Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
2 فوريه
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 2 فوريه
ایران
نظر «ژوستی نی اَن» درباره ایرانیان
ژوستی نی ان امپراتور روم
«پروكوپیوس» مورّخ رومی متولّد فلسطین در یادداشتهای روزانه خود، در ذیل روزی كه بعدا با تطبیق تقویم ها معلوم شده دوم فوریه سال 553 میلادی است نوشته است :
    "امروز نسخه اصلی کتاب تاریخی را كه نوشته ام [دستخط خودش] و عنوانش را «جنگها» قرار داده ام به امپراتور «ژوستی نی ان» دادم. پس از مروری كوتاه گفت: گرچه به سود ما ـ رومیان ـ نیست و باعث تزلزل روحیه می شود، اما جا داشت كه می نوشتی كه «ژوستی نی ان» عقیده دارد كه در خون پارسیان (سربازان ایرانی) یك ماده اختصاصی وجود دارد كه باعث می شود در میدان جنگ ترس نداشته باشند، بی باك و مغرور باشند و تسلیم نشوند. اگر هم احیانا اسیر شوند، برخلاف سربازان سایر ملل در برابر فاتح زانو نزنند و عجز و لابه نكنند. با زور نمی شود اسیر ایرانی را به بیگاری وادار كرد و یا با شكنجه غرور و شخصیتش را شكست. من نمی دانم ایران چه آبی دارد كه بذر «نهایت میهندوستی» را در جان مردمش پرورش می دهد و ....".
    پروكوپیوس تاریخ «جنگها» را در هشت كتاب [جلد] نوشته و عمدتا شرح جنگهایی است كه خود شاهد عینی آنها بوده و سه بخش از این تاریخ، اختصاص به سه جنگ «ژوستی نی ان» با ایران دارد. بخشهای دیگر مربوط به جنگهای روم با «گوت ها» و جنگهای شمال آفریقاست. پروكوپیوس در همه جنگهایی كه ژنرال «بلی ساریوس» در آنها شركت و فرماندهی داشت همراه او بود.
    با این كه این مورّخ كوشیده است تا ضعف رومیان را ظاهر نسازد، در چندین مورد از انضباط و ایستادگی سربازان ایران ستایش كرده و نوشته است: "سرباز ایرانی بدون تصمیم فرمانده خود محال است دست به عقب نشینی و فرار بزند.". وی در باره تاكتیك واحدهای ارتش ایران نوشته است كه ایرانیان تلاش می كنند كه میدان جنگ را گسترده كنند. آنان پیادگان را در دسته های كوچك در سنگرها مستقر می كنند و سواران نیز در دسته های كوچك و متعدد می كوشند كه سرباز طرف دیگر را به كمینگاه پیادگان بكشانند و در دست آنان رها سازند. رومیان از این تاكیتیك بیزارند و اصولا از میدان جنگ كه گستردگی زیاد داشته باشد واهمه دارند و ....
    پروكوپیوس تاریخ جنگها را به سبك توسیدیدس نوشته است تا هرودوت.
    این مورّخ قسمت هایی از یادداشتهای روزانه و خاطرات شخصی كه آنها را بدون رعایت ملاحظات تهیه كرده در كتاب دیگرش تحت عنوان «تاریخ محرمانه» نقل كرده است. نوشته های این مورّخ به زبان یونانی است.
    «ژوستی نی ان» همعصر خسروانوشیروان بود.
    
مجسمه پروكوپيوس و صفحه اي از تاريخ محرمانه او

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
یك نمونه از رادمردی كریم خان زند، مردی که تاج بر سر ننهاد: برگزاری مراسم ترحیم رسمی برای دشمن مقتول
تصویر کریمخان
مورخانی كه تاریخ زندیه را نوشته اند شكست محمدحسنخان رئیس وقت ایل مغول تبار قاجار را در جنگ با شیخ علی خان زند 13 بهمن سال 1136 هجری (2 فوریه 1758) ذکر کرده اند. در این جنگ كه در مازندران، ناحیه اشرف (بهشهر) روی داد محمدحسنخان كشته شد و فتنه شمال پایان یافت.
     شیخ علی خان سر ِ بریده محمدحسنخان را به شیراز نزد كریمخان فرستاد كه این رادمرد از این عمل به خشم آمد و ضمن ارسال یك نامهِ توبیخ برای شیخ علی خان، دستور داد كه سر ِ محمدحسنخان را با گلاب شستند و با تشریفات ویژه به خاك سپردند و برایش مراسم ترحیم رسمی (با شرکت مقامات) برپا داشتند.
    کریمخان بسال 1705 میلادی به دنیا آمد و در سال 1779 درگذشت و هیچگاه تاج بر سر ننهاد. او خودرا وکیل ایرانیان معرفی می کرد، نه شاه آنان.
مجسمه کريمخان، کار عبدالغفور قصرالدشتي

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
استقرار كمیته دفاع مِلّی در كرمانشاه در 1916
13 بهمن 1294 (2 فوریه 1916و درجریان جنگ جهانی اول) اعضای كمیته دفاع ملّی كه با نزدیك شدن نیروهای روسیه به اراك، از قم و اصفهان رهسپار كرمانشاه شده بودند تا با كمك عثمانی و آلمان در برابر نیروهای متجاوز انگلستان و روسیه از وطن دفاع كنند وارد كرمانشاه شدند و والی ایالت را كه دست روی دست گذارده و برای دفاع در برابر تجاوز ساكت نشسته بود بیرون كردند.
    در همین روز نماینده آلمان با آنان در كرمانشاه ملاقات كرد و از ورود ژنرال «پرسی سایكس» با نیروی تازه نفس از هند به بندر عباس آگاهشان ساخت. در آن زمان عراق قسمتی از امپراتوری عثمانی بود و عثمانی كه در كنار آلمان و اتریش با روسیه و انگلستان و فرانسه در جنگ بود در آنجا نیروی نظامی داشت.
    کمیته دفاع ملی پس از آغاز درگیری نظامی عثمانی و انگلستان در بین النهرین، به هر دو دولت اخطار کرد که از میدانِ جنگ کردن مدائن (تیسفون) خودداری کنند که مبادا یک گلوله توپ به باقیمانده طاق کسری (کاخ خسروانوشیروان) اصابت کند که در این صورت ایرانیان و ایرانی تبارها بپا خواهند خاست و انتقام خواهند گرفت.
    جریان جنگ نشان داد که هر دو دولت از درگیری با یکدیگر در مدائن و محدوده طاق کَسری اجتناب کرده بودند. زد و خوردهای نظامیان دو دولت با ورود یکانهای انگلیسی به بصره و پیشروی به سوی شمال آغاز شده بود و در آغاز کار، پیروزی با عثمانیان بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مسکو تهران را تهدید کرد که متحد نظامی واشنگتن شده است ـ مصطفی بارزانی ـ سیاست آفتاب گردانی ایران وقت
مصطفی بارزانی
دولت وقت ایران 13 بهمن 1326 (2 فوریه 1948) به یادداشت اعتراضیه شدید اللحن مسكو پاسخ داد و منكر عقد قرارداد نظامی محرمانه با آمریكا شد و مضافا گله كرد كه مقامات مسكو مخالفان تمامیت ارضی ایران از جمله مصطفی بارزانی و ... را در خاك خود پناه داده اند. دولت ایران همچنین اعتراض کرده بود که حزب توده، طبق سیاست دولت شوروی دو جناح شده است. جناح سوسیال دمکرات و جناح مارکسیست و جناح بزرگتر (مارکسیست) به صورت عامل و کارگزار مسکو درآمده و عمل می کند که مداخله در امور ایران است. دولت ایران در پاسخ خود به یادداشت دولت مسکو همچنین نوشته بود که مصطفی بارزانی در ماجرای مهاباد (تجزیه کُردستان ایران)، همدست «قاضی محمد» بود كه با ورود ارتش ایران به آنجا، به شوروی فرار كرده و به آن دولت پناهنده شده است.
     دولت مسكو در یادداشت خود به دولت ایران نوشته بود كه همكاری نظامی ایران با آمریكا امنیت جماهیریه شوروی را تهدید می کند و این دولت را ناچار خواهد ساخت كه بر پایه مفاد قرارداد 1921 دو دولت عملا به مقابله برخیزد. [دولت موقّت مهدی بازرگان این قرارداد را در سال 1979 یکجانبه لغو کرد که بعدا گفته شد که نفوذ واشنگتن در کار بود.].
     همان دولت وقت ایران (دولت سلطنتی)، در دهه های بعد و پس از بازگشت مُلّامصطفی بارزانی از شوروی به عراق و درگیر شدن با دولت بغداد، به خواست دولت آمریكا انواع کمک را به او می رسانید و کمکهای نظامی آمریکا از راه ایران برای بارزانی ارسال می شد و سرانجام نیز به وی و همراهانش در شهرستان كرج پناه داده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تیترهای صفحه اول شماره 14 بهمن 1357 روزنامه اطلاعات و سه خبر از صفحه آخر این شماره آن روزنامه برای ماندن در تاریخ



    



    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در بهمن 1392 محمود نبویان نماینده دوره نهم مجلس به نامتوازن بودن توافق نامه ژنو اعتراض کرد
محمود نبویان

    
نبویان: ما تقریبا 90 درصد از توانمندی هسته‌ای خود را داده‌ایم، حال آنکه طرف های دیگر کمتر از 10 درصد تحریم ها را برداشتند! و این، توازن نیست ـ ظریف و عراقچی یک‌بار هم که شده باشد عین (متن) توافق نامه را از شبکه‌های صدا وسیما (رادیوتلویزیون دولتی) برای مردم ایران بخوانند

