Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
9 ژانويه
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 9 ژانويه
ایران
دو هزار و 530 ساله شدن پول ایران ـ سِكّه داریك = دَریک، نخستین پول رایج در جهان
دو سوي يك سكه «داريك» باقيمانده از دوران هخامنشيان

طبق بررسی های مستشرقین اروپایی [برپایه نوشته های مورخان یونان باستان كه كارهای داریوش بزرگ را دقیقا و وسیعا شرح داده اند] و تطبیق تقویم ها، پول رسمی ایران (سكه داریك = دَریک) در ژانویه سال 504 پیش از میلاد ضَرب و رایج شد و این، نخستین سکه متحد الشکل جهان که دارای وزن و عیار یکسان بود در ژانویه 2025 دو هزار و پانصد و سی ساله شده است. داریوش دستور ضَرب این سكه را در دومین روز نخستین ماه زمستان سال 504 پیش از میلاد (دیماه و یک روز پس از شب چله ـ یَلدا) داده بود که پس از چند روز آماده شده بود. سكه های داریك (گرفته شده از نام داریوش و نیز به مفهوم دارایی ـ ثروت) تا پایان عهد هخامنشیان [سلطه اسکندر مقدونی] رایج بودند. نقش تصویر رئیس کشور بر یکطرف سکه نیز از زمان داریوش مرسوم شده است.
     بسیاری از كشورها نام پول ملّی را از اسامی تاریخی گرفته اند، مثلا پول ونزوئلا از نام سیمون بولیوار، تاجیكستان از نام سامانیان (سامانی) و ... ولی نام پول ملی ایران ـ ریال ـ از اسپانیا است!، تومان هم تُرکی به معنای ده هزار است که قاجاریهِ مغول تبار آن را مصطلح کردند. این پرسش همواره مطرح بوده است که چرا نباید پول ملی ایران به نام باستانی اش «دارا ـ داریك» بازگردانیده شود؟!. تعجب مورّخان که چرا هنگام نامگذاری پول ملّی ایران، ریالِ اسپانیایی را انتخاب کرده اند باقی مانده است ـ انتخاب نام خارجی بر پول ملی کشوری که خودش مبتکر پول ملی در جهان بوده است!. پهلوی دوم مراسم دو هزار و پانصدمین سال تاسیس دولت مركزی ایران را برگزار كرد، ولی نام پول ملّی را به اسم باستانی و 2500 ساله اش «دارا ـ داریك» باز نگردانید!. اشتباه دیگر این بود که ریال ایران را از استاندارد طلا خارج کردند و دست بانک مرکزی برای چاپ اسکناس و در جریان قراردادن نقدینگی به هر مقدار که بخواهد باز شد.
    ریال ایران پس از آغاز جنگ عراق با ایران ـ نیمه سال 1359 بود که به تدریج قدرت خرید خود (خرید کالا و خدمات که ارز هم نوعی کالا است) بویژه در سال های اخیر را از دست می دهد. ارزش پول ملی را معمولا با بهای طلا (زر) می سنجند نَه با برابری آن با پول یک کشور بزرگ که بانک مرکزی می تواند مصنوعا آن را تعیین و حتی طبق سیاست روز تثبیت کند. سکه طلا پیش از سال انقلاب، 80 تا 100 تومان بود و در جریان انقلاب به 300 ـ 400 تومان رسید و در آغاز زمستان 1395 (38 سال بعد) به حدود یک میلیون و 150 هزار تومان و در 18 دی ماه 1397 به 3 میلیون و 470 هزار تومان و در دیماه 1400 در کانال 12 میلیون تومان. به گزارش نهم دیماه 1401 ایلنا (یکی از خبرگزاری های تهران) به نقل از یک عضو اتحادیه طلا و جواهر، بهای سکه طلا در این روز در آستانه ورود به کانال ۱۹ میلیون تومان بود.
نقش داريوش بزرگ که 25 قرن پيش بر سنگ کنده شده است

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سند مهمی که در تاریخ ضبط است: پاسخ شاه ایران به «صلح رومی!»
دیوکلتیان
نهم ژانویه سال 293 میلادی نرسی پسر شاپور یکم در پاسخ پیام امپراتور وقت روم که در آن تاكید كرده بود این كشور سر جنگ ندارد و جنگهای روم با دیگران بخاطر برقراری یك صلح پایدار است! كه در تاریخ به «صلح رومی» معروف شده به او نوشت تا تعبیر صلح، چنین باشد كه امپراتور روم بیان كرده است، صلحی وجود نخواهد داشت. نرسی رونوشت پاسخ خود به امپراتور روم را برای تیرداد حكمران ایرانی ارمنستان فرستاد تا فریب وعده های سیاسی رومیان را نخورد و ....
     نرسی چند ماه بعد تیرداد را كه باوجود این تذكر، به تماس مستقیم با دولت روم ادامه داده بود از شاهی ارمنستان بركنار كرد. دیوکلتیان (دیوکلسین) امپراتور روم به حمایت از تیرداد و نیز تضعیف نفوذ ایران در منطقه، ارتش خودرا روانه شرق ساخت که این ارتش در خاك سوریه امروز [در کنار رود فرات و نرسیده به حرّان] از ارتش ایران شكست خورد و عقب نشینی كرد.
     مورخان اروپایی تحریك مصریان بر ضد رومیان را كه چندی بعد آغاز شد به حساب ایران گذارده و نوشته اند كه هزینه عملیات ضد رومی مصریان از خزانه ایران پرداخت شده بود. ناآرامی مصریان بر ضد روم پنج سال طول كشیده بود.
    دیوكلتیان در آن زمان درگیر مسائل داخلی امپراتوری روم بود که سالها روی هم انباشته شده بود. وی در سالهای 293 و 294 میلادی دست به یك رشته اصلاحات داخلی در روم زده بود، و از جمله موسسات نظامی و غیرنظامی را مطلقا از یكدیگر منفك كرده بود. او رعایت سلسله مراتب را در ادارات دولتی برقرار ساخت كه مقدمه بوروكراسی امروز جهان است كه ضمن آن كسی حق نداشت مقام بالاتر از خود را دور بزند و به یک مقام عالی (بالاتر از رئیس مستقیم خود) مراجعه كند. ضوابط مالیاتی را به گونه ای ساده كرد كه تقلب در آن راه نداشته باشد. تعیین مزدها و قیمت ها را در كنترل دولت قرار داد كه مجازات نقض این دو مورد اعدام و یا تبعید بود و در ارتش، اصل اطاعت كوركورانه و محض از فرمانده را برقرار ساخت. دیوكلتیان تنها امپراتور روم بوده است كه خود را بازنشسته كرد و اول ماه می سال 305 كنار رفت و بقیه عُمر را به استراحت پرداخت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سالروز درگذشت سلیمان میرزا اسکندری سوسیالیست بنام ایران که گفت: تا مردم باسواد و آگاه نشوند حقوق برابر خود را نخواهند شناخت ...
سلیمان میرزا
سلیمان میرزا اسكندری سوسیالیست ایرانی و نخستین دبیر اول حزب توده ایران كه قبلا یك بار وزیر فرهنگ (در كابینه ای كه ژنرال رضاخان پهلوی نخست وزیر آن بود) و در چند دوره هم نماینده مجلس بود 17 دیماه سال 1322 (ششم ژانویه 1944) در تهران درگذشت.
     سلیمان میرزا در آغاز کار افکار سوسیال لیبرالیستی (سوسیالیسم ملایم و عملی، مشابه افکار هوگو چاوز و میچل باچلت) داشت كه با برادر و عمویش از اعضای «انجمن آدمیّت» بودند. وی از دسامبر 1907 «انجمن حق» را در تهران برپایه عقاید سوسیال دمكراسی (برقراری سوسیالیسم از طریق پارلمان و وضع قانون ـ نه، انقلاب) تاسیس كرد و در مجلس دوم رئیس فراكسیون حزب دمكراتیك ایران بود كه بعدا تمایلات افراطی به خود گرفت و به دفاع از عقاید مزدك ایرانی و ماركس آلمانی پرداخت و حزب سوسیالیست ایران را تاسیس كرد. درحقیقت، فعالیت های او بود که باعث شد رضاشاه پهلوی به ریشه كنی كمونست ها دست بزند و ....
     پس از حذف شدن رضاشاه (طبق نقشه انگلیسی ها) درشهریورماه سال 1320 (که 20 سال پیش از آن با کمک و طبق نقشه همین انگلیسی ها به قدرت رسیده بود)، سلیمان میرزا اسكندری در نطق معروف خود خواهان سوسیالیستی شدن تدریجی ایران شده و گفته بود كه سوسیالیستی كردن كشورهای اسلامی آسانتر است زیرا كه مالكیّت در اسلام محدود، و بهره پول و رفتار سرمایه داری (فرمول عرضه و تقاضا و به زبان دیگر؛ اجحاف و كم فروشی و هرگونه ظلم و تعدّی از این دست) مذموم و هرگونه فساد نهی شده است و بنابراین، «اسلام» کاپیتالیسم خالص (مطلق) را تایید نمی کند. وی در این نطق در عین حال گفته بود که تا مردم باسواد و آگاه نشوند و به داشتن حقوق مساوی در استفاده از منابع و امكانات وطن خود پی نبرند و ندانند که توسط شماری کم، از همنوعان استثمار می شوند و دولت هایِ شان حامی همین عدهِ کم هستند؛ «سوسیالیسم»، حقوق بشر، عدالت و «دمكراسی واقعی» را نخواهند شناخت و برای نیل به این هدف ها مبارزه نخواهند کرد. وی گفته بود كه «آزادی» به مفهوم واقعی آن نمی تواند بدون تساوی اقتصادی نسبی و از میان رفتن طبقات اجتماعی (عدالت اقتصادی ـ اجتماعی) تحقق یابد.
