و ارزانتر مسكن كرده بودند و یا این كه در كشورهای آنان اختلاف طبقاتی عمیق میان دارا و نادار وجود دارد؟!. مقتولین و مجروحین اماراتی از طبقه فقیر این سرزمین های كم جمعیت و كوچك ولی نفتدار و «خیلی پولدار» بودند. عكس بالا، پس از فرو ریختن مسافرخانه «لؤلؤة الخیر» شهر مكه (محل سكونت جمعی از زائران) از باقیمانده آن برداشته شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
وزیران امورخارجه و دفاع آمریکا ار سال 1961 تا سال 2006، در یک نشست بی سابقه در كاخ سفید واشنگتن برای ابراز نظر ـ آمریکا و خاور میانه


پنجم ژانویه 2006 در همان هنگام كه شبكه های تلویزیونی آمریكا از تشدید رویدادهای عراق و قتل 132 زائر اماکن مذهبی شیعیان و نیز پنج نظامی آمریكایی خبر می دادند و گزارش می كردند كه نمایندگی ایران از شركت در یك جلسه آژانس بین المللی انرژی اتمی پوزش خواسته است، نشست بی سابقه ای در كاخ سفید واشنگتن برگزار شده بود. برای شركت در این جلسه كه در تاریخ فدراسیون آمریکا سابقه نداشت، وزیران امورخارجه و دفاع این كشور از سال 1961 تا آن روز كه هنوز در قید حیات بودند دعوت شده بودند تا پیرامون مسئله عراق نظر و اندرز بدهند.
    در جلسه مورد بحث كه با حضور جورج دبلیو بوش رئیس جمهور وقت و وزیران دفاع و امور خارجه او و نیز فرمانده نظامیان آمریكایی در عراق تشكیل شده بود افرادی از جمله رابرت مكنامارا، هارولد براون (که در نخستین هفته ژانویه 2019 درگذشت)، فرانك كارلوچی، جیمز شلزینگر، جورج شولتز، لارنس ایگلبرگر، بانو مادلین آلبرایت، الكساندر هیگ، ملوین لرد، ویلیام پری، ویلیام كوهن و كولن پاول شركت كرده بودند. عكس بالا پیش از تشكیل جلسه، از شركت كنندگان در تالار بیضوی كاخ سفید واشنكتن گرفته شده است.
    این جلسه با اظهارات جورج بوش آغاز شده بود كه چنین گفته بود: برخی از شما (اعم از دمكرات و جمهوریخواه) مخالف رفتن ما به عراق به این صورت بودید. در هر حال، اینك ما در عراق هستیم. هدف ما و استراتژی ما در آنجا پیروزی است. تجربه شما ارزشمند است. من اندرز شما را با نظر مساعد بررسی خواهم كرد. نظر خود را بدون پرده پوشی و ملاحظه بگویید. راه حل باید تواما نظامی و سیاسی باشد و از هدف خارج نشود.جلسه سپس (بدون حضور روزنامه نگار) وارد بحث شد.
    در پایان جلسه، ایگلبرگر وزیر امور خارجه اسبق به خبرنگاران گفت: هدف دولت قابل درک است ولی اوضاع عراق و ساختار آن پیچیده تر از آن است كه بشود راه حل فوری ارائه كرد. صدها سال میان كُرد و عرب، شیعه و سنی و ... در این سرزمین پرآشوب مرافعه بوده كه اگر تدابیر لازم بکار گرفته نشود ممکن است بعدا [پس از خروج نظامیان آمریکا] به یك جنگ داخلی تبدیل شود و چنین جنگی از مرزهای عراق تجاوز خواهد كرد و بنابراین باید کنترل رویدادها را از دست نداد و ... و به هرحال در این زمینه نیاز به تفكر و تبادل نظر بیشتری است تا یک فرمول به دست آید.
    ماحصل اظهار نظر مطبوعات خارج از آمریکا در این باره چنین بود: آمریکا از دهها سال پیش و بویژه پس از تغییر نظام حکومتی ایران و غیر دوست شدن دولت تهران برای عراق برنامه داشت. به نظر می رسد که واشنگتن پس از سپردن امور به دولت بغداد و سپس امضای یک پیمان استراتژیک مشترک همانند پیمان آمریکا و ژاپن و دست کم پیمان سال 1959 ایران و آمریکا، نیروهای رزمی خودرا به تدریج خارج خواهد کرد ولی کادر غیر رزمی بزرگی را باقی خواهد گذارد تا قدرت خودرا در منطقه حفظ و هرآن که مقتضی بداند به نیروی نظامی متوسل شود. برخوردهای داخلی عراق که ناشی از تعدّد نژاد و مذهب اند همیشه فرصت مداخله و اعمال نفوذ برای آمریکا به دست خواهند داد.
    طبق این تفسیرها، هدف اصلی آمریکا نه تنها کنترل بر منطقه استراتژیک و نفت است، بلکه داشتن نفوذ سیاسی و سودبری اقتصادی و نیز مانع هرگونه آسیب رسی به اسرائیل و دوستانی همچون سران دولت سعودی، امارات، بحرین، کویت و ... و مانع بازگشت روسیه به منطقه و جلوگیری از ورود هر قدرت دیگر
    
