Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
      خورشيدي

 
9 سپتامبر
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 



 


   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 9 سپتامبر
ايران
فرهاد دوم وارثان اسكندر را از آسيا بيرون راند
در آخرين ماه تابستان 129 پيش از ميلاد و طبق بعضي از تاريخها، نهم سپتامبر، فرهاد دوم شاه اشكاني در جنگي كه با سلوكيها در سوريه كرد، براي هميشه وارثان اسكندر مقدوني را از آسيا بيرون راند و شكست ايران از ارتش اسكندر تلافي شد. در اين جنگ 17 هزار سلوكي كشته و 12 هزار و هفتصد تن اسير شدند و اين اسراء هرگز آزاد نشدند. علت پيروزي اسكندر مقدوني بر هخامنشيان اين بود كه در نخستين جنگ ، شاه هخامنشي – داريوش سوم – عمدتا از سربازان مزدور خارجي استفاده كرده بود.
     درسي كه جهان از اين جنگ گرفت اين بود كه در جنگهاي دفاعي، بايد صرفا از سربازان داخلي استفاده شود كه بدانند شكست آنها برابر است با تصرف وطنشان توسط بيگانه و بنابراين، تا آخرين نفس پايداري خواهند كرد. از آن پس دولتها از سرباز مزدور تنها براي تعرض به ساير سرزمينها استفاده كردند تا دست اين سربازان براي غارت باز باشد و به طمع غنيمت بهتر بجنگند.
شاه طهماسب صفوي در قندهار
شاه طهماسب
نهم سپتامبر سال 1539 شاه طهماسب صفوي وارد قندهار شد تا برادرش سام ميرزا را كه از شش سال پيش از آن بر او ياغي شده بود تنبيه كند. سام ميرزا در سال 1534 در قندهار بر دولت مركزي (به پايتختي قزوين) ياغي شده و منطقه بزرگي از ايران خاوري را از قلمرو برادر خارج ساخته بود و اين، در حالي بود كه ازبكان به شمال اين منطقه (شمال افغانستان امروز) دست اندازي مي كردند. پيش از ورود شاه طهماسب به قندهار، سام ميرزا فرار كرده بود و شاه طهماسب با نيروهايي كه با خود آورده بود به شمال راند و ازبكان را از آنجا بيرون راند.
مجلس اطلاع يافت که انگلستان خواهان برکناري و تبعيد رضا شاه است - ساخت و پاخت ها و راي اعتماد!
فروغي
فروغي نخست وزير زمان اشغال نظامی ایران پس از چند دور مذاكره با نمايندگان انگلستان و شوروي كه نيروهايشان بدون برخورد با مقاومت جدي ـ به سبب مرخص شدن سربازان ايران ــ به پایتخت نزدیک می شدند؛ مجلس شوراي ملي را به تشكيل يك جلسه فوق العاده در 18 شهريور 1320 دعوت كرد و در اين جلسه، خود و وزير خارجه اش گزارشي از مذاكرات و مكاتبات و نيز آخرين تحولات و خواست دولتين انگلستان و شوروي به نمايندگان دادند و روشن شد كه دولت انگلستان خواهان بركناري رضاشاه و تبعيد او از كشور است. چون فروغي به اين دو دولت وعده هايي داده بود؛ در پايان جلسه تقاضاي راي اعتماد كرد كه مورد تاييد قرار گرفت. فروغی سالها مورد غضب پهلوی یکم و خانه نشین بود که چند ساعت پس از تعرض نظامی لندن ـ مسکو به ایران و کناره گیری علی منصور، نخست وزیر شده بود!. پهلوی یکم از نیمه دهه 1310، دیگر به ساز انگلیسی ها نمی رقصید و متوجه آلمان شده بود.
