Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
27 دسامبر
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 27 دسامبر
ايران
زادروز رازي دانشمند بزرگ ايران - نگاهي به دستاوردهاي او
دسامبر ماهي است كه ابوبكر محمد ابن زكرياي رازي دانشمند بزرگ ايران در آن در سال 864 ميلادي در «ري» به دنيا آمد و بسياري از واژگاني كه او در علم شيمي بكار برده است جهاني شده اند از جمله واژه شيمي كه از «كيميا» و الكل كه از «الكحل» گرفته شده اند كه رازي در كتابهاي خود بكار گرفته است.
     رازي (منسوب به ري) در پزشكي، شيمي، رياضي، نجوم و فلسفه تحصيل و مطالعه كرده بود و از پايان دوران جواني نيمي از سال را در بغداد و نيم ديگر را در زادگاه خود، ري، كه به آن دلبستگي فراوان داشت مي گذرانيد و كتاب مهم و معروف خود در دانش پزشكي را به نام منصور ساماني حاكم وقت ري كرد و عنوان «طب منصوري» بر آن گذارد كه نخست در ده جلد به لاتين و سپس ساير زبانهاي اروپايي ترجمه شده است. كتاب مهم ديگر او در پزشكي «حاوي» عنوان دارد كه به صورت دائرة المعارف نوشته شده و همه اطلاعات پزشكي آن زمان در آن گرد آوري شده است. رازي در بغداد رياست بيمارستان «مقتدري» را برعهده داشت. در طول توقف او در ري و بغداد، بيماران و پژوهشگران و دانشجويان پزشكي از سراسر جهان براي درمان و كسب فيض و دريافت پاسخ پرسشهايشان به ديدار ش مي شتافتند. كشف آبله و آبله مرغان و مشخص كردن تفاوت آنها از هم از كارهايي است كه در دانش پزشكي به نام رازي ثبت شده است.
     در دانش شيمي، رازي نخستين دانشمندي بود كه شيمي آلي (ارگانيك) را از شيمي معدني (غير ارگانيك) جدا ساخت و در باره شيمي و واكنش هاي شيميايي چند اثر به زباني بسيار ساده نوشت كه مهمترين آنها «اسرار» است. رازي كاشف چند اسيد از جمله اسيد سولفوريك است كه آنها را جهت مخالف بازها قرار داده و واكنشن هاي شيميايي را كه به تهيه الكل كه يك باز است منجر مي شود به دقت شرح داده است. دويست كار علمي به نام رازي ثبت است و درمقايسه با ساير دانشمندان ايراني، رازي را مي توان همتراز ابن سينا خواند.
     بسياري از پژوهشگران تاريخ علوم زادروز رازي را 27 دسامبر (روزي چون امروز) اعلام داشته اند. دراين روز (ششم دي ماه) در سال 1343 به مناسبت يازدهمين سده تولد رازي مراسم باشكوه در ايران برگزار شد و با اين كه قبلا بسياري از مدارس، بيمارستانها و خيابانها در ايران به نام رازي نامگذاري شده بود شمار اين اماكن به نام او دوبرابر شد. رازي در سال 930 ميلادي درگذشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي که ايران قرار داد مرزي 1927 باعراق را غير قابل قبول اعلام كرد
جلال طالباني در حال «گفتگوي درگوشي» با ژنرال آمريکايي پترائوس
در پي چند زد و خورد هوايي و زميني مرزي ميان ايران و عراق ازجمله تيراندازي يكم ديماه 1344 عراقي ها به آبادان و حمله هوايي دو روز بعد از آن به چند روستاي مرزي ايران که اظهارنظر روزنامه های تهران و انتقاد وسیع مردم را به دنبال داشت، هفتم دی ماه آن سال وزيرامور خارجه وقت در سناي ايران حاضر شد و اعلام داشت: «قرارداد مرزي سال 1927 (كه از سوي انگلستان تحميل شده بود) مخصوصا با ابهاماتي كه در مورد آبراه اروندرود (شط العرب) دارد منطقی و قابل قبول نيست» که رادیو ایران همان روز در تفسیر اخبار روز، این گفته مبهم وزیر امور خارجه را «بی اعتبار اعلام شدن قرارداد 1927» بیان داشت و گفت که انگليسي ها طراح اين قرارداد، همه جا استخوان لاي زخم باقي گذارده اند تا سازش و آرامش وجود نداشته باشد كه همان سياست «تفرقه افكن و حكومت كن» آن دولت است.
    رادیو بغداد به نوبه خود ايران را متهم به حمايت از نافرماني كُردهاي عراقي به خواست يك دولت ديگر (اشاره به آمريكا) كرد و ... و از انتقام گیری سخن گفت که از باب احتیاط، ارتش يكم ايران (كرمانشاه) و يكانهاي نيروي دريايي ایران به حالت آماده باش در آمدند. از زمان كودتاي ژنرال قاسم در عراق (تابستان سال 1958) و تا وقتي كه مسكو در عراق نفوذ داشت، شوروي محرّك ضدیت دولت بغداد با ايران بود.
     اختلاف مرزی ايران و عراق که گاهی با برخوردهای مرزی و تهدید همراه بود تا 1975 (ديدار پهلوی دوم و صدام حسين در الجزيره) و امضای يک قرارداد معروف به قرارداد الجزاير ادامه داشت و با این قرارداد، قرار بود که پايان يافته تلقي شود که صدام اواخر تابستان 1980 (و احيانا به تحريك ايرانيان خود ـ تبعيد و احتمالا برخي از دولتها ازجمله دولت وقت آمريكا كه مناسبات خودرا با ايران بر سر موضوع گروگانگيري کارکنان سفارت خود در تهران قطع كرده بود) از فرصتي كه تصفيه ارتش ايران از برخي افسران به دست داده بود استفاده كرد و به گمان اينكه ايران دچار ضعف نظامي است آن قرارداد را كان لم يكن اعلام داشت و در سپتامبر آن سال با جمهوري اسلامي وارد جنگ شد و چون پس از هشت سال جنگ، كاري از پيش نبرد به قبول مجدد قرارداد تن داد.
     در دسامبر 2007 يك نشريه خارجي مطلبي را به نقل از جلال طالباني رئيس جمهوری وقت عراق منتشر ساخت كه نشان مي داد طالباني نظر ديگري درباره قرارداد الجزاير دارد!.
    نخستين قرارداد مرزي در مورد نواحی مورد اختلاف در 17 ماه مي 1639 ميان ايران (دولت صفويه) و عثماني (تركيه) امضاء شده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
شگفت انگيز: 26 دسامبر اكبر رادي زادروز بهرام بيضايي را نوشت و 27 دسامبر بيضايي خبر درگذشت رادي را در همان روزنامه!
اکبر رادي
بهرام بيضايي نمايشنامه نويس و كارگردان بنام وطن ما 26 دسامبر 1938 در تهران به دنيا آمده و تاكنون دهها نمايشنامه و داستان نوشته و بيش از 17 فيلم را كارگرداني كرده و در تكامل هنر تئاتر ايران كوشش بسيار بعمل آورده است.
    امسال (دسامبر 2007) اكبر رادي نمايشنامه نگار و درام نويس گيلاني مقيم تهران كه در وطن شهرت فراوان دارد به مناسبت زادروز بهرام بيضايي مقاله مفصل و جالبي نوشته بود كه در شماره 26 دسامبر 2007 روزنامه پرتيراژ و حرفه اي «اعتماد» چاپ تهران، در صفحات اول و آخر چاپ شده بود. درست در لحظه انتشار اين روزنامه در بامداد 26 دسامبر، اكبر رادي (نويسنده مقاله) در تهران درگذشت و در شماره روز بعد «اعتماد» ـ شماره 27 دسامبر، اين بهرام بيضايي بود كه مقاله شيوائي درباره درگذشت «اكبر رادي» و خدمات ادبي و هنري او به وطن نوشته بود. اين مقاله كه صفحات اول و آخر روزنامه «اعتماد» را فراگرفته بود سبب شد كه روزنامه تا ساعت 9 بامداد ناياب شود. تهراني ها اين دو نوشته را «شگفت انگيز» و «بي سابقه» توصيف كرده اند.
     اكبر رادي كه يكم سپتامبر 1939 در رشت به دنيا آمده بود از 11 سالگي در تهران زندگي مي كرد. وي علاوه بر درام نويسي، دهها سال ادبيات و فنون نگارش تدريس كرده بود.
     روزنامه اعتماد بازمانده روزنامه هاي حرفه اي چند سال اخير تهران است. پس از توقيف «شرق» و «هم ميهن»، اعتماد تيراژ (مخاطبان) آنها را به دست آورده است. سردبير اين روزنامه، دكتر بهروز بهزادي، از روزنامه نگاران قديمي ايران است كه قبلا سردبير روزنامه ايران بود. وي كه تحصيلكرده آمريكاست در دوران نظام سابق مدير اخبار راديو و دبير خبر در روزنامه اطلاعات بود. بهزادي مدير و سردبير مجله «ايران جوان» بود كه توقيف شده است.
    
