Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
26 فوريه
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 26 فوريه
ایران
«مانی» اندیشمند ایرانِ عهدِ ساسانیان، و روزی که اعدام شد
26 فوریه سال 277 میلادی «مانی اندیشمند بزرگ ایرانی و بانی مكتب «مانیكیسم» پس از پنج ماه زندان اعدام شد. اعدام مانی نتیجه نفوذ بیش از حد روحانیون آیین زرتشت در دستگاه دولت ساسانی ایران بود. مانی كه افكار او از شرق تا چین و در غرب، تا اروپا را فراگرفت عقیده داشت كه معنویت و مادیت همیشه در تضاد هستند و همه مشكلات جهان و مسائل بشر از مادیات و مادیگری سرچشمه می گیرد. مانی مكتب (ایسم) خود را برپایه معنویت، خوبی، راستگویی، دفاع از حقیقت و نیز اعتدال و میانه روی در زندگانی روزمره قرارداده بود و از این جهت است كه مورخان و فلاسفه وی را «آموزگار معنویت» لقب داده اند.
     «مانی» می گفت كه دلبستگی مطلق به مادیات و پیروی از «نفس اماره» است كه بشر را به دروغگویی، ارتكاب جنایت و انواع بدی كردن وادار می كند. وی تاكید داشت كه مادیات انسان را اسیر و برده نفس خود می كند، و خودخواهی و جاه طلبی فردی را به وجود می آورد. طبق آموزش های مانی، «مادیت» نباید وارد وجود (ذهن) انسان شود و تاكید داشت كه برای جلوگیری از ورود مادیات به وجود انسان؛ باید به آموزش و پرورش كودك توجه شود تا «انسان»، غیر مادی پرورش یابد. بنابراین، بی جهت نیست كه مانی ایرانی را یكی از پدران «آموزش و پرورش» می دانند، و او بود كه فراهم آوردن وسایل آموزش و پرورش درست (دارای هدف) كودكان و نوجوانان را مهمترین تكلیف مدیریت یك جامعه (دولت) قرار داد.
     در فلسفه «مانی» جرم یعنی تجاوز به حقوق دیگران اعم از فرد یا جمع. او می گفت «فرد معنوی» به حقوق خود قانع است؛ لذا در صدد تجاوز به حقوق دیگران برنمی آید، و همین قانع بودن به حق، انسان را غرق لذت می كند.
     فلسفه مانی برخلاف تصوف، خواهان معنویت مثبت، كار و كوشش عادی، انگیزه خدمت به جامعه، ثمربخش بودن و تولید است.
    «مانی» تا آن حد از گرایش مردم به مادیات وحشت داشت كه اعتدال در لذات جسمانی را توصیه می كرد از جمله این كه مردها را از توجه بیش از حد به زن و در حقیقت «سکس» كه ممكن است مرد را به راه نادرست بكشاند و آلوده سازد برحذر می داشت.
    مانی در زندگی شخصی با خوردن گوشت و خوراكیهایی كه از مواد غیر خالص تهیه می شدند موافقت چندان نداشت و انسان را ذاتا گوشتخوار نمی دانست.
    فلاسفه اروپایی هنوز در گفته و نوشته های خود از اندیشه هاب «مانی» نقل و به آنها استناد می كنند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مهاجرت یهودیان به ایران و از ایران به مناطق دیگر ـ اشاره ای کوتاه به تاریخ یهودیان ایرانی
21 فوریه 1979 (دوم اسفندماه 1357 و ده روز پس از تغییر نظام حکومتی ایران) گزارش شد که در جریان انقلاب ایران و از آگوست تا دهه یکم ماه فوریه این سال، 18 هزار یهودی ایرانی وطن را تَرک و بیشتر آنان به اسرائیل و ایالات متحده (عمدتا کالیفرنیا ـ منطقه لس آنجلس) مهاجرت کرده اند. این مهاجرت بویژه پس از دیدار یاسرعرفات از ایران و ملاقات صمیمانه او با آیت الله عظمی خمینی (امام ره)، اعدام القانیان و دکتر سیمون فرزامی (روزنامه نگار یهودی) شتاب و وسعت بیشتری به خود گرفت.
     در آن گزارش آمده بود که در آن تاریخ (فوریه 1979) هنوز 50 هزار یهودی در ایران زندگی می کنند ـ جایی که بیش از 25 قرن در آنجا بوده اند.
     گزارش های ربع قرن بعد (سال 1997) حکایت از این داشت که هنور 20 تا 30 هزار یهودی در ایران بسر می برند و مشکلی هم ندارند. در همین گزارش ها آمده بود که یهودیان مهاجر از ایران به اسرائیل، در این کشور به مقامات بالا دست یافته و یهودیان ایرانی کالیفرنیا در ردیف ثروتمندان ردیف اول این ایالت هستند. شماری چشمگیر از یهودیان مهاجر از ایران به ایالات متحده، نیویورک را محل زندگی و کسب و کار قرار داده اند.
     آماری که در 2012 در خارج از ایران انتشار یافت، شمار یهودیان باقی مانده در ایران را نزدیک به 9 هزار تَن نشان می داد. از آنجا که جمهوری اسلامی ایران خروج از تابعیت خود را جز به درخواست قانونی تبعه، پس از انجام مراحل و تصویب دولت نمی پذیرد نمی توان آمار درستی از یهودیان ایرانی به دست داد. همه آنان که در ایران ـ خود و یا والدین شان به دنیا آمده اند تبعه ایران محسوب می شوند و می توانند گذرنامه ایرانی بگیرند و یا گذرنامه های پیشین خودرا تجدید کنند و کارت ملّی بگیرند.
    آمار سال 1353 (1974 میلادی) شمار یهودیان ایران را به رغم مهاجرت انبوه به اسرائیل در سال های 1947 و 1948 (1326 و 1327 هجری)، بیش از 200 هزار و حدود 250 هزار تَن نشان می داد (پس از آمریکا و اسرائیل، در ردیف سوم). در سال انقلاب و در شش ماه نخست پس از تغییر نظام، حدود 60 هزار یهودی ایرانی ترک وطن کردند که از این شمار؛ 35 هزار تن در آمریکا، 20 هزار در اسرائیل و 5 هزار تن در اروپا (عمدتا انگلستان) و کانادا مقیم شدند. دهها تن از آنان پزشک و شماری هم آموزشگر بودند. در اسرائیل به ایرانیان مهاجر «پارسیم» خطاب می کنند که برخی از آن به مقامات بالا، دست یافته اند ازجمله موشه کَتساو (موسی قصاب) متولد یزد به ریاست جمهوری اسرائیل و شائول مُفَض (شهرام مُفَضَّض کار) اصفهانی متولد تهران به سمت وزیر دفاع. یهودیان ایران همچنان در مجلس شورای اسلامی دارای نماینده هستند.
    یهودیان ایرانزمین ازجمله آنان که در بخارا، سمرقند، تاجیکستان، کزاخستان و قفقاز روسیه (داغستان) زندگی می کنند خودرا ایرانی تبار می خوانند، زبان فارسی را فراموش نکرده اند و عاشق تاریخ ایرانیان هستند که بیش از 12 قرن اَبَرقدرت بود.
    یهودیان از پیش از پادشاهی کوروش بزرگ در ایران سکونت داشتند. حمایت ویژه و نیکی های کوروش به آنان باعث شد که در زمان او به صورت انبوه به ایران مهاجرت کنند. پیش از کوروش، عمدتا در همدان ـ پایتخت دولت ایرانی ماد زندگی می کردند و از زمان کوروش در همه شهرها و بویژه اصفهان که محله ای به نام یهودیه داشت و .... خشاریارشا، شاه توانمند ایرانیان بانوی یهودی داشت به نام اِستِر که در همدان مدفون است. اشکانیان نه تنها در ایران، بلکه در اورشلیم و مناطق یهودی نشین اطراف آن از یهودیان در برابر تعرّض رومیان حمایت و دفاع می کردند و ساسانیان به رغم اعلام زرتشتیانیسم به عنوان دین رسمی ایرانیان، همان روش و سیاست اشکانیان را ادامه دادند. در جریان ورود عرب و اسلامی شدن ایران، به یهودیان ایرانی آسیب نرسید زیراکه کتاب آسمانی داشته اند و در قرآن به پیامبر آنان و دین یهود اشاره شده است. در زمان مغولان هم به یهودیان ایران آسیب نرسید و حتی از میان آنان برای کشور، نخست وزیر انتخاب شد (سعدالدوله). آسیب وارده به یهودیان در دوران چهار پادشاه اول دودمان صفویان (تا شاه عباس یکم) بود که جز مسلمانان، پیروان مذاهب دیگر را نَجِس می پنداشتند. از زمان نادرشاه و بویژه در دوران کریمخان و زندیه، باردیگر توجه به یهودیان ایرانی به حالت سابق بازگشت و کریمخان آنان را تشویق به تجارت کرد و در سه قرن بعد تفاوتی میان ایرانیان به لحاظ دین نبود ولی در برخی از شهرها، یهودیان در محله های خود می زیستند. در زمان زندیه حتی کلانتر شیراز یک یهودی بود. بیشتر ایرانیان، یهودیان ایرانی را «کلیمی ـ موسوی» خطاب می کنند زیراکه نمی خواهند ـ جز در پیروی از دین ـ آنان را جدا از خود بدانند.
    پهلوی دوم نظر بهتری نسبت به یهودیان ایرانی داشت، اسرائیل در ایران نمایندگی سیاسی داشت و محل آن در خیابان کاخ (اینک خیابان فلسطین) بود و درگیری شاه با عبدالناصر به همین سبب بود و مدت ها فردی بنام عِزری رئیس این نمایندگی بود.
    
