Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
15 نوامبر
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 15 نوامبر
ايران
تاسيس حكومت غزنويان ـ سلطه طوايف آلتائيک بر ايران ـ نگاهی به سیاست دولت لندن در افغانستان
تصوير محمود غزنوي
15 نوامبر سال 988 ميلادي سبُكتَكين ازسران طوايف معروف به «تُركان غُز = اَغوزها» كابل را تصرف كرد كه مورّخان، اين روز را سالروز تاسيس حكومت غزنويان مي دانند كه عمدتا بر ايران خاوري و گاهی تا «ری» حكومت كردند. غزنویان نخستین دودمان تُرک زبان بودند که بر بخشي از ایران سلطنت کردند، سلجوقیان دومین آنها و حکومت تُرک و مغول (آلتائیک ها) بر ایران تا دوران صفویان که آنان هم به نوشته برخي از مورخان (که تبار شاه اسماعيل يکم را بررسي کرده اند) نیمه تُرک بودند ادامه یافت و پس از زندیه، یک ایل دیگر آلتائيک (مغول تبار ترکمن) به نام قجَر (قاجار و از نسل قاجار نویان امیرزاده مغول) حکومت ایران را به دست گرفت تا زمان پهلوی ها.
     ساسانيان براي جلوگيري از ورود طوايف دوردست «آلتائیک» به منطقه فرارود (ماوراءالنهر)، در سرحدات شمالي اين منطقه (سير دريا = رود سيحون) پادگانهاي متعدد به نام «مرزبان» تاسيس كرده بودند كه پس از افتادن ايران به دست عرب، اين پادگانها برچيده شدند و مهاجرت آن طوايف به «فرارود» آغاز گرديد و عباسيان و پيش از آنان حتي امويان به استفاده از مردان اين طوايف در ارتشهاي خود پرداختند كه اصطلاحا «غلام» خطاب مي شدند و از اين طريق قدرت يافتند. قدرت گرفتن سبكتكين هم از همين راه بود. وي عميق تر از پيشينيان خود در ايران خاوري پيشروي كرده بود. مخالفت ساسانيان با ورود آلتائيک ها به قلمرو ايران، نژادي نبود و فرهنگي و رفتار بود. رفتار آلتائيک هاي تهاجمي بود و به علاوه، در تضاد با اخلاقيات ايراني.
     سلطان محمود غزنوي مهمترين حكمران غزنويان (منسوب به شهر غزنه، مقّر حکومت آنان) بود. وي با اين كه از تبار ايراني نبود به ادبيات فارسي خدمت بسيار كرد. محمود چندبار به هند شرقي حمله نظامي برد و مردم اين ديار را به مسلمان شدن ترغيب كرد كه نتيجه اش (9 قرن بعد) ايجاد كشور پاكستان بوده است. اینکه برخی از راه اشتباه و یا تعمد، غزنویان را موسس افغانستان می دانند درست نیست. ایران پس از غزنویان قرنها یکپارچه بود. افغانستان نامی است که انگلیسی ها در قرن نوزدهم (و پس از تکمیل تصرف هندوستان) بر ایران خاوری گذاردند تا حائلی میان متصرفات روسیه در «فرارود» با هندوستان شان باشد و قبلا چنان واژه ای به این صورت بکار نمی رفت. در نیمه دوم قرن هجدهم در زمانی که احمدخان درّانی (ابدالی) افسر سابق ارتش ایران در قندهار ادعای استقلال (استقلال منطقه مسکونی طایفه خود) کرد و به هندوستان لشکر کشید واژه ای به نام افغانستان وجود نداشت.
تصوير احمدخان درّاني

احمدخان (که نام او از کودکی احمدشاه بود) درپی قتل نادر در کودتای ژوئن 1747 قوچان و در زمانی که کریمخان زند سرگرم سر و سامان دادن به اوضاع وطن بود به قندهار رفته و در اکتبر همان سال (سال 1747) در اجتماع سران طایفه ابدالی و پشتون های منطقه قندهار اعلام استقلال کرده بود. احمدخان درجریان لشکرکشی نادر به هندوستان و تصرف دهلی با او بود و چون در آن لشکرکشی با وضعیت هند آشنا شده بود، بعدا خود مستقلا به آنجا تعرض نظامی کرد و همین تعرّض انگلیسی هارا متوجه ایران خاوری و اهمیت استراتژیک آن و توان و روحیه جنگی پشتونها کرد. دولت لندن که نگران تعرض دیگری از ناحیه پشتونها به هندوستان خود بود برای تجزیه این طوایف، «مورتیمر دوراند» را مامور تعیین مرز افغانستان و هندوستان کرد و وی این خط مرزی 2 هزار و ششصد کیلومتری را به گونه ای ترسیم کرد که طوایف پشتون میان افغانستان و هندوستان (اینک پاکستان) تقسیم و بیشتر آنها سهم هندوستان شوند که اینک در شمال غربی پاکستان ـ ایالت های خودمختار وزیرستان، سرحد و ... ساکن هستند، پاتان خوانده می شوند و بزرگترین شهر شان پیشاور است.
امير عبدالرحمان

شرح خط دوراند که تعمدا تنها به زبان انگلیسی نوشته شده بود تا امیر عبدالرحمان خان حکمران افغانستان (در آن زمان تحت الحمایه دولت لندن) متوجه جزئیات آن نشود 12 نوامبر 1893 به امضای نمایندگان او رسید که از زمان تاسیس پاکستان در سال 1947 به صورت یک مسئله درآمده و با پیدایش طالبان و القاعده که در طرفین این مرز فعالیت دارند به مرز خونین معروف شده است. به نظر بسیاری از تاریخدانان، عملیات نظامی جاری در افغانستان (از اکتبر 2001 تاکنون) عمدتا به تحریک سران دولت لندن صورت می گیرد که دنباله سیاست قدیمی آن است و نمی خواهد چین، ایران و روسیه در آسیای جنوبی بسط نفوذ کنند. لندن از میزان علاقه مندی 10 میلیون تاجیک (پارس) و سه میلیون هزاره (شیعه) افغانی به ایران واهمه دارد و دلواپس امتیازهایی که به ایران در مورد منطقه هرات در قرارداد پاریس داده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
مشاهده ضعف رفتار و اخلاقيات در ايرانِ دو قرن پيش، به روايت مروّج مذهب انگليکن و سايرين
به نوشته پروفسور بليک، هنري مارتين Henry Martyn رئيس ميسيون انگليکَن (کلیسای انگليسي ها ـ فرقه ای از مسیحیّت) در ايران، در يادداشتهاي روزانه خود در ذيل 15 نوامبر 1804 (درست 209 سال پيش) نوشته است که ايرانيان در طول روز از ارتکاب فساد (تقلّب، فتنه گري، دروغگويي، ارتشاء و ...) اباء ندارند، ولي نماز بامدادي آنان و دعايشان و ذکر خدا ترک نمي شود و .... در همان زمان، سرجان ملکم Sir John Malcolm متولّد 1769 و متوفي در 1833 که در دهه اول قرن نوزدهم به عنوان فرستاده انگلستان به ايران، متناوبا ده سال در ايران بود مطالب مشابهي را به زباني ديگر درباره رفتار و روانشناسي ایرانیان در کتاب خود (منتشره در 1815) آورده و ايرانيان آن عهد را مردمي خودخواه، متمايل به استبداد و متلّون خوانده بود. به زعم اين دو انگليسي، ايرانيان نياز به يک انقلاب اخلاقي - فرهنگي دارند تا از لحاظ پاکي نيّت و رفتار و کردار خوب به پايه مطلوب عهد باستان خود بازگردند. به نظر برخی، اشاره اخیر بانو Wendy R. Sherman معاون وزارت امورخارجه آمریکا در امور سیاسی در جمله ای از او تازگی ندارد و احتمالا نوشته های سرجان ملکم و دیگران در ذهن او بوده است.
