Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
17 مارس
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 17 مارس
ایران
بوی ضدیت با ایران، به رغم وجود عهدنامه
ژوستین دوم
17 مارس سال 568 میلادی، امپراتور ژوستیَن دوم [جانشین ژوستی نیان كه در سال 565 درگذشته بود] به رغم مفاد عهدنامه سال 561 دو امپراتوری ایران و روم (روم شرقی)، با سركرده طوایف شبه زرد آسیای میانه (شمال سیردریا) معاهده دوستی و كمك متقابل امضاء كرد كه بوی ضدیت با ایران از آن به مشام می رسید.
     عهدنامه سال 561، دولت روم شرقی را خراجگزار ایران كرده بود و حق هم پیمان شدن با طرف ثالث بر ضد ایران را از آن دولت سلب كرده بود.
     ارتش ایران در سال 566 طوایف شبه زرد (ختایی ها و اصطلاحا؛ زردهای سیاه) را از قلمرو ایران در آسیای میانه بیرون رانده بود و خسروانوشیروان ـ شاه وقت ایران پیشنهاد سركرده این طوایف برای عقد قرارداد را رد كرده و اعلام داشته بود كه ایران تنها با دولت ها معاهده امضاء می كند نه طوایف. سركرده این طوایف پس از دریافت این پاسخ، متوجه ژوستیَن دوم شده بود.
     خسروانوشیروان بسال 579 درگذشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
زادروز پلیس تهران
برای پایان یافتن ناامنی در تهران كه در سه ماه آخر سال 1291 هجری خورشیدی به چشم می خورد و از واحد كمكی 380 نفری نیروی ژاندارم هم كاری بر نیامده بود، دولت وقت با هدف رفع نگرانی ساكنان پایتخت و برگزاری آیین های نوروزی بدون دلواپسی، 27 اسفندماه اعلام کرده بود که از 29 اسفند (دو روز بعد) نظمیه تهران (پلیس تهران) به سبك اروپا با هشت كلانتری (كُمِیسری) آغاز بكار خواهد كرد و 29 اسفند مقامات دولت در مراسم گشایش كلانتری های بهارستان و بازار حضور یافتند.
    سازمان پلیس تهران توسط یك افسر سابق پلیس شهر استكهلم سوئد تنظیم و كار پیاده كردن این سازمان هم به او واگذار شده بود.
    پلیس تهران در نخستین روز گشایش، دارای 479 پاسبان بود که در آن زمان «آژان» خوانده می شدند و مقرر شده بود که مواجب ماهانه آنان به صورت پول نقد باشد. در آن زمان رسم بود كه اگر در خزانه دولت برای پرداخت مستمری كارمندان پول كافی موجود نبود معادل آن حواله جنس از جمله آجر داده می شد. این اجناس به عنوان مالیات بردرآمد از صاحبانشان وصول می شد. در آن زمان، ایران درآمدِ «بادآورده» نفت و بانک مرکزی نداشت تا از این بانک پول کاغذی (اسکناس) قرض کند و بر میزان نقدینگی بیافزاید. در آن زمان پول ایران بمانند همه کشورهای دیگر در استاندارد طلا بود. بانک انگلیسی ایران ناشر اسکناس رایج کشور بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که روس ها اصفهان را اشغال نظامی كردند
نیروهای روسیه تزاری كه به بهانه بیرون راندن آلمانی ها و عثمانی ها، با نقض اعلامیه بی طرفی ایران در قبال دولت های متحارب در جنگ جهانی اول، وارد ایران شده بودند 27 اسفند 1294 (18 مارس 1916) شهر مركزی ایران ـ اصفهان را متصرف و به اشغال خود در آوردند. به این ترتیب، اصفهان برای مدتی در منطقه نفوذ روسیه قرارگرفت.
    نظامیان روس [که جنگ جهانی اول باعث پیروزی انقلاب بلشویکی و تغییر نظام روسیه شد] در پی آغاز جنگ که تزار روسیه با شتافتن به کمک دولت همنزاد خود ـ بلگراد آن را گسترش داده و سراسری کرده بود، وارد مناطق شمال غربی و غرب تا مرکز ایران شده بودند که به قول خودشان، در اینجا مانع ورود و پیشرفت عثمانی ـ متحد آلمان و نیز سرکوب ایرانیان هوادار آلمان شوند. ایرانیان از دیرزمان نسبت به آلمانی های همنزاد احساس دوستانه داشته اند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دكتر یزدی و مجازات اعدام



    دكتر یزدی از سران حزب كمونیست توده و وزیر پیشین 28 اسفندماه 1333 در مخفی گاهش دستگیر و 22 آبان سال 1334 به اعدام محكوم شد.
    مجازات دکتر یزدی دو ماه پس از قطعیت یافتن، با یك درجه تخفیف به حبس ابد تبدیل شد.
    
دکتر يزدي پس از دستگير شدن و هنگام انتقال به دستگاه قضايي ارتش

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
کُپی تیترهای چند خبر و نظر از شماره های 26 اسفند 1397 شماری از روزنامه های تهران:

    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو ادبیات
نخستین نویسنده آلمانی برنده جایزه ادبی نوبل و مبتكر داستانِ كوتاهِ غیرخیالی ـ حادثه نگاران روزنامه ها بعدا نویسنده داستان کوتاه شدند
15 مارس زادروز «پل لودویگ فُن هیس Paul Johann Ludwig von Heyse» داستان نویس شهیر آلمان است كه در 1830 در برلین به دنیا آمد و در دوم اپریل 1914 درگذشت. وی نخستین نویسنده آلمان است كه برنده جایزه نوبل در ادبیات شد [برنده جایزه ادبی نوبلِ سال 1910]. این جایزه به خاطر اهمیت و نقش اجتماعی داستانهای كوتاهش به او داده شد. ابتكار تاسیس انجمن نویسندگان آلمان را به نام او در تاریخ ادبیات ثبت كرده اند كه به ریاست دوره اول آن انتخاب شده بود. از او که در عین حال شاعر و مترجم بود 177 داستان کوتاه و 60 درام باقی مانده است. نام او در برخی از شهرهای آلمان ازجمله مونیخ و هامبورگ بر روی خیابان و تالار گذارده شده است.
    فُن هیس در نوشتن داستان كوتاه روشی بكار بُرد كه هنوز دنبال می شود. به نقل از او در كتاب راهنمای نگارش داستان كوتاه چنین آمده است: داستان كوتاه لزوما خیالی نیست. تاكید بر این است كه داستانهای كوتاه زمینه واقعی داشته باشند. داستان نویس دنبال تلاش روزنامه نگار را می گیرد كه طبیعت كار خبرنگار عجله كردن و به موقع رسانیدن مطلب برای انتشار است. روزنامه نگار به این دو مورد؛ «شخصیت فرد به وجود آورنده ماجرا و چرا آن را به وجود آورده است» با همان چشم می نگرد كه به موارد دیگر، بنابراین توضیحات او در باره این دو مورد (دو عنصر خبر به زبان امروزِ روزنامه نگاری) كوتاه و مختصر است و نویسنده داستانِ كوتاه (داستان واقعی) همین دو مورد را باید مشروحا كشف كند و بشكافد كه اساس كار در همین دو مورد است و ....
    دیده شده است که در دهه های اخیر، اخبار حوادث شهری روزنامه ها (اخبار پلیسی و قضایی) سوژه داستانهای کوتاه (داستانهای واقعی، نَه خیالی) شده اند و بسیاری از حادثه نگاران روزنامه ها (خبرنگاران میزهای حوادث شهری) بعدا داستانِ کوتاه نویس و یا اینکه خاطره نگار شده اند و در این تألیفات، ماجراهایی را که از زندگانی مردم و اشتباهات دیده اند برنگاشته اند که جالب و آموزنده توصیف شده اند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
انتقال مطالعه از نوشتار به آنلاین ـ کشف یک خطر بزرگ برای اطلاع رسانی منصفانه ـ کنترل سرچ انجین ها با اعلان ـ پیدایش ژورنالیسم بی قاعده
16 مارس 2004 گروه بین المللی مامور بررسی وضعیت «مطالعه» اعلام داشت که گسترش آنلاین ها و قرارگرفتن مطالب چاپی در اینترنت و دسترسی همگان به آنها به دلیل کاهش سال به سال بهای دِسک تاپ ها و لَپ تاپ ها و هزینه ارتباط به شبکهِ شبکه ها؛ کشش به خواندن از نوشتار (کتاب، روزنامه و ... چاپی) کم شده است.
     روانشناسان عضو این گروه، سهولت مطالعه مطالب آنلاین، سرعتِ یافتنِ مطالب مورد نظر از منابع متعدد و کنترل فرد بر درشت و ریز کردن حروف، نمایش تصاویر به صورتی بهتر، اجبار به تمرکز حواس و نیز عادت کردن به این کار را دلیل عمده این «تغییر» دانسته بودند که نتیجه اش کاهش تدریجی مخاطبان رسانه های نوشتاری خواهد بود و به همین نسبت آگهی های تجاری و در نتیجه؛ درآمد. به علاوه، روزنامه نگارانی که به سبب کوچک شدن اطاق های خبر و صرفه جویی در هزینه ها، کار خود را از دست داده اند به ایجاد وبسایت خبری دست زده اند و مخاطبانشان هم به دنبال آنان رفته، آنلاین خوان شده اند. این گروه پیش بینی کرده بود که ظرف ده سال بسیاری از روزنامه ها آنلاینی خواهند شد که هزینه بسیار کمی دارد و نیز دسترسی به اخبار خبرگزاری ها آزاد، همگانی و رایگان خواهد شد که اینک (پیش از مارس سال 2004) منحصر به مشتریانشان است و پولی. [این پیش بینی تحقّق یافته است].
     چهار سال بعد و در مارس 2008، همین گروه ضمن تایید نتیجه گیری سابق اعلام داشت که مطالعه در اینترنت در طول چهار سال میان دو بررسی، 38 درصد افزایش یافته است و در عین حال اخطار کرد که کار ماشین های جست و جو (گوگل، یاهو و ...) بازرگانی تر و سوداگرانه شده و اگر این روند به همین صورت ادامه یابد در آینده ای نه چندان دور، مطالب تبلیغی و حمایت های سیاسی در تقدّم قرار خواهند گرفت و سریعتر و آسانتر در دسترس مردم جستجوگر قرار داده خواهند شد و بعضا گزینشی که عنوانی جز کنترل مجدد مغزها نخواهد داشت.
    این گروه برای اثبات این نظر خود مثال های متعدد آورده و گفته بود: مثلا، برای یافتن یک موضوع و رویداد؛ ماشین جستجو، نخست روزنامه معیّن و یا منابع مشخصی را به دست می دهد و ردیف بندی منابع؛ «بازرگانی» و «طبق قرارداد» خواهد بود تا بر حسب تقدّم تاریخ انتشار و یا نام منبع برحسب حروف الفبا و ... و برخی از منابع که نظرات دیگری دارند ارائه نخواهند شد [نقض بی طرفی در اطلاع رسانی و معلوم عمومی].
     گروه همچنین توصیه کرده است که برای رفع این نقیصه بزرگ، یک میثاق بین المللی تدوین شود و دست کم یک ماشین جستجو از نوع غیر انتفاعی و سراسری آن بدون محدودیت (جهانی و استفاده از همه زبانها و الفبا ها) به وجود آید و هزینه آن را دولت ها مشترکا و برحسب میزان استفاده کنندگان خود از اینترنت بپردازند تا عرضه اطلاعات (اطلاع رسانی) بی طرفانه صورت گیرد نه برحسب دریافت پول و یا تحت فشار سیاست و ....
    به این اندرز و توصیه های بعدی توجه نشد و توجه مردم جلب «سوشل میدیا» نیز شده است و هرکس درصدد روزنامه نگار شدن خودمانی، خبر و نظر رسانی و افشاگری برآمده است و همچنانکه دیده می شود، رسانه ها نیز به نقل گزارش ها، عکس ها و فیلم های همین «مردمِ روزنامه نگار شده» دست زده اند و بنابراین، ژورنالیسم از مسیر خود خارج شده و باید تعریف تازه ای بر آن نوشت. درگیری رسانه های آمریکا با دونالد ترامپ با گزینشی کردن اخبار و ایجاد تغییر و تحریف در مطالب بر بی اعتمادی مردم به رسانه های عمومی افزوده و متمایل به کسب خبر و نظر از یکدیگر، از طریق سوشل میدیا شده اند و مقامات کشورها که چنین دیده اند مخصوصا مشاهده تحریف اظهاراتشان در مَس میدیا (رسانه های همگانی)، آنان نیز به درج کارها و برنامه های خود در سوشل میدیا متوسل شده اند و در نتیجه جهان دارد وارد یک نظام ژورنالیستی بی قاعده می شود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
روزی که محاصره قسطنطنیه توسط یک سپاه اسلام آغاز شد
منظره استانبول كه ميان آسيا و اروپا واقع شده است