     «سلیمان میرزا» كه هفتم مهرماه 1320 (29 سپتامبر 1941) پیشنهاد دبیر اولی حزب توده ایران را پذیرفت در همین نطق كه ترجمه آن در دائرةالمعارف جنبش های سوسیالیستی آمده است، وجود «نشریات خوب» را عامل مهم آگاه سازی و رشد فرهنگی ـ سیاسی مردم خوانده و گفته بود که به همین دلیل است که مخالفان حقوق توده ها و نیز دولت های استعماری و سلطه گر همه کوشش خود را بکار می برند که مللِ تضعیف و استثمار شده روزنامه و مجله خوب نداشته باشند که باید با آن و با ایجاد امپراتوری های خبر و كمپانی های بزرگ انتشار روزنامه [رسانه های متعلق به آنها] مبارزه و دست آنها رو شود تا مردم (توده ها) به هدف های آنها و حقایق مربوط به ایجادشان پی ببرند. سلیمان میرزا کمپانی های بزرگ در کشورهای کاپیتالیستی را فئودال های عصر حاضر خوانده و پیش بینی کرده بود که در این کشورها، در آینده ـ این کمپانی ها و اصحاب پول خواهند بود که دولت بیاورند و دولت ببرند و قوانین و ضوابط مطابق منافع آنها تدوین خواهد شد، ولی مداخله کمپانی ها و اصحاب منافع در امور دولتی، شمشیر دو ـ دَم خواهد بود، زیراکه اجحاف، استثمار و نابرابری ها باعث احیاء آنارشیسم [که امروزه عنوان تروریسم بر آن گذارده شده است] خواهد شد.
     وی در این نطق تاکید کرده بود که به تشخیص او، یكی از مسائل ایرانیان این است كه علاقه به خواندن كتاب را از دست داده اند كه وزارت فرهنگ (دولت) اگر بخواهد هموطنان روشن شوند و فریب تحریكات بیگانگان و فرومایگان داخلی را نخورند باید روشی در پیش گیرد تا مردم ما هم به کتابخوانی عادت کنند و امر تألیف مورد حمایت دولت قرار گیرد و كتابخانه های عمومی صد برابر و شبانه روزی شوند.
     «نوربرتو بوبیو» فیلسوف و تاریخدان معاصر ایتالیا که یک لیبرال سوسیالیست بود و در ژانویه سال 2004 در 94 سالگی فوت شد در پی فروپاشی شوروی و تعدیل سیاست های کمونیست های ایتالیا، از نظرات سلیمان میرزا تجلیل کرده و گفته بود که اگر سوسیالیسم برپایه روش ها و اندرزهای سلیمان میرزا پیاده شده بود نه بشریت گام به انحطاط ـ بیش از آن ـ می گذاشت و نه آن فرضیه [سوسیالیسم] شکست می خورد و امید توده ها نقش برآب می شد.
     باید دانست كه نخستین حزب كمونیستی ایران در سال 1299 (1920 میلادی) و سه سال پس از انقلاب بلشویكی روسیه در بندر انزلی (گیلان) تاسیس و آغازبكار كرده بود. بنابراین، حزب توده نخستین حزب حزب مارکسیستی ایران نبوده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اساسنامه سال 1331 شورای عالی فرهنگ: تجلیل و حمایت از خادمان فرهنگ
18 دی ماه 1331 دكتر مصدق اساسنامه تازه شورای عالی فرهنگ مركب از 16 عضو كه هشت نفرشان انتخابی بودند و نباید كمتر از 40 سال سن و ده سال تجربه در امور فرهنگی داشته باشند امضا كرد و دستور اجرای آن را داد.
     طبق اساسنامه، این شورا به منظور نظارت بر همه شئون فرهنگی كشور، توسعه امور فرهنگی، اصلاح مقررات و آیین نامه های فرهنگی و آموزش و پرورشی، تجلیل و محافظت از مفاخرملی، معرفی و تجلیل و حمایت از آنانكه خدمات فرهنگی می كنند (ادیبان، دانشمندان، اندیشمندان، اهل قلم و فرهنگیان)، اهتمام در تهذیب اخلاق و ... به وجود می آمد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
گسترش تظاهراتِ دیماه 1356 قم، جرقّه انقلاب و سرآغاز تغییر نظام حکومتی ایران ـ نامه ساختگی رشیدی مطلق؛ گاف بزرگ دولت وقت
اعتراض و تظاهرات طلّاب و مدرّسان مدارس علوم دینی قم که از غروب 17 دیماه 1356 آغاز شده بود 19 دیماه این سال (نهم ژانویه 1978) به اوج خود رسید و ادامه یافت. این رویداد در پی انتشار یک نامه اهانت آمیز به مرجع مذهب شیعه به امضای مستعار «احمد رشیدی مطلق» در روزنامه اطلاعات آغاز شده بود. این نامه از طریق مقامات دولتی مربوط به این روزنامه تحمیل شده بود. رسیدن این روزنامهِ ـ در آن زمان «یک روزنامه عصر» به شهر قم و توزیع آن در ساعت 4 بعد از ظهر در این شهر، طلّاب را خشمگین و به خروش آورده بود. 17 دیماه همچنین سالروز اعلام کشف حجاب بود که روحانیون از زمان اعلام آن، مخالفت کرده بودند و طبق معمول، رادیوتلویزیون دولتی در 17 دیماه 1356 مطلبی تبلیغی درباره آن پخش کرده بود. طلّاب از غروب 17 دیماه تا عصر روز بعد به منازل آیات عظام مراجعه و درخواست صدور فتوا و اعلامیه ضد دولتی و توجیه اعتراض و تظاهرات را کرده بودند.
    تظاهرات طلّاب و مدرّسان علوم دینی با شعارهای تُند که از غروب 17 دیماه 1356 در خیابانهای قم به راهپیمایی دست زده بودند روز بعد (18 دیماه) گسترش و ادامه یافت و 19 دیماه به اوج رسید که در این روز 6 کشته و 9 زخمی داشت. با این تظاهرات، جرقّه انقلاب زده شد که 11 ماه و 5 روز بعد به پیروزی رسید و نظام حکومتی تغییر یافت. در تظاهرات 18 دیماه 1356 قم، تظاهرکنندگان به دفتر حزب رستاخیز حمله برده بودند.
     اعتراض ها و تظاهرات 17، 18 و 19 دیماه 1356 شهر قم به تدریج به صورت یک بپاخیزی عمومی درآمد. دو هفته بعد (یکم اسفند) شماری از تبریزیان به خیابانها ریختند که تظاهرات آنان با تیراندازی مأموران رو به رو شد و در آن روز 6 تن کشته و 125 نفر دیگر مجروح شدند. برکناری روسای پلیس قم و تبریز که متهم به پیشگیری نکردن مؤثر از تظاهرات شده بودند، تاثیر نداشت. سپس گروهی از مردم شهر مشهد به تظاهرات پیوستند و به تدریج سایر شهرها ازجمله تهران و تظاهرات از هفتم فروردین 1357 سراسری شد و گسترش و ادامه یافت.
     تنظیمِ نامه به امضای مستعار و جعل شدهِ «احمد رشیدی مطلق» و چگونگی تحمیل آن از سوی دولت وقت به روزنامه اطلاعات جهت انتشار در صفحه «نظرها و اندیشه ها ـ نامه به سردبیر» كه نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران بوده و آغازگر دوره ای تازه بشمار آمده است و این كه چه نیروهایی پشت آن قرار داشتند تا انتشار یابد، موضوعی است بسیار مفصّل و هنوز تا حدّی مبهم و نامکشوف! و تاریخ نگاران انتشار این نامه را «جرقهِ انقلاب ایران» نوشته اند که مائو تسه دونگ پنج دهه پیش از آن اشاره به چنین جرقه هایی کرده بود که تفصیل آن در «تاریخ نظرات» آمده است. با نتایج ناشی از انتشار نامه ساختگی «رشیدی مطلق» یک بار دیگر این جملات مائو تسه - دونگ که آن را در زمستان 1930 بیان داشته بود و در دفترچه جملات قصار او مندرج است مصداق یافت:
     "فراموش نكنید كه یك جرقه صحرایی را آتش می زند و سوختن بوته های خشك همه جا را به آتش می کشاند و صحرا منظره نوینی به خود می گیرد که اگر دقّت بکارنرود و تدابیر لازم بکار گرفته نشود منظره تازه ممکن است بهتراز قیافه سابق نباشد.".
    غلامحسین صالحیار (متوفی در آذرماه 1382) سردبیر وقت روزنامه اطلاعات چون نتوانست از انتشارِ آن نامه تحمیلی جلوگیری کند که وزیر مربوط وقت [امروزه؛ وزارت اردشاد] آن را به یک معاون سردبیر آن روزنامه داده بود تا جهت چاپ به او [سردبیر] بدهد خودرا به بیماری زد و دستیارانش که توان مقاومت کمتری داشتند در غیاب وی مجبور به چاپ کردن نامه شدند. با اینکه از آن زمان دهها سال گذشته است هنوز درباره آن نامه به طریق دانشگاهی و سکالستیک پژوهش صورت نگرفته است! و انتشار خاطرات افراد و نظراتشان نمی تواند کافی و همه جانبه باشد.
    به اظهار نزدیکان به دولت وقت، شاه (پهلوی دوم) از برنامه رادیویی «نهضت روحانیّت» که از سوی دفتر آیت الله عظمی خمینی در نجف (عراق) تهیه و تنظیم و از عراق پخش می شد نیز ناراحت بود. مطالب این برنامه رادیویی که مدیر و مجری آن حجت الاسلام سید محمود دعایی ـ از اعضاء دفتر آیت الله خمینی در نجف بود، در خبرگزاری پارس ـ خبرگزاری دولت ـ پیاده می شد و در بولتن ویژه این خبرگزاری قرار می گرفت که برای مشاهده شاه به نیاوران و چند مقام ردیف بالا ارسال می شد. خبرگزاری پارس دو بولتن از این دست داشت؛ بولتن اخبار غیر منتشره و بولتن اخبار و مطالب ویژه که بولتن اخبار ویژه عمدتا حاوی مطالب ضد سلطنت، ضد دولت و افشاگری های ویژه رادیوهای خارج و افراد تبعید شده و خودتبعیدی ها و رسانه های خارج بود.
    به نوشته برخی مورّخان، درگذشت مشکوک مصطفی خمینی فرزند 47 ساله آیت الله عظمی خمینی در نجف در ششم آبان 1356 و انتشار (دهان به دهان) خبر آن در ایران و متهم شدن ساواک به دست داشتن در آن، در آغازشدن اعتراض ها و تظاهرات قم بی تأثیر نبود.
     «مورّخان» انتشار نامه ساختگی به امضای رشیدی مطلق؛ در روزنامه اطلاعات ـ را در ردیف آن دسته از گاف های تاریخی بزرگ قرارداده اند كه نتایج دگرگون كننده داشته اند. گاف صدام حسین در اشغال نظامی كویت در همین ردیف قرارداده شده است و .... همچنین گاف هیتلر در تعرّض نظامی به شوروی، مداخله نظامی آمریكا در اختلافات داخلی ویتنامی ها در دهه 1960 و ....
    
