Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
20 آوريل
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 20 آوريل
ایران
انتخاب دمكراتیك اردوان سوم به پادشاهی ایران
تصوير اردوان سوم بر سکه اش

بیستم اپریل سال نهم میلادی مِهستان (سنای ایران) اردوان سوم كه تنها از جانب مادر به اشك یکم سردودمان اشكانیان پیوند می خورد به شاهی ایران برگزید.
    انتخاب شاهان اشكانی لزوما وراثتی نبود، رای اكثریت مِهستان شرط تعیین شاه بعدی بود، ولی چون شاه بعدی عمدتا در زمان حیات شاه وقت نامزد و به مهستان پیشنهاد می شد، و شاه وقت حمایت از انتخاب پسر و یا برادر و برادرزاده خود را ترجیح می داد سلطنت از خاندان اشكانیان خارج نمی شد؛ مگر این كه شاه وقت پیش از تعیین شاه بعدی به مرگ ناگهانی از این دنیا می رفت و یا اینکه بیش از یک نامزدِ شاه شدن به مهستان پیشنهاد می شد. چند بار اتفاق افتاده بود که مهستان نسبت به نامزد پیشنهادی مورد حمایت شاه وقت بی اعتنایی کرده بود و انتخاب شاه بعدی به درازا کشانده شده و نامزد و نامزدهای بعدی پیشنهاد و رای گیری شده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
بركناری خسروپرویز كه اشتباهاتش ایران را برباد داد - خسروپرویز آغازگر فرهنگ شکنی و سیاست هایی شد که ادامه یافت ـ بی اعتنایی به تجربه تاریخ
به نوشته برخی از مورّخان اروپایی و به استناد مدارک منتقل شده از قسطنطنیه به ایتالیا در سال 1453، بیستم اپریل سال 589 میلادی خسروپرویز كه در پی درگیری با اسپهید بهرام مِهران (بهرام چوبین) از سلطنت بركنار شده بود از تیسفون (پایتخت وقت ایران) رهسپار شمال آناتولی شد تا از امپراتور روم شرقی برای بازگشت به قدرت كمك بگیرد كه با این كار خود لكه ننگی در تاریخ ایران باقی گذارد؛ زیرا كه به خاطر مقام، بر ضد هموطنان به بیگانه متوسل شده بود ـ عملی مغایر فرهنگ ایرانیان و خلاف تصوّر آنان.
    خسروپرویز كه پس از بازگشت به قدرت، تا آغاز سال 628 میلادی سلطنت كرد بعدا (بدون توجه به وضعیت روز جهان، اصول و مصالح عمومی) برای پاك كردن آن لكه ننگ، با روم شرقی وارد یك رشته جنگ غیرضروری شد كه همین عمل دو امپرتوری را ناتوان ساخت؛ نخست به عُمر امپراتوری ایران و سپس روم پایان داد.
     مورّخان در این نكته متفق القول بوده اند كه خسروپرویز با لشكركشی های غیر ضروری و تصرف نقاط دوردستی چون اسكندریه مصر و نیز رنجاندن و ازدست دادن ژنرالهایی چون بهرام چوبین و شهربراز، برانگیختن خشم مسیحیان با انتقال صلیبی كه مسیح در مارس سال 33 میلادی به آن مصلوب شده بود از فلسطین به تیسفون، عیّاشی و بدون پاسخ گذاردن نامه حضرت محمد (ص)، كشور را تضعیف و در برابر انبوهی دشواری ها، مخالف و معاند قرارداده بود. به این ترتیب، اشتباهات یك فرد، یك امپراتوری كهن را برباد و مسیر تاریخ جهان را تغییری كلی داد.
    در قرون هفدهم تا نوزدهم در مدارس اروپاییِ «پرورش زمامدار» و اینك در دروس تاریخِ استراتژی و پالیسی، كارهای خسروپرویز (تحت عنوان اشتباهات سیاسی ـ نظامی خسرو دوم) وسیعا و از دید انتقادی تدریس می شود تا مدیران بعدی كشورها؛ چنان اشتباهاتی را مرتكب نشوند كه در قرن بیستم هم ویلهلم دوم، نیكلای دوم، هیتلر، گورباچف و ... مرتکب شدند. از ژانویه سال 2009 جورج دبلیو بوش و معاون وقت او «چنی» بر این فهرست افزوده شده اند. ایندو همان سیاست کلی دولت واشنگتن را دنبال کرده بودند، ولی با روش هایی نادرست و با راه و رسم قرن بیستم. ایندو ندانستند و یا نخواستند بدانند که وضعیت جهان قرن 21 و بازیکنان میدانها و روش بازی تغییر کرده است. لذا، بازی کردن با همان روشها خریدن شکست است. «دیپلماسی»، دیگر آن قواعد قرن 20 را ندارد. در قرن 20 و بویژه در دوران دو ابرقدرت شرق و غرب، نطق و مصاحبه (حرف) و عمل از هم جدا نبود ولی اینک چنین نیست. سران دولت ها و مقامات ارشد در دیدارها حرف هایی می زنند و تیتر اول رسانه ها می شود تا در مردم معمولی تشتّت ذهن به وجود آید ولی در عمل تغییری مشاهده نمی شود. در روسیه، پوتین جای خود ـ مقام ریاست جمهوری را به رئیس دفتر سابقش «مدودیف» سپرد تا این فرد حرف بزند و دیگران را مشغول دارد و خودش رئیس دولت شد تا عمل کند و راهی را که باید برود ادامه دهد. در سال 2008 رسانه ها و رجال سیاسی آمریکا دست در دست هم گذاردند تا با روی کار آوردن چهره ای تازه و قبلا باورنکردنی، به جهانیان وانمود کنند که آمریکای «اوباما» نه امپراتوری (امپریالیست) است و نه حتی کاپیتالیستِ مطلق، ولی در تبلیغ او آن قدر راه افراط پیمودند و حتی رفتار سگش را روزها خبر اول تلویزیونها کردند که نتیجه عکس داد و در نیمه اپریل 2009 شهرهای آمریکا صحنه تظاهرات انبوه سفیدپوستان محافظه کار و شعارهای تند و بودار آنان قرارگرفت. قبلا هم برخی مفسران نوشته بودند که دیدارهای رئیس جمهور تازه و وزیرامورخارجه اش از این کشور و آن کشور یعنی ادامه راه امپراتوری و سرزدن به اقمار. رفتن راههایی مغایر فرهنگ ملی (خلاف انتظار و تصور مردم) ریشه بسیاری از مشکلات و مایه دگرگونی ها بوده است. نمونه اش اوضاع پاکستان؛ دین اسلام عامل ایجاد این کشور بوده است با پیشوند «جمهوری اسلامی» بر نامش. مشکلات داخلی این کشور از زمانی آغاز شد که شروع به تفسیر و دستکاری در قوانین ازدواج و طلاق کرد یعنی راهی جدا از آیه های قران که روشن هستند و صراحت دارند. ریشه قیام 15 خرداد 1342 ایران و دنباله آن انقلاب 1357 همان بود. چین اینک میان سوسیالیسم و کاپیتالیسم دست و پا می زند. از یک طرف نگران یک تریلیون دلار طلب خود از آمریکاست و از سوی دیگر به خرید اوراق قرضه آمریکا ادامه می دهد، یک روز از تعیین جانشین برای دلار آمریکا سخن می گوید و روز بعد در نشست سران گروه ـ 20 سکوت می کند. جهانیان می پرسند که اگر چین سوسیالیست است که یک سوسیالیست و توده دوست، مواد غذایی آلوده نمی سازد و صادر نمی کند و حرص پول نمی زند و ....
    