    
    تهران ـ خبرگزاری تسنیم Tasnimـ 11 بهمن 1392 = یکم فوریه 2014: محمود نبویان نماینده تهران در دوره نهم مجلس شورای اسلامی و مدرّس دانشگاه، گفت و شنود خود با عباس عراقچی معاون وزیر امور خارجه در جلسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس را که درباره توافق نامه هسته ای ژنو برگزار شده بود اعلام داشت. نبویان گفت که در جلسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس جملاتی را از متن توافق‌نامه ژنو برای عراقچی (نماینده وزارت امورخارجه در مذاکرات ژنو) خواندم و گفتم ما نسبت به این توافق نامه انتقاداتی داریم و به نظر ما در این توافق‌نامه بین داده‌ها و گرفته‌های جمهوری اسلامی توازن برقرار نیست. در این توافق نامه، ما تقریبا 90 درصد از توانمندی هسته‌ای خود را داده‌ایم، حال آنکه طرف های دیگر کمتر از ده درصد ـ 5 تا 10 درصد ـ تحریم ها را برداشتند و 90 درصد دیگر باقیمانده اند و این توازن نیست و چیزی دست ما را نگرفته است. ما در 28 مورد تعهد داده‌ایم. اینکه در مذاکرات چه گفتید و چه نگفتید، فایده‌ای ندارد و مهم، آن چیزی است که به عنوان سند امضاء کردید و [اگراصول 77 و 125 قانون اساسی رعایت شود و سند، اعتبار قانونی یابد*] آن را اجرایی کنید.
    نبویان گفت که به عراقچی گفتم آنطورکه معلوم است طرف های دیگر می خواهند که 90 درصد باقیمانده تحریم‌های نفتی و بانکی مصوّب خود و یا منعکس در قطعنامه‌های شورای امنیت را پس از 20 سال! بردارند. عراقچی پاسخ داد: "من در آنجا اعتراض کردم که 20 سال خیلی زیاد است و این مدت 5 ساله باشد"، اما آنها قبول نکردند و گفتند که باید طول برداشت تحریم ها «2 رقمی باشد» و ذکر «مدت طولانی long-term» در توافق نامه یعنی «2 رقمی و 20 سال».
    به او گفتم که معلوم نیست که بعدا تغییر نظر دهند و بگویند «long-term» که در توافق نامه آمده است یعنی 40 سال!. این روزها مقامات آمریکایی می گویند که تا 20 سال بعد، یک چهارم تحریم‌ها برداشته خواهد شد و این، در حالی است که ما در همین ابتدا، 90 درصد از توانمندی هسته‌ای خود را داده‌ایم.
    نبویان گفت: "در همان جلسه به عراقچی گفتم که در توافق نامه، ما تعهد داده‌ایم که نصف مجتمع غنی‌سازی نطنز، سه‌چهارم مجتمع غنی‌سازی فردو، کُلِ آب‌سنگین اراک و بیش از 90 درصد تولید سانتریفیوژ را از دست بدهیم، ولی در آن (توافق نامه) مطلقا اشاره ای به «حق غنی‌سازی» ما دیده نمی شود.
     عراقچی در پاسخ گفت: "قبول دارم که غنی‌سازی 20 درصد را دادیم، اما غنی‌سازی 5 درصد را داریم". به وی گفتم: "یک جای توافق‌نامه را به من نشان بدهید که نوشته شده باشد ما حتی حق غنی‌سازی یک درصدی! داریم.".
    نبویان گفت که در این توافق‌نامه عزّت مردم ایران زیرپا گذاشته شده است و در قبال آن هیچ چیز نگرفته‌ایم. برای مثال؛ ما قبول کرده ایم که آمریکا اجازه ی میزان و مکان غنی‌سازی و نیازِ عملی هسته‌ای مارا بدهد!.
    عراقچی در جلسه کمیسیون به ما ‌گفت که "غربی‌ها در ابتدا تعهد کرده بودند که از 100 میلیارد دلارـ پول بلوکه شده ایران، 8 میلیارد دلار آن را به ما بدهند، اما بعد برخلاف آن عمل کردند و گفتند فقط 4 میلیارد دلار و دویست میلیون دلار را آزاد می‌کنند.".
    نبویان گفت که در آن جلسه گفتم و بازهم می‌گویم که ظریف و عراقچی یک‌بار هم که شده عین (متن) توافق نامه را از شبکه‌های صدا وسیما (رادیوتلویزیون دولتی) برای مردم ایران بخوانند. خود من دو بار تقاضا کردم تا متن آن را در صدا و سیما برای آگاهی ملت ایران بخوانم اما موافقت نکردند! و اجازه ندادند!، پس خودشان متن را برای مردم بخوانند تا حقیقت را بدانند.
    نبویان گفت: در جلسه کمیسیون امنیت‌ملی مجلس به عراقچی گفتم یک جلسه بگذارید، حاضرم در آن جلسه با شما مناظره کنم و اگر با این پیشنهاد موافق نباشید، ترتیبی بدهید تا یک جلسه محرمانه‌! داشته باشیم. در جلسه‌ بیایید و ما را قانع کنید، ما که با شما دعوا نداریم، حق و عزّت ملت را می خواهیم. اگر در توافق نامه ژنو حق، عزّت و منافع ملت ما حفظ نشده باشد، بیایید و به خاطر امضای آن توافق نامه از مردم عذرخواهی کنید و ....عراقچی گفت که موافقم. ما (مجلسیان) اینک [بهمن ماه 1392] منتظر هستیم که آنان به ما زمان و مکان آن را اعلام کنند و من این موضوع را پیگیری خواهم کرد.
    نبویان همچنین گفت که این روزها تبلیغ می‌شود که هیئتی 100 نفره از فرانسه ـ در زمینه خودروسازی به ایران می آید، اما نمی گویند که این سفر برای تأمین منافع خودشان است زیراکه اگر شرکت پژو محصولات خود را نفروشد، ورشکست می‌شود که در حال حاضر نیز در وضعیت ورشکستگی است و لذا ناچارند به ایران بیایند. سفر این هیئت در رابطه با صنعت خودرو است و بیش از آن نیست، باید در گفتار و نوشتار، حفظ منافع ملت (در کوتاه مدت و بلند مدت) را در نظر داشته باشیم و این یک تکلیف است.
    
    * اصل 77 قانون اساسی جمهوری اسلامی صراحت دارد که «عهدنامه‌ها، مقاوله‌نامه‌ها و موافقت‌نامه‌های بین‌المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد» و اصل 125 قانون اساسی «امضای عهدنامه‌ها، مقاوله‌نامه‌ها و قراردادهای دولت ایران با سایر دولتها و ...» را تنها پس از تصویب مجلس شورای اسلامی، قانونی و قابل اجرا می‌داند. بنابراین، مجلس و مردم باید [بدون چون و چرا] در جریان جزئیات توافق ژنو قرار داشته باشند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
استاد ِ تاریخ دمکراسی: شورای نگهبان با اختیارات وسیع خود می تواند توافق هارا ردّ و مانع فساد و اسراف و ... شود
این پیام شنبه شب ـ 31 ژانویه 2015 = 11 بهمن ماه 1393 به دبیرخانه این تاریخ آنلاین واصل شد:
    
    "سالهاست که در اروپا زندگی می کنم و هر شبانه روز چند ساعت از اوقات فراغت خودرا به دیدن وبسایت های خبری ایران اختصاص داده ام تا در جریان امور وطن باشم و آنچه را که دریافته باشم با اخبار منابع خارجی مقایسه و برای خود نتیجه گیری کنم. اینکه نوشته ام وبسایت های خبری [خبرگزاری ها] برای این است که از متون نوشته های روزنامه های ایران چنین بر می آید که وابستگی هایی دارند و صاحبانِشان برای تعقیب منافعی آنها را راه اندازی کرده اند. من در اینجا «تاریخ دمکراسی» تدریس می کنم. در ایران آموزگار دبستان بودم و پس از مهاجرت به اروپا به دانشگاه رفتم، دکترا گرفتم و استاد [مدرّس] شده ام.
    قانون اساسی جمهوری اسلامی به شورای نگهبان اختیارات وسیع داده و آن را در اصل نود و یکم پاسدار احکام اسلام و قانون اساسی قرارداده که بدون تأیید آن شورا، مصوّبات مجلس «قانون» نمی شوند که برای اجرا ابلاغ شوند. اصل نود و سوم صراحت دارد که مجلس بدون وجود شورای نگهبان اعتبار قانونی ندارد. اصل نود و نهم نظارت بر انتخابات مجلس، ریاست جمهور، مجلس خُبرگان و هرگونه همه پرسی را برعهده آن شورا قرار داده است.
    اظهارات آیت الله جنّتی دبیر شورای نگهبان در نماز جمعه تهران در دهم بهمن ماه 1393 را در وبسایت چند خبرگزاری داخلی خواندم و متن یکی را که خلاصه تر بود به ضمیمه این سطور برایتان می فرستم. او از احتمال تسلیم شدن به خواست و اراده قدرت های جهانی بویژه آمریکا ابراز نگرانی کرده و از فساد اداری نالیده است. به درستی ِ بیانات وی و دلسوزی او تردید ندارم و با او در این زمینه که چرا «اقتصاد مقاومتی» از مرحله حَرف، پا فراتر نگذارده و واردات، محدود و صرفه جویی در هزینه ها، عملی نشده است نظر مشابه دارم ولی می خواهم بگویم که شورای نگهبان با اختیاراتی که دارد مخصوصا در زمینه تأیید صلاحیّت داوطلبان نامزدی انتخابات می تواند به حل مسائل جامعه کمک وسیع کند. همین شورای نگهبان صلاحیّت نامزدی رؤساء جمهور که اخیرا از بعضی از ایشان انتقاد می شود تأیید کرده است. کلید ِ دریچه اطمینان در دست این شورا است. اصل 125 قانون اساسی جمهوری اسلامی، وقتی عهدنامه ها، موافقت نامه ها و قرارداد ها با دولت های دیگر ـ خارجی ـ و اتحادیه ها را قانونی و قابل اجرا می داند که به تصویب مجلس برسند و مصوّبات مجلس به تأیید شورای نگهبان. بنابراین، شورای نگهبان اگر توافق احتمالی هسته ای با شش قدرت را مغایر بخش «ج» بند 6 اصل دوم قانون اساسی (نفی سلطه پذیری) ببیند می تواند آن را ردّ کند. اینکه مشکل ندارد. قوانین فسادزا و بودجه های حاوی ولخرجی را هم تأیید نکند. اصولا باید دید که توافق هسته ای احتمالی که گمان نمی کنم به همه تحریم ها پایان دهد به سود چه کسانی است که آن را تبلیغ می کنند. مگر تا سال 2011 تحریم ها به این شدت بود؟، 700 میلیارد دلار در 7 سال چه شد؟. چرا نمی روند ببینند که چگونه مصرف شده و چه کسانی از آن سود برده اند. این، یک چشمبندی نیست. پول وارد بانک می شود و با سند، خارج. بنابراین رسیدگی و کشف حقیقت چندان پیچیده نیست. باید کنترل و انحصار تجارت و پیمانکاری ها و ... از دست اشخاص مشخّص خارج شود. بعضی از صادرکنندگان خارجی بویژه آسیایی ها به نماینده خریدار و واسطه «پورسانت» هنگفت می دهند و .... باید بررسی شود که این روزها چرا بعضی از آن قدرت های ششگانه اصرار به رسیدن به توافق هسته ای با ایران دارند، چرا ناگهان و یکشبه بهای بنزین در جایگاههای فروش نصف شد. نفت تا از چاه خارج، به تانکر حمل و به پالایشگاه و پمپ منتقل شود چند ماه طول می کشد، نه یک شب، یک روز و یک هفته و صدای کمپانی های نفت هم که رئیس کشور و نماینده پارلمان انتخاب می کنند بلند نشده است. کاهش درآمد این کمپانی ها، بهای سهام آنها را در بورس پایین می آورد و این، یعنی زیان مضاعف.
     اگر در جمهوری اسلامی ایران فساد اداری ادامه داشته باشد، شورای نگهبان می تواند نامزدی رئیس جمهور کنونی را برای دور بعدی انتخابات تأیید نکند. این، بخشی از فلسفه دمکراسی است. دمکراسی از یونان باستان برخاسته، چرا؟، زیراکه آن سرزمین پُر از آریستوکرات و اولیگراش شده بود ـ بیش از هر ناحیه دیگر در آن زمان و به مردم راه نمی دادند. در اواخر قرون وسطی، مردم از زورگویی و فساد توانگران به تنگ آمده بودند که آن همه فرضیه دمکراسی انتشار یافت و بعدا چگونگی تعیین نامزدهای انتخابات که در بیشتر کشورها در دست احزاب است و در بعضی هم در دست کمیسیون و هیأت و در ایران شورای نگهبان. پس از مشروطیت هم، در مجلس ـ لوایح و طرح ها باید با حضور 5 مجتهد بررسی می شد تا با آموزش های اسلامی مخصوصا در زمینه اخلاق مغایرت نداشته باشند. در بیشتر فرضیه های دمکراسی «اصالتِ قصدِ رای دهنده» مورد تردید قرار گرفته زیراکه ممکن است برپایه احساس و یا سر و صداهای وقت باشد و بدون توجه به منافع ملّی به یک نامزد که فرضا خواننده و یا رقصنده و دارای شهرت و نامی آشنا است رای داده شود. نامزد شدن آزاد و اختیاری است ولی فرد باید واجد شرایط لازم باشد تا سرنوشت ملت به او سپرده شود و کار احزاب، هیأت ها و انجمن ها همین است و .... برای انتخابات سال 1392 ریاست جمهور ایران نزدیک به 900 نفر داوطلب نامزدی شده بودند.".
    
