Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
26 مارس
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 26 مارس
ایران
زادروز زرتشت؛ تنها پیامبری که از میان آرین ها برخاست ـ اشاره به تاریخچه جمع آوری اَوِستا
تصوير زرتشت

ششم فروردین (امسال 26 مارس) زادروز زرتشت، تنها پیامبری است که از میان آرین ها برخاست و «کردار نیک، پندار نیک، و گفتار نیک» را ندا داد و ترویج کرد تا پیروان آموزش های او بویژه ایرانیان با این منش پرورش یابند و بارآیند. زرتشت هیچگاه نگفت كه از جانب خدا (اَهورامَزدا) مأمور هدایت بشر شده است. زرتشت خود را یك آموزگار خوبی ها و برحذرداشتن بشر از گراییدن به بدی ها می نامید و می گفت كه گریز از بدی ها و پلیدی هاست كه در بشر ایجاد احساس شادی و نیكبختی می كند و این احساس تا ابدیت در او باقی می ماند.
     تا وفات زرتشت، تقریبا همه ایرانیان که غالبا میترائیست بودند به مَکتَب او گرویدند و آیین زرتشت در زمان ساسانیان، دین رسمی ایران اعلام شد و روحانیون زرتشتی در دستگاه حکومتی دارای منزلت ویژه شدند. آرین ها و ازجمله ایرانیان تنها مردم جهان باستان بودند که بُت پرست نبودند.
     اَوِستا ـ کتاب زرتشت ـ در عین حال از قدیمی ترین نوشته های جهان و سند تمدنِ پیشرفته ایرانیان عهد باستان است. قطعات اوستا که در دوران هخامنشیان در کتابخانه های کاخهای سلطنتی نگهداری می شد به دست نظامیان اسکندر مقدونی نابود شدند. از آن پس این مطالب ـ از شعر و نثر در ذهن موبدان، از نسلی به نسل دیگر منتقل می شد. بلاش یکم شاه اشکانی ایران در نوروز 76 میلادی از موبدان که به دیدار او رفته بودند با تاکید خواست که تا سال بعد (سال 77 میلادی)، ششم فروردین ـ زادروز زرتشت ـ اوستا باید جمع آوری، تکمیل و به او داده شود زیرا که پیر شده و عُمری از او باقی نمانده و می خواهد که این کار در دوران وی انجام شده باشد. بلاش یکم ازسال 51 تا سال 78 میلادی سلطنت کرد. وی قبلا دستور جمع آوری آموزشهای زرتشت را در یک مجموعه داده بود.
    موبدان تا ششم فروردین سال 77 میلادی آنچه را که جمع آوری کرده بودند به صورت مَکتوب به بلاش دادند و گفتند که کار تکمیل مجموعه ادامه خواهد داشت. اوستا نزدیک به دو قرن بعد در دوران اردشیر پاپکان و به همّت «تنسر Tansar -Tonsar» روحانی ارشد وقت (موبدِ موبدان) تکمیل شد شامل348 فصل (بیش از میلیون کلمه) در 21 کتاب. در دوران شاپور دوم (ذولاکتاف) چند قطعه گمشده قبلی بر آن اضافه شد و چون به پارسی باستان (زبان اوستایی) بود بعدا بر آن تفسیر و راهنمایی نوشته شد که زَند (زند اوستا) نامیده می شود. با هدف تسهیل رجوع به مطالب، خلاصه اوستا تحت عنوان «خُرده اوستا» تدوین شده است. شرح این تحولات (تاریخچه اوستا) در کتاب «دین کرد» آورده شده است. زرتشت در عین حال یک شاعر و فیلسوف بزرگ بود.
     زادروز زرتشت از دوران ساسانیان یک روز ملّی اعلام شد و بر ایام رسمی نوروز اضافه گردید. 10دهه پیش شورای عالی معارف (شورای عالی فرهنگ) به ریاست دهخدا، زادروز زرتشت را بر تعطیلات مدارس ایران افزود كه بعدا دولت هم تعطیلات نوروزی ادارات را از سه روز به هفت روز افزایش داد زیرا كه روز هفتم فروردین ماه، از عهد باستان روزی خوش یُمن و ویژه امضای قراردادها، رسیدن به توافق ها و سازش و تحكیم همبستگی ها بوده است.
    بسیاری از اندیشمندان و شرق شناسان معاصر، آموزشهای اخلاقی زرتشت را راه حل مسائل بشر امروز به دست داده اند زیرا که همه این مسائل به علت زوال و انحطاط اخلاقیات به وجود آمده است. آموزش های زرتشت از قرن هفدهم میلادی مورد توجه خاص و تفسیر مورّخان، فلاسفه و جامعه شناسان بویژه اندیشمندان آلمانی بوده است که با افتخار از او یادکرده اند. طبق آمارهای منتشره، توجه به آموزش های زرتشت از نیمه دوم قرن 20 در گوشه و کنار جهان رو به افزایش بوده است.
اردشير پاپکان و بلاش يکم ـ دو ناسيوناليست ايراني که تصميم به تدوين آموزشهاي زرتشت گرفتند


    
    