جلسه پنجم ژانويه سال 2006 کاخ سفيد واشنگتن

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نگرانی وزیر امور خارجه آمریکا در ژانویه 2006 از تصمیم ایران به ازسرگیری برنامه های اتمی اش
بامداد ششم ژانویه 2006 بانو «رایس» وزیر امورخارجه وقت آمریكا ضمن صرف ناشتایی با چند روزنامه نگار به آنها گفت كه مسئله ایران برای ما حساس شده است و روشن نیست که به کجا بیانجامد. دولت ایران اعلام كرده است كه برنامه های اتمی خودرا از سر می گیرد و نمایندگان این دولت از شركت در جلسه از قبل پیش بینی شده پنجم ژانویه 2006 آژانس بین المللی انرژی اتمی مركب از نمایندگان 35 كشور خودداری كردند كه علامت سخت شدن موضع تهران است. ما به حد كافی رای در میان كشورهای عضو آژانس خواهیم داشت كه مسئله ایران را به شورای امنیت ارجاع دهیم. با وجود این، منتظر نتیجه قطعی تلاش های دیپلماتیك جاری (وقت) خواهیم بود. رئیس جمهور تازه ایران (احمدی نژاد) نرمش رئیس جمهور قبلی را ندارد و حرکت بعدی او برای ما قابل پیش بینی نیست. در جمهوری اسلامی ایران حرف آخر را رهبری این کشور می زند ولی از طریق رئیس جمهور و شاید رئیس پارلمان. بنابراین، کار ما در قبال تهران دشوار و پیچیده است.
    رایس سپس از روش تازه دولت روسیه و سخت شدن این دولت انتقاد كرد و گفت اول ژانویه دیدیم كه چگونه روسیه لوله گاز خود را بست. رفتار روسیه تغییر فاحش كرده است و ما نگران هستیم. در پی بستن لوله گاز روسیه به اروپا، کار ما شده است نشستن و مراقب حرکت بعدی روسیه بودن.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 7 ژانويه
  • 1714:   نخستین ماشین تحریر جهان كه به دست هنری میل ساخته شده بود در لندن به معرض تماشا گذارده شد.
        
        
  • 1907:   Maria Montessori ماریا مونته سوری (1870 - 1952) فیلسوف، آموزشگر و پزشک ایتالیایی برپایه فرضیه خود یک مهد کودک (Daycare) در شهر رم برای کودکان والدین ورکینگ کلاس (طبقه کارگر) دایر کرد. طبق فرضیه بانو ماریا، آموزش کودک باید از زمان بازگرفتن از شیر (تقریبا دوسالگی) آغاز شود زیرا که کودک از چندماهگی توان یادگیری دارد. وی با این کار خود که جهانی شده است کمک کرد که بانوان بیشتری به نیروی کار کشورها اضافه شوند. ایجاد مهدهای کودک درعین حال یک شغل تازه بوجود آورده است. والدین کودکان زیر پنج سال تمام اطفال خودرا در ساعات کار خود به این مهدها می سپارند که آموزشگر ویژه دارند.
    Maria Montessori


        
        
  • 1936:   برنامه معروف به کشف حجاب هفدهم دیماه 1314 با شرکت بانو و دختران رضاشاه پهلوی که بدون حجاب در جشن دانشسرای عالی شرکت کرده بودند به اجرا درآمد. رضاشاه در همین روز علی اصغر حکمت کفیل وزارت فرهنگ را که به اجرای این برنامه کمک فراوان کرده بود به مقام وزارت (وزارت فرهنگ) ارتقاء داد.
        
