Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
17 اكتبر
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 










   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 17 اكتبر
ايران
تصرف «انشان» و طلوع دودمان هخامنشيان ـ اشاره ديگري به انديشه هاي کوروش
طبق نوشته هاي هرودوت، و ساير مورخاني كه در زمينه تاريخ ايران باستان تحقيق كرده اند و كشفيات باستانشناسان، هخامنش از بزرگان پارس در نخستين ماه پاييز (اکتبر) سال 675 پيش از ميلاد شهر «انشان ‏Anshan» واقع در 46 كيلومتري شمال شيراز امروز را تصرف كرد كه طلوع دودمان هخامنشيان است. شهر «انشان» يكي از دو پايتخت ايلام بود. پايتخت ديگر ايلام؛ شهر شوش بود. با اين فتح، نطفه امپراتوري ايران گذاشته شد كه هفت دهه بعد، كوروش دوم (كوروش بزرگ) با تصرف بابِل آن را تكميل و در اكتبر سال 539 پيش از ميلاد در همين شهر ايجاد جامعه مشترک المنافع ايران و حقوق انسان را اعلام داشت. جزئيات حقوق انسان در استوانه کوروش مندرج است. اين استوانه سفالي كه در موزه بريتانيا نگهداري مي شود در سال 1879 در كشفيات باستان شناسي بابِل به دست آمد. همين استوانه نخستين منشور ملل و حقوق انسان شناخته شده كه سندي ارجمند و از افتخارات بشر است. در اين استوانه، كوروش از يك حكومت جهاني مركب از ملل متحد، مستقل و متساوي الحقوق نام برده و تاكيد بر رعايت حقوق و آزادي هاي انساني و حكومت كردن با رضايت ملت (دمكراسي) و حفظ جان و مال و حيثيت افراد و ساخت دنيايي به دور از ترس، ارعاب، و بي قانوني ياد كرده است.
    پس از هخامنش، به ترتيب تيسپسTeispes، كوروش اول، آريارامنسAriaramnes و كامبيز اول بر پارس به پايتختي انشان حكومت كرده بودند. كوروش دوم (کوروش بزرگ) نوه دختري پادشاه وقت ماد بود. پدر كوروش با هدف متحد ساختن دو طايفه ايراني ماد و پارس با «ماندانا» دختر پادشاه ماد كه مادر او نيز دختر پادشاه ليدي (آناتولي) بود ازدواج كرده بود. اين توارث، كوروش را برانگيخت تا كشور را يكپارچه کند. وي به اخلاقيات و شئون انساني توجه خاص داشت و جنگ او با قوم ماساگتائه در منطقه «فرارود» عمدتا به اين دليل بود كه اين قوم حرمت ازدواج را رعايت نمي كرد و معاشرت زن و مرد و سِکس علني (همبستر شدن در حضور ديگران) را عيب نمي دانستند، و چون از استپ هاي شمالي تر به منطقه تاجيكستان امروز نزديك شدند، كوروش واهمه كرد كه اسلوب زندگاني و روش معاشرت هاي آنان به ايرانزمين وارد شود كه به جنگشان شتافت كه در سال 529 پيش از ميلاد در جريان همين نبرد (که در تاجيکستان امروز روي داد) جان باخت و جسد او را همان طور كه وصيت كرده بود به زادگاهش بازگردانيدند و در پاسارگاد دفن كردند و قبر او در طول 25 قرن از گزند زمانه مصون مانده و به ما رسيده است و اينك رسالت محافظت از آن بر عهده ما (همه ايرانيان و ايراني تبارها) است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ابن بطوطه در شيراز


كرونيكلرها از اكتبر سال 1347 ميلادي به عنوان ماهي ياد كرده اند كه در آن «ابن بطوطه ـ تصويرمقابل» جغرافي دان و سفرنامه نويس مغربي (مراكشي) در شهر شيراز در باره سعدي مطالعه مي كرد و در پي آن، سعدي را نه تنها يك شاعر و نويسنده (استاد سخن)، بلكه يك فيلسوف بزرگ و يك آموزگار و اندرزگوي بي همتا به جهان معرفي كرد. ابن بطوطه برخي از اشعار سعدي را به فارسي نقل كرده از جمله:
    
    
تن آدمي شريف است به جان آدميّت
    نه همين لباس زيباست نشان آدميّت
     اگر آدمي به چشم است و دهان و گوش و بيني
    چه ميان نقش ديوار و ميان آدميّت