قتل احمدشاه مسعود كه آرزو داشت پارسي زبانان متحد شوند
احمدشاه مسعود
نهم سپتامبر سال 2001 در سالروز استقلال جمهوري تاجيكستان و دو روز پيش از رويدادهاي نيويورك و پنتاگون، انفجار بمبي كه در دوربين يك عكاس عرب جاسازي شده بود احمدشاه مسعود رهبر پارسي زبانان افغانستان را مجروح كرد كه چند روز بعد درگذشت. صاحب دوربين به همراه يك روزنامه نگار به منظور مصاحبه، با احمدشاه ملاقات كرده بود. اسناد موجود حكايت از دست داشتن بن لادن و القاعده در قتل مسعود مي كند زيرا كه مسعود مخالف سرسخت طالبان بود و با آنان مي جنگيد و با ادامه مقاومت، مانع تصرف شمالشرقي افغانستان توسط آنان شده بود. احمدشاه همانند پدرش دوستمحمد خان مسعود يك ناسيوناليست تاجيك (پارس) بود كه آرزو داشت پارسي زبانان جهان را متحد كند، همين تلاشي كه فعلا رحمان رئيس جمهور تاجيكستان در سمت رئيس انجمن جهاني پارسي زبانان دارد انجام مي دهد. پدر احمدشاه با جمعي از ناسيوناليستهاي تاجيك برضد سلطه مسكو بر وطن تاجيكها (پارسيان آسياي ميانه) قيام مسلحانه كرده بود كه شكست خورد و به افغانستان گريخت و در اينجا افسر پليس شد و سالها رياست پليس هرات را برعهده داشت. احمدشاه كه در شهركي در دره پنجشير به دنيا آمده بود از زماني كه يك دانشجوي مهندسي دركابل بود دست به گروهبندي سياسي زده بود. وي در دولت برهان الدين رباني وزير دفاع افغانستان بود. برادر وي اينك معاونت رياست جمهوري افغانستان را برعهده دارد. مورخان اروپايي كه زندگينامه و كارهاي مسعود را تحليل كرده اند عقيده دارند كه اگر او زنده مانده بود، در جهان پارسي زبانان، به صورت كوروش تازه اي عمل مي كرد و در نتيجه؛ مرگ وي را يك ضايعه بزرگ براي اين منطقه از جهان قلمداد كرده اند.
در قلمرو انديشه
مائو ، انديشه ها و اندرزهايش
مائو و جوانان چين كه هركدام كتابچه اندرزها و نكته هاي او را در دست دارد
مائوتسه تونگ بنيادگذار جمهوري توده اي چين كه نهم سپتامبر سال 1976 در 82 سالگي درگذشت نه تنها نظام سوسياليستي چين بلكه دريايي اندرز و نظريه از خود به ميراث گذارده است.
     اين مرد نيرومند قرن 20 كه در 1893 در ايالت هونان در يك خانواده كشاورز به دنيا آمده بود بر خلاف متفكران و سياستمداران ديگر، از زمان افلاتون تاكنون، عادت به ايراد نطق طولاني (Rhetoric)نداشت و چون استعداد شعر گفتن داشت عقايد و اندرزهاي خود را به صورت شعارهاي يك جمله اي و حداكثر در يك بند (پاراگراف) و گاهي هم به نظم بيان مي داشت. او مي گفت عقيده اي ماندني خواهد بود كه بتواند روشنفكران جامعه را دست كم به بررسي و بحث درباره خود جلب كند، به غرور نظاميان صدمه نزند، اميد كارگران و كشاورزان (زحمتكشان) باشد و دشمني شديد سياستمداران را در آغاز كار برنيانگيزد.
     در زمينه مبارزه، مائو كه در سال 1911 با يازده تن ديگر حزب كمونيست چين را در شانگهاي بنا نهاد متكي به اعتراض پي گير كشاورزان و كارگران و در مبارزه مسلحانه به جنگهاي مردمي (چريكي) بود.
     وي جنبشي را پيروز مي دانست كه در سر راه خود از همكاري جنبش هاي موازي كه هدف هاي دست كم تا ده درصد مشابه داشته باشند برخوردار شود. وي به همين دليل در آغاز كار با حزب ملي گراي «كومين تانگ Kuomintang» كه خواهان طرد نفوذ خارجي و كسب استقلال وطن به معناي واقعي كلمه بود همكاري كرد ، زيرا كه هدف مشترك هر دوحزب بود. ولي ، همين كه چيانك كاي شك رهبر كومين تانگ در 1925 براي دريافت كمك به غرب روي آورد با او به مخالفت برخاست،.سالها بعد دوباره در برابر دشمن مشترك - ژاپني ها - عملا با كومين تانگ در يك جهت قرار گرفت.
    مائو كه در سال 1918 كتابدار دانشگاه پكن بود و فرصت مطالعه افكار سوسياليست هاي بنام اروپا به ويژه ماركس را به دست آورده بود عقيده داشت كه فرد بايد مايه و استعداد گرويدن به يك مسلك را داشته باشد تا بتوان افكارش را شكل داد و تقويت كرد، و گرنه نمي توان در عمل انتظار وفاداري زياد از او داشت. وي در دهه هاي آخر عمر، انقلاب فرهنگي را براي زدودن آثار معتقدات ديگر از ذهن كساني كه ايمان استوار به مباني سوسياليسم نداشتند به وجود آورد.
