Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
16 فوريه
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 










   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 16 فوريه
ايران
سالگشت وفات مؤلف تاريخ طبري كه به نوشتهِ خودش، کتاب نوشت تا قصور دولت هاي گذشته روشن شود ـ هدف و فایدهِ تاریخ از زبان طبري
16 فوريه 923 ميلادي (301 هجري خورشيدي) روزی است که ابوجعفر محمد جرير طبري تاریخنگار شهیر ایران و مؤلف تاريخ «اخبار الرسل والملوك» از اين دنيا رفت. اثر مهم او که در 16 جلد انتشاریافته است به «تاريخ طبري» معروف است. محمد جرير از مردم طبرستان (تپورستان = مازندران) بود كه علاوه بر تاريخ بسيار مفصل خود، چند تاليف و تفسير ديگر هم دارد. در آن زمان، همانند اروپا كه تا قرون جديد، كتاب هاي فلسفي، تاريخ و علوم به زبان لاتين (زبان كليسا) تاليف مي شد تا در همه سرزمين هاي مسيحي مخاطب داشته باشند؛ بیشتر نويسندگان ايراني هم اين قبيل كتاب ها را به عربي مي نوشتند تا در سراسر جهان اسلامي انتشار يابند و خوانده شوند. بنابر اين، محمد جرير هم تاليف خود؛ «اخبار الرسل والملوك» و «الامم والملوك» را به عربي نوشت كه به دستور منصور ساماني، وزير وي ابوعلي محمد بلعمي آن را به پارسي برگردانيد كه نثري روان، ساده و دلنشين است. طبري آغاز قيام ايرانيان براي تامين استقلال وطن را شاهد بود.
     محمد جرير در مقدمه تاليف خود نوشته است كه هدف او از اين كار پُرزحمت؛ خبر رساندن و آگاهي دادن از حوادث ايّام ملوك، پيَمبران، و خليفگان از آغاز خلقت است، و كارهايشان را بگويم تا كوتهي آنان روشن شود. وي در اين مقدمه نوشته است كه آن چه را كه آورده از قول راويان و ناقلان است و از او نيست و درستي آنها را جز آن چه كه در زمان خودش و يا نزديك به عصر خودش بوده تضمين نمي كند.
     مؤلفانِ تاریخِ «تاریخ نویسی historiography»، فایده تاریخ و تاریخ نگاری در کتب خود؛ مقدمه ای را که طبری بر تالیف بزرگ خویش «اخبار الرسل والملوک» برنگاشته تفسیر کرده اند که هدف اصلی از دانستن تجربه گذشتگان (خواندن تاریخ) است تا به همانگونه که طبری گفته است از کوتهی (اشتباه و غفلت) دیگران درس بگیرند و تکرار نکنند که گریزی از دادگاه «تاریخ» و مجازات ابدی آن نیست.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
از سرهنگ پولادین تا سرلشکر قره نی؛ تلاش برای برانداختن پهلوی ها
سرهنگ پولادين
روزنامه های تهران 27 بهمن ماه 1306 (فوريه 1928) خبر از اعدام سرهنگ محمود پولادين داده و نوشته بودند که وی مغز اصلی طرح توطئه برای قتل رضاشاه بود. سرهنگ پولادین سحرگاه 24 بهمن ماه در پادگان باغ شاه (پادگان حرّ) تيرباران شده بود . همدستان وی ـ چند افسر و غير نظامي ـ در همان محکمه نظامی به مجازات زندان محکوم شده بودند از این قرار:
    سرگرد احمد همایون 15 سال، سرهنگ نصرالله خان هفت سال، سرگرد روح الله خان پنج سال و ....
    به اصرار وکیل حئیم کلیمی (نماینده جامعه کلیمیان ایران در مجلس پنجم) و احمد پولادین و موافقت رئیس دستگاه قضایی ارتش (دیوان حرب) پرونده این دو متهم به همدستی با سرهنگ پولادین به دادگستری ارسال شد تا در آنجا بررسی شود. روزنامه های تهران جزئیات توطئه را فاش نکرده بودند و تنها نوشته بودند که طرح توطئه بلافاصله پس از تغییر سلطنت [بر تخت سلطنت نشستن رضاشاه] آغاز شده بود و پلیس 18 ماه تمام توطئه گران را زیر نظر داشت و پس از به دست آوردن اسناد «قاضی پسند» و اندکی پیش از اجرای توطئه دستگیرشان کرد.
    
سرلشکر قره ني

درست 30 سال پس از اعدام سرهنگ پولادین(هشتم اسفند 1336)، سرلشکر ولی [محمد ولی] قره نی معاون ستاد ارتش و رئیس رکن دوم (اطلاعات ارتش) به همان اتهام دستگیر و بازداشت شد ولی روزنامه های وقت به جای اشاره صریح به قصد او دائر بر برانداختن شاه نوشته بودند که وی متهم است که از اختیاراتش سوء استفاده کرده و به مداخله در امور سیاسی ـ کشوری پرداخته بود. قره نی در مهرماه همان سال [پنج ماه پیش از بازداشت] سرلشکر شده بود. سرلشکر آزموده مدعی العموم وقت ارتش اقدام قره نی را خطرناکتر از سازمان نظامی حزب توده اعلام کرده و گفته بود که قره نی قصد ساقط کردن دولت و ریاست برکشوررا داشت. قره نی که بعدا به زندان و اخراج از ارتش محکوم شد در جامعه ايران به عنوان شخصيتي ملّي و ضد سلطنت شناخته مي شد و مورد احترام بود. وی پس از پیروزی انقلاب به ریاست ستاد ارتش منصوب شد و در دو نقطه کشور دست به سرکوب تجزیه طلبان زد. سرلشکر قره نی سوم اردیبهشت 1358 در خانه اش ترور شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزی که رضاشاه پهلوی مناسبات ایران با آمریکا را قطع کرد
رضاشاه
رضاشاه پهلوی پس از دريافت گزارش رئيس هيات دیپلماتیک ايران در واشنگتن، 27 بهمن 1314 (16 فوريه 1936) دستور داد كه روابط ایران با ايالات متحده آمريكا قطع شود. غفار جلال علاء رئيس نمايندگي ايران در آمريكا گزارش كرده بود كه پليس شهر واشنگتن اتومبيل وي را متوقف و با اين كه خودرا دیپلمات و دارای مصونیّت معرفي كرده بود به او ورقه جريمه داد. وي نوشته بود كه به علت امتناع از دريافت ورقه جريمه، مأمور پليس او را به ايستگاه پليس منتقل مي كند و در آنجا چند ساعت بازداشت مي شود كه اين عمل مغاير مصونيّت ديپلماتيك است. در روز مورد بحث، «غفارجلال علاء» خود ـ رانندگي اتومبيل سفارت را برعهده داشت. پليس واشنگتن او را به رانندگي ـ بيش از سرعت مجاز متهم كرده بود.
     وزارت امور خارجه ايران گزارش غفار جلال علاء را عينا براي رضاشاه ارسال مي دارد و وي اين عمل را بي احترامي نسبت به كشور ايران با آن گذشته تابناک و تمدن تلقي كرده و دستور قطع روابط و احضار كاركنان سفارت ايران از واشنگتن و اخراج هيأت دیپلماتیک آمريكا از تهران را مي دهد. غفار جلال علاء در بهمن ماه به تهران احضار، ولی قطع روابط ازنيمه فروردين 1315 عملي مي شود.
    مقام ديپلماتيك غفار جلال علاء در واشنگتن، «وزير مختار» بود. روابط ايران و آمريكا پس از اين رويداد مدت ها قطع بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
زادروز صادق هدایت از داستان نگاران بنام ایران


امروز زادروز داستان نگار معروف ايران «صادق هدايت» است كه 16 فوریه 1902 در تهران متولد شد و 49 سال زندگي كرد. وی از تبار رضاقلي هدایت نویسنده، مورخ و شاعر قرن سیزدهم وطن است. صادق از سال 1305 تا 1309 در بلژیک و فرانسه به تحصیلات خود ادامه داد و دربازگشت به وطن به موازات کار قلم، در بانک ملی و سپس اداره تجارت و آنگاه وزارت امورخارجه و ... بکار پرداخت زیرا که داستان نگاری، مجله نویسی و کار قلم نمی توانست هزینه های اورا تامین کند و روانشناسی ایرانیان وقت نویسندگی را همانند نقاشی و موسیقی شغل واقعی نمی پنداشت. صادق با داشتن این همه کار حتی موفق به خرید خانه نشد و در خانه قدیمی پدری زندگی می کرد. در سال 1314 اورا به خاطر چندجمله که در داستان وغ وغ ساهاب نوشته بود به اداره پلیس احضارکردند و چون انتظار آن را نداشت در روحیه اش تاثیر عمیقا منفی باقی گذارد، به هند رفت و نزد یک پارسی هندی به تحقیق درباره فارسی عهد ساسانیان پرداخت. داستان نويسي ايران با آثار صادق هدايت وارد عصر تازه اي شده بود كه در نيم قرن گذشته در اين زمينه نتوانسته است پا به پاي ساير ملل پيش برود. نوشته های او عبارتند از:
    زنده بگور، انسان و حیوان، سایه مغول، سه قطره خون، اصفهان نصف جهان، سایه روشن، وغ وغ ساهاب، بوف کور، ترانه های خیام، سگ ولگرد، علویه خانم، حاجی آقا، سه ترجمه از پارسی ساسانی: کارنامک اردشیر پاپکان، گزارش گمان شکن و شهرستانهای ایران، بعلاوه ترجمه آثار نویسندگان بزرگ اروپایی از چخوف، آرتورکریستین سن تا شینسلر.
    صادق هدایت در سال 1329 به پاریس رفت و نوزدهم فروردین 1330 در آنجا با استنشاق گاز خودکشی کرد و همانجا مدفون شده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
گلوله ای که به بدن حسین فاطمی شلیک شد
دکتر حسین فاطمی 25 بهمن ماه 1330 در گورستان معروف به مقبره ظهیرالدوله هدف گلوله یک عضو 14 ساله جمعیت فدائیان اسلام قرارگرفت و مجروح شد. فاطمی ناشر روزنامه ملی گرای باختر امروز از متحدين دکتر مصدق و در آن زمان 38 ساله بود. جمعیت فدائيان اسلام در دهه های 1320 و 1330 چند مقام تراز اول وقت ازجمله رزم آرا و و هژیر را ترور کرده بود. دکتر فاطمی در مراسم پنجمین سال قتل محمد مسعود (ناشر روزنامه مرد امروز) شرکت کرده و سرگرم ایراد نطق برای حاضران بود که هدف گلوله قرارگرفت. در آن مراسم بسياري از مليّون حضور داشتند. گلوله به شکم فاطمي اصابت کرده و اورا سخت مجروح ساخته بود.
عبد خدايي در سال 1335

ضارب، مهدی عبدخدایی دستگیر شد ولي به دلیل نوجوانی [صغر سن] به زندان کوتاه مدت محکوم و آزاد شد. ترور حسین علاء در مسجد در سال 1334 که به نتیجه نرسید و تنها زخمی شد باعث دستگیری رئیس و شماری از اعضای جمعیت فدائیان اسلام شد که پس از محاکمه اعدام شدند. ماموران در جستجوی عبد خدایی بودند تااینکه در شهریور 1335 اورا در خانه ای در خیابان رودکی تهران (سلسبیل) یافتند و دستگیرکردند.
    حسین فاطمی آخرین وزیر امور خارجه دولت دکتر مصدق پس از براندازی 28 امرداد فرار کرده و مخفی شده بود که چندماه بعد دستگیر و اعدام شد. وی بود که پس از فرار شاه بر در کاخ سلطنتی قفل زده بود و به سفارتخانه های ایران دستور اکید داده بود که با شاه تماس نگیرند زیراکه او فرارکرده و فرار شاه معنایی جز کناره گیری از مقام ندارد.
فاطمي در حال سخنراني برمزار محمد مسعود، چند ثانيه قبل از شليک گلوله - در سمت چپ عکس ابوالحسن کمالي خواهرزاده محمد مسعود و خبرنگار وقت خبرگزاري پارس ديده مي شود که بعدا مدير عامل اين خبرگزاري ملي شد

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
کُپی صفحه اول شماره 28 بهمن ماه 1357 روزنامه اطلاعات، یک هفته پس از پیروزی انقلاب