    
     و شعر بني آدم و ....
     ابن بطوطه كه به سال 1304 ميلادي در طَنجه به دنيا آمده بود پژوهش جهانگردي را از 22سالگي آغاز كرد و از شمال آفريقا، همه خاور ميانه از جمله ايران زمين، جنوب روسيه، چين، هند، اندونزي و آفريقاي شرقي ديدن كرد و مطالعات لازم براي نوشتن كتاب خود را انجام داد. وي پس از ديدار ازكشور «مالي» در 1352 ميلادي، از طريق صحراي افريقا به ميهن خود بازگشت. ابن بطوطه در اين سفرها گاهي به عنوان سفير سيار رئيس كشور مغرب عربي (مراكش) هم عمل مي كرد و مي كوشيد كه ميان مراكش و دولت هاي مورد بازديد حُسن تفاهم برقرار باشد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
حملات احمدخان دُرّاني به هندوستان كه انگليسي ها سرگرم بلعيدن آن بودند و ....
احمدخان دراني (احمدشاه)
17 اكتبر سال 1759 احمدخان دُرّاني سومين حمله نظامي خود را به هندوستان آغاز كرد. وي در طول هفت سال سه بار به آن سرزمين حمله نظامي برده بود. احمدخان در ارتش ايران يك ژنرال بود كه پس از كودتاي نظامي دهم ژوئن 1747برضد نادرشاه افشار و قتل او، به زادگاهش افغانستان بازگشت و با استفاده از آشفتگي اوضاع ايران خودرا امير افغانها خواند كه تا آن زمان همواره ايراني خوانده مي شدند و ايراني تبار و داراي فرهنگ مشترک هستند. احمدخان از طايفه ابدالي كه درجريان تصرف هندوستان توسط نادر در مارس 1739 بمانند ساير افسران ارتش ايران همراه او بود در سه حمله خود به هند شمال غربي اين سرزمين را متصرف شد.
     نخستين حمله نظامي احمدخان به هند ـ كه افغانها اورا احمدشاه مي خوانند و درزمان خود قندهار را آباد و ساختمانهاي متعدد بنا كرد ـ به تصرف لاهور انجاميد در سال 1752 صورت گرفت. حمله دوم در سال 1757 انجام شد. در جريان اين حمله، شهر دهلي 28 ژانويه همين سال به تصرف احمدخان در آمد. تصرف دهلي به دست احمد خان دولت هندوستان را بيش از هميشه تضعيف كرد و اين وضعيت به سود انگليسي ها تمام شد كه در آن زمان با فرانسه بر سر خوردن شبه قاره هند رقابت داشتند. وي در همين سال تمامي پنجاب را تصرف كرد.
    حملات سه گانه احمدخان به هند در حالي صورت مي گرفت كه «رابرت كلايو» انگليسي سرگرم تصرف شرق و جنوب شرقي هند از جمله بنگال بود و ميان او و فرانسويان برخوردهايي صورت مي گرفت كه مرگ «علي وردي خان» حاكم بنگال در 21 اپريل سال 1756 به تسريع پيشروي انگليسي ها در شرق هندوستان کمک کرد و ....
    احمدخان براي تامين اتحاد ميان طوايف افغان تلاش بسيار كرد و به همين دليل، بسياري از مورخان او را بنيادگذار افغانستان مي دانند. افغانستان نامي است كه انگليسي ها به آن داده اند و سپس عمومي شده است.
    در همان زمان رابرت كلايو به ـ که از حملات افغانها به هند ابراز نگراني كرده بود ـ گزارش داده بود كه نگران افغانها نيست، زيرا وجود طوايف متعدد (افغان) كه دولت مركزي ايران در طول قرون و اعصار هركدامشان را در امور داخلي مستقل و خود راي بار آورده است مانع از آن مي شود كه براي مدتي طولاني زير لواي يک رئيس کل قرار گيرند و متحد واقعي باشند. به علاوه، شيعيان افغان زير بار سني ها كه در اكثريت هستند نمي روند. تاجيكها و خراساني ها كه در شمال و غرب سكونت دارند چون شهرنشين و باسواد هستند خودرا بيش از طوايف ديگر سزاوار حكومت مي دانند و با اين وضعيت و دلايل ديگر، تامين وحدت ميان آنان اگر محال نباشد بسيار دشوار است، و من (رابرت كلايو) به دلايل بسيار با پشتون ها (که در پاكستان «پاتان» ناميده مي شوند) وارد سازش نمي شوم، زيرا معروف به عهد شكني هستند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تحصن دكتر مصدق و اعتراض او به سوء جريان انتخابات سال 1328
25 مهرماه 1328 ( 17 اكتبر 1949 ) سومين روز تحصن دكتر مصدق و 200 تن از رجال سياسي، روحاني، بازار و اهل قلم در اعتراض به سوء جريان انتخابات بود كه روز بعد به آن پايان دادند زيرا كه كميسيون انتخابات ادامه اخذ راي را متوقف ساخت.
     دكتر مصدق قبل از تحصن، موارد تخلف از قانون و تقلب در اخذ راي را به كميسيون مربوط گزارش كرده بود ولي اطمينان نداشت كه سريعا مورد توجه قرار گيرد و دست به تحصن زد تا افكار عمومي را متوجه قانون شكني سازد.
    درهمين روز بود كه دكتر مصدق گفت كه براي مردم ايران، داشتن دمكراسي واقعي از نان شب لازمتر است و اضافه كرده بود كه به سود حكومت است كه ايران از دمكراسي برخوردار باشد زيرا در اين صورت مردم تكاليف خود را بهتر انجام خواهند داد و از حكومت مصرانه خواهند خواست كه آن هم به وظايف خود دقيقا عمل كند. نمي توان بيش از اين مانع ورود موج دمكراتيزاسيون جهاني به ايران شد كه حق مسلم مردم است كه از يك دمكراسي و حق انتخاب به صورت حقيقي آن برخوردارباشند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
مسکوِ 1955: آمریکا درصدد ایجاد یک قدرت کُرد در خاورمیانه است ـ بیسمارک و وودرو ویلسون خواهان ایجاد یک دولت کُرد در قلمرو عثمانی بودند
رادیو مسکو ـ بازوی روابط عمومی کرملین وقت ـ دهم اکتبر 1955 (18 مهرماه 1334) در تفسیری در مخالفت با ایجاد اتحادیه نظامی موسوم به پیمان بغداد و اخطار به انکارا، بغداد و تهران که از این اتحادیهِ طرح غرب ـ با هدف کامل شدن حلقه های زنجیر محاصره جماهیریه شوروی و بلوک شرق ـ که وارد اجرای این طرح شده بودند کنار روند گفت که دیری نخواهد پایید که کُردهای عراق و ترکیه که جمعا از یک کشور بیشتر اند مسلحانه بپا خواهند خاست و بغداد و آنکارا را به جان هم خواهند انداخت و غرب با هدف تأمین منافع خود ازجمله حفظ طرح، ناچار است که تغییراتی در هر دو کشور به وجود آورَد.
     در این تفسیر رسمی [نظر کرملین]، رادیو مسکو گفت که اگر تاریخ را ورق بزنیم خواهیم دید که آلمان از دوران بیسمارک و آمریکا از زمان «وودرو ویلسون» خواهان ایجاد یک دولت کُرد بوده اند و می دانند که چنین دولتی ـ به دلایل مختلف ازجمله اشتراک های فرهنگی و نژادی ـ متحد استوار و همیشگی آنها در خاورمیانهِ پُر از تلاطم خواهد بود. کُردهای آریایی تبار با فرهنگ وِیژه خود متمایز از عرب و تُرک هستند و می توانند حائل و نیز کنترل کننده باشند. اسرائیل هم همین را می جوید. واشنگتن به هر تدبیری دست خواهد زد تا یک قدرت کُرد که متحد بلامنازع آن دولت خواهد بود در خاورمیانه به وجود آید و بغداد و آنکارا نباید خودرا فریب دهند.
     رادیو مسکو سپس به تاریخچه و وضعیت جغرافیایی کُردها پرداخته بود تا سران بغداد و آنکارا متوجه عمق واقعیت ها شوند.
     رادیو مسکو گفته بود که دولت تهران به اخطار قبلی ما توجه نکرد و به این اتحاد (پیمان بغداد) پیوسته است که ایجاد آن مورد اعتراض ما است. ما با اعتماد به قرارداد تهران ـ مسکو (معروف به قرارداد 1921)، از امتیازات متعدد که در طول زمان در ایران به دست آورده بودیم چشم پوشیدیم و تهران اینک همه چیز را فراموش کرده که اگر نظامیان خصمِ ما (خصمِ روسیه) به ایران پا بگذارند ما می توانیم به این کشور نیرو بفرستیم و ایران به میدان جنگ تبدیل خواهد شد. همگان می دانند که ما برنده این جنگ خواهیم بود زیراکه در منطقه هستیم و دارای ارتش سرخ.
     پاسخ تهران به اخطارهای پی در پی مسکو در آن زمینه، مبهم بود و کلمات آن طوری انتخاب شده بود که کرملین تحریک نشود و واکنش دیگری نداشته باشد. خبرگزاری پارس متن تفسیر دولتی مسکو را برای شاه و نخست وزیر وقت فرستاده بود.
    - - - - -
    * تحولات سپتامبر و اکتبر 2019 نشان مي دهد که ترامپ دارد همه رشته هاي از دوران وودرو ويلسون به اين سوي را پنبه مي کند و به قولي، سرآغاز بازگشت آمريکا به دوران انزوا است که تا پايان قرن نوزدهم در آن وضعيت بود.
    
