Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
6 ژانويه
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 6 ژانويه
ایران
تلاش ناموفق «پیروز ساسانی» پسر یزدگرد سوم برای کسب استقلال و حاکمیّت ایران
Taizong
چند واحد مسلح عرب كه مامور جلوگیری از رسیدن پیروز ساسانی (پسر یزدگرد سوم) به درون ایران شده بودند که از چین بازگشته بود ششم ژانویه سال 663 میلادی در سر راه خود، شهر بلخ یكی از چهار شهر بزرگ خراسان وقت را تصرف كردند. بلخ مركز همان ساتراپی ایران كه یونانیان، «باكتریانا» نوشته اند.
    «پیروز ساسانی» به خواست پدرش یزدگرد سوم (كه در سال 651 میلادی در مَرو ترور شد)، برای جلب كمك نظامی تایزونگ، امپراتور چین از دودمان تانگ Tang، از طریق كوههای پامیر (تاجیكستان امروز) به «چانگ آن Chang-an» پایتخت آن زمان چین رفته بود كه در ایالت مرکزی Shaanxi واقع است. [این شهر بعدا به شهر Xian تغییر نام داده شد.]. «تایزونگ» پیش از رسیدن «پیروز ساسانی» به «چانگ آن» درگذشته بود و پسرش «گائوزونگ» امپراتور تازه و سومین رئیس كشور از دودمان تانگ در سال 662 پیروزرا با یكی از ژنرال های خود به نام «پی شینگ جیان» با لشكری كامل روانه ایران كرد. «پیروز ساسانی» پیشنهاد كرده بود كه این لشكر تا سیستان (شهر زرنگ = زرنج و مركز ایالت نیمروز افغانستان امروز) با او باشد زیرا كه اطمینان دارد، ایرانیان پس از شنیدن خبر بازگشت وی، دسته های مقاومت تشكیل می دهند و به یاری اش می شتابند.
    ژنرال «پی» تنها تا شهر «بالا سگون» واقع در سغدیانای وقت [امروزه: توك ماك = توقماق واقع در قرقیزستان] با «پیروز» همراه بود و در اینجا دست به بهانه آوردن و تعلّل زد و پیروز ساسانی پس از نومید شدن از حمایت نظامیان چینی، تنها با ایرانیانی كه با وی بودند به منتهی الیه شمال شرقی ایران (سرزمینی كه امروز تاجیكستان و شمال شرقی افغانستان را تشكیل می دهد) بازگشته و دست به جمع آوری نیرو برای جنگ با عرب زده بود و مردم هرات (بزرگترین شهر خراسان آن زمان و از شهرهای ایران خاوری وقت) با شنیدن خبر بازگشت پیروز، بر ضد حكمران عرب شهر خود شورش كرده و باعث نگرانی حاکمان عرب سایر ولایات شرقی ایران شده بودند. این حاکمان متفقا چند واحد نظامی عرب را مامور متوقف ساختن «پیروز» و عقب زدن او کردند كه این یگانها بلخ را به تصرف خود درآوردند.
     پیروز ساسانی تا تخارستان (افغانستان شمال شرقی) پیش آمد و 20 سال در آن مناطق بود، در همانجا فوت شد و طبق وصیّت اش، جسد اورا در كوههای پامیر به گونه ای كه صورتش به سوی ایران باشد دفن كردند.
     «نرسی = نارسه = نارسیا» پسر پیروز جزئیات تلاشهای پدرش و مهاجرت پارسیان دَرباری از وطن را در كتابی شرح داده است. به نوشته وی، دولت دمشق (بنی امیّه Umayyad dynasty) پس از آگاه شدن از توسل شاهزاده ساسانی به دربار چین، هیاتی را به ریاست یكی از معاریف عرب به «چانگ آن» فرستاد و این هیات موفق شد كه نظر امپراتور گائوزونگ را نسبت به تلاش بازمانده ساسانیان تغییر دهد و او را بی طرف سازد، مخصوصا كه بعدا این امپراتور دچار سكته مغزی شد و امور به دست زنش «وو زتیان» و جانشینانش؛ «ژونگ زونگ» و «روی زونگ» افتاد كه قصد جنگ نداشتند.
     نارسیا نوشته است كه دربار چین حتی به آن هیات اسلامی اجازه تاسیس یك مسجد داد و به موازات آن، در عین حال با پناهندگی ایرانیان که جماعتی دَرباری بودند در چین موافقت كرد، به این شرط كه به لباس چینی درآیند و رسوم محلی چین را رعایت كنند و چین را به صورت پایگاهی برای احیاء استقلال وطن درنیاورند [فعالیت سیاسی نکنند] كه پای چین به یك جنگ ناخواسته كشانیده شود.
     در وقایع روزانه دودمان «تانگ» نیز دیدار پیروز ساسانی از چین به تفصیل آمده است و این وقایع كه تصحیح و حاشیه نویسی (تفسیر) شده اند به صورت كتاب به چاپ رسیده اند. از این وقایع چنین بر می آید كه قطع همكاری ژنرال «پی» با پیروز ساسانی، پس از رسیدن به فرارود، احتمالا به سبب ورود هیات دولت اسلامی به «چانگ آن» و بی طرف شدن امپراتور چین بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سابقه درگیری های سُنّی و شیعه در عراق ـ ترغیب هولاگوخان مغول به تصرف بغداد و ...
سابقه برخوردهای شیعه و سُنّی در منطقه ای که از دهه سوم قرن 20، کشور عراق خوانده می شود به دهه های هفتم و هشتم قرن هفتم میلادی باز می گردد ولی موارد سخت آن از ژانویه 1258 میلادی آغاز شده است. در این ماه، سنّی های بغداد که از حمایت خلیفه عباسی برخوردار بودند به اشاره یکی از پسران خلیفه به محله شیعه نشین کرخ و نیز کاظمیه ـ آرامگاه امام موسی کاظم (ع) ـ آسیب زدند. همین رویداد سبب شد که محمد العلقمی ـ شیعه و ایرانی ـ و از مقامات دربار خلیفه به طرُق متعدد هلاگوخان حکمران مغولی ایران را تشویق به تصرف بغداد کند و از سایر ایرانیان معاشر با هلاگو ازجمله خواجه نصیر طوسی بخواهد که آنان نیز به نوبه خود دست از تشویق هلاگو برندارند.
     هلاگو تحت تاثیر این تلقینات و نیز حس جاه طلبی خود به بغداد لشکر کشید و دهم فوریه 1258 این شهر را تصرف، غارت و کشتار کرد و با کشتن المستعصم خلیفه وقت، به خلافت 525 ساله عباسیان پایان داد که دو قرن و نیم بعد عثمانیان خودرا خلیفه مسلمین خواندند و استانبول (اسلامبول) را دارالخلافه اعلام کردند.
     در زمان تعرض مغول، بغداد بزرگترین شهر جهان بود و یک میلیون و دویست هزار جمعیت داشت که حدود 80 هزار تن از آنان و عمدتا سنّی به دست مغول کشته شدند. [هلاگو بودایی و زنش مسیحی بود]. در آن زمان، شهر دوم از لحاظ جمعیت؛ خان بالیغ بود به معنای مقرّ خان بزرگ مغولان، پکن = بیژینگ امروز. [مغولان قرن ها بر چین حکومت کردند.]. هلاگو پس از تصرف بغداد، العلقمی شیعه و ایرانی را با سمت وزارت، حاکم بغداد کرد که این عمل بر کینه سنّی ها افزود که ادامه یافت و ... و درگیری سُنّی و شیعه در عراق پس از تصرف این کشور توسط آمریکا در سال 2003 علنی و متناوبا تخریبی شده است.
يک نمونه از انفجار بمب از سوي سنّي عليه شيعه در عراق که هفدهم دسامبر 2012 روي داد و تلفات سنگين داشت