     دکتر علی اکبر بينا (استاد متوفاي تاريخ دانشگاه تهران، مولف و سناتور) تغيير رفتار و روانشناسی ایرانیان، پس از سقوط ساسانيان را نتیجه سلطه دویست و اندی ساله عرب و ظلم و ستم حکام این قوم نسبت به ایرانیان و سپس تهاجم اقوام ديگر از شمال شرقي ازجمله مغولان و بی رحمی های آنان دانسته است. [برای اطلاع از جزئیات ظلم حُکّام عرب نسبت به ایرانیان به کتاب «دو قرن سکوت» تالیف استاد عبدالحسین زرکوب مراجعه شود.].
    دکتر بينا در مقدمه کتاب خود مربوط به تاريخ پس از نادرشاه و روابط ديپلماتيک ايران با خارج، شماري از علل گرايش ايرانيان بعد از ساسانيان را به برخي ضعف هاي اخلاقي نظير دروغگويي و دوـرنگي بودن و نيز عقب ماندگي آنان را ذکر کرده و اين تغيير رفتار و روانشناسي را که در عين حال از عوامل عقب ماندگي است به دست داده و نتيجه تحولات پس از سقوط ساسانيان و مهاجرت تهاجمي اقوام دوردست ديگر دانسته است. کنت گوبينو فرانسوي نيز در طول ماموريت در تهران در زمينه اختلاط نژاد در ايران تحقيق کرده و فرضيه هايي به دست داده است ازجمله فرضيه نسبت مستقيم نژاد با تمدن.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در ادامه تظاهرات ضد شاه در واشنگتن
در تظاهرات 15 نوامبر مقابل چمن کاخ سفيد، گاز اشك آور پليس در محوطه چمن كاخ پراكنده شد و به چشم شاه فرو رفت كه با دستمال آن را پاك مي كند ـ فرح و بانو کارتر در عکس ديده مي شوند

تظاهرات گسترده و بي سابقه ضد شاه در در آمريکا که 14 نوامبر 1977 آغاز شده بود روز بعد از آن ـ 15 نوامبر در حالي كه وي و بانويش فرح در مدخل كاخ سفيد مورد استقبال كارتر قرار گرفته بودند و طبق برنامه، سران دو كشور قرار بود در محوطه باز (چمن کاخ) سخناني بيان مي داشتند شدت يافت به گونه اي كه پليس از گاز اشك آور استفاده كرد. اين وضعيت از شبكه هاي تلويزيوني آمريكا به طور كامل پخش شد و بينندگان آنها حملات فيزيكي تظاهر كنندگان را كه عموما دانشجويان ايراني مدارس عالي امريكا بودند و خودرا از شهرهاي دانشگاهي با خودرو به واشنگتن رسانده بودند مشاهده كردند. گاز اشك آور تا محل تريبون سران دو كشور پراكنده شده بود، بگونه اي كه كارتر و شاه با دستمال چشم و صورتشان را پاك مي كردند.
    به گزارش آن روز بعضي از رسانه هاي امريكا، مقامات مربوط ايران كه چنين واقعه اي را از هفته ها قبل پيش بيني كرده بودند قبلا عده اي را با هواپيما از ايران و از چند ايالت آمريکا بويژه کاليفرنيا به واشنگتن فرستاده بودند كه به هواداري از شاه شعار بدهند و با مخالفان شاه درگير شوند كه اين برنامه هم به دليل انبوه مخالفان و سنگ پراني آنان شكست خورد. نقل گزارش شبکه هاي تلويزيوني آمريکا در اروپا سبب مشارکت عده اي بيشتر در تظاهرات ضد شاه در پاريس شد. وي از آمريکا به فرانسه رفت.
     گزارش مصوّر اين وضعيت چند روز بعد از تلويزيون تهران هم پخش شد که سکه شاه را در ايران هم شکست. تني چند از مورخان گفته اند که پخش اين گزارش مصوّر از تلويزيون ايران بخشي از يک نقشه مآلا ضد شاه بود که در خارج طرح شده بود و يا اشتباه محاسبه و نسنجيده و بي اطلاعي مقامات مربوط در تهران از روانشناسي ايرانيان.
     بعضي ازهواداران شاه بعدا كارتر را به حمايت ضمني از تظاهرات واشنگتن متهم كردند و دلايلي را هم ارائه دادند. اين تظاهرات شاه را با آن لقب «آريامهر و شاهِ شاهان = شاهنشاه» در انظار جهانيان تحقير و باعث تضعيف او در ايران و تشديد ضديت با وي شده بود و طولي نکشيد که با يک گاف ديگر (انتشار نامه ساختگي رشيدي مطلق در روزنامه اطلاعات) انقلاب آغاز شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تحليل هاي هر نوامبر درباره اشتباهات شاه ـ درس دبیرستان شدن کتاب ماموريت براي وطنم، فساد اداري و ایجاد طبقه از عوامل انقلاب
در نوامبر سال 1979 و نوامبرهاي بعد از آن به مناسبت سالگرد تصرف سفارت آمريکا در تهران و گروگانگيري 444 روزه که به شکست جيمي کارتر در انتخابات نوامبر 1980 انجاميد تحليلها و تفسيرهاي متعدد درباره علل و نتایج انقلاب ايران، وضعيت شاه در آخرين سالهاي حکومت و سياست وقت جيمي کارتر و سران فرانسه و انگلستان و تصورّات مسکو انتشار يافته است که نظر «کريستوفر رودي» يکي از آنها بود که در میان مطالب 16 نوامبر این تاریخ ژورنالیستی آنلاین درج شده است.
    به نظر تحليلگران و ناظران امور ايران، در آن زمان شاه آن چنان در كلافي كه پيرامون خود تنيده بود سردرگم شده بود كه مجال تفكّر و ارزيابي اوضاع را نداشت. او در طول زمان، كارشناس ايجاد مشغله غيرضروري و زائد براي خود شده بود. شاه فراموش كرده بود كه از هفتمين سال سلطنتش به بعد، در طول 30 سال، دشمنان فراوان براي خود ايجاد كرده بود و باور نمي كرد كه روزي اين دشمنان مختلف العقيده و غير متجانس با هم متحد شوند، بر سر پذيرفتن يك رهبر به توافق برسند، مشروعيت بين المللي به دست آورند و او را ازپاي بياندازند. عقب نشيني هاي پي در پي شاه در ده ماه آخر حكومتش و حتي توسل به همان شخصيت هايي كه آنان را پس از 28 امُرداد به روز سياه نشانده بود نتيجه تنها ماندن و خسته شدنش بود كه از اشتباهات و غرور بي حد دهها ساله اش ناشي شده بودند. اين غرور كه از نيمه دهه 1340 و استفاده از لقب «آريا مهر» روزافزون بود سبب شده بود كه احدي حتي جرأت انتقاد خصوصي از نزديكان و مقامات ارشد منصوب از جانب اورا به خود ندهد، كه اين وضعيت، ايران را به دو طبقه ـ خاص و عام تقسيم كرده بود و طبقه عام ـ حتي آن گروه كه از رفاه نسبي برخوردار بود چشم ديدن طبقه خاص را نداشت و درصدد يافتن فرصتي بود تا طبقه خاص وقت (به اصطلاح آن زمان؛ آريامهري ها) را ريشه كن كند.