        
  • 1952:   كشور اردن كه با اندیشه و به دست انگلیسی ها ساخته شده است دارای قانون اساسی شد.
        
        
  • 1964:   لیندن جانسون رئیس جمهوری وقت آمریكا برنامه مبارزه با فقر در این كشور را اعلام داشت.
        
        
  • 2010:  
    عُمَر فاروق

    یک گراند ژوری در استیتِ میشیگان آمریکا ششم ژانویه عُمَر فاروق عبدالمطلّب 23 سال تبعه نیجریه را رسما متهم کرد که قصد داشته در کریسمس 2009 جت مسافربر شرکت نورث وست (دلتا) با سیصد مسافر و خدمه در پرواز 253 از آمستردام به دیترویت را هنگام آماده شدن برای فرود در فرودگاه منهدم کند. مواد منفجره که در شورت او قرارداده شده بود منفجر نشد و تولید مختصر حریق کرد که به خود عمر فاروق آسیب رساند و سایر مسافران اورا دستگیر کردند. عمر فاروق متهم شده است که در یمن و در اثنای تحصیل زبان عربی به دام القاعده افتاده و به دستور این سازمان قصد انفجار هواپیمارا داشت. پدر عمر فاروق که یک بانکدار نیجریه ای است قبلا دولت آمریکا را از احتمال پیوستن پسرش به القاعده و اقدام برضد آمریکا آگاه ساخته بود. باوجوداین معلوم نیست که چرا نام عمر فاروق در فهرست «پاییده شدگان» نبوده است که در بازرسی بدنی آنان دقت بیشتری می شود و نمی توانند به آسانی ویزای آمریکا دریافت دارند. دستگیری عمر فاروق در 12 روز منتهی به هفتم ژانویه 2010 خبر اول شبکه های تلویزیونی آمریکا بود که موضوع را خیلی بزرگ کرده بودند. مسیر این رویداد و نحوه کار تردیدهایی هم در برخی از اصحاب نظر بوجود آورده است. عمر فاروق در زندان میلان ایالت میشیگان (ایالتی که متهم در آنجا دستگیر شده است) بازداشت است.
        
        
        
        
  • 2010:  


    در این روز وزیر امور خارجه وقت جمهوری یمن اعلام کرد که این دولت با ورود واحدهای رزمی خارجی ازجمله نظامیان آمریکا به یمن بنام مبارزه با القاعده مخالف است و چنین اجازه ای را نخواهد داد. دولت یمن نمی خواهد که به صورت افغانستان درآید ولی با آموزش نظامیان و پلیس یمن توسط مستشاران غرب مخالفت ندارد.
         یمن 24 میلیونی تا 22 ماه مه 1990 به صورت دو کشور بود که در این تاریخ با هم یکی شدند. یمن شمالی که اکثریت جمعیت آن شیعه بودند تا یکم نوامبر 1918 (ده روز مانده به پایان جنگ جهانی اول) تحت الحمایه عثمانی بود و تا سال 1962 توسط امام شیعیان زیدیه اداره می شد و یمن جنوبی که از سال 1839 تحت الحمایه انگلستان بود و اکثریت نفوس آن سنی شافعی هستند سی ام نوامبر 1967 استقلال یافت و دارای یک حکومت کمونیستی و از دوستان دولت مسکو شد. پس از تامین وحدت بود که درصد کل سنی های یمن 53 و شیعیان 47 درصد برآورد شده بود. دو یمن تا زمان وحدت چندبار با هم درگیری نظامی داشتند. یمن 530 هزار کیلومتری که با دولت سعودی اختلاف ارضی دارد و در گذشته چند درگیری با داشتن دویست جزیره و ناظر بر باب المندب بودن یک منطقه استراتژیک جهان است.
        
