Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
20 مي
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 20 مي
ایران
شهر «وه آنتیوخ خسرو» به جای آنتیوک (انطاکیه) ـ آنتیوک و نواحی اطراف آن پس از نابودی امپراتوری آشور، به قلمرو ایران اضافه شده بود ـ واژهِ یونان
بیستم ماه می 526 یک زمین لرزه بسیار سخت شهر باستانی انطاکیه (انتیوک Antioch ـ در ترکیه امروز) واقع در کنار خلیج اسکندرون و رودخانه اورونتس Orontes را ویران و سیصدهزار تَن از نفوس شهر را کشت. خسروانوشیروان ـ شاه ساسانی ایران که در سال 540 منطقه معروف به «چهار شهر» را از دست ژوستینیان امپراتور روم درآورد در کنار شهر آنتیوک، شهری به نام «وه آنتیوخ خسرو» ساخت و باقیمانده نفوس آنتیوک را به آنجا منتقل کرد زیراکه که نوسازی آنتیوک [که رومیان در آن زمینه کوتاهی کرده بودند] هزینه سنگین داشت و دهها سال طول می کشید.
     آنتیوک و نواحی اطراف آن پس از نابودی امپراتوری آشور، به قلمرو ایران اضافه شده بود و تا نوامبر سال 333 پیش ازمیلاد ساتراپی پنجم ایران بود. در این سال اسکندر مقدونی در ایسوس واقع در همان ناحیه ارتش ایران را شکست داد و همه منطقه را متصرف شد که به نام او اسکندرون خوانده شده است. در همان منطقه، سلوکوس یکم جانشین اسکندر چهار شهر بزرگ که اینک در ترکیه و سوریه واقع اند ازجمله سلوکیه، لاذقیه و آفامیا را ساخت. سلوکیه در مجاورت انطاکیه قرارداشت. پیش از تعرّض اسکندر، ایرانیان انتیوک را «مِروئه Meroe» می نامیدند و همه منطقه ازجمله «کشور ـ شهرهای یونان، جزایر دریای اژه و مدیترانه شرقی به استثنای قبرس را از دوران هخامنشیان؛ یونان که واژه یونان (که به اقتباس از ایرانیان؛ در آسیای غربی، آسیای میانه و آسیای جنوبی بکار می رود) از ایونی گرفته شده است و در برخی از این مناطق برای نامیدن کشور یونان؛ واژه های یونانِستان و یونانی بکار می رود که پسوند «ستان» در فارسی به معنای سرزمین (Land) است. اروپیان ازجمله یونانیان و اروپایی تبارها در قاره های دیگر، واژه های دیگری برای نامیدن یونان بکار می برند ازجمله هِلینیکی، هِلاس، هِلادا، گراسیا، گریس، گریکلاند، گرِکو و ... و آنها که از زبان فارسی اقتباس کرده اند؛ یاوان، یائونا و ....
     اشکانیان پس از بیرون راندن سلوکی ها باردیگر قلمرو ایران را به اسکندرون رسانیدند و ساسانیان برسر آن دائما با امپراتوری روم در جنگ و جدال بودند که جنگ سال 540 میلادی در همان چارچوب بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ناخرسندی شاه ساسانیِ ایران از حذف شعار آریانیسم در اسپانیا ـ گُتیک (آرین) در لغت به معنای مردم خوب، نجیب زاده، مهربان و ... است
هرمز چهارم شاه ایران از دودمان ساسانیان [پسر خسروانوشیروان] در ماه می سال 587 میلادی پس از اطلاع از تصمیم پادشاه ویزیگُت Visigoth [ژرمن نژاد اسپانیا) مبنی بر کنار گذاردن شعار نژادی «آریانیسم»، از این کار ابراز ناخرسندی کرد و نظر خودرا در پیامی برای «رکارد Reccared» پادشاه تازه اسپانیا فرستاد. «رکارد ـ 1» که در 27 سالگی برجای پدر نشسته بود در ژانویه 587 خواست شورای روحانیون کاتولیک اسپانیارا که پیشنهادکرده بود پادشاه از اِعمال برتری نژاد آرین که دودمان ویزیگُت های حاکم بر اسپانیا (هیسپانیا شامل همه شبه جزیره ایبریا ازجمله گالیسیا Galacia + جنوب شرقی فرانسه امروز و در آن زمان معروف به سِپتیمانیا Septimania) از آن نژاد بودند دست بردارد و رضای اکثریت اسپانیایی هارا با برافراشتن پرچم کاتولیسیسم [که برتری نژادی را تایید نمی کند] تامین کند.
     گُتیک (آرین) در لغت به معنای مردم خوب، نجیب زاده، مهربان، عالی نسب و ... است که هیتلر در قرن 20 دوباره آن را شعار قرارداد. گُت ها که ایرانیان آنان را از قدیم آلمان [آلمانی ـ نام یکی از قبایل ژرمن] می نامند پس از مهاجرت تدریجی از منطقه فرارود (عمدتا تاجیکستان امروز) به اروپا، در این قاره به دو دسته تقسیم و به برانداختن حکومت های محلی دست زدند و در سال 410 میلادی با تصرف شهر رُم و ویران ساختن آن به سلطه رومیان براروپای مرکزی و غربی پایان دادند.
    مورّخان غرب در تفسیر اقدام هرمز چهارم نوشته اند؛ هرمز در آن سالها در دو سوی قلمرو خود سرگرم نبرد بود ـ در شمال شرقی با آلتائی ها و چینیان شمال غرب و در شمال غربی با رومیان (حکومت قسطنطنیه). در شرق، آلتائی ها و بعضا تُرک زبان حتی به شهر کرمان رسیده بودند که احساسات نژادی هرمز تحریک شده بود. به علاوه، دولت قسطنطنیه رسما اقدام «رکارد» را تایید کرده بود که با این عمل برخشم هرمز افزوده بود. بنابراین، واکنش هرمز چهارم سیاسی بود نه درحقیقت نژادی.
     سال بعد (سال 588 میلادی) یک سپاه ایران به فرماندهی ژنرال بهرام مِهران (بهرام چوبین) آلتائی ها، ختائی ـ ختنی ها و چینیان ساکن مناطق شمال غربی این سرزمین را شکست کامل داد، خاقان آنان را در منطقه بلخ کشت و از قلمرو ایران بیرون افکند. بخشی از این تُرک زبانان در دوران حکومت خلفای اموی و عباسی به منطقه فرارود بازگشتند، وارد ارتش های این خلفا شدند، قدرت یافتند و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
درباره مسئله جمعیت تهران ـ دو بار ضابطه محدود شدن، ولی ... ـ راه حل؛ انتقال ادارات دولتی از تهران
چند روز پس از انتشار آمار جمعیت تهران در اردیبهشت 1318، دولت وقت ضوابط محدود کردن مهاجرت از روستاها و شهرهای كوچك به شهرهای بزرگتر بویژه تهران را تدوین و اجرای آن را ابلاغ کرد و از مطبوعات خواست که مردم را از مضار مهاجرت به شهرهای بزرگتر و تبدیل کشور از تولیدی به خدماتی و تضعیف کشاورزی و دامداری آگاه سازند.
    اجرای این ضوابط پس اشغال نظامی ایران در شهریور 1320 عملا متوقف شد. رعایت محدوده 25 ساله تهران هم که مصوبه آن از 1347 به اجرا درآمده بود پس از پیروزی انقلاب، از 22 بهمن 1357 عملا (و به قولی؛ خودسرانه) منتفی شد و جمعیت تهران از 12 میلیون تجاوز کرده و آسیب پذیری ها افزایش یافته است.
    طبق گزارش وزارت كشور در اردیبهشت 1318، جمعیت شهر تهران بر پایه سرشماری همان ماه، 531 هزار تَن اعلام شده بود. مقایسه این آمار با ارقام سرشماری دهه 1370 نشان داد كه در این فاصله، جمعیت تهران 15 برابر شده بود و اینک تقریبا 25 برابر. تهران در دامنه كوه و روی كمربند زمین لرزه قرار گرفته است. اصحاب نظر، مهاجرت های داخلی، افزایش بی حد و حساب جمعیت کلان شهرها بویژه تهران و نیز افزایش حجم نقدینگی و در نتیجه کاهش توان خرید ریال را دو مسئله بزرگ جامعه خوانده و انتقال پایتخت (ادارات دولتی) از تهران و استقلال صد در صد کامل بانک مرکزی را به عنوان راه حل ارائه کرده اند.
    
    - - - - -
    روزنامه جوان چاپ تهران صفحه اول شماره بیستم اردیبهشت 1399 خود را به تهران و احتمال زلزله اختصاص داده بود که کُپی آن در زیر آمده است:
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
آغاز جنگ نطق و مصاحبه (جنگ سرد که قلم و زبان از ابزار آن هستند) میان ایران و انگلستان از ماه می 1951
در چنین روزهایی در ماه می 1951 (1330 هجری خورشیدی) جنگ نطق و مصاحبه (جنگ سرد) میان ایران و انگلستان به اوج خود رسیده بود، درست مشابه وضعیتی كه از آغاز سال 2006 میان ایران و آمریكا وجود داشته است. مقامات دولت انگلستان اقدام دولت ایران در ملی كردن صنعت نفت خودرا خلاف موازین بین المللی اعلام می كردند. در برابر آنان، دكترمصدق [رئیس دولت وقت] ضمن تفسیرِ تعریفِ حقوقی «حاكمیّت ملّی» تأكید می كرد كه عمل ایران در این چارچوب بوده و از اختیارات دولت ایران است كه مكلّف است خواست ملت ـ ملتی كه آن را برگزیده به اجرا درآورد و از تحریم و محاصره اقتصادی هم باك ندارد زیرا ملت آماده تحمل آن است.
    این جنگ سرد كه از بهار سال 1330 آغاز شده بود تا زمان براندازی حکومت ملّی و دمکراتیک مصدق در 28 اَمُرداد 1332 ادامه داشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
فرضیه قضایی قاضی ایرانی «موسی عالی» كه جهانی شده است ـ داستان خانه سازی برای مطبوعاتی ها در هشتگرد
نیمه ماه می 2005 سی ـ سپَن 2، شبكه تلویزیونی بدون اعلان آمریكا ویژه بحث، اظهار نظر و میزگرد، به مطرح بودن (جهانی شدن) نظریه «موسی عالی» قاضی ایرانی و بیش از یك دهه معاون دادستان تهران اشاره كرد. این موضوع در یك بحث حقوقدانان مطرح شد و یك استاد رشته حقوق دانشگاه جورج تاون (مستقر در شهر واشنگتن) به تشریح و اهمیت این نظریه پرداخت كه موسی عالی (گفته شد؛ متولد شهر یزد) آن را به مدت بیش از یك دهه (دهه های 1340 و 1350) در تهران به اجرا گذارده بود.
    به اظهار استاد آمریكایی، قبلا از شاكیان كه به معاون دادستان تهران ویژه ارجاع شكایات مراجعه می كردند خواسته می شد كه آدرس دقیق طرف مقابل و اسناد متعدد ارائه دهند (اورا معرفی كنند و ...) كه وقت گیر و پرهزینه و برای همه آنان امكان پذیر نبود (كه كار پلیسی انجام دهند) و لذا از خیر رسیدگی (و حق خود) می گذشتند و در نتیجه، انگیزه جرم باقی می ماند و گسترش می یافت و مرتكب نیز ترغیب به ادامه آن و احیانا شبكه ای می شد.
    «موسی عالی» در زمانی كه معاون دادستان تهران مستقر در اداره آگاهی پلیس بود به استناد این اصلِ مندرج در قوانین اساسی همه کشورها كه دولت مسئول حفظ جان و مال اتباع و جلوگیری از هرگونه نقض حق و قانونشكنی است هر شكایت ـ حتی مبهم را بجای ارجاع به بازپرس و یا خواستن از شاکی که جزئیات ارتکاب جرم و مشخصات شاکی را ارائه کند، آن را به دائره مربوط در اداره آگاهی پلیس (پلیس اینوستیگیتیو) ارجاع می كرد تا کارآگاهان این سازمان بروند و راسا تحقیق كنند و جزئیات کار را بدست آورند و ...؛ حتی اگر این كار ماهها طول بكشد. اجرای این نظریه نه تنها باعث خرسندی شاكیان و كاهش سوء استفاده های قابل ملاحظه و جرم های (به اصطلاح آمریكاییان؛ جرم های یقه سفیدها) شد بلكه كشف ها و انتشار چگونگی تعقیب پلیس برای كشف سوء استفاده ها و فریبكاری ها باعث شده بود كسانی كه درصدد این اَعمال بودند از این كار منصرف و مردم (قربانیان احتمالی) روشن شوند و به دام نیافتند. انتشار این كشفیات در رسانه های وقت سبب جهانی شدن نظریه «موسی عالی» شد كه سالها نیز معاون دادستان تهران در ارجاع شكایات به مراجع مربوط جهت رسیدگی شده بود. موسی عالی كه طبق اظهار آن استاد آمریكایی در دهه 1990 (دهه 1370 هجری خورشیدی) فوت شد مدتی نیز بازپرس دادسرای تهران بود و از مشكلات مردم باخبر.
     اینک مثالی از فراموش شدن روش کار موسی عالی:
    