خسرو پرويز در طاق بستان - درلباس سواره نظام زرهپوش ساساني - درجامه پادشاهي - سکه خسرودوم که در موزه قراردارد

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
پس از انقلاب؛ ادامه ممنوع الخروج و ممنوع المعامله شدن مقامات پیشین، ثروتمندان، زمین خواران و ...
31 فروردین 1358 گزارش شده بود که در 51 روز گذشته (پیش از این روز) 5هزار و 713 تن دیگر بر شمار ممنوع الخروج شدگان از کشور و ممنوع المعامله ها افزوده شده است. از این شمار به عنوان خارج کردگان ارز از کشور در نیمه دوم سال 1356 و سال1357 تا 21 بهمن ماه (دفعتا بیش از صدهزار دلار)، سوء استفاده کنندگان از مقام و منزلت با هدف کسب مال، مفسدین اقتصادی و زمین خواران نام برده شده بود و گفته شده بود که فعلا [آن زمان] اینان تنها در مظان اتهام هستند و تحقیق درباره آنان و فعالیت های قبلی شان ادامه دارد.
    [قبلا] نهم اسفندماه 1357 و 17 روز پس از سقوط نظام سلطنتی، اعلام شده بود که تا آن روز در ایران، 16 هزار تَن ممنوع الخروج از کشور و ممنوع المعامله شده بودند و گفته شده بود که باید رسیدگی شود که اموالشان را از چه راهی به دست آورده اند؛ راه درست و یا نادرست. به علاوه، چه مبالغی از کشور خارج کرده اند و با چه هدف و این پول ها که متعلق به ملت و از محل فروش نفت [ثروت ملی] است اینک در کجا هستند و با آنها چه می کنند.
    در اعلامیه نهم اسفندماه آمده بود که این رسیدگی ها شامل افرادی هم می شود که در جریان انقلاب (از دی ماه 1356 تا 21 بهمن 1357) کشور را تَرک کرده و باز نگشته اند اند. گفته شده بود که اگر مالی خارج کرده باشند و ثابت شود که این مال از راه سوء استفاده و اِعمال نفوذ به دست آمده باشد، قضیه به دولت محل اقامت اعلام خواهد شد تا آنان را جهت محاکمه ـ و اگر درخواست شود با حضور نماینده آن دولت ـ تحویل دهد و یا اینکه خود آن دولت برپایه موازین بین المللی، با حضور وکیل دولت ایران محاکمه کند. قاعدتا دولت های دیگر هم نباید افراد فاسد را پناه و اقامت دهند. مال غارت شده به هر کشوری که انتقال یابد باید حرام تلقی شود. حمایت از یک فاسد و خائن به ملّت خود زیبنده هیچ دولتی نیست. اموال مورد سوء استفاده متعلق به کشور (تمامی ملت) است نه فرد و افراد معیّن. مواردی وجود دارد که فرد و یا افراد از یک فراری و یا ساکن کشور شاکی هستند، که در این موارد، شاکی خصوصی ـ خود و یا وکیل او باید اقامه دعوی کند.
     از سی ام بهمن ماه 1357 نقل و انتقال دارایی مقامات، ثروتمندان و افراد مورد سوء ظن و یا شاکی دار تا پایان رسیدگی ممنوع و فهرست اسامی به محاضر اسناد رسمی و مراجع مربوط داده شده بود و تا مدت ها بر این شمار اضافه می شد.
    ...............
    