از راست به چپ: رادي، بيضائي و محمود دولت آبادي

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
مخالفت یک کارشناس پولی و بانکی با برقراری اخذ مالیات از سود سپرده های بانکی در این شرایط اقتصادی کشور
حیدر مستخدمین حسینی

تهران، ششم دیماه 1396، خبرگزاری تَسنیم ـ گزارش شماره 1612364: حیدر مستخدمین حسینی، کارشناس پولی و بانکی و معاون پیشین وزارت اقتصاد ضمن ابراز نظر درباره لایحه بودجه سال مالی 1397 که به مجلس داده شده است در برنامه «تیتر امشب» گفت که در این مقطع، با اخذ مالیات از سود سپرده‌های بانکی مخالف است.
    این کارشناس اقتصادی درباره دلایل این مخالفت گفت: "زمان و شرایط برای اخذ مالیات از سود سپرده‌های بانکی مناسب نیست. برای این‌که نظام بانکی ما عاری از اِشکال نیست، اقتصادمان مبتلاء به بیماری‌های مُزمن است، رکود بر کشور و بر تولید حاکم است و ... و همه اینها می‌گوید که در چنین شرایط، اخذ سود از سپرده‌های مردم درست نیست. در این شرایط [تورّم و ...] دولت نباید به این صورت، کسری بودجه‌اش را از مردم بگیرد.".
    این کارشناس پولی و بانکی افزود: "اگر قرار است معافیتِ مالیاتیِ سود سپرده‌های بانکی حذف شود، این کار باید با لغو و حذف همه معافیت‌های مالیاتی انجام پذیرد و نباید جزیره‌ای [موردی] عمل کرد و گرنه دچار همان مُعضل مالیات بر ارزش افزوده می‌شویم که خود من زمانی از آن دفاع کردم ولی در عمل، جور دیگری اجرا می‌شود و الآن چند بار از مردم مالیات بر ارزش افزوده اخذ می‌شود.".
    مستخدمین حسینی گفت: "اگر برقراری مالیات سود سپرده در دهان دولت مزه کند همان خواهد شد که در مالیات بر ارزش افزوده اتفاق افتاد. [به علاوه، سپرده گذاران که قدرت خرید پولشان به علت تداوم تورّم و ماندن در بانک کم می شود، با لغو معافیّت از مالیات، از سپرده گذاری رویگردان می شوند که مضار دیگری دارد. در حقيقت، سپرده گذاري در بانک ها سودي براي سپرده گذار ندارد زيراکه تورم روزافزون نقدينگي و کاهش قدرت خريد ريال تقريبا برابر است با سود دريافتي و به عبارت ديگر، درآمدي وجود ندارد که ماليات بر آن محاسبه و دريافت شود.].".
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ایران از ژانویه تا اکتبر 2017 (در ده ماه) 140 میلیون دلار عروسک و اسباب بازی از چین وارد کرد!
به گزارش دوم دیماه 1396 خبرگزاری تَسنیم (گزارش شماره 1608262)، آمارهای منتشرشده از سوی گمرک چین نشان می‌دهد که این کشور از ژانویه تا پایان اکتبر 2017، در طول این 10ماه، 140 میلیون دلار انواع عروسک و اسباب‌بازی! به ایران صادر کرده است.
    صادرات اسباب‌بازی چین به ایران در طول این 10 ماه (از ژانویه تا اکتبر 2017) نسبت به مدت مشابه سال 2016 افزایش 88درصدی داشته است!. چین در آن 10ماهِ سال 2016 بالغ بر 75 میلیون دلار اسباب‌بازی به ایران صادر کرده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو انديشه
وحشيان از پروانه براي جنگ كه در دنياي مسيحيت صادر مي شود شرم دارند!
گروتيوس
هوگو گروتيوسHugo Grotius (گروت Groot) فيلسوف و انساندوست هلندي (10 آوريل 1583 ــ 28 اوت 1645) 27 دسامبر سال 1625 كتاب معروف خود «در باره قانون جنگ و صلح » را در فرانسه منتشر كرد و در آن نوشت: من شاهد بوده ام كه در دنياي مسيحيت براي جنگ پروانه هايي صادر مي شود كه وحشيان از شنيدن آنها شرمنده مي شوند. جنگها با هر بهانه جزيي و يا هيچ بهانه اي آغاز و انجام مي شوند و هيچ قانون موضوعه، قانون خدا و قانون انسانيت حاكم بر آنها نيست و در جريان اين جنگها ضابطه اي براي حفظ جان و مال مردم وجود ندارد و به نظر مي آيد كه وجدان فاتح در جريان جنگ و دوران پيروزي خواب است.
    گروتيوس كه به پدر قوانين بين المللي شهرت يافته با بكارگيري نيروي مسلح براي اجراي سياست ها مخالف است و مي گويد كه اگر نمي توانيد از جنگ دست برداريد دست كم با وضع يك قانون قابل قبول براي همه ملتها ، به جان و مال و حيثيت و اميد مردم غير نظامي و بي طرف، در جريان جنگ و پس از آن آسيب نزنيد.
    گروتيوس شديدا با وضع ضوابط و موازيني كه به دور از قوانين طبيعي هستند مخالف است و مي گويد كه نبايد اجازه داده شود كه قانونگذاران بر حسب منافع خود و يا دولت و مصلحت روز، قانون وضع كنند و زندگي را بر مردم مشكل تر سازند. فقط قوانين طبيعي هستند كه قابل دركند و حلال مسائل. يك قانونگذار بايد پيش از نوشتن قانون نتيجه اجراي آن رابر زندگاني مردم مجسّم كند و بر مشكلات مردم نيافزايد كه اين خود نوعي جرم و گناه است.
    گروتيوس با اين افكار درهلند به زندان افتاد كه موفق به فرار به فرانسه شد و در آنجا به نوشتن كتاب و ترويج انديشه هاي خود پرداخت. او پس از مدتي با اين كه پرونده اش در هلند در جريان بود به وطن بازگشت و دوباره بناي مبارزه را گذاشت كه چون در صدد دستگيري او برآمدند از طريق آلمان به سوئد گريخت و دولت سوئد كه به علاقه گروتيوس به اقامت در فرانسه پي برده بود او را با سمت سفير سوئد به فرانسه فرستاد. در اينجا بود كه گروتيوس كمر به پايان دادن به جنگهاي سي ساله با خشكانيدن ريشه انها پرداخت و به پيروزي هايي هم رسيد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در دنياي تاريخ‌نگاري
بازسازي صحنه جنگ تاريخساز «استرليتز»
Hansen