    در زمينه دمكراسي، مائو معتقد به دمكراسي توده اي (شورايي ـ ساويت Soviet) اصطلاحا پايه اي (شروع از سطوح روستا ، كارخانه و محله) بود و دمكراسي به سبك غرب را مطلقا قبول نداشت و آن را ديكتاتوري توانگران و حكومت طبقه ثروتمند و بورژوا و سراسر تقلب و نيرنگ مي دانست و تاكيد مي كرد كه پول نبايد وسيله به دست آوردن قدرت سياسي شود. به تاكيد او، حكومت نبايد به صورت ابزاري براي تامين منافع طبقه توانگر شاخص (به زعم او استثمارگر) درآيد و مي گفت كه بدون تغيير ساختار مالكيت در يك جامعه نمي توان به حكومت واقعي مردم بر مردم رسيد. گفته مائو ؛ دولت دستگاهي است براي فراهم ساختن وسائل تامين برابري اقتصادي - اجتماعي مردم و بهترين دولت، آن است كه سريعتر و سهلتر مردم را به اين آرزوي طبيعي و هدف نهايي برساند و ايجاد جامعه بي طبقه را جامه عمل بپوشاند. در مورد شرايط نماينده مردم بودن در مجالس و شوراها، مائو مي گفت: نماينده كسي بايد باشد كه به مردم و تامين منافع و حقوق طبيعي آنان مومن باشد و براي رسيدن به آن دمي از كوشش بازنايستد و خدمت به مردم در خون او باشد و همه چيز را تنها براي جامعه بخواهد نه خودش و مزد و لذت خود را شادي و رفاه مردم بداند و هيچگاه از آنان جدا نباشد. منابع توليد و ثروت عمومي بايد در دست جامعه باشد و نه فرد و افراد به صورت عادلانه از منافع اين نظام (سوسياليسم) برخوردار شوند.
     مائو معتقد به هميشه فعال بودن انقلاب بود و مي گفت كه اگر چراغ انقلاب خاموش شود، ديري نخواهد پاييد كه همه دستاوردها بر باد خواهد رفت و اوضاع به حالت سابق بازخواهد گشت.
    
مائو و همسرش كه در عين حال همرزمش
بود در سال 1947 (پيش از پيروز شدن انقلاب چين)

در زمينه وضع قانون، مائو مي گفت كه قانون موضوعه بايد حتي الامكان به قانون طبيعي نزديك باشد و سوسياليسم را نقض نكند. بايد قبلا توسط معتقدان واقعي به سوسياليسم و كارشناسان حقوق بررسي دقيق شده باشد. او با كپي كردن قانون از جوامع ديگر مخالف بود و مي گفت كه هر جامعه شرايط و فرهنگ خاص خود را دارد.
    وي برخلاف ماركس و لنين و تروتسكي ناسيوناليسم را رد نكرد و سوسياليسم خود را در قالب ناسيوناليسم قرار داد و از آن سوسياليسم چيني را به وجود آورد.او در حرفهايش هميشه از شهروند چيني سخن به ميان آورده است كه بايد در جامعه چين از حقوق برابر و نيز تكاليف مساوي برخوردار باشد و مطلقا تبعيضي در كار نباشد. وي به كرات از چين ستمديده، غارت شده، استثمار شده و طاعون زده كه بايد روي پاي خودش بايستد و سر برافرازد سخن به ميان مي آورد تا وطن جهاني.
     مائو هيشه مي گفت كه ملل تحت ستم و استعمار زده راهي جز قيام ندارند، ولي تاكيد مي كرد كه اين قيام را بايد خودشان آغاز كنند و استعداد و تمايل به اين كار را داشته باشند.
    مائو پس از پياده روي 9700 كيلومتري سالهاي 1934 و 1935 و نجات پيروان خود از اين طريق معتقد به آبديده شدن افراد شد، زيرا بازماندگان همين پياده روي تاريخي موفق شدند كه در اكتبر سال 1949 جمهوري توده اي چين را بنا نهند. جنگ كره انضباط و نيروي فداكاري چينيان برخوردار از آموزشهاي مائو را به جهانيان نشان داد.مائو موفق شد نه تنها چين از هم پاشيده شده را با همه دشمناني كه داشت داراي دندان اتمي كند، بلكه كرسي آن را در سازمان ملل بازستاند و دست آخر آمريكا را مجبور كند كه برخواست پكن كه در جهان تنها يك چين وجود دارد و تايوان، چين دوم نيست صحه بگذارد و سپس با هم روابطي سياسي برقرار كردند. مائو از زمان نكوهش كارهاي استالين توسط خروشچف، پايان كار سوسياليسم شوروي را پيش بيني كرده بود و از همين زمان سران حزب کمونيست شوروي را تجديد نظر طلب (Revisionist ) مي خواند و با آنان روابط خوب نداشت.