    در نیمه اول دهه 1370 هجری خورشیدی در تهران یك شركت تعاونی برای ساختن خانه برای مطبوعاتی ها دایر شده بود كه شماری از روزنامه نگاران برای خانه دار شدن در هشتگرد (نیمه راه کرج به قزوین) و عمدتا به اعتبار معروفیت فردی كه گفته شده بود فكر تاسیس این تعاونی ازوست (قبلا رئیس یک سازمان بزرگ و معروف دولتی و در حد معاون وزارتخانه مربوط و ناشر نشریه بود و اینك مقیم ـ احتمالا پناهنده ـ آمریكا) مبلغی پرداخت کرده بودند كه مسئول بعدی شركت هم به دولت نروژ پناهنده شد و در آنجا فوت شده است. چندی بعد نیز گفته شد كسانی كه كمتر از ششصد هزار تومان (پول آن زمان = 5 هزار دلار) داده بودند از عضویت شركت بركنار شده اند! و .... بعدا كه حذف شدگان درصدد شكایت برای احقاق حق و پس گرفتن پول خود برآمدند (كه هنگام پرداخت ارزش قابل ملاحظه داشت) و به اداره تعاون استان تهران (خیابان سپهبد قره نی) از شعب وزارت تعاون مراجعه كردند به آنان گفته شد كه سالهاست از آن شركت خبری ندارند! و .... با اینکه محمود احمدی نژاد به نام پروژه مِهر در همان هشتگرد دست به خانه سازی زد، هنوز به مسئله پولِ «از دست رفته» و امید به خانه دارشدن آن شمار از روزنامه نگاران و برخی از آنان، بسیار معروف ـ به رغم انعکاس مطلب در رسانه ها ـ توجه نشده است.
    نظریه «موسی عالی» حلال مسائلی همچون مسئله خانه سازی در هشتگرد برای روزنامه نگاران است كه رسیدگی پیگیر (از طریق آگاهی پلیس) به آن و همه فعالیت های تعاونی مطبوعاتی؛ از خانه سازی تا توزیع نشریات (کیوسک بازی در خیابانهای تهران و تبدیل آنها عملا به فروشگاه کوچک که گویا ابتکار همان مقام دولتی وقت و تَرک وطن کرده بود) و ... در دو سه سال نخست دهه 1370، برای دولت کنونی و آینده خالی از فایده نخواهد بود. طبق نظریه «موسی عالی» این قبیل كارها، شاكی خصوصی لازم ندارد و به صرف اِعلام عمل (حتی از طریق درج در ستون نامه به سردبیر یک روزنامه) باید کار تعقیب آغاز شود.