        روزنامه اطلاعات در شماره 15 آذر 1348، تمامی بالای صفحه اول خود را به تیترهای درگیری های وقت کشور سعودی با یمن اختصاص داده بود. یک گزارش دیگر این روزنامه روایت از پیمان دوستی دولت مسکو با یمن جنوبی و ورود افسران روس به آن سرزمین داشت. کپی های مربوط در پایین:
        
  • 1969:  



        
  • 1969:  



        
        
  • 2010:   تلویزیون دولتی نروژ مصاحبه محمدرضا حیدری کنسول وقت سفارت جمهوری اسلامی ایران در اسلو را پخش کرد که گفته بود برخورد دولت متبوع با تظاهرکنندگان معترض سبب شد که از کار کناره گیری کند. یک روزنامه چاپ اسلو نیز از احتمال پناهنده شدن این کارمند مستعفی سفارت خبر داده بود.
        
        
  • یادداشت روز
    وقتی که رسانه های ایران جز دو ـ سه روزنامه خبر فوت «عنایت الله گلستانه» را منتشر نکنند!، جای نگرانی بسیار است
    عنایت الله گلستانه 67 سال روزنامه نگاری کرد و از دنیای رسانه ها گام بیرون ننهاد ـ از 19 سالگی تا چندماه پیش از فوت ـ آن هم حادثه نویسی که کاری بسیار دشوار و طاقت فرسا است و یک حادثه نویس ارتباطی هم با دولت ندارد که مقامات دولتی نسبت به او نگاه دوستانه داشته باشند و چون ضعف ها را بر می نگارد، دولتی ها دوستش ندارند. این مَردِ نادر کشور ایران و تاریخ مطبوعات آن اخیرا [زمستان سال 1393] درگذشت ولی تنها دو ـ سه روزنامه تهران ـ آن هم به اصرار نگارنده (مؤلف تاریخ آنلاین ایرانیان و ناشر مجله روزنامک) چند سطری درباره اش نوشتند. روزنامه ایران (روزنامه دولت) مفصل تر و با خاطره ای از محمد بلوری که او نیز از سال 1336حادثه نویس است و به این کار همچنان ادامه می دهد.
         این نگارنده که خبر درگذشت عنایت الله گلستانه را از طریق تماس تلفنی فرزندش آگاه شده بود شرح احوال و کارهایش را برای بسیاری از روزنامه های تهران و وبسایت های خبری این شهر با عکس ایمیل کرده بود، ولی حتی یکی از این وبسایت های خبری که نام خبرگزاری برخود نهاده اند آن را منتشر نکردند و یا اینکه نگارنده آن را ندیده است. ولی نشریات فارسی زبان آمریکا به نقل از این تاریخ آنلاین، بله ـ با عکس و تفصیلات.
        این وضعیت مرا نگران خود کرده است که اگر بمیرم، هیچکس آگاه نخواهد شد که چه زحمات بدون چشمداشت برای ایرانیان و ژورنالیسم کشیده ام، چه خدماتی انجام داده ام و چه دردسرهایی داشتم. یکی از این خدمات من، همین تاریخ آنلاین برای ایرانیان است. آن را از سال 2002 به وجود آورده ام تا عظمت ایران و ایرانی زنده بماند و مقامات دولتی کشورها آگاه شوند و احترام بگذارند و این آنلاین ـ بدون دریافت کوچکترین کمک مالی از احدّی ـ تا کنون صدها هزار دلار هزینه داشته است ـ از پرداخت ماهانه به سِروِر (هوست) آمریکایی آن تا تایپیست، فتو اِدیتور، اِسکن کردن عکس و سند، انتقال نوشته و عکس به سایت و .... نگارش بر عهده خودم بوده که هزینه درمان، مسافرت، رفت و آمد به کتابخانه ها، خرید روزنامه ها و کتاب و ... داشته است. کمک به مطبوعات کشور در دهه های گذشته کار کوچکی نبود. ارسال مطلب به صورت روزانه از آمریکا برای مطبوعات تهران در دو دهه منتهی به 2011 کاری بدون بر انگیختن سوء ظن کشور میزبان نبود که خود داستانی است مفصل. [ این نگارنده یکم بهمن 1398 83 ساله می شوم و پایش لب گور].
        