کُپیِ تیتر نامه جعلیِ «احمد رشیدی مطلق» که دولت وقت آن را برای انتشار به روزنامه اطلاعات تحمیل کرده بود

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در سال 1391 در ایران هر ساعت ده میلیارد تومان اسکناس تازه چاپ و عرضه می شد! ـ عبور نقدینگی در آن سال از مرز 415 هزار میلیارد تومان
سند تاریخ:
    تهران ـ دهم دیماه 1391 = 30 دسامبر 2012 ـ ایلنا (کُد خبر: 32467): افزایش حجم نقدینگی در مهرماه 1391 درحالی از مرز 415 هزار میلیارد تومان گذشت كه این رقم در پایان شهریورماه آن سال، 402 هزار میلیارد تومان اعلام شده بود. طبق اعلام بانک مرکزی، حجم نقدینگی در شهریورماه سال 1384 (7 سال پیش از آن) حدود 78 هزار میلیارد تومان (با رشد 14.5 درصد) بود که این رقم در مهرماه 1391 به 415 هزار میلیارد تومان رسید.
     به گفته كارشناسان اقتصاد، از آنجا كه منشأ تزریق نقدینگی [به جریان گذاشتن پول تازه؛ اسکناس، چک بانک و هرگونه انتقال دیجیتالی پول] در ایران، دولت و بانک مرکزی است ـ دولت برای جبران کسری بودجه اقدام به فروش دلارهای نفتی به بانك مركزی كرده و بانك مركزی نیز دربرابر خرید این دلارها، «ریال» در دسترس قرار می دهد كه این امر به افزایش نقدینگی [تورّم پول و در نتیجه افزایش قیمت کالا، خدمات و مستغلات] دامن می زند.
     این کارشناسان گفته بودند تردید نیست كه کسری بودجه دولت ناشی از بی انضباطی مالی است (یارانه نقدی، مسکن مِهر و اِسراف). این بی انضباطی سبب شده است كه، بانک مرکزی [در آن زمان] در هر ساعت به طور متوسط 10 میلیارد تومان نقدینگی به اقتصاد تزریق کند.
     كارشناسان اقتصاد هشدار داده بودند كه نرخ رشد نقدینگی به آن صورت برای اقتصاد كشور مشكل ایجاد می کند و باید راه حل یافت [که تداوم کاهش ارزش ریال ایران به صورت یک مسئلهِ بزرگ کشور در خواهد آمد و حل آن دشوار].
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دادن وام کلان تنها با گرفتن یک سفته! ـ سهل انگاری در دادن وام بانکی ـ اگر به اندرز دیماه 1391 حجت الاسلام اژه ای عمل شده بود ...
تهران ـ خبرگزاری مِهر: حجت الاسلام غلامحسین محسنی اژه ای سخنگوی قوه قضائیه [سخنگوی وقت] در چهل و دومین نشست خود با رسانه ها (دیماه 1391) با اشاره به مفاسد اقتصادی اظهار داشت:
    "ممکن است مفاسد اقتصادی به اشکال مختلف بروز کند و ما از مسئولان اجرایی در قسمتهای مختلف می خواهیم که نظارت و دقت بیشتری داشته باشند تا شیطان صفتان وارد نشوند و کارمندان را به جرم نکشانند. باید از زمین خواری، اختلاس و پولشویی [مانی لاندری] جلوگیری شود.".
    اژه ای در این مصاحبه درباره وام های کلان گفت: رئیس جمهور اعلام کرده است که برخی از بدهکاران، خُرد هستند، پاره ای برای فعالیت واقعی وام گرفته اند اما به علت نوسانات بازار قادر به بازپرداخت وام خود نیستند و شماری هم متقلّبانه پول را گرفته و آن را پس نمی دهند. در مورد هرکدام از این سه دسته، باید نخست، از بانک مرکزی، وزارت اقتصادی و دولت پرسید چرا وثیقه مناسب برای بازگشت پول ها در اختیار ندارند. شاید بتوان گفت اولین خلاف این است که پولها به شیوه ای داده شد که قابل برگشت نیست!.
    اژه ای افزود: در برخی بانکها مبالغ کلانی وام داده شده است و تنها یک سفته با امضای مدیر یک شرکت که ممکن است هر آن عزل شود، گرفته شده است. درست است که آن شرکت حقوقی است اما یک اعتبار سنگین را که با یک سفته واگذار نمی کنند!. به علاوه، برای وصول مطالبات ابزار مختلفی وجود دارد، چرا از آنها استفاده نمی شود؟. چرا از سال 1382 تاکنون، وام معوقه [9 ساله] باید وجود داشته باشد که تا این زمان که در سال 1391 هستیم اقدامات برای وصول پول ها انجام نشده است؟!.
    اژه ای گفت که باید دید که تا چه میزان، بانکها از بدهکاران خود شکایت کرده اند؟، در مواردی گزارش دستگاههای نظارتی و اطلاعاتی باعث شده است که دادستان به عنوان مدعی العموم وارد قضیه شود!.
    وی گفت: بانکها و موسسات مالی موظف اند درباره متقاضی وام، اعتبارسنجی کنند واگر فرد دارای معوّقات بانکی باشد؛ محرومیت و محدودیت برای او منظور شود تا نتواند دوباره وام بگیرد اما متاسفانه دیده شده است که این افراد باردیگر از همان بانک و یا از بانکی دیگر وام می گیرند!.
    دادستان کل کشور در مورد پرونده فساد مالی [در اشاره به یک شرکت] گفت که در این [یک] مورد یک طرف قضیه بانک بود. آن شرکت معوقه زیادی نداشت اما تمام وام ها را با زد و بند گرفته بود. در آذرماه سال 1387 رئیس جمهور نامه ای به رئیس قوه قضائیه نوشت و مطالبی را در مورد زمین خواری و تصاحب به زور اموال اعلام کرد. پس از آن، یک فهرست 250 نفره به عنوان لیست مفسدان اقتصادی در بیرون مطرح شد که بلافاصله به بازرسی کل کشور و دادگستری ها اعلام کردیم که این لیست بررسی شود همزمان نیز کمیسیون اصل نود [مجلس] پیگیر این موضوع بود که با آنها نیز تعامل داشتیم. اسامی دیگری را نیز از آنها (کمیسیون اصل 90) دریافت کردیم. با حساسیت قضیه را تعقیب کردیم که برخی حکم گرفتند و برخی دستگیر شدند، بعضی هم ـ طبق گزارش بعدی دولت ـ دارای پرونده معوقه بانکی نبودند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
یک معمای بزرگ مالی: 7 میلیون و 600 هزار وام پس داده نشده ـ استفاده از وامها در معاملات ارز و طلا و ... طبق گزارش دیماه 1391
تهران ـ 17 دیماه 1391 (مصادف با ششم ژانویه 2013): خبرگزاری مجلس شورای اسلامی از قانع نشدن اکثریت نمایندگان از پاسخ‌های شمس‌الدین حسینی وزیر اقتصاد و دارایی [وقت] به سؤال یکی از نمایندگان خبرداد. نماینده شهر قم از این وزیر اقتصاد و دارایی جمهوری اسلامی در مورد علل عدم اخذ معوقات بانکی (پس ندادن وامهای دریافتی) بویژه از افرادی که تسهیلات سنگین (وام کلان) دریافت کرده‌اند‪»‬ سؤال کرد.
    وزیر اقتصاد و دارایی [وقت] در جریان پاسخ به سؤال نماینده قم در مورد معوقات بانکی همچنین گفت که هفت میلیون و 600 هزار پرونده تسهیلات مالی (وام) برگشت داده نشده به بانک‌های دولتی وجود دارد!. به گفته حسینی نیمی از این معوقات بانکی خُرد (نسبتا کوچک) و نیم دیگر بالای 10 میلیارد تومان است.
    شمس الدین حسینی افزود که نام 200 نفر از افرادی که بیشترین بدهی پرداخت نشده به سیستم بانکی را دارند در اختیار کمیته ویژه قرار گرفته و از این کمیته خواسته شده است که تا قبل از رسیدگی به پرونده آنان نامشان را فاش نکند!. این کمیته‌ی خارج از سه قوه دولتی (مقننه، اجرایی و قضائیه) از سال 1388 برای وصول مطالبات معوّق بانکی سرگرم کار است.
    به گفته وزیر اقتصاد و دارایی وقت 10 درصد از کل معوقات بانکی مربوط به شرکت‌های دولتی همچون شرکت پشتیبانی امور دام، ایران خودرو و خودروسازی سایپا است که در حدود 60 هزار میلیارد ریال است. وی اظهار کرد که بخش دیگری از معوقات (وام های بازپرداخت نشده) مربوط به صنعتگران بخش خصوصی (غیر دولتی) است که بدهی کلان بانکی دارند و بانک‌ها علیه آن‌ها اقامه‌‌ی دعوا کرده‌اند.
    پاسخ‌های حسینی، نماینده سوال کننده را قانع نکرد و توضیحات وزیر به رای گذاشته شد. بر اساس رای‌گیری صورت گرفته نمایندگان از پاسخ‌ها راضی نشدند و به وزیر اقتصاد و دارایی [وقت] کارت زرد دادند. این دومین کارت زرد مجلس ایران به شمس‌الدین حسینی بود. طبق آیین نامه مجلس شورای اسلامی، اگر پس از طرح سوال از وزرا، نمایندگان از پاسخ‌ آنها قانع نشوند به وزیر مربوط کارت زرد داده خواهد شد. هر وزیری که در دوران مسولیت‌اش سه کارت زرد دریافت کند به تصمیم مجلس استیضاح خواهد شد.
    نماینده قم با قانع کننده ندانستن پاسخ‌های وزیر اقتصاد و دارایی پرسید که چرا نسبت به دریافت معوّقات بانکی فردی که هواپیمای اختصاصی و 12 هزار میلیارد تومان سرمایه دارد، اقدامی صورت نگرفته است؟!. این نماینده با متهم کردن مسوولان دولتی به کم‌کاری و انجام ندادن وظایف همچنین گفت: «چرا باید فردی که میلیاردها پول برای فوتبال هزینه می‌کند بدهی‌اش را به سیستم بانکی پس ندهد؟.».
    قبلا از وزیر اقتصاد و دارایی [وقت] نقل شده بود که گفته بود گروهی دیگر از بدهکاران بانکی، این تسهیلات (وام) دریافتی را در بازار سکه و ارز و مسکن وارد کرده‌اند!.
    محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور وقت 24 آذرماه (14 دسامبر 2012) در یک سخنرانی در خراسان گفته بود که کشور با هیچ‌گونه کمبود مالی روبرو نیست و مشکل اصلی تنها معوقات بانکی (پس ندادن بدهی ها) است. وی تاکید کرده بود که 300 نفر 60 درصد پول‌های کشور را در جیب خود گذاشته‌اند و پس نمی‌دهند.غلامحسین الهام، سخنگوی دولت وقت در همین زمینه اعلام کرده بودکه از دو سال پیش دولت اسامی بیش از 600 نفر از بدهکاران بانکی را در اختیار قوه قضائیه گذاشته است. الهام افزوده بود که در این زمینه رئیس‌جمهور و دیگر بخش‌های دولتی نیز به مقامات قضایی نامه نوشته اند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دیماه 1391 ـ خبرگزاری فارس: در جمهوری اسلامی ایران 500 دانه درشت 35 هزار میلیارد تومان بدهی به بانک هارا پس نمی دهند!
تهران ـ خبرگزاری فارس ـ 17 دیماه 1391 (7 ژانویه 2013): یک مقام مسئول شبکه بانکی گفت که بر اساس آخرین گزارشها و برآوردهای «کارگروه» رسیدگی به مطالبات معوّق بانک‌ها [در وزارت اقتصاد]، شمار بدهکاران اصطلاحا «دانه درشت» سیستم بانکی کشور حدود 500 نفر است.
    این مقام افزود: بر اساس این بررسی‌ها، 50 درصد مطالبات معوق بانک‌ها مربوط به این افراد بوده که بالغ بر رقمی حدود 35 هزار میلیارد تومان می‌شود.
    به گفته این مقام مسئول، این بدهکاران ترکیبی از افراد حقیقی و حقوقی بوده که البته نسبت افراد حقوقی (شرکت و ...) در این فهرست بیش از افراد حقیقی است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
میوه وارداتی قاچاق در بازار تهران به گفتهِ رییس اتحادیه بارفروشان در دیماه 1391
یازدهم دیماه 1391 علی حاج فتح علی رییس اتحادیه بارفروشان در گفتگو با خبرنگار ایلنا گفت: متاسفانه قیمت میوه در سطح شهر با 35 درصد افزایش نسبت به فاكتورهای صادرشده ارائه می شود. او خواست که در خصوص قیمت ها و تنظیم بازار، مامورین وزارت صنعت، معدن و تجارت كنترل بیشتری در سطح شهر داشته باشند.
    وی در عین حال گفت: هم اكنون یك نوع نارگیل و موز وارداتی و میوه هایی نظیر آوكادو و ... كه در تهران به چشم می خورد از طریق قاچاق وارد كشور شده اند.
    [Avocado که بومی مکزیک است در برخی کشورها در ردیف سبزی ها رده بندی می شود. Avocado در لغت به معنای شیئی بیضوی شکل است و در قرن پانزدهم اروپاییان از طریق مهاجران به قاره غربی با آن آشنا شدند.].
    تا چند سال پیش آوكادو در ایران مصرف نداشت و در بازار دیده نمی شد و بسیاری از ایرانیان حتی نام آن را نشنیده بودند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
قطع سوخت رسانی به هواپیماهای برخی شرکت های داخلی ایران که بدهی خودرا نپرداخته بودند از 18 دیماه 1391
به گزارش خبرگزاری ایسنا ـ تهران، شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران به شرکت های هواپیمایی داخلی خبرداده بود که از بامداد دوشنبه (18 دیماه 1391 = 7 ژانویه 2013) به بعد، سوخت در شرایطی در اختیار این شرکت‌ها قرارخواهد گرفت که بدهی گذشته خود را تسویه و برای دریافت سوخت قرارداد تازه برپایه نرخ جدید سوخت امضا کرده باشند.
    در پی این ابلاغیه، و با قطع سوخت رسانی از بامداد دوشنبه، شماری از پروازهای داخلی در ایران از ساعت 9 بامداد این روز بدون اطلاع قبلی لغو شد.
     از آذرماه 1391 بهای هر لیتر سوخت هواپیما برای پروازهای داخلی ایران 700 تومان و برای پروازهای خارجی 2120 تومان شده است. شرکتهای هواپیمایی داخلی گفته بودند که توان پرداخت بدهی‌های خود به شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی را به طور یکجا ندارند. حال آنکه در پی افزایش بهای سوخت، بهای بلیت هواپیما نیزدر مواردی بیش از دو برابر شده است.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مرگ 4 هزار و 460 تهرانی در سال 1391 از ذرّات معلق در هوای شهر ـ علل آلودگی از جمله کیفیت ضعیف خوروها و بنزین
تهران ـ 16دی ماه 1391 (مصادف با پنجم ژانویه 2013): عماد حسینی، عضو کمیسیون انرژی هشتمین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی ایران در اظهار نظر خود درباره آلودگی هوای تهران و به همین سبب یکی دو روز تعطیل بودن مدارس و ادارات دولتی این شهر گفت که درسال 1390 نزدیک به 4500 شهروند تهرانی قربانی آن شدند.
    این نماینده هشتمین دوره تقنینیه گفت که احتمالا دو عامل؛ کیفیت ضعیف خودرو‌ها و ضعف کیفیت بنزین و ازدیاد تردّد چنین خودروهایی با چنان بنزین در کلان شهر‌ها آلودگی هوارا افزایش داده باشد.
    به گفته این نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی، نیروگاهها و کارخانه‌های صنعتی از دیگر عوامل مهم در آلودگی هوای پایتخت هستند. طبق آمار، روزانه 60 میلیون لیتر مازوت در نیروگاه‌ها و کارخانه‌های صنعتی تهران مصرف می‌شود.
    عماد حسینی ضمن انتقاد از کیفیت ساخت خودروهای داخلی گفت چون یک برنامه‌ریزی دقیق و منسجم وجود ندارد، خودروها فاقد استاندارد مورد نظر برای مصرف سوخت و آلوده نساختن هوای محیط هستند. به نظر او، خودروهای وارداتی به ایران هم از سوخت‌هایی استفاده می‌کنند که استاندارد آنها متعلق به پیش از دهه 1990 است و این موضوع می‌تواند آلودگی را تشدید کند.
    خبرگزاری مِهر نیز در همین روز در گزارشی به نقل از مشاور وزارت بهداشت جمهوری اسلامی نوشت که در دومین هفته دیماه 1391 در پی افزایش آلودگی هوای تهران مراجعه بیماران قلبی به بیمارستان‌ها به میزان 30 درصد افزایش یافته بود. این مشاور وزارت بهداشت رقم دقیق تلفات تهران از ذرّات معلق در هوا را به دست داد و گفت که در سال 1390 هجری خورشیدی چهار هزار و چهارصد و شصت نفر در تهران بر اثر استنشاق ذرّات معلق در هوا جان سپردند.
    خبرگزاری فارس (تهران) ضمن یک گزارش خود درباره آلودگی تهران که هفتم ژانویه 2013 انتشار یافت نوشته بود که ساکنان پایتخت (تهران) در 10 سال گذشته تنها 200 روز از هوای پاک برخوردار بودند و مابقی روزها را در هوای ناسالم و یا در شرایط هشدار سپری کردند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تخلّف مالی در ساخت فرودگاه بین المللی امام خمینی (تهران) به گزارش دیوان محاسبات
دویچه وله (صدای جهانی آلمان): با انتشار گزارش دیوان محاسبات از تخلف‌های مالی و سوءمدیریت در پروژه احداث «فرودگاه بین المللی امام خمینی»، مدیر شرکت فرودگاه‌های جمهوری اسلامی ایران از بررسی این تخلف‌ها خبر داد. سابقه این موضوع به دو دهه پیش باز می‌گردد.
    محمود رسولی‌نژاد مدیر عامل شرکت فرودگاه‌های کشور درباره این گزارش دیوان محاسبات گفته است که این تخلف‌ها به 17 ـ 18 سال پیش مربوط می‌شود و به مُجری کنونی ساخت فرودگاه ارتباطی ندارد. او ابراز اطمینان کرده است که دولت تخلف‌های اعلام شده از سوی دیوان محاسبات را پیگیری خواهد کرد و شرکت فرودگاه‌های کشور در حال بررسی این موضوع است.
    دیوان محاسبات جمهوری اسلامی ایران در بخشی از گزارشی که به عملکرد وزارت راه و شهرسازی اختصاص دارد به تخلف‌هایی در پروژه ساخت «فرودگاه بین المللی امام خمینی» تهران پرداخته که ظاهرا با گذشت حدود دو دهه به آنها رسیدگی نشده است.
    در این گزارش که متن آن پانزدهم دی‌ماه 1392 (پنجم ژانویه 2014) در رسانه‌های ایران منتشر شد از جمله به نقص‌های چشمگیری در ساخت برج مراقبت و باندهای فرودگاه، و نیز بلااستفاده ماندن و از بین رفتن ماشین‌آلات و تجهیزاتی اشاره شده که زیانهای مالی قابل ملاحظه در پی داشته است. همچنین «خرید اقلام مازاد بر نیاز و غیرضروری طرح و بلااستفاده ماندن و از بین رفتن این اقلام در انبار فرودگاه».
    بررسی‌های دیوان نشان می‌دهد که قرارداد کارهای تاسیساتی اعم از برقی و مکانیکی که در سال 1376 برای یک سال امضا شده بود به شکل غیرقانونی به هشت سال تبدیل شد و رقم آن نیز 79 درصد افزایش یافت.
    «محاسبه و پرداخت بابت انجام غیر واقعی در احداث پروژه باند جنوبی فرودگاه» از دیگر تخلف‌های این پروژه بوده که در گزارش دیوان محاسبات آمده است.
    دیوان محاسبات در گزارش خود اشاره به وضعیت نامناسب سطوح پروازی به علت زیرسازی و رویه نامناسب باند فرودگاه و همچنین زهکشی نشدن باند فرودگاه برای جمع‌آوری آبهای سطحی دارد که برطرف کردن آن نیز میلیاردها تومان هزینه اضافی در بر داشته است.
    باید در نظر داشت که در آن زمان (اوایل دهه‌ی 1370) بهای هر دلار آمریکا بیش از 145 تومان نبود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
حمله انتقامی با موشکِ نقطه زن از ایران به 2 پایگاه نظامی آمریکا در عراق در ژانویه 2020، تیتر اول روزنامه های کشور