    
    ***
    مؤلف این تاریخ آنلاین استدعا دارد کسانی که از «موسی عالی» عکس در اختیار دارند، قطعه ای از آن را برای درج در کنار این مطلب به او «ای ـ میل» کنند. یک مخاطب در ایمیل خود نوشته است که آگهی ترحیم اورا با عکس وی در روزنامه های وقت دیده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
خبرها و نظرها درباره انتخابات خردادماه 1392 ـ اظهاراتِ «ضد سرمایه داری و اشراف گری» آیت الله جنتی و بیانات قالیباف درباره لزوم فسادزدایی
دوشنبه 30 اردیبهشت 1392 (20 ماه می 2013) و یک روز پیش از ارسال نام آن دسته از داوطلبان که می توانند نامزد انتخابات بیست و چهارم خرداد باشند از سوی شورای نگهبان به وزارت کشور، اظهار نظرها عمدتا درباره اهمیت ویژه انتخابات این دوره و تاثیر آن بر آینده جمهوری اسلامی و مسیر آن بود.
    اظهارات «ضد سرمایه داری و اشراف گری» آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان مورد تفسیر بود و نیز کلام محمدباقر قالیباف ـ یکی از داوطلبان نامزدی مبنی بر لزوم بازگشت به شعارهای انقلاب، رعایت دقیق اصول قانون اساسی، اخلاقیات، فسادزدایی و توجه به افزایش تولیدات داخلی بویژه محصولات کشاورزی. اظهار نظر درباره ردّ و یا تایید نامزدی آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز ادامه داشت.
    محمدرضا باهنر نایب رئیس وقت مجلس شورای اسلامی در واکنش به ثبت نام آیت الله هاشمی رفسنجانی برای نامزدشدن در انتخابات ریاست جمهوری گفته بود که آمدن ایشان به مصلحت نبود و نباید در این دوره وارد انتخابات می‌شدند، چون سن و سال ِشان در شرایطی است که شاید کشش سختی‌های اداره کشور را نداشته باشند. کشور در شرایط حساسی قرار دارد.
    سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی در مصاحبه اختصاصی با شبکه یورونیوز گفته بودکه نتیجه انتخابات قریب الوقوع ریاست جمهور کوچکترین تاثیری بر فعالیت‌های غنی سازی ایزوتوپ‌ها نخواهد داشت.
    یک کارشناس ایرانی مقیم اروپا اظهار نظر کرده بود که با توجه به ضوابط خاص انتخابات ریاست جمهور ایران، شورای نگهبان دوشنبه و سه شنبه (30 و 31 اردیبهشت 1392) کاری بسیار حساس در پیش دارد و تصمیم این شورا در این دو روز در سرنوشت آینده جمهوری اسلامی تاثیر بسزا خواهد داشت. این شورا است که می گوید چه کسانی می توانند نامزد شوند و اصل کار در همینجاست. اصل 115 قانون اساسی جمهوری اسلامی شرایط نامزدها را با واژه های کُلی مدیر و مدبّر و تقوا و ... بیان داشته که برای تعریف هرکدام از این کلمات می توان چندین کتاب نوشت. ایران اینک در شرایط و وضعیت حسّاس و سخت قراردارد و بکارگیری، تعبیر و اطلاق این واژه ها باید مطابق شرایط امروز ایران باشد. بنابراین، در این شرایط و وضعیت مسئولیت شورای نگهبان بسیار مهم و حسّاس و تصمیم آن آینده ساز است. ایران در شرایط تحریم و بحران اقتصادی است و در گذشته نوعی سوء مدیریت، ارتکاب فساد، سوء استفاده و فرصت طلبی در آن دیده شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سرمقاله 30 اردیبهشت 1394 روزنامه کیهان درباره ادامه افزایش نقدینگی (چاپ اسکناس و چک بانکی) و ارائه راه حل
حسین شمسیان یکی از سرمقاله نگاران روزنامه حکومتی کیهان در یادداشت روز [سرمقاله] این روزنامه که در شماره چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 (20 ماه می 2015) زیر عنوان «راه باز است» درج شده با آوردن این دو نقل قول به عنوان سند، به مسئله تورّم پول در ایران پرداخته بود که در خور توجه است:
    "به عرض ملت بزرگ ایران برسانم، عامل بزرگ که موجب تورّم [پول] شده، رشد بی‌حساب نقدینگی [چاپ اسکناس و چک بانکی] بود. در سال ۸۴ نقدینگی، ۶۸ هزار میلیارد تومان بود، در پایان [دوران 8 ساله دولت بعدی ـ سال 1392] رقمی در حدود ۴۷۰ هزار میلیارد تومان .... جلوگیری از [این] رشد افسار گسیخته نقدینگی که مشکلات جدی به وجود می‌آورد در دستور کار دولت [دولت حاضر] قرار دارد .... این نقدینگی سیل مخربی است که شما نمی‌دانید به چه سمتی حرکت می‌کند، به سمت ارز یا مسکن؟. این سیل به هر سمتی حرکت کند، مخرّب است و قیمت‌ها را آنچنان بالا می برَد که از کنترل دولت خارج می‌شود.".
    "در سال پیش [سال 1393] نقدینگی رشد 22ر3 درصد داشت و به 782هزار میلیارد تومان رسید.".
    شمسیان با آوردن دو نقل قول بالا نوشته است که در نگاه اول [به این دو نقل قول] اینگونه به نظر می‌رسد که گویندگان آن جملات، دارای دو نگاه مختلف و متضاد اند. اولی به شدت نگران افزایش بی‌رویه نقدینگی است و آرزو دارد دستش به جایی برسد و بتواند برای کنترل آن کاری بکند و دومی بی‌توجه به حرف‌های نفر اول [نگرانی از تورّم پول و دادن وعده به حل مسئله]، ادامه افزایش حجم نقدینگی را بیان می دارد!. تعجب‌تان هنگامی بیشتر خواهد شد که ببینید این جملات را مقامات ارشد یک دولت گفته‌اند نه مسئولان دو دولت جداگانه!.
    شمسیان نوشته است: پیش از انتخابات سال 1392 و تا مدتی پس از آن، شماری در گفت‌وگو‌ها و تبلیغات انتخاباتی، علی‌الدوام از رشد نقدینگی به عنوان علت‌العلل گرانی و تورّم نام می‌بردند، آن را عامل رکود اقتصادی می‌دانستند و سبب نابودی صنعت و کشاورزی کشور معرفی و طبعا بانیان آن افزایش خیره‌کننده [دولت وقت] را هم عوامل تیره‌روزی اقتصاد کشور قلمداد می‌کردند.
    فارغ از اینکه آن قضاوت‌ها درست بود یا نه، انتظار این بوده و هست که گویندگان سخنان آن روز و منتقدان راهکار‌های اقتصادی دولت قبل، پس از بدست گرفتن ارکان اجرایی کشور، نه تنها آن روند ـ به گفتهِ خودشان ـ مخرب را متوقّف کنند، بلکه در جهت جبران مافات نیز گام‌هایی اساسی و عملی بردارند و آب رفته را نه یک شبه، که طی دو سال [گذشته] به جوی برگردانند. براساس این انتظار طبیعی و منطقی که خود آنها در مردم ایجاد کردند و با همین ایجاد انتظار، موفق به کسب رأی آنان شدند، بازگشت به همان سیاست‌ها و حتی ادامه آن با سرعتی بیشتر و شیبی تند‌تر، نه تنها پذیرفتنی نیست، که تعجب‌آور و مخرّب نیز هست. هم مخرّب زیرساخت‌های اقتصادی ـ همانگونه که در جملات [نقل قول] صدر این نوشتار به آن اشاره شد و هم مخرّب باور و اعتماد عمومی به دولت.
    شمسیان افزوده است: با این مقدمه، اکنون بار دیگر آن سخنان [نقل قول های مذکور در بالا] را بخوانید. بخش اول، فرازهایی از سخنان رئیس‌جمهور محترم در تابستان 1392 یعنی نخستین ماه‌های دولت یازدهم بود و صحبت‌ها هنوز رنگ و بوی تبلیغات انتخاباتی داشت. طبیعتا پس از دو سال، انتظار مردم عبور از هیجانات انتخاباتی و رسیدن به بستری مناسب و معقول در عرصه اقتصاد و عمل به وعده‌های فراوان اقتصادی آن روزهاست که انتظار زیادی نیست. اما بخش دوم که در اصل کارنامه دولت در بخش اقتصاد است نه از زبان یک کارشناس منتقد دولت بلکه از زبان رئیس بانک مرکزی دولت یازدهم است. سخنانی که نشان می‌دهد دولت یازدهم طی گذشت بیست ماه از عمرش، برخلاف تمامی شعار‌ها و اعتراضات خود به گذشتگان، موفق شده است نقدینگی کشور را از 480 هزار میلیارد تومان به 782هزار میلیارد تومان برساند! [افزایش دهد] و اگر افزایش دوماه آغازین سال 1394 را هم در نظر بگیریم، دو برابر شدن نقدینگی در نیمه نخست فعالیت دولت را خواهیم دید!.
    اما چرا چنین است؟ چرا در حالی که دولت آن همه از بالا بودن نقدینگی شکوه و گلایه می‌کرد، خود با سرعت عجیب و غیرقابل توصیف پای در این راه نهاده و می‌رود که طی دوسال، نقدینگی کشور را دو برابر کند؟. به ادعای وزیر اقتصاد، اتفاق دوران دولت‌های نهم و دهم، در افزایش پایه پولی نقدینگی، از زمان هخامنشیان تا کنون بی‌سابقه بوده است! زیراکه طی هشت سال، نقدینگی کل کشور 5 برابر شده بود. اکنون باید پرسید که آیا این دولت در دوسال [اول عُمر خود] نقدینگی را به حدود دو برابر نرسانده است؟.
    ممکن است اینگونه پاسخ داده شودکه دولت ـ در شرایط رکود و کاهش جدی درآمدهایش ـ برای رفع نیاز بنگاه‌های اقتصادی و بازار سرمایه، ناگزیر از افزایش نقدینگی است. ولی، این پرسش مطرح می‌شود که اولا مگر گذشتگان با همین نیّت چنین نمی‌کردند؟ پس چرا در معرض حمله شما قرار داشتند و ثانیا چرا پس از گذشت حدود دو سال و افزوده شدن این حجم شگفت‌انگیز نقدینگی، آثار مثبت این روند دیده نمی‌شود و حدود نیمی از صنایع کشور با یک سوم ظرفیت کار می‌کند و سقوط شاخص‌ها در بورس به شکل سرسام‌آوری ادامه دارد؟. اگر این روش، مناسب و درست بود،چرا با افزایش نقدینگی از 480 به 782 هزار میلیارد تومان، به جای ایجاد نشاط و طراوت در اقتصاد، شاخص بورس از 96 هزار به 61 هزار سقوط کرده است؟، و ظاهرا قصد توقف هم ندارد.
    پاسخ این پرسش و پرسش‌های مشابه، برای مردم عادیِ کوچه و خیابان چندان پنهان نیست و هرکس می‌تواند ضعف سیستماتیک و فقدان برنامه‌ریزی را در دولت ملاحظه کند، بخصوص که این روزها در واکنش به همین ضعف مفرط، و برای پاک کردن صورت مسئله و فروکاستن از اهمیت و خطیر بودن موضوع، صحبت از تغییرات اعضای کابینه بر سر زبان‌ها افتاده است. اما بهتر است پاسخ این پرسش‌ها را از زبان برخی مقامات دولت اصلاحات و چهره‌های نزدیک به دولت یازدهم بشنویم. به این دو نمونه توجه کنید:
    مسعود پزشکیان، وزیر بهداشت دولت اصلاحات در واکنش به زمزمه تغییرات در دولت یازدهم می‌گوید: "تعمیم تمام مشکلات به غیرهمسویی مدیران با سیاست‌های دولت، تنها یک راهکار عوام‌فریبانه برای گریز از غول مشکلات است. مسئله اصلی را باید در برنامه‌ریزی‌های کلان و سیاست‌گذاری‌های عمده دید. اتفاقا اگر ترکیب مدیران دولت و اعضای کابینه هم اشکالی دارد، ریشه‌اش در همین ضعف برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری است... ـ مشکل، از نبود برنامه‌ای است که مشخص می‌کند ما قرار است کجا برویم؟، چرا می‌خواهیم به جای خاص برویم و چگونه به این مقصد باید برسیم؟ وقتی جوابی برای این سوالات نباشد، تعویض افراد گره‌گشا نخواهد بود.... اعتقاد عمیق من این است که دولت یازدهم در چنین وضعیتی قرار گرفته است.".
    شمسیان نوشته است: این سخنانِ [پزشکیان] به قدر کافی گویا است و ما را از هر توضیحی بی‌نیاز می‌کند. نباید فراموش کنیم که وی نخستین کسی نیست که بر این ضعف دولت تاکید دارد و آن را علت‌العلل همه مصائب امروز دولت می‌داند. پیش از او نیز چهره‌های مختلف دانشگاهی و سیاسی متمایل به دولت در این‌باره داد سخن سر داده و طبیعتا نمی‌توان آنها را به چوب مخالفت با دولت و عناوینی از این دست نواخت.
    آیا واقعا راهکاری وجود ندارد؟، یعنی دولت مجبور و ناچار است که همین راه را ادامه دهد؟، مدام نقدینگی را افزایش دهد، واردات را بیشتر و بیشتر کند، صنایع و کشاورزی را لاغر‌تر و نحیف‌تر کند و به جای همه اینها منتظر باشد تا از اتاق مذاکرات [با شش قدرت جهانی] خبری مسرت‌بخش به بیرون درز کند و مسائل اقتصادی یک شبه حل شود؟.
    واقعیت این است که اگر بخواهند ـ راه پنهان نیست [وجود دارد]. رهبر عزیز انقلاب بارها و بارها بر استفاده از توان داخلی برای برون رفت از مشکلات تاکید کردند. ایشان از ابتدای فعالیت دولت یازدهم تا اسفند سال قبل 21 بار بر «توجه به ظرفیت‌های درونی کشور و استعدادهای ملت ایران» تاکید کرده‌اند. یعنی بیش از یک بار در هر ماه!. اینکه آیا آنچه در عمل رخ داده هم مبتنی بر همین توصیه و تاکید حکیمانه است یا خیر، بی‌نیاز از توصیف و تشریح است و مردم می‌توانند درباره آن به سادگی قضاوت کنند.
    شمسیان نوشته است که براساس فرمایش رهبر عزیز انقلاب دو دیدگاه در مسیر حل مشکلات کشور وجود دارد: "بعضی می‌خواهند مشکلات را با کمک دیگران، با تکیه‌ به دیگران، با رشوه دادن به دیگران، با تذلّل در مقابل دیگران حل کنند؛ بعضی‌ها هم نه، می‌خواهند مشکلات را با نیروی خودشان، با توان داخلی خودشان حل کنند ـ اعتقادمان این است که باید به تقویت ساخت درونی نظام اهمیت بدهیم؛ این اساس کار است. از درون، خودمان را باید تقویت کنیم. تقویت درونی با اندیشه‌ کامل، با نگاه عاقلانه و خردمندانه چیزی است ممکن.".
    شمسیان مقاله خودرا با این جملات بپایان برده بود: می‌بینیم که راه پنهان نیست، معمای لاینحلی وجود ندارد و تنها و تنها همتی عالی لازم است. ماندن در گذشته و به رخ کشیدن آمار و ارقام پیشین، ممکن است چند روزی هیجان ایجاد کند، اما با انتشار آمار جدید و آشکار شدن اینکه برخلاف همه شعار‌ها راه‌های غلط با سرعت و شتاب بیشتری پیموده می‌شود، همه حرف‌های پیشین را بی‌اثر و بی‌ارزش می‌کند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مصاحبه دوستانه روزنامه شرق با سفیر انگلستان در تهران و انتقاد روزنامه كیهان ازنحوه مصاحبه و چاپ آن به صورت خبر اول در جوّ سیاسی آن روز
روزنامه كیهان چاپ تهران (وابسته به دفتر رهبری) در مطلبی كه در صفحه دوم شماره سی و یكم اردیبهشت ماه 1385 خود منتشره ساخته از مصاحبه روزنامه شرق با سفیر انگلستان در تهران و انتشار این مصاحبه در صفحه اول به عنوان مهمترین خبر روزنامه و سبك فیچر مانند (مجله ای) مصاحبه و لحن بسیار دوستانه آن با انگلستان انتقاد كرده بود. از مطلب «كیهان» كه عینا در زیر می آید تا درتاریخ ایرانیان برای قضاوت آیندگان باقی بماند چنین بر می آید كه اقدام روزنامه شرق در جوّ سیاسی جاری و احساس بد ایرانیان نسبت به انگستان كه این دولت را از عوامل بدبختی های وطن در طول دو قرن گذشته می دانند شگفت انگیز و معنا دار بوده است.
    متن نوشته كیهان از این قرار است:
    