[دربخش کارنامک نوشیروان ـ خاطرات مولف این تاریخ آنلاین ـ چگونگی پخش مطلب زادروز زرتشت از رادیو دولتی ایران و احتمالا برای نخستین بار، آمده است. به آخرین بخش مطالب امروز رجوع شود.].
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مَنِش، خصال، هوش و استعداد ایرانیان برپایه فرضیه های «فرانسیس گالتون»
Francis Galton
برپایه مطالب چهار تالیف مهم «فرانسیس گالتونFrancis Galton» پژوهشگر انسانشناسی قرون نوزدهم و بیستم و فرضیه های او، گردهمایی آنتروپولوژیست ها (انسانشناسان)، یوجنیسیست ها (نژاد و تبار شناسانEugenicists) و روانشناسان اروپایی درمارس 1925 بر فرضیه «رجعت به اصل» صحه گذارد.
     دكتر گالتون انگلیسی (متولد منطقه بیرمنگام در 16 فوریه 1822 و متوفی در 17 ژانویه 1911) نخستین پژوهشگری بوده است كه فرضیه «رگرشن تورد ظ مینRegression Toward the mean» را به دست آورده است.
     دكتر گالتون كه در پزشكی و شناخت روان و خصلت ها (منش) تحصیل و سپس به اكناف جهان مسافرت و درباره جغرافیای انسانی، جوامع بشری و نیز وضعیت اقلیمی (آب و هوا) وسیعا مطالعه كرده بود، نخست تفاوت اثر انگشت انسان ها را به دست داد كه به پدر «انگشت نگاری» معروف شده است. وی سپس روش مطالعه در توارث خصلت ها از جمله به ارث بردن هوش، تعقل و انضباط را تنظیم كرد و قواعد آن را نوشت و تاكید كرد كه روانشناسی افراد تا حدی زیاد به ذات و تبارشان ارتباط دارد و این قسمت از یافت های خود را در سال 1869 در كتاب «توارث نبوغHereditary Genius» منتشر ساخت كه از همان زمان، گفته می شود كه فرزندان نوابغ از نبوغ والدین و نیاكان خود برخوردار می شوند.
     انتشار این كتاب و تفسیر فرضیه های گالتون درباره توارث نبوغ، سبب شد كه تا دهها سال، در جریان همسرگزینی توجه به وضعیت دماغی و هوش و منش های تباری و نژادی دو طرف مورد توجه خاص قرارگیرد كه در دو سه دهه اخیر و به ویژه در تلقیح مصنوعی باردیگر به آن توجه می شود و نطفه نوابغ و افراد باهوش و با استعداد خریدار بیشتری دارد و گرانتر است (حتی از افراد دارای اندام و قیافه زیبا).
    گالتون كه با چارلز داروین نسبت خانوادگی دارد پس از یك بررسی دقیق، همه جانبه و طولانی پیرامون دانشمندان و اندیشمندان انگلستان، در سال 1874 كتاب «نیچر و نورچرTheir nature & Nurture (طبیعت = ذات، و پرورش)» را منتشر ساخت و در آن ثابت كرد: هنگامی توارث نبوغ و منش می تواند ثمر دهد كه فرد از پرورش متناسب و كامل برخورد شود. به عبارت دیگر؛ نبوغ ذاتی نیاز به شكوفا شدن دارد و این شكوفایی جز از طریق پرورش و آموزش (پرورش مقدم بر آموزش است) تقریبا میسر نخواهد بود و اگر پرورش، نادرست باشد، فردی كه از تبار خوبان است، نبوغ خود را در راههای ناصواب بكار خود برد و «نابغه انجام كار بد» خواهد شد.
    فرانسیس گالتون به تحقیقات خود ادامه داد و در سال 1883 كتاب «Inquiries into Human Faculty & its Developmentتفحص در زمینه دانش انسان و چگونگی تكامل آن» را منتشر ساخت و رسانه های گروهی (كتاب، نشریات، تریبونها، تصویر و ...) را لازمه و ابزار این تكامل بیان داشت و تاكید بر سلامت آنها كرد، و سپس در سال 1888 كتاب «اندازه گیری دانش و توان اندیشیدن و هوش افراد» را به دست داد.
    تالیفات دكتر گالتون منحصر به همین چهار كتاب نبوده است؛ وی جمعا 340 رساله، مقاله و كتاب نوشته است. وی فرضیه هایش را در میان آرین های آسیا (هند و ایرانی ها) و اروپا (آلمانی ها و ...) تجربه كرده است. او در مورد دسته ای از آرین های هندی، معروف به «مارات هیMarat - hi» كه عمدتا ساكن «مهاراشترا» هستند گفته است كه این قوم خصال نیاكان خود در طول هزاران سال را ازدست نداده و همچنان دلاور، وفادار به یكدیگر، خودكفا، منضبط، دارای تفكر نظامی، سپاهیگر، مقاوم و نترس، بی ریا و در قبال دوستان و بستگان «خوش نیت و مددكار» هستند. وی مثال های دیگری از ایندو ـ سی تی ان (هند و سیستانی = تاجیكها و پارسیان خاوری شامل كشمیری ها، افغانها، ایرانی تبارهای آسیای میانه و بلوچها)، پارسیان جنوبی و غربی (ساكنان ایران امروز، ایران كوچك شده) و ژرمن ها دارد.
    پس از گالتون، دانشمندان دیگر و از جمله كارل پیرسون Carl Pearsonمطالعات و تحقیقات وی را دنبال كرده اند.
    فرضیه های گالتون وسیعا تفسیر و تعبیر شده اند و گفته شده است كه هیتلر از آنها استفاده فراوان برده بود، مخصوصا در امر اصلاح نسل. طبق تفاسیر فرضیه های گالتون در زمینه توارث نبوغ و منش، پارسیان (آرین های ایرانی از جمله تاجیك ها و بلوچ ها) ذاتا مردمانی باهوش، مستعد، مهربان، وفادار، خویشتندار، میهندوست، دارای وجدان بیدار، علاقه مند به یكدیگر و بستگان (فامیلدوست)، خوش نیت و اقتباسگر و پیشرو (ترقیخواه) هستند. سلطه مغولها در قرون وسطی در منش پارسیان، موثر واقع شد و آنان را بردبار، فرمانبر، مطیع سرنوشت، خوشامدگو و آرامش خواه كرد كه به تدریج كه «علت» ناپدید شد دارند به خصلت نیاكان بازگشت می كنند (فرضیه گالتون)، و این بازگشت هنگامی شتاب بیشتری به خود خواهد گرفت كه پرورش متناسب داشته باشند (فرضیه دیگر گالتون).
    ××× شنیده شده است كه قول و قرارهای دهه 1970 كه به ایرانیان داده شد (رسیدن به تمدن بزرگ) برای تامین همین هدف بود كه پس از تبلیغ هدف، برخی از قدرت های وقت نگران شده، و وجود یك ایران نیرومند را با مردمی كه از منش و استعداد عالی برخوردار باشند مغایر سیاست ها و منافع خود در منطقه پنداشته بودند. طبق همین شنیده ها، «تصور» این قدرت ها براین پایه قرار داشت كه چنین ایرانی می تواند منطقا قطعات جدا شده ایرانزمین را به هم پیوند دهد، قدرت شود و حامی ملل منطقه كه بسیاری از آنها كوچك و ناتوان هستند قرارگیرد و ....
    
پشت جلد کتابي درباره کارهاي گالتون

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
انجمن جهانی روزنامه نگاران پارسی نگار



    گردهمایی دو روزه روزنامه نگاران پارسی نویس سراسر جهان در شهر دوشنبه، 13 مارس 2007 با اتخاذ یك تصمیم مهم پایان یافت. این گردهمایی تصمیم گرفت كه یك انجمن جهانی روزنامه نگاران پارسی زبان ایجاد شود تا سخنگاهی برای آنان باشد. عكس بالا تنی چند از شركت كنندگان در این گردهمایی را نشان می دهد. در عكس زیر صفحه اول یك روزنامه فارسی كه یكصد سال پیش برغم مخالفت امپراتوری روسیه در بخارا انتشار می یافت نشان داده می شود. دولت تاجیكستان با وجود قلت بودجه، در سالهای اخیر با هدف معرفی و تقویت زبان پارسی و تمدن پارسیان و تحكیم دوستی ملل ایرانی تبار دست به تلاش فراوان زده است.
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسی
پروپاگاندا، یا دمكراسی



    نیمه مارس 2007، خبرگزاری ها با مخابره این عكس از شهر «نواكشوط» گزارش كرده بودند كه موریتانیا (جمهوری اسلامی موریتانی واقع در شمال غربی آفریقا، میان صحرا و اقیانوس اطلس) هم دمكراسی شده و این زنان به این صورت صف كشیده اند تا آراء خود را به صندوق انتخابات بیاندازند. موریتانیا (مستعمره سابق فرانسه) یك میلیون كیلومتر مریع وسعت و تنها نزدیك به 4 میلیون جمعیت دارد و سرزمینی «بربر» نشین و عمیقا قبیله ای است. به تازگی هم در آنجا نفت یافت شده و آن را صادر می كند.
    اصحاب نظر در تفسیر این خبر به روزنامه های اروپایی گفته بودند: در كشوری كه از زمان استقلال (سال 1960) تاكنون دمكراسی نداشته، دو كودتای نظامی را پشت سر گذارده و سه دهه، مختار اولدده به تنهایی بر آن حكومت كرده كه او را هم فرانسه تعیین كرده بود؛ چگونه می تواند «یكشبه!» دارای دمكراسی كامل شود. دمكراسی شدن؛ به سواد، آگاهی از جزئیات آن و سه چهار دهه تمرین نیاز دارد. شمار باسوادهای موریتانیا از چهل درصد تجاوز نمی كند و ....
     این اصحاب نظر سپس با بازخوانی فرضیه های دمكراسی گفته اند: یك سرزمین قبیله ای همانند موریتانیا، افغانستان و ...، آخرین مناطقی در روی كره زمین خواهند بود كه دارای دمكراسی واقعی خواهند شد، زیرا كه تا دهها سال دیگر، نگاه رای دهندگان به دهان سران قبایل است و بس.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
صنایع و فنون
خودروساز پارسیِ هند سوم نوروز 1388 اتومبیل 2هزاردلاری ویژه توده ها را وارد بازار كرد
سوم نوروز 1388 هجری خورشیدی (23 مارس 2009) كمپانی خودروسازی هند وابسته به گروه صنعتی ـ تكنولوژیك تاتا متعلق به پارسیان هند به مدیریت «راتان تاتا Ratan Tata» خودرو توده ها به نام "Nano نانو" را وارد بازار كرد. «نانو» 73 سال پس از ورود فولكس واگن (اتومبیل مردم) وارد بازار شده است. هیتلر در سال 1936 از مهندس «پورشه» خواسته بود كه اتومبیلی بسازد كه مردم معمولی استطاعت خرید و نگهداری آن را داشته باشند و او بسال 1936 چنین اتومبیلی را ساخت كه هیتلر در مراسم به تماشا گذاردن آن حضور داشت و بر آن نام فولكس واگن (خودرو مردم) گذارد. با افزودن دستگاههای لوكس متعدد بر فولكس واگن، از دهه هفتم قرن بیستم بهای آن بمانند سایر اتومبیلهای شخصی افزایش یافته و از استطاعت و دسترس مردم معمولی خارج شده است. آزمندی كارخانه داران باعث افزوده شدن این دستگاههای لوكس و تا حدی غیر ضروری بر خودروها شده است كه یك وسیله رفت و آمد برای کار و زندگی روزمره هستند. مردمدوستان كه در جستجوی تسهیل وسائل زندگانی بشر و تعمیم این تسهیلات هستند بارها گفته اند كه برای خودروهای ویژه رفت و آمد در شهر نیاز به این همه وسائل لوكس نیست كه بر بهای آن می افزاید و افراد را بدهكار می كند كه مجبور می شوند از خوراك خود بزنند تا این قرض را بدهند و یا اینكه برای پرداخت اقساط بهای خودرو از خواب خود بزنند و ساعات بیشتری كار كنند، سلامت خودرا به مخاطره افكنند و عمری كوتاه داشته باشند.
    «خودروسازی تاتا» كه انواع كامیون، اتوبوس، خودرو نظامی، قطار و ده گونه اتومبیل سواری تولید می كند با توجه به نیاز مردم معمولی به خودرو و گرانی روزافزون بنزین كه به تدریج و به علت پایان یافتن ذخایر نفت خام نایاب خواهد شد تصمیم گرفت كه برای حل مسئله، علاوه بر تولید اتومبیل برقی نوعی اتومبیل ارزان، كم مصرف، زیبا و در عین حال چهاردر بسازد و عرضه بدارد. با اینكه محصول كار از چندماه پیش آماده شده بود؛ عرضه این خودرو به نوروز پارسیان موكول شد و سوم فروردین 1388 خورشیدی ـ سومین روز از ایام هفتگانه نوروزی آن را در شهر بمبی (مومبای) وارد بازار کرد. بهای هر دستگاه «نانو» در هند معادل دو هزار و پنجاه دلار آمریكا (برابر با دو میلیون تومان) است.
    