وودرو ویلسون رئیس جمهوری دهه دوم قرن 20 آمریکا، نخستین حامی آمریکایی ایجاد قدرت کُرد

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
هيجان تهراني ها از رفتار دوستانه و خودماني شارل دوگل در تهران
25 مهرماه 1342 در دومين روز ديدار شارل دوگل رهبر وقت فرانسويان از ايران، مردم تهران از اين كه مي ديدند مردي به اين عظمت در اثناي عبور از خيابانها از خودرو پياده مي شود صف اسكورت را مي شكند و بدون ملاحظهِ تدابير امنيتي به ميان مردم مي رود و آنان را در آغوش مي گيرد متعجب و شگفت زده شده بودند و براي ديدن وي آن چنان هيجان زده شده بودند كه بر سقف خودروهاي پارك شده در كنار خيابان مي ايستادند.
    فرو رفتن سقف بيش از هزار خودرو در روز ورود دوگل كه در كاخ گلستان اقامت داشت به پليس گزارش شده بود كه بعدا دولت به پاره اي از صاحبان اين خودروها كه تهديد به دادن دادخواست به دادگاه كرده بودند غرامت پرداخت كرد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اعلاميه پيروزي نيروهاي اعزامي ايران به ظُفار و ممنوع القلم شدن روزنامه نگار
محمد بلوري


