Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
22 مارس
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 22 مارس
ایران
گشایش بیمارستان عضدی (عضدالدوله دیلمی) در بغداد ـ مذهب شیعه بر شانه های ناسیونالیسم ایرانی
به مناسبت ایام نوروز، بیمارستانی كه به تصمیم عضدالدوله دیلمی در شهر بغداد ساخته شده بود 22 مارس 978 (سال 357 هجری خورشیدی) گشایش یافت.
     این بیمارستان را به نام عضدالدوله، بیمارستان عضدی اسم گذاری کرده بودند.
     در زمان دیلمیان (بوئیان ـ گیلانیان) حكومت بغداد در دست ایرانیان بود. عضدالدوله شهر شیراز را پایتخت خود قرار داده بود و از آنجا با اعزام حاکم بر امور بغداد نظارت داشت.
    دیلمیان به گسترش ترویج شیعه اثنی عشری (12 امامی) اهتمام ورزیدند تا ایران یک ماهیّت مستقل داشته باشد و این مذهب از زمان بپاخیزی مختار ابوعبیده ثقفی به خونخواهی امام حسین (ع) در عراق بر شانه ناسیونالیسم ایرانی قرارداشته است. پیروان مسلح مختار را عمدتا ایرانیانی تشکیل می دادند که زبان عربی نمی دانستند و مختار که چندبار ارتش یزید را شکست داد با آنان از طریق مترجم سخن می گفت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
سالروز مصلوب شدن مسیح، و مسیحیانی كه در این روز خود را مصلوب می كنند تا شكنجه واردآمده به مسیح را با تمام وجود احساس كنند
در سال 2008، گود فرایدیGood Friday = هالی فرایدی (جمعه مقدس) مصادف با 21 مارس بود. در این روز در سال 33 میلادی، حكمران رومی وقت اورشلیم، مسیح را مصلوب كرد.
    قرن ها است كه مسیحیان در برخی از كشورها در این روز چگونگی مصلوب كردن مسیح (Crucifixion = اعدام با شكنجه) را به نمایش می گذارند تا مؤمنین مسیحی شكنجه ای را كه مسیح در آن زمان تحمل كرد مجسم كنند. در پاره ای از مناطق مسیحی نشین، مسیحیان داوطلب می شده اند كه همانند مسیح آنان را بر صلیب میخكوب كنند تا همان درد را تحمل كنند. به عبارت دیگر؛ كف دستها و پایشان را با میخ و ضربه چكش به تخته های متقاطع صلیب بكوبند و مدتی را به همان حالت باقی بمانند. این كار در كشور فیلیپین كه دارای تقریبا هشتاد میلیون مسیحی است همه ساله همچنان انجام و عكس و خبر آن در رسانه های سراسر جهان منعكس می شود.
     عكسهایی كه در زیر آمده است 21 مارس 2008 در فیلیپین از میخكوب شدن، و در استرالیا از نمایش حمل صلیب برداشته شده است. ماموران (لژیونرها) رومی، صلیب را بردوش مسیح قرار داده بودند تا خودش آن را به محل اعدام حمل كند. مصلوب كردن (اعدام با شكنجه؛ میخ كردن فرد بر تخته های متقاطع یا «كراس» و به همان حالت میان زمین و هوا باقی گذاردن تا مرگ كه ممكن بود بیش از یك روز طول بكشد) تا قرنها در قلمرو رومیان ادامه داشت.
    صلیب واقعی كه مسیح بر آن میخكوب شد و به همان صورت بر آن باقی ماند، بعدا توسط ارتش ایران كه رومیان را از فلسطین بیرون راند به شهر تیسفون (پایتخت ایران در كنار دجله) منتقل شد كه به خواست و اصرار هراكلیوس امپراتور روم شرقی به اورشلیم بازگردانیده شد و درست روز 22 مارس سال 630 میلادی در جای سابق خود قرارگفت. رومیان در سال 337 میلادی (304 بعد از مصلوب شدن مسیح) اجازه یافتند تا اگر بخواهند مسیحی شوند.
    
21مارس 2008 يک مسيحي فيليپيني در برابر جمعيت، داوطلبانه بر صليب ميخکوب مي شود


    
21 مارس 2008 يک مسيحي ديگر در فيليپين بر صليب ميخکوب شده است


    
نمايش حمل صليب در استراليا (21 مارس 2008)