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی كه 2 زن حكمران كرمان و فارس شدند ـ نظر مورخ آلمانی درباره میهندوستی کرمانی ها
آباقا خان (آباقاآن) ایلخان مغول ایران [پسر هلاكوخان] ششم ژانویه 1270 میلادی ضمن انتصابات خود، دو زن را حُكمران دو ایالت بزرگ ایران كرد؛ آبش خاتون حكمران فارس و تَركان خاتون حكمران كرمان شد.
     تَركان خانون از قراختاییان (زردهای سیاه) و آبش خاتون از خاندان اتابكان فارس بود.
    در انتصابات این روز، مقام صاحبدیوانی (معادل بزرگ وزیر، بدون اختیارات نظامی) به شمس الدین محمد جوینی و حكومت اصفهان و اراك به پسر او بهاءالدین داده شده و عطاملك جوینی مؤلف معروف، در سمت خود ـ حكومت بغداد كه از زمان هلاگوخان آن را بر عهده داشت تثبیت گردیده بود.
    به نوشته تئودور مومسِن مورخ آلمانی قرن 19، کرمانی ها چند قرن حاکم آلتائیک (تُرک زبانان منطقه وسیعی در شمال غربی چین و امتداد آن تا شمال رود سیحون) داشتند ولی حتی یک کلمه تُرکی یاد نگرفتند که این، نهایت میهندوستی آنان و نیروی ذاتی ناسیونالیسم ایرانی را ثابت می کند. این ناسیونالیسم دو بار با دین درآمیخت و توفنده شد و ایران را ابرقدرت کرد؛ یک بار به دست اردشیر پاپکان و باردیگر توسط اسماعیل یکم (شاه اسماعیل صفوی).
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ایجاد انجمن نجات مشروطیت در اصفهان ـ اظهارات آخرین ایلخان قاجار
در پی لغو مشروطیت از سوی محمدعلی شاه، 16 دی ماه 1288 (ششم ژانویه 1909) نجفقلی صمصام بختیاری در اصفهان «انجمن نجات مشروطه» تاسیس كرد و اعلام داشت كه با سه هزار سوار و چند توپ رهسپار تهران خواهد شد تا محمدعلی شاه را بیرون راند. صمصام به قولی که داده بود وفا کرد. حاكم وقت اصفهان از ترس صمصام، همان وقت به كنسولگری انگلستان پناهنده شده بود!.
    سواران صمصام در حومه تهران به مشروطه طلبان شمال که از گیلان و مازندران و از طریق قزوین آمده بودند پیوستند و تهران را تصرف و محمدعلیشاه را به سفارت روسیه فراری دادند و برکنارکردند.
صمصام


    
سلطان ميرزا قاجار

سلطان میرزا ایلخان قاجار [بزرگ وقت قاجارها] که تا سال 2011 در قید حیات بود و در فرانسه زندگی می کرد و گذرنامه ایرانی خودرا حفظ کرده و به ایران رفت و آمد داشت ضدِ مشروطه بودن محمدعلی شاه را ردّ می کرد و می گفت:
    "محمدعلی شاه آن نوع انتخابات را که می توان گفت انتخاباتی آریستوکراسی بود [بزرگان و برجستگان از میان خود چند نفر را به عضویت مجلس انتخاب می کردند] قبول نداشت. به علاوه، محمدعلی شاه برخی از اعضای پارلمان را دست نشانده دولت لندن می پنداشت و .... در آن زمان توده ایرانی نسبت به اصول دمکراسی ناآگاه بود و با انتخابات عمومی و آزاد ناآشنا.".
     سلطان میرزا ـ از نوادگان مظفرالدین شاه و امیرکبیر ـ همچنین می گفت: "دوستی محمدعلی شاه با روس ها و تمایل بیشتر نسبت به آنان به این سبب بود که در دوران ولیعهدی، در تبریز زندگی می کرد و روس ها در آنجا بودند و با ایشان نشست و برخاست داشت. ساختمان مجلس را هم لیاخوف ـ سرهنگ روس و به اراده خود به توپ بست نه به دستور محمدعلیشاه!.
    این پادشاه قاجار پس از خلع شدن از سلطنت در اوکراین زندگی می کرد.".
     پس از اشغال نظامی ایران در شهریور 1320 و تبعید رضاشاه از کشور، نزدیک بود که سلطنت به قاجاریه بازگشت داده شود و حمیدمیرزا برادرزاده احمدشاه آماده بر سر گذاردن تاج سلطنت ایران بود که دست هایی بکار افتاد و متفقین را موافق سلطنت محمدرضاشاه کرد که تا پایان پادشاهی اش حرف شنوی از لندن و واشنگتن داشت.
    متّفقین پس از اشغال نظامی ایران در شهریور 1320 به اصرار استالین در نظر داشتند که در پایان جنگ جهانی دوم، به سلطنت موقت محمدرضاشاه پایان دهند و در ایران جمهوری برقرار کنند که در جریان کنفرانس سران در تهران، چرچیل آنان را تغییر عقیده داد و پهلوی دوم به سلطنت ادامه داد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نخستین قانون تعدیل مال الاجاره در ایران ـ روش محاسبه افزایش اجاره بها در سایر کشور ـ ساختمان سازی با هدف اجاره دادن
نخستین قانون تعدیل مال الاجاره در ایران كه اول دیماه 1317 در 9 ماده به تصویب مجلس رسیده بود از 16 دی ماه این سال در شهر تهران به اجرا در آمد و حاكم بر روابط مالك و مستاجر شد. این قانون با اندكی تفاوت، مشابه قوانینی بود كه در بسیاری از كشورها اجرا می شده است. قانون تعدیل مال الاجاره ایران به مرورِ زمان كم رنگ شده و روابط موجر و مستاجر در این كشور مسئله داشته و در ایران ساختن خانه با هدف اجاره دادن به دلیل نبودن ضابطه اجرایی مناسب، به صورت «یك كسب» در نیامده و شماری بسیار از پرونده های قضایی در ایران «موجر و مستاجری» بوده است.
    در برخی از کشورها میزان اجاره بها بر پایه یك فرمول منصفانه محاسبه می شود که در این محاسبه، افزایش سالانه، تنها بر پایه درصدی از میزان تورّم سالانه پول منظور می شود و میزان افزایش سالانه ـ اگر افزایشی لازم باشد ـ «دَربَست» در كنترل موجر نیست و دارای قاعده است. در بعضی شهرهای آمریكا ازجمله نیویورك، سانفرانسیسكو، واشنگتن و ... افزایش اجاره سالانه در صورتی كه مستاجر جا به جا نشده باشد محدود به «درصد» بسیار جزیی است. در آمریکا که میزان تورم سالانه آن بسیار کم است معمولا اجاره خانه در یک سال معادل یک دهم بهای خانه در همان سال محاسبه می شود و افزایش سالانه آن مطابق درصد تورم است.
    مروری بر تاریخ اجتماعی ایران نشان می دهد كه در ایران قدیم و تا اواسط عهد قاجاریه و حتی تا همین اواخر در قصبات و روستاها اجاره دادن مسكن مرسوم نبوده و این عمل به رایگان انجام می گرفته كه جدا ساختن انسان ها از گذشتهِ انان امری آسان و سریع نیست.
    در ایران چند بار تلاش شد که سرمایه گذاران در امور ساختمان سازی، صرفا جهت اجاره دادن مجتمع های مسکونی بسازند که ظاهرا عملی نشده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که بحرین در پارلمان ایران دارای نماینده شد
در اجرای اصلاحیه قانون انتخابات ایران، از 16 دیماه 1331 [زمان حکومت دکتر مصدق] بحرین دارای یك نماینده در مجلس شورای ملی شد.
     این قانون در چهارم دیماه آن سال به تصویب رسیده بود. بحرین كه طبق قانون مصوّب، تا اواخر دهه 1340 كه شاه [پهلوی دوم]، در مصاحبه ای در هند، در پاسخ به پرسش یك روزنامه نگار (!) ناگهان و به طور غیر منتظره با انجام رفراندم و آن هم یكجانبه و تنها در بحرین موافقت كرد، استان چهاردهم ایران به حساب می آمد.
     شاه با این تصمیم که نقض سوگند او بود عملا با تجزیه ایران موافقت کرد!. شاه در دوران سلطنت خود و بویژه پس از کودتای 28 اَمُرداد 1332 زیر نفوذ آمریکا و انگلستان قرار داشت.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
كشف سازمان جوانان حزب توده در پی کشف سازمان نظامی آن ـ دوره آموزش کمونیستی ـ وظیفه جوانان ـ شماره ویژه
در این روز در سال 1333 هجریِ خورشیدی روزنامه های تهران خبر دادند كه سازمان جوانان حزب توده كه آن را شبكه ای سراسری و بسیار گسترده توصیف كرده بودند اوایل دیماه (دسامبر 1954) كشف و گردانندگان آن شناخته شده و پاره ای از آنان دستگیر شده اند و اشاره شده بود كه در پی كشف سازمان نظامی حزب توده (در همین سال) و دستگیری بیش از یكصد افسر و اعدام دهها تَن از آنان سازمان جوانان نیز افشاء شده است، ولی روشن نكرده بودند كه چه رابطه ای میان كشف این دو سازمان وجود داشته است.
     رادیو تهران در آن روز گفت كه جوانان توده ای در گروههای كمتر از ده نفری قرار داده شده بودند و جز مسئول گروه كه به آنان آموزش كمونیستی می داد و دستورهای حزبی را ابلاغ می كرد و جلسات منظم ـ عمدتا در صحرا و میدان ورزشی و ... ـ داشتند كسی را نمی شناختند و پس ازیك دوره آزمایشی سخت، تنها انهایی دارای كارت (عضویت حزب) و شماره حزبی می شدند كه آزمایش های تئوریك و عملی را گذرانیده و رفتار كمونیستی می داشتند. به اظهار رادیو تهران به نقل از فرمانداری نظامی، توزیع روزنامه ها و اعلامیه های شبانهِ (شبنامه ها) این حزب و دیوارنویسی ها عمدتا توسط همین جوانان انجام می شد و باید هر ماه ده ریال (یك تومان) هم حق عضویت می پرداختند.
     در پی كشف این سازمان كه شایع شده بود ده درصد جوانان كشور را شامل می شد، خانواده ها شدیدا نگران شدند زیرا بازرسی و تحقیق و دستگیری در دبیرستانهای سراسر كشور آغاز گردیده بود و گفته شده بود كه از سوی رابطان حزب، به هر جوانِ عضو این سازمان، بلافاصله پس از كشف آن یك شماره چندین رقمی داده شده است تا در آینده در صورت احیاء سازمان، برای تجدید فعالیت در آن، هنگام مراجعه شماره را ارائه دهند تا پذیرفته شوند و خانواده های نگران، كتب درسی فرزندان خود را در جستجوی این ارقام ورق می زدند تا آن را ـ اگر این شماره یادداشت شده بود پاک کنند و یا دور بریزند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مجازات زندان برای اعضای موثر نهضت آزادی
ششم ژانویه 1964 (16 دیماه 1342) حُكم محكمه نظامی تهران درباره اعضای موثر نهضت آزادی كه قبلا دستگیر شده بودند به این شرح انتشار یافت:
     آیةالله محمود طالقانی 10 سال زندان، مهندس مهدی بازرگان 10 سال، یدالله سحابی 6 سال، احمدعلی بابایی 6 سال، عباس شیبانی 6 سال، عزت الله سحابی 4 سال، مهدی جعفری 4 سال، ابوالفضل حكیمی 4 سال و ....
     این افراد كه از حكم صادره تقاضای تجدید نظر كرده بودند از فعالان انقلاب سال 1357 بودند كه بیشتر آنان در نخستین دولت انقلاب صاحب مقام شدند و ....
طالقاني و بازرگان