     17 مارس سال 717 میلادی محاصره شهر قسطنطنیه پایتخت امپراتوری روم شرقی ـ Byzantine توسط یك سپاه اسلامی مركب از هشتاد هزار فرد مسلح آغاز شد، ولی واحدهای این سپاه به علت نداشتن قدرت دریایی موفق به گرفتن شهر نشدند. این رویداد 81 سال پس از پیروزی سپاه اسلام بر نیروهای روم شرقی در کنار رودخانه یرموک Yarmouk و تصرف شام (سوریه، لبنان و بخشی از اردنِ کنونی) صورت گرفت. نبرد 6 روزه یَرموک در آگوست 636 میلادی و سه ماه پیش از نبرد قادسیه که به شکست و اضمحلال امپراتوری ایران منجر شد روی داده بود. یکی از علل تعقیب نکردن رومیان پس از پیروزی در نبرد یرموک این بود که بخشی از سپاه مسلمانانِ فاتح سوریه مأمور کمک به سپاه دیگر مسلمانان در جنگ با ایران در قادسیه شده بود.
    قسطنطنیه در سال 1453 به دست مسلمانان (تُرکان عثمانی) افتاد كه به اسلامبول (شهر اسلام) تغییر نام داده شد که پس از تبدیل حروف در جمهوری ترکیه از عربی به لاتین و نوشته شدن واژه ها طبق تلفظ مردم (عامه)، اسلامبول هم مطابق تلفظ عامه، استانبول نوشته شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
فروپاشیِ بدون رفرندام سراسری و خلاف استاندارد جهانی اتحاد شوروی نتیجه تجدید نظر در اساسنامه ِ آن در مارس 1991 بود ـ مسئله جهانی بزرگ
هفدهم مارس 1991 (34 سال پیش و 3 روز مانده به نوروز ایرانیان) مجلس نمایندگان اتحاد شوروی (شورای عالی شوروی) اساسنامه این اتحادیه را اصلاح كرد تا اعضای ساختگی (روی کاغذ) این اتحادیه اختیارات بیشتری داشته باشند. بلشویک ها پس از پیروزی در انقلاب، در زبان، ولی نه در عمل، روسیه تزاری را به مناطق متعدد زیر نظر یک دولت واحد (دولت مسکو) تقسیم کردند که طبق فرضیه آنان الگوی جهان متحد با یک دولت واحد باشد. شورای عالی شوروی در عین حال و همان روز به گورباچف اختیارات تازه ای داد كه آنها را درخواست كرده بود. چهار روز پیش از آن، شورای عالی شوروی رای داده بود كه حکومت این كشور پس از هفت دهه و اندی از انحصار حزب كمونیست خارج شود ـ حزبی كه نمایندگان آن شورا را تعیین كرده بود! و همان افراد!.
     با وجود تجدید نظر شورای عالی در اساسنامه اتحادیه، یلتسین و سران دو جمهوری دیگرِ دست ساخت بلشویک ها ـ اوكراین و بلاروس (تنها این سه نفر) در دسامبر همین سال (حدود 8 ماه بعد از جلسه مارس) در یك استراحتگاه زمستانی در بلاروس، در یك جلسه خصوصی، اتحاد شوروی را منحل كردند بدون حضور شورای عالی (پارلمان جماهیریه) و کسب نظر آن و بویژه بدون برگزاری رفراندم عمومی در سراسر اتحادیه که یک استاندارد جهانی است، كه این تصمیم آن سه تَن كه پشتیبانی خارجی (غرب به رهبری آمریکا) را داشت سریعا به اجرا در آمد!.
     چندی بعد دومای روسیه (مجلس نمایندگان روسیه) انحلال جماهیریه شوروی (جانشین امپراتوری روسیه) به آن صورت را غیرقانونی اعلام کرد و مصوّبه خود را در این زمینه به کاخ کرملین فرستاد که هنوز در آنجا خاک می خورد. یلتسین (رئیس جمهوری وقت) این مصوبهِ دوما را به کناری گذارد ـ نه رد کرد و نه تأیید، زیرا که خودش یکی از سه منحل کننده شوروی بود و اگر امضاء می کرد، مدرک و دلیلِ تعقیب قضایی او قرار می گرفت. «دوما» استدلال کرده بود که پارلمان هر جمهوری هم به طور جداگانه قانونا نمی تواند یک اتحادیه (جماهیریه) را منحل کند، شورای عالی (مجموعه پارلمان های اعضای اتحادیه) و سپس مردم در یک رفراندم سراسری می توانند این کار را انجام دهند، لذا عمل غیر قانونی و خلاف استاندارد جهانی است.
     به رغم اینکه پوتین هم بارها انحلال جماهیریه (تجزیه روسیه تزاری پیشین) را یک مصیبت خوانده است و سخن از احیاء سرزمین مادری به میان آورده است هنوز جز بازگردانیدن کریمه و بخش های شرقی اوکراین که در قدیم «روسیه نوین» خوانده می شدند به قلمرو مسکو کار بیشتری انجام نداده است، ولی عملیات نظامی ویژه در اوکراین و به قول بیسمارک؛ جنگ محدود ادامه دارد و سرانجام آن، قابل پیش بینی نیست. هفدهم مارس 2014 ساکنان کریمهِ دو میلیون و 400 هزار نفریِ 27 هزار کیلومتری واقع در مجاورت دریای سیاه و دریای آزوف در یک رفراندم عمومی رأی دادند که این سرزمین به قلمرو روسیهِ فدراتیو بازگردانده شود. کریمه بخشی از روسیه تزاری بود که سالها پس از تقسیم بندی ظاهری آن امپراتوری توسط بلشویک ها، به اراده یکی از سران مسکوِ متولد اوکراین، ضمیمه اوکراینِ شوروی شده بود. سه ایالت شرقی اوکراین نیز با برگزاری رفراندم به قلمرو روسیه بازگشته اند.
     برخی از اصحاب نظر پیش بینی کرده اند که پوتین سرانجام و در فرصت مناسب اقدام به احیاء روسیه بزرگتر خواهد کرد و شاید که رئیس جمهوری شدن پی در پی او با همین هدف (احیاء روسیه بزرگتر) باشد و برخی دیگر گفته اند که سرانجام و پس از پوتین، یک ناسیونالیست روس (همانند مِدوِدیِف) زمام کرملین را به دست خواهد گرفت و روسیه تزاری در همان مرزها، دوباره احیاء خواهد شد و به احتمال زیاد به صورت یک جماهیریه و حفظ استقلال داخلی جمهوری ها. این نظرگویان گفته اند که نسبت به پوتین تردید دارند زیرا او که بزرگترین انبار سلاح های اتمی و موشکی جهان را در اختیار دارد و از وجود هزاران پناهگاه ضد حمله اتمی در خاک روسیه ـ که بزرگترین سرزمین جهان است، باخبر است تاکنون حاضر نشده است در برابر تحریم های اقتصادی و کمک های مالی و نظامی غرب به دولت کی اِف که نوعی جنگ نیابتی غرب با روسیه است دست به تهدید اتمی و ... بزند، چه رسد به احیاء روسیه تزاری. هفدهم مارس 2022 که هنوز چند هفته از عملیات نظامی روسیه در اوکراین که هدف از آن نیز اعلام شده بود نگذشته بود که جو بایدن رئیس جمهوی وقت آمریکا اعلام کرد که یک کمک 800 میلیون دلاری دیگر به اوکراین خواهد داد. بخشی از این پول صرف خرید اسلحه و ارسال به اوکراین خواهد شد و این کمک ها تا بیستم ژانویه 2025 ادامه داشت. در مارس 2022 برخی از تفسیرنگاران در اشاره به خبر وقتِ کمک مالی ـ نظامی جو بایدن به اوکراین گفته بودند که ممکن است پوتین واکنشی سخت نشان دهد و بگوید که دادن کمک نظامی به یک کشورِ در حال جنگ، نوعی ورود به جنگ است و طرف دیگر می تواند از خود در برابر کمک دهنده دفاع کند و چنین اقدام دفاعی، تعرّض محسوب نمی شود که پای همه اعضای ناتو را بمیان بکشاند. آلمان هم که شرق آن دهها سال در اشغال نظامی دولت مسکو بود، کمک کرده بود و داشت برای دولت مسکو کُرکُری می خواند. آلمانی ها در طول جنگ جهانی دوم 27 تا 30 میلیون روس و روس تبار را کشتند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاریخ از نگاهی به تصویر
نوآوری در تبلیغات
در جریان سعی و رقابت متقاضیان نامزدی دو حزب عمده آمریکا برای انتخابات ریاست جمهوری این فدراسیون در نوامبر 2008، نوآوری های تبلیغاتی تازه ای به چشم خورد. تصویر زیر، یك مورد از این نوآوری ها را نشان می دهد. در عكس، مردی دیده می شود كه با تراشیدن سر خود و نوشتن نام «هیلری كلینتون» از متقاضیان وقت برای نامزدی از سوی حزب دمکرات بر آن، نوع تازه ای از تبلیغ را كه به باور كارشاسنان این حرفه، چنین تبلیغی درجلب نظر موثر می تواند باشد ارائه داده بود. این نوآوری توجه روزنامه نگاران را جلب، و این عكس را به عنوان كاری تازه در رسانه هایشان منعكس كرده بودند كه یك تبلیغ رایگان برای سناتور وقت ـ بانو كلینتون تلقی شده بود که موفق هم نشد. در عكس، هیلری نیز دیده می شود.