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
كنستانتین یکم؛ امپراتوری كه قسطنطنیه (استانبول) را ساخت، یكشنبه ها را تعطیل عمومی و اجباری اعلام داشت
کنستانتین یکم
كنستانتین یکم امپراتور مقتدر همه قلمرو روم 22 مارس سال 337 میلادی درگذشت. طبق برخی محاسبات تقویمی تازه، ت مرگ او 22 ماه مه این سال اتفاق افتاده است!.
     از كارهای مهم كنستانینن دستور ساختن شهر بزرگی در كنار تنگه بسفور و در محل مهاجرنشین قدیمی یونانیان (بیزانتیوم) است كه به نام وی، كنستانتینوپل Constantinople (شهر كنستانتین = قسطنطنیه) نامیده شد كه از سال 1453 پس از تصرف آن به دست تركان عثمانی، به اسلامبول (شهر اسلام) تغییر نام داده شده كه به تدریج و بویژه پس از تغییر الفبای ترکیه، استانبول تلفظ می شود. كنستانتین یکم یازدهم ماه مه سال 330 میلادی دستور ساختن كنستانتینوپل (قسطنطنیه) را صادر كرد تا پایتخت شرقی امپراتوری روم و نزدیك به ایران باشد؛ زیرا با روی كار آمدن ساسانیان و احیای ناسیونالیسم سازش ناپذیر ایرانی - راهی جز این، برای امپراتوری روم باقی نمانده بود.
    دیگر از كارهای مهم كنستانتین كه تا به امروز باقی مانده و رعایت می شود، قرار دادن «روز یكشنبه» به عنوان تعطیل عمومی هفتگی است. کنستانسین یکم هفتم مارس 321 میلادی یکشنبه را تعطیل عمومی اعلام داشت و در سوم ژوئیه همین سال اعلام كرد كه از آن پس تعطیلی یكشنبه ها در سراسر قلمرو روم اجباری خواهد بود و روز استراحت است. علت اجباری کردن تعطیلی یکشنبه ها این بود، که بسیاری از کسبه نخستین اعلامیه او را (که سه ماه پیش از آن صادر شده بود) سرسری گرفته و رعایت نمی کردند.
    كنستانتین كه پس از پیروزی بر رقیبان داخلی، 28 اكتبر سال 312 میلادی خود را امپراتور همه روم اعلام داشته بود بعدا بدون اینکه دین باستانی روم را تغییر دهد پذیرفته بود كه اتباع مسیحی را تحمل خواهد کرد. او بعدا مخالفت و یا تخریب ادیان و معابد دیگر را هم ممنوع کرد.
    به دستور كنستانتین، طاق نصرت معروف شهر روم ساخته شد. كنسانتین در شهر قسطنطنیه مدفون است.
    امپراتوری روم از سال 306 دچار رقابت ژنرالها و مدعیان متعدد امپراتور شدن و جنگ داخلی بود. مورخان نوشته اند كه اگر ایران در آن زمان به جای نایب السلطنه دارای رئیس كشور بود، كار روم همان زمان پایان یافته بود. شاه ایران در آن زمان یك كودك بود كه در سال 310 میلادی 17 ساله شد و به نام شاپور دوم (ذوالاكتاف) خود زمام امور را به دست گرفت و بعدا دوبار رومیان را شكست سخت داد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ویلهلم یکم قیصر آلمان كه به زادروز خود ـ نوروز ایرانیان، مباهات می كرد
ویلهلم یکم
ویلهلم یکم قیصر آلمان كه علاقه ای شدید به ایرانیان داشت و 91 سال عُمر کرد در نوروز سال 1871 به شاه وقت ایران (ناصرالدین شاه) نوشت: از این كه 22 مارچ 1797 (مصادف با نوروز ایرانیان) به دنیا آمده است، بسی مباهات می کند.
    ویلهلم یکم شاد بود که در ایام نوروز ایرانیان به دنیا آمده بود و طول عُمر خودرا نتیجه آن می دانست. وی در سراسر عُمر همواره موفق بود و شكست نداشت. ویلهلم 18 ژانویه سال 1871 در كاخ ورسای (كاخ پادشاهان فرانسه) تاج قیصر (سزار ــ كایزرKaiser) همه آلمان را بر سر نهاد و رایش دوم پا به عرصه وجود گذارد.
     ویلهلم یکم علاقه ویژه به مطالعه تاریخ قوم آرین داشت. ساکنان ایرانزمین (فلات ایران) آرین های جنوبی خوانده می شوند. در دوران ویلهلم اول تحقیقات تاریخی و تاریخ نگاری در آلمان به اوج خود رسیده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
زمانی که انگلستان در جنجال سِكس بود ـ نخست وزیر و یک وزیر کابینه کنار رفتند و حزب حاکم شکست خورد
جان پروفیومو وزیر وقت ــ كریستین كیلر
جنجال سِكس در انگلستان كه به كناره گیری هارولد مك میلان از نخست وزیری انجامید از 22 مارس سال 1963 آغاز شده بود. در این روز افشاء شده بود كه «جان دنیس پروفیومو» وزیر مشاور كابینه حزب محافظه كار انگلستان در امورجنگ با یك زن (شوگرل) 21 ساله به نام كریستین كیلر Ch. Keeler ارتباط جنسی داشت. جان پروفیومو دارای زن بود.
    قضیه هنگامی به صورت یك جنجال مطبوعاتی در آمد كه معلوم شد این کریستین با یك افسر نیروی دریایی شوروی نیز كه در سفارت این كشور در لندن کار می كرد همزمان ارتباط داشت و این افسر بلافاصله پس از افشاء ماجرا به مسكو بازگشته بود.
    محل دیدار وزیر مشاور كابینه مك میلان با كریستین آپارتمان یك دكتر در محله غربی لندن بود. این دكتر از دوستان پروفیومو بود.
    حزب كارگر كه در پارلمان انگلستان نقش اقلیت را ایفا می کرد در این زمینه از مك میلان و پروفیومو توضیح خواست كه هر دو در جلسه رسمی پارلمان قضیه را انكار كردند (که دروغ گفتن به پارلمان جرم محسوب می شود). پارلمان قانع نشد و از «دكتر وارد» صاحب آپارتمان استعلام كرد و وی كتبا به درست بودن اتهام اعتراف كرد.
    پروفیومو كه چنین دید پنجم ژوئن ـ ده هفته پس از افشای ماجرا ـ از سمت خود كناره گیری كرد.
    سه روز پس از کناره گیری پروفیومو، مك میلان برای حضور در جلسه مذاکرات نمایندگان، به پارلمان رفت که با فریاد «كناره گیری كن، از اینجا برو و...» نمایندگان رو به رو شد و دو روز بعد استعفای خود را تسلیم داشت و «هیوم» جای او را گرفت و به این ترتیب عمر سیاسی یك سیاستمدار و دولتمرد قدیمی انگلستان به خاطر هوس وزیر كابینه اش پایان یافت. هر دو کناره گیری کردند تا محاکمه و احیانا نشوند. همین جنجال همچنین باعث شکست حزب محافظه در انتخابات شد و دولت انگلستان به دست حزب کارگر افتاد.
    پروفیومو قبلا سالها عضو مجلس نمایندگان انگلستان بود و به دلیل علاقه ای كه نسبت به زنش نشان می داد، در آغاز افشاء ماجرا، كسی باور نمی كرد كه مرتکب خیانت خانوادگی شده باشد.
    _ _ _ _ _
    
