Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
15 ژانويه
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 15 ژانويه
ایران
روز درخشان دیگری درتاریخ ایرانیان: احیاء حاكمیّت ملی
پانزدهم ژانویه سال 946 میلادی (دیماه) احمد دیلمی (معزالدوله) بغداد را متصرف شد، المستكفی بیست و دومین خلیفه عباسی را بركنار كرد و با این اقدام حكومت سراسر ایران بار دیگر در دست ایرانیان قرارگرفت و تجدید حاكمیت ملّی كه مردانی چون ماكان و مرداویز از مازندران و دیلمان (گیلان)، بابك خرّمدین از آذربایجان، سیستانی ها (ایرانیان خاوری كه امروز افغان خوانده می شوند) ازجمله صفّاریان، خراسانی ها به ویژه سامانیان و ... در راهش تلاش كرده و جان باخته بودند به تحقق پیوست. علی، احمد و حسن دیلمی پسران بویه از پیروان و دستیاران «مرداویز» قهرمان ملّی ما بودند كه آرزوها و اندیشه های وی را دنبال كردند. بوئیان «شیعه اثنی عشری» را با ناسیونالیسم ایرانی درآمیختند تا میهن آنان درجهان اسلامی ماهیتی كاملا مستقل داشته باشد؛ به همان گونه كه آئین زرتشت ستون ناسیونالیسم ایرانی در دوران ساسانیان بود. احمد از سوی برادر خود علی دیلمی مامور پس گرفتن خوزستان و تصرف بغداد بود كه به انجام هر دو ماموریت موفق شد. وی بود که رسمیت عزاداری تاسوعا و عاشورا را اعلام داشت.
    تاریخ نگاران اروپایی 15 ژانویه 946 میلادی ـ فتح مقرّ خلیفه عباسی را [پس گرفتن ناحیه ایکه پایتخت امپراتوری باستانی ایران در آنجا قرارداشت] برای ایرانیان روزی بزرگ ثبت تاریخ کرده اند ـ روزی درخشان همانند روزی كه كوروش بزرگ ایجاد امپراتوری ایران را اعلام داشت و روزی كه اشكانیان مقدونیهای اشغالگر (جانشینان اسكندر) را به مدیترانه ریختند. مقدونی ها «سلوكیه» را در كنار دجله ساخته بودند تا از آنجا بر آسیای غربی حكومت و نظارت كنند كه اشكانیان پس از بیرون راندن آنان از آسیا، تیسفون (مداین ـ واقع در 36 كیلومتری جنوب بغداد امروز) را در سوی دیگر دجله ساختند و دو دولت اشكانی و ساسانی ایران حدود هزار سال از این شهر بر امپراتوری پهناورشان حكومت كردند و مانع پیشروی اروپاییان (رومیان) در آسیا شدند. هر دو دودمان خطر نزدیك بودن به مرز رقیب (امپراتوری غرب = روم ) را تحمل كردند و پایتخت را از تیسفون به یك شهر مركزی انتقال ندادند.
    بغداد در دسامبر سال 1534 از دست ایران خارج شد و موقتا به دست سلطان سلیمان امپراتور عثمانی افتاد كه خود را خلیفه مسلمین می خواند و بغداد را برای اثبات ادعای خود لازم داشت. دولت صفویه ایران بعدا بغداد را از عثمانی ها پس گرفت و در آنجا یك پادگان ثابت به وجود آورد و یك واحد نظامی نیرومند مستقر ساخت. جنگ متناوب ایران و عثمانی بر سر بغداد دو قرن طول كشید و در زمان نادرشاه مصالحه صورت گرفت؛ ایران از دعاوی خود بر بغداد دست كشید و عثمانی حاكمیت ایران بر ایروان (پایتخت كنونی ارمنستان) و همه قفقاز جنوبی را برسمیت شناخت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ماجرای قتل گریبایدوف در تهران
Alexander S. Griboyedov
الكساندر گریبایدوف Alexander S. Griboyedov دیپلمات، نظامی، نمایشنامه نویس و طنزنگار روس 15 ژانویه 1795 (25 دیماه) در مسكو به دنیا آمد و 11 فوریه 1829 در 34 سالگی در تهران به دست مردم كشته شد. گریبایدوف كه نمایشنامه های فكاهی اش هنوز كهنه نشده اند و در جریانند، سالها در تفلیس مامور تماس با ایران بود. وی بود كه پیشنویس قرارداد [ننگین] تركمنچای را پس از امضای فتحعلیشاه به سن پترزبورگ برد و به تزار وقت (نیكلای اول) داد. گریبایدوف كه در جریان جنگ روس و ایران، همه جا دركنار ژنرال پاسكویچ بود پس از دادن قرارداد تركمنچای به تزار، از جانب او به سمت سفیر روسیه (به اصطلاح آن زمان؛ وزیر مختار) در تهران منصوب شد. وی در سفارت روسیه در تهران به یك خواجه حرمسرای فتحعلیشاه كه از مردم قفقاز بود پناهندگی داد. این خواجه فراری گریبایدوف را در جریان سرنوشت دختران قفقازی و به ویژه گرجی ها در حرمسراهای شاه و شاهزادگان و مقامات ایران قرارداد و گریبایدوف كه تحت تاثیر حرفهای او قرارگرفته بود، باتوجه به مفاد قرارداد تركمنچای كه بازگشت قفقازی هارا از ایران به شهرهایشان (درصورت تمایل) شامل می شد نخست به دو زن قفقازی كه از خانه یك شاهزاده قاجار فراركرده بودند پناه داد و سپس دستورداد كه درصورت لزوم برای پس گرفتن این زنان كه در خرمسراها و احیانا مادر فرزندان اعیان كشور بودند به زور متوسل شوند. انتشار این تصمیم در تهران، ایرانیان را كه از قرارداد تركمنچای ناخوشنود بودند خشمگین ساخت و به نام جلوگیری از تعرض به حرمسراها و توقیف زوجه (نوامیس) مردم به سفارت حمله بردند و با وجود مقاومت قزاقهای محافظ سفارت وارد آن شدند و گریبایدوف، كاركنان سفارت، قزاقها و حتی خواجه پناهنده شده را كشتند و جسد گریبایدوف را به میان زباله ها افكندند كه سه روز بعد به دست آمد و به تفلیس حمل شد. فتحعلیشاه از بیم آغاز جنگ سوم روسیه با ایران، نوه خود خسرومیرزا را با جمعی از رجال كشور از جمله میرزا تقی خان فراهانی (امیر كبیر) جهت پوزش خواهی به سن پترزبورگ [پایتخت وقت روسیه] فرستاد. تزار از این رفتار راضی شد و حتی قسمتی از غرامت جنگ پیشین را به ایران بخشید.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاكید مصدّق بر حاكمیّت ملّی و مالكیّت منابع عمومی ـ مذاکرات 7 ساعته مصدق و هِندرسون دیپلمات آمریکایی
دكتر مصدق در منزل و در حالی كه هنوز از بستر بیماری
برنخاسته بود هفت ساعت تمام با سفیر آمریكا
كه به میانجیگری نزد او رفته بود مذاكره كرد
لوی هندرسون سفیر وقت آمریكا در ایران 25 دی ماه 1331 (15 ژانویه 1953) پیشنهاد تازه مورد موافقت انگلستان برای حل مسئله نفت ایران را به دكتر مصدق رئیس دولت تسلیم كرد و این دو در این زمینه هفت ساعت باهم گفت و گو كردند. این مذاكرات در خانه دكتر مصدق در خیابان كاخ (خیابان فلسطین امروز) انجام شد، زیرا كه رهبر وقت ایران هنوز از بستر بیماری برنخاسته بود. در این مذاكرات دكتر مصدق پیشنهاد تازه را مغایر حاكمیت ملی و اصل كنترل ثروت عمومی هر كشور مستقل خواند و نظر خود را اعلام داشت.
     سی و پنج روز بعد (یکم اسفندماه) هندرسون پیشنهاد تازه انگلستان را كه مورد تایید آمریكا هم قرار گرفته بود به دكتر مصدق تسلیم داشت كه ضمن آن ملی شدن صنعت نفت ایران و مالكیت دولت ایران بر آن برسمیت شناخته شده بود، اما قیمت گذاری و فروش در دست ایران نبود و به علاوه، بر امور فنی آن باید كارشناسان خارجی نظارت داشته باشند كه مصدق آن را هم مغایر قانون ملی شدن صنعت نفت و حاكمیت ملی خواند.
     «تاریخ» نشان داد كه پس از براندازی 28 امُرداد، همین پیشنهاد (طرح) با جزیی تفاوتی به اجرا در آمد، شركت ملی نفت باقی ماند و طرف دیگر قرارداد، یک كنسرسیوم مرکب از کمپانی های بزرگ نفتی غرب شد. هندرسون یكی از دست اندركاران براندازی 28 امرداد بود.
هندر سون ديپلمات معروف آمريكا
و سفير اين كشور در ايران در زمان حكومت
دكتر مصدق و تا يك سال بعد از آن،
كه بعدا معاون وزير امور خارجه آمريكا شد

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نگاهی به اخبارِ 25 دیماه 1357 ـ27 روز پیش از پیروزی انقلاب به روایت روزنامه اطلاعات

    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اظهارات دریادار کرمانی دکتر احمد مدنی یکی از نامزدهای نخستین انتخابات ریاست جمهوری، یازده روز پیش از برگزاری آن

    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که آیت الله خامنه ای امام جمعه تهران شد
مطبوعات تهران در این روز (25 دیماه) در سال 1358 دستخط مورخ 24 دی ماه آیت الله عظمی امام خمینی كه به موجب آن سیدعلی خامنه ای را به سمت امام جمعه تهران منصوب كرده بود منتشر ساختند.
    این روزنامه ها نوشته بودند كه خامنه ای مسئول سپاه پاسداران و عضو شورای انقلاب است كه فكر تاسیس حزب جمهوری اسلامی ازوست و یكی از تالیفاتش «ادعانامه علیه تمدن غرب» عنوان دارد.
    آیت الله خمینی در دستخط خود نوشته بود که چون حجت الاسلام منتظری انصراف داده، سمت امامت جمعه تهران به حجت الاسلام خامنه ای داده می شود.
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اقدام محمدعلى رجایی به توقف پرداخت مستمری بازنشستگان ایرانی خارج از کشور از زمستان 1359 و آغاز دشواری هایی برای این افراد و اعتراض
محمدعلی رجایی
توقف پرداخت مستمری بازنشستگان ایرانی مقیم کشورهای دیگر از آغاز زمستان 1359 (ژانویه 1981 میلادی) به تصمیم محمدعلی رجایی رئیس دولت (نخست وزیر وقت) و اعتراض برخی از این بازنشستگان به این تصمیم، به موازات گزارش های مربوط به جنگ عراق با ایران، از خبرهای روز در «ژانویه 1981» رسانه های آمریکا و اروپا بود. جنگ عراق با ایران از اواخر شهریورماه 1359 (سپتامبر 1980) آغاز شده بود و رفت و آمد هوایی و زمینی به سبب حمله به فرودگاهها و پلهای جاده ها در شمال غربی ایران اطمینان بخش و آسان نبود. دولت موقت انقلاب به نخست وزیری مهدی بازرگان در طول حکومت خود مستمری بازنشستگان ایرانی مقیم خارج را به ارز پرداخت می کرد که به محل اقامت آنان حواله می شد.
    محمدعلی رجایی نخست وزیر وقت (و هشت ماه بعد برای مدتی کوتاه رئیس جمهور) تا آذرماه آن سال (سال 1359) به بازنشستگان مهلت داده بود که به کشور بازگردند تا پرداخت مستمری آنان متوقف و به خزانه داری کل بازگشت داده نشود.
     برخی از بازنشستگان ایرانی که همان زمان با رسانه های اروپا و آمریکا مصاحبه کرده بودند گفته بودند که در سنین کهولت هستند و نیاز دارند که فرزندان از آنان نگهداری کنند و این فرزندان در خارج اقامت دارند. پاره ای دیگر از آنان گفته بودند که در ایران متکفّل افرادی ازجمله والدین از کارافتاده خود هستند که با قطع پرداخت مستمری به زحمت خواهند افتاد و احتمالا گرسنه خواهند ماند زیراکه ایران مقررات بازنشستگی همگانی ندارد و سالخوردگان مُتکی به فرزندان هستند و بسیاری از این فرزندن ـ خودشان بازنشسته.
     این بازنشستگان همچنین از تصمیم واریزشدن مستمری خود به جای حساب جاری (چِکینگ) به حساب پس انداز (قرض الحسنه) که مستلزم حضور در ایران برای بازکردن این حساب، دریافت دفترچه و شخصا دریافت از این حساب است ابراز نگرانی کرده بودند.
     پس از پایان جنگ عراق با ایران و بازگشت برخی از بازنشستگان به کشور برای برقرارشدن مجدد دریافت مستمری، گزارش شده بود که این تجدید پرداخت مستلزم رسیدگی به سوابق و نداشتن مشکل قضایی ـ امنیتی بود و کار رسیدگی در برخی موارد ممکن بود که چند ماه طول بکشد.
     چند سال بعد (دهه 1370) کار آسانتر شد و بازنشستگان مجاز شده بودند که وکالت دریافت مستمری از حساب پس انداز مربوط را به فردی دیگر (مقیم ایران) بدهند. این وکالت ها بعدا دو ساله شد و از سال 1391 دوباره یک ساله شده است.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سخن از درجه بندی مدارس تعلیمات عمومی در دیماه 1383؟! ـ شهریه مدارس غیر انتفاعی (پولی!) برپایه درجه بندی خواهد بود!
پنجشنبه 24 دیماه 1383(15 ژانویه 2005) روزنامه همشهری چاپ تهران خبری را به نقل از یك معاون وزارت آموزش و پرورش چاپ كرده بود كه متن آن از این قرار است:
    