    شاه مخصوصا پس از جشن هاي سالگرد تاسيس دولت واحد ايران (اصطلاحا؛ شاهنشاهي ايران) به دست كوروش بزرگ كه درسال 1350 (1971 ميلادي) برگزار شده بود، در زمينه امور مربوط به سياست خارجي به تدريج به سوي استقلال گام بر مي داشت ـ راهي كه مورد قبول «قدرت هاي غرب» نبود ـ ولي نمي دانست كه بدون برخورداري از حمايت احزاب و رسانه هاي مستقل و آزاد كه ايران فاقد آن بود، اين راه به چاه ويل (سقوط آزاد) منتهي مي شود. در سال انقلاب، غرور او حتي مانع از قبول اين پيشنهاد منطقي شد كه يك برنامه تلويزيوني روزانه و دست كم هفتگي داشته باشد و دشواري هاي داخلي و فشارها و توطئه هاي خارجي را با مردم در ميان بگذارد و درد دل آنان را مستقيما بشنود تا پشت سرش بايستند و یا دست کم ساکت بمانند.
    آزاد گذاردن دست ساواك و رسيدن به هر مقام و دريافت هر امتياز و پروانه و حتي گذرنامه، تنها پس از عبور از مجراي آن، يكي از اشتباهات بزرگ شاه بود. اشتباه بزرگ ديگر او دست بر نداشتن از سر دكتر مصدق و پيروان خط او تا مهرماه 1357 بود. براي مثال؛ تحقير شخص دكتر مصدق در كتاب «ماموريت براي وطنم» كه ديگران به نام شاه آن را تاليف کرده بودند و بعدا و تا مدتي با عنوان «انقلاب سفيد» كتاب درسي دوره متوسطه شده بود. در اين كتاب حتي به تحصيلات دكتر مصدق ايراد گرفته شده بود!.
    تا زمان حذف اين درس از دوره متوسطه، روساي دبيرستانها و ادارات آموزش و پرورش، هر سال در شهريورماه دچار اين مشكل بودند كه از كجا برايش دبير (مدرّس) بیابند، زيرا هر دبيري به آساني زير بار تدريس اين درس [تدريس افترا و دروغ] نمي رفت و بر سر اين موضوع بسياري از دبيرها به ساواك كشانده شده بودند. قريب به اتفاق دبيران، در كلاس خود به جاي دادن توضيح و يا تشريح موضوع، تنها يكي از شاگردان را مأمور خواندن صفحاتي از كتاب «ماموريت براي وطنم» مي كردند و گوش كردن به آن آزاد بود (يعني شاگردان مي توانستند در طول كلاس، دروس ساعات بعد را مرور كنند و يا دست به شيطنت بزنند و از كلاس خارج شوند). اين كار عمدتا به خاطر بدگويي از دكتر مصدق در كتاب بود. دبيران مربوط استدلال مي كردند كه دكتر مصدق كتبا در نامه اي به شاه و رونوشت آن به وزارت فرهنگ اتهامات وارده را رد كرده بود و بايد تكذيب نامه او هم در كتاب مي آمد تا اصل انصاف در كتاب نگاري رعايت مي شد. به تدريج نام اين درس شده بود «بشنو و باور نكن». همين دانش آموزان «درس بشنو و باور نكن» دهه 1340، در سال 1357 به خيابانها ريختند و به تغيير نظام حکومتی كمك كردند.
    تاسيس حزب دولتي رستاخيز به عنوان تنها حزب ايران (اصطلاحا حزب فراگير)، يكي ديگر از اشتباهات شاه بود، زيرا در حالي كه غرب به يك حزبي بودن شوروي و كشورهاي كمونيستي ايراد مي گرفت، شاهِ مورد حمايت غرب دستور اكيد به تاسيس چنين حزبي با داشتن روزنامه ارگان داده بود و ايرانيان را متوجه سياست يك بام و دو هواي غرب ساخته بود. اين حزب با تبلیغ کارهای مقامات دولتی و سرپوش گذاردن بر ضعف ها، تبعيض و بوروكراسي بد را گسترش داده بود.
    دادن كمك مالي و وام بدون بهره به كشورهاي خارجي از جمله فرانسه و مصر و ... اشتباه ديگر بود. شاه به پيشنهادها و نظرات چند اقتصاددان ميهندوست در سال 1354 (1975 ميلادي) توجه و اعتنا نکرده بود که خواسته بودند سیاست های ضد تورم در پیش گیرد، مانع گسترش فاصله فقیر و غنی شود و برای انتصاب مدیران میانی اعلان عمومی منتشر و امتحان مسابقه برگزار کند تا شایستگان مدیر شوند که در پاسخ گفته بود که به اميرعباس هويدا اعتماد دارد. ديديم كه فرانسه پول را از شاه گرفت ولي در لحظه حساس از او دفاع نكرد و رئيس جمهوري وقت مصر به خواست كارتر اورا پذيرفت تا بدون درنگ از ايران خارج شود. شاه مي دانست که رفت او بدون بازگشت است که جسد پدرش را هم از ايران خارج ساخت. طبق قانون مصوب دهه 1940 (دهه 1320 هجري) نبايد هزينه هاي جاري دولت شاه از محل تبديل دلارهاي نفتي به ريال تامين مي شد. هزينه هاي جاري يک کشور بايد از ماليات و عوارض کمرگات تامين شود. نبايد نقدينگي به حساب درآمد ارزي نفت و معادل آن افزايش يابد و تورم ايجاد کند. تورم پول در يک کشور به بالارفتن بهاي مستغلات مي انجامد و افراد کم درآمد ناتوانتر می شود و ناراضی و آماده هرگونه اقدام.
    طبق اين نظرات، فساد اداري (دولتي) در ايران از آغاز دهه 1970 (1350 هجري) به موازات ثروتمند شدن ايران افزايش يافته بود و توده ها از اين وضعيت و نیز کُندی کار در تعقیب مفسدین و در مواردی بي اعتنايي دستگاه قضايي به فساد اداری خسته و بيزار شده بودند. شاه بايد مي دانست که فساد اداري و سوء مديريت ها از عوامل اصلي انقلابات وعصيانها و تغيير رژيم ها بوده است.
    به باور برخي از مورخان، خروج شاه با آن القاب از وطن در حساسترين ايام، اشتباهي ديگر بود. بايد در كشور باقي مي ماند، محاكمه مي شد، از خود دفاع مي كرد و احيانا اعدام مي شد و قضاوت از خودرا به «تاريخ» مي سپرد. وي با فرار از كشور، به دست قاضي تاريخ پوان منفي بزرگي داده است. چرا ناپلئون و تزار نيكلاي دوم و ... در لحظه حساس فرار نكردند؟.