    در زیر مطالب امروز، خاطره مؤلف این تاریخ آنلاین از این ماجرا و جزئیات بیشتری در این زمینه آمده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نگاهی کوتاه به مجیب الرحمان بانی بنگلادش به مناسبت زادروز او
مجیب الرحمان - حصینه دختر مجیب
امروز ــ 22 مارس ــ زادروز مجیب الرحمان بانی جمهوری بنگلادش است كه در 1922 به دنیا آمد و در اوت 1975 در یك كودتای نظامی كشته شد. وی نخستین رهبر بنگلادش بود كه اینك پدر و بنیاد گذار كشور بنگال خوانده می شود.
    جمهوری پاكستان از زمان تاسیس در 1947 شامل دو بخش مسلمان نشین هندوستان سابق بود كه به فاصله دور از هم در طرفین جمهوری هند قرار گرفته بودند و به دلیل قرار گرفتن پایتخت در پاكستان غربی ، شرقی ها احساس می كردند كه تحت سلطه واقع شده اند و اتباع درجه دوم بشمار می آیند .
    مجیب الرحمن رئیس حزب عوامی لیگ و نماینده پاكستان شرقی در پارلمان پاكستان همواره این جریان را مطرح می كرد و خواستار خود مختاری برای پاكستان شرقی در چار چوب جمهوری پاكستان بود. حزب عوامی لیگ با شعار : سوسیالیسم ، دمكراسی و جدایی دین از دولت هواداران فراوان داشت.
    اعزام سرباز تقویتی از پاكستان غربی در مارس 1971 به پاكستان شرقی كه در دوران استعمار انگلستان بنگال شرقی خوانده می شد برای سركوب طرفداران خودمختاری باعث تشدید درگیری دو پاكستان و نبدیل تقاضای خود مختاری به استقلال كامل شد و مبارزه سیاسی به درگیری مسلحانه انجامید و چون دولت پاكستان مجیب الرحمان را به عنوان رهبر جنبش بازداشت كرد درگیری به جنگ مبدل شد و نظامیان پاكستانی كه از بخش غربی اعزام شده بودند دست به خشونت شدید زدند. دولت هند كه در انتظار چنین فرصتی بود به كمك بنگالی ها نیرو فرستاد كه اواخر سال جنگ به شكست پاكستان غربی منجر شد و نظامیان پاكستانی به اسارت هندی ها در آمدند و پاكستان شرقی به نام جمهوری بنگلادش پا به عرصه وجود گذارد مجیب از زندان آزاد و رهبری آن را به دست گرفت.
     این كشور جوان كه در آغاز كار حتی صندلی برای ادارات نوپایش نداشت در همان سالهای اول با چند حادثه سیل و توفان هم رو به رو گردید. چون مجیب از سه شعار قبلی حزب خود به سوسیالیسم توجه بیشتری كرد و دست به ملی كردن كارخانه های بزرگ زد و بیش از پیش به هند و كشورهای سوسیالیستی نزدیك شد مورد دشمنی افسران ارتش بنگلادش كه همان نظامیان سابق پاكستان بودند و شهرت به نزدیكی با غرب داشتند قرار گرفت و در اوت سال 1975 بر ضد او كودتا كردند و او را كشتند.
    جمهوری بنگلادش بر خلاف پاكستان خیلی زود به دمكراسی ( از نوع خود ) بازگشت به گونه ای كه حزب عوامی لیگ كه بانو « حصینه » دختر مجیب رهبری آن را به دست داشت اكثریت به دست آورد و در دهه 1990 قدرت را به دست گرفت و بانو حصینه رئیس دولت شد و سه سال این سمت را بر عهده داشت .
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
واکنش ها به جنگ آمریکا با عراق یك روز پس از آغاز آن ـ ژاپن، كره جنوبی، استرالیا، نیوزیلند، بلغارستان، ایتالیا، اسپانیا و هلند حامی آن
یك بانوی ضد جنگ در برابر صفی از ماموران پلیس
از بیستم مارس 2003 و پس از پخش نخستین عكس و فیلم آغاز حمله نظامی مشترك آمریکا و انگلستان به عراق از شبكه های تلویزیونی، مخالفان جنگ در چند کشور ازجمله آمریکا و انگلستان برای نشان دادن مخالفت خود با آن و هرگونه خونریزی به خیابانها ریخته بودند. شمار معترضین در شهر آتن حدود 200 هزار تَن، در رُم كه دولت ایتالیا از جنگ حمایت كرده بود چند صد هزار تن و به همین گونه در سایر شهرهای ایتالیا از جمله میلان. در نیویورك بیش از یكصد هزار تَن و نیز در چندین شهر دیگر آمریكا، در پاریس حدود 70 هزار تن، در برلین نزدیک به 50 هزار تن، در لندن در همین حدود، در مادرید، بروكسل، كپنهاگ، شهرهای سویس، قاهره و چند پایتخت دیگر از جمله آنكارا و چند شهر پاكستان 5 تا 15 هزار تَن و در مسكو هم چند صد تن! گزارش شده بود.
    نیویورك تایمز در گزارشی به قلم «جان تاگلیابو» نوشته بود: آغاز جنگ با عراق در بیشتر كشورها با اعتراض و مخالفت و حتی استعفای مقامات همراه بود و حمایت زیادی از آن مشاهده نشد.
    سران دولت های ژاپن، كره جنوبی، فیلیپین، استرالیا، نیوزیلند، بلغارستان، مجارستان، آلبانی، ایتالیا، اسپانیا، لتونی، دانمارك، هلند و استونی تنها مقامات تراز اول بودند كه در نخستین روز از حمله نظامی آمریكا و انگلستان به عراق حمایت خود را اعلام کرده بودند. سایر دولت ها از این تعرض نظامی اعلام مخالفت و یا ناخرسندی كرده بودند.
    
دو منظره از نخستين حملات هوايي و موشكي به بغداد


    
    پس از آغاز حمله مشترك انگلستان و آمریكا به عراق، ژاك شیراك رئیس جمهوری وقت فرانسه در واكنش خود گفته بود: "فرانسه متاسف است كه عملیات نظامی بر ضد عراق بدون تصویب سازمان ملل آغاز شده است. كسی كه به جای قانون، بكار بردن نیروی نظامی را تجویز كند مسئولیت بزرگی را برعهده می گیرد.".
    
    گرهارد شرودر صدر اعظم وقت آلمان عكس العمل خودرا با این جملات منعکس کرده بود: "این جنگ، تصمیم بدی بود كه گرفته شده است و عنوانی جز شکست دیپلماسی و نادیده گرفتن موازین بین المللی نمی توان بر آن گذارد. آیا تهدید از جانب صدام حسین تا این حد بود چنین جنگی را توجیه كند؟.".
    
    ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه در این زمینه گفته بود: "حمله نظامی به عراق یك اشتباه سیاسی بزرگ بود. برای خلع سلاح كردن عراق ـ اگر تصور می رفت كه اسلحه كشتار جمعی داشته بود ـ حمله نظامی راه حل نبود. حمله نظامی به عراق، با این وسعت ـ نادیده گرفتن افكار عمومی جهانیان، قوانین و عرف بین المللی و منشور سازمان ملل است؛ این تعرضِ نظامیِ تمام عیار قابل توجیه نیست. اگر ما اجازه دهیم كه قوانین بین المللی جای خودرا به «اِعمال قدرت، با اتکاء به اسلحه برتر و نیروی نظامی» بدهد اصل اساسی غیر قابل نقض بودن حاكمیت ملی از میان می رود. و ...».
    
    اِمیل لَحود رئیس جمهوری وقت لبنان گفته بود: "این تعرّضِ نظامی جهان را وارد تونل خطرناكی ساخته كه سر دیگرش پیدا نیست.".
    كاردینال ربرتو توچی از سوی واتیكان اعلام کرده بود كه این تعرّض نظامی، بی اعتنایی به موازین بین المللی است.
     دولت هند نیز حمله به عراق را عملی مغایر منشور ملل خوانده بود و گفته بود که از این پس، خاورمیانه اَمن و آرام نخواهد بود.
     فوكس رئیس جمهوری وقت مكزیگ گفته بود: ما ضد هرگونه جنگ هستیم.
    
    «ژان كرتی ان» نخست وزیر وقت كانادا اظهارکرده بود: "این جنگ قابل توجیه نیست.".
    