    "گروه علمی فرهنگی [تحریریه روزنامه همشهری متعلق به شهرداری تهران]: پس از گذشت بیش از یك سال از وعده ضابطه مند شدن مدارس غیر انتفاعی [پولی] در قالب درجه بندی این مدارس، یک معاون وزارت آموزش و پرورش بار دیگر وعده داد كه شیوه نامه درجه بندی مدارس غیر انتفاعی در دو هفته آینده به این مدارس ارسال و كار درجه بندی آنها آغاز می شود.
    محمود ابراهیمی ضمن تایید تاخیر در ارسال شیوه نامه درجه بندی مدارس افزود: در هفته آینده طرح درجه بندی مدارس غیرانتفاعی در جلسه شورای معاونان وزارت آموزش و پرورش مطرح می شود و سپس دستورالعمل اجرایی آن به مدارس ابلاغ می گردد.
    وی با تأكید بر اینكه با درجه بندی مدارس، ضمن ضابطه مند شدن دریافت شهریه، میزان نظارت والدین بر عملكرد مدارس افزایش می یابد، گفت: با اجرای طرح درجه بندی، مدارس غیرانتفاعی [پولی] به درجات یك، دو، سه یا خوب، متوسط و عالی تقسیم و میزان شهریه نیز بر اساس عملكرد مدارس تعیین می شود.
    محمود ابراهیمی با اشاره به اینكه میزان تخصص معلمان مدرسه و نیروی انسانی، برنامه های آموزشی و تربیتی و مسایل اداری و مالی از مواردی است كه در درجه بندی مدارس مدنظر قرار می گیرد ، اظهار كرد: پیش بینی می شود كه در سال تحصیلی آینده ۲۰ درصد از مدارس غیر انتفاعی درجه بندی شوند.".
    
    از این مطلب چنین استنباط می شود كه مدارس غیر انتفاعی [پولی!] ایران درجه بندی و به درجه های یك و دو و سه (متوسط، خوب و عالی) تقسیم می شوند و این درجه بندی كه برپایه تخصص معلم و ... است میزان و ملاك شهریه دریافتی! از دانش آموز قرار خواهد گرفت و ....
     از ظاهر قضیه چنین استباط می شود كه این طرح بدون ملاحظه اصل سی ام قانون اساسی جمهوری اسلامی، قانون تعلیمات اجباری سال 1321، مصوبات و اقدامات دیگر (رایگان شدن همه آموزش و پرورش ایران از شهریورماه 1353) و نیز تعاریف بین المللی از تعلیمات عمومی «یكنواخت» و بدون تبعیض (عدم توجه به ثروت ولی طفل و طبقه اجتماعی او) از سوی یك وزارتخانه كابینه محمد خاتمی تنظیم شده باشد.اصل سی ام قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران صریحا بر عمومی و رایگان بودن آموزش و پرورش در کشور تا پایان دوره متوسطه تاكید دارد و پیش از تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی، امر آموزش و پرورش در ایران رایگان و یكنواخت بود و به عبارت دیگر، تحصیل آن حاصل بود (یعنی نیاز به تنظیم برنامه برای دستیابی به این هدف نبود كه زمان و فراهم آمدن شرایط لازم داشته باشد). قانون تعلیمات اجباری ایران (62 ساله در سال 1383) كه از افتخارات ملی ایرانیان بوده است علاوه بر رایگان كردن تعلیمات عمومی حكم به «یكنواخت بودن» آن داده است. پس، درجه بندی مدارس كه در سال 1383 تصمیم بر آن گرفته شده امر آموزش نوباوگان را از یكنواختی خارج می سازد و عملی است مغایر قانون تعلیمات اجباری سال 1321 و ناقض آن. باید دانست كه یكی از شعارهای چشمگیر انقلاب سال 1357 هم از میان بردن طبقات اجتماعی (وجود تبعیض برپایه ثروت خانواده) در ایران بود. در ایران پیش از انقلاب، از شهریور ماه 1353 نوجوانان از آموزش و پرورش بدون تبعیض برخوردار بودند تا صرف نظر از پول و مقام پدر و مادر، پرورش استعداد مساوی داشته باشند و از این جهت در طول عمر دچار عقده و در نتیجه عاصی و ناراضی نشوند. گمان نمی رود كشوری در جهان باشد كه مدارس تعلیمات عمومی را طبقه بندی كرده باشند و بگویند هركس كه پول دارد به این مدرسه برود و هركس كه ندارد به آن و در نتیجه پیشرفت در كسب علوم و معارف و پرورش استعداد برحسب ثروت خانواده قرار گیرد. تعالیم اسلامی هم كه نظام فعلی ایران برپایه آن قرار گرفته است هر گونه تبعیض و وجود طبقه در جامعه را مردود می داند. ممكن است كه بعدا (پس از تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی در آذرماه 1358) موازینی با اندك تفاوت با اصل سی ام قانون اساسی انشاء شده باشد كه باید توجه داشت كه هیچ قانون موضوعه ای نمی تواند مغایر قانون اساسی و حقوق طبیعی بشر باشد. مثلا مصوّبه یك پارلمان كه حكم به اعدام فرضا طاس ها (كچل ها) بدهد نباید اجرا شود و مجری آن مسئول است زیرا «حیات» حق است. قانون اساسی برای اتباع «حق» ایجاد می كند و پارلمان، مجمع و شورا نمی تواند حكم به سلب حق طبیعی دهد و موازین مغایر به تصویب برساند. طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی، رئیس جمهور (رئیس قوه مجریه) پیش از شروع بكار باید در مجلس به پاسداری و اجرای قانون اساسی سوگند یاد كند. هنوز دانسته نیست كه آیا محمد خاتمی رئیس جمهور [رئیس جمهور وقت] از تصمیم وزارت آموزش و پرورش دولت خود قبلا اطلاع داشته است.
    به گزارش روزنامه حکومتی كیهان، وزارت آموزش و پرورش دولت محمد خاتمی كه خبرگزاری های خارجی در گزارش های خود آن دولت را «اصلاح طلب» توصیف می كنند دست به اقدام دیگری هم زده است كه احتمالا در ممالك دیگر نظیر نداشته است و آن اجاره دادن دیوارهای مدارس برای انتشار اعلان و آگهی به منظور كسب درآمد و نیز اجاره دادن تریاهای مدارس و ... است.
     هنوز از واكنش دادستان كل جمهوری اسلامی نسبت اظهارات محمود ابراهیمی ـ مقام [مقام وقت] وزارت آموزش و پرورش كه دانسته و یا ندانسته مطلبی متفاوت از قانون اساسی و قانون تعلیمات اجباری را بیان داشته اطلاعی در دست نیست. در سابق نه تنها مقاماتی كه حرفشان حكایت از نقض قانون و بی اعتنایی نسبت به آن بود و در مصاحبه ها و بخشنامه ها مشاهده می شد به اتهام تحریص به نقض قانون و مصالح جامعه از سوی دادستان احضار و یا به آنان تذكر داده می شد و روزنامه مكلف به انتشار تذكر بود بلكه خبرنگاری كه چنین مطلبی را نوشته بود، از سوی اتحادیه و سندیكای مربوط بازخواست می شد.
    (به مطلب جداگانه زیر که 5 سال بعد انتشار یافته توجه کنید که اعترافی رسمی است به وجود حدود دو هزار مدرسه غیر دولتی با 175 هزار دانش آموز پولی در تهران که وجود این مدارس ناقض اصل سی ام قانون اساسی جمهوری اسلامی است که هر رئیس جمهور به رعایت آن سوگند یاد می کند)
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نظر یک حقوقدان ایرانی مقیم اروپا درباره اصل 30 قانون اساسی جمهوری اسلامی که در دیماه 1383 دریافت شد
در پی درج مطالب بالا در این تاریخ آنلاین، در همان دیماه 1383 یک ایمیل دریافت شد که فرستنده اش خودرا یک ایرانی مقیم بلژیک معرفی کرده و نوشته بود که در رشته حقوق اساسی (قوانین اساسی) تحصیلات بالاتر از لیسانس دارد.
    وی نوشته بود که دیده شده یک دولت اجرای یک و یا چند اصل قانون اساسی کشور خودرا به بعد و فراهم شدن امکانات موکول کند ولی اگر یک و یا چند اصل، اجرا شده باشند نمی تواند اجرای آنهارا بدون بازنگری و حذف و یا اصلاح عبارتی «اصل مورد نظر» متوقف و یا دگرگون کند که نقض قانون اساسی تلقی خواهد شد و دادستان کل و یا هر تبعه کشور می تواند اعلام نقض کند و هرگونه تغییر در یک و یا چند اصل یک قانون اساسی باید همان مراحل تدوین و تصویب آن را طی کند [مجلس موسسان و رفرندام].
    این مخاطب در اظهار نظر خود افزوده بود: آنچه را که اصل 30 قانون اساسی جمهوری اسلامی دستور داده است تاییدی بر قانون تعلیمات اجباری دهه 1940 بود که از سپتامبر 1974 (شهریور 1353) به تمامی دوره های تحصیلی از کودکستان تا دکترا تعمیم داده شده بود و دولت ساختمان های مدارس غیردولتی را خریداری و کارکنان آنها را به استخدام خود (دولت) درآورد و کارمند دولت کرد. با تاسیس دانشگاه آزاد (Open University) به سبک بلژیک در ایران، تعلیمات عالی در ایران گام به دوران پولی شدن گذارد و پس از پایان جنگ 8 ساله و وفات آیت الله خمینی، در چارچوب تعلیمات عمومی [ابتدایی و متوسطه] نیز تاسیس مدارس پولی آغاز شد، ادامه و گسترش یافت. پولی شدن و عملا از صورت یکنواخت درآمدن مدارس دوران تعلیمات عمومی به نظر من [فرستنده ایمیل]، توقف اجرای اصل 30 است که هرگونه توقّف اجرا و یا دگرگونی یک و یا چند اصل قانون اساسی یک کشور به نقض این قانون تعبیر می شود و فورا و یا بعدا قابل طرح در دستگاه قضایی است و پاسخگو شخص رئیس جمهور خواهد بود که بر طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی، نگهبان قانون اساسی اعلام شده است و در رابطه با این اصل، دو رئیس جمهور بعد از وفات آیت الله خمینی (هاشمی و خاتمی).
    همچنین در اصل 44 تاکید بر دولتی بودن موسسات متعدد ازجمله بانک ها و شرکت های هوایی شده است. این قاعده پیش از تنظیم و تصویب اصل 44 رعایت می شد و ایران شرکت هواپیمایی غیر دولتی نداشت. [این ایمیل پیش از تاسیس بانک های غیر دولتی دریافت شده بود که اصل 44 بانکداری را در انحصار دولت قراراداده و بانک های غیر دولتی ماهها پیش از تدوین و تصویب این اصل دولتی شده بودند و اجرای اصل، یک تحصیل حاصل بود.].
    فرستنده ایمیل نوشته است که قرآن مجید، قانون اساسی هر مسلمان و نیز کشورهایی است که «اسلام» دین رسمی آنها اعلام شده است و دولت های کشورهای اسلامی باید بکوشند که اقدامی خلاف دستورات الهی (آیات قرآن) صورت نگیرد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
یک سند برای اثبات نقض اصل 30 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ـ پولی شدن برخی از مدارس دوره های تعلیمات عمومی و درجه بندی شدن آنها!
روزنامه کیهان وابسته به دفتر مقام رهبری جمهوری اسلامی در صفحه سوم شماره 19559 (مورخ 24 اَمُرداد 1388) گزارشی را که در زیر آمده است به نقل از خبرگزاری مِهر چاپ کرده بود:
    
    "مدیر مشاركت های مردمی [!] سازمان آموزش و پرورش شهر تهران گفت: با اجرای طرح جامع نظارت بر مدارس غیردولتی 90 درصد مدارس غیردولتی تهران رتبه بندی شده اند.
    مهدی جلالی در گفتگو با خبرگزاری مِهر، درباره چگونگی این درجه بندی گفت: مدارس غیردولتی در سه درجه تقسیم شده اند و گواهی رتبه خود را نیز دریافت كرده اند.
    طرح نظارت جامع بر مدارس غیردولتی چهارسال پیش [5 سال پیش] مطرح شد كه یكی از بندهای آن درباره رده بندی این دسته از مدارس بود.
    این مدیر سازمان آموزش و پرورش شهر تهران افزود: البته مدارس در هر درجه که قرار بگیرند به دو دسته الف و ب تقسیم می شوند. برای مثال: مدرسه درجه یك الف یا درجه یك ب و درجه دو الف و درجه دو ب.
    پیش از این، جلالی عنوان كرده بود كه حدود دو هزار! مدرسه غیر دولتی در تهران مشغول به فعالیتند و بیش از 175 هزار دانش آموز در این مدارس درس می خوانند.
    جلالی با بیان اینكه درجه بندی مدارس برای اطلاع متقاضیان ثبت نام است و اكثر این مدارس گواهی «درجه» خود را در تابلو اعلاناتشان نصب كرده اند كه می تواند والدین دانش آموزان را برای ثبت نام و میزان شهریه مدرسه راهنمایی كند.".
    