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
وقتی كه شمار وكیلان قضایی در یک کشور بیش از میزان لازم باشد
فدراسیون آمریكا مرکب از 50 استیت را بهشت «مشاوران قضایی» خوانده اند. شمار وكیلان قضایی در آمریكا به نسبت جمعیت، بیش از هركشور دیگر است. كثرت این وكیلان قضایی باعث شده است كه برای كسب مشتری و موكّل دست به تلاشهایی بزنند كه در ممالك دیگر مرسوم نیست؛ از جمله تبلیغ (به صورت آگهی تجاری) در رسانه ها كه اگر یك مصدوم حادثه رانندگی به آگهی دهنده وكالت قضایی دهد چنین و چنان خواهد كرد و غرامتی بیش از دیگران خواهد گرفت و .... همین طور برای وكالت طلاق، مهاجرت و دریافت کمکهای رفاهی از دولت [که رقم بسیار بزرگی از هزینه های دولتی در آمریکا شده است] و مزایای دیگر.
     از كارهای دیگر این وكیلان كه عمدتا هر چند نفر در یك شركت (Firm) فعالیت دارند این است كه ببینند مثلا كدام دارو زیان آور تشخیص داده شده است تا اعلام كنند كه مصرف كنندگان جهت تنظیم دادخواست غرامت به آنان مراجعه كنند و یا پس از هر سیل و توفان به شهر توفان زده بروند و به روزنامه محل آگهی بدهند كه قادرند بیش از وكیلان دیگر از شركتهای بیمه برای صاحب ساختمانی كه به آنان مراجعه كند غرامت بگیرند، و ....
    این وضعیت بر پرونده های قضایی و در نتیجه مشكلات افزوده است. اخیرا جمعیت های حمایت از تحكیم خانواده به تبلیغات (سبك تجاری) مشاوران قضایی كارشناس طلاق ایراد گرفته و اعتراض كرده اند و این اعتراض در برخی از استیت های آمریكا موثر بوده و پارلمانهای محلی آگهی كردن برای وكالت طلاق را از مارس 2008 ممنوع كرده اند. برخی از این آگهی ها كه به صورت تابلو و بیلبورد بوده حتی افراد را تشویق به طلاق كرده است. تصویر نمونه ای از این تابلو ها در زیر دیده می شود:
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 17 مارس
  • 180:   ماركوس اورلیوس Marcus Aurelius امپراتور روم درگذشت. با مرگ اورلیوس، حکومت روم از نظام امپراتوری دوگانه خارج شد. تا این زمان هر امپراتور رومی یک «شریک ـ امپراتور» داشت. لوسیوس وروس Verus شریک اورلیوس بود که پیش از اورلیوس درگذشته بود. اورلیوس در جنگ سال 164 میلادی بر امپراتوری ایران پیروز شده بود. اورلیوس در عین حال یک فیلسوف و از پیروان مکتب Stoicism بود و می گفت انسانی کامل است که دانشمند باشد و اخلاقیات را کاملا رعایت کند و مقامات دولتی را باید به چنین افرادی سپرد تا ایجاد نارضایی در جامعه نشود.
        