    از آنجا که پیام مفصل بود، اظهارات آیت الله جنتی که به ضمیمه پیام ارسال شده، جداگانه و پایین تر درج شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
آیت الله جنّتی: مقابله با ظلم، استکبار و ردِّ ذلّت از رسالت های انقلاب و اقتصاد مقاومتی حلّال مشکلات ـ آمریکا و اروپا به نفع ما کار نمی کنند
آیت الله جنّتی
دهم دیماه 1393، آیت‌الله احمد جنتی دبیر شورای نگهبان در خطبه‌‌های نماز جمعه تهران رسالت انقلاب را حاکمیّت خداوند، حمایت از مستضعفین و مقابله با ظلم و مستکبرین خواند و گفت: «مردمی فکرکردن»، «تأکید بر رعایت اخلاقیات» و «تسلیم اراده دشمن نشدن» از ویژگی‌های امام(ره) ـ آیت الله خمینی ـ بود که باعث شد مردم پشت سر وی حرکت کنند. نباید تسلیم خواست دشمن شویم و ذلّت را بپذیریم.
    جنّتی با تأکید گفت: ما همان مردمی بودیم که در دوران طاغوت احساس ذلّت در برابر امریکا و اروپا داشتیم و خود را کوچک می‌دیدیم. نظام اسلامی قدرتی به وجود آورد که توانست سلطه جویان را به عقب‌نشینی وادار کند.
    دبیر شورای نگهبان، انقلاب اسلامی را امانتی در دست مردم خواند و اضافه کرد که نباید عملی صورت گیرد که وضعیت دوران قبل و سلطه پذیری تکرار شود. ما باید اقتصاد مقاومتی را جدّی بگیریم. در این زمینه ـ من نمی‌دانم چرا برخی تنها حرف می‌زنند و پس از بیان حرف، دیگر آن را به هوا می‌سپارند. «اقتصاد مقاومتی» حلّال مشکلات ما و خنثی کردن فشارها است. ما در این کشور جوانان با استعداد، منابع طبیعی و امکانات بسیار داریم که باید آنهارا به کار بگیریم تا تولید زیاد شود و بی نیازی حاصل گردد. باید جلوی سیل واردات غیرضروری که در حال افزایش است گرفته شود. در سالگرد ابلاغ سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، مسئولان سه قوه باید به مردم گزارش دهند که در این باره چه کرده‌اند؟. نمی‌دانم که برخی، چه قوم و خویشی با آمریکا دارند که فکر می‌کنند آب و نان آنان را باید آمریکا بدهد و می خواهند که با هر شرایطی با آمریکا به توافق برسند!.
    دبیر شورای نگهبان خطاب به اصحاب و هواداران این تفکّر گفت:‌ "کدام تجربه به شما می‌گوید که آمریکا و اروپا به نفع ما کار کرده‌اند. اینان باید بدانند که مردم ما بصیرت دارند و هیچگاه ذلّت را نمی‌پذیرند و در شرایط و وضعیّت مقاومت، باید جلوی اِسراف‌ و ولخرجی‌ها گرفته شود. باید از راه تقوا و پرهیزگاری خارج نشویم. فردی که گناه می کند، رشوه خواری می کند و تفرقه انگیزی می کند نباید انتظار ادامه نعمات خداوند را داشته باشد.
    آیت الله جنتی ضمن اشاره به وجود فساد در جامعه گفت: با همه تاکیدات رهبری که باید با فساد مبارزه کرد و ریشه آن را از جامعه برانداخت، این پرسش به ذهن می آید که چرا این فساد کم نمی‌شود و روز افزون است؟!. باید به صراحت گفت که اگر مقامات بخواهند با فساد مبارزه کنند باید که افراد فاسد را از پُست‌ها بردارند. باید بدانند که امکان ندارد یک نفر فاسد در جهت اصلاح امور گام بردارد. زیراکه خود او فاسد است. از افراد فاسد نمی توان انتظار داشت که برای مردم دلسوزی کنند. چرا افراد ناباب را روی کار می آورند و مقام می دهند؟!. برای مثال: یک نفر به معاونت یکی از وزارتخانه‌های پولدار منصوب شده است وقتی سابقه اش را مرور ‌کردم دیدم که ادله متعدد برای ردّ صلاحیّت این فرد وجود داشته است. چرا چنین فردی باید بر سر کار باشد. یک خطیب نماز جمعه باید حرف حق را بزند. مسئولان باید توجه کنند و ببینند که پُست‌ها به چه کسانی واگذار می‌شوند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مصباحی مقدّم: بودجه، بدون نفت هم عملی است
12 بهمن ماه 1393 (یکم فوریه 2015) غلامرضا مصباحی مقدم نماینده مجلس شورای اسلامی [دوره نهم] در«همایش بودجه بدون نفت» گفت: داشتن اقتصاد بدون نفت یک آرزوی عالی است و اکنون شرایط به گونه‌ای در حال رقم خوردن است که می‌توانیم بودجه را از درآمدهای نفتی جدا کنیم.
    وی گفت که در برنامه سوم و چهارم توسعه، به دنبال قطع وابستگی بودجه از درآمد نفت بودیم که در شرایط فعلی می‌توان کل درآمدهای نفتی را از بودجه خارج کرد که در اجرای سیاست‌های «اقتصاد مقاومتی» باید به این سمت حرکت کنیم و این یکی از آرمان‌های دکتر مصدق هم بود. مجموعه بودجه کل کشور 837 هزار میلیارد تومان است و منابع عمومی در آن 224 هزار میلیارد تومان. باید بخش عمده‌ای از درآمدهای نفت صرف خود نفت شود زیراکه ما هم‌اکنون در شرایط کاهش تولید نفت بسر می‌بریم که این، ربطی به صادرات آن ندارد. در حوزه‌های مشترک، رقبای ما شدیداً در حال تولید هستند. اما، ایران هنوز به سمت تولید از برخی میادین مشترک نفتی نرفته است. برخی از دستگاه‌ها که درآمدهای اختصاصی دارند باید این درآمدها را به خزانه واریز کنند.
    مصباحی مقدّم با اشاره به اینکه اگر دولت فعلی «اقتصاد مقاومتی» را مَدنظر قرار می‌داد قضیه فرق می‌کرد، اظهار داشت: اما چنین چشم‌اندازی برای دولت وجود ندارد بنابراین منابع سال 1394 مشابه سال 1393 است. دولت (قوه مجریه) در بودجه پیشنهادی به مجلس برای سال 1394، در آمد خود از نفت را 71 هزار میلیارد تومان اعلام کرده است که این رقم برای سال جاری (1393) 77 هزار میلیارد تومان بود. در زمان تنظیم بودجه سالِ در شرف پایانِ 1393، هر بشکه نفت 100 دلار در نظر گرفته شده بود که از نیمه سال کاهش آن آغاز شد و به کمتر از 50 دلار و حدود 43 دلار رسید. با وجود این، دولت برای بودجه سال 1394 قیمت نفت را هر بشکه 72 دلار پیش‌بینی کرده است!. ما می توانیم 71 هزار میلیارد تومان درآمد نفتی پیش بینی شده را از طرُق دیگر [به جز نفت] تأمین کنیم و این کار، شدنی است. نباید بگذاریم که آمریکایی‌ها ما را مدیریت ‌کنند. آنها فروش نفت، صادرات آن و اخیراً ارز نفتی ما را نیز مدیریت کرده‌‌اند و حتی کار را به جایی رسانده‌اند که اگر از میز مذاکرات فاصله بگیریم تهدید به تشدید تحریم‌ها می کنند. آمریکایی‌ها گفته اند در 3 ماه اول [روزانه] 700 هزار بشکه و در 3 ماه دوم 400 هزار بشکه و در 3 ماه سوم امکان می‌دهیم فقط 100 هزار بشکه نفت صادر کنید که این، نتیجه احساس آنها از وابستگی ما به نفت است. در شرایط فعلی آنها حتی ارز نفتی ما را نیز مدیریت می‌کنند. دولت های 1+5 به ایران اعلام کرده اند چه میزان از این ارز را می‌تواند برداشت کند و چه مقدار را نمی تواند برداشت نکند.
    مصباحی مقدّم با اشاره به راهکارهای جبرانی خروج درآمد نفت از بودجه گفت: یکی از این راهکارها حذف یارانه پُردرآمدها است و با یک مدیریت اساسی می‌شود یارانه نقدی ثروتمندان را حذف کرد، و نیز دقّت در دریافت مالیات ها [مالیات های مستقیم و گمرکات و ...]. دستگاه امور مالیاتی اعلام کرده است 80 هزار میلیارد تومان، فرار مالیاتی داریم. ما نمی‌خواهیم ضریب مالیاتی را افزایش دهیم اما باید جلوی فرار مالیاتی را گرفت و دولتی که نتواند در مقابل فرار مالیاتی ایستادگی کند ضعیف است. شناسایی اقشار ثروتمند چندان دشوار نیست. به نظر می رسد که دولت فعلی روش دولت‌های هاشمی و خاتمی را اجرا می‌کند که در آن 16 سال، مصرف انرژی بسیار بالا بود. دولت باید یک گام مؤثر در جهت کاهش مصرف برخی از حامل‌های انرژی بردارد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو اندیشه
سالمرگ برتراند راسل و به این مناسبت نگاهی به افکار او ـ فیلسوفی که راههای شادزیستن و تأمین برابری انسان را نشان داد
Bertrand Russell
دوم فوریه سالمرگ برتراند راسلBertrand Arthur William Russell فیلسوف، ریاضیدان، منطق شناس، انساندوست، مورخ و نویسنده بزرگ قرن بیستم است که در سال 1970 در 97 سالگی درگذشت. وی هجدهم ماه می 1872 در انگلستان و در یک خانواده اشرافی به دنیا آمده بود و یک امیرزاده بود.
    راسل که اندیشمندی ضد امپریالیسم و هرگونه سلطه گری، زیاده خواهی و خشونت فیزیکی بود در طول عمر 66 کتاب و رساله نوشت که نخستین تالیفش «نگاهی به سوسیال دمکراسی آلمان» عنوان داشت و آخرین آنها اتوبیوگرافی 3 جلدی خودش بود.
     راسل تحلیل فلسفی را تکمیل کرد. وی برضد ایده آلیسم بود و از روشهایی حمایت می كرد كه به آزادی عمومی منتهی شوند. راسل از آن گروه فلاسفه بود كه معتقد به منطق ریاضی هستند. او می گفت که سعادت بشر در آزاد و شاد زیستن و داشتن نوعی نظام سوسیالیستی است زیرا که انسان منطقی و آگاه برای مدتی طولانی کاپیتالیسم، وجود تفاوت میان انسانها (طبقه و تبعیض) و حتی بوژوازی را تحمل نمی کند، تفاوت را در ثروت نمی بیند، برضد ثروتمندان است که در ذهن او آزمندان و غارتگرانند. به باور و تاکید راسل، اگر در برخی از کشورهای دارای عنوان سوسیالیستی عیب و ایراد و کم و کاستی مشاهده می شود این عیب از سوسیالیسم نیست از بوروکراسی آن کشور و نبود دمکراسی است زیرا که سوسیالیسم بدون دمکراسی پیاده نمی شود و پایدار نمی ماند. راسل که پدر بزرگش از نخست وزیران قرن 19 انگلستان بود عملیات نظامی آمریکا در ویتنام را «جنایت جنگی» اعلام کرد و در استکهلم برای محاکمه آن دولت یک دادگاه بین المللی برپاداشت. راسل «فلسفه زبان» را پایه گذارد و فرضیه توضیح دادن، تعریف نوشتن و بیان مقصود ازوست.
    تالیفات معروف برتراند راسل عبارتند از: سوسیال دمکراسی آلمان، سوسیالیسم : راهی که به سعادت و شادی ختم می شود، سندیکالیسم: وسیله کنترل دولت (سه قوه حکومتی) و حفظ منافع افراد (اتباع)، بلشویسم: از فرضیه تا عمل، اصول ریاضات، بنیاد هندسه، اصول تجدید ساخت اجتماعی، درباه آموزش و پرورش، تاریخ فلسفه غرب، مسائل و مشکلات فلسفه، مقدمه فلسفه ریاضی، رئوس مطالب فلسفی، فرد (تبعه) و دولت (مقامات)، دمکراسی، تمدن صنعتی، رابطه آموزش و پروش با تمدن و رشد فرد و جامعه، دانش بشر، مسئله چین، فتح شادی و شادمانی (راههای غلبه بر غم)، ازدواج و اخلاقیات، آیا انسان آینده دارد؟، عقل سلیم و جنگ اتمی، راههای منتهی به صلح، فهم و درک بهتر از زندگانی، مهارت برای زندگی کردن، جنایت جنگی در ویتنام و ....
    راسل جایزه نوبل ادبیات سال 1950 را به دست آورده بود.
راسل ـ فيلسوفي که در جستجوي شادي و برابري انسانها و جوامع بدون غم و مسئله بود