دكتر «هانسنHansen» تاريخدان دانماركي صحنه سازي جنگ معروف «استرليتز» را دوم دسامبر 2005 تكميل كرد و محل صحنه را براي بازديد عموم گشود.
     هانسن 63 ساله كه بيشتر مطالعاتش در زمينه تاريخ قرون جديد است دو سال تلاش كرد تا صحنه جنگ «استرليتز» را بسازد تا مردم با ديدن آن متوجه اين تجربه، و علاقه مند به تعقيب علل و نتايج آن شوند. اين استاد تاريخ براي مجسم كردن اين نبرد شش ساعته كه دوم دسامبر سال 1805 در 20 كيلومتري شهر «برنو» درخاك امروز جمهوري چك روي داد مجسمه هاي كوچك شش هزار سرباز فرانسوي، روس و اتريشي با همان لباس و تجهيزات، يك هزار اسب و 34 توپ را با سرب ساخته و در صحنه قرار داده است. وي به مناسبت افتتاح اين صحنه در بروشوري نوشته است: نبرد استرليتز را «روحيه سرباز» برد، نه اسلحه و شمار نفرات. در اين نبرد، ناپلئون كه خود را وارث انقلاب فرانسه مي دانست تنها 68 هزار نظامي داشت كه تا رسيدن به ميدان نبرد مسافتي طولاني را طي كرده بودند و جمع نيروهاي روسيه و اتريش (طرف مقابل او) 89 هزار تن بود و جنگ در زمين امپراتوري اتريش روي داد. جنگ را قدرت هاي اروپايي با تشكيل اتحاديه سوم با هدف جلوگيري از انتشار افكار انقلاب فرانسه به ساير نقاط اروپا به راه انداخته بودند كه در نبرد استرليتز شكست خوردند و بزرگترين نتيجه اين جنگ، انحلال امپراتوري ديرپاي مقدس (كاتوليك) در اروپا بود. انقلاب فرانسه را اتحاديه هاي نظامي اروپاييان بر ضد فرانسه كمرنگ نكردند، بلكه از درون خود با رخنه عوامل آزمند و جاه طلب كه انقلاب را دستاويز و پلكان قدرت خود قرار داده بودند رو به افول گذارد.
    دكتر هانسن اين صحنه جالب را در منطقه «زيلند» دانمارك در يك مزرعه در ساختمان متعلق به خودش ترتيب داده است.
    بايد بدانيد كه در اين دنياي مادي، شمار كساني كه مهارت، معلومات و هنر خود را براي روشن ساختن بشريت از فعاليت هاي حال و تجربه گذشته بكار مي گيرند كم نيستند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
مسئله بزرگ و طولاني جهاني خبرنويسي و خبررساني که مصاحبه 3 ساعته پوتين يکبار ديگر آن را آشگار کرد - راه حل آن
انعكاس ناقص و گزينشي مصاحبه سه ساعته و نامحدود زماني (Open - End) بيست و سوم دسامبر 2005 ولاديمير پوتين که در رسانه هاي ساير كشورها، بار ديگر ضعف دهها ساله جهان از نداشتن دست كم يك خبرگزاري واقعا بي طرف و حرفه اي را به ظهور رسانيد. اين يك معماي قرن بيستم بود كه چرا دولتها و يا اصحاب حرفه خبر به طور جدّي در صدد ايجاد چنين خبرگزاري كه در مقايسه با امور ديگر هزينه سنگين هم ندارد برنيامده بودند که اين ضعف جهاني به همان صورت به قرن 21 منتقل شده است. به علاوه، در قرن تازه، سرچ انجين هاي فعال در اينترنت هم که اخبار رسانه هارا نقل مي کنند و رابطه مخاطب با رسانه را برقرار مي سازند کارشان صورت تجاري و ... يافته و عمدتا اخبار و مطالب «انگليسي زبان» و رسانه هاي معيّني را نقل مي کنند.
    مصاحبه پوتين درست در همان روزي برگزار شده بود كه در سال 1980 خبرگزاري هاي قاره آسيا با توجه به آن مشكل قرن در صد ائتلاف برآمده بودند تا صداي آسيا را به طور كامل و بدون گزينش و تحريف به گوش ساكنان ساير قاره ها برسانند، نظرات انديشمندان و بزرگان آسيا را نقل و منعکس و آسيائيان را هم از مسائل ديگران آگاه سازند. ولي در عمل ديديم كه موفق نشدند زيرا كه حاصل جمع چند «صفر» هم «صفر (هيچ)» خواهد بود.
    جهان عميقا نياز به يك خبرگزاري وسيع و حرفه اي (خارج از چارچوب دولتها) و يک و يا چند سرچ انجين غير تجاري (غير انتفاعي) و متعلق به همه ملل دارد. اگر به روزشمار اين تاريخ آنلاين بنگريم در زير روز 23 دسامبر يك مصاحبه مهم ديگر را مشاهده مي كنيم و آن مصاحبه «جيمز رستون» روزنامه نگار آمريكايي با استالين در سال 1952 است، ولي استالين به مراتب بدبين تر از پوتين بود و قبلا از رستون امضاء گرفته بود كه هنگام چاپ و انتشار، حتي يك کلمه از پاسخ هاي او كم نشود و گرنه، نه تنها با روزنامه نگاران آمريكايي مصاحبه ديگري نخواهد كرد بلكه آنان را به شوروي هم راه نخواهد داد كه «رستون» به تعهد خود عمل كرد. در اين مصاحبه كه درست سه ماه پيش از درگذشت استالين انتشار يافت، وي گفته بود كه تا نيّت و عمل استثمار، تجاوز و زورگويي وجود داشته باشد؛ تشنج و خطر جنگ هم وجود خواهد داشت. اگر اين نيات واقعا از ميان برود، مذاكره وسيله خوبي است و گرنه چيزي جز اتلاف وقت و «خود فريبي» نخواهد بود و ....
    كرملين جهت شركت در مصاحبه پوتين براي 690 روزنامه نگار از 30 كشور كارت ورود صادر كرده بود كه 22 نفرشان فيلمبردار شبكه هاي تلويزيوني كشورهاي ديگر بودند. اين مصاحبه همزمان به زبانهاي انگليسي، فرانسه، آلماني و ژاپني ترجمه و علاوه بر راديو دولتي، به طور زنده از دو شبكه تلويزيوني روسيه (كانال يك و تلويزيون روسيه) پخش مي شد ولي جهانيان (جز روسها و تا حدي هم هندي ها و ايرانيان) به طور كامل آن را نشنيدند تا بدانند كه اين فرد که ممکن است سالها مطرح باشد چه مي گويد و نظرات او چيست.
    