    این گزارش و اعتراف مقام آموزش و پرورش (مهدی جلالی) به وجود دو هزار مدرسه پولی با 175 هزار دانش آموز در شهر تهران یک سند کامل و غیر قابل انکار برای اثبات نقض اصل سی ام قانوس اساسی جمهوری اسلامی ایران به دست می دهد که هر رئیس جمهور این کشور به پاسداری و اجرای دقیق آن در مجلس سوگند یاد می کند و اصل سی ام تاکید بر رایگان بودن تحصیلات تا پایان دوره متوسطه دارد که قبل از انقلاب و تا چند سال پس از آن رایگان و یکنواخت بود. آیا قوه قضایی متوجه این نقض آشگار قانون اساسی جمهوری اسلامی شده است؟. 175 هزار دانش آموز بار سنگینی را از دوش آموزش و پرورش تهران بر نمی دارد، به گفته یک صاجبنظر، این آغاز کار گسترش پولی کردن تعلیمات عمومی ایران است که اعلامیه جهانی حقوق بشر تاکید بر رعایت آن دارد و تعلیمات عمومی (از آغاز تا پایان دبیرستان) در قریب به اتفاق کشورهای جهان دولتی و رایگان است ـ همچنانکه در ایران بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تغییرات بهای سكه، ارز و درصد تورّم در ایران در طول 7 دهه ـ افزایش چشمگیر پس از ژانویه 2012 ـ نظر کارشناسان ـ یک خاطره از مولف این تاریخ
اواخر دی ماه سال 1331 دولت دكتر مصدق به سبب نزدیك بودن نوروز، بهای بانكی سكه طلا (یك پهلوی) را 75 تومان تعیین كرد كه طلافروشان (بازار) باید آن را با افزودن 5 قران سود، به 75 تومان و 5 قران می فروختند (حدودا 3650 بار کمتر از دی ماه 1388 که بهای سکه بهار آزادی 273 هزار تومان بود و حدود یازده هزار بار کمتر از سال 1395 و حدود 18 هزار بار کمتر از دیماه 1396 که در 25 دیماه این سال یک میلیون و 452 تومان بود. سکه بهار آزادی در 23 دیماه 1398 در بازار تهران به 4 میلیون 800 هزار تومان رسید ودر 24 دیماه 1401 در کانال 19 میلیون تومان) و زائد بر آن مبلغ، گرانفروشی و اجحاف به خریدار محسوب می شد و مجازات داشت.
    بهای سكه طلا در ایران در بیست و پنج سال بعد از آن با اختلاف یك تا پنج تومان بیشتر در همین حدود بود.
    در سال 1357 (سال انقلاب) ارزش سکه یک پهلوی به علت افزایش سریع و بی سابقه بهای طلا در بازار بین المللی و بیم از انتقال آثار تورّم آمریكا و كاهش ارزش برابری دلار این كشور به ایران و نیز نگرانی مردم از اوضاع وقت به 400 تومان رسید و در سال 1358 كه ارزش طلا در بازارهای جهان تا سه برابر افزایش یافت بهای هر سكه طلا در ایران كه از نوروز این سال «بهار آزادی ـ طرح قدیم» نامیده شده بود تا هزار تومان بالا رفت و ....
    از 1981 (1360 هجری خورشیدی) ارزش برابری پول ملل صنعتی در بازار ایران رو به افزایش بوده است و در مورد دلار آمریکا بر پایه محاسبه پنج سال به پنج سال از این قرار است:
    ـ هر دلار آمریکا در سال 1981 (1360 هجری): 27 تومان، در سال 1986 (1365 هجری): 75 تومان، در سال 1991 (1370 هجری): 141 تومان، در سال 1996 (1375 هجری): 450 تومان، در سال 2001 (1380 هجری): 790 تومان و ... و از این پس:
    در ژانویه سال 2012 (دی ماه 1390): با نوسان شدید از 1600 تا 1780 تومان. در ژانویه 2013 (دیماه 1391): نزدیک به دو برابر این ارقام و در ژانویه 2017 (دیماه 1395) در مرز 4 هزار تومان، در 15 ژانویه 2018 (25 دیماه 1396) 4 هزار و 400 تومان و در ژانویه 2019 در بازار آزاد یازده تا 12 هزار تومان ـ در نیمه ژانویه 2020 (24 دیماه 1398) حدود 13 هزار تومان و در نیمه ژانویه 2021 (دیماه 1399) حدود 24 هزار تومان و در نیمه ژانویه 2023 (25 دیماه 1401) در بازار آزاد در کانال 40 هزار تومان.
    سکه طلا (بهار آزادی) نیز در دی ماه 1390 هجری از مرز 600 هزار تومان فراتر رفت [پنج برابر شدن ظرف پنج سال و در سال 1391 در نوسان بود و حدود سی درصد افزایش داشت، در سال 1395 حدود یک میلیون و یکصد هزار تومان و 25 دیماه 1396 یک میلیون و 452 هزار تومان] و در ژانویه 2019 سه میلیون 833 هزار تومان ـ در نیمه ژانویه 2020 حدود 4 میلیون و 800 هزار تومان و در نیمه ژانویه 2021 (دیماه 1399) حدود 11 میلیون تومان و در 25 دیماه 1401 در کانال 19 میلیون تومان.
    طبق گزارش ها، حجم نقدینگی در ایران در دیماه 1390 حدود 350 هزار میلیارد تومان و نرخ تورّم در این ماه (به اظهار مقامات بانک مرکزی ایران) 19 تا 20 درصد بود که بر این اساس، شورای پول ایران نرخ بهره سپرده های بانکی را در یازدهم ژانویه 2012 (21 دیماه 1390) به 21 درصد بالا بُرد. [درصد تورّم در ماههای پس از شهریور 1391 حدود 27 درصد گزارش شده بود]. طبق یک قاعده پولی، نرخ بهره سپرده های بانکی باید بیش از درصد تورّم باشد تا مردم راغب به سپرده گذاری شوند و گرنه پول بیشتری از سوی مردم وارد جریان می شود و .... افزایش حجم نقدینگی در مهرماه 1391 هجری خورشیدی درحالی از مرز 415 هزار میلیارد تومان گذشت كه این رقم در پایان شهریورماه این سال، 402 هزار میلیارد تومان اعلام شده بود. طبق اعلام بانک مرکزی، حجم نقدینگی در شهریورماه سال 1384 بیش از 78 هزار میلیارد تومان (با رشد 14.5 درصد) بود که این رقم در مِهرماه 1391 به 415 هزار میلیارد تومان رسیده بود. كارشناسان اقتصاد در این ماه (مهرماه 1391) گفته بودند از آنجا كه منشا تزریق نقدینگی در ایران، دولت و بانک مرکزی است، دولت برای جبران کسری بودجه اقدام به فروش دلارهای نفتی به بانك مركزی كرده و بانك مركزی نیز در قبال خرید این دلارها، «ریال» چاپ می كند كه این امر به افزایش نقدینگی [تورّم پول و در نتیجه افزایش قیمت ها] دامن می زند. حال آنکه باید بخشی از دلارهای نفتی در صرّافی ها و یا شعب بانک ها بفروش برسد تا نقدینگی در دست مردم جمع شود و از تورّم کاسته شود. به اظهار این کارشناسان، در سه ماه پایانی سال 2012، بانک مرکزی در هر ساعت به طور متوسط 10 میلیارد تومان نقدینگی جدید [اسکناس] چاپ و به اقتصاد تزریق کرده بود.
    افزایش چشمگیر بهای پول کشورهای دیگر نسبت به ریال ایران در ژانویه 2012 از اخبار مهم و روزانه رسانه های خارجی بود و تفسیرهای متعدد پیرامون آن انتشار یافته بود. این رسانه ها در این زمینه همچنین با اصحاب نظر و اقتصاددانان مصاحبه کرده بودند. برخی از این صاحبنظران گفته بودند که در نیمه دهه 1990 (نیمه دهه 1370 هجری خورشیدی و در دور دوم ریاست هاشمی رفسنجانی بر قوه مجریه) دفعتا بهای دلار آمریکا در بازار تهران به اندکی بیش از 450 تومان رسید، دولت وقت صرّافی ها و دلالها را عامل این گرانی اعلام کرد و فروش ارز جز توسط بانکها را ممنوع ساخت که کاری چندان درست نبود و بجای آن باید بهای ارزها را برپایه قاعده عرضه و تقاضا آزاد می گذاشت.
     برخی از این اصحاب نظر گفته بودند که شورای پول و اعتبار ایران بمانند سایر کشورها باید از کنترل و یا وابستگی قوه مجریه خارج باشد، تا در تصمیمات خود منافع ملی را در نظر بگیرد نه خواست دولت بر پایه مصالح روز را و لذا ضرورت دارد که شرایط و چگونگی انتخاب اعضای آن اصلاح و بازنگری شود.
    
    - - - - -
    
    
یك خاطره از نگارنده این تاریخ آنلاین كه تاثیر كاهش ارزش ریال را بر زندگانی افراد نشان می دهد

    
    