جمشيدانوشيروان تاتا

ورورد «نانو» به بازار و در زمانی كه كارخانه های اتومبیلسازی آمریكا در لبه پرتگاه ورشكستگی قراردارند و بازار جهانی اتومبیل سواری از سال 2007 به دلایل متعدد از جمله افزایش بها، گرانی بنزین و بالارفتن هزینه تعمیرات و كمبود و بالا رفتن هزینه پارك در شهرهای بزرگ راكد شده است خبر بزرگ رسانه ها در بیست و سوم مارس 2009 و حتی یك روز پیش از آن بود و شبكه های تلویزیونی آمریكا آن را درصدر اخباز خود قرارداده بودند. بیشتر این رسانه ضمن انتشار خبر ورود اتومبیل چهاردر و دو هزار دلاری نانو به بازار؛ اشاره به سابقه گروه تاتا، موسسان آن و مدیران كنونی اش كرده و گفته بودند كه پارسی و زرتشتی هستند و بنیادگذار آن جمشید انوشیروان تاتا که شهر جمشیدآباد هند به نام اوست 9 دهه پیش می خواست كه شعبه اصلی این گروه عظیم را در كشور نیاكان ـ ایران ـ تاسیس كند كه مقامات وقت [احتمالا به اشاره لندن] نظر چندان موافقی نشان ندادند و تنها به تاسیس مدرسه انوشیروان دادگر و دریافت چند كمك فرهنگی او بسنده كردند، ولی جمهوری اسلامی به جلب همكاری این گروه صنعتی ـ تكنولوژیك دست زده است.
    توزیع نانو در اروپا و آمریكا پس از گشایش نمایشگاه آن در ژنو آغاز شده است. تقاضا برای خرید این اتومبیل دهها بار بیش از ظرفیت تولید است. بهای هر دستگاه نانو در اروپا و آمریكا دو هزار و پانصد دلار تعیین شده بود. «تاتا موتورز» قبلا با دایملر بنز آلمان مشاركت داشت كه كمپانی بنز با شریكی دیگر اتومبیل بسیار كوچك دو دره «سمارت» را با بهایی بیش از ده هزار دلار آمریكایی به بازار عرضه داشت كه به دلیل زیبا نبودن ظاهر، كمی گنجایش و گرانی بها و کاهش دوباره بهای بنزین استقبالی كه انتظار می رفت از آن نشد. «تاتا موتورز» كه رقیب جنرال موتورز آمریكا و تویوتای ژاپن شده است با مشاركت رنو فرانسه و نیسان ژاپن در صدد ساخت اتومبیل تازه ای است كه مکانیسم و طرحی نوین دارد. تاتا موتورز چندی پیش كارخانه جگوار روور انگلستان را خریداری كرد.
    نانو قرن 21 ـ خودرو مردم ـ دارای یك انجین دو سیلندر با ظرفیت 623 سی سی است كه مصرف بنزین آن در هر صد كیلومتر چهار لیتر (63 مایل یك گالن) است. انجین این خودرو همانند فولكس واگن قدیم در قسمت عقب آن قرار دارد. وسایل لوكس در صورت تقاضای خریدار و پرداخت بهای اضافی نصب خواهد شد.



    ---
    درباره پارسیان هند در این تاریخ آنلاین در 15 ژوئن (همکاری ایرانی تبارها)، در21 ژانویه (نانو)، 17 اکتبر (تاتا ارلاینز = ایرایندیا)، 30 اکتبر (زادروز جهانگیر بابا) و ... مطلب درج شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
شکست روزافزون رسانه های چاپی در سطح جهان به دلیل برنیاوردن نیاز مخاطبان قرن 21 - «صفحات عكس و خبر» - هشدار استادان روزنامه نگاری


در سال 2005 ناشران و سردبیران روزنامه ها برای چاره اندیشی، گرد هم آمدند زیرا كه پس از قرار گرفتن اخبار مطلق (نه مطالب اختصاصی و مطالب حاشیه ای، عکس و کاریکاتور) در سایت های خبری در اینترنت، تیراژها در سراشیبی قرار گرفته بود و در سال 2004 میزان این سقوط به شش درصد نزدیك شده بود. در این گردهمایی، پس از مذاكرات و بحث بسیار، قرار شد كه روزنامه ها صفحات «عكس و خبر»، مصاحبه های خیابانی، میزگردها، مقالات و تحلیلها، مطالب دانستنی و اطلاعات عمومی و ... خود را افزایش دهند که در برخی از روزنامه ها چنین شد و صفحاتی كه «لوگو» یكی از آنها در بالا كلیشه (کپی) شده است افزوده شد. از آنجا كه سازمانهای تبلیغاتی و مشاوران روابط عمومی (پی آر ـ پرسون ها) بیكار نمی نشینند، پس از مدتی آنان هم خودرا وارد این كار كرده و دست اندازی به این صفحات را آغاز كرده و عكس و خبر تبلیغاتی (سیاسی و یا اقتصادی) می دهند و از پرداخت بهای سنگین برای انتشار آنها نیز اباء ندارند. این بار (از مارس 2007) استادان روزنامه نگاری، حامیان خلوص روزنامه ها و مدافعان حقوق مخاطبان جمع شده و به چاره جویی افتاده اند و به جای ناشران، دبیران صفحات را مخاطب قرار داده و از آنان خواسته اند كه به خاطر «ژورنالیسم اصیل» و حفظ اصالت حرفه خود، دقت بیشتری كنند تا عكس و خبر تبلیغاتی و پولی به آنان نیاندازند و این عكس و خبرها را از نشریات و سایت های تبلیغاتی، دولتی و روابط عمومی های هنرمندان و كمپانی ها نقل نكنند. شکست دهها روزنامه در سال 2008 در کشورهای صنعتی و به ویژه در آمریکا که همچنان ادامه دارد نشان داده است که رسانه های چاپی موفق نشده اند خودرا با خواست و نیازهای مخاطبان قرن 21 تطبیق دهند و با وبسایت ها رقابت پیروزمندانه کنند. بنابراین و به همین دلیل، تعطیل شدن بسیاری از روزنامه ها در سال های پس از آن در کشورهای صنعتی ادامه داشته است. پیروزمند بودن روزنامه های متعلق به خانواده ها و افراد (نه کمپانی های خارج از این حرفه) ثابت کرده است که روزنامه به دلسوز نیاز دارد و یک کمپانی مرکب از شرکاء متعدد و هدف های دیگر نمی تواند به اندازه «مالک انفرادی» دلسوزی داشته باشد. شکست رسانه های چاپی در دهه یکم قرن 21 باردیگر این اصل قدیمی را ثابت کرده است که سرمایه یک روزنامه؛ «روزنامه نگار حرفه ای» است، نه پول و ماشین چاپ و ساختمان. باید نخست روزنامه نگار یافت و سپس روزنامه منتشر کرد. روزنامه نگار حرفه ای کسی است که کار دیگر نداشته، از جای دیگر و ازجمله دولت هدیه و کمک مالی نگیرد و روزنامه نگاری را منحصرا (به استثنای تدریس) پیشه مادام العمر خود قرار داشته باشد. شبکه های تلویزیونی وضعیتی بهتر از روزنامه ها ندارند ولی کاهش مخاطبان آنها تنها در میزان اعلان تاثیر می گذارد. ریتینگ ها که برپایه بازبودن سویچ گیرنده تلویزیون قرار دارد دقیق نیست زیراکه ممکن است یک گیرنده تلویزیونی باز باشد و برنامه پخش کند ولی کسی به برنامه گوش نکند.
    