    اصحاب نظر گفته اند که توده های ایران تا هر زمان، اگر مشکلی ببینند با خود خواهند گفت که اگر شاه کشور را تَرک نکرده بود، این مشکل پیش نمی آمد و ... و هر مسئله ای را به گردن او می اندازند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
انتقاد عضو هیأت رئیسه مجلس از «وامِ معوقه خواندن» فسادی که در صندوق ذخیره فرهنگیان روی داده است
احمد اميرآبادي
به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس در نیمه آبان 1395، احمد امیرآبادی فراهانی نماینده قم و عضو هیأت رئیسه مجلس شورای اسلامی با اشاره به مسأله صندوق ذخیره فرهنگیان و «وامِ معوقه خواندن» این فساد توسط رئیس‌جمهور، اظهار داشت: «فساد»، بزرگ و کوچک ندارد و باید با آن برخورد شود، «فساد» اصلاح‌طلب و اصولگرا هم نمی‌شناسد، ما باید با فساد مبارزه و آن را از جامعه اسلامی خود ریشه کن کنیم. فساد، فساد است و ما با کسی تعارف نداریم. امیرآبادی گفت: سردار قالیباف شهردار تهران خودش ـ شخصا درباره مسائل مطرح شده در مورد شهرداری آمد و درخواست کرد که این موضوع پیگیری شود و ما در سازمان مردم‌نهادِ «دیده‌بان شفافیّت و عدالت» این موضوع را بررسی کردیم. در این سازمان، ما همگی ـ بمانند سردار قالیباف ـ اصولگرا هستیم و موضوعاتِ پیش‌ آمده در شهرداری تهران را بی طرفانه رسیدگی کردیم. ما پس از بررسی به این نتیجه رسیدیم که سردار قالیباف و بستگان درجه یک وی ـ هیچکدام، هیچ سوء استفاده ای نکرده بودند. اگر اصلاح‌طلبان و هرکس دیگر هم متهم به فساد شوند، وارد بررسی آن می‌شویم چرا که باید با فساد مبارزه شود. کسی انتظار ندارد که در یک نظام اسلامی، فساد پابگیرد. وقتی که 30 نفر به نام وام، هشت هزار میلیارد تومان می‌گیرند و پس نمی‌دهند، فرقی نمی‌کند نام آن را چه چیزی بگذاریم، انتخاب واژه برای نامیدن آن فاقد اهمیّت است ولی، فسادی که صورت گرفته زشت و نگرانی آور است و باید با آن مبارزه شود و مبارزه به گونه ای باید باشد که فساد تکرار نشود و به عبارت دیگر، فرد دیگری جرأت ورود به آن را نکند و این، یعنی ریشه کن کردن فساد. هشت هزار میلیارد تومان از صندوق ذخیره فرهنگیان را که متعلق به بانک سرمایه بوده است، برده‌اند و نمی‌آورند و اگر برخورد نشود، فردا چیزی دیگر و از جای دیگر ـ این پول به افراد، به مؤمنان تعلّق داشته، به چه جرأتی آن را به این شکل برداشت کرده اند.
    در این شرایط حسّاس، این بازی کردن با الفاظ است که حجت الاسلام روحانی رئیس جمهور بگوید نام آن اختلاس نیست بلکه نامش «وام معوّقه» است. باید دید که وام چگونه گرفته شده، وثیقه چه بوده، چرا و به چه منظور گرفته شده، آیا روش کار مطابق روال و مقررات بوده، آیا با همه متقاضیان چنین رفتار می شود و ...، سپس بر مسئله عنوان انتخاب شود، گرچه تفاوتی نمی‌کند ابتدائا نام آن را چه بگذارند، قوه قضا پس از رسیدگی تشخیص آن را خواهد داد. به نظر می‌رسد وقتی فسادی در جناح و حزب مقابل صورت می‌گیرد عده‌ای نام آن را «اختلاس و سوءاستفاده» می‌گذارند، اما زمانی که فسادی در جناح خودشان انجام می‌شود، مثلا؛ مورد صندوق ذخیره فرهنگیان، می‌گویند «وام معوّقه». مردم با شنیدن قضیه [نام و شمار وام گیرندگان، مبالغ وام، وثیقه ها و نپرداختن آن و ...] همه جریانات را متوجه می‌شوند که در حال بازی شدن با الفاظ است. قضاوت مردم دارای اهمیت است. «قدرت» ناشی از مردم است، باید اعتماد مردم را به دست آورد.
    امیرآبادی در پایان با تأکید گفت: "ما برای حفظ و قوام نظام اسلامي، با فساد در هر مرتبه، هر مکان و هر جایگاهی باید مبارزه کنیم و خواهیم کرد.".
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
مسأله برداشت هزاران میلیاردی از صندوق ذخیره فرهنگیان، تیتر صفحات اول روزنامه های تهران
مسأله برداشت هزاران میلیاردی از صندوق ذخیره صدها هزار فرهنگی و بانک مربوط به نام وام همچنان تیتر صفحات اول روزنامه های تهران است. تیترهای صفحات اول شماره های 23 آبان 1395 چند روزنامه تهران که در زیر آمده است از متن مصاحبه معاون و سخنگوی قوه قضایی جمهوری اسلامی انتخاب شده است. بخشی از این مصاحبه در مطالب 26 آبان این تاریخ آنلاین خواهد آمد:
    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در دنياي اقتصاد
نشست سران «گروه - 20» در واشنگتن ـ بحران متناوب پولي بین المللی ـ از مصاحبه های تند و آتشين پيش از نشست تا سکوت در جلسات و بيهودگي!
پانزدهم نوامبر 2008 نشست دو روزه سران گروه 20 در ساختمان موزه ملّي در شهر واشنگتن آغاز بکار کرد. مهمترين موضوع مورد بحث اين نشست توافق بر سر تهيه یک برنامه جهت بازگردانيدن بازار پول به مسير منطقي خود، رفع بحران مالي وقت جهان و جلوگيري از پيدايش مسائل مشابه در آينده بود.
    پیش از برگزاری این نشست، مقامات مالی رژيم پکن، روسیه، برزیل و ... در مصاحبه های خود صریحا گفته بودند که باید وسيله دیگری جای دلار آمریکا در معاملات بین المللی را بگیرد زیرا که قروض آمریکا به دولت های دیگر و بانکهای مرکزی خودش (چاپ کردن اسکناس اضافی) به حدّی است که جز با تعیین جانشین برای دلار راه دیگری در دست نیست و نبايد دلارهاي کاغذي آمريکا ذخاير ارزي ساير ملل قرارگيرد ـ دلارهايي که بدون حساب چاپ مي شود.
    مرور زمان نشان داد که اجلاس سران گروه 20 و نشست های مشابه دیگر در سال 2008 و سال 2009 و سالهاي بعدي اقدامی اساسي برای تجديد نظر در سيستم مالی جهاني نکردند و مقامات شرکت کننده حتی اظهارات گاهي تند و آتشين خود در مصاحبه های مطبوعاتی پيش از نشست ها را که در افکار عمومي منعکس شده بود، در جلسات نشست ها مطرح نساختند!. نگراني از تجديد بحران سبب شده است که مردم و دولتها پول اضافی خودرا متوجه خرید طلا و مستغلات کنند که بهای هر اونس طلا در 13 نوامبر 2009 به مرز یکهزار و 120 دلار و در سال 2011 پنجاه در صد بيشتر رسیده بود. برخی از دولتها از جمله هند و ویتنام برای جلوگیری از افزایش بهای طلا در کشورهای خود [که ناشي از افزايش تقاضا بود] به خرید طلا از خارج دست زده و میزان خرید هند در آخرين ماه سال 2009 دویست تُن طلا بود.
    برخي از مفسران اقتصادي در مقالات خود در نوامبر 2008 نوشته بودند که کنترل چاپ دلار و اصلاح سيستم پولي جهاني به سود دولت آمريکاست که امساک پولي باعث کنترل بيشتر هزينه هاي رفاهي اين کشور مي شود و سوء استفاده از مِديک ايد، فود ستمپ و ساير کمکهاي پولي فدرال به افراد بويژه مهاجران و هرگونه تقلّب از ميان مي رود.
     دو عکس از شرکت کنندگان در گردهمايي سران گروه - 20 در شهر واشنگتن در نيمه نوامبر 2008:


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو ادبيات
سالگشت درگذشت رهي معيري غزلسراي معاصر
رهي معيري
24 آبان 1347 (15 نوامبر 1968) رهي معيّري (محمدحسن) غزلسراي معاصردر 59 سالگي بر اثر ابتلاء به سرطان درگذشت. وي كه در سال 1288 (30 اپريل 1909) در تهران به دنيا آمده بود در موسيقي و نقاشي هم ذوق و مهارت داشت. رهي فرزند معيرالممالك ـ يكي از رجال عصر قاجار بود. وي علاوه بر غزل؛ مثنوي و ترانه هم مي سرود. در سال 1964 در تهران، مجموعه اي از اشعار او تحت عنوان «سايه عمر» انتشار يافته بود.