    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
منوچهر وثوق: محمد خاتمي گفته بود كه نماز ما، قديمي هايِ اهل هنر هم قبول نيست چه رسد به ...!
منوچهر وثوق
منوچهر وثوق يكي از ايرانياني بود كه بي بي سي به مناسبت سي امين سالگرد پیروزی انقلاب که در بهمن ماه 1357 (فوريه 1979) تحقق یافت با او مصاحبه كرده بود. پس از پخش مصاحبه‏ كه در دومين هفته فوريه 2009 صورت گرفت، نوار ويديوئي آن با كلام منوچهر وثوق به صورت «پادكست» در وبسايت اين شبكه سخن پراكني دولتي انگلستان قرارگرفته بود.
    منوچهر وثوق در پاسخ به اين سئوال كه چرا تَرك وطن كرده است گفت: به ديدار پدرم رفته بودم و اميدوار بودم كه پس از جنگ (جنگ عراق با ايران) وضعيت بازار «شو بيزنس» بهتر شود و مسئولان فرهنگ و هنر توجه بيشتري به حرفه نمايش و اهل اين حرفه كنند كه پدرم پرسيد كه آيا اظهارات محمد خاتمي [قبلا وزير فرهنگ و ارشاد) را در اين باره از راديو تلويزيون شنيده ام؟. گفتم كه نشنيده ام. پدرم گفت كه خاتمي درباره اهل هنر كه از پيش ازانقلاب فعاليت هنري داشتند(ما) گفته بود: «نماز اين عده هم ـ اگر بجاي آورند ـ قبول نيست چه رسد به ...!».
    با شنيدن اين نقل قول، همه اميدم را برباد رفته ديدم و رخت ترك وطن ـ وطن دلبند ـ بربستم و خارج شدم و از آن زمان همچنان در غربت زندگي مي كنم كه مي دانيد فعاليت يك هنرمند فارسي زبان در دنياي خارج از قلمرو زبان فارسي محدود است و درنتيجه نوآوري و ابتكار و خلاقيت او.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
«مجلس» شیخ الاسلامی را از وزارت برکنار ساخت و احمدی نژاد او را ارتقاء مقام داد و معاون رئیس جمهور کرد!
عبدالرضا شيخ الاسلامي
محمود احمدی‌نژاد 25 بهمن ماه 1391 (13 فوریه 2013) عبدالرضا شیخ الاسلامی را به سمت معاون امور اجتماعی رئیس جمهور منصوب کرد. شیخ الاسلامی متولد سال 1346 در مازندران و مهندس عمران ده روز پیش از این انتصاب (پانزدهم بهمن)، با رای عدم اعتماد مجلس شورای اسلامی از سمت وزیر تعاون، کار و امور اجتماعی جمهوری اسلامی ایران برکنار شده بود. 192 تَن از نمایندگان مجلس رای به برکناری او داده بودند. انتصاب او به معاونت رئیس جمهور یک ارتقاء مقام تلقی شده بود!. به عبارت دیگر؛ مجلس برکنار کرد و رئیس جمهور وقت ارتقاء مقام داد! ـ مقامی که نیاز به تایید مجلس ندارد.
    احمدی نژاد حُکم شیخ الاسلامی را چنین آغاز کرده بود:
    
    فرهیختهِ ارجمند
    
    و برخی از جملات حُکم از این قرارند:
    "با توجه به تعهد، ایمان، تجربیات و سوابق درخشان ـ جناب عالی را به سمت ˈمعاون رییس جمهور در امور اجتماعیˈ بَرمی‌گزینم....
    این جانب جناب عالی را به علم، تدبیر، امانت و فداکاری و همچون برادری دلسوز می‌شناسم.
    جناب عالی در دوره تصدّی وزارت تعاون، کار و امور اجتماعی که از ادغام سه وزارتخانه ایجاد شده است و قبل از آن در مدیریت‌های گوناگون، همواره در انجام وظایف موفق بوده‌اید.
    مطمئن هستم که در این مسوولیت نیز خوش خواهید درخشید.".
    برخی رسانه ها این چنین انتصابی را بی سابقه خوانده بودند. در آن زمان از عُمر دولت احمدی نژاد تنها چند ماه باقی مانده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
بِرنی ساندِرز در فوریه 2016: مسائلِ 62 سالهِ ایران، از براندازیِ حکومتِ دمکراتیک مصدق با کمک دولت وقت آمریکا ریشه گرفته است
Bernie Sanders
«برنی ـ برنارد ـ ساندرز» سوسیال ـ دمکرات بنام آمریکایی که داوطلب نامزدی انتخابات نوامبر 2016 ریاست جمهوری این کشور شده بود [که برای انتخابات نوامبر 2020 هم داوطلب نامزدی شد] در فوریه 2016 در یک مناظره با رقیب خود گفت: اینکه در کَمپین جاری و اخبار و تفسیرهای رسانه ای این همه از مسائل و مشکلات با ایران سخن به میان می آید، ریشه این مسائل را باید در کودتای آگوست 1953 (براندازی 28 اَمُرداد 1332) و برکنار کردن دولت دمکراتیک مصدق که محبوب ایرانیان بوده است جستجو کرد. چرا دولت جمهوریخواه آمریکا (دولت آیزنهاور) باید به تلقین و اصرار دولت لندن (به نخست وزیری چرچیل) تسلیم و در براندازی حکومت مصدق با آن دولت همکاری می کرد [همدست می شد]؟. اگر حکومت مصدق ادامه یافته بود، دمکراسی در ایران نهادینه می شد. در یک دمکراسی ممکن است اعتصاب و تظاهرات با هدف ابراز و بیان عمومی «درخواست ها» صورت گیرد، ولی نه انقلاب که همه چیز را تغییر می دهد که در مورد ایران داده است و حتی کودتای نظامی. انگلیسی ها از 4 قرن پیش از آن نسبت به ایران نظر خاص داشته اند و در قرون 19 و 20 امتیازات متعدد از ایران گرفته بودند و «مصدق» پایان دادنِ به این سیاست مداخله را از لغو امتیازات نفتی آغاز کرده بود. مصدق با آمریکا و مقاماتِ وقت (دولت ترومن ـ دولت پیش از زمامداری آیزنهاور) روابط حسنه و دیدار دوستانه داشت.
    به باور اصحاب نظر، با ورود ساندرز ـ سناتور ـ متولّد 8 سپتامبر 1941 ـ به صحنه کمپین انتخاباتی آمریکا در آن دوره [و دوره بعد]، دم از رفاه عمومی، حذف شهریه مدارس تحصیلات عالی و کاهش فاصله دارا و ندار و کوتاه کردن دست وال استریتی ها (که به هیلری کلینتون 15 میلیون دلار کمک مالی کرده بودند)، و زدن دست کمپانی ها و پولیتیشِن ها از مداخله در تصمیمات دولتی و ردّ کمک مالی اصحاب منافع به کمپین خود و محبوبیت روز افزون یافتن در جامعه آمریکا؛ یک انقلاب سوسیال دمکراتیک آغاز شده که محدود به آمریکا نخواهد بود. قبلا باور نمی شد که یک سوسیال دمکرات تا این حد در یک جامعهِ عمیقا کاپیتالیست محبوبیّت یابد و به پیش بتازد. ساندرز موفق به بدست آوردن رای کافی در کنوانسیون حزب دمکرات نشد ـ حزبی که بدون عضویت رسمی در آن، می خواست نامزدش شود! و کنار رفت، ولی در سمت سناتور به مبارزه خود و بیان نظراتش ادامه داده و پس از گذشت 4 سال دوباره داوطلب نامزدی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شد و در میان داوطلبان نامزدی از حزب دمکرات، از پیشتازان بود و با همان شعارهای 4 سال پیش از آن (سال 2016).
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دکتر احمد توکّلی: توانستیم جلوی رانت 1000 میلیارد تومانی را بگیریم و اقدام بعدی ما قرادادهای نفتی است
دکتر توکلی
تهران ـ 26 بهمن 1394 ـ خبرگزاری فارس (شماره خبر: 13941126000739): دکتر احمد توکّلی [اقتصاددان، پژوهشگر، وزیر پیشین و نماینده سابق مجلس، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و مؤسس و رئیس هیئت مدیره دیده‌بان شفافیت و عدالت] در نشستِ «نحوه پوشش مفاسد اقتصادی در رسانه‌ها» که در حاشیه سومین نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال انقلاب اسلامی برگزار شده بود، گفت: زمانی که دستگاه‌های مرتبط با مبارزه با فساد اقتصادی تا حدی به این مسئله آلوده شوند، دچار فساد سیستمی [سیستماتیک] می‌شویم. در این شرایط، عناصر فاسد در مجاری تصمیم‌گیری نفوذ می‌کنند و نتیجه آن این است که تصمیمات قانونی به نفع منافع فاسدان اریب پیدا می‌کند و در نهایت به ضرر مردم می‌شود. در کشورهای موفق در حوزه مبارزه با فساد دو اقدام صورت می‌گیرد. در اقدام اول دستگاه‌های رسمی که خود مشکل دارند، زیر نظر بالاترین مقام کشور، ستادی برای مبارزه با فساد تشکیل می‌دهند که اعضای آن گُلچینی از دستگاه‌های مختلف است. اقدام دوم جنبه مردمی و تشکیل سازمان‌های مردم‌نهاد در این زمینه است که واسطه‌ای بین مردم و حکومت شوند و به عنوان کانونی برای مبارزه با فساد، امکانی در این زمینه ایجاد کنند. این اقدام دو حسن دارد؛ اول اینکه مردم وقتی ببینند نهادی از خودشان دست‌اندرکار موضوع شده اعتماد بیشتری می‌کنند، در درجه دوم این نهاد می‌تواند کار مردم را تعقیب و به سرانجام برساند.
    دکتر توکلی با اشاره به تشکیل «سازمان مردم‌نهاد دیده‌بان شفّافیّت و عدالت برای رسیدگی به مفاسد اقتصادی» اظهار داشت: اولین اقدام این سازمان این بود که وقتی خبر رسید وزیر صنعت بر خروج شرکت‌های پتروشیمی از بورس اصرار دارد ما این کار را خلاف مصلحت و منافع ملّی دانستیم و قرار بود در این مسیر هزار میلیارد تومان رانت ردّ و بدل شود لذا با مباحث کارشناسی توانستیم جلوی این مسئله را بگیریم. اقدام بعدی ما در مورد قراردادهای نفتی است که در حال مذاکره هستیم تا زمینه فساد ایجاد نشود.
    دکتر توکلی در پاسخ به سئوالی گفت که در مورد دادگاه بابک زنجانی، ما ـ هفت نفر از نمایندگان مجلس به سران قوا نامه نوشتیم که عدم بازداشت این فرد در رسیدگی به پرونده وی، تاثیر منفی می‌گذارد و بعد از پافشاری ما بود که وی بازداشت شد. یا اینکه تعقیب و مجازات فرزند یکی از شخصیت‌های برجسته کشور از مواردی بود که در مبارزه با فساد اقتصادی بی‌سابقه بود. این امور به مردم امیدواری می‌دهد که وجود نیروهای پاک‌دست، امکان مبارزه با فساد را فراهم می کند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
به گزارش بهمن ماه 1394 خبرگزاری فارس، ورود روزانه 20 تا 30 تُن میوه قاچاق به میدان تره بار تهران!
به گزارش شماره 13941126000613 خبرگزاری فارس در 26 بهمن ماه 1394، محسن محمودی رئیس اتحادیه بارفروشان میدان بزرگ میوه و تره‌بار شهر تهران در پاسخ به این پرسش خبرنگار این خبرگزاری که گفته می‌شود شب گذشته حجم زیادی میوه قاچاق به این بازار وارد شده است، گفت: قبلا هم اعلام کرده‌ بودم که روزانه بین 20 تا 30 تُن میوه قاچاق در این میدان خرید و فروش می‌شود و فکر نمی‌کنم که شب گذشته هم بیش از این مقدار میوه‌ قاچاق وارد میدان شده باشد. ممکن است حجم میوه‌های قاچاق بیشتر از 30 تُن باشد. بخشی از میوه‌های قاچاق بدون اینکه وارد میدان شود خرید و فروش می‌شود.
    محمودی گفت: با توجه به اینکه برخورد جدّی با قاچاقچیان میوه انجام نمی‌شود، ممکن است که میزان عرضه میوه‌های قاچاق در روزهای اخیر افزایش یافته باشد. وظیفه ما ارشاد است و از بارفروشان خواسته‌ایم تا از خرید و فروش میوه‌های قاچاق اجتناب کنند.
    نارِنگیِ پاکستان، لیموترشِ ترکیه، گلابیِ چینی، زردآلو و آلو سیاه از میوه‌هایی هستند که به صورت قاچاق وارد و در میدان بزرگ میوه و تره‌بار خرید و فروش می‌شوند.
    محمودی علت افزایش قیمتِ پیاز را که در میدان به هر کیلوگرم 4 هزار تومان رسیده است [رسیده بود] کمبود آن و کِشت کمتر در سال جاری «سال 1394] به دست داد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نام و عکس دزد آجیل و جیب بُر انتشار می یابد ولی مدیر متهم بانک، نَه! ـ پول در جریان در سال 1394 از 900 هزار میلیارد تومان تجاوز کرد (تورّم)
متن زیر از یادداشت مورّخ 26 بهمن‌ماه 1394 (یادداشت شماره 581) دکتر هوشنگ طالع، ناسیونالیستِ ایرانیِ بنام که یادداشت های او به بسیاری از افراد و شخصیت ها ایمیل می شود برداشته شد:
    دیشب [یکشنبه شب 25 بهمن = 14 فوریه 2016] شنونده‌ی گفت‌وگوی حجت الاسلام محسنی اژه‌ای سخنگوی قوه‌ی قضاییه [سخنگوی وقت] با رسانه ها از تلویزیون دولتی بودم. در اینجا نیز سخن بمانند دیگر مصاحبه‌های عمومی او، بر سر «فساد و سوء مدیریت» در دستگاه‌های کشوری [دولتی] بود.
    چندین سال است که از فساد بانکی و «معوّقات و بازپرداخت نشدن وام های بزرگ» سخن به میان می آید، اما نه کسی [با ذکر مشخّصات کامل] معرفی می‌شود تا مردم بدانند که متهم کیست و خطا و کوتاهی چگونه صورت گرفته است و چرا؟. به نظر می رسد که نتیجه‌ قطعی هم از رسیدگی ها که پیشگیری کننده باید باشند گرفته نمی‌شود و یا اعلام نمی گردد تا تنّبُه به وجود آورَد. در این میان و طبق شنیده ها، روز به روز به حلقه‌ی هم‌نشینان آقای «خاوری» در آن سوی آب‌ها افزوده می‌گردد. به بهانه‌ی این که «قانون اجازه نمی‌دهد»، نام این مدیران و دیگر متهمان دارایی‌های ملّت تا صدور حُکم محکومیّت، فاش نمی‌شود و این، در حالی است که عکس 3 بانو را در همه‌ی روزنامه‌ها با شرح و تفصیلات ـ به جرم دزدیدن «آجیل» از یک آجیل فروشی،‌ چاپ می کنند؟! و همچنین عکس یک «خُرده‌پا» را به عنوان «جیب‌بُر» در روزنامه‌های منتشر می سازند و از مردم می خواهند که اگر شکایتی نسبت به وی دارند به ... مراجعه کنند؟!.
    در این مصاحبه (مصاحبه عمومی 25 بهمن ماه 1394)، حجت الاسلام محسنی اژه‌ای هم این پرسش را به میان آورد: "چه برخوردی با مدیر بانکی شده است که بانک او 6 یا 7 معوّقه وصولیِ [پس نگرفتن وام پرداخت شده] تنها از یک فرد در دست داشته؟، نسبت به این مدیر چه اقدامی صورت گرفته است؟، تنها از این بانک او را برداشتند و مدیر بانک دیگر کرده اند؟!.".
    محسنی اژه ای در این مصاحبه گفت: "با کمال تأسف نقدینگی ما به شدت افزایش یافته و این موضوع تبعات سوء دارد. نقدینگی کشور [پول در جریان] بالای 900 هزار میلیارد تومان است.".
    محسنی اژه ای با بیان اینکه بدهی دولت به بانک ها افزایش یافته است، گفت که طبق بررسی ها، بدهی دولت به بانک ها بالا گرفته و بانک ها نیز به دلیل این مشکل نمی توانند تسهیلات بانکی [وام] به مردم بدهند. اگر علل افزایش معوّقات بانکی را به دست نیاورند و مراقبت نشود، بطور قطع میزان مُعوّقات [بدحسابی] افزایش می یابد و باید بررسی شود که چرا وقتی می خواهند تسهیلات جهیزیه [وام به خانواده تازه عروس برای تهیه جهیزیه] پرداخت شود سختگیری ها و محکم کاری های متعدد می شود و دریافت کننده آن نباید یک مورد مُعوّقه [بدحسابی] داشته باشد اما پرداخت تسهیلات کلان آسان است!. چرا [از متقاضیان وام های کلان] وثیقه معتبر نمی گیرند؟، چرا بررسی ها و کارشناسی ها به درستی انجام نمی شود؟. نیاز است که ساختار [مدیریت های مالی] تغییر کند و کار نظارت اصلاح شود. در آنجا [در بانک ها] معوّقات سه هزار میلیارد تومانی و حتی بالاتر وجود دارند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو انديشه
اهميت آسياي ميانه و مناطق جنوبي آن (خراسان بزرگتر و سیستان بزرگتر) و رقابت برسر نفوذ در آن ـ روسیه و انگلیس این مناطق را از ایران جدا کردند
Leskov
دو مورّخ آمريكايي و يك مقاله نگار روس كه زادروز هر سه شانزدهم فوريه است درباره اهميت آسياي ميانه و مناطق جنوبي آن، به طور جداگانه و در طول دو قرن گذشته نظريه اي واحد را مطرح ساخته اند كه هنوز مورد توجه است و با بازگشت روسيه به صحنه رقابت بر سر قدرت از پایان دهه نخست قرن 21، اين توجه گسترش يافته است مخصوصا که رقابت بر سر نفوذ در آسياي ميانه بيشتر شده و اين بار، ايران هم در ميدان رقابت است. بسياري از اصحاب نظر ورود ناتو به افغانستان را بخشي از اين رقابت تلقي کرده بودند. وجود تاجيکيان در آسياي ميانه که خويشاوند اتباع دولت ايران هستند، دست تهران را در اين رقابت قويتر از سايرين نشان مي دهد. افغانها و نيمي از پاکستاني ها بويژه پاتانها ايراني تبار هستند. تاجيكیان منطقه (پارس ها) که دوستدار بي چون و چراي ايرانيان بوده اند اينک خواهان گسترش همکاري هاي فرهنگي و اقتصادي في مابين. یک تلاش در اين زمينه مربوط است به ايجاد يک مرکز فرهنگي ايران و تاجيک در شهر خجند در ايالت سُغدياي تاجيکستان در فوريه 2009. خجند روزگاري پايگاه مرزبان بزرگ ايران در شمال شرقي وطن مشترک ايراني تبارها بود و همين نيرو قرن ها مانع ورود هون ها و زردها به ايرانزمين شده بود. پس از هجوم عرب، خجند از مراکز بزرگ پاسداري از زبان فارسي و تمدن و فرهنگ ايراني بوده است.
    