    مطبوعات تهران در دهه آخر فروردین، خبری را که یک نمونه از آن در زیر از روزنامه اطلاعات وقت کُپی شده است درج کرده بودند که می تواند درس باشد:
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
یادآوری گذشته با نگاهی بر تیترهای بالای صفحه اول شماره یکم اردیبهشت 1358 روزنامه اطلاعات
در آرشیوها، پژوهشگران و مورّخان با نگاهی بر صفحات اول روزنامه های هر دوره، به اصطلاح «سرنخ» برای دنبال کردن وقایع و اوضاع آن دوره، افراد و اظهارات می یابند تا ضعف ها و قوّت ها، مسیر تحولات و نتایج ِ وعده ها (شعارها)، سیاست ها و برنامه ها را به دست آورند و برنگارند. این روزها در سراسر جهان دسترسی به دوره های پیشین روزنامه ها بسیار آسان شده است زیراکه سی. دی. شده اند.
     با این هدف، نگاهی به کُپی صفحه اول روزنامه اطلاعات ـ شماره یکم اردیبهشت 1358 (دو ماه و 9 روز پس از انقلاب):
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای داستان نویسی
داستان نگار ژاپنی که 80 داستان نوشت و برای اعتلای جایگاه نویسندگان تلاش کرد
Niwa در میانسالی
فومیو نیوا Fumio Niwa داستان نگار ژاپنی که 80 داستان و چند مجموعه مرکب از 100 داستان کوتاه و ده کتاب غیر داستانی نوشت 20 اپریل 2005 از بیماری ذات الریه درگذشت. وی که نوامبر 2004 به دنیا آمده بود یکصد سال و پنج ماه عُمر کرده بود. نیوا در طول جنگ جهانی دوم در کسوت خبرنگار به جبهه های جنگ در چین و گینه نو رفت و در نبرد دریایی آگوست 1942 ساوو آیلند Savo Island بر اثر گلوله ای که به ناو چوکای Chokai اصابت کرد مجروح شده بود. وی در این ناو بر جریان این نبرد دریایی نظاره می کرد. دو داستان او درباره جنگ معروف هستند؛ داستان گروهان از دست رفته و داستان جنگ دریایی.
    نیوا که در دهه های 1960 و 1970 به مدت شش سال رئیس انجمن نویسندگان ژاپن بود و تلاش کرد که نویسندگان، پس از فوت دارای یک گورستان ویژه باشند تا مخاطبان و علاقه مندان بتوانند بدون مشکل در یافتن، با دیدار از گور آنان یادشان را زنده کنند و در این تلاش موفق شد، و اینک ژاپن و بسیاری از کشورها دارای چنین گورستانی شده اند. نیوا بمانند بسیاری از اندیشمندان باور داشت که نویسندگان که آرزویی جز سعادت بشر و تلاش برای تحقق این آرزو ندارند و در پی مال و منال نیستند در زمره نامداران ملی و جهانی هستند و بر دولت ها است که جایگاه آنان را محفوظ بدارند.
    داستانهای نیوا که برخی از آنها به زبانهای دیگر ازجمله انگلیسی و اسپانیایی ترجمه شده اند احساس، عواطف و دیدگاه اورا درباره هر موضوع منعکس و روشنگری می کنند. وی که از هواداران نه بیش از دو فرزند بود دارای یک دختر و پسر از دو ازدواج است. داستانهای پُرخواننده نیوا که به انگلیسی و اسپانیایی ترجمه شده اند عبارتند از: «درخت بودا»، «ماهی شیرین» ، «سنین پُراز نفرت» و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
ماركوس اورلیوس امپراتور روم كه دو بار قصد جنگ با ایران کرد ـ نظر مارکوس اورلیوس درباره اهمیت قاضی
Marcus Aurelius Antonius
ماركوس اورلیوس آنتونیوس Marcus Aurelius Antonius بیستم اپریل سال121 میلادی به دنیا آمد و از سال 161 تا 180 امپراتور انتخابی روم بود و بیش از هر امپراتور رومی دیگر به امر قضاء و دادگاه توجه داشت. وی می گفت كه یك قاضی خوب بهتر از سرباز مسلح می تواند نظم جامعه را حفظ كند، زیرا كه نظم بدون عدالت را برای مدتی طولانی نمی توان حفظ كرد و عدالت به سرپنجه تدبیر قاضی خوب و بی نظر برقرار می شود. برخی از مورخان 26 اپریل را زادروز ماركوس نوشته اند.
     ماركوس در طول 19 سال حكومت خود دو بار در صدد جنگ با ایران ـ اَبَرقدرت شرق بر آمد و این قصد خود را عملی ساخت. ولی، بار اول نیروهای او در كاپادوكیه از ژنرال خسرو فرمانده نیروهای ایران شكست خوردند و فرمانده آنان كشته شد و در تعرض دوم، رومی ها به طاعون مبتلا شدند و این بیماری را از سوریه ـ میدان نبرد ـ به اروپا منتقل كردند كه تلفات سنگینی وارد ساخت و برادر ماركوس از همین بیماری درگذشت.
    ماركوس اورلیوس معاصر بلاش سوم بود كه شاهی با تدبیر بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اعلام آزادی مذهبی و مهاجرت یهودیان اروپا به آمریکا ـ شهرهای یهودی نشین جهان
بیستم اپریل 1657 دولت هلند به یهودیانی که به نیوآمستردام (نیویورک کنونی) کلنی وقت هلند مهاجرت کرده بودند آزادی مذهبی داد و به عبارت دیگر؛ در قلمرو خود در آمریکا آزادی مذهبی اعلام کرد. یهودیان در قرون وسطی و جدید در بسیاری از نقاط اروپا بویژه در اسپانیا و آلمان تحت اذیت و آزار قرار می گرفتند و گاهی هم کشتار می شدند و بنابراین تمایل به مهاجرت به آمریکا یافته بودند.
     در آن زمان، هلند و انگلستان و کلنی های این دو کشور در خارج از اروپا برای آنان جای اَمن بود و ازجمله نیوآمستردام در آمریکای شمالی که از سال 1625 هلندی نشین شده بود و هلندی ها از دژ مَنهتَن و پایگاه دریایی هلند در اینجا، مستعمرات آمریکایی شان را زیر نظر داشتند. انگلیسی ها که از 1607 گام به آمریکای شمالی گذارده بودند در سال 1664 چهار ناو توپدار و شماری تفنگدار به نیوآمستردام فرستادند و این منطقه پس از یک معامله دیپلماتیک، و عملا از سال 1665 متعلقه انگلیسی ها شد که آن را به افتخار دوک آو یورک (بعدا پادشاه انگلستان) به نیویورک تغییر نام دادند و این دست به دست گشتن در مهاجرت یهودیان از اروپا تاثیر نگذاشت زیراکه انگلیسی ها هم «یهودآزار» نبودند. ادامه این مهاجرت سبب شده است که طبق آمار سال 2013، بیش از 2 میلیون و 35 هزار یهودی یعنی حدود 15 درصد یهودیان جهان در نیویورک زندگی کنند و شهر نیویورک پس از تل اویو دومین شهر یهودی نشین جهان است. در تل اویو حدود سه میلیون یهودی زندگی می کنند.
    سایر شهرهایی که بیش از یکصد هزار یهودی در آنجا زندگی می کنند، (طبق آمار سال 2013) به ترتیب از این قرار اند:
    ـ لس آنجلس: 630 هزار
    ـ اورشلیم (قدس): 580 هزار
    ـ فلوریدای جنوبی: 550 هزار
    ـ پاریس: 310 هزار
    ـ فیلادلفیا: 280 هزار
    ـ اتلانتا: 270 هزار
    ـ شیکاگو: 265 هزار
    ـ بوئنوس آیرس: 256 هزار
    ـ بوستون: 230 هزار
    ـ سانفرانسیسکو: 220 هزار
    ـ لندن: 205 هزار
    ـ واشنگتن: 178 هزار
    ـ تورونتو: 165 هزار
    ـ کی اف (اوکراین): 122 هزار
    ـ مسکو: 115 هزار
    ـ سن پترزبورگ: 104 هزار
    ـ مونترال: 102 هزار
    ------
    شهرهای بالتیمور، لاس وگاس، سن دیاگو و دیترویت واقع در فدراسیون آمریکا هرکدام 100 هزار
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ترور «پونتیاك» رئیس اتحاد قبایل بومیانِ آمریكای شمالی، به خواست انگلیسی ها
Pontiac
20 اپریل سال 1769 «پونتیاك» رئیس قبیله سرخپوستان «اوتاوا» قربانی توطئه انگلیسی ها شد كه بر شرق آمریكای شمالی استیلاء داشتند و جان خود را از دست داد. در آن زمان هنوز مهاجرنشینان انگلیسی استقلال نداشتند.
     پونتیاك (تصویر رو به رو) پس از تشكیل اتحادیه ای از قبایل «دلِوِر»، «چیپاوا»، «اوتاوا» و «شاونی» ـ از 1763 تا 1766 با نیروهای انگلیسی جنگیده و تلفات وارد ساخته بود. وی ضمن این زد و خوردها یك بار پایگاه نظامیان انگلستان در محل کنونی شهر دیترویت (اینک مرکز صنایع اتومبیلسازی آمریکا در ایالت میشیگان) را محاصره كرده بود.
    پونتیاك عقیده داشت كه مهاجران اروپایی كه طمع به اراضی و وطن بومیان (اصطلاحا؛ سرخپوستان) دارند به آنان ترحّم نخواهند كرد و راهی جز جنگ وجود ندارد و این نظر خودرا به قبایل دیگر تفهیم می كرد. با وجود این، نسبت به فرانسویان كه در غرب كوههای اپالچیان (آپالاش) فعالیت داشتند نظر بدی نداشت و از آنان جنگ افزار آتشین می گرفت.
     زمانی وی از همه اروپاییان خشمگین شد كه شنید فرانسویان بدون اطلاع او مرزهای مناطق فعالیت خود را با مناطق اشغالی انگلیسی ها تعیین كرده، «محدوده» ساخته و انگلیسی ها سرگرم توطئه برای برهم زدن اتحاد قبایل سرخپوست هستند.