     "سی ام اردیبهشت 1385 روزنامه شرق متن مصاحبه ای با سفیر انگلیس در تهران را منتشر كرد كه در آستانه انتشار پیش نویس بیانیه ضد ایرانی سه كشور اروپایی، انگلستان را طرفدار «مدارا با ایران» معرفی می كرد.
    «شرق» در بزرگترین تصویر و تیتر صفحه اول كه رنگ لوگوی نشریه نیز با آن تنظیم شده بود، چهره بسیار لطیفی از انگلستان به تصویر كشیده بود، درحالی كه این دولت طی ماههای گذشته و بخصوص در هفته های اخیر نقش محوری در تنظیم قطعنامه و بیانیه های ضد ایرانی ایفا كرده است.
    این روزنامه (شرق) در مقدمه مبسوطی كه بخش عمده صفحه اول دیروز را به خود اختصاص داده بود، با عبارات بلندی از انگلیس و «خدمات این كشور در ایران!» تجلیل كرد و به یاد خوانندگان آورد كه: «در مدت سه سال (دوران ماموریت سفیر) انگلیس از حق هسته ای ایران حمایت كرده است»، «نقش انگلیس در پذیرایی از 12هزار مشروطه طلب در باغ سفارت بی بدیل بوده» و «محل بزرگترین رخداد سال 1943 یعنی نشست سران انگلیس، آمریكا و روسیه بوده» و اینكه «چرچیل 69سالگی اش را در ایران جشن گرفته است»!
    شرق در مقدمه خود باغ سفارت انگلیس و ساختمان آن را به گونه ای به تصویر كشیده كه گویی در این محیط جز خدمت به ایران و ایرانی اتفاقی نیفتاده است. این درحالی است كه سفارت انگلیس كانون كودتای رضاخان در اسفند سال 1299 و كودتای سیاه 28مرداد 1332 علیه دولت قانونی ایران (دكتر مصدق) بوده است و اینك نیز بخش عمده ای از هماهنگی ضد ایرانی- پیوند خارج و داخل- در این سفارت خانه انجام می شود.
    در این مصاحبه سفیر انگلیس به تاریخ روابط ایران و انگلیس اشاره می كند و مصاحبه گران شرق كه مخالفان، منتقدان و دشمنان داخلی مصدق را به هر بهانه ای كه بتوانند مشت مالی می دهند هیچ اشاره ای به آنچه كه در سال 1332 در ایران گذشت و اینكه انگلیسی ها در آن نقش داشته اند یا نه نمی پرسند.
    بحث به مسائل هسته ای كشیده می شود. هیچ كس درباره مفاد ان.پی.تی و این كه انگلیس یكی از بزرگترین زرادخانه های هسته ای را دارد چیزی نمی پرسد و اینكه چرا بخش هایی از ان.پی.تی كه مربوط به خلع سلاح قدرت های اتمی است، فراموش شده است.
    مصاحبه گران شرق به قهوه ای كه با سفیر انگلیس خورده اند و قهوه ای كه چرچیل با روزولت و استالین خورده بود اشاره می كنند و باز هم (در مصاحبه) خبری از كودتای 28مرداد نیست. (در این مصاحبه) بحث از همكاری ایران با آژانس (بین المللی انرژی اتمی) می شود ولی كسی به همكاری هایی كه ایران (با آن) كرده اشاره ای نمی كند و كسی هم این را نمی پرسد كه ایران چه همكاری هایی نكرده است كه باید می كرده. بحث فقط درباره همكاری است.
    عكس صفحه اول شرق به سفیر انگلیس درحالی كه فرزندش را در آغوش دارد، اختصاص می یابد یعنی باور كنید انگلیسی ها مهربان تر از آن هستند كه علیه ما توطئه كنند و یا قطعنامه صادر كنند و یا اینكه بخواهند در تحریم علیه ما شركت كنند، و باور كنید انگلیسی ها «حتی حاضر نیستند به احتمال حمله به ایران فكر كنند.»، و نیز باور كنید كه انگلیسی ها آدم های خوبی هستند اگر مشكلی با آنها داریم مشكل خود ما است.
    مصاحبه شرق با سفیر انگلیس به گونه ای پیش می رود كه گویی پاسخ ها قبلا داده شده بودند و بعد برای آنها پرسش نوشته شده است. پیام مصاحبه و اشاره اش یك چیز بیشتر نیست، با آمریكا رابطه ندارید انگلیس كه هست!، انگلیسی ها منطقی اند!.
    در پایان این مصاحبه سفیر انگلیس متقابلا از «شرق» و نقش آن تقدیر كرد و از این رو شرق نوشته است: او (سفیر انگلیس) در پایان این گفتگو وجود مطبوعات قدرتمند را نشانه جامعه زنده ایران ارزیابی كرد و به ما روزنامه نگاران(!) توصیه كرد خود را دست كم نگیریم و به ما یادآوری كرد كه هر روز «شرق» را می خواند!. (پایان مطلب «كیهان» كه سردبیر سابق آن در این زمان وزیر ارشاد و ناظر بر رسانه ها است.)".

    
    برای اطلاع بیشتر مخاطبان تاریخ ایرانیان؛ تیتر و عكس مصاحبه روزنامه شرق و چند جمله اول مصاحبه طولانی آن با سفیر انگلستان از این قرار بود:
    
    
    سفیر انگلیس در گفت و گوى اختصاصى با شرق اعلام كرد: از حق ایران حمایت مى كنیم (تیتر اول روزنامه شرق)
    



    
    خلاصه گفتگو (مصاحبه روزنامه شرق که این روزنامه در زیر عکس و به عنوان سوتیتر درج کرده بود):
    ۱- ایران مهم ترین مسئله سیاست خارجى انگلیس است.
    ۲-اقدام یك جانبه در مورد ایران مورد قبول نیست.
    ۳-بخشى از دیپلماسى در مورد ایران ادامه دارد.
    ۴-اعتماد بین ایران و غرب شكسته شده است.
    ۵-هیچكس از اقدام نظامى علیه ایران صحبت نمى كند.
    ۶-امیدوارم ایران در بسته پیشنهادى اروپا عناصر كافى را ببیند.
    ۷-ما از حق استفاده صلح آمیز ایران از انرژى اتمى حمایت مى كنیم.
    
    گروه سیاسى(روزنامه شرق) ـ نیلوفر منصوریان، احسان ابطحى: در نخستین روزهاى بهار ۸۵ (1385) سر ریچارد دالتون سفیر سابق انگلیس محل ماموریت سه ساله اش در تهران را ترك كرد تا جفرى دوین آدامز ۴۹ساله به خانه جدیدش در خیابان فردوسى نقل مكان كند........
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
«تسنیم» 30 اردیبهشت 1397جزئیات بیشتری از سِمَت دوتابعیتی‌ها در دستگاههای دولتی خبرداد ـ اشاره به چند گزارش قبلی تسنیم در این زمینه
تهران ـ 30 اردیبهشت 1397 ـ خبرگزاری تسنیم: جواد کریمی‌قدوسی رئیس هیئت تحقیق و تفحص از مسئولان دو تابعیتی و دارای گرین کارت [کارت اقامت قانونی که دارنده آن با احراز شرایط می تواند درخواست تابعیت دهد] در گفت و شنیدی با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری تسنیم، با اشاره به تدوین گزارش از سوی این هیئت، گفت: لیستی از افراد دوتابعیتی تدوین شده است که نام برخی از معاونان رئیس‌جمهور، برخی مسئولان نهاد ریاست‌جمهور، بعضی از معاونین وزرا، شماری از اعضای تیم مذاکرات هسته‌ای، پاره ای از مدیران عامل بانک‌ها، بعضی از اعضای هیئت مدیره بانک‌ها، برخی از مدیران شعب بانک‌ها، شماری از مسئولین پروژه شبکه ملّی اطلاعات، بعضی از اعضای شورای شهرِ دوره چهارم تهران، روسای شورای شهر در پاره ای از استان‌ها، برخی از مسئولین اتاق‌های بازرگانی، بعضی از استانداران، مسئولین تعدادی از شرکت‌های مهم دولتی، مسئولین بعضی از فدراسیون‌های ورزشی، مقامات بعضی از سازما‌ن‌های دولتی از جمله سازمان امور مالیاتی کشور، تعدادی از افراد در بخش هنر و سینما، بعضی از مسئولین صدا و سیمایِ شماری از استان‌ها، در این لیست قرار دارد.
    وی همچنین گفت: "بر اساس اطلاعاتی که در روند تحقیق و تفحّص به دست ما رسید؛ بانو، فرزندان و حتی عروس برخی از وزیران کنونی و دولت یازدهم یا تابعیت بیگانه داشته و یا گرین کارت دارند. به قرار اطلاع، فرزندان و بانوی یک وزیر فعلی در خارج از کشور اقامت دارند.".
    کریمی‌قدوسی با تاکید بر اینکه هیئت تحقیق و تفحّص حتی تصویر گذرنامه آمریکایی این افراد را در اختیار دارد، گفت: این لیست به دادستانی کل کشور ارسال شده و دادستانی کل استعلاماتی انجام داده است. در این زمینه جلساتی هم با حجت‌الاسلام محسنی اژه‌ای معاون اول و سخنگوی قوه قضائیه داشته‌ایم.
    تسنیم قبلا و در 28 اردیبهشت 1397 گزارش داده بود که حسینعلی حاجی‌دلیگانی نایب‌رئیس کمیته تحقیق و تفحّص مجلس شورای اسلامی از ارسال اسامی 100 مدیر دوتابعیتی به دادستانی‌کل کشور خبر داده و گفته بود که اسامی این 100 مدیر دو تابعیتی در ذیل گزارش تحقیق و تفحص از مدیران دوتابعیتی ذکر شده و به دادستانی ‌کُل ارسال شده است.
    خبرگزاری تسنیم که گفته می شود یک خبرگزاری نیمه رسمی جمهوری اسلامی است بیست و سوم اردیبهشت 1397 (13 ماه می 2018) گزارشی با تیتر "فعالیت اقتصادی و کارمندی فرزندان ظریف، زنگنه و مشاوران روحانی در خارج از کشور" منتشر ساخت که تأمل برانگیز است.
    این خبرگزاری که به ضمیمه این گزارش خود تصویری با این زیرعکس "ظریف در کنار اعضای خانواده و فرزندش که در خارج از کشور به‌سر می‌برَد" منتشر ساخته، نوشته بود که در گزارش تحقیق و تفحُّص از مسئولان دوتابعیتی‌ و دارای «کارت اقامت دائم» به فعالیت اقتصادی فرزندان ظریف و زنگنه و برخی از مشاوران و دستیاران رئیس‌جمهور اشاره شده است.
    تسنیم نوشته بود: این گزارش ِ تحقیق و تفحص که امروز [یکشنبه 23 اردیبهشت 1397] منتشر شد حاصل یک سال تلاش هیئت تحقیق و تفحّص در مجلس شورای اسلامی بوده و در نوبت طرح و بررسی در صحن علنی مجلس قرار دارد و در روزهای آینده قرائت خواهد شد.
    تسنیم نوشته بود که در بخشی از این گزارش، ذیل مبحث سوم؛ "فرصت‌ها و تهدیدهای افراد دارای تابعیت مضاعف" به حضور برخی اشخاص و فرزندانشان در خارج کشور اشاره شده و آمده است: "استادان غرب‌گرا در دانشگاه‌های کشور یا خود تبعه سایر کشورها بویژه کشورهای اروپایی بوده و یا فرزندان ایشان در این کشورها در حال تحصیل و یا مشغول کار هستند و ارتباط تنگاتنگی با اندیشکده‌های به‌ظاهر عِلمی دارند".
    در ادامه این گزارش به حضور فرزندان مسئولین در خارج از کشور اشاره شده و آمده بود: "اگرچه دستگاه‌های اجرایی کشور هیچ گونه اطلاعاتی از وضعیت تابعیت مضاعف فرزندان مسئولین نداده‌اند لیکن قرائن و شواهد ثابت می کند که بسیاری از فرزندان مسئولین به‌دلایل متعدد نظیر تحصیل و تولّد، تابعیّتِ دیگر کشورها را اخذ کرده اند.".
    به گزارش تسنیم، در بخشی از این گزارش به فرزندان برخی مسئولان اشاره شده بود که هم‌اکنون مشغول فعالیت‌های اقتصادی و یا کارمندی در کشورهای دیگر هستند ـ فرزندان مسئولین عالی‌رتبه‌ای نظیر [ظریف] وزیر امور خارجه، [زنگنه] وزیر نفت و برخی از مشاوران و دستیاران رئیس جمهور و ....
    تسنیم نوشته بود: این گزارش [گزارش هیأت تحقیق و تفحّص] که 23 اردیبهشت 97 منتشر شده شامل مباحث مختلف از جمله خلأ قوانین مربوط در نحوه به‌کارگیری افراد دوتابعیتی و دارای مجوّز اقامت خارجی در دستگاه‌های اجرایی جمهوری اسلامی است.
    این خبرگزاری در گزارشی از 210 مدیر دو تابعیتی در دستگاه‌های مختلف خبر داده بود.
    