تصویر مجسمه اِستِر شهبانوی یهودی ایران و مقبره او در شهر همدان

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
کُپی صفحه اول و چند مطلب دیگر از شماره 15795 ـ هشتم اسفند 1357 روزنامه اطلاعات (17 روز پس از پیروزی انقلاب) برای یادآوری گذشته و پژوهش:

    



    
    



    
    



    _ _ _ _ _
    
    نگاهی به آگهی های این شماره از روزنامه اطلاعات که در آن زمان، مؤلف این تاریخ آنلاین دبیر میز اخبار بین الملل آن بود، بهای اتومبیل و خانه در اسفندماه 1357 را نشان می دهد که از مقایسه آن ارقام با ارقام سال جاری، تفاوت کهکشانی قیمت ها به دست می آید که با بررسی، علل افزایش آن و همچنین راههای جلوگیری از ادامه افزایش. چند نمونه از این آگهی های کوچک کلاسه شده معروف به نیازمندی ها:
    
    



    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که دادگاههای حمایت خانواده فعالیت خودرا متوقف کردند ـ قانون آن برخلاف شرع اسلام اعلام شده بود
در اجرای ابلاغیه دفتر رهبری انقلاب ـ آیت الله خمینی، از این روز در اسفند 1357 رعایت قانون موسوم به حمایت خانواده مربوط به اختلافات زن و شوهری، طلاق، تعدُّد زوجات و حضانت متوقف شد. این قانون به رغم تذکّر روحانیون که مواردی متعدد از آن ناقض احکام اسلامی و نص صریح قرآن است از تیرماه 1346 به اجرا درآمده بود. همان زمان هم گفته شده بود که فشار خانواده سلطنتی بویژه خواهران شاه باعث تصویب این قانون شده بود که یکبار هم در دهه 1350 اصلاح شد.
    در تابستان 1346 و پس از اجرایی شدن این قانون، شماری از محاضر طلاق با تأکید بر مغایرت قانون با احکام اسلامی، کار خودرا متوقف ساخته بودند.
    دفتر مقام رهبری ـ آیت الله عُظمی روح الله خمینی، در ابلاغیه ای که متن آن هفتم اسفندماه 1357 در روزنامه های تهران درج شده بود، امر به متوقف شدن اجرای این قانون و فعالیت دادگاههای حمایت خانواده داده بود. در ابلاغیه آمده بود که آیت الله العظمی امام خمینی صریحا اعلام کرده است که قانون حمایت خانواده به صورتی که تصویب شده برخلاف شرع انور است و وزارت دادگستری باید سریعا لغو آن را اعلام کند. متن نامه به روزنامه های تهران برای انتشار آن داده شده بود.
    اصل این قانون در سال 1346 تصویب و به اجرا درآمده بود و اصلاحیه آن در سال 1353. هنگام طرح لایحه این قانون در مجلس وقت، بسیاری از حقوق دانان گفته بودند که در انشاء لایحه پیشنهادی دولت، آن اصل از قانون اساسی (قانون اساسی وقت) رعایت نشده است که مجلس نباید لوایح و طرح های مغایر احکام اسلامی و نص قرآن را بررسی و تصویب کند.
     دکتر مبشری وزیر دادگستری وقت به خبرنگاران گفته بود که آیت الله عُظمی امام خمینی قبلا به او گفته بود که مواردی از قانون حمایت خانواده با موازین اسلامی مغایرت دارند. چگونگی و وضعیت ازدواج و طلاق دراحکام اسلامی و قرآن مجید روشن است و نمی شود از آن تخطّی کرد.
    گفته شده بود که ناصر زرکوب نیز ضمن ارسال نامه ای به دفتر رهبری انقلاب متذکر شده بود که برخی از مواد قانون حمایت خانواده ازجمله ماده مربوط به تعدّد زوجات و کسب موافقت قبلی از زوجه برخلاف نص صریح قرآن است.
    برخی از روزنامه های وقت نوشته بودند که این قانون تحت فشار و نفوذ زنان درباری و خواهران شاه تصویب شده بود.