     مائو معتقد به تماس مستقيم رئيس حكومت با مردم بود و نامه هاي مردم را شخصا مي خواند و زندگاني ساده, نه بهتر از ساير مردم داشت.
ساير ملل
نخستين حمله هوايي به خاك آمريكا
نهم سپتامبر 1942، يك هواپيماي نظامي ژاپني خود را به آسمان ايالت ارگون آمريكا رسانيد و با فروافكندن بمب هاي ويژه توليد شعله، جنگلهاي اين ايالت را به آتش كشيد. این، نخستين حمله هوايي به خاك آمريكا بشمار آمده است. آمريكا به دليل قرار گرفتن ميان دو اقيانوس به ندرت مورد حمله هوايي قرار گرفته است و حمله زميني نيز جز از راه سيبري و آلاسكا (تنگه برينگ) امكان ناپذير است.
توجو قصدخودکشي كرد
«توجو» و اين عكس در محكمه نظامي كه وي را به اعدام محكوم كرد گرفته شده بود
نهم سپتامبر در سال 1945، ژنرال هيدكي توجو Hedeki Tojo نخست وزير پيشين ژاپن كه دستور زدن شبيخون به پايگاه دريايي آمريكا در پرل هاربور را صادر كرده بود دست به خودكشي زد، ولي او را نجات دادند. ژاپن در آن زمان تحت اشغال آمريكا بود و فرماندار آمريكايي ژاپن دستور دستگيري توجو و چهل تن از ژنرال ها و وزيران او را صادر كرده بود تا به عنوان جنايتكار جنگ محاكمه شوند. آمريكائيها پس از تنظيم يك قانون اساسي براي ژاپن، در روز هشتم سپتامبر سال 1951، پس از شش سال اشغال، با ژاپن قرارداد صلح امضاء كردند، اما هنوز پايگاههايي را در اين كشور در اختيار دارند و ژاپن هنوز قانون اساسي خود را اصلاح نكرده است كه به موجب آن از داشتن ارتش كامل محروم شده است.
سالروز ايجاد جمهوري دمكراتيك خلق كره
نهم سپتامبر سال 1948، قسمت شمالي شبه جزيره كره خود را جمهوري دمكراتيك خلق كره (شمالي) اعلام كرد و طولي نكشيد كه درصدد يكي كردن دو قسمت كره از طريق جنگ برآمد و با اين كه آمريكا به نام سازمان ملل بر ضد آن وارد جنگ شد و اين جنگ تا سال 1953 ادامه يافت شكست نخورد و با همه تضييقاتي كه در طول شش دهه برايش ايجاد شده تاكنون پابرجا باقي مانده است. پس از شکست ژاپن در 1945 و تقسیم موقت شبه جزیره کره قرار بود که وحدت مجدد از طریق انتخابات تحقق یابد که فاتحان غربی تمایلی به این وحدت نشان ندادند و شمالی ها راه جنگ را انتخاب کردند. شبه جزیره کره تا قرن نوزدهم وابسته به چین بود که ژاپن با استفاده از ضعف نظامی چین، آن را متصرف شده بود. شصتمين سالروز ايجاد جمهوري دمکراتيک خلق کره در سپتامبر 2008 با شکوه خاصي برگزار شد. در مراسم رژه نظاميان نهم سپتامبر 2008 کيم جانگ ايل رهبر اين کشور حضور نداشت که بعدا گفته شد بيمار بود و اين بيماري در طول سالهاي 2008 و 2009 سوزه رسانه هاي غرب بود!.
مراسم شصتمين سالگرد تاسيس (روز ملي) جمهوري دمکراتيک خلق کره

فيلسوف و شاعري که رئيس کشور شد
سنقور
«لئوپد سدار سنقورLeopold Sedar Senghor» شاعر ، اديب، فيلسوف و سياستمدار معروف آفريقايي و از بنيادگذاران جنبش استقلال سنگال و مولف« سوسياليسم آفريقايي » نهم سپتامبر 1960 نخستين رئيس جمهوري سنگال شد.