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که سرباز وظیفه محمد بارانی، که سه سرهنگ را کشته بود تا نارضایی خود را از وضعیت وقت و حکومت نشان دهد تیرباران شد
ساعت 5 و 40 دقیقه بامداد 13 دیماه 1344 سرباز وظیفه محمد بارانی که در آمادگاه ارتش ـ در پادگانی در تهران سه سرهنگ را کشته بود در محوطه لشکر گارد (پادگان تیپ نادری پیشین) تیرباران شد.
    محمد بارانی که پس از تغییر نظام حکومتی، در مطبوعات و جوامع به صورت یک قهرمان جلوه گر شد یکشنبه یازدهم مِهرماه 1344 به سوی این سه سرهنگ؛ سرهنگ مِهران مشفقی 45 ساله، سرهنگ حسن آقامحمدکُردستانی متولّد تهران 46 ساله و سرهنگ محمدصادق بیژن زاد 44 ساله هنگام خروج آنان از ناهارخوری پادگان تیراندازی کرده بود. سرهنگ مشفقی و سرهنگ کُردستانی همان دَم و سرهنگ بیزن زاد چند ساعت بعد در بیمارستان جان سپردند. محمد بارانی در آن روز، نگهبانی از ناهارخوری را برعهده داشت و مسلّح بود. مراسم تشییع جنازه های سه سرهنگ از مسجد قائمیه در خیابان سعدی برگزار شد.
    بارانی در بازجویی ها گفته بود که هیچگونه دشمنی شخصی با آن سه سرهنگ و رنجشی از آنان نداشت و برای نشان دادن نارضایی خود از وضعیت و حکومت دست به این اقدام زده بود تا انعکاس یابد.
    محمد بارانی در دادگاههای نظامی ـ بدوی و تجدید نظر ـ به اعدام محکوم شده بود و گویا درخواست تخفیف در مجازات و بخشودگی هم نکرده بود.
    خبرنگارانی که در صحنه اعدام بارانی حضور داشتند گزارش کرده بودند که وی در آن سپیده دَم بسیار خونسرد به نظر می رسید، ترسی از تیرباران شدن در چهره و رفتارش دیده نمی شد، نماز صبح را خوانده بود، ناشتایی اش را خورده بود و نزد قاضی عسکر وصیت هایش را کرده بود که در ابن بابویه مدفون شود و تصویری از او را روی سنگ قبرش نقش کنند تا مشخّص باشد زیرا که اطمینان دارد تاریخ ساز خواهد شد. خبرنگاران در آن سپیده دَم از تمامی مراحل عکس گرفته بودند که در روزنامه ها درج شد.
    پیش از اعدام، نماینده داستانی ارتش حُکم شماره 102 مربوط به قطعی شدن مجازات او را (که در پنجم دیماه 1344 صادر شده بود) برایش قرائت کرد، پزشک قانونی وی را معاینه و سلامت بودنش را تأییر کرد. آنگاه وی را به کنار یک تیرِ نصب شده در میدان تیر پادگان بردند، به این تیر بستند، دستبند را از دستش باز کردند و چهار نظامی ـ دو تا ایستاده و دو تای دیگر روی زانو نشسته به فرمان افسر مربوط، هرکدام با تفنگ اِم ـ 1 دو تیر به سوی محمد بارانی شلیک کردند و سپس تیر خلاص با تپانچه کُلت.
    
عکس و زيرنويس آن، کُپي شده از روزنامه اطلاعات


    
محمدبارانی را به چوبه اعدام می بندند تا تیرباران شود


    
سه سرهنگ مقتول

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاکید نامزدهای نخستین دور انتخابات ریاست جمهوری ایران بر آسیب پذیری از اتکاء به نفت
دومین هفته ژانویه 1980 (دیماه 1358) صفحات نخست روزنامه های تهران پُر از تیترهای خط و نشان کشی های واشنگتن و تهران علیه یکدیگر بود و نیز اعلام نظرات نامزدهای نخستین دور انتخابات رئیس جمهور. رئیس بانک مرکزی ایران سخن از قطع رابطه ریال با دلار می راند و می گفت که این حرکت باعث خواهد شد که طلسم 35 ساله بشکند و دست کشورهای دیگر بویژه اروپاییان برای یافتن جانشینی برای دلار باز شود. نیمی از اقتصاددانان ایران در موافقت و نیمی در مخالفت با سخنان رئیس بانک مرکزی ابراز نظر کرده بودند که در روزنامه ها منعکس شده بود. بیشتر نامزدهای انتخاباتیT مخالف نظر رئیس بانک مرکزی بودند.
     ابوالحسن بنی صدر نامزد پیشرو گفته بود که تصمیم گیری درباره اقتصاد ایران نباید به کنترل «ژ ـ 3» به دست ها افتد. نخست ما باید درآمد دیگری را جایگزین نفت کنیم. روی درآمد نفت نمی توان دقیقا حساب و بر اساس آن برنامه ریزی کرد. یادتان باشد که در زمان مصدق، کشتی های حامل نفت ایران را نرسیده به مفصد توقیف می کردند و .... ما باید هرچه زودتر به نظم و قانون بازگردیم، من با هرگونه سانسور و محاکمات فوری و تیرباران افراد و مصادره ها مخالف هستم زیراکه ایجاد کینه می شود و کینه باقی می ماند و به علاوه مُدّعی.
     احمد مدنی کرمانی (دریادار) نامزد دیگر که در انتخابات؛ دوم شد گفته بود که اقتصاد و مدیریت اقتصاد را نباید شوخی گرفت، نباید به این صورت بر درآمد نفت تکیه شود ـ تکیه بر «درآمد نفت»، ایران را آسیب پذیرتر خواهد کرد، ما در مناطق دارای ذخایر نفت ـ خوزستان و خلیج فارس ـ دارای مشکل هستیم و با تعقل و اعتدلال باید جلو برویم، باید به تدریج از حرکات کمیته ها بکاهیم و کشور را قانونمند کنیم تا مردم بتوانند برای آینده خود برنامه ریزی کنند و تفکّر مهاجرت و یا گوشه گیری و بی تفاوت شدن از میان برود.
    در آن زمان، نامزدشدن برای انتخابات، قید و بند زیاد نداشت. به رای دهندگان گفته شده بود که طبق اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی، «رئیس جمهور» رئیس کشور نیست و فرد شماره 2 کشوراست و مقام رهبری است که حرف آخر را می زند و اتخاذ تصمیمات کلّی با اوست و رئیس جمهور تنها رئیس قوه مجریه است. در آن زمان، دو نفر امور اجرائی را به دست داشتند: رئیس جمهور و نخست وزیر.
نتیجه مصاحبه خياباني (ديماه 1358) روزنامه اطلاعات درباره نامزدهاي نخستين دور انتخابات رياست جمهور ايران