Van Wyck Brooks

اين سه انديشمند عبارتند از: نيكلاي لِسكوف Leskov (متولد 16 فوريه 1831 و متوفا در مارس 1895) روزنامه نگار و داستان نويس بزرگ روس كه ماكسيم گوركي هم از نظرات او دفاع كرده است؛ ون بروكس Van Wyck Brooks (متولد 16 فوريه 1886 و متوفا در ماه می 1963) اديب و نقدنويس، مورّخ و بيوگرافي نگار آمريكايي و برنده جايزه پوليتزر و جورج كِنان George Kennan (متولد 16 فوريه1904 و متوفا در سال 2005) مورّخ و پاليسي ميكِر معروف آمريكا. هر سه به يك مضمون ابراز نظر كرده اند كه ماحصل آن چنين است؛ دولتي قدرت اول جهان خواهد بود كه آسياي ميانه و مناطق جنوبي آن (افغانستان و بلوچستان شرقي) تا اقيانوس هند را دركنترل داشته باشد.
    
George Kennan

به نظر می رسد كه تزار وقت روسيه با توجه به نظر «لسكوف» كه در يك مجله چاپ مسكو انتشار يافته بود به تصرف خان نشين هاي آسياي ميانه كه در آن زمان اسما جزيي از ايران بشمار مي آمدند اقدام كرده بود كه انگلستان با دوز و كلك بسيار و با جداساختن مناطق جنوبي آمودريا از ايران و نامگذاري آنها به «افغانستان» و ضميمه ساختن بلوچستان شرقي به هندوستان آن زمان مانع پيشروي تزار به جنوب آمودريا و رسيدن به اقيانوس هند شد. بروكس و كنان نيز از اهميت سياسي و استراتژيك مناطق يادشده در بالا سخن گفته و بدون دركنترل داشتن آنها، قدرت برتر جهان شدن را خارج از بحث خوانده اند. اجراي نظرات كنان مبني برلزوم «در محاصره قراردادن بلوك شرق» بود كه سرانجام به فروپاشي اين بلوك از درون انجاميد. حکومت وقت در ايران به مساعي آمريکا در محاصره شوروي (اجراي فرضيه جورج کنان) کمک موثر کرده بود. آسياي ميانه (فرارود و مناطق شمالي آن) اينك شامل پنج جمهوري مستقل است.
     درپي رويداد 11 سپتامبر 2001، نخست آمريكا و سپس ناتو (غرب) در افغانستان مستقر شدند و آمريکا در قرقيزستان از تسهيلات معيّن براي نقل و انتقال به افغانستان برخوردار شده است. چين و هند نيز براي برخوردار شدن از نفوذ در آسياي ميانه و افغانستان به تلاش افتاده اند و از بذل کمک اقتصادي خودداري نمي کنند.
     در آسياي ميانه، در برابر مساعي غرب، تلاش عمومي ديگري مشاهده مي شود و اين تلاش ها در چارچوب سازمان همکاري هاي شانگهاي متمرکز شده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسي
اظهارنظر فيدل كاسترو درباره کمپين انتخابات سال 2008 آمريکا و نامزدهاي آن ـ مَککین نان اسیر ویتنامی ها شدنش را می خورد!
فيدل کاسترو رهبر انقلاب کوبا كه پس از بهبوديافتن از بيماري دستگاه گوارش و بازنشسته کردن خود از فعاليت هاي مستقيم دولتي و پرداختن به مقاله نگاري در وبسايت خود و روزنامه «گرانما» چاپ هاوانا، در مقاله اي كه نيمه فوريه 2008 انتشار يافت ضمن بررسي رقابت هاي انتخاباتي وقت در آمريكا نوشته بود كه «مَكکين» نامزد حزب جمهوريخواه آمريكا [رقيب اوباما از حزب دمکرات] در گروگان مافياي اين كشور است و در نتيجه فاقد اراده.
    فیدل کاسترو که در نوامبر 2016 در گذشت افزوده بود: مَكکين [که چند دوره سناتور بود و احيرا درگذشت] نان اسيرشدن خود در حمله هوايي آمريکا به ويتنام را مي خورد (كه خلبان بمب افكن بود، هواپيمايش سرنگون شد و به اسارت درآمد) و فاقد پيش شرط هاي رياست بر يک کشور است. ولي، در هرحال مَککين نبايد اخلاقيات را فراموش كند و در نطق هاي تبليغاتي اش دروغ بگويد و براي رفتن به كاخ سفيد به هركاري دست بزند.
     کاسترو پيش بيني کرده بود که بعيد است حزب جمهوريخواه با اشتباهات هشت ساله جورج دبليو بوش ـ تعرض بی دلیل به عراق و تصرف غیر ضروری افغانستان و بدبخت کردن مردم هر دو کشور، و افراط گري مشاوران او و عُقده هاي رواني معاونش ـ ديک چني ـ در انتخابات نوامبر 2008 برنده شود.
    کاسترو در عین حال نوشته بود: روال کار در ايالات متحده به مرور زمان از مسير خارج شده است و دشوار است که حزب دمکرات هم بتواند آن را دست کم به مسير سابق (که آن هم رضايتبخش نبود) بازگرداند. عدم دقت در انتخاب مشاوران کاخ سفيد عامل بيشتر اين مشکلات بوده است که دودش به چشم توده مردم مي رود.
    مرور زمان نشان داد که پيش بيني کاسترو درست بود، نامزدان حزب دمکرات آمريکا برنده انتخابات (رياست جمهوري و پارلمان) در سال 2008 شدند..
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در دنياي تاريخ‌نگاري
زادروز «Henry Brooks Adams هنري بروكس آدامز» مورّخ ـ فرضيه تاريخ و آموزش و پرورش
Henry Brooks Adams
شانزدهم فوريه زادروز «Henry Brooks Adams هنري بروكس آدامز» مورخ، روزنامه نگار، فرضيه پرداز و داستان نويس آمريكايي است كه در سال 1838 به دنيا آمد و در 27 مارس 1918 درگذشت. وي نوه و نتيجه دو رئيس جمهور پيشين ايالات متحده آمريكا ـ جان كوينسي آدامز (ششمين رئيس جمهور) و جان آدامز (دومين رئيس جمهور) ـ است. هنري متولد شهر بوستون (باستن) كه پس از انجام تحصيلات دانشگاهي سالها در اروپا اقامت داشت در بازگشت به وطن، در شهر واشنگتن سكونت گزيده و روزنامه نگاري را پيشه ساخنه و در اين شغل به افشاي فساد سياسي در دستگاه حكومتي آمريكا پرداخته بود. وي ضمن ادامه به نوشتن مقاله براي روزنامه ها به تدريس تاريخ در هاروارد و نيز تاليف تاريخ و پردازش فرضيه هاي متعدد و نيز داستان نگاري سرگرم شد كه 39 سال ادامه يافت.
     آدامز با تجربه هايي كه از اروپا و آمريكا به دست آورده بود؛ در يکي از نوشته هايش اشاره کرده بود که يهوديان جهان غرب (اروپا و آمريكا) مي كوشند که كليدهاي اقتصاد جهان و به ويژه پول، كنترل اطاق هاي خبر روزنامه هاي آمريكا، كار چاپ و تاليف و امور سياسي (پاليتيكز) را به دست گيرند و از اين طرق و با داشتن مهار افكار بوسيله رسانه ها؛ خط دهنده سياسيون باشند. کوشش آنان اين است که كار تعيين سياست هاي دولت آمريکا را به دست گيرند و برنامه هاي اين دولت را بنويسند و ....
     هنري آدامز نوشته است: با هركس و صاحب هرفكر و عقيده مي شود همزيستي كرد جز زرپرستان و بروكرها (واسطه ها).
    هنري آدامز صاحب فرضيه هاي متعدد است ازجمله فرضيه او در آموزش و پرورش به نام «آموزش و پرورش هنري آدامز» و فرضيه تاريخ. هنري آدامز «تاريخ» را يك پروسه حركت به جلو (با موازنه نيروهاي مخالف، نفوذ و عمل) مي داند كه همانند قانون ترموديناميك عمل مي كند كه قدرت هاي نظامي (ميليتاريستيك) مايلند و مي كوشند كه موازنه را برعكس كنند.
    وي در زمينه دمكراسي ـ از فرضيه تا پركتيس ـ نظرات ويژه ارائه داده كه آنها را به صورت داستاني زير عنوان «ناول دمكراسي» برنگاشته است.