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اظهارات نوزدهم دیماه 1399 رهبری درباره حضور در منطقه، قدرت موشکی، تحریم و واکسن کرونا
به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی، وی جمعه نوزدهم دیماه 1399 در سخنانی به مناسبت سالروز قیام 19 دی 1356 مردم قم، که از تلویزیون پخش شد بر ضرورت حراست از یاد و نام این قیام تعیین‌کننده و مضمون دینی و ضدّ امریکایی آن تأکید کرد و با افتخارآمیز خواندن تولید واکسن کرونا در کشور، گفت: حضور منطقه‎ای و ثبات‌آور و افزایش قدرت دفاعی و موشکی ایران ادامه خواهد یافت. در مورد برجام هم ما اصرار و عجله‌ای برای بازگشت امریکا نداریم، مهم این است که تحریم‌ها فورا و کاملا برداشته شوند.
    آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به سخنان صریح یک کارشناس معروف آمریکایی گفت: آمریکایی‌ها تا هنگامی که بر منطقه سلطه نیابند، منافع خود را در ایجاد بی‌ثباتی در ایران، عراق، سوریه، لبنان و دیگر کشورهای منطقه جستجو می‌کنند.
    رهبر انقلاب اسلامی، معنا و منطق حضور منطقه‌ای ایران را تقویت دوستان و طرفداران جمهوری اسلامی خواند و گفت: حضور جمهوری اسلامی در منطقه «ثبات‌آفرین» و موجب رفع بی‌ثباتی است همچنان‌که در سوریه و عراق این واقعیت را همه دیدند. بنابراین، این حضور، قطعی است و باید وجود داشته باشد و خواهد داشت.
    آیت‌الله خامنه‌ای با یادآوری تجربه تلخِ ناتوانی کشور درمقابل حملات هوایی صدام، خاطرنشان کرد: ایران آن روزها در مقابل موشکباران و بمباران تهران و شهرهای مختلف ناتوان و بی‌دفاع بود و جمهوری اسلامی حق نداشت کشور را در آن شرایط نگه دارد.
    وی با یادآوری نمونه‌هایی از قدرت دفاعی امروز ایران، مثل ساقط کردن پرنده متجاوز آمریکایی در آسمان ایران و یا در هم کوبیدن پایگاه عین‌الاسد، گفت: دشمن در مقابل این واقعیت ها ناگزیراست قدرت و توانایی‌های دفاعی ایران را در محاسبات و تصمیمات خود در نظر بگیرد.
    رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود به مسئله پُرتکرار دیگری در افکار عمومی یعنی برجام، و کنار گذاشتن بخشی دیگر از تعهدات و آغاز غنی‌سازی 20 درصد اشاره کرد و گفت: این بحث را مطرح می‌کنند که آمریکا به برجام برگردد یا برنگردد؟. جمهوری اسلامی هیچ اصرار و عجله‌ای برای بازگشت آمریکا به برجام ندارد، بلکه مطالبه منطقی ما رفع تحریم‌ها و بازگرداندن حق غصب‌شده ملّت است که این وظیفه آمریکا و اروپایی‌های دنباله‌‎رو آن است. اگر تحریم‌ها برداشته شود بازگشت آمریکا به برجام معنا می‌دهد. البته موضوع خسارت‌ها که جزو مطالبات ما است در مراحل بعدی دنبال خواهد شد، اما بدون رفع تحریم‌ها بازگشت آمریکا به برجام حتی ممکن است به ضرر کشور ما هم باشد. در این موارد به مسئولان در قوای مجریه و مقننه گفته شده که با دقت و رعایت کامل ضوابط پیش بروند.
    آیت الله خامنه ای با تشکر از وزارت بهداشت و دست‌اندرکاران تولید واکسن آزمایش‌شده برای مقابله با کرونا، این واکسن را مایه افتخار و عزت کشور خواند و در ادامه سخنان خود، ورود واکسن آمریکایی و انگلیسی به کشور را ممنوع اعلام کرد و گفت: آمریکایی‌ها اگر توانسته بودند واکسن تولید کنند این افتضاح کرونایی در کشورشان به‌وجود نمی‌آمد که در یک روز حدود 4 هزار نفر تلفات داشته باشند. ضمن اینکه، اساساً به آنها اعتمادی نیست و گاهی ارسال این واکسن‌ها برای آزمایش بر روی ملت‌ها است. با سابقه‌ای که فرانسوی‌ها در قضیه خونهای آلوده دارند، به آنها هم خوش‌بین نیستم، اما تهیه واکسن از کشورهای دیگر هیچ مشکلی ندارد.
    اظهارات آیت الله خامنه ای تیتر صفحات اول روزنامه های تهران شماره شنبه بیستم بود. کُپی تیترهای چند روزنامه به عنوان نمونه:
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو اندیشه
مدینه فاضله رابرت اوِن OWEN‏‏ پدر سوسیالیسم تعاونی
رابرت اون OWEN‏‏, اسكاتلندی و یكی از بانیان «سوسیالیسم» در این روز از ژانویه سال1825 میلادی 30هزار هكتار زمین درایالت ایندیانا از دولت واشنگتن خریداری كرد تا در آنجا جامعه نوین (مدینه فاضل) خود را بسازد.
    «اون» كه در تاریخ عقاید ، یكی از پدران سوسیالیسم به شمار می رود فرضیه خود را پیروزمندانه در منچستر انگلستان پیاده كرده بود. «اون» كه مدیر یك كارخانه ریسندگی و بافندگی بود. در منچستر بر پایه عقاید خود شهركی ساخته بود كه مجهز به همه وسایل رفاهی بود و فروشگاههای تعاونی آن بدون سود, اجناس را به اعضای تعاونی می فروختند. وی كه معتقد به قیمت گذاری كالای تولید شده براساس بهای مواد خام, اجرت كارگر و استهلاك ماشین آلات و ساختمان و هزینه های متفرقه لازم دیگر بود, مطلقا فرمول عرضه و تقاضا و براین اساس, تعیین قیمت را قبول نداشت و آن را استثمار و عمل آن را كاپیتالیستی می خواند و می گفت كه با ایجاد تعاونی های تولید و مصرف (فروش), باید واسطه ها از میان بروند كه بدون انجام كاری مفید, از دسترنج كارگران بهره مند می شوند و بابالا بردن مصنوعی قیمتها, باعث كاهش تولید و بیكاری می گردند و اصطلاح «از تولید به مصرف» البته به صورت تعاونی از او است. مجلس عوام (پارلمان) انگلستان بر پایه افكار او قوانین متعدد از جمله قانون كارخانه داری را وضع كرد.
    اون, علاوه بر افكار سوسیالیستی خاص, خود را مروج اخلاقیات كرده بود و می گفت جامعه یی كه از چارچوب اخلاقیات خارج شود – سوسیالیستی باشد یا ارباب و رعیتی و ... – خوشبخت, سرزنده و بدون تشویش و دغدغه نخواهد بود و رفاهی را كه نظام تعاونی برایش فراهم آورده و دسترنجی كه نصیب خودش می شود احساس نمی كند. وی عقیده داشت كه شخصیت هر انسان بستگی به محیطی دارد كه در آن پرورش یافته و سرگرم زندگی است و از آنجا كه در نظام تعاونی (سوسیالیستی «اون») رفاه تامین خواهد بود, شخصیت افراد نیز بهتر و كاملتر است و وقتی شخصیت بهتر شود یك فرد از آموزش خود استفاده بیشتر می برد و به دیگران هم استفاده می رساند. ریا و دروغ و انواع جرایم به دلیل نبودن نیاز و نیز تسلیح اخلاقی افراد , از میان می رود و دموكراسی حقیقی پا به وجود خواهد نهاد.
    «اون» كه تالیفات متعدد از جمله كتاب معروف «منظره تازه جامعه» دارد, سپس تصمیم گرفت كه در یك سرزمین تازه – نه قدیمی مانند انگلستان – براساس عقاید خود یك مدینه فاضله بسازد و نام آن را «جامعه نوین هماهنگ» بگذارد و به همین منظور 30 هزار هكتار زمین كه بتازگی از بومیان (سرخپوستان) درایالت ایندیانا گرفته شده بود از دولت آمریکاخریداری كرد اما به دلیل كارشكنی مقامها و سرمایه داران محلی موفق به اجرای برنامه خود نشد, زیرا به محض استقرار در آمریكا موضوع ایجاد اتحادیه های كارگری و طرح اعتصاب برای احقاق حق و ... را پیش كشید كه مواجه با كارشكنی ها و دشمنی های فراوان شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تالیفات «نوربرتو بوبیو» فیلسوف و تاریخدان معاصر ایتالیا - ادامه انحطاط انسان و زوال اصول ـ اشاره به چند خبر روز (ژانویه 2008) در تأیید نظر او
نهم ژانویه ـ سالگرد درگذشت «نوربرتو بوبیو» فیلسوف و تاریخدان معاصر ایتالیا است که در سال 2004 در 94 سالگی فوت شد. سی و 9 تالیف او زمینه تاریخ عقاید و فلسفه قانون دارد. در همه تالیفات، بوبیو که یک فیلسوف لیبرال سوسیالیست بود نگرانی از "ادامه انحطاط انسان و زوال اصول که به موازات پیشرفتهای تکنولوژیک شتاب بیشتری به خود گرفته است" به چشم می خورد. بوبیو که در ردیف فلاسفه بزرگ قرن بیستم قراردارد نظر داده است که برای کاهش شتاب انحطاط و تباهی بشر؛ باید از اصلاحات دولتی آغاز کرد بگونه ای که در هرجامعه ملی و نیز جامعه بین المللی «قانون» حکومت کند ـ قانونی که حقوق طبیعی (اساسی) انسان را نقض نکرده باشد. وضع قانون حساسترین و دقیقترین کار یک حکومت است. بیشتر قوانین موضوعه قرن بیستم را منافع افراد، گروهها و سیاست ها و خواست آنها و تامین هدفهایشان خلق کرده است و بدور از حقوق طبیعی و روند تکامل انسان هستند و راه انحطاط را گشاده تر و منفذهای بیشتری به وجود آورده اند. تا تفکیک قوای حکومتی کامل و خلل ناپذیر نباشد؛ نفوذ سیاست و اصحاب قدرت در آنها ادامه خواهد داشت و اگر محدودیت اختیارات و ادوار وکالت ملت که از هزاران سال پیش هدف اندیشمندان و مصلحان بوده تحقق نیابد نمی توان از دمکراسی سخن گفت و هرحکومتی را دمکراتیک خواند. ژورنالیسم و ابزار آن (رسانه های همگانی) که ستون دمکراسی و پاسدار حقوق مردم و روشنگر راه نیکبختی و آموزش خوبی ها توصیف و قوه چهارم نامیده شده اند دارند از مسیر خود دور می شوند که عکس انتظار بشر از آنها است زیرا که از کنترل «ژورنالیست» خارج شده و به دست عاملان اصحاب منافع، سیاست و قدرت طلبان افتاده اند. هجیوگرافیست ها (مقدس نگارها ـ نویسندگان شرح احوال قدّیسین) قبلا ژورنالیسم را حرفه ای شریف توصیف کرده بودند که بنظر می رسد از کنترل خارج شده است.
    بوبیو در تالیفات خود تاکید بر استخراج قانون از فرهنگ جامعه کرده و نوشته است که اندیشه «ساخت یک قانون و یا بازنگری یک قانون موجود» باید به متخصصان و استادان مربوط گفته شود تا متن آن را بنویسند و سپس «این متن منطبق با حقوق اساسی انسان و فرهنگ و سنت هرجامعه» به شورای مقنّن جهت بررسی و احیانا تصویب داده شود. به این ترتیب، بوبیو با وضع فوری قانون و انشاء متن آن توسط هر مقام که احیانا ایجاد ابهام و مسئله خواهد کرد موافق نیست. تالیفات مهم بوبیو عبارتند از: «درباره جمهور»، «فرضیه عمومی سیاست»، «عصر حقوق»، «آینده دمکراسی»، «فلسفه قضاوت و شرایط قاضی»، «دولت امانتدار» و «از هابز تا مارکس».
    بوبیو در تالیف خود «آینده دمکراسی» نوشته است که اگر مطبوعات به مداخله در کار انتخابات ادامه دهند، وکالت مردم توارثی خواهد شد (به صورت دایناستی درآمدن) و هرکس پول بیشتری هزینه کند انتخاب می شود. اگر مشارکت مردم جدی نباشد عمر دمکراسی کوتاه و آینده ای مبهم خواهد داشت و در چنین شرایطی مردم از کودتا و استبداد استقبال خواهند کرد. بوبیو در کتاب «از هابز تا مارکس» نوشته است: انتظار آن بود که رهبران جامعه از طریق آموزش و پرورش بکوشند تا تعریف «توماس هابز» از انسان رنگ ببازد و انسان بندریج خصلت بهتری به دست آورد که بالعکس، انحطاط انسان شتاب گرفته است. بوبیو دو سال پیش از فوت، از بابت قرارگرفتن برخی مطالب و تصاویر و اعلانهای اغفال و فریب در اینترنت (که بدون ضابطه است) ابراز نگرانی کرده بود.
    به مناسبت پنچمین سالگرد فوت بوبیو، به چند گزارش روز (مربوط به ژانویه 2008) که حکایت از انحطاط و زوال اصول دارد اشاره می کنیم:
     ـ «لورا زونیگا هویزار» دختر شایسته آمریکای لاتین (هیسپانیک امریکا) 23 ساله و قبلا آموزگار دبستان که (ظاهرا) از مروّجان اخلاقیات بود در «اس یو وی» هفت قاچاقچی مکزیکی مواد مخدر دستگیر و بازداشت شد. مطبوعات تصاویر او با دستبند و نیز تاج دختر شایسته را در کنار هم چاپ و از رواج نارکوکالچر (فرهنگ مواد مخدر) ابراز نگرانی کردند.
    ـ پنجم ژانویه 2008 سناتورهای آمریکایی از ورود «رونالد بوریس» که با حکم بلاگویویچ فرماندار ایالت ایلی نوی آمریکا موقتا متصدی کرسی "اوباما" رئیس جمهور منتخب شده است به جلسه سنا جلوگیری کردند زیرا که بلاگویویچ متهم شده است که این کرسی را قبلا به مزایده (فروش) گذارده بود. ولی دو روز بعد (هفتم ژانویه) همین سناتورها پس از اینکه «اوباما» از بوریس که یک سیاهپوست است حمایت کرد به استقبالش شتافتند!. ایالات متحده که صدها میلیارد دلار هزینه اشغال نظامی عراق می کند به بهانه صرفه جویی در هزینه، کرسی های سنا را که در میاندوره خالی می شوند با "انتصاب!" پر می کند که بنظر می رسد با دمکراسی اصیل همخوانی نداشته باشد.
    ـ آدولف مرکل میلیادر 74 ساله آلمانی و صاحب کارخانه های متعدد ازجمله کارخانه داروسازی «ریشیوفارم» و سیمان هایدلبرگ وقتی شنید که سهام کارخانه هایش که دارای یکصد هزار حقوق بگیر هستند شش و نیم درصد پایین رفته و 400 میلیون دلار در خرید سهام کارخانه فولکس واگن زیان برده است پنجم ژانویه جاری یادداشت انتحار نوشت و سپس خودرا به زیر یک قطار راه آهن در حال حرکت انداخت و خودکشی کرد. چرا باید ضابطه نباشد که ایجاد سقف برای بالارفتن بهای سهام از جمع دارایی یک کمپانی کند که سقوط بهای اضافی مصیبت آفرین نشود. آدولف مرکل میلیاردر شمار 5 آلمان بود. بحران جاری کاپیتالیسم قبلا یک میلیاردر فرانسوی را هم وادار به خودکشی کرده بود.
    ـ شورای امنیت سازمان ملل هشتم ژانویه 2009 در پایان سیزدهمین روز حملات اسرائیل به غزه کوچولو و پس از اینکه تلفات از مرز 760 کشته و ازجمله قتل 257 کودک گذشت با 14 رای موافق و در غیبت نماینده آمریکا دستور آتش بس داد که البته رعایت آن هم اجباری نیست. همین شورا در آغاز حمله اسرائیل به غزه که تلفات کمتر از رقم پنچاه بود به توافق نرسیده بود!. احتمالا توافق هشتم ژانویه برای جلوگیری از انتقاد روزنامه های جهان غیر غرب بوده است زیرا که دهم ژانویه مصادف است با تشکیل نخستین اجلاس مجمع عمومی بی خاصیت سازمان ملل در لندن در سال 1946. این سازمان (اسما) برای جلوگیری از جنگ و خونریزی به وجود آمده است!!.
    ـ همزمان با سفر المالکی به تهران برای توجیه توافقنامه امنیتی آمریکا و عراق، یک انفجار انتحاری در کاظمیه بغداد 40 تن از رائران مرقد امام هفتم و امام نهم شیعیان را که در صف انتظار ورود به آرامگاه بودند بی جان ساخت و دهها تن دیگر را مجروح کرد. عامل این انفجار که یک زن بود از صف بازرسی! پلیس عراق گذشته بود. درجای دیگر بغداد در کنار دجله مجتمع 700 میلیون دلاری سفارت آمریکا در عراق که 5 هزار و پانصد تن را در خود جای داده، کاملا خودکفاست و دفتر فرمانده نیروهای آمریکا درخاورمیانه هم در آنجا قراردارد با سخنرانی جلال طالبانی رئیس جمهور عراق گشایش یافت که رسانه های آمریکا بر این مجتمع 500 هکتاری "فورترس = دژ نظامی" نام نهاده اند زیرا که به آنها هم اجازه عکسبرداری از همه ساختمان داده نشده بود. این بزرگترین ساختمان یک سفارتخانه در جهان در طول تاریخ است. آیا استقرار آمریکاییان در این ساختمان، خروج نظامی از عراق را توجیه می کند؟.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
پرداخت 240 هزار دلاری دولت بوش به یك مفسر رسانه ها و اقداماتی که در پی آن با هدف محافظت از ژورنالیسم حرفه ای به عمل آمد
آرمسترانگ ويليامز