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
صنایع و فنون
روزی كه «فردیناند پورشه» سازنده فولكس واگن و تانكِ بَبر درگذشت
Dr. Ferdinand Porsche
دكتر «فردیناند پورشه Ferdinand Porsche» سازنده فولكس واگن (نوع بیتل)، مرسدس بنز SS/SSK، اتومبیل برق ـ بنزینی(هایبرید) و تانك بَبر، فیل و پانزد ـ 8 و از مهندسان ساخت موتور موشک V-1 و موتور هواپیما سی ام ژانویه سال 1951 در 75 سالگی درگذشت. وی كه سوم سپتامبر 1875 در یك خانواده آلمانی در«بوهِم» به دنیا آمده بود دكترای مهندسی گرفت و ضمن تدریس به كار طرّاحی اتومبیل پرداخت. نخستین اتومبیلی را كه پورشه طراحی كرد در سال 1900 ساخته شد. وی تا سال 1929 با كارخانه بنز آلمان همكاری داشت و در این سال، خود ـ كارخانه خودروساری تاسیس كرد.
    هیتلر در سال 1933 از دكتر پورشه خواست اتومبیلی بسازد که هزینه ساخت آن پایین باشد تا همه بتوانند آن را خریداری كنند. پورشه قبلا طرحی برای ساخت اتومبیلی تهیه کرده بود كه با جریان هوا خنك می شد و مقاومت بدنه آن در برابر هوا كم بود. وی طرح خودرا تکمیل کرد و مدل چنین اتومبیلی را تهیه و اواخر سال 1935 به هیتلر رهبر وقت آلمان ارائه داد و با تصویب وی و كمك مالی دولت آلمان به ساختن آن كه «فولكس واگن به معنای خودرو مردم» نامیده شد اقدام كرد و این اتومبیل كه با همه خودروهای موجود آن زمان فرق داشت و دارای سیلندرهای افقی بود در سال 1936 ساخته شد و رو به تكامل گذارد و از سال 1938 در دسترس خریداران قرارگرفت. در هر مرحله، نمونه این اتومبیل به هیتلر معرفی می شد. از این نوع اتومبیل از سال 1938 تا سال 2003 بیش از 21 میلیون در آلمان و برزیل ساخته شده بود.
     پس از آغاز جنگ جهانی دوم ، پورشه برای كمك به تقویت بنیه دفاعی وطن خود با استفاده از طرح فولكس واگن، یک جیپ نظامی ساخت که برای خنک شدن نیاز به آب نداشت، و به تولید دو ـ سه نوع تانك اقدام كرد و تانكهای بَبر و پلنگ او هنگهای پانزِر آلمان را موفق به پیشروی های سریع در جبهه ها كرد. پورشه سپس به ساخت موتور محرّكه بمب های پرنده آلمانی V-1 و موتور هواپیماهای نظامی كمك كرد. او در عین حال از كشاورزی هم غافل نبود و به ساخت تراكتور اقدام كرد.
    فولكس واگن نوع قورباغه طرح او پس از جنگ جهانی دوم، محبوب ترین اتومبیل جهان شد. پس از درگذشت پورشه پسرش دنباله كارهای اورا گرفت و نوعی اتومبیل دونفره ساخت و آن را به نام پدرش «پورشه» نامید.
    
اتومبيلي كه پورشه در 1900 ساخت


    
فولكس واگن (بيتل) ساخت 1936


    
دكتر پورشه در سال1935 مدل فولكس واگن را به هيتلر ارائه مي دهد


    
هيتلر و مقامات نظامي آلمان در مراسم مشاهده فولکس واگن مدل سال 1939 ـ پورشه به آنان توضيح مي دهد


    
اتومبيل برق و بنزيني که دكتر پورشه ساخت ـ اين نوع اتومبيل از آغاز قرن 21 به دليل گران شدن سوخت علاقه مندان فراوان به دست آورده است

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
نقش روزنامه نگار در ساختن دولتمرد و سیاستمدار ـ روزنامه نگار کوچک نباید مأمور تهیه مطلب بزرگ شود ـ روزنامه نگار امین مردم است
پروفسور «ماری گاردنر» كه اندیشه و آموزشهای او تاثیر زیاد در پیشرفت روزنامه نگاری معاصر داشته سوم فوریه 2004 در 83 سالگی درگذشت. وی بود كه نوشت: پشت سر هرسیاستمدار و یا دولتمرد موفق و بلندآوازه یك روزنامه نگار لایق و زبردست ایستاده است كه بدون این ژورنالیست، آن مقام به این درجه از شهرت و قدرت نمی رسید.
    گاردنر در كتاب خود «نقش روزنامه نگار» مثال های متعدّد برای تایید این «تز» آورده است. پس از انتشار این کتاب بود كه در گوشه و کنار جهان مقامات به دست و پا افتادند تا رسانه ها، بهترین روزنامه نگار خود را مأمور پوشش كارهای آنان كنند و این مسابقه ادامه دارد.
    دكتر گاردنر كه پنج دهه در دانشگاههای مینه سوتا، تکزاس و میشیگان «روزنامه نگاری» تدریس كرده و در چند دوره آموزش ضمن كار، روزنامه نگاران آمریكای لاتین را با روش نوین روزنامه نگاری آشنا ساخته بود در كتاب دیگرش «ژورنالیسم و صداقت» تحریف خبر، حذف برخی عناصر آن و یا آمیختن خبر به تفسیر و نظر و نوشتن آن با دید حّب و بغض را برابر خیانت به جامعه خوانده و به سردبیران توجه داده است كه روزنامه نگاران تازه كار (به كلام او: كوچك) را مأمور پوشش کارهای حساس، بزرگ و حیاتی نكنند. وی تاكید دارد كه روزنامه نگار پیش از نوشتن شرح یک رویداد به صورت خبر ژورنالیستی، پیرامون آن اطلاعات كافی به دست آورد، سوابق رویداد را بخواند و تنها به اظهارات و اعلامیه ها و نطق های رسمی و احیانا از پیش تهیه شده اكتفا نكند و ... زیرا که امین مردم است و روشنگر آنان.
    دکتر گاردنر که بموازات 55 سال تدریس، اطاق خبر چند روزنامه و تلویزیون را سازمان بندی کرده و مؤلف یک دفترچه راهنما برای چگونگی استخدام روزنامه نگار است اکیدا با این عمل که روزنامه نگار نظر خودرا در قالب خبر بگنجاند مخالفت کرده و نوشته است: مخلوط کردن خبر با نظر، میکربی است که رسانه را بیمار و عُمر آن را کوتاه می کند. جای نظر؛ صفحه مقالات است.
    گاردنر در طول کار تدریس بارها دعوت شده بود که رسانه های درحال افول را درمان و بازسازی کند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
پاسخ به یک پرسش دریافتی در ژانویه 2005 درباره روزنامه نگاری در ایران، ضعف ها و راه حل ها
این است پاسخ مؤلف این تاریخ آنلاین با دهها سال تجربه روزنامه نگاری به پرسش دریافت شده در 31 ژانویه 2005 یك دانشجو از تهران درباره روزنامه و روزنامه نگار كه پرسیده بود چرا «روزنامهِ صبح» در ایران در دهه های پیش از پیدایش روزنامه آیندگان رونق نداشت و چه باید كرد تا محتوای روزنامه های کنونی ما بهتر از این شود. این پاسخ دو روز پس از دریافتِ پرسش، در دوم فوریه 2005 درج شد:
    