    
بخشی از صفحه اول این شماره روزنامه اطلاعات

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
راههای وقت ایران برای به دست آوردن هواپیمای مسافربر با دور زدن تحریم ها ـ ماجرای شنیدنی انتقال دو ارباس پیشین لوفت هانزا به تهران
دویچه وله Deutsche Welle (صدای جهانی آلمان) ـ برنامه فارسی ـ یکم ژانویه 2013: نشریه آنلاین «آئرو تلگراف» امروز گزارش از چگونگی انتقال غیر مستقیم دو ارباس ـ 340 بیست ساله لوفت‌هانزا به «ماهان ایر» ایران داده بود. لوفت هانزا این دو هواپیمارا در سپتامبر و نوامبر 2012 به شرکت هواپیمایی تایلندی «چابا» فروخته بود که بدون اینکه در خطوط این شرکت بکار افتند یکی پس از دیگری در دسامبر گذشته [22 و 25 دسامبر 2012] به قرقیزستان انتقال یافتند و طولی نکشید که به تهران پرواز کردند و در اختیار هواپیمایی ایرانی «ماهان» قرار گرفتند. لوفت هانزا این دو هواپیمارا در فوریه 1993 (بیست سال پیش) به کارخانه سازنده سفارش داده بود و همان سال تحویل گرفته و بکار انداخته بود. لوفت هانزا در مجموع، 15 هواپیما از این نوع خریداری کرده است.
    هنوز معلوم نیست که کدام شرکت هواپیمایی قرقیزستان این دو هواپیمای «کارکرده» را از شرکت تایلندی خریده بود ـ برخی از «ماناس ایرویز» و پاره ای از «قرقیز ترانس آویا» نام برده‌اند که اثر و اطلاعات چندانی از این دو شرکت هواپیمایی قرقیزستانی در اینترنت وجود ندارد. دو هواپیمای مورد بحث، در قرقیزستان به نام EX-34001 و EX-34002 ثبت شدند.
    «ماهان ایر» که مؤسس اولیه آن یک موسسه خیریه است دارای ۲۹ هواپیماست ولی تا دسامبر 2012 هواپیمای مدل A340 نداشت.
    جمهوری اسلامی ایران در سال 2011 یک هواپیمای A310 را که سالها در مسافرت های سیاستمداران و دولتمردان آلمان ازجمله صدر اعظم و رئیس جمهوری این کشور بکار می رفت از طریق اوکراین خریداری کرد. این هواپیما قبلا به شرکتی در جبل الطارق فروخته شده بود که از اینجا به اوکراین منتقل شده بود!.
    «آئرو تلگراف» نوشته است که انتقال این چنینی دو ارباس سابق لوفت هانزا به تهران نشانگر آن است که شرکت‌های هواپیمایی در ایران می‌توانند تحریم‌ها را دور بزنند و به کمک کشورهای دیگر ـ و در این مورد تازه؛ تایلند و قرقیزستان ـ هواپیما به دست آورند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
پایان اعتصاب 61 روزه روزنامه نگاران ایران در سال انقلاب ـ طولانی ترین اعتصاب مطبوعاتی جهان
صالحيار در سال های آخر عُمر

شانزدهم دی ماه سال 1357 روزنامه های تهران كه تحریریه های آنها، از 14 آبان به تصمیم سندیكای خود به دبیری «محمدعلی سفری» دست به اعتصاب زده بودند کارِ انتشار خودرا از سر گرفتند. اعتصاب 61 روزه روزنامه نگاران ایران كه طولانی ترین اعتصاب مطبوعاتی در تاریخ جهان بوده است به نام اعتراض به اقدام شاه به انتصاب یك دولت تماما نظامی [به نخست وزیری ژنرال ازهاری] و نیز به حمایت از انقلاب صورت گرفته بود. بیشتر دست اندركاران خبر در رادیو تلویزیون و خبرگزاری پارس (ایرنا) نیز به اعتصاب پیوسته بودند. در آن زمان، ایران تنها دو خبرگزاری داشت؛ پارس و خبرگزاری رادیوتلویزیون ملّی.
    اعتصاب مطبوعات كمكی بزرگ به پیروزی انقلاب بود، زیرا كه دولت ازهاری نتوانست از طریق رسانه ها، اقدامات خودرا در آن مدت، توجیه و دست كم بخشی از مردم را آرام كند، و بدون رسانه (ابزار ارتباط با مردم) شكست كامل خورد. روزنامه های تهران بدون حضور ناشران و وجود پول، کار انتشار را ازسرگرفته بودند زیراکه ناشران این روزنامه ها در طول اعتصاب از کشور خارج شده بودند. آنان بهتر از هرکس دیگر می دانستند که نظام وقت رفتنی است و اگر در کشور بمانند، پس از پیروزی انقلاب ممکن است متهم و محاکمه شوند. «اطلاعات» قدیمی ترین این روزنامه ها تنها به همت سردبیر آن؛ غلامحسین صالحیار و بهرام مسعودی معاون مدیریت که از ایران خارج نشده بود موفق به از سرگیری انتشار شد. اگر بهرام مسعودی از حساب شخصی خود [از جیب خود] پول لازم را تأمین نکرده بود، انتشار این روزنامه با 850 هزار نسخه در روز محال به نظر می آمد، و به همین صورت روزنامه های «کیهان»، «آیندگان» و ....
     برخی از تیترهای صفحه اول نخستین شماره روزنامه اطلاعات پس از اعتصاب عبارت بودند از: «انقلاب مردم در آستانه پیروزی»، «فردا عزای ملی است» ، «كابینه شاپور بختیار تشكیل شد ـ با عكس بزرگی از دكتر مصدق در كنار او»، «ارتشبد اویسی به خارج رفت» و ... و در صفحه آخر، مقاله نوشیروان كیهانی زاده (مؤلف این تاریخ آنلاین) در چهار ستون به چاپ رسیده بود كه رویدادهای سایر كشورها در طول 61 روز اعتصاب را بررسی كرده بود. در طول یك سال بعد و تا نیمه فروردین 1359 تقریبا همه آنان كه در آن روز بدون پول و ناشر، و با فداكاری و مشقّت كیهان و اطلاعات را منتشر كرده بودند بدون ذكر دلیل حرفه ای، حُكم دادگاه و دست كم دستور كتبی دولت، از كار بركنار و پس از عُمری «نوشتن»، با معشوق خود وداع و بسیاری از ایشان بدون دریافت غرامت اخراج، خانه نشین شدند.
    صالحیار 19 آذر 1382 پس از 24 سال خانه نشینی فوت شد. انتظار می رفت كه مراسم تدفین و ترحیم او به عنوان یكی از بزرگترین روزنامه نگارانی كه ایران به وجود آورده بود بیش از آن باشد كه انجام شد تا انگیزه خدمت به میهن و كسب مهارت و توجه به معنویات تقویت شود. روزنامه نگار شمعی است كه می سوزد تا روشنگر و راهنمای جامعه باشد. صالحیار به عنوان دبیر سندیكای نویسندگان و خبرنگاران به ساختن مجتمع مسكونی اعضای این سندیكا همت گماشت و كمك بسیار كرد بدون این كه خود، كه در آن زمان اجاره نشین بود مالك یكی از آپارتمان ها شود و بعدا از محل ارث پدری مالك یك خانه محقر شد. صالحیار یک ربع قرن، هر روز در سحرگاه به ترجمه خبرهای آژانس ها پرداخت تا به قول خودش مطلب «انداختنی» به خورد هم میهنان داده نشود و شب با خبرنگاران حوادث دنبال خبر می رفت تا از دردهای جامعه دور نماند. ماهها نخوابید تا دفتر مركزی خبر را برای سازمان رادیو ـ تلویزیون به وجود آوَرَد و انحصار خبر در ایران از دست یك خبرگزاری خارج شود و ....
    