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برنامه تلویزیونی پرسش و پاسخ احمدی نژاد در پنجم اسفندماه 1391 که دو بار قطع شد ـ پرسش انتقادی و کم سابقه خبرگزاری مِهر
برنامه از پیش اعلام شده پرسش و پاسخ صدا و سیمای جمهوری اسلامی با احمدی‌نژاد رئیس جمهور وقت شنبه شب پنجم اسفندماه 1391 (23 فوریه 2013) برگزار شد که به صورت زنده پخش می شد ولی پس از پرسش و پاسخ مجری برنامه و احمدی نژاد و به محض آنکه نوبت به پرسش خبرنگاران رسانه‌ها رسید پخش زنده برنامه متوقف شد. مخاطبان تلویزیون با یک زیرنویس روبرو شدند که می‌گفت ادامه گفت و گو را پس از پخش سریال تلویزیونی خواهند دید.
    پخش پرسش‌های خبرنگاران و پاسخ های احمدی نژاد در پایان سریال تلویزیونی [به صورت ضبط و تنظیم شده، نه زنده] از سر گرفته شد ولی وقتی نوبت به خبرنگار خبرگزاری مِهر رسید و پرسشی انتقادگونه توأم با اشاره به مشکلات اقتصادی را مطرح کرد پخش برنامه دفعتا قطع شد و برنامه به پایان رسید. رسانه های دیگر بعدا متن این پرسش و پاسخ را که از تلویزیون دولتی پخش نشد منتشر ساختند.
    طبق گزارش رسانه ها، پرسش خبرنگار خبرگزاری مِهر از احمدی نژاد که گفته شده بود این خبرگزاری با کمک مالی منابع عمومی اداره می شود از این قرار بود:
     در ابتدای کار دولت وعده داده بودید که پول نفت را سر سفره مردم می‌آورید، در حالی که امروز شاهد این هستیم که ارزش پول و درنتیجه دارایی مردم به یک سوم کاهش پیدا کرده است. شما در ماجرای هدف مَندی یارانه ها مدعی شدید که با اجرای این طرح می خواهید پول در جیب مردم بگذارید اما نظرسنجی که از طریق تلویزیون هم پخش شد نشان داد که بیش از 80 درصد مردم می گویند پول یارانه ها را نمی خواهند و خواستار بازگشت قیمت ها به وضعیت گذشته هستند. این درحالی است که دیوان محاسبات نیز در گزارشی تاکید کرده است که نیمی از پولی که به عنوان یارانه نقدی به مردم پرداخت شده است از منابع غیرقانونی بوده است. با این حال اصرار دارید مرحله دوم را هم اجرا کنید و تصمیم داشتید در یک قلم بنزین را به 2500 تومان برسانید که البته مجلس جلوی آن را گرفت. مهمترین شعاری که شما دادید مبارزه با مفاسد اقتصادی بود و گفتید که می‌خواهید با فساد اکبر مبارزه کنید، حال آنکه بزرگترین پرونده فساد اقتصادی یعنی همان اختلاس سه هزار میلیارد تومانی در دوران شما اتفاق افتاد. قوه قضائیه را تهدید کردید که کابینه و اطرافیان شما خط قرمز هستند. گفتید پاک ترین دولت بعد از انقلاب هستید در حالیکه بودجه که از مهمترین اسناد انضباطی و مالی کشور است با بالاترین تأخیر در طول تاریخ انقلاب هنوز به مجلس ارائه نشده است. در مورد تحریم ها گفتید که کاغذ پاره هستند اما امروز همه مشکلات اقتصادی را گردن تحریم ها می اندازید. همه این وعده‌ها و عملکردها در شرایطی است که امروز رفتارها و گفتارهایی دارید که وحدت شکن است. مردم معتقدند که در این وضعیت ـ این نوع رفتارها ـ یک نوع طفره رفتن از پاسخ به مشکلات و مسائلی است که مردم با آن درگیر هستند. مردم می گویند مشکل ما الان معیشت و گرانی است اما از طرفی می بینند که شما مراسم چند میلیاردی همچون جشن اخیر را در بندرعباس برگزار می کنید. خواهش می کنم به این انتقادات افکار عمومی پاسخ روشن دهید.
    احمدی‌نژاد در پاسخ به خبرنگار خبرگزاری مِهر گفت که شما به جای پرسش، در حقیقت بیانیه‌ای را خوانده اید که در آن یک سری اتهامات به دولت زده شده است. چرا بعضی ها اصرار دارند یک دولت پاک را ناپاک جلوه دهند. چه سودی برایشان هست؟. شما را نمی گویم، به شما گفته‌اند این سئوال را بپرس و شما هم پرسیده‌اید. چه اصراری است، چه چیزی گیرشان می آید؟. اگر می خواهند در انتخابات سودی ببرند که این، روشِ درستی نیست. اگر کسی به دولت انتقاد دارد بگوید که کدام تصمیم دولت غلط است و به چه دلیل؟. اما اینکه هر اتفاقی در جامعه را گردن دولت بیندازند درست نیست، مگر دیگران در تصمیم گیری ها دخالت ندارند؟. آیا آنان نقش ندارند؟.
    رئیس جمهور وقت سپس گفت که نمی خواست وارد این مباحث شود.
    در اینجا خبرنگار خبرگزاری مِهر ضمن تشکر از اظهارات احمدی نژاد گفت: نگاهی که من به مسائل داشتم سیاسی نبود و صرفا اقتصادی بود. من که از پاسخ های شما قانع نشدم و جواب سؤالاتم را دریافت نکردم، اما امیدوارم که مردم قانع شده باشند.
    احمدی نژاد در پاسخ گفت: خطاب من به شما نبود، شما را هم یک همکار دولت می دانم!.
    بسیاری از رسانه ها این برنامه پرسش و پاسخ را به آن صورت، کم سابقه و دنباله کدورت های وقت دانسته و برخی هم پرسشهای خبرنگار خبرگزاری مِهر را غیر ژورنالیستی! توصیف کرده بودند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در شرایط سخت ارزی، چه کسی و چگونه 500 دستگاه پورشه وارد ایران کرده است؟!
در چند روز منتهی به ششم اسفند 1391 (24 فوریه 2013) گزارش هایی مبنی بر واردات 500 دستگاه خودروی گران قیمت پورشه از طریق جزیره ابوموسی به جمهوری اسلامی ایران انتشار یافته و اشاره شده بود که واردات این پورشه‌های گران‌قیمت نوعی هدر رفتن ذخایر ارزی کشور بوده و در شرایطی صورت گرفته است که دولت از تأمین ارزِ موارد ضروری ناتوان است.
    یکی ار رسانه ها که مطلب آن توسط خبرگزاری ایسنا نقل شده نوشته بود: سوال اینجاست که 500 پورشهِ دست‌اول توسط چه کسانی وارد کشور شده‌است و این واردکنندگان ناشناس! ارز مورد نیاز برای واردات ماشین‌های لوکس را از کجا به دست آورده بودند؟!. تعجب در اینجاست که دولت چند وقت پیش از محدودیت و کنترل‌های شدیدتر بر واردات و صادرات کالاها خبر داده بود. همان زمان هم یکی از انتقادات به دولت این بود که برخی با لابی‌های خاص خود به ارزهای دولتی کشور دست پیدا می‌کنند و از این مسیر به کسب سود می‌پردازند. سود واردات خودرو هم در چنین شرایطی مسلما سر به آسمان می‌گذارد و واردکنندگانِ [در مورد 500 پورشه] ناشناس را در کار خود مصمم‌تر می‌کند.
    در شرایط امروز کشور [شرایط اسفند 1391] که ارز دولتی و حتی مبادله‌ای به سختی به دست نیازمندان واقعی آن می‌رسد دستیابی عده‌ای برای واردات «پورشه» آن هم به این تعداد تعجب آور و تاسف‌انگیز به نظر می‌رسد.
    آنطور که رئیس کمیسیون شوراها و امورداخلی [ازکمیسیون های مجلس شورای اسلامی]خبر داده‌بود: مرجع واردکننده و ارز تخصیصی به این خودروهای لوکس مبهم است. وی ضمن اشاره به تذکر کتبی به وزیر صنعت معدن و تجارت (وزیر وقت) در صحن علنی مجلس، به خبرگزاری مِهر گفت: در حالی که شرایط اقتصادی کشور نیاز به آرامش و ثبات داشته و بسیاری از مردم در تامین معیشت روزانه خود مشکل دارند، معلوم نیست 500 دستگاه خودرو با این قیمت نجومی به چه طریق و با چه ارزی وارد کشور شده است. اگر ما به قیمت هر دستگاه پورشه (در آن سال) که گاه به 800 و 900 میلیون تومان سر می‌ زند نظراندازیم متوجه می‌شویم که واردات این خودرو با ارز آزاد تقریبا غیرممکن است. اگر این خودروها با ارز دولتی یا مبادله‌ای وارد کشور شده باشند آنوقت باید از دولت پرسید که چنین افرادی چگونه به این نوع ارز دست پیدا کرده‌اند؟!. اگر این افراد از ارز آزاد هم استفاده کرده باشند باز هم موضوع نظارت دولت زیر سئوال است. دولت باید برنامه‌هایی تدوین کند که ارز موجود در دست واردکنندگان صرف امور لازم و حیاتی برای کشور شود نه اینکه با آن 500 پورشه وارد گردد که نه واردکننده آنها مشخص است، نه دلیل وارد کردن این تعداد خودرو و نه نوع ارزی که به این کار اختصاص داده‌اند!.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ابراز نگرانی و هشدار 43 اقتصاددان کشور به احمدی نژاد رئیس جمهور[وقت] : کاهش هزینه ها و خودداری از تزریق درآمد نفت
43 اقتصاددان مطرح كشور و استاد دانشگاه در نامه ای خطاب به محمود احمدی نژاد رئیس جمهور [وقت] که 23 فوریه 2013 (5 اسفندماه 1391) خبر آن توسط ایلنا (یک خبرگزاری داخلی) انتشار یافت از شرایط نابسامان اقتصاد جمهوری اسلامی ایران انتقاد كرده بودند.
    این اقتصاددانان در این نامه با انتقاد از بی‌توجهی دولت (قوه مجریه) به اصول علم اقتصاد ابراز نگرانی کرده بودند که با تداوم تصمیمات شتابزده و غیر كارشناسی، اقتصاد كشور بازهم در وضعیت دشوارتری قرار خواهد گرفت و با گذشت زمان، هزینه برون رفت از بحران‌های اقتصادی برای مردم و عاملان اقتصادی سنگین تر خواهد شد.
    در این نامه، اقتصاددانان کشور خواستار بازنگری اساسی در تصمیمات گذشته و وقت شده و برای اصلاح وضعیت راه حل هایی نیز ارائه داده بودند.
    رسانه های دیگر متن قسمت های بیشتری از این نامه را منتشر کرده بودند. به گزارش این رسانه ها، اقتصاددانان در نامه خود نوشته بودند: "ما، ضمن زنهار به مسئولان، همه اندیشمندان و کارشناسان کشور را به مشارکت فکری در چاره‌جویی برای برون رفت از این وضعیت دشوار، دعوت می کنیم.". "به گمان ما در شرایط کنونی، تداوم سیاست‌های گذشته به ‌هیچ‌وجه در جهت منافع نظام و ملت ایران نیست و از این‌رو از مسئولان ارشد کشور می خواهیم که در تصمیمات و اقدامات گذشته بازنگری اساسی کنند.".
    این اقتصاددانان در نامه خود از اقدام دولت محمود احمدی نژاد به تزریق سریع در آمدهای نفتی به اقتصاد کشور انتقاد کرده بودند.
    در بخشی دیگری از این نامه آمده بود که اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه ها پیامدهای مثبتی نخواهد داشت. این صاحبنظران اقتصادی معتقدند که راه بلندمدت، تقلیل هزینه ها و کوچک کردن بودجه است.
    در این نامه آمده بود: "دولت کنونی [دولت وقت] بدون توجه به تجربه منفی سال های 1356-1352 [نظام سلطنتی]، هر چه سریعتر و بیشتر عایدات نفتی را به اقتصاد کشور تزریق کرد.".
    در نامه 43 صاحبنظر هشدار داده شده بود که در صورت تشتّت در نظام تصمیم گیری اقتصادی کشور، نرخ تورم 28.7 درصدی یک ‌ساله منتهی به پایان دی ماه سال 1391 ممکن است به 32 درصد و حتی بیشتر از این افزایش یابد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
رهبر جمهوری اسلامی: مردم منتظر اجرای اقتصاد مقاومتی هستند، ضوابط معارض لغو شوند، مجریان انگیزه انقلابی داشته باشند و واردات کاهش یابد
آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران و انقلاب پنجم اسفند 1392 در جلسه‌ای با حضور سران سه قوه گفت: سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی جامع و فراگیر است که باید در اجرا نیز با همین جامعیت و فراگیری، تحقق یابد. اگر سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی، به طور جدّی پیگیری و اجرا شوند، امید به حل مسائل اقتصادی و مشکلات ناشی از این مسائل و نیز رونق اقتصاد و اصلاح پایه های اقتصادی کشور در «میان مدت» زیاد است. هدف از برگزاری جلسه با سران سه قوه، بررسی راهکارهای تحقّق سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی بوده است. با ابلاغ این سیاست ها، اینک مردم منتظر اجرای آنها و مشاهده تأثیرات مثبت ناشی از اجرای این سیاست ها هستند. بنابراین، دولت (قوه مجریه)، مجلس (قوه مقننه) و قوه قضائیه باید به طور جدّی و قاطع وارد میدان شوند و وظایف مربوط به خود را، در هر بخش، پیگیری و اجرا کنند. باید روند اجرای سیاست های کُلّی اقتصاد مقاومتی، به صورت یک حرکت مستمر و متوقف نشدنی، تا رسیدن به نتیجه، ادامه یابد و هر یک از قوای سه گانه بر روند کار نظارت دقیق داشته باشد. اگر لازمه اجرای سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی، برطرف کردن برخی قوانین معارض باشد، مجلس شورای اسلامی باید با شناسایی این قوانین معارض، آنها را حذف کند. همچنین اگر اجرای این سیاست ها نیازمند حذف برخی ضوابط و مقررات [اداری] دست و پاگیر و تنظیم ضوابط جدیدِ تسهیل کننده است، دولت (قوه مجریه) با صدور بخشنامه این کار را به انجام برساند، و باید مراقب بود تا قوانین و ضوابط تاره بگونه ای نباشد که زمینه ساز تراکم و تعارض قوانین و ضوابط شود. با حذف قوانین و مقررات معارض سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی و یا احیانا با تصویب قوانین و ضوابط جدید، راه برای اجرایِ آسان تر این سیاست ها که عمدتاً بر عهده دولت است، مهیّا خواهد شد. هماهنگی میان سه قوه برای اجرای سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی بسیار ضروری است و باید از ایجاد تشکیلات جدید، و موازی کاری به شدّت پرهیز شود. باید محورهای اصلی این سیاست ها، با استدلال صحیح و منطقی برای مردم بیان شوند تا به تدریج در بخشهای مختلف جامعه رسوخ یابد و به یک مطالبه عمومی تبدیل شود.
     رهبر جمهوری اسلامی ایران گفت که یکی از محورهای مهم سیاست های کُلّی اقتصاد مقاومتی، مشارکت مردم و مردمی کردن اقتصاد باید باشد. با استفاده از ظرفیت های مردمی، می توان کارهایی را انجام داد که شاید از عهده چند وزارتخانه هم بر نیاید.
    آیت الله خامنه ای به دولت توصیه کرد افرادی را مأمور پیگیری و اجرای سیاست های کُلّی اقتصاد مقاومتی کند که انگیزه های انقلابی و مردمی و اعتقاد لازم و کافی برای اجرای آنها داشته باشند. زمینه برای اجرای سیاست های کُلّی اقتصاد مقاومتی مهیاست و همه قوا و دستگاهها برای تحقّق آن همت و مجاهدت کنند.
     رهبر انقلاب و جمهوری اسلامی موضوع واردات و تأمین امنیت غذایی و ذخایر راهبردی را یکی دیگر از محورهای مهم سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی برشمرد و تاکید کرد که به غیر از این موارد، باید در اقلام دیگر، جلوی واردات بی رویه گرفته شود.
    در این جلسه، حسن روحانی رئیس جمهور گفت که تأمین امنیت غذایی و سلامت مردم، دو موضوع بسیار مهمی است که دولت از همان ابتدای کار، اهتمام ویژه به آنها داشته است، و همچنین «تحرّک بخشیِ» صادرات و تحوّل در نیروی انسانی و اقتصاد دانش بنیان.
    علی لاریجانی رئیس مجلس نیز در این دیدار با تأکید بر اهتمام نمایندگان مجلس برای زمینه سازی جهت اجرای سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی، توجه ویژه به بخش تولید و استفاده از متخصّصان داخلی و جلوگیری از واردات بی رویه را از جمله زمینه های ضروری برای اجرا و تحقق این سیاست ها بیان داشت. وی همچنین ضرورت توجه رسانه ها به مسائل و اولویت های اقتصادی و پرهیز از حاشیه سازی های سیاسی را مورد تأکید قرار داد.
    رییس قوه قضاییه نیز در این دیدار با اشاره به بند 19 سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی در خصوص شفاف سازی و سالم سازی اقتصاد و جلوگیری از زمینه های فسادزا گفت: قوه قضاییه به وظایف خود برای مبارزه با مفاسد اقتصادی با قدرت و جدیّت عمل خواهد کرد.
    