تسنیم: ظریف، اعضای خانواده و فرزندش که در خارج از کشور به‌سر می‌برد

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
انتقاد سردار محسن رضایی از ضعف مدیریت اقتصاد و وجود ریشه های فساد ـ پیش خرید 6700 خودرو توسط یک خانواده ـ 24 هزار سکه طلا در یک خانه و ...
به گزارش سی ام اردیبهشت 1399 آنلاینِ تابناک، سردار محسن رضایی در یادداشتی (به استناد اظهارات سخنگوی قوه قضائیه) با انتقاد از سلطان خودرو و سکه و سایر سلاطین اخلال در معیشت مردم* تاکید کرده است که «ریشه های فساد» باید خشکانده شود که سلطان‌های دیگری سَر بلند نکنند.
     وی در این یادداشت با اشاره به ضعف مدیریت اقتصادی نوشته است: "بارها راجع به ضرورت برنامه ریزی و هدایت نقدینگی به مسیر تولید، مشورت و هشدار داده‌ایم، اما نبود عزم واقعی برای پیشگیری و اصلاح وضع، ماهیّت فعالیّت‌های اقتصادی را از تولید و اشتغال واقعی به سفته بازی و رانت تبدیل، و داد و ستدها را از روال طبیعی به حبابی و سینوسی تغییر داده است.
    اخلال سلطان خودرو و سکه و سایر سلاطین در معیشت مردم، نتیجه بی‌انضباطی و ضعف مدیریت اقتصادی و دیگر ریشه‌های فساد است. ریشه های فساد باید خشکانده شود که سلطان‌های دیگری سَر بلند نکنند.
    اینکه یک فرد به همراه نزدیکانش از طریق پیش‌خرید، بر شش هزار و هفتصد خودرو دست اندازد، اما مردم عادی به دشواری امکان ثبت نام اینترنتی خودرو پیدا کنند از ضعف مسئولین خارج نیست، زیرا این امر بدون رانت امکان تحقق پیدا نمی‌کند. بنابراین، از یک سوی باید مدیریت اقتصادی درست شود و از سوی دیگر لازم است علاوه بر فرد تبهکار، شبکه این اخلال‌ها در نظام اقتصادی ریشه کن و با ریشه‌یابی، دست اندرکاران آن بدون هیچ ملاحظه‌ای مجازات شوند.".
    ـ ـ ـ ـ ـ
    
    *وبسایت تابناک، خبرگزاری های مِهر و فارس: امروز (سی ام اردیبهشت 1399) غلامحسین اسماعیلی سخنگوی قوه قضائیه در یک نشست خبری [مصاحبه مطبوعاتی عمومی] از صدور احکام تازه، صادره از سوی دادگاه مبارزه با مفاسد اقتصادی خبر داد و گفت: در شعبه دوم ویژه رسیدگی به اخلال در نظام اقتصادی کشور پرونده‌ای منتهی به صدور رای شده است که بیش از 50 متهم داشت، کیفرخواست برای 43 نفر صادر و به دادگاه ارسال شد که 34 نفر از اخلالگران محکوم شدند. در این پروندهِ تلفیقی که بخشی از آن؛ اخلال در نظام ارزی، بخشی؛ اخلال در سکه و بخشی دیگر اخلال در نظام اقتصادی «خودرو» بود، وحید بهزادی فرزند ابوطالب و همسر وی ـ بانو نجوا لاشیدایی هر دو به جرم مشارکت در اخلال کلان در نظام پولی و ارزی، از طریق ثبت سفارشات صوری، اخلال در نظام توزیعیِ نیازمندی‌های عمومی کشور از طریق پیش خرید بیش از 6700 دستگاه خودرو از شرکت سایپا، صرّافی غیر مجاز، مشارکت در عملیات پولشویی به میزان ۳۲ هزار میلیارد و موضوعات مربوط به سکه که از منزل متهمه (بانو نجوا) 24 هزار و 700 سکه و یکصد کیلو طلا کشف شده بود، محکوم به اعدام شدند و این حُکم قابل تجدیدنظر خواهی در دیوان عالی کشور است.
    سخنگوی قوه قضائیه همچنین اعلام کرد: مهدی جمالی مدیر عامل سابق سایپا به هفت سال حبس، رضا تقی زاده معاون سابق بازاریابی سایپا به پانزده سال حبس و محمد عزیزی و فریدون احمدی نمایندگان مجلس هرکدام به 61 ماه حبس تعزیری، حسین هشترودی رئیس سابق حراست سایپا نیز به 61 ماه حبس تعزیری محکوم شدند.
    اسماعیلی با اشاره به صدور حُکم برای 21 اخلالگر نظام ارزی دیگر گفت: در این پرونده حسن خویی فرزند علی اکبر به جرم مشارکت در اخلال در نظام ارزی و پولی به ۳ سال حبس و ضبط ارزها و پرداخت جزای نقدی، فرزاد اصغرزاده به جرم اخلال در نظام ارزی به ۳ سال حبس تعزیری، امیر سوقانی به جرم اخلال در نظام ارزی به ۳ سال حبس تعزیری و جزای نقدی محکوم شدند.
    سخنگوی قوه قضائیه درباره افزایش بهای خودروها گفت که سازمان بازرسی کل کشور ورود کرد که چرا وزارت «صنعت، معدن و تجارت» شورای رقابت را از گردونه تصمیم‌گیری در قیمت‌گذاری خودرو کنار گذاشته بود. اقدام نظارتی سازمان بازرسی کل کشور باعث شد که «شورای رقابت» به میدان بیاید و دولت بپذیرد که شورای رقابت ایفای نقش کند. اگر‌ بخش‌های مختلف اجرایی و‌ نظارتی وظایف خود را به نحو احسن انجام دهند‌ و بازار حالت رها شدگی و افسارگسیختگی‌ نداشته باشد، این همه اجحاف در حق مردم انجام نخواهد شد. به دنبال این هستیم که دستگاه‌های اجرایی را به خط کنیم و‌ از آنها وظایف قانونی‌شان را مطالبه کنیم.
    روزنامه تهران تیترهای بزرگ صفحات اول شماره های 31 اردیبهشت 1399 خود را به این رویداد اختصاص داده بودند، از این قرار:
    



    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نظر دکترهوشنگ طالع اندیشمند و ایراندوست بنام درباره تصمیم حذف صفرها از پول ملّی که در این شرایط اقتصادی به صلاح نمی داند
دکتر هوشنگ طالع ـ اندیشمند و ایراندوست بنام، در یادداشت شماره 1580 خود (بیستم اردیبهشت 1399) که به شماری بسیار ایمیل می شود، قانون شدن و اجرا شدنِ مصوّبه مجلس دهم در آخرین روزهای عُمر خود در مورد برداشتن 4 صِفر از پول ملّی را در این شرایط اقتصادی [افزایش حدودا 30 درصدی حجم نقدینگی در طول دو سال گذشته] و در میان گیرودار جهانی ـ پاندمیک ـ شدن ویروس کرونا به صلاح ندانسته است.
    وی نوشته است که در صورت تأیید و اجرایی شدن این مصوّبه [که از مجلس به شورای نگهبان ارسال شده و همین روزها، در این شورا بررسی و اعلام نظر می شود] می‌تواند پی‌آمدهای اقتصادی و روحی ـ روانی سختی در جامعه داشته باشد و تورّم را بالاتر ببرَد و حتی دو برابر کند. زمان برای اجرای مراحل این مصوّبه [اگر به تأیید شورای نگهبان برسد] جمعا 5 سال در نظر گرفته شده است که با این وضعیت و شرایط اقتصادی، در این 5 سال تورّم شاید به دو برابر امروز برسد و اجبار به حذف صِفرهای دیگری پیش آید. بلای ناگهانی، غافلگیرکننده و پیش بینی نشده کرونا، نه تنها اقتصاد ایران، بل اقتصاد جهان را با تکانه‌های سنگین رو به رو ساخته است. بنابراین در این شرایط، هرگونه دستکاری کردن پول ملّی به صلاح نیست. برای حل مسئله تورّم راههای دیگر باید یافت.
    
    - - - - -
    
    اَبرار اقتصادی، تیتر حجم نقدینگی کشور را که از زایندگان تورّم است به صفحه اول شماره 31 اردیبهشت 1399 خود برده بود. کپی آن:
    



    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اشاره ها و سرنخهای روز برای بررسی پژوهشگران
فروش زمین فرودگاه دولتی به کمتر از یک دهم بهای روز!
خبری که در زیر آمده است در شماره 28 اردیبهشت 1390 (18 ماه می 2011) روزنامه حکومتی کیهان چاپ تهران درج شده بود.
    