    اعلاميه 25 مهرماه سال 1354 (17 اكتبر 1975) دولت وقت نشان مي داد كه نيروهاي اعزامي ايران به كشور عُمان براي سركوب كردن استقلال طلبان ظُفار، بپاخيزي ظُفاري ها را در هم شكسته و مراكز آنان را متصرف شده بودند. ولي در اين اعلاميه به تلفات ايران دراين عمليات و دليل! اعزام نيرو به يك كشور خارجي براي سركوب يك قيام داخلي اشاره نشده بود.
     محمد بلوري خبرنگار اعزامي كيهان به صحنه هاي اين جنگ و اشاره او به تلفات ايران در اين جنگ، سبب ممنوع القلم شدن وي به دستور دولت وقت گرديد و مجبور شد براي مدتي جلاي وطن كند تا احيانا تحت تعقيب امنيتي قرار نگيرد.
     بلوري که همچنان به کار روزنامه نگاري ادامه مي دهد بعدا به رياست هيات مديره سنديكاي نويسندگان و خبرنگاران انتخاب شد و با اينکه سنديکا فعال نيست هنوز اين عنوان را از دست نداده است. بلوري كه كار روزنامه نگاري را در سال 1336 در كيهان آغاز كرده بعدا دبير اخبار اين روزنامه شده بود. وي همين سمت را از آغاز کار روزنامه ايران داشته است. وي به موازات همکاري با روزنامه ايران مدتي هم در روزنامه اعتماد قلم مي زد. بلوري که باني صفحه حوادث روزنامه ايران است مدت کوتاهي نيز سردبير روزنامه ايرانيان بود. بلوري به دليل مهارت در حادثه نويسي يكي از داستان نگاران كشور است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اعتصاب کوتاه مطبوعات تهران در مهرماه 1357 ـ لغو سانسور، انتشار نشريات لغو پروانه شده و بازگشت ممنوع القلم ها بکار و دريافت مواجب معلّقه
اعتصاب 4 روزه مهرماه سال 1357 روزنامه هاي تهران معروف به «اعتصاب صغير» که از نوزدهم اين ماه آغاز شده بود با دريافت يك تعهد از دولت، 23 مهرماه آن سال پايان يافت. در جريان اين اعتصاب روزنامه هاي عصر؛ دو شماره و روزنامه هاي صبح؛ سه شماره منتشر نكردند. روزنامه نگاران در اواخر امُردادماه و اوايل شهريورماه 1357 (سال انقلاب) دولت را تهديد به اعتصاب کرده بودند.
    دولت وقت به مطبوعات تعهد داد كه امنيت حرفه اي نويسندگان تضمين خواهد بود، اِعمال نفوذ مستقيم و غير مستقيم از سوي مقامات دولتي در مطالب روزنامه ها به عمل نخواهد آمد و از آن پس «سانسور مرسوم!» انجام نخواهد گرفت.
     در همين روز دكتر ناصرالدين شاه حسيني استاد ادبيات و نخستين رئيس گروه روزنامه نگاري دانشگاه تهران مدير عامل سازمان راديو ـ تلويزيون ملي شد كه مطبوعات، اين انتصاب را هم به حساب پيروزي خود گذارده بودند.
     در پي اين اعتصاب، چندين روزنامه و مجله كه قبلا پروانه انتشار داشتند و اين پروانه ها بعضا لغو و يا منقضي شده بود دست به انتشار زدند و ممنوع القلم ها بكار بازگشتند و حقوق از دست رفته و برخي از آنان مواجب تعليق شده چند ساله را بازگرفتند. اين اعتصاب كوتاه به روزنامه نگاران ايران جرأت داد كه در نيمه آبان همان سال اعتصاب طولاني خودرا كه بيش از دو ماه طول كشيد (61 روز) و سهم چشمگيري در تغيير نظام حكومتي داشت آغاز كنند.
    اعلاميه پاياني اعتصاب 4 روزه که به امضاي اعضاي دهگانه کميته اعتصاب رسيده بود در شماره 23 مهرماه روزنامه هاي تهران درج شد که کُپي آن در زير آمده است. از امضاءکنندگان اعلاميه، تنها محمد بلوري هنوز بکار قلم (در روزنامه ايران) ادامه مي دهد. وي کار روزنامه نگاري را از سال 1336 در کيهان آغاز کرده است.
    



    
    و کُپي بالاي صفخه اول روزنامه اطلاعات شماره 23 مهرماه 1357، نخستين شماره پس ار اعتصاب 4 روزه مطبوعات (سال انقلاب):
    
    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
آیت الله خمینی در مصاحبه با رادیوتلویزیون فرانسه: مقصود ما از حکومت اسلامی این نیست که روحانیون حکومت تشکیل دهند
روزنامه اطلاعات در شماره 25 مهرماه 1357 (17 اکتبر 1978 و در آن سال؛ سه شنبه ـ سال انقلاب) ترجمه مصاحبه آیت الله العظمی روح الله خمینی [بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران] با رادیوتلویزیون فرانسه را که در نشریه لوموند درج شده بود منتشر کرده بود. تیتر مصاحبه در صفحه اول روزنامه اطلاعات و متن آن در صفحه چهارم این روزنامه.
     در این مصاحبه، آیت الله خمینی در پاسخ به این سئوال که نظر شما درباره حکومت اسلامی چیست گفته بود که مقصود ما از حکومت اسلامی این نیست که روحانیون حکومت تشکیل دهند. ملت مسلمان ایران هرکس را که برای حکومت، با اکثریت آراء انتخاب کند مورد تایید است. نقش روحانیون این است که هدف ها را مشخّص کنند. در واقع، روحانیون وظایف و هدف های حکومت اسلامی را تعیین می کنند. تمامی وزارتخانه ها، ادارات دولتی و سازمانها باید از افراد فاسد تصفیه شوند. همه کسانی که طی سال های اخیر دزدی و ارتشاء کرده اند و به منافع عالیه ملت و مصالح مردم خیانت ورزیده اند باید محاکمه و مجازات شوند و برای همیشه از کار برکنار. باید از خرج های زائد و بیهوده جلوگیری به عمل آید. غرب حقایق را وارونه جلوه می دهد، اسلام دین مترقّی است. قدرت های بزرگ عامل رکود اقتصادی بسیاری از کشورهای آسیا، آمریکای لاتین و آفریقا هستند، باید به سیاست های استعماری خود پایان دهند و به حاکمیت کشورها احترام بگذارند. بعضی بانک ها موجبات ورشکستگی کشور ما را به وجود آورده اند.
     آیت الله خمینی در این مصاحبه گفته بود: ما می خواهیم زنان در تمام امور کشور سهیم باشند. ما نگفتیم که به سینماها و بانک ها حمله شود.
    