    ـ ـ ـ ـ ـ
    
    
همه گیر شدن بیماری ناشی از ویروس کرونا و خانه نشین شدن مردم، بر عادت دیجیتال و آنلاین خوانی آنان افزود و ...

    
    میدیا ریسرچ ها در چهارمین هفته مارس 2020 و جهانی و همه گیر ـ پاندِمیک ـ شدن بیماری ناشی از ویروس کرونا ؛ کوید - 19 که اخبار رسانه ها عمدتا به آن اختصاص یافته بود گزارش کردند که اخبار مربوط به این بیماری ناشناخته و مرگبار و ترس و نگرانی از آن، خانه نشین شدن ها، ابهامات مربوط و سرانجام نامعلوم مسأله، توجه مخاطبان در سراسر جهان را به آنلاین ها و سوشل میدیا و رادیو ـ تلویزیون ها جلب و معطوف کرده و نیز اِدیشن آنلاین روزنامه ها و آنلاین خوانی بیش از پیش عادت مردم شده است و ضربه تازه ای است به نشریات چاپی که اخبارشان ساعت ها دیرتر به دست می آید و به علاوه خواندشان وقتگیر و نیز بیم از آلوده شدن به ویروس در چاپخانه، مِیلروم و در جریان ارسال دارد.
    به اظهار اصحاب این جستجوگران (میدیا ریسرچ ها) توجه مخاطبان به دیجیتال خوانی ـ عادتی که تَرک نخواهد شد این نگرانی را هم به وجود آورده است که کتاب خوانها نیز بیش از پیش به خواندن نسخه دیجیتالی کتاب ها (ای بوک) روی آورند و کتاب های چاپی که تهیه آنها هزینه گزاف دارد آرشیوی شوند و برای نگهداری در گنجینه و یادآوری سابقه و مؤلف.
    مدیران برخی از میدیاریسرچ ها گفته بودند که مخاطبان از تفسیرنگاری نشدن بیماری تازه در نشریات چاپی که بشر را نگران کرده نیز گله مند هستند و می گویند ویروس که موشک نیست، هزاران کیلومتر را طی کند، یکشبه از اقیانوس بگذرد و مثلا خودرا از چین به آمریکا برساند. این ویروس از طریق بار و مسافر هواپیما منتقل شده است. مقامات آمریکا باید به محض انتشار اخبار شیوع این بیماری در چین در ژانویه 2020، پروازها از این کشور را قطع می کردند و آمریکایی ها را با پرواز ویژه باز می گرداندند و پس از ماندن در قرنطینه و اطمینان از سلامت آنان اجازه رفتن به خانه هایشان را می دادند. هفت قرن پیش، ایتالیا پس از شیوع یک بیماری ناشناخته این کار را کرد و کشتی ها باید 40 روز در نزدیکی ساحل توقف می کردند تا پس از اطمینان از نبود بیماری، اجازه ورود به بندر به آنها داده می شد و واژه قرنطینه ـ کارانتین (Quaranta giorni) ایتالیایی است یعنی «40 روز» که جهانی شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
وجدان «ایوو مورالس» که لازم است و باید در همه دولتمردان و سیاستمدران وجود داشته باشد ـ اعترافی که قبلا شنیده نشده بود و در تاریخ ثبت شده است
Evo Morales

ایوو مورالس Evo Morales بنیادگذار جنبش به سوی سوسیالیسم (متولد اکتبر 1959) از بومیان بولیوی ـ كشور معدنی و دارای ذخیره انبوه گاز طبیعی و رئیس جمهوری پیشین این کشور ـ سرزمینی كه نام سیمون بولیوار انقلابی بزرگ آمریكای لاتین بر آن نهاده شده است، در مارس 2007 در جریان دیدار از ژاپن كه به دعوت رسمی این دولت صورت گرفته بود در «امپاس» عجیبی قرار گرفت و مجبور شد كه شب را در اطاق هشت هزار دلاری یك هتل مجلل به صبح برساند. وی در بامداد آن روز، نخست به ملاقات خبرنگاران رفت و گفت كه شب را در اطاقی بسربُرد كه كرایه اش 8 هزار دلار است و دولت ژاپن این پول را پرداخت كرده بود، نه او. ولی، عذاب وجدان نگذاشت كه در این اطاق خوابی راحت داشته باشد. او عادت ندارد كه در چنین اطاق هایی که به دور از دسترس همگان است بخوابد. همه می دانند كه به رغم داشتن مقام انتخابی ریاست کشور در همان كلبه قدیمی اش و بركف اطاق می خوابد، درست بمانند اكثریت مردم بولیوی. زمانی هم كه در دفتر کار خود در كاخ ریاست جمهوری است و به سبب کثرت کار و ادامه آن تا نیمه شب مجبور است شب را در آنجا بخوابد، باز، در آن کاخ بر كف اطاقی معمولی دراز می كشد.
    مورالس گفت: برگزیده مردم باید همانند آنان زندگی كند تا دشواری ها و درد ها را لمس كند.
    وی افزود: (دیشب)، من میان لطف میزبان و وجدان خود قرار گرفته بودم (در اَمپاس) و آسایش نداشتم. ما و ژاپن رو به روی هم، در طرفین اقیانوس آرام قرار گرفته ایم و مجبور به همكاری و مشاركت هستیم، اما اطمینان می دهم كه این پذیرایی مجللِ ژاپنی ها سبب نخواهد شد كه منافع ملت خود را از یاد ببرم و در هرگونه معامله، كوچكترین امتیازی بدهم، و این مطلب را در این بامداد و پیش از صرف صبحانه به شما گفتم تا وجدانم را آسوده ساخته باشم.
    
    ـ ـ ـ ـ ـ ـ
    86 درصد جمعیت 12 میلیونی بولیویِ یک میلیون کیلومتری از بومیان و یا دو رگه ها هستند و طبق نظرسنجی های وقت، هوادار مورالس، ولی در پاییز 2019 فرماندهان ارتش و پلیس بولیوی مورالس را مجبور به کناره گیری و تَرک کشور کردند و یک بانو سناتور از اقلیت سنا (مخالفان مورالس) موقتا بر جای وی نشست!. مورالس به اندرزهای دوستان داخلی و خارجی خود که دولت واشنگتن از دشمنی با او و توطئه علیه وی دست بردار نخواهد بود و در این وضعیت لازم است که از میان هوادارانش و اعضای جنبش به سوی سوسیالیسم یک گروه داوطلب مسلح ایجاد کند گوش نکرده بود تا گرفتار کودتا نشود. مورالس که سطح رفاه مردم و وضعیت کشورش را ارتقاء داده بود باور نمی کرد که به دست دو ژنرال! برکنار شود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
خصوصی سازی، «سلیم» را میلیاردر كرد! - احتمال یک انقلاب جهانی دیگر ـ مردم قرن 21 نابرابری در درآمد و فساد اداری - اقتصادی را تحمل نمی کنند
Carlos Slim Helu