    بر پايه اشعار رهي، دهها آهنگ موسيقي ساخته شده و به صورت ترانه در آمده اند كه معروفترين اين غزلها «سوز دل» عنوان دارد كه قبلا توسط بانو دلكش خوانده شده بود و اخيرا هم بانو «شكيلا» آن را خوانده است. ترانه هاي معروف ديگرش عبارتند از: «من از روز ازل»، «خزان عشق»، «تنها ماندم»، «شب جدايي»، «نواي ني» و ....
     رهي، خود نيز چند آهنگ موسيقي ساخته است ازجمله آهنگ «ديدي كه رسوا شد دلم» و ....
     مولفان تاريخ هنر و ادبيات نوشته اند كه دو قريحه موسیقی و شعر در خانواده رهي موروثي بوده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دانش
درسي كه بايد از زندگي دكتر تايلور سازنده بمب هاي اتمي مينياتوري گرفت
دکتر تيلور

تئودور تيلور سازنده بمب هاي اتمي خيلي كوچك، گلوله اتمي توپ و مين اتمي و نيز موتور اتمي براي سفينه هاي ستاره پيما در نوامبر 2004 در يك خانه سالمندان در مريلند آمريكا از بيماري قلب و عروق درگذشت. وي 79 ساله بود. دكتر تيلور همه پيش بيني ها را كرده بود جز مردن در تنهايي و در خانه سالمندان كه به وجود كمبودها در اين خانه ها اعتراض فراوان شده است.
     دكتر تيلور كه پس از نيم قرن فعاليت و اختراع در آزمايشگاه ملي اتمي آمريكا در لاس آلاموس بازنشسته شده بود در سالهاي پاياني عمر و پيش از انتقال به خانه سالمندان به نوشتن كتاب پرداخته بود. وي در اين كتابها نگراني خود را از وقوف ناراضيان به رموز ساختن بمب هاي كوچك اتمي (قابل حمل در جامه دان و كيف دستي) و بكار گيري آنها توسط وسائلي نظير خمپاره انداز عيان ساخته و از اختراع سلاحهاي اتمي مينياتوري ابراز پشيماني كرده بود. وي در مصاحبه اي گفته بود كه اگر اين سلاحهاي بسيار كوچك اتمي به دست عوامل خشم و نارضايي بيافتند و افراد با افكار آرناشيستي بر اين قبيل سلاحها دست يابند، جهان چهره ديگري به خود خواهد گرفت و ....
    دكتر تيلور باور نمي كرد كه عاقبت كار او انتقال به خانه سالمندان و تنهايي و نياز به كمك كاركنان نگهداري از سالمندان باشد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در دنياي تاريخ‌نگاري
سرانجام نويسنده کتاب شرح دلخراش تجاوز نظامي ژاپني ها به ناکينگ چين و کشتار و کباب کردن مردان و تجاوز به زنان اين شهر
آيريس

نهم نوامبر 2004 پليس كاليفرنيا جسد بانو آيريس چانگ نويسنده 36 ساله كتاب پر سر و صداي «تجاوز به نانكينگ» را كه با يك گلوله كشته شده بود در اتومبيلش در لاس گاتوس يافت و پس از به دست آوردن نامه اي از او در خانه اش در منطقه سن حوزه اعلام كرد كه خودكشي كرده است. متن نامه منتشر نشده است. پليس به نقل از «برت داگلاس» شوهر «آيريس» گفته بود كه آيريس پس از نوشتن نامه چند بار آن را خوانده و اديت و دوباره نويسي كرده بود!.
     آيريس چيني تبار در شهر پرينستون ايالت نيوجرزي آمريكا به دنيا آمده بود و از يك دانشگاه ايلي نوي ليسانس روزنامه نگاري و از دانشگاه جانزهاپكينز فوق ليسانس كتاب نويسي (رايتينگ گرفته بود. پدر او يك پزشك و مادرش استاد دانشگاه بود. آيريس پس از مدتي خبرنگاري براي اسوشيتدپرس و روزنامه شيكاگو تريبيون تصميم به نوشتن كتابهاي مستند و غير تخيّلي گرفت. او گفته بود: تهيه خبر و انتشار آن طبق دستور و سياست سردبير است، نه خواست خبرنگار و تنظيم آن نيز طبق سليقه دبير ميز مربوط صورت مي گيرد و به دست دبير ميز اديت مي شود. بنا براين، همه آن ـ قلم و استنباط خبرنگار از رويداد نيست، و اين چنين روزنامه نگاري اورا اقناع نمي كند. يك روزنامه نگار وقتي مي تواند آن چه را كه در دل و مغز دارد به رشته تحرير درآورد كه خودش ناشر مطلب باشد و چون او استطاعت داشتن يك نشريه را ندارد؛ لذا كتاب نويسي را حرفه خود قرار مي دهد و كتابها را آن طور مي نويسد كه هركدام يك تاريخ و يك روزنامه محدود به يك موضوع باشند.
     آيريس اين مطلب را پيش از ظهور روزنامه هاي اينترنتي (آنلاين) و وبلاگ ها كه انتشار آنها هزينه زياد ندارد و يك نفره هستند بيان داشته بود.
     نخستين كتاب آيريس كه مادر يك پسر است «نخ هايي كه كرم ابريشم مي تند» عنوان داشت و شرح ناراضي شدن دكتر «تسين هسو شن» دانشمند چيني تبار آمريكايي از عمليات ترس آور و سوء ظن زاي معروف به مكارتيسم (ضد كمونيستي) در آمريكا بود كه بالاخره به بازگشت «تسين» به چين و ساختن موشك قاره پيما براي كشور پدري اش انجاميد و قدرت اتمي ــ موشكي رژيم پکن ظهور کرد. كتاب معروف ديگر او «چينيان در آمريكا» بود كه بمانند ساير تاليفات آيريس، سبك تاريخ نگاري ژورناليستي دارد. وي در اين تاليف از خشونت سفيد پوستان با نخستين مهاجران چيني و اخراج گروهي آنان از غرب آمريكا و كانادا و رواج ترس «خطر زرد» در آمريكاي شمالي، تا وفاداري چينيان در هر نقطه اي كه باشند به فرهنگ خود را شرح داده است.
    تاليف پر سر و صداي آيريس كه بر زبان ماندارين چيني مسلط بود كتاب «تجاوز به نانكينگ = نانجينگ» است كه نتيجه بررسي در محل، خواندن اسناد و مصاحبه با سالخوردگان شاهد عيني ماجرا بوده است. اين كتاب كه نخستين چاپ آن به زبان انگليسي نيم ميليون فروش داشت به چند زبان ديگر ترجمه شده و شرح تصرف شهر نانكينگ پايتخت وقت چين به دست نيروهاي ژاپني در سال 1937 و قتل 300 هزار غير نظامي و تجاوز به 80 هزار زن از ساكنان شهر در طول اشغال آن توسط ژاپني هاست. آيريس هدف خود از انتشار اين كتاب را چنين شرح داده است: دست هايي در كار بوده كه نخواسته و يا نگذاشته است كه شرح هالوكاست چيني ها به گوش جهانيان برسد. به نظراو فاجعه نانكينگ بسيار وحشيانه و به مراتب بدتر است از آن چه را كه هيتلر با يهوديان كرد. ژاپني ها با شمشير روده هاي مردم نانكينگ را بدون داشتن كوچكترين گناه و دليل درآوردند، مردان را اخته كردند، سينه زنان را بريدند، جوانان را به ديوار ميخ كردند، هركس را اراده کردند تا كمر در خاك كردند و سپس سگهاي گرسنه را به جانش افكندند تا اورا پاره ــ پاره كنند، مقامات شهر را به دو اتومبيل در خلاف جهت يكديگر بستند و از هم دريدند، مادر و پدرها را كشتند و كباب كردند و فرزندان آنان را وادار به خوردن اين كباب كردند و .... چرا اين همه خشونت و عمل خلاف انساني را انجام دادند؟!. چرا سعي شده بود كه اين فاجعه انساني بي سابقه، به همان صورتي كه اتفاق افتاده بود در تاريخ بشر ذكر نشود تا عبرت آموز باشد؟!، چه دستهايي در كار بوده ؟ و ....