    وي در كتاب خود پيش بيني كرده است كه روزگاري سراسر جهان داراي نظام سوسيال دمكرات خواهد شد. تاليفات مهم ديگر سنقور عبارتنداز : يک مجموعه شعر به زبان فرانسه ، تاريخ تفکرات سياسي، مباني سوسياليسم و .... کتابهاي سنقور که داراي همسر فرانسوي بود عمدتا به اين زبان نوشته شده است.
مائو بر ضد بازرگانی آزاد نبود
مائو
نهم سپتامبر سال 1976 مائو تسه تونگ (دونگ) رهبر انقلاب سوسياليستي چين در 82 سالگي فوت شد. مائو ناسيوناليسم چيني را بر سوسياليسم اضافه كرد و اين شكل سوسياليسم پيروزمند تر بوده است كه نمونه هايش در كوبا، ويتنام، كره شمالي و چين و به اشكال متفاوتي در چند كشور ديگر ديده مي شود. مائو بازرگانی آزاد میان ملل را رد نکرد و گفت که سوسیالیسم بر ضد بی عدالتی است نه تجارت. (در سايت امروز و در قسمت "قلمرو انديشه"، نگاهي به افكار و كارهاي مائو آمده است).
سالروز استقلال تاجيكستان كه «اوستا» آن را سرزمين كامل و بهترين منطقه اي در جهان كه اهورامزدا آفريد اعلام كرده است



    
شادي نوروزي در تاجيکستان

نهم سپتامبر سال 1991 تاجيكستان 7 ميليون و دويست و پنجاه هزار نفري 143 هزار كيلومتر مربعي اعلام استقلال كرد و روز ملي اين كشور پارسي زبان و ايراني تبار است. تاريخدانان تاجيكستان را مادر ايران زمين بشمار مي آورند زيرا كه نه تنها ايرانيان بلكه آرين ها از آنجا برخاسته اند. در "اوستا" از سرزميني كه امروز تاجيكستان است به عنوان بهترين مكان و منطقه در روي زمين كه اهورامزدا (خداي يگانه بزرگ) آفريده ياد شده است. به نوشته زرتشت، اين منطقه ـ يك سرزمين كامل است (هدف؛ آب و هوا و محصولات و انسانهاي آن). در نوشته هاي زرتشت و آثار آن دوره، آرين هاي فرارود «تاجيانTaa - jiaan» نوشته شده اند. اين سرزمين از شش هزار سال پيش مسکوني بوده و مردمي متمدن داشته است. مورخان کارشناس دوران باستان و آرين شناسان نوشته اند که تاجيکهاي هزاره پيش از ميلاد يک طايفه ايراني به نام کامبوجا Kambojas بودند که به زبان اوستايي (پارسي قديمي تر - زبان زرتشت) سخن مي گفتند و مورخ همراه اسکندر باکتريانا (در اوستا: باخديBakhdi = بلخ) و تخار را بخشي از منطقه آنان ذکر کرده که عمدتا ميان دو رود بزرگ (آمودريا و سيردريا) ميزيستند.
    مورخان عهد سلوکيها اشکانيان (پارتها) را برخاسته از ميان آنان نوشته اند و مورخان رومي و اروپايي همه خراساني ها و تبرستاني ها (مازندراني ها) را از همان طايفه ايراني دانسته اند. يزدگرد سوم در پي شكست هاي نظامي اش به همين منطقه پناه برده بود كه با مرگ او ايرانيان هم استقلال و حاكميت خود را از دست دادند. همين تاجيكان زبان پارسي و فرهنگ، منش و تمدن ايراني را محافظت كردند كه با پيدايش سامانيان به سراسر ايران گسترش يافت. سامانيان كه از سرزمين تاجيكان برخاستند از نخستين دسته ايرانياني بشمار مي آيند كه استقلال و حاكميت ايران را زنده كردند. تا قرن دهم ميلادي و آغاز مهاجرت اقوام ترکيک به فرارود، بکار بردن واژه تاجيک، زياد مرسوم نبود و همه ايرانيان خود را پارس مي ناميدند و از زماني واژه تاجيک مصرا بکار رفت که پارسيان فرارود و ايران خاوري (افغانستان امروز) خواستند خود را از ترکان مشخص سازند و از آن پس" ترک و تاجيک" براي مشخص ساختن افراد آن منطقه بکار رفت. قبلا هم برخي از خراساني ها براي مشخص شدن از عربان خود را پارسيوان مي خواندند.