    پس از اخراج از سازمان رادیو ـ تلویزیون، خبرگزاری پارس و روزنامه اطلاعات (بدون دلیل و بی آن كه غرامت اخراج پرداخت شود)، در تیرماه سال 1359 (جولای 1980 میلادی) خانهِ 123 متری خود در نارمك را كه در طول 15 سال، آجر به آجر ساخته بودم به 500 هزار تومان فروختم و سیصد هزار تومانش را در یك حساب پس انداز فاقد بهره (قرض الحسنه) در بانك ملّت گذاشتم. یکی از علل فروش خانه این بود که رئیس وقت سازمان اسلامی مسکن اعلام کرده بود که هر فرد نباید بیش از یک خانه و یا آپارتمان و یک زمین داشته باشد.
    با پول حاصل از فروش آن خانه كه در اسفندماه سال 1370 به سراغش رفتم تنها می شد یك دوچرخه خریداری كرد!. [حال آنکه اگر این خانه را در سال 1356 که یک میلیون و 50 هزار تومان مشتری داشت فروخته و با آن پول، 150 هزار دلار آمریکا خریده بودم اینک زندگانی راحت تری داشتم و تامین هزینه ارزی این تاریخ آنلاینِ غیر انتفاعی برایم آسان بود]. در آن زمان و تا پایان دهه 1360 پرداخت بهره به حسابهای پس انداز حرام بود.
    در سال 1371 که یک شرکت تعاونی تامین مسکن برای روزنامه نگاران تاسیس شده بود و طبق شنیده های وقت، یک مقام وقت و درعین حال صاحب یک روزنامه (و فعلا یکی از مخالفان و مقیم خارجه) مبتکر آن بود، این نگارنده از ملّاسعیدی ناشر «روزنامه هدف» معرفی نامه گرفت آن پول را از بانک خارج و 150 هزار تومان هم برآن اضافه کرد تا بتواند سهامدار شرکت تعاونی مسکن مطبوعات شود و جایگزین برای خانه فروخته شده تابستان سال 1359 خود بیاید. سهامداران شرکت تعاونی که گفته شده بود در هشتگرد (واقع در نیمراه قزوین به کرج) برایشان خانه خواهند ساخت بعدا با مشاهده تعلّل در کار و شایعه بالاکشیدن زمین و خروج مقام وقت از کشور و پناه بردن به خارجی خشمگین شده و دست به اعتراض زدند و معترضین از میان خود «م. ک.» را برای مدیریت شرکت تعیین و محل شرکت را به خیابان صبا منتقل کردند که این «م. ک.» هم بعدا به دولت نروژ پناهنده شد، شهرت نویسندهِ «ناراضیِ خود ـ تبعید» به دست آورد و بعدا در همان اروپا فوت شد و دیگر خبری از شرکت و پول نگارنده و دیگران که اینک پشیزی نمی ارزد نشد اما در جوار همان موسسهِ ابتکاریِ «مقام وقت و تَرک وطن کرده» سازمان توزیع مطبوعات و مبتکر کیوسک های توزیع [در پیاده روهای خیابانهای تهران! و یا روی جوی آب کنار پیاده رو ها] به وجود آمد و بکار ادامه می دهد. [این کیوسک ها به تدریج به صورت یک مغازه کوچک در آمده و اجناس مختلف می فروشند!].
    این مؤلف که در تابستان 1387 به اداره تعاون استان در خیابان قره نی مراجعه کرد تا آدرس آن شرکت تعاونی مسکن را به دست آورد و به دادگستری عرضحال دهد، گفتند ده سال است که از آن شرکت خبری ندارند!. این درحالی است که سومین رئیس جمهورِ پس از سال 1368، دست به برنامه خانه سازی [مسکن مِهر] و بخشی از آن در همان هشتگرد زده بود، ولی اشاره ای به شرکت تعاون تامین مسکن برای روزنامه نگاران و خانه سازیِ وعده داده شده برای آنان در هشتگرد نشد و ... و از پیش پرداخت ها هم خبری نشد و در مورد این نگارنده از دست رفت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
علیرضا اکبری و قبلا از مقامات وزارت دفاع جمهوری اسلامی به جرم جاسوسی برای انگلیس به اعدام محکوم و به دار آویخته شد
خبرگزاری های ایران: فارس، تسنیم، ایسنا، مِهر و ... بیست و چهارم دیماه 1401 عینا گزارش اعدام (دارزده شدن) علیرضا اکبری ـ قبلا از مقامات وزارت دفاع جمهوری اسلامی ایران به جرم جاسوسی برای انگلستان را به نقل از وبگاه قوه قضائیه منتشر کرده بودند با تصاویری از او و روزنامه های تهران این خبررا به صفحه اول شماره 25 دیماه 1401 خود برده بودند (مجموعه کپی های پایین). خبرگزاری های مذکور نوشته اند که اکبری دارای تابعیت مضاعت ایرانی ـ انگلیسی بود که به اتهام افساد فی‌الارض و اقدام گسترده علیه امنیت کشور از طریق جاسوسی برای دستگاه اطلاعاتی دولت انگلیس در ازای دریافت دستمزد به مبالغ 1.805.000 یورو، 265.000 پوند انگلیس و 50.000 دلار آمریکا محاکمه و به مجازات اعدام محکوم که حُکم اجرا شد، با ذکر جزئیات.
    
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مخاطب: تیترِ معنادار روزنامه اعتماد

    ساعت 5 بعد از ظهرِ 25 دیماه 1401 به وقت تهران یک ایمیل یک سطری که ضمیمه اش عکس زیر بود به دبیرخانه این تاریخ آنلاین واصل شد. فرستنده ایمیل نوشته است که این تیتر روزنامه اعتماد درباره علیرضا اکبری خیلی معنادار است:
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو اندیشه
«رُزا لوكزمبورگ» از رهبران قیام سوسیالیست های آلمان ـ كارها و اندیشه های او
Red Rosa
بانو «رزا لوكزمبورگ Rosa Luxemburg» رهبر شماره یكم قیام مسلحانه سوسیالیستهای آلمان که 15 ژانویه 1919 پس از دستگیر شدن، در برلین به دست ماموران دولت و مخالفان كشته شد با انتشار چند كتاب و رساله از جمله كتاب «انباشتن سرمایه» خودرا در ردیف فرضیه پردازان بزرگ قرن 20 قرار داده است. وی برای استقرار نظام سوسیالیستی در یك جامعه معتقد به قیام مسلحانه بود. رزا تغییر اوضاع از طریق اصلاحات اداری و وضع قوانین پارلمانی را باور نداشتت و اتلاف وقت می دانست.
     «رزا» از ناسیونالیسم بیم فراوان داشت وآن را مستعد تبدیل به تفكر نظامی (میلیتاریسم) می دانست كه موجب قهرمان سازی و انتصاب مشاهیر ملی به سمت های بزرگ می شود و از آنجا كه هر ملتی برای خود برتری ها و برجستگی هایی قائل است ، رفاه عمومی قربانی هرچه بیشتر جلوه دادن این بزرگی ها می گردد و جامعه از تفكرات سوسیالیستی دور می شود .
     وی عقیده داشت كه در یك جامعه ملی گرا هر «ایسم» دیگر خیانت خوانده می شود و سركوب می گردد. رزا در رساله «جنبه های منفی ناسیونالیسم» نوشته است: هر كشور در طول زمان گوشه ای از سرزمین اصلی را ازدست داده است كه ضمیمه كشوری دیگر شده است و اگر ناسیونالیسم سرزمین اصلی فراگیر شود، جنگ باهمسایه محتمل خواهد بود، زیرا ناسیونالیسم تنها حاضر است با زبان تفنگ حرف بزند. یك ناسیونالیست تنها به وطن و هموطن می اندیشد و نگران انهاست و برایش مهم نیست كه بشریت و سایر ملل چه دشواری هایی داشته باشند و نسبت به غمهای آنها بی تفاوت است و به همین سبب آماده است با هر سلطه گری بر ضد دیگران بسازد مشروط بر این كه منافع وطن او محفوظ بماند. به باور رزا، اگر ناسیونالیسم در یك كشور زنده شود چون مردم را به شور و هیجان در می آورد این «ایسم» در اندك مدتی به ملل دیگر منتقل می شود و مبارزات نژادی گسترش می یابد. احیاء و تقویت روحیه ناسیونالیسی میان یك ملت زحمت و هزینه ندارد ؛ زبان می خواهد و قلم.
     رزا كه از مشكلات دولت انقلاب بلشویكی روسیه آگاه بود در رساله «پس از انقلاب» نوشته است: زنهار، تا زمانی كه انقلابیون آمادگی علمی و تخصصی و تجربه كافی به دست نیاورند اداره امور را به آنان نسپارید كه انقلاب را از مسیر خود منحرف خواهند ساخت و در این صورت جانشینی، جز دیكتاتوری نخواهد داشت. رزا بهترین نوع دمكراسی را نظام شورایی ــ از نوع واقعی آن ـــ می دانست تا همه مردم در تنظیم امور خود مشاركت داشته باشند.
     رزا كه هنگام مرگ 48 ساله بود در سال 1871 در یک خانواده یهودی در آن منطقه از لهستان كه متعلق به روسیه بود به دنیا آمده بود. وی از دوران دبیرستان روحیه انقلابی داشت و علنا از دولت انتقاد می كرد و هنگامی كه در صدد دستگیریش بر آمدند به سویس فرار كرد و در انجا دكترای اقتصاد سیاسی گرفت. او سپس به آلمان رفت و از طریق ازدواج با یك كارگر ساده به تابعیت این كشور در آمد و به فعالیت های سیاسی سرگرم شد و به عضویت حزب سوسیالیست در آمد. سپس برای شركت در انقلاب روسیه به آنجا رفت و دستگیر و به زندان افتاد و در زندان بود كه موفق به مطالعه و تفكر و نوشتن كتابهابش شد كه وی را در میان سوسیالیستهای اروپا معروف ساخت. پس از آزادی از زندان به برلن بازگشت و همه اوقات خود را وقف پیشبرد سوسیالیسم كرد و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
بحران جهانی خبرنویسی
پنجشنبه شب 13 ژانویه 2005 شبكه تلویزیون عمومی آمریكا (پی بی اس PBS) برای بررسی علل بحران خبرنویسی در جهان یك میزگرد با شركت چند روزنامه نگار، استاد و محقق تشكیل داده بود. این میزگرد در پی جنجال پرداخت پول از جانب سازمان آموزش و پرورش فدرال آمریكا (United States Secretary of Education) به «آرمسترانگ ویلیامز» برای تایید یك برنامه این وزارتخانه در مقالات خود و نیز جعل خبر توسط چند خبرنگار و همچنین بركناری چهارتَن از عوامل خبری شبكه تلویزیونی «سی بی اس» كه در تهیه یك گزارش مصوّر دقت كامل به عمل نیاورده بودند برگزار شده بود.
     در این میز گرد، یك محقّق موسسه «پن Pen» گفت كه طبق تحقیقات این مؤسسه در سراسر جهان، تنها 36 درصد مخاطبان اخبار (خوانندگان، شنوندگان و بینندگان) به درستی، جامعیّت و مطابق اصول تهیه شدن آنها اعتماد دارند كه ده درصد كمتر از سال 1995است. [بررسی سال 2017 و پس از خریداری شدن بیشتر رسانه های معروف در سطح جهان و بویژه در فدراسیون آمریکا از سوی اصحاب منافع، این درصد را کمتر از 17 نشان داده است.].
    وی افزود: [در سال های پیش از2005]، آنان كه اعتماد خود را از دست داده اند در نظرسنجی ها گفته اند: در این دنیای پهناور خبرهایی هستند كه خبرنگاران عمدا و یا بر حسب تنبلی، بی اطلاعی و داشتن مشغله دیگر سراغشان نمی روند و مخاطبان، از دانستن آنها محروم می شوند. به علاوه، دیده شده است كه هرچه را كه «منابع اخبار و عمدتا مقامات» به خبرنگاران بدهند نقل می كنند بدون این كه درباره ادعا و اظهار، تحقیق بیشتر كنند و نظر خود و یا دیگران را هم در حاشیه خبر بنویسند و گفته اند كه كیفیت خبرها از نظر كامل بودن و كامل تنظیم شدن [دارای هر شش عنصر خبر و بویژه عنصر؛ چرا؟ بودن و برای مخاطب جای سئوال باقی نگذاردن] به یك سوم سابق رسیده است. از دید این دسته از مخاطبان (كه نظرشان استعلام شده بود)، به خبرنگارانی كه به ماموریت خارج از كشورشان اعزام می شوند و یا این كه در كشور دیگری ماموریت دارند می گویند (دستور می دهند) كه کدام مطلب را باید تهیه كنند و بفرستند، یعنی مأموریت آنان از پیش مشخص شده است.
     سایر شركت كنندگان در میز گرد تایید كردند كه یكی از مشكلات این است كه به علت كمبود خبرنگار وفادار به ژورنالیسم و حرفه ای، در سالهای اخیر [پیش از 2005] رسانه ها برای پُر كردن سازمان خود هر متقاضی و با هر تجربه و معلومات و تحصیلات را بكار گرفته اند كه باعث اُفت خبر از اصول تهیه و تنظیم شده است. همین دسته گفتند كه خبرنگاران خوب ترجیح می دهند كه به استخدام دستگاههای روابط عمومی سازمانها كه پول و مزایای بیشتری می دهند درآیند و یا این كه مشاور مطبوعاتی مقامات شوند و در وبسایت شخصی آنان بکار پردازند.
    ـ ـ ـ ـ ـ
    بحران خبر از دهه دوم سده 21 میلادی بَد و بَدتر شده است. به دو دلیل؛ یکی دیجیتال خوان شدن مخاطبان و در نتیجه کاهش درآمد رسانه های چاپی و بصری (تلویزیون) و از دست دادن توان استخدام به حد کافی خبرنگار و نظرنگار و در نتیجه به رونویسی و نقل مطالب وبسایت های خبری و وبگاههای رسمی مقامات اکتفا می کنند و علت دیگر؛ فروش رفتن رسانه های حرفه ای به اصحاب منافع و نیز تأسیس رسانه های تازه توسط آنها. و به این ترتیب؛ این رسانه ها شده اند به جای حرفه ای، اختصاصی و دیکته نویس صاحب خود (و این وضعیت را در آمریکا، از ژانویه 2017 می توان به وضوح لمس کرد). به همین دلایل است که توجه مخاطبان به سوشل میدیا معطوف شده است و مقامات که چنین دیده اند، مطالب خودرا در سوشل میدیا و عمدتا توئیتر منعکس می کنند. مجلات که چنین دیده اند متوجه عکس خبری و مطالب حاشیه ای، تا حدی اینوستیگیتیو، پاورق نویسی و از این قبیل شده اند تا مخاطبان را حفظ کنند. باید اضافه کرد که رادیوها که 96 درصد شنوندگانشان، اتومبیل رانان هستند، مخاطب از دست نداده اند.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سالروز درگذشت Mathew Brady مبتکر فتوژورنالیسم ـ مردی كه نوشتن با دوربین را رواج داد
Mathew Brady (در سال 1875)
15 ژانویه سالروز درگذشت «متیو بریدی Mathew Brady» پدر عكس خبری (فتوژورنالیسم) است كه در سال 1896 در 72 سالگی درگذشت.. با این ابتکار وی، گامی دیگر در تکمیل حرفه روزنامه نگاری برداشته شد. مشاهده صحنه های دلخراش جنگ كریمه [جنگ قدرت های اروپایی با روسیه از 1853 تا 1856]، «متیو» را به فكر ابداع حرفه عكس خبری انداخته بود.
     متیو كه با تشكیل یك گروه عكس، جنگ داخلی آمریكا (1861 - 1865) را پوشش داد گفته است كه بعضی روزنامه نگاران با قلم می نویسند و پاره ای دیگر با دوربین و فرق در این است كه نوشته ی با قلم را می توان تحریف كرد و عكس را؛ نه. بنابراین، دوربین عین حقیقت را منعكس می كند؛ زیبا یا زشت. [این بیان متیو، در قرن 21 صداقت پیشین را ندارد و امروزه با ابزارهای دیجیتال ازجمله فتوشاپ، پینت شاپ پرو و ... می توان تصاویر خبری را هم اِدیت و تغییر شکل داد و سانسور کرد].
     «متیو بریدی» همچنین گفته است: فرق دیگر قلم و دوربین این است كه نوشته نیاز به سواد خواندن دارد ولی درك تصویر به سواد و دانستن زبان خاص نیاز ندارد ـ تصویر یك زبان بین المللی برای بازگو كردن حقایق است كه هركس می تواند آن را درك كند و تصویر خوب آن است که بدون زیرنویس هم ماجرا و داستان را بیان دارد. یك تصویر به تنهایی می تواند داستانی را بیان كند كه اگر به رشته تحریر در آید یك كتاب خواهد شد. یك «كتاب عكس» را می توان در كمتر از یك ساعت خواند، ولی همین كتاب اگر به صورت «نوشته» باشد دست كم یك هفته وقت می گیرد و مطالب آن هم خیلی زود از ذهن خارج می شود ـ به علاوه، تاثیر عكس را ندارد. به همین دلیل متیو «فتوژورنالیست = خبرنگار عکاس» را از ساختن صحنه برای گرفتن تصویر منع كرده و این عمل را خیانت به حرفه روزنامه نگاری خوانده است كه مرتكب، سزاوار اخراج از این حرفه است.
     «متیو» درجریان جنگ خونین و پُرتلفات داخلی آمریكا كه نوعی برادركشی بود از افراد گروه خود خواسته بود كه صرفا سراغ گرفتن عكس از افسران و ژنرالها و رژه سربازان نروند؛ از خرابیها، چاله های انفجار، اجساد رهاشده و زخمی ها عكس بردارند تا هركس كه تصاویر را مشاهده كند از هر جنگی متنفر شود و دوران جنگ پایان یابد.
     با همین فكر، وی عكس هایش را ـ عکس های جنگ داخلی آمریکا را ـ در سر چهار راهها در ویترین قرار می داد تا تنفر عمومی از جنك برانگیخته شود. عكس های «متیو» به صورت كتاب در آمده و در هر موزه یك تالار را به خود اختصاص داده است. جنگ داخلی آمریكا در سال 1865 پایان یافت.
     «متیو بریدی» كه در سال 1823 در ایالت نیویورك به دنیا آمده بود به تكمیل دوربین عكاسی و پیشرفت فن چاپ عكس و عكسبرداری و هنر پُرتره برداری نیز كمك بسیار كرد.
     توضیحات و توصیفات «متیو بریدی» بود که در قرن 20 نشریات را پُر از عکس کرد و تیراژها بالا رفت. به علاوه، تألیفات تصویری (کتاب های تماما عکس ـ بازتاب یک موضوع صرفا با عکس) وارد بازار کتاب شد. در پی پیدایش آنلاین ها از آخرین دهه قرن 20 و کم حوصله شدن مخاطبان، سردبیران روزنامه ها برمیزان چاپ عکس افزوده و صفحات عکس خبری [اخبار از دریچه دوربین و ...] بوجودآورده اند که صد درصد مخاطب [مخاطب راضی] دارد.
    