    و در این میان كوفی عنان (دبیر کل وقت سازمان ملل از کشور آفریقایی غنا ـ مستعمره سابق دولت لندن) از آمریكا و انگلستان خواسته بود كه نهایت كوشش را مبذول دارند كه به غیر نظامیان عراقی آسیبی وارد نشود!. حركت ضعیف عنان كه سازمان تحت نظر او مسئول جلوگیری از جنگ است در نخستین روز جنگ عراق باعث شد كه ایرادهایی به شخص وی (ازجمله ضعیف و حقیر و از یک مستعمره سابق بودن) و اینکه سازمان ملل ساخت فاتحان جنگ جهانی دوم (باهدف حفظ منافع خود) است وارد آید و ....
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاریخ از نگاهی به تصویر
خشونت و بی رحمی كاپیتالیسم - معمّای روسیه



    شبكه تلویزیونی «ای بی سی» آمریكا این تصویر را به نقل از «رویترز» منتشر ساخته و گزارش كرده بود كه رویترز این عكس را 21 مارس 2008 (دوم فروردین 1387) در میدان سرخ مسكو (نه چندان دور از دیوارهای كرملین) برداشته و مخابره كرده است. عكس، یك زن سالخورده روس را نشان می دهد كه گدایی و دست تمنای پول به سوی این و آن دراز می كند، وضعیتی كه در آن كشور از سال 1917 تا 1991 مشاهده نمی شد. انقلاب خونین اكتبر 1917 و جنگ داخلی متعاقب آن روی داد كه انسان ـ انسانی كه دوران جوانی را كار كرده، در دوران پیری به گدایی كردن نیافتد. قطعا به این زن، زمانی كه جوان بود گفته شده بود كه آینده اش تامین خواهد بود و نباید نگران دوران پیری اش باشد. این زن در كشوری گدایی می كند كه اقتصاد آن به دلیل صدور نفت و گاز رو به ترقی و هر سال بر شمار میلیادرهای آن افزوده می شود. عكس های این میلیاردرها كه تا 16 سال پیش به دلیل سوسیالیستی بودن كشور آه در بساط نداشتند مجله «فوربس» را پر كرده است. چگونه و چرا در یك كشور سوسیالیستی سابق، برخی «یكشبه!» میلیاردر (نه میلیونر) می شوند و شماری به گدایی می افتند كه قابل پیش بینی نبود. این هم یك معمّای دیگر در كشور لنین. شبكه ای بی سی آمریكا كه قاعدتا باید مدافع كاپیتالیسم باشد این عكس را به این صورت توصیف كرده است: خشونت و بی رحمی های كاپیتالیسم (كه روسیه باردیگر گرفتار آن شده است).
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 22 مارس
  • 1622:   بومیان (سرخپوستان) ویرجینیای جنوب شرقی که پی به نیّات انگلیسی ها از ورود به آمریکای شمالی و استقرار در این منطقه و ایجاد کلنی جیمز تاون برده بودند آنان را که حدود هزار تن بودند مردم حمله قراردادند. در این حمله 347 مهاجر انگلیسی کشته شدند. انگلیسی ها 15 سال بود که در آمریکای شمالی (ویرجینیای جنوب شرقی) مستقر شده و به تصرف و تملّک اراضی بومیان دست زده بودند.
  • 1633:   جوزف پریستلی آب كربناته (سلتزر) را اختراع كرد.
  • 1728:   آنتون رافائل نویسنده و نقاش كلاسیك آلمان به دنیا آمد.
  • 1739:   نادرشاه پادشاه ایرانیان که ارتش امپراتور مغول تبار هندوستان را شکست داده و این امپراتور تسلیم او شده بود در این روز مراسم نوروز را در كاخ «شاهجهان در دهلی» برگزار كرد. نادرشاه در جریان لشكركشی به هند، پس از شكست دادن ارتش 360 هزار نفری این كشور در دشت کرنال و دریافت تاج پادشاهی هند از دست امپراتور شکست خورده این کشور، برای ورود به دهلی منتظر فرارسیدن نوروز شد تا در روزی سعد به این آرزو برسد و روز 20 مارس وارد دهلی شده بود. نادرشاه به نوروز و آیین های آن علاقه مندی فراوان داشت. وی سكه خود موسوم به «سكه نادری» را در سال 1735 میلادی، در مراسم سلام نوروز رایج ساخت و تعدادی از آن را به رسم عیدی به منشی ها و افسران خود داد كه در یك طرف سكه نقش شده بود: «الخیر فی ماوقع» و در طرف دیگر سكه این عبارت ضرب شده بود: «نادرِ ایران زمین». این عبارت نشان می دهد كه نادر یک ناسیونالیست و خواهان احیای امپراتوری ایران در چارچوب مرزهای عهد ساسانیان، اشكانیان و هخامنشیان بود.
  • 1795:   توماس جفرسون به عنوان نخستین وزیر امور خارجه دولت نوبنیاد ایالات متحده (امریكا) تعیین شد.
  • 1829:   قدرت های وقت اروپایی مرزهای یونان را که پس از قرنها، از سلطه عثمانی خلاصی یافته بود تعیین کردند. همین قدرت ها یک پادشاه هم برای یونان منصوب کردند که یونانی نبود!.
  • 1832:   یوهان وولفگنگ گوته J. W. Goethe شاعر، نویسنده، فیلسوف و هنرمند آلمانی در این روز و پس از 83 سال عمر درگذشت.
  • 1922:   یك دادگاه انگلیسی مهاتما گاندی استقلال طلب معروف هند و مبتكر «مبارزه منفی» و مبارز بزرگ ضد استعمار را به جرم مخالفت با انگلستان به شش سال زندان محكوم كرد.
  • 1943:   یک گردان وابسته به ارتش آلمان (گردان 118) که عمدتا از اوکراینی ها و اسیران جنگی همدست آلمان ایجاد شده بود در منطقه مینسک (بلاروس) یک روستا را با تمامی جمعیت آن آتش زدند که صدها تن کشته شدند. از ساکنان این روستا به نام Khatyn، تنها یک مرد سالخورده و دو کودک مجروح زنده مانده بودند. روس ها بعدا و در جریان عقب نشینی آلمانی ها، فرمانده این گردان را دستگیر و اعدام کردند. در منطقه مینسک بیش از 250 روستا توسط ارتش هیتلر آتش زده شده بود. تلفات وارد به بلاروس در تهاجم ارتش آلمان و در جریان جنگ جهانی دوم بیش از دو میلیون تن کشته اعلام شده است.
        