    از آدامز آثار متعدد باقي مانده است ازجمله: مجموعه رسالات تاريخي، ناول دمكراسي، نخست: آموزش و پرورش، درباره قانون انگلوساكسون، آمريكا در زمان توماس جفرسون، زندگي آلبرت گالاتين، جان راندولف و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
محسن ميرزايي: از خبرنگاري روزنامه اطلاعات تا دستياري مديريت آن، تاريخ نگاري و اَدورتايزينگ
محسن ميرزايي در 77 سالگي
محسن ميرزايي روزنامه نگار با تجربه ايران 27 بهمن 1311 به دنيا آمده است. ميرزايي پس از فراغت از تحصيل در رشته ادبيات فارسي از دانشگاه تهران، در تابستان 1335 در امتحان مسابقه ورودی نخستين دوره آموزش روزنامه نگاري ايران پذیرفته شد و در پایان این دوره در روزنامه اطلاعات بکار پرداخت. وي کار خبر را با تهيه و تنظيم اخبار اجتماعي و مطالب تاريخ و باستان شناسي آغاز و سپس ستون جالبي تحت عنوان «محافل و مجالس» ابتکار کرد.
    میرزایی آنگاه سردبير صفحات لایی روزنامه اطلاعات (معاون سردبير اجرايي) شد که در ساعات شب تنظیم می شدند. محسن ميرزايي سپس به موازات ادامه ستون خود و نوشتن فيچر تاريخي، دستيار سناتور عباس مسعودي مدير موسسه اطلاعات شد که در ژورناليسم ايران مقام بالايي بشمار مي آمد و با اين مقام به صورت موفق ترين فارغ التحصيلان نخستين دوره آموزش روزنامه ايران درآمد. چندی بعد، ميرزايي به سمت سرپرست خبرنگاران و نمايندگان روزنامه اطلاعات در ساير کشورها منصوب شد و سفرهاي متعدد به اروپا، آمريکا و اکناف جهان کرد و با روش هاي روزنامه نگاري ملل ديگر هم آشنا شد و با يک رشته مطالعات در زمينه اَدوِرتايزينگ (آگهي ها) و درباره طرز فعاليت کمپاني ها و آژانس هاي اعلان، به نوسازي اين کار در ايران دست زد. به موازات تمامي اين مشاغل، ميرزايي دست از نوشتن تاريخ نکشيد که صفحات «28 هزار روز» در روزنامه اطلاعات کار او و محصول پژوهش هايش است.
     ميرزايي در عين حال در سال 1352 يک مرکز پژوهش هاي تاريخي و اسناد به وجود آورد و مشاور يک کانون بزرگ آگهي در ايران شد. ميرزايي ِ پُرکار همزمانِ با روزنامه نگاري، به تأليف کتاب دست زد. از جمله «سرنوشت واقعي مليجک»، «اسناد توطئه محمدعلي شاه قاجار»، «خاطرات مليجک ـ غلامعلي خان عزيزسلطان» در چهار جلد، «تاريخچه بريگاد قزاق» در 2 جلد، «جريان مهاجرت ـ کشيده شدن جنگ جهاني اول به ايران» و .... ميرزايي در دهه هاي 1350 و 1360، ضمن کار، همچنان به تکميل تحصيلات روزنامه نگاري در آمريکا و اروپا ادامه می داد که بر فيچرنويسي و اَدورتايزينگ متمرکز بود.
     ميرزايي در سال 1388 ضمن ادامه نوشتن مطلب براي روزنامه هاي تهران، تاريخچه تبليغات در ايران را تأليف کرد. او که همچنان مشاور يک کانون بزرگ تبليغات تجاري در تهران است، عکس هاي تاريخي ايران در دوران قاجاريه را در يک وبسايت تحت عنوان «يادگاران www.yadegaran.com» قرار داده است. میرزایی سالها با روزنامه ایران همکاری داشت و طرف مشورت دکتر فریدون وردی نژاد که روزنامه بسیار قدیمی ایران را احیاء کرده بود و سردبیران وقت این روزنامه قرار می گرفت.
     ميرزايي در سال 1373 صفحه اي تحت عنوان «از طهران ديروز تا تهران امروز» براي روزنامه همشهري (متعلق به شهرداري تهران) داير کرد. به موازات آن و با همکاري منصور تاراجي در روزنامه ايران يک رشته مطالب تاريخي تحت عنوان «خاورميانه: از سقوط امپراتوري عثماني تا به امروز» را به چاپ رسانيد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزی که انقلابِ آنلاین شدن رسانه ها آغاز شد ـ آغازگر آن، تاریخچه و تکامل ـ بزرگترين تحول در تاريخ روشنگري، آزادی بیان و عقیده و صدارسانی
کينگزلي از سي ان ان تا سليت
نيمه فوريه 1995 (26 بهمن 1374) مايكل كينگزلي Michael Kingsley روزنامه نگار آمريكايي اعلام داشت كه كار انتشار يك نشريه جامع (تمام عيار) را در اينترنت (به صورت آنلاین) آغاز کرده است و این نشریه «سليت Slate» عنوان دارد و با این بیان و از این روز، سايبر ژورناليسم (Cyber journalism روزنامه نگاري آن ـ لاين) پا به دوره تازه ایجاد خود گذارد كه تحوّلی بسيار بزرگ در روزنامه نگاري و اطلاع رسانی بوده است. با اينكه از عُمر «بولتن بورد» آنلاين مدت ها مي گذشت كه در سالهاي 1983 و 1984 توسط «براین ردمن» و «برد تمپلتون» تكميل شده بود، در فوريه 1995 شنيدن عنوان «نشريه جامع ـ تمام عيار اينترنتي، نه تَک صفحه» حرف تازه اي در دنيا بود. [عنوان «وبلاگ، بلاگ» از بارگر Barger و مرهولتزMerholtz است.]. در سال 1992 انتقال کامپیوتری اخبار به نام Nando صورت گرفته بود و پیش از همه اینها، تلِه پرینتر، تلِه فتو و در سال 1970 دستگاهی به نام Teletext (تلکس) که نوعی انتقال تلگرامی (بی سیمی) بودند و در1979 Videotex.
    در سال 1995 و تقریبا همزمان با سلیت، نوعی نشریه آنلاین به نام سالن Salon آغاز بکار کرده بود. نِت سکِیپ نیویگِیتور و اینترنت اِکسپلورِر کمک بزرگ به پیدایش و نهادینه شدن سایبر ژورنالیسم (روزنامه نگاری آنلاین) کرده اند که این نوع روزنامه نگاری توأما با حروف (وُرد)، صدا و فیلم (Text, Audio and Video) است. این نوع روزنامه نگاری، روزنامه نگار و کار قلم را از کنترل افراد و کمپانی های صاحب رسانه ها خارج ساخته و خودسانسوری، دولت سانسوری و ملاحظات در آن کمتر اتفاق می افتد. روزنامه نگاری و تألیف آنلاین بسیار ارزان و عمدتا یک نفره است و معمولا مخاطب برای دسترسی، پولی نمی پردازد ولی آگهی های موجود در برخی آنلاین ها خسته کننده و وقت گیر هستند و تضمینی هم برای درستی مطالب نیست. به علاوه، اگر نشانی آنلاین در دست نباشد، سرچ انجین ها گزینشی عمل می کنند که عادلانه نیست و به نوعی کنترل است (بازگشتِ کنترلِ اصحاب منافع و ...). با پیدایش سوشِل نِت وُرک ها و انتقال مطالب دیجیتالی به سلفون ها و ...، کار اطلاع رسانی فراگیر شده و به همین نسبت هم از دقّت و درستی مطالب کاسته شده و نیز شایعات و گمراه کنندگی و نفوذ و شستشوی مغزی بیشر.
    مايكل كينگزلي (متولّد 1951) که یک مفسِّر سیاسی و فعّال در برنامه تلویزیونی Crossfire شبکه سی اِن اِن بود و چند نشریه را سردبیری کرده بود و برای روزنامه ها و مجلات دوردست از جمله اکونومیست و گاردیَن (لندن) و لس آنجلس تایمز و ... مطلب می نوشت و ارسال می داشت نیاز به آنلاین نویسی در خانه و ارسال اینترنتی را بیش از بسیاری از نویسندگان احساس کرده بود و با همین انگیزه با کمپانی مایکروسافت تماس گرفته و طرح یک نشریه تمام عیار آنلاین (نه یک وبلاگ ساده) را داده بود و با پذیرفته شدن پیشنهاد او، «سلیت» ایجاد شد و الگو قرار گرفت.
     در پي انتشار «سليت» در اينترنت، روزنامه هاي چاپي و بيشتر مجله ها به تدريج اديشن «آن ـ لاين» ایجاد كرده اند كه راديو تلويزيونها هم در اين كار به آنها پيوسته اند و چون برخی از روزنامه ها، همه مطالب خبرگزاري هاي بزرگ را بر اِديشن اينترنتي خود ضميمه كردند، اين خبرگزاري ها هم ناچار شدند وارد اينترنت شوند، در وبسایت خود آگهی تجاری درج کنند و در دسترس همگان قرارگيرند. قبلا خبرگزاری های داخلی کشورها که عموما وابسته هستند تا تأمین هزینه کنند مطالب خودرا در اینترنت قرار داده بودند. ورود خبرگزاري ها كه تا آن زمان «كمك رسانه» بشمار می آمدند به «شبکه شبکه ها»، رسانه های چاپی و برادکَستینگ را دچار مشکل کرد زیرا که توجه مخاطبان که اخبار را در وبسایت خبرگزاری ها می خوانند نسبت به آنها کم شد و این رسانه ها مجبور به روی آوردن به مطالبی شدند که جنبه آموزش عمومی دارد از قبیل (فیچر)، تفسیر و مقاله، مصاحبه با اصحاب نظر (نه مقامات دولتی و سیاسی)، اخبار اختصاصي و اينوستيگيتيو، تحليل، مطالب حاشيه اي، مشاهدات روزنامه نگار، خاطرات، تاریخ در امروز، نتایج پژوهش ها، نقد کتاب و رساله ها، کاریکاتور و عکس تا مخاطبان احساس بي نيازي از آنها را نكنند.
    در پی آنلاین شدن روزنامه و مجله،کتاب ها نیز آنلاین و دیجیتالی شده اند و آنگاه عادت به دیجیتال خوانی، تبدیل شدن برخی از کتاب فروشی ها به کافی شاپ و فروش کتاب های چاپی موجود کتابخانه های عمومی به صورت Sale هفتگی و ماهانه و جایگزین کردن آنها با کتاب های دیجیتالی و سی دی ها و .... پس از این تحول که یک انقلاب فرهنگی تعبیر شده است، کتابخانه های عمومی به تدریس ِ رایگان دیجیتال خوانی و یافتن و خواندن کتاب های آنلاین و مطالعه کتاب های کتابخانه ها از راه دور (منزل) و بکاربردن ابزارهای کسب مطالب اینترنتی دست زده اند و این آموزشدهی عمدتا یک نفری (توتور ـ آموزگار با یک شاگرد) است و Tech - timeعنوان دارد.
     نشریه آنلاین با ادیشن اینترنتی (ادیشن آنلاین) یک روزنامه تفاوت دارد. اگر کُلِ مطالب یک روزنامه و «پی دی اف» آن در اینترنت قرارگیرد به آن ادیشن اینترنتی (ادیشن آنلاین) آن روزنامه و یا مجله گویند و اگر از لگو روزنامه استفاده شود ولی مطالب را کم و زیاد کنند و گرافیک دیگری بکار برند «روزنامه و یا مجله ... آنلاین»خوانده می شود. از نیمه سال 2009 چندین روزنامه بزرگ و مجله خبری کلا به صورت آنلاین درآمده اند که هزینه تهیه آن کم و مخاطب بیشتری دارد ازجمله کریسچن سیّنس مانیتور و نیوزویک. از سال 2010 هم بعضی از روزنامه ها به تأسی از وال استریت جرنال اعلام کرده اند که ممکن است مشاهده ادیشن اینترنتی خودرا پولی کنند.
    در ادبیات و نشریات بین المللی مربوط، یونس شکرخواه مبتکر و پایه گذار نشریات آنلاین در ایران معرفی شده است. شكرخواه متولد تيرماه 1336 (شهر مشهد) دکتر در علوم ارتباطات، فوق ليسانس روزنامه نگاري و ليسانس زبان و ادبيات انگليسي)، دبیر پیشین اخبار و مقالات بین الملل کیهان، سردبير سابق روزنامه جام جم، سردبير همشهري آنلاين، رئيس يك بخش پژوهش و مطالعات در دانشگاه تهران و استاد روزنامه نگاری است. دكتر شكرخواه همچنين مؤلف چندين كتاب در رشته روزنامه نگاري است.
دکتر شکرخواه