    نمونه هایی از عكس های خبری «متیو بریدی» از جنگهای داخلی آمریكا:
    
سه صحنه از اجساد مقتولين جنگ داخلي آمريکا (1861 - 1865)


    
يک توپ فدراسيون (شمالي ها) - زپلین اميرزاده آلماني در عکس ديده مي شود! (علامت +)


    
شهر ريچموند (ويرجينيا) پايتخت جنوبي ها (کنفدراسيون) به صورت ويرانه

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزنامه نگاری که در عراق ربوده شد ـ نظرات مهم بانو Jill Carroll درباره ژورنالیسم و روزنامه نگار حرفه ای
Jill Carroll در آغاز کار ژورنالیستی اش در 1999


    بانو «جیل كرول ـ Jill Carroll» روزنامه نگار فری لَنس (ناوابسته به یک رسانه مشخّص) كه هفتم ژانویه 2006 در بغداد ربوده شده بود در آن سال 28 ساله بود.
    گزارش های این ژورنالیست آمریکایی از آغاز فعالیّت در این حرفه، عمدتا درباره وضعیت مردم، مصاحبه با آنان و مشاهدات عینی اش بود و كمتر از اطلاعیه های سخنگویان رسمی استفاده می كرد. وی از اکتبر 2003 (شش ماه پس از افتادن عراق به دست آمریکا و آغاز ناآرامی ها، قتل ها، انفجارها و آدم ربایی ها) وارد بغداد شده بود و از اینجا عمدتا برای روزنامه مانیتورChristian Science Monitor گزارش می فرستاد و نیز برای برای نشریه اخبار آمریكا و گزارش های جهان، NPR ـ رادیو عمومی آمریكا (غیر انتفاعی) و قبلا برای MS NBC.
    گاهی هم رادیو ـ تلویزیون های آمریکا با او به عنوان یک آگاهِ در صحنه مصاحبه می کردند و نظرش را درباره اوضاع عراق و تأثیر آن بر کُل منطقه و پیش بینی آتیه آسیای غربی می پرسیدند و پخش می کردند.
     «جیل» متولّد ششم اکتبر 1977 در میشیگان و فارغ التحصیل رشته روزنامه نگاری از دانشگاه ماساچوسِتس و دوره تکمیلی از دانشگاه هاروارد در گزارشی در آغاز سال 2006 (چند روز پیش از ربوده شدن) نوشته بود كه در عراق، روزنامه نگاران خارجی عملا در اطاق هتل زندانی هستند و گزارش های ارسالی آنان رسمی و برگرفته از اطلاعیه های دولتی است و در نتیجه، این گزارش ها همه واقعیّت ها را منعكس نمی كنند و بنابراین، ژورنالیستی نیستند. او نوشته بود که در وضعیت کنونی (آغاز سال 2006)، روزنامه نگار باید مشاهدات خود و احساس و نظر مردم را بنویسد، در شرایط کنونی عراق (ژانویه 2006) یك روزنامه نگار اگر بخواهد از هتل محل اقامت خود در بغداد خارج شود باید دارای سه اتومبیل باشد كه خودش در یكی از آنها سوار شود، تا مشخص نباشد و راه فرار داشته باشد و ....
    «جیل» قبلا و پیش از ورود به عراق هم درباره وضعیت و تحولات روزانه خاورمیانه گزارش تهیه کرد.
     جیل که کار روزنامه نگاری را از پوشش بخشی از اخبار واشنگتن و عمدتا برای وال استریت جرنال آغاز کرده بود در سال 2005 به نشریه «اَمِریكَن ژورنالیسم ریویو» كه اختصاص به مطالب مربوط به رسانه ها دارد گفته بود كه در زندگانی خود، تنها یك آرزو دارد و آن این است كه یك روزنامه نگار تمام عیار باشد و از این رهگذر مردم را روشن سازد تا راه را از چاه تشخیص دهند و اگر رسانه های معمولی مطالب اورا برای انتشار خریداری نکنند یک وبسایت مستقل (آنلاین خبر و نظر) برای انتشارشان خواهد ساخت. روزنامه نگار باید مَردِ مَردم باشد، روشنگر آنان و قراردادن آنان در جریان مشروحِ تحوّلات ـ ضعف ها و قوت ها. انتقاد یک ژورنالیست باید سازنده باشد و راه حل نشان دهد، نه فقط راه حل خودش را بلکه راه حل های به دست آورده از دیگران بویژه اصحاب نظر را. صِرفا نقل انتقاد، فایده بخش نخواهد بود. وی گفته بود که اگر نتواند یک ژورنالیستِ تمام عیار شود بهتر است که قلم و مهارت خودرا در رشته ای دیگر بکار برَد. روزنامه نگار باید طبق اصول این حرفه کار کند، و یا کنار رود. آیا یک سازنده ساختمان (معمار) می تواند بدون ستون، سقف بزند؟.
     «جیل» پس از فراغت از تحصیل از دانشگاه، از سال 1999 در روزنامه «وال استریت جُرنال» خبرنگار شده بود، ولی چون نمی خواست كه تنها دستورهای دبیر و سردبیر را انجام دهد و به اصطلاح؛ خبرنگار پاراشوتی باشد، در سال 2002 از کار «تمام وقت» در این روزنامه كناره گیری كرد تا «فری لَنس» شود و خود، سوژه ها را برای دنبال كردن انتخاب كند و پس از تکمیل ژورنالیستی [پاسخ به هر شش عنصر خبر، سابقه نویسی و شرح و توضیح درباره مواردی که سئوال به ذهن مخاطب می آورد] به هر رسانه که خریدار (خواهان) آنها باشد بدهد.
     وی در بهار 2003 پوشش وضعیت عراق را که پیش بینی کرده بود مسیر تاریخ جهان عرب را تغییر خواهد داد انتخاب کرد، نخست به اردن رفت و در آنجا با تاریخ و فرهنگ عراق آشنا شد، اندكی هم زبان عربی فراگرفت و از آنجا به عراق رفت و مطالب او هر روز در مانیتور به چاپ می رسید.
     هفتم ژانویه 2006 «جیل» برای مصاحبه با عَدنان الدولیمی از سُنّی های معروف عراق، با مترجم خود و یک اتومبیل کرایه ای دَربَست عازم دفتر وی در محله عادل ـ شهر بغداد شد، ولی پس از رسیدن به دفتر به او گفته شد که عدنان برای انجام یک کار فوری از دفتر خارج شده و معلوم نیست که چه وقت بازگردد. «جیل» که چنین دید مصاحبه را به وقتی دیگر موکول کرد و از دفتر عدنان خارج و با مترجم خود عازم تهیه مطلب دیگری شد.
    