  • 1945:   جامعه دول عربی (اتحادیه عرب) پس از تصویب منشور آن از سوی شش کشور مصر، سعودی، سوریه، عراق، اردن و لبنان با همین شش عضو در قاهره آغاز بکار کرد. در همین سال یمن هم به عضویت آن درآمد. تصمیم به ایجاد این جامعه در مذاکرات سال 1944 اسکندریه گرفته شده و منشور آن تدوین شده بود. این جامعه که بمانند همه سازمانهای منطقه ای و جهانی ایجاد شده پیش از قرن 21 خاصیت خودرا از دست داده است دارای 22 عضو است. به نظر می رسد که این جامعه زیر نفوذ چند دولت ثروتمند تر عربی قرار داشته باشد. این جامعه تا کنون برضد چند عضو خود اعلامیه و مصوّبه صادر کرده است ازجمله لیبی و سوریه!. جهان قرن 21 دارد دارای اتحادیه های تازه ای می شود که مهمترین آنها «بریکس» مرکب از روسیه، هند، برزیل، فدراسیون آفریقای جنوبی و رژیم پکن است (نیمی از نفوس جهان).
  • 1946:   دولت انگلستان به كشور اردن كه خود آن را ساخته است استقلال كامل داد.
  • 1958:  


    ملك فیصل پادشاه كشور سعودی شد. وی در 25 مارس 1975 به دست برادرزاده اش فیصل ابومساعد در کاخ سلطنتی ریاض با شلیک دو گلوله کشته شد.
  • 1965:   آمریكا اعتراف به بكاربردن مواد شیمیایی بر ضد ویت كنگها در جنگ ویتنام كرد.
  • 1992:   بانو « فلیسداد» زن ژنرال نوریه گا رئیس سابق كشور پاناما كه دولت امریكا ضمن یك حمله نظامی به آن كشور، وی را دستگیر كرده و به آمریكا بُرده و زندانی ساخته بود به اتهام سرقت از یك فروشگاه دستگیر شد. در پی دستگیری نوریه گا، حساب های بانكی او نیز مسدود شده بود و بانو فلیسداد با بی پولی رو به رو شده بود.
    بانو فليسداد با آن نوريه گا ازدواج كرده بود، نه اين نوريه گا!

  • کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    نخستین جنجال پُرسر و صدای سِکس که دولت انگلستان را تغییر داد ـ نگاهی به «پروفیومو اَفِرز» و دردِ سر دبیران وقت اخبار رادیو دولتی ایران
    در تعطیلات نوروزی 1342 و در 22 مارس 1963 جنجال سِكس ـ Sex Scandal ـ در انگلستان كه سرانجام به كناره گیری هارولد مك میلان در 19 اکتبر 1963 و پس از 6 سال، از نخست وزیری و افتادن پارلمان و دولت این کشور به دست حزب کارگر ـ از 1964 انجامید، در آن روز (دوم فروردین 1342) ناگهان از اخبار ردیف اول و دنباله دار خبرگزاری های بزرگ جهانی شد و دردِ سر برای دبیران اخبار بین الملل خبرگزاری پارس ـ تنها خبرگزاری وقت ایران که اخبار رایو دولتی و نیز تلویزیون غیر دولتی و نشریات را تأمین می کرد. مؤلف این تاریخ آنلاین، یکی از دبیران اخبار بین الملل خبرگزاری پارس و رادیو بود].
         تنظیم چنین خبری برای رادیو دولتیِ یک کشورِ سُنّتی و جایگزین کردن واژه ها و عبارات مربوط که در سابقه خبر آمده بود ازجمله واژه های آمده در زیر، که امروزه بکاربردن آنها امری عادی است آسان نبود بویژه که وقت، برای ارسال اخبار به رادیو جهت پخش، کمتر از یک ساعت بود ـ رادیو سراسری ایران، هر ساعت را با پخش آخرین اخبار آغاز می کرد:
        showgirl و topless و promotional model و commercial sex و Procuring و call girl و female escort و sexual advances وsexual misconduct و sexual fondling و touching و ....
        در این روز (22 مارس 1963) افشاء شده بود كه «جان دنیس پروفیومو John D. Profumo» وزیر مشاور كابینه حزب محافظه كار انگلستان در امور جنگ [وزیر دفاع] با یك زن 21 ساله به نام كریستین كیلر Christine Keeler که توسط یک دکتر در استخر شنا آشنا شده ارتباط جنسی برقرار کرده بود و این زن، رقصیدنِ نیمه عریان در کاباره، با این و آن رفتن، مدلِ نیمه عریان در تبلیغ کالا شدن و ... را در کارنامه اش دارد. «جان پروفیومو» در زمان جنگ دوم جهانی، یک افسر ارتش انگلیس (ارتقاء یافته تا درجه سرتیپی) و دارای زن بود و بارها گفته بود که عاشق بی قرار زنش است.
        به هر حال، خبر به صورتی بسیار ساده و بدون بکار بردن کلمات ـ کلماتی که در جامعه ایران بکار بردن آنها عینا، معمول نبوده، زننده بود و اعتراض و انتقاد در پی داشت تنظیم و پخش و انتشار یافت ولی چون موضوع ادامه یافت [خبر روز شده بود]، ماهها تیتر روزنامه ها بود، عنوانِProfumo Affair به دست آورد و با همین سَرفَصل وارد تاریخ شده است و بکاربردن آن واژه ها هم به تدریج در گوشه و کنار جهان متداول شده است.
        طبق اخبار واصله وقت، پدر کریستین کیلر زمانی که او کودکی بیش نبود، خانواده را تَرک کرد، وی و مادرش در تنگدستی بودند و با دوستِ پسر مادر در یک واگن اوراقی و دورافتاده قطار راه آهن زندگی می کردند. پس از ورود به مدرسه، چون دچار سوء تغذیه بود اورا به سازمان نگهداری از چنین کودکانی انتقال دادند. کریستین سپس همزمان با رفتن به مدرسه، برای کسب مختصر درآمد، درساعات نبودن در مدرسه، در خانه ای «بچه نگهدار ـ babysitter» شد که در همینجا، پدرِ بچه به او دست درازی کرد که سرآغاز بدی برایش بود. او در 15 سالگی از یک گروهبان نیروی هوایی آمریکا حامله شد که نوزاد در کودکی درگذشت. چون زیبا بود و از نیمه عریان شدن شرم نداشت به عنوان مُدل محلی استخدام شد، به باشگاه رقص رفت و از این طریق جلب بار و کاباره شد و به استخدام درآمد و وارد دنیایی دیگر شد تا آشنایی با پروفیومو در استخر شنا و برقرارکردن رابطه با او.
        کریستین که در جریان این فعالیت هایش با مردی دوست شده بود در جریان یک تیراندازی از داخل اتومبیل، دستگیر شد و در اینجا بود که ماجرای «پروفیومو» افشا گردید.
         قضیه هنگامی به صورت یك جنجال مطبوعاتی در آمد كه معلوم شد کریستین همزمان با پروفیومو با یك افسر نیروی دریایی شوروی به نام «یِوگنی ایوانف» كه در سفارت این كشور در لندن آتاشه بود نیز ارتباط داشته و ... و این افسر بلافاصله پس از افشاء ماجرا به مسكو باز گشته بود!.
         محل دیدار وزیر جنگ كابینه مك میلان با كریستین، آپارتمان یك دكتر در محله غربی لندن بود. این دكتر از دوستان پروفیومو بود.
         حزب كارگر كه در پارلمان انگلستان نقش اقلیّت را ایفا می کرد در این زمینه از مك میلان نخست وزیر و پروفیومو وزیر کابینه او توضیح خواست كه هر دو در جلسه رسمی پارلمان قضیه را انكار كردند (که دروغ گفتن به پارلمان جرم است و مجازات دارد). پارلمان قانع نشد و از «دكتر وارد» صاحب آپارتمان استعلام كرد و وی كتبا به درست بودن اتهام اعتراف كرد.
         پروفیومو كه چنین دید پنجم ژوئن ــ ده هفته پس از افشای ماجرا ــ اعلام كرد كه اسرار نظامی ازدست نرفته و از طریق او [ارتباط مشترک او و اتاشه نظامی شوروی با کریستین] سند و مطلب محرمانه ای به دست روس ها نیافتاده است و همان روز از سمت خود كناره گیری كرد.
         چندی بعد كه مك میلان به جلسه پارلمان رفت با فریاد «كناره گیری كن، از اینجا برو و ...» نمایندگان رو به رو شد و دو روز بعد استعفای خود را تسلیم داشت و «هیوم» جای او را گرفت و به این ترتیب عُمر سیاسی یك سیاستمدار و دولتمرد قدیمی انگلستان به خاطر هوس وزیر كابینه اش و نیز گفتن دروغ به پارلمان پایان یافت. هر دو کناره گبری کردند تا محاکمه و احیانا مجازات و زندانی نشوند. پروفیومو قبلا و به دفعات عضو مجلس نمایندگان انگلستان بود
        کریستین که بعدا ازدواج کرد و دارای فرزند شد چهارم فوریه 2017 در 75 سالگی درگذشت. پروفیومو در مارچ 2006 و در 91 سالگی درگذشته بود.
        اتهامات سِکس با سوء استفاده از مقام، دست درازی و ... و بعضا مربوط به سال ها و دهه های پیش، از آن پس یک حربه برای کوبیدن رقبای سیاسی و دولتی شده است که در سال 2017 به اوج خود رسید و به رغم انتشار این قضایا در رسانه ها و داشتن نتایج نامطلوب، درس آموزی و خودداری از ارتکاب و رعایت احتیاط در دورانی جوانی و پیش از کسب مقام بالاتر نداشته است. در باره «پروفیومو اَفِرز» چندین کتاب تألیف شده است، ولی به نظر می رسد که اثر بازدارنده نداشته اند.
        