افشاگری روزنامه های آمریكای لاتین پیرامون راز میلیاردر شدن كارلوس سلیم حلو Carlos Slim Helu، مكزیكی عرب تبار که از مارس 2007 آغاز شده بود در طول این سال و پس از آن ادامه داشت. این روزنامه ها 16 مارس2007 نوشته بودند كه سلیم تا دو ـ سه سال دیگر میلیاردر اول جهان خواهد شد و چنین شد و از سال 2010 این ردیف را حفظ کرده و ثروت او زائد بر 73 میلیارد دلار است. ثروت او در طول سال 2006 نوزده میلیارد افزایش یافته بود. طبق كشف این روزنامه ها، خصوصی سازی شركتهای مخابراتی دولتی در آمریكای لاتین باعث میلیاردر شدن سلیم شده است، به همان گونه كه در روسیه و اروپای شرقی، دهها نفر از پرتو غیردولتی كردن بنگاهها و كارخانه ها، یكشبه میلیاردر شده اند. سلیم با خرید شركتهای خصوصی شده تلفن (به طریق نقد و اقساط و گرفتن وام از بانكها) و هزار دوز و كلك دیگر یك امپراتوری سلفون (موبایل) و مخابرات در آمریكای لاتین و متمرکر در دو کمپانی Telmex و America Movil به وجود آورده و این درآمد هنگفت را به جیب زده است. واكنش مردم به غیردولتی سازی های دهه گذشته بود كه در آمریكای لاتین سوسیالیست ها و در صدر آنان چاوز را روی كار آورده است. در مكزیك هم سوسیالیست ها و چپگرایان دیگر تا یک قدمی پیروزی در انتخابات پیش رفته بودند. در پی این انتخابات، در مکزیک بمانند ایالات متحده در سال دو هزار، دادگاه عالی نامزد راستگراها را برنده انتخابات اعلام و حكمران ساخت و این کشور از آن پس دچار تشدید مشکلات ترافیک مواد مخدر، فساد دولتی و قتل ها گروهی شده بود به گونه ای که مقاله نگاران آمریکایی در مارس 2009 به دولت واشنگتن هشدار داده بودند که مکزیک دارد برای ایالات متحده «افغانستان» تازه ای می شود زیرا که فعالیت های مسلحانه قاچاقچیان مواد مخدر دارند به عملیات تروریستی نزدیک می شوند.
    مجله فوربس در مارس2007، فهرست میلیاردرهای جهان در سال 2006 را منتشر ساخته و تغییرات ثروت آنان را شرح داده بود. رسانه هایی كه این فهرست را مورد تحلیل و تفسیر قرارداده بودند روی تنی چند از این میلیاردرها از جمله «كارلوس سلیم حلو» مكزیكی لبنانی تبار (عكس بالا) انگشت گذارده بودند، زیرا كه در طول سال 2006، نوزده میلیارد دلار بر ثروت خالص او اضافه شده و با 49 میلیارد دارایی شخصی جای سومین میلیاردر جهان را گرفته بود [که از سال 2010 میلیاردر ردیف اول جهان شده است].
    اندیشمندانی كه در این زمینه نظر خودرا به صورت تفسیر در روزنامه ها منتشر ساخته بودند پرسیده اند كه چرا یك فرد باید بتواند در یك سال 19 میلیارد دلار (برابر درآمد یك كشور صاحب نفت) و معادل شصت درصد كل سرمایه خود در سال 2005، سود خالص ببرد؟ و چگونه؟. به نظر این اندیشمندان، ادامه این وضعیت به یك انقلاب جهانی طبقه كم درآمد (اکثریت - توده ها) و یا زنده شدن تفکر و ایدئولوژی آنارکیسم (آنارشیسم) خواهد انجامید، زیرا كه 19 میلیارد، درآمد اضافی یكساله كارلوس از جیب دیگران و به ویژه كم درآمدها خارج شده است و مردم قرن 21 از آنچه كه در اطرافشان می گذرد با خبرند. اندیشمندان رسانه هارا از نیش انتقاد خود برکنار نداشته و گفته بودند که اگر در مطلب یک رسانه به عناصر چرا و چگونه توجه شود چنین وضعیتی رخ نخواهد داد و طبق قواعد ژورنالیسم، خبر و مطلب ژورنالیستی بدون این دو عنصر، «روزنامه نگاری» نیست و نوعی مکاتبه اداری است.
    طبق این تفسیرها، در پی فروپاشی شوروی «درصد» سود حاصل از كسب (بیزینس) كه قبلا در بیشتر كشورها به استثنای آمریكا معین، و از ده ـ پانزده درصد بیشتر نبود از قید محدودیت رها شده و بیش از 90 درصد مصرف كنندگان را خشم آورده است. در پی غیردولتی كردن منابع تولید و كمپانی های بزرگ در چندین كشور از جمله روسیه از آغاز دهه 1990 به این سوی، در این كشورها هم چند نفری انگشت شمار «یكشبه» میلیاردر شده و خشم توده های مردم را ـ که 80 برابر گذشته آگاهتر شده اند ـ برانگیخته اند، و این وضعیت آنان را دچار تردیدهای متعدد کرده است و ....
     کارلوس سلیم حلو (متولد ژانویه 1940) در سال 2008 و احتمالا با هدف کاهش صدای رسانه ها، بیش از 250 میلیون دلار در نیویورک تایمز سرمایه گذاری کرد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مارس 2007 سوء استفاده های «هالیبرتون» از جنگ عراق خبر اول رسانه های آمریكا بود - درآمد 25 میلیاردی از جنگ عراق - سوء استفاده با فروش بطری آب!


تصمیم كمپانی نفتی هالیبرتون وابسته به دیك چنی (معاون رئیس جمهور وقت آمریکا) مبنی بر انتقال مقرّ خود از محله جنوب غربی شهر هوستون به دوبی در نیمه دوم مارس 2007 سوژه اصلی رسانه های آمریكا شده بود كه هركدام به نوعی آن را تفسیر می كردند. این موضوع 11 مارس 2007 افشاء شده بود و در صدر اخبار رسانه ها قرار گرفته بود. اصحاب نظر گفته بودند که این خبر سخت ترین ضربه را به نامزدهای حزب جمهوریخواه در انتخابات نوامبر 2008 وارد خواهد کرد [که کرد] و افزوده بودند حزب جمهوریخواه آمریكا كه بر اثر سیاست های دولت بوش تضعیف شده و در وضعیت دفاعی قرار گرفته با این تصمیم هالیبرتون از دایره قدرت خارج خواهد شد. نظر عمومی بر این است كه هالیبرتون كه در طول حكومت جورج بوش سود سرشار داشته می خواهد با انتقال مقر خود به دوبی از پرداخت مالیات مقرر به دولت آمریكا خلاص شود و این عملی مغایر وطندوستی و تعهد به میهن است. دوبی برای درآمد این قبیل كمپانی ها مالیات ندارد. به علاوه، این شركت با انتقال به دوبی، می تواند خودرا «شركتی محلی» خطاب كند و بسیاری از محدودیت های آمریكا را رعایت نكند و در هر جا كه بخواهد دست به اكتشاف نفت بزند. اعضای دمكرات كنگره آمریكا گفته بودند كه هالیبرتون با انتقال به دوبی نمی تواند از اتهاماتی كه به آن وارده آمده ازجمله پارتی بازی، گرانفروشی به نیروهای مسلح آمریکا در عراق و کویت، مقاطعه كاری با ترك مناقصه فراركند.
    دیك چنی (معاون جورج دبلیو بوش) قبلا رئیس هیات مدیره هالیبرتون بود و هنوز در آن منافع متعدد دارد. شبكه های تلویزیونی آمریكا در زمینه شایعه سوء استفاده های متعدد هالیبرتون از جنگ عراق گفته بودند كه این كمپانی تاكنون بیش از 25 میلیارد دلار از هزینه جنگ عراق را به جیب خود ریخته و در یك مقاطعه كاری كه با «ترك مناقصه» انجام شده نزدیك به سه میلیارد دلار به دولت آمریكا گرانفروشی كرده كه این پول از جیب مالیات دهندگان خُرده پا خارج شده است. هالیبرتون كه زمانی تخصّص آن در نفت بود، در عراق در در هر مقاطعه ای شركت كرده از جمله توزیع بطری آب آشامیدنی میان نظامیان!.
    عكس، تابلوی كمپانی را در شهر نفتی هوستون آمریكا نشان می دهد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که مدیریت عملیات نظامی «ناتو» در لیبی به دست فرانسه [طراح اصلی مسئله] افتاد و ...
یک هواپیما عرشه ناو شارل دوگل را برای بمباران لیبی ترک می کند (25 مارس 2011) ـ آيا روح شارل دوگل در گور از مشارکت این ناو هواپیمابر که به نام اوست در تخریب ليبي و کشتار مردم آن ناراحت نشده بود؟