    [مشروح سیاست‌های کلی «اقتصاد مقاومتی» و اصول 24 گانه آن در ردیفِ مطالب 22 فوریه این تاریخ آنلاین درج شده است و برای همیشه همانجا ـ روز اعلام آن ـ باقی خواهد ماند.]
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دو خبر اول روزنامه های تهران در شماره های هفتم اسفند 1397

    



    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
عبدالمجید ارفعی پژوهشگر بنام و مترجم زبان‌های باستانی ازجمله منشور کوروش درگذشت
عبدالمجید ارفعی پژوهشگر بنام و مترجم زبان‌های باستانی خاورمیانه ازجمله ایران در 86 سالگی و در پی یک دوره بیماری ششم اسفند 1404 (25 فوریه 2026) در تهران فوت شد.
    وی که نهم شهریور 1318 در بندرعباس بدنیا آمده بود و در ایران و کشورهای دیگر ازجمله آمریکا در رشته تاریخ عهد باستان و زبانها و الفبای ربانهای دنیای متمدن قرون قدیمِ قرن ها پیش از میلاد (ایران، بابِل و آشور) تحصیل و تحقیق کرده بود و موفق به شناخته های تازه در این زمینه ها شده بود از مهم‌ترین دانشمندان این رشته ها در جهان بود. در دانشنامه ها از او به عنوان نخستین ایرانی یاد شده است که در این رشته به تخصص کامل رسیده بود. ترجمه متون ایلامی (غرب ایران باستان) و آکادی (آشوری و بابلی) در کارنامه اوست. او بود که منشور کوروش (سایرس سیلندر) را که نخستین منشور حقوق بشر بشمار آورده شده است به فارسی امروز و زبانهای دیگر ترجمه کرد. ترجمه بسیاری از الواح و سنگ نوشته های منطقه فارس ازجمله تخت جمشید در کارنامه اوست. او دست به پژوهش‌های وسیع در زمینه تاریخ و فرهنگ ایران باستان زده بود. زبان آکادی حدود دو هزار سال پیش از میان رفت. نوشته هایِ به زبان ایلامی مربوط به دوران هخامنشیان است. ایلام از عهد باستان یک ساتراپی ایران بوده است.
    روزنامه های ایران در شماره های پنجشنبه هفتم اسفند 1404 خود، تیتر گزارش فوت استاد عبدالمجید ارفعی را به صفحات اول خود برده و در شرح دانش و خدمات او به تاریخ ایرانیان و بزرگی و بزرگواری این ملت سنگ تمام گذارده بودند. نمونه هایی از این تیترها:
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو اندیشه
ابن بطوطه: در نقاط مورد حمله مغول، نوعی فرهنك ترس، دروغ، چاپلوسی و ریا برقرار شده و در مردم شوق ابتكار دیده نمی شود
تصویر ابن بطوطه بر تمبر پستی کشور مغرب (مراکش)
ابن بطوطه (ابوعبدالله محمد اللواتی الطنجی بن بَطوطه) جستجوگر و سفرنامه نگار معروف 25 فوریه 1304 در شهر طَنجِه كشور مغرب (مراكش) به دنیا آمد، 74سال عُمر كرد و در 1378 درگذشت. ابن بطوطه كه 30 سال از عُمر خود را در سفر گذرانید و از تونس، مصر، جزیرة العرب، جنوب ایران، عراق امروز و مناطق کُردنشین، شمال ایران، آناتولی (تركیه امروز)، جنوب روسیه، آسیای میانه، ایران خاوری (افغانستان امروز)، هند، آسیای جنوب شرقی، چین، سریلانكا، یمن، سومالی، جزایر مالدیو و آفریقای شرقی دیدن كرد و پس از بازگشت به زادگاه خود عازم دیدار از اسپانیا و سپس آفریقای مرکزی و منافق صحرایی این قاره شد در بازگشت بعدی به طنجه به نوشتن شرح این مسافرت و اوضاع بلاد مورد بازدید پرداخت كه معتبرترین و خواندنی ترین جغرافیای قرون وسطا به قلم شاهد عینی بشمار می رود. سبک نوشته های او جغرافیایی ـ ژورنالیستی است به عبارت دیگر؛ شرح مشاهدات و ضمن شرح، آوردن و افزودن مطالب مربوط از تاریخ و جغرافیا.
     ابن بطوطه كه سالها پس از حمله چنگیز و در دوران ایلخانان (جانشینان چنگیز) در ایران، حکومت مغولان بر جنوب روسیه، آسیای میانه (منطقه فرارود) و چین، از این مناطق و ایرانزمین (قطعات امپراتوری پارسیان) دیدن كرد نوشته است كه ویرانی های سپاه مغول چنان بوده است كه هنوزو پس از گذشت دهها سال مرمت نشده اند. از نوشته های ابن بطوطه چنین بر می آید كه در نقاط مورد حمله مغول، نوعی فرهنك ترسیدن و بی علاقگی به آینده (پیشرفت) برقرار شده و در مردم شوق ابتكار، انگیزه و خلاقیّت آنچنانی دیده نمی شود و به نظر می رسد كه به گذران عُمر در حداقل قانع و راضی هستند و امید و آرزوی دنیوی چندانی ندارند و همه جا درویشی و عزلت (تصوّف) دیده می شود. به رغم بی علاقگی مردم به دنیاویات؛ دروغ، چاپلوسی و تقلّب و ریا نسبتا عادت شده است که اگر ادامه یابد نهادینه خواهد شد.
     وی از شیراز دیدن و از سیاست حاكم فارس و كرمان كه با رفتار خود مانع حمله مغول به ایران جنوبی و مركزی شده بود تمجید كرده است. او در طول سفر خود هشت سال در دهلی اقامت كرد تا با هندوئیسم و فلسفه هند آشنا شود. تاریخ فرهنگ اجتماعی اسلام نیز از تألیفات ابن بطوطه مغربی است.
    ابن بطوطه از زادگاه خود عازم مکه و زیارت کعبه بود که در طول راه به اندیشه سفر به کشورهای مختلف و نوشتن شرح مشاهدات خود با هدف آموزش عمومی افتاد. وی در پایان هر مسیر از سفر(جُرنی) طولانی خود به مکه وزیارت کعبه می رفت و از آنجا عازم مسیر و مقصدهای دیگر می شد. او ضمن دیدار از کشورها، در چند شهر نیز ازدواج کرد. نخستین ازدواج او در شمال آفریقا صورت گرفت، یک ازدواج در مالدیو و ....
    او در همان دو سال اول مسافرت از اصفهان و شیراز دیدن کرده بود. ابن بطوطه از مکه با کاروان شیعیان از طریق نَجد عازم نجف و پس از زیارت مرقد امام علی (ع) در این شهر به بصره و از اینجا وارد ایران شده بود.وی پس از دیدار از شهرهای جنوبی و مرکزی ایران ازجمله اصفهان و شیراز عازم بغداد شد و در ژوئن (خرداد) 1327 میلادی به بغداد رسید و از مشاهده خرابی هایی که در حمله ارتش هلاگوی مغول در سال 1258 (69 سال پیش از آن) به این شهر وارد شده بود و هنوز مرمت نشده بودند پی به تغییر روانشناسی مردم منطقه پس از حمله مغول برد.
    ابن بطوطه آنگاه پس از دیداراز تبریز و بازگشت به بغداد به موصل و مناطق کُردنشین رفت و پی بُرد که کُردها ایرانی تبار هستند و مکالمات آنان به پارسی باستان است و برخی از آنان هنوز پیرو آیین ایزدیِ ایران باستان هستند.
    ابن بطوطه در دیدار از قلمرو سلجوقیان در آناتولیا (بخشی از ترکیه امروز) متوجه تغییر تدریجی زبان محلی به تُرکی شد (که از سال 1453) فراگیر شده است. وی در دیدار از افریقای شرقی پس از سفر به یمن و شروع آن از سومالی، در تانزانیای امروز متوجه شد که حاکم آن یک شیرازی و به همین اسم است و دریافت که از فارس به زنگبار وتانزانیای امروز و بخش های دیگری از شرق آفریقا مهاجرت صورت گرفته است.
    ابن بطوطه که از طریق بنادر دریای سیاه به جنوب روسیه امروز و آسیای میانه و شهرهای بخارا و سمرقند رفته بود سپس از طریق سرزمینی که اینک افغانستان نام دارد به هند رفت. اقامت او در هند طولانی بود و به مقامات وقت، روش محاکمات و مجازات اسلامی و انتخاب قاضی را یاد داد.
    ابن بطوطه در دیدار از شرق و جنوب شرقی آسیا، از چین، اندونزی امروز (جزایر ملوک) و منطقه هند وچین (ویتنام و ...) دیدار کرد و مشاهده کرد که در چین شرقی از قورباغه و ... غذا تهیه می کنند. در چین با دو ایرانی به نام برهان الدین کازرونی و شریف الدین تبریزی آشنا شد.
    ابن بطوطه پس از بازگشت به زادگاه خود، متوقف نشد و از آنجا به دیدن اسپانیا و آفریقای مرکزی و صحاری رفت.
    روش سفرنامه نویسی او از سده 21 (انقلاب آنلاین شدن رسانه ها) مورد اقتباس روزنامه نگاران قرار گرفته است و مشاهده نویسی در روزنامه ها و مجلات گسترش یافته است زیراکه وبسایت ها اخبار روز را سریع تر از روزنامه ها منعکس می کنند. مشاهده نویسی (سفرنامه) روزنامه نگاران کمک بزرگی به آموزش عمومی شده است زیراکه شرح سفر نویسی و مشاهدات نه تنها حاوی وضعیت جغرافیایی منطقه مورد بازدید است بلکه تاریخ منطقه، دیدگاه مردم و وضعیت روز را هم در لابلای جملات و پاراگراف های مربوط منعکس می کند.
    فرق دوران ابن بطوطه با امروز از نظر سفر محقّق و نویسنده این است که در آن زمان، محقّق به هر سرزمین که وارد می شد مورد احترام و پذیرایی مقامات قرار می گرفت و تسهیلات سفر. ابن بطوطه در سفرنامه خود از این پذیرایی ها و ملاقات هایش با سران مناطق یاد کرده و آنهارا به تفصیل نوشته است.
    