Nushiravan Keihanizadeh مولف اين تاريخ آنلاين

مولف اين تاریخ آنلاین كه با بيش از شش دهه کار ژورنالیستی، فعاليت خبرگزاري هاي اصطلاحا بین المللی را زير ذرّه بين داشته (زيرا كه در طول شب و روز مجبور به مرور و استفاده از محصول ناقص آنها بوده است) اين ضعف اطلاع رساني را دو بار در دهه 1960 به كنفرانس سران كشورهاي غير متعهد گزارش كرد و اوائل دهه 1980 رساله اي به زبان انگليسي كه حاوي طرح يك خبرگزاري غير متعهد بود نوشت ولي مسئله همچنان باقي مانده است زيرا كه حل مسئله به «يونسكو» احاله شده كه مي دانيم همه اش تشريفات است تا عمل.
     اينك كه بيش از هر وقت ديگر جهان داراي نفوس با سواد (سواد استفاده از اينترنت) شده و توجه جهانيان به رويدادهاي روز افزايش بي سابقه يافته، استفاده قدرت ها و توانمندان از رسانه ها هم به عنوان «وسيله اي ديگر براي اجراي سياست» بيشتر شده است؛ راهي براي نجات ذهن مردم كه تشنه دانستن واقعيات هستند جز ايجاد يك خبرگزاري حرفه اي غير متعهد و يک و يا چند سرچ انجين غيرانتفاعي حرفه اي متعلق به همه ملل وجود ندارد. حواله دادن مردم به «وب سايت» رسمي دولت ها و مقامات راه حل نيست زيرا كه يك فرد عادي وقت مشاهده آن همه وبسايت را ندارد و مي خواهد با مشاهده يك سايت خبری و خواندن يك روزنامه و ديدن يك تلويزيون از همه واقعيات آگاه شود و تكليف خود را بداند. وبسايت هاي رسمي به سبک خبرنويسي تنظيم نمي شوند که خلاصه و مطالب آنها به آساني قابل درک باشد. با محاسبه کامل نوشته و تنظيم مي شوند و ... و مطالب آنها خام است و بدون توضيح و اشاره به سابقه و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
روزي كه كار ساختن «ايا صوفيه» تكميل شد


كار ساختن كليساي ايا صوفيا Ayasofya (قسطنطنيه ـ استانبول) 27 دسامبر سال 537 ميلادي تكميل شد. اين ساختمان به دستور و زير نظر ژوستي نيان يكم امپراتور مقتدر روم شرقي در جاي ويرانه هاي دو كليساي قبلي مربوط به قرن چهارم ميلادي [که از سال 360 کار عبادت در آنها انجام مي گرفت] بناشده است كه پس از افتادن قسطنطنيه به دست عثماني ها در سال 1453، با ساختن مناره به صورت مسجد درآمد ولي نام قديمي خود را حفظ كرده است. آتاتورك در دوران حكومت خود در اين بناي تاريخي يك موزه به وجود آورد كه باقي مانده است.
    تاريخچه اياصوفيه (عکس بالا) حکايت دارد که اين مرکز مذهبي از سال 360 ميلادي تا 1453 کليسا ي اصلي اورتودوکس ها بود جز از 1204 تا 1261 ميلادي که يک کليساي کاتوليک شده بود. ايا صوفيه پس از انجام تغييرات به دست عثماني ها، از 29 ماه مه 1453 مسجد شد و از دسامبر 1931 به صورت موزه در آمد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
قتل پادشاه فرانكها با كمك كليسا!
27 دسامبر سال 679 ميلادي داگوبرت دومDagobert پادشاه فرانكها (ساکنان شمال شرقي و شمال فرانسه) با كمك كليسا و رئيس دربار ترور شد. وي تنها چند سال پادشاهي كرده بود و در همين مدت كوتاه، پايتخت را از « مس Metz» به پاريس انتقال داده بود. چون در ايرلند و انگلستان بزرگ شده بود بينش ديگري نسبت به كليسا داشت و جان خودرا بر سر همين اختلاف رفتار گذارد. در آن زمان به رئيس دربار شهردار كاخ مي گفتند. با قتل داگوبرت دوم به عمر دودمان «مرووينيان» كه نوعي «پادشاه ــ كشيش» بودند پايان داده شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
آزمايش نخستين موشك هدايت شونده


نخستين موشك هدايت شونده زمين به زمين 27 دسامبرسال 1942 (دوران جنگ جهاني دوم) كه به دست دكتر ورنر فون براون آلماني (عکس) ساخته شده بود آزمايش شد. بعدا نوع هوايي آن هم ساخته شد. هيتلر با همين موشكها (V-1) و (V-2) لندن را مي زد و منتظر بود كه بمب اتمي آلمان تكميل و بر اين موشكها سوار شود كه ....
    در پايان جنگ دوم جهاني، فون براون رئيس تيم موشك سازان آلمان پيش از آن كه به دست روسيه افتد، از سوي نيروهاي آمريكايي به اين كشور منتقل شد و در يك مركز ويژه در آلاباماي آمريكا مستقر گرديد و براي آمريكا موشك قاره پيما ساخت و نخستين آمريكاييان را در ماه فرود آورد و مدتي هم رئيس يك قسمت از سازمان ملي فضايي آمريكا (ناسا) بود.
    براوان با اين كه به تابعيت آمريكا درآمده بود بعدا از وارد آمدن اتهام كمك به ماشين جنگي هيتلر مصون نماند و .... وي كه در 23 مارس 1912 به دنيا آمده بود در14 آپريل سال 1977 درگذشت.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تحولات 27 دسامبر1979 كابل، ورود نيروهاي شوروي، دو دلي و ترديدهاي بعدي برژنف و تغيير مسير تاريخ اين قطعه از جهان
حفيظ الله امين

بيست و هفتم دسامبر سال 1979‎آغاز عصر تازه اي در خاور ميانه و آسياي جنوبي است كه هنوز ادامه دارد. اين دوران مرگبار در پي ورود نيروهاي شوروي به كابل، و قتل حفيظ الله امين كه بر ضد نورمحمد تره كي رهبر شاخه خلق حزب كمونيست افغانستان و رئيس دولت وقت اين كشور كودتا كرده، او را كشته و برجايش نشسته بود آغاز شد.
     با قتل امين، ببرك كرمل رهبر شاخه پرچم حزب كمونيست كه افراطي تر از «تره كي» بود به رياست دولت بر گزيده شد و از همين روز رقابت و معارضه شديد آمريكا و شوروي بر سر افغانستان آغاز گرديد و ... كه با فروپاشي شوروي مسئله به صورتي ديگر درآمده و سرزمين كليدي پارسيبانان اينك به محل عمليات نظامي «ناتو» تبديل شده است و به نظر مي رسد که اين رشته سر دراز خواهد داشت.
     پس از بركنار شدن شاه ايران در اوايل سال 1979 و برقرار شدن وضعيتي در اين کشور كه خلاف انتظار و پيش بيني قدرت هاي بلوک غرب بود و در نتيجه كوتاه شدن دست آمريكا از ايران، برژنف رهبر وقت شوروي مي دانست كه آمريكا تلاش خواهد كرد كه جاي ايران را با افغانستان پُر کند و از اين بابت نگران بود. طبق افشاء گري هاي پس از فرو پاشي شوروي و آشگار شدن اسناد محرمانه اين دولت، در آن سال با همه مراقبت هاي مسكو، چند ماه پس از روي كار آمدن «تره كي» به برژنف كه از يك بيماري مزمن (ناشي از افراط در مصرف الكل) رنج مي بُرد اطلاع رسيده بود كه «سيا» با حفيظ الله امين معاون تره كي در تماس است. برژنف مانند همه دولتمردان شوروي بعد از استالين در ترديد و دو دلي بود كه امين دست به كودتا زد، و برژنف نيرو فرستاد و مسئله را پيچيده تر كرد. حال آن كه اگر به موقع تصميم گرفته بود؛ با دادن ترتيب بركناري امين، به اعزام نيرو نياز نبود.
    