صفحه اول نخستین شماره روزنامه اطلاعات پس از اعتصاب 61 روزه ـ تاریخ انتشار: 16 دیماه 1357


    
تیترِ مروری بر وقایع جهان در طول 61 روز اعتصاب به قلم مؤلف این تاریخ آنلاین که در صفحه آخر شماره 16 دیماه 1357 روزنامه اطلاعات درج شده بود


    
بهرام مسعودی مدیر وقت مؤسسه مطبوعاتی اطلاعات

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
اختراع تلگراف
تصوير Morse (کتابخانه کنگره)

ساموئل مورس Samuel F. B. Morse استاد هنر و نقاشی دانشگاه نیویورك ششم ژانویه سال 1838 میلادی دستگاه تلگرافی را كه ساخته بود و می توانست هر دقیقه ده كلمه مخابره كند به معرض نمایش گذارد . مخابره با این دستگاه برپایه فن الكترومغناطیس و قطع و وصل جریان برق بود . هر وصل كوتاه مدت كه ایجاد مغناطیس می كرد صدا و یا علامت نقطه بود و وصل طولانی تر صدای طولانی تر و خط به وجود می آورد . وی قبلا در برابر هر حرف الفبا تعدادی از این نقطه و خط ها را قرار داده بود و یك واژه نامه مورس به وجود آورده بود. فرضا ؛ یك خط و یك نقطه علامت « الف یا إ » ، و از شنیدن صدا ها یا دیدن علامات می شد كلمه را درك كرد.نام این الفبای خط و نقطه ای « كد مورس » گذارده شده است.
    مورس (متولد 27 اپریل 1791 و متوفی در 2 اپریل 1872) كه پسر یك كشیش ساكن شهرستان بوستون بود و از دانشگاه «ییل» در رشته هنرهای زیبا فارغ التحصیل شده بود علاقه وافری به الكتریسته و سیاست هم داشت ، ولی خیلی زود در سیاست شكست خورد و نه توانست به عضویت شورای شهر نیویورك در آید و نه عضو كنگره شود بنابر این به علاقه دیگر خود الكتریسته پرداخت و در سال 1837 موفق به ساختن دستگاه خانگی تلگراف شد. باطری كه این دستگاه را تغذیه می كرد از ظروف متعدد آب اسید ساخته شده بود.
دستگاه مخابره مورس (تلگراف)


    مورس پس از نمایش دستگاه مخابره علامات كه با كمك یك استاد علوم آن را ساخته بود برای جلب كمك مالی به واشیگتن رفت و با پولی كه از كنگره ( دستگاه مقننه ) آمریكا گرفت به تكمیل دستگاه خود پرداخت و در سال 1843 میان شهرهای بالتیمور و واشنگتن ارتباط تلگرافی برقرار كرد كه ظرف ده سال اختراع او جهانی شد و همه جا تیر های تلگراف بالا رفت و ....
    مورس كه در 27 آوریل سال 1791 به دنیا آمده بود دوم آوریل 1872 در 80 سالگی از بیماری ذات الریه در نیویورگ درگذشت، ولی تا الفبای مخابراتی مورس زنده است نام او هم باقی است .
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نبرد Binh Gia و تمام عیار شدن جنگ ویتنام که تا ده سال بعد طول کشید
نبرد 5 روزه Binh Gia ـ دهکده ای در جنوب هوشی مین سیتی (شهر سایگون) و نه چندان به دور از این شهر، جنگ ویتنام را که تا سال 1975 به درازا کشید وارد مرحله تازه و تمام عیار خود کرد. این نبرد که 28 دسامبر 1964 آغاز شده بود تا سحرگاه دوم ژانویه 1965 ادامه داشت و کمونیست ها (ویت کُنگ) طرف پیروز آن بودند و نیروهای دولت ویتنام جنوبی مرکب از 9 گردان و سه برابر کمونیست ها که از سوی نیروی دریایی، واحدهای هوایی و تفنگدار آمریکا پشتیبانی می شدند تلفات سنگین متحمل شدند. طبق اعلامیه چهارم ژانویه 1965 دولت ویتنام جنوبی، تلفات نظامیان این دولت در این نبرد بیش از 400 تَن بود. دولت آمریکا نیز چند هواپیما و هلی کوپتر و 18 نظامی از دست داده بود.
     اخبار مربوط به این نبرد، سایر خبرهایِ روز جهان را تحت الشعاع قرار داده و تیتر اول رسانه ها شده بود. [کُپی صفحه اول روزنامه اطلاعات در زیر این مطلب آمده است که حکایت از توجه به آن رویداد دارد].
    روز بعد (پنجم ژانویه) دولت آمریکا دولت هانوی (ویتنام شمالی وقت) را متهم کرد که نیرو و اسلحه به کمک ویت کُنگ فرستاده بود و اعلام داشت که مسکو از طریق خاک چین انواع سلاحهای پیشرفته را به ویتنام شمالی می رساند که به ویت کنگ منتقل می شود. در پی صدور همین اعلامیه بود که دولت آمریکا به کشتی های خود در خلیج تونکن دستور داد که مناطق شمال مدار 17 درجه (خط تقسیم ویتنام، منطقه غیرنظامی و گذرگاه نیروهای شمال به جنوب و انتقال اسلحه) را گلوله باران کنند و به این ترتیب به شکل کامل وارد جنگ شد و مدتی بعد شمار نظامیان آمریکا در جنوب ویتنام از رقم پانصد هزار بالاتر رفت.
    نبرد Binh Gia شدیدترین و وسیع ترین نبرد ویت کُنگ با نیروهای مشترک ویتنام جنوبی و آمریکا تا آن زمان بود.
    
صفحه اول روزنامه اطلاعات شماره 14 دیماه 1343 (4 ژانویه 1965)


    
یک خلبان آمریکایی را در منطقه Binh Gia از محل سقوط و حریق دور می سازند


    
هلی کوپترهای آمریکایی در جریان نبرد Binh Gia

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مایک مانسفیلد: "مذاکره برای حل مسائل، وسیله خوبی است ولی نه مذاکره به خاطر رفع ترس، یا نیاز و تحت فشار"
Mike Mansfield
مایک مانسفیلد Michael J. Mansfield (مارس 1903 ـ اکتبر 2001) سناتور متنفّذ وقت سنای آمریکا ـ استاد تاریخ، چهارم ژانویه 1965 و در پی انتشار اخبار مربوط به نبرد Binh Gia مخالفت خودرا با ادامه جنگ ویتنام اعلام داشت و گفت که رای او در هر موردی که در رابطه با این جنگ باشد منفی خواهد بود.
    مانسفیلد که 98 سال و چند ماه عمر کرد و 34 سال در کنگره آمریکا عضویت داشت و سال ها رهبر سناتورهای دمکرات بود، در آن روز گفت: "بهایی که داریم در جنگ ویتنام می پردازیم نتیجه اشتباه مان بود که خواستیم از شرّ « نگو دین دی اِم» آسوده شویم. [Ngo Dinh Diem رئیس دولت بخش جنوبی ویتنام در نوامبر 1963 در یک کودتای نظامی کشته شد. دولت آمریکا که قبلا حامیِ نگو دین دی ام بود پس از اینکه وی با بودائیان در افتاد، حمایت خودرا از او سلب کرد و یک ژنرال ارتش که متوجه قطع حمایت آمریکا شده بود دست به کودتا زد و دین دیی ام و برادرش ضمن این کودتا کشته شدند. در آن زمان عملیات مسلحانه ویت کنگ درجریان بود، روز به روز گسترش می یافت و ....].
    سناتور مانسفیلد در عین حال گفت: "مذاکره برای حل مسائل، وسیله خوبی است، ولی نَه مذاکره به خاطر رفع ترس یا نیاز و تحت فشار.". این اصلی است که جان اف. کندی رعایت می کرد و «تاریخ» درستی این اصل را ثابت کرده است. مذاکره تحت فشار و در سایه ترس و به خاطر رفع نیازِ روز، نتایج خطرناک و تأسف آور به دنبال خواهد داشت.
    مانسفیلد پس از بازنشسته شدن از سنا، سفیر آمریکا در ژاپن شده بود. وی نماینده استیتِ مونتانا، نخست در مجلس نمایندگان و سپس در سنای آمریکا بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نگاهی به برخی از اسناد محرمانه دولت انگلستان در دهه 1970 ـ عُمق کم تصمیمات و کم اطلاع بودن مقامات
اسناد محرمانه نخست وزیری انگلستان كه حاوی یادداشتهای مبادله شده میان سران دولت وقت و شرح مذاكرات جلسات رسمی است و در نخستین هفته از ژانویه 2005 علنی شده اند نشان از عمقِ كم تصمیمات و اطلاعات و سلائق شخصی می دهد.
     برای مثال: در سال 1974 كه انگلستان در بلفاست (ایرلند شمالی) با اعتصاب اتحادیه ها و قطع برق رو به رو شده بود، هارولد ویلسون نخست وزیر وقت تصمیم گرفته بود كه یك زیردریایی اتمی به آنجا بفرستد تا با استفاده از رآكتورهای آن، جریان برق برقرار شود و دستور حركت به این زیردریایی هم داده شده بود كه مقامات دیگر مانع شدند و به ویلسون حالی كردند كه رآكتور های زیردریایی تنها قادر به تأمین چندصد كیلو وات برق هستند و بلفاست نیاز به 360 مگاوات برق دارد. ویلسون سپس تصمیم گرفته بود كه به ایرلند شمالی استقلال محدود و یك سال به یك سال دهد ولی به او گفتند كه اگر دولت ایرلند شمالی پس از كسب این استقلال ولو محدود، از مجمع عمومی سازمان ملل تقاضای عضویت كند و رای لازم را بیاورد؛ كنترل آن از دست می رود و انگلستان در مجمع عمومی سازمان ملل نفوذ چندان ندارد.
    در پی انفجار نوامبر 1974 بیرمنگام و قتل 21 تن و جرح 160 نفر دیگر كه كار ایرلندی ها بود، یك عضو كابینه پیشنهاد كرده بود كه در انگلستان كارت شناسایی ملی برای مردم تهیه شود تا از رخنه جلوگیری به عمل آید و دیگر چنین حوادثی رخ ندهد كه هارولد ویلسون پس از دریافت نظر كارشناسان آن پیشنهاد را كه بی فایده و پُر خرج و درد سر ساز تشیص داده شده بود رد كرد. در این اسناد كه طبق قانون علنی شدن پس از 30 سال به آرشیو عمومی داده شده اند آمده است كه پس از كناره گیری ویلسون از نخست وزیری، كالاهان وزیر امور خارجه برجایش نشست ولی مدت ها حاضر نمی شد ساختمان محل اقامت وزیر امور خارجه را تَرك و به ساختمان نخست وزیری (شماره 10 داونینگ استریت) اثاثه كشی كند و دلیلش این بود كه بانویش از زندگی در این خانه قدیمی بدش می آید. بالاخره صاحبجمع اموال وزارت امور خارجه با دادن اخطاریه، كالاهان و زنش را مجبور به تخلیه ساختمان كرد و ....
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
استفاده سیاسی از زلزله تحت البحری اقیانوس هند
به نوشته برخی از روزنامه ها كه چهارم تا ششم ژانویه 2005 انتشار یافته بودند، استفاده سیاسی از زلزله تحت البحری (سونامی) وقت اقیانوس هند به چشم می خورد. این رویداد به نقاط ساحلی آسیب سنگین وارد ساخته و باعث مرگ بیش از یكصد و پنجاه هزار تَن شده بود.
    این روزنامه ها كه وضعیت كمكهای ملل مختلف و انعكاس گزارشها را با هم مقایسه كرده بودند نوشته بودند كه رسانه های آمریكا با بزرگ كردن ابعاد كمك به اندونزی کوشش داشتند نشان دهند دولت آمریكا ضد مسلمان نیست. به نظر این روزنامه ها، هدف دیگر از توجه آمریكا به اندونزی این بوده است كه مانع نزدیك شدن این كشور (همانند زمان احمد سوكارنو) به روسیه، چین و هند شود، و خواسته است كه آن را در كنار خود و ژاپن نگهدارد. در گزارشهای مربوط به كمكهای آمریكا، نامی از سومالی و هند سونامی زده برده نشده بود.
     برخی اصحاب نظر اشاره كرده بودند كه احتمالا هدف از انعكاس تلفات و زیانهای حادثه طبیعی اقیانوس هند و كمكهای آمریكا به آسیب دیدگان و اعزام وزیر امور خارجه آمریكا و برادر جورج بوش به تایلند و اندونزی در حجمی زیاد در رسانه های این كشور این بوده است كه چهره آمریكا نزد جهانیان ترمیم شود كه سال پیش از آن با انتشار عكسهای شكنجه عراقی ها در زندان «ابو غریب» عراق آسیب دیده بود.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اظهارات و رفتار ایوو مورالس (چه گوارای دمكرات) در اروپا در ژانویه 2006 که از فرضیه تازه ای حکایت می کرد، ولی در نوامبر 2019 قربانی کودتا شد
مورالس در پاريس و درمحاصره روزنامه نگاران (ژانویه 2006)