دولت آمریکا هدایت و مدیریت عملیات نظامی برضد لیبی را از 25 مارس 2011 به «ناتو» سپرد و اعلام داشت که هر دولت عضو این اتحادیه 28 دولتی برنامه خودش را برای لیبی اجرا کند. اعضای «ناتو» که قرار بود تبدیل به یک سازمان سیاسی شود از زمان فروپاشی بلوک شرق دو برابر شده اند!.
    پس از این واگذاری، فرانسه عملا جای آمریکارا در عملیات نظامی برضد لیبی گرفت و رئیس ستاد ارتش فرانسه در این روز (25 مارس) اعلام داشت: "هواپیماهای «ناو هواپیمابر شارل دوگل» یک واحد توپخانه لیبی را منهدم و کمک کرده اند تا [شورشیان مسلح] به شهر اجدابیه بازگردند. آسمان لیبی تحت کنترل ماست و به تخریب و ازکاراندازی انبارهای مهمات و وسائل نظامی لیبی ادامه خواهیم داد.".
    رسانه هایی که این اظهارات را نقل کرده بودند افزوده بودند؛ دوگل که نام او براین ناوهواپیمابر گذارده شده شخصیتی بود که دادن استقلال به مستعمرات فرانسه و ازجمله الجزایر و قطع مداخله در امور ملل دیگررا آغاز کرد. وی برضد ضعیف کُشی بود و بنابراین، روح او در گور از اینکه این ناو هواپیمابر در تعرض به کشوری بکار می رود که کاری برضد فرانسه نکرده است ناراحت خواهد بود. سارکوزی رئیس جمهور وقت فرانسه دسته بندی و قطعنامه نگاری برضد لیبی را آغاز و پای آمریکا را به آن کشانید. وی برای کِش دادن به مسئله لیبی از دولت لندن خواسته بود که به سبک قرن 19 نشستی در این شهر تشکیل شود تا سرنوشت لیبی پس از عملیات نظامی جاری و انهدام رژیم حکومتی اش را تعیین کند!. [تعیین سرنوشت ملتها طبق روش دوران استعمار و همه این کارهای ناقض اصول و میثاق های جهانی، به نام سازمان ملل که بوجود آمده است تا ازجنگ و مداخله در امور کشورها جلوگیری شود!]. پس از فروپاشی بلوک شرق و شوروی، «ناتو» و بویژه با استفاده از وجود ضعف های متعدد در روسیه ازجمله ادامه فساد اداری ـ اقتصادی و مافیابازی در این کشور یکه تاز و ششلول بند جهان شده و پایان این برتری قابل پیش بینی نیست.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
شورش مسلحانه لیبی توطئه کمپانی های نفتی بود ـ تصمیم بهار 2009 قذافی این کمپانی ها و غرب را نگران کرده بود
25 مارس 2011 در چند تفسیر که در رسانه ها ازجمله پراودای آنلاین (ادیشن انگلیسی آن) انتشار یافته بود علت اصلی ماجرای وقت لیبی را تصمیم بهار 2009 معمر قذافی به ملی کردن عملیات کمپانی های بزرگ نفتی غرب در لیبی و تقسیم درآمد اضافی حاصله میان یکایک مردم این کشور و خلقی تر کردن دمکراسی لیبی به دست داده شده بود که اگر اجرا می شد این کشور کاملا در کنترل شوراهای منتخب مردم قرارمی گرفت. این طرح قذافی به کمپانی های نفتی و دولت هایشان درز کرد و این کمپانی ها که عواملی در دولت لیبی داشتند از طریق اینان، اجرای طرح را دو سال به تعویق افکندند. هدف این بود که در این مدت شماری که تشنه پول و مقام هستند دسته بندی و آماده اعتراض شوند و اعتراض به صورت شورش مسلحانه درآید تا بهانه مداخله نظامی از خارج به دست آید و رسانه های غرب (رسانه های کشورهای صاحب کمپانی ها که این دولتها در عین مایل به تقسیم درآمد اضافی میان اتباع لیبی نبودند که اشتهای ملل دارای نفت را تیز می کرد) موضوع را به میل خود و گزینشی بزرگ کرده و زمینه را برای مداخله آماده کنند. تصمیم دولت لیبی به خرید 5 ـ 6 میلیارد دلار اسلحه تازه از روسیه بر نگرانی دولت های بزرگ غرب افزوده بود که نمی خواستند پس از آشتی سال 2003 قذافی با آمریکا، وی باردیگر متوجه روسیه شود (روسیه ای که قطعنامه غرب بر ضد دولت وقت لیبی را در شورای امنیت وتو نکرد!) و ....
    طبق این تفسیرها که نوعی افشاگری به نظر می آمد، در این فاصله دو سال مطالب متعدد برضد پسران قذافی و خود او و تصاویرش که برای بیننده غربی نامانوس است انتشار یافت.
     تظاهرات و اعتراض های فوریه و مارس 2011 کشورهای عربی که از تونس و به خاطر خودسوزی یک فروشنده دوره گرد از دست مامور رشوه گیر شهرداری آغاز شد فرصت مناسبی به دست داد تا «افراد آماده شده در لیبی» وارد خیابان شوند و بعدا اسلحه به دست گیرند و غرب (دولت های بزرگتر عضو ناتو) به بهانه حفاظت از آنان [که غیر نظامیان بدون اسلحه! قلمداد شده بودند] قطعنامه به شورای امنیت معلوم الحال ببرد و آن را به تصویب برساند، خودرا مامور اجرای آن اعلام دارد و چند ساعت پس از تصویب، به اجرا بگذارد و جهان را با وضعیتی رو به رو کند که قبلا و حتی در قرون وسطی (عصر تاریک) صورت نگرفته بود و این تمرین، پس از لیبی در کشورهای دیگر دارد اجرا می شود ازجمله سوریه. بنابراین، مسئله لیبی از آغاز بوی نفت و نفوذ می داد و آن هم بوی تند نفت. طبق این تفسیرها، در این ماجرا یک معمّا به دنیا آمده است و اینکه چرا روسیه و یا چین قطعنامه فرانسه و انگلستان را «وتو» نکردند و یا تصویبش را به تاخیر نینداختند تا ماموران دولت لیبی آتش شورش را خاموش کنند. چین تجربه دارفور (سودان) را داشت. معمّای دیگر البته کوچکتر ـ این است که چرا قذافی به اندرز هوگو چاوس گوش نکرد و به موقع داوطلبان را مسلح نساخت تا برای چنین روزی آماده باشند. با حمله هوایی نمی شود افراد میلیشیا را که در خانه خود و پراکنده هستند از میان بُرد. آنان درگوشه و کنار در میان مردم هستند و نیاز به انتقال به صورت قشون کشی نخواهد بود که در جاده ها هدف حملات هوایی قرار گیرند. [قذافی زمانی که دیگر خیلی دیر شده بود، به ایجاد چنین نیرویی از هواداران خود دست زد که به سبک نبرد استالینگراد دفاع کنند. نبردهای استالینگراد و لنینگراد ـ در جریان جنگ جهانی دوم و تعرض آلمان به شوروی را همین داوطلبان مسلح و از طریق جنگ خانه به خانه بردند.].
    در آن زمان کمپانی های نفتی بزرگ غرب فعال در لیبی عبارت بودند از: آنگلو ـ داچ شل، بی پی، اکزان ـ موبیل، هس، اُکسیدنتال، کونوکوفیلیپس، رپسول (اسپانیایی)، کاناداز پترو، انی (ایتالیایی)، ستات اویل (نروژی) و ....
اين نوع نمايش هاي هواداران قذافی خيلي دير صورت گرفته بود!

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برنامه دقیق غرب برای تصاحب نفت و طلای لیبی و طرز اجرای آن از دیدگاه پراودای آنلاین (به زبان انگلیسی)