    آنلاين ها روز به روز تكميل شده اند و چون شبكه هاي تلويزيوني اخبار و مطالب خود را به صورت نوشته و عكس (عکس ثابت و متحرّک) در سايت اينترنتي شان قرار مي دهند و از اين لحاظ هم رقيب روزنامه ها شده اند، رسانه هاي چاپي نيز بر مطالب نوشتاري خود «Podcast پادكست = اخبار صوتي یا راديويي» و ويديو (فيلم خبري = خبر تلويزيوني) اضافه كرده اند و لحظه به لحظه هم اخبار را up to date مي كنند (اخبار تكميلي و خبرهاي تازه را بر مطالب سابق مي افزايند.). به علاوه، هر سه نوع رسانه (روزنامه، راديو و تلويزيون) كه در اديشن آن ـ لاين شبيه و مطابق يكديگر شده اند، «پست كامنت» هم درست كرده اند كه پديده تازه اي است (دريافت اظهار نظر فوري مخاطب درباره هر مطلب با قراردادن باكس اظهارنظر و ايميل خود كه مخاطب نظرش را همانجا در داخل باكس تايپ و ارسال مي كند و همگان مي توانند بخوانند، و مجموعه اين نظرات به صورت خبر پخش و منتشر مي شود).
    اين وضعيت، سايبر ژورناليسم (رسانه داري آن ـ لاين) را به تدریج به صورت «مِين ستريم» حرفه روزنامه نگاري درآورده و ادیشن چاپی تحت الشعاع ادیشن آنلاین قرارگرفته است مخصوصا كه پروانه و تاسيسات و هزينه زياد لازم ندارد. وسعت کار آنلاین ها به جایی رسیده است که روزنامه ها در ادیشن آنلاین خود هنگام دادن خبر از يك آهنگ تازه موسيقي، فيلم سينمايي و انتشار يك كتاب؛ قسمت هايي از آن را عینا قرار مي دهند و همچنين انواع آگهي. به اين ترتيب هر فرد با یک لپ تاپ و مشترک يك براوزر (اينترنت اكسپلورر، مازيلا فايرفاكس و ...) بودن و یا با سلفون و تابلت خود می تواند در هرگوشه از جهان و حتی در حال مسافرت نه تنها از مطالب همه رسانه ها و عمدتا به رايگان استفاده كند بلکه خود ناشر یک روزنامه باشد؛ مخاطب داشته باشد و هم منبع برای سایر رسانه ها قرارگیرد و خبرهای اختصاصی و نظرات (مقاله های) او را نقل کنند. اگر این افراد (وبلاگ نگارها) روزنامه نگار نباشند به آنان سیتیزن ژورنالیست می گویند. به این ترتیب؛ اینترنت کاری تحت عنوان «سیتیزن ژورنالیسم = مردم معمولی در نقش روزنامه نگار» به وجود آورده است که نهایت گسترش آزادی بیان است و هرکس می تواند صدای خودرا به گوش ها برساند و این پدیده صدارسانی از زمانی به تحقق کامل نزدیک شده است که سرچ انجین ها (با افزودن آگهي تجاري برآن و سود بردن) به نقل مطالب «وب سایت ها» پرداخته اند و حوزه کار این سرچ انجین ها دارد به تدریج همه زبانها (صرف نظر از بکاربردن کدام الفبا)را شامل می شود و اخیرا هم سوشل نِت ورک ها. این آرزوی بشر بود که روزی هر فرد بتواند برای حرفهایش شنونده داشته باشد و رسانه ها (ابزارهای خبر و نظر) از انحصار خارج شوند و سانسور مدفون شود. با پیشرفت ترجمه اینترنتی، یک وبلاگ نویس می تواند مطلب را به هر زبان که بخواهد ترجمه و منعکس کند، ولی چه بهتر که ادیتور داشته باشد. برخی از دولت ها هم ساکت ننشسته اند و برای حذف صدای مخالف فیلترینک به وجود آورده اند که جنبه محلی دارد. در برابر، فیلترشکن هم به وجود آمده است.
    عمومیت یافتن وبسایت به تسهیل کار روابط عمومی (پی آر) کمک بسیار کرده و اینک مقامات و معاریف و نهادها دارای وبسایت رسمی و اختصاصی هستند که مطالب خودرا (خبر و نظر) در آن قرار می دهند و رسانه ها و خبرگزاری ها نقل می کنند. تسهیلات اینترنتی سبب افزایش بی سابقه شمار وبسایت های خبری شده است که در برخی کشورها خودرا «خبرگزاری» می خوانند.
    با پیدایش وبسایت که کمک بزرگی به آزادی بیان عقیده و نظر و نیز افشاء گری است عناوین و تعبیرهای تازه ازجمله ژورنالیسم خصوصی، سیتیزن ژورنالیست و ... هم به وجود آمده است. وبسایت ها برحسب حجم و نوع مطالب به هفت دسته تقسیم شده اند از این قرار:
    مایکروسایت Micro site، مینی سایتMini site، کانتنت سایتContent site، بلاگ سایتBlog site، فوروم سایتForum site، ای ـ کامرس سایت E.Commerce site و سوشل نت ورکینگ سایت Social networking Site (ازقبیل تویترTwitter، فیس بوک Facebook و ...).
    سلفون های دوربین دار و وجود دوربین های ناظر و مراقب در خیانابها، فروشگاهها، موسسات و خلاصه همه جا، کمک بزرگی به تکامل تولید خبر و حذف پنهانکاری شده است. برای مثال:
    14فوريه 2008 شبكه هاي تلويزيوني آمريكا ويديو (فيلم) درگيري يك مامور پليس شهر بالتيمور مريلند با يك نوجوان 14 ساله و نيز معلق ساخته شدن ويلچر يك عليل در كلانتري پليس حومه شهر تمپاي فلوريدا توسط يك «بانوپليس» را از وب سايت دو روزنامه محلي با ذكر منبع نقل كرده بودند که این عکس ها و فیلمها با سلفون و توسط عابرین و مراجعین و نیز دوربین های مراقبت گرفته شده بود. نوجوان 14 ساله كه در خيابان اسكيت بازي مي كرد نسبت به اخطار مامور پليس بي اعتنايي كرده بود.
    
Brian Sterner

مرد عليل يك دانشجوي دكتراي فلسفه به نام «براين سترنرBrian Sterner» بود كه هنگام عبور با ويلچر خود از يك چهار راه باعث بند آمدن ترافيك شده بود و مامور پليس او را به كلانتري هيلزبورو برده بود كه در آنجا بانو «چارلت جونز
    Charlette Marshall-Jones» مامور پليس در جريان يك گفت و گوي تند ويلچر او را واژگون كرده و وي را نقش بر زمين ساخته بود. ستون فقرات استرنر (در آن زمان 32 ساله) در 18 سالگي در جريان تمرين كشتي آسيب شديد ديده و عليل (Quadriplegic) شده است. با وجود اين به تحصيلات خود تا دكترا ادامه داده بود. با قرار گرفتن فيلمها در وبسايت روزنامه ها و پخش آنها از شبكه هاي تلويزيوني، هر دو مامور پليس تعقيب قضايي شدند.
     «كريس گپهام» در مقاله اي درباره «سايبر ژورناليسم» پيش بيني كرده بود كه تا سال 2015 و پس از آن، آنلاین همه رسانه ها (نوشتاری، صوت و تصويری) به يك صورت درخواهند آمد و آنلاين های آنها چند منظوره ـ نوشته، صوت و صدا ـ خواهند شد. به گفته گپهام، تكنولوژي اينترنت خدمت بزرگي به گسترش و تحكيم حقوق بشر (و ازجمله آزادي و دمكراسي)، و تكامل رسانه هاي «آن ـ لاين»؛ بزرگترين تحول تاريخ روشنگري بوده است. وی اختراع نرم افزار ترجمه اینترنتی را یک وسیله بزرگ و قبلا باور نکردنی برای انسان خوانده است که صدای خودرا به گوش انسان های دیگر ـ صرف نظر از ملیّت و زبان برساند. البته، تکامل و تعمیم این تکنولوژی ـ خطر نفوذ، تحریک و مغزشویی، ارتباط فساد انگیز، تقلّب و تباهی را افزایش داده و کار جاسوسی و جمع آوری اطلاعات بویژه پیرامون زندگی خصوصی افراد را آسان ساخته است.
    
سترنر از واژاگون کردن ويلچر تا نقش بر زمين شدن در کلانتري پليس

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
بازهم دخالت کليساي کاتوليک در سياست - اعلاميه تكفير 3 ميليون هلندي!
16 فوريه 1568 كليساي كاتوليك به پشتيباني از پادشاه وقت اسپانيا در يك اعلاميه تكفيريه سه ميليون هلندي پروتستان را متهم به الحاد كرد و سزاوار مرگ (اعدام) خواند. اين اتهام در جريان جنگهاي 80 ساله وارد آمده بود. هلندي ها براي نجات خود از سلطه پادشاه كاتوليك مذهب اسپانيا، اين جنگها را آغاز كرده بودند. هلند (ندرلند) اينك داراي 19 ميليون جمعيت است كه بيشترشان پروتستان هستند. جنگهاي 80 ساله كه به برتري اسپانيا پايان داد در سال 1568 آغاز شده و در سال 1648 پايان يافته است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
بازگشودن تابوت فرعون «توتانخامُن» 33 قرن پس از مرگ او



    16 فوريه سال 1924 نزديك به دو سال پس از اينكه مصرشناسان موفق به يافتن محل دفن «توتانخامُن» فرعون خُردسال مصر شده بودند كه 1337 سال پيش از ميلاد مُرده بود تابوت او را كاملا باز كردند و به جسد موميايي شده اش رسيدند.
     معاينه استخوانهاي توتانخامُون ثابت كرد كه وي هنگام مرگ بيش از 15 سال نداشت. این فرعون خُردسال در درّه فراعنه در نزديكي لوكسور مدفون شده بود. تابوت او در مركز چند اطاق داخل هم (تو در تو) قرارداده شده بود. در اطاقهاي ديگر، اشيائي كه توتانخامون در طول حيات با انها سر و كار داشت از جمله دو ارّابه قرار داده شده بود. ظروف و ابزار هاي متعددِ طلا و نقره و علامتِ سلطنت بر مصر عُليا و سُفلي نيز در آنجا يافت شد. بر ديوار اطاق ها مطالب متعدد نوشته شده بود.
    البسه و ظروف حاكي از تمدن پيشرفته آن زمان بوده است.
     عكس بالا، دكتر كارتر مصرشناس انگليسي را در حال مشاهده جسد موميايي شده توتانخامن در فوريه 1924 نشان مي دهد.
    