  • 624:   غزوه بَدر میان مسلمانان و کُفّار قریش که کنترل مکّه را به دست داشتند روی داد که در آن مسلمانان پیروز شدند.
        
  • 763:   هارون الرشید سومین خلیفه عباسیان در 46 سالگی در توس درگذشت. وی در ری (ایران) بدنیا آمده بود.
        
  • 1373:   اسدپهلوان حاكم كرمان بر آل مظفر یاغی شد و تا زنده بود دست از استقلال برنداشت كه داستانی مفصل است. وی سرانجام به دست نظامیان خود كشته شد.
        
  • 1406:   ابن خلدون دانشمند و اندیشمند بنام در 73 سالگی درگذشت.
        
  • 1789:  


    «جورج سیمون اُهم Georg Simon Ohm» فیزیكدانی آلمانی كه قانون اُهم Ohm,s Law را نوشت به دنیا آمد. اُهم ضمن مطالعه جریان برق و ولتاژ آن و بررسی کارها و دستاوردهای فیزیکدان ایتالیایی Alessandro Volt قانون اُهم را نوشت. وی در زمینه فیزیک ازجمله صدا و مقاومت ها و الکتریسته قواعد و تعاریف متعدد به دست داده است که در کتب درسی آمده اند. اُهم ششم جولای 1854 درگذشت.
  • 1917:   نیكلای دوم تزار روسیه كه بامخالفت مردم و تظاهرات خیابانی پی در پی رو به رو شده بود با هدف برقراری آرامش، اختیارات خود را به یك دولت موقت واگذار كرد كه این داروی مسکّن هم اثر نداشت و هفت ماه بعد، نظام روسیه با پیروزی انقلاب بلشویكی تغییر یافت و نظام بلشویکی (کمونیستی) نیز 74 سال بعد و عمدتا به سبب سوء مدیریت های دولتی و تنبل و بی انگیزه کردن مردم از میان رفت.
        
  • 1931:   در این روز استالین «كروپسكایا لنین Nadya Krupskaya» بیوه لنین را از كمیته مركزی حزب كمونیست شوروی بیرون كرد. کروپسکایا (1869 - 1839) در 30 سالگی با لنین ازدواج کرده بود. وی که دختر یک افسر ارتش تزار و از طبقه ممتازه روسیه وقت بود از جوانی بر ضد طبقه خواص در این امپراتوری بود که از امتیازات ویژه برخوردار بودند. نادیا با این تفکر به صف سوسیالیست های روسیه (شاخه افراطی) پیوست و پس از ازدواج با لنین دوبار مجبور به ترک وطن و اقامت در فرانسه شد. نادیا که قبلا یک معلّم بود سالها از کارشناسان وزارت آموزش و پرورش روسیه شوروی و ده سال معاون این وزارت بود. وی در عین حال عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست و عضو شورای عالی شوروی بود. لنین پیش از مرگ، وصیت نامه خودرا به نادیا دیکته کرده بود. نادیا از مخالفان صدور کمونیسم از سوی مسکو به کشورهای دیگر و نیز انقلاب دائمی (فرضیه تروتسکی) بود. او عقیده داشت که اگر از طریق مدارس، نسل نو و از طریق رسانه ها (مطبوعات، کتاب و هنر نمایش)، نسل جاری را سوسیالیست واقعی نکنیم نمی توان به آینده نظام شوروی اطمینان داشت. او اصرار فراوان به ضمیمه شدن رسانه ها به وزارت آموزش و پرورش داشت و می گفت که این دو عامل، یک وظیفه مشترک دارند. او می گفت که بیشتر اعضای حزب و مقامات حزبی و دولتی تظاهر به سوسیالیست بودن می کنند درحالی که باید نمونه باشند ـ یک سوسیالیت واقعی و دارای رفتار سوسیالیستی نَه با حرف و سخن و نمایشی. اختلاف او با استالین بر سر انتخاب مدیریت ها بود. استالین مدیریت ها را به بله قربان گویان خود می داد و نادیا می گفت که باید به شایسته ها داد تا نظام سوسیالیستی از درون ویران نشود.
        «خاطرات نادیا» که می توانست راه اصلاح امور شوروی قرار گیرد پس از نخستین چاپ، به اشکال مختلف دچار سانسور شد و متون ترجمه های آن به زبانهای دیگر با هم متفاوت است و معلوم نیست که کدام یک از آنها به اصل خاطرات نزدیکتر باشد.
    Nadya Krupskaya

  • 1935:   آدولف هیتلر در این روز و 7 ماه پس از بدست آوردن عنوان پیشوایی آلمان و قدرت مطلق شدن، قرارداد وِرسای (قرارداد پایان جنگ جهانی اول) و محدود کردن نظامی آلمان را لغو کرد و مقررات نظام وظیفه را در آلمان به اجرا گذارد که مقدمه اخراج نظامیان فرانسه از آلمان شد و قدرت نظامی شدن دوباره آلمان و پس گرفتن مناطق آلمانی نشینِ جداکرده شده را و سرانجام، آغاز تصرف لهستان و تقسیم آن با روسیه در اول سپتامبر 1939 (که تاریخ شروع جنگ جهانی دوم است). هیتلر در ژانویه 1933 صدراعظم آلمان و سال بعد، پیشوای این کشور (صدراعظم و رئیس جمهوری = رهبر آلمان) شده بود و تا آخرین روزی که زنده بود این عنوان را حفظ کرده بود. وی که در اتریش بدنیاآمده بود 56 سال عُمر کرد.
        