     پونتیاك همچنین راه جلوگیری از تفرقه را در ادامه جنگ و عادت دادن قبایل بومی به مبارزه دانست كه انگلیسی ها دست اورا خواندند و نقشه قتلش را از طریق ترور كشیدند كه 20 اپریل به اجرا در آمد و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
انقلاب 19 اپریل 1810 کاراکاس و به این مناسبت نگاهی به ونزوئلا
نوزدهم اپریل 1810 شهروندان «کاراکاس» در میدان مرکزی این شهر اجتماع کردند و با تهدید از «ویسنته امپارانVicente Emparan» فرماندار اعزامی اسپانیا که در عین حال فرمانده نیروهای مسلح آن کشور در مستعمره ونزوئلا بود خواستند که اختیاراتش را به شورای انتخابی آنان (جونتا Junta) بدهد. «امپاران» در وضعیتی قرارگرفته بود که راهی جز قبول این خواست مردم ونزوئلا نداشت. وی از بالکون مشرف به میدان شهر، موافقت خودرا با خواست کاراکاسیان اعلام داشت و منطقه را ترک کرد که بعدا در اسپانیا به اتهام سهل انگاری محاکمه شد.
     19 اپریل سال 2010 در کاراکاس، به مناسبت دویستمین سال آغاز جنبش استقلال ونزوئلا مراسمی با حضور بسیاری از سران وقت کشورهای منطقهِ کارائیب و آمریکای جنوبی و رژه نظامی با شرک یگانهایی از چند کشور دوست ازجمله بلاروس، کوبا، الجزایر، لیبی (وقت)، برزیل، نیکاراگوئه و ... برپا و با پرواز جت های نظامی ونزوئلا، رژه نظامی، رقص و پایکوبی، سخنرانی و ... جشن گرفته شد. روز نوزدهم اپریل در ونزوئلا همچنین معروف به روز وطن (سرزمین پدری) است و یک روز ملّی.
     با اینکه جنبش استقلال در 19 اپریل 1810 موفق به کسب استقلال داخلی شد، ونزوئلا تا 24 ژوئن 1821 استقلال کامل نداشت. در اپریل 1810 تفویض اختیارات امپاران ـ فرماندار اسپانیایی کاراکاس تنها به استقلال داخلی (هوم رول home - rule) انجامیده بود. پنجم جولای 1811 فرانسیسکو میراندا که تجربه انقلاب مهاجرنشینان انگلیسی آمریکای شمالی و انقلاب فرانسه را داشت خواستار استقلال کامل شد و در ونزوئلا جمهوری اعلام کرد که دولت اسپانیا راه جنگ را برگزید. زلزله سال بعد (سال 1812) کاراکاس نه تنها جمهوری (اعلام شده) بلکه همان استقالال داخلی را هم متزلزل ساخت که سیمون بولیوار بپاخاست، اسپانیا در نبرد «کارابلو» از او شکست خورد و ونزوئلا در 24 ژوئن 1821 استقلال کامل به دست آورد. بولیوار به جنگ استقلال با اسپانیا ادامه داد و اکوادور و کلمبیا را آزاد کرد و از اتحاد این دو کشور با ونزوئلا، فدراسیون «گران کلمبیا» را به وجود آورد و سپس به اخراج اسپانیا از «پرو» و ... پرداخت. ونزوئلا در سال 1830 از آن فدراسیون جدا شد. کریستوفر کلمبوس در سفر دریایی سوم خود به قاره غربی (آمریکا)، در سال 1498 به ونزوئلا رسیده بود و چندی بعد ونزوئلا از مستعمرات اسپانیا شد.
    ونزوئلا از 1847 تا 1959 به مدت یک قرن گرفتار کودتای نظامی و حکومت ژنرالها بود. در ونزوئلا دو بار سوسیالیست ها قدرت را به دست گرفتند؛ در نیمه قرن نوزدهم و نیز از سال 1999 به این سوی. نخستین رهبر چپگرای ونزوئلا «دکتر رومولو بتانکورت Dr. Romulo Betancourt» بود که در سال 1947 گرفتار کودتای نظامیان شد.
    ونزوئلای 916 هزار کیلومتری و 32 میلیونی همانند سایر کشورهای صادرکننده نفت، در قرن 20 وضعیت خاص یافته بود؛ مداخله و بازی های سیاسی کمپانی های بزرگ نفتی و شهرنشین، لوکس گرا و مصرف گرا شدن جمعیت، تضعیف کشاورزی و اتکاء هرچه بیشتر به درآمد (ناپایدار) نفت و واردات و نیز نفوذ نظامیان. راه حل مسئله، به نظر بسیاری از اصحاب نظر راهی بود که هوگو چاوس در پیش گرفت؛ سوسیالیسم میانه و عملی شدنی (سوسیالیسمِِ مروج اخلاقیات و انسانیت). در اجرای فرضیه «هوگو چاوس (چاوز) معروف به سوسیالیسم قرن 21»، ونزوئلا به تدریج تاسیسات خارجیان و مختلط در این کشور را ملی کرد و در فروش فرآورده های نفتی در خارج از کشور (از استخراج تا حمل و پالایش و تا فروش در جایگاههای توزیع بنزین) شریک شد بگونه ای که هزاران جایگاه فروش فرآورده های نفتی ازجمله بنزین معرف به «سیتگو» در فدراسیون آمریکا متعلق به این کمپانیِ آمریکایی ـ ونزوئلایی شده بود.
    چاوس که از آغاز قرن 21 برضد نفوذ دولت واشنگتن در آمریکای لاتین عملا به نوعی دسته بندی دست زد ایران، روسیه و ... را در آمریکای لاتین فعال ساخت، سرمایه گذاری ایرانیان را در آن منطقه تشویق و پروانه کار داد و لغو ویزا برای رفتن با گذرنامه ایرانی به ونزوئلا و چند کشور دیگر آمریکای لاتین. این نخستین بار بود که پای فعالیت ایرانیان در این وسعت به آمریکای لاتین باز شد.
     سرزمین ونزوئلا در سال 1498 مورد بازدید کریستف کلمب (کریستوفر کلمبوس) قرارگرفت و این دریانورد با مشاهده زیبایی های دلتای رود بزرگ «اورینوکوOrinoco» در گزارش خود به پادشاه اسپانیا، ونزوئلا را بهشت روی زمین خوانده بود. نام ونزوئلا از «امریکو وسپوسی» است که چون کلبه های بومیان را دید که روی آب ساخته شده بودند آنجا را ونیز کوچک (Venezia=Venice) نامید (به زبان ایتالیایی و اسپانیایی؛ ونزوئلا). ولی دریانورد دیگر اسپانیایی نوشته است که نام ونزوئلا از اسم یک قبیله بومی این سرزمین گرفته شده است به نام «ونسیوئلا Veneciula». این دریانورد از سایر قبایل بومی به این شرح یادکرده است: آراواک، چیبچا و کاریب (که گویا نام دریای کارائیب از اسم این قبیله ساخته شده است). اسپانیا از سال 1522 ونزوئلا را مستعمره خود کرد و کاراکاس پایتخت آن در سال 1567 ساخته شد.
    چاوس ونزوئلا را دارای نظام درمانی و آموزش و پرورش رایگان و بازنشستگی همگانی کزد. بیش از 93 درصد جمعیت (و طبق برخی آمارها، 97 درصد) آن باسواد هستند و درآمد متوسط و ماهانه هر ونزوئلایی در سال 2014 یک هزار و 240 دلار (آمریکایی) و متوسط عُمر 75 سال گزارش شده بود. برخلاف بیشتر کشورها، شمار زنان ونزوئلا بیش از مردان این کشور است. دو سوم جمعیت؛ دو رگه بومی و بقیه از اعقاب آفریقائیان (بردگان سیاه) و اروپاییان هستند. ایتالیایی ها، اسپانیایی ها و پرتغالی تبارها در میان مهاجران اروپایی در اکثریت اند. طبق گزارش رسمی سال 2009، ونزوئلا هر روز حدود سه میلیون بشکه نفت استخراج می کرد که 760 هزار بشکه آن به مصرف داخلی می رسید. (تولید و صدور نفت ونزوئلا در سالهای بعد افزایش یافته بود). روس ها و کمپانی های چند کشور غیر متعهد طبق قراردادهای تازه به کشف و استخراج نفت در ونزوئلا دست زده بودند و فدراسیون آمریکا (یو اِس اِ)مشتری ردیف اول نفت ونزوئلا بود.
    حجم سالانه صادرات ونزوئلا در سال 2010 معادل یکصد میلیارد و واردات آن حدود 41 میلیارد دلار گزارش شده بود. علاوه بر نفت و گاز طبیعی، ونزوئلا دارای معادن طلا، الماس و سنگ آهن است. این کشور دارای سیستم نظام وظیفه اجباری و 550 هزار نیرو زیر پرچم و 11 میلیون در ذخیره داشت به علاوه، یک نیروی میلیشیا. این دولت برای تجهیز این ارتش، چند سال پیش خرید 9 میلیارد دلار اسلحه به روسیه و ... سفارش داده بود. ونزوئلا در یک منطقه استراتژیک در جنوب غربی کارائیب و در همسایگی برزیل، اکوادور و کلمبیا واقع شده است. این کشور از سال 2012 با تورم پول (نقدینگی) و مشکلات ناشی از آن رو به رو شده است که ادامه دارد.
    اختلاف دولت واشیگتن با ونزوئلا که از دوران حکومت چاوس آغاز شده بود و کمپانی های آمریکایی فعالیت خودرا از دست داده بودند پس از آغاز دور دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ شدت یافت، و به تصمیم او نیروی دریایی آمریکا به نام مبارزه با قاچاق مواد مخدر ونزوئلا را محاصره کرد. ترامپ در ژانویه 2026 واحدهایی از این نیرو را به داخل ونزوئلا فرستاد و این واحدها «مادورو» رئیس جمهوری این کشور (جانشین چاوس) را که 13 سال قدرت را بدست داشت دستگیر کردند و با زنش به آمریکا فرستادند که در نیویورک زندانی شده اند و معاون مادورو که با دولت واشینگتن وارد سازش شده است موقتا و تا برگزاری انتخابات ریاست ونزوئلا را بدست گرفته است.
    