اين پيكره توتانخامن روي تابوت او به دست آمده است


    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
پس از تصرف سنگاپور، ژاپني ها دستگيري نظاميان انگليسي را آغاز كردند



    ژاپني ها پس از خارج ساختن سنگاپور از دست استعمار انگلیس كه نيمه فوريه 1942 صورت گرفت از شانزدهم اين ماه به جستجو براي يافتن نظاميان فراری انگليسي پرداختند و ظرف دو روز همه را دستگير كردند و جمع نظامیان اسیر به بیش از هشتادهزار تَن رسید. فرمانده نظامیان انگلیسی در سنگاپور پس از 7 روز جنگ تسلیم شده بود.
    محاصره سنگاپور كه پايگاه دريايي مهم دولت لندن بود و كنترل تنگه مالاكا از آنجا صورت مي گرفت پس از خارج ساختن سرزمین مالزیای امروز، فیلیپین و ... از دست غرب آغاز شده بود.
    نيروهاي ژاپني قبلا هندوچینِ شرقی تحت استعمار فرانسه با شعار اخراج اروپاییان استعمارگر از آسيا و سراسر منطقه مالِی (مالزیا) و برخی از جزایر اندونزی را از دست اروپائیان خارج کرده بودند و این جنگ تا استرالیا و بمباران این مهاجرنشین انگلیسی ادامه یافته بود و هندوستان و سیلان در برنامه بعدی قرار داشت.
    عكس بالا، صحنه اي از تسليم شدن نظاميان انگليسي به ژاپني ها را در 16 فوريه 1942 نشان مي دهد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سالروز رئیس دولت شدن فیدل کاسترو که واشنگتن در آغاز کار نمي دانست يک سوسياليست است
فيدل کاسترو که [در عکس] سرحال به نظر مي رسد در ديدار 13 فوريه 2009 با دکتر باچلت رئيس جمهوری وقت شيلي که يک سوسياليست است و اينک رئيس کميسيون حقوق بشر وابسته به سازمان ملل

شانزدهم فوریه 1959 و 47 روز پس از فرار باتیستا [که 7 سال دیکتاتور کوبا بود] و پیروزی انقلاب مسلحانه کوبا، فیدل کاسترو سمت نخست وزیری کوبا را پذیرفت زیراکه خوزه میرو کوردوبا از نخست وزیری کوبا کناره گیری کرده بود. فیدل در آن روز به جزئیات برنامه هایش اشاره نکرد و تنها گفت که برنامه هایی دارد و نخستین هدف او ارتقاء کیفیت زندگی کوبایی ها و قطع استثمار و نابرابری است.
    
کاسترو هنگام نطق در فوريه 1959

کاسترو گفته بود که علاقه به میز و مقام ندارد، هدف او خدمت است. فیدل سه ماه بعد پس از یافتن فرد واجد شرایط برای نخست وزیری، تصمیم به کناره گیری از این سمت گرفت که شورای وزیران نپذیرفت، مردم به خیابانها ریختند و اورا مجبور به انصراف ازکناره گیری کردند. تنها پس از تصویب قانون اساسی کوبا در 15 فوریه 1976 بود که فیدل کاسترو را رسما رئیس جمهوری کوبا خطاب کردند.
     15 فوریه همچنین یادآور رویداد دیگری است که جهان هنوز از تاثیر آن رها نشده است. در 15 فوریه 1898 انفجاری مرموز در زره دار آمریکایی «مِین» که در ساحل هاوانا لنگر انداخته بود روی داد که ضمن آن 260 نظامی آمریکایی کشته شدند. این رویداد به دولت واشنگتن فرصت داد تا به اسپانیا (اختیاردار کوبا از سال 1492) اعلان جنگ دهد و قدم به دورانی بگذارد که مورخان آمریکایی ـ خودشان ـ آن را ظهور امپریالیسم آمریکا نوشته اند. همين جنگ بود که دولت واشنگتن را وارد باشگاه قدرت ها کرد و جنگ جهاني اول و جنگ جهاني دوم آن را اَبرقدرت کرد.
    پتر کبیر ـ نیرومندترین رزمناو جهان ـ با همراهان (کشتی های اسکورت خود) در نوامبر و دسامبر 2008 درهمان محلی که 110 سال پیش از آن «مِین» منفجر شده بود لنگر انداخت که حرکتي تامل برانگیز خوانده شده بود.
    فیدل کاسترو که دولت واشنگتن گمان نمی بُرد یک سوسیالیست باشد از هفتم آگوست 1960 با ملی کردن مراکز تولید در کوبا و ازجمله تاسیسات متعلق به آمریکاییان خشم و عناد آن دولت را برانگیخت. دولت واشنگتن پس از آنکه کاملا اطمینان یافت فیدل کاسترو یک سوسیالیست تمام عیار است از سوم ژانویه 1961 با کوبا قطع رابطه کرد و ترتیب حمله نظامی به کوبا (تعرض خلیج خوک ها) را داد که این تعرّض 17 اپریل 1961 آغاز و همان روز شکست خورد. در تعرّض خلیج خوک ها، فراریان و خود ـ تبعیدی های کوبایی که توسط «سی. آی. ا.» آموزش دیده و مسلح شده بودند شرکت کرده بودند و همه به اسارت درآمدند که بعدا فیدل هر کدام از آنان را با یک تراکتور معاوضه و آزاد کرد. واشنگتن از همان زمان کوبا را تحریم و محاصره اقتصادی کرده است که همچنان ادامه دارد.
    فیدل کاسترو که تحت تحریم قرار گرفته بود متحد مسکو شد و اجازه استقرار موشک اتمی به دولت شوروی داد. این وضعیت بود که در سال 1962 دو ابرقدرت وقت را در یک قدمی جنگ اتمی قرار داده بود.
    در پی فروپاشی شوروی و قطع کمک های آن به کوبا وضعیت اقتصادی این کشور دچار ضعف بیشتری شد که درگیری دولت واشنگتن در افغانستان و عراق باعث روی کار آمدن چپ ها، سوسیالیست ها و بومیان (سرخپوستان) در آمریکا لاتین شد و فیدل کاسترو به صورت یک مُرشد و مُراد بزرگ درآمد و با اینکه از جولای 2006 بیمار و از فوریه 2008 از امور دولتی کناره گیری کرده و مقاله نگار شده بود سران کشورهای لاتین پی در پی برای دیدار او و گرفتن اندرز به هاوانا می شتافتند.
    در نیمه دوم سال 2014 مدتی بود که از فیدل کاسترو ـ در آن زمان؛ 89 ساله عکس تازه ای منتشر نشده بود تا اینکه در فوریه 2015 (بهمن 1393)، روزنامه دولتی کوبا عکس هایی از او را منتشر کرد که نشان می داد رَندی پردومو گارسیا Randy Perdomo Garcia رئیس انجمن دانشجویان کوبا دو روز پیش از انتشار عکس با او ملاقات داشت. عکس ها که یکی از آنها در زیر این مطلب درج شده است و رَندی را با کاسترو نشان می دهد که باهم صفحات یک هفته نامه را می بینند. این عکس ها، همان روز در رسانه های کشورهای مختلف بویژه ایالات متحده انتشار یافت. فیدل کاسترو سال بعد (25 نوامبر 2016) درگذشت.
    
فیدل کاسترو در فوریه 2015 (89 سالگی و 21 ماه پیش از درگذشت)

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
توقف کمک مالي «سيا» به اتحاديه هاي کارگري و سازمانهاي دانشجويي
در اين روز در سال 1967 و در جريان جنگ ويتنام، ليندن جانسون رئيس جمهوري وقت به سازمان مركزي اطلاعات آمریکا (سيا) دستور داد كه كمك هاي مالي سرّي خود به سازمانهاي دانشجويي، اتحاديه هاي كارگري و برخي از مقاله نگاران را كه به نام مبارزه با كمونيسم صورت مي گرفت متوقف سازد. مدير وقت «سيا» دادن چنين كمكهايي را تلویحا علنی كرده بود و باعث ايجاد نگراني در جامعه آمريکا شده بود.
    «سيا» طبق قانون تاسيس خود، تنها مي تواند در رابطه با خارجيان و کشورهاي ديگر فعاليت کند. در زمينه امور داخلي، «سيا» اطلاعات خودرا با اف بي آي (پليس امنيت داخلي آمريکا) در ميان مي گذارد و در اين زمينه قرارگاههاي مشترک دارند.
    دولت جورج دبليو بوش در دهه اول قرن 21 سازمانهاي 16 گانه اطلاعاتي آمريکا را زير نظر يک مديريت قرارداده است ولي هرکدام فعاليت جداگانه و مدير کل از آن خود دارد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
هانس بليکس: تعرض نظامی آمريکا و انگلستان به عراق در اجرای یک سیاست کُلّی بود و ....
Hans Blix سوئدي

«هانس بليكسHans Blix متولد ژوئن 1928» كه به مدت سه سال، از سال 2000 تا 2003، رياست کميسيون بازرسي و مانيتور بين المللي (سازمان ملل) را بر عهده داشت و کارشناسان او مأمور بازرسي و كشف اسلحه كشتار جمعي در عراق بودند و اين ماموريت را تا تعرّض نظامي به اين کشور دنبال مي کردند، 15 فوريه 2004 به صف منتقدان از سران وقت دولت هاي آمريكا و انگلستان پيوست و در نشست باشگاه دوستي اروپائيان و آمريكائيان درهايدِلبرگ آلمان گفت كه سران آمريكا و انگلستان بدون اين كه چيزي به دست آمده باشد و صرفا به استناد گزارش ماموران اطلاعاتي خود تعرّض نظامي به عراق را آغاز كردند و در اين زمينه، عمل اين دو رئيس دولت مشابهِ معامله گران (سيلزمن ها و دلال ها) بود که حکايت از يک برنامه و نقشه از پيش تنظيم شده و يک پاليسي پابرجا به منظور کنترل عراق دارد.
    وي گفت که به همين دليل (سياست کلّي بودن)، سران واشنگتن و لندن به اندرز سران دولت هاي ديگر که از اين تعرّض نظامي که پی آمدهای طولانی خواهد داشت منصرف شوند توجه نکردند!.
    بليکس كه در برابر بيش از پانصد تن از اعضاي باشگاه سخنراني مي كرد افزود: در يك دمكراسي، دولتمردان بايد انتظار شنيدن انتقاد از كارهايشان را داشته باشند و از پيش، خود را آماده پاسخ دادن كنند.
    بليکسِ سوئدي قبلا و از 1981 تا 1997 مدير آژانس بين المللي انرژي اتمي و پيش از آن وزير امورخارجه سوئد بود. وي که از فعالان حزب ليبرال سوئد است از سال 2010 مشاور انرژي اتمي دولت امارات عربي متحده Nuclear power in the United Arab Emirates شده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
درباره قتل پنج دانشجو در دانشگاه ايلي نوي شمالي ـ تكرار رويداد «ويرجينيا تِك»
steven
ده ماه پس از كشتار 32 استاد و دانشجو در ويرجينيا تِك (دانشگاه تكنولوژيك ويرجينيا) به دست يك دانشجوي كره اي كه خودكشي كرد، و يک هفته پس از قتل دو دختر دانشجو در "لوئيزيانا تکنيکال کالج" به دست دانشجوي ديگر که او هم يک دختر بود و خودکشي کرد؛ بعد از ظهر چهاردهم فوريه 2008 حادثه مشابهي در دانشگاه ايلي نوي شمالي (NIU) واقع در ديكلبDekalb (درنزديكي شيكاگو) روي داد و يك دانشجوي فوق ليسانس روانشناسيِ شعبه ديگر دانشگاه ايلي نوي كه در جلد گيتار، يک تفنگ و 3 تپانچه پنهان كرده بود وارد يكي از تالارهاي سخنراني دانشگاه (لكچر روم) شد و به سوي دانشجويان كه سرگرم شنيدن درس استاد بودند تيراندازي كرد كه در اين تيراندازي چهار دختر و يک پسر دانشجو كشته و 16 دانشجوي ديگر مجروح شدند. تيرانداز كه استيون کزميرزاكsteven Kazmierczak نام داشت و 27 ساله بود سپس در همانجا خودكشي كرد. از تالارهاي سخنراني معمولا براي تدريس كلاس هاي پُرجمعيت استفاده مي شود. اين تالارها در قسمت سخنران (محل تريبون) داراي پرده و درِ ورودي جداگانه اند كه استيون از همين در و از پشت پرده وارد تالار شده بود.
    در فاصله دو تيراندازي در ويرجينيا تك و «ان. آي. يو»، حوادث مشابه اما كم تلفات ديگري در مدارس آمريكا روي داده بود.
    گزارش پليس حاكيست كه استيون دانشجويي ساعي، آرام و بي آزار بود. وي از مدتي پيش داروي آرامش اعصاب مصرف مي كرد كه اخيرا استفاده از آنها را قطع كرده بود و ظاهرا! قطع همين دارو، در روحيه او تاثير گذاشته بود. تحقيقات بعدي پليس نشان داد که استيون از سه روز پيش از تيراندازي، در هتلي در نزديکي دانشگاه بسر مي بُرد و مقداري مهمات در اطاق هتل از او باقي مانده است. وي که در روز والنتاين (روزي که براي ابراز علاقه مندی، دوستی و محبت است) دست به کشتار زده بود قبلا براي دوست دخترش يک بسته پُست کرده بود ولي در آن به جاي هديهِ والنتاين، مهمات قرارداده بود. استيون قرار بود مددکار اجتماعي شود. وي از مدتي پيش دستهاي خود را خال کوبي کرده بود.
    