  • 1939:   17 مارس 1939 در جریان جنگ های قرن بیستم ژاپن با جمهوری ملّی چین (دولت حزب کومینتانگ) ، ژاپنی ها با 200 هزار نظامی بیش از 120 هزار تَن نظامی چینی را در جنوب شرقی این کشور مورد حمله قرار دادند. این زد و خورد هم که یک ماه و 24 روز طول کشید به شکست چینیان انجامید.
         ژاپنی ها از سال 1931 تا 1945 در چهار دور با دولت ملیّون جمهوری چین جنگندید و در هر چهار دور پیروزی با آنان بود و بسیاری از نقاط چین به تصرف ژاپنی ها درآمد و در چند شهر دست به کشتار به صورت قتل عام زدند. ژاپنی ها که خود ملی گرا بودند بمانند هر قدرت دیگر نگران توانمندشدن ملی گرایان کشورهای بزرگ آسیایی باستانی بودند. به باور تاریخ دانان، ملی گرایانِ قدرت های پیشین (پیش از قدرت شدن اروپاییان که قدرت شدنشان نتیجه ساخت باروت بود که از چینیان و از طریق مارکو پولو یاد گرفته بودند)، خواهان احیاء امپراتوری و امروزه به صورت ایجاد کنفدراسیون و جامعه مشترک المنافع و قدرت شدن هستند و ...
        
  • 1948:   فرانسه، انگلیس، هلند، بلژیک و لوکزامبورک در شهر بروکسل یک پیمان نظامی ـ امنیتی میان خود امضاء کردند که به پیمان بروکسل معرف شد که بر جای پیمان دونکِرک (پیمان میان انگلیس و فرانسه) نشست و مقدمه ایجاد «ناتو» بشمار آورده شده است که اینک 32 عضو دارد و در اپریل 1949 تأسیس شده است.
        
  • 1988:   در جریان درگیری های نیکاراگوا و هُندوراس، رئیس جمهوری فدرال آمریکا (دولت واشینگتن) سه هزار نظامی برای کمک به هُندوراس به این کشور آمریکای مرکزی فرستاد.
        
  • 2014:   ساکنان کریمهِ دو میلیون و 400 هزار نفریِ 27 هزار کیلومتری واقع در مجاورت دریای سیاه و دریای آزوف در یک رفراندم عمومی رأی دادند که این سرزمین به قلمرو روسیهِ فدراتیو بازگردانده شود. کریمه بخشی از روسیه تزاری بود که سالها پس از تقسیم بندی ظاهری آن امپراتوری توسط مقامات کمونیست، به اراده یکی از سران مسکو، ضمیمه اوکراینِ شوروی شده بود.
        
  • 2022:   هنوز چند هفته از عملیات نظامی روسیه در اوکراین که هدف آن نیز اعلام شده بود نگذشته بود که جو بایدن رئیس جمهوی USA اعلام کرد که یک کمک 800 میلیون دلاری دیگر به اوکراین خواهد داد. بخشی از این پول صرف خرید اسلحه و ارسال به اوکراین خواهد شد. برخی تفسیرنگاران کشورهای دیگر در اشاره به این خبر گفته بودند که ممکن است پوتین واکنشی سخت نشان دهد و بگوید که دادن کمک نظامی به یک کشور در حال جنگ، نوعی ورود به جنگ است و طرف دیگر می تواند از خود در برابر کمک دهنده دفاع کند و چنین اقدام دفاعی، تعرّض محسوب نمی شود که پای همه اعضای ناتو را بمیان بکشاند.
        
        
  • کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    چند تجربه و خاطره از رفت و آمد در تهران در اسفندماه 1392:

        جیب بری در اتوبوس، گرفتن امضاء و اثر انگشت برای گرفتن سلفون!، بی توجهی چند ساله به قطع پیاده رو در یک خیابان پُر رفت و آمد و بر زمین آفتادن و مجروح شدن من در شب بارانی در این خیابان
        
        مشاهدات و تجربه های روزانه افراد ـ صرف نظر از کار و مقام آنان ـ اگر انعکاس یابد به حل مسائل و پیشگیری از مشکل کمک می کند. این مشاهدات و تجربه ها ممکن است به صورت خاطره، روزهای زندگی، تجربه، تاریخ شفاهی، نظرسنجی، گَپی با همسایه و ... انعکاس یابد. تاریخ نگاران از همین مطالب بسیار عادی سر نخ به دست می آورند و یک قضیه را دنبال و بررسی می کنند و برای اطلاع نسل های بعد بر می نگارند تا اشتباه تکرار نشود . از سال 1995 که اینترنت همگانی شده و از طریق آن خبر رسانی می شود، این خاطرات و شرح سفر و مشاهدات روزانه به صورت مطلب و متاع رسانه های نوشتاری درآمده است. به نظر می رسد که انتشار خاطرات و مشاهدات نه تنها از نظر جالب و بعضا بی سابقه بودن بلکه به لحاظ کمک به رفع مسائل جوامع بشری امروز و فردا ادامه خواهد یافت.
        
        و اینک شرح چند مشاهده و تجربه این نگارنده (نوشیروان کیهانی زاده) در اسفندماه 1392 (مارس 2014) در تهران:
        
        جیب بری در اتوبوس
        
        در تهران، رفت و آمد من در شهر، معمولا با اتوبوس و مترو صورت می گیرد. این بار [اسفند 1392] به رغم تداوم افزایش اتومبیلدارها، مسافران اتوبوس و مترو هم به گونه ای چشمگیر زیادتر از گذشته به نظر می آمدند و در واگن ها و اتوبوس ها، حتی جا برای ایستادن نبود. رعایت در صف نوبت ایستادن، ضعیف تر از گذشته به نظر می رسید. با وجود نصب «علامت ویژه» در بالای صندلی های مخصوص سالخوردگان و عصایی ها در اتوبوس های خطوط سراسری که در تهران «بارت» گفته می شوند (اصطلاحی که در منطقه سانفرانسیسکو به متروِ بی اِریا = قطار انتقال مسافران در ناحیه خلیج سانفرانسیسکو = بی اِریا رَپید تراتزیت بکار برده می شود)، قاعده توجه به سالخوردگان، از سوی مسافران دیگر رعایت نمی شد و جوانترها برای برای نشستن روی این صندلی ها هجوم می بردند. از لهجه های مکالمات اتوبوس سوارها چنین بر می آید که مهاجرت روستانشینان به تهران و شهرهای بزرگ ادامه دارد. در اتوبوس و مترو، فعالیت دستفروش ها و گدایان هم مشاهده می شد. تنها چند خط سراسری همچنان متعلق به شهرداری هستند و مابقی غیر دولتی شده اند و بمانند 60 سال پیش، از مسافران پول نقد و کارت پیش خرید می خواهند ـ و این بار 400 تومان که در سال 1336 یک قران (یک ریال) بود. به خاطر دارم که دولتی شدن (به صورت شرکت واحد و وابسته به شهرداری درآمدن خطوط اتوبوسرانی شهری) در سال های 1335 و 1336 و تا نوروز 1337 چه تظاهرات و سر و صداهایی داشت و برای روزنامه ها و خبرنگارانی چون من یک منبع خبر بود.
        