     كالا و متاعی خریدار دارد كه به آن احساس نیاز شود و گرنه در ویترین مغازه باقی خواهد ماند تا بپوسد. این كالا نه تنها باید مورد نیاز مبرم باشد بلكه اعتماد به مرغوبیت آن نیز وجود داشته و بیم زیان رسانی در آن نباشد.
     روزنامه های صبح در دهه های پیش از انتشار آیندگان و تغییر رژیم، با وجود این كه توسط یك خبرگزاری واحد (خبرگزاری پارس) تغذیه می شدند و از لحاظ محتوا چندان ضعیف تر از روزنامه های عصر نبودند به دلیل شهرت وابستگی به دولت، مقامات بالا و صاحبان منافع، و تبلیغ (مستقیم و غیر مستقیم) برای سیاست های ایشان و اجتناب از انتشار مطالبی که مورد علاقه آن افراد نبود [جناحی عمل کردن] مورد توجه مردم [مخاطبان بالقوه] قرار نداشتند. ناشران این روزنامه ها گاهی هم بر سر سهم گرفتن و یا برای تصاحب یك خوان (سفره) به جان هم می افتادند تا مقدار بیشتری از آن را نصیب خود گردانند و مچ یكدیگر را باز می كردند و مردم بیش از پیش به آنها بی اعتماد می شدند. به همین علت هم در اواخر دهه 1330 یك دسته از این روزنامه ها به شاه نامه (تمجید و تملق گویی از شاه)، یك گروه به اقبال نامه (ستایش از دكتر منوچهر اقبال نخست وزیر وقت) و دسته سوم به كاسمی نامه (چاپلوسی نسبت به دكتر كاسمی رئیس حزب حاكم ـ حزب ملّیون) معروف شده بودند. بنابراین، هیچكدام بیش از چهار ـ پنج هزار نسخه چاپ نمی كردند كه دو سوم این تیراژ برای مقامات ارسال می شد و یا در ادارات توزیع می گردید و قسمتی نیز ضمیمه قبوض اعلان های رسمی (انحصار وراثت، احضار و اخطار، مزایده و مناقصه، تغییرات شركتها و ...) برای اصحاب اعلان فرستاده می شد. تنها دلخوشی ناشرانشان این بود كه مردم تیترهای صفحه اول آنها را روی بساط روزنامه فروشها می دیدند كه در آن زمان به جای دكه (کیوسک) به صورت میز بود و روزنامه فروش های دوره گرد، ایستاده و با صدای بلند این تیترها را جار می زدند!. نه در آن زمان و نه در این زمان، ایران فاقد نشریه و نشریاتی بوده است كه اختصاص به نقد رسانه ها داشته باشند که این نقد باعث بهبود محتوا شود. همچنین ایران فاقد انجمن ها و سازمانهای واقعی حمایت از مصرف كنندگان بوده است كه به محتوای روزنامه ها اعتراض كنند. اشتباه دولت در آن زمان تقسیم اعلان های رسمی میان روزنامه های صبح بود كه این اعلان ها به بقای آنها كمك می كرد و این عمل دولت، خلاف قانون بود زیرا كه قانون اعلاناتی از آن دست را مختص انتشار در جراید كثیر الانتشار قرار داده بود كه روزنامه های صبح فاقد چنین شرطی بودند (کثیر الانتشار)، و مردم از مفاد اعلان های رسمی آگاه نمی شدند كه هدف قانونگزار بود و زیانی بود به مردم و مملكت که همگان از اعلان های قانونی و معاملات دولتی باخبر نمی شدند. مسئله دیگر كمك مالی دولت (دولت جمهوری اسلامی) به نشریات فعلی و حمایت های دیگر است كه تا حدی آنها را از اتكاء به فروش بی نیاز می كند. تمركز امور مطبوعات در وزارت ارشاد به صورتی که دیده می شود ـ به جای اتحادیه های مطبوعاتی ـ مشكل دیگر است. دركمتر كشوری دیده شده است که قوه مجریه خودرا محق به در دست داشتن چنین وظیفه ای بداند كه دخالت قوه اجرایی در امور ركن چهارم دمكراسی است. باید تمشیت امور مطبوعات به انجمن و یا سازمان حرفه ای سراسری مركب از اهل این حرفه و کارشناسان مربوط و اتحادیه های روزنامه نگاران و سندیکاهای مربوط واگذار شود و وزارت ارشاد تنها نقش رابط این انجمن با قوای حكومتی را به دست داشته باشد. این انجمن سراسری، بنیادی جدا از اتحادیه های صنفی و سندیکاها است و در کشورهای دیگر در حکم پارلمان مطبوعات است. اتحادیه ها و سندیکاهای صنفی برای دفاع از اعضای خود تاسیس می شود. بنابراین، در انجمن ناشران و مدیران مطبوعات، روزنامه نگار (سردبیر، نویسنده، دبیر میز، خبرنگار، عکاس و مترجم) نمی تواند عضویت داشته باشد که ناشران و مدیران «کارفرما» محسوب می شوند ـ حتی اگر دستی هم بر قلم داشته باشند و یا قبلا خبر و یا نظرنویس بوده باشند و به همین ترتیب نویسنده و خبرنگار هم نباید به عضویت انجمن ناشران و مدیران پذیرفته شود. به سندیکای قدیمی روزنامه نگاران که هنوز اسما باقی است، مدیران و ناشران راه نداشتند. ایران نظامنامه روزنامه نگاری نداشته است که در آن انواع نشریه (حرفه ای، اختصاصی و تخصّصی) تعریف و شرایط روزنامه نگار بودن و نیز سازمان یک روزنامه و سلسله مراتب اطاق خبر تعریف می شود. قانون فعلی مطبوعات (قانون مصوّب سال 1364) در زمان جنگ 8 ساله و حال و هوای وقت تدوین شده که در آن زمان چند روزنامه بیشتر نبود. این قانون به شرط حرفه ای بودن و داشتن سرمایه و تجهیزات و کادر تحریری متقاضی نشریه اشاره ندارد و صدور مجوّز برای رکن چهارم دمکراسی را در دست هیأتی که نمایندگان سه رکن (قوه) دیگر در آن عضویت دارند قرار داده و انشاء مواد و تبصره های این قانون عملا روزنامه داری را به صورت غیر حرفه ای در آورده است و بنابراین، به نظر این نگارنده تا این قانون بازنگری و اصلاح حرفه ای نشود مسئله مطبوعات ایران حل نخواهد شد. بسیاری از کشورها قانون ویژه مطبوعات ندارند. برقرار کردن کمک مالی دولت به نشریات مزید بر علت شده است و ناشر به جای تلاش برای ارتقاء کیفیت و جلب مخاطب، به دست دولت چشم می دوزد. در قانون مطبوعات شرط حرفه ای برای سردبیر روزنامه شدن مشاهده نمی شود، حال آنکه «سردبیر اجرایی» ستون اصلی روزنامه است. روزنامه متاعی عرضه می کند که مخاطب «ندید» آن را می خرد. بنابراین، سردبیر روزنامه باید از آنچنان تجربه، مهارت و دانش برخوردار باشد که بداند مخاطب او چه می خواهد و همان را تهیه کند. سردبیر اجرایی فرمانده تحریریه و اطاق خبر است. روزنامه نگاری گرامر خاص خود دارد و نوشتن با این گرامر ایجاد زحمت و دلخوری نمی کند. كمبود روزنامه نگار ماهر و حرفه ای به مفهوم واقعی كلمه (عمدتا به دلیل خودتبعیدی بیشتر آنان در دو سال پس از انقلاب 1357) و راه نیافتن روزنامه نگاران حرفه ای به عالم نشر روزنامه (به هر بهانه و دلیل) از مشكلات دیگر است. فراموش نشود که یک فرد با رفتن به کلاس دانشگاه، روزنامه نگار نمی شود. بنابراین، روزنامه نگار واقعی در جهان امروز موجودی کمیاب است.