    تاجيكستان امروز، داراي بيش از 99 درصد باسواد است و همه آيين هاي ايراني بويژه نوروز را گرامي مي دارد. اين سرزمين كه تا پايان دوران سامانيان سراسر شمال آمودريا (جيحون) را شامل مي شد بتدريج براثر هجوم اقوام آلتائيك كوچك شد و آخرين ضربه را از رهبران شوروي خورد كه برغم مقاومت سغدي ها (خجندي ها) قسمت هاي ديگري از آن را به جمهوري هاي مجاور دادند. تلاش تاجيكان بود كه جمهوري شوروي تاجيكستان در 1929 تاسيس شد و در نهم سپتامبر 1991 اعلام استقلال كرد و در ششم نوامبر 1994 داراي قانون اساسي شد و اصحاب نظر آن را كم دشمن ترين كشور جهان قلمداد كرده اند. همين بي دشمن بودن سبب شده است كه همه بخواهند در آنجا سرمايه گذاري كنند و مناسبات داشته باشند: چين، روسيه، هند و آمريكا همه با تاجيكستان دوستي نزديك دارند. اين سرزمين مورد علاقه ويژه پارسيان هند و زرتشتيان جهان است. تاجيکستان در دل خود داراي انواع معادن از جمله نفت است. تاجيكستان كه پرچم اتحاد فرهنگي پارسي زبانان و ايراني تبارها را به دوش مي كشد شامل سه ايالت و چند منطقه ديگر است و ايالت سغد (خجند) آن كه پايگاه مهاجرت آرين ها بشمار مي رود و كوروش در آنجا كشته شد تا مانع ورود اقوام با تمدن پايين به ايران زمين شود معروفتر از ايالات ديگر است. تاجيكها با گذاردن نام اسماعيل ساماني (احياءگر زبان فارسي و فرهنگ ايراني) بر بلندترين قله آن كشور قدرشناسي خود را نسبت به او نشان داده اند، همچنين گذاردن نام سامانيان بر واحد پولشان (ساماني) و بزرگداشت شعراء و دانشمندان ايران زمين.
    رودكي از پدران شعر پارسي نوين، زاده و برخاسته از تاجيكستان است. سران شوروي همواره از آن نگران بودند كه تاجيكان آسياي ميانه و افغانستان با ايران متحد شوند و امپراتوري پارسها زنده شود.
    امامعلي رحمان رئيس جمهور تاجيکستان که تلاش هاي او براي گسترش فرهنگ ايراني و ايجاد همبستگي ميان ايرانيان معروف است تا سال 2013 در اين مقام خواهد بود. تاجيکستان که در دهه 1990 يک دوره بحران را تجربه کرد در دوران حکومت رحمان از ثبات و آرامش ويژه و پيشرفت برخوردار بوده است.
رحمان

نطق رسمي هشتم سپتامبر 2003 رئيس جمهوري آمريکا درباره عراق و افغانستان و چند اظهار نظر
جورج بوش رئيس جمهوري آمريكا هشتم سپتامبر2003 (چهار ماه پس از تکميل تصرف عراق) در يك نطق 17 دقيقه اي رسمي گفت به كاري كه شروع كرده است ادامه خواهد داد و هزينه عمليات نظامي و اطلاعاتي در عراق و افغانستان و جاهاي ديگر و تامين آب و برق و ترميم بعضي خرابي هاي اين دو كشور در سال مالي آينده ( از اول اكتبر 2003 تا آخر سپتامبر سال 2004 ) بالغ بر 87 ميليارددلار خواهد شد و كسر بودجه را در اين سال از 500 ميليارد بيشتر خواهد كرد كه بايد تحمل كنيم. 66 ميليارد دلار از اين پول صرف هزينه هاي نظامي و اطلاعاتي مربوط خواهد شد.
     وي در آن نطق گفت كه تروريسم اينك(سال 2003) در عراق متمركز شده است و ما قطعنامه تازه اي به شوراي امنيت پيشنهاد مي كنيم كه با تصويب آن سايركشورها از لحاظ مالي و اعزام نيروي نظامي به مساعي ما در عراق كمك كنند، البته اين نيروها بايد تحت فرماندهي ما عمل كنند. ژاپن، كشورهايي اروپا و همسايگان عراق كه از اقدام ما سود مي برند بايد كمك كنند. مبارزه در عراق كه شده است خط اول جبهه جنگ با تروريسم نياز به زمان طولاني و فداكاري دارد. بوش در اين نطق خود بار ديگر نيروهاي نظامي آمريكا در عراق را ليبراتور (آزاديبخش) و عمل آنان را آزاد ساختن عراق خواند!.