    گلستانه در 80 سالگی


        ـ ـ ـ ـ ـ
        این یادداشت، 14دیماه 1393 ـ در این تاریخ آنلاین درج شد که چون شب بعد از آن دو پیام حاوی دو پیشنهاد دریافت شد، «یادداشت» به علاوه خلاصه ای از دو پیشنهاد به سایت 16 دیماه ـ بعضی سال ها برابر 17 دیماه انتقال داده شده است تا در اینجا بماند.
        
        ـ در پیام نخست، علت این بی اعتنایی ـ نبود یک کانون واقعی و ضابطه مند روزنامه نگاران در کشور ذکر شده است تا بمانند کشورهای دیگر، به محض اطلاع از فوت یک روزنامه نگار اعلامیه بدهد و شرح احوال و کارهای متوفی را برای رسانه ها بفرستد، همکاران را به مراسم تدفین دعوت و مجلس ترحیم برگزار کند که احترام به روزنامه نگار متوفی، جلب احترام عمومی به جامعه روزنامه نگاران است.
        
        ـ پیام دیگر بسیار مفصل است. ارسال کننده پیام ضمن آوردن مثال های متعدد که در کشورهای دیگر، رؤسای دولت ها و مقامات ارشد درگذشت یک نویسنده و روزنامه نگار را اعلام می کنند نوشته است که این کار در چارچوب وظایف وزارت ارشاد است. کار این وزارت تنها صدور مجوّز و دادن کمک مالی به ناشران روزنامه ها نیست، تجلیل از روزنامه نگاران کشور و اعلام فوت و برگزاری مراسم بزرگداشت و یادبود آنان، احترام مردم را نسبت به این وزارت و دولت جلب می کند و امیدواری بسیار به روزنامه نگاران می دهد و آنان را دلگرم و تشویق به خدمت هرچه بیشتر به جامعه می کند.
        فرستاده پیام همچنین نوشته است که مجالس بزرگداشت و یادبود هر روزنامه نگار زنده و یا متوفی می تواند یک گردهمایی و دیدار همکاران باشد و فرصتی هم برای ایراد نطق و بیان نظر درباره حرفه روزنامه نگاری و شرح ابتکارها.
     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
    کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    خاطراتی از نخستین روز آغاز بکار روزنامه ها پس از اعتصاب 61 روزه در سال انقلاب ـ در اطاق خبر روزنامه اطلاعات چه گذشت
    جمعه 15 دیماه 1357 بود که به خانه روزنامه نگاران که 122 تَن از آنان در مجتمع تازه ساخت کوی نویسندگان زندگی می کردند تلفن شد که سندیکای روزنامه نگاران پایان اعتصاب [61 روزه] را اعلام داشته زیراکه شاپور بختیار قول اکید به نبود سانسور داده و ترتیب بازگشت آیت الله خمینی به وطن را و انقلاب وارد آخرین مرحله پیروزی خود شده است. دولت آمریکا دیگر از ماندن شاه حمایت نمی کند، شاه آماده تَرک ایران شده و لازم است روزنامه ها منتشر شوند، فعالیت رادیوتلویزیون و خبرگزاری ملّی (خبرگزاری پارس) به حالت عادی بازگردند تا گزارش وسعت انقلاب را بدهند، تلفات را بنویسند و کمک شود که آخرین مرحله ـ کوتاه و با خونریزی کمتر به پایان برسد. همین الان به اطاق های خبر بازگردید، فردا ـ شنبه ـ روزنامه خواهیم داشت.