پنج دانشجو كه كشته شدند: گيل 20 ساله، دانيل 20 ساله (پسر)، ريانه 19 ساله، كاتاليا 20 ساله و گهانت 32 ساله


    
عکسي از استيون با دستهاي خالکوبي شده اش

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تاريخ از نگاهي به تصوير
ادامه جنگ با گاو در قرن 21



    اين عکس که صحنه يک «جنگ با گاو» در سال 2005 در کشور کلمبيا را نشان مي دهد از سوي انجمن جهاني روزنامه ها يک عکس برنده جايزه اعلام شده است. اين عکس حکايت از آن دارد که اين قبيل بازي هاي خشن در قرن 21 نيز ادامه دارد. کلمبيا وارث اين بازي اسپانيايي است. کلمبياي اسپانيايي زبان و کاتوليک مذهب قرنها مستعمره اسپانيا در قاره آمريکا بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 16 فوريه
  • 468:   فرانك هاي اروپا به فرمان رئيس خود «كلويس» پس از شش قرن به سلطه روميان بر فرانسه و آلمان پايان دادند و حكومت روميان بر اين دو منطقه براي هميشه پايان يافت.
        
        
  • 1601:   ژاپني ها موفق شدند از روي مدل اروپائيان، نخستين كشتي از اين دست را كه يكصد تُن ظرفيت داشت بسازند. پرتغالی ها با کشتی های مدل اروپایی به خاوردور رفته بودند و ژاپنی ها آن مدل کشتی را دیده بودند.
        
        
        
  • 1680:   عثماني پس از شكست نظامي از اتحاديه اسلاوها (روسيه و لهستان) تعهد سپرد كه از آن پس چشمداشتي به اوكراين نداشته باشد.
        
        
  • 1922:   در این روز (28 بهمن 1300) دکتر محمد مصدق استاندار آذربایجان شد.
        
        
  • 1927:   (28 بهمن 1304) دوره پنجم تقنینیه مجلس ظهر این روز پایان یافت و اعلام شد که انجمن نظارت بر انتخابات کشور با اعضای تازه برای نظارت بر برگزاری انتخابات قریب الوقوع آماده می شود. در همین روز، رئیس وقت کشور از رؤسای ایالات (استان ها) و ولایات (شهرها) خواست که مردم را به هر وسیله که شده روشن سازند که در انتخاب وکیل (نماینده مجلس) دقت بیشتری کنند زیرا که در دوره بعدی (دوره ششم تقنینیه) در نظر است که قوانین مهمی که تا کنون در ایران سابقه نداشته تدوین شود ازجمله قانون ثبت اسناد مالکیت تا هر کس با توسل به تقلب اراضی ملت و دیگران را بالا نکشد و همچنین قانون رسیدگی به دعاوی و محاکمات مدنی (حقوقی) و کیفری و تعیین میزان مجازات انواع جرائم و تفکیک آنها، مرور زمان، آیین دادرسی (مراحل رسیدگی قضایی) و ....
        
        
  • 1943:   (28 بهمن 1321) علی سهیلی که چند روز پیش از این، مجلس شورای ملی ابراز تمایل به نخست وزیری او کرده بود، اعضای کابینه خود را به این شرح به مجلس معرفی کرد: سپهبد احمدی وزیر جنگ، محمد ساعد مراغه وزیر امور خارجه، محمد تدیّن وزیر مشاور و مسئول وزارت خوار و بار، الهیار صالح وزیر دارایی و اقتصاد، محمود بدر وزیر بازرگانی، پیشه و هنر (کار)، دکتر سیاسی وزیر فرهنگ، نصرالله انتظام وزیر پُست و تلگراف، عبدالحسین هزیر وزیر راه و امان اردلان وزیر بهادری. سهیلی اعلام کرد که وزیر کشاورزی را بعدا معرفی خواهد کرد. مجلس پس از بحث، انتصاب این وزیران را تأیید کرد. در آن زمان، ایران نظامِ پارلمانی داشت و تعیین و برکناری رئیس دولت در اختیار پارلمان (مجلس) بود و اقدام مجلس به اطلاع رئیس کشور می رسید تا تأیید کند.
        
        
  • 1953:   (28 بهمن 1331) روزنامه های ملی گرا و چپگرای تهران و نیز برخی از اصحاب نظر، دکتر مصدق رئیس دولت را از فریبِ مذاکره کاری [مذاکره بازی] با دولت لندن و دوستانش بویژه آمریکا آگاه کرده و روشن ساخته بودند که این کار و دیپلماسیِ مذاکره و زبان بازی یک وسیله وقت گذرانی با هدف افزودن بر مسائل داخلی است و یک ابتکار سیاسی تازه قدرت های غرب شده است. این تذکرات در پی مذاکرات 7 ساعته هندرسون سفیر آمریکا در تهران با مصدق بیان و مطرح شده بود که بیست و پنجم بهمن 1331 در خانه مصدق صورت گرفته بود. هندرسون قبلا گفته که حامل یک راه حل برای مسئله اختلاف ایران و انگلستان است و آمریکا می خواهد که میانجی باشد. 7 ساعت مذاکره در یک جلسه، یک رکورد تازه خوانده شده بود.
        
        
  • 1955:   سفيد پوستان فدراسيون آفريقاي جنوبي (مهاجران اروپایی و عمدتا هلندی) شصت هزار سياهپوست را با شقاوت تمام از شهري كه هزاران سال در آنجا زندگي مي كردند بيرون راندند. در اين عمليان كه يك هفته طول كشيده بود دهها سياهپوست كشته شدند.
        
        
  • 1998:   یک هواپیمای شرکت هواپیمایی تایوان از نوع ارباس ـ پرواز 676 در مسیرِ بالی در اندونزی ـ تایپه در تایوان با 196 مسافر و سرنشین، در کنار فرودگاه تایپه در یک ناحیه مسکونی به زمین برخورد کرد و همه سرنشیان آن و 7 نفر نیز روی زمین کشته شدند. علت وقوع سانحه، بارانی و مَه آلود بودن هوا گزارش شد و گفته شد که خلبان درصدد انصراف از فرود برآمده بود که موفق نشده بود. چند مقام ارشد بانکی تایوان از مسافران هواپیما بودند. پنج تن از مسافران تبعه آمریکا، یکی از آنان فرانسوی و یکی هم اندونزیایی بودند.
        
        
  • 2013:   در این روز در یک بازار واقع در محله هَزاره نشین شهر کویتهِ بلوچستانِ پاکستان بمبی که در یک بشکه آب کارگذاری شده بود منفجر شد. در این انفجار حدود صد نفر کشته و حدود دویست نفر دیگر مجروح شدند. هزاره ها شیعه مذهب هستند و چندبار است که هدف چنین عملیات تروریستی قرار گرفته اند. هزاره ها عمدتا در مناطق مرکزی افغانستان زندگی می کنند، شیعه اثنی عشری و فارسی زبان هستند.
        
        
  • کارنامک نوشيروان (خاطره ای از مولف)
    يک خاطره ديگر از مؤلف اين تاريخ آنلاين

        
    ... و به این سان انقلاب بپا می شود ـ دو حُکم متفاوت یک دادگاه، یک مرد آرام تهرانی را انقلابی کرد و تا تشکیل یک گروه مسلح پیش بُرد