    وجود رقابت میان روزنامه ها باعث بهبود کیفیت و افزایش مخاطبان می شود و نمونه آن رقابت کیهان و اطلاعات در دوران پیش از انقلاب. برای این کار باید یک و یا دو روزنامه تازه تاسیس شود با کادر صد درصد حرفه ای و روش خبرگیری و خبرنویسی مطابق استاندارد جهانی. چنین روزنامه و روزنامه هایی باعث می شوند که روزنامه های دیگر وارد صحنه رقابت شوند و پیشرفت کنند و یا کنار بکشند. باید ضابطه دهه 1340 در مورد روزنامه های غیر اختصاصی (روزنامه هایی که خودرا حرفه ای می خوانند) دوباره بکار بسته شود و روزنامه هایی که شمار مخاطبان (خریداران، نه توزیع رایگان و دادن به این و آن) کمتر از نصاب معیّن شود تعطیل شوند و یا توصیه شود که به صورت آنلاین در آیند که هزینه ای مختصر دارد. بمانند سایر کشورها، در ایران باید سازمان نظارت بر تیراژ به وجود آید و در فواصل معیّن تیراژها را اعلام کند تا آگهی دهندگان و مخاطبان آگاه باشند. مخاطبان نیز می توانند در کار رقابت برای بهبود محتوا مشارکت کنند و روزنامه هایی را که مطالب ناقص، تلقینی و تبلیغی دارند و جامعیت ندارند نخرند تا ناشر دست به اصلاح کار بزند و یا روزنامه را تعطیل کند. البته قسمتی از کوتاهی مخاطبان را باید به حساب ناآشنایی آنان به چگونگی کار مطبوعات گذارد زیرا كه برخلاف سایر كشورها، ما در دوره تعلیمات متوسطه، درسی به نام «آشنایی با ژورنالیسم = رسانه ها» را نداشتیم.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
روزی که دولت مکزیک مناطقی به وسعت ایران را در برابر دریافت 15 میلیون دلار به آمریکا فروخت ـ این مناطق، 7 استیت آمریکارا تشکیل می دهند
طبق قراردادی كه دوم فوریه 1848 در شهر گوادالوپ هیدالگو Guadalupe Hidalgo واقع در شمال مکزیکوسیتی میان دولت واشنگتن و دولت مکزیک امضاء شد، این دولت که در طول دو سال جنگ (جنگهای 1846 ـ 1848) شکست خورده و عقب نشینی کرده بود، از مناطق کالیفرنیا، نوادا، آریزونا، یوتا، ویومینگ Wyoming، نیومکزیکو، کلرادو و جنوب تکزاس (تا رود ریو گرانده Rio Grandeh) صرف نظر كرد و این مناطق به وسعت یک میلیون و سیصد هزار کیلومتر مربع (چهار پنجم وسعت ایران) از آن زمان در قلمرو دولت واشنگتن در آمده و هفت استیت این فدراسیون را تشکیل می دهد . مكزیك این مناطق را از اسپانیا به ارث برده بود. جنگ دولت واشینگتن و مکزیک در جریان «گُلد راش» و یافتن طلا در کالیفرنیا روی داده بود.
     با شکست واحدهای مکزیک در تکزاس جنوبی، نیروهای نظامی دولت واشنگتن تا مکزیکو سیتی پایتخت مكزیك پیشروی و این شهر را هم تصرف كرده بودند که دولت مکزیک حاضر به امضای قرارداد تسلیم مناطق مذکور در بالا شد. از آنجا که قسمتی از این اراضیِ واگذار شده در منطقه جنگ دو کشور قرار نداشت، دولت واشینگتن حاضر شد که 15 میلیون دلار بابت بهای آنها به مکزیک بپردازد و نیز 3 میلیون و پانصد هزار دلار به آن دسته از اتباع آمریکا بدهد که قبلا، و بعضا در دهه های نخست قرن نوزدهم برضد دولت مکزیک به دادگاه شکایت کرده و غرامت خواسته بودند. در قرارداد دو دولت که به توافق نامه «گوادالوپ هیداگو» معروف است، دولت واشینگتن متعهد شد که اسناد مالکیت اتباع مکزیک را به رسمیت بشناسد. مرور زمان نشان داد که برخی از مهاجران آمریکایی اعتنایی به این اسناد نکردند. طبق توافق نامه، قرار شده بود که دولت واشینگتن ساکنان مناطق واگذارشده دولت مکزیک را ـ چنانچه بخواهند ـ به عنوان اتباع خود بشناسد. 90 درصد از ساکنان آن مناطق در همانجا ماندند و به تابعیت دولت واشینگتن درآمدند و بقیه به خاک مکزیک نقل مکان کردند.
    در همان دهه، روس ها هم مهاجرنشین خود در کالیفرنیای شمالی را به صاحب آمریکایی یک کمپانی استخراج طلا فروختند. مهاجران روس که دهها سال در کالیفرنیای شمالی بسر برده بودند در فوریه سال 1812 در 33 کیلومتری سانفرانسیسکو یک دژ نظامی ساخته بودند که هنوز به همان نام «فورت روس» معروف است. این دژ را «ایوان کوسکوف» به دستور تزار وقت در ساحل خلیج بودگا (سونوما کاونتی امروز) ساخته بود. در آن زمان آلاسکا نیز یک مهاجرنشین روس بود که سه دهه بعد به دولت واشنگتن فروخته شد. هنوز یک رودخانه در کالیفرنیا که در امتداد بزرگراه 101 جاری است و به اقیانوس آرام می ریزد، رودخانه روسی نام دارد و این نام تغییر داده نشده است.
    نخستین كشتی مهاجران چینی نیز دوم فوریه 1848 در بندرگاه سانفرانسیسكو پهلو گرفت. این مهاجران عمدتا مرد بودند و می گفتند كه برای كار آمده اند، ولی دیگر بازنگشتند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
شكست آلمان در نبردهای خیابانی و کوچه به کوچهِ استالینگراد و نقطه بازگشت
فیلد مارشال پاولوس تسلیم می شود
دوم فوریه 1943 با خلع سلاح آخرین واحد ارتش ششم آلمان، جنگ خیابانی و خونین استالینگراد پایان یافت كه نقطه بازگشت در جنگ جهانی دوم بود. فیلد مارشال پاولوس فرمانده ارتش ششم آلمان با وجود دستور های مكرر و موكد هیتلر مبنی بر ادامه مقاومت، 31 ژانویه تصمیم به تسلیم شدن گرفت و با اعضای ستاد و 15 ژنرال از زیرزمین یك فروشگاه متروك كه قرارگاه او بود بیرون آمد و به یك ستوان ارتش سرخ كه قرارگاه او را زیر آتش قرار داده بود تسلیم شد. پس از تسلیم شدن پاولوس، سی ساعت طول كشید تا نیروهای او در محله های شمالی شهر اسلحه برزمین بگذارند. هیتلر درجه نظامی پاولوس را به فیلد مارشالی ترفیع داده بود كه تا آخرین نفس مقاومت كند و به او تاكید كرده بود كه تاریخ به یاد نداشته كه یك فیلد مارشال آلمانی زنده تسلیم شود.
     از 31 ژانویه تا دوم فوریه نزدیك به سیصد هزار نظامی آلمانی در استالینگراد و حواشی شهر خود را به ارتش سرخ تسلیم كردند. محاصره و جنگهای خیابانی استالینگراد شش ماه و چند روز طول كشید و یكصد هزار نظامی آلمانی تنها در جنگ تن به تن در این شهر جان باختند. در بسیاری از ساختمانهای این شهر، یك طبقه ساختمان در دست سربازان روس و طبقه دیگر در دست آلمانی ها بود.
     حمله به استالینگراد یك اشتباه بزرگ دیگر هیتلر بود. به باور مورخان، اگر هیتلر دستور حمله به استالینگراد را صادر نكرده بود، ارتش ششم او قفقاز و منابع نفت آن را متصرف شده بود، ایران را از اشغال نظامی خارج و عراق را متصرف و انگلیسی ها را از هند فراری داده بود و .... ظاهرا هیتلر و اطرافیانش سختی جنگ شهری را حدس نزده بودند.
    نظامیان آلمانی از 40 روز پیش از تسلیم شدن از گوشت اسبان سوار نظام رومانیایی تغذیه می كردند. در حمله به استالینگراد ـ شهری در کناره غربی رود ولگا که به ولگوگراد تغییر نام داده شده است ـ 270 هزار نظامی آلمانی و متحدان اروپای شرقی آلمان از جمله رومانی شرکت داشتند که به تدریج بر شمار آنها افزوده شده بود.
     كارشناسان نظامی علل تسلیم شدن مارشال پاولوس را كاهش مهمات و خوار بار و سرمای شدید از یك طرف و رسیدن نیروهای تازه نفش شوروی به فرماندهی ژوكف از سوی دیگر و به حد اقل رسیدن ضعف روحیه آلمانی ها دانسته اند.
اعضاي ستاد فيلد مارشال پاولوس در انتظار آمدن يك ستوان ارتش سرخ براي انتقال آنان به بازداشتگاه هستند