        ساعتی نگذشت که همه در اطاق های خبر بودیم. من و همکاران روزنامه اطلاعات در اطاق خبر این روزنامه در طبقه چهارم ساختمانِ خیابان خیام. اطراف دکتر علیرضا نوری زاده دبیر وقت میز سیاسی روزنامه اطلاعات و مفسّر این روزنامه شلوغ بود. هرکس ازجمله صالحیار از او که در جریان رفت و آمدهای پاریس و برنامه های شاپور بختیار قرار داشت آخرین اخبار تحولات را می پرسید و نیز پیش بینی اش را. در آن زمان کنترل کار روزنامه در دست چپگرایان بود. تله پرینترهای خبرگزاری ها بکار افتاد و چون آگهی تجاری و دسترسی به همه کارگران چاپخانه نبود و کلید انبار بزرگ کاغذ یافت نمی شد قرار شد که نخستین شماره روزنامه [روزنامه اطلاعات] پس از اعتصاب (شماره 16 دیماه)، تنها در 8 صفحه و در 850 هزار نسخه به بهای تکفروشی 15 قران منتشر شود. بهرام مسعودی مدیر وقت موسسه مطبوعاتی اطلاعات دَم به دَم اطمینان می داد که نگران هزینه های مالی نباشیم، او تأمین خواهد کرد. سردبیر (غلامحسین صالحیار) از من که دبیر میز اخبار بین المل نیز بودم خواست که گزارشی درباره رویدادهای سایر کشورها در طول 61 روز اعتصاب بنویسم زیراکه روزنامه نخستین رِفرِنس مورّخ است و نباید چیزی را از دست بدهد.
        اخبار 4 خبرگزاری اصطلاحا بزرگ و رادیوها، بیش از هر خبر دیگر پیرامون اوضاع ایران بود و حکایت داشت از قرارگرفتن دولت آمریکا (دولت جیمی کارتر از حزب دمکرات) پشت سر انقلاب ـ با این هدف که لیبرال دمکرات ها (مصدقی ها، ملی گرایان و نهضت آزادی ها) قدرت را پس از انقلاب بدست گیرند و کار کمونیست ها و افراطیون ـ از هر طبقه و گروه ـ به جایی نرسد. همچنین خبر بود که ژنرال اویسی فرماندار نظامی سابق از ایران رفته [که بعدا در پاریس ترور شد] و ژنرال رحیمی [که پس از انقلاب اعدام شد] فرماندار نظامی تهران شده، ایرانیان لُس آنجلس به خانه مادر 90 ساله و بانو شمس خواهر شاه در بورلی هیلز حمله برده، غارت کرده و این دو به خانه والتر انینبرگ در پام اسپرینگ گریخته و پناه برده اند، کابینه بختیار تشکیل شده، دولت لندن و دولت های دیگر از جمله پادشاه اردن که خودرا فرزندخوانده شاه وانمود می کرد ـ جز مصر و مراکش اطلاع داده اند که شاه را به کشور خود راه نخواهند داد و دولت مراکش هم مشروط، و شاه مصر را انتخاب کرده است. دولت آمریکا در مورد رفتن شاه به آن فدراسیون نظر صریح اعلام نکرده و سفیر این دولت در تهران در حال تماس و تبادل نظر با واشنگتن است ولی گمان نمی رود که موافقت در کار باشد مگر در شرایط فوق العاده مثلا عمل جرّاحی و ....
        اخبار واصله از شهرستانها و محله های تهران حکایت از زد و خورد سنگین انقلابیون و نظامیان و تلفات داشت و کمبود شدید بنزین و نفت، قطع برق و آب و گران شدن ارزها و رسیدن هر دلار به 95 ریال (25 ریال بیش از بهای رسمی). همچنین گفته شد که ملّی گرایان تلاش دارند از سالروز فوت تختی قهرمان کُشتی که شهرت مصدقی بودن داشت استفاده کنند و توده مردم را به سوی خود جلب کنند و جبهه ملّی پی در پی اعلامیه بدهد و خودرا به جلو اندازد.