پشت جلد کتاب الرِحله (سفر ـ جُرنی)، یکی از تألیفات ابن بطوطه

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سالروز توزیع عمومی مانیفست كمونیست و به این مناسبت نگاهی كوتاه به آن
مارکس ------- انگلس


     26 فوریه سال 1848 روزی است كه كارل ماركس و هم اندیش او ـ فردریك انگلس «مانیفست كمونیست = كمونیست مانیفستو» را كه به نظر آنان نسخه درمان دردهای بشر است برپایه تامین برابری كامل اقتصادی ــ اجتماعی انسانها در دسترس عموم قراردادند. طبق این مانیفست، برای رسیدن به هدف تامین برابری کامل انسانها؛ مالكیّت خصوصی اراضی و وسائل تولید (سرمایه) باید لغو، آموزش و پرورش و درمان رایگان و برابر (یكنواخت) و بازنشستگی به همه مردم تعمیم داده شود و هرگونه تبعیض و نیز ترس از بیكاری، ازکارافتادگی و پیری از میان برود و ....
    این مانیفست كه بعدا «انگلس» گفت كه اندیشه و انشاء آن كار شخص ماركس بود به زبان آلمانی انتشار یافته بود. نسخه های نخست آن، روز 21 فوریه به تنی چند از نزدیكان ماركس در لندن داده شده بود تا بررسی كنند و بنابراین، برخی از مورخان «21فوریه» را روز انتشار مانیفست كمونیست نوشته اند. این مانیفست دو سال بعد (سال 1850) توسط «هلن مك فارلین» به انگلیسی ترجمه شد و بعدا به زبانهای دیگر.
    ماركس انقلاب پرولتاریا را برای برانداختن نظم اجتماعی ـ اقتصادی بورژوازی توصیه كرده است كه به زعم او، این نظم تحمیلی میان انسانها جدایی افكنده و عامل رنج، گرفتاری، فقر و بیچارگی اكثریت شده است. اخیرا برخی از مفسران افکار مارکس باتوجه به فروپاشی شوروی گفته اند که اگر اظهارات مارکس به دقت بازبین و بررسی شوند؛ این نتیجه به دست می آید که وی رسیدن به یك جامعه كاملا بدون طبقه را كاری تدریجی، و سرعت حذف مالكیت خصوص منابع تولید را متناسب با شرایط هرجامعه قرارداده بود.
    مانیفست كمونیست كه در اجتماع هواداران این اندیشه (كه در لندن گردآمده بودند) توزیع شده بود لغو رسم ارث بردن اموالی را كه شكل سرمایه دارد پیشنهاد كرده بود. ماركس و انگلس توصیه كرده اند كه برنامه ریزی اقتصادی كلان در دست جامعه (دولت) باشد. در فرضیه كمونیسم، هرگونه اسثتمار و تبعیض مطلقا مردود است و رفع تفاوت رفاه و روش زندگانی میان شهرنشین و روستانشین با ادغام و همسو ساختن توسعه كشاورزی و صنعت تاكید می شود. ماركس و انگلس كار كردن نوجوانان را عملی غیر انسانی و ممنوع دانسته و تاكید بر تحصیل و كسب دانش و فن برای نوجوانان و شكوفا ساختن استعداد آنان را دارد و ....
     ماركس برای متمایز ساختن سوسیالیسم خود از فرضیه های مشابه كه در قرون 18 و 19 انتشار یافته بود، آن را سوسیالیسم بر پایه مطالعات علمی و ادامه تحولات تاریخ اعلام داشته و به همین سبب به «سوسیالیسم علمی» معروف شده است. ماركس سوسیالیسم را جانشین منطقی كاپیتالیسم می داند كه خروج آن از صحنه (به زعم ماركس؛ نابودی اش) اجتناب ناپذیر است. ماركس نابودی كاپیتالیسم را نتیجه جدال لاینقطع طبقاتی دانسته كه این طبقات اجتماعی، خود زاییده كاپیتالیسم (نظام سرمایه و بازار آزاد) هستند كه سرمایه دار (صاحب منابع تولید و كارفرما) را برتر و بالاتر از دیگران می سازد كه عملی مغایر نظام طبیعت است. ماركس «كاپیتالیسم» را گرفتار تضاد از درون می بیند كه این تضاد نابودی آن را تسریع می كند. وی اشاره دارد كه هرچه که شكاف (جدایی) میان دارا و نادار بیشتر شود و اكثریت روشن و به حقوق انسانی خود واقف گردد (باسواد و آگاه شود) جدال طبقاتی شدیدتر و انقلاب نزدیكتر می شود. به باور ماركس، این جدال طبقاتی به پیروزی طبقه زحمتكش، محروم و استثمارشده خواهد انجامید كه زحمت و رنج این طبقه است كه تولید ثروت می كند و در نظام كاپیتالیستی، این طبقه زحمتكش (كارگر) كمترین سهم را از این ثروت می برد، و این ثروت است كه میان انسانها كه مساوی به دنیا می آیند فاصله می اندازد. هرچه سطح فهم و آگاهیهای افراد طبقه زحمتكش كه اكثریت جامعه را تشكیل می دهند افزایش یابد تحمل كاپیتالیسم و زنجیر استثمار سُست تر و انفجار اجتماعی نزدیكتر می شود.
    «مورخان» فرضیه ماركس را همان عقاید «مزدك بامداد» روحانی زرتشتی دانسته اند كه در زمان حكومت قباد ساسانی در ایران رواج یافته بود. این مورخان علت شكست نظام كمونیستی شوروی را دراین دانسته اند كه روسیه از آغاز كار هم آمادگی پیاده شدن چنین نظامی را نداشت، به علاوه جهشی عمل شد و اجرا و مدیریت به دست کم سوادان، خودخواهان و کینه جویان افتاد. این نظام نخست باید در كشوری همچون آلمان و سوئد پیاده می شد و آن هم نه به صورت جهش و سپس ـ در صورت کسب موفقیت به نقاط دیگر انتقال می یافت. روسیه دارای یك جامعه فئودالی خشن بود و فرضیه ماركس به صورت ظاهر در آنجا پیاده شد و بیشتر حزبی های روس تظاهر به کمونیست بودن می کردند و .... برای مثال؛ ماركس امر آموزش و پرورش و درمان را نه تنها رایگان بلكه یكنواخت توصیه كرده است حال آنكه در شوروی سابق، سران كشور و مدیران برای خود بیمارستان و فروشگاه اختصاصی و دم و دستگاهی شبیه تزارها داشتند و دختر برژنف در قاچاق سنگهای قیمتی دست داشت و .... نظام حكومتی ساویت (شورایی)، جز چند سال نخست در روسیه دقیقا اجرا نمی شد و جنبه صوری به خود گرفته بود. سران و مدیران كشور مورد تایید و رضایت اكثریت نبودند و لذا مشروعیت نداشتند. مسكو به جای ساختن یك جامعه راضی و مرفّه با مردمی شاد و برابر كه هدف از فرضیه ماركس بود و از این راه جلب نظر ملل دیگر كه تشویق به انقلاب شوند؛ با دولت های دارای نظام سرمایه داری كه نماینده كورپوریشن های بزرگ و اصحاب كاپیتالیسم هستند درگیر معارضه شده بود و این، همان چیزی بود كه آنها می خواستند. یک دولت ایدئولوژیک نباید تا زمانی که در پیاده کردن نظام خود و خوگرفتن نسلهایش به آن و خروج از مرحله شکست از درون موفق نشده با دولتهای خصم و یا رقیب درگیری نظامی و شبه نظامی داشته باشد یعنی که در آن واحد در دو جبهه جدال کند و سران شوروی پیش از ساخت سوسیالیسم در داخل، وارد معارضه و ستیز با بلوک کاپیتالیست شدند.
    به نوشته مورخان تاریخ عقاید، ضعف ژورنالیسم شوروی و آموزش و پرورش این اتحادیه به ناموفق بودن كمونیسم در آنجا كمك كرد. ژورنالیسم شوروی نتوانست ضعف های جوامع كاپیتالیستی را به صورت خبر و مقاله به اطلاع مردم خود برساند و ثابت كند كه مرغ همسایه «غاز» نیست و اگر آموزش و پرورش شوروی درست برنامه ریزی و اجرا شده بود نسلی می ساخت كه با هر بادی خم و ریشه كن نشود. پیدایش دهها میلیاردر در روسیه (که قبلا فاقد سرمایه و ثروت بودند) درپی فروپاشی شوروی ناشی از فساد و فساد محصول آموزش و پرورش نادرست و ناقص است. به باور این مورخین، ازآنجا كه بزرگترین آرزوی بشر امروز (انسان عصر اطلاعات و اندیشه رسانی) برابربودن و برابرزیستن و دستیابی به مشاغل برحسب استحقاق و شایستگی است، ایده سوسیالیسم به صورتی منطقی و عملی تر، از نظر دور نخواهد شد. پیروزی سوسیالیستها در آمریكای لاتین در نخستین دهه قرن 21 نتیجه همان آرزوی بشر است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نگاهی گذرا به ویكتور هوگو نویسنده توانا در زادروز او
تصویری ازVictor Hogo
امروز زادروز نویسنده و شاعر شهیر فرانسه ویكتور هوگو است كه 26 فوریه1802 به دنیا آمد و 23 ماه مه 1885پس از 83 سال زندگی در گذشت. علاقه مردم به هوگو به قدری بود كه در مراسم تدفین او بیش از دو میلیون نفر شركت كردند كه تا آن زمان در تاریخ جهان بی سابقه بود. با حسابی كه كرده اند ، هوگو در طول عمر خود هر روز 100 سطر نثر و 20 سطر نظم نوشته است. معروفترین داستانهای او « گوژ پشت نتردام » و « بینوایان » هستند كه هنوز تجدید چاپ می شوند و به همه زبانهای جهان ترجمه شده اند.
     هوگو افكار فلسفی ــ اجتماعی خود را درقالب داستان منعكس می ساخت. ساده زیستن و شاد بودن را تشویق می كرد و اندوه و بینوائی را شایسته انسان نمی دانست. وی مشكلات اجنماعی و سیاسی پس از انقلاب را درك و منعكس كرده است . هوگو در بینوایان نوشته است كه عشق به مردم و مردمدوستی ، انسان را به خدا نزدیك می سازد. هوگو از دوستداران ناپلئون بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
ضعف ژورنالیسم و یا گریز از گزارش رویدادهای قابل ذکر! - ماجرای پخش مُردن گربه سابق كاخ سفید در «پرایم تایم» از شبكه های تلویزیونی آمریكا