ببرک کرمل

با ورود نيروهاي شوروي به افغانستان و روي کار آمدن ببرک کرمل که در کمونيسم، افراطي تر از تره کي بود نه تنها اين كه شوروي آماج تبليغات و تحريمات گوناگون قرار گرفت بلكه «سيا» با همكاري دولت پاكستان با بودجه اي چشمگير و کمک مالي دولت سعودي برخي از سران قبايل افغان را بر ضد دولت كابل برانگيخت و افغانستان به ميدان جنگي خونين مبدل شد. با وجوداين، دولت مسكو كشتار هزاران سرباز خود را تحمل كرد و برضد پاكستان كه مسير كمكها و كانون تحريكات بود اقدام نظامي نكرد.
    مورخان عقيده دارند كه اگر شوروي مسير كمكها را در پاكستان بمباران و يا موشكباران كرده بود تاريخ اين قسمت از جهان، امروز مسير ديگري را طي مي كرد و قيافه ديگري داشت.
    ببرک تا سال 1986 بر افغانستان حکومت کرد. وي از حمايت کامل پشتون ها برخوردار نبود زيرا که گمان مي کردند از تاجيکان باشد. وي بسال 1929 در شمال شرقي افغانستان (منطقه تاجيک نشين) به دنيا آمده بود و پدرش يک ژنرال و مدتي هم فرماندار هرات بود. ببرک بعدا سفير افغانستان در پراک شد و در سال 1996 درگذشت. پس از او دکتر نجيب الله رئيس جمهور دولت کمونيستي افغانستان شد که به دست طالبان کشته شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سالروز ترور بانو «بی‌نظیر بوتو» ـ میراث او
27 دسامبر 2007 بانو بی‌نظیر بوتو سیاستمدار 51 ساله پاکستانی که مادر او ایرانی (و ازخانواده حریری های اصفهان) است در پایان یک سخنرانی انتخاباتی در باغ ملی لیاقت در راولپندی و چند لحظه پس از بازگشت به خودرو جهت ترک محل و هنگامی که از سقف کشویی اتومبیل بالا آمده بود و در حال پاسخ به ابراز احساسات هوادارانش بود هدف گلوله و سپس انفجار بمب قرارگرفت و کشته شد. 56 سال پیش در 16 اکتبر 1951 در همین محل، لیافت علیخان سیاستمدار – دولتمرد پاکستانی ترور شده بود و به همین مناسبت باغ ملی راولپندی را به باغ لیاقت تغییر نام داده اند.
    بی‌نظیر دختر ذوالفقار علی بوتو دو بار نخست وزیر پاکستان شده بود؛ از 19988 تا 1990 و از 1993 تا 1996 و هر دو بار به اتهام وجود فساد مالی میان مقامات دولت و اعمال نفوذ بستگان در امور دولتی و خریدهای عمومی برکنار شده بود و پس از برکناری سال 1996 راه خود – تبعیدی در پیش گرفته بود و در انگلستان و «دوبی» زندگی می کرد. در جریان اتهامات وارده به بانو بی‌نظیر، انگشت عمدتا به سوی شوهر او «آصف علی زرداری» نشانه می رفت و به «آقای ده درصد پورسانت» معروف بود. درپی یک رشته تظاهرات علیه پرویز مشرف رئیس جمهور وقت که در طول سال 2007 به چشم می خورد، وی با بازگشتن بی‌نظیر به وطن و ازسرگرفتن فعالیت های سیاسی موافقت کرده بود . بی‌نظیر 18 اکتبر 2007 به پاکستان بازگشته بود زیرا که قراربود انتخابات عمومی در ژانویه 2008 انجام شود. در سر راه بی‌نظیر از فرودگاه کراچی به محل اقامت، انفجاری با هدف کشتن او روی داد که باعث مرگ دهها تن شد ولی به بینظیر آسیبی وارد نیامد.
    ذوالفقار علی بوتو از طایفه بوتو (بتو = بهوتو) ایالت هاریانای هند (آریانا) است که فامیل او بعدا به ایالت سند (جنوب پاکستان) مهاجرت کردند. دولت انگلستان به بزرگ خانواده بوتو لقب «سِر» داده بود. ذوالفقار علی بوتو یک شیعه و سیاستمداری متمایل به چپ بود بر اساس اندیشه های خود حزب سنتریست متمایل به چپ را در پاکستان تاسیس کرده و از طریق آن تا بالاترین مقام این کشور بالا رفته بود. او درجریان تقسیم پاکستان و جدایی بخش شرقی و ایجاد جمهوری بنگلادش، وزیر امورخارجه پاکستان بود و بعدا دولت او با کودتا ساقط و خودش هم در 1979 اعدام شده بود. بی‌نظیر سالها رهبری حزب مردم پاکستان را که پدرش تاسیس کرده بود برعهده داشت. پس از ترور بی‌نظیر اینک شوهر او و پسرش مشترکا این حزب را اداره می کنند. ترور بانو بی‌نظیر که احساس پاکستانی ها را برانگیخت باعث شد که آصف علی زرداری به ریاست جمهوری پاکستان انتخاب شود و امور این کشور کاملا از دست کسانی که تا زمان ترور بانو بوتو بر سر کار بودند بیرون آید. بی‌نظیر در هجدهم دسامبر 1987 با آصف علی ازدواج کرده بود.
    با وجود این تحولات، پاکستان که در سال 1947 از تجزیه هندوستان به وجودآمده است به دلایل متعدد مشکل است که بتواند از یک ثبات دائمی برخوردار شود. بخش هایی از پاکستان، قبلا به دست انگلیسی ها از افغانستان و ایران جدا و به هندوستان ضمیمه شده بود و مسئله کشمیر لاینحل باقی مانده است.
بی‌نظیر بوتو چند لحظه پيش از ترور شدن، از سقف اتومبیل خود بالا آمده و به ابراز احساسات هوادارانش پاسخ مي دهد (27 دسامبر 2007)

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اوپك آماده همكاري با روسيه شد - هيچ دولتي نبايد ثروت مصرف شدني اش (ازجمله نفت) را صرف شكم كند
شيخ احمد

در پي، اظهارات مقامات ارشد روسيه ازجمله پوتين درباره فعال شدن اين كشور در بازار بين المللي نفت و رقابت با فروشندگان ديگر و سهم خواهي در فعاليت هاي نفتي، شيخ احمد فهد الاحمد الصباح (عكس مقابل) مقام وقت اوپك (سازمان كشورهاي صادر كننده نفت) 26 دسامبر 2005 اعلام داشت كه اين سازمان آماده همكاري بيشتري با روسيه در زمينه سياست هاي نفتي است تا ثبات بازار بين المللي نفت تامين شود.
     شيخ احمد گفته بود كه اوپك نگران برهم خوردن نظم كنوني بازار بين المللي نفت است.
    دولت روسيه كه اعلام كرده بود مي رود كه نخستين صادر كننده نفت در جهان شود و تكنولوژي خودرا براي فعاليت هاي نفتي در نقاط ديگر نوسازي مي كند درعين حال به مردم اين كشور گوشزد كرده بود كه پول حاصل از فروش نفت به خارج، براي خوردن نيست براي پيشرفت هاي ملي است و براي خوردن و تامين معيشت بايد كار كنند و سخت هم كار كنند. پوتين آخرين مقام دولت روسيه بود كه گفت: ما مي خواهيم در صدور نفت، مقام اول را به دست آوريم، ولي فروش منابع طبيعي و زيرزميني براي تامين هزينه روزمره نخواهد بود. هيچ دولتي نبايد ثروت مصرف شدني (تمام شدني) اش را صرف شكم كند. ما ملتي نخواهيم بود كه زندگي خود را برپايه منابع طبيعي مان قرار دهيم زيرا اين طرز فكر كه ما تا فلان زمان منابع طبيعي داريم، نبايد روس ها را تنبل كند و به صورت مصرف كننده درآورد.
    مفسران روزنامه هاي غرب نوشته بودند كه روسيه تنها كشور اتمي صادركننده نفت در جهان است كه بنظر مي رسد تقويت نظامي خود را از سر گرفته است و جوانان روس برخلاف پدران خود دارند داراي تعصب ناسيوناليسي و بزرگ طلبي مي شوند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
آراء متفاوت قضات آمريكا درباره متقاضيان مهاجرت! ـ آمار مهاجران سال 1910 آمريکا
26 دسامبر 2005 نيويورك تايمز به قلم «آدام ليپتاك» گزارشي منتشر كرده بود كه حكايت داشت برخي از قضات دادگاههاي بدوي آمريكا آراء متفاوتي درباره متقاضيان مهاجرت به اين كشور صادر كرده اند كه دادگاههاي استيناف (تجديد نظر) متوجه شده، آنها را نقض كرده و حتي در نظريه هاي خود اشاره به تبعيض آميز بودن احكام برخي دادگاههاي بدوي كرده و دستور محاكمه مجدد به قاضي ديگر داده اند.
    