    تیتر و ترجمه متن مصاحبه که در صفحات اول و چهارم آن شماره روزنامه اطلاعات درج شده بود در زیر کپی (اِسکَن) شده است:
    



    
    



    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
خرابکاری خونین در اهواز در اکتبر 2005 و اشاره انگشت اتهام تهران به سوی لندن و ...
در این روز رسانه ها در گوشه و کنار جهان گزارش از دو انفجار تروریستی در اهواز داده بودند که دو روز پیش از آن (15 اکتبر 2005 و در آن سال مصادف با 23 مهرماه 1384 و در ایام ماه رمضان) صورت گرفته بود و هفت کشته و بیش از یکصد زخمی برجای گذارده بود. این دو بمب دست ساز در دو سطل زباله درخیابان پُر رفت و آمد قرار داده شده بود. به گزارش این رسانه ها، پلیس اهواز یک بمب دیگر در زیر یک پُل و به علاوه، چند «مین» و نارنجک کشف و سی تن را به اتهام دست داشتن در این خرابکاری ها دستگیر کرده بود. 12 ژوئن این سال (22 خرداد 1384 و ماه انتخابات) نیز بر اثر انفجار بمب در اهواز شماری کشته و زخمی شده بودند و پس از آن هم در یک لوله محلی انتقال نفت از چاه مربوط خرابکاری صورت گرفته بود.
    برخي از روزنامه ها در شماره هاي 16 اكتبر 2005 خود از عجله دولت انگلستان به محكوم كردن خرابكاري نیمه اکتبر در اهواز و ابراز تاسف از تلفات آن تعجب كرده بودند، و به همين گونه، آژانس فرانس پرس.
     به باور تفسیرنگاران این روزنامه ها، دولت انگلستان با تعجیل در محكوم ساختن خرابكاري 15 اكتبر اهواز خواسته بود بگويد كه در آن حادثه دست نداشته و اين عمل لندن در بحث محافل، يك پيشگيري از متهم شدن تلقي شده بود. به گفته اصحاب نظر، سوء ظن مردم ايران به دولت لندن که از علاقه قديمي و آگاهی های آن نسبت به مناطق نفتخيز اطلاع دارند پايان پذير نيست.
    چند روز پس از رویداد خونین اهواز، وزیر دادگستری جمهوری اسلامی ایران گفت که تحقیق از 30 متهم دستگیر شده ثابت کرده است که خرابکاری های اهواز از خارج هدایت شده است و قرار بود که پس از اهواز، در یک شهر دیگر خوزستان چنین برنامه ای اجرا شود. در همین روز، وزیر کشور جمهوری اسلامی در این زمینه گفت که خرابکاران در خارج از مرزهای ایران آموزش دیده بودند. یک مقام امنیتی ایران نیز اظهارداشت که شمار دستگیرشدگان به 35 نفر افزایش یافته که اعترافات آنان حکایت از دست داشتن خارجی می کند. این مقام، این دولت خارجی را معرفی نکرد و اشاره شد که خرابکاری ها بوی انگلیسی می دهد. در آن زمان، انگلیسی ها در بصره استقرار نظامی داشتند و کنترل جنوب عراق در دست آنان بود. طولی نکشید که احمدی نژاد (و در آن زمان، رئیس جمهور تازه) در این باره اظهار نظر کرد و گفت که ردّ پای انگلستان در رویداد اهواز دیده شده است. وی افزود که نيروهاي نظامی انگلستان ـ مستقر در عراق مورد سوء ظن هستند. دولت لندن بی درنگ اتهام وارده را ردّ کرد. مبادله اتهامات ميان تهران و لندن تا مدتی ادامه داشت و مقامات انگلیسی اشاره کرده بودند که عوامل ایران در مرگ هشت نظامی انگلیسی در منطقه بصره دست داشته اند. ضمن مبادله این اتهامات، باردیگر در تهران ورق زدن تاریخچه توطئه ها و دسیسه های انگلستان در ایران و بدبختی ها و عقب ماندگی ناشی از آن و ازجمله نظر داشتن به مناطق نفتی ایران از سرگرفته شد.
    در این میان، واشنگتن هم بیکار ننشست و تهران را متهم به مداخله در اوضاع عراق کرد و ....
دو عکس بالا، آثار خون در خيابان نادري اهواز و چند مجروح را پس از وقوع دو انفجار 15 اکتبر 2005 نشان مي دهد.