        جیب مرا زدند!
        
        هجدهم اسفند 1392 (نهم مارس 2014) در یک صرّافی میدان فردوسی، 120 دلاری را که در جیب داشتم با ریال مبادله کردم، 372 هزار تومان شد (هر دلار برای خرید ـ 3 هزار و ده تومان که یک ماه بعد 3 هزار و 100 تومان شد). برای دیدار دوستی به خیابان مطهّری (تخت طاووس) رفتم و در آنجا ـ در ساعت 5 بعد از ظهر وارد ایستگاه مترو در خیابان مفتح (خیابان روزولت شمالی سابق) شدم، مملو از مسافر بود. مسافر به حدی زیاد بود که ورودی واگن مترو بسته نمی شد. میان مسافرانِ ایستاده، فاصله نبود. در ایستگاه دروازه دولت پیاده شدم و در 77 سالگی پس از بالا رفتن از دهها پله به خیابان رسیدم. خواستم از پلکان برقی بالا و پایین روم تا بر اتوبوس خط سراسری میدان آزادی ـ سه راه تهران پارس سوار شوم و به خانه بروم که پلکان از کار افتاده بود و بالا و پایین رفتن از آن به علت ارتفاع هر پله، دشوار. در بالای پلکان نگاهی به ساختمان های مُشرف بر خیابان کردم، بالکن ها رو به خرابی رفته بود، شیشه پنجره ها کثیف و تعمیر و تمیز نشده بود، تعجب کردم.
        اتوبوس هم بمانند مترو، بسیار شلوغ و پُر بود و مسافران به هم فشرده ایستاده بودند. با اینکه بر بدنه درونی اتوبوس اخطار نصب کرده بودند که مسافران مواظب جیب خود باشند، به علت کثرت مسافر نتوانستم دست روی جیب بگذارم و هنگامی که به خانه رسیدم، از 372 هزار تومان اثری نبود و معلوم بود که جیبم را زده بودند، کجا؟ ـ در مترو و یا اتوبوس، نمی دانم. با کارت بر اتوبوس سوار شده بودم، نه دادن پول نقد تا از وضعیت جیب آگاه شوم. آن شب مهمان بودم و چون تا روز بعد که صرّافی ها باز می شدند پول نداشتم، مجبور شدم از یک دوست بخواهم که مرا به خانه میزبان برساند و دوست دیگری بازگرداند.
        
        دادن امضاء و اثر انگشت برای گرفتن سلفون!
        
        ترافیک سنگین تهران سبب شد که چندبار، سر وقت به مطب دندانپرشک (دکتر شهرام کیهان ـ خیابان قائم مقام فراهانی ـ کوچه دهم ـ شماره 22 ـ طبقه دوم) نرسم و چون در تهران، سلفون (تلفون موبایل) ندارم، مُنشی دکتر نتوانست تماس بگیرد و بداند که کجا هستم. سرانجام، دندانپزشک تصمیم گرفت برایم یک سلفون با «سیم کارت» کوتاه مدت بخرد (گویا به مبلغ 75 هزار تومان) تا در صورت داشتن تاخیر در نوبت بعدی بداند که چرا دیر کرده ام. دکتر به من گفت که باید شخصا به یک نمایندگی «ایرانسِل» بروم تا کارت را فعّال کنند و شماره بدهند.
         24 اسفند 1392 به یک نمایندگی ایرانسِل در پاساژ ماندانا (خیابان دماوند) رفتم، متصدی آن گفت که باید یک فتوکپی از کارت ملّی خودرا ببرم و فُرم مربوط را هم امضاء کنم و .... فتوکُپی گرفتم و بُردم. گفت که تصویر کارت باید بالای صفحه باشد و پایین آن تا حدی سفید (خالی) و جا برای نوشتن. در عین تعجب، چنان کردم. در فُرم، نام و مشخصات من از روی کارت ملّی، آدرس پُستی و مشخصات کامل محل سکونت را نوشتند و در منتهی الیه زیر برگه فتوکُپی و درگوشه سمت راست آن با فاصله چند سانتیمتری از تصویر کارت ملی، از من امضاء گرفتند و خواستند که در کنار امضای خود انگشت هم بزنم! و مرکّب انگشت زنی (انگشت نگاری) هم داشتند. گفتم که این کار مطابق استاندارد نیست. وقتی که یک فرد در حضور یک متصدی ورقه ای را امضاء کند، نیاز به انگشت زدن ندارد. انگشت زدن، چرا؟. به علاوه، چرا باید بالای امضاء (یک فاصله چند سانتیمتری) سفید باشد و این، یعنی گرفتن نوعی «سفید امضاء» که می شود در آن قسمت سفید و خالی از نوشته، هرگونه تعهد و قول و قراری را نوشت که ممکن است درد سر قضایی ببار آورد. متصدی گفت: همینکه هست. ورقه را امضاء کردم و انگشت زدم ولی گفتم که باید بروم و مشورت کنم، اگر پشیمان شوم می آیم و فتوکُپی را پس می گیرم.
        تلفنی با دو قانوندانِ آشنا مشورت کردم گفتند که بهتر است امضا و اثر انگشت خودرا پس بگیرم و اگر قرار باشد که سِلفون (موبایل) داشته باشم، تلفن یک آشنا را برای چند روز که لازم است عاریه بگیرم. به نمایندگی ایرانسِل بازگشتم و پس از جرّ و بحث، ورقه را پس گرفتم، ولی فُرم را نداد. به او گفتم که این سلفون (بدون کنترات) را در آمریکا از هر مغازه می شود خرید و بعدا و در صورت لزوم از طریق اینترنت تمدید کرد.
         ماجرا را با دو روزنامه نگار (اسماعیل عباسی نویسنده همشهری و کاظم رهبر دبیر تحریریه شرق) در میان گذاشتم که هر دو در این باره از قول من مطلبی در ستون «مخاطبان» چاپ کردند تا شاید در ضوابط دریافت شماره سِلفون ایرانسِل در ایران بازنگری شود. در زیر کُپی مطلب روزنامه شرق آمده است:
        



        
        کو گوش شنوا!
        