در اين گزارش آمده بود که آراء منفي قضات در مورد متقاضيان وسيعا افزايش نشان مي دهد. آدام ليپتاك در گزارش بسيار طولاني خود اسامي چند قاضي استيناف (اپيل کورت) را كه به احكام بداوي ايراد بي دقتي، عجولانه، تبعيض آميز گرفته اند ذكر كرده و نوشته بود كه يك قاضي دادگاه بدوي براي رد كردن درخواست مهاجرت يك خارجي حتي به قانون قديمي انگلستان استناد كرده بود!.
    اين گزارش كه (به دليل نداشتن «علامت» غير قابل نقل) در رسانه هاي ديگر منعكس شده بود در نود و پنجمين سالگشت اعلام شمار مهاجرين آن سال به آمريکا (95 سال پيش از انتشار گزارش ـ سال 1910) انتشار يافته بود. طبق آمار رسمي، در آن سال (سال 1910) يك ميليون و 41 هزار و 570 مهاجر تازه، گام به ايالات متحده گذارده بودند كه بيشترشان ويزا و گذرنامه هم نداشتند و جز آنان كه در كشورهاي زادگاه مرتكب گدايي و خودفروشي (فحشاء) شده بودند، بقيه پروانه اقامت دريافت داشتند و بعدا هم تبعه شدند. ايتاليايي ها بزرگترين رقم مهاجران آن سال را تشكيل مي دادند كه 193 هزار تن بودند و بعد از آنان به ترتيب لهستاني ها، يهوديان (ازسراسر جهان بويژه روسيه) و اسلواكي ها. جمعيت آمريكا جز دو ـ سه ميليون باقيمانده سرخپوستان بومي، از مهاجران تشكيل شده است. عكسي كه در بالا و سمت چپ اين مطلب آمده است از زنان مهاجر در اكتبر 1910 در ورودي نيويورك گرفته شده است و نشان مي دهد كه از مليت هاي مختلف بودند و به رسم كشور مادري، لباس بلند بر تن داشتند و ....
    عکس زير نيز يک دسته از مهاجرين کشورهاي اسکانديناوي را که براي ورود به آمريکا وارد جزيره کوچکي در نيويورک شده اند نشان مي دهد. در آن زمان نروژ نفت نداشت که اينک کشوري ثروتمند است.


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
رویدادی خونین ناشی از یک طلاق که اخطاری است به داوطلبان ازدواج و همچنين قانونسازان
رویداد 24 دسامبر 2008 (شب کریسمس) در حاشیه شهر لس آنجلس اوج مسئله طلاق را در جوامع مختلف منعکس ساخت که در این جوامع قوانین ازدواج و طلاق بدون توجه به ساختار جامعه، روانشناسی و فرهنگ آن تحت نفوذ انجمن ها، فعالان اجتماعی و سیاسیونی که در پی کسب شهرت و جلب رای برای نشستن هرچه بیشتر بر کرسی های مجالس مقننه پی در پی تغییر می یابند. این رویداد را یک مهندس 45 ساله برق پدید آورده بود که 9 ماه درگیر پیچ و خم های قضایی طلاق بود. وی سرانجام زن مطلقه خود، والدین او و شش تن دیگر از بستگان آنان را که "کریسمس پارتی" راه انداخته بودند کشت، خانه را به آتش کشید و خودکشی کرد.
     Bruce Pardo بروس پاردو 45 ساله مهندس برق از سال 1985 تا 1994 در ناسا (سازمان ملی هوانوردی و فضایی آمریکا) کار کرده و از آن پس تا اکتبر 2008 (دو ماه پیش از رويداد) مهندس "رادار" در کمپانی آی تی تی آمریکا بود. وي که از زن اول خود یک پسر داشت دو سال پیش با بانو "سیلویا اورتگا" مادر یک دختر 14 ساله از شوهر قبلی ازدواج کرد. بروس که با زن قبلی بر سر حضانت فرزند مشترک مدتها مرافعه قضایی داشت با خود عهد کرده بود که با این قوانین و مشکلات، برای بقیه عمر قید ازدواج را بزند. ولی با گذشت چند سال از واقعه اول، مشکلات را که همانا قوانین به دور از منطق و طبیعت بشر هستند فراموش کرد و با سیلویا که هر دو لاتین تبار بودند ازدواج کرد.
     زن و شوهر به رسم آمریکاییان یک خانه مشترک به فاصله ای نه چندان دور از لس آنجلس و با یک وام چهارصد هزار دلاری بانکی خریداری کردند. قرار بود که هردو به یک نسبت قسط ماهانه دو هزار و هفتصد دلاری خانه را بپردازند که سیلویا (که بمانند بروس دارای شغل و درآمد بود) پس از چند ماه دست به تعلل در پرداخت سهم خود زد، زیرا برخلاف رفتاری که در دوره نامزدی از خود نشان داده بود عادت به قمار کردن داشت، از آشپزی در خانه بیزار بود و باید شام و ناهار و حتی صبحانه را در رستوران _ آنهم رستوران معروف و گران صرف می کرد و .... بروس مردی مذهبی بود و هر هفته یک روز برایگان در کلیسای محل خدمت می کرد، و اتومبیل را وسیله می دانست نه عامل افاده و فخر فروشی (شو آف) و با این برداشت بر وانت سوار می شد، لباس معمولی و ارزان می پوشید ولی سیلویا یک مرسدس آلمانی با قسط ماهانه و بیمه سنگین خریداری کرده بود و یک سال پس از ازدواج از بروس انگشتر الماس چند هزار دلاری خواسته بود و ادامه این وضعیت زندگی را برهر دو تلخ کرده بود.
     سرانجام سیلویا بیست و چهارم مارس 2008 (ایام نوروز 1387) دادخواست طلاق به دادگاه محل تسلیم و دلیل آن را خسیس بودن شوهر اعلام کرد!. سیلویا در پی تسلیم دادخواست به خانه والدینش نقل مکان کرد و برای تعقیب قضیه در دادگاه یک وکیل گرفت. در این میان وضعیت اقتصادی آمریکا رو به خرابی گذاشت و کمپانی آی تی تی به بروس اطلاع داد که باید چند ماه بیکار شود. بیکاری و قطع درآمد سبب شد که مالکیت خانه مشترک هم به مخاطره افتد و در معرض تصرف، توسط بانک قرارگیرد. در ماه اکتبر کمپانی آی تی تی به بروس اطلاع داد که به علت کاهش فعالیت، نام او هم در میان کسانی است که باید برای همیشه برکنار شوند. بروس به هر دری که زد کار تازه به دست نیاورد. وی همه مشکلات خود را نتیجه ازدواج با سیلویا می دید که با استناد به حواشی قوانین به دادگاه اصرار کرده بود که از بروس طلاق او و به علاوه ده هزار دلار پول نقد و قسمتی از اثاثه خانه و سگی را که مشترکا خریداری کرده بودند بگیرد و به او بدهد. بروس بالاخره مجبور به قبول این خواستها شد. دادگاه به بروس تا بیستم دسامبر مهلت پرداخت ده هزاردلار را داده بود. بروس به هر ترتیب که بود این پول را تهیه کرد ولی به جای پرداخت، (تحت فشار بیکاری و یادآوری لجبازی های و آزمندی های سیلویا و بدگویی های بستگان او) کنترل اعصاب خودرا از دست داد و تصمیم به قتل عام خانواده سیلویا گرفت. او می دانست که طبق عادت هرسال، اعضای فامیل شب کریسمس در خانه والدین سیلویا پارتی برپا می کنند لذا دو تفنگ و چهار تپانچه و مقداری بنزین با اکتان بالا ویژه اتومبیلهای مسابقه و یک دست لباس ویژه سانتا (روپوش قرمز کلاله دار، کلای قیفی و ریش مصنوعی سفید و عینک) خریداری کرد و خود را به صورت سانتا (بابانوئل) درآورد، یک اتومبیل بدون راننده هم کرایه کرد و دیروقت شب به خانه والدین زن مطلقه اش رفت. در آمریکا رسم است که در شب کریسمس برخی از مردم خود را به صورت سانتا درآورند و هدیه برای بچه های همسایگان و اهل محل ببرند. بروس که با آن لباس و آرایش شناخته نمی شد وارد خانه والدین زن مطلقه اش شد و دست به تیراندازی زد و پس از اینکه فشنگ چهار تپانچه اش به پایان رسید بنزین با اکتان بالا را به صورت اسپره در خانه پاشید و آتش زد و فرار کرد. در این رویداد 9 نفر از 25 نفری که در خانه بودند از جمله زن سابق بروس و والدین او جزغاله شدند و مردند و سه نفر دیگر مجروح و بقیه فرار کردند. بروس که قبلا بلیت فرار از آمریکا به کانادا را خریده بود موفق به این کار نشد زیرا که ضمن آتش زدن خانه دستهای خودش هم مجروح شده و لباس پلاستیکی سانتا ذوب شده و به پوست بدنش چسبیده بود. با آن حالت، مانع پرواز او با هواپیما می شدند و درمان در بیمارستان هم وقت گیر بود و دستگیر می شد. لذا به خانه برادرش که تا محل رویداد 40 مایل فاصله داشت رفت. در خانه کسی نبود و در آنجا خودکشی کرد. وی قبلا در اتومبیل کرایه ای هم مواد منفجره قرارداده بود که اتومبیل هم نابود شد. پلیس درخانه بروس دو تفتگ و در جیبهای او پول نقدی را که برای دادن به سیلویا تهیه کرده بود به دست آورد. شبکه های تلویزیونی آمریکا شب بعد از وقوع حادثه برای پیشگیری از تکرار رویداد نظر جامعه شناسان را مطرح کردند که پیش از ازدواج، زن و مرد باید مطمئن شوند که متناسب و هماهنگ یکدیگرند زیرا که تمایل غریزی و جاذبه زیبایی (به قول حافظ: ... که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکلها) برای ادامه یک زندگی خانوادگی طولانی و سعادتمندانه کافی نیست.
بروس - خانه اي که قتلگاه بود در ميان شعله هاي آتش