هوگو چاوس و تني چند از سران وقت آمريکاي لاتين در مراسم دويستمين سالروز نخستين پيروزي جنبش استقلال ونزوئلا که در 19 اپريل 2010 در کاراکاس برگزار شد (عکس بالا)ـ چاوس پنجم مارس 2013 پس از 14 سال حکومت بر ونزوئلا و به اجرا درآوردن فرضيه خود ـ سوسياليسم قرن 21 ـ در 59 سالگي از بيماري سرطان درگذشت و «نيکلاس مادورو» معاون او در انتخابات 14 اپريل 2013 به رياست جمهوري ونزوئلا انتخاب و 19 اپريل در مجمع ملي اين کشور و با حضور سران چند کشور ازجمله ايران سوگند آغاز کار ياد کرد


    
نیکلاس مادورو N. Maduro که در انتخابات 14 اپریل 2013 به ریاست جمهوری ونزوئلا برگزيده شده بود 19 اپریل این سال در مجمع ملی ونزوئلا (پارلمان این کشور) حضور یافت و سوگند یاد کرد تا نخستين دوره 6 ساله ریاست جمهوری خودرا آغاز کند. هنریکه کاپریلِس رقیب انتخاباتی او به نتیجه رای گیری اعتراض کرده بود و انجمن برگزاری انتخابات موافقت کرده بود که در چند منطقه، آراء دوباره شماری شود. این انجمن قبلا پیروزی مادورو را اعلام کرده بود. در مراسم سوگند مادورو سران وقت چندین کشور ازجمله رئیس جمهور ایران، رئیس جمهوری برزیل، رئیس جمهوری بولیوی، رئیس جمهوری آرژانتین، رئیس جمهوری کوبا، رئیس جمهوری کلمبیا، رئیس جمهوری پرو و ... شرکت داشتند. عکس بالاتر مادورو را در درحال ادای سوگند و عکس پایین اورا با سران وقت برزیل و بولیوی (بانو روسُف و مورالس) در جریان مراسم نشان می دهد. ولادیمیر پوتین نخستین رئیس کشور خارج از قاره آمریکا بود که پیروزی مادورو را تبریک گفته بود