    
منظره شهر استالينگراد (ولگوگراد امروز) در آخرين روز جنگ (دوم فوريه 1943)

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دوم فوریه 1989، روزی که آخرین دسته نظامیان دولت مسکو، کابل را به قصد خروج از افغانستان تَرک کرد! و 12 سال بعد آمریکا وارد شد
دوم فوریه 1989 آخرین واحد نظامی دولت مسکو، کابل را به قصد خروج از افغانستان ترک کرد. خروج نیروهای شوروی از افغانستان، به تصمیم میخائیل گورباچف رهبر وقت آن جماهیریه و از ماه می 1988 آغاز شده بود. نظامیان دولت مسکو به درخواست دولت کمونیستی افغانستان ـ و طبق گزارش رادیو مسکو، برای مقابله با توطئه و دسته بندی های انگلستان، آمریکا، دولت سعودی و پاکستان، 24 دسامبر 1979 وارد افغانستان شده بودند. چهار دولتی که رادیو مسکو اسم برده بود در طول 9 سال استقرار نظامیان شوروی در افغانستان 15 گروه مخالف دولت کابل به نام مجاهد را با دادن پول، تسلیحات و آموزش، برای مبارزه مجهز می ساختند و جنگ نامنظم ادامه داشت. گورباچف که در 1985 قدرت را به دست گرفته بود به اندرز مشاوران نظامی کرملین که مراکز تجمع مجاهدان در پاکستان و مسیرهای ارسال اسلحه برای آنان در خاک این کشور را مورد حمله هوایی و موشکی قرار دهد به رغم دادن بیش از 13 هزار کشته توجه نکرده بود.
    سران گروههای شیعه مذهب مجاهد از برخی حمایت ها در جمهوری اسلامی ایران برخوردار بودند. گفته شده است که چینیان نیز که در آن زمان با مسکو رقابت داشتند کمک هایی به مجاهدین افغان می کردند.
    گورباچف پس از سازش با آمریکا، تصمیم به خارج ساختن نیروهای شوروی ـ شوروی که دو سال بعد فروپاشید ـ گرفت. این سازش که عبارت از عدم مداخله نظامی قدرت های بزرگ در امور افغانستان بود، زیاد عمری نکرد و دولت آمریکا اواخر سال 2001 نیروی نظامی به افغانستان فرستاد که این حضور نظامی تا تابستان 2021 به مدت 20 سال بدون اینکه با اعتراض مسکو رو به رو شود ادامه داشت که در تابستان 2021 جو بایدن چهل و ششمین رئیس جمهوری آمریکا تصمیم به خارج ساختن همه نیروهای نظامی آمریکا از افغانستان در مدتی کوتاه و حدود یک ماه گرفت و این نیروها با برجای گذاشتن اسلحه و پایگاههای نظامی خود از افغانستان خارج شدند و طالبان پس از 20 سال به قدرت بازگشتند. طالبان مدت ها بود که در شهر دوحه پایتخت قَطَر با نماینده ویژه امریکا که یک افغان آمریکایی بود مذاکره می کردند. در آستانه بازگشت طالبان به شهر کابل، رئیس جمهوری افغانستان از کشور فرار کرد.
    تصویر زیر خروج آخرین دسته نظامیان دولت مسکو از افغانستان را در دوم فوریه 1989 نشان می دهد:
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
گزارش فوریه 2006 پنتاگون از وضعیت نظامی جهان: پکن معارض بالقوه آمریكا ـ لزوم تحکیم دوستی واشینگتن با هند ـ کرملین در اندیشه احیاء قدرت
وزارت دفاع آمریكا دوم فوریه 2006 گزارش بررسی اوضاع نظامی جهان در رابطه با استراتژی آن كشور را منتشر ساخت كه هر چهار سال یك بار انتشار می یابد و سندی قابل ملاحظه تلقی می شود. در گزارش فوریه 2006، چین به عنوان كشوری اعلام شده بود كه باید پاییده شود تا به صورت معارض آمریکا دَرنیاید.
    در این گزارش [که برکنار از تاثیر سیاست های روز نبوده است] آمده بود:
     "دولت چین از سال 1996 به گونه ای «اعلام نشده» در حال تقویت بنیه نظامی خود بوده است. این دولت به خودنمایی نظامی پرداخته و می کوشد که هماورد آمریكا در سطح جهان شود و به این تمرین با تکمیل لاینقطع تكنولوژی مربوط و افزایش بودجه نظامی خود ادامه می دهد، حال آنكه در این سالها، آمریكا به دلیل نبودن یك معارض در صحنه، مسابقه تسلیحاتی را متوقف ساخته است. آهنگ و مسیر تقویت نظامی دولت چین به گونه ای است كه احتمال برهم خوردن تعادل نظامی منطقه (خاور دور) وجود دارد که یك ریسك بزرگ خواهد بود. دولت چین با اجرای برنامه های از پیش تنظیم شده خود، دارای ابزارهای جنگ الكترونیک و سایبر (دیجیتال) هم شده است.".
    در این گزارش كه جمعه شب، سوم فوریه 2006، از شبكه های تلویزیونی آمریکا همراه با تصویر پخش شد، اضافه شده بود: "جهانِ خارج هنوز از انگیزه دولت چین به تقویت نظامی خود اطلاع كامل ندارد و نمی داند كه این دولت با این تقویت نظامی چه می خواهد بكند. دولت آمریكا می خواهد كه پکن مقاصد خود را از این صف آراییِ نسبتا محرمانه روشن سازد. دولت آمریكا مایل است كه چین به جای تبدیل شدن به یك منبع ارعاب و تهدید نظامی به گسترش اقتصاد و تجارت خود ادامه دهد.".
    در این گزارش سپس به روسیه اشاره شده و چنین آورده شده بود: "روسیه كشوری در حال انتقال است كه گمان نمی رود در این حالت، یك تهدید نظامی در حد شوروی سابق باشد. با وجود این، آمریكا همچنان از ناحیه روسیه نگرانی دارد. دولت مسكو اخیرا سه گام نگرانی آور برداشته از جمله محدود كردن اختیارات فرمانداران (کمرنگ کردن فدرالیسم و تمرکز قدرت در مسکو) كه ما را نسبت به گامهای احتمالی بعدی [احیاء روسیهِ پیش از انقلاب اکتبر 1917] دلواپس كرده است. دولت آمریكا از مشاركت [؟] با روسیه استقبال می كند، ولی این دولت به فروش اسلحه و تكنولوژی پیشرفته به برخی از كشورهای مورد سوء ظن آمریکا ادامه می دهد كه موجب تردید و نگرانی ماست. فروش این سلاحها [در سال 2011 به ارزش بیش از 15 میلیارد دلار]، در گوشه و کنار جهان موازنه منطقه ای را برهم خواهد زد.".
    درباره هند در این گزارش آمده بود:
     "هند در حال بر آمدن (طلوع) است و می رود كه به یك قدرت بزرگ (تکنولوژیک، اقتصادی و نظامی) مبدّل شود (تا تعادل در آسیا برقرار باشد) و كوشش ما این است كه این قدرت، شریك استراتژیك آمریكا باشد. ما به همكاری استراتژیك خود با هند ادامه می دهیم.".
    در پی انتشار این گزارش كه یك بررسی رسمی استراتژیك وزارت دفاع آمریكا از اوضاع نظامی جهان در آن زمان بود، «ریان هنری» دستیار وقت وزیر دفاع آن كشور درباره تلاش های نظامی دولت چین گفته بود:
     "دولت آمریكا وسائل لازم را در اختیار دارد كه مانع از آن شود كه چین در راه خصومت گام بردارد. مخالفتی نخواهد بود كه اگر پکن در تقویت نظامی خود [فقط] تا آن حد پیش برود كه برای حفظ امنیت آن كشور لازم است. ".
    رسانه هایی كه این گزارش مفصل را منتشر ساخته بودند به نطق سالانه 31 ژانویه 2006 جورج دبلیو بوش در جلسه مشترك كنگره اشاره كرده بودند كه چندبار گفته بود دولت آمریكا می كوشد كه رهبری بر جهان را حفظ كند، در عراق و افغانستان تا هر وقت كه لازم باشد بماند و نیز مانع دسترسی ایران به سلاحهای اتمی شود.
    اظهارات جورج بوش سه سال بعد ـ اواخر ژانویه 2009 ـ از زبان بانو هیلری کلینتون وزیر امورخارجه وقت کابینه «باراک اوباما» عینا تکرار شد.
    مرور زمان نشان داد که کرملین در سالهای پس از انتشار گزارش پنتاگون به راهی قدم گذارده است که روسیه امپراتوری و شوروی سوسیالیست می رفتند و روسیه قرن 21 هر دو راه پیشین خود را یکی ساخته و دارد در آن گام بر می دارد؛ با کوبا تجدید عهد کرده و می خواهد قراردادهای سابق دوستی را با دولت های مربوط تجدید کند، به لاتین های قاره آمریکا نزدیک شده، به دوستی و شراکت تجاری با هند و فروش جنگ افزار به این کشور ادامه داده، در کنار سوریه قرار گرفته و در مدیترانه استقرار مجدد دریایی یافته، دم از احیاء بلوک اوراسیا زده، انبوه تسلیحات خود را در دست نوسازی قرار داده و به تلاش به کاهش نفوذ غرب در قلمرو شوروی سابق و اقمار پیشین آن ادامه می دهد، ولی ظاهرا فساد داخلی [اداری ـ اقتصادی] پس از فروپاشی هنوز بکاملا ازمیان برده نشده است و به اظهار اصحاب نظر (در سال 2013)، تا این فساد ادامه داشته باشد و از پشتیبانی یک ژورنالیسم خوب برخوردار نباشد به همه هدف هایش نخواهد رسید. هند به پیروزی های نظامی ـ تکنولوژیک بیشتری دست یافته و این، در حالی است که اختلافات مرزی اش با دولت چین پایان نیافته و رقابت های دو دولت بر سر دست یافتن به بازارهای منطقه آسیای غربی (خاورمیانه) و نیز ورود به فضای افغانستان و تاجیکستانِ استراتژیک گسترش یافته و هند عملا نشان داده است که نمی خواهد پاکستان که از بطن هندوستان به وجود آمده به دوستی نزدیک با پکن ادامه دهد.
    
يک ناو نظامي روسيه در مديترانه و نزديک به آبهاي ساحلي سوريه (ژانويه 2013) ـ کشتي هايي از سه ناوگان روسيه، پس از دو دهه در ژانويه 2013 براي انجام مانور و استقرار وارد مديترانه شده بودند


    
يک ناو نظامي ساخت هند از نوع نامرئي (رادار گریز)، به نام Shivalik


    
يک ناوگروه نيروي دريايي هند ـ نيروي زميني هند مرکب است از دو ميليون و يکصد هزار نظامي و دو ميليون و سيصد هزار شبه نظامي ـ انگلستان در جريان جنگ جهاني دوم و با کمک نظاميان هندي بود که توانست در شمال آفريقا آلمان و در ميانمار ژاپن را شکست دهد ـ هنديان ارتش هشتم انگلستان را تشکيل مي دادند