«ایوو مورالس» رئیس جمهوری وقت بولیوی كه در ژانویه سال 2006 از این گوشه به آن گوشه جهان می رفت تا به قول خودش شریك اقتصادیِ «مُنصِف و عادل» برای وطن بیابد و در هر كشور هم تنها چند ساعت توقّف می کرد ـ در آن زمان، توجه رسانه ها را جلب كرده بود بویژه كه لباس عادی بر تَن داشت و بدون كوچكترین ملاحظه دیپلماتیك و اینكه اظهارات او به اطلاع سران كشورهای دیگر می رسد، سخن می گفت و هر آن چه را كه در دل داشت به زبان می آورد.
     وی به فاصله سه ـ چهار روز از ونزوئلا، هلند، بلژیك، اسپانیا و فرانسه دیدن كرد و دیدار از پکن، جمهوری آفریقای جنوبی و برزیل را نیز در چهار روز به پایان بُرد تا بتواند برای مراسم آغاز زمامداری پنج ساله اش در 22 ژانویه 2006 در وطن باشد. مورالس آمریكا، كانادا و انگلستان را دربرنامه دیدار قرار نداده بود و كمپانی های نفتی لندن [گرچه با هلندی ها شریك هستند] از این بابت سخت ناراحت و نگران شده بودند. بولیوی از لحاظ ذخایر نفت دومین كشور در قاره آمریكاست و ذخایر گاز آن یك تریلیون و چهارصد بیلیون متر مكعب برآورد شده است، به علاوه دارای معادن فلزات از جمله طلا، نقره و مس است. بولیوی به لحاظ ذخایر معدنی لیتیوم در جهان، در ردیف نخست است.
     مورالس (متولد اکتبر 1959) كه در این سفر بلوز چند رنگ و یا كاپشن چرمی می پوشید و از كراوات استفاده نمی كرد و توجه به گارد و محافظ نداشت، خیلی خودمانی رفتار می كرد. وی همه جا از شركت های نفتی و معادن كشورهای مورد بازدید خواسته بود كه به بولیوی بروند و در استخراج معادن این کشور مشاركت كنند.
    مورالس در هر كشور مورد بازدید گفته بود: ما با معامله كردن و مشاركت با خارجی مخالفت نداریم، ولی معامله منصفانه. ما شریك می خواهیم نه «آقا بالاسر» و توطئه گر.
     وی نخستین رئیس یك كشور در تاریخ جهان است كه با بلوز چند رنگ و راه راه و شلوار اتو نكرده با یك پادشاه ملاقات كرده بود. مورالس به همین صورت به دیدار پادشاه اسپانیا رفته بود و همه را شگفت زده كرده بود. نخست وزیر وقت اسپانیا كه همانند مورالس یك سوسیالیست بود پس از دیدار با او اعلام كرد كه از بخش بزرگی از بدهی قبلی بولیوی به اسپانیا صرف نظر خواهد كرد. در بروكسل، مورالس با «سولانا» رئیس وقت دیپلماسی اتحادیه اروپا دیدار كرد (عكس پایین) و از او خواست كه اعضای این اتحادیه را به دادن كمك فنی و تكنولوژی به بولیوی ترغیب كند.
     مورالس هنگام ورود به پاریس و پیش از ملاقات با شیراك (رئیس جمهوری وقت فرانسه) در جمع روزنامه نگاران (عكس بالا)، ضمن انتقاد از «نئولیبرالیسم» گفته بود: نئولیبرالیسم پاسخی نادرست به فقر، و رساندن وضعیت زندگی توده ها به استاندارد قابل قبول بین المللی است. برای یك فرد تأمین نیازمندی های زندگانی از قبیل درمان، آموزش و پرورش عمومی و رایگان و نداشتن دغدغه روزهای پیری در تقدّم و اولویّت است تا لیبرالیسم. انسان گرسنه، بی اطلاع، بی سواد و بیمار كه لیبرالیسم نمی فهمد. با شكم سیر و بدون داشتن نیازهای روزمره در اتاق های گرم نشستن و از لیبرالیسمِ ایده آل سخن گفتن كاری است آسان، ولی تا عمل، صدها سال فاصله دارد. ما تصمیم قاطع داریم كه از درآمد نفت و گاز، لیتیوم و سایر معادن بولیوی برای تأمین آموزش و پرورش رایگان، بهداشت عمومی و رایگان، نوسازی كشاورزی، و خانه سازی و گسترش تاسیسات آب و برق استفاده كنیم. ما تاسیسات آب و برق و مخابرات و نیز صنایع مادر را در بولیوی ملّی (دولتی) خواهیم كرد. از این پس در بولیوی در هر برنامه دولت، توجه به مردم و خواست آنان، سرلوحه کار خواهد بود و تقدّم خواهد داشت.
     وی که از بومیان بولیوی (اصطلاحا؛ سرخپوستان) است و رهبر «جنبش به سوی سوسیالیسم» سپس گفته بود: بولیوی كشوری است ثروتمند و دارای انواع منابع و مردمی پُركار كه تاكنون ازسوی استثمارگران غارت شده است. او نیامده است كه انتقام بگیرد، ولی نظام و سیستمی را در وطن خود مستقر خواهد ساخت كه در آن، «غارتگر» داخلی نتواند به وجود آید و غارتگر خارجی راه ورود نداشته باشد. اگر مردم روشن شوند نخواهند گذارد كه كسی ـ داخلی و یا خارجی، غارتشان كند. برای در تاریكی و ظلمت باقی ماندن مردم بوده است كه «افراد و موسساتِ درصدد غارتگری»، نخست می آیند و نشریات و رسانه های دیگر را می خرند و یا نشریات و رادیو - تلویزیون تازه راه اندازی می كنند تا نه تنها ذهن مردم از واقعیّت ها روشن نشود بلكه آنان را از پایه منحرف سازند و در جهت پیشبُرد منافع خود قرار دهند كه از این پس چنین اجازه ای داده نخواهد شد. حربه های لیبرالیستی و بکار بردن این عناوین و عبارات جهت تبلیغ و فریب، دیگر كهنه شده اند و دست كم ما از آنها نمی ترسیم. باید در یك كشور، نظام و سیستمی را ساخت و آن را جا انداخت كه سلطه گرـ داخلی و خارجی ـ نتواند حصارش را بشكافد، به داخل آن رخنه كند و از درون فرو بپاشاند. ما ارزش پول ملّی مان را بالا می بریم. به جای شركت های بزرگ، به خود مردم وام می دهیم تا کارگاه و مزرعه بسازند و تولید کنند، در سالم سازی محیط و یكنواخت كردن آموزش و پرورش نهایت تلاش را بكار خواهیم بُرد و از الگوی كوبا و پزشكان و معلّمان آن استفاده خواهیم كرد. تجربه تاریخ نشان داده است كه یك كمپانی و یا فرد نباید بیش از حد ثروتمند و از این راه دارای قدرت شود و به سود خود عمل كند، دولت بیاورد و دولت ببرَد و همه چیز را تغییر دهد. انتخابات خوب، مردم را شاد و با نشاط می كند ـ البته به شرط آموزش دمکراسی و تمرین آن. من در طول عُمر خود بولیویایی ها را این چنین شاد و سر زنده ندیده بودم که پس از این انتخابات مشاهده کردم. جان مردم بولیوی از فساد اقتصادی و اداری، بند و بَست ها و تبعیض به لَب رسیده بود و به همین سبب بود كه مرا انتخاب كردند و من به اعتماد آنان خیانت نخواهم كرد. فساد اداری ـ اقتصادی در بولیوی تا آن حدّ ریشه یافته كه صدای شركت های خارجی را هم بلند كرده بود كه قاعدتا خودشان از به وجود آورندگان این فساد هستند تا منافع بیشتری داشته باشند. در گذشته، تنها هنر پارلمان بولیوی افزایش دستمزد اعضای پارلمان و مقامات ارشد دولتی بود كه نخستین گام من به نصف تقلیل دادن این دستمزدها است. مردم بولیوی با شكم گرسنه روی گنج می خوابند و این پارلمانی ها و مقامات ارشد بی اعتناء به مسئله و غافل از سرانجام آن و شورش بنیادبرانداز مردمی وکه جانشان به لب برسد. کار مقامات ما و كمپانی های خارجی یك فساد دیگر هم بود و آن قاچاق کالا، تا حقوق گمركی پرداخت نشود و خزانه دولت خالی بماند و محتاج باشد و دست التماس بلند کند.
     مورالس گفت مقامات دولت خود را با استفاده از تجربه تلخ و شیرین دولت های دوست و «هم آرمان» انتخاب خواهد كرد ـ دوستان یكرنگ و دارای حسن نیّت. وی تاكید كرد كه می خواهد یك «چه گوارا» باشد، چه گوارای دمكرات و سوسیالیسم را از سوسیال دمکراسی آغاز کند. من فساد را قطع خواهم کرد که باور دارم با قطع فساد، فاسد کنار خواهد رفت و یا اصلاح خواهد شد.
     مورالس قبلا گفته بود كه برای ملاقات با شیراك (رئیس جمهوری وقت فرانسه) تغییر لباس نخواهد داد و كراوات نخواهد زد و اندكی بعد مقامات اداره تشریفات کاخ الیزه گفتند كه به خواست مورالس احترام می گذارند و با هر لباسی كه بخواهد می تواند با شیراك دیدار داشته باشد.
    مورالس که در طول حکومت خود منشأ خدمات بسیار به مردم بولیوی شده است دهم نوامبر 2019 با کودتای نرم فرمانده ارتش و رئیس پلیس که با تهدید از او خواستند کناره گیری کند، استعفاء کرد تا به گفته خودش، از خونریزی جلوگیری شود و از وطن خارج شد. استعفای او به علت کناره گیری اکثریت اعضای پارلمان که هوادار او بودند به تصویب پارلمان نرسید و چون رئیس و معاون سنای بولیوی که از حزب مورالس (حرکت به سوی سوسیالیسم) بودند و به حالت اعتراض کناره گیری کرده بودند، دادگاه قانون اساسی بولیوی یک بانو سناتور به نام Jeanine Anez و از مخالفان مورالس و دارای تمایلات کاپیتالیستی و متمایل به دولت واشنگتن را موقتا و تا برگزاری انتخابات در ماه می 2020 به کفالت ریاست جمهوری منصوب کرد!.. تجدید انتخابات با یک تأخیر نسبتا طولانی به بهانه شیوع بیماری کووید ـ 19 انجام شد که مردم بولیوی مخالفان مورالِس را شکست دادند و دوست او Luis Acre از اعضای حزب «حرکت به سوی سوسیالیسم» و قبلا عضو کابینه مورالس را با یک اکثریت چشمگیر به ریاست جمهوری بولیویِ یک میلیون و یکصد هزار کیلومتری 12 میلیونیِ معدن دار و حاصلخیز انتخاب کردند.
    مورالس که نخست به مکزیک رفته بود از آنجا به آرژانتین همسایه بولیوی رفته و گفته بود که دولت واشنگتن که در تلاش برای کنار زدن رهبران چپگرا در قاره آمریکا است و نیز چشم به معادن لیتیوم بولیوی و ... دارد ترتیب کودتا را داده بود، امّا وی بزودی به وطن باز خواهد گشت، پس از انتخاب Luis Acre و کنار رفتن بانو Anez مورالس با استقبال وسیع هموطنانش به وطن بازگشت، رهبری حزب خود را بدست گرفت و سخنی هم از مجازات مخالفانش نگفت.
    مورالس هشتم مارس 2022 و دو هفته پس از آغاز عملیات نظامی روسیه در اوکراین از اقدام پوتین حمایت کرد و گفت؛ پوتین نه تنها می خواهد میراث پدری را بازگرداند که حق روس ها است بلکه می خواهد که «ناتو» را از گسترش بازدارد که اگر بیش از این گسترش یابد آقای جهان خواهد شد. قرار بود که پس از انحلال پیمان ورشو، ناتو نیز به صورت غیرنظامی در آید که زیر قولش زده است.
    