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
هرکه نامُخت از گذشت روزگار … ـ ماجرای تیراندازی روس ها به هواپیمای کره ای و تکرار آن
بیستم اپریل 1978 یک هواپیمای مسافربر شرکت هواپیمایی کره جنوبی (پرواز 107) که از پاریس عازم سئول بود، در خاور دور وارد فضای روسیه شد، خلبان یک جنگده سوخوی روسیه از خلبان آن هواپیما خواست که به سوی فرودگاهی که او راهنمایی می کند تغییر جهت دهد و در آنجا فرود آید تا از او تحقیق شود که چرا؟ و هواپیما نیز بازرسی شود که دستگاه عکس برداری و تجسس نداشته باشد.
    خلبان کره ای اعتناء نکرد و خلبان روس به هواپیمای او گلوله زد ـ گلوله ای که اخطار باشد و به سقوط هواپیما منجر نشود. ولی، این گلوله از بدنه هواپیما عبور و به دو مسافر هواپیما اصابت کرد و آنان را کشت و خلبان کره ای مجبور شد که همانجا روی یک دریاچه یخزده فرود آید که مابقی مسافران با هلی کوپتر به نزدیکترین شهر منتقل و دو خلبان و کارکنان پرواز تحت بازجویی قرار گرفتند و تا دولت کره جنوبی اعلام پوزش نکرد آزاد نشدند.
    این رویداد که وسیعا در رسانه های کشورها انعکاس یافت برای کره جنوبی درس نشد و پنج سال بعد ـ یکم سپتامبر 1983 ـ یک هواپیمای شرکت هواپیمایی این کشور در پرواز 007 از نیویورک به سئول در نزدیکی جزیره ساخالین وارد آسمان روسیه شد که خلبان یک جت جنگنده روس پس از دادن اخطار، آن هواپیمارا ساقط کرد و 269 سرنشین هواپیما ازجمله لارنس مکدانالد عضو کنگره آمریکا کشته شدند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی كه در دبیرستان «كولامباین» آمریكا كشتار روی داد ـ رابطه كشتار دانشگاه «ویرجینا تك» با آن!
«دايلان كلبالد» - «اريك هريس»