    برخي از آگاهاني كه پس از پخش مستقيم اين نطق از شبكه هاي تلويزيوني درباره آن كه به دقت تهيه و تنظيم شده بود اظهار نظر كرده بودند گفته بودند از اين اظهارات چنين بر مي آيد كه آمريكا مي خواهد براي مدتي طولاني در عراق بماند و براي اين كشور همانند ژاپن پس از جنگ دوم، قانون اساسي بنويسد و .... اينان اضافه كرده اند از پولي كه جورج بوش به آن اشاره كرده ممكن است تنها حدود 20 ميليارد دلار آن و عمدتا به كمپاني هاي آمريكايي داده شود تا موسساتي ازجمله آب و برق و جاده هاي عراق و بعضي كارهاي مشابه را در افغانستان رو به راه كنند و مابقي صرف نظاميان آمريكايي و خريد خودرو و جنگ افزار براي آنان خواهد شد كه شمار شان در عراق و كويت 181 هزار نفر است. از اين پول نظاميان ديگر كشورها كه در عراق مستقر هستند از جمله لهستاني ها سهم خواهند داشت. قسمت عمده اين پول كه به نظاميان آمريكايي پرداخت و يا صرف خريد خودرو وجنگ افزار خواهد شد به آمريكا بازگشت داده خواهد شد و پولي است كه از اين جيب به آن جيب مي رود؛ وانگهي ترديد نيست كه روزي عراق بايد از منابع خود اين هزينه را به نحوي تامين كند.
    نظر بعضي از آگاهان بر اين است كه تكرار عبارت «آزاد كردن عراق» مردم ساير كشور ها را عصبي مي كند زيرا كه آزاد كردن معمولا رها ساختن يك كشور از اشغال خارجي است كه عراق چنين وضعيتي را نداشته و بركنار كردن رئيس حكومت يك كشور هم بر عهده مردم همان كشور، نه خارجي. به علاوه، اگر شوراي امنيت كه در كنترل پنج دولت است با تصويب قطعنامه به اشغال نظامي عراق رسميت دهد دليل موجوديت سازمان ملل بيش از پيش از ميان مي رود.
    «هوارد دين» از حزب دمكرات آمريكا در واكنش به نطق جورج بوش گفته بود كه مفاد اين نطق با اظهارات ليندن جانسون كه آمريكا را در باتلاق ويتنام فرو برد تفاوتي زياد نداشت؛ بايد به آمريكاييان اطلاعات درست داده شود تا در جريان حقايق قرار گيرند، نه مطالبي كه تنها براي توجيه سياست دولت باشد.
    سناتور آمريكايي «باب گرام» ضمن ابراز نظر درباره اين نطق گفته بود 87 ميليارد دلاري كه بوش براي هزينه عمليات نظامي و اطلاعاتي خود در خاورميانه مي خواهد بيش از همه پولي است كه براي آموزش و پرورش كشور خرج مي كنيم.
اتحاديه عرب عملا بر اشغال نظامي عراق صحه گذارد
نهم سپتامبر 2003 رسانه هاي امريکا گزارش خبر گزاري اين کشور - اسوسييتد پرس - از قاهره درباره مصوبه هشتم سپتامبر اتحاديه عرب را درباره وضعيت عراق منتشر کرده بودند که ترجمه دو پاراگراف آن اين قرار است:
    اتحاديه عرب مرکب از 22 عضو در آخرين جلسه بحث درباره وضعيت عراق، پس از شش ساعت بحث به اتفاق آرا موافقت کرد که کرسي عراق در اين اتحاديه به شوراي حکومتي موقت عراق (که از سوي آمريکا منصوب شده بود) اعطا شود که نوعي حمايت از اشغال نظامي عراق است.
    اين تصميم به يک هفته بحث در اتحاديه عرب که آيا شوراي موقت حکومتي کشور اشغالشده عراق را برسميت بشناسد يا نه پايان داد. در آغاز اين جلسات برخي از کشورهاي عربي از آن نگران بودند که دادن کرسي عراق به شوراي موقت به منزله قبول اشغال نظامي آمريکا تلقي شود.
دوران تاريخي تازه اي كه جهان از هشتم آگوست 2008 وارد آن شده است
نبرد «كوليكوو» كه در تاريخ روسها، رويدادي بزرگ و سرآغاز دوره اي است كه به ايجاد امپراتوري روسيه انجاميد، هشتم سپتامبر سال 1380 انجام شد. سالروز اين نبرد تا هشتم سپتامبر 2008 مورد توجه اصحاب نظر قرار نگرفته بود و در اخبار روز به آن اشاره نشده و تفسيرهاي رسانه اي بر پايه آن نگارش نيافته بود. در نبرد كوليكوو 80 هزار روس 125 هزار مغول، تاتار و ليتوانيايي را شكست دادند و پس از قرنها تفرقه و جدايي، راه اتحاد و كسب قدرت را در پيش گرفتند تا از ميان آنان پتر يكم پا به عرصه وجود گذارد و امپراتوري روسيه را تاسيس كرد.