مورالس و سولانا

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نگرانی از افکنده شدن اشعه لیزر از زمین به سوی هواپیماهای درحال پرواز
یكی از گزارش های نخستین هفته ژانویه 2005 شبكه های تلویزیونی آمریكا بكار بردن اشعه لیزر بر ضد خلبابان هشت جت مسافربر ظرف چهار روز پیاپی در تعطیلات آخر سال 2004 در این كشور بود. در این چهار روز در ایالت های اهایو، نیوجرزی، كلرادو و اروگون از زمین به سوی كابین خلبانان شش هواپیمای مسافربر، اشعه لیزر افكنده شده و آنان را كه در حال فرود آمدن بودند موقتا نابینا ساخته و دچار حواس پرتی كرده بود. قبلا هم دو مورد دیگر از این قبیل گزارش شدن بود. در هیچیك از این هشت مورد سانحه ای روی نداد ولی گفته شده است كه همیشه چنین نخواهد بود.
    در پی دریافت این گزارش ها، پلیس فدرال (امنیت داخلی) آمریکا سرگرم بررسی شد كه چه كسانی عامل فرستادن اشعه لیزر به كابین خلبانان هواپیماهای مسافربر بودند كه هركدام بیش از یكصد مسافر داشتند و چرا؟.
    گفته شده بود که دستیابی به دستگاه فرستنده اشعه لیزر چندان دشوار نیست و هواپیماهای نظامی هم می توانند هدف چنین خرابكاری قرار گیرند.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاریخ از نگاهی به تصویر
دولت ایران در سال 1344 به پاکستان پول داد تا از ایران هزار اتوبوس خریداری کند


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 6 ژانويه
  • 1412:   ژاندارك در «دومرمی» - روستایی در منطقه ارلئان فرانسه به دنیا آمد.
        
        
  • 1478:   اوزون حسن (حسن بلندقد) رئیس وقت ترکمانانِ آق قیونلو که بر بخش بزرگی از غرب آسیا و ازجمله مناطق متعدد از ایران حکومت داشت در 55 سالگی درگذشت. وی چهار زن از چهار طایفه داشت.
        
        
  • 1535:   شهر لیما (پایتخت پِرو) توسط «فرانسیسكو پیزارو» از عوامل استعمار اسپانیا در قاره امریكا ساخته شد.
        