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تاريخ از نگاهي به تصوير
حل معمّاي بزرگ تاريخ!
26 دسامبر 2002 نامه اي با پنج عكس و يک کاريکاتور دريافت شد که قبلا در روزنامه ها و بويژه در سال 1995 که يلتسين براي ديدار با بيل کلينتون به واشنگتن رفته بود چاپ شده بودند. او در جريان اين سفر يک شب در حال مستي با لباس زير از ساختمان محل ميهمانان کاخ سفيد (بلر هاوس) به خيابان رفته و به تاکسي ها دست بلند کرده تا اورا به پيتزا فروشي برسانند و شب بعد به زيرزمين بلر هاوس رفته که محافظان ساختمان اورا متوقف کرده بودند.
    نامه وارده زمينه طنز داشت.
    اين عکسها و ازجمله سطوري از نامه او به اين شرح درج شد:
    تاكنون در اين سايت چند بار نوشته ايد كه انحلال شوروي هنوز در پرده ابهام است. من اين معما را با اين اسناد حل كرده ام (اشاره به عكسهاي ضميمه نامه) كه البته به وسيله ديگران تهيه و در اينترنت قرار گرفته اند و من مسئول آن نخواهم بود. روسها بايد فکري به حال مصرف الکل خود بکنند و گرنه از قافله عقب مي افتند. همه مي دانند که در يک روز برفي در جنگلي در بلاروس و در يک جلسه عرقخوري شوروي را منحل کردند و يکي از سه منحل کننده آن همين يلتسين بود که از دسامبر 1991 تا دسامبر 1999 بر روسيه حکومت کرد، حالا چند ساعت از اين 8 سال را در حال مستي نبود، خدا داند. [مطلبي را که اين مخاطب از مسئله الکلي بودن يلتسين ارسال داشته چند سال بعد بيل کلينتون در مصاحبه خود به عنوان تاريخ شفاهي بيان داشته و زوزنامه هاي ديلي ميل انگلستان و يو اس ا ـ تو دي از آن گزارش تهيه کرده و در اين سايت هم آمده است]
مجموعه اي از عکسها و کاريکاتور دريافت شده

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
مشاجره همسر رئيس كليسا با خدمه هواپيما و ...
جوول اوستين (رئيس كليساي ليك وود) و زنش ويكتوريا


    از 23 تا 26 دسامبر 2005 قضيه اخراج بانو «ويكتوريا» همسر «جوول اوستينJoel Osteen» رئيس (پاستور) كليساي پروتستانها در «ليك وودLakewood» منطقه هوستن آمريكا كه از بزرگترين كليساهاي اين كشور با بيش از 30 هزار عضو دائمي است از هواپيما، خبر روز رسانه هاي آمريكا شده بود. بانو ويكتوريا به اتفاق همسر و دو فرزندش براي سفر به كلرادو جهت اسكي، در فرودگاه هوستن سوار بر يك هواپيماي شركت كنتيننتال شده بود. چون صندلي هواپيما بر اثر ريختن آب و يا نوشابه خيس بود بانو ويكتوريا به ميهماندار هواپيما اعتراض كرد و در اين زمينه ميان او و خدمه هواپيما مشاجره لفظي روي داد. بانو ويكتوريا چون نتيجه نگرفت به سوي كاكپيت هواپيما رفت و در خلبان را كوبيد تا اعتراض خود را در ميان بگذارد. خلبان هواپيما بدون گشودن «در» از بانو ويكتوريا خواست كه هواپيما را ترك گويد. اين درگيري باعث شد كه هواپيما دو ساعت تاخير پرواز داشته باشد تا بالاخره، ويكتوريا به خواهش شوهرش (نه پليس) حاضر به ترك هواپيما شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 27 دسامبر
  • 1522:   جزيره تاريخي رودسRhodes به تصرف عثماني درآمد.
  • 1837:   سرخپوستان سمينول Seminole از ارتش آمريكا شكست خوردند و اراضي خودرا از دست دادند.
        
  • 1927:   برخلاف وصيت لنين، تروتسكي به خواست استالين از حزب كمونيست شوروي هم اخراج شد.
  • 1934:   دولت وقت ايران به همه كشورهاي خارجي تاكيد كرد كه درمكاتبات رسمي خود از واژه پرشيا، پِرس و پِرسه به جاي واژه ايران كه از اين به بعد نام رسمي اين كشور است استفاده نكنند!.
  • 1939:   يك زمين لرزه شديد در ارزنجان تركيه بيش از پنجاه هزارتن را كشت.
  • 1985:   فلسطيني ها در دو حمله تقريبا همزمان به فرودگاهاي رم و وين جمعا 19 تن را کشتند و 140 نفر ديگر را مجروح ساختند. هدف آنان مسافران هواپيماهاي اسرائيلي اعلام شد. تلفات فرودگاه رم 17 کشته و 99 مجروح بود.
  • 1943:   دولت فرانسه از بيم بلعيده شدن لبنان توسط انگلستان، اختيارات كامل به دولت لبنان، تحت الحمايه، خود داد.
  • 1953:   تيمور بختيار که چند روز پيش از اين، فرماندار نظامي تهران شده بود کار خود را آغاز کرد. وي قبلا با درجه سرتيپي فرمانده واحدهاي زرهي تهران بود.
  • 2002:   در دو انفجار انتحاري در چچن بيش از 70 تن کشته و 210 نفر هم مجروح شدند. اين انفجارها در شهر کرازني روي داد و کار تجزيه طلبان اعلام شد.
  • 2004:   در اين روز يك زلزله زير آبي باعث ايجاد امواج سهمگين در منطقه اقيانوس هند شد كه به 12 كشور در اطراف اين اقيانوس آسيب شديد وارد ساخت و بيش از 220 هزار تن كشته شدند.
  • نامه به مولف
    پرسش مخاطب (در سال 1384) و پاسخ (پاسخ وقت) مؤلف درباره انتشار نشريه در ايران و آمريکا ـ مشکل اين مخاطب در دريافت مجوز انتشار يک نشريه تخصصي
  •   مخاطب:
         تهران، بیست و چهارم دسامبر 2005 ـ من يكي از خوانندگان این تاریخ آنلاین شما هستم. گفته اند كه «هيات نظارت بر مطبوعات» يك بنياد دمكراتيك بايد باشد و يك بنياد دمكراتيك كه تصميمات خود را پس از بحث و شور و بررسي همه جانبه و از طريق دادن «راي» اتخاذ مي كند بايد مسئول اين تصميمات و پاسخگو باشد. بانويي هستم كه در رشته مديكال تكنولوژي فارغ التحصيل شده ام. 13 سال پیش تقاضاي صدور پروانه يك ماهنامه تخصّصي در همين رشته را به وزارت ارشاد تسليم كردم، كه پس از تحقيقات حضوري از همسايگان و آشنايان و ... و اين كه آيا نماز مي خوانم و محجبه هستم، و قرار گرفتن در نوبت طولاني، هيات نظارت درخواست مرا رد كرد. چرا نبايد اين رسيدگي در حضور متقاضي صورت گيرد تا اگر مسئله اي باشد، از خود شخصا دفاع كند. خواستم بدانم كه در آمريكا، اين روال بر چه پايه است؟.
        
        پاسخ:
        قانون اساسي آمريكا آزادي مطبوعات (پرِس) و هرگونه فعاليت در اين رشته را تضمين كرده است و براي انتشار نشريه نيازي به صدور پروانه و حتي تابعيت آمريكا و داشتن كارت اقامت دائم نيست. ولي براي راديو تلويزيون و وسائل ارتباطي ديگر، بله. در آمريكا از دهه 1920 تلاش شده است كه عنوان «پرِس» را که در قانون اساسي این فدراسیون آمده است به راديو تلويزيون هم (که در زمان تصويب قانون اساسي خبري از آن نبود) تعميم دهند كه قاعدتا بايد تعميم داده شود، ولي هنوز توفيقي در اين زمينه به دست نيامده است. در ايالات متحده جهت صدور پروانه براي راه اندازی راديو تلويزيون و ابزارهاي ديگر ارتباطات از جمله تأسیسات تلفنی و ... يك كميسيون انتخابي به نام «اف.سي. سي.» ايجاد شده است كه در هر شهر بزرگ نمايندگي دارد. پروانه هاي صادره يك سال اعتبار دارند و بايد تجديد شوند. پروانه ها به آساني صادر مي شوند ولي هنگام تجديد پروانه؛ سوابق كار، اعتراض ها و شكايات، نقد و ايرادها ملاحظه مي شود و بدون سپردن تعهد به رفع مسائل، پروانه تجديد نمي شود و يا به طور مشروط و براي چند ماه تجديد موقت مي شود و رسانه در وضعيت «پروبيشنProbation» قرار مي گيرد و اين راهي است درست و منطقي براي اصلاح كار. كميسيون همانند ساير بنيادهاي دمكراتيك، جلسه غيرعلني ندارد و از متقاضي و وكيل او نيز براي شركت در بحث دعوت به عمل مي آيد.
        به نظر نگارنده (مؤلف این تاریخ آنلاین)، لازم است كه در جمهوری اسلامی ایران هم، هيات نظارت بر مطبوعات چنين روشي را درپيش گيرد. در اين هيات نماينده انتخابي مديران جرايد، نمايندگان قواي سه گانه و نماينده منتخب دانشگاه و ... شركت دارند و لذا جلساتش بايد علني و با حضور متقاضي و يا وكيل و مشاور قضايي او برگذار شود. اظهارات متقاضي بايد شنيده شود و در صورت لزوم از او سئوال شود كه آيا حاضر است كه تقاضاي خود را تغيير دهد (مثلا از يوميه به هفتگي و يا ماهنامه، آنلايني و ...). قاعدتا و برپايه اصول دمكراسي و حقوق انسان در يك دمكراسي نمي شود گزارش هاي منفي و اتهامات وارده به يك فرد را بدون شنيدن مدافعاتش و دريافت اطمينان از او (درصورت لزوم) مورد توجه و ملاك تصميم گيري قرارداد كه قضاوت يكجانبه محسوب مي شود و براي «طرف» حق دادن دادخواست به دادگاه و ادعاي غرامت و اعاده حيثيت به وجود مي آيد. مفهوم ديگر رد درخواست (تقاضامه) عدم صلاحيت است كه اگر عدم صلاحيت موردي غير از تجربه در حرفه مربوط باشد، بايد در دادگاه اثبات شود و به صرف گزارش يك مامور و يك سازمان دولتي قابل قبول نيست. متاسفانه ماده مربوط به تاخير در رسیدگی به تقاضای پروانه و يا رد صلاحيت كه به متقاضي يادآور مي شد كه به دادگاه مراجعه كند و در قانون مطبوعات مصوب در شوراي انقلاب (سال 1358) وجود داشت، در قانون مطبوعات مصوّب سال 1364 (دوران وزارت محمد خاتمي) ديده نمي شود ولي حذف اين ماده، مانع متقاضی از دادن عرض حال به دادگاه نيست زيرا كه طبق قانون اساسي (اصول34 و 159)، دادگاههاي دادگستري مرجع رسمي همه تظلمات و شكايات هستند و لزومي به ذكر اين حق در يك قانون موضوعه نيست.
         همچنين بحث هيأت، اگر ارزش خبري داشته باشد بايد مشروحا در رسانه ها منعكس شود كه نياز به حضور خبرنگاران در جلسه دارد و از همه مهمتر، هيأت و يكايك اعضاي آن بايد پاسخگوي تصميمات و آراء و اظهارات خود (در جلسات) باشند.




  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com