        چندین سال بود که گفتم و نوشتم که پیاده رو جنوبی خیابان بسیار پُر رفت و آمد دماوند، در ایستگاه داریوش ـ میان یک میوه فروشی و یک نمایشگاه و تعمیرگاه خودرو و یک بانک ـ به علت جلو آمده بودن یک ساختمان قطع می شود و افراد پس از رسیدن به ساختمانِ جلوآمده باید از روی شبکه آهنی روی جوی آب که در برخی نقاط، فاصله میله های آن از هم زیاد است بگذرند، وارد خیابان شوند و پس از طی کردن چند قدم دوباره به پیاده رو بازگردند که برایشان مخاطره آمیز است. قطعا دیگران هم این مسئله را مطرح کرده بودند که هر روز در دیدرس کارکنان شهرداری هم بوده است. در دهه قبل، قضیه را حتی به گوش رئیس شورای شهر تهران رسانده بودم که دست اندر کار روزنامه نگاری بود و با هم آشنا بودیم، ولی مسئله همچنان باقی مانده است!.
        خانه من در کوی «تهران شرق» قرار دارد و بناچار هر روز دو ـ سه بار باید از این پیاده رو بگذرم. در سال 1390 (2011 میلادی) در همین محل پای من میان آن میله های آهنی [فاصله دار] گیر کرد و آسیب دید و قضیه بیان شد ولی موثر نیافتاد. به همگان گفتم که این پیاده رو در همانجا به دیوار یک ساختمان ختم! و قطع می شود و راهی نیست جز گام گذاردن به سواره روِ بسیار پُرترافیک. در همان نزدیکی، خط کشی ویژه عبور پیادگان وجود دارد که اتومبیلرانان به حق تقدّم پیادگان به عبور از آن، چندان اعتناء نمی کنند (ضعف مدنیّت).
        اوایل شهریور سال 1392 (2013 میلادی) یک روز پس از خروج از خانه که در کوی «تهران شرق» قرار دارد، در همان محل [ضلع جنوبی پیاده رو خیابان دماوند در ایستگاه داریوش ـ مقابل ورودی بانک و نمایشگاه خودرو] و این بار به علت پله ی شیب دار داشتن پیاده رو (غیر مهندسی ساخته شدن آن) بر زمین افتادم که جریان آن رسانه ای هم شد [کُپی زیر]. معمولا پیاده روهای غیر مسطح، یا پلّه معمولی کم ارتفاع دارند و یا شیب سراسری نه پلّه ی مورّب با شیب های متناوب (مشابه دست انداز).
        
    انعکاس حادثه شهريور 1392


        همان روز (اوایل شهریور 1392) خواستم با روزنامه شرق تماس بگیرم، قضیه را بگویم تا برنگارند شاید مسئله در سطح بیشتری مطرح و حل شود و نیز از احوال همکاران آشنا، در آن روزنامه جویا شوم ولی اطلاعات تلفن (118) شماره تلفن روزنامه شرق ـ با آن شهرت جهانی را نداشت!، تعجب کردم. تهران تنها شهری است که دفتر تلفن ندارد و تشابه اسمی افراد مانع از آن می شود که بدون دادن نشانی، بشود از 118 شماره تلفن یک فرد را بدست آورد. قبلا تهران بمانند همه شهرهای جهان دارای دفتر تلفن و یلوپیج بود که یک رِفرِنس است ـ وسیله رفع نیاز برای همگان و ابزار کار برای خبرنگاران. نبودِ «یلوپیج» است که مردم به خرید روزنامه های دارای «صفحات و یا ضمیمه آگهی های کوتاهِ معروف به نیازمندی ها» روی می آورند.
        به رغم اعتراض، بازهم اقدامی صورت نگرفت و گوش شنوا نبود. وضعیت این قسمت از خیابان که هر روز هزاران نفر از آن عبور می کنند نه تنها به همان صورت باقی مانده است بلکه در طرف شرقی آن و چند قدمی میوه فروشی هم یک چهارچرخه جمع آوری زباله قرار داده اند که مزید بر علت است و گاهی کثرت میوه ها و سبزی های گندیده که در چهارچرخه ریخته می شود به حدی زیاد است که به خیابان می افتند و یکی از همین میوه ها بود که 22 اسفندماه 1392 باعث زمین خوردن من و آسیب رسیدن به پایم شد. در این شب بارانی و کم روشنایی (22 اسفندماه 1392) در همان محل (محلی که پیاده رو قطع می شود ـ میان میوه فروشی و نمایندگی خودرو) پایم در خیابان پُر از آب باران و انعکاس نور چراغ اتومبیلها پس از برخورد به آب، روی یک نصفه پرتقال گندیده که از جایگاه چرخدار محل جمع آوری زباله بیرون افتاده بود قرار گرفت و لیز خورد و بر زمین افتادم و زانویم آسیب دید ـ زخم برداشت و متورّم شد [عکس زیر].
        



        دکتر به من 77 ساله ـ فردی که با دانش، قلم و مهارت های خود، 57 سال به ایرانیان و پارسی زبانان خدمت کرده، بدون چشمداشت مالی بزرگترین تاریخ ژورنالیستی آنلاین را برای ایرانیان به وجود آورده، کمک بسیار کرد تا همشهری، روزنامه شهرداری تهران پا بگیرد که غلامحسین کرباسچی شهردار وقت به ما روزنامه نگاران قدیمی گفته بود که هدف از تاسیس آن ارتقاء مدنیّت و فرهنگ درجامعه و رفع مسائل شهری است ـ گفت که ممکن است به غضروف زیر کاسه زانو آسیب وارد شده باشد.
        
        عکس های زیر وضعیت هر دو سوی قسمت قطع شده پیاده رو در شب بارانی 22 اسفند 1392 و یک روز معمولی [شرق و غرب ساختمانی که پیاده رو را قطع کرده و زباله دانی 4چرخه کنار میوه فروشی] و زخم پای مرا نشان می دهد:
        



        


     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
    برای اطلاع



     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاریخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نیز در اپریل 2014 (اردیبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه یافته است.

    نسخه آنلاین: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com