        
  • 1875:  


    توماس مان Thomas Mann نویسنده و اندیشمند آلمانی و برنده جایزه نوبل سال 1929 در ادبیات در این روز به دنیا آمد و 80 سال عُمر کرد. وی در نوشته هایش مسائل روانی و اجتماعی جامعه را مطرح کرده است. داستانهای کوتاه او معروف هستند. وی چندین سال در آمریکا و سویس نیز زندگی کرده بود.
        
        
  • 1900:   بوئِرهای افریقای جنوبی (سفیدپوستان هلندی مهاجر) به پایگاه نیروهای استعمارگر انگلستان در «لِیدی اسمیت» شبیخون زدند و بیش از یك هزار انگلیسی را كشته و یا زخمی ساختند.
        
        
  • 1912:   نیروهای نظامی دولت واشینگتن در كشور هندوراس پیاده شدند و آنجا را گرفتند.
        
        
  • 1923:   Robert L. Bernstein ناشر معروف کتاب و 25 سال مدیر بنگاه نشر «رَندُم هاوسRandon House» پنجم ژانویه 1923 به دنیا آمد و پس از فراغت از تحصیل از هاروارد، از 1946 در آمریکا وارد کار انتشار کتاب شد. «تاریخ»، چاپ و انتشار کتاب های مؤلفان و نویسندگانی را که انتشار کتاب هایشان در کشور خودشان ممنوع بود از کارهای مهم برشتاین نوشته است. وی این کار را از 1973 و پس از دیدار از شوروی و ملاقات با تنی چند از اندیشمندان و نویسندگان این کشور ازجمله ساخاروف آغاز کرد و بر شهرت و اهمیت انتشارات رَندُم هاوس افزود. رابرت برنشتاین 96 سال عُمر کرد و بیست و هفتم ماه می 2019 درگذشت.



        
  • 1930:   نکته مهمی را که مائو تسه دونگ پنجم ژانویه 1930 گفته بود به رغم ضعف ارتباطات وقت، انعکاس وسیع یافت و بعدا مایه تفسیرها شده است: وی گفته بود "یک جرقه یک صحرا را به آتش می کشد." که این مطلب وارد تاریخ شده است و مورد توجه سران کشورها.
        
        
  • 1933:  


    سوم ژانویه 1933 بانو «مینی کرِگ» در 50 سالگی رئیس پارلمان محلی استیت داکوتای شمالی شد. وی نخستین زن در فدراسیون آمریکا بود که به ریاست مجلس انتخاب شده بود. مینی در 79 سالگی در جولای 1966 درگذشت.
        
        
  • 1944:   نیروهای نظامی متحدین در این روز زیر آتش سنگین آلمانی ها در ساحل نُرماندی (شمال فرانسه) پیاده شدند که سرآغاز عقب نشینی و شکست نظامیان هیتلر در جبهه های غرب بود. به این مناسبت این روز به D-Day معرف شده و هر سال مراسمی به این مناسبت برگزار می شود.
        
        
  • 1970:   در این روز گزارش شد که در زلزله 7 ریشتری پنجم ژانویه 1970 ایالت یونان Yunnan چین نزدیک به 13 هزار تَن کشته و حدود 30 هزار تَن دیگر مجروح شدند.
        
        
  • 1976:   یک دسته از کارگران یک کارخانه پارچه بافی در ایرلند شمالی که با مینی بوسِ کارخانه به خانه هایشان بازگردانده می شدند در میان راه توسط چند نفر مسلح متوقف و ده تَن از کارگران که پروتستان مذهب بودند کشته شدند. تنها یکی از سرنشینان مینی بوس که گفته بود کاتولیک مذهب است مستثنی شده بود و زنده ماند. به این حساب گزارش شده بود که مهاجمان کاتولیک مذهب بودند و برای انتقام گیری دست به این اقدام زده بودند.
        
        
  • 2010:   در حالیکه سازمان بهداشت جهانی سیگار را قاتل شماره یک انسان معاصر معرفی کرده و دولت ها با اجرای برنامه هایی مردم را تشویق به تَرک سیگار و دوری از آن می کنند؛ مدیر عامل شرکت دخانیات ایران به خبرگزاری فارس، در این روز گفت که از 22 بهمن 1388 (فوریه 2010) در ایران سیگار وینستون تولید خواهد شد. وی افزود که این کار با امتیاز یک شرکت ژاپنی و مشارکت این شرکت انجام خواهد شد. یک کارخانه آمریکایی سازنده اصلی سیگار وینسون است. مدیرعامل شرکت دخانیات در عین حال معاون وقت وزیر صنایع ایران بود. امور دخانیات در ایران از دیرزمان در انحصار دولت است.
        
  • 2017:   در این روز در فرودگاه لاندِردِیل شهرستان بروواردِ استیت فلوریدایِ آمریکا فردی که دستگیر شد در محل انتقال جامه دان های مسافران ورودی، از هواپیمای فرودآمده جهت دستیابی مسافران آن پرواز به آنها و تَرک فرودگاه از آنجا دست به تیراندازی زد که ضمن آن 5 تن کشته و شش نفر دیگر مجروح شدند. در این رویداد دهها تن دیگر ضمن هجوم برای فرار، مختصر آسیب دیدند. مسافران از ترمینال 2 این فرودگاه خارج می شدند که هدف گلوله قرار گرفتند. مهاجم بعدا در دادگاه به 5 بار زندان ابد محکوم شد.
        
  • 2017:   در این روز اعلام شد که در حملهِ پس از نیمه شبِ یکم ژانویه 2017 داعش به باشگاه «رِینا» در استانبولِ ترکیه که صدها تَن در آنجا در جشن آغاز سال نو میلادی شرکت کرده بودند 79 تَن کشته و بیش از 60 نفر دیگر زخمی شدند. 17 روز پس از وقوع این حمله اعلام شد که مهاجم یک ازبکستانی به نام عبدالقادر مَشاریپوف بود که دستگیرشده و گفته شده است که چندین همدست داشت.
        
  • 2021:   هزاران معترضِ به دقّت انتخابات نوامبر 2020 ریاست جمهوری آمریکا که در این روز در شهر واشینگتن و در اطراف ساختمان کنگره آمریکا (محل کار دو مجلس تقنینیه) اجتماع کرده بودند تا مانع تأیید نتیجه آن انتخابات شوند، ضمن تظاهرات، شماری از آنان به ساختمان کنگره حمله ور شدند و از در و دیوار آن بالا رفتند و وارد ساختمان شدند و در جریان درگیری پلیس و آنان پنج تن کشته و شماری مجروح شدند. رسیدگی به این رویداد (تا به امروز؛ ششم ژانویه 2023) ادامه دارد. در گزارش های رسانه ای، از این معترضان به عنوان هواداران دونالد ترامپ ـ چهل و پنجمین رئیس جمهوری آمریکا نام برده شده است که او نیز دقّت انتخابات را رَد کرده است. در آن روز (ششم ژانویه 2021) هنوز دو هفته از دوران ریاست جمهوری ترامپ باقی مانده بود. وی که بر نظر خود به عدم دقّت انتخاباتِ نوامبر 2020 باقی بود، در مراسم سوگند رئیس جمهور منتخب (جو بایدن) شرکت نکرد. او جو بایدن را «جوِ خواب آلود» خطاب می کرد.
        
  • 2022:  


    بانو Dina Boluarte هفتم دسامبر 2022 در پارلمان کشورِ یک میلیون و 282 هزار کیلومتریِ 35 میلیون نفری پِرو واقع در آمریکای لاتین و در حاشیه اقیانوس آرام سوگند وفاداری به قانون اساسی و محافظت از جان و مال شهروندان پرو Peru یاد کرد و رئیس جمهوری این کشور کاتولیک مذهبِ اسپانیایی زبان شد. 25 درصد شهروندانِ پِرو از بومیان، 65 درصد از نژاد مخلوط، سه و شش دهم درصد سیاهپوست و بقیه از نسل مهاجران اروپایی و ژاپنی هستند.
        دینا پیش از این، معاون اول «پِدرو کاستیلو» رئیس جمهوری وقت بود. پارلمان پرو «پدرو کاستیلو» را که هنوز بیش از یک سال از ریاست او بر کشور نگذشته بود محاکمه پارلمانی (ایمپیچ) و برکنار کرده بود و «دینا» معاون اول او را برجایش نشانده بود. «دینا» متولد 31 ماه می 1962 قبلا از اعضای حزب «پِروِ آزاد» بود که کناره گیری کرد (و به قولی برکنار شد). این حزب مرام مارکسیستی دارد. دینا ـ تحصیلکرده رشته حقوق، نخستین بانو است که رئیس کشور پرو شده است. پرو تا جولای 1821 وابسته به اسپانیا بود که در این تاریخ استقلال یافت.
        
        
  • برای اطلاع



     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاریخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نیز در اپریل 2014 (اردیبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه یافته است.

    نسخه آنلاین: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com