پراودا (آنلاین) 23 مارس 2011 به استناد این سه عکس (مجموعه بالا)، در مقاله ای طولانی تحت عنوان «لیبی و اطلاعات نادرست و مزوّرانه =Libya and disinformation» نوشته بود که [فرانسه، انگلستان و ...] با هدف و برنامه دقیقا تنظیم شده از قبل، در پی یک رشته عملیات محرمانه و آنگاه فرستادن گزارشگران رسانه های مورد نظر به محل و انتشار انواع مطالب دروغ توسط آنان؛ بزرگ کردن این دروغها و جوّسازی برای هموارکردن زمینه اجرای برنامه و سپس انواع ساخت و پاخت برای به دست آوردن نوعی چراغ سبز [قطعنامه شورای امنیت] و تفسیر عبارات آن به دلخواه خود، محافظت از غیر نظامیان «غیر مسلح و بی گناه!» لیبیایی را تکلیف و رسالت انحصاری خود قرار دادند و به نام برقرارکردن منطقه پرواز ممنوع به بمباران کردن سیستم دفاعی و تاسیسات دیگر لیبی مستقل و دارای حاکمیت ملی دست زدند [که همانا تعرض نظامی از خارج برای حل مسائل داخلی یک کشوراست] و سپس ناگهان ماهیّت اصلی خودرا نشان دادند و حمایت از شورشیان و تجزیه طلبان تا دندان مسلح را علنی ساختند. برنامه بعدی [پس از استقرار یک رژیم دست نشانده و یا تجزیه لیبی] ورود کمپانی های بزرگ غرب و تغییر شرایط قراردادهای نفتی موجود خواهد بود [تکرار سناریوی 28 امُرداد تهران و ...]، به علاوه تقسیم و انتقال طلای ذخیره لیبی و ....
    پراودا سپس شرح داده بود که چگونه هزاران پرچم قدیم لیبی [پرچم زمان سلطنت ادریس سنوسی] و اسلحه به لیبی انتقال داده شد و اعتراض مسالمت آمیز گروهی شهروند، به شورش مسلحانه تبدیل و دارای رهبر و مدیر و ... هم شد و در آخرین لحظه قبل از پیروزی ماموران انتظامی دولت لیبی، بمباران و موشک باران آغاز شد و ورق برگشت خورد.
     پراودا نوشته بود منابع لیبی و موقع جغرافیایی آن به قدری دارای ارزش است که انگلستان ـ دولتی که دچار بی پولی است و از بی پولی دارد مدارس خودرا می بندد حاضر شد بار بخشی از این لشکرکشی پرهزینه را برعهده بگیرد و ....
    این روزنامه در مقاله خود همچنین ضمن اشاره به آشتی کردن [ظاهری] چند سال پیش غرب با قذافی و انتقال منابع و وسائلی که برای ساخت سلاح استراتژیک در آختیار داشت از لیبی و ترغیب او به سرمایه گذاری در غرب نوشته بود که این سرمایه اینک توقیف شده است!.
    پراودا همچنین سئوال کرده بود که چرا برای پوشش این نوع رویدادها تنها باید تنها از گزارشگران مشخّص و آن هم انگلیسی (تبعه انگلستان و دارای لهجه لندنی، نه انگلیسی آمریکایی) استفاده شود. این گزارشگران دست پروده کدام سازمان هستند؟!.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سابقه درگیری قذافی با اتحادیه عرب ـ تعجب جهانی از کمک های نظامی قطر و امارات به «ناتو» برضد لیبی!
اتحادیه آفریقا که در آدیس آبابا تشکیل جلسه داده بود تا شاید بتواند راه حلی برای مسئله لیبی بیاید 26 مارس 2011 اعلام کرد که نماینده لیبی طرح 5 ماده آن اتحادیه را تایید کرده است ولی آن اتحادیه نیاز به تصویب و امضای طرح توسط دولت لیبی دارد. طبق این طرح، باید خصومت ها در لیبی پایان می یافت، میان دو طرف (شورشیان مورد حمایت غرب و دولت لیبی) با هدف حل اختلاف و انجام اصلاحات مدیریتی مذاکره صورت می گرفت.
    سه دولت از اعضای این اتحادیه (دولت فدرال نیجریه، دولت فدرال آفریقای جنوبی و دولت گابون) که در عین حال عضو غیر دائم شورای امنیت سازمان ملل هستند به قطعنامه 1973 (ایجاد منطقه پرواز ممنوع) رای مثبت داده بودند که تشدید کننده مسئله لیبی بشمار آورده شده بود.
    اتحادیه عرب که سالهاست نامی بر کاغذ و یک ابزار اِعمال سیاست های اعضای ثروتمندتر این سازمان، در آستانه پیشنهاد قطعنامه 1973 قیافه ضدیت با دولت وقت لیبی [از اعضای این اتحادیه]را به خود گرفت که غرب از اعلامیه ضد لیبی آن برای به تصویب رساندن قطعنامه و تعرض هوایی استفاده فراوان بُرد. این اتحادیه پس از انتشار آن اعلامیه، هدف انتقاد توده های عرب قرار گرفت و تغییر روش ظاهری به خود داد و بناچار خواهان قطع عملیات نظامی شد ـ موضوعی که به آن توجه نشد. [معمر قذافی بارها در جلسات عمومی این اتحادیه از بی حاصل بودن آن انتقاد کرده و حتی در صدد خارج ساختن لیبی از عضویب آن برآمده بود و بنابراین، مناسبات دو طرف دوستانه نبود.]. دو دولت از اعضای این اتحادیه ـ امارات و قطر ـ هواپیمای نظامی به کمک غرب به آسمان لیبی فرستاده بودند، عملی که جهانیان را به تعجب وادار کرده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاریخ از نگاهی به تصویر
خاکسپاری انبوه قربانیان تعرض نظامی «ناتو» به لیبی در مارس 2011 ـ لیبیایی ها: این است محصول سازمان ملل!


بیست و پنجم مارس 2011 مراسم خاکسپاری یکصد غیر نظامی لیبیایی که در جریان تعرض هوایی ـ موشکی «ناتو ـ تنها اتحادیه نظامی در جهان» کشته شده بودند در گورستان شهر طرابلس (تریپولی) برگزارشد. دهها هزار تن شرکت کننده این مراسم تعرض نظامی غرب را محکوم کردند. تابوت اجساد مقتولین روی دست حرکت داده می شد (عکس بالا و عکس زیر). طبق گزارش رسانه ها، شرکت کنندگان در مراسم ضمن اشاره به تابوت ها، فریاد می زدند: "این است محصول سازمان ملل ـ سازمانی که قرار بود مانع جنگ و خونریزی شود!، لیبی یک دمکراسی خلق است [بود]، شورشیان عوامل کمپانی های نفتی غرب و مخلوق آنها برای دادن بهانه به دست فرانسه و انگلستان بوده اند. چرا از مردم لیبی سئوال نکرده اند که چه رژیمی و چه کسانی را می خواهند؟، چرا بزرگترین ارتشهای اتمی جهان به جان یک ملت کوچک 6 میلیونی افتاده اند؟، چرا روسیه و چین ـ با آن همه ادعا ـ قطعنامه استعمارگران را «وتو» نکردند؟، ما چوب دوستی همین روس ها و چینیان را می خوریم که متحدشان بودیم، همه فتنه ها زیر سر فرانسه، شخص سارکوزی، دولت لندن است و ....".
    اینک و پس از سقوط بسیار خونین رژیم قذافی به دست غرب، سئوال این است که این مردم که آن شعارهارا می دادند چه می کنند، آیا همرنگ جماعت شده و کُت عوض کرده اند و یا سکوت ـ سکوت توام با انتظار با تفکر انتقام!.
گوشه ديگري از مراسم تشييع اجساد در طرابلس (پایتخت ليبي) در آن زمان

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اشك هایی كه خشك نمی شود


این عكس که از گوشه ای از یك اردوگاه آوارگان عراقی گرفته شده بود در مارس 2007 در روزنامه های اروپا و آمریكا انعكاس یافته بود. این روزنامه ها تحت عناوین «اشك كودك عراقی آواره»، «كودكان بدون آینده» و ... نوشته بودند كه پس از شکست نظامی عراق، تغییرات ناشی از آن و ناامن شدن آن كشور، میلیونها عراقی با مشاهده آن وضعیت و آن همه خون و آتش، خانه و كاشانه خود را ترك كرده و آواره مناطق امن تر شده اند.
     این رسانه ها در آن زمان چنین افزوده بودند: "نزدیك به دو میلیون تن از آنان كه پولی داشتند به سوریه و اردن رفته اند. آنان كه پول بیشتر و بستگانی در اروپا و آمریكا داشتند در اینجا استقرار یافته اند و مابقی در زیر چادرها و بدون برق و آب سالم بسر می برند و اشكشان قطع نمی شود. آنان چنین وضعیتی را قبلا ندیده و پیش بینی آن را هم نمی كردند. آنان نمی توانند آینده كشورشان را مجسم كنند، چه رسد به برنامه ریزی برای بچه هایشان.".
     همزمان، دولت سوئد اعلام كرده بود كه ظرف 12 ماهی که به مارس 2007 منتهی شده است 48 هزار پناهنده عراقی را پذیرفته بود. این عراقی ها با پرداخت پول گزاف به قاچاقچیان و به مخاطره افكندن جان، توانسته بودند خود را به سوئد برسانند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 26 مارس
  • 1668:   انگلیسی ها که در جریان تصاحب و استثمار مشرق زمین بودند، منطقه بمبئی (مومبای) را در هند تصرف کردند.
        
  • 1790:   دستگاه قانونگزاری آمریکا نخستین قانون تابعیت مهاجران (کسانی که در کشورهای دیگر متولد شده بودند) را تصویب کرد و طبق آن کسانی می توانستند از این قانون (نچرالیزیشن) استفاده کنند و تبعه آن کشور شوند که دو سال تمام در آمریکا زندگی کرده بودند. این قانون از آن چند بار تغییر یافته است و اینک این دوره دوساله به دو دوره 3 ساله (درمورد دارندگان کارت سبز که با آمریکایی ازدواج کرده باشند) و 5 ساله برای سایر دارندگان کارت سبز تبدیل شده است.
        