Jill در اسارت ربایندگان

اتومبیل هنوز بیش از چندصد متر دور نشده بود که چند نفر نقابدار راه بر آن بستند، راننده را بیرون کشیدند و یکی از آنان پشت فرمان اتومبیل نشست و به این ترتیب «جیل» و مترجم ربوده شدند. ربایندگان ساعتی بعد مترجمِ «جیل» را گلوله زدند و کشتند و خود اورا به مخفی گاه بردند، حجاب بر سر او کردند و یک ویدئو از او تهیه کردند و مجبورش ساختند که با لحنی التماس گونه از رئیس دولت خود (جورج دبلیو بوش) بخواهد که همه زنان بازداشت شده در عراق به اتهام تخریب و ... را آزاد سازد تا اورا آزاد کنند. بخش این ویدئو و موضوع ربوده شدن «جیل» خبر اول رسانه های جهان شد و تلاش انجمن ها و دولت ها برای رهایی او آغاز و ادامه یافت. ولی یک مقام دولت آمریکا گفت که اگر این دولت به خواست ربایندگان ترتیب اثر دهد، آغازی بَد خواهد بود و این رویداد تکرار و تبدیل به باجگیری خواهد شد. ربایندگان که از دولت آمریکا ترتیب اثر ندیدند هرچند وقت یک بار یک ویدئو به همان صورت از «جیل» تهیه و پخش کردند.
     فشار رسانه ها و ژورنالیست ها به دولت آمریکا برای ترتیب دادن رها شدن «جیل» ادامه داشت که معلوم نشد چه عاملی باعث شد که جیل سی ام مارس 2006 و پس از دو ماه و 23 روز رها شود و سه روز بعد به آمریکا بازگردد و به نوشتن خاطرات و مشاهدات خود از دو ماه و 23 روز بودن در بازداشتِ ربایندگان و در اطاقی تاریک در 11 گزارش جداگانه بپردازد.
    چندی پس از رهایی بانو جیل، سلیم عبدالله رئیس گروه ربایندگان او به دست نظامیان آمریکا که دیگر، دستشان برای هرگونه اقدام باز بود دستگیر و بعدا (در آگوست 2006) اعدام شد. گفته شده بود که آن گروه از وابستگان به القاعده بودند.
    «جیل» چندی پس از انتشار خاطرات و مشاهدات اش از دوران اسارت که سخت در ذهن آمریکاییان اثر گذارده و آنان را برانگیخته، تلاش خودرا در کمک به خدمات عمومی بکار گرفته و عمدتا جلب دیگران به کار داوطلبانه (بدون دستمزد) به سازمانهای امداد و آتشنشانی است. در این زمینه خودش نیز آموزش آتشنشانی دیده و عملا کمک می کند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نگاهی به ابزارِ بازیگران سیاسی شدن رسانه ها و عمدتا در جهان غرب ـ یک خاطره آموزنده
ابزار بازیگری سیاسی شدن رسانه ها از سوی دولتمردان و سیاستمداران بویژه درغرب از اوایل جنگ جهانی دوم رو به گسترش نهاد و پس از این جنگ و پیدایش دو قدرت رقیب رو به اوج گذارد و سرانجام قدرتی که رسانه های برتر داشت و روش بکارگیری دقیق تر و کارآمدتر از آنها، پیروز شد. پس از پایان جنگ سردِ دو قدرت که به فروپاشی یکی از آنها انجامیده بود، بکارگیری رسانه ها (مَس میدیا؛ نشریه، رادیوتلویزیون، کتاب، فیلم سینمایی و کارهای نمایشگری، نطق عمومی و خطابه و ... و اینک آنلاین ها) به صورت ابزارِ رسیدن به هدف، عمومی شده و رو به افزایش است و اصحاب منافع به تملّک رسانه ها بویژه نشریات و ایجاد آنلاین های خبری ـ نظری بدست عوامل خود پرداخته و بمانند گذشته که در خبرگزاری بزرگ نفوذ داشتند، در سرچ انجین ها جهت نقل خبرها ـ درست و یا ساختگیِ مورد نظر از رسانه های وابسته که قبلا در دست اصحاب حرفه بودند دست زده و آماده سازی ها و اِعمال نظر و یا اغفال سیاسی ـ اقتصادی از این طریق افزایش یافته است بویژه در جهان غرب. برای مثال؛ برای تغییر برنامه یک کشورِ در انتظار مورد حمله نظامی قرارگرفتن از سوی دشمن و یا در شرف برگزاری انتخابات عمومی و ...، بازیگر به رسانه مورد نظر اشاره می کند که از قول یک منبع آگاه! بنویسد که دوستان کشورِ آماده حمله نظامی کردن فشار آورده اند که حمله نکند و خبرگزاری های بزرگ و سرچ انجین ها همان گزارش ساختگی را نقل و دولت کشورِ در انتظار حمله فریب می خورد و آمادگی اش را متوقف می کند، ولی حمله صورت می گیرد و در مورد انتخابات هم رسانه مورد نظر که در دهه سوم قرن 21، یک وبسایت هم می تواند باشد که رسانه های وابسته به اصحاب منافع آن را با نقل مطالبش بزرگ و جهانی می کنند از قول منابع آگاه و یا مقامی که خواسته است نامش برده نشود (جعلی) گزارش می دهند که اگر فلان نامزد انتخاب شود، فلان دولت و یا بلوک در روابط سیاسی و یا اقتصادی شان تجدید نظر می کنند و نظر رای دهندگان که نگران وطن هستند تغییر می کند و از این قبیل.
    این پی بردن به بازیگری ها جهت رسیدن به هدف از طریق رسانه ها و روشن ساختن ژورنالیست هایی که از خبرگزاری های بزرگ و «روزنامه هایِ معروف شده از طریق آنها» نقل می کنند کار امروز و دیروز نیست، نخستین بار، چنین هشداری در پاییز 1338 (65 سال پیش) به گوش نگارنده (ناشر مجله روزنامک و مؤلف این تاریخ آنلاین) خورد. شرح آن:
    روزنامه نگاری یک عشق است و دیده شده که یک روزنامه نگار پس از خروج از این کار و بازنشسته شدن عُمر زیادی نکرده است به مصداق ماهی و آب. تا پیدایش اینترنت، روزنامه نگار اگر اخراج می شد باید در رسانه دیگر کار می گرفت، ولی در ایرانِ دهه های 1330 (پس از کودتای 28 مرداد) و 1340 تنها دو روزنامه بزرگ بود؛ اطلاعات و کیهان که تحریریه های بزرگِ دهها نفری داشتند و عصرها منتشر می شدند، سایر روزنامه ها صبح منتشر می شدند و تیراژی کمتر از 4 ـ 5 هزار داشتند با تحریریه های سه ـ چهار نفری. ناشران روزنامه های اطلاعات و کیهان باهم توافق کرده بودند که اگر عضو تحریریه هرکدام اخراج شود، تا سه سال نتواند به استخدام دومی درآید و اگر کناره گیری کند تا یک سال. این توافق که تا فوت سناتور مسعودی در اوایل دهه 1350 به قوت خود باقی بود، این نگارنده را در سومین سال کارکرد در روزنامه اطلاعات نگران ساخته بود که اگر اخراج شود و یا کناره گیری کند، و نتواند در رسانه دیگر بکار ادامه دهد خواهد مُرد. نخست، در ساعات شب در یک روزنامه سه هزار تیراژی صبح، کار گرفت بدون اینکه مدیریت روزنامه اطلاعات آگاه شود. تحریریه این روزنامه فقط سه عضو داشت که یکی از آنها عکاس بود. دو روز بعد سردبیر این روزنامه کناره گیری کرد و ناشر آن، نگارنده را موقتا سردبیر کرد. این روزنامه های صبح عمدتا (تا 90 درصد) اخبار خبرگزاری پارس را که در بولتن ارسال می شد عینا نقل می کردند و بنابراین نیاز چندان به بیش از یک و یا دو خبرنگار نداشتند و فقط دبیر و یا سردبیر لازم داشتند. دو ـ سه ماه بعد وقتی که نگارنده پی بُرد که عکاس روزنامه از مأموران اطلاعات شهربانی (اطلاعات پلیس) است که در سمت عکاس (فتو ژورنالیست) روزنامه می تواند به مجالس و گردهمایی ها برود و از وضعیت و افرادِ مورد نظر عکس بگیرد و به سازمان اطلاعات پلیس بدهد از آن روزنامه کناره گیری کرد. در همان وقت (پاییز 1338) نگارنده از علی مؤید بهارلو (معروف به بهارلو) که معاون مدیرعامل خبرگزاری پارس در امور اخبار بین الملل بود و همزمان از ساعت 5 تا ساعت 8 بامداد در روزنامه اطلاعات مترجم اخبار از زبان فرانسه، شنید که آن خبرگزاری نیاز به یک دبیر برای تنظیم اخبار سه دقیقه ای بین الملل و پیش بینی هوا برای رادیو که در آغاز هر ساعت پخش می شد، در ساعات اوایل شب (ساعت 5 تا 10 شب) دارد. به آنجا رفت و در امتحان کتبی و مصاحبه نمره قبولی آورد و آغاز بکار کرد. پرداخت ها روزانه بود و پس از پایان کار، درست بمانند کارگر دستمزدی، ولی به نگارنده آرامش خیال داد که اگر از روزنامه اطلاعات برود، همچنان ژورنالیست خواهد بود. بد نیست این هم گفته شود که بهارلو تا دهه 1350 در خبرگزاری رئیس این نگارنده بود و از دهه 1350 و در روزنامه اطلاعات، این نگارنده رئیس او.
    چند روز از کار کردن نگارنده در خبرگزاری پارس (خبرگزاری دولت از سال 1313 و تنها خبرگزاری وقت در ایران ـ اینک با نام اختصارا؛ ایرنا) نگذشته بود که گفتند هر دو هفته یک بار جمعه ها از ساعت 9 بامداد تا هروقت که طول بکشد، دبیران، خبرنگاران، مترجمان، عکاس ها و گزارشگران خبرگزاری (خبرنگاران مجهز به ضبط صوت؛ حسین توصیفیان، محمود سعادت و ...) باید در استودیوی شماره 14 جمع شوند تا مقامات سازمان انتشارات و رادیو (بعدا وزارت اطلاعات و جهانگردی ـ فرهنگ و ارشاد کنونی) که خبرگزاری پارس وابسته به آن بود برایشان صحبت کنند و اندرز بدهند و .... در آن زمان پیرزاده مدیرعامل خبرگزاری بود و قبلا دبیر میز اخبار اقتصادی روزنامه کیهان.
    در نخستین جلسه، اندرزها به دبیران اخبار بین المل ازجمله این نگارنده این بود که فریب اخبار خبرگزاری های بزرگ (بیگ4) که به نقل از یک منبع، منبعِ آگاه ـ بدون ذکر نام منبع ـ باشند نخورند و آنها را برای پخش از رادیو و یا قراردادن در بولتن خبرگزاری و ارسال به روزنامه ها و دفاتر روابط عمومی سازمان ها تنظیم نکنند و اگرهم بخواهند تنظیم کنند بنویسند که چون نام منبع روشن نیست، تا دریافت جزئیات صحّت مطلب تأیید نمی شود. همچنین نباید در اخبار، برخی از روزنامه های کشورهای مطرح را بزرگ کنند و برای مخاطب ایرانی معتبر جلوه دهند تا برای مخاطب ایرانی مرجع و مطالب آنها قابل قبول باشد. همچنین اگر یک خبر دریافتی از خبرگزاری خارجی و یا رادیوهای دولتی سایر کشورها (که در مانیتور خبرگزاری پارس ضبط و ترجمه می شدند) ناقص باشند و همه عناصر ششگانه خبر را فاقد، اضافه شود که نقص خبر از منبع آن است. در این جلسه، همچنین استفاده ابزاری کردن مقامات کشورهای قدرتمند از اخبار و اتفاقات و رسانه ها تشریح شد، تقریبا مطابق همین ایرادهایی که امروزه گرفته می شود.
     چند سال بعد، در یک جلسه عمومی تحریریه روزنامه اطلاعات نیز و تا حدی همین مطالب مطرح شد و سبب آن سوء استفاده بلوک غرب از انتشار عکس دیدار ظاهرا بسیار دوستانه فیدل کاسترو و خروشچف بود که انتشار پی در پی (بازنشر) همین عکس را سند اتحاد سیاسی، اقتصادی و نظامی دولت مسکو و دولت هاوانا قرارداده بودند تا سران غرب به مردم خود به قبولانند که تحریم کوبا لازم، ضروری و منطقی است، حال آنکه چنین عکس ها و ژست ها، جنبه تشریفاتی و ... دارد و برای برخی، رسم و عادت است و دلیل اتحاد آنچنانی دو کشور نمی شود که مراحل بسیار دارد. تصویر مورد بحث در پایین مقاله درج شده است.
    جلسات دست اندرکاران خبر در خبرگزاری پارس تا نیمه دهه 1340 ادامه داشت که پس از رفتن نصرت الله معینیان از وزارت اطلاعات و جهانگردی عملا تعطیل شد.
    
    19 دیماه 1403
    
    



    ـ ـ ـ ـ ـ
    نقل از مجله روزنامک، سرمقاله شماره 109
     پی دی اف مطالب این شماره و همه شماره های قبلی در این آدرس:
     www.rooznamak-magazine.com
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
... و به این سان قیام مسلحانه كمونیست های آلمان شكست خورد
یك صحنه از سنگرگیری و تیراندازی نظامیان آلمان و راستگرایان این كشور در برلین برضد كمونیستها در جریان قیام مسلحانه ژانویه 1919
15 ژانویه سال 1919 قیام مسلحانه كمونیستهای آلمان (اعضای حزب اسپارتاكیست) که عنوان حزب خودرا از نام اسپارتاكوس انقلابی دوهزار سال پیش از آن برگرفته بودند و در آلمان اعلام جمهوری سوسیالیستی کرده بودند در شهر برلین باقتل دو رهبر اصلی قیام، «رزا لوكزمبورگ Rosa Luxemburg» و «كارل لیب نكت Karl Liebknecht» شكست خورد . بانو «رزا» و كارل كه دو روز پیش از این احساس كرده بودند پیروزی شان دشوار است در یك هتل پناه گرفته بودند كه ماموران دولت آلمان آنان را در آنجا دستگیر كردند و پس از بازجویی مقدماتی، هنگام انتقال از هتل، هردو كشته شدند!. «رزا» درجریان انتقال از هتل به دست راستگرایان كه با تبانی قبلی ماموران دولت در خارج از ساختمان گرد آمده بودند مضروب و از دست ماموران خارج و با شكنجه فراوان كشته شد و جسدش را به كانال آب افكندند كه كشف نشد. ماموران كارل را با اتومبیل بردند ولی پس از طی مسافتی خودشان اورا در همان اتومبیل كشتند.
     قیام مسلحانه کمونیستها و عمر جمهوری سوسیالیستی آنان یك هفته طول كشیده بود. از 12 ژانویه ــ چهارمین روز قیام، پیدا بود كمونیستها كه مهارت جنگی نظامیان را نداشتند برنده نخواهند بود. تلفات این نبرد خیابانی بسیار سنگین بود و روزها طول كشید تا اجساد كشتگان را از خیابانها و ساختمانها جمع آوری كردند.
    