    قشم ـ خبرنگار كیهان: فرودگاه قدیمی قشم كه به لحاظ موقع راهبردی و تجاری در بهترین ناحیه این جزیره واقع شده است در یك معامله حرّاج مانند [بحث برانگیز] به فروش رفت.
    این فرودگاه بیش از 19 هكتار وسعت دارد كه کار ساختن آن در سال 1354 هجری خورشیدی آغاز شد و در سال 1356 [1977 میلادی]به بهره برداری رسید. این فرودگاه با برج مراقبت و سالن انتظار مسافران نه تنها اهمیت تجاری بلکه به دلیل واقع شدن در محلی مناسب، دارای ویژگی خاص نظامی و استراتژیک است. شهروندان سالها از این فرودگاه برای سفر هوایی استفاده می كردند كه پس از ایجاد منطقه آزاد در سال 1369 و احداث یك فرودگاه تازه در 50 كیلومتری شهر قشم ـ در ناحیه دیرستان ـ از آن تنها در مواقع بحران و اضطرار بهره برداری می شد.
    فروش بسیار ارزان این فرودگاه، آن هم بدون درج آگهی مزایده [که لازمه معاملات دولتی است] ناخرسندی شهروندان ساکن قشم را برانگیخته و از مسئولان دولتی و سازمان بازرسی کل كشور (قوه قضاییه) خواستار بررسی چگونگی این معامله و کشف حقایق شده اند.
    گفته می شود فروش زمین این فرودگاه به قیمت هر متر 90 هزار تومان! در حالی صورت گرفته كه زمین های مجاور آن متری بیش از یك میلیون تومان معامله می شود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو اندیشه
زادروز بالزاک از بنیادگذاران رئالیسم در ادبیات اروپا ـ روش و سبک او
Honore de Balzac (با ژان لوئی دو بالزاک اشتباه نشود) بیستم ماه می سال 1799 ـ روزی چون امروز ـ به دنیا آمد و 51 سال عمر کرد. وی با این عمر کوتاه 37 داستان، نمایشنامه و ... نوشت. همین کار زیاد وی را بیمار و عمر اورا کوتاه کرد و 18 ماه آگوست 1850 درگذشت. او 5 ماه پیش از درگذشت ازدواج کرده بود.
    اُنُره بالزاک از بنیادگذاران رئالیسم در ادبیات اروپا است و نوشته هایش انعکاس واقعیات زندگانی مردم. او در یک مجموعه داستانهای کوتاهِ هم ـ زمینه که عنوان «کمدی انسانی» بر آن گذارده است زندگی فرانسویان پس از سقوط ناپلئون بناپارت را منعکس کرده است.
    وی نیز بمانند ژان لویی دو بالزاک (1597 ـ 1654) ساده نگار بود و نوشته هایش حاوی مسائل جامعه، انسان، مشاهدات خود او، نظر و راه حل (مشابه سبک روزنامه نگاری). بسیاری از نویسندگان و داستان نگاران روش اورا اقتباس کرده اند ازجمله چارلز دیکنس، ادگار آلن پو و ویلیام فاکنر. اصحاب فرضیه ازجمله کارل مارکس از مسائل مطرح در نوشته های اُنُره بالزاک الهام گرفته اند. بسیاری از داستان های او که انعکاس واقعیات بوده اند در قرن 20 فیلم سینمایی شده اند.
    تا زمان بالزاک، نویسندگان در پیچیده نویسی و بکار بردن واژه های سخت و نامانوس و ... با هم کوس رقابت می گذاشتند و به همین سبب مخاطبان تالیفات ِشان کم و طبقه تحصیلکرده بود.
    بالزاک در نوشتن بیشتر مطالب، زبان مردم کوچه و بازار را بکار می بُرد و عینا به همان صورت محاوره، روان و ساده و بدون تکلّف.
    اُنُره بالزاک در جوانی در صدد تحصیل حقوق برآمده بود ولی مشاهده مسائل جامعه و کارهای غیر انسانی اورا به نویسندگی کشانید.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
زمانی كه بزرگترین شبكه سراسری خبر و توزیع در یك كشور آسیایی، در ایران تكمیل شد ـ بنیادگذار روزنامه اطلاعات مبتکر آن
نورالدین نوری در دهه 1970
تاریخ روزنامه ها (رسانه های چاپیِ روزانه) در فصل ایران و در صفحه 123 خود، ماه می سال 1958 (اردیبهشت 1337) را زمانی نوشته است كه بزرگترین شبكه جمع آوری خبر و توزیع نشریه در قاره آسیا، در ایران تكمیل و اعلام شد. این شبكه به ابتكار عباس مسعودی ناشر روزنامه اطلاعات و با تلاش و پشتكارداری یك روزنامه نگار به نام نورالدین نوری ظرف چهارسال تكمیل شده بود. این شبكه شامل 611 نمایندگی بود. قبل از موسسه اطلاعات، تنها روزنامه های آمریكا با سرمایه گذاری مشترك و ایجاد خبرگزاری اسوشیتدپرس به چنین هدفی نائل آمده بودند.
    عباس مسعودی ـ سناتور وقت ـ در سال 1954 (1333 ه. ش.) نورالدین نوری خبرنگار پارلمانی این روزنامه را كه مطالعات قبلی در این زمینه داشت به سردبیری اخبار شهرستانهای این روزنامه منصوب و مامور تاسیس این شبكه كرده بود و نوری با سفر به گوشه و كنار ایران، این شبكه را در طول چهار سال به وجود آورد. عباس مسعودی قبلا هم با ارسال روزنامه رایگان به مدارس بزرگسالان ایران (اكابر ـ سوادآموزی) تلاش كرده بود كه به وظیفه آموزش عمومی یك روزنامه عمل كرده باشد.
    قبلا در بعضی از نقاط ایران نمایندگان روزنامه اطلاعات را افراد معمولی و بعضا سبزی فروش ها و خواربارفروش ها تشکیل می دادند که نورالدین نوری این وظیفه را به تحصیلکردگانِ علاق مند به ژورنالیسم سپرد، ازجمله دکتر باستانی پاریزی (بعدا استاد تاریخ در دانشگاه تهران) نویسنده روزنامه اطلاعات در شهر کرمان شد. نوری این شبکه را در سه دهه تا سال 1359 (نزدیک به دو سال پس از انقلاب) اداره كرد. نوری كه 15 اسفند 1304 به دنیاآمده بود و اخیرا فوت شده است پیشه روزنامه نگاری را از سال 1324 و در روزنامه اطلاعات آغاز و تا زمان انتصاب به سردبیری اخبار شهرستانها و ایجاد صفحات محلی در این روزنامه كه این روزنامه حاوی صفحه مربوط به هر شهرستان در همان شهر مربوط توزیع می شد، در میزهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و پارلمانی به كار خبر اشتغال و سالها عنوان خبرنگار اول پارلمان ایران در دست داشت. نوری كه در دوران حكومت مصدق و سالهای پیش و پس از آن دوران در پارلمان ایران حضور و درجریان فعالیت های سیاسی وقت قرارداشت مدت ها یك منبع دست اول برای تاریخنگاران و پژوهشگران آن برهه از تاریخ ایران بود.
    نوری در دوران خبرنگاری خود، نویسنده و گزارشگر این مطلب بود که تاریخ شده است: "هرجا که مردمند، همانجا مجلس است". این مطلب شرح یك ابتكار سیاسی دكتر مصدق است. مصدق در زمانی كه وكیل اول تهرانی ها در مجلس بود و سردارفاخر حكمت رئیس وقت مجلس با ادامه نطق او موافقت نكرده بود جلسه را تَرك و در میدان بهارستان بر شانه مردم نطق خودرا ادامه داده بود.
     [شرح حال نورالدین نوری به صورت كامل در میان مطالب سایت 15 اسفند ـ ششم مارس، در این تاریخ آنلاین ایرانیان مندرج است]
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
دو زمین لرزه مرگبار در شرق و غرب آسیا
بیستم ماه می (روزی چون امروز)، به فاصله 767 سال از هم، كره زمین دو زمین لرزه مرگبار را تحمل كرد.
     یکی از این دو زمین لرزه در 20 ماه می سال 1293 منطقه «كاماكورا»ی ژاپن را تكانهای سخت داد و بیش از 30 هزار انسان را نابود ساخت.
     زلزله دیگر 20 ماه می سال 526 میلادی در منطقه انطاكیه ـ خلیج اسکندرون و واقع در مرز سوریه و ترکیه ـ روی داد و نزدیک به 300 هزار تَن را كشت. انطاکیه روی کمربند زلزله قرارگرفته و در طول تاریخ گرفتار زمین لرزه های متعدد شده است.
    [درباره انطاکیه مطلبی، در سایت امروز ـ در قسمت ایران آمده است ـ مطلب اول].
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اختراع كفشِ دو لنگه
به نوشته مورّخان تاریخ تمدن، ساخت کفش برای پای چپ و پای راست ـ جداگانه، از ماه می در سال 1310 میلادی متداول شده است.
    برخی از کرونیکل ها اختراغ کفش دولنگه را در بیستم ماه می 1310 میلادی درج کرده و به حساب رویدادهای این روز گذارده اند. پیش از آن، کفش های هردو پا مشابه هم و یا به صورت مستقیم ساخته می شد، به گونه ای که هر لنگه را می شد برای هر دو پا استفاده کرد.
    در ایران، رویه كفش هایی كه دو لنگه اش مشابه بود، عمدتا به صورت بافتنی بود (گیوه) و یا تسمه ای، و تختِ كفش سازها جدا از رویه سازها بودند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
استعمار غرب در آسیا، از بیستم ماه می 1498 آغاز شد
Vasco da Gama

وسكو دا گاما Vasco da Gama دریانورد پرتغالی بیستم ماه می سال 1498 وارد «كالیكوتCalicut و امروزه Kazhikode واقع در ایالت کِرالا Kerala» در جنوب غربی هندوستان شد و با خود استعمار غرب را هم وارد قاره آسیا كرد كه در این قرون و سالها با چند بار تغییر لباس دادن هنوز ماندگار است.
    دا گاما هشتم جولای 1497 پرتغال را با چهار كشتی به مقصد هندوستان ترك كرده بود. وی پس از عبور از دماغه جنوب آفریقا (دماغه امید نیك!) و اندك توقف در موزامبیك عازم هندوستان شده بود. او فاصله ساحل شرقی آفریقا تا ساحل غربی هندوستان را ظرف 23 روز طی كرده بود.
    حاكم هندی منطقه برخورد بدی با او نداشت زیرا به نیّات وی پی نبرده بود. دا گاما پس از یك بررسی، عزم بازگشت كرد و نهم سپتامبر سال 1499 به لیسبون رسید و عنوان دریاسالاری گرفت.
     دولت پرتغال برپایه اطلاعاتی كه داگاما به دست آورده بود هیات دیگری را به هندوستان فرستاد كه حكمران محل به این هیات روی خوش نشان نداد. این خبر كه به دا گاما رسید، خود با 20 كشتی و عمدتا توپدار و صدها تفنگدار عازم هندوستان شد و به ایجاد قرارگاه و مستعمره دست زد. دا گاما بازهم به هندوستان سفر كرد و 24 دسامبر سال 1524 در همانجا درگذشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مردی که درهای استعمار قاره آمریکا را بروی اروپائیان گشود در تنگدستی و انزوا درگذشت ـ درس عبرت