    کریستین کیلر در دو مرحله عُمر؛ در جوانی و در پیری

     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
    نامه به مولف
    نظر یک مخاطب: شورای امنیت برای حفظ صلح در جهان است و یا ایجاد جنگ و مداخله در امور داخلی کشورها و پلیس شهری شدن؟
  •   یک ایرانی مخاطب این «تاریخ آنلاین» که نوشته است در علوم سیاسی دکترا دارد و در خارج از ایران زندگی می کند درباره قطعنامه شماره 1973 مورّخ 17 مارس 2011 شورای امنیت نظراتی بیان کرده است که به لحاظ آزادی بیان و عقیده در زیر درج می شود. این نوشته 20 مارس 2011 دریافت شده است. وی نوشته است:
        
         ... رویدادهای لیبی واقعیت های جهان امروز [قرن 21] را آشگار ساخت و نشان داد که چه بازی هایی در کار و چه تغییرات و جا به جایی هایی صورت گرفته است، از این قرار:
        
         1ـ شورای امنیت که بازوی اجرایی سازمان ملل است وظیفه حفظ صلح جهانی دارد نه برپاکردن جنگ. بعلاوه، سازمان ملل حق مداخله در امور داخلی کشورها را ندارد، به عبارت دیگر پلیس داخلی یک کشور مستقل و دارای حاکمیت ملی نمی تواند باشد. با قطعنامه 1973 که لندن، پاریس و بیروت [دولت بیروت به دلیل ناپدیدشدن موسی صدر ـ روحانی شیعه] آن را پیشنهاد کرده بودند، شورای امنیت وظیفه حفظ صلح جهانی خود [نه، ملی ـ داخلی] و نیز اصل عدم مداخله در امور داخلی دولت های عضو سازمان را نقض کرده است که اگر این رویه تکرار [عادت] شود در درازمدت ممکن است به ریزش اعضای این سازمانِ ساخت قدرت های فاتح در جنگ جهانی دوم انجامد که آن سازمان را باهدف باطنی اِعمال اراده خود بر دیگران و استفاده ابزاری از آن تاسیس کرده اند. ناآرامی های لیبی موضوعی داخلی است که در همه کشورها روی داده و می دهد. دادن اندرز، همدردی اخلاقی و میانجیگری در این زمینه کافی است که گفته اند صلاح مملکت خویش خسروان دانند.
         2ـ شورای امنیت با تصویب این قطعنامه به راه تبعیض رفت که مغایر منشور ملل است. اگر چنین قطعنامه ای [برقرارکردن منطقه پرواز ممنوع و محافظت مخالفان غیر نظامی ولی مسلّح یک دولت مستقل ـ مآلا با توسل به زور] در مورد یمن که همان روز (17 مارس 2011) در آنجا بیش از 50 معترض به دست نیروهای دولتی کشته شدند و یا بحرین که نظامیان کمکی اعزامی دولت سعودی در آنجا به قلع و قمع معترضان پرداخته بودند تصویب می شد اتهام تبعیض احتمالا مطرح نمی شد. شورای امنیت حق ندارد که چند قدرت نظامی برتر را پلیس امور داخلی یک کشور مستقل دیگر کند. چرا شورای امنیت این کاررا در مورد چچنی ها، تبتی ها، ارومچی ها، کشمیری ها و ... نکرده و سراغ لیبی 6 میلیون نفری رفته است؟. در همان روز 17 مارس 2011 که این قطعنامه از تصویب گذشت، در پاکستان بیش از 30 نفر براثر اصابت موشک یک هواپیمای بدون خلبان آمریکایی کشته شدند. چرا 29 میلیون پشتون را از قبیله خود در افغانستان جدا کردند که ناراضی باشند و در پاکستان شمال غربی پایگاه طالبان و القاعده قرارگیرند. وضعیت لیبی در فوریه و مارس 2011 بی شباهت به وضعیت ایالات متحده در جریان جنگ داخلی این کشور نیست که دولتهای دیگر برغم درخواست ایالات جنوبی از مداخله خودداری کردند. ایالت های جنوبی چیزی جز استقلال داخلی (کنفدراسیون) نمی خواستند. آیا دولت واشنگتن دوست دارد که یک و یا چند دولت دیگر باقیمانده سرخپوستان آن کشوررا مسلح کنند؟ و به همین گونه تحریک مکزیکی تبارهارا که هنوز کم و بیش مدعی ایالات جنوب غربی آمریکا هستند. آیا دوست دارد که «سیبری» فروش آلاسکا توسط تزار وقت روسیه به آمریکا را غیر قانونی اعلام کند؟. آیا دوست دارد که بگویند چرا بدون مجوّز همین شورای امنیت عراق را اشغال نظامی کرد که تلفات و ویرانی وسیع به دنبال داشته است و احتمالا روی آرامش نخواهد دید؟ و همچنین در مورد افغانستان. اگر استقرار نظامی در افغانستان عمل درستی است چرا اصرارکردند که نظامیان روس خارج شوند؟. اِعمال منطقه پرواز ممنوع و محافظت از شورشیان لیبی، قطعا بمباران هوایی و حمله موشکی به این کشوررا به دنبال خواهد داشت.
         3ـ این استدلال درست نیست که بگویند شورای امنیت قبلا هم منطقه «پرواز ممنوع» برفرار عراق و بر ضد صربهای کنفدراسیون پیشین یوگوسلاوی برقرار کرده بود و این کار تازگی ندارد. عراق کویت ـ یک عضو سازمان ملل ـ را با توسل به نیروی نظامی و ایجاد تلفات و تخریب تصرف و اشغال کرده بود و صربها «کشورهای تازه استقلال یافته کنفدراسیون یوگوسلاوی» را که در قدیم هم استقلال داشتند مورد تعرض قرار داده و کشتار می کردند.
         4ـ برقراری «منطقه پرواز ممنوع» و سپردن اجرای آن به نظامیان قدرتهای بزرگتر، معنایی جز جنگ ندارد زیراکه دولت مربوط حق خود می داند که از استقلال و حاکمیت خویش دفاع کند. بعید نیست که چنین درگیری به یارگیری مجدد و جنگ منطقه ای و دگرگونی جهانی دیگری انجامد. هر دولتی مترصد است که از هر رویداد در جهت اِعمال سیاست و پیشبُرد برنامه هایش استفاده کند.
         5ـ شورای امنیت نباید آلت دست دولت لندن و دولت پاریس می شد. این دو دولت قرنها استعمارگری می کردند و شمال آفریقا در دست این دو دولت بود. روح این سیاست و تقسیم منابع ملل کوچک و بی اسلحه میان خود هنوز در دولتمردان این دو کشور باقی است [استثمار و سلطه با لباسی تازه و شاید با کمک شورای امنیت]. آیا کسی می پرسد که چرا از میان این همه ناآرامی ها، تظاهرات و اعتراضات ملل، تنها سراغ لیبی رفته اند؟. سرهنگ قذافی با اشاره و کمک آمریکا ادریس سنوسی پادشاه دست نشانده انگلستان را بیرون کرد و بعد هم پایگاه هوایی ویلوس متعلق به آمریکا در لیبی را بست. جدّ ادریس سنوسی که از حجاز به لیبی مهاجرت کرده بود موسس فرقه اسلامی سنوسی بود. ادریس تنها سلطان لیبی در طول تاریخ این کشور است که تا نیمه قرن بیستم به ترتیب مستعمره روم، عثمانی، ایتالیا، انگلستان با مشارکت فرانسه بود. استعمارگران اروپایی از فکر استثمار و سلطه خارج نشده اند و اینک در لباسی دیگر و به دست سازمان ملل و کشاندن پای آمریکا به آن. «ناتو» که قرار بود با انحلال بلوک شرق [پیمان ورشو] منحل و یا تبدیل به سازمان سیاسی شود خودرا گسترش داده و با استفاده از تداوم ضعف و فساد داخلی روسیه وارد قلمرو شوروی سابق شده، کنفدراسیون یوگوسلاوی را منهدم ساخته و اینک می خواهد همانند امپراتوری روم منطقه مدیترانه را زیر نگین داشته باشد و آن را «دریای مرکزی» خود کند و سرانجام راه ورود احتمالی روس هارا به آن ببندد. روسها در دهه یکم قرن 21 مداخله غرب (ناتو) در اوکراین، گرجستان، قرقیزستان و ... و استقرار نظامی در بالتیک شوروی [سابق] را تجربه کردند و معمّا در اینجاست که [باوجود این] چرا قطعنامه 1973 را «وتو» نکردند. جهانیان در کتابهای درسی دبیرستانی خوانده اند که در قرن 20 ایتالیا لیبی را از دست عثمانی خارج ساخت و انگلیس بعدا آن را از چنگ ایتالیا به درآورد و سازمان ملل بر این تصرف عنوان قیمومت گذارد. فیدل کاسترو که در سطح جهان شهرت انقلابی بودن را دارد و قاعدتا باید از تظاهرات مردمی و اعتراضات حمایت کند دو روز پس از آغاز ناآرامی های لیبی و شنیدن سخن از تجزیه این کشور و مسلح شدن شورشیان!