بیستم اپریل 1999 دو دانش آموز 17 و 18 ساله دبیرستان كولامباینColumbine شهرستان جفرسون واقع در ایالت كلرادو آمریكا (نزدیك شهر دنور) در ساعات درس، در این دبیرستان دست به تیراندازی زدند و هركه را در تیررس خود دیدند به گلوله بستند. در این تیراندازی 12 دانش آموز و یك دبیر دبیرستان كشته شدند و 24 تن دیگر مجروح گردیدند.
    دو دانش آموز تیرانداز كه «اریك هریسEric Harris» و «دایلان كلبالدDylan klebold» نام داشتند، پیش از این كه هدف گلوله پلیس قرار گیرند در همان محل خودكشی كردند. این دو نوجوان از دیرباز قصد این كار را داشتند و برای اجرای قصد خود، اسلحه تهیه كرده و آنها را به دبیرستان منتقل كرده بودند.
    پس از رویداد كشتار در دانشگاه تكزاس در سال 1966، تیراندازی دبیرستان كولامباین پرتلفات تر از سایر حوادث از این دست در مدارس آمریكا بود.
    گفته شده است كه «چو سونگ هویCho Seung – Hui» دانشجوی 23 ساله كره ای دانشگاه دولتی 25 هزار نفری «ویرجینیا تك» كه در زمان حادثه كولامباین، دانش آموز دبیرستان بود در همان زمان تحت تاثیر تبلیغاتی قرار گرفته بود كه پیرامون آن تیراندازی صورت گرفته بود. «چو» كه بارها در گفتار و نوشتار خود اشاره به ماجرای كولامباین كرده بود 17 اپریل 2007 (سه روز مانده به سالگرد واقعه كولامباین)، در دانشگاه خود دست به كشتار استاد و دانشجو زد و پس از قتل چهار استاد و 29 دانشجوی دختر و پسر خودكشی كرد. «چو» پس از انجام مرحله اول كشتار، علت اقدام خود را نوشت و آن را به همراه سی. دی. فیلمی از خود و تعدادی عكس تهدید آمیز به آدرس شبكه تلویزیونی ان. بی. سی. پست كرد و سپس دست به مرحله دوم كشتار زد.
    
Emily Jane Hilscher

در مرحله اول، در یك خوابگاه دختری 19 به نام «امیلی» و یك دانشجوی پسر را كه در همسایگی امیلی اطاق داشت به قتل رسانیده بود و در مرحله دوم به نوریس هال دانشگاه (محل كلاسهای دانشكده مهندسی) رفت و در چهار كلاس این هال 31 تن را كشت و 29 نفر را مجروح كرد و سپس دست به خودكشی زد.
    وی دارای دو سلاح كمری بود و حدود دویست گلوله شلیك كرده بود. درباره رابطه «چو» و «امیلیEmily Jane Hilscher» اطلاع درستی در دست نیست. تنها گفته شده است كه «چو» نسبت به او علاقه و دلبستگی داشت، اما «امیلی» بی اعتنایی می كرد.
    «چو» در مانیفست خود به «ان بی سی» كه قسمت هایی از آن پخش شده است تنفر خود را از ثروتمندانِ بنز سوار، فساد سِكس و شارلاتانهای فریبكار اعلام داشته بود.
    
يکي از عکسهايي که «چو» از خود گرفته و براي شبکه ان بي سي پست کرده و اين شبکه يادداشت او را آخرين حرفش اعلام داشته است

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مافیا، اعتیاد و بیماری ایدز در روسیهِ سال 2003!
وقوع دو قتل مشابه سازمان یافته در روسیه به فاصله دو روز ( 18 و 19 اپریل2003) باعث اعتراض شدید مجلس نمایندگان این کشور (دوما) و نگرانی مردم شده بود. یك نماینده «دوما» فریاد زده بود كه می خواهد بداند چه كسی بر روسیه حكومت می كند؛ دولت و یا «مافیا»؟. یک روز «سرگی یوشنكوف» نماینده مجلس و نایب رئیس حزب «روسیه لیبرال» هنگام خروج ازخانه اش هدف گلوله قرار گرفته و جان سپرده بود و روز بعد معاون مدیر شبكه تلویزیونی «تی. وی. اس» در شهر مورمانسك هنگام خروج از دفتر خود با شلیك گلوله كشته شده بود و در هر دو مورد ـ طبق معمول ـ اعلام شده بود که قاتلان فرار كرده بودند.
     یوشنكوف هشتمین نماینده مجلس روسیه بود كه ترور شده بود و به اظهار نایبِ دبیر ِحزب كمونیست روسیه،کسی هم به جرم قتل این شمار مجازات نشده بود!. در باره دو قتل تازه، شایعات فراوان بود؛ ازجمله گفته می شد كه این دو قتل كار كسانی بوده است كه با توسل به كلاهبرداری دارند صنایع فلزكاری روسیه را كه غیر دولتی گردیده و به معرض فروش گذارده شده اند بالا می كشند. انگیزه سیاسی این قتل ها، یك شایعه دیگر بود.
    از سوی دیگر، در همان دو روز گزارش رسیده بود كه بیماری ایدز در روسیه كولاك می كند و برخلاف گزارش دولت، تا آن زمان شمار ایدزی های این كشور به رقم یك میلیون و پانصد هزار رسیده بود. دولت این رقم را 235 هزار گزارش كرده بود. گزارش های دیگرِ وقت، اعتیاد به مواد مخدر ، سیگار و الكل را نیز در روسیه به طرز خطرناكی رو به افزایش نشان می داد و در دوازدهمین سال پس از فروپاشی شوروی و نظام سوسیالیستی آن، این وضعیت دورنمای روشنی از جامعه روسیه را به دست نمی داد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 20 آوريل
  • 1534:   «الیزابت بارتن» راهبه انگلیسی كه ادعای پیغمبری كرده بود اعدام شد.
        