بیستم ماه می 1506 كریستُف كلُمب (كریستوفر كلمبوس Christopher Columbus) كه راه استیلای اروپائیان بر قاره آمریكا و کلنی کردن آن را باز كرد در 55 سالگی در اسپانیا درگذشت. به نوشته مورّخان، كلمب (کلمبوس) كه بعدا مورد بی مِهری پادشاه اسپانیا (کاستیل) قرار گرفته بود در تنگدستی و انزوا از این دنیا رفت. وی در ایتالیا (جنوا) و در 31 اکتبر 1451 به دنیا آمده بود و دریانوردی پیشه کرده بود. او پس از ازدواج با یک بانوی پرتغالی، چند سال مقیم این کشور و دارای یک پسر شد. کلمب سپس یک مِترِس اسپانیایی یافت و ساکن این سرزمین شد و چون مطالعات جغرافیایی داشت به پادشاه کاستیل اسپانیا که بمانند پادشاه پرتغال در صدد یافتن سرزمین های دوردست و کلنی کردن آنها بود راههای تازه ای برای رسیدن به مشرق زمین پیشنهاد کرد. این پادشاه، 3 کشتی، شماری افراد و تدارکات در اختیار او گذارد. پرتغالی ها قبلا راه دریایی به مشرق زمین را از جنوب آفریقا یافته بودند و به هند رسیده بودند که کلمبوس یافتن راه هند از طریق دریاهای غرب را به پادشاه اسپانیا ـ رقیب پرتغال، پیشنهاد کرد و به اجرا درآمد.
    کلمبوس درآگوست 1492 در چارچوب رقابت اسپانیا و پرتغال در یافتن راههای دریایی شرق از مسیر دیگر، با وسائلی که دولت اسپانیا در اختیار او گذارده بود در جهت غرب عازم هند شد. کشتی های او 12 اکتبر این سال (که اینک کلمبوس دِی نام گرفته و برگزار می شود) به قاره ناشناخته آمریكا (ناشناخته برای ساکنان سایر قاره ها) در ناحیه باهاما رسید و سپس کوبا و جزیره ای دیگر كه امروز نیمی از آن جمهوری دومینیكن را تشكیل می دهد و نیم دیگر هائیتی، و این جزیره را «هیسپانیولا» نامید و مقر حكومت اسپانیایی ها قرار داد و مقدمات بنای شهر «سانتو دومینگو» را در آن جزیره فراهم ساخت.
     کلمبوس در سفر اول خود در دریای غرب (اقیانوس اطلس) پس از رسیدن به جزایر آنتیل و کوبا گمان کرد که به هند رسیده است و از همان زمان بومیان قاره آمریکا را ایندیَن (هندی) می خوانند. بومیان قاره آمریکا مردمی متمدن بودند، تقویم داشتند و مجسّمه می ساختند، شهر و پادشاه داشتند، ولی توپ و تفنگ نداشتند که عامل برتری اروپاییان بود و در مناطق شمالی این قاره بعدا به دست مهاجران انگلیسی کشتار شدند تا اراضی و اموال شان تصاحب شود و سرانجام پس از چند مقاومت سخت، رزرویشن نشین شدند.
    کلمب نه تنها راه استثمار قاره آمریکا را به روی اروپاییان بازکرد، بلکه سیب زمینی، گوجه فرنگی و توتون را که تا آن زمان تنها در این قاره بودند به اروپا آورد که جهانی شده اند. سیب زمینی (پوتِیتو) و گوجه فرنگی (تومِی تو) مفید و توتون (تباکو) زیان آور و کشنده.
    نام قاره آمریکا از کلمب نیست، از Americo Vespuccio است. امریکوِ دریانورد که بسال 1454 در فلورانس ایتالیا به دنیا آمده و 58 سال عُمر کرد چهار بار از نیمكره غربی (آمریكا) دیدار داشت و نقاطی را كه در این مسافرت های دریایی مشاهده كرد بیش از نقاط مورد بازدید كریستوفر كلمبوس (کلمب) بود.
     كلمب سفر دریایی به سوی غرب را در سال 1492 آغاز كرده بود و نخستین سفر آمریکو [در بعضی زبانها؛ امریگو] 5 سال پس از او و در سال 1497 آغاز شده بود. هردو برای دولت اسپانیا كار می كردند و هزینه سفرهای آنان را آن دولت پرداخت می كرد.
     هیچ مقامی برای نیمكره غربی كه پیش از سفر اروپائیان، مسكون و در پاره ای نقاط دارای تمدنی درخشان بود نام «آمریكو وسپوسیو» را پیشنهاد نكرده بود. این نام را «مارتین والدسیمولر» آلمانی برقاره غربی نهاد كه كار او ترسیم نقشه های جغرافیایی بر پایه اطلاعاتی بود كه دریانوردان می دادند. از آنجا كه بیشتر اطلاعات واصله به این آلمانی كه بعدا چاپگر نقشه های جفرافیایی شد توسط كاركنان كشتی ها و همراهان «آمریكو وسپوسیو» و خود او داده شده بود برای مشخص ساختن نقشه ها، آنها را به نام رئیس گروه؛ «آمریكو» نوشت كه سر زبانها افتاد و به تدریج قاره غربی «آمریكا» خوانده شد و نام دائمی آن قرار گرفته است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
زمانی که جزیره سكوتره به دست پرتغالی ها افتاد
تصویر آلبوکرک
در ماه می 1506 دریانورد پرتغالی آلفونسو دوآلبوكرك جزیره «سكوتره ـ جزیرة سقطرة SOCOTRA ISLAND» واقع در دریای عرب را تصرف كرد و سال بعد (سال 1507) با هدف تصرف جزیره ایرانی هُرمُز در مدخل خلیج فارس وارد آبهای ایران شد تا ناظر بر راههای دریایی اقیانوس هند باشد.
     برخی از مورّخان، تصرف سكوتره را آغاز استعمار آسیا نوشته اند. حال آنکه وسكو دا گاما Vasco da Gama دریانورد پرتغالی هشت سال پیش از آلبوکرک و بیستم ماه می سال 1498 وارد «كالیكتCalicut» در جنوب غربی هند شده و با خود استعمار غرب را هم وارد قاره آسیا كرده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نخستین و دومین پرواز بدون توقف میان دو قاره آمریكا و اروپا
Lindberg
ساعت 7 و 52 دقیقه روز بیستم ماه می سال 1927 «چارلز لیندبرگ Charles Lindberg» هوانورد آمریكایی به تنهایی و با یک هواپیمای یک موتوره از لانگ آیلند (حومه شهر نیویورک) عازم اروپا، از فراز اقیانوس اطلس شد. وی 33 ساعت و 30 دقیقه بعد (21 ماه می) پس از پیمودن عرض اقیانوس اطلس در بورژهِ پاریس Le Bourget فرود آمد و بیش از یكصد هزار تَن از او استقبال کردند. لیندبرگ نام هواپیمای خودرا «روح سن لوئی» گذارده بود.
    وی این مسافتِ 5 هزار و 800 کیلومتری (3 هزار و 600 مایل) را بدون توقف پرواز كرده بود. این نخستین پرواز بدون توقف میان آمریكا و اروپا بود. کار لیندبرگ خلبانی هواپیماهای پُست (رساندن نامه و بسته) بود. وی در عین حال یک خلبان ذخیره ارتش آمریکا بود. لیندبرگ متولد ایالت میشیگان، پرواز بدون توقف میان دو قاره را در 25 سالگی انجام داد. او 26 آگوست 1974 و در 72 سالگی درگذشت.
    پنج سال پس از این پرواز، فرزند شیرخواره لیندبرگ ربوده و نابود شد که اورا در غمی طولانی فرو برد. لیندبرگ از مخالفان ورود آمریکا به جنگ جهانی دوم بود و برای ابراز این مخالفت تبلیغات گسترده به راه انداخته بود، ولی پس از اینکه آمریکا وارد جنگ شد لباس نظامی برتَن کرد و در جبهه شرق به بمباران ژاپنی ها پرداخت.
    
Amelia Earhart (بالا) و Amy (پايين) از بستگان او که وي نيز خلبان شده است و به نوشته روزنامه، خلباني هواپيما در خون آنان است (کپي مطلب روزنامه)


    پنج سال پس از لیندبرگ و در همان روز (20 ماه می و در سال 1932) بانو «امیلیا ارهارت Amelia Earhart» هوانورد آمریکایی و از فعلان حقوق بانوان با یک هواپیمای یک موتوره عرض اقیانوس اطلاس را ـ از نیوفوندلاندِ کانادا به ایرلند ـ پیمود و عنوان نخستین خلبان زن که عرض اقیانوس اطلس را بدون توقف پرواز کرده بود به دست آورد. وی دو سال بعد تصمیم به پرواز دور کره زمین گرفت ولی دوم جولای 1937 در جریان پرواز یکنفره دور دنیا، هواپیمای او بر فراز خط استوا، در آسمان اقیانوس آرام ناپدید شد و تلاش جستجوگران برای یافتن لاشه هواپیما به جایی نرسید و چون دو سال گذشت، «فوت شده» اعلام شد. امیلیا بود که کمک کرد اتحادیه خلبانان زن ایجاد و این حرفه برای بانوان نیز به رسمیت شناخته شود. وی که در عین حال یک نویسنده و از فعلان تأمین حقوق زن در جامعه آمریکا بود همچنین کمک کرد که بسیاری از محدودیت های سیاسی برطرف شود. امیلیا که دارای شوهر بود هنگام مرگ 35 ساله بود. لیندبرگ و اِرهارت هر دو با نوشتن خاطرات خود و توجه مردم به خواندن آنها تشویق به ادامه نوشتن شده بودند و در زمره مؤلفان هم درآمده اند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
انگلستان بالاخره حاكمیت ابن سعود را به رسمیت شناخت
عبدالعزیز ابن سعود
دولت انگلستان طبق قرارداد جده، بیستم ماه می 1927حاكمیّت ابن سعود (عبدالعزیز) را بر نجد و حجاز به رسمیت شناخت كه بعدا از ادغام آنها و چند منطقه دیگر، كشور سعودی به وجود آمده است. كشور سعودی تنها مملكتی در جهان است كه به اسم فرد نامیده شده است. به موجب توافق ماه می 1916 انگلستان و فرانسه بر سر تقسیم سرزمین های عربی میان خود در صورت شكست امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول، جز سوریه و لبنان كه سهم فرانسه قرار گرفت، قرار شده بود كه مابقی از جمله حجاز در اختیار انگلستان قرار گیرد.
     سرهنگ تی. ای. لورنس (لورنس عربستان) كه 19 ماه می 1935 در پی یك تصادف موتوسیكلت درگذشت درجریان جنگ جهانی اول در شبه جزیره عربستان، با توسل به روشی تازه، اعراب را به قیام مسلحانه برضد سلطه طولانی عثمانی برانگیخته و موفق شده بود.
     در مارس 1921 در زمانی كه چرچیل وزیر مستعمرات انگلستان بود با حضور لورنس، پرسی كاكس، آرنولد ویلسون و ... ترتیب تقسیم سرزمین های عربی سهم انگلستان هم داده شد و پادشاهان دست نشانده اردن و عراق تعیین و همان وقت در باره آینده حجاز و نجد هم توافق شده بود. دو کشور عراق و اردن ساخت همان زمان و مخلوق سیاست های دولت لندن هستند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نفیِ نظرات منتشره در یک روزنامه آمریکا که روسیه در اوکراین شکست خواهد خورد در پیام وارده از یک مخاطب با چند استدلال او

     این پیام ساعت یک بامداد جمعه بیستم می 2022 (سی ام اردیبهشت 1401) به وقت شرق آمریکا واصل شد:
    