        تعجب من وقتی به اوج رسید که در میان باندهای تله پرینترهای خبرگزاری ها چشمم به خبری افتاد به نقل از یک منبع انگلیسی که جیمز کالاهان نخست وزیر [وقت] انگلستان (متولد مارس 1912 ـ متوفی در مارس 2005) مستقیما به شاه اطلاع داده بود که بهتر است «انگستان» را از فهرست کشورهایی که در نظر دارد به آنجا برود حذف کند. شاهِ مبتلاء به بیماری سرطان که از نوامبر 1978 و شدت گرفتن انقلاب تحت فشار برخی از دولت ها بویژه متحدین ایران قرار گرفته بود تا وطن را تَرک کند، پس از دیدارهای ژنرال هایزر با فرماندهان نظامی ایران که هوادار سلطنت بودند و آغاز کار نخست وزیر تازه [شاپور بختیار] قصد تَرک ایران کرده بود که واکنش منفی همه دولت ها در مورد تمایل احتمالی او به رفتن به آن کشورها، جز مصر و مراکش را به دنبال داشت ولی تصمیم کالاهان و ابلاغ مستقیم آن به شاه تأمل برانگیز بود. دولت لندن قبلا مدعی دوستی با شاه بود و شنیده های زیاد در این زمینه در طول دهها سال و ....
         [اسناد محرمانه [اصطلاحا طبقه بندی شده] دولتی انگلستان که پس از گذشت 30 سال علنی می شوند تا بر پایه آنها تاریخ جاری اصلاح گردد درستی گزارش رسانه ای ژانویه 1979 را نشان داد. طبق این اسناد، در ژانویه 1979 نه تنها کالاهان ـ از حزب کارگر ـ بلکه مارگارت تاچر ـ از حزب محافظه کار ـ که بعدا نخست وزیر شد با سفر پهلوی دوم به انگلستان مخالفت کرده بودند.]. بر خلاف دولت واشنگتن، دولت لندن از قرارگرفتن حکومت ایران در دست اسلامیون [روحانیون شیعه] حمایت می کرد. پهلوی دوم پس از تبعید پدرش ـ پهلوی یکم ـ در سپتامبر 1941 از ایران، با تأیید و حمایت دولت لندن برجای او نشسته و شاه ایران شده بود و در طول 10 سال اول سلطنت خود از حفظ منافع انگلستان دریغ نمی کرد. پس از سقوط رضاشاه، مسکو خواهان جمهوری و فدراسیون شدن ایران بود و واشنگتن از برگزاری رفراندم و کسب نظر اکثریت ایرانیان در تعیین نظام حکومتی حمایت می کرد.
        هنوز کار جمع آوری و سورت اخبار خبرگزاری ها را تمام نکرده بودم که چند نفر و اغلب جوان وارد تحریریه شدند و اعلامیه آیت الله خمینی را بر دیوارهای اطاق خبر چسبانیدند که در آن از سندیکای روزنامه نگاران که به حمایت از انقلاب دست به اعتصاب 61 روزه زده بود قدردانی شده بود و خواستند که متن آن در روزنامه چاپ شود. [پس از افتادن قدرت به دست اسلامیون، دیدیم که آنان چگونه آن روزنامه نگاران اعتصاب کننده و حامی انقلاب را ظرف 14 ماه اخراج کردند و بعضا بدون پرداخت غرامت اخراج و ... و نیز کار سندیکارا عملا به تعطیلی کشاندند].
        به هر حال نخستین شماره روزنامه با همان اخباری که اشاره رفت و با تیترهای بزرگ «انقلاب مردم در آستانه پیروزی»، «اعلامیه آیت الله خمینی درباره اعتصاب روزنامه نگاران» و تصمیم شاه به تَرک کشور به چاپ رسید که شنبه 16 دیماه 1357 سرآغاز دوره تازه ای برای آن روزنامه بود و هفت ماه بعد مصادره و به بنیاد مستضعفان داده شد.
        بر سر نوشتن تیتر تصمیم شاه به تَرک کشور، بحث بسیار شد و سرانجام قرار شد که با هدف تحریک نشدن ارتش، بنویسند: شاه برای استراحت از کشور خارج می شوند. در مورد نوشته ی من در صفحه آخر که مروری بر رویدادهای جهانی 61 روزه بود اصرار شد که این مطلب حتما با ذکر نام من در بالای آن به چاپ برسد و هنوز برایم روشن نیست که چرا چنین اصراری شده بود.
        