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سينما
زادروز ريتا هيورت
Rita Hayworth

«ريتا هيورت Rita Hayworth» بازيگر فيلم هاي سينمايي كه دومين شوهر او علي خان محلاتي پسر آقاخان پيشواي وقت اسماعيله (ايراني تبار) بود و از او دختري به نام ياسمين دارد 17 اكتبر سال 1919 به دنيا آمد. پدر او يك رقصنده اسپانيايي و مادرش يك بازيگر تئاتر بود. او در دهها فيلم سينمايي بازي كرد و از بازيگران برجسته دهه هاي 1940 و 1950 دنياي سينما بود.
    ريتا كه پنج بار شوهر كرده بود در مصاحبه اي گفته بود كه اولين شوهرش 21 سال بزرگتر از او بود و اگر فردي در نخستين ازدواج، انتخاب مناسب نداشته باشد متوسل به ازدواجهاي متعدد مي شود و اندرز داده بود كه جوانان در انتخاب همسر دقت كنند، چشمشان را باز كنند تا مجبور به تجديد ازدواج كه عملي دردناك و پرهزينه و عمر برباد ده است نشوند.
     شهرت ديگر ريتا از بيماري فراموشي (آلزايمر) است. وي در حال اجراي يك برنامه، ناگهان مضمون نمايشنامه را فراموش كرد كه بيماري او را آلزايمر تشخيص دادند. ياسمين دختر دومش نگهداري مادر را برعهده گرفت و اخبار مربوط به بيماري وي سبب شد كه به بيماري فراموشي توجه شود و انجمني به وجود آيد و براي كشف راههاي درمان تلاش كند.
    مهارت ريتا در هنر نمايش به حدي بود كه پس از درگذشت، رئيس جمهوري وقت آمريكا اعلاميه فوت او را امضاء كرده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در دنياي تاريخ‌نگاري
«تاريخ جنگهاي ژوستي ني ان» ـ توصيف «پروكوپيوس» از سرباز ايراني
پروكوبيوس كه در فلسطين متولد شده بود و مورخ سه امپراتور روم شرقي بود، كتاب «تاريخ محرمانه» را عمدتا درباره بانوي «ژوستي ني ان» و زندگاني خصوصي دربار نوشته است که الگو و مدل براي مورخان ديگر شده است. اين تصوير را جرماگون Jermagon از پروکوپيوس ترسيم کرده است
«پروكوپيوس Procopius» مورّخ قرن ششم ميلادي (500 - 565)، 17اكتبر سال 553 ميلادي كتاب معروف خود تحت عنوان «جنگها [جنگهايJustinian و عمدتا با ايران]» را به پايان بُرد و نسخه اصلي آن را كه باقي مانده است به امپراتور وقت روم شرقي كه هزينه تدوين آن را پرداخت كرده بود تسليم كرد. اين كتاب در سال 1453 و اندكي پيش از آنكه قسطنطنيه به دست عثماني ها افتد به «رم» برده شد تا محفوظ بماند. اين كتاب عمدتا در شرح جنگهاي ايران و روم شرقي در عهد «ژوستي ني ان» است و مولف با اين كه يك تبعه روم بود، در اين كتاب تصوير جالبي از سرباز ايراني آن زمان ارائه داده و نوشته است كه سرباز ايراني اگر در ميدان نبرد مجروح شود ناله نمي كند و چنانچه به اسارت درآيد بر پاي فاتح نمي افتد و لابه نمي كند. سرباز ايراني جز به دستور فرمانده خود دست به عقب نشيني نمي زند.
    پروکوپيوس Procopius Caesarensis (متولد 500 و متوفي در 565 ميلادي) که به مورخ قرن ششم معروف است جمعا هشت کتاب تاريخ نوشت و از جمله يک کتاب با عنوان «تاريخ محرمانه». تاريخ محرمانه او مربوط به جنجالهاي آن دوران است. وي در برخي از جنگهاي زمان «ژوستي ني ان Justinian »، با سپاهيان رومي همراه بود و صحنه هاي جنگ را مشاهده کرده بود. تاريخ جنگها يا «تاريخ جنگهاي ژوستي ني ان» شامل جنگهاي او با خسروانوشيروان، جنگ با «ژرمن هاي آرين نژاد» در ايتاليا و جنگ با وندالها در شمال افريقا بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
پيدايش اصطلاح «تبعه اول» در جهان ـ اعتراض روميان با امپراتور شدن رئيس جمهوري
اوكتاويوس
17 اكتبر سال 23 پيش از ميلاد، ساكنان شهر رُم پس از اينکه شنيدند سناي روم اوكتاويوس را «رئيس جمهوري مادام العمر = امپرتور» كرده است در ميدان مركزي شهر جمع شدند و اعتراض كردند كه پادشاه نمي خواهند.
     فبلا، جز سزار، سران كشور روم حتي پس از آن كه عنوان امپراتور به آنان اطلاق شد هر چند سال يك بار براي ادامه حكومت خود خواستار راي سنا مي شدند و با اينكه عملا امپراتور مادام العمر بودند اسما منتخب موقت بشمار مي رفتند.
    اكتاويوس که از او به عنوان نخستين امپراتور روم نام برده شده است پس از آگاه شدن از اجتماع اعتراض آميز مردم، در ميدان محل اجتماع حاضر شد و از عنواني كه سنا به او داده بود صرفنظر كرد و اعلام داشت كه از اين پس هر سال يك بار از سنا درباره ادامه كار خود تقاضاي راي خواهد کرد و از اين پس كسي حق ندارد او را امپريوم (امپراتور) بنامد بايد Princeps يعني تبعه اول خطاب كند كه اصطلاح شخص اول كشور از همان زمان است.
     اوکتاويوس بعدا و پس از اينکه مردم آرام گرفتند زير قول خود زد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اعاده حيثيت از «جفرسون ديويس» 89 سال پس از درگذشت او
Jefferson Davis
113 سال پس از پايان جنگ داخلي پُرتلفات آمريکا و 89 سال بعد از درگذشت «جفرسون ديويسJefferson Davis» رئيس كنفدراسيون امريكا (ايالات جنوبي در جريان جنگ داخلي)، جيمي کارتر رئيس جمهور وقت آمريكا 17 اکتبر 1978 از او اعاده حيثيت کرد. هر دو تن جنوبي بوده اند. جفرسون ديويس که از نهم فوريه سال 1861 تا سال 1865 رئيس جمهور کنفدراسيون آمريکا بود سوم ژوئن 1808 در کنتاکي به دنيا آمده و ششم دسامبر 1889 در لوئيزيانا درگذشته بود. وي پيش از ورود به دنياي سياست، يک نظامي بود و با درجه سرهنگي در جنگ با مکزيک و تصرف کاليفرنيا شرکت کرده و چندي بعد وزير جنگ شده بود. ديويس مدتي عضو مجلس نمايندگان و زماني هم سناتور ايالات متحده بود که از اين سمت کناره گيري کرد تا از حقوق ايالات خواهان استقلال کامل داخلي (کنفدراسيون شدن) دفاع کند که اين ايالات اورا به رياست جمهور کنفدراسيون انتخاب کردند. پايتخت کنفدراسيون، شهر ريچموند ويرجينيا بود.
    پس از شکست نظامي کنفدراسيون آمريکا از فدراسيون آمريکا و پايان جنگ داخلي، جفرسون ديويس دستگير و در فورت مونرو در شهر همتون زنداني شد که به قيد ضمانت آزاد گرديد تا محاکمه شود که چنين محاکمه اي صورت نگرفت و او موفق شد که کتاب خاطرات خودرا بنويسد و 24 سال پس از پايان جنگ فوت کند. در برخي از مناطق جنوبي آمريکا ازجمله ايالت لوئيزيانا زادروز اورا برگزار مي کنند و مورد احترام است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
زلزله سانفرانسیسکو با 67 کشته