    در ششصد و بیست و هشتمین سالروز نبرد تاريخي «كوليكوو» بود كه اعلام شد يك ناوگان روسيه به كارائيب خواهد رفت و با كشتي هاي اين ناوگان، ناو اتمي «پتر بزرگ» و نيز ناوشكن «ادميرال چاباننكو» همراه خواهند بود و اين ناوگان فعلا براي انجام مانور با ناوگان ونزوئلا به كارائيب مي رود (که اين ديدار طبق برنامه انجام شد).
     در آن زمان ديدار اين ناوگان پاسخي تلقي شده بود به ورود دو كشتي آمريكايي و سه كشتي ديگر متعلق به كشورهاي عضو «ناتو» به درياي سياه. همزمان، هوگو چاوز رئيس جمهور سوسياليست ونزوئلا كه اخيرا معادل پنج ميليارد دلار اسلحه و ازجمله 24 سوخوي ـ 30 از روسيه خريداري كرده و از سفر آفريقاي جنوبي باز گشته بود و درآنجا از ايجاد «اتحاديه اتلانتيك جنوبي» مركب از آفريقا و آمريكاي لاتين سخن گفته بود اعلام داشت: دولت واشنگتن پس از شش دهه سخن از احياء ناوگان چهارم خود در كارائيب به ميان آورده است. اگر اين ناوگان از نو فعال، و وارد آبهاي ونزوئلا شود، بازگشتي نخواهد داشت. پيش از اين اخطار چاوز، دميتري مدوديف رئيس جمهور روسيه در نشست شوراي عالي روسيه گفته بود: روسيه قدرتي است كه غرب بايد آن را به حساب آورد. مناسبات روسيه و آمريکا از هشتم آگوست 2008 (روزي كه نيروهاي روسيه دست به سركوب تجاوز گرجستان به اوستياي جنوبي زدند) سرد شده است. ما اينك در دنياي ديگري ـ جهاني متفاوت از گذشته (پيش از هشتم آگوست) زندگي مي كنيم. «معارضه» انتخاب ما نيست، ولي ما از رو به رو شدن با هر وضعيتي بيم نداريم. ما نيرومندتر از آن هستيم كه غرب بتواند كاري بزيان مان بكند.
    در همين روز پوتين نيز در كنار قاب عكس نيكلاي دوم آخرين تزار روسيه (عکس بالا) گفته بود: اروپا نبايد خودش را فريب دهد، زیرا که بدون روسيه نمي تواند دوام آورد.
    
رزمناو پتر بزرگ


    
ناوشکن درياسالار چاباننکو

برخي ديگر از رويدادهاي 9 سپتامبر
  • 1828:   لئو تولستوي نويسنده شهير روسيه و مولف «جنگ و صلح» و «آنا كارنينا» در اين روز به دنيا آمد طبق تقويم ميلادي سابق 28 آگوست 1828. ضمنا لئو تولستوي با "الکسي نيکلايوويچ تولستوي" نويسنده روس متولد دهم ژانويه 1882 و متوفي در 23 فوريه 1945 اشتباه نشود.
  • 1850:   كاليفرنيا به عنوان عضو سي و يكم وارد اتحاديه (ايالات متحده) شد.
  • 1776:   كنگره موقت، عنوان مهاجرنشين هاي متحده را به ايالات متحده تغيير داد كه از آن پس نام رسمي كشور آمريكا قرار گرفته است.
  • 1908:   ارويل رايت Orville wright براي نخستين بار در تاريخ، با هواپيمايي كه ساخته بود به مدت يك ساعت در آسمان پايگاه ماير در نزديكي شهر واشنگتن پرواز كرد. پروازهاي قبلي به يك ساعت نمي رسيد.
  • 1914:   نخستين نبرد مارن ميان سربازان آلمان و فرانسه پايان يافت. در اين نبرد تلفات ارتش آلمان 800 هزار كشته گزارش شده است.
  • 1944:   ارتش شوروي بلغارستان را از دست نيروهاي آلمان خارج ساخت. در جنگ دوم جهاني شوروي براي عقب راندن آلمانيها از آن كشور و اروپاي شرقي و جنوبي بيش از 26 ميليون كشته متحمل شد.



  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.

     تماس با مولف: nhistorian@cox.net