جمعه شب، بیستم فوریه 2009 شبکه های تلویزیونی آمریکا دقایقی از بخش اصلی اخبار خود (بخش اخبار ساعت شش و نیم بعداز ظهر ـ پرایم تایم) را به گزارش مُردن گربه «بیل کلینتون» رئیس جمهور پیشین آن کشور، و همراه با عکس اختصاص داده بودند (عکس مقابل). در این دنیای پر از خبر ـ دنیایی که در حال تغییر دادن مسیر تاریخ است، دنیایی که در یک بحران اقتصادی دست و پا می زد، ناآرامی و بپاخیزی ها را نظاره می کرد و ... انتخاب خبر مُردن گربه سابق کاخ سفید واشنگتن برای پخش در یک بخش خبری پُرمخاطب ـ بخشی که 30 دقیقه بیشتر نیست تامل برانگیز بود و این سئوال به ذهن می آمد که آیا ژورنالیسم دچار ضعف و بحران شده است و یا تعمد درکار است؟!.
     این گربه کاخ سفید که Socks (جوراب) نام داشت هشت سال پیش از مُردن و پس از انقضای دوران ریاست جمهوری بیل کلینتون به خانه منشی او بانو «بتی کوری» واقع در مریلند منتقل شده بود و در همین خانه هم مرده بود. کلینتون ها حتی حاضر نشده بودند که این گربه را به خانه خود ببرند و انتقال گربه به خانه شخصی «بتی» به این سبب بود که بدون صاحب مانده بود. آیا جای این خبر در بخش اساسی اخبار شبکه های تلویزیونی است؟!. پخش خبر و تصویر آن در كانال تلویزیونی حیوانات و بخش های سرگرمی و ... عیبی ندارد ولی جای آن در بخش اخبار ساعت شش و نیم بعد از ظهر نبود. انتخاب چنین مطلبی برای پخش در بخش اخبار در «پرایم تایم» همچنین این توهّم را در ذهن به وجود می آورد که شاید مدیران اخبار نخواسته بودند که همه رویدادهای آن روز پخش شود و مخاطبان که با پرداخت هزینه ماهانه، مشترك کمپانی های کابل تلویزیونی و انتقال ماهواره ای هستند در جریان خبرهای مهمتر قرارگیرند و به این ترتیب از «حق دانستن» محروم شده بودند. طبق قواعد دبیری خبر، ادیتور باید از میان اخباری که در دست (روی میز) دارد مهمترین، پرمخاطب ترین و فوت شدنی ترین آنهارا برای انتشار و پخش در جای محدود خود برگزیند و هنر و مهارت او در همین انتخاب درست و قراردادن هرچه بیشتر مطالب مهم و فوری در آن جای کم نهفته است و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
تاریخچه دفترچه اطلاعات تلفن به مناسبت توزیع نخستین راهنمای آن ـ تهران دهها سال است كه دفترچه راهنمای تلفن ندارد!
26 فوریه 1878 کار توزیع رایگان نخستین راهنمای اطلاعات تلفن شهری یا Telephone Directoryكه یك نوع رفرنس (منبع) است در شهر «نیو هیون New Haven» ایالت کانکتیکت Connecticut آمریكا آغاز شد. در آن ماه شمار دارندگان تلفن شهری در «نیو هیون» زیاد نبود و راهنمای تلفن، نخست روی یک ورق با قطع بزرگ درج شده بود که هر ماه افزایش می یافت. باوجود این، تا پایان آن سال، این راهنما از چند ورق تجاوز نکرد. چاپ این راهنمای حاوی اسامی و نشانی صاحبان تلفن، 21 فوریه آن سال به پایان رسیده بود. الکساندر گرام (گراهام) بل Alexander Graham Bell دو سال پیش از چاپ راهنمای تلفن در نیوهیون، و در سال 1876 اختراع خود ـ تلفن ـ را به ثبت داده بود. پس از نیو هیون، سانفرانسیسکو دارای دفترچه راهنمای تلفن شد و در سال 1880 (از پانزدهم ژانویه)، انگلستان.
    تلفن ها که در آغاز کار بدون شماره بود و اپراتور از طریق نام دارنده تلفن، ارتباط را برقرار می ساخت به تدریج و عمدتا از اواخر سال 1879 دارای شماره شدند و بعدا خودکار، و برقرارکردن ارتباط بدون واسطه (اپراتور).
    طولی نکشید که دفترچه های راهنمای تلفن و اصطلاحا Phone Book حاوی فهرست مشترکان (دارندگان تلفن) مهمترین و مطمئن ترین وسیله جستجو ـ Search ـ قرار گرفتند و هر دفترچه شامل سه قسمت؛ اوراق سفید White Page ویژه درج اسامی و نشانی افراد، اوراق آبی Blue Page مخصوص درج نشانی و عناوین ادارات و موسسات دولتی (عمومی) بوده و شهرداری ها و اوراق زرد Yellow Pageاختصاص به اصحاب حرفه و کسب و کار Professional & Business Directoryیافته است. شهرهای بزرگ دارای چندین و برخی دهها دفترچه شدند ولی بلو پیج (شماره تلفن ادارات دولتی و شهرداری ها) در همه مشترک بوده است. موسسات اعلان و تبلیغ با دریافت کارمزد به چاپ و انتشار دفترچه های منحصر به کسب و کار و اصحاب حرفه ها Professional & Business Directory دست زده اند، واژه مرکب «یلو پبج» با مفهوم خاص خود وارد کتب لغات و یک اصطلاح روزمره شده و کار اطلاع رسانی از این طریق گسترش یافته است. برای مثال؛ یافتن پزشک، وکیل دعاوی، مکانیسین اتومبیل، تعمیرکار و ... آسان و انتخاب متخصص مورد نیاز؛ متعدد و یافتن شخص مورد نظرو یافتن یک فرد با در دست داشتن تنها نام خانوادگی از طریق تماس با دارندگان آن نام در وایت پیج ها سهل و سریع شده است و .... روزنامه نگاران بیش از هر فرد دیگر از این دفترچه ها بهره برداری می کرده اند. از دهه دوم قرن بیستم، افرادی که مایل به درج نام و شماره آنان در دفترچه های تلفن نبوده اند و یا نخواسته اند که اپراتور کمپانی تلفن آن را به متقاضی بدهد چنین درخواستی را داده و نامشان «غیر منتشره Unlisted» باقی مانده است.
    تقریبا همه شهرهای جهان دارای چنین دفترچه هایی هستند و كتابخانه های عمومی نسخه هایی از این دفترچه های راهنمای تلفن ـ راهنمای تلفن تقریبا همه شهرها ـ را در قسمت كتب راهنمای دپارتمان رفرنس خود نگهداری می كنند تا مورد استفاده مراجعین قرار گیرد.
    باید دانست كه شهر 12 ــ 13میلیون نفری تهران از آغاز دهه 1960 (دهه 1340 هجری و شش دهه پیش) فاقد دفترچه اطلاعات (راهنمای) تلفن است!. قبلا تهران دارای چنین دفتری بود كه وسیعا مورد استفاده خبرنگاران قرار می گرفت. میان دفترچه تلفن و اپراتور که شماره فرد مورد نظر را به متقاضی به شرط دریافت مشخصات کامل و نشانی می دهد تفاوت بسیار است زیراکه عمل بررسی و مداقه (Search) نمی تواند صورت گیرد.
    كاركنان مراكز 118 نمی توانند جانشین دفاتر چاپی اطلاعات تلفن شوند زیرا كه تنها یك پاسخ سریع می دهند، ولی برای جست و جوگر، مقایسه شماره ها، آدرسها و اسامی مشابه و ... مورد نظر است. در شهر بزرگی چون تهران، دفاتر راهنمای تلفن می تواند منطقه ای باشد و جست و جوگر همه را در اختیار داشته باشد. تغییر پی در پی شماره تلفن ها كه در همه جا مرسوم است نمی تواند یك عذر موجه باشد و به همچنین هزینه چاپ؛ زیرا در كشورهای دیگر، تغییرات پیش شماره هر ماه به پیوست قبوض اشتراك ارسال می شود كه می توان آنها را به دفترچه الصاق كرد و درآمد دفترچه ها از آگهی ها (یلو پیج) به مراتب بیش از هزینه چاپ و توزیع آنهاست.
    دفترچه های راهنمای تلفن شهری تاکنون اختصاص به تلفن های ثابت (زمینی) داشته و هنوز موبایلها Mobile Phone را شامل نشده است. در این زمینه مخالفت هنوز ادامه دارد مخصوصا که صاحبان تلفن های موبایل نمی خواهند توسط اصحاب تبلیغ (سالیسیتورها) اتلاف وقت شوند. از آغاز قرن 21 راهنمای تلفن آنلاین (Online اینترنتی) هم مشاهده شده است ولی هنوز مورد استقبال و توجه آنچنانی قرار نگرفته است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تقسیم مسالمت آمیز آفریقا میان اروپائیان!
منظره يكي از جلسات كنگره برلين در سال 1885


    26 فوریه 1885 كنگره برلین كه سرگرم تقسیم آفریقا میان اروپائیان بود، نیجریه را به انگلستان و كنگو را به بلژیك بخشید!.
    در جلسات این كنگره كه ریاست آن را بیسمارك صدراعظم وقت آلمان برعهده داشت نمایندگان 15 كشور اروپایی شركت داشتند. هدف اصلی از تشكیل این كنفرانس این بود كه به آلمان هم سهمی از آفریقا داده شود و تقسیم آفریقا میان اروپاییان به طریق مسالمت آمیز صورت گیرد.
    در حاشیه جلسات این كنگره که متناوبا حدود دو سال (سالهای 1884 و 1885) طول کشید، ساخت و پاخت متعدد در قبال مناطق دیگر جهان مخصوصا چگونگی سلطه بر کشور چین صورت گرفت. قدرت های وقت بر قطعه ـ قطعه كردن چین درست بسان گوشت قربانی به توافق رسیده بودند و چین تا انقلاب سون یات ـ سن در سال های 1911 و 1912 چنین وضعیتی را داشت.
     اروپاییان سیاست سلطه را از قرن 15 درپیش گرفته بودند. آنان پس از فراگرفتن ساخت باروت و قطب نما با مطالعه سفرنامه مارکو پولو، به دریانوردی در آبهای دوردست پرداخته و سرزمین های بدون دفاع (تفنگ و توپ) را به استعمار گرفته بودند.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
کشورهای دارای سلاح هسته ای ـ جریان اتمی شدن ملل و جاسوسی داوطلبانه با هدف قطع انحصار
مجسمه کورچاتوف در مسکو
وینستون چرچیل نخست وزیر انگلستان 26 فوریه 1952 اعلام کرد که این کشور دارای بمب اتمی شده است. قبلا آمریکا در تابستان سال 1945 و شوروی در ماه هشتم سال 1949 دارای بمب اتمی شده بودند و دولت آمریکا در آگوست 1945 از این سلاح برضد ژاپن استفاده کرده بود. سپس فرانسه، چین، فدراسیون آفریقای جنوبی، اسرائیل، هند، پاکستان و کره شمالی سلاح هسته ای وارد زاردخانه های خود کردند. دولت مسکو تا فروپاشی شوروی 16 هزار سلاح اتمی دراختیار داشت که گفته شده است بیش از سلاحهای اتمی آمریکا بودند. فرانسه با 350 سلاح هسته ای در مرتبه چهارم قراردارد. انگلستان 177 سلاح اتمی و اسرائیل صد تا دویست بمب و کلاهک دارد. طبق یک برآورد غیر رسمی، بمب های اتمی هند به رقم دویست نمی رسد و پاکستان 80 تا 90 بمب اتمی با قدرت تخریب نه چندان زیاد در زرّادخانه خود دارد. گفته شده است که جمهوری فدرال آفریقای جنوبی بمب های اتمی خودرا خنثی ساخته است. شمار بمب های اتمی جمهوری دمکراتیک خلق کره (کره شمالی) تا به آن حد است که بیست و پنجم فوریه 2010 تهدیدکرد که اگر کره جنوبی و آمریکا مشترکا در شبه جزیره کره دست به یک مانور نظامی بزنند سلاح اتمی ویرانگر بکار خواهد بُرد. این کشور در ژانویه 2013 به رغم تهدید قدرت های جهانی و اخطار سازمان ملل که دبیر کل آن از کره جنوبی است سومین آزمایش اتمی را انجام داد و پیش از آن یک موشک دوربُرد را. برزیل و ژاپن اعلام کرده اند که قادر به ساختن بمب اتمی در هر آن هستند ولی فعلا لزومی به این کار نمی بینند. دولت آمریکا اخیرا به روسیه پیشنهاد کرده است که شمار سلاحهای هسته ای دو کشور به یک حد و جمعا تا شش هزار واحد کاهش یابد. ازآنجاکه که داشتن سلاح اتمی عامل قدرت بودن شده است، از سال 1949 که انحصار داشتن این سلاح شکست، رقابت برسر به دست آوردن آن آغاز شد و به رغم قرارداد منع گسترش آن، چند کشور دیگر دارای این سلاح شده اند. سلاح هسته ای عنوان سلاح بازدارنده نیز به دست آورده است زیراکه وجود آن در دست یک کشور مانع از تعرض نظامی به این کشور می شود.
     آلمان نخستین کشور بوده است که به اندیشه ساخت بمب اتمی افتاده بود. دو دانشمند آلمانی «اوتو هان Otto Hahn» و «فریتس شتراسمان Fritz Strassmann» پس از بمبارد اورانیوم با نوترون، در سال 1938 به هیتلر پیشنهاد ساخت بمب اتمی داده بودند و تلاشهای آلمان در این زمینه نزدیک به دادن محصول بود که ازپای درآمد.
    پیر کوری فیزیکدان فرانسوی و زنش ماریا در 1898 موفق به کشف رادیوم شده و سه دهه بعد دانشمندان فیزیک و شیمی به فیزیون (فیوژن)، رشته واکنش ها و قدرت انفجار این ماده پی بردند و از آن پس از احتمال ساخت بمب اتمی سخن به میان آمد. کشف اورانیوم 238 و 235 دانشمندان علوم اتمی را به ساخت بمب نزدیکتر ساخت. دانشمندان مربوط و بویژه فیزیکدانان یهودی خطر ناشی از احتمال اتمی شدن آلمان را به دولت آمریکا متذکر شدند و این دولت «پروژه منهتن» برای ساخت سلاح اتمی را تصویب کرد که به نتیجه رسید.
    ترومن که در 1945 و پس از مرگ روزولت برجای او نشسته بود و نگران تصرف احتمالی اروپای غربی توسط ارتش سرخ بود درجریان نشست پُتسدام و با هدف ترسانیدن استالین و جلوگیری از هرگونه فکر تعرض به «اروپای غربی درهم شکسته»، به او اشاره کرد که آمریکا دارای سلاح اتمی شده است. استالین دربازگشت به مسکو جریان را با «ایگور کورچاتوف Igor Kuchtov» دانشمند روس درمیان گذارد. وی فیزیکدانان روسیه را گردآورد، موسسه «یولی خاری توف» به وجود آمد که معادل آزمایشگاه اتمی لاس آلاموس آمریکا بود و فعالیت برای ساخت سلاح اتمی آغازشد.
    اتمی شدن آمریکا در میان شماری از دانشمندان و آگاهان این نگرانی را بوجود آورد که اگر سلاح اتمی در دست یک دولت باشد زورگویی خواهدکرد و آن را بکار خواهد بُرد که کشتار وسیع خواهد کرد. برخی از این افراد نگران، داوطلبانه و بدون چشمداشت و داشتن ماموریت تصمیم به جاسوسی و انتقال اسرار اتمی آمریکا به شوروی و کشورهای دیگر گرفتند که دو تن از آنان (جولیوس روزنبرگ و زنش اتل) دستگیر و در نیویورک اعدام شدند. معروفترین این جاسوس های داوطلب Klaus Fuchs ،Theodore Hall و David Greenglass بوده اند.
ژوليوس و اتل روزنبرگ