هشتم ژانویه 2005 جنجال تازه ای فضای واشنگتن را فرا گرفته بود و آن؛ كشف پرداخت 240 هزار دلار از بودجه وزارت آموزش و پرورش آمریكا به «آرمسترانگ ویلیامز» مفسر سرشناس آمریكایی است تا از این شعار معروف جورج دبلیو بوش رئیس جمهور كه «هیچ كودكی نباید پشت درهای مدرسه باقی بماند» حمایت كند كه بعدا به صورت یك لایحه قانونی درآمد.
     طبق گزارش رسانه های آمریكا، از ویلیامز خواسته شده بود كه در تفسیرهای خود بر اهمیت این شعار و این كه سرلوحه برنامه های روسای جمهوری قبلی قرار نگرفته بود تاكید كند تا آمریكاییان و به ویژه اقلیت های جامعه آن را باور كنند و به آن چشم امید داشته باشند. ویلیامز كه تفسیرها و مقالات او از سوی سندیكای مربوط میان رسانه های آمریكا توزیع و با صدای خود او از رادیوها پخش می شد اعتراف به گرفتن این پول كرده ولی گفته بود كه رشوه نبود بلكه حق الزحمه بود و به كمپانی متعلق به او پرداخت شده بود.
     اتحادیه های مطبوعاتی از ویلیامز خواسته بودند كه پول را پس بدهد تا كار رسیدگی به اعتراض روزنامه نگاران كه توسط اتحادیه ها دریافت شده بود متوقف گردد و سر و صدا بخوابد. برخی از روزنامه نگاران حرفه ای این عمل ویلیامز را كه یك روزنامه نگار سیاهپوست است مغایر اصول و اخلاق روزنامه نگاری دانسته و گفته بودند كه مقاله نویسی (نظر روزنامه نگار) از آگهی و ... جداست و تاكنون به ندرت دیده شده است كه یك مقاله نگار آمریكایی كه مورد اعتماد و احترام جامعه است برای بكار بردن قلم، مهارت و معلوماتش جز از حسابداری روزنامه از كسی دیگر پول گرفته باشد و در نتیجه خواهان توبیخ ویلیامز و صدور اعلامیه ای در این زمینه شده اند تا اعتماد مردم از روزنامه نگاران خود به عنوان حامیان جامعه و مدافعان كشور سلب نشود.
    حزب دمكرات (در آن زمان حزب اقلیت) و نمایندگان پارلمانی آن نیز دریافتی ویلیامز از دولت را بر ضد دولت بوش پیراهن عثمان كرده و خواهان بررسی بیشتر و كشف رشوه های احتمالی دیگر شده بودند. در این زمینه، مقامات دولتی و به ویژه وزارت آموزش و پرورش كه از بودجه خود این پول را پرداخت كرده در وضعیت دفاعی قرار گرفته بودند. سخنگوی كاخ سفید حاضر به دادن توضیح نشده و تنها گفته بود كه اگر اقدامی بوده راسا توسط وزارت آموزش و پرورش صورت گرفته است.
    در این میان، ویلیامز گفته بود كه پول به شركتی داده شده است كه وی در كنار كار مقاله نگاری به منظور جمع آوری آگهی تاسیس كرده و كار این شركت ارتباط به مقاله نویسی او ندارد. این اعتراف بیش از پیش صدای اعتراض روزنامه نگاران را بلند كرده كه گفته بودند: مقاله نگاری اوج حرفه روزنامه نگاری است و بیشتر مردم روزنامه ها را به خاطر مقالات آنها (نظرات) كه باید به دست نویسندگان بی طرف و مورد اعتماد نوشته شده باشد خریداری می كنند و روزنامه نگاری كه وارد كار انتفاعی آگهی شود و جانب این و آن را در مقالاتش بگیرد باید از كسوت تفسیر و مقاله خارج شود و به امور دیگر روزنامه نگاری كه آگهی هم قسمتی از آن است بپردازد. اعتماد مردم به روزنامه و روزنامه نگار نباید سلب شود. كار این انتقاد به جوامع روزنامه نگاری كشورهای دیگر هم كشانده شده بود كه هدفشان عمدتا گوشزد و هشدار به همه روزنامه نگاران است كه از مقامات رسمی و كمپانی های انتفاعی كمك مالی و هدیه قابل تقویم به پول دریافت ندارند و باعث سلب اعتماد مردم از رسانه ها نشوند.
    نهم ژانویه 2005 سندیكای گروه تریبیون كه مقالات این روزنامه نگار را توزیع می كرد با صدور اعلامیه ای این كار را متوقف ساخت. در این اعلامیه كه تاكید مجدد بر استقلال روزنامه نگار و رعایت اصول این حرفه و اخلاق روزنامه نگاری بوده است، چنین آمده بود: توضیح آرمسترانگ ویلیامز درباره گرفتن پول از یك موسسه دولتی دریافت شد ولی قانع كننده و موجه نبود. بنا براین؛ از این پس توزیع مقالات (تفسیر و تحلیل) او از سوی این سندیكا متوقف می شود زیرا كه مخاطبان رسانه ها ورود روزنامه نگار را كه چشم و گوش آنان و آموزگار جامعه است به اموری كه مبنای اصطكاك منافع دارد تحمل نمی كنند و نمی خواهند كه «مقالات» كه صلاح اندیشی، دورنگری و چشم انداز بی طرفانه فرد مورد اعتمادشان یعنی شخص روزنامه نگار باید باشد دیكته و نظر اصحاب منافع و نظر اشخاص ثانی و ثالث باشد. با اسنادی كه به دست آمده و اعترافاتی كه شده؛ چنانچه توزیع و انتشار مقالات ویلیامز ادامه یابد؛ این تردید در مخاطبان رسانه ها به وجود خواهد آمد كه شاید مقاله ای را كه از نویسنده دیگر می خوانند نظر دیگران اعم از مقام دولتی و اصحاب منافع باشد و این تردید بزرگترین ضربه به ژورنالیسم خواهد بود. قلم روزنامه نگار برای فروش نیست و روزنامه نگار نباید خریداری شود و برای جلوگیری از ایجاد چنین تردیدها و تضعیف ژورنالیسم؛ مصلحت در این است كه انتشار مقالات و نظرات آرمسترانگ ویلیامز متوقف شود.
    در پی صدور این اعلامیه برخی از روزنامه ها انتشار مقالات ویلیامز را كه قبلا دریافت كرده بودند متوقف ساختند و شبكه سی ان ان كه تفسیرهای ویلیامز را پخش می كند اعلام داشت كه سرگرم بررسی جهت اتخاذ تصمیم است.
     ویلیامز در فاصله مهلتی كه به او داده شده بود عذرخواهی نكرد و پول دریافتی را مسترد نداشت كه مانع از این اقدامات تنبیهی شود.
     گفته شده بود: ویلیامز باید فدا می شد تا ژورنالیسم حرفه ای با همه تعاریفش ادامه حیات می داد و از سوء ظن مردم به روزنامه نگاران جلوگیری بعمل می آمد. باید اتحادیه های روزنامه نگاری یك قربانی می دادند تا اعتماد عمومی از ژورنالیسم حرفه ای سلب نشود. باید درباره ویلیامز سختگیری می شد تا موارد مشابه دیگری در حرفه روزنامه نگاری پیش نیاید. «خبر» از «نظر» جداست؛ مقاله نگار اشتباه و یا لغزش خبرنگار را با ارائه «نظر» جبران می كند و بنابراین خود او باید عاری از هرگونه لغزش، اشتباه و سازش با صاحبان منافع باشد كه در ژورنالیسم مستقل و قوه چهارم دمكراسی ابدا پذیرفتنی نیست.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
«بگو به من، ولی نه دروغ»؛ نگاهی به دو عنصر «چرا و چگونه» در خبرنویسی - کمبود جهانی روزنامه نگار اینوستیگیتیو در رسانه ها
«بگو به من، ولی نه دروغ» عنوان كتابی به زبان انگلیسی است كه در دسامبر 2004 در زمینه خبرنویسی و در 655 صفحه انتشار یافته است.
    جان پیلجر روزنامه نگار با تجربه كه این كتاب را ادیت كرده است در مقدمه آن نوشته است: هر خبر دارای شش عنصر است از این قرار: «كی(اصحاب خبر)، كی (زمان وقوع)، كجا (محل وقوع)، چی (نوع رویداد)، چرا و چگونه (چرا و به چه دلیل روی داد و سبب چه بود). در دو - سه دهه اخیر دیده شده که چهار عنصر اول در عموم اخبار مطابق واقع نوشته می شود ولی در بیشتر خبرها، دو عنصر آخر (چرا و چگونه) كامل و یا اینکه درست نوشته نشده است. ضعف خبرنگار و یا وجود سانسور در یك جامعه را از همین دو عنصر می شود به دست آورد و استنباط كرد. طبق اصول روزنامه نگاری، دبیر میز؛ كاپی ادیتور، و بالاخره سردبیر اجرایی و یا معاونش نباید اجازه انتشار چنین خبرهای ناقصی را بدهند باید آن را و حتی با اخم و تشر به خبرنگار مربوط بازگردانند تا تكمیل كند، ولی همانها هم اگر دو عنصر چرا و چگونه (حادثه اتفاق افتاد و یا تصمیمم گرفته شد و انتصاب صورت گرفت و ...) نادرست و به دروغ ذكر شده باشد نمی توانند در آن لحظات ضرب الاجل متوجه شوند. شاید خبرنگار هم نداند كه منبع خبر سرش كلاه گذارده و چرا و چگونه نادرستی به او داده است. جامعه (مخاطبان)، این عذر رسانه را نمی پذیرند و حقایق را می جویند. در این وضعیت، روزنامه نگار اینوستیگیتیو (در فارسی واژه معادل ندارد) به چرا و چگونه ی داده شده در خبر تردید می كند و همانند كارآگاه پلیس به جستجو می پردازد، خطر می كند و حقیقت را هر چه كه باشد كشف و به اطلاع مردم می رساند.
    پیلجر اشاره كرده است كه برخی از رسانه ها فاقد روزنامه نگار و میز اینوستیگیتیو هستند که ضعف بزرگی است و در این وضعیت باید گفت كه وای به حال آن جامعه.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
در دهه سوم قرن نوزدهم، قدرت های اروپایی در به در درجستجوی یافتن یك پادشاه برای كشور یونان بودند، کشوری که قبلا هیچگاه پادشاهی نبود!
در قرن نوزدهم قدرت های اروپایی در نشست های خود سرنوشت سایر ملل را تعیین و سرزمین های دوردست را میان خود قسمت می کردند و ... و در همین راستا نهم ژانویه سال 1828 در لندن اجتماع کرده بودند تا مرزهای یونان و نوع حکومت آن را تعیین کنند.
    این قدرت ها پس از تعیین مرزهای یونان اصرار كردند كه نظام حكومتی این کشور که از دوهزار سال پیش از آن استقلال نداشت سلطنتی باشد ولی یافتن یك پادشاه برای یونان كاری دشوار بود و پنج سال طول كشید!.
    یونان در زمان استقلال و پیش از اینکه به تصرف رومیان و سپس عثمانی در آید پادشاهی نبود و دودمان سلطنتی نداشت و به صورت «کشور ـ شهر» اداره می شد.
     قدرت های اروپایی بالاخره «اوتو» شاهزاده آلمانی از ایالت باویر را برای پادشاهی بر یونان یافتند و او هم جورج یکم شاهزاده دانمارکی را ولیعهد خود قرارداد و این دو در آن زمان حتی زبان یونانی نمی دانستند. به همین سبب، پادشاهان خارجی یونان در طول یک قرن و نیم عمر سلطنت این کشور همواره یا دچار مشکل بودند و یا مشکل ساز، تا این که در دهه هفتم قرن 20 یونانی ها با یک رفراندم به نظام سلطنتی پایان دادند. می دانیم که یونانیان پایه گذار دمکراسی در جهان هستند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
«یکشنبه سیاه» و عملیات ضد دولتی گام به گام مردم روسیه درسال1905