    "آنلاین یک روزنامه معروف آمریکا را می خوانم و برای خواندن مطالب آنلاین آن هر ماه 4 دلار می پردازم. امشب (پنجشنبه شب) مطلب مفصلی حاوی نظرات چند انگلیسی و آمریکایی را درباره سرانجام عملیات نظامی در اوکراین داشت که نتیجه گیری را پنج قسمت کرده بود که جز در یک قسمت، شکست روسیه را پیش بینی کرده بودند. من [فرستنده پیام] بی طرف هستم، ولی هر نوجوان دانش آموز دوره ابتدایی استدلال های این چندنفر را نمی تواند باور کند، به این دلایل:
     1ـ روسیه حدود ده برابر اوکراین، نظامی و تقریبا برابر یک قاره اسلحه دارد. تانک ها و توپهایش را که از کشورهای عضو سابق پیمان ورشو بازگردانده در انبارها خاک می خورند. به اضافه، سلاح هایی که در سی و چند سال گذشته ساخته. به فرض ـ فقط به فرض محال که نتواند از عهده «ام777» ها و پهپادهای فونیکس گوست که آمریکا به اوکراین داده برآید، سلاح های غیرمتعارف خودرا بکار خواهد برد، این سلاح ها را که برای خواباندن در رختخواب نساخته، برای جلوگیری از شکست و انهدام خود ساخته است. تردید نیست که به محض احساس ناتوانی و شکست، کمک های بلوک غرب بویژه آمریکا و انگلیس را بهانه قرار خواهد داد و به آن سلاح ها متوسل خواهد شد. دهها سال است که با هدف ترساندن گفته می شود که آن سلاح ها در صورت بکارگیری کره زمین را نابود خواهند کرد که گمان نکنم چنین باشد، مگر دو بمب اتمی که آمریکا بر هیروشیما و ناکازاکی افکند، همه ژاپن را نابود کردند. این سلاح ها ـ در صورت بکارگیری ـ فقط علیه یاری دهندگان دولت زلنسکی خواهند بود نه همه اروپا، همچنین آسیا و آفریقا. روسیه آن سلاحها را علیه اوکراین هم بکار نخواهد برد. برای اینکه توده اوکراینی برادر روس ها هستند و عملیات نظامی جاری نوعی جنگ داخلی از نوع جنگ داخلی پیشین آمریکاست. مگر این نظردهندگان فراموش کرده اند که روسیه ناپلئون و هیتلر را شکست داد و انگلیس نجات یافت. روسیه را لنینِ بلشویک با تجزیه آن شکست داد که پس از انحلال حزب کمونیست و پایان حاکمیت آن، این تجزیهِ الکی، جدی شد و عملیات نظامی اوکراین از نتایج همان اشتباه و یا ساده انگاری «رفیق لنین» است.
    2ـ به باور نظردهندگان که در آن روزنامه نقل شده است، نظامیان روسیه نه روحیه جنگیدن دارند و نه آموزش لازم و مشتی سرباز وظیفه هستند و هزاران کشته دادند و از اطراف کی یف و خارکف عقب نشینی کردند. می خواهم بدانم که آیا این نظردهندگان در صحنه و جریان عملیات بودند که فرارها را با چشم خود ببینند و کشته ها را بشمارند؟، تحرکات رزمی نتیجه سیاست است و جابجایی واحدهای نظامی به دستور فرمانده و نه اراده سرباز. سیاست کرملین این جابجایی را ایجاب کرده و شاید که سیاست بر این پایه بوده که عملیات، فعلا به شرق و جنوب منتقل شود که این مناطق روس نشین هستند و جدا کردن آنها باعث قطع ارتباط اوکراین از دریای سیاه می شود و همچنین طولانی شدن عملیات موجب افزایش کمک های نظامی و اعلام حمایت های بلوک غرب به دولت زلنسکی خواهد شد و به کرملین فرصت و دلیل خواهد داد تا جنگ را به چند کشور عضو تِیو (ناتو) گسترش دهد و اقتصاد آنها را تضعیف و به روزگار دوران پس از جنگ های اول و دوم قرن 20 بیندازد.
    3ـ تردید نیست که روسیه در اوکراین میلیون ها هوادار دارد و از جزئیات وضعیت با خبر بوده است و گرنه به اصطلاح ما ایرانیان، «بی گذر به آب نمی زد». کرملین می داند که از کجا اسلحه و ... وارد اوکراین می شود و تعمدا راهها را بازگذارده تا استناد دخالت در آن کشورها داشته باشد و دلیل انتقام از کمک رسانان.
    4ـ شتاب فنلاند و سوئدِ دهها سال بی طرف به عضویت در نِیتو (ناتو) خیلی چیزها را بدست می دهد. رهبران این دو کشور همسایه روسیه گسترش عملیات نظامی را پیش بینی کرده اند و خطر عضویت در اتحادیه نظامی غرب را به جان خریده اند. اگر عملیات نظامی گسترش یابد لهستان و فنلاند در تقدم خواهند بود.
    5ـ در نظرات مندرج در این روزنامه آمده بود که روسیه شکست خواهد خورد و پوتین برکنار خواهد شد. به نظر من [فرستنده پیام] که چنین نخواهد بود. همان طور که گفتم، به فرض محال، اگر روسیه احساس ناتوانی و شکست کند تردید نیست که علیه دولت هایی که باعث شکست آن شوند سلاح اتمی بکار خواهد برد، و اگر هم پوتین در قدرت نباشد، هرکس که جای او را بگیرد مثلا دمیتری مدودیف، ناسیونالیست تر خواهد بود. روس ها از تجزیه کشورشان دلخوش نیستند و می خواهند که مانند گذشته، یکپارچه و ابرقدرت باشد. قطعا ترجمه مطالب این روزنامه معروف آمریکا به اطلاع پوتین رسانده خواهد شد و بر آمادگی او خواهد افزود و بنابراین انتشار این نظرات، عملا سودی برای مخالفان پوتین نخواهد داشت.".
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 20 مي
  • 1645:   نظامیان دودمان پادشاهی کوینگ (چین شمالی) در جریان جنگ برای برکنار کردن خاندان مینگ از سلطنت چین و برجای آن نشستن، شهر یانگ ژوYangzhou (اینک 4 میلیون و پانصد هزار نفری) واقع در کنار یانگ تسه و شمال نانژینک را قتل عام کردند و حدود 800 هزار تَن از مردم شهر را کشتند. علت؛ دفاع شهر در برابر تعرّض آنان بود. قتل عام ده روز طول کشید.
        
        
        
  • 1813:   ارتش ناپلئون در یک جنگ یکروزه در ایالت ساکسونیِ آلمان، ارتش های متحد روسیه و پروس (آلمان) را شکست دادند.
        
        
  • 1873:   لوی اشتراوس Levi Strauss ساخت پارچه و لباس معروف به «بلو جین Blue Jeans» را در سانفرانسیسکو به ثبت داد. وی از یهودیان آلمانی بود که با خانواده اش به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرده بود. لباس ساخته شده از بلو جین های اشتراوس به «لی وایز» معروف اند.
        
        
  • 1882:   اتحاد مثلث مرکب از آلمان، اتریش و ایتالیا تشکیل شد و اروپا یک گام به جنگ [جنگ جهانی اول معروف به جنگ بزرگ] نزدیک گردید، ولی ایتالیا در آستانه جنگ ـ در 1914 از این اتحادیه کنار رفت و اعلام داشت که قرار بود این اتحادیه یک اتحادیه دفاعی باشد و اینک با اولتیماتوم اتریش (در آن زمان یک امپراتوری) به صربستان، به صورت یک اتحادیه تعرّضی درآمده است. ایتالیا بعدا به شکلی در کنار اتحادیه رقیب (فرانسه، روسیه و انگلستان) معروف به ائتلاف مثلث قرار گرفت. جای ایتالیا در اتحاد مثلث را امپراتوری عثمانی گرفت و عنوان مثلث باقی ماند. این اتحادیه جنگ را باخت و هر سه امپراتوری منحل و به صورت سه جمهوری درآمدند.
        
        
  • 1900:   دومین مسابقه های ورزشی المپیک در عصر جدید، در پاریس آغاز شد.
        
        
  • 1902:   خروج نیروهای آمریکایی که در جریان جنگ آمریکا و اسپانیا، کوبا را اشغال نظامی کرده بودند از این جزیره آغاز شد. با وجود این، دولت واشنگتن پایگاه نیروی دریایی خود به نام گوانتانامو را در کوبا حفظ کرده است.
        
        
        
        
  • 1948:   چیانگ کای شک Chiang Kai shek که در انتخابات ریاست جمهوری چین پیروز شده بود در پکن سوگند وفاداری به قانون اساسی یاد کرد و رئیس جمهوری چین شد. کمونیست ها به رهبری مائو تسه دونگ سال بعد با شکست دادن ارتش جمهوری چین و تصرف پکن، چیانگ کای شک را به تایوان فراری دادند که در اینجا حکومت خودرا برقرار ساخت و بیش از چهار دهه کرسی چین در شورای امنیت با داشتن وتو (حق رد) در دست این دولت بود و بسیاری از کشورها ازجمله آمریکا، دولت مستقر در تایوان را نماینده مردم چین می دانستند.
        
        
        
  • 1992:   هند نخستین ماهواره خود را بدون کمک کشوری دیگر (با موشکی که ساخته بود) در مدار زمین قرار داد.
        
        
  • کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    ماجرای شنیدنی جوانی که در تهران همزمان از 7 دختر خواستگاری کرده بود!
    اردیبهشت 1346 (ماه می 1967) بود و یکی از مسئولیت های من در روزنامه اطلاعات، دبیری صفحه حوادث این روزنامه بود که شش خبرنگار و یک عکاس (فتو ژورنالیست) مطالب آن را تهیه می کردند.
         یکی از روزهای این ماه (ماه می 1947) یدالله ذبیحیان خبرنگار حوزه دادسرای تهران و مجتمع های قضایی پایتخت خبری آورد که شرح خواستگاری همزمان و جداگانه یک جوان 19 ساله و در آستانه 20 سالگی از هفت دختر بود!.
        از این خبر چنین بر می آمد که این جوان در شهریور ماه سال پیش از آن از شهر خود به تهران فرستاده شده بود تا در کنگور (مسابقه ورودی دانشگاه تهران) شرکت کند.
        وی در کنکور دانشکده ادبیات دانشگاه تهران پذیرفته شده بود و چون شنیده بود که در این دانشکده می شود از کلاس ها غیبت کرد؛ رفته بود و آموزگار نیمه وقت یک دبستان غیردولتی هم شده بود. از آنجاکه در این دبستان، مختصر انگلیسی هم به دانش آموزان تدریس می شد و نمی خواست مورد ایراد قرارگیرد، در ساعات شب در یک کلاس زبان انگلیسی انجمن ایران و آمریکا نیز ثبت نام کرده بود.
        این جوان در این سه محل هر دختری را که دیده بود آمادگی دارد خواستگاری کرده بود و به خانواده آنان راه یافته بود. این دختران که در انتظار فرارسیدن روز نامزدی، عقدکنان و عروسی بودند از وضعیت یکدیگر خبرنداشتند. تنها مدیر دبستان متوجه شده بود که این معلم نیمه وقت (و دانشجو) تنها مایل است که با خواهران شاگردان خود درباره مشکلات تحصیلی دانش آموز مذاکره حضوری کند و پس از اینکه شنیده بود که از خواهر یک دانش آموز خواستگاری کرده بود، در زمینه احضار خواهران دانش آموزان به او اخطار داده بود.
        یکی از دختران مورد خواستگاری او دانشجوی دانشگاه بود و رفت و آمد خانوادگی برقرار کرده بودند. این جوان در اردیبهشت 1346 به خواستگاری یک دختر همکلاس خود در کلاس زبان انگلیسی رفته بود بدون اینکه شناخت قبلی از خانواده دختر داشته باشد و بداند که دختر عموی همان دانشجویی است که قبلا خواستگاری کرده بود.
        جوان مورد بحث دراینجا و در روز خواستگاری، به اصطلاح «لو» می رود. پدر دختر از برادر خود دعوت به دیدن خواستگار دخترش می کند و او با پسر و دخترش می آیند و پس از دیدن خواستگار و مختصر مشاجره لفظی به جان او می افتند، کتک می زنند و کار به پلیس کشانده می شود و معاون دادسرای تهران پرونده را جهت تحقیقات بیشتر به آگاهی پلیس می فرستد و یک کارگاه کارشناس این نوع وقایع پس از تحقیق و پرس و جو، پی به خواستگاری همزمان این جوان از پنج دختر دیگر می بَرد و با همه آنان (هفت دختر) مصاحبه می کند که تنها سه نفرشان حاضر به شکایت می شوند.
        به ذبیحیان گفتم که می خواهم این جوان را شخصا ببینم و او با چند تلفن کردن اطلاع داد که قرار است فردا جوان مورد بحث را به شورای روانشناسی بفرستند و در اینجا می شود اورا دید. شورا پیش از رسیدن ما تشخیص داده بود که جوان به سبب دور شدن از خانواده و نیز «مادری بودن» دچار مشکلات عاطفی شده و هدف او از رفت و آمد با خانواده ها، در حقیقت رفع کمبودهای عاطفی ناشی از دور شدن از مادر بوده نه تماس آنچنانی با دختران و احیانا سِکس. تشخیص این کارشناسان به پرونده ضمیمه شده بود.
        با این جوان یک گفت و شنید کوتاه داشتم که گفت که تنها کشش و انگیزه او، آشنا شدن و رفت و آمد با خانواده ها بود و در نظر داشت که در تابستان با یکی از این هفت دختر که تناسب بیشتری با او داشته باشد تبادل حلقه نامزدی کند و پس از پایان تحصیل و فراهم شدن وسائل ازدواج کند. این جوان گفت که مشکل او فعلا نداشتن پول است زیرا که پدرش هرماه صد و بیست تومان برایش می فرستد و دبستان غیر دولتی هم ماهانه بدون احتساب سه ماه تابستان 210 تومان می دهد که این پول کافی برای تشکیل خانواده نبوده است و در پی این جنجال، مدیر دبستان از خردادماه عذر اورا خواسته است.
        خانواده های شاکی ـ جز یکی از آنها با اطلاع از نظر شورای روانشناسان، از شکایت خود صرف نظر کردند و معاون دادسرا به شاکی باقیمانده گفت که جرم صورت نگرفته و اگر بر شکایت خود باقی باشد باید وکیل بگیرد و به دادگاه حقوقی دادخواست دریافت غرامت بدهد.
     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
    برای اطلاع



     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاریخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نیز در اپریل 2014 (اردیبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه یافته است.

    نسخه آنلاین: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com