  • 1809:   ناپلئون ارتش اتریش را در باویر آلمان شكست داد.
  • 1865:   « ماكس نتلائو» تاریخدان اتریشی به دنیا آمد كه عقیده داشت برای حل مسائل اقتصادی، اجتماعی، انسانی و سیاسی جهان لازم است كه ملل روی كره زمین یك كنفدراسیون تشكیل دهند كه یك نخست وزیر واحد داشته باشد [مدل کوروش بزرگ: ایجاد جامعه مشترک المنافع جهانی].
  • 1876:   بلغارها برضد سلطه امپراتوری عثمانی بپاخاستند که روسیه به هواداری از آنان با عثمانی وارد جنگ شد که نتیجه اش استقلال بلغارستان بود.
        
  • 1902:   پیر و ماری كوری زن وشوهر فیزیكدان موفق شدند كه عنصر رادیواكتیو رادیوم را ایزوله كنند. به عبارت دیگر کلرور رادیوم را پالایش و خلوص سازی کنند.
  • 1917:   «پراودا» كار انتشار خود را آغاز كرد كه بعدا ارگان حزب كمونیست شوروی شد و پس از انحلال این حزب به دست یلتسین مدتی تعطیل گردید و سپس یك سوسیالیست یونانی آن را خرید و دوباره منتشر ساخت. این روزنامه یک ادیشن آنلاین هم به زبان انگلیسی دارد.
  • 1920:   «بالفور» وزیر امورخارجه وقت انگلستان اعلامیه معروف خود درباره فلسطین و ایجاد اسرائیل را صادر كرد.
  • 1939:   آلمانی ها پنجاه ساله شدن هیتلر را جشن گرفتند و از آن پس تا پایان جنگ جهانی دوم، زادروز هیتلر یک روز ملّی در آن کشور شد به نام «میلاد پیشوا».
        
  • 1941:   یكصد بمب افكن آلمانی شهر آتن را بمباران كردند.
  • 1974:   ژنرال محمد ایوب خان رئیس جمهوری اسبق پاكستان سكته كرد و درگذشت. وی از طریق كودتا قدرت را به دست گرفته بود.
  • 2010:   وقوع انفجار در جریان حفر یک چاه نفت در کف خلیج مکزیک منجر به مرگ 11 نفر و فوران نفت خام به داخل آب و آلوده ساختن محیط شد که تا شش ماه ادامه داشت و خبر روزانه رسانه ها بویژه در آمریکا بود. جریان گرفتن غرامت از کمپانی نفتی انگلستان (بی پی) که آن حفّاری را انجام می داد و رسیدگی قضایی همچنان ادامه دارد.
        
  • 2013:   غلامعلی حدادعادل رئیس پیشین و نماینده وقت مجلس شورای اسلامی در همایش بحث پیرامون «رئیس‌جمهور آینده ایران» گفت: "آوردن دیرهنگام لایحه بودجه از سوی دولت احمدی نژاد به مجلس برای تصویب، ما را دچار مشکلاتی کرد که متاسفانه نظایر این قبیل کارها از سوی این دولت کم نیست. برخی عملکردهای این دولت ما را دیوانه کرده است.".
        وی نقاط ضعف دولت محمود احمدی‌نژاد را «مدیریت»، و «رفتار» عنوان کرد.
        
  • نامه به مولف
    انتقاد یک مخاطب این تاریخ آنلاین از واژه های «من در آوردی» تازه در زبان فارسی ازجمله واژه تراریخته و ...
  •   یک مخاطب برون مرز در ای ـ میلی که دیروز (31 فروردین 1395) دریافت شد پرسیده است که معنا و مفهوم واژه «تراریخته» چیست که دیروز [30 فروردین 1395] در وبسایت یک خبرگزاری داخلی بکار رفته بود و از خیر خواندن آن خبر گذشتم. من لیسانسیه ادبیات فارسی از دانشگاه تهران در سال 1356 هستم و با خود سه فرهنگ [لغت نامه] فارسی به خارج آورده ام ولی چنین واژه ای را در آنها ندیده ام، حتی ریشه آن را. آیا این واژه را بمانند واژه های دیگر اختراع کرده اند؟، چرا و هدف چه بوده است؟!. وقتی که مردم مفهوم واژه ای را ندانند، بقیه مطلب را نمی خوانند و به تدریج با «خواندن» خداحافظی می کنند و می روند سراغ محاوره نویسی که در سوشل نت ورک ها رایج شده است. تعجب من در این است که امروز [31 فروردین 1395] در همان وبسایت خبری، این عبارت را دیدم «اجلاس فریز نفتی دوحه» که واژه انگلیسی «فریز» یعنی «انجماد» را بکار برده بود. بسیاری هستند که این واژه را درک می کنند ولی نه «تراریخته» و واژه های من در آوردی تازه را. کدام کشور در دهها سال اخیر برای زبان خود واژه سازی کرده است؟. مردم جهان دارند می روند به سوی یک زبان واحد و مشترک و انگلیسی را که زبانی است بی قاعده و پُر از لغات فرانسوی، لاتین و ... برگزیده اند و واژه سازی های یک گروه در تهران، ایرانیان را ترغیب به گرایش به یادگرفتن زبان انگلیسی می کند و خواندن تحولات و نظرات به این زبان. سازندگان این واژه ها باید بدانند که میلیونها ایرانی مهاجرت کرده اند و دهها میلیون ایرانی هم کم سواد هستند و این واژه ها هر دو دسته را گیج می کند. وبسایت ها و نشریات، اگر این واژه های سَردَردآور را بکار برند باید منتظر باشند که خواننده [مخاطب] از دست خواهند داد.
        
        پاسخ:
        
        برای دبیرخانه این تاریخ آنلاین هم معنای «تراریخته» و تقریبا همه واژه های «دست ساخت» تازه روشن نیست.
        




  •  

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com