سپیده دم 17 اکتبر 1989 زمین لرزه ای به شدت شش و نه دهم در مقیاس ریشتر در منطقه خلیج سانفرانسیسکو (بِی اِریا) روی داد که باعث مرگ 67 تن و جرح بیش از سه و هفتصد تن دیگر شد. این حادثه به این منطقه حدود 7 میلیارد دلار نیز زیان مالی وارد کرد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ترميم خرابي هاي عراق از طريق وام ـ مشاهده سوء مديريت و فساد دولتي در عراق در اکتبر 2003
سناي آمريكا پس از بحث بسيار و ايستادگي سناتورهاي استخوانداري همچون ادوارد كندي، 16 اكتبر 2003 تصويب كرد كه نيمي از 20 ميليارد و سيصد ميليون دلار بودجه ترميم خرابي هاي عراق به صورت وام باشد تا بعدا از اين كشور دريافت شود، زيرا كه روي ذخاير انبوه نفت خوابيده است.
     اين مصوبه همزمان با گزارشي از سوي كنگره آمريكا انتشار يافت كه نشان مي داد مقاطعه كاران خارجي در عراق دست به اجحاف زده بودند و سوء مديريت و فساد دولتي مشاهده شده بود و تاکيد شده بود که اين روند اگر سريعا قطع نشود ابعاد بيشتري به خود خواهد گرفت و ... و بايد در انتصاب مديران دقت و سختگيري شود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 17 اكتبر
  • 1244:   صليبيون كه بيت المقدس را در دست داشتند در جنگ «حربيه» در منطقه غزه از نيروهاي ائتلاف مسلمانان شكست خوردند و 5000 كشته و 800 اسير دادند. گروههايي از خوارزميان نيز در اين ائتلاف مشاركت داشتند.
        
        
  • 1604:   يوهانس كِپلِر Johannes Kepler فضاشناس آلماني مرگ يك ستاره را مشاهده كرد كه قبلا مي درخشيد و ناگهان ناپديد شد.
        
        
  • 1781:   چارلز كورنواليس Charles, Earl Cornwallis آخرين فرماندار مهاجرنشینان 13 گانه انگليسيِ آمريكا كه نيروهايش در جنگِ يورك تاون Yorktown (شرق ويرجينيا) از واحدهاي مشترك فرانسه و مهاجرنشينان استقلال طلب شكست خورده بودند به ژنرال جورج واشنگتن اطلاع داد كه آماده تسليم شدن است.
        
        
  • 1854:   اسكار وايلد نويسنده ايرلندي كه 44 سال عُمر كرد به دنيا آمد و 17 اکتبر زادروز اوست.
        
        
  • 1860:   نخستين ميدان گُلف كه «بازي ثروتمندان» خوانده شده است در انگلستان آغاز بكار كرد.
        
        
  • 1914:   16 اکتبر 1914 زادروز محمدظاهرشاه است که سال ها بر افغانستان پادشاهي کرد. وي در سال 2007 درگذشت. محمدظاهرشاه با کودتاي سردار محمد داوودخان برکنار شد و سالها در ايتاليا زندگي مي کرد که در دهه اول قرن 21 به وطن بازگشت و لقب پدرِ افغانستان گرفت.
        