حزب سوسیالیست آلمان از مدتها پیش در آستانه انشعاب قرار گرفته بود. جناح تندرو به نام «شاخه اسپارتاكوس» به رهبری «رزا» و «كارل» با تعیین نامزد برای انتخابات عمومی 19 ژانویه مخالفت كرد و راه رسیدن به سوسیالیسم را قیام مسلحانه اعلام داشت و چون با مخالفت ضمنی شاخه دیگر رو به رو شد اول ژانویه دست به انشعاب زد و تحت نام حزب كمونیست «اسپارتاكیست» درآلمان اعلام جمهوری سوسیالیستی كرد. در سراسر آلمان كارمندان و مقامات سوسیالیست از همكاری با دولت دست كشیدند و این، تنها همكاری شاخه دیگر با تندروها بود.
     در آغاز قیام، اسپارتاكیست ها موفق به تصرف بسیاری از سازمانهای دولتی آلمان شدند. درجریان انقلاب، سوسیال دمكراتهای آلمان نه تنها از آنان حمایت نكردند بلكه در مواردی هم به ارتش و ناسیونالیستها (راستها) كمك كردند. توان قیامگران از روز چهارم پس از بركناری رئیس پلیس برلن كه یك سوسیالیست بود رو به كاهش گذارد و تا 15 ژانویه به شكست كامل انجامید.
     «رزا» رهبر كمونیستهای سپارتاكیست در نظر داشت یك نظام سوسیالیستی شورایی مشابه روسیه در آلمان كه آمادگی بیشتر و شرایط مناسبتر داشت بر قرار كند. بسیاری از اصحاب نظر گفته اند كه اگر قیام كمونیستهای آلمان در آن زمان پیروز شده بود سوسیالیسم جهانگیر می شد و جهان چهره دیگری داشت.
    
رزا و كارل پيش از پناه بردن به هتل و قتل هر دو

كمونیستهای آلمان تا سال 1990 سوسیال دمكراتها را كه در قیام مسلحانه ژانویه 1919 به آنان كمك نكرده بودند «خائن» می خواندند كه از این سال بار دیگر میان دو حزب نوعی همكاری بر قرار شده است. سوسیال دمكراتها برای دفاع از خود گفته بودند و هنوز هم تكرار می كنند كه برنامه آنان دستیابی تدریجی به سوسیالیسم و از طریق همزیستی با نظامهای كاپیتالیستی موجود است تا قیام مسلحانه و انقلاب، زیراكه در انقلاب، دوره تخریب كوتاه و سریع و دوران بازسازی بسیار كند است و با كوچكترین غفلت و اشتباه ممكن است هرگز دست ندهد. [در بخش « اندیشه » در سایت امروز اشاره كوتاهی به افكار «رزا لوكزمبورگ» شده است.]
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
یک نمونه از عواقب ناراضی بودن؛ اظهارات یک بانوی ناراضی که قصد تیرزدن به رئیس جمهوری آمریکا را کرده بود در دادگاه
Sara Jane Moore

«سارا جین مور Sara Jane Moore» مادر چهار فرزند كه قصد ترور جرالد فورد رئیس جمهوری وقت آمریكا را كرده بود 15 ژانویه 1976 به این جرم به حبس ابد محكوم شد. وی در دادگاه به عمل خود اعتراف كرده و گفته بود: "وقتی كه از قانون كاری ساخته نباشد و یأس پایانی نداشته باشد، باید از تفنگ استفاده كرد." و "عمل او باید برای مسئولان دولتی ـ صرف نظر از کدام کشورـ درس باشد و به خود آیند و ....".
    سارا كه قبلا کمک پرستار بیمارستان بود در 42 سالگی به صف ناراضیان آمریكایی پیوسته بود و در سپتامبر 1975 هنگامی كه جرالد فورد در شهر سانفرانسیسكو از هتل اقامتش بیرون آمده بود تپانچه خود را به سوی او نشانه رفته بود كه یك رهگذر زیر دستش زده بود، گلوله به خطا رفتة بود و فورد نجات یافته بود.
     در آن زمان، رسانه های آمریكا گزارش كرده بودند كه «سارا» قبلا پنج بار شوهر كرده بود ولی در هیچیك از آنها موفق نبود. وی همچنین در تحصیل و كار شكست خورده و تحصیل در دانشكده پرستاری را ناتمام گذارده بود. به نوشتهِ این رسانه ها، سارا مدتی هم «خبرچین» پلیس شده بود و در این ماموریت با ناراضیان آشنا شده و به صف آنان پیوسته بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که دائرة المعارف ویکیپدیا آغاز بکار کرد
Wikipedia ـ دائرة المعارف آنلاین پانزدهم ژانویه 2001 در شبکه شبکه ها ـ www قرار گرفت و هر ماه حدود یک بیلیون و 700 میلیون مراجعه کننده دارد و یکی از 13 آنلاین پُربیننده است با 126 میلیون یوزِر. این دائرة المعارفِ آنلاینِ رایگان یک Wiki ـ هایپرتِکست پابلیکیشن است که هرکس می تواند پس از عضو شدن و داشتن «پَس وُرد»، مطلب به آن اضافه کند و یا مطالب موجود را اِدیت کند. در پی تذکر این نکته که ممکن است اِدیت کننده دقّت کافی نداشته باشد، این کار ـ در بخش انگلیسی زبان آن تا حدّی دارای محدودیّت شده است. ویکیپدیا که با دو دومِین (دامنه) Wikipedia.com و Wikipedia.org و به زبان انگلیسی آغاز بکار کرده بود اینک به همه زبان های پُر متکلم است. ویکیپدیا به صورت «روزشمار» خلاصهِ دستچینی از رویدادها در طول تاریخ را برحسب روزِ وقوع منعکس می کند و فردِ مراجعه کننده می تواند به جزئیات هر مطلب که بخواهد و عکس های آن با کلیک کردن بر نام ها و عناوین دست یابد و همچنین زادروزها و سالمرگ ها.
Jimmy (سمت راست) و Larry (سمت چپ)


    ویکیپدیا توسط بنیاد غیرانتفاعی «ویکی مِدیا» مستقر در آمریکا اداره می شود و برای سایت های خود آگهی تجاری نیز قبول نمی کند و به همین لحاظ دیدن مطالب آن سریع است و اتلاف وقت نمی شود.
    Jimmy Wales و Larry Sanger دو کارشناس کامپیوتر، بنیادگذار و مدیران ویکیپدیا هستند. این موسسه دارای اِدیتورهای متعدد داوطلب است و اعائه نیز می پذیرد.
    برآورد کرده اند که مطالب ویکیپدیا تا 300 برابر یک دائرة المعارف چاپی است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
استقبال سرد ژانویه 2005 روسیه از وزیر امور خارجه ژاپن در مسكو و تفسیر رسانه های غرب: اندیشه احیاء روسیه تزاری
مقامات روسیه از «ماچیمورا» وزیر امور خارجه وقت ژاپن كه 13 ژانویه 2005 وارد این كشور شده بود استقبالی سرد كردند. آنان به او، نه وعده حل مسئله جزایر كوریل را دادند و نه امضای پیمان صلح.
    مقامات روسیه گفته بودند كه این كار نیاز به بررسی بسیار طولانی دارد.
    رسانه های غرب كه این خبر را منتشر كرده بودند نوشته بودند كه این تحول هم نشانه سخت شدن سیاست روسیه است كه بیش از هر كشور دیگر، سلاح اتمی و موشك برای انتقال آنهارا به هدف دارد و بار دیگر می خواهد با تكیه بر آنها كه می توانند چهل بار كره زمین را نابود سازند سخن بگوید.
    طبق این تفسیرها، روس ها از اندیشه احیاء روسیه تزاری خارج نشده اند که کمونیست های جهان وطن و با هدف الحاق کشورهای مجاور، آن را جماهیریه کردند و در دسامبر 1991 در جریان چند توطئهِ پشت سر هم فروپاشی کرد و در انتظار یک رهبر ناسیونالیست و نیز تضعیف ناتو و اتحادیه اروپا (از درون) و دور شدن آمریکا از اروپا هستند که قابل پیش بینی است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
شلاق خوردن ناراضیان سیاسی در كشور سعودی در ژانویه 2005
13 ژانویه 2005 پانزده تن از دستگیر شدگان تظاهرات سال 2004 ضد سلطنت در كشور سعودی به شلاق و زندان محكوم شدند كه یكی از آنان یک زن بود.
    این نخستین بار در یك كشور بود كه ناراضی سیاسی به خوردن شلاق در ملاء عام محكوم شده بود. به هر یك از این محكومان باید یكصد تا 250 ضربه شلاق زده می شد. معمولا به محكومان زن در محوطه زندان زنان و به دور از چشم مردها شلاق زده می شود.
     اعلام مجازات این 15 تَن در حالی بود که محاكمه سایر ناراضیان دستگیر شده ادامه داشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دلیل مخالفت با بازنشسته شدن یك ناو هواپیمابر: از دست رفتن 5 هزار شغل
تصمیم به بازنشسته كردن ناو هواپیمابر آمریكایی «جان اف كندی»، در ژانویه 2005 با مخالفت نمایندگانِ استیتِ مشترک المنافع ویرجینیا در كنگره آمریكا رو به رو شده بود که موفق شدند آن را چهار سال به تاخیر اندازند.
     این نمایندگان گفته بودند که اگر «كِنِدی» باز نشسته شود؛ بیش از پنج هزار شغل و اعتبارات مالی دیگر مربوط به آن از ایالت آنان می رود كه برابر است با یك میلیارد دلار زیان در هر سال!.
    در ناو هواپیمابر جان اف كندی که در پایگاه نورفك ـ شرق ویرجینیا و ساحل اقیانوس اطلس و همانجایی که انگلیسی ها 400 و چند سال پیش گام به آمریکای شمالی گذاردند و آن را مهاجرنشین خود کردند ـ مستقر بود پنج هزار و پانصد نفر كار می كردند كه با بازنشسته شدن ناو، به نقاط دیگر منتقل می شدند.
     این ناو بالاخره در سال 2009 بازنشسته شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اظهارات و اظهار نظرها پیرامون مسئله اتمی ایران در 13 ژانویه 2006
بوش و مركل در كاخ سفيد دست اتحاد مي دهند


    جمعه شب 13 ژانویه 2006 گزارشها، تفسیرها و مصاحبه های مربوط به قضیه از سرگرفته شدن فعالیت های اتمی شدن ایران بخش بزرگی از اخبار شبكه های تلویزیونی آمریكا را به خود اختصاص داده بود. این گزارش ها با پخش مصاحبه مشترك جورج بوش رئیس جمهوری وقت آمریكا و بانو «آنجلا مركل» رئیس وقت دولت آلمان آغاز شده بود.
     در این مصاحبه كه در پی مذاكرات سران دو دولت در كاخ سفید انجام شده بود، جورج بوش گفت: ایرانِ اتمی تهدیدی برای امنیت جهان و به ویژه اسرائیل خواهد بود.
     وی افزود: كوشش من این بوده است كه با همكاری سران سایر دولتها، برای مسئله اتمی ایران راه حل دیپلماتیك بیابیم. برای ما قابل قبول نیست كه ایران به اسلحه اتمی مجهز شود. من و «مركل» در قبال مسئله اتمی شدن ایران اتفاق نظر داریم و در آنچه كه باید صورت گیرد تا از این جاه طلبی جلوگیری شود متحد هستیم. ما همچنان موافق ادامه راههای دیپلماتیك هستیم و با ارجاع قضیه به شورای امنیت سازمان ملل وحدت نظر داریم.
     بوش گفت كه نمی تواند از هم اكنون پیشداوری كند كه چه تصمیمی در شورای امنیت گرفته خواهد شد و افزود: چون كار به اینجا رسیده است، ما هم اكنون در حال تبادل نظر و مذاكره با دولت های دیگر هستیم تا به یك استراتژی واحد دست یابیم. بوش گفت كه اعضای شورای امنیت با اقدام خود باید به ایران پیام دهند كه رفتارش پذیرفتنی نیست.
    بوش سپس به دادن پاسخ به پرسش های روزنامه نگاران پرداخت و در پاسخ به یك سئوال كه آیا درست است که روابط آمریكا با آلمان در زمان حكومت شرودر چندان دوستانه نبود با كمی مكث گفت: بله.
     بوش سپس گفت ما و دوستانمان در آلمان منافع مشترك را درك می كنیم و من از مساعی آلمان در كمك به آمریكا (درقبال مسئله ایران) سپاسگزار هستم.
    در این مصاحبه مشترك، مركل به نوبه خود اظهارداشت كه ایران همه پیشنهادهای ما و حتی روسیه را رد كرده و ما نباید مرعوب دولت جمهوری اسلامی ایران شویم. شبکه های تلویزیونی درباره اظهارات جورج بوش به کسب نظر پرداخته بودند از این قرار:
    