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سالروز ایجاد «لوفت وافه Luftwaffe» نیروی هوایی آلمان
26 فوریه 1935 روزی است که «لوفت وافه Luftwaffe» ـ نیروی هوایی رایش سوم به رغم ممنوع بودن آلمان از داشتن نیروی هوایی ایجاد شد. آلمان از دو سال پیش از آن، یعنی تقریبا از آغاز به قدرت رسیدن هیتلر به کار تهیه مقدمات ایجاد یک نیروی هوایی نوین سرگرم شده بود و خلبانان آلمانی در محلی سِرّی در شوروی سرگرم تمرین بودند. نیروی هوایی اولیه آلمان در جریان جنگ جهانی اول ایجاد شده بود. قراردادهای وِرسای (پایان جنگ جهانی اول) آلمان را از داشتن نیروی هوایی و نیز نیروی دریایی مؤثر ممنوع کرده بود. امپراتوری آلمان در سال 1910 واحد جنگ هوایی تاسیس کرده بود که ضمیمه نیروی زمینی این کشور بود. نیروی هوایی وقت آلمان در طول جنگ جهانی اول خودنمایی بسیار نشان داده بود.
    


طبق قرارداد سال 1920«ورسای»، آلمان نه تنها از داشتن نیروی هوایی محروم شده بلکه نیروی زمینی آن نیز كه باید اسلحه محدود می داشت نمی توانست از یكصد و ده هزار تن تجاوز كند و نیروی دریایی اش هم محدود به گارد ساحلی بود و این وضعیت در طول جمهوری «وایمار» ادامه داشت كه هیتلر قرارداد ورسای را لغو كرد و مسلح كردن آلمان را از سر گرفت و «وِرماخت» ارتش رایش را به وجود آورد.
     از آن زمان تا سال 1938 هر سال آلمان یك هزار و یكصد هواپیمای تازه وارد خدمت نیروی هوایی خود می كرد. به گونه ای كه در سال 1939 با بیش از سه هزار هواپیما به لهستان ـ که قرارداد ورسای بخشی از شمال آلمان را به آن داده بود! ـ حمله بُرد تا اراضی آلمانی را بازگرداند.
    هِرمان گورینگ كه تاسیس «لوفت وافه» را در 26 فوریه 1935 اعلام داشت تا لحطه شكست آلمان در اپریل 1945 بر این نیرو كه سپاه هوابُرد (چترباز) هم جزئی از آن بود فرماندهی می كرد. بمباران لندن چشمگیرترین كاری بود كه لوفت وافه انجام داد. لوفت وافه در جریان جنگ جهانی دوم به موشک نیز مجهز شده بود و لندن و دیگر شهرهای انگلستان بارها موشک باران شده بود. لوفت وافه در جریان جنگ جهانی دوم 70 هزار مورد پیروزی برای خود ثبت کرده بود. جت جنگنده (جت های اولیه) برای نخستین توسط لوفت وافه آزمایش شد و بکار رفت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مخالفت ها و اندرزها 23 روز پیش از حمله نظامی آمریکا به عراق و تصرف آن
25 فوریه سال 2003 از میان اعضای 15 گانه شورای امنیت سازمان ملل تنها چهار دولت آمریكا، انگلستان، اسپانیا و «بلغارستان!» از راه حل نظامی برای حل مسئله عراق حمایت کردند و نظر 11 عضو دیگر؛ حتی پاكستان و مكزیك بر ادامه بازرسی و خلع عراق از سلاحهای كشتار جمعی از راههای مسالمت آمیز و دیپلماتیك بود و از میان این مخالفان تنها دولت وقت فرانسه (دولت ژاک شیراک) اشاره کرده بود كه اگر شورای امنیت برسر راه حل نظامی که دولت واشنگتن به آن اصرار دارد به توافق نزدیک شود ممکن راه جنگ را «وتو» کند زیرا که به سود جهانیان است که آمریکا در آن منطقه و در این شرایط وارد جنگ نشود. سوریه یک عضو غیر دائمی وقت شورای امنیت گفته بود که لازم است که فرصت بیشتری به عراق داده شود زیرا این احتمال وجود دارد که دولت بغداد که با تحریم های سخت دست به گریبان است اجازه دهد بازرسی کامل تر از آن کشور به عمل آید.
     دولت آمریكا قبلا اشاره کرده بود که درنظر دارد در تماس های جداگانه با اعضای شورای امنیت از آنها بخواهد كه نظر آن دولت را هنگام طرح موضوع ا رد نكنند و بگوید که در صورت مخالفت باید آماده واکنش آن دولت و احتمالا پرداخت بهایش باشند. دولت آمریکا تاکید داشت که سازمانهای اطلاعاتی آن کشور وجود فعالیت های اتمی در عراق را تایید کرده اند، لذا جای تردید وجود ندارد و شورای امنیت نباید وقت گذرانی کند.
    در همین روز بود که مقامات عراقی باردیگر گفته بودند که عراق در نیمه دهه 1990 به فعالیت های هسته ای خود پایان داده است و اشاره کرده بودند که اگر شرایط عراق (لغو تحریم طولانی) پذیرفته شود آماده اند با یک دوره بازرسی کامل موافقت کنند. صدام حسین شخصا در مصاحبه تلویزیونی با «دن راذر» انکور وقت اخبار شبکه سی بی اس آمریکا که به بغداد رفته بود ضمن تاکید بر نداشتن فعالیت هسته ای اشاره کرده بود که ممکن است طی شرایطی با بازرسی مجدد از عراق موافقت کند.
    برخی از تفسیرنگاران رسانه ها در همان زمان پیش بینی کرده بودند که تصرف عراق یک استراتژی قدیمی آمریکاست و بعید است که بتوان از آن جلوگیری کرد. آمریکا می خواهد مقام خود به عنوان قدرت اول جهان را حفظ کند و عراق و غرب آسیای جنوبی از کلیدهای حفظ این قدرت هستند.
    گذشت زمان نشان داد که جورج دبلیو بوش و معاونش دیک چنی که از دیرزمان در اندیشه تصرف عراق و برکنارکردن صدام حسین بودند به مخالفت ها و اندرزها گوش نکردند و 23 روز بعد به رغم نبود مجوّز شورای امنیت، عراق را مورد حمله نظامی قراردادند و متصرف شدند. آمریکا هشت سال بعد پس از انعقاد یک پیمان استراتژیک مشترک، نیروهای رزمی خودرا از عراق خارج ساخت. با وجود این، مسائل عراق که کشوری ساخت نیمه اول قرن بیستم و مرکب از نژادها و مذاهب متعدد است ادامه دارد. همین اختلافات داخلی، امکان مداخله دیگران را آسان ساخته است.
چهره خواني از تصاوير جورج دبليو بوش در دو روز آخر دوران حکومت او در ژانويه 2009

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دو موضوع متفاوت در اعلامیه سران غرب در فوریه 2005
سه تن از رهبران وقت غرب در حاشيه نشست فوريه 2005