، نسبت به ماهیّت گردانندگان شورش و مسلح کردن آنان و تصرف شهرها و جنگ، در مقاله ای در «گرانما» نوشت که هدف؛ نفت لیبی و استیلای مجدد غرب بر این سرزمین استراتژیک منطقه مدیترانه است ـ سرزمینی که در جریان جنگ جهانی دوم، رومل ـ فیلد مارشال آلمانی انگلیسی ها را بیرون راند و تا مصر [العلمین] دنبال کرد.
         6ـ هنگام رای گیری به قطعنامه 1973، روسیه، چین، هند، برزیل و آلمان از دادن رای خودداری کردند. چین و روسیه باید بدانند که با این کار نمی توانند جهانیان را فریب دهند. امروزی ها مردم نیمه اول قرن 20 نیستند و می دانند که این عمل روسیه و چین فریب افکار عمومی بود. اگر ساخت و پاخت قبلی در کار نبود و جرأت داشتند (!!) قطعنامه را «وتو» می کردند. این دو دولت که از قبل می دانستند قطعنامه ده رای مثبت می آورد و تصویب می شود، دولتهای لندن و پاریس را مطمئن به خودداری شان از «وتو» کردند و رای «ممتنع» دادند یعنی «هیچ». دولت مسکو در نیمه قرن 20 و در جریان جنگ کره هم به جای «وتو کردن» قطعنامه شورای امنیت، به آن رای نداد [به جای «وتو» کردن قطعنامه از دادن رای امتناع کرد] و دولت آمریکا و متحدانش ازجمله ترکیه به استناد آن قطعنامه وارد جنگ کره شدند و نظامیان آمریکا پس از گذشت 60 سال از آن زمان هنوز در کره جنوبی مستقر هستند. روسیه پس از فروپاشی شوروی، غرق در فساد اداری و باندبازی و «هرکس به فکر خویش است» شده و بعید است به جایگاه روسیه تزاری بازگردد و غرب این را می داند که تُرکتازی می کند و به این تُرکتازی ادامه خواهد داد. «ناتو» اراده روسیه را در جریان استقلال کوزوو آزمایش کرد و دید که «توخالی» است. تاکنون دولت مسکو از کوتاه آمدن هایش در قبال «ناتو» و اتحادیه اروپا چه امتیازی به دست آورده است؟، هیچ. اتحادیه اروپا چیزی جز اجتماع دولتهای مختلف الزبان و فرهنگ منطقه به سرکردگی استعمارگران اروپایی قرون و دهه های گذشته نیست و همان سلطه گری ها را [به شکلی دیگر] اِعمال می کند که کنگره برلین در قرن نوزدهم می کرد [تقسیم آفریقا و ملل دیگر میان اروپاییان]. چین شده است یک کاسب و تاجر ـ تاجر کالای ارزان و احیانا بُنجل ـ حمایت از ملل ضعیف را فراموش کرده و حرص پول می زند. می خواهد هرچه بیشتر پول به دست آورد، دیگر آن «چین مائو» نیست، خودرا اسما سوسیالیست می خواند! تا توجه توده هارا جلب کند. این دولت دیگر حتی از «تایوان» حرفی نمی زند. فراموش کرده است که قدرت های قرن 19 و اوایل قرن 20 چه به روزش آوردند و ژاپن چگونه چین را گرفت و چینی ها را قطعه ـ قطعه کرد و سوزانید. دلش خوش است که پول به قرض آمریکا داده است. کافیست که یک آمریکایی به دادگاه شکایت کند که مثلا مواد شیمیایی نادرست «درای وال» های ساخت چین [پوشش تخته ای دیوار اطاقها] اورا سرطانی ساخته و یا اسباب بازی ساخت چین فرزندش را بیمار کرده است و دادگاه حکم دهد که یک تریلیون دلار غرامت به شاکی بدهند و طلب دولت چین در یک لحظه «صفر» شود. دیدیم 31 میلیارد دلار سرمایه گذاری لیبی در آمریکا با نخستین ایستادگی پلیس لیبی در برابر شورشیان چگونه توقیف شد و این، باید درسی برای دولتهای دیگر مخصوصا کشور سعودی باشد.
         7ـ تحولات اخیر نشان داد که مقامات دولتی کشورها که طبق آمار در سراسر جهان جمعا از 40 هزار نفر تجاوز نمی کنند برای باقی ماندن بر اریکه قدرت، نان به قرض هم می دهند تا بر هفت میلیارد انسان درگیر تامین معیشت روزمره حکومت و آقایی کنند. از کدام دمکراسی دفاع می کنند؟. به من بگویند که در کدام کشور دمکراسی واقعی وجود دارد. قوانین انتخابات را همین 40 هزار مقام وضع و اجرا کرده اند تا بر سر قدرت باقی بمانند. چند سال پیش در یک شهر آمریکا از درصدی از مردم پرسیده بودند که نام اعضای شورای شهر خودرا بگویند. فقط هفت درصد اسامی همه اعضای شورا را که 11 نفر بودند می دانستند. مابقی یا نمی دانستند و یا تنها چند عضو را. در شهر «دِل» ایالت کالیفرنیا اعضای شورای شهر که کسر بودجه هم داشت برای خود صدها هزاردلار دستمزد تصویب کرده بودند!. بروید ببینید که امتیازات رفاهی و دریافتی اعضای کنگره آمریکا چقدر است. اگر دمکراسی واقعی برقرار بود که فرانسویان سارکوزی مجارستانی تبار و یهودی تغییر دین داده را رئیس جمهور خود نمی کردند و ایتالیایی ها برلوسکنی دخترباز و دارای پرونده تقلب در مالیات را.
         8ـ بدبختی روزافزون بشر امروز که وضعیتی بهتر از دو هزار سال پیش ندارد نتیجه مرگ ژورنالیسم اصیل است. نه اخبار رویدادها آنطور که باید عرضه شوند تنظیم و نه همه مسائل و وضعیت به صورتی بی طرفانه و جامع پوشش داده می شوند، مطالب دستوری و ... است و برای آماده ساختن راه اجرای سیاست ها و برنامه های قدرت ها. دیدیم که این رسانه ها چه جنجالی برسر لیبی بپاکردند تا چند عضو بزرگتر ناتو بتوانند متوسل به قدرت نظامی برضد لیبی شوند که چند دهه قبل واژه سوسیالیست را بر نام خود افزود. اگر دقت کرده باشید گزارشهای تحولات خاورمیانه توسط چند گزارشگر معیّن و تبعه دولت لندن که انگلیسی بودن از لهجه آنان پیداست تهیه و از شبکه های تلویزیونی ازجمله آمریکا پخش می شود. همین ها زمینه را هموار کردند که سران دولتهای فرانسه، انگلیس و آمریکا صریحا و علنی بگویند که قذّافی باید برود. تاکنون در جهان اینگونه سخن گفتن سابقه نداشت و می رود که روال شود. در جریان انقلاب ایران، جیمی کارتر در یک پیام محرمانه دیپلماتیک به شاه اشاره کرده بود که بهتر است فعلا ایران ترک گوید که لحنی متفاوت و ملایم و نسبتا مودبانه بود.
        