كلينتون

ویلیام (بیل) كلینتون رئیس جمهوری پیشین آمریكا در اظهار نظر خود در قبال مسئله اتمی ایران كه از شبكه «سی بی اس» پخش شد به طور ضمنی دولت بوش را از دست زدن به هرگونه اقدام نظامی برضد ایران برحذر داشت و گفت: ایران، عراق و یا افغانستان نیست. مسائل با ایران راه حل نظامی ندارد.
    در این زمینه، بانو مادلین آلبرایت وزیر امور خارجه كابینه كلینتون كه نظر او استعلام شده بود گفت: با نگاهی به نقشه جغرافیایی، می بینیم كه ایران كشوری است پهناور و كوهستانی، مراكز تحقیقات اتمی اش متعدد و پراكنده اند، لذا از حمله نظامی به ایران نتیجه مورد نظر به دست نخواهد آمد و ....
     در این میان، وزیر امور خارجه انگلستان به رادیو ـ تلویزیون بی بی سی گفته بود: اگر ایران همچنان مبارز طلبی كند و اندرزهای شورای امنیت را نپذیرد راهی جز تحریم آن باقی نخواهد ماند، ولی مفسرانی كه نظر آنان استعلام شده بود به قانون موضوعه اخیر پارلمان ایران اشاره كرده و گفته بودند كه دست دولت این كشور با این قانون بسته است. آنان همچنین روی آخرین اخطار ایران تاكید كرده و گفته بودند كه ایران می گوید كه اگر قضیه به شورای امنیت احاله شود بلافاصله به همكاری خود با آژانس بین المللی نیروی اتم پایان خواهد داد و دولت فعلی ایران (دولت احمدی نزاد) نشان داده است كه انعطاف دولت قبلی این كشور را ندارد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سوء استفاده معاون ریاست جمهوری آفریقای جنوبی از هواپیمای دولتی!
Phumzile Mlambo Ngcuka

حزب اقلیت فدراسیون آفریقای جنوبی 11 ژانویه 2006 بانو «فومزیل ملامبو نگوكاPhumzile Mlambo Ngcuka» معاون رئیس جمهوری این کشور را متهم كرد كه برای دیدار از امارات عربی خلیج فارس كه یك سفر خصوصی بوده از هواپیمای دولتی استفاده كرده و از این رهگذر به ملت زیان مالی وارد ساخته و دستگاه قضایی باید به اقدام او رسیدگی كند. دلیل خصوصی بودن این مسافرت، نداشتن ماموریت دولتی و همراه بردن اعضای خانواده اش بود.
    این نخستین بی احتیاطی فومزیل نیست، یك شركت نفتی نیز چند سال پیش به اشاره وی در زمانی كه وزیر معادن و انرژی فدراسیون آفریقای جنوبی بود به مبارزات انتخاباتی كنگره ملی آفریقا بیش از نصاب قانونی، كمك مالی كرده بود. فومزیل در زمان واردشدن اتهام (سال 2006) 51 ساله بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاریخ از نگاهی به تصویر
سابقهِ طولانیِ تلاشِ دولت مسکو برای استقرار در سوریه

    خبر درج شده در روزنامه اطلاعات شماره 26 آذرماه 1356 (47 سال پیش) سابقه طولانی تلاش دولت مسکو برای استقرار در سوریه را نشان می دهد:
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 15 ژانويه
  • 1953:   (دی ماه سال1332) به رغم مخالفت مردم ایران و یك رشته تظاهرات خونین، سفارت ایران در لندن و سفارت انگلستان در تهران باز گشوده شدند و دو روز بعد، راجر استیونسون سفیر انگلستان در تهران و علی سهیلی سفیر ایران لندن شدند.
        
        
  • 1955:   سنای امریكا بدون رای مخالف تصویب كرد كه كار بازرسی و تحقیق درباره كارمندان سازمانهای عمومی از نظر وفاداریشان به دولت آغاز شود.
        
        
  • 1965:   وینستون چرچیل دولتمرد محافظه كار انگلیسی دچار سكته مغزی شد و 15 روز بعد (سی ام ژانویه) در 91 سالگی درگذشت.
        
        
  • 1973:   نیكسون رئیس جمهوری وقت آمریكا دستور قطع هرگونه حمله نظامی به شمال ویتنام را صادر كرد و این، آغاز پایان جنگ ویتنام بود که آمریکا در آن موفق نبود، همچنانکه پیش از آمریکا، فرانسه و ژاپن هم موفق نبودند و قرن ها پیش از این سه، چین. فیدل کاسترو به اسنتاد همین مقاومت و پیروزی ها، ملت ویتنام را «قهرمان» و کشورشان را «ویتنامِ قهرمان» لقب داد و یک کشتی کوبایی را «ویتنامِ قهرمان» نامگذاری کرد.
        
        
  • 1998:   «گلزاری لَعل ناندا» اقتصاددان هندی و دوبار نخست وزیر موقت این کشور (یک بار پس از فوت جواهر لعل نهرو و یک بار بعد از درگذشت شَستری) در صد سالگی درگذشت. وی فرضیه های متعدد درباره نیرو کار دارد. او بود که گفت کارشناسان و افراد ماهر هر کشور سرمایه اصلی وطن و عامل توانمندی آن هستند ـ بیش از هرچیز دیگر.
        
        
  • 2007:   برزان ابراهیم التکریتی برادر صدام حسین و در دوران اقتدار صدام، رئیس سازمان اطلاعات و امنیت عراق که دستگیر و به جرم جنابت به بشریت محکوم به اعدام شده بود به دار آویخته شد. در جریان دارکشیدن، طناب دار گردن او را از بدنش جدا کرد که گفته شد به علت سنگینی وزنش بود.
        
        
  • 2009:   هواپیمای اِرباس A320 شرکت هواپیمایی یواِس اِروِیز ـ پرواز 1549 به خلبانی سولِنبِرگر و سکیلز که در این روز با 155 سرنشین از فرودگاه لاگاردیا (فرودگاه داخلی شهر نیویورک) به مقصد شهر چارلوتِ استیت کارولینای شمالی بپرواز درآمده بود و هنوز در حال اوجگیری بود که بر فراز رود هادسن (هودسون) در ناحیه مَنهتَن شهر با یک دسته مرغ که در پرواز بودند اصابت کرد و هر دو موتور آن از کار افتاد. از آنجا که ارتفاع هواپیما زیاد نبود که با خیز (شیب) به فرودگاه باز گردانده شود، خلبان ارشد، هواپیما را با مهارت بر سطح رودخانه فرود آورد و سرنشینان هواپیما بدون تلفات به روی بالها رفتند و با چند قایق که در آن نزدیکی بودند به ساحل رودخانه منتقل شدند. بعدا هواپیما نیز با جراثقال از رودخانه خارج شد. رسانه ها این حادثه را «معجزهِ هادسن» خوانده اند که این عنوان باقی مانده است. خلبان ارشد هواپیما نیز شهرت فراوان بدست آورده است.
    پس از فرود هواپیما در رودخانه، مسافران این چنین روی بالهای هواپیما جمع شدند و در انتظار رسیدن قایق ها


        
        
  • 2016:   یک واحد از ارتش کشور کِنیا که در مرز سومالی با شماری از افراد گروه اسلامی الشَباب وارد جنگ شده بود با دادن 150 کشته و دهها مجروح شکست خورد و عقب نشینی کرد. سه سال بعد و در همین روز تنی چند از الشبابی ها به یک هتل در پایتخت کنیا حمله بردند و در این جریان 21 تن کشته و شماری زخمی شدند. مرکز فعالیت الشباب که گویا از متحدین القاعده است عمدتا سومالی است و در کنیا همسایه سومالی هم فعالیت دارد.
        
        
  • نامه به مولف
    افشاگري «جيمز رايزن»
  •  
    James Risen

    یك دانشجو از تهران در پیامی به تاریخ 23 دیماه 1384 [ژانویه 2006] پرسیده بود كه چرا درباره جیمز رایزن James Risen، روزنامه نگاری كه موضوع استراق سمع در آمریكا را افشا كرد، مطلب ننوشته بودیم؟، كه قانون اساسی این كشور انجام آن را منوط به مجوّز قاضی و پس از رسیدگی به مورد اتهام و مشاهده اسناد كرده است؟.
        
        پاسخ:
        
        «رایزن متولّد 1955» یك روزنامه نگار اینوستیگیتیو آمریكایی است كه عمدتا فعالیّت های سازمانهای اطلاعاتی ـ امنیتی آمریكا را (جمعا 14 سازمان كه اخیرا دارای مدیریت واحد شده اند) زیر ذرّه بین خود دارد و سالهای سال است كه دستاوردهای خود در این باره را در روزنامه مربوط منتشر می سازد. تاكنون دو كتاب نیز در این زمینه تألیف کرده است: عنوان كتاب اول او «دشمن اصلی: آخرین برخورد سیا با كا.گ.ب.» و عنوان دومین كتاب كه اخیرا [دهه اول قرن 21] انتشار یافته و فصلی از آن به ایران اختصاص دارد «حالت جنگ» است. وی كتاب های دیگری هم منتشر ساخته كه زمینه اطلاعاتی ـ امنیتی ندارند. رایزن از برندگان جوایز پولیتزر است.
        
    Jeffrey Smith

    افشاگری او درباره استراق سمع [وایر تَپینگ و ایزدراپینگ]، دولت آمریكا را شدیدا زیر سئوال برده است، به ویژه كه دهم ژانویه 2006 «جفری اسمیتJeffrey Smith» مشاور حقوقی سابق سیا (عكس مقابل) گفت كه دعوت مجلس نمایندگان را پذیرفته و در آنجا خواهد گفت كه انجام برنامه «سرویلانس» از سوی ان. اس. ا. (آژانس امنیت ملّی) بدون مجوّز قاضی صالح، پایه قانونی ندارد و پس از شركت در «هیِرینگ» مجلس، دلایل خود را در این زمینه كه در 14 صفحه تنظیم كرده است در اختیار روزنامه نگاران قرار خواهد داد تا منتشر سازند.

  • پیام‌های تازه
    مخاطب این تاریخ آنلاین: به نظر من نشریات دانشگاهی نیاز به دریافت مجوّز از وزارت ارشاد ندارند، نشریه اختصاصی هستند
  •   مخاطبی در پیام خود به تاریخ 12 ژانویه 2006 نوشته بود:
        
        "... در روزنامه ها خواندم كه هیات نظارت بر مطبوعات در یک جلسه خود [ظاهرا در دیماه 1384] 24 مجوز صادر كرده بود و چون فهرست را خواندم، همه آنها مربوط به ماهنامه و فصلنامه های دانشگاهها بودند.
        به نظر من [مخاطب ـ فرستنده پیام]، چنین مراكزی برای انتشار نشریه نباید نیاز به مجوّز از وزارت ارشاد داشته باشند. در نظام حکومتی سابق این مؤسسات نیاز به دریافت مجوّز برای انتشار نشریه که در استاندارد جهانی عنوان «اختصاصی» دارد نداشتند. چندی پیش در یک کتاب درسی به زبان انگلیسی در باره تاریخچه رسانه ها، خواندم که نشریه «تخصّصی» با نشریه «اختصاصی» فرق دارد. تخصّصی یعنی پرداختن به یک موضوع و زمینه، و «اختصاصی» یعنی متعلق به یک سازمان ـ عمومی و غیر عمومی و نیز حزب و انجمن ویژه انتشار مطالب، اطلاعیه ها و تبلیغات برای آن و چنین نشریاتی عمدتا به رایگان ارسال می شوند و تکفروشی ندارند. در همین کتاب خواندم که نشریه حرفه ای [جامع] باید طبق اصول ژورنالیسم و قواعد خبرنویسی و مقاله نگاری کار کند نه به دلخواه ناشر آن زیرا که یک کسب و کار است و متاع آن (خبر و مقاله) باید خریدار داشته باشد. مؤلف این کتاب با ذکر چند منبع نوشته بود که هرگونه کمک دولتی به نشریات حرفه ای ممنوع است زیراکه باید بی طرف باشند و جانب فرد و یا موسسه ای را نگیرند تا مورد اعتماد مردم باشند.".

  • برای اطلاع



     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاریخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نیز در اپریل 2014 (اردیبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه یافته است.

    نسخه آنلاین: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com