    اين كتاب چنان چينيان را به خشم آورده كه از زمان انتشار كتاب مانع تحكيم پيوند چين و ژاپن شده و ادعاي غرامت و عذرخواهي رسمي از دولت ژاپن كرده اند و توليدات ژاپني از چشم آنان افتاده که يكي از عوامل کاهش رشد اقتصادي ژاپن در آينده خواهد بود.
     بانو آيريس در حال نوشتن كتابي در باره خشونت ژاپني ها در فيليپين با افراد يك واحد زرهي آمريكايي بود كه در آغاز جنگ دو كشور به اسارت آنان درآمده بود كه درگذشت.
     تنها دليل اعلام شده درباره خودكشي اين مولف اين است كه بانو آيريس از پزشك خود خواسته بود كه برايش نسخه داروي ضد افسردگي بنويسد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
سالروز پيدايش «بي بي سي» و سابقه درگيري هاي ايران با آن
Lord John Reith
14 نوامبر 1922 راديو انگلستان كه در 18 اكتبر آن سال از پستخانه آن كشور پروانه گرفته بود با موج متوسط آغاز بكار كرد. يك شركت مختلط انگليسي ـ آمريكايي مالك اين فرستنده راديويي بود. اين كمپاني در 14 دسامبر 1922 «جان ريث John Reith» را كه بعدا لقب «لرد» دريافت كرد به مديريت راديوي خود منصوب كرد. دولت انگلستان در31 دسامبر 1926 هنگامي كه راديودارهاي انگليسي به رقم دو ميليون و 250 هزار رسيدند به توان نفوذي راديو پي برد، دارايي كمپاني را خريد و از آن پس راديو انگلستان با صدور فرمان پادشاه وقت با نام «بي بي سي» دولتي شده است. نفوذ در اذهان داخلي براي دولت انگلستان كافي نبود و از سال 1932، موج كوتاه را بر فرستنده هاي بي بي سي اضافه كرد و سرويس جهاني بوجود آورد.
     از لحظه اي كه دولت ايران به نخست وزيري دكتر احمد متين دفتري با كمك فني آلمان راديو تهران را در پنجم ارديبهشت 1319 (در چهار راه سيدخندان) تاسيس كرد دولت انگلستان درصدد افزودن بخش فارسي بر سرويس جهاني خود برآمد و اين بخش از 28 دسامبر 1940 (ديماه 1319) آغاز بكار كرد و با اينكه دكتر متين دفتري در چهارم تير 1319 بركنار شده بود به انتقاد از او كه يك ناسيوناليست افراطي است و عامل آلمان بود پرداخت. راديو لندن (بي بي سي) از سوم ژانويه 1938 بخش زباني عربي را راه اندازي كرده بود زيرا كه دولت لندن شنيده بود آلماني ها در جهان عرب كه سران آن تحت سلطه و نفوذ انگلستان بودند عليه اين دولت تبليغ مي كنند و درصدد شورانيدن توده هاي عرب برضد روساي قبايل هستند (يك نمونه فعاليت هواداران آلمان در جهان عرب؛ كودتاي رشيدعالي گيلاني در فروردين 1320 در بغداد است).
     دكتر عيسي صديق رئيس اداره تبليغات وقت (وابسته به وزارت فرهنگ) كه متوجه نيات دولت لندن از راه اندازي بخش فارسي راديو «بي بي سي» شده بود به دولت وقت (كابينه علي منصور) پيشنهاد كرد لايحه اي با مضمون كيفر بي اعتنايي به منافع ميهن به مجلس بفرستد و ضمن آن گوش كردن به راديوهاي دولت هاي ديگر (رسانه هاي دولتي) كه فهرست آنها هر سال بايد اعلام شود «خلاف» بشمار آيد و اسامي مرتكبين چنين خلافي پس از محكوم شدن در دادگاه در روزنامه ها منتشر شود تا مردم بدانند كه چه كساني به حرف خارجي گوش مي كنند. اين پيشنهاد پس از دست به دست گشتن هاي فراوان قرباني امروز و فردا كردن شد تااينكه وطن به اشغال نظامي درآمد، دكتر صديق متهم به ملي گرايي (به دليل فارسي كردن واژه هاي بيگانه) شد و بركنار گرديد و .... برخي از كشورها داراي مقرراتي از اين دست بوده اند و چون هدف از آن جلوگيري از اعمال نفوذ دولت هاي ديگر و احيانا مخالف است سانسور محسوب نمي شود (آزادي بيان و عقيده اختصاص به فرد دارد نه دستگاه روابط عمومي دولتها). از بخش فارسي راديو لندن در دوران حكومت دكتر مصدق و چند زمان ديگر به صورت حربه استفاده شده بود (قاعده استفاده از راديو ـ تلويزيون، ارتش و ... براي اجراي سياست ها).
    بنگاه دولتي بي بي سي كه شهرت به جذب روزنامه نگاران ماهر كشورهاي مورد نظر دارد و به 33 زبان برنامه پخش مي كند! از سال 1932 (عملا از سال 1946) داراي تلويزيون شده است كه قلمرو اين نوع رسانه نيز از دهه 1960 و استفاده از ماهواره، محدود به يك منطقه نيست و جهاني است. مبارزه تهران با اين راديو ـ تلويزيونهاي دولتي فارسي زبان كه 67 سال پيش آغاز شده همچنان ادامه دارد و ازجمله مقررات جمع آوري آنتنهاي ماهواره اي غيرمجاز. در كشورهاي ديگر، درس «آشنايي با رسانه ها» بر دروس دوره متوسطه افزوده شده تا اتباع كشورها بتوانند رسانه حرفه اي را تشخيص دهند و نسبت به رسانه هاي دولتي بيگانه كه داراي منظور و هدف خاص هستند بي اعتنا باشند. در تاجيكستان همين بي اعتنايي سبب شده است كه بي بي سي فعاليت خود را محدود كند.
     از دهه جاري (دهه يكم قرن 21) راديو ـ تلويزيونها بمانند روزنامه ها مطالب و اخبار خودرا كه در مورد دولتي هايشان گزينشي هستند به صورت آنلاين هم منتشر مي كنند. اصحاب نظر، بخش آنلاين اين شبكه هارا فعلا به حال امنيت ملي خطرناك نمي بينند زيرا كه مخاطبان آنلاين از نظر درك سياسي و معلومات در سطح بالاتري قراردارند و شستشوي مغزي آنان آسان نيست.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
زادروز سياوش آذري روزنامه نگار با تجربه ـ کناره گيري آذري از صداي آمريکا ـ نکاتي در استعفانامه آذري و افشاي ضعف ها
Siavash Azari

سياوش آذري روزنامه نگار معروف و پرتجربه ايراني كه از سال 1337 (1958) به اين كار ادامه مي دهد 24 آبان 1313 (15 نوامبر 1934) در يك خانواده اهل قلم و سياست به دنيا آمد. وي كار روزنامه نگاري را از كيهان و در سال 1337 آغاز كرد. در سالهاي نخست روزنامه نگاري، سياوش اخبار حوادث شهري تهران را براي روزنامه كيهان پوشش مي داد. وي به موازات عضويت در روزنامه كيهان، از پاييز سال 1343 (1964) در آژانس پارس (خبرگزاري ملي ايران) بكار خبر مشغول شد و اخبار سياسي ازجمله رويدادهاي دربار سلطنتي را گزارش مي كرد. او با راديو تلويزيون ملي ايران هم در تهران همكاري داشت.