         ***
         نویسنده این نظرات در نامه خود همچنین مولف این تاریخ آنلاین را فردی «محتاط» خطاب کرده که اخبار تحولات جاری خاور میانه را منعکس نکرده است. وی خواسته است که مولف این سایت با تجربه 55 ساله روزنامه نگاری بکوشد که به سهم خود «ژورنالیسم به بیراهه رفته» را با انتقادهای سازنده افشاء کند شاید که اصلاح شود.
         پاسخ مولف: تاریخ آنلاین برای نوشتن خبر نیست. وقتی یک خبر «تاریخ» می شود که علل و نتایج آن روشن باشد. برای مثال: همین وضعیت لیبی [در این لحظه؛ 22 مارس 2011] نه علل واقعی آن روشن است و نه کارگردانان پشت پرده و .... تا نتایج نهایی آن روشن شود هفته ها و شاید ماهها و سالها طول بکشد و ای بسا به جنگی تمام عیار بیانجامد، احیانا منطقه ای شود و دولتهای مخالف و موافق کم و زیاد شوند، کشور تجزیه شود و .... به هرحال لیبی آن نخواهد بود که قبلا بود و ....

  • برای اطلاع



     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاریخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نیز در اپریل 2014 (اردیبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه یافته است.

    نسخه آنلاین: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com