        
  • 1915:   آرتور ميلر نمايشنامه نويس شهير متولد شد و 90 سال عُمر كرد.
        
        
  • 1918:   نظام حكومتي يوگوسلاوي که پادشاهی بود جمهوري شد.
        
        
  • 1919:   شركت آمريکايي «آر سي اِ Radio Corporation of America» به عنوان نخستين كمپاني سخن پراكني راديويي آغاز بكار كرد.
        
        
  • 1921:   در تهران گروهي متهم به طرح توطئه برضد دولت وقت شدند و به زندان افتادند. اين اتهام دو روز پس از قتل ميرزا كوچك خان گيلاني (اصطلاحا؛ جنگلي) وارد آمده بود.
        
        
  • 1933:   در پي آغاز تضييقات شديد در خاك آلمان براي يهوديان، آلبرت اينشتن Albert Einstein که در آمریکا بود در اين روز تصمیم به ماندن در این کشور گرفت و تا پايان عُمر در آمریکا ماند و دولت وقت آمريكا را مصرّانه ترغيب به توليد بمب اتمي كرد. اينشتن فیزیکدان آلمانی و تحصیلکرده در آلمان و سویس، پیش از سفر به آمریکا در دانشگاههای کشورهای آلمان، سویس و شهر پراگ تدریس کرده بود و در آمریکا نیز بکار تدریس در دانشگاه پرینستون (استیت نیوجرسی) ادامه داد. اينشتن (1879 ـ 1955) برنده جایزه نوبل سال 1921 در فیزیک بود.
        
        
  • 1939:  


    طبق برخي نوشته ها، فرخي يزدي شاعر، ناشر روزنامه «توفان» و نماينده مجلس شوراي ملي با تزريق آمپول هوا در درمانگاه زندان كشته شد. وي از منتقدان روش هاي رضاشاه بود و در اشعارش به طور ضمني و يا واضح، حکومت را مورد انتقاد قرار مي داد. فرخي نماينده شهر يزد بود.
        
  • 1945:   هزاران آرژانتيني كه در ميداني در بوئنوس آيرس گرد آمده بودند تا دولت تحت فشار قرار گيرد و خوان پرون را از زندان آزاد كند، چون در آن روز پاسخ موافق نشنيدند تصميم به تشكيل يك حزب بر پایه عقاید پرون با هدف ملي گرايي متمایل به سوسیالیسم گرفتند كه همچنان فعال است و چند بار حزب اول در پارلمان آرژانتين شده است. اين حزب دو بار پرون را رئيس كشور كرد.
        
        
  • 1967:   «پي يي» آخرين امپراتور چين كه پس از عزل و زندانی شدن، مدت ها به كار باغباني گمارده شده بود در 60 سالگي درگذشت.
        
        
  • 1973:   كشورهاي عربي فروش نفت به غرب و ژاپن را محدود كردند كه چند روز بعد به صورت يك تحريم كامل در آمد. اين تحريم كه تا مارس سال بعد ادامه يافت و علت آن حمايت غرب از اسرائيل در قبال مسئله فلسطين و نيز حمله نظامي به سوريه بود اقتصاد غرب را دچار بحران ساخت. جنگ را مصر با هدف اخراج نيروهاي اسرائيلي از صحراي سينا آغار کرده بود. ايران (دولت شاه) عمدتا به دليل دوستي با دولت آمريكا، در اين تحريم شركت نكرد، صادرات نفت ايران چند برابر شد، ثروتمند و ....
        
        
  • 1975:   سازمان ملل 17 اكتبر را روز ريشه كني فقر و تنگدستي در جهان اعلام كرد كه همانند ساير كارهاي اين سازمان، نتيجه اي از آن به دست نيامده است، جز انتشار سالانهِ آمار گرسنگان و تنگدستان جهان.
        
        
  • 1994:   Dmitry Kholodov روزنامه نگار روس که درباره وجود فساد در سازمانهای نظامی روسیه (پس از فروپاشی شوروی) تحقیق می کرد در مسکو کشته شد.
    Kholodov

    به وی نشانی بسته ای را داده بودند و گفته بودند که حاوی اسناد فساد آلود است. وی هنگام باز کردن بسته بر اثر انفجار بمبی که در آن جاسازی شده بود کشته شد. ترور خولودوف سراغاز ترور شماری از روزنامه نگاران روس بود که در پی کشف فساد اداری در این کشور بودند.
        
  • 1994:   پادشاه اردن با دولت اسرائيل صلح كرد.
        
        
  • 2004:   شبكه هاي تلويزيوني آمريكا از 15 اكتبر 2004 به پخش گزارش و تصوير از صفوف طولاني سالخوردگان و مادراني كه كودكان را به همراه داشتند پرداخته بودند كه مقابل مراكز بهداشتي در آمریکا منتظر نوبت براي تزريق واكسن آنفلوآنزا (نوعی سرماخوردگي) بودند. مقامات دولتي قبلا اعلام كرده بودند كه به سبب كمبود واكسن ضد آنفلوآنزا، تنها سالخوردگان و كودكان كه آسيب پذيري بيشتري دارند مي توانند براي تزريق آن به مراكز مربوط مراجعه كنند. درآمريكا برخی از كارخانه هاي توليد واكسن آنفلوآنزا (فلو) به اين فعاليت خود پايان داده بودند و به همين سبب در آن سال كمبود واكسن به ميان آمده بود.
        
        



  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com