    نیمه بالای صفحه اول شماره 16 دیماه 1357 روزنامه اطلاعات


        
    مروری بر رویدادهای سایر کشورها در دو ماه اعتصاب، در صفحه آخر روزنامه (صفحه 8) به قلم مؤلف این تاریخ آنلاین

     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
    نامه به مولف
    پاسخ به پرسش یک مخاطب درباره نام آذربایجان
  •   دانشجوی رشته داروسازی و مقیم آمریکا و زاده تبریز هستم. با وجود این، به مطالعه ادبیات و تاریخ علاقه دارم. در كتابی خواندم كه «آذربایجان» پیش از تصرف آن توسط اعراب كه با شكست نظامی پاپك خرّمدین در دهه ششم قرن هشتم میلادی و عقب نشینی از قلعه اش ـ نزدیك كلیبر، تكمیل شد «آذرپادگان» تلفظ می شد و پیش از آن حتی در زمان اسكندر مقدونی، آثرپاتیگان و این «آثرپاتیگان» نام استاندار وقت آذربایجان (ساتراپ زمان داریوش سوم و اسکندر مقدونی) بوده است و چون اعراب حرف «گ» در زبان خود ندارند «آذربایجان» گفته اند كه باقیمانده است، معنای واژه آذرپادگان چیست؟.
        
        پاسخ:
        
        آذرپادگان یعنی جایگاه پاسدار و نگهبان آتش (آتش جاویدان). آذر (آتش، گرمی و روشنایی) و پادگان (جایگاه پاسداران، سربازان و نگهبانان و امروز سربازخانه ـ سربازخانه ای که در آن تمرین نظامی هم می کنند و دارای انبار مهمات است). در زمان داریوش سوم آخرین شاه هخامنشی ایران، استاندار آذربایجان «آثرپاتیكان یا آثرپاتیگان» نام و یا عنوان داشت كه در جنگ با اسکندریان شرکت کرده بود. پس از شکست داریوش سوم از اسکندر در اربلا (شهر کُردنشین اربیل ـ شمال عراق امروز)، مورّخان یونانی و مورّخ اختصاصی اسكندر کارهای ساتراپ آثرپاتیگان را در نوشته ها و یادداشت های خود شرح داده اند. پیش از اسلام، استاندار آذربایجان در عین حال نگهبان آتشكده آن دیار بود و همین سمت را اردشیر پاپكان، پیش از به شاهی رسیدن، در منطقه پارس (فارس امروز، بوشهر و کازرون، کرمان بزرگتر، سیستان بزرگتر و جزایر) برعهده داشت. طبق روایات، آذربایجان مركز ترویج آیین زرتشت در آغاز كار آن بود و بنابراین آتشكده اش اهمیت بیشتری داشت. آذربایجان تا زمان ورود سلجوقیان تُرك زبان (نیمه قرن 11 میلادی) و استقرار ایلخانان مغول پس از آنان (نزدیک به دو قرن بعد) در آنجا و بویژه در زنجان، بیشترین آمار زرتشتیان ایران را داشت و مردم به زبانی جز پارسی سخن نمی گفتند. دسته هایی از تُرک زبانان مهاجر (غُز ها) و ازجمله سلجوقیان به آناتولی (ترکیه امروز) رفتند و با برانداختن دولت روم شرقی (قسطنطنیه) زبان تُرکی مخلوط با فارسی و عربی را هم در آنجا رایج کردند که این سرزمین پس از اضمحلال عثمانی ها جمهوری ترکیه نام گرفته است. نام آذربایجان از اسم همان ساتراپ معروف آن؛ آثرپاتیکان گرفته شده است.
        
        این پیام در آذرماه 1384 (دسامبر 2005) دریافت شد. این دانشجو همچنین نوشته بود: قبلا می خواستم به مطلب دیگری هم اشاره کنم ولی آزمایش DNA، امروزه همه مسائل را حل کرده است و جای تردید و بحث باقی نگذارده است.

  • برای اطلاع



     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاریخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نیز در اپریل 2014 (اردیبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه یافته است.

    نسخه آنلاین: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com