    سياوش كه در تهران ليسانس روزنامه نگاري گرفته بود و از اعضاي فعال سنديكاي روزنامه نگاران كشور بود 31 اكتبر 1976 (يك سال پيش از انقلاب) به آمريكا انتقال يافت و در اينجا نماينده روزنامه كيهان و خبرگزاري پارس (ايرناي امروز) بود و چون پس از انقلاب، اعضاي قديمي تحريريه هاي كيهان و آژانس پارس بركنار شدند، ديگر لزومي به بازگشت به وطن نديد و در لس آنجلس كه داراي يك جامعه بزرگ ايراني است به کار روزنامه نگاري ادامه داد. وي ضمن كار خبر، از دانشگاه كاليفرنياي جنوبي، فوق ليسانس تكنولوژي آموزشي گرفته است.
    سياوش آذري در آمريكا به موازات نويسندگي و سردبيري چند مجله و روزنامه دو زبانه از جمله «ايران پست»، ايران نيوز، ايرانمهر، آزادي و ... در راديو فارسي زبانKRSI (صداي ايران) كه شبانه روز برنامه دارد و تلويزيون فارسي بکار پرداخته بود زيراکه ترک حرفه روزنامه نگاري پس از اشتغال دهها ساله از لحاظ عاطفي بسيار دشوار است. سياوش چهار سال و چهار ماه نيز در صداي آمريکا بکار خبر پرداخت و 28 اپريل 2011 از اين سازمان کناره گيري کرد. در استعفانامه سياوش که متن آن انتشار يافته و در دسترس است به ضعف هاي متعدد اداري در راديو تلويزيون صداي آمريکا که يک بازوي روابط عمومي اين دولت است اشاره دارد. سياوش در مصاحبه با «راديو کوچه» نيز اين ضعف هارا گوشزد کرده و برشمرده است که تأمل برانگير است ازجمله اشاره شده که روش تنظيم مطالب صداي آمريکا بر اين مدار است که در ايران زمينه بازگشت ميرحسين موسوي و خاتمي به قدرت فراهم شود، فقط. وي نظر خود درباره نقل و انتقال از راديو فردا به صداي آمريکا را هم بيان داشته است. متن مصاحبه سياوش با راديو کوچه به دو زبان فارسي و انگليسي و نيز متن استعفانامه او در اينترنت است.
    سياوش داراي دو دختر است كه شيلا دختر كوچكتر او «روزنامه نگاري» خوانده و با يك رسانه آمريكايي همکاري دارد. روزنامه نگاري در خانواده آذري از ديرزمان ارثي بوده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
آتش زده شدن شهر اتلانتا در جريان جنگ داخلي آمريکا
William T. Sherman
15 نوامبر سال 1864ميلادي، در جريان جنگ داخلي امريكاييان، ژنرال شرمن فرمانده يك واحد از نيروهاي اتحاديه (ايالات شمالي) كه پس از پنج ماه جنگ موفق به تصرف شهر آتلانتا پايتخت ايالت جورجيا از اعضاي كنفدراسيون آمريكا (ايالات جنوبي) شده بود به سربازانش دستور داد كه در ساعات شب شهر را آتش بزنند كه تا بامداد چيزي از آن باقي نماند. اين دستور بدون اين كه قبلا به ساكنان غير نظامي شهر اطلاع داده شود كه آنجا را تخليه كنند صادر شده بود.
     «شرمن» بعدا براي دفاع از اين عمل خود گفته بود كه دستور داده بود كه انبار تداركات كنفدراسيون و ايستگاه راه آهن آتش زده شود كه تقريبا همه شهر از ميان رفت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اروپاييان در يك نشست، قاره آفريقارا ميان خود قسمت كردند!
15 نوامبر سال 1884 به دعوت بيسمارك صدر اعظم وقت آلمان نمايندگان 15 كشور در برلین نشستي را آغاز كردند كه ظاهرا به منظور حل مسئله مالكيّت سرزمين افريقايي كنگو تشكيل شده بود كه پادشاه بلژيك همه آن را براي خود مي خواست!.
     اين نشست پس از تشكيل، خيلي زود دست خود را رو كرد و به چانه زني برسر تقسيم آفريقا ميان اروپاييان پرداخت و در پايان نشست عمل تقسيم بدون اين كه يك آفريقايي از آن اگاه شود صورت گرفت و سهم بزرگي هم به آلمان كه ديرتر از ديگران شروع كرده بود داده شد. سهم انگلستان از همه بيشتر بود و سپس فرانسه و پرتغال، آلمان و اسپانيا و .... لئوپلد پادشاه بلژيك هم با يك رشته بازي هاي ماهرانه همه كنگو را كه 2 ميليون و سيصد هزاركيلو متر مربع وسعت دارد (بزرگتر از ايران) يكجا بالا كشيد.
     اين عمل، البته به صورتي ديگر هنوز هم ادامه دارد و از اتحاديه ها و جنبش هاي حاشيه اي از جمله اتحاديه عرب، سازمان همبستگي افريقائيان، جنبش غير متعهدها و ... كاري جز حرف زدن ساخته نيست و سازمان ملل هم عملا در كنترل پنج دولت فاتح جنگ جهانی دوم است و تضمين عملی براي حفظ حقوق و حاکمیت كشورهاي دیگر و بویژه ملل کوچک و ضعيف وجود ندارد. این سازمان نتوانسته است حتی صلح را حفظ کند و جهان از زمان تاسیس آن شاهد جنگهای متعدد منطقه ای بوده است. عدم وقوع یک جنگ جهانی دیگر را باید مدیون سلاح اتمی دانست که در دست قدرت های رقیب وجود دارد، نه سازمان ملل. اشغال نظامی عراق بدون مجوز شورای امنیت تاریخ سازمان ملل را تا ابدیت خراب کرد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
آغاز بكار جامعه ملل که مفید و موثر واقع نشد
15 نوامبر سال 1920 «جامعه ملل» كه در پي جنگ جهاني اول براي جلوگيري از وقوع جنگ ديگري ايجاد شده بود با شركت نمايندگان 41 كشور و بدون حضور آمريكا و روسيه نخستين جلسه خود را در شهر ژنو تشكيل داد.
     دولت امريكا در آن زمان، (خود) حاضر به شركت در جامعه ملل و مشاركت در امور جهان نشده بود و اين جامعه، روسيه را كه پس از انقلاب هنوز وضعيتي ثابت نداشت نپذيرفته بود.
     جامعه ملل كه وارث آن سازمان ملل است در كار خود موفق نشد و نتوانست از تجاوز ژاپن به چين، تعرض نظامي ايتاليا به اتيوپي و ... جلوگيري كند و از ميان رفت. هر دو سازمان (جامعه ملل و سازمان) را قدرتهاي فاتح دو جنگ ساختند. بنابراين نمي توان انتظار داشت كه سازمان ملل برخلاف خواست فاتحان قدم بردارد. بسياري از اصحاب نظر مي گويند که تا قدرت تصميم گيري در شوراي امنيت سازمان ملل در دست کشورهاي فاتح جنگ جهاني دوم باشد كه در 1945 پايان يافت، اين سازمان نخواهد توانست براي كشورهاي كوچك گامي مفيد بردارد، و توصیه می کنند که دبیر کل سازمان ملل یک استاد اندیشمند از کشوری شهرت بی طرفی و بی نظری دارد انتخاب شود. پس از مرگ داگ هامر شولد، دبیرکل های سازمان ملل از مستعمرات سابق و کشورهای مسئله دار و محل استقرار نیروی نظامی بیگانه انتخاب شده و قبلا دیپلمات (بازیگر در روابط سیاسی) بوده اند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تظاهرات 250 هزارنفري ضد جنگ ويتنام در شهر واشنگتن در نوامبر 1969
 15نوامير سال 1969 بزرگترين تظاهرات مسالمت آميز ضد جنگ ويتنام با شركت بيش از دويست و پنجاه هزار تن در شهر واشنگتن پايتخت آمريكا برگزار شد. شمار تظاهرکنندگان برابر یک سوم جمعیت شهر واشنگتن بود.