طبق تقویم قدیم (ژولیان) که هنوز در روسیه رسمیت داشت یکشنبه نهم ژانویه 1905 (22 ژانویه مطابق تقویم جاری ـ گریگوری) و در پی یک رشته ناآرامی در آن کشور و اعتراض به استبداد تزار نیکلای دوم و درخواست مشروطه شدن سلطنت و ایجاد مجلس، گروهی از معترضین که شمار آنان را تا هشتاد هزار تن نوشته اند به ابتکار و رهبری یک کشیش به نام گاپونGapon خواستهای خودرا در نامه ای نوشته و برای دادن آن به دست تزار، به صورت گروهی عازم کاخ زمستانی در سن پترزبورگ شدند. گارد تزار به گمان اینکه جمعیت قصد تصرف کاخ سلطنتی را دارد (و یا به دستور تزار!) به سوی جمعیت تیراندازی کرد (تصویر بالا) که بنا بر برخی نوشته ها نزدیک به هزار تن کشته و یا مجروح شدند و به همین سبب این روز در تاریخ روسیه «یکشنبه سیاه» نام گرفت.
    این رویداد ناآرامی هارا گسترش داد، جنبش زمستوو Zemstvo (مشروطه خواه Constitutionalist) هواداران بیشتری یافت و دامنه ناآرامی و اعتصاب به کارخانه ها، سربازخانه ها و ادارات دولتی گسترش یافت و ترور مقامات هم بعدا برآن اضافه شد. تزار که تحت فشار نظامی ژاپن بود به چند خشونت دیگر متوسل شد و چون نتیجه نگرفت تصمیم به قبول برخی ازخواستهای معترضان شد، سانسور مطبوعات را لغو و با تشکیل شوراها موافقت کرد و .... این قولها مشروطه خواهان لیبرال را آرام کرد ولی دو گروه تندرو سوسیالیست (حزب سوسیالیست انقلابی و حزب سوسیال دمکرات) خواستهای تازه مطرح کردند و چون میان کارگران و کارمندان نفوذ داشتند اعتصابات ادامه یافت و مردم به نافرمانی و ندادن مالیات، کمکاری وکارشکنی دعوت شدند. تزار تا مدتی این ناآرامی هارا تحمل کرد و هنگامی که شنید اعتصاب به خطوط راه آهن گسترش یافته و خط آهن سراسری سیبری قطع شده و نظامیان بازگشته از جنگ با ژاپن درمیان راه سرگردان شده اند خشونت را ازسر گرفت و در یک مورد تظاهرکنندگان را به توپ بست، در ارمستان و باکو کشتار کرد و .... چون از این خشونت هم نتیجه نگرفت برای جلب نظر معترضان، وزیر داخله را برکنار کرد و طولی نکشید که شرایط لیبرالها (مشروطه طلبان، نه چپگرایان) را تماما گردن نهاد و با تاسیس مجلس (دوما) موافقت کرد و نخست وزیر نسبتا آزادی طلب برسر کار آورد و به این ترتیب نیمی از معترضان آرام گرفتند ولی چپگرایان به مخالفت ادامه دادند و این مخالفت بااینکه تزاررا مجبور به تفویض اختیار کرد تا سال 1917 ادامه یافت و در اکتبر این سال منجر به انقلاب بلشویکی و تغییر نظام شد. شکست روسیه در جبهه های جنگ (جنگ جهانی اول) به پیروزی انقلاب اکتبر 1917 کمک بسیار کرد زیرا که جمعی از نظامیان هم به انقلابیون پیوسته بودند. دولت وقت آلمان که با روسیه تزاری دشمنی داشت کمک کرد که لنین به وطن بازگردد و رهبری انقلاب را بدست گیرد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
جنجال رخنه پزشكان یهودی به كرملین
به نوشته گاهنامه (کرونیکل) قرن بیستمِ بنگاه نشر DK، اوایل ژانویه سال 1953 در مسكو جنجال رخنه پزشكان یهودی به كرملین بلند شده بود كه 13 ژانویه (چند روز بعد) منجر به بازداشت 9 تن از آنان گردید. در صفحه 728 این گاهنامه چنین آمده است:
    "رادیو شوروی روز 13 ژانویه گفت: پزشكان تروریست یهودی كه به دستور سازمانهای صهیونیستی و سازمانهای اطلاعاتی انگلستان و آمریكا مامور قتل سران كرملین از طریق تجویز داروی عوضی و یا تزریق بیش از نیاز دارو شده بودند دستگیر شده اند. این رادیو مرگ یك عضو پولیت بورو (دفتر سیاسی حزب كمونیست حاكم)، و نیز مدیر اداری وزارت دفاع را به این پزشكان نسبت داد و گفت كه آنان تعمدا تشخیص نادرست می داده بودند و ...".
    این گاهنامه اضافه كرده است كه در پی پخش این خبر از رادیو شوروی، احساسان ضد یهود روس ها تحریك شد ـ مخصوصا كه چند روز پیش از آن در جمهوری چك اسلواكی چهارده تن به اتهام خیانت به كشور و همدستی با غرب دستگیر شده بودند كه یازده نفر شان یهودی بودند.
    «تاریخ» نشان داده است كه استالین دو ماه بعد بر اثر سكته مغزی درگذشت و در نیمه اول دهه 1980 نیز سه تن از رهبران وقت شوروی در فاصله كوتاهی یكی پس از دیگری فوت شدند که گورباچف جانشین آخرین آنان شد. ولی تا این لحظه کسی رسما مدعی نشده است که مرگ این چهار تن بر اثر توطئه بوده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
شش ماه زندان مجازات كشتن یك عراقی!
Tracy Perkins