        
        ر. اعتمادی روزنامه نگار بنام و سردبیر وقت مجله جوانان (تهران) از نیمه دهه 1340 (دهه 1960 میلادی) کار ژورنالیستی تازه ای ابتکار کرده بود که عبارت بود از دعوت از کارشناسان هر رشته به دفتر آن مجله ـ هر هفته در روز و ساعات معیّن و قراردادن تلفن های مستقیم و ویژه مجله در اختیار آنان تا مستقیما به پرسش های مخاطبان مجله از گوشه و کنار ایران پاسخ دهند و این پرسش و پاسخ در همان شماره مجله انتشار می یافت تا دیگران هم راه حل مسائل خودرا بیابند. برخی از این پرسش ها انتقاد از تصمیمات دولت و انتصابات غلط و ... بود.
        این پرسش و پاسخ ها، مخاطبان فراوان داشت به گونه ای که در دی ماه 1356 (در آن زمان؛ سال 2536)، غلامحسین صالحیار سردبیر وقت روزنامه اطلاعات تصمیم گرفت که چنین پرسش و پاسخ و صفحات و یا ستون های مربوط را در این روزنامه دایر کند، کار دشواری بود و دبیران میزها سعی در فرار از قبول این مشکل داشتند و سرانجام، صالحیار لباس ژنرال و فرمانده تحریریه را پوشید و هر موضوع از این پرسش و پاسخهارا به دبیر یک میز اطاق خبر سپرد و چون کمبود آورد، دو موضوع را به نگارنده این تاریخ آنلاین که دبیر میز اخبار بین الملل و تفسیرنویس و یکی از چند معاون او بود واگذار کرد. یکی از دو موضوع: آموزش و پرورش و دیگری مسائل خانواده بود. آموزش و پرورش در تخصّص نگارنده بود، ولی مسائل خانواده؟!. قرارشد که پرویز ایرانزاد (او هم یک عزب و مجرد و در آن زمان معاون دبیر اخبار بین الملل) در قسمت مسائل خانواده کمک کند.
        در تابستان 1357 (سال 2537 وقت) که انقلاب هنوز در مرحله تظاهرات و راهپیمایی ها بود و گاهی صف راهپیمایی از مسجد قبا در قلهک تا میدان انتهای خیابان کریمخان زند (اینک میدان ولی عصر) امتداد داشت و ممانعت چندانی هم وجود نداشت!، مردی به ظاهر 40 ساله به ساختمان روزنامه مراجعه و مسئول ستون پرسش و پاسخ مسائل خانواده را خواست و اجازه گرفت که وارد تحریریه شود و در کنار میز نگارنده بنشیند و درد دل کند.
         او به شرح احوال خود و اینکه دو بار ازدواج کرده بود پرداخت و گفت: هنوز قانون حمایت از خانواده به اجرا درنیامده بود. روزی که برای طلاق دادن زن اول به دفترخانه مربوط رفتیم، یک دختر چند ماهه داشتیم که آن زن از حق خود به نگهداری کودک که باید تا هفت سالگی در حضانت او باشد گذشت و طلاق گرفت. من کودک را به خانه مادرم بردم و به او سپردم.
        زن سابق چون موفق به یافتن کار نشده بود چندی بعد سراغ من آمد که بچه را به او بازگردانم. من متوجه شدم که او کودک را برای این می خواهد که با پولی که بابت نگهداری اش باید بدهم امرار معاش کند. قبول نکردم و او به دادگاه رفت. ماوقع را در دادگاه گفتم که قاضی گفت حضانت (نگهداری) دختر تا هفت سالگی تمام، هم «حق» و هم «تکلیف» مادر است. او قبلا از «حق» خود گذشته است ولی از «تکلیف» نمی شود گذشت. مثلا؛ نظام وظیفه تکلیف یک مرد ایرانی است و مرد ایرانی نمی تواند از این تکلیف شانه خالی کند. این قاضی سپس حکم داد که چون نگهداری طفل دختر تکلیف مادر است باید بدون چون و چرا وی را به مادر بازگردانم و هر ماه هم 800 تومان (پول آن روز = 115 دلار) بابت مخارج طفل به مادرش بدهم که ندادن این پول جرم است و مجازات زندان دارد.
        این مرد سپس حکم دادگاه را به نگارنده داد تا بخواند. همان بود که او گفته بود و قاضی نوشته بود: مادر از حق خود گذشته و نه از تکلیف که از انجام تکلیف نمی توان شانه خالی کرد و ....
        این مرد اضافه کرد: چندی بعد ازدواج کردم و زنم از من خواست که نسبت به مادر دخترم مهربان باشم و من در کارت تبریک عید که برایش پُست کردم نوشتم که قبول دارم که حق نگهداری طفل با او است. هدف من، این حق تا 7 سالگی بود تا مطمئن شود که در این فاصله مزاحمتی برایش ایجاد نخواهم کرد. دو ماه پس از ورود دخترم به هشت سالگی سراغش رفتم تا طفل را به خانه خودم ببرم. دو ماه تاخیر به این سبب بود که مدرسه تعطیل شود و به درس کودک لطمه نخورد زیراکه که منازل ما ازهم 14 کیلومتر فاصله داشت. زن سابق به من جواب رد داد و گفت که دخترش را به دست نامادری نخواهد داد. من به همان دادگاه دادخواست دادم که در این زمان عنوانش شده بود «دادگاه خانواده» ولی جز قاضی، کارکنان دفتری دادگاه همان ها بودند که قبلا دیده بودم. دادگاه مادر دخترم را احضار کرد و در روز رسیدگی، قاضی به استناد نوشته کارت تبریک نوروز، حق نگهداری را به مادر دختر داد. تعجب کردم و خواستم که پرونده قبلی را بخواند و گفتم که نگهداری دختر پس از هفت سالگی برعهده من (پدر) است و من نمی توانم از این تکلیف سر ساز زنم. قاضی گفت که بعد تصمیم خواهد گرفت، و پس از گذشت چند روز حکم او مبنی بر ردّ دادخواست من به دستم رسید. او سپس حکم دوم را به نگارنده داد تا بخواند.
        این مرد سپس گفت: ببینید، یک دادگاه به فاصله شش سال دو جور حکم داده است. در یک حکم می گوید که تا هفت سالگی تکلیف مادر است و در حکم دیگر تکلیف مرا پس از هفت ساله شدن نقض می کند.
        این مرد گفت: از آن پس به هرجا که رفتم پاسخ مساعد نشنیدم و شنیده ام (ولی شاهد و مدرک ندارم) که مادر دخترم متوسل به این و آن هم شده بود [برای اعمال نفوذ]. بنابراین، درک می کنم که چرا مردم به خیابانها ریخته و خواهان اصلاح و دگرگونی اوضاع دولتی شده اند، ایران به یک خانه تکانی عمیق نیاز دارد. او سپس مواردی از بوروکراسی بد و قوانین و ضوابط به دور از منطق و کهنه را برشمرد.
        این مخاطب روزنامه سپس خواست که قضیه را در صفحه مربوط بنویسیم شاید کمک به اصلاح کار شود و گفت که روزنامه ها می توانند از طریق انعکاس مسائل به یافتن راه حل برای آنها کمک کنند. او به خاطر کمک رفع مشکلات دیگران و حل مسائل عمومی به اینجا (روزنامه) آمده است، نه فقط مسئله خودش.
        ماجرا به همین صورت و کمی خلاصه تر نوشته شد و به حروفچینی و صفحه بندی ارسال گردید. «پروف ریدر» ارشد، نمونه صفحه را نزد نگارنده آورد و گفت که بدون کلیشه کردن دو حکم دادگاه و یا دست کم افزودن شماره و تاریخ احکام، چاپ مطلب ممکن است گرفتاری قضایی (نه، سیاسی) درست کند و کار به احضار از سوی دادستان بکشد که در این شرایط کشور درست نیست و ما نباید برای خودمان درد سر درست کنیم. با این استدلالِ «پروف ریدر» که بدون امضای او صفحات به دست چاپ سپرده نمی شود آن مطلب منتشر نشد.
        چند روز بعد همان مرد تلفن کرد و درباره مطلب پرسید که قضیه را گفتیم و خواستیم که احکام را بیاورد تا فتوکپی کنیم. گفت فتوکپی می آورد. گفتیم، «پروف ریدر» گفته است که باید خودمان کپی بگیریم تا مطمئن شویم که احکام درست اند و شاید هم کپی ها را به دست خبرنگار قضایی روزنامه بدهیم تا ببرَد و صحّت و سُقم (درستی و نادرستی) آنهارا به دست آورد. آن مرد خشن شد و حرف هایی زد و در پایان حرف هایش گفت که بهتر است او هم به معترضین (انقلاب) بپیوندد.
        چند ماه گذشت، تظاهرات و راهپیمایی ها به انقلاب منتهی شد.
        چهار روز پس از پیروزی انقلاب از نگهبانی روزنامه اطلاعات (ساختمان مؤسسه در خیابان خیّام) به میز نگارنده تلفن کردند که چند نفر مسلح به تفنگ بِرنو، ام ـ 1 و کارابین آمده اند و مرا می خواهند. نگران شدم و نزد سردبیر (غلامحسین صالحیار) رفتم و گفتم که آمده اند مرا ببرند، نخست، توصیه کرد که بروم و در گوشه ای پنهان شوم تا دکتر علیرضا نوری زاده دبیر میز اخبار سیاسی و انقلاب درباره قضیه تحقیق کند. او پس از کمی تأمل گفت که صبر کنم تا خودش از نگهبان درباره آن افراد سئوال کند.
        نگهبان به سردبیر گفته بود که 9 نفر هستند و هرکدام دو سبد گل و بوته زینتی با خود دارند و رئیس آنان که سلاح کمری دارد می گوید که قبلا دکتر کیهانی زاده را در تحریریه روزنامه ملاقات کرده و می خواهد دنباله حرف هایش را به او بزند.
        صالحیار که اجازه داده بود به بالا آیند ـ به طبقه چهارم ساختمان، اطاق خبر ـ به من گفت که موضوع دستگیری در کار نیست، نگران مباش. گفتم بیایند بالا.
        دو ـ سه دقیقه بعد، همان مرد ـ مردی که ماهها پیش با دو حُکم متفاوت دادگاه ـ آمده و درد دل کرده بود در راس 8 تفنگ به دست با دسته های گل وارد شد، مرا دَر بَرگرفت و در کنار من و صالحیار نشست. اعضای تحریریه خواستند دور ما جمع شوند که صالحیار اجازه نداد.
        آن مرد گفت که پس از آنکه مطلب در روزنامه چاپ نشد و به درستی حرف های من اعتماد نشد، به عُمق خرابی کشور پی بردم، دست از کار کشیدم و به انقلاب پیوستم. دوستان و نزدیکانم را که هشت نفرشان اینجا هستند با خود همدست کردم، جان برکف نهادیم و مبارزه کردیم و روز 21 بهمن به همراه مردم به ساختمان تسلیحات (صنایع نظامی) رفتیم و تعدادی اسلحه به دست آوردیم. از آنجا به کلانتری 6 (میدان ثریا ـ انتهای خیابان گرگان) رفتیم و در تصرف کلانتری شرکت کردیم و سلاح های بیشتری را صاحب شدیم و روز بعد مردم را تشویق به آتش زدن دادگستری و پرونده ها کردیم و همان شب هم یک کمیته انقلابی که عملا یک کمیته فرعی است تشکیل دادیم و در صدد هستیم که به یک کمیته بزرگتر بپیوندیم.
        این مرد که نامش را فراموش کرده ام و از آن پس هم دیگر اورا ندیدم گفت: به این لحاظ به روزنامه آمده است که بگوید وقتی که به درد دل مردم نرسند و مسائل را بررسی و حل نکنند و در اطاق های دربسته و «ندید» تصمیم بگیرند راهی جز انقلاب وجود ندارد. من قبلا حتی یک لحظه هم تصور نمی کردم که روزی به تظاهرات بپیوندم، وارد انقلاب شوم، دست به اسلحه ببرم، از جان بگذرم و ....
        وی گفت که این سبدهای گل و بوته های زینتی را به اینجا آورده است تا به کوی نویسندگان ببرند و به پاس اعتصاب 61 روزه روزنامه نگاران در آنجا توزیع کنند.
        این مرد که در دیدار نخست، گفته بود لیسانسیه ادبیات فارسی و کارمند یک کمپانی نیمه دولتی است اظهار امیدواری کرد که این انقلاب درموسسات دولتی موثر افتد و بازسازی واقعی شوند و خودرا خادم مردم بدانند نه آقابالاسر آنان، فساد دولتی از ایران ریشه کنی واقعی شود و مردم برادر و برابر باشند.
        صالحیار همان لحظه با وانت روزنامه، سبدهای گل و بوته را به کوی نویسندگان (شهر آرا) فرستاد و ایرانزاد را که ساکن همان کوی بود با همان وانت روانه آنجا کرد تا سبدها در راهروهای بلوک های 7 گانه مجتمع قرار داده شوند و کسی آنهارا به خانه خود نبَرَد.
        
        انگیزه خودسوزی محمد بوعزیزی 26 ساله ـ یک میوه فروش دوره گرد (طوّاف) در شهرکِ سیدی بوزیدِ کشور تونس در دسامبر 2010 از همان دست است که آن ایرانی را از دو حُکم متفاوت یک دادگاهِ تهران خشمگین و انقلابی ساخته بود. خودسوزی «بوعزیزی» از دست مأمورِ رشوه گير شهرداري، آتش انقلابی را روشن ساخت که نه تنها دگرگونی عمیق در تونس ـ زمانی کارتاژ و مطمح نظر قدرت ها در طول تاریخ ـ ایجاد کرد بلکه افراد و توده ها را در جهان روشن ساخت که چگونه حق خود بستانند و مقدمه بهار عربي. انقلاب تونس سپس به چند کشور عرب سرایت کرد، رژیم قذافی و خود او در لیبی از میان رفتند، حسنی مبارک و دولت او در مصر برکنار شدند، رئیس جمهوري یمن کنار رفت و جنگ داخلي درگرفت و سوریه در ناآرامی است و ....
    مجموعه عکسها: بوعزیزی، خودسوزی او، مادرغمزده اش در کنار عکس او و تظاهرات و بپاخیزی تونسی ها و انقلاب

     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    نامه به مولف
    توضیح یک مخاطب در بهمن 1391 درباره اظهارات احمدی نژاد در سالگرد پیروزی انقلاب و اصل 44
  •   این نامه 13 فوریه 2013 (25 بهمن ماه 1391) که به ضمیمه اش یک کُپی از اصل 44 قانون اساسی جمهوری اسلامی و یک کُپی از اصل 113 داشت دریافت شد که [بدون اظهار نظر] به عنوان پیام مخاطب درج می شود:
        
        "آقای محمود احمدی نژاد رئیس جمهور که به نظر می رسد این روزها با بعضی مقامات دیگر وارد کشمکش شده است در سخنرانی اش در 22 بهمن 1391 در مراسم سالروز پیروزی انقلاب جملاتی بکار بُرد که در 34 سال گذشته شنیده نشده بود. به این جملات ازجمله «زنده باد بهار» که مقصود او مفهوم نشد کاری ندارم. در یک مورد، او گفت که در اجرای اصل 44 بیش از 40 برابر 14 سال قبل از او، واگذاری انجام شده است. من این را نفهمیدم. مگر اصل 44 گفته است چیزی را واگذار کنند. این اصل روشن ساخته که چه نهادهایی باید دولتی، کدام شان تعاونی و چه دسته ای می توانند غیر دولتی باشند. انقلاب، بانک ها و بیمه ها و ... ملی (دولتی) کرده بود. رئیس جمهور برپایه اصل 113 مسئول اجرای قانون اساسی است. می دانیم که کوتاهی در انجام وظیفه گرفتاری قضایی خواهد داشت. در جریان انقلاب، 26 ساله بودم و از فعّالان آن و در بعضی از محاکمات انقلابی هم به عنوان مامور و یا تماشاگر حاضر می شدم. یک مورد اتهام بیشتر آنها که محکوم شدند نقض قانون اساسی بود. در دفاع از خود می گفتند که مجبور بودیم. قاضی دفاع آنها را با بیان این جمله ردّ می کرد: چرا استعفا نکردید و حکم صادر می کرد، گاهی حکم اعدام.
        پس از بازنشسته شدن مقیم سوئد شده ام ـ جایی که در جوانی در رشته صنایع فولاد تحصیل کردم و زبان سوئدی یاد گرفتم. من همچنان نگران وطن هستم. من مشکل را در ضعف مدیریت افراد و سوء استفاده ها می بينم. اگر اندرز آیت الله خامنه ای که چند روز پيش [زمستان 1391] بیان شد رعایت شود مسائل کمتر می شود. او گفت کسانی که توانایی ندارند نامزد انتخابات پیش رو نشوند که حرف درستی است.    
        در خاتمه باید اعتراف کنم که با خواندن این تاریخ آنلاین، هر روز بر معلومات خود اضافه می کنم. موفق باشید.
        
        ضميمه 1
        



        ضميمه 2
        







  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com