     در اين تظاهرات تني چند از معاريف و سياستمداران آمريكايي نيز شركت كرده و خواستار قطع اين جنگ بدون دليل و نتيجه شده بودند.
     پس از پايان اين تظاهرات كه شركت كنندگان در آن از شهرهاي مختلف آمده بودند، گروهي از جوانان در ساعات شب بناي سنگ پراني به ساختمان هاي دولتي را گذاشتند كه پليس مداخله كرد كه ضمن زد و خورد نزديك به يكصد تن مجروح و 90 نفر هم دستگير شدند. پليس براي متفرق كردن بقيه از گاز اشك آور استفاده كرده بود.
گوشه اي از تظاهرات ضد جنگ در نيمه نوامبر 1969 در شهر واشنگتن

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تاسيس جمهوري جامعه تُرکِ قبرس
جمهوري ترك قبرس در اين روز در قسمت شمالي اين جزيره تشكيل شد . اين دولت، جز تركيه مورد قبول ساير دولتها قرار نگرفته است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
شاتل شوروي
شوروي 15 نوامبر 1988 شاتل فضايي خود را بدون سرنشين به مدار زمين فرستاد و بازگردانيد. اين شاتل از نظر ظاهر مشابه شاتل آمريكا بود.
    مقامات وقت دولت شوروي اعلام داشتند که فرستادن اين شاتل، تنها به اين دليل بود که ثابت شود که شوروي هم داراي اين وسيله فضايي است و به دليل هزينه سنگين و غير ضروري بودن آن، اين تجربه فعلا تکرار نخواهد شد و اين شائل براي تماشاي مردم به موزه و يا پارک محل مراجعه عموم فرستاده خواهد شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 15 نوامبر
  • 1492:   کريستوفر کلمبوس در يادداشتهاي نخستين ديدار از قاره آمريکا، تحت عنوان «15 نوامبر» نوشته است که در چنين روزي متوجه گياهي شد که بوميان کوبا خشک شده برگ آن را آتش مي زنند و دودش را بو مي کشند و سر حال مي آيند. وي در يادداشت خود از اين گياه به عنوان تنباکو (توتون) نام برده است.
  • 1715:   اتريش طبق پيمان «بارير» از دعاوي خود در هلند صرف نظر کرد.
  • 1734:   «ويليام هرشل» فضا شناس معروف به دنيا آمد.
  • 1887:   «ويرجينيا اوکيف» صورتگر معروف آمريکايي متولد شد.
  • 1630:   يوهان کپلر نجوم شناس آلماني زاده شد.
  • 1958:   تايرون پاور بازيگر فيلم هاي سينمايي آمريکا در 44 سالگي بر اثر حمله قلبي فوت شد.
  • 1984:   در يک مرکز پزشکي کاليفرنيا «بي بي فائه Baby Fae » کودک يک ماهه که در بدن او قلب ميمون پيوند زده بودند تا زنده بماند درگذشت.
  • کارنامک نوشيروان (خاطره ای از مولف)
    وضعیت اطاقِ خبر روزنامه هنگامی که هواپیمای مسافربر با صدها مسافر مجبور به فرود اضطراری می شود
    24 آبان 1348 (15 نوامبر 1969، شنبه)، سردبیر وقت روزنامه اطلاعات یک مترجم و یک خبرنگار را مأمور پاسخ دادن به تلفن های مردم دلواپس کرده بود که بستگان آنان در یک هواپیمای مسافر انگلیسی، از لندن عازم بازگشت به وطن بودند و خبرگزاری ها خبر از فرود اضطراری هواپیما در فرودگاه نیکوزیا (قبرس) داده بودند و خبر، بامداد آن روز و بدون اشاره به جزئیات، از رادیو ایران پخش شده بود. هواپیما صدها مسافر حمل می کرد.
        مترجم روزنامه، لحظه به لحظه در تماس با فرودگاه نیکوزیا و دفتر اسوشییتدپرس در این شهر بود و خبرنگار به مراجعین تلفنی خبر از بدون تلفات بودن حادثه می داد و آنان را مطمئن می ساخت که نگران نباشند. ظاهرا یک پرنده، در جریان پروازِ هواپیما به شیشه جلوی خلبان اصابت کرده بود و شیشه شکسته بود و ....
        مترجم در عین از شرکت هواپیمایی و فرودگاه قبرس سئوال می کرد که بگویند چگونه و چه وقت، مسافران ایرانی پرواز را به تهران می فرستند تا به بستگان آنان خبر دهند که به فرودگاه مهرآباد بروند. بنابراین، خبرنگار مورد بحث، از هرکس که تلفن می کرد شماره اش را می گرفت تا آخرین وضعیت مسافران را که به دست می آورد تلفنی به آنان بگوید.
        این عمل سردبیر وقت، ابتکار خود او بود و مقام دولتی مربوط از او سپاسگزاری کرد.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    دفن نخستین رئیس جمهوری پاکستان در گورستان تهران، در اجرای وصیت نامه اش
    در همین روز (شنبه 24 آبان 1348) خبر دیگری، تعجب و تأمل اعضای اطاق خبر روزنامه اطلاعات را به خود معطوف کرده بود و آن، تشییع رسمی و دفن جنازه اسکندر میرزا (اسکندر علی) ژنرال پیشین هند و نخستین رئیس جمهوری اسلامی پاکستان بود. یک تعجب، از این بابت بود که وی 13 نوامبر 1899 در هند به دنیا آمده بود و 13 نوامبر 1969 (22 آبان 1348) در لندن فوت شده و روز تولد و وفات او «13 نوامبر» بود. او پس از برکنارشدن از ریاست جمهوری به دست نظامیان کودتاگر که خودش آنان را منصوب کرده بود، به لندن رفته و با بانوی ایرانی اش ـ ناهید امیرتیمور کلالی ـ در آنجا زندگی می کرد. اسکندرمیرزا مدتی هم دو زنه بود تا اینکه بانوی اول او درگذشت. تعجب دیگر این بود که اسکندرمیرزا زمانی از فرماندهان ارشد ارتش هند بود و در سال 1947 و در جریان نخستین جنگ هند و پاکستان بر سر کشمیر، با هندیان جنگید!. نیاکان اسکندر علی میرزا دو قرن و اندی پیش از فوت او در 70 سالگی، از ایران به هند مهاجرت کرده و مقیم بَنگال شده بودند و در این منطقه، پدر بزرگ او ـ میرجعفر به بالاترین مقام محلی دست یافته بود. با وجود گذشت زمان، اسکندرمیرزا عاشق ایران و ایرانی بود و به فارسی سخن می گفت و در هر فرصتی از ایران دیدن می کرد. در مراسم تشییع جنازه اسکندر میرزا، تقریبا تمامی مقامات ارشد ایران شرکت داشتند و جنازه از مسجد سپهسالار تشییع و در امامزاده عبدالله مدفون شد. او دو روز پیش از دفن، در لندن براثر حمله قلبی فوت شده بود. علت بیماری قلبی، افراط در خوردن گوشت و چربی حیوانی ـ به رغم توصیه پزشک اعلام شده بود.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.



     

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com