در اعلامیه پایانی نشست آخرین هفته فوریه 2005 سران غرب دو موضوع به چشم می خورد که تفسیرهای رسانه ای متعدد به دنبال داشت. یک موضوع که مورد حمایت تفسیرنگاران قرارگرفته بود و اظهار امیدواری کرده بودند که صمیمانه باشد و «سیاسی» نباشد از این قرار بود:
    "حمایت از برخورداری ملل از دمكراسی واقعی، آزادی بیان عقیده و نظر، داشتن مطبوعات حرفه ای و مستقل و نیز آزادی فعالیت های سیاسی که حق هر انسان بوده، در اعلامیه جهانی حقوق بشر تضمین شده و در ذات هر فرد نهفته است. مشروعیت دولتی که این حقوق مسلم و اصول قانون اساسی خودرا نقض کند زیر سئوال خواهدرفت و ممکن است به اتباع این کشور کمک شود تا برای احقاق این حقوق بپاخیزند و ....".
    موضوع دیگر چنین بود:
    "باید از کمک به گسترش تكنولوژی تولید موشك و افتادن این فنون به دست كشورهای فاقد آن و نیز فروش و صادرات انواع موشک به این کشورها خودداری شود." .
    یک تفسیرنگار نوشته بود: به این ترتیب، غرب (ناتو و اتحادیه اروپا) در اعلامیه فوریه 2005 بر مورد منع كشورهای دیگر از داشتن سلاح اتمی، یک مورد تازه افزود كه عبارت است از انتقال تکنولوژی تولید موشک، خرید آن و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
انتقاد جورج بوش از پوتین در مصاحبه مطبوعاتی مشترک! و واکنش پوتین پس از بازگشت به مسکو
جورج بوش رئیس جمهوری وقت آمریکا و ولادیمیر پوتین مرد نیرومند روسیه در پی یک مذاکره 150 دقیقه ای که 24 فوریه 2005 در براتیسلاوا صورت گرفت در یک مصاحبه مطبوعاتی مشترک شرکت کردند.
     بوش در این مصاحبه مقدمتا گفت: دمكراسی نیرومند، تحمل مخالفان سیاسی، آزادی رسانه ها و حفظ حقوق اقلیت ها موضوعاتی هستند که غرب از آنها حمایت می کند و این حمایت صورت های متعدد خواهد داشت.
    بوش در همین مصاحبه از پوتین انتقاد کرده بود كه چرا رسانه های مستقل را در روسیه محدود كرده و او پاسخ داده بود كه آنها صدای ثروتمندان و خارجیان و عامل نفوذ شده بودند و به طبقه مشخّصی تعلق داشتند نه مردم و ژورنالیسم حرفه ای.
     پوتین تاکید بوش در مورد دمکراسی نیرومندرا به خود گرفت و پس از بازگشت به مسکو دست به حمله متقابل زد و گفت: آمریکا، خود فاقد این مواردی است که بوش گفته بود و موضوع چگونگی انتخاب بوش در پاییز سال 2000 را مثال زده و از لابی های کنگره تا میدیا کراسی و بازرسی های غیر ضروری و استراق سمع در آمریکا سخن گفت و به ساخت و پاخت هایی که در انتخابات می شود و قدیمی شدن ضوابط و تقلّبات دیگر اشاره کرد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سه قطعه شدن بوئینگ 737 تُرکیش ارلاینز در آمستردام



     25 فوریه 2009 یک بوئینگ مسافربر دیگر از نوع 737 دچار سانحه شد و تلفات انسانی به بار آورد. این هواپیما متعلق به شرکت هواپیمایی ترکیه بود و از استانبول روانه آمستردام. هواپیما هنگام فرودآمدن، درحاشیه فرودگاه آمستردام به زمین برخوردکرد و سه قطعه شد (عکس های بالا). یک موتور این هواپیما قبلا از بدنه اش جدا شده بود. از 134 سرنشین این هواپیما 9 نفر کشته و بیش از 80 نفر دیگر مجروح شدند. خالی بودن نسبی مخازن بنزین هواپیما دلیل کم بودن تلفات اعلام شده است زیرا که هواپیما پس از اصابت به زمین آتش نگرفت. علت سانحه در روز وقوع آن اعلام نشده بود. در دو سه دهه اخیر، درصد سقوط بوئینگ های 737 نسبت به انواع دیگر هواپیما بیشتر بوده و در کمتر از دو دهه بیش از ده سانحه داشته است. بوئینگ 737 در سال 1967 وارد خطوط هواپیمایی شده است. ساخت این نوع هواپیما در همین سال تکمیل شده بود. کارخانه بوئینگ آمریکا از سال 1916 بکار ساختن هواپیما اشتغال داشته است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دو تهدید جنگ اتمیِ مشابه به فاصله 56 سال در ماه فوریه
23 فوریه 1963 و 4 ماه پس از پایان بحران موشکی 13 روزه کوبا (اکتبر سال 1962)، دولت مسکو رسما اعلام كرد كه هرگونه حمله نطامی به كوبا را به منزله حمله به خاك خود تلقی خواهد كرد و واضح است که اگر بر این پایه جنگی روی دهد هرگونه اسلحه را که در اختیار داشته باشد بکار خواهد بُرد که معنایش جنگ اتمی بود. همان روز نسخه ای از این اعلامیه به دولت آمریكا تسلیم شد. به دولت مسکو اطلاع داده شده بود که در آمریکا تحرّکاتی برای یک حمله نظامی به کوبا مشاهده می شود و دولت واشنگتن برای آغاز آن، در انتظار فرصت و یافتن یک بهانه است.
    در هفته سوم فوریه 2019 و درست 56 سال پس از آن واکنش، ولادیمیر پوتین در نطق سالانه خود در اجتماع نمایندگان دو مجلس تقنینیه روسیهِ فدراتیو و مقامات ارشد دولتی این فدراسیون گفت که اگر آمریکا با کارهای خود آن را بخواهد، او برای رو به رو شدن با یک وضعیتِ مشابهِ بحران موشکی سال 1962 کوبا آمادگی دارد و تهدید کرد که موشک های Hypersonic nuclear روسیه را بر کشتی ها و زیردریایی ها قرار خواهد داد و به نزدیکی آمریکا خواهد فرستاد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 26 فوريه
  • 1531:   در این روز تلفات زلزله وقت کشور پرتغال بیش از 20 هزار كشته اعلام شد.
        
        
  • 1848:   انقلابات اروپا سبب حذف مجدد نطام سلطنتی فرانسه و تاسیس جمهوری دوم این كشور شد.
        
        
  • 1944:   در جریان جنگ جهانی دوم و در این روز، ارتش سرخ تبعید 70 هزار رومانیایی آلمانی تبار را كه نیاكانشان هشت قرن پیش به رومانی مهاجرت كرده بودند از این كشور به اوكراین آغاز كرد تا مبادا به ماشین جنگی در حال شكست هیتلر كمك كنند.
        
        
  • 1945:   دو ماه و دو روز پیش از افتادن برلین به دست ارتش سرخ و خودكشی هیتلر، نیروی هوایی آمریكا به شدیدترین بمباران این شهر (پایتخت آلمان) دست زد!.
        
        
  • 1954:   نخستین دستگاه «تایپ ستینگ» بكار گرفته شد و این، آغاز پایان عُمر ماشین های لاینو تاپب و حروف سربی در كار حروفچینی و صفحه بندی فلزی بود.
        
        
  • 1990:   دولت مسكو قول داد كه تا جولای سال بعد همه 73 هزار تن نظامیان خود را از چك اسلواكی خارج سازد. این نیروها از زمان جنگ جهانی دوم و پس از بیرون راندن ارتش هیتلر از چك اسلواكی در این کشور مستقر بودند. ارتش سرخ با تحمل تلفات سنگین چك اسلواكی را از دست هیتلر خارج كرده بود. چک اسلواکی پس از بیرون رفتن روس ها، به غرب پیوست!. تاریخ نگاران خروج روسیه از اروپای شرقی و مرکزی ازجمله شرق آلمان را اشتباه بزرگ کرملین نوشته اند. غرب اینک در همین مناطق نیرو مستقر ساخته که مراقب هر حرکت روس ها به تجدید قدرت باشند.
        
        
  • 1991:   صدام حسین دو روز پس از حمله موشكی به جنوب شرقی كشور سعودی كه ضمن آن 28 نظامی آمریكایی هم كشته شدند اعلام كرد كه نیروهای خود را از كویت خارج می كند و طولی نکشید که جنگ آمریکا و ائتلاف آن با عراق برسر کویت پایان یافت. این عقب نشینی عراق موجب رفع بیشتر تحریم های این کشور نشد و پس از تضعیف ناشی از این تحریم ها، در بهار 2003 به تصرف آمریکا در آمد و وضعیت دیگری یافت ـ با آینده ای غیر قابل پیش بینی.
        
        
  • 2020:  


    محمد حُسنی مبارک رئیس جمهوری پیشین مصر 25 فوریه 2020 در 92 سالگی در یک بیمارستان قاهره درگذشت. وی که یک افسر نیروی هوایی مصر بود و زمانی هم در روسیه آموزش نبرد هوایی دیده بود و تا درجه مارشالی ارتقاء یافته بود پس از ترور انور سادات، به مدت 30 سال متوالی رئیس جمهوری مصر بود. مبارک در هجدمین روز اعتراضات و تظاهرات مصریان در سال 2011، از ریاست جمهوری مصر کناره گیری کرد و ماه بعد از کناره گیری، با دو پسرش به اتهام فساد مالی دستگیر شد که بعدا اتهام دستور قتل معترضین بر اتهامات او اضافه گردید و به رغم بیماری به حبس ابد محکوم شد. این حکم چند سال بعد لغو شد و برائت حاصل کرد.
  • پیام‌های تازه
    اعتراض به تحریف کلمات سرود «ای ایران»
  •   بیست و پنجم فوریه 2019 (ششم اسفند 1397) دبیرخانه این تاریخ آنلاین برای ایرانیان، چند اعتراض به عملِ تحریف سرود «ای ایران» که 8 دهه نماد ملّی ایرانیان بوده دریافت کرد. این سرود که شعر آن را حسین گل گلاب و آهنگش را روح الله خالقی ساخته است و با صدای غلامحسین بنان از نیمه سال 1323 پخش شده یک میراث ملّی است.
        طبق پیام های دریافتی و به استناد گزارش ایسنا، هیأت مدیره خانه موسیقی ایران دَخل و تصرّف در این سرود را عملی «غیرقانونی و تحریف کلام سرود ملی» دانسته و بانو گُلنوش دختر روح‌الله خالقی نیز به این عمل که گویا در خراسان صورت گرفته اعتراض کرده است [کرده بود].
        معترضان خواهان رسیدگی قضایی به این «عملِ تحریف» شده اند [شده بودند] و از سازمان میراث فرهنگی به عنوان متولّی آثار ملّی خواسته اند که در این زمینه از هرگونه اقدام فروگذار نکند. سرود «ای ایران» شهرت جهانی دارد و گوش هر ایرانی با آن آشنا است و با شنیدنش به هیجان می آید و عشق به میهن در وجود او شعله می کشد.
        




  •  

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com