  • 1804:   پس از خرید منطقه وسیعِ لوئیزیانا (سراسر مناطق مرکزی USA امروز، از شیکاگو تا نیواُرلیان) از فرانسه، کنگره آمریکا تصویب کرد که گروهی از بومیانِ (سرخپوستان) شرق «می سی سی پی» به لوئیزیانا منتقل شوند!.
        
  • 1818:   یک زلزله شدید در این روز شهر کاراکاس در ونزوئلا را ویران ساخت و بیش از 20 هزار تن از ساکنان این شهر را کشت. در این حادثه طبیعی، نه دهم ساختمانهای شهر که اینک پایتخت ونزوئلاست ویران شدند.
        
  • 2000:   ولادیمیر پوتین که از سوی یلتسین، نخست وزیر و بعدا کفیل ریاست جمهوری روسیه فدراتیو شده بود در یک انتخابات عمومی، رئیس جمهوری این کشور شد. وی که قبلا یک افسر امنیتی (کا. گ. ب.) شوروی و عضو حزب کمونیست بود پس از فروپاشی شوروی معاون شهرداری سن پترزبورگ (لنینگراد) شده بود. پوتین در مارس 2004 برای دومین بار به ریاست جمهوری روسیه انتخاب شد. در پی ایجاد تغییراتی در قانون اساسی روسیه، وی در سال 2012 برای یک دوره دیگر رئیس جمهوری روسیه شد. پوتین در مارس 2018 بار دیگر به ریاست جمهوری روسیه انتخاب شده است.
        
  • کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    یک نمونه دیگر دلهره روزنامه نگار ایرانی در کشیک تعطیلات نوروزی

        
    پخش زادرور زرتشت از رادیو دولتی ایران و احتمالا برای نخستین بار

        ششم نوروز 1342 بود و من (مؤلف این تاریخ آنلاین) سردبیر کشیک خبرگزاری پارس و اخبار رادیو بودم. جهانگیر تفضّلی وزیر مشاور و مسئول انتشارات و رادیو کشور بود [که بعدا به وزارت اطلاعات و جهانگردی تبدیل و پس از انقلاب، با افزودن بخشی از وزارت فرهنگ و هنر بر آن، وزارت ارشاد اسلامی شده است.]. جهانگیر تفضّلی از آغاز کار وزارت، با دعوت از چند ادیب ازجمله «اخوان ثالث» سرگرم پارسی کردن واژه ها در خبرها بود و عقیده داشت که بر خبر سابقه رویداد افزوده شود تا مخاطب کاملا در جریان قضیه قرارگیرد مثلا سن، مشاغل قبلی، تحصیلات و اگر امکان پذیر باشد تالیفات مقام خارجی ـ که در خبر از او نام برده می شود ـ ذکر شود و بر مهمترین خبر روز نیز تفسیر نوشته شود و کار نوشتن تفسیر خارجی برعهده محمود طلوعی سردبیر وقت مجله خواندنی ها و مترجم زبان فرانسه گذارده شده بود.
        شب ششم فروردین 1342 (پنجم فروردین در ساعات پس از غروب آفتاب) ـ نمی دانم چه مقام و یا مقامات ـ ناگهان تصمیم گرفته بودند که مطلبی درباره زرتشت به مناسبت سالروز تولد او، در اخبار بامدادی ششم فروردین پخش شود و این تصمیم به خبرگزاری و رادیو شفاها ابلاغ شده بود. «مطلب تهیه شده» قبلا برای دکتر بهمنش استاد تاریخ قرون قدیم و دکتر باستانی پاریزی استاد دیگر تلفنی خوانده شده بود و حکایت داشت که زرتشت تنها پیامبر برخاسته از میان قوم آرین (ساکن از شمال هند و ایران تا اروپا و بویژه آلمان) بوده و «کردار نیک، پندار نیک، و گفتار نیک» را تبلیغ کرده و خوبی ها و خوبی کردن را آموزش داده و بدی ها و بدی کردن ها از جمله دروغگویی را نهی کرده است و زادروز او ـ ششم فروردین ـ درست است و ریاضی دانها و استادان علم هیأت آن را به دست آورده و تقویم نویسان آن را تایید کرده اند. به علاوه، شرح اَوِستا، تاریخچه و تفسیرهای آن. علت اصلی سقوط امپراتوری ایران در قرن هفتم میلادی نیز به حساب بی اعتنائی و دورشدن بزرگان و اعیان کشور از آموزش های زرتشت به دست داده شده بود.
        مطلب پخش شد و همه ما که در آنجا بودیم نگران واکنش های منفی احتمالی ـ یک پایمان اطاق خبر خبرگزاری بود و پای دیگرمان لابی ورودی ساختمان پخش [واقع در میدان ارگ ـ میدان 15 خرداد] که تلفن 27000 هم در آنجا بود و مخاطبان از طریق آن نسبت به برنامه های پخش شده و عمدتا در همان ساعت نظر می دادند. تا ظهر آن روز، جز تمجید و تعریف خبری نشد و چون حتی یک نظر مخالف نرسیده بود، دستور آمد [نمی دانم از چه ناحیّتی] که مطلب زادروز زرتشت در اخبار مشروح بعد از ظهر و شب نیر تکرار شود و به این ترتیب نوشتن مطلب درباره زرتشت و نامگذاری خیابان و کوچه به اسم او امری عادی شده و پس از انقلاب هم ادامه داشته است.
     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
    نامه به مولف
    انصراف از ماندن در کانادا و مهاجرت به «بليز Blize» زیراکه کانادا در عمليات نظامي لیبی مشارکت کرده است
  •   این نامه که در رابطه با موضوع روز [لیبی] بود 22 مارس 2011 واصل شد:
        
        ... سه سال است که پس از چند سال زندگی در اروپا به کانادا مهاجرت کرده ام. در ایران و اروپا که بودم تعریف کانادا را زیاد شنیده بودم که گفته می شد کشوری است هوادار حق و آزادی و چون وسعت زیاد و جمعیت کم (34 میلیون) و منابع فراوان دارد وارد دسته بندی های سلطه گرانه هم نمی شود. ولی از روزی که برسر لیبی به مساعی چند دولت کُلُنیست (استعمارگر) ازجمله فرانسه کمک می کند چنان از عمل خود پشیمان شده ام که قصد مهاجرت به کشور بسیار کوچک و انگلیسی زبان بلیز Blize(واقع در حاشیه جنوبی مکزیک و در ساحل کارائیب)را کرده ام. تابعیت این کشور کوچک که قصد تعرض و تجاوز هم نخواهد داشت آسان و تنها نیاز به پرداخت پنجاه هزار دلار دارد. این تصمیم سختی بود که گرفتم [گرفته ام]. بستگان من در کانادا زندگی می کنند و تَرک ایشان برایم دردناک است ولی تحمّل زورگویی دردی است شدیدتر و بدون دارو ـ عذاب وجدان. قذافی را با آن لباس ها و قیافه گیری اش دوست ندارم ولی نمی توانم زورگویی به یک کشور کوچک به مثل لیبی را هَضم کنم. در عصرما و تا سال 2000 که این نوع زورگویی دیده نمی شد و شاید به دلیل وجود یک قدرت رقیب (شوروی) بود نه قانونمند و انساندوست شدن سلطه گران سابق. چگونه یک انسان دارای شعور و وجدان می تواند شاهد حملات نظامی و جمعی قدرت های بزرگ جهان به یک کشور چند میلیونی باشد و دَم فرو بندد. گمان نمی کنم که در طول عُمر من که 47 ساله ام جهان دوباره دارای دو قدرت رقیب شود که یکدیگر را خنثی کنند. ممکن است دو سه قدرت دیگر ظهور کنند ولی طولی نخواهد کشید که با قدرت های یک سویه فعلی شریک خواهند شد و ملل کوچک همچنان توسری خور باقی خواهند ماند. این سازمان ملل برای ملل کوچک چه کرده است؟، یک نمونه اش را نشان دهید. شنیدن اسم اتحادیه عرب که مرا دچار حالت سرگیجه و تهوّع می کند، این همه خودشیرینی برای اربابان!. از فرط ناراحتی نمی توانم بخوابم و بی خوابی امشب، مرا برآن داشت که این نامه را بنویسم و به چند روزنامه و وبلاگ آشنا و تاریخ آنلاین شما بفرستم. نوروزتان پیروز




  •  

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com