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
درآمد ركوردشكن یك كمپانی نفتی آمریكا ـ شمار خانوار و تعداد خودرو در فدراسیون آمریکا در سال 2007
درآمد خالص كمپانی نفتی آمریكایی اكزان ـ موبیل (پس از كسر همه هزینه ها) در سال 2007 چهل میلیارد و ششصد میلیون دلار بود كه دوم فوریه 2008 رسما اعلام شد. این بالاترین درآمد خالص سالانه یك كورپوریشن آمریكایی در طول تاریخ این كشور ت آن سال بوده است. این كمپانی كه كار آن فروش و توزیع نفت دیگران است در سال 2006 سی و نه میلیارد و پانصد میلیون دلار سود خالص داشت. تأمل روی این درآمد هنگفت، ریشه گرانی بنزین در جایگاههای فروش آن در آمریكا را كه در ژانویه 2008 هر گالن سه دلار بود به دست می دهد.
     آمریكای 303 میلیونی وقت (در سال 2020 بیش از 333 میلیون) در پایان سال 2007 دارای 243 میلیون دستگاه اتومبیل (شماره گذاری شده) بود. با توجه به این که شمار خانوار در فدراسیون آمریکا در سال 2007 بالغ بر 107 میلیون بود مقایسه این ارقام نشان می دهد که در این کشور در آن سال هرخانوار بیش از دو خودرو داشت. در سال 2001 شمار خودروهای جهان اندکی بیش از 450 میلیون دستگاه بود که نسبت به سال 1970 دو برابر شده بودند. در سال 2021 شمار اتومبیل های پلاک شده در سراسر جهان به یک میلیارد و 446 میلیون دستگاه رسید.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مراسم ده ساله شدن زمامداری هوگو چاوس در فوریه 2009؛ تفسیر فرضیه او «سوسیالیسم قرن 21»
به مناسبت ده ساله شدن زمامداری هوگو چاوس و سالگرد انتشار فرضیه او؛ «سوسیالیسم قرن 21»، ونزوئلا و بویژه شهر کاراکاس در هفته یکم ماه فوریه 2009 صحنه اجتماع سرخپوشان بود. این مراسم در هفتم فوریه 2009 وسیعتر از روزهای پیش از آن به نظر می رسید زیرا که مصادف بود با سالگرد انتشار فرضیه هوگو چاوس؛ سوسیالیسم قرن 21 = دمکراسی سوسیالیسم = سوسیالیسم عملی که به قولی دارد در سطح جهان مورد توجه قرار می گیرد. [چاوس در مارس 2013 از بیماری سرطان درگذشت].
    چاوس (چاوز) از دیرزمان درصدد اجرای فرضیه خود ـ و به زعم او، وسیله خوشبختی بشر ـ و نیز تامین اتحاد لاتین های قاره آمریکا به صورت یک ملت بوده است.
    چاوس با همین هدف ها، در سال 1992 (و در آن زمان سرهنگ چاوس) با پنج واحد نظامی و عمدتا کماندو (چترباز) علیه «كارلوس پرز» رئیس جمهوری وقت ونزوئلا كه دستگاه حكومتی وی شهرت به آلوده شدن به فساد داشت كودتا كرد و با اینكه بسیاری از نقاط پایتخت را تصرف كرده بود در این كار موفق نشد و به زندان افتاد. چاوس پس از رهایی از زندان، هفت سال بعد ـ دوم فوریه سال 1999 با رای اکثریت هموطنان به رهبری ونزوئلا انتخاب شد و دو روز بعد دوران زمامداری خود را آغاز كرد که دوم فوریه 2009 دهمین سال انتخاب او بود که انبوه مردم دراین روز خواسته بودند که دوم فوریه یک روز ملی خوانده شود. چاوس «دمکراسی به سبک غرب» را که توام با بده ـ بستانها و ساخت و پاخت های متعدد و نفوذ منافع اقتصادی در انتخابات و اِعمال این نفوذ از طریق رسانه ها و لابی ییست ها (کارچاق کُن ها) شده است به عنوان انتخاب بهترین ها برای حکومت بر توده ها قبول ندارد و می گوید که باید روش انتخابات تغییر کند تا مدیت جوامع در هر کشور از دست شمار معدود که تفاوت زیاد با سلطنت ندارد خارج شود.
    چاوس موضوع فرضیه خودرا به رفراندم گذارد که تصویب شد. او گفته است که مایل است تا تکمیل اجرای فرضیه خود رئیس کشور باشد.
     اندیشمندان در مراسم دهمین سال زمامداری چاوس فرضیه اورا با نظر مساعد تفسیر و آن را یک سوسیالیسم معتدل، انعطاف پذیر و مطابق روانشناسی (خواست) و فرهنگ مردم تلقی کرده بودند.
     چاوس با توجه به تجربه حاصل از نظام های سوسیالیستی در قرن 20 و با ایجاد تغییرات متناسب با شرایط قرن 21 در فرضیه های سوسیالیستی مطرح، و مخلوط ساختن آنها با عقاید سیمون بولیوار ـ قهرمان ملی آمریکای لاتین ـ فرضیه سوسیالیسم قرن 21 را بنا نهاد که دارای چهار ستون اصلی است: توزیع عادلانه درآمد، رفاه و فرصت های مساوی ـ دمکراسی خلق ـ استقلال اقتصادی و خودکفا بودن یک جامعه از این لحاظ ـ بازگشت به انسانیّت و پایان هرگونه فساد. به این ترتیب؛ سوسیالیسم چاوز (تلفظ آمریکای لاتین؛ چاوس) نوعی دمکراسی ـ سوسیالیسم ملی است. در آمریکای لاتین، مردم منطقه خودرا اعضای یک ملت واحد می دانند.
     برخی از اندیشمندانی که فرضیه چاوس (سوسیالیسم قرن 21) را تفسیر کرده اند گفته اند که شکست سوسیالیسم شوروی عمدتا به خاطر فساد گسترده اداری و آلودگی مقامات و تظاهر آنها به ایدئولوژی حاکم و ضعف در آدمسازی (آموزش و پرورش و رسانه ها) به دلیل کمبود معلم و روزنامه نگار دلسوز و ماهر درکار خود بود که چاوس قطع فساد دولتی و آزمندی هارا یکی از اصول اصلی سوسیالیسم قرن 21 [پایان دادن به هرگونه فساد و بازگشت به انسانیت] قرارداده است. به عبارت دیگر؛ تا فساد اداری (دولتی) و کمبود معلم و روزنامه نگار واقعی وجود داشته باشد سوسیالیسم پیاده نخواهد شد و این، عنصری است که مارکس و لنین هم به آن توجه داشتند. خودکفا بودن در اقتصاد یعنی اینکه لازم نباشد زیر بار دیگران بروند و مجبورباشند به ساز آنها برقصند که عملی مغایر استقلال و حاکمیت است.
     چاوز با توجه به شکست سوسیالیسم مسکو که انگیزه و میهندوستی را تضعیف کرده بود، توزیع برابر فرصت ها را بر توزیع عادلانه درآمد و رفاه (تامین مساوات) افزوده و تاکید بر ملی بودن (لاتینو بودن) فرضیه خود کرده لذا هدف صادرکردن آن را ندارد؛ اگر نتیجه کار رضایت بخش باشد دیگران به صورت داوطلبانه اقتباس کنند، نه کور ـ کورانه.
     چاوس دمکراسی خلق (نوعی ساویت) را جانشین دمکراسی غرب کرده است که به گفته وی، دیگر دمکراسی نیست و نمایشنامه ای است که بازیگرانش قبلا با محاسبات اصحاب منافع انتخاب شده اند و در نتیجه بمراتب بدتر از حکومت های موروثی سابق است. او می گوید که انتخاب جورج دبلیو بوش در سال 2000 یک نمونه از تئاتر دمکراسی به روش غرب بود. چاوس می گوید که نماینده باید منتخب مردم ـ مردمی آگاه و با چشم باز باشد نه منتخب اصحاب منافع و صاحبان و آنکورهای شبکه های تلویزیونی !. فرضیه چاوس در بطن خود ضدیت با سلطه دارد زیرا که در صورت وجود سلطه گر، هرگونه مسلک که با منافع آن قدرت منافات داشته باشد دشوار خواهد بود و در نیمه راه از اصول خود منحرف خواهد شد که نمونه های متعدد آن در نیمه دوم قرن بیستم تجربه شدند و ....
مردم و سران چند کشور آمريکاي لاتين در مراسم دهمين سالروز زمامداري چاوس در فوريه 2009 ـ وي در فوريه 2013 در هاوانا (پايتخت کوبا) زير درمان بيماري سرطان قرار داشته و به دور از کشور خود بوده است ـ چاوس براي رهايي از سرطان، تا کنون چهار بار زير عمل جراحي قرار گرفته است

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 2 فوريه
  • 404:   مسابقات غیر انسانی گلادیاتورها در رُم پس از پنج قرن، از چنین روزی در سال 404 متوقف و ممنوع شد. گلادیاتورها كه در این مسابقات باید یكدیگر را می كشتند تا سران امپراتوری و اعضای خانواده هایشان در جایگاههای ویژه لذت ببرند! عمدتا از میان افسران اسیر در جنگها انتخاب می شدند.
        
  • 1653:   مهاجرنشین هلندی ها در آمریکای شمالی «نیو آمستردام» نام گرفت و یک شهر بندری اعلام شد. انگلیسی ها بعدا آنجا را متصرف شدند و شهر را به «نیویورک» تغییر نام دادند که بزرگترین شهر فدراسیون آمریکا و مقر سازمان ملل است.
        
  • 1848:   نخستین كشتی مهاجران چینی در بندر گاه سانفرانسیسكو پهلو گرفت. این مهاجران عمدتا مَرد بودند و می گفتند كه برای كار آمده اند، ولی دیگر بازنگشتند. کثرت مهاجران اصطلاحا زردپوست و وابستگی و پیروی آنان از فرهنگ خود و کارکردن با مزد کم و از این رهگذر بیکارشدن کارگران بومی سبب شد که نیم قرن بعد دولت های آمریکا و کانادا با وضع قانون، مهاجرت زردها را محدود کنند و این قانون تا دهه 1960 به قوت خود باقی بود.
        
  • 1882:  
    James Joyce

    امروز زادروز جیمز جویس James Joyce داستان نگار ایرلندی است که دوم فوریه 1882 به دنیا آمد و 59 سال عُمر کرد. یک مجموعه داستان کوتاه زیر عنوان (دوبلنی ها Dubliners)، 17داستان و چند نمایشنامه و مجموعه شعر نوشته است. وی معتقد به در بطنِ جامعه بودن و سیر و سفرهایِ متعدد داشتن یک نویسنده بود تا نوشته هایش موثر و جالب باشد و به دور از زندگانی روزمره مردم نباشد. داستان های Ulysses و «نامه های جیمز جویس» او معروف اند و همچنین داستان گربه های کپنهاگ.
        
  • 1901:   بوئِر ها (مهاجران سفیدپوست هلندی نژاد آفریقای جنوبی) به فرماندهی «یان سموتس» در نبرد منطقه ترانسوال نیروهای انگلیس را شكست دادند. دولت آلمان رقیب انگلستان به بوئِرها اسلحه می رسانید.
        
  • 1904:  
    بزرگ علوی

    بزرگ علوی نویسنده ایرانی و از بنیادگذاران حزب توده ایران، در این روز در تهران به دنیا آمد و 93 سال عُمر کرد. وی با اینکه در یک خانواده مرفّه به دنیا آمده بود تفکّر کمونیستی داشت و خواهان برابری اقتصادی مردم و حکومت ساویت (شورایی). او در 1316 به اتهام داشتن مرام اشتراکی (سوسیالیستی) دستگیر و با گروه 53 نفری به زندان محکوم شد و تا زمان اشغال نظامی ایران در شهریور 1320 و کناره گیری پهلوی یکم در زندان بود و پس از رهایی، با همفکرانش حزب مارکسیست ـ لنینیستی توده را تاسیس کردند و او سردبیر روزنامه مَردُم ـ ارگان این حزب شد. بزرگ علوی که تحصیلکرده آلمان بود نه تنها این زبان را تدریس بلکه از این زبان ترجمه می کرد. وی که در زمان کودتای 28 اَمُرداد 1332 در آلمان بود، تا پیروزی انقلاب سال 1357 به ایران بازنگشت و همانجا در سال 1956 با یک زن آلمانی ازدواج کرد. زن اول او دختر عمویش بود. اقامت علوی در ایران طولی نکشید و به آلمان بازگشت و در سال 1997 درگذشت. کتاب های معروف او؛ چمدان، ورق پاره های زندان، 53 نفر، چشمهایش، ازبک ها و میرزا عنوان دارند. ترجمه های او عبارتند از: باغ گیلاس نوشته چخوف، یک کتاب از شیلر، یک کتاب از برنارد شاو و دو کتاب دیگر از زبان آلمانی.
        
  • 1933:   هیتلر در سومین روز صدر اعظمی خود، آن دوره پارلمان آلمان را منحل كرد و اعلام داشت كه اعضای آن دوره پارلمان به جای خدمت به مردم و کشور، تنها حرف می زدند و با هم رقابت و مشاجره داشتند و وقت ملت را می گرفتند و از پیشرفت باز می داشتند.
        
  • 1978:   26 روز پس از انتشار مطلبی به امضای جعلی احمد رشیدی مطلق به عنوان نامه وارده در روزنامه اطلاعات که آن را از دربار و از طریق وزیر مربوط در کابینه به این روزنامه داده بودند و تاکید بر انتشار آن داشتند، شاه برای انجام یک دیدار رسمی از هند به این كشور رفت. انتشار آن نامه باعث تظاهرات و اعتراض شده بود و این تظاهرات از شهر قم شروع شده بود ـ تظاهراتی که به انقلاب تبدیل شد و به تغییر نظام حکومتی ایران انجامید.
        
  • 1990:   اف. دبلیو. دی کلرک F. W. De Klerk رئیس دولت سفیدپوستان فدراسیون آفریقای جنوبی به سیاست تبعیض نژادی دهها ساله در این سرزمین پایان داد و اعلام کرد که از این پس فعالیت احزاب و جنبش های سیاهپوستان ازجمله جنبش «کنگره ملی آفریقا» آزاد است و نلسون ماندلا بزودی از زندان 27 ساله آزاد خواهد شد، مجازات اعدام لغو، تأسیس حزب و انتشار روزنامه آزاد خواهد بود و انتخابات بعدی با مشارکت همگان صورت خواهد گرفت و جدایی نژادی در کار نخواهد بود و به این ترتیب دوران Apartheid (جدایی) در آفریقای جنوبی پایان یافت. سفیدپوستان آفریقای جنوبی عمدتا از اعقاب مهاجران هلندی هستند.
        
  • برای اطلاع



     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاریخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نیز در اپریل 2014 (اردیبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه یافته است.

    نسخه آنلاین: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com