هشتم ژانویه 2005 یك دادگاه نظامی آمریكا در «فورت هود» واقع در ایالت تكزاس گروهبان یكم «تریسی پركینزTracy Perkins» را به جرم مرگ یك عراقی جوان به شش ماه زندان و تقلیل یك درجه نظامی محكوم كرد!.
    این نظامی آمریكایی كه با دسته خود در عراق بود در نزدیكی «سامرا» دستور داده بود كه افراد دسته دو عراقی جوان به نام های زیدان حسون 19 ساله و پسر عمویش مروان حسون را به رود دجله افكنند كه مروان موفق شده بود خود را از آب بیرون بكشد و زیدان خفه شده بود.
    طبق گزارش رسانه های آمریكا، گروهبان پركینز در دفاع از خود گفته بود كه این دو جوان تهدید می كردند كه آمریكاییان را با چاقو قطعه ـ قطعه خواهند كرد و او به منظور تنبیه آن دو، از افراد دسته خواسته بود كه آنان را به داخل آب اندازند و قصد كشتن نداشت. ولی بستگان دو عراقی مورد بحث مدعی شده بودند که مروان و زیدان پیش از افكنده شدن در دجله كتك زده شده بودند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
آمار سیگاری های جهان در سال 2004 ـ ایران در ردیف هفتاد و یکم
هشتم ژانویه 2014 آمار جهانی معتادان به دخانیات (سیگاری ها) انتشار یافت و نشان داد که سیگاری های اروپای مرکزی، بلاروس، روسیه، لبنان، چین، مقدونیه، یونان، کزاخستان، بلژیک و اردن به نسبت جمعیت این کشورها، بیش از کشورهای دیگر است.
    در این آمار، آمریکا در ردیف پنجاه و هفتم و ایران در ردیف هفتاد و یکم جدولِ 182 کشوری قرار داشتند و درصد سیگاری های آفریقای سیاهپوست و افغانستان کمتر از سایر مناطق و هند در ردیف یکصد و پنجاه و نهم گزارش شده بود. در این آمار که چندان فرقی با آمارهای بعدی ندارد آمده بود که در کشورهای پیشرفته، شمار مَردان بالغ سیگاری رو به کاهش و در کشورهای دیگر مرد و زن سیگاری رو به افزایش است. آمار نشان می دهد که نزدیک به نیمی از مردان اندونزی سیگاری هستند. در آن سال، سیگاری ها 20 درصد جمعیت جهان را تشکیل می دادند و سه سال بعد (هشتم ژانویه 2017 که جمعیت جهان 7 میلیارد و 476 میلیون تَن بود) نزدیک به 21 درصد. سازمان جهانی بهداشت دو دهه پیش «سیگار» را قاتل شماره یک بشر اعلام داشت که عامل بسیاری از بیماری ها از جمله بیماری های ریوی، قلب و عروق و سرطان است. با هدف تبلیغ مضار دود کردن سیگار، هر سال یک روز جهانی به نام «دنیای بدون دخانیات» تعیین شده است. به علاوه، برخی از کشورها هم برای خود «روز بدون دود سیگار» دارند.
    برخلاف اروپا و آمریکا، در قاره آفریقا، آسیای جنوب شرقی و کشورهای مدیترانه شرقی تنها چهار درصد بانوان سیگار دود می کنند.
     طبق این آمار 39 میلیون از جمعیت 143 میلیونی روسیه ـ به رغم ممنوعیت دود کردن سیگار در اماکن عمومی این کشور و برقرارکردن جریمه ـ معتاد به سیگار هستند یعنی از هر هفت نفر، دو نفر. طبق این آمار 52 درصد سیگاری های روسیه مَرد و 15 درصدِ شان زنان روس بوده اند. سیگار و الکل از عوامل کوتاهی عمر روس ها اعلام شده است. در سال 1980، روسیه 38 میلیون سیگاری داشت که به رغم هشدارهای سازمان جهانی بهداشت افزایش یافته اند. طبق آمار، در سال 2012 روس ها 340 میلیارد سیگار مصرف کرده بودند یعنی هر معتاد بیش از 20 سیگار در شبانه روز. آمریکای 325 میلیونی 38 میلیون سیگاری دارد. سیگاری های چین یک میلیارد و 385 میلیارد نفری 280 میلیون برآورد شده اند. توتون از بوته های بومی قاره آمریکا است که کریستف کلمب اواخر قرن پانزدهم آن را به اروپا آورد و سپس در سراسر جهان کِشت شد و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاریخ از نگاهی به تصویر
اشتباه خلبان یک جنگنده ـ بمب افکن!


این پاره آجرها باقیمانده یك خانه در شهركی در جنوب شهر موصل عراق هستند كه هشتم ژانویه 2005 هدف یك بمب 500 پاوندی یك جت اف ـ 16 آمریكا قرار گرفت. عكس، مردم شهرك را نشان می دهد كه سرگرم مشاهده محل بمباران هستند.
     در این بمباران 14 تن از جمله هفت كودك، چهار زن و سه مرد كشته شدند و هفت نفر دیگر هم مجروح گردیدند. علی یوسف صاحب این خانه زنده مانده است.
    وزارت دفاع آمریكا چند ساعت پس از این رویداد اعلام كرد كه هدف، حمله خانه علی یوسف نبود و خلبان مرتكب اشتباه شده بود. هدف، خانه دیگری بود كه گزارش شده بود مخفیگاه تروریست ها است.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 9 ژانويه
  • 1558:   فرانسویان به فرماندهی «دوک دوگیز» بندر «كاله» این كشور را از دست انگلیسی ها خارج ساختند.
        
        
  • 1760:   احمدشاه دُرّانی رهبر وقت افغان ها در جنگ با ماراتهای هند پیروز شد. مارات ها Maratha بخش بزرگی از هند بود که از مناطق مرکزی هند آغاز و تا پیشاور (پاکستان شمالی امروز ـ پشتون نشین) امتداد داشت. احمدشاه به نام احمدخان اَبدالی از افسران ارتش نادرشاه افشار بود که در حمله نادر به هند و تصرف دهلی شرکت داشت. پس از قتل نادر در کودتای قوچان، احمدخان به قندهار بازگشت و اعلام استقلال کرد. وی که در سال 1772 در هرات به دنیا آمده بود پس از غلبه بر ایل رقیب (ایل غلزایی ـ غلجایی) و تصرف غَرنی (غزنه) و چند منطفه دیگر و مشاهدهِ تداوم نزاع میان بازماندگان نادرشاه در خراسان، خودرا احمدشاه دُرّانی خواند و برای توسعه قلمرو خود 9 بار با هندیان جنگ کرد. احمدشاه در 1772 فوت شد و طولی نکشید که انگلیسی ها که بر بسیاری از نواحی هند مسلط شده بودند وارد قلمرو جانشینان احمدشاه دُرّانی شدند و نام آن را افغانستان گذاردند.
        
  • 1822:   «لیبِربا» كلنی آمریكایی وقت در غرب آفریقا مركب از سیاهپوستان آزاد شده از بردگی در آمریكا تاسیس شد كه بعدا «جمهوری لیبریا» نام گرفته است. این کشور انگلیسی زبان 5 میلیون جمعیت دارد و پایتخت آن شهر مونرویا است که در ساحل اقیانوس اطلس قرار دارد.
        
        
  • 1857:   در این روز یک زلزله شدید (و طبق محاسبات بعدی به شدت 7 و 9 دهم در مقیاس ریشتر) در جنوب کالیفرنیا روی داد و تلفات سنگین وارد ساخت. این زلزله ده سال پس از انتقال کالیفرنیا از جانب دولت مکزیک به دولت آمریکا روی داد. دولت مکزیک در جنگ های 1846 ـ 1847 شکست خورده و تسلیم خواست های دولت واشینگتن شده بود. کالیفرنیا روی کمربند زلزله قراردارد.
        
        
  • 1907:   در اوج اختلاف موافقان و مخالفان مشروطیت، روزنامه صور اسرافیل در تهران انتشار خود را آغاز كرد كه یكی ازنویسندگانش دهخدا بود.
        
        
  • 1908:  


    بانو سیمون دِ بووار Simone de Beauvoir نویسنده و فیلسوف فرانسوی در این روز بدنیا آمد و 78 سال عُمر کرد. وی یک فیلسوف اِگزیستِنسیالیست بود و نظر اصلاحی به فرضیه مارکسیسم داده بود که معروف به سوسیالیسم عملی است که ضمن تأیید مالکیّت عمومی و برابری انسان ها، انگیزه را از انسان نمی گیرد و مانع رشد فردی و پیشرفت او نمی شود. وی از مدافعان برابری زن و مرد بود. بانو سیمون که چندین رساله و 28 داستان نوشته است کوشیده است که نظرات خود را در قالب داستان نیز مطرح سازد. داستانهای او به بسیاری از زبانها ترجمه شده و انتشار یافته است.
        
        
  • 1918:   در این روز در درّه خِرس (بیر وَلی) واقع در آریزونای آمریکا میان مَردان طایفه بومی (اصطلاحا؛ سرخپوستان) یاکوی Yaqui و یک واحد از لشکر دهم ارتش آمریکا جنگ دیگری آغاز شد. جنگ مردان این طایفه که از سرزمین خود و نیاکان دفاع می کردند با ارتش های اسپانیا، مکزیک و آمریکا چهار قرن ادامه داشت. آریزونا محل سکونت این طایفه در جریان جنگ های نیمه دوم قرن 19 دولت واشینگتن و مکزیک به تصرف دولت واشینگتن درآمده و اینک استیت آریزونا است. مکزیک قبلا اسپانیای نو نام داشت. بومیان از اراضی نیاکان که مهاجران اروپایی آنها را متصرف می شدند دفاع می کردند.
    مردان طایفه بومی آمریکایی یاکوی در جریان جنگ سال 1896 با نظامیان دولت آمریکا


        
        
  • 1935:   اعلام شد كه در نخستین سال روی كار آمدن هیتلر (دولت حزب ناسیونال سوسیالیست) در آلمان، تولید فولاد این كشور 104 درصد افزایش یافته بود.
        
        
  • 2005:   محمود عباس به عنوان جانشین یاسر عرفات انتخاب شد.
        
        
  • 2007:   کمپانی اپل در این روز ساخت آیفون Iphone و به بازار داده شدن آن را اعلام کرد و این، نخستین وسیله ای بوده است که هم تلفن است و هم دستگاه ارتباط اینترنتی و شنیدن موسیقی و آواز.
        
        
        
  • 2010:   آژانس فرانس پرس (خبرگزاری فرانسه) به نقل از وبسایت حزب اعتماد ملی گزارش کرده بود که هشتم ژانویه (جمعه 18 دیماه 1388) در قزوین به سوی اتومبیل ضد گلوله آیت الله مهدی کرّوبی رئیس پیشین مجلس و از مقامات سابق جمهوری اسلامی ایران تیراندازی شد و تنها به پنجره اتومبیل آسیب وارد آمد. این خبرگزاری افزوده بود که هواداران دولت به ساختمانی در قزوین که کرّوبی وارد آن شده بود سنگپرانی کرده بودند که پس از خروج از آن و سوارشدن براتومبیل به سوی اتومبیل تیراندازی شد. کرّوبی از معترضین به نتایج انتخابات ژوئن 2009 ریاست جمهور ایران بود که خود وی یکی از نامزدهایش بود و شورای نگهبان صلاحیّت او را برای نامزدشدن تایید کرده بود.
        
        
  • 2011:   ساعت شش و 15 دقیقه بعد از ظهر این روز هواپیمای پرواز 277 ایران ایر که از تهران عازم ارومیه بود در 15 کیلومتری جنوب شرقی فرودگاه این شهر سقوط کرد و 78 تن از 105 سرنشین آن جان سپردند. هواپیما از نوع بوئینگ 727 بود. در لحظه سقوط، هوای منطقه سرد، ابری و برفی بود.
        
        
  • 2015:   در کشور افریقای جنوب شرقی ـ موزامبیک، 75 نفر از کسانی که در یک مجلس ترحیم نوشیدنی خورده بودند براثر مسمومیّت ناشی از آن فوت شدند و 230 تن دیگر که مسموم شده بودند در بیمارستان ها نجات یافتند.
        
        
  • 2021:   یک هواپیمای مسافربر اندونزیایی در یک پرواز داخلی در نزدیکی شهر جاکارتا سرنگون شد و 62 سرنشین آن کشته شدند.
        
        
  • کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    ماجرای پخش مطلبی درباره موسولینی از تلویزیون دولتی ایران ـ اندیشه های این مرد و سرانجام او که کمک کرد ایران نیروی دریایی داشته باشد

        از بهمن 1350 (فوریه 1971) که علاوه بر معاونت سردبیری روزنامه اطلاعات، مفسر رویدادهای بین الملل خبرگزاری پارس، دبیر آخرین بخش اخبار کانال 2 تلویزیون دولتی (شبکه رنگی به مدیریت ایرج گرگین) و سردبیر اخبار بامدادی رادیو ایران (به مدیریت تورج فرازمند) بودم برای کانال 2، برنامه «امروز در تاریخ» درست کردم که در پایان اخبار آخرِ شب پخش می شد. 27 اپریل (هفتم اردیبهشت) سالروز کشته شدن بنیتو موسولینی (دوچه)، آخرین مِترس او ـ كلارتّا پِتاچی 33 ساله و جمعی از همکاران «دوچه» به دست پارتیزانهای کمونیست ایتالیا بود که در جریان فرار از وطن دستگیر شده بودند. مطلب را نوشتم و از متصدّی آرشیو خواستم که برایش عکس بیابد. متصدّی آرشیو از لابلای کتاب ها عکسی به دست آورد که موسولینی، کلارتّا (کلارا) و دو نفر دیگر را پس از اعدام و به صورت وارونه، آویزان از ساختمانی در شهر میلان نشان می داد. با دیدن عکس، مجبور شدم که توضیح بیشتری بنویسم تا مخاطب دچار ابهام نشود. نوشتم که پارتیزان های ایتالیایی اجساد مقتولین را كه در نقطه ای در 70 کیلومتری میلان تیرباران كرده بودند به میلان منتقل و 28 اپریل سال 1945 اجساد چهارتن از آنانرا از تیرآهن های محافظ بالكن یك ساختمان به صورت وارونه آویزان كردند تا مردم تماشا كنند و افزودم که اندكی پس از آویزان كردن اجساد از بالكن، آن دسته از ایتالیایی ها كه تلاشهای موسولینی برای پیشرفت وطن را به یاد داشتند به محل هجوم بردند و ضمن اعتراض پرخاش آمیز به پارتیزان ها و بی وطن خواندن آنان، اجساد را پایین آوردند، جسد موسولینی را به زادگاهش (فورلی) بردند و مدفون ساختند و بعدا ایجاد ساختمانی برای آرامگاه و قراردادن مجسمه اش را در آنجا.
        و اضافه کردم: موسولینی و همراهان او در آخرین روزهای جنگ جهانی دوم که روس ها به دروازه های برلین رسیده بودند با كاروانی مركب از هشت كامیون نظامی آلمان عازم خروج از ایتالیا بودند که درمنطقه «دونگو» ـ نزدیک به مرز سویس دستگیر شده بودند. پارتیزانان کامیون های آلمانی را جهت بازرسی متوقف کرده بودند و ضمن بازرسی موسولینی را که در لباس نظامیان آلمانی بود شناختند. برخی از مقامات همراه موسولینی در زیر پتو و پالتوها و لباس های اضافی نظامیان آلمانی كه از انبار خارج و به آلمان بازگردانده می شدند پنهان شده بودند. موسولینی از 1943 تا 1945 بر مناطق شمالی ایتالیا حکومت می کرد که یکانهای نظامی آلمان از آن دفاع می کردند. وی که از 1922 رئیس دولت ایتالیا بود در جولای 1943 و پس از پیاده شدن نیروهای نظامی متفقین در جنوب ایتالیا، به تصمیم ویتوریو امانوئله سوم (ویکتور امانوئل) پادشاه ایتالیا از کار برکنار و زندانی شد تا او (امانوئله) بتواند با متفقین به سازش دست یابد و ایتالیا ویران نشود که هیتلر با فرستادن کماندو و ... وی را از زندان رهانید و نظامیان اعزامی هیتلر شمال ایتالیا را تصرف و در آنجا مستقر شدند و موسولینی تا اپریل 1945 بر این قسمت ایتالیا حکومت می کرد.
        «اوربانو لازارو» یکی از پارتیزانهای دستگیر کننده موسولینی در کتاب خاطرات خود نوشته است: پاتیزانها نسبت به اعدام «كلارتّا» اكراه داشتند ولی او با اصرار تمام خودرا سپرِ جان موسولینی كرده بود كه راهی جز اعدام همه نبود.
        یکی ـ دو ساعت مانده به پخش مطالب، چون عکس جالب بود و برای دیدن، دست به دست می شد، یکی از حاضران (از کارکنان سازمان رادیوتلویزیون ملی) با پخش مطلب به آن صورت (تشریح عقاید موسولینی) موافقت نداشت و استدلال من که تعبیر بد از فاشیسم، کار کمونیست های ایتالیایی است و فرضیه موسولینی که به تاریخ ایران باستان هم عشق می ورزید و به رضاشاه کمک کرد که نیروی دریایی تاسیس کند به جایی نرسید و به رغم اینکه آن فرد نقشی بالاتر از سردبیر در پخش خبر نداشت، به لحاظ احترام به نظر او قرار شد که بر فرضیه های موسولینی توضیح بنویسم و همچنین در معرفی اش ـ هرچه بیشتر، و اگر موفق شویم که رضا قطبی (مدیرعامل وقت سازمان رادیو تلویزیون) را در آن ساعت از شب و یا محمود جعفریان معاون اورا بیابیم آنها هم از موضوع اطلاع داشته باشند. از سال 1350 و پس از انتقال همه رادیوـ تلویزیونها به یک سازمان و ایجاد یک خبرگزاری برای این سازمان بدست غلامحسین صالحیار روزنامه نگار بنام، دیگر لزومی نداشت که مانند دوران پیش از آن، سردبیرِ هر بخش، اخبار تنظیم شده را پیش از دادن به پخش، به امضای مدیرعامل خبرگزاری پارس برساند. تا نیمه سال 1350 سردبیر مکلف بود که اخبار تنظیم و تایپ شده را به امضای مدیرعامل خبرگزاری پارس و یا اطلاعِ معاون سیاسی سازمان انتشارات و رادیو (بعدا وزارت اطلاعات و جهانگردی) برساند و اگر در دفترشان نبودند و یا بعد از نیمه شب بود و بامداد، تلفنی برایشان بخواند و بله (OK) بگیرد. از زمان انتقال (تاسیس سازمان رادیوتلویزیون ملی)، سردبیر در انتخاب خبر، تنظیم آن و دادن به پخش استقلال داشت و اگر در مورد و یا مواردی تردید می کرد کسب نظر می کرد و یا خلاصه ای از خبر را به پخش می داد و مشروح آن را برای پخش در برنامه بعدی اخبار و پس از بررسی بیشتر.
        نوشتم که موسولینی متولد 1883 فرزند یک سوسیالیست ایتالیایی صاحب یک کارگاه آهن کاری (آهنگری) بود و مادرش یک آموزگار. وی که به پیروی از پدر، یک سوسیالیست شده بود، در جوانی پس از یک اقامت نسبتا طولانی در سویس و مطالعه ایسم ها از مارکسیسم تا کاپیتالیسم و لیبرالیسم و افکار ناسیونالیستی «نیچه» دارای یک تفکر میانه (نه مارکسیستی و نه کاپیتالیستی) شده بود. او که اشتیاق فراوان به خواندن تاریخ داشت آرزوی احیاء عظمت وطن خود (ایجاد امپراتوری روم) به سرش راه یافته بود. موسولینی که از کار تدریس دست برداشته و روزنامه نگاری پیشه کرده بود و حتی ناشر یک روزنامه شده بود پس از آغاز جنگ جهانی اول، داوطلبانه وارد ارتش شد که در یک نبرد گلوله خورد و مجروح شد. جنگ و تحمیلات قدرت ها به ایتالیا تفکر ناسیونالیستی اورا تقویت کرد و به تنظیم افکار خود که مخلوطی از سوسیالیسم، ناسیونالیسم و کاپیتالیسم دولتی بود پرداخت. در زمینه اقتصاد، وی معتقد به تنظیم برنامه ها و تمرکز سیاست تولید در دست دولت و مدیریت کارخانه ها در دست شورای
        کارگران و کارفرمایان و اشتراک منافع بود که این روش را کورپوراتیستی گویند. موسولینی برضد استثمار فرد از افراد و شدیدا ضد فساد و سوء استفاده طبقه اِلیت (خواص) و «ثروت ـ دوستان» بود. در زمینه اجتماعی سعی بر این داشت که به جای برخورد طبقاتی، همکاری طبقاتی تقویت شود و سندیکاها مانع استثمار کارگران توسط کارفرمایان شوند. وی ناسیونالیسم و غرور ملی را عامل پیشرفت و مدرنیزه شدن، مدنیّت و اعتلای فرهنگی می دانست. موسولینی با جمع بندی این افکار خود حزبی را تاسیس کرد که به فاشیست معروف شد و چون بوی ناسیونالیستی این حزب شدید بود نظامیان سابق به آن پیوستند و رنگ دیسیپلین نظامی به خود گرفت. راهپیمایی ها با لباس متحد الشکل مِشکی (یونیفورم سیاه) و شعارهای ملی گرایانه و ضد فساد او جلب توجه کرد بگونه ای که پادشاه ایتالیا در 1922 اورا نخست وزیر کشور کرد. موسولینی ضدیت خودرا با کمونیسم و لیبرالیسم پنهان نمی کرد، کمونیسم را کارخانه تنبل سازی و دفن استعداد و انگیزه و لیبرالیسم را وسیله به قدرت رسیدن زرنگ ها، آزمندان و ارباب بند و بست و خواهان مقام معرفی می کرد و این دو دسته بودند که برای ترسانیدن مردم از فاشیسم، این کلمه را مترادف خشونت و ترور نشان دادند و تبلیغ منفی کردند که در اذهان باقی مانده است مخصوصا که در جریان جنگ جهانی دوم، موسولینی و حزب او شکست خوردند و قلم به دست فاتحان افتاد.
        موسولینی در اجرای افکار خود به تصرف اتیوپی، سومالی و آلبانی دست زد و برای تصرف مصر صدها هزار نظامی به لیبی (متعلّقه وقت ایتالیا) فرستاد و به یونان حمله نظامی بُرد و .... اتحاد او با هیتلر در سال 1936 با هدف داشتن یک متحد بود تا در پیاده کردن افکار ناسیونالیستی اش تنها نباشد. وی با همین هدف نیز به «فرانکو» در جنگ داخلی اسپانیا کمک کرد. موسولینی كه ایتالیا در دوران حكومت او پیشرفت بسیار كرد و به صورت یك قدرت جهانی در آمد آرزو داشت كه وطن را بار دیگر آقای مدیترانه كند. وی پادشاه ایتالیا را در سمت خود حفظ کرده بود. موسولینی تنها اجازه داده بود که ایتالیایی ها اورا «دوچه» ی حزب حاکم بخوانند.
        موسولینی تنها یک زن داشت ولی مِترس های متعدد که کلارا (کلارتّا) آخرین آنان بود. وی چهار پسر و یک دختر داشت و 62 سال عمر کرد.
        چند دقیقه مانده به ساعت پخش، «بله» مقامات ابلاغ شد به شرط حذف دو جمله آخر (درباره زن و مِترس ها).
         [توجه ایتالیایی ها به افكار و كارهای موسولینی اخیرا افزایش یافته و انتخاب نوه های او به نمایندگی پارلمان و دیدار انبوه از گور او در زادگاهش دلیل این توجه است.].
        
        
    پارتيزان های کمونیست پس از اعدام موسولینی، معشوقه اش کلارتا پتاچی و 11 مقام دیگر دولت او، اجساد را به شهر میلان منتقل کردند و اجساد موسولینی، کلارتا و دو تن دیگر از همکاران موسولینی را به این صورت از ساختمانی در میلان وارونه آویزان کردند که ....


        
     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
    برای اطلاع



     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاریخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نیز در اپریل 2014 (اردیبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه یافته